ghaemiyeh.com
سرشناسه:سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس. مدیرت مطالعات تاریخی و روزشمار
عنوان و نام پدیدآور:طبس تا سنندج: تهاجمها و بحرانهای دوران گذار اردیبهشت ۱۳۵۹/ هادی نخعی؛ مجری مدیریت مطالعات تاریخی و روزشمار مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس؛ ویرایش فنی و ادبی هانیه مرشدی؛ زیر نظر شورای تدوین و انتشار روزشمار جنگ حسین اردستانی...[ و دیگران ].
مشخصات نشر:تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، ۱۳۹۷.
مشخصات ظاهری:۱۱۲۸ص.
فروست:روزشمار جنگ ایران و عراق.کتاب هفتم؛ جلد ۲.
شابک:۵۰۰۰۰۰ ریال: 9786005443844
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
یادداشت:زیر نظر شورای تدوین و انتشار روزشمار جنگ حسین اردستانی، مهدی انصاری، حمیدرضا فراهانی، علیرضا لطفاللهزادگان، هادی نخعی، حجتالله کریمی.
یادداشت:نمایه.
موضوع:جنگ ایران و عراق، ۱۳۵۹۱۳۶۷ گاهشماری
موضوع:IranIraq War, 19801988 Chronology
موضوع:جنگ ایران و عراق، ۱۳۵۹۱۳۶۷ دخالت ایالات متحده
موضوع:IranIraq War, 19801988 Participation, American
موضوع:واقعه طبس، ۱۳۵۹.
موضوع:*Historical incidence of Tabas, 1980
موضوع:جنگ ایران و عراق، ۱۳۵۹۱۳۶۷ کردستان
موضوع:IranIraq War, 19801988 Kurdistan
شناسه افزوده:نخعی، هادی، ۱۳۲۸
شناسه افزوده:سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس
شناسه افزوده:Islamic Revolution Iranian Revolutionary Guards. Holly Defense Research and Documentation Center
شناسه افزوده:روزشمار جنگ ایران و عراق؛ [ج.] ۷.
رده بندی کنگره:DSR۱۶۰۲/س۲۵ر۹ ۷.ج ۱۳۹۷
رده بندی دیویی:۹۵۵/۰۸۴۳۰۲
شماره کتابشناسی ملی:۵۱۳۰۴۲۴
روزشمار جنگ ایران و عراق
کتاب هفتم جلد۲
طبس تا سنندج
تهاجمها و بحرانهای دوران گذار
اردیبهشت 1359
هادی نخعی
مرکز اسناد وتحقیقات دفاع مقدس
مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
روزشمارجنگ ایران و عراق کتاب
هفتم جلد۲
طبس
تا سنندج
تهاجمها و بحرانهای دوران گذار
هادی نخعی
مجری:
مدیریت مطالعات تاریخی و روزشمار مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس
ویرایش فنی و ادبی: هانیه مرشدی
همکاران آمادهسازی: مریمسادات ساداتنجفی(صفحهآرایی) < سعید حصاری (نمایه) < محمد محمدپور (گزینش عکس)
لیتوگرافی و چاپ: مرکز چاپ سپاه پاسداران انقلاب
اسلامی < ناظر چاپ: ناصرکشاورز
چاپ اول: 1396 < تعداد: 1000 نسخه < قیمت: تومان
شابک: 5443 600 978 ISBN: 9786005443
کلیه حقوق متعلق به مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس است.
نقل از کتاب با ذکر مأخذ مجاز و هرگونه بهرهبرداری دیگر منوط به اجازه کتبی این مرکز میباشد.
مراکز پخش: 1. تهران،خیابان انقلاب،خیابان12فروردین، ساختمان ناشران، طبقهاول،شماره 4،تلفن: 66481531
تهران،خیابان انقلاب،خیابان فخررازی، مجتمع ناشران فخر رازی، انتشارات مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس
خرمشهر،جنب مسجدجامع، بازارشهید محمدجهانآرا،شماره 27
روزشمار جنگ ایران و عراق
تهیه و نشر: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
زیر نظر شورای تدوین و انتشار روزشمار جنگ:
حسین اردستانی، مهدی انصاری، حمیدرضا فراهانی،
علیرضا لطفاللهزادگان، هادی نخعی، حجتالله کریمی
تصویر
تصویر
تصویر
عنوان صفحه
پیشگفتار ۱۵
مقدمه ۱۷
1 اردیبهشت 1359 121
2 اردیبهشت 1359 179
3 اردیبهشت 1359 223
4 اردیبهشت 1359 255
5 اردیبهشت 1359 275
6 اردیبهشت 1359 335
7 اردیبهشت 1359 391
8 اردیبهشت 1359 447
9 اردیبهشت 1359 481
10 اردیبهشت 1359 519
11 اردیبهشت 1359 545
12 اردیبهشت 1359 581
13 اردیبهشت 1359 601
14 اردیبهشت 1359 625
15 اردیبهشت 1359 651
16 اردیبهشت 1359 673
عنوان صفحه
پیشگفتار ۱۵
مقدمه ۱۷
17 اردیبهشت 1359 701
18 اردیبهشت 1359 727
19 اردیبهشت 1359 745
20 اردیبهشت 1359 761
21 اردیبهشت 1359 783
22 اردیبهشت 1359 809
23 اردیبهشت 1359 835
24 اردیبهشت 1359 853
25 اردیبهشت 1359 881
26 اردیبهشت 1359 897
27 اردیبهشت 1359 917
28 اردیبهشت 1359 933
29 اردیبهشت 1359 959
30 اردیبهشت 1359 981
31 اردیبهشت 1359 1003
گزارش روزشمار (فشرده اهم مطالب) 1027
فهرست راهنما (نمایه) 1079
فهرست نقشه
عنوان صفحه
آزادسازی شهر سنندج 939
سایروس ونس وزیر امور خارجه امریکا ۱۲۳
علیاکبر معینفر وزیر نفت ۱۲۶
محمدعلی جهانآرا مسئول سپاه پاسداران خرمشهر ۱۳۲
تیمسار ولیالله فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش ۱۳۷
مهدی بازرگان عضو شورای انقلاب ۱۴۳
حضور مسلحانه رسمی سازمان چریکهای فدایی خلق در درگیریهای کردستان ۱۵۸
اعلام مواضع گروههای سیاسی روی نردههای درب اصلی دانشگاه تهران ۱۶۰
شکستهشدن نردههای دانشگاه تهران براثر درگیری گروهکها ۱۶۰
رژه دانشجویان وابسته به انجمنهای اسلامی و سازمانهای دانشجویان مسلمان کشور از حسینیه ارشاد تا اقامتگاه موقت امام خمینی ۱۶۳
امام خمینیرهبر انقلاب اسلامی ۱۶۴
طه یاسین رمضان معاون نخستوزیر عراق ۱۸۹
آیتالله سیدمحمدباقر صدر ۱۹۴
تیمسار ظهیرنژاد فرمانده ژاندارمری و عباس آقازمانی (ابوشریف) فرمانده عملیاتی سپاه پاسداران ۱۹۷
تجمع بزرگ مردمی در دانشگاه تهران ۲۰۱
سخنرانی ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهور، در دانشگاه تهران ۲۰۲
حجتالاسلام هادی غفاری رئیس دادگاه انقلاب اسلامی شهسوار ۲۰۹
جیمی کارتر رئیسجمهور امریکا و زبیگنیو برژینسکی مشاور امنیت ملی وی ۲۲۵
مسعود بارزانی رهبر حزب دمکرات کردستان عراق ۲۳۱
سرلشکر محمدهادی شادمهر رئیس ستاد مشترک ارتش و ابوالحسن بنیصدر ۲۳۵
غنی بلوریان عضو ارشد حزب دمکرات کردستان ایران. ۲۴۰
آیتالله سیدمحمدحسین بهشتی عضو شورای انقلاب ۲۴۴
ناو هواپیمابر نیمیتز در ۳۰ مایلی ساحل ایران ۲۵۶
هلیکوپترهای دی.اس۵۳ امریکایی بر روی ناو هواپیمابر نیمیتز در وضعیتهای قبل از پرواز ۲۵۷
صدام حسین رئیسجمهور عراق ۲۶۰
جرج حبش رهبر جبهه خلق برای آزادی فلسطین ۲۶۰
رحیم صفوی رابط عملیاتی سپاه و ارتش در غرب کشور و عباس دوزدوزانی فرمانده کل سپاه ۲۶۴
ابوشریف (عباس آقازمانی) فرمانده عملیات سپاه ۲۶۶
بقایای هلیکوپترهای نیروهای امریکایی در طبس ۲۷۶
کارتر رئیسجمهور امریکا. ۲۸۲
سرتیپ ظهیرنژاد فرمانده کل ژاندارمری ۲۸۵
محمد منتظرقائم فرمانده سپاه پاسداران یزد ۲۸۷
صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ۲۸۹
امام خمینی ۲۹۰
مارگارت تاچر نخستوزیر انگلیس ۳۰۰
آندره گرومیکو وزیر امور خارجه شوروی ۳۰۲
کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد ۳۰۳
تیمسار فلاحی ۳۰۴
مصطفی چمران وزیر دفاع ۳۰۵
آیتالله لاهوتی امامجمعه رشت ۳۱۶
نورالدین کیانوری دبیرکل حزب توده ۳۲۱
آیتالله شریعتمداری ۳۲۳
برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر ۳۲۴
سناتور رابرت برد رهبر اکثریت در سنای امریکا ۳۳۷
هنری کیسینجر وزیر امور خارجه اسبق امریکا. ۳۳۸
رونالد ریگان رقیب کارتر از حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاستجمهوری ۳۴۰
نمونهای از عرصه وسیع و متنوع تبلیغات مربوط به
حمله طبس ۳۵۲
آیتالله العظمی محمدرضا گلپایگانی ۳۵۳
مسعود بارزانی رهبر حزب دمکرات کردستان عراق ۳۵۴
محمد بروجردی فرمانده سپاه سنندج ۳۷۳
صادق طباطبایی سرپرست ادارات نخستوزیری ۳۹۷
فیدل کاسترو ۴۰۲
یاسر عرفات ۴۰۴
شیخ عزالدین حسینی ۴۲۶
احمد مفتیزاده ۴۳۴
حسن حبیبی سخنگوی شورای انقلاب ۴۳۸
کارتر، برژینسکی و ونس ۴۸۱
جلال طالبانی رهبر اتحادیه میهنی کردستان عراق ۴۹۷
ابوالحسن بنیصدر ۵۱۴
ادموند ماسکی وزیر امور خارجه جدید امریکا ۵۲۱
آیتالله بهشتی رئیس دیوانعالی کشور و عضو شورای انقلاب ۵۲۳
شاپور بختیار ۵۲۵
آیتالله محمدرضا مهدوی کنی سرپرست وزارت کشور و عضو شورای نگهبان ۵۴۱
منصور فرهنگ سفیر ایران در سازمان ملل متحد ۵۴۷
تجمع دانشجویان ایرانی کفنپوش در اطراف سفارت ایران در لندن در حمایت از انقلاب اسلامی ۵۴۹
نماز جماعت معترضان به اشغال سفارت ایران در لندن، در اطراف این سفارتخانه ۵۵۱
ارتفاعات اربابا در بانه ۵۵۸
حجتالاسلام سیدمحمد موسوی خوئینیها سخنگوی دانشجویان پیرو خط امام ۵۶۴
فرخ نگهدار عضو مرکزیت سازمان چریکهای فدایی خلق ۵۶۸
مراسم روز کارگر حزب توده در میدان امام خمینی ۵۷۰
فخرالدین حجازی ۵۷۶
آیتالله خامنهای امامجمعه تهران ۵۸۲
تجمع و تحصن هواداران انقلاب اسلامی مقابل سفارت ایران در لندن ۵۸۵
اقامه نماز جماعت در خیابان کنزینگتون مقابل سفارت ایران در لندن ۵۸۸
آیتالله سیدحسن شیرازی از علماء مخالف صدام ۵۸۹
رژه روحانیون مسلح از مقابل منزل امام خمینی ۵۹۷
تابوت اجساد امریکائیان در فرودگاه زوریخ سوئیس ۶۰۲
تشییع جنازه آیتالله سیدحسن شیرازی در قم ۶۳۵
حمله پلیس انگلستان و پایان خونین اشغال سفارت ایران در لندن ۶۵۸
کلنل چارلز بک ویت فرمانده عملیات نجات گروگاننهای امریکایی ۶۷۴
تیمسار غلامعلی اویسی ۷۰۹
آیتالله سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی دادستان کل کشور ۷۳۹
فوزی بداوینژاد از گوگانگیران سفارت ایران در لندن ۷۴۲
آیتالله طاهری امامجمعه اصفهان ۷۵۴
آیتالله خامنهای و دکتر مصطفی چمران ۷۷۸
سیدمحمود دعایی سرپرست روزنامه اطلاعات ۷۷۹
ابوشریف نماینده رئیسجمهوری در سنندج و ابوالحسن بنیصدر ۷۹۰
محمد مکری سفیر ایران در شوروی ۸۱۴
محمد بروجردی، سرگرد علی صیاد شیرازی و رحیم (سیدیحیی) صفوی ۸۱۷
عباس دوزدوزانی فرمانده کل سپاه ۸۴۴
احمد سلامتیان دبیرکل گردهمایی بینالمللی بررسی مداخلات امریکا در ایران ۸۵۵
آیتالله بهشتی و حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی ۸۷۰
عبدالرحمن قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایرانمیپردازیم. ۸۹۱
خسرو قشقایی ۸۹۳
آیتالله خامنهای ۹۰۵
محمد بروجردی و مسجد جامع سنندج ۹۱۴
مراسم تشییع ۲۵ تن از شهدای کردستان در مدرسه عالی شهید مطهری ۹۴۱
محل اقامت جدید امام خمینی در جنب حسینیه جماران ۹۵۴
سرهنگ ایرج نصرتزاد فرمانده تیپ۱ لشکر۲۸ سنندج ۹۵۵
لئونید برژنف رهبر شوروی ۹۶۳
آندره گرومیکو وزیر امور خارجه شوروی ۹۶۳
هاشم صباغیان عضو هیئت ویژه بررسی مسائل کردستان و جمشید حقگو استاندار آذربایجانغربی ۹۷۴
مارگارت تاچر ۹۸۱
معینفر وزیر نفت ۹۸۳
اعلام آمادگی عبدالرحمن قاسملو برای مذاکره ۱۰۱۲
بنیصدر ۱۰۱۷
نورالدین کیانوری ۱۰۲۰
امام موسی صدر ۱۰۲۲
ﭘﻴﺸﮕﻔﺘﺎر
ﻣﻘﺪﻣﻪ
پس از چند سال تلاش، مراحل مختلف طراحی، تحقیق، تدوین، ارزیابی، ویرایش، آمادهسازی و تهیه عکسها و نقشههای جلد دوم کتاب هفتم از مجموعه بزرگ روزشمار جنگ ایران و عراق به پایان رسید و این کتاب با عنوان طبس تا سنندج؛ تهاجمها و بحرانهای دوران گذار آماده انتشار شد.
کتاب حاضر وقایع ۳۱ روز از دوران جنگ ایران و عراق را در بر میگیرد و درمجموع شامل ۵۴۹ گزارش درباره جنگ و موضوعات مربوط به آن در دوره زمانی ۱/۲/۱۳۵۹ تا ۳۱/۲/۱۳۵۹ است.
برای بهرهگیری شایسته از کتاب توجه به چند نکته ضروری است:
مقدمه کتاب شامل جمعبندی مهمترین موضوعاتی است که در گزارشهای مختلف در سراسر کتاب بدانها پرداخته شده است.
هرروز از روزشمار بهمنزله یک فصل و درقالب چندین گزارش شامل اخبار و تفسیر و تحلیل وقایع همان روز است که در پایان آن، فهرست منابع و مآخذ مطالب همان روز درج شده است. همچنین برخی از توضیحات ضروری درباره بعضی گزارشها که در متن روزشمار نمیگنجیده، در پانوشت یا در ضمیمه پایان همان روزشمار آمده است.
پس از متن اصلی کتاب، چکیدهای از مطالب کتاب با عنوان “گزارش روزشمار” درج شده است که شمارههایی نظیر شماره گزارشهای متن کتاب دارد و دستیابی به مطالب موردنظر را آسان میکند. در پایان کتاب نیز فهرست راهنمای موضوعی (نمایه) آمده است. همچنین عکسهایی از صحنههای وقایع و اشخاص ذکرشده در گزارشها، در کتاب چاپ شده است.
برای آگاهی بیشتر از سیر و شیوه تحقیق و تدوین مجموعه روزشمار، مطالعه مقدمه کتاب اول (پیدایش نظام جدید) و ضمیمه کتاب دهم (هجوم سراسری) ضروری است.
مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس ضمن درخواست علو درجات برای راویان شهید از همه کسانی که در مراحل مختلف تحقیق، تدوین و آمادهسازی این کتاب با نویسنده و مرکز همکاری کردهاند، ازجمله هانیه مرشدی (ویرایش ادبی)، لیلا ساعیمنش (اصلاح رسمالخط و تنظیم منابع)، مریمسادات ساداتنجفی (صفحهآرایی)، زهراسادات صبحگل (بانک اطلاعات و عکس)، محمد محمدپور (گزینش عکس)، اکبر رستمی (تهیه نقشه) و نیز سعید حصاری و محمد فردی (استخراج و تنظیم نمایه) سپاسگزاری میکند.
نویسنده کتاب حاضر، مرحوم دکتر هادی نخعی پیش از آنکه اثر ارزشمندش به زیور طبع آراسته گردد، پس از تحمل رنج و تعب یک بیماری سخت و طولانی در آذرماه ۱۳۹۵ به یاران شهیدش پیوست. مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس یاد و خاطره آن استاد فقید که نویسندهای متعهد، پژوهشگری متبحر و از بنیانگذاران مجموعه بزرگ روزشمار جنگ ایران و عراق بودند را گرامی میدارد و از خداوند منان برای ایشان علو درجات را خواستار است.
مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس
1396
با عنوان "طبس تا سنندج تهاجمها و بحرانهای دوران گذار" جلد دوم کتاب هفتم از مجموعه بزرگ روزشمار جنگ ایران و عراق است.
در این کتاب، نویسنده با استفاده از منابع غنی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس (مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ) روزشمار مقطع بسیار مهم و تعیینکننده اردیبهشتماه 1359، را درقالب 549 گزارش تهیه و تدوین کرده است. در طرح اولیه قرار بود وقایع ماههای فروردین و اردیبهشت 1359، در کتاب هفتم روزشمار در یک جلد درج و با عنوان "عراق بر طبل جنگ میکوبد " منتشر گردد، اما درعمل حجم مطالب جمعآوریشده بهطور پیشبینینشدهای افزایش یافت؛ چراکه مقطع تاریخی نیمه اول سال 1359، آکنده از مطالب مهم تاریخی و تحولات تعیینکننده است. از آنجا که تنگ کردن دامنه گزینش و نپرداختن به بعضی مطالب با هدف اختصار، به اصالت این مرور تاریخی لطمه وارد میساخت و باتوجهبه ارزشمندبودن مطالب مزبور، از این کار صرفنظر شد. به این ترتیب کتاب هفتم به دو جلد اول و دوم، شامل مرور جداگانه حوادث فروردین و اردیبهشت ۱۳۵۹، تقسیم شد. جلد اول قبلاً با عنوان "قطع رابطه امریکا با ایران" منتشر شده است و کتاب حاضر جلد دوم کتاب هفتم روزشمار میباشد.
نویسنده در جلد اول (قطع رابطه امریکا با ایران) درباره شکل، محتوا، شیوه تدوین، روش تحقیق و نیز تاریخچه، اهداف و چگونگی شکلگیری پروژه بزرگ روزشمار جنگ ایران و عراق توضیحاتی داده است که مطالعه و توجه به آن برای بهرهبرداری بهتر از کتاب حاضر مفید و ضروری است. با توصیه مؤکد به ملاحظه توضیحات مزبور و نکات مندرج در آن، در اینجا بدین یادآوری اکتفا میگردد:
آنچه در هنگام طراحی اولیه و نیز در تحولات شکلی و گاهی محتوایی بعدی بهعنوان یک اصل غیرقابلتغییر مدنظر بوده، این است که روزشمار باید نشاندهنده
حالوهوای آن روز باشد، نه امروز.(1)هرروز، تاجاییکه امکان دارد هرچه شبیهتر به خودش بازبینی و بازنویسی میشود.
عناوین، اشخاص، لحن گفتارها، نوع برخوردها و شیوه تصمیمگیریها، ادبیات سیاسی و حتی نوع نگارش
1) * منظور از آن روز، زمان قیدشده در روزشمار است و منظور از امروز، زمان تدوین روزشمار است و نیز زمان مطالعه آن.
و شیوه نوشتن کلمات هرروز، خاص همان روز است. آرمانها و ایدهآلهای مطرح، ممکن است خاص آن روز باشد و چهبسا با مقتضیات و حالواحوال امروز، متفاوت و حتی متناقض باشد.
اگر کسی که امروز، فردی عادی محسوب میشود یا منفور و مطرود یا معدوم است، آن روز شخصیتی سرشناس، قدرتمند و محبوب بود یا برعکس اگر برگزیدگان امروز، آن روز افراد عادی، گمنام یا حتی مورد خشم و غضب بودند، چنانکه آن روز مطرح بودهاند در گزارشهای این کتاب انعکاس خواهد داشت، نه چون امروز. خواننده بهطور موقت از فضای امروز رها میشود و در فضای آن روز قرار میگیرد، با همان دغدغهها، خوشیها، غمها، انگیزهها و ضدانگیزهها. اگر رفتارها و گفتارها و مواضع آن روز، امروز ساده، ابتدایی، ناشیانه یا برعکس انقلابی، ایثارگرانه و مکتبی محسوب شوند، تفاوتی در اصل ارائه مطالب به وجود نمیآورد. محقق و نویسنده روزشمار، فارغ از مقتضیات امروزی و تحولات قدرت با امانتداری به بازگویی حقایق و واقعیات میپردازد و همین از مهمترین مایهها و پایههای اعتبار علمی و تحقیقی روزشمار است.
در این شیوه (نگارش روزشمار)، بیشتر مشکل گزینش دادهها مطرح است تا نحوه ارائه آنها. در مواجهه با انبوه دادهها طبعاً باید دادههای بااهمیت را گزینش کرد. اما ملاک اهمیت چیست؟ گاهی تنوع دیدگاهها، زیاد و تفاوت جدی است چهبسا مسئلهای در نگاهی غیرمهم باشد، اما همین مسئله در نگاهی دیگر اهمیت ویژهای داشته باشد. بااینهمه، محقق ناچار است با نظر خود دادههای با اهمیت را گزینش کند، یعنی ناچار است مطالب مهم را خود تشخیص دهد.
درکتاب حاضر نویسنده کوشیده است بین وضعیتی که ارائه انبوه و بیحساب دادهها باعث پسزدن ذهن خواننده میشود و وضعیتی که در آن خواننده صرفاً با گزینش فشرده نویسنده روبهرو است، تعادلی ایجاد کند.
مطالب هرروز روزشمار، مجموعهای از چند گزارش است که با یک شماره ردیف مشخص گردیدهاند. بهعبارتدیگر، هر شماره ردیف در هرروز، نشاندهنده
یک یا چند خبر با موضوع مشترک است که به شکل یک گزارش تنظیم شده است. علاوهبر نمایه (فهرست راهنمای موضوعی) که به استفاده هرچه آسانتر از انبوه مطالب متن، برای دستیابی به مسائل مورد نظر محقق کمک میکند، فشردهای از مطالب متن روزشمار تحتعنوان "گزارش روزشمار" بعد از پایان متن اصلی کتاب ارائه شده است که برای دنبالکردن سریع وقایع بهصورت یک زنجیره مرتبط، استفاده از آن مفید است.
کتاب حاضر به مرور مقطع مهم و دورانساز اردیبهشت ۱۳۵۹ اختصاص دارد. در این ماه چند تحول مهم رخ داده است که هرکدام میتواند نقطه عطفی در حیات نظام جدید به شمار آید؛ ازجمله: عملیات شکستخورده امریکا در طبس، وقایع دانشگاهها که منجر به تشکیل شورایعالی ستاد انقلاب فرهنگی شد و تغییر اساسی وضعیت سنندج بعد از حدود یک ماه درگیری مسلحانه.
در این مرور علاوهبر سه موضوع یادشده، روند مهمترین موضوعات مربوط به درگیریها،
مشکلات و بحرانهای عدیده داخلی و خارجی کشور، بررسی شده است. این حوادث و وقایع بعضی بهطور مستقیم و برخی بهطور غیرمستقیم به زمینهسازیهای جنگ تحمیلی مربوطاند. نویسنده با تحلیل و توصیف موضوعاتی که بر قدرت حکومتی، امنیت ملی و ثبات سیاسی نظام تازهتأسیس جمهوری اسلامی تأثیر مهمی داشتهاند، کوشیده است کلیه مطالب واجد اهمیت را که بهنوعی مستقیم یا غیرمستقیم در زمینهسازی جنگ دخیل بودهاند، درقالب گزارشهای مرتبط متذکر گردد.
مرور اردیبهشت ۱۳۵۹ (دوره زمانی کتاب)، بهوضوح نشان میدهد که کشور در این مقطع زمانی، در معرض چالشها و بحرانهای متعدد داخلی و خارجی قرار داشته است. مجموعه این بحرانها را در پنج عنوان میتوان دستهبندی کرد:
بحران در روابط و مناسبات ایران و امریکا.
بحران در روابط و مناسبات ایران و عراق.
بحران در مناطق کردنشین غرب کشور.
بحران در دانشگاهها.
بحران در تعاملات و مناسبات نیروهای سیاسی داخلی اعم از جریانهای داخل جناحهای حکومتی و خارج از آن.
یادآوری میشود در متن کتاب بیشتر گزارشهای هر روز، به ترتیب ردیفهای پنجگانه مذکور تنظیم شده است مگر در موارد استثنایی و خاص که نوع نگاه نویسنده به مهمترین زمینهسازیهای مربوط به آغاز جنگ عراق علیه ایران را بازگو میکند.
درواقع عراق در فضای ناشیاز چالشها و درگیریهای موجود در نظام جدید که در پی میآید، درصدد تحقق مطامع خویش برآمد. درگیری امریکا با ایران تا حد عملیات نظامی طبس و نیز تدارک و پیگیری حصول اجماع جهان غرب در امر تحریم اقتصادی ایران جلو رفت. در غرب کشور، با اوجگیری درگیریها، جبهه دیگری در مقابل نیروهای نظامی ایران گشوده شد و برای امریکا و عراق این نوعی ایجاد سهولت در حرکت ضدایرانی محسوب میشد. این امر بهخصوص برای عراق عامل مساعدی برای زمینهسازی تجاوز بود. مرکزیت سیاسی و به تبع آن فرماندهی نظامی ایران در نوعی بحران و بیثباتی به سر میبرد و تحتتأثیر رفتارها و برخوردهای تضعیفکننده ناشیاز جناحبندی موسوم به لیبرال خط امام قرار داشت. در صفبندی کلی عرصه سیاسی کشور، گروههای متعددی با دعاوی انقلابی باقیمانده از مبارزه با رژیم گذشته، بهشدت فعالیت داشتند و حاضر به قرارگرفتن در ذیل حاکمیت جمهوری اسلامی نبودند. آنها هرجا ضرورت ایجاب میکرد، مدعی ایفای نقش جریانهای سیاسی دارای مطالبات دمکراتیک و... بوده و هرجا که لازم میشد با اتکا به سلاح، نقش چریکی و شبهنظامی خود را نشان میدادند. همچنین گروههای دیگری که نه در صف محاربان بودند و نه در صف وفاداران قطعی نظام جدید قرار داشتند نیز فعال بودند که مطابق سنخ، ماهیت و نوع حضور، برخی از هردو طرف متحمل فشار و حتی قربانی میشدند.
بهطورکلی در این زمان نوع و جهت تحرکات در هر دو جنبه خارجی (امریکا) و داخلی (نوع صفبندی جریانهای سیاسی داخلی، اعم از داخل حاکمیت و غیر آن)
درمجموع، فضایی ایجاد کرده بود که از دیدگاه رژیم عراق تسهیلکننده تحرکات و عامل مساعدی برای زمینهسازی تجاوز ارتش عراق به شمار میرفت.
در این مقدمه هریک از بحرانهای پنجگانه یادشده، بهترتیب بررسی و سپس تحت عنوان "ویژگیهایی از سپاه" به جنبههایی از وضع این نهاد در این دوره به اختصار اشاره میشود.
در طول دوره کتاب حاضر، اردیبهشت 1359، هریک از دو طرف ایران و امریکا، مشی سابق خویش را درباره گروگان های لانه جاسوسی ادامه دادند، بدون اینکه هیچکدام قادر به اقدام تعیینکنندهای درزمینه کسب امتیازات مورد نظر در راستای حل نهایی مسئله باشند. دراینمیان، در جوامع جهانی و رسانهها، ایران صبورتر، مقاومتر و بابرنامه تر از حریف نمود داشت، هرچند نه درحدیکه پیروزی قطعی و قابلمحاسبهای در انتظارش باشد.
رابطه و مناسبات ایران و امریکا در اردیبهشت 1359 همانند فروردین این سال، روزهای تعیینکنندهای داشت. در فروردین اعلام "قطع رابطه امریکا با ایران" و در اردیبهشتماه حمله شکستخورده امریکا در طبس نشاندهنده اوج تیرگی این روابط بود. در متن این تیرگی، علاوهبر مسائلی که بهطور مستقیم مربوط به روابط ایران و امریکا میشد، بسیاری از مسائل مربوط به سیاست امریکا در خلیجفارس نیز، که در نگاه امریکا بهنحوی مرتبط با ایران بود، قرار داشت. جنبه سوم مربوط به روابط امریکا و عراق میشد. بهرغم فقدان رابطه رسمی بین امریکا و عراق،(1)درمورد مسائل مرتبط با ایران و عراق، آشکارا و بهطور واضحی در مواضع و رفتار امریکا جهتگیری به نفع عراق به چشم میخورد.
درحالیکه در چگونگی مبارزه علیه ایران برای ختم مطلوب ماجرای گروگانها، بهدلیل شکست عملیات در طبس، جنبه نظامی در اقدامات امریکا رنگ باخته و بر جنبههای اقتصادی آن تأکید روزافزون میشد،
درعمل دستکم در کوتاهمدت، موفقیت چندانی نمیتوانست نصیب امریکا شود، بااینحال نمیتوان امریکا را در این قضیه یک شکستخورده قطعی محسوب کرد.
1) ** عراق از سال ۱۹۶۷، به مناسبت "جنگ ۶ روزه اعراب و اسرائیل" با امریکا قطع رابطه کرده بود. در سال ۱۹۸۲، سه سال بعد از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، امریکا عراق را از فهرست سیاه کشورهای حامی تروریسم حذف کرد. دو سال طول کشید تا این نزدیکی به اعلام رسمی تجدید رابطه دو کشور بینجامد. در سال ۱۹۸۴ (۵/۹/۱۳۶۳)، در بیانیه مشترکی که همزمان در بغداد و واشنگتن انتشار یافت، ایالات متحده بعد از ۱۷ سال، رابطه خود را با عراق ازسرگرفت.
در آغاز دوره کتاب حاضر، قرار بود در اجلاس آتی کشورهای عضو جامعه اقتصادی اروپا در لوکزامبورگ، درباره نوع حمایت از امریکا علیه ایران تصمیمگیری شود. دراینحال، برخی کشورها با اعلام مواضع قبلی به استقبال اجلاس مذکور رفته و میکوشیدند بر نتایج آن تأثیرگذار باشند. ازجمله داگلاس هرد سخنگوی وزارت امور خارجه انگلیس، در یک گفتوگوی تلویزیونی گفت: فکر میکنم حمایتنکردن از امریکا علیه ایران به خروج این کشور از ناتو بینجامد و عواقب این اقدام برای متحدان این کشور بسیار وخیم خواهد بود.
در 22 آوریل 1980 (۲/۲/۱۳۵۹)، با شروع اجلاس لوکزامبورگ، کشورهای عضو بازار مشترک اروپا سرانجام درمورد نکات اصلی اقدام جمعی علیه ایران به توافق رسیدند. به گزارش رادیو لندن، آنان توافق کردند اگر دولت ایران تا اواسط ماه مه (اواخر اردیبهشتماه)، برای رهایی گروگانها اقدامی نکند، برنامه جمعی تحریم اقتصادی علیه ایران را به مرحله عمل درآورند. رادیو لندن گزارش داد: «از هماکنون فروش اسلحه و مهمات به ایران قطع شده و قرارداد بازرگانی تازهای با ایران بسته نخواهد شد. چنانچه این اقدامات نتیجه مطلوب به بار نیاورد، کشورهای بازار مشترک اروپا در جلسه روز 17 ماه مه [۲۷/۲/۱۳۵۹] خود که در [ناپل] ایتالیا تشکیل میشود، تصمیم خواهند گرفت که محدودیتهای اقتصادی کامل نسبت به ایران معمول دارند.»
در 17 ماه مه (۲۷ اردیبهشت)، اجلاس وزیران امور خارجه 9 کشور عضو جامعه اقتصادی اروپا شروع به کار کرد. در این اجلاس بایستی برای اجرای مصوبه اجلاس قبلی این وزرا که در لوکزامبورگ تشکیل شده بود، تصمیمگیری میشد. در همین حال، وزیران امور خارجه سه کشور مهم غربی یعنی آلمانغربی، فرانسه و انگلیس به ادموند ماسکی وزیر امور خارجه امریکا، اطلاع دادند که بازار مشترک اروپا مجازاتهای اقتصادی علیه ایران را بهطور کامل به کار نخواهد بست. به اعتقاد آنها اعمال فشار تجاری کمکی به آزادی گروگانها نخواهد کرد. دراینزمینه یک مفسر خبرگزاری فرانسه به نقل از محافل اروپایی در بروکسل اینطور تحلیل کرد: «احتمالاً میزان اقدامات اقتصادی علیه ایران بسیار محدود خواهد بود و این چیزی است که موجب یأس امریکا خواهد شد.» در واکنش به اینگونه تردیدها هودینگ کارتر سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا، اعلام کرد که امریکا هیچ دلیلی برای بهتأخیرانداختن تحریمهای اقتصادی خود علیه ایران نمیبیند. او گفت ایران هیچ اقدامی برای نجات جان گروگانها انجام نداده است. ادموند ماسکی وزیر امور خارجه امریکا نیز کوشید اختلافنظر امریکا و اروپا را عمده نشان ندهد. از سوی دیگر، ژاپن متحد غیراروپایی امریکا نیز بهنوعی الگوی اروپا را تأیید کرد. یادآوری میشود سابورو اوکیتا وزیر امور خارجه ژاپن نیز در اجلاس مزبور شرکت داشت.
سرانجام اجلاس دوروزه ناپل درخصوص تحریم ایران، با صدور بیانیهای به کار خود پایان داد و بهطور رسمی اعلام شد که از روز پنجشنبه (۱/۳/۱۳۵۹)، تحریمهای اقتصادی علیه ایران آغاز
خواهد شد، البته شرکتکنندگان در این اجلاس اعلام کردند که تحریمها، شامل قراردادهای قبل از گروگانگیری نخواهد شد. درواقع این محدودیتها، به معنای تعلیق تمام قراردادهایی بود که پس از چهارم نوامبر ۱۹۷۹ (۱۳ آبان ۱۳۵۸)، با ایران منعقد شده بود. در بیانیه ناپل همچنین آمده بود: «وزیران امور خارجه بازار مشترک اروپا گزارشهای رسیده از ایران را مطالعه و حصول یک تحول مهم یعنی انتخابات پارلمان ایران که شاید منجر به آزادی گروگانها شود را ملاحظه کردهاند. آنها همچنین بار دیگر پایبندی خود به احترام و استقلال ایران و همچنین حق ملت ایران در تعیین سرنوشت خود را تأکید میکنند.»
سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا در واکنش به این مصوبه گفت که این کشور ترجیح میداد مجازاتهای تعیینشده، قراردادهای قبلی را هم در بر میگرفت.
این سخنگو اضافه کرد: درعینحال امریکا مشکلات ناشیاز تعیین این مجازاتها که جامعه اروپا با آن مواجه است را نیز درک میکند.
دراینحال، بسیاری از تفسیرهای خبرگزاریها و رسانههای جهان از کماثربودن مصوبه فوق علیه ایران حکایت داشت و از آنجا که به نظر میرسید مصوبه جدید اروپایی تحریم ایران نیز نتواند مقاومت ایران را بشکند، در محافل مختلف طرحهایی برای آزادی مسالمتآمیز گروگانها ذکر و تحلیل میشد.
درحالیکه ایران با بیاعتنایی برای محدودکردن تحریمها تلاش میکرد، دو روز پس از اجلاس، تجدیدنظر انگلستان در چگونگی اجرای مصوبات اجلاس اخیر ناپل موجب ناراحتی امریکا شد. در انگلستان «پس از یک بحث شدید در مجلس عوام بریتانیا هیئت دولت بریتانیا تصمیم گرفت تا تحریم بازرگانی درمورد ایران را فقط شامل حال پیمانهای جدید دولت بریتانیا با ایران سازد.» دولت بریتانیا فقط بیستوچهار ساعت پس از آنکه همراه با همقطاران خود در بازار مشترک اروپا تصمیم گرفته بود علیه ایران تحریمهای اقتصادی معمول دارد، تصمیم خود را تغییر داد. قرار بود تحریم اقتصادی ایران شامل کلیه قراردادهایی بشود که پس از ۴ نوامبر (روز تسخیر سفارت امریکا در ایران)، بسته شدهاند، اما پس از آنکه نمایندگان مجلس عوام بریتانیا به این موضوع اعتراض کردند تصمیم دولت این کشور عوض شد. بهنظر مفسر رادیو لندن «[با] عقبگرد اخیر سیاست خانم تاچر، به شدت ناخشنودی امریکا افزوده خواهد شد. بهویژه چون خانم تاچر در اروپا سرسختترین پشتیبان مشی کارتر بوده است.»
در آخرین روز کتاب حاضر، مهمترین مسئله مربوط به روابط ایران و امریکا بازتاب تصمیم انگلستان در امر تحریم ایران، در سطح رسانههای جهان بود. نظر به اینکه انگلستان جدیترین متحد امریکا در اروپا و دولت محافظهکار تاچر نیز از این نظر مطمئنترین دولت بود، برخورد مماشاتآمیز این دولت با مسئله تحریم ایران که برخلاف تصمیم اولیه دولت تاچر صورت گرفت، بازتاب وسیعی داشت. در انگلستان، مطبوعات این اقدام را بهشدت تأیید کردند. از سوی دیگر، غلامعلی افروز کاردار ایران در لندن،
بدون اعتنا به اینگونه مماشات انگلیس گفت: دولت انگلیس اگر واقعاً کشوری مستقل و آزادیخواه است و نمیخواهد شریک جرم امریکا باشد
بهجای تشکیل اجلاسی از سران و وزرای امور خارجه کشورهای عضو بازار مشترک برای بحث درباره چگونگی اعمال فشار اقتصادی علیه ایران بهتر است در جلسات و مذاکرات خود برای بازگرداندن شاه مخلوع بهعنوان یک جنایتکار اقدام کند.
آیتالله بهشتی رئیس دیوانعالی کشور و عضو شورای انقلاب نیز درباره تحریم اقتصادی بازار مشترک اروپا علیه ایران و اینکه آیا انعطاف بازار مشترک ناشیاز حسننیت آنها بوده یا چیز دیگر، گفت: «خواستهاند تا حداقل نشان بدهند که صد درصد هم نوکر امریکا نیستند، پنجاه درصد نوکر هستند.»
منازعه امریکا و ایران در اردیبهشت ۱۳۵۹، همچنین در صفبندی اردوگاهی جهان به اشکال مختلف و در عرصههای مختلف سیاسی و اقتصادی (ازجمله نفت) بروز داشت. در طول این دوره، همزمان با اعلام مواضع مقامات سیاسی دولتهای دوست و متحد امریکا، دولتهای اروپایی بلوک شرق و مخالفان اردوگاهی امریکا نیز با نوعی جانبداری از ایران، به اعلام موضع پرداختند. وضع دیگر مخالفان امریکا نیز با شدتی بیشوکم چنین بود. بهطور مثال، ویتنام عملیات طبس را تجاوز نظامی دانست و آن را محکوم کرد. لیبی خواستار انتقال مقر سازمان ملل متحد از نیویورک به کشور دیگری شد. عبدالحلیم خدام وزیر امور خارجه سوریه، اقدام امریکا را دلیلی بر ورشکستگی هیئت حاکمه امریکا توصیف کرد. یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین، شکست عملیات ایالات متحده برای نجات گروگانها در تهران را پیروزی انقلاب ایران بر امپریالیسم امریکا خواند و خطاب به امریکاییها گفت در جنگ جنوب لبنان و کویر لوت و نیز آبهای ساحلی لبنان سرنوشتی شبیه به خلیج خوکها در انتظار شماست.
علاوهبر دولتهای مخالف امریکا، دولتها و شخصیتهای عربی دوست ایالات متحده نیز اغلب لحن سرزنشآمیزی دراینباره داشتند؛ ازجمله شاذلی قلیبی دبیرکل
اتحادیه عرب، در اطلاعیهای که در تونس انتشار داد اظهار کرد اقدام کارتر هدف نظامی دارد و درجاییکه سازمان ملل متحد تعهد کرده در جستوجوی راهحل صلحآمیزی باشد این اقدام یک انحراف است. همچنین عبدالعزیز حسینی وزیر مشاور در نخستوزیری کویت نیز گفت کویت از دریافت این خبر متعجب شده است و چنین اقدامی را برخلاف عرفهای بینالمللی میداند.
در این دوره، امریکا در عرصه تبلیغات و جنگ رسانهای علیه ایران، یک گام بسیار مهم برداشت. در6 مه 1980 (۱۶/۲/۱۳۵۹)، بنگاه سخنپراکنی بینالمللی واشنگتن دیسی اعلام کرد: «از تاریخ اول ژوئن 1980 [11/3/۱۳۵۹]، برنامه فارسی رادیو صدای امریکا روی همان طول موج از 2 ساعت در روز به 8 ساعت افزایش خواهد یافت. دولت امریکا با تصویب پیشنهاد کمیته ویژه هماهنگی به ریاست
برژینسکی و اعطای سالیانه چندین میلیون دلار بیشتر به صدای امریکا که در کشور شما بسیار محبوب است، امکان افزایش برنامه را فراهم نمود. هدف ما از این برنامه این است که مردم ایران را از واقعیت حوادث سیاسی داخلی کشورشان آگاه نماییم.» در ادامه بیانیه بهطور واضح جهتگیری اصلی این جنگ رسانهای، بدین شرح آمده است: «با افزایش وقت برنامه ما میتوانیم روشنفکران پذیرای تمدن غرب و جوانان ایرانی را از پیشرفتهای فرهنگی، علمی، اقتصادی و غیره مطلع سازیم.»
نکته قابلذکر، تفاوت فاحش فضای سیاسی اجتماعی داخل کشور با نوع بازتاب آن در رسانههای بیگانه بود. رادیو صدای امریکا نیز در بخش فارسی خود چنین تفاوت فاحشی را بروز داده و برخلاف فضای داخل، از ادبیات بهشدت تبلیغاتی کاملاً متناسب با گروههای محارب و حتی از خبرهای آشکارا نادرست استفاده کرد.
از سوی دیگر در ایران، در عرصه وسیع و متنوعی از تبلیغات و تحرکات، به محکومیت اقدام امریکا و تحلیل رفتار آن پرداخته شد. دامنه این تحرکات، مراجع عظام تقلید را نیز در بر گرفت. در بیانیهای که درباره اقدام امریکا در طبس، ازطرف آیتالله العظمی گلپایگانی منتشر شد، این اقدام یک حمله تجاوزگرانه براساس «نقشههای جنونآمیز نظام صهیونیستمآب و متجاوز این جهانخوار غدار» خوانده شده و مقامات کشور به وحدت و خدمت خالصانه و مقاومت سرسختانه و شجاعانه «دربرابر توطئههای امپریالیسم در داخل و خارج» فراخوانده شدهاند.
در خارج کشور نیز ایران بهدلیل وجود فضای انقلابی در داخل کشور در جنگ رسانهای مربوط به گروگانگیری یک بازنده قطعی محسوب نمیشد، زیرا چنین اقداماتی را نمیتوان
بهطور مشخص به دولتها مرتبط دانست. حتی در امریکا نیز چنین وضعی وجود داشت. بهعنوان نمونهای از این جنگ رسانهای میتوان به این مورد اشاره کرد: بااینکه دیپلماتهای ایرانی از امریکا اخراج شده بودند، اما اعضای هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد بهناچار در خاک امریکا به سر میبردند و این برای رسانههای امریکایی فرصتی بود تا جنبههای خبری خود را جذابترکنند. گفتوگوی اول ماه مه (۱۱/۲/۱۳۵۹) یکی از شبکههای تلویزیون امریکا با منصور فرهنگ سفیر ایران در سازمان ملل، از آن جمله است. مجری سؤال کرد: آیا گروگانگیری در ایران قانونی بود؟ فرهنگ پاسخ داد نه، بههیچوجه. گروگانگرفتن کارکنان سفارت امریکا در تهران پاسخی به پذیرش شاه مخلوع در ایالات متحده بود. وی ضمن اشاره به کودتای سال 1953 در ایران با حمایت امریکا و نیز کودتای 1974 در شیلی افزود: ازلحاظ تاریخی این کاملاً طبیعی است که پذیرش شاه مخلوع را بهعنوان یک اقدام سیاسی جلوه داد. بنابراین از این دیدگاه گروگانگیری قابلقبول است. از منصور فرهنگ درباره ناتوانی ابوالحسن بنیصدر در برخورد با دانشجویانی که در سفارت امریکا هستند سؤال شد، وی پاسخ داد: ما در یک مرحله انقلابی هستیم با موقعیت انقلابی که نمیتوان یک دولت باثبات داشت. فرهنگ تصریح کرد دشمنی ایران بههیچوجه متوجه مردم امریکا نیست. این دشمنی مستقیماً متوجه دولت امریکا است. سفیر ایران در سازمان ملل با اشاره به گزارشهایی
مبنیبر اینکه واشنگتن راههای حمایت از حضور ارتش در ایران را مدنظر داشت، گفت: امریکاییان کودتا را در سال 1953، ساواک را در سال 1958،
انقلاب بهاصطلاح کشاورزی را در سال 1963 برای ما به ارمغان آوردند و در ژانویه 1979 زمانیکه تمامی دنیا به احترام از انقلاب ایران دچار ترس شده بود، ایالات متحده در تدارک یک کودتا بود.
در طول دوره کتاب حاضر، در فضای حاد ضدامریکایی موجود در ایران، هرگونه تحرکی که بهنحوی میتوانست به امریکاییها منتسب شود، با حساسیت ویژهای تعقیب میشد. دراینحال، اعلام موضع گروهها و جریانهای سیاسی داخل کشور، بهطورکلی در چارچوب ضدیت با امریکا و محکومکردن آن ادامه داشت و هر گروه در حاشیه مطلب اصلی به مقاصد داخلی خود نیز میپرداخت که گاهی اهمیت این حاشیه از متن بیشتر بود. این درواقع نوعی استفاده از مشروعیت و اعتبار مواضع ضدامریکایی بود که در توصیف صفبندی جریانهای سیاسی وقت کشور جالبتوجه و روشنگر به شمار میآید.
در شرایط پس از شکست امریکا در طبس که همه گروهها و جریانهای سیاسی داخلی بیش از همیشه همراهی با امواج فراگیر مبارزه ضدامریکایی را بهنوعی علامت حیات و تحرک و مشروعیت خود میدانستند، برخی گروهها بهطور ویژه با راهبرد و اهداف مشخص خود در کوره تشدید مبارزات ضدامریکایی بهشدت میدمیدند. دراینمیان، حزب توده و سازمان مجاهدین خلق، هرکدام بهنوعی شاخص بودند؛ حزب توده بهسبب رسالت جهانی وابستگی بلوکی خود و سازمان مجاهدین خلق بهعلت ادعاهای آلترناتیوی خود. تلاشهای سازمان مجاهدین خلق مصرانهتر،تبلیغاتیتر، تهاجمیتر و چشمگیرتر از همه گروهها بود. آنها دستاندرکاران نظام را سرزنش و محکوم میکردند که درزمینه رسالت ضدامریکایی، ناتوانی و کوتاهی عامدانه دارند. ازجمله نشریه مجاهد (ارگان سازمان مجاهدین خلق) در تاریخ ۱۴/۲/۱۳۵۹، گزارش مفصلی با عنوان "چند
سؤال درباره تهاجم نظامی امریکا" درج کرد که در آن آمده است: «حدود ده روز از واقعه تهاجم آشکار نظامی امریکا به خاک ایران میگذرد. واقعهای که برگی تازه را در کارنامه روابط ایران و امپریالیسم امریکا گشوده و قاعدتاً باید مسئولین و دستاندرکاران را متقاعد کرده باشد که بین ما و امپریالیستها هیچ رابطه مسالمتجویانه و تفاهمآمیزی نمیتواند وجود داشته باشد، ولی عجیب اینکه هنوز حداقل گزارش صحیحی از این امر مهم دراختیار خلق ما که مدتهاست فریاد "مرگ بر امریکا" سر داده، قرار داده نشده است. ... آیا میتوان با کماهمیت جلوهدادن مسئله، حقایق را از مردم پوشیده داشت؟»
اینگونه اعلام موضع آشتیناپذیر علیه امریکا، منحصر به سازمان مجاهدین خلق نبود بلکه در میان طیف متنوعی از گروهها بروز داشت. آنچه در ادامه ذکر میشود فقط مربوط به روز یکشنبه ۷/۲/۱۳۵۹، یعنی اولین فرصتهای ممکن برای اعلام موضع میباشد:
روزنامه جمهوری اسلامی (ارگان حزب جمهوری اسلامی) در مقالهای با عنوان "آیا در موضعگیری وزارت خارجه منافع و خط انقلاب رعایت شده است" به انتقاد از عملکرد وزارت امور خارجه و شخص وزیر (قطبزاده) پرداخت. در این مقاله آمده است: «آیا در موضعگیریهای وزارت خارجه، منافع و خط انقلاب رعایت شده است؟ وزارت خارجه پس از این تهاجم نظامی که نقض حاکمیت ملی ایران است، در اعلامیهای بسیار ابتدایی و ضعیف اظهار میدارد که والدهایم توصیه کرده است خونسردی خود را حفظ کنید! مگر والدهایم همان مهره بیاراده امریکا نیست که مردم قهرمان ما در تهران دست رد بر سینهاش زدند؟... چرا بایستی وزارت خارجه و شخص وزیر خارجه آنچنان از موضع ضعف عمل کند که والدهایم به خود جرئت دهد تا دستور صادر کند که خونسرد باشید! آیا وزیر خارجه از این پیام به خود نلرزیده است؟... آیا اینجا جای خونسردی است؟»
جنبش مسلمانان مبارز (گروه دکتر پیمان) نیز بیانیهای دراینباره انتشار داد. در این بیانیه با تأکید بر تنوع طرحهای امریکا و انتقاد تلویحی از عملکرد وزارت امور خارجه، که کوشید براساس تمایل امریکا قضیه را بزرگ نکند و دانشجویان را وادار سازد عکسالعملی تند نشان ندهند، از دستگاههای نظامی و اطلاعاتی کشور بهدلیل بیاطلاعی از چنین عملیات گستردهای و صدور اعلامیه ساعتها پس از اعلامیه کاخ سفید، انتقاد شده است. در ادامه بیانیه جنبش مسلمانان مبارز پیشنهادهای این جنبش مطرح شده و ازجمله آمده است: «همه تماسهای رسمی و غیررسمی مقامات مسئول با دولت امریکا و با نمایندگان و دلالان آنان بهکلی قطع شود و از هرگونه تماس عناصر خارجی با گروگانها به هر عنوان و بهانه جداً جلوگیری شود. ... ما یک بار دیگر خطر مماشات و سازشکاری با شیطان پلید و توطئهگر را یادآور شده نسبت به خطراتی که روش غیرانقلابی دولت قبلی [بازرگان] و شورای انقلاب فعلی درزمینه سیاست داخلی و خارجی برای موجودیت انقلاب و آزادی و استقلال دربردارد به ملت قهرمان ایران و به رهبر انقلاب امام خمینی، هشدار میدهیم.»
حزب رنجبران ایران (مائوئیست) نیز در بیانیهای ضمن محکومکردن امریکا نوشت: «اما ملت و دولت ما از این عمل ضدبشری امپریالیسم امریکا چه میآموزد؟... در این مبارزه باید تفرقهافکنی و انحصارطلبی را طرد نمود و توطئههای تفرقهافکنانه چپنماها و دمکرات نماها را خنثی کرده برای اتحاد بزرگ ملی پافشاری نمود.»
کمیته مرکزی حزب توده ایران نیز اعلامیهای با عنوان "تجاوز نظامی امریکا، حلقهای از یک توطئه بزرگ علیه انقلاب ایران" صادر کرد. در این اطلاعیه به کشورهای متحد امریکا اشاره و درواقع نگرش حزب توده درمورد اتحاد و ائتلاف در منطقه و جهان که همواره متناسب با رعایت شأن و منافع شوروی ارائه میشد، تکرار شده است. در ادامه اعلامیه حزب توده به مسائل داخلی و یادآوری سرزنشآمیز موضعگیری و اقدامات دولت گامبهگام لیبرالها که نمونهاش ملاقات مهندس بازرگان با توطئهگر بزرگ اردوگاه امپریالیستی برژینسکی بود، پرداخته شده است.
کمیته مرکزی حزب توده پس از ذکر توصیهها و پیشنهادهایی بهعنوان وظیفه تاریخی و حیاتی برای پستهای سیاسی، دستگاههای دولتی، نیروهای انتظامی، ارتش بیستمیلیونی، چرخه تولید صنعتی، مسئله ارضی و انقلاب فرهنگی، اعلامیه را چنین به پایان برده است: «حزب توده ایران، همانطور که تاکنون عملاً به اثبات رسانده، آماده است در همه این زمینهها، با تمام نیرو و امکان خود با سایر نیروهای راستین انقلابی ایران صمیمانه همکاری کند.»
این حزب در مقاله دیگری با عنوان "عدم آمادگی حیرتانگیز و تأسفآور دربرابر توطئههای امریکای جهانخوار" به جنبهای دیگر پرداخته و آورده است: «حادثه اخیر که تصادفاً به خیر گذشت، نشان میدهد که در ارگانهای مسئول دفاع مملکتی هیچگونه آمادگی برای مقابله با توطئههای خطرناک امریکا و دستیارانش وجود نداشته است. ... این فرض نیز قوت دارد، زیرا متأسفانه در ارتش پاکسازی کامل انجام نگرفته است. اشتباه است اگر تصور شود که امپریالیسم امریکا بدون هیچ محاسبهای، صرفاً به یک اقدام دیوانهوار علیه ما دست زده است.»
مرکزیت سازمان مجاهدین خلق، در این روز (۷/۲/۱۳۵۹)، یکی از روزهای استثنایی خود را درزمینه اعلام مواضع ازطریق صدور بیانیه و اطلاعیه سپری کرد. این سازمان کوشید، برخلاف روال جاری در مسائل دانشگاهها، نوعی پیوند و همراهی با نیروهای نظام، البته با جهتگیری مترقیانه و ضدامریکایی ایجاد کند. درواقع در تحلیل سازمان، درگیری عملی امریکا و خط امام میتوانست دعاوی ضدامپریالیستی مجاهدین خلق را که این سازمان آن را بهعنوان اصلیترین ملاک حرکت، وحدت و درگیری مطرح میکرد بهکلی صوری و نمایشی جلوه دهد و درنتیجه سازمان از گردونه تحرکات عرصه کشور که محور ضدامریکایی داشت به گوشهای پرت شود و بعد از شکست اخیر در عرصه دانشگاهی، شکستی دیگر را از نیروهای خط امام تجربه کند که اینبار البته با ابعاد نابودکنندهای برای سازمان مطرح بود. در تقابل با چنین وضعی، سازمان کوشید با حفظ مواضع و هویت خود در افکارعمومی، گرایش ضدامپریالیستی را بهعنوان اصلیترین ملاک حرکت خود به نمایش بگذارد و در این چارچوب حتی در برخورد با نیروهایی که آنان را با صفت ارتجاع در ردیف دشمن اصلی، امپریالیسم قرار میداد، وحدت را جایگزین درگیری کرد. در تحلیل سازمان چنانچه سپاه دعوت سازمان را میپذیرفت برتری تئوریک و تشکیلاتی مجاهدین خلق، فضایی مطلوب را ایجاد میکرد و چنانچه سپاه این دعوت و وحدت را رد میکرد، بخشی از خدشه مشروعیت که اخیراً بر سازمان وارد شده بود، ترمیم میشد و سازمان میتوانست در رقابت با نیروهای خط امام ازجمله سپاه، لااقل موازنه کنونی را حفظ کرده و چهبسا تعادل کنونی را به نفع خودش نیز برهم بزند.
برایناساس، سازمان مجاهدین خلق اطلاعیهای به مناسبت شهادت پاسدار محمد منتظرقائم صادر کرد و در آن به خلق ایران و امام خمینی و برادران پاسدار تسلیت و تهنیت گفت و افزود: «انقلاب ایران ثابت کرده است که هر قطره خونی که در نبرد رهاییبخش ضدامپریالیستی و اسلامی
ما علیه امپریالیستها به زمین میریزد تنها به عمق دریای خونی که بین خلق ما و جنایتکاران امریکایی وجود دارد، میافزاید و اراده خلق ما را در این نبرد عادلانه، صیقل میزند.»
در گامی دیگر، سازمان مزبور با صدور اطلاعیه سیاسی نظامی شماره ۲۴ اعلام کرد: «سازمان مجاهدین خلق ایران کلیه نفرات نظامی و میلیشیای مردمی خود در سراسر کشور را به تبعیت از برادران پاسدار فرامیخواند، به این ترتیب برحسب دستور سیاسی نظامی حاضر، بهمنظور وحدت عمل و وحدت فرماندهی نظامی علیه امپریالیسم امریکا، کلیه اعضا و تیمهای نظامی و میلیشیای مجاهدین خلق موظفاند از فرمان برادران پاسدار خود در هر کجای کشور علیه جنایتکاران امریکایی اطاعت کنند. بدیهی است اعضای ما در هیچ درگیری داخلی دخالت ننموده و صرفاً در مبارزه همهجانبه نبرد علیه دشمنان اصلی خلقمان برای ردیابی و ریشهکنی امپریالیستها و ایادی سیا و اینتلیجنت سرویس یا سازمانیافته ساواک تمرکز مییابند.» به این ترتیب درعمل، سازمان مرزبندی خود را با نیروهای سپاه درزمینه درگیریهایی چون کردستان و... حفظ کرده است و فقط چنانچه در داخل ایران هر کجای کشور نیروهای سپاه با نیروهای امریکایی درگیر میشدند، این دستور سیاسی نظامی کاربرد پیدا میکرد.
طبق یک روال تشکیلاتی، موضعگیریهای سازمان همیشه ازسوی تعدادی از تشکلهای وابسته، بهگونهای پژواکمانند، تکرار و ترویج میشد. برایناساس، دعوت به وحدت ضدامپریالیستی و کنارگذاشتن درگیریهای داخلی ازجمله در کردستان و دانشگاهها و جهتگیری همه نیروها علیه امریکا، توسط تشکلهایی که عملاً شاخههای سازمان مجاهدین خلق بودند به صورتهای مختلفی تکرار و ترویج شد.
یادآوری میشود درپی اعلام سازمان مجاهدین خلق مبنیبراینکه حاضر است تمامی نیروهای خود (میلیشیا چریک نیمهوقت) را برای مبارزه با امریکا تحت فرماندهی
سپاه قرار بدهد، اطلاعیه سپاه نشان داد اختلاف سپاه و این سازمان در مبانی عقیدتی و خط مشی سیاسی عمیقتر از آن است که بتوانند به اقدام مشترک بپردازند، ولو این اقدام مبارزه با امریکا باشد. مهمتر اینکه، بیاعتمادی سپاه به سازمان نیز یک بار دیگر در این اطلاعیه مورد تأکید قرار گرفت و مشخص شد سپاه حرکات این سازمان را مبتنیبر
ملاکهای مکتبی اسلام نمیداند. همچنین سپاه سازمان را عملاً در عداد گروههایی که در کردستان با آنها درگیر بود، محسوب میکرد. در این اطلاعیه که با عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم، واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا؛ به ریسمان خدا چنگ بزنید و متفرق نشوید» شروع شده است سپاه ابتدا با یادآوری مواضع قبلی سازمان (که در گذشته از دیدگاه این گروه بازوی نظامی ارتجاع بوده است!) بیاعتمادی خود را ابراز و بر ایدئولوژی اسلام بهعنوان ملاک وحدت تأکید کرد و در ادامه، پذیرش صادقانه رهبری امام را ملاک قطعی دیگری برای وحدت برشمرده و بازهم با اشاره به مواضع قبلی سازمان بیاعتمادی خود را اظهار کرد. سپاه با ذکر شروط سازمان یادآور شد که سازمان در همین اعلام وحدت و همکاری نیز
شرط وحدت و لازمه همکاری را رعایت نکرده است. در آخر، سپاه برای وحدت با همه نیروها با ملاکهای
مشخصشده بدین صورت در این اطلاعیه اعلام آمادگی کرده است: «سپاه پاسداران همواره دست اتحاد خویش را برای جهانینمودن انقلاب اسلامی بهسوی
کسانی که ملاک مکتب انقلاب اسلامی را بر هر حرکت مقطعی و سیاسی ترجیح میدهند دراز نموده است. سنگر پاسداران انقلاب اسلامی برای کسانی که تحت رهبری امام خمینی، پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی را بر مبنای شعار اسلامی و مردمی "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" وظیفه شرعی خود میدانند، همواره آماده است.» اطلاعیه با این عبارت که خود نیز وجه تمایزی از مشی سپاه با مشی سازمان را نشان میداد، پایان یافته است: «پیش برای نابودی امپریالیزم شرق و غرب و برقراری حکومت قسط الهی و جهانی حضرت مهدی ولیعصر ارواحنا فداه.»
سازمان چریکهای فدایی خلق نیز در بیانیه خود با مرتبط جلوهدادن ماجرای طبس به وقایع دانشگاهها و حوادث کردستان، به فلاحی، چمران و بنیصدر حمله و آنان را متهم به سرکوب خلق و دانشجویان در دانشگاهها کرد و در پایان به تکرار شعارهای همیشگی خود در پیشتازی خلقها پرداخت.
روند عملیات طبس (بخش افشاشده)
عملیات شکستخورده امریکا در طبس مهمترین مسئله در زمره مسائل میان امریکا و ایران است که در اینجا با تفصیل بیشتری به آن پرداخته شده است.
در این دوره زمانی (اردیبهشت ۱۳۵۹)، پیگیری طرح اقدام نظامی امریکا علیه ایران برای حل ماجرای گروگانها در دو سطح آشکار و سری ادامه داشت. در سطح علنی موافقان و مخالفان دیدگاههای خود را مطرح کردند، ولی در سطح سری تصمیم برای اجرای عملیات نجات قطعی شد، البته این تصمیم با مخالفت شدید وزیر امور خارجه امریکا روبهرو گردید تاجاییکه به استعفای وی انجامید.
آنچه در سطح آشکار به آن پرداخته میشد از یک روال کلی تبعیت میکرد به این ترتیب که بهطورکلی چشمانداز روشنی درباب تهدید نظامی و بهخصوص انجام کوتاهمدت آن ترسیم نمیشد و درنتیجه فضای آمادگی قطعی مقابله را در ایران و مسئولان آن ایجاد نمیکرد، اما درعینحال تکرار این موضوع از جنبههای مختلف نوعی عادت و آمادگی در افکارعمومی به وجود میآورد.
در همین چارچوب، درحالیکه در سطح سری در اولین روز دوره این کتاب (دوشنبه ۱/۲/۱۳۵۹)، اقدام نظامی امریکا علیه ایران تحتعنوان
عملیات نجات، تعیین تکلیف قطعی شده بود، در سطح علنی و تبلیغات، فردای همان روز جیمی کارتر رئیسجمهور امریکا، در یک مصاحبه تلویزیونی کوشید پروژه غافلگیری ایران را همچنان جلو ببرد.
وی چشمانداز اقدام نظامی را دورتر از آنچه تعیین شده بود، ترسیم کرد و البته به زمینهسازی آن پرداخت. به گزارش یونایتدپرس، کارتر گفت: اوضاع در ایران بدتر شده است. بافت حکومتی، اجتماعی و اقتصادی ایران بهسرعت رو
به خرابی میرود. وی افزود که پیوسته برای سلامتی گروگانها دعا میکند و بار دیگر هشدار داد اگر فشارهای اقتصادی امریکا و متحدانش به خلاصی گروگانها منتهی نشود چهبسا که اقدام نظامی قدم بعدی باشد.
دراینحال، دیگر مقامات و نهادهای امریکا نیز در تکمیل حرکت غافلگیری و فریب کارتر، چشمانداز اقدام نظامی را مبهم و دوردست، ترسیم میکردند. البته بااینکه زمان وقوع اقدام نظامی، دور نشان داده میشد اصل وقوع آن هر روز جدیتر مطرح میگردید. گفتنی است متحدان امریکا نیز در این فضاسازی خواهناخواه دخیل بودند. دراینزمینه میتوان به نوع برخورد رسمی و تبلیغی امریکا با اجلاس وزرای امور خارجه کشورهای عضو بازار مشترک اروپا در لوکزامبورگ اشاره کرد.
جودی پاول منشی مطبوعاتی کاخ سفید، اعلام کرد اقدام بعدی امریکا برای آزادساختن گروگانهای امریکایی در تهران به واکنش رژیم ایران درمورد پیوستن متحدان غربی امریکا به تحریمهای اقتصادی و سیاسی علیه رژیم ایران بستگی دارد. گوینده صدای امریکا برای تأکید و جلبتوجه بیشتر به زمان تعیینشده (۱۷/۲/۱۳۵۹)، اشاره کرد و براساس سخنان جودی پاول افزود: «به این ترتیب، هرگونه اقدام نظامی علیه رژیم ایران، برای یکسرهکردن تکلیف بحران ایران، تا حد زیادی منوط به این خواهد بود که رژیم ایران چه واکنشی نسبت به اقدامات متحدان امریکا نشان خواهد داد.»
در ایران نیز همین چشمانداز، اصلی و جدی تلقی میگردید.
آیتالله بهشتی قبلازظهر روز چهارشنبه ۳/۲/۱۳۵۹، در یک مصاحبه مطبوعاتی تأکید کرد مجازاتهای اقتصادی و سیاسی کشورهای عضو بازار مشترک و امریکا علیه ایران کمکی به حل مشکل گروگانها نخواهد کرد. چند ساعت بعد، حدود ساعت ۸ شب (ساعت ۱۱:۳۰ صبح ۲۳ آوریل بهوقت واشگتن)، کارتر رئیسجمهور،
والتر ماندیل، ترنر و برژینسکی دور میز کوچکی در باغ گل سرخ کاخ سفید نشستند و آخرین مراحل این عملیات را بررسی کردند. در ادامه این جلسات عصر همین روز، اقدام نظامی علیه ایران کاملاً قطعیت یافت. فعالترین مقام امریکایی در این اقدام، برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر، دراینباره نوشت: «عصر آن روز [۲۳ آوریل]، در دفتر یادداشتهای روزهای خود نوشتم اولین مرحله عملیات، چهارده ساعت دیگر، آغاز میشود. من احساس آرامش میکنم، هرچند میدانم که اگر این مأموریت با شکست مواجه شود، من بیشتر از هرکس دیگری بهخاطر آن، مورد سرزنش قرار خواهم گرفت، ولی خود را برای هر پیشامدی آماده کردهام. اگر این کار با موفقیت انجام شود، امریکا یک بار دیگر زور بازوی خود را نشان خواهد داد، چیزی که بیست سال است به آن احتیاج دارد.»
روز پنجشنبه ۲۴ آوریل ۱۹۸۰ (۴/۲/۱۳۵۹)، درحالیکه هلیکوپترهای امریکایی از عرشه ناو هواپیمابر نیمیتز راهی ایران شده بودند، گزارشهای عادی و علنی رسانههای گروهی که از واشنگتن مخابره میشد حاکیاز وجود اختلافنظر بین مشاوران پرزیدنت کارتر بر سر سیاستهای او درمورد ایران بود. در عرصه علنی، در سطح مقامهای رسمی امریکا نیز تحول
عمدهای در اقدامات امریکا ابراز نمیشد، حتی سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا با یادآوری خطر شوروی برای ایران ابراز امیدواری کرد که مقامات ایران بهجای پناهبردن به شوروی در این فرصت برای حل مسائل موجود اقدام کنند.
در ایران نیز وضع مشابهی وجود داشت. وضعیت صبر و انتظار و روشهای مبتنیبر کجدارومریز نشان میداد که مقامات ایرانی وقوع تحول چشمگیر و خطر جدی را در کوتاهمدت انتظار نمیکشیدند و بیشتر منفعل اقدامات میانمدت و درازمدت امریکا بودند که قرار بود در هماهنگی با اروپا انجام شود.
روز پنجشنبه ۴/۲/۱۳۵۹ حدود ساعت ۱۰ صبح بهوقت واشنگتن (حدود ۶:۳۰ بعدازظهر بهوقت تهران)، ناو هواپیمابر نیمیتز به فاصله ۳۰ مایلی ساحل ایران رسید. در اینجا، ۸ فروند هلیکوپتر با ۲۷۰ کماندوی امریکایی راهی نقطه معینی در صحرای طبس شدند تا در آنجا به ۶ هواپیمای ترابری (سی۱۳۰)
امریکا ملحق شوند و مرحله بعدی عملیات را با حرکت بهسمت تهران شروع کنند. آغاز حرکت هلیکوپترها بهگونهای بود که هنگامی به مرز ایران برسند که هوا کاملاً تاریک شده باشد. مراحل مختلف مقدمات و آمادگی عملیات تا آستانه ورود نیروهای عملیاتی به صحرای طبس، مطابق برنامه پیش رفت. اما ساعت ۲۳:۴۵ بهوقت تهران، مشخص گردید که یک فروند هلیکوپتر در بین راه از کار افتاده و یک فروند نیز به دلیل مواجهه با طوفان شن به عرشه ناو هواپیمابر نیمیتز بازگشته است. به این ترتیب، در مرحله ورود به صحرای طبس فقط ۶ هلیکوپتر برای حرکت به تهران و ادامه عملیات در اختیار بود. مسئولان عملیات تشخیص دادند اختلال ناشیاز حذف ۲ هلیکوپتر قابل صرفنظرکردن است و مرحله بعدی، یعنی حرکت از طبس بهسمت تهران نیز انجام خواهد شد. این موضوع به مقامات واشنگتن که با نگرانی وضعیت طبس را دنبال میکردند اعلام شد. وقتی به کاخ سفید خبر داده شد که کارها طبق برنامه پیش میرود و ۴ هلیکوپتر تابهحال سوختگیری کردهاند و پس از سوختگیری ۲ هلیکوپتر دیگر، مرحله دوم برنامه؛ یعنی پرواز هلیکوپترها به تهران آغاز خواهد شد، نگرانی موجود، جای خود را به آرامش خیال داد. اما این آسودگی خاطر زیاد تداوم نیافت. حدود نیمساعت بعد، از ایران خبری دریافت شد که نشان میداد سومین هلیکوپتر هم بهدلیل بروز اشکالاتی در سیستم هیدرولیک آن، قادر به شرکت در ادامه عملیات نیست. به این ترتیب عملیات بایستی با ۵ هلیکوپتر انجام میشد، درحالیکه در طراحیها حداقل ۶ فروند در نظر گرفته شده بود. پس از بررسیها و مشاورههای مسئولان امریکایی در کاخ سفید و نیز تبادلنظر با فرماندهی منطقه که معتقد به توقف عملیات بود، حدود ۱۰ دقیقه بعد، فرمان قطعی توقف عملیات و مراجعت افراد ازسوی کاخ سفید صادر شد. این برای رئیسجمهور امریکا و مقامات همراه وی در این ماجرا سرانجامی دردناک بود.
حدود یک ساعت بعد، وقتی همه مشاوران رئیسجمهور که برژینسکی آنها را به جلسه فوری و مهم با کارتر فراخوانده بود دور وی جمع بودند از ایران خبر رسید هنگام
آمادگی نیروهای امریکایی برای بازگشت از ایران فاجعهای رخ داده است. به گفته شاهدان، کارتر براثر شنیدن این خبر وضع
کسی را پیدا کرده بود که کاردی در تن او فرو کردهاند. ماجرا چنین بود که «یکی از هلیکوپترها بعد از سوختگیری از هواپیمای سی۱۳۰ حامل سوخت، درحین بلندشدن و دورشدن از هواپیما با سرعتی بیش از حد گردش میکند و در این هنگام، دم آن به بدنه هواپیما اصابت میکند و در یک چشم بههمزدن، هزاران لیتر بنزین شعلهور و تمام تسلیحات موجود در هردو منفجر میشود. کوهی از آتش همهجا را روشن میکند و ۵ نفر از سرنشینان هواپیما و ۳ نفر از سرنشینان هلیکوپتر میسوزند و زغال میشوند، ۴ نفر دیگر هم بهشدت میسوزند. خبر این واقعه بعد از یک ربع ساعت، یعنی رأس ساعت ۶ بعدازظهر بهوقت واشنگتن [به کاخ سفید] میرسد.»
به این ترتیب بهجای پیگیری و فرماندهی عملیات در تهران، کاخ سفید باید توان خود را صرف توجیه مردم امریکا و نیز متحدان اروپایی و آسیایی ایالات متحده میکرد و خسارتهای ناشیاز شکست غیرقابلتصور عملیات طبس را حتیالمقدور کاهش میداد. به پیشنهاد ویلیام ترنر رئیس سازمان جاسوسی امریکا (CIA)، اعلام هرگونه خبر دراینباره، به بعد از اطمینان کامل از خروج کلیه مأموران اعزامی از ایران موکول گردید.
بنابراین در پایان روزی که برژینسکی آن را روز غمانگیز نامید، دغدغه دیگری بروز یافت و آن خروج هرچه سریعتر
نیروهای عملیات نجات از معرکهای بود که چهبسا حوادث غیرمنتظره و عجیب دیگری نیز میتوانست برای آنان اتفاق بیفتد. قبل از اتفاق تازه و قبل از پیدایش خسارتی جدید، بایستی اقدام به ترک صحنه و خلاصی نیروها از شنزار طبس میشد.
مقامات امریکایی در کاخ سفید فقط میدانستند عدهای کشته و مجروح شدهاند. حدود پنج ساعت بعد (تقریباً ۷:۳۰ بامداد بهوقت تهران)، مشخص گردید که رقم دقیق کشتهشدگان ۸ نفر است. باقیماندن ۸ جسد و لاشه سوخته یک فروند هلیکوپتر و یک هواپیمای سی۱۳۰ و بدتر از آن ۴ فروند هلیکوپتر سالم حاوی تجهیزات و اسناد و اکتفا به خروج افراد سالم بهاتفاق مجروحان از شتابی فوقالعاده حکایت داشت که دلیل آن هرچه بود، هراس از تداوم رخدادهای پیدرپی مذکور را نیز تأیید میکرد. وزارت دفاع امریکا در اعلامیههایی که تا آخر وقت جمعه بهوقت تهران، انتشار داد ضمن اعلام هویت کشتهشدگان و مجروحان، از برجاماندن جسد ۸ امریکایی در ایران نیز خبر داد، اما بهعلت شتابی که باعث شده برای حمل جسدها اقدام نشود، اشارهای نکرد.
درحالیکه در امریکا اذهان مسئولان متوجه کاهش تأثیرات منفی اقدام نظامی شکستخورده خود در صحرای طبس ایران بود، در ایران، روز با غافلگیری کامل شروع شد و این غافلگیری بهصورت غفلت و بیاطلاعی از آنچه رخ داده بود تا ساعتها ادامه یافت.
مقارن با پایان مراسم نماز جمعه، اولین اطلاعیه ستاد مشترک ارتش دراینباره با این مضمون انتشار یافت: «درنتیجه تعقیب هواپیماهای نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران، ۲ فروند هواپیمای امریکایی که تعدادی مأمورین سیا و تفنگداران دریایی امریکا را حمل مینمود تا غافلگیرانه به جاسوسخانه دولت امریکا در تهران بریزند و گروگانها را آزاد نمایند، هنگام فرار
از خاک ایران با یکدیگر برخورد نموده، آتش گرفته، در حوالی منطقه طبس سقوط مینماید.
ضمناً اطلاعات مشروح متعاقباً اعلام خواهد شد و به یاری خداوند توانا اسلام پیروز است.» براساس این اطلاعیه، خبر سقوط ۲ فروند هواپیمای امریکایی در ایران، از صدای جمهوری اسلامی و نیز از تریبون نماز جمعه پخش شد و درپی آن به گزارش مطبوعات، «سراسر کشور را هیجان فراگرفت.» بازتاب عمومی انتشار این خبر نشانه وجود حساسیت شدید مردم بود که در سطح وسیع و در شادمانیهای خیابانی خود شکست امریکا را به منزله پیروزی و حقانیت ایران جشن گرفتند. رادیو امریکا در گزارشی این فضا را چنین توصیف کرد: «حوادث ایران و اقدامات پرزیدنت کارتر برای نجات جان گروگانهای
امریکایی که با شکست روبهرو شد، اخبار تمام کشورهای جهان را ظرف دو روز گذشته، تحتالشعاع قرار داد. این ماجرا سبب گرمترشدن بازار تظاهرات در تهران شد، راهپیمایان و تظاهرکنندگان در تهران یک بار دیگر در خیابانها به راه افتادند و اقدامات نافرجام امریکا را برای آزادی گروگانها جشن گرفتند.»
در دومین اطلاعیه ارتش درباره عملیات طبس آمده است: «از هموطنان عزیز ساکن شهر طبس و... تقاضای همکاری میشود و امید است با همکاری نیروهای مسلح و عزیمت به منطقه فرود امریکاییان، نسبت به دستگیری افراد فراری آنها اقدام نمایند.» و سومین اطلاعیه نیز چنین است: «تفنگداران و مأموران امریکایی مهاجم هماکنون داخل منطقه هستند و نیروی هوایی جمهوری اسلامی حفاظت هوایی منطقه را به عهده دارد.» در آخرین ساعات نیز یک مقام مطلع در ستاد ارتش اعلام کرد: نیروهای مسلح اعزامی به منطقه، ۵ فروند هلیکوپتر، یک فروند هواپیما و یک تانک را در محل شناسایی کردهاند که توسط ستونهای اعزامی از یگانهای بیرجند، مشهد و نیروی هوایی که محل را در محاصره دارند، نگهداری میشود.
بعد از شکست مصیبتبار و تحقیرآمیز و البته غیرمنتظره عملیات نجات دولت امریکا قبل از آغاز آن در تهران و هنگام سوختگیری در صحرای طبس، جدیترین
مسائل پیشروی دستاندرکاران این عملیات چگونگی اعلام آن برای افکارعمومی در داخل و خارج ایالات متحده بهخصوص در داخل این کشور بود. در مرحله اول باید اعلام این خبر بعد از اطمینان از خروج کامل نیروهای امریکایی ازجمله مجروحان، از خاک ایران انجام میگرفت. خروج نیروهای مزبور، در ساعت ۸ شب بهوقت واشنگتن (حدود ۴:۲۰ بامداد بهوقت تهران)، پایان یافت، اما نظر به اینکه تا ساعتها پس از خروج آخرین نیروهای امریکایی از صحرای طبس، مقامات ایرانی متوجه قضایا نشده بودند، کاخ سفید دراینمورد با مشکلی مواجه نشد، عملاً با فراغت کافی، اعلام رسمی قضیه به صبح روز بعد (جمعه ۲۵ آوریل ۱۹۸۰ برابر با ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹) موکول گردید. به این ترتیب حدود ساعت ۷ صبح بهوقت امریکا (حدود ۳:۳۰ عصر بهوقت تهران)، سخنرانی تلویزیونی جیمی کارتر پخش شد، ولی قبل از آن بیانیه کاخ سفید دراینباره منتشر و خبر حادثه ازطریق رسانههای گروهی اعلام شده بود. چند ساعت بعد از
سخنرانی کارتر،هارولد براون وزیر دفاع امریکا، با تفصیل بیشتر به گزارش واقعه پرداخت. کارتر فاش کرد که عملیات نجات بلافاصله پس از گروگانگیری در سفارت امریکا در ۴ نوامبر گذشته، طرحریزی شده بود. او بااینکه این عملیات را خطرناک خواند، اما شانس موفقیت آن را "عالی" توصیف کرد. کارتر که شب پیش از این سخنرانی نخوابیده بود و هنگام ظاهرشدن بر صفحه تلویزیون چهرهای گرفته داشت تأیید کرد که مسئولیت کامل این عملیات را شخصاً به عهده میگیرد و با مسئولیت خودش دستور لغو آن را صادر کرده است. وی سپس تأسف عمیق خود را از مرگ ۸ نفر از کماندوها ابراز کرد و به خانوادههای آنان تسلیت گفت. کارتر در پایان سخنانش گفت میداند که ملت امریکا امروز با او در تأسف شکست این عملیات سهیم است.
در امریکا، علاوهبر توجیه افکارعمومی ارائه توضیح درباره عملیات شب قبل، برای متحدان دولت ایالات متحده نیز ازجمله کارهای در دست اقدام رهبران کاخ سفید بود. گزارش آسوشیتدپرس از واشنگتن دراینباره حاکی است: جیمی کارتر در پیامی که برای رهبران انگلستان، آلمانغربی، فرانسه و دیگر متحدان اروپایی خود فرستاد درمورد مأموریت نظامی ملغیشده برای نجات گروگانهای امریکایی به آنها توضیح داد.
از سوی دیگر، در ایران این حادثه در ابعاد مختلف و بهطورکلی در پرده ابهام قرار داشت. حتی درمورد زمان وقوع آن، مقامات عالی نظامی نکاتی ابراز میکردند که با اطلاعات آشکار اعلامشده از منابع امریکایی هم ارزیابی نشده بود. در میان خبرها، درباره عملیات نافرجام امریکا علیه ایران یک خبر عجیب که در ساعات پایانی روز پنجم اردیبهشت پخش شد، از سایر اخبار متمایز بود و موجب جلبنظر مفسران و تحلیلگران شد؛ بهخصوص وقوع حوادثی در ایران اندکی بعد از اعلام این خبر از رادیو امریکا، باعث رواج شایعات و دیدگاههایی درباره همدستی عناصری در فرماندهی نیروهای مسلح ایران با اقدام امریکا گردید. ماجرا این بود که بهنحوی عجیب در ساعت ۱۸:۲۵ همین روز (بهوقت تهران)، رادیو صدای امریکا خبر باقیماندن مدارک سری مربوط به عملیات را در هلیکوپترهای جامانده در طبس اعلام کرد. افشای این خبر در ظاهر با
ترتیبات امنیتی در تناقض بود. اظهارنظر برخی ناظران دراینباره چنین است: «واقعاً عجیب است! درست صدای امریکا که در تمام جهان شنیده میشود، این خبر پرارزش را پخش میکند.» از سوی دیگر، در ایران نیز اقدامی عجیب انجام گرفت که درپی آن اقدام مذکور امریکاییها معنای خاصی یافت. در ساعت ۶:۳۰ بعدازظهر و ۱۰:۳۰ شب، تعدادی فانتوم، هلیکوپترهای جامانده امریکایی حاوی اسناد را بمباران کردند. در اولین مرحله بمباران، محمد منتظرقائم فرمانده سپاه یزد، که همراه ۴ پاسدار دیگر به محل حادثه رفته بود، به شهادت رسید و ۲ تن از همراهان وی مجروح شدند. هدف از این بمبارانها که به انهدام هلیکوپترهای امریکایی باقیمانده در منطقه (۵ فروند) انجامید، جلوگیری از عملیات احتمالی دشمن در ربودن هلیکوپترها اعلام شد. درواقع آن نگرانی که بهطور رسمی عامل بمباران اعلام شد میتوانست با هماهنگی بیشتر بین سپاه و ارتش و توجه بیشتر به گزارشها و اقدامات
سپاه مرتفع شود. همچنین خبر حضور نیروهای زبده از سپاه که در مدت کوتاهی در محل حادثه حاضر شدند و درصدد گردآوری اسناد و وسایل حساس جامانده در منطقه برآمدند خود نشانه امکان چنین اطمینانی میتوانست باشد. درهرحال، نفس این بیتوجهی و اقدام به بمباران به معانی مختلفی تعبیر گردید که رایجترین آن همدستی عدهای با امریکا در توطئه ازبینبردن اسناد و لوازم هلیکوپترها بود؛ اسنادی که میتوانست هویت عناصر داخلی را که قرار بوده است در اقدام نظامی مزبور از داخل، ازجمله در تهران با امریکا همکاری کنند، فاش سازد. تلقیهای خوشبینانهای هم وجود داشت؛ بهطور مثال بعضی از فرماندهان سپاه این اقدام را نوعی نبود هماهنگی تلقی کردند.
درباره پخش خبر باقیماندن اسناد سری در هلیکوپترهای جامانده در ایران از رادیو امریکا و سپس انهدام آن بهوسیله نیروی هوایی ارتش ایران، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بعدها در مجموعهای با عنوان "نگرشی بر ماجرای طبس" تحلیلی منتشر کردند که در آن آمده است: «اعلامیه کاخ سفید: امریکا در عملیاتی در صحرای طبس جهت آزادی جان گروگانهای
اسیر در ایران با شکست روبهرو شد و اسناد سری و مهمی در
درون هلیکوپترها به جای مانده است. پس از گذشت مدت زمانی کوتاه از پخش این اعلامیه ازجانب کاخ سفید، فانتومهای ایران به دستور مستقیم بنیصدر، که در آن زمان سمت فرماندهی کل قوا را به عهده داشت، به بمباران هلیکوپترهای مهاجم میپردازند و اسناد سری و مهم باقیمانده را به آتش میکشند و یکی از بهترین برادران پاسدار به نام محمد منتظرقائم (فرمانده سپاه یزد)، در این واقعه به شهادت میرسد. هلیکوپترهای امریکایی در سه نوبت عصر جمعه ۵/۲/۱۳۵۹ ساعت ۵/۶ شب، ساعت ۵/۱۰ و صبح شنبه ساعت ۷، بمباران گردید. جالب است به بهانه بنیصدر مبنیبر انهدام هلیکوپترها دقت کنیم. او میگوید که این بمباران به این سبب انجام گردید که دیگر فرصت استفاده مجدد از این هلیکوپترها [را] به امریکاییها ندهیم. بسیار خندهدار و درعینحال گریهآور است! کسی که دائماً دم از تخصص و علم میزد در بهکارانداختن هلیکوپترهایی که حامل اسناد بسیار مهم عملیاتی بودهاند و مضافاً اینکه در آینده با بهکارگیری آنها قدرت نظامی ما نیز دامنه وسیعتری میگرفت بهجای ازکارانداختن آنها بهوسیله بازنمودن وسایل حساس پروازی تنها راه را بمباران آنها مییابد، راهی که اربابان را بسیار خوش آمد، اما نباید از این واقعه مهم بهسادگی گذشت که در پس این پرده ابهام بود اسراری! که خوشبختانه دست خائنین به انقلاب و امت شهیدپرورمان روزبهروز بر مردم مسلمان ما آشکارتر میگردد و این چهرههای غربزده و فریبخورده و خودفروخته رسواتر میگردند.»
عرصه واقعی عملیات طبس؛ بهکلی سری
ابعاد واقعی عملیات طبس بالطبع، هرگز روشن نشد و فقط بخشی از آنکه درعمل اجرا شده و البته با شکست مواجه شده بود، مورد بحث و بررسی قرار میگرفت. درمورد ادامه کار بعد از طبس گرچه حدس و تحلیلهایی وجود دارد که غیرقطعی است و در این کتاب به تناسب مورد
اشاره قرار گرفته، ولی گزارش مستند و رسمی از برنامه امریکاییها در ایران و نوع همکاری عناصر داخل کشور با آنان هیچگاه اعلام نگردیده است. میزان ناراحتی سران امریکا از این شکست، نشاندهنده امیدواری قبلی آنان است
که همین امر از طراحی یک عملیات بسیار پیچیده و گسترده در تهران حکایت میکند. عملیاتی که عناصر داخلی دخیل در آن هیچوقت آشکار نشد تا بتوان قضاوت کرد که امریکاییها در تهران تا چه حد میتوانستند موفق باشند. درباره عناصر داخلی میتوان گفت که اگر به آنچه قابلحدس بوده است اکتفا شود، عملیات در تهران با شکستی منتظره همراه میگردد، همین امر علامت این است که پای عناصر غیرقابل حدس در کار بوده است. امثال این موضوع غیرقابل حدس که سازمان مجاهدین خلق که با قابلیت تشکیلاتی زیاد توانایی بهکارگیری عناصر مختلف را داشت، در این ماجرا نقش کلیدی برعهده داشته است، چهبسا راهگشا باشد. امکان غیرقابلحدس دیگر این میتواند باشد که امریکا مهرههای بسیار موجه و ظاهرالصلاحی در مراکز حساس حکومتی داشته است که طبق عرف نفوذ قدرتهای بزرگ بایستی سالها غیرمستقیم به امریکا خدمت میکردند، اما بهدلیل اهمیت قضیه حاضر به سوزاندن آنها شده بود که البته بهسبب شکست عملیات قبل از رسیدن به تهران، این اتفاق نیفتاد.
هرچند بخش اعلامنشده طرح مربوط به عملیات طبس، بهکلی
مکتوم مانده است، اما درباره آن در حاشیه، سخنان زیادی بیان شده است که میتوان گفت درواقع بیشتر سناریویی است برای اقناع ذهنهای
پرسشگر تا ذکر اصل مطلب. برای نمونه روزنامه واشنگتن پست در شماره ۲۶ آوریل ۱۹۸۰ خود گزارشی درج کرد که قاعدتاً با اتکا و با لحاظکردن دیدگاه محافل وابسته به وزارت دفاع امریکا تنظیم شده است. به نوشته این روزنامه، هلیکوپترها مأموریت داشتند پس از اشغال سفارت امریکا و وزارت امور خارجه ایران، بهوسیله کماندوها که مجهز به سلاح شیمیایی بیهوشکننده بودند وارد عمل شوند و گروگانها را به داخل هواپیماهای سی۱۳۰ که خارج از تهران آماده حرکت بودند انتقال دهند. برای انجام عملیات مزبور ۳ پایگاه در نظر گرفته شده بود، پایگاهی در نزدیکی طبس برای سوختگیری هلیکوپترها، پایگاهی دور از تهران برای اینکه هلیکوپترها هنگام نزدیکشدن به شهر شناسایی نشوند و همچنین پایگاهی برای استقرار هواپیمای سی۱۳۰. هواپیماهای سی۱۳۰ پس از پرواز از ایالات متحده در باندی در
جنوب مصر توقف کردهاند. آنها دارای تجهیزات الکترونیکی برای ایجاد اختلال در شبکه ارتباطی ایران بودند. این هواپیماها بعدازظهر پنجشنبه ۴/۲/۱۳۵۹، پایگاه مصر را ترک کردهاند.
اظهارات ماساجیایشی باشی یک عضو پارلمان ژاپن، شاید ناخودآگاه به بخش دیگری از طرح اعلامنشده عملیات طبس مربوط باشد. وی اعلام کرده بود احتمال دارد امریکا از هواپیماهای سی۱۳۰ نیروی هوایی خود که در پایگاه اوکیناوا در جنوب ژاپن مستقر هستند در عملیات نافرجام نجات گروگانها استفاده کرده باشد. بهگفته وی این فرضیه به این دلیل عنوان شده است که تعداد زیادی از سی۱۳۰های ارتش امریکا از پایگاه اوکیناوا ناپدید شدهاند. یادآوری میشود
خبرگزاری ژاپن هم از ناپدیدشدن تعدادی از هواپیماهای سی۱۳۰ ارتش امریکا از صبح روز پنجشنبه از پایگاه اوکیناوا خبر داده بود. گزارش خبرگزاری فرانسه نیز حاکی است مسئولان نظامی امریکایی پایگاه اوکیناوا از توضیح درباره این اخبار خودداری کردهاند.
نکته مهم اینکه کارتر در نطق ۲۹ آوریل (۹/۲/۱۳۵۹) خود بهصراحت اعتراف کرد وسعت و نوع عملیاتی که قرار بوده است انجام شود، چیزی غیر از مطالب فاششده بود. وی تأکید کرد امریکا فقط بخش شکستخورده عملیات را که آسانترین قسمت آن هم بوده است، میتواند افشا کند. کارتر همچنین اعتراف کرد نجات گروگانها هدف اصلی نبوده و خلاصی امریکا از این بحران مدنظر بوده است، حتی اگر به قیمت جان گروگانها تمام میشد.
ابهام در سایر قسمتهای عملیات هیچگاه رفع نشد؛ ازجمله نقش عواملی که از طریقی غیر از مسیر طبس قرار بود در ماجرا فعال باشند. فقط در بعضی کتابها اشارهای به آنها شده است.
درحالیکه موضوع عملیات طبس همچنان بهطور
گستردهای مورد توجه رسانههای امریکایی بود، میزان وسعت و چگونگی اجرای این عملیات، بجز بخشهای انجامشده که خودبهخود فاش گردید همچنان در سطح فوق سری باقی ماند، اما رسانهها به آن
علاقهمندی نشان میدادند و گزارشهایی در این باب ارائه میکردند که هرچند میزان وثوق آن معلوم نیست و چهبسا گمراهکننده نیز باشد، اما درهرحال نشان میدهد ابعاد قضیه منحصر به آنچه بهطور رسمی اعلام شده، نبوده است. در شماره اول ماه مه نیویورک تایمز گزارشی دراینباره درج شده که در آن آمده است: «درصورت مقاومت شدید ایرانیان هنگام عملیات نجات گروگانها، طرحهای احتمالی به کارتر اجازه داده بود دستور حمله به تأسیسات نظامی تهران را صادر کند.» این روزنامه همچنین به نقل از مقامات موثق دولتی نوشت: «کارتر آمادگی داشت حتی با قربانیکردن افراد غیرنظامی مأموریت خود را به انجام رساند. درصورتیکه مشخص میشد دفاع هوایی کافی نیست، کارتر میتوانست دستور دهد که شکاری بمبافکنهای اف۷ و اف۴ که از قبل مأموریت یافته بودند از ناوهای هواپیمابر امریکایی مستقر در خلیجفارس به کمک بشتابند. این هواپیماها چندینبار پوشش هوایی عملیات را تمرین کرده بودند و بارها از ناو پرواز کرده و بهطرف سواحل ایران رفتهاند، اما از ورود به حریم هوایی ایران خودداری کرده بودند.»
در همین زمینه، آسوشیتدپرس در گزارشی از واشنگتن خبر داد که جیمی کارتر دو روز قبل (۹/۲/۱۳۵۹)، با حدود ۱۵۰ نفر ملاقاتی کاملاً خصوصی داشته است. این افراد کسانی بودند که در عملیات ناموفق طبس شرکت داشتهاند. توماس اونیل سخنگوی مجلس نمایندگان امریکا، بدون ذکر جزئیات، این خبر را اعلام کرد. به گزارش آسوشیتدپرس، مقامات کاخ سفید هم از توضیح بیشتر دراینباره خودداری کردند.
روزنامه پراودا ارگان حزب کمونیست شوروی نیز در شماره اول ماه مه خود نوشت: طرح نافرجام آزادکردن گروگانهای امریکایی در تهران، درواقع پوششی برای انجام یک کودتا بود و اینکه ایالات متحده بار دیگر خواهد کوشید تا دولت ایران را سرنگون کند.
در ۴ مه ۱۹۸۰ (۱۴/۲/۱۳۵۹)، خبرگزاری فرانسه با استناد به خبرهایی که از شبکههای رادیویی امریکا پخش شده بود گزارش داد: سازمان سیا معتقد است حتی درصورت موفقیت عملیات نجات، ۶۰ درصد گروگانها در ایران کشته میشدند.
بنا بر همین
گزارش، ازنظر سازمان سیا آزادی گروگانها در یک زمان واحد امکانپذیر نبوده، زیرا گروگانها در قسمتهای مختلف سفارت نگهداری و بهمحض آزادی بعضی از آنها، بقیه اعدام میشدند.
رادیو مسکو در یک جمعبندی مفصل درباره سابقه، روند و سرانجام ماجرای طبس آورده است: «گروههای خرابکاران [کماندوهای امریکایی] میبایست در لباس پاسداران انقلاب در تهران ظاهر شوند و گروگانها را تحویل بگیرند و به پایگاه بینابین حمل کنند تا از آنجا بهوسیله هواپیما به خارج از ایران منتقل شوند.»
تقریباً تا آخرین روزهای دوره این کتاب، هنوز در امریکا گوشههایی از عملیات بهکلی سری طبس در بیانات مختلف ابراز میشد که نشان میداد این ماجرا ابعادی غیرقابلذکر داشته و دارد. نکته مهم این است که از بین اخبار گفتهنشده طرح، فقط جنبههایی از آن بهطور تلویحی یا بهتصریح مورد اشاره قرار میگرفت که مربوط به نیروهای ایرانی دخیل در طرح بوده است. درواقع، علاوهبر اینکه جنبههای گفتهنشدة طرح مسکوت ماند، در ایران خود نوعی بدبینی و بیاعتمادی مخرب نیز به وجود آورد و همچنین ابعاد طرح را در اذهان به کمک عدهای ایرانی در تهران منحصر کرد. درحالیکه چهبسا ابعادی بسیار بزرگ و غیرقابلتصور در این طرح بهکلی سری وجود داشته است که محدوده ایران و حتی منطقهای فراتر را دربرمیگیرد. هرچند اکتفا به آنچه غیرمستقیم از طرح تصویر شده که دارای ابعاد محدودی است خودبهخود نوعی جهالت و نالایقی را به امریکاییها نسبت میداد، اما خسارت این از افشاشدن ابعاد طرح کمتر بود.
اصحاب فیل
در ایران، پس از حادثه طبس تا مدتی صدور بیانیهها و اعلامیهها و اعلام مواضع علیه امریکا در سطحی وسیع و متنوع ادامه یافت. در کنار مواضع و دیدگاههای گروههای مختلف مذهبی و غیرمذهبی، سیاسی و صنفی حتی آن دسته از علمای حوزه که معمولاً غیرسیاسی خوانده میشوند نیز دراینزمینه به اعلام موضع پرداختند. دراینمیان در گفتارهای بسیاری، شکست امریکا در عملیات طبس، بیش از هر چیز به اعجاز و امداد
غیبی نسبت داده شد و با قضیه اصحاب فیل در حمله ابرهه به خانه کعبه در زمان عبدالمطلب جد پیامبر اسلام(ص)، مشابهسازی گردید. در اینجا دو نمونه مربوط به دو نقش و جایگاه متفاوت (غیرسیاسی و سیاسی) ذکر میشود.
در پیامی از آیتالله سیدمحمد وحیدی آمده است: «ملت رشید ایران، عملیات نظامی فوقمحرمانه جاسوسان سیا و تفنگداران امریکا برای رهایی گروگانها که درحقیقت به هدف گروگانگیری انجام میشد بحمدالله نافرجام ماند و درست قصه اصحاب فیل و نابودی آنها... در کویر مرکزی ایران
تجسم یافت. ... اتحاد و یگانگی هرچه بیشتر عموم آحاد ملت در بهخاکمالیدن پوزه ابرقدرتهای شرق و غرب ظل عنایت حضرت ولیعصر ارواحنا فداه [را] از خداوند سبحان مسئلت میداریم.»
در اطلاعیه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام درباره حمله نظامی امریکا در طبس چنین آمده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم. امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند. (امام خمینی)
ملت رزمنده مسلمان ایران، خبر شکست مفتضحانه کارتر را برای آزادساختن جاسوسان امریکا شنیدیم. ... شما ملت قهرمان و رزمنده اسلام مشاهده میکنید که چگونه هیچ غلطی نمیتواند بکند و میبینید که خداوند متعال چگونه مستضعفان را یاری میدهد و میبینید که چگونه فرشتگان را بهپاس مقاومت و پایداریتان به مدد شما میفرستد و این وعده غیبی و سنت عظیم الهی را برای چندمین بار و به شایستهترین نحو در این انقلاب شکوهمند عیان میسازد. ... ان الذین قالوا ربنا...»
در امریکا نیز در بررسی عوامل شکست این کشور در ماجرای طبس، طوفان شن جایگاهی چشمگیر داشت. همان روز اول که بازتاب شکست تحقیرآمیز عملیات نجات گروگانها در داخل ایالات متحده بسیار وسیع بود و مهمترین موضوع رسانههای گروهی محسوب میگردید و تحلیلهای مختلفی دراینباره ذکر میشد، تأکید بر نقش طوفان شن در صحرای طبس در این عملیات جالب بود.
ازجمله در گزارش تلویزیونی ای.بی.سی امریکا گفته شد که مأموریت نجات امریکاییها بدان دلیل شکست خورد که
۳ فروند از هلیکوپترهای عملیات براثر طوفان شن از کار افتاد و تیم نجات را با کمبود هلیکوپتر روبهرو ساخت.
بیان این مطلب بعد از سپریشدن روزهای متمادی نیز ادامه داشت. برای مثال در ۲۱ اردیبهشت (۱۱ ماه مه) در بررسی عوامل شکست امریکا در ماجرای طبس، یک افسر نیروی دریایی این کشور که در عملیات مزبور شرکت داشت در مصاحبه با روزنامه دیلی نیوز تأکید کرد شکست عملیات فقط بهدلیل طوفان شن بوده است. وی گفت: در بعدازظهر (قبل از شکست عملیات)، ما اطلاع پیدا کردیم که شرایط هوا بسیار عالی است و ما از دید کافی برای انجام عملیات برخوردار خواهیم بود و بااینحال هلیکوپترها کمتر از دو ساعت پس از ترک ناو هواپیمابر نیمیتز در طوفان شن سقوط کردند. این افسر متذکر شد یک ماه قبل از اجرای عملیات یک گروه مخصوص بهطرز پنهانی وارد ایران شده و نمونهای از خاک منطقهای که قرار بود ۸ هلیکوپتر و هواپیماهای سی۱۳۰ به آنجا اعزام شوند را برداشتند. طبق این نمونه زمین باید بهاندازه کافی از استقامت لازم برای فرود برخوردار میبود، اما درواقع هنگامی که ما فرود آمدیم شن بهقدری عمیق بود که چرخ حداقل ۲ فروند از هلیکوپترها جدا شد. وی با ابراز نفرت از اظهارات سرهنگ چارلز بکویت فرمانده کماندوها، که از تفنگداران مأمور این عملیات بهعنوان "مشتی ترسوهای بیلیاقت" نام برده بود، توضیح داد که نه خلبانها، نه خدمه و نه شرایط هلیکوپترها هیچکدام علت شکست نبودند.
همچنین یکی از خلبانهایی که در طرح نافرجام دخالت نظامی امریکا شرکت داشت در تشریح صحنه وقایع طبس گفت درحالیکه او در دشت تاریک ایران منتظر تجدید سوخت
هلیکوپتر دی۵۳ خود بوده، ناگهان مشاهده میکند که یک هلیکوپتر دیگر بر روی تانکر هواپیمای سی۱۳۰ سقوط کرد و تانکر منفجر شد و ۸ نفر از مأموران کشته شدند. وی افزود: این انفجار و آتشسوزی مشابه حرکت کند فیلم سینما بود، سپس غبار و بعد جوشیدن سوخت و شعله و سرانجام قطعات هلیکوپتر به هوا بلند شد.
اینگونه اظهارات منحصر به افسران رده عملیات نبود و حتی در میان عالیترین مقامات نظامی امریکا نیز بروز داشت. حدود دو هفته بعد از ماجرای طبس (۹ مه ۱۹۸۰، ۱۹/۲/۱۳۵۹)، هارولد براون وزیر دفاع امریکا، ضمن یک گزارش ۲۲ صفحهای به کنگره این کشور تصریح کرد طوفان شن غیرمنتظره باعث سرگیجه و ازبینرفتن تعادل افراد بوده است. وی گفت خدمه هلیکوپترها زمانیکه در میان طوفان شن بهطرف منطقه عملیات میرفتند مثل آن بود که در داخل یک ظرف شیر سیاه قرار گرفتهاند و سرگیجههای متناوب مانع آن میگردید که ثبات خود را حفظ کنند.
در طول دوره کتاب حاضر (اردیبهشت ۱۳۵۹)، نظیر فروردین همین سال، سیر رابطه و مناسبات ایران با دو کشور امریکا و عراق روندی تقریباً مشابه داشته است. هرچه ستیزه امریکا با ایران بیشتر میشد، دشمنی عراق با ایران نیز جنبه جدیتر و جهتگیری شدیدتری به خود میگرفت.
همزمان با اوجگیری اختلافات ایران و امریکا تحرکات دیپلماتیک عراق بهطور محسوسی سمتوسوی بیشتری در نزدیکی به غرب یافت. ازجمله کشورهای فرانسه و عراق تصمیم گرفتند روابط خود را گسترش بدهند. در همین حال، تلاشهای عراق برای نزدیکی بیشتر به انگلستان نیز ادامه یافت و حتی گزارشهایی مبنیبر توسعه روابط درزمینههای نظامی به مراکز ذیربط در ایران واصل میشد. درعینحال رژیم عراق همچنان در تبلیغات بر نقش قبلی ضدامپریالیستی خود پافشاری میکرد و بهخصوص در مبارزه با پرستیژ اخیر ضدامپریالیستی ایران و درجهت مخدوشکردن آن، منفعلانه میکوشید. ازجمله در جریان تبلیغات خود، مبارزه ضدامریکایی ایران را خیمهشببازی امریکا در ایران میخواند و تأکید میکرد: «امپریالیسم امریکا به شیوههای گوناگونی دست میزند تا خلقهای جهان را بدینوسیله گمراه کند.»
در همین حال، نشانههای یک تغییر اساسی در راهبرد امریکا در قبال عراق مشاهده میشد؛ تغییری که عراق هم باوجود ادامه ظاهری مواضع ضدامریکایی خود، در تقابل با ایران منتظر آن بود. بغداد به تبلیغ علیه امریکا ادامه میداد، اما درعمل، در هنگامه درگیری شدید امریکا با ایران، هرروز پرسروصداتر بر طبل جنگ میکوبید. این یعنی کاملاً آمادگی قرارگرفتن در جبههای را داشت که دیگر متحدان منطقهای امریکا (نظیر اردن، کویت، عربستان و...) اعضای اصلی آن
بودند. هرچند این عضو جدید جبهه امریکایی ضدایرانی در غرب آسیا از جنس اعضای اصلی آن نبود، ولی در دشمنی با ایران استعدادی بسیار بیشتر از سایرین داشت.
از سوی دیگر، نظر به اینکه در اردوگاه جهانی، جایگاه عراق هنوز جایگاهی چپ و ضدامپریالیستی تلقی میشد، این کشور در توجیه بیشتر دشمنی خود با ایران، که سردمدار مبارزه با امریکا شده بود، بهناچار بایستی این مزیت دشمن ایرانی را کمرنگ میکرد. ازاینرو به تقلید از برخی مخالفان داخلی (شدیدتر از همه مجاهدین خلق) که در ظاهر مبارزه ضدامریکایی شدیدتر و عمیقتری از نظام طلب میکردند و عناصر اصلی آن را از ابتدای پیروزی به عدم دشمنی کافی با امریکا و حتی همراهی با آن متهم و سرزنش میکردند، دستگاه تبلیغاتی عراق نیز به گمان کارایی، چنین محوری را برای تبلیغات برگزیده بود. دراینزمینه رادیو بغداد ادعا کرد: «اگرچه امریکا با سرنگونی شاه از در خارج شد، ولی در عهد زمامداری دارودسته خمینی مجدداً از پنجره وارد شده است. ... واقعیتی که نمیشود در آن تردید داشت همانا مزدوربودن رژیم اسلامنمای کنونی برای ایالات متحده امریکا و دستداشتن این رژیم در نقشههای تجاوزکارانه علیه خلقهای منطقه منجمله خود خلقهای ایران میباشد.»
رقابت با مواضع چشمگیر نه شرقی، نه غربیِ جمهوری اسلامی ایران نیز بخش عمدهای از تحرکات دیپلماتیک دولت عراق بود. بهنظر عراق این رقابت باعث کمرنگشدن تأثیر مواضع ایران میشد. بهعنوان مثال، در کوشش برای اتخاذ موضعی شبیه ایران در اواخر دوره کتاب حاضر، نعیم حداد معاون رئیسجمهوری این کشور، به اعلام مواضع در قبال
امریکا و شوروی پرداخت. وی درمورد روابط عراق و شوروی گفت ارتباط میان دو کشور برپایه یک موافقتنامه دوستی و همکاری است و عراق همچنان برای تأمین نیازهای نظامی تقریباً به اتحاد شوروی متکی است، ولی از سیاستهای اتحاد شوروی از آنجا که عامل خطرناکی برای مردم غرب آسیا محسوب میشود، انتقاد میکند. نعیم حداد گفت عراق از توسل به زور و اشغال افغانستان و نیز موضع شوروی در قبال نبرد اعراب و اسرائیل انتقاد میکند. درمورد امریکا نیز وی با بیان اینکه امپریالیسم امریکا همچنان دشمن اصلی اعراب است، این کشور را به حمایت مداوم از اسرائیل، غارت نفت اعراب و حضور ننگین نظامی در منطقه خلیجفارس متهم ساخت.
در همین زمان، در یازدهمین اجلاس وزیران امور خارجه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی، عرصهای برای ارائه مواضع نه شرقی، نه غربی ایران ایجاد شد و عراق نیز در رقابت با ایران به سرزنش تبلیغاتی دو ابرقدرت پرداخت تا موضع استقلالی خویش را نمایش بدهد. صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران که باتوجهبه بافت این اجلاس توفیقی در تسریدادن مواضع ضدامریکایی ایران به نشست مذکور، برایش پیشبینی نمیشد، در گفتوگویی با خبرنگاران گفت: ما انتظار داریم که خط نه شرقی و نه غربی در سیاست کلی این گردهمایی پیاده شود. از سوی دیگر، عراق نیز به هردو ابرقدرت بهسبب سلطهجویی ازطریق دخالت در
امور کشورهای کوچک حمله کرد. حامد علوان وزیر مشاور در امور خارجی عراق، در سخنرانی خود در گردهمایی سازمان کنفرانس اسلامی، دخالت نظامی شوروی در افغانستان را خطرناک و غیرعادلانه خواند. وی همچنین از تلاشهای ایالات متحده برای بازیابی نفوذ خود در این منطقه، تحت پوشش دخالت شوروی در افغانستان اظهار تأسف کرد.
یادآوری میشود اجلاس مزبور علاوهبر
رقابت، همچنین عرصهای
برای بروز بیشتر تقابل و چالش کنونی ایران و عراق بود، بهطوریکه میان قطبزاده وزیر امور خارجه ایران و حامد علوان وزیر مشاور در امور خارجی عراق، مشاجره لفظی شدیدی درگرفت. وزیر امور خارجه ایران گفت: عراق روش خصمانهای
علیه انقلاب ایران در پیش گرفته
است و عملاً در مرزهای ایران و عراق اقدام به عملیات تجاوزگرانهای نموده که تلفات جانی فراوان و خسارات مالی بسیار زیادی در پی داشته است و همزمان با این عملیات دشمنانه، گروهی کرد را تحریک کرده است تا در داخل ایران دست به عملیات خرابکارانه بزنند و از سوی دیگر تاکنون ۳۵ هزار نفر را تحتعنوان ایرانیبودن از عراق اخراج کرده است.
حامد علوان جبوری در پاسخ اظهار کرد: در داخل ایران دولت و قدرت مسئولی وجود ندارند و درواقع یک نوع آشوب در این کشور حکمفرماست. عراق بارها به ایران پیشنهاد حسننیت داده است و هرگاه رژیم موجود ایران از روح شوونیستی خود را رها سازد و دست از سیاست توسعهجویی که ناشیاز سیاست شاه سابق است بردارد، عراق همواره خواستار حسن همجواری با ایران است. وی ایران را دعوت کرد که از سیاست خطرناک و اشتباه خویش که برپایه این امر استوار است که ایران پاسدار اسلام است، دست بکشد و آرزوی امپراطوری فارس را دنبال نکند.
در اولین روز دوره این کتاب (۱/۲/۱۳۵۹)، خبرگزاری رسمی عراق در تحلیلی اعلام کرد: عراق بر بازستاندن سه جزیره عربی که از سال ۱۹۷۱ (۱۳۵۰)، در اشغال ایران است اصرار ورزیده و آن قسمت از شطالعرب (اروندرود) را که از سال ۱۹۷۵ (۱۳۵۴)، دراختیار ایران است بازپس خواهد گرفت، این کشور فقط حقوق مزبور را مطالبه نمیکند بلکه بهگونهای جدی و قاطع برای گرفتن و بهدستآوردن آنها تلاش میکند.
سه جزیره، موضوعی که مشخص بود ایران بههیچوجه نمیتواند و نمیخواهد امتیازی درباره آن به هیچ دولتی بدهد، از ابزارهای عمده ستیزهجویی عراق بود. این مسئله به عرصه رسانه منحصر نبود. در دوم اردیبهشتماه ۱۳۵۹، یک بار دیگر دعاوی مقامات بلندپایه این کشور درباره سه جزیره در سطح وسیعی از خبرهای مربوط به ایران و عراق انتشار یافت که تداوم پافشاری عراق بر مطامع خویش را نشان میداد. درزمینه ادعای عراق طه یاسین رمضان معاون نخستوزیر و عضو شورای انقلاب عراق، بر بازپسگرفتن
جزایر سهگانه و پایبندی این کشور
درگرفتن حق ملت عرب عربستان (خوزستان) تأکید کرد. هدف سران رژیم بعث عراق از تکرار اینگونه دعاوی با ادبیات خاص آن درواقع زمینهسازی و گشودن راه جنگ آتی، در افکارعمومی عراق و کشورهای عربی بود. همزمان با اینگونه دعاوی، رسانههای تبلیغاتی عراق نیز بهشدت دشمنی افراطی با ایران را بازگو و ترویج میکردند. حدود ده روز بعد، طه یاسین رمضان در امان پایتخت اردن، یک بار دیگر دعاوی عراق درباره سه جزیره را در مجمع امور بینالمللی اردن مطرح کرد. وی گفت: «عراق دربرابر پسگرفتن سه جزیره عربی خلیج [فارس جزایر ایرانی تنب بزرگ و کوچک و بوموسی] که در سال ۱۹۷۱ بهوسیله شاه سابق اشغال شد کوتاه نخواهد آمد.» طه یاسین رمضان این سؤال را مطرح کرد که چرا اعراب هر دفعه سیلی میخورند، قادر نیستند بهعنوان یک ملت متحد سرزمینهای خود را آزاد کنند.
همزمان با این اظهارات، دستگاه سیاسی تبلیغاتی متمرکز عراق زمینهسازیهای سیاسی بینالمللی ضدایران را در دستور کار داشت و این موضوع را با قوت و شدت دنبال میکرد؛ ازجمله نشریه المستقبل اظهارات احمد ظاهر الجیلانی سفیر عراق در اسلامآباد را درج کرد که گفت: عراق مسئولیت مطالبه جزایر عربی سهگانهای را که ایران در زمان شاه اشغال کرده است به عهده میگیرد. سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی به کشور امارات متحده عربی تعلق دارد و عراق از موضع ملی و ناسیونالیستی خود، آنها را مطالبه میکند. دراینحال کشورهای حامی عراق به انحای مختلف اینگونه مواضع را تشویق و تأیید میکردند. بهخصوص در امارات که از مدعیان اصلی در این قضیه بود اظهارات صریحی دراینباره ابراز میشد. برای مثال، در فضایی متفاوت با فضای دوستانهای که بعد از سفر منطقهای قطبزاده وزیر امور خارجه ایران به امارات متحده عربی ایجاد شد، بازهم روزنامه الخلیج (چاپ شارجه) یادداشتی از تریام رئیس مجلس امارات، چاپ کرد که در آن آمده بود: «ما حوادث و اتفاقات تهران را شگفتآور و صادقانه تلقی میکردیم و انتظار داشتیم که مشکل این سه جزیره نخستین موضوعی باشد که انقلاب کبیر ایران آن را حلوفصل خواهد کرد. ... آقای قطبزاده
با اظهاراتش [در]
کنفرانس مطبوعاتی کویت هم به ایران و هم به اسلام توهین کرده است، زیرا وزیر امور خارجه ایران در جواب سؤالی درباره این جزایر آنهایی [را] که این موضوع را مطرح میکنند متهم کرد که میخواهند بین ایران و اعراب جدایی افکنند.» جالب است خبرگزاری رویتر ضمن مخابره این گزارش افزوده است: تقاضای بازگرداندن جزایر را دولت عراق که روابطش با ایران در طول چند هفته اخیر به وخیمترین وضع آن رسیده، مکرراً مطرح کرده است. قبلاً یکی از جزایر به شارجه و دو جزیره دیگر به رأسالخیمه متعلق بود.
فقط دعاوی مقامات بلندپایه عراق درباره سه جزیره از عوامل تشدیدکننده تیرگی روزافزون روابط دو کشور نبود، بلکه دعاوی عراق درباره خوزستان ایران نیز در سطح وسیعی از خبرهای مربوط به ایران و عراق، بهگونهای انتشار مییافت که پافشاری عراق بر حوزه بسیار وسیعتری از مطامعش را نشان میداد. بهعنوان مثال، طه یاسین رمضان در اظهاراتی بر حمایت از حقوق اقلیت
عرب در ایران تأکید کرد. وی ضمن درخواست تجدیدنظر درمورد قرارداد منعقدشده میان ایران و عراق در سال ۱۹۷۵ (1)پایبندی این کشور در گرفتن حق ملت عرب خوزستان را مورد تأکید قرار داد؛ تأکیداتی از این دست با اقدامات عملی عوامل عراق در خوزستان همراه بود.
علاوهبر عرصه سیاسی، عرصه رسانه و تبلیغات نیز از میدانهای عمده ستیزهجویی عراق با ایران بود که از همان ابتدای دوره تا آخر آن با شدت روزافزون، ادامه یافت. همزمان با کوبیدن مسئولان رژیم بعث عراق بر طبل ستیزه با ایران، رسانههای این کشور نیز با شدت بر طبل جنگ و کینهتوزی میکوبیدند. نمونهای مکرر در گفتارهای بخش فارسی رادیو بغداد چنین است: «قیام کن، ملت ایران بهپا خیز، روز رستاخیز است. ای
سیستان و بلوچستان فقرزده و ای
کپرنشینان فقیر اهواز، ای
ترکمنصحرای جرجانی و توماج و واحدی و مختوم بهپا خیز. ای تهران، ای دربرگیرنده شصتهزار شهید و صدهزار معلول بهپا خیز! ای زحمتکشان ملت ایران بهپا خیزید. این رژیم آدمکشان و دزدان و جباران
را درهم بکوبید و بار دیگر به مردم دنیا ثابت کنید که خلقهای ایران زیر بار دیکتاتوری شاه جدید و فرعون زمان کمر خم نمیکند. پیروز باد مبارزات پیگیر خلقهای ایران.»
افراط در نشاندادن دشمنی با ایران و مورد خطاب قراردادن روحانیون متعهد و نیز احزاب، سازمانها و گروههای ملی و مترقی ایران و افسران و سربازان میهنپرست ایرانی و همچنین فارغالتحصیلان و کارگران بیکار در قیام علیه حکومت، بهخصوص بهکاربردن عبارات بهشدت کینهتوزانه و سراسر فحش و ناسزا و استمرار حرکت در این راه، هرچند تبلیغات عراق را کمتأثیر میکرد، اما نشانه عزم جدی سران دولت عراق در دشمنی با ایران بود. حتی گوینده یک برنامة رادیو عراق مدعی شد که از یکی از کاندیداهای نمایندگان مجلس ایران نامهای دریافت کرده است. در متن مفصلی که درقالب این نامه تنظیم شده بود آنقدر در دشمنی با ایران و تمجید از عراق افراط شده بود که بهکلی به یک نوشته بیاثر و مضحک تبدیل گردیده بود.
در ادامه اینگونه جنگ تبلیغاتی ناکارآمد عراق علیه ایران، میتوان به گفتار رادیو بغداد به مناسبت فرارسیدن اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت)، روز جهانی کارگر اشاره کرد که در آن آمده است: «روز اول ماه مه که بهمثابه روز کارگران در سرتاسر جهان است، اکنون طبق تصمیم بنیصدر تحریم شده است و هرگونه فعالیتی که در این روز جهانی کارگران صورت گیرد، ممنوع شده است.» این درحالی است که مراسم این روز، بسیار وسیع در سراسر کشور و با مدیریت جریانهای مختلف برگزار شد.
گزارشهایی از منابع محلی مرتبط با ایران نیز از کوشش مقامات عراقی در بسط دشمنی با ایران حکایت میکرد. ازجمله در یک گزارش واصله از منابع محلی داخل عراق با عنوان تشکیل
1) *** منظور قراردادی است که در سال ۱۹۷۵ بین ایران و عراق بسته شده و موسوم به قرارداد الجزایر است.
اجتماعات ضدایرانی در بصره آمده است: «به دستور حکومت بعث عراقی در کلیه شهرها و قراء استان بصره که اکثراً شیعیان در آن سکونت دارند توسط مسئولین حزب بعث اجتماعاتی با شرکت مردم تشکیل و در آن علیه انقلاب اسلامی ایران سخنرانی و به مردم تفهیم میکنند که انقلاب ایران توسط کشور امریکا پایهگذاری و برقرار شده است.»
در چارچوب فضاسازی ضدایرانی در عراق، یکی از مهمترین محورهای تبلیغاتی در این کشور تبلیغات شدید و حتی خارج از عرف و نزاکت رسانهای و دیپلماتیک، علیه شخص امام خمینی بود. اینگونه ادبیات منحصر به رسانههای عراق نبود، این امر در دوره کتاب حاضر توسط شخص صدام رئیسجمهور عراق نیز بهطور جدی دنبال میشد. خبرگزاری کویت در ۴/۲/۱۳۵۹، از بغداد گزارش داد: «رئیسجمهور عراق در اشاره مستقیم به خمینی گفت عراق به این ایرانی ... اجازه نخواهد داد که نژادپرستی خود را به داخل خاک ما توسعه دهد. صدام حسین گفت خمینی که ۱۴ سال در عراق به حالت پناهندگی به سر برد، شخص ناشناسی است. صدام حسین ایران را از نتایج یک جنگ علیه عراق برحذر داشت و گفت نژادپرستان ایران از هرگونه اقدام برای مقابله با ما متأسف خواهند شد. رئیسجمهوری عراق گفت اگر بنیصدر فکر میکند که ارتش ایران میتواند در عراق زنده بماند، در رؤیا به سر میبرد. وی گفت نه ارتش امریکا و نه ارتش شوروی نیز نمیتوانند دست به چنین اقدامی بزنند.»
همچنین در ۶/۲/۱۳۵۹، یونایتدپرس از بیروت گزارش داد: «خبرگزاری رسمی عراق امروز اعلام کرد صدام حسین رئیسجمهوری عراق وعده داده است که اگر آیتالله خمینی رهبر مذهبی ایران، جرئت کند از محدودههای فعلی خود خارج شود، حساب او را خواهد رسید.»
از سوی دیگر، در ایران مسئولان و مقامات رسمی از هر جناحی درمجموع در نوع برخورد با عراق وحدت نظر و رویه داشتند. بهعنوان مثال، وقتی بعد از حدود دو هفته زمینهسازی خبری عراق، قطعیت شهادت آیتالله
صدر و خواهرش در ایران بهطور
رسمی اعلام گردید، امام خمینی سه روز عزای عمومی و یک روز تعطیل عمومی اعلام و دراینباره پیامی بدین شرح منتشر کردند: «من از رده بالای قوای انتظامی عراق مأیوس هستم، لکن از افسران و درجهداران و سربازان مأیوس نیستم و از آنان چشمداشت آن دارم که یا دلاورانه قیام کنند و اساس ستمکاری را برچینند همان سان که در ایران واقع شد از پادگانها و سربازخانهها فرار کنند و ننگ ستمکاری حزب بعث را تحمل نکنند.»
شورای انقلاب نیز با صدور بیانیهای به این مناسبت، تأکید کرد: «ملت رزمنده و مسلمان عراقی این جنایت بزرگ را بر دولت بعثی نخواهد بخشید.» همچنین سه روز عزای عمومی و روز پنجشنبه ۴/۲/۱۳۵۹، را تعطیل سراسری اعلام کرد. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز اطلاعیهای بدین شرح انتشار داد: «تا ازبینبردن حکومت جنایتکار و عامل امپریالیسم و صهیونیسم صدام حسین خائن از پای ننشینیم.» به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، آیتالله منتظری نیز دراینباره پیامی منتشر و اعلام کرد: «یقین است همانگونه که رهبر
انقلاب اسلامی فرمودهاند برادران ارتش و ملت مبارز عراق در سایه ایمان، استقامت و اتحاد، این لکه ننگ را از دامن اسلام و صفحات تاریخ پرافتخار عراق محو خواهند نمود.» در این بیانیه همچنین تأکید شده بود: «مطمئنم همانگونه که خون پاک شهیدان، انقلاب اسلامی را در ایران به ثمر رسانید و رژیم سفاک پهلوی را سرنگون ساخت، قطرات پاک خون این شهیدان راه اسلام نیز در عروق تکتک ملت مسلمان عراق و کشورهای اسلامی خواهد جوشید و تا سقوط کامل رژیم صدامی و استقرار جمهوری عدل اسلامی از جوشش باز نخواهد ایستاد.»
یادآوری میشود وقفه طولانی بعد از اعلام خبرهای مربوط به شهادت آیتالله صدر برای اولینبار، خودبهخود نشانهای از تواناییهای رژیم عراق در عادیسازی خبر و انفعال و عقبماندگی خبری و تحلیلی ارگانهای ذیربط و شخصیتهای مسئول در جمهوری اسلامی تلقی گردید.
با این همه، به مناسبت شهادت آیتالله سیدمحمدباقر صدر در عراق، تظاهرات وسیعی در سراسر کشور به مقصد نهایی مکانهای برگزاری نمازجمعه برپا شد. بهخصوص
قم و مشهد یکپارچه تعطیل و عزادار بودند. در همه شهرها در سخنرانیها و در قطعنامه راهپیماییهای اعتراضی که برگزار شد، دولت صدام حسین و حزب بعث بهشدت نکوهش گردید. در تهران، مراسم اهمیت ویژهای داشت و راهپیمایی وسیع و سپس تجمع عظیمی در دانشگاه تهران محل برگزاری نمازجمعه، برپا شد. تجمعکنندگان شعارهای زیادی در ضدیت با عراق و امریکا سردادند. دکتر چمران در سخنرانی خود گفت:
«آیتالله سیدمحمدباقر صدر کسی است که ایجاد مکتب کرده است، کسی است که کارش و کتابهایش در سرتاسر کشورهای اسلامی منتشر شده و در قلوب جوانان مؤمن و مبارز ریشه رویانده است، مکتب او منحصر به شاگردانش در نجف اشرف نبود، بلکه در گوشهوکنار دنیا شاگردانی بودند که از طرز تفکر او بحث میکردند و حرکت علمی و تاریخی او را دنبال مینمودند.» وی در بخش دیگر از سخنان خود درمورد حمله عراق به ایران گفت: «اگر ارتش عراق به خاک میهن ما حمله کند، ملت ما با چنگ و دندان با آنها مبارزه خواهد کرد و اگر ارتش ما به خاک عراق وارد گردد شیعیان عراق با آغوش باز از آنها استقبال خواهند کرد و رمز پیروزی ما نیز در اینجا نهفته است که ارتش عراق ضدرژیم سفاک صدام خونخوار است.»
در شرایطی که تیرگی روابط ایران و عراق روندی روزافزون داشت، موضوع میانجیگری و ایجاد آرامش در روابط دو کشور ازسوی برخی مقامات فلسطینی مطرح میشد که هم در ایران و هم در عراق بهکلی مردود اعلام میگردید. البته عراق آن را رد نمیکرد، اما شروطی میگذاشت که قابلاجرا نبود. برای مثال نعیم حداد معاون رئیسجمهور عراق، بار دیگر دعاوی عراق علیه ایران درمورد سه جزیره و اروندرود را مطرح کرد و گفت: برای حلوفصل اختلافات میان ایران و عراق پیشنهاد مذاکره مستقیم کرده است، لکن برای ابراز حسننیت، ایران باید ابتدا سه جزیره واقع در
خلیجفارس را به اعراب مسترد دارد. حداد همچنین مدعی شد که عراق درپی دامنزدن به تشنجات با ایران نیست، ولی اگر ایران طالب جنگ باشد عراق از آن استقبال میکند. وی افزود: عراق کوششهای میانجیگرانه را نه از روی تکبر، بلکه بهدلیل انجام گفتوگوهای مستقیم، رد میکند.
همچنین حسن طوالبی یک سخنگوی وزارت اطلاعات عراق، در مصاحبه با روزنامه اماراتی الخلیج همین موضع را به این شکل تکرار کرد: نخستین شرط مذاکره با ایران تخلیه سه جزیره (تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی) از نیروهای ایران و اصلاح خط
مرزی ایران و عراق در شطالعرب (اروندرود) است و ما هنوز منتظر پاسخ ایران به این دو مطلب هستیم.
از سوی دیگر، در ایران نیز مسئولان ذیربط دراینمورد تقریباً وحدت نظر و رویه داشتند. ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهور، در اوایل این دوره، در مصاحبه با هفتهنامه المجله تأکید کرد شرط هر مذاکرهای میان ایران و عراق آن است که عراق دخالتهای خود علیه ایران را متوقف کند. بنیصدر گفت که وی بهتازگی به یاسر عرفات گفته است قبل از آغاز مذاکره میان ایران و عراق دخالتها باید پایان یابد. صادق قطبزاده وزیر امور خارجه نیز پس از پایان جلسه شورای امنیت ملی، درباره خبری درمورد میانجیگری بنگلادش بین ایران و عراق گفت: «حکومت عراق باید برود و هیچگونه میانجیگری را نمیپذیریم. اگر میتوانید حکومت عراق را بردارید ما میپذیریم.»
دکتر چمران هم درباره نقش میانجیگری بعضی دولتهای منطقه چنین گفت: «بین ملت ما و صدام حسین خط خون کشیده شده است و بههیچوجه منالوجوه میانجیگری را ازجانب هیچ طرفی نمیپذیریم و اگر کسانی آمدهاند که بین ایران و عراق میانجی شوند به آنها میگویم مگر ممکن است بین ایران و امریکا میانجیگری کنند، مگر ممکن است بین ایران و اسرائیل واسطه شوند، این محال است خط ما را خط خون تشکیل داده است و تا سقوط قطعی صدام حسین از هیچ مبارزه قاطعی دست بر نخواهیم داشت.»
همچنین باتوجهبه اینکه طبق گمانهزنیها، طرح مسئله ایران و عراق در گردهمایی اسلامآباد ازطرف عراق قطعی شمرده میشد و باتوجهبه تواناییهای دیپلماسی عراق و بافت سیاسی حاکم بر کشورهای شرکتکننده در این گردهمایی، این مسئله قابلپیشبینی بود که ایران مشکل زیادی در مقابله با دیپلماسی عراق در این اجلاس خواهد داشت. بنابراین در آستانه تشکیل گردهمایی، قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، گفت: «ما مواضع خود را نسبت به کشور عراق بیان خواهیم کرد. دولت عراق یک حکومت جنایتکاری است که برخلاف نظر مردم عراق در این کشور حکومت میکند [که] عامل امپریالیسم جهانی و صهیونیسم بینالملل و درحقیقت دست آنها در خلیجفارس
است [و] تاکنون
مرتکب جنایات بیشماری شده است. خفقان و کشتار در عراق به حد نهایت رسیده است. این کشور متأسفانه در امور داخلی ما هم دخالت میکند، به حریم مرزی ما تجاوز میکند [و] خرابکار به ایران میفرستد. ما همه این مسائل را در کنفرانس اسلامی مطرح خواهیم کرد.» قطبزاده درباره میانجیگری سازمان آزادیبخش فلسطین یا یک مقام ثالث
میان ایران و عراق نیز گفت: «من بارها موضع ایران [را] در قبال مسئله عراق اعلام کردهام و بار دیگر نیز میگویم که حکومت عراق یک حکومت جنایتکار است و مسلماً سازش با اینچنین حکومتی در قاموس ما نیست.»
همزمان با اعلام مواضع راجع به سه جزیره و اروندرود و نیز تبلیغات عربستانسازی، درعمل نیز اقدامات ایذایی و خرابکارانه عراق در راستای مطامع این دولت در دوره کتاب حاضر ادامه یافت. حتی در تهران چندین انفجار در اماکن عمومی رخ داد. وسیعترین این حوادث مربوط به روز هشتم اردیبهشت است که در سه نقطه عمومی و پرجمعیت مرکزی تهران انفجارهایی مهیب به وقوع پیوست و براثر آن دهها تن شهید یا مجروح شدند. انفجار اول ساعت ۱۱:۳۰، در سالن نمایش یک سینما واقع در خیابان لالهزار رخ داد. دومین انفجار ساعت ۱۳:۳۰، در یک داروخانه واقع در خیابان ناصرخسرو به وقوع پیوست. ساعت ۱۷:۳۰ نیز براثر انفجار یک بمب قوی در محوطه پارکینگ شمالغربی میدان امام خمینی (توپخانه سابق) بسیاری از ساختمانهای مرکز شهر به لرزه درآمدند.
درباره عوامل این انفجارات، قرائن و شواهد و تجربه نوع انفجارهای خوزستان و نیز تحلیل و جمعبندی محافل مختلف که بهنحوی
با اینگونه مسائل مرتبط بود، نشان میداد که رژیم عراق طراح و مسئول آن بوده است، البته چهبسا از گروههای ضدانقلابی مرتبط با عراق چون گروه بختیار یا برخی جریانهای
دیگر نیز در اجرا، استفاده شده بود. برخی اسامی اعلامشده بهعنوان مسئولان این حادثه که اسامی خلقالساعه و بدون هویت قبلی بود و نیز نوع ادبیات اعلام آن، مؤید این برداشت بود. اما در عرصه تبلیغات و در سطح
انتشار عینی، گروههای مختلف سیاسی و حتی برخی نهادهای ذیربط، از امریکا بهعنوان عامل اصلی و پشت صحنه یا حتی عامل مستقیم اینگونه حوادث، یاد میکردند. در اطلاعیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی انفجارهای مزبور ادامه و بخشی از توطئههای نظامی امریکا شمرده شد که ساواک و عمال فراری رژیم سابق و وابستگان بختیار آن را به اجرا درآوردهاند. سازمان مجاهدین خلق نیز در تحلیل این حوادث، طبق معمول کوشید علاوهبر ترویج ستیزهگری با امریکا، مقاصد و نکات تبلیغی خود را نیز بگنجاند.
صرفنظر از تهران، که به آن اشاره شد، بهطورکلی میتوان عملیات ایذایی عراق را در چهار دسته جداگانه قرار داد: خوزستان، غرب کشور، خارج از کشور و تعرضات مرزی که بهترتیب به آن اشاره میشود.
عملیات ایذایی عراق در خوزستان
در خوزستان در اغلب روزهای این دوره، منابع ذیربط از ورود عناصر وابسته به عراق به داخل ایران برای ایجاد انفجار و رعب و وحشت، به مقامات مسئول گزارش میدادند و ضمن اشاره
به استقرار افراد ایرانی جبهة التحریر در برخی پاسگاههای مرزی عراق نقش آنها را در برقراری ارتباط با عناصر وابسته به عراق برای انتقال سلاح و مواد منفجره یادآور میشدند. البته بخشی از عوامل عراق که غالباً موسوم به عناصر خلق عرب بودند، در جریان انفجارهای جنوب دستگیر، محاکمه و مجازات شدند ولی بخشی از آنان به عراق رفته و در آنجا سکنی گزیدند.
خوزستان بهسبب هممرزی با عراق و اشتراکات فرهنگی قبیلهای ساکنان آن با اهالی مناطق مرزی عراق، همواره یکی از اهداف اصلی فعالیتهای ضدانقلابیون ایرانی وابسته به عراق و نیز عوامل اعزامی رژیم عراق بوده است. این موضوع، یکی از مشکلات اهالی این استان بود که هرازگاهی به شکلهای مختلف با اقدامات خرابکارانه این افراد روبهرو میشدند. به این ترتیب در مقایسه با کل ایران، طبعاً در خوزستان بهدلیل
شرایط منطقه و سابقه فعالیت جبهة التحریر، فعالیتهای ایذایی عوامل عراق شدت بیشتری داشت و عوامل عراق انفجارهایی در اماکن عمومی خوزستان طراحی و اجرا میکردند؛ برای
مثال، در اولین روز دوره کتاب حاضر در آبادان بمبی که در یک موتورسیکلت جاسازی شده بود در بازار ماهیفروشان منفجر شد. براثر این انفجار ۳۱ نفر مجروح شدند که یکی از مجروحان بهدلیل شدت جراحات به شهادت رسید.
فعالیت جاسوسی عوامل عراق در خوزستان نیز یکی از مسائل مورد توجه بود. در یک گزارش که در ۲/۲/۱۳۵۹ به فرماندهی نیروی زمینی ارتش واصل شد فردی به نام «ع» از اهالی بستان معرفی شده است که از عوامل عراق میباشد. بنا بر این گزارش، وی که «ماههاست با یکی از ستادهای انقلابی ایران همکاری جمعآوری اخبار دارد، ... علاوهبر همکاری با جبهة التحریر اخبار و اطلاعات ایران را نیز به عراق میدهد.»
مسئله دیگر توزیع وسیع سلاح بود. برای نمونه فقط در یک روز (۱۵/۲/۱۳۵۹) طبق گزارشی به استاندار خوزستان ۲ تن از افراد مرتبط با عراق در یک مورد ۶۰۰ قبضه و در مورد دیگر ۴۰۰ قبضه سلاح جداگانه، در منطقه توزیع کردند. همچنین وجود ۷۵ قبضه سلاح نزد فرد دیگری از عوامل عراق، گزارش شده است.
همزمان با اقدامات عراق ازطریق عوامل خود در خوزستان، نیروهای وفادار به نظام اعم از نیروهای رسمی یا نیروهای داوطلب نیز در مقابله با آن، فعال بودند. پیام فرماندهی لشکر۹۲ به استانداری خوزستان، بیانگر بخشی از اقدامات برای جلوگیری از تردد و نفوذ عوامل عراق میباشد؛ ازجمله این اقدامات میتوان به تکمیل شبکه سیمخاردار در نوار مرز و احداث جاده از منطقه سوبله تا طلائیه قدیم اشاره کرد. مقابله قطعی با نفوذ عناصر فوق مستلزم تجهیز و بسیج نیروهای زیادی در سطح بومی بود که بهدلیل ارتباط وسیع با عوامل عراقی، خود این کار معضلات عدیدهای به همراه داشت. بااینهمه، این راه (تجهیز و بسیج نیروهای بومی) مورد توجه نیروهای سپاه قرار داشت. درعمل، کمکهای مردمی برای شناسایی عوامل عراق و پیشگیری از اقدامات جنایتکارانه آنان، بهنحو چشمگیری تداوم داشت.
یادآوری میشود نفرت عمومی مرزنشینان از عناصری که بهنحوی با عراق مرتبط بودند، یا بهدلیل
نفع مادی و غیر آن در جهت منافع عراق فعالیت میکردند، سبب انزوای
شدید آنان شد، به حدی که ترس از شناساییشدن توسط همسایگان و افراد عشیره، به گریختن بیشتر این افراد به عراق انجامید. البته در عراق برای استفاده "بهینه" از اینان برنامههایی آماده وجود داشت.
در سطح رسمی، میتوان به احکام صادره از دادگاه انقلاب اسلامی اشاره کرد که افرادی بهجرم بمبگذاری و ایجاد انفجار در خط لولههای نفت، آموزش نظامی و خرابکاری در عراق، واردکردن سلاح غیرمجاز به داخل کشور و خبرچینی به نفع دولت بیگانه و انفجار در اماکن عمومی محاکمه و محکوم شدند.
از سوی دیگر، در گزارشهایی شدیداً تبلیغاتی که از فعالیتهای ایذایی مسلحانه در خوزستان، در بخش فارسی رادیو بغداد پخش میشد، خوزستان، "عربستان" و عوامل بمبگذاری و انفجار "جوانان خلق عرب" خوانده شده و به وابستگی آنها به صدام حسین تصریح میگردید. دراین خصوص، تبلیغات عراق درزمینه خوزستان و فعالیت عوامل خود و پاسخ ایران بسیار شدید بود، اما افراط در تنظیم خبرهایی که آشکارا دروغ و ساخته ذهن دستگاههای تبلیغاتی عراق بود، نقطه عطف آن به شمار میآمد. بخش فارسی رادیو بغداد مطلبی را ظاهراً به نقل از دیگران پخش کرد: «آژانس خبرگزاری فرانسه گزارش داد که جنگندههای ایران از چند روز پیش بمباران خود را علیه شهرها و دهکدههای عربستان [خوزستان] دنبال میکنند. آژانس مزبور خاطرنشان ساخت که توپخانه سنگین این مناطق را بمباران میکند. دراینمیان نیروهای رژیم ضدمردمی خمینی برای مقابله با قیام توده ای در عربستان در ایران به حالت آمادهباش کامل درآمده است.» خبرگزاری فرانسه هرگز چنین گزارشی را مخابره نکرده بود ولی دستگاه تبلیغات عراق راحتتر از آن بود که خود را مقید به چنین موانعی برشمارد. شاید ذکر کلمه آژانس جلوی خبرگزاری فرانسه نوعی "تدبیر عراقی" برای فرار از مشکل سند بوده باشد.
در کل دوره، دولت عراق، آشکارا به تبلیغ عربستانسازی در خوزستان و طرح دعاوی عربگرایی در این خطه و بهخصوص تشویق علنی اقدامات جنایتکارانهای که تحت این عنوان انجام میشد،
ادامه داد. صرف تبلیغات رادیو بغداد گویای مطلب است. مثلاً در
ساعت ۱۲:۳۰، ۱۷/۲/۱۳۵۹، این رادیو اعلام کرد: «ملت عرب در استان عربستان [خوزستان] همچنان به مبارزات مسلحانه خود علیه افراد و تأسیسات رژیم نژادپرست خمینی ادامه میدهد. این مبارزات بهرغم اقدامات و تدابیر سرکوبگرانه رژیم فارسی درجهت پایاندادن به قیام ملت عربستان [خوزستان] که در راه کسب حقوق خود آغاز کردهاند کماکان ادامه دارد. رادیوی رژیم نژادپرست فارس شب گذشته [۱۶/۲/۱۳۵۹] اعتراف کرد که هشت بمب آماده انفجار در خطآهن اهواز کشف شده است که انقلابیون عربستان [خوزستان] آنها را کار گذاشته بودند.»
ادبیات فوق حتی در رسانههای غیرعراقی نیز چه بهصورت سفارشی و چه بهدلیل گرایشهای
ضدایرانی، به چشم میخورد. بعد از ماجرای گروگانگیری سفارت ایران در لندن، در مقالهای در فیگارو (چاپ پاریس) آمده است: «گروگانگیری سفارت ایران در لندن توسط خوزستانیهای عربزبان میتواند انفجاری باشد در جنگ میان اقلیت خوزستان و قدرت مرکزی تهران. این استان حدود ۵ میلیون سکنه دارد که ۸۰ درصد آن عرب بوده و این افراد منطقه خود را جز با نام عربستان نمیخواهند. عراق برای ایجاد دودستگی از عربزبانهای خوزستان کاملاً پشتیبانی میکند. بغداد بلافاصله عربستان [خوزستان] را بهعنوان کشوری مستقل به رسمیت خواهد شناخت و این تحول که در گذشته مورد تمسخر واقع میشد دیگر باتوجهبه هرجومرج ایران و ضعف رهبری فعلی آن غیرممکن به نظر نمیرسد.» گفتنی است دراینباره مقامات رسمی تا سطح شخص صدام نیز فعال بودند. در اوایل دوره کتاب حاضر، خبرگزاری کویت از بغداد گزارش داد که امروز (۷/۲/۱۳۵۹) صدام حسین مجدداً به سرزنش ایران پرداخت و یک بار دیگر دعاوی دولت عراق درباره عربیبودن خوزستان را تکرار کرد.
عملیات ایذایی عراق در غرب کشور
تحرکات عراق در مناطق مرزی غرب کشور، علاوهبر اقدام مستقیم نظامیان، اشکال دیگری نیز داشت؛ ترکیب "مهاجمان بومی و نظامیان عراقی" در گزارشهای متعدد ژاندارمری به دفتر ریاستجمهوری درخصوص تحرکات عراق در غرب کشور مشاهده
میشود. در گزارشهای حوادث غرب کشور، عبارت مهاجمان برای افراد مهاجم غیرمرتبط با گروههای سیاسی مسلح به کار میرفت. اینان معمولاً افراد محلی غیرسیاسی سادهای بودند که برای پول و زیر نفوذ وابستگان محلی سرشناس عراق، به حملات مسلحانه اقدام میکردند. برخی مهاجمان ویژگیهای خاصی داشتند؛ ازجمله شخصی به نام سروان کریمی (ارتشی فراری) که در جریان انقلاب، به عراق متواری شده بود. اما غالباً تحرکات مهاجمان محلی که در حملات پاسگاهی و در مناطقی از نوار مرزی شرکت میکردند، بهدلیل علاقهمندی به رژیم گذشته و مبارزه با نظام جدید بود؛ درواقع عناصری غیرسیاسی ولی قانونشکن که از وضعیت انقلابی کشور و تحرکات عراق درجهت شرارت، راهزنی و مقاصد ماجراجویانه یا جنایتکارانه خویش استفاده میکردند. سازماندهی و حمایت این افراد با نیروهای عراقی بود.
بدینترتیب بخش عمدهای از تحرکات مرزی ایذایی عراق علیه ایران علاوهبر شکل تعرض مستقیم نظامی، در قالب اقدامات عوامل محلی در مناطق مرزی ایران هم انجام میشد؛ برای نمونه پاسگاه درمله در نواحی مرزی کرمانشاه مورد حمله مهاجمان وابسته به عراق قرار گرفت و تصرف شد. در منطقه چقاحمام در فاصله بین نفتشهر و خانلیلی، لوله نفت این قسمت منفجر و براثر آن، لوله ۸ اینچی نفت خام در کیلومتر۲۰ نفتشهر به قصرشیرین طعمه حریق گردید. در مناطقی چون کرمانشاه، قصرشیرین، نفتشهر، اسلامآباد غرب و... علاوهبر پاسگاهها، اماکنی
چون منابع آب، تأسیسات و خط لوله نفت، درمانگاه، نیروگاه برق، ساختمان اداری شرکت نفت، ساختمان دبستان و حتی منازل شخصی نیز مورد حمله غالباً شبانه مهاجمان متکی و وابسته به عراق قرار میگرفت. این حملات بعضاً با حمایت مستقیم و آشکار ارتش عراق همراه بود. مهاجمان، معمولاً در ساعات حوالی نیمهشب با نیروهای سپاه درگیر میشدند.
دراینزمینه حوادثی که فقط در جمعهشب ۵/۲/۱۳۵۹ رخ داد چنین است: در ساعت ۱۰ شب، آمبولانس پادگان نظامی ابوذر که حامل یک مجروح از منطقه مرزی گردهنو بود و به بیمارستان قرنطینه قصرشیرین میرفت با آر.پی.جی۷ مورد حمله قرار گرفت.
مهاجمان، راننده و ۵ نفر از سرنشینان آمبولانس را بهطرز فجیعی با مسلسل کلاشینکف به شهادت رساندند. همچنین «حدود ساعت ۵/۱۱ شب نیز یک افسر پزشک بهاتفاق یک سرباز و یک درجهدار برای معالجه مجروحین عازم منطقه بودند که در بین جاده سرپل ذهاب و قصرشیرین در منطقه قرهبلاغ عدهای مهاجم با آر.پی.جی۷ به آنها حمله کردند که درنتیجه هر ۳ نفر در دم شهید شدند.» حدود ساعت ۳:۳۰ بامداد نیز عدهای افراد مسلح عراقی با سلاحهای سنگین و سبک به قصد خرابکاری به لولههای نفت بیات واقع در بخش مرزی موسیان حمله کردند و بهطرف لولههای نفت آتش گشودند و سپس به داخل خاک عراق گریختند.
طبق یک گزارش شهربانی کرمانشاه که از وجود وضعی غیرعادی در شبهای قصرشیرین حکایت داشت، «بعضی تلویزیونهای ساکنین قصرشیرین تصویر زنده پادگان سرپل ذهاب ... و رفتوآمدهای این پادگان را پخش و تا ساعتها پس از بامداد نیز برنامههای تلویزیون بغداد را نشان دادهاند.» در تحلیل شهربانی دراینباره آمده است: «به نظر میرسد که عوامل ضدانقلاب با تغییراتی در دستگاهها و دکلهای تقویتی بین راه و یا احتمالاً با نصب فرستندههای نامرئی درحدود پادگان مذکور فعالیتهایی را کنترل مینمایند.»
در منطقه قصرشیرین که عوامل رژیم عراق فعال بودند، سرقت تعداد زیادی گوسفند و انتقال آنها به خاک عراق نیز ازجمله اتفاقاتی بود که رخ داده است. گزارش ناحیه ژاندارمری حاکی است: «تعدادی از مهاجمین به نام قیاده موقت به آبادی تنگابنو
مراجعه به نام اینکه برای همکاری با آنها آمدهاند اهالی را اغفال و پس از صرف شام با ترس و ارعاب یکهزار رأس گوسفند آبادی را به سرقت میبرند.
پاسگاه ژاندارمری محل پس از اطلاع از جریان امر و درگیری و تیراندازی چهار ساعت ادامه داشته و مهاجمین را متواری و جوانمرد سهراب فتحی جمعی پاسگاه تنگابنو به شهادت میرسد.» بااینکه مشخص نیست واقعاً سوءاستفاده بارزانیها
مطرح بوده است یا عدهای
مهاجم وابسته به عراق به نام آنها مرتکب این کار شدهاند، در مطبوعات اعلام شد: عدهای از مهاجمین
مسلح عراقی با عنوان کمک به اهالی تنگابنو وارد این منطقه شدند و ساعت ۲ بامداد، قصد دستبرد داشتند. همزمان با سرقت گوسفند از آبادی تنگابنو، در آبادی گرصدف نیز، اقدام مشابهی انجام شد. در حاشیه این ماجرا، گلایه ژاندارمری
از ارتش قابل توجه است. گزارش ژاندارمری حاکی است که هنگام درگیری از واحد نظامی تقاضای اعزام نفربر زرهی و آتش پشتیبانی کرده است ولی واحد مزبور به این درخواست توجه نکرده درنتیجه مهاجمان عراقی موفق شدهاند گوسفندان را از مرز خارج کنند.
عملیات ایذائی عراق در خارج از کشور
در اولین روز دوره کتاب حاضر، دفتر هواپیمایی و کنسولگری ایران در استانبول مورد هجوم مسلحانه قرار گرفت. در اطلاعیه وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران دراینباره آمده است: «دولت بعث عراق برای وحشت و تروریزم بینالملل طرح وسیعی برای تخریب و آدمکشی در سفارتخانهها و مراکز ایران در کشورهای مختلف را دارد.»
علاوهبر تربیت و اعزام عوامل انفجار و ترور به ایران که از گذشته، جزء اقدامات ایذایی عراق بوده و در طول این دوره نیز همچنان ادامه یافت عراق همچنین از تحرک قابلتوجهی درزمینه اقدامات مخفی مربوط به سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی در برخی کشورها برخوردار بود. منابع اطلاعاتی ایران خبر دادند: «ازطرف حکومت بعث عراق ۴۵ نفر از خرابکاران و تروریستهای
آموزشدیده به کشورهای کویت و لبنان و لیبی و الجزایر و لندن اعزام [شدهاند]
تا در آن کشورها دست به یک سلسله تخریب و ترور بزنند.» بنا بر گزارشی دیگر، مقامات امنیتی عراق همچنین عدهای را به مقصد کشورهای عمان، عربستان سعودی، کویت و بحرین اعزام داشتهاند. تعداد این افراد در گزارشها ۱۲۰ تن و وظیفه آنان «ترور مخالفین و مبارزین عراقی که در خارج از کشور برعلیه رژیم بعث مشغول فعالیت میباشند»
ذکر شده است. این کار منحصر به دوره کتاب حاضر نبوده است، منابع مذکور یادآوری کردند: «قبلاً نیز حکومت عراق اقدام به اعزام گروههای خرابکار نموده که مراتب به عرض رسیده است.» آنها همچنین تأکید کردند
که «آقای قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، توسط همین گروههای اعزامی در کویت مورد سوءقصد قرار گرفته است.»
ماجرای ترور قطبزاده از این قرار بود که باتوجهبه وضعیت جدید روابط میان ایران و امریکا و نیز ایران و عراق، جمهوری اسلامی ایران به تحرک دیپلماتیک بیشتری احساس نیاز میکرد. در این راستا صادق قطبزاده در سفری رسمی از سوریه و لبنان بازدید کرد و سپس عازم کویت و امارات شد. وی در روز ۹/۲/۱۳۵۹ در کویت مورد سوءقصد عوامل عراق قرار گرفت و بااینکه چند تیر پیاپی بهسوی او شلیک شد، آسیبی ندید، ولی ۲ تن از همراهان او مجروح شدند. قطبزاده بعداً درباره این سوءقصد نافرجام اینطور توضیح داد: «دولت کویت باتوجهبه وضع خاص خود و تعرض ارضی دولت عراق به این کشور شاید نمیتواند آنطوریکه میبایست در این موارد اعلام نظر نماید. این توطئه توسط دولت خائن عراق ترتیب داده شده بود. دو دستگاه اتومبیل با مقدار زیادی نارنجک و مسلسل در همان محل کشف گردید و حدود ۷ نفر دستگیر شدند. دولت کویت تمام مرزهای هوایی و زمینی خود را مسدود ساخت و یک فروند هواپیمای توطئهگران را که قصد فرار داشت مجبور به فرود و سرنشینان آن را دستگیر کرد.»
روز بعد، روزنامه الاخبار (چاپ قاهره) در سرمقاله خود در یک جهتگیری تلویحی در دفاع از اقدام عراق نوشت: «عراق به این ترتیب خواسته است به رفتار احمقانه وزیر امور خارجه ایران به هنگام حضور در دمشق و اعلام خبر دروغ توطئه کودتا در عراق و ترور صدام حسین پاسخ داده باشد.»(1)
از سوی دیگر، در طول این دوره، بیروت و لبنان بارها عرصه درگیری موافقان و مخالفان دولت صدام حسین قرار گرفت؛ بهخصوص بعد از شهادت آیتالله
صدر، این درگیریها چشمگیر بود. برای مثال در ۶/۲/۱۳۵۹، انفجاری در خبرگزاری عراق در بیروت روی داد. رادیو عربی صوتالجماهیر عراق ایرانیها را عامل آن اعلام کرد. به گزارش رادیو لندن، گروهی که خود را مجاهدین اسلامی عراق میخواند مسئولیت این
انفجار را به عهده گرفت. این سازمان قبلاً نیز مسئولیت ارتکاب حملاتی علیه دفاتر شرکت هواپیمایی عراق و مرکز بازرگانی عراق را در بیروت به عهده گرفته بود.
بیروت همچنین عرصهای برای جنگ تبلیغاتی و رسانهای و محلی برای صدور بیانیههای سیاسی علیه رژیم عراق بود. ازجمله گروهی با عنوان جبهه آزادیبخش بحرین در بیروت بیانیهای صادر کرد و ترور «آیتالله مجاهد سیدمحمدباقر صدر» را «ننگینترین جنایت تاریخ» خواند که حزب مزدور بعث عراق به آن دست میزند.
تحرکات عوامل عراق در لبنان علیه مخالفان رژیم بعث نیز در شکلی خونین بروز یافت. ازجمله در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۵۹، حجتالاسلام سیدحسن شیرازی ساعت ۴ بعدازظهر هنگام عزیمت به مراسمی که خود به مناسبت درگذشت شهید محمدباقر صدر برپا کرده بود، ازطرف سرنشینان دو اتومبیل مورد سوءقصد قرار گرفت و جمعاً ۱۳ تیر به وی اصابت کرد که ۶ تیر آن به ناحیه سر او برخورد کرد. وی در سال ۱۳۸۹ هجری قمری (حدود ۱۱ سال قبل) پس از یک سال حبس در زندان بعقوبه عراق با وساطت امام خمینی آزاد شده بود.
جنازه شهید سیدحسن شیرازی ساعت ۹ شب از بیروت وارد تهران و در آنجا تشییع شد و سپس برای دفن به قم انتقال یافت. به این مناسبت در تهران و قم تحرک چشمگیری در اعتراض به این ترور رخ داد. آیتالله سیدمحمد شیرازی در بیانیهای که در قم انتشار داد با ذکر نقش ضداستعماری و ضدانگلیسی آیتالله سیدحسن شیرازی در ماجرای تنباکو و نقش ضدانگلیسی و ضداستعماری آیتالله سیدمحمدتقی شیرازی در استقلال عراق به مسمومیت هر دوی آنان به دست عمال انگلیس اشاره کرد. درواقع در این بیانیه ترور سیدحسن شیرازی، ادامه مبارزات و شهادت این خانواده شمرده شده است.
اشغال خونین و ششروزه سفارت ایران در لندن از مهمترین
موارد قابلذکر درزمینه تحرکات ایذایی عوامل عراق در خارج از کشور در این دوره است. قبل از ظهر روز چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۵۹، در یک عملیات مسلحانه که عراق پشت آن قرار داشت، سفارت ایران در لندن
1) **** اشاره به نوع واکنش و ابراز خوشحالی قطبزاده هنگام شنیدن خبر ترور صدام در سفر به سوریه است.
اشغال شد. قبل از این نیز، عوامل عراق در خوزستان با طرح و
تبلیغ آرمان آزادی عربستان (خوزستان) علاوهبر ایجاد انفجار در لولههای نفت و اماکن عمومی، به اقداماتی نظیر حمله مسلحانه به دفاتر و مراکز وابسته به ایران در خارج کشور دست میزدند؛ بهخصوص در سطح اشغال مسلحانه سفارتخانهها، این مورد، تحرکی تازه محسوب میشد و طبعاً برد خبری وسیعی یافت. مهاجمان که مسلح به کلت و مسلسلهای خودکار بودند با خلع سلاح یکی از محافظان انگلیسی سفارت، داخل ساختمان شدند و ۲۰ دیپلمات ایرانی و یک کارمند انگلیسیزبان سفارت را به گروگان گرفتند. اشغالکنندگان سفارت خواستار آزادی ۹۱ زندانی استان خوزستان که آن را عربستان میخواندند شدند. یادآوری میشود که زندانیان مزبور درارتباطبا حوادث خونین و انفجارات جنوب کشور دستگیر شده بودند.
اشغال سفارت ایران در لندن، شش روز ادامه یافت و این سفارت بهصورت یک کانون خبر و نیز محل تجمعی برای انبوه طرفداران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران درآمد که علیه رژیم عراق و صدام شعار میدادند. همچنین مخالفان نظام جمهوری اسلامی مقیم لندن نیز محلی برای شعار و درگیری یافتند. حضور چشمگیر ایرانیان، بهخصوص حضور دانشجویان ایرانی، در مقابل سفارت ایران در لندن و محکومکردن اشغال و حمایت از انقلاب و نظام، ازجمله حواشی مهم قضیه اشغال سفارت بود که خود مستقلاً اهمیتی خاص و بالطبع بازتاب وسیعی داشت.
در تماس تلفنی رهبر مهاجمان با قطبزاده وزیر امور خارجه، که در ابوظبی به سر میبُرد، قطبزاده به این فرد که خود را خوزستانی معرفی میکرد، اخطار کرد چنانچه قطرهای خون از بینی هریک از اعضای سفارت جمهوری اسلامی ایران بریزد، همان تعداد از زندانیانی که مهاجمان تقاضای آزادی آنان را دارند محاکمه صحرائی و سپس اعدام خواهند شد. قطبزاده پس از این اخطار ارتباط را قطع کرد.
گفتنی است نوع برخورد رسمی و علنی عراق با قضیه سفارت ایران در لندن، خود گویای وجود انسجام جدی میان این جریان با دیگر جریانهای ایذایی ضدایرانی است که رژیم عراق آن را سازماندهی و تدارک میکرد. در سخنرانی قبل از خطبههای
نمازجمعه ۱۲ اردیبهشت، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: «ما شب گذشته در شورای انقلاب تصمیم گرفتیم که هیچکدام از خواستههای کسانی که سفارت ایران را در انگلیس به اشغال درآوردهاند، برآورده نکنیم.» وی همچنین گفت: «دیشب از سفارت ایران در لندن به ما پیغام دادند که مبادا تسلیم خواستهای کسانی که سفارت را تصرف کردهاند بشوید و به خواستهای آنان جواب مثبت بدهید. ما برای شهادت و مرگ آماده هستیم، ولی حاضر نیستیم که دولت ایران خرابکاران را آزاد کند.»
پلیس انگلستان اعلام کرد دیپلماتهای گروگان ایران در لندن در پیام محرمانهای که برای دولتشان فرستادهاند اعلام کردند حاضر به مرگ هستند، ولی تسلیم تقاضاهای مردان مسلحی که ساختمان سفارت را در اختیار دارند نخواهند شد. دراینحال مذاکرات مقامات مسئول و پلیس انگلیس با اشغالکنندگان سفارت ایران در لندن ادامه یافت.
بازتاب اشغال سفارت ایران در لندن، بسیار وسیع بود و رسانههای مختلف طبق مشی خود، این حادثه را وسیلهای برای اعلام دیدگاههایشان قرار دادند. دراینمیان، نوع مرتبطساختن و مقایسه این قضیه با ماجرای گروگانهای امریکایی در ایران و نتیجهگیریهای حاصل از آن، قابلتوجه است.
در ششمین روز ماجرای سفارت ایران در لندن (۱۵ اردیبهشت)، تا نزدیکی نیمهشب به وقت تهران، به نظر میرسید این روز هم مثل روزهای قبل، بدون حادثه مهمی سپری میشود و بلاتکلیفی دیپلماتهای ایرانی گرفتار گروگانگیران ادامه مییابد. اما برخلاف این تصور، ناگهان با حوادث پیدرپی، ماجرا به پایان رسید. سیر حوادث و گزارشهای آن پایانی خونین را نشان داد که در جریان آن از گروگانگیران، بجز یک تن که دستگیر شد، بقیه کشته شدند و از دیپلماتهای ایرانی نیز ۲ تن شهید و ۳ تن بهشدت مجروح گردیدند. یک گروگان قبل از حمله پلیس به شهادت رسیده و به بیرون سفارت پرتاب شده بود و یک تن نیز پس از حمله پلیس، بهدست گروگانگیران به شهادت رسیده بود.
روز ششم گروگانگیری بهکلی متفاوت با پایان آن شروع شد. در ساعت ۸:۳۰ صبح، بخش عربی رادیو لندن اعلام کرد یکی از گروگانهای سفارت ایران که روزنامهنگاری
سوری است، آزاد شد و این پنجمین گروگانی است که آزاد میشود. در ساعت ۱۶:۱۵، رادیو لندن در بخش فارسی خود، ضمن یادآوری آزادی ۵ تن از گروگانها، اعلام کرد امروز یکی از مقامات وزارت امور خارجه انگلیس با سفرای عرب در لندن ملاقات و مذاکره کرده است و مذاکره بیشتر نیز انجام خواهد شد. رادیو قاهره نیز با اشاره به اینکه حادثه گروگانگیری وارد ششمین روز شده است، افزود: نشانهای از پایان این بحران در آینده نزدیک، در دست نیست. در ساعت ۵ بعدازظهر به وقت لندن، تروریستها اعلام کردند که هر نیمساعت یک بار، یک نفر را خواهند کشت و با عملیکردن تهدید خود نفر اول را شهید و به بیرون پرتاب کردند. باتوجهبه این وضع پلیس انگلستان با مشورت کنسولگری ایران تصمیم گرفت به سفارت ایران حمله کند. سرانجام، حوالی نیمهشب انفجاری بزرگ در سفارت رخ داد. پلیس انگلستان از قبل نقاطی را برای انفجار و ایجاد رعب در دل تروریستها تعبیه کرده بود که به یکباره همه را منفجر کرد، علاوهبراین، بهوسیله هلیکوپتر نیز از بالا ساختمان سفارت را هدف قرار دادند و سپس نیروهای پلیس با سرعت بسیار وارد سفارت شدند.
حدود ۱۵ دقیقه بعد از نیمهشب، بیبیسی اعلام کرد: «بهدنبال یک سلسله انفجار و آتشسوزی و پس از آن دخالت پلیس، اشغال ششروزه سفارت ایران در لندن پایان یافت. ...»
نیمساعت بعد از نیمهشب، بنیصدر رئیسجمهور در یک پیام رادیوئی، مقاومت و فداکاری دیپلماتهای ایرانی را در لندن ستود و از یک دیپلمات ایرانی که به شهادت رسیده بود، بهعنوان شهید جمهوری اسلامی تجلیل کرد. ساعت ۲ بعد از نیمهشب، اطلاعیه شماره یک وزارت امور خارجه انتشار یافت. در این اطلاعیه با اعلام اینکه نحوه و سرعتعمل پلیس انگلستان در این عملیات قابلتقدیر بوده، به کنسولگری ایران در لندن مأموریت داده شد تا از پلیس انگلستان تشکر کند.
چند روز بعد گاردین مصاحبهای را با یکی از گروگانهای سفارت درج کرد. در این مصاحبه محمد فاروقی که خود سردبیر یک مجله اسلامی بود و روز حمله به سفارت
ایران در آنجا حضور داشت، گفت: هنگامی که کماندوهای انگلیسی روز دوشنبه وارد سفارت ایران در لندن شدند از ما که جزو گروگانها بودیم پرسیدند تروریستها کداماند؟ دو یا سه نفر با انگشت بهسوی آنها اشاره کردند و کماندوها بدون پرسش و سؤال دهها گلوله به بدن آنها شلیک کردند. او افزود کماندوهای انگلیسی میتوانستند تعداد بیشتری از تروریستها را زنده دستگیر کنند، ولی این کار را نکردند و حتی به تروریستی که روی زمین دراز کشیده بود، دستور دادند بلند شود و همین که برخاست او را کشتند.
دو هفته بعد از پایان خونین ماجرای اشغال سفارت ایران، در ۳/۳/۱۳۵۹، رادیو لندن از قول پلیس انگلیس اسامی ۵ مرد مسلح که در جریان حمله پلیس به سفارتخانه ایران کشته شده بودند را اعلام کرد. فوزی بداوینژاد، یکی از گروگانگیران بود که دستگیر شد. روزنامه گاردین نوشت: تنها تروریستی که پلیس انگلیس سالم دستگیر کرده است، در انگلستان محاکمه میشود و مارگارت تاچر نخستوزیر انگلیس، مصمم است در مقابل هرگونه تلاش دولت ایران برای استرداد این تروریست مقاومت کند.
در انگلستان، مقایسه جوانب مختلف قضیه اشغال سفارت ایران در لندن، تا چندین روز مورد بحث بود و ازجمله مقامات انگلیسی، این ماجرا را با رویکرد توصیه به ایران، با اشغال سفارت امریکا در تهران مقایسه میکردند. داگلاس هرد وزیر مشاور در امور خارجی انگلستان، دراینباره گفت کشورش امیدوار است عملیات کماندویی نجات گروگانهای سفارت ایران در لندن، ایران را به آزادساختن گروگانهای امریکایی در تهران تشویق کند. وی افزود: من امیدوارم این اقدام موجب شود که طرفهای مربوط در ایران به این مسئله فکر کرده و دریابند که مقررات مربوط به دیپلماتهای سفارتخانهها و مواردی از این قبیل، فقط یک مسئله تجملی نیست. وی اظهارنظر کرد که چگونگی ختم ماجرا، مناسبات ایران و انگلستان را بهبود بخشیده است.
مسئله دیگر، سرنوشت تنها تروریست زندهمانده در این ماجرا بود که مقامات ایرانی خواستار تحویل او به دولت ایران شدند، اما انگلستان اعلام کرد مصمم است او را در
لندن و در یک دادگاه انگلیسی محاکمه کند. رادیو لندن در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۵۹ گزارش داد که محاکمه فوزی بداوینژاد امروز در لندن آغاز شد. دادستان کنت ریچاردسون اعترافنامهای را که بداوینژاد خطاب به پلیس نوشته بود در دادگاه خواند. در این اعترافنامه وی خود را اهل خوزستان معرفی کرده و گفته است که از آنجا به عراق فرار کرده بود. براساس اعترافنامه بداوینژاد، همه اعضای گروه خوزستانی بودهاند غیر از یک نفرشان که تابع عراق و از اعضای ارتش آن کشور بوده است. به گفته بداوینژاد این مرد که سامی خوانده میشد همراه گروه به لندن آمده، اما در تسخیر سفارتخانه شرکت نداشته است. ضمناً او به دام پلیس بریتانیا نیفتاد و توانست فرار کند. درنهایت، بداوینژاد بهجرم توطئه،
قتل عمد، حبس غیرقانونی، داشتن سلاح گرم و دو فقره قتل غیرعمد به حبس ابد محکوم شد.
مقایسه ماجرای گروگانگیری در سفارت ایران در لندن بهوسیله عوامل عراق، با گروگانگیری امریکائیان در ایران، ازجمله مسائل قابلتوجه در روابط ایران و امریکا بود. دراینمیان، دیدگاههای متفاوت و نیز مواردی از تأکید بر تفاوت جنبههای مختلف این دو اقدام وجود داشت. برای مثال میتوان به مطالب مندرج در دو روزنامه امریکایی نیویورک تایمز و واشنگتن پست دراینزمینه اشاره کرد؛ روزنامه نیویورک تایمز نوشت: «تروریستهایی که سفارت ایران را در اشغال داشتند مورد نکوهش همه بودند درحالی که تروریستهای سفارت امریکا در ایران هزاران طرفدار دارند.» روزنامه واشنگتن پست نیز اعلام کرد: «حادثه سفارت امریکا در تهران خود باعث ایجاد انگیزه حادثه سفارت لندن بوده است.» واشنگتن پست همچنین از قول مارگارت تاچر نخستوزیر بریتانیا، افزود: «ایران با حمایت از تروریسمی که دیپلماتها را گروگان میگیرد، دیگر تروریسمها را نیز تشویق بر این کار میکند.»
تعرضات مرزی (نظامی) عراق
از اولین روزهای این دوره تا آخر آن، تعرضات پراکنده مرزی ارتش عراق ادامه یافت. تیراندازی با سلاحهای سنگین، تقویت پاسگاههای
مرزی، احداث مواضع مرزی جدید
ازجمله حفر سنگر، کانالکشی، تنظیم و شکلدادن به سیستمهای اطلاعاتی و حفاظت پرسنل پاسگاهها، مجهزکردن برخی از عشایر در نوار مرزی، نقلوانتقال نیروهای این کشور در نوار مرزی و فراخوانی سربازان احتیاط از موارد قابلذکر دراینزمینه است. براساس گزارشهای دریافتی، «وزارت کشور و وزارت دفاع عراق تصمیم گرفتهاند که افراد ذخیره را که سه مرحله خدمت احتیاط انجام دادهاند برای بار چهارم به خدمت احضار نمایند.» همچنین گزارشهای واصله از احداث پاسگاه در نوار مرزی و تقویت آنها با سلاحهای سنگین حکایت داشت.
درحالیکه گزارش منابع موثق خودی هرروزه از تحرکات و ایجاد و تقویت تأسیسات و استحکامات مرزی عراق حکایت داشت، عراق حتی به یک مورد تقویت سنگرهای مرزی توسط ایران، رسماً اعتراض میکرد. این امر گویای خصلت بهانهجویانه عراق بود که با احساس برتری مطلق و از موضع قدرت برخورد میکرد. توجه به مضمون ابلاغیه مورخه ۲۴/۲/۱۳۵۹ ستاد مشترک به اداره مرزبانی ژاندارمری، با اشاره به سابقه قضیه، گویا است: «باتوجهبه متن نامه به شماره بازگشتی فوق به مرزبان خانقین، پاسخ داده شود که اجرای کلیه موارد پروتکل سرحدات ایران و عراق دوجانبه بوده و ازطریق هردو کشور بایستی رعایت گردد. با نگرش به اینکه تمامی نوار مرز ایران ازطرف آن دولت با تقویت کلی مورد تهدید قرار گرفته و اکثر اوقات مورد حمله و زیر آتش خمپاره و مسلسلهای مأمورین دولت مزبور نیز قرار میگیرد، [آیا] احداث یک سنگر در منطقه قصرشیرین مخالف قرارداد میباشد؟[!]» البته در آخر ابلاغیه "شرط احتیاط"
هم رعایت شده و آمده است: «علیهذا خواهشمند است مقرر فرمایید حتیالامکان سعی گردد تا از دادن هرگونه فرصت بهمنظور سوءاستفاده آنان خودداری گردد.»
در این دوره تحرک هوایی عراق در خطوط مرزی ایران، نظیر پرواز هواپیماهای شناسایی نیز ادامه داشت. همچنین از حدود یک ماه قبل، ارتش عراق به استقرار موشکهای
زمینبهزمین و زمینبههوا در مرزهای ایران ازجمله در منطقه تنومه (مقابل حوزه گروهان ژاندارمری خرمشهر) و همچنین استقرار موشکهای
زمینبههوا در اطراف
پایگاه هوایی الشعیبه (از توابع بصره) اقدام کرده بود. همچنین فرودگاه نظامی فاو با فرود هلیکوپتر حامل برزان حسین برادر صدام حسین رئیسجمهور عراق، افتتاح شد و مورد بهرهبرداری قرار گرفت. فرودگاه مزبور متعلق به شرکت ملی نفت عراق و انگلیس بوده که از آن استفاده نمیشد، اما عراق آن را مرمت کرد و بهصورت فرودگاه نظامی و تابع پایگاه هوایی الشعیبه درآورد. نظر مسئولان ذیربط خودی درمورد آمادهشدن این فرودگاه نظامی این بود که «پروازهای شناسایی بر فراز خاک ایران از این فرودگاه صورت خواهد گرفت.»
موارد مندرج در گزارشهای طبقهبندیشده لشکر۹۲ زرهی ایران نیز از اقدامات اخیر ارتش عراق برای احراز نوعی آمادگی بیش از حد معمول، حکایت میکرد. ازجمله:
«بنا به دستور وزیر دفاع کشور عراق، سربازان احتیاط که خدمت وظیفه خود را در یگانهای زرهی و تیپ گارد جمهوری عراق به پایان رسانیدهاند مجدداً به خدمت در یگانهای مذکور احضار گردیدهاند.»
«سربازان احتیاط متولد 1949 نیز به یگانهای قبلی خود احضار شدهاند.»
این مطلب نیز قابلذکر است که عراق فضای جنگی علیه ایران را با برنامههای مختلف در اذهان نیروهایش تشدید میکرد. در آخرین روزهای دوره خبر رسید که «فرمانده نیروی هوایی عراق به کلیه رادارهای مرزی واقع در مرز بین ایران و عراق دستور داده است که هرگونه پرواز هواپیماهای جنگی ایران در منطقه را فوراً به فرودگاه کوت گزارش دهند تا هواپیماهای مستقر در پایگاه کوت بتوانند هواپیماهای ایرانی را وادار به فرود در نزدیکترین فرودگاه عراق بنمایند.»
در اولین روز دوره، عبدالکریم شیخ علی وزیر امور خارجه پیشین عراق، که در خانهاش بازداشت و بعداً آزاد شده بود، در اقدامی توطئهآمیز ازسوی مأموران امنیتی عراق در تصفیه مخالفان صدام، به قتل رسید. این ترور در بغداد، بهدست عدهای مسلح که با یک اتومبیل شخصی از کنار وی عبور میکردند، انجام شد.
در داخل عراق، بهخصوص بعد از شکنجه و شهادت آیتالله صدر و خواهرش فضای رعب و سرکوب دولت بعث، هرروز فراگیرتر و عامتر میشد و خبر اعدام افراد و حتی اعدامهای گروهی و دستهجمعی مکرراً اعلام میگردید. از طرف دیگر، غوغای کَرکننده و تبلیغات برنامهریزیشده حکومت
حزب بعث نیز وجود داشت که بههرحال و برخلاف شناخت کلی موجود از رژیم صدام، هالهای از تردید و ابهام در ذهن مخاطبان تبلیغات عراق ایجاد میکرد. مقاومتهایی نیز علیه این اوضاع وجود داشت که با قدرت سرکوب میشد. نوع انتشار، میزان و شدت و ضعف این مقاومتها هم همیشه مخاطب را در تردید صحت و سقم توانایی مبارزان و میزان توفیق آنها، نگاه میداشت. جنبه دیگر نقش و جایگاه ایران و انقلاب ایران در این مقاومتها بود که خود دارای ابهام و نتیجهگیری خاص بود. مجموعه خبرهای داخل عراق که در طول دوره بهطور علنی یا در سطح گزارشهای داخلی برخی نهادهای ذیربط در ایران، وجود داشت، ویژگیهای موجود در جمعبندی فوق را نشان میدهد.
درحالیکه گزارشهای داخل عراق از گسترش فضای سرکوب حکایت میکرد، ابراز مخالفتها و تحرکات زیادی علیه رژیم بعث نیز مرتباً گزارش میشد. در این تحرکات وجود دو مرکز مهم مخالفت، یعنی شیعیان و کردها چشمگیر بود و در هر دو مرکز، نوعی ارتباط بهطور طبیعی نیرومند با ایران وجود داشت. این مسئله به بغرنجی و تیرگی هرچه بیشتر روابط رژیم بعث عراق و جمهوری اسلامی ایران میافزود و نیز در شرایط مناسب اهرم تبلیغات ضدایرانی و محمل و بهانه سرکوب بیشتر عناصر داخلی عراق را همراه داشت. حکومت بعث عملیاتهای مبارزان عراقی را عمدتاً به ایران و وابستگان آن نسبت میداد.
بجز تحرکات مربوط به شیعیان و کردها، دستهای دیگر از مقاومتهای غیرمرتبط با این دو مرکز نیز گزارش میشد که مراکز تبلیغی و امنیتی عراق با خبرهایی از نقش ایران آن را همراهی میکردند. سرکوبهای رژیم عراق، متوجه حزب کمونیست این کشور هم بود که اتفاقاً مواضع آن در قبال انقلاب اسلامی ایران به حزب توده شباهت داشت.
حزب کمونیست عراق با صدور بیانیهای ضمن اعلام موضع درباره شهادت آیتالله صدر تأکید کرد: «اعدام آیتالله صدر زمانی صورت میگیرد که گزارش میرسد عدۀ زیادی از مخالفان ازجمله کمونیست [های] مبارز عراقی اعدام شدهاند.»
مقامات ارتش عراق برخی اقدامات احتیاطی علیه تحرکات احتمالی ایران را در ابلاغیهها مطرح میکردند. این کار علاوهبر تأکید بر وظایف نیروهای مربوطه، خودبهخود در زمینهسازی افزایش دشمنی مورد نظر دولت بعثی عراق نیز قابل بهرهبرداری بود. یک گزارش دراینباره حاکی است: «مقامات لشکر۷ پیاده ارتش عراق مدعیاند که تعدادی از عناصر تعلیمدیده ایرانی در نظر دارند در فرصتهای مناسب وارد خاک عراق شده و تأسیسات نظامی و پمپبنزینها و پلها و سایر منابع حیاتی در استان سلیمانیه را مورد حمله قرار داده و خساراتی به بار آورند. دررابطهبا این موضوع به کلیه یگانهای مرزی دستور داده شده تا فوراً نسبت به افزایش تعداد گشتیهای شبانهروزی اقدام نمایند.»
در همین حال، در یک گزارش منابع امنیتی ایران که در ۱۲/۲/۱۳۵۹ به دفتر ریاستجمهوری ایران داده شد، ضمن گزارش حوادث این روز، آمده است: «توسط افراد مسعود بارزانی لوله نفت سلیمانیه منفجر و حدود یک میلیون دینار عراقی خسارت به بار آمده است و دولت عراق این عمل را تحریکاتی از ناحیه دولت ایران تلقی نموده است.»
به این ترتیب، تشدید فضای ضدایرانی در عراق روزافزون بود و بدینوسیله
هم آثار بحرانها و مشکلات موجود در سایه این دشمنتراشی کمرنگ میشد و هم زمینههای لازم برای افزایش برخوردهای خصمانه با ایران فراهم میگردید. تبلیغ و اقدامات دراینزمینه
هم در سطح افکارعمومی و هم در سطح نهادها و ارگانهای رژیم عراق وجود داشت. خبرگزاریها،
این اظهارنظر نعیم حداد معاون رئیسجمهوری
عراق را انتشار دادند: «عراق برای برقراری کنترل کامل بر شطالعرب بهوسیله خود تلاش خواهد کرد.» درعینحال، از حساسیت روی اروندرود خبرهای دیگری هم از داخل عراق میرسید؛
ازجمله اینکه ارتش عراق «بهمنظور
کنترل کانال شطالعرب این کانال را به
چهار قسمت تقسیم و کلیه ترددها را زیر نظر گرفته است.» ابلاغیه اخیر وزارت کشور عراق به نیروهای انتظامی عراق هم قابلتوجه است. در این ابلاغیه آمده است: «۱. کلیه ایرانیان مقیم عراق حتی بازرگانان ایرانی را فوراً دستگیر و پس از یک بازجویی مختصر آنان را جهت اخراج از کشور به مراکز پلیس تحویل دهند. ۲. این دستور در نقاط مرزی کشور بایستی ظرف امروز اجرا گردد. ۳. با کسانی که قصد فرار و یا پافشاری دارند شدیداً مقابله و آنان را به قتل برسانند.» در همین حال، براساس متن تعدادی از گزارشهای واصله به مسئولان ایرانی، دعاوی و اقدامات مقامات امنیتی و نظامی عراق نیز حاکیاز تشدید فضای ضدایرانی در سطح عام و غیرعام بود.
به این ترتیب، در کل دوره زمانی کتاب حاضر، دولت عراق همچنان درجهت تشدید فضای دشمنی با ایران پیش میرفت. دراینزمینه، منابع ایرانی خبر دادند که «مدیریت سازمان امنیت و استخبارات و پلیس و فرماندهی حزب بعث در بصره به کلیه مراکز تابعه خود در سرتاسر نوار مرزی ابلاغ نموده که بهطور شبانهروز به گشت و نگهبانی خود افزوده و به مراقبت کامل بدون وقفه ادامه داده و هر جاسوس ایرانی یا عراقی که برعلیه عراق و به سود ایران کار میکند و وارد مرزهای عراق بشود بلافاصله دستگیر و تحویل نمایند.» در آخر گزارش مزبور نتیجهگیری شده است: «بهعلت گسترش واحدهای عراقی در مرز، این کنترل بیشتر و رفتوآمد بهکلی قطع و بینهایت دشوار است.»
در وضع بحرانی عراق بازار اعترافگیری از دستگیرشدگان، برضد ایران گرم بود. روزنامه الجمهوریه عراق اعترافات عبدالحمید تامر عمران یکی از متهمان به خرابکاریهای اخیر در عراق را انتشار داد. این روزنامه نوشت: عمران اعتراف کرده است عضو حزب سری الدعوه به رهبری امام محمدباقر صدر میباشد که اخیراً بهوسیله مقامات امنیتی عراق کشف و منهدم شد. محمدباقر صدر دائماً در تماس با آیتالله خمینی بوده و به دستورات او عمل میکرده
است. وی افزوده است امام باقر صدر یک عامل رژیم ایران و امپریالیسم امریکا است. وی (عمران) اعلام کرده است ما با عوامل ضدعراقی که در شمال عراق هستند قرار گذاشته بودیم اسلحه و مهمات دریافت کنیم و به اعضای
حزب الدعوه کمک کنیم تا از مرز عبور کنند و برای آموزش عملیات خرابکاری عازم ایران شوند.
علاوهبراین، در عراق مرتباً اعدامهایی نیز انجام میگرفت. در یک گزارش از مقامات امنیتی ایران آمده است: «تعداد شهدای عضو گروههای اسلامی که برعلیه حکومت بعث عراق فعالیت
دارند و درنتیجه برخورد با مأمورین [به شهادت رسیده] و یا توسط دادگاههای بعثی اعدام شدهاند به حدود هزار نفر رسیده است.»
رژیم عراق که علاوهبر سرکوب بیرحمانه حزب الدعوه و تشکلهای اسلامی نظیر آن، سرکوب حزب کمونیست عراق و نیز اخراج قاطعانه ایرانیالاصلهای عراق را دنبال میکرد، درعینحال از تداوم ابراز چپگرایی و نوعی اسلامگرایی نیز غافل نبود. برای مثال، وزیر اوقاف عراق در فرودگاه توکیو هدف از سفر به ژاپن را تقویت مناسبات دوستانه عراق با مسلمانان ژاپن و حمایت از آنان اعلام کرد. وی افزود: صدام حسین رئیسجمهوری عراق، برای ساختمان یک مسجد جدید در توکیو مبلغ ۲۵۰ هزار دلار به کنگره مسلمانان ژاپنی کمک خواهد کرد.
در طول این دوره، در شرایط تشدید فضای پلیسی در داخل عراق، اخراج ایرانیان و شیعیان از عراق نیز ادامه یافت. در مسئله راندهشدگان عراقی و ورود آنان به ایران، نفوذ عوامل بعثی در میان معاودین از مشکلات مقامات ایرانی بود. اساساً این پدیده مشکلات عدیدهای را برای ایران به همراه داشت؛ علاوهبر مسئله مقابله با نفوذ عناصر بعثی و جاسوس که مهم تلقی میشد، میتوان به مسائل رفاهی و معیشتی و نیز اسکان آنان نیز اشاره کرد.
ازجمله مهمترین مسائل مربوط به اوضاع داخلی عراق در طول دوره، وقوع درگیریهای قابلملاحظه در داخل ارتش عراق بود که خبر غیررسمی آن بهصورت
شایعه وقوع کودتا علیه صدام منتشر شد. خبرهای مربوط به کودتا علیه صدام روز ۷/۲/۱۳۵۹ بهشدت شایع شد و نهایتاً هم بهطور رسمی اعلام نشد چه تحولاتی زمینهساز
این خبر بوده است. حدود ساعت یک بعدازظهر این روز، چند تن از اهالی اهواز ضمن
تماس تلفنی با کیهان گفتند: «رادیو بغداد که صدای آن در اهواز شنیده شد خبر وقوع یک کودتای نظامی و قتل صدام حسین را پخش کرد.» هرچند از جزئیات این موضوع و صحتوسقم آن اطلاعی در دست نبود، اما کیهان برای درج خبر اقدام به چاپ دوم روزنامه و انتشار آن کرد. دراینحال، خبرگزاری فرانسه خبر داد: «سخنگوی دفتر ریاستجمهوری ایران اعلام داشت صدام حسین رئیسجمهوری عراق، امروز در یک کودتا کشته شده است.» اما چند ساعت بعد همین خبرگزاری گزارش داد: «سفارت عراق در تهران بعدازظهر خبر کودتا در عراق و قتل صدام حسین رئیسجمهوری این کشور را که ازسوی منابع رسمی ایران اعلام شده بود تکذیب کرد.» همچنین آسوشیتدپرس از دمشق اعلام کرد: «صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، ... امروز در حین انجام یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام داشت که صدام حسین رئیسجمهور عراق در یک کودتا کشته شده است. یکی از نزدیکان وزیر امور خارجه ایران درحالیکه وی سرگرم انجام مصاحبه در سوریه بود، یادداشتی به وی تسلیم کرد و قطبزاده پس از قرائت یادداشت گفت واقعاً؟ و سپس رو به خبرنگاران کرده و اظهار داشت خوشحالم که به شما اطلاع دهم که در عراق یک کودتای نظامی روی داده و صدام کشته شده است.»
در سطح علنی منابع رسمی عراق خبر کودتا در عراق و کشتهشدن صدام حسین را تکذیب کردند. خبرگزاری رسمی عراق در تکذیبیهای
اعلام کرد: «اخبار فوق دروغ و بیاساس
است. صدام حسین و سایر مقامات عالیرتبه
عراقی در همین روز برای استقبال از رنهآلبرت رئیسجمهوری سیشل در فرودگاه بغداد حضور یافتهاند.» اما در سطح غیرعلنی گزارشهایی میرسید که نشان میداد وضعی غیرعادی در عراق به وجود آمده است. ازجمله، متن یک گزارش از شهربانی استان کرمانشاه به استاندار این استان چنین است: «بنا بر گزارش شهربانی نفتشهر، از ساعت ۸ صبح امروز الی یک بعدازظهر، صدای تیراندازی با سلاحهای
سنگین از داخل خاک عراق بهطور
خیلی واضح به گوش رسیده
و چنین استنباط گردیده که ارتش آن کشور درحال نقلوانتقالات واحدهای ارتشی و مانور سنگین نظامی میباشد.» همچنین خبرگزاری پارس در ساعت ۱۵:۳۰ از کرمانشاه
گزارش داد: «عدهای که در مرز قصرشیرین صدای رادیوهای محلی بغداد را که به زبان عربی پخش میشد، شنیدند به دفتر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قصرشیرین مراجعه کردند و اظهار داشتند در بغداد کودتا شده است. در پیگیری خبر معلوم شد که بین یک گروه ارتشی و شهربانی درگیری روی داده است و در این درگیری شوهرخواهر صدام حسین کشته شده است. این خبر موجی از شادی بین اهالی مرزنشین قصرشیرین برانگیخته است.» یادآوری میشود بخش عربی رادیو قاهره، گزارشی پخش کرد که نشان میداد شایعات مزبور بیپایه نبوده است. در این گزارش آمده است: «در خلال هفته جاری اسرار تلاش کودتای نظامی در عراق که روز یکشنبه ۲۷ آوریل [۷/۲/۱۳۵۹] گذشته تدارک دیده شده بود، فاش گردید و رادیو تهران درپی آن اشتباهاً خبر کشتهشدن پرزیدنت صدام حسین را پخش کرد. منابع آگاه در بغداد خاطرنشان ساختند که دو لشکر از توپخانه عراق بهطور جداگانه و همزمان برای سرنگونساختن رژیم بعث تکریتی در عراق حرکت کرده بود ولی چون هریک از فرماندهان دو لشکر از طرح یکدیگر اطلاع نداشتند این امر منجر به رویارویی شدید میان نیروهای دو لشکر شده و منجر به کشتهشدن یکصد و سی افسر و سرباز گردید و تلاش کودتا و یا به عبارتی تلاشهای کودتا در عراق نافرجام ماند.»
بااینکه مقامات سیاسی و رسانههای عراق، وقوع کودتا در بغداد و ترور صدام را تکذیب کردند، در قم، که تعداد زیادی از راندهشدگان عراقی در آنجا سکونت داشتند، موجی از شادی و سرور برپا شد. حتی یک سخنگوی سازمان پیکار اسلامی عراق در نشستی مطبوعاتی با حضور ۲ تن از اعضای این گروه، شیخ محمد منتظری و عدهای از خبرنگاران داخلی و خارجی، بار دیگر تأکید کرد سازمان ما صدام حسین را در شهر میثه ترور کرده است. البته در این نشست بر وقوع ترور تأکید شد، نه بر موفقبودن آن. وی سانسور شدید اخبار در عراق را عامل عدم انتشار قطعی این خبر ذکر کرد و دراینزمینه نحوه انعکاس ترور طارق عزیز را مثال زد و گفت: مثلاً باوجود اینکه ترور طارق عزیز
عضو شورای انقلاب را ما برعهده گرفتیم بازهم عراقیها مسیر نورعلی را وابسته به ایران معرفی کردند.
از سوی دیگر، نوع واکنش مراکز تبلیغی عراق در تکذیب حادثه، نشان از اهمیت این قضیه برای مقامات عراقی داشت و با آن بهمثابه یک شایعه صرف و معمولی برخورد نمیکردند. دراینزمینه یونایتدپرس از بغداد گزارش داد که امروز صدام حسین رئیسجمهور عراق، برای دومین روز متوالی دربرابر عموم ظاهر شد و از مناطق مسکونی و تجاری شهر بغداد دیدن کرد. یونایتدپرس در گزارش خود افزوده است: «این عمل درپی گزارشهای رسانههای گروهی ایران مبنیبر اینکه وی در یک کودتا مورد سوءقصد قرار گرفته و دولت سوسیالیست وی سرنگون شده انجام گرفته است.»
درباره وضعیت داخلی عراق، یکی دیگر از موضوعات مهم، وضع کردستان عراق بود که در آن تحرکات ایذایی گروههای مخالف دولت صدام ادامه داشت. دراینزمینه،
مسئله مهم، حضور دو جریان عمده کرد عراقی مخالف رژیم صدام در مناطق کردنشین ایران بود که در دوره کتاب حاضر ابهاماتی به همراه داشت. جریان موسوم به بارزانی که به نام رسمی "حزب دمکرات کردستان عراق" فعالیت میکرد، از سوی گروههای چپ غیرمذهبی و محاربان، تحتعنوان مزدوران "قیاده موقت" بهشدت مورد هجوم و سرزنش قرار می گرفت.
این امر نشانهای از نزدیکی بارزانیها با نظام جدید و نیروهای انقلاب تلقی میشد، هرچند در میان نیروهای انقلابی مذهبی نظام جمهوری اسلامی نیز چندان نظر مساعدی درمورد آنان وجود نداشت. جریان دیگر موسوم به طالبانی یا همان "اتحادیه میهنی کردستان عراق" بود که از جریان بارزانی انشعاب یافته بود و وضع بهمراتب پیچیدهتری داشت. در نظر برخی نیروهای هوادار نظام، نوع مواضع دوستانه گروههای مخالف نظام دربرابر نیروهای طالبانی مهمترین علامت دوری این جریان از نظام تلقی میشد. خبرهایی نیز از تحرک و نوع رفتار این جریان در مراکز نظامی و اطلاعاتی کشور انعکاس مییافت که تا حد زیادی آنچه در سطح ظاهر وجود داشت را
تأیید میکرد، اما این در تناقض با مواضع رسمی اتحادیه میهنی قرار داشت و همین مسئله ابهامات را درمورد این گروه، جدیتر میساخت.
جلال طالبانی هنگامیکه در تهران به سر میبرد (۹/۲/۱۳۵۹)، خبر ورود افراد طالبانی به غرب کشور برای تقویت گروههای مسلح کردستان را دروغ بزرگی خواند و افزود: «ما با تمام نیرو از انقلاب اسلامی ایران پشتیبانی میکنیم و به هیچ وجه در امور داخلی ایران دخالت نخواهیم کرد. نیروهای ما همهجا سرگرم نبرد با دولت خونخوار وابسته بعث عراق و امپریالیسم و صهیونیسم است. برای روشنشدن موضوع پیشنهاد میکنیم که یک کمیته بررسی تشکیل شود تا این موضوع را مورد بررسی قرار دهد تا روشن شود چه دستهایی در کار است که نمیخواهد میان نیروهای انقلابی عراق و جمهوری اسلامی ایران تفاهم و دوستی برقرار شود.» وی گفت: «انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی امید بزرگی برای ما و جهان سوم است و ما چشم به روند این انقلاب و پیروزیهای آن دوختهایم.» جلال طالبانی اضافه کرد: «موضع ما در قبال جمهوری اسلامی ایران و دولت در پیامهای جداگانهای که به حضور امام خمینی و برادر مجاهد ابوالحسن بنیصدر نخستین رئیسجمهوری ایران، تسلیم شد تشریح شده است و یادآور میشوم
همانگونه که در دو پیام، به نام آزادیخواهان عراق موضع خود را روشن کردیم و گفتیم همواره از انقلاب اسلامی ایران حمایت کرده و پشتیبانی خود را از مبارزه عادلانه ایران علیه امپریالیسم و صهیونیسم بینالمللی اعلام کرده و یادآور شدهایم که با تمام نیرو در این مبارزه در کنار برادران مسلمان ایرانی خود و تمامی نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی ایران خواهیم بود.»
یادآوری میشود پیام طالبانی به امام خمینی و رئیسجمهور
در همین روز بهوسیله خبرگزاری پارس مخابره شد و سپس در مطبوعات نیز انتشار یافت. در پیام وی به امام خمینی علاوهبر ذکر مطالب و مواضعی علیه امریکا، بر اینکه جنایات رژیم عراق در همان راستا قرار دارد تأکید شده و آمده است: «آزادیخواهان
عراق از کرد، عرب و ترکمن در میان آنها سنی و شیعی است مجموعاً پیرو انقلاب اسلامی میباشند که برای
سرکوبکردن استعمار و صهیونیسم قیام کرده و برای سرنگونکردن حکومت صدام تکریتی خائن دستنشانده امریکا کوشش مینمایند. ... ما اعلام میداریم که تمام نیروهایمان را دراختیار جمهوری اسلامی ایران قرار میدهیم و با تمام امکانات خود در صف انقلاب اسلامی برای درهمکوبیدن استعمار میباشیم.»
اشتراک نظر وسیع مسئولان نظام و دستاندرکاران ذیربط درمورد ضرورت قاطعیت در حل مسئله گروههای مسلح ضدانقلاب در کردستان، قبل از شروع دوره کتاب حاضر شکل گرفته بود. در شکلگیری این اتفاق نظر، پیوستن بنیصدر بهعنوان رئیسجمهور و فرمانده کل قوا به صف مسئولانی که طالب این قاطعیت بودند و نیز اثبات بیاثربودن روشهای مرتبط با سیاستهای هیئت حسننیت از عوامل مهم بود. این قاطعیت، در دوره کتاب حاضر امکان تداوم یافت؛ تداومی که در اشکال مختلف بروز پیدا کرد.
در شروع دوره میتوان به جلسه شورای امنیت ملی اشاره کرد که در ۲/۲/۱۳۵۹، با حضور بنیصدر رئیسجمهور، چمران وزیر دفاع ملی، تیمسار شادمهر رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی و چند تن از فرماندهان و مسئولان ارتش، سپاه، ژاندارمری و شهربانی و نیز چند تن از اعضای شورای انقلاب اسلامی تشکیل شد. در پایان این جلسه، تیمسار فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش، ابوشریف فرمانده عملیاتی سپاه پاسداران، تیمسار ظهیرنژاد فرمانده ژاندارمری و سایر فرماندهان حاضر، در عین اینکه از بازگوکردن جزئیات حوادث جاری و نیز تصمیمات گرفتهشده در قبال آن خودداری کردند، اما درمجموع اطمینان و جهتگیری یکسانی در قبال مسائل داشتند. درواقع، احساس خطر از آنچه گروههای مسلح غیرقانونی در قبال آسانگیری هیئت حسننیت از خود نشان دادند در مسئولان و نهادهای مختلف ذیربط در مسئله کردستان وجه مشترک ایجاد کرده بود. این اشتراک تصمیم، در سخنرانیهای اخیر رئیسجمهور بهعنوان عالیترین مقام فرماندهی نیروهای مسلح پس از امام، آشکار گشت. در سخنرانی بنیصدر در روز ۲/۲/۱۳۵۹ در مراسم دانشگاه تهران نیز یک بار دیگر تصمیم
قطعی نظام درزمینه خودداری از تسلیم دربرابر مطامع گروههای مسلح غیرقانونی در کردستان ایران از زبان رئیسجمهور اعلام گردید. هرچند شخص بنیصدر نیز در این سخنرانی از اینگونه تصمیمگیری و همجهتی درباره کردستان بهنوبه خود، درجهت مقاصد جناحی و تقویت و تبلیغ شخص خویش بهره کافی برد، اما درهرحال سیاستهای نظام دراینباره هم به افکارعمومی سراسر ایران و هم به گروههای درگیر در مسئله کردستان اعلام و تأکید گردید. بنیصدر در قسمتی از سخنان خود خطاب به انبوه جمعیت حاضر چنین گفت: «حضور شما در اینجا خود بهترین دلیلی است بر آنچه میگوییم عمل میکنیم. اگر در کردستان یا در هرجای دیگر ایران کسانی بخواهند مسلحانه یا غیرمسلحانه دربرابر اراده ملت ما بایستند این ملت به دعوت رئیسجمهور منتخب خود بهطرف کردستان خواهد رفت. ارتشی که در آنجا است و پاسداران غیور ما، ارتش جمهوری اسلامی ما که در آنجا دربرابر گروههای مسلح و آتش آنها است بدانند که آنها در آنجا معرف یک ملت در آن استان هستند. همه آنها که به روی فرزندان ما آتش گشودهاند، بدانند که بر روی ملت خود آتش گشودند و یقین بدانند ما آنهایی را که به روی ملت آتش میگشایند بهسختی مجازات میکنیم.»
درمورد میزان و وسعت اشتراک نظر میتوان به دیدگاههای مهندس عزتالله سحابی عضو شورای انقلاب و سرپرست سازمان برنامهوبودجه که در گفتوگو با کیهان (۱۰/۲/۱۳۵۹)، بیان شد، اشاره کرد. وی گفت: «گروههای
مهاجم طی دو هفته آینده ابعاد تهاجم خود را گسترش دادهاند و خبرها و اطلاعات رسیده حاکی است که این تهاجمات بیارتباط با اقداماتی که در خارج از کشور علیه استقلال ایران صورت میگیرد، نبوده است. ... نقش دولت و ارتش اعمال حاکمیت در منطقه و بهعلاوه آمادگی برای دفاع از غرب کشور و نقلوانتقالات ارتش برای آمادگی دربرابر تجاوزات عراق و دفاع از مناطق غربی کشور است. ... حزب کومهله مهاجم بر ارتش و دولت است، وسایل ادارات دولتی ضبط شده و با زور افراد دولت و کارکنان نهادهای انقلابی مثل جهاد سازندگی را به
زندان افکندهاند یا به گروگان گرفتهاند و یکسری عملیات دیگری صورت میگیرد که نشانه همین تهاجمات است.»
در توضیح زمینههایی که موجب تشدید درگیریهای غرب کشور شده بود، ابوشریف فرمانده عملیات سپاه، در مصاحبه با روزنامه انقلاب اسلامی گفت: «طبق توافقی که با هیئت ویژه (هیئت حسننیت) به عمل آمده، قرار شد که سپاه پاسداران از رادیو تلویزیون و باشگاه افسران سنندج خارج شود و گروههای مسلح هم از شهر بیرون بروند و شهر را به ارتش و شهربانی بدهند، سپاه به این توافقنامه عمل کرد و از شهر خارج شد، ولی متأسفانه گروههای مسلح غیرقانونی از شهر خارج نشدند و آمدند برادران ارتشی ما را در این دو مرکز مورد حمله قرار دادند.»
تیمسار فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش نیز گفت: «بهموجب قرارداد هیئت حسننیت که خود من مجری آن بودم قرار بر این شد که تمام گروههای مسلح سیاسی از شهر بیرون بروند و باشگاه افسران را به خود باشگاه افسران، رادیو تلویزیون و فرودگاه را به ارتش بدهیم، اما
گروههای مسلح هم به رادیو تلویزیون و باشگاه و فرودگاه حمله کردهاند. بهعبارتدیگر به قرارداد فیمابین هیئت حسننیت و مردم بیحرمتی شده است و ما هر کاری که در سنندج میکنیم منحصراً دفاع است و دفاع حق هر انسان است.»
درحقیقت، درگیریهای اواخر فروردین گذشته در سقز و بانه و بهخصوص در سنندج، موجب شد که دوره جدیدی از برخوردهای مسلحانه در کردستان آغاز شود. از سوی دیگر، همزمان، جنگ تبلیغاتی نیز شدت قابلملاحظهای یافت. در اوایل اردیبهشتماه،
نامهای با امضای اتحادیه روحانیون اشنویه و حومه، تحتعنوان "تلگرام به امام خمینی" با ادبیات خاصی که بتواند منسوب به روحانیت اهل سنت محسوب شود، انتشار یافت. در این نامه حساسیت جدید دولت درزمینه ضرورت حل مسئله کردستان و نیز مقابله جدی با ممانعت از تحرک و ستونکشی ارتش در کردستان با تعابیر خاص گروههای درگیر، مورد سرزنش قرار گرفته است. متن کامل این نامه در نشریه مجاهد ارگان سازمان مجاهدین خلق چاپ شد. در جهتی عکس و در مقابل، آیتالله طاهری اصفهانی در
خطبههای نمازجمعه به مسئله کردستان اشاره کرد و گفت: حل این مسئله امروز کلید حل مسائل و مشکلات ایران و جمهوری اسلامی است. این روزها تحتعنوان اسلام میگویند چرا آدمکشی راه انداختهاید؟ باید از این بیانصافها سؤال کرد که چه کسی این آشوب را راه انداخته است؟
مسئله کردستان فقط مربوط به دولتمردان نبود. بهطور واضح بازتاب درگیریهای کردستان در سایر نقاط ایران بسیار وسیع بوده و ازطرف تودهها و گروههای مختلف نیز با حساسیت خاصی دنبال میشد، بهگونهای که نوع برخورد و موضعگیری آنان دربرابر قضایای کردستان بهصورت نوعی محک مشروعیت سیاسی شخصیتها و جریانهای سیاسی درآمده بود. دراینمیان تشییع پیکر شهدای کردستان در شهرهای خود حساسیت را افزایش میداد، بهطوریکه تلاطم اجتماعی ناشیاز اینگونه مراسم، گزارشهای رایجی بود که در مطبوعات درج میشد. گاهی اوقات در یک روز، چندین شهر تحتتأثیر این موضوع قرار میگرفت. برای مثال در ۷/۲/۱۳۵۹، فضای شهرهای قم، کاشان، رفسنجان و ارومیه بهشدت متأثر از تشییع جنازه شهدای درگیریهای سنندج و دیگر نقاط کردستان بود. وسعت و شکوه مراسم مزبور درواقع وظایف و رویکرد خاصی را درزمینه مسائل کردستان به مردم، سپاه، دولت و نظام یادآور میشد.
این درحالی است که در عرصه اصلی درگیریها، گروههای مسلح غیرقانونی میکوشیدند با زبان سلاح، حاکمیت دولت را خنثی کرده و ابتکارعمل را به دست گیرند و از سوی دیگر، در عرصه تبلیغات رسانهای و بازتاب خبری نیز مسائل کردستان را در سطحی وسیع و البته با جلوهای کاملاً متفاوت، مطرح کنند.
در شرایطی که همه جناحهای
نظام بر حل مسئله گروههای
مسلح غیرقانونی و اعمال حاکمیت
نظام بر کردستان و حتی خلع سلاح
گروههای مذکور به اراده مشترک و قطعی دست یافته بودند، عبارت و خواسته آتشبس مرتب تکرار میشد. این شیوه، ازسویی اساس اقدام مسلحانه را که خودبهخود و بهطور طبیعی در هر نظام مجوز سرکوب
را درپی میآورد،
امری عادی و پذیرفتنی نشان میداد و نیز در ادامه حاوی القای موضع مظلومیت برای طرف خواستار آتشبس
به شمار میرفت. اعمال این بار روانی و اثر سیاسی خاص، به صور مختلف تکرار میگردید. دراینمیان، نکته قابلتوجه درج مطالب برخی گروهها در نشریات داخلی و ارائه آن به افکارعمومی، بهرغم وضوح اقدامات مسلحانه آنان علیه حکومت مرکزی بود. بهطور مثال سران حزب دمکرات میکوشیدند با حضور در رسانههای داخلی بهنحوی پلهای ارتباطی را حفظ کنند و بهطورکلی بدون دادن امتیاز قابلتوجه، مطالبات اصلی خود را دریافت کنند، اما نکته مهمتر اینکه حتی درحین این حضور رسانهای نیز محارببودن حزب نهتنها انکار نمیشد، بلکه بر آن تأکید میگردید.
تبلیغات خارج از کشور نیز از محورهای عمده اقدامات طرف درگیر در کردستان بود. برای مثال در ۱۰/۲/۱۳۵۹، رادیو لندن خبر داد: «شیخ عزالدین حسینی رهبر مذهبی اکراد با ارسال پیامی برای دکتر والدهایم و سازمان صلیبسرخ بینالمللی از آنها خواسته است تا ناظرانی برای مشاهده نبرد میان کردها و نیروهای ارتش ایران در غرب این کشور اعزام دارند.» همزمان، خبرگزاری فرانسه گزارش داد: «اتحادیه پزشکان کرد اروپا در نامهای سرگشاده به چند سازمان بینالمللی ازجمله کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد، سازمان عفو بینالمللی و همچنین سازمان صلیبسرخ بینالمللی خواسته است که هرچه زودتر به کمک مردم کرد ایران بشتابند.»
به این ترتیب، در شرایطی که درگیریهای کردستان روزهای حساسی را میگذراند
و همه جناحهای نظام درباره چگونگی حل مسئله گروههای محارب در کردستان به اجماع نسبی رسیده و چشماندازی
از موفقیت دولت در استقرار حاکمیت در مناطق بحرانی کردنشین درحال ترسیمشدن بود، فشارهای زیادی از داخل و خارج به تصمیمگیران وارد میشد که درصورت مؤثر واقعشدن، دولت را در ادامه کوششهای
قاطعانه برای استقرار حاکمیت و امنیت در مناطق درگیر، دچار تزلزل میکرد؛ ازجمله چند تن از وکلای فرانسوی ضمن تجلیل از انقلاب ایران، خواستار ایجاد تغییر در نوع برخورد کنونی با دانشگاهها و اقلیتهای قومی شدند. این تلاشها باتوجهبه عمل و اراده دو طرف به
جایی نرسید و راهی پرمخاطره و پرهزینه و البته بدون بازگشت گشوده شد که در آن سنندج هم نقطه شروع بود و هم راهنما و جهتدهنده و نقشه راه.
برایناساس در اینجا از بین مسائل مرتبط با بحران کردستان در مقطع زمانی کتاب حاضر، به ضروریترین آنها؛ یعنی درگیری سنندج پرداخته شده است. بررسی درگیریهای سایر نقاط که بهخصوص در بانه بسیار حاد و خطرناک بوده است و نیز مطالعه دیگر مطالب ضروری، از قبیل اهرم ناکارآمد آتشبس، مواضع و رفتار گروهها در قبال کردستان، افکارعمومی و پویشهای اجتماعی مربوط به این مسئله، مواضع، رفتارها و تصمیمهای دولتمردان و جناحهای حکومتی، وضعیت، رفتار و نقش نیروهای مسلح (موظف و داوطلب) نظام و... بهناچار و بهضرورت رعایت اختصار، به متن کتاب احاله میشود.
درگیری در سنندج
در آستانه بازه زمانی کتاب حاضر، دور تازهای از درگیریهای مسلحانه میان وفاداران نظام جدید و مخالفان آن در غرب کشور شروع شد. کانون اصلی بحران، این بار نیز همانند فروردین سال گذشته، سنندج بود. این بحران با توقف اجباری یک ستون نظامی ارتش در سنندج و ممانعت آشکار گروههای
مسلح غیرقانونی از تحرک و تردد نیروهای نظامی رسمی حکومتی، شروع شد. ستون نظامی یادشده که در روز چهارشنبه ۲۷/۱/۱۳۵۹، در آستانه ورود به شهر سنندج در منطقه فرودگاه این شهر متوقف گردیده بود، بامداد روز ۳۱/۱/۱۳۵۹ کوشید برای پرهیز از درگیری، شهر را دور بزند و ادامه مسیر بدهد، اما در مسیر خارج شهر نیز مورد هجوم مسلحانه قرار گرفت. تبعات مربوط به نقلوانتقال ستون نظامی در سنندج، به درگیری جاده و حاشیه شهر منحصر نماند. در خود شهر سنندج نیز این مسئله به دور تازهای از درگیریهای مسلحانه انجامید. در این اوضاع، علاوهبر پادگان لشکر، که بالطبع محل رسمی استقرار نظامیان بود، در سنندج سه نقطه دیگر نیز بهصورت مراکز درگیری درآمد: رادیو تلویزیون، باشگاه افسران و فرودگاه سنندج. این نقاط، کانونهای مختلف دفاع نیروهای مسلح قانونی و رسمی بود که عدهای
از نیروهای ارتش و سپاه حفاظت از آن را برعهده داشتند. اوضاع جدید سبب شد از همان شب اول محدوده مراکز یادشده مورد هجوم نیروهای مسلح مخالف نظام قرار گیرد و بهصورت مرکزی برای درگیری و تیراندازی و انفجار درآید. آتش گروههای مهاجم در شهر بیشتر درجهت تشدید حملات به مراکز مزبور آرایش یافته بود. به این ترتیب، سنندج در ناآرامی و درگیریهای خونین و در وضع تعطیلی کامل قرار گرفت و ادارات و مدارس و بازار این شهر بسته شد.
در حاشیه حوادث سنندج، که بیانگر شروع دور جدید درگیریهای وسیع بود، حتی مسیرهای منتهی به این شهر نیز حساسیت ویژهای داشت. دراینزمینه وقوع درگیری در قروه و دهگلان که محور ورودی سنندج از شرق محسوب میشد قابلذکر است.
متوقفکردن و سپس حمله به ستون نظامی دولتی در سنندج که شروع مرحله جدیدی در حوادث کردستان بود، یک مسئله راهبردی را مشخص کرد و آن اینکه ادامه مماشات گذشته، درعمل به معنای قبول اقدام یادشده (حمله به ستون نظامی دولتی و انهدام آن) و به معنای پذیرش آشکار سلب حاکمیت نظام جدید در منطقه بود. این امر برای مسئولان نظام و نیروهای نظامی و نیز عامه مردم در سراسر کشور بههیچوجه قابلپذیرش نبود. صبوری نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در چند ماه گذشته، بهخصوص توجه به اعلام مواضع و هشدارهای قبلی بنیصدر بهعنوان رئیسجمهور و فرمانده کل قوا نمیتوانست ادامه یابد. بدین ترتیب باب هرگونه راهحل مسالمتآمیز بسته شد و ماهها تلاش هیئت حسننیت در کردستان بجز انزوای نیروهای اعزامی و بومی و تحرک و تقویت روزافزون نیروهای مسلح غیرقانونی، پاسخی درخور نیافت و راهحل خونین دیگری بازهم خود را به نظام جدید تحمیل کرد.
در توصیف وضعیت سنندج در آستانه مقطع زمانی کتاب حاضر، گزارشی از یکی از شاهدان صحنه گویا است. رحیم صفوی که بعدها ردههای مختلف مسئولیت تا سطح فرماندهی کل سپاه را احراز کرد، دراینباره میگوید: «در بیستونهم فروردین ۱۳۵۹، با هواپیما در فرودگاه سنندج نشستیم، ما یک مقر توی همان باشگاه [افسران] و یکی هم
توی پادگان داشتیم و دیگر هیچ کجای شهر هم دست ما نبود و مثلاً من خاطرم هست که در روز اول و دوم در فرودگاه سنندج هیچ غذایی به ما نرسید و عین واقعه را میگویم که علفهای فرودگاه را بچهها چیدند و جوشاندند و آب علف را میخوردند که بعد با هواپیما آرد رساندند که بچهها آنها را روی حلبی خمیر کردند و زیر آن را هم آتش کردند، نانهای ساروجی میپختند و نانها را روی اینها میریختند، آن موقع تنها رابط ما با فرودگاه هلیکوپتر بود که مثلاً وقتی که مهمات و غذا و آرد میخواستیم از فرودگاه ببریم، شنوک میآمد و غذا و از این قبیل داخل فرودگاه میبرد یا وقتی که ما میخواستیم فرودگاه برویم با هلیکوپتر میرفتیم، آرایش نظامی هم همین سه تا مقر که در پادگان و توی فرودگاه و یک باشگاه بود شکل گرفته بود، البته باشگاه در یک موقعیت بسیار بدی بود.»
درواقع، حتی وقتی ستون تیپ۵۵ هوابرد متوقف شد، هنوز قرار بر مسالمت بود. از همین رو تصمیم گرفته شد که این ستون از جاده حاشیه شهر عبور کند و وارد شهر نشود، اما این اقدام پیروزی گروههای ضدانقلاب تلقی شد و ستون مورد حمله شدید قرار گرفت.
در ادامه و در طول دوره کتاب حاضر روند حوادث نشان داد که نظام اگر تا این زمان در اعمال حاکمیت بر گروههای
مسلح غیرقانونی و مناطق تحتتسلط
آنان مماشات و مصالحه میکرده
بهدلیل ضعف و ناتوانی و تسلیمطلبی نبوده، بلکه درپی راهحلهای مناسبتری بوده است. وقتی گروههای محارب در یک محاسبه اشتباه ماجرای متوقفکردن ستون نظامی درحال عبور از سنندج را شروع کردند، متناسب با فضای موجود تصور گرفتن امتیازی دیگر و حصول پیروزی آسان دیگری را داشتند، اما برعکس، این اقدام درواقع مجوز برخورد قطعی با اقدامات مسلحانه را صادر و مشروعیت سرکوب عواملی که با اقدام مسلحانه مانع اعمال حاکمیت نظام میشدند
را تأمین کرد. بهگونهای که تجویز اقدامات نظامی و جنگطلبی
گروههای مسلح مخالف که روزهای
گذشته با اشتیاق و تحرک امیدوارانه همراه بود، چندان طولی نکشید که بهسمت تمایل به پایان درگیری و بازگشت به وضع قبل جلو رفت.
درگیریهای خونین سنندج در طول چند روز به اوج خود رسید و شهر حالت جنگزده پیدا کرد. هرچند با ورود پاسداران اعزامی، نیروهای مسلح غیرقانونی در موضعی ضعیفتر قرار گرفتند و نیروهای دولتی محاصرهشده در نقاطی از شهر از خطر نابودی و قتلعام رهیدند، اما توان نیروهای طرفدار نظام به حدی افزایش نیافت که اوضاع به نقطه تعیینکنندهای برسد. به این ترتیب، در سنندج بحران اوج گرفت و به نظر نمیرسید در زمانی کوتاه سرانجام اوضاع مشخص گردد، زیرا هیچیک از دو طرف نشانهای از عقبنشینی بروز نمیدادند. در طرف گروههای مسلح
ضدانقلاب، تشکلهای موجود بهطور اساسی وضع کنونی را عرصهای برای تمرین و سازماندهی و آمادگی برای روز موعود میدیدند. تنها مسئله آنها کسب زمان بیشتر برای جذب نیروی انسانی بیشتر و افزایش توان برای درگیریهای تعیینکنندهای بود که آنها برای خروج کامل از حاکمیت نظام اسلامی برای خود ترسیم کرده بودند. در طرف دیگر، نظام جمهوری اسلامی نیز دوره جدیدی را شروع کرده بود. نکات مهم و قابلتوجه در این دوره چنین بود: تشخیص بیفایدهبودن مذاکره و تلاشهایی از نوع اقدامات هیئت حسننیت، اتکای روزافزون به ظرفیت و انگیزههای موجود در سپاه و نیروهای آن، یکپارچهشدن جناحهای مختلف نظام درباره اعمال قطعی حاکمیت نظام جدید، ضرورت حل قطعی مسئله اقدام مسلحانه در مناطق کردنشین، خلع سلاح عمومی و حذف اقتدار گروههای مسلح غیرقانونی که در محل چه با اقناع و چه با ارعاب و اجبار توانسته بودند عمده مردم محلی را تحت فرمان و اقتدار خود قرار بدهند.
توافق عملی و ذهنی جناحهای حکومتی روی محورهای فوق به معنای خروج سپاه از انزوای تحمیلی چندین ماهه در کردستان و درنتیجه به معنای برهمخوردن
موازنهای بود که تاکنون بهطور روزافزون به نفع گروههای
مسلح غیرقانونی برقرار میشد.
سپاه بااینکه فرصت میخواست
تا تواناییهای انقلابی و اعتقادی خود را از قوه به فعلیت
درآورد و در صحنه جاری کند، اولین قدمها را دراینزمینه برداشت. در ۴/۲/۱۳۵۹، فرمانده کل سپاه عباس دوزدوزانی، این حکم را برای سیدرحیم صفوی صادر کرد: «از تاریخ صدور این حکم بهسمت رابط عملیاتی سپاه و ارتش در غرب کشور منصوب میشوید. مقتضی است با حضور در منطقه، عملیات سپاه را با فرمانده عملیات ارتش هماهنگ نموده، گزارشهای لازم را به فرماندهی سپاه ارائه دهید.» ویژگیهای رحیم صفوی و تجارب قبلی وی، بهخصوص آشنایی و رفاقتی که بین او و نیروهایی امثال صیاد شیرازی در ارتش وجود داشت، میتوانست در هماهنگی و بسیج نیروهای مذهبی و انقلابی ارتش مؤثر باشد. هرچند نیروهایی چون صیاد شیرازی رابطه چندان حسنهای با فرماندهان و حاکمیت وقت ارتش نداشتند، اما با سنخیتی که با نیروهای سپاه داشتند، نهتنها این نقص جبران میشد بلکه با کارآمدی و درخشش بهدستآمده در میدان عمل، خودبهخود لیاقت و حقانیت آنان بر سلسله مراتب فرماندهی وقت ارتش نیز اثبات و تحمیل میگردید.
با افزایش فشار بر گروههای مسلح غیرقانونی در سنندج پیشبینی
میشد برای مقابله و بهمنظور کاهش فشار عملیاتی در منطقه سنندج، حزب دمکرات و کومهله علیه نیروهای نظامی در نقاط دیگر دست به اقدامات بیشتری بزنند. در روز ۵/۲/۱۳۵۹، محاصره باشگاه افسران شکسته شد و به این ترتیب یکی از مراکز مهم مقاومت نیروهای طرفدار نظام در شهر از خطر نابودی رهایی یافت و موازنه درگیریهای
شهری به سود نظام تا حد محسوسی به هم خورد، اما این به معنای فروکشکردن بحران نبود و درگیریها که شکل حادتری به خود گرفته بود با آزادشدن باشگاه افسران اهمیت تعیینکننده تری یافت. درباره وخامت اوضاع در این روز، گفتههای یک شاهد
عینی (پزشکیار) حاکی است: «شهر سنندج حالت جنگزده دارد. جسد افراد مسلح در خیابانهای
شهر سنندج رها شده و کسی جرئت جمعآوری
آنها را ندارد و اکثر مردم به زیرزمینها یا خارج شهر گریختهاند. ۵ آمبولانس که مشغول جمعآوری
مجروحین و کشتهشدگان بود مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و از بین رفتند.» همچنین در این روز یک هلیکوپتر کبری که بر فراز
شهر سنندج درحال پرواز بود، مورد اصابت گلوله قرار گرفت و مجبور به فرود اجباری شد، اما درحین فرود آتش گرفت. کمکخلبان نیز براثر اصابت گلوله شهید شد. دو روز بعد هم یک فروند هلیکوپتر کبرای ارتش سقوط کرد و خلبانان آن به اسارت کومهله درآمدند.
باتوجهبه تذکری که سپاه درمورد نگرانیهای موجود درباره امنیت پرواز هلیکوپترها و دریافت کلیه مکالمات آنها توسط گروههای ضدانقلاب مطرح کرد، قرار شد دراینمورد از سیستم مطمئنتری استفاده شود. اقدامات فنی دیگری نیز مشاهده شد، ازجمله اینکه سازمان چریکهای فدایی خلق یک فرستنده رادیویی بهکار انداخته بود که به نام "صدای خلق" در سنندج برنامه پخش میکرد. مسئله دیگر اقدام گروههای مسلح ضدانقلاب به استقرار توپ ضدهوایی بود که بعد تازهای به جنگ در کردستان داده بود. فرماندهان پادگان سنندج معتقد بودند توپهای ضدهوایی از خاک عراق بهواسطه شیخ جلال برادر شیخ عزالدین آورده شده است، اما سران گروههای مسلح غیرقانونی میگفتند که این توپها را از پادگان مهاباد به غنیمت گرفتهاند. درهرحال آنها از سلاحهای سنگین نیز استفاده میکردند، هرچند به نظر میرسید که مهمات اسلحههای سنگین آنها رو به اتمام باشد چون شهر در محاصره بود و نمیتوانستند بهخوبی تقویت شوند. علاوهبر موارد مذکور، عدهای از افسران تصفیهشده ارتش، رهبری عملیات گروههای مسلح ضدانقلاب را برعهده داشتند.
درمجموع میتوان گفت باوجود تهدیدات و رفتار سرسختانه رسمی عناصر ضدانقلاب درگیر با نیروهای هوادار نظام، وخامت اوضاع این گروهها
هرچند بهتدریج، قابلپیشبینی بود. درواقع با تداوم درگیریها،
گزارشهای بیشتری نشان میداد که طرف مقابل نیز مثل نیروهای خودی نیاز به امداد و کمک فوری دارد. آنها ضمن تماس با خارج از شهر پیغام میدادند که آذوقه و مواد غذایی و فشنگ و مهمات آنها درحال اتمام است و چنانچه محاصره آنها ازطریق ارتش ادامه یابد، شکست آنها حتمی است. این درحالی بود که در تبلیغات علنی، گروههای درگیر در شهر همچنان بهشدت
فعال بودند. ازجمله
بلندگوهای متعددی در نقاط مختلف شهر بر بالای منازل مسکونی مشغول پخش نوارهای کردی و تحریک مردم به ادامه درگیری بود. در بلندگوها مرتب گفته میشد مهمات بهاندازه کافی موجود است و ما قادریم همچنان از شهر دفاع کنیم. آنها همچنین میگفتند که از ورود ارتش و سپاه پاسداران به داخل شهر جلوگیری خواهیم کرد. در یک اقدام تبلیغاتی در روز ۸/۲/۱۳۵۹، حزب دمکرات اعلام کرد: «ساعت ۶ بعدازظهر، یک کامیون مهمات که دو دستگاه ارابه آنها را اسکورت میکرد تا به باشگاه افسران برده شوند در خیابان استانداری مورد حمله پیشمرگان قرار گرفت و منهدم شد.»
درباره هویت طرف مقابل نیروهای سپاه و ارتش باید گفت که علاوهبر کومهله و دمکرات، گروههایی چون سازمان چریکهای فدایی خلق، سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر و... نیز حضور داشتند: این گروهها از تهران و بهطورکلی از خارج منطقه برای بهرهبرداریهای گروهی خویش به سنندج میآمدند و در این درگیریها فعال بودند. خلع سلاح و اخراج آنها از شهر و درصورت مقاومت سرکوب آنان، شرط لازم برای استقرار حاکمیت نظام و برقراری نظم ضروری دولتی در سنندج شناخته شده بود. این خود از عواملی بود که همه جناحهای نظام را در این قضیه به وحدت تصمیم رسانده بود. البته دراینمیان خساراتی که بالطبع به مردم شهر سنندج وارد میشد، قسمت بغرنج مسئله بود. از همین رو، نیروهای دولتی در کنار تدابیر و اقدامات نظامی مربوط به کاهش هرچه بیشتر خسارات و تلفات مردم عادی، وظیفه داشتند بخشی از توان خود را صرف گسیل و ارسال نیروهای امدادی به شهر کنند. یادآوری میشود ارادهای که در گروههای مسلح درگیر با نظام مبنیبر تداوم هرچه بیشتر بحران در سنندج وجود داشت، به صورتهای مختلف از موانع اصلی تحرک امدادرسانی به حساب میآمد. ازجمله میتوان به شهادت افرادی چون رانندگان و دیگر نیروهای مرتبط با امداد و درگیر در بیمارستان صحرایی سیار جمعیت شیروخورشید سرخ مستقر در سنندج اشاره کرد.
مشکل دیگر درزمینه چگونگی ترکیب نیروهای مسلح را محمد بروجردی از فرماندههان
سپاه مستقر در سنندج، چنین بیان کرده است: «سازماندهی نیروهای گروههای
درگیر با کومهله است و پیشمرگان حزب دمکرات و چریکهای فدایی خلق شاخه کردستان زیر نظر کومهله عمل میکنند. این گروهها با سنگربندی در داخل خانههای مردم امکان عملیات تعرضی و کوبیدن مواضع را تا حدودی از ما و نیروهای ارتش سلب کردهاند و ما نمیدانیم چه رفتاری را در پیش بگیریم.»
باقیماندن اجساد در روی زمین مسئله دیگری بود که عوارض غیرقابل پیشبینی بهداشتی و روانی درپی داشت. از همین رو ستاد مشترک ارتش اعلام کرد: «از ساعت ۱۰ صبح تا ۴ بعدازظهر روز یکشنبه ۱۴/۲/۱۳۵۹، لشکر سنندج و سپاه پاسداران پاکسازی شهر را متوقف و آتشبس نمایند تا آمبولانسهایی که دارای پرچم شیروخورشید سرخ میباشند، اجساد کشتهها را جمعآوری نمایند و به ضدانقلابیون توجه داده میشود فقط آمبولانسها اجازه رفتوآمد در شهر را دارند و چنانچه آنها از این فرصت برای حمل مهمات و تقویت مواضع خود سوءاستفاده کنند به وسایل مختلف و با تمام قدرت سرکوب خواهند شد.» این آتشبس ششساعته، هرچند ناقص، اجرا شد. در گزارش سپاه و طرف متخاصم هرکدام دیگری را به نقض آتشبس متهم کردند، اما درهرحال تجربهای مفید بود.
معضل دیگر ناامنی مردمی بود که با گروههای غیرمذهبی، بههردلیل مرزبندی داشتند و درواقع افرادی غیرسیاسی و درپی امنیت خود بودند. از این افراد عده کمی موفق به خروج از شهر یا رساندن خود به مراکز امن بسیار معدود شهر میشدند و وضع بقیه نگرانکننده بود.
علاوهبراینها قطع ارتباط زمینی با سنندج نیز مشکل عمدهای بود که ازجمله عوامل آن وضعیت گردنه صلواتآباد بود که بایستی هرچه زودتر پاکسازی میشد.
پاکسازی دیواندره نیز بهدلیل موقعیت جادهای و تدارکات و نیز ارتباط با گروههای
مسلح درگیر در سنندج از موارد مهم به شمار میآمد. بهخصوص تأکید میشد
باید امکان رفتوآمد جادهای از راه زمین هرچه زودتر فراهم شود زیرا وسایل پروازی نمیتوانند برای مدت مدیدی تدارک از راه هوا را تأمین کنند. گفتنی است درجهت امنشدن راه
زمینی زنجان به سنندج، علاوهبر ضرورت حل مسئله دیواندره که امری بهشدت ضروری بود بیجار که بهلحاظ جغرافیایی قبل از دیواندره میباشد نیز از آسیبهای واردشده این ایام مصون نبود و سر راه عبور ستونهای ارتش و دیگر نیروها، اخلالهای جدی ازجمله انفجار مین رخ میداد.
بیشتر از بیست روز طول کشید تا در سنندج تحرکات قوای دولتی با ابتکارعمل چشمگیری همراه بشود و وضعیت بهطور محسوسی به زیان شورشیان مسلح تغییر کند. در این تحول تکیه اصلی روانی خودی همچنان بر روی انگیزهها و حضور نیروهای داوطلب انقلابی بود. نیروهای ارگانهای نظامی رسمی مؤمن به انقلاب نیز با انگیزههای شبیه آنان دستاندرکار بودند. برای مثال در یک مقطع درحالیکه مسئول هماهنگی عملیات سپاه و ارتش رحیم صفوی بود، محمد بروجردی در رأس نیروهای سپاه تهران و پیشمرگان مسلمان قرار گرفته و علی صیاد شیرازی ساماندهی درست نیروهایی از ارتش (تیپ۳ زرهی همدان) را پیگیری میکرد.
به هر ترتیب، با عبور از روزهای پرحادثه در سنندج، موازنه قوایی که در بیش از بیست روز وجود داشت سرانجام به ضرر شروعکنندگان آن یعنی گروههای مسلح ضدانقلاب تغییر یافت و پیروزی نیروهای دولتی در چشماندازی مساعد قرار گرفت.
روز ۲۲/۲/۱۳۵۹، هرچند درعمل و در صحنه واقعیات برای اعلام قطعی پایان کار خیلی زود بود و این نگرانی هنوز وجود داشت که تحولاتی غیرمنتظره جهت و روند کار را عوض کند، اما چشمانداز پیروزی در حدی روشن بود که شبهنگام،
در سطح تبلیغات سراسری، آن را قطعی و کار را تمامشده اعلام کردند. در پایان این روز مسئول روابطعمومی ستاد عملیاتی غرب به مطبوعات خبر داد: کنترل کلیه نقاط شهر دراختیار سپاه و ارتش است و میتوان
گفت که کار پاکسازی در سنندج تاحدودی خاتمه یافته است. شبهنگام، مهمترین خبر رسمی و رسانهای
نظام و انقلاب درباره وضع امروز سنندج بدین شرح پخش شد: «در ساعت ۲۲:۰۵، برنامه اخبار سیمای جمهوری اسلامی
ایران قطع شد و بهدنبال آن ازسوی دفتر ریاستجمهوری اعلام شد که شهر سنندج بهطورکلی پاکسازی شده و کنترل شهر در دست افراد ارتش و پاسداران است.»
روز سهشنبه ۲۳ اردیبهشت، از این نظر تعیینکننده بود که در سنندج الحاق نیروها پیدرپی صورت میگرفت، بهخصوص برای اولینبار ارتباط بین پادگان و فرودگاه از راه زمینی در این روز برقرار گردید. دراینحال، گروههای مسلح غیرقانونی افراد خود را از شهر خارج کردند و عدهای از آنان دستگیر شدند. هرچند برخی مسئولان سپاه اعلام کردند درحالحاضر کنترل شهر کاملاً در دست ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، اما پیشبینی میشد درگیریها
بهصورت تکتیراندازی تا یک هفته دیگر ادامه داشته باشد. حتی برخی مسئولان سپاه اذعان میکردند امکان اینکه دوباره به ما حمله شود زیاد است چون شهر کامل پاکسازی نشده است.
به این ترتیب در سنندج از حدت اوضاع کاملاً کاسته شده و وضعیت برای نیروهای خودی بهسرعت رو به بهبود میرفت، اما هنوز تا وضعیت عادی فاصله زیادی وجود داشت. بااینهمه،
تنها امتیاز و ابتکارعمل چشمگیر گروههای مسلح غیرقانونی در سنندج، امکان خروج از رخنه موجود در شمالشرقی، سمت جاده سقز بود. این یعنی برعکس نیروهای خودی برای طرف مقابل اوضاع بهسرعت وخیم میشد. دراینمیان نیروهایی که با کار و نقش تشکیلاتی در شهر درگیر بودند این امتیاز را داشتند که بهوسیله تشکیلات، قبل از بهدامافتادن از شهر خارج شوند. بالطبع عدهای هم در لایههای پایین تشکیلات یا هواداران عادی قربانی میشدند که بهخصوص ازنظر گروههایی چون کومهله که روش و بینش آن مبتنیبر بیرحمی و دامنزدن به تضاد و نفرت پایهگذاری شده بود، امری منفی هم نبود و بهاصطلاح
باعث تعمیق و تداوم جدیتر
مبارزه میشد. بهعنوان مثال سازمان چریکهای
فدایی خلق در شماره۷۶ نشریه خبر (نشریه شاخه سنندج این سازمان) چنین نوشته بود: «در جلسه مشترک، نیروهای سیاسی شهر (کومهله، دمکرات، فدائی) به این نتیجه رسیدند که تا پیروزی با چنگودندان از شهر و مردم مبارز و قهرمانمان دفاع خواهیم کرد. این تصمیم مشت محکمی است بر دهان یاوهگویان که
شایع کرده بودند پیشمرگهها شهر را ترک میکنند. برایناساس به هواداران سازمان چریکهای فدایی خلق در سنندج اعلام میداریم زیر نظر سازمان با رهنمودهای سازمان و با هماهنگی و همکاری با حزب دمکرات کردستان ایران و کومهله به مقاومت پرداخته تا به آخر پیش خواهیم رفت. ... باید سرسخت و مقاوم در تمامی جبههها و با تمامی اشکال اصولی به مبارزه برحق خود ادامه دهیم.»
بههرحال، گروهها شکست راهبرد و تاکتیک خود را نمیپذیرفتند و هریک بهنوعی آن را توجیه میکردند تا زمینه برای تحرکات آتی از دست نرود. بهطور مثال کومهله، در یکی از نشریات وابسته (جنبش مقاومت خلق کرد، شماره ۳، ۱۷/۳/۱۳۵۹)، در توجیه وضعیت اخیر خود آورده است: «پیشمرگههای کرد در تاریخ ۲۴/۲/۱۳۵۹، بهخاطر جلوگیری از کشتار تودههای مردم از شهر خارج گردیدند تا مبارزه خود را در جبههای دیگر ادامه دهند. دولت این تغییر شیوه جنگ را به حساب پیروزی خود گذاشته و برای آن جشن گرفت. مبارزه خلق با ضدخلق همیشه به یک شکل نبوده و نیست.» دراینمیان، بعضی از وابستگان تشکیلاتی گروههای مسلح درگیر نتوانستند خارج شوند و دستگیر شدند.
در روز چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت، وضعیت سنندج بهگونهای بود که هنوز ارسال تجهیزات و نیروهای رزمنده ضرورت داشت. درعینحال، برای پاسداران و ارتشیان، مهمتر از پاکسازی و کشف بنکهها و مراکز باقیمانده گروهها، وضع عمومی شهر و اوضاع مردم بود. بالطبع امنیت گروههای امدادی و امدادرسانان بسیار اهمیت داشت. در این روز تلفنگرام ارسالی سرپرستی
جمعیت شیروخورشید سرخ (دکتر سامی) به سپاه حاکی بود از مدیر گروه امدادی و درمانی جمعیت شیروخورشید سرخ که از دو هفته قبل، برای خدمات امدادی و درمانی به سنندج اعزام شده بودند هیچگونه خبری در دست نیست. درواقع درحالیکه
سنندج با کندی، ولی بهگونهای غیرقابلبرگشت بهسوی آرامش میرفت، هنوز ناامنیهایی ناشیاز تداوم تحرکات مسلحانه وجود داشت. در این
فضای ناایمن، حتی بیمارستان از مراکز خطر محسوب میشد. بااینهمه کمکها جریان داشت و بیوقفه ادامه مییافت.
در روز پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت، در سنندج تکاپوی نیروهای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در دو جنبه تحکیم و تعمیم امنیت در شهر و رفع نابسامانیهای عمومی در جنبههای اجتماعی، معیشتی، بهداشتی و... ادامه یافت. نیروهای مسلح انقلاب اعم از پاسداران و نیروهای ارتش، هرچند مسئولیت مهمی در توزیع سیل کمکهای مردمی و دولتی به مردم از جنگ رهاشده و نیز تلاش برای ساماندهی مراکز و سازمانهای اداری شهر برعهده داشتند، اما این مانع و نافی و رافع مسئولیت اصلی آنان نبود و هنوز تهدید تا حد خطر مرگ، با گلولههای تیراندازان ناشناس پنهان در زوایای شهر وجود داشت. این خطر علاوهبر ارتشیان و پاسداران، برای تمام نیروها اعم از رزمنده و امدادگر و... که داوطلبانه راهی سنندج شده بودند جدی بود.
مهمترین موضوع این روز، مسئله مدفونشدگان بود. روز ۲۵ اردیبهشت، طبق تلفنگرامی که ستاد عملیات غرب کشور به تهران مخابره کرد: «جنازه ۷۴ سرباز و ۷۰ درجهدار و استوار در بیمارستان سنندج در زیر خاکها کشف شد.» انتشار اینگونه مسائل دلخراش در مطبوعات خالی از چاشنی تبلیغات و احساسات نبود، اما درمورد گزارشهای داخلی مقامات مسئول به یکدیگر دراینباره که حاوی مطالب مشابهی بود، نمیتوان چنین نظر داد و آن را تبلیغاتی دانست.
در روز جمعه ۲۶ اردیبهشت، علامت مهم آزادی سنندج ازنظر نظام و هواداران آن، برگزاری نمازجمعه در این شهر بود که بهخصوص نوعی پیروزی را تداعی میکرد. در فضایی مثل فضای سنندج که بعد از روزها درگیری شدید، آزاد شده بود، برگزاری نمازجمعه با مشکلاتی عدیده روبهرو بود و تمهیدات خاص خود را میطلبید، اما به هر ترتیب، نمازجمعه در مرکز بحران، یعنی شهر، که هنوز بهطورکامل آرام نگرفته بود، در فضایی متفاوت از بقیه شهرها برگزار شد. در این مراسم سه قشر مشخص شرکت داشتند:
قشر بهشدت هوادار نظام و در رأس آنها پیشمرگان مسلمان کرد که آشکارا با شیفتگی و شوق و ذوق در این مراسم حضور یافته بودند. آنها اغلب، ماهها بود که در مهاجرت به سر برده و از حضور در دیارشان محروم بودهاند.
قشر سوم از نمازگزاران غیربومی شامل رزمندگان، امدادگران و غیره تشکیل میشد. در پیشاپیش آنان، محمد بروجردی فعال و برنامهریز بود که اهمیت حضور در این مراسم را با تأکید به رزمندگان سپاه گوشزد میکرد. او در این مراسم، همچنین بخش مهمی از جامعه سنندجی مربوط به دو قشر دیگر را که شامل زنان و دختران مسلمان میشد، نادیده نگرفته بود. مدیریت و نقش فعال محمد بروجردی در این مراسم و استمرار حضور او در سنندج و سخنرانیاش قبل از نمازجمعه هفته بعد، گویای انگیزهها و پیام اصلی او در این معرکه بود. به گفته ناظران مطلع، برای او مسرتبخش و غرورآفرین بود که صحن و حیاط مسجد جامع سنندج (که بهشدت صدمه دیده بود) از نمازگزاران پر شده و بانگ اللهاکبر در اطراف مسجد و داخل شهر آنی قطع نشود.
یکشنبه ۲۸ اردیبهشت، سنندج از سیطره گروههای
مسلح غیرقانونی خارج شده بود، اما هنوز ذیل حاکمیت نظام قرار نداشت. تلاش برای عادیشدن اوضاع شهر هم در جنبههای اجتماعی و عمومی و هم در جنبه نظامی ادامه داشت. در گزارش خبرنگاران روزنامه انقلاب اسلامی درباره این روز سنندج آمده است: «سنندج کاملاً آرام است و
تنها شبها فرودگاه این شهر مورد حمله مهاجمین قرار میگیرد. ادارات، مدارس و بیشتر مغازهها همچنان تعطیل است.» دوشنبه ۲۹ اردیبهشت، در سنندج اولویت با امور عمومی شهر بود، اما جنبه های امنیتی نیز همچنان جدی تلقی میشد. دراینحال، بازدید فعالان سیاسی و هیئتهای دولتی و غیردولتی مربوط به خدمات گوناگون ادامه یافت. سهشنبه ۳۰ اردیبهشت، در سنندج حرکت بهسمت روال عادی شهر و در کنار آن تداوم پاکسازی بهخصوص در روستاهای اطراف و جادههای مواصلاتی ادامه داشت. پاکسازی جاده کرمانشاه سنندج که از کامیاران میگذرد، مهمترین مسئله بود که مشکلاتی همراه داشت. در همین حال، عده زیادی از گروههای مسلح ضدانقلاب در دهات اطراف سنندج مستقر و برابر گزارشهای واصله درحال تجدید سازمان بودند. شبکه برق و تلفن قسمت اعظم شهر و نیز منبع آب شهر مرمت و مورد بهرهبرداری قرار گرفته بود. در این روز، ستاد مشترک ارتش و پاسداران در اطلاعیهای که از رادیو سنندج خوانده شد از کلیه مغازهداران خواستند مغازههای خود را تا ساعت ۲ بعدازظهر ۳۱/۲/۱۳۵۹، باز کنند، در غیراین صورت ارتش و پاسداران خود مبادرت به این کار خواهند کرد. البته معاون عملیات سپاه مستقر در سنندج، در مصاحبهای که در تاریخ ۳۱/۲/۱۳۵۹، روزنامه جمهوری اسلامی درج شد دراینباره توضیح داد که «براساس تهدیدات عناصر ضدانقلاب مبنیبر اینکه هرکس مغازهاش را باز کند آن را منفجر میکنیم ما هم جهت خنثیکردن این مطلب چنین اطلاعیهای صادر کردیم. ... عدهای از صاحبان مغازه بهعلت شکستهشدن شیشههای مغازهشان و همچنین خارجشدن از شهر در طی درگیری و
عدم بازگشت آنان تاکنون به سنندج مغازه آنها بسته است، ولی کسانی که خود در شهر هستند، تا حالا مغازههای خود را گشودهاند و میتوان گفت اکثر مغازهها باز است.»
چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت، در آخرین روز دوره کتاب حاضر، وضع عمومی سنندج در یک نگاه، ترکیبی از دو دسته تکاپو در جنبه های
متفاوت امنیتی و بهخصوص
امور مربوط به نیازمندیهای
عمومی شهر بود. در این روز، یک گروه پزشکی داوطلب از بیمارستان حجتیه اصفهان برای انجام خدمات درمانی و پزشکی وارد سنندج شد و کار خود را آغاز
کرد. این گروه پزشکی شامل ۲ جراح، یک طبیب، یک ماما، ۲ تکنسین بیهوشی، ۳ تکنسین اورژانس و یک بهیار بود. جمعیت شیروخورشید سرخ نیز با کوشش گروههای اعزامی علاوهبر ایجاد و اداره مرکز درمانی و بهداشتی، در کار توزیع مواد غذایی بین مردم شهر سنندج فعال بود.
حل مسئله ناامنی ناشیاز تحرکات ایذایی و مسلحانه در جادههای منتهی به سنندج بهخصوص در جاده اصلی کرمانشاه به سنندج که از مراکز مستعدی چون کامیاران میگذرد از مهمترین لوازم عادیشدن وضعیت سنندج محسوب میشد که باید احراز میگردید. به گزارش خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی: «اکثر مغازهها بهویژه نانواییها و قصابیها باز و مردم طبق معمول در رفتوآمد هستند. هیچ فرد مسلحی در شهر دیده نمیشود. نیروهای ارتش ارتفاعات اطراف شهر را در تصرف خود دارند و افراد سپاه پاسداران و پیشمرگان مسلمان کرد مشغول توزیع مواد غذایی و دارویی بین اهالی شهر هستند. اکثر ادارات دولتی که توسط مهاجمین به آتش کشیده شده است پاکسازی میشود. پیشمرگان مسلمان کرد همچنان پاکسازی را ادامه میدهند. تعداد متهمین و دستگیرشدگان در زندان پادگان افزایش یافته است و احتیاج شدید به قاضی شرع میباشد تا برای محاکمه متهمین دادگاه تشکیل شود. آموزشوپرورش سنندج که خود یکی از کانونهای فساد و ضدانقلاب در سنندج بوده است کاملاً تعطیل است.» جنبههایی از وضعیت سنندج قبل از آزادشدن شهر نیز در روزنامههای این روز، منعکس شده است. ازجمله مصاحبه معاون عملیات سپاه مستقر در سنندج در روزنامه جمهوری اسلامی درج شد. وی گفت: «قریب ۳۰۰ الی ۴۰۰ جسد مسلمانان در اطراف سیلوی سنندج هست که میکشتند و به آنجا میبردند. ... از طرفی دیگر همین سه روز پیش بهعلت عدم تسلط کامل سپاه و ارتش توسط عناصر مزدور سه برادر را که فامیلشان نمکی است، بهجرم مسلمانبودن اعدام کردند و الآن هم گاهی اوقات از ارتفاعات شهر یا بعضی از منازل خمپاره شلیک میکنند.»
و بالاخره، مطلب پایانی این قسمت، توضیحاتی درباره یکی از شخصیتهای تأثیرگذار در سنندج، یعنی سرهنگ ایرج نصرتزاد است که درواقع نگاهی دوباره به مقطع آغازین این درگیری است.
در زمان حرکت ستون اعزامی به سنندج در اواخر فروردین ۱۳۵۹ که با اقدام گروههای مسلح غیرقانونی بهویژه
کومهله، به آغازی برای جنگ در سنندج تبدیل شد، سرهنگ ایرج نصرتزاد
فرماندهی تیپ۱ لشکر۲۸ سنندج را برعهده داشت. در کتاب ۲۲ روز حماسه و ایثار در سنندج
که به قلم مجید نداف یکی از نیروهای سپاه پاسداران نوشته شده است، حضور نصرتزاد بسیار پررنگ و برای ذهن خواننده غیرقابلعبور است. مواردی از این حضور و تأثیر شگرف به نقل از کتاب یادشده در اینجا ذکر میشود: «در فضایی آکنده از تبلیغات و جنگ روانی گروهها علیه فرمانده لشکر۲۸ و تلاش مؤثر آنها در مرعوبساختن
وی و فرمانده ستون متوقفشده،
نصرتزاد داوطلبانه پیشقدم شد تا ستون را تحتفرماندهی
و هدایت خود به حرکت درآورد. ... نصرتزاد فرمانده تیپ یکم از لشکر۲۸
کردستان بود که تاکنون چندبار فراتر از حیطه مسئولیت خویش ظاهر شده بود. در زمانیکه بسیاری از افسران غیرداوطلبانه و بالاجبار در ناحیه کردنشین ایران حضور پیدا میکردند او داوطلبانه همزمان با ورود چهل نفر دیگر از نظامیان انقلابی، پا در صحنه خونین کردستان گذاشت و همواره در کانون توجهات خودی و دشمن قرار داشت. ... این مسئله که برونرفت از شرایط سخت سیاسی نظامی آن زمان جز با ایثار و جانفشانی نصرتزاد میسر نبود، در اعترافگونههای قاتلان او نیز مشهود است. تحلیلهای
بعدی فرمانده کل نظامی کومهله
نشان میدهد حرکتدادن ستون توسط نصرتزاد (بهمثابه زمینههای ورود سایر نیروهای انقلابی در صحنه) چهره اردوگاه خودی را از انفعال به فعال تغییر و ضعفهای خودی را به اردوگاه مقابل انتقال داد. ... علائم و آثار موجود روی بدن شهید سرهنگ نصرتزاد، نشانگر این بود که وی هنگام اسارت به شدیدترین وجه شکنجه شده، بهطوریکه گردن، فک و شانه او زیر لگد خرد شده
بود. مهاجمین پس از دادن شکنجههای فراوان او را به شهادت رسانده و جنازه شهید را در بیابانهای سنندج رها کردند. ...
فرمانده ضدانقلاب خم شد و چانه نصرتزاد را گرفت و فشار داد و گفت: در چه حالی فرمانده؟ مرا میشناسی؟ من سرتیپ یحیوی هستم. یادت میآید؟ نصرتزاد آب دهانش را گرد کرد و بهصورت یحیوی انداخت. ... یحیوی نشست کنار نصرتزاد و گفت: ببین سرهنگ، من و تو نانونمک شاهنشاه را خوردهایم. اشتباه کردهای، گولت زدهاند، مغزت را شستوشو دادهاند، باشد قبول دارم. اگر به سربازهای پادگان بگویی دست از مقاومت بردارند و تسلیم شوند به شرافتم قسم میخورم خودت و خانوادهات را صحیح و سالم بفرستم به یک کشور اروپایی. [نصرتزاد جواب داد:] تو از شرافت حرف میزنی نمکبهحرام؟ تویی که به کشور و مردمت خیانت میکنی! من هم قسم خوردهام تا آخرین قطره خونم از کشورم دفاع کنم. یحیوی بلند شد. لگدی به شکم خونی نصرتزاد کوبید و رو به جوانک گفت: کارش را تمام کن! نصرتزاد گفت: مرا بکش فقط بگذار وصیتم را به سربازانم بگویم. یحیوی تف کرد رو به زمین و گفت: حیف از تو! حیف از تکاوری مثل تو!»
۴. بحران در دانشگاهها
در اواخر فروردین گذشته، یعنی در آستانه ورود به دوره کتاب حاضر، با یک درگیری که گروههای مارکسیستی در سخنرانی و علیه حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تبریز به راه انداختند، حرکتی در دانشگاه تبریز و سپس در کلیه دانشگاهها شروع شد که بعدها به انقلاب
فرهنگی موسوم گردید و موجب شد چشمانداز جدیدی در نوع تقابل و موازنه جریانهای سیاسی گشوده شود. ضمن توصیه مؤکد به مرور وقایع روزهای ۲۸ تا ۳۱ فروردین ۱۳۵۹، مندرج در کتاب قبلی روزشمار(1)در اینجا نیز اشاره مختصری به سابقه موضوع، ضروری است.
در آستانه وقوع این حوادث، نظام نوپای جمهوری اسلامی، با بغرنجیهای
عدیدهای مواجه بود؛ ازجمله بحران مشارکت در داخل و تنشهایی
روزافزون در روابط با امریکا
و عراق در عرصه خارجی و نیز تحرکات مسلحانه عناصر ضدانقلاب در کردستان. یادآوری میشود در فروردین ۱۳۵۹، ابتدا بهدلیل احتمال وقوع حمله نظامی، قطع رابطه سیاسی امریکا با ایران و تحریم اقتصادی، خطر امریکا همواره جدی و خطر اصلی تلقی میشد. در ادامه، شروع دور تازهای از تحرکات مسلحانه در کردستان عمده حساسیتها را متوجه خود کرد و جای چندانی برای تمرکز در موضوع احتمال حمله نظامی امریکا باقی نگذاشت، اما اواخر فروردین، تشدید بحرانهای مربوط به دانشگاهها هردو موضوع را فرعی و همه حساسیتها را متوجه خود ساخت.
درباره وضعیت حاکم بر دانشگاههای کشور میتوان گفت در وجه غالب، تأثیرپذیری تشکیلاتی و سازمانی از مبارزات سیاسی شدید و تند گروهها و جریانهای مختلف که اغلب با برخوردهای فیزیکی و خشونتبار نیز همراه بود، جنبه اصلی فعالیت در این محیط را شکل میداد. تقریباً همه گروههای کوچک و بزرگ حتی آنها که در کردستان و آذربایجانغربی بهطور رسمی به اقدام مسلحانه دست میزدند، در دانشگاهها مقر، دفتر، پایگاه، تشکل و هوادار رسمی داشتند. درواقع، در وضعیت فقدان توسعه نهادهای صنفی و سیاسی و احزاب، دانشگاهها بهصورت مناسبترین محیط برای پرکردن هرچند موقت این خلأ درآمده و فلسفه اصلی ایجاد دانشگاه فراموش شده بود. سابقه مبارزاتی و نقش دانشگاه در انقلاب نیز پتانسیل و حاشیه امنیت خاصی برای جریانهای اقلیت ایجاد کرده بود، جریانهایی که در افکارعمومی دیدگاههایشان قابلطرح نبود.
عدم استقرار قطعی نهادهای قانونی و امکانپذیر نبودن عمل به همه وظایف محولشده و نیز ناتوانی نظام در پاسخگویی
مناسب به مطالبات که از خواص دوره گذار به مرحله ثبات است ادامه وضعیت انقلابی را در جامعه و بهگونهای وسیعتر و شدیدتر در دانشگاهها، موجب شده بود؛ وضعیتی که در آن اقدام مستقیم و خارج از روال قانونی بهوسیله افراد و نیز حل مسائل و تعیین تکلیف در خیابانها و مجامع عمومی بهجای اقدام نهادهای مربوط، امری عادی شده بود. از دید فعالان هوادار نظام (تودهها و نخبگان)، اقتدار جریانهای اقلیت در دانشگاه بهتدریج وضعیتی شبیه منطقه آزادشده و
بلکه خانههای تیمی را تداعی میکرد که آن را طبیعی و قابلقبول نمیدانستند. این موضوع، هرچندوقت یکبار در تشنجات و درگیریهای مختلف خود را نشان میداد و روزبهروز حساسیت بیشتری مییافت. آنچه روز ۲۶ فروردین ۱۳۵۹، در دانشگاه تبریز اتفاق افتاد نمودی است از وضعیتی که ترسیم شد.
1) ***** هادی نخعی، روزشمار جنگ ایران و عراق، (قطع رابطه امریکا با ایران)، جلد اول کتاب هفتم، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، ۱۳۸۵.
تشنج و درگیری ایجادشده بهوسیله عدهای از عناصر گروههای مارکسیستی در تالار اجتماعات دانشکده پزشکی دانشگاه تبریز هنگام سخنرانی حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی، واکنشی را ازطرف دانشجویان و کارکنان مسلمان این دانشگاه به دنبال داشت که منشأ سایر تحولات وسیع و غیرمنتظره بعدی گردید؛ تحولاتی که نوع صفبندی سیاسی دانشجویی را بهکلی دگرگون کرد. بهزودی مشخص گردید نظیر ارائه الگوی موفق تحرکات انقلابی در روز ۲۹ بهمن ۱۳۵۶، تبریز یکبار دیگر دورانساز گردیده است.
ماجرا به این ترتیب آغاز شد که جلسه سخنرانی حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی در تالار اجتماعات دانشکده پزشکی دانشگاه تبریز متشنج شد و بین دو گروه از دانشجویان برخورد شدید لفظی روی داد و درگیری ایجاد شد. در این درگیریها، درهای تالار اجتماعات شکسته شد و هاشمی رفسنجانی سالن را ترک کرد. درپی این حادثه، ساختمان مرکزی دانشگاه تبریز را اعضای سازمان دانشجویان مسلمان و انجمن اسلامی کارگران و کارمندان این دانشگاه تصرف کردند. تصرفکنندگان در اطلاعیههایی، ضمن اعتراض به برهمخوردن جلسه سخنرانی، خواستار تصفیه و پاکسازی دانشگاه شدند. آنان بهدنبال یک راهپیمایی در محوطه دانشگاه، ساختمان مرکزی این دانشگاه را به تصرف خود درآوردند و در آنجا متحصن شدند. در نخستین اطلاعیهای که تحصنکنندگان انتشار دادند، آمده بود: «به اطلاع ملت مسلمان و قهرمان ایران میرساند که با درنظرگرفتن پیام امام که باید انقلابی اساسی در دانشگاه ایجاد گردد، ما سازمان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، اقدام به تصرف ساختمان مرکزی دانشگاه تبریز نمودیم.»
درپی این واقعه، گروههایی در اعتراض به ایجاد تشنج هنگام سخنرانی حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی اعلام موضع کردند، ازجمله جامعه روحانیت مبارز تبریز، نهادهای انقلاب، بازاریان و اقشار مختلف مردم بهویژه دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز. بعدازظهر نیز قسمتی از بازار تبریز بهحالت تعطیل درآمد.
درعمل و بهنحوی از آغاز مشخص بود که آماج اصلی این تحرک، گروههای غیرمذهبی عمدتاً محارب (مانند سازمان چریکهای فدایی خلق) که در دانشگاه تبریز، فارغ از افکارعمومی برای خود حاشیه امنیتی درست کرده بودند و نیز سازمانهای متحد آنان (نظیر سازمان مجاهدین خلق) قرار داشتند. درنهایت، حوادثی که از همان فردای روز ایجاد تشنج در سخنرانی هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تبریز شروع شد و تا بروز دگرگونیهایی وسیع، با سرعت ادامه یافت، نشان داد که این حادثه شروع یک روند جدید بوده است. میتوان بهنحوی مشابه، حوادث ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز (چهلم شهدای قم) را به یاد آورد که راهی جدید پیش روی جنبش وقت گشود. اینبار نیز دانشگاه تبریز راهی را گشود که بعدها صورت سراسری یافت و با عنوان انقلاب فرهنگی موازنه قوای نیروهای هوادار نظام با مخالفان آن را در داخل دانشگاهها و پیرو آن در بیرون
دانشگاه، برهم زد. خیلی زود مشخص شد که وضعیت دانشگاه تبریز بهسرعت درحال تسری به دانشگاههای دیگر است و همه انجمنهای اسلامی دانشجویان در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، برای برخورد با وابستگان سازمانها و گروههای ضدانقلاب در دانشگاهها درصدد استفاده از الگوی دانشگاه تبریز هستند. برای نمونه، از نخستین ساعات بامداد روز ۲۸/۱/۱۳۵۹، گروهی از دانشجویان دانشگاه علموصنعت کلیه قسمتهای این دانشگاه را تحتنظر خود گرفتند. در ادامه، گروههای مختلف دانشآموزان و دانشجویان به پشتیبانی از هر دو گروه، با اجتماع در اطراف دانشگاهها شعار میدادند: "دانشجوی خط امام افشاکن! افشاکن!"
صفبندی نیروهای درگیر در ماجرای دانشگاهها،
خیلی زود به وضع مشخصی رسید. برخورد گروههای دانشجویی مخالف نظام با گروههای
دانشجویی هوادار آن ادامه یافت
و به تصمیمگیری و اعلام موضع رسمی مسئولان نظام انجامید. گفتنی است هر دو جناح حکومت (موسوم به بنیصدر بهشتی یا لیبرال خط امام) در اینکه تحرکات یادشده در دانشگاهها فرصتی برای حلوفصل وضعیت دانشگاههاست، همعقیده بودند و هیچیک تمایل نداشت دانشگاهها بهصورت یک حوزه خارج از اعمال حاکمیت نظام و ستادی برای بسیج و تجهیز و عضوگیری گروههایی باقی بماند که بههیچوجه حاضر نیستند شأن سیاسی نظامی خود را با یک شأن سیاسی عوض کنند؛ گروههایی که باوجود وزن سیاسی تا حدودی قابلتوجه و غیرقابل صرفنظرکردن، هیچکدام بجز سازمان مجاهدین خلق موفق نشده بودند حداقل وزن اجتماعی لازم برای حرکت خود را کسب کنند. و درنتیجه دانشگاهها برای آنان سنگری حیاتی و حذف آنان از دانشگاهها به معنای یک شکست بزرگ جبرانناپذیر محسوب میشد.
در این ماجرا، جناحهای مختلف نظام باوجود اختلافنظر در روشها و حتی برخی مبانی در این موضوع اتفاقنظر داشتند که دانشگاه نمیتواند ستاد عملیاتی گروههای معاند نظام باشد؛ گروههایی که درصورت یافتن فرصت و زمینه مناسب (مانند حوادث کردستان و گنبد) از دستزدن به اقدام مسلحانه هم خودداری نمیکردند.
در سطح دانشجویی، درگیری بین دانشجویان طرفدار گروهها و دانشجویان مسلمان طرفدار نظام بود. حرکت قبلی و جمعی انجمنهای
اسلامی و سازمانهای دانشجویان مسلمان دانشگاههای سراسر کشور که بعدها عنوان "دفتر
تحکیم وحدت" گرفت در ماجرای لانه جاسوسی امریکا، بهاندازه
کافی آنها را نیرومند کرده بود که بتوانند درگیری دانشجویی را بهسود خود جلو ببرند، اما درواقع این یک قضیه صرفاً دانشگاهی و دانشجویی نبود بلکه عقبه آن آشکارا عرصهای از درگیری وسیعتری را شامل میشد. یک طرف درگیری گروههای سیاسی نظامی قرار داشتند که بههیچوجه راضی و حاضر نبودند حاکمیت جمهوری اسلامی را که دارای مشروعیت سیاسی و مردمی بسیار بالایی بود، بپذیرند. اینها که توان کافی هم برای درگیری نداشتند، در دانشگاهها و جنبش دانشجویی امکانات ممتاز و منحصربهفردی یافته بودند که میتوانست تا حدی به آمادگی و افزایش توانایی
آنها کمک و آنها را برای روزهای درگیری آتی حفظ کند. طرف دیگر نیز هواداران نظام و درعمل و بهطور غیررسمی، نهادهای آن قرار داشتند. ازنظر اینها نیز تکلیف بسیار روشن بود، گروهها بایستی دانشگاهها را تخلیه میکردند و در بیرون بهمثابه یک گروه سیاسی و نه شبهنظامی در چارچوب قانون به فعالیت خود ادامه میدادند.
سرانجام اواخر فروردینماه، حرکت دانشجویان مسلمان بهسرعت گسترش یافت. این حرکت در سطح کشور، نظیر ماجرای لانه جاسوسی، از حمایت کلیه هواداران نظام برخوردار گردید و در داخل حکومت نیز هر دو جناح را برای تعیین تکلیف قطعی نوع حضور گروههای مسلح و متحدان آن در دانشگاهها به صحنه درگیری فراخواند. هرچند تعیین تکلیف به اردیبهشتماه، کشیده شد که در این کتاب شرح آن آمده است اما چگونگی فرجام این ماجرا درواقع در اواخر فروردین پایهگذاری شد. بنابراین در ادامه، ابتدا تحولات فروردینماه به اختصار مرور شده و سپس به ماوقع و فرجام کار در دوره کتاب حاضر (اردیبهشت ۱۳۵۹)، پرداخته شده است.
در روز ۲۹/۱/۱۳۵۹، براساس مفاد اطلاعیه شورای انقلاب، سه روز برای برچیدهشدن دفاتر گروهها در دانشگاهها، مهلت داده شد. قرار بر این بود که چنانچه تا پایان روز دوشنبه ۱/۲/۱۳۵۹، این دفاتر تعطیل نشده باشند، رئیسجمهوری
و اعضای شورای انقلاب همراه مردم در دانشگاهها حاضر شده و این کانونهای
اختلاف را برچینند. بااینکه در اطلاعیههای رسمی و موضعگیریهای اعلامشده مسئولان نظام و نهادهای آن، مردم به خودداری از دخالت در مسئله دانشگاهها و صبرکردن تا فراخوان رئیسجمهوری دعوت شده بودند، اما پافشاری گروههای سیاسی بر حفظ دفاتر خود بهصورت
استقرار شبانهروزی در آن و نیز در برخی موارد استمداد اعضای انجمنهای اسلامی و سازمانهای دانشجویان مسلمان (هواداران نظام) از مردم، فضای ملتهبی ایجاد کرده بود. درواقع، مسیر ماجرا به سمتی کشیده شده بود که دانشگاهها
تبدیل به محلی برای بروز و ظهور مرزبندی افکارعمومی با گروههای سیاسی مخالف نظام، شده بود. طبیعی است در چنین وضعیتی، مرزبندی مزبور جدیتر و تقاضای افکارعمومی درزمینه برخورد
شدید و قاطع، وسیعتر بود، چراکه در یکسو تهدیدات روزافزون امریکا و عراق وجود داشت و در سوی دیگر، یکی دو روز بود که بحران و درگیری مسلحانه در کردستان وضعی حاد پیدا کرده بود.
درعمل، تعدادی از مراکز آموزش عالی به تصرف اعضای انجمنهای اسلامی و سازمانهای دانشجویان مسلمان درآمد، اما در تعدادی از این مراکز نیز مقاومت سازمانیافته گروههای سیاسی وجود داشت. عمده این مقاومتها ازسوی سازمان مجاهدین خلق، سازمان چریکهای فدایی خلق و در مرحله بعد، سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر و گروههای کوچکتری چون راه کارگر (مستقر در دانشگاهها) بود. این مقاومتها موجب شد که درگیریهای جدی ایجاد شود و فضای دوقطبی ملتهبی که در برخی مراکز دانشگاهی حاکم بود به سایر مراکز آموزش عالی نیز تسری یابد.
دراینحال، دانشجویان عضو انجمنهای اسلامی و سازمانهای دانشجویان مسلمان دانشگاهها
و مدارس عالی کشور که طرف اصلی مقابل گروههای مستقر در دانشگاهها بودند و حوادث اخیر در سراسر کشور با ابتکار و پیگیری آنان شکل گرفته بود چندین اطلاعیه صادر کردند. در یکی از این اطلاعیهها آمده است: «از آنجا که ما در این شرایط حساس، هرگونه درگیری و تشتت و ایجاد هرجومرج را جز به نفع امریکای جنایتکار و عمال مزدورش نمیدانیم، لذا درپی تصمیم شورای انقلاب جمهوری اسلامی، با بستن دفاتر [خود] و تخلیه دانشگاهها و مدارس عالی درجهت ایجاد فضایی آرام و مسالمت آمیز سعی خواهیم نمود. ... ایجاد نظامی اسلامی و انقلابی، جز با توقف و انحلال سیستم موجود امکانپذیر نیست و مصرانه خواهان آنیم که تعطیلی دانشگاههای وابسته و امریکایی تا برپایی دانشگاهی مستقل و اسلامی ادامه یابد.»
دراینزمینه مطالب روزنامه جمهوری اسلامی (ارگان حزب جمهوری اسلامی) نیز جلبنظر میکرد و این حزب را درقالب یک طرف جدی مدعی نشان میداد. این روزنامه مطالب متنوع و متعددی درقالب اطلاعیهها و بیانیهها، اخبار، تحلیلها و مصاحبهها درج میکرد که در حمایت از انقلاب فرهنگی جهت داده شده بود. ضمن این مطالب، تأکیداتی
چون «بیشک اگر چنانچه انقلاب فرهنگی آغاز نگردد و به پیروزی نرسد، انقلاب ایران به پیروزی نخواهد رسید»، به چشم میخورد.
در طرف دیگر، دو سازمان مجاهدین خلق و چریک های فدایی خلق که رفتار و مواضع تقریباً یکسانی در قبال مسائل دانشگاهها داشتند، در آستانه ورود به دوره کتاب حاضر در برخورد با حوادث و سختی آن دو رفتار جداگانه از خود بروز دادند. سازمان مجاهدین خلق که با انتشار اعلامیههای بسیار و گزارشهای جهتدار، از گروههای سرسخت و درگیر در مسئله اخیر محسوب میشد، در شامگاه آخرین روز فروردین، اعلام کرد با شروطی دفاتر خود را تخلیه خواهد کرد، اما سازمان چریکهای فدایی خلق همچنان تسلیم ناپذیر بر سر مواضع خود ایستاد و قضیه را به روزهای بعد کشاند.
سازمان مجاهدین خلق با صدور اطلاعیهای با امضای شاخه دانشجویی خود بالاخره تصمیم گرفت خود را از معرکهای که پیشبینی میکرد در روزهای بعد از موضع شدیداً ضعیف در آن قرار بگیرد، خلاص کند. متن اطلاعیه که در روزنامهها نیز درج شد به این شرح است: «به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران. انجمنهای دانشجویان مسلمان دانشگاهها و مدارس عالی با تأکید بر حقوق قانونی، صنفی و سیاسی خود، برحسب اعلامیه مورخ ۳۰/۱/۱۳۵۹ شورای انقلاب بهمنظور ممانعت از هرگونه توطئه، مراکز خود را ترک میکنند. بدیهی است که ما پس از حضور در دانشگاهها و کلاسهای خود از روز سهشنبه مورخ ۲/۲/۱۳۵۹، کلیه مشکلات مربوط به فعالیتهای صنفی و سیاسی حقه خود را با مقامات مسئول در میان خواهیم گذاشت.»
اما اقدام نهایی سازمان مجاهدین خلق را زوج دائمی آن تکرار نکرد. سازمان چریکهای فدایی خلق در اطلاعیهای که آخرین روز فروردینماه، منتشر کرد ضمن اعلام اینکه دانشگاهها و دیگر مراکز آموزشی، مورد تهاجم سراسری و سازمانیافته حزب جمهوری اسلامی، شورای انقلاب و شخص رئیس جمهور
قرار گرفته است، نظر نهایی خود را مبنیبر ادامه مقاومت قاطعانه و حفظ دفاتر خود در
دانشگا هها، اعلام کرد. در این اطلاعیه که در نشریه کار (ارگان سازمان مزبور) درج شده، چنین آمده است: «ما بار دیگر
تأکید میکنیم که این یورشها دربرابر مقاومت یکپارچه دانشجویان و دانشگاهیان، معلمان و دانشآموزان که از حمایت نیروهای انقلابی و مردم آگاه برخوردار است با شکست روبهرو خواهد شد و ثمرهای جز شکست و رسوایی بیشتر برای طراحان آن به بار نخواهد آورد.»
البته باتوجهبه ایدئولوژی آشکارا غیرمذهبی و الحادی سازمان چریکهای فدایی خلق، این سازمان از امکانات تودهای درون اجتماعی بسیار محدودی برخوردار بود، ازاینرو بالطبع برای این سازمان ازدستدادن پایگاه دانشگاه بسیار خسارتبارتر از سازمان مجاهدین بوده و همین امر از انگیزههای مقاومت این سازمان به شمار میآمد.
در ابتدای دوره کتاب حاضر، تخلیه ستادهای گروهها در دانشگاهها با سرعت امکانپذیر شد، هرچند گاهی نیز درگیریهای شدیدی رخ میداد. صرف دعوت شورای انقلاب خود نشانه اهمیت دانشگاه تهران در تعیین تکلیف قطعی قضایای اخیر بود. یادآوری میشود این یک تلقی عام بود که در روند انقلاب و روزهای آن، دانشگاه تهران در جایگاهی فراتر از یک مرکز آموزش عالی قرار داشته و از مهمترین و تأثیرگذارترین مراکز بوده است. بعد از پیروزی انقلاب نیز این دانشگاه پایگاهی بود که تمامی جریانهای سیاسی درصدد حضور و نفوذ در آن و بهرهبرداری از موقعیت آن بوده و هستند. ازاینرو، در اذهان بدیهی بود که در وقایع جاری دانشگاهها و مراکز آموزش عالی نیز حرف آخر و نهایت کار هرچه باشد، در دانشگاه تهران شکل بگیرد. درعمل نیز دانشگاه تهران در تعیین تکلیف این وقایع در چندین قالب آخرین منزل شد. این قالبها عبارت بودند از: سنگربندی و درگیری؛ راهپیمایی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام؛ جلسه شورای انقلاب؛ تجمع مردمی.
سنگربندی و درگیری در دانشگاه تهران
در اولین روز دوره کتاب حاضر (۱/۲/۱۳۵۹)، محور اصلی و به عبارتی نقطه پایان درگیریهای اخیر دانشگاهی در دانشگاه تهران ترسیم شد. درحالیکه مهلت شورای انقلاب برای تخلیه دفاتر و مراکز گروهها در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در این
روز پایان میگرفت، در تعدادی از مراکز یادشده چند گروه تخلیه دفاتر خود را نپذیرفته بودند. مهمترین این گروهها دانشجویان پیشگام (شاخه دانشجویی سازمان چریکهای فدایی خلق) و دانشجویان هوادار سازمان پیکار و گروههای کوچک متعدد همخط آن بودند. دراینمیان، انجمن دانشجویان مسلمان (شاخه دانشجویی سازمان مجاهدین خلق) اعلام کرده بود که بهغیراز دفتر مرکزی که ساختمانی استیجاری است، بقیة مراکز خود را تخلیه کرده و تحویل مقامات دانشگاهی خواهد داد. تداوم مقاومت گروههای مذکور، ادامه ناآرامیها را در دانشگاه تهران، به قوت متجلی کرد.
ازنظر سازمان چریکهای فدایی خلق نیز صحنه اصلی و تعیینکننده، دانشگاه تهران بود. باوجود آخرین مقاومتهای این سازمان برای ازدستندادن یک پایگاه بسیار مهم پتانسیل بسیار بالای طرف مقابل (ازنظر کمی و کیفی) موجب شد حتی در نزد خوشبینترین ناظران هم کوچکترین چشماندازی برای پیروزی مشی اتخاذشده بهوسیله سازمان مزبور متصور نباشد. بهخصوص اعلام تعطیلی دفاتر گروههای شناختهشدهای چون سازمان مجاهدین خلق و حزب توده بیحاصلبودن این مقاومتها را تأیید میکرد. دخالت مسلحانه سازمان مزبور در حوادث کردستان و گنبد افکارعمومی را بیشتر حساس کرده بود و این سؤال به قوت طرح میشد که آیا نظام مجاز است به گروهی که بهطور علنی و رسمی دست به اقدام مسلحانه میزند، اجازه بدهد که در دانشگاه تریبون و پایگاه جذب هوادار و درواقع جذب چریک ضددولتی داشته باشد.
درهرحال درگیریهای اول اردیبهشت در دانشگاه تهران، از اولین ساعات بعدازظهر، شدت گرفت و تا آخرین ساعات شب، ادامه یافت و سرانجام چند ساعت پس از نیمهشب، نتیجه نهایی آن که از ابتدا قابلپیشبینی بود تحقق یافت. دانشجویان پیشگام
قبلازظهر روز گذشته، با کندن دو نرده جلوی دانشکده حقوق و فنی منحصراً دانشگاه را دراختیار گرفته و تعداد زیادی از میز و صندلیهای دانشگاه را برای ایجاد راهبندان و سنگربندی به وسط خیابانها
ریخته بودند. همچنین بالای ساختمان مرکز بهداشت سابق دانشگاه تهران را که حالا مقر ستاد مرکزی دانشجویان پیشگام
شده بود
با کیسههای شن و ماسه سنگربندی کرده بودند. در چنین وضعیتی سرتاسر ضلع جنوبی دانشگاه تهران مملو از جمعیت بود. درحالیکه که در بقیه دانشگاههای شهر تهران چندان خبری نبود، دانشجویان پیشگام و هواداران پیکار و... کلیه نیروهای خود را در دانشگاه تهران، بهخصوص در محل خیابان ۱۶ آذر متمرکز کرده بودند. از طرف دیگر، تعداد زیادی از مردم در خیابان انقلاب ایستاده بودند و شعار میدادند "مرگ بر فدائی، مزدور امریکایی" و تعدادی از آنها که چوب و میلههای آهنی در دست داشتند سعی میکردند به داخل دانشگاه راه یابند.
جمعیت بهتدریج بیشتر و خشمگینتر میشد و در طرف مقابل هم دانشجویان و دیگر طرفداران دانشجویان پیشگام سرتاسر خیابان ۱۶ آذر را با صفوف متشکل زنجیروار گرفته و آماده مقابله با حمله احتمالی مردم بودند. در اولین ساعت بعدازظهر، درحالیکه بهوسیله دانشجویان مزبور صفی از ضلع غربی دانشگاه تا ستاد پیشگام بسته شده بود، صدها شیشه خالی نوشابه از تریاهای دانشکدهها به داخل ساختمان پیشگام حمل شد. بالطبع جمعیت حاضر با ساختن کوکتل از دوران انقلاب آشنا بود و این در ذهن آنان خودبهخود خشونت متقابل را متبادر میساخت. با اوجگیری عصبانیت مردم، اولین درگیریهای شدید بعد از ساعت ۱۴، رخ داد که براثر آن تعدادی زخمی شدند. به این ترتیب، بعدازظهر، در آخرین فرصتی که شورای انقلاب برای تخلیه دفاتر سیاسی و انجمنها تعیین کرده بود، دانشگاه تهران شاهد درگیریهای خونینی بود که در آن به نوشته مطبوعات ۳ تن کشته و بیش از ۳۴۹ نفر زخمی شدند.
دراینمیان، بهدلیل اینکه صحنهگردانان اصلی ماجرا، جریانهای
فرادانشگاهی و فرادانشجویی بودند، تلاش سرپرستان و مسئولان مستقیم اداره دانشگاه راه به جایی نبرد. درحقیقت فضای محافظهکارانه و آرامشطلب سرپرستان دانشگاه تحتتأثیر فشارهای روانی جریانهای
پرتحرک مخالف تعطیلی دفاتر گروهها
قرار داشت؛ جریانهای
پرتحرکی که درعمل باعث خنثی شدن
تکاپوهای مسئولان مذکور میگردید.
تأثیر بیانیهای که شورای سرپرستان دانشگاه تهران صادر کرده بود نیز تاحدودی در همین چارچوب
قرار گرفت و نتوانست در روال حرکت، تأثیرگذار باشد. در این بیانیه از مسئولان خواسته شده بود مردم را از هجوم به دانشگاه و دفاتر گروهها بازدارند و جلسات مشورتی با مدیران دانشگاه ترتیب دهند. به آنها اطمینان داده بودند که فرزندان دانشگاه در این موقع حساس با مربیان خود همکاری لازم را خواهند کرد. طبیعی بود که هیچکدام از دو طرف که اهداف سیاسی خود را تعقیب میکردند هرگز چنین جایگاهی برای اساتید و سرپرستان دانشگاه قائل نبودند، بنابراین این بیانیه هم نظیر سایر اقدامات رؤسای دانشگاهها، نتیجه ای دربرنداشت و بعدازظهر درگیریهای اطراف دانشگاه تهران شدت گرفت.
با تاریکشدن هوا، وضعیت بغرنجتر میشد و خطرها و خسارات بیشتری متصور بود، بهخصوص که بعضی گزارشها به مراکز ذیربط حکایت از این داشت که علاوهبر تیراندازیهای هوایی و اقدامات مسلحانه نیروهای رسمی نظام، ازطرف مقابل نیز احتمال اقدام مسلحانه وجود دارد و این باتوجهبه تجربه قبلی نظام در سنندج و گنبد، امری ممکن و متصور بود. در گزارش روزنامه کیهان بهصراحت آمده است که تیراندازیهای ممتد اطراف دانشگاه تا نیمی از شب ادامه داشت و همراه با پرتاب گاز اشکآور بود. درعینحال در گزارشها تأکید شده است که اگر پاسداران در محل نبودند امکان داشت درگیریهای بهمراتب خونینتری رخ دهد.
تا آخرین لحظات شب، کوششهای مقامات برای تخلیه ستادهای دانشجویان پیشگام، پیکار در راه آزادی طبقه کارگر و راه کارگر در دانشگاه تهران به جایی نرسید. حدود نیمهشب (به نوشته روزنامه بامداد ساعت ۲۲:۳۰)، سازمان دانشجویان پیشگام با صدور بیانیهای ضمن تحلیل حوادث اخیر، با طرح شروطی موافقت خود را با واگذاری ستاد پیشگام به شورای دانشجویان و دانشگاهیان دانشگاه تهران اعلام کرد. بااینحال، درگیریها تا ساعاتی پس از نیمهشب نیز ادامه یافت. درنهایت پس از برقراری تماسهایی، دانشجویان پیشگام با تضمین امنیت جانی دانشگاه را ترک کردند. بااینکه هنگام خروج، خطر حمله به آنها وجود داشت، اما این امر تا ساعت ۴ بامداد عملی شد.
راهپیمایی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
همزمان با اوجگیری برخوردها در دانشگاه تهران، دانشجویان وابسته به انجمنهای اسلامی و سازمانهای دانشجویان مسلمان سراسر کشور،(1)که یکی از دو طرف اصلی ماجرا محسوب میشدند،
1) ****** همان جریان دانشجویی که پیشتر با عنوان "دانشجویان مسلمان پیرو خط امام" ماجرای لانه جاسوسی را ایجاد کرد.
از قبل، برگزاری یک راهپیمایی از حسینیه ارشاد تا اقامتگاه موقت امام خمینی در خیابان دربند را اعلام کرده بودند. این حرکت درواقع نشان میداد آنها در درگیریهای روز جاری دانشگاه تهران، نقش و شرکت ندارند. علاوهبراین، راهپیمایی از حسینیه ارشاد تا بیت امام، خودبهخود نوعی نمادسازی و اقدامی سمبلیک نیز بود، یعنی عمده این جریان که با دکتر شریعتی اسلامگرایی را شروع کرده است، آن را به امام خمینی ختم میکند. آنها حدود ساعت ۳ بعدازظهر روز اول اردیبهشت، با نظم خاصی در صفوف شش نفری از مقابل حسینیه ارشاد بهسوی اقامتگاه موقت امام خمینی به حرکت درآمدند. هزاران نفر دیگر از طبقات مختلف مردم نیز از قبل خود را به مقر امام رسانده بودند و بهمحض نزدیکشدن نخستین گروه رژهروندگان، با فریادهای "درود بر خمینی، سلام بر دانشجو" از آنان استقبال کردند. سرتاسر خیابان دربند تا میدان تجریش از جمعیت موج میزد. دانشجویان مذکور در یک صف دو کیلومتری ساعت ۱۷، به مقابل اقامتگاه امام رسیدند. راهپیمایان شعارهایی چون "فرهنگ استعماری نابود باید گردد، دانشگاه اسلامی ایجاد باید گردد"؛ "فیضیه، دانشگاه، سنگر انقلاب است"؛ "وای اگر خمینی حکم جهادم دهد، ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد"؛ "اللهاکبر، خمینی رهبر" و "امام مستضعفین منتظر تو هستیم" سر میدادند. در ساعت ۱۷:۳۰، امام در بالکن ساختمان اقامتگاهشان حضور یافتند و در میان احساسات مردم سخنانی را ایراد کردند.
امام خمینی در سخنانشان که در شرایط جاری بسیار تعیینکننده بود برای آنچه به انقلاب فرهنگی موسوم است عبارت "اصلاح
دانشگاهها" را به کار بردند و فرمودند: «مقصود ما از اصلاح دانشگاهها چیست؟ بعضی گمان کردند کسانی که دانشگاهها را میخواهند و میخواهند دانشگاهها اسلامی باشد این است. این اشخاص توهم کردند.
علوم دو قسم است... یکی اسلامی است، یکی غیراسلامی. از جهتی اعتراض کردند به اینکه علم اسلامی و غیراسلامی ندارد. و... اینها اشتباهاتی است که بعضی میکنند یا خودشان را به اشتباه میاندازند. ... ما میگوییم که در این پنجاه سال یا بیشتر که ما دانشگاه داریم، فراوردههای دانشگاه را برای ما عرضه دارید. ما میگوییم که دانشگاههای ما مانع از ترقی فرزندان این آبوخاک است. ... ما میگوییم که دانشگاه ما مبدل شده است به یک میدان جنگ تبلیغاتی... میخواهیم بگوییم دانشگاههای ما اخلاق اسلامی ندارد. دانشگاه ما تربیت اسلامی ندارد، اگر دانشگاههای ما تربیت اسلامی و اخلاق اسلامی داشت، میدان زدوخورد عقایدی که مضر به حال این مملکت است، نمیشد. ... ما میخواهیم یک دانشگاه مستقل درست کنیم و تغییر بنیادی بدهیم که مستقل بشود. وابسته به غرب نباشد. وابسته به کمونیسم نباشد، وابسته به مارکسیسم نباشد.»
در پایان راهپیمایی و پس از سخنرانی امام، دانشجویان قطعنامهای در ۱۳ ماده قرائت و به تصویب جمعیت حاضر رساندند. در این قطعنامه آمده است: «تداوم انقلاب در گرو انقلاب اسلامی در تمامی زمینهها در رأس آن انقلاب فرهنگی است که پیروزی آن شرط اصلی موفقیت انقلاب است، لذا ما خواستار گسترش اصیل فرهنگی در تمامی نهادهای آموزشی بهخصوص
دانشگاهها هستیم. اصلیترین پایگاه فرهنگی امپریالیسم امریکا دانشگاه است و تازمانیکه این پایگاه درهم کوبیده نشود نمیتوان به عدم حضور امریکا در درون ایران مطمئن بود، لذا با تمام توان سعی در انهدام این پایگاه داخلی شیطان بزرگ خواهیم کرد.»
جلسه شورای انقلاب
درحالیکه برخوردهای دانشگاه تهران، بهسرعت و با شدت اوج میگرفت و همزمان راهپیمایی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بهسمت اقامتگاه موقت امام خمینی با استقبال وسیع مردم مواجه بود، جلسه نسبتاً طولانی شورای انقلاب نیز تشکیل شد. براساس تصمیمات این جلسه، اعلام گردید که روز بعد (۲/۲/۱۳۵۹)، اعضای شورای انقلاب و هیئت دولت همراه بنیصدر رئیسجمهوری، به دانشگاه تهران میروند و بنیصدر در
دانشگاه تهران سیاست دولت را درمورد دانشگاهها و دانشجویان اعلام خواهد کرد؛ ازجمله اینکه دانشگاهها بتوانند تا 15 خردادماه، امتحانات خود را برگزار کنند و پس از آن، گروهی از اعضای شورای انقلاب و اعضای هیئت علمی دانشگاهها باهم جلساتی خواهند داشت تا نظام جدید آموزشی را برای سال تحصیلی آینده تدوین کنند.
تجمع مردمی در دانشگاه تهران و لانه جاسوسی امریکا
دانشگاه تهران که روز اول اردیبهشت، (اولین روز دوره کتاب حاضر) تا ساعاتی بعد از نیمهشب، بهدلیل خودداری گروههای چپ مارکسیستی (نظیر راه کارگر، پیکار و بهطور عمده سازمان چریکهای فدایی خلق) از تخلیه ستادهای خویش در دانشگاه، صحنه درگیری و تیراندازی بود با شروع روز دوم اردیبهشت، وضعی بهکلی متفاوت یافت. دانشگاه و خیابانهای اطراف مملو از مردمی بود که با دعوت قبلی رئیسجمهور و شورای انقلاب، در حمایت از سیاستهای نظام درباره عدم حضور گروههای مسلح در دانشگاهها گرد آمده بودند. روزنامه انقلاب اسلامی این تجمع را یک اجتماع میلیونی توصیف کرد و روزنامه جمهوری اسلامی جمعیت را نزدیک دو میلیون نفر تخمین زد. روزنامه نامه مردم (ارگان حزب توده) نیز جمعیت را صدها هزار نفر توصیف کرد. روزنامه کیهان هم شرکت صدها هزار تن از مردم تهران را گزارش کرد.
این تجمع در دانشگاه تهران در شرایطی برگزار شد که با حوادث سنندج دور جدیدی از درگیریهای مسلحانه علیه نظام در کردستان شروع شده بود. این مسئله که صفبندی نیروها و درگیریهای دانشگاه همان صفبندی و درگیریهای کردستان است بر التهاب حاکم بر فضای تجمع افزوده بود. در فضایی سرشار از احساسات ضد گروههای مسلح بهویژه سازمان مجاهدین خلق و چریکهای فدایی خلق که بیشترین درگیریهای
دانشگاهی را باعث شده بودند و درحالیکه شعارهای سرزنش ضدانقلاب با شعارهای حمایت از امام خمینی، رئیسجمهور و شورای انقلاب همراه بود، بنیصدر با تأکید بر اینکه امروز روز حاکمیت دولت است به سخنرانی
پرداخت و گفت: «شما امروز، در اینجا حاضرید میتوانید
شاهد باشید که چه به روزگار این دانشگاه آوردند. هرجا را که
توانستند اموال این خلق و کلاسهای این خلق و تأسیسات این خلق را خراب کردند. همین بلندگو را که تا این زمان طول کشید درست بشود خراب کردند. اگر آنها واقعاً میخواستند دانشگاه باز بماند و به کار خود ادامه دهد، چرا اصرار داشتند که این دانشگاه را به سنگر تبدیل کنند، سنگری دربرابر ملت و دربرابر اراده ملت. ما این سنگرهایی که دربرابر ملت ما ساخته بشود سنگرهای شیطان تلقی میکنیم و بدون ترحم آنها را درهم میکوبیم. ... این محیط جای سنگربندیها و چماقکشیها نیست.»
بنیصدر در پایان سخنرانی خود از مردم دعوت کرد برای پاسخگویی به توطئههای امریکا به مقابل لانه جاسوسی بروند. در مقابل لانه جاسوسی، حجتالاسلام موسوی خوئینیها، درباره وضع دانشگاهها و ضرورت تغییر بنیادی نظام آموزشی سخنرانی کرد. پس از آن اجتماعکنندگان آنجا را ترک کردند.
آنچه در دانشگاه تهران بهعنوان محور اصلی درگیریهای دانشگاه روی داد، درواقع سرانجام درگیریهای دانشگاهی را تعیین کرد. وضع دیگر دانشگاههای شهر تهران نیز همزمان، بدون درگیری حادی به وضعیت نهایی مورد نظر نظام (تخلیه ستاد گروههای مسلح و استقرار کامل حاکمیت نظام) نزدیک گردید. این وضع در بسیاری شهرستانها هم تکرار شد، هرچند در برخی از مراکز دانشگاهی شهرستانها با درگیری همراه بود. به این ترتیب، درحالیکه دانشگاه تهران در روزهای اول و دوم اردیبهشت، صحنه اصلی و نقطه پایان حوادث اخیر بود، در تعدادی از مراکز دانشگاهی شهرستانها، این وقایع با پیامدهای حوادث اخیر تا چند روز تداوم یافت.
در بعضی شهرها، بدون آنکه پای مرکز آموزش عالی شهر در کار باشد، موافقت و مخالفت با تعطیلی ستاد گروهها در دانشگاهها، باعث تحرکات و گاه درگیریهای جدی بین جریانهای مختلف شد؛ ازجمله در آمل، تظاهراتی که یک گروه کمونیستی در ساعت ۶ بعدازظهر شروع کرد، سرانجام به درگیری بین مخالفان و موافقان سازمان مجاهدین خلق انجامید.
در ملایر بهجای درگیری دانشجویی، در درگیری بین دو گروه از دانشآموزان دختر (انجمن اسلامی و جنبش مجاهدین خلق) دبیرستان انقلاب ملایر ۸ نفر مجروح شدند.
در شیراز که یکی از وسیعترین درگیریهای مربوط به دانشگاهها را پشتسر گذاشته بود همزمان با تحولات دانشگاه تهران، درگیریها و برخوردها در حدی وسیع ادامه یافت بهطوریکه کیهان درباره آن نوشت: در زدوخوردهای دانشجویان مخالف در دانشگاه شیراز بیش از ۶۰۰ نفر مجروح شدند و به بیش از ۵۰ خانه خساراتی وارد شد. حدود ۲۰ نفر از مجروحان دانشگاه شیراز از افسران و درجهداران شهربانی بودند که در ساعات آخر درگیری، بهمنظور جداسازی مداخله کردند و
مجروح شدند. در توضیح حدت صفبندی مسائل دانشگاه شیراز، متن پیامهای آیتالله سیدعبدالحسین دستغیب امامجمعه شیراز و آیتالله ربانی شیرازی به مناسبت انقلاب فرهنگی و نابودی نظام استعماری حاکم و حمایت از اقدام دانشجویان مسلمان بهوضوح نشان میدهد موضوع از یک درگیری دانشجویی فراتر رفته و درواقع انعکاس یک برخورد ملی در سطح شیراز مطرح بوده است.
در کرمانشاه، درگیریها همزمان با درگیریهای دانشگاه تهران تا ساعت ۳ بامداد، طول کشید و در آن ۲۴ نفر مجروح شدند که ۹ تن آنان از مأموران شهربانی بودند.
در زاهدان، حدود ۶ هزار نفر بهمنظور پاکسازی دانشگاه و مدارس عالی درحالیکه پیشاپیش آنان استاندار و دادستان انقلاب و روحانیون اهل تشیع و تسنن در حرکت بودند از مسجد جامع شروع به راهپیمایی کردند. در دانشگاه بلوچستان در ساعت ۱۲، درگیری شروع شد. این درگیری ابتدا با سنگباران جمعیت از داخل دانشگاه و درمقابل استفاده از چوب و سنگ توسط مردم شروع و به تیراندازی کشیده شد. با گذشت یک ساعت، درحالیکه یک نفر کشته شده و حدود 40 تن مجروح شده بودند، بالاخره دانشگاه دراختیار مردم قرار گرفت.
در اهواز نیز حوادث با درگیری توأم بود. در مطبوعات تعداد کشتهشدگان این درگیریها 5 تن و تعداد مجروحان 98 تن گزارش شده است.
حوادث دانشگاه گیلان نیز با ضایعات و خسارات انسانی همراه بود. این دانشگاه جزو معدود مراکز آموزش عالی بود که دانشجویان هوادار گروههای مسلح حتی پس از تجمع دوم اردیبهشت دانشگاه تهران، حاضر به تخلیه ستادهای خود نشدند. چنین مواضع سرسختانهای ناشیاز برداشت گروههای چپ مارکسیستی از موازنه قوای شهر و منطقه بود که براساس آن، آنها نوعی صفآرایی شدید را طراحی کرده بودند. دراینمیان، تعطیلی اکثر دانشگاهها و آزادبودن نیروهای هوادار دیگر نقاط برای کمک به معدود مراکز آموزشی باقیمانده نیز مزید بر علت بود. در طرف مقابل (موافقان فعال نظام در شهر رشت) نیز وضعی مشابه حکمفرما بود و موقعیت آنان با ورود هادی غفاری چهره معروف تظاهراتها و راهپیماییهای قبل و بعد از انقلاب، تقویت شد. وجود چهرههای انقلابی باسابقه شهر چون ابوالحسن کریمی (دادستان) و علی انصاری (استاندار) نیز که در سطح شهر شهرتی چون شهرت هادی غفاری در سطح کشور داشتند و در صف مقابل وجود گروههای سرسختی چون سازمان چریکهای
فدایی خلق حدت و شدت درگیریها را پیشاپیش محتمل میکرد.
البته به گزارش ژاندارمری، از قبل مشخص بود که با ورود نیروها و هواداران گروههای چپ از دیگر شهرها، وزنه و کفه گروههای
مذکور در رشت سنگینتر شده است. درواقع، قطع اخبار در ساعت 22:15 و حضور چهرههایی چون انصاری استاندار گیلان، همراه حجتالاسلام
هادی غفاری و ابوالحسن کریمی دادستان انقلاب اسلامی گیلان، بر صفحه تلویزیون استان و پیام به مردم گیلان و تقاضا از آنان برای آمدن به خیابانها و ممانعت از بهآتشکشیدن نهادهای انقلابی، نشاندهنده
وخامت اوضاع و جدیت سرسختانه دو طرف در رسیدن به مقصود بود که افزایش خسارات را درپی داشت. به گزارش خبرنگار
کیهان: «مردم با شنیدن پیام استاندار به خیابان تختی ریختند و با ورود آنان گروههای مخالف متفرق شدند و خیابانی که دراثر آتشزدن لاستیک و موانع دیگر بسته شده بود، باز شد.» یادآوری میشود در خیابان تختی نیز ساختمان جهاد سازندگی محاصره شده و مورد هجوم قرار گرفته بود و پاسداران مستقر در ساختمان جهاد اقدام به تیراندازی کردند. آخرین وضعیت دانشگاه
گیلان در گزارش سپاه رشت چنین ذکر شده است: «دانشگاه گیلان در دست مردم و انجمن اسلامی میباشد.» این درحالی است که در طول درگیریهای دانشگاهی دانشگاه گیلان، درگیریهای دیگری در این شهر روی داد که به نوشته مطبوعات ۷ کشته و بیش از ۸۰ مجروح به جای گذاشت.
مسائل مربوط به چگونگی تشکیل شورای انقلاب فرهنگی خارج از بازه زمانی کتاب حاضر است، در اینجا فقط اشاره میشود که با تصمیم شورای انقلاب، دانشگاهها در ۱۵ خرداد ۱۳۵۹، تعطیل شد و ۸ روز بعد، امام خمینی در ۲۳ خرداد ۱۳۵۹، فرمان تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی را صادر کردند. ازنظر بسیاری از هواداران نظام، متعاقب تبوتابهای گسترده ناشیاز حرکت انجمنهای اسلامی، آغاز حرکتی نهادمند برای ساماندهی و همگامسازی دانشگاه با انتظارات جامعه اسلامی بارقه امیدی به شمار میرفت.
شورای انقلاب فرهنگی موظف بود زمینههای تحول و اسلامیشدن دانشگاهها و دگرگونسازی شرایط را ایجاد کند. نخستین اعضای شورای انقلاب فرهنگی که با فرمان امام تعیین شدند، عبارت بودند از: آقایان ربانی املشی، محمدجواد باهنر، جلالالدین فارسی، شمس آلاحمد، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش و علی شریعتمداری.
حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی این ترکیب را ترکیب مناسبی در آن زمان شمرده است. وی معتقد بود: «با انقلاب اسلامی واقعاً جامعه ما باید عوض شود. ... پس در مواد درسی، در روش تحصیلی، در استاد و در زمان تحصیل و در رابطه محصل با مردم و رابطه دانشجو با استاد، باید روی همه این مسائل کار شود.»
همانگونه که ذکر شد در دوره زمانی کتاب حاضر، ایران با دو بحران خارجی بسیار مهیب رویارو بود: اول، بحران مربوط به امریکا که بزرگترین پایگاه سیاسی نظامی
خود در منطقه را با پیروزی انقلاب اسلامی از دست داده و سپس در ماجرای لانه جاسوسی تحقیر شده بود. دوم، بحران مربوط به رژیم عراق که دیکتاتوری حاکم بر آن درپی تحقق منافع و مطامع خویش برآمده بود. علاوهبراین، تحرکات مسلحانه گروههای سیاسی ضدانقلاب در مناطق کردنشین که با هدف براندازی و تجزیهطلبی انجام
میشد، نظام را با بحران تهدیدکننده دیگری مواجه کرده بود. همزمان با این مسائل تحولات منجر به تعطیلی دانشگاهها نیز بحران دیگری را شکل داده بود. علاوهبر بحرانهای مذکور، نظام جمهوری اسلامی همچنین در تعاملات و مناسبات نیروهای سیاسی داخلی خود نیز با بحران مواجه بود. قبل از پرداختن به این موضوع مهم، ذکر این نکته ضروری است که همه اینها، درحالی است که نظام جمهوری اسلامی در شرایط دوران گذار و در وضعیت دوگانه قرار دارد.
البته این امری طبیعی است که در دوران گذار پس از انقلاب که نظام جدید هنوز به مرحله استقرار قطعی و ثبات طبیعی و قانونی خویش نرسیده است، وضعیت دوگانه پدید بیاید. مقصود از وضعیت دوگانه این است که گرچه نظام جدید بهطور رسمی و حقوقی تأسیس شده است، اما هنوز پتانسیل ناشیاز
وضعیت انقلابی نیرومند است و به رفتار انقلابی افراد و جریانهای سیاسی و اجتماعی (اعم از مخالفان یا موافقان نظام جدید) میانجامد. آنان با نوع رفتار انقلابی فعالیت میکنند و بهطور کامل در یک چرخه منظم قانونی و عقلانی قرار نمیگیرند.
بنابراین، وضعیت دوگانه این مقطع، یعنی امتزاج وضعیت انقلابی و استقرار حاکمیت قانونی نظام جدید، در هر انقلابی طبیعی است و بحرانهای مختلف از پیامدهای طبیعی این دوره گذار است که باید بهتدریج حلوفصل شود، اما ایران انقلابی، همانطورکه ذکر شد علاوهبراین، باید با دو بحران خارجی بسیار مهیب هم مقابله میکرد. البته این عرصه مهیب به وجود آمده در سیاست خارجی، ماهیتی داشت که خودبهخود در داخل و حتی در سطح منطقهای،
باعث افزایش مشروعیت و اعتبار انقلاب و نظام نوپا میگردید، تاجاییکه بهصورت عرصهای برای رقابت
جریانهای سیاسی داخلی در راه کسب مشروعیت بیشتر درآمد، اما درهرحال، مشکلات ناشیاز آن نیز بسیار عظیم بود.
در دوره زمانی کتاب حاضر، نظام جمهوری اسلامی در وضعیتی دوگانه قرار داشت. نظام علاوهبر پیدایش ازطریق مشروعیت انقلاب در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، رسمیت و مشروعیت قانونی و حقوقی نیز یافته و با اتکا به مشروعیت سیاسی بالای حاصل از ظرفیت انقلابی و حقوقی، پیدرپی نهادهای قانونی خود را تأسیس یا پایهریزی میکرد. ازجمله قبل از دوره کتاب حاضر همهپرسی قانون اساسی و انتخابات ریاستجمهوری و مرحله اول انتخابات اولین دوره مجلس قانونگذاری انجام شد و این مجلس با برگزاری مرحله دوم انتخابات در دوره کتاب حاضر رسمیت یافت. نهادها و سازمانها و ارگانهای قوه قضائیه نیز درحال شکلگیری و استقرار بود، اما از سوی دیگر، پسلرزههای انقلاب نیز هنوز نیرومند بود و بسیاری از تشکلها بهطور آشکار و پنهان مسلح بودند. بسیاری از ساختمانها و امکانات دولتی دراختیار گروههای سیاسی رسمی و غیررسمی قرار داشت. در این اوضاع، مطالبات سیاسی نیرومندی وجود داشت که نظام قادر یا مجاز به جذب و پاسخ مساعد به آنها نبود، بنابراین مطالبات مزبور بلاتکلیف مانده و عرصه
سیاسی را دستخوش بحران میکرد و به این ترتیب بحران مشارکت، هم در جناحبندی حکومتی و صفبندی نخبگان نظام جدید و هم در صفبندی جریانهای عرصه سیاسی کلی کشور هرروز تهدیدکنندهتر از پیش خود را نشان میداد.
در ادامه، ذیل دو عنوان "تعیین تکلیف در خیابان بهجای مجاری قانونی" و "جناحبندی حکومتی" گوشهای از پیچیدگیهای خاص این دوره ذکر میشود. البته خواننده از مراجعه به متن کتاب، بههیچوجه بینیاز نیست.
علاوهبر مناطق کردنشین که مرکز اصلی بحران و درگیری بود، در بعضی از شهرهای کشور ناآرامیهایی روی میداد که هرچند برخی از آنها واکنش به حوادث کردستان بود، ولی رویهمرفته حاصل تقابل گروهها و جریانهای مدافع و مخالف نظام در وضعیت
دوگانه کنونی به شمار میآمد. بهعبارتدیگر، در این دوره انواع تحرکات غیرقانونی را از گروههای مخالف یا موافق حکومت میتوان انتظار داشت. دراینمیان انگیزههای غیرسیاسی نیز مجال بروز مییافت و هم اکثریت طرفدار نظام و هم اقلیت مخالف آن، هر دو دسته، باتوجهبه شرایط و زمینههای بهوجودآمده آنگونه که میتوانستند و میپسندیدند برای پیشبرد اهداف خود به هر شیوه و هر اقدامی متوسل میشدند. یکی از معضلات حاصل از این شرایط، تعیین تکلیف در خیابان بهجای تعیین تکلیف در نهادهای قانونی بود که بهدلیل استقرارنیافتن نظام قانونی یا استحکام نداشتن آن مرتباً روی میداد. نکته دیگر اینکه در درگیریهایی که در وضعیت (دوگانه) کنونی در شهرهای مختلف ایجاد میگردید، اغلب یک طرف گروههای مخالف و گاهی محارب و طرف دیگر موافقان نظام جدید که بیشتر خود را حزبالله میخواندند قرار داشتند. دراینمیان، مسئولان رسمی قضیه را بزرگتر و فراتر از حدود توانایی و اختیارات خود میدیدند. علاوهبراین، بلاتکلیفی نهادهای قانونی که هنوز هم استقرار قطعی نیافته و ناتوان بودند نیز گاهی آشکار میگردید. دراینزمینه چند نمونه در ادامه ذکر میشود:
در زاهدان در ۱۹/۲/۱۳۵۹، تعیین تکلیف کتابخانه مسجد جامع که دراختیار هواداران سازمان مجاهدین خلق بود بهصورت درگیری خیابانی انجام شد.
نمونهای دیگر، همین روز در بابل روی داد. مطابق اطلاعیه حزب توده ایران (شاخه بابل)، هنگامیکه ۴ نفر از هواداران حزب در این شهر مشغول نصب پوسترهای تبلیغاتی بودند، هدف حمله قرار گرفتند. عاملان این درگیری، وابسته به گروهکهای مائوئیستی بودند.
در بروجرد، مطابق گزارش شهربانی این شهر، «از ساعت ۱۶ روز جاری مورخ ۱۲/۲/۱۳۵۹، مردم شهر بروجرد برای مشاهده جنازه پاسدار حجتالاسلام بیرانوند که در درگیری سنندج شهید [شده و پیکر وی را] به آن شهرستان آورده بودند به سردخانه بیمارستان رفته و پس از
مشاهده جنازه تهییج شده و به خیابان آمده و تعدادی از دکههای کتابفروشی و نوارفروشی مسیر خیابانها را به آتش کشیده و شعارشان نیز "مرگ بر
فدائی" بوده است. درحالحاضر جمعیت در نقاط مختلف شهر اجتماع کرده و وضع عادی نمیباشد.»
در خرمشهر، بهدنبال وقوع انفجار در دو کتابفروشی این شهر، سپاه پاسداران خرمشهر اطلاعیهای منتشر کرد. متن اطلاعیه بدین شرح است: «در ساعت ۲ بامداد ۶/۲/۱۳۵۹ و در ساعت ۴:۱۰ بامداد روز ۸/۲/۱۳۵۹، کتابفروشیهای نسیم و اعتماد خرمشهر بهدست آتشافروزان منفجر شد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خرمشهر ضمن اعلام انزجار از اینگونه اعمال ضدانسانی این اقدامات را در این شرایط حساس تشدید بحرانهای داخلی تلقی کرده و معتقد است زیانهای جبرانناپذیری بر مبارزات ضدامپریالیستی خلق مسلمان ایران میزند و همچنین اعتقاد دارد این انفجارات بهمثابه انحراف اذهان عمومی از اقدامات ضدانقلاب در منطقه خوزستان میباشد. لذا این سپاه عاملان اینگونه انفجارها را توطئهگر و آب به آسیابریزان ضدانقلاب میداند. برایناساس است که با آنان بهگونه ضدانقلاب برخورد میکند. سپاه پاسداران خرمشهر از کلیه برادران و خواهران عزیز خرمشهر تقاضا دارد چنانچه درباره عواملی که در اینگونه بمبگذاریها شرکت میکنند اطلاعی دارند اطلاعات خود را دراختیار سپاه پاسداران خرمشهر قرار دهند.»
مصطفی میرسلیم معاون سیاسی وزارت کشور و سرپرست شهربانی جمهوری اسلامی، در یک گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی گفت: «ما برای مردم این مملکت که حزبالله
را تشکیل میدهند احترام قائلیم و نیازمند همکاری آنها هستیم و از مردم میخواهیم
که اجازه ندهند کسانی از این اسم مقدس (حزبالله) سوءاستفاده بکنند و آبروی ملت قهرمان ما را که حزبالله واقعی هستند ببرند.» وی یادآور شد: «درصورتیکه اجتماع یا راهپیمایی با مجوز کتبی وزارت کشور انجام میگیرد هیچگونه دخالت [و] ممانعتی به عمل نیاورند و اگر خلافی از شرکتکنندگان (گروههای سیاسی) مشاهده شد رسیدگی به آن تخلف را بهعهده مقامات مسئول مملکتی و مأمورین انتظامی بگذارند.» میرسلیم درعینحال افزود: «حزبالله اکثراً از مردم هستند که به مناسبت شعارهای نامناسب و اهانتی که ازسوی گروههای سیاسی به اصول و عقاید آنها میشود
تحریک شده از خود عکسالعمل نشان میدهند.» سرپرست شهربانی همچنین یادآور شد: «مسلماً عدهای از عناصر ضدانقلاب سعی میکنند که به اینگونه درگیری و اغتشاش دامن بزنند تا حالت بینظمی در جامعه شکل بگیرد و ارگانهای مسئول دولتی مختل شود. همچنین احتمال دارد عدهای از همین عناصر ضدانقلاب در جمع گروههای سیاسی رفته و از دو سو موجب درگیری و تحریک مردم شوند، لذا آگاهی و هوشیاری باید ازطرف گروههای سیاسی و مردم، هر دو صورت گیرد.»
در همین زمینه، آیتالله بهشتی در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران خارجی درباره انبوه جمعیت در خیابانها (حزبالله) و دانشجویان درگیر در قضایای انقلاب فرهنگی، گفت: «آیا فکر میکنید که تشکیلات سیاسی به نام حزبالله در ایران وجود دارد، این اولین و بزرگترین اشتباه
شما و بسیاری از افراد دیگر است. تشکیلات خاصی به نام حزبالله وجود ندارد، این همان میلیونها نفری هستند که توی خیابانها، انقلاب را به ثمر رساندند و اکنون یک اقلیت کوچک با آنها درگیری پیدا کرده و آنچه دیدید یک نمونه از این درگیری بود، اما وظیفه ما این است که کوشش کنیم جلوی این درگیریها را بگیریم و این کار را خواهیم کرد.» وی افزود: «طبیعی است که ما دررابطهبا هر انسان آسیبدیده و مصدومی در این جامعه نگران و ناراحت خواهیم بود و بهدلیل همین ناراحتی بیشتر تلاش خواهیم کرد که کنترل شدیدتر و قویتری بر این رویدادها داشته باشیم، اما آنچه رخ داد، قصه معارضه میان یک تشکیلات سیاسی با یک تشکیلات سیاسی دیگر نبود، قصه معارضه یک تشکیلات سیاسی کوچک با یک اکثریت و یک ملت بود.»
آیتالله بهشتی پیشتر در مصاحبهای دیگر (۳/۲/۱۳۵۹)، تأکید کرده بود: «صریحاً اعلام میکنیم
که ما همچنان برای حفظ آزادیهای
اساسی خواهیم کوشید، ولی اگر دیگران بحران ایجاد کردند، هر کسی میداند که در بحرانها نمیشود همه آزادیهای اساسی را حفظ کرد. از همه کسانی که به این آزادیها ارج مینهند و علاقهمندند، صمیمانه دعوت میکنیم که [از] بروز بحرانها قبلاً جلوگیری کنند. اگر نسل نوجوان و جوان ما و اگر
روشنفکران و همه مردم ما دوست دارند و مصمماند که انقلاب با حفظ آزادیهای اساسی راه خود را ادامه دهد، همه کوشش کنند تا بحرانها پیش نیاید، وقتی یک گروهی با استفاده از ساختمان دولت و از خیابانهای کنار دانشگاهها برای سنگربندی مسلحانه علیه اجرای تصمیم شورای انقلاب استفاده میکند، این بحران به وجود میآید.»
در دزفول هم در محل اقامت آیتالله آذری قمی انفجاری روی داد که هرچند تلفات جانی نداشت، ولی باعث وحشت ساکنان اطراف محل انفجار گردید. این حادثه نشانهای از جدیبودن اعتراضات نیروهای فعال هوادار انقلاب به نوع برخورد ملایم آیتالله آذری قمی با مفاسد سرمایهداران و وابستگان رژیم گذشته تلقی شد. گفتنی است این نظر رایج و شایع بود که علت انفجار، همان علت اعتراضات عمومی در دزفول بود و در این ماجرا سپاه دزفول نیز در کنار معترضان قرار داشت. سخنان خود آقای آذری قمی نیز که در رأس هیئتی برای رسیدگی به پروندههای دادسراها و دادگاههای انقلاب خوزستان به این استان سفر کرده بود مؤید این فرض است. وی اعلام کرد: در دزفول بهدنبال بررسی پرونده افرادی که مشمول عفو امام هستند برای آزادی آنها با مشکلاتی روبهرو شدهایم که متأسفانه این مشکلات از بعضی ارگانهای انقلابی ایجاد شده است.
یادآوری میشود، تعلقات ضدسرمایهداری و حمایت از طبقات محروم در این شرایط، اختصاصی به جریانهای چپ مارکسیستی و سوسیالیستی غیرمذهبی نداشت، بلکه بخش عمدهای از نیروهای مذهبی هوادار نظام و انقلاب اسلامی ازجمله نیروهای سپاه نیز چنین تعلقات و خصلتهایی بروز میدادند و آن را بهطور اساسی جزء انقلابیگری و وفاداری به آرمانهای انقلاب می دانستند. بعضی نیز این گرایشها را منفی و مذموم میشمردند. بهخصوص در محیطهای محدود که ارتباط بین
افراد وسیع است، امثال تحرک یادشده ازطرف نیروهای انقلابی مذهبی، صرفنظر از زیانزدن به نظام، درواقع جریانهای چپ غیرمذهبی را بهنوعی از زمره مدعیان اصلی مطالبات اجتماعی به حاشیه میراند و هواداران را از آنها جدا میکرد و این برای نظام تازهتأسیس عاملی برای افزایش مشروعیت سیاسی و انقلابی بود. این اقدام انتقاد دیگران را هم درپی داشت.
نمونه دیگر، از نشریه کار، ارگان سازمان چریکهای فدایی خلق ذکر میشود. این نشریه در شماره ۵۹ خود (۳۱/۲/۱۳۵۹) گزارشی درج کرده است که نشاندهنده وضعیت استقرار حاکمیت نظام و نیز میزان توقع و زیادهخواهیهای گروههای مدعی مخالف آن میباشد. حتی صرف درج هوادارانه این گزارش در ارگان یک گروه سیاسی، خود تأییدی است بر آنچه درباب وضعیت دوگانه (جنبشی ساختاری) کنونی ذکر شد. در این وضعیت رفتارها نه براساس استقرار نظام بلکه مقدم بر آن براساس گرایشهای آرمانخواهانه موسوم به انقلابیگری، انجام میگیرد. براساس گزارش این نشریه، در میاندوآب یک مراسم محاکمه و اعدام، خارج از حوزه اقتدار دولت و نظام انجام شده است. صرفنظر از اینکه دلیل اصلی اعدام چه بوده است این گزارش هم درجهت نمایش قدرت گروههای مسلح مخالف نظام و هم در جنبه تظاهر بهنوعی اصولگرایی مقدم بر تعلقات قومی و گروهی با جهتگیری تبلیغاتی واضحی همراه است. متن کامل گزارش بدین شرح است: «امروز [دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۵۹]، در شهر میاندوآب حدود ۸۰۰۰ نفر از اهالی شهرها و روستاهای مختلف گرد آمدند تا شاهد محاکمه ۲ تن از پیشمرگان باشند. افراد فوق بهجرم قتل یک هموطن ترک میاندوآبی محاکمه و به اعدام محکوم شدند. حکم اعدام در ساعت ۳ بعدازظهر، در باغ خانه پیشاهنگی به اجرا درآمد. محاکمه توسط نیروهای سیاسی کردستان (حزب دمکرات) صورت گرفت. طبق اطلاع رسیده، افراد مزبور از پیشمرگههای حزب دمکرات بودهاند. اقدام انقلابی نیروهای جنبش مقاومت درزمینه مجازات افراد فوق باعث تحکیم هرچه بیشتر وحدت مبارزاتی خلق ترک و کرد شد و درعینحال نشان داد که جنبش مقاومت کردستان، هرگونه تجاوز به جان و مال زحمتکشان را بهویژه ازسوی افراد پیشمرگه به شدیدترین وجه مجازات میکند.» تأمل در حادثه یادشده، نشان میدهد که در این وضعیت دوگانگی انقلاب نظام بهقوت وجود داشته است. در این شرایط، دادگاه انقلاب نظیر هر ارگان انقلابی دیگر پرمشغله بوده و در جنبههای متعدد و مختلفی بهناچار بایستی فعال میبود.
گفتنی است در موقعیتی که در ابتدای پیدایش نظام جدید، نهادها و ارگانهای حکومتی وجود ندارد، پیدایش ارگانهای انقلابی چون دادگاه انقلاب در هر انقلابی، طبیعی است، زیرا حاکمان جدید هنوز هیچگونه سیکل قانونی برای حفظ امنیت و سرکوب متجاوزان به حقوق مردم و... ندارند، اما هرچه از پیدایش نظام جدید میگذرد، توقع شکلگیری منطقی و ایجاد روند قانونی مجازاتها
بیشتر میشود.
همانطورکه پیشتر ذکر شد، تصمیم قطعی همه جناحهای نظام بر حل مقتدرانه قضایای اخیر کردستان قرار گرفت. البته این امر از فروردین ماه ۱۳۵۹ شروع شده بود و در اردیبهشتماه این سال (دوره کتاب حاضر) ادامه یافت. دراینمیان، جایگاه بنیصدر در موضع فرماندهی کل قوا و مشی وی در همراهی با کل نظام در موضوعات کردستان و دانشگاهها، موقعیت خوبی در افکارعمومی برای وی به وجود آورد.
همچنین از اولین روزهای دوره کتاب حاضر که در واکنش به اقدامات امریکا، در ایران وجه تبلیغی و جنگ روانی قضیه بهنحوی پررنگ مدنظر قرار داشت و مسئولان کشور به تقویت اراده عمومی درجهت مقاومت علیه اقدامات امریکا میپرداختند، مصاحبههای رادیو تلویزیونی بنیصدر این جنبه را نیز دربرمیگرفت. وی یکبار از افشای سندی خبر داد و بهگونهای به توضیح و تحلیل آن پرداخت که نمونهای از اقدامات توطئهآمیز امریکا علیه نظام جدید را نشان میداد. این سند درواقع یادداشت سال گذشته برژینسکی بود (۶ اوت ۱۹۷۹ ۱۵/۵/۱۳۵۸) که در آن اظهار کرده بود باتوجهبه مبهمبودن آینده ایران، امریکا باید با تمام گرایشهای سیاسی تماس بگیرد. بنیصدر تأکید کرد که این سند، خیلی چیزها را برای مردم روشن میکند.
بنیصدر در ۲۴ اردیبهشت نیز در گفتوگو با صداوسیما، برخوردی تند با مسئله امریکا نشان داد. وی ضمن بررسی مسائل کردستان و ارتش، درباره امریکا گفت: همین امروز صبح، از امریکا یک کسی که به اطلاعاتی دست یافته بود به من تلفن کرد و گفت که ۹۶ امریکایی را اینها در مناطقی پیاده کردهاند و قرار است تا دو هفته دیگر
خرابکاریهایی بکنند و شلوغیهایی در شهرهای ایران به وجود بیاورند، ۲ هلیکوپتر به بختیاری آمده و برای کردها هم اسلحه آورده است و ۱۹ ایرانی که سالها در امریکا بودهاند روانه ایران شدهاند برای اجرای این کار.(1)اینها اطلاعات است و مقاماتی که مسئولیت امنیت کشور را دارند و حالا باید از یک رهبری طبق موافقت امام پیروی بکنند باید دنبال آن بروند و آن را پیدا و خنثی کنند.
منظور بنیصدر از کسی که طبق موافقت امام مسئولان امنیت کشور باید از او پیروی بکنند، خودش بود. ذکر این نکته ضروری است که یکی از مشکلات بنیصدر این بود که برخی از نیروهای انقلاب پس از یک دوران شیفتگی به وی، بهکلی از او ناامید شده بودند، تاجاییکه حتی سفارش امام نیز آنها را به تبعیت مورد نظر بنیصدر وادار نمیکرد. در اینجا بنیصدر میخواست با استفاده از حمایتهای امام مشکلات خود را حل کند، اما چون رفتار بنیصدر هرروز از چارچوب خط امام دورتر میشد، وی قادر به جذب نیروهای فعال طرفدار نظام و خط امام نبود.
در طول حوادث و درگیریهای دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور نیز بنیصدر میکوشید
1) ******* در واکنش به اظهارات بنیصدر رادیو امریکا روز بعد (۲۵/۲/۱۳۵۹)، اعلام کرد: «در واشنگتن سخنگوی ریاستجمهوری امریکا گفت: هیچگونه حقیقتی در این موضوع وجود ندارد و چنین اتهامی بیاساس است.»
بهعنوان رئیسجمهور و رئیس شورای انقلاب روند حوادث و تحولات را تاجاییکه امکان دارد به دلخواه و مطابق مصالح مورد نظر خویش مهار کند و پیش ببرد. این شیوه در همان روزی که درگیری دانشگاه تهران روی داد از نخستین ساعات روز تا اواخر شب، بهطور محسوس وجود داشت، البته در صحنه عمل، حوادث و تحولات در ادامه روندی پیش میرفت که نهتنها از اختیار رئیسجمهور، بلکه از عهده هر مقام رسمی دیگر نیز خارج بود. در نخستین ساعات روز، دفتر رئیسجمهور در اطلاعیهای با امضای "رئیسجمهور منتخب مردم ابوالحسن بنیصدر"، اعلام کرد: تا صبح سهشنبه،
هیچ نیازی به اجتماع مردم نیست اگر ضرورت اقتضا کرد که مردم گرد آیند موضوع به اطلاع عموم خواهد رسید. بنابراین هرگونه اجتماع و ایجاد درگیری در دانشگاهها و خارج آن عملی ضدانقلابی تلقی میشود.
صدای جمهوری اسلامی ایران در ساعت ۱۰ بامداد، اعلام کرد: «هماکنون
دکتر بنیصدر رئیسجمهور، در تماس با صداوسیمای جمهوری اسلامی از
کلیه کسانی که خود را پیرو انقلاب اسلامی میدانند خواست خیابانهای اطراف دانشگاه تهران را تخلیه کنند. ایشان افزودند همگی بدون استثنا باید امروز، مراکز خود را در دانشگاهها تعطیل نموده و گروهها آنجا را ترک کنند.»
بنیصدر همچنین در یک مصاحبه رادیو تلویزیونی شرکت و اظهار کرد که ابتکارعمل با وی بوده است و باید باشد. وقتی شبهنگام نیز بنیصدر در پیامی خطاب به مردم تهران به اجتماعکنندگان داخل دانشگاه تهران اخطار کرد که دست از زدوخورد بردارند، مشخص شد هیچیک از دو طرف به حرف هیچ مقام رسمی گوش نمیکنند.
بهطورکلی در این حوادث، صفبندیها و مواضع گروههای مختلف در حمایت تصریحی و تلویحی از یک طرف درگیری یا تکیه بر میانجیگری و آشتیجویی برای دو طرف روشن گردید و گروهها و جریانهای مختلف به تناسب، به اعلام مواضع پرداختند. نکته قابلتوجه این است که کلیه گروههای مخالف نظام در روند تحولات دانشگاهها، مخالفت خود را بهصورت مقولهای ضدامپریالیستی ارائه میدادند. آنها ضمن اعلام مخالفت مجدد خود با امپریالیسم در متهمکردن طرف مقابل خویش یعنی نظام و هواداران آن به سازش یا همدستی با امپریالیسم اشتراک عمل داشتند. از سوی دیگر، تمام جریانهای وابسته به نظام بالطبع از روند جاری، حمایت و حتی بر لزوم آن تأکید میکردند، اما دراینمیان جریان وابسته به بنیصدر در معرکهای گرفتار شده بود که اگر حرکت میکرد سقوط مشروعیت بود و اگر همراهی مینمود پیشرویهای طبیعی جناح رقیب را نمیتوانست تحمل کند.
با ماجرای حمله طبس و تحولات مربوط به موضوع گروگانهای امریکایی، موضوع مهم سومی بر مسائل عمده جاری، یعنی درگیری دانشگاهها و درگیریهای کردستان اضافه شد. هر سه این مسائل، خودبهخود به بنیصدر بهعنوان رئیسجمهور و فرمانده عالی نیروهای مسلح مربوط میشد. علاوهبراین سه موضوع، درگیریهای
مربوط به جناحبندی موسوم به (لیبرال خط امام) در داخل حاکمیت نیز برای بنیصدر از عمدهترین مشکلات محسوب میشد. بنیصدر در ماجرای
کردستان در کلیات با جناح دیگر حکومت و نیروهای انقلابی خط امام و وفادار نظام همسو بود. در ماجرای دانشگاهها از جنبهای که تعدادی از جریانهای مخالف وی در دانشگاهها تضعیف و حذف میشدند، با جناح دیگر همسو بود، اما بهدلیل اینکه ابتکارعمل در دانشگاهها با آن دسته از نیروهای دیگر نظام بود که با وی نیز اختلاف تفکر و خط مشی داشتند، وضع دوگانهای را درپیش روی میدید و برای فائقشدن بر این دوگانگی و سوارشدن بر امواج حرکت مربوط به آن میکوشید. موضوع حمله امریکا برای بنیصدر فرصتی بود تا برای پیروزی بر جناح رقیب و نیروهای مخالف خویش در درون نظام نیز تلاش بیشتری کند. این تلاش که جنبههایی از نقض وفاداری به نظام را نیز همراه داشت با خصلتهایی از بنیصدر نظیر کیش شخصیت آغشته بود و ویژگی فرصتطلبی خاص بنیصدر و استفاده ابزاری از حادثه ملی مربوط به کل نظام و انقلاب برای اقتدار خود و تضعیف رقبا، در آن آشکار بود. بنیصدر تهدید حمله نظامی امریکا را یک فرصت میشمرد و میکوشید با استفاده از فضای ناشیاز ماجرای طبس به حل موضوع اصلی خویش یعنی تعیین تکلیف با جناح رقیب بپردازد. به همین دلیل برخلاف ویژگیهای اصلیاش، سعی داشت خود را در جایگاه یک ضدامریکایی قاطع نشان دهد. براین اساس وی سعی داشت کلیه مخالفان خویش اعم از نیروهای مذهبی و انقلابی وفادار نظام و نیروهای غیرمذهبی محارب را در یک کاسه قرار دهد و آنها را به اتهام همراهی و تقویت خط امریکا سرزنش کند و بعد پیکان اصلی حمله امریکا را متوجه اقتدار خود و جریانش در داخل حاکمیت نظام ترسیم نماید. نکات مندرج در یادداشتهای وی در سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی و نیز مطالب طرحشده در مصاحبههای مطبوعاتی بنیصدر حاکیاز تأیید جمعبندی مذکور است.
در سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی ۶/۲/۱۳۵۹، بنیصدر خود را در جایگاه قدرت مرکزی، در معرض تهدید امریکا نشان داد و با عنوان "معنی تجاوز" چنین نوشت: «کشور از یک دستگاه اطلاعاتیاب محروم است، اگر روش علمی کار امکان یافتن رابطهها و خط سیر و هدفهای تصمیمگیریهای خودکامانه و توطئهها
برای ناموفقکردن
بنیصدر را نمیداد، معلوم نبود امروز وضعیت کشور چه میشد؟ این تعبیر درست است که بههنگام مراجعت از خوزستان لوکوموتیو حادثهای که از دانشگاه شروع میشد و به همهجا دامن میگسترد و باید به خونریزی مهیب و سقوط دولت انقلابی میانجامید به حرکت درآمده بود. من توانستم به درون آن بپرم و با زحمت طاقتشکنی آن را مهار کنم. هدف این حادثه را آقای کارتر در نطق دیروز خود، در مقام توجیه تجاوز دولتش به ایران بهروشنی و وضوح تمام شرح کرده است.» وی سخن کارتر را اینگونه بازگو کرد: «با جریان مداوم اضمحلال قدرت مرکزی در ایران و خطرهای روزافزونی که متوجه سلامت گروگانها میبود و نیز درک روشن صریح این مطلب که آزادی گروگانها به این زودی میسر نخواهد بود، من تصمیم گرفتم عملیات آزادی گروگانها را آغاز کنم.» بنیصدر نتیجه گرفت: «بدین قرار هدف حادثه اضمحلال قدرت مرکزی بود.»
در همین حال، کادرهای اصلی جریان بنیصدر بهطور واضح و صریح برخوردهای جناحی را طرح میکردند. برای مثال در اولین روز دوره این کتاب، مدیر مسئول روزنامه انقلاب اسلامی که از یاران شاخص بنیصدر بود در سرمقاله روزنامه به انتقاد شدید (هرچند بدون ذکر نام و عنوان صریح) از جریان مقابل و مظلومنمایی پرداخت. جریان وابسته به بنیصدر همچنین در سرمقاله دیگر روزنامه انقلاب اسلامی (۲/۲/۱۳۵۹)، با عنوان "توطئه" نوشت: «قصد این بوده است که دانشگاه را تعطیل و موج تعطیل را به همهجا بکشانند و به این ترتیب به بنیصدر رئیسجمهور منتخب مردم، ضربه وارد کرده، وی را در مقابل افکارعمومی ناتوان از اداره کشور جلوه دهند. ...»
بنیصدر در سرمقاله دیگری از روزنامه انقلاب اسلامی در تاریخ ۲۳/۲/۱۳۵۹، با عنوان "تجربه سنندج" کوشیده است پیروزی نظام در سنندج را صرفاً ناشیاز قاطعیت خود وانمود کند و نیز با استفاده از این موقعیت بهطور تلویحی به رقبای سیاسی و جناح دیگر حکومت هشدار بدهد. وی در بخشی از این سرمقاله نوشته است: «از آنجا که وضع کشور بهغایت حساس است به همه افراد، به همه گروهها و احزاب اخطار میکنم که دست از رویه خودکامگی بردارند و اگر چنین نکنند همهپرسی خواهم کرد. باید دوران
حکومت ژ۳ و چماق پایان پذیرد و کشور به سازندگی روی بیاورد.» یادآوری میشود اینگونه سخنگفتن شگرد بنیصدر بود که رقیبان جناحی خویش را در عداد مخالفان نظام طوری ترسیم میکرد که هم آنان را زیر سؤال ببرد و هم درصورت لزوم با تظاهر به اینکه منظور وی رقبای نامآشنای مورد نظر نبوده است خود را از اتهام به تفرقهافکنی تبرئه کند.
مطابق آنچه در سطح علنی و عادی قابلطرح بود، نکات مطرحشده ازسوی بنیصدر اغلب مطالبی حقبهجانب و حتی سؤالاتی بدون پاسخ بود، ولی در پشتصحنه و در عرصههای غیرشفاف و پیچیده سیاسی آن زمان مسائلی مطرح میشد که نه بهآسانی قابلبیان بود و نه برای عامه مردم قابلفهم.
نمونهای از این بغرنجی و پیچیدگی، ملاقات دوساعته مسعود رجوی با بنیصدر میباشد که بالطبع آنها که مراقب روند تحرکات بودند آن را با نگرانی دنبال میکردند. چنانچه مضمون جلسه و جهتگیری
نهایی آن قابلارائه در سطح مردم و کادرهای انقلاب میبود، حتماً بنیصدر آن را خود طرح میکرد و بهگونهای توان رهبری و قوت خویش را حتی در مهار تشکلهایی مثل مجاهدین خلق به رخ میکشید،
اما مسائل طرحشده در جلسه فقط ازسوی رجوی بازگو شد که درزمینه فضاسازی و بیانکردن آنچه باید گفت و نگفتن آنچه نباید گفت، چهره شناختهشدهای است. رجوی بهخصوص درزمینه نوع تهدیدکردن مظلومانه و درعینحال
قدرتمندانه استاد است. بههرحال،
رجوی درباره این جلسه به خبرگزاری پارس گفت: «من به رئیسجمهوری گفتم ... بهویژه باتوجهبه اختیاراتی که شما از امام گرفتید انتظار این است که ازاینپس بهطور یکطرفه و فقط از امثال ما رعایت اجرای قانون و حفظ آرامش را نخواهند، ... باز میشنویم که در ماههای آتی بازهم تصفیه مجاهدین مدنظر عدهای است که طبیعتاً عواقب وخیم آن بر هیچکس پوشیده نیست. در اینجا رئیسجمهوری گفتند در مقابل
هرگونه سرکوب آزادیها و قانونشکنی بیتفاوت نخواهند نشست و قاطعانه موضع خواهند گرفت. ... رئیسجمهوری نسبت به حل مشکلات کشور بسیار خوشبین
هستند و بهخصوص تضمین آزادیهای سیاسی و فعالیت آزاد گروههای
سیاسی را که
از اولیترین خواستهای انقلاب ما هست در چارچوب قانون اساسی مورد تأکید قرار دادند.» یادآوری میشود روزنامه انقلاب اسلامی مورخ ۲۴/۲/۱۳۵۹، اظهارات رجوی را به نقل از خبرگزاری پارس گزارش داد و قسمتهای عمدهای از مطالب وی (ازجمله مسائلی مربوط به انتخابات و تهدیدات ضمنی رجوی) که حتی در روزنامه اطلاعات درج شد را حذف کرد.
تلاشهای آشکار و پنهان سازمان مجاهدین خلق در نزدیکشدن به بنیصدر و قرارگرفتن بهعنوان مدافع جریان وی در جناحبندی کنونی حاکمیت، در طول دوره، تداوم داشته و با بروزهایی همراه بود؛ ازجمله روزنامه انقلاب اسلامی (ارگان جریان بنیصدر) در روز ۲۹/۲/۱۳۵۹، گزارش داد که هیئت تحریریه روزنامه مجاهد نامهای برای دکتر بنیصدر فرستاده است. این نامه پیشتر بهطورکامل در نشریه مجاهد چاپ شده بود، اما در متن چاپشده در روزنامه انقلاب اسلامی برایگرفتن تندیهای آن تغییراتی ایجاد و بخشهایی حذف شده بود. روز قبل هم، همین روزنامه پیام دیگری را از سازمان مذکور درج کرده و آورده بود: «مجاهدین خلق ایران با انتشار اطلاعیهای اعلام کرده است که تنها مسئولیت دفاتری [را] که مورد تأیید سازمان میباشد، میپذیرد.»
علاوهبر محافل مذهبی انقلابی، این موضوع در محافل دیگر نیز مورد بحث بود. ازجمله نشریه حقیقت (ارگان اتحادیه کمونیستهای ایران) در ۲۹/۲/۱۳۵۹، به این مسئله (نزدیکی تدریجی بنیصدر و سازمان) پرداخت و تحتعنوان "کشمکش و وحدت در هیئت حاکمه" با اشاره به موانع انتخاب نخستوزیر
چنین آورد: بنیصدر که از یکسو بهطور سرکوبگرانه درپی ایجاد نظم و امنیت کذایی یا به عبارت بهتر سرکوب نیروهای کمونیستی و مبارزات تودهای مردم است، از سوی دیگر در مبارزه و کشمکش با حزب جمهوری بر سر غلبه بر قدرت است و میخواهد نیروهای دیگر را نیز زیر چتر و برنامههای خود درآورد و به این دلیل سعی دارد تا از تضاد واقعی که بین سازمان مجاهدین خلق و حزب جمهوری موجود است به نفع دعوای خود با حزب جمهوری اسلامی سود جوید و قصد دارد تا تضاد مجاهدین و دارودسته بهشتی را بر تضاد خود
با حزب منطبق کند. وی میخواهد مجاهدین را بر روی سیاست خود بکشاند و خطر در اینجاست.
درواقع هرچند که بنیصدر در مقام ریاستجمهوری قرار داشت، اما از قدرت و پشتوانه لازم برای تحرک تعیینکننده
در فضای کنونی برخوردار نبود و آرامآرام در گره یک تناقض اساسی گرفتار میشد. او که قبل از انقلاب، از اولین کسانی بود که مارکسیستشدهها و منحرفان مجاهدین خلق را با عنوان منافق خطاب میکرد، حالا که جریانات خط امام از وی روی برمیگرداندند و حتی شخصیتهای خط امام که از او حمایت میکردند بهتدریج متزلزل و کمتر میشدند، درحال ورود به یک بازی بود که مجاهدین خلق آن را طراحی کرده بودند. در این
ورود او با احتیاط پناهگاهی تشکیلاتی میجست که در سطح تودهها قدرت بسیج داشته باشد و با پیشبینی کاهش اقبال تودهای خود در آینده که درصورت رویارویی شدید با جناح خط امام قطعی مینمود، فکری برای تحرکات اجتماعی موافق خویش بکند. از سوی دیگر، بنیصدر هنوز با تفکر سازمان مرزبندی داشت و آنها را التقاطی میخواند، اما این قضیه دربرابر اهداف وی مهم به نظر نمیرسید. فقط باید برای ورود به بازی راهی پیدا میکرد که نزدیکشدن آتی وی به جریانی که خود آن را التقاطی میخواند، توجیه کند. البته در این دوره، هرچند زمینههای
وحدت بنیصدر با مجاهدین خلق درحال شکلگیری بود، اما این وحدت کاملاً عملی نشد و اختلافات در تفکر و روش هنوز واضح بود. بهعنوان مثال، در چهارمین و آخرین روز نخستین گردهمایی انقلاب فرهنگی اسلامی که در تالار ابوریحان دانشگاه ملی برپا شد (۲۰/۲/۱۳۵۹)، بنیصدر رئیسجمهور، دکتر حبیبی وزیر فرهنگ و آموزش عالی، دکتر شریعتمداری، حجتالاسلام معادیخواه (بهجای آیتالله موسوی اردبیلی)، مسعود رجوی، شمس آلاحمد، طاهر احمدزاده و دکتر تکمیل همایون شرکت داشتند و هرکدام سخنرانی کردند. در پایان جلسه، بنیصدر به جمعبندی و نتیجهگیری از صحبتهای سخنرانان پرداخت. وی از جلال آلاحمد،
دکتر شریعتی و شهید مطهری بهعنوان
پرچمداران انقلاب فرهنگی یاد کرده و گفت: «خیلی چماق به این کله ما خورده
است، تاس نشده، اما پرمقاومت شده است. محیطهای دانشگاهی بپذیرند که قدر مسلم ایدئولوژی حاکم بر دانشگاه باید موضوع بحث باشد، یک ملتی که با شعار اللهاکبر یعنی معنویت تمام شروع کرده دانشگاهی دارد که اساس کلامش مادیت تمام است. ... گمان من این است که در مقام جمعبندی و بهطور مختصر حق را به مسلمانان بدهید که نگران دانشگاهی باشند که پایه کارش را انکار معنی قرار داده است.» بنیصدر در بخشی دیگر از این سخنرانی گفت: «گفته شد که در خردادماه با مجاهدین تسویه حساب میشود باید بگویم که این دعواها و چماقکشیدنها همان چماقهای ابهام است که شما بر سر همدیگر خرد میکنید.» در این موقع رجوی گفت: «آقای بنیصدر توجه داشته باشید چماق خردکردن متقابل نبوده است.» بنیصدر در پاسخ گفت: «بله شما چماق زبانی به سر دیگران میشکنید دیگران چماق چوبی.»
در تقابل و نوع برخورد جناحی، جناح مقابل جریان بنیصدر نیز بیکار نبود، ولی هم در اهداف و هم روشها تفاوتها محسوس بود. مرور برخوردهای جناحی دوره که در اینجا به اختصار مورد اشاره قرار میگیرد این امر را نشان میدهد.
در همان اوایل دوره، نمونهای از اختلافات جناحی بنیصدر و حزب جمهوری اسلامی بروز کرد. درپی سرمقاله طعنآمیز روزنامه انقلاب اسلامی علیه این حزب در۲/۲/۱۳۵۹، روزنامه جمهوری اسلامی روز بعد، همان سرمقاله را بیکموکاست درج کرد و در توضیح و نقد آن با عنوان "ما و روزنامه انقلاب اسلامی" نوشت: «روزنامه جمهوری اسلامی اولین روزنامه انقلاب بود و سپس برادرش انقلاب اسلامی متولد شد و بعدترها آزادگان و از همان اول ما از داشتن برادری
همزمان و همریشه خوشحال بودیم و امید داشتیم که در این برهه حساس از انقلاب و افتخار، دست در دست هم بهصورت مکمل نه عین هم به شتاب بیشتر بخشیدن به انقلاب و به حفظ دستاوردهای آن کمک کنیم، ولی متأسفانه انقلاب اسلامی از همان آغاز چون رقیبی به ما نگریست و جابهجا هرجا دستش رسید تکذیبی، تحقیری، شماتتی علیه روزنامه جمهوری اسلامی درج کرد. ... [ما] نهتنها دشمن آقای بنیصدر نیستیم، بلکه احساس میکنیم
که به یاری ایشان برخاستهایم،
طبیعی
است که گاهی اختلاف عقیدهای داشته باشیم. ... برای قضاوت مردم مقاله روز گذشته این روزنامه را که در آن به طرز ناجوانمردانه به حزب حمله گشته است میآوریم تا مردم خود به قضاوت بنشینند.»
در همین روز، آیتالله بهشتی نیز در پاسخ به سؤال خبرنگاری که گفت: «در سرمقاله دیروز روزنامه انقلاب اسلامی مطالبی راجع به حزب جمهوری اسلامی نوشته شده بود و گفته شده بود که پشت سر این، توطئه شده تا دولت آقای بنیصدر سقوط کند.» چنین گفت: «فکر میکنیم صحیح این باشد که این نظر را [که من میخواهم بگویم] برادرم آقای بنیصدر بگویند تا هم دلنشینتر باشد و هم مطبوعتر، ... ما امروز کوشیدهایم که حتی اختلافنظرهای مربوط به مواضع سیاسی خاصمان را در وحدت و یکپارچگیمان در مقابل شرایط حاد و حساس کنونی کشور دخالت ندهیم و این سرمقاله در نظر خوانندگان ممکن است درست خلاف این را منعکس کند. من دراینزمینه با آقای بنیصدر صحبت کردم و به ایشان یادآوری کردم که براساس خط متحدی که درجهت پیشبرد سریعتر انقلاب و در این دوره خاص و بحرانی داریم جا دارد که ایشان تذکرات لازم را بدهند و اقدامات لازم و حتی توضیح لازم را بدهند.»
از سوی دیگر، بنیصدر نیز در سرمقاله مفصلی، عصر همین روز، در روزنامه انقلاب اسلامی نوشت: «امروز نابختیاری روشهای
تخریبی به روزنامه انقلاب اسلامی نیز سرایت کرده است. در سرمقاله دیروز، رعایت روشهای
سازنده اسلامی نشده است. وقتی عدهای در اطراف دانشگاه با انگ حزب جمهوری اسلامی حرفهایی میزنند، باید آن حرفها را با شورای حزب در میان گذاشت و از آنها درباره آن حرفها توضیح خواست و اگر معلوم شد گرایش از این نوع وجود دارد به انتقاد علمی آن پرداخت و بهخصوص از تعمیم خودداری کرد. زمان ما روشهای سازنده و ایجاد فرهنگ تولید و زبان ما، زبان علم و بحث آزاد باید باشد.» البته در پایان سرمقاله بنیصدر که در آن مباحث متعددی ازجمله ضرورت پرهیز از تخریب آمده بود، روزنامه انقلاب اسلامی درقالب پاورقی اضافه کرد: «ما مدارک و شواهدی را که در دست است و اثبات میکند
که عدهای از درون و برون حزب به کینهورزی علیه رئیسجمهور منتخب ملت میپردازند و این کار را در دیگران نیز القا میکنند برای شورای حزب خواهیم فرستاد و در انتظار جواب ایشان خواهیم ماند. [در اینجا حدود دو سطر روزنامه پاک شده که بسیار معنیدار است] و برای اشاره یادآوری میکنیم که براداران حزب به آرشیو روزنامه جمهوری اسلامی مراجعه کرده و روش این روزنامه را در دوران انتخابات ریاستجمهوری و بعد از آن مورد بررسی قرار دهند.»
حزب جمهوری اسلامی در ۵/۲/۱۳۵۹، قدم جدیتری را برداشت و یک بیانیه و دستورالعمل درونگروهی درباره نوع برخورد با بنیصدر که در مقام رئیسجمهور و فرمانده کل نیروهای مسلح قرار داشت، صادر کرد. این بیانیه بالطبع باتوجهبه حوادث اخیر سنندج و دانشگاهها که نوعی همراهی و هماهنگی بین همه جناحها و مسئولان نظام را درپی داشت و بهخصوص
بعد از مباحث سرمقاله مشخص روزنامه انقلاب اسلامی (۲/۲/۱۳۵۹)، تهیه شده و این هماهنگی اخیر، آشکارا پیشرفتهای چشمگیری را در حل معضلات ناشیاز
تحرک گروههای مسلح مخالف نظام، که چه در مرحله درگیریهای مسلحانه و چه در پوشش تحرکات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با همان جهتگیری براندازی فعال بودند، به دنبال
داشت. در بیانیه و ابلاغیه مزبور که قرار بود انتشار عام نیابد، چنین آمده است: بهدنبال اوجگیری این سؤال در برادران و خواهران حزبی که در این مرحله از انقلاب و باتوجهبه کل شرایط موجود چه حرکتهایی
در مقابل دولتمردان داشته باشیم؟ و اصولاً با این قضایا چگونه برخورد نماییم؟ این سؤال در حوزههای حزبی مطرح شد و پس از بررسیهای اولیه در حوزهها، درمورد شورای مرکزی مطرح و بالاخره پس از بحثهای
زیاد نتایجی بهعنوان موضع حزب به دست آمد که از نظر میگذرد.
بدیهی است این یک دستور درونتشکیلاتی
بوده و فقط برای هماهنگی برادران و خواهران حزبی مطرح میشود، لذا حفظ رده درونتشکیلاتیبودن این موضوع ضروری است و فقط خواهران و برادران حرکتهایشان را برمبنای این موضوع تنظیم نمایند. اصول این مواضع عبارتاند از: حزب در برخورد با آقای بنیصدر
بهعنوان رئیسجمهور و بهعنوان یک چهره انقلابی معروف و در هرجا دولتمردان و سیاستمداران و چهرهها و گروههای دیگر باید سخت مراقب باشد که واقعاً برخوردش آهنگ رقابت بر سر قدرت نداشته باشد، رعایت مصلحت انقلاب و جامعه خود یک حقیقت است. بنابراین در همه اظهارنظرها و موضعگیریها باید رعایت این مصلحت را نموده و مصلحت انقلاب و جامعه در شرایط کنونی ایجاب میکند که هم دوستان و هم دشمنان حس کنند که حزب، شورای انقلاب و آقای بنیصدر یکپارچه عمل میکنند. البته هرجا بنیصدر یا شورای انقلاب از قانون اساسی و مصلحت سیاسی اجتماعی ملت منحرف شوند، حزب حق انتقاد سالم و آگاهکننده برای خود را محفوظ میداند و آن را تذکر میدهد. بدیهی است که لحن و جملات بهکار گرفتهشده در این جهت نقش مهمی دارند. این مواضع مطرحشده باید حتماً در سخنان اعضای حزب رعایت شود. ... اگر زمینه ملاقات ازطرف آقای بنیصدر با حزب مطرح شد حزب آن را بپذیرد.
البته این توافق و تفاهم بیشتر در حد ظاهر، بروز کرد و چندان دوام نیاورد و درعمل و تا پایان دوره، جناحبندی کنونی حاکمیت، بهتدریج
و بهآرامی به دوقطبی بنیصدر بهشتی تبدیل شد. این مسئله درواقع مطابق مشی سازمان مجاهدین خلق هم بود که بهجای جناحبندی قبلی لیبرال خط امام، شخص آیتالله بهشتی و پشتسر وی حزب جمهوری اسلامی مخاطب تبلیغاتی و رویاروی بنیصدر باشد. تحتتأثیر مستقیم و غیرمستقیم سازمان بر رئیسجمهور، بنیصدر نیز بهتدریج به چنین جهتی سوق داده میشد و دراینمیان جناح بنیصدر در سطح رسانه، شدت برخوردهای
تبلیغاتی را در دستور کار داشت، ولی جناح مقابل، برعکس درعمل استواری نشان میداد،
ولی در تبلیغات رفتاری ملایم داشت. یک مثال مناسب دراینزمینه مسئله انتخاب نخستوزیر
بود. باتوجهبه وضعیت افکارعمومی، وزن قابلملاحظه کاندیداهای مورد حمایت حزب و نتیجه انتخابات مرحله اول مجلس، مشخص بود که در مرحله دوم نیز اکثریت قوی به جناح مقابل بنیصدر تعلق خواهد داشت. شأن و حق مجلس در دادن رأی اعتماد به کابینه در اینجا کاملاً بنیصدر را ازنظر قانونی منفعل میکرد و جریان وی را به حاشیه
میراند. به این ترتیب، ازنظر بنیصدر یکی از مبرمترین اهداف وی شکلدادن مطلوب به دولت آتی و انتخاب نخستوزیر بود، ولی وقتی هنوز مجلس تشکیل نشده بود این کار با چالشهایی قانونی روبهرو بود که بالطبع میتوانست وسیلهای قوی برای مقاومت جناح مقابل باشد و مورد استفاده نیز قرار بگیرد، بنابراین باتوجهبه اهمیت مسئله یادشده از چند روز مانده به برگزاری انتخابات مرحله دوم که قرار بود در روز ۱۹/۲/۱۳۵۹ برگزار شود، بنیصدر در تکاپوی حل این مسئله برآمد. وی در ۱۷/۲/۱۳۵۹، این دغدغه خود را رسانهای کرد و به خبرنگاران گفت: «بهنظر من معرفی نخستوزیر و هیئت وزیران پیش از گشایش مجلس ضرورت دارد و دراینزمینه گفتوگوهای زیادی شده است.»
بنیصدر درواقع برای خروج از بنبست قانونی یادشده، از قبل تدابیری اندیشیده بود. وی در نامهای به امام خمینی درباره انتخاب نخستوزیر پیشنهادهایی درقالب درخواست ارائه داده بود. متن این نامه، (که البته چند روز بعد مطبوعاتی شد)، بدین شرح است: «بسمهتعالی. حضور مبارک حضرت آیتاللهالعظمی امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران دام ظله العالی. نظر به اوضاع کشور و مقابله قاطع با توطئهها و حوادث، ضروری دید براساس گفتوگوهای مفصلی که حاج احمد آقا به عرض میرسانند، خواهان سه امر زیر بشوم: ۱. انتخاب نخستوزیر با تصویب امام. ۲. قوای انتظامی دراختیار و به دستور عمل کنند. ۳. دستگاههای تبلیغاتی باید برخلاف مصالح کشور و مخالف سیاست جمهوری اسلامی نباشد و آزادی آنان در حد قوانین اسلامی باید مراعات شود. اطمینان میدهد که باوجود همه مشکلات، درصورتیکه وسایل کار در دسترس و به اختیار باشند، هیچگونه خطری متوجه انقلاب اسلامی و کشور عزیز نخواهد شد. ابوالحسن بنیصدر، ۱۶/۲/1359»
امام خمینی به نامه مذکور چنین پاسخ دادند: «بسمهتعالی. موافقت شد. روحالله الموسوی الخمینی»
از همین رو بنیصدر در همان مصاحبه روز هفدهم اردیبهشت، در پاسخ به خبرنگاری که پرسیده بود آیا نظر رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران دراینباره کسب شده است، گفت: «البته این مسئله با تصویب امام انجام خواهد گرفت.»
به این ترتیب، درحالیکه هنوز مرحله دوم انتخابات مجلس برگزار نشده بود، موضوع تعیین نخستوزیر و اعضای کابینه، قبل یا بعد از شروع کار اولین مجلس شورا بهسرعت بهصورت یکی از مباحث اختلافبرانگیز میان جناحها و شخصیتهای حکومتی درآمد. بنیصدر و حامیان
وی به تشکیل هرچه سریعتر هیئت دولت با پشتوانه تصویب شورای انقلاب اصرار داشتند و جناح مقابل نیز با ذکر دلایل مختلف به تلویح یا تصریح، خواهان تعویق این کار تا تشکیل مجلس بودند؛ ازجمله آیتالله موسوی اردبیلی دادستان کل کشور، عضو شورای انقلاب و عضو مؤسس حزب جمهوری اسلامی، درباره انتخاب نخستوزیر و کابینه ازسوی ریاستجمهوری در زمان فعلی اظهار داشت: «من فکر نمیکنم چیز جالبی از آب درآید، زیرا مدت کار این دولت بسیار کم است. اگر آقای رئیسجمهور از حالا به فکر باشند تا وقتی که مجلس تشکیل شود و آنگاه کابینه خود را معرفی کنند بهتر خواهد بود، زیرا کابینه را باید مجلس تأیید کند. اگر کابینهای با موافقت شورای انقلاب تشکیل بدهند، ولی ندانند که آیا مجلس با آن موافقت میکند یا موافقت نمیکند، زحمت فوقالعادهای است که برای یک کار مجهول انجام میشود.»
مسئله انتخاب نخستوزیر
باتوجهبه ترکیب آتی مجلس، علاوهبر داخل کشور مورد توجه رسانههای
خارجی نیز بود. در همان روز برگزاری انتخابات، بیبیسی در تفسیر خود باتوجهبه
نتایج انتخابات مجلس و پیروزی قاطع جناح خط امام و ذکر اینکه حزب جمهوری اسلامی از برتری انتخاباتی گستردهتری
نسبت به دیگران برخوردار است، به ارتباط این پیروزی با جنبهای از جناحبندی کنونی، یعنی انتخاب نخستوزیر قبل از آغاز کار مجلس پرداخت. بخش فارسی رادیو کلن نیز که بهطورکلی جانبدارانه و گاهی با ادبیاتی کاملاً مشابه گروههای
منتقد و مخالف نظام به پخش خبر و گزارش و تفسیر میپرداخت، در همین روز در تفسیری که درباره انتخابات و کابینه پخش کرد به ذکر
مطالب مورد بحث در محافل مختلف پرداخت. در این تفسیر آمده است: روز گذشته، دکتر محمد بهشتی در یک مصاحبه مطبوعاتی هشدار داد که کابینه آینده ایران بایستی مورد تأیید کسانی قرار گیرد که از اعتماد و اطمینان بیشتر مردم ایران برخوردارند که درنهایت منظور وی بهطور مستقیم حزب جمهوری اسلامی بوده است. بهشتی اعتقاد دارد بایستی پست نخستوزیری و اکثریت اعضای کابینه به اعضای این حزب واگذار شود.
بهدنبال برگزاری مرحله دوم انتخابات اولین دوره مجلس و قطعیشدن ترکیب آن، مسئله انتخاب نخستوزیر بهصورت مهمترین موضوع محافل سیاسی درآمد. دراینحال، اعلام پذیرش درخواستهای رئیسجمهور از امام خمینی این گمانه را که تعیین نخستوزیر و تشکیل دولت قبل از تشکیل مجلس انجام گیرد، تقویت کرده بود. بااینحال، در روز بعد از انتخابات مرحله دوم، در پایان جلسه شورای انقلاب آیتالله بهشتی درباره ضوابط انتخاب نخستوزیر گفت: این حق برای مجلس محفوظ است که به کسی که شورای انقلاب و رئیسجمهور انتخاب کرده است رأی تمایل و اعتماد بدهد یا ندهد. آیتالله مهدوی کنی دیگر عضو شورای انقلاب و سرپرست وزارت کشور و عضو شورای نگهبان نیز دراینباره گفت: اگر بتوانیم مجلس را زودتر تشکیل دهیم بهتر است که کابینه با رأی اعتماد مجلس تشکیل شود.
از سوی دیگر، مسئلهای که نه از قول منبع مشخص بلکه به نقل از مقامهای مطلع و موثق به
آن پرداخته میشد، اسامی چهرههای احتمالی برای این پست بود که در میان آنها اسامی دکتر سیداحمد مدنی، داریوش فروهر، صادق طباطبایی و عزتالله سحابی به چشم میخورد.
علاوهبر اختلاف درمورد فرد انتخابی، زمان انتخاب آن هم به یکی از موضوعات برخورد جناحهای داخلی حکومت تبدیل شده بود. مسئله این بود که آیا برای تعیین نخستوزیر باید منتظر تشکیل مجلس ماند یا با مجوزی که بنیصدر از امام گرفته است، نیازی به تشکیل مجلس نیست. دراینباره دیدگاههای متفاوتی از مواضع مختلف ابراز
میشد. ازجمله روزنامه انقلاب اسلامی (ارگان جریان بنیصدر) در روز ۲۲/۲/۱۳۵۹، چکیدهای از آخرین وضعیت جاری را بدین گونه بازگو کرد: تا ظهر امروز، هنوز از تعیین و معرفی نخستوزیر خبری نشده است. بهدنبال فعالیتهای چندروزه اخیر چنین به نظر میرسد که در امر تعیین نخستوزیر ازجانب رئیسجمهور مشکلی وجود دارد که میدان عمل آزاد را از وی گرفته است، حال رئیسجمهور تا چه حدی بتواند این قیدوبندهای سیاسی را کنار گذاشته و آزادانه عمل کند باید منتظر فردا و روزهای دیگر بود.
شامگاه همین روز، در پایان جلسه مشترک شورای انقلاب و هیئت دولت حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی عضو شورای انقلاب نیز درباره تعیین نخستوزیر به خبرنگاران گفت: در جلسه امشب، راجع به تعیین نخستوزیر مذاکرهای صورت نگرفت و مشکل میدانم که این روزها نخستوزیر تعیین بشود. وی افزود: علت آن این است که تشکیل مجلس نزدیک است و هر کسی که انتخاب بشود باید مجلس او را تأیید بکند مگر اینکه احساس بکنیم که درحالحاضر انتخاب نخستوزیر خیلی ضروری است.
در مصاحبه مطبوعاتی روز ۲۴ اردیبهشت، آیتالله بهشتی هم دراینباره گفت: مسئله اساسی این است که آیا تعیین یک نخستوزیر در آستانه شروع کار مجلس ازنظر اصولی کار صحیحی هست یا نه؟ بهخصوص که تعیین این نخستوزیر همراه با تأیید خاص امام باشد این نگرانی هست که مبادا این (موضوع) روی رأی آزاد نمایندگان مردم در مجلس اثر بگذارد. از طرف دیگر، آیا یک نخستوزیر که الآن سر کار میآید، بعدها میخواهد وزرایش را انتخاب کند و بعد شروع به کار بکند برنامه و کارش را چگونه تنظیم خواهد کرد؟ آیا از همین حالا او اطمینان خواهد داشت که مجلس هم به او و برنامهاش رأی اعتماد خواهد داد یا این اطمینان را ندارد و دراینصورت چقدر میتواند در کارش موفق باشد؟ بنابراین اینها مسئله اساسی است که بالطبع نباید بدون توجه کافی به این نکات در یک چنین مسئله مهمی تصمیم گرفت، وگرنه مسئله توافق اعضای شورای انقلاب و رئیسجمهور روی یک نفر مسئله چندان دشواری نیست.
وجود چنین مقاومتی در مصاحبه آیتالله بهشتی در آخرین روز دوره کتاب حاضر نیز آشکار است. وی در پاسخ به سؤال خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی (ارگان جناح بنیصدر) که پرسیده بود: «این تصور در اذهان است که امام با خواسته رئیسجمهور برای انتخاب نخستوزیری موافقت کرده است، ولی چگونه شورای انقلاب دراینمورد به نتیجه نرسیده است؟» چنین گفت: «هیچکس
مخالفت اصلی ندارد، امام موافقت کردند که ایشان میتوانند قبل از اینکه مجلس اعتبارنامههایش را تنظیم کند و آماده بشود فردی را با وزرایش انتخاب بکنند و شورا تا آمادهشدن مجلس (که اختیارات مجلس را دارد) عین آن نقش را به عهده بگیرد. بنابراین این تابع این است که ایشان بتوانند چنین فردی را با وزرایش انتخاب بکنند و شورا هم تصمیم بگیرد. چون مسئله مهم این است که اگر این نخستوزیر و وزرا طوری انتخاب نشوند که تقریباً ۹۰ درصد به کار آیندهشان مطمئن باشند چطور میتوانند الآن کاری انجام بدهند؟ چطور میتوانند نقشی به عهده بگیرند؟ درواقع این است که انتخاب یک نخستوزیر و یک دولت در این شرایط بهطوریکه هم حالا مورد تأیید شورای انقلاب و تصویب امام باشد چون در شرایط کنونی باید اینطور باشد و هم بعد از دو سه هفته ازطرف مجلس بتواند رأی اعتماد بگیرد که این کار پیچیدهای است و کار سادهای نیست.»
به این ترتیب باوجود پشتوانه نظر مثبت امام، استواری صبورانه رهبران حزب جمهوری اسلامی دراینزمینه مانع تحقق برنامههای بنیصدر شد.
نظر به اهمیت سازمان مجاهدین خلق در شکلگیری آینده جریان بنیصدر، بررسی نقش و جایگاه این سازمان در این دوره ضروری است که در اینجا مهمترین نکات مربوط به آن بهاختصار مرور میشود.
علاوهبر گروههایی که در ماجرای کردستان بهطور مستقیم درگیر حادترین اقدامات بودند، دیگر گروهها نیز در عرصه سیاسی کشور فعال بوده و موضوع مباحث و درگیریهای سیاسی قرار میگرفتند، عمدهترین آنها، سازمان مجاهدین خلق بود. این
سازمان پیگیرانه درپی مطرحکردن خویش در عرصه سیاسی بهعنوان یک جریان سیاسی بود و درعینحال بدون پذیرش خلع سلاح، موضوع داشتن سلاح و کنارنگذاشتن مشی مسلحانه را به انحای مختلف مسکوت میگذاشت و از آن طفره میرفت. آنقدر مسائل متنوع درارتباطبا این سازمان وجود داشت که سازمان میتوانست با پرداختن به آن در نظر هواداران خود کاملاً در موقعیت یک سازمان سیاسی که حقوق آن رعایت نمیشود (و نه یک سازمان شبهنظامی که عرصه براندازی را برای خویش مهیا میکند)، قرار بگیرد و وقت و ذهن آنها را بهگونهای پر کند که شکاف بیشتری با نظام حس کنند و آمادگی بیشتری برای یک درگیری آشتیناپذیر و براندازانه بیابند.
سازمان مجاهدین خلق که با تأکید مکرر بر «راه مجاهدین، راه خونبار حنیفنژادها، بدیعزادگانها و محسنها...» بهعنوان تنها راه رهایی هواداران، درواقع اذعان میکرد که گروهی محارب و برانداز است نه یک گروه سیاسی ذیل نظام، برای کسب زمان بهمنظور آمادگی و در کوشش برای خنثیکردن این اشکال در افکارعمومی که اگر مجاهدین یک گروه سیاسی بوده و در فکر براندازی نیست، پس چرا سلاحهای دراختیار خود را تحویل نمیدهد، به مناسبتهای
مختلف اینگونه عبارات را نیز به کار میگرفت: «بار دیگر بر غیرمسلحبودن تمام دفاترمان در سراسر کشور تأکید نموده و مقامات مسئول را همچنان به هرگونه تحقیق و بازدید مجاز میدانیم. بنابراین امیدواریم که مقامات مسئول بهویژه مسئولان انتظامی کشور هشدار حاضر را بهمنظور خنثی کردن هرگونه تشنج و درگیری و خونریزی جدی تلقی کنند و در همین جا از رادیو تلویزیون نیز تقاضا میکنیم تا چنانچه خواستار آرامش و عقیمماندن توطئهها است به قرائت اعلامیه حاضر در اولین فرصت مبادرت ورزد.»
از روشهای مرسوم سازمان مجاهدین خلق این بود که درعین حفظ سلاح و لبه تهدیدآمیز آن در وضع کنونی در جایگاه یک جریان فعال سیاسی محق و مورد ظلم واقعشده، قرار داشته باشد؛ به این ترتیب این سازمان، درضمن تلاش بسیار شدید برای مخفینگاهداشتن بخش تسلیحاتی آن، درعین عدم تصریح به مسلحنبودن خود سازمان،
مراکز و دفاتر (علنی) سازمان را غیرمسلح اعلام میکرد. همانطورکه روزنامه انقلاب اسلامی نامه سازمان را مبنیبر اینکه فقط مسئولیت دفاتر رسمی خود را میپذیرد، درج کرد، واضح بود سازمان هیچگاه سلاحهای خود را در دفاتر رسمیاش انبار نمیکند. در دوران فاز نظامی، تعدد خانههای تیمی مسلح، این نظر فعالان مخالف سازمان را اثبات کرد، هرچند در همین زمان هم بهاندازه کافی شواهد برای این امر وجود داشت. بااینحال، در صحنههای اجتماعی روشهای سازمان در جلبنظر عامه مؤثر بود، اما در نگاه افراد پیگیر و فعال اثر منفی داشت و نفاق سازمان را تأیید میکرد.
هنر سازمان در مخفیکاری و انضباط تشکیلاتی بسیار چشمگیر بود و بجز موارد استثنایی هیچگاه مخالفان، دسترسی قابلتوجهی
به بخش مخفی مسلح سازمان پیدا نکردند. افشاشدن مورد ملایر البته یک استثنا بود، ولی همین مورد هم نشان میداد که سازمان برای مخفی نگهداشتن
این جنبه از تشکیلات، حاضر است هرگونه منافع، هوادار و ارکان تشکیلاتی دیگر خود را قربانی کند. هنگامی که در ملایر علامتی نهچندان مهم از مسلحبودن سازمان بروز کرد که البته این از موارد بسیار استثنایی بود تلاش سازمان در راه خنثیکردن این موضوع و نیز تلاش انجمن جوانان مسلمان ملایر (شاخه ملایر سازمان) قابلتوجه بود. ماجرا از این قرار بود که در روز ۱۵/۲/۱۳۵۹، از شخصی که به رهبری سازمان مجاهدین خلق در ملایر مشهور بود، ۱۴ بمب ساعتی و به قولی تعدادی بمب دستی و سهراهی کشف و این فرد دستگیر و تحویل دادگاه انقلاب اسلامی شد. درپی آن به نوشته روزنامه انقلاب اسلامی، «درگیری بین اعضای این سازمان و مردم صورت پذیرفت که طی آن تعدادی از هواداران سازمان مجاهدین زخمی و به بیمارستان اعزام و تعدادی از آنها نیز دستگیر شدند.» انجمن جوانان مسلمان ملایر در نامهای به بنیصدر این حادثه را به حمله نظامی امریکا علیه ملت بهپاخاسته ربط داد و تقاضا کرد هرچه زودتر به این وضع رسیدگی شود. در این نامه هیچ اشارهای به وابستگی یا عدم وابستگی انجمن مزبور به سازمان مجاهدین خلق نشد، بلکه علت حادثه، دلایل حرکت سرکوب گروههای سیاسی و نه
تسلیحات مکشوفه، شمرده شد. این درحالی است که
سازمان روش تازهای در برخورد با این موضوع در پیش گرفت به این ترتیب که هم موضوع سلاح و بمب و سهراهی را غیرمرتبط با سازمان جلوه داد و هم در کاری ریشهایتر وابستگی و ارتباط انجمن مزبور را با سازمان نفی کرد. این اولینبار بود که ارتباط تشکیلاتی اینگونه تشکلها با سازمان نفی میشد و این از حساسیت مسئله حکایت داشت. ازنظر سازمان هر مسئلهای که بهنوعی زرادخانه سازمان را که برای روز موعود انبار میشد، طرح میکرد و باعث پیگیری آن میشد، بایستی پاک میگردید. دراینمورد، تکذیب سازمان درحالی بود که نهتنها فعالان سیاسی بلکه همه کسانی که اندک درنگی در مسائل روز داشتند میدانستند که نوع نامگذاری تشکلهای وابسته به سازمان چگونه است: انجمن دانشجویان مسلمان، انجمن زنان مسلمان، انجمن کارگران مسلمان و... مسئله بسیار حائز اهمیت بود که چنین امر آشکاری نفی میشد. یک نکته مهم در توضیح قدرت تشکیلاتی سازمان این است که درپی اعلام موضع سازمان، چند روز بعد، انجمن جوانان مسلمان ملایر با ادبیات و شیوهای کاملاً متفاوت با نامه ارسالی به رئیسجمهور، بهگونهای که معلوم بود از یک دستور تشکیلاتی تبعیت میکند، اطلاعیهای صادر کرد که در آن هم وابستگی تشکیلاتی به سازمان نفی شده بود و هم تبلیغی اساسی برای سازمان در بر داشت.
درمجموع، در دوره کتاب حاضر در بخش عمده افکارعمومی و نیز در محافل مذهبی آشکار و پنهان طرفدار نظام و همچنین در نگاه اکثریت قریببهاتفاق مسئولان وقت نظام، سازمان مجاهدین خلق از متحدان اصلی گروههای مسلح ضدنظام که در کردستان فعال بودند محسوب میشد، که فقط برای جذب نیروی بیشتر و آمادگی بهتر برای مبارزه مسلحانه، امروز مشی سیاسی پیشه کرده و برای همین هم مسئله تحویل سلاح و غیرنظامیشدن
خود را با تدابیر لطیف مسکوت میگذاشت.
درعینحال، این سازمان از اینکه بسان یک تشکل سیاسی آزاد قلمداد نمیشد با تاکتیکهای مبتنیبر مظلومنمایی، نهایت بهرهبرداری تبلیغاتی را میبرد. در این دوره تاکتیک نزدیکی به رئیسجمهور در
جناحبندی کنونی نیز بهصورت مسئلهای کلیدی و راهبردی به روشهای سازمان افزوده شد.
البته این تنها جلوه در بروز رفتار سازمان در کتاب حاضر نیست. در این دوره میراث گذشته سازمان یعنی مبارزه ضدامریکایی هنوز هم بهعنوان اصلیترین هدف و رفتار برای سازمان تبلیغ میشد و هنوز هم ابزاری برای مشروعیت و تداوم حیات پرشور آن و نیز عامل مهم جذب هوادار بود. این مسئله در تمامی سخنرانیها، اعلام مواضع، اعلامیهها، بیانیهها، نشریات و... مربوط به این سازمان دیده میشد؛ ازجمله، در اواخر دوره (۲۴/۲/۱۳۵۹)، در صفحه اول نشریه مجاهد (ارگان سازمان مجاهدین خلق)، در کنار عکسی از تجمع ضدامریکایی و ضداسرائیلی طرفداران سازمان در واشنگتن به مناسبت سالروز قرارداد کمپ دیوید، اطلاعیهای با عنوان "اعلامیه دانشجویان طرفدار سازمان در سالروز عقد قرارداد کمپ دیوید" درج شد. در این اطلاعیه آمده
است: «به نام خدا و به نام خلق قهرمان فلسطین و به نام همه خلقهای تحتستم دنیا. در سالروز عقد قرارداد کمپ دیوید ما طرفداران سازمان مجاهدین خلق ایران این بهاصطلاح قرارداد را با شدت هرچه تمامتر محکوم مینماییم. ...»
در دوره کتاب حاضر، سپاه بیشتر به یک تشکل انقلابی با اتکا به عنصر داوطلب شبیه بود تا یک تشکیلات و سازمان رسمی و موظف نظامی و هنوز ادامه وضعیت انقلابی، آشکارا در این نهاد قابلرؤیت بود.
سپاه در این اوضاع بیشتر درقالب یک تشکل ایدئولوژیک، سیاسی، نظامی، انقلابی و شناور دارای معنی بود تا یک نهاد رسمی نظامی با وظایف قانونی معین و محدود. درواقع بهجای انضباط ناشیاز یک سلسلهمراتب، قوانین و فرماندهی مشخص، انگیزهها و ایمان فردی افراد بود که درقالب تکلیف به تشخیص خود در مجموعهای به نام سپاه، جمع شده بودند تا از انقلاب اسلامی پاسداری کنند. در حوزهها، واحدها و ردههای مختلف
نوعی آزادی عمل وجود داشت که خاص سپاه بود و از نظم یک ارگان نظامی فاصله داشت. درحقیقت، نوعی نظم و احساس مسئولیت انقلابی و ضرورت تبعیت از کادرهای کیفیتر جایگزین سلسلهمراتب صرفاً نظامی بود. ازاینرو هر روز از گوشهوکنار سپاه اختلافاتی که ناشیاز تفاوت برداشتها در انجام تکلیف انقلابی بود بروز میکرد. این مشکل باید بهتدریج و در روند شکلگیری یک نهاد موظف رسمی قانونمدار و البته سراسری رفع میشد و راهحل سریعی برای آن وجود نداشت.
نکته قابلذکر این است که سپاه درعمل توانایی و قابلیت بالایی در برخورد با وظایف محولشده نشان داده و نوع واکنش گروههای مخالف و دشمنان نظام را از علائم حقانیت راه و درستی روشهای خود میدانست و زیر نظر یک نظم کلاسیک قرارگرفتن را بهمثابه اتلاف نیرو و ازدسترفتن فرصت و ایجاد تهدید برای انقلاب و نظام تلقی میکرد.
همواره مراقبت از سلامت عقیدتی و تشکیلاتی و رعایت قواعد وحدت و درگیری برای یک تشکل انقلابی از ضروریات است، سپاه نیز در این شرایط از این ضروریات معاف نبود. بهعنوان مثال، در این دوره یک آزمون برای سپاه پیش آمد بدین نحو که سازمان مجاهدین خلق اعلام کرد حاضر است تمامی نیروهای خود (میلیشیا چریک نیمهوقت) را برای مبارزه با امریکا تحتفرماندهی سپاه قرار بدهد. در واکنش به این امر روابطعمومی سپاه اطلاعیهای منتشر کرد که نشان میداد اختلاف سپاه و سازمان مجاهدین خلق در مبانی عقیدتی و خط مشی سیاسی عمیقتر از آن است که بتوانند به اقدام مشترک بپردازند، ولو این اقدام، مبارزه با امریکا باشد. علاوهبراین، بیاعتمادی سپاه به سازمان نیز یکبار دیگر در این اطلاعیه مورد تأکید قرار گرفت و مشخص
شد سپاه حرکات این سازمان را مبتنیبر ملاکهای مکتبی اسلام نمیداند.
از سوی دیگر، در آن موقعیت بااینکه سپاه جایگاه بسیار مهمی در محافل مختلف عقیدتی و سیاسی هوادار نظام داشت، نوع ارتباط قلبی و عقیدتی آن با امام خمینی جایی برای حضور مؤثر محافل مزبور در سپاه، بهگونهایکه ایجاد وابستگی کند، باقی
نمیگذاشت. بنابراین، سپاه شاخه نظامی هیچ گروه و جریان سیاسی داخل نظام نبوده و اینگونه هم تلقی نمیشد.
نصایح روز 12 اردیبهشت امام خمینی به فرماندهان سپاه، نمونهای از نوع رابطه سپاه با فرماندهی عالی آن است. امام خمینی در این ملاقات علاوهبر اعلام موضع درباره مسئله امریکا و مقایسه انقلاب اسلامی با دیگر انقلابها، خطاب به فرماندهان سپاه نصایحی را بدین صورت بیان کردند: «آن چیزی که باید من عرض کنم به شما آقایان که سران این جمعیتها هستید، این است که کاری بکنید که این نهضت لکهدار نشود. شما الآن جزء جنود الهی هستید. جندالله شما هستید. شما لشکر خدایید. کسی که لشکر خداست اگر خداینخواسته یک کاری بکند که مرضی خدا نباشد و آنوقت یکجوری باشد که گفته بشود که خوب، اینها هم مثل سابق، اینها حالا دستشان رسیده به یک چیزی اینها هم زور میگویند به مردم، اینها هم اذیت میکنند مردم را، اینها هم مثلاً مال مردم را خداینخواسته برمیدارند. اینطور نباشد. به جوانهایتان سفارش کنید.»
سپاه در طول این دوره، به سبب نوع نیروهای وقت، انعطاف تشکیلاتی و رو به رشد بودن، بعضی تحرکات انقلابی چشمگیر را بروز میداد که ویژه شرایط دوگانه (انقلاب نظام) بوده و نشان میداد این وضعیت، آزادی عملی را برای این نیرو به بار آورده است که با جایگاه یک سازمان نظامی یا انتظامی عادی متفاوت است. نامه مورخ ۱۰/۲/۱۳۵۹، مسئول واحد تدارکات سپاه به سفارت سوریه در تهران، با مهر واحد تدارکات سپاه و امضای محسن رفیقدوست، مربوط به خرید ۵۰۰ قبضه موشکانداز آر.پی.جی۷ و ۵ هزار گلوله موشک مربوط به آن، نمونهای از تفاوت وضعیت سپاه ازلحاظ تحرک، ارتباط و انعطاف تشکیلاتی است.
در شرایطی که هنوز نهادها و ارگانهای نظام جدید یا بهطور کامل تأسیس نشده یا هنوز بیتجربه و ناتوان بودند، سپاه پاسداران درعمل عمده وظایف برزمینمانده بسیاری از آنها را برعهده گرفته بود و این امر بهخصوص در مناطق مستعد بحران و برخی نواحی که مناسبات محلی بر روابط و ضوابط رسمی دولتی مقدم شمرده میشد، گاهی
چالشهایی درپی داشت. دراینمیان، انگیزههای فوقالعاده نیرومند افراد سپاه که از وضعیت انقلابی تازهگذشته در آنها باقی مانده بود نیز اغلب باعث میشد افراد برای حل ناهنجاریها خود را طوری به آبوآتش بزنند که ناظران نتوانند قضاوت واحدی راجع به آنان داشته باشند. واقعهای که ۲۱/۲/۱۳۵۹، در یکی از روستاهای جیرفت اتفاق افتاد یکی از وقایعی است که نمودی از آنچه گفته شد به حساب میآید. سه روایت متفاوت روزنامه جمهوری اسلامی، ستاد مشترک ارتش و استانداری کرمان دراینباره نشان میداد هرکدام از منظری متفاوت ماجرا را برداشت کرده و به قضاوت مختلفی رسیدهاند.
در این دوره، تنوع مسئولیتهای سپاه و حوزه گسترده ایفای نقش آن بهتناسب وضعیت کنونی ازجمله نکات قابلتوجه است. نیروهای سپاه در عرصه بسیار وسیعی درگیر مسائل مختلف، از درگیریهای نظامی مناطق بحرانی غرب کشور و منطقه گنبد تا برخورد با انواع نابسامانیهای سیاسی و اجتماعی تهران و دیگر شهرها بودند. مواردی که در ادامه آمده، نمودهایی از تنوع وظایف سپاه است.
در روز 1/2/1359، سپاه شهر گرگان با اعلام اینکه که برخی از مزارع تقسیمشده منطقه بهدست عوامل فئودالها تخریب شده است، هشدار داد که با عاملان این حوادث بهشدت مقابله خواهد کرد.
در چابهار، سپاه این شهر از تهران پیامی مبنیبر وظایف مراقبت از لنجهای حامل اسلحه غیرمجاز دریافت کرد.
در کرمانشاه نیز سپاه تلفنگرامی مبنیبر اقدامات خاص درباره آتشسوزی و قصد گروههای چپگرا برای تخریب پل جوانشیر از ستاد مشترک ارتش دریافت کرد.
در تهران، روزنامه جمهوری اسلامی پاسخ سپاه به مقاله "کنترل تلفنها سلب اعتماد و امنیت اجتماعی" مندرج در روزنامه مجاهد (ارگان سازمان مجاهدین خلق) را درج کرد که در آن ایرادات سازمان بررسی و مختصات خط مکتبی سپاه بیان شده بود.
در همدان هم رسیدگی به مسئله شورش زندانیان پس از آنکه از اقدامات نیروهای موظف مربوطه نتیجهای حاصل نشد به سپاه محول گردید.
نامه دکتر قندی وزیر پست و تلگراف و تلفن به سپاه در روز ۲۲/۲/۱۳۵۹، نمونهای دیگر از تنوع وظایف و توقعات از سپاه است. در این نامه آمده است: «بهطوریکه اطلاع دارند مراکز مخابراتی کشور ازجمله نقاط حساس است که باید بهطور مستمر زیر پوشش حفاظتی قرار گیرد و... خواهشمند است نظر موافق آن سپاه را دایر بر اعزام نفرات مورد نیاز اعلام و دستور فرمایند ترتیبی اتخاذ شود که در شهرهای بزرگ نیز بهنحوی که در تهران معمول خواهد شد با هماهنگی رئیس ستاد پاسداران و رئیس مخابرات افراد مورد نیاز برای حفاظت کاملاً مطمئن اختصاص داده شود.»
علاوهبر مأموریتهای درونمرزی مربوط به حفظ انقلاب در قبال تحرکات مسلحانه ضدنظام و مأموریتهای برونمرزی مربوط به پرکردن خلأ ارتشی نوسازیشده که هنوز براثر انقلاب فاقد آمادگی لازم بود، سپاه مأموریتهای انتظامی را هم برعهده داشت، این مأموریتها هم وظایف ژاندارمری (خارج شهر) و هم وظایف شهربانی (داخل شهر) را در بر میگرفت. البته همانطور که گذشت، تنوع حرکات سپاه به آنچه در اینجا ذکر شد محدود نمیشد. به همین دلیل، ضرورت ارزیابی و کنترل و خودانتقادی جدی، برای سالمماندن این تشکیلات بزرگ برآمده از انقلاب، در
نزد غالب عناصر آن احساس میشد. این امر در نوعی پویایی خودجوش و نه بهصورت الزام از بالا، درجهت تعیین و تصحیح و تداوم حرکت سپاه، به شکلهای مختلف وجود داشت. در طول دوره نمونههایی از نقادیها، کنترلها و ارزیابیهای داخلی سپاه، مشاهده میشود.
در دوره کتاب حاضر، سپاه گرچه بهطور طبیعی در داخل تشکیلات با مشکلات ناشیاز مرحله گذار انقلابی روبهرو
بود، اما درعینحال، گسترش اساسی خود ازجمله دراختیارگرفتن سازمان بسیج را نیز مدنظر داشت. بنابراین، درحالیکه
حرکت رسمی بسیج و تجهیز ارتش بیستمیلیونی
مستقل از سپاه برنامهریزی
شده و بهتدریج و البته با
کندی درحال شکلگیری بود، گسترش درجهت زیر بالوپرگرفتن بسیج و ارتش بیستمیلیونی از اهداف اصلی سپاه به شمار میآمد. البته درباره این شکلگیری باید یادآوری کرد که سازمان توانمند سپاه با تلاش نیروهای ورزیده انقلابی داوطلب، عمده کارهای اصلی سازماندهی و تشکیل ارتش بیستمیلیونی را نه بهعنوان وظیفه رسمی قانونی، بلکه بهعنوان یک تکلیف انقلابی، درعمل، برعهده گرفته و انجام میداد.
در اواخر این دوره (27/2/1359)، سپاه با امضای ستاد هماهنگی آموزش و سازماندهی ارتش بیستمیلیونی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نامهای به شورای انقلاب نوشت. در این نامه یادآوری شده است: پس از فرمان امام دایر بر تشکیل ارتش بیستمیلیونی، برای هماهنگکردن فعالیتهای سپاه پاسداران و ارتش و دیگر ارگانهای نظامی و انتظامی، ستادی به نام ستاد بسیج ملی تشکیل شده و اساسنامهای بهدست نمایندگان سپاه پاسداران، وزارت کشور و ارتش جمهوری اسلامی تنظیم گشت و بهمنظور تصحیح و تصویب به شورای انقلاب فرستاده شد. در ادامه نامه، سپاه اعلام کرده است: «متأسفانه ستاد بسیج هیچگاه تحقق واقعی نیافت و تنها سپاه پاسداران بود که امر آموزش و سازماندهی ارتش بیستمیلیونی را در سراسر کشور با برنامههای تدریسشده و تشکیلاتی منضبط بهعهده گرفت. ... آنچه اخیراً به نام قانون تشکیل سازمان بسیج ملی تدوین شده و به شورای انقلاب فرستاده شده است به دلایل زیر مورد تأیید این ستاد نمیباشد و درصورتیکه اصلاح نشود ما قادر به همکاری نخواهیم بود.» پس از 6 بند توضیح، اضافه شده است: «برای عرض توضیحات بیشتر، نماینده این ستاد در هرموقع که تعیین فرمایند خدمت خواهد رسید.»
یادآوری میشود، سازمان بسیج ملی، برای تحقق دیدگاههای امام خمینی درمورد تشکیل ارتش بیستمیلیونی، پیشتر بهطور رسمی تأسیس شده بود و برای نمایش قدرت مردمی و بیشتر برای معرفی و تبلیغ و آشناکردن عامه با این تشکیلات، مراسم مختلفی را برگزار میکرد. در رأس ستاد فرماندهی این سازمان که با تلاش سپاه و کادرهای
باانگیزه آن راهاندازی شده بود، یک جوان روحانی نهچندان معروف و باسابقه، قرار گرفته بود که تمایل زیادی برای استقلال این سازمان از هر نهاد دولتی و انقلابی داشت.
فرماندهان سپاه که بسیج را مولودی از سپاه میدانستند، از همان بدو کار اعتراض و نگرانی خود را درمورد استقلال بسیج، در محافل خصوصی پنهان نمیکردند. بعدها، پس از مباحث بحثانگیز و مفصل، مجلس شورای اسلامی سازمان بسیج ملی را با عنوان سازمان بسیج مستضعفین، زیرنظر سپاه و درواقع یکی از واحدهای آن معرفی کرد.
قبل از هر چیز، بهلحاظ عوامل مختلف ازجمله وجود تفاوتهای اساسی در زمینههای پیدایش و گسترش باید بر طبیعیبودن ویژگیهای متفاوت سپاه و ارتش تأکید کرد.
درعمل، یکی از مشکلات قابلذکر، اما نهچندان مهم و حاد این دوره، ناهماهنگی و برخی اختلافات موجود میان ارتش و سپاه بود. این اختلافات برخی طبیعی و به تفاوت نوع سازمان و تشکیلات و بعضی دیگر به تفاوت انگیزهها و خصلتهای غالب و رایج در هرکدام از این دو نیرو مربوط میشد و برخی نیز درواقع نوعی فرافکنی و پاسخ به فشارهای طرف مقابل بود؛ چراکه یک طرف توقع کار جدیتر و رفتار انقلابی و نه صرفاً انجام وظیفه اداری را داشت و طرف دیگر رعایت نظم رایج، اهمیت به ظواهر سلسلهمراتب و دیگر قواعد ارتشی را متوقع بود.
در شرایطی که سپاه هم در عرصه مقابله با گروهها و تشکیلات مسلح مخالف نظام در جنبههای مختلف سیاسی، عقیدتی و نیز نظامی و امنیتی تنها نیروی قابلاتکای
نظام جدید بود و هم در بحرانهای
مناطق کردنشین، عامل اصلی خنثیکردن
تدابیر و سیاستها و روشهای گروههای قدرتمند و سابقهدار منطقهای به حساب میآمد، این یک خطر بود که آسیب تفرقه و اختلاف میان این نیروی نوپا و رو به رشد با همراهان ارتشی آن بهصورت
تهدیدی جدی ظاهر شود.
درواقع در کنار فعالیت نیروهای مذهبی و مؤمن ارتش که بار اصلی ایفای وظایف ارتش، عمدتاً بهطور داوطلبانه بر دوش آنها بود، گاهی نوعی واکنشهای غیردوستانه و غیرانقلابی نیز تبادلها و همراهیهای فراوان دو نیروی
سپاه و ارتش را به خدشه و تضعیف، تهدید میکرد. البته واکنشها و رفتار غیردوستانه که از شمول دفعات و کمیت بالایی هم برخوردار نبود، از هر دو طرف مشاهده میشد، ولی جهتگیریها و دغدغهها متفاوت بود. این قبیل رفتارها که بهطورکلی بهصورت گلایه ظاهر میشد، اغلب مربوط به سطح میانی بود و به سطوح عالی فرماندهی تسری نمییافت. در این سطح، بهخصوص در آن شرایط حساس از دامنزدن به اختلافاتی که درصورت مهار نشدن میتوانست کارایی هر دو نیرو را کاهش دهد، پرهیز میشد. برای نمونه میتوان از گلایههای مربوط به وضعیت حساس سنندج یاد کرد.
در هنگامهای که درگیریها در سنندج همچنان ادامه داشت، ایجاد هماهنگی و وحدت فرماندهی و عمل میان نیروهای مسلح متفاوت موجود یعنی نیروهای داوطلب و سپاه و از طرفی نیروهای موظف ارتش که هرکدام در فضای جداگانهای به سر میبردند از معضلات بود.
بهخصوص که فرمانده کل قوا بنیصدر بود و در ذهنیت نیروهای سپاه به وی مشکل اساسی وجود داشت و او را فردی میدانستند که صرفنظر از مواضع سیاسی، در اینگونه موارد فردی بیاطلاع بوده و ذهن و ملاک تصمیمگیریهای خود را دراختیار فرماندهان ارتشی قرار داده است که چندان توانایی و تمایلی به انجام روشها و راهحلهای مورد نظر سپاه ندارند. طبیعی است صرفنظر از صحتوسقم، زمینهها و وجود اینگونه دیدگاهها بهتنهایی مشکلآفرین بود.
بااینهمه، بنیصدر در مقام فرماندهی کل قوا، به اتخاذ تدابیری برای حل این معضلات دست زد که درقالب دستورالعملهایی ازسوی ستاد مشترک ارتش به کلیه نیروهای مسلح درگیر ابلاغ شد؛ ازجمله در یک تلفنگرام اعلام شد: «در جلسه شورای وزرای امنیتی روز ۱۶/۲/۱۳۵۹، با توافق مقامات مسئول ریاستجمهور
فرمودند آقای ابوشریف و سرگرد شیرازی در منطقه لشکر۲۸ حضور داشته باشند و زیر امر فرمانده لشکر عملیات هماهنگ نموده از اقدامات مستقل و موضعی بینتیجه خودداری شود.» فقط همین یک دستورالعمل که افرادی چون ابوشریف و صیاد شیرازی را زیر امر لشکر۲۸ قرار میداد، خود گویای بیاطلاعی بنیصدر و از طرفی پیشاپیش محکوم به شکستبودن مدیریت
وی بود. بهخصوص در فضای انقلابی وقت که شخصیت و رفتار انقلابی بیشتر افراد مقدم بر شخصیت و رفتار سازمانی و قانونی آنان بود، اینگونه دستورالعملها فقط واکنش و ذهنیت منفی نسبت به وی را افزایش میداد.
علاوهبراین، غالب نیروهای سپاه فقط با اقشار و افراد خاصی از ارتش که ازنظر تعلقات دینی و انقلابی ویژگیهای سپاه را داشتند، مایل و قادر به همکاری بودند، مهمتر از همه اینکه فضای حاکم بر سپاه و نیروهای آن بهگونهای بود که قرارگرفتن زیر نظر ارتش را نهتنها امری مفید و مثبت تلقی نمیکردند، بلکه آن را عامل کماثرشدن و هدررفتن نیروی خود میشمردند. گذشته از این، درعمل سختی کار و ویژگیهای آن وضعیت بحرانی که پیشبرد امور متکی بر ایثار و داوطلبی بود، خودبهخود به افرادی که جدیتر، کوشاتر و خطرپذیرتر بودند در صحنه و میدان عمل نقش هدایت و فرماندهی میداد.
از سوی دیگر، رئیس ستاد مشترک و برخی دیگر از فرماندهان ارتش که در نقش یک فرمانده عالی نظامی و درگیر مسئولیتهای خویش بودند، نمیتوانستند به چنین ظرایفی دقت و توجه لازم را مبذول دارند و این باعث ناهماهنگیهایی میشد. بهطوریکه در روز ۳/۲/۱۳۵۹، ابلاغیهای با امضای سرلشکر شادمهر رئیس ستاد مشترک ارتش، برای نیروهای زمینی و هوایی ارتش، ژاندارمری و نیز سپاه پاسداران ارسال شد که حاوی تدبیر کلی عملیات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب کشور بود. در متن پیام قید شده بود که تدبیر مزبور به تصویب فرماندهی کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران (بنیصدر)
رسیده است. در این پیام که در سه عنوان وضعیت، مأموریت و اجرا تنظیم شده بود درمورد سپاه پاسداران آمده است: «سپاه پاسداران انقلاب با استعدادی درحدود ۴۰۰۰ نفر تحتکنترل عملیاتی نیروی زمینی عمل
خواهد کرد، جنگافزار سنگین مورد نیاز سپاه پاسداران بهوسیله نیروی زمینی تأمین میگردد.» در ادامه این ابلاغیه به تشکیل مرکز عملیات تاکتیکی مشترک و هدایت عملیات توسط نیروی زمینی ارتش و اینکه طرح هر عملیات پس از تصویب ستاد مشترک ارتش قابلاجرا میباشد، اشاره شده بود. تصویری که در این تدبیر از میزان توانایی ارتش در
مقابله با بحرانهای موجود و بهخصوص از نوع همکاری سپاه و ارتش ترسیم شده بود، درعمل بهکلی متفاوت با واقعیت و نیز علامت عدم شناخت تهیهکنندگان آن از ماهیت و بافت سپاه و جایگاه آن در شرایط وقت بود. این را روند تحولات بعدی، در طول دوره کتاب تأیید کرد.
در این دوره، ارتش به اشکال مختلف مورد هجوم گروههایی بود که از همان ابتدای پیدایش نظام جدید، شعار انحلال ارتش امریکایی را به جد سر میدادند. هجومی که نهفقط از بیرون، بلکه بهصورتی خطرناکتر از درون به شکل نفوذ پیگیرانه وجود داشت. در امر خنثیکردن این تهدید دولبه، چه در تصمیمسازی و تصمیمگیری و چه درعمل، نقش و جایگاه سپاه، بهدلیل بافت و ترکیب و چگونگی ربط آن با انقلاب، نقش و جایگاه ویژهای بود و بهطور عملی درجهت حذف موانع و رفع مشکلات ارتش برای مسئولان نظام و نیز فرماندهان متعهد ارتش پشتوانه و حامی مغتنمی محسوب میشد. تلفنگرامی که از سپاه خرمآباد برای مرکز فرماندهی سپاه ارسال شد بروزی از این نقش را نشان میدهد. در این تلفنگرام آمده بود: «ساعت ۱۰ صبح که تیپ۸۴ خرمآباد ارتش قصد داشت یک گردان به سنندج روانه کنند، زمانیکه افراد برای اعزام آماده شده بودند ۲ نفر از افراد این تیپ به مخالفت با این مأموریت پرداختند و گفتند ما به مأموریت برادرکشی نخواهیم رفت. بعداً در جستوجویی که با حکم دادستانی از خانه یکی از این دو انجام شد تعدادی اعلامیه گروههای چپی، نامههایی بهسرقترفته از ارتش و کتابهای تاکتیک و نقشههای نظامی به دست آمد.»
در اواخر این دوره در شرایطی که ارتش درگیر مسائل کردستان بود و بهشدت
ازطرف گروههای کمونیستی تحت فشارهای چندجانبه قرار داشت از جهتی کاملاً متضاد نیز بهنحوی آشکار زیر سؤال رفت. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ۲۴/۲/۱۳۵۹، بیانیهای منتشر کرد که روزنامه جمهوری اسلامی آن را تیتر اصلی خود قرار داد و در سه ردیف، با عنوان درشت "آماده باش با طرح کودتای امریکایی مقابله کنیم" این بیانیه را در نیمصفحه
اول خود به چاپ رساند. در این بیانیه آمده است: «مردم مسلمان و انقلابی!
براساس اطلاعات موثقی که به ما رسیده، امریکای جهانخوار با تکیه بر ستون پنجم خود (ایادی مزدور داخلی) و با همکاری فراماسونری، صهیونیزم بینالمللی، اینتلجنت سرویس، موساد و... درصدد تهاجم نظامی جدیدی است. بدین معنی که توطئه شکستخوردهاش در طبس در ابعاد وسیعتری ادامه یافته، احتمالاً توسط عمالش در درون ارتش (که متأسفانه بعضاً تا فرماندهی سطوح بالا نیز نفوذ کردهاند)، ساواکیهای فراری و مخفی (که اینها نیز متأسفانه احیاء شبکه کردهاند!) و... درصدد برپانمودن یک کودتای داخلی
است، (این کودتا ممکن است تحتعنوان "دفاع از انقلاب اسلامی"، "مارکسیستی و دست چپی" یا "ملی و دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران" باشد). این کودتا ... بلافاصله با یک کودتای دیگر دست راستی به شیوه اندونزی سرنگون میشود! ... تأکید میکنیم که ما شرایط کنونی را (همچنان که در بیانیه "نگاهی به توطئه نظامی امریکا" مفصلاً شرح دادهایم)، همانند شرایط ۲۵ تا ۲۸ مرداد ۳۲ ارزیابی کرده، هرلحظه امکان اجرای نقشههای ویرانگری را توسط اجانب و ایادی داخلیشان میدهیم.»
گذشته از تمام آنچه ذکر شد، ارتش در آن اوضاع، بهسبب تصفیه رأس آن (تیمسار به بالا) در انقلاب، قطع پشتوانه لجستیک آن (امریکا و انگلیس) و نیز نابودی ایدئولوژی حاکم بر آن (شاهنشاهی) و تازهواردبودن ایدئولوژی جدید ناشیاز انقلاب اسلامی، هنوز در وضعیتی بسیار شکننده به سر میبرد. بدیهی است که برای رویپاایستادن مجدد محتاج کمک فراوانی باشد و در آن موقعیت فقط نیروهایی نظیر نیروهای سپاه پاسداران میتوانستند ارتش را دربرابر هجوم بیامان مشکلات متعدد نابودکننده، محافظت و نیز تقویت کنند. نقطه اتصال، البته نیروهای مذهبی انقلابی ارتش بوده است.
یکی از این مشکلات متعدد نابودکننده همان کودتای داخلی مذکور بود که البته نه با چارچوب تحلیلی یادشده در بیانیه، در تیرماه ۱۳۵۹، روی داد و خسارات فراوانی به ارتش جمهوری اسلامی ایران وارد کرد.
در اینجا لازم است از کلیه اعضا و کارکنان مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس (مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ) که در مدت طولانی مراحل تحقیق و تدوین این کتاب (حدود ۸ سال) حتی خارج از وظایف رسمی مرکز به رفع مشکلات عدیده کار اقدام کردند و در جنبههای مختلفی اینجانب را یاری دادند، بهخصوص برادران عزیزم محسن رشید، حسین اردستانی، حمیدرضا فراهانی، مجید نداف و مهدی انصاری سپاسگزاری کنم. همچنین باید از کوشش و تلاش دستیارانم در امر تحقیق محمدرضا نخعی و زهرهسادات بطحایی، بهویژه از زحمات و پیگیریهای متعهدانه سجاد نخعی و فاطمهسادات مدنی در مراحل مختلف تحقیق و تدوین کتاب تشکر کنم.
وظیفه خود میدانم از برادر ابراهیم حاجمحمدزاده یاد کنم که مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ و نیز پروژه روزشمار جنگ با تعهد و همت و انگیزه مثالزدنی وی راهاندازی شد و بر گردن راویان، محققان و نویسندگان مرکز بهخصوص حقیر حقی بزرگ و فراموشنشدنی دارد و دعا کنم خداوند به او جزای خیر بدهد و او را از شرور مختلف روزگار حفظ کند.
آرزو میکنم این اثر بتواند در امر تهیه منابع اولیه تاریخ دفاع مقدس و زمینههای آن در انقلاب اسلامی و درجهت رفع نیاز محققان کنونی و آتی و در ممانعت از تحریف تاریخ ایران اسلامی
گامی هرچند ناچیز محسوب شود که دراینصورت مقصود نویسنده حاصل شده است.
و دعای پایانی اینکه: امید دارم تهیه این کتاب مرضی حضرت حق جل و اعلی بوده باشد و به این سبب پدر و مادرم را مشمول غفران و رحمت واسعهاش قرار بدهد و خانوادهام، بهخصوص همسرم را که در این مدت طولانی، فداکارانه شریک رنجهای کار بود از شر آسیبهای جسمی و روحی مصون دارد و به این حقیر از خزانه بیکران لطفش پاداش دنیوی و اخروی عنایت بفرماید.
هادی نخعی ۲۲ بهمن ۱۳۹۱
طرح و بررسی موضوع اقدام نظامی امریکا علیه ایران برای حل ماجرای گروگانها،
امروز نیز مانند روزهای اخیر هم در سطح آشکار و هم در سطح سری، ادامه یافت. در سطح علنی موافقان و مخالفان به بیان دیدگاههای خود پرداختند، ولی در سطح سری تصمیم قطعی برای اجرای "عملیات نجات" با مخالفت شدید وزیر امور خارجه امریکا روبهرو شد، تا جایی که به استعفای وی انجامید.
آنچه در سطح آشکار به آن پرداخته میشود، از یک روال کلی تبعیت میکند و بهطورکلی چشمانداز روشنی درباب تهدید نظامی و بهخصوص انجام کوتاهمدت آن، ترسیم نمیشود و به این ترتیب، فضای آمادگی قطعی مقابله را در ایران و در مسئولان جمهوری اسلامی ایجاد نمیکند، اما درعینحال، تکرار این موضوع از جنبههای مختلف، نوعی عادت و آمادگی در افکارعمومی به وجود میآورد.
در ادامه این وضعیت امروز در پاریس، ریچارد نیکسون رئیسجمهور اسبق امریکا، در مصاحبهای مطبوعاتی گفت: اگر فرانسه و سایر متحدان اروپای غربی امریکا به محدودیتهای این کشور علیه ایران نپیوندند، ایالات متحده برای آزادی گروگانها ناچار به اقدام نظامی خواهد شد. وی افزود: من میدانم این کار برای دوستان فرانسوی و سایر متحدان اروپای غربی امریکا دشوار است، ولی شرکت این کشورها در قرنطینه اقتصادی ایران واجد اهمیت فراوان است. انجام چنین کاری خطرهای فراوانی دارد. من میدانم
فرانسه و آلمانغربی بیش از ایالات متحده به نفت وابسته هستند، ولی اگر این کار انجام نشود، وقایع دیگری ممکن است اتفاق بیفتد. نیکسون اضافه کرد: درصورتیکه کشورهای اروپای غربی از امریکا حمایت نکنند، اگر حرفهای پرزیدنت کارتر مفهومی داشته باشد که من امیدوارم داشته باشد اقدام نظامی پیش خواهد آمد و خطر چنین کاری بهمراتب بیشتر است. نیکسون با رد اظهاراتی مبنیبر اینکه اروپای غربی هیچ منازعهای با ایران ندارد و مسئله گروگانها مشکل امریکا است، گفت: تروریسم یک
مسئله جهانی است. وی اضافه کرد که میداند
اتحاد شوروی بیکار نخواهد نشست، توسل به اقدام نظامی خطرهای بزرگ دربردارد،
ولی خطر انجامندادن آن و جلوه گر شدن امریکا بهمثابه یک هیولای بیدفاع بهمراتب بزرگتر است. نیکسون همچنین خواستار افزایش بودجه دفاعی امریکا شد. (1)
دراینزمینه، هانس دیتریش گنشر وزیر امور خارجه آلمان فدرال، در یک مصاحبه رادیویی بر ضرورت اتخاذ تصمیم مشترک اروپاییان تأکید کرد و افزود: بهکارگیری تمام امکانات مسالمتآمیز برای آزادی گروگانهای سفارت امریکا در تهران، استفاده از وسایل نظامی را بعید میسازد. (2)
ماسایوشی اوهیرا نخستوزیر ژاپن نیز از ایالات متحده امریکا خواست تا به ماجرای تأسفانگیز گروگانگیری در تهران ازطریق راهکارهای سیاسی پایان دهد و برای این منظور وسایل نظامی را به کار نگیرد. وی در گفتوگو با سفیر امریکا در توکیو درعینحال تأکید کرد که ژاپن حاضر است تا در یک فشار مؤثر نظامی علیه ایران شرکت کند. (3)
همچنین سابورو اوکیتا وزیر امور خارجه ژاپن، امروز در لوکزامبورگ خطاب به امیلیو کلمبو دبیر اجرایی جامعه اقتصادی اروپا، اعلام کرد که کشورش آماده است در تصمیمهایی که روز سهشنبه وزیران امور خارجه ۹ کشور عضو بازار مشترک اروپا در قبال ایران اتخاذ خواهند کرد شرکت جوید. وی گفت: موضع اساسی ژاپن یافتن راهحلی صلحجویانه و مخالفت با کلیه اقدامات نظامی امریکا در ایران است. (4)
از سوی دیگر، دن شومردن ژنرال اسرائیلی که در سال 1۹۷۶، فرماندهی عملیات "گروگانگیری فرودگاه انتبه" را به عهده داشت، آزادکردن گروگانهای امریکایی در تهران را با استفاده از زور امکانپذیر
دانست. ژنرال شومردن در مصاحبهای با روزنامه داوار
سوید اظهار کرد: در موقعیت فعلی ایران و تهران و فقدان یک قدرت مرکزی، امکان دارد از اوضاع درهم و برهم سود برد و به عملیات نجات گروگانها دست زد. وی افزود که تصمیم ایالات
متحده برای اجرای عملیات نجات گروگانها باتوجهبه خطر موجود برای گروگانها و اقدامات بینالمللی پس از آن خواهد بود، لکن باید گفت مسئله اصلی گروگانها نیستند، بلکه موقعیتی است که یک ابرقدرت با آن مواجه شده است. ایالات متحده با اسرائیل تفاوت بسیار دارد و شکست در این عملیات ضربهای به حیثیت امریکا خواهد بود. (5)
روزنامه امریکایی واشنگتن پست نیز در تفسیری دراینباره نوشت: درگیری احتمالی نیروهای مسلح ایالات متحده با ایران احتمالاً پرخطرترین استفاده از نیروهای مسلح ایالات متحده پس از سالها خواهد بود و بهعنوان اولین قدم در راهی تلقی میشود که پایان آن قابلپیشبینی نیست. آثار اقدام نظامی برای اروپا و ژاپن دردآور و بهدلیل اشاعه ناآرامی در بین کشورهای صادرکننده نفت خلیجفارس خطرناک خواهد بود. مشاوران رئیسجمهور امریکا بهتازگی تأیید کردهاند که خطر دستزدن به یک اقدام نظامی، بسیار بزرگ است، ولی همین مشاوران گفتهاند خودداری بیشتر در انجام اقدامی برای آزادی گروگانها، هم در صحنه بینالمللی و هم در صحنه داخلی نتایج بسیار گران به دنبال خواهد داشت. (6)
1) 1. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 32، 2/2/1359، ص10، پاریس خبرگزاری رویتر، 21 آوریل 1980 {1/2/1359}.
2) 2. همان، صص 18 و 19، بخش فارسی رادیو کلن، 1/2/1359.
3) 3. همان، ص18، بخش فارسی رادیو کلن، 1/2/1359.
4) 4. روزنامه بامداد، 3/2/1359، ص3.
5) 5. روزنامه انقلاب اسلامی، 1/2/1359، ص16.
6) 6. روزنامه جمهوری اسلامی، 2/2/1359، ص12.
در سطح سری، رئیسجمهور و شورای امنیت ملی امریکا طرح یک اقدام نظامی با عنوان "عملیات نجات گروگانها" را طبق برنامه و بدون تزلزل دنبال میکنند و حتی استعفای امروز وزیر امور خارجه امریکا تغییری در این تصمیم ایجاد نکرده است. البته ونس امروز استعفا داد، ولی خبر این استعفا قرار است چند روز بعد اعلام شود. (1)
سایروس ونس وزیر امور خارجه امریکا، که روز گذشته با اتمام مرخصی خود به واشنگتن بازگشت، مطلع شد در غیاب وی تصمیم قطعی درباره عملیات نجات اتخاذ شده است. وی امروز صبح خیلی زود به دیدار رئیسجمهور رفت و نگرانی بسیار عمیق خود را درباره این تصمیم ابراز و سپس اعتراضهای خود را یکبهیک بیان کرد. (2)ونس به کارتر گفت: از آنجا که نمیتواند از عملیات نجات حمایت کند، بهتر است استعفا کند. (3)دراینباره ونس اظهار کرد: «در صبح روز دوشنبه 21 آوریل، درنهایت اندوه، نامه رسمی استعفای خود را نوشتم و بعدازظهر همان روز، شخصاً آن را به دست رئیسجمهوری دادم. ... کارتر نامه را خواند و بهآرامی آن را تا کرد و در جیب خود گذاشت و گفت باید دراینباره صحبت کنیم. من گفتم تصمیم من قطعی است و به فرض موفقیت مأموریت نجات هم از آن عدول نخواهم کرد. رئیسجمهور از من خواست که از افشای موضوع استعفای خود قبل از عملیات خودداری کنم و تا آن موقع به کار خود در وزارت خارجه ادامه بدهم.» (4)
تصویر
سایروس ونس وزیر امور خارجه امریکا؛
قطعی شدن اجرای عملیات طبس در شورای امنیت ملی امریکا به استعفای وی انجامید.
در ملاقات صبح امروز ونس با کارتر، وزیر امور خارجه امریکا عمدهترین نگرانیها و دلایل مخالفت خود را با طرح مذکور چنین توضیح داد: اولاً، این عملیات بینهایت دشوار و شانس موفقیت در آن بسیار کم است. ثانیاً، حتی اگر عملیات موفقیتآمیز هم باشد، بعضی از گروگانها حین عملیات کشته خواهند شد. درصورتیکه
بعضی از گروگانها نجات یابند، احتمال دارد روز بعد افراد دیگری دستگیر شوند. (و این شامل گزارشگران امریکایی و شاید حتی انگلیسی و فرانسوی هم میباشد) و چهبسا در پایان عملیات، تعداد گروگانها حتی از قبل هم بیشتر شود. بجز موضوع گروگانها، مسئله اثر سیاسی عملیات نجات نیز مطرح شد. ونس احتمال میداد این کار انفجاری در کل منطقه غرب آسیا ایجاد کند و احتمال جنگ مسلمانان علیه غرب را افزایش دهد و علاوهبراین
مشکلات دیگری نیز میان ایالات متحده و متحدانش بروز کند. ونس یادآوری کرد: ایالات متحده بهتازگی علاوهبر محدودکردن روابط سیاسی، تجارت با ایران جز درزمینه کشاورزی را هم قدغن کرده و با این قول که ایالات متحده
1) 7. جولیتو کیهزا، هدف: تهران، ترجمه هادی سهرابی، تهران: نشر نو، چاپ دوم، 1362، ص22.
2) 8. پیر سالینجر، امریکا در بند، تهران: کتابسرا، 1362، ص279.
3) 9. ادوارد کلن، امریکا در اسارت، مترجمان توران خاوری و سرور طلیعه، تهران: انتشارات قلم، 1362، ص181.
4) 10. سایروس ونس، زبیگنیو برژینسکی، توطئه در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران: انتشارات هفته، 1362، ص93.
اقدام به عملی نظامی نخواهد کرد، با فشار از متحدان خود میخواهد این کشور را در تحریم همراهی کنند.(1)وقتی این متفقین که نمیشود آنان را از پیش در جریان عملیات گذاشت پی ببرند که فریب خوردهاند، چه واکنشی از خود نشان میدهند؟ بالاخره ونس میاندیشید اقدامات نظامی، حتی اگر بهصورت محدود برای نجات گروگانها باشد، ایران را به آغوش شوروی سوق میدهد.
وقتی سخنان ونس به پایان رسید، رئیسجمهور گفت: اینها دلایلی منطقی هستند. آیا میل دارید آنها را برای شورای امنیت ملی بازگو کنید؟ ونس گفت: بله مایلم.
دو ساعت بعد، ونس دلایل خود را برای شورای امنیت ملی بیان کرد. بهدنبال سخنان وی بحث مختصری شد و پس از آن درباره تصمیمی که در 11 آوریل اتخاذ شده بود، دوباره رأیگیری شد. تنها رأی منفی متعلق به ونس بود. ونس به رئیسجمهور قول داد تا پایان عملیات درباره استعفای خود حرفی نزند.
پیش از آن، رئیسجمهور به تمام افراد کاخ سفید که از آن تصمیم مطلع بودند هشدار داده بود تا از بیان هر مطلبی که حاکیاز وقوع حادثهای باشد، خودداری کنند. (2)
درحالیکه قرار است در اجلاس آتی کشورهای عضو جامعه اقتصادی اروپا در لوکزامبورگ، درباره نوع حمایت از امریکا علیه ایران تصمیمگیری شود، پارلمان اروپا در استراسبورگ در قطعنامهای، گروگانگیری تهران را بهشدت محکوم کرد و به 9 کشور عضو بازار مشترک اروپا پیشنهاد کرد درصدد قطع مناسبات دیپلماتیک خود با ایران برآیند. تصمیم پارلمان اروپا، در یک جلسه فوقالعاده اتخاذ شد. (3)
دراینحال، برخی کشورها با اعلام مواضع قبلی به استقبال اجلاس مذکور میروند و میکوشند در نتایج آن تأثیرگذار باشند. ازجمله، امروز در لندن، داگلاس هرد سخنگوی وزارت امور خارجه انگلیس، در یک گفت وگوی تلویزیونی گفت فکر میکنم عدم حمایت از امریکا علیه ایران به خروج این کشور از ناتو بینجامد و عواقب این اقدام برای متحدان این کشور بسیار وخیم خواهد بود و خطر جدی درپی خواهد داشت، البته، نه بهزودی و نه لزوماً امسال، اما در طولانیمدت، احساس عمومی در امریکا چنین خواهد شد که آنها به اتحادی تعلق دارند که مهم و کارآمد است، اما حاضر نیست خود را درگیر مشکلات کند.
به گفته هرد، چنانچه دول عضو بازار مشترک نتوانند در اجلاس لوکزامبورگ به تصمیم مشترکی دست یابند، آنوقت، دولتهای حامی امریکا باید با یکدیگر تماس بگیرند و ببینند در
این موقعیت ناراحتکننده چه کاری میتوانند انجام دهند. به گزارش آسوشیتدپرس، مقصود هرد از این کشورها، بهخصوص انگلستان و آلمان بود. (1)
امروز همچنین رادیو کلن گزارشی منتشر کرد که نشانه شدت مواضع غیردوستانه بخشی از حاکمیت کنونی آلمانغربی علیه ایران است. به گزارش این رادیو: «رئیس اتحادیه بانکهای پسانداز در آلمان فدرال اطمینان داد که مؤسسات اعتباری در جمهوری فدرال آلمان تصمیمات سیاسی علیه ایران بهعلت ماجرای گروگانگیری در تهران [را] محترم خواهند شمرد. وی در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت که این موضوع درمورد مسئله مسدودساختن حسابهای مربوط به سپردههای ایران در آلمان نیز اعتبار دارد. رئیس اتحادیه بانکهای پسانداز درعینحال خاطرنشان کرد که ایران تابهحال به تمامی تعهدات مالی خود عمل کرده و به همین جهت مؤسسات اعتباری اقدامات خاصی را ازسوی خود به عمل نخواهند آورد.» (2)
در واکنش به چنین مواضعی، امروز، سفارت ایران در آلمانغربی در یک اطلاعیه مطبوعاتی تأکید کرد: کوششهای دولت فدرال آلمان برای واداشتن کشورهای عضو جامعه اروپا به انجام تحریمهای
درخواستی دولت امریکا علیه ایران، روابط خوب قدیمی بین ملت آلمان و ایران را به خطر میاندازد. سفارت
ایران در این کوششهای دولت آلمان، نشانی از گروههای فشار مییابد که با نفوذ در جمهوری فدرال آلمان امید دارند شرایط مساعد خود را در ایران به وجود آورند و بهنفع خود از آن بهرهبرداری کنند. (3)
در همین حال، به گزارش خبرگزاری آلمانشرقی، امروز، یک هیئت تجاری ایرانی به سرپرستی معاون وزارت بازرگانی این کشور در آلمانشرقی مذاکراتی را با این دولت آغاز کرد. در این مذاکرات «هر دو طرف علاقه فیمابین را به تعمیق روابط و ایجاد همکاریهای ثمربخش دوجانبه براساس حق مالکیت، تساوی حقوق و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر تأیید کردند.» (4)
یادآوری میشود دیگر کشورهای نزدیک به بلوک شرق نیز امروز به اعلام مواضع خود در حمایت از ایران دربرابر امریکا پرداختند. ازجمله، کرهشمالی محدودیتهای امریکا علیه ایران را یک عمل مطرود سیاسی که هدف آن لطمهزدن به استقلال ایران است، خواند و آن را محکوم کرد. روزنامه رودونگ سیمنون ارگان حزب کمونیست کره شمالی، دراینباره نوشت: هدف از محدودیتهای امریکا علیه ایران مرعوبکردن ملت و دولت ایران و وادارساختن آنها به تغییر موضع مستقل ضدامریکاییشان است. این نشریه افزود: این کار دخالت مستقیم در امور داخلی یک کشور دیگر است. رودونگ سیمنون هشدار داد: هیچ تهدید و باجخواهی نمیتواند مردم ایران را مقهور سازد و اقدامات کارتر را تاکتیکهایی برای کسب محبوبیت و اشغال کرسی ریاستجمهوری امریکا خواند. (5)
برخی کشورها نیز بهنوعی که برایشان ضرر چندانی نداشته باشد از امریکا حمایت کردند. ازجمله دولت استرالیا امروز، با یک سلسله محدودیتهای تجاری ایران موافقت کرد که میتواند در آینده بهصورت تحریمی مؤثر از مواد غیرغذایی درآید.
به گزارش آسوشیتدپرس: «[در] هفتماهه سال گذشته صادرات مواد غذایی استرالیا به ایران 96 میلیون دلار بوده [درحالیکه] صادرات مواد غیرغذاییاش 11 میلیون دلار بیشتر نمیشده است.» (1)
در ایران علیاکبر معینفر وزیر نفت، در یک نشست مطبوعاتی با حضور جمعی از خبرنگاران داخلی و خارجی شرکت کرد. وی در بخشی از سخنانش گفت: خط مشی ما در آینده ازلحاظ فروش نفت همان چیزی است که پیشتر نیز اعلام شده بود و ما به هر کشوری که از امریکا حمایت کند و در تحریم اقتصادی علیه ایران شرکت کند، نفت نخواهیم فروخت. وی افزود: 40 درصد نفت ما به کشورهای عضو بازار مشترک اروپا صادر میشود. چنانچه این کشورها در تحریم اقتصادی ما شرکت کنند ما این 40 درصد نفت را به آنها نخواهیم فروخت و سعی میکنیم اولاً، تا جایی که بتوانیم نفت کمتری صادر کنیم، زیرا ما قسمتی از پول نفتی را که در گذشته به دست میآوردیم
برای خرید قطعات و وسایل از این کشورها مصرف میکردیم و چنانچه این کشورها به ما چیزی نفروشند، لزومی ندارد که ما این سطح تولید را به میزان قبلی نگه داریم و این فرصت خوبی است که ما میتوانیم در تولید نفت صرفهجویی کنیم. ثانیاً، ما با 42 کشور جهان قرارداد فروش نفت داریم و هنوز کشورهای زیادی وجود دارند که طالب نفت ما میباشند و چنانچه ما به کشورهای بازار مشترک نفت نفروشیم، میتوانیم ظرف چند هفته مشتریان لازم را به دست آوریم و طبیعی است که زیان واقعی به کشورهای بازار مشترک که مجبورند نفت را به قیمت بیشتر در بازار آزاد بخرند، وارد میشود. (2)
علیاکبر معینفر وزیر نفت:
به هر کشوری که از امریکا حمایت و در تحریم اقتصادی علیه ایران شرکت کند، نفت نخواهیم فروخت.
وزیر نفت همچنین درباره مشکلات اخیر فروش نفت ایران به ژاپن گفت:
«آنچه بین ما و ژاپن مطرح است مسئله قیمت نفت نیست، مسئله دیگری که مطرح است ازنظر سیاسی میباشد و چنانچه ژاپن از سیاست کارتر پیروی کند، ما فروش نفت را به آن کشور قطع میکنیم.»(1)
معینفر گفت: ما منتظریم تا هرچه زودتر ریشه این حکومت جبار که پایگاهی هم در میان مردم عراق ندارد از جا کنده شود و هرلحظه احتمال این موضوع میرود که صدام حسین و دارودستهاش در سرازیری نابودی قرار گیرند و ما معتقدیم که بهزودی این عمل صورت خواهد گرفت. [روزنامه کیهان، 1/2/13۵9، ص11]
(2)دراینحال، برخی شواهد از تزلزل ژاپن در شیوه برخورد با ایران و کوشش امریکا برای رفع تردیدهای آن کشور حکایت میکند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، شرکتهای بزرگ واردکننده نفت ژاپن باوجود خودداری از خرید نفت ایران به بهای ۵/2 دلار اضافی در هر بشکه، پیشنهاد گفت وگوهای تازهای را با شرکت ملی نفت ایران کردهاند. دراینزمینه آنها به کشتیهای نفتکش خود دستور دادند تا بهسوی ایران حرکت کنند، لیکن شرکت ملی نفت ایران تصمیم گرفته است تا موقعی که کمپانیهای نفتی ژاپن از پذیرش افزایش بهای نفت ایران خودداری کنند از بارگیری این کشتیها در بندرهای ایران جلوگیری کند. (3)
از سوی دیگر، به گزارش رویتر، دولت کارتر امروز به دولت ژاپن قول داد باتوجهبه خودداری ژاپن از خرید نفت ایران به قیمت بالا، نیازهای نفتی ژاپن را بررسی کند. یک سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا ضمن تقدیر از این اقدام ژاپن گفت: دولت امریکا با ژاپن درمورد نیازهایش درزمینه نفت در تماس خواهد بود. (4)
دراینمیان، دولت امریکا برنامههای نفتی درازمدت مربوط به خود را نیز دنبال میکند. یک مقام آگاه در امور انرژی امریکا اعلام کرد: ایالات متحده درصدد ایجاد یک سیستم ذخیره نفت به میزان یکمیلیارد بشکه میباشد، اما دراینزمینه بدون مشورت با متحدان خود اقدام نخواهد کرد. روت دیویس دستیار وزیر انرژی امریکا در سخنانی در کمیته انرژی سنای امریکا، این گزارش را که منابع ذخیره انرژی کشور بهدلیل مخالفت عربستان سعودی پر نشده است، تکذیب کرد.
یادآوری میشود کنگره امریکا بهتازگی قانونی را تصویب کرده است که براساس آن منابع موجود برای ذخیره نفت تا سال 19۸۵، بهمنظور مقابله با هرگونه قطع واردات نفتی، برای ذخیره تا یکمیلیارد بشکه نفت تجهیز شده و توسعه خواهد یافت. این درحالی است که منابع مذکور تا اوت گذشته، فاقد ذخیره نفت بوده است و بهنظر منابع آگاه، تا آن تاریخ {19۸۵}، فقط 92 میلیون بشکه نفت را در خود جای خواهد داد. بااینهمه، خانم دیویس اعلام کرد: سیاست تردیدناپذیر کشور پرکردن ذخایر مذکور در کمترین زمان ممکن است. (5)
1) *وزیر نفت در این نشست علاوهبر امریکا و ژاپن، به سرزنش جدی دولت عراق نیز پرداخت و سپس نابودی این رژیم را وعده داد. وی درباره آینده بازار جهانی نفت اظهار کرد: هرلحظه امکان سقوط حکومت صدام میرود و این تأثیر مهمی در سیاست نفتی جهان خواهد گذاشت. وی افزود: حکومتی مثل عراق که ادعا میکند امریکایی نیست، هنوز دارد نفتش را به امریکا میفروشد و اینجاست که اگر تغییری ایجاد شود، عرضه نفت در بازار جهانی به این شکل نخواهد بود و امپریالیسم امریکا از همین مسئله میترسد. [روزنامه انقلاب اسلامی، 1/2/13۵9، ص13]
2) 20. روزنامه انقلاب اسلامی، 1/2/1359، ص13.
3) 21. روزنامه بامداد، 2/2/1359، ص12.
4) 22. روزنامه بامداد، 3/2/1359، ص3.
5) 23. روزنامه بامداد، 1/2/1359، ص12.
به نوشته روزنامه کیهان، امروز، این سند که حاوی اطلاعات و اسرار مهمی از توطئه امریکا علیه ایران و انقلاب ایران است، بهطور اختصاصی دراختیار
خبرگزاری پارس قرار گرفت. کیهان همچنین نوشت: نمونه سند که به تاریخ 6 اوت 1979 بهصورت یادداشتی با امضای برژینسکی مشاور امنیتی کارتر، است در خبرگزاری پارس موجود میباشد. این یادداشت خطاب به وزیر امور خارجه امریکا بدین شرح است: بهموجب این یادداشت، شما مجاز هستید اقداماتی را که در حیطه شایستگی و مسئولیت وزارت امور خارجه است، به عمل آورید و درمورد اقداماتی که برای نفوذ در سیر تحولات ایران مشخص شدهاند، رئیسجمهور معتقد است که اقدامات موردنظر بایستی با هماهنگی وزارت دفاع و سیا و همچنین سایر ادارات و مؤسسات هر کجا که لازم باشد و باتوجهبه
دیدگاههایی که شاه ایران در مشورتهای اخیرش داده است، صورت پذیرد. رئیسجمهور
همچنین خاطرنشان کرد که لازم است جو سوءظن و بیاعتمادی که بین ایران و همسایگان وجود دارد، مورد بهرهبرداری
قرار گیرد. رئیسجمهور معتقد است پایان حمایت سیاسی از جمهوری اسلامی (آیتالله)
خمینی بهویژه ازسوی اتحاد جماهیر شوروی حتماً به تضعیف مواضع سیاست خارجی رژیم (آیتالله) خمینی منجر خواهد شد. رئیسجمهور
همچنین تأکید کرد که باتوجهبه
قابلپیشبینی نبودن حوادث و تحولات آینده در ایران، الزاماً مهم است که امریکا با تمامی رهبران سازمانها و گرایشهای سیاسی بدون استثنا ازجمله اقلیتها
(نژادی یا مذهبی) و گروههای
افراطی که قادرند مقاومتهای
مسلحانه علیه رژیم (آیتالله)
خمینی را تحریک کنند تماسهایی
برقرار کند، اما بههرحال،
با درنظرگرفتن طبیعت بسیار ظریف این نوع عملیات، رئیسجمهور با برقراری هرگونه تماس با رهبران مذهبی و سیاسی گروه (آیتالله) خمینی یا اعضای مخالفان و فرماندهان عالیرتبه در ایران بدون مشورت قبلی با رئیس سیا مخالف است.(2)(3)
دراین باره روزنامه جمهوری اسلامی نیز گزارش داد: «بهدنبال انتشار سند توطئههای امریکا علیه ایران، آقای بنیصدر باتوجهبه حقایقی که در این سند افشا شده هشداری به ملت ایران داد. متن این هشدار به شرح زیر است:
امروز متنی از مشاور امنیتی کارتر آقای برژینسکی، به دست آمده که مبین سیاست تجاوزکارانه امریکا در ایران است که عیناً به اطلاع افکارعمومی میرسد. باتوجهبه متن این سند:
بر مردم واجب است خیابانها را تخلیه کنند و هیچگونه عملی که نظم را مختل کند به عمل نیاورند.
تصمیمات مقامات مسئول باید بلادرنگ اجرا گردد و هر گروه بخواهد اجرای تصمیمات را مختل سازد در خدمت برنامه امریکا برای تسلط بر ایران است.
مردم کشور، اینک بهروشنی پی میبرند که در کردستان چه کسانی به روی ارتش، آتش گشودهاند.
بر پاسداران و ارتش دلیر جمهوری اسلامی است که با قاطعیت تمام عمل کنند.
رئیسجمهوری ابوالحسن بنیصدر» (1)
سفارت جمهوری اسلامی ایران در آنکارا گزارش داد که بهمنظور افشای توطئه امپریالیسم امریکا و دولت بعث عراق علیه انقلاب اسلامی ایران یک هماندیشی به ابتکار دانشجویان عضو کنفدراسیون سی.ای.اس و عدهای از ایرانیان مقیم آنکارا در محل خانه فرهنگی ایران تشکیل شد. در پایان این گردهمایی، قطعنامهای صادر و توطئه امپریالیسم و تجاوز دولت ضدخلقی بعثی عراق به ایران محکوم شد. (2)
این درحالی است که امروز، دفتر هواپیمایی و کنسولگری ایران در استانبول هدف حمله مسلحانه قرار گرفت. دراینباره یونایتدپرس گزارش داد: براثر انفجار بمب، به دفتر هواپیمایی ایران در استانبول خسارت زیادی وارد شد. یونایتدپرس به نقل از شاهدان این حادثه اضافه کرد: پرتاب بمب بهسوی دفتر هواپیمایی ایران از درون یک اتومبیل قرمزرنگ صورت گرفت و نیمساعت پس از این حمله، سرنشینان یک اتومبیل مشابه، کنسولگری ایران در استانبول را به گلوله بستند. براساس این گزارش، چند ساعت بعد از حملات یادشده، یک شخص ناشناس در تماس تلفنی با مراکز خبری مختلف گفت که حمله به دفتر هواپیمایی ایران و کنسولگری این کشور ازسوی چریکهای کرد انجام گرفته است. (3)
اما ایران این اقدام ایذایی را به عراق مربوط دانست. در اطلاعیه وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران دراین باره آمده است: «وزارت امور خارجه ایران بدینوسیله به اطلاع میرساند که دولت بعث عراق برای وحشت و تروریزم بینالملل طرح وسیعی برای تخریب و آدمکشی در سفارتخانهها و مراکز ایران در کشورهای مختلف دارد که از آن جمله، حمله به سفارتخانه ایران در بیروت و سوءقصد به جان کاردار و حسابداران سفارتخانه میباشد و طبق گزارش رسیده امروز، سفارتخانه ایران و دفتر نمایندگی هواپیمایی ملی ایران در استانبول نیز منفجر گردیده است. روی این اصل به تمام سفارتخانهها و نمایندگیهای ایران در خارج اعلام گردیده که متوجه این توطئه عمال دژخیم عراقی باشند و تمام دولتها را نیز از طرح این توطئه مطلع کرده و آنها را در مقابل مسئولیتهای خود قرار دهند.» (4)
امروز خبرگزاری رسمی کویت به نقل از گزارش مندرج در روزنامه الرایالعام خبر داد: یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین، بهعنوان پیشدرآمد میانجیگری میان ایران و عراق بهزودی وارد کویت خواهد شد. سفر عرفات به دعوت شیخ سعد آل عبدالله ولیعهد کویت و نخستوزیر این کشور، انجام میگیرد. سازمان آزادیبخش فلسطین در کوششی برای تخفیف جنگ میان دو همسایه تاکنون 2 تن از مشاوران خود را به تهران و بغداد فرستاده تا با ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهور ایران و صدام حسین رئیسجمهور عراق، ملاقات کنند. خبرگزاری کویت افزود: عرفات باتوجهبه گزارش فرستادگانش، شخصاً از تهران و بغداد دیدن خواهد کرد. (1)
یادآوری میشود، روز گذشته نیز بنا بر گزارشهای رسیده، عرفات در بیروت گفته بود، وی در مناقشاتی که عراق با ایران و سوریه دارد، میانجیگری خواهد کرد. خبرگزاری یوگسلاوی با نقل این خبر از قول عرفات، اضافه کرد: سازمان آزادیبخش فلسطین بهصورت یک پل اتحاد بین سوریه، عراق و ایران باقی خواهد ماند. (2)
یک سخنگوی وزارت امور خارجه بنگلادش نیز امروز گفت: این کشور پیشنهاد کرده است که اجلاس ملل اسلامی باید به گروه ویژهای مأموریت دهد تا برای برقراری آرامش بین ایران و عراق کوشش کند. (3)این سخنگو در یک نشست مطبوعاتی افزود: «دولت بنگلادش طی ماه آینده جزئیات این پیشنهاد را به کنفرانس وزیران امور خارجه کشورهای اسلامی ارائه خواهد کرد.» وی جبههگیریهای ایران و عراق را تهدیدی برای وحدت اسلامی و برادری جهانی نامید. (4)
امروز گارد ساحلی خسروآباد گزارش داد: «یک فروند کشتی با پرچم روس حامل تجهیزات نظامی {تانک نفربر} از ساعت 10:30 روز جاری، ازطریق
گزارش منابعی دیگر از اهواز نیز از تشکیل شورای ارتش عراق؛ ورود مستشارانی از اردن و طراحی نقشههای حمله هوایی به تأسیسات مهم نظامی ایران حکایت دارد. (6)
دراینحال، خبرگزاری رسمی عراق امروز در تحلیلی نوشت: عراق بر بازستاندن سه جزیره عربی که از سال 1971 {1350} در اشغال ایران است، اصرار ورزیده و آن قسمت از شطالعرب (اروندرود) را که از سال 1975 {1354} دراختیار ایران است، باز پس خواهد گرفت. این کشور فقط حقوق مزبور را مطالبه نمیکند، بلکه بهگونهای جدی و قاطع برای گرفتن و بهدستآوردن آنها تلاش میکند. (7)
1) 30. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 33، 3/2/1359، ص14، کویت یونایتدپرس، 21 آوریل 1980 {1/2/1359}.
2) 31. روزنامه کیهان، 1/2/1359، ص4.
3) 32. روزنامه انقلاب اسلامی، 2/2/1359، ص12.
4) 33. روزنامه جمهوری اسلامی، 2/2/1359، ص12.
5) 34. سند شماره 347471 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ آبادان به استاندار خوزستان، 1/2/1359.
6) 35. سند شماره 40822 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اهواز به تهران {اطلاعات}، 1/2/1359.
7) 36. ستاد تبلیغات جنگ، ستیز با صلح، تهران: ستاد تبلیغات جنگ {شورایعالی دفاع جمهوری اسلامی ایران}، چاپ دوم، 1366، ص67، به نقل از مجله الوطنالعربی، 5/2/1359.
یادآوری میشود، تربیت عوامل انفجار و ترور و اعزام آنها به ایران همواره یکی از اقدامات ایذایی عراق بوده است که همچنان ادامه دارد و شواهدی از تشدید آن در گزارشها قابلملاحظه است، برای مثال: «مسافرانی که از عراق
به کشورهای همجوار بازگشتهاند حکایت میکنند، اردوگاههای متعددی که عراق برای آموزش عملیات نظامی به مزدوران و گسیل به ایران برپا کرده، روزبهروز افزایش مییابد.» (5)در گزارش سپاه دشت آزادگان، دراینباره آمده است: «آموزش افراد خرابکار، در ده دبسیه از توابع شهر عماره شبانهروزی شده و مدت آموزش یک هفته میباشد. در عرض یک هفته افراد آموزش [استفاده از] اسلحههای آر.پی.جی7، بازوکا، خمپارهانداز، تیربار صدتایی، بمبهای تخریبی، مینگذاری، پرتاب نارنجک دفاعی و هجومی [میبینند].» (6)
سپاه اهواز نیز در گزارشی که امروز به تهران ارسال کرد، به نقل از منابع ذیربط یادآوری کرد: «افسران نظامی عراق برای بازرسی نزد افراد جبهةالتحریر میآیند و برای آنها سخنرانی کرده و آنها را تشویق به حمله به ایران میکنند. جایزه آنها یک کلاشینکف و یک کلت 9تیر روسی است. نیروهای بهاصطلاح آزادیبخش عربستان ایران که درحدود 50 نفر میباشند بهوسیله قایق و ماشین در کنار جاده شیب که متصل به عماره میباشد، مستقر میباشند و به گشت سیار میپردازند.» (7)
از سوی دیگر، خبرگزاری عراق گزارشهایی به خبرگزاریهای جهانی مخابره کرده که در آن به تلویح یا تصریح، ایران نیز مسئول اقدامات خرابکارانهای در عراق معرفی شده است. امروز، یونایتدپرس به نقل از خبری که خبرگزاری عراق از رادیو عراق نقل کرده است، گزارش داد: براثر انفجار یک بمب مقابل وزارت فرهنگ و اطلاعات عراق یک مأمور پلیس کشته شد و چند نفر زخمی شدند. رادیو عراق افزود: این بمب بهدست یک مأمور ایرانی کار گذاشته شده بود که پلیس وی را دستگیر کرد. زمان وقوع حادثه مشخص نشده است. عراق، ایران را مسئول چند واقعه مشابه که اخیراً در بغداد اتفاق افتاده معرفی کرده است. (8)
دراینحال، برخی گزارشها از اقدامات توطئهآمیز مأموران امنیتی عراق در تصفیه مخالفان صدام، حکایت میکند. در گزارشی از آسوشیتدپرس آمده است: «روزنامه مستقل کویتی الرایالعام
1) * در گزارش شهربانی آبادان، نام کامل فرد مزبور ذکر شده است.
2) 37. سند شماره 000617 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از امور انتظامی وزارت کشور به استانداری خوزستان، 8/2/1359.
3) 38. روزنامه جمهوری اسلامی، 2/2/1359، ص4.
4) 39. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص11.
5) 40. روزنامه بامداد، 1/2/1359، ص12.
6) 41. سند شماره 189937 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از واحد تحقیقات و اطلاعات سپاه پاسداران دشت آزادگان به واحد تحقیقات و اطلاعات سپاه پاسداران اهواز، 1/2/1359، ص2.
7) 42. سند شماره 040823 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اهواز به تهران {عملیات}، 1/2/1359.
8) 43. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 33، 3/2/1359، ص14، کویت خبرگزاری یونایتدپرس، 21 آوریل 1980 {1/2/1359}.
به نقل از یکی از منابع دیپلماتیک در بغداد نوشت عبدالکریم شیخ علی وزیر امور خارجه پیشین عراق، در سر راهش به شرکت برق توسط چند مرد ناشناس در بغداد به قتل رسید. بدین صورت که عدهای مسلح با یک اتومبیل شخصی از کنار او گذشته و وی را به قتل رساندند. وی مدتی در خانهاش تحت بازداشت بود، اما بعدها آزاد گردید.» (1)
در کردستان عراق نیز تحرکات ایذایی گروههای مخالف دولت صدام ادامه دارد، اطلاعات ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران، فعالیت ایذایی امروز حزب سوسیالیست کردستان عراق را با قید "صحت دارد"، بدین شرح گزارش کرد: «یک گروه از پیشمرگان حزب سوسیالیست به شرکت نفت الینجاغ (بین راه کرکوک و کوی سنجق) با آر.پی.جی7 و سلاحهای سبک و سنگین حمله برده، یک مخزن نفت را منهدم [کرده] و مهندسین شرکت نفت که از کشورهای بنگلادش، فرانسه و بلغارستان بودهاند، به کرکوک فرار کردهاند. در این درگیری 5 نفر پلیس کشته و 3 نفر زخمی شدهاند.» (2)
محمدعلی جهانآرا
مسئول سپاه پاسداران خرمشهر؛
ارسال چهار نامه به ستاد مرکزی سپاه
درباره وضع کنونی خرمشهر
«محترماً به عرض میرساند که بندر خرمشهر بزرگترین
بندر اقتصادی مملکت میباشد و در نقطه حساس از این منطقه قرار دارد و درست روبهروی عراق
میباشد و هر هفته یک انفجار در آن صورت میگیرد که این انفجارات باعث شد که دیگر کشتیهای خارجی در این بندر پهلو نگیرند و این امر باعث کمبود کار و ایجاد هرجومرج و بلوا شده است. گارد بندر هیچگونه همکاری در کشف این جریانات ندارد و کمکاری میکند و چهبسا در دزدی همکاری دارد. بدین موضوع جهت امنیت و حفاظت این بندر احتیاج مبرمی به ناوچه و امکانات خودرو میباشد. لطفاً جهت رفع این موضوع اقدامات لازم را به عمل آورید.
با تشکر فراوان مسئول سپاه پاسداران خرمشهر محمدعلی جهانآرا» (3)
1) 44. روزنامه کیهان، 1/2/1359، ص4.
2) 45. سند شماره 034630 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {رکن2 دایره اطلاعات} به نخستوزیری {معاونت در امور انقلاب}، 9/2/1359.
3) 46. سند شماره 252555 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خرمشهر به ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1/2/1359.
«محترماً به عرض میرساند که کراراً بهصورت شفاهی ازطرف فرماندهی سپاه خرمشهر به مسئولین امر جهت حفاظت مرز آبی از نهر خین تا دهنه خلیج توضیحات لازم تذکر داده شده است، ولی هیچ گونه حفاظتی صورت نمیگیرد و نه گارد ساحلی آبادان که کار اصلی آن میباشد، انجام میدهد و نه اینکه نیروی دریایی یا گارد ساحلی بندر خرمشهر و فقط یک ناوچه دراختیار سپاه پاسداران آبادان میباشد که هیچ گونه کفاف [کافی] نمیباشد. بدینوسیله هشدار میدهیم که این قسمت چون طبق اخبار واصله بهخصوص قسمت جزیره [پر] رفتوآمدترین و شدیدترین منطقه ازلحاظ آوردن اسلحه و مهمات و مواد منفجره میباشد، ازنظر امنیت و حفاظت صفر میباشد و تنها وسیلهای که میتواند از این رفتوآمد جلوگیری کند گشت ناوچه میباشد که درحالحاضر دراختیار گارد ساحلی میباشد. لطفاً جهت تحقیقات و رسیدگی اقدامات لازم را مبذول فرمایید.» (1)
«محترماً به عرض میرساند، برابر اطلاع از وضعی که در مرز شلمچه وجود داشت سپاه پاسداران درحدود دو ماه قبل در جلسه شورای تأمین شهر، استقرار نیرو را در مرز مطرح کرد که مورد قبول شورای تأمین قرار گرفت و با تأیید استانداری این استقرار به عمل آمده و درحالحاضر در پاسگاه مؤمنی درحدود 12 نفر نیرو مستقر میباشد.» (2)
«محترماً به عرض میرساند برابر توافق با استاندار خوزستان جهت استقرار در مرز شلمچه، سپاه پاسداران خرمشهر تعداد 40 نفر از برادران پاسدار را در مرز شلمچه از نهر خین تا کیلومتر 25 جاده اهواز خرمشهر مستقر کرده است. محل استقرار این نیرو در پاسگاه خین و پاسگاه حدود و پاسگاه شلمچه میباشد.» (3)
1) 47. سند شماره 287135 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1/2/1359.
2) 48. سند شماره 061136 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خرمشهر به ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1/2/1359.
3) 49. سند شماره 061137 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خرمشهر به ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1/2/1359.
4) 50. روزنامه انقلاب اسلامی، 2/2/1359، ص10.
5) 51. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص1.
افزود: بهدنبال درخواست استاندار ایلام، آمادگی اهالی این استان برای پاسداری از مرزهای کشور همچنان ادامه دارد. (1)
در همین حال، خبرهای دیگری از همین استان حاکیاز فقدان زمینههای لازم برای بسیج و آمادگی عمومی است، ازجمله امروز، رکن2 ستاد لشکر92 زرهی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش اعلام کرد: «برابر گزارش پایگاه دهلران، برنامه سیمای جمهوری اسلامی ایران از تاریخ 26/1/1359، قطع و هیچ گونه تصویری پخش نمینماید. با عطف توجه به برنامههای
مسمومکننده تلویزیون عراق مردم
این اهالی ناچاراً از شبکههای مذکور استفاده مینمایند که مسلماً تأثیر غیرمطلوبی روی آنان دارد.
فرمانده لشکر92 زرهی سرهنگ ستاد فرزانه» (2)
در ادامه فعالیت مهاجمان(3)وابسته به عراق که در مناطقی از غرب کشور فعالاند، حوالی نیمهشب نیروهای سپاه پاسداران با عدهای از مهاجمان در ازگله (کرمانشاه) درگیر شدند. در این درگیری که دو ساعت طول کشید، مهاجمان عقب رانده شدند و به نیروهای سپاه تلفاتی وارد نیامد. (4)همچنین نیمهشب، در تنگه هوان، درگیری و آتش متقابل بهمدت نیمساعت بین مهاجمان و نیروهای خودی جریان داشت. در این درگیری مهاجمان از سلاحهای سبک و خمپارهانداز استفاده کردند. (5)
با توقف اجباری یک ستون نظامی ارتش در سنندج و ممانعت آشکار گروههای مسلح ضدانقلاب از تحرک و تردد نیروهای نظامی رسمی حکومتی، دور تازهای از درگیریهای مسلحانه بین وفاداران جمهوری اسلامی و مخالفان آن در غرب کشور شروع شده است.(6)کانون اصلی بحران اینبار نیز همانند فروردین سال گذشته، سنندج است. ستون نظامی مذکور که در روز چهارشنبه 27/1/1359، در آستانه ورود به سنندج در محدوده فرودگاه این شهر متوقف شده بود، بامداد روز گذشته، کوشید برای پرهیز از درگیری، شهر را دور بزند و ادامه مسیر بدهد، اما در مسیر خارج شهر نیز مورد هجوم مسلحانه قرار گرفت.(7)دو اطلاعیه که در ادامه میآید، بهعنوان نمونهای از برخورد رسمی نظام با این قضیه، وخامت اوضاع را نشان میدهد.
1) 52. روزنامه انقلاب اسلامی، 2/2/1359، ص10.
2) 53. سند شماره 347469 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به ستاد فرماندهی نزاجا {معاونت عملیات و اطلاعات}، 1/2/1359.
3) * در حوادث غرب کشور عبارت مهاجمان برای افراد مهاجم غیرمرتبط با گروههای سیاسی مسلح به کار میرود. اینان معمولاً افراد محلی غیرسیاسی سادهای هستند که برای پول و زیر نفوذ وابستگان محلی سرشناس عراق، به حملات مسلحانه اقدام میکنند.
4) 54. سند شماره 40880 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {معاونت عملیات و اطلاعات}، 2/2/1359.
5) 55. روزنامه جمهوری اسلامی، 2/2/1359، ص4.
6) * ضمیمه دارد؛ گفت وگوی فرماندهان سپاه راجع به سنندج در جلسه بررسی و تحلیل مسائل کردستان.
7) * برای مطالعه شرح وقایع به روزهای 27 تا 31 فروردین 1359، در جلد اول کتاب هفتم روزشمار جنگ (قطع رابطه امریکا با ایران) مراجعه شود.
سرهنگ صدری فرمانده لشکر28 سنندج، دراینباره ضمن اطلاعیهای اعلام کرد: «چهار روز بود که نیروهای مسلح در فرودگاه سنندج معطل گردید و علت تأخیر این بود که ضدانقلاب با سپر قراردادن دانشآموزان خردسال از حرکت آن جلوگیری کرد. پس از آنکه طی اطلاعیهای مکرر هدف این یگان نظامی
اعلام گردید، ستون بهمنظور جلوگیری از [کشتهشدن] اهالی بیدفاع از مسیر جاده فرعی خارج از شهر به حرکت درآمد. باوجوداین، عناصر ضدانقلاب با استفاده از مناطق درختزار اطراف این جاده از حسننیت ارتش جمهوری اسلامی ایران سوءاستفاده نموده و تعدادی از رشیدترین فرزندان اسلام را مجروح نموده یا به شهادت رسانیدهاند. ما قاطعانه از مردم غیور سنندج میخواهیم که خود جلوی این افراد خودفروخته را بگیرند و در غیر این صورت ما با قاطعیت عمل نموده و هرگونه عواقب ناشیاز این عمل را به خود مردم واگذار میکنیم.» (1)
ستاد مشترک ارتش نیز در اطلاعیهای اعلام کرد:
«بسمهتعالی
دررابطهبا وقایع اخیر کردستان به اطلاع هممیهنان میرساند برابر اطلاع واصله، در حرکت یگان اعزامی از سنندج به سقز ضدانقلابیون نشان دادند که در آبادیهای واقع در مسیر ستون اعزامی موانع ایجاد نموده و از کمینگاهها با انواع جنگافزارها به روی ستون نظامی مبادرت به تیراندازی میکنند. بهدنبال اعلام خروج افراد مسلح از روستاهای مسیر راه بدینوسیله متذکر میشود که یگان اعزامی جهت انجام مأموریت محوله ناچار است موانع موجود در مسیر خود را حتی اگر تیراندازی از داخل روستاها باشد با آتش متقابل از میان بردارد.» (2)
صبح امروز، یک سخنگوی دفتر چریکهای فدایی خلق در سنندج به خبرنگار خبرگزاری پارس خبر داد: «دیشب در منطقه سراب قامیش تلفاتی به ستون وارد شده است.» (3)وی گفت: «هماکنون ستون در منطقه سراب قامیش است، ولی نمیدانم متوقف است یا درحال حرکت.» (4)یک سخنگوی دیگر چریکهای فدایی خلق اعلام کرد: «ما تا ساعت 4 بامداد که این ستون درحال درگیری بوده از وضع آن اطلاع داشتهایم،
ولی ظاهراً ستون هماکنون درحال
پیشروی بهسوی سقز است، زیرا دیشب، یک گروهان نظامی به کمک ستون رفته بود.» (5)
در ساعت 13:15، سیدعلی یک سخنگوی حزب دمکرات، به خبرنگار خبرگزاری پارس گفت: «ما اطلاع از وضع ستون نداریم، ولی احتمالاً رو به سقز پیش میرود.» یک سخنگوی کومهله نیز درمورد وضع ستون گفت که این ستون هماکنون حرکت کندی دارد، ولی همچنان در محاصره پیشمرگان و مردم است. (6)
درباره تلفات نیروهای خودی و عوامل ضدانقلاب، گزارشها بیشتر جنبه تبلیغاتی و جنگ روانی دارد و برای نشاندادن وضعیت برتر است و دقت لازم را ندارد. عباراتی چون بقایای ستون و تارومارشدن همه ستون و انهدام و تصرف خودروهای آن در گزارشهای حزب دمکرات و متحدان آن (7)یا کشتهشدن حدود 300 مهاجم در حمله به ستون، در گزارش تلفنی فلاحی به
1) 56. روزنامه کیهان، 1/2/1359، ص2.
2) 57. روزنامه جمهوری اسلامی، 2/2/1359، ص4.
3) 58. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 32، 2/2/1359، ص5، سنندج خبرگزاری پارس 1/2/1359.
4) 59. همان، ص4، سنندج خبرگزاری پارس، 1/2/1359.
5) 60. همان، ص3، سنندج خبرگزاری پارس، 1/2/1359.
6) 61. همان، ص3، سنندج خبرگزاری پارس، 1/2/1359.
7) 62. همان، صص3 و 4، سنندج خبرگزاری پارس، 1/2/1359؛ و روزنامه بامداد، 2/2/1359، ص3.
کیهان (1)به چشم میخورد. در گزارش روزنامه جمهوری اسلامی آمده است: «یکی از ناظران و افراد ستون اعزامی طی تماسی اظهار داشت یک گروه سینفره از افراد ارتش که از ستون عقب افتاده بود بهوسیله سلاحهای سنگین ضدانقلابیون نابود شدهاند.» (2)گزارش روزنامه بامداد حاکی است در ساعت 19
امروز، «بیمارستان شهدا با نوشتن نام کشتهها و مجروحین جلوی در ورودی بیمارستان تعداد کشتهشدگان و مجروحان را چنین اعلام کرد: 8 کشته و 32 مجروح بجز 6 جنازه که مربوط به درجهداران
و سربازان است و در سردخانه بیمارستان سنندج وجود دارد، اطلاع دقیق دیگری از کشتهشدگان یا مجروحان نظامی در دست نیست، زیرا شدت درگیری... اجازه نزدیکشدن به گروههای امداد را به هیچکس نداده است.» (3)درمجموع، آنچه قطعی است، قابلتوجهبودن تلفات نیروهای خودی و عناصر ضدانقلاب است. به گزارش تیمسار امینداری جانشین ریاست ستاد مشترک ارتش، سرهنگ نصرتزاد فرمانده تیپ1 لشکر28
سنندج، ضمن درگیریهای امروز به شهادت رسید. (4)حدود ظهر امروز، خبرنگار خبرگزاری پارس در سنندج، با یکی از مسئولان کومهله تماس گرفت. وی با تکذیب این خبر گفت: «سرهنگ نصرتزاد معاون لشکر را کومهله دستگیر کرد و هماکنون دراختیار حزب دمکرات است.» این خبرنگار سپس با سیدعلی یکی از مسئولان حزب دمکرات، تماس گرفت که وی دستگیری سرهنگ نصرتزاد را تکذیب کرد و گفت: «این اخبار شایعاتی بیش نیست.»(5)(6)
در ادامه حوادث روز گذشته،(7)شهر سنندج شب ناآرامی را گذراند و در طول شب، صدای تیراندازی و انفجار در نقاط مختلف شهر به گوش میرسید. (8)در وضعیت کنونی، علاوهبر پادگان لشکر که بالطبع محل رسمی استقرار نظامیان است، سه نقطه دیگر در سنندج از مراکز درگیری محسوب میشود: ساختمان رادیو تلویزیون، باشگاه افسران و فرودگاه سنندج. این نقاط کانونهای مختلف دفاع نیروهای خودی است که بهوسیله عدهای از نیروهای ارتش و سپاه حفاظت میشود. در شب گذشته، هجوم عوامل ضدانقلاب و دفاع مدافعان، موجب شد که محدوده مراکز یادشده، بهصورت مرکز درگیری، تیراندازی و انفجار درآید. (9)گروههای مسلح غیرقانونی ادعا کردند که نظامیان به داخل شهر آتش گشودهاند.
1) 63. روزنامه کیهان، 1/2/1359، ص2.
2) 64. روزنامه جمهوری اسلامی، 2/2/1359، ص4.
3) 65. روزنامه بامداد، 2/2/1359، ص3.
4) 66. روزنامه انقلاب اسلامی، 2/2/1359، ص9.
5) * سرهنگ ایرج نصرتزاد یکی از شخصیتهای تأثیرگذار در مقطع آغازین درگیریهای سنندج بود که با وضعی دردناک، اما قهرمانانه به شهادت رسید. برای آگاهی بیشتر درباره نصرتزاد و شهادت وی به روزشمار 28/2/1359 رجوع شود.
6) 67. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 32، 2/2/1359، ص3، سنندج خبرگزاری پارس، 1/2/1359.
7) * گزارش کامل آن در روز 31/1/1359، جلد اول کتاب هفتم روزشمار جنگ (قطع رابطه امریکا با ایران) درج شده است.
8) 68. روزنامه بامداد، 2/2/1359، ص1.
9) 69. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 32، 2/2/1359، ص5، خبرگزاری پارس، 1/2/1359.
از سوی دیگر، نظامیان مستقر در سنندج، اقدامات خود را بهطور
مطلق دفاعی و درجهت مقابله با تهاجم مسلحانه تشریح میکنند. امروز، لشکر28 سنندج در اعلامیهای که از صدای جمهوری اسلامی ایران پخش شد، از همه ساکنان اطراف باشگاه افسران، رادیو تلویزیون و فرودگاه سنندج درخواست کرد که
خانههای خود را ترک کنند تا براثر اصابت گلوله، خون بیگناهی ریخته نشود. در این اطلاعیه آمده است: «هموطنان عزیز که از کلیه وقایع روزهای اخیر آگاه هستید و میدانید که جلادان جیرهبگیر امپریالیزم، برادران سرباز شما را بهجرم حفاظت از مرزهای کشور آنچنان کشتار میکنند [این افراد] هماکنون نیز بهطرف پرسنل نظامی در باشگاه افسران، رادیو تلویزیون و فرودگاه سنندج که با خروج سپاه پاسداران بهوسیله ارتش محافظت میگردد، آتش گشودند و قصد کشتار آنان را دارند.» (1)
فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش نیز در گفت وگوی امروز خود با روزنامه کیهان ضمن گزارش وقایع مربوط به ستون سنندج گفت: «بهموجب قرارداد هیئت حسننیت و مردم سنندج، حفاظت رادیو تلویزیون سنندج به لشکر سپرده شده است و لشکر عناصری در آنجا دارد. امروز، گروههای مسلح تهدید کردهاند که به رادیو تلویزیون حمله خواهند کرد. حمله به رادیو تلویزیون، حمله به مردم سنندج است و لشکر با توپخانه از رادیو تلویزیون سنندج دفاع میکند. به همین علت به ساکنان اطراف رادیو تلویزیون اعلام شده است که اگر مهاجمان به رادیو تلویزیون حمله کردند، آنها خانههای اطراف را تخلیه کنند.» (2)
درگیریها و ناآرامیهای 24 ساعت گذشته در سنندج امروز نیز ادامه یافت. گزارش خبرگزاری پارس از سنندج حاکی است: شهر در وضع تعطیلی کامل قرار دارد و تمام ادارات، مدارس و بازار بسته است. براساس این گزارش، درحالیکه ستون نظامی از 18
کیلومتری شهر بهسمت دیواندره درحال حرکت است، در شهر نیز صدای تیراندازی قطع نمیشود. چند هواپیمای جت فانتوم صبح امروز، بر فراز آسمان سنندج به پرواز درآمدند. (3)به نوشته روزنامه بامداد، بهعلت شکستهشدن دیوار صوتی براثر پرواز فانتومها، بسیاری از مردم سنندج که از صدای آن نگران شده بودند، به خیابانهای شهر ریختند. فرماندار در
گفتوگویی اعلام کرد که با مقامات مسئول و هیئت ویژه مذاکره خواهد کرد تا این وضع تکرار نشود. (4)
سرتیپ ولیالله فلاحی
فرمانده نیروی زمینی ارتش:
به موجب قرارداد هیئت حسننیت
از رادیو تلویزیون سنندج دفاع میکنیم.
امروز، واحد عملیات سپاه همدان در پیامی به واحد عملیات ستاد مرکزی سپاه در تهران اطلاع داد: «در گنجی، 15 کیلومتری قروه درگیری ایجاد شده و ما نیرو فرستادیم؛ در جریان باشید.» (1)
در همین حال، یک سخنگوی حزب دمکرات در سنندج نیز از وقوع درگیری شدید در گنجی از توابع قروه خبر داد. وی به خبرنگار خبرگزاری پارس در سنندج گفت: «در روستای گنجی از توابع قروه در استان کردستان درگیری شدیدی ... آغاز شده است و تاکنون تعدادی پاسدار کشته شده و اسلحه سه تن از کشتهشدگان به دست پیشمرگان افتاده است.» خبرگزاری پارس افزود: «دفتر چریکهای فدایی خلق در سنندج نیز همراه با عدهای مسافر این خبر را برای خبرنگار ما بازگو و تأیید کردند. در سنندج شایع است که نظامیان و پاسدارانی که در گنجی درگیر شدهاند رو به سنندج در حرکت بودهاند.» (2)
به نوشته روزنامه بامداد، فراهانی جانشین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همدان، در تماس تلفنی به خبرنگار این روزنامه گفت: تا ساعت یک بعدازظهر در درگیریهای قروه، 2 نفر از پاسداران شهید و 6 نفر زخمی شدهاند. (3)روزنامه کیهان نیز در ادامة خبر بستریشدن 2 پاسدار مجروح در بیمارستان امام خمینی همدان، اعلام کرد: «پس از پخش اطلاعیهای از رادیوی مرکز همدان، عده زیادی از مردم شهر به بیمارستان امام خمینی و اکباتان مراجعه کردند و مقدار زیادی خون برای معالجه زخمیهای درگیری اهدا کردند.» (4)
در ساعت 21:55، ژاندارمری به دفتر ریاستجمهوری گزارش داد: «درنتیجه حمله افراد دمکرات به مقر سپاه پاسداران در قروه 2 نفر پاسدار شهید و حدود 10 نفر مجروح گردیدهاند که با اعزام مأمورین کمکی ازطرف ژاندارمری مهاجمین عقبنشینی کرده و 2 نفر از آنان کشته، 13 نفر دستگیر و نیروهای خودی آنان را تعقیب [کرده] و تا ده کیلومتری دهگلان پیشروی نمودهاند و وضع شهر قروه درحالحاضر آرام است.» (5)سپاه همدان نیز در ساعت 22:08 به تهران خبر داد: «طبق اطلاع حاصله بخش دهگلان از اطراف قروه به تصرف سپاه درآمده و 55 نفر از مهاجمین دستگیر و چند نفر زخمی و کشته [شدهاند] و سپاه 2 شهید و 6 زخمی داشتند و بقیه مهاجمین به سنندج رفتهاند.» (6)اما این به معنای ختم ماجرا نبود. پیام بعدی سپاه همدان حاکی است: «نیروهای دشمن حدود 6000 نفر پراکنده در روستاها میباشند و احتمال جنگ پراکنده میرود. {50} نفر با سلاحهای سنگین اعزام کنید. با کمبود اسلحه سنگین مواجه هستیم.» (7)
مطبوعات هرکدام وجهی از درگیریهای امروز قروه را منعکس کردند؛ بهطور مثال روزنامه
1) 74. سند شماره 040829 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از همدان {عملیات} به تهران، 1/2/1359.
2) 75. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره32، 2/2/1359، ص3، سنندج خبرگزاری پارس، 1/2/1359.
3) 76. روزنامه بامداد، 2/2/1359، ص3.
4) 77. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص2.
5) 78. سند شماره 040839 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {رکن3} به دفتر ریاستجمهوری، 1/2/1359.
6) 79. سند شماره 40842 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از همدان به تهران {عملیات}، 1/2/1359.
7) 80. سند شماره 040851 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از همدان به تهران {عملیات}، 1/2/1359.
جمهوری اسلامی اطلاعیه پیشمرگان مسلمان کرد را بدین شرح درج کرد: «ساعت 6 بامداد، نیروهای دمکرات و فدائی و...(1)از دهگلان به پیشمرگان مسلمان کرد مستقر در قروه حمله مینمایند. سازمان پیشمرگان کرد همراه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قروه قهرمانانه به دفع حملات آنان میپردازند و هرلحظه آنان را مجبور به عقبنشینی مینمایند. درپی عقبنشینی مزدوران دمکرات و...(2)و درنتیجه پیشروی جانبازانه پیشمرگان مسلمان کرد، گنجی از وجود عناصر ضدانقلاب پاک میگردد.» (3)اما در گزارش روزنامه بامداد تصریح شده است: «ستونی مرکب از ارتش و پاسداران که صبح... [امروز] از قروه عازم سنندج بود در روستای گنجی با پیشمرگان کرد درگیر شدند.» (4)
در ادامه درگیریهای پاوه،(5)در ساعت 13:30 امروز، فرماندار پاوه از یک درگیری خبر داد که ساعت 23:30 شب گذشته شروع شده و تا ساعت یک بامداد در این شهر ادامه داشته است. وی گفت: شهر پاوه از روستاهای نوریاب و تازهآباد موردهجوم ضدانقلاب قرار گرفت. (6)سپاه پاوه اعلام کرد: «حمله دیشب مهاجمان مسلح [ضدانقلاب] به پاوه با خمپارهانداز سنگین صورت گرفت و هدف حملات، مقر پاسداران و سنگرهای آنها و همچنین قرارگاه ارتش بود.» در این گزارش آمده است: «مهاجمان مسلح [ضدانقلاب] ساعت 2 بامداد نیز به مقر سپاه پاسداران تازهآباد حمله کردند، اما این درگیری تلفاتی در بر نداشت.» (7)در ساعت 16 امروز، سپاه کرمانشاه در اطلاعیهای پس از ذکر حمله شب گذشته اعلام کرد: مهاجمان یک بار دیگر پایگاههای ارتش و مقر سپاه پاسداران در پاوه را مورد حملات خود قرار دادهاند که نیروهای ارتش و پاسداران به این حملات پاسخ میدادند. (8)در اطلاعیههای سپاه، خسارات واردشده در جریان حمله به پاوه، مجروحشدن عدهای از مردم عادی (9)و انهدام چندین خانه و نیز خانقاه پاوه (10)ذکر شده است.
حرکات ایذایی در پاوه، منحصر به تیراندازی از ارتفاعات به شهر نیست. به گزارش شهربانی پاوه «حدود ساعت 4 بامداد روز 1/2/1359، یک دستگاه اتومبیل سپاه پاسداران پاوه در حین گشتزنی و عبور از دوراهی باینگان به قریه مریدی [مزیدی] براثر گذاشتن مین بهوسیله افراد مسلح در جاده مذکور منفجر و 3 نفر سرنشین آن زخمی و خساراتی نیز به اتومبیل وارد شده است.» (11)
1) * سه نقطه از متن اطلاعیه است.
2) * سه نقطه از متن اطلاعیه است.
3) 81. روزنامه جمهوری اسلامی، 3/2/1359، ص4.
4) 82. روزنامه بامداد، 2/2/1359، ص3.
5) * برای مطالعه این حوادث، به روزشمار 31/1/1359، در جلد اول کتاب هفتم روزشمار جنگ (قطع رابطه امریکا با ایران) مراجعه شود.
6) 83. روزنامه انقلاب اسلامی، 2/2/1359، ص7.
7) 84. روزنامه کیهان، 3/2/1359، ص11.
8) 85. روزنامه انقلاب اسلامی، 2/2/1359، ص10.
9) 86. همان.
10) 87. روزنامه کیهان، 3/2/1359، ص11.
11) 88. سند شماره 000581 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی کرمانشاهان به استاندار کرمانشاهان، 3/2/1359.
همچنین در جاده نوسود پاوه، تبعات ماجرای خلع سلاح و گروگانگیری عدهای از ارتشیان ادامه دارد.(1)طبق مهلتی که لشکر81 زرهی کرمانشاه ضمن اطلاعیه خود قائل شده بود: «احزاب و گروههای مسلح که گردان یادشده را خلع سلاح کردند» تا ساعت 8 بامداد امروز، فرصت داشتند که «پرسنل، وسایل و تجهیزات گروه یادشده را رها کنند.» (2)اما روزنامه کیهان در شماره امروز خود نوشت: «تیمسار امینداری جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، صبح امروز، در یک گفتوگوی تلفنی به خبرنگار کیهان گفت مسئله گروگانگیری چند تن از پرسنل نیروی زمینی در نوسود همچنان ادامه دارد.» (3)یادآوری میشود، سپاه پاوه درگیریهای چند روز اخیر در منطقه اورامانات را متأثر از توطئههای مشترک کومهله، دمکرات و عوامل بعث عراق میداند. (4)
درباره درگیریهای سقز، امروز، خبرگزاری پارس از سنندج گزارش داد: گزارشهای رسیده از سقز نیز حاکی است، درگیری در سقز ادامه دارد(5)و قرار است امروز، مذاکراتی برای آتشبس انجام شود. شهر سقز در دست پیشمرگان است، فقط بیمارستان و چند نقطه دیگر دراختیار ارتش است. (6)همچنین بنا به اعلام دفتر این خبرگزاری در سنندج، گزارش رسیده به خبرگزاری پارس از سقز حاکی است تاکنون حدود 100 نفر از نیروهای نظامی شهید شدهاند و فرمانده پادگان اظهار تمایل کرده که با معتمدان سقز مذاکره کند. (7)
درباره بانه، امروز، یک سخنگوی کومهله به خبرنگار خبرگزاری پارس در سنندج گفت: «9 نفر از نظامیانی که در کوه اربابا در شهر بانه هستند برای تدارک آذوقه وارد شهر شدهاند، ولی بهوسیله کومهله دستگیر و خلع سلاح شدند.» (8)
روزنامه جمهوری اسلامی از برگزاری مراسم سالگرد «فاجعه تأسفبار شهر نقده که تعداد زیادی زخمی و شهید برجای گذاشت» یاد کرد که به مناسبت آن ازطرف روحانیت و مردم باایمان و متعهد شهرستان نقده عزای عمومی اعلام شد. به همین مناسبت دیروز ادارات، بازار و مدارس شهر تعطیل بود و مردم ضمن شرکت در راهپیمایی با دادن شعارهای "اللهاکبر، خمینی رهبر" بهسمت مزار شهدا حرکت کردند. (10)
1) * خبر این گروگانگیری در جلد اول کتاب هفتم روزشمار جنگ (قطع رابطه امریکا با ایران)، روز 30/1/1359 درج شده است.
2) 89. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 31، 1/2/1359، ص6، کرمانشاه خبرگزاری پارس، 31/1/1359.
3) 90. روزنامه کیهان، 1/2/1359، ص2.
4) 91. روزنامه انقلاب اسلامی، 1/2/1359، ص15.
5) * درباره درگیریهای قبلی سقز به روزهای 29 تا 31/1/1359 در جلد اول کتاب هفتم روزشمار جنگ (قطع رابطه امریکا با ایران) مراجعه شود.
6) 92. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره32، 2/2/1359، ص5، سنندج خبرگزاری پارس، 1/2/1359.
7) 93. همان، ص3، سنندج خبرگزاری پارس، 1/2/1359.
8) 94. همان، ص5، سنندج خبرگزاری پارس، 1/2/1359.
9) * در حادثه سال گذشته نقده، تلاش مسلحانه حزب قومگرای دمکرات کردستان در گسترش نفوذ خود در نقده با مقابله مردم (ترکها) روبهرو شد و فجایع دلخراشی رخ داد که نمود آن مقابله قومی کرد و ترک بود. جزئیات این حادثه در کتاب اول روزشمار جنگ (پیدایش نظام جدید)، روزهای 31 فروردین و اول و دوم اردیبهشت 1358 ذکر شده است.
10) 95. روزنامه جمهوری اسلامی، 2/2/1359، ص4.
به مناسبت سالگرد حادثه نقده، جمشید حقگو استاندار آذربایجانغربی، پیامهای جداگانهای برای حجتالاسلام محرر و ملاصالح رحیمی رهبران مذهبی ترکها و کردها و مردم نقده فرستاد. وی در این پیامها ضمن تسلیت فاجعه غمانگیز و یادآوری شبهجنگ ناخواسته نقده به مردم این شهر، ابراز امیدواری کرد که انشاءالله دیگر اینگونه فجایع تکرار نشود و روح اخوت اسلامی و گذشت و ایثار بین برادران ایمانی ترک و کرد ایجاد شود. (1)
در گرگان، سپاه این شهر با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد که برخی از مزارع تقسیمشده منطقه، بهدست
عوامل فئودالها تخریب شده است. سپاه گرگان هشدار داد که با عاملان این حوادث بهشدت مقابله خواهد کرد. متن اطلاعیه بدین شرح است: «به اطلاع میرساند که اخیراً مشاهده شده است زمینهایی
که دراختیار کشاورزان و زحمتکشان
روستایی توسط هیئت پنجنفری و این سپاه قرار داده شده است، بهوسیله عدهای
فئودال وابسته به رژیم کثیف پهلوی تخریب میشود، لذا به این اشخاص شدیداً اخطار مینماییم که این عمل
درجهت خواست امپریالیسم امریکا است و با مشاهده و تکرار این وضع، با این افراد شدیداً مقابله خواهد شد و آنها را به شدیدترین وجه مجازات و در پیشگاه امت مسلمان انقلابیمان افشا خواهیم کرد و از روستائیان عزیز تقاضا میکنیم که با مشاهده این وضع ما را یاری نمایند.» (2)
در چابهار، سپاه این شهر از ستاد مرکزی سپاه در تهران پیامی دریافت کرد که وظایف مراقبتی و عملیاتی خاصی را برای آن ایجاد کرده است. در این پیام آمده است: «از قرار معلوم یک لنج حامل اسلحه غیرمجاز در ظرف امشب و فردا در کنارک یا چابهار لنگر خواهد انداخت.» (3)
درباره کرمانشاه، مرکز فرماندهی سپاه تلفنگرامی از ستاد مشترک ارتش دریافت کرد که اقدامات خاصی را در این شهر طلب کرده است. در این تلفنگرام آمده است: «از ساعت 19:00 روز 1/2/1359، گروههای چپگرا در خیابان جوانشیر کرمانشاه، مبادرت به آتشسوزی نموده و قصد دارند پل جوانشیر را تخریب نمایند. ضمناً شهربانی محل مزبور تا این لحظه هیچ گونه دخالتی ننموده و سپاه پاسداران نیز دستوری برای متفرقکردن مردم ندادند. دستور فرمایید دراینمورد اقدام نمایند.
ر. سماجا سرلشکر شادمهر» (4)
در همدان، پس از آنکه از اقدامات نیروهای مسئول درمورد شورش زندانیان نتیجهای
حاصل نشد، این مسئله به سپاه محول شد. شهربانی در گزارش خود، وضع را غیرقابلپیشبینی عنوان و اعلام کرده است: «در ساعت 18:30 روز جاری، در زندان این شهربانی شورش شده و زندانیان قصد فرار داشته[اند] که با استفاده از جمیع امکانات و برخورداری از پشتیبانی کمیتهها و سپاه
پاسداران، زندان محاصره و تاکنون از خروج زندانیان جلوگیری شده [است]. هماکنون زندان بهوسیله زندانیان به آتش کشیده شده، تلاش فوقالعاده جهت اطفای
حریق که پیشبینی شده بود، به عمل آمده، ولی وضع غیرقابلپیشبینی است.» (1)
در ساعت ده و نیم شب، تیمسار شادمهر رئیس ستاد مشترک ارتش، در تلفنگرامی به سپاه نوشت: «برابر گزارش لشکر16 مستند به گزارش تیپ همدان، استاندار همدان و دادستان، تلفنی به فرمانده تیپ اطلاع دادهاند که زندان شهر شلوغ شده و کلیه نیروها به کار رفته و هیچ گونه نتیجهای عاید نشده است و بهعلت ضیق وقت، استاندار اظهار داشته حرف من را بهعنوان شورا قبول کنید و تقاضای کمک به اعزام نیروی نظامی را نموده است. دستور فرمایید فوراً در نزدیکترین محل نسبت به تقویت سپاه پاسداران همدان و فرونشاندن غائله اقدام نمایند.» (2)
در یادداشت سپاه مندرج در حاشیه پیام ستاد مشترک درباره سرانجام قضیه آمده است: «زندانیها شورش کرده، زندان را آتش زدند، بعد هم سپاه رفت و زندانیها را پراکنده کردند و در یک قسمت از زندان که سالم مانده بود جا دادند،... و 50 نفر از زندانیها را پادگان تحویل گرفته است.» (3)
یادآوری میشود، سرهنگ احمد حیدربیگی معاون تحقیقات و کشف جرایم شهربانی همدان، با بیان اینکه «بیش از 600 نفر از زندانیان سیاسی و عادی زندان شهربانی همدان شورش کرده و زندان را به آتش کشیدند»، توضیح داد: «عصر روز دوشنبه، پس از اتمام وقت ملاقات، تعدادی از زندانیان بعد از گروگانگیری چند تن از مأمورین غیرمسلح و با شکستن در و پنجره قصد فرار از زندان را داشتند که شهربانی با استمداد از مأمورین کمیته و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موفق به محاصره زندان و جلوگیری از فرار آنان شد.» (4)
دکتر کریم سنجابی دبیرکل جبهه ملی، در تلگرامی به بنیصدر رئیسجمهور، نوشت: «شما بهتر میدانید که قاسمی در تمام حیات سیاسی خود مظهر آزادگی و میهندوستی و شرافت و پاکدامنی بوده است.» (6)امروز، دفتر اطلاعات و انتشارات و روابطعمومی وزارت کشور نیز با صدور اطلاعیهای دراینباره اعلام کرد: «بدینوسیله جهت روشنشدن اذهان عمومی اعلام میدارد مدارک مورداستناد که دال بر ارتباط و همکاری ابوالفضل قاسمی با ساواک منحله میباشد اخیراً از مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران به وزارت کشور منعکس [شده است] ... اضافه مینماید مدارک موجود حاکی است که ابوالفضل قاسمی کارمند و سرپرست کتابخانه دانشگاه تهران،
1) 100. سند شماره 040853 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 1/2/1359.
2) 101. سند شماره 040847 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1/2/1359.
3) 102. همان.
4) 103. روزنامه انقلاب اسلامی، 3/2/1359، ص10.
5) * برای کسب اطلاعات بیشتر درباره این ماجرا به جلد اول کتاب هفتم روزشمار جنگ ایران و عراق (قطع رابطه امریکا با ایران)، روز 31/1/1359، رجوع شود.
6) 104. روزنامه انقلاب اسلامی، 2/2/1359، ص7.
عضو جبهه ملی و دبیرکل حزب ایران از تاریخ 1/11/1343 بهعنوان منبع و خبرچین برجسته در مقابل دریافت حقوق ماهانه با شماره رمز 9672 به استخدام ساواک منحله درآمده و نحوه کار ایشان برای رهبران عملیات ساواک منحله بهقدری مفید و مؤثر بوده که در ارزیابی معموله، کیفیت 32 فقره گزارشات یکساله وی را عالی توصیف کردهاند، بهطوریکه در دیماه سال 1357، زمانیکه مردم غیور و انقلابی ایران زیر رگبار مسلسلهای رژیم منفور و طاغوتی پهلوی برای بهثمررسانیدن انقلاب اسلامی به خاکوخون کشیده میشدند، ابوالفضل قاسمی بهخاطر رساندن اخبار از محافل جبهه ملی و نهضت آزادی در یک قلم 500 هزار ریال پاداش دریافت میدارد. ایشان کلیه حرکتهای سیاسی افرادی همچون مهندس بازرگان، داریوش فروهر، کریم سنجابی و سایر مبارزین انقلاب و جلسات مهم جبهه ملی را زیر نظر داشته و گزارشهای خود را مرتباً به بخش12 ساواک در تهران که دربرگیرنده جناحهای افراطی و احزاب مخالف رژیم بوده تسلیم میکرده است.» (1)
از سوی دیگر، آقای مهدویکنی سرپرست وزارت کشور، درمورد ابطال انتخابات درگز و امکان تجدیدنظر در این دستور گفت: «طبیعتاً اگر مدافعات
نماینده سابق درگز منطقی باشد قابلقبول خواهد بود. همچنین ایشان میتوانند به کمیسیون هفت نفری شکایت کنند یا مستقیماً از وزارت کشور دراینمورد توضیح بخواهند.» (2)
مهندس بازرگان در قسمتی دیگر از سخنان خود به جهاد اشاره کرد و با تأکید بر اینکه در جهاد مرحله نهایی شهادت است، ولی جهاد به معنای جنگ و کشتار نیست، با اشاره به
مهدی بازرگان عضو شورای انقلاب
آیاتی از قرآن گفت: قرآن بیشتر به منع جنگ پرداخته است، ولی در آن آمده است اگر متجاوزی با شما جنگ کرد، شما نیز باید در همان محل با او بجنگید نه اینکه وارد خانه او شوید و اگر کسی در گذشته مرتکب گناهی شده باشد و حالا اظهار ندامت میکند و آماده خدمت میباشد، او را ببخشید، چون خداوند ارحم الراحمین است، مگر اینکه قتل کرده باشد یا دستور قتل داده باشد که باید طبق قانون شرع مجازات شود. بازرگان آنگاه، با اشاره به آیاتی از قرآن برای قصاص و اشاره به وصیت حضرت علی(ع) درمورد قاتل خود نتیجه گرفت: در اسلام جنگ، ضدتجاوز و ضدظلم و برای بسط عدالت است و جنبه دفاعی دارد نه جنبه شخصی.
بازرگان همچنین بر لزوم داشتن یک ارتش قوی و مدرن تأکید کرد و افزود: حکومت و ارتش اسلامی باید همیشه قوی، آماده و مجهز باشد تا دشمن هوس تجاوز نکرده و در مقابل دشمنان احتمالی بهخوبی بایستد و از کشور و مستضعفین دفاع کند. ارتش ما ارتشی است اسلامی و برقرارکننده صلح و عدل و ما باید از تسلیحات که به نام حدید در قرآن آمده است برای صلح استفاده کنیم و آن را در راه صلح به کار بریم و ارتش درواقع کمک و امدادکننده خدا و پیغمبر و بعد هم خلق خدا است. (1)
در نخستین ساعات امروز، دفتر رئیسجمهور درباره حوادث اخیر دانشگاهها اطلاعیهای منتشر کرد. (4)متن کامل این اطلاعیه که با امضای ریاستجمهوری انتشار یافته به این شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
مقصود شورای انقلاب از تصمیم متخذه عادیکردن وضع و برعهده دولت گذاشتن تغییرات بنیادی نظام آموزشی بوده است. در این دو سه روز گروههایی به این عنوان که رئیسجمهور و
شورای انقلاب از مردم خواستهاند
ستادهای
گروهها را تخلیه کنند افراد را دربرابر دانشگاهها و مؤسسات عالی و مراکز فعالیت گروههای سیاسی در خارج دانشگاه جمع میکنند و برخوردهایی به وجود میآورند که منجر به ضربوجرح و بیشتر از آن شده و میشود. این است که مراتب زیر را به اطلاع عموم میرساند:
برابر اطلاعیه و توضیحات چند گروه دانشجویی، این گروهها تصمیم شورای انقلاب را اجرا کرده و میکنند، بنابراین تا صبح سهشنبه، هیچ نیازی به اجتماع مردم نیست اگر ضرورت اقتضا کرد که مردم گرد آیند موضوع به اطلاع عموم خواهد رسید. بنابراین هرگونه اجتماع و ایجاد درگیری در دانشگاهها و خارج آن عملی ضدانقلابی تلقی میشود.
در خارج دانشگاه اقدام به هر نوع تجمع و حمله به مراکز سیاسی، توطئه برضد انقلاب و تضعیف جبهه داخلی ما دربرابر امریکای سلطهگر است. هر محلی که خارج از دانشگاه تصرف شده باشد، فوراً تخلیه گردد.
مردم کشور باید مراقب امنیت محیط کار خود باشند و بدانند اجرای تصمیمات مقامات تعیینشده ازسوی مردم شرط ادامه انقلاب و پیروزی آن است.
رئیسجمهور منتخب مردم ابوالحسن بنیصدر» (1)
صدای جمهوری اسلامی ایران ساعت 10 صبح، اعلام کرد: «هماکنون دکتر بنیصدر رئیسجمهور، در تماس با صداوسیمای جمهوری اسلامی از کلیه کسانی که خود را پیرو انقلاب اسلامی میدانند خواست خیابانهای اطراف دانشگاه تهران را تخلیه کنند. ایشان افزودند همگی بدون استثنا باید امروز، مراکز خود را در دانشگاهها تعطیل نموده و گروهها آنجا را ترک کنند.» (2)
بنیصدر همچنین در یک مصاحبه رادیو تلویزیونی، گزارشی ارائه کرد که نشان میداد ابتکارعمل با وی بوده است و باید باشد. وی گفت: «در شورای انقلاب گفتند گروهها در دانشگاه یک ستادهایی تشکیل دادند که عملاً آنجا را
از صورت محل درس خارج کردند، درس از بین رفته، گفتم خب اگر علت تعطیل این است، ما میتوانیم بگوییم آن گروهها، ستادهایشان را تخلیه کنند و مانع از این بشویم که درس در دانشگاه تعطیل بشود. در شورای انقلاب گفته شد به چه ترتیبی؟ گفتم که به آنها 48 ساعت یا سه روز، فرصت تخلیه میدهیم، اگر [تخلیه] نکردند از مردم دعوت میکنیم که در محل حاضر شوند و بدون زدوخورد با نظم و انضباط انقلابی از اینها بخواهند که بروند و هیچکس جلوی مردم نخواهد ایستاد. این نظر بهاتفاقآرا تصویب شد و پس از آن خدمت امام رفتیم و ایشان تصویب کردند و قرار شد امامجمعه هم در نماز این مطلب را خاطرنشان بکند که باید تصمیمات شورای انقلاب به اجرا دربیاید، هر تصمیمی را لازم نیست که همه آنان موافق باشند. [وظیفه] کادر رهبری این است که باتوجهبه اطلاعات گوناگونی که دریافت میکند، مصالحه ای که تشخیص دهد، تصمیماتی اتخاذ کند و اگر قرار باشد که هر تصمیمش که عدهای با آن موافق نبودند به اجرا درنیاید، میشود کشور بدون اداره و کشور بدون اداره بهطرف
سقوط میرود و این یک چیز بدیهی است و چون ما معتقدیم که ملت پشتیبان ماست و حتماً میدانیم که توانایی برای حل مشکلات داریم و مسائلی نیستند که لاینحل باشند، این است که محکم ایستادیم که تصمیمات شورای انقلاب به اجرا دربیاید. آنها که خود را پشتیبان این حکومت اسلامی میدانند، آنها باید ولو موافق نباشند از این تصمیمات پیروی کنند.» (1)
شبهنگام نیز بنیصدر در پیامی خطاب به مردم تهران، به اجتماعکنندگان
داخل دانشگاه تهران(2)اخطار کرد که دست از زدوخورد بردارند. متن پیام به این شرح است: «مردم تهران، از دیشب پیدرپی شما را [به] خونسردی دعوت کردهام، به شما هشدار دادهام که میخواهند برخوردها را هرچه سختتر کنند. از شما دعوت کردهام
اطراف دانشگاه جمع نشوید، اینک به شما میگویم اطراف دانشگاه را ترک کنید. همه گروهها تصمیم شورای
انقلاب را پذیرفتهاند، جز یک گروه که درصورت تخلیهنکردن دانشگاه به مردم معرفی خواهند شد. این گروه که دست به سنگربندی زدهاند آرزویی جز این ندارند که یک زدوخورد شدید به وجود بیاورند. این گروه، صبح امروز به خود من گفتند موافقاند که عدمآرامش به زیان کشور است و قرار شد برای تحویل مراکز خود به وزیر علوم مراجعه کنند، ولی در همان حال به سنگربندی دست زدند. اینک از کسانی که در اطراف دانشگاه هستند میخواهم دور شوند تا معلوم شود آیا راست میگویند که مایلاند دانشگاه را ترک کنند یا خیر و به آنها که داخل دانشگاه هستند اخطار میکنم دست از زدوخورد و تحریک بردارند و دانشگاه را ترک کنند.
ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهوری ایران» (3)
براساس تصمیمهای گرفتهشده در این جلسه اعلام شد که فردا، اعضای شورای انقلاب و هیئت دولت همراه بنیصدر رئیسجمهوری، به دانشگاه تهران میروند و بنیصدر در آنجا، سیاست دولت را درمورد دانشگاهها و دانشجویان اعلام خواهد کرد، ازجمله اینکه: دانشگاهها بتوانند تا 15 خردادماه، امتحانات خود را برگزار کنند و پس از آن گروهی از اعضای شورای انقلاب و اعضای هیئت علمی دانشگاهها با هم جلساتی خواهند داشت تا نظام جدید آموزشی را برای سال تحصیلی آینده تدوین کنند.
یکی از اعضای دفتر رئیسجمهوری نیز در تماسی با روزنامه بامداد اظهار کرد: جلسه مهم شورای انقلاب به ریاست دکتر بنیصدر تشکیل و در آن به بحث و تبادلنظر درمورد چگونگی
تغییر نظام آموزشی دانشگاهها پرداخته شد و فردا دکتر سیدابوالحسن بنیصدر در یک سخنرانی مهم در دانشگاه تهران مواضع شورای انقلاب را درمورد تخلیه دانشگاهها بیان خواهد کرد. (1)
به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی نیز در یک مصاحبه رادیو تلویزیونی گفت: «مسئله اساسی ما مسئله تغییر نظام آموزشی است، به مسئله گروههای مزاحم باید بهعنوان مسئله فرعی توجه شود.» وی افزود: «برای تغییر نظام آموزشی زمانی معین نشده است و ما باید این فرصت را داشته باشیم که بتوانیم یک طرح اساسی بریزیم.» به نوشته این روزنامه: «وی در پایان مصاحبهاش در پیامی از دانشجویان مسلمان خواست که برای پیادهشدن نظر شورای انقلاب همکاری کنند و البته خیلی بیدار و هوشیار باشند که هرگونه انحراف و سوءاستفادهای دیده شد، آرام ننشینند و کاملاً مواظب این مسئله اساسی که پرچمدار آن شدند [باشند] و این پرچم را تا آخر به دوش بکشند.» (2)
درحالیکه مهلت شورای انقلاب برای تخلیه دفاتر و مراکز گروهها در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کشور امروز پایان مییابد، هنوز در تعدادی از مراکز یادشده، چند گروه ازجمله دانشجویان پیشگام (شاخه دانشجویی سازمان چریکهای فدایی خلق) و دانشجویان هوادار سازمان پیکار تخلیه دفاتر خود را نپذیرفتهاند. اما انجمن دانشجویان مسلمان (شاخه دانشجویی سازمان مجاهدین خلق) اعلام کرده است که بهغیراز دفتر مرکزی که ساختمانی استیجاری است، بقیه مراکز خود را تخلیه کرده و تحویل مقامات دانشگاهی خواهد داد. (3)تداوم مقاومت گروههای مذکور، ناآرامیهای چند روز اخیر(4)را همراه داشت. امروز، صحنه اصلی حوادث، دانشگاه تهران بود. بعضی دانشگاهها نظیر علموصنعت، چند روز درگیری و تشنج را پشتسر گذاشتهاند، ولی بعضی هنوز درگیر ماجراهایی هستند که بهتدریج در سطح وسیعتری به "انقلاب فرهنگی" موسوم میشود.(5)قبل از توضیح وقایع امروز دانشگاه تهران، وضعیت تعدادی از مراکز دانشگاهی در تهران و شهرستانها که هنوز بهنحوی با پیامدهای حوادث اخیر مواجهند، به نقل از
1) 113. همان، صص 3 1.
2) 114. روزنامه جمهوری اسلامی، 2/2/1359، ص9.
3) 115. روزنامه کیهان، 1/2/1359، ص3.
4) * برای اطلاع از جزئیات وقایع مزبور، به گزارشهای مندرج در روزهای 28/1/1359 تا 31/1/1359، جلد اول کتاب هفتم روزشمار جنگ ایران و عراق (قطع رابطه امریکا با ایران)، مراجعه شود.
5) * روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ 30/1/1359، در تیتر صفحه اول با رنگ سبز این عبارت را نوشت: «انقلاب فرهنگی آغاز میشود» در بالای تیتر اصلی (روتیتر) چنین درج شده بود: «با تغییر بنیادی نظام آموزشی استعماری در مراکز آموزشی و واژگونی سیستم اسلامزدایی در دانشگاهها» با تحولات بعدی عنوان "انقلاب فرهنگی" رایج و تثبیت شد که مرحله ای از تحولات ایران بعد از انقلاب اسلامی به شمار میرود.
دکتر نیکروش رئیس دانشگاه پلیتکنیک، هنگام عصر، در تماس تلفنی به روزنامه بامداد گفت: «هواداران سازمان مجاهدین خلق و دمکراتها [شاخه دانشجویی حزب توده] گروههایی بودند که دفاتر خود را تخلیه [کردند] و تحویل مسئولان دانشگاه دادند؛ ولی گروه پیشگام [شاخه دانشجویی سازمان چریکهای فدایی خلق] و [هواداران] سازمان پیکار، هر 4 شاخه آن [که] در این دانشگاه دفتر دارند، هنوز حاضر به تحویل دفتر خود نشدهاند، ولی آنچه مشهود است گروههای یادشدة اخیر تمام اثاث خود را از دفاتر بیرون بردهاند و تنها از اتاق خالی حفاظت میکنند.» (1)
دانشگاه علموصنعت اطلاعیهای صادر کرد و با ذکر این مطلب که «کلیه گروههای دانشجویی مستقر در دانشگاه، محیط دانشگاه را ترک نموده و اتاقها و وسایلی را که دراختیار داشتند تحویل دادند»، اعلام کرد: «دانشگاه علموصنعت ایران با اظهار امتنان و قدردانی تمام از افرادی که در ایجاد نظم و حسنختام این امر همکاری نمودند، به اطلاع میرساند که با اعتقاد راسخ به انقلاب فرهنگی و نظام آموزشی درجهت تأیید مصوبات شورای انقلاب، دانشگاه در تاریخ 2/2/1359 فردا بازخواهد بود... کارکنان و دانشجویان برای ورود به دانشگاه باید کارت شناسایی خود را ارائه کنند.» (2)
در دانشگاه ملی ایران(3)دانشجویان وابسته به انجمن اسلامی، جنبش دانشجویان مسلمان (هواداران جنبش مسلمانان مبارز) و انجمن دانشجویان مسلمان (شاخه دانشجویی مجاهدین خلق)، دفاتر خود را در این دانشگاه تخلیه کردهاند، ولی گروههای دانشجویی پیکار، پیشگام و مبارز هنوز دفاتر خود را تخلیه نکردهاند. (4)
در دانشگاه متحدین،(5)انجمن دانشجویان مسلمان دفتر خود را تخلیه و انجمن اسلامی نیز آمادگی خود را اعلام کرده است، اما عدهای از دانشجویان پیشگام هنوز دفترشان را تخلیه نکردهاند. (6)
در دانشکده مهدی رضایی،(7)انجمن دانشجویان مسلمان نیمهشب گذشته، دفتر خود را تخلیه کرد، اما دانشجویان طرفدار سازمان پیکار، سازمان چریکهای فدایی خلق و سازمان دانشجویان مسلمان (پیرو خط امام) هنوز ستادهای خود را دراختیار دارند.
در دانشگاه تربیتمعلم، یکی از مسئولان انجمن اسلامی این دانشگاه گفت: از آنجایی که
1) 116. روزنامه بامداد 2/2/1359، ص3.
2) 117. همان.
3) * بعد از فاجعه هفتم تیر1360، به دانشگاه شهید بهشتی تغییر نام یافت.
4) 118. روزنامه انقلاب اسلامی، 1/2/1359، ص2.
5) * مدرسه عالی دختران که در رژیم گذشته تأسیس شده بود، بعد از انقلاب ابتدا به یاد محبوبه متحدین که سازمان مجاهدین خلق از وی بهعنوان یکی از شهدای خویش یاد میکرد به نام دانشگاه متحدین خوانده شد، ولی بعدها مشخص شد که نامبرده و شوهرش حسن آلادپوش، هر دو از مارکسیستشدههای سازمان بودهاند. این دانشگاه، امروز دانشگاه الزهرا نامیده میشود.
6) 119. روزنامه کیهان، 1/2/1359، ص3.
7) * عنوانی است که به مدرسه عالی بازرگانی داده شده است. بعدها از ادغام این مدرسه با تعدادی از مدارس و مراکز آموزش عالی، دانشگاه علامه طباطبایی ایجاد شد.
دانشگاه تربیتمعلم سرپرست ندارد، انجمن اسلامی حاضر است دانشگاه را فقط به مقامات دولتی تحویل دهد. وی افزود: ما معتقدیم چنانچه نظام آموزشی دانشگاهها تغییر یابد، مسئله گروههای کوچک سیاسی حل خواهد شد. (1)
درباره مدرسه عالی کامپیوتر باید گفت که یکی از دانشجویان عضو انجمن اسلامی این مدرسه در تماس تلفنی خود بیانیه انجمن را برای روزنامه بامداد قرائت کرد که در آن آمده است: «انقلاب فرهنگی در مدرسه عالی کامپیوتر با یاری مردم قهرمان و مستضعف محله حسنآباد زرگنده صورت گرفته و جوانان غیور حسنآباد علیرغم تحریکات گروههای معلومالحال با صبر انقلابی این مدرسه را بدون هیچ گونه درگیری تصرف کردهاند و باتوجهبه اینکه دانشگاه باید در خدمت مردم محروم میهنمان درآید ما [انجمن اسلامی دانشجویان] از این تاریخ، نام این مدرسه را به دانشکده کامپیوتر حسنآباد تغییر دادیم.» (2)
در مجتمع تکنولوژی تهران، هواداران مجاهدین خلق و حزب توده حاضر به تخلیه ستادهای خود شدند، ولی هواداران چریکهای فدایی خلق، پیکار در راه آزادی طبقه کارگر و سایر گروههای چپ از این کار خودداری کردند. (3)
در برخی مراکز استانها و شهرستانها که دارای مراکز آموزشی عالی هستند نیز ناآرامی روزهای اخیر با شکلگیری و شدت و ضعف متفاوت، کموبیش ادامه یافت.
در مشهد در حاشیه قضیه دانشگاهها، برخوردها و درگیری بین موافقان و مخالفان سازمان مجاهدین خلق وسیع و حتی جدیتر و مهمتر از خود قضیه دانشگاهها مطرح بود. امروز، در مقایسه با روزهای قبل آرامش بیشتری برقرار بود و ادامه تحرکات روز قبل بهصورت جزئی وجود داشت. هنگام ظهر، درپی توافق قبلی استاندار خراسان و مسئولان سازمان در مشهد، ساختمان سازمان مجاهدین خلق در خیابان بهشت این شهر بهطور رسمی تخلیه شد و مأموران انتظامی و پاسداران در آن مستقر شدند. (4)دراینحال، محمدحسن غفوریفرد استاندار خراسان، در جواب به این سؤال خبرنگار خبرگزاری پارس که آیا دفاتر سیاسی گروههای مستقر در دانشکدهها تخلیه شده است یا خیر، گفت: «دفاتر جنبش شب قبل بهوسیله خودشان تخلیه شده بود و الآن در دفاتر آنها فقط مقداری آشغال و چوب و چماق [باقی مانده] است که [مأموران] مشغول لاک و مهرکردن آنها هستند و دراختیار دادستانی قرار خواهد گرفت و از گروه پیشگام بهاندازه یک وانت اسناد و مدارک به دست آمده که دراختیار دادستانی قرار گرفته است.» (5)
همچنین شهربانی از شروع تحرکی در ساعت 15، به این نحو خبر داد: «حدود 4 هزار نفر درحالیکه تمثالهای امام خمینی در دست داشتند مقابل دانشکده پزشکی تجمع [کردند] و شعارهایی علیه فدائی و منافق و تودهای میدادند، سپس بهطرف فلکه حضرت حرکت [کردند] و بهآرامی پراکنده شدند. ضمناً، حدود 1000 نفر که اکثراً دختران محصل بودند، در بیمارستان مصدق به انگیزه وقایع روزهای گذشته [به تحصن] نشستهاند.» (6)
1) 120. روزنامه انقلاب اسلامی، 1/2/1359، ص2.
2) 121. روزنامه بامداد، 2/2/1359، ص3.
3) 122. روزنامه جمهوری اسلامی، 2/2/1359، ص6.
4) 123. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص4.
5) 124. روزنامه بامداد، 1/2/1359، ص2.
6) 125. سند شماره 040885 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 1/2/1359.
در ادامه، ساعت 16، از رادیو مشهد اطلاعیهای پخش شد و در آن استاندار خراسان از مردم خواست با هوشیاری عمل کرده و از حمل هرگونه اسلحه سرد و گرم خودداری کنند و اگر کسی از این دستور سرپیچی کرد محیط را طوری آماده کنند تا راه مأموران انتظامی برای دستگیری اشخاصی که اسلحه حمل میکنند، باز شود. (1)
در تبریز، بقایای مقاومت شاخه دانشجویی سازمان چریکهای فدایی خلق با تصرف دانشکده پزشکی ادامه یافت، اما قابلیت توسعه و ایجاد درگیری نداشت. در گزارش روزنامه کیهان از تبریز دراینباره آمده است: «حدود 2000 نفر از دانشجویان پیشگام تبریز که شب را در دانشگاه گذرانده بودند، همراه دیگر هواداران خود از مدارس تبریز، زنجیروار جلوی دانشکده پزشکی این دانشگاه گرد آمدند و آماده حمله احتمالی و درگیری با نیروهای مخالف شدند. یکی از مسئولان سازمان دانشجویان پیشگام تبریز درباره این موضوع گفت دفاع از حریم دانشگاه وظیفه هر دانشجوی مسئول و متعهد است. یکی از مسئولان روابطعمومی سازمان دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز که ساختمان مرکزی این دانشگاه را تصرف کردهاند نیز درباره تصمیمات شورای انقلاب درمورد تخلیه ستادهای گروههای سیاسی از دانشگاه گفت ما معتقدیم امکاناتی که هماکنون دراختیار گروههای سیاسی است باید پس گرفته شود، اما فعالیتهای سیاسی و بحث آزاد از مسائلی است که باید در دانشگاه، آزاد باشد. وی افزود: هدف اصلی ما تحول اساسی و فرهنگی مناسب دانشگاهی است و سیستم فعلی باید از همین حالا متوقف گردد.»
همچنین، «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام دانشگاه تبریز با انتشار اطلاعیههایی
متذکر شدند، گروههایی که ساختمان دانشکده پزشکی را متصرف شدهاند مسلح به سلاحهای گرم و سرد هستند و از مردم خواستند که خونسردی خود را در این مراحل حساس حفظ کنند و بهانهای به دست توطئهگران ندهند.
دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز همچنین در اطلاعیه دیگری اعلام داشتند که در دو روز گذشته شاهد نقلوانتقالات اموال بیتالمال در دانشگاه بودند، لذا برای جلوگیری از حیفومیل اموال عمومی دانشگاه و همچنین جلوگیری از هرگونه حمله و درگیری از برادران و خواهران دانشجو کمک و یاری خواستند.» (2)نظیر دیگر نقاط، در تبریز هم دانشجویان موسوم به هواداران جنبش مسلمانان مبارز، حساب خود را از دو طرف قضیه جدا کردهاند و بهدلیل اینکه توانایی تأثیرگذاری و ایجاد جریان خاصی را نداشتند، به تکرار کلیاتی در اطلاعیه خویش اکتفا کردند. در اطلاعیه مزبور، آنها خاطرنشان کردند که شرایط فعلی سیاسی کشور و ارتباط ارگانیک این جریانات با مبارزه ضدامپریالیستی خلقها، ضرورت برخورد فعال و واقعگرایانه با این مسائل را بهخوبی مشخص میکند. (3)
در کرمانشاه، درگیریها به سطوحی خارج از محدوده دانشجویی کشیده شد و درنهایت به تعطیلی و تخریب دفاتر گروهها و سازمانها در سطح شهر انجامید؛ بهطوریکه دفتر حزب توده به آتش کشیده شد. (4)در توضیح آغاز این ماجرا، خبرگزاری پارس چنین نوشته است: «پیشازظهر
امروز، گروهی از مردم کرمانشاه در مخالفت با تصمیم شورای انقلاب و رئیسجمهوری با دادن شعارهایی ازجمله "دانشگاه
مکتب آزادی است" در خیابانهای مرکزی این شهر به راهپیمایی پرداختند و در ساعت 12:05 این راهپیمایی منجر به درگیری شد. مأموران پلیس درصدد جداکردن دو طرف درگیر برآمدند.» (1)در این شهر هم مانند شهرهای دیگر، یکی از مراکزی که در درگیریها
موردهجوم مردم قرار گرفت، دفاتر سازمان مجاهدین خلق بود. به گزارش خبرگزاری پارس: «عدهای از تظاهرکنندگان بهسوی گروه دیگر سنگ پرتاب کردند و روی پل هوایی کرمانشاه آتش افروختند. در ساعت 17:30، گروهی دیگر دفتر انجمن جوانان مسلمان کرمانشاه [شاخه تحتپوشش سازمان مجاهدین خلق برای
فعالیت هواداران] را به تصرف درآورند و اوراق و اسناد و کتابهای این محل را از بین بردند. افسر گشتی پلیس کرمانشاه گفت در تظاهرات و درگیریهای عصر امروز {1/2/1359}، بین 15 تا 20 نفر مجروح شدند.» (2)
اما برخورد مهمتر، در ستاد اصلی سازمان روی داد. در گزارش شهربانی کرمانشاه دراینباره آمده است: «در ساعت 15 [روز] 1/2/1359، اطلاع حاصل شد که عدهای از هواداران مجاهدین خلق کرمانشاه در دفتر این سازمان واقع در خیابان چهلمتری مستقر گردیدهاند و عدهای از اهالی جلوی این دفتر اجتماع نموده و خواستار تخلیه آن هستند که با مخالفت افراد سازمان روبهرو و بلافاصله شخصاً بهاتفاق افسر و مأمور کافی در محل حاضر و بهمنظور جلوگیری از برخورد بین مردم که حدود 10000 نفر بودند [و] هواداران سازمان که در داخل مستقر بودند در پای ورودی ساختمان تحتکنترل مأمورین قرار گرفتند. چون تلاش مأمورین در متفرقکردن مردم مؤثر واقع نشد از حاکم شرع تقاضای مداخله گردید [که] ایشان طی حکمی دستور تخلیه محل را صادر نمودند و با انجام تدابیر لازم حدود 200 نفر از افراد سازمان که داخل ساختمان بودند با کامیون به شهربانی منتقل [شدند] که در ساعت 2 بامداد، پس از متفرقشدن جمعیت بهوسیله اتومبیلهای شهربانی به منازلشان برده شدند.» (3)
در اهواز، شب گذشته، به دعوت حجتالاسلام جنتی امامجمعه این شهر، بهمنظور
پشتیبانی از پاکسازی دانشگاهها، نماز جماعت در زمین چمن دانشگاه برگزار شد. خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی تعداد نمازگزاران را دهها
هزار نفر گزارش کرد. در این مراسم امامجمعه اهواز در سخنانی گفت: تا سهشنبه به گروههای سیاسی مهلت میدهیم، اگر اتاقها را تخلیه نکنند مردم در دانشگاه حضور پیدا خواهند کرد. پس از پایان نماز، حجتالاسلام جنتی از مردم خواست بههیچوجه با هیچ گروهی درگیر نشوند و به منازل خود بروند. (4)امروز عصر هم در «پشتیبانی از انجمنهای اسلامی و تصفیه دانشگاهها و ایجاد
انقلاب بنیادی اسلامی در دانشگاهها» مراسمی در محل استادیوم تختی برگزار شد که پس از مراسم مردم با راهپیمایی در مسجد اعظم این شهر اجتماع کردند و قطعنامهای در 13 ماده قرائت شد. (5)به این ترتیب، عملاً امکان باقیماندن ستادهای گروهها در دانشگاه اهواز بهکلی منتفی گردید.
این درحالی است که دانشکده خلیجفارس شعبه دانشگاه جندیشاپور در خرمشهر نیز تعطیل شده است. سخنگوی انجمن اسلامی این دانشکده در تماسی با خبرگزاری پارس در آبادان اعلام کرد: ازسوی این انجمن تلگرامی به شورای انقلاب مخابره شده که در آن «لزوم تغییر نظام آموزشی استعماری به فرهنگ اسلامی، قضیه استادانی که وابستگی فکری به شرق و غرب دارند، جلوگیری از فعالیتهای ضدانقلابی زیر لوای دانشجو [و جلوگیری] از حیفومیل بیتالمال که نهایتاً منجر به مدرکگرفتن میشود» خواسته شده است. این سخنگو در پایان افزود: تا تغییر و دگرگونی کامل سیستم آموزشی، این دانشکده همچنان تعطیل خواهد ماند. (1)
در آبادان، به گزارش خبرگزاری پارس، «هزاران تن از مردم آبادان در پشتیبانی از تصمیم شورای انقلاب دایر بر جمعکردن دفاتر گروههای سیاسی در دانشگاه در این شهر به راهپیمایی پرداختند. راهپیمایان درحالیکه پلاکاردهایی با خود حمل میکردند و شعار میدادند وارد دانشکده نفت آبادان شدند. در اینجا مردم پس از برگزاری نماز وحدت بدون هیچ گونه برخوردی دفاتر گروههای سیاسی و نیز پلاکاردهای این گروهها را برچیدند.» (2)به این ترتیب، کلاسهای دانشکده نفت آبادان تا اطلاع بعدی تعطیل شد. رئیس این دانشکده اعلام کرد: تعطیلی کلاسها تا اطلاع بعدی و تا مشخصشدن وضع دانشکده ادامه خواهد داشت. (3)
در رشت، پرویز البرز رئیس دانشگاه گیلان، اعلام کرد: «بهدنبال اعلامیه شورای انقلاب مبنی بر تصفیه دانشگاهها، خوشبختانه در دانشگاه گیلان به لطف
پروردگار تاکنون هیچ[گونه] درگیری رخ نداده و کارها در کمال آرامش پیش رفته است.» وی افزود: «البته کلاسها تعطیل شده و برخی از گروههای سیاسی بهطوریکه شنیده شده ستادهای عملیاتی خود را در دانشگاه گیلان تخلیه کردهاند.» (4)در همین حال، خبرنگار روزنامه کیهان از رشت گزارش داد: «گروههای سیاسی هنوز نسبت به تخلیه دفاتر خود اقدامی نکردهاند. دانشجویان مستقر در دانشگاه طی اطلاعیهای که انتشار دادند، اعلام کردند تصمیم دارند در دانشگاه بمانند.» (5)گزارش روزنامه جمهوری اسلامی حاکی است: «هنگام عصر، گروهی از اعضای انجمنهای اسلامی مدارس و طبقات مختلف مردم رشت بهعنوان حضور برخی از گروههای سیاسی در دانشگاه در خیابانهای این شهر دست به راهپیمایی زدند. این عده درحین راهپیمایی از مردم میخواستند تا برای پاکسازی دانشگاه به آنها ملحق شوند.» (6)به گزارش روزنامه بامداد، شبهنگام، تجمعی در مسجد کاسهفروشان رشت تشکیل شد. خبرنگار بامداد از این اجتماع گزارش داد: «حجتالاسلام غفاری ... طی سخنانی دررابطهبا راهپیمایی طبقات مختلف مردم بهسوی دانشگاه گیلان که تا این ساعت دراختیار دانشجویان سیاسی است، اعلام کرد مشتهایمان را در جیبمان میگذاریم و هیچ سلاحی با خود نمیبریم و تنها سلاح ما شعار ماست. همچنان که امریکا را از ایران بیرون کردیم دوستان آنها را هم بیرون خواهیم کرد. وی گفت ما رئیسجمهور و دولت داریم و خودمان به آن رأی دادیم، همچنان منتظر میمانیم تا ببینیم دستور آنها چیست و آنگاه برای پاکسازی دانشگاه گیلان اقدام خواهیم نمود.» (7)
در ارومیه، دکتر فرهودی سرپرست دانشگاه ارومیه در گفت وگویی با خبرنگار خبرگزاری پارس ضمن تأیید خبر آرامش در دانشگاه گفت: «کلیه گروهها اتاقهای دانشگاه را تخلیه کرده، ولی هنوز [حدود ظهر] اتاقها را تحویل دانشگاه ندادهاند.»
وی گفت: «ما نمایندهای
برای تحویل اتاقها انتخاب کردهایم،
امیدواریم که تصمیم شورای انقلاب بدون هیچگونه برخورد احتمالی به مورد اجرا گذارده شود.» (1)
در زنجان، ملکوتی معاون دانشکده کشاورزی زنجان، گفت که در اجرای دستور ریاستجمهوری و شورای انقلاب، گروههای سیاسی این دانشکده تا ساعت 12 ظهر، دفاتر خود را جمعآوری کردند و ضمن تنظیم صورتجلسهای تحویل اینجانب دادند که کلیه این قسمتها تحویل محافظان دانشکده شده، ولی متأسفانه گروه پیشگام تا این ساعت برای تحویل دفتر خود مراجعه نکرده است. (2)
در اراک، عصر امروز، به دعوت انجمن اسلامی مدرسه عالی اراک در یک گردهمایی وسیع در مقابل مدرسه مزبور، یکی از دانشجویان سخنرانی کرد و سپس راهپیمایی بهطرف میدان شهدا انجام شد. در قطعنامه این راهپیمایی تغییر نظام آموزشی استعماری به نظام اسلامی پویا مطالبه شد. (3)عصر امروز، همچنین به گزارش روزنامه انقلاب اسلامی، «ساختمان حزب توده اراک توسط گروهی به آتش کشیده شد. در این جریان، شیشههای این ساختمان شکسته شد و تمام اطلاعیههای موجود در این ساختمان به خیابان ریخته شد.» (4)
در گرگان، عسگریزیارت معاون اداری و مالی مدرسه عالی منابع طبیعی گرگان، در تماسی با خبرگزاری پارس گفت: انجمنهای اسلامی دانشجویان و کارکنان، مراکزی را که دراختیار داشتند، به مسئولان این مدرسه تحویل دادند، ولی انجمن دانشجویان مسلمان {هواداران مجاهدین خلق} حاضر به ترک دفاتر خود نیستند. وی افزود: وضع مدرسه عالی طبیعی گرگان درحالحاضر آرام است. (5)
در سمنان، قبلازظهر امروز، دانشجویان انجمن اسلامی مدرسه عالی فنی این شهر بهمنظور پشتیبانی از برچیدهشدن
ستادهای سازمانها و گروههای سیاسی در محیط دانشگاه، راهپیمایی
کردند و در قطعنامهای
خواهان انقلاب فرهنگی
در سطح دانشگاه و مدارس عالی شدند. در این مراسم، دانشجویان انجمن اسلامی اعلام کردند که دفتر انجمن را تعطیل و تخلیه کردهاند و از گروههای دیگر خواستند تا بهمنظور پیروی از دستورات شورای انقلاب، دفاتر خود را تخلیه کنند. (6)
در بابل، دانشکده صمدیه لباف این شهر در دومین روز تعطیلی خود تحت حفاظت دانشجویان انجمن اسلامی قرار دارد. در جریان تعطیلی این دانشکده، اعضای انجمن دانشجویان مسلمان ضمن اعتراض، محوطه دانشکده را ترک گفتند. دراینخصوص، جنبش معلمان مسلمان بابل با صدور اطلاعیهای «حمله به مراکز آموزشی توسط عناصر راستگرایان آشوبطلب» را بهشدت محکوم و از «میوهچینان انقلاب که از روی خون فرزندان شهید خلق با فراموشی میگذرند» انتقاد کرد. امروز، در این شهر همچنین عدهای از هواداران گروهها در انتقاد به حوادث دو روز گذشته دست به تظاهرات زدند. (7)
در بابلسر پس از حوادث روزهای قبل، امروز، دانشکده این شهر نسبتاً وضع آرامی داشت. بااینحال، اعتراضهای جزئی همچنان ادامه یافت. برای مثال، برخی از دبیرستانهای نزدیک به این دانشکده تعطیل بود. همچنین انجمن اسلامی دانشجویان مسلمان با تأکید بر حقوق صنفی و سیاسی خود اعلام کرد: درجهت دعوت شورای انقلاب، روز سهشنبه برای بیان مشکلات خود در کلاس حضور خواهیم یافت و در راهپیمایی که به نفع تعطیلی دانشکده اعلام شده، شرکت نخواهیم کرد و از این جهت هر نوع توطئه و صحنهسازی قبلی را از هماکنون محکوم میکنیم. (1)
در بعضی شهرها، بدون آنکه پای مرکز آموزش عالی شهر در کار باشد، موافقت و مخالفت با تعطیلی ستاد گروهها در دانشگاهها، باعث تحرکات و برخی درگیریهای جدی بین جریانهای مختلف شده است. دراینزمینه در آمل، تظاهراتی که یک گروه کمونیستی در ساعت 6 بعدازظهر، شروع کرد
سرانجام به درگیری بین مخالفان و موافقان سازمان مجاهدین خلق انجامید. درباره شروع حادثه، در گزارش شهربانی این شهر آمده است: «ساعت 18 روز جاری، حدود 200 نفر از گروه طوفان با در دست داشتن پرچم و پلاکارد در شهر به راهپیمایی پرداخته[اند] که [این اقدام] مورد اعتراض مذهبیون قرار گرفته، درگیری مختصری ایجاد [شده است] که درنتیجه تعداد 8 نفر زخمی [و] به بیمارستان شیروخورشید آمل معرفی گردیدند.» (2)به گزارش روزنامه بامداد: «بهدنبال این حادثه، مغازههای آمل تعطیل شد و شهر حالت متشنجی پیدا کرد. در همین حال، گروههایی از مردم دستهدسته بهسوی دبیرستان [امام] خمینی که نمایشگاه مجاهدین در آن برقرار شده رفتند تا نمایشگاه مزبور را تعطیل کنند، ولی گروههایی از مجاهدین با محاصره اطراف دبیرستان مانع ورود مردم شدند. هماینک [ساعت 10 شب] بیش از 5 هزار نفر از مردم آمل در اطراف دبیرستان [امام] خمینی اجتماع کرده و علیه مجاهدین شعار میدهند.» (3)گزارش روزنامه جمهوری اسلامی درباره سرانجام این ماجرا حاکی است: «مردم به نمایشگاه مجاهدین خلق در میدان 17 شهریور حمله و آرم سازمان و عکس مسعود رجوی را پاره نموده و براثر فشار مردم، مجاهدین خلق نمایشگاه خود را جمعآوری نمودند. این درگیری که ساعت 6:30 بعدازظهر آغاز شده بود تا ساعت 10 شب ادامه داشت.» (4)
در لنگرود، ساعت 11 صبح، (5)یک تجمع دانشآموزی در مخالفت با روند تحولات اخیر دانشگاهها برگزار شد. گزارش روزنامه کیهان دراینباره چنین است: گروهی از دانشآموزان
لنگرود مقابل اداره آموزشوپرورش اجتماع کردند و در قطعنامهای از شورای انقلاب خواستند تا اطلاعیه اخیرش درمورد تخلیه دفاتر گروههای
سیاسی را لغو کند. آنها با اتهامبستن
به مراکز آموزش عالی خواستار «تصفیه عناصر ساواکی در مراکز آموزش عالی و پایان اخراج دانشجویان و محصلان مترقی» شدند. (6)در گزارش شهربانی لنگرود،
شرکتکنندگان در این تجمع «حدود 2500 نفر از جوانان دختر و پسر محصل و هواداران چریکهای فدایی خلق شاخه لنگرود» ذکر شده است که «مبادرت به راهپیمایی نمودهاند. پس از گذشتن از خیابان اصلی در میدان شهر تجمع و پس از قرائت یک قطعنامه 7 مادهای مبنیبر محکومنمودن حوادث اخیر بدون هیچ گونه برخورد و درگیری متفرق شدند.» (7)
1) 149. روزنامه بامداد، 2/2/1359، ص3.
2) 150. سند شماره 040858 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 1/2/1359.
3) 151. روزنامه بامداد، 2/2/1359، ص2.
4) 152. روزنامه جمهوری اسلامی، 3/2/1359، ص5.
5) 153. سند شماره 040857 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 1/2/1359.
6) 154. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص2.
7) 155. سند شماره 040857 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
در ملایر، بهجای درگیری دانشجویی، درگیری دانشآموزی
رخ داد. خبرنگار روزنامه بامداد دراینباره نوشت: در یک درگیری بین دو گروه از دانشآموزان دختر دبیرستان ملایر 8 نفر مجروح شدند. در تماسی با فتانه پاکبین
مدیر این دبیرستان، وی گفت: طبق دستور اداره متبوع، موظف بودیم که با مسالمت، مراکز سیاسی گروهها را در دبیرستان تعطیل کنیم. در این دبیرستان، دو گروه انجمن اسلامی و جنبش مجاهدین خلق فعالیت میکردند. صبح امروز، اعضای انجمن اسلامی تمام وسایل خود را دراختیار ما گذاشت و مراکز فعالیت خود را تعطیل نمود، ولی اعضای جنبش مجاهدین از تخلیه خودداری و حتی ظهر هم در مدرسه ماندند. ما مسئولان اداره را در جریان گذاشتیم، ولی متأسفانه سخنان رئیس و معاون اداره آموزشوپرورش
هم در آنها اثر نگذاشت و محل را ترک نکردند. درنتیجه، دو گروه بهطرف هم حمله کردند که دراینمیان
جمعی مضروب شدند. چون شدت جراحات 8 نفر از آنها زیاد بود، به بیمارستان فخریه اعزام شدند. مأموران شهربانی و پاسداران در این جریان دخالت نکردند و فقط از دور ناظر بودند. درحالحاضر [یعنی بعدازظهر، هنگام گفت وگوی
خبرنگار و رئیس دبیرستان]، عده زیادی از مردم، اطراف دبیرستان انقلاب گرد آمدند. (1)گزارش شهربانی ملایر که برای وزارت کشور ارسال شد نشان میدهد که سرانجام «در بین ساعت 21 الی 22 مورخه 1/2/1359 در خیابان ارک این شهرستان بین مجاهدین خلق و فداییان با سایر مردم درگیری ایجاد [شد که]
عدهای مجروح و یک نفر در بیمارستان بستری گردید، در ساعت 22:20 همگی متفرق شدند.» (2)
در آباده نیز امروز، درگیری دانشآموزی روی داد. گزارش شهربانی این شهر حاکی است: «ساعت 16 روز جاری، عدهای از دانشآموزان دبیرستان اقبال لاهوری ضمن مباحثه سیاسی درگیر [شدند] و تعدادی از اهالی شهر جلوی دبیرستان اجتماع [کردند] و دبیرستان به حالت تعطیل درآمد.» (3)
در شاهرود نیز نمونهای از آنچه در روزهای اخیر با تشدید صفبندی در دانشگاهها رخ میداد، اتفاق افتاد. برابر اعلام شهربانی شاهرود به وزارت کشور، «حدود ساعت 18:40 روز جاری، تودهای از اهالی این شهر به طرفداران مجاهدین خلق در نزدیکی میدان جمهوری اسلامی که مشغول فروش نشریات خود بودند حمله نموده که با اقدامات بهموقع بدون درگیری متفرق شدند.» (4)
روزنامه کیهان دراینباره نوشت: «در زدوخوردهای دانشجویان مخالف در دانشگاه شیراز بیش از 600 نفر مجروح شدند و به بیش از 50 خانه خساراتی وارد شد. ... حدود 20 نفر از مجروحان دانشگاه شیراز از افسران و درجهداران شهربانی هستند که در ساعات آخر درگیری، بهمنظور جداسازی دخالت کردند و مجروح شدند.» (5)ماجرا از ساعت 9 صبح با تجمع عدهای
1) 156. روزنامه بامداد، 2/2/1359، ص2.
2) 157. سند شماره 040921 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: وزارت کشور، 3/2/1359.
3) 158. سند شماره 051206 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 1/2/1359.
4) 159. سند شماره 040856 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 1/2/1359.
5) 160. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص3.
در مقابل دانشکده پزشکی دانشگاه شیراز(1)آغاز و به درگیری منجر شد. (2)به این ترتیب، وقتیکه آنان در اعتراض به تصرف دانشگاه شیراز در مقابل دانشکده پزشکی اجتماع کردند و با دادن شعار خواستار آزادی دانشآموزان و دانشجویان زندانی شدند، عدهای
دیگر از مردم بهطرفداری از ستاد و سازمان دانشجویان مسلمان دانشگاه شیراز نیز در مقابل آنان اجتماع کردند و به دادن شعار
پرداختند. گروههای مخالف نیز با دادن شعار در خیابانهای شیراز به طرف زندان عادلآباد راهپیمایی کردند. (3)یک بار دیگر، در ساعت 3:30 بعدازظهر، ناآرامیها اوج گرفت. مرکز این درگیری، علاوهبر اطراف دانشکده پزشکی، ساختمان دانشسرای عشایری و خوابگاه آن را شامل میشد. (4)خبرنگار روزنامه کیهان در شیراز درخصوص این درگیری که ساعتها طول کشید و خسارات فراوانی به بار آورد، چنین گزارش داده است: «حدود ساعت 5/3 بعدازظهر، زدوخورد بینگروههای مخالف اشغال دانشگاه و مردم صورت گرفت و تعدادی مجروح شدند. گروههای مخالف بهطرف ساختمان دبیرستان عشایری و ارشاد ملی و خوابگاه عشایری(5)برگشتند و در آنجا با بستن خیابانهای فرعی و سنگربندی با طرفهای مخالف به زدوخورد پرداختند.» طبق این گزارش، عدهای از مخالفان تعطیلی دانشگاه «بر روی بام ساختمان هواپیمایی سنگر گرفتند که در این ساختمان درگیری تنبهتن با چاقو و چوب و چماق همراه بود. ... [و] مأمورین پلیس برای متفرقکردن مردم به میان آمدند، اما 3 افسر و 15 مأمور مجروح شدند و تمام شیشههای اتومبیلهای پلیس شکسته شد و درگیری تا ساعت 7 بعدازظهر، ادامه داشت.» (6)
یادآوری میشود که زمان ورود پلیس به محل و مجروحشدن
آنان ساعت 6 بعدازظهر، بوده است. در گزارش شهربانی به وزارت کشور دراین باره
تصریح شده است: «برابر اعلام شهربانی شیراز در ساعت 18 روز جاری، در زدوخوردهایی که بین گروههای مختلف به مناسبت تعطیل ستاد سازمانهای مختلف سیاسی در دانشگاه شیراز به وقوع
پیوسته تعدادی از پرسنل شهربانی که بهعنوان حوزه انتظامات در خیابانهای
اطراف دانشکده پزشکی و مهندسی و خیابانهای مجاور آن مستقر بودند مورد اصابت سنگ از گروههای مزبور قرار گرفته و به تعدادی از اتومبیلهای پلیس خسارت وارد گردیده و پرسنل
مشروحه زیر دچار آسیبدیدگی گردیدهاند.» در ادامه این نامه اسامی مصدومان و نوع جراحات و صدمات آنها ذکر شده است.
سرانجام درگیریهای خیابانی امروز شیراز، به این قرار در گزارش خبرنگار روزنامه کیهان بازگو شده است: «در این درگیری علاوهبر سنگ و چوب و قلابسنگ از کوکتلمولوتف نیز استفاده میشد تا اینکه در ساعت 7 بعدازظهر، اتومبیلهای پلیس درحالیکه مردم آنها را حمایت
1) * برای اطلاع دقیق از برخوردهای قبلی در این دانشکده که به تخلیه آن انجامید، به روزشمار 31/1/1359، مندرج در جلد اول کتاب هفتم روزشمار جنگ ایران و عراق {قطع رابطه امریکا با ایران} مراجعه شود.
2) 161. روزنامه بامداد، 2/2/1359، ص3.
3) 162. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص3.
4) 163. همان؛ و روزنامه بامداد، 2/2/1359، ص3.
5) * بهدنبال شایعشدن این مطلب که دانشآموزان دبیرستان {دانشسرای} عشایری، به نفع گروههای مخالف نظام در درگیریهای شیراز شرکت داشتهاند، عده ای از مردم بهسمت دبیرستان و خوابگاه رفتند که درنتیجه برخوردهای یادشده پیش آمد.
6) 164. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص3.
میکردند، سنگر مخالفین را درهم ریخت و ساختمانهای بلندی که در اختیارشان بود به تصرف مردم و پلیس درآمد و در این حوادث بیش از 600 نفر مجروح شدند.» (1)
شبهنگام، سرپرست دانشگاه شیراز برای حل مسئله، چگونگی ادامه وضعیت را بررسی کرد. وی گفت: «اگر سپاه پاسداران دانشگاه را تخلیه کند و کلیه دانشجویان زندانی آزاد شوند، دانشگاه باز خواهد شد و آرامش نیز برقرار خواهد بود.» وی اضافه کرد: «اگر با قبول این خواسته بازهم درگیریهایی پیش آمد با پادرمیانی استادان، این موضوع را حل میکنیم.»(2)(3)
در توضیح حدّت صفبندی مسائل دانشگاه شیراز و اینکه موضوع از یک درگیری دانشجویی فراتر بوده و درواقع انعکاس یک برخورد ملی در سطح شیراز مطرح بوده است، دو پیام در شماره امروز روزنامه جمهوری اسلامی بدین شرح درج شده است:
پیام اول: «این پیام ازسوی آیتالله سیدعبدالحسین دستغیب امامجمعه شیراز به حمایت از عمل دانشجویان مسلمان دانشگاه شیراز انتشار یافت.
بسم الله الرحمن الرحیم
از دانشجویان غیور و مسلمان که دانشگاه شیراز را از عناصر ضدانقلاب پاکسازی
نموده، کمال تشکر را دارم و عمل آنها [را] برحسب سرفرازی مسلمانان و تقویت انقلاب اسلامی و انجام آرزوی ملت میدانم [؛ لذا] از تمام مسلمانان میخواهم
در حمایت از دانشجویان عزیز سعی نمایند و تا مدتیکه
لازم باشد بهطور استمرار عدهای در اطراف دانشگاه باشند و درهرحال نظم و آرامش و جلوگیری از هر برخورد را مواظب باشند.» (4)
پیام دوم منتشرشده در این روزنامه نیز چنین است: «این پیام ازطرف آیتالله ربانی شیرازی به مناسبت انقلاب فرهنگی و نابودی نظام استعماری حاکم صادر شد:
بسمهتعالی
خواهران و برادران مسلمان، درود حق بر شما و بر پایداری و احترامات انقلابی شما باد. در این موقعیت حساس سرنوشتساز که دانشجویان عزیز ستاد دانشجویان مسلمان در راه پاکسازی دانشگاه از عناصر ضدانقلاب توطئهگر قدم مثبتی برداشتهاند و مصمم هستند دانشگاه را از وجود اینگونه عناصر بزدایند وظیفه همه شما مردم انقلابی است که در حمایت و کمک آنها کوشش جدی به عمل آورید و در حفظ سنگر آنها کمال مراقبت [را] داشته باشید و نگذارید که
1) 165. همان.
2) * یادآوری میشود که درعمل، اوضاع مطابق خواستههای ذکرشده پیش رفت. به نوشته روزنامه کیهان روز بعد، «یکی از مسئولین سپاه شیراز به خبرنگار کیهان گفت: افراد سپاه پاسداران تا ساعت 5 بعدازظهر، دانشکدههای مهندسی و ادبیات را ترک کردند و این دانشکده را دراختیار شورای دانشگاه قرار دادند. وی همچنین گفت: تنها ساختمان دانشکده پزشکی تا ساعت 12 شب گذشته، دراختیار افراد سپاه بود بهدلیل اینکه در خیابانهای مقابل این دانشکده درگیریهای شدیدی وجود داشت. وی درمورد دانشآموزان و دانشجویان زندانی گفت: کلیه زندانیان حوادث دانشگاه بعد از ساعت 3 نیمهشب آزاد شدند و دررابطهبا مسائل دانشگاه هیچ دانشجو یا دانشآموز زندانی نداریم.» [روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص3]
3) 166. همان.
4) 167. روزنامه جمهوری اسلامی، 1/2/1359، ص9.
ضدانقلاب بیش از این دربرابر انقلاب مقدس ما و مکتب جهانساز ما و شخصیتهای انقلابی ما توطئه کنند و حادثه آفرینند و دروغزنی کنند و هر روز مانعی در مسیر حرکت تکاملی ما ایجاد نمایند. توفیق برادران و خواهران مسلمان انقلابی و شما را از خداوند متعال خواستار است.» (1)
دانشگاه تهران، امروز نقطه اصلی درگیریهای
دانشگاهی اخیر بود. سازمان چریکهای
فدایی خلق، آخرین مقاومتهای
ممکن را برای ازدستندادن
یک پایگاه بسیار مهم بروز داد، اما تفرد و تکروی این سازمان که فقط از همراهی معدودی از گروههای کوچک تندرو برخوردار بود، کار را برای آن مشکل میکرد. مهمتر اینکه پتانسیل طرف مقابل ازنظر کمی و کیفی بسیار بالا بود. به این ترتیب، در نزد خوشبینترین ناظران نیز کوچکترین چشماندازی برای پیروزی مشی اتخاذشده
ازسوی سازمان چریکهای
فدایی خلق متصور نبود. بهخصوص
اعلام تعطیلی دفاتر گروههای
شناختهشدهای
درهرحال، درگیریهای امروز دانشگاه تهران از اولین ساعات بعدازظهر، شدید شد و تا آخرین ساعات روز جاری، ادامه یافت و درنهایت چند ساعت پس از نیمهشب، نتیجه نهایی که از ابتدا قابلپیشبینی بود، آشکار گردید. گزارش خبرنگاران مطبوعات از عرصه درگیری بدین شرح است:
بعدازظهر امروز، در آخرین فرصتی که ازسوی شورای
حضور مسلحانه رسمی سازمان چریکهای فدایی خلق در درگیریهای کردستان
1) 168. همان.
انقلاب برای تخلیه دفاتر سیاسی و انجمنها تعیین شده بود، دانشگاه تهران شاهد درگیریهای خونینی بود که درجریان آن، به نوشته روزنامه کیهان 3 تن کشته و بیش از 349 نفر زخمی شدند. (1)خبرنگار خبرگزاری پارس ساعت 16:30، در تماسی با بیمارستان امام خمینی تهران، گزارش داد که حدود 40 نفر از مجروحان امروز درگیریهای دانشگاه تهران را به این بیمارستان منتقل کردهاند. براساس این گزارش، حال 2 نفر از مجروحان بسیار وخیم است که بستری شدهاند، ولی بقیه بهطور سرپایی درمان و مرخص شدهاند. (2)عصر امروز با شدتیافتن درگیری شمار مجروحان بهسرعت افزایش یافت. (3)
مقدمات درگیری عصر، از صبح فراهم شده بود. در دانشگاه تهران، انجمن دانشجویان مسلمان {شاخه دانشجویی مجاهدین خلق} و دانشجویان دمکرات {شاخه دانشجویی حزب توده} از قبل، در اطلاعیهای کلیه دفاتر و اتاقهای خود را در دانشگاه تعطیل کردند و آن را تحویل مقامات دانشگاهی دادند که این امر نقش مؤثری در تخفیف درگیریها داشت، اما دانشجویان پیشگام {هواداران چریکهای فدایی خلق} و دانشجویان پیکار و راه کارگر حاضر به تخلیه ستاد خود نشدند و همین امر سبب بروز درگیریهای شدیدی شد. دانشجویان پیشگام قبلازظهر، با کندن دو نرده جلوی دانشکده حقوق و فنی، بهصورت انحصاری دانشگاه را دراختیار گرفتند و سپس تعداد زیادی از میز و صندلیهای دانشگاه را برای ایجاد راهبندان و سنگربندی به وسط خیابانها ریختند. همچنین، بالای ساختمان مرکز بهداشت سابق دانشگاه تهران که هماکنون ستاد مرکزی دانشجویان پیشگام است، با کیسههای شن و ماسه سنگربندی شده بود. (4)در چنین شرایطی سرتاسر ضلع جنوبی دانشگاه تهران مملو از جمعیت شد. (5)
جمعیت بهتدریج بیشتر و خشمگین میشد و در طرف مقابل هم دانشجویان و طرفداران دانشجویان پیشگام سرتاسر خیابان 16 آذر را با صفوف متشکل بهطور زنجیری گرفته بودند و آماده مقابله با حمله احتمالی مردم بودند. (6)در اولین ساعت بعدازظهر، درحالیکه دانشجویان مزبور از ضلع غربی دانشگاه تا ستاد پیشگام صف بسته بودند، صدها شیشه خالی نوشابه از تریاهای دانشکدهها به داخل ساختمان پیشگام حمل شد.(7)(8)به این ترتیب، با اوجگیری خشم جمعیت، اولین درگیریهای شدید بعد از ساعت 14، رخ داد که براثر آن تعدادی زخمی شدند. (9)
دراینمیان، بهدلیل اینکه صحنهگردان اصلی ماجرا، جریانهای
فرادانشگاهی و فرادانشجویی بودند، تلاش سرپرستان و مسئولان مستقیم اداره دانشگاه، راه
به جایی نمیبرد و بهطورکلی فضای محافظهکارانه و آرامشطلب سرپرستان، تحت تأثیر فشارهای روانی جریانهای پرتحرک مخالف تعطیلی دفاتر گروهها قرار داشت، جریانهای پرتحرکی که موجب خنثی شدن تکاپوهای مسئولان یادشده میشد. تأثیر بیانیهای که امروز، شورای سرپرستان دانشگاه تهران صادر کرده بود نیز تقریباً در
1) 169. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص3.
2) 170. روزنامه جمهوری اسلامی، 2/2/1359، ص2.
3) 171. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص3.
4) 172. همان، ص4.
5) 173. روزنامه جمهوری اسلامی، 2/2/1359، ص2.
6) 174. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص3.
7) * بالطبع جمعیت حاضر با ساختن کوکتلمولوتف از دوران انقلاب آشنا بود و این در ذهن آنان خودبهخود خشونت متقابل را نمود بیشتری میداد.
8) 175. همان، ص4.
9) 176. روزنامه جمهوری اسلامی، 2/2/1359، ص2.
همین چارچوب قرار گرفت و نتوانست در روال حرکت، تأثیرگذار باشد. در این بیانیه از مسئولان خواسته شده بود مردم را از هجوم به دانشگاه و دفاتر گروهها بازدارند و جلسات مشورتی با مدیران دانشگاه ترتیب دهند. آنها اطمینان داده بودند که «فرزندان دانشگاه در این موقع حساس با مربیان خود همکاری لازم را خواهند کرد.» (1)طبیعی بود، هیچ کدام از دو طرف که اهداف سیاسی خود را تعقیب میکردند، بههیچوجه چنین جایگاهی برای اساتید و سرپرستان دانشگاه قائل نبودند. بنابراین، این بیانیه هم نظیر سایر اقدامات رؤسای دانشگاهها، نتیجهای درپی نداشت.
بعدازظهر با شدتیافتن درگیریهای اطراف دانشگاه تهران، 3 تن از اعضای شورای سرپرستی دانشگاه تهران در محل نخستوزیری با بنیصدر رئیسجمهور، دیدار کردند تا راهحلهای ممکن را پیشنهاد و بررسی کنند. در پایان این ملاقات، یکی از اعضای شورای سرپرستی به خبرنگاران گفت: «در این جلسه وضعیت موجود در خیابانهای اطراف دانشگاه تهران را به اطلاع آقای رئیسجمهور رساندیم. همچنین در این جلسه به اطلاع ایشان رسید که گروههای فدائی به چه صورتی در خیابان 16 آذر سنگربندی کردهاند و گروههای طرفدار انقلاب اسلامی نیز به چه صورت در خیابان انقلاب هستند.» وی افزود: «راهی که بهنظر ما میرسد این است که به یک وسیلهای از مردم خواهش کنیم که خیابانهای اطراف دانشگاه را ترک کنند و آنگاه با دانشجویان به صحبت بپردازیم تا راهحلی برای تخلیه محل آنها به وجود آید.» (2)
دراینحال و در شرایطی که در بقیه دانشگاههای شهر تهران
اعلام مواضع گروههای سیاسی روی نردههای درب اصلی دانشگاه تهران
نردههای دانشگاه تهران؛ از اعلام موضع تا اقدامات عملی
چندان خبری نبود، دانشجویان پیشگام و پیکار و... کلیه نیروهای خود را در محل خیابان 16 آذر متمرکز کرده بودند. از طرف دیگر، تعداد زیادی از مردم در خیابان انقلاب ایستاده بودند و شعار میدادند: "مرگ بر فدایی، مزدور امریکایی" و در دست تعدادی از آنها چوب و میلههای آهنی بود که سعی میکردند به داخل دانشگاه راه یابند. (1)دراینمیان، گروهی بهقصد ورود به دانشگاه بهسمت خیابان 16 آذر حرکت کردند و تصمیم داشتند صفوف زنجیری دانشجویان را که از دو شب قبل در آنجا اجتماع کرده بودند، بشکنند. حدود ساعت 3 بعدازظهر، درگیری میان دو طرف با پرتاب سنگ و چوب آغاز شد که در جریان آن نزدیک به 20 نفر مجروح شدند و دانشجویان مجروح ابتدا به کمیته امداد دفتر دانشجویان پیشگام و سپس با آمبولانس به بیمارستان امام خمینی منتقل شدند. در همین حال، با تیراندازی هوایی افراد کمیته و پاسداران، دو گروه به موضع قبلی خود برگشتند و فقط به دادن شعار پرداختند. دانشجویان پیشگام شعار "مرگ بر امریکا" و "بستن دانشگاهها توطئه امپریالیسم" را میدادند. درگیری مجدد هنگامی آغاز شد که گروهی از سمت شرقی دانشگاه {خیابان آناتول فرانس} قصد ورود به محوطه دانشگاه را داشتند که با ممانعت دانشجویان روبهرو شدند. این درگیری نیز پس از دخالت نیروهای کمیته وضع آرامی به خود گرفت.
در ساعت 6 بعدازظهر، درحالیکه
گروهی در داخل دانشگاه پشت نیمکتها
موضع گرفته بودند، عدهای که چوب در دست داشتند میکوشیدند
از نردهها عبور کنند و وارد دانشگاه شوند. پاسداران مستقر در جلوی در اصلی دانشگاه سعی کردند از ورود آنها و درنتیجه از گسترش درگیری جلوگیری کنند. (2)گزارش خبرنگار خبرگزاری پارس از اطراف دانشگاه تهران حاکی است که تلاش پاسداران برای انتقال بدون درگیری افراد داخل دانشگاه به جایی نرسید. وقتی پاسداران بهوسیله بلندگو از افراد داخل دانشگاه تهران خواستند تا با
حفاظت پاسداران به هر نقطه که مایلاند بروند، آنها جواب دادند: «اتحاد، مبارزه، پیروزی».(3)از سوی دیگر، تلاش مأموران انتظامی برای متفرقکردن مردم بیرون دانشگاه نیز به جایی نرسید. (4)
با تاریکشدن هوا، وضعیت بغرنجتر شد و خطرها و خسارتهای بیشتری متصور بود، بهخصوص بعضی گزارشها به مراکز ذیربط حکایت از این داشت که علاوهبر تیراندازیهای هوایی و اقدامات مسلحانه نیروهای رسمی نظام، احتمال اینکه طرف مقابل نیز دست به اقدام مسلحانه بزند، وجود دارد و این امر باتوجهبه تجارب قبلی نظام در سنندج و گنبد، محتمل بود. ازجمله در تلفنگرام ارسالی از ستاد مشترک ارتش به سپاه اعلام شد: «از ساعت 21:15 روز 1/2/1359، گروههای چپگرا از داخل دانشگاه تهران بهطرف پاسداران مستقر در محل مزبور با اسلحه مبادرت به تیراندازی نمودهاند.
ر. سماجا سرلشکر شادمهر» (5)
ستاد مشترک پیام دیگری نیز برای شهربانی ارسال کرد که در آن هشدار داده شده بود: «دانشجویان پیشگام یک قبضه تیربار روی پشتبام ساختمانی که در داخل خیابان 16 آذر روبهروی در غربی دانشگاه تهران میباشد مستقر نمودهاند، درضمن یک قبضه اسلحه کمری کلت نیز از یکی از آنان بهوسیله عناصر پاسدار گرفته شده است.» (1)در گزارش روزنامه کیهان درباره حوادث این ساعات بهصراحت آمده است که تیراندازیهای ممتد اطراف دانشگاه که تا پاسی از شب ادامه داشت، همراه با پرتاب گاز اشکآور بود، اما تأکید شده است اگر پاسداران در محل نبودند، ممکن بود درگیریهای بهمراتب خونینتری انجام شود. (2)
حتی تا آخرین لحظات شب، خبرنگاران خبرگزاری پارس از درگیریهای دانشگاه تهران گزارش میدادند: «ستادهای دانشجویان پیشگام،
پیکار در راه
آزادی طبقه کارگر و راه کارگر در دانشگاه تهران هنوز دراختیار آنان قرار دارد و کوششهای مقامات برای تخلیه این ستادها به جایی نرسید.» (3)
حدود نیمهشب {به نوشته روزنامه بامداد ساعت 23:30}، سازمان دانشجویان پیشگام با صدور بیانیهای ضمن تحلیل حوادث اخیر، با عنوانکردن شروطی موافقت خود را با واگذاری ستاد پیشگام به شورای دانشجویان و دانشگاهیان دانشگاه تهران اعلام کرد، (4)اما درگیریها تا ساعاتی پس از نیمهشب نیز ادامه یافت. سازمان مجاهدین خلق ادعا کرد مأموران امنیتی نظام حاضر در صحنه درصدد بازرسی و شناسایی عوامل درگیری بودند که بیشک موردقبول سازمان چریکهای فدایی خلق نبود. درنهایت، پس از تماسهایی که انجام شد، دانشجویان پیشگام با تضمین امنیت جانی دانشگاه را ترک کردند. (5)
دانشجویان مذکور عصر امروز، همزمان با اوجگیری برخوردها در دانشگاه تهران، حدود ساعت 3
بعدازظهر، با نظم خاصی در صفوف 6 نفری از مقابل حسینیه ارشاد بهسوی
اقامتگاه موقت امام خمینی به حرکت درآمدند. در طول مسیر راهپیمایی، هزاران نفر از طبقات مختلف مردم به استقبال دانشجویان مسلمان آمده بودند. هزاران نفر دیگر از طبقات مختلف مردم که از برگزاری این راهپیمایی باخبر
شده بودند، از پیش خود را به مقر امام رسانده بودند. بهمحض
1) 183. سند شماره 040837 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به شهربانی جمهوری اسلامی ایران، 1/2/1359.
2) 184. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص4.
3) 185. همان، ص3.
4) 186. روزنامه بامداد، 2/2/1359، صص 1 و 3.
5) 187. سازمان مجاهدین خلق ایران، نشریه مجاهد، شماره 49، 6/2/1359، ص2.
6) * جریان دانشجویی که پیشتر با عنوان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، سفارت امریکا در تهران {لانه جاسوسی} را تسخیر کرد.
تصویر
تهران عصر روز اول اردیبهشت 1359، رژه دانشجویان وابسته به انجمنهای اسلامی و سازمانهای دانشجویان مسلمان کشور از حسینیه ارشاد بهسمت اقامتگاه موقت امام خمینی
نزدیکشدن نخستین گروه راهپیمایان، جمعیت با فریادهای "درود
بر خمینی، سلام بر دانشجو" به استقبال آنها شتافتند. (1)مردم از نخستین ساعات بعدازظهر در مقابل اقامتگاه امام و سرتاسر خیابان دربند تا میدان تجریش اجتماع
کرده بودند (2)و هرلحظه به تعداد آنها افزوده میشد. در سرتاسر خیابان دربند تا میدان تجریش، جمعیت موج میزد. (3)دانشجویان ساعت 17، به مقابل اقامتگاه امام رسیدند. در این هنگام به گزارش روزنامه بامداد: «مردم و دانشجویان شعارهایی چون "فرهنگ استعماری نابود باید گردد، دانشگاه اسلامی ایجاد باید گردد"؛ "فیضیه، دانشگاه سنگر انقلاب است"؛ "وای اگر خمینی حکم جهادم دهد، ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد"؛ "الله اکبر، خمینی رهبر" [سرمیدادند]. به گزارش خبرنگار خبرگزاری پارس مستقر در اقامتگاه امام، دانشجویان راهپیما در یک صف دو کیلومتری حرکت میکردند و درحالیکه عکسهایی از رهبر انقلاب و شعارهایی مبنیبر اصلاح دانشگاهها در دست داشتند، به مردمی که در این مسیر اجتماع کرده بودند پیوستند و یکپارچه شور و هیجان و احساس شدند. در این لحظه شعار "امام مستضعفین، منتظر تو هستیم" سر داده شد و در ساعت 17:50، امام بر بالکن ساختمان اقامتگاه خود حضور یافتند و در میان احساسات مردم سخنان خود را ایراد کردند.» (4)
در پایان راهپیمایی، دانشجویان پس از سخنرانی امام، قطعنامهای در 13 ماده قرائت کرده و به تصویب جمعیت حاضر رساندند. در این قطعنامه آمده است: تداوم انقلاب در گرو انقلاب اسلامی در تمامی زمینهها، در رأس آن انقلاب فرهنگی است که پیروزی آن شرط اصلی موفقیت انقلاب است، لذا ما خواستار گسترش اصیل {انقلاب} فرهنگی در تمامی نهادهای آموزشی
بهخصوص دانشگاهها هستیم. اصلیترین پایگاه فرهنگی امپریالیسم امریکا دانشگاه است و تازمانیکه این پایگاه درهم کوبیده نشود، نمیتوان به حضورنداشتن امریکا در درون ایران مطمئن بود، پس با تمامی توان سعی در انهدام این پایگاه داخلی شیطان بزرگ خواهیم کرد.
انقلاب فرهنگی کنونی نهتنها انحراف از مبارزه با امریکا نیست، بلکه از اصیلترین و اصلیترین راههای مبارزه با سلطه امریکا است؛ بنابراین عنوان اینگونه مسائل را جز طرح شعارهای انحرافی برای ایجاد جو تبلیغاتی جهت فریفتن مردم، چیز دیگری نمیدانیم. جو سیاسی موجود فقط و فقط مولود و معلول نظام حاکم بر دانشگاههاست و انقلاب اساسی در نظام دانشگاهی، خودبهخود جو ناسالم را سالم و پاک خواهد کرد. انقلاب فرهنگی واقعی و ساختن بنایی نو جز با نیروی ملت و کمک متفکران اسلامی و دانشگاهیان متحد انجامپذیر نیست و ما نهایت تلاش خود را درجهت بههدفرساندن این انقلاب عظیم فرهنگی خواهیم کرد. ما حرکت خود را نه درجهت تضعیف نهادهای اجرایی و شورای انقلاب، بلکه بهطوردقیق درجهت تقویت آنها برای بازسازی جامعه اسلامی میدانیم. لذا انتظار داریم که با کمکهای بیدریغ خود به انقلاب شتاب داده و همراه و همگام این موج در افزایش دامنه آن تلاش کنید. (1)
امام خمینی در سخنان خویش که در شرایط فعلی بسیار تعیینکننده است، برای آنچه به "انقلاب فرهنگی" موسوم است، عبارت اصلاح دانشگاهها را به کار بردند و این سؤال را مطرح کردند که «مقصود ما از اصلاح دانشگاهها چیست؟» در ادامه و به آن پاسخ دادند. متن کامل سخنان امام خمینی بدین شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر شما ملت بزرگ ایران. سلام بر ملت مسلمان جهان. سلام بر دانشگاهیان و دانشجویان معظم که سربازانی برای اسلاماند. من لازم است که یک تذکر به شما بدهم که بدانید مقصود ما از اصلاح دانشگاهها چیست؟ بعضی گمان کردند که کسانی که اصلاح دانشگاهها را میخواهند و میخواهند دانشگاهها
اسلامی باشد این است که گمان کردند که این اشخاص توهم
کردند که علوم دو قسم است: هر علمی دو قسم است. علم هندسه یکی اسلامی است، یکی غیراسلامی. علم فیزیک یکی اسلامی است، یکی غیراسلامی. از این جهت اعتراض کردند به اینکه علم، اسلامی و غیراسلامی ندارد. بعضی توهم کردند که اینها که قائلاند به اینکه باید دانشگاهها اسلامی بشود، یعنی فقط علم فقه و تفسیر و اصول در آنجا باشد. یعنی همان شأنی را که مدارس
امام خمینی:
«مقصود ما از اصلاح دانشگاهها چیست؟»
1) 192. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص4.
قدیم دارند باید در دانشگاهها هم همان تدریس بشود. اینها اشتباهاتی است که بعضی میکنند یا خودشان را به اشتباه میاندازند. آنچه که ما میخواهیم بگوییم این است که دانشگاههای ما، دانشگاههای وابسته است. دانشگاههای ما دانشگاههای استعماری است. دانشگاههای ما اشخاصی را که تربیت میکنند، تعلیم میکنند، اشخاصی هستند که غربزده هستند. معلمین بسیاریشان غربزده هستند و جوانهای ما را غربزده بار میآورند.
ما میگوییم که دانشگاههای ما یک دانشگاههایی که برای ملت ما مفید باشد، نیست. ما بیشتر از پنجاه سال است که دانشگاه داریم، با بودجههای هنگفت کمرشکن که از دسترنج همین ملت حاصل میشود و در این پنجاه سال نتوانستیم در علومی که در دانشگاهها کسب میشود، خودکفا باشیم. ما بعد از پنجاه سال اگر بخواهیم یک مریضی را معالجه کنیم، اطبای ما بعضیهایشان یا بسیاریشان میگویند این باید برود به انگلستان، پنجاه سال دانشگاه داشتیم و طبیبی که بتواند کفایت از ملت بکند، از احتیاج ملت بکند، بهحسب اقرار خودشان نداریم. ما دانشگاه داشتیم و داریم و برای تمام شئونی که یک ملت زنده لازم دارد، احتیاج به غرب داریم. ما که میگوییم دانشگاه باید از بنیان تغییر بکند و تغییرات بنیادی داشته باشد و اسلامی باشد، نه این است که فقط علوم اسلامی را در آنجا تدریس کنند. نه اینکه علوم دو قسماند. هر علمی دو قسم است: یکی اسلامی و یکی غیراسلامی. ما میگوییم که در این پنجاه سال یا بیشتر که ما دانشگاه داریم، فراوردههای دانشگاه را برای ما عرضه دارید. ما
میگوییم که دانشگاههای ما مانع از ترقی فرزندان این آبوخاک است. ما میگوییم که دانشگاه ما مبدل شده است به یک میدان جنگ تبلیغاتی. ما میگوییم که جوانهای ما اگر علم هم پیدا کردند تربیت ندارند. مربی به تربیت اسلامی نیستند.
آنهایی که تحصیل میکنند، برای این است که یک ورقهای به دست بیاورند و بروند و سربار ملت بشوند. آنطور نیست که بهحسب احتیاجات ملت، بهحسب احتیاجاتی که کشور ما دارد دانشگاه به آن ترتیب رفتار کند و نگذارد این نسلهای بزرگ و این جوانهای بسیار عزیز به هدر بروند و قوای آنها به هدر برود، در این پنجاه سال، قوای ما را به هدر بردند یا به خدمت خارجیها وادار کردند. معلمین مدارس ما، معلمین اسلامی بهحسب نوع نیست و تربیت در کنار تعلیم نبوده است. و لذا آن چیزی که از دانشگاههای ما بیرون آمده است، یک انسان متعهد، یک شخصی که برای مملکت خودش دلسوز باشد و تمام نظرش به این نباشد که منافع خودش را به دست بیاورد، ما نداریم. ما که میگوییم باید بنیاداً اینها تغییر بکند، میخواهیم بگوییم که دانشگاههای
ما باید در احتیاجاتی که ملت دارند، در خدمت ملت باشند، نه در خدمت اجانب. معلمینی که در مدارس ما، اساتیدی که در دانشگاههای ما هستند، بسیاری از آنها در خدمت غرباند.
جوانهای ما را شستوشوی مغزی میدهند. جوانهای ما را تربیت فاسد میکنند. ما نمیخواهیم بگوییم ما علوم جدیده را نمیخواهیم. ما نمیخواهیم بگوییم که علوم دو قسم است که بعضی مناقشه میکنند، عمداً یا از روی جهالت. ما میخواهیم بگوییم دانشگاههای ما اخلاق اسلامی ندارد. دانشگاه ما تربیت اسلامی ندارد. اگر دانشگاههای ما تربیت اسلامی و اخلاق اسلامی داشت، میدان زدوخورد عقایدی که مضر به حال این مملکت است، نمیشد. اگر اخلاق اسلامی در این دانشگاهها بود این زدوخوردهایی که برای ما بسیار
سنگین است، تحقق پیدا نمیکرد. اینها برای این است که اسلام را نمیدانند و تربیت اسلامی ندارند. دانشگاهها باید تغییر بنیانی کند و باید از نو ساخته بشود که جوانان ما را تربیت کنند به تربیتهای اسلامی. اگر تحصیل علم میکنند، در کنار آن تربیت اسلامی باشد، نه آنکه اینها را تربیت کنند به تربیتهای غربی. نه آنکه یک دسته بهطرف
غرب بکشانند جوانهای ما را و یک دسته بهطرف شرق و یک دسته با اشخاصی که با ما جنگ دارند، بالفعل اشخاصی که ما را میخواهند در انحصار اقتصادی قرار بدهند یا برای ما ادعا میکنند که ما حصار اقتصادی میکشیم دور شما و دستوپا میکنند دراینموارد، یک دسته از دانشگاهیهای ما، از جوانهای ما کمک به آنها نکنند. ما میخواهیم که چنانچه ملت ایران در مقابل غرب ایستاد، جوانهای دانشگاهی ما هم همه در مقابلش بایستند. ما میخواهیم که اگر ملت ما در مقابل کمونیست ایستاد، تمام دانشگاهیهای ما هم در مقابل کمونیست بایستند. نه اینکه وقتی این جوانهایی که بهواسطه سادهلوحی خودشان، تربیتهای باطل بعضی از معلمین را قبول کردند و حالا که ما میخواهیم یک دانشگاه مستقل درست کنیم و تغییر بنیادی بدهیم که مستقل بشود، وابسته به غرب نباشد، وابسته به کمونیسم نباشد، وابسته به مارکسیسم نباشد، چنانچه ما بخواهیم اینطور کنیم، جبههبندی میکنند. همین دلیل بر این است که ما دانشگاه اسلامی و دانشگاهی که تربیت کرده باشد جوانان ما را نداشتیم و نداریم. همین شاهد است بر اینکه جوانهای ما تربیت صحیح نشدند، و از آنطرف
دنبال تحصیل نیستند. تمام عمرشان را صرف شعار میکنند و صرف تبلیغ سوء باطل. طرفداری از امریکا، طرفداری از شوروی. ما میخواهیم که جوانان ما، جوانان مستقل باشند و خودشان را ببینند. احتیاجات خودشان را ببینند. شرقی نباشند. غربی نباشند. اینهایی که راه افتادند در خیابانها یا در خود دانشگاهها و درگیری ایجاد میکنند و زحمت
برای دولت و ملت ایجاد میکنند، اینها اشخاصی هستند که طرفدار غرب یا شرقاند و به عقیده من طرفدار غرباند طرفدار امریکا [هستند].
ما که امروز با امریکا در قبال هم ایستادیم، در قبال این ابرقدرت ایستادیم و احتیاج به این داریم که جوانهای ما هم در قبال آنها بایستند، جوانهای ما در مقابل خودشان میایستند و برای امریکا کار میکنند. ما میخواهیم دانشگاهها را طوری کنیم که جوانهای ما برای خودشان و برای ملتشان کار کنند. این آقایانی که اشکال میکنند در این معانی و کنار نشسته و اشکال میکنند، اینها گمان میکنند که اعضای شورای انقلاب نمیفهمند به اینکه معنی اسلامیکردن
این نیست که در همه علوم دو قسم ما داریم. یک قسم هندسه اسلامی داریم. یک قسم هندسه غیراسلامی. اشکال میکنند. نمیدانند که اعضای شورای ما که بعضی از آنها دکتر هستند و بعضی از آنها مجتهد هستند، نمیفهمند اینها که علوم اسلامی جایی دارد. در مدارس قدیمه هست و اینجا جای
علوم دیگر است. لکن باید دانشگاه اسلامی بشود تا علومی که در دانشگاه تحصیل میشود در راه ملت و در راه تقویت ملت و با احتیاج ملت همراه باشد. ما میگوییم که برنامههایی که در دانشگاهها هست، منتهی میکند جوانان ما را به اینکه طرف کمونیسم کشیده بشوند یا طرف غرب و نباید اینطور باشد. ما میگوییم که جوانان ما را این معلمینی که یا اساتیدی که در دانشگاه بودند و بعضی از آنها که هستند، نمیگذارند تحصیل حسابی بکنند، آنها را متوقف میکنند. مانع از پیشرفت آنها هست. در خدمت غرب هستند و میخواهند ما در همه چیز محتاج به غرب باشیم. معنی اسلامیشدن دانشگاه این است که استقلال پیدا کند و خودش را از غرب جدا کند و خودش را از وابستگی به شرق جدا کند و یک مملکت مستقل، یک دانشگاه مستقل، یک فرهنگ مستقل داشته باشیم. عزیزان من، ما از حصر اقتصادی نمیترسیم. ما از دخالت نظامی نمیترسیم. آن چیزی که ما را میترساند وابستگی فرهنگی است. ما از دانشگاه استعماری
میترسیم. ما از دانشگاهی میترسیم که جوانهای ما را آنطور تربیت کنند که خدمت غرب بکنند. ما از دانشگاهی میترسیم که آنطور جوانهای ما را تربیت کنند که خدمت به کمونیسم کنند. ما میخواهیم که دانشگاه ما مثل اشخاصی که بعضی از این اشخاصی که اشکال به این مسئله کردند، نباشند. اینها نمیفهمند معنای استقلال و معنای اسلامیت دانشگاه را. من آن چیزی را که شورای انقلاب و رئیسجمهور گفتهاند راجع به تصفیه دانشگاه و راجع به اینکه باید دانشگاه از این جهاتی که در آن هست بیرون برود تا مستقل بشود، تا بتوانیم ما استقلالش را حفظ کنیم، پشتیبانی میکنم و من از تمام جوانها، از تمام جوانها خواستارم که کارشکنی نکنند و مقاومت نکنند و نگذارند که اگر مقاومت کردند، ما تکلیف آخر را برای ملت معین کنیم. از خداوند تعالی سعادت ملت اسلام را و سعادت جوانها را خواستارم و امیدوارم همانطوریکه پیشنهاد شده است، دانشگاهها را از همه عناصر تخلیه کنند و از همه وابستگیها تخلیه کنند، تا اینکه انشاءالله یک دانشگاه صحیح [با] اخلاق اسلامی [و] فرهنگ اسلامی تحقق پیدا بکند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته» (1)
ضمیمه گزارش4: طرح مسئله اختلافات جناحی در حاشیه بازگوکردن یادداشت سال گذشته برژینسکی
بنیصدر در مصاحبه رادیو تلویزیونی شبانه خود مفاد یادداشت برژینسکی را بهنحوی درارتباطبا مشکلات داخلی خود قرار داد. وی ابتدا گفت: «امروز از روزنامه اطلاعات تلفن کردند که داشتند خبر استعفای مرا صفحهبندی میکردند و در شهرها و روستاهای کردستان دارند این شایعه را میپراکنند، توطئههایی در کار است و کسانی هستند که مایلاند مانع کار من شوند و در هرکجا که اقدام میکنیم برای حل یک مشکل، سنگی بیندازند.»
بنیصدر پس از تشریح سخنان برژینسکی بار دیگر به موضوع شایعه استعفای خود که در کردستان رایج شده است بازگشت و ادعا کرد: «آنها که دارند این بازیها را درمیآورند که به خیال خودشان من استعفا بدهم باید برای همیشه از این حرفها
مأیوس بشوند. [به] من اولاً، مردم 11 میلیون رأی دادند. ثانیاً، آنهایی هم که رأی ندادند امروز موافق من
هستند. رئیسجمهوری که یک ملتی دنبالش هست یعنی چه استعفا کند آنهم در خطر، مملکتش را [در] حوادث رها کند و شخص خودش را نجات دهد. همچون ننگ تاریخی را چرا برای خودش میخرد.
علاوهبر اینکه من یک مسئولیتی دارم، دررابطهبا خدا و دینم که مسئولیت مرا برمیانگیزد که
1) 193. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی{ره}، صحیفه امام {مجموعه آثار امام خمینی(ره})، جلد12، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی{ره}، چاپ پنجم 1389، صص 252 248.
باشم و این وطن و انقلاب را پیروز بکنم و من مطمئنم که به خواست خدا و با همراهی امام و ملت موفق میشوم. ...» وی در گریزی از ماجرا بحث را به درگیریهای جناحی کشاند و در قضاوت خود از جناح مقابل مدعی شد: «عدهای مینشینند یکجایی و با هم گفتوگو کردهاند و 4 تا اصل برای خودشان درآوردند؛ یکی اینکه باید مستقیم و غیرمستقیم مانع پیشرفت کار ما بشوند، دوم اینکه جوری میان مردم تبلیغ کنند [و] وانمود کنند که خط من غیر خط امام است، سوم اینکه مجلس را زمینهاش را طوری جور کنند که در موقع آن لحظه مناسب که رسید دربرابر من قرارش بدهند، چهارم اینکه وقتی کار به آنجا رسید [به] ترتیبی عمل کنند [که] من یا استعفا بدهم یا سقوط کنم. خب حالا من بیایم به مردم چه بگویم، این است که من به مردم میگویم که شما باید نمایندگانی انتخاب بکنید که هماهنگی با رئیسجمهور داشته باشند، وگرنه مسئله سقوط من نیست، سقوط من اصلاً احتیاجی به این حرفها
ندارد، یک تروریستی میتواند
ترور کند، مسئله حفظ انقلاب و موجودیت کشور است، این حفظ انقلاب و موجودیت کشور نمیتواند ناهماهنگیها را تحمل کند ما اگر با هم [باشیم] البته میتوانیم مشکلات را از پیش پا برداریم، این است که دفعه آخر که پیش امام رفتیم، امام فرمودند که همکاری و تعاون و تفاهم و هماهنگی تکلیف شرعی است و الآن وضع کشور روشن است، اینجور نیست که کسانی بتوانند این رژیم را مثلاً جریانی درست کنند مثل همانجوری که در چین درست کردند و با این حرفها مرا ساقط کنند. حالا من لئوشائوچی نیستم، [او] یک آدم بیچارهای بود، گذاشته بودند آنجا برای تماشا. من در خدمت این انقلاب بودم از بچگی تا به حالا، بعد هم مردم رأی دادند پس من یک آدم ضعیفی نیستم، با این بازیها هم از میدان [به]درنمیروم، و آدمی هم که پیگیر نباشم، نیستم. ... پس مردم هیچجای نگرانی نباید داشته باشند، بهاندازه
سرسوزنی نباید نگران وضع کشورشان باشند. فقط باید اعتماد بکنند که این آدم و این انقلاب بخواهد پیروز شود، باید روی همین اعتماد عمومی تکیه بکند.» (1)
ضمیمه گزارش12: گفت وگوی فرماندهان سپاه راجع به سنندج در جلسه بررسی و تحلیل مسائل کردستان
حمله به ستون نظامی ارتش در سنندج و متوقفساختن آن، شروع یک دوره جدید در حوادث کردستان است. درواقع، ادامه مماشات گذشته، درعمل بهمعنای قبول این اقدام و پذیرش آشکار سلب حاکمیت نظام جمهوری اسلامی در منطقه بود. این برای مسئولان جمهوری اسلامی و نیروهای نظامی و شبهنظامی و نیز عامه مردم در سراسر کشور، بههیچوجه قابلپذیرش نبود. صبوری نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در چند ماه گذشته، بهخصوص توجه به اعلام مواضع و هشدارهای قبلی بنیصدر بهعنوان رئیسجمهور و فرمانده کل قوا، نمیتوانست ادامه پیدا کند.(2)چنین شد که باب هرگونه راهحل مسالمتآمیز بسته شد و ماهها تلاش هیئت حسن نیت در شهرهای کردنشین بجز انزوای نیروهای اعزامی و بومی طرفدار نظام و تحرک و تقویت روزافزون نیروهای مسلح غیرقانونی در این مناطق، پاسخی درخور نیافت و راهحل خونین دیگری بازهم خود را به نظام جمهوری اسلامی تحمیل کرد. در این ضمیمه برای توضیح بیشتر، بخشهایی از گفت وگوی عدهای از فرماندهان سپاه که در جلسهای به بررسی و تحلیل حوادث کردستان پرداختهاند، انتخاب و آورده شده است.
رحیم
صفوی: «در بیستونهم فروردین 1359، با هواپیما در فرودگاه سنندج نشستیم،(3)حالا بگذریم که این هواپیما ما را از اصفهان سوار کرد و توی مرز ترکیه برد و راه را پیدا نمیکرد و بعد هم که میخواست ما را برگرداند و زنجان بنشاند، اینقدر گشت که با هزار مکافات توی فرودگاه سنندج پیاده شدیم و بهمحض اینکه
1) 194. روزنامه انقلاب اسلامی، 2/2/1359، صص 2 و 9.
2) * برای مطالعه دیدگاه بنیصدر درخصوص کردستان در فروردین 1359، که هماهنگ با دیگر سران نظام بهشدت و با قاطعیت اعلام موضع کرد و نیز بازتابهای آن به روزهای 11 و 30/1/1359 جلد اول کتاب هفتم روزشمار جنگ ایران و عراق، {قطع رابطه امریکا و ایران} مراجعه شود.
3) * ماجرای مربوط به هواپیمای مذکور در روزشمار 31/1/1359 مندرج در جلد اول کتاب هفتم روزشمار جنگ ایران و عراق {قطع رابطه امریکا با ایران} بهطورکامل آمده است.
پیاده شدیم، با خمپاره120 شروع به زدن کردند که ما هم نیروها را سریع پیاده کردیم و خلبان هم فرار کرده بود و موتور هواپیما روشن بود. رفتیم خلبان را به هزار زحمت آوردیم و گفتیم بنشین پشت هواپیمایت و برو که همان موقع هواپیما را حرکت داد، ولی پنج، شش تا بچههای ما ترکش خمپاره120
خوردند، درست از اول اردیبهشت {که از توی فرودگاه توی پادگان یکی از سپاهیهای مرحوم شهید بزرگوار و شهید بروجردی گذاشتیم که برادر عزیزمان آقای هدایت هم بودند}، آرایش ما هم اینجوری
بود؛ یعنی یک عده حدود سیصد نفر از برادران تهران توی فرودگاه بودیم، یک نفر دانشجو هم به نام حمید بود که الآن مثل اینکه توی سفارت کار میکند و یک عده هم از برادران تهرانی بودند. ... ما هم
یک مقر توی همان باشگاه و یکی هم توی پادگان داشتیم و دیگر هیچ کجای شهر هم دست ما نبود و مثلاً من خاطرم هست که در روز اول و دوم در فرودگاه سنندج هیچ غذایی به ما نرسید و عین واقعه را میگویم که علفهای فرودگاه را بچهها چیدند و جوشاندند و آب علف را میخوردند که بعد با هواپیما آرد رساندند که بچهها آنها را روی حلبی خمیر کردند و زیر آن را هم آتش کردند، نانهای ساروجی میپختند و نانها را روی اینها میریختند، آنموقع تنها رابط ما با فرودگاه هلیکوپتر بود که مثلاً وقتیکه [میخواستیم] مهمات و غذا و آرد از فرودگاه ببریم، شنوک میآمد و غذا و از این قبیل داخل فرودگاه میبرد یا وقتیکه ما میخواستیم فرودگاه برویم، با هلیکوپتر میرفتیم، آرایش نظامی هم [در] همین سه تا مقر که در پادگان و توی فرودگاه و یک باشگاه بود، شکل گرفته بود. البته، باشگاه در یک موقعیت بسیار بدی بود. ...
یک اردیبهشت سال 59 است که تقریباً هجوم سپاه شروع شد؛ یعنی تقریباً مرحله دوم جنگ کردستان است و اصلاً [در همین] مقطع جنگ دوم کردستان است که سپاه تصمیم به آزادسازی کردستان میگیرد و سپاههای تمام شهرها هم مثلاً از شیراز و مشهد و از همهجا نیرو برای آزادسازی کردستان سرازیر کرد و جنگ دوم کردستان هم برای آزادسازی کردستان از همینجا است؛ یعنی بهعبارتی میتوانیم بگوییم که از فروردین 59 است... تیپ55 هوابرد توی شهر سنندج آمد و اینها قول داده و گفته بودند که شما اسلحههایتان را دستتان نگیرید و هیچکس هم با اسلحه نباشد و وقتیکه این ستون آمد که از جاده حاشیه شهر برود، اینها با آر.پی.جی. و مسلسل قتلعام کردند و ستون را به آتش کشیدند و خلاصه اینکه داغون کردند و بهعبارتی خیلی قتلعام کردند.» (1)
محسن رضایی: «آخرین درگیری شما در سنندج در چه تاریخی تمام شد؟»
رحیم صفوی: «آزادسازی بیستوهفت الی بیستوهشتم اردیبهشت بود.»
محسن رضایی: «یعنی درگیریتان یک ماه طول کشید؟»
رحیم صفوی: «نه در یک روز ما شهر را گرفتیم.»
محسن رضایی: «نه، از روز اول که بچهها شروع کردند، چقدر طول کشید؟»
رحیم صفوی: «از یک ماه کمتر شد.»
محسن رضایی: «حالا فرض میکنیم یک ماه باشد.»
رحیم صفوی: «یک ماه طول کشید تا شهر آزاد شد.»
محسن رضایی: «مثل اینکه در این مدت یک ماه هم چند بار حمله کردید، ولی موفق نشدید.»
رحیم صفوی: «بله، چند بار هم حمله کردیم و ضربه و آسیب دیدیم.»
محسن رضایی: «بله، ضربه دیدید، منتها بعد به این نتیجه رسیدید که باید بهصورت متمرکز و هماهنگشده باشیم.»
رحیم صفوی: «بله، بهصورت متمرکز و هماهنگ باشیم و اصلاً کار بسیار مشکلی بود، یعنی آنطور هم نبود که هماهنگ بشود و من میگویم هر کسی برای خودش کار میکرد.»
محسن رضایی: «یعنی هیچ سازمانی و گروهانی نبوده است؟»
رحیم صفوی: «هیچ سازمانی نبود و هر کسی با خودش بود، مثلاً تهرانیها با خودشان بودند؛ اصفهانیها با خودشان بودند و بهنظر من شهید بزرگوار بروجردی که از قدیمیترین فرماندهان بالای منطقه بود، هماهنگیهای لازم را کرده و درهرصورت عمده نیرو هم دست ما بود. بعد هم که نیروهای دیگر از مشهد آمدند با ما بیشتر جوش خوردند، حالا علتش را نمیدانم چی بود؛ مثلاً برادرمان آقای شوشتری یا برادران دیگر مثل حاج آقای رودکی یا مهدیانپور که آمدند بیشتر با ما [جوش] خوردند و ما یک محور شدیم.»
1) 195. سند شماره 18531/پن مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: 1373، تحلیل نبرد نوار شماره 31065، راوی عبدالله درویشی، صص 7 4.
نبیرودکی: «ما اصلاً فرودگاه بودیم و به خواست شما جلو رفتیم.»
رحیم صفوی: «بههرجهت شهر آزاد شد. ... سقوط شهر، دقیقاً بیستوششم اردیبهشت 59 بود...»
محسن رضایی: «تعداد تلفات ما درکل درگیری یک ماه چقدر بود؟»
رحیم صفوی: «دقیقاً من نمیدانم، ولی میدانم که بیش از 200، 300 نفر شهید دادیم.»
رستگار: «از محور فرودگاه تا شهر، این تلفات را دادیم.»
رحیم صفوی: «همین را عرض میکنم دیگر، بیشترین تلفات هم از بچههای گردان2 ولیعصر{عج} و بعد هم تلفات نیروهای اصفهان بود. درهرصورت، میگویم که در این ماه حدود 200، 300 نفر شهید دادیم.» (1)
محسن رضایی: «270 نفر هم شما بعد از عملیات دستگیر کردید؟»
هدایت: «درحین عملیات دستگیر کردیم، یعنی حدود 400 تا را دستگیر کردیم و 270 تا هم از خود ارتشیها بود که با هماهنگی رکن دوم...»
محسن رضایی: «یعنی این 270 نفر از سرباز هم بودند یا سرهنگ و سرتیپ بودند؟»
هدایت: «اکثراً درجهدار و یک تعداد افسر بودند.»
محسن رضایی: «یعنی اکثراً درجهدار بودند؟»
هدایت: «بیشتر آنها کُرد بودند آن طرحی که مدنی...»
محسن رضایی: «رفیق آقای شمخانی [با شوخی] تیمسار مدنی یک طرحی را بعد از انقلاب پیاده کرده بود که تمام افراد در وطنشان نباشند و برگردند آنجا، مثلاً راننده تانک آمده بود توی لشکر28 پیاده و آشپزی میکرد و چون کُرد بود، آنجا آمده بود و اینها هم توی آن شبکهای بودند که یک تشکیلاتی روی سقوط تیپ1 سنندج کار میکرد که ما هم با عملیات وارد شدیم و کار کردیم که اینها دستگیر و تبعید شدند.»
رحیم صفوی: «این آزادسازی مرکز استان، یعنی سنندج اصلاً یک روحیه بسیار بالایی را هم توی نیروهای ارتش {چون مقر لشکر بود که درحقیقت دیگر احساس آزادشدن هم میکردند} و هم توی نیروهای سپاه به وجود [آورد].» (2)
فرماندهان حاضر در این جلسه در ادامه مباحث خود به اقدامات انجامشده پس از آزادسازی سنندج پرداختند.
رحیم
صفوی: «با آزادشدن شهر سنندج ستونکشی از سنندج به شهرهای مختلف کردستان شروع شد. ... این ستونکشی هم به این صورت بود که ما چند تا تانک سوار کمرشکن میکردیم و توپهای 150 م.م را هم پشت اینها میبستیم و در این ستونکشیها ارتشیها شرکت میکردند. یک ستونی بود که در آن مهمات و آذوقه و سوخت برای پادگانها بود؛ چون پادگانها نه سوخت، نه مهمات و نه آذوقه داشتند و یک ستون، مثلاً صد تا ماشین راه میانداختیم که هرچه پادگانهای مسیر راه احتیاج داشتند بدهیم، مثلاً پادگان سقز، مریوان و... اینجوری هم حرکت میکردیم. ستون هم حرکت میکرد و یک جا میایستادیم با خمپاره و توپخانه، تمام اطراف را میزدیم،
نیروی پیاده میفرستادیم و تأمین برقرار میکردیم و جلو میرفتیم و بعد در تونلها، اینها مواد انفجاری گذاشته بودند، مثلاً اولین تونلی که در مسیر دیواندره هست، بچهها آنجا رفتند و دور زدند دیدند یک پیرمردی ایستاده است که مینیاتورها را فشار بدهد، مینیاتوری که منفجر میکرد.
لذا او را دستگیر کردند و آوردند و دیگر تونل مسیر منفجر نشد یا دکل هالتوژان هم توی همین مسیر بود که یک دکل مخابراتی بود که بچهها یک هجومی بردند و آنجا را هم گرفتند و
ضدانقلاب از اینجا تمام ارتباط مخابرات را از کار انداخته بودند و مجبور بودیم برای ارتباط با سنندج، اینها شبکه را به تبریز بدهند و از تبریز هم درحالیکه در ارتباط مخابراتی بود، آنجا از باختران گردنه مروارید به سنندج بود {ازنظر سیستم ماکروویو} و آنها مروارید را هم گرفته بودند. درهرصورت، ما این ستونکشیها را انجام دادیم و شهربهشهر هم به پادگانها میرفتیم.»
محسن رضایی: «موقعی که جنگ [با عراق] شروع شد ما در چه نقطهای بودیم؟»
رحیم صفوی: «در شروع جنگ که شهریورماه بود، ما تا نزدیکی سردشت بودیم.»
یکی از حضار: «در گردنه دارساوین بودیم...»
رحیم صفوی: «ولی شهرهای دیگر مثل مریوان دیگر قوت پیدا کرد و آن موقع حاج احمد متوسلیان بود که اگر زنده است خداوند انشاءالله نجاتش بدهد.»
محسن رضایی: «یعنی بانه و...»
رحیم صفوی: «درست است، بوکان و اشنویه آزاد نشده بود و بقیه شهرها آزاد و سپاه هم قوت گرفته بود.»
محسن رضایی: «سردشت و بوکان و اشنویه باقی مانده بود.»
رحیم صفوی: «فقط پادگان سردشت دست ما بود.»
محسن رضایی: «ولی یک عده هم آنجا گیر کرده بودند.»
رحیم صفوی: «بله شهر سردشت هم دست ما بود.» (1)
ضمائم کلی روزشمار 1/2/1359
ضمائم کلی امروز شامل 3 ضمیمه میباشد و به بیان بازتابهایی از رسانههای جهان اختصاص دارد که حاوی نکات و اطلاعات پراکنده، ولی مفید و در بعضی موارد بسیار مهم است. ضمیمه اول اشاره مستقیم به روابط ایران و امریکا دارد. ضمیمه دوم مربوط به سیاست امریکا در خلیجفارس و نیز بهنحوی مرتبط با ایران در نگاه امریکا است. ضمیمه سوم درمورد روابط ایران و عراق است که آشکارا جهتگیری به نفع عراق در آن مشاهده میشود.
ضمیمه اول روزشمار 1/2/1359: بازتاب تشنجهای کنونی روابط ایران و امریکا در رسانههای جهان
در بازتاب تنشهای کنونی روابط ایران و امریکا، موضوع اقدام نظامی و نیز تحریم اقتصادی از محورهای عام است که دو نمونه از هرکدام در این ضمیمه آورده میشود.
شماره امروز هفتهنامه نیوزویک گزارشی با عنوان "یاران نیمهراه" درج کرده است که تردید و نبود تصمیم قاطع کشورهای غربی از همراهی با امریکا را در تحریم اقتصادی بازگو میکند. در این مقاله آمده است: هفته گذشته هنگامیکه کارتر آخرین تصمیمهای تلافیجویانه علیه ایران را اعلام داشت، هلموت اشمیت صدراعظم آلمانغربی، حتی حاضر نشد تعطیلات عید پاک خود را در هامبورگ نیمهتمام گذارد. کارتر در سخنرانی خود در جمع سردبیران جراید در واشنگتن بهصراحت از دوستان قدیمی امریکا انتقاد کرد و گفت اینها خواستار حمایت امریکا هستند، ولی در اجرای تعهدات خود ناشیاز مودت با امریکا تردید دارند.
برخی از کشورهای متفق امریکا عقیده دارند که این کشور در آزمون وفاداری، بهطور مثال تقاضای شرکت در مجازاتهای اقتصادی علیه شوروی و ایران، منافع دوستان خود را در نظر نمیگیرد. آلمانغربی تمایلی ندارد در سیاست خود نسبت به شوروی خللی ببیند، یعنی سیاستی که سال گذشته حاصل آن 5/7 میلیارد دلار مبادلات بازرگانی بود. ژاپن نیز حاضر نیست روزی 620,000 بشکه نفتی را که از ایران دریافت میدارد به خطر اندازد؛ یعنی رقمی که 13 درصد جمع واردات نفتی این کشور را تشکیل میدهد. بسیاری از کشورهای متفق امریکا عقیده دارند که اعمال مجازاتهای اقتصادی علیه ایران برای آنها گران تمام خواهد شد، ولی آزادی گروگانهای امریکایی را تسریع نخواهد کرد. یکی از صاحبنظران انگلیسی میگوید تا جاییکه تاریخ نشان داده، مجازاتهای اقتصادی هیچگاه نتیجهای نداشته است. فهرست مجازاتهای اقتصادی کشور رودزیا(2)بسیار بلندبالا بود.
ایتالیا مدعی است این کار طرحهای ساختمانی این کشور در ایران را که 3 میلیارد دلار ارزش دارند، به خطر خواهد انداخت و 1800 کارگر ایتالیایی را در ایران بدون نمایندگی سیاسی خواهد کرد. حتی آن دسته از متفقین امریکا که سرمایهگذاری کمتری در ایران دارند، معتقدند کشورهای غربی بهتر است با ایران رابطه داشته باشند تا بتوانند در حل بحران، میانجی شوند.
روابط امریکا و فرانسه که روش مستقلی برای خود دارد بهویژه حاکیاز عداوت دیرین میباشد. بهتازگی در یکی از مجلههای آلمانغربی آمده بود که میشل پونیا تروسکی سفیر سیار و بانفوذ فرانسه، کارتر را احمق خوانده است و بااینکه این شخص ذکر چنین چیزی را تکذیب کرده، همچنان نشریه آلمانی مدعی است که نوار صدای وی را دارد. هفته گذشته که فرانسه نمایندگان کشورهای عضو بازار مشترک را در لیسبون تشویق به تعلیق اجرای مجازاتهای اقتصادی علیه ایران کرد، باران ناسزا ازسوی امریکا باریدن گرفت.
باوجود انتقاد شدیدی که امریکا و متفقین از یکدیگر میکنند، بازهم نشان میدهند که بین آنها همکاری وجود دارد. کشورهای عضو ناتو {سازمان پیمان آتلانتیکشمالی} با تقویت بنیه دفاعی اتمی اروپا موافقت کرده و اروپاییها بیسروصدا صادرات غله و تکنولوژی پیشرفته را محدود ساختهاند.
حتی آن دسته از کشورهای اروپایی که آشکارا از سیاست کارتر در گذشته انتقاد کردهاند، عقیده دارند که هرچه باشد آنها متعهد به حمایت از کارتر میباشند. یکی از مقامات دولت انگلیس به خبرنگار نیوزویک گفت: در اصل ما همه متکی به تعهد امریکا نسبت به اروپا هستیم و میخواهیم به هر ترتیب شده حمایت امریکا را از دست ندهیم. دولت امریکا هفته گذشته، سخنگوی وزارت امور خارجه خود را اعزام داشت تا به متفقینش بگوید که بیشتر، انتظار عمل از آنها دارد تا حرف. واشنگتن آخرین برگ برنده خود را در آستین دارد؛ به این معنی که تهدید به محاصره دریایی ایران کرده که {این امر} قطع صادرات نفت را از ایران به بازارهای اروپای غربی و ژاپن بهدنبال خواهد داشت. (1)
روزنامه فایننشال تایمز، محور بحث اقتصادی خود را به تغییر گرایش تجاری ایران بهسمت شرق معطوف کرده است. این روزنامه در شماره امروز خود گزارش داد که ایران آماده میشود تا نفت خود را به کشورهای اروپای شرقی بفروشد و این بهدلیل مشکلاتی است که مشتریهای کنونی ایران از زمان افزایش قیمت نفت ایران برای این کشور فراهم کردهاند. علیاکبر معینفر وزیر نفت ایران، با اعلام این مطالب اضافه کرد که بلغارستان جزو کشورهایی است که درحالحاضر با ایران درحال گفتوگو است.
براساس نوشته این روزنامه، در این گفتوگو پیشبینی شده است که وسایل یدکی برای استخراج گاز و نفت به ایران تحویل شود. این روزنامه اضافه کرده است که مسکو از چند هفته پیش به ایران پیشنهاد فروش قطعات یدکی کرده تا در مقابل آن، گاز از ایران
دریافت کند. فایننشال تایمز سپس اشاره کرد، ژاپن خریدار اصلی نفت ایران، از تمدید اعتبارنامه با این کشور برای خرید هر بشکه نفت به قیمت 35 دلار، خودداری کرده است. ایران با این تعرفه قراردادهای نفتی با کشورهای اروپای شرقی منعقد میسازد. (2)
در بحث اقدام نظامی، امروز رادیو آلبانی، نظیر دیگر رادیوهای اروپای شرقی به افشاگری تهدید امریکا و سرزنش آن پرداخت. در این گفتار آمده است: مشاور رئیسجمهور امریکا در امور دفاعی، در بیانات خود دربرابر کمیته سنای امریکا در امور سرویسهای ارتشی تأیید کرد که حضور ناو هواپیمابر امریکایی در اقیانوس هند ادامه خواهد داشت و در آینده نیز بر میزان آن افزوده خواهد شد. برای همین، بخشی از ناوگان امریکایی در مدیترانه به منطقه اقیانوس آرام اعزام خواهند شد. (3)
رادیو لندن نیز خبر داد: «مناخیم بگین نخستوزیر اسرائیل، در یک مصاحبه تلویزیونی که از شبکههای تلویزیونی امریکا پخش شد اعلام داشت چنانچه امریکا مایل به حصول تسهیلات نظامی برای نیروهای خود در خاورمیانه [غرب آسیا] باشد، اسرائیل حاضر است که چنین تسهیلاتی را دراختیار این کشور قرار دهد. بگین گفت وی چنین توصیهای را به کشور خود خواهد کرد، اما درحالحاضر فقط نظر شخصی خود را اظهار میکند.» (4)
یادآوری میشود، رسانههای رژیم اشغالگر قدس نظیر مسئولان آن، دشمنی با انقلاب اسلامی ایران را به طرق مختلف نشان میدهند. در گزارش آسوشیتدپرس از تلآویو آمده است: دیروز یک روزنامه اسرائیلی گزارش داد که مناخیم بگین نخستوزیر اسرائیل، در سال 1977، کمی پس از بهقدرترسیدن حزب لیکود، به تهران سفر کرد. روزنامه داوار در مقالهای به قلم آوری لوبرانی رئیس پیشین هیئت نمایندگی اسرائیل در تهران، این خبر را منتشر کرد و سخنگوی نخستوزیر اسرائیل برای اظهارنظر دراینمورد در دسترس نبود.
هرچند در رژیم گذشته روابط دیپلماتیک رسمی بین ایران و رژیم صهیونیستی وجود نداشت، ولی 60 درصد نفت مصرفی این رژیم را ایران تأمین میکرد و دو کشور تا قبل از پیروزی انقلاب روابط بازرگانی گستردهای با یکدیگر داشتند.
لوبرانی که از سال 1973 تا 1978، مأمور خرید خدمت در ایران بود، میافزاید که دیگر رهبران اسرائیل ازجمله داوید بنگورین، گلدامایر و اسحاق رابین نخستوزیران پیشین
اسرائیل و نیز اباآبان، ایگال الون و موشه دایان وزیران پیشین امور خارجه این کشور نیز در تهران با شاه ملاقات کرده بودند. (5)
1) 199. اداره کل مطبوعات و رسانههای خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد ملی، بولتن بررسی روزانه مطبوعات جهان، 30/1/1359، صص 9 7، نیوزویک {چاپ امریکا}، 21 آوریل 1980 {1/2/1359}.
2) 200. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 33، 3/2/1359، ص4، لندن خبرگزاری فرانسه، 21 آوریل 1980 {1/2/1359}.
3) 201. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 32، 2/2/1359، بخش فارسی رادیو آلبانی، 1/2/1359.
4) 202. همان، ص15، بخش عربی رادیو لندن، 1/2/1359.
5) 203. روزنامه جمهوری اسلامی، 1/2/1359، ص12.
ضمیمه دوم روزشمار 1/2/1359: سخنرانی نیوسام در نشست مرکز مطالعات کشورهای همسایه خلیجفارس مرکز مطالعات کشورهای همسایه خلیجفارس در دانشگاه جرج تاون امریکا، سالانه نشستی برگزار میکند. امروز، رادیو امریکا گزارشی از پنجمین گردهمایی سالانه این مرکز که در آن عدهای از اساتید و متخصصین امور غرب آسیا، ازجمله دیوید نیوسام معاون وزارت امور خارجه امریکا، سخنرانیهای مهمی ایراد کرده بودند، پخش کرد. عنوان سخنرانی نیوسام "سیاست امریکا و خلیجفارس" بود و رادیو امریکا بخشهایی از آن را با عنوان "نکات برجسته و مهم سخنرانی دیوید نیوسام معاون وزارت [امور] خارجه امریکا" بدین شرح پخش کرد: «اگر جهان به شکل دایرهای بود شاید میشد ادعا کرد که خلیجفارس مرکز آن دایره را تشکیل میدهد در شرایط کنونی که هیچ نقطهای از جهان بهاندازه خلیجفارس توجه مردم کره خاکی را به خود جلب نکرده است هیچ نقطهای از جهان بهاندازه خلیجفارس دارای اهمیت اقتصادی نیست و هیچ منطقهای بهاندازه آن برای جهان سرنوشتساز نیست. اهمیت خلیجفارس تنها بهخاطر نفت آن نیست، بلکه آن را باید مرکزی برای جهان اسلام دانست. ... بدون شک چنین منطقهای با چنین خصوصیاتی ازنظر شوروی نیز دارای اهمیت است. جز اعضای پولیتبورو دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی، شاید هیچکسی در جهان نداند که چرا شوروی تصمیم حمله به افغانستان را گرفت، شاید علت اصلی، مهمتر از حضور ظاهری ارتش سرخ در افغانستان است، حتی در گذشتههای دور زمانیکه شوروی دارای امپراطوری بود به آبهای گرم اقیانوس هند چشم داشت و در نظر داشت به آن منطقه دست یابد. ... نظر دولت امریکا درمورد کشورهای آن منطقه چیست؟ ازنظر استراتژیکی دولت امریکا چه هدفی را در منطقه دنبال میکند؟... روابط امریکا با کشورهای آن منطقه به اوایل قرن نوزدهم بازمیگردد. در آن زمان امریکا با سلطان مسقط و عمان یک پیمان دریایی و بازرگانی امضا کرد. دومین مرحله روابط امریکا با آن منطقه از سال 1932 آغاز شد. هنگامیکه امریکاییان در جزیره بحرین شروع به استخراج نفت کردند، گروهی امریکایی نیز به عربستان سعودی رفتند و درمیان تودههای
انبوه نمک و شن به اکتشاف و استخراج نفت
پرداختند. شرکت نفت عرب و امریکا که با همکاری نزدیک دولت عربستان سعودی تشکیل شد، یکی از بزرگترین شرکتهای تولیدکننده در جهان است. آخرین مرحله رابطه نفتی امریکا و عربستان سعودی در آینده نزدیک که قرار است آن کشور مالکیت تمام شرکت آرامکو را به دست آورد، قطع خواهد شد، ولی امریکا رابطه خود را با آن کشور ازطریق اعزام گروههای کارشناس و مقاطعهکار حفظ خواهد کرد. بهدنبال انقلاب ایران این تصور پیش آمده است که ممکن است بعضی دیگر از کشورهای منطقه سرنوشتی مشابه سرنوشت ایران داشته باشند، ازجمله عربستان سعودی. ما چنین سرنوشتی برای عربستان سعودی پیشبینی نمیکنیم... باید گفت که شرایط این دو کاملاً از یکدیگر جداست و دولت امریکا اعتقاد راسخ دارد که رهبری عربستان سعودی کلیه مسائل و مشکلاتی را که با آن رویاروست از میان خواهد برد.»
در ادامه این گزارش آمده است: «قبل از آنکه امریکا بتواند با ایران روابط عادی خود را برقرار سازد باید راهحلی برای مسئله گروگانها
پیدا کند. تازمانیکه
گروگانهای امریکایی برخلاف قوانین بینالمللی در اسارت گروهی غیرمسئول هستند، نمیتوانیم درمورد عادیکردن روابط خود با آن کشور موافقت کنیم. ما انقلاب ایران را بهعنوان یک واقعیت پذیرفتهایم.
خود ایرانیان باید درباره سرنوشت و آینده خود تصمیم بگیرند، ما مخالف آن نیستیم که ایران شکایت و نارضایتیهای
خود را به گوش جهانیان برساند، ولی باید قبل از هر چیز گروگانهای امریکایی را آزاد سازد و آنان را سالم به وطنشان بازپس فرستد. ... تجاوز شوروی به خاک افغانستان نهتنها حمله به یک کشور مستقل و غیرمتعهد است، بلکه امکان دستیابی شوروی را به خلیجفارس افزون میسازد. دولت امریکا نمیتواند این حوادث را نادیده انگارد. همانگونه
که پرزیدنت کارتر گفته است هرگونه اقدامی ازسوی هر نیروی خارجی بهمنظور دستیابی و کنترل در حوزه خلیجفارس
بهمنزله تجاوز به منافع حیاتی امریکا خواهد بود و امریکا این تجاوز را به هر شکلی ازجمله استفاده از نیروی نظامی پاسخ خواهد گفت. ... کشورهای حوزه خلیجفارس خواهان استقرار نیروی نظامی قوای بیگانه در این منطقه نیستند، از طرفی دیگر رهبران این کشورها آگاهی دارند که درصورت تجاوز یک نیروی خارجی بهتنهایی قادر به ادامه مقاومت و مبارزه نمیباشند
و نیاز به حمایت و پشتیبانی ازسوی نیروهای غربی و ایالات متحده امریکا دارند. پاسخ نظامی امریکا دربرابر
رویدادهای اخیر در منطقه گرچه کند
بوده است، ولی دارای تداوم است. امروز، حضور نیروی دریایی امریکا در اقیانوس هند بهحدی است که میتواند هرگونه تجاوزی را درهم شکند، هدف از حضور نظامی امریکا در منطقه، دخالت یا تجاوز به کشورهای آن منطقه نیست بلکه هدف آن است که اگر یک نیروی خارجی تصمیم به تجاوز و حمله به یکی از کشورهای منطقه داشته باشد دربرابر آن مقاومت کند.» (1)
ضمیمه سوم روزشمار 1/2/1359: بازتاب روابط کنونی ایران و عراق در رسانههای جهان در بازتاب گسترده روابط متشنج ایران و عراق در مطبوعات غربی، جهتگیریها اغلب به نفع عراق است. این جهتگیریها در قالبهای مختلفی تنظیم می شود و درنهایت افکارعمومی داخلی عراق و اعراب منطقه را بهنوعی علیه ایران برانگیخته و به تحقق اهداف عراق امیدوار میکند. در ادامه دو نمونه از این موضعگیریها انتخاب و ذکر میشود.
در شماره امروز نشریه اشپیگل {چاپ هامبورگ}، در یک بررسی مفصل آمده است: «دلایل بسیاری وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران در یک جنگ مسلحانه با عراق شکست خواهد خورد، زیرا عراق دارای یک ارتش مجهز و تعلیمیافته است که با بقایای ارتش پرقدرت شاه مخلوع که درحالحاضر استعداد محدودی دارد، قابلمقایسه نیست. به همین دلیل دولت عراق سعی نمیکند که از عصبانیت جنگی بکاهد [و] امیدوار است که با پیروزی نظامی بر ایران موقعیت خود را در کشورهای عربی تقویت کند و آنچه مهمتر است، ادعای حکمرانی خود را در حوزه خلیج [فارس] تضمین نماید، زیرا رژیم انقلابی که قبلاً بهخاطر سوسیالیسم پانعربیسم مبارزه میکرد و با یک کودتای خونین نظامی قدرت را به دست گرفته است اکنون علاقه دارد که مانند شاه در چند سال گذشته، بهعنوان "نگهبان خلیج [فارس]" خوانده شود. صدام حسین رئیسجمهوری
عراق، احتیاجی ندارد که در کشورش جو مخالف ایرانیها به وجود آورد، زیرا از قرن هفتم... روابط مردم این دو کشور همسایه که یکی عربی و دیگر آریایی است بهشدت تیره است. ... رهبر عراق اخیراً یک قرارداد به مبلغ 4 میلیارد مارک برای تحویل اسلحه به این کشور منعقد کرده است. عراقیها خواهان هلیکوپتر، تانک جنگی، قایقهای
سریع السیر و تأسیسات رادار برای ردیابی دریایی هستند. در هفتههای
اخیر، عراق 36 هواپیمای میراژ
اف یک دریافت کرد و 24 فروند دیگر از این نوع هواپیما سفارش داد. درباره تحویل جدیدترین نوع میراژ 2000 نیز مذاکره شده است.»
در بخش دیگری از مقاله آمده است: «دلایل زیادی موجود است که عراق میخواهد آزمایش قدرت علیه [آیتالله] خمینی را ازطریق نظامی تعیین کند. رهبری عراق با تهدید از ایران خواست تا نیروهای نظامی خود را از سه جزیره عربی در خلیج[فارس] یعنی تنب کوچک، تنب بزرگ و بوموسی که شاه آنها را با توسل به زور اشغال کرده بود تا بتواند تنگه هرمز را بهتر زیر کنترل داشته باشد، خارج کند.»
همچنین در بخش دیگر آمده است: «مهاجمین داخلی ادعا میکنند که شورشیان تعلیمیافته در عراق قادر هستند که همین امروز بیشتر از 50000 نفر جنگجو را علیه [آیتالله] خمینی به ایران بفرستند. از مدتها پیش در تبلیغات عراق از خوزستان ایران بهعنوان عربستان نام برده میشود.» (2)
وزارت ارشاد نیز در شماره امروز یکی از نشریات اختصاصی خود، درباره وضعیت کنونی روابط ایران و عراق، مقالهای از نشریه تایم ترجمه و درج کرده که در آن آمده است: «مناقشه کنونی بین دو کشور ایران و عراق ناشیاز ادعای ارضی نسبت به سه جزیره کوچک بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک که نزدیک به مدخل خلیجفارس قرار دارند [میباشد]... عراق سوگند خورده این جزایر را بازپس بگیرد و در این اندیشه از حمایت تمامی جهان عرب برخوردار است. روزنامه بانفوذ کویتی القبس نوشت: "اعراب جز آنکه در کنار باشند چاره ندارند و عراق هم یک کشور عربی است." حمله عراق به این سه جزیره احتمالاً جنگ با ایران را بهدنبال دارد که [در] آنصورت پیشبینی نتیجه جنگ دشوار است. جمعیت عراق یکسوم جمعیت ایران است و فاصله این جزایر در آنسوی خلیجفارس از مرز عراق 49 مایل میباشد. بهطوریکه گفته میشود ارتش عراق بعد از ارتش اسرائیل قویترین نیروی نظامی در منطقه است درحالیکه ارتش ایران ازلحاظ نیروی انسانی و تجهیزات و روحیه، بعد از انقلاب افول یافته است.
حکومت صدام حسین در مرکز فشار قرار گرفته و از دیرباز پیوند نزدیکی با شوروی داشته است، ولی اخیراً درصدد بهبود روابط خود با غرب بهویژه امریکا برآمده است. کارتر به فکر فروش موتور برای ناوچههایی
که عراق به فرانسه و ایتالیا سفارش داده، افتاده است و این موضوع با مخالفت برخی از اعضای کنگره مواجه شده بهایندلیل که
عراق از چریکهای فلسطینی علیه اسرائیل حمایت میکند. ... ماورای این مسئله برخی از کارشناسان امور در دولت امریکا عقیده دارند که امریکا باید از فرصت استفاده کرده و روابط خود را با بغداد بهبود بخشد درحالیکه گروهی دیگر بیم دارند چنین اقدامی روابط ایران و امریکا را از آنچه که هست بدتر سازد. ... هفته گذشته چنین به نظر میرسید که ایران و عراق اصراری برای کاستن از تشنج ندارند و صدام حسین در پاسخ به تهدید ایران که گفته رژیم وی را ساقط خواهد کرد، هشدار داده هر دستی علیه عراق بلند شود، قطع خواهد گردید.» (1)
1) 206. اداره کل مطبوعات و رسانههای خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد ملی، نشریه خلاصه بررسی مطبوعات جهان، 1/2/1359، صص 8 6، تایم {چاپ امریکا}، 21 آوریل 1980 {1/2/1359}.
درحالیکه روز گذشته، در سطح سری، اقدام نظامی امریکا علیه ایران با عنوان "عملیات نجات"، تعیین تکلیف قطعی شده است، امروز در سطح علنی و تبلیغاتی، جیمی کارتر رئیسجمهور امریکا، در یک مصاحبه با شبکه تلویزیونی بی.بی.اس این کشور، کوشید پروژه غافلگیری ایران را با طرح پیشنهادهایی همچنان جلو ببرد. وی چشمانداز اقدام نظامی را دورتر از آنچه تعیین شده است ترسیم کرد و درعینحال به زمینهسازی آن پرداخت.
به گزارش یونایتدپرس، کارتر گفت: اوضاع در ایران بدتر شده است. بافت حکومتی، اجتماعی و اقتصادی ایران بهسرعت رو به خرابی میرود و افزود که پیوسته برای سلامتی گروگانها دعا میکند. او بار دیگر هشدار داد اگر فشارهای اقتصادی امریکا و متحدانش به خلاصی گروگانها منتهی نشود چهبسا که اقدام نظامی قدم بعدی باشد. (1)به گزارش رادیو امریکا، خبرنگار سؤال کرد: اگر امریکا به اقدام نظامی، علیه ایران دست زند، آیا جان گروگانها به خطر نخواهد افتاد؟ کارتر پاسخ داد: فکر میکنم درحالحاضر جان گروگانها بیشتر در خطر است، زیرا اوضاع سیاسی ایران بسیار بیثبات و بهسرعت درحال تحول است. وی افزود: من دائماً در اندیشه سلامتی گروگانها هستم و برای آنها دعا میکنم. نمیدانم در شرایط فعلی که اوضاع ایران وخیمتر میشود ما تا کی میتوانیم اینجا بنشینیم و شاهد اسارت هموطنان خود در تهران باشیم. (2)
دراینحال، دیگر مقامات و نهادهای امریکا نیز در تکمیل حرکت غافلگیری و فریب کارتر، چشمانداز اقدام نظامی را مبهم و دوردست ترسیم میکردند؛ دراینزمینه یونایتدپرس از واشنگتن گزارش داد: «کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان امریکا امروز اقدامات کارتر را علیه ایران برای آزادساختن گروگانهای امریکایی، قاطعانه تأیید کرد. این کمیته در نمایشی از اتفاقآراء که برای نشاندادن به ایران و همپیمانان امریکا طراحی شده بود، قطعنامهای را در حمایت از اقدامات کارتر علیه ایران بدون مخالفت تصویب کرد، اما درمورد تصویب اقدامات نظامی در آینده تأمل کرد.» (3)
امروز همچنین همیلتون جردن رئیس ستاد کاخ سفید، برای اطلاع از دیدگاههای
مسئولان کاخ سفید، آنها را به جلسه فوقالعادهای دعوت کرد. در
این جلسه، جردن از حاضران که حدود 20 نفر از مقامات عالی کاخ سفید و هدایتکنندگان بخشهای مختلف سیاست کاخ سفید و مبارزات انتخاباتی رئیسجمهور بودند، پرسید: «اگر شما بهجای رئیسجمهوری باشید دررابطهبا گروگانها چه اقدامی میکنید؟» پیش از همه، هندریک هرتزبرگ نویسنده متن سخنرانیهای مهم رئیسجمهور، پاسخ داد: «با نگرانی احساس میکنم درحال لغزیدن بر سراشیبی هستم که به برخورد نظامی میانجامد.» عدهای دیگر از حاضران نیز موافقت خود را با هرتزبرگ اعلام کردند. مثلاً ساموئل آیزنستات از قطع صدور نفت کشورهای خلیجفارس که میتواند بهدنبال هرگونه اقدام نظامی روی دهد، ابراز نگرانی کرد. برخی نیز اظهارنظر کردند که «توی بنبست گیر افتادهایم.» (1)
جالب است که در طرح غافلگیری ایران، حتی شکلدهی به ذهنیت مقامات مذکور کاخ سفید نیز در این جلسه مورد استفاده قرار گرفت؛ به این صورت که در پاسخ به همه اظهارات، جردن قاطعانه گفت که رئیسجمهور تا این لحظه هیچگونه تصمیمی دراینمورد اتخاذ نکرده است. (2)
رویتر نیز از واشنگتن اظهارات یک شخصیت برجسته نظامی امریکا را که درارتباطبا مسائل ایران فعال و معروف است، چنین گزارش کرد: «ژنرال هویزر طی بیانیهای گفت که هنوز فعالیتهای او دررابطهبا مسائل ایران پایان نپذیرفته است. او که سال گذشته کمی پیش از خروج شاه مخلوع از ایران برای انجام یک مأموریت ویژه به ایران آمده بود، افزود مادامیکه گروگانها در دست دانشجویان خط امام هستند نباید قضیه را پایانیافته
تلقی کرد.» رویتر افزود: «هویزر قبلاً معاون فرمانده نیروهای امریکا در اروپا بود.» به نوشته هفتهنامه نیوزویک، هویزر طبق دستور ویژه از کاخ سفید قرار بود فرماندهان نظامی ایران را برای انجام یک کودتا تشویق کند. البته وی بدون تکذیب یا تأیید این خبر فقط اعلام کرد که گزارش مزبور منعکسکننده فعالیتهای او نبوده است.
سخنگوی ژنرال هویزر در جمع خبرنگاران گفت: ژنرال هویزر افشای جزئیات نقش امریکا در طی انقلاب سال گذشته ایران را صحیح نمیداند. بهخصوص در شرایطی که امکان مذاکرات برای آزادی گروگانها دشوار شده است، زیرا ممکن است با روشنشدن نقش امریکا در جریانات سال گذشته سلامت جان گروگانها به خطر بیفتد. (3)
درهرصورت، بااینکه زمان وقوع اقدام نظامی «دور» ترسیم میشود، اصل وقوع آن هر روز جدیتر مطرح میگردد. علاوهبر موضوعات مطرحشده در محافل سیاسی و در اظهارات مقامات امریکایی، در رسانههای عمومی نیز این امر مشهود است. امشب رادیو لندن در بخش فارسی ساعت 21 خود، باتوجهبه سخنان امروز کارتر گزارش داد: «شکست و سرخوردگی و ازدستدادن صبر و حوصله درمورد مسئله گروگانهای امریکایی درمیان مردم امریکا رو به افزایش میرود، نتایج نظرخواهی هفته گذشته در امریکا نشان داده است که اکثریت مردم امریکا
طرفدار درپیشگرفتن یک اقدام نظامی علیه ایران هستند و تعجبآور نیست که اگر کارتر زیر فشار افکارعمومی مردم امریکا خود را مجبور به درپیشگرفتن اقدام علیه ایران ببیند.» (1)
از سوی دیگر، در ایران، بنیصدر رئیسجمهور، امروز در سخنانی در اجتماع بزرگ دانشگاه تهران(2)گفت: «این بسیج امروز به امریکا درس داد. فهمید که نقشههای او باطل است. به فاصله یک ساعت، یک شهری بسیج شد. بنابراین خواب حمله مسلحانه نبینند. خواب ایجاد توطئه در هیچجای کشور نبینند. برای مردم ما در این کارخانه و کلاس و مدرسه و اداره حاضرشدن آسان است و نیمساعت میلیونها انسان هرجا لازم بشود حاضر میشوند. همانطورکه دیروز معلوم شد ما محتاج نیستیم دربرابر گروههایی که دربرابر مردم میایستند، حتی گلوله شلیک کنیم این مردم حاضر میشوند و هیچاحدی نمیتواند به روی اجتماعات میلیونی ما سلاح بکشد.» (3)
در حاشیه زمینهسازی کارتر برای اقدام نظامی در مصاحبه تلویزیونی امروز خود، برخورد او با موضوع ملاقات خانوادههای گروگانهای امریکایی با آنان نیز جالبتوجه بود. بااینکه دولت امریکا پیشتر سفر این خانوادهها به ایران را ممنوع اعلام کرده بود، کارتر دراینباره گفت: «آرزو دارم که خانوادههای گروگانها به ایران سفر نکنند.» (4)کارتر گفت که سعی خواهد کرد بهمنظور مجابکردن خانواده گروگانها برای خودداری از سفر به ایران و ملاقات با فرزندانشان با آنان مذاکره کند. (5)
این درحالی است که والدین جوانترین گروگان امریکایی گروهبان کنسکرین هرمینتون که 20 سال دارد،(6)چند روز است که در تهران به سر میبرند. آنها روز شنبه 30/1/1359 ساعت 6 بامداد وارد تهران شدند و پس از انجام تشریفات کوتاه گمرکی، فرودگاه تهران را ترک کردند. در این سفر، وکیل خانواده نیز همراه آنان بود. آنها اولین خانواده گروگانها هستند که به ایران آمدهاند تا بعد از گذشت پنج ماه با یک گروگان دیدار کنند. (7)
به گزارش بیبیسی، آقا و خانم تیم که مادر و ناپدری گروهبان هرمینتون میباشند، سحرگاه روز شنبه از بانکوک وارد تهران شدند. خانم تیم یک نسخه از کلامالله مجید به زبان انگلیسی همراه داشت. آن دو که بجز یک ویزای اقامت برای 15 روز، چیز دیگری همراه نداشتند، گفتند با دانشجویانی که گروگانها را در اسارت دارند تلفنی گفتوگو کردهاند، ولی قولی به آنان برای ملاقات داده نشده است و مقامات ایرانی ضمانت نکردهاند که امکان انجام این کار میسر گردد. البته، دانشجویان گفتهاند که هنوز دراینباره تصمیمی نگرفتهاند. قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، قبلاً گفته بود موافق است به بستگان گروگانها اجازه دیدار با آنها داده شود.
1) 7. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 33، 3/2/1359، صص 9 و 10، بخش فارسی رادیو لندن، 2/2/1359.
2) * مشروح این مراسم در گزارشی جداگانه آمده است.
3) 8. روزنامه بامداد، 3/2/1359، ص3.
4) 9. روزنامه جمهوری اسلامی، 6/2/1359، ص3.
5) 10. روزنامه بامداد، 3/2/1359، ص12.
6) 11. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 30، 31/1/1359، ص11، بخش فارسی رادیو لندن، 30/1/1359.
7) 12. روزنامه بامداد، 31/1/1359، ص2.
کارل ماکاسی وکیل خانم و آقای تیم، گفت که وی باور دارد ممنوعیتی که کارتر برای سفر به ایران ایجاد کرده است شامل حال آنها نمیشود، زیرا برنامه
چنین سفری قبل از اعلام این ممنوعیت تدارک دیده شده بود. ماکاسی افزود او نمیداند دادستان کل و رئیسجمهور امریکا چه واکنشی نشان خواهند داد. (1)
صبح دیروز آیتالله صادق خلخالی نماینده مجلس شورای ملی، با صدور اطلاعیهای خواستار آزادی این گروگان شد. به گزارش روزنامه بامداد در اطلاعیه آیتالله خلخالی آمده است: «ما با ملت بزرگ امریکا هیچگونه ستیزی نداریم و بلکه به آنان محبت میورزیم، ولی دشمن سرسخت سردمداران فساد و در رأس آن آقای کارتر و کیسینجر و گلدواتر و نیکسون و جانسون میباشیم. روی این اصل من اعتقاد دارم برای نشاندادن حسننیت و احترام به ملت امریکا و پدران و مادران گروگانها در لانه جاسوسی و برای خاطر این مادر امریکایی که اینهمه راه را آمده تا با فرزندش ملاقات کند ما نهتنها باید ترتیب ملاقات آن دو را با فرزندشان بدهیم، بلکه از مقامات مسئول جداً میخواهیم که این گروگان را برای نشاندادن علاقه ما به ملت امریکا آزاد کنند و از این رهگذر ثابت نمایند که ملت ایران به همه انسانهای آزاده احترام میگذارد، نه مانند کارتر که از یک دزد تبهکار به نام محمدرضا حمایت میکند و پشتسر او قرار میگیرد تا او با کمال وقاحت بتواند 70 هزار نفر از جوانهای سلحشور ما را بکشد، البته اگر این گروهبان گروگان جرم مختصری داشته باشد و امیدواریم مقامات مسئول ترتیب آزادی او را هرچه زودتر فراهم کنند تا بدینوسیله نشان دهند که ما با ملت امریکا دوست میباشیم، ولی با کارترها الیالابد صلح و آشتی نخواهیم داشت.» (2)
در ادامه ماجرا به گزارش بامداد، روابطعمومی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مستقر در لانه جاسوسی امریکا در یک تماس تلفنی با صداوسیمای جمهوری اسلامی اعلام کرد: خانواده گروگانی که برای دیدار با فرزند خود به ایران آمدهاند، دیروز قبلازظهر همراه چند تن از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بهعنوان راهنما، از قسمتهای مختلف شهر دیدن کردند و سپس در بهشتزهرا بر مزار شهدای انقلاب اسلامی حضور یافتند. درضمن، آنها با پسر خود که گروگان ملت ایران است، در محل لانه جاسوسی ملاقات کردند. بامداد افزوده است: «خانم باربارا تیم مادر یکی از گروگانهای امریکایی، عصر دیروز با پسرش در لانه جاسوسی ملاقات کرد، وی بعد از دیدار با پسرش در مصاحبهای گفت، پسرش کاملاً سرحال بود، وی اظهار داشت از صمیم قلب مطمئن است با پسرش بهخوبی رفتار میشود. وی افزود هرگز فکر نمیکرده است پسرش تا بهاینحد خوب و سرحال باشد. وی گفت پسرش کمی غمگین بود که این امری طبیعی است.» (3)
در گزارش چند روز قبل بیبیسی آمده بود: قبلاً مقامات کاخ سفید درباره قصد زوج امریکایی که اکنون در ایران هستند و میخواهند پسر خود را که درمیان گروگانها است ببینند، اظهار ناخشنودی کردند. مقامات کاخ سفید از این میترسند که از دیدار این زوج با فرزندشان بهمنظور تبلیغات استفاده شود. (4)
به گزارش آسوشیتدپرس، امروز هم جودی پاول سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، گفت که دیدگاههای ما درباره سفر خانواده گروگانها به ایران تغییری نکرده است. او درمورد دیدار پدر و مادر تیم با پسرشان اظهارنظری نکرد و گفت: پس از بررسی، دراینمورد اعلامیهای منتشر خواهد شد. (1)
پس از مدتی، امروز اجلاس دو روزه وزیران امور خارجه کشورهای عضو بازار مشترک اروپا در لوکزامبورگ شروع به کار کرد. در این اجلاس، از قبل قرار بود که کشورهای عضو جامعه اقتصادی اروپا، درباره تحریم اقتصادی ایران و چگونگی حمایت از امریکا در بحران مربوط به ایران تصمیم بگیرند. (2)گزارشها حکایت از این دارد که انگلستان مصمم است پیشنهادهایی را درزمینه اعمال فشار به ایران در اجلاس لوکزامبورگ مطرح کند. (3)
به گزارش خبرگزاری فرانسه، پیشنهاد انگلیس این است که 9 کشور عضو جامعه اقتصادی اروپا بلافاصله از خرید نفت ایران خودداری کرده، در نخستین گام، موافقتنامههای اقتصادی خود با ایران را بهحال تعلیق درآورند. این کشور همچنین پیشنهاد داد که این 9 کشور، بجز دارو و مواد غذایی، صدور هر نوع کالا به ایران را تحریم کنند. این دو پیشنهاد بهعقیده برخی افراد، خط میانهای است بین موضع سخت آلمانغربی و موضع ملایم فرانسه دربرابر ایران. درعینحال، انگلیسیها در پیشنهاد خود هیچ ضربالاجلی برای آزادی گروگانها و شروع این تحریمها تعیین نکردهاند، اما کارشناسان میگویند شاید نشست بازار مشترک، پیشنهاد انگلیس را سختتر کرده، ضربالاجلی را معین کند. هفته آینده نشستی با حضور سران کشورهای بازار مشترک در لوکزامبورگ تشکیل خواهد شد. انگلیسیها پیشنهادهای دیگری را هم مطرح کرده بودند که یکی کاهش فوری اعضای سفارتخانههای عضو بازار مشترک در تهران و کاهش متقابل اعضای سفارتخانههای ایران در این کشورها و همچنین ضرورت برقراری مجدد اخذ ویزا میان ایران و 9 کشور بازار مشترک است که قبلاً وجود نداشت. خبرگزاری فرانسه افزوده است: علت عنوانکردن دو دسته اقدامات ازجانب انگلیس این است که هر نوع تحریم تجاری مستلزم به تصویبرسیدن در پارلمانهای هریک از این 9 کشور است که البته مدت زیادی وقت خواهد گرفت. (4)بنا به اطلاعات رسیده به خبرگزاریها از لوکزامبورگ، متن قطعنامه 9 کشور بازار مشترک باتوجهبه طرح پیشنهادی انگلستان و تغییراتی که آلمان و دانمارک در آن دادهاند، صادر میشود. دو کشور آلمان و دانمارک خواستهاند که تاریخی دقیق برای اقدامهای سختتر تعیین شود. همین منابع افزودند: امروز مهمترین
مذاکرات 9 کشور بازار مشترک، درمورد تعیین تاریخ این ضربالاجل و شیوه اعمال تحریمهایی علیه ایران بوده است. درمورد تحریم خرید نفت ایران که انگلستان آن را پیشنهاد کرده است، کشورهای عضو بازار مشترک به توافقهایی رسیدند، اما همانطورکه لندن میخواست، تحریم خریدهای نفت از ایران فوراً اجرا نمیشود. (5)
سرانجام با شروع اجلاس لوکزامبورگ، کشورهای عضو بازار مشترک اروپا امروز صبح درمورد نکات اصلی اقدام جمعی علیه ایران به توافق رسیدند. دو گزارش بیبیسی از جلسه صبح امروز وزیران خارجه 9 کشور عضو بازار مشترک اروپا حاکی است که آنان توافق کردند، اگر دولت ایران تا اواسط ماه مه {اواخر ماه اردیبهشت} برای رهایی گروگانها اقدامی نکند، برنامه جمعی تحریم اقتصادی علیه ایران را به مرحله عمل درآورند. (1)این تاریخ درست یک هفته پس از انتخابات ایران بهمنظور تکمیل تعداد نمایندگان پارلمان جدید این کشور است. بنا به درخواست کشورهای فرانسه و دانمارک، وزیران امور خارجه کشورهای بازار مشترک موافقت کردهاند به پارلمان جدید ایران فرصتی برای انجام اقداماتی بهمنظور رهایی گروگانهای امریکایی داده شود. (2)قرار است 9 کشور عضو بازار مشترک دراینباره جلسه دیگری داشته باشند و پس از آن، بیانیه مشترکی دراینزمینه صادر کنند. (3)هرگونه تصمیمی که دراینباره اتخاذ گردد به احتمال زیاد بهعنوان الگویی برای چندین کشور دیگر ازجمله کانادا و ژاپن که دیپلماتهای عالیرتبهشان را بهعنوان ناظر به این جلسات اعزام داشتهاند، مورد استفاده قرار خواهد گرفت. (4)مصوبه احتمالی دیگر این خواهد بود که بهدنبال تحریمهای فوری، دومین دور تحریمها که سختتر خواهد بود، احتمالاً از 17 مه آینده پس از تشکیل مجلس شورای ایران درصورت آزادنشدن گروگانهای امریکایی اعمال خواهد شد.
براساس گزارش خبرگزاری فرانسه از لوکزامبورگ، در تاریخ 17 مه وزیران امور خارجه 9 کشور عضو بازار مشترک برای یک اجلاس همکاری سیاسی در ناپل گرد هم خواهند آمد. (5)
درحالیکه اجلاس وزیران امور خارجه کشورهای عضو جامعه اقتصادی اروپا درحال تعیین تکلیف قطعی کشورهای عضو در برخورد با درخواستهای امریکا علیه ایران است، مقامات کشورهای مختلف هرکدام بهنوبه خود به اعلام مواضع و تعیین رفتار سیاسی خود دراینباره میپردازند. از سوی دیگر، کشورهای بلوک شرق، مواضعی متفاوت با غربیها اتخاذ کردهاند.
به گزارش خبرگزاری پارس، فتاحی معاون بازرگانی خارجی وزارت بازرگانی که همراه هیئتی به آلمانشرقی رفته است، اظهار کرد: مقامات آلمانشرقی آمادگی خود را برای هرگونه همکاری با ایران و تأمین بسیاری از کالاهای مورد نیاز کشورمان بهویژه دارو و وسایل پزشکی، محصولات شیمیایی، مواد اولیه صنعتی و مواد غذایی و تأمین خدمات فنی اعلام کردهاند. (6)رادیو امریکا نیز خبر داد: «ایران و اتحاد جماهیر شوروی موافقتنامه اقتصادی عمدهای را امضا کردهاند که بهموجب آن، شوروی به صدور تجهیزات صنعتی و مواد غذایی به ایران اقدام خواهد کرد.» (7)خبرگزاری فرانسه تاریخ امضای این موافقتنامه را روز قبل {1/2/1359} ذکر کرد و افزود: شوروی اعلام کرده است درصورتیکه امریکا در مرحله آخر به محاصره دریایی ایران
1) 22. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 33، 3/2/1359، ص8، بخش فارسی رادیو لندن، 2/2/1359.
2) 23. همان، صص 8 و 9، بخش فارسی رادیو لندن، 2/2/1359.
3) 24. همان، ص8، بخش فارسی رادیو لندن، 2/2/1359.
4) 25. همان، ص9، بخش فارسی رادیو لندن، 2/2/1359.
5) 26. روزنامه بامداد، 3/2/1359، صص 1 و 3.
6) 27. روزنامه انقلاب اسلامی، 3/2/1359، ص12.
7) 28. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 34، 4/2/1359، ص13، بخش فارسی رادیو امریکا، 3/2/1359.
بپردازد، آماده است راههای کشورش را برای تجارت ایران و جهان دراختیار این کشور بگذارد. (1)
دراینمیان، برخی تصمیمات ایران که در دفاع از مقاومت افغانستان علیه اشغال شوروی اتخاذ شده است، مانعی برای افزایش و توسعه روابط با شوروی محسوب میگردد که از آن جمله میتوان به تصمیم ایران برای شرکتنکردن
در المپیک مسکو اشاره کرد؛ درحالیکه امریکا و برخی متحدانش نیز چنین کردهاند. درخصوص این موضوع امروز سفارت جمهوری اسلامی ایران در مسکو گزارش داد: دکتر محمد مکری سفیر جمهوری اسلامی ایران در مسکو، با بیان توضیحاتی درباره سیاست نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی و مقابله با هرگونه سلطهجویی که اصل اساسی سیاست خارجی کشور ایران را تشکیل میدهد، اظهار کرد: «تصمیم به تحریم بازیهای المپیک ازطرف ایران
بههیچوجه نباید بهعنوان دنبالهروی از سیاست امریکا دراینمورد تلقی شود و اصولاً این تصمیم بهدلیل جداگانه از دلایل کشورهای غربی اتخاذ شده است.» (2)
گزارش یونایتدپرس دراینباره حاکی است: ایران از روز گذشته {1/2/1359} همانطورکه وعده داده بود، نفت خود را بر ژاپن بست درحالیکه ژاپن بزرگترین خریدار نفت ایران بود. پس از پرتغال، ژاپن دومین کشوری است که مشمول این قاعده شده است. (3)به نظر میآید موضوع اختلافنظر بر سر قیمت است. خبرگزاری رویتر از توکیو گزارش داد: منابع نفتی گفتند مؤسسههای ژاپنی تصمیم گرفتهاند تقاضای ایران را رد کنند چون درصورت قبول این تقاضا، قیمت نفت ایران در مقایسه با نفت خام سبک عربی که هر بشکه آن تقریباً 26 دلار فروخته میشود بسیار گران خواهد شد. وزارت صنایع و تجارت بینالمللی ژاپن اعلام کرد: 13 مؤسسه ژاپنی نمیخواهند افزایش قیمت پیشنهادی به میزان هر بشکه 5/2 دلار را که از اول آوریل اجرا خواهد شد قبول کنند. درعینحال، یک مقام این وزارت افزود که آنها امیدوارند مذاکرات قیمت نفت در تهران با شرکت ملی نفت ایران ادامه یابد. (4)
دراینحال، خبرگزاری فرانسه از واشنگتن گزارش داد: «... امریکا برای جبران قطع [صدور] نفت ایران به ژاپن مشغول مطالعه است؛ هادینگ کارتر سخنگوی وزارت خارجه امریکا، گفته است که امریکا خود را آماده حل مشکلی میداند که بهخاطر قطع [صدور] نفت ایران برای ژاپن پدید آمده است. او افزود که در دیدار ونس و سفیر ژاپن در واشنگتن در چند روز اخیر شیوهای برای تأمین نفت ژاپن ازجانب امریکا ابتکار شده است. منابع اقتصادی عالم تصور نمیکنند
که امریکا بتواند به این زودیها جبران [قطع صدور] نفت ایران به ژاپن را بکند. زیرا در ربع اول امسال، ژاپن نزدیک به 000,950,8 تن نفت از ایران وارد کرده است. آلمانغربی هم به نسبت خود بهاندازه ژاپن به نفت
ایران متکی است، یعنی 9/14 درصد نفت خود را از ایران میخرد. بعد از دو کشور مزبور اسپانیا، انگلیس، بلژیک و هلند خریداران عمده اروپایی نفت ایران به حساب میآیند.» (1)
برخی رسانهها، قطع صدور نفت ایران به ژاپن را بهعنوان یک مسئله نهچندان با اهمیت منعکس کردند. یونایتدپرس دراینباره گزارش داده است: «قطع صدور نفت ایران به ژاپن اثری فوری را بر تأمین نفتی عالم نخواهد گذاشت، مگر آنکه دیگر کشورهای اوپک هم از تولیدات نفتی خود بکاهند.» (2)منابع نفتی لندن نیز اعلام کردند: حتی اگر صادرات نفت ایران به خارج هم قطع شود، بازهم ذخیرهسازی غربیان که از مدتی پیش شروع شده، چنان است که اثر چندانی بر آنها نخواهد داشت. (3)
درعینحال، برای رفع نگرانیهای قطع صدور نفت ایران، برخی متحدان عرب کشورهای غربی راهحلهایی پیشنهاد میدهند که آن هم بخشی مهم در گزارشهای بحران ایران و امریکاست، ازجمله امروز مانع سعید العتیبه وزیر نفت امارات متحده عربی، گفت: احتمال دارد امارات مایل باشد درصورت قطع صدور نفت ایران به ژاپن و آلمانغربی درصورتیکه مطابق با مقررات اوپک باشد، کمبود این کشورها را جبران کند. آسوشیتدپرس ضمن اعلام این مطلب افزود: وی گفت توجه بسیاری به اتخاذ تصمیم قدرت اروپا داریم و همواره در کنار دوستانمان در غرب ایستادهایم. ما آمادهایم تا به آلمانغربی یا اروپا نفت بفروشیم. (4)
از سوی دیگر، نقش برخی کشورها در خنثیکردن فشار دولتهای غربی بر ایران و درنتیجه کماثربودن تحریم متحدان امریکا نیز بااهمیت تلقی میشود.
ازجمله منابع نفتی لندن به عکسالعمل لیبی پرداختند که «خود را در کنار ایران گذاشته و از انقلاب ایران حمایت کرده است.»(5)همین منابع گفتند که ایران در اروپای شرقی میتواند مشتریانی برای نفت خام خود پیدا کند. مادامیکه نفت ایران وجود دارد، راهیابی آن به بازارهای عالم امری طبیعی خواهد بود. (6)
در صفبندی منطقهای ناشیاز وابستگی، نزدیکی یا دوری به امریکا که در ماجرای ایران بهصورت اعلام موضع و غیره خود را نشان میدهد، عربستان سعودی وضع ویژهای دارد. نقش منطقهای دولت عربستان این است که از متحدان اصلی امریکاست و در نوعی رقابت {همراه با دشمنی} ایدئولوژیک با دولت جدید ایران قرار دارد. این نقش هر روز بیش از گذشته، روشنتر و واضحتر خود را نشان میدهد. دراینباره در بعضی مطبوعات و محافل ایران نیز جریانی با نام سازمان انقلاب اسلامی جزیرةالعرب مطرح شده است و در مواردی به تبلیغ و ترویج آن پرداخته میشود؛ ازجمله برای این سازمان در ایران یک نشست مطبوعاتی ترتیب داده شد که گزارش آن در شماره امروز روزنامه جمهوری اسلامی درج شده است.
براساس گزارش این روزنامه، ابتدا سازمان یادشده گزارشی از وضع عربستان سعودی ارائه کرد که در آن آمده است: «درباره وضع سیاسی کشور [عربستان سعودی] بعد از قیام اول محرم در مکه در مسجدالحرام و بعد از قیام 9 و 10 محرم در منطقه شرقیه و رویآوردن
مردم به کارهای انقلابی و علنیشدن
مسئله نارضایتیها در کشور میبینیم در میان خانواده و در دستگاه حاکمه سعودی یک تصفیههایی آغاز شده و این نشان میدهد که نظام درحال تزلزل است. میبینیم
که فرمانده نیروی هوایی ژنرال اسعد زهیر و فرمانده نیروی زمینی محمد حماد [و] رئیس ستاد ارتش ژنرال عثمان الحمید اینها بازنشسته میشوند همراه با بسیاری از افسران عالیرتبه و همچنین در میان خود خانواده [آل سعود] میبینیم که وزیر شهرداریها امیر مکه میشود و امیر مکه بازنشسته میشود.
لازم است
بدانید کشور ما تاکنون قانون اساسی نداشته. وعده انتخابات و تشکیل مجلس شورای ملی و اجرای سیاست عدم تمرکز نشاندهنده عقبنشینی عمیقی است. این خانواده هیچوقت قبول نمیکند که مردم در حکومت شرکت کنند و میبینیم که وزیر کشور را تعیین میکند که با کمک چند نفر قانون اساسی را بنویسند و بعد از آن هم دولت بر آن قانون اساسی صحه خواهد گذاشت و بعد از آن هم مجلس شورا یک مجلس انتصابی و نه انتخابی خواهد بود و ما سابقه این خاندان را میدانیم و منافعشان اجازه شرکت مردم را در امور کشور نمیدهد، ولی خوشبختانه مردم ما به این حد از رشد و آگاهی رسیدند که بدانند، این بازیها را بفهمند و از هدفشان که جمهوری اسلامی است دست برنخواهند داشت و اینها فریبشان نخواهد داد. همانطورکه میدانید حکومت سعودیها در کشور ما روابط نزدیکی با امریکا دارد و اکنون پس از سقوط شاه دست امریکا در منطقه کوتاه شده و کوشش شده است که عربستان جای شاه را بگیرد ما میدانیم که این خاندان قبلاً قرار بود ژاندارم خلیج [فارس] باشد، ولی چون ارتش ضعیفی دارد نتوانست جای شاه را بگیرد و این مأموریت را امریکا به شاه داد و اکنون پس از سقوط شاه میبینیم برای اینکه عربستان این نقش را داشته باشد، امریکا [باید] کمک و نیروی نظامی به کشورمان بفرستد.» (1)
سخنگوی این سازمان در ادامه افزود: «حالا از نهضت مقاومت مردم خودمان سخن بگویم، نهضت مردم ما از همان سالهای حکومت این خاندان شروع به کار کرد. اولین جنبشی که آنجا شروع به مقاومت برضد خاندان سعودی کردند به نام حرکت اخوان بود به رهبری فیصل الجویش [که] در زمان عبدالعزیز بود و او به کمک انگلیسها توانست این جنبش را ریشهکن کند. هدف جنبش، متحدکردن تمام شبهجزیره در یک کشور و حکومتکردن دین اسلام بود. پس از اینکه این جنبش سرکوب شد، یک حرکتهای موقتی در کشور ما به وجود آمد که هرمدت زمانی بهصورت هجوم مسلحانه به مراکز دورافتاده دولتی نمایان میشد تا اینکه عبدالناصر در مصر پیروز شد و مردم ما از آن زمان به بعد توانستند یک تبلیغات ضددولت خودشان را گوش کنند و حقیقت این نظام برای آنها روشن شد و کمی رشد سیاسی در آنها به وجود آمد تا اینکه انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید... و میبینیم تأثیر جنبش ایران را در قیام مکه مکرمه به
1) 38. روزنامه جمهوری اسلامی، 2/2/1359، ص11.
رهبری جحیهان عقیبی و همچنین قیام مردم شرقیه در روز 9 و 10 محرم 1400 هجری، این نشانگر آن است که جنبش مسلمانان درحال رشد است.»
پس از سخنان سخنگوی سازمان انقلاب اسلامی عربستان، خبرنگاران سؤالات خود را مطرح کردند که بخشی از آن به این شرح است:
سؤال: درحالحاضر چند گروه سیاسی نظامی در عربستان سعودی فعالیت میکنند؟
جواب: درحالحاضر دو سازمان که مردمیترند و بیشتر فعالیت میکنند وجود دارد که سازمان انقلاب اسلامی سازمان ما است و حرکت اخوان که قیام مکه را در اول محرم، رهبری کرد و سازمانهای دیگر که بزرگ نیستند، مانند حزب دمکرات عربستان و یا حزب کمونیست و حزب بعث که مرتبط به عراق هستند و سازمانی به نام اتحاد خلق جزیرةالعرب به رهبری ناصر السعید که مدتی قبل در بیروت بهوسیله عمال آل سعود ربوده شد و تاکنون خبری از او نیست و چند جنبش اسلامی و نوینی هستند که تازه شروع به فعالیت کردند. البته، اخوانالمسلمین پس از انشعاب از اخوانالمسلمین عام که در تمام کشورهای عربی فعالیت میکنند، در کشور ما کار میکنند که البته یک سیاست انقلابی خوبی دارند.
سؤال: فعالیت شما مخفی است یا علنی؟ مسلحانه است یا خیر؟
جواب: اساس کار ما ایمان به کار سیاسی و نظامی است، ولی در این زمان ما نمیخواهیم مسلحانه عمل کنیم. ما معتقدیم اتفاقاتی خواهد افتاد که مردم برای عمل مسلحانه آماده شوند و ما ازنظر مسلحانه آمادهایم. در داخل کشور ما کارمان کادرسازی و بالابردن رشد و آگاهی فرهنگی و سیاسی دادن به مردم است. اساس کار ما مخفیانه است، ولی هر کاری بخشی علنی هم دارد که شامل پخش اعلامیه و غیره است. در داخل کشور و در خارج، افشاگری و تبلیغات و دادن گزارش خبرهایی که توسط رژیم سانسور میشود.
سؤال: به چه منظوری از ایران بازدید میکنید و به چه دلیل سپاه از شما دعوت کرده است؟
جواب: اساساً بازدید ما برای هماهنگکردن انقلاب اسلامی جهانی و چگونگی کمک به تمام جنبشهای مستضعفین در جهان است و بهمنظور خاصی نیست.
سؤال: آیا از رادیو عربی ایران در عربستان استقبال میشود؟
جواب: بله، تاحدیکه دیگر مردم رادیوی کشور را گوش نمیدهند و آنها منتظرند تا یک تلویزیون عربی هم در ایران به وجود بیاید و این کمک بسیار بزرگی است در اشاعه انقلاب اسلامی. (1)
تیرگی روابط میان ایران و عراق، مرتباً افزایش مییابد. در عراق، امروز یک بار دیگر دعاوی مقامات بلندپایه این کشور درباره سه جزیره و نیز وضع خوزستان ایران در سطح وسیعی از خبرهای مربوط به ایران و عراق، انتشار یافت که تداوم پافشاری عراق بر مطامع خویش را نشان میدهد.
1) 39. همان.
خبرنگار خبرگزاری فرانسه در بغداد ضمن گزارش دیدار کنونی وزیر اقتصاد جمهوری عربی یمن از عراق، اظهارات طه یاسین رمضان معاون نخستوزیر عراق را مبنیبر حمایت عراق از حقوق اقلیت عرب در ایران ذکر کرد. بنا بر این گزارش، وی سپس خواستار آن شد که درمورد قرارداد منعقده میان ایران و عراق در سال 1974 (1)تجدیدنظر شود. (2)به گزارش خبرگزاری فرانسه، محمد خرام الشواطی وزیر اقتصاد یمنشمالی، که سرگرم دیدار رسمی از عراق
است، روز گذشته در بغداد اعلام کرد یمنشمالی از ادعای عراق درمورد استرداد سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی، که درحالحاضر تحت کنترل ایران میباشد، به کشورهای عربی پشتیبانی میکند. (3)در گزارش خبرگزاری فرانسه همچنین به مواضع وزیر اقتصاد علیه ایران اشاره شده و اینکه کشور متبوع وی برای بازپسگرفتن سه جزیره دهانه هرمز که تحت کنترل ایران است، از عراق حمایت و پشتیبانی میکند. (4)
روزنامه النهار نیز دراینباره نوشت: طه یاسین رمضان نایب اول نخستوزیر عراق، اعتقاد عراق را درمورد بازپسگیری جزایر عربی اشغالشده توسط ایران خاطرنشان ساخت و بر پایبندی این کشور در گرفتن حق ملت عرب عربستان(5){خوزستان} تأکید کرد.(6)(7)
گزارشهای رسیده از منابع خبری مرتبط با ایران نیز از کوشش مقامات عراقی در گسترش دشمنی با ایران حکایت میکند. گزارشی تحت عنوان "تشکیل اجتماعات ضدایرانی در بصره" با این مضمون از منابع محلی داخل عراق رسیده است: «به دستور حکومت بعث عراقی در کلیه شهرها و قراء استان بصره که اکثراً شیعیان در آن سکونت دارند توسط مسئولین حزب بعث اجتماعاتی با شرکت مردم تشکیل و در آن علیه انقلاب اسلامی ایران سخنرانی و به مردم تفهیم میکنند که انقلاب ایران توسط کشور امریکا پایهگذاری و برقرار شده است.» (8)
از سوی دیگر، در ایران، مسئولان و مقامات رسمی از هر جناحی، بهطورکلی در نوع برخورد با عراق وحدت نظر و رویه دارند؛ ازجمله ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهور، در مصاحبهای با هفتهنامه المجله که امروز منتشر شد، گفت:
طه یاسین رمضان معاون نخستوزیر عراق
1) * منظور قراردادی است که در سال 1975 بین ایران و عراق بسته شده و موسوم به قرارداد الجزایر است.
2) 40. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 33، 3/2/1359، ص15، بغداد خبرگزاری فرانسه، 22 آوریل 1980 {2/2/1359}.
3) 41. روزنامه بامداد، 3/2/1359، ص12.
4) 42. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 33، 3/2/1359، ص15، بغداد خبرگزاری فرانسه، 22 آوریل 1980 {2/2/1359}.
5) * هدف سران رژیم بعث عراق از تکرار اینگونه دعاوی با ادبیات خاص آن، درواقع زمینهسازی و گشودن راه جنگ آتی در افکارعمومی عراق و کشورهای عربی است. همزمان با اینگونه دعاوی، رسانههای تبلیغاتی عراق نیز بهشدت دشمنی افراطی با ایران را بازگو و ترویج میکنند.
6) * ضمیمه دارد؛ نمونههایی از تبلیغات عراق علیه ایران.
7) 43. ستاد تبلیغات جنگ، ستیز با صلح، تهران: ستاد تبلیغات جنگ {شورایعالی دفاع جمهوری اسلامی ایران}، چاپ دوم، 1366، ص47، به نقل از روزنامه النهار، 2/2/1359.
8) 44. سند شماره 286961 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19، فرماندهی21، 07 {رکن2}، 6/3/1359.
شرط هر مذاکرهای میان ایران و عراق آن است که عراق دخالتهای خود علیه ایران را متوقف کند. وی افزود: دولت عراق چندین نماینده به ایران فرستاده و آمادگی خود را برای انجام مذاکره ابراز داشته است، ولی دولت ایران از مذاکره
خودداری کرده است. بنیصدر گفت: وی اخیراً به یاسر عرفات گفته است، قبل از آغاز مذاکره میان ایران و عراق دخالتها باید پایان یابد. رویتر با اعلام این مطالب، در ادامه گزارش خود آورده است: «ظاهراً اشاره وی به تلاشهای یاسر عرفات برای کمک به برقراری روابط عادی میان دو کشور بود.» (1)
صادق قطبزاده وزیر امور خارجه نیز پس از پایان جلسه شورای امنیت ملی درمورد میانجیگری بنگلادش بین ایران و عراق گفت: «حکومت عراق باید برود و هیچگونه میانجیگری را نمیپذیریم. اگر میتوانید حکومت عراق را بردارید ما میپذیریم.» (2)
به گزارش شهربانی کرمانشاه، حدود ساعت 6 صبح امروز، ارتش عراق با سلاحهای سنگین بهطرف پیشمرگان مستقر در قلانی بمو تیراندازی کرد و درنتیجه یکی از آنان مجروح شد. (3)دراینحال، گزارشهای مختلف از تقویت پاسگاههای مرزی عراق و احداث مواضع جدید در آن حکایت میکند، ازجمله حفر سنگر در پاسگاههای روبهروی تنگابنو و قلعهیهودی؛ (4)
حفر سنگر در بین میلههای مرزی 24/22 و 23/22 درحدود 2 کیلومتری خاک ایران (5)و اعزام و استقرار یک ستون ارتش عراق {احتمالاً دو گروهان زرهی} از پادگان جلولا به پادگان پیردر و میدان مقابل باویسی به درخواست مرزبان خانقین. (6)این درحالی است که براساس یک برآورد در اطلاعات ژاندارمری، «استعداد پاسگاههای مرزی کشور عراق اکثراً 50 نفر بوده که در کلیه ساعات روز در سنگر و هنگام شب در پاسگاه به سر میبرند.» (7)
آمادگی پاسگاهی عراق و سرعت انتقال نیروهای این کشور در نوار مرزی نیز قابلتوجه است. امروز وقتی عدهای از افراد پاسگاه ژاندارمری حدود که روبهروی پاسگاه شرطه کشور عراق قرار گرفته است به دادن شعار پرداختند، پس از 15 دقیقه یک کامیون از نظامیان عراقی به این پاسگاه، وارد و در آن مستقر شدند. (8)به گزارش مرزبانی خرمشهر، پاسداران مستقر در پاسگاه حدود با دادن شعار باعث تحریک نیروهای عراقی شدند. (9)
در همین حال، گزارش منابع داخل عراق از اقدام برای فراخوانی سربازان احتیاط حکایت دارد. بنا بر این گزارش: «وزارت کشور و وزارت دفاع عراق تصمیم گرفتهاند افراد ذخیره را که سه مرحله خدمت احتیاط انجام دادهاند برای بار چهارم به خدمت احضار نمایند.» (10)
1) 45. روزنامه انقلاب اسلامی، 3/2/1359، ص4.
2) 46. همان، ص12.
3) 47. سند شماره 033935 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی کرمانشاهان به استاندار کرمانشاهان، 3/2/1359.
4) 48. سند شماره 033973 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: 15/2/1359.
5) 49. سند شماره 033930 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری، 2/2/1359.
6) 50. سند شماره 033966 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {رکن2} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 14/2/1359.
7) 51. سند شماره 033931 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری، 2/2/1359.
8) 52. سند شماره 033955 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری {دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری، 9/2/1359.
9) 53. سند شماره 347466 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مرزبانی خرمشهر به رکن3 ستاد {مرکز عملیات فرماندهی}، 3/2/1359.
10) 54. سند شماره 287560 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی 19 07 {رکن2}، فرماندهی21، 07{رکن2}، 2/2/1359.
در نواحی مرزی کرمانشاه، یک پاسگاه مرزی مورد حمله مهاجمان وابسته به عراق قرار گرفت و تصرف شد. به گزارش ژاندارمری کرمانشاه، عناصر ضدانقلاب پاسگاه دروله را تصرف کردند. برخی مهاجمان شناسایی شدند، ازجمله شخصی به نام سروان کریمی {ارتشی فراری}، م.ع(1)فرزند ع از ایل امامی که 12 سال قبل پسر خود را در منطقه به قتل رسانده و به عراق فرار کرده بود و شخصی به نام ق.خ(2)که قبلاً در پاوه بود. اشرار هنگام حمله به پاسگاه درحدود 200 نفر بودند، با 3 خودروی بزرگ ارتشی و 2 جیپ ارتشی که روی یکی از آنها یک تفنگ106 نصب شده و از سمت نوسود به منطقه وارد شده بود. در گزارشها یادآوری شده است که عدهای از افراد ایل امامی {مشخصات آنان وارد شده است} قبلاً با اشرار همکاری داشته و با تبانی و راهنمایی آنها، اشرار به دروله آمده، منازل جوانمردان را شناسایی و محاصره کردهاند. از سوی دیگر، 5 نفر از افراد ایل امامی {مشخصات داده شده است} که طرفدار جمهوری اسلامی بودند، پس از تصرف پاسگاه در محل حاضر شده با اشرار مشاجره لفظی کردهاند و حتی احتمال برخورد مسلحانه نیز وجود داشته است که عدهای از ریشسفیدان محل با قرآن دخالت کرده و مانع برخورد شدهاند. پس از اشغال، 20 نفر از اشرار در پاسگاه دروله باقی ماندند و بقیه بهقصد جنگ به مناطق کردستان و بانه رفتند. (3)
در ازگله نیز نیمهشب گذشته بین ضدانقلاب و پاسداران درگیری روی داد که بهمدت دو ساعت ادامه داشت. درنهایت، بدون واردآمدن تلفات، نیروهای ضدانقلاب عقب رانده شدند. (4)
همچنین حدود نیمهشب، خطوط لوله نفتشهر به پاطاق در ناحیه چقاحمام بهدست کسانی که شهربانی نفتشهر آنان را افراد خرابکار معرفی کرده است، منفجر و دچار آتشسوزی شد که درنتیجه جریان ارسال نفت به پاطاق قطع گردید. (5)
دراینحال، ژاندارمری اقدامات ایذایی دیگری را نیز احتمال میدهد. در گزارشی که امروز ارسال شده، آمده است: «شخصی به نام ش(6)اهل ولدکشته قصرشیرین با یک گروه در پاسگاه گرکنی عراق روبهروی پاسگاه تنگاب حوزه گروهان قصرشیرین مستقر [شدهاند] و در نظر دارند اطراف جادههای گروهان خانلیلی را مینگذاری نموده و به پاسگاههای گروهان خانلیلی حمله نمایند.» (7)و نیز: «یک گروه دیگر به سرپرستی شخصی به نام ف(8)که قبلاً جوانمرد ژاندارمری بوده و در پاسگاه خانلیلی خدمت میکرده و درحالحاضر فراری بوده و همراه گروه خود در پاسگاه کهنهنو
1) * در سند نام کامل آمده است.
2) * در سند نام کامل آمده است.
3) 55. سند شماره 341554 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر معاونت در امور انقلاب، 2/4/1359.
4) 56. سند شماره 40880 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 2/2/1359، ص1.
5) 57. سند شماره 000590 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی کرمانشاهان به استاندار کرمانشاهان، 4/2/1359.
6) * در سند نام و مشخصات کامل آمده است.
7) 58. سند شماره 000572 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2} به دفتر ریاستجمهوری، 2/2/1359.
8) * در سند نام و مشخصات کامل آمده است.
عراق به سر میبرد، قصد دارند به پاسگاههای گروهان قصرشیرین و خان لیلی حمله نمایند.» (1)
درزمینه اینگونه درگیریهای ایذایی در منطقه، ابوشریف فرمانده عملیات سپاه نیز به ستاد مشترک ارتش پیام داد: «به قرار اطلاع واصله از ستاد عملیات غرب کشور، حکومت بعث عراق در نظر دارد آذوقه و مهمات با هلیکوپتر در منطقه زردویی در آبادی تورگه میان نزدیک باینگان برای مهاجمان به جا بگذارد و قبلاً با مهاجمان اینطور قرار گذاشتهاند که [اگر] ازطرف ایران فشار بر مهاجمان آمد، 1500 نفر [برای] کمک [به این] افراد [اعزام] کند.» (2)
همچنین، منابع وزارت کشور هشدار دادند: «بنا بر گزارش واصله، عناصر خرابکار عراقی قصد دارند کونجانکم [سد کنجانچم] واقع در منطقه مهران استان ایلام پشتکوه که جنبه حیاتی برای آن سامان دارد را تخریب کنند.» (3)درپیوست، اداره سیاسی وزارت کشور ضمن انتقال این گزارش به مرکز عملیات سپاه اضافه کرد: «دستور فرمائید که در اسرع وقت بهمنظور نجات مردم آن سامان و جلوگیری از خسارات جبرانناپذیر اقدامات مقتضی مبذول و نتیجه را به این اداره کل اعلام دارند.» (4)
امروز روزنامه انقلاب اسلامی خبر داد که در تهران «روز گذشته براثر انفجار یک بمب در مقابل یک چلوکبابی واقع در خیابان کارگر 10 نفر زخمی شدند.» (5)
در خوزستان بهدلیل شرایط منطقه و سابقه فعالیت جبهةالتحریر، فعالیتهای ایذایی عوامل عراق شدت بیشتری دارد. خبرنگار کیهان دراینباره از خرمشهر گزارش داد: «عدهای ناشناس، اتومبیل حامل پاسداران را در 5 کیلومتری خرمشهر به گلوله بستند. در این حادثه پاسداری به نام اسحاق بیگوند از ناحیه دست و پا مجروح شد و مهاجمان متواری شدند. یک مقام سپاه پاسداران به خبرنگار کیهان گفت هفته گذشته نیز عدهای با کلت قصد ترور 2 پاسدار را داشتند که موفق به این کار نشدند.» (6)
دراینحال، واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران دزفول امروز خبر دستگیری یکی از عاملان انفجار لوله نفت در منطقه گاومیش را اعلام کرد. بنا بر این گزارش، از وی تعداد قابلتوجهی اسلحه و فشنگ به دست آمد. (7)فرمانده ناحیه ژاندارمری خوزستان در اهواز اعلام کرد، مأموران ژاندارمری گروهان خسروآباد، تعداد 3 قبضه کلت و 2 نارنجک به دست آوردند و 3 تن از حاملان آن را دستگیر کردند. (8)
فعالیت جاسوسی عوامل عراق نیز در خوزستان موردتوجه است. در گزارشی که امروز فرماندهی نیروی زمینی ارتش دریافت کرد، فردی به نام "ع" از اهالی بستان معرفی شده که از عوامل عراق است، بنا بر این گزارش، وی که «ماههاست با یکی از ستادهای انقلابی ایران همکاری [درزمینه] جمعآوری اخبار دارد، علاوهبر همکاری با جبهةالتحریر، اخبار و اطلاعات ایران را نیز به عراق میدهد.» در گزارش همچنین از فردی به نام "خ" فرزند "م" یاد شده است که «با سازمان التحریر
1) 59. همان.
2) 60. سند شماره 40887 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه پاسداران {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 2/2/1359.
3) 61. سند شماره 040865 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از وزارت کشور به مرکز عملیات سپاه پاسداران، 2/2/1359.
4) 62. همان.
5) 63. روزنامه انقلاب اسلامی، 2/2/1359، ص11.
6) 64. روزنامه کیهان، 3/2/1359، ص11.
7) 65. روزنامه اطلاعات، 3/2/1359، ص3.
8) 66. روزنامه انقلاب اسلامی، 2/2/1359، ص11.
رابطه داشته و اخبار ایران را نیز به عراقیها میدهد و اخبار جعلی و ساختگی از عراق به ایران میآورد.» و اینکه بعد از عید امسال، "ع" یک قبضه تفنگ برنو از "خ"(1)دریافت کرده و تحویل اسلحه برنو مجانی به احتمال زیاد پاداش خدمات وی به سازمان التحریر است. (2)
گزارشهای رسیده از مرز خسروی حاکی است 18 اتومبیل حامل معلمان ایرانی در عراق و 40 نفر دیگر از راندهشدگان با استفاده از یک وسیله نقلیه ازطریق این مرز وارد خاک ایران شدهاند. (3)این درحالی است که سرهنگ شهریاری معاون ناحیه ژاندارمری کرمانشاه، صبح دیروز به خبرنگار خبرگزاری پارس گفت: «در بیستوچهار ساعت گذشته 1809 نفر از خواهران و برادران راندهشده از عراق وارد خاک ایران شدند و با ورود این عده جمع راندهشدگان به 25009 نفر رسید.» (4)
دراینحال، نفوذ عوامل بعثی درمیان راندهشدگان از مشکلات مقامات ایرانی است. برخی گزارشها حاکی است شماری از افرادی که به ایران سوق داده شدهاند در عراق آموزش خرابکاری دیدهاند. (5)
از سوی دیگر، کار شناسایی معاودین و تحویل آنان به بستگانشان ادامه دارد؛ ازجمله جهاد سازندگی خرمآباد، تعداد راندهشدگان را که از اردوگاههای این شهر به بستگان خود تحویل داده شدهاند، 4000 نفر اعلام کرد. (6)از اردوگاه بروجرد نیز تاکنون 52 تن مرخص شدهاند. (7)افراد باقیمانده در اردوگاهها نیازهای عدیدهای دارند که دولت ایران درپی رفع آنهاست؛ ازجمله به گزارش کیهان هیئت اعزامی ازسوی وزیر آموزشوپرورش بررسیهای خود را برای تشکیل کلاسهای درس در اردوگاههای آوارگان آغاز کرد. (8)خبرهایی که به مقامات ایرانی میرسد از تداوم اخراج ایرانیان از عراق حکایت دارد؛ براساس یکی از این اخبار، «دستور مقامات وزارت کشور عراق [درمورد] خانوادههای ایرانی مقیم عراق که بعضی از افراد تابعیت عراق را پذیرفته، ولی بقیه افراد خانواده تابع ایران میباشند [این است که مأموران عراقی] فوراً شناسنامه عراقی آنها را گرفته و کلیه اعضای خانواده را از خاک عراق اخراج نمایند.» (9)
بعد از حدود دو هفته، امروز در ایران قطعیت شهادت آیتالله سیدمحمدباقر صدر و خواهرش بنتالهدی بهطور رسمی اعلام شد و امام خمینی پیامی صادر کرد و شورای انقلاب نیز بیانیهای به این مناسبت انتشار داد.
1) * در سند، تمام اسامی یادشده بهطور کامل ذکر شده است.
2) 67. سند شماره 287437 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به فرماندهی نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 2/2/1359.
3) 68. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص1.
4) 69. روزنامه جمهوری اسلامی، 2/2/1359، ص4.
5) 70. سند شماره 347501 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی خوزستان {اهواز} به استاندار خوزستان، 2/2/1359.
6) 71. روزنامه کیهان، 3/2/1359، ص9.
7) 72. همان.
8) 73. همان.
9) 74. سند شماره 339223 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 07 {رکن2} و فرماندهی 21 07 {رکن2}، 2/2/1359.
شورای انقلاب با صدور بیانیهای تأکید کرد: ملت رزمنده و مسلمان عراقی این جنایت بزرگ را بر دولت بعثی نخواهد بخشید و انتقام این خون پاک را تا سرحد ریشهکنکردن رژیم خائن عراق خواهد گرفت. (1)در این بیانیه همچنین آمده است: شورای انقلاب برای تجلیل از مقام شامخ این شهید عالیقدر اسلام، سه روز را عزای عمومی و روز پنجشنبه 4/2/1359 را تعطیل سراسری اعلام میکند و روز جمعه قبلازظهر مردم را دعوت میکند تا برای اعلام انزجار علیه جنایات دولت بعثی عراق بهسوی دانشگاه راهپیمایی کنند. (2)
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد: «ما ضمن تبریک این شهادت بزرگ به ملتهای مسلمان عراق و ایران به تمامی مسلمانان و خانواده ارجمند صدر اعلام میداریم که تا ازبینبردن حکومت جنایتکار و عامل امپریالیسم و صهیونیسم صدام حسین خائن از پای ننشینیم و این یزید کربلا را روانه همان مقامی در جهنم نماییم که یزید جلاد در آن سکنی دارد.» (3)
به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، دراینباره آیتالله منتظری نیز پیامی منتشر کرد که در آن آمده است: «یقین است همانگونه که رهبر انقلاب اسلامی فرمودهاند برادران ارتش و ملت مبارز عراق در سایه ایمان، استقامت و اتحاد این لکه ننگ را از دامن اسلام و صفحات تاریخ پرافتخار عراق محو خواهند نمود.» (4)در این پیام همچنین تأکید شده است: «مطمئنم همانگونه که خون پاک شهیدان، انقلاب اسلامی را در ایران به ثمر رسانید و رژیم سفاک پهلوی را سرنگون ساخت، قطرات پاک خون این شهیدان راه اسلام نیز در عروق تکتک ملت مسلمان عراق و کشورهای اسلامی خواهد جوشید و تا سقوط کامل رژیم صدامی و استقرار جمهوری، عدل اسلامی از جوشش بازنخواهد ایستاد.» (5)
امام خمینی دراینباره پیامی صادر کرد که در آن آمده است: «شهادت این بزرگواران که عمری را به مجاهدت در راه اهداف اسلام گذرانده بهدست اشخاص جنایتکاری که عمری به خونخواری و ستمپیشگی گذراندهاند عجیب نیست؛ عجب آن است که مجاهدان راه حق در بستر بمیرند. ... عجب آن است که ملتهای اسلامی و خصوصاً ملت شریف عراق و عشایر دجله و فرات و جوانان غیور دانشگاهها و سایر جوانان عزیز عراق از کنار این مصائب بزرگ که به اسلام و اهلبیت رسولالله صلیالله علیه و آله وارد میشود بیتفاوت بگذرند و به حزب ملعون بعث فرصت دهند که مفاخر آنان را یکی پس از دیگری مظلومانه شهید کنند و عجبتر آنکه ارتش عراق و سایر قوای انتظامی آلت دست این جنایتکاران واقع شوند و در هدم اسلام و قرآن کریم به آنان کمک کنند.
من از ردة بالای قوای انتظامی عراق مأیوس هستم؛ لکن از افسران و درجهداران و سربازان مأیوس
{در سوگ شهادت آیتالله سیدمحمدباقر صدر، در ایران سه روز عزای عمومی و یک روز تعطیل رسمی اعلام شد.}
نیستم و از آنان چشمداشت آن دارم که یا دلاورانه قیام کنند و اساس ستمکاری را برچینند، همانسان که در ایران واقع شد؛ یا از پادگانها و سربازخانهها فرار کنند و ننگ ستمکاری حزب بعث را تحمل نکنند.» (1)
یادآوری میشود وقفه طولانی بین اعلام اولین خبرهای مربوط به شهادت آیتالله صدر تاکنون، خودبهخود نشانهای از تواناییهای رژیم عراق در عادیسازی خبر و انفعال و عقبماندگی خبری و تحلیلی ارگانهای ذیربط و شخصیتهای مسئول در جمهوری اسلامی تلقی گردید. دراینباره روزنامه انقلاب اسلامی در شماره امروز خود گزارش داد: «گروهی از هواداران آیتالله سیدمحمدباقر صدر ضمن انتشار اعلامیهای، شهادت آیتالله سیدمحمدباقر صدر را به امام خمینی تسلیت گفته و خواستار پخش رسمی این خبر از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران شدند تا عاشورای دیگری در عراق برپا شود. در بخشی از این اعلامیه آمده است ای رهبر بزرگ خمینی بتشکن، آیا سزاوار است که فرزند راستین سیدالشهدا دو هفته پیش توسط عمال بعث عراق شهید شود و جمهوری اسلامی ایران در مقابل این فاجعه هولناک بیتفاوت باشد و ملت شریف ایران ساکت بنشیند؟ آیا سزاوار است که این خبر داغ را وزارت ارشاد ملی تکذیب کند و روزنامهها اخبار ضدونقیضی بنویسند [تا] این خبر را همانگونه که صدام میخواهد مردم با شک و تردید تلقی کنند؟» (2)
در ادامه روز، درگیریها شدیدتر شد تاجاییکه شهر حالت جنگزده پیدا کرد؛ «درحدود ساعت 5 بعدازظهر، درگیری شدیدی با راکت و خمپاره و توپ سنگین در اطراف محله شریفآباد سنندج درگرفت که بهعلت اصابت این گلولهها قسمت زیادی از ساختمانهای محله آسیب دیدند.» (4)
اظهارات مقامات ایران و گروههای ضدانقلاب حاکیاز شدت و ادامه درگیری در طول روز است. شیخالاسلامی سخنگوی دفتر شیخ عزالدین حسینی، دراینباره گفت: «در شهر سنندج جنگ سختی [درگرفته] است و درگیریها به داخل شهر کشیده شده است. ...» وی افزود: «درگیریها در اطراف رادیو و تلویزیون و باشگاه افسران و پادگان شهر ادامه دارد، بهطوریکه پیشمرگان، رادیو تلویزیون و باشگاه افسران را محاصره کردهاند.» (5)
از سوی دیگر، نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز دراینباره اطلاعیهای بدین شرح صادر کرد: «از صبح روز یکم اردیبهشتماه، مهاجمان به باشگاه لشکر سنندج واقع در داخل این شهر حمله کردند و این حملات با خمپاره، تفنگ106 و آر.پی.جی7 تا هماکنون ادامه دارد و پرسنل مستقر در این باشگاه از تأسیسات دفاع میکنند. ضدانقلابیون آب و برق و تلفن باشگاه را قطع کردهاند.
مهاجمان به مراکز رادیو تلویزیون که حفاظت آن به ارتش واگذار شده بود حمله کردند و برابر اطلاع واصله ژنراتور فرستنده را با آر.پی.جی7 منهدم کردند. پرسنل نظامی در داخل مرکز درحال دفاع هستند. به ساکنان خانههای اطراف باشگاه اعلام شده است که خانههای خود را ترک کنند چون ترکش گلولههای توپ ضدانقلابیون و دفاع واحدهای ارتش ممکن است آسیبهایی به ساختمان وارد آورد. ضمناً به نظر نمیرسد که در خانههای اطراف ساختمانهای مزبور کسی ساکن باشد.» (1)یادآوری میشود، قبلاً ارتش اعلام کرده بود که ساکنان حوالی ساختمان رادیو تلویزیون خانهها را تخلیه کنند. (2)
در گزارش کیهان از صحنه برخوردهای شهری، وضع امروز سنندج چنین توصیف شده است: «آمبولانسها مرتب در گوشهوکنار شهر سنندج حرکت میکنند و مشغول جمعآوری اجساد و مجروحان هستند و صدها نفر از اهالی شهر برای کمکرسانی مجروحین فعالیت شدیدی را انجام میدهند. مردم سنندج حالت وحشتزدهای دارند و کلیه مغازهها، نانواییها و مؤسسات خدمات شهری تعطیل هستند و از سه روز پیش عملاً تهیه نان، گوشت و مایحتاج عمومی غیرممکن شده است زیرا خروج از خانه بهآسانی امکان ندارد. گروهی از نظامیان مستقر در باشگاه افسران شهر سنندج که در محاصره قرار دارند بدون غذا و مایحتاج هستند. همزمان با ایجاد تشنج در شهر، جوانان هر محله و ساکنان خیابانها اقدام به سنگربندی کردند و به ساختن کوکتل مولوتف پرداختند.» (3)
روند حوادث نشان میدهد که نظام اگر تاکنون در اعمال حاکمیت بر گروههای مسلح غیرقانونی و مناطق تحت تسلط آنان مماشات و مسامحه میکرده، بهدلیل ضعف و ناتوانی و تسلیمطلبی نبوده، بلکه درپی راهحلهای مناسب بوده است. وقتی طرف مقابل در یک محاسبه اشتباه، ماجرای متوقفکردن ستون نظامی درحال عبور از سنندج را شروع کرد، متناسب فضای موجود، تصور گرفتن امتیازی دیگر و حصول پیروزی آسان دیگری را داشت،اما برعکس، این اقدام درواقع مجوز برخورد قطعی با اقدامات مسلحانه را صادر و مشروعیت سرکوب عواملی را که با اقدام مسلحانه مانع اعمال حاکمیت نظام میشوند تأمین کرد؛ بهگونهایکه تجویز نظامی و جنگطلبی گروههای مسلح ضدانقلاب که روزهای گذشته با اشتیاق و تحرک امیدوارانه همراه بود، تا پایان امروز بهسمت تمایل به پایان درگیری و بازگشت به وضع قبل جلو رفت. در پاسخ به این تمایل، دیشب ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران درباره درگیریهای سنندج اعلامیهای صادر کرد که در آن طرف مقابل بهشدت سرزنش و محکوم و حتی از آن با صفاتی چون مزدور بیگانه و خودفروخته یاد شده است، اما در پس این تندی با نوعی ملایمت و آسانگیری با درخواست آنان موافقت مشروط شده است. به این ترتیب که در پایان اعلامیه آمده است: «این گروه خودفروخته باید بداند که ملت آنها را شناخته است و این بار ملت و به تبعیت از خواست او واحدهای ارتش و سپاهیان پاسدار فریب نخواهند خورد و هنگامی آتشبس اعلام خواهد شد که کلیه افراد مسلح از شهر خارج شوند و هرگز با اسلحه به شهر رفتوآمد ننمایند.»(4)(5)
اشتراکنظر اخیر مسئولان نظام و دستاندرکاران ذیربط درمورد ضرورت قاطعیت در حل مسئله گروههای مسلح ضدانقلاب، در اشکال مختلف بروز مییابد.
دراینزمینه، جلسه شورای امنیت ملی امروز با حضور بنیصدر رئیسجمهور؛ چمران وزیر دفاع ملی؛ تیمسار شادمهر رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی؛ چند تن از فرماندهان و مسئولان ارتش، سپاه، ژاندارمری و شهربانی و نیز چند تن از اعضای شورای انقلاب اسلامی تشکیل شد. در پایان این جلسه، تیمسار فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش، گفت: «بهموجب قرارداد هیئت حسننیت که خود من مجری آن بودم، قرار بر این شد که تمام گروههای مسلح سیاسی از شهر بیرون بروند و باشگاه افسران را به خود باشگاه افسران
و رادیو تلویزیون و فرودگاه را به ارتش بدهیم. از دیروز، گروههای مسلح هم به رادیو تلویزیون و باشگاه و فرودگاه حمله کردهاند. به عبارت دیگر، به قرارداد فیمابین هیئت حسننیت و مردم بیحرمتی شده است و ما هر کاری که در سنندج میکنیم، منحصراً دفاع است و دفاع حق هر انسان است.» (1)
ابوشریف فرمانده عملیاتی سپاه پاسداران نیز پس از ختم جلسه شورای امنیت ملی درباره این جلسه گفت: «در این جلسه درمورد هماهنگی ارگانهای نظامی درمورد کردستان تصمیمگیری شد.» وی افزود: «درمورد حملاتی که ازسوی عراق در مرزها میشود، ارتش وظیفه دارد که به مرزها برود، ولی ضدانقلابیون مانع میشوند .... میدانید در این شرایط حساس که ایران ازسوی امریکا مورد تهدید نظامی قرار گرفته، در این شرایط که تنها ارگان انقلابی حافظ استقلال مملکت، سپاه بوده است و چون سپاه و ارتش موفقیتهایی داشته[اند]، توطئهگران میکوشند با شایعهپراکنی و ایجاد تفرقه بین سپاه و ارتش اختلاف بیندازند.» (2)
تیمسار ظهیرنژاد فرمانده ژاندارمری نیز گفت: «درمجموع اوضاع غرب کشور آرام است و نیروهای ژاندارمری و ارتش در مواضع خود مستقر هستند و پاسخگوی حملات پراکنده ضدانقلاب و اشرار میباشند.» (3)
به این ترتیب، همه فرماندهان در عین اینکه از بازگوکردن جزئیات حوادث جاری و نیز تصمیمات اتخاذشده درخصوص آن خودداری کردند،
{عباس آقازمانی {ابوشریف} فرمانده عملیات سپاه پاسداران و تیمسار ظهیرنژاد فرمانده ژاندارمری}
اما در کل، جهتگیری یکسانی را درخصوص مسائل بروز دادند. درواقع، احساس خطر از آنچه گروههای مسلح ضدانقلاب دربرابر آسانگیری هیئت حسننیت،
از خود نشان دادند، سبب شد مسئولان و نهادهای ذیربط در مسئله کردستان به اشتراکنظر برسند. این اشتراک تصمیم در سخنرانیهای اخیر رئیسجمهور عالیترین مقام فرماندهی نیروهای مسلح پس از امام، خود را نشان داده است؛ ازجمله در سخنرانی امروز صبح بنیصدر در دانشگاه تهران، یک بار دیگر تصمیم قطعی نظام درباره تسلیمنشدن دربرابر مطامع گروههای ضدانقلاب در کردستان ایران، از زبان رئیسجمهور اعلام شد، هرچند شخص بنیصدر نیز از اینگونه تصمیمگیری و همجهتی درباره کردستان بهنوبه خود، درجهت مقاصد جناحی و تقویت و تبلیغ شخص خویش، در این سخنرانی بهره کافی برد، اما درهرحال، سیاستهای نظام دراینباره هم به افکارعمومی سراسر ایران و هم به گروههای درگیر در مسئله کردستان اعلام و تأکید شد. بنیصدر در قسمتی از سخنان خود گفت: «حضور شما در اینجا خود بهترین دلیلی است بر [اینکه ما به] آنچه میگوییم، عمل میکنیم. اگر در کردستان یا در هرجای دیگر ایران کسانی بخواهند مسلحانه یا غیرمسلحانه دربرابر اراده ملت ما بایستند این ملت به دعوت رئیسجمهور منتخب خود بهطرف کردستان خواهد رفت. ارتشی که در آنجا است و پاسداران غیور ما، ارتش جمهوری اسلامی ما که در آنجا دربرابر گروههای مسلح [ضدانقلاب] و آتش آنها است بدانند که آنها در آنجا معرف یک ملت در آن استان هستند همه آنها که به روی فرزندان ما آتش گشودهاند بدانند که بر روی ملت خود آتش گشودند و یقین بدانند ما آنهایی را که به روی ملت آتش میگشایند بهسختی مجازات میکنیم.» (1)
وی همچنین گفت: «از کردستان به ما پیغام دادهاند که شما گفتهاید اصل پیشنهادی ما را با تغییراتی که خود در آن دادهاید پذیرفتهاید و ما هم که همین را میخواهیم پس بدهید به دست ما چه فرقی میکند حرف خوب را باید ما عمل بکنیم یا شما بکنید. ... ما اجرای آن را به دست کسانی که دستشان در دست بعث عراق و امریکاست و سند دیروز روشن کرد که اینها دستشان در دست آنها است، نمیدهیم آنها باید اسلحه را زمین بگذارند مردم کردستان باید نمایندگان خود را در کمال آزادی انتخاب بکنند آنوقت ما طبق آن قراری که پذیرفتهایم عمل خواهیم کرد.» (2)
همزمان با سنندج، تحرکات و درگیریهای پراکنده و ایذایی در دیگر مناطق کردنشین، امروز نیز ادامه یافت و علاوهبر ادامه درگیریها در سقز، پاوه و درگیری جزئی در حوالی بیجار، شاهیندژ عرصه درگیری مهمتری بود.
در ادامه درگیریها در سقز، گزارشهایی از این منطقه حاکی است که براثر آتش خمپاره، حدود 150 خانه در این شهر ویران شده است. (3)به گفته برخی مجروحان و نیروهای پادگان سقز، افراد ضدانقلاب در داخل خانهها کمین کردهاند و از مردمان بیدفاع بهعنوان سپر خود استفاده میکنند. (4)
در کامیاران، براثر پرتاب راکت 3 نفر مجروح شدند. (1)
در پاوه، بهدنبال درگیریهای چند روز اخیر امروز هم حدود ساعت 1:30 بامداد، در کوههای اطراف بیمارستان که در مدخل شهرستان پاوه قرار دارد، درگیری ایجاد شد که بهصورت تیراندازی پراکنده در کوهها ادامه یافت. (2)
سپاه کرمانشاه ساعت 16، ضمن گزارش حوادث 24 ساعت گذشته، از ادامه درگیریها و پرتاب خمپاره در پاوه خبر داد. سپاه پاوه نیز اعلام کرد صدای خمپاره و تیراندازی سلاحهای سبک در منطقه همچنان به گوش میرسد. (3)
در بیجار، حدود ساعت 2 نیمهشب بهطرف مواضع نیروهای ارتشی مستقر در روستای نجفآباد این شهر تیراندازی شد. این حمله به گزارش لشکر16 قزوین مستقر در منطقه «شدیداً پاسخ [داده شد] و دفع گردیده است، ضمناً 6 نفر از مهاجمین دستگیر و ازطریق سپاه پاسداران تخلیه شده است.» (4)
در مسیر شاهیندژ به تکاب که قبل از این نیز سابقه راهبندان و آدمربایی به دست نیروهای حزب دمکرات وجود داشت،(5)امروز هم این اقدام تکرار شد. در گزارش ژاندارمری ناحیه تبریز، درباره این حادثه آمده است: «افراد حزب دمکرات خودروهایی که بین جاده تکاب و شاهیندژ در رفتوآمد بوده متوقف و مسافرین ازجمله گروهبان دوم الف. غ(6)جمعی پاسگاه تکاب را به گروگان گرفتهاند.» (7)گزارش دیگر حاکی است در میان گروگانها چند نفر زن هستند. (8)
یادآوری میشود در این منطقه از روز گذشته درگیری شروع و تا آخرین ساعات امشب ادامه یافته است. به گزارش روابطعمومی سپاه ارومیه، روز گذشته از ساعت 12 ظهر، افراد ضدانقلاب ازطرف دروازه تکاب به شاهیندژ، در 3 کیلومتری بخش شاهیندژ به پاسداران حمله کردند که پاسداران این منطقه به کمک برادران پیشمرگ مسلمان کرد و افراد ژاندارمری و کمیته به حمله گروههای مسلح غیرقانونی جواب دادند. این درگیری 8 ساعت ادامه داشت که بعد از آن، مهاجمان عقبنشینی کردند و محل استقرار آنان به نام گلچر به دست پاسداران و پیشمرگان مسلمان کرد افتاد. (9)
نیمهشب گذشته نیز بازهم درگیری روی داد که به گزارش فرماندار میاندوآب تا ساعت 8 صبح امروز ادامه یافت. در این درگیری 5 نفر از افراد ضدانقلاب کشته و یک دستگاه بیسیم ارتشی که دراختیار آنان بود به دست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شاهیندژ افتاد. (10)اما قضایا فیصله نیافت و همانطورکه ذکر شد، با راهبندان و گروگانگیری مسافران ادامه یافت.
دراینحال، افراد مسلح حزب دمکرات مقیم دره قیزکربی نیز با پاسداران و پیشمرگان مسلمان در 3 کیلومتری شرق پاسگاه شاهیندژ درگیر شدند. (11)
1) 96. روزنامه کیهان، 3/2/1359، ص2.
2) 97. سند شماره 000588 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی پاوه به وزارت کشور، 4/2/1359.
3) 98. روزنامه جمهوری اسلامی، 3/2/1359، ص4.
4) 99. سند شماره 40915 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 به ژاندارمری، 3/2/1359.
5) * در روزنامه جمهوری اسلامی 3/2/1359 خبری درج شد که در آن آمده است: چهار نفر از کارکنان اداره کل راهوترابری آذربایجانغربی که بههمراه یک دستگاه بلدوزر و یک دستگاه تریلر در 26 فروردینماه گذشته بههنگام انجام وظیفه در مسیر راه تکاب به شاهیندژ توسط گروههای مهاجم مسلح دستگیر و ربوده شده بودند، آزاد شدند.
6) * در سند نام کامل ذکر شده است.
7) 100. سند شماره 40991 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3} به دفتر ریاستجمهوری دفتر امور انقلاب، وزارت کشور و سماجا، 6/2/1359.
8) 101. روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص13.
9) 102. روزنامه جمهوری اسلامی، 3/2/1359، ص7.
10) 103. روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص13.
11) 104. همان.
در ساعت 16، «افراد حزب دمکرات کلیه مسافران و 2 نفر درجهدار را که به گروگان گرفته بودند، بدون هیچگونه آسیبی آزاد کردند.» (1)در همین ساعت، بازهم در این مسیر، درگیری مسلحانه میان افراد حزب دمکرات و سپاه پاسداران و پیشمرگان مسلمان و کمیته و افراد پاسگاه ژاندارمری شروع شد. (2)اطلاعات ژاندارمری در گزارش این درگیری آورده است: باتوجهبه استعداد دمکراتها، امکان مقابله با آنها ضعیف است و گفته میشود که پیشمرگان بوکان نیز با اسلحههای سنگین برای کمک به دمکراتها درحال آمدن هستند. (3)
علاوهبر اعلام کمبود نیرو ازسوی ژاندارمری، پاسخ ستاد مشترک ارتش به پیام سپاه درمورد اینکه یگان ارتشی مستقر در میاندوآب قادر به کمک درزمینه ارسال تفنگ نمیباشد (4)و نیز تقاضای پوشاک و مهمات برای پیشمرگان مسلمان اعزامی به منطقه چهاردوری شاهیندژ (5)نشاندهنده جنبههایی از کمبودهای خودی در این درگیری است. درهمینزمینه، سپاه تبریز به تهران پیام داد: «بهدلیل حساسبودن منطقه و احتمال درگیری به سلاحهای سنگین از نوع کالیبر50 و تیربار ام. ژ3 و آر.پی.جی7 و انواع خمپاره و تفنگ ژ3 با مهمات مربوطه و دیگر مهمات نوع نارنجک شدیداً نیاز داریم. از این نوع اسلحهها اصلاً نداریم.» (6)
درنهایت، ساعت 22، نیروهای خودی موفق به پاکسازی مسیر و منطقه درگیری شدند و گزارش رکن3 سماجا حاکی است که عناصر مسلح حزب دمکرات، در این ساعت «از ارتفاعات قریه آغاجاری ضمن دادن 5 نفر تلفات به شاهیندژ عقبنشینی نمودند.» (7)
دانشگاه تهران که از روز گذشته تا ساعاتی بعد از نیمهشب، بهدلیل خودداری گروههای چپ مارکسیستی، نظیر راه کارگر، پیکار و عمدتاً سازمان چریکهای فدایی خلق از تخلیه ستادهای خویش در دانشگاه، صحنه درگیری و تیراندازی بود، امروز بهکلی وضعی متفاوت داشت. دانشگاه و خیابانهای اطراف مملو از جمعیتی بود که به دعوت قبلی رئیسجمهور و شورای انقلاب، در حمایت از سیاستهای نظام درباره ضرورت پایانیافتن حضور گروههای مسلح غیرقانونی در دانشگاهها گرد آمده بودند. روزنامه انقلاب اسلامی این تجمع را یک «اجتماع میلیونی» توصیف کرد (8)و روزنامه جمهوری اسلامی جمعیت حاضر را نزدیک دو میلیون نفر تخمین زد. (9)روزنامه نامه مردم (ارگان حزب توده) نیز جمعیت را صدها هزار نفر اعلام کرد. (10)روزنامه کیهان هم شرکت صدها هزار تن از مردم تهران را گزارش کرد.(11)(12)تجمع امروز دانشگاه تهران در شرایطی برگزار شد که با حوادث سنندج دور جدیدی از درگیریهای مسلحانه علیه نظام در کردستان شروع شده است. این مسئله که صفبندی نیروها و درگیریهای دانشگاه همان صفبندی درگیریهای کردستان است، بر التهاب حاکم بر فضای تجمع افزوده است.
1) 105. سند شماره 40939 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 عملیات} به وزارت کشور، 3/2/1359.
2) 106. سند شماره 40991 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
3) 107. سند شماره 20991 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {رکن3} به دفتر ریاستجمهوری، 2/2/1359.
4) 108. سند شماره 40883 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران، 2/2/1359.
5) 109. سند شماره 40923 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از تبریز به تهران {فرماندهی}، 2/2/1359.
6) 110. سند شماره 40868 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از تبریز {عملیات} به تهران، 2/2/1359.
7) 111. سند شماره 40939 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا {رکن3 عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 3/2/1359.
8) 112. روزنامه انقلاب اسلامی، 3/2/1359، ص6.
9) 113. روزنامه جمهوری اسلامی، 3/2/1359، ص12.
10) 114. روزنامه نامه مردم، 3/2/1359، ص1.
11) * ضمیمه دارد؛ گزارش چهار روزنامه انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، کیهان و نامه مردم از تجمع امروز دانشگاه تهران.
12) 115. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص2.
در فضایی سرشار از احساسات ضدگروههای مسلح غیرقانونی، باتوجهبه اینکه سازمان چریکهای فدایی خلق بیشترین درگیریهای دانشگاهی را باعث شده است و درحالیکه شعارهای سرزنش ضدانقلاب با شعارهای حمایت از امام خمینی، رئیسجمهور و شورای انقلاب همراه شده، بنیصدر با تأکید بر اینکه امروز روز حاکمیت دولت است، (1)به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت: «شما امروز در اینجا حاضرید، میتوانید شاهد باشید که چه به روزگار این دانشگاه آوردند هرجا را که توانستند اموال این خلق و کلاسهای این خلق و تأسیسات این خلق را خراب کردند. همین بلندگو را که تا این زمان طول کشید درست بشود خراب کردند. اگر آنها واقعاً میخواستند دانشگاه باز بماند و به کار خود ادامه دهد، چرا اصرار داشتند که این دانشگاه را به سنگر تبدیل کنند و سنگری دربرابر ملت و دربرابر اراده ملت. ما این سنگرهایی که دربرابر ملت ما ساخته بشود سنگرهای شیطان تلقی میکنیم و بدون ترحم آنها را درهم میکوبیم. ... این محیط جای سنگربندیها و چماقکشیها نیست.» (2)
وی در ادامه افزود: «امام در پیام نوروزی خود هم امر به انقلاب فرهنگی و هم امنیت کشور فرمودند و رئیسجمهور را مأمور حفظ امنیت کشور کردند و امسال را سال امنیت عنوان کردند. من به شما میگویم خواب یک کشتار خیابانی را دیده بودند که براثر هوشیاری دانشجویان مسلمان و همه مردم خنثی شد و زدوخوردها به حداقل انجامید.» (3)اجتماعاتی که امروز در همه شهرهای کشور برقرار است و تأییدی که در این اجتماعات از تصمیم شورای انقلاب شد نشان داد این تصمیم، تصمیم ملت ایران، امام امت، تصمیم رئیسجمهوری و تصمیم شورای انقلاب است و همه دانشجویان باید این تصمیم را محترم بشمارند، و به طوردقیق اجرا کنند. از امروز دانشگاه باز میشود در محیط دانشگاه هیچ برخوردی نباید باشد، همه باید افتتاح دانشگاه را محترم بشمارند هیچکس حق ندارد در محیط دانشگاه و خارج آن تحت هیچ نام و عنوانی برخورد به وجود بیاورد. سرپرستان دانشگاه موظف هستند کلاسهایی را که تحویل گرفتهاند در تحویل خود نگه دارند و از این لحظه
{تجمع بزرگ مردمی در دانشگاه تهران }
به نام شورای انقلاب و به نام رئیسجمهوری و به نام ملت ایران سرپرست این دانشگاهها هستند و باید وظایف قانونی خود را که از شورای انقلاب به آنها ابلاغ میشود اجرا کنند. (1)حاکمیت دولت از امروز به خواست خدا مستقر شد و برای اینکه آقای برژینسکی مشاور امنیتی آقای کارتر و خود آقای کارتر مطمئن بشوند که ما محتاج آن سند نبودیم برای آنکه دست آنها را بخوانیم که آنها اشتباه میکنند و برای اینکه آنها بدانند خوابشان تعبیر ندارد شما مردم با نظم و آرامش و بدون اینکه هیچکس هیچ کاری برخلاف نظام بکند از اینجا که بیرون رفتید، از برابر سفارت سابق امریکا یا لانه جاسوسی و حکومت امریکا بر ایران عبور کنید و به امریکا بگویید که این ملت در دفاع از استقلال خود در دفاع از انقلاب اسلامی خود همهگونه فداکاری انجام میدهد و در بسیج دائمی است. (2)
بنیصدر در پایان سخنرانی خود گفت: «شما پاسداران عزیز که تمام دیروز و دیشب با منتهای فداکاری و منتهای صبر انقلابی و شکیبایی سخت درخور ستایش مراقبت کردید تا برخوردها و نتایج زیانبار را به حداقل برسانید و توطئه کشتار و زدوخورد خیابانی را خنثی کنید از این پس مأمورید هرکسی به هرعنوان به نام اسلام و حتی به نام امام یا به نام شورا و رئیسجمهوری با چوب و چماق و یا غیرچوب و چماق خواست برخورد ایجاد بکند شما موظف هستید فوراً آنها را دستگیر کنید.» (3)
به گزارش خبرنگار خبرگزاری پارس، انبوه جمعیت شرکتکننده در پایان این مراسم بهسوی لانه جاسوسی امریکا راهپیمایی کردند. (4)
یادآوری میشود قبل از این تجمع و در آغاز روز، بنیصدر در پیام رادیویی خطاب به «ملت ایران» از «برقراری آرامش و استقرار حاکمیت دولت در تخلیه دانشگاهها» سپاسگزاری و اعلام کرده بود: «خواهران و برادران! ساعت 2 بعداز نیمهشب، دیشب آخرین گروه به تصمیم شورای انقلاب گردن گذاشت و هماکنون در دانشگاه کسی باقی نمانده است. ای کاش دیروز صبح این کار صورت میپذیرفت و هیچ برخوردی به وجود نمیآوردند. به هر رو، از همه گروههایی که تصمیم شورای انقلاب را پذیرفتند سپاسگزارم و به آنها که از ابتدا از آن پیروی کردهاند پیروزی رفتار انقلابیشان را تبریک میگویم و امیدوارم موافق تصمیم شورای انقلاب دانشگاه در آرامش کار خود را ادامه دهند.» (5)
بنیصدر افزود: «مردم مسلمان! ایستادگی بر سر تصمیم و قاطعیتی که نشان داده شد کشور را از یک مصیبت بزرگ نجات داد. اینک که دولت اسلامی واقعیت پیدا کرده است همه باید بدانند که شرط پیروزی انقلاب و نجات کشور اجرای تصمیمات دولت انقلاب است و این دولت به
{ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهور:
«چرا اصرار داشتند که این دانشگاه را به سنگر تبدیل کنند و سنگری دربرابر ملت ... بدون ترحم آنها را در هم میکوبیم ... این محیط جای سنگربندی و چماقکشی نیست.»}
خواست خدا تصمیمات خود را با قطعیت تمام اجرا میکند.» (1)وی همچنین خاطرنشان کرد که سازمان دانشجویی منتخب دانشجویان از امکانات فعالیت صنفی برخوردار خواهد شد. (2)
همزمان با تجمع عظیم دانشگاه تهران، یک تجمع محدود نیز با جهتگیری کاملاً متفاوت، در بیمارستان امام خمینی {واقع در انتهای بلوار کشاورز} شکل گرفت. گزارش روزنامه بامداد حاکی است: خانوادههای قربانیان درگیری روز گذشته دانشگاه تهران همراه عدهای از دانشجویان و مردم، داخل و اطراف بیمارستان امام خمینی اجتماع کردند و پس از تحویلگرفتن اجساد 3 تن از قربانیان درگیری دانشگاه از مسئولان بیمارستان، ضمن تشییع آنها راهپیمایی کوتاهی کردند. (3)بعدازظهر همین روز، بازهم مردم برای دریافت اجساد بقیه قربانیان و تشییعجنازه شهدای حوادث دانشگاه تهران در بیمارستان امام خمینی، اجتماع کردند که با جواب منفی مسئولان بیمارستان مواجه شدند و بدین ترتیب درگیری ایجاد شد. در حوالی میدان توحید نیز همین برخوردها تکرار شد. (4)
شهربانی به وزارت کشور گزارش داده بود: «برابر اعلام سماجا3 {مرکز فرماندهی} قرار است چندین هزار نفر از مردم جنازه دو یا سه دانشجوی کشتهشده را ساعت 16:30 روز جاری یا 7:30 صبح روز 3/2/1359، از بیمارستان امام خمینی تشییع و ایجاد تشنج در اجتماع نمایند.» (5)
نظیر دانشگاه تهران، دیگر دانشگاههای شهر تهران نیز امروز آخرین ساعات تخلیه دفاتر و تعیین تکلیف نهایی را در وضعیت مشابهی پشت سرگذاشتند.
در دانشگاه پلیتکنیک، دکتر منوچهر نیک روش رئیس این دانشگاه، اعلام کرد: بهدلیل سخنرانی رئیسجمهوری، بعدازظهر فقط چند کلاس درس دایر شد. فردا به احتمال زیاد تمام کلاسها دایر خواهد شد. او درباره تخلیه و تحویل دفاتر سیاسی گروههای مختلف دانشجویی گفت: تاکنون جز گروههای پیشگام و پیکار که دفاتر را تخلیه کرده، درهای آن را بسته و از تحویل امتناع میکنند، بقیه گروهها، دفاتر خود را تحویل دانشگاه دادهاند. رئیس دانشگاه پلیتکنیک در پایان تأکید کرد درصورتیکه تا صبح فردا بقیه چنین نکنند، فردا بهاتفاق دانشجویان و کارکنان مسلمان دانشگاه بهمنظور اجرای مصوبه شورای انقلاب حرکت کرده، دفاتر یادشده را که خالی است باز کرده، دراختیار دانشگاه میگذاریم. (6)
در دانشگاه تربیتمعلم تهران، دکتر جعفر شعار رئیس این دانشگاه، یادآور شد در جلسه امروز شورای دانشگاه درمورد گشایش دانشگاه تصمیماتی گرفته شد که براساس آن روزهای چهارشنبه و پنجشنبه به نظافت و ترمیم خرابیها و بازسازی دانشگاه میپردازیم و از روز شنبه کلاسهای درس تشکیل میشود. دکتر شعار درباره دفاتر گروههای سیاسی این دانشگاه گفت: انجمن دانشجویان مسلمان طرفدار مجاهدین خلق همه دفاتر خود را تخلیه کردهاند و کلید آن را تحویل دادهاند و با گروههای سیاسی پیشگام و پیکار مذاکراتی شده است و آنان حاضر هستند اتاقهای خود را
تحویل مدیریت دانشگاه بدهند، ولی انجمن اسلامی دانشجویان هم دفتر سیاسی و هم دفتر مدیریت خود را که از 14 اسفند اشغال کردهاند بسته و رفتهاند و ظاهراً حاضر به تحویل نیستند.
روزنامه بامداد در ادامه این گزارش افزوده است: یکی از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیتمعلم که دفتر سرپرستی دانشگاه را دراختیار دارند، دراینباره گفت درصورتیکه عدهای از استادان متعهد و مسلمان که نه شرقزده و نه غربزده بوده و موردتأیید ما باشند و شورای منتخبی برای اداره دانشگاه تعیین کنند، بعد از گفتوگو حاضر به تحویل ساختمان هستیم. (1)
در دانشگاه ملی، دکتر عبدالصمد تقیزاده رئیس این دانشگاه، گفت: دانشگاه ملی ایران یک روز پرهیجانی را پشتسر گذاشت. او گفت درحالیکه اعضای گروههای پیشگام و پیکار اعلام کردند که دفاتر سیاسی خود را تخلیه نمیکنند، مردم منطقه قصد حرکت بهسوی دانشگاه را داشتند. در ساعت 12،دانشجویان درپیغام خود اعلام کردند که یک راهپیمایی در محوطه دانشگاه انجام میدهند و سپس تالار ابوریحان، محل دفاتر خود را، تخلیه میکنند. این گروه که حدود پانصد نفر میشدند،به راهپیمایی در محوطه دانشگاه پرداختند و طی آن سرودهایی خواندند و در پایان بدون اینکه دفاتر را تخلیه کنند درهای آن را بستند و متفرق شدند. باتوجهبه اینکه اکثر گروههای سیاسی دانشجویی دفاتر خود را تخلیه کردهاند و حتی کلید اتاقهای خود را هم تحویل دادهاند،امیدواریم انشاءالله که دانشجویان گروههای سیاسی پیشگام و پیکار این دانشگاه هم مثل سایر دانشگاهها هرچه زودتر دفاتر خود را تخلیه کنند و تحویل مسئولان دانشگاهها دهند.
او در پایان ضمن اعلام این خبر که بعضی کلاسهای این دانشگاه تشکیل شده است، افزود: امیدواریم فردا کلاسهای بیشتری تشکیل شود. شورای دانشگاه درپی تدابیری است که بتواند نسبت به تمامکردن برنامه دانشگاهها در تقویم اعلامشده اقدام کند. (2)
در دانشگاه فارابی که ستاد گروهها در آن ازپیش تخلیه شده بود، امروز شورای دانشجویان این دانشگاه با انتشار اطلاعیهای خطاب به ریاستجمهوری و شورای انقلاب اعلام کرد: «بدینوسیله به اطلاع میرساند که امروز سهشنبه 2/2/1359 هنگامی که دانشجویان برای حضور در دانشگاه مراجعه میکنند با در بسته و مهرشده توسط کمیته مرکزی مواجه میگردند. ضمناً مقام مسئول یا محافظی را هم در محل نمییابند که توضیح بخواهند. باتوجهبه دستور شورای انقلاب و رئیسجمهوری که سهشنبه 2/2/1359 را روز افتتاح دانشگاهها اعلام کردند ما از آن مقامات مسئول میخواهیم که هرچه زودتر برای گشایش دانشگاه اقدام نمایند.» (3)
آنچه امروز در درگیریهای دانشگاه تهران که محور اصلی درگیریهای دانشگاهی محسوب میگردد روی داد، سرانجام درگیریهای دانشگاهی را تعیین کرد. علاوهبر دانشگاه تهران، دیگر دانشگاههای شهر تهران نیز امروز بدون درگیری حادی، به وضعیت نهایی موردنظر نظام (تخلیه
ستاد گروههای مسلح غیرقانونی و استقرار کامل حاکمیت نظام) نزدیک گردید. این وضع در شهرستانها نیز تکرار شد، اما برخلاف تهران، در چند مرکز دانشگاهی با خونریزی و ضایعات همراه بود. مرور مختصر آنچه امروز در دانشگاههای شهرستانها گذشت، در کنار حوادث تهران، آخرین وضعیت دانشگاهها را تا آخر وقت امروز بهشکل کاملتری ترسیم میکند.
در شیراز، از صبح درهای دانشکدههای مختلف دانشگاه شیراز باز شد، اما دانشجویان در کلاسهای خود حاضر نشدند. (1)به گزارش خبرنگار خبرگزاری پارس، پیشازظهر، گروههای مختلف چپ و هواداران آنان در مقابل دانشکده پزشکی دانشگاه شیراز اجتماع کردند و کشتهشدن عدهای از دانشجویان در درگیری روز گذشته دانشگاه تهران را محکوم کردند. اجتماعکنندگان ادعا میکردند که دولت بهعلت ناتوانی در برآوردن خواستهای توده مردم از قبیل نان، مسکن، زمین و بهداشت، برای منحرفساختن افکارعمومی اقدام به کشتار بیرحمانه مردم کرده است. این گزارش همچنین حاکی است که عدهای از مردم مخالف گروههای چپگرا نیز در مقابل آنان اجتماع کرده و شعار میدادند. (2)در ادامه، استاندار فارس در اطلاعیهای از مردم خواست که اطراف دانشکدهها را خالی کنند و همگان سر کارهای خود بروند. (3)
در اصفهان، عدهای از دانشجویان با اجتماع جلوی دانشگاه و پشت درهای بسته در دستههای کوچک به بحث درباره اوضاع دانشگاهها پرداختند. در ساعت 11:30صبح، آیتالله خادمی همراه روحانیون و اقشار مختلف مردم اصفهان به دانشگاه رفته، نماز جماعت را اقامه کردند. آقای خادمی در اطلاعیهای خطاب به مردم به تغییر نظام آموزشی دانشگاهها و ایجاد جو مساعد اسلامی اشاره کرد و یادآور شد که دانشگاه باید مرکز تحقیق، علم، بحث و تبادلنظر و پیشرفت و ترقی باشد. (4)
در تبریز، دانشجویان پیشگام پس از 48 ساعت مقاومت در محوطه دانشکده پزشکی این دانشگاه، در اولین ساعات صبح بدون هیچگونه درگیری این دانشکده را ترک گفتند و بدین ترتیب کلیه دفاتر گروههای
سیاسی در دانشگاه تبریز تخلیه شد. (5)دراینباره گزارش شهربانی به وزارت کشور حاکی است: «بهدنبال پایانیافتن مهلت سهروزه گروهها جهت تخلیه ستادهای عملیاتی خود از دانشگاه، طبق اطلاعیههای قبلی، مسئولان استان از ساعت 10 صبح روز 2/2/1359 و مردم در اجرای فرمان ریاستجمهوری در میدان نماز اجتماع [کردند]. درحالیکه آقای استاندار و نماینده امام و رئیس دادگاه و نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی [و] عدهای از روحانیون پیشاپیش جمعیت در حرکت بودند در صفوف منظم با دادن شعار "دانشگاه اسلامی ایجاد باید گردد" بهسمت دانشگاه تبریز دست به راهپیمایی زدند. ... [و] در طول مسیر و اطراف دانشگاه مأمورین انتظامی و پاسداران کاملاً مراقب اوضاع بوده تا از برخورد مردم و گروهها جلوگیری به عمل آورند. اکثر گروهها تا قبل از مهلت سهروزه محل ستاد خود را از دانشگاه تخلیه نموده بودند بجز گروه پیشگام و چریکهای فدائی که آنها هم بهمحض اطلاع از راهپیمایان محل ستاد خود را تا قبل از ساعت 10 صبح ترک، ولی مقدار زیادی از اعلامیههای آنان و پوسترها و
مقداری آلات و ادوات از قبیل قمه و زنجیر و سنگ که جهت مقابله با مردم جمعآوری نموده بودند در محل باقیمانده که توسط گروه رپرتاژ رادیو تلویزیون از آنها فیلمبرداری [شد] و قرار است در یکی از برنامههای محلی نشان داده شود. در ساعت 11:30، راهپیمایان که حدود 20 هزار نفر بودند وارد دانشگاه شده، سپس آقای استاندار [و] نماینده مجلس شورای ملی برای اجتماعکنندگان درمورد انقلاب فرهنگی و ایجاد دانشگاه اسلامی سخنرانی [کرده] سپس نماز وحدت برگزار [شد] و مردم با آرامش کامل دانشگاه را ترک نمودند.» (1)
در ارومیه تا ساعاتی از بامداد امروز بهغیراز دانشجویان مسلمان دانشگاه ارومیه گروههای دیگر از تحویل دفاترشان خودداری میکردند. (2)از سوی دیگر، بازار ارومیه بهحالت تعطیل درآمد و ازطرف دکتر حقگو استاندار آذربایجانغربی، اطلاعیهای انتشار یافت و در آن از مردم خواسته شد که با اخلاق اسلامی و هوشیاری انقلابی به فرصتطلبان اجازه سوءاستفاده ندهند. (3)بههرحال،اقشار مختلف مردم ارومیه درحالیکه تعدادی از روحانیون در
پیشاپیش آنان حرکت میکردند، برای تحویلگرفتن اماکن دانشگاه از گروههای سیاسی در مقابل در ورودی دانشگاه ارومیه اجتماع کردند. آنان که به نوشته روزنامه انقلاب اسلامی تعدادشان به دهها هزار تن میرسید، با دادن شعارهایی مانند "نه شرقی، نه غربی، دانشگاه اسلامی"؛ "استقلال، آزادی، دانشگاه اسلامی"، خواستار تخلیه اماکن دانشگاه از گروههای سیاسی شدند. (4)استاندار آذربایجانغربی درمورد آخرین وضعیت دانشگاه ارومیه گفت: «دانشجویان عمل انقلابی واگذاری دفاتر سیاسی به مسئولان دانشگاه را با حسننیت انجام دادند و دفاتر خود را به مسئولان دانشگاه و نمایندگان مردم تحویل دادند. من نیز معاون سیاسی استانداری را به دانشگاه فرستادم تا ضمن مذاکره با طرفین از بروز هرگونه درگیری جلوگیری کند و خوشبختانه دیدیم که عمل تحویل دفاتر بدون اینکه آسیبی به یک نفر برسد انجام گرفت.» (5)بااینهمه، گزارش بامداد حاکیاز وقوع درگیری مختصری است بدین ترتیب که وقتی در ساعت 10 اکثر گروهها دفاتر خود را به رئیس دانشگاه تحویل دادند، عدهای از مردم وارد اتاق گروههای باقیمانده شدند و به بیرونریختن کتابها از دانشگاه و پارهکردن پلاکاردهای آنان اقدام کردند. (6)
در همدان، دکتر محمود ستاری معاون دانشکده پزشکی دانشگاه همدان، گفت: از صبح درحدود 5 هزار نفر از مردم همدان دررابطهبا تخلیه ستادها در جلوی این دانشکده تجمع کرده بودند که با بررسی دقیق نماینده حجتالاسلام سیدرضا فاضلیان امامجمعه این شهر، درباره برچیدهشدن ستادها و گزارش آن به تجمعکنندگان بهتدریج مردم متفرق شدند. (7)به گزارش خبرنگار بامداد، که صبح امروز در دانشگاه حضور داشته است، افراد مستقر در ستادهای مزبور، پس از اطلاع از راهپیمایی حدود 10 هزارنفری مردم در خیابانها بهقصد حضور در دانشگاه، محل را ترک کردند. (8)
در بابل، اجتماعی در دانشکده فنی صمدیه لباف این شهر برپا شد که در آن نماینده شورای شهر بابل، فرماندار، نماینده مجلس شورای ملی این شهر، دادستان انقلاب اسلامی و شماری از
1) 138. سند شماره 40937 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 3/2/1359.
2) 139. روزنامه بامداد، 3/2/1359، ص3.
3) 140. همان.
4) 141. روزنامه انقلاب اسلامی، 3/2/1359، ص11.
5) 142. روزنامه بامداد، 3/2/1359، ص3.
6) 143. همان.
7) 144. روزنامه انقلاب اسلامی، 3/2/1359، ص11.
8) 145. روزنامه بامداد، 3/2/1359، ص3.
بازاریان که مغازهها را تعطیل کرده بودند، در جمع حاضران دیده میشدند. پس از پخش پیام امام و رئیسجمهوری، حجتالاسلام حسنی دادستان انقلاب، درباره مسائل جاری مملکت و وحدت و اتحاد علیه امپریالیسم و نیز توطئههای پشت پرده عناصر بیگانه سخن گفت و دانشجویان را به تعهد در استقلال میهن تشویق کرد. (1)
در سمنان، به گزارش خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی «هزاران نفر از طبقات مختلف مردم سمنان به دعوت جامعه روحانیت سمنان جهت تخلیه دفاتر گروهها در مدارس عالی بهداشت و تکنولوژی سمنان دست به راهپیمایی زدند. راهپیمایان ابتدا در مدرسه عالی بهداشت اجتماع کرده و روحانیت این شهر به نمایندگی ازطرف مردم سمنان دفتر جنبش اسلامی هدی وابسته به هواداران سازمان مجاهدین خلق را تخلیه نموده و این محل پس از تخلیه به رئیس مدرسه عالی تحویل داده شد. پس از آن مردم در مدرسه عالی تکنولوژی سمنان حضور یافته و دفاتر گروههای پیشگام، پیکار، مجاهدین خلق، فدائیان خلق توسط روحانیون شهر سمنان تخلیه گردید.» (2)
در قائمشهر، پرویز علیآبادی رئیس اداره آموزشوپرورش، پس از چهار ساعت مذاکره با رؤسای دبیرستانها، فرماندار و دادستان انقلاب اسلامی این شهر اعلام کرد: «اینجانب به کلیه گروههای سیاسی مستقر در مدارس شدیداً اخطار مینمایم که اگر حداکثر تا دو روز دیگر محل دفاتر خود را تخلیه نکنند و دست از تبلیغات غیراصولی خود در مدارس برندارند، روز پنجشنبه مورخ 4/2/1359 از مردم شریف و انقلابی قائمشهر برای فیصلهدادن به آن مسئله دعوت به عمل خواهد آمد.» (3)
در کرمانشاه، درگیریهای روز و شب گذشته، تا ساعت 3 بامداد امروز طول کشید و در آن 24 نفر مجروح شدند که 9 تن از آنان مأموران شهربانی بودند. سرهنگ صمیمی رئیس شهربانی کرمانشاه، در توضیح جزئیات این درگیریها گفت: «بهدنبال اوجگیری [درگیریها] در سطح خیابانهای کرمانشاه و حمله تعداد زیادی از مردم به مقر جنبش مجاهدین، مأمورین شهربانی با تمام قوا وارد عمل شدند و برای حفظ نظم و امنیت در سطح شهر از برخوردهای خونین، مقر جنبش مجاهدین را در حفاظت خود قرار دادند.» وی افزود: «با فعالیت شدید شبانه که تا ساعت 3 بامداد طول کشید، حدود 200 نفر از هواداران مجاهدین که داخل مقر باقی مانده بودند، با 3 سرویس کامیون شهربانی ابتدا به شهربانی و سپس دور از تهدید و مزاحمت مردم به خانههایشان انتقال داده شدند.» وی در پایان گفت: «دفتر حزب توده در کرمانشاه توسط گروهی تسخیر و مقر این حزب به آتش کشیده شده است.» (4)
در زاهدان، به گزارش شهربانی این شهر از ساعت 9:30، «عدهای حدود 6 هزار نفر بهمنظور پاکسازی دانشگاه و مدارس عالی درحالیکه پیشاپیش آنان جناب استاندار و دادستان انقلاب و روحانیون اهل تشیع و تسنن در حرکت بودند، از مسجد جامع بهطرف دانشسرای عالی شروع به راهپیمایی نمودند. در این محل با مذاکره [که] بین طرفین، صورت پذیرفت گروههای چپنما با کمال آرامش دفاتر خود را تحویل داده و جمعیت بدون درگیری بهطرف دانشگاه بلوچستان رهسپار
شدند.» (1)اما برخلاف دانشسرا در دانشگاه مزبور به گزارش استاندار، «گروههای مخالف از چند روز قبل نیروهای خود را متمرکز کرده و با سنگربندی درصدد مقاومت مسلحانه بودند، آنها از چند روز قبل میکوشیدند که این تصمیم مردم را به اختلاف شیعه و سنی و فارس و بلوچ بکشانند و حتی کوشیده بودند که گروهی از کارگران و قاچاقفروشان را با تبلیغات خاص با خود هماهنگ سازند.» (2)
بههرحال، در ساعت 12 درگیری شروع شد. (3)این درگیری ابتدا با سنگباران جمعیت از داخل دانشگاه و متقابلاً استفاده مردم از چوب و سنگ شروع (4)و به تیراندازی کشیده شد. (5)درگیری حدود یک ساعت ادامه یافت و موجب کشتهشدن یک نفر و مجروحشدن حدود 40 تن گردید. (6)مجروحان در بیمارستان دکتر محمد مصدق زاهدان تحت درمان قرار گرفتند و دانشگاه نیز دراختیار مردم قرار گرفت. (7)هرچند وضع تعدادی از زخمیها وخیم بود، ولی بیشتر آنها بهطور سرپایی معالجه و مرخص شدند. (8)ژاندارمری گزارش داد که در درگیری دانشگاه زاهدان، 150 نفر از دانشجویان وابسته به گروههای مختلف توسط مردم دستگیر و به مرکز سپاه پاسداران تحویل گردیدند، ولی بهعلت کمبود جا و مشکلات موجود ازلحاظ نگهداری آنها در مرکز سپاه مزبور، مأموران پاسدار با مراقبت کافی دوباره دستگیرشدگان را به ساختمان دانشگاه منتقل کردند و حفاظت داخلی دانشگاه به سپاهیان پاسدار و حفاظت قسمت خارجی دانشگاه به مأموران ژاندارمری محول شده است. (9)
در اهواز نیز حوادث امروز با خونریزی همراه بود. به گزارش بامداد، در فرصتی که برای تخلیه ستادهای گروهها
داده شده بود، بهغیراز دانشجویان پیشگام و پیکار، تمام گروههای سیاسی درون دانشگاه ستادهای خود را تخلیه کردند. در ساعت 2 بعدازظهر، پس از نماز و سخنرانی حجتالاسلام جنتی حاکم شرع، در چمن دانشگاه اهواز، گروههایی از مردم به ستاد دانشجویان در آمفیتئاتر دانشکده علوم حمله کرده که دانشجویان مستقر به این حمله پاسخ دادند. بعد از آن، براثر تیراندازی هوایی و زمینی دو طرف، عدهای کشته یا زخمی شدند. (10)دفتر سیاسی استانداری خوزستان تلفات درگیری دانشگاه جندیشاپور را «4 کشته و 90 زخمی که از این تعداد 20 نفر در بیمارستان شهر مداوا و مرخص و 40 نفر در بیمارستان بستری شدند»، گزارش کرد. (11)
ولی براساس آخرین خبر درگیری جندیشاپور، تعداد کشتهشدگان این درگیریها در اهواز 5 تن و تعداد مجروحان 98 تن بوده است. (12)
امروز آبادان نیز صحنه تشنج و درگیری بود، اما خسارات جانی به بار نیامد. به گزارش روزنامه انقلاب اسلامی، هزاران تن از مردم آبادان در اعتراض به اشغال مجدد دانشگاه نفت دست به راهپیمایی زدند. مردم آبادان پس از اجتماع در مسجد نو و مسجد موسیبنجعفر{ع} درحالیکه شعار میدادند، بهطرف دانشکده نفت حرکت کردند و پس از ورود به دانشکده نفت پلاکاردها و پوسترهای گروهها را پاره کردند. گروههای سیاسی که امروز، برای بار دوم دفاتر خود را در دانشکده نفت باز کرده بودند، با اطلاع از راهپیمایی مردم، دانشکده را ترک کردند و برخوردی رخ نداد، فقط 3 نفر از هواداران سازمانهای سیاسی به کمک مردم دستگیر شدند که 2 نفر از آنها هنگام دستگیری زخمی گردیدند. (13)
1) 150. سند شماره 040944 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 3/2/1359.
2) 151. سند شماره 041069 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استاندار سیستان و بلوچستان به بنیصدر، 3/2/1359.
3) 152. سند شماره 040860 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری، 2/2/1359.
4) 153. روزنامه کیهان، 3/2/1359، ص1.
5) 154. سند شماره 040879 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 به نزاجا، 2/2/1359.
6) 155. سند شماره 041069 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
7) 156. سند شماره 040860 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
8) 157. سند شماره 040879 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
9) 158. سند شماره 040923 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
10) 159. روزنامه بامداد، 3/2/1359، ص2.
11) 160. سند شماره 040874 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 به ژاندارمری، 2/2/1359.
12) 161. روزنامه انقلاب اسلامی، 3/2/1359، ص11.
13) 162. همان.
حوادث امروز دانشگاه گیلان نیز با ضایعات و تلفات انسانی همراه بود. این دانشگاه نیز جزء معدود مراکز آموزش عالی است که گروههای مسلح غیرقانونی هنوز حاضر به تخلیه ستادهای خود نشدهاند. این مواضع سرسختانه، نظیر خوزستان ناشیاز برداشت گروه های چپ مارکسیستی درخصوص موازنه قوای شهر و منطقه است که آنها نوعی صفآرایی
شدید را طراحی کردهاند.
دراینمیان، تعطیلی اکثر دانشگاهها و آزادبودن نیروهای هوادار دیگر نقاط برای کمک به معدود مراکز آموزشی باقیمانده نیز مزید بر علت است. در طرف مقابل {موافقان فعال نظام در شهر رشت} نیز وضعی مشابه حکمفرماست و موقعیت آنان با ورود هادی غفاری چهره معروف تظاهرات و راهپیماییهای قبل و بعد از انقلاب تقویت شده است. وجود چهرههای انقلابی باسابقه شهر چون کریمی {دادستان} و انصاری {استاندار} نیز که در سطح شهر شهرتی همچون هادی غفاری در سطح کشور دارند و در صف مقابل، وجود گروههای سرسختی مانند سازمان چریکهای فدایی خلق، حدت و شدت درگیریهای محتمل را یادآوری میکند.(1)براساس مجموعهای از گزارشهای مقامات مسئول و نیز خبرنگاران مطبوعات، حوادث امروز رشت، چنین بود: در اجتماع بزرگی که شب گذشته در مسجد کاسهفروشان در بازار رشت تشکیل شد، قرار شد صبح امروز بازار بهکلی تعطیل شود و مردم برای پاکسازی دانشگاه گیلان عازم آن محل شوند. در این اجتماع، دادستان، استاندار و حجتالاسلام هادی غفاری سخنرانی کردند. (2)روز گذشته نیز سپاه رشت پیامی خطاب به مردم مسلمان گیلان انتشار داد که در آن آمده بود: «مردم مسلمان و غیور رشت با آغاز انقلاب فرهنگی در دانشگاههای سراسر کشور وظیفه خطیر خود را در این برهه حساس از انقلاب شکوهمند اسلامی انجام دهید.» (3)
به این ترتیب صبح امروز، همزمان با دانشگاه تهران، حرکت عمومی وسیعی بهسوی دانشگاه گیلان شروع شد. به نوشته خبرنگار انقلاب اسلامی: «هادی غفاری در میدان شهرداری رشت سخنرانی کرد و پس از آن بیش از دهها
هزار نفر از مردم رشت بهسوی دانشگاه گیلان دست به راهپیمایی باشکوهی زدند.» (4)خبرنگار بامداد نیز درباره تحرکات امروز رشت نوشت: «بهدنبال اوجگیری مسئله دانشگاهها در سراسر ایران و آخرین ساعات تعیینشده برای تخلیه و جمعآوری ستادهای سیاسی و تبلیغاتی گروهها ازسوی شورای انقلاب و رئیسجمهوری پیش از ظهر، با
{حجتالاسلام هادی غفاری
با حضور وی موقعیت طرفداران نظام در رشت تقویت شده است. }
اطلاع قبلی و مصاحبه تلویزیونی انصاری استاندار گیلان و گروههایی از مردم درحالیکه استاندار گیلان در پیشاپیش آنان در حرکت بود برای دراختیارگرفتن دانشگاه گیلان بهسوی دانشگاه راهپیمایی کردند. همچنین عده کثیری از طبقات مختلف مردم بههمراهی حجتالاسلام هادی غفاری درحالیکه گروهی از جوانان با کفن در جلوی آنها حرکت میکردند با دادن شعارهای مختلف و تأیید پاکسازی دانشگاه و اطلاعیههای رئیسجمهوری و شورای انقلاب بهسوی دانشگاه گیلان حرکت کردند. در مقابل دانشگاه گیلان گروههای سیاسی مستقر در دانشگاه بههمراه هواداران خویش مانع از ورود راهپیمایان به دانشگاه شدند و درنتیجه زدوخوردهای شدیدی بین گروههای مخالف و موافق تخلیه دانشگاه درگرفت. در نخستین لحظات درگیری که با پرتاب سنگ همراه بود تعداد کثیری زخمی شدند که به بیمارستانهای مختلف رشت منتقل شدند. درگیری دانشگاه گیلان بیش از 4 ساعت به طول انجامید و در تیراندازیهای پراکندهای که صورت گرفت تعدادی مجروح به جای ماند. دو گروه مخالف و موافق تخلیه دانشگاه همچنین با چوب و چاقو به هم حملهور شدند که با امدادخواهی مقامات رسمی استان، سپاه پاسداران و نیروهای انتظامی برای جلوگیری از بروز اغتشاشات بیشتر در محل حاضر و برای پراکندهنمودن گروههای درگیر اقدام به تیراندازی هوایی کردند و گروههایی متفرق شدند.» (1)
در گزارش خبرنگار بامداد همچنین آمده است: «شهر رشت از صبح کاملاً تعطیل بود و درگیریهای پراکندهای در سطح شهر رخ داد و چندین کیوسک در نقاط مختلف شهر به آتش کشیده شد.» (2)گروههای چپ و ضدانقلاب که از چند روز قبل تدارک حمله با سلاح گرم و سرد را دیده بودند، مقابل دانشگاه بهسوی مردم تیراندازی کردند و به پرتاب سنگ مبادرت ورزیدند. حجتالاسلام هادی غفاری نیز مورد هجوم افراد چپ و ضدانقلاب قرار گرفت و با سنگ و چماق بهشدت مجروح و به بیمارستان منتقل شد. پس از آن، مردم با چوب و سنگ حملهور شدند و مخالفان که از ساعت 9 تا 3 بعدازظهر مقاومت کرده بودند، تسلیم و حدود 50 تن از آنان با کمک مردم دستگیر و به سپاه پاسداران تحویل داده شدند. مردم از دادگاه انقلاب اسلامی خواستار محاکمه و اعدام صحرایی کمونیستها شدند.
حجتالاسلام هادی غفاری پس از مداوا از بیمارستان عازم دانشگاه شد و ساعت 4 بعدازظهر در جمع مردم سخنرانی کرد و به افرادی که در خیابانها،دکههای فروش نشریات غیرمذهبی و اماکن فساد دایر کردهاند 24 ساعت مهلت داد که برای جمعکردن آنها اقدام کنند. وی همچنین از مردم خواست شب را در دانشگاه بمانند و محیط دانشگاه را ترک نکنند. (3)
هنگام عصر، درارتباطبا حوادث دانشگاه گیلان و بازداشت عدهای از دوطرف درگیر، گروهی در مقابل ستاد عملیاتی سپاه پاسداران رشت اجتماع کرده، خواستار آزادی زندانیان شدند. همچنین، گروهی از طبقات مختلف به حمایت از سپاه پاسداران به این محل آمدند و ابوالحسن کریمی دادستان انقلاب اسلامی گیلان، خطاب به حاضران گفت که شما مردم گیلان امروز کاری
بس ارزنده انجام دادید و ضدانقلاب را مجبور ساختید تا به درون سوراخهای خود بروند. وی گفت آنهاییکه بازداشت شدهاند عناصر شناختهشده و مخربی هستند که حتماً به سزای عمل خویش خواهند رسید. ما با شعار شهادت و با رهنمودهای امام امت به پیش خواهیم رفت و هر مانعی را درپیشبرد آرمانهای اسلامی درهم خواهیم کوبید. (1)
بهدلیل وخامت اوضاع در ساعت 8 شب، از دفتر ریاستجمهوری به دوزدوزانی فرمانده سپاه پاسداران، اعلام شد که از شورای تأمین رشت تلفنگرامی به ریاستجمهوری رسیده و در آن از ریاستجمهوری تقاضا شده است که برای اجرای مصوبات، اوامر لازم را به ستاد مشترک ابلاغ کنند. فرماندهی سپاه نیز پیام دفتر ریاستجمهوری را به سپاه رشت ابلاغ کرد. متن پیام چنین است: «تلفنگرام از رشت از شورای تأمین شهر متشکل از اعضای 1. رئیس شهربانی، 2. رئیس ژاندارمری، 3. استاندار، 4. فرماندار، 5. نماینده نیروی دریایی شمال، 6. روحانی، امامی کاشانی
موضوع: 1. مردم رشت با مشکلات زیادی توانستهاند تاحدودی وارد دانشگاه بشوند، در این جریان 5 شهید و مجروحان زیادی دادند، درگیری پیش آمده و دیگر مردم توان حفاظت دانشگاه را ندارند مثل اینکه همه نیروهای چپی
به رشت آمدهاند، داخل دانشگاه سنگربندی کردهاند و چندین کیوسک را آتش زدهاند، 1500 نفر از ضدانقلابیون دستگیر و زندانی شدهاند که بقیه افراد قصد فراریدادن آنها را دارند. 2. تصمیم شورای تأمین بر آن شده که از کادر نیروهای دریایی شمال برای حفاظت از دانشگاه و کنترل امور استفاده شود و طبق تصمیمات قبلی باید این امر بنا به ابلاغ ازطرف ستاد مشترک به فرمانده نیروی دریایی به اجرا گذاشته شود. 3. تقاضا دارند ریاستجمهوری اوامر لازم را به ستاد مشترک ابلاغ نمایند.» (2)
در ساعت 22:15 شب، با قطع اخبار سراسری سیمای جمهوری اسلامی ایران، انصاری استاندار گیلان همراه حجتالاسلام هادی غفاری و ابوالحسن کریمی دادستان انقلاب اسلامی گیلان بر صفحه تلویزیون گیلان ظاهر شدند و ضمن دادن توضیحاتی درباره حوادث رشت، مردم را از توطئههایی که در دست اقدام است آگاه کردند. انصاری استاندار گیلان، گفت چون گروههایی در سطح شهر به حرکت درآمدهاند و ما قصد نداریم نیروهای انتظامی را دخالت بدهیم همانطوریکه رئیسجمهوری کشور دستور دادهاند از مردم شریف گیلان تقاضا میکنیم به خیابانها بیایند و مانع از بهآتشکشیدن نهادهای انقلابی شوند. (3)
درواقع، قطع اخبار و حضور چهرههای مذکور و پیام مزبور نشاندهنده وخامت اوضاع و جدیت سرسختانه دو طرف در رسیدن به مقصود است که افزایش خسارات را درپی دارد. در گزارش شهربانی رشت آمار کشتهشدگان و مجروحان حادثه روز جاری به این شرح آمده است: «1. کشته 5 نفر که یک نفر زن و 4 نفر مرد میباشند. 2. تعداد مجروحین یکهزار {1000} نفر که اکثراً معالجه سرپایی و مرخص گردیدهاند و عدهای درحدود 30 نفر که حالشان وخیم است در بیمارستانهای این شهرستان بستری میباشند.» (4)اما در گزارش ناحیه ژاندارمری گیلان از
این واقعه آمده است: «تا ساعت 17 درگیری بین گروهها با تیراندازیهای پراکنده ادامه داشته درنتیجه با دستگیری تعدادی از افراد وضع دانشگاه نسبتاً آرام [است] لیکن با راهپیمایی بهعنوان شایعات حمله به سپاه پاسداران موجب گردید ناآرامی تا نیمهشب در رشت ادامه یابد.» (1)
دراینحال، گزارشهای دیگر نشان میدهد نگرانی از وسعت ناآرامیها و احتمال گسترش بیشتر آن بیمورد
نیست؛ ازجمله در گزارش ساعت 22:50 امروز شهربانی به وزارت کشور درباره وضع زندان شهربانی رشت آمده است: «برابر اعلام شهربانی رشت وضع زندان این شهربانی به نحوی است که بهعلت جریان آتشسوزی در گذشته بند محکومین و قسمتهای دیگر بهکلی ازبین رفته و درحالحاضر تحت تعمیر میباشد. کلیه زندانیان این شهربانی اعم از محکومین عادی و سیاسی و تحت قرار و معتادین که بالغ بر 360 نفر میباشند در 9 باب اتاق کوچک بهطور
غیراصولی نگهداری میشوند باتوجهبه درگیری روز جاری تاکنون 29 نفر از دستگیرشدگان برای نگهداری تحویل زندان شهربانی گردیدهاند. درحالحاضر این عده در حیاط زندان میباشند که با دادن شعار، سایر زندانیان را تحریک و به اغتشاش دعوت مینمایند و از طرفی برابر اطلاع معاون شهربانی که درحالحاضر، در کمیسیون شورای تأمین حضور دارد قرار است تعداد زیاد دیگری از دستگیرشدگان [را] از سپاه پاسداران مجدداً در شب جاری به زندان شهربانی تحویل نمایند.» همچنین بهدلیل «اینکه هیچگونه محلی برای نگهداری دستگیرشدگان موجود نیست و آسیبپذیری محل زندان با مشخصات بالا فوقالعاده زیاد است و ازطرفی برابر اخبار واصله و راهپیماییهایی که هماکنون در شهر ازطرف گروههای مخالف درحال انجام است، قرار است گروههای مذکور امشب به زندان شهربانی حمله نمایند. استدعا میشود دستور فرمائید ضمن تماس ازطرف وزارت کشور با مسئولین استان ترتیبی اتخاذ گردد تا آقای استاندار ضمن هماهنگی با پادگان نیروی دریایی در رشت یا بندر انزلی که بهاندازه کافی محل نگهداری برای دستگیرشدگان دارد نسبت به انتقال آنان به پادگانهای مذکور ظرف امشب اقدام نمایند. ضمناً این
پیشنهاد نیز به دادستان انقلاب و آقای استاندار قبلاً در شورای تأمین گردیده، ولی موافقت حاصل نشد.» (2)
همچنین گزارش ستاد عملیاتی شهربانی به وزارت کشور درمورد وضع بازداشتگاه شهربانی نمونه دیگری است که در آن آمده است: «تعداد 21 نفر طبق تصمیم مقامات استان تحویل دایره زندان شدند و از لحظه ورود مبادرت به دادن شعار مینمودند و با عنواننمودن عدم آزادی و اینکه چرا مورد عفو قرار نگرفتهاند از ساعت 23 روز 2/2/1359، ضمن شورش دستهجمعی بنای دادوفریاد و اخلال نظم را گذاشتند و با آتشزدن حمام مستعمل بازداشتگاه بهطرف در خروجی حمله [کردند] تا با شکستن در مبادرت به فرار نمایند. رئیس زندان جهت استماع سخنان آنها به داخل زندان رفت که وی را به گروگان گرفتند، ولی مأمورین با آموزش کامل و پرتاب گاز اشکآور و تیراندازی هوایی از شورش جلوگیری و فقط دست یک زندانی مجروح و از شورش و فرار زندانیها جلوگیری به عمل آمد.» (3)
1) 173. سند شماره 040947 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 3/2/1359.
2) 174. سند شماره 040871 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 2/2/1359.
3) 175. سند شماره 040930 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد عملیاتی شهربانی به وزارت کشور، 3/2/1359.
گروهها و جریانهای مختلف امروز هم به تناسب، به اعلام مواضع پرداختهاند. نکته قابلتوجه این است که کلیه گروههای مخالف نظام در اعلام مخالفت خود با امپریالیسم و نسبتدادن سازش یا همدستی با امپریالیسم بهطرف مقابل خویش، یعنی نظام و هواداران آن اشتراک عمل دارند. برخی نیز هشدار دادهاند که اقدامات اخیر به نفع امریکاست و برخی نیز دگرگونی نظام آموزشی موجود را بهکلی از برخورد با گروهها و ستادهای آنان جدا کردهاند. درهرحال، مهمترین مواضع اعلامشده جریانهای گوناگون ظرف امروز چنین است:
سازمان مجاهدین خلق: این سازمان با تأکید مکرر بر «راه مجاهدین، راه خونبار حنیفنژادها، بدیعزادگانها و محسنها...» بهعنوان "تنها راه رهایی" هواداران اذعان کرد که گروهی محارب و برانداز است نه یک گروه سیاسی
ذیل نظام، اما درعینحال بهمنظور گرفتن زمان برای آمادگی و کوشش برای خنثیکردن اشکالی که پیدرپی در افکارعمومی مطرح میشود مبنیبر اینکه اگر مجاهدین یک گروه سیاسی و نه در فکر براندازی است، چرا سلاحهای دراختیار خود را تحویل نمیدهد؛ به مناسبتهای مختلف اینگونه عبارات را نیز به کار گرفت: «بار دیگر بر غیرمسلحبودن تمام دفاترمان در سراسر کشور تأکید نموده و مقامات مسئول را همچنان به هرگونه تحقیق و بازدید مجاز میدانیم. بنابراین امیدواریم که مقامات مسئول بهویژه مسئولان انتظامی کشور هشدار حاضر را بهمنظور خنثی کردن هرگونه تشنج و درگیری و خونریزی جدی تلقی کنند و در همینجا از رادیو تلویزیون نیز تقاضا میکنیم، تا چنانچه خواستار آرامش و عقیمماندن توطئهها است به قرائت اعلامیه حاضر در اولین فرصت مبادرت ورزد.» (1)
راه کارگر: «باتوجهبه شرایط موجود در ساعت 5 بامداد 2/2/1359 به مقاومت خویش در دانشگاه پایان داده و در این ساعت با ترک دفتر دانشجویان هوادار راه کارگر اعلام داشتیم که مبارزه خویش را در سنگرهای دیگر ادامه خواهیم داد.» (2)
اتحادیه کمونیستهای ایران: این اتحادیه نیز در شماره امروز نشریه حقیقت ارگان این گروه تعطیلی و پاکسازی دانشگاهها را توطئه آمیز ذکر کرد. (3)
حزب توده با عنوان "ما در دام نمیافتیم": «... وطن در خطر است! ... انقلاب ایران در خطر است... جنایتپیشگان تاریخ هرگز در بردهساختن خلقها و کشتار مبارزان آنها را به صاحبان عقاید و مسلکهای مختلف تقسیم نکردهاند، جباران خونآشام تاریخ، نه در شیلی نه در اندونزی، نه در ایران بعد از کودتای 28 مرداد و نه در هیچجای دیگر، قربانیان خود را با هیچ انگی و نشانهای به صفوف مختلف تقسیم نکردهاند.» (4)
این حزب در ادامه ضمن محکومکردن حوادث دانشگاه و به آتش کشیده شدن دفاتر احزاب و گروهها تحتعنوان «تشنج و درگیری در دانشگاه و خارج از دانشگاه بهسود ضدانقلاب است»، افزود: «در کنار گروهها و افراد صادق، ولی ناآگاه عوامل ضدانقلاب به خیابانها روی آوردند. ...
علیرغم نظر صریح شورای انقلاب و رئیسجمهور، دانشگاهها مورد حمله قرار گرفت و به دفاتر گروههای سیاسی در خارج از دانشگاهها حمله شد و شهرها از تشنج و درگیری انباشته شد. از سوی دیگر، گروههای ضدانقلابی چپنما نیز که خود در ایجاد محیط تحریکآمیز در دانشگاه سهم نمایان داشتند، با استفاده از این بهانه، با شعارهای ماورای انقلابی، «کمیته پایداری» تشکیل دادند «و جنگ با طبقه حاکمه» را توصیه کردند. ... و عرصه هیجان و خروش از مقابل لانه جاسوسی امریکا به مقابل دانشگاه انتقال یافت.» (1)
حزب ملت ایران: «دگرگونی در نظام آموزش عالی یک ضرورت است و نیز ساختمانها و وسایل کار دانشگاهها بهعنوان دارایی ملت باید برای پیشرفت آموزش مورد بهرهبرداری قرار گیرد، یادآور شده است که برای انجام چنین کاری احتیاج به بسیج همگانی و نیروکشی نیست و مسئولان دانشگاهها و مدارس عالی میتوانند دشواریهای احتمالی را از میان بردارند.»
این حزب ضمن اعلام مخالفت با تعطیلی مراکز آموزش عالی برای درازمدت افزود: «امروز ایران با دسیسههای گوناگون دشمن روبه رو میباشد و همچنانکه یکتا رهبر انقلاب امام خمینی همواره گفته است وحدت پایبندان نگهداشت همه دستاوردهای ملت ماست، اکنون چندپارچگی در میان شما دانشجویان که پیوسته پیشقراول پیکارهای میهنی بودهاید دورنمای نگرانکنندهای را دربرابر دیدگان همه وفاداران راه انقلاب قرار داده است. بیایید یک بار دیگر برای زندهداشت وحدت عمل انقلابی خود همه با هم کوشش کنید و برای همیشه نفاقافکنان را به ورطه نومیدی بیفکنیم.» (2)
شاخه دانشجویی حزب جمهوری اسلامی: «ضرورت انقلاب فرهنگی انکارناپذیر است و هرچه زودتر باید نظام ضدتوحیدی دانشگاهها به نظام اسلامی تغییر یابد. زیرا تأخیری که تاکنون در انجام این رسالت بزرگ صورت گرفته، ضربات سهمگینی به انقلاب اسلامی ما وارد نموده و خواهد نمود.» (3)این تشکل دانشجویی همچنین ضرورت انقلاب فرهنگی را در هر انقلابی بدیهی شمرده و افزوده است: انقلاب اسلامی ایران که از فرهنگ اسلامی نشئت میگیرد و باعث تغییر نظام حکومتی به جمهوری اسلامی گردید، لزوم انقلاب فرهنگی را نیز در کلیه نهادها ایجاب میکند. بنا به این ضرورت ما نیز تقاضای گروهی از استادان مسلمان دانشگاههای ایران را از امام، تأیید و تکرار میکنیم و از حضور امام بزرگوارمان استدعا داریم که به این ندای استادان مسلمان دانشگاهها و دانشجویان متعهد و مسلمان هرچه سریعتر پاسخ فرمایند و شخصیتهای اسلامی و دانشگاهی را برای تشکیل شورای انقلاب فرهنگی، معرفی کنند. (4)
جریان وابسته به بنیصدر: این جریان در سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی با عنوان "توطئه" حزب جمهوری اسلامی را متهم به رودررویی با بنیصدر کرده و مدعی شد: «قصد این بوده است که دانشگاه را تعطیل و موج تعطیل را به همهجا بکشانند و به این ترتیب به بنیصدر رئیسجمهور منتخب مردم، ضربه وارد کرده، وی را در مقابل افکارعمومی ناتوان از اداره کشور جلوه دهند و برای این کار، پارهای عوامل حزب جمهوری اسلامی هرجا میتوانند با کینه و
بغض شدید علیه بنیصدر به تبلیغات مخرب میپردازند و کوشش میکنند خود را طرفدار انجمنهای اسلامی جلوه داده و آنها را نیز به مخالفت با بنیصدر بکشانند. همهجا القا میکنند که مسئولیت همه اشتباهات و نارسائیهای گذشته و حال به گردن بنیصدر است! چراکه مسئول اجرائی کشور و رئیس شورای انقلاب است!...» (1)
روزنامه فرانس سوار {چاپ پاریس}، در شماره امروز خود گزارشی درج کرد که در آن تلقی نسبتاً رایجی از صفبندی کنونی و عملکرد جناحهای حکومتی درباره مسئله گروگانهای امریکایی در ایران را بازگو میکند. در این گزارش آمده است: «جمعه شب [29/1/1359]، صادق قطبزاده وزیر امورخارجه ایران، در سفر خصوصی خود به پاریس وارد منزل، هکتور ویلالون میشود. ویلالون یک قاضی آرژانتینی است که چند ماه پیش نقش حساسی در تماسهای پنهانی واشنگتن با تهران داشته است. چند ماه پیش نیز در همین منزل، هامیلتون جردن مشاور خصوصی کارتر، طی یک سفر ناشناس و با تغییر قیافه با همین صادق قطبزاده ملاقات کرد.» عصر روز شنبه {30/1/1359}، هکتور ویلالون چند ساعت پس از خروج قطبزاده، برای اولینبار یک روزنامهنگار را به حضور پذیرفت. ویلالون توضیح داد که «از 25 سال پیش کار دفاع از حقوق بشر را به عهده دارم. من اکثر رهبران فعلی ایران را هنگامیکه در پاریس تبعید بودند میشناسم، لذا طبیعی است که دولت ایران حل بحران فعلی ایران را به من و آقای بورگه محول کند. توسط ما بود که کمیسیون حقوق بشر شکل گرفت، اما ما از این هم فراتر رفتهایم و موفق شدهایم طرحی جهانی را برای این بحران ارائه دهیم. این طرح رضایت دو طرف دعوی را به خود جلب کرده است. آقای بنیصدر رئیسجمهور، نسخه رسمی این طرح را سه روز پیش به اطلاع 9 کشور اروپایی رسانید.» ویلالون سپس با اشاره به نقش حساسی که ژیسکار دستن از این به بعد در اجرای این طرح خواهد داشت، افزود: «نقش دستن حتی پس از ملاقاتم با قطبزاده نیز احساس میشود.»
خبرنگار از ویلالون پرسید: «پس چرا چنین طرحی که مورد توافق دو طرف هست، به یک راهحل منجر نشده است؟» ویلالون جواب داد: «نیروهایی در ایران وجود دارد که بهطور خستگیناپذیری علیه هرگونه نقشه صلح و برقراری نظم دست به اقدام میزنند.
این موضوع را من نمیگویم،بلکه دبیرکل حزب کمونیست ایران {توده} میگوید. خود این شخص بهعنوان بزرگترین تحریککننده که آماده است کشورش را به جنگ بکشاند، درآمده است، اما او تنها نیست اکثر رهبران کمونیست چندین کشور ازجمله فرانسه تا امروز سعی کردهاند از حزب کمونیست ایران پشتیبانی کنند. همینها هستند که تلاشهای کمیسیون سازمان ملل را عقیم گذاشتند. باوجوداین یک موضوع امیدوارکننده است و آن این است که 5 دقیقه بعد از اعلام پرزیدنت کارتر مبنیبر قطع روابط دیپلماتیک، ما [را] از هر دو طرف مأمور رسیدگی به مذاکرات
1) 184. روزنامه انقلاب اسلامی، 2/2/1359، صص 1 و 12.
میکنند. باید به هرقیمتی که شده از جنونی که ممکن است کارتر را وادار کند دست به خطای تأسفآور بزند اجتناب کرد. خطایی که درنهایت به نفع حزب کمونیست توده و برای صلح خلیجفارس مصیبتبار است.» (1)
ضمیمه گزارش30: نمونهای از چالشهای رابطه حسنه ایران و لیبی در صفبندی کنونی منطقه، قرارگرفتن لیبی و ایران در جبههای واحد علیه امریکا وجهی طبیعی برای نقش ملی ایران بعد از انقلاب است، اما بعضی رفتارها و گرایشها از سران لیبی، اصولیبودن و مکتبیبودن این رابطه را زیر سؤال میبرد و باعث میشود که در داخل ایران مخالفان این ارتباط نزدیک فعال باشند. گذشته از قضیه ناپدیدشدن امام موسی صدر که ازنظر بعضی، جنایت نابخشودنی رهبر لیبی محسوب میشود، برخی گرایشهای «عربگرایانه» از لیبی نیز در همین خصوص قابلذکر است. شماره امروز روزنامه انقلاب اسلامی مصاحبهای از کاردار لیبی در تهران درج کرده است که این رابطه حسنه و نیز نوعی چالش جنبی آن را نشان میدهد. به نوشته این روزنامه کاردار لیبی اعلام کرد: «مردم لیبی در این شرایط حساس به مردم ایران میپیوندند و همکاری و همبستگی کامل خود را با دولت و ملت ایران علیه امپریالیسم جهانخوار و ریشهکن شدن این دژخیم در کشور شما اعلام میدارد. در کنفرانس جبهه پایداری که متشکل از 5 کشور الجزایر، لیبی، سوریه، یمنجنوبی و فلسطین است این کشورها با هم متحد شده و هرگونه حمله علیه ایران را بهمثابه حمله علیه کشورهای خود میپندارند.
درمورد بحران ایران سه ماه پیش کشور لیبی پیشنهاد کرد تا کنفرانسی متشکل از کشورهای ایران، لیبی، الجزایر، سوریه و فلسطین برگزار شود و تاریخ برپایی این نشست مصادف با 15 مه یعنی روز اعلام موجودیت
دولت اسرائیل باشد و به نام کنفرانس آزادیبخش خوانده شود، ولی متأسفانه ازجانب دولت ایران هیچگونه تمایلی جهت تشکیل این کنفرانس ابراز نشد. ما علت این امر را از ملت ایران جویا میشویم. تشکیل این کنفرانس میتوانست اهداف بسیاری در بر داشته باشد، یکی آنکه موضع لیبی را علیه سادات تقویت میکرد. دیگر آنکه موضع ایران را علیه امپریالیسم امریکا مستحکم میساخت و سازمان آزادیبخش فلسطین را به لیبی نزدیکتر مینمود و همچنین الجزایر را در مقابل مراکش تقویت میکرد. {خبرنگار: احتمالاً سوریه، ایران را نیز علیه عراق تقویت مینمود.}...
امپریالیسم برای رسیدن به اهداف پلید خود مسائل مختلفی را در داخل و خارج کشور مطرح میکند متأسفانه برخی از مقامات ایرانی به شرایط حساسی که ایران دارد موضوعاتی از قبیل تملک جزایر خلیجفارس را مطرح میکنند چنین اظهاراتی ازجانب مقامات ایرانی بهجای آنکه مردم کشورها را برضد حکومتها تحریک کند، آنها را با حکومتها پیوند میدهد. بنابراین ما از دولت ایران تقاضا داریم از اظهار چنین موضوعاتی خودداری ورزند چراکه در این برهه از زمان تنها دشمن است که از موقعیت سوءاستفاده خواهد کرد.» (2)
ضمیمه گزارش32: نمونههایی از تبلیغات عراق علیه ایران همزمان با کوبیدن مسئولان رژیم بعث عراق بر طبل جنگ، رسانههای تبلیغاتی این کشور نیز با شدت با این کینهتوزی همراه شدهاند. در ساعت 11 امروز، گفتوگوهای زیر در بخش فارسی رادیو بغداد پخش شد:
«قیام کن، ملت ایران بهپاخیز، روز رستاخیز است، ای سیستان و بلوچستان فقرزده و ای کپرنشینان فقیر اهواز، ای ترکمنصحرای جرجانی و توماج و واحدی و مختوم به پاخیز، ای تهران ای دربرگیرنده شصتهزار شهید و صد هزار معلول بهپاخیز! ای زحمکتشان ملت ایران بهپاخیزید. این رژیم... را درهم بکوبید و بار دیگر به مردم دنیا ثابت کنید که خلقهای ایران زیر بار دیکتاتوری... جدید... کمر خم نمیکند. پیروز باد مبارزات پیگیر خلقهای ایران.» (3)
«روحانیون متعهد! وظیفه شماست که جنایات رژیم... را فاش سازید سکوت بر این جنایت و آدمکشیها به معنای شریکبودن و صحهگذاشتن بر این جنایات است. خمینی انقلاب خونین خلقهای زحمتکش ایران را
منحرف ساخت. سکوت دربرابر فجایع و جنایات و... خیانت به اسلام و خیانت به خون شهدای گلگونکفن است....» (4)
1) 185. وزارت ارشاد و فرهنگ ملی، نشریه بررسی روزانه مطبوعات جهان، 9/2/1359، صص 15 14، به نقل از فرانس سوار {چاپ پاریس}، 22 آوریل 1980 {2/2/1359}.
2) 186. روزنامه انقلاب اسلامی، 2/2/1359، ص4.
3) 187. خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 33، 3/2/1359، ص18، بخش فارسی رادیو بغداد، 2/2/1359.
4) 188. همان، ص20، بخش فارسی رادیو بغداد، 2/2/1359.
«افسران و سربازان میهنپرست ایرانی، رژیم... خمینی بهجای اینکه عوامل شاه را از صفوف ارتش بیرون کند دست به تصفیه عناصر میهنپرست زده است با اعلام همبستگی با دانشجویان مبارز و کارگران زحمتکش و دهقانان پابرهنه و گرسنه خاطر خسرو روزبهها و سروان احمدزادهها را زنده سازید و یکدل و یکجان دوشبهدوش توده های زحمتکش علیه رژیم... قیام کنید لولههای تفنگ خود را بهجای سینه برادران دانشجو به سینه عمال جدید امپریالیسم امریکا نشانه روید و بمبهای هواپیماهای خود را بهجای کردستان و آذربایجان و ترکمنصحرا و بلوچستان و اهواز به سر نوکران جدید امریکا فروریزید.
فارغالتحصیلان و کارگران گرسنه و بیکار، ای همه بیکاران که رژیم... شما را از هستی ساقط کرده با دانشجویان این مدافعان راستین این پیشگامان جنبش رهاییبخش خلقهای ایران همصدا شده دست به راهپیمایی و تحصن علیه عملیات قتل و کشتار و دستگیری دانشجویان بزنید این دانشجویان در راه حقوق حقه شما زحمتکشان شهید میدهند، مجروح میشوند و روانه سیاهچالها میشوند.» (1)
افراط در نشاندادن دشمنی با ایران و بهخصوص بهکاربردن عبارات بهشدت کینهتوزانه، سراسر فحش و ناسزا و استمرار حرکت در این راه، هرچند تبلیغات عراق را کمتأثیر میکند، اما نشانه عزم جدی سران دولت عراق در دشمنی با ایران است. در همین برنامه گوینده رادیوی مزبور مدعی شد که از نماینده مجلس ایران نامهای دریافت کرده است. در متنی که بهعنوان این نامه تنظیم شده، آنقدر در دشمنی با ایران و تمجید از عراق افراط شده که بهکلی آن را به یک نوشته بیاثر و مضحک تبدیل کرده است. (2)
ضمیمه گزارش38: متن کامل اطلاعیه ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران
متن کامل اطلاعیه ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی که درباره حوادث سنندج و تقاضای غیررسمی آتشبس ازسوی طرف مقابل صادر شد، به این شرح است:
«بسمهتعالی
در این ایام که درنتیجه آگاهییافتن مردم وطن ما نقاب مزدوری از چهره مهرههای بیارزش سازمان امریکایی سیا، عمال جیرهخوار امپریالیسم برداشته شده است و مردم شرافتمند و وطنپرست کردستان به ماهیت کثیف و خائنانه سرکردگان افراد مسلح پی بردهاند و از این پس از تهدیدهای این مهرههای بیاراده وحشتی احساس نمیکنند و با درک ماهیت ضدملی آنها روی از این گروه برتافتهاند و افراد مسلح جنایتکار در سنندج با تنفر فزاینده مردم روبهرو شدهاند اینک با توسل به وسایل مختلف تقاضای آتشبس ارائه میدهند و بار دیگر خواستار آتشبس شدهاند.
ملت قهرمان ایران بهخوبی آگاه است که چندی قبل همین مزدوران خارجی تقاضا کردند که سپاه پاسداران انقلاب از سنندج خارج شوند و این درخواست پذیرفته شد مشروط بر اینکه هیچ فرد مسلحی در شهر رفتوآمد نکند. آنها تقبل کردند که مسلحانه در شهر حرکت نکنند و سپاهیان پاسدار سنندج را ترک گویند.
حال باید دید که چرا و با دستور کدام ارباب بیگانه پس از خروج سپاهیان پاسدار این مزدوران قول و تعهد خود را زیر پا گذاشته و به فاصله چند روز با اسلحه به شهر ریخته و بهاصطلاح خود دادگاه خلقی تشکیل دادند و همه روزه تحت عناوین مختلف با قلدری و زورگویی از پیشهوران و مردم نجیب شهر کلاشی و اخاذی نمودند. آیا این عمل مؤید این حقیقت نیست که این مهرههای بیاراده از خود اختیار و تصمیمی ندارند و مجبورند طبق دستورات خارجیها مزدوری کنند؟ آیا جز این است که هروقت اربابان خارجی آنها اراده کنند باید خواسته او را انجام دهند و هرچه به اینها دیکته میشود جبراً و قهراً انجام میدهند.
این گروه خودفروخته باید بداند که ملت آنها را شناخته است و این بار ملت و به تبعیت از خواست او واحدهای ارتش و سپاهیان پاسدار فریب نخواهند خورد و هنگامی آتشبس اعلام خواهد شد که کلیه افراد مسلح از شهر خارج شوند و هرگز با اسلحه به شهر رفتوآمد ننمایند.» (3)
ضمیمه گزارش41: گزارش چهار روزنامه انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، کیهان و نامه مردم از تجمع امروز دانشگاه تهران در توصیف تجمع امروز دانشگاه تهران، روزنامه انقلاب اسلامی ارگان طرفداران بنیصدر نوشت: «امروز صبح مردم مسلمان تهران بهسوی دانشگاه تهران روان شدند تا دانشگاه را از لوث بدخواهان و وابستگان سلطه شرق
و غرب پاک سازند و درجهت تحکیم انقلاب فرهنگی بار دیگر پیوند وحدت بین خود و رئیسجمهور منتخب خود را مستحکمتر سازند. ... متأسفانه به تحریک برخی عناصر ضدانقلاب که مسلماً در پوشش یک مسلمان دوآتشه هم عمل میکنند، مردم احساساتی کتابهای دستفروشهای کنار خیابان انقلاب را بهعنوان کتابهای کمونیستی به آتش کشیدند که متاسفانه کتابهای غیرکمونیستی اسلامی هم در میان آنان زیاد بود.» (1)
این روزنامه همچنین نوشت: «از شب گذشته، گروههای مخالف اسلام و ضدانقلاب سیمهای بلندگوها را قطع کرده بودند و به همین دلیل سخنرانی رئیسجمهور به تأخیر افتاد و رئیسجمهور در آغاز سخنرانی خود گفت، کسانی که خود را فدایی شما میدانند سیمهای بلندگوها را دیشب قطع کردهاند و شما را در رنج و ناراحتی قرار دادهاند.» (2)
روزنامه جمهوری اسلامی ارگان حزب جمهوری اسلامی نوشت: «بنابه دعوت قبلی بنیصدر، نزدیک به دو میلیون نفر از مردم تهران در مقابل دانشگاه اجتماع کردند و در این اجتماع رئیسجمهور سخنان مهمی ایراد کرد. مراسم قبل از ساعت 9 با حضور مردم آغاز شد و مردم قبل از ورود به دانشگاه با شعارهای مکرر خود، انقلاب فرهنگی اسلامی را مورد تأیید قرار داده و خواستار استقرار آن در محیطهای آموزشی بهخصوص دانشگاه شدند. بنا به گزارش خبرنگار ما در مراسم دیروز که عدهای از اعضای شورای انقلاب و وزیران نیز شرکت داشتند مردم شعارهای "تودهای، فدائی ما آمدیم کجایید؟"(3)"بنیصدر بنیصدر حمایتت میکنیم"؛ "بهگفته خمینی شورای انقلاب حمایتت میکنیم"؛ "نه شرقی، نه غربی دانشگاه اسلامی" بهطور مرتب تکرار میکردند... ابوالحسن بیصدر سخنان مهمی را دررابطهبا مسائل جاری کشور بیان کرد.» (4)
روزنامه کیهان هم در یک گزارش نوشت: «هماکنون که ساعت 9:30 بامداد است، گروههای مختلف مردم، کارگران، روحانیون، دانشآموزان و زنان درحال حرکت بهسوی دانشگاه هستند. گروهی از کارگران صنایع فلزی و کارخانجات دیگر درحالیکه لباسهای کار پوشیدهاند شعار میدهند و خواستار ایجاد دانشگاههای اسلامی هستند، به مقابل دانشگاه میروند گروهی از جمعیت درحالیکه دست میزنند شعارهای ضدچپی داده، میرقصند و یک عده شعار میدهند "بنیصدر، بنیصدر، حمایتت میکنیم".» (5)
کیهان همچنین در گزارش تجمع امروز نوشت: «بهدنبال اعلام دعوت رئیسجمهور از مردم برای حضور در دانشگاه، امروز تهران بهحالت نیمهتعطیل درآمد و از اوایل صبح، صدها هزار نفر از گروهها و طبقات مختلف مردم برای شنیدن سخنان رئیسجمهور بهطرف دانشگاه هجوم آوردند. امروز سرتاسر خیابان انقلاب، میدان امام حسین مملو از جمعیتی بود که بهطرف دانشگاه حرکت میکردند. در ساعت 9:15 دقیقه صبح، بنیصدر درحالیکه تنی چند از مقامات مملکتی ازجمله هاشمی رفسنجانی، معینفر، وزیر پست و تلگراف، دکتر چمران و شهردار تهران او را همراهی میکردند در میان استقبال بینظیر مردم با یک مینیبوس از در جنوبی دانشگاه محل برگزاری نماز جمعه وارد شد و سپس درهای دانشگاه به روی جمعیت مشتاقی که از صبح در مقابل دانشگاه اجتماع کرده بودند باز شد و مردم با فریاد و شعارهای "نه شرقی، نه غربی، دانشگاه اسلامی" و "خمینی، خمینی اطاعتت میکنیم"؛ "بنیصدر، بنیصدر حمایتت میکنیم"، تمام خیابانها و اطراف محوطه چمن دانشگاه را لبریز کردند. سخنرانی بنیصدر،
بهجهت اینکه کابلهای برق و میکروفنها روز گذشته درپی درگیری دانشگاه از کار افتاده بود بهمدت یک ساعت به تعویق افتاد و سرانجام حدود ساعت 10 صبح، بنیصدر در میان ابراز احساسات جمعیت حاضر سخنان خود را آغاز کرد.» (6)
روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده نیز دراینباره نوشت: «بهدنبال تصمیم شورای انقلاب درباره تخلیه دفاتر گروههای سیاسی از دانشگاه که صورت گرفت صدها هزار نفر از مردم، خیابانهای اطراف دانشگاه و لانه جاسوسی را از آن خود کردند. طی این راهپیمایی شعارهای مختلفی علیه امریکا و فرهنگ استعماری و همچنین شعارهایی در تأیید رهبری انقلاب داده شد که ازجمله آنها چنین بود: "مرگ بر امریکا"؛ "مزدور امریکایی، از
1) 192. همان، ص1.
2) 193. همان، ص2.
3) * «منافق! فدائی! خلق اومده کجایی؟» از شعارهای رایج تجمعات ضد گروههایی که پسوند خلق داشتند، بوده است که گاهی اوقات با تغییراتی گروههای دیگر را نیز در برمیگرفت.
4) 194. روزنامه جمهوری اسلامی، 3/2/1359، ص12.
5) 195. روزنامه کیهان، 2/2/1359، ص12.
6) 196. همان، ص2.
داخل دانشگاه اخراج باید گردد"؛ "درود بر خمینی"؛ "فرهنگ استعماری نابود باید گردد". در دانشگاه آقای بنیصدر رئیسجمهور درارتباطبا مسائل دانشگاهی و نیز مسئله کردستان سخنرانی کرد و در پایان از مردم دعوت کرد برای پاسخگویی به توطئههای امریکا علیه انقلاب ایران، به مقابل لانه جاسوسی بروند. اجتماعکنندگان به دعوت رئیسجمهور بهطرف لانه جاسوسی روان شدند. در مقابل جاسوسخانه، حجتالاسلام خوئینیها سخنانی پیرامون وضع دانشگاهها و... ایراد کرد. پس از آن اجتماعکنندگان لانه جاسوسی را ترک گفتند.» (1)
1) 197. روزنامه نامه مردم، 3/2/1359، ص1.
اقدامات امریکا علیه ایران، امروز هم در دو سطح آشکار و پنهان ادامه یافت. در سطح آشکار و رسمی افزایش تدریجی فشارهای سیاسی و اقتصادی،همچنان جنبه اصلی اقدامات امریکا را تشکیل میدهد و اقدام نظامی به مراحل بعدی موکول میشود؛ در ایران نیز همین چشمانداز، اصلی و جدی تلقی میگردد. البته، متحدان امریکا نیز در این فضاسازی دخیلاند. اما در سطح پنهان و سری وضعیت کاملاً متفاوت است و سران امریکا درباره عملیاتی که در ساعات آینده علیه ایران شروع خواهد شد صحبت میکنند و به جوانب آن میاندیشند.
در سطح علنی، اعلام نهایی تصمیمات قطعی اتخاذشده در اجلاس وزیران امور خارجه کشورهای عضو بازار مشترک اروپا در لوکزامبورگ و نوع برخورد رسمی و تبلیغی امریکا با آن، مهمترین موضوعی است که میتوان از آن یاد کرد. در گزارش امروز رادیو امریکا درباره این اجلاس آمده است: «9 کشور عضو بازار مشترک اروپا به پشتیبانی از مساعی ایالات متحده امریکا درجهت تأمین آزادی گروگانها درزمینه اجرای طرحی از اقدامات دیپلماتیک و اقتصادی علیه ایران به توافق رسیدند و وزرای امور خارجه کشورهای عضو بازار مشترک در خاتمه اجلاسیه دوروزه خود در لوکزامبورگ تقلیل فوری تعداد کارکنان سفارتخانههای خود در ایران را اعلام کردند و مقرر داشتند که چنانچه تا هفدهم ماه مه [27/2/1359] زمان تشکیل جلسه آینده وزرای امور خارجه بازار مشترک اروپا، پیشرفت چشمگیری درزمینه آزادی گروگانهای امریکایی حاصل نشده باشد، به تحریم اقتصادی نیز مبادرت خواهند کرد. وزرای مزبور ضمن صدور دستور منع ارسال اسلحه به ایران تصمیم گرفتند که سفرای خود را جهت اعمال فشار برای رهایی گروگانها به ایران بازگشت دهند گو اینکه ممنوعیت خریداری نفت از ایران در برنامه بازار مشترک قرار ندارد معهذا شرکتهای نفتی اروپایی بهمثابه شرکتهای ژاپنی، از پرداخت اضافه بهای مورد درخواست ایران خودداری میکنند.» (1)
در گزارش رادیو لندن نیز درمورد تحریم اقتصادی ایران آمده است: «از هماکنون فروش
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 34، 4/2/1359، صص 12 و 13، بخش فارسی رادیو امریکا، 3/2/1359.
اسلحه و مهمات به ایران قطع شده و قرارداد بازرگانی تازهای با ایران بسته نخواهد شد. چنانچه این اقدامات نتیجه مطلوب به بار نیاورد کشورهای بازار مشترک اروپا در جلسه روز 17 ماه مه [27/2/1359] خود، که در ایتالیا تشکیل میشود، تصمیم خواهند گرفت که محدودیتهای اقتصادی کامل نسبت به ایران معمول دارند.» (1)
درزمینه چگونگی برخورد امریکا با این تصمیم، ساعت 7 صبح، رادیو امریکا اعلام کرد: «در واشنگتن مقامات کاخ سفید اظهار داشتند که دولت امریکا بهدقت و از نزدیک تصمیم کشورهای اروپای غربی را درمورد ایران بررسی خواهد کرد.» (2)اما در ساعت 20:30، این رادیو ضمن پخش گزارش مبسوطی دراینباره گفت: «جودی پاول منشی مطبوعاتی کاخ سفید، میگوید اقدام بعدی امریکا برای آزادساختن گروگانهای امریکایی در تهران به واکنش رژیم ایران نسبت به پیوستن متحدان غربی امریکا به تحریمهای اقتصادی و سیاسی علیه رژیم ایران بستگی دارد. برگر مخبر صدای امریکا از کاخ سفید، دراینباره چنین گزارش میدهد: منشی مطبوعاتی کاخ سفید در گفتوگو با خبرنگاران حاضر نشد اظهارنظر کند که آیا اقداماتی که متحدان امریکا علیه رژیم ایران اتخاذ کردهاند بهاندازه کافی شدید هست یا نه، اما جودی پاول گفت که امریکا احتمالاً تا چند هفته از اقدام نظامی علیه رژیم ایران خودداری خواهد کرد.» (3)گوینده رادیو امریکا سپس برای تأکید و جلبتوجه بیشتر به زمان تعیینشده {27/2/1359} اشاره کرد و براساس سخنان جودی پاول افزود: «به این ترتیب، هرگونه اقدام نظامی علیه رژیم ایران، برای یکسرهکردن تکلیف بحران ایران، تا حد زیادی منوط به این خواهد بود که رژیم ایران چه واکنشی نسبت به اقدامات متحدان امریکا نشان خواهد داد.» (4)
دراینحال، در ایران، آیتالله بهشتی قبلازظهر امروز در یک مصاحبه مطبوعاتی به سؤال خبرنگاران داخلی و خارجی پاسخ داد (5)و مطالبی را درباره مسائل ایران و امریکا بیان کرد. در بازتاب خارجی این نشست، رادیو عمان در بخش عربی خود اعلام کرد: «آیتالله بهشتی عضو شورای انقلاب ایران تأکید کرد مجازاتهای اقتصادی و سیاسی کشورهای عضو بازار مشترک و امریکا علیه ایران، کمکی به حل مشکل گروگانها نخواهد کرد. دکتر بهشتی طی یک کنفرانس مطبوعاتی اضافه کرد امریکا دراینزمینه با شکست و سرخوردگی روبهرو شده و میبایست کشورهای غربی از این سرخوردگی اندرز کافی میآموختند.» (6)
علاوهبراین، مطلب مندرج در روزنامه عصر کیهان، از نوع برداشت رایج در ایران حکایت میکند. این روزنامه در شماره امروز خود نوشت: کارتر در یک نطق تلویزیونی خاطرنشان ساخت اوضاع در ایران بدتر شده است. بافت حکومتی، اجتماعی و اقتصادی ایران بهسرعت رو به خرابی میرود. اگر فشارهای اقتصادی امریکا و متحدانش به خلاصی گروگانها منتهی نشود، چهبسا که اقدام نظامی قدم بعدی باشد. (7)
از سوی دیگر، در سطح پنهان و سری، دولت کارتر اقدامات مربوط به عملیات نجات را پیگیری میکرد. برژینسکی اعتراف کرده است که کارتر میکوشید با اقداماتی، ایرانیها را در غفلت قرار دهد و درعینحال، ازطرق مختلف به امریکاییهای مقیم ایران توصیه میشد که هرچه زودتر ایران را ترک کنند. (8)
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 34، 4/2/1359، صص 12 و 13، بخش فارسی رادیو لندن، 3/2/1359.
2) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 34، 4/2/1359، صص 12 و 13، بخش فارسی رادیو امریکا، 3/2/1359.
3) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 34، 4/2/1359، صص 12 و 13، بخش فارسی رادیو امریکا، 3/2/1359.
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 34، 4/2/1359، ص17، بخش فارسی رادیو امریکا، 3/2/1359.
5) روزنامه جمهوری اسلامی، 6/2/1359، ص6.
6) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 34، 4/2/1359، ص18، بخش عربی رادیو عمان، 3/2/1359.
7) روزنامه کیهان، 3/2/1359، ص4.
8) سایروس ونس، زبیگنیو برژینسکی، توطئه در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران: انتشارات هفته، 1362، ص196.
در ادامه همین روند و در شرایطی که فقط یک روز به تاریخ تعیینشده
برای اقدام نظامی امریکا علیه ایران باقی مانده است، در ساعت 11:30 صبح {بهوقت واشنگتن}(1)کارتر رئیسجمهور، والتر ماندیل، ترنر و برژینسکی دور میز کوچکی در باغ گل سرخ کاخ سفید(2)نشستند و آخرین مراحل این عملیات
را بررسی کردند. (3)برژینسکی درباره این جلسه در یادداشتهای خود نوشته است: «کارتر گفت فردا طبق معمول در دفتر خود در کاخ سفید خواهد بود، ولی از من خواست که در خارج از دفتر خود کارها را دنبال کنم و مرتباً با او در تماس باشم. ژنرال جونز هم میبایست عملیات را از مرکز فرماندهی نظامی ملی هدایت کند و رئیسجمهوری و مرا در جریان کارها بگذارد.» (4)برژینسکی افزوده است: «روز 23 آوریل، یک روز قبل از تاریخ تعیینشده برای عملیات نجات، کارتر تصمیم گرفت از حملات تلافیجویانه به هدفهای تعیینشده در جریان عملیات، خودداری شود. تصمیم او برایناساس بود که فکر میکرد دستزدن به چنین کاری به هدف اصلی ما لطمه خواهد زد و انعکاس بینالمللی آن به سود ما نخواهد بود.» (5)البته درصورت شکست عملیات، اقدامات تلافیجویانه پیشبینی شده بود. پیشنهاد برژینسکی در 4/1/1359 ارائه و در جلسه 26/1/1359 با شروطی پذیرفته شده بود که عدهای از ایرانیان به اسارت گرفته شوند و هنگام خروج آخرین هواپیما از خاک ایران آزاد گردند. (6)آخرین سفارش کارتر این بود که «به اعضای گروه تأکید کنیم از خونریزی و کشتار خودسرانه در جریان عملیات بپرهیزند.» (7)
در امریکا عصر امروز، اقدام نظامی علیه ایران قطعی شد. فعالترین مقام امریکایی در این اقدام، برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر، دراینباره آورده است: «عصر آن روز [23 آوریل 1980] در دفتر یادداشت روزهای خود نوشتم اولین مرحله عملیات، چهارده ساعت دیگر آغاز میشود. من احساس آرامش میکنم، هرچند میدانم که اگر این مأموریت با شکست مواجه شود، من بیشتر از هر
کارتر رئیسجمهور امریکا و زبیگنیو برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر که عامل اصلی تصمیمگیری و اجرای عملیات طبس بود.
1) * ساعت 8 شب بهوقت تهران.
2) ** به گفته برژینسکی علت تشکیل این جلسه در چنین مکانی رعایت حفاظت حتی درمورد اصل تشکیل جلسه شورای امنیت ملی بود. ولو با مخفیماندن مطالب، حتی نباید کسی متوجه میشد که این شورا بهطور مرتب تشکیل جلسه میدهد.
3) سایروس ونس، زبیگنیو برژینسکی، توطئه در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران: انتشارات هفته، 1362، صص 196 و 197.
4) سایروس ونس، زبیگنیو برژینسکی، توطئه در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران: انتشارات هفته، 1362، صص 196 و 197.
5) سایروس ونس، زبیگنیو برژینسکی، توطئه در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران: انتشارات هفته، 1362، ص196.
6) سایروس ونس، زبیگنیو برژینسکی، توطئه در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران: انتشارات هفته، 1362، صص 192 و 193.
7) سایروس ونس، زبیگنیو برژینسکی، توطئه در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران: انتشارات هفته، 1362، ص196.
کس دیگری بهخاطر آن مورد سرزنش قرار خواهم گرفت، ولی خود را برای هر پیشامدی آماده کردهام، اگر این کار با موفقیت انجام شود امریکا یکبار دیگر زور بازوی خود را نشان خواهد داد. چیزی که بیست سال است به آن احتیاج دارد.»(1)(2)
در این گزارش آمده است: یک متخصص سیا در امور ایران در مصاحبهای مطبوعاتی طرح ضربتی آزادکردن گروگانها را با عملیات کماندویی تشریح کرد. براساس گزارش خبرگزاری فرانسه از واشنگتن، مایلز کوپلند متخصص سابق سیا در امور ایران، اعلام کرد امریکا قادر است دست به اقدامات غافلگیرکننده برای آزادی گروگانهای امریکایی که نزدیک به شش ماه از توقیفشان میگذرد بزند. کوپلند تأکید کرد برخلاف عملیات انتبه اسرائیلیها در اوگاندا، این عملیات بهنحوی انجام خواهد شد که تصور شود حملهکنندگان ایرانی هستند. (3)به گفته کوپلند گروههای کماندویی که برای آزادی گروگانها مأموریت خواهند یافت از دو دسته تشکیل شدهاند: دسته اول از ایرانیان طرفدار امریکا استخدام میشوند و آنها ازجمله نظامیانی خواهند بود که در امریکا آموزش دیدهاند. آنها خود را در جمع محافظان سفارت قرار میدهند و در سازمان نظارت بر گروگانها اختلال به وجود میآورند. دسته دوم، درحالیکه لباس متحدالشکل ارتش ایران را بر تن خواهند داشت، پس از اینکه دسته نخست به داخل سفارت راه یافت، وارد عمل خواهد شد. این کماندوها از گازهایی استفاده خواهند کرد که میتواند انسان و حیوان را برای یک مدت مشخصی تا شعاع دویست متر در اطراف سفارت در خواب فرو ببرد. (4)به گفته کوپلند، نجات گروگانها بهوسیله سه هلیکوپتر بزرگ که به رنگهای ارتش ایران رنگآمیزی شده انجام میشود و این هلیکوپترها در یک پایگاه مخفی در اطراف تهران گروگانها را به یک هواپیما منتقل خواهند کرد. (5)
یادآوری میشود روز گذشته رادیو مسکو، که جهتگیری
ضدامریکایی دارد، از مصاحبه کوپلند با مطبوعات درباره این طرح گزارشی در برنامه فارسی خود پخش کرده بود. (6)همچنین مصاحبه کوپلند، در تعطیلات آخر هفته گذشته، در
چند روزنامه امریکایی منتشر شده است. مایلز کوپلند که در سالهای گذشته در مقام مشاور سیاسی بسیاری از رؤسای دولتهای افریقایی و غرب آسیا خدمت کرده است، تأکید کرده که بدون مشورت با سیا این مصاحبه را انجام داده است. (7)
1) * زمان نگارش این یادداشتها، اولین ساعات روز 4/2/1359 بهوقت ایران است. بهعبارتدیگر زمان دقیق شروع عملیات بعد از تاریکی هوا در روز بعد {بهوقت ایران} تعیین شده بود.
2) سایروس ونس، زبیگنیو برژینسکی، توطئه در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران: انتشارات هفته، 1362، ص197.
3) روزنامه بامداد، 3/2/1359، ص12.
4) روزنامه انقلاب اسلامی، 3/2/1359، ص12.
5) روزنامه انقلاب اسلامی، 3/2/1359، ص12.
6) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 33، 3/2/1359، ص5، بخش فارسی رادیو مسکو، 3/2/1359.
7) روزنامه بامداد، 3/2/1359، ص12.
مانع سعید العتیبه وزیر نفت امارات، در سخنرانی خود در مراسم افتتاح تأسیسات گاز طبیعی در جبلعلی با پرداختن به این مسئله، اعلام کرد: چنانچه ایران صادرات نفت خود را کاهش دهد، فدراسیون امارات بر میزان صادرات نفت خود به آلمان فدرال اضافه خواهد کرد. وی افزود: فدراسیون امارات اهمیت خاصی برای وحدت اروپا و قدرت آن قائل است و این دولت از دوستان خود در غرب حمایت خواهد کرد. بخش عربی رادیو کلن با پخش این خبر یادآوری کرد که وزیر نفت فدراسیون امارات هفته گذشته از پایتخت آلمان دیدن کرده و درخصوص عقد موافقتنامهها بهمنظور تولید سریع نفت و گاز طبیعی با مقامات آلمانغربی به توافق رسیده است. (1)
در همین زمینه، برخورد عربستان سعودی و دانمارک نیز قابلذکر است. به گزارش آسوشیتدپرس از کپنهاک، وزیر انرژی دانمارک اعلام کرد عربستان سعودی از اول ژوئن {یازدهم خرداد}، تحویل مستقیم سالانه یک میلیون تن نفت به این کشور را آغاز خواهد کرد. وی افزود: بهای متوسط هر بشکه نفت صادراتی عربستان سعودی حدود 26 دلار پیشبینی و موجب شده است دانمارک سالانه 19 تا 60 میلیون دلار در هزینههای
نفت وارداتی صرفهجویی
کند. وزیر انرژی دانمارک همچنین به امکان افزایش صادرات نفتی موضوع این قرارداد اشاره کرد. آسوشیتدپرس یادآوری کرد که این ترتیبات جدید مبنی بر
تحویل مستقیم نفت بدون دخالت کمپانیهای واسطه نفتی در سفر هفته جاری وزیر انرژی دانمارک به عربستان سعودی اتخاذ شده است. (2)
ژاپن نیز درصدد خنثیکردن آثار کاهش احتمالی عرضه نفت ایران برآمده است. رویتر دراینباره گزارش داد: ژاپن برای تضمین تداوم صدور نفت مکزیک به این کشور درصدد اعطای یک اعتبار یک میلیارد دلاری به آن کشور است. انتظار میرود ماسایوشی اوهیرا، که طبق برنامه قبلی قرار است در اوایل آوریل از مکزیک دیدن کند، پیشنهادهای مهمی درمورد طرحهای جاهطلبانه مکزیکیها که هدف آن تبدیل مکزیک به کشور عمده تولیدکننده فولاد است ارائه دهد و متقابلاً نخستوزیر ژاپن انتظار دارد که از مکزیک نفت بیشتری دریافت کند. منابع ژاپنی گفتند: اوهیرا علاقهمند است دیدار خود را از مکزیک با یک اعلامیه مشترک مبنیبر موافقت مکزیک با صدور روزانه 300 هزار بشکه نفت به ژاپن به پایان برساند، اما درعینحال امکان دارد این سفر فقط با موافقتنامهای مبنیبر یک تعهد بررسی صادرات مستقیم نفت مکزیک به ژاپن پایان یابد. مکزیک اخیراً با 25 هزار بشکه افزایش صادرات نفتی خود به ژاپن موافقت کرده و سطح آن را به یکصد هزار بشکه در روز رسانده است که از اوایل مهرماه عملی خواهد شد. (3)
دراینزمینه خبرگزاری رسمی عربستان سعودی به نقل از حبیب شطی دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی، گزارش داد: «کشورهای مسلمان با هرگونه تهدید و اعمال فشار مداخله و یا اعمال تحریم اقتصادی علیه کشور مسلمان ایران شدیداً
مخالف هستند.» بنا بر این گزارش، «حبیب شطی مراتب نگرانی خود را از احتمال اقدام نظامی امریکا علیه ایران درصورت عدم آزادی گروگانها ابراز داشت.» (1)
روز گذشته نیز شیخ عیسی بن سلمان آلخلیفه امیر بحرین، در مصاحبهای با روزنامه کویتی الانباء گفت که وی امیدوار است در ایران ثبات برقرار شود، زیرا تهدید یک کشور منطقه خلیجفارس، تهدیدی برای تمام این حوزه محسوب میشود. شیخ عیسی افزود: ما از برادرانمان بهخصوص در این زمان میخواهیم ملاقاتهایی در تمام سطوح برای رویارویی با خطرهایی که مردم منطقه را تهدید میکند داشته باشند. وی این خطرها را بهطور دقیق مشخص نکرد، ولی گفت خلیجفارس اینک بیش از هر زمان دیگری مورد حمله دشمنان قرار گرفته است. شیخ عیسی افزود: قول امریکا مبنیبر دفاع از منطقه بهدنبال اشغال افغانستان توسط شوروی را دخالت در امور داخلی خود تلقی میکند. (2)
در این میان، ملاحظات دیگری نیز مطرح است؛ ازجمله امروز یک سخنگوی وزارت امور خارجه اتریش گفت دولت متبوع وی درخواست امریکا برای شرکت در مجازاتهای اقتصادی علیه ایران را رد کرده است، زیرا این اقدام، بیطرفی اتریش را نقض خواهد کرد. این سخنگو افزود: اتریش معتقد است که برای آزادی گروگانهای امریکایی هرگونه تلاشی باید انجام شود، ولی بیطرفی اتریش مانع از آن میشود که در منازعه بین دو کشور جهتگیری کند. وی اظهار عقیده کرد که امتناع دولت اتریش از اعمال مجازاتها علیه ایران موجب تیرگی روابط امریکا با این دولت نخواهد شد. (3)
در ساعت 7 بامداد امروز، رادیو امریکا خبر داد: «ایران و اتحاد جماهیر شوروی موافقتنامه اقتصادی عمدهای را امضا کردهاند که بهموجب آن شوروی به صدور تجهیزات صنعتی و مواد غذایی به ایران اقدام خواهد کرد.» (4)شبهنگام در ساعت 21، رادیو مسکو اعلام کرد دراینباره سه روز قبل در تهران تصمیماتی اتخاذ شده است که هفته آینده، در مسکو این موضوع دنبال خواهد شد. این رادیو افزود: «مذاکرات کارشناسان شوروی و ایران پیرامون مسائل همکاری اقتصادی و فنی، بیستم آوریل در تهران به پایان رسید. طرفین طی پروتکلی که در پایان این مذاکرات امضا شد آمادگی خود را برای گسترش
روابط اقتصادی دو کشور تأیید کردند، درعینحال شرکتکنندگان در این مذاکرات پیشنویس پروتکل نهمین جلسه کمیسیون دائمی همکاری اقتصادی شوروی و ایران را پاراف کردند و خاطرنشان ساختند که این همکاری در آینده نیز در پایه اصول تأمین سود متقابل، دوستی، حسن همجواری، برابری و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر و احترام به حق حاکمیت یکدیگر توسعه خواهد یافت. در نظر است نهمین جلسه کمیسیون شوروی و ایران در پایان ماه مه سال جاری در مسکو برگزار شود.» (1)
خبر فوق از آن نظر که در خنثیکردن یا کاهش فشارهای اقتصادی امریکا به ایران میتواند مؤثر باشد، مورد توجه محافل امریکایی است. کارشناسان امریکایی معتقدند «گرچه محصولات شوروی ازنظر کیفیت نمیتواند به پای محصولات غرب برسد، ولی شوروی ازنظر تأمین مواد ضروری میتواند به ایران کمک نماید.» (2)
امروز مفسر رادیو امریکا در یک جمعبندی از مطالب مندرج در مطبوعات شوروی گفت: به نوشته مطبوعات این کشور، دولت شوروی و سایر کشورهای کمونیست آماده هستند مواد و لوازم مورد نیاز ایران را تأمین کرده و درصورت لزوم ازطریق راهآهن و راههای آبی و هوایی مرزی بین دو کشور این مواد را
درصورت بستهشدن یا مینگذاری بنادر ایران توسط امریکا به ایران برسانند. این رادیو همچنین سخنان یک مقام رسمی شوروی را به نقل از پراودا بازگو کرد که در آن تصریح شده است: از آنجا که شوروی و سایر کشورهای کمونیستی آماده کمک و همکاری با ایران هستند درصورت تحریم اقتصادی امریکا و متحدین غربی علیه ایران احتمالاً ضرر و زیان عمدهای به ایران وارد نخواهد شد. (3)
در همین زمینه، نیویورک تایمز مقالهای به قلم تئودور شاباد یک کارشناس امریکایی در امور اقتصادی شوروی درج کرد و ضمن اشاره به افزایش حجم بازرگانی شوروی با ایران نوشت: مقامات شوروی در راهآهن عمده بین دو کشور تغییراتی ایجاد میکنند که هدف آن تسریع در ارسال مواد و وسایل مختلف به ایران خواهد بود و مواد گوناگون مورد نیاز ازطریق دریای خزر یا ازطریق راهآهن سراسری سیبری و آسیای مرکزی به ایران خواهد رسید. به گفته شاباد، راه سیبری برای ارسال مواد ساخت ژاپن و دریای خزر برای ارسال مواد ساخت آلمان و سایر کشورهای اروپایی در نظر گرفته شده است. این کارشناس امریکایی به نقل از پراودا افزود: «درصورتیکه ژاپن و آلمان علیه ایران با امریکا در تحریم اقتصادی همکاری نمایند، شوروی از طرق دیگر وسایل عمده مورد نیاز ایران را فراهم خواهد کرد.» (4)
درباره بازتاب تحرکات جدید اقتصادی میان ایران و شوروی رادیو عمان به نقل از مطالب شماره امروز مجله میدل ایست اکونومیک دایجست اعلام کرد: راههای شوروی که قرار است بر روی ایران باز شود، این کشور را با بازارهای اروپای غربی و خاور دور مرتبط میسازد و محاصره دریایی امریکا را کاملاً خنثی میسازد. (5)رادیو صوت الجماهیر عراق نیز در بخش عربی عصر امروز خود، اعلام کرد: شب گذشته پروتکل قرارداد همکاریهای اقتصادی میان اتحاد جماهیر شوروی و ایران در تهران امضا شد. بهموجب این قرارداد شوروی مواد
غذایی و وسایل صنعتی را دراختیار ایران قرار میدهد و در مقابل ایران به شوروی گاز صادر خواهد کرد. (6)
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 34، 4/2/1359، ص14، بخش فارسی رادیو مسکو، 3/2/1359.
2) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 34، 4/2/1359، ص14، بخش فارسی رادیو صدای امریکا، 3/2/1359.
3) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 34، 4/2/1359، ص13، بخش فارسی رادیو صدای امریکا، 3/2/1359.
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 34، 4/2/1359، صص 13 و 14، بخش فارسی رادیو صدای امریکا، 3/2/1359.
5) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 34، 4/2/1359، ص19، بخش عربی رادیو عمان، 3/2/1359.
6) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 34، 4/2/1359، ص14، بخش عربی رادیو صوتالجماهیر، 3/2/1359.
درحالیکه جمهوری یمن به مرکزیت صنعا {یمنشمالی} رفتار و مواضع جانبدارانهای در قبال عراق بروز میدهد،(1)مواضع نیمه دیگر این کشور؛ یعنی جمهوری دمکراتیک خلق یمن به مرکزیت عدن {یمنجنوبی} در راستای حمایت از ایران قرار دارد. این کشور در بلوکبندی دوقطبی جهان، در بلوک شرق قرار دارد و در وضعیتی که تیرگی روابط ایران و امریکا و به تبع آن بلوک غرب تداوم دارد، بین جمهوری اسلامی ایران و این کشور امروز روابط دیپلماتیک برقرار گردید. به همین مناسبت، بیانیه مشترکی، همزمان در تهران و عدن انتشار یافت. در قسمتی از این بیانیه آمده است: «دولتین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری دمکراتیک خلق یمن اطمینان دارند که گسترش مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان دو دولت برادر تأثیر بارزی در ثبات و پیشرفت آنان و سایر کشورهای منطقه خواهد داشت و گام مهمی در راه مبارزه برای محو هرگونه سلطه خارجی در منطقه محسوب خواهد شد.» (2)
گذشته از ادامه سختگیریهای امنیتی داخلی در عراق، محدودیت جدیدی برای خارجیان مقیم این کشور در نظر گرفته شده که از امروز به اجرا گذاشته شده است.
اداره گذرنامه عراق در بخشنامهای به قسمتهای صدور گذرنامه کلیه استانهای این کشور ابلاغ کرد قبل از موافقت سازمان امنیت، حق صدور گذرنامه یا ویزای خارجی از عراق برای هیچیک از اشخاص عراقی یا خارجی را نخواهند داشت. (3)
خبرهایی که امروز به مجاری ذیربط واصل گردید همچنین حاکی است:
چند شب قبل، بین گروهی از مخالفان دولت عراق و مأموران امنیتی در خیابان منصور بغداد درگیری مسلحانه در گرفته که منجر به زخمیشدن چندین
نفر شده است. علاوهبراین، ظرف چند هفته گذشته، 91 نفر از روشنفکران و آزادیخواهان و مجاهدین مسلمان مخالف رژیم بعثی عراق در بغداد اعدام و جنازه آنها شبانه به نجف حمل و دفن شده است. (4)
از سوی دیگر، گزارشهای متعدد از داخل عراق از تعویضها و عزل و نصبهای چشمگیری در ردههای نیروی دریایی و نیروی هوایی این کشور حکایت دارد. از پادگانهای التاجی و ابوغریب بغداد نیز اغتشاش و عزل فرماندهان گزارش شده است. امروز واحد اطلاعات ژاندارمری ضمن گزارش موارد مذکور به دفتر ریاستجمهوری، افزوده است: «به نظر میرسد وقوع یک کودتای نظامی در عراق در پیش بوده [است].» (5)
دراینحال، برخی منابع از تحرکات مربوط به رفع حوائج عمومی شهری در مناطق دوردست هممرز با ایران، خبر میدهند. در یکی از گزارشهای ارسالی به مراکز ذیربط آمده است: «برابر خبر رسیده در تاریخ 5/1/1359 بهعلت حساسبودن منطقه قطعه (مقابل دیریفارم حوزه
1) * بهعنوان مثال اظهارنظر مقامات این کشور درباره سه جزیره ایرانی خلیجفارس در روزشمار 2/2/1359 کتاب حاضر آمده است.
2) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص8.
3) سند شماره 287248 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی 021 07{رکن2}، 3/2/1359.
4) سند شماره 287545 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به قرارگاه 19 07 {رکن2}، 3/2/1359.
5) سند شماره 033934 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 3/2/1359.
گروهان ژاندارمری آبادان) جریان برق عمومی را وصل نمودهاند و درحالحاضر کلیه ساکنین آن منطقه از مزایای برق و روشنایی بهرهمند شدهاند. در خبر رسیده آمده است برحسب حساسبودن منطقه، مسئولین امر اقدامات سریعی درمورد طرح کابل تلفن انجام [دادهاند] که حداکثر تا دو ماه دیگر خاتمه خواهد یافت و برای تسریع در کارهای اداری و ساکنین منطقه اداره پست دائر خواهد شد.» (1)
ادبیات دینی مورداستفاده در پیام مسعود بارزانی نشاندهنده توجه وی به شأن خاص امام خمینی و نیز جایگاه آیتالله صدر و جریان اسلامگرا در عراق میباشد. متن کامل این پیام چنین است: «حضور محترم رهبر جهان اسلام امام خمینی، جناب رئیسجمهوری اسلامی ایران، خانواده محترم شهید آیتالله حاج سیدمحمدباقر صدر انا لله و انا الیه راجعون.
شهادت آیتالله سیدمحمدباقر صدر ازطرف فاشیستهای رژیم عراق بزرگترین مصیبت است برای همه جهان اسلام مخصوصاً آن حضرت. به نام دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان عراق و رهبر انقلاب 26 مه 1976 کردستان عراق و به نام خودم مراتب تأسف و تسلیت خود را تقدیم مینمایم. این اولین ضربه و خیانتی نیست که امپریالیزم جهانی بهخصوص امپریالیسم امریکا و نوکرانش از رژیمهای مرتجع و فاشیستی منطقه که رژیم عراق وحشیترین و کثیفترین آنهاست نسبت به انقلاب اسلامی ایران و ملتهای آزادیخواه خاورمیانه [غرب آسیا] انجام میدهند. از خداوند متعال میخواهیم که این آخرین مصیبت برای آن حضرت باشد و شهادت آن مرحوم بزرگترین محرک و انگیزه برای تشدید مبارزه بیامان ملتهای کرد و عرب به رهبری احزاب سیاسی و ملی و اسلامی و دمکراتی عراق در جبههای ملی علیه رژیم فاشیست عراق و نابودی آن باشد. اطمینان داریم که بهشهادترساندن آن مرحوم و خواهر طیبهاش آخرین
مسعود بارزانی رهبر حزب دمکرات کردستان عراق، در پیامی به امام خمینی شهادت آیتالله صدر را تسلیت گفت.
1) سند شماره 287435 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی 07 {رکن2}، 3/2/1359.
نفس هایی است که رژیم مرتجع و شیطانی عراق میکشد. خداوند به همه، مخصوصاً آن حضرت و خانواده محترم شهید صبر و بردباری عنایت فرماید. والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته.
مسعود بارزانی رئیس حزب دمکرات کردستان عراق 3/2/1359» (1)
در پیام آیتالله گلپایگانی نیز ادبیات انقلابی بهکار
گرفتهشده جلبتوجه میکند که نشاندهنده اهمیت جایگاه انقلابی آیتالله
صدر و شدت زشتی اقدام رژیم عراق است. روزنامه انقلاب اسلامی در شماره امروز خود نوشت: این
بیانیه امشب {3/2/1359} ازسوی آیتاللهالعظمی حاج محمدرضا موسوی گلپایگانی صادر گردید. در این پیام آمده است: «رژیم بعثی عراق که در ضدیت با اسلام و پایمالساختن
حقوق مردم مسلمان و هتک و تعطیل حوزه علمیه هزارساله نجف اشرف و خدمت به اربابان بیگانه خود هر جنایت و عمل ضدانسانی را مرتکب میشود و همواره با روش مرموز خود صهیونیزم و اسرائیل را تأیید و از پشت به اسلام و ملت فلسطین خنجر میزند با قتل یکی از رشیدترین و برازندهترین فرزندان اسلام ابرقدرتهای جهانخوار و دشمنان اسلام و آزادی را از خود راضی ساخت و نفرین و لعنت نسلهای آینده را برای خود خرید. نام آیتالله
صدر که با آثار جاودان و خدمات بزرگش در تاریخ اسلام و علمای بزرگ و فداکار و مبارز زنده و پایدار است با نیل به افتخار شهادت جاودانتر گردید. ... این رژیم سفاک و خونخوار یعنی عراق است که همزمان با تحریم اقتصادی امریکای جهانخوار
علیه ایران و توطئههای آن شیطان بزرگ به هزاران زن و مرد مسلمان و صغیر و کبیر یورش برده و آنها را بهجرم اسلام و جرم ولایت اهل بیت با بیرحمی و قساوت از خانه و محل زندگی و کسب و کارشان بیرون کشیده و به بیابانهای اطراف مرز ایران میریزد. آن افراد و سازمانهای بهاصطلاح بینالمللی که اشغال لانه جاسوسی امریکا و گروگان گرفتن چند تن را دستاویز قرار داده و مرثیهخوانیها کردند و والدهایمها که به ایران سفر کرده و هیئت فرستاده و مدتی از وقت سازمان ملل را برای شکایت واهی امریکا معطل و ضایع کردند اگر راست میگویند و اگر ذرهای رحم و انصاف و عاطفه بشری دارند در داخل عراق پایمالشدن
حقوق و اصول انسانی را در مرزهای ایران، حال رقتبار هزاران راندهشده بیتقصیر را ببینند تا بفهمند قوانین بینالمللی
چگونه نقض شده است. ... معذلک
اطمینان داریم که این رژیم با این اعمال وحشیانه دیگر نمیتواند در منطقه عامل وحشت و سیاست ضداسلامی ابرقدرتهای شرق و غرب باشد و انقلاب کوبنده ملت
عراق علیه صدام با شدت ادامه خواهد یافت و او نخواهد توانست با کشتار علما و نویسندگان و مسلمانان بهپاخاسته، انقلاب ملت عراق را خاموش سازد و به خواست خداوند متعال بهزودی صدام سرنوشت شاه مخلوع را خواهد داشت و رهسپار راه او خواهد شد.» (2)
همچنین بهمنظور تقویت پاسگاهی خطوط مرزی عراق با ایران، امروز در دو کیلومتری پاسگاه دراجی آن کشور تعدادی از نظامیان عراقی بهوسیله شش دستگاه خودرو از زرباطیه به این محل منتقل و در آنجا مستقر شدند.(1)(2)
در توضیح و واکنش به چنین نقلوانتقالاتی، امروز گروهان ژاندارمری صالحآباد با ارسال گزارشی برای ناحیه ژاندارمری ایلام اعلام کرد: «کشور مقابل بهطور دائم درحال تقویت و احداث پاسگاه در نوار مرزی میباشد و سلاحهای پاسگاههای خودی در مقابل سلاحهای سنگین آنها قابلمقایسه نیست و نفربرهایشان همیشه درحال تردد میباشد و برای رفع این نقیصه تقاضای اعزام یک گردان ارتش جهت تقویت پاسگاههای آن گروهان را نموده است. با عرض مراتب، اراده عالی را دراینمورد ابلاغ نمایند.»(3)(4)
امروز همچنین گزارشی به دفتر نخستوزیری رسید که از تقویت مناطق مرزی عراق درحدود یک ماه قبل حکایت داشت. در گزارش ارسالی رکن دوم ژاندارمری آمده است: «در تاریخ 7/1/1359، ارتش عراق اقدام به استقرار موشکهای
زمینبهزمین و زمینبههوا بهطرف مرزهای ایران در منطقه تنومه
{مقابل حوزه گروهان ژاندارمری خرمشهر} و همچنین موشکهای زمینبههوا در اطراف پایگاه هوایی الشعیبه {از توابع بصره} نموده است.» (5)
در غرب کشور شب گذشته، مهاجمان یک اتومبیل سواری آریای سفید را در راه قصرشیرین به خسروی ربودند و سرنشینان آن را گروگان گرفتند. (6)
در ساعت 22:30 امشب نیز در منطقه چقاحمام در فاصله بین نفتشهر و خانلیلی، لوله نفت منفجر شد. (7)براثر این انفجار، لوله 8 اینچی نفت خام در کیلومتر 20 نفتشهر به قصرشیرین طعمه حریق گردید. (8)
در خانهشور در نزدیکی ازگله، بنا به گزارش عملیات غرب کشور، بین نیروهای ضدانقلاب و بعثیها از یک طرف و پیشمرگان مسلمان کرد و پاسداران از طرف دیگر، درگیری به وجود آمد که براثر آن یکی از پیشمرگان مسلمان کرد شهید شد و 2 نفر نیز مجروح شدند. (9)
دراینمیان، در نواحی مرزی قصرشیرین و سرپلذهاب، بیشترین احتمال حملات پراکنده
1) * ژاندارمری گزارش این نقلوانتقال را در تاریخ 15/2/1359 به دفتر ریاستجمهوری ارسال کرده است.
2) سند شماره 033972 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 15/2/1359.
3) * در تاریخ 15/2/1359 پاسخ این درخواست، به این شرح داده شد: «بازگشت به شماره 110277401 3/2/1359، مراتب به عرض فرماندهی ناحیه رسید. مقرر فرمودند برای ارتش فعلاً گماردن یک گردان در صالحآباد مقدور نیست.» [سند شماره 282841 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 05 ر3 به ف 1505 ر3، 13112577401، 15/2/1359]
4) سند شماره 283736 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 15 05 {رکن3} به 05 {رکن3}، 3/2/1359.
5) سند شماره 033933 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {رکن2} به دفتر نخستوزیر {معاونت امور انقلاب}، 3/2/1359.
6) روزنامه جمهوری اسلامی، 3/2/1359، ص4.
7) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص13.
8) سند شماره 40899 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه {مرکز فرماندهی}، 4/2/1359.
9) سند شماره 40893 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا {ستاد عملیات مشترک} به نزاجا {معاونت اطلاعات مدیریت عملیات}، 3/2/1359.
مهاجمان داخلی وجود دارد. در گزارشهای مختلف درخصوص تجمع مهاجمان به همراهی جاشهای عراقی و حمله ازطریق قریه بینکوره در نزدیکی هوشقوره در اطراف چهارکلا اردوگاه اکراد ایران(1)یا ازطریق مرز قورهتو(2)هشدار داده شده است. همچنین علائمی از تدارک حمله سوم به شهرستان قصرشیرین با هدف انهدام کارخانه برق و منبع آب گزارش شده است. (3)
در جنوب، گارد ساحلی و پاسگاه مرزی شلمچه از تردد عوامل عراق با پوشش مسافران کویتی اینگونه خبر داد: «لنجهای کویتی که وارد ایران میشوند جاسازیشده [هستند] و اکثر آنها با عراق همکاری دارند.» (4)
امروز همچنین دفتر سیاسی و انتظامی استانداری خوزستان در نامهای به دادستان انقلاب از دستگیری 3 تن از دستاندرکاران تحرکات ایذایی خبر داد. مطابق این نامه، چند روز قبل {ساعت 2:30 بامداد30/1/1359} مأموران پاسگاه سعدونی جمعی گروهان ژاندارمری خسروآباد، 3 فرد غیرنظامی به اسامی شاکر عنانی، سیدهاشم هاشمی و یاسین عنانی را دستگیر کردند که 2 قبضه کلت پارابلوم کالیبر9 میلیمتری و یک قبضه کلت اسپانیایی کالیبر9 میلیمتری بههمراه داشتند. همچنین 2 عدد نارنجک دستی با ماسوره در منزل شاکر عنانی واقع در نهر سعدونی کشف شد. در این نامه اضافه شده است: 2 نفر از این متهمان {شاکر و یاسین} قبلاً دررابطهبا انفجارات و پرتاب کوکتل مولوتف دستگیر و به دادگاه انقلاب اعزامشده بودند، ولی بعد آزاد شده بودند.(5)(6)
از سوی دیگر، حدود ساعت 11 امشب، حکم اعدام صادرشده از دادگاه انقلاب اسلامی دزفول، درباره یکی از عوامل انفجار لولههای نفت، اجرا شد. به نوشته روزنامه کیهان، این فرد صالح دباد نام داشت و به چندین فقره بمبگذاری در خط لولههای نفت در خوزستان، آموزش نظامی و خرابکاری در عراق، همچنین واردکردن سلاح غیرمجاز به کشور و خبرچینی به نفع دولت بیگانه متهم شده بود. (7)
امروز همچنین گزارشی از فعالیتهای ایذایی مسلحانه در خوزستان، در بخش فارسی رادیو بغداد پخش شد که خوزستان را "عربستان" و عوامل بمبگذاری و انفجار را "جوانان خلق عرب" خوانده و به وابستگی آنها به صدام حسین تصریح کرده است. متن گزارش به این شرح است: «جوانان خلق عرب در عربستان ایران عملیات قهرمانانه خود را علیه عمال و تأسیسات ضدمردمی [رژیم آیتالله] خمینی دنبال کردند. گروهی از جوانان خلق عرب در عربستان در ساختمان دادگاه آبادان
1) سند شماره 034018 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 3/3/1359.
2) سند شماره 40894 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا به نیروی زمینی ارتش، 3/2/1359.
3) سند شماره 276773 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از قصرشیرین به ناحیه 05، رونوشت تیپ3 زرهی ابوذر {رکن2}، 2/2/1359.
4) سند شماره 00585 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مرزبان خرمشهر به تهران {رکن3}، رونوشت لشکر92 زرهی اهواز گارد ساحلی، 3/2/1359.
5) * دفتر سیاسی انتظامی استانداری خوزستان چند روز بعد نامهای دیگر برای دادستانی ارسال و در آن با استناد به گزارش پاسگاه فرخپی جمعی گروهان خسروآباد اعلام کرد: «یکی از دستگیرشدگان به نام سیدهاشم هاشمی در تحقیقات اعتراف نموده که بهاتفاق حسین بهرامی و شاکر عنانی و سیدمحمد هاشمی در چند انفجار حوزه پاسگاه دخالت داشته و حسین بهرامی بهعنوان انتقامجویی از حاجی عبود قاوانی نساری بهاتفاق سیدمحمد هاشمی مقداری مواد منفجره در منزل وی مخفی کرده که بلافاصله مأمورین پاسگاه با راهنمایی متهمین به محل مراجعه و ضمن جستوجو مواد خمیری قالبی هر قالب به وزن 400 گرم 6 عدد؛ نارنجک دستی با فیوز به رنگ زیتونی ساخت شوروی یک عدد؛ مواد منفجره خمیر و خمیری لولهای 3 عدد؛ فیوز چاشنی 2 عدد؛ فشنگ کلت کالیبر9 ساخت اسپانیا 6 عدد کشف مینمایند.» [سند شماره 347492 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استانداری خوزستان به دادستان انقلاب اسلامی، 6/2/1359]
6) سند شماره 347498 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استانداری خوزستان به دادستان انقلاب اسلامی خوزستان، 3/2/1359.
7) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص13.
مینهایی کار گذاشتند که دراثر آن یکی
از پاسداران [آیتالله] خمینی کشته و 30 نفر دیگر زخمی شدند. همچنین گروه دیگری زیر یک جیپ نظامی در شهر اهواز مینهایی کار گذاشتند که دراثر انفجار جیپ مزبور ویران شد و 2 نفر از پاسداران بهشدت مجروح شدند. همچنین در شانزدهم ماه جاری [آوریل]، جوانان خلق عرب در عربستان ایران زیر لوله نفت واقع در منطقه شاهرود مینهایی کار گذاشته و دراثر انفجار، لوله نفت ویران شده و آتشسوزی عظیمی روی داد. هفته گذشته در شهر اهواز، تظاهراتی برپا شد که در آن جنبش تودهای عربی و سازمانهای عربی دیگر مخالف با سیاست ... ضدخلقی رژیم [آیتالله] خمینی شرکت داشتند. تظاهرکنندگان عکسهای رئیسجمهور صدام حسین را حمل کرده و شعارهای زندهباد صدام حسین را میدادند.» (1)
این پیام تحت سه عنوان "وضعیت"، "مأموریت" و "اجرا" تنظیم شده است. در بخش اول، به توضیح رفتار ضدانقلابیون به تحریک امپریالیسم جهانخوار در مناطق مختلف کشور بهویژه
کردستان و ضرورت تقویت و استقرار ارتش و پادگانهای نظامی در مناطق غربی برای دفاع از مرزهای کشور و بینتیجهماندن مذاکرات سیاسی هیئت ویژه پرداخته شده است. در بخش دوم، بر مأموریت نیروهای مسلح در اعمال حاکمیت ملی و استقرار امنیت در مناطق غربی کشور تأکید گردیده است و در بخش سوم، وظیفه نیروی زمینی ارتش تهیه طرح و اجرای آن و وظیفه نیروی هوایی پشتیبانی هوایی تعیین شده است. علاوهبراین،
از نیروهای ژاندارمری ناحیههای
آذربایجانغربی و کرمانشاه، همچنین هنگ سقز و دو گردان امداد، تحت کنترل عملیاتی نیروی زمینی قرار داده شدهاند. درمورد سپاه پاسداران نیز آمده است: «سپاه پاسداران انقلاب با
سرلشکر محمدهادی شادمهر رئیس ستاد مشترک ارتش و ابوالحسن بنیصدر فرمانده کل نیروهای مسلح
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 34، 4/2/1359، ص16، بخش فارسی رادیو بغداد، 3/2/1359.
استعدادی درحدود 4000 نفر تحت کنترل عملیاتی نیروی زمینی عمل خواهد کرد، جنگافزار سنگین مورد نیاز سپاه پاسداران بهوسیله نیروی زمینی تأمین میگردد.» در ادامه این ابلاغیه ضمن اشاره به تشکیل مرکز عملیات تاکتیکی مشترک و هدایت عملیات توسط نیروی زمینی ارتش تأکید شده است که طرح هر عملیات پس از تصویب ستاد مشترک ارتش قابلاجرا میباشد. (1)
تصویری که در این تدبیر از میزان توانایی ارتش در مقابله با بحرانهای موجود و بهخصوص از نوع همکاری سپاه و ارتش ترسیم شده است، درعمل بهکلی متفاوت با واقعیات کنونی است و نیز علامت ناآگاهی تهیهکنندگان آن از ماهیت و بافت کنونی سپاه و جایگاه آن است. گذشته از تمام آنچه ذکر شد، ارتش در وضع کنونی، بهدلیل حذف فیزیکی رأس آن {تیمسار به بالا} در انقلاب، قطع پشتوانه لجستیک آن {امریکا و انگلیس} و نیز نابودی ایدئولوژی حاکم بر آن {شاهنشاهی} و تازهواردبودن ایدئولوژی جدید برآمده از انقلاب اسلامی، در وضعیتی به سر میبرد که هنوز محتاج کمک فراوانی است تا بتواند دوباره روی پای خود بایستد و نیروهایی نظیر نیروهای سپاه است که میتواند از ارتش دربرابر هجوم بیامان گروههایی که شعار انحلال ارتش امریکایی را با جدیت سر میدهند، محافظت و آن را تقویت کند.
سپاه در وضعیت فعلی، بیشتر به یک تشکل انقلابی با اتکا به عنصر داوطلب شبیه است تا یک تشکیلات و سازمان رسمی و موظف نظامی؛ هنوز ادامه وضعیت انقلابی، آشکارا در سپاه قابلرؤیت است. علاوهبراین، غالب نیروهای سپاه، فقط به اقشار و افراد خاصی از ارتش که ازنظر تعلقات دینی و انقلابی ویژگیهای سپاه را دارند، تمایل داشته و قادر به همکاری با آنان هستند. مهمتر از همه اینکه فضای حاکم بر سپاه و نیروهای آن به گونهای است که قرارگرفتن
زیر نظر ارتش را نهتنها امری مفید و مثبت تلقی نمیکنند، بلکه آن را عامل کماثرشدن و هدررفتن نیروی خود میشمارند. دراینمیان، بعضی اوقات پارهای شبهات درباره تیپ و خصلتهای هریک از دو طرف در ذهن طرف مقابل نیز نقش میبندد که حتی موجب برافروختهشدن در مقابل یکدیگر میگردد.
ازجمله تبعات ویژگیهای انقلابی سپاه در وضع کنونی، این است که در حوزهها، واحدها و ردههای مختلف نوعی آزادی عمل وجود دارد که خاص سپاه است و از نظم یک ارگان نظامی دور است و نوعی نظم و احساس مسئولیت انقلابی و ضرورت تبعیت از کادرهای برتر جایگزین سلسلهمراتب صرفاً نظامی میباشد. علاوهبر همه اینها، سپاه درعمل توانایی و قابلیت بالایی در برخورد با وظایف محوله نشان داده است و نوع واکنش گروههای مخالف و دشمنان نظام را از علائم حقانیت راه و درستی روشهای خود میداند و زیر نظر قرارگرفتن را بهمثابه تلفشدن نیرو و ازدسترفتن فرصت و ایجاد تهدید برای انقلاب و نظام تلقی میکند. از سوی دیگر، رئیس ستاد مشترک ارتش و برخی دیگر از فرماندهان ارتش که به سهم خود، یک فرمانده عالی نظامی و درگیر مسئولیتهای خویش هستند، درواقع به چنین ظرایفی دقت و توجه لازم را نمیتوانند مبذول کنند و این باعث ناهماهنگیهایی میشود. در وضعیت کنونی که انجام امور متکی بر ایثار و داوطلبی است، خودبهخود به افرادی که
1) سند شماره 40920 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: سری از اداره سوم {عملیات} به نزاجا {مدیریت عملیات}، نهاجا {عملیات}، ژاندارمری و سپاه، 3/2/1359.
جدیتر، کوشاتر و خطرپذیرترند در صحنه و میدان عمل، نقش هدایت و فرماندهی میدهد.
دو پیام از زنجان و یک پیام از شیراز که امروز برای فرماندهی سپاه ارسال شده، نمونههایی است از آنچه ذکر شد. در پیامی که از زنجان برای عملیات تهران ارسال شده چنین آمده است: عطف به نامهای که ارتش موظف است با سپاه همکاری نمایند، طبق گزارش واصله سرهنگ پ(1)فرمانده لشکر قزوین بهگونهای خلاف آن را به تیپ رزمی زنجان دستور میدهد. (2)
در پیام دیگر از همین مبدأ و مقصد زمینههایی از اختلافات نشان داده شده و آمده است: «به درخواست سپاه چند نفر از برادران ارتشی که سوابق ایشان قبل از انقلاب و بعد از انقلاب و هم در کارهای نظامی و درگیریهای قبلی کردستان برای سپاه روشن بود خودشان نیز مایل به اعزام با برادران پاسدار به کردستان بودند فرمانده لشکر قزوین سرهنگ پ با این کار مخالفت کرده و در مقابل برادران ارتشی در منطقه کردستان برادران پاسدار را مورد توهین قرار داده [است].» (3)
در پیامی از شیراز به عملیات تهران وجهی دیگر از آنچه ذکر شد، نشان داده شده است. در این پیام آمده است: از واحد طرح و برنامهریزی تقاضا کردهاند که نیمی از پرسنل عملیات را به منطقه غرب کشور اعزام داشته و از نیروی ذخیره استفاده کنیم. بهعلت درگیریهای منطقه و تحریک بعضی از طوایف عشایر بهوسیله دانشگاهیان مقدور به چنین کاری نیستیم. (4)
البته نیروهایی از ارتش نیز میکوشند عناصر سپاه را زیر سؤال برده و به تقاضای آنها برای پشتیبانی هوانیروز از سپاه چندان وقعی نگذارند؛ ازجمله به دنبال تقاضاهای پیدرپی اعزام هلیکوپتر برای پشتیبانی نیروهای سپاه، گزارشهایی به اداره سوم ستاد مشترک واصل گردید و این اداره با امضای سرلشکر شادمهر در پیامی به فرماندهی سپاه اعلام کرد: «... باتوجهبه محدودیت و مشکلات و تعمیر و نگهداری وسایل پرنده هوانیروز که به تمام سازمانها ابلاغ گردیده است که در موقع درخواست هلیکوپتر حداکثر امساک را معمول دارند، دستور فرمایید ترتیبی داده شود که فقط در موارد حساس [و] ضروری عملیاتی از وسایل پرنده استفاده گردد.
رئیس ستاد مشترک سرلشکر محمدهادی شادمهر» (5)
«درگیریهای خونین سنندج که چند روز پیش آغاز شده بود، روز گذشته به اوج خود رسید و شهر حالت جنگزده پیدا کرد. این حالت تا ساعت
1) * در سند نام کامل ذکر شده است.
2) سند شماره 040606 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از زنجان به تهران {عملیات}، 3/2/1359.
3) سند شماره 051257 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از زنجان به تهران {عملیات}، 3/2/1359.
4) سند شماره 040903 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شیراز به تهران {عملیات}، 3/2/1359.
5) سند شماره 040912 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اداره سوم عملیات به سپاه، 3/2/1359.
6) روزنامه کیهان، 3/2/1359، ص2.
دولتی محاصرهشده در نقاطی از شهر، از خطر نابودی و قتلعام نجات یافتند، اما توان نیروهای طرفدار نظام بهحدی افزایش نیافت که اوضاع به نقطه تعیینکنندهای برسد.
در اطلاعیه امروز نیروی زمینی ارتش اوضاع سنندج چنین توصیف شده است: گروههای مسلح غیرقانونی بهسوی فرودگاه، باشگاه افسران و رادیو تلویزیون شهرستان سنندج تیراندازی کرده و سپس به باشگاه افسران حمله و ضمن قطع آب و برق حتی اجازه تخلیه مجروحان را نمیدهند. آب باقیمانده حوض باشگاه که تنها منبع حیات برای ساکنان این مکان بوده است ظرف دو روز اخیر به اتمام رسید و هماکنون پرسنل درنهایت تشنگی به سر میبرند. در چنین اوضاع و احوالی، ارتش بهعلت نداشتن ارتباط زمینی با باشگاه و تلویزیون و فرودگاه سنندج به اجبار تأسیسات موصوف را با آتش حفاظت کرده است. بااینهمه، در پایان این اطلاعیه آمده است: «درصورتیکه مردم سنندج برای حفظ نظم از لشکر دعوت نمایند، صمیمانه دعوت را پذیرفته و امنیت شهر را مشروط بر اینکه گروههای مسلح غیرقانونی شهر را ترک نمایند خواهد پذیرفت.»(1)(2)
در شماره امروز روزنامه انقلاب اسلامی که بعدازظهر امروز منتشر شد، درباره وضع شهر سنندج چنین آمده است: «طبق آخرین گزارش رسیده از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه، برادران پاسدار وارد سنندج شده و موفق به شکستن حلقه محاصره اشرار مسلح در اطراف باشگاه افسران و پادگان سنندج گردیدهاند.
از آغاز درگیریها، باشگاه افسران در محاصره اشرار مسلح قرار
داشت و آنان با قطع آب و برق و تلفن و زیرآتشگرفتن این محل نظامیانی را که در آنجا بودند در زحمت قرار داده بودند. پاسداران اعزامی با چند فروند هواپیمای سی130 صبح امروز وارد پادگان سنندج شدند و سپس به مقابله با اشرار برآمدند که ضمن شکستن حلقه محاصره اشرار، موفق به کنترل تمام راههای ورودی و خروجی سنندج شدهاند و شهر در محاصره برادران پاسدار قرار دارد.» (3)به نوشته این روزنامه، یکی از مسئولان سپاه در تماسی تلفنی اعلام کرد: «فرودگاه سنندج درحالحاضر دراختیار سپاه پاسداران قرار دارد و برای اعزام نیروهای کمکی با هواپیما به این شهر مشکلی وجود ندارد.» (4)
لازم به ذکر است نیروهای سپاه که در سنندج مستقر شدهاند تا ساعت 9 صبح امروز سه بیانیه منتشر کردند. در بیانیه شماره یک، هدف از استقرار پاسداران انقلاب اسلامی مبارزه دوشبهدوش برادران ارتشی اعلام شد.
در دومین بیانیه، ضمن یادآوری جریانات اخیر سنندج و اینکه گروهها و دستههایی که خود را مدافع خلق مینامند برای مردم مسلمان کردستان محیط خفقانآوری به وجود آوردهاند، به اقدام آنها در محاصره فرودگاه، رادیو تلویزیون و باشگاه افسران و تیراندازی بهسوی نگهبانان این مراکز اشاره و خطاب به اهالی سنندج گفته شده است: امروز ما سپاه پاسداران و برادران ارتشی میآییم تا دست در دست شما برادران و خواهران مسلمان بگذاریم و شما را از زیر اختناق طرفداران بهظاهر
دمکراسی و آزادی برهانیم، ما به این فریبخوردگان اسلحهبهدست هشدار میدهیم که مردم چگونه آنها را از خود خواهند راند و فرداست که دچار خشم توفنده مردم بشوید.
در بیانیه شماره سه ضمن مقدمهای درمورد وضعیت حاکم بر منطقه آمده است: «امروز فریاد اللهاکبر در سراسر پادگان سنندج پیچیده شد و پاسداران جانباز همراه با برادران دلاور ارتشی برای پاکسازی شهر میآیند. بدیهی است
کسانی که در راه این پویندگان راه حق و عدالت مانع ایجاد کنند با شدت سرکوب خواهند شد.» (1)
در همین حال و در ادامه درگیریها، عصر امروز یک فروند هلیکوپتر کبری هوانیروز در پشت تپه روسی سنندج براثر اصابت گلوله ضدهوایی سقوط کرد. به گزارش خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی، اجساد خلبان و دو کمکخلبان آن به ارتش تحویل داده نشده و در بیمارستان شهدای سنندج که در کنترل ارتش نمیباشد نگهداری میشود. (2)رئیس شهربانی سنندج که خود از ناحیه دست مجروح شده است سقوط هلیکوپتر را مشاهده و گزارش کرد. به گفته شاهدان عینی لاشه دو هلیکوپتر دیگر نیز مشاهده شده است. (3)
یادآوری میشود از آخرین ساعات شب گذشته اظهاراتی مبنیبر تمایل به آتشبس ازطرف نیروهای مسلح مخالف نظام ابراز میگردد. افراد مسلح در سنندج خواستار ایجاد آتشبس در شهر شدند و ارتش نیز پیشنهاد کرده است که درصورت خروج افراد مسلح، با این درخواست موافقت خواهد کرد، ولی سپاه پاسداران با هرگونه آتشبس مخالف بوده و تأکید دارد تاوقتیکه افراد اسلحه خود را تحویل ندادهاند آتشبس مورد قبول قرار نخواهد گرفت. سپاه پاسداران درباره این وضع اطلاعیهای بدین شرح منتشر کرد: «پاسداران انقلاب اسلامی، با پشتیبانی از قدرت لایزال الهی و امت قهرمان بهپاخاسته ایران تصمیم گرفت برای برقراری نظم و امنیت با برادران ارتشی وارد سنندج شود و پابهپای نیروهای ارتش جمهوری اسلامی درجهت سرکوبی ضدانقلاب وابسته به شرق و غرب عمل نمایند و با آنها قاطعانه برخورد کند و اعلام میدارد که کوچکترین آتشبس را نخواهد پذیرفت و به کلیه گروههای مسلح در منطقه اخطار شدید میکند که تا فرصت از دست نرفته سلاحهای خود را تحویل دهند.» (4)
از سوی دیگر، غنی بلوریان از اعضای رده بالای حزب دمکرات کردستان ایران، درمورد درگیریهای اخیر و احتمال اعلام آتشبس در گفت وگو با کیهان گفت: «ما چندین ماه است که آتشبس دادهایم، ولی ارتش با نقلوانتقالات خود باعث تحریک میشود و عملاً آتشبس را نقض میکند.» وی افزود: «اگر آتشبسهایی در منطقه صورت گیرد باید ازطریق نیروهای درگیر در هر محل باشد. ممکن است بین نیروهای ارتش مستقر در پادگان سقز و پیشمرگان در این محل توافقی انجام شود، ولی هنوز توافقی در سطح وسیع و اینکه ما با هیئت ویژه صحبت کنیم، وجود نداشته است.» بلوریان یادآور شد: «ما در مسافرتهای اخیر خود با تمام مقامات در تهران تماس گرفتیم و صحبتهای فراوانی نیز دراینزمینه انجام دادیم، ولی هیچوقت حسن نیت لازم
را ازطرف هیئت دولت مشاهده نکردیم.» بلوریان درمورد خلع سلاح ستون ارتش نوسود، که چند روز قبل بهدست عناصر حزب دمکرات انجام گرفت، گفت: «این جریان جدید نیست و مربوط به حدود پنج روز قبل میباشد.»
دراینحال، کریم حسامی یکی دیگر از مسئولان حزب دمکرات در گفتوگویی با کیهان ضمن اعلام ادامه درگیری در سنندج گفت: طبق اخبار رسیده، جنگ سختی در جریان است و شهر با خمپاره هدف قرار گرفته است. (1)
در همین حال، مکاتبات اخیر سپاه کرمانشاه مؤید سختی کار است. یکی از این پیامها حاکی است: «آنی و خیلی فوری نیرو بفرستید به شهرهای سقز، بانه، سردشت و سنندج که درحال سقوط میباشد.» (2)در آخرین پیام که امروز از سپاه همدان به عملیات تهران واصل شد بخشی از مشکلات وضع کنونی درزمینه تجهیز نیروهای خودی قابل مشاهده است. در این پیام آمده است: «افراد سپاه همدان و قروه و ژاندارمری و ارتش در دهگلان مستقر و روستاهای اطراف زیر پوشش است. ارتش قصد دارد 20 کیلومتر بهطرف قروه عقبنشینی کند. نگهداری دهگلان و مناطق اطراف بهشرط تصرف صلواتآباد که در 25 کیلومتری سنندج و تنها راه سوقالجیشی و گلوگاه سنندج است، امکانپذیر میباشد. دو نفر از سپاه همدان به نام محمدرضا رضوی و حیدرعلی پورمحمدی و یکی از پیشمرگان قروه به نام رضا حیدری شهید شدند. دو نفر زخمی شدهاند. نیاز فوری به سلاح سنگین و وسایل ارتباطی میباشد.» (3)
58
علاوهبر سنندج، پاوه و بخشهایی از آذربایجانغربی {ارومیه، سیلوانا، اشنویه، نقده، شاهیندژ، پیرانشهر، مهاباد و تکاب} نیز امروز، هرچند نه درحد سنندج، اما عرصه درگیریها و تحرکات ایذایی مسلحانه و دیگر اقدامات خصمانه عناصر ضدنظام بودند.
در ادامه درگیریهای اخیر پاوه، ساعت 14 امروز نیز در ارتفاعات شمالغربی این شهر در محلی به نام ملهبخار، نیروهای سپاه با عدهای از افراد مسلح غیرقانونی درگیر شدند. به گزارش ژاندارمری، در نتیجه این درگیری 3 نفر از مهاجمان کشته شدند و یک قبضه کلاشینکف و یک قبضه ژ3 به دست نیروهای سپاه افتاد. (4)به گزارش شهربانی پاوه در درگیریهای امروز، یک زن براثر شلیک خمپاره مهاجمان در قریه نوریاب {حومه پاوه} شهید شد. (5)
غنی بلوریان از اعضای ردهبالای حزب دمکرات: هیچ وقت حسننیت لازم را از هیئت دولت مشاهده نکردیم.
1) همان، ص2.
2) سند شماره 40895 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از کرمانشاه به عملیات، 1/2/1359.
3) سند شماره 0409932 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از همدان به تهران {عملیات}، 3/2/1359.
4) سند شماره 000607 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 6/2/1359.
5) سند شماره 000587 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 4/2/1359.
علاوهبراین، درگیریهای پراکنده مسلحانه دیگری نیز حوالی نیمهشب گذشته و اوایل بامداد امروز در آذربایجانغربی رخ داد؛ ازجمله در اولین ساعات بامداد، حوالی یک نیروگاه در ارومیه بین عدهای از مهاجمان مسلح و نیروهای شهربانی برخورد مسلحانه پیش آمد و مهاجمان در تاریکی متواری شدند. (1)مقارن همین ساعات، گشتیهای سپاه که برای سرکشی عازم پل قیوم بودند هدف حمله مسلحانه قرار گرفتند و یک تن از آنان به شهادت رسید. (2)به گزارش شهربانی، مهاجمان همان گروهی بودند که در حوالی نیروگاه با نیروهای شهربانی درگیر شدند. آنان پس از فرار، با گروه گشتی مزبور برخورد کردند. (3)
در جنوبشرقی سیلوانا، پایگاه دزگیر از سه طرف مورد هجوم قرار گرفت. این درگیری از ساعت 1:30 بعد از نیمهشب شروع شد و تا ساعت 5 بامداد
ادامه یافت. به گزارش ژاندارمری، مهاجمان با 18 دستگاه تراکتور و وانت، عناصر حزب دمکرات را از سه سمت زیوه، راژان و ارتفاعات تسمل گانبند به منطقه درگیری آورده بودند که با تحمل 2 کشته و چند زخمی و برجاگذاشتن تعدادی سلاح و مدرک، صحنه را ترک کردند. (4)درگیری دیگری نیز در آقبلاغ و جمجم {واقع در شمال اشنویه} روی داد که در آن 3 تن از جوانمردان ژاندارمری شهید و 3 نفر از مهاجمان مسلح کشته شدند. (5)در تپه میرآباد واقع در جنوب اشنویه نیز از ساعت 1 تا 2 بامداد، درگیری مسلحانه روی داد. همچنین پاسگاه بچنلو بار دیگر مورد هجوم مسلحانه قرار گرفت. به گزارش ژاندارمری، در هر دو مورد بدون تلفات خودی، مهاجمان متواری شدند. (6)
در نقده از 00:30 دقیقه بعد از نیمهشب، بهمدت یک ساعت و نیم، صدای تیراندازی در روستاهای اطراف شهر به گوش میرسید و 2 عدد گلوله توپ و خمپاره از مسیر نامشخص در کنار خیابان رودکی به زمین اصابت کرد که خسارت جانی و مالی درپی نداشت. (7)
از ستاد عملیاتی شهربانی به وزارت کشور، 3/2/1359.
در شاهیندژ و در ادامه درگیری روزهای قبل، بار دیگر زدوخوردی بین افراد خودی و عناصر حزب دمکرات در آبادی قزلقیش رخ داد. به گزارش ژاندارمری، نیروهای خودی با 15 نفر از گروهان ژاندارمری میاندوآب تقویت شدند. (8)
حوادث و رخدادهای دیگری نیز امروز علاوهبر درگیریهای مذکور قابلتوجه است. در پیرانشهر، تظاهرات مسلحانه چندین هزار نفری برپا شد، براساس گزارش اطلاعات سپاه، مهمترین شعارها و گفتههای تظاهرکنندگان "جواب بنیصدر را با گلوله میدهیم" بود. (9)
به گزارش سپاه ارومیه: «امشب احتمال حمله به سپاه و ژاندارمری و ارتش زیاد میباشد.» (10)در یک تلفنگرام از سپاه به ستاد مشترک ارتش نیز که حاکیاز وضع اضطراری این منطقه میباشد،
آمده است: «گروههای مسلح بهسمت تکاب درحال هجوم میباشند و تقاضا میشود واحدی در آن منطقه مستقر گردد تا راه را بر مهاجمان مسدود نماید.» (11)
حادثه قابلذکر دیگر که امروز رخ داد و در نوع خود تاکنون منحصربهفرد میباشد، سرقت از گاوداری ارتش در آذربایجانغربی است. دراینباره رکن3 ژاندارمری به ریاستجمهوری و وزیر
1) سند شماره 040897 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 4/2/1359.
2) سند شماره 40916 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه پاسداران به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 3/2/1359.
3) سند شماره 040897 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
4) سند شماره 41406 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی {رکن3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 28/2/1359.
5) سند شماره 040962 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از وزارت کشور به سپاه پاسداران، 8/2/1359.
6) سند شماره 40940 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 3/2/1359.
7) سند شماره 40922 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ:
8) سند شماره 40993 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 4/2/1359.
9) سند شماره 40954 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ارومیه به تهران {اطلاعات}، 4/2/1359.
10) سند شماره 040909 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ارومیه به تهران {عملیات}، 3/2/1359.
11) سند شماره 040902 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {فرماندهی عملیات} به سماجا {فرماندهی مرکز}، 3/2/1359.
کشور اعلام کرد: «گزارش رسیده از ناحیه ژاندارمری آذربایجانغربی حاکی است که در ساعت 00:30 دقیقه روز 3/2/1359، تعداد 7000 رأس گوسفند موجود در گاوداری بهوسیله افراد حزب دمکرات با همکاری سرنگهبان دامداری به نام الف. د(1)به سرقت برده شده است.» (2)
59
وقایع اخیر کردستان در رادیو لندن و خبرگزاری آسوشیتدپرس بازتاب یافت.
رادیو لندن در بخش فارسی ساعت 20:45 امروز خود گزارش داد: جنگ در کردستان بههیچ وجه فروکش نکرده و برعکس به نظر میرسد که دامنه زدوخوردها بین ارتش و چریکهای کرد گسترش یافته است. تازهترین دور جنگ در کردستان از یک هفته قبل، از سقز آغاز شد. به گفته منابع کرد، نبرد در شهرهای سنندج و سقز در جریان بوده و ستونهای ارتش از شهرهای اهواز، قزوین و همدان بهمنظور تقویت نیروهای دولتی دیگر در جنگهای کردستان بهطرف این منطقه در حرکت است. گفته میشود چریکهای کرد درطول شب به شهر کامیاران واقع در مرز کوهستانی حمله کردند، اما با رسیدن صبح کامیاران را تخلیه کردند. گزارشهای دیگر حاکی است کشمکشهایی در بعضی از نقاط دهکدههای اطراف سقز و سنندج در جریان است. (3)
آسوشیتدپرس نیز در بازتاب حوادث کردستان از یک نشریه چاپ ترکیه، خبری جهتدار و ضدایرانی را نقل کرد. به گزارش این خبرگزاری، «روزنامه گون آیدین در گزارشی از ایالت مرزی وان در ترکیه نوشت شورشیان کرد در
جریان شعلهورشدن خصومتها در شمالغربی ایران 60 سرباز ارتشی را به قتل رساندند.» گون آیدین گزارش داد: «چریکهای پیشمرگ آماده یک حمله عمده به نیروهای دولتی که در این ناحیه بهطور پراکنده مستقر شدهاند، میباشند. براساس همین گزارش در جریان تهاجم جدید دولت [به] مناطق کردنشین با کمک هلیکوپترها و جتهای جنگنده حداقل 1000 شورشی... کشته شدهاند.» (4)
آسوشیتدپرس افزود: «درگیریهای جدید زمانی اتفاق میافتد که آپوکولار یک گروه جداییطلب کرد، فعالیتهای خود را در کوهستانهای واقع در ایالات شرقی ترکیه تشدید کرده است. از ماه آوریل گذشته تاکنون، 6 ایالت کردنشین در ترکیه تحت حکومت نظامی بودهاند. هدف از استقرار حکومت نظامی در این مناطق جلوگیری از بالاگرفتن احساسات ملیگرایانه در میان کردهای ترکیه، که تعدادشان به 6 میلیون نفر میرسد، بوده است.» (5)
60
حوادث اخیر کردستان، اختلافات جناحی و ارتباط آن به حوادث دانشگاهها و تحرکات گروههای موسوم به حزبالله ازجمله محورهای سؤالات خبرنگاران در مصاحبه مطبوعاتی صبح امروز آیتالله بهشتی بود. وی در پاسخ، بهکلی حساب گروههای مسلح درگیر با نظام را از کردها و کردستان جدا دانست.
1) * در سند نام کامل فرد ذکر شده است.
2) سند شماره 040911 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 عملیات} به دفتر ریاستجمهوری کشور، 3/2/1359.
3) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 34، 4/2/1359، ص3، بخش فارسی رادیو لندن، 3/2/1359.
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 35، 5/2/1359، صص 2 و 3، استانبول آسوشیتدپرس، 23 آوریل 1980 {3/2/1359}.
5) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 35، 5/2/1359، ص3.
در این مصاحبه مطبوعاتی از آیتالله بهشتی سؤال شد: «میگویندکه حمله همهجانبهای علیه کردستان شروع شده است؟» دکتر بهشتی پاسخ داد: «این جمله برای من خیلی سنگین است. ما حتی یک حمله علیه کردستان نداشتهایم؛ چه رسد به حمله همهجانبه.
ما دوست و دوستدار برادران و خواهران کردمان هستیم آنها خواهران و برادران همکیش و هممیهن ما هستند.» (1)خبرنگار دیگری پرسید: در سرمقاله دیروز روزنامه انقلاب اسلامی(2)مطالبی راجع به حزب جمهوری اسلامی نوشته و گفته شده بود که پشتسر این، توطئه شده است تا دولت بنیصدر سقوط کند. دکتر بهشتی پاسخ داد: «فکر میکنیم صحیح این باشد که این نظر را برادرم آقای بنیصدر بگویند تا هم دلنشینتر باشد و هم مطبوعتر، بههرحال علاوهبراینکه این سرمقاله دررابطهبا کار حزب جمهوری اسلامی و حتی در رابطه کار با انجمنهای اسلامی خلاف واقع بود، اصولاً آهنگی داشت که بههیچ وجه متناسب با جهت حرکت اجتماعی ما نیست. ما امروز کوشیدهایم که حتی اختلافنظرهای مربوط به مواضع سیاسی خاصمان را در وحدت و یکپارچگیمان در مقابل شرایط حاد و حساس کنونی کشور دخالت ندهیم و این سرمقاله در نظر خوانندگان ممکن است درست خلاف این را منعکس کند. من دراینزمینه با آقای بنیصدر صحبت کردم و به ایشان یادآوری کردم که براساس خط متحدی که درجهت پیشبرد سریعتر انقلاب و در این دوره خاص و بحرانی داریم، جا دارد که ایشان تذکرات لازم را بدهند و اقدامات لازم و حتی توضیح لازم را بدهند.»(3)(4)
یکی از خبرنگاران خارجی نظر آیتالله بهشتی را درباره برخورد انبوه جمعیت خیابانها {حزبالله} با دانشجویان پرسید. آیتالله بهشتی گفت: «آیا فکر میکنید
که تشکیلات سیاسی به نام حزبالله در ایران وجود دارد، این اولین و بزرگترین اشتباه شما و بسیاری از افراد دیگر است. تشکیلات خاصی به نام حزبالله وجود ندارد، این همان میلیونها نفری هستند که توی خیابانها، انقلاب را به ثمر رساندند و اکنون یک اقلیت کوچک با آنها درگیری پیدا کرده و آنچه دیدید یک نمونه از این درگیری بود. اما وظیفه ما این است که کوشش کنیم جلوی این درگیریها را بگیریم و این کار را خواهیم کرد.» وی افزود: «طبیعی است که ما دررابطهبا هر انسان آسیبدیده و مصدومی در این جامعه نگران و ناراحت خواهیم بود و بهدلیل همین ناراحتی، بیشتر تلاش خواهیم کرد که کنترل شدیدتر و قویتری بر این رویدادها داشته باشیم. اما آنچه رخ داد قصه معارضه میان یک تشکیلات سیاسی با یک تشکیلات سیاسی دیگر نبود، قصه معارضه یک تشکیلات سیاسی کوچک با یک اکثریت و یک ملت بود.» (5)
بهشتی در پاسخ به سؤال دیگری درمورد حوادث دانشگاهها اظهار کرد: «شورای انقلاب خواست که نشان دهد که پیوند میان ملت و دانشجو و دانشگاه همان است که بود. یک گروه کوچک و یک گروه اقلیت این پیوند را نمیپسندید و حالا هم نمیپسندند. البته ما صمیمانه دعوت میکنیم همین گروه و
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 6/2/1359، ص9.
2) * در روزشمار 2/2/1359 به این سرمقاله تحت عنوان "توطئه" اشاره شده است.
3) * ضمیمه دارد؛ نمونهای از اختلافات جناحی بنیصدر و حزب جمهوری اسلامی در پی سرمقاله طعنآمیز روزنامه انقلاب اسلامی علیه حزب.
4) روزنامه جمهوری اسلامی، 6/2/1359، ص9.
5) روزنامه جمهوری اسلامی، 6/2/1359، ص9.
همه افراد دیگری را که احیاناً در تردید و تزلزل به سر میبرند بر این پیوند مبارک بیشتر توجه کنند و اهمیت بدهند و کاری بکنند که این پیوند پربارتر شود.» سؤال شد: «شما گفتید یک گروه بودند، ولی آنچه که مسلم است چند گروه بودند، ولی یک گروه مقاومت کرد و تا آخرین لحظه در دانشگاه ماند و گفت ما اینجا را ترک نمیکنیم، ولی گروههای دیگری هم بودند که شاید با گروههای طرفدار برچیدن ستادها در دانشگاهها متفقالعقیده نباشند، ولی معهذا برای احترام به شورای انقلاب و ملت حاضر شدند دانشگاهها را ترک کنند، بنابراین عقیده شما راجع به این موضوع چیست؟» دکتر بهشتی جواب داد: «منظورم از تأکید بر یک گروه این است که یک گروه نخواست راهحل سالم را بپذیرد. قبول دارم مخالفین دیگر هم هستند، ولی مخالفین دیگر پذیرفتهاند که این نوع برخورد به زیان ملت و جامعه است و ما میتوانیم اینگونه اختلافات را ازطریق دیگر مطرح کنیم و برای رفع آن تلاش کنیم و حوادث این چند روز هرگز نباید کمترین گمانی در ملت ما ایجاد کند که انقلاب اسلامی ایران نمیخواهد آزادیهای اساسی را که در قانون اساسی پیشبینی شده رعایت کند. اینطور نیست انقلاب اسلامی ایران و رهبری و مدیریت انقلاب خواهند کوشید تا انقلاب در محیطی با رعایت اینگونه آزادیها راه پر پیچوخم پیروزی را با سرعت هرچه بیشتر طی کند و به مقصد برسد.»
آیتالله بهشتی تأکید کرد: «صریحاً اعلام میکنیم که ما همچنان برای حفظ آزادیهای اساسی خواهیم کوشید، ولی اگر دیگران بحران ایجاد کردند، هر کسی میداند که در بحرانها نمیشود همه آزادیهای اساسی را حفظ کرد. از همه کسانی که به این آزادیها ارج مینهند و علاقهمندند صمیمانه دعوت میکنیم که [از] بروز بحرانها قبلاً جلوگیری کنند. اگر نسل نوجوان و جوان ما و اگر روشنفکران و همه مردم ما دوست دارند و مصمماند که انقلاب با حفظ آزادیهای اساسی راه خود را ادامه دهد، همه کوشش کنند تا بحرانها پیش نیاید. وقتی یک گروهی از ساختمان دولت و از خیابانهای کنار دانشگاهها برای سنگربندی مسلحانه علیه اجرای تصمیم شورای انقلاب استفاده میکند، این بحران به وجود میآید.» (1)
61
در ادامه تحولات اخیر دانشگاهها، در معدودی از شهرها درگیریهای دانشگاهی هنوز ادامه دارد. دراینحال در برخی مراکز دانشگاهی سطح فعالیتها و اعلام مواضع به سطح شورای مدیریت دانشگاهها انتقال یافته است؛ شوراهایی که برخی بهدلیل نداشتن تجربه سیاسی بسیاری
آیتالله بهشتی عضو شورای انقلاب:
ما همچنان برای حفظ آزادیهای اساسی خواهیم کوشید ولی اگر دیگران بحران ایجاد کردند، هر کسی میداند که در بحرانها نمیشود همه آزادیهای اساسی را حفظ کرد.
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 6/2/1359، ص9.
از اساتید و نیز تبحر و تسلط کار تشکیلاتی دانشجویان هوادار و بعضی اساتید مرتبط با گروهها، در فضای حمایت از گروههای
سیاسی ایجاد شده است. دراینمیان،
بهطور مشخص رفتار و عملکرد مدیریت وقت دانشگاه تهران بیشتر در حمایت از گروهها و مخالفت با سیاستهای
نظام، جلوهگر شده است. درعمل نیز بیشترین درگیریها و ناآرامیهای مربوط به مقاومت دربرابر تعطیلی تمامی ستادهای گروهها در دانشگاه تهران روی داده است، طوریکه حتی پس از تعطیلی ستادهای گروهها در دیگر دانشگاههای تهران، در این دانشگاه حوادث و جریان ذکرشده در دو سه روز(1)اخیر اتفاق افتاد. امروز نیز شورای مدیریت دانشگاه تهران، در بین همه دانشگاهها تندترین تصمیم را اتخاذ و استعفای دستهجمعی اعضای خود را اعلام کرد. در متن استعفا، شورای انقلاب و ادارهکنندگان مملکت بهدلیل اتخاذ تصمیم بدون مطالعه و بدون مشورت با مقامات دانشگاهی سرزنش شدهاند.(2)(3)
شورای دانشگاه مشهد نیز هرچند نظیر تهران استعفا نکرد، اما با صدور اطلاعیهای اعلام کرد اختتام کار امتحانات کلیه واحدهای آموزشی در 15 خردادماه آینده عملی نیست. در اطلاعیه شورای دانشگاه مشهد آمده است: «اقدامات اخیر که تحت عنوان انقلاب فرهنگی صورت میگیرد هم ازنظر زمان انتخابشده که مبارزه ضدامپریالیستی ملت ما در اوج خود بوده است و هم از جهت شیوه اجرا که موجب هتک حرمت دانشگاهها و دانشگاهیان یعنی پیشقدمان جنبش ضداستبدادی ایران را فراهم آورده بسیار نامطلوب است.» (4)
شورای دانشگاه علموصنعت، که امروز بعدازظهر در محل باشگاه استادان این دانشگاه تشکیل شد، تصمیم گرفت کلاسهای درسی از روز یکشنبه 7/2/1359 تشکیل شود. بنا به گزارش رسیده از این دانشگاه، در این جلسه که حدود 1500 دانشجو نیز شرکت داشتند تصمیم گرفته شد ترم جاری طبق برنامه عمومی کلیه دانشگاهها ادامه یابد و همچنین تأکید شد هیچ گونه تعللی دراینزمینه قابلقبول نیست. (5)
شورای دانشگاه تربیتمعلم هم تصمیم گرفت درصورتیکه تا بامداد روز شنبه 6/2/1359، دفاتر گروهها تحویل مقامات دانشجویی نشده باشد از ریاستجمهوری برای تخلیه و تحویل آنها کمک بگیرد تا دانشگاه بتواند کلاسهای درسی خود را آغاز کند و به همین منظور نمایندهای ازسوی ریاستجمهوری به این دانشگاه فرستاده شد. (6)
شورای دانشگاه آزاد ایران تأسف خود را از تصمیم شورای انقلاب که حقانیت شورای دانشگاهی را مورد تردید قرار میدهد اعلام و اضافه کرده است ایجاد هر نوع تشنج و درگیری گروهی را در این لحظات مخاطرهآمیز جز به سود امپریالیزم جهانخوار به سرکردگی شیطان بزرگ امریکا نمیداند. (7)
62
امروز در برخی شهرها، درگیریهای دانشگاهی و حواشی آن ادامه یافت که بجز حوادث رشت، مابقی این درگیریها جزئی بود.
در بعضی از نقاط شهر تبریز بهخصوص در دانشگاه تبریز و اطراف آن راهپیماییهایی انجام شد و در برخی موارد برخوردهایی بین شرکتکنندگان رخ داد. به گزارش ژاندارمری: «سپاه پاسداران بهمنظور برقراری نظم و جلوگیری از برخوردهای شدید، مبادرت به تیراندازی هوایی نموده و درگیری تا ساعت 12:30 ادامه داشته است.» در بعضی مدارس شهر تبریز و برخی از شهرهای تابع آن تعدادی از دانشآموزان به طرفداری از دانشجویان پیشگام و انجمن دانشجویان مسلمان {مجاهدین خلق} از رفتن به کلاسهای درس خودداری کردند. (1)
در خاش، برابر اعلام شهربانی، عدهای از دانشآموزان این شهر به طرفداری از دانشجویان اقدام به تظاهرات و سردادن شعار کردند. (2)
در لنگرود، شهربانی در ساعت 17 اعلام کرد: «برخی از گروههای اسلامی و روستائیان به کیوسک نشریات و کتابخانههای چریکهای فدایی حمله نموده و علیه آنها تظاهرات نمودهاند احتمال برخورد بین گروههای مذکور پیشبینی میگردد.» (3)
در آغاجاری، حدود ساعت 3 بامداد، کتابفروشی حزب توده در میانکوه به آتش کشیده شد. حدود ساعت 6 بعد از ظهر نیز عدهای با حمله به کیوسکهای گروهها واقع در امیدیه، تعدادی از آنها ازجمله کیوسک حزب توده را به آتش کشیدند و تخریب کردند. (4)
در دانشکده منابع طبیعی گرگان، گروههای وابسته به سازمان چریکهای
فدایی، مجاهدین خلق و جنبش مسلمانان مبارز درِ محل انجمن خود را بسته بودند و وضع دانشکده آرام بود، ولی این دفاتر امروز تخلیه نشده بود. پس از
مذاکرات نمایندگان دادستانی انقلاب و مسئولان دانشکده، تا ساعت 13 امروز، کلیه محلها تخلیه و تحویل دانشکده گردید. (5)
وقایع امروز به این ترتیب شروع شد که صبح امروز، یک راهپیمایی در شهر برگزار گردید که در آن شعارهای "درود
بر فدایی" و "آزادی دانشگاه تجدید باید گردد" داده میشد. (7)به گزارش ژاندارمری، از ساعت 11:30، مشخص بود که با ورود نیروها و هواداران گروههای چپ از دیگر شهرها، وزنه و کفه این گروهها در رشت سنگینتر شده است. بههرحال، درگیری در رشت بین گروههای مذهبی و
1) سند شماره 040926 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 3/2/1359.
2) سند شماره 040981 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران، 4/2/1359.
3) سند شماره 040956 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نداجا، 4/2/1359.
4) روزنامه نامه مردم، 18/2/1359، ص3.
5) سند شماره 040936 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 3/2/1359.
6) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص2.
7) سند شماره 040917 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه پاسداران به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 3/2/1359.
سایر گروهها در خیابان تختی این شهر ایجاد شد. (1)در خیابان تختی، ساختمان جهاد سازندگی محاصره شد(2)و مورد هجوم قرار گرفت. (3)براثر تیراندازی، 27 نفر زخمی و در بیمارستان رشت بستری شدند. (4)همچنین به گزارش سپاه رشت در این حمله یکی از برادران جهاد شهید و یک نفر گروگان گرفته شد و تعدادی از مغازههای شهر و شماری از خودروهای جهاد نیز به آتش کشیده شد. (5)به گزارش ژاندارمری، خیابانهای اصلی شهر با ایجاد آتشسوزی بسته شد و درگیریها ادامه یافت. (6)سپاه رشت به تهران گزارش داد: عناصر وابسته به گروههای فدایی و پیکار به مردم شدیداً حمله میکنند و این درگیری هزاران مجروح از مسلمانان به جای گذاشته است، عدهای نیز دستگیر شدهاند که در سپاه میباشند. در این گزارش اضافه شده است: «[در] شهر رشت هرجا و هرساعت صدای تیر به گوش میرسد.» (7)در پیام دیگر امروز سپاه رشت به تهران آمده است: «[نتیجه] درگیریهای دیروز و امروز 7 کشته و هزار و اندی زخمی است و مردم این گروهها [هواداران فدایی و پیکار] را به سپاه تحویل میدهند. شهر حالت عادی ندارد و امروز افراد غیرمذهبی به جهاد حمله کردند که منجر به تیراندازی شد. بزرگترین مشکل ما عدم وجود یک فرمانده میباشد که هر کسی برای خودش تصمیم میگیرد.» (8)
سرانجام پیام مهندس علی انصاری استاندار گیلان از رادیو پخش شد که مردم را برای مقابله با این عوامل و پایانبخشیدن به غائله، به حضور در خیابان تختی دعوت کرد. به گزارش خبرنگار کیهان: «مردم با شنیدن پیام استاندار به خیابان تختی ریختند و با ورود آنان گروه مخالف متفرق شدند و خیابانی که دراثر آتشزدن لاستیک و موانع دیگر بسته شده بود، باز شد.» (9)سپاه رشت آخرین وضعیت دانشگاه گیلان را چنین گزارش کرد: «دانشگاه گیلان در دست مردم و انجمن اسلامی میباشد و دور دانشگاه سیمخاردار کشیدند و از ورود افراد غیرمسئول جلوگیری میشود.» (10)
گفتنی است در حاشیه وقایع امروز رشت اقدام سازمان چریکهای فدایی خلق باعث شد به دیگر گروههای نزدیک به این سازمان که در حوادث دانشگاه مشی فداییها را انتخاب نکرده بودند، آسیب برسد. به گزارش کیهان، هنگام عصر، جمعیتی حدود هزار نفر با پرچم سبز لاالهالاالله در خیابانهای رشت به حرکت درآمدند
و ستاد مرکزی حزب توده و چندین کیوسک گروهها در خیابان امیرکبیر و سبزهمیدان را منهدم کردند. به نوشته این روزنامه، «همزمان استاندار گیلان طی پیام رادیویی عمل این افراد را بهشدت مورد انتقاد قرار داد و آنان را ضدانقلاب خواند.» (11)قبل از این، در ساعت 16، عدهای که در گزارش ستاد مشترک ارتش حدود 5 هزار نفر از گروههای سیاسی چپ معرفی شدند، در جلوی بیمارستان امام خمینی تظاهرات کردند. این تجمع با رسیدن عدهای حدود 300 نفر باعنوان حزبالله به درگیری کشیده شد و دو طرف با چاقو و چوب به زدوخورد پرداختند. (12)
موضوع قابلذکر دیگر، انفعال برخی ارگانهای رسمی مسئول در این قضیه و اتکای روحی خواهناخواه آنان بر سپاه و نیز نقش کلیدی سپاه در اینگونه مسائل بود. متن چند پیام که اواسط روز جاری ارسال شده و در ادامه درج میشود ضمن توضیح بیشتر وضعیت امروز رشت، مؤید مطلب یادشده است.
تلفنگرام از ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی به فرماندهی ژاندارمری: «شهربانی رشت اعلام
1) سند شماره 40947 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 3/2/1359.
2) سند شماره 040948 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد عملیاتی شهربانی به وزارت کشور، 3/2/1359.
3) سند شماره 040917 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
4) سند شماره 40947 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
5) سند شماره 040917 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
6) سند شماره 40947 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
7) سند شماره 040941 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از رشت به تهران {عملیات}، 3/2/1359.
8) سند شماره 040943 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از رشت به تهران {عملیات}، 3/2/1359.
9) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص2.
10) سند شماره 040942 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از رشت به تهران {عملیات}، 3/2/1359.
11) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص2.
12) سند شماره 040946 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به وزارت کشور، 3/2/1359.
نموده است که چنانچه صریحاً [سریعاً] نسبت به اعزام نیروی کمکی به آن شهرستان اقدام نگردد [احتمال] سقوط شهر وجود دارد. دستور فرمایید نسبت به تقویت پرسنل سپاه پاسداران رشت اقدام [شود] و درصورت لزوم ستاد مشترک وسایل انتقال آنها را بنابهدرخواست تأیید خواهد نمود.» (1)
ستاد مشترک در ساعت 12:30 به فرماندهی سپاه اعلام کرد: «درحالحاضر، وضعیت شهر رشت بحرانی است بهنحویکه منزل استاندار و دانشگاه و مرکز سپاه در محاصره قرار گرفته و مهاجمین قصد دارند بازار را آتش بزنند و وسایل نقلیه جهاد سازندگی را نیز به آتش کشیدهاند. از شهرها و دهات اطراف گروههایی به این افراد ملحق میشوند و [نیروهای امنیتی] تقاضای کمک فوری را دارند، اگر کمک نرسد وضعیت وخیم خواهد بود امکان دارد که تمام سطح استان را دربرگیرد. ... دستور فرمایید باتوجهبه تعهداتی که سپاه پاسداران در جلسه وزرای شورای امنیتی با شرکت رئیسجمهوری نموده است درمورد دفاع از اماکن مورد تهدید و جلوگیری از ایجاد آتشسوزی و توسعه اغتشاش اقدام و نتیجه را اطلاع دهید.» (2)
سرانجام در ساعت 19:30، ابوشریف فرمانده عملیاتی سپاه در پیامی به ستاد مشترک ارتش به استناد گزارش سپاه رشت ضمن اشاره به وقایع امروز این شهر، اعلام کرد: «هماکنون دانشگاه در دست مردم و انجمن اسلامی میباشد. اطراف دانشگاه را سیمخاردار کشیدهاند و از ورود افراد غیرمسئول جلوگیری به عمل میآورند. شهر نسبتاً امن است و پاسداران نیز تقویت شدهاند. مراتب جهت اطلاع و هرگونه اقدام، اعلام میگردد.» (3)
این درحالی است که با اعمال نفوذ گروههای سیاسی مسلح در برخی عرصهها در شهر رشت و با تبلیغات شدید علیه سپاه، این نهاد با برخی مشکلات در عرصه مسائل شهری مواجه است. گزارش بهداری سپاه رشت به تهران حاکی است: «در درگیری شدید دو روز اخیر رشت دررابطهبا بیرونکردن گروههای غیراسلامی، عده زیادی از مردم مسلمان مجروح و زخمی و به بیمارستانها منتقل شدند، دکترها و پرستارها هیچ گونه همکاری با پاسداران ندارند و ما خیلی فوری به یک دکتر و پرستار باتجربه احتیاج داریم و نیز عدهای از مجروحان هم در خانههای خود هستند و نیاز به درمان دارند.»(4)(5)
64
سازمان چریکهای فدایی خلق در جریان تحولات اخیر دانشگاهها کوشید از وضع کنونی بهمنزله فرصتی برای کسب هژمونی و شأن رهبری جریانهای سیاسی مخالف نظام استفاده کند، اما درعمل بیش از بقیه گروهها دچار خسارت و نیز سقوط مشروعیت گردید.
این سازمان در شماره امروز نشریه کار {ارگان سازمان چریکهای فدایی خلق}، مطلبی درج کرده که باتوجهبه فاصله زمانی تهیه مطلب و انتشار آن، به احتمال زیاد قبل از تعیین تکلیف روز
1) سند شماره 040938 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 3/2/1359.
2) سند شماره 040914 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران، 3/2/1359.
3) سند شماره 040917 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
4) * ضمیمه دارد؛ گزارش بعدی استاندار گیلان از حوادث امروز رشت.
5) سند شماره 40905 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از رشت به تهران {عملیات}، 3/2/1359.
گذشته دانشگاه تهران، نوشته شده است. در این مطلب آمده است: «مقاومت قهرمانانه دانشجویان پیشگام و سایر دانشجویان ترقیخواه دربرابر تهاجم سازمانیافته
به دانشگاهها و مراکز آموزشی که متوجه سلب حقوق دمکراتیک و آزادیهای
سیاسی بود، پیروزی بزرگی برای جنبش انقلابی دانشجویی آفرید. این مقاومت که با صدها زخمی و چندین شهید آغاز شده و در اشکال گوناگون تداوم دارد شکست بزرگی برای جمهوری اسلامی به حساب میآید.» (1)
این سازمان همچنین امروز بیانیهای صادر کرد(2)که در آن حزب جمهوری اسلامی طراح اصلی ماجرای اخیر دانشگاهها معرفی و بهشدت متهم و سرزنش شده است. در کنار آن، بنیصدر و شورای انقلاب نیز نکوهش شدهاند. سازمان چریکهای فدایی خلق با ارائه اخبار و ذکر مطالبی کوشیده است تأثیر شکست خود را که بهطور تلویحی آن را پذیرفته است کمتر کند. سازمان پس از شکست فاحش سیاستها و تاکتیکهایش، تازه به ضرورت «مسئولیت و شناخت از موقعیت کنونی» که «مانع از پیشبرد سیاستهای درست و اصولی میشوند» پی برده و در بیانیه خود چنین رهنمود داده است: «در لحظات حساس کنونی باید با هوشیاری کامل مانع از گسترش تحریکات حزب جمهوری اسلامی و ایادی آن گردید. در شرایط فعلی گسترش این تهاجمات که با بسیج عناصر ناآگاه و تحریکشده صورت میگیرد، به زیان نیروهای انقلابی تمام میشود.» سازمان با دادن رهنمودهای مذکور و نیز توصیه به خودداری از شرکت در تشییع جنازههای دولتی، درعمل با پذیرش تلویحی نیرومندی و پیروزی طرف مقابل، تحلیلها و رهنمودهای قبلی خود را بیاثر محسوب کرده است. بااینهمه، در پایان این بیانیه با شعارهایی چون "برافراشته باد پرچم مبارزات انقلاب خلقهای قهرمان ایران" عرصههای دیگری {کردستان و گنبد} که در آن فعال است را یادآوری کرده و به هواداران امیدواری داده است. (3)
65
امروز دفتر امور انتظامی وزارت کشور تلفنگرامی برای ستاد مرکزی سپاه ارسال کرد که در آن علاوهبر تمام دغدغهها و مشغولیتهای فراوان کنونی سپاه، بر نوعی از وظایف سپاه که ظاهراً در حیطه، قلمرو و مأموریت نیروهای انتظامی {زیرمجموعه وزارت کشور} و در وهله بعد نیروهای نظامی است، تأکید شده است.
متن پیام به این شرح است: «پیرو تلفنگرام شماره... تاریخ 24/1/1359، بدین وسیله تاریخ برگزاری مراسم سازمان مجاهدین خلق به شرح زیر اصلاح میشود. آقای مهدی فیروزان به نمایندگی ازطرف سازمان مجاهدین خلق تقاضای انجام مراسمی بهمنظور بزرگداشت روز جهانی کارگر را نموده است. محل تجمع در ترمینال خزانه میباشد زمان انجام مراسم از ساعت 4:30 تا 8:30 [بعدازظهر] پنجشنبه مورخ 11/2/1359 میباشد. ضمن موافقت مراتب جهت مراقبت لازم اعلام میگردد.» (4)
1) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 55، 3/2/1359، ص1.
2) * تاریخ صدور بیانیه 3/2/1359 است، ولی در نشریه کار مورخ 10/2/1359، درج شده است.
3) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 56، 10/2/1359، ص4.
4) سند شماره 040928 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از وزارت کشور دفتر امور انتظامی به ستاد مشترک مرکزی سپاه، 3/2/1359.
ضمیمه گزارش57: متن کامل اطلاعیه نیروی زمینی ارتش
متن کامل اطلاعیه نیروی زمینی ارتش که امروز با امضای سرتیپ فلاحی فرمانده نیروی زمینی، انتشار یافت چنین است:
«ملت شریف و مبارز ایران همانطور که استحضار دارید براساس قرارداد منعقده بین هیئت حسننیت و مردم شرافتمند سنندج مقرر شد که پاسداران، شهر سنندج را تخلیه [کنند] و به پادگان اعزام گردند و حفاظت فرودگاه، باشگاه افسران و رادیو تلویزیون سنندج بهعهده ارتش گذاشته [شود] و گروههای
مسلح نیز از حمل اسلحه بهطور
علنی خودداری نموده و امنیت شهر به شهربانی واگذار گردد. لیکن علیرغم این تعهدات، گروههای
مسلح غیرقانونی بهسوی
فرودگاه، باشگاه افسران و رادیو تلویزیون شهرستان سنندج اقدام به تیراندازی و سپس بهطرف باشگاه افسران حمله و ضمن قطع برق، تلفن و آب حتی اجازه تخلیه مجروحین را نمیدهند. اندک آب باقیمانده حوض باشگاه، که تنها منبع آب حیات برای ساکنان باشگاه بوده است، ظرف دو روز اخیر به اتمام رسید و اکنون پرسنل درنهایت تشنگی به سر میبرند. در چنین اوضاع و احوالی ارتش بهعلت
عدم ارتباط زمینی با باشگاه و تلویزیون و فرودگاه سنندج اجباراً تأسیسات موصوف را با آتش حفاظت نموده است و بهدلیل
ضریب خطای تیر ازسوی هلیکوپترهای ارتش، [به] ساکنان خانههای ...(1)
باشگاه ابلاغ گردید که سریعاً خانههای خود را تخلیه نمایند. نیروی زمینی تعمداً یک گلوله بهطرف شهر و خانههای مردم تیراندازی نکرده است، لیکن به ساختمانهای مجاور باشگاه که مهاجمان از داخل آن باشگاه را با آر.پی.جی7، تفنگ106 و خمپاره زیر آتش گرفته بودند تیراندازی گردیده است، دلیل روشن برای هجوم مهاجمان به باشگاه افسران تعداد 12 نفر پرسنل نظامی مجروح است که هماکنون بهعلت ممانعت مهاجمان تخلیه نگردیدهاند. درحالحاضر، لشکر کاملاً به اوضاع مسلط و درصورتیکه مردم سنندج برای حفظ نظم از لشکر دعوت نمایند، صمیمانه دعوت را پذیرفته و امنیت شهر را مشروط بر اینکه گروههای مسلح غیرقانونی شهر را ترک نمایند خواهد پذیرفت.» (2)
ضمیمه گزارش60: نمونهای از اختلافات جناحی بنیصدر و حزب جمهوری اسلامی درپی سرمقاله طعنآمیز روزنامه انقلاب اسلامی علیه حزب
روزنامه جمهوری اسلامی در شماره امروز خود سرمقاله روز گذشته روزنامه انقلاب اسلامی را درج کرد و با عنوان "ما و روزنامه انقلاب اسلامی" نوشت: «روزنامه جمهوری اسلامی اولین روزنامه انقلاب بود و سپس برادرش انقلاب اسلامی متولد شد و بعدترها آزادگان و از همان اول ما از داشتن برادری همزمان و همریشه خوشحال بودیم و امید داشتیم که در این برهه حساس از انقلاب و افتخار، دستدردست هم بهصورت مکمل نه عین هم به شتاب بیشتر بخشیدن به انقلاب، به حفظ دستاوردهای آن کمک کنیم، ولی متأسفانه [روزنامه] انقلاب اسلامی از همان آغاز چون رقیبی به ما نگریست و جابهجا هر جا دستش رسید تکذیبی، تحقیری، شماتتی علیه روزنامه جمهوری اسلامی درج کرد. ما انتظار داشتیم به هنگامیکه حزب و روزنامه در معرض بیشترین تهمت ازطرف دشمن قرار داشت، انقلاب اسلامی دست کمک به [سوی] ما دراز کند و آیا این انتظار از یک برادر زیاد بود؟ ولی نهتنها چنین دستی برای کمک دراز نشد، بلکه برادر عزیز ما علیه حزب و روزنامه با دیگران همصدا شد، ولی ما تلاش کردیم این رنج را به جان بگیریم و علیه انقلاب اسلامی قلممان را به کار نیندازیم. ...
اعتقاد داریم در این موقعیت حساس باید از رئیسجمهورمان حمایت کنیم. درد او درد ما و خوشحالی او خوشحالی کشور ما و موفقیت او موفقیت ماست. ما به اولین رئیسجمهور کشور خودمان با علاقه و افتخار نگاه میکنیم و بر این باوریم که پشتیبانی از ایشان نه از علائق شخصی، بلکه از وظایف شرعی ما سرچشمه میگیرد. اگر گاهی انتقادی نیز کردهایم، به تصدیق همه خوانندگان، سعی کردهایم با حفظ احترامی باشد که ما آن را ضروری برای تداوم انقلاب خود مییابیم و میاندیشیم روزنامه اطلاعاتی که روزی از پشت خنجر میزند و روز دیگر تیتر اول [را] از سخنان رئیسجمهور میآورد، مثل همه منافقان تاریخ بدترین دشمن رئیسجمهور است و نباید برادران نویسنده در انقلاب اسلامی بپندارند که با دوست طرف هستند و ما اگر روی اعتقاد "به انقلاب فرهنگی" و روی حرکت دانشجویان تأکید میورزیم و یا بر خود وظیفه میدانیم از دانشجویان پیرو خط امام در لانه جاسوسی حمایت میکنیم نهتنها دشمن آقای بنیصدر نیستیم، بلکه احساس میکنیم که به یاری ایشان برخاستهایم. طبیعی است که گاهی اختلاف عقیدهای داشته باشیم و این از
برکات انقلاب اسلامی ما است که بتوانیم عقاید را آزادانه بیان کنیم. ما همیشه به صورتبندی تازه منزلهای اجتماعی توجه داشتهایم و توجه داشتهایم که نباید رئیسجمهور را در این موقعیت بحرانی تضعیف نماییم، ولی بههرحال نویسندگان روزنامه انقلاب اسلامی گویی توجهی به این واقعیتها نداشتهاند و ما چون احساس کردیم این برادران از روش خود دست برنمیدارند، برای قضاوت مردم مقاله روز گذشته این روزنامه را که در آن بهطرز ناجوانمردانه به حزب حمله گشته است، میآوریم تا مردم خود به قضاوت بنشینند.» (1)
از سوی دیگر، بنیصدر نیز در سرمقاله مفصل امروز روزنامه انقلاب اسلامی نوشت: «امروز نابختیاری روشهای تخریبی به روزنامه انقلاب اسلامی نیز سرایت کرده است. در سرمقاله دیروز رعایت روشهای سازنده اسلامی نشده است. وقتی عدهای در اطراف دانشگاه با انگ حزب جمهوری اسلامی حرفهایی میزنند، باید آن حرفها را با شورای حزب در میان گذاشت و از آنها درباره آن حرفها توضیح خواست و اگر معلوم شد گرایش از این نوع وجود دارد، به انتقاد علمی آن پرداخت و بهخصوص از تعمیم خودداری کرد. زمان ما روشهای سازنده و ایجاد فرهنگ تولید و زبان ما، زبان علم و بحث آزاد باید باشد.» (2)
در پایان سرمقاله بنیصدر که در آن مباحث متعددی ازجمله ضرورت پرهیز از تخریب آمده بود، روزنامه انقلاب اسلامی درقالب پاورقی اضافه کرده است: «ما مدارک و شواهدی را که در دست است و اثبات میکند که عدهای از درون و برون حزب به کینهورزی علیه رئیسجمهور منتخب ملت میپردازند و این کار را در دیگران نیز القا میکنند، برای شورای حزب خواهیم فرستاد و در انتظار جواب ایشان خواهیم ماند. [در اینجا حدود دو سطر روزنامه پاک شده است] و برای اشاره یادآوری میکنیم که براداران حزب به آرشیو روزنامه جمهوری اسلامی مراجعه کرده و روش این روزنامه را در دوران انتخابات ریاستجمهوری و بعد از آن مورد بررسی قرار دهند.» (3)
ضمیمه گزارش61: متن استعفای شورای سرپرستی دانشگاه تهران متن استعفای شورای سرپرستی دانشگاه تهران به این شرح است: «وزیر محترم فرهنگ و آموزش عالی، در شرایطی که ملت مسلمان و مبارز ایران در یک جنگ واقعی با امپریالیسم کثیف و جهانخوار امریکا است و این شیطان بزرگ هر روز با کمک مزدوران داخلی و خارجی خود دستگاه جهنمی سیا، طرح تازهای برای ایجاد اغتشاش و آمادهسازی محیط بهمنظور سلطه مجدد بر ملت رنجدیده ما میریزد و هنوز چند روز از دعوت رئیسجمهور از ملت برای وحدت در مقابله با امپریالیزم نگذشته است ناگهان، ظاهراً با یک برنامه بدون مطالعه و بیآنکه شورای انقلاب و ادارهکنندگان مملکت با مقامات دانشگاهی ازجمله دانشگاه تهران کوچکترین تماسی گرفته و مشورتی کرده باشند تصمیمی گرفتند که مملکت را با سوءاستفاده گروههای ضدانقلاب از این فرصت متشنج کرده و به آتش و خون کشیده و بهترین بهانه به امریکای جهانخوار داد تا بلافاصله از درهمریختگی وضع ایران اظهار خوشحالی کند و امید واهی تسلط مجدد بر ایران در سر بپروراند و امریکا و همه جهانخواران و سرمایهداران بینالمللی و عوامل داخلی را امیدوار سازد. مدیریت موقت دانشگاه تهران به یاری خدا و کمک همه دانشگاهیان و دانشجویان موفق شد 14 ماه دانشگاه را بهصورت یکی از آرامترین نهادهای مملکت درآورد. متأسفانه در این چند روز، حوادثی در دانشگاهها اتفاق افتاد که مسئولیت آن را متوجه کسانی میداند که بدون توجه دقیق به مسائل و جو دانشگاهی فرصت سوءاستفاده به ضدانقلاب دادند تا شرایطی به وجود آید که ادامه کار را برای ما غیرممکن سازد، لذا استعفای دستهجمعی خود را مجدداً اعلام داشته و شرح وقایع و دلایل بیشتر جریاناتی [را] که منجر به استعفا گردید بهزودی به اطلاع امام و امت خواهیم رساند.
مدیریت موقت دانشگاه تهران؛ دکتر محمد ملکی، دکتر تراب براتعلی، دکتر حسین صباغیان، کاظم ابهری» (4)
ضمیمه گزارش63: گزارش بعدی استاندار گیلان از حوادث امروز رشت مهندس علی انصاری استاندار وقت گیلان، که بعدها بهدست عناصر مجاهدین خلق ترور شد و به شهادت رسید، در بسیج عمومی و اقدام ملی علیه گروههای مسلح مخالف نظام که با تعیین تکلیف و تعطیلی دانشگاهها همه توان خود را روی رشت گذاشته بودند بسیار کوشید. استاندار گیلان در گفتوگو با کیهان مندرج در مورخ 6/2/1359 این روزنامه، گزارشی از قضایای امروز رشت و زمینههای آن بیان کرد که بخشهایی از آن بدین شرح است:
«غروب روز دوشنبه [1/2/1359] بهاتفاق حجتالاسلام غفاری و ابوالحسن کریمی دادستان انقلاب گیلان،
در مسجد کاسهفروشان رشت در اجتماع مردم اعلام کردیم که گروههای سازمان پیکار، پیشگام، چریکهای فدایی خلق و رزمندگان که تاکنون علیرغم دستور دولت نسبت به تخلیه دفاتر خود در دانشگاه گیلان اقدام نکردهاند، هنوز فرصت دارند. از آنها خواستیم تا درصورت تخلیه دفاتر مراتب را به رادیو تلویزیون و مقامات استان اطلاع دهند، ولی به این درخواست ترتیب اثر داده نشد. ...
ضمن سخنرانی در این مسجد و درپی پخش آن از رادیو و تلویزیون به همه مردم ابلاغ کردیم که هیچکس حق حمل هیچگونه سلاح سرد و گرم را ندارد و درصورتیکه پیدا شود بهشدت مجازات خواهد شد. بنابراین مردمی که به دانشگاه رفتند فاقد هرگونه سلاح سرد و گرم و حتی چوب بودند. ... وقتی مردم به دانشگاه رسیدند در صف پیشاپیش آنها بودم و پرتاب اولین سنگ و کوکتلمولوتف و رگبار گلوله از داخل دانشگاه بهسوی مردم شروع شد. ... تعدادی از کارمندان دولت و عوامل شناختهشده در بین دستگیرشدگان هستند و معلوم میکند که [اینکار] با طرح و نقشه قبلی انجام شد. ... من دستگیرشدگان را بهمنظور حفظ جان آنان در یکجا جمع کردم و خود جلوی مردم ایستادم. به آنها گفتم به من چوب بزنید، ولی با دختران معصوم کاری نداشته باشید. من دختران را سوار اتوبوس کردم و بیرون از دانشگاه آزاد کردم. ... طرفداران گروههای افراطی و چپ در خیابان تختی به ساختمان جهاد سازندگی و بنیاد مستضعفین و شورای تقسیم زمین حمله کردند و وقتی خواستند اسلحه نگهبان ساختمان را بگیرند تیری به سقف شلیک شد و کمانه آن به بازوی یکی از مهاجمان خورد. در این موقع پاسدار دیگری به نام رضا جهانبین با اسلحه به خیابان میدود و در حضور مردم خشاب اسلحه را خارج میکند و خواستار صلح و صفا میشود.
همین تظاهرکنندگان با کارد و گلوله از پشت او را هدف قرار دادند که شهید شد. ... وقتی از مردم استمداد کردیم که به خیابان تختی بروند تظاهرکنندگان آمبولانس را نیز خرد کردند.» (1)
1) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص2.
66
در امریکا درباره ایران، در دو سطح علنی و پنهانی همچنان دو فضای کاملاً متفاوت وجود دارد. درحالیکه هلیکوپترهای امریکایی از عرشه ناو "نیمیتز" راهی ایران شدهاند، در عرصه علنی مسائلی چون تحلیل خطر شوروی برای ایران و امیدواری به اینکه مقامات ایران در فرصت موجود برای حل مسائل اقدام کنند، مطرح است. آخرین تحولات در روابط امریکا که در گزارشهای عادی و علنی رسانههای گروهی از واشنگتن مخابره میشود حاکیاز آن است که بین مشاوران پرزیدنت کارتر بر سر سیاستهای او درباره ایران اختلاف نظر وجود دارد. (1)
نیویورک تایمز امروز نوشت: رویه پرزیدنت کارتر درمورد مشکل ایران در بین صاحبنظران تشکیلات امور خارجه واشنگتن طرفداران زیادی ندارد. (2)به گفته خبرنگار بیبیسی در واشنگتن، پیشوایان دینی، اعضای کنگره امریکا و حتی بعضی از مشاوران ارشد خود آقای کارتر از او تقاضا کردهاند از اقدامی که منجر به برخورد با اتحاد جماهیر شوروی شود، خودداری کند. گفته میشود آنها میکوشند آقای کارتر را از اقدام نظامی احتمالی علیه ایران منصرف کنند. خبرنگار بیبیسی افزود: جزئیات جلسه امنیت ملی امریکا که در نظر بود سری باشد نفاق و اختلافنظر فراوانی را آشکار ساخته است. (3)
در سطح مقامهای رسمی امریکا نیز تحول عمدهای در اقدامات امریکا ابراز نمیشود؛ حتی سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا با یادآوری خطر شوروی برای ایران، ابراز امیدواری کرد که مقامات برای حل مسائل کنونی اقدام کنند.(4)(5)
در ایران نیز وضع مشابهی وجود دارد. وضعیت صبر و انتظار و روشهای مبتنیبر کجدارومریز نشان میدهد که مقامات ایرانی وقوع تحول چشمگیر و خطر جدی را در کوتاهمدت محتمل
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 35، 5/2/1359، ص5، بخش فارسی رادیو لندن، 4/2/1359.
2) همان، صص 6 و 7، بخش فارسی رادیو لندن، 4/2/1359.
3) همان، ص5، بخش فارسی رادیو لندن، 4/2/1359.
4) * ضمیمه دارد؛ ضمیمه اول: گزارش رادیو امریکا از اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور.
5) همان، صص 10 و 11، بخش فارسی رادیو صدای امریکا، 4/2/1359.
نمیدانند و بیشتر منفعل و تحت تأثیر اقدامات میانمدت و درازمدت امریکا که قرار است در هماهنگی با اروپا انجام شود میباشند. امروز قبلازظهر، رئیسجمهور بنیصدر با خبرنگار شبکه تلویزیونی سی.بی.اس امریکا در تهران مصاحبه کرد. به گزارش روزنامه انقلاب اسلامی، بنیصدر در پاسخ به این سؤال که دروضعیت فعلی که امریکا و ژاپن همه موافقت کردهاند ایران را درمورد مسئله گروگانها توقیف بکنند، مسئله ایزولاسیون ایران چقدر جدی است، گفت: «این حرکت امریکا یک حرکت موجهی نیست در اینجا... روی یک برنامه کار و یک سناریویی قرار بود که عمل شود. در آن سناریو انتقال گروگانها به دولت نبود، بهبود آنها از جهت پزشکی و رفاهی بود و درعوض استرداد و تعقیب شاه در دادگاه پاناما بود و این امریکا بود که با انتقال شاه به مصر خلاف آن تعهد عمل کرد. ... بههرحال، مطلبی است که افکار عمومی شما {امریکا} باید آن را بداند و آن این نیست که ملتی 50 نفر را به گروگان گرفته است؛ این صحیح نیست، واقعیت این نیست، واقعیت چیزی است که در ورای این است و آن واقعیت این است که این ملت از مداخلات امریکا در سرنوشت ما نگران است و میترسد و اطمینان پیدا نکرده است که این مداخلات قطع شده است و ادامه پیدا نخواهد کرد. حوادثی که در کشور ما میگذرد این را ملت ما نمیتواند به خود بقبولاند که ابرقدرت امریکا در این حوادث نقشی ندارد. این آن واقعیتی است که باید مردم امریکا بدانند.» (1)
دکتر بنیصدر بنابه درخواست خبرنگار شبکه سی.بی.اس پیامی نیز به ملت امریکا فرستاد. رئیسجمهور در این پیام گفت: «توقع من از ملت امریکا این است که کمتر گوش به حرف گردانندگان سیاست {که اینها بیشتر قدرتمندان هستند تا بیانگران حقایق} بدهد و ملتی را قربانی این توطئهها نخواهد. مسئله گروگانها دیر نخواهد پایید، دیر یا زود حل خواهد شد، اما بهتر است که دو ملت در صلح و صفا زندگی کنند و مردم امریکا به دولت امریکا اجازه ندهد دست به کارهایی بزند که امکان دوستی دو ملت [را] در آینده یا از بین ببرد و یا [آن را] به حداقل برساند.» (2)
در همین حال، در سطح غیرعلنی، که فضای کاملاً متفاوتی بر آن حاکم است، حدود ساعت 10 صبح بهوقت واشنگتن {حدود 6:30 بعدازظهر بهوقت تهران}، ناو هواپیمابر نیمیتز به فاصله 30 مایلی ساحل ایران رسید. طبق برنامه قرار است 8 فروند هلیکوپتر که قابلیت حمل 270 کماندوی امریکایی را
ناو هواپیمابر نیمیتز ساعت 6:30 بعدازظهر روز پنجشنبه 4/2/1359 به 30 مایلی ساحل ایران رسید.
تصویر
هلیکوپترها بر روی بالابر
هلیکوپترهای روی عرشه
هلیکوپترهای دی.اس53 امریکایی بر روی ناو هواپیمابر نیمیتز در وضعیتهای قبل از پرواز. این هلیکوپترها به رنگ قهوه ای رنگآمیزی شدهاند تا شبیه هلیکوپترهای ایرانی باشند.
دارند، راهی نقطه معینی در صحرای طبس شوند تا در آنجا به 6 هواپیمای ترابری {سی130} امریکا ملحق شده و مرحله بعدی عملیات را با حرکت بهسمت تهران شروع کنند. زمانبندی حرکت هلیکوپترها بهگونهای بود که هنگام رسیدن به مرز ایران هوا کاملاً تاریک شده باشد. (1)
کمتر از نیمساعت بعد، ژنرال جونز رئیس ستاد ارتش امریکا به برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر و تصمیمگیرنده اصلی عملیات نجات گروگانها، اطلاع داد: «هوای منطقه مساعد است و 8 هلیکوپتر در راه مأموریت خود هستند. دقایقی قبل از آن نیز ویلیام ترنر رئیس سازمان سیا، به وی خبر داده بود که درباره محل نگهداری گروگانها در محوطه سفارت در تهران اطلاعات کاملتری به دست آورده است.» وی تأکید کرد: «گروهی که در تهران با ما همکاری خواهند کرد خیلی به امکان موفقیت خوشبین هستند.» (2)
ساعات باقیمانده تا نیمهشب، برای مقامات امریکا همراه با اضطراب سپری شد، بهخصوص که هنگام ناهار به وزیر دفاع امریکا خبر دادند 2 فروند از 8 هلیکوپتر هنوز به محل موعود نرسیده است و شاید با تأخیر برسد.
چند ساعت بعد {ساعت 3:15 بعدازظهر بهوقت واشنگتن و 23:45 بهوقت تهران} مشخص شد یک فروند هلیکوپتر در بین راه از کار افتاده و یک فروند نیز بهدلیل طوفان شن به عرشه ناو هواپیمابر نیمیتز بازگشته است. با این حال، کلیه هواپیماها و 6 هلیکوپتر در طبس بودند و عملیات میتوانست ادامه یابد.
نگرانیهایی نظیر تبعات متوقفشدن اتوبوسی که از محل عبور کرده و بازداشت 40 مسافر آن با این تصمیم که آنان را تا پایان عملیات در همان محل نگه دارند تاحدی حل شد. بااینهمه نگرانی کارتر و همراهان وی شدید بود. او و مقامات عالی نظامی و امنیتی امریکا مرتباً تحولات را پیگیری میکردند و به مشورت میپرداختند تا ساعت 4:20 بعدازظهر {50 دقیقه بعد از نیمهشب بهوقت تهران} خبر سوختگیری 4 هلیکوپتر داده شد و اعلام گردید که با سوختگیری 2 هلیکوپتر دیگر، مرحله دوم عملیات، یعنی حرکت بهسمت تهران آغاز خواهد شد.(3)(4)
1) تیم ولز، 444 روز، ترجمه حسین ابوترابیان، تهران: نشر فرهنگی رجاء، 1367، ص478؛ و جولیتو کیهزا، هدف: تهران، ترجمه هادی سهرابی، تهران: نشر نو، چاپ دوم، 1362، ص44.
2) سایروس ونس، زبیگنیو برژینسکی، توطئه در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران: انتشارات هفته، 1362، ص197.
3) * ضمیمه دارد؛ ضمیمه دوم: یادداشتهای برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر، درباره روند حوادث شب اول عملیات طبس.
4) همان، صص 197 و 198.
67
درحالیکه نیروهای نجات امریکایی درحال ورود پنهانی به ایران هستند، در سطح علنی، همپیمانان امریکا فعالیتهایی را برای تحقق تحریمهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران، پیگیری و اعلام میکنند؛ این امر خودبهخود نوعی فریب و غافلگیری برای ایران را درپی دارد.
در این خصوص امروز، همزمان با ورود وزیر امور خارجه امریکا به اوتاوا، ضمن احضار کاردار ایران به وزارت امور خارجه کانادا اعلام شد که این کشور تصمیماتی را به این شرح درباره ایران گرفته است:
تقلیل دیپلماتهای ایرانی سفارت ایران در اوتاوا به یک نفر کاردار.
منع صدور ویزا برای دانشجویان ایرانی.
خودداری از صدور اسلحه و جلوگیری از اعطای اعتبار صادراتی به ایران.
توصیه به شرکتهای نفتی مبنیبر خودداری از خرید نفت ایران.
توصیه به سایر شرکتهای کانادایی برای خودداری از انتقاد قراردادهای جدید با ایران.
روزنامه بامداد با درج این خبر به نقل از خبرگزاری پارس نوشته است: بجز بند اول این اقدامات بقیه خودبهخود منتفی است. زیرا هیچ شرکت نفتی یا اسلحهسازی کانادایی با ایران قراردادی نداشته و ندارد چراکه همه شرکتها
امریکایی بوده و روابط تجاری این دو کشور محدود به چند پروژه ساختمانی و تولیدی است و عملاً بهعلت ورشکستگی شرکتهای کانادایی تعطیل میباشند؛ لذا عمل کانادا بیشتر جنبه سمبلیک دارد. (1)
امروز همچنین یک سخنگوی دولت ژاپن گفت کابینه این کشور تصمیم گرفته است عدهای از دیپلماتهای خود را از تهران خارج کند، ولی به 4 نفر ایرانی در سفارت ایران در توکیو اجازه داده خواهد شد که در آنجا بمانند. برای ایرانیانی که مایل به سفر به ژاپن هستند گرفتن ویزا دوباره معمول خواهد شد. (2)
از سوی دیگر، س.م اسانگ وزیر دارایی نیجریه، امروز گفت: وزیران دارایی کشورهای جهان سوم که برای شرکت در اجلاس صندوق بینالمللی پول در هامبورگ گرد آمدهاند، انتقاد ایران از مجازاتهای اقتصادی امریکا را تأیید نکردند. به گزارش آسوشیتدپرس، منابع آگاه در جلسه گروه24 در صندوق بینالمللی پول گفتند علیرضا نوبری رئیس بانک مرکزی ایران، بهمنظور حمله به مجازاتهای اقتصادی پرزیدنت کارتر علیه ایران که هدف آن فشارآوردن برای آزادی گروگانهای امریکایی است، از دستور کار این نشست منحرف شد. اسانگ رئیس اجلاس در پاسخ به این سؤال که واکنش جلسه دربرابر این امر چه بوده است، گفت: نمایندگان هیچ اظهارنظری نکردند. ما نمیخواهیم با جهتگیریکردن این وضع را پیچیدهتر کنیم. اسانگ در یک نشست مطبوعاتی افزود: این یک مسئله سیاسی است که باید میان ایران و امریکا حل شود. (3)
یادآوری میشود نوبری ضمن محکومکردن اقدام امریکا برای نجات گروگانهای امریکایی
کوشش امریکا را نشانه جنگ و ناقض حقوق بینالمللی
توصیف کرده و صندوق بینالمللی
پول را که کمیته موقت آن هماکنون
در هامبورگ تشکیل جلسه داده است آلت دست امریکا خوانده و گفته بود باید آن را تغییر داد. (1)نوبری به خبرنگاران گفت: ایران سرگرم خارجکردن
وجوه خود از بانکهای
اروپایی است تا از این طریق از مسدودکردن احتمالی
حسابهای ایران بهوسیله اروپا مشابه آنچه امریکا درمورد داراییهای ایران انجام داد، ممانعت کند. وی افزود: داراییهای ایران که در ماه نوامبر در حسابهای امریکایی مسدود شد، جمعاً 5/1 میلیارد دلار است. (2)
دراینحال، روزنامه تایمز {چاپ لندن}، سرمقاله شماره امروز خود را به وضعیت کنونی ایران و امریکا اختصاص داد و نوشت: «هدف فوری کشورهای غربی باید آن باشد که حرکت ایران را بهسوی بلوک شوروی مانع شوند. بهترین راه رسیدن به این هدف آن است که کشورهای غربی با رژیم کنونی ایران مناسبات دوستانه برقرار نمایند. ... هر اقدام نظامی که ازطرف امریکا علیه ایران انجام گیرد، یک قدم قطعی در تقویت موضع شوروی در خاورمیانه [غرب آسیا] است. چنین اقدامات نظامی سبب خواهد شد که کلیه کشورهای اسلامی از امریکا رویگردان شوند و نیز ایران را بهحدی تحت فشار قرار خواهد داد که کمک شوروی را بپذیرد.»
در این سرمقاله اظهار عقیده شده است: «همانند موقعیتهای مشابه در گذشته، توسعه و بهبود روابط نتیجه مثبتتری را دربردارد تا ازبینبردن آن روابط.» باوجوداین در ادامه اضافه شده است: «دول اروپای غربی به مناسبت واکنش نشاندادن دربرابر درخواستهای امریکا برای کمک نباید مورد انتقاد قرار گیرند.» و استدلال شده است: «ادامه اتحاد با ایالات متحده امریکا هدف عمده سیاست بینالمللی این کشورهاست.» (3)
68
درحالیکه در عراق درگیریهای مسلحانه علیه رژیم حاکم کمابیش وجود دارد و از سوی دیگر اخراج برخی جریانهای فلسطینی مرتبط با ایران، در دستور کار رژیم بعثی عراق قرار گرفته است، امروز صدام حسین مجدداً به سرزنش ایران و جمعیتهای عرب دوست آن پرداخت و یک بار دیگر دعاوی دولت عراق درباره عربیبودن خوزستان را تکرار کرد.
به گزارش خبرگزاری کویت از بغداد، صدام رئیسجمهوری عراق، برخی از کشورهای عرب را متهم کرد که گروههای ایرانی را برای انجامدادن فعالیتهای خرابکارانه در عراق تعلیم میدهند. وی گفت: برخی از مردم که هویت عربی دارند عناصر ایرانی را تعلیم میدهند در خاک ما بمب منفجر کنند. این خبرگزاری ادامه داد: رئیسجمهور عراق در اشاره مستقیم به رهبر انقلاب ایران گفت عراق به وی اجازه نخواهد داد که ایدئولوژی خود را به داخل خاک این کشور توسعه دهد. صدام حسین گفت آیتالله خمینی که 14 سال در عراق به حالت پناهندگی به سر برد،
شخص ناشناسی است. صدام حسین ایران را از نتایج یک جنگ علیه عراق برحذر داشت و گفت ایرانیان از هرگونه اقدام برای مقابله با ما متأسف خواهند شد. خبرگزاری کویت افزود: «رئیسجمهوری عراق گفت اگر بنیصدر فکر میکند که ارتش ایران میتواند در عراق زنده بماند در رؤیا به سر میبرد. وی گفت نه ارتش امریکا و نه ارتش شوروی نیز نمیتوانند دست به چنین اقدامی بزنند.» (1)صدام همچنین در جمع شورای ملی اظهار کرد: «هیچوقت رسالت خود و مفهوم آن را از یاد نبردهایم، ما هیچ گاه کودکی یتیم یا زنی بیوه را [که] در مصر، سوریه، کرانه غربی یا فلسطین زندگی میکند، فراموش نکردهایم. ما فریادهای زنان عربی را که در عربستان [خوزستان] به سر میبرند از یاد نخواهیم برد.» (2)
صدام حسین رئیسجمهور عراق
همچنین به گزارش آسوشیتدپرس، امروز منابع دیپلماتیک در بیروت اعلام کردند دولت عراق به دستور صدام حسین رئیسجمهوری این کشور، فرمان اخراج اعضای سازمان جبهه خلق برای آزادی فلسطین به رهبری دکتر جرج حبش و بستهشدن دفتر این سازمان در بغداد را صادر کرده و به اعضا و هواداران این سازمان اخطار شده است در عرض 24 ساعت خاک عراق را تخلیه کنند. یک منبع، که از افشای نام خود خودداری کرد، گفت نیروی امنیتی عراق دفتر جبهه خلق برای آزادی فلسطین را درهم کوبیده است. قبلاً گفته میشد این سازمان روابط خوبی با رژیم بعث عراق داشته است. درضمن، آوریل گذشته نظیر این رفتار با جبهه دمکراتیک برای آزادی فلسطین به رهبری نایف حواتمه صورت گرفت و اعضا و هواداران این سازمان نیز مجبور به ترک خاک عراق شدند. (3)
دفتر سازمان جبهه خلق برای آزادی فلسطین به رهبری جرج حبش در بغداد بسته شد و اعضای این سازمان از عراق اخراج شدند.
شواهد نشان میدهد که اینها بهدلیل ارتباط با ایران مورد سوءظن واقع شدهاند، اما گزارش آسوشیتدپرس دراینباره حاکی است: ناظران اقدام اخیر صدام حسین را دررابطهبا موضعگیری فعلی عراق دربرابر طرفداران سیاست مسکو در این کشور میبینند. این خبرگزاری یادآور شد: سال گذشته دولت عراق مبادرت به دستگیری و اعدام چندین افسر عراقی بهجرم عضویت در حزب کمونیست عراق کرد. (4)این درحالی است که منابع ایران از تداوم تسلیح عراق توسط شوروی خبر میدهند؛ برخی گزارشها حاکی است امروز
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 37، 7/2/1359، صص 18 و 19، کویت یونایتدپرس، 26 آوریل 1980 {6/2/1359}.
2) ستاد تبلیغات جنگ، ستیز با صلح، تهران: ستاد تبلیغات جنگ شورایعالی دفاع جمهوری اسلامی ایران، چاپ دوم، 1366، ص48، به نقل از روزنامه النهار، 7/2/1359.
3) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص8، بیروت آسوشیتدپرس.
4) همان.
در اسکله شماره4 نظامی بندر امالقصر، یک محموله نظامی از قبیل تانک و موشکانداز و سایر سلاحهای سنگین بهدست پرسنل نظامی تخلیه شده است. این محموله بهوسیله یک کشتی 12 هزار تنی روسی وارد این بندر شده بود. (1)
دراینحال از داخل عراق، در ابراز مخالفت با رژیم عراق درگیریهایی گزارش میشود. امروز هنگامیکه تیپ15 ارتش عراق مشغول مانور در ناصریه بود با نارنجک و سلاح سبک، مورد حمله مسلحانه عدهای از گروههای انقلابی که از پیش کمین کرده بودند، قرار گرفت و 5 دستگاه خودرو منهدم شد. (2)همچنین امروز در کرکوک و موصل درگیریهای وسیعی بین افراد گروه بارزانی و ارتش عراق رخ داد. وسعت درگیری طوری بود که قویاً شایع شد حدود 200 نفر از ارتش عراق کشته و حدود 100 تن از چریکهای بارزانی کشته یا دستگیر شده اند. (3)
69
تلاش عراق برای جذب دولتهای عرب وابسته به امریکا و غرب که ازنظر مشی سیاسی در تقابل با آن قرار دارند، هر روز بیشتر به نتیجه میرسد.
در مصاحبهای که امروز از امیر بحرین منتشر شد، وی درحالیکه از تفاهم مسئولان ایران با بحرین سخن میگفت، به تعریف و تمجید صریح از عراق و توجیه مطامع رژیم آن کشور پرداخت. در گزارش رویتر از این مصاحبه آمده است: شیخ عیسی بن سلمان آل خلیفه امیر بحرین، در پاسخ به سؤال روزنامه کویتی الرای العام درمورد اظهارات بعضی از روحانیون ایرانی مبنیبر تجدید ادعای ایران درمورد بحرین گفت چندی قبل از ایران، اطمینانهایی کسب کردیم که کشور همسایه و مسلمان ما به استقرار امنیت و ثبات در این منطقه علاقهمند است و هم اینکه اظهاراتی مبنیبر تجدید ادعای ایران درمورد بحرین در گذشته و حال صرفاً نشانگر نظر شخصی افرادی است که آن را عنوان کردهاند. شاه مخلوع ایران تا سال 1971، ادعای مالکیت بحرین را داشت، اما در این سال همهپرسی در این جزیره نشان داد که مردم آن خواستار استقلال میباشند. شیخ عیسی افزود: بحرین آماده است برای ترتیبدادن اقداماتی بهمنظور دفاع از این منطقه در قبال هر تهدیدی از هرجا، در تمام سطوح با سایر کشورهای منطقه مذاکره کند. وی دراینزمینه توضیح بیشتری نداد، اما در پاسخ به برخی سؤالات گفت: کشورهای خلیج {فارس} همچنین درمورد امنیت منطقهای با عراق همکاری میکنند. شیخ عیسی افزود: عراق یک کشور برادر عزیز است و هرچه بر ما اثر بگذارد، آن کشور را نیز تحتتأثیر قرار میدهد. (4)
این درحالی است که واکنشها به شهادت آیتالله صدر در بحرین هم آشکار شده است. پیشازظهر امروز، حدود 100 محصل ایرانی و شیعه در بحرین در اعتراض به قتل آیتالله صدر تظاهرات کردند و پلیس بحرین با استفاده از گاز اشکآور اقدام به متفرقکردن تظاهرکنندگان کرد. (5)یادآوری میشود اینگونه تظاهراتها علامتی از تحرک شیعیان در کشورهای عربی است.
1) سند شماره 277258 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 07 {رکن2}، 23/2/1359.
2) سند شماره 287377 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استانداری خوزستان به فرماندهی سپاه، لشکر92، فرماندهی ژاندارمری، 11/2/1359.
3) سند شماره 033984 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سرهنگ ستاد لکی به استاندار و فرمانده گردان اعزامی اسلامآباد مستقر در سرطاف، 15/2/1359.
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 35، 5/2/1359، ص4، کویت رویتر، 24 آوریل 1980 {4/2/1359}.
5) همان، ص21، بخش غربی رادیو مونت کارلو، 4/2/1359.
امروز در غرب بیروت نیز به گزارش رادیو مونت کارلو، طایفه شیعه لبنان به مناسبت شهادت علامه محمدباقر صدر در شهرهای بعلبک، صیدا، صور و نبطیه مراسم
سوگواری برگزار کردند. این رادیو از کشتهشدن یک جوان شیعه در زدوخوردهای مربوط به این مراسم خبر داد. (1)
70
در مرزهای ایران، تحرکات و انتقالات ارتش عراق همچنان ادامه دارد.
ستاد مشترک ارتش گزارش داد: یک گردان مکانیزه از لشکر6 زرهی ارتش عراق با 80 دستگاه نفربر و زرهپوش از خانقین بهطرف منطقه بمو {منطقه مقابل پاسگاه باویسی ایران} تغییر مکان داد. (2)
این درحالی است که در روزهای گذشته، تعدادی سلاح ضدتانک و توپخانه خودکششی همراه خدمه مربوطه و نیز یک دسته پیاده از یک گردان ضدتانک از المنصوریه بغداد به خانقین انتقال داده شده بود. (3)
تحرک هوایی عراق در خطوط مرزی ایران نیز ادامه دارد. حوالی نیمهشب، یک فروند هواپیمای عراقی ازطریق جزیره مینو به حریم فضایی ایران تجاوز کرد و با تیراندازی پاسداران مستقر در فرودگاه آبادان به عراق بازگشت. (4)
71
اقدامات ایذایی عوامل عراق امروز در مناطق مرزی ایران بهخصوص در منطقه عمومی سرپلذهاب، قصرشیرین و جادههای منتهی به آن، چشمگیر بود.
به گزارش شهربانی قصرشیرین ساعت 3 بامداد، «مهاجمین به مأمورین پاسگاه ژاندارمری باویسی حمله [کردند] که بین طرفین زدوخورد شدیدی درگرفته است، درنتیجه از مأمورین مستقر در پاسگاه باویسی یک افسر به نام ستوان سوم پناهی و 3 نفر درجهدار و 2 نفر از جوانمردان در این درگیری کشته شدند.» (5)
در ساعت 23 نیز بین مأموران ژاندارمری پاسگاه باویسی و مهاجمان درگیری رخ داد که 2 نفر از درجهداران این پاسگاه براثر آتش خمپاره مهاجمان مجروح شدند. (6)
در ساعت 20، اتومبیلهای عبوری به پاسگاه بالاطاق جمعی گروهان قصرشیرین، اطلاع دادند که اکیپهای گشتی در مسیر جاده با مهاجمان درگیر هستند. مهاجمان با سلاحهای مختلف به روی مأموران آتش گشودند، اما با رسیدن نیروهای کمکی عقبنشینی کرده و با استفاده از تاریکی شب متواری شدند. (7)
همچنین، عابران در جاده نفتشهر به قصرشیرین حدود پاسگاه خانلیلی، با یک مین برخورد کردند که خنثی گردید. در همین محل افراد پاسگاه مین دیگری نیز یافتند. (8)
مهاجمان وابسته به عراق حتی با گروههای کرد مخالف رژیم صدام نیز درگیر میشوند. امروز به گزارش ستاد عملیاتی شهربانی «در منطقه ازگله دشت ذهاب، بین مهاجمین و افراد ادریس بارزانی
1) همان، ص21، بخش غربی رادیو مونت کارلو، 4/2/1359.
2) سند شماره 40898 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 4/2/1359.
3) سند شماره 40900 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 4/2/1359.
4) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص3.
5) سند شماره 000603 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی کرمانشاهان به استاندار کرمانشاهان، 6/2/1359.
6) سند شماره 000601 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی کرمانشاهان به استاندار کرمانشاهان، 6/2/1359.
7) سند شماره 277221 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ قصرشیرین به ناحیه {رکن3}، 5/2/1359.
8) سند شماره 000591 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 4/2/1359.
درگیری شدیدی روی داده و از قرار معلوم قبلاً محل زدوخورد بهوسیله افراد مهاجم مینگذاری شده که دراثر انفجار مین حدود 12 نفر از افراد وابسته به ادریس کشته و 3 نفر نیز مجروح گردیدهاند.» (1)
از شاجا {ستاد عملیاتی} به وزارت کشور {رونوشت سماجا3 مرکز فرماندهی}، 6/2/1359.
درزمینه اقدامات خرابکارانه عوامل عراق، گزارش ستاد مشترک از تحرک ارتشبد فراری اویسی حاکی است که با فرماندهی و سازماندهی وی قرار است از همین امروز چهار دسته از مهاجمان که سران هریک از آنها نیز معرفی شدهاند، وارد خاک ایران شوند و به اقدامات ایذایی نظیر انفجار دکلها، مینگذاری، حمله به پمپبنزینها و خلع سلاح نیروهای ژاندارمری و پاسگاههای آن دست بزنند. (2)
72
در سنندج، وضع بحرانی همچنان ادامه دارد و به نظر نمیرسد در زمانی کوتاه سرانجام اوضاع مشخص شود. در طرف گروههای
مسلح غیرقانونی، تشکلهای موجود، وضع کنونی را عرصهای برای تمرین و سازماندهی و آمادگی برای "روز موعود" میبینند. تنها مسئله آنها گرفتن زمان بیشتر برای جذب نیروی انسانی زیادتر و افزایش توان برای درگیریهای تعیینکنندهای است که آنها با هدف خروج کامل از حاکمیت نظام اسلامی برای خود ترسیم کردهاند. از سوی دیگر، نظام نیز دوره جدیدی را شروع کرده است. نکات مهم و قابلتوجه در این دوره عبارتاند از: تشخیص بیفایدهبودن مذاکره و تلاشهایی از نوع هیئت حسننیت، اتکای روزافزون به پتانسیل و انگیزههای موجود در سپاه و نیروهای آن، یکپارچهشدن جناحهای مختلف نظام درباره اعمال قطعی حاکمیت نظام جدید، ضرورت حل قطعی مسئله اقدام مسلحانه در مناطق کردنشین، خلع سلاح عمومی و حذف اقتدار گروههای مسلح قومی که در محل چه با اقناع و چه با ارعاب و اجبار توانستهاند عمده مردم محلی را زیر فرمان و اقتدار خود قرار دهند.
توافق عملی و ذهنی جناحهای حکومتی روی محورهای مذکور به معنای خروج چندینماهه سپاه از انزوای تحمیلی در کردستان و درنتیجه به منزله برهمخوردن موازنهای است که تاکنون، هر روز بیشتر از گذشته به نفع گروههای مسلح مخالف نظام برقرار میشده است. سپاه البته فرصت میخواهد تا تواناییهای انقلابی و اعتقادی خود را از قوه به فعل درآورد و در صحنه جاری کند و درحال برداشتن اولین قدمها دراینزمینه نیز هست؛ ازجمله امروز فرمانده کل سپاه عباس دوزدوزانی، حکمی برای سیدیحیی {رحیم} صفوی به این شرح صادر کرد: «از تاریخ صدور این حکم به سمت رابط عملیاتی سپاه و ارتش در غرب کشور منصوب میشوید. مقتضی است با حضور در منطقه، عملیات سپاه را با فرمانده عملیات ارتش هماهنگ نموده، گزارشات لازمه را به فرماندهی سپاه ارائه دهید. از کلیه واحدهای اعزامی و ستادهای عملیاتی و شوراهای فرماندهی غرب کشور انتظار میرود همکاریهای لازم را دراینرابطه با برادر صفوی معمول دارند.» (3)
ویژگیهای رحیم صفوی و تجارب قبلی وی، بهخصوص
آشنایی و رفاقتی که بین او و نیروهایی امثال صیاد شیرازی در ارتش وجود داشت، میتوانست در هماهنگی و بسیج نیروهای
مذهبی و انقلابی ارتش مؤثر باشد؛ نیروهایی چون صیاد شیرازی رابطه چندان حسنهای با فرماندهان و حاکمیت وقت ارتش نداشتند، اما با سنخیتی که با نیروهای سپاه داشتند، نهتنها این نقص جبران میشد، بلکه با کارآمدی در میدان، خودبهخود لیاقت و حقانیت آنان بر سلسلهمراتب فرماندهی وقت ارتش نیز اثبات و تحمیل میشد.
در ادامه اعزام نیروهای سپاه به سنندج، تلفنگرام امروز ستاد مشترک به نیروی هوایی ارتش حاکی است: «دستور فرمایید بهمنظور حمل تعداد 200 نفر سپاهی پاسدار از تهران به سنندج 2 فروند هواپیمای سی130 ظرف روز جاری ساعت 16:30 [مورخ] 4/2/1359 دراختیار سپاه پاسداران قرار گیرد.
ر. سماجا سرلشکر محمدهادی شادمهر» (1)
{رحیم صفوی با حکم عباس دوزدوزانی فرمانده کل سپاه، به سمت رابط عملیاتی سپاه و ارتش در غرب کشور منصوب شد.}
در همین حال، به فرماندهی سپاه در تهران نیز پیامی با این مضمون رسید: «سنندج در خون و آتش است و نیروهای ورزیده کمیته و سپاهی و کلاهسبز فوراً اعزام دارید.» (2)
با افزایش فشار بر گروههای مسلح غیرقانونی در سنندج، درباره روشهای احتمالی مقابله با آنان، تحلیلها و پیشبینیهایی میشود. در پیامی از ستاد مشترک ارتش به نیروی زمینی ارتش آمده است: «برابر اطلاع، امکان دارد بهمنظور کاهش فشار عملیاتی در منطقه سنندج، عملیاتی در میاندوآب و تکاب و شاهیندژ توسط حزب دمکرات و کومهله علیه نیروهای نظامی انجام شود. دستور فرمایید یگانهای مستقر در مناطق یادشده آمادگی کامل برای مقابله با حملات احتمالی را داشته باشند.
ر. سماجا سرلشکر شادمهر» (3)
در همین زمینه وضع امروز شاهیندژ و تکاب قابلتوجه است. به گزارش ژاندارمری، دمکراتها ظهر امروز جمشید آئینزاده رئیس کمیته شاهیندژ و رضا آذرنوش راننده این کمیته را که همراه 32 نفر از افراد کمیته بهطرف قرهکوربوسی در حرکت بودند دستگیر کردند و سپس آنها را به شهادت رساندند. (4)در همین شهر، یک درگیری شدید بین نیروهای سپاه و پیشمرگان مسلمان کرد با مهاجمان رخ داد که 7 یا 8 نفر از مهاجمان کشته و چندین تن دیگر زخمی شدند و بقیه آنها هم فرار کردند. (5)
1) سند شماره 051242 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز} به نهاجا، 4/2/1359.
2) سند شماره 040990 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات ایرانشهر به تهران، 4/2/1359.
3) سند شماره 040982 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به نزاجا، 4/2/1359.
4) سند شماره 41094 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 10/2/1359.
5) سند شماره 40954 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ارومیه به تهران {اطلاعات}، 4/2/1359.
پیامهایی که امروز به عملیات تهران رسیده، وضع تکاب را اینطور تشریح کرده است:
o «تکاب در فشار است، از ارتش جهت اعزام و پشتیبانی به تکاب کمک خواسته شود.» (1)
o «در تکاب هماکنون بین نیروهای پاسدار و پیشمرگان غیرمسلمان درگیری است ... و هماکنون در حسنآباد دهکل بین پاسداران و پیشمرگان درگیری سختی وجود دارد.» (2)
o «تکاب در خطر است و با هواپیما تقاضای 60 پاسدار مجهز نموده.» (3)
o «جبهههای سپاه تکاب به هر وسیله تقویت شود.» (4)
از سوی دیگر پیامی که امروز ابوشریف فرمانده عملیات سپاه، برای فرماندهی نیروی زمینی ارتش ارسال کرد حاوی تحلیل نظامی و پیشبینی دیگری در همان زمینه ذکرشده {افزایش فشار در سنندج و واکنش احتمالی طرف مقابل} میباشد. در این پیام آمده است: «برابر اطلاع واصله از ستاد عملیات غرب کشور، کلیه دمکراتها و افراد مهاجم سنندج ازطریق راه سنندج قروه فرار کرده و عقبنشینی مینمایند. لازم است سریعاً بهوسیله نیروهای ارتش و سپاه، گردنه صلواتآباد
تصرف گردد تا این افراد در آن گردنه مستقر نشوند.» (5)یادآوری میشود این اطلاعات در ساعت 17:30 امروز به ابوشریف رسیده بود(6)که درپی آن پیام مذکور برای فرماندهی نیروی زمینی ارتش ارسال گردید.
علاوهبر درخواست کمک از ارتش، سپاه با نیروهای خود نیز بایستی دراینزمینه فعال میشد و بهطبع، حمایت و پشتیبانی از دهگلان، باید ازطریق قروه و بهوسیله سپاه همدان انجام میگرفت. درخواست سپاه همدان دراینزمینه چنین است: «مهمات و اسلحه سنگین [که] با چند مرتبه تماس تلفنی و مخابراتی قبلی [اعلام شده و] جهت منطقه قروه لازم است به سپاه همدان بفرستید، برای پیشروی اسلحه سنگین لازم است.» (7)
73
امروز ابوشریف فرمانده عملیات سپاه در مصاحبه با روزنامه انقلاب اسلامی(8)درخصوص وضع سنندج، تصمیم سپاه دراینباره، هماهنگی سپاه و ارتش و رابطه قضایای اخیر کردستان با قضایای عراق و امریکا به اظهارنظر پرداخت.
وی در پاسخ به اینکه از شهر سنندج تلفنهایی شده است و مردم سنندج میگویند
که حملات ارتش به این شهر زیاد است، گفت: «طبق توافقی که با هیئت ویژه {هیئت حسننیت} به عمل آمده قرار شد که سپاه پاسداران از رادیو تلویزیون و باشگاه افسران سنندج خارج شود و گروههای مسلح هم از شهر بیرون بروند و شهر را به ارتش و شهربانی بدهند، سپاه به این توافقنامه عمل کرد و از شهر خارج شد، ولی متأسفانه گروههای
مسلح از شهر خارج نشدند و آمدند برادران ارتشی ما را در این دو مرکز مورد حمله قرار دادند.» ابوشریف درباره آخرین وضع سنندج گفت: «هماکنون ارتش و پاسداران به کمک یکدیگر
1) سند شماره 040953 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از معبود کرمانشاه به معبود تهران، 4/2/1359.
2) سند شماره 40901 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از کرمانشاه به تهران {عملیات}، 4/2/1359.
3) سند شماره 0511241 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات ایرانشهر به تهران، 4/2/1359.
4) سند شماره 040985 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از کرمانشاه به عملیات تهران، 4/2/1359.
5) سند شماره 040896 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه پاسداران {مرکز فرماندهی} به نزاجا {مرکز فرماندهی}، 4/2/1359.
6) همان.
7) سند شماره 040983 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از همدان به تهران {عملیات}، 4/2/1359.
8) * این مصاحبه سه روز بعد در شماره 7/2/1359 روزنامه مزبور درج شد.
میکوشند که این دو مرکز را که در محاصره گروههای مسلح قرار دارد از محاصره آنان بیرون بیاورند و سربازانی را که چند روز است تشنه هستند و با خانوادههایشان در این مراکز در فشار و سختی قرار دارند، از این گرفتاری نجات بدهند.»
وی درمورد مذاکره با گروههای مسلح غیرقانونی و پیشنهاد آتشبس آنان گفت: اینها همیشه در هرجا که میبینند درحال شکست و عقبنشینی هستند، پیشنهاد مذاکره میکنند، ولی وقتی مذاکره میشود در طول مذاکره اینها مشغول سازماندهی، تدارک و فرماندهی میشوند. من معتقدم که این مسئله آتشبس و مذاکره فریب و خدعهای بیش نیست و نباید این مذاکره را قبول کرد. وی افزود تا خلع سلاح کلیه گروههای غیرمسئول ما قاطعانه عمل میکنیم و به اقدامات خودمان ادامه میدهیم. فرمانده عملیاتی سپاه دراینمورد که چه کسانی با ارتش و سپاه درگیر هستند، گفت: احزاب و گروههای چپنما و حزب کومهله و دمکرات هستند که اینها کلاً از عراق و امریکا تقویت میشوند. (1)ابوشریف در پاسخ این سؤال که «از وقتیکه در داخل کشور درگیری شدید به وجود آمده است، درگیری در مرز عراق کمتر شده است؟» گفت: این دلیل بر آن است که عملیات خارج و داخل مرز یک جا رهبری میشوند. بدین معنی که گروههای مخالف در داخل کشور با خارج از مرز در ارتباط هستند. ابوشریف درمورد نزدیکترشدن تاکتیکهای سپاه و ارتش خاطرنشان کرد ما سعی میکنیم کارها را هماهنگ کنیم تا ارتش و سپاه مکمل یکدیگر باشند و از امکانات ارتش در یک جهت استفاده شود. (2)
{ابوشریف (عباس آقازمانی} فرمانده عملیات سپاه:
تا خلع سلاح گروههای غیرمسئول، ما قاطعانه عمل میکنیم. )
74
علاوهبر مسئله سنندج و حواشی آن، دیگر نقاط غرب کشور، ازجمله محدوده ارومیه، پل قطور، دره قاسملو، نجفآباد بیجار، مریوان و پاوه امروز ناآرام بودند.
در ارومیه، ستونی از ژاندارمری که برای تعویض پایگاه هوایی پل قطور عازم این منطقه شده بود، در ساعت 4 بعدازظهر، مورد تهاجم دستهای از افراد مسلح ضدانقلاب قرار گرفت. در این درگیری، یک سرباز وظیفه به نام کریم حاجی صادقی به شهادت رسید و 2 نفر دیگر مجروح
شدند و تلفات زیادی هم به افراد مهاجم وارد شد. مهاجمان برای جلوگیری از حرکت این ستون، جاده را 2 متر گود و مینگذاری کرده بودند. (1)
عصر امروز، همچنین حدود 50 نفر از نیروهای لشکر64 ارومیه که برای استحمام به ارومیه آمده بودند، هنگام بازگشت به محل مأموریت خود، در حدفاصل روستای بند و راژان هدف حمله گروهی مسلح قرار گرفتند که 15 نفر از آنان براثر اصابت گلوله مجروح شدند و از بین زخمیها 2 سرباز وظیفه به شهادت رسیدند. (2)
شبهنگام، در حوالی دره قاسملو، که چند روز قبل صحنه درگیری ستون زرهی اعزامی از قزوین به منطقه بود، بازهم تیراندازیهای شدیدی انجام شد. (3)
در روستای نوبهار حوالی نجفآباد بیجار {واقع در اواسط جاده بیجار به دیواندره} درگیری شدیدی روی داد که تلفات زیادی برجا گذاشت. به گزارش یک سخنگوی ستاد مرکزی سپاه، 35 تن از مهاجمان در این درگیری کشته شدند و یک پاسدار به نام اسدالله سردارزاده شهید شد. یک اتومبیل لندرور و تعدادی سلاح و مهمات نیز به غنیمت گرفته شد و سایر مهاجمان تا سهراهی دیواندره عقبنشینی کردند و سپس متواری شدند. قبل از این درگیری، مهاجمان اقدام به اجرای یک کمین کرده بودند که سخنگوی مزبور آن را چنین گزارش کرد: «یکی از برادران گروه عمران سپاه پاسداران بهاتفاق شهردار بیجار که جهت تعمیر موتور برق به قریه نجفآباد شهرستان بیجار رفته بود در مراجعت همراه با یکی از برادران پاسدار به نام فریدون شفیعی مورد حمله مهاجمین قرار گرفته که فریدون شفیعی در این حادثه شهید میشود.(4)پس از این برنامه پاسدارانی که جهت مأموریت به روستای نوبهار رفته بودند مورد هجوم اشرار قرار گرفتند که بلافاصله ازطرف پاسداران پاسخ به آتش آنها داده شد. ...» (5)
در مریوان، گزارش امروز ستاد مشترک حاکی است: برابر اعلام شهربانی، 3 نفر از پاسداران شهربانی مریوان خانوادههای خود را به عراق بردهاند و همراه با گروههای ضدانقلاب فعالیت میکنند.(6)(7)
در پاوه نیز درگیری های چند روز اخیر همچنان ادامه دارد. در این درگیریها نیروهایی از سپاه در ارتفاعات غربی این شهرستان با افرادی مسلح درگیر شدند که 3 نفر از مهاجمان کشته و یک قبضه کلاشینکف و یک قبضه ژ3 به دست نیروهای خودی افتاد. (8)در ساعت 19:30، از اطراف شهر تیراندازیهایی انجام شد که واحد ارتشی مستقر در پاوه با توپخانه به آن پاسخ داد. (9)در ساعت 20، مهاجمان مسلح 3 گلوله خمپاره به داخل شهر پاوه پرتاب کردند که درنتیجه یک زن مجروح گردید(10)و بخشی از کابلهای تلفن آسیب دید و قطع شد. (11)شبهنگام حدود ساعت 22، در قریه مزیدی پاوه نیز درگیری روی داد که به گزارش شهربانی، براثر آن یک پاسدار به شهادت رسید. (12)
1) روزنامه کیهان، 7/2/1359، ص11.
2) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص8؛ و روزنامه کیهان، 7/2/1359، ص11.
3) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص8.
4) * در روزنامه بامداد 10/2/1359 آمده است: «با کوشش پاسداران ساعت 5 بعدازظهر روز بعد جسد وی کشف و به بیجار منتقل شد.»
5) روزنامه جمهوری اسلامی، 10/2/1359، ص4.
6) ** در گزارش اسامی کامل این افراد مزبور آمده است.
7) سند شماره 040998 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به نزاجا، 4/2/1359.
8) سند شماره 040899 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه {مرکز فرماندهی}، 4/2/1359.
9) سند شماره 00599 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 5/2/1359.
10) سند شماره 000597 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی کرمانشاهان به استاندار کرمانشاهان، 5/2/1359.
11) سند شماره 000594 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 5/2/1359.
12) سند شماره 596 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 5/2/1359.
75
بحران موجود در دانشگاهها هرچند فروکش کرده است، اما امروز در رشت و اهواز ناآرامیها و تنشهای روز گذشته همچنان ادامه یافت.
خبرگزاری پارس شبهنگام از رشت گزارش داد: گروهی از مردم رشت ساعت 8 امشب، درحالیکه برخی از آنها صورت خود را پوشانده بودند با سردادن شعار الله اکبر در خیابانها به راهپیمایی پرداختند. به گزارش خبرگزاری پارس، راهپیمایان در مسیر خود کلیه پوسترها و اعلامیههای گروههای سیاسی را پاره کردند. این گزارش حاکی است درحالحاضر وضع شهر متشنج است و انتظار درگیری بین گروهها زیاد است. (1)
دراینمیان، نگاه ارگانها و شخصیتهای نظام و نیز افکار عمومی متوجه سپاه است تا از جایگاه یک تشکیلات انقلابی و مردمی و نه یک نهاد نظامی و انتظامی، در نابسامانیهای اخیر و آرامکردن اوضاع تأثیرگذار باشد؛ دراینزمینه باتوجهبه وضع امروز رشت، تلفنگرامی
از ریاست ستاد مشترک ارتش خطاب
به فرمانده سپاه ارسال گردید که متن آن چنین است: «وضع بحرانی شهر رشت باتوجهبه نزدیکی سایر شهرها و جو روحی مردم استان ایجاب مینماید که اغتشاش و تظاهرات این شهر هرچه زودتر مهار شود، و از توسعه آن جلوگیری گردد. برقراری آرامش مستلزم تقویت هرچه بیشتر سپاهیان پاسدار رشت در هر نقطه و با سرعت میباشد. ستاد مشترک آماده است درصورت لزوم وسایل پرواز هوایی و انتقال سپاهیان تقویتی را آماده نماید. دستور فرمایید دراینمورد اقدام سریع معمول دارند.
ر. سماجا سرلشکر شادمهر
گیرندگان: 1. نیروی زمینی 2. نیروی دریایی» (2)
در اهواز، به گزارش بامداد ساعت 6:30 بعدازظهر، در سالن شهرداری تیراندازی شد و تعداد 20 نفر زخمی و 4 نفر کشته شدند. (3)کیهان درمورد چگونگی حادثه به نقل از اطلاعیه سپاه خوزستان نوشت: خانوادههای افرادی که در جریان حادثه دانشگاه اهواز دستگیر شده بودند، اقدام به فراریدادن آنها از تالار شهرداری {محل نگهداری آنان} کردند. در این گیرودار یکی از زندانیان با خلع سلاح یکی از پاسداران و تصاحب اسلحه وی، شروع به تیراندازی میکند که پاسداران این شخص را دستگیر میکنند. (4)اطلاعیه سپاه خوزستان دراینباره به تجمع خانوادههای دستگیرشدگان و سردادن شعارهای ضدنظام در بیرون سالن محل نگهداری بازداشتشدگان اشاره کرده و یادآور شده است بازداشتشدگان نیز از داخل سالن ابتدا همنوایی و سپس اقدام به فرار و خلع سلاح پاسداران کردند و نهایتاً کار به درگیری و تیراندازی و آسیب جانی کشید. (5)
در تهران نیز حدود ظهر، تجمعی در مقابل بیمارستان امام خمینی علیه فداییان و مجاهدین خلق برپا شد، اما به درگیری خسارتبار منجر نشد. (6)
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 35، 5/2/1359، ص1، رشت خبرگزاری پارس، 4/2/1359.
2) سند شماره 040952 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به مرکز فرماندهی سپاه، 4/2/1359.
3) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص2.
4) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص13.
5) همان.
6) سند شماره 051228 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 4/2/1359.
76
در شرایط جدیدی که درمورد دانشگاهها پیش آمده است و باتوجهبه نوع تعیین تکلیف و سرانجام کار، امروز چند سازمان و گروه ازجمله سازمان مجاهدین خلق، جنبش مسلمانان مبارز، جاما، توفان، حزب توده و نیز عدهای از دانشجویان هوادار گروهها در خارج کشور، دراین باره به اعلام موضع و نظر پرداختند.
سازمان مجاهدین خلق که تندترین مواضع را علیه انجمنهای اسلامی و دستاندرکاران قضیه اخیر دانشگاهها داشته و دارد، امروز باتوجهبه وضعیت جدید و اقبال تامی که طرف مقابل در افکار عمومی یافته است، با صدور بیانیهای هواداران خود را به آرامش دعوت کرد و کوشید این خط مشی را تبیین کند. متن این بیانیه چنین است: «به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران. سازمان مجاهدین خلق ایران بهخاطر پاسداری از جمیع دستاوردهای انقلابی و عقیمساختن همه توطئههایی که چه از خارج و چه از داخل کشور تحمیل میشود توجه تمامی نیروهای خلق را نسبت به اهمیت حفظ آرامش در چنین موقعیت حساسی برمیانگیزد. بیتردید افزایش تشنج و درگیری داخلی جز به سود دشمنان اصلی خلق ما یعنی همان امپریالیستهای جهانخوار امریکایی که اخیراً نیز اوضاع داخلی ما را با وخامت روزافزون توصیف کردهاند، نبوده و نیست. از سوی دیگر، نشانههایی در دست است که از افزایش چشمگیر فعالیتهای سیا و بقایای ساواک و سازمان جاسوسی انگلیس در داخل ایران خبر میدهد.
بنابراین ما از تمامی نیروهای خلق و از تمامی مسئولان دولتی و گروههای
مختلف هوشیاری و رعایت حداکثر آرامش را [انتظار] داریم. تذکر این نکته برای تمامی گروهها و دانشجویان مبارز و قهرمان نیز ضروری است که در این ایام تنها با حفظ آرامش و اعلام خاتمه هر نوع تشنج و درگیری میتوانیم توطئه بهآشوبکشانیدن محیط آموزشی کشور را خنثی نماییم و این تنها مسیری است
که در پیشگاه تودههای مردم با افشای نیات باطنی آنهایی که سلب آزادیهای انقلابی را مدنظر دارند، راه تحقق آزادیهای مزبور را هموار خواهد نمود. بنابراین ما هرگونه اقدام هرجومرجطلبانه و ماجراجویانه را هم در هر کجای کشور محکوم میکنیم. اقداماتی که در این شرایط به رغم ضدیتهای ظاهری با محدودکردن آزادیها، جز به هرچه محدودتر نمودن آنها نمیانجامد. مجاهدین خلق ایران 4/2/1359.» (1)
گروه جنبش مسلمانان مبارز هم در آخرین شماره نشریه امت، ارگان این گروه، با عنوان "انقلاب را به کجا میکشانید؟" درمورد انقلاب فرهنگی اعلام موضع کرد. (2)
گروه دکتر سامی، "جاما" نیز در شماره امروز مردم ایران {ارگان این گروه} اعلام کرد: جاما با درک این واقعیت که تغییر و تحول انقلابی در نظام آموزشی باتوجهبه نیازهای جامعه از ضروریات هر جنبش انقلابی است و باتوجهبه این حقیقت که دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی بهعنوان مراکز تجمع صاحبان اندیشه و تفکر باید محل برخورد آزادانه عقاید و آرا باشد و درجهت پیشرفت فرهنگ جامعه بکوشد و پاسدار آزادی گردد، هر نوع تحمیل عقیده را بر دیگران روندی ضدتکاملی میشناسد. این گروه در ادامه، مخالفت خود را با تعطیلی دانشگاهها اعلام کرد. (3)
شماره امروز توفان ارگان مرکزی حزب کمونیست کارگران و دهقانان ایران نیز دربرابر انقلاب فرهنگی اعلام موضع کرد. (1)
در این میان، اقدام امروز شاخه دانشجویی حزب توده در نوع خود منحصربهفرد
بود و فقط در چارچوب روش خاص این حزب میتوانست معنی داشته باشد. حزب توده با عنوان "نامه سازمان جوانان و دانشجویان دمکراتیک ایران به شورای محترم سرپرستی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران" اعلام کرد: «صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران از سازمانها و گروههای سیاسی دانشجویی برای شرکت در بحث پیرامون تغییر بنیادی نظام آموزشی دعوت به عمل آورده است. متأسفانه در دعوت قرائتشده از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، از سازمان جوانان و دانشجویان دمکرات ایران نام برده نشده است. سازمان جوانان و دانشجویان دمکرات ایران یکی از سازمانهای مؤثر و فعال دانشجویی است که نقش و موضع فعال و سازنده آن در حوادث اخیر دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور تأثیر بس مؤثری در جلوگیری از تشدید تشنجات داشت. ... سازمان ما نخستین [سازمان] دانشجویی بود که پس از پیروزی انقلاب شکوهمند ایران در نخستین شمارههای آرمان ارگان مرکزی سازمان به ضرورت ریشهکن ساختن نظام آموزشی نواستعماری بهمثابه یک ضرورت مبرم انقلاب اشاره کرد.» (2)
در خارج از کشور نیز بعضی از هواداران گروههای سیاسی داخل، از وضع پیشآمده ابراز نارضایتی کردند؛ ازجمله امروز برخی دانشجویان ایرانی مقیم اتریش دست به اعتراض زدند. (3)رادیو لندن دراین باره گزارش داد: «گروهی از دانشجویان ایرانی در جلوی سفارت خود در وین پایتخت اتریش، به نشانه اعتراض به گفته خودشان به اسلامیشدن دانشگاههای ایران بست نشستهاند. درحدود 30 نفر در این کار شرکت داشتند و بعداً به داخل سفارت دعوت شدند تا شکایات خود را با یکی از مأموران آن مورد بحث قرار دهند.» (4)
77
عصر امروز، چند تن از اعضای شورای انقلاب با امام خمینی ملاقات کردند.
آقای هاشمی رفسنجانی درباره جزئیات این ملاقات، در مصاحبه اختصاصی با روزنامه جمهوری اسلامی گفت: من با آیتالله خامنهای و آقای دکتر باهنر برای دیدار امام رفتیم، در حضور امام مسائل دانشگاهها بار دیگر مطرح شد و امام روی تغییر نظام آموزشی تأکید کردند و درمورد استعفای سرپرستان دانشگاه تهران فرمودند این آقایان خود مسئول این نابسامانیهای دانشگاه هستند. اگر هم استعفا نمیدادند باید برکنار میشدند و بنابراین نمیتوانند خودشان را تبرئه کنند.
حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی درمورد ادعای شورای سرپرستی دانشگاه مبنیبر اینکه باید قبلاً با آنها مشورت میشد، گفت: آقای دکتر حبیبی گفته که قبلاً با اینها مشورت شد و این آقایان در جریان مسائل مطروحه دانشگاهی در شورای انقلاب بودهاند و درمورد مسائل دانشجویان مسائلی که دانشجویان میخواستند انجام دهند، خودشان مستقل بوده و مربوط به ما نبوده است، منتها حرف امام اصلاً نبوده است؛
امام میگفتند این آقایان مسئول دانشگاه بودند، ولی نبایستی میگذاشتند اینقدر بینظم و حساب میشد.
وی در پایان مصاحبه اظهار کرد: «هم گروههای مخالف و هم دوستان انجمنهای اسلامی جوری رفتار کنند که دانشگاهها بتوانند 5 هفته آخر را با آرامش و نظم کارشان را تمام کنند که ما هم با فرصت کافی بتوانیم برای تنظیم برنامه آموزشی، خودمان را آماده کنیم.» (1)
بنیصدر رئیسجمهور نیز در مصاحبهای با خبرنگار سی.بی.اس امریکا در پاسخ این سؤال که «آیا این جنجالی که جدیداً در دانشگاه به وجود آمده است فکر میکنید تهدیدی برای دولت شما است؟» گفت: «حالا که شد تثبیتی، سابقاً تهدیدی بود، ولی بعد از اینکه عکسالعمل مردم معلوم شد، تهدید شد تثبیت.» وی افزود: «حوادثی است که پیش میآید، البته من آخرین کسی بودم که مورد تهدید واقع میشدم حالا بعضیها ممکن است که جوری دیگر تصور میکردند، اما فعلاً من مسئولیتی که دارم بهعنوان یک مسلمان متعهد در انقلاب است وگرنه مسئولیت دولتی که الآن در کار است و شورای انقلاب با من نیست، من عضو آن شورا هستم، بنابراین صدمهای که به من رسید کمتر از همه بود، ولی صدمهای که به کشور داشت البته خیلی زیاد بود و ممکن بود فاجعه خیلی بزرگی برای ایران داشته باشد.»
بنیصدر در ادامه گفت: «دیشب دوستی وضعیت را اینجوری برای من تعبیر کرد که یک لوکوموتیوی به حرکت درآمد و داشت سرعت میگرفت و شما [بنیصدر] پریدید درون لوکوموتیو و آن را مهار کردید.» (2)
78
در ساعت 15 امروز، در کلیسای سنت سرکیس واقع در خیابان کریمخان زند تهران، مراسمی با عنوان "سالروز کشتار ارامنه به دست ترکان عثمانی" برگزار شد. (3)علاوهبر این مراسم، ارامنه دست به راهپیمایی هم زدند که بهسرعت گسترش یافت.
گزارشی به مقامات مسئول حاکی است: «تعداد راهپیمایان ارامنه به حدود 10 هزار نفر رسیده و آنها اظهار میدارند در جلوی سفارتخانههای امریکا، انگلستان، آلمان و ترکیه به اعتصاب غذا [دست] خواهند زد تا ترکیه و ناتو، ارمنستانغربی را آزاد کند.» (4)
یادآوری میشود در وضعیت خاصی که ایران در آن به سر میبرد و در خارج و داخل با مشکلات و درگیریهای جدی مواجه است، موضوع مطالبات ارامنه تبعه ایران در این روزها بهخصوص در سالگرد کشتار ارامنه به دست ترکان مزید بر مشکلات و مشغلههای عدیده سپاه است. روز گذشته، مقامات مسئول در وزارت امور خارجه به وزارت کشور تلفنی اطلاع داده بودند که «بهعلت سالگرد کشتار ارامنه امکان حمله به سفارت ترکیه در تهران زیاد است و ازطرف سفارت ترکیه به وزارت خارجه اطلاع داده شده که حتی امکان ترور نیز میرود.» مقامات مزبور متذکر شده بودند که در اوضاع فعلی برای اجتناب از درگیری با دولت ترکیه مراقبت لازم به عمل آید تا از حوادث غیرمترقبه جلوگیری شود. (5)
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 6/2/1359، ص9.
2) روزنامه انقلاب اسلامی، 6/2/1359، ص3.
3) سند شماره 040975 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی جمهوری اسلامی ایران به وزارت کشور، 8/2/1359.
4) سند شماره 040999 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا2 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 4/2/1359.
5) سند شماره 040933 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: وزارت کشور، 3/2/1359.
به این ترتیب، سپاه وظیفهای دیگر را بایستی به اتمام میرساند
و دراینخصوص، وقوع درگیری اجتنابناپذیر شد. در گزارش شهربانی به وزارت کشور دراین باره آمده است: «بین عدهای از شرکتکنندگان در مراسم و
سپاه پاسداران درگیری ایجاد [شد] که گفته میشود 3 نفر از پاسداران مجروح گردیدهاند.» (1)
ضمیمه اول گزارش66: گزارش رادیو امریکا از اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور
رادیو امریکا امروز اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور را اینگونه پوشش خبری داد: «امروز سخنگوی وزارت خارجه امریکا به خبرنگاران گفت شواهدی وجود ندارد که نشان دهد تحریمهای اقتصادی کشورهای غربی علیه رژیم ایران به توسعه عمدهای در روابط بازرگانی و اقتصادی میان ایران و شوروی منجر شود، مقام مزبور توجه داد که امکانات و ظرفیت حملونقل میان شوروی و ایران محدود است و شوروی وسیله و امکان آن را ندارد که بسیاری از کالاهایی را که ایران درحالحاضر از کشورهای غربی وارد میکند، تأمین سازد. وی درضمن هشدار داد که مصالح ایران ایجاب میکند که ایران از نزدیکی بیشتر به شوروی برحذر باشد. وی خاطرنشان ساخت که وجود آشوب و ناامنی گسترده و مداوم در ایران و حضور نیروهای شوروی در افغانستان خطری آشکار برای امنیت ایران محسوب میشود. وی یادآوری کرد که ایران در گذشته نهچندان دور بعد از جنگ جهانی دوم تجربههای تکاندهنده و هشیارکنندهای از روسها داشته است و امید میرود که مقامات ایران تاریخ کشور خودشان را فراموش نکرده باشند. وی همچنین افزود که ایران همچنین از فاصلهای بسیار نزدیک و خطرناک شاهد آن است که همسایه همکیش ایران یعنی افغانستان برای قرارگرفتن در آغوش شوروی چه بهای سنگینی دارد میپردازد. وی توجه داد دراینمیان تنها کشوری که مورد بیعدالتی قرار گرفته و مغبون شده است امریکاست و مقامات ایران میدانند که راهی برای پایانبخشیدن به تحریمهای اقتصادی غرب وجود دارد و این اقدام ازجانب ایران به مراتب منطقیتر از روکردن به شوروی است. وی ابراز امیدواری کرد که مقامات ایران از این فرصت برای اصلاح اوضاع و حل بحران استفاده کنند.» (2)
ضمیمه دوم گزارش66: یادداشتهای برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر، درباره روند حوادث شب اول عملیات طبس
زبیگنیو برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر و عنصر اصلی تصمیمگیری اجرای عملیات نجات، در خاطرات خود درباره چگونگی ورود امریکاییها به طبس، چنین نوشته است:
«طولانیترین روز زندگی من طی 4 سال خدمت در کاخ سفید با یک خبر امیدبخش آغاز شد. ساعت 10:20 (3)دقیقه صبح روز 24 آوریل، ژنرال جونز به من اطلاع داد که هوای منطقه مساعد بوده و هر 8 هلیکوپتر در راه مأموریت خود هستند. ترنر رئیس سیا قبل از آن به من خبر داده بود که درباره محل نگهداری گروگانها در محوطه سفارت، اطلاعات کاملتری به دست آورده و گروهی که در تهران با ما همکاری خواهند کرد خیلی به امکان موفقیت عملیات خوشبین هستند. تا ظهر آن روز، خبر مهم دیگری نرسید و هنگام صرف نهار با رئیسجمهور و ماندیل و ونس و براون و جوردن و پاول بیشتر درباره اینکه چگونه کنگره را در جریان این کار بگذاریم بحث کردیم. همه مضطرب و نگران بودند، ولی همه سعی میکردند خونسردی خود را حفظ کنند تا اضطراب و تشنج درونی آنها به دیگران سرایت ننماید. در اواسط ناهار براون را پای تلفن خواستند و او در مراجعت اولین خبر بد را به ما داد. 2 هلیکوپتر از 8 هلیکوپتر در محل موعود فرود نیامده بودند، ولی این امیدواری وجود داشت که با تأخیر به مقصد برسند.
تا ساعت 3:15 دقیقه بعدازظهر، خبر تازهای
دریافت نشد. در این ساعت براون خبر داد که از 2
هلیکوپتر یکی در بین راه از کار افتاده و رها شده و دومی بهعلت اشکال فنی درنتیجه طوفان شن به ناو هواپیمابر نیمیتز بازگشته است. باوجوداین، 6 هلیکوپتر باقیمانده برای انجام عملیات کافی بود. کلیه هواپیما[ها]ی سی130 هم در تاریکی شب در محل موعود نشسته بودند. مشکل دیگری که پیش آمده بود عبور 2 وسیله نقلیه از جاده
نزدیک محل فرود هواپیماها و هلیکوپترها بود. یکی از این اتومبیلها دور شده بود، ولی اتوبوسی را که 40 مسافر داشت متوقف کرده بودند. این موضوع تاحدی باعث نگرانی شده بود، ولی من و براون ضمن بررسی اوضاع به این نتیجه رسیدیم که دلیلی برای لغو برنامه عملیات وجود ندارد، زیرا سرنشینان اتومبیلی که دور شده بود در تاریکی شب نمیتوانستند
تشخیص بدهند که مسئله از چه قرار است و مسافرین اتوبوس را هم میتوانستیم تا پایان عملیات در همان محل نگهداریم.
ساعت 3:30 بعدازظهر، نزد رئیسجمهوری
رفتم و ضمن [گزارش] آخرین تحولات اوضاع گفتم که بهنظر من میتوانیم برنامه را اجرا کنیم. کارتر بیش از من نگران و مضطرب بود و فکر میکرد مشکلاتی در کار است. در این موقع ماندیل هم به ما پیوست و من گفتم 6 هلیکوپتر برای انجام مأموریت کافی است و مسافران اتوبوس را هم میتوانیم تا پایان عملیات در یکی
از هواپیماها نگهداریم و پس از ختم عملیات آنها را آزاد کنیم. کارتر نظر ژنرال جونز را هم درباره امکان ادامه عملیات جویا شد و دستور ادامه کار را داد. برای اینکه برنامه کار ما در کاخ سفید جریان عادی خود را طی کند در جلسهای که برای بررسی مسائل خاورمیانه [غرب آسیا] در اتاق بررسی وضعیت تشکیل شده بود حضور یافتم، ولی درحالیکه به حرفهای ونس و لیفوتینر گوش میدادم فکرم در صحرای طبس بود. ساعت 4:20 [بعدازظهر، 50 دقیقه بعد از نیمهشب بهوقت تهران] به بیرون اتاق فراخوانده شدم و براون خبر داد که کارها طبق برنامه پیش میرود. ... 4 هلیکوپتر تابهحال سوختگیری کردهاند و پس از سوختگیری 2 هلیکوپتر دیگر مرحله دوم برنامه با پرواز هلیکوپترها به تهران آغاز خواهد شد. من احساس آرامش کردم و به جلسه بازگشتم.» (1)
1) توطئه در ایران، پیشین، صص 197 و 198.
79
عملیات نجات گروگانهای امریکایی در تهران که از اولین روزهای شروع گروگانگیری در دستور کار رئیسجمهور و مقامات امنیتی امریکا قرار گرفته بود، از نیمهشب گذشته وارد مرحله حساسی شد و بهگونهای غیرقابل پیشبینی، سرانجامی عجیب یافت.
مراحل مختلف مقدمات و آمادهسازی عملیات تا آستانه ورود نیروهای عملیاتی به صحرای طبس، مطابق برنامه پیش رفت. طبق همین برنامه، در باند یک فرودگاه متروکه در صحرای طبس، 8 فروند هلیکوپتر و 3 فروند هواپیمای حملونقل و سوخترسان، قرار تجمع و سوختگیری و هماهنگی برای تداوم کار را داشتند، اما حوادثی موجب حذف 2 هلیکوپتر از برنامه شد.(1)به این ترتیب، درعمل، شروع عملیات در اولین مرحله ورود به صحرای طبس، تجمع و هماهنگی و آمادگی برای حرکت بهسمت تهران با اختلال مواجه گشت و فقط 6 هلیکوپتر برای ادامه عملیات دراختیار نیروهای عملیاتی قرار داشت. تشخیص این بود که از اختلال بهوجودآمده ناشیاز حذف 2 هلیکوپتر میتوان صرف نظر کرد و مرحله بعدی، یعنی حرکت از طبس بهسمت تهران نیز انجام خواهد شد. این موضوع به مقامات واشنگتن که با نگرانی وضعیت طبس را دنبال میکردند، اعلام شد. وقتی به کاخ سفید خبر داده شد کارها طبق برنامه پیش میرود و «4 هلیکوپتر تابهحال سوختگیری کردهاند، پس از سوختگیری 2 هلیکوپتر دیگر، مرحله دوم برنامه؛ پرواز هلیکوپترها به تهران آغاز خواهد شد»،1 نگرانی موجود جای خود را به آرامش خیال داد. دراینحال، در واشنگتن، ساعت 16:20 و بهوقت تهران پنجاه دقیقه بعد از نیمهشب بود.(2)
اما این آرامش خیال زیاد تداوم نیافت. حدود نیمساعت بعد، از ایران خبری دریافت شد که نشان
میداد سومین هلیکوپتر هم بهدلیل بروز اشکالاتی در سیستم هیدرولیک آن، قادر به شرکت در ادامه عملیات نیست. به این ترتیب، عملیات بایستی با 5 هلیکوپتر اجرا میشد،درحالیکه در طراحیها دستکم 6 فروند در نظر گرفته شده بود. پس از بررسیها و مشاورههای مسئولان امریکایی در کاخ سفید و نیز تبادل نظر با فرماندهی منطقه که معتقد بود عملیات باید
متوقف شود حدود 10 دقیقه بعد، فرمان قطعی توقف عملیات و مراجعت افراد، از کاخ سفید صادر شد. این برای رئیسجمهور امریکا و مقامات همراه وی در این ماجرا، سرانجامی دردناک بود، اما حوادث دردناکتری نیز در ادامه رخ داد.
حدود یک ساعت بعد، وقتی همه مشاوران رئیسجمهور، که برژینسکی آنها را به جلسه فوری و مهم با رئیسجمهور فراخوانده بود، دور کارتر جمع بودند، از ایران خبر رسید هنگام آمادگی نیروهای امریکایی برای بازگشت از ایران فاجعهای رخ داده است. کارتر با شنیدن این خبر، وضع کسی را پیدا کرده بود که کاردی در تن او فرو کرده باشند. (1)
ماجرا چنین بود: «یکی از هلیکوپترها بعد از سوختگیری از هواپیمای سی130 حامل سوخت، درحین بلندشدن و دورشدن از هواپیما با سرعتی بیش از حد گردش میکند و در این هنگام دم آن به بدنه هواپیما اصابت میکند و در یک چشم بههمزدن، هزاران لیتر بنزین شعلهور و تمام تسلیحات موجود در هردو، منفجر میشود. کوهی از آتش همهجا را روشن میکند و 5 نفر از سرنشینان هواپیما و 3 نفر از سرنشینان هلیکوپتر میسوزند و زغال میشوند. 4 نفر دیگر هم بهشدت میسوزند. خبر این واقعه بعد از یک ربع ساعت، یعنی رأس ساعت 6 بعدازظهر بهوقت واشنگتن میرسد.» (2)
به این ترتیب، بهجای پیگیری و فرماندهی عملیات در تهران، کاخ سفید توان خود را بایستی صرف توجیه مردم امریکا و نیز متحدان اروپایی و آسیایی ایالات متحده میکرد و خسارتهای ناشیاز شکست غیرقابلتصور عملیات طبس را تا حد امکان کاهش میداد. در اولین قدم، ونس وزیر امور خارجه و معاون وی کریستوفر، موظف شدند بیانیهای تهیه کنند. درواقع، در وضعیت پیشآمده تهیه و ارائه گزارش مناسب به رسانهها درباره آنچه رخ داده است، تنها کاری بود که در آن زمان به نظر
(بقایای هلیکوپترهای نیروهای امریکایی در طبس
در یک چشم برهمزدن هزاران لیتر بنزین شعلهور و کوهی از آتش همهجا را روشن کرد.)
مقامات امریکایی میرسید.
درعینحال، به پیشنهاد ویلیام ترنر رئیس سازمان جاسوسی امریکا {CIA}، اعلام هرگونه خبر دراینباره به بعد از اطمینان کامل از خروج کلیه مأموران اعزامی از ایران موکول شد. (1)
در این حال، دغدغه دیگری وجود داشت و آن خروج هرچه سریعتر نیروهای عملیات نجات از معرکه بود؛ چهبسا حوادث غیرمنتظره و عجیب دیگری نیز میتوانست برای آنان اتفاق بیفتد. بنابراین، قبل از وقوع اتفاق جدید و پیدایش خسارتی تازه، بایستی برای ترک صحنه و خلاصی نیروها از شنزار طبس اقدام میشد. مهمترین جنبه خسارتها، خسارت نیروی انسانی بود. درباره تلفات انسانی حادثه نیز مقامات امریکایی در کاخ سفید، فقط میدانستند که عدهای کشته و مجروح شدهاند، رقم دقیق کشتهشدگان {8 نفر} تقریباً 5 ساعت بعد {حدود 7:30 بامداد بهوقت تهران} مشخص گردید.(2)(3)
درهرحال، باقیماندن 8 جسد زغالشده و لاشه سوخته یک فروند هلیکوپتر و یک هواپیمای سی130 و بدتر از آن 4 هلیکوپتر سالم حاوی تجهیزات و اسناد و اکتفا به خروج افراد سالم بهاتفاق مجروحان، از شتابی فوقالعاده حکایت میکرد که دلیل آن هرچه باشد، هراس از تداوم رخدادهای پی درپی مذکور را نیز تأیید میکند. وزارت دفاع امریکا در اعلامیههایی که تا آخر وقت امروز، جمعه بهوقت تهران، انتشار داد ضمن اعلام هویت کشتهشدگان و مجروحان،(4)از برجاماندن جسد 8 امریکایی در ایران نیز خبر داد، اما به علت شتابی که باعث شده به حمل جسدها اقدام نکنند، اشارهای نکرد. (5)
80
درحالیکه در امریکا، اذهان مسئولان متوجه کاهش تأثیرات منفی اقدام نظامی شکستخورده نیمهشب گذشته خود در صحرای طبس ایران است، امروز در ایران با غافلگیری کامل شروع شد و این غافلگیری درقالب غفلت و بیاطلاعی از آنچه رخ داده است و رخ خواهد داد، تا ساعتها ادامه یافت؛ منابع خبری و رسانههای گروهی جهان نیز به این غافلگیری دامن زدند.
در گزارش امروز خبرگزاری پارس از آخرین خبرهای مربوط به درگیریهای امریکا با ایران آمده است که از ساعت 24 پنجشنبه چهارم اردیبهشت تا امروز، وسایل ارتباطجمعی کشورهای غربی، اخبار متعددی درباره تصمیمات جدید کارتر علیه ایران پخش کردهاند. در یک گزارش گفته شده است که کارتر در جلسه مشاوران خود تصمیم گرفت درصورت آزادنشدن گروگانها به مداخله نظامی در ایران متوسل شود. برژینسکی مشاور امنیتی کارتر نیز از وی حمایت کرده است. بااینحال، در گزارش دیگری در همین زمینه گفته شده که بین مشاوران کارتر درمورد مداخله نظامی در ایران اختلافنظر شدیدی بروز کرده و سناتور برد تأکید کرده است که کارتر حق ندارد بدون مشورت با کنگره امریکا دست به عمل نظامی علیه ایران بزند.(6)(7)
1) توطئه در ایران، پیشین، ص200.
2) * ضمیمه دارد؛ ضمیمه دوم: یادداشتهای برژینسکی از "روز غمانگیز"؛ وضع طبس و انعکاس آن به کاخ سفید.
3) توطئه در ایران، پیشین، ص200.
4) * ضمیمه دارد؛ ضمیمه سوم: هویت کشتهشدگان و مجروحان امریکایی در واقعه طبس طبق اعلام وزارت دفاع امریکا.
5) هدف: تهران، پیشین، ص60؛ و روزنامه انقلاب اسلامی، 7/2/1359، ص2.
6) ** باتوجهبه مضامین نماز جمعه میتوان دریافت که خطبههای نماز جمعه هم در چارچوب همین جمعبندی تنظیم شده بود.
7) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص3.
دراینحال تا ظهر امروز، خبرهای جستهوگریختهای به پاسداران و مقامات محلی طبس رسید که از وضعیتی غیرعادی و حالتی مشکوک در یک منطقه کویری در صحراهای واقع در جنوبغربی طبس حکایت داشت. مسافران یک اتوبوس که از یزد عازم طبس بود و نیمهشب گذشته امریکاییها آن را متوقف کرده بودند، دریافتند که آزادند و 2 راننده تانکر نفت که با روشنشدن هوا خودروهای سوخته و وسایل جامانده امریکایی را دیده بودند، ناقلان این خبر بودند. این خبرها نشان میداد در منطقهای بین رباطخان و رباط پشتبادام {حدود 165 کیلومتری جنوبغربی طبس} تعدادی هواپیما، هلیکوپتر، جیپ و موتورسیکلت که بعضی از آنها سوخته است، وجود دارد علاوهبراین در این منطقه تعدادی نیروی امریکایی و چند تن که به دو زبان انگلیسی و فارسی حرف میزدهاند نیز حضور داشتهاند که شاهدان یادشده بعد از روشنشدن هوا آنها را ندیدهاند و متوجه نشدهاند که آنها چگونه و چهموقع در تاریکی از آنجا دور شدهاند. (1)
در این وضعیت سپاه میکوشید با اخذ اطلاعات از منطقه و ارسال آن به ستاد مشترک ارتش، حساسیت لازم را در نیروهای مسلح ارتش ایجاد کند؛ ازجمله در ساعت 11:40، این پیام از ابوشریف فرمانده عملیات سپاه به ستاد مشترک ارتش ارسال شد: اطلاع رسیده از سپاه پاسداران طبس حاکی است پاسدارانی که به منطقه اعزام شدهاند گزارش دادهاند که در کنار لاشه هواپیمایی که درحال سوختن میباشد تعداد 5 فروند هلیکوپتر وجود دارد که یک فروند آن هنوز روشن است. (2)
در ساعت 12:15 نیز مرکز فرماندهی کل سپاه در تلفنگرامی به ستاد مشترک اعلام کرد: «بنا به اظهار تلفنی یکی از ایرانیان مقیم امریکا به نقل از رادیو تلویزیون امریکا 2 فروند هواپیما که قصد داشتند برای آزادی گروگانها به تهران بروند در کویر لوت سقوط کرده و بهکلی سوخته و سرنشینان آن نیز همگی سوختهاند.» (3)
بههرصورت، انتشار غیررسمی و محدود خبرهایی که از تجاوز هوایی منجر به سقوط هواپیماهای امریکایی در ایران، حکایت میکرد، باعث شد منابع رسمی خبری دراینباره اقدام به کسب خبر قطعی و رسمی کنند. ستاد مشترک ارتش، به طور طبیعی، مرکز موثق پاسخگویی به چنین تقاضایی بود. ازاینرو، خبرگزاری پارس با دفتر تیمسار شادمهر فرمانده ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی تماس گرفت. سخنگوی ستاد مشترک اظهار کرد: بعید نیست امریکا برای فراریدادن گروگانها دست به چنین اقدامی زده باشد. بااینحال، وی اظهارنظر قطعی را به چند ساعت بعد موکول کرد و ضمن خودداری از اظهارنظر قطعی درباره تصمیمات اخیر کارتر درمورد مداخله نظامی امریکا در ایران، گفت: ستاد مشترک در ساعت 13 امروز، بیانیهای درباره هر دو موضوع منتشر خواهد کرد. (4)
سرانجام، همزمان با پایان مراسم نماز جمعه، براساس اطلاعیه ستاد مشترک ارتش، خبر سقوط دو هواپیمای امریکایی در ایران، از صدای جمهوری اسلامی و نیز از تریبون نماز جمعه پخش شد و درپی آن به گزارش روزنامه بامداد، سراسر کشور را هیجان فراگرفت. (5)
1) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص3.
2) سند شماره 0401010 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه پاسداران {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 5/2/1359.
3) سند شماره 0401010 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه پاسداران {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 5/2/1359.
4) روزنامه انقلاب اسلامی، 6/2/1359، ص2.
5) روزنامه بامداد، 6/2/1359، صص 1 و 2.
بازتاب عمومی انتشار این خبر نشانه وجود حساسیت شدید مردم بود که در سطح وسیع و در شادمانیهای خیابانی خود شکست امریکا را بهمعنای پیروزی و حقانیت ایران دانسته و جشن گرفتند. (1)بهخصوص در تهران، به گزارش خبرنگار بامداد، مردم بهمحض اطلاع از خبر سقوط هواپیماهای امریکایی که در اطلاعیه ارتش و در نماز جمعه اعلام شد، به خیابانها ریختند و با روشنکردن چراغ اتومبیلهای خود و با بوقهای متعدد و نشاندادن علامت پیروزی، این عمل امریکای جهانخوار را محکوم کردند. آنها درحالیکه چراغ اتومبیلهای خود را روشن کرده بودند با بوق ممتد، خبر این قدرتنمایی بزرگ اسلام را به شهروندان میدادند و درحالیکه دست خود را به علامت پیروزی بلند کرده بودند و شعارهایی چون "امریکا، امریکا مرگ به نیرنگ تو" میدادند، یک بار دیگر خاطره روز تاریخی خروج شاه مخلوع را زنده ساختند. (2)
در توصیف این فضا، گزارش رادیو امریکا خود گویاست: «حوادث ایران و اقدامات پرزیدنت کارتر برای نجات جان گروگانهای امریکایی که با شکست روبهرو شد، اخبار تمام کشورهای جهان را ظرف دو روز گذشته تحتالشعاع قرار داد. این ماجرا سبب گرمترشدن بازار تظاهرات در تهران شد، راهپیمایان و تظاهرکنندگان در تهران یک بار دیگر در خیابانها به راه افتادند و اقدامات نافرجام امریکا را برای آزادی گروگانها جشن گرفتند.» (3)
متن اولین اطلاعیه منتشرشده ستاد مشترک ارتش دراینباره بدین شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم
در این موقع که ملت انقلابی و مبارز ایران با واژگونساختن کاخ طاغوتیان میرود تا رسالت اسلامی خود را تحقق بخشد، خداوند یار و یاور مستضعفان، ملت بپاخاسته ما را کمک میکند تا آنجا که درنتیجه تعقیب هواپیماهای نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران 2 فروند هواپیمای امریکایی که تعدادی مأمورین سیا و تفنگداران دریایی امریکا را حمل مینمود تا غافلگیرانه به جاسوسخانه دولت امریکا در تهران بریزند و گروگانها را آزاد نمایند هنگام فرار از خاک ایران با یکدیگر برخورد نموده آتش گرفته درحوالی منطقه طبس سقوط مینماید. ضمناً اطلاعات مشروح متعاقباً اعلام خواهد شد و به یاری خداوند توانا اسلام پیروز است.» (4)
متن دومین اطلاعیه ارتش جمهوری اسلامی ایران که بعدازظهر امروز، انتشار یافت اینگونه است: «در این موقع که هواپیماهای ارتش جمهوری اسلامی ایران منطقه را زیر نظر دارد از هموطنان عزیز ساکن شهر طبس و روستاهای رباطخان، رباط بادام، حاجیآباد و سایر قرای اطراف این منطقه تقاضای همکاری میشود و امید است با همکاری نیروهای مسلح و عزیمت به منطقه فرود امریکاییان، نسبت به دستگیری افراد فراری آنها اقدام نمایند.» (5)
ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، عصر امروز، سومین اطلاعیه خود را با این مضمون منتشر کرد:
1) روزنامه بامداد، 6/2/1359، صص 1 و 2.
2) روزنامه بامداد، 6/2/1359، صص 1 و 2.
3) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 38، 8/2/1359، ص15، بخش فارسی رادیو امریکا، 7/3/1359.
4) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص3؛ و روزنامه انقلاب اسلامی، 6/2/1359، ص2.
5) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص3؛ و روزنامه انقلاب اسلامی، 6/2/1359، ص2.
«بسمه تعالی
همانطور که در اعلامیههای قبلی به آگاهی رسید تفنگداران و مأموران امریکایی مهاجم هماکنون
داخل منطقه هستند و نیروی هوایی جمهوری اسلامی حفاظت هوایی منطقه را به عهده دارد. از اهالی شهرستان طبس و روستاهای رباطخان، رباط بادام و حاجیآباد
که روستاهای بزرگ اطراف منطقه فرود هستند و همچنین سایر قراء موجود در این محدوده درخواست دارد که از فرار افراد امریکایی جلوگیری و نهایت همکاری را با نیروهای مسلح ارتش
جمهوری اسلامی مبذول دارند. بدیهی است مراجعه بیش از حد مردم غیر از اهالی مناطق یادشده لزومی ندارد و مزاحمتهایی را برای پرسنل ارتش فراهم خواهد ساخت.» (1)
یک مقام انتظامی به خبرنگار کیهان در محل گفت: تعداد 5 فروند هلیکوپتر و هواپیما در محل باقی ماندهاند که 3 فروند سالم؛ یک فروند هلیکوپتر بهکلی سوخته و یک فروند هواپیما نیز در محل متلاشی شده است. 4 جسد سوخته که هویتشان مشخص نیست، در محل باقی ماندهاند. چند قبضه اسلحه تیربار نیز در محل به دست آمده است.
همین مقام افزود: تمام اطراف منطقه تحتکنترل است تا اگر احیاناً کسی فرار کرده یا باقی مانده است دستگیر شود، اما تاکنون هنوز کسی دستگیر نشده و مأموران تمامی آن منطقه را تحتنظر دارند. (2)
در آخرین ساعات نیز یک مقام مطلع در ستاد ارتش اعلام کرد: بهوسیله نیروهای مسلح اعزامی به منطقه، تعداد 5 فروند هلیکوپتر، یک فروند هواپیما و یک تانک در محل شناسایی شده که درحالحاضر بهوسیله ستونهای اعزامی از یگانهای بیرجند، مشهد و نیروی هوایی که محل را در محاصره دارند، نگهداری میشوند. (3)
از سوی دیگر، بنیصدر در مقام رئیسجمهور و فرمانده کل قوا نیز دراینباره گزارشی به مردم ارائه داد. به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی: «آقای بنیصدر رئیسجمهور، در یک گفتوگوی رادیو تلویزیونی اظهار داشت من هنگام بازگشت از اهواز به تهران به توصیه خلبانان هواپیما به منطقه نشستن هواپیماهای دشمن رفتم. در آنجا 2 هواپیما و 5 هلیکوپتر به زمین نشسته بودند من فکر میکردم که اقلاً 200،300 هواپیما به ایران آمدهاند،
ولی فقط این تعداد بود که گفته شد و هلیکوپترها ششپرهای بودند که نشان میداد
متعلق به کشور دیگری است. ... رئیسجمهور
گفت این مسئله با واقعه اخیر مملکت و موضوع
کردستان یکی است و با هم ارتباط دارند. بنیصدر خطاب به جامعه دانشجویان گفت وقتی رهبری را به رهبری قبول میکنید، حتی اگر او را قبول هم نداشته باشید، باید از وی اطاعت کنید. این را میگویند انقلاب فرهنگی.» (4)
به گزارش خبرگزاریها، در ساعت یک بعدازظهر، وقتی بنیصدر در مسجدی در اهواز سخنرانی میکرد، یکی از نزدیکان او به نام حسن پیرحسینی {سیساله، فارغالتحصیل از دانشگاه استنفورد کالیفرنیا} ماجرا را به اطلاعش رساند. بنیصدر سخنرانی را ناتمام رها کرد و بلافاصله به فرودگاه رفت و درحالیکه بهوسیله فانتومها همراهی میشد، بهسوی طبس پرواز کرد. او از داخل هواپیما از منطقه و آثار باقیمانده از امریکا بازدید کرد. (5)
81
بعد از شکست مصیبتبار و تحقیرآمیز و البته غیرمنتظره عملیات نجات دولت امریکا، قبل از آغاز آن در تهران و هنگام سوختگیری در صحرای طبس، جدیترین
مسائل پیش روی دستاندرکاران آن عملیات، چگونگی اعلام این خبر برای افکار عمومی در داخل و خارج ایالات متحده بهخصوص در داخل کشور بود. در مرحله اول باید چنین اعلامی بعد از خارجشدن کامل نیروهای امریکایی ازجمله مجروحان، از خاک ایران انجام میشد و بنابراین انتشار بیانیه تهیهشده در کاخ سفید دراینباره و نیز نشر هرگونه خبر دراینزمینه، بعد از اطمینان کامل از خروج نیروهای مزبور، بایستی صورت میگرفت. خروج نیروهای امریکایی، در ساعت 8 شب، بهوقت واشنگتن {حدود 4:20 بامداد بهوقت تهران} پایان یافت، اما نظر به اینکه تا ساعتها پس از خروج آخرین نیروهای امریکایی از صحرای طبس، مقامات ایرانی متوجه قضایا نشدند، کاخ سفید دراینمورد با مشکلی مواجه نشد و با فراغت کافی، اعلام رسمی قضیه به صبح روز بعد {جمعه 25 آوریل 1980 برابر 5 اردیبهشت 1359} موکول گردید. به این ترتیب، حدود 7 صبح بهوقت امریکا {حدود 3:30 عصر بهوقت تهران} سخنرانی تلویزیونی جیمی کارتر پخش شد، ولی قبل از آن بیانیه کاخ
به گزارش آسوشیتدپرس، بیانیه کاخ سفید درباره عملیات ایران را جودی پاول سخنگوی کاخ سفید، سحرگاه روز جمعه برای خبرنگاران قرائت کرد. (1)در این بیانیه از 8 کشته و تعداد نامعلومی مجروح {همه امریکایی} یاد شده(2)و آمده است: کارتر ریاستجمهوری، فرمان قطع عملیات را که برای نجات گروگانهایمان انجام میگرفت، صادر کرده است. خاتمهدادن به این مأموریت بهدلیل اشکالات وسایل عملیاتی انجام گرفته است. درحین عملیات بازگشت که بهدنبال دستور قطع مأموریت انجام میگرفت قبل از پرواز، بین وسایل مختلف حملونقل هوایی در مکانی دورافتاده و کویری در ایران تصادفی پیش میآید. هیچگونه برخورد نظامی پیش نیامده است، ولی ریاستجمهوری از اینکه 8 تن از سرنشینان 2 وسیله طرفین تصادف کشته شدهاند و برخی نیز آسیب دیدهاند، عمیقاً متأسف است. افراد شرکتکننده در عملیات از راه هوایی از ایران خارج شدهاند. مجروحان نیز تحت معالجه قرار دارند و جانشان در خطر نیست. (3)در این بیانیه همچنین آمده است: قصد این عملیات هیچگونه برخوردهای خصومتآمیز علیه کشور یا ملت ایران نبوده است. این عملیات نجات، صرفاً به دلایل بشردوستانه و برای حفظ منافع ملی کشور و کاهش تشنج بینالمللی بوده است. رئیسجمهوری مسئولیت کامل تصمیمگیری برای این عملیات نجات را میپذیرد. (4)ملت امریکا شجاعت افراد شرکتکننده برای نجات گروگانها را عمیقاً مورد ستایش قرار میدهد و تأیید میکند. (5)ایالات متحده کماکان دولت ایران را مسئول جان گروگانهای امریکایی میداند. ایالات متحده مصمم است که آزادی آنها را هرچه زودتر کسب کند. (6)
در ساعت 7 صبح {حدود 3:30 بعدازظهر بهوقت تهران}، سخنرانی تلویزیونی کارتر درباره عملیات طبس پخش شد. (1)به گزارش رادیو امریکا: «هنوز اکثریت مردم امریکا در خواب بودند که پرزیدنت کارتر در صفحه تلویزیونهای سراسر امریکا ظاهر شد. وی خطاب به مردم امریکا گفت مأموریت گروه نجات که بهمنظور آزادی جان گروگانها به دستور وی به ایران رفته بود با شکست مواجه شده است، به همین جهت مأموریت را لغو کرده و از گروه خواسته است خاک ایران را ترک کند. پرزیدنت کارتر گفت بروز اشکالات فنی در هلیکوپترهای نجات سبب پایاندادن به این مأموریت شد.» (2)وی تصریح کرد: ایرانیها راجع به عملیات تا چندین ساعت پس از خروج امریکاییها از ایران هیچگونه اطلاعی نداشتهاند. (3)وی همچنین گفت که این عمل با شرکت داوطلبان امریکایی برای نجات گروگانها انجام گرفته و بههیچوجه برضد ایران و ملت ایران نبوده است. برای این عملیات تمرینهای زیادی کرده بودیم و کسانی که در آن شرکت داشتند خودشان برای این کار داوطلب شده بودند. کارتر گفت: من این تصمیم را از جهات انسانی و نیز حفظ منافع ملی امریکا و صلح جهانی و برای کاستن از بحرانهای جهانی گرفتم و بعداً هم چون مشکلات فنی پیش آمد، تصمیم گرفتم آن را فسخ کنم. وی افزود: من مسئولیت آن را کلاً به عهده میگیرم. (4)کارتر در بخشی از سخنان خود اظهار کرد: ایرانیان باور نمیکنند که این موضوع برای ما خیلی اهمیت دارد. ملت امریکا و خود من برای مردان شجاعی که در اسارت هستند احترام و اهمیت زیاد قائلیم. وی افزود: تاکنون اقدامات سیاسی و مذاکرات به جایی نرسیده، ولی بااینحال، ما از این کوشش برای رهایی گروگانها دست نخواهیم کشید. (5)
به گزارش خبرگزاری فرانسه، کارتر در سخنان خود گفت عملیات شب گذشته باعث هیچگونه
درگیری با ایران نشده است و هیچ قربانی ایرانی نیز به جای نگذاشته است. وی سپس افزود: پشتیبانی متحدان ایالات متحده که در آغاز بحران ایران و امریکا برای ایالات متحده حیاتی بوده اینک اهمیت بیشتری یافته است تا بدون کشتار و از راههای مسالمتآمیز و دیپلماتیک راهحل فوری برای این بحران پیدا شود. کارتر سپس اضافه کرد: او همچنان مقامهای ایران را بهعنوان مسئول امنیت گروگانهای امریکایی در تهران و آزادی فوری آنها میشناسد. کارتر توضیح بسیار مختصری درمورد جریان عملیات نجات و شکست آن داد. او گفت: توضیحات بیشتر دراینمورد بعداً اعلام خواهد شد.
{کارتر بعد از دریافت خبر دردناک وقایع طبس، وضع کسی را پیدا کرده بود که کاردی در تن او فروکردهاند.}
بااینحال، کارتر فاش کرد که عملیات نجات بلافاصله پس از گروگانگیری در سفارت امریکا در 4 نوامبر گذشته طرحریزی شده بود. او، بااینکه این عملیات خطرناک بود، اما شانس موفقیت آن را با صفت عالی توصیف کرد. کارتر درمورد تعداد افراد شرکتکننده در این عملیات و کشوری که مبدأ
انجام این عملیات بوده است توضیحی نداد. رئیسجمهور امریکا که شب پیش از این سخنرانی نخوابیده بود و هنگام ظاهرشدن بر صفحه تلویزیون چهرهای گرفته داشت، تأیید کرد که مسئولیت کامل این عملیات را شخصاً به عهده میگیرد و با مسئولیت خودش دستور لغو آن را صادر کرده است. کارتر سپس گفت: شکست این عملیات بهدلیل نقص فنی یک هلیکوپتر نجات پیش آمده است. وی گفت: درحالیکه مأموریت لغو شده بود، 2 هواپیما که میخواستند سوختگیری کنند در منطقه کویر به هم خوردند. کارتر هیچگونه توضیحی درمورد محل این سانحه نداد و فقط اضافه کرد که مجروحان بلافاصله از ایران خارج شدند و جان آنها در معرض خطر نیست. کارتر سپس تأسف عمیق خود را از مرگ 8 نفر از این کماندوها ابراز کرد و به خانوادههای آنان تسلیت گفت. کارتر در پایان سخنانش گفت: میداند که تمام ملت امریکا امروز، با او در تأسف شکست این عملیات سهیم است.(1)(2)
چند ساعت پس از نطق کارتر، هارولد براون وزیر دفاع امریکا در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کرد و توضیحات بیشتری درباره عملیات نجات
گروگانها داد. (3)به گزارش آسوشیتدپرس از واشنگتن، وی در این مصاحبه مطبوعاتی گفت که برنامه نظامی امریکا برای نجات گروگانها بهدلیل وجود نقص در 3 هلیکوپتر از 8 هلیکوپتر امریکا که در این عملیات شرکت داشتند، ناکام ماند. او گفت: بعد از لغو مأموریت براثر تصادم هلیکوپتر با یک هواپیمای سی130، 8 امریکایی کشته و 4 امریکایی مجروح شدند. براون این اقدام امریکا را پرشانسترین اقدام نظامی برای نجات جان گروگانها نامید. او گفت که این اقدام را گروهی از داوطلبان نظامی که تحتنظر وزارت امور خارجه فعالیت میکنند، انجام دادهاند. وی در این مصاحبه مطبوعاتی به دستگیری 50 سرنشین یک اتوبوس اشاره کرد و گفت همه آنها پس از لغو برنامه آزاد شدند. او گفت اگر 6 هلیکوپتر هم باقی میماند این عملیات انجام میگرفت، اما چون تعداد هلیکوپترها از 6 عدد هم کمتر شد، عملیات لغو گردید. براون افزود: تهران انتبه نیست و شرایط این دو شهر و مشکلات آنها کاملاً با هم متفاوت است.(4)(5)
82
در امریکا امروز، علاوهبر توجیه افکار عمومی، دادن توضیح درباره عملیات شب قبل برای متحدان دولت ایالات متحده نیز ازجمله کارهای در دست اقدام رهبران کاخ سفید بود.
گزارش آسوشیتدپرس از واشنگتن دراینباره حاکی است: جیمی کارتر امروز، در پیامی که برای رهبران انگلستان، آلمانغربی،
فرانسه و دیگر متحدان اروپایی خود فرستاد، درمورد مأموریت ملغیشده نظامی برای نجات گروگانهای
امریکایی به آنها توضیح داد. در این گزارش همچنین آمده است: به گفته مقامات مطلع، چند روز طول خواهد کشید تا معلوم شود این اقدام کارتر چه تأثیری در جهتگیری دیدگاههای متحدان اروپایی او خواهد داشت. بااینحال، همین
1) * ضمیمه دارد؛ ضمیمه اول: گزارش مهم تلویزیونی جیمی کارتر درباره عملیات طبس به روایت رادیو امریکا.
2) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص3.
3) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص2.
4) ** ضمیمه دارد؛ ضمیمه دوم: گزارش رادیو امریکا از مصاحبه مطبوعاتی هارولد براون وزیر دفاع امریکا، درباره عملیات طبس.
5) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص2.
مقامات گفتند که احتمالاً این اقدام تأثیر منفی بر رهبران کشورهای اروپایی
نخواهد داشت، ولی امریکا همچنان از متحدان خود انتظار دارد که تحریم اقتصادی علیه ایران را لغو نکنند. (1)
امروز همچنین، سایروس ونس وزیر امور خارجه امریکا، سفیران کشورهای متحد و دوست امریکا را به حضور پذیرفت تا آنها را از انگیزههای عملیات امریکا که شب قبل برای آزادی گروگانها انجام شد، آگاه کند. یک سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا ضمن اعلام این خبر گفت که ونس با اشرف قوربال سفیر مصر در واشنگتن و نیز بعضی دیگر از دیپلماتها ملاقات کرد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، این سخنگو از ذکر نام آن دیپلماتها خودداری کرد. وی همچنین درمورد تأثیر عملیات نظامی امریکا در روابط این کشور با متحدان خود اظهارنظری نکرد. (2)
از سوی دیگر، در بروکسل سخنگوی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی {ناتو} اظهار کرد: امریکا پیش از اقدام به اعزام این نیروها با همپیمانان خود در ناتو مشورت نکرده است، لیکن بعد از اعلام این موضوع در جلسه کشورهای عضو ناتو، غالب نمایندگان، درمورد کشتهها و زخمیهای این ماجرا اظهار همدردی کردند. درعینحال، ژوزف لونز دبیرکل ناتو، که سرگرم بازدید از دانمارک است، درمورد این ماجرا با وزیر دفاع دانمارک به گفتوگو خواهد پرداخت. (3)
83
بازتاب شکست تحقیرآمیز عملیات نجات گروگانها، در داخل ایالات متحده بسیار وسیع بود و مهمترین موضوع رسانهها محسوب میگردید و تحلیلهای مختلفی دراینباره ذکر میشد که جالبترین آنها، تأکید بر نقش طوفان شن در صحرای طبس در این عملیات است.
در گزارش شبکه تلویزیونی ای.بی.سی امریکا گفته شد که مأموریت نجات امریکاییها بدان دلیل شکست خورد که 3 فروند از هلیکوپترهای عملیات براثر طوفان شن از کار افتاد و تیم نجات را با کمبود هلیکوپتر روبهرو ساخت. به گزارش یونایتدپرس از واشنگتن، در این گزارش تلویزیونی آمده است: سام
دونالد سون گزارشگر کاخ سفید گفت 8 فروند هلیکوپتر به این منطقه گسیل شده بود. 6 فروند برای تکمیل عملیات کافی بود و 2 فروند اضافی برای پشتیبانی قرار داده شده بود. بههرحال، هلیکوپترها در طوفان شن گرفتار شدند و از کار بازماندند. ازاینرو، کارتر مأموریت را لغو کرد. برخورد هواپیماهای سی130 نیز براثر اشتباه یک هلیکوپتر بود، زیرا در منطقهای که باید فرود میآمد، نبود. (4)
در این میان، واکنش مخالفتآمیز برخی مقامات سیاسی و نیز خانواده گروگانهای امریکایی نیز قابلذکر است. بهطورکلی، عکسالعمل خانواده گروگانهای امریکایی و همچنین بسیاری از مقامات واشنگتن در بامداد روز جمعه سرشار از حیرت، سردرگمی و آشفتگی بود. ازجمله در واشنگتن، سناتور هنری جکسون گفت نگران آن است که عدم موفقیت نظامی امریکا در انجام مأموریت نجات، موجب شود دانشجویان مبارز به گروگانها آسیب برسانند. وی افزود: میتوان لیست بلندبالایی از اقدامات قابلانجام تهیه کرد، اما مسئله این است که ببینیم آیا این اقدامات به
بازگرداندن گروگانها منتهی میشود یا خیر. جکسون اضافه کرد: در این شرایط روشن است که فقط صبر و گذشت زمان میتواند نتیجهبخش باشد.
بونی گریور همسر یکی از گروگانهای امریکایی نیز گفت: 8 نفر کشته برای چه؟ باربارا روزن همسر یکی دیگر از گروگانها نیز که هماکنون در ایران به سر میبرد گفت: بله، من مسلماً نگران هستم. هنگامیکه وی این سخنان را میگفت، بهسختی میتوانست با دستهای لرزانش کلید اتاق هتل را در قفل بگرداند.
مادر گروهبان جانی مکگیل یکی دیگر از گروگانها نیز گفت: بهنظر من این عمل احمقانه میآید. این خبر چنان غیرمنتظره بود که من نمیدانم چه بگویم. دراینمیان، کلمنت زابلوکی رئیس کمیته مسائل خارجی مجلس نمایندگان
امریکا، گفت: آنچه میتوانم بگویم این است که خیلی بد بود، این کار واقعاً بد بود. (1)
از سوی دیگر، امروز در ایران، این حادثه در ابعاد مختلف و بهطورکلی در پرده ابهام قرار داشت. حتی درمورد زمان وقوع آن، مقامات عالی نظامی نکاتی ابراز میکردند که حتی با اطلاعات آشکار اعلامشده از منابع امریکایی هم ارزیابی نشده بود. مضمون گفتوگوی فرمانده ژاندارمری کل کشور با خبرگزاری پارس و نیز با روزنامههای بامداد و انقلاب اسلامی، توضیحی بر این امر است. خبرگزاری پارس در گزارش گفتوگوی اختصاصی امروز این خبرگزاری با تیمسار ظهیرنژاد آورده است: تیمسار سرتیپ ظهیرنژاد فرمانده ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران، درمورد چگونگی فرود هواپیمای امریکا در ناحیه طبس گفت بنا به گزارشهای رسیده به اینجانب، آنها در نخستین ساعات بامداد در 165 کیلومتری طبس و در کویر، اقدام به فرودآمدن میکنند. وی افزود در ساعت 3 بعدازظهر امروز، گزارش شد که در این محل یک هواپیمای چهارموتوره و 5 هلیکوپتر و تعدادی وسایل سوخته و بعضی از وسایل دیگر از قبیل دوربین و چادر، چتر نجات و یک ماشین جیپ ویلیز و یک موتورسیکلت به جا مانده است. تیمسار ظهیرنژاد درمورد چگونگی مطلعشدن از این واقعه افزود اینها درحدود ساعت 3 بعد از نیمهشب، از آسمان کرمان رد شدهاند و حدود ساعت 9 صبح امروز، عدهای از رهگذران به پاسگاه رباطخان به فاصله 42 کیلومتری از محل حادثه اطلاع میدهند که چیزی را درحال سوختن میبینند و اولین گزارش دراینمورد ساعت 9 صبح به دست ما رسیده است. (2)
ظهیرنژاد در گفتوگوی شبهنگام خود با روزنامه بامداد نیز بخشی از همین مطالب را بازگو کرد و افزود: به نیروهای ژاندارمری در منطقه دستور داده شد تا با تجهیز حداکثر امکانات
(سرتیپ ظهیرنژاد فرمانده کل ژاندارمری:
این عمل یک حمله نظامی کامل علیه کشور مستقل و ملت اسلامی ایران است، ولی چون با شکست مواجه شده میخواهند آن را زیر پوشش نجات گروگانها پنهان کنند.)
موجود و بسیج نیروهای مردمی منطقه، حادثه را تحت مراقبت دقیق قرار دهند و با گشتزنیهای مداوم، چنانچه عوامل امریکایی متجاوز که در منطقه پراکنده میباشند دیده شدند، آنان را دستگیر کنند.(1)(2)
تحلیل و برداشت فرمانده ژاندارمری از این واقعه نیز بهعنوان نمونهای از تحلیل مقامات ذیربط ایرانی، قابلتوجه است. وی در گفتوگو با بامداد اظهار کرد: «به عقیده من ارتباطدادن این تجاوز مسلحانه علنی با مسئله آزادی گروگانهای امریکایی کاملاً غیرقابلتوجیه است و این عمل نظامی امریکا حمله آشکار علیه استقلال مملکت ما و حمله به تمامی مردم میهن ما و اقدام به شکست انقلاب اسلامی عظیم ملت ایران [است که] صورت گرفته است و منظور از آن ممکن است یکی از حالات زیر باشد: اول، تجهیز و مسلحکردن نوکران سرسپرده امریکا در منطقه و هدایت عملیات آنها علیه انقلاب و مردم و گشایش یک جبهه دیگر به نام جبهه شرق در مشرق و پشتیبانی از عملیات ضدانقلابی در غرب کشور میباشد. ... حالت دوم این مسئله، این است که ممکن است این عملیات هوابرد که نسبتاً وسیع میباشد قسمتی از یک حمله طرحریزیشده علیه مردم و مملکت ما باشد به ترتیبی که این نیروها پایگاهی را اشغال و تصرف کنند که وسیله و امکانات لازم را برای فرود دیگر نیروهای عمده دشمن فراهم نمایند تا انجام عملیات نظامی دیگر در مناطق دیگر بر علیه استقلال مملکت ما تکمیل گردد.» (3)
وی همچنین به خبرنگار خبرگزاری پارس گفت: به عقیده من امریکا نمیتواند در طبس برای نجات جان گروگانها در تهران نیرو پیاده کند بلکه این عمل یک حمله نظامی کامل علیه یک کشور مستقل و ملت انقلابی ایران است، ولی چون با شکست مواجه شده است میخواهند آن را زیر پوشش نجات گروگانها پنهان کنند و اینکه گفتند این عمل برای نجات گروگانهاست دروغ محض میباشد و ملت ایران باید همیشه هوشیار باشد. (4)
ظهیرنژاد در گفتوگو با کیهان اظهار کرد: «امریکا کردستان را تجهیز کرده است و در این منطقه مردم را به جنگ انداخته است. آنها در ابتدا اگر بخواهند یک رژیم ملی را سرنگون کنند، گروههای سیاسی را تقویت میکنند و تنها سلاح کافی نیست؛ آنها سلاح و مهمات را همراه متخصصین برای هدایت عملیات اعزام خواهند کرد. آنها از کجا مطمئن بودند که از گروگانها در تهران نگهداری میشود.» (5)
وی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری پارس گفت: «به اعتقاد من، اولینبار نیست که امریکا چنین عملیات نظامی در ایران انجام میدهد. امریکا قبلاً نیز عملیات مشابهی چه از راه زمین و چه از راه هوا در کشور ما انجام داده است و این اغتشاشاتی که در نقاط مختلف صورت میگیرد و اسلحه و تجهیزات نظامی که برای ایجاد اغتشاش در دسترس مزدوران و سرسپردگان رژیم سابق قرار میگیرد، از این طریق توزیع میگردد.» (6)
1) * ظهیرنژاد روز بعد در گفتوگو با خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی و در پاسخ به سؤالات وی درباره تهاجم نافرجام امریکا به ایران، مطالب مشابهی ابراز کرد. این نشانهای است که تا ساعتها بعد از مصاحبه امروز، اطلاعات جدیدی به وی نرسیده و همچنان مطالب اولیه خود را تکرار میکند. [روزنامه انقلاب اسلامی، 6/2/1359، ص12]
2) روزنامه بامداد، 6/2/1359، صص 1 و 2.
3) روزنامه بامداد، 6/2/1359، صص 1 و 2.
4) روزنامه انقلاب اسلامی، 6/2/1359، ص2.
5) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص2.
6) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص12.
به گزارش آسوشیتدپرس از واشنگتن، روبرت باوسن یک نماینده دمکرات امریکا پس از جلسهای که به دعوت هارولد براون وزیر دفاع این کشور، تشکیل شده بود، فاش کرد یکی از هلیکوپترهایی که پس از شکست مأموریت نجات گروگانهای امریکایی در ایران بهجا
مانده است، حاوی مدارک سری است که جزئیات اقدام نجات در آن آمده است. باوسن گفت اعضای کابینه هیچگونه
اطلاعات بیشتری درمورد متن اسناد ندارند. وی همچنین اضافه کرد یکی از
هلیکوپترها بهعلت اینکه خدمه آن قادر نبودند آن را به پرواز درآورند، از کار انداخته شد. (1)افشای این خبر ظاهراً با ترتیبات امنیتی در تناقض بود، اما بهگونهای عجیبتر، در ساعت 18:25 امروز {بهوقت تهران}، رادیو صدای امریکا خبر باقیماندن مدارک سری مربوط به عملیات را در هلیکوپترها اعلام کرد. (2)اظهارنظر برخی ناظران دراینباره چنین است: «واقعاً عجیب است! درست صدای امریکا که در تمام جهان شنیده میشود، این خبر پرارزش را پخش میکند.» (3)
از سوی دیگر، در ایران نیز اقدامی عجیب صورت گرفت که درپی آن، اقدام ذکرشده در امریکا معنای خاصی یافت. در ساعت 15:40، تلفنگرامی از سماجا3 {مرکز فرماندهی} با امضای سرلشکر شادمهر رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی به فرماندهی نیروی هوایی ارتش ارسال گردید و رونوشت آن برای آگاهی به سپاه فرستاده شد که در آن آمده بود: «برابر اعلام سپاه پاسداران 5 فروند هلیکوپتر بدون علائم ملیت در منطقه طبس وجود دارد که موتور یک فروند آنها روشن میباشد. دستور فرمایید نسبت به جلوگیری از پرواز هلیکوپترها و عنداللزوم حمله به آنها اقدام نمایند.» (4)در ادامه، در ساعت 6:30 بعدازظهر و 10:30 شب، تعدادی فانتوم هلیکوپترهای جامانده امریکایی حاوی اسناد را بمباران کردند.(5)(6)
در اولین مرحله بمباران، محمد منتظرقائم فرمانده سپاه یزد، که همراه 4 پاسدار دیگر به محل حادثه رفته بود، به شهادت رسید(7)و 2 تن از همراهان وی نیز مجروح شدند. (8)
{محمد منتظرقائم فرمانده سپاه پاسداران یزد که در حین بمباران هلیکوپترهای بهجامانده در طبس به شهادت رسید.}
1) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص2.
2) هدف: تهران، پیشین، ص77.
3) هدف: تهران، پیشین، ص77.
4) سند شماره 041001 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نهاجا، 5/2/1359.
5) * یک بار هم در ساعت 7 صبح روز بعد، هلیکوپترهای مزبور بهوسیله نیروی هوایی ایران بمباران شد. [دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، طبس مصداقی بر سوره فیل {نگرش بر ماجرای طبس}، 1359، ص21]
6) دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، طبس مصداقی بر سوره فیل، نگرش بر ماجرای طبس، 27/3/1360، ص21.
7) روزنامه انقلاب اسلامی، 6/2/1359، ص12.
8) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص2.
هدف از این بمبارانها که به انهدام هلیکوپترهای امریکایی باقیمانده در منطقه {5 فروند} انجامید، جلوگیری از عملیات احتمالی دشمن در ربودن هلیکوپترها اعلام شد. (1)
درواقع آن نگرانی که رسماً عامل بمباران بود میتوانست با هماهنگی بیشتر بین سپاه و ارتش و توجه بیشتر به گزارشها و اقدامات سپاه مرتفع شود.
همچنین خبر حضور نیروهای زبده از سپاه که ظرف مدت کوتاهی در محل حادثه حاضر شدند و درصدد گردآوری اسناد و وسایل حساس جامانده در منطقه برآمدند خود نشانه امکان چنین اطمینانی میتوانست باشد. درهرحال، نفس این بیتوجهی و اقدام به بمباران به معانی مختلفی تعبیر شد که رایجترین آن همدستی عدهای با امریکا(2)در توطئه ازبینبردن اسناد و لوازم هلیکوپترها بود؛ اسنادی که میتوانست هویت عناصر داخلی را که قرار بوده است در این اقدام نظامی از داخل، ازجمله در تهران با امریکا همکاری کنند، فاش کند. تلقیهای خوشبینانهای هم وجود داشت. بهطورمثال، این اقدام ازطرف جمعی از فرماندهان سپاه نوعی ناهماهنگی تلقی شد؛ ازجمله پیامی با امضای "سالک" از فرماندهی سپاه اصفهان به تهران ارسال شد که در آن آمده است: «عدم هماهنگی بین برادران ارتش و سپاه در منطقه کویر، چون هماهنگی لازم بین سپاه و ارتش در منطقه کویر به عمل نیامده و متأسفانه خساراتی به بار آورده، خواهشمندیم هرچه زودتر اقدامات لازم را بفرمایید.» (3)
85
اعلام مواضع امروز مسئولان و مقامات ایرانی در قبال اقدام امریکا را نهچندان تهدیدآمیز و حتی تا حدی محافظهکارانه، ولی درقالب الفاظ قاطع میتوان به حساب آورد. بااینهمه، مواضع و اقدامات آنان، همچنان درمجموع سرسختانه و بیتزلزل ابراز گردید. از نظرهای اعلامشده هیچ تهدیدی علیه جان گروگانها احساس نگردید، ولی هشدار داده شد که با تکرار اینگونه اعمال، دولت و نظام نمیتواند ادامه سلامت گروگانها را تضمین کند. همچنین هرگونه اقدام مقابلهبهمثل به تکرار تحرکات خصمانه امریکا منوط گردید.
صادق قطبزاده وزیر امور خارجه، درباره عملیات نظامی امریکا گفت: ملت ایران برای مقابله با هرگونه مبارزه خود را آماده کرده است، ولی درصورتیکه امریکا بخواهد بهجای حل منطقی مسائل دست به اعمال نظامی و احمقانه بزند، خلیجفارس در آتش خواهد سوخت. قطبزاده افزود: درحالحاضر، کارگران صنعت نفت آمادهاند درصورت بروز نشانههای اینگونه اعمال، لولههای نفت را بر خلیجفارس بگشایند و خلیجفارس را به آتش بکشند. قطبزاده در این گفتوگو هر نوع عملی دراینزمینه ازسوی دولت امریکا را بیاثر خواند و گفت: ما تحت هیچ شرایطی تسلیم فشارهایی که ازسوی ایالات متحده به ما وارد شود، نخواهیم شد. قطبزاده سپس گفت: ملت
ایران اکنون یک مبارزه مکتبی را آغاز کردهاند. او سپس سخنان جیمی کارتر رئیسجمهوری امریکا را مبنیبر توجیه عملیات مزبور به دلایل انساندوستانه بهشدت رد کرد. قطبزاده افزود: درحالحاضر، متحدان امریکا بهویژه دول اروپایی باید به این نکته توجه داشته باشند که درصورت اعمال حرکتهای نظامی امریکا علیه ایران، خلیجفارس در آتش خواهد سوخت و حتی یک قطره نفت از این مسیر عبور داده نخواهد شد و این زیانی است که دامن تمامی این کشورها را خواهد گرفت. قطبزاده گفت: اگر ایالات متحده به اقدام بیرویه و احمقانه خود ادامه دهد، دولت ایران نمیتواند امنیت جانی گروگانها را تضمین کند. (1)
به گزارش آسوشیتدپرس از سازمان ملل، منصور فرهنگ نماینده ایران در این سازمان که امروز در جمع خبرنگاران سخن میگفت، اطمینان داد که ایران بهدلیل
مداخله نافرجام نظامی امریکا، علیه گروگانهای امریکایی دست به اقدام تلافیجویانه
نخواهد زد، ولی درمورد تکرار چنین عملیاتی به امریکا هشدار میدهد. وی ضمن اعلام این مطلب اظهار کرد: ازنظر ما گروگانها مسئول تهاجم امریکا نیستند. فرهنگ افزود: ایران همچنان مایل است مسئله گروگانها ازطریق مذاکرات صلحآمیز
حل شود. وی گفت: عملیات بالاتر از خطر امریکا هیچ شانس موفقیتی نداشت و برای امریکا باید جای بسی خوشبختی باشد که این عملیات نافرجام بود، چراکه به یک خونریزی منتهی میشد. وی درمورد آمادگی رزمی دانشجویان پیرو خط امام گفت: آنان شدیداً مسلح هستند و امکان نداشت یک گروه مسلح امریکایی بتواند بر آنان چیره شود. در کمتر از یک
ساعت، دو میلیون نفر در مقابل سفارت امریکا اجتماع میکردند. منصور فرهنگ کمک عوامل وفادار به شاه سابق را در این عملیات منتفی ندانست و گفت این عوامل با رژیم عراق در رابطه هستند، ولی بههرحال این عملیات محکوم به شکست است. فرهنگ از سخنان کارتر که در توجیه عملیات نافرجام امریکا گفته بود بهدلیل مسائل بشردوستانه مبادرت به این اقدام شده است و مسئله خصومتورزی با ایران و ایرانیها مطرح نبوده، به تلخی یاد کرد و گفت: بیانات کارتر نمیتواند هیچکس را گول بزند. (2)
(صادق قطبزاده وزیر امور خارجه:
ما تحت هیچ شرایطی تسلیم فشارهای ایالات متحده نخواهیم شد. ملت ایران اکنون یک مبارزه مکتبی را آغاز کرده است.)
امام خمینی نیز شبهنگام پیامی خطاب به ملت ایران دراینباره صادر کردند که ازنظر تعیین مشی برخورد درحال و آینده با مسئله گروگانها و امریکا تعیینکننده بود. این پیام درواقع نهتنها مهمترین مواضع مقامات ایران، بلکه اساساً تعیینکننده رفتار سیاسی آنان تلقی میشود. در بخشی
از پیام امام(1)آمده است: «ملت رزمنده ایران، دخالت نظامی امریکا را شنیدید و عذرهای کارتر را نیز شنیدید. اینجانب که کراراً گفتهام کارتر برای وصول به ریاستجمهوری حاضر است به هر جنایتی دست بزند و دنیا را به آتش بکشد، شواهد آن یکی پس از دیگری ظاهر شده و میشود؛ و اشتباه کارتر در آن است که گمان میکند با دستزدن به این مانورهای احمقانه میتواند ملت ایران را که برای آزادی و استقلال خویش و برای اسلام عزیز از هیچ فداکاری رویگردان نیست، از راه خودش که راه خدا و انسانیت است منصرف کند. ... کارتر باید بداند که اگر این گروه به مرکز جاسوسی امریکا در تهران حمله کرده بودند اکنون از هیچیک از آنها و از 50 نفر جاسوس محبوس در لانه جاسوسی خبری نبود و همه رهسپار جهنم شده بودند. ... کارتر باید بداند که ملت 35 میلیونی ما با مکتبی بزرگ شدهاند که شهادت را سعادت و فخر میدانند و سر و جان را فدای مکتب خود میکنند. ... اینجانب به کارتر اخطار میکنم که اگر دست به امثال این کار ابلهانه بزند، کنترل این جوانان مسلمان و مبارز و غیوری که نگهبان جاسوسان جاسوسخانه هستند برای ما و دولت امکان ندارد و مسئول جان آنان، شخص اوست و من اخیراً باید تذکر دهم که در قضایای کردستان که گروههای منحرف چپ و مخالف با اسلام به آشوبگری برخاستهاند و در قضایای دانشگاهها که گروههای چپ امریکایی در آن مکانهای مقدس دست به آشوب زدهاند و آشوبگریهای دولت غیرقانونی عراق در مرزهای ایران با حمله کارتر و دخالت نظامی در ایران رابطه ملموسی دارد و در این موقع حساس، اگر این گروههای منحرف در دانشگاهها یا خارج آنها دست به آشوب بزنند، ملت رابطه مستقیم سران آنان را با امریکای جهانخوار خواهد فهمید و تکلیف خود را با آنان روشن خواهد کرد.» (2)
{امام خمینی در پیام خود قضایای کردستان، قضایای دانشگاهها و آشوبگریهای دولت غیرقانونی عراق در مرزهای ایران را با حمله نظامی امریکا به طبس مرتبط دانستند.}
86
درمورد اعلام موضع مقامات ایران درباره حادثه طبس، نکته مهم این است که در نیمه اول امروز، بهدلیل نبود اطلاع یا وجود ابهام شدید در مسئله طبس، هیچگونه اعلام موضعی دراینباره انجام نگرفت. آنچه در گزارشهای قبلی ذکر شد و مواضع گروهها و جریانهای سیاسی که در گزارشهای بعدی خواهد آمد، بهطورکلی مربوط به ساعات پایانی و گاهی عصر امروز است.
برای مثال میتوان به سخنرانیهای قبل از خطبهها و نیز مضمون خطبههای نماز جمعه امروز تهران اشاره کرد که باتوجهبه حضور چهرههای مؤثر نظام در آن و اشاره به مسائل روز ازجمله مسئله "انقلاب فرهنگی"، کوچکترین اشارهای به قضیه امروز طبس در آن وجود ندارد. بهخصوص نوع سخنان امامجمعه، ادامه وضع قبلی در روابط ایران و امریکا را بهخوبی نشان میدهد.
یک سخنران قبل از خطبههای امروز نماز جمعه، تیمسار فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش بود که بیشتر درباره درگیریهای کردستان و درگیریهای مرزی با عراق سخن گفت. دیگر سخنران قبل از خطبهها، دکتر مصطفی چمران سرپرست وزارت دفاع بود که درخصوص شهادت آیتالله صدر و تبلیغات غرب ازطریق برخی مطبوعات عربی که خلیجفارس را خلیج عربی میخواندند،
سخنرانی کرد. به نوشته روزنامه انقلاب اسلامی: پس از این سخنان، نماز جمعه با اقامه خطبه توسط آیتالله سیدعلی خامنهای آغاز شد. امامجمعه تهران در بخشی از خطبه اول گفت: «در مسئله روابط با امریکا و تهدیدی که اروپا نسبت به این موضوع میکند ببینید چه کسی برنده است و چه کسی بازنده. ... دو استفاده از این قطع رابطه از دست دشمن ما خواهد رفت. نفت ما به آنها نخواهد رسید. و این ماده حیاتی گیرشان نمیآید. امروز دنیا به نفت ما کمال احتیاج را دارد، همچنان که یک بار دیگر هم گفتم فقط نفت ما نیست باید بدانید نفت خلیجفارس دیگر خیلی آسان به دنیای غرب نخواهد رسید و برادران مسلمان ما در حاشیه خلیجفارس نخواهند گذاشت که این نفت سلاحی علیه ما شود. ثانیاً، بازار بسیار پربرکت ایران که برای آنها برکاتی داشت از دست آنها گرفته خواهد شد. ... خودمان چندین سود میبریم: اولاً، ذخایرمان را برای خودمان حفظ میکنیم، نسلهای آینده هم در این ذخایر زمینی حق دارند. ثانیاً، نیروهای داخلی ما به کار میافتد تا بتوانیم خودکفایی خود را تأمین کنیم. ... ثالثاً، ما ملت که ممکن است نعمت و پیروزی در ما رخوت ایجاد کند یادمان خواهد آمد که دشمن هنوز از ما دست برنداشته است. امروز دشمن در همه جوانب مشغول فعالیت و عمل است و این را ما میدانیم. دشمن امروز در مرز توطئه میکند، در ارتش توطئه میکند، در کارخانه توطئه میکند، در دانشگاه توطئه میکند، بگذار بر روی همه این توطئهها که برای مردم آشکار نیست، دشمن بزرگ ما امریکا، آن توطئه گر اصلی هم در مقابل ما صفآرایی بکند تا مردم باورشان بشود و بدانند که همچنان در مقابل دشمنی نیرومند و مسلّم قرار دارند.» (1)
امامجمعه تهران بخش دیگری از سخنانش را به مسائل اخیر دانشگاهها اختصاص داد و ضمن پلید و وابسته خواندن گروههایی که دانشگاه را تخلیه نکردند و در آن سنگر گرفتند، به انتقاد از مسئولان دانشگاه تهران پرداخت و گفت: «سرپرستان دانشگاهها آمدند به شورای انقلاب و گزارش کار را دادند و
گزارش دادند که یک گروهی به نام پیشگام هنوز مقاومت میکنند و گویا بعضیها اسلحه هم دارند. شورای انقلاب از سرپرستان خواست که این مسئله را در بیرون با مردم در میان بگذارند. آنها قبول کردند، لیکن بعداً منصرف شدند و این کار را نکردند. یکی
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 6/2/1359، ص3.
دو روز از ماجرا میگذرد و سرپرستان دانشگاه که در طول این یک سال مسئول بوده و ملت حق دارد نسبت به مسائل پیشآمده گریبان آنها را بچسبد، دستهجمعی استعفا میکنند و گناه را به گردن دولت و نیز درحقیقت به گردن ملت میاندازند و این خیانت است و یک خطای بزرگ است و این عمل ضربهزدن به حیثیت این انقلاب است. آنها مسئول مفسدهانگیزیهای این یک سال دانشگاه هستند. باید جواب میدادند، نباید در مقابل مردم میایستادند. نباید برای جلب یک گروه و یا یک قشر در مقابل شورای انقلاب و دولت میایستادند. مگر امام بارها نگفته است هرچه شورای انقلاب بگوید، مردم باید اطاعت کنند. اینها باید برکنار میشدند، لیکن آمدند استعفا دادند و یک چیزی هم طلبکار شدند و بالاخره این سیستم باید عوض شود. از چهاردهم خرداد، قطعاً دانشگاهها تعطیل خواهد شد. هیچگونه عذر و بهانهای برای ادامه دانشگاه بعد از این زمان وجود ندارد. دانشگاهها تعطیل میشوند، کسانی که مسئولیت پیدا کنند دررابطهبا دانشجویان با دانشگاهیان مسلمان با اساتید و سرپرستان مؤمن و با دانشجویان که خودشان درد را حس کردهاند، دررابطهبا اینها انشاءالله نظام اسلامی دانشگاهی را تدوین خواهند کرد.» (1)
87
جریانهای مختلف سیاسی و گروههایی که در شرایط کنونی در قضایای دانشگاهها با هم درگیر هستند، امروز کوشیدند با صدور بیانیهها و اطلاعیههایی درباره حرکت امریکا در طبس، ولو در آخرین ساعات به اعلام موضع بپردازند. هرچند وجه اشتراک این بیانیهها ضرورت مبارزه سرسختانه و قاطعانه با امریکاست، اما در همین بیانیهها نیز تفاوتنظر درخصوص پارهای مسائل مهم داخلی، مشهود است.
سازمان مجاهدین خلق با صدور اطلاعیهای با امضای "سازمان جوانان مجاهد" اعلام کرد: «اقدام تجاوزکارانه نظامی امریکا برای آزادی گروگانها بار دیگر این حقیقت را روشن میکند که بین خلقها و امپریالیزم هیچ رابطهای جز اسارت یا نبرد نمیتواند وجود داشته باشد و تنها راهحل قاطع و انقلابی این تضاد بسیج همه مردم برای پیروزی در این مبارزه است. سازمان جوانان مجاهد ضمن تبریک به خلق قهرمان ایران بهخاطر شکست این توطئه تجاوزکارانه امپریالیسم امریکا، از تمام نیروهای مردمی بهویژه جوانان انقلابی میخواهد که تمامی توان خود را در نبرد و شهادت در مبارزه ضدامپریالیستی، به خدمت گیرند زیرا که [با] وحدت ضدامپریالیستی تمام خلق و مجالندادن به جنگافروزان و تفرقهافکنان است که قادر به تداوم انقلاب خواهیم بود. متأسفانه علیرغم توطئههای پیدرپی امریکا علیه انقلاب این میهن، هنوز ازطرف مقامات مسئول اقدام قاطعی درجهت الغا و افشای قراردادهای اسارتبار و وابستهساز امپریالیستی صورت نگرفته و شبکههای جاسوسی سیا و ساواک افشا نشده است، بهویژه که امریکا با استفاده از همین شبکههای جاسوسی دست به اقدام تجاوزکارانه زده است و این درحالی است که دستاندرکاران جنگ داخلی و تفرقهانگیزان در صفوف خلق، دانشگاهها را به تشنج و آشوب کشیده و زمینه را برای توطئهچینی امریکاییها مساعد و فراهم کردهاند.» (2)
سازمان چریکهای فدایی خلق نیز در اطلاعیهای که به این مناسبت صادر کرد، نوشت: «شکست مفتضحشده کارتر برای نجات گروگانها
ماهیت امریکایی طرح اشغال دانشگاهها...
را افشا میکند. شکست مفتضحشده کارتر برای نجات گروگانها
ماهیت امریکایی فرماندهان ارتش را بیشازپیش آشکار ساخت. طرح برملاشده امریکا برای پیادهکردن نیرو در ایران حقانیت فدائیان
خلق را که از همان ابتدا اعلام کردند یورش به دانشگاهها نقشه کسانی است که میخواهند مسیر مبارزات ضدامپریالیستی را منحرف کنند و به امپریالیسم امریکا یاری رسانند، به اثبات رسانید.» (1)
از سوی دیگر، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز اطلاعیه شماره 68 خود را به این حادثه اختصاص داد و در آن علاوهبر تأکید بر مبارزه ضدامریکایی، بهگونهای درجهت عکس مواضع سازمان مجاهدین خلق و چریکهای فدایی خلق به سمت و سوی مبارزه داخلی خود نیز تأکید کرد. در این اطلاعیه با اشاره به شهادت یکی از اعضای این سازمان، محمد منتظرقائم در حادثه امروز طبس آمده است: «انقلاب اسلامی بر موجموج شکوهمند خون این پاکباختگان
میرود، که دنیای مستکبرین را به زانو کشاند و پرچم حق را بر فرق آسمان جهان بکوباند. مجاهد شهید و پاسدار پاکباخته محمد منتظرقائم عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان یزد، اینک غرق در خون به اوج رستگاری رسیده است. ... مجاهد شهید محمد، مبارزی همیشه در سنگر و پاکبازی
متقی بود. سالها پیش از آنکه به زندان دژخیمان محمدرضا شاه به بند و شکنجه کشیده شود {در سال 51}، خود را آماده شهادت کرده بود و پس از آن نیز هرلحظه در تب آن میسوخت. در کردستان بارها به امر امام به استقبال مرگ سرخ شتافت و سرانجام در راه نبرد با شیطان بزرگ و درحالیکه برای محاصره متجاوزان مزدور امریکایی به سرزمین انقلاب اسلامی (که احتمالاً علاوهبر بردن جاسوسان هدفهای
دیگری را نیز در سر میپروراند)،
بهعنوان فرمانده سپاه رهبر گروه عملیات پاسداران یزد رفته بود، براثر بمباران منطقه توسط هواپیماهای نیروی هوایی جمهوری اسلامی به شاخه رفیع شهادت چنگ زد و خویش را از این خاک به افلاک رساند. ... او با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بهعنوان نخستین فرمانده سپاه پاسداران استان یزد انتخاب شد. بلافاصله پس از فرمان امام به فرماندهی بیش از 50 نفر از پاسداران به کردستان رفت و به جهاد با ضدانقلاب پرداخت و در طول 2 ماه هجوم ضدانقلاب، به فرماندهی سپاه پاسداران در سقز نیز انتخاب شد. وی مسئول سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در استان یزد بود. ما این شهادت را به پیشگاه امامی که محمد، رضای او را در رضای خدا میدانست و بهدلیل آنکه [امام] گفته بود "من از سپاه راضی هستم؛ اگر سپاه نبود ایران نبود." هیچ سمتی جز خدمت را در سپاه نپذیرفت و همیشه به استقبال خطر رفت تا به آرزوی خود رسید تبریک میگوییم. این شهادت بر او و تمامی مسلمانان مبارک باد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی 5/2/1359» (2)
همچنین اعضای اصلی و فعال انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور که ازسویی در قضایای دانشگاهها درگیری شدید با گروههایی چون سازمان مجاهدین خلق و سازمان چریکهای فدایی خلق دارند و ازسویی درقالب "دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مستقر در لانه جاسوسی" درگیر قضایای گروگانها هستند، امروز به اعلام موضع پرداختند. در یکصد و دوازدهمین اطلاعیه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مستقر در لانه جاسوسی امریکا(1)چنین آمده است: «ملت رزمنده و مسلمان ایران، خبر شکست مفتضحانه کارتر را برای آزادساختن جاسوسان امریکایی شنیدید، دنیا دید که این شیطان هزارچهره پلید، چگونه حتی به همپیمانان خود خیانت میکند و آنان را به محاصره اقتصادی ایران وادار میسازد، به این بهانه که اگر حمایت از امریکا نکنند، اقدامات نظامی را به مرحله اجرا درمیآورد و در همین حال مزدوران جلاد با مأمورین سیا را همراه پیچیدهترین تجهیزات و طرحهای خائنانه برای [آزادی] گروگانها و احتمالاً تجاوزات خیانتبار دیگر به ایران گسیل میدارد.» (2)
در این اطلاعیه تأکید شده است: «ملت دلیر ایران به روح خدا، خمینی بتشکن این امام سحرخیز و همیشه بیدارمان سوگند که ما خود را دربرابر شما مؤمنان ایثارگر مسئول میدانیم و با اتکا به قدرت لایزال الهی اطمینان میدهیم که اگر امریکا بخواهد برای آزادی جاسوسان به این شیوههای رذیلانه و ناشیانه متوسل شود هم با اجساد بیجان و پلید جاسوسان مواجه خواهد گردید و هم همه عاملان این طرحهای شیطانی در خاک ایران مدفون خواهند شد.» (3)
88
خبرگزاری پارس اعلام کرد: «بنا به تصویب شورای انقلاب اسلامی، دولت جمهوری اسلامی ایران موافقت نمود که سفارت سوئیس در تهران حفاظت منافع دیپلماتیک و کنسولی دولت ایالت متحده امریکا را در ایران به عهده بگیرد. این موافقت براساس موافقت دولت ایالات متحده امریکا با واگذاری حفاظت منافع سیاسی و کنسولی دولت جمهوری اسلامی ایران در ایالات متحده امریکا به سفارت دولت جمهوری دمکراتیک خلق الجزایر در واشنگتن به عمل آمده [است].» (4)
89
در موضوع اقدام نظامی امریکا علیه ایران، ازجمله سؤالات مهم که بلافاصله برای ناظران و تحلیلگران مطرح گردید، این بود که کدام کشور با امریکا در این عملیات همکاری و آن کشور را علیه ایران یاری کرده است. دراینارتباط از چند کشور اروپایی و چند کشور واقع در منطقه غرب آسیا و خلیجفارس نام برده شده است و شواهد متفاوتی در تأیید یا رد همکاری آنان با امریکا
نیز ذکر گردید. دراینمیان بالطبع آنچه درباره همسایگان ایران ذکر شد واجد اهمیت خاصی بوده است. کشورهای ترکیه، عمان، بحرین، یونان، آلمانغربی، پرتغال، ایتالیا، انگلیس، شوروی، رژیم اشغالگر قدس و مصر کشورهایی هستند که خبرهایی حاکیاز نوعی دخالت آنان در این عملیات مطرح گردید که بجز مصر، سایر موارد به طور طبیعی تکذیب شد.(1)مقامات رسمی امریکا نیز فقط همکاری مصر را قطعیت دادند و در سایر موارد بدون ذکر نام، از کشورهایی که بدون اطلاع از نوع عملیات همکاری کردند یا در تدارک عملیات مربوط به داخل ایران شرکت داشتند، یاد کردند. در ادامه توضیح آنچه ذکر شد، فهرستوار درج میشود:
تلویزیون ای.بی.سی امریکا و تلویزیون شوروی نیز پاکستان را به دستداشتن در عملیات متهم کردند. ای.بی.سی مدعی شد که همه عملیات از پاکستان آغاز شده است و تلویزیون شوروی هم ادعا کرد که امریکاییهای شرکتکننده در عملیات دو گروه بودهاند که یک گروه از مصر و گروه دیگر از پاکستان آمدهاند. (2)
از سوی دیگر، همین امروز سخنگوی سفارت پاکستان در تهران، گزارشهای وسایل ارتباطجمعی ایالات متحده را مبنیبر استفاده از فرودگاههای این کشور برای پرواز بهسوی ایران و اجرای مأموریت آزادسازی گروگانها دروغ محض خواند. این سخنگو گفت: امکان ندارد دولت پاکستان اجازه هیچگونه اقدام تجاوزکارانهای علیه ایران را در منطقه تحت نفوذ بدهد. ما در هیچ حرکتی علیه ایران شرکت نمیکنیم، زیرا ایران دوست بسیار نزدیک ما است. (3)
شبهنگام نیز یک سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان «شایعاتی که بعضی از رسانههای گروهی خارجی پراکندهاند و براساس آن گفته اند که هواپیماهای امریکایی که در این عملیات شرکت داشتهاند از خاک پاکستان به پرواز درآمدهاند» را تکذیب کرد. وی همچنین «عملیات نجات امریکا» در ایران برای آزادکردن گروگانها را غیرقابلقبول خواند و اعلام کرد این اقدام امریکا تجاوزی سخت به حاکمیت ایران است و میتواند عواقب درازمدتی بر صلح و امنیت منطقه بگذارد. (4)
ترکیه؛ موقعیت جغرافیایی ترکیه در همسایگی ایران و وجود پایگاههای
هوایی امریکا و ناتو در خاک این کشور، خودبهخود دخالت ترکیه در عملیات امریکا را بهعنوان یک احتمال قوی مطرح ساخت، بهخصوص
که مقامات ناتو
نیز به آن اشاره کردند. به گزارش خبرگزاریها، منابع نظامی ناتو در بروکسل گفتند به احتمال قوی، ایالات متحده از تجهیزات سنگین نظامی و حملونقل هوایی برای حمل هلیکوپترهایی که برای مأموریت آزادسازی گروگانهای سفارت امریکا در نظر گرفته شده بودند، استفاده کرده است. این منابع گفتند: وسایل لازم برای اجرای این مأموریت در ناوهای مستقر در اقیانوس هند وجود نداشته و هواپیماهای حملونقل مزبور باید از مصر یا ترکیه بلند شده باشند. این مقامات گفتند که به رغم حضور نیروهای ناتو در ترکیه این سازمان در عملیات مزبور
هیچ نقشی نداشته است. (1)دراینمیان، برخی این احتمال را رد کردند، با این استدلال که ترکیه «به رادارهای شوروی بسیار نزدیک است» و «ازنظر سیاسی هم قابلاعتماد نیست». (2)اما بعضی دیگر برعکس، این احتمال را قوی شمردند و به این موارد اشاره کردند: الف) موافقتنامه استفاده امریکا از پایگاههای نظامی در ترکیه ازجمله دو پایگاه در شمال این کشور، در ژانویه گذشته. ب) قبول درخواست امریکا از کمیته برنامهریزی دفاعی ناتو مبنیبر اختصاص کمکهای اقتصادی بزرگ برای تقویت نیروهای نظامی ترکیه در جلسه ماه گذشته کمیته مزبور. (3)
برخی منابع نیز دخالت ترکیه را قطعی اعلام کردند؛ ازجمله هفتهنامه فرانسوی اکسپرس تأکید کرد هواپیمای بوئینگی که فرماندهی عملیات را به عهده داشته، از پایگاه ناتو در اینجرلیک ترکیه به پرواز درآمده است. (4)از سوی دیگر امروز، وزیر امور خارجه ترکیه پرواز هواپیماهای امریکایی به مقصد ایران از یک پایگاه هوایی ناتو در جنوب ترکیه برای نجات گروگانها را تکذیب کرد. او گفت حتی درخواست چنین چیزی هم مطرح نبوده است. (5)همچنین دولت ترکیه دخالت در عملیات را بهوسیله دمیرل نخستوزیر، تکذیب کرد. سفیر امریکا در ترکیه هم بلافاصله اظهارات مقامات دولت ترکیه را تأیید کرد. (6)
عمان؛ فرود هواپیماهای امریکایی عازم ایران در مسیره {بندری در عمان} و بارگیری در آنجا، خبری بود که درباره ارتباط سلطاننشین عمان با حمله امریکا مطرح شد. (7)سفیر ایران در کویت دخالت عمان را قطعی خواند و اظهار کرد: اطلاعات دقیقی درباره شرکت عمان در عملیات دراختیار دارد. وی افزود: سوختگیری درحال پرواز و تسهیلات مخابراتی ازجمله همکاریهای عمان با امریکاست. رئیسجمهور یمنجنوبی علی ناصر محمد نیز اظهارنظر کرد که هواپیماهای امریکایی از پایگاه نظامی سلطاننشین عمان به حرکت درآمدهاند.(8)(9)
بحرین؛ رادیو اسرائیل امروز اعلام کرد کماندوهای امریکایی که در این عملیات {طبس} شرکت داشتند، شب پیش از این عملیات در بحرین به سر بردهاند. (10)
وزیر دفاع یونان نیز که درباره هواپیمای حامل مجروحان امریکایی سخن میگفت، اظهار کرد: هواپیماهای امریکایی از بحرین حرکت کرده بودند. (11)
از سوی دیگر، دولت بحرین پرواز هواپیماهای امریکایی از پایگاه این کشور را تکذیب کرد. این درحالی است که مطبوعات بحرینی با لحنی معتدل عملیات امریکا را گزارش کردند و درواقع بیش از اینکه آن را محکوم کنند از آن تمجید کردند. (12)
یونان؛ وجود یک پایگاه امریکایی بهعنوان محل آزمایش موشکهای این کشور در جزیره کرت یونان این نظر را مطرح کرد که هواپیماهای سی130 امریکا، که دارای بردی حدود 2100 مایل میباشند، میتوانند از پایگاه کرت(13)بلند شده باشند. (14)اما عصر امروز یک سخنگوی دولت
1) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص3.
2) هدف: تهران، پیشین، صص 89 و 90.
3) هدف: تهران، پیشین، صص 89 و 90.
4) هدف: تهران، پیشین، صص 88 و 89.
5) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص3.
6) هدف: تهران، پیشین، صص 88 و 89.
7) هدف: تهران، پیشین، ص33.
8) * ضمیمه دارد؛ خبرهای بعدی مبنیبر استفاده امریکا از پایگاههای نظامی عمان و کوشش این کشور برای خنثیکردن آثار آن.
9) هدف: تهران، پیشین، صص 87 و 88.
10) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص3.
11) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص2.
12) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص2.
13) ** Crete: جزیرهای در دریای مدیترانه متعلق به یونان.
14) ادوارد کلن، امریکا در اسارت، مترجمان توران خاوری و سرور طلیعه، تهران: انتشارات قلم، 1362، ص197.
یونان در تکذیبیهای گفت: «هواپیماهای امریکایی هنگام رفت از آسمان یونان عبور نکردهاند و از یونان به پرواز درنیامدهاند.» (1)درنهایت، گزارش یونایتدپرس نقش یونان را چنین ذکر کرد: وزیر دفاع یونان اعلام کرد که هواپیماهای
امریکایی مسئول تخلیه کماندوهای زخمی، روز جمعه 5/2/1359، از فراز خاک یونان در مسیر رامشتاین در آلمانغربی پرواز کردند. این هواپیماها از بحرین حرکت کرده بودند. در بیانیه وزیر دفاع یونان آمده است: هواپیماها حامل سربازانی بودند که شدیداً سوخته بودند و مجروحان را به بیمارستان نظامی امریکا در آلمانغربی منتقل کردند. (2)
آلمانغربی؛ هرچند آنچه مقامات رسمی درمورد نقش آلمان به آن اذعان دارند، در حد اعزام مجروحان امریکایی به یک بیمارستان نظامی امریکا در آلمان میباشد،(3)اما خبرهای برخی منابع نشان میداد که از هواپیماهای شرکتکننده در عملیات طبس، 3 فروند هرکولس سی130 از پایگاه رامشتاین در آلمان فدرال به پرواز درآمدهاند. آنها ازطریق یونان با اجازه رسمی تحتعنوان "پرواز خدمات بهداشتی" به یک پایگاه در جنوب مصر رفتهاند و سپس برای سوختگیری به پایگاهی نزدیک بحرین پرواز کردهاند. (4)
پرتغال؛ گزارش منابع خبری ازجمله خبرگزاری فرانسه نشان میدهد که روز 23 آوریل {3 اردیبهشت}، حداقل 10 فروند هواپیمای هرکولس سی130 در پایگاه پرتغالی لاخس در آزور توقف کردند، هواپیماهایی که میتوانند در باندهای کوتاه نیز فرود آیند. (5)به گزارش این منابع، در همین روز، 12 فروند هرکولس امریکایی از این پایگاه پرواز کردهاند. (6)
ایتالیا؛ خبرگزاری ایتالیا اعلام کرد که روز 23 آوریل {3 اردیبهشت}، یک هواپیمای هرکولس سی130 نیروی هوایی ایران بهوسیله
فانتومهای نیروی هوایی ایتالیا مجبور به فرود در فرودگاه لاتینا واقع در جنوب رم شده است. این خبرگزاری اضافه کرد که هواپیمای ایرانی بهدلیل
نقص در دستگاههای فرستندهاش موفق به دادن پاسخ برای اعلام هویت خود نشده است. در این هواپیما 10 نظامی ایرانی بوده و هواپیما پس از تعمیر و رفع نقص این فرودگاه را ترک کرده است. روزنامه لوئیتا ارگان حزب کمونیست ایتالیا، ضمن اعلام
این خبر اضافه کرد: آیا این ماجرا با ماجرای عملیات کماندویی امریکا در ایران رابطه ندارد؟ این روزنامه سپس اظهارعقیده کرد که میتوان حدس زد نظامیهای سرنشین هواپیما احتمالاً در خدمت سرویسهای ایالات متحده بودهاند. (7)به نوشته مطبوعات ایتالیا، این هواپیما که از فرودگاه نامعلومی در اروپای شمالی به پرواز درآمده بود، روز 24 آوریل {4/2/1359} ساعت 9:25، لاتینا را به مقصد نامعلومی ترک کرد. (8)
انگلیس؛ باتوجهبه نزدیکی امریکا و انگلیس و نیز تردد تعدادی هواپیما در پایگاه انگلیسی دیهگو گارسیا بین روزهای 23 فروردین تا 4 اردیبهشت، احتمال دخالت انگلیس هم مطرح میشود. دراینباره، مقامات انگلیس مطالب متفاوتی(9)ابراز میکنند. بعدازظهر امروز، معاون وزیر
1) هدف: تهران، پیشین، صص 98 و 99.
2) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص2.
3) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص2.
4) هدف: تهران، پیشین، ص29.
5) هدف: تهران، پیشین، ص24.
6) هدف: تهران، پیشین، ص29.
7) روزنامه انقلاب اسلامی، 10/2/1359، ص4.
8) هدف: تهران، پیشین، صص 25 و 26.
9) * دو روز بعد {27 آوریل 1980}، روزنامه انگلیسی آبزرور نوشت: «اقدام برقآسا و ناگهانی تخلیه سفارت انگلیس در تهران نشاندهنده این است که دولت انگلیس از عواقب قضیه به وحشت افتاده باشد.» و پنج روز بعد در 30 آوریل (10 اردیبهشت(، 3 نفر از نمایندگان مجلس عوام از خانم مارگارت تاچر نخستوزیر، چنین سؤال کردند: «ممکن است بفرمایید چهموقع و در چه شرایطی شما برای نخستینبار از استفاده امریکا از [پایگاه] دیهگو گارسیا برای عملیات کویر ایران مطلع شدید؟» خانم تاچر پاسخ داد: «مایل نیستم در موقعیتی قرار گیرم که مجبور به تأیید یا تکذیب اقداماتی در پایگاههای متحدان شوم.» [جولیتو کیهزا، هدف: تهران، ترجمه هادی سهرابی، تهران: نشر نو، چاپ دوم 1362، صص 99 و 100]
امور خارجه انگلیس اظهار کرد که با دولت متبوع وی مشاوره نشده است، ولی اقدام امریکا را محکوم نمیکند. کمی بعد، منابع داونینگ استریت تأیید کردند که «اخیراً به آنها اطلاع داده شده است که واشنگتن مشغول بررسی اقدام احتمالی برای آزادی گروگانهاست.» معاون وزیر امور خارجه انگلیس اعلام کرد که دولت انگلستان در جریان اقدام «احتمالی» برای آزادسازی گروگانها قرار گرفته است، البته بدون کسب اطلاع از جزئیات عملیات و تاریخ اجرای آن. (1)
شوروی؛ هممرز بودن شوروی با ایران و سطح بالای فناوری نظامی شوروی باعث ابراز و انتشار مطالبی درباره نقش و جایگاه شوروی دراینزمینه
شده است، ازجمله اینکه: «طبس کمتر از 500 کیلومتر از مرز شوروی فاصله دارد و دقیقاً در منطقهای واقع شده که اهمیت خاصی برای شوروی داشته است. ... بنابراین، بهویژه باتوجهبه اوضاع کنونی منطقه و بهخصوص ایران، آیا میتوان تصور کرد که شوروی در حفاظت و کنترل کمی تخفیف داده باشد؟ این فرضی است بسیار مضحک، بحران امریکا و ایران و مرز افغانستان، جمعاً از این منطقه، منطقهای ساخته است که ازنظر دفاع برای شوروی حیاتی است. در اینکه امریکا
از آواکسها برای کنترل دقیق ایران و حتی شوروی استفاده کرده است، حرفی نیست، ولی واضح است که شوروی نیز وسایلی دراختیار دارد که امکان کنترل دقیق کمی آن طرفتر از مرزهایش را به او میدهد .... خیلی منطقیتر است که بپذیریم شورویها حتی از همان ابتدای تهاجم، کلیه مخابرات و حرکتهای امریکا را زیر نظر داشتهاند.» (2)
اینگونه مطالب آنقدر صورت جدی گرفت که تکذیب رسمی آن ازجانب مقامات امریکایی ضرورت یافت. سخنگوی پنتاگون، با تکذیب احتمال دخالت رادارهای شوروی گفت: «میتوانیم قاطعانه کلیه اطلاعات منتشره دراینباره را تکذیب کنیم.» هارولد براون وزیر دفاع نیز هرگونه خبری درباره دخالت شوروی در وقایع را کاملاً نادرست خواند و اظهار کرد: «آنها فقط بعد از اعلام رسمی ازسوی امریکا از عملیات مطلع شدهاند.» (3)
رژیم صهیونیستی؛ در کنار خبرهای مبنیبر اطلاع رژیم اسرائیل از حمله امریکا،(4)امروز، سازمانهای خبری سوریه، این رژیم را متهم کردند که تسهیلاتی در امر اقدامات نظامی برای آزادی گروگانها فراهم کرده است. (5)اما بهنظر بعضی تحلیلگران، امریکا ترجیح داده است رژیم اشغالگر قدس بهطور
مستقیم در ماجرا درگیر نشود. دلیل این هم بسیار روشن است و کاملاً از سیاست امریکا در منطقه غرب آسیا نشئت میگیرد.
اسرائیل چندینبار پیشنهاد همکاری برای هرگونه اقدامی ازطرف امریکا علیه ایران را داده بود، ولی بالطبع چنین همکاریهایی چندان هم برای کارتر خوشایند نبود، زیرا این عمل به احتمال زیاد موجب واکنش شدید رهبران برخی از کشورهای عرب میشد. بهعکس، درگیرکردن مستقیم برخی کشورهای عرب در عملیات، تضادهای درونی جهان عرب را رشد داده و مانع اقدامات وحدتبخش آنها علیه رژیم صهیونیستی میشد. (6)درهرحال امروز، این رژیم رسماً مشارکت خود را در عملیات شکستخورده نجات گروگانهای امریکایی در تهران تکذیب کرد. (7)
این درحالی است که به
گزارش آسوشیتدپرس از بیتالمقدس، امروز ملاقاتی بین بگین نخستوزیر، اسحاق شامیر و ریچارد براون کاردار سفارت امریکا در اسرائیل، انجام شد. پس از این ملاقات، مناخم بگین تأسف خود را از کشتهشدن 8 امریکایی در عملیات ناموفق نجات گروگانها اعلام کرد. (1)
یادآوری میشود، روزنامه اسرائیلی معاریو در شماره پنجشنبه 4/2/1359 خود نوشته بود: امریکا از پایگاه غنا در مصر علیا سرگرم تدارک عملیاتی است که احتمالاً علیه ایران انجام خواهد شد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، نویسنده این مقاله که وابسته به ارتش اسرائیل است و بهنظر ناظران خارجی میتواند اطلاعاتی را از وزارت دفاع اسرائیل کسب کند، بدون ذکر منبع خود نوشته است که از چندی پیش نقلوانتقالات هواپیماهای امریکایی هرکولس سی130 و هواپیماهای آواکس در این پایگاه به چشم خورده است. (2)
مصر؛ پس از آشکارشدن شکست امریکا نیز رادیو اسرائیل اولین منبعی بود که اعلام کرد هواپیماهای امریکایی از پایگاهی در مصر به پرواز درآمدهاند.(3)(4)دراینحال، یک سخنگوی سفارت امریکا در قاهره در پاسخ به سؤالی درمورد اخباری از اسرائیل مبنیبر اینکه این عملیات از مصر آغاز شده است، فقط گفت که اظهارنظری نمیکنم، ما چیزی برای گفتن نداریم. (5)علاوهبر رادیو اسرائیل، سازمانهای خبری سوریه (6)و تلویزیون شوروی(7)که امروز از دخالت مصر و اعزام هواپیماهای امریکایی از خاک این کشور برای عملیات علیه ایران خبر دادند، بهوسیله سیستم شنود رادیویی خبرگزاری پارس نیز فاش شد که برخی از هواپیماهای امریکایی مهاجم به خاک ایران از پایگاهی در خاک مصر برخاسته بودند. براساس این اطلاعات، دستکم 3 فروند هواپیمای سی130 امریکایی از پایگاهی در نزدیکی قاهره محل استقرار مستشاران نظامی امریکا برخاستهاند. آنها در بحرین هم توقف کوتاهی داشتهاند. (8)
واکنش دولت مصر دربرابر این اخبار ابتدا تکذیب بود؛ یک سخنگوی کابینه مصر امروز در واکنش به خبر صریح رادیو اسرائیل، دستداشتن این کشور در کوشش بیفرجام امریکاییها برای نجات جان گروگانها در تهران را تکذیب کرد. این سخنگو گفت ما در این عملیات بههیچوجه نقشی نداشتهایم و گزارش رادیو اسرائیل دراینزمینه دروغ است. (9)
رادیوی دولتی مصر، در ساعت 14:30 امروز، خبر تهاجم شکستخورده امریکا را بدون هیچ تفسیری اعلام کرد،(10)اما ساعاتی بعد وقتی از سادات رئیسجمهور مصر، سؤال شد آیا عملیات شکستخورده امریکا از یک پایگاه نظامی مصری صورت گرفته است، وی بهطور رسمی اعلام کرد: من به ملت امریکا قول دادهام هرگونه تسهیلاتی را برای آزادی گروگانها و کمک
1) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص3.
2) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص2.
3) * به نظر برخی ناظران، در این شرایط، رژیم صهیونیستی هم بهنوبه خود، سعی میکند از این وضعیت حداکثر استفاده را بکند، یعنی موضع مصر را حتی به قیمت بهخطرانداختن طرحهای امریکا شدیداً تضعیف کند و قدرت مقاومت او را در مذاکرات بحرانی «صلح جداگانه» کاهش دهد. به همین دلیل، اقدامات خبری مزبور چندان هم اتفاقی نبوده است و نیز از همین روست که دولت امریکا، دو یادداشت اعتراضآمیز علیه اظهارات ضدمصری رادیوی دولتی اسرائیل به دولت آن کشور تسلیم کرد.
4) هدف: تهران، پیشین، صص 25 و 26.
5) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص3.
6) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص3.
7) هدف: تهران، پیشین، ص84.
8) روزنامه انقلاب اسلامی، 6/2/1359، ص4.
9) روزنامه بامداد، 6/2/1359، ص3.
10) هدف: تهران، پیشین، صص 93 و 94.
به کشورهای عربی خلیجفارس فراهم آورم. سادات که در یک مصاحبه مطبوعاتی در دهکده زادگاهش شرکت میکرد، گفت: شکست این عملیات نباید موجب تضعیف روحیه مقامات امریکایی برای آزادی و نجات گروگانها شود. (1)
خبرگزاری فرانسه در ادامه این گزارش افزوده است: یادآوری میکنیم که سادات قبلاً با استفاده از زور برای آزادسازی گروگانها موافقت کرده و در مصاحبهای در قاهره این کار را به کارتر توصیه کرده بود. (2)
جالب است که در یادداشتهای برژینسکی مقام امنیتی عالیرتبه جیمی کارتر نیز، تنها کشوری که با ذکر نام از همکاری آن یاد شده، مصر است و درمورد دیگران، سکوت و کتمان ترجیح داده شده است. در این یادداشتها آمده است: «در انجام این عملیات ما از همکاری صمیمانه یک کشور دوست و همکاری غیرمستقیم چند کشور دیگر منطقه که از چگونگی این عملیات و هدف آن اطلاع نداشتند، برخوردار شدیم. سادات همان طور که انتظار داشتیم بیدریغ امکانات خود را دراختیار ما گذاشت، ولی درمورد کشورهای دیگر ترجیح دادیم ضمن استفاده از تسهیلات و کسب اجازه پرواز از آسمان این کشورها موضوع مأموریت را با آنها در میان گذاریم، زیرا فکر میکردیم نارضایتی آنها از اینکه قبلاً دراینمورد با آنان مشورت نکردهایم، کمتر از ناراحتی آنها از موافقت قبلی با همکاری در انجام این برنامه باشد. دراینمورد باید یادآوری کنم که چند کشور هم در تدارک این عملیات در داخل ایران با ما همکاری کردند که ما از این حیث مدیون آنها هستیم و باید روزی آن را جبران کنیم.» (3)
90
درباره اقدام امروز امریکا کشورهای مختلف متناسب با نقش منطقهای و جهانی کنونی خود مواضع تقریباً قابل پیشبینی اتخاذ کردند. اظهارات متحدان امریکا توأم با نگرانی و بعضی همراه با انتقادی رقیق بود؛ جهانسومیها آن را محکوم کردند و بلوک شرق بهشدت به سرزنش آن پرداخت. نمونههایی در ادامه ذکر میشود.
انگلیس؛ به گزارش رویتر، مارگارت تاچر نخستوزیر محافظهکار انگلستان، در پیامی که امروز برای جیمی کارتر فرستاد شجاعت او را در افشاکردن عملیات ناموفق نظامی امریکا در ایران ستود و گفت که از این اقدام کارتر بسیار خشنود شده است. بااینحال،
بعضی مقامات رسمی انگلیس گفتند بریتانیا با کاربری نیروی نظامی دراینمورد موافق نیست، ولی از تصمیمات جامعه اقتصادی اروپا حمایت خواهد کرد. (4)به گزارش فرانس پرس، لرد کارینگتون وزیر امور خارجه انگلستان، امروز در پیامی خطاب به ایالات
{مارگارت تاچر نخستوزیر انگلیس، در پیامی به کارتر، شجاعت وی در افشای عملیات ناموفق طبس را ستود.}
متحده از این کشور خواست تا برای آزادی گروگانهای امریکایی در تهران دوباره از زور استفاده نکند. کارینگتون که در مصاحبهای با شبکه دوم انگلستان شرکت میکرد
موقعیت کنونی جهان را بسیار وخیم توصیف کرد. (1)دراینحال، تونی بن رهبر جناح چپ حزب کارگر انگلستان، امروز، از دولت این کشور خواست فوراً در مجلس عوام اطلاعیهای درمورد عملیات نجات امریکا در ایران، که با شکست روبهرو شد، صادر کند. تونی بن در جلسه مجلس عوام گفت: این مسئله حائز اهمیت بینالمللی است. او اضافه کرد ورود یک کماندوی امریکایی به خاک
ایران برای آزادی گروگانها بهروشنی به انگلستان که یکی از متحدان ایالات متحده است مربوط میشود. دولت انگلستان در پاسخ به تونی بن اعلام کرد: سریان کیلمور معاون وزارت امور خارجه انگلستان، درخصوص این حادثه اعلامیهای صادر خواهد کرد. (2)
آلمانغربی؛ مقامات رسمی آلمانغربی گفتند پیش از اجرای عملیات از وجود آن باخبر نبودهاند. هلموت اشمیت پس از شنیدن این اخبار از رادیو بلافاصله با مشاوران نزدیکش و هانس دیتریش گنشر وزیر امور خارجه، به گفتوگو پرداخت. درضمن، منابع آگاه آلمانی گفتند کارشناسان نظامی این کشور به دولت امریکا علیه اجرای عملیاتی مشابه آنچه رژیم اشغالگر قدس در انتبه انجام داده بود هشدار دادهاند. این منبع افزود: شرایط ایران کاملاً متفاوت است، حتی اگر گروهی بتوانند مخفیانه به تهران وارد شده گروگانها را آزاد کنند؛ خروج آنها از تهران غیرممکن است. (3)
فرانسه؛ در محافل رسمی فرانسه از هرگونه اظهارنظری خودداری شد. فقط در وزارت امور خارجه فرانسه گفته شد که پاریس از انجام چنین عملیاتی بیخبر بوده است. ژان ماری پواریه سخنگوی کاخ الیزه، اعلام کرد که ژیسکار دستن رئیسجمهوری فرانسه از عملیات نظامی امریکا در ایران اطلاع نداشته است. سخنگوی کاخ الیزه از هرگونه تفسیری دراینباره خودداری کرد. (4)
سوئیس؛ حکومت سوئیس اعلام کرد که پیشتر ازسوی کاخ سفید از برنامه نجات مطلع شده بود، اما اظهارنظر بیشتری نکرد. این موضوع چند ساعت پس از اینکه تصویب شد سوئیس عهدهدار امور مربوط به سفارت امریکا در ایران باشد، به اطلاع این کشور رسید. (5)
دانمارک؛ امروز دانمارک شگفتی خود را از توسل امریکا به اقدام نظامی برای آزادی گروگانها، آنهم بلافاصله پس از توافق بازار مشترک برای اعمال مجازاتهای
اقتصادی و دیگر مجازاتها
علیه ایران، ابراز کرد. دولت دانمارک
در یک بیانیه اعلام کرد اقدام امریکا در ایران موقعیت تازهای را پیش پای شورای بازار مشترک که قرار است یکشنبه {7/2/1359} تشکیل شود، قرار داده است. (6)
ژاپن؛ به گزارش یونایتدپرس از توکیو، دولت ژاپن درحالیکه از اقدام نافرجام ایالات متحده برای نجات گروگانها متعجب شده است، امروز اعلام کرد احتمال دارد تحریم اقتصادی علیه ایران را که یک روز از تصویب آن میگذرد تغییر دهد. سابورو اوکیتا وزیر امور خارجه ژاپن، گفت وی نمیتواند مشخص کند که آیا توکیو تصمیم به تحریم را که روز پنجشنبه توسط دولت اتخاذ گردید اعمال خواهد کرد یا خیر. وی درباره تلاش نافرجام نجات اظهارتأسف کرد، زیرا
دولت ژاپن شدیداً مایل است که بحران گروگانها ازطریق مسالمتآمیز حل شود. وزیر امور خارجه ژاپن گفت درحالحاضر نمیتوانم مطلبی درباره تحریم ابراز کنم تا مطلب بیشتری درباره مأموریت نجات روشن شود. وی افزود دولت خواهان آگاهی از جزئیات عملیات خواهد بود، زیرا من از درک این مطلب آشکارا عاجزم که چرا امریکا دست به این مأموریت زده است. (1)
هند؛ بعدازظهر امروز، سخنگوی دولت هند اطلاعیهای درخصوص دخالت نظامی اخیر امریکا در ایران بدین شرح منتشر کرد: «دولت هند بدینوسیله مراتب تأسف خود را نسبت به مداخله ایالات متحده برای نجات گروگانها در 25 آوریل اعلام میدارد. باوجود آنکه دولت هند همواره علیه هرگونه سلب مصونیت دیپلماتهای خارجی موضعگیری کرده است، اما درعینحال ماجراجویی نظامی امریکا را نیز دراینمورد کاملاً محکوم میکند. زیرا این اقدام ایالات متحده تأثیرات درازمدتی بر روی صلح و ثبات منطقه خاورمیانه [غرب آسیا] خواهد گذاشت، این عملیات نجات موقعیت منطقه را برهم میزند و بر شدت تشنجات میافزاید.» (2)
شوروی؛ گرومیکو وزیر امور خارجه شوروی، که سرگرم بازدید از پاریس میباشد، عملیات امریکا را محکوم کرد. وی گفت شوروی عقیده دارد چنین اعمالی بحران موجود را از راه صلحآمیز حل نخواهد کرد. (3)وی در یک نشست مطبوعاتی در پاریس اعلام کرد که اتحاد جماهیر شوروی همچنان با هرگونه اقدام نظامی علیه ایران مخالف است. گرومیکو درمورد عملیات هوایی امریکا که شب قبل انجام شده است، گفت: امروز صبح، وقتی این خبر را شنیدم ابتدا باور نکردم و سپس به من درمورد صحت آن اطمینان دادند. من همچنان تکرار میکنم که ما قاطعانه با هرگونه اقدام نظامی ازسوی امریکا یا هرکس دیگری علیه ایران مخالف هستیم.
رادیو مسکو در یک برنامه خبری امروز خود اعلام کرد که کارتر به منشورهای حقوق بینالملل تجاوز کرده است و دست به ماجراجویی مسلحانهای زده که میتواند منجر به مرگ هزاران انسان بیگناه و ایجاد یک کانون جنگ در منطقه خلیجفارس شود. رادیو مسکو در اولین عکسالعمل شوروی دربرابر این تجاوز نظامی آن را یک تحریک نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران خواند و اضافه کرد: پرزیدنت کارتر مسئولیت این ماجراجویی نظامی را پذیرفته است. این اقدام بیسابقه را واشنگتن درحالی انجام داد که وانمود میکرد قصد استفاده از نیروی نظامی در ایران را ندارد. رادیو مسکو در یک گزارش خبری دیگر نیز گفت ادعای واشنگتن دراینمورد که مقصود از این عملیات کاهش تشنجات بینالمللی بوده بیاناتی خندهدار است. (4)
(آندره گرومیکو وزیر امور خارجه شوروی، با محکومکردن اقدام امریکا در طبس گفت:
وقتی این خبر را شنیدم ابتدا باور نکردم.)
سازمانهای بینالمللی نیز بهطورکلی به ابراز نگرانی پرداختند. کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد با انتشار بیانیهای درمورد تجاوز امریکا به خاک ایران ضمن ابراز نگرانی عمیق خود درباره وقایع اخیر در ایران، خواستار خویشتنداری دو طرف شد و پیشنهاد خود را برای تلاشهای صلحآمیز درجهت رفع بحران گروگانهای امریکایی تجدید کرد. بیانیه والدهایم چند ساعت پس از اعلام شکست مأموریت نجات ازسوی کارتر، انتشار یافت. یک سخنگوی سازمان ملل گفت: این مسئله عصر امروز جمعه، در دیدار والدهایم و محمد بنجوی سفیر الجزایر و رئیس کمیسیون پنج نفری مسائل ایران، مطرح شد. در بیانیه والدهایم آمده است: اکنون بیش از هر زمان دیگر، زمان خویشتنداری و منطقیبودن برای حل مسئله از راههای مسالمتآمیز است که منجر به آزادی گروگانها خواهد شد. این سخنگو افزود: والدهایم از این اقدام اطلاعی نداشت و نخستینبار ازطریق اعلامیه کاخ سفید واشنگتن از آن مطلع شده است. (1)
(ابراز نگرانی عمیق کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد درمورد حادثه طبس:
اکنون بیش از هر زمان دیگر زمان خویشتنداری برای حل مسالمتآمیز مسئله است.)
به گزارش خبرگزاری فرانسه، محافل دیپلماتیک ناتو در بروکسل نیز امروز، درمورد وضعیت گروگانهای تهران بعد از اقدام امریکا که به شکست انجامید و نطق کارتر دراینمورد، اظهار نگرانی کردند. جوزف لامس دبیرکل ناتو، که در کپنهاک به سر میبرد، گفت: این عملیات مسئله گروگانها را پیچیدهتر کرده است. لامس اضافه کرد باید منتظر عکسالعمل بسیار شدیدی از جانب ایران بود. (2)
91
در تهران، مراسم اهمیت ویژهای داشت و در راهپیمایی وسیع و سپس تجمع عظیمی که در دانشگاه تهران {محل برگزاری نماز جمعه} برپا شد، شعارهای زیادی در ضدیت با عراق و امریکا داده میشد.
فلاحی و چمران دو سخنران قبل از نماز جمعه که هرکدام تیپ خاصی از نخبگان و مسئولان کنونی نیروهای مسلح را نمایندگی میکنند، هریک مطابق با دیدگاههای خود بر نکاتی درباره مسائل داخلی ازجمله کردستان و نیز عراق و امریکا تأکید کردند. روزنامه جمهوری اسلامی ارگان حزب جمهوری اسلامی، در گزارش خود از این مراسم نوشت: ساعت 11:30، تیمسار فلاحی فرمانده نیروی زمینی، سخنرانی مفصلی درمورد حوادث کردستان و وقایع اخیر ایراد کرد. پس از سخنرانی تیمسار فلاحی، دکتر چمران درمورد قتل آیتالله صدر و دسیسههای امپریالیسم امریکا و حکومت بعث و کشورهای عربی صحبت کرد. سپس اذان دستهجمعی توسط مردم گفته شد و بعد آیتالله خامنهای نماز جمعه را برپا داشت. تیمسار فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش، درمورد نقش ارتش در انقلاب و توقعی که ارتش از مردم در این برهه از زمان دارد و نیز حوادث کردستان گفت: 14 ماه است که پرسنل نیروی زمینی، هوایی، دریایی، ژاندارمری، شهربانی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از جان خود گذشتهاند و استراحت را به خود حرام کردهاند و دستاوردهای انقلاب را حفظ میکنند و استقلال ملی را تأمین کردند. بعد از پیروزی انقلاب، فقط نیروی زمینی 267 نفر افسر، درجهدار و سرباز به پیشگاه خدا تقدیم کرده است، از روز 28 فروردین، یعنی ظرف 7 روز گذشته، فقط نیروی زمینی 45 نفر شهید و 54 نفر مجروح در حوادث کردستان داشته است که عمدتاً این قربانیان جوان بودهاند. در صدر باید هواپیمایی نیروی زمینی را یاد کنیم که به نام هوانیروز معروفاند، چه بسیار خلبانان جوانی را قربانی دادند و چه بسیار جانبازان جوان شهید شدند.
تیمسار فلاحی همچنین درمورد نواحی غرب کشور گفت: درمورد مرزهای ایران و عراق به تأیید خداوند و با حمایت ملت ایران، نیروی زمینی چند ماه است که در نقاط مناسب منتظر میباشد. چندین ماه است که سرباز و درجهدار و افسر در داخل یک گودالی به نام سنگر از مرز عراق حفاظت میکنند. بهعنوان تولیت نیروی زمینی اطمینان میدهم که مرز زمینی ایران و عراق گورستان مهاجمان حکومت بعث عراق خواهد بود. درمورد مرزهای دریایی هم یک بار دیگر به استحضار ملت قهرمان ایران رساندهام که ملت ایران رنگ نیلگون اقیانوس را گلگون خواهد کرد. درمورد حوادث کردستان نکاتی را به استحضار شما میرسانم که حوادث کردستان همزمان بود با اغتشاشات داخلی در دانشگاهها و ارتباط مستقیمی بین درگیریهای داخل دانشگاه و هجوم به تأسیسات نظامی در کردستان برقرار بود و تمام ارتباطات تلفنی شهرستانها با سنندج درباره این ارتباط بوده است. به گمان واهی در
{تیمسار فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش: بهعنوان تولیت نیروی زمینی اطمینان میدهم که مرز زمینی ایران و عراق، گورستان مهاجمان حکومت بعث عراق خواهد بود.}
کردستان با حمله به تأسیسات نظامی و خدایناکرده سقوط پادگان میخواستند تصمیمی را به وجود بیاورند که درگیریهای
داخلی دانشگاهها و سایر درگیریها در سایر نقاط استمرار پیدا کند. اقدام ما به نقل مکان از راه زمین برای صرفهجویی در اموال بیتالمال بود. تغییر مکان از هوا بیشتر هزینه مصرف میکرد و درنتیجه اقدام به تغییر مکان از راه زمین شد که میبینیم در سنندج، دبیران مدارس که از این ملت حقوق دریافت میکنند بهجای اینکه فرزندان این ملت را به آموزشوپرورش برسانند، مدارس را تعطیل میکنند و سد راه ستون نظامی میشوند. ستون ناچار میشود که راه خودش را از کوهستانها باز کند و غرامت سنگین بپردازد. وی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «آنهایی که مهمات آر.پی.جی7 را مستقیماً از عراق میگیرند،
آنهایی که سلاحهای مورد نیاز را مستقیماً از ارتش عراق و از مناطق عمده مرزی بانه و سردشت و پیرانشهر میگیرند، مشخص و معین است، اینها چگونه میخواهند
در کنار ما
جلوی ارتش عراق را در مرزهای ایران و عراق بگیرند. مسلماً اینها گروهی نیستند که توان رزمی و قدرت جنگیدن داشته باشند که در مقابل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بایستند.»
بعد از تیمسار فلاحی، دکتر چمران در سخنانی گفت: «این سه روز ازطرف امام امت برای عزا و سوگواری بهخاطر رهبری عالیقدر و مرجع بلندپایه شیعیان عراق معین شده است. آیتالله سیدمحمدباقر صدر کسی است که ایجاد مکتب کرده است، کسی است که از کارش و کتابهایش در سرتاسر کشورهای اسلامی منتشر شده و در قلوب جوانان مؤمن و مبارز رشید رویانده است. مکتب او منحصر به شاگردانش در نجف اشرف نبود، بلکه در گوشهوکنار دنیا شاگردانی بودند از طرز تفکر او بحث میکردند، حرکت علمی و تاریخی او را دنبال مینمودند.» وی در بخش دیگری از سخنان خود درمورد حمله عراق به ایران اظهار کرد: «اگر ارتش عراق به خاک میهن ما حمله کند ملت ما با چنگ و دندان با آنها مبارزه خواهد کرد و اگر ارتش ما به خاک عراق وارد گردد، شیعیان عراق با آغوش باز از آنها استقبال خواهند کرد و رمز پیروزی ما نیز در اینجا نهفته است که ارتش عراق ضدرژیم سفاک صدام خونخوار است. شما میبینید بهمحض اینکه حمله عراق علیه ایران شروع میشود، از میان سربازان شیعه عراقی از داخل خود عراق علیه حکومت فاسد صدام قیامهایی صورت میگیرد و حتی بعضی از رهبران آنها را به درک نائل میکنند. اینجاست که عراق وحشتزده میشود و برای سرکوبی موج شیعیان
(مصطفی چمران وزیر دفاع:
اگر ارتش عراق به خاک ما حمله کند ملت ما با چنگ و دندان با آنها مبارزه خواهد کرد و اگر ارتش ما به خاک عراق وارد شود، شیعیان عراق با آغوش باز از آنها استقبال خواهند کرد.)
عراق رهبر عالیقدر آنان آیتالله سیدمحمدباقر صدر را به شکنجهگاه میفرستد و او را به شهادت میرساند.»
دکتر چمران در بخش دیگری از سخنان خود درباره نقش میانجیگری بعضی دولتهای
منطقه افزود: «بین ملت ما و صدام حسین خط خون کشیده شده است و بههیچوجه من الوجوه میانجیگری را ازجانب هیچ طرفی نمیپذیریم و
اگر کسانی آمدهاند که بین ایران و عراق میانجی شوند، به آنها میگویم مگر ممکن است بین ایران و امریکا میانجیگری کنند، مگر ممکن است بین ایران و اسرائیل واسطه شوند، این محال است خط ما را خط خون تشکیل داده است و تا سقوط قطعی صدام حسین از هیچ مبارزه قاطعی دست برنخواهیم داشت.» (1)
روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده نیز متناسب با مواضع خود، در گزارش این مراسم نوشت: «صدها هزار نفر از مردم تهران به دعوت شورای انقلاب، احزاب، سازمانها و گروههای مختلف سیاسی و مذهبی بهخاطر شهادت آیتالله سیدمحمدباقر صدر و همشیره ایشان بهدست رژیم فاشیست بعث عراق دست به تظاهرات گستردهای در سرتاسر تهران زدند. تظاهرکنندگان که از نقاط مختلف تهران بهطرف دانشگاه تهران دست به راهپیمایی
زده بودند، طی تظاهرات با شعارهایی خشم خود را نسبت به صدام حسین و رژیم دیکتاتوری بعث عراق و امریکای جنایتکار ابراز داشتند.» ارگان حزب توده به نقل از خبرنگار خود به تظاهرات هزاران نفر از مردم اشاره کرد که در مسیر میدان امام حسین{ع} بهسمت میدان انقلاب در حرکت بودهاند،
در این گزارش آمده است: «راهپیمایان
که در دستههای چندهزار نفری بهسوی دانشگاه حرکت میکردند، عکسهایی از امام خمینی و آیتالله
محمدباقر صدر در دست داشتند. آنها در طول راهپیمایی شعار میدادند "امریکا، امریکا، مرگ به نیرنگ تو؛ خون شهیدان ما میچکد از چنگ تو"؛ "مرگ بر صدام حسین"؛ "تحریم اقتصادی دیگر اثر ندارد؛ از کار و کوشش ما کارتر خبر ندارد" نزدیک ساعت 11 صبح، دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف دانشگاه مملو از جمعیت بود. تظاهرکنندگان پلاکاردهایی در دست داشتند که بر روی چند تا از آنها نوشته شده بود: "فرهنگ ما وابسته، غیرمترقی و منحط است. امام خمینی" و "صدام دستنشانده امریکا در خاورمیانه است." آن گاه، تظاهرکنندگان در دانشگاه تهران نماز جمعه را به
جای آوردند. پس از نماز، بلندگوهای دانشگاه خبر شکست نقشه مزدوران امریکایی برای فراریدادن جاسوسان امریکا را اعلام کرد و مردم را دعوت به راهپیمایی بهطرف لانه جاسوسی امریکا کرد. مردم که از این عمل مذبوحانه امریکا به خشم آمده [بودند] گروهگروه با شعار "مرگ بر امریکا" به راه افتادند. در مقابل لانه جاسوسی امریکا مردم با شعارهای "بجنگیم، بجنگیم تا خون در رگ ماست"، "مرگ بر امریکا، دشمن اصلی ما" خشم خود را نسبت به امریکای جنایتکار نشان دادند. تظاهرکنندگان تا ساعت 4 در مقابل لانه جاسوسی امریکا اجتماع کردند و پس از آن متفرق شدند.» (2)
همچنین به گفته فرمانده ناحیه ژاندارمری کرمانشاه، ساعت 3 بامداد، مهاجمان عراقی پاسگاه مرزی ولدکشته را مورد تهاجم قرار دادند که با دفاع مأموران ژاندارمری این پاسگاه، حمله آنها دفع شد. همچنین «حدود ساعت 5 بعدازظهر، 9 نفر از افراد قیاده موقت(2)که عازم باویسی بودند در بین جاده شیخصله و خانشور با مین برخورد کردند که درنتیجه 6 نفر از آنها کشته و 3 نفر زخمی شدند.» (3)
در ساعت 10 شب، آمبولانس پادگان نظامی ابوذر که حامل یک مجروح از منطقه مرزی گردهنو بود و به بیمارستان قرنطینه قصرشیرین میرفت، با آر.پی.جی7 مورد حمله قرار گرفت. مهاجمان بهطرف آمبولانس تیراندازی کردند و پس از منفجرکردن قسمت جلوی اتاق راننده، 5 نفر از سرنشینان
آمبولانس را بهطرز فجیعی با مسلسل کلاشینکف به شهادت رساندند. 3 نفر از آنان نظامی و 2 نفر قیاده موقت بودند. (4)
درهمینحال، «حدود ساعت 11:30 شب، یک افسر پزشک بهاتفاق یک سرباز و یک درجهدار برای معالجه مجروحین عازم منطقه بودند که در بین جاده سرپلذهاب و قصرشیرین در منطقه قرهبلاغ، عدهای مهاجم با آر.پی.جی7 به آنها حمله کردند که درنتیجه هر 3 نفر در دم شهید شدند.» (5)
حدود ساعت 3:30 بامداد امروز نیز عدهای از افراد مسلح عراقی با سلاحهای سنگین و سبک بهقصد خرابکاری، به لولههای نفت بیات واقع در بخش مرزی موسیان حمله و بهطرف لولههای نفت تیراندازی کردند. خبرنگار اعزامی خبرگزاری پارس که با شروع تیراندازی بهاتفاق بخشدار موسیان به محل درگیری رفته بود، گزارش داد: با شروع تیراندازی عدهای از مردم موسیان و عشایر مرزنشین منطقه درحالیکه مسلح بودند، با استفاده از وسایل نقلیه گوناگون برای سرکوب مهاجمان در محل درگیری حاضر شدند و به تعقیب مهاجمان پرداختند. درنهایت، مهاجمان به داخل خاک عراق گریختند و این درگیریها هیچگونه خساراتی درپی نداشت. (6)
از دیگر تحرکات مرزی عراق میتوان به این موارد اشاره کرد: پرواز یک هواپیمای شناسایی عراق در آبادان ازطریق جزیره مینو در سومین شب متوالی؛(7)تردد شبانه کامیونهای ارتش عراق در نوار مرزی خرمشهر(8)و توزیع بیش از 30 دستگاه نفربر زرهی مجهز به سلاحهای سنگین و توپ متعلق به کشور عراق به 3 پایگاه عراقی که در مقابل پاسگاه یکهشان ایران قرار دارند. (9)
1) سند شماره 283480 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ قصرشیرین به ناحیه {رکن3} رونوشت رکن2، 5/2/1359.
2) * اصطلاحی که برای نیروهای بارزانی به کار میرود.
3) روزنامه کیهان، 7/2/1359، ص11.
4) روزنامه کیهان، 7/2/1359، ص11.
5) روزنامه کیهان، 7/2/1359، ص11.
6) روزنامه کیهان، 7/2/1359، ص11.
7) سند شماره 114605 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: 5/2/1359؛ و روزنامه جمهوری اسلامی، 7/2/1359، ص4.
8) سند شماره 347496 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مرزبانی خرمشهر به ژاجا {رکن3 مرکز عملیات}، 6/2/1359.
9) سند شماره 033952 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی {رکن2} به دفتر ریاستجمهوری ایران، 9/2/1359.
93
تحرکات اطلاعاتی و اقدامات خرابکارانه عوامل عراق در جنوب و غرب کشور ادامه دارد.
امروز، بهوسیله عوامل عراقی انفجار دیگری در خرمشهر رخ داد. گزارش امروز شهربانی خوزستان به استاندار دراینباره چنین است: «برابر گزارش شهربانی خرمشهر، ساعت 2 صبح روز جاری در جلوی مغازه کتابفروشی واقع در خیابان نقره، بمبی [منفجر شده] که دراثر انفجار خساراتی به کتابفروشی وارد گردیده است. مراتب ازطریق دادگاه انقلاب اسلامی خرمشهر تحت پیگرد میباشد.» (1)
از سوی دیگر، خبرگزاری پارس گزارش داد: «دادگاه انقلاب اسلامی دزفول پس از رسیدگی به پرونده یکی از خرابکاران و مزدوران عراق به نام صالح فرزند حسن بهجرم جاسوسی و حمل مین و مواد منفجره و ایجاد انفجار در لولههای نفت، وی را مفسدفیالارض شناخت و به اعدام محکوم کرد که حکم درمورد نامبرده اجرا شد.» (2)
در همین حال، گزارشی از فرمانداری خرمشهر مربوط به نوعی تحرک امنیتی و اطلاعاتی عراق که امروز صورت گرفته، قابلذکر است. در این گزارش آمده است: «براساس اطلاع رسیده 2 افسر استخبارات عراقی در تاریخ 5/2/1359، برای شکلدادن سیستم اطلاعاتی و تنظیم کارهای گذشته در نوار مرزی ایران و عراق مستقر شدند. حوزه کار و فعالیت آنها از پاسگاه خین تا کیلومتر 25 است. اسامی افسران: ... نوع کار: 1. شکل و تنظیم اطلاعات نظامی. 2. تأسیس منابع جدید خبری. 3. حفاظت پرسنل نظامی پاسگاهها.» (3)یادآوری میشود گزارش مذکور را ناحیه ژاندارمری خوزستان برای بهرهبرداری لازم به اطلاع فرماندهی لشکر92 زرهی نیز رساند. (4)
در غرب کشور نیز گزارش مأموران ذیربط، از نفوذ عدهای چریک و درجهدار و افسر کماندوی عراقی با لباس کردی ازطریق کرکوک و موصل و سلیمانیه برای جنگ چریکی در داخل خاک ایران، حکایت میکند. (5)
گزارش دیگری هم از نفوذ «تعداد زیادی از افراد ارتش عراق با وسایل و تجهیزات کامل و دکتر و دارو خبر میدهد که افراد اخیرالذکر، قرار است در آینده نزدیک به اکراد ایران ملحق نتیجتاً جنگ همهجانبهای را علیه ارتش ایران شروع نمایند.» این گزارش را اصغر ابراهیمی استاندار ایلام به میرسلیم معاونت سیاسی وزارت کشور، ارسال کرده و خواستار «صدور دستورات لازم درمورد پیشبینیها و مراقبتهای لازم» شده است. (6)
94
در ادامه درگیریهای سنندج حدود ساعت 2 بامداد، سپاه موفق شد با درهمکوبیدن مواضع و خلع سلاح عناصر درگیر، محاصره باشگاه افسران را بشکند(7)و به این ترتیب، یکی از مراکز مهم مقاومت نیروهای طرفدار نظام در شهر از نابودی نجات یافت و موازنه درگیریهای شهری تا حد محسوسی به سود نظام تغییر پیدا کرد. یادآوری میشود که قبل از ظهر روز گذشته، مهلت
1) سند شماره 294185 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی خوزستان {اهواز} به استاندار خوزستان، 5/2/1359.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 6/2/1359، ص4.
3) سند شماره 287143 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: استانداری خوزستان دفتر سیاسی و انتظامی، 10/3/1359.
4) سند شماره 287415 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ناحیه خوزستان {رکن2} به فرمانده لشکر92 زرهی اهواز {رکن2}، 28/2/1359.
5) سند شماره 033984 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استاندار ایلام به وزارت کشور معاونت امور سیاسی، 15/2/1359.
6) سند شماره 063824 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 عملیات مشترک غرب به نزاجا معاون عملیاتی، 6/3/1359؛ و سند شماره 034084 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: وزارت کشور استانداری ایلام و پشتکوه، 18/3/1359.
7) روزنامه جمهوری اسلامی، 6/2/1359، ص2.
ارتش به گروههای مسلح غیرقانونی برای خلع سلاح و تخلیه شهر به پایان رسیده و درگیریها شکل حادتری به خود گرفته بود که امروز با آزادشدن باشگاه افسران شکل تعیینکنندهای یافت.
در گزارش خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی که نظیر دیگر مطبوعات، بالطبع از چاشنی تبلیغات و جهتگیری امیدوارانه برای مردم کشور خالی نیست وضعیت امروز سنندج چنین ترسیم شده است: سپاه پاسداران موفق شد باشگاه افسران را از کنترل گروههای مسلح غیرقانونی درآورده، در کنترل خود قرار دهد. در عملیات بازپسگیری مراکز مهم دولتی، 27 تن از پرسنل ارتش و سپاه پاسداران به شهادت رسیدند و 81 نفر زخمی شدند. در ساعت 12:30 دیروز، مردم مسلمان سنندج بهمحض
اطلاع از ورود پاسداران به سنندج با پرچمهای سفید بهطرف پادگان رفتند و ورود پاسداران را به شهر سنندج خوشامد گفتند و آن عده از مردم که بدون وابستگی به گروههای مختلف، مسلح بودند با دردستداشتن
قرآن و پرچم، سلاحهای
خود را تحویل پاسداران
دادند. عدهای از مهاجمان از ناحیه کوهستانی غرب سنندج فرار کردند و عدهای از آنها طبق گزارشهای رسیده در سقز و بانه مستقر هستند و فعالیت میکنند. ارتش و سپاه مصمم هستند تا مرز پیشرفت نمایند و کل مناطق را پاکسازی کنند. پرتوی مسئول روابطعمومی سپاه کرمانشاه، درمورد مجروحان و شهدای وقایع اخیر گفت بهطورکلی طبق گزارشهای رسیده، 48 تن از پرسنل ارتش زخمی و 18 تن شهید و 23 نفر از پاسداران زخمی و 9 تن شهید شدهاند. ما موفق به دستگیری تعدادی از مهاجمان که حدود 150 نفر میباشند، شدهایم. (1)
خبرنگار کیهان نیز در گزارش خود نوشت: نیروهای سپاه پاسداران دست به عملیات وسیع و گستردهای زدند و توانستند خط محاصره را بشکنند. پاسداران بهقصد پیشروی بهسمت شهر حرکت کردند و ارتش نیز به پاکسازی منطقه پرداخت. (2)وی به نقل از یک شاهد عینی مستقر در منطقه {پزشکیار} اضافه کرد: هنگامیکه
پاسداران بهقصد پیشروی وارد شهر شدند، گروهی از افراد مسلح لباس ارتشی پوشیده و به پاسداران حمله کردند و این یکی از دلایل شدت تلفات بود. وی افزود: با شروع پیشروی پاسداران، جنگ سختی بین افراد مسلح و نیروهای پاسدار و ارتش درگرفت که در این حمله، 80 نفر از پاسداران مجروح و حدود 20 تن از آنان شهید شدند. وی همچنین خاطرنشان کرد: شهر سنندج حالت جنگزده دارد و بر روی دیوار تمام خانهها
آثار گلوله به جای مانده است و خانههایی نیز مورد اصابت گلوله توپ قرار گرفته و ویران شده است. نامبرده که مشغول جمعآوری مجروحان و کشتهشدگان از محل دیگری بوده است، گفت: جسد افراد مسلح در خیابانهای
شهر سنندج رها شده و کسی جرئت جمعآوری
آنها را ندارد و اکثر مردم به زیرزمینها یا خارج شهر گریختهاند. 5 آمبولانس که مشغول جمعآوری
مجروحان و کشتهشدگان بودند، مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و از بین رفتند. وی اضافه کرد: یک هلیکوپتر از نوع کبری که بر فراز شهر سنندج درحال پرواز بود، مورد اصابت
گلوله قرار گرفت و مجبور به فرود اجباری شد و درحین فرود آتش گرفت. کمکخلبان هلیکوپتر نیز هدف اصابت گلوله قرار گرفت و شهید شد. وی افزود: افراد
مسلح از سلاحهای سنگین نیز استفاده میکنند، ولی به نظر میرسد که مهمات اسلحههای سنگین آنها رو به اتمام است و چون شهر در محاصره است نمیتوانند تقویت شوند. (1)
در گزارش امروز شهربانی نیز چنین آمده است: «در سنندج اخیراً گروههای مسلح ضدانقلاب توانسته[اند] از لباسهای افراد نظامی جمهوری اسلامی به دست آورند و نیز احتمال میرود با استفاده از لباسها و تهیه پوشش مناسب به داخل واحدها و پادگانها راه یافته و موجب خلع سلاح آنان و خطراتی گردد و اضافه مینماید ضدانقلاب در تاکتیک خود بیشتر از روشهای فریب و نیرنگ و غافلگیری استفاده نموده و احتمال میرود عدهای را به تسلیح جداگانه به پادگان فرستاده و پس از اقدامات، اغتشاشات نمایند. به احتمال بیشتر عدهای از افسران تصفیهشده ارتش، رهبری عملیات گروههای مسلح را عهدهدار هستند و بهعلت تخصصات فنی نیازهای آنان رفع و آنان [را] مساعدت مینمایند.» (2)
یک مسئول سپاه به خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی گفت: بهطورکلی میتوان گفت شهر در دست سپاه و ارتش است، منتها تیراندازی و مقاومتهای پراکنده در گوشهکنار به چشم میخورد و خبری که ساعت 2 امروز به دست ما رسید این است که عدهای بهقصد تحریک مردم در داخل شهر دست به فعالیت زدهاند و درپی آن هستند که به استانداری حمله کنند و سپاه را وادار به خروج کرده و درنتیجه درگیری ایجاد کنند. وی درباره تعداد تلفات اظهار کرد: یک فروند هواپیمای شنوک الآن به زمین نشست و 19 جسد آورده که درمیان آنها از پاسداران کاشان، دامغان و قم و شهدای ارتشی هم بودند. همچنین حدود 7 تا 10 نفر که در محاصره نیروهای ضدانقلاب قرار داشتند، بهعلت
دسترسینداشتن به آذوقه و قرارداشتن در محاصره جان خود را از دست دادهاند. (3)
روزنامه کیهان حوادث امروز را اینگونه جمعبندی کرده است: «براساس اطلاعات جمعآوریشده از منابع آگاه و مسئولان سپاه پاسداران و احزاب سیاسی مستقر در کردستان، حمله واحدهای لشکر28 کردستان و پاسداران به داخل شهر سنندج در اجرای برنامه پاکسازی شهر از گروههای مسلح غیرقانونی و خلع سلاح گروهها با برخوردهای خونین و گسترده روبهرو شد. گزارشهای بهدستآمده از این درگیریها حاکی است واحدهای لشکر کردستان و پاسداران از داخل پادگان در چند ستون وارد خیابانهای شهر شدند و بهمحض ورود به شهر از داخل خانهها و خیابانها و سنگربندیهای کوچهها بهسوی آنها آتش گشوده شد. با ورود ارتش و پاسداران به داخل شهر عملیات جنگی دو طرف با قدرت آتش فراوان آغاز شد و صدای شلیک گلولهها و انفجار خمپارهها و توپ همراه با عملیات پشتیبانی هلیکوپترها شهر سنندج را در جنگی سخت و تمامعیار فرو برد.» (4)
میتوان گفت بهرغم تهدیدات و رفتار سرسختانه رسمی گروههای مسلح غیرقانونی درگیر با نیروهای انقلاب، وخامت اوضاع این گروهها قابل پیشبینی است. یک تلگراف رمز اطلاعات
سپاه همدان که امروز به تهران مخابره شد گویای این امر است: «برابر اطلاع رسیده تعدادی از سران دشمن در سنندج با استفاده از لباس زنانه از کورهراهها فرار میکنند.»(1)
این روزنامه همچنین درباره سابقه قضیه، گزارشی درج کرده که در آن به نقل از مسئول روابطعمومی سپاه، چنین آمده است: «گروههایی که الآن با دولت و سپاه میجنگند عبارتاند از: وابستگان حزب دمکرات، چریکهای فدایی خلق، حزب رزگاری، کومهله و گروههای دیگر که برای خودشان دستهجاتی تشکیل دادهاند و علیه دولت میجنگند. درحالحاضر کلیه این گروهها با ارتش و سپاه مستقر در سنندج درگیر هستند. ... ابتدا برنامه سپاه قصد دخالت و پیادهکردن افراد در سنندج نبود، ولی وقتی دیدند که این گروهها جلوی حرکت ستون ارتش را در فرودگاه سنندج گرفتهاند بهجای اینکه ارتش را همراهی کنند تا مرزها تقویت شود و جلوی حملات عراق را بگیرند برعکس به آن حمله و تعدادی را مجروح کردند که ناچاراً سپاه پاسداران گروهی را در فرودگاه پیاده کرد و تعدادی را هم در پادگان سنندج پیاده کرد و از آن طرف هم این گروهها 8 روز گروهی از خانوادههای بیگناه افسران ارتش را محاصره کرده و در طول این مدت بهعلت قطع آب و برق و نرسیدن مواد غذایی تعدادی از آنها جان خود را از دست دادند. یعنی عیناً جریاناتی شبیه تل زعتر که فالانژهای مسیحی در فلسطین درمورد چریکهای فلسطینی اجرا کردند. بنابراین سپاه آمد و دو مسئله را مطرح کرد: 1. اینکه باید حلقه محاصره شکسته شود و باشگاه افسران از محاصره خارج شود ... و مرحله دوم کار این بود که ضدانقلابیون مسلح آنجا و اطراف باید خلع سلاح شوند و این دو اقدام به خواست خدا تا ساعت 2 نیمهشب پنجشنبه گذشته به مرحله عمل درآمد. ... البته ما میخواستیم به آن صورت دخالت نکنیم تا بلکه خودشان عقبنشینی کنند، ولی دیدیم برعکس اینها بهجای عقبنشینی، با خمپاره به پادگان و خانههای مردم، استانداری و باشگاه افسران حمله میکنند و ناچار شدیم آتش را با آتش جواب دهیم و بعد که کمی گروهها حالت عقبنشینی به خود گرفتند اینها ]نیروهای سپاه[ با یک حالت تهاجمی موفق شدند بر اوضاع مسلط شوند و تعدادی از آنها را خلع سلاح کنند.» [روزنامه جمهوری اسلامی، 6/2/1359، ص2]
(2)از سوی دیگر، در وضعیت ایجادشده در سنندج، امکانات درمانی و بیمارستانی، از مهمترین ضروریات شهر و بهخصوص
نیروهای اعزامی است. باتوجهبه
استقرار نسبی حاکمیت دولت از امروز صبح، همزمان اعزام گروههای امداد و درمان به سنندج شروع شد. ازجمله یک سخنگوی جمعیت شیروخورشید سرخ(3)خبر داد که درپی اعزام یک گروه امدادی و
درمانی که صبح امروز به سنندج رفتهاند، بعدازظهر امروز نیز یک بیمارستان 50 تختخوابی سیار و مقدار کافی دارو همراه با یک تیم امدادی و درمانی دیگر مرکب از چند پزشک امدادگر، جراح، متخصص بیهوشی، بهیار و تکنیسین اتاق عمل به سنندج اعزام شد تا به مجروحان درگیریهای اخیر این منطقه خدمات درمانی ارائه کند. (4)
1) * روزنامه جمهوری اسلامی که در شماره روز 6/2/1359 خود با تیتر "سنندج آزاد شد" به استقبال وضع جدید سنندج رفته است، درباره نتیجه نهایی آنچه تا آخر وقت روز جمعه 5/2/1359، در سنندج رخ داد، چنین نوشت: «پس از گذشت بیش از یک سال از انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام امت، خمینی بتشکن و نفوذ احزاب شیطانی و بهاصطلاح خلقی {دمکرات، کومهله، چریکهای فدایی خلق، رزگاری، منافقین و...} در منطقه کردستان و کشتار بیرحمانه صدها تن از پاسداران و ارتشیان جمهوری اسلامی توسط مزدوران و عوامل وابسته به امپریالیستهای جهانخوار شرق و غرب فوقالذکر و پایمردی ارتش، سرانجام یکی از پایگاههای جمعی آن که شهر سنندج بود توسط ارتش و پاسداران غیور اسلام آزاد گردید.» [روزنامه جمهوری اسلامی، 6/2/1359، ص2]
2) سند شماره 041009 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از همدان {اطلاعات} به تهران {عملیات}، 5/2/1359.
3) ** بعدها عنوان هلالاحمر گرفت.
4) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص15.
95
درباره فعالیتهای کنونی حزب دمکرات و دبیرکل آن عبدالرحمن قاسملو، اشاره به یک مکاتبه داخلی سپاه که در آن، خبری درباره فعالیت امروز این حزب درج شده است، مفید میباشد.
در این پیام آمده است: «در تاریخ 5/2/1359 توسط قاسملو 2 تراکتور [حامل] اسلحه [که] از مسکو خریداری [شده] از راه مرز تمرچین با 6 عدد ضدهوایی وارد ایران شده و به منطقه قاسملو یا به سنندج برده شده و یک توپ بزرگ در روستای میرآباد نقده مستقر شده است.» در این گزارش همچنین اضافه شده است: «گروگانهای اخیر دره قاسملو که حدود 20 نفر میباشند، به دولتو(1)برده شدهاند.» (2)
96
درباره حوادث سنندج و آینده درگیریهای این منطقه، در تقابل با تهدیدهای گروههای مسلح درگیر و در ادامه اعلام مواضع مسئولان نظام، امروز هم رئیسجمهور در اهواز بار دیگر بر موضع قطعی نظام در حل مسئله کردستان تأکید کرد. اهواز که در روزهای اخیر صحنه زدوخوردهای خونین در قضیه دانشگاههاست، نظیر سایر شهرهای ایران امروز عرصه راهپیمایی تودههای مردم در اعتراض به شهادت آیتالله صدر و خواهرش در عراق بود. علاوهبراین، مسائل کردستان و مسائل دانشگاهها نیز، موضوعات مهمی در تجمع امروز اهواز محسوب میشد. باتوجهبه تهدیدات و تبلیغات حزب دمکرات و متحدانش، آخرین موضعگیری نظام درباره کردستان، در این مراسم اهمیت خاص خود را یافت.
گزارش روزنامه جمهوری اسلامی دراینباره بدین شرح است: «دکتر ابوالحسن بنیصدر
رئیسجمهور کشورمان، پیشازظهر جمعه، برای ایراد سخنرانی در جمع نمازگزاران نماز جمعه وارد اهواز شد. رئیسجمهور پس از ورود به اهواز بلافاصله از فرودگاه راهی پارک شماره 15 اهواز شد و در اینجا درحالیکه
هزاران تن از نمازگزاران با دادن شعار در پشتیبانی از جمهوری اسلامی، رئیسجمهور و محکومکردن حزب دمکرات کردستان و چریکهای فدایی خلق خواستار محاکمه سریع و قاطع دادگاه انقلاب درمورد دستگیرشدگان وقایع اخیر دانشگاه اهواز شدند، بنیصدر...
به مدت یک ساعت سخنرانی کرد. ... وی گفت خواهران و برادران عزیزم من امروز در اجتماع شما حاضر شدم تا آنچه را که در کشور در هفته پیش گذشته است با شما در میان بگذارم از میان بسیاری از مسائل که در هفته پیش به میان آمده است، من سعی میکنم ارتباط آنچه در کردستان و در شهرها گذشته را برای شما تشریح کنم و از شما بخواهم بر عهد و پیمانی که با من در دوران فعالیت برای ریاستجمهوری بستهاید عمل کنید. ... آقای بنیصدر ضمن تشریح اوضاع سنندج در بخش دیگری از سخنان خود اضافه کرد شب گذشته،
فرمانده نیروی زمینی به من گفت ما اینک در خطر نیستیم، گرچه آنها از سنندج گریخته و در بانه نیروهای ما را محاصره کردهاند،
بااینحال ما در سنندج در موقعیتی نیستیم که از ناحیه این گروه مسلح خطری باشد. ... بنیصدر گفت... این را هم بگویم که نماینده آقای قاسملو تهدیدی هم برای من آورده بود و گفت که ایشان میگویند از فرستادن ارتش و سپاه پاسداران به کردستان خودداری کنید وگرنه ما در همه کردستان جنگ را شروع میکنیم و تا سقوط بنیصدر جنگ را ادامه میدهیم. من به او پاسخ دادم که شما اطلاعتان از بینش اسلامی سخت اندک است. انسان مسلمان تصمیمات خود را نه زیر تهدید میگیرد و نه زیر باران تشویق، بنابراین بر مزاج من تهدید شما اثر ندارد و باید بگویم آنچه را که به
اسم تهدید پیغام کردهاید نقشهای بود که بحمدالله ... باوجود آنکه اجرا شد، به نتیجه نرسید و من استوارتر از هر وقت دیگر برجای ایستادهام. ... من در هفته گذشته، آنچه در قوه داشتم کوشیدم خدا میداند و شما مردم بدانید شب و روز کوشیدم که برخوردهای خونین که در برنامه دشمن بود انجام نگیرد، خدا را سپاس میگزارم که 98 بلکه 99 درصد موفق شدم و آنچه شد جای تأسف است. ... بنیصدر افزود: برای آخرینبار به اینها میگویم اینکه شما گمان کنید [با] انفجار بمب، ترور، گشودن مسلسل بر روی مردم، این ملت را زبون و مأیوس کنید اینها تصورات بیمارگونه است و جای تأسف است که شما در عین انقلاب اسلامی و پیروزی فرهنگ اسلامی، این همه بیگانهاید از این فرهنگ، ما تسلیم این توطئهها نمیشویم. همانطور که شهادت آیتالله صدر در عراق ملت برادر ما را مأیوس نمیکند، بلکه استوارتر نیز میکند، این توطئهها نیز به ما استواری روزافزون میبخشد. ... بهمحض آنکه سایه شوم شما از سر سنندج و شهرهای دیگر کوتاه شد مردم کردها را خواهند دید و به آنها بیش از آنچه که تصور میکردند، داده خواهد شد.» (1)
روزنامه بامداد نیز از قول بنیصدر در این سخنرانی نوشت: «تنی چند از برادران کرد با پیامی ازجانب قاسملو نزد من آمدند و گفتند اگر شما اعلام بکنید این 6 اصل با اصلاحاتی که شده مقبول است این گروه {کومهله} را که به هیچ پایبند نیست خود برجا مینشانیم. ... بنیصدر در جای دیگری از سخنان خود ضمن دعوت از گروههای سیاسی برای ساختن ایرانی آباد، مستقل و آزاد گفت این آخرین مهلت و امان است که ریاستجمهوری به شما میدهد به نام خدا و به نام خلق اگر از دست دادید دیگر از ما کاری ساخته نیست.» (2)
روزنامه انقلاب اسلامی نیز در گزارش خود از این سخنرانی چنین آورد: «سخنان رئیسجمهور کشورمان با حضور حجتالاسلاموالمسلمین جنتی
امامجمعه اهواز و حاکم شرع خوزستان، سیدمحمد غرضی استاندار خوزستان و هزاران تن از خواهران و برادران متعهد و مسلمان اهواز ایراد شد.» (3)
یادآوری میشود همانطور که قبلاً ذکر شد در اواخر همین سخنرانی بود که خبر سقوط هواپیمای امریکا در طبس به بنیصدر داده شد.
عمده وقایع امروز، بهترتیب از مناطق جنوبی سنندج بهسمت شمال، چنین است: در ادامه درگیریهای قروه و دهگلان که در حاشیه درگیریهای سنندج شروع شده بود، عملیات پاکسازی گردنه صلواتآباد در دستور کار قرار گرفت. دراینباره، عملیات سپاه همدان از فرماندهی عملیات سپاه در تهران سؤال کرد: «امروز 8 صبح، 2 فروند هلیکوپتر کبری دررابطهبا سازمان پیشمرگان مسلمان در گردنه صلواتآباد عملیات نظامی را شروع میکند. سپاه مستقر در دهگلان در این عملیات شرکت کند یا نه؟» (1)پاسخ ابوشریف فرمانده واحد عملیات سپاه چنین بود: «اگر پشتیبانی مطمئن دارید میتوانید در عملیات شرکت کنید.» (2)در پیام بعدی عملیات سپاه همدان اعلام کرد: «اکنون ارتش در قروه و دهگلان با تانک مستقر است، ولی گفتهاند که در تصرف گردنه صلواتآباد هیچگونه کمکی نمیکنیم.» (3)
در پاوه حدود ساعت 15 امروز، برابر اعلام شهربانی این شهر «افراد مسلح دو عدد خمپاره به طرف یگان ارتش مستقر در پاوه پرتاب نمودند که هیچگونه تلفاتی دربرنداشت.» (4)
در مریوان، گزارش شهربانی کرمانشاه حاکی است: «درحالحاضر
ضدانقلابیونی که در مریوان مقابله مینمایند در ساختمانهای شهربانی سابق و خانههای سازمانی مقابل بیمارستان استقرار دارند.» (5)به نوشته خبرنگار روزنامه
جمهوری اسلامی از کرمانشاه، تعداد این مهاجمان که از افراد حزب دمکرات، کومهله، فدائی و دیگر اشرار منطقه هستند حدود 1000 نفر گزارش شده است. (6)امروز همچنین یک فروند هواپیمای بمبافکن عراقی در آسمان و اطراف پادگان این شهر مشاهده شد که با آتش شدید ضدهوایی پادگان مجبور به فرار گردید. (7)
در بیجار، تبعات حوادث روز گذشته کموبیش وجود دارد. روابطعمومی سپاه بیجار درباره حوادث امروز اعلام کرد: افراد سپاه پاسداران بیجار که برای پاکسازی کفار مستقر در دهات نوبهار عازم منطقه میگردند، در بین راه نجفآباد نوبهار با ضدانقلابیون درگیر میشوند. در این درگیری، یکی از برادران پاسدار به نام اسدالله ستارزاده بهدست کفار {فدائی، کومهله، دمکرات} به شهادت میرسد. پس از پاکسازی منطقه از کفار یک قبضه آر.پی.جی7 و یک ماشین لندرور دولتی و تعدادی تفنگ ژ3 و برنو و ام یک و 9 عدد موشک آر.پی.جی7 به دست آمد. (8)
در همین زمینه ستاد مشترک ارتش تلفنگرامی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش ارسال کرد که در آن آمده است: «طبق اطلاع شهربانی بیجار بعدازظهر روز جاری، مهاجمین مسلح در 15 کیلومتری آن شهرستان با پاسداران انقلاب و ارتش درگیر شدند که منجر به کشتهشدن عدهای گردید و درحالحاضر کشتهشدگان در بیمارستان شهر میباشند و هر آن احتمال حمله و درگیری در داخل شهر بهوسیله مهاجمین میرود و آن یگان فاقد سلاح و مهمات کافی میباشد.» (9)
1) سند شماره 041006 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات همدان به تهران، 5/2/1359.
2) سند شماره 041006 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات همدان به تهران، 5/2/1359.
3) سند شماره 051216 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات همدان به تهران، 5/2/1359.
4) سند شماره 033937 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا ستاد عملیاتی به وزارت کشور، 6/2/1359.
5) سند شماره 051214 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {مدیریت عملیات و اطلاعات}، 5/2/1359.
6) روزنامه جمهوری اسلامی، 8/2/1359، ص4.
7) روزنامه جمهوری اسلامی، 8/2/1359، ص4.
8) روزنامه جمهوری اسلامی، 8/2/1359، ص5.
9) سند شماره 041013 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 5/2/1359.
در بانه، بهمنظور کمک به نیروهایی که در پادگان این شهر محاصره شدهاند، کوشش برای اعزام نیروهای سپاه ادامه یافت، ولی این امر بهدلیل مشکلات ناشیاز شدت تهاجم با اخلال همراه شد. نامه امروز سپاه کرمانشاه به فرمانده سپاه در تهران دراینباره چنین است: «احتراماً در اجرای نامه 5/2/1359 صادره
از عملیات منطقه غرب و بنا به دستور برادر ابوشریف از تهران تعداد 120 نفر از برادران پاسدار گروهان یکم، جهت عزیمت به بانه، به هوانیروز اعزام و از ساعت 11:30 روز جاری تاکنون [یعنی] 17:30، تأمین و حفاظت بانه بهمنظور فرود هلیکوپتر شنوک مقرر نگردیده.
معاون فرمانده عملیات غرب کشور، درویش» (1)
یادآوری میشود که شب گذشته، تیمسار فلاحی فرمانده نیروی زمینی، به بنیصدر فرمانده کل نیروهای مسلح، گزارش داد که بخشی از نیروهای درگیر در سنندج از آنجا گریخته و در بانه نیروهای ارتشی را محاصره کردهاند. (2)
گزارشهای بعدی حاکی است در حمله به پادگان بانه، یک قله مسلط به این پادگان به دست گروههای مهاجم افتاده و از آنجا پادگان زیر آتش شدید قرار دارد، طوریکه امکان فرود هلیکوپتر نیروی کمکی وجود ندارد و عملاً پادگان در وضعیتی شبیه محاصره قرار گرفته است و به این ترتیب با نبود امکان کمکرسانی سریع، پادگان بانه در خطر سقوط و سپس قتلعام نیروهای مستقر در آن قرار دارد. تنها راه، پسگرفتن قله در زمان کوتاه از مهاجمان است. بغرنجی کار در این است که بهنظر نظامیان مسئول در منطقه، تنها راه تحقق این اقدام بمباران قله و بمباران و انهدام مرکز مهمات و تدارکات و پشتیبانی مستقر در قله است که مهاجمان آن را در سه روستای مجاور قرار دادهاند. (3)
در سقز، شواهدی از حمله احتمالی شبهنگام، به هنگ ژاندارمری و نیروهای ارتش در این شهر به دست آمده که ستاد مشترک آن را به ژاندارمری و سپاه اطلاع داده است. این گزارش نشان میدهد افراد سازمان چریکهای فدایی خلق و دیگر متحدان آنها در درگیریهای سقز در مسجد بزرگ این شهر واقع در روبهروی ژاندارمری، مستقر شدهاند و درحال تدارک و برنامهریزی این حمله هستند که با فرارسیدن شب، انجام خواهد شد. (4)
در تکاب، به گزارش سپاه زنجان بین افراد وابسته به حزب دمکرات و پاسداران تکاب و زنجان، یک درگیری شدید روی داد که در آن 12 تن از دمکراتها، ازجمله یکی از عوامل اصلی حزب به نام شیخعلی نقشوندی کشته شدند. (5)
در سردشت، ساعت 21 امروز، پاسگاه ربط زیر آتش خمپاره10، آر.پی.جی و سلاحهای سبک عناصر ضدانقلاب قرار گرفت. این درحالی است که اهالی شهر ربط از توابع سردشت، در ساعت 10:30 امروز، شهر را ترک کرده بودند. (6)
در مهاباد، شهربانی این شهر، تحرکی را گزارش داد که حاکیاز انتقال عناصر وابسته به گروههای مسلح غیرقانونی به مناطقی دیگر است. در این گزارش آمده است: «برابر اعلام شاجا به استناد گزارش شهربانی مهاباد، گروههای سیاسی مشغول تخلیه شهر مهاباد میباشند. تا این تاریخ قسمتی از افراد مسلح، شهر را ترک کردهاند.» (7)
1) سند شماره 051201 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه پاسداران کرمانشاه به سپاه پاسداران مرکز {فرماندهی}، 5/2/1359.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 7/2/1359، ص12.
3) روزنامه جمهوری اسلامی، 7/2/1359، ص2.
4) سند شماره 041007 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 5/2/1359.
5) سند شماره 041014 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات زنجان به تهران، 6/2/1359.
6) سند شماره 041021 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا به ژاجا، 6/2/1359.
7) سند شماره 041002 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {عملیات}، 5/2/1359.
در ارومیه شب گذشته، در حمله به یک خودروی گشتی سپاه در نزدیکی جاده کمربندی شهر، یکی از پاسداران شهید شد. در درگیری ایجادشده، تعدادی خمپاره و سلاح سنگین و مقداری تی.ان.تی از مهاجمان به دست آمد. (1)بعدازظهر دیروز نیز یک ستون از لشکر64 ارومیه بین ارومیه و راژان هدف حمله مهاجمان مسلح ضدانقلاب قرار گرفت. دکتر اتابک معاون سیاسی استانداری آذربایجانغربی، دراینباره گفت: در این حمله بیش از 10 تن از برادران ارتش زخمی و یک تن نیز شهید شد و تلفات سنگینی به مهاجمان وارد آمد. (2)عصر امروز نیز در یک درگیری که در منطقه آقبلاغ روی داد، 4 نفر از افراد مسلح غیرقانونی با تلاش افراد ژاندارمری خلع سلاح شدند. (3)
درگیری دیگری نیز عصر دیروز هنگام تردد نیروهایی از ارتش که از محل استقرار خود بهسمت شهر میرفتند روی داد که خساراتی درپی داشت. در
گزارش ستاد مشترک آمده است: «برابر اعلام سپاه پاسداران در ارومیه هنگامیکه حدود 50 نفر از پرسنل ارتش جهت استحمام به شهر میروند در نزدیکی محلی به نام {بند} بهوسیله مهاجمینی محاصره [میشوند] که با اعزام کمک از سپاه ارومیه بهعلت خاتمه درگیری قبل از رسیدن نیروی کمکی، افراد سپاه مراجعت [میکنند]، در ساعت 22:30 باقیمانده افراد محاصرهشده بهوسیله تانک به محل استقرار بازگردانده شدهاند و در این درگیری 2 نفر شهید و تعدادی مجروح شدهاند و 7 دستگاه خودرو نیز منهدم گردیده است.» (4)
در رشت، سرانجام بعد از چندین روز تعطیلی و درگیری، از امروز، اوضاع شهر آرام شد و نماز جمعه این شهر با حضور هزاران نفر از مردم گیلان به امامت آیتالله لاهوتی امامجمعه رشت، برگزار شد. در مراسم نماز جمعه، انصاری استاندار گیلان، در سخنانی گفت: از این نماز جمعه تا دو نماز جمعه دیگر به دکهدارها فرصت میدهیم که دکهها را بردارند و محیط را پاکسازی کنند و صریحاً اعلام میکنیم بعد از موعد تعیینشده محیط را پاکسازی خواهیم کرد.
سپس حجت الاسلام هادی غفاری در سخنانی گفت: این روزها شایعاتی به گوش میرسد که عدهای را شناسایی کردند
(آیتالله لاهوتی امامجمعه رشت:
مقاومت دربرابر چنین مسئلهای {تخلیه ستاد گروهها در دانشگاهها} اصولاً بیهوده بوده و بجز اتلاف جان جوانان این مرزوبوم نتیجه دیگری نداشت.)
و آنها را خواهند زد. خب برای ما هم مشکل نیست که بعضیها را شناسایی کرده و بزنیم، ولی ما بتشکن هستیم نه شیشهشکن. آنگاه، آیتالله لاهوتی امامجمعه رشت و نماینده رئیسجمهور
به تفسیر مسائل مملکتی پرداخت و با اشاره به تخلیه ستاد گروهها در دانشگاهها اظهار کرد: مقاومت دربرابر چنین مسئلهای اصولاً بیهوده بود، بجز اتلاف جان جوانان این مرزوبوم نتیجه دیگری نداشت. آیتالله لاهوتی در پایان افزود: دانشگاه گیلان از فردا باید کار خود را شروع کند. همچنین استانداری گیلان هم فعالیت خود را آغاز کند و دیگر مورد هجوم قرار نگیرد.(1)(2)
در اهواز، به گزارش خبرگزاری پارس بنیصدر رئیسجمهور، پیشازظهر، وارد این شهر شد و در اجتماع نمازگزاران اهوازی سخنرانی کرد. در این سخنرانی هزاران تن از برگزارکنندگان نماز جمعه در پشتیبانی از دولت جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی و رئیسجمهور شعار دادند و خواهان محاکمه سریع دستگیرشدگان وقایع اخیر دانشگاه اهواز و قاطعیت دادگاههای انقلاب دربرابر آنان شدند. رئیسجمهور در سخنان خود با توضیح مفصل وقایع کردستان درباره وقایع اخیر دانشگاهها نیز سخن گفت. (3)بنیصدر اظهار کرد: «آنها میخواهند، خودشان هم گفته بودند که 16 آذرِ بنیصدر عدهای دانشجو کشته شود و دانشجو اعدام شود بعد اینها، اینها را افسانه بکنند و تا دنیا دنیا است روضه دانشجو بخوانند.» وی در پایان سخنان خود خطاب به مردم اهواز که در کل مراسم شعار میدادند و درخواستهایی علیه گروههای مخالف نظام طرح میکردند، گفت: «آمدن رئیسجمهور به شهر شما برای این است که حتماً هرچه پیش آید خونسردی خود را حفظ کنید و آن لحظهای که لازم باشد با خونگرمی و حمیت عمل میکنیم. اگر رسید ما درنگ نخواهیم کرد و شما را خبر خواهیم کرد.» (4)
99
درحالیکه در قضایای دانشگاهها قطعی است که پایگاه گروههای درگیر با نظام برچیده شده و دیگر وضع سابق ادامه نخواهد یافت، طرفهای درگیر و گروههای مختلف همچنان به صدور بیانیه و تحلیل وضعیت، در قالبهایی بعضاً بسیار تند و کوبنده، ادامه میدهند.
سازمان مجاهدین خلق امروز در بیانیهای اعلام کرد: «به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران. بهدنبال شکست تلاشهای انحصارطلبان برای بهتعطیلکشاندن دانشگاههای سراسر کشور و قراردادن تودهها رودرروی دانشجویان دانشگاهها، به نظر میرسد که اینبار مدارس بهعنوان هدف این اقدامات تفرقهافکنانه انتخاب شده است. مطابق آنچه مطبوعات اعلام کردهاند آقای پرویز علیآبادی رئیس آموزشوپرورش قائمشهر، با یک اولتیماتوم تهدید کرده است که مردم را برای فیصلهدادن مسائل به مدرسه دعوت خواهد کرد و این امر باتوجهبه سوابق مسئله، درواقع تهدید
مدارس و حمله و ضربوشتم محسوب میگردد. مجاهدین خلق ایران به این وسیله هشدار میدهند که در شرایطی که امپریالیسم امریکا از هرنوع توطئه برای ضربه زدن به خلق بهپاخاسته ایران فروگذار نمیکند، این نوع اقدامات تفرقهافکنانه که درواقع تلاشی است برای بهتعطیلکشاندن کلیه مدارس سراسر کشور هیچ ثمری جز آبریختن به آسیاب امپریالیسم ندارد. مجاهدین خلق از مقامات مسئول و بهخصوص شخص ریاستجمهور تقاضا میکنند که با رسیدگی هرچه سریعتر به این مسئله از بهوجودآمدن کانونهای نوین آشوب و بهتعطیل کشیدهشدن مدارس جلوگیری نمایند.
5/2/1359، مجاهدین خلق ایران» (1)
از سوی دیگر، با انتشار اطلاعیه انجمنهای اسلامی و سازمانهای دانشجویان مسلمان دانشگاهها و مدارس عالی کشور و قرائت آن در نماز جمعه امروز تهران، گروه اصلی در طرف مقابل نیز همچنان بر مواضع خود، تأکید و اعلام کرد: دانشجویان مسلمان بهجای شرکت بیهوده در نظام استعماری و برنامه کنونی، راهی روستاهای طاغوتزده کشور خواهند شد. در این اطلاعیه آمده است: «ما با درک پیام نوروزی امام دریافتهایم که دیگر ماندن در این نظام استعماری و وابسته دانشگاه خیانت به انقلاب و خدمت به ضدانقلاب است، لذا با تمام قدرت بر آن شدیم تا با همراهی شما ملت رزمنده، نظام اسلامی را پایهریزی نماییم که دیگر دانشجو جدا از ملت نباشد. دانشجو، دانشگاهش را
تبدیل به سنگری که از پشت آن تیر به قلب ملت خویش بزند، نسازد. در دانشگاه اسلامی دیگر دسترنج شما صرف تبلیغ علیه عقیدهتان و انقلابتان نخواهد شد. در آموزش اسلامی، دیگر عروسکان غربزده تربیت نخواهد گشت تا در وابستهکردن
هرچه بیشتر این ملت مستضعف بکوشند. پس از انقلاب فرهنگی دیگر پزشکان ما کسانی نخواهند بود که تنها برای پول کار کنند و بهمحض مطرحشدن طب ملی راه فرار به امریکا را در پیش گیرند. لذا بنا به تأکید اماممان این نظام استعماری پوسیده باید از بنیان دگرگون گشته و آموزش اسلامی جایگزین آن بشود و درضمن مسلم است که این مهم نه به دست ادارات و افرادی که خود باید تغییر اساسی کنند انجامپذیر است و نه با کنفرانسها و سمینارهای تشریفاتی انجام خواهد پذیرفت، بلکه با استفاده از حرکت اخیر که نیروی لایزال و شکستناپذیر مردم را بهدنبال خویش دارد و با کمک استادان، کارکنان، دانشجویان و متفکران متعهد خواهیم توانست این فرهنگ امریکایی را به نظام انسانساز اسلامی تبدیل گردانیم. امروز که کشور ما شدیداً به سازندگی و تولید نیازمند است باید از نیروهای پرانرژی و فعال دانشجویی در این جهت استفاده شود. لذا ماندن آنها در نظام پوسیده و متحجر امروز دانشگاه جز صرف مبالغ هنگفت و کمرشکن از دسترنج این ملت حاصل دیگری نخواهد داشت. ما معتقدیم که امروز رفتن به روستاها اگر حتی جنبه سازندگی هم نداشته باشد که دارد، آشنایی با درد و رنج این ملت محروم خود درس بزرگی است. رفتن به روستاهای طاغوتزده
این مملکت درسهایی را به ما خواهد آموخت که در کلاسهای گرمونرم دانشگاه فراگرفتن آن محال است. درد و رنج مظلومیت، فقر و گرسنگی این ملت ستمکشیده را در محیط
1) سازمان مجاهدین خلق، نشریه مجاهد، شماره 50، 7/2/1359، صص 1 و 4.
روشنفکری دانشگاه نه با غذای سلفسرویس میتوان چشید و نه با بحثهای آنچنانی لمس نمود. لذا باید با توقف فوری نظام امریکایی حاکم بر دانشگاه هم از اتلاف نیروهای جوان و پرشور درجهت ساختن ایران آباد و آزاد استفاده کرد و هم با سلطه فرهنگی غرب که امروز بر کشور ما مسلط است، مبارزه نمود.»در ادامه این اطلاعیه، نکات مهم پیام امام در راهپیمایی گذشته دانشجویان پیرو خط امام(1)در 8 بند تنظیم و بر آن تأکید شده است. (2)
100
امروز حزب جمهوری اسلامی یک بیانیه و دستورالعمل درونگروهی، درباره نوع برخورد با بنیصدر که ریاستجمهوری و فرماندهی کل نیروهای مسلح را برعهده دارد، صادر کرد. این بیانیه طبعاً باتوجهبه حوادث اخیر سنندج و دانشگاهها که در آن نوعی همراهی و هماهنگی همه جناحها و مسئولان نظام مشهود است و بهخصوص بعد از بحثهایی درباره سرمقاله مشخص روزنامه انقلاب اسلامی(3)تهیه شده و این هماهنگی اخیر، آشکارا پیشرفتهای چشمگیری را در حل معضلات ناشیاز تحرک گروههای مسلح مخالف نظام که چه در مرحله درگیریهای مسلحانه و چه در پوشش تحرکات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، با همان جهتگیری براندازی فعالاند، سبب شده است. متن بیانیه و ابلاغیه مزبور، که قرار بود انتشار عام نیابد،(4)بدین شرح است:
«بسمه تعالی
از دفتر استان تهران به حوزههای مربوطه
موضوع: موضع حزب با آقای بنیصدر
بهدنبال اوجگیری این سؤال در برادران و خواهران حزبی که در این مرحله از انقلاب و باتوجهبه کل شرایط موجود چه حرکتهایی
در مقابل دولتمردان داشته باشیم؟ و اصولاً با این قضایا چگونه برخورد نماییم؟ این سؤال در حوزههای حزبی مطرح شد و پس از بررسیهای اولیه در حوزهها، درمورد شورای مرکزی مطرح و بالاخره پس از بحثهای
زیاد نتایج زیر بهعنوان
موضع حزب به دست آمد که از نظر میگذرد.
بدیهی است این یک دستور درونتشکیلاتی
بوده و فقط برای هماهنگی برادران و خواهران حزبی مطرح
میشود، لذا حفظ رده درونتشکیلاتی بودن این موضوع ضروری است و فقط خواهران و برادران حرکتهایشان را بر مبنای این موضوع تنظیم نمایند. اصول این مواضع عبارتاند از:
و در هرجا دولتمردان و سیاستمداران و چهرهها و گروههای دیگر باید سخت مراقب باشد که واقعاً برخوردش آهنگ رقابت بر سر قدرت نداشته باشد و همچنین باید مراقبت شود حرکتها آنگونه تنظیم گردد که مردم واقعیت را همانطور که هست بیابند و چنین برداشتی ولو به غلط برای مردم پیش نیاید که حزب با ایشان بر سر قدرت رقابت و معارضه دارد.
حزب باید سخت مراقب باشد که بر مبنای همان اصول اساسی که تشکیل شده است از خط خود منحرف نگشته و دچار سیاسیکاری نگردد.
رعایت مصلحت انقلاب و جامعه خود یک حقیقت است. بنابراین در همه اظهارنظرها و موضعگیریها باید رعایت این مصلحت را نموده و مصلحت انقلاب و جامعه در شرایط کنونی ایجاب میکند که هم دوستان و هم دشمنان حس کنند که حزب، شورای انقلاب و آقای بنیصدر یکپارچه عمل میکنند. قابلتوجه است که البته هرجا بنیصدر یا شورای انقلاب از قانون اساسی و یا مصلحت سیاسی اجتماعی ملت منحرف شوند، حزب حق انتقاد سالم و آگاهکننده برای خود را محفوظ میداند و آن را تذکر میدهد. بدیهی است که لحن و جملات بهکار گرفتهشده در این جهت نقش مهمی دارند.
تذکر: این مواضع مطرحشده باید حتماً در سخنان اعضای حزب رعایت شود.
قدرت دیگری خود را در مقابل تنها حزب نبیند و لذا خود را ملزم به رعایت و قدمبرداشتن درجهت آن بدانند و یا حداقل مخالفت نکنند.
حزب باید تلاش معقول و سازنده برای روشنگری مردم و دادن آگاهیهای لازم درجهت روشنکردن ماهیت کسانیکه با زرنگی میخواهند سمت، مقام و پایگاهی را در حکومت آینده اشغال نمایند، ولی در خط انقلاب نیستند، بنماید. این حرکت درمورد اطرافیان آقای بنیصدر و یا دیگران فرق نمیکند و لازم است بدون رودربایستی انجام پذیرد.
اگر زمینه ملاقات ازطرف آقای بنیصدر با حزب مطرح شد حزب آن را بپذیرد.» (1)
101
حزب توده ایران که از آن با عنوان کمونیسم روسی یاد میشود و حزب رنجبران ایران که مائوئیست هستند و به کمونیستهای
چینی معروفاند و اتفاقاً هر دو گروه نیز خود را در صف گروههای
مدافع نظام قرار میدهند،
در عرصههای مختلفی به رویارویی و بیشتر دشمنی افشاگرانه میپردازند.
در جناحبندی کنونی نظام، حزب توده طرفدار جناح خط امام و منتقد جناح بنیصدر
است و حزب رنجبران برعکس. درهرحال، این رویارویی در شمارههای اخیر ماهنامههای تئوریک سیاسی دو گروه نیز بروز یافته است. در اینجا ضمن اشاره به آن، برخی
1) روزنامه بامداد، 31/3/1359، ص3.
پشتوانهها و دلایل نظری چرایی سلوک کنونی این دو حزب، بهخصوص حزب توده، توضیح داده شده است که در ادامه میآید. حزب توده ایران بجز روزنامه نامه مردم، نشریات دیگر ازجمله ماهنامه دنیا را نیز بهطور مرتب منتشر میکند؛ این ماهنامه عنوان "نشریه سیاسی و تئوریک کمیته مرکزی حزب توده ایران" را دارد. از شماره اردیبهشت 1359
ماهنامه دنیا 3 مطلب که در توضیح نوع مواضع و رفتار حزب توده در شرایط کنونی مفید است، در اینجا درج میشود. این شماره ماهنامه دنیا اعلامیه کمیته مرکزی حزب توده ایران را به مناسبت شصتمین سالگرد تأسیس حزب
این شماره دنیا مقالهای از کیانوری دبیرکل حزب، با عنوان "امپریالیسم جهانی به سرکردگی امریکا ماشین عظیم و جهنمی خود را علیه انقلاب ایران به راه انداخته است" درج کرده است. کیانوری در این مقاله ضمن برشمردن فعالیتهای امریکا علیه ایران نوشته است: سیاست عوامل و گروههای ضدانقلابی سرسپرده امریکا {از امیرانتظامها، دریادار علویها و نزیهها و مقدمها گرفته تا گروهکهای رنگارنگ راست و چپنما} این بود که: 1. با تمام قوا برای تضعیف رهبری امام خمینی در انقلاب عمل کنند. 2. هرقدر ممکن است نهادهای انقلاب که بهویژه در این دوره به قلعوقمع و محاکمه و اعدام و مصادره اموال غارتی گردانندگان رژیم گذشته و جنایتکاران سرسپرده در نیروهای انتظامی و ساواک پرداخته بودند تضعیف شوند. 3. با جلوگیری از حل مسائل و مشکلات اساسی، اقتصاد کشور را فلج کنند. (2)
کیانوری در توضیح ترفندهای امریکا دربرابر ایران افزوده است: نتیجهگیری آموزندهای برای گروهی از مبارزان جوان آن است که دچار گمراهی شده و بهدنبال دارودسته افراطی چپنما افتادهاند و با شرکت در توطئهها و اقدامات تحریکآمیز گردانندگان این گروهکها به خیال خود به انقلاب ایران کمک میکنند، ولی درحقیقت، در
{نورالدین کیانوری دبیرکل حزب توده، در مقالهای ضدامریکایی به نصیحت آن دسته از مبارزان جوان پرداخت که دچار گمراهی شده، بهدنبال دارودسته افراطی چپنما افتادهاند.}
دست ضدانقلاب به بازی گرفته شدهاند. آنان برداشت خود را تابهحال بر پایه اطلاعاتی از این قبیل قرار دادهاند که گویا انقلاب ایران اساساً انقلاب نیست و همه جریانات، بازیهای رنگارنگ امپریالیسم است، ازجمله اشغال لانه جاسوسی برای منحرفکردن تودهها از مبارزات انقلاب است و اینکه هرکس علیه رژیم قیام کند انقلابی است و باید از قیام او پشتیبانی کرد. آیا هنوز آنان میتوانند با مطالعه نامه برژینسکی به کارتر بازهم تردید کنند که همین چارچوب کنونی انقلاب ایران با همه نارساییها و کمبودهایش برای امپریالیسم جهانخوار غیرقابل تحمل است و هر اقدامی که انقلاب را از این هم ضعیفتر و ناتوانتر کند آب ریختن به آسیاب امپریالیسم و ضدانقلاب آریامهری بختیاری است. (1)
مقالهای دیگر در این شماره ماهنامه دنیا درج شده که در آن کشور شوروی و نظام آن آشکارا تبلیغ و حمایت میشود. ازاینرو، با امضای مستعار "ب. کیا" درج شده است. در این مقاله با عنوان "جهان دوم یا امپریالیستهای کوچک" آمده است: «قدرت اقتصادی اتحاد شوروی نشانه حقانیت و برتری نظام سوسیالیستی بر نظام سرمایهداری است. نظامی که از روسیه عقب مانده و تحت فشار و تحریکات همهجانبه امپریالیست، کشوری مقتدر به وجود آورد و از طرف دیگر قدرت شوروی و سایر کشورهای سوسیالیستی وثیقه پیروزی همه نهضتهای رهاییبخش و پشتوانه تمام نظامهای غیرسرمایهداری است.» (2)
از سوی دیگر، گروه مائوئیستی سهجهانی حزب رنجبران نیز در ماهنامه خلق {ارگان سیاسی تئوریک این حزب} در شماره اول اردیبهشت خود در تقابل با حزب توده و دیدگاههای آن و نیز علیه شوروی و به نفع تئوری سهجهانی مائو که در آن شوروی در کنار امریکا جهان اول و امپریالیست تلقی میگردد مطالبی دارد؛(3)ازجمله در مقالهای با عنوان "حزب توده: شوالیه مبارزه علیه بورژوازی لیبرال" آورده است: «بررسی کوتاه طومار طولانی
وابستگی حزب توده و سیاستهای خائنانهاش نشان میدهد که حزب توده از وابستهترین و نوکرمنشترین احزاب وابسته به شوروی و عامل مستقیم و علنی آن در میهن ماست. بهطور خلاصه سیاست حزب توده در شرایط کنونی، سیاستی چندجانبه است که برای پیادهکردن آن بهصورت زیر عمل میکند: تبدیل شعار نه شرقی، نه غربی به شعار نه غربی، آری شرقی، اخلال در کار قدرت سیاسی حاکم و توسل به زبان ارعاب و تهدید با پشتگرمی قدرت ارباب و درعینحال استفاده از هر فرصتی برای تبلیغ مزایای رفتن به سمت شرق، جلوگیری از وحدت خلق و تثبیت نظم انقلابی، جلب نیروهای مدافع و متمایل به شوروی مانند چریکها و مجاهدین و فلجکردن نیروهای بینابینی {مانند خط سوم}.» (4)
1) کمیته مرکزی حزب توده ایران، ماهنامه دنیا {سیاسی و تئوریک}، 5/2/1359، ص8.
2) کمیته مرکزی حزب توده ایران، ماهنامه دنیا {سیاسی و تئوریک}، 5/2/1359، ص124.
3) * حزب رنجبران ایران، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از چند گروه کوچک مائوئیستی که برخی از حزب توده منشعب شده بودند، تشکیل شد و در جناحبندی کنونی از بنیصدر حمایت میکند و با مائوئیستهایی از قبیل کومهله و پیکار که مشی قهرآمیز دارند در خط مشی و رفتار سیاسی علنی، مرزبندی دارد.
4) حزب رنجبران ایران، ماهنامه خلق، شماره 3، اردیبهشت 1359، ص6.
102
سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در ارزروم ترکیه، امروز متن گزارش خبرنگار روزنامه ترجمان از مصاحبه با آیتالله شریعتمداری را که در قم انجام شده است، به تهران گزارش کرد. گزارش ترجمان حاوی تعلقاتی است که در ترکیه رواج دارد و از شدت علاقهمندی به ترویج پانترکیسم در ایران، حکایت میکند.
متن گزارش چنین است: «از: سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران، ترکیه {ارزروم} مورخ 25 آوریل 1980؛ مصاحبه خبرنگار روزنامه ترجمان با آیتالله شریعتمداری.
آیتالله شریعتمداری رهبر 24
میلیون ترکهای ایران پس از 6 ماه سکوت برای اولینبار با روزنامه ترجمان مصاحبه کرد: شریعتمداری تنها شخصیتی است که میتواند فقط با یک اشاره میلیونها ترک را در ایران برانگیخته و به شورش وادارد. شریعتمداری رهبر ترکها که اظهاراتش طی ماههای
اخیر در ایران نقش بزرگی بازی کرده است، باوجود کوششهای آیتالله خمینی در راه جلوگیری از تماس وی با خبرنگاران بالاخره سکوت را شکست. قبل از امام
خمینی به شریعتمداری پیشنهاد شد که رهبریت را در ایران در دست گیرد، اما آیتالله شریعتمداری پیشنهاد را رد کرده و اعلام نمود که من رهبر سیاسی نیستم، بلکه رهبر مذهبی میباشم. وی توانست موجبات حمایت ترکهای مسلح را از امام خمینی فراهم آورد.
درمورد گروگانها سؤال نمودم، او اعلام داشت: دراینمورد من فعلاً مسئولیتی ندارم و منتظر انتخابات مجلس هستم، آنوقت عقاید خود را بازگو خواهم کرد. شریعتمداری تنها فردی است که میتواند با رژیم [آیتالله] خمینی به مخالفت برخیزد. وی در جواب سؤال آینده سیاسی ایران پاسخ داد: ما در موضوع سیاست داخلی و خارجی با مشکلات فراوانی مواجه هستیم، هنوز راه ما روشن نیست. آیتالله شریعتمداری بدون اینکه نامی از [آیتالله] خمینی یا شورای انقلاب عنوان نماید، برخورد رهبران کشور را با ترکها مورد بررسی قرار داد. شریعتمداری از جواب این سؤال که آیا ترکهای ایران از حکومت [آیتالله] خمینی راضی هستند یا نه، جواب داد: رهبران ایران فعلاً نمیتوانند کینهای را که از ترکها دارند، اظهار نمایند و فعلاً قادر به ابراز آن نیستند. دراینباره شکایاتی نیز به من شده است. خبرنگار سؤال کرد: آیا شما ازسوی شوروی احساس خطر میکنید یا نه، جواب داد: به قول روسها نمیتوان اطمینان کرد و آنها هرگز مقاصد خود را اظهار نمیکنند. آنها اهداف خود را همیشه مخفی نگاه میدارند و به هیچیک از گفتههای آنها نمیتوان اطمینان کرد.» (1)
{روزنامه ترجمان (چاپ ترکیه}:
آیتالله شریعتمداری رهبر 24 میلیون ترکهای ایران تنها شخصیتی است که میتواند فقط با یک اشاره میلیونها ترک را به شورش وادارد.)
1) اداره کل مطبوعات و رسانههای خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خلاصه بررسی مطبوعاتی جهان، 5/3/1359، ص35.
ضمیمه اول گزارش79: توضیحاتی درباره اختلاف تعداد هواپیماهای ذکرشده در منابع مختلف
در خاطرات برژینسکی، 3 فروند هواپیما ذکر شده است،(1)اما منابعی نیز آن را 6 فروند ذکر کردهاند. (2)در یکی از این منابع به نقل از رویتر {25 آوریل 1980} آمده است: حداقل 3 فروند هواپیما مجدداً تحت پوشش پروازهای بهداشتی، از حریم هوایی یونان بازمیگردند. (3)نویسنده افزوده است: تصور میرود که مجروحان حادثه بهوسیله
یکی از همین هواپیماها به مقصد پایگاه رامشتاین در آلمانغربی حمل شده باشند. (4)وی به نقل
از نیوزویک مورخ 5 مه 1980، آورده است: آواکسی هم که بهعنوان فرماندهی پرنده عملیات خدمت میکرد، قبل از بازگشت به مصر در ترکیه به زمین مینشیند(5)و اضافه کرده است راجع به هواپیمای دیگر هیچگونه خبر موثقی در دست نداریم. (6)
ضمیمه دوم گزارش79: یادداشتهای برژینسکی از "روز غمانگیز"؛ وضع طبس و انعکاس آن به کاخ سفید
برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر، در یادداشتهای خود درباره چگونگی اطلاع کاخ سفید از وضع طبس و واکنش کارتر به وقایع بهوجودآمده و احساسی که در آن لحظه در کاخ سفید وجود داشت به نکاتی درخورتوجه اشاره کرده است. وی مینویسد: ساعت 16:20 {50 دقیقه بعد از نیمهشب بهوقت تهران} به بیرون اتاق فراخوانده شدم و براون خبر داد که کارها طبق برنامه پیش میرود. 4 هلیکوپتر تابهحال سوختگیری کردهاند و پس از سوختگیری 2 هلیکوپتر دیگر، مرحله دوم برنامه با پرواز هلیکوپترها به تهران آغاز خواهد شد. من احساس آرامش کردم و به جلسه بازگشتم، اما همهچیز ناگهان در ساعت 16:45 تغییر کرد. براون تلفنی خبر داد که یکی از هلیکوپترها بهعلت بروز اشکالی در سیستم هیدرولیک آن نمیتواند در مأموریت شرکت کند و از حداقل 6
هلیکوپتر لازم برای این مأموریت یکی کم است. براون گفت که ما میتوانیم افرادمان را با هواپیماهای سی130 از معرکه خارج کنیم. من گیج شدم و نومیدانه از براون پرسیدم آیا نمیتوانیم با 5 هلیکوپتر برنامه را انجام دهیم؟ براون گفت طبق برنامه پیشبینیشده حداقل تعداد هلیکوپترهای لازم برای انجام این مأموریت 6 فروند است. من گفتم با ژنرال جونز هم دراینمورد مشورت کند و نظر سرهنگ بکویت فرمانده عملیات را هم بپرسند. من او را یک بار درحال تمرین و در جلسه اتاق بررسی وضعیت کاخ سفید دیده بودم و به شهامت او ایمان داشتم. اگر او حاضر میشد با 5 هلیکوپتر برنامه را اجرا کند، من از ادامه عملیات پشتیبانی میکردم.
پس از گفتوگو با براون بیدرنگ به دفتر رئیسجمهوری رفتم. کارتر در دفتر خود در اتاق بیضیشکل کاخ سفید نشسته و با کریستوفر و کاتلر صحبت میکرد.
من ساعت 16:50، وارد دفتر رئیسجمهوری شدم و گفتم میخواهم فوری و تنها با او صحبت کنم. کارتر با حالتی شگفتزده از جای خود برخاست و همراه من بهطرف
دفتر خصوصی خود حرکت کرد. من آخرین خبرها را به اطلاع او رساندم و گفتم بهنظر براون باید برنامه عملیات را لغو کنیم. کارتر با ناراحتی و غرغرکنان زیر لب گفت: «لعنت بر...
لعنت بر...»(7)و بلافاصله پشت میز خود نشسته و تلفن براون را گرفت. من دربرابر میز او ایستاده و با خود در جدال بودم: آیا کارتر را تشویق کنم که با 5 هلیکوپتر باقیمانده دستور اجرای عملیات را صادر کند؟ در این لحظه تصمیم، من و رئیسجمهور تنها بودیم و شاید میتوانستم او را قانع کنم که احتیاط را کنار بگذارد و با دستور ادامه عملیات این شانس تاریخی را از دست ندهد. از سوی دیگر، افکار متناقضی در مغز من جریان داشت؛ من نباید از موقعیت خود سوءاستفاده کنم و این مرد را به یک تصمیم سریع و حسابنشده پس از ماهها برنامهریزی دقیق وادار سازم. من نباید افکار رمانتیک و قهرمانی را در این مسئله حساس دخالت دهم. ارتباط رئیسجمهوری و براون ساعت 16:55 دقیقه برقرار شد و من خود را به گوشی تلفن نزدیک کردم تا بتوانم از صحبتهای آنها یادداشت بردارم. کارتر از براون پرسید آخرین خبر از منطقه
{برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر }
عملیات چیست و براون تقریباً همان مطالبی را که به من گفته بود تکرار کرد. من وسط حرف آنها دویده و گفتم نظر فرمانده عملیات را هم به حساب بیاورید من پیش خودم تصمیم گرفته بودم که اگر سرهنگ بکویت اجرای عملیات را با 5 هلیکوپتر تجویز کند رئیسجمهوری را وادار به صدور دستور ادامه عملیات بنمایم. کارتر از براون پرسید نظر فرمانده عملیات چیست و پس از شنیدن پاسخ براون گفت به توصیه او عمل کنید و گوشی را گذاشت.
پس از پایان مکالمه کارتر با چهرهای غمزده به من نگاه کرد و گفت برنامه لغو شد و بعد سرش را بین دو دست گرفته در حدود 5 ثانیه روی میز خیره ماند. تأثر فوقالعادهای برای او و برای امریکا به من دست داد. هر دوی ما مدتی سکوت کردیم و بالاخره کارتر از من خواست مشاوران اصلی او را برای تشکیل جلسهای در دفتر او دعوت کنم. ساعت 17:58 درحالیکه همه ما به دور رئیسجمهوری حلقه زده بودیم، ژنرال جونز تلفن کرد و خبر برخورد یک هلیکوپتر با یک هواپیمای سی130 و آتشگرفتن آن را که موجب تلفاتی هم شده بود، اطلاع داد. کارتر حالت کسی را داشت که کاردی در بدن او فرو کرده باشند. درد و رنج تمام وجود و چهره او را فراگرفته بود. باوجوداین در چند لحظه خونسردی خود را بازیافت و به ونس و کریستوفر و جودی پاول دستور داد از اتاق خارج شوند و بیانیهای برای آگاهی عموم از جریان مأموریت و چگونگی لغو آن و واقعهای که پیش آمده تهیه کنند. آنها در اتاق کابینه مشغول تهیه بیانیه بودند که ترنر {رئیس سیا} وارد شد و شدیداً با انتشار هرگونه اعلامیه یا خبر رسمی درباره مأموریت شکستخورده قبل
از خروج کلیه افراد گروه از ایران مخالفت کرد. حساسیت ترنر درباره مأمورانش قابلتحسین بود و سرانجام توافق شد تا قبل از ساعت یک بامداد روز بعد که پیشبینی میشد کلیه افراد گروه از ایران خارج شده باشند هیچگونه خبر و اعلامیهای منتشر نشود.
در آن روز غمانگیز باوجود ناراحتی و تأثر شدیدی که در چهره همه خوانده میشد، آرامش و سکون غریبی بر کاخ سفید حکمفرما بود. همه سعی میکردند خود را خونسرد نشان دهند. همه با صدای آهسته صحبت میکردند، هیچکس دیگری را متهم نمیکرد و گویی هرکس میخواست دیگری را تسکین دهد. خود کارتر که بیشتر از همه رنج میبرد بیشتر از دیگران خود را کنترل میکرد و درباره آنچه باید برای جبران این شکست بشود، مضمون بیانیهای که باید منتشر شود و توضیحاتی که باید به کنگره بدهیم صحبت میکرد. بااینکه همه از ساعت 6 بعدازظهر میدانستیم که عدهای در جریان عملیات کشته شدهاند تا ساعت 11 شب، تعداد دقیق آنها که 8 نفر بود معلوم نشد. این 8 نفر که جان خود را در راه رهایی هموطنان خود فدا کردند قهرمانان واقعی این روز غمانگیز بودند. (1)
ضمیمه سوم گزارش79: هویت کشتهشدگان و مجروحان امریکایی در واقعه طبس طبق اعلام وزارت دفاع امریکا
آسوشیتدپرس از واشنگتن گزارش داد: وزارت دفاع امریکا هویت 8 تن از افسران و درجهداران نیروی هوایی و دریایی امریکا را که در جریان مأموریت نجات گروگانهای امریکایی در ایران کشته شدند فاش ساخت. اسامی کشتهشدگان بدین شرح است:
سروان نیروی هوایی ریچارد باک، 33 ساله، اهل لانک بیچ کالیفرنیا.
لین دی مک اینتاش، اهل جورجیا، 33 ساله.
چارلز مک میلان، 28 ساله اهل فلوریدا.
گروهبان دریایی دیوی جانسون، 31 ساله اهل جکسن ویل کارولینای شمالی.
هارلد لویس، 20 ساله، اهل فلوریدا.
گروهبان دریایی جان هاروی، 21 ساله اهل جکسن ویل کارولینای شمالی.
7 و 8. تفنگدار دریایی جرج هلمز، 22 ساله و پاین بلوف، اهل ارکانزاس.
وزارت دفاع امریکا اسامی مجروحان را نیز به این شرح اعلام کرد: ستوان یکم هوایی جفری هریسون 26 ساله، اهل اوهایو؛ گروهبان هوایی جوزف بایرز، 37 ساله اهل کارولینای جنوبی؛ سرگرد دریایی لسلی پتی، 34 ساله اهل کارولینای شمالی. به گفته منابع
دیگر، سرگرد جیمز شافر اهل لسآنجلس نیز زخمی شده است. وزارت دفاع امریکا همچنین اعلام کرد: اسم یکی از مجروحان را فاش نساخته است. در این گزارش آمده است که نیروهای امریکایی هنگام ترک ایران اجساد 8 امریکایی کشتهشده را در ایران باقی گذاردند. (2)
ضمیمه اول گزارش81: گزارش مهم تلویزیونی جیمی کارتر درباره عملیات طبس به روایت رادیو امریکا
رادیو امریکا، سخنرانی تلویزیونی کارتر را درباره عملیات شکستخورده
نجات گروگانها که در ساعت 7 صبح 5/2/1359، {بهوقت امریکا و حدود 3:30 بعدازظهر بهوقت تهران} پخش شد، چنین گزارش داد: «پیرو انتشار گزارش مربوط به کوشش نافرجام گروه عملیات نجات امریکا در ایران جیمی کارتر از شبکههای
تلویزیون امریکا خطاب به ملت امریکا بیاناتی ایراد کرد که متن آن از این قرار است: در ساعت آخر پریروز، من طرح عملیاتی را که با دقت تهیه شده بود و در ایران در دست اجرا بود تا دسته نجات ما برای بیرونآوردن گروگانهای امریکایی در آینده آماده شود ملغی کردم. نقص فنی در هلیکوپترهای نجات لغو طرح مزبور را ضروری ساخته بود. هنگامیکه دسته نجات بعد از صدور دستور من مشغول عقبنشینی بود 2 فروند از هواپیماهای ما بعد از بنزینگیری در نقطهای دورافتاده در حاشیه کویر ایران روی زمین به هم خوردند.
اطلاعات بیشتر درمورد جزئیات این مأموریت نجات در آینده مناسبی دراختیار ملت امریکا گزارده خواهد شد. کارتر سپس گفت: هیچگونه زدوخوردی و هیچگونه درگیری و نبردی درمیان نبوده است، ولی با کمال تأسف 8 تن از خدمه 2 هواپیمایی که با هم تصادم کردند، جان خود را از دست داده و عده دیگری در این حادثه مجروح گردیدند. افراد ما بلافاصله با هواپیما از ایران به خارج منتقل شدند. آنها که مجروح شدهاند تحتمداوا قرار گرفته و انتظار میرود بهبود کامل حاصل کنند تا چند ساعت بعد از تخلیه افراد گروه نجات از ایران هیچگونه وقوف و اطلاعی از اطراف مقامات ایرانی درباره عملیات مزبور مشهود نبوده است، افراد گروه نجات و خود ما میدانستیم
که عملیات نجات مزبور مسلماً مشکل و محققاً خطرناک خواهد بود، همه ما اطمینان داشتیم که اگر عملیات نجات آغاز میگردید
امکان موفقیت آن بسیار عالی بود. تمام افراد گروه عملیات نجات داوطلب بودند و همه آنها بسیار تعلیمیافته،
من قبل از آنکه این عده وارد عملیات شوند رهبر آنها را ملاقات
کردم. آنها میدانستند که چه آرزو و امیدی از من و همه ملت امریکا با خود همراه داشتند. من مراتب تحسین خودم را از شجاعت کسانیکه در این حادثه جان خود را از دست دادهاند و یا مجروح گردیدهاند به افراد خانوادههای آنها ابراز میدارم و نسبت به فداکاری و جانبازی آنها احساس تأسف و تأثر میکنم.
کارتر در ادامه سخنان خود گفت: مأموریتی را که این گروه به عهده گرفته بود یک مأموریت نوعدوستانه بوده است. این عملیات متوجه ایران و مردم و ملت ایران نبوده است، این عملیات با احساسات خصمانه نسبت به ایران و یا مردم آن توأم نبوده است و هیچگونه تلفاتی برای ایران به بار نیاورده است. کار برنامهریزی عملیات نجات اندکی پس از اشغال سفارت امریکا در تهران آغاز شد، ولی به علل و جهاتی برای اجرای آن تاکنون حوصله کردم. قابلاجرابودن این عملیات پیچیده و غامض مستلزم برنامهریزی دقیق، تعلیمات فشرده و تمرینات مکرر بوده است. بههرصورت و خصوصاً حل این بحران ازطریق مذاکرات با اقدام و ابتکار داوطلبانه ازطرف مقامات ایران همواره مرجح بوده و هست و خواهد بود. عملیات نجات وقتی صورت گرفت که به قضاوت من معلوم شد مقامات ایران نمیخواهند یا قادر نیستند بحران مزبور را با ابتکار خود برطرف سازند. با ازهمپاشیدن و متلاشیشدن مرکز قدرت در ایران و افزایش خطر به جان و سلامت گروگانها و درک روزافزون این حقیقت که آزادشدن آنها در آینده نزدیکی غیرمحتمل است تصمیم به اجرای عملیات نجات ازطرف من اتخاذ شد و این کوشش برای من بهصورت یک وظیفه حتمی و ضروری درآمد. آمادهبودن گروه نجات برای اقدام، این امر را کاملاً قابلاجرا نشان داد و بنابراین تصمیم گرفتم طرحی را که مدتی بود در دست تهیه بود به مورد اجرا گذارم. من دستور آمادهساختن این مأموریت را بهخاطر حفظ جان امریکاییها، حفظ منافع ملی این کشور و تقلیل تشنجی که ادامه این بحران درمیان ملل جهان به وجود آورده است دادم. اقدام به عملیات نجات تصمیم من بوده است و الغای آن بعد از آنکه انجام آن با مشکلات و موانعی مواجه گردید نیز تصمیم خود من بوده است.
کارتر گفت: پیرو این کوشش ما دولت ایران را مسئول حفظ جان و آزادی فوری گروگانها میدانیم که در چنین مدت طولانی در اسارت به سر بردند. دولت امریکا مصمم است در اسرع وقت ممکن، وسیله آزادی آنها را فراهم کند. بهعنوان رئیسجمهوری من
اطمینان دارم که قاطبه ملت امریکا در احساس سپاسمندانه من نسبت به افراد گروه نجات که خود را آماده نجات هممیهنانشان ساخته بودند شریک میدانند. بهعنوان رئیسجمهور من میدانم که قاطبه ملت امریکا نهتنها از اینکه مأموریت هیئت نجات بهعلت اشکالات فنی با موفقیت همراه نبوده است در تأسف با من شریک و سهیماند، بلکه در تصمیم من در حفظ جان گروگانها و بازگردانیدن آنها به سلامت به امریکا با من همراهاند. ما قبلاً هم با ناکامی روبهرو بودهایم. ما دست از کوشش خود برنمیداریم.
ما در طول این مرحله مشکل غیرعادی سعی کردهایم و سعی خواهیم کرد از هر وسیلهای برای آزادساختن گروگانها استفاده کنیم. در تمام این مساعی حمایت ملت امریکا و پشتیبانی دوستان ما در سراسر جهان عامل بسیار مهم و خطیری بوده است، حمایت سایر کشورها اکنون حتی از اهمیت بیشتری برخوردار است. کارتر سخنان خود را با این عبارت خاتمه داد: ما همراه با سایر ملل جهان و مقامات ایران به مساعی خود برای حل فوری این بحران ازطریق مسالمتآمیز و از مجاری دیپلماسی و بدون خونریزی ادامه خواهیم داد.» (1)
ضمیمه دوم گزارش81: گزارش رادیو امریکا از مصاحبه مطبوعاتی هارولد براون وزیر دفاع امریکا، درباره عملیات طبس
گزارش رادیو امریکا درباره مصاحبه مطبوعاتی هارولد براون وزیر دفاع امریکا چنین است: «... چند ساعت پس از نطق پرزیدنت کارتر، هارولد براون وزیر دفاع امریکا، از چگونگی انجام نقشه برای نجات جان گروگانهای امریکایی پرده برداشت و گفت: اواخر دیشب و اوایل بامداد امروز بهوقت ایران، حدود 90 تن از پرسنل نظامی امریکا همراه با افرادی که مأمور حرکت وسایل حملونقل بودند عملیاتی برای نجات گروگانها
آغاز کردند، 8 هلیکوپتر و هواپیمای ملازم آنها عازم نقطهای در 200 مایلی تهران شدند تا در صحرا تجدید سوخت کنند و سپس تصمیم بگیرند که به اصل عملیات نجات ادامه دهند یا نه؟ چون این سفر برای هلیکوپترها بسیار دشوار بود چند هلیکوپتر نظامی نیز همراه کاروان گردید. 2 فروند از هلیکوپترها دچار اشکال فنی شدند. یکی از آنها در کویر فرود آمد و سرنشینان آن به هلیکوپتر دیگر منتقل شدند، آنگاه،
هلیکوپترها عازم منطقهای
شدند که برای سوختگیری
در نظر گرفته شده بود، هلیکوپتر دوم نیز دچار اشکال فنی شد و به ناو هواپیمابر نیمیتز در دریای عمان بازگشت، بههنگام
سوختگیری سومین هلیکوپتر نقص فنی پیدا کرد. در عملیات پیشبینی
شده بود که اگر تعداد هلیکوپترها به
کمتر از 6 فروند برسد عملیات متوقف شود. به همین جهت تصمیم گرفتیم عملیات را ناتمام بگذاریم و افراد را از ایران خارج سازیم. هلیکوپترها و هواپیماها در تاریکی مطلق مشغول سوختگیری بودند که یکی از هلیکوپترها با یک هواپیمای نوع سی130 تصادم کرد و هر دو بلافاصله آتش گرفتند، 8 تن از افراد ما کشته شدند و 4 تن از آنها دچار سوختگی شدند. به فرمانده عملیات دستور داده شد برای آنکه افراد سالم بازگردند هلیکوپترها را رها سازند و با هواپیماهای سی130 محل را ترک کنند. براون افزود در هیچیک از این عملیات افراد امریکایی با نظامیان ایرانی روبهرو نشدند. وی گفت این مأموریت بسیار پیچیده و خطیر بوده است، ولی فرماندهان نیروهای مسلح امریکا و خود من به این نتیجه رسیده بودیم که عملیات نجات ازنظر اجرایی کاملاً امکانپذیر و عملی بود. هارولد براون وزیر دفاع امریکا، سپس گفت همه میدانید که چرا مجبور شدیم به این عملیات دشوار و پرمخاطره دست بزنیم. بهنظر ما این عملیات بهترین اقدام برای نجات اتباع امریکا از ایران بود، زیرا احتمال اینکه درضمن اجرای این نقشه به مردم ایران آسیب برسد بسیار ضعیف بود. ضمناً احتمال اینکه این نقشه بر بیثباتی اوضاع ایران و منطقه بیفزاید بسیار کم بود. از اینکه در این مأموریت شکست خوردیم و عدهای از هموطنانمان جان خود را از دست دادند متأثر و متأسفیم، ولی همه باید معنای این وقایع را درست درک کنند و هیچکس نباید کوچکترین تردیدی دراینمورد داشته باشد که ما عزم راسخ داریم که تا گروگانهای امریکایی آزاد نشدهاند از پا ننشینیم.» (2)
ضمیمه گزارش84: دو گزارش تحلیلی داخلی و خارجی درباره بمباران هلیکوپترهای امریکایی
درباره پخش خبر باقیماندن اسناد سری در هلیکوپترهای جامانده در ایران از رادیو امریکا و سپس انهدام آن بهوسیله نیروی هوایی ارتش ایران، برای نمونه 2 گزارش تحلیلی از منابع داخلی و خارجی را در این ضمیمه میآوریم.
نمونه داخلی، تحلیلی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام دراینباره
است که بعدها آن را در مجموعهای با عنوان "نگرشی بر ماجرای طبس" انتشار دادند. در این تحلیل آمده است: «اعلامیه کاخ سفید: امریکا در عملیاتی در صحرای طبس جهت آزادی جان گروگانهای
اسیر در ایران با شکست روبهرو شد و اسناد سری و مهمی در درون هلیکوپترها به جای مانده است. پس از گذشت مدت زمانی کوتاه از پخش این اعلامیه
ازجانب کاخ سفید فانتومهای ایران به دستور مستقیم بنیصدر که در آن زمان سمت فرماندهی کل قوا را به عهده داشت به بمباران هلیکوپترهای مهاجم میپردازند و اسناد سرّی و مهم باقیمانده را به آتش میکشند و یکی از بهترین برادران پاسدار به نام محمد منتظرقائم {فرمانده سپاه یزد} در این واقعه به شهادت میرسد. هلیکوپترهای امریکایی در سه نوبت عصر جمعه 5/2/1359 ساعت 18:30، ساعت 22:30 و صبح پنجشنبه ساعت 7 بمباران گردید.
جالب است به بهانه بنیصدر مبنیبر انهدام هلیکوپترها دقت کنیم. او میگوید که این بمباران به این سبب انجام گردید که دیگر فرصت استفاده مجدد از این هلیکوپترها [را] به امریکاییها ندهیم. بسیار خندهدار و درعینحال گریهآور است! کسی که دائماً دم از تخصص و علم میزد در بهکارانداختن هلیکوپترهایی که حامل اسناد بسیار مهم عملیاتی بودهاند و مضافاً اینکه در آینده با بهکارگیری آنها قدرت نظامی ما نیز دامنه وسیعتری میگرفت بهجای ازکارانداختن آنها بهوسیله بازنمودن وسایل حساس پروازی تنها راه را بمباران آنها مییابد، راهی که اربابان را بسیار خوش آمد، اما نباید از این واقعه مهم به سادگی گذشت که در پس این پرده ابهام بود اسراری؟! که خوشبختانه دست خائنین به انقلاب و امت شهیدپرورمان روزبهروز بر مردم مسلمان ما آشکارتر میگردد و این چهرههای غربزده و فریبخورده و خودفروخته رسواتر میگردند.» (1)
نمونه خارجی، گزارشی است در کتابی از جولیتو کیهزا با عنوان هدف؛ تهران که بعدها درباره ماجرای طبس نوشته شد و انتشار یافت و در ایران نیز در سال 1362 ترجمه شد. در مطلب مزبور آمده است: «ساعت 18:25 روز 25 آوریل [5 اردیبهشت] {بهوقت تهران}، رادیو صدای امریکا خبر باقیماندن مدارک سری مربوط به عملیات را در هلیکوپترها اعلام میکند.
واقعاً عجیب است! درست صدای امریکا که در تمام جهان شنیده میشود، این خبر پرارزش را پخش میکند. نه، آنقدرها هم عجیب نیست دقیقاً 15 دقیقه بعد از انتشار این خبر توسط صدای امریکا چند فروند از هواپیماهای نیروی هوایی ایران، هلیکوپترهای امریکایی را بمباران میکنند. {ایگورمن از تهران لااستامپا، 11 مه} این بمباران به چه دلیل و به دستور چه کسی انجام میگیرد؟ تیمسار باقری فرمانده نیروی هوایی ایران، چنین اظهارنظر میدارد: خلبانان فقط دستور فرماندهی مشترک نیروهای مسلح را اجرا کردهاند و میافزاید که او شخصاً با چنین اقدامی مخالف بوده است {ایگورمن از تهران لااستامپا 11 مه} باقری با این گفته درواقع شادمهر و برخی مسئولان ستاد کل را
نشانه میگیرد. دررابطهبا علت بمباران، بلافاصله رسماً اعلام میشود که برای جلوگیری از بازگشت امریکاییها جهت بردن هلیکوپترها این اقدام انجام شده است. {لارپوبلیکا، 27 و 28 آوریل} عجب دلیل مسخرهای! کلیه امکانات برای ازبینبردن هلیکوپترها به کار برده میشود و نتیجه آن نیز محو آثاری است که بهوضوح همدستی برخی از افراد فعال ارتش ایران با امریکا را به ثبوت میرساند. {جی.ام. دوران، سوفلاند از تهران لوموند 30 آوریل} پرونده دیگری هم برای تحقیق دراینباره تشکیل میشود و از دستگیری حداقل 7 نفر صحبت میشود که البته مورد تأیید قرار نمیگیرد. {ایگورمن از تهران لااستامپا 11 مه} در روزهای بعد، مقامات ایرانی راجع به همکاری و همدستی عناصر ایرانی در این رویدادها سکوت کامل اختیار میکنند. البته این به معنی عدم توجه به قضیه و اجرای اقدامات ضروری نیست. تیمسار باقری فرمانده نیروی هوایی، بعد از این واقعه دیگر در محل کارش حضور ندارد؛ و بالاخره پس از یک ماه خبر استعفای وی اعلام میشود. {زیگموند جینزبرگ از تهران اونیتا 4 ژوئن} همکاران ایرانی، در ازبینبردن آثار جرم چندان دقتی از خودشان نشان نمیدهند، در بمبارانی که به فرمان رادیو صدای امریکا انجام گرفت آنها فقط موفق شدند 3 نفر از پاسداران انقلاب را که برای مراقبت از آثار باقیمانده بهوسیله ژاندارمری به محل اعزام شده بودند، بکشند و 2 فروند هلیکوپتر را نابود کنند {آنسا فرانس پرس تهران، 25 آوریل} بههرحال بخشی از مدارک مربوط به وقایع بهدست مقامات ایرانی که به محل رفته بودند، میافتد. قسمتی از این مدارک، به احتمال زیاد نه تمام آنها، بعداً در کنفرانس تهران به نمایش گذاشته میشود. {زیگموند، جینزبرگ از تهران اونیتا 4 ژوئن}.» (2)
ضمیمه گزارش85: مشروح پیام امروز امام خمینی درباره حادثه طبس
متن کامل پیام امروز امام خمینی خطاب به ملت ایران درباره حادثه طبس چنین است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
ملت رزمنده ایران، دخالت نظامی امریکا را شنیدید و عذرهای کارتر را نیز شنیدید. اینجانب که کراراً گفتهام کارتر برای وصول به ریاستجمهوری حاضر است به هر جنایتی دست بزند و دنیا را به آتش بکشد، شواهد آن یکی پس از دیگری ظاهر شده و میشود؛ و اشتباه کارتر در آن است که گمان میکند با دستزدن به این مانورهای احمقانه میتواند ملت ایران را که برای آزادی و استقلال خویش و برای اسلام عزیز از هیچ فداکاری
رویگردان نیست، از راه خودش که راه خدا و انسانیت است منصرف کند. کارتر باز احساس نکرده با چه ملتی روبهروست و با چه مکتبی بازی میکند. ملت ما ملت خون و مکتب ما جهاد است. این شخص
انساندوست! برای رسیدن به چند سال ریاست و جنایت، جان گروهی را تباه کرد، که محتمل است برای کمجلوهدادن جنایتش، 8 نفر را اقرار کرده باشد، درصورتیکه طبع واقعه شهادت میدهد که دهها نفر جان خود را در راه شهوات او از دست دادهاند و دهها نفر هم در کویر لوت سرگردان و در معرض مرگاند، ادعای اینکه همه مسافران هواپیما را بردهاند مخالف گزارشاتی است که به ما دادهاند. کارتر باید بداند که اگر این گروه به مرکز جاسوسی امریکا در تهران حمله کرده بودند اکنون از هیچیک از آنها و از 50 نفر جاسوس محبوس در لانه جاسوسی خبری نبود و همه رهسپار جهنم شده بودند. کارتر باید بداند که حمله به ایران، حمله به تمام بلاد مسلمین است و مسلمانان جهان در این امر بیتفاوت نیستند. کارتر باید بداند که حمله به ایران موجب قطع نفت از تمام دنیا خواهد شد و دنیا را برضد او بسیج میکند. کارتر باید بداند که این عمل احمقانه او در ملت امریکا چنان اثری خواهد گذاشت که طرفداران
او را مخالفان او خواهد کرد. کارتر باید بداند که با این عمل بسیار ناشیانه حیثیت سیاسی خود را به صفر رساند و از ریاستجمهوری باید قطع امید کند. کارتر با این عمل خود ثابت کرد که قدرت تفکر را از دست داده و از اداره یک کشور بزرگ مثل امریکا عاجز است. کارتر باید بداند که ملت 35 میلیونی ما با مکتبی بزرگ شدهاند که شهادت را سعادت و فخر میدانند و سر و جان را فدای مکتب خود میکنند و کارتر باید بداند که تمام ساز و برگهای مدرن جنگی که امریکا به ایران برای پایگاه خود در زمان شاه مخلوع داده است اکنون موجود است و به دست ارتش بزرگ و سایر قوای انتظامی است و بلای جان اوست. اکنون که شیطان بزرگ دست به کار احمقانه زده است، ملت شریف و رزمنده ما باید به امر خدای تبارکوتعالی با تمام توان خود و با اتکال به قدرت خدای متعال مهیا شود و آماده نبرد با دشمنان خود گردد. نیروهای انتظامی، ارتش و ژاندارمری و سپاه پاسداران به حال آمادهباش باشند، و سپاه 20
میلیونی که خود را مجهز نمودهاند امروز برای فداکاری اسلام مهیا باشند که در موقع لزوم از کشور اسلامی خود دفاع کنند؛ و از این مانور احمقانه که به امر خدای قادر شکست خورد هراسی به خود راه ندهند که حق با ما و خدا پشتیبان ملت مسلمان است. اینجانب به کارتر اخطار میکنم
که اگر دست به امثال این کار ابلهانه بزند، کنترل این جوانان مسلمان و مبارز(1)و غیوری که نگهبان جاسوسان جاسوسخانه هستند برای ما و دولت امکان ندارد و مسئول جان آنان، شخص اوست. من اخیراً باید تذکر دهم که در قضایای کردستان که گروههای منحرف چپ و مخالف با اسلام به آشوبگری برخاستهاند، و در قضایای دانشگاهها که گروههای چپ امریکایی در آن مکانهای مقدس دست به آشوب زدهاند، و آشوبگریهای دولت غیرقانونی عراق در مرزهای ایران با حمله کارتر و دخالت نظامی در ایران رابطه ملموسی دارد، و در این موقع حساس اگر این گروههای منحرف در دانشگاهها و یا خارج آنها دست به آشوب بزنند، ملت رابطه مستقیم سران آنان را با امریکای جهانخوار خواهد فهمید و تکلیف خود را با آنان روشن خواهد کرد و اغماض و عفو، راه مخالف سیاست اسلامی خواهد بود. و اینجانب به همه جوانان نصیحت میکنم که به ملت بپیوندند و از کشور خود دفاع کنند و مکتبهای انحرافی را کنار گذارند که وحدت صفوف به مصلحت همه است. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمین و قطع ید مفسدین و جباران را خواستارم. و السلام علیکم و رحمة الله.
روحالله الموسوی الخمینی» (2)
ضمیمه گزارش87: متن کامل اطلاعیه امروز دانشجویان مسلمان پیرو خط امام درباره حادثه طبس
متن کامل اطلاعیه امروز دانشجویان مسلمان پیرو خط امام درباره حمله نظامی امریکا در طبس چنین است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند. امام خمینی، ملت رزمنده مسلمان ایران، خبر شکست مفتضحانه کارتر را برای آزادساختن جاسوسان امریکا شنیدیم. دنیا دید که این شیطان هزارچهره پلید چگونه حتی به همپیمانان
خود خیانت میکند و آنان را به محاصره اقتصادی ایران وادار میسازد
به این بهانه که اگر حمایت از امریکا نکنند اقدامات نظامی را به مرحله اجرا درمیآورد و در همین حال، مزدوران جلاد با مأمورین سیا را همراه پیچیدهترین تجهیزات و طرحهای خائنانه برای آزادی گروگانها و احتمالاً تجاوزات خیانتبار
دیگر به ایران گسیل میدارد و دنیا و شما ملت قهرمان و رزمنده اسلام مشاهده میکنید که چگونه هیچ غلطی نمیتواند
بکند و میبینید که خداوند متعال چگونه
مستضعفان را یاری میدهد و میبینید که چگونه فرشتگان را به
پاس مقاومت و پایداریتان به مدد شما میفرستد و این وعده غیبی و سنت عظیم الهی را برای چندمینبار و به شایستهترین نحو در این انقلاب شکوهمند عیان میسازد. "ان الذین قالوا ربنا..." ای بندگان یکتاپرست خدا، ای پویندگان راه توحید که پس از اعلام عبودیت در پیشگاه حق تعالی و تحقق آن استقامت و پایداری میورزید، بهزودی فرشتگان الهی بر شما فرود میآیند و بشارت میدهند که هیچ ترسی و حزنی به خود راه ندهید. ملت دلیر ایران، به روح خدا خمینی بتشکن این امام سحرخیز و همیشه بیدارمان سوگند که ما خود را دربرابر شما مؤمنان ایثارگر مسئول میدانیم و با اتکا به قدرت لایزال الهی اطمینان میدهیم که اگر امریکا بخواهد برای آزادی جاسوسان به این شیوههای رذیلانه و ناشیانه متوسل شود هم با اجساد بیجان و پلید جاسوسان مواجه خواهد شد و هم همه عاملان این طرحهای شیطان در خاک ایران مدفون خواهند شد. شما ای ملت بزرگ خون و شهادت که با انقلاب بزرگتر خود حیثیت کارتر را در جهان از بین برده و او را رسوای جهان کردهاید، بدانید مادامیکه ما سربازان جانبرکف خمینی باشیم و صفوف خود را فشرده کنیم و با همه قوا و سازوبرگ مهیای مقابله با شیطان بزرگ باشیم چنان خواهد شد که دیگر برای کارتر جنایتکار فرصتی برای تفکر توطئه باقی نخواهد ماند.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» (1)
ضمیمه گزارش89: خبرهای بعدی مبنیبر استفاده امریکا از پایگاههای نظامی عمان و کوشش این کشور برای خنثیکردن آثار آن
چند روز بعد از ماجرای طبس، یکی از روزنامههای امریکایی چاپ بوستون نوشت: امریکا بدون موافقت قبلی عمان از پایگاه این سلطاننشین استفاده کرده است و به همین دلیل، سلطان قابوس بن سعید احتمالاً اجازه استفاده امریکاییها از پایگاه هوایی مسیره و بندر مطرح را لغو کرده است. (2)خبرهای دیگر نیز دراینزمینه منتشر شد ازجمله اینکه سلطان قابوس پادشاه عمان، پیامی برای دولت کارتر ارسال داشت مبنیبر اینکه وی دیگر مایل به پیروی از مفاد موافقتنامهای که اجازه میداد کشتیهای جنگی و هواپیماهای نظامی ایالات متحده از پایگاههای نظامی این سلطاننشین در دو جزیره کوچک واقع در خلیجفارس استفاده کنند نیست، زیرا که 6 فروند از هواپیماهای حملونقل که در مأموریت
نجات گروگانها شرکت داشتند بدون کسب اجازه در یکی از پایگاههای هوایی فرود آمدهاند. (3)
ضمیمه گزارش98: گزارش خبرگزاری پارس از اعزام آیتالله لاهوتی به رشت در مقام نماینده رئیسجمهور برای حل درگیریهای رشت، مواضع نامبرده و برخی حواشی آن
خبرگزاری پارس از رشت گزارشی درباره حوادث اخیر این شهر ارسال کرده که در روزنامه بامداد نیز درج شده است. این گزارش حاوی اقدامات و توافقی درباره پایانبخشیدن به حوادث رشت میباشد که توجه به آن درواقع نوعی نقطه وحدت دو جناح حکومتی را نیز نشان میدهد. در این گزارش آمده است: آیتالله
لاهوتی نماینده امام خمینی و امامجمعه
رشت که ازجانب رئیسجمهوری
مأمور رسیدگی به حوادث چند روز اخیر رشت شده، صبح روز پنجشنبه وارد رشت شد و بلافاصله در گفتوگویی درباره وقایع اخیر این شهر شرکت کرد. (4)وی گفت: «روز چهارشنبه با رئیسجمهور ملاقاتی داشتیم و مسائلی را با ایشان مورد تبادل نظر
قرار دادیم و چون برای برگزاری نماز جمعه عازم رشت بودم، ایشان تأکید کردند و مسئولیت دادند تا برای ریشهیابی
حوادث اخیر رشت، با اختیاراتی که به من داده شده هرچه زودتر با همکاری استاندار و دیگر مسئولان استان استقرار حاکمیت دولت اسلامی را از جهت حفظ امنیت در این منطقه به وجود آوریم. آیتالله لاهوتی تأکید کرد با مسئولیتی که به عهده من محول شده از همه نیروهای انتظامی و سپاه پاسداران صمیمانه میخواهم که به منطقه توجه کنند و آن را از همه جهات بهعلاوه اینکه موقع و فصل کار است با تمام ابعادش احساس کنند و آنگاه، عمل نمایند و اعلام میکنم
تخلف از این امر بههیچوجه جایز نیست. سعی کنید آرامش و امنیت را به منطقه بازگردانید و باید با ضدانقلاب با شدت هرچه تمامتر برخورد نمایید. وی افزود بههیچوجه همانطورکه استاندار گیلان نیز اعلام کردند به هیچ گروه و دستهای
اجازه راهپیمایی و تظاهرات نخواهم داد. آیتالله لاهوتی در بخش دیگری از این گفتوگو اظهار داشت: ... همه نهادها خصوصاً سپاه پاسداران مسئول هستند که با ضدانقلاب شدید برخورد کنند و افرادی که مقدمات تظاهرات و یا قصد
برهمزدن امنیت منطقه را داشته شدیداً تحتتعقیب قرار گیرند تا با خواست خداوند امنیت به منطقه بازگردد. وی درباره بازداشتشدگان
وقایع اخیر رشت گفت: درمورد این افراد بررسی خواهد شد و چنانچه کسانی بیگناه باشند بلافاصله آزاد میشوند و اگر خداینکرده مسئولیتی متوجه آنها باشد به فرض اینکه امروز آزاد شدند مجدداً بازداشت خواهند شد و البته آنهایی که آتش روشن کردند و فرزندان مردم را کشتند و اگر افرادش مشخص شد آنها باید مجازات شوند. آیتالله لاهوتی همچنین در پیامی خطاب به کلیه مردم رشت ضمن ابراز تسلیت به بازماندگان شهدا از آنان خواست آگاه باشند و با هوشیاری عمل کنند و با ابعاد گوناگون مسائل برخورد کرده و بهعنوان یک مسلمان متعهد و مسئول، مسائل را ببینند و اختلاف و درگیری را کنار بگذارند، زیرا فایدهاش را تنها دشمن میبرد و خسارتش متوجه ما است. آیتالله لاهوتی در پیام خود از کلیه مردم خواست به هیچ دکه گروههای سیاسی تعرض نکنند و اگر قرار باشد این دکهها برچیده شود باید ازطریق قانون باشد. من بهعنوان یک فرد مسئول از همه میخواهم که به درخواستهایی که توسط امامجمعه مطرح میشود توجه کنند و با عقاید اسلامی با آن مواجه شوند. مطمئن باشند که ملت ما در کنار امامشان ایستادهاند و به نهاد و گروههایی که در کنار انقلابشان حرکات ضدانقلابی میکنند اجازه کوچکترین حرکتی نخواهیم داد. بنابراین من به خدا پناه میبرم اگر روزی من و مردم و ملت احساس کنیم دیگر سخنی و درخواستی فایده ندارد جز اینکه با مشت و چنگ و دندان و اسلحه بکوبیم و همه را از بین ببریم. به خدا پناه میبرم که اگر بیایند با خوشرویی از آنان استقبال میکنیم همچون تشنهای که به آب رسیده باشد.» (1)
آقای لاهوتی در مصاحبه دیگری با خبرگزاری پارس در تهران درباره تغییر بنیادی دانشگاهها گفت: «یک تغییر بنیادی آموزشی که تقریباً همان انقلاب فرهنگی است از اموری است که میباید از روز اول به آن توجه میشد. ... وی گفت ما امیدواریم در سراسر ایران انقلاب فرهنگی اسلامی به وجود آید و من در رشت هم از مردم خواستهام تا برای این مهم خودشان را آماده کنند. مردم ایران باوجود پیغمبر اکرم{ص} و امیرالمؤمنین و ائمهاطهار
زیر بار مارکس و لنین نمیروند.
این چپیهای بیانصاف به تمام مقدسات ما توهین میکنند،
یعنی به امام حسین علیهالسلام
جسارت میکنند، مردم باید بیدار شوند.» از امامجمعه رشت سؤال شد که آیا اشخاص وابسته به رژیم سابق در درگیریهای
اخیر رشت یا سایر شهرها دخالت داشتهاند، وی پاسخ داد: سیدمهدی
روحانی برادر آیتالله
روحانی که فعلاً در اروپاست با تماسهای مکرر با بعضی از اشخاص ساواکی در تهران در درگیریهای اخیر دخالت داشته است. لابد میدانید
که سیدمهدی روحانی نماینده شاه
مخلوع در پاریس بوده است و اکنون نیز در اروپا با بختیار تماسهای کاملاً سری دارد. برادر دیگر او سیدمحمد روحانی که در زمان شاه سابق از سفارت ایران در بغداد پول میگرفت و سند آن نیز موجود است، اکثر اوقات با مهدی روحانی تماس دارد. امیدواریم آیتالله سیدصادق روحانی موضع خودش را در مقابل این دو نفر معلوم کند. البته بعضیها میگویند که در آن تماسها اویسی و زاهدی هم بودهاند، فعلاً مقامات مسئولی که این اسناد را دیدهاند به تحقیقات خود ادامه میدهند. (2)
یادآوری میشود، پس از پخش اظهارات اخیر لاهوتی از رادیو، روزنامه بامداد در قم گفتوگویی را با آیتالله سیدصادق روحانی درج کرد. وی در این مصاحبه درمورد مطالبی که بعدازظهر روز 5/2/1359، درباره برادرانش از قول آیتالله لاهوتی در رادیو منتشر شد، گفت: درمورد سؤالی که اخیراً درباره اخویهای اینجانب مطرح شده است باید بگویم که من موضع خود را نسبت به اخوی مقیم پاریس قبل از پانزدهم خرداد 42 بهطور صریح اعلام داشته و اعلامیهای نیز در همان تاریخ منتشر ساختهام. همچنان همان موضع را درحالحاضر دراینزمینه دارم و متن اعلامیه موجود است و اما درمورد اخوی مقیم نجف چون من حدود سی سال است که از نجف آمدهام و این مطالبی را که گفته شده تقریباً ده سال قبل در نجف بهصورت اعلامیه منتشر کردهاند و من که بیست سال قبل از انتشار اعلامیه مذکور از نجف آمدهام، لذا بهترین راه تحقیق دراینزمینه مراجعه به حضرت آیتاللهالعظمی آقای خمینی مدظلهالعالی بود که دراینزمینه نامهای به معظمله نوشتم و ایشان نامهای در 3 صفحه و نیم به خط خودشان به حقیر نوشته و ضمن تقبیح این قبیل اعمال و اظهار بیاطلاعی از چگونگی آن تبری اصحاب صالح خود را از دخالت در این امور فرمودند. درصورت لزوم متن نامه مفصل امام خمینی را منتشر مینمایم. در جاییکه خود حضرت آیتالله خمینی مطلبی را در نامه خود نپذیرفتهاند، چگونه من میتوانم آن را باور کنم. به استناد فرمایش ایشان من تمام آن مطالب را تکذیب میکنم. (3)
103
امروز، مهمترین مسئله درزمینه اقدامات عملی بعدی ایران و امریکا پس از ماجرای طبس، ابتکار ایران در تعدد مراکز نگهداری گروگانها بود که باعث انفعال امریکا دراینزمینه شد.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، که گروگانهای امریکایی را دراختیار دارند، امروز اعلام کردند: «درحالحاضر، بهعنوان یک عمل احتیاطی گروگانهای جاسوس در نقاط مختلف نگهداری میشوند.» (1)در یکصد و سیزدهمین اعلامیه(2)این دانشجویان همچنین آمده است: تصمیم گرفتهایم که از گروگانها در شهرهای مختلف سراسر کشور نگهداری کنیم؛ طبیعی است هر شهر مسئولیت نگهداری آنها را تا مدت لازم، با همکاری دانشجویان مستقر در لانه جاسوسی که همراه گروگانها هستند، مستقیماً بهعهده خواهند داشت. در این اعلامیه همچنین ضمن تأکید بر وجود عوامل خودفروخته داخلی در این توطئه، اظهار شده است دانشجویان اطلاعاتی در این باب دارند که دراختیار رهبری {امام خمینی} قرار خواهند داد. (3)
از سوی دیگر در امریکا، دولت کارتر همزمان با تلاش برای توجیه آنچه رخ داده است، بررسی امکان اقدامات آتی را نیز بهسرعت در دستور کار قرار داده است، به همین منظور، برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر، مأمور بررسی عملیات فوری دیگری شد که نقائص عملیات قبلی را نداشته باشد. شرح و نتیجه این بررسی را برژینسکی در خاطرات خود اینگونه نوشته است: «به دستور رئیسجمهوری صبح روز 26 آوریل [6/2/1359]، من جلسهای در دفتر خود تشکیل دادم تا امکانات دستزدن به عملیات دیگری را بررسی نماییم. بااینکه هنوز اطلاع دقیقی از علل شکست مأموریت نجات بجز خارجشدن سه هلیکوپتر از دور نداشتیم، اینبار بیشتر، انجام عملیات ساده و مستقیمی را مورد بررسی قرار دادیم که مبتنیبر اعزام نیروی بیشتری به تهران و تصرف یکی از فرودگاهها و عملیات سریع نجات در پایتخت بود، ولی با پراکندن گروگانها در نقاط مختلف ایران این برنامه هم عملی نبود.» (4)
104
هیئت نمایندگی امریکا در شورای امنیت سازمان ملل امروز با ارسال نامهای برای ریاست این شورا، اقدام نظامی برای نجات جان گروگانها را حق مسلم و بهمنزله دفاع از خود دانست.
به گزارش رویتر از سازمان ملل، دونالد مکهنری رئیس هیئت نمایندگی امریکا در این سازمان، همراه این نامه متن کامل بیانیه کارتر و جزئیات این برنامه را به پروفیلیو هرنوزلدو رئیس شورای امنیت، تقدیم کرده است. (1)نماینده امریکا در نامه خود، خطاب به رئیس شورای امنیت گفت که ایالات متحده به مقتضای منشور ملل متحد که حق طبیعی دفاع از نفس را مورد تأکید قرار داده، عمل کرده است. (2)
دراینحال، سلیم احمد سلیم رئیس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، امروز در سنگاپور اعلام کرد که عملیات نافرجام نجات گروگانهای سفارت امریکا در تهران تشنج را به اوج رسانده و موقعیت را پیچیدهتر و مشکلتر از پیش کرده است. وی افزود سازمان ملل خواستار آزادی فوری گروگانها شده است و کورت والدهایم دبیرکل این سازمان، از تمام امکانات خویش برای حل بحران ایران استفاده کرده است. سلیم احمد سلیم سپس گفت اعضای جنبش غیرمتعهدها میتوانند بهطور انفرادی یا دستهجمعی نقش مؤثری در حل مسالمتآمیز بحران ایفا کنند. (3)
از سوی دیگر، صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرد: «شکایت ایران درمورد حمله نظامی امریکا به ایران تسلیم کورت والدهایم شده است.» (4)به گزارش خبرگزاری پارس، در نامه وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به والدهایم دبیرکل سازمان ملل، آمده است: «درمورد تجاوز نظامی رژیم بعث عراق به خاک ایران که به تحریک امریکا صورت گرفت سازمان ملل سکوت کرد و ما به شما هشدار دادیم و اکنون دولت امریکا مستقیماً و درنهایت بیشرمی به خاک ایران تجاوز کرده است، مسلماً ما با نهایت قدرت از
موجودیت و حقانیت خویش دفاع خواهیم کرد، اما مجدداً به شما هشدار میدهیم که بهعنوان یک مرجع بینالمللی مسئولیت خود را درمورد این تجاوز و عواقب آن به خاطر داشته باشید و بدانید که سکوت شما دراینمورد باعث تجری بیشتر متجاوزین بوده و موجب پیشآمدن وقایع تأسفانگیز و جبرانناپذیر خواهد شد.» (5)یادآوری میشود پیش از ظهر امروز، هنگامیکه صادق قطبزاده از فرودگاه مهرآباد عازم سفر به کشورهای عربی غرب آسیا بود، والدهایم دبیرکل سازمان ملل، تلفنی با وی تماس گرفت. (6)سخنگوی وزارت امور خارجه در ارتباط تلفنی با خبرگزاری پارس درباره این تماس و مذاکرات مطرحشده گفت: «کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد، در یک گفت وگوی تلفنی با صادق قطبزاده وزیر امور خارجه، از اقدام امریکا اظهار تأسف کرد و تقاضا داشت که ایران علیرغم این عمل غیرمنطقی امریکا با سعه صدر بیشتری با مسئله برخورد کند. صادق قطبزاده در این تماس از دبیرکل سازمان ملل متحد خواست که رسماً و علناً اظهارنظر کند و سازمان ملل متحد به وظیفه خود بهتر عمل کند.» (7)
سناتور رابرت برد رهبر اکثریت در سنای امریکا، امروز، این وضع را چنین توصیف کرد: «چنین به نظر میرسد که آیتالله خمینی پرزیدنت کارتر را نیز در کاخ سفید به گروگان گرفته است.» وی یادآور شد: «این امر یک فرصت طلایی به [آیتالله]
خمینی داده است و تنها باعث افزایش خودپسندی در
تفنگچیهایی است که اعضای سفارت امریکا را به گروگان گرفتهاند.» به گزارش رادیو امریکا، سناتور برد در نشست مطبوعاتی هفتگی خود از پرزیدنت کارتر خواست که برای سفر به نقاط مختلف کشور کاخ سفید را ترک گوید. (2)
نوشتههای سایروس ونس حاکی است بسیاری دیگر از نخبگان امریکا نیز وضعی مشابه کارتر داشتند. وی در توضیح بازتاب حوادثی که در طبس رخ داد نوشته است: «پس از آنکه از حالت گیجی و شوک حاصله از شنیدن این اخبار وحشتناک به درآمدیم بحث خود را درباره اینکه چگونه کنگره و مردم امریکا و جهان را از این واقعه آگاه
{سناتور رابرت برد رهبر اکثریت در سنای امریکا: چنین بهنظر میرسد که آیتالله خمینی پرزیدنت کارتر را نیز در کاخ سفید به گروگان گرفته است.}
1) * ابعاد این عملیات بالطبع هرگز روشن نشد و فقط بخشی از آنکه در عمل اجرا شده و البته با شکست مواجه شده بود، مورد بحث و بررسی قرار میگرفت. درمورد ادامه کار بعد از طبس، گرچه حدس و تحلیلهایی وجود دارد که غیرقطعی است و در جایجای این کتاب به تناسب به آنها اشاره شده، ولی گزارش مستند و رسمی از برنامه امریکاییها در ایران و نوع همکاری عناصر داخل کشور با آنان هیچگاه اعلام نشده است. هرچه بوده است، میزان ناراحتی سران امریکا از این شکست، نشاندهنده امیدواری قبلی آنان است که همین امر از طراحی عملیاتی بسیار پیچیده و گسترده در تهران حکایت میکند؛ عملیاتی که عناصر داخلی دخیل در آن هیچگاه آشکار نشد تا بتوان قضاوت کرد که امریکاییها در تهران تا چه حد میتوانستند موفق باشند. درباره عناصر داخلی میتوان گفت که اگر فقط به عواملی که قابل حدس بوده است، اکتفا شود، عملیات در تهران با شکستی منتظره همراه میگردد؛ همین امر علامت این است که دست عناصر غیرقابل حدس نیز در کار بوده است. مثلاً این موضوع غیرقابلحدس که سازمان بهشدت ضدامریکایی مجاهدین خلق که با قابلیت تشکیلاتی زیاد توانایی بهکارگیری عناصر مختلف را داشت، در این ماجرا نقش کلیدی برعهده داشته است، چهبسا راهگشا باشد. امکان غیرقابل حدس دیگر این میتواند باشد که امریکا مهرههای بسیار موجه و ظاهرالصلاحی در مراکز حساس حکومتی داشته است که طبق عرف نفوذهای قدرتهای بزرگ، بایستی سالها غیرمستقیم به امریکا خدمت میکردند، اما بهدلیل اهمیت این قضیه حاضر به "سوزاندن" آنها شده بود.
2) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 38، 8/2/1359، ص17، بخش فارسی رادیو امریکا، 7/2/1359.
کنیم از سر گرفتیم. درحدود ساعت 8 بعدازظهر، جلسهای به ریاست پرزیدنت کارتر در اتاق کابینه تشکیل شد و درحدود 3 ساعت درباره آنچه پیش آمده بود و چگونگی اعلام این مطلب به کنگره و وسایل ارتباط جمعی و کشورهای خارجی و خانواده گروگانها و خانواده مقتولین بحث کردیم، یک اطلاعیه مطبوعاتی هم تهیه شد، ولی اعلام این مطلب موکول به زمانی گردید که باقیمانده مأمورین نجات به سلامت از خاک ایران خارج شده باشند. درحدود نیمهشب، کارتر به ما اجازه داد که موضوع را به اطلاع رهبران کنگره برسانیم. من به وزارت خارجه مراجعه کردم و تا ساعت 2 بعد از نیمهشب، رهبران کنگره در جریان این واقعه قرار گرفتند. واکنش همه آنها مخلوطی از حیرت و غم و نومیدی بود.» (1)
106
عدهای از مقامات امریکایی اعم از مسئولان فعلی و گذشته این کشور و بهخصوص اعضای مجالس قانونگذاری امریکا {مجلس نمایندگان یا کنگره و مجلس سنا} به صراحت یا به تلویح، بهشدت یا با ملایمت، ضمن سرزنش رئیسجمهور امریکا اقدام وی را نامطلوب توصیف کردند.
هنری کیسینجر وزیر امور خارجه اسبق امریکا، گفت: ایالات متحده احتمالاً با وخیمترین بحران سیاسی تاریخ خود روبهرو
خواهد شد و دولت باید متحدان امریکا و ملت خود را با یک رهبری قاطع به دور خود جمع کند. وی افزود:
هیچیک از متحدان اروپایی اعتقاد ندارند که مجازاتهای اقتصادی امریکا علیه ایران با موفقیت روبهرو خواهد شد. وزیر امور خارجه سابق امریکا ادامه داد: سالهای نخست دهه 1980، یک دوره بسیار خطرناک خواهد بود که نیاز به واکنش واحد ملت امریکا و دمکراسیهای صنعتی دارد. کیسینجر گفت: متحدان امریکا گیج شدهاند و اگر اتفاقنظری به دست نیاید، اغلب کشورها بهسوی بیطرفی خواهند رفت. در بین کشورهای غربی تحلیل مشترک، هدف مشترک و اعتماد متقابل، دیگر وجود ندارد و درمورد خطرهایی که متوجه ماست توافق وجود ندارد. به همین علت ما با بزرگترین بحرانهای سیاست خارجی تاریخ خود روبهرو هستیم. (2)بااینهمه، به گزارش رادیو امریکا، هنری کیسینجر حمایت خود را از رئیسجمهوری امریکا تلفنی به وی اطلاع داده و از مردم امریکا خواسته است که دراینمورد با یکدیگر متحد باشند. (3)
به گزارش خبرگزاری فرانسه، ریچارد نیکسون رئیسجمهور پیشین امریکا نیز اعلام کرده که ایالات متحده
(هنری کیسینجر وزیر امور خارجه اسبق امریکا:
ایالات متحده امریکا با یکی از وخیمترین بحرانهای سیاسی تاریخ خود روبهرو شده است.)
با شکست در عملیات نجات گروگانهای امریکایی، اکنون تمام وجهه سیاسی خود را از دست داده و بهشدت خوار و خفیف شده است. وی سپس اظهار امیدواری کرده است که متحدان اروپایی امریکا و همچنین ژاپن به حمایت خود از ایالات متحده با اعمال مجازاتهای اقتصادی علیه ایران ادامه دهند. (1)بااینحال، رادیو امریکا ضمن اعلام خبر حمایت نیکسون از کارتر و اقدام وی گزارش داد: «وی گفت با اطلاعاتی که دراختیار دارد و تا آنجاییکه وضع موجود نشان میدهد میتواند با اطمینان بگوید که از تصمیم پرزیدنت کارتر برای آزادساختن گروگانهای امریکایی در تهران حمایت میکند. وی گفت هر نوع عملیاتی از این قبیل خطراتی نیز در بر دارد. با درنظرگرفتن وضع موجود و طولانیبودن مدت دربندبودن گروگانهای امریکایی رئیسجمهوری امریکا حق دارد به هر اقدامی که صلاح
بداند دست بزند. وی اضافه کرد البته ترجیح دارد این اقدامات از راه مسالمتآمیز به عمل آید.» (2)
جان آندرسن عضو مجلس نمایندگان امریکا و نامزد مستقل احراز مقام ریاستجمهوری در انتخابات، بهشدت از تصمیم کارتر برای اعزام گروه عملیات نجات به ایران انتقاد کرد و گفت به عقیده وی این قضاوت غلط نهتنها در خود خاک امریکا بلکه درمیان متفقین این کشور نیز مورد بحث و گفت وگو قرار خواهد گرفت. (3)
ساعت 22:30 امشب بهوقت تهران، رادیو امریکا در یک برنامه فارسی آشکارا کوشید دفاعیهای از کارتر دربرابر انتقادات اعضای قوای مقننه این کشور، ارائه کند. در گزارش این رادیو آمده است: «گروهی از مقامات امریکایی از عدم موفقیت این عملیات نجات ابراز تأسف کردهاند، ولی درعینحال انتقاداتی نیز از رئیسجمهور
امریکا بهخاطر قصور در مشورت با اعضای کنگره این کشور و یا متفقین امریکا به عمل آمده است، ولی طبق گزارش مقامات کاخ سفید، طی دوازده ساعت پس از اعلام این گزارش در امریکا تلفنهایی که به کاخ سفید شد و تلگرامهایی که به رئیسجمهوری امریکا ارسال گردید، اکثریت مثبت بوده و از تصمیم پرزیدنت کارتر حمایت کردهاند. رهبران امریکا نیز اظهار داشتهاند که به اهمیت محرمانهنگهداشتن
چنین عملیاتی واقفاند و حمایت خود را از رئیسجمهوری
این کشور اعلام داشتهاند.
جیمز والف رئیس اکثریت مجلس نمایندگان امریکا، گفت اگر این عملیات نجات با موفقیت انجام شده بود جهانیان پرزیدنت کارتر را یک قهرمان میخواندند و اضافه کرد که اکنون با درنظرگرفتن این موقعیت تأسفآور صحیح نیست که اعضای مجالس مقننه امریکا رئیسجمهوری این کشور را مورد انتقاد قرار دهند. سناتور ادوارد کندی رقیب دمکرات پرزیدنت کارتر در انتخابات رئیسجمهوری
نیز اعلام داشت که مردم امریکا در تصمیم خود درمورد مسئولشناختن دولت ایران برای
گروگانهای امریکایی راسخاند و دراینمورد یکصدا و متفق میباشند. رونالد ریگان رقیب پرزیدنت کارتر از حزب جمهوریخواه، زمان را برای انتقاد از پرزیدنت کارتر مناسب ندانست و گفت که اکنون زمان سخنوری نیست بلکه باید همه سرهای خود را به علامت دعا و نیایش خم کنند.» (4)
ازجمله مهمترین اعلام حمایتهای امروز از کارتر که با انتقادهایی نیز همراه بود، سخنان سناتور رابرت برد رهبر اکثریت در سنای امریکا در نشست مطبوعاتی هفتگی خود بود که امروز برگزار شد. به نقل از آسوشیتدپرس خبرهایی منتشر شده بود که نشان میداد
کارتر از پیش جزئیات نقشه نجات گروگانها را دراختیار وی گذاشته بود،(1)اما مطابق آنچه در رادیو امریکا از سخنان امروز سناتور برد اعلام شد، وی این امر را رد کرده است. بنا بر گزارش رادیو امریکا: «سناتور رابرت برد رهبر اکثریت در سنای امریکا، گفت گرچه وی در روز چهارشنبه گذشته با پرزیدنت کارتر ملاقات داشته و درباره اوضاع ایران به گفتوگو پرداخته است، ولی از مذاکرات خود با رئیسجمهوری
هیچگونه برداشتی از اینکه عملیاتی محرمانه برای نجات گروگانها در جریان بوده، نکرده است. سناتور برد یادآور شد پرزیدنت کارتر درباره خطوط کلی چنین عملیاتی اشاراتی داشت، ولی مطلبی درباره برنامه مذکور [که] به مرحله اجرا درآمده بیان نکرد. آنطور که روشن شده هیچیک از اعضای سنا و مجلس نمایندگان امریکا درباره مأموریت نجات ازسوی دولت کارتر مورد مشورت قرار نگرفتهاند.
رهبر اکثریت سنای امریکا با اشاره به حیاتیبودن عملیات سری اظهار داشت نسبت به ملاقات روز چهارشنبه خود با رئیسجمهوری دچار حیرت است، اما احساس نمیکند که توسط رئیسجمهوری گمراه شده است. سناتور برد با بسیاری از اعضای کنگره موافق بود که میگویند ضرورت داشت تعدادی از اعضای کنگره و مجلس نمایندگان هنگام طرحریزی عملیات نجات گروگانها مورد مشورت قرار میگرفتند.
وی اظهار داشت این حق اعضای قانونگذار است که از این قبیل امور مطلع شده، مورد مشورت قرار بگیرند و نظرات و توصیههای خود را ابراز دارند و من از اینکه رئیسجمهوری مسائل را بهاینصورت میبیند متأسفم. وی اضافه کرد بااینحال رئیسجمهوری را بهخاطر اقدام به عملیات نجات گروگانها مقصر نمیدانم، بلکه احساس میکنم او باید چند ماه دیگر نیز حوصله به خرج میداد تا مشاهده کند که تحریمهای اقتصادی علیه دولت ایران چه تأثیری بر اوضاع میگذاشت.» (2)
{رونالد ریگان رقیب کارتر از حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاستجمهوری: زمان برای انتقاد از پرزیدنت کارتر مناسب نیست.}
در گزارش رادیو امریکا همچنین آمده است: «سناتور برد درباره این سؤال که آیا پرزیدنت کارتر با اقدام اخیر که بدون مشورت با کنگره صورت گرفته، قانون اختیارات زمان جنگ را نقض کرده است، اظهار داشت، تصور نمیکند چنین باشد. وی گفت: اقدام اخیر عملیات نجات بوده است نه یک اقدام نظامی و بنابراین من فکر نمیکنم رئیسجمهوری کاری غیرقانونی انجام داده باشد. رهبر اکثریت سنا اظهار داشت رئیسجمهوری اطمینان داده است که قبل از انجام هرگونه اقدامی نظیر مینگذاری بنادر
و یا برقراری یک محاصره دریایی درباره ایران با کنگره مشورت خواهد نمود. سناتور برد تصمیم پرزیدنت کارتر را تصمیمی دلگرمکننده خواند و گفت این اقدام حداقل به روسیه شوروی نشان داد که رئیسجمهوری امریکا درصورت لزوم دست به عمل خواهد زد و این نکته را نباید دستکم گرفت.» (1)
107
هرچند بخش اعلامنشده طرح مربوط به عملیات طبس بهکلی مکتوم مانده است، اما درباره آن در حاشیه سخنان بسیاری بیان میشود؛ گزارش واشنگتن پست و اظهارات یک عضو پارلمان ژاپن دو نمونه از این موارد است که درواقع، بیشتر سناریویی است برای اقناع ذهنهای پرسشگر تا ذکر اصل مطلب.
روزنامه واشنگتن پست گزارشی در شماره امروز خود درج کرد که درحقیقت با اتکا به نظرها و دیدگاههای محافل وابسته به وزارت دفاع امریکا و لحاظکردن
آن تنظیم شده است. خبرگزاری فرانسه از واشنگتن با بیان اینکه روزنامه مزبور، طرح بخش انجامنشده عملیات نجات امریکا در ایران را فاش کرده، آورده است: «بنا به گزارش این روزنامه، هلیکوپترها مأموریت داشتند پس از اشغال سفارت امریکا و وزارت امور خارجه ایران بهوسیله کماندوها که مجهز به سلاح شیمیایی بیهوشکننده بودند، وارد عمل شوند. این روزنامه نوشت هواپیماهای سی130 قرار بود خارج از تهران توقف کنند، همچنین هلیکوپترها و 90 نفر از افراد واحد عملیات چراغ سبز که متخصص مبارزات ضدتروریستی هستند، شب قبل از عملیات قرار بود در خارج از تهران مستقر شوند. براساس این طرح، [بایستی] کماندوها به سفارت امریکا و وزارت خارجه ایران شبیخون زده و همینکه این محلها را دراختیار گرفتند هلیکوپترها به محل رسیده و گروگانها را با خود ببرند و به داخل هواپیماها که آماده حرکت بودند انتقال دهند. براساس همین گزارش، برای انجام عملیات مزبور 3 پایگاه در نظر گرفته شده بود که عبارت [بودند] از پایگاهی در نزدیکی طبس برای سوختگیری هلیکوپترها، پایگاهی دور از تهران برای اینکه هلیکوپترها هنگام نزدیکشدن به شهر شناسایی نشوند و همچنین پایگاهی برای استقرار هواپیمای سی130 این روزنامه میافزاید در نخستین طرح که چند ماه پیش عنوان شد قرار بود واحد کماندویی با هلیکوپترها وارد سفارت شود، اما فرمانده نیروی هوایی امریکا ماه گذشته اعلام کرده بود که این عملیات در منطقه شهری غیرقابلاجرا است. واشنگتن پست سپس افزود هواپیماهای سی130 پس از پرواز از ایالات متحده در جنوب مصر توقف کردهاند. آنها دارای تجهیزات الکترونیکی برای ایجاد اختلال در شبکه ارتباطی ایران بودند، این هواپیماها بعدازظهر پنجشنبه [4/2/1359] پایگاه مصر را ترک کردهاند، اما هرگز در بحرین فرود نیامدهاند.» (2)
از سوی دیگر، اظهارات یک عضو پارلمان ژاپن، شاید ناخودآگاه به بخش دیگری از طرح اعلامنشده عملیات طبس، مربوط باشد. به گزارش خبرگزاری
فرانسه از توکیو، امروز، یک عضو پارلمان ژاپن اعلام کرده است که احتمال دارد امریکا از هواپیماهای سی130 نیروی هوایی خود، که در پایگاه اوکیناوا در جنوب ژاپن مستقر هستند، در عملیات نافرجام نجات گروگانها
استفاده کرده باشد. ماساجی ایشی باشی عضو پارلمان ژاپن، گفت این فرضیه به این دلیل مطرح شده است که تعداد زیادی از سی130های ارتش امریکا از پایگاه اوکیناوا ناپدید شدهاند. یادآوری میشود خبرگزاری ژاپن از ناپدیدشدن تعدادی از هواپیماهای سی130 ارتش امریکا از پنجشنبه صبح در این پایگاه خبر داده است. در گزارش خبرگزاری فرانسه اضافه شده است که مسئولان نظامی امریکایی پایگاه اوکیناوا از توضیح درخصوص این اخبار خودداری کردهاند. (1)
108
عدهای از شخصیتهای سیاسی کشورهای متحد امریکا، امروز، درباره حوادث اخیر و تنشهای پیشآمده در روابط امریکا و ایران، اظهارنظر و اعلام موضع کردند.
در فرانسه امروز، میشل پنینو سخنگوی اتحادیه دمکراتهای فرانسه {حزب ژیسکار دستن}، درباره اقدام امریکا برای رهایی گروگانها گفت: تندروهای ایرانی قانون بینالمللی را نقض کردهاند. دولت فرانسه تاکنون دراینباره عکسالعملی نشان نداده است. حزب کمونیست طرفدار مسکو عملیات امریکا را محکوم کرد، اما فرانسوا میتران رهبر حزب سوسیالیست فرانسه گفت: امریکا در چارچوب حقوق خود اقداماتی انجام داده است، زیرا بهنظر من اگر یک کشور خارجی اتباع ما را اسیر کند، آزادکردن آنها وظیفه ما است. میشل دوبره نخستوزیر پیشین فرانسه، که بارها از سیاست خارجی امریکا انتقاد کرده است، گفت: بازداشت گروگانها یک عمل جنگی به شمار میرود و پاسخ به یک عمل جنگی با اقدام جنگجویانه قانونی میباشد. (2)
در انگلستان و درپی پیام روز گذشته خانم مارگارت تاچر نخستوزیر بریتانیا، برای کارتر که در آن شجاعت او را تحسین و با وی ابراز همدردی کرده بود، امروز وزیر امور خارجه این کشور نظر خود را درباره امریکا اینگونه بیان کرد: من معتقدم که مردم جزئیات و سلسلهمراتب این وقایع را که اکنون مدنظر است فراموش کردهاند. امریکاییها درواقع درمورد ایران صبر و حوصله زیادی از خود نشان دادهاند. آنها به شورای امنیت سازمان ملل رجوع کردهاند و درضمن قطعنامه شورای امنیت علیه ایران وتو گردید. این قطعنامه قطعاً باعث حلوفصل مشکل فعلی نیز می شد. آنها بردباری نشان دادند و تلاش کردند از راه سیاسی گروگانها را آزاد کنند و من فکر میکنم بالاخره تحت این شرایط زمانی فرامیرسد که باید اقدامات گستردهتری را در پیش گرفت و امریکاییها تصمیم گرفتهاند که اول باید علیه ایران تحریمهایی اعمال کنند و سپس برای رهایی گروگانها تلاش کنند. من با این عقیده موافق نیستم که جهان بهسوی جنگ سوق داده شود، ولی معتقدم که اوضاع بسیار وخیم است. (3)
در آلمانغربی، هانس دیتریش گنشر وزیر امور خارجه این کشور، گفت که از یک راهحل صلحآمیز حمایت میکند و مسلماً از اقدامات کورت والدهایم در میانجیگری دراینمورد استقبال خواهد کرد. وی درباره اظهارات مقامات شوروی مبنیبر محکومیت امریکا، تأکید کرد که اتحاد شوروی در چنان موضعی قرار ندارد که بخواهد درمورد تلاش نافرجام امریکا برای نجات جان گروگانها اظهارنظر کند.
گنشر افزود این اقدام شوروی درست به این معنی است که شوروی دربرابر گروگانگیری 50 امریکایی ساکت مانده است و با این سکوت اقدام ایرانیان را تأیید میکند. (1)
در ایتالیا، امنیتوره فانفانی رئیس مجلس سنای این کشور و رئیس پیشین شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اعلام کرد موقعیتهای کنونی و تشنجهای شدید در جهان نتیجه عملیات ابتکاری زیاده از حد و
نشاندهنده خوشبینی بیش از اندازه ابرقدرتها در جهان است. (2)همچنین امروز به گزارش رویتر، دولت ایتالیا مخالفت خود را با استفاده از نیروهای نظامی برای نجات گروگانها به امریکا اطلاع داد. (3)
در استرالیا نیز که تاکنون فقط محدودیتهای ملایمی را علیه ایران اعمال کرده است،(4)اندرو پیکاک وزیر امور خارجه این کشور، گفت بهدنبال تلاش نافرجام امریکا برای آزادی گروگانهای تهران، دولت متبوع وی در محدودیتهای اقتصادی علیه ایران تجدیدنظر خواهد کرد. وی افزود: دولت استرالیا همچنان در جست وجوی یافتن راهحلهای دیپلماتیک برای آزادی گروگانها خواهد بود. (5)همچنین پیکاک در بیانیهای که امروز توسط سفارت استرالیا در واشنگتن انتشار یافت گفت که دولت وی امیدوار است همه کشورها حداکثر خویشتنداری را درمورد بحران ایران از خود نشان دهند. در این بیانیه همچنین آمده است کوشش ایالات متحده برای آزادی گروگانها قابلدرک و شکست آن موجب تأسف است. باید امیدوار بود که زندگی گروگانها اکنون در معرض خطر بیشتری قرار نداشته باشد. (6)
در اسرائیل حیم هرزوک رئیس سابق دستگاه جاسوسی نظامی رژیم صهیونیستی، خاطرنشان کرد که عملیات امریکاییان بهخوبی طرحریزی شده بود، اما از دیدگاه نظامی مصلحت در این بود که هفتهها قبل چنین نقشهای به مرحله اجرا درمیآمد. (7)یادآوری میشود اسحاق شامیر وزیر امور خارجه رژیم اشغالگر قدس، در تلگرامی به سایروس ونس وزیر امور خارجه امریکا، تأسف اسرائیل را از مرگ 8 امریکایی در این عملیات ابراز و اظهار امیدواری کرده بود که گروگانها بهزودی آزاد شوند. (8)
در ترکیه، امروز، حیرتین ارکسن وزیر امور خارجه ترکیه، در پارلمان این کشور گفت: ترکیه مایل است درصورت درخواست بین ایران و امریکا میانجیگری کند.(9)(10)این اظهارات درپی سخنان سلیمان دمیرل، تأکیدی بر
موضع بیطرفانه ترکیه در ماجرای اخیر است. به گزارش یونایتدپرس از آنکارا، پیش از این، نخستوزیر ترکیه اخبار مربوط به دخالت این کشور در کوشش نافرجام امریکا برای آزادی گروگانها را تکذیب کرده بود. همچنین مقامات رسمی ترکیه گفتند هیچیک از امریکاییان زخمی به ترکیه منتقل نشدهاند. (11)یادآوری میشود بااینکه ترکیه
1) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص3.
2) همان، ص2.
3) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص3.
4) روزنامه جمهوری اسلامی، 8/2/1359، ص12.
5) روزنامه انقلاب اسلامی، 7/2/1359، ص1.
6) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص3.
7) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص4.
8) روزنامه انقلاب اسلامی، 6/2/1359، ص4.
9) * البته در روزهای بعد، مقامات وزارت امور خارجه ترکیه گفتند پیش از آنکه منازعه ایران و امریکا تخفیف یابد، این کشور خطر شکست هرگونه میانجیگری را تقبل نخواهد کرد. همچنین به گزارش آسوشیتدپرس، در همین حال، دولت ترکیه در پاسخ به ابراز نگرانی مقامات اقتصادی ایران از نقش ترکیه در غرب آسیا، به تهران اطمینان داده که این کشور در درگیریهایی که مربوط به ایران باشد جهتگیری نخواهد کرد. [روزنامه بامداد، 10/2/1359، ص3]
10) روزنامه بامداد، 10/2/1359، ص3.
11) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص3.
متحد امریکاست، اما بهدلیل وضع خاص جریانهای فعال در این کشور امروز دولت امریکا از کارمندان سفارتخانه خود در آنکارا خواست تا در خانههای خود بمانند. به گزارش رادیو دوبی، این اخطار بهدلیل ترس از عملیات انتقامجویانه پس از حمله نظامی امریکا به ایران است. (1)
در ژاپن نیز عدهای از مقامات این کشور، امروز به اظهارنظر درباره عملیات ناموفق اخیر امریکا در ایران، پرداختند؛ ماسایوشی اوهیرا نخستوزیر ژاپن، گفت که ازنظر احساساتی میتواند
درک کند که دولت امریکا چرا به این عملیات نجات دست زده است. وی تلاش بیسرانجام امریکا را اقدامی محدود برای هدفهای
انسانی توصیف کرد و افزود: مأموریت مذکور اقدام خصمانهای علیه ایران نبوده است. (2)نخستوزیر ژاپن همچنین اعلام کرد که از امریکا خواهد خواست برای آزادی گروگانها در تهران دیگر دست به عملیات نظامی نزند. (3)در همین حال، بعضی از مقامات دولتی و بسیاری از ژاپنیها بهشدت از این عمل دولت امریکا انتقاد کردند؛(4)ازجمله سابورو اوکیتا وزیر امور خارجه ژاپن، ضمن اظهار نگرانی شدید از اقدام اخیر دولت امریکا برای آزادی گروگانها،
گفت ژاپن نمیتواند بفهمد چرا امریکا دست به این اقدام زد درحالیکه
ژاپن و سایر متحدان اروپایی او درصدد برآمده بودند تا با کوششهایی همهجانبه به آزادی دیپلماتهای امریکایی کمک کنند. (5)دراین باره خبرنگار رادیو لندن از توکیو خبر داد که در محافل ژاپن نگرانی عمیقی درخصوص زمان اجرای این عملیات و آثار احتمالی آن وجود دارد. بنا به این
گزارش، بسیاری از ژاپنیها در اینکه ماجرای عملیات گروه نجات در ایران فقط یک روز پس از رسیدن نامه تشکرآمیز دولت امریکا به نخستوزیر ژاپن اتفاق افتاد، نکته دردناکی را میبینند. در این نامه کارتر مراتب تشکر خود را از اقدامات نخستوزیر ژاپن برای نجات گروگانهای امریکایی ابراز کرده بود. پیشتر ژاپن از دولت امریکا تقاضا کرده بود که جانب حزم و احتیاط را رعایت کرده، از دستزدن به اقدامات نظامی علیه ایران خودداری کند. (6)
109
همزمان با موضعگیری مقامات سیاسی دولتهای دوست و متحد امریکا، مخالفان امریکا نیز به اعلام موضع پرداختند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از هانوی، سخنگوی وزارت امور خارجه ویتنام عملیات نظامی امریکا در ایران را محکوم و اضافه کرد عملیاتی که تحتعنوان نجات گروگانها اجرا شده، درواقع عملیات تجاوز نظامی است. وی افزود از این طریق، ملت و دولت ویتنام همبستگی و حمایت خود را از مبارزات ملت ایران در راه دفاع از کشورشان و دربرابر تجاوزات امریکا اعلام میدارند. (7)
گزارش رادیو لندن حاکی است سازمان آزادیبخش فلسطین و مقامات کشور لیبی همگی با لحنی خشن عملیات امریکا را تقبیح کردهاند و لیبی حتی خواستار انتقال مقر سازمان ملل متحد از نیویورک به کشور دیگری شده است. (8)
خبرگزاری فرانسه از تونس نیز گزارش داد، دولت لیبی اطلاعیهای منتشر و در آن تأکید کرده اقدام
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 37، 7/2/1359، ص7، بخش عربی رادیو دوبی.
2) همان، ص10، بخش فارسی رادیو لندن، 6/2/1359.
3) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص3.
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 37، 7/2/1359، ص10، بخش فارسی رادیو لندن، 6/2/1359.
5) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 38، 8/2/1359، ص18، بخش فارسی رادیو امریکا، 7/2/1359.
6) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 37، 7/2/1359، ص10، بخش فارسی رادیو لندن، 6/2/1359.
7) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص3.
8) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 37، 7/2/1359، ص11، بخش فارسی رادیو لندن، 6/2/1359.
امریکا یک تهاجم نظامی است که بهطور مستقیم علیه ملت ایران انجام گرفته و همدستی رژیم مصر با امریکا اقدامی پراهمیت و تهدیدی مستقیم علیه ملت برادر مصر، ملت عرب و کشورهای اسلامی محسوب میشود. وزارت امور خارجه لیبی در این اطلاعیه از ملتهای منطقه دعوت کرده که برای سرنگونی این رژیم با یکدیگر متحد شوند. (1)دراینحال، سفارتخانه لیبی در تهران نیز در اطلاعیهای تجاوز جنایتکارانه امریکا علیه انقلاب اسلامی ایران و نقض حاکمیت ایران را بهشدت محکوم کرد. در قسمتی
از این اطلاعیه آمده است: «اندیشه گاوچرانان و جنایت سازمانیافتهای که بیانگر جوهر تمدن امریکایی در طول تاریخ آن میباشد، عظمت خطری را که امپریالیسم امریکا متوجه امنیت جهان و سلامت و حاکمیت ملل آن و ازجمله خود ملت امریکا مینماید آشکارا نشان میدهد.» در این اطلاعیه همچنین آمده است: «علت اصلی کینه امریکا نسبت به انقلاب اسلامی ایران، شخصیت اسلامی آن و آرمانهایی است که درون صدها میلیون مسلمان زنده کرده است. ... این انقلاب پایههای فساد و ظلم و استبداد داخلی و خارجی را فروخواهد ریخت تا مشترکاً دنیای آزادی و سرافرازی و سعادت را برای ملل به پا کند.» (2)
سازمان آزادیبخش فلسطین {تحت رهبری یاسر عرفات} اقدام نظامی امریکا در ایران را بهشدت محکوم کرد. در اعلامیه ساف تأکید شده است که ما از انقلاب ایران دربرابر تجاوزات امریکا حمایت میکنیم. (3)به گزارش رادیو عدن، سازمان آزادیبخش فلسطین در بیروت ضمن محکومکردن دخالت نظامی امریکا در ایران به بهانه آزادسازی گروگانها، اعلام کرده است که انقلاب فلسطین از دیرباز مانورهای نظامی و مقاصد امریکا را برای ایجاد پایگاههای نظامی در مصر و دیگر کشورهای امریکایی {کشورهای طرفدار یا وابسته به امریکا} زیر نظر دارد. (4)
عبدالحلیم خدام وزیر امور خارجه سوریه، اقدام اخیر امریکا را دلیلی بر ورشکستگی هیئت حاکمه این کشور دانست و گفت این اقدام نشان میدهد که امریکا از درک تحولات عمیقی که در جهان، منطقه و ایران رخ میدهد عاجز است و نمیتواند به اهمیت و ارزش ملتها هنگام مقابله آنها با تجاوزکاران پی برد. وی افزود بیتردید این عملیات تجاوزکارانه امریکا پرده از ماهیت خائن مصر نیز برداشته است؛ رژیمی که تبدیل به آلت دست صهیونیسم و امریکا شده است.
وزیر امور خارجه سوریه گفت: «انقلاب ایران ازلحاظ تاریخی نهفقط برای ایران، بلکه برای سراسر منطقه و جهان انقلاب عظیمی است و پیروزی و تحکیم این انقلاب به نفع همه ما خواهد بود. ما انقلاب ایران را که نخستین شعارهایش آزادی فلسطین و بیتالمقدس و جانبداری از اعراب در مقابل صهیونیسم بوده باید عمیقاً و با درک زیاد مورد توجه قرار دهیم. این به نفع ماست که انقلاب ایران یکی از دژهای سلطهگری امپریالیسم را منهدم کرده است.» (5)خدام که امروز میزبان همتای ایرانی خود میباشد، پس از خوشامدگویی به هیئت ایرانی در گفتوگویی با خبرنگاران ایرانی گفت: «بیتردید این دیدار به تحکیم هرچه بیشتر روابط میان دو کشور برادر منتهی خواهد شد.» وی ضمن پاسخ به یکی از سؤالهای خبرنگاران تأکید کرد: «ما همانطور که در گذشته نشان دادهایم بار دیگر تأکید میکنیم که در مقابله با تجاوز و توطئه امریکا در کنار برادران ایرانی خود خواهیم بود.» (6)
علاوهبر دولتهای مخالف امریکا، دولتها و شخصیتهای عربی دوست ایالات متحده نیز غالباً لحن سرزنشآمیزی
دراینباره داشتند؛ ازجمله شاذلی قلیبی دبیرکل اتحادیه عرب، امروز در اطلاعیهای که در تونس انتشار داد اعلام کرد که اقدام کارتر هدف نظامی دارد و در جایی که سازمان ملل متحد تعهد کرده که در جستوجوی راهحل صلحآمیزی باشد، این اقدام یک انحراف است. (1)عبدالعزیز حسینی وزیر مشاور در نخستوزیری کویت نیز در پاسخ به پرسش خبرگزاری کویت درباره تلاش نافرجام امریکا بهمنظور آزادسازی گروگانهای امریکایی در تهران گفت: کویت که از دریافت این خبر یکه خورده است این اقدام دولت امریکا را برخلاف عرف بینالمللی و خط مشی مورد اعتقاد کویت که دایر بر ضرورت حل اختلافات بینالمللی از راههای مسالمتآمیز است، میداند. تلاشهای خشونتبار و اشغال و خونریزی ازجمله اقداماتی به شمار میرود که شاید مشکلات را دوچندان کرده و منطقه را در معرض درگیریهایی که به نفع هیچیک از آنها نیست قرار دهد. (2)
110
در دومین روز اقدام ناموفق نظامی امریکا در طبس، این موضوع در رسانههای گروهی جهان بازتاب وسیعی داشت.
رادیو لندن درباره بازتاب گسترده این خبر در مطبوعات انگلستان، اعلام کرد: «شکست امریکا در راه کوشش برای رهایی گروگانهای امریکایی در تهران، امروز در مطبوعات بریتانیا همه اخبار دیگر را تحتالشعاع قرار داده بود.» (3)
تحلیلها و تفسیرهای انتشاریافته دراینباره، چه درمورد چگونگی بازتاب ابعاد حادثه و چه درخصوص جهتگیری سیاسی و ابراز حمایت از امریکا و ایران یا دشمنی با آنها، تنوع بسیاری داشت. بعضی با تحلیل موشکافانه، به درک قضیه کمک کردند و برخی به دفاع یا محکومکردن یکی از دو طرف پرداختند. ابراز همدردی، موضعگیری ملایم با لحن سرزنشآمیز علیه امریکا یا ایران و درج مطالبی بهشدت کینهتوزانه بهخصوص علیه ایران که مبتنیبر اطلاعاتی نادرست بود، از دیگر مواردی است که در تحلیل رسانهها به چشم میخورد. درهرحال، نمونههایی از بازتابهای امروز حادثه طبس در رسانههای جهان، در ادامه ذکر میشود که خود تأکیدی بر اهمیت وافر این ماجراست.
رادیو لندن به نقل از خبرنگار خود در واشنگتن، اعلام کرده است: «از آغاز رشته طولانی بحرانهای مربوط به ایران و افغانستان تاکنون، این شدیدترین ضربهای است که بر روحیه ملی امریکاییها
وارد شده است.» البته خبرنگار این رادیو با اشاره به ابراز احساسات ملی در امریکا، که کمی از آن سهم کارتر نیز شده است، افزود بیشتر کسانی که با کاخ سفید، مقر ریاستجمهوری، تماس گرفتهاند از کارتر پشتیبانی کردهاند. بیبیسی در وضع کنونی، کارتر و آینده حرکت وی را چنین تحلیل کرد: «ملت امریکا کمی موفقیت میخواهد، ولی بار دیگر کارتر نتوانسته است انتظار ملت امریکا را برآورده کند. اگر کارتر نتواند ملت امریکا را ارضا کند، موقعیتش متزلزل خواهد شد. مقامات دولت امریکا سفرای کشورهای غرب را
به وزارت خارجه دعوت کرده و به آنها گفتند که اکنون اهمیت واردآوردن فشارهای سیاسی و اقتصادی به ایران بیشازپیش است. برای آینده نزدیک مبارزات اعمال تحریم علیه ایران از نقطهنظر امریکا ارجحیت تام خواهد داشت، ولی بعد از مأموریتی که در گردوغبار بیابانهای طبس با نافرجامی روبهرو شد، احدی نمیتواند پیشبینی کند که سرانجام، آقای کارتر چه رویهای را در پیش خواهد گرفت.» (1)
روزنامه فرانسوی لوموند در سرمقاله امروز خود به وحشتزدگی امریکاییها در صحرای طبس توجه کرده و نوشته است: «باید از خود سؤال کنیم که چرا کاخ سفید اعلام فوری رویدادها را آنقدر ضروری دانست که حتی منتظر خارجکردن تمام شرکتکنندگان، مرده یا مجروح، از ایران نشد؛ باتوجهبه اینکه میدانیم اقلاً برپایه واکنش سریع دولت ایران، ایرانیها از قبل هیچگونه سوءظنی نداشتهاند.» در ادامه سرمقاله امروز لوموند، آمده است: «دستگاه نظامی امریکا که تقریباً امنیت نیمی از کره زمین را عهدهدار است، ولی قادر نیست 2 فروند هواپیما را در کویر فرود آورد، آن هم پیش از هرگونه آگاهی دشمن، واقعاً تا چه حد قابلاعتماد است.» (2)
روزنامه انگلیسی دیلیمیل کارتر را شخصیتی مردد و دمدمیمزاج خوانده که تحتتأثیر محرکهای آنی عمل میکند. به نوشته این روزنامه، تصمیم کارتر برای رهایی گروگانها تحت فشار افکار عمومی رأیدهندگان امریکایی بوده است. رأیدهندگان معتقدند اقدامی برجسته باید انجام گیرد و اقدام کارتر میتوانست به جنگ جهانی سوم بینجامد. (3)
روزنامه تایمز {چاپ لندن} عمل امریکا را حق قانونی این کشور دانسته و حال آنکه اقدام به گروگانگیری و مداخله شوروی در افغانستان را تخطی و تجاوز خوانده است. (4)
روزنامه انگلیسی گاردین ضمن اظهار همدردی با کارتر آورده است: هنگامیکه کارتر بینندگان تلویزیون را خطاب قرار داد، فضای تراژدی و غم واقعی او را احاطه کرده بود و این تراژدی مردی بود که خود را رهبر جهان آزاد میداند و درمییابد هر اقدامی که انجام میدهد به تحقیر اسفناکی میانجامد. بااینحال، نویسنده گاردین در ادامه تذکر داده که اکنون خطر یک اقدام نظامی دیگر باید فراموش شود و فقط راههای سیاسی اگرچه آهسته و کند، تنها طریق موجود است. (5)
روزنامه آلمانی فرانکفورتر آلگمانیه با طرح این مطلب که «اکنون زمان سنگاندازی نیست»، در گزارشی ضمن حمله شدید به ایران و حمایت از اقدام هرچند ضعیف کارتر، متحدان امریکا را به کمک کارتر فرا خواند. این روزنامه در مقاله خود ابتدا به نقایص فنی پیشآمده و عدم آمادگی اعلامشده درباره شکست عملیات اشاره کرده و افزود: اما اگر امریکاییها این گروه کماندویی را واقعاً هم آماده چنین کاری کرده بودند، باز قابلتردید بود که موفق شوند، زیرا تقریباً غیرممکن بود که آنها بتوانند 50 نفر را از ساختمانی که شدیداً از آن مراقبت میشود در قلب تهران خارج ساخته و آنها را نهتنها از دست نظامیان بلکه از چنگ تودههای متعصب مردم خارج کرده و سرانجام آزادشدگان را در یک هلیکوپتر که بهسادگی آسیبپذیر است، نهفقط از تهران بلکه از ایران زنده خارج ساخته و تمام این عملیات را هم بدون کوچکترین حمایتی انجام دهند. این سؤال مطرح
1) همان، صص 9 و 10، بخش فارسی رادیو لندن، 6/2/1359.
2) جولیتو کیهزا، هدف: تهران، ترجمه هادی سهرابی، تهران: نشر نو، چاپ دوم، 1362، صص 113 و 114.
3) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 37، 7/2/1359، ص8، بخش فارسی رادیو لندن، 6/2/1359.
4) همان، صص 11 و 12، بخش فارسی رادیو لندن، 6/2/1359.
5) همان، ص8، بخش فارسی رادیو لندن.
میشود که کارتر چرا باید دست به چنین اقدامی بزند که شانس موفقیتش بسیار کم بوده است.
فرانکفورتر آلگمانیه در ادامه پس از سرزنش شدید ایران و جنایتکار خواندن گروگانگیران و توصیف وضعیتی دردناک و خطرناک برای گروگانها، به توجیه این اقدام پرداخت و نوشت: «کلیه خواهشها، مساعی در میانجیگری، اعتراضات امریکا و کشورهای جهان سوم و اعتراضات واشنگتن بیفایده بوده
است و بسیاری از گفتههای دولت ایران که باعث بهوجودآمدن امیدواری شده بود، هیچگاه به مرحله عمل نرسید و تحریم اقتصادی امریکا علیه ایران را متحدین با بیمیلی قبول کردند، بنابراین در امریکا فشار مردم بر کارتر برای رهایی گروگانها ازطریق نیروهای نظامی افزایش یافته بود. ... به نظر میرسد که از رئیسجمهور امریکا خواسته شده بود که دست به اقداماتی با امکانات بعید بزند، او عرف و حقوق بینالمللی را در کنار خود دارد، اما این عدم پیروزی برای امریکا و رئیسجمهور آن زیانآور خواهد بود.» در پایان نویسنده، دوستان امریکایی را به کمک فراخوانده، افزوده است: «اکنون کارتر احتیاجی به شماتت و یا سکوت متحدین خود نداشته بلکه به کمک آنها نیازمند است. بههنگام ناملایمات باید دوستیها را حفظ کرد.» (1)
روزنامه انگلیسی دیلیتلگراف تا حدی از اقدام کارتر دفاع کرد و نوشت این اقدام نظامی علیه ایران نبوده است. این یک عمل نظامی سریع، فقط با هدف آزادی گروگانهای امریکایی و خارجکردن آنها از ایران بوده است. اقدام امریکا برای رهایی گروگانها را میتوان عکسالعمل موجهی در مقابل اشغال سفارتخانه امریکا در تهران دانست. این روزنامه ادامه داد: اگر دقیقاً بخواهیم عمل دانشجویان را توصیف کنیم درواقع یک اقدام نظامی بوده است. (2)
از سوی دیگر، در بین مطبوعات ممالک عربی، مطبوعات عربستان سعودی روش ملایمی را در اظهارنظر درمورد عملیات نجات امریکاییها اتخاذ و خاطرنشان کردهاند که هیچ دلیل و بهانهای برای اقدامات نظامی امریکا علیه ایران وجود ندارد. این مطبوعات از دولتهای امریکا و ایران خواستهاند که خوددار بوده، جانب حزم و احتیاط را رعایت کنند.
روزنامه کویتی الرایالعام عملیات نجات را اقدامی تروریستی توصیف کرد و روزنامه کویتی الانباء نیز در مقالهای نوشت این اقدام امریکا تجاوزی آشکار به تمامیت {ارضی} یک کشور مسلمان است. (3)
روزنامههای الجزایری امروز، بخش عمدهای از صفحات خود را به عملیات نظامی امریکا در ایران اختصاص داده و بر شکست رقتبار آن تأکید کردند. روزنامه المجاهد بخش بزرگی از صفحه اول و یک صفحه کامل دیگر را به این واقعه اختصاص داد. روزنامه القبس در تیتر چهارستونی صفحه اول خود با عنوان "شکست یک تهاجم نظامی امریکا علیه انقلاب ایران" آورده است: «دولت امریکا نیات خائنانه خود را علیه انقلاب ایران به ظهور رساند. پرزیدنت کارتر شخصاً بر عملیات نقشه تهاجم به ایران نظارت کرده است. این عملیات دربرابر هوشیاری و تحرک مردم ایران با شکست روبهرو شد.» روزنامه الجمهوریه نیز این تحرک تازه امریکا علیه ایران را تقبیح کرد و نوشت این عمل حاصلی جز شعلهورترکردن انقلاب خلق ایران و ایجاد وحدت بیشتر بین
1) اداره کل مطبوعات و رسانههای خارجی وزارت ارشاد اسلامی، نشریه بررسی روزانه مطبوعات جهان، 11/2/1359، صص 13 و 14، فرانکفورتر آلگمانیه {چاپ آلمان}، 26 آوریل 1980 {6/2/1359}.
2) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 37، 7/2/1359، ص8، بخش فارسی رادیو لندن، 6/2/1359.
3) همان، ص11، بخش فارسی رادیو لندن، 6/2/1359.
گروههای ملی و بینالمللی و هوشیارترکردن آنها دربرابر دشمنان انقلاب نخواهد داشت. (1)
روزنامه الفجر {چاپ امارات متحده عربی} مأموریت گروه نجات گروگانها را به فعالیتهای انتخاباتی ریاستجمهوری در امریکا مربوط دانست و نوشت: آقای کارتر از ارتکاب به جنایاتی دیگر که احتمالاً وحشیانهتر و خطرناکتر است نیز امتناع نخواهد کرد. این روزنامه افزود اولین منطقهای که تحتتأثیر جنایات کارتر قرار خواهد گرفت منطقه خلیجفارس است.
روزنامه العرب {چاپ قطر} هم نوشت اقدام اخیر امریکا امنیت منطقه خلیجفارس را تهدید کرده، باعث ایجاد انفجاری در منطقه شد. (2)
روزنامه الثوره {چاپ سوریه} در شماره امروز خود امریکا را محکوم کرد که بیشتر درصدد حمله به انقلاب ایران بوده است تا نجات گروگانها. (3)
مطبوعات لبنان با گرایشهای مختلف در محکومیت اقدام امریکا همعقیده بودند. در گزارش خبرگزاری فرانسه آمده است که روزنامههای چپ عنوان
سرمقاله خود را "خلیج جدید خوکها" قرار دادند و روزنامه محافظهکار العمل نوشت: «خداحافظ کارتر.» (4)
111
در اعتراض به اقدام امریکا در طبس امروز، در چند نقطه جهان ازجمله در لبنان، بحرین، پاکستان، انگلستان و آلمانغربی تظاهرات ضدامریکایی و به نفع ایران، برگزار شد.
در بیروت به گزارش خبرگزاری فرانسه، جامعه شیعیان لبنان به مناسبت شکست عملیات امریکا در ایران با هیاهوی بسیار و با شلیک تیرهای هوایی ابراز شادمانی کردند. (5)
در بحرین نیز که خبرهایی مبنیبر دخالت این کشور در اقدام امریکا شایع شده بود، شیعیان تظاهراتی برپا کردند. در گزارش رویتر از تظاهرات امروز بحرین آمده است: «پلیس ضدشورش بحرین برای متفرقکردن شیعیانی که قصد داشتند برای اعتراض به استفاده احتمالی امریکا از پایگاههای بحرین دست به تظاهرات بزنند از گاز اشکآور استفاده کرد. شاهدان عینی گفتند پلیس بهطور متناوب برای جلوگیری از اجتماع مردم در دو دهکده شیعهنشین، به داخل آنها گاز اشکآور پرتاب کرد. طریق المؤید وزیر اطلاعات بحرین، شرکت این کشور در هر مرحلهای از عملیات را تکذیب کرده است. دیشب، در یک اعلامیه یونانی آمده بود که 3 هواپیمای نظامی امریکا که افراد مجروح عملیات نافرجام را به آلمانغربی میبردند از بحرین پرواز کردهاند.» (6)
حدود یکهزار دانشجوی مسلمان نیز در پاکستان به نشانه اعتراض به دخالت نظامی امریکا در ایران با برپایی راهپیمایی این اقدام را محکوم کردند. این دانشجویان به همین منظور کلاسهای درس خود را در دانشگاه پنجاب تعطیل کردند. در همین حال، آسوشیتدپرس از اسلامآباد گزارش داد که تدابیر امنیتی در محل سفارت امریکا در اسلامآباد افزایش یافته و به دیپلماتهای امریکایی توصیه شده است که از خانههای خود خارج نشوند. (7)
در لندن نیز امروز تظاهراتی برپا شد. در گزارش خبرگزاری فرانسه از این تظاهرات، به نقل از منابع پلیس انگلستان آمده است: حدود 150 نفر بهعنوان اعتراض به اقدام نظامی امریکا در ایران برای نجات 50 گروگان امریکایی دربرابر سفارت امریکا در لندن دست به تظاهرات زدند. در این تظاهرات که احزاب افراطی چپ انگلستان آن را ترتیب داده بودند، نمایندگان گروههای مارکسیست بینالمللی هم شرکت داشتند. سخنگوی دانشجویان کمونیست ایرانی ضمن ابراز امیدواری درمورد آزادی گروگانهای امریکایی در تهران اضافه کرد که شرط آزادی گروگانها، استرداد شاه مخلوع است و اینکه ایالات متحده به جنایات خود در دوران رژیم گذشته در ایران اعتراف کند. (1)
امروز در هامبورگ نیز تظاهراتی در مخالفت با اقدام نافرجام نظامی امریکا علیه ایران انجام شد و تظاهرکنندگان با پرتاب کوکتلمولوتف به دفتر هواپیمایی پان امریکن خساراتی وارد کردند. به گزارش پلیس این شهر، حدود 150 نفر، که بیشترشان دانشجویان چپی بودند، امروز در مرکز شهر هامبورگ اقدام به راهپیمایی کرده و علیه کارتر شعار دادند. یادآوری میشود روز گذشته نیز گروهی متشکل از دهها نفر در مقابل کنسولگری امریکا در هامبورگ و گروهی دیگر نیز در مقابل خانه امریکا گرد آمدند و با پاشیدن رنگ و نوشتن شعار روی دیوار کنسولگری و خانه امریکا مراتب اعتراض خود را به اقدام نظامی امریکا علیه ایران ابراز کردند. (2)پلیس آلمان اعلام کرد تظاهرات ضدامریکایی که امروز در هامبورگ برگزار شد موجب آتشسوزی کوچکی شده است. (3)
112
امروز اعلام شد سفرای ژاپن و انگلستان در ایران، که اخیراً به کشورهایشان فراخوانده شده بودند، به تهران بازخواهند گشت.
وزارت امور خارجه ژاپن اعلام کرد تسوتومو وادا سفیر ژاپن در تهران که برای مشاوره با دولت متبوع خود به توکیو آمده، قرار است همین امروز توکیو
را به مقصد تهران ترک کند. به گزارش آسوشیتدپرس، وادا برای گزارش تحولات اخیر در ایران بهطور موقت به توکیو فراخوانده شده بود. (4)
همچنین امروز وزارت امور خارجه انگلستان اعلام کرد سرجان گراهام سفیر انگلستان در ایران، امشب رهسپار تهران خواهد شد. در گزارش خبرگزاری فرانسه آمده است: سرجان گراهام روز 22 آوریل جاری به لندن عزیمت کرده بود تا با لرد کارینگتون وزیر امور خارجه انگلستان، دیدار کند. سرجان برای دادن دستورهای جدید به آرتور وایات کاردار سفارت به تهران خواهد آمد. تعداد اعضای سفارت اخیراً به 4 نفر کاهش یافته بود. (5)این تصمیم درحالی گرفته شده است که 8 نفر از تکنسینهای انگلیسی که در سیستم هدایت کشتیها کار میکردند ایران را ترک کردهاند. این تکنسینها 14 نفر و کارمندان شرکت انگلیسی دکا هستند. به گزارش رویتر، دولت انگلیس از این افراد خواسته بود برای امنیت شخصی ایران را ترک کنند. درپی این امر، سرویس کمکهای دریانوردی خاورمیانه {موناس} امروز در بحرین اعلام کرد سیستم هدایت کشتیها در شمال خلیجفارس امروز در ایران بهحال تعطیل
درآمد. مقامات سرویس کمکهای دریانوردی خاورمیانه به رویتر گفتند که سیستم دریانوردی مذکور امروز در ساعت 7:30 بهوقت گرینویچ، تعطیل شد و مراتب با پیامهای رادیویی به اطلاع کشتیها رسید. سیستم مذکور ازطریق پیامهای رادیویی به کشتیها در تعیین موقعیت مکانیشان کمک میکرد. البته یک سخنگوی شرکت موناس به رویتر گفت که تعطیلی این سیستم خطر جدی برای کشتیرانی در بر ندارد چون برای هدایت کشتیها از سیستمهای جایگزین استفاده میشود. (1)
113
در چارچوب تحرکات دیپلماتیک منطقهای ایران در قبال تحرکات امریکا، امروز، صادق قطبزاده وزیر امور خارجه، عازم سوریه شد.
وی دراین باره گفت: «سفر من به کشورهای عربی همجوار اعلام سیاست کلی مبنیبر عدم مداخله در امور داخلی هر کشوری است و ما همانطور هم نمیخواهیم هیچ کشوری در امور داخلی ما دخالت کند. درعینحال آن چیزی که ما میخواهیم عرضه کنیم مسئله توضیح و پیام انقلاب ما است و آنها را مطمئن کنیم که ما در مقام دوستی، دوست هستیم و در مقام دشمنی طبیعتاً پای آن نمیایستیم و حالا این سفر ضرورت بیشتری پیدا کرده، خصوصاً باتوجهبه این مسائلی که اتفاق افتاده که این کشورها را با سیاست خودمان آشنا کنیم و بهخصوص این مطلبی که امروز به خبرنگاران خارجی گفتم اگر قرار بر این باشد در مرزهای ما مینگذاری بکنند و صدور نفت ما را به دنیا متوقف نمایند، هیچ دلیلی ندارد که ما بگذاریم نفت دیگری از خلیجفارس به دنیا صادر شود. ما تمام خلیجفارس را به هر قیمتی که شده میبندیم. ما با کسی شوخی نداریم، ما تابهحال ملاحظه کردیم و با طمأنینه رفتار کردیم و این طمأنینه و خونسردی ما این نیست که اجازه بدهیم کشور امریکا یا دولتهای اروپا بهخاطر این 50 گروگان بخواهند به چنین کارهایی دست بزنند. اگر قرار است تا به آخر برویم به قول معروف بگرد تا بگردیم.» قطبزاده افزود: مسئله گروگانها اگر غیر از سال انتخاباتی بود، اینقدر ابعاد وسیعی پیدا نمیکرد. دستگاههای تبلیغاتی هم این موضوع را بزرگ جلوه میدهند و این احساس را در مردم امریکا به وجود آوردند که آنها خفیف شدند و ما مردم امریکا را خفیف کردیم. بنابراین علت فشار اینها این است که خودشان این بحران را ایجاد کردند و میخواهند هرچه زودتر مسئله حل گردد. ما هم نمیخواهیم که این مسئله طول بکشد. (2)
سفر وزیر امور خارجه ایران به سوریه در رأس هیئتی به دعوت وزیر امور خارجه این کشور انجام شد. قطبزاده ساعت 12:30 امروز، وارد دمشق شد و مورد استقبال عبدالحلیم خدام همتای سوری خود و تنی چند از مقامات آن کشور قرار گرفت. وزیر امور خارجه سوریه در فرودگاه دمشق، ضمن
خوشامدگویی به هیئت ایرانی، در محکومیت امریکا و حمایت از ایران مطالب مفصلی بیان کرد. خدام درمورد موضع سوریه درخصوص ایران اظهار کرد جانبداری از این انقلاب به سود همه ما است. این انقلاب یکی از دژهای سلطهگری امپریالیسم را منهدم کرده
است. وی افزود: پیروزی انقلاب ایران پیروزی ما نیز هست.
قطبزاده با همراهان خود ساعت 7 بعدازظهر امروز، جهت زیارت مرقد مطهر حضرت زینب{س} وارد دمشق شد و در مراسم ختمی که ازسوی خانواده آیتالله سیدمحمدباقر صدر در صحن مطهر برگزار شده بود، شرکت و تأکید کرد که مبارزات مردم ایران تا سرنگونی رژیم صدام حسین ادامه خواهد داشت. قطبزاده در بازگشت به دمشق با حافظ اسد رئیسجمهور سوریه ملاقات و شام را با او صرف کرد. (1)
یادآوری میشود قطبزاده در کنار این اقدامات و مواضع آشکار، بهطور غیرعلنی به برقراری تماسها و ارسال پیامهایی مبادرت میورزد. برخی گزارشهای غیررسمی از تماس وی با رابطهای خود حکایت میکند که از آن طریق به امریکاییان پیام دادند نه او و نه امام خمینی درپی انتقامجویی از گروگانها نیستند.(2)(3)
114
در ایران در عرصه وسیع و متنوعی از تبلیغات و تحرکات، به محکومیت اقدام امریکا و تحلیل رفتار آن پرداخته میشود.
{نمونهای از عرصه وسیع و متنوع تبلیغات مربوط به حمله طبس}
ستاد مرکزی "بسیج ملی جمهوری اسلامی ایران" در اطلاعیهای با استناد به سخنان امام خمینی بر ضرورت آمادگی همگانی علیه امریکا، تأکید و آموزشدیدگان بسیج را موظف کرد که با مراجعه به دفاتر ستاد بسیج شهرستان، آمادگی خود را اعلام دارند. در این اطلاعیه همچنین آمده است: از روحانیون تهران که فرصت آموزش نظامی نداشتهاند، دعوت میشود شنبه و یکشنبه با مراجعه به دفتر ستاد مرکزی بسیج واقع در تقاطع بلوار کشاورز و فلسطین
شمالی، ثبتنام کنند تا در کلاسهای فشرده، آموزشهای لازم نظامی را ببینند و نیز بتوانند در رژه مخصوص روحانیون که در روز 11 اردیبهشت از مقابل اقامتگاه امام اجرا میشود مشارکت داشته باشند. (1)
دامنه این تحرکات، مراجع عظام تقلید را نیز دربرگرفته است. به نوشته روزنامه انقلاب اسلامی، امروز آیتالله العظمی گلپایگانی بیانیهای دراینباره منتشر کرد. در این بیانیه اقدام امریکا یک حمله تجاوزگرانه براساس نقشههای جنونآمیز نظام صهیونیستمآب و متجاوز این جهانخوار
غدار خوانده شده و مقامات کشور به وحدت و خدمت خالصانه و مقاومت دربرابر امپریالیسم در داخل و خارج فراخوانده
شدهاند. در بخشی از این بیانیه آمده است: «حمله تجاوزگرانه امریکا به ایران نقشههای جنونآمیز نظام صهیونیستمآب و متجاوز این جهانخوار
غدار را در سلطهگری و نقض صریح حقوق و قوانین بینالمللی که به آن تکیه میکنند، فاش ساخت. این حمله شیطانی که کارتر آن را برای ادامه نفوذ صهیونیسم بر مردم امریکا و منحرفکردن اذهان آنها از سیاستهای غلط و ضدانسانی خود انجام داد و با چنین شکست مفتضحانهای مواجه گردید اراده لایزال الهی را به نصرت حق بر باطل و اسلام بر کفر آشکار نمود و ملت بهپاخاسته ما را که [در] مراحل متعدد انقلاب اسلامی لیاقت خود را در ابلاغ رسالت اسلام به جهانیان و برافراشتن پرچم جهاد و انقلاب علیه مستکبران و اولیای کفر نشان داده است، بیشازپیش به نصرت پروردگار امیدوار ساخت. {وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اَللهُ وَ اَللهُ خَیرُ اَلماکِرِینَ}... نیروهای مسلح ایران برخلاف دوره طاغوت، امروز برای خدا و جهاد فی سبیلالله و پاسداری از مرز کشور اسلام صمیمانه از شهادت استقبال مینمایند. روحیه ایمانی ملت مسلمان و ارتش و پاسداران و دیگر قوای دفاعی و انتظامی بیش از آنچه که امریکا تصور کند، نیرومند و شکستناپذیر است. ما به افراد و درجهداران و عزیزانی که جانبرکف آماده دفاع از اسلام و مرزهای کشور اسلام هستند و درمقابل حوادث مختلف رشادت و ایمان و ثبات و فداکاری خود را نشان دادهاند و به تمام مقامات که در این روزهای حساس خالصانه خدمت
(آیتالله العظمی گلپایگانی:
حمله امریکا به ایران نقشههای جنونآمیز نظام صهیونیستمآب این جهانخوار غدار را در سلطهگری فاش ساخت.)
1) روزنامه کیهان، 7/2/1359، ص9.
کرده و دربرابر توطئههای امپریالیسم در داخل و خارج سرسختانه و شجاعانه مقاومت مینمایند مخصوصاً به رهبر انقلاب که بار سنگین این مسئولیتهای بزرگ را به دوش گرفته تبریک میگوییم. جهانیان بدانند امریکا کمتر از آن است که بتواند صدای اسلامی و حیاتبخش اسلام را که از ایران به گوش دنیا میرسد و ابرقدرتها را در بیم و هراس انداخته است، خاموش کند. تا صف واحد ما دربرابر باطل برقرار باشد و تا مستمسک به اسلام و قرآن و اهلبیت{ع} است امریکا و همدستانش که خون ملل ضعیف را میمکند هیچکاری از پیش نخواهند برد.» (1)
مسعود بارزانی رئیس حزب دمکرات کردستان عراق که با عنوان "بارزانیها" یکی از دو سازمان(2)عمده مبارزه قومی کردی در عراق محسوب میشود نیز با ارسال پیامی موضع خود را اعلام کرد. در این پیام از امام خمینی با عنوان رهبر جهانی اسلام و از بنیصدر بهعنوان رئیسجمهوری اسلامی ایران یاد شده و امپریالیزم امریکا و نوکرانش بگین، سادات، صدام و رژیمهای ارتجاعی منطقه محکوم شدهاند. رهبر بارزانیها در این پیام همچنین اقدام امریکا را یک حمله نظامی به بهانه آزادکردن 50 جاسوس توصیف کرده و آن را وحشیانهترین و نیز وحشیترین و کثیفترین حمله و تعرض، نهتنها به ملت ایران و انقلاب شکوهمندش بلکه رسواترین تجاوز و تعرض به انسانیت و جهان اسلام و همه جنبشهای آزادیبخش در غرب آسیا و دنیا دانسته که بزرگترین تهدید و خطر برای صلح جهانی است. در پایان این پیام ضمن دعوت از همه نیروهای سیاسی به کنارگذاشتن اختلافات و اتحاد علیه امپریالیزم امریکا و صهیونیسم تأکید شده و آمده است: «ما با همه قدرت [و] تواناییهایمان آماده حفاظت و حراست از جمهوری اسلامی ایران هستیم.» (3)(4)
(مسعود بارزانی رهبر حزب دمکرات کردستان عراق:
ما با همه قدرت و تواناییمان آماده حفاظت و حراست از جمهوری اسلامی ایران هستیم.)
دراینحال، اظهارنظر مسئولان رسمی نظام دراینباره و تحلیل اهداف اصلی امریکا از این حمله ادامه دارد. به نوشته شماره امروز کیهان، آیتالله مهدوی کنی سرپرست وزارت کشور، در گفتوگو با خبرنگار این روزنامه اعلام کرده است: «آنچه مسلم است گروگانگیری شخصیتهای ایرانی در رأس برنامه تفنگداران متجاوز نیروی دریایی امریکا بوده و سپس آنها قصد داشتند نسبت به آزادکردن گروگانها اقدام کنند.» وی همچنین گفت: «تجاوز به حریم فضایی کشور ما مسلماً
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 7/2/1359، صص 12 و 13.
2) * جریان عمده دیگر به "طالبانیها" یا اتحادیه میهنی کردستان عراق موسوم است. این جریان که خود انشعابی از بارزانیها بوده است، اختلافات شدیدی با آن دارد.
3) سند شماره 034004 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران به وزارت کشور، 28/2/1359.
4) ** ضمیمه دارد؛ متن کامل دومین نامه و پیام مسعود بارزانی رئیس حزب دمکرات کردستان عراق در محکومیت اقدام امریکا.
برخلاف تمام قوانین بینالمللی است و همچنین خلاف ادعاهای آقای کارتر که خود را طرفدار حقوق بشر و مقررات جامعه بینالمللی میداند، بوده است. من فکر میکنم آقای کارتر دچار سردرگمی شده است. همانطور که امام فرمودند او بهخاطر پیروزی در انتخابات دست به هرگونه اقدامی میزند و آقای کارتر بااینکه اعلام کرده بودند فعلاً ما اقدام نظامی علیه ایران نخواهیم کرد، ولی دیدیم که حتی بدون اطلاع همپیمانانش مقدمات حمله را فراهم کردند.» (1)
از سوی دیگر، صبح امروز، تیمسار فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی، اعلام کرد: «با عزیمت گروهی از کارشناسان ارتش به طبس از امروز، بررسیهای
ارتش پیرامون چگونگی سقوط 2 فروند هواپیمای امریکایی آغاز خواهد شد.» به گزارش کیهان، وی تأکید کرد: «در بررسیهای کارشناسان ارتش در طبس نوع وسایل موجود در منطقه نشان خواهد داد که امکانات موجود برای اجرای چه نوع مأموریتی به کار گرفته شده است. تیمسار فلاحی تأکید کرد که قبل از اظهارنظر متخصصین هیچ نوع قضاوت قاطع نمیتوان کرد. ... وقتی منطقه و لوازم موجود مورد بررسی قرار گیرد نوع ارتباط مخابراتی، امکانات لجستیکی و گسترش عملیاتشان و همچنین مقدار سوخت موجود در منطقه برای هلیکوپترها نشان خواهد داد که برای انجام چه مأموریتی در این منطقه بودهاند.» وی سپس افزود: «احتمالاً نمیتوان
به همین یک پایگاه اکتفا کرد زیرا به اعتقاد من پایگاههای دیگری هم باید وجود داشته باشد چون از اقیانوس هند یا دریای عمان یا از کشورهای همسایه نمیتوان مستقیماً بهوسیله یک پایگاه آن هم در منطقه طبس به مناطق مرکزی ایران دسترسی داشت.»
تیمسار فلاحی درزمینه دیگر اقدامات ارتش پس از سقوط 2 هواپیمای امریکایی گفت: «از دیروز، منطقه عمومی مشکوک بهوسیله پاسداران انقلاب و نیروی زمینی از زمین در محاصره کامل قرار دارد و نیروی هوایی در تمام مدت در آسمان منطقه حضور داشته است و هماکنون مراقبتهای هوایی شدید معمول میگردد.» (2)
همچنین با فرارسیدن شب، طبق قرار اعلامشده از ساعت 21 تا 21:10، در سراسر کشور، مردم ایران، بر بالای بامها با سردادن "بانگ اللهاکبر" و شعارهای ضدامریکایی، فضای خاصی(3)از اراده مبارزه و مقاومت ضدامریکایی ایجاد کردند. (4)
115
موضوع بمباران وسایل جامانده امریکاییها در طبس، همچنان از مباحث مهم در حاشیه حمله نظامی اخیر امریکا محسوب میشود و هم در امریکا و هم در ایران، راجع به آن اظهارنظر میشود. در واشنگتن، خبرنگار آسوشیتدپرس اظهارات "یک افسر عالیمقام امریکایی" و در
1) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص2.
2) همان.
3) * سردادن فریاد اللهاکبر با شعارهای دیگر بر بالای بام در تاریکی شب، مراسمی نمادین و یادگار شبهای محرم در دوران انقلاب اسلامی است. وقتی بهدلیل حکومت نظامی تجمع بیش از 3 نفر ممنوع شده بود، با فرارسیدن محرم این ابتکار شروع و بهطرز عجیبی در سراسر ایران گسترش یافت.
4) همان.
تهران خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی اظهارات "یک مقام آگاه در ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران" را گزارش دادند و به بررسی و تحلیل بمباران هلیکوپترهای امریکایی جامانده در طبس پرداختند. علاوهبراین، اظهارات بنیصدر و مهدویکنی نیز دراینباره قابلذکر است.
به گزارش آسوشیتدپرس از واشنگتن، یک افسر عالیمقام امریکایی فاش کرد برخی از وسایل و اسناد سری امریکا در هلیکوپترهایی که پس از شکست این مأموریت در نزدیکی طبس رها شدهاند،
جامانده که درمیان آنها تعدادی از
دستگاههای دقیق مخابراتی و الکترونیکی خنثیکننده رادار و غیره وجود داشته است. وی افزود با بمباران این هلیکوپترها توسط نیروی هوایی ایران دیگر اسراری وجود ندارد که به چنگ کسی بیفتد. (1)
از سوی دیگر، به نوشته روزنامه انقلاب اسلامی ظهر امروز، در تهران «یک مقام آگاه و مطلع در ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز در یک گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار انقلاب اسلامی شرکت کرد. این مقام که از کارشناسان محقق و پژوهشگران ارتش جمهوری اسلامی ایران است در پاسخ خبرنگار ما که پرسید علل بمبارانکردن هلیکوپترهای امریکایی توسط نیروی هوایی ایران چه بوده است، اظهار داشت: علل متعدد است ازجمله این احتمال ضعیف بوده که عوامل امریکایی در منطقه باشند که شب بهطور ناگهانی به هلیکوپترها حملهور شوند و با آنها فرار نمایند زیرا آنها برای انجام این قبیل عملیات قبلاً آموزش دیده و تمرین کردهاند.»(2)(3)
در همین حال، روزنامه کیهان اظهارات آیتالله محمدرضا مهدوی کنی سرپرست وزارت کشور را دراین باره چنین منعکس کرد: سرپرست وزارت کشور درمورد بمباران هلیکوپترها و هواپیماهای امریکایی گفت: شکاریهای
نیروی هوایی به دستور رئیسجمهور
آنها را بمباران کردند. به شکلی
که بعداً بتوان از آنها استفاده کرد، ولی درحالحاضر قابلاستفاده نباشند. (4)بنیصدر نیز در مقام رئیسجمهور
و فرماندهی کل نیروهای مسلح دراینباره
گفت: «از آنجا که احتمال زیادی برای اقدام به عملیاتی برای بردن هلیکوپترها ازجانب امریکا با پوشش هوایی خود میرفت،
دستور این عملیات داده شده. این عمل برای این بوده است که هلیکوپترها از کار بیفتد و نتوانند [آنها را] از کشور خارج کنند.» به نوشته روزنامه انقلاب اسلامی وی همچنین گفت: «اگر اسنادی در هلیکوپترها وجود داشته باشد از بین نرفته است، زیرا این عملیات فقط بهمنظور
ازکارانداختن هلیکوپترها بوده است و بمباران بهوسیله راکت صورت گرفته است و هلیکوپترها آنچنان منهدم نشدهاند که اسنادی از بین برود.» (5)
همچنین بنیصدر درباره ورود و خروج هواپیماها و نیروهای امریکایی، بدون اطلاع مقامات مسئول ایران گفت: «اولاً، رادارهای ما را مستشاران امریکایی که در زمان رژیم شاه در ایران بودند کار گذاشتهاند، بنابراین تکنیک آن کاملاً برای آنها روشن است درنتیجه میدانند چگونه از مرزها
بگذرند که رادارها نتوانند آنها را شناسایی کنند. ثانیاً، هواپیماهای ما نیز از نوع امریکایی هستند و امریکا بههرحال با تکنیک و اسرار آنها آشنایی دارد.» (1)اظهارات مشابهی از آیتالله مهدوی کنی سرپرست وزارت کشور، در کیهان درج شد. به نوشته این روزنامه: «درمورد این مسئله که چرا رادارهای ایران ورود و خروج هواپیماهای نظامی امریکا را نشان ندادهاند، وی گفت این رادارها ساخت خود آنهاست و امریکاییها وسایلی دارند که میتواند رادارهای ما را از کار بیندازند.» (2)
116
از روز قبل، با ماجرای حمله طبس و تحولات مربوط به موضوع گروگانهای امریکایی، موضوع مهم دیگری بر مسائل عمده روزهای اخیر یعنی درگیری در دانشگاهها و درگیریهای کردستان اضافه شده است. همه این مسائل، خودبهخود به بنیصدر بهعنوان رئیسجمهور و فرمانده عالی نیروهای مسلح ارتباط مییابد. علاوهبراین، درگیریهای مربوط به جناحبندی موسوم به "لیبرال خط امام" در داخل حاکمیت نیز برای بنیصدر یکی از مشکلات عمده و درواقع اصلیترین آنها محسوب میشود.
بنیصدر در ماجرای کردستان در کلیات با جناح دیگر حکومت و نیروهای انقلابی خط امام و وفادار نظام همسو است؛ در ماجرای دانشگاهها نیز از این نظر که تعدادی از جریانهای
مخالف وی در دانشگاهها
تضعیف و حذف میشوند، با جناح دیگر همسو است، اما از آنجا که ابتکار عمل در دانشگاهها با آن دسته از نیروهای دیگر نظام است که با وی اختلاف تفکر و خط مشی
دارند، وضع دوگانهای را در پیش روی میبیند و برای فائقآمدن بر این دوگانگی و سوارشدن بر امواج این حرکت میکوشد.
موضوع حمله امریکا برای بنیصدر
فرصتی است تا برای پیروزی بر جناح رقیب و نیروهای مخالف خویش در درون نظام نیز تلاش بیشتری کند. در این تلاش که جنبههایی از نقض وفاداری به نظام را نیز همراه دارد، خصلتهایی از بنیصدر نظیر «کیش شخصیت» و نیز فرصتطلبی خاص وی که از حادثه ملی مربوط به کل نظام و انقلاب برای اقتدار خود و جریانش و تضعیف رقبا استفاده ابزاری میکند، کاملاً آشکار است. بنیصدر تهدید اخیر را یک فرصت میشمرد و با استفاده از این فرصت کلیه مخالفان خویش اعم از نیروهای مذهبی و انقلابی وفادار نظام و نیروهای غیرمذهبی محارب را در یک کاسه قرار میدهد و آنها را به اتهام همراهی با خط امریکا و تقویت آن، سرزنش میکند و بعد لبه اصلی حمله امریکا را متوجه اقتدار جریان خویش در داخل حاکمیت نظام، ترسیم میکند. نکات مندرج در سرمقاله وی که در شماره امروز روزنامه انقلاب اسلامی منتشر شده و نیز مطالب طرحشده در مصاحبه مطبوعاتی امروز بنیصدر {که در گزارش بعد خواهد آمد} این جمعبندی را تأیید میکند و البته از تصمیم قطعی همه جناحهای
نظام برای ادامه روند اخراج گروههای
درگیر از دانشگاهها و بهخصوص از حل مقتدرانه قضایای اخیر کردستان نیز حکایت میکند.
جایگاه بنیصدر و مشی وی در همراهی با کل نظام در مسائل کردستان
و دانشگاهها،
موقعیت خوبی در افکار عمومی برای وی ایجاد کرد و وی معتقد است با استفاده از موضوع سوم؛ یعنی ماجرای طبس میتواند
به حل موضوع اصلی خویش یعنی تعیین تکلیف با جناح رقیب بپردازد. در این راستا، بنیصدر در سرمقاله امروز روزنامه انقلاب اسلامی با عنوان "معنی تجاوز" نوشته است: «کشور از یک دستگاه اطلاعاتیاب محروم است اگر روش علمی کار، امکان یافتن رابطهها و خط سیر و هدفهای تصمیمگیریهای خودکامانه و توطئهها
برای "ناموفقکردن بنیصدر" را نمیداد، معلوم نبود امروز وضعیت کشور چه میشد؟ این تعبیر درست است که بههنگام مراجعت از خوزستان لوکوموتیو حادثهای که از دانشگاه شروع میشد و به همهجا دامن میگسترد و باید به خونریزی مهیب و سقوط دولت انقلابی میانجامید به حرکت درآمده بود. من توانستم به درون آن بپرم و با زحمت طاقتشکنی
آن را مهار کنم. هدف این حادثه را آقای کارتر در نطق دیروز خود، در مقام توجیه تجاوز دولتش به ایران بهروشنی
و وضوح تمام شرح کرده است: "با
جریان مداوم اضمحلال قدرت مرکزی در ایران و خطرهای روزافزونی که متوجه سلامت گروگانها میبود و نیز درک روشن و صریح این مطلب که آزادی گروگانها به این زودی میسر نخواهد بود، من تصمیم گرفتم عملیات آزادی گروگانها را آغاز کنم." بدین قرار هدف حادثه، اضمحلال قدرت مرکزی بود. از روی علائمی که گروگانها در داخل و دولت امریکا در خارج از کشور بروز میدادند، برای کسی که به روش علمی سنجش و داوری مجهز است جای تردید نمیگذاشت که هدف توطئه حاکمیت و دولت است. کارتر دروغ میگوید زیرا با اضمحلال قدرت مرکزی، هدف امریکا به نجات گروگانها محدود نمیشد. امریکا از ابتدا خواب تجدید سلطه سیاسی خود بر ایران را میبیند و برای این کار برنامه دارد. نامه آقای برژینسکی به وزیر خارجه امریکا دراین باره گویا و روشن است. فایده انقلاب راستین فرهنگی در خود و مجهزشدن به روش علمی کار این است که راه رخنه دشمن را به درون میبندد و به آدمی امکان میدهد
حادثهها را در پرتو روشنایی معرفت علمی ببیند. اینبار یاری خدا موجب شد هم توطئه دشمن خنثی گردد و هم درستی نظر رئیسجمهوری منتخب زود بر همه عیان گردد، این را همه راحت و آشکار میتوانند ببینند که در پوشش هدفهای خوب چه مقاصد شومی را میتوان
مخفی کرد. اینک بر همگان روشن میشود که اضمحلال قدرت مرکزی هدف اول سیاست امریکاست و دشمن از همه
وسایل برای رسیدن به این هدف استفاده میکند. بنابراین اصرار من به استقرار حاکمیت دولت و تعطیل مراکز تصمیمگیری خودکامه از صداقت و قاطعیتم در مبارزه با سلطه امریکا مایه میگیرد. اینک بر همه معلوم میشود آنها که به هر نام و عنوان به نام "اسلام" و به نام "مارکسیسم" به نام "خودمختاری" به نام "مبارزه با امریکا" جهت عملشان تضعیف حاکمیت دولت است، در خط امریکا عمل میکنند و من به آنها اخطار جدی میکنم که از سر راه مردم و به دست مردم برداشته خواهند شد.
اینک زمان، زمان انقلاب راستین فرهنگی یا مبارزه جدی با کیش شخصیت است تا وقتی بینش اسلامی نیست و زورمداری اصل شمرده میشود و مسلمان مجموعهای از باورهای نادرست و
روشهای تخریبی است، رخنه دشمن در او آسان است. بهراحتی میتوان در ذهن او غلط را بهجای صحیح نشاند و بهصورت خوب مطلق درآورد؛ خوبی که باید برایش جان داد. این سخن که باید مستقل از دولت انقلاب عمل کرد، دولتی که مجری برنامه عمل انقلاب اسلامی باید باشد. این حرف غلط و جنایت خطرناک که دشمن در خرمن پارسایی گروهها
نشانده است و موجب پیدایش مراکز خودکامه تصمیمگیری شده است، اگر در ذهنها
زمینه نداشت، چگونه میتوانست
مقبول افتد و بیشتر از آن "خوب و خیر مطلق" جلوه کند؟... ای عجب که همه خواهان انقلاب فرهنگی هستند، اما کمتر کسی به این فکر است که این انقلاب بزرگ را که اسلام بدان جهاد اکبر نام داده است از خود شروع کند. آنها که بهراستی خواهان این انقلاب هستند از من بشنوند که لحظهها مغتنم هستند. کتاب کیش شخصیت(1)روش این انقلاب بزرگ است که رشته آن از قرآن به دست آمده است روشی است که قرآن میآموزد [به] انسان که در خود این انقلاب بزرگ را به انجام برد راه رخنه دشمن بر خود را ببندد و به دشمن مجال ندهد او را وسیله کار خود قرار دهد. ... بنابراین پیروزی ما بر دشمن در درجه موفقیت ما در تحکیم حاکمیت دولت است. ما با قاطعیت به این کار میپردازیم و به خواست خدا و کمک مردم موانع استقرار حاکمیت دولت را از سر راه برمیداریم.» (2)
117
بخشی از مسائل مطرحشده در نشست مطبوعاتی امروز بنیصدر توضیح بیشتری است درباره آنچه در گزارش قبل و در سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی ذکر شد. اما موارد مهم دیگری نیز در این نشست مورد توجه وی قرار گرفت که در تحلیل وضعیت بحرانی کنونی، میتواند مفید باشد.
گزارش روزنامه انقلاب اسلامی از نشست مزبور، چنین است: «وی در آغاز، قبل از مطرحشدن سؤالات خبرنگاران، در توجیه [توضیح] این عمل امریکا اظهار داشت ازلحاظ من، باتوجهبه اطلاعاتی که در دسترس است و باتوجهبه علائمی که پیش و پس از انقلاب از عملکرد سیاست امریکا تعقیب کردهام، برای من محرز است که سیاست امریکا در ایران ازجهت اعاده وضع سابق سیر میکند و حوادث را نباید بهطور پراکنده دید. باید رفت و آنها را با هم یافت که میبینیم امور از جهت دولت امریکا در جهتی باید سیر کند که به اضمحلال مرکزی بینجامد؛ یعنی حاکمیت دولت از بین برود و زمینه پیدایش رژیمی مطلوب سیاست امریکا فراهم شود. چون این معنی از پیش بر ما معلوم بود. ما قضاوت و نحوه عمل خودمان را بر این اساس استوار کردیم که مانع از موفقیت سیاست امریکا درجهت سیردادن حوادث ایران درجهت دلخواه امریکا بشویم. ... آمدن نیروی امریکایی در آن منطقه جزئی از یک برنامه است نه تمام یک نقشه. اجزای دیگر این نقشه را شما در گردش احوال و رفتار گروههای مسلح که در کردستان عمل میکنند بهراحتی میتوانید ببینید. ...
بار دیگر قویاً هم هشدار میدهم و هم اخطار میکنم که نه در دانشگاهها، نه در ادارات و نه در کارخانهها، نه در شهرها و نه در روستاها هیچ عملی که آرامش کشور را برهم بزند رخ ندهد. ... همه آنها که خود را به انقلاب پایبند
میدانند و به استقلال این کشور نیز علاقهمندند و همه آنهایی که نمیخواهند خون شهدای ایران بر باد برود و بار دیگر ایادی امریکا بر کشور ما مسلط بشوند، موظفاند اگر دانشگاه هستند به کلاسها بروند. اگر در کارخانه و مزرعه هستند، کار و تولید را جای حرف و نقلهای دیگر بگذارند و اگر در ادارات هستند، شب و روز کار کنند. درعینحال مردم دنیا با واقعیتی روبهرو میشوند، در آنچه که من درباره ضرورت آرامش در همهجا گفتم، باید بگویم که نیمساعت پیش از این، فرزند امام پیش من آمد و اظهار داشت که این موضع من مورد تأیید و تصویب امام است قویاً. از هیچکس هیچ بهانهای پذیرفته نخواهد شد. درضمن هم امروز، از قول امام گفتند که این هواپیماهای امریکایی به همان فیلی میمانند که در قرآن با ریگها از پای درآمد، بنابراین شما میبینید که این امر واقعیتی است. همانطور که آن فیلها آمده بودند تا آن مردم را از پای درآورند با ریگها از بین رفتند، هواپیماهای امریکایی هم به همان سرنوشت دچار شدند و این بیان قرآن برای شما امریکاییها باید درس بزرگی باشد.
رئیسجمهور سپس در پاسخ به سؤال خبرنگار روزنامه اطلاعات که پرسیده بود: چرا مقامات ایرانی از وقوع حادثه اطلاعی نداشتند و شما دراینمورد چه خواهید کرد؟ چنین گفت: ما بارها گفتهایم که امریکا کشور ما را از جهات بسیار وابسته به خود کرده است. دستگاههای رادار ما را خود آنها نصب کردهاند و خودشان به ما فروختهاند. بنابراین از کموکیف آن و نقطههای کور رادارهای ما مطلع هستند و میدانند که از کجا باید داخل ایران بشوند. آنچه که ما باید بکنیم این است که باید یک دستگاه مستقل از سیاست امریکا در مرزهای خودمان بگذاریم تا از سر نو این داستان تکرار نشود.
بنیصدر در پاسخ خبرنگار خبرگزاری اس.دی.اس از سوئد که درمورد کمک عمان به اجرای این عملیات و سیاست ایران در قبال این کشور و تنگه هرمز
سؤال کرده بود، گفت:... اینکه امریکا با دولتهای دستنشاندهاش در اینگونه امور همکاری دارد، تعجبی را برنمیانگیزد و سیاست ما هم در قبال آنها مبارزه است برای اینکه مردم این کشورها از اینگونه رژیمها مستقل بشوند. خود این حوادث نشان میدهد ما حق داریم و مسئله آنطور که امریکا میگوید نیست و ما نگران مداخلات روزافزون امریکا در زندگی مردم منطقه هستیم و با این مداخلات هم مبارزه میکنیم.
خبرنگار مجله نیوزویک پرسید: آیا اجساد کشتهشدگان امریکایی این فاجعه را پس خواهید داد؟ رئیسجمهور ایران پاسخ داد: ازقضا همین امروز صبح، استاندار خراسان از وزیر کشور خواسته بود که اجازه داده شود این اجساد به امریکاییها پس داده شود. وزیر کشور هم نظر مرا دراینمورد جویا شد، من هم تصویب کردم که اینها پس داده شوند.
بنیصدر در پاسخ سؤال یکی از خبرنگاران که درمورد ادامه مذاکرات درباره آزادی گروگانها سؤال کرده بود، گفت: ما مذاکراتی نداشتهایم که حالا از سر بگیریم، بلکه امریکاییها بهطور
مستقیم و غیرمستقیم مراجعه میکردند که خودشان هم به خلاف حرفهایی که میزنند برنامه عمل آن کمیسیون بینالمللی را رعایت نکردند برای اینکه جز آن برنامه یکی هم مسئله شکایت به دادگاه پاناما و استرداد شاه سابق بود که با انتقال او به مصر این امکان را از بین بردند. حالا هم آنها باید بگویند که این غلط خودشان را چه وقت جبران خواهند کرد.
خبرنگار کیهان پرسید: گفته شده است جزئیاتی درمورد طرح عملیاتی امریکا در هلیکوپترها باقی مانده است، آیا کوشش برای یافتن این مدارک و دستگیری تفنگداران شده است و آیا به نتیجه رسیده است؟ بنیصدر پاسخ داد: بله، قوای انتظامی در آنجا هستند و مشغول عملیات هستند و اگر مدارکی باشد مورد مطالعه قرار خواهد گرفت، اما من خودم در پروازی که بر فراز منطقه داشتم
جنبندهای در آنجا ندیدم. شاید هم آنجاها پنهان شده بودند، که در شن پنهانشدن کار آسانی نیست. من خودم فکر میکردم 300 نفری در آنجا هستند و برای آنان کلی نقشه کشیده بودم.
رئیسجمهور سپس در پاسخ سؤال خبرنگاری که درمورد وضعیت و سیستم رادارهای ایرانی باتوجهبه عبور هواپیماهای امریکایی از مرزهای ایران سؤال کرد، گفت: درمورد وضعیت استقرار رادارها نمیتوانم اطلاعی به شما بدهم. البته بر امریکاییها معلوم است، ولی لازم نیست که ما اطلاعات را دراختیار همه بگذاریم، ولی همانطور که گفتم امریکاییها دو وسیله برای خنثیکردن این رادارها دارند که یکی شناسایی از نقاط کور رادارهای ماست و دیگری اینکه میدانند اگر در چه ارتفاعی پرواز کنند بهوسیله رادار دیده نمیشوند و علاوهبر اینها دستگاهی هم دارند که رادار را جمع میکند که دیگر نمیتوان با آن ردیابی کرد، ولی متوجه میشویم که در دستگاه اختلال به وجود آمده، اما کاری نمیتوانیم بکنیم.
خبرنگار بیبیسی پرسید: آیا ارتش تحت فرماندهی در کردستان برخورد را تا انتها ادامه خواهد داد یا آتشبس برقرار خواهد شد. اگر بله تحت چه شرایطی؟ رئیسجمهور پاسخ داد: در رفتار گروه کومهله در هفته گذشته، ناگهان تغییری حاصل شد که جلوی حرکت ارتش را گرفتند و به آن حمله کردند. در تمام مدت من دستور داده بودم حتیالمقدور از برخورد امتناع بشود، این است که ارتش از راهی در خارج سنندج بهطرف پادگان رفت و پی خطر را به تن مالید تا برخورد نشود، اما معلوم شد که برنامه آنها این است که به هر قیمت برخورد به وجود بیاورند؛ حمله کردند و در این حمله هم حدی را رعایت نکردند.... مراجعه شد به من که از آنها خواسته بشود که جنگ متوقف بشود و یک اصولی را بپذیرند و تیراندازی قطع بشود که آنها تابهحال مراجعهای هم نکردند و به ما اطلاعی ندادهاند. بااینوجود به ارتش اجازه دادم که یکطرفه
تیراندازی را متوقف کند بلکه اینها به خود بیایند، چون مسئله ما نیست که برخورد باشد نه اینکه از این گروه میترسیم، ما معتقدیم خود افکار عمومی کافی هستند برای تغییر وضع در آن سازمان و هیچ تمایلی به برخورد نداریم. ... درهرحال ما از وضع سیاست عدول نکردهایم و
تاوقتیکه آن گروههای موجود در کردستان نخواهند بهوسیله بهوجودآوردن درگیری مسلحانه در منطقه قدرتنمایی بکنند، ما هیچ دلیلی نمیبینیم که عملیات نظامی انجام دهیم. ...
رئیسجمهور در پاسخ سؤال خبرنگار فرانس انتر درمورد قصد شکایتبردن به سازمانهای بینالمللی گفت: ما قصد شکایت نداریم، اما اگر این سازمانها واقعیتی دارند و دستنشانده ابرقدرتها نیستند نباید محتاج شکایت باشند، بلکه باید به وظیفه خودشان مشغول شده و آن را انجام دهند. آنها که درمورد گروگانها که هیچ رفتار بدی با آنها در اینجا نمیشود و ما همهگونه کوشش کردیم که در آرامش و آسایش باشند اینقدر سروصدا به پا کردند، حالا هستیم و میبینیم چقدر به این اقدام امریکا اعتراض و مخالفت خواهند کرد، اما از کشورهای غیرمتعهد که برای خودشان رسالتی میشناسند، قویاً میخواهیم که اجلاس فوقالعاده تشکیل داده و این مسئله را مورد بررسی جدی قرار بدهند و تدابیر عملی برای کمک به ما در مقابله با توطئههای امریکا بیندیشند.
خبرنگار ژاپنی با اشاره به جریان هواپیماها و قرارداد حمله اضطراری به ایران با شوروی پرسید باتوجهبه روابط ایران و شوروی، ایران و افغانستان و افغانستان و شوروی، سیاست ایران در قبال این مسئله چیست؟ رئیسجمهور پاسخ داد: اولاً، آن قرارداد به قوت خود باقی نیست ما آن را لغو کردهایم. ثانیاً، ما همانطور که در جریان مبارزه با رژیم شاه مخلوع عمل کردیم که مبارزه با امریکا بود، حالا هم همان مبارزه ادامه دارد و ما به خود متکی هستیم و از دولت روسیه نه دعوت به دخالت میکنیم و اگر هم دخالتی کرد ولو به سود ما، آن را تجاوز تلقی خواهیم کرد....
رئیسجمهور در پاسخ به سؤال خبرنگار ما [روزنامه انقلاب اسلامی] که پرسیده بود سیاست دولت جمهوری اسلامی در برخورد با دولتهایی که در جریان حمله هواپیماهای امریکایی دست داشته و آن را یاری کردهاند چه خواهد بود، گفت: سیاست ما در برخورد با این دولتها از پیش معلوم بوده است و با این دولتها خود را در حین مبارزه میدانسته و میدانیم و آنچه از دست ما برمیآید برای سرنگونکردن رژیمهایی مثل رژیم عمان و رژیم انور سادات خواهیم کرد.
... رئیسجمهور در پاسخ سؤال خبرنگار لس آنجلس تایمز که پرسیده بود آیا دولت ایران این اقدام امریکا را تلافی خواهد کرد، اظهار کرد: ما با امریکا تلافی را از همان روزی که از سلطه امریکا مستقل شدیم شروع کردهایم و همان سیاست را باید درجهت استقلال کامل ادامه دهیم. ...
خبرنگار نیویورک تایمز پرسید: آیا هیچ نشانهای در دست دارید که در این جریان ایرانیان نیز دخالت داشتهاند؟ رئیسجمهور پاسخ داد: بله، نشانههای بسیار داریم و به همین جهت گفتیم این مسئله بیرابطه با آنچه هفته پیش در ایران گذشت نبوده است و بیعقبه هم نخواهد بود و ادامه پیدا خواهد کرد.
خبرنگار واشنگتن پست پرسید: آیا هیچیک از گروگانها از سفارت بیرون رفتهاند و آیا از
موقعیت و حال آنها اطلاع دارید؟ رئیسجمهور ایران پاسخ داد: حالشان بسیار خوب است و آنها را از سفارت به بیرون انتقال دادهاند برای اینکه اگر در آینده حملات صورت گرفت، دانشجویان مجبور نباشند رفتاری بکنند که ما مایل نیستیم آن رفتار انجام بگیرد. بنیصدر در پاسخ سؤال دیگر این خبرنگار که درمورد کنترل گروگانها توسط دولت پرسیده بود، گفت که گروگانها قرار هم نبود در کنترل دولت درآیند بلکه این پیشنهادی بود که خود دانشجویان مستقر در سفارت کرده بودند. حالا هم دولت امریکا این را مثل
بسیاری از موارد بهانه قرار داده است. قرار ما این بود وضعیت آنها ازلحاظ آسایش بهبود پیدا کند که کرده است.
[خبرنگار] خبرگزاری پارس از کابینه و ترکیب آن دررابطهبا جمعیت استانها سؤال کرد، بنیصدر پاسخ داد: در زمان لازم ترکیب کابینه را اعلام خواهیم کرد. همین خبرگزاری در سؤال دیگری پرسید: مردم معتقدند که در سطح بالا در دستگاههای اجرایی افرادی هستند که در خط شما حرکت نمیکنند و آنها میخواهند که شما این افراد را مشخص کنید، آنها همواره پشتیبان شما خواهند بود، نظر شما دراینخصوص چیست؟ رئیسجمهور پاسخ داد: من بهعنوان رئیسجمهور باید ایجاد تفاهم بکنم و همه جامعه را در یک خط بهسوی هدف که استقلال، آزادی و استقرار جمهوری اسلامی است رهبری بکنم، بنابراین حتیالمقدور باید جلب همکاری بکنم، حالا اگر بعضیها بودند که در قلوبشان مرض بود و بههیچوجه تن به همکاری ندادند، البته مضایقهای از معرفی آنها نخواهد شد. رئیسجمهور در پایان خاطرنشان کرد من از اول هم بر این نظر بودم که امریکا ذرهای به سرنوشت گروگانها نمیاندیشد و این گروگانها را وسیلهای برای تشدید جو قهر جهان قرار داده است. ... بهنظر من آنها را وسیله مشروعیتدادن به تجاوزات خودش در ایران قرار داده و اصلاً درپی این نیست که آزادی آن گروگانها را فراهم آورد. دررابطهبا مسئله هواپیماها از قرار اطلاعی که به من دادهاند امریکاییها عین همین برنامه را در سال 1354 تمرین کردهاند. حال برای چه بوده است، نمیدانم، ولی این مسئله روشن است که دولت امریکا تسلیم اینکه کشوری مثل ایران که در مرکز کشورهای اسلامی و در قلب کشورهای نفتخیز واقع شده است حکومت مستقلی داشته باشد، نخواهد شد. ما باید این حقیقت را بدانیم و لازم بود که در دوران مصدق هم میدانستیم و به آن توجه میکردیم که نکردیم، حالا باید به آن با دقت توجه کنیم و هیچ فرصتی برای آن دولت فراهم نیاوریم تا به استقلال ما صدمه بزند.
در بین مصاحبه مطبوعاتی رئیسجمهور خانم باربارا تیم، مادر یکی از گروگانها که به ایران آمده است، در کنار رئیسجمهور قرار گرفت و ضمن ابراز تشکر از مردم ایران و شخص رئیسجمهور ازطرف خود و والدین دیگر گروگانها از عمل رئیسجمهور امریکا درمورد حمله نظامی به ایران ابراز تأسف کرد. وی تشکر خود را از اینکه به وی اجازه داده شده است که فرزندش را ملاقات کند نیز اعلام داشت.» (1)
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 7/2/1359، صص 2 و 12.
118
در چارچوب فضاسازی ضدایرانی در عراق، یکی از مهمترین محورهای تبلیغاتی در این کشور، تبلیغات شدید و حتی خارج از عرف و نزاکت رسانهای و دیپلماتیک، علیه شخص امام خمینی است. امری که اخیراً صدام حسین رئیسجمهور عراق نیز آن را بهطور جدی دنبال میکند.
دراینباره امروز، یونایتدپرس از بیروت گزارش داد: «خبرگزاری رسمی عراق امروز اعلام کرد صدام حسین رئیسجمهوری عراق، وعده داده است که اگر آیتالله خمینی رهبر مذهبی ایران، جرئت کند از محدودیتهای فعلی خود خارج شود، حساب او را خواهد رسید.» این خبرگزاری افزود: «صدام حسین این وعده را در سخنانی که روز جمعه ایراد کرد، بیان نمود.» (1)
رادیو صوتالجماهیر عراق نیز در برنامه ساعت 16:30 امروز خود، خبر داد: «پرزیدنت رهبر صدام حسین طی سخنانی دربرابر مردم بخش الرمیثه گفت ما در راه خود به این منطقه از زمین پرسیدیم که آیا حاضری ایرانیان بهوسیله سم اسبهای خود روی تو گام بگذارند؟ زمین همانند پاسخ مردم الرمیثه پاسخ داد که بیگانه را از هر رنگ و نژاد طرد میکند و زمین جز صاحب اصلی آن را نمیپذیرد.
بنابراین ای برادران، میگویم
که خمینی هیچ خطر و تأثیر اصلی در انقلاب ما نخواهد داشت زیرا او کوچکتر از آن است که یک اثر اصلی برای انقلاب باشد. ملت ایران بهطور عموم و ملت عظیم عرب در عربستان درسهایی به او میدهد و اگر پای را فراتر بگذارد ملت عراق نیز به او
درسهایی خواهد داد. وظیفه شما به همانگونه که بارها گفتهایم نهتنها ساختن عراق عزیز و حفظ حاکمیت، استقلال و آزادی آن است، بلکه وظیفه شما آن است که سرزمین عربی را در هر نقطهای که به شما نیاز داشته باشد حفظ و حراست کنید. وظیفه شما آن است که خود را برای پاکسازی سرزمین فلسطین از صهیونیستها آماده سازید. ما نیز تأکید میکنیم که به امید خدا به هیچ بیگانه اجازه نخواهیم داد با گامهای خود خاک این میهن پاک را آلوده سازد، چه این بیگانه، فرانسوی، چه شوروی، چه انگلیسی، چه امریکایی و چه ایرانی فارسی باشد. جایی برای بیگانگان در سرزمین ما جز بهعنوان میهمان وجود ندارد. جایی برای غصب از سرزمین ما وجود ندارد و جایی برای بازگشت استعمار به سرزمین ما نیست. شاید بیگانه و استعمار در این رویا باشد که بار دیگر بازگردد تا شما را همانند گذشته از طریق اقلیت سودبر در این کشور، خوار سازد و منافع این اقلیت با منافع بیگانه در ارتباط بوده و یا آنها رابطه مزدوری با آن داشتهاند، ولی هیهات که لکههای سیاه بار دیگر برای پوشاندن آفتاب عراق بازگردد. خمینی با چه جرئت میتواند به سرزمین شما برسد، خمینی میگوید که ارتش بیستمیلیونی تشکیل خواهد داد و این ارتش اگر راه برود به سرزمین بینالنهرین خواهد رسید، شما از بیستمیلیون نمیترسید. ما نمیگوییم ارتش بیستمیلیونی به وجود میآوریم بلکه میگوییم با این ملت و با این ارتش عظیم میتوانیم بیست میلیون را که خمینی یا غیرخمینی علیه ملت و ارتش ما تشکیل میدهد، شکست دهیم.» (2)
از سوی دیگر، در گزارش خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی ، از ملاقات و گفتوگویی که در همین زمینه، صبح امروز، در قم انجام شده، آمده است: «آیتالله العظمی منتظری در منزل آیتالله سیدمحمد شیرازی حضور یافتند و با ایشان ملاقات کردند. در این دیدار مسائل جاری ایران و عراق مورد بحث و گفتوگو قرار گرفت. آیتالله شیرازی در گفتوگوی با خبرنگار ما اظهار داشتند، صدام حسین در سخنرانی که شب گذشته در دانشگاه خالد ایراد کرده گفته است آیا خمینی میتواند در عراق نفوذ کرده و انقلاب کند؟ ما هرگز زیر بار استعمار ایرانی نخواهیم رفت. آیتالله شیرازی افزود: این حرف صدام دلیل بر سقوط حتمی اوست زیرا صدام نمیتواند در مقابل ملت و امام امت ایستادگی کند.» (1)
119
در ایران، هرچند تبلیغات و تحرک سیاسی ضدبعثی بهدلیل قطعیت شهادت آیتالله صدر، تحتتأثیر حادثه طبس قرار گرفت، اما همچنان جزء ماجراهای مطرح در عرصه سیاسی کشور محسوب میشود.
روزنامه جمهوری اسلامی در شماره امروز خود، در کنار تیتر درشت "توطئه نظامی امریکا شکست خورد" که با روتیتر "اَلَم تَرَ کَیفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِاَصحابِ الفِیلِ"(2)مزین شده بود، تیتر کوچکتر را به شهادت آیتالله صدر اختصاص داد: "ایران در سوگ آیتالله صدر گریست." در این شماره روزنامه، خبرهای مربوط به تجمعات و راهپیماییهای مردم در نقاط مختلف کشور برای محکومکردن رژیم بعث عراق بهدلیل این اقدام، گزارش مراسم سوگواری و مجالس بزرگداشتی که به همین مناسبت در نقاط مختلف کشور برپا شد و نیز اعلامیه حزب الدعوه الاسلامیه عراق به چاپ رسیده است. در قسمتی از اطلاعیه این حزب آمده است: «روز چهارشنبه یعنی روز پس از شهادت آیتالله العظمی صدر، مجلس انقلاب بعثی حکم اعدام دستهجمعی اعضای حزب الدعوه الاسلامیه را صادر میکند که اراده شکستناپذیر و دلاوریهایشان پشت حکام بعث را به لرزه درآورده است. آیتاللهالعظمی صدر بزرگمردی روحانی بود که در ربع قرن اخیر پرچم علم و جهاد را در سرزمین عراق به دوش میکشید.»
روزنامه جمهوری اسلامی همچنین خبر تسلیت "مراجع عظام و دیگر شخصیتها" به امام و نیز نامه تسلیت و تبریک حزب جمهوری اسلامی به امام به مناسبت شهادت آیتالله صدر را منتشر کرد؛ در این نامه آمده است: «اعتقاد راسخ ما بر این است دستی که آیتالله صدر را در عراق شهید کرد با دستی که آیتالله مطهری را در ایران ترور نمود، هردو از آستین امریکای جنایتکار، این شیطان بزرگ قرن و سرکرده امپریالیسم جهانی بیرون آمدند.» (3)
علاوهبر آنچه ذکر شد، درگیری قبلی(1)بین جریان حاکم بر این روزنامه و جریان حاکم بر خبرگزاری پارس {و درواقع وزارت ارشاد}، بهشدت ادامه یافت. در ستون "حاشیهنویس" شماره امروز این روزنامه، که به خبرهای ویژه و حساس اختصاص دارد، با عنوان "وزارت ارشاد شریک جرم در شهادت آیتالله
صدر" چنین آمده است: «مسلماً در نقش مطبوعات و رسانههای گروهی از انتشار اخبار نمیتوان تردید کرد و همینطور
است نقش آنها در جهتدادن به حرکت مردم تعجبآور
است. وقتی مسئله دستگیری آیتالله صدر در بعضی روزنامهها مطرح شد، وزارت ارشاد به خود زحمت نداد تا درباره صحتوسقم این اخبار اظهارنظر و تحقیق بکند. درنتیجه خبرگزاری پارس، وزارت ارشاد و بعضی مطبوعات همراه با خبرگزاریها مسئله دستگیری آیتالله صدر را به سکوت برگزار کردند. مسئله این است که اگر خبرگزاری پارس و وزارت ارشاد {معلوم نیست با این حساب اینها چه کسی را ارشاد میکنند؟} درزمینه دستگیری رهبر انقلاب اسلامی عراق از خود عکسالعمل نشان میداد، مردم ایران و پس از آن مردم کشورهای خاورمیانه با ابعاد این توطئه آشنا میشدند و با یک قیام، مشابه آنچه درمورد محاصره منزل امام در نجف مردم از خود ظاهر کردند، این توطئه خنثی میشد.
اگر صدام جنایتکار ابعاد عظیم نفرت علیه خود را میدید، بههیچوجه جرئت آن را نداشت که دست به این جنایت بزند. مقامات وزارت ارشاد که بلافاصله پس از انتشار خبر شهادت آیتالله صدر فعالانه وارد صحنه شدند، قویاً از قول منابع موثق این خبر را تکذیب کردند و به مطبوعات (منظور مطبوعات اسلامی است چون وزارت ارشاد جرئت
رودرروشدن با مطبوعات مزدور را در خود سراغ ندارد) درباره مسئولیتهای سنگین خود در جامعه انقلابی هشدار میدهند اگر اینها همینقدر هم نسبت به خبر دستگیری آیتالله صدر حساسیت داشتند، مسلماً مسئله طور دیگری اتفاق میافتاد. بنابراین با یک تعبیر میتوان گفت وزارت ارشاد شریک جرم در شهادت آیتالله صدر است.» (2)
120
بیروت و لبنان بارها عرصه درگیری موافقان و مخالفان دولت صدام حسین قرار گرفته است، درگیریهایی که بهخصوص بعد از شهادت آیتالله صدر چشمگیر بوده است. امروز نیز انفجاری در یکی از مراکز رژیم عراق در بیروت روی داد.
رادیو عربی صوتالجماهیر اعلام کرد: «مزدوران رژیم فارسی در لبنان بامداد امروز، جنایت تازهای علیه تأسیسات عراق در بیروت مرتکب شدند. این مزدوران مواد منفجره در خارج از ساختمان خبرگزاری عراق در بیروت کار گذاشتند که انفجار آن باعث آتشسوزی در دفتر خبرگزاری عراق در بیروت شد و کلیه محتویات دفتر طعمه آتش شد.» (3)به گزارش رادیو
لندن، گروهی که خود را مجاهدین اسلامی عراق میخواند مسئولیت این انفجار در دفتر بنگاه خبری عراق را به عهده گرفته است. در این گزارش آمده است: «این انفجار خسارات فراوان به ساختمان وارد کرد و 2 نفر از نگهبانان را نیز مجروح ساخت. در یک تماس تلفنی با بنگاه خبری فرانسه، آژانس فرانس پرس، یک سخنگو ازجانب این سازمان گفت که گروه مجاهدین اسلامی عراق مصمم است که کلیه لانههای جاسوسان عراقی را خراب کرده و رژیم فاسد عراق را در بغداد سرنگون سازند. سازمان مجاهدین اسلامی عراق قبلاً نیز مسئولیت ارتکاب حملاتی علیه دفاتر شرکت هواپیمایی عراق و مرکز بازرگانی عراق را در بیروت به عهده گرفته بود.» (1)
بیروت همچنین عرصهای برای جنگ تبلیغاتی و رسانهای و محلی برای انتشار بیانیههای سیاسی علیه رژیم عراق است؛ در این زمینه گروهی با عنوان جبهه آزادیبخش بحرین در بیروت بیانیهای صادر کرد که در آن آمده است: «حزب مزدور بعث عراق دست به ننگینترین جنایت تاریخ میزند که علم و تقوی و اصلاح را با زندان و قتل بهترین فرزندان اسلام ترور میکند و آن آیتالله مجاهد سیدمحمدباقر صدر جمعی از مؤمنان و مؤمنات و نقاب را از چهره کریه صهیونیستی خویش و مزدوری امپریالیستی امریکایی وی را کنار میزند... ما پایداری عظیم خویش را در مقابله با رژیم سفاک بعث حاکم(2)عراق [اعلام میکنیم]. ما هرگز آن انگلستان کثیف و ایالات متحده امریکا که مزدور کثیف خود، صدام حسین را عروسکمانند به رقص درمیآورد فراموش نمیکنیم. جبهه آزادیبخش بحرین این جنایت هولناک را محکوم کرده و تودهها را به همپیمانی علیه رژیم بعث و رژیم آل خلیفه که دلیل بر عمق سرسپردگی این دو رژیم طاغوتی به امپریالیسم امریکایی میباشد دعوت مینماید.» (3)
در همین حال، سخنگوی جبهه خلق برای آزادی فلسطین اعلام کرد کارکنان دفتر این جبهه پنجشنبه 4/2/1359، از عراق اخراج و دیروز جمعه، به بیروت وارد شدند. دفاتر این جبهه پنجشنبه 4/2/1359، در بغداد تعطیل شد و به همه برادران دستور داده شد که خاک عراق را ترک کنند. (4)یادآوری میشود جبهه خلق برای آزادی فلسطین به رهبری احمد جبرئیل، ازجمله گروههای فلسطینی فعال است که با آنکه تعلقات ایدئولوژیک چپ غیرمذهبی دارد، در صفبندی اخیر سازمانهای مبارز و انقلابی، جزء طرفداران ایران قرار گرفته است.
121
در شماره امروز روزنامه کیهان خبری درج شد که در نوع خود عجیب و خلاف انتظار محسوب میشود. این خبر از ورود غیرمجاز سفیر موریتانی در عراق به خاک ایران ازطریق مرز شلمچه در ساعاتی پس از نیمهشب و متعاقب آن دستگیری وی با هشیاری نیروهای سپاه پاسداران مستقر در
مرز حکایت داشت و سپاه خرمشهر روز گذشته، آن را اعلام کرده بود.
کیهان با درج این خبر افزود: «در گزارش سپاه پاسداران آمده است که انگیزه ورود سفیر موریتانی در عراق به خاک ایران مشخص نشده است و برای تحقیق بیشتر امروز {5/2/1359} به تهران اعزام شد.» (1)تماس خبرگزاری پارس با وزارت امور خارجه از ابهام مطلب نهتنها کم نکرد بلکه اظهار بیاطلاعی مقامات مسئول در این وزارتخانه بر این ابهام افزود. (2)
یادآوری میشود که ساعت 2:55 بامداد روز گذشته {5/2/1359}، از خرمشهر پیامی برای استاندار خوزستان ارسال شد که در آن آمده بود: «ساعت 2:30 نیمهشب، سفیرکبیر جمهوری موریتانی ازطریق مرز شلمچه به ایران وارد شدند و بدون مجوز قانونی ماشین خود را از گمرک شلمچه عبور دادند. باتوجهبه اینکه مرز ایران و عراق از ساعت 11 شب، معمولاً بسته میشود و آمدن ایشان در این وقت شب مشکوک به نظر میرسد و ضمناً دربرابر مأمورین ژاندارمری با اهانت صحبت کرده و آنان را تهدید میکند.» در حاشیه پیام، این دستور اداری درج شده است: «دفتر، لطفاً جریان واقعه به وزارت امور خارجه تلفنگرام شود.» (3)
انگیزه سفیر موریتانی هرچه باشد، این اقدام بیانگر یک واقعیت است و آن اینکه در عراق سطح و شدت تبلیغات علیه ایران و فضاسازی تبلیغاتی و جنگ روانی برای گسیخته و بینظم جلوهدادن اوضاع در ایران و نیز وانمودکردن تسلط عراق و عوامل آن در مناطق مرزی خوزستان حتی دیپلماتها را هم تحتتأثیر قرار داده است.
122
تحرکات ایذایی عراق در خوزستان امروز هم با ایجاد انفجار و نیز نفوذ و فعالکردن عناصر مستعد خرابکار ادامه یافت. امروز دو انفجار در خرمشهر روی داد که تلفات جانی نداشت. (4)
یکی از این انفجارها در فلکه راهآهن رخ داد. گزارش داخلی سپاه دراینباره حاکی است که یک بمب زیر تریلری که در فلکه مزبور پارک بود کار گذاشته شده بود. براثر این انفجار به تریلر مذکور و تریلری که پشت آن پارک بود خساراتی وارد شد، ولی تلفات جانی به بار نیامد. (5)شهربانی خوزستان در گزارش این واقعه به استانداری، اعلام کرده است که 2 تریلر آسیبدیده حامل روغن نباتی و تاید بودهاند. (6)
بعدازظهر امروز نیز سخنگوی سپاه پاسداران خرمشهر در تماسی با خبرگزاری پارس در آبادان اعلام کرد که دیشب در کتابفروشی نسیم واقع در خیابان نقدی خرمشهر، بمبی منفجر شد و بخشی از کتابفروشی آسیب دید. (7)
در همین حال، تحرکات از نوع دیگری نیز در خوزستان گزارش شده است. در گزارش ارسالی شهربانی به وزارت کشور به تظاهرات امروز شادگان اشاره و به نقل از رکن سوم ستاد
1) روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص13.
2) همان.
3) سند شماره 347496 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: استانداری خوزستان، 5/2/1359.
4) روزنامه جمهوری اسلامی، 8/2/1359، ص4.
5) سند شماره 114605 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارشهای داخلی سپاه، 6/2/1359.
6) سند شماره 294184 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی خوزستان {اهواز} به استاندار خوزستان، 7/2/1359.
7) روزنامه جمهوری اسلامی، 8/2/1359، ص4.
مشترک ارتش، آمده است: «حدود 500 الی 600 نفر دیپلمه بیکار تحتعنوان دیپلمههای بیکار همزمان با وقایع اندیمشک در شادگان حوزه خوزستان دست به تحصن زده به بخشداری و بیمارستان حمله مینمایند و شعارهایی به نفع صدام حسین میدهند.» (1)
بهمنظور ریشهیابی این حوادث، امروز، ستاد لشکر92 زرهی گزارش مربوط به اسفندماه گذشته را به استانداری ارسال کرد. متن گزارش چنین است: «برابر اعلام نزاجا در تاریخ 7/3/1980 {16/12/1359} وزارت کشور عراق یک حقوق ماهیانه جهت اشخاص و اعضای جبهه بهاصطلاح آزادیبخش خوزستان که همگی ایرانی هستند اختصاص و ارسال داشته است و همچنین مقداری پول جهت پرداخت به افرادی که در خوزستان خرابکاری و انفجاراتی به وجود میآورند ارسال داشته است. ارزیابی خبر: صحت دارد.» (2)
گزارش مشابه دیگری از این لشکر به استانداری خوزستان حاکی است که امروز، «توسط برادرِ صدام حسین {برزان} بین اشخاصی که اخیراً در ایران اقدام به خرابکاری و انفجار نموده بودند در منطقه السیبه جوائز و کادوهایی تقسیم شده و به هرکدام مبلغ 2000 دینار عراقی پرداخت شده است.» (3)در این گزارش همچنین از تحرکی در روز گذشته، چنین خبر داده شده است: 8 نفر از نزدیکان برزان برادر صدام حسین، در معیت 2 نفر از افسران ارشد ایران برای عملیات خرابکاری و انفجار و اشاعه اخبار به پایتخت ایران {تهران} اعزام شدهاند و قرار است که مدت زیادی نیز در تهران اقامت کنند. (4)
همچنین در گزارش یک مرکز حفاظت اطلاعات ارتش به وزارت کشور آمده است: «برابر اطلاع بنا به دستور رژیم بعثی عراق قرار است کلیه ایرانیانی را که از ایران فرار نموده درحالحاضر در پادگانهای استقبال آن کشور اسکان داده شدهاند بهمنظور فراگیری جنگهای چریکی و طرز استفاده از جنگافزارهای مختلف و همچنین دیدن دورههای خرابکاری به پادگانها و مراکز نظامی در استان سلیمانیه اعزام گردند. ارزیابی خبر: صحت دارد.» (5)
123
ورود راندهشدگان عراق به مناطق مرزی ایران همچنان ادامه دارد. امروز، خبرنگار خبرگزاری پارس به نقل از سرهنگ اخیانی {از مسئولان مرتبط با راندهشدگان در منطقه مرزی غرب کشور}، گزارش داد: «در 24 ساعت گذشته، جمعاً 1031 نفر از راندهشدگان عراق ازطریق مرزهای خسروی {سومار}، دهلران و مهران وارد خاک ایران شدهاند.» در این گزارش اضافه شده است که با ورود این عده، مجموع تعداد راندهشدگان به 28305 نفر رسید. (6)
همچنین معاون سیاسی استانداری لرستان خبر داد: «74 نفر دیگر از راندهشدگان عراقی به استان لرستان وارد شدند و در اردوگاه بهرام خرمآباد اسکان یافتند.» (7)خبرگزاری پارس در گزارش این خبر نوشته است: «درحالحاضر، 9842 نفر در اردوگاههای استان لرستان اسکان داده شده و 10763
1) سند شماره 041071 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 9/2/1359.
2) سند شماره 034495 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به استانداری خوزستان، 6/2/1359.
3) سند شماره 287603 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به استاندار خوزستان {معاونت سیاسی و انتظامی}، 18/3/1359.
4) همان.
5) سند شماره 033938 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد مشترک {اداره دوم مدیریت حفاظت اطلاعات} به وزارت کشور، 6/2/1359.
6) روزنامه جمهوری اسلامی، 7/2/1359، ص4.
7) روزنامه انقلاب اسلامی، 7/2/1359، ص10.
نفر پس از شناسایی کامل ازسوی هیئت اجرایی نخستوزیری تحویل بستگانشان شدند.» (1)
دراینحال، نگرانیهایی درزمینه نفوذ عناصر عراق از این راه وجود دارد؛ ازجمله میتوان به هشداری که امروز، از یک مرکز حفاظت اطلاعات ارتش در حاشیه گزارشی برای وزارت کشور ذکر شده است، اشاره کرد. در ذیل این گزارش ضمن اعلام خبر آموزش ایرانیان فراری در عراق با عنوان ملاحظات آمده است: «باتوجهبه روابط فعلی ایران و عراق و با درنظرگرفتن اقدام خصمانه رژیم بعثی عراق به نظر میرسد که رژیم حلقهبهگوش امپریالیسم عراق در نظر دارد ایرانیان مخالف رژیم جمهوری اسلامی ایران را پس از دادن آموزشهای لازم همراه سایر برادران و خواهران هموطن ایرانی از عراق اخراج [و] بدینوسیله از وجود آنان برای انجام عملیات خرابکاری در اقصی نقاط ایران بهرهبرداری نماید.» (2)
124
تحرکات پاسگاهی، نظامی و اطلاعاتی ارتش عراق در نوار مرزی ایران، امروز چندان وسیع نبود، اما بههرحال درخور توجه است.
در غرب کشور و در ادامه حملات قبلی به پاسگاه ایرانی تنگابنو
امروز، «تعداد زیادی نفربر زرهی و تانک و خودروی نظامی دیگر وارد پاسگاه قلعهیهودی کشور عراق مقابل پاسگاه تنگابنو
ایران گردید.» (3)در جنوب، مشاهده عینی افراد لشکر92 زرهی از استقرار یک دستگاه دوربین متحرک روی سهپایه،
در بام پاسگاه گرگ عراق در شلمچه، برای دیدبانی و احتمالاً عکسبرداری از نواحی مرزی ایران حکایت داشت. (4)همچنین در ساحل اروند، بین امالرصاص و شلمچه در محلی به نام واصلیه مجموعهای از سنگرها و اسکلهها و ناوچهها در کنار آنتنهای دیدبانی عراق مستقر شده و عبور کلیه ناوچههای ایرانی را با وسایل مخابراتی و رادیویی که به سیستم تقویت مجهزند، کنترل و گزارش میکند. در جنوب این منطقه، نرسیده به فاو، در فاصله دو محل به نامهای صخراک و معامر، اهالی منطقه به صید ماهی مشغول هستند و اینجا بهترین نقطه برای نفوذ یک فرد عراقی یا ایرانی به دو طرف در پوشش
ماهیگیری است. در جنوب فاو روی اسکله قشله، نیروهای فعال عراقی مشاهده میشوند و 3 ناوچه عراقی در آن پهلو گرفتهاند. در پشت نخلستان نیز یک دستگاه رادار همراه برج کنترل، مستقر میباشد، حدفاصل امالرصاص تا فاو نیز تحرکات و فعالیتهای دید بانی، مهندسی و تردد نیرو در پاسگاهها و اسکلههای عراقی، امروز، کموبیش مشاهده میشد. (5)مشاهدات دیگر منابع، حاکی است که امروز، یک فروند کشتی روسی حامل محمولهای نظامی از قبیل قطعات یدکی هواپیماهای جنگی و تانک و توپهای ضدهوایی وارد بندر امالقصر شده و در نزدیکی کارخانجات ذوب آهن لنگر انداخته است. (6)
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 7/2/1359، ص4.
2) سند شماره 033938 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
3) سند شماره 41033 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 7/2/1359.
4) سند شماره 287448 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات {مدیریت اطلاعات}، 6/2/1359.
5) سند شماره 287449 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به نزاجا معاونت عملیات {مدیریت اطلاعات}، 6/2/1359.
6) سند شماره 286952 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به هماهنگی، 5/3/1359.
125
درباره وضع پاسگاهی و خطوط مرزی ایران در روز جاری، گزارشهایی با جهتگیری متفاوت از ژاندارمری و سپاه به مراکز ذیربط ارسال شده است که خودبهخود، به تناسب تفاوت بافت سپاه و ژاندارمری، تفاوتهایی در سلیقه و برداشت و توقع را نیز همراه دارد.
در گزارش اداره مرزبانی ژاندارمری به نخستوزیری که ازطرف فرمانده ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران سرتیپ ظهیرنژاد امضا شده است، آمده است: «گزارش مرزبان خرمشهر گویا است: در تاریخ 6/2/1359، پاسداران 2 قطعه عکس بزرگ امام موسی صدر و ناصر فخررجی را به فاصله 50 متری روبهروی پاسگاه خرنوبیه عراق نصب» کرده و شعارهایی علیه کشور عراق سرمیدهند و «مرزبان خرمشهر مراتب را به سپاه پاسداران خرمشهر اعلام و متذکر گردیده است از تکرار اینگونه اعمال در نوار مرزی جلوگیری نمایند.» (1)
در گزارش دیگری که امروز، نیروهای ارتش از قول نیروهای ژاندارمری به فرماندهی نیروی زمینی ارسال کردهاند، اقدامات مشابهی که در گذشته رخ داده به این شرح مورد توجه قرار گرفته است: «بنا به اظهار رئیس پاسگاه حدود روز 31/1/1359 نفرات سپاه پاسداران پاسگاههای
حدود و مؤمنی در مقابل سربازان
و شرطههای عراقی که برای تقویت پاسگاههای مزبور پیاده میشدند شروع به دادن شعار... مینمایند بهنحوی که نفرات پاسگاه عراق مسلح شده، در سنگر خود قرار گرفتند و بلافاصله یک دستگاه گاز 66 پر از سربازان مسلح به تقویت پاسگاه میرسد.» (2)
از سوی دیگر، در گزارش واحد نظارت و ارزشیابی ستاد مرکزی سپاه از بازدید مرزی، به فرماندهی سپاه پاسداران مواردی بدین شرح ذکر شده است: «در اروندرود حفاظت بهعهده گارد ساحلی است، ولی سپاه هم یک قایق گارد ساحلی را جهت کمک به حفاظت مرز در اروندرود در اختیار گرفته است آنچه به نظر میرسد مرزها عملاً کاملاً باز است و گارد ساحلی در اروندرود و ژاندارمری در پاسگاههای تحتنظر خودش کار زیادی انجام نمیدهند و رفتوآمد در مرزها بهخصوص در شب بهراحتی و فراوان انجام میپذیرد. ارتش در فاصله زیادی از مرزها مستقر شده و فعلاً فقط از خود حفاظت میکند. تأسیسات مهم نفتی، تلویزیون، سد، رادارها و... اکثراً بهوسیله چند جوانمرد با اسلحه برنو حفاظت میشود مثل: 1. دو چاه نفت در اطراف موسیان که یکی درحال بهرهبرداری و یکی درحال حفاری است که هرکدام بهوسیله 2 یا 3 جوانمرد کنترل میشود. 2. چاهها و تأسیسات نفتی اطراف نفتشهر که تابهحال چندینبار با آر.پی.جی7 به آن حمله شده، ولی هرکدام بهوسیله چند جوانمرد با برنو محافظت میشود. 3. سد نزدیکی مهران که بدون دفاع است. 4. تأسیسات رادیو تلویزیون نخجیر در نزدیکی ایلام که ارتباط اصلی فرستنده رادیو تلویزیون ما با عراق است که بهوسیله چند جوانمرد با برنو محافظت میشود و دستگاه رادار نخجیر هم قبلاً منفجر شده است.» (3)
1) سند شماره 034631 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران اداره مرزبانی به نخستوزیری {دفتر امور انقلاب}، 13/2/1359.
2) سند شماره 287448 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
3) سند شماره 90321 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از واحد نظارت و ارزشیابی به فرمانده سپاه پاسداران، 6/2/1359.
126
در سنندج، درگیریهای اخیر، امروز هم ادامه یافت، نیروهای خودی نسبت به طرف مقابل موفق به کسب برتری چشمگیر و رو به افزایش شدند، اما این برتری در حدی نبود که حاکمیت کامل دولت را در شهر برقرار کند.
تیمسار فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، بامداد امروز، در یک گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار کیهان اعلام کرد: در سنندج آرامش نسبی برقرار است و ارتش همه نقاط حساس را در دست دارد. (1)اما گزارش دیگری که در شماره امروز این روزنامه درج شد، از وجود مشکلات بیشتری حکایت داشت؛ به نوشته کیهان، در سنندج شب گذشته، تیراندازیها ادامه یافت و ازاینرو امکان جمعآوری برخی اجساد مانده در زیر آوار خانهها، فراهم نشد. درپی شش روز زدوخورد و درگیری خونین در سنندج، مردم شهر با کمبود غذا روبهرو شدند. با پایانگرفتن مهلت ارتش به گروههای سیاسی در سنندج مبنیبر خلع سلاح و تخلیه شهر توسط مردم، عدهای از بامداد دیروز، شهر را ترک کردند، ولی گروهی از مردم شهر در یک گردهمایی قرار گذاشتند شهر را ترک نکنند. در ادامه گزارش کیهان آمده است: «درگیریهای اخیر سنندج باعث ازکارافتادن و انهدام رادیو تلویزیون شد و هماکنون رادیو تلویزیون شهر در دست ارتش و سپاه پاسداران است. همچنین براثر این درگیریها سیمهای برق و تلفن در اکثر نقاط شهر بهکلی قطع شده و مردم ازلحاظ مواد غذایی و آذوقه در مضیقه هستند.» (2)
گزارش خبرنگاران روزنامههای انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، بامداد و کیهان در ساعات مختلف امروز، حاکیاز ادامه تیراندازیها تا شبهنگام است. (3)ساعت 21، ستاد عملیاتی غرب کشور مستقر در کرمانشاه به روزنامه جمهوری اسلامی اطلاع داد که «به استثنای قسمتی از مرکز شهر سنندج که مهاجمین [ضدانقلاب] در این منطقه مستقر هستند کلیه نقاط حساس و مدخل ورودی سنندج ازطرف کرمانشاه، مریوان و نقاط مقابل این دو راه ورودی و دیگر نقاط نیز تحتتصرف ارتش و سپاه درآمده است.» این روزنامه درمورد تصرف ستادها و دفاتر گروههای
ضدانقلاب نوشت: «تعداد زیادی از آنها به تصرف نیروهای انقلاب درآمده است، ولی مهاجمین [مسلح غیرقانونی] اکثراً
از داخل بعضی از خانههای مرکز شهر با تفنگ دوربیندار بهطرف برادران ما شلیک میکنند.» (4)
همچنین بعدازظهر امروز، سپاه پاسداران مستقر در سنندج خطاب به مردم این شهر، اطلاعیهای به این شرح صادر کرد: «به اطلاع اهالی محترم و مسلمان سنندج میرساند که افراد ضدانقلاب که از اعلام پشتیبانی شما مردم غیور سنندج از سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی خود را راندهشده میبینند، لذا سعی در بهآتشکشیدن شهر بهوسیله مواد آتشزا دارند تا موجودیت شما را به نیستی بکشانند. با هوشیاری انقلابی مواظب توطئههای شیطانی آنان باشید.» (5)
درمجموع، خبرهای رسمی از مراکز رسمی نظام بیشتر خوشبینانه است و ظاهراً مسئله چندان حادی باقی نمانده است. برای مثال، روابطعمومی سپاه امروز، در تماسی با روزنامه انقلاب اسلامی اعلام کرد:
«سنندج در دست برادران پاسدار و ارتشی است و اهالی سنندج با پرچم سفید بهسمت پادگان شهر در حرکت هستند. با تسلط برادران پاسدار و ارتشی بر اوضاع شهر، اوضاع هماکنون آرام است و درگیری چندانی نیست.» (1)در گزارش دیگری مسئول روابطعمومی سپاه کرمانشاه، درباره وضع بعدازظهر امروز سنندج به روزنامه انقلاب اسلامی گفته است: «گروه گروه از افراد مسلح درحالیکه عکسهای امام خمینی و کلامالله مجید با خود همراه دارند به مقر سپاه پاسداران مراجعه میکنند و سلاح خود را تحویل میدهند.» (2)
اما در گزارشهای داخلی نیروهای نظام، نگرانیها و دغدغهها جدیتر است. متن پیامی که امروز از سنندج به فرماندهی نزاجا و مرکز فرماندهی سپاه پاسداران ارسال شده است بیانگر این نگرانیهاست، متن کامل پیام چنین است: «فعلاً در سنندج حدود 2000 نفر نیرو[ی] مقاوم وجود دارد. مصمم هستند حکومت کمونیستی را برقرار کنند در داخل ارتش افراد خائن وجود دارد و به دشمن کمک میدهند و بعضی ازنظر روحی ضعیف هستند و ایمان ندارند و اگر مقاومت عدهای از کادرهای آن نبود شهر سقوط میکرد. متأسفانه پاسداران اعزامی نسبت به گسترش عملیات بسیار کم هستند. ... ولی به خواست خدا با اعزام برادران اصفهانی ما عملیات را شروع میکنیم، ولی اگر نیروی پشتیبانی نرسد و این افراد شکست بخورند شاید دیگر نتوان این شکست را جبران کرد. پس اگر مسئله قابلدرک است فوری فوری از بچههای تهران، اصفهان، مشهد نیرو اعزام کنید.
ف. سپاه پاسداران سنندج بروجردی» (3)
{ابراز نگرانی محمد بروجردی فرمانده سپاه سنندج، از مقاومت نیروهایی که مصمم هستند حکومت کمونیستی برپا کنند و نیز از مشکلات و ضعفهای نیروهای خودی }
از سوی دیگر، تلاشهایی برای تحقق خواستههایی نظیر آنچه در پیام مذکور طرح شده، در بالاترین سطح فرماندهی نیروهای مسلح نیز پیگیری و دنبال میشود. تلفنگرامی که امروز، از نزاجا به سماجا3 مخابره و برای سپاه نیز ارسال شد شاهدی بر این مطلب است. متن تلفنگرام چنین است: «برابر اوامر رئیسجمهوری و اعلام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درحدود 1000 نفر سپاهیان پاسدار در اصفهان و ارومیه آماده حرکت به سنندج میباشند. خواهشمند است مقرر فرمایید ضمن هماهنگی با سپاهیان پاسدار تعداد مورد نیاز هواپیمای سی130 دراختیار آنان گذارده تا سپاهیان آماده به سنندج ترابری نموده و نتیجه را به معاونت لجستیکی نزاجا اعلام نمایید. نماینده سپاه پاسداران نظر دهد.» (4)در حاشیه {هامش} نسخهای از این تلفنگرام که به فرماندهی سپاه رسیده، همچنین نوشته شده است: «به اطلاع برادر ابوشریف رسید، ایشان گفتند اینکه توضیح نمیخواهد و این یک امریه است که صادر شده است و باید اجرا گردد و هواپیما دراختیار نیروهای اصفهان و ارومیه قرار گیرد.» (5)
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 6/2/1359، ص1.
2) روزنامه انقلاب اسلامی، 7/2/1359، ص11.
3) سند شماره 41023 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: به فرمانده نزاجا منطقه غرب {سپاه پاسداران کرمانشاه مرکز فرماندهی}، 6/2/1359.
4) سند شماره 041022 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از نزاجا به سماجا3، 6/2/1359.
5) همان.
127
در زدوخوردهای اخیر سنندج، طرف اصلی نیروهای سپاه و ارتش گروههای مسلح غیرقانونی است که علاوهبر کومهله و دمکرات، شامل گروههایی چون سازمان چریکهای فدایی خلق، سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر و... نیز میشود. این گروهها از تهران و بهطورکلی از خارج منطقه، برای بهرهبرداریهای گروهی خویش به سنندج میآیند و در این درگیریها فعالاند. خلع سلاح و اخراج این گروهها از شهر و درصورت مقاومت سرکوب آنان، شرط لازم برای استقرار حاکمیت نظام و نظم ضروری در سنندج شناخته شده است و همه جناحهای نظام در این قضیه به وحدت و تصمیم رسیدهاند. دراینمیان، خساراتی که بیتردید به مردم شهر سنندج وارد میشود،
قسمت بغرنج مسئله است. دو خبر متفاوت دراینباره پخش شده است: یک دسته از خبرها حاکی است پس از پخش اطلاعیه لشکر28 کردستان که از مردم خواسته بود شهر را ترک گویند، اکثر مردم به قصد ترک سنندج راهی خارج شهر شدهاند(1)و دسته دیگری از خبرها بیانگر خروج گروه اندکی از اهالی سنندج از این شهر است. (2)طبیعی است که در مقابله با اطلاعیههای ارتش و سپاه که مردم را به خروج موقت از شهر دعوت میکنند، سازمانهای سیاسی مخالف با برگزاری تجمعاتی ازجمله در مساجد، برای جلوگیری از خروج مردم از شهر میکوشند. (3)بههرحال، بسیاری از مردم سنندج که بهعمد یا بهاضطرار در شهر ماندهاند دچار خسارت مالی و جانی شدهاند. خبرنگار انقلاب اسلامی در شماره امروز این روزنامه نوشته است: «در سنندج بوی خون و باروت به مشام میرسد. ... اکثر مردم تا آنجا که توانستهاند به کرمانشاه و روستاهای اطراف سنندج گریختهاند و آنان که در شهر ماندهاند به زیرزمینها پناه بردهاند.» (4)خبرنگار کیهان نیز در شماره امروز این روزنامه نوشت: درگیری چندروزه ارتش و پاسداران با پیشمرگان و افراد گروههای مسلح غیرقانونی «دهها کشته و مجروح به جای گذاشت و باعث خرابشدن بیمارستان قانع و اداره بهداشت و ویرانشدن تعدادی خانه شد.» در این گزارش آمده است: «هنوز جسد عدهای از کشتهشدگان در محل باقی مانده و چند جسد نیز در مساجد و خانهها غسل داده شده و در قبرستان تایله شهر سنندج به خاک سپرده شد.» (5)
دراینحال، نیروهای خودی در کنار تدابیر و اقدامات نظامی مربوط به کاهش هرچه بیشتر خسارات و تلفات مردم عادی، موظفاند بخشی از توان خود را صرف گسیل نیروهای امدادی به شهر بکنند. تلاشهای دوگانه نیروهای نظام در گزارش خبرنگار روزنامه بامداد مشهود است؛ در این گزارش آمده است: تا لحظه مخابره خبر {ساعت 5 بعدازظهر امروز 6/2/1359}، تیراندازی همچنان در سنندج ادامه داشته و تعدادی در این درگیریها کشته یا زخمی شدهاند. همچنین
دهها خانه ویران شده است. یک گروه پزشکی که از تهران و ازسوی جمعیت شیروخورشید سرخ بهمنظور کمک به زخمیهای بستریشده در بیمارستانهای سنندج به این شهر اعزام گردیده، وارد فرودگاه سنندج شد، اما تا این لحظه این گروه پزشکی موفق به ورود به شهر نشده است. تلاشهایی ازطریق مقامات شیروخورشید سرخ در جریان است تا ترتیبی داده شود که این گروه بتواند به داخل شهر وارد و به مداوای مجروحین بپردازد. تاکنون از تعداد زخمیها و کشتهشدگان حوادث سنندج آمار دقیقی به دست نیامده است «و از تعداد زخمیها و کشتهشدگان نیروهای ارتش و سپاه پاسداران نیز تاکنون آمار دقیقی در دست نیست.» (1)در ادامه گزارش، خبرنگار به پیشروی نیروهای خودی تا ساعت مخابره خبر یعنی 5 بعدازظهر امروز، پرداخته و نوشته است: «نیروهای ارتش از پادگان بهطرف سنندج پیشروی کردند و تا مسجد جامع پیش رفتند که با مقاومت پیشمرگان کرد مواجه و از دو طرف تعدادی کشته و زخمی شدند.» (2)
یادآوری میشود اراده گروههای مسلح ضدانقلاب درگیر با نظام برای تداوم هرچه بیشتر بحران در سنندج به صورتهای مختلف، بالطبع از موانع اصلی تحرک امدادرسانی ارتش به حساب میآید.
در یک گزارش داخلی نیروی زمینی ارتش که برای سپاه نیز ارسال شده، آمده است: «برابر اطلاع واصله از شیروخورشید سرخ، در تاریخ 6/2/1359 [امروز]، آقای نبوتمهر راننده بیمارستان صحرایی سیار جمعیت مرکزی ما در سنندج بعد از عبور از پل معلق به شهادت رسیده است.» (3)
128
بعد از سنندج امروز، سقز و بانه مهمترین کانونهای درگیری مناطق کردنشین بودند. بوکان نیز متأثر از وضع سقز در وضعیتی فوقالعاده قرار گرفته است. چنانچه پیشبینیهای سپاه درمورد سردشت درست باشد، بهزودی در کنار سنندج یک مربع بحران دیگر نیز تشکیل خواهد شد. در وضعیت کنونی و تا پایان امروز، میتوان گفت وضعیت سقز هرچند بحرانی است، این بحران تا حدی مهار شده است، ولی در بانه درگیریها رو به افزایش و تشدید است. در بوکان، تحرکات بیشتر امداد و حمایت از سقز را نشان میدهد و در سردشت فقط احتمال و پیشبینی ایجاد درگیری وجود دارد.
درباره بانه و ناآرامی جدیدی که از سه روز پیش در این شهر شروع شده است، پیشازظهر امروز، تیمسار فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش، در گفتوگو با کیهان اعلام کرد: «از ارتفاعات اطراف پادگان بانه و از شهر بانه شدیداً روی پادگان تیراندازی میکنند که این حوادث تعدادی مجروح از نظامیان داشته است.» (4)
در همین زمینه، گزارش خبرنگار بامداد از پیرانشهر نیز حاکی است که از بعدازظهر امروز، در بانه درگیریهای شدیدی آغاز شده است. (5)درواقع، این درگیریهای شدید نشانه شدت اقدام و تلاش گروههای مسلح غیرقانونی برای نتیجهگیری سریع از محاصره پادگان بانه و تصرف آن و نیز اصرار نیروهای خودی بر مقاومت برای جلوگیری از سقوط و قتلعام نیروهای پادگان میباشد.
ساعت 10:55، پیامی از ستاد مشترک ارتش درباره بانه به فرماندهی سپاه واصل شد که متن کامل آن چنین است: «مراتب زیر بهوسیله
نیروی زمینی به
اف. ام غرب اعلام گردیده است. برابر گزارش فرمانده پادگان بانه، تعدادی کشته و مجروح [شدهاند] که بهعلت عدم تخلیه آنها اجساد دچار عفونت [شده] و جان مجروحین در خطر است. جان پرسنل از تشنگی به لب رسیده و مهمات، سوخت و جیره غذایی رو به اتمام است. در این شرایط دشمن با آتش شدید آخرین قدرت مقاومت این پرسنل شجاع را از بین میبرد. باتوجهبه وضع وخیمی که همقطاران ما در بانه گرفتارند دستور فرمایید بهمحض رؤیت این امریه، پاسداران موجود در کرمانشاه همراه با نیازمندیهای لجستیکی بهوسیله شنوک با اسکورت مطمئن به بانه حمل نمایند. اجرای این دستور [و در] نتیجه [حفظ] جان پرسنل پادگان بانه نیاز به فداکاری بیش از انجام فریضه معمولی را دارد. پرسنلی که هماکنون وظیفه نجات مدافعان پادگان پاوه را به عهده دارند بایستی قبول خطر کنند وگرنه جان همقطاران ما در بانه، روز جاری در خطر است. ضمناً قبل از اعزام توسط پیک پایگاه سوم پشتیبانی نیروی هوایی درخواست شده که با حداکثر امکانات عملیات کمک به پادگان بانه را بهصورت پشتیبانی نزدیک هوایی، پشتیبانی نمایند و دستور فرمایید هرچه زودتر با اعزام حداکثر امکانات پاسدار به بانه اعزام دارند و دستیابی دشمن را به سلاحها و مهمات پادگان جلوگیری نمایند.
ر. سماجا سرلشکر شادمهر» (1)
وخامت اوضاع در این متن هویداست و طبیعی است که در این شرایط ازسوی سپاه آمادهکردن و اعزام سریع نیروی ورزیده و ازطرف ارتش ترابری و انتقال آنان به پادگان محاصرهشده بانه، با قدرت باید دنبال شود. پیامی که در ساعت 17:10 به فرماندهی سپاه مخابره شد، بیانگر بخشی از این تلاش است: «برابر اعلام نزاجا به استناد گزارش اف. ام، 4 فروند هلیکوپتر 214 که بهوسیله هلیکوپترهای کبری و هواپیماهای نهاجا اسکورت میشدند از سقز حرکت و در پادگان بانه فرود آمدند و پس از تخلیه، تعدادی از پرسنل پاسدار و وسایل
سالم به سقز مراجعت نمودند. این جابهجایی تا خاتمه روز جاری ادامه خواهد داشت. مراتب بهطور مشروح متعاقباً اعلام میگردد.
ر. سماجا سرلشکر شادمهر» (2)
نیروهای سپاه زیر آتش شدید از ارتفاعات اطراف در محل محاصرهشده، فرود آمدند که این امر بیشک با خسارات نیروی انسانی همراه بود؛ در گزارشی از وزارت کشور به سپاه آمده است: «گزارش هنگ ژاندارمری سقز مستند به اعلام گروهان ژاندارمری بانه گویاست در تاریخ 6/2/1359، هنگام فرود هلیکوپتر، 3 نفر از سپاه پاسداران مورد اصابت گلوله مهاجمین قرار گرفتهاند.
ازطرف معاون سیاسی وزارت کشور مصطفی میرسلیم» (3)
سقز شب گذشته ناآرام بود و صدای تیراندازی تقریباً بهطور مداوم به گوش میرسید. درحدود ظهر امروز، بار دیگر تیراندازیها شدت گرفت و براثر شلیک یک خمپاره 10 تن کشته شدند. به گزارش خبرنگاران، شهر خالی از سکنه شده و گروهی بسیار کم از اهالی در شهر باقی ماندهاند.
قسمتهای وسیعی از نقاط مختلف سقز هدف اصابت گلوله قرار گرفته و منهدم شده است. ارتباط
تلفنی سقز هم مانند سنندج با کلیه شهرها قطع شده است. (1)باتوجهبه اینکه عدهای از افراد گروههای مسلح ضدانقلاب از سنندج گریخته و به سقز {و نیز بانه} رفتهاند
مسئولان نظامی احتمال میدهند
که در سقز نیز وضعی نظیر سنندج پیش آید. (2)در گزارش خبرنگار بامداد که در ساعت 23، تنظیم و ارسال شده وضع سقز تا پایان امروز تا حدی ترسیم شده است. به نوشته این روزنامه، خبرنگار مذکور حدود ساعت 8 بعدازظهر، از بوکان با تلاش فراوان عازم سقز شده و نیمساعت بعد اتومبیلی که وی و همراهانش را به سقز میبرده، در نزدیکی شهر متوقف شده و از رفتن به داخل شهر خودداری کرده است. بهعلت شدت درگیریها ورود به شهر ممکن نبوده و این خبرنگار پیاده خود را به اطراف شهر سقز رسانده است. در گزارش او اضافه شده است که صدای شلیک
همه شهر را پر کرده است و 2 فروند هلیکوپتر کبری در بالای شهر سقز در پرواز بودهاند. همین گزارش حاکی است که طبق شواهد، شهر 50 هزار نفری سقز تا حدی خالی از سکنه شده است، ولی پیشمرگان کرد در شهر هستند. (3)
در بوکان، امروز مدارس این شهر به حالت نیمهتعطیل درآمدند، زیرا آوارگان سقز اغلب به مدارس این شهر منتقل شدهاند. (4)بعضی گزارشها حاکی است که حدود 25 هزار نفر از آوارگان شهرستان سقز که خانههای خود را ترک کردهاند هماکنون در شهرستان بوکان در منازل، مدارس و چادرهای امدادی جمعیت شیروخورشید بوکان اسکان داده شدهاند. چندین ستاد امدادی برای جمعآوری مواد غذایی و درمانی برای آوارگان سقز در شهرستان بوکان تشکیل شده است. (5)بهطور طبیعی در این شرایط هر جریان و گروهی میکوشد بهرهبرداری تبلیغاتی لازم را از وضع پیشآمده بکند؛ ازجمله دفتر سیدعزالدین حسینی در بوکان در اعلامیهای از مردم شهرهای کردنشین خواست که به یاری آوارگان سقز و سنندج که در بوکان مستقرند، بشتابند و به آنها کمک برسانند. (6)در آخرین ساعات دیشب، ستاد امدادی کمک به بوکان اعلام کرد که شهر بوکان و حومه با کمبود شدید مواد غذایی و سوختی و دارویی روبهرو شده است. (7)
یکی از مسئولان بیمارستان امدادی بوکان، در گفتوگویی اظهار کرد که در حوادث اخیر شهرستان سقز، حدود 18 نفر کشته شدهاند و تعداد زخمیها به 300 نفر میرسد. حدود 130 نفر از زخمیشدگان سقز هماکنون در بیمارستان بوکان بستری هستند. مجروحان پس از مداوا در بیمارستان بوکان به منازل مردم این شهر منتقل شدهاند. (8)یادآوری میشود گزارش منابع مسئول جمعآوری اطلاعات در محل به استاندار، از انتقال 150 تا 160 زخمی از کردهای ایران به بیمارستان پای کورشهگران نزدیک مرز ترکیه حکایت دارد. (9)
دراینحال، ابوشریف فرمانده عملیات سپاه، امروز، پیامی هشدارآمیز درباره سردشت به ستاد مشترک ارتش ارسال کرد که متن آن چنین است: «برابر اخبار
واصله براساس اطلاعات موثق تعدادی از عناصر ضدانقلاب سردشت، پادگان سردشت را با تیراندازی مشغول خواهند کرد و قرار است به هر قیمتی که شده اعضای پایگاه ارتش را در ربط و پاسگاه مستقر در نزدیکی پل بین سردشت و ربط قتلعام خواهند کرد. مراتب جهت اطلاع و اقدام اعلام میگردد.» (10)
1) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص2.
2) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 37، 7/2/1359، ص25، بخش کردی رادیو بغداد؛ و روزنامه کیهان، 6/2/1359، ص15.
3) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص2.
4) همان.
5) همان.
6) همان.
7) همان.
8) همان.
9) سند شماره 33984 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استاندار ایلام به فرماندهی گردان اعزامی اسلامآباد غرب، 15/2/1359.
10) سند شماره 41019 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 6/2/1359.
129
علاوهبر سنندج و شهرهای بانه، سقز، بوکان و سردشت، امروز در مناطق دیگری از کردستان و آذربایجانغربی و حتی کرمانشاه تحرکات ایذایی و درگیریهای پراکنده وجود داشت.
در کرمانشاه پیشازظهر امروز، بهطرف هلیکوپتر ارتش که درحال پخش اعلامیههای سپاه بر فراز شهر بود، از حوالی خیابان شریعتی این شهر 3 گلوله شلیک شد که به آن اصابت نکرد. (1)
در باینگان پاوه، بازهم مهاجمان ضدانقلاب به روستای مزیدی که محل استقرار افراد سپاه است، حمله کردند. این حمله که ساعت 2:30 بامداد امروز، روی داد به درگیری بین مهاجمان مسلح غیرقانونی و داوطلبان مهاجر مسلح باینگان، مستقر در روستای مزیدی، انجامید و در آن 3 نفر از مهاجمان ضدانقلاب کشته شدند. (2)یادآوری میشود که روستای مزیدی بارها هدف اینگونه حملات قرار گرفته است. امروز ناصر کاظمی فرماندار پاوه، از تشییعجنازه باشکوه یکی از شهدای روستای مزیدی در پاوه و سپس دفن وی در گورستان شهدای این شهر خبر داد. این شهید یک مهاجر باینگانی و پاسدار افتخاری به نام ناصر باینگانی که دانشآموز سال ششم متوسطه بوده است معرفی شده که روز 4/2/1359 {پنجشنبه گذشته} در جریان حمله ششساعته افراد ضدانقلاب به روستای مزیدی، مجروح شده و سپس به شهادت رسیده بود. (3)
استاندار کرمانشاه اعلام کرد ساعت 5 عصر امروز، ازطرف غرب، پاوه با سلاحهای سبک و خمپاره هدف حمله قرار گرفت. براساس نامه فرماندار پاوه
به استاندار کرمانشاه، براثر اصابت گلوله خمپاره به روستای گلال از توابع بخش مرکزی، 3 نفر از اهالی، مجروح و به بیمارستان پاوه منتقل شدهاند که حال یکی از آنان وخیم است. (4)ناصر کاظمی فرماندار پاوه، همچنین اعلام کرد همهروزه از ساعت 16، مهاجمان مسلح غیرقانونی شهر پاوه را زیر آتش خمپاره قرار میدهند. وی افزود که باوجود تقاضاهای مکرر، تاکنون اقدامی برای مرمت رله تلویزیون این منطقه نشده است. درحالیکه رژیم بعث عراق این منطقه را زیر پوشش برنامههای تبلیغاتی تلویزیونی که به زبان کردی پخش میشود قرار داده است. (5)
در مریوان هم درگیریهای پراکنده ادامه دارد. ساعت 4 بعدازظهر امروز، یک درگیری در محل تکیه مریوان رخ داد که براثر آن چند تن کشته و 3 تن زخمی شدند. یادآوری میشود قبل از این یک پایگاه دژبانی در داخل شهر که 18 نفر پرسنل مسلح در آن مستقر بودند، بهدست پیشمرگان کرد محاصره و خلع سلاح شده و همه 18 نفر جمعی دژبانی اسیر شده بودند. یکی از پیشمرگان کرد نیز کشته شده بود. (6)
در شاهیندژ، در ادامه درگیریهای پراکنده چند روز قبل، امروز بعدازظهر نیز درگیری دیگری رخ داد که با شدت ادامه یافت. (7)
در میاندوآب، ساعت 3 بامداد امروز، عناصر ضدانقلاب با سلاح سنگین به پاسگاه پلیس راه حمله کردند. این حمله که تا ساعت 4 طول کشید تلفات جانی به بار
نیاورد. (8)امشب نیز نیروهای
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 7/2/1359، ص11.
2) همان.
3) سند شماره 000609 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از فرماندار پاوه به استانداری کرمانشاهان، 6/2/1359.
4) سند شماره 000611 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از فرمانداری پاوه و اورامانات به استاندار کرمانشاهان، 7/2/1359.
5) روزنامه انقلاب اسلامی، 7/2/1359، ص11.
6) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص2.
7) روزنامه بامداد، 8/2/1359، ص3.
8) سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص3.
ارتش به ساختمان مشکوکی در امیرآباد واقع در جاده مهاباد میاندوآب در 15 کیلومتری میاندوآب، حمله کردند که این حمله نیز تلفات جانی در بر نداشت. (1)در ارومیه، صبح امروز، افراد ضدانقلاب با ایجاد راهبندان یک دستگاه اتوبوس مسافربری را که از تهران عازم ارومیه بود در نزدیکی قوشچی متوقف کردند و پس از آنکه پول و زیورآلات
مسافران آن را به زور گرفتند، گریختند. خبرنگار کیهان با اعلام این خبر افزود: «چندی قبل ژاندارمری اتوبوسهای مسافربری را در مسیر اسکورت میکرد و با لغو این اقدام افراد مسلح جلوی ماشینها را گاهوبیگاه میگیرند و اموال مسافران را به غارت میبرند.» (2)شبهنگام نیز صدای توپ و خمپاره در شهر ارومیه پیچید. به گزارش روزنامه جمهوری اسلامی این تیراندازی مربوط به درگیری بین گروههای مسلح غیرقانونی و نظامیان مستقر در منطقه بوده که در منطقه شلمکان از توابع ارومیه روی داده است. نیروهای نظامی مستقر در منطقه بهشدت به تیراندازیهای مهاجمان پاسخ گفتند و این تیراندازیها بهمدت یک ساعت ادامه داشت. (3)
130
براساس دستور ریاستجمهوری و شورای انقلاب مبنی بر دایرشدن کلاسهای درس دانشگاهها و مراکز آموزش عالی،(4)قرار است امروز، این کلاسها در سراسر کشور تشکیل شود. (5)
درعمل امروز، فقط بعضی کلاسها تشکیل شد که تعداد دانشجویان شرکتکننده
در آنها کمتر از معمول بود. به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی وضع امروز برخی مراکز آموزش عالی در تهران چنین است: دانشگاه ملی ایران و دانشگاه علموصنعت ایران امروز وضع آرامی داشتند و اکثر کلاسها دایر بوده است. در دانشگاه صنعتی پلیتکنیک کلاسهای درس بهعلت اعتراض کارکنان این دانشگاه به عدم تحویل دفاتر دانشجویی بعضی از گروهها کموبیش دایر شد. رئیس دانشگاه صنعتی پلیتکنیک در گفت وگویی با خبرگزاری پارس گفت: دانشجویان عضو گروههای چپ اکثر وسایل خود را از دفاتر خود تخلیه کردهاند، ولی از تحویلدادن همه اتاقها خودداری نمودهاند و چون من شخصاً برای تحویلگرفتن کتابخانه دانشجویی دانشگاه اقدام کردم با اعتراض آنها روبهرو شدم. وی اظهار امیدواری کرد که در طول هفته جاری با برنامهریزی دقیق درسی، تعداد کلاسها دو برابر شود تا با کمشدن
مدت ترم، دانشجویان بتوانند امتحانات خود را بدهند. در دانشگاه تربیتمعلم بهدلیل بقایای تخریب
و حوادث روز جمعه پیش، کلاسهای درس تشکیل نشد، زیرا کارکنان این دانشگاه از پاکیزهکردن محیط خودداری و اعلام کردند: «آنها که دانشگاه را تخریب کردهاند باید خودشان دانشگاه را تمیز کنند.» در دانشکده مهدی رضایی {مدرسه عالی بازرگانی سابق} نیز کلاسها اکثراً تشکیل شده، ولی به گفته رئیس این دانشکده بعضی از گروههای سیاسی هنوز دفاتر خود را تخلیه نکرده و به مقامات دانشکده تحویل ندادهاند و دانشکده تا ساعت 3 بعدازظهر امروز به آنها فرصت داده است تا دستور شورای انقلاب را اجرا کنند وگرنه مسئولیت عواقب آن برعهده خودشان است. در دانشگاه تهران، فقط در بعضی
از دانشکدهها مثل دانشکده فنی، ادبیات و علوم انسانی تعدادی از کلاسها تشکیل نشد و سایر کلاسهای تشکیلشده، ظرفیت کامل را نداشت. (1)
در شهرستانها نیز کلاسها وضع مرتبی نداشت، ولی درگیری و تشنج نیز ایجاد نشد. فقط در اهواز بقایا و آثار حوادث روزهای قبل هنوز موجب ناآرامی است. خلاصهای از وضع چند مرکز آموزش عالی مهم در شهرستانها به این قرار است: دانشگاه تبریز پس از چند روز تعطیلی از امروز، باز شد، ولی کلاسها حالت نیمهتعطیل داشتند. سازمان دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز با صدور اطلاعیهای اعلام کردند که در کلاسهای
درس حاضر نخواهند شد و شرکت در کلاسها را تحریم کردند. افراد سازمان دانشجویان مسلمان و انجمن اسلامی کارکنان و کارمندان دانشگاه همچنان در ساختمان مرکزی دانشگاه مستقر بوده و این ساختمان را در اشغال دارند. سلفسرویس دانشگاه تعطیل بود و دانشجویان با درهای بسته سلفسرویس
مواجه شدند. درحالحاضر،
دانشگاه تبریز فاقد رئیس و هیئت مدیره است و به همین دلیل اعضای هیئت علمی و دانشجویان در بلاتکلیفی به سر میبرند. (2)دانشگاه مشهد وضع آرامی داشت و کلاسهای درس دانشکدههای مختلف این دانشگاه با حضور عدهای از دانشجویان و اساتید کار خود را آغاز کردند. (3)دراینحال گزارش خبرگزاری
پارس از مشهد حاکی است تلگرامی ازسوی جامعه اسلامی دانشگاهیان مشهد به رئیسجمهور مخابره شد که در آن آمده است: «اندیشه مخالفت و مقابله با تصمیم شورای انقلاب از هماکنون در برخی از دانشکدهها و توسط اساتیدی که جز خدمت به امریکا و فرهنگ استعمار غربی هنری ندارند، آغاز گردیده اینان که خود را در خطر تصفیه میبینند بهدلیل ناآشنایی با فرهنگ اسلامی، اعتقادی به انقلاب فرهنگی اسلامی ندارند و غافل از سابقه کثیف خود علناً دربرابر جریانی قرار گرفتهاند که تداوم انقلاب اسلامی در گرو آن است. جامعه اسلامی دانشگاهیان باتوجهبه واقعیت موجود در محیط دانشگاه و هماهنگ با مردم بهپاخاسته مشهد، مصراً میخواهد فعالیت دانشگاه از هماکنون متوقف شود و انحلال نیمسال دوم اعلام گردد.» (4)در دانشگاه اصفهان، کلاسهای درس با حضور تعداد معدودی دانشجو تشکیل شده است. (5)در دانشگاه صنعتی اصفهان اکثر کلاسها تشکیل شده و عدهای از دانشجویان در این کلاسها حاضر شدند، ولی ساختمان اداری این دانشگاه همچنان در اشغال دانشجویان مسلمان پیرو خط امام میباشد. رئیس دانشگاه صنعتی اصفهان با اعلام این خبر افزود: این دانشگاه آرام است و خوشبختانه در این چند روز، برخوردی در این دانشگاه ایجاد نشده است. (6)در رشت، دانشگاه گیلان فعالیت خود را آغاز کرد، ولی کلاسها دایر نشد. رئیس دانشگاه گیلان ضمن ابراز تأسف از وقایع اخیر این دانشگاه گفت: این فاجعه بدون شک مقدمه دردناکی بود که امیدواریم پیامد و تحولات موفقیتآمیزی در راه ایجاد یک بعثت فرهنگی نوین اسلامی داشته باشد. (7)
ولی در اهواز فضای دیگری حاکم بود. روزنامه انقلاب اسلامی امروز به نقل از خبرنگار خود در اهواز نوشت: «بهدنبال حادثه روز 2 اردیبهشتماه اهواز، شهروندان اهوازی با اجتماع در حسینیه اعظم خواستار مجازات دستگیرشدگان شدند. لازم به توضیح است که در این روز پس از حمله ناجوانمردانه
طرفداران بهاصطلاح خلق به مردم، عدهای حدود 600 نفر از گروههای چپ بهوسیله مردم و افراد سپاه دستگیر و بازداشت شدهاند.» (1)دراینباره شماره امروز روزنامه بامداد به نقل از خبرنگار خود در اهواز، آورده است: «گروه عظیمی از خانوادههای دستگیرشدگان طی این چند روز درارتباطبا درگیریهای دانشگاه در اطراف دادگاه انقلاب اجتماع نموده و درصدد جویاشدن از چگونگی احوال فرزندان خود شدند. به گزارش خبرنگار بامداد ازدحام بهقدری زیاد است که چندبار پاسداران مبادرت به تیراندازی هوایی کردند. گروهی خواستار آزادی دستگیرشدگان و گروهی دیگر نیز... [شعار میدادند]. از سویی دادگاه انقلاب طی اعلامیهای ضمن دعوت به آرامش به خانواده دستگیرشدگان خاطرنشان کرد که بهعلت زیادی نفرات و پروندهها طی چند روز آینده تکلیف دستگیرشدگان معلوم و آنان که بیگناهاند آزاد خواهند شد.» (2)
131
همزمان با برقراری آرامش و فروکشکردن تدریجی بحران در دانشگاهها، اعلام نظرها و مواضع مسئولان نظام به تناسب مسئولیت اجرایی، که بعضاً با وابستگی جناحی آنان همراه است، ادامه دارد. مصاحبه بعدازظهر امروز رئیسجمهور بنیصدر و اطلاعیه آیتالله مهدوی کنی سرپرست کمیته انقلاب اسلامی که در ماجراهای اخیر مسئولیت حفظ نظم و حراست و حفظ و نگهداری اموال دانشگاهها را برعهده داشت، دو نمونه قابلذکر دراینباره است.
محمدرضا مهدوی کنی سرپرست کمیته مرکزی انقلاب اسلامی در اطلاعیهای اهداف این کمیته و همچنین هدف گروههای سیاسی را برشمرد و از همه اقشار ملت خواست برای محترم شمردن خواست شورای انقلاب و رئیسجمهوری ایران با نهایت هوشیاری و صبر انقلابی از بروز هرگونه توطئه و دسیسه بیگانه جلوگیری کرده و با مأموران انتظامی و کمیتهها نهایت مساعدت و همکاری را کنند. در این اطلاعیه با اشاره به «ضرورت غیرقابلانکار انقلاب فرهنگی و گسستن از قید امپریالیسم جهانخوار» که آن را «همه تأیید مینمایند»، آمده است: «پس از اعلام حفاظت دانشگاهها توسط کمیته مرکزی انقلاب اسلامی، پاسداران کمیته مرکزی علیرغم انواع و اقسام توهینها و مارکها از جنایت گروههای درگیر و نیز تیراندازی مکرر از داخل دانشگاه با صبر انقلابی و بردباری فراوان به تیراندازی مترصدین درگیری و تشنج پاسخ نداده و نهایت تلاش و کوشش خود را مبنیبر عدم درگیری و جلوگیری از ایجاد جو شایعه و ترویج دروغ و تهمت به کار بردند، لیکن از آنجایی که حفاظت از جان و ناموس و اموال و وسایل متعلق به بیتالمال از وظایف لاینفک پاسداران است نهایت کوشش و فداکاری را بهخاطر این موارد به کار بردند.» سرپرست کمیته مرکزی درباره گروههای سیاسی اعلام کرده است: «عمده تلاش این گروهها
[عبارتاند از]: 1. ایجاد درگیری و بهوجودآوردن جو مساعد تبلیغی و احتمالاً ایجاد "16 آذر" علیه جمهوری اسلامی. 2. ایجاد درگیری عمده و همهجانبه با پاسداران که بحمدالله این توطئه با صبر و هوشیاری پاسداران خنثی شد. دلایل ادعاهای مذکور به این شرح میباشد:
الف) تیراندازی از داخل دانشگاه بهسوی پاسداران مستقر در اطراف دانشگاه.
ب) تحریک احساسات مردم و استفاده تبلیغاتی به نفع خود.
پ) پخش شایعه کشتهشدن 60 نفر در دانشگاه و توطئه احتیاج مبرم بیمارستانها به خون.
ج) حمل تابوتهای خالی بر سر دست و نمایش تشییعجنازه شهید.
چ) سنگربندی در درون دانشگاه و آتشزدن و ازبینبردن وسایل دانشگاه تربیتمعلم که از دسترنج مردم ایران تهیه شده است.
د) نوشتن انواع توهین و فحشها خطاب به پاسداران بر روی [پلاکاردها] و [تراکتهای] مختلف.
ل) اشغال در غربی دانشگاه و دو مورد حمله به پاسداران جهت خلع سلاح آنها.
م) عدم تخلیه دانشگاه تا آخرین دقایق مهلت مقرر ازسوی شورای انقلاب.
ن) ازبینبردن سیستم صوتی نماز جمعه در محوطه دانشگاه.»
در ادامه این اطلاعیه درمورد اهداف کمیته مرکزی خاطرنشان شده است: «کمیته مرکزی پیوسته دو هدف را تعقیب میکرد: 1. حفاظت از جان و مال و ناموس مردم و جلوگیری از ضایعات به بیتالمال 2. جلوگیری از ایجاد درگیری بین مردم خشمگین و گروههای سیاسی مستقر در دانشگاه و دلایل این مدعا بدین شرح است:
الف) جلوگیری از ورود مردم به دانشگاه و دعوت کلیه ملت به آرامش و بردباری.
ب) عدم پاسخ به رگبارهای پیدرپی که از درون دانشگاه بهسمت آنها یا به آسمان شلیک میشد.
پ) فرستادن نماینده برای مذاکره با گروههای مستقر در دانشگاه {توضیح اینکه عمل مذکور صرفاً بهمنظور رعایت خواست رئیسجمهوری بوده است.}
باتوجهبه مطالب یادشده و اطلاعیه قبلی کمیته مرکزی انقلاب اسلامی ایران مبنیبر جلوگیری از درگیری و برادرکشی، هرگونه اغتشاش و هرجومرج را توطئه ضدانقلاب دانسته و نهایتاً به سود دشمن بزرگ خواهد بود. در پایان قضاوت چندوچون قضایا را به ملت قهرمان و وفادار ایران واگذار میکنیم تا با آگاهی و قدرت پرشکوه خویش شایعات و توطئهها را رسوا کرده و خدعه جنایتکاران وابسته به شرق و غرب را افشا سازند.» (1)
132
همزمان با آشکارشدن چشماندازی از وضع دانشگاهها، جریانهای مختلف به اعلام موضع دراینباره میپردازند و میکوشند در تحولات آتی تأثیرگذار باشند.
روزنامه انقلاب اسلامی در شماره امروز خود اعلامیه گروهی با عنوان "جمعیت ملی استادان
1) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص12.
دانشگاههای ایران" را درج کرد که در آن با حساسیتهایی شبیه جریان منتسب به بنیصدر، جمعیت مزبور خواستار ادامه کار دانشگاهها و پیروی از تصمیم شورای انقلاب شده است. در این اطلاعیه آمده است: «ما معتقدیم که تغییر بنیادی درست و مناسب تنها با نظر متخصصین متعهد به استقلال فرهنگی امکانپذیر است و برای اینکه این امر مهم بهدست غیرمتخصصین یا با اعمال زور از بیرون به دانشگاه القا نگردد، گروههای مذهبی و غیرمذهبی بدون استثنا باید دفترهای خود را که از آن همه مردم است از دانشگاهها جمع نمایند.» (1)
روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده نیز دیدگاهها و مواضع علنی و تبلیغی این حزب را در شماره امروز خود منعکس کرد. این روزنامه در مقالهای که از صفحه اول با عنوان "نگذاریم زخم ضدانقلاب در دانشگاهها کاری شود" آغاز شده، آورده است: «چند دانشجوی شهید، صدها جوان زخمی، انبوه کتابهای سوخته در دانشگاهها و مدارس عالی، میلهها و درهای ازجاکندهشده، آزمایشگاههای درهمکوبیدهشده خبر از وقوع توفانی میدهد که از فراز میهن ما گذشته، اما هنوز فرو ننشسته است. توفانی که هدیه آن کتابسوزان و جرح بود. اعمالی که ازجانب هرکس باشد، ازنظر حزب توده ایران شدیداً محکوم است. ... ما بنا بر وظیفه انقلابی خود بار دیگر هشدار میدهیم، بار دیگر اعلام میداریم که جبهه متحد خلق، همچنان که امام تأکید کردهاند، از خلق ایران، از هر مسلک و هر گروه که در جبهه نبرد با امپریالیسم امریکایی میرزمد، باید تشکیل شود. آنان که بازهم به تفرقه و نفاق دامن میزنند، آنان که بهجای التیامدادن زخم ضدانقلاب در دانشگاهها آن را عمیق و عفونی میکنند، آنها مسئولان تباهی کشور و شکست انقلاب خواهند بود.» (2)
حزب توده همچنین در یادداشتی که در صفحه اول {همین} روزنامه با عنوان "دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و رویدادهای اخیر دانشگاهها" درج شده، کوشیده است حساب آنچه در دانشگاهها رخ میدهد را از عملکرد دانشجویان پیرو خط امام جدا کند. این حزب که همواره از اقدامات ضدامریکایی حمایت کرده است و در همین چارچوب از جریان کلی خط امام نیز حمایت میکند، در قضیه دانشگاهها به تناقضی در مواضع و منافع خویش برخورده که باید بهنحوی آن را حلوفصل کند. در این یادداشت که تلاشی دراینزمینه میباشد، آمده است: «عدهای میخواهند از حیثیت عظیم و اعتبار کلانی که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام کسب کردهاند سوءاستفاده کنند، عدهای دیگر میخواهند با برقراری چنین پیوندی اصولاً به خود و حیثیت و اعتبار دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، مستقر در لانه جاسوسی لطمه وارد سازند و از این راه در تحلیل آخر نبرد ضدامپریالیستی [را]، که دانشجویان مزبور یکی از مظاهر آن شده بودند، تضعیف کنند.» حزب توده در ادامه افزود: «ما که مواضع آشکار خود را در دفاع از انقلاب واقعی فرهنگی بیان داشتهایم و مخالفت آشکار خود را نیز با درک نادرست و غلط از انقلاب فرهنگی اعلام کردهایم و درموقع خود نیز همیشه از عمل قهرمانانه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام حمایت بیتردید کردهایم، اکنون نیز لازم میدانیم کوششهایی را که از آنها یاد کردیم و
هدفهایی را برشمردیم، در معرض قضاوت همه قرار دهیم. ...»
در ادامه این یادداشت نوشته شده است: «جبهه اصلی نبرد ما جبهه نبرد ضدامپریالیستی امریکاست... برای دانشجویان مسلمان پیرو خط امام این افتخار باقی خواهد ماند که در لحظاتی که سیاست گامبهگام دولت موقت و سازشکاریهای پیدرپی و گرایشهای راستروانه و انحصارطلبانه همه چیز را در معرض خطر قرار داده بود، با عمل شجاعانه خود انقلاب را به پیش بردند، ماهیت ضدامپریالیستی آن را برجسته کردند و آن را از خطر انحراف
رهانیدند. علت آنهمه شور و هیجان میلیونها مردمی که در تمام شهرها و دهات یکصدا به دانشجوی مسلمان پیرو خط امام درود فرستادند، همین بود. ... در این روزها [که] کوششهایی درجهت بهرهبرداری از نقش و موجودیت و محور اصلی فعالیت دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مستقر در لانه جاسوسی امریکا انجام میگیرد، لازم بود که این حقایق بار دیگر گفته شود.» (1)
در این میان، سازمان مجاهدین خلق که بازنده بزرگ تحولات دانشگاهها محسوب میشود، باوجود سازماندهی وسیع و دقیق نتوانست با پایگاه دانشجویی و مردمی خط امام مقابله کند و همه روشهای خاص این سازمان بدون دستیابی به اهداف مورد نظر با شکست کامل همراه شد. این سازمان تقریباً تمامی مطالب شماره امروز نشریه خود را، بجز اندکی، به حوادث اخیر اختصاص داده است. البته در این نشریه بخشهایی
از حوادث اخیر معکوس جلوه داده شده بدینگونه که در آن، سازمان قهرمانانه و البته مظلومانه یک طرف قضیه بوده و طرف مقابل آن سبعانه و بدون هیچگونه
مشروعیت و پایگاه مردمی به سرکوبگری پرداخته است. در این مجموعه علاوهبر بیانیهها و تحلیلهایی که بهطور مستقیم و رسمی از آن سازمان است، انبوه مطالبی که در ظاهر متعلق به دیگران است، اما درحقیقت بیانگر مواضع سازمان بوده و غالباً با کوشش تشکیلاتی خود سازمان تولید شده است، نیز به چشم میخورد. برای مثال در اعلامیهای با امضای "کادر پرستاری دانشکده پزشکی دکتر محمد مصدق" آمده است: «مردم مبارز مشهد، در شرایط حساس کنونی که اعتلای جنبش انقلابی خلق قهرمان ایران میرود که سلطه امپریالیسم را در ایران نابود کند اغتشاش در دانشگاهها [و] حمله به دفاتر گروههای
مختلف سیاسی ثمری جز تفرقه در صفوف مردم نخواهد داشت. ... درزمانیکه تمام کوششمان باید درجهت مبارزه با امپریالیسم و ارتجاع داخلی باشد بروز این اعمال از ناحیه افراد معلومالحال
و تحریکشده نمیتواند چیزی غیر از خواسته امپریالیسم باشد.» در ادامه این
اطلاعیه پرستاران مزبور ضمن محکومکردن "یورش عوامل ارتجاع" و حمایت از "دانشجویان مبارز" تهدید به استعفا کردهاند. (2)
در بخش دیگری از نشریه این سازمان، اعلامیهای با عنوان مجمع عمومی دانشکدههای پزشکی دانشگاه شیراز درج شده که در آن آمده است: «... ما هرگونه تجاوز فردی و گروهی را به هر بهانهای که باشد، چه تصفیه و چه تغییر نظام آموزشی به حریم مقدس دانشگاه، دانشکده و بیمارستان محکوم میکنیم. ما معتقدیم این حرکت نه درجهت تغییر نظام آموزشی، بلکه دقیقاً
درجهت محدودکردن آزادیهای دمکراتیک، دانشکده و دانشگاه است. ... ما با تعطیلکردن دانشکده و دانشگاه مخالفیم و آن را به نفع امپریالیسم و ایادی داخلی آن میدانیم.» (1)
بخشی از مواضع و دیدگاههای این سازمان نیز همراه با گزارشهای مفصل مراسم تشییعجنازه و خاکسپاری شکرالله مشکینفام که در حوادث اخیر کشته شده است در سخنان افرادی چون شیخ علی تهرانی، طاهر احمدزاده و دیگران ابراز شده است. دراینباره همچنین مطلبی با عنوان "اطلاعیه احسان شریعتی فرزند معلم شهید دکتر علی شریعتی درباره حمله چماقداران به ستاد مجاهدین خلق" در شماره امروز نشریه مجاهد چاپ شد. (2)
133
امروز حدود 250 دانشجوی چپگرای ایرانی در برلن غربی دست به تظاهرات آرامی زدند. در این تظاهرات سخنرانیهایی ایراد و بروشورهایی توزیع شد. رویتر امروز با اعلام این خبر نوشت که این تظاهرات در اعتراض به اقدام شورای انقلاب ایران به اسلامیکردن دانشگاهها و اخراج چپگرایان انجام شده است. (3)
همچنین امروز، خبرگزاری فرانسه از تحرکات مشابهی در وین خبر داد. در گزارش این خبرگزاری آمده است: «پنجشنبه گذشته، درحدود 60 دانشجوی ایرانی در [جلوی] سفارت ایران در وین دست به تظاهرات صلحآمیز زده تا
بدینوسیله علیه حملات ارتش ایران به کردستان و درگیریهایی که در دانشگاههای ایران به وجود آمده است، اعتراض کنند. تظاهرکنندگان که خود را نمایندگان تمام سازمانهای دانشجویی ایران معرفی کردند اعلام داشتند که [تا] شامگاه جمعه به تحصن خود ادامه میدهند. لازم به یادآوری است که این دانشجویان با دیگر دوستان خود در کشورهای دیگر اروپا در تماس هستند و بعید به نظر نمیرسد که طی روزهای آینده تظاهرات مشابهی در این کشورها صورت گیرد. از سوی دیگر، طبق آخرین خبر رسیده دانشجویان که تصمیم داشتند شامگاه دیروز تحصن خود را بشکنند اعلام کردند تا موقعی که به خواسته آنان توجه کافی نشود، همچنان به تحصن خود ادامه خواهند داد.» (4)
ضمیمه گزارش103: متن کامل یکصد و سیزدهمین اطلاعیه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
یکصد و سیزدهمین اطلاعیه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که حاوی نکاتی درباره عوامل داخلی دخیل در اقدام اخیر امریکا در طبس و نیز گزارشی درباره دلایل اقدام به پراکندن گروگانها در سطح ایران برای پیشگیری از خطرهای مشابه احتمالی و مقابله با آنها میباشد، امروز انتشار یافت. متن کامل این اطلاعیه چنین است:
«بسماللهالرحمنالرحیم
ملت رزمنده و مسلمان ایران، جنایت مفتضحانه کارتر و تجاوز مزدورانش به خاک ایران درضمن اینکه این حقیقت مسلم را روشنتر ساخت که دست توانای خدای متعال با این ملت مظلوم و ستمدیده است و ثابت کرد که "یُریدُونَ لیطفؤوا نُورَ اَللهِ بِأَفواهِهِم وَ اَللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَو کَرِهَ اَلکافِرُونَ"، ولی شاید برای ملت ایران درپی این حادثه سؤالات بیشماری مطرح باشد که ما امیدواریم پاسخ به همه این سؤالات روشن شود که آیا مزدوران امریکایی میتوانند بدون همکاری عوامل خودفروخته داخلی در چنین عملیات پیچیدهای موفق شوند؟ به ما دراینرابطه
اطلاعاتی رسیده است که دراختیار مقام رهبری قرار خواهیم داد. این درست که ما اطمینان دادهایم و میدهیم که با
تمام نیرو حتی به قیمت جان دهها [تن از] فرزندان اسلام هرگز اجازه نخواهیم داد کارتر و مزدورانش درصورت اعمال چنین شیوههای احمقانه و رذیلانهای
حتی به یک نفر از گروگانهای جاسوس زنده دسترسی پیدا کند، ولی این بدان معنا نیست که دیگران وظایف خود را انجام ندهند و یا کوتاهی نمایند.
ملت دلیر ایران، کارتر پلید تجاوز نظامی خود را به داخل ایران عملی جهت رهایی گروگانها توصیف کرده است درصورتیکه تصور ما بر این است که تصمیم به [اجرای] عملیات تجاوزگرانه وسیعی در کشور داشته که رهایی گروگانها بخش کوچکی از این عملیات بوده است و لذا ما معتقد هستیم که اقامتگاه امام و مرکز صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در تهران و نقاط حساس دیگر از حفاظت امنیتی شدیدی باید برخوردار باشد، ولیکن همانطور که امام فرمودند این توطئه به امر خدای تبارکوتعالی درهم شکسته شد و ما برای اینکه بهانه این تجاوز از کارتر جنایتکار گرفته شود و برای اینکه عموم ملت شجاع ایران مستقیماً در عمل نگهداری گروگانها شرکت مستقیم داشته باشند و برای اینکه امریکا بداند که چنین شیوههای پلیدی نهتنها برای رهایی گروگانها نتیجهای ندارد بلکه ما ناچار از تجدیدنظر درباره آنها میشویم، تصمیم گرفتهایم که از گروگانها در شهرهای مختلف سراسر کشور نگهداری کنیم. طبیعی است هر شهر مسئولیت نگهداری آنها را تا مدت لازم با همکاری دانشجویان مستقر در لانه جاسوسی که همراه گروگانها هستند، مستقیماً بهعهده خواهند داشت و ما مطمئن هستیم که جوانان پرشور انقلابی اسلام در هر شهر با کمال هوشیاری هرگونه توطئه و حرکت مشکوکی را خنثی خواهند نمود و درحالحاضر بهعنوان یک عمل احتیاطی گروگانهای جاسوس در نقاط مختلف نگهداری میشوند. جزئیات عملی این تصمیم بعداً به اطلاع ملت عزیز خواهد رسید. عزت و عظمت مسلمین و دوام عمر اماممان را از خداوند بزرگ خواستاریم.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» (1)
ضمیمه گزارش113: گزارش پیر سالینجر خبرنگار معروف امریکایی از تماس تلفنی قطبزاده با رابطهای فرانسوی و امریکایی و شرایط و زمینههای آن
پیر سالینجر سازنده برنامه معروف تلویزیونی "امریکا در بند" که 23 ژانویه 1981 بهمدت سه ساعت از شبکه تلویزیونی ای.بی.سی امریکا پخش شد،(2)در کتاب خود به همین نام درباره تماسهای غیرعلنی قطبزاده وزیر امور خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران و زمینهها و شرایط چنین اقداماتی، مینویسد:
«برای کسانی که از ژانویه برای آزادکردن مسالمتآمیز گروگانها درگیر مذاکره بودند، تلاش اخیر نجات، دیوانگی محسوب میشد.
در پاریس، کریستین بورژو به خودش گفت، چقدر احمقانه! این یک جنون بود، بیاحتیاطی
بود، زیرا فقط درصورتیکه
ایرانیان را نشناسید، ممکن است باور کنید با زور بتوانید آنان را به کاری وادارید... آنها واکنش نشان میدادند
و چه سریع واکنش نشان میدادند،
زیرا در تهران کلمات اخیر با سرعت نور حرکت میکنند و مردم حتی در کمتر از یک ساعت به خیابانها میریزند و هیچ شانسی اصلاً وجود نداشت که تکاورها، پیش از آن که همهکس بفهمد چه اتفاقی افتاده بود، در ماجرا دخالت نمایند. بورژو همیشه نگران نوعی تلافی ایالات متحده بود. ... چیزی که وی را بیش از همه به وحشت میانداخت این بود که امریکاییان نمیفهمیدند
که هیچیک از این کارها، حتی ربودن امام، نمیتوانست کوچکترین تزلزلی در ایرانیان به وجود آورد. امام شخصاً ترجیح میداد که خودش با اعتصاب غذا بمیرد تا آنکه دستور آزادی گروگانهای امریکایی را بدهد و وقتیکه او به آن ترتیب میمرد، یا آنکه امریکاییان وی را از بین میبردند، ایرانیان مسلماً گروگانها را میکشتند. وقتی رئیسجمهور کارتر پشت میزش در دفتر بیضی شقورق
نشست و خطاب به ملت امریکا گفت: "من دستور انجام این مأموریت نجات را صادر کردم... باطلکردن آن تصمیم من بود. تمام مسئولیت با من است." اوایل بعدازظهر بهوقت پاریس بود. ظرف یک ساعت بورژو تلفنی با همیلتون جردن صحبت میکرد. او پرسید: ولی شما به چه فکر میکردید؟
میخواستید چه کنید؟ جردن گفت: شما میخواهید ما چه کنیم، چه کار دیگری باقی مانده که نکردهایم؟ زنگ تلفن، همیلتون جردن را در نیمههای
شب، بیدار کرد. او از لحظههای
تأخیر در برقراری ارتباط و صداهایی که از دوردست روی خط شنیده میشد، توانست حدس بزند که تلفن از خارج بود. سپس صدایی به گوش جردن رسید که بلافاصله وی را هوشیار کرد. کسی که تلفن میکرد
گفت: من صادق قطبزاده
هستم. قطبزاده شماره تلفن خصوصی آپارتمان جردن را که در دفتر تلفن ثبت نشده بود از کریستین بورژو گرفته بود، او بهنحوی از
محدودیتی که امام درمورد تماس با امریکاییان وضع نموده بود و خطراتی که برای متمردین از این ممنوعیت وجود داشت آگاه بود، ولی حس میکرد این موضوع به تماس مستقیم نیاز داشت. وزیر امور خارجه کلمات را به هدر نداد و پرسید: در آن جهنم چه میگذرد؟
شما آقایان چه میکنید؟
در چند دقیقه بعد جردن کوشید همان پیامی را که ایالات متحده میخواست از راههای موجود صادقانه به ایران برساند، برای قطبزاده
بازگو نماید: حمله
بهمنظور تنبیه ایرانیان نبود، تنها هدفش آزادکردن گروگانها بود. 48 ساعت پس از حمله، هنگامیکه دانشجویان تندرو گروگانها را در مخفیگاههای متعدد خارج شهر پنهان میکردند، دهها پیام ازطریق دو میانجی بورژو و ویلاسون، میان امریکاییان و ایرانیان ردوبدل شد. امریکاییان میخواستند به ایرانیان اطمینان بدهند که حمله برای تنبیه آنان نبود و همزمان با آن بگویند که دلیل اتخاذ چنین تصمیمی آن بود که برای امریکاییان هیچ راهحل دیگری باقی نمانده بود. ایرانیان میخواستند امریکاییان بفهمند مرتکب اشتباهی تاریخی شده بودند که ثابت میکرد اصلاً چیزی از ایران نمیفهمیدند. ... قطبزاده به بورژو تلفن کرد و به وی اطلاع داد که نه او و نه آیتالله درپی انتقامجویی از گروگانها نبودند و از او خواست آن پیام را به امریکاییان برساند. وزیر امور خارجه گفت: آنها به اندازه کافی تنبیه شدهاند. این کار خداست بیایید دوباره از اول شروع کنیم.» (1)
ضمیمه گزارش114: متن کامل دومین نامه و پیام مسعود بارزانی رئیس حزب دمکرات کردستان عراق، در محکومیت اقدام امریکا
متن کامل بیانیه و نامه مسعود بارزانی در محکومیت اقدام اخیر امریکا در طبس، به این قرار است: «حضور محترم حضرت امام خمینی رهبر جهانی اسلام و بنیانگذار
جمهوری اسلامی ایران [و] جناب آقای ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهوری اسلامی ایران. حمله نظامی امپریالیزم امریکا و نوکرانش بگین، سادات و صدام و رژیمهای ارتجاعی منطقه به جمهوری اسلامی ایران به بهانه آزادکردن 50 جاسوس، وحشیترین و کثیفترین حمله و تعرض نهتنها به ملت ایران و انقلاب شکوهمندش بود بلکه رسواترین تجاوز و تعرض به انسانیت و جهان اسلام و همه جنبشهای
آزادیبخش در خاورمیانه و دنیا بود و بزرگترین تهدید و خطر برای صلح جهانی. علیهذا به نام دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان عراق و رهبری انقلاب 26 می {1939} کردستان عراق و به نام خودم این حمله رسوا و ضدانسانی را که در سایه لطف خداوند عقیم ماند، شدیداً محکوم و تقبیح مینماییم. کارتر دوباره ثابت کرد که همه ادعاهایش درمورد آزادی و حقوق بشر تنها سرپوش است که در پناه آن به خیال خام خودش دوباره بر سرنوشت منطقه از روی [نظر] سیاسی و اقتصادی و نظامی تسلط یابد به آن امید که جنبشهای آزادیبخش منطقه [را] که در رأس همه آنها انقلاب پیروزمند ایران به رهبری آن حضرت و جنبش آزادیبخش ملت عرب فلسطین به رهبری سازمان آزادیبخش فلسطین و جنبش
آزادیخواه ملت کرد و همه مستضعفین جهان اسلامی که حضرت عالی پرچم رهایی آن را بر دوش دارید [درهم] بکوبد. ما با همه قدرت و تواناییمان، آماده حفاظت و حراست از جمهوری اسلامی ایران هستیم و از ملت مبارز ایران و نیروهای سیاسی و میهندوست میخواهیم که اختلافاتمان را کنار گذاشته و بیش از هر وقت دیگر اتحادمان را علیه امپریالیزم امریکا و صهیونیسم و ارتجاع منطقه مستحکم سازیم. والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته.» (2)
ضمیمه گزارش115: اظهارات یک فرد نظامی درباره نقش شوروی در انهدام پرندههای امریکایی
در شرایطی که ابهامات زیادی درباره علل و عوامل اصلی مؤثر در عملیات بمباران هلیکوپترهای امریکایی، در محافل مختلف وجود دارد، مصاحبه با این فرد، آشکارا از تلاشهای توجیهگرانه روزنامه انقلاب اسلامی بهعنوان
یکی از جریانهای حامی بنیصدر محسوب میشود. از این فرد نظامی که در روزنامه فردی آگاه و محقق معرفی و از ذکر نام وی خودداری شده است، در زمینههای دیگر غیر از علت بمباران هم، مطالبی نقل شده که بهنوبه خود درخور ملاحظه است. برای مثال، درحالیکه در نزد بسیاری از هواداران نظام، طوفان شن و وضع طبیعی شب حادثه در طبس، بهمنزله یک امداد الهی مطرح میشود و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام این واقعه را مصداقی از سوره فیل میخوانند و روزنامه جمهوری اسلامی "الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل" را تیتر درشت صفحه اول خود میکند،(3)این فرد بر مبنای قولی غیرمستند ازسوی محافل ناشناس، موضوع دخالت شوروی را در این حادثه طرح میکند. روزنامه انقلاب اسلامی در ادامه گزارش اظهارات فرد مزبور آورده است: «مقام ستاد مشترک ارتش همچنین دررابطهبا علل برخورد هواپیماهای متجاوز امریکا که منجر به شکست توطئه و رسوایی آنها شد اظهار داشت: اینکه
تصور شود باد و شن باعث تصادم هواپیماها شده است، سادهاندیشی است، زیرا هواپیماهای سی130
هرکولس که قادر است تانک و هلیکوپتر حمل نماید از سیستم ارتباطی و مخابراتی قوی و مجهزی برخوردار است، لذا وجود شن و باد نمیتواند مانعی برای آنها باشد. وی علل برخورد هواپیماهای متجاوز امریکایی را متعدد دانست و ازجمله خاطرنشان ساخت دولت روسیه... ممکن است از تجاوز هواپیماهای امریکایی مطلع شده و فوراً با جنگهای الکترونیکی در دستگاههای ارتباطی هواپیماهای امریکایی اختلال ایجاد کرده و با اقدامات فریبنده خود باعث تصادم هواپیماها شده باشد. وی همچنین دررابطهبا چگونگی محل فرود هواپیماها و هلیکوپترهای متجاوز امریکایی یادآور شد که معمولاً در هر کشور فرودگاههای اضطراری بینالمللی وجود دارد و تمام هواپیماهایی که در سطح بینالمللی پرواز میکنند محل این فرودگاهها را میدانند، لذا جایی که این هواپیماها فرود آمدند از همین نوع فرودگاههای اضطراری بینالمللی است که فاقد سایر تجهیزات میباشد.» (1)
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 7/2/1359، ص1.
134
درحالیکه بهدلیل ماجرای اخیر طبس، موضوع بحران در روابط ایران و امریکا، در سطح وسیعی در جهان مورد بحث قرار دارد، امروز، هر دو دولت بهنحوی سرسختی خود را به رخ دیگری کشیدند. در امریکا دو مقام عالیرتبه این کشور، هرچند تا حدی منفعلانه، بازهم به تهدید نظامی ایران پرداختند. در ایران نیز دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با صدور دو اطلاعیه پیدرپی، همچنان قاطعیت رفتار در قبال امریکا و گروگانها را نشان دادند. علاوهبراین امام خمینی رئیسجمهور را به ترتیبدادن یک بررسی بینالمللی از جرایم امریکا در ایران موظف کرد.
در امریکا، دو مقام عالی امروز در هشداری خطاب به ایران و نیز متحدان غربی امریکا اظهار کردند که احتمال اقدام نظامی امریکا علیه ایران وجود دارد. هارولد براون وزیر دفاع و برژینسکی مشاور کارتر در امور امنیت ملی که در کانالهای مختلف تلویزیون امریکا سخن میگفتند با کلماتی تقریباً مشابه تأکید کردند که نباید اتخاذ هرگونه تصمیمی ازسوی امریکا را ازنظر دور داشت و عملیاتی که هفته گذشته به شکست انجامید، فقط قاطعیت امریکا را ثابت میکند. خبرگزاری فرانسه از واشنگتن با اعلام این خبر افزود: براون در تلویزیون سی.بی.اس امریکا درمورد متحدان غربی آن کشور اعلام کرد که آنها باید بفهمند که برای اجتناب از اقدامات شدید میباید بیشتر درزمینه تحریمهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران متحد شوند. براون تأکید کرد که واشنگتن درعین تمایل به یافتن یک راهحل صلحآمیز که فقط میتواند ازسوی خود ایرانیها پیدا شود، هیچگونه تصمیمی درزمینه اقدام ازسوی ایالات متحده را از نظر دور نخواهد کرد. (1)
رادیو صدای امریکا نیز گزارشی از مصاحبه امروز هارولد براون وزیر دفاع امریکا، با شبکه تلویزیونی سی.بی.اس این کشور پخش کرد که در آن آمده است: هارولد براون گفت که اقدام دانشجویان دایر بر به معرض نمایش گذاشتن اجساد سوخته افراد گروه نجات امریکا در سفارت
1) روزنامه بامداد، 9/2/1359، ص3.
امریکا در تهران، یک عمل زشت و مغایر با هرگونه انسانیت است. وی افزود در طول تاریخ رسم بر این
بوده که اجساد سربازان مقتول را به کشور متبوع آنها پس میدهند. وزیر دفاع امریکا گفت که امریکا همچنان رژیم ایران را مسئول حفظ سلامت و جان گروگانهای امریکایی میداند و تصور نمیکند که به گروگانها صدمهای برسد. با این حال، وی بلافاصله افزود که در شرایط فعلی ایران، درباره هیچ موضوعی نمیتوان اطمینان داشت. براون توضیح داد که تا حدی بهسبب افزایش و گسترش تشنج در ایران بود که امریکا در این زمان به فکر نجات اتباع خود در تهران افتاد. وی گفت وضع امنیتی ایران روزبهروز وخیمتر میشود و اوضاع ایران خطرناک است، ولی بازهم امریکا دولت ایران را مسئول سلامت و حفظ جان گروگانهای امریکایی میداند. بروان خاطرنشان ساخت که امریکا خود را محق به انجام هر عملی برای آزادی گروگانها میداند و از هیچ کوششی برای نجات آنها فروگذار نخواهد کرد. وی افزود: امریکا هیچگونه دری را به روی خود بسته نخواهد یافت. (1)
در همین حال، امریکا در تدبیری جداگانه کوشید مانع ایجاد دور تازهای از تشنج و درنتیجه رشد گرایشهای
جدیتر رادیکال درباره گروگانها در ایران بشود. آسوشیتدپرس از واشنگتن اظهارات یک مقام امریکایی را گزارش کرد که خطاب به متحدان غربی این کشور اقدام نظامی فوری را بهطور رسمی، منتفی اعلام کرد.
در این گزارش آمده است: «یک مقام رسمی کاخ سفید به خبرنگاران گفت به دلایل شرایط آبوهوایی عملیات نجات گروگانها تا چند ماه دیگر غیرقابلاجرا
خواهد بود. این مقام که از افشای نام خود خودداری کرد گفت فکر میکند تا نوامبر آینده مجموعه عواملی که بتواند برای اقدامی نظیر آنچه قرار بود در گذشته ازسوی امریکا ترتیب داده شود، فراهم نخواهد بود. او که در جمع 18 سفیر کشورهای خارجی صحبت میکرد
موقعیت سیاسی داخلی امریکا را دررابطهبا بحران ایران تشریح کرد. او سفرای 14 کشور عضو ناتو به اضافه سفیر ژاپن، استرالیا، زلاندنو و اسپانیا را تشویق کرد که قویاً به
تحریم اقتصادی ایران بپردازند. او سپس توضیح داد که شروع عملیات نجات بستگی به موقعیت زمانی مشخصی داشت و باید در این فصل انجام میشد، زیرا قدرت بادهای منطقه کویر ایران در فصل تابستان افزایش یافته و پرواز هلیکوپترها را دشوار میسازند و از سوی دیگر درجه حرارت بالا نیز مانع عملیات میشد.» (2)
اظهارات مقامات دولت کارتر ازجمله لحن تهدیدآمیز براون درحالی است که اصل اقدام کارتر، بهطور جدی در معرض انتقاد عدهای از مسئولان امریکایی قرار دارد. برای مثال فرانک چرچ رئیس کمیته روابط خارجی سنای ایالات متحده، ضمن درخواست تحقیق کامل، جیمی کارتر را متهم کرد که بهدلیل مشورتنکردن با کنگره قبل از صدور دستور مأموریت نافرجام نجات گروگانها، لایحه نیروهای جنگ را نادیده گرفته است. وی گفت تا آنجا که من میدانم هیچیک از اعضای کنگره طرف مشورت قرار نگرفتهاند و بدینترتیب کارتر مفاد این قانون را
نادیده گرفته است. یونایتدپرس در گزارش خود دراینخصوص یادآوری کرده است: براساس مفاد لایحه نیروهای جنگ که در سال 1973 به تصویب رسیده است، رئیسجمهور باید در اغلب موارد قبل از استفاده از نیروهای نظامی در وضعی که ممکن است منجر به جنگ شود با تهیهکنندگان قانون مشورت کند. فرانک چرچ گفت که وی درباره تصمیم یکجانبه کارتر تحقیقات جامعی به عمل خواهد آورد. وی افزود من انجام این عملیات را در این زمان درک نمیکنم زیرا متحدان ما از تحریمهای اقتصادی ما حمایت میکنند. رهبران کمیته روابط خارجی روز پنجشنبه {4/2/1359} دولت را تحت فشار قرار داده بودند که برای هرگونه عملیات نظامی در بحران گروگانها با کنگره مشورت کند. (1)
در ایران، یک بار دیگر امام خمینی بر مواضع ضدامریکایی نظام جمهوری اسلامی و عدم تزلزل دربرابر تهدیدهای امریکا تأکید کرد. امام امریکا را
"جهانخوار" و رژیم امریکا را "آدمخوار" خواند و از رئیسجمهور خواست «برای رسیدگی به جرایم امریکا در حمله نظامی به ایران، از گروههای مختلف کشورهای جهان دعوت شود که مشاهده کنند امریکای جهانخوار با ادعاهای طرفداری از حقوق بشر و صلحدوستی و انساندوستی با یک ملت مستقل چه معاملهای کرده است و میکند تا مشاهده کند آثار جرم این رژیم آدمخوار، که معالاسف دولتهای غربی جمعیتهای طرفدار حقوقبشر و سازمان ملل متحد و شورای امنیت سازمان ملل متحد، همگی طرفداری از او میکنند و به عیان ببینند تا آنچه اینجانب مکرر گفتهام که تمام این سازمانها و گروهها برای طرفداری از قدرتمندان به وجود آمده است و این جمعیتها بهدست قدرتمندان برای سلطه بر ضعیفان و مکیدن خون محرومان جهان به وجود آمده است. تا ببینند که به بهانه نجات جاسوسان چه نقشهای برای ملت مظلوم ما مطرح کردهاند.
تا ببینند و باور کنند که سازمانهای
کذایی آنجا که به نفع قدرتمندان و سرمایهداران بینالمللی است حقوق مستضعفین را نادیده گرفت و جز برای سلطه آنان عملی انجام نمیدهند. دولت غاصب عراق به دستور امریکا مدتهاست به ایران تجاوز میکند و ما ندیدیم این جمعیتها و سازمانها ولو برای یکمرتبه هم که شده است اعتراض کنند، لکن برای 50 نفر جاسوس که با کمال انسانیت با آنها عمل میشود، هرروز اعتراضات و فریاد نقض حقوق بشر از حلقوم آنان طنینانداز است! ما ندیدیم که طرفداران
حقوق بشر از حق دولت ضعیف و ملت مظلوم ما دفاع کنند. این سازمانها نهتنها این تجاوز واضح به یک کشور مستقل را نادیده میگیرند،
بلکه ما را به نقض قراردادهای بینالمللی
محکوم میکنند. درصورتیکه ما جز جاسوسان را که برای توطئه به ایران آمدهاند کسی را توقیف نکردیم.» امام اقدام اخیر امریکا را «خیانت هولناک» کارتر خواند که به «نقض حاکمیت یک کشور مستقل» پرداخته است. همچنین خرابکاران کردستان و آشوبگران دانشگاهها را سرزنش
کرد و از بنیصدر خواست به آنان تذکر دهد در این موقعیت از این اعمال خلاف ملیت و اسلامیت و انسانیت دست بردارند. (2)
وزیر امور خارجه ایران نیز در یک مصاحبه مطبوعاتی در دمشق، امریکا را محکوم کرد و ضمن تأکید قاطعانه بر مقابلهبهمثل ایران در اقدامات احتمالی آتی امریکا تهدید کرد که درصورت حمله امریکا، ایران تنگه هرمز را منفجر کرده و تمام منطقه خلیجفارس را به آتش خواهد کشید. البته قطبزاده جانب احتیاط را از دست نداد و تلویحاً اعلام کرد که اگر حملهای علیه منافع امریکا صورت گیرد به ایران ربطی ندارد مگر اینکه ایران مسئولیت آن را بپذیرد. وی گفت: «ما امریکا را مسئول چنین اقدام جسارتآمیزی خواهیم دانست و چنانچه حملهای ازطرف ما صورت بگیرد، مسئولیت آن را بهعهده خواهیم گرفت.» (1)
در ایران، همچنین دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با صدور اطلاعیه شماره 114 که خطاب به مردم قم انتشار یافت، در انتخابی معنیدار، این شهر را نخستین شهر برای حفاظت از چند تن از گروگانها معرفی کردند. در این اطلاعیه ضمن تحسین مردم قم، بر محاکمه گروگانها
درصورت عدم استرداد شاه و اموال ایران و نیز نابودی آنها درصورت حمله به لانه جاسوسی، تأکید و اضافه شده است گروگانها در شهرهای مختلف نگهداری خواهند شد تا با تکرار توطئه امریکا مجبور به هلاکت آنها نباشند و بتوانند با محاکمه آنها امالفساد
قرن یعنی امریکا را به محاکمه بکشند. در این اطلاعیه همچنین آمده است: «چند نفر از دانشجویان مستقر در لانه جاسوسی همراه این گروگانها هستند که از آنان مراقبت میکنند و ما از برادران سپاه پاسداران نیز تقاضا میکنیم امنیت خارج محل زندگی آنان را تأمین نمایند و ما از جامعه بزرگ روحانیت متعهد اسلام و مردم غیور قم بهخصوص
از جوانان دلاور این شهر مقدس اطمینان داریم که تمام حرکات مشکوک و توطئهها را با هشیاری، مراقبت و خنثی خواهند نمود و سهم بزرگ خود را در این انقلاب بزرگتر به شایستگی انجام خواهند داد.» (2)
دومین شهر انتخابی برای نگهداری گروگانها تبریز است. در اطلاعیه شماره 115 خطاب به مردم آذربایجان و تبریز، با ذکر مطالبی مشابه اطلاعیه 114، آمده است: «ما فراموش نمیکنیم که در اوایل اشغال لانه جاسوسی، امریکا توسط عوامل و مزدوران داخلیاش در آذربایجان دست به توطئه خطرناکی زد که با هوشیاری و فداکاری شما مردم غیور تبریز این توطئه خنثی شد. ما این تصمیم را گرفتیم تا امریکا بداند که مزدوران جاسوس در دست همان مردمی است که میخواست با توطئه سرزمین حماسهآفرین آنان را به خون جوانانشان رنگین کند و آنان را از جمهوری اسلامی جدا سازد.» (3)
135
امروز فضای سیاسی و رسانهای ایران تا حد زیادی تحتتأثیر انتقال اجساد سوخته امریکاییان از طبس به تهران بود. اجساد مهاجمان مزبور در تلویزیون نمایش داده شد و پیامهای مختلفی دراینباره صادر شد؛ ازجمله پیام سپاه که در آن به مشارکت گسترده عوامل داخلی در بخشهای فاشنشده طرح و ضرورت تحقیق جدی درباره بمباران هلیکوپترها، تأکید شده است. همزمان پیکر محمد منتظرقائم فرمانده سپاه یزد، که در طبس به شهادت رسیده بود، تشییع شد.
اجساد سوخته امریکاییان، شب گذشته، از طبس به یزد منتقل شده بود. در گزارش خبرگزاری پارس آمده است: «آیتالله صادق خلخالی که بهمنظور بازدید از منطقه سقوط هواپیماهای متجاوز امریکا به طبس رفته بود دیشب، پس از مراجعه به یزد به خبرنگار خبرگزاری پارس اظهار داشت تاکنون 9 جسد از میان لاشه هواپیماها و هلیکوپترهای امریکایی پیدا شده که 4 جسد سوخته، ولی سالم و 5 جسد دیگر قطعهقطعه شده است. اجساد به یزد منتقل و فردا به تهران انتقال داده خواهد شد. آیتالله خلخالی افزود در یکی از هلیکوپترها مبلغ
7 میلیون ریال پول ایرانی و مقداری اسناد و مدارک که جزئیات مسیر پرواز را نشان میدهد [وجود داشت که] نزد خود من است و به کارشناسان مطمئن تحویل خواهد شد.» (1)از گفتههای شب گذشته آقای خلخالی چنین برمیآمد که تعداد کشتهها بیش از 9 تن است، اما درواقع همانطور که منابع امریکایی تصریح کردند فقط 8 امریکایی(2)در طبس کشته شده بودند. (3)
درهرحال بامداد امروز، در سپاه یزد 4 جسد مشخص بهطور مجزا بستهبندی شد و بقیه اجساد که متلاشی شده بودند نیز جداگانه بستهبندی شدند و در ساعت 10:30 صبح، از فرودگاه یزد به تهران انتقال یافتند. (4)در تهران نیز اجساد مزبور، در "لانه جاسوسی" {محل سفارت سابق امریکا در تهران} قرار داده شدند. (5)در همین حال امروز، شهر یزد وضعی غیرعادی داشت که گزارشها و تصاویر آن در سراسر ایران انتشار یافت. خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی از یزد گزارش داد: «به مناسبت شهادت مجاهد شهید محمد منتظرقائم فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان یزد و عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در طبس، شهر یزد یکپارچه تعطیل و عزادار بود و علاوهبر بازار و کسبه خیابان، ازطرف حضرت آیتالله صدوقی کلیه مراکز آموزشی نیز تعطیل شد و دهها هزار نفر از مردم یزد درحالیکه لباس عزا بر تن داشتند جنازه غرق به خون این فرزند خلق و پاسدار قرآن را درحالیکه به سینه میزدند و تکبیر میگفتند و شعار میدادند از مقر سپاه پاسداران تا خلد برین یزد به طول 4 کیلومتر بر بالای دست مشایعت نمودند و پس از نمازگزاردن در جوار قبور شهدای دیگر به خاک سپردند.» (6)
سپاه پاسداران مرکز درباره شهادت فرمانده سپاه یزد اطلاعیهای بدینشرح صادر کرد: «بهمجرد اطلاع از دخالت نظامی امریکا که توسط برادر مسلمان ما در طبس و در ساعت 9:30 روز جمعه 5/2/1359، به ما خبر رسید، تمام نیروهای خود را در منطقه بسیج نمودیم تا بهطرف منطقه حرکت کنند. برادران
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 7/2/1359، ص1.
2) * امریکاییهای کشتهشده در طبس 8 تن بودند، ولی بجز 4 جسد، سایر اجساد بهطور کامل قابلتفکیک و تشخیص نبود. منابع امریکایی بر تعداد 8 تن تصریح دارند. گزارش آسوشیتدپرس دراینباره علاوهبر تعداد، حاوی نکاتی در معرفی مهاجمان است؛ بنا به این گزارش، 8 امریکایی که در تلاش ناکام برای آزادساختن گروگانهای امریکایی در ایران و در یک سانحه کشته شدند، اعضای نیروی هوایی و دریایی امریکا بودند که پایگاه های آنها در فلوریدا و کارولینای شمالی قرار داشت. منابع مطلع گفتند امریکاییهایی که در عملیات شرکت داشتند اعضای یک واحد ضدتروریستی مخفی بودند که نام آنها تیم دلتا و عملیات نور آبی است و پایگاه آن در فورت براگ واقع در کارولینای شمالی قرار دارد. این واحد بودجه نامحدودی دراختیار دارد و تمام سلاحهای پیشرفته در دسترس آنها است. [روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص2]
3) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص2.
4) روزنامه انقلاب اسلامی، 8/2/1359، ص10.
5) روزنامه جمهوری اسلامی، 8/2/1359، ص12.
6) روزنامه انقلاب اسلامی، 8/2/1359، ص10.
پاسدار اعزامی از یزد که به منطقه رسیده بودند و مشغول جمعآوری اسناد میگردند توسط هواپیمایی مورد حمله قرار میگیرند و فرمانده سپاه پاسداران یزد شهید و 2 نفر از برادران مجروح میگردند. ما از پیشگاه رهبر و فرماندهمان امام خمینی، تقاضا داریم برای روشنشدن مسئله و پیجویی علت بیخبری ارگانهای مسئول از واقعه، هیئتی را مأمور نمایند تا حقایق برای همگان روشن شود. ضمناً همانگونه که مستحضر هستید چون این طرح در مراحل اولیه مواجه با شکست گردیده قسمتهای بعدی طرح که محققاً دررابطه وسیع با عوامل داخلی و مزدور بوده است دستنخورده باقی مانده است.» (1)
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز در اطلاعیهای به همین مناسبت اعلام کرد: «برادر شهید محمد در طول زندگی همواره شهادت را مزهمزه میکرد و در انتظار آن میسوخت. سرانجام در راه نبرد با شیطان بزرگ و درحالیکه برای محاصره متجاوزان مزدور امریکایی به سرزمین انقلاب اسلامی {که احتمالاً علاوهبر ربودن جاسوسان، هدفهای دیگری را نیز در سر میپروراندند}، بهعنوان فرمانده سپاه و رهبر گروه عملیاتی پاسداران یزد رفته بود، براثر بمباران منطقه توسط هواپیماهای نیروی هوایی جمهوری اسلامی، به شاخه رفیع شهادت چنگ زد.» (2)
136
همزمان با انتقال اجساد امریکاییان و تشییعجنازه فرمانده سپاه یزد در فضای خاص امروز، شخصیتهای مختلفی نیز درباره حادثه اخیر طبس به اظهارنظر پرداختند؛ ازجمله عزتالله سحابی، صادق طباطبایی، منصور فرهنگ و صادق خلخالی در نقشها و خاستگاههای متفاوت و متنوع به بررسی، تحلیل و نیز گزارش قسمتهایی از این قضیه پرداختند که وجه اشتراک مطالب همه آنها محکومکردن شدید و قطعی امریکاست.
به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی: «مهندس عزتالله سحابی عضو شورای انقلاب و سرپرست سازمان برنامهوبودجه کشور، در گفت وگویی اختصاصی با
خبرنگار جمهوری اسلامی درباره تجاوز نظامی امریکا به ایران گفت... براساس اطلاعاتی که به دست من رسیده است این هجوم برای بردن گروگانها نبوده است، بلکه پوششی برای ایجاد ستادی برای هدایت عملیات بوده که میخواست شروع بشود و شاید شروع شده باشد. ... وی در پاسخ به خبرنگار ما که پرسید آیا برای امتیازگرفتن، شورای انقلاب نمیتواند از این اجساد استفاده کند، گفت این مسئله قابلبررسی است و اگر این کار متضمن منافعی باشد در شورا مطرح خواهد شد. سؤال شد آیا ایران این مسئله را در مراجع بینالمللی نظیر سازمان ملل مطرح میکند؟ مهندس سحابی در پاسخ گفت باید این مسئله به مراجع بینالمللی نظیر سازمان ملل کشیده شود. درواقع این تجاوزی به حقوق ملت ایران و نقض حاکمیت ملی ایران است. همان قراردادها و موافقتنامههای بینالمللی که دولت امریکا درمورد گروگانها روی آن تأکید میکرد و خود دولتی است که بهطور آشکار تجاوز به این حقوق کرده است. خوشبختانه شواهد آن باقی مانده است علاوهبرآن اقرار کردهاند و هلیکوپترهای آنها موجود است.» (3)
دکتر صادق طباطبایی سرپرست ادارات نخستوزیری، در گفت وگو با روزنامه بامداد اظهار کرد: «ما از روز اول پیشبینی
هرگونه اقدام نظامی امریکا را میکردیم هرچند این عمل را عملی جاهلانه و ناشیاز سستی اعصاب و ازدستدادن کنترل روحی و روانی سران امریکا قلمداد میکردیم. ... برای ما مسلم است که اینگونه عملیات با حمایت و دخالت و همکاری کشورهای مصر و اسرائیل صورت گرفته و طبیعی است که دستگاههای اطلاعاتی کشورهای دوست در منطقه اطلاعات لازم را دراختیار میگذارند.
... فشار ایالات متحده امریکا برای هماهنگکردن اروپا و همگامساختن آنان با تحریم اقتصادی علیه ایران با این نیت که دراینصورت اقدامات نظامی علیه ایران صورت نمیگیرد و دولت ایالات متحده علیرغم این تعهد نهتنها این عمل را انجام میدهد و در مقابل فریاد اعتراض جهان نهتنها ساکت نمینشینند و بلکه بدان اعتراف کرده و مسئولیت آن را شخص رئیسجمهور امریکا پذیرفته و از قول دیگر مقامات امریکایی نقل میشود که این عملیات برای اولینبار و نیز برای آخرینبار نخواهد بود نشاندهنده آن است که امروز بیش از هر زمان دیگری، لازم است کشورهای اروپایی غربی منافع و مصالح خود را در گرو قدرنشناسی و جهانخواری ایالات متحده امریکا به خطر نیندازند.» (1)
(صادق طباطبایی سرپرست ادارات نخستوزیری:
ما از روز اول پیشبینی هرگونه اقدام نظامی امریکا را میکردیم. )
منصور فرهنگ شخصیت بسیار نزدیک به بنیصدر و نماینده ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک، با بیان اینکه هدف از اقدام امریکا آزادی گروگانها نبوده است، این اقدام را درجهت بیثباتکردن رژیم ایران دانست. وی دخالت امریکا را برنامهای توصیف کرد که «با همکاری عناصر ضدانقلاب ایرانی با کمک عراق، افسران ارشد رژیم سابق، سازمان جاسوسی سیا و بختیار نخستوزیر سابق ایران، تنظیم شده است.» فرهنگ سپس افزود: «شکی نیست که این افراد از امریکا اسلحه دریافت میکنند.» درمجموع، فرهنگ این قضیه را رودررویی ایران و امریکا ندانست، بلکه بیشتر آن را بحران داخلی ارزیابی کرد. (2)
همچنین به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، امروز مصاحبهای مطبوعاتی با حضور آقای خلخالی، که از صحرای طبس و یزد بازگشته است، در لانه جاسوسی برگزار شد. در این مصاحبه اسناد و مدارک باقیمانده در طبس، دراختیار خبرنگاران قرار گرفت و همچنین درباره نحوه تحویل اجسادی که از طبس به تهران حمل شده و در لانه جاسوسی میباشند،
مطالبی گفته شد. آقای خلخالی ابتدا به خانواده امریکاییان که در ماجرای حمله نظامی کشته شدند، تسلیت گفت و افزود: «جنایت آقای کارتر میباشد که با نابودکردن تعداد زیادی از جوانهای ایالات متحده امریکا
میخواست بر اریکه ریاستجمهوری تکیه بزند و این هشداری است به همه مردم ایالات متحده که آزادانه فکر میکنند.
... ما تا دیروز میگفتیم خون شهیدان ما از دستهای کارتر میچکد، ولی حالا شما ناظر هستید و میبینید که خون جوانهای پاکطینت ایالات متحده امریکا از چنگال و ناخن و فکر دیوانهوار کارتر میچکد.» وی همچنین گفت: «اجساد، 9 نفر هستند و درضمن اجساد دیگری بهصورت پودر و خاکستر در محل باقی مانده است و من با بازدیدی که از منطقه داشتم احتمال قطعی میدهم و مطمئن هستم که کسانی که کشته شدهاند و از بین رفتهاند، آنها زخمی بودهاند و درضمن نتوانستند زخمیها را همراه خود ببرند و اینکه هلیکوپتر با هواپیما تصادف کرده است بهانهای بیش نیست، آنها میخواستند که زخمیها به دست ما نیفتند که ما بگوییم اینها هم گروگان هستند و من اطمینان دارم و مقامات فنی نیز این مطلب را تأیید میکنند که هواپیماها را طبق دستور خود مقامات امریکایی به راکت بستهاند و در آینده شما میتوانید مشاهده کنید که با آتشگرفتن هواپیما تمام اجساد و مهمات چگونه ممکن است به پودر تبدیل شود.» (1)
137
در ایران حساسیت قضیه روی نفس بمباران هلیکوپترهای جامانده در طبس و جوانب آن بسیار زیاد است؛ بهخصوص که این اقدام بعد از اعلام مشکوک و علنی خبری در رادیو امریکا که از وجود اسناد و مدارک سری در هلیکوپترهای جامانده در طبس حکایت میکرد، صورت گرفته است. (2)
امروز، در مطبوعات اعلام شد از 5 هلیکوپتر باقیمانده امریکایی در نزدیکی طبس، 3 فروند بهوسیله نیروی هوایی جمهوری اسلامی منهدم شده و 2 فروند سالم مانده است که دستور داده شده است از انهدام آنها خودداری شود. (3)در گزارشی دیگر نیز اعلام شد: «در این بمباران، 2 فروند هلیکوپتر امریکایی نابود شده و 3 فروند دیگر آسیب دیده است.» (4)امروز در مصاحبه مطبوعاتی آقای خلخالی در "لانه جاسوسی" نیز پرسیده شد: «باتوجهبه اخباری که واصل شده بود و همچنین در ساعت 6 بعدازظهر روز جمعه از رادیو امریکا پخش شد، خبری مبنی بر اینکه در داخل هلیکوپترها اسناد سری و خیلی محرمانهای موجود بوده و 15 دقیقه بعد، مطلع میشویم که هلیکوپترها توسط نیروی هوایی بمباران میشوند. آیا بهنظر شما توطئهای در کار نبود و به چه علت هلیکوپترها بمباران شدهاند؟» (5)آقای خلخالی پاسخ داد: «کسانی که دستور میدهند هلیکوپترها را بمباران کنند برای پیشگیری از یک حمله غافلگیرانه بوده و البته موضوع تحت بررسی است، ولی به اندازه کافی اسناد و مدارک محرمانه دراختیار داریم و آنها موجود است و دوستان آنها را ترجمه خواهند کرد و شاید هم خیلی از اسناد در این هلیکوپترها بوده و اینها را نیروی هوایی با راکت از بین برده است و تبدیل به خاکستر نمودهاند. ما از مقامات میخواهیم به مردم جواب بدهند و مردم را قانع کنند باوجود اینکه ارتش و سپاه پاسداران و ژاندارمری و نیروی هوایی کاملاً از منطقه محافظت میکردند، مسئله حمله نظامی مجدد ازطرف امریکا مسئله کوچکی به نظر میرسد.» (6)
حزب توده نیز در شماره امروز روزنامه خود، نامه مردم، به بررسی چرایی بمباران هلیکوپترهای امریکایی پرداخته و آن را بخشی از یک نقشه بزرگ براندازی نظام جمهوری اسلامی بهوسیله امریکا خوانده است. در این مطلب که ذیل درشتترین تیتر صفحه اول این روزنامه و با عنوان "چرا هلیکوپترهای امریکایی بمباران شدهاند؟" درج گردید و متن کامل آن نیمی از صفحه اول را به خود اختصاص داده، چنین آمده است: «از میان انبوهی خبرهای متناقض و رنگارنگ خارجی و داخلی که پرده اسرارآمیزی در اطراف موضوع فرود هواپیماها و هلیکوپترهای امریکایی در منطقه طبس کشیده، دو خبر ویژه جلبتوجه میکند؛ یکی گفتههای آقای رابرت بائومن نماینده مجلس نمایندگان امریکا، که گفته است یکی از هلیکوپترهایی که پس از عملیات نافرجام در ایران به جا مانده حاوی اسنادی است که جزئیات عملیات نور سبز را مشخص میکنند. این اسناد به گفته او در جلسهای با حضور هارولد براون وزیر دفاع
امریکا، تهیه و تدوین شده بود. یکی دیگر، خبر بمباران هلیکوپترهای امریکایی در رباطخان توسط هواپیماهای نیروی هوایی ایران است. طبق این خبر، در این بمباران 2 فروند هلیکوپتر امریکایی نابود شده و 3 فروند دیگر آسیب دیده است. عمل بمباران هلیکوپترها، طبق خبر [روزنامه] اطلاعات، توسط معاون لشکر77 خراسان تأیید شده است. چرا هلیکوپترهایی که یکی از آنها حامل اسناد و جزئیات عملیات نور سبز بوده، بمباران شده اند؟ پاسخ این سؤال، طبق همان گزارش این است؛ هدف از این بمباران، جلوگیری از عملیات احتمالی دشمن در ربودن هلیکوپترها بود، ولی در همان گزارش آمده است که "در جریان این عملیات، یک پاسدار اهل یزد که در نزدیکی محل بود، شهید شد و 2 پاسدار دیگر مجروح شدند." آن پاسدار اهل یزد، بنا به گزارش مندرج در کیهان {6 اردیبهشت} فرمانده سپاه پاسدارن انقلاب یزد به نام منتظرقائم بوده است، بدینسان معلوم است که افراد سپاه پاسداران بههنگام بمباران هلیکوپترها در محل قرار گرفته بودهاند و بنابراین احتمال ربودن هلیکوپترها وجود نداشته است.» حزب توده با مبهم و متناقضخواندن توجیهات مقامات درمورد دلیل بمباران هلیکوپترها، تلویحاً نتیجه گرفته که این اقدام با همدستی عمال داخلی امریکا انجام شده است. حزب توده در ادامه با ذکر بخشی از اطلاعیه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که در آن به همدستی عناصر داخلی با امریکاییان تصریح و اضافه شده است اطلاعاتی دراینباره به دانشجویان رسیده که دراختیار رهبر انقلاب قرار خواهند داد، خواستار کشف و افشای این قضیه شده و افزوده است: «این وظیفهای است که انجام آن مردم ما را در مبارزه علیه شیطان بزرگ، بیدارتر و مصممتر و متحدتر خواهد کرد.» (1)
یادآوری میشود در خارج از کشور نیز رسانهها به مسئله عوامل داخلی همدست امریکا در این عملیات، توجه دارند. برای مثال رادیو قاهره در بخش عربی ساعت 10:30 امروز خود گزارش داد: «مطبوعات صبح امروز قاهره،
سرمقالههای خود را به عملیات رهاییبخش گروگانهای امریکایی در تهران اختصاص دادهاند.» این رادیو به نقل از روزنامه الاخبار اعلام کرد: «هنوز از
1) روزنامه نامه مردم، 7/2/1359، صص 1 و 2.
تمامی شرکتکنندگان در این عملیات نامی اعلام نشده است و میتوان گفت که مهمترین افراد شرکتکننده در این اقدام کسانی هستند که نامشان اعلام نشده است، هیچکس نمیداند در اقدام پرزیدنت کارتر در لغو عملیات چه رازی نهفته است، توجیه این اقدام هم با اعلام بروز نقص فنی و برخورد میان 2 هواپیما بر روی زمین کافی نیست. ... طبیعی است که این اقدام نظامی بوده و هر اقدام نظامی با رازهایی همراه است و این نوع رازها بهموقع اعلام و از پرده بیرون میافتند.» (1)
از سوی دیگر، روزنامه کیهان در همین زمینه با درج گزارشی از گفتوگوی خبرنگار خود با فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی نوشت: «سرلشکر امیربهمن باقری فرمانده نیروی هوایی، گفت چگونگی حمله نظامی امریکا به ایران و دخالت عناصر ایرانی در طرح نظامی امریکا باید مورد بررسی و شناسایی دقیق قرار گیرد و سازمانهای اطلاعاتی و پاسداران و مردم هرگونه اطلاعی را باید دراختیار دولت قرار دهند و رفتوآمدهای مشکوک را باید شناسایی و معرفی کنند. وی همچنین گفت عوامل ضدانقلاب در حمله نظامی امریکا به ایران دخالت داشتهاند.
تیمسار باقری در این گفتوگو
ضمن اشاره به طرحهای
حفاظتی نیروی هوایی و هواپیمایی کشوری اعلام کرد: براساس یک طرح بنیادی در حفاظت کلیه فرودگاههای نظامی و غیرنظامی تجدیدنظر شده است. تیمسار باقری بار دیگر به انهدام هلیکوپترهای امریکایی اشاره کرد و متذکر شد بمبارانی صورت نگرفته است، اما ازطرف ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران دستور داده شده بود که به هلیکوپترهای امریکایی آسیب رسانده شود تاجاییکه قادر به پرواز نباشند، اما متأسفانه در تیراندازی پرسنل نیروی هوایی و دراثر اصابت گلوله به قسمتهای حساس هلیکوپترها
نظیر باک بنزین و موتور 2 فروند از هلیکوپترها دچار آتشسوزی میشوند و درنتیجه از بین میروند و در این جریان، 2 فروند از هلیکوپترهای دیگر چند سوراخ برمیدارند و یک فروند دیگر از هلیکوپترها سالم است و قابلیت پرواز دارد. تیمسار باقری در پاسخ این سؤال که آقای رئیسجمهوری و خبرگزاریها این مطلب را تکذیب نکردهاند که احتمالاً عوامل ایرانی در طرح حمله نظامی امریکا دست داشتهاند، گفت من مطلب آقای رئیسجمهور را نفی نمیکنم، اما حضور این عوامل را از داخل ارتش نمیبینم و به تمام پرسنل ارتش ایران ایمان کامل دارم. تیمسار باقری درباره شهادت فرمانده سپاه پاسداران یزد و اینکه وی به اسناد و مدارک طرح نظامی امریکا دست پیدا کرده بود خاطرنشان کرد مطلب را تأیید نمیکنم، مسلماً اگر چنین اتفاقی افتاده باشد باید به اتفاق بیشتر نسبت داد.» (2)
138
در شرایط پیشآمده، علیرغم اعلام خبر انتقال تعدادی از گروگانها به شهرستانها، حساسیت بیشتری درمورد حفاظت از ساختمان محل استقرار گروگانهای امریکایی و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام ایجاد شده است و هرگونه تحرک مشکوک دراینزمینه که قبلاً بیاهمیت تلقی میشد، مورد توجه قرار میگیرد و بهنوعی در افکار عمومی ملتهب، منعکس میشود.
امروز، فرماندهی سپاه پاسداران تلفنگرامی به ستاد مشترک ارتش ارسال کرد که در آن آمده است: «طی مشاهدات دو روز گذشته، از فضای حوالی لانه جاسوسی، تعدادی هلیکوپتر هوانیروز و یک هواپیمای دوموتوره در سقف پرواز کوتاه عبور نمودهاند که مشکوک به نظر میرسد. خواهشمند است اولاً، این پروازها مشخص شود و ثانیاً، ابلاغ گردد برای عبورومرور هلیکوپترها و هواپیماها از مسیرهای دیگری استفاده شود.
ف. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دوزدوزانی ازطرف کلاهدوز» (1)
شبهنگام نیز تحرکات مشکوک و ایذایی در خیابانهای اطراف لانه مشاهده شد و سه بار مهاجمانی از داخل سه اتومبیل بهسوی لانه و محافظان آن تیراندازی کردند. بنا بر اعلام روابطعمومی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، نخستین حمله از داخل یک اتومبیل بنز سفیدرنگ در قسمت شمالی خیابان مبارزان انجام گرفت که پاسداران انقلاب اسلامی مستقر در اطراف لانه جاسوسی به آن پاسخ دادند، حمله دوم از یک اتومبیل پیکان کرمرنگ از همان موضع قبلی و سومین حمله نیز از داخل اتومبیل دیگری صورت گرفت که با هوشیاری برادران پاسدار پاسخ داده شد. (2)
خبرگزاری پارس نیز از وقوع دو حمله مسلحانه در همین شب، خبر داد. بنا بر این گزارش، شبهنگام عدهای مهاجم ناشناس شرکت مصادرهشده سی.من.پاک واقع در خیابان سپه را به رگبار بستند که بلافاصله پاسداران مستقر در داخل ساختمان با تیراندازی متقابل واکنش نشان دادند. همچنین یک ساعت پس از این حادثه، در حوالی لانه جاسوسی امریکا نیز تیراندازی مشابهی رخ داد که در هر دو مورد مهاجمان با استفاده از تاریکی شب فرار کردند. (3)
139
در واکنش به فشارهای امریکا، نوعی زمینهسازی برای نزدیکی ایران به بلوک شرق و متحدان آن، هرچند نهچندان جدی، وجود دارد. امروز، وزیران نفت و بازرگانی، درمورد تأثیر تحولات اخیر روابط ایران و امریکا در حوزه وظایف خود، مطالبی بیان کردند.
علیاکبر معینفر وزیر نفت ایران، در مصاحبهای با خبرگزاری فرانسه گفت: بهدنبال تصمیم چندین شرکت نفتی درمورد پیروی از سیاست امریکا برای تحریم ایران، صادرات نفت ایران به روزانه 35/1 میلیون بشکه کاهش یافته است. وی گفت: خودداری ژاپن از خرید نفت صدمهای به ایران نمیزند، اگرچه ژاپن با خرید روزانه 350 هزار بشکه نفت از بزرگترین مشتریان ایران است. معینفر افزود: ایران برای نفت خود مشتریان دیگری ازجمله کشورهای اروپای شرقی، امریکای لاتین و آسیا یافته است، وی نام این کشورها را جزء اسرار نظامی دانست و از ذکر آنها خودداری کرد. وزیر نفت گفت: ایران 50 درصد نفتی را که قبلاً به ژاپن میفروخت، در بازار آزاد به فروش خواهد رساند. خبرگزاری فرانسه در پایان یادآوری کرده است: «به گفته محافل نفتی در تهران، ایران قبلاً هرگز رسماً اعلام نکرده بود که صادراتش تا این حد کاهش یافته است.» (4)
رضا صدر وزیر بازرگانی نیز در گفتوگویی اختصاصی با بامداد اعلام کرد: با امریکا مدتی است قطع رابطه کردهایم و کالایی از این کشور وارد نمیکنیم، اما زمانیکه کشورهایی که با ما طرف قرارداد بازرگانی هستند و قسمت اعظم نیازهای ما را برآورده میکنند، با امریکا متحد شوند و از امریکا پیروی کنند مشکلاتی برای ما ایجاد خواهد شد، ولی این مشکلات یکطرفه نیست. اگر قرار باشد متحدان امریکا این مشکلات را ایجاد کنند اولاً، اقتصاد خودشان تا حد زیادی صدمه خواهد دید. در ثانی، ما به آنها نفت نخواهیم فروخت. وی افزود در طول مدتی که امریکا تحریم اقتصادی را علیه ایران شروع کرده کشورهای مختلفی پیشنهاد دادهاند که کمکهای خود را از ایران دریغ نمیکنند و این پیشنهادها هماکنون درحال بررسی است. اگر ما قرارداد بازرگانی با کشوری داشته باشیم و در آن تمام جوانب پیشبینی شده باشد، طبق آن عمل خواهیم کرد و درصورت نقض قرارداد، اگر مسئله پرداخت غرامت مطرح باشد، از آن کشوری که با ایران اینگونه قراردادها را یکطرفه نقض کرده است، ادعای غرامت خواهد شد. وزیر بازرگانی درخصوص گسترش روابط بازرگانی ایران با کشورهای بلوک شرق گفت: دراینزمینه هیئتهایی از ایران به کشورهای بلوک شرق برای مذاکرات اقتصادی مسافرت کردهاند و تاکنون نتایج خوبی داشته است. ما در نظر داریم روابط بازرگانی و اقتصادی خود را با کشورهای بلوک شرق، کشورهای غیرمتعهد و کشورهای اسلامی گسترش دهیم و با هندوستان نیز بازرگانی خود را توسعه خواهیم داد. (1)
در همین حال امروز، مطبوعات پیام فیدل کاسترو رهبر انقلاب کوبا و رئیس حکومت کنونی این کشور را که برای امام خمینی ارسال شده است، به نقل از خبرگزاری پارس چنین درج کردند: «حضرت آیتالله روحالله خمینی، تهران. ازطرف مردم و حکومت انقلابی کوبا مایلم که طرفداری صمیمانه خود را از شما در این لحظات که خطرات جدید و شدید حمله نظامی امپریالیست امریکا بهطرف انقلاب ایران متوجه شده است ابراز دارم. در مقابل این افتضاح، شما و ملت ایران میتوانید به طرفداری و حمایت انقلاب کوبا که سالها در معرض تحریم و تجاوزات جنایتکارانه حکومت امریکا بوده و درحالحاضر نیز توسط مانورهای جنگی و تجاوزی تهدید میشود اطمینان داشته باشید. با تقدیم عالیترین احترامات شخصی من، فیدل کاسترو رئیس شورای مملکت و رئیس حکومت انقلابی جمهوری کوبا» (2)
{فیدل کاسترو در پیامی به امام خمینی طرفداری صمیمانه و حمایت انقلاب کوبا از ملت ایران را اعلام کرد.}
140
در لوکزامبورگ، امروز سران 9 کشور عضو بازار مشترک اروپا گرد هم آمدند و شبهنگام اولین اجلاس خود را شروع کردند. (1)
بنا بر گزارش یونایتدپرس از لوکزامبورگ، بهرغم گزارشهای قبلی مبنیبر ناخرسندی کشورهای اروپای غربی از اقدام نافرجام امریکا برای آزادی گروگانها و همچنین مشورت نکردن کابینه کارتر با رهبران اروپای غربی،(2)در طول اجلاس عالی بازار مشترک اروپا نشانهای دال بر انتقاد از کارتر وجود نداشت. (3)
به گزارش خبرگزاری فرانسه، حتی شواهدی نیز وجود دارد که عکس این قضیه را نشان میدهد؛ ازجمله ژیسکار دستن رئیسجمهوری فرانسه، که برای شرکت در اجلاس سران کشورهای عضو بازار مشترک در لوکزامبورگ به سر میبرد، به خبرنگاران گفت: فرانسه همراه با بازار مشترک اروپا تصمیم گرفته است بر سر مسئله گروگانگیری در ایران از ایالات متحده حمایت کند. وی همچنین اظهار کرد: دولت فرانسه مصمم است همراه با بازار مشترک اروپا تا تحصیل آزادی گروگانهای امریکایی در تهران، همبستگی و اتحاد خود را با ایالات متحده حفظ کند. وی افزود: بازداشت گروگانها نقض حقوق بشر و قوانین بینالمللی است. (4)
نخستوزیر هلند نیز پس از یک مذاکره خصوصی با رهبران اروپا به خبرنگاران گفت: هیچ کشوری حتی فرانسه از ایالات متحده بهدلیل مشورتنکردن با متحدان غربی انتقاد نکرده است. (5)همچنین خبرگزاریها به نقل از مقامات مطلع از تصمیم رهبران کشورهای عضو بازار مشترک اروپا خبر دادند مبنیبر اینکه آنها از کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد، میخواهند که به تلاشهای خود برای رهایی گروگانهای امریکایی ادامه بدهد. (6)
141
اعلام مواضع و اظهارنظر مقامات کشورهای مختلف در قبال حادثه اخیر طبس امروز هم در سطح وسیعی ادامه یافت.
اسحاق شامیر وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی، امروز گفت اقدام امریکا برای آزادساختن گروگانهای امریکایی در تهران شجاعانه بوده است. وی با بیان اینکه خود را در غم مردم امریکا شریک میداند، عملیات نجات امریکا را موجه خواند و افزود: کارتر چاره دیگری نداشت. شامیر گزارشهای حاکیاز مشورت امریکا با اسرائیل درمورد برنامه نجات گروگانهای امریکایی را تکذیب کرد. (7)
هانس دیتریش گنشر وزیر امور خارجه آلمان فدرال نیز اظهار کرد: اقدامات نافرجام امریکا درمورد آزادکردن گروگانهای این کشور در ایران تأثیری در همبستگی آلمان فدرال بهعنوان یک کشور متحد با امریکا نخواهد داشت. گنشر گفت: ما نگرانیهای امریکا را از سرنوشت گروگانها میفهمیم. (8)
1) روزنامه بامداد، 9/2/1359، صص 1 و 3.
2) * ضمیمه دارد؛ گزارش امروز رادیو امریکا از مواضع کشورهای اروپایی که مؤید ناخرسندی آنان است و پاسخ وزیر دفاع امریکا.
3) روزنامه جمهوری اسلامی، 9/2/1359، ص2.
4) روزنامه بامداد، 9/2/1359، ص3.
5) روزنامه جمهوری اسلامی، 9/2/1359، ص2.
6) روزنامه بامداد، 9/2/1359، ص3.
7) روزنامه انقلاب اسلامی، 9/2/1359، ص4.
8) روزنامه انقلاب اسلامی، 8/2/1359، ص2.
ماسایوشی اوهیرا نخستوزیر ژاپن، امروز در نشستی مطبوعاتی گفت بااینکه وی از این عمل امریکا تعجب کرده است، معهذا اطمینان دارد که این اقدام یک عمل تعرضآمیز ازجانب امریکا نبوده و فقط برای آزادساختن گروگانها انجام گرفته است. نخستوزیر ژاپن اضافه کرد: اکنون بیشازپیش لازم است که کشورهای اروپای غربی و ژاپن همبستگی و همگامی خود را به امریکا نشان دهند تا بلکه بتوان از این طریق به راهحل مسالمتآمیزی برای آزادی گروگانهای امریکایی دست یافت. وی در ادامة اظهارات خود افزود: ژاپن قصد ندارد در تصمیم خود مبنیبر اعمال تحریم اقتصادی علیه ایران تجدیدنظر کند. وی همچنین اطمینان داد که در ملاقات هفته آینده خود با پرزیدنت کارتر از وی خواهد خواست که از دستزدن به هرگونه اقدام نظامی خودداری کند. (1)
وزیر امور خارجه ترکیه اقدام نافرجام امریکا را برای نجات گروگانها، عملی توصیف کرد که موجب طرح پرسشهای جدید و تیرگی بیشتر روابط ایران و امریکا خواهد شد. وی اضافه کرد این مسئله بایستی از روشهای مسالمتآمیز و درنهایت خویشتنداری حلوفصل شود. (2)
سفیر پاکستان پیشازظهر امروز، در تماسی با موسوی گرمارودی مشاور مطبوعاتی و فرهنگی رئیسجمهوری، ضمن تأکید بر دوستی و برادری دو کشور ایران و پاکستان، متن بیانیه شدیداللحن سخنگوی اداره امور خارجه پاکستان را دراختیار وی قرار داد. در این بیانیه سخنگوی اداره امور خارجه پاکستان، ضمن اظهار تعجب و تأسف دولت پاکستان از عملیات نظامی امریکا در ایران که به فاجعه انجامید، آورده است: این کوشش ناموفق برای آزادی گروگانها با استفاده از زور میتواند عواقب ناگواری برای صلح و امنیت به بار آورد. وی ضمن تأکید بر سیاست مستمر پاکستان درخصوص مخالفت با هرگونه توسل به زور یا هرنوع فشار درجهت حل مسئله گروگانها در پایان،گزارشهای نادرست و اختلافبرانگیزاننده مبنیبر استفاده امریکا از پایگاههای نظامی پاکستان برای اجرای عملیات در ایران را استهزا کرد. (3)
یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین، شکست عملیات ایالات متحده برای نجات گروگانها در تهران را پیروزی انقلاب ایران بر امپریالیسم امریکا خواند. عرفات این سخنان را در سومین سالگرد یکی از گروههای جبهه آزادیبخش فلسطین و در جمع یکی از جناحهای مبارز این سازمان بیان کرد. وی افزود اتفاقی نیست که عملیات کویر لوت امریکاییها علیه انقلاب ایران همزمان با تردد ناوگان ششم امریکا و کشتیهای نیروی دریایی رژیم صهیونیستی در منطقه صورت میگیرد. عرفات خطاب به امریکاییها گفت در جنگ جنوب لبنان و کویر لوت و نیز آبهای ساحلی لبنان سرنوشتی شبیه به خلیج خوکها در انتظار شماست. (4)
{یاسر عرفات شکست امریکا در طبس را پیروزی انقلاب ایران بر امپریالیسم امریکا خواند.}
یک مقام وزارت امور خارجه الجزایر امروز، اعلام کرد که این کشور عملیات کماندویی امریکا علیه ایران را تقبیح میکند و این اعمال را تجاوز به حاکمیت، استقلال و امنیت جمهوری اسلامی ایران میداند. خبرگزاری الجزایر با انتشار این خبر افزود: در این موقعیت الجزایر بار دیگر همبستگی و حمایت خود را از ملت برادر ایران در مبارزهاش برای استقلال و پیشرفت، اعلام و از مقاومت این کشور دربرابر تجاوزات و فشارهای اقتصادی و سیاسی امریکا پشتیبانی میکند. (1)
باآنکه مقامات بحرین نقشداشتن این کشور در عملیات طبس را تکذیب کردهاند، جبهه اسلامی آزادیبخش بحرین ادعا کرد: هواپیماهای امریکایی از پایگاه جفیر در منامه سوختگیری کرده و بهسوی کویر لوت روانه شدهاند. در بیانیه این جبهه که دراختیار خبرگزاری پارس قرار گرفت، یورش وقیحانه و نافرجام نظامی امریکا بهشدت محکوم و تأکید شده است که این جبهه یاریدهندگان به این جنایت امریکا در بحرین را بدون مجازات نخواهد گذاشت. (2)
آقای شاذلی قلیبی دبیرکل اتحادیه عرب، نیز با ابراز نگرانی درباره آخرین تحولات بحران ایران، گفت ممکن است این بحران برای آنچه وی وحدت اعراب مینامید، عواقب وخیمی به دنبال داشته باشد. رادیو لندن با اعلام این مطلب ادامه داد: در اعلامیه آقای شاذلی قلیبی دبیرکل جامعه عرب، از دول عربی تقاضا شده است که طرح دکتر والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد را مبنیبر تشکیل کمیسیون بینالمللی برای رسیدگی به جنایاتی که ادعا میشود شاه سابق مرتکب شده است، مورد حمایت قرار دهند. (3)رادیو لندن همچنین از مواضع دبیرکل گروهی با عنوان "سازمان کنگره اسلامی" خبر داد که از کوشش نظامی امریکا برای آزادی گروگانها ابراز نگرانی و انزجار کرده است. به گزارش این رادیو، در اعلامیهای که برای بنگاه خبری سعودی مخابره شده، از کشورهای اسلامی خواسته شده است که برای دفاع از حاکمیت ایران در کنار آن کشور بایستند. (4)
142
درباره حادثه طبس و جوانب آن، اعلام موضع گروهها و جریانهای سیاسی داخل کشور، تماماً در چارچوب ضدیت با امریکا و محکومکردن آن، ادامه دارد. دراینمیان هر گروه، در حاشیه مطلب اصلی، به مقاصد داخلی خود نیز میپردازد که گاهی اهمیت این حاشیه از متن بیشتر است. در ادامه نمونههایی از مواضعی که امروز اعلام شده ذکر میشود. این مواضع که پیشنهادهایی را نیز همراه دارد و در توصیف صفبندی جریانهای سیاسی کنونی کشور توضیحدهنده است، به ترتیب مربوط به این گروهها
است: حزب جمهوری اسلامی، جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران {جاما، گروه دکتر کاظم سامی}، جنبش مسلمانان مبارز {گروه دکتر پیمان}، گروه سیاسی ایران امروز، حزب رنجبران ایران {مائوئیست}، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، حزب توده ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران و تشکلهای وابسته. در پایان، به اطلاعیهای از یک جریان دانشجویی خارج کشور نیز اشاره میشود.
روزنامه جمهوری اسلامی ارگان حزب جمهوری اسلامی در مقالهای با عنوان "آیا در موضعگیری وزارت امور خارجه منافع و خط انقلاب رعایت شده است؟" به انتقاد از عملکرد وزارت امور خارجه و شخص وزیر {قطبزاده} پرداخت. در این مقاله آمده است: «از آغاز پیروزی انقلاب تاکنون، امریکای جنایتکار با هزار و یک چهره دربرابر انقلاب ایران ظاهر شده است. ... آیا این آخرین حرکت کارتر است؟ آیا وزارت امور خارجه تاکنون به رسالت خود عمل کرده است؟ آیا در موضعگیریهای وزارت امور خارجه، منافع و خط انقلاب رعایت شده است؟ وزارت امور خارجه پس از این تهاجم نظامی که نقض حاکمیت ملی ایران است، در اعلامیهای بسیار ابتدایی و ضعیف اظهار میدارد که والدهایم توصیه کرده است خونسردی خود را حفظ کنید! مگر والدهایم همان مهره بیاراده امریکا نیست که مردم قهرمان ما در تهران دست رد بر سینهاش زدند؟... چرا بایستی وزارت امور خارجه و شخص وزیر امور خارجه آنچنان از موضع ضعف عمل کند که والدهایم به خود جرئت دهد تا دستور صادر کند که خونسرد باشید؟ آیا وزیر امور خارجه از این پیام به خود نلرزیده است؟... آیا اینجا جای خونسردی است؟ حمله به کیان اسلام، حمله به مرزهای انقلاب، حمله به ایران و تهاجم امریکاییهای جنایتکار را بایستی اینگونه پاسخ داد؟ مسلم است که کسی قادر به موضعگیری قاطع دربرابر غرب است که از نظام جهنمی حاکم بر غرب نفرت داشته باشد. کسی قادر به موضعگیری است که قادر باشد خشم و نفرت ملتی را که 25 سال تحت ستم و سلطه غرب بوده است درک کند و بداند که بر این ملت چه گذشته است. چرا تاکنون ایران به سازمان ملل شکایت نکرده است؟ چرا ایران بهخاطر بهخطرافتادن مرزهای خود و حمله نظامی امریکای جهانخوار تقاضای تشکیل جلسه شورای امنیت را نکرده است؟... اکنون شایع است که میخواهند جسد تروریستهای امریکایی را به امریکا پس دهند. دراینرابطه چند مسئله مطرح است: اولاً، تاکنون خشم و نفرت امریکاییها علیه کارتر برانگیخته شده است و تمامی نگاه سیاستمداران امریکایی متوجه ایران است تا سوژهای به دست آید که بتوانند توسط آن خشم عمومی را علیه ایران کانالیزه کنند. آیا تحویل 5 جسد سوخته تروریستهای امریکایی بهترین سوژه برای انحراف افکار عمومی امریکا از مخالفت با کارتر محسوب نمیشود؟ مسئله دیگر آنکه اگر از بُعد دیپلماتیک به قضیه نگاه کنیم، در یک حمله نظامی [که] امریکا در شروع آن پیشقدم شده است چندین [نفر] کشته شدهاند. بنابراین بایستی در تحویلدادن آنها امتیازاتی ازطرف شکستخورده دریافت کرد. گفته میشود امتیاز ما در این است که دراینمورد امتیازی نگیریم! درست بهعکس ما معتقدیم اگر کسی سیلی محکمی در گوش شما زد بایستی در پاسخ سیلی محکمتری به گوش او بزنید تا آنکه دیگر هوس سیلیزدن نکند! این جسدها دیر یا زود بالاخره بایستی تحویل امریکا شوند و مسلماً خود جسدها برای ما ارزشی ندارند، ولی برای امریکا هم بیارزشاند؟ مسلماً نه. پس برای ما هم ازنظر سیاسی ارزشمند هستند. با این جسدها میتوان پولهای بلوکهشده ایران را از چنگال امریکا خارج کرد و امتیازات دیگری نیز گرفت. بهعلاوه وجود اینها در دست ما سند آشکاری از دخالت نظامی امریکا در ایران است. بنابراین، یک بار دیگر از شورای انقلاب و مسئولین امر میخواهیم با
مسئله دخالت نظامی امریکا و نقض حاکمیت ملی ایران برخوردی قاطعانه داشته باشند. چرا تاکنون شورای انقلاب خود را به صدور یک اعلامیه دراینمورد موظف نکرده است؟... موضعگیری ما بایستی طوری باشد که همواره ابتکارعمل را در دست داشته باشیم.» (1)
"جنبش
انقلابی مردم مسلمان ایران"
{جاما، گروه دکتر کاظم سامی} امروز در بیانیهای شکست مفتضحانه امریکا را در تهاجم نظامی به میهن ما که به
سقوط هواپیما و قتل و جرح کماندوها و مأموران کثیف سیا انجامید، به مردم ایران تبریک گفت. در این بیانیه ضمن هشدار درمورد توطئه امریکا آمده است: «باید آماده بود درصورت تهاجمهای بعدی که ممکن است به فواصل یا همزمان در چند نقطه صورت پذیرد، کشورمان را به گورستان متجاوزان جنایتکار مبدل سازیم. باید به فرمان رهبر آگاهمان امام خمینی، در ایجاد و تقویت ارتش بیستمیلیونی تسریع نمود. باید به تولید داخلی افزود و محاصره اقتصادی امریکا را با شکست روبهرو کرد. باید از هرگونه درگیریهای گروهی و ایجاد تفرقه و نفاق جلوگیری کرده و با عوامل آن بهشدت مبارزه نمود و صف متحد مسلمانان آزاده را در مقابل توطئه امپریالیسم متشکلتر و مصممتر نمود.» (2)
جنبش مسلمانان مبارز نیز بیانیهای دراینباره انتشار داد. این گروه در گزارشی تحلیلی درباره حمله طبس و ذکر و معرفی کشورهای حامی امریکا در این حمله آورده است: «دقیقاً معلوم نیست که چه حادثهای موجب اختلال و شکست برنامه عملیاتی میشود،
ولی ما درهرحال دست خدا را در شکست توطئه شیطان بزرگ که اینبار هم بحمدالله و بر طبق سنت وی به زیان و علیه خودش تمام میشود، میبینیم.» (3)این بیانیه، با تأکید بر تنوع طرحهای امریکا و انتقاد تلویحی از عملکرد وزارت امور خارجه که کوشید براساس تمایل امریکا قضیه را بزرگ نکند و دانشجویان را وادار سازد واکنش تندی نشان ندهند، از دستگاههای نظامی و اطلاعاتی کشور به دلیل اینکه از چنین عملیات گستردهای اطلاع نداشتهاند و ساعتها پس از اعلامیه کاخ سفید، اعلامیه دادهاند، انتقاد کرده است. در ادامه بیانیه به طرح پیشنهادهای جنبش مسلمانان مبارز پرداخته شده و آمده است: «1. دولت و مسئولین امور در وزارت امور خارجه و در ارتش فوراً همه اطلاعات خود را درباره حمله و تجاوز امریکا به ایران بلافاصله دراختیار ملت ایران قرار دهند. 2. همه تماسهای رسمی و غیررسمی مقامات مسئول با دولت امریکا و با نمایندگان و دلالان آنان بهکلی قطع شود و از هرگونه تماس عناصر خارجی با گروگانها به هر عنوان و بهانه جداً جلوگیری شود. ما همیشه معتقد بودیم بسیاری از ملاقاتکنندگان در لباسها و عناوین مختلف مأموران سیا هستند که گروگانها را در جریان طرحهای عملیاتی امریکا قرار داده، ضمن کسب اطلاع از موقعیت گروگانها، دستورالعملهای لازم را به آنان میرسانند، ولی متأسفانه همیشه اصرار دولت ایران موجب میشد بسیاری از این جاسوسان علیرغم تمایل دانشجویان مسلمان مستقر در لانه جاسوسی با گروگانها ملاقات و مأموریت خود را انجام دهند. ابلهانه است اگر باور کنیم یک چنین طرح نظامی برای آزادکردن گروگانها بدون تماس قبلی با آنان شروع و اجرا شده باشد، لذا برای جلوگیری از اجرای طرحهای جانشین و یا تماسهای احتمالی دیگر، گروگانها
از محل سفارت به محل امن دیگر منتقل و در سلولهای انفرادی و مینگذاریشده نگهداری شوند. 3. با اعلام حالت آمادهباش به همه واحدها و به همه ملت ایران، به کسانی که تاکنون در برنامه ارتش بیستمیلیونی تمرین [کرده] و آموزش دیدهاند،اسلحه داده و طرح مسلحکردن
تعداد بیشتری از مردم تنظیم و به مرحله اجرا گذارده شود. 4. برای کسانی که به هرنحو با جاسوسان امریکایی و با مأموران آن مخفیانه تماس برقرار میکنند مجازات شدید و فوری اعمال شود. 5. شورایی از نمایندگان کلیه گروهها و سازمانهای انقلابی مسلمان و متعهد برای دادن نظرهای مشورتی و ایجاد هماهنگی در فعالیتهای بسیج همگانی مردم علیه حملات امپریالیسم امریکا در رابطه مستقیم با مقامات مسئول دولت دعوت به کار شوند و همه تصمیمات و اقدامات مربوطه به مقاومت و مبارزه علیه امپریالیسم زیر نظر مستقیم رهبر انقلاب امام خمینی، اتخاذ و اجرا شود. قطعاً موقع آن رسیده است که برای جلوگیری از یک فاجعه شکست دیگر نظیر آنچه در مرداد 1332 به ما تحمیل شد، دست به کار شویم.» (1)در آخر اظهارنظر شده است که «تنها هشیاری و بسیج دائمی تودههاست که هر حمله و توطئه ای را خنثی خواهد کرد و هر تلاشی برای بیرونراندن مردم از صحنه عمل و ابتکار انقلابی بهخصوص در شرایط کنونی خیانت به انقلاب اسلامی ایران است.» (2)همچنین «ما یک بار دیگر خطر مماشات و سازشکاری با شیطان پلید و توطئهگر را یادآور شده، نسبت به خطراتی که روش غیرانقلابی دولت قبلی و شورای انقلاب فعلی درزمینه سیاست داخلی و خارجی برای موجودیت انقلاب و آزادی و استقلال دربردارد به ملت قهرمان ایران و به رهبر انقلاب امام خمینی هشدار میدهیم.» (3)
گروه سیاسی ایران امروز نیز اطلاعیهای درباره تجاوز اخیر امریکا به حق حاکمیت ارضی و ملی ایران صادر کرد که در آن آمده است: «این عمل نشانه آن است که هنوز دولت امریکا نخواسته است به واقعیتهای موجود در ایران پی ببرد و آیا اینبار هم حمایت از حقوق بشر بهصورت یورش به مرزهای ایران و عملاً پیادهکردن تفنگداران و جاسوسان سیا خودنمایی کرده است. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل(4)... بهنظر ما دولت ایران باید از این حادثه نهایت استفاده را بکند و به دنیا نشان بدهد که امریکای جنایتکار چگونه به تجاوزات آشکار و علنی خود ادامه میدهد.» (5)
حزب رنجبران ایران(6)نیز در بیانیهای ضمن محکومکردن امریکا نوشت: «اما ملت و دولت ما از این عمل ضدبشری امپریالیسم امریکا چه میآموزد؟ اول اینکه این عملیات نظامی، بهدنبال تدارک وسیع از مدتها قبل و با استفاده از اغتشاش و درگیری خونین داخلی در نقاط مختلف کشور و دامنزدن به آن ازطریق عوامل خود، از کردستان گرفته تا رشت و خوزستان و بالاخره درگیری در دانشگاهها، انجام میشود. ثانیاً، در این مبارزه باید تفرقهافکنی و انحصارطلبی را طرد نمود و توطئههای تفرقهافکنانه چپنماها و دمکرات نماها را خنثی کرده، برای اتحاد بزرگ ملی پافشاری نمود. ثالثاً، امپریالیسم زخمخورده امریکا دست از تحریک و توطئه و فتنهگری برنمیدارد و از هر شرایطی برای
ضربهزدن به انقلاب ضدامپریالیستی و ضداستبدادی ما استفاده میکند و توطئههای رنگارنگ دیگر نظامی و غیرنظامی تدارک میبیند. همچنین امکان اینکه بخشی از تفنگداران و مأموران سیا همچنان مخفیانه برجا مانده و آماده عملیات تخریبی خود باشند، از بین نرفته است. دولت ما باید با هوشیاری بیشتری آماده خنثینمودن هرگونه توطئهای باشد و ضمناً دولت جمهوری اسلامی و ارتش ما باید هشیاری بیشتری در دفاع از مرزهای میهن از خود نشان دهند. این اولینباری نیست که ما آماده پیشگیری تجاوزات ابرقدرتها نشدهایم. مدتی قبل نیز هواپیماها و میگهای روسی به حریم هوایی ما تجاوز کردند. ارتش جمهوری اسلامی باید از کلیه امکانات موجود در پیشگیری و جلوگیری از چنین تجاوزاتی [استفاده کرده و] آمادگی و هوشیاری و قدرت بیشتری داشته باشد. همچنین باید نظریه انحرافی و ضدانقلابی انحلال ارتش را که در خدمت امپریالیستها است بیشازپیش افشا نموده و ارتش جمهوری اسلامی را در دفاع از میهن با روحیه پیوند با مردم تقویت بخشید و ارتش بیستمیلیونی امام را نیز آماده و بسیج نمود. خلق قهرمان ما و نظام جمهوری اسلامی با پافشاری بر روی وحدت بزرگ ضدامپریالیستی و استقرار حاکمیت یک دولت ملی و قوی است که قادر است در مقابل ابرقدرتها و ازجمله امپریالیسم امریکا مقابله نموده و اجازه هیچگونه مداخلهای به آنها ندهد و درصورت تجاوز هر دشمن، ایران را به گورستان تجاوزگران تبدیل نماید.» (1)
امروز، روزنامه کیهان در مطلبی با عنوان "نظرگاهها و پیشنهادات احزاب درمورد چگونگی شکست مفتضحانه امریکا" از صدور اطلاعیه سازمان چریکهای فدایی خلق خبر داد و نوشت: «سازمان چریکهای فدایی خلق ایران با انتشار اطلاعیهای
تجاوز و حمله نظامی امریکا به ایران را محکوم کرده و افزوده که به مبارزه با امپریالیسم در کنار خلقهای
ایران همچنان ادامه خواهد داد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: تلاش ناموفق و مفتضح مأموران ارتش
امریکا، سازمان سیا و ایادی ایرانی آنها بار دیگر ثابت کرد که امپریالیسم امریکا این دشمن اصلی خلق ما از هیچ کوششی برای ضربهزدن به مبارزات استقلالطلبانه و ضدامپریالیستی خلق ما فروگذار نخواهد کرد. این حمله ماهیت پلید و تجاوزگر دولت امریکا را به بهترین وجه به نمایش گذاشت. در بخش دیگری از این اطلاعیه اشاره شده است کشور ما اکنون لحظات حساسی را میگذراند و دوستان و جاسوسان امریکا در ایران تلاش دارند تا پایداری و اتحاد عمل مردم ما را بشکنند و ما را به تسلیم وادارند.
سازمان چریکهای فدایی خلق ایران همچنین ضمن اطلاعیه خود این سؤالات را مطرح کرده است: هواپیماها از چه طریق به شهر طبس که در قلب ایران است، رسیدهاند و از کدام نقطه مرز ایران وارد شدهاند؟ ارتش به این سؤال پاسخ دهد که تا چه حد از ورود هواپیماها و هلیکوپترها باخبر بوده است؟ چرا مقامات ایرانی از وجود افراد ایرانی بین امریکاییها خبری انتشار ندادهاند؟ چرا باید اول کارتر اعلامیه بدهد و بعد از یک روز رادیو ایران فقط اعلامیه کاخ سفید را بخواند؟ چرا دولت ایران قبل از صدور اطلاعیه کاخ سفید خبر برخورد هواپیما را انتشار نداد؟ در اطلاعیه تأکید شده است مردم پاسخ این سؤال و دهها سؤال دیگر دراینمورد را میخواهند. تمام حقایق و
1) همان.
تمام دستاندرکاران این توطئه امریکایی باید افشا شوند زیرا انجام چنین طرحی بدون همکاری عوامل داخلی امریکا بهویژه در ارتش هرگز امکانپذیر نیست.» (1)
کمیته مرکزی حزب توده ایران امروز، اعلامیهای با عنوان "تجاوز نظامی امریکا، حلقهای از یک توطئه بزرگ علیه انقلاب ایران" صادر کرد. در این اطلاعیه به کشورهای متحد امریکا اشاره شده و درواقع اطلاعیه مذکور تکرار نگرش حزب توده درمورد اتحاد و ائتلاف در منطقه و جهان است که همواره متناسب با رعایت شأن و منافع شوروی ارائه میشود. در اعلامیه این حزب آمده است: «رویدادهای هفتههای اخیر نشان داد که در دشمنی کینتوزانه
با
انقلاب ایران، درزمینه عمدهترین هدفها، ایالات متحده امریکا از پشتیبانی و همکاری همهجانبه
امپریالیستهای اروپای غربی، کانادا، ژاپن، استرالیا، اسرائیل و همه حکومتهای
ارتجاعی دنیای سوم نظیر مصر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، پاکستان، اندونزی و متحد ننگین آنها دولت مرتد و خائن جمهوری خلق چین برخوردار است.» (2)در ادامه اعلامیه، حزب توده به مسائل داخلی پرداخته و نوشته است: «از همان آغاز، امپریالیسم دو راه را بهطور
موازی برای شکست انقلاب ایران [در پیش گرفت] و در هر دو راه تمام امکانات خود را به کار انداخت. یکی اینکه انقلاب ایران را از درون منحرف سازد و دیگر اینکه منفجرساختن انقلاب ایران را از درون و بیرون تا حد مداخله نظامی تدارک ببیند. 15 ماهی که از پیروزی انقلاب ایران میگذرد،
این واقعیات را تأیید کرده است. این تلاش مزورانه و خطرناک که با یک سلسله موضعگیری و اقدامات دولت، گامبهگام لیبرالها که نمونهاش ملاقات مهندس بازرگان با توطئهگر
بزرگ اردوگاه امپریالیستی برژینسکی بود تا حد زیادی به هدفهای خود نزدیک شده بود براثر مقاومت نیروهای راستین انقلاب ایران و درایت قابل تحسین امام خمینی رهبر انقلاب ایران، با شکست روبهرو شد. اقدام تاریخی و انقلابی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام درزمینه اشغال جاسوسخانه ایالات متحده امریکا، که مرکز اصلی توطئههای امپریالیستی علیه انقلاب ایران بود، ضربه مهلکی به این راهحل وارد ساخت. از این لحظه است که امپریالیسم درعین اینکه امید خود را به استفاده از راهحل اول از دست نداده به تدارک راهحل دوم یعنی منفجرساختن و متلاشیکردن انقلاب ایران از درون و بیرون میپردازد.» (3)اعلامیه امروز کمیته مرکزی حزب توده ایران، پس از ذکر توصیهها و پیشنهادهایی بهعنوان
وظیفه تاریخی و حیاتی برای پستهای سیاسی، دستگاههای دولتی، نیروهای انتظامی، ارتش بیستمیلیونی، چرخه تولید صنعتی، مسئله ارضی و انقلاب فرهنگی، چنین پایان یافته است: «حزب
توده ایران، همانطور که تاکنون عملاً به اثبات رسانده، آماده است در همه این زمینهها، با تمام نیرو و امکان خود با سایر نیروهای راستین انقلابی ایران صمیمانه همکاری کند.
کمیته مرکزی حزب توده ایران 7/2/1359» (4)
حزب توده در مقاله دیگری با عنوان "عدم آمادگی حیرتانگیز و تأسفآور دربرابر توطئههای امریکای جهانخوار" به جنبه دیگری از این حادثه پرداخته و با اشاره به اینکه دسیسه امریکای پلید نه بهدلیل آمادگی ارگانهای مسئول مملکتی و مقابله بهموقع آنها با این توطئه، بلکه براثر
رخدادهایی کاملاً تصادفی، نظیر برخاستن طوفان شن در کویر و نقص تکنیکی در هلیکوپتر، شکست خورده،(1)افزوده است: ماههاست که امام خمینی هشدار میدهد که باید دربرابر توطئههای شیطان بزرگ آماده بود. ماههاست که حزب توده ایران و دیگر نیروها و سازمانهای مترقی خبر از توطئه میدهند و بر ضرورت هشیاری تأکید میکنند، ولی متأسفانه حادثه اخیر که تصادفاً به خیر گذشت، نشان میدهد که در ارگانهای مسئولِ دفاع مملکتی هیچگونه آمادگی برای مقابله با توطئههای خطرناک امریکا و دستیارانش وجود نداشته است. این فرض نیز قوت دارد، زیرا متأسفانه در ارتش پاکسازی کامل انجام نگرفته است. اشتباه است اگر تصور شود که امپریالیسم امریکا بدون هیچ محاسبهای، صرفاً به یک اقدام دیوانهوار علیه ما دست زده است. (2)
دراینحال، مرکزیت سازمان مجاهدین خلق امروز، یکی از روزهای استثنایی خود را درزمینه اعلام مواضع ازطریق صدور بیانیه و اطلاعیه سپری کرد. این سازمان کوشید برخلاف روال جاری در مسائل دانشگاهها، نوعی پیوند و همراهی با نیروهای نظام، البته با جهتگیری مترقیانه و ضدامریکایی ایجاد کند. درواقع در تحلیل سازمان درگیری عملی امریکا و خط امام میتوانست دعاوی ضدامپریالیستی مجاهدین خلق را که این سازمان آن را بهعنوان اصلیترین
ملاک حرکت، وحدت و درگیری مطرح میکند بهکلی صوری و نمایشی جلوه دهد؛ درنتیجه سازمان از گردونه تحرکات فعلی کشور که محور ضدامریکایی دارد، به گوشهای پرت شده و بعد از شکست اخیر در عرصه درگیریهای دانشگاهی، شکستی دیگر را از نیروهای خط امام متحمل شود که اینبار البته با ابعاد نابودکنندهای برای سازمان همراه خواهد بود. در تقابل با چنین وضعی، سازمان کوشید با حفظ مواضع و هویت خود، در افکار عمومی، گرایش ضدامپریالیستی را بهعنوان اصلیترین ملاک حرکت خود به نمایش بگذارد و در این چارچوب حتی در برخورد با نیروهایی که آنان را با صفت ارتجاع در ردیف دشمن اصلی یعنی امپریالیسم قرار میداد، وحدت را جایگزین درگیری کند. در تحلیل سازمان چنانچه سپاه دعوت سازمان را بپذیرد برتری تئوریک و تشکیلاتی مجاهدین خلق، فضایی مطلوب را ایجاد میکند و چنانچه سپاه این دعوت و وحدت را رد کند، بخشی از خدشهای که اخیراً به مشروعیت سازمان وارد شده است، جبران میشود و سازمان میتواند در رقابت با نیروهای خط امام ازجمله سپاه، لااقل موازنه کنونی را حفظ کند و چهبسا بتواند تعادل فعلی را نیز به نفع خودش برهم بزند.
امروز، سازمان مجاهدین خلق اطلاعیهای به مناسبت شهادت پاسدار محمد منتظرقائم صادر کرد.(3)متن این اطلاعیه چنین است: «به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران. مجاهدین خلق ایران شهادت برادر پاسدار محمد منتظرقائم را که درحین پیگیری توطئه نظامی نافرجام امپریالیسم جنایتکار امریکا علیه ایران، صورت گرفت، به خلق ایران و امام خمینی و برادران پاسدار تسلیت و تهنیت میگویند. انقلاب ایران ثابت کرده است که هر قطره خونی که در نبرد رهاییبخش
ضدامپریالیستی و اسلامی ما علیه امپریالیستها به زمین میریزد تنها به عمق دریای خونی که بین خلق ما و جنایتکاران امریکایی وجود دارد، میافزاید و اراده خلق ما را در این نبرد عادلانه، صیقل میزند. مجاهدین خلق ایران ضمن تأکید مجدد بر ضرورت بسیج و هماهنگی و همکاری همه مردم و نیروهای مردمی برای شرکت در این جهاد مقدس ضدامپریالیستی، از مقامات مسئول مصراً تقاضا میکنند تا ابهاماتی را که در چگونگی شهادت این برادر پاسدار وجود دارد بررسی و نتایج آن را اعلام دارند. مرگ بر امپریالیسم امریکا، درود بر شهدای به خون خفته خلق.
مجاهدین خلق ایران 7/2/1359» (1)
این سازمان در گامی دیگر، امروز(2)با صدور اطلاعیه سیاسی نظامی شماره 24 (3)اعلام کرد: «مجاهدین خلق ایران ضمن دعوت همه احزاب، سازمانها و نیروهای مردمی به هماهنگی و وحدت عمل ضدامپریالیستی، کلیه تیمهای نظامی و چریکهای نیمهوقت {میلیشیا} خود در سراسر کشور را علیه امپریالیسم امریکا به تبعیت از برادران پاسدار موظف میسازند.» (4)در این اطلاعیه بعد از تحلیل و ترسیم وضع کنونی و عوامل مرتبط با حمله امریکا آمده است: «بنابراین باتوجهبه
موارد فوق که تنها جزء ناچیزی از حقایق است، هماهنگی و وحدت عمل سیاسی و نظامی همه نیروهای خلق علیه امپریالیسم تجاوزگر امریکا در چنین شرایط حساسی یک وظیفه مبرم عقیدتی و تاریخی است. به همین منظور، سازمان مجاهدین خلق ایران کلیه نفرات نظامی و میلیشیای مردمی خود در سراسر کشور را به تبعیت از برادران پاسدار فرامیخواند، به این ترتیب برحسب دستور سیاسی نظامی حاضر، بهمنظور وحدت عمل و وحدت فرماندهی نظامی علیه امپریالیسم امریکا کلیه اعضا و تیمهای نظامی و میلیشیای مجاهدین خلق موظفاند
فرمان برادران پاسدار خود را در هرکجای کشور علیه جنایتکاران امریکایی اطاعت کنند. بدیهی است اعضای ما در هیچ درگیری داخلی دخالت ننموده و صرفاً در مبارزه همهجانبه
نبرد علیه دشمنان اصلی خلقمان برای ردیابی و ریشهکنی امپریالیستها و ایادی سیا و اینتلیجنت سرویس یا [مزدوران] سازمانیافته
ساواک تمرکز مییابند.» (5)به این ترتیب درعمل، سازمان مرزبندی خود را با نیروهای سپاه درزمینه درگیریهایی چون کردستان و... حفظ کرده است و فقط چنانچه در داخل ایران هرکجای کشور نیروهای سپاه با نیروهای امریکایی درگیر شوند، این دستور سیاسی نظامی کاربرد پیدا خواهد کرد.
در ادامه اطلاعیه آمده است: «در همینجا توجه کلیه مقامات مسئول درجه اول کشور را به
1) سازمان مجاهدین خلق، نشریه مجاهد، شماره 52، 9/2/1359، صص 1 و 3.
2) * اطلاعیه در نشریه مجاهد 9/2/1359، منتشر شد.
3) ** عنوان سیاسی نظامی این بیانیه خود با اعلام غیرمسلحبودن دفاتر رسمی سازمان نوعی تعارض دارد. در اینجا سازمان درواقع اعتراف کرده است که فقط دفاتر آشکار سازمان غیرمسلح است، ولی سازمان همچنان یک سازمان چریکی و شبهنظامی است. همچنین جنبه دیگری از زرنگیهای رایج سازمان نیز نمایان میشود بدینترتیب که با اعلام سیاسی نظامی بودن در این موضوع خاص و بهخصوص با قراردادن نیروهای میلیشیا تحت فرماندهی سپاه، سازمان نوعی مشروعیت برای مطلق سیاسی نظامی بودن خویش هم کسب میکند. درواقع اگر سپاه و نظام بپذیرند که دراینمورد از نیروهای شبهنظامی سازمان استفاده کنند، این نوعی بهرسمیتشناختن وجهِ نظامی سازمان نیز هست.
4) همان، ص1.
5) همان، ص1.
ضرورت حفاظت بیشازپیش مقر امام و مراکز آب، برق، سیلوها، مخابرات، رادیو و تلویزیون و فرودگاهها و بنادر کشور جلب میکنیم؛ چراکه در شرایط عدم پاکسازی کامل کشور از ایادی و جاسوسان و مزدوران خارجی و داخلی هیچگونه تضمین صددرصدی نسبت به این موارد وجود نداشته و حتی ما نمونههایی از تلاش مراکز و مأموران ساواک در خارج از کشور برای شبکهبندی و تجدید سازمان داخلی [را] در دست داریم. از سوی دیگر، بایستی خاطرنشان نمود که بسیج و وحدت عمل نظامی نیروهای ضدامپریالیست خلق مستلزم حداقل تفاهم و هماهنگی سیاسی ضدامپریالیستی است. کمااینکه در اواخر دوران شاه نیز تفاهم و هماهنگی ضددیکتاتوری عموم اقشار و طبقات خلق را شاهد بودیم.» (1)در پایان اطلاعیه آمده است: «شرایط موجود، شرایطی است که در آن به قول امام خمینی حتی اختلافات مسلکی را نیز باید کنار گذاشت. مرگ بر امپریالیسم امریکا، زنده باد وحدت ضدامپریالیستی تمام خلق.
مجاهدین خلق ایران 7/2/1359» (2)
امروز، همچنین اطلاعیه دیگری از مجاهدین خلق با عنوان "مجاهدین خلق ایران با اعلام آمادگی همهجانبه
علیه امپریالیستهای امریکایی قطع همه تحریکات و درگیریهای
داخلی را خواستارند"(3)در نشریه مجاهد منتشر شد.(4)در این اطلاعیه آمده است: «مجاهدین خلق ایران ضمن اعلام آمادگی همهجانبه خود در این مسیر، تذکر موارد زیرین را نیز بهمنظور تحقق همین بسیج تمامعیار تودهای لازم میبینند:
تجاوز نظامی امریکای امپریالیست بار دیگر این حقیقت را که صدها و هزاران بار ازجانب ما مورد تأکید قرار گرفته، مدنظر قرار میدهد که هرگونه تفرقهاندازی و دامنزدن به اختلافات و تضادهای فرعی از هر قبیل که باشد جز در خدمت دشمن {امپریالیسم} نیست. ... تجاوز امپریالیستهای امریکایی به خاک میهن ما درست در شرایطی صورت میگیرد که سراسر کشور را موج درگیریهای داخلی فراگرفته است. شرایطی که به قول علی{ع} طمع دشمن را برانگیخته و وحدت همه جناحهای آن را علیه ما موجب شده است و بهراستی هم وقتی صحنه داخلی ایران مملو از اینهمه تفرقهاندازیهای عقیدتی و سیاسی است، چرا امپریالیستها تماماً برای محاصره اقتصادی و سیاسی ما متحد نشوند. اینجاست که علی{ع} فریاد میزند که "والله یمیت القلب و یجلب الهم اجتماع هؤلاء القوم علی باطلهم و تفرقکم عن حقکم" و به خدا سوگند که اجتماع و وحدت عمل {دشمنان} بر مواضع باطلشان دربرابر تفرقه و اختلاف شما بر حقوق {ضدامپریالیستی}(5)تان، دل را میمیراند و اندوه برمیانگیزد.
مسئله دانشگاهها و موج تفرقه و خشونتی که برانگیخت، یکی از مهمترین موارد درگیری است. البته اتاقهای تمامی گروههای مورد نظر دانشجویی، در سراسر کشور به رغم حقوق صنفی و اجتماعی
و سیاسی انکارناپذیرشان، تخلیه شده است. باشد که راه هرگونه ماجراجویی انحصارطلبانهای که میرفت با مشغولکردن اذهان مردم به درگیریهای دانشگاه، دست امپریالیستها را بیشازپیش در این کشور آزاد گذارد، مسدود گردد، لکن برخی تحریکات و فتنهگریهای پر از دروغ روزهای اخیر، مبین تفرقهاندازیها و جنگافروزیهای بازهم بیشتری است. ...
کردستان صحنه دیگری از نهایت اوجگیری درگیریهای داخلی ماست. به اعتقاد مجاهدین خلق ایران، حل اساسی مسئله کردستان تنها و تنها در گرو احقاق حقوق خودمختاری داخلی و بهرسمیتشناختن حق تعیین سرنوشت مردممان در آن خطه بوده و ازطریق عملینمودن هرچه سریعتر مفاد پیام تاریخی مورخ 26 آبان امام خمینی میسر است و [بر این] اساس پس از آن میتوان مرز روشنی میان انقلاب و ضدانقلاب در منطقه ترسیم نموده و موضع دقیق هر نیرویی را مشخص ساخت. ...
چون تردیدی نیست که امریکا تنها به اتکای شبکه گسترده جاسوسی خود در ایران و همکاری سازمان جاسوسی انگلیس توانسته است تدارک حمله نظامی به کشور ما را ببیند، بازهم برای صدمین و هزارمین بار تکرار میکنیم که بدون افشا و الغای جمیع قراردادها و روابط شبکههای جاسوسی و منجمله ساواک، مبارزه ضدامپریالیستی هیچ عمقی نداشته و تنها در سطح به شعر و شعار و راهپیمایی محدود شده و چهبسا بهمثابه ابزاری برای تصفیهحسابهای سیاسی در داخل کشور به کار میرود. ...
بااینهمه، مجاهدین خلق ایران با اعتقادی راسختر از همیشه نهایت آمادگی خود را برای هرگونه هماهنگی و همکاری در خطوط ضدامپریالیستی با کلیه مقامات و ارگانهای مسئول به پیشگاه خلق قهرمان ایران و شخص امام خمینی اعلام میداریم و با استناد به این گفته وحدتطلبانه امام خمینی که "هرچه فریاد دارید بر سر امریکا بکشید" بار دیگر خاتمه و قطع هرگونه تحریکات و درگیریهای داخلی را آرزو میکنند.» (1)
طبق یک روال تشکیلاتی، موضعگیریهای سازمان همیشه توسط تعدادی از تشکلهای
وابسته، بهگونهای پژواکمانند، تکرار و ترویج میشود. امروز هم دعوت به وحدت ضدامپریالیستی و کنارگذاشتن درگیریهای داخلی ازجمله در کردستان و دانشگاهها و جهتگیری همه نیروها علیه امریکا، ازسوی
تشکلهایی که عملاً شاخههای سازمان مجاهدین خلق هستند به صورتهای مختلفی تکرار و ترویج شد؛ ازجمله سازمان جوانان مجاهد،(2)انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران،(3)انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه تربیتمعلم، انجمن کارکنان مسلمان شرکت سهامی کارخانجات خانهسازی ایران، انجمن کارکنان مسلمان گمرک ایران، گروهی از کارکنان مسلمان بیمارستانها، انجمن دانشجویان مسلمان پلیتکنیک و کانون توحیدی اصناف با انتشار بیانیههایی ضمن تبریک شکست توطئه عملیات نظامی امریکای جهانخوار، به بحث درباره این اقدام از منظر ارتباط با مسائل و درگیریهای داخلی {مشابه مواضع سازمان مجاهدین خلق} پرداختند
و خواستار هشیاری و بسیج عمومی در راه مبارزه با توطئههای دیگر امپریالیسم امریکا شدند. (1)
اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا درخصوص تظاهرات قبلی دانشجویان مسلمان که در شهرهای برلن، لندن و بن علیه امریکا و در حمایت از اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام برگزار شد، اطلاعیهای صادر کرده که روزنامه جمهوری اسلامی امروز، آن را درج کرد. در این اطلاعیه آمده است: «الله اکبر،که بالاخره در این زمان شرق متجاوز و غرب جنایتپیشه در مقابل امام، این اسطوره تاریخ به زانو نشست. ... ما دانشجویان عضو اتحادیه انجمنهای اسلامی در اروپا،... پس از تظاهراتی که در روز سهشنبه 19 فروردین در شهر برلنغربی و روز چهارشنبه 20
فروردین در لندن علیه دولت وابسته سادات برگزار نمودیم، روز پنجشنبه برابر با 21 فروردین بههمت خواهران و برادران تظاهرات باشکوهی بهعنوان اعتراض به اعمال ضدانسانی شیطان بزرگ کارتر و سگهای زنجیریاش سادات و صدام حسین در شهر "بن" آلمانغربی برگزار نمودیم که در پایان این تظاهرات در مقابل سفارت مصر پس از بهجا آوردن دو رکعت نماز شهادت قطعنامه ای به سه زبان فارسی، عربی و آلمانی قرائت گردید و با تکبیر تظاهرکنندگان مورد تصویب قرار گرفت.» (2)روزنامه جمهوری اسلامی سپس به درج قطعنامه مذکور پرداخته است.
143
از آنجا که خبرهای عراق شدیداً زیر سانسور دولت بعث قرار دارد و کاملاً جهتدار اعلام میشود، بالطبع زمینه برای اینکه اتفاقات داخل این کشور بهنحوی دیگر انعکاس یافته و درنهایت هم اصل قضیه هیچگاه آشکار نگردد، فراهم است. نمونهای از این مسئله خبرهای مربوط به کودتا علیه صدام است که امروز، بهشدت شایع شد و درنهایت هم بهطور رسمی اعلام نشد چه تحولاتی زمینهساز این خبر بوده است.
شماره امروز روزنامه کیهان برای درج خبر کودتا علیه صدام اقدام به چاپ دوم روزنامه و انتشار آن کرد. به نوشته کیهان: «امروز، شایع شد که بهدنبال وقوع یک کودتای خونین در عراق صدام حسین رئیسجمهوری آن کشور به قتل رسید.» (3)در صفحه اول چاپ دوم کیهان امروز، در کنار عکس صدام تیتر "شایعه کودتا در عراق و کشتهشدن صدام حسین" درج و ذیل آن نوشته شده است: «حدود ساعت یک بعدازظهر امروز، چند تن از اهالی اهواز ضمن تماس تلفنی با کیهان گفتند که رادیو بغداد که صدای آن در اهواز شنیده شد خبر وقوع یک کودتای نظامی و قتل صدام حسین را پخش کرد. هرچند از جزئیات این موضوع و صحتوسقم آن اطلاعی در دست نیست.» (4)کیهان در قسمتی دیگر اضافه کرده است: «درباره شایعه وقوع کودتا در عراق و قتل صدام حسین با وزارت امور خارجه تماس گرفتیم. یک مقام وزارت امور خارجه گفت دراینزمینه مشغول تحقیق هستیم، ولی تاکنون گزارشی دراینباره دریافت نداشتهایم.» (5)همچنین «سفارت لیبی در تهران در تماسی با کیهان اعلام کرد ما هم خبر وقوع کودتا و قتل صدام را شنیدیم، اما هنوز گزارش دقیقی
دریافت نداشتهایم و مشغول بررسی هستیم و بهزودی نتیجه این بررسی را اعلام خواهیم کرد.» (1)
دراینحال خبرگزاری فرانسه خبر داد: «سخنگوی دفتر ریاستجمهوری ایران اعلام داشت صدام حسین رئیسجمهوری عراق، امروز در یک کودتا کشته شده است» (2)، اما چند ساعت بعد همین خبرگزاری گزارش داد: «سفارت عراق در تهران بعدازظهر خبر کودتا در عراق و قتل صدام حسین رئیسجمهوری این کشور را که ازسوی منابع رسمی ایران اعلام شده بود، تکذیب کرد.» (3)
همچنین آسوشیتدپرس از دمشق اعلام کرد: «صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، که سرگرم دیدار از کشور سوریه است، امروز، درحین انجام یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام داشت که صدام حسین رئیسجمهور عراق در یک کودتا کشته شده است. یکی از نزدیکان وزیر امور خارجه ایران درحالیکه وی سرگرم انجام مصاحبه بود یادداشتی به وی تسلیم کرد و قطبزاده پس از قرائت یادداشت گفت: "واقعاً؟" و سپس رو به خبرنگاران کرده و اظهار داشت خوشحالم که به شما اطلاع دهم که در عراق یک کودتای نظامی روی داده و صدام کشته شده است. یک مقام ایرانی دراینرابطه گفت این خبر از رادیو تهران دریافت شده است.» این خبرگزاری در ادامه افزود: «رادیو بغداد در بخش خبری خود در ساعت 10 بهوقت گرینویچ، هیچ اشارهای به وقوع کودتا نکرد و برنامههای عادی خود را پس از اخبار دنبال کرد.» (4)
روزنامه جمهوری اسلامی تا آخرین ساعات امروز، آخرین مطالب مربوط به این قضیه را برای چاپ در روزنامه صبح فردا، تهیه کرد. به نوشته این روزنامه: «مقارن ظهر... اخبار متعددی پیرامون کشتهشدن صدام حسین رئیسجمهور عراق به دفتر روزنامه رسید. همچنین شایعاتی که حاکیاز
وقوع یک کودتای نظامی در عراق بود به دفتر روزنامه واصل شد، بهدنبال انتشار این اخبار خبرنگاران ما... با مسئولین وزارتخانه، سفارتخانههای کشورهای عربی تماس گرفتند خبرنگاران ما همچنین با پایتخت چند کشور عربی نیز تماس گرفتند، ولی آنها نیز مطالبی در حد شایعه دریافت کرده بودند. در همین حال، سازمان
پیکار اسلامی عراق در اعلامیهای اظهار داشت که صبح دیروز، گروه نظامی عماربنیاسر وابسته به سازمان پیکار اسلامی عراق در یک حمله مسلحانه صدام حسین رئیسجمهور عراق را به قتل رساندهاند که در این حمله 2 تن از اعضای این گروه شهید گردیده است. در تماسی که با سفارت عراق در ایران گرفته شد، یکی از مسئولان سفارت بهشدت این خبر را تکذیب نمود. رادیو آلمان خبر کودتا علیه صدام حسین را تأیید کرد. رادیو تهران در اخبار ساعت 14، اعلام داشت که شایعات بسیار قوی از مرز ایران توسط سپاه پاسداران رسیده است که حاکیاز وقوع کودتای موفق علیه رژیم صدام حسین در عراق [است که] صورت گرفته و ساکنان قصرشیرین به شادی و خوشحالی پرداختهاند. در بیروت، رادیو بیروت خبر کودتا در عراق را پخش نموده، ولی تلویزیون بیروت این خبر را تکذیب کرد. سازمان پیکار اسلامی عراق در تماسی تلفنی با دفتر مرکزی خبر صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت علیرغم تکذیب کلیه خبرهای ترور صدام حسین این ترورها بههیچوجه نافرجام نبوده [و] کاملاً صحت
دارد. سخنگوی این سازمان گفت این ترور توسط گروه عماربنیاسر پیشازظهر امروز... بههنگام بازدید رئیسجمهور خائن عراق از یک اردوگاه نظامی بهدقت انجام شده و وی کشته شده است و گروه یاسر در این ترور 2 شهید داشته و 4 نفر به سلامت به پایگاه خود بازگشتند، این گروه در این ترور از کلت و نارنجک استفاده کرده است.» (1)
درمجموع در خبرهایی که تا آخر وقت امروز به روزنامه بامداد رسید، چنین آمده است: «خبر کودتا در عراق و کشتهشدن صدام حسین با گزارشهای متفاوت و متضادی ازسوی خبرگزاریها و محافل سیاسی نزدیک به این کشور انتشار یافت و درحالیکه بعضی از خبرگزاریها و سفیران عراق در چند کشور خارجی خبر کودتا و کشتهشدن صدام حسین را تکذیب کردهاند سازمان پیکار اسلامی عراق با قاطعیت اعلام داشته است که صدام حسین توسط اعضای این سازمان ترور و به قتل رسیده است. از سوی دیگر، سفیر عراق در کویت گفت ما نیازی به تکذیب چنین اخباری که دروغ گستاخانهای است، نداریم. سفیر عراق در سازمان ملل نیز رسماً گزارشهای مربوط به کودتا در عراق و قتل صدام حسین را تکذیب کرد.» (2)
خبرگزاری رسمی عراق نیز در تکذیبیه خود درباره خبر کودتا و کشتهشدن صدام افزود: «اخبار فوق دروغ و بیاساس است. صدام حسین و سایر مقامات عالیرتبه عراقی امروز {یکشنبه} برای استقبال از رنه آلبرت رئیسجمهوری سیشل،(3)در فرودگاه بغداد حضور یافتهاند.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در گزارشی از ژنو اعلام کرد: سفیر عراق در سازمان ملل امروز، کشتهشدن صدام حسین را در یک کودتا تکذیب کرد. وی گفت هماکنون با بغداد در تماس بوده و گزارشهای مربوط به کشتهشدن رئیسجمهور عراق یک دروغ ایرانی است و صحت ندارد. (4)
اما در سطح غیرعلنی گزارشهایی میرسد که نشان میدهد امروز، وضعی غیرعادی در عراق به وجود آمده است؛ ازجمله، گزارشی از شهربانی کرمانشاه به استاندار این استان حاکی است: «بنا بر گزارش شهربانی نفتشهر، از ساعت 8 صبح امروز الی یک بعدازظهر، صدای تیراندازی با سلاحهای سنگین از داخل خاک عراق بهطور خیلی واضح به گوش رسیده و چنین استنباط گردیده که ارتش آن کشور درحال نقلوانتقالات واحدهای ارتشی و مانور سنگین نظامی میباشد.
رئیس شهربانی استان کرمانشاهان سرهنگ صمیمی گیرنده: لشکر81 زرهی کرمانشاه جهت آگاهی» (5)
همچنین خبرگزاری پارس در ساعت 15:30، از کرمانشاه گزارش داد: «عدهای که در مرز قصرشیرین صدای رادیوهای محلی بغداد را که به زبان عربی پخش میشد، شنیدند به دفتر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قصرشیرین مراجعه کردند و اظهار داشتند در بغداد کودتا شده است.
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 8/2/1359، ص6.
2) روزنامه بامداد، 8/2/1359، صص 1 و 2.
3) * نام کشوری است در قاره افریقا
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 38، 8/2/1359، ص1، بغداد خبرگزاری یونایتدپرس، 7/2/1359.
5) سند شماره 33945 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی کرمانشاهان به استاندار، 8/2/1359.
در پیگیری خبر معلوم شد که بین یک گروه ارتشی و شهربانی درگیری روی داده است و در این درگیری شوهر خواهر صدام حسین کشته شده است،(1)این خبر موجی از شادی بین اهالی مرزنشین قصرشیرین برانگیخته است.» (2)
144
در داخل عراق، بهخصوص بعد از شکنجه و شهادت آیتالله صدر و خواهرش فضای رعب و سرکوب دولت بعث، هرروز فراگیرتر و عامتر میشود. خبر اعدام افراد و حتی اعدامهای گروهی و دستهجمعی پیدرپی اعلام میگردد، اما از طرف دیگر تبلیغات برنامهریزیشده حکومت بعث نیز غوغایی برپا کرده که باوجود شناخت کلی که از رژیم صدام وجود دارد، هالهای از تردید و ابهام را در ذهن مخاطبان تبلیغات عراق ایجاد میکند. مقاومتهایی هم دربرابر این اوضاع وجود دارد که با قدرت سرکوب میشود. نوع انتشار اخبار مربوط به این مقاومتها و میزان شدت و ضعف آنها هم همیشه مخاطب را درمورد صحتوسقم توانایی مبارزان و میزان توفیق آنها، در تردید نگاه میدارد. جنبه دیگر، نقش و جایگاه ایران و انقلاب ایران در این مقاومتهاست که خود دارای ابهام و نتیجهگیری خاص است. مجموعه خبرهای داخل عراق که امروز، بهطور علنی منتشر شد یا در سطح گزارشهای داخلی برخی نهادها وجود دارد، ویژگیهای موجود در این جمعبندی را نشان میدهد.
درباره وضع داخلی عراق، خبرنگار خبرگزاری پارس به نقل از یکی از روحانیون محکوم به اعدام که از عراق به ایران گریخته است، گزارش داد: «همزمان با شهادت آیتالله محمدباقر صدر در عراق 180 نفر از روحانیون، پزشکان و استادان دانشگاههای عراق که علیه حکومت بعث عراق مبارزه میکردند بهوسیله عمال بعثی اعدام شدهاند. علاوهبراین، طی یک سال گذشته حداقل 700 نفر از علما و روحانیون و نویسندگان و روشنفکران بهوسیله حزب بعث به شهادت رسیدهاند.»
وی افزود: «حزب بعث عراق بیشتر قدرت خود را
در حوزههای علمیه عراق به کار میبرد. مساجد بهوسیله عمال بعثی بهشدت کنترل میشود و بهطورکلی مساجد و عتبات پایگاه فعالیت افراد عمال حزب بعث عراق و روحانینماها شده است. پس از پیام امام خمینی تشنجات شدیدی در ارتش عراق به وجود آمده است.» این روحانی گفت: «طی یک ماه گذشته، حدود 15 شخصیت برجسته
1) * یادآوری میشود در 16/2/1359، بخش عربی رادیو قاهره، گزارشی پخش کرد که نشان میدهد این شایعات بیپایه نبوده است. در این گزارش آمده است: «در خلال هفته جاری، اسرار تلاش کودتای نظامی در عراق که روز یکشنبه 27 آوریل {7/2/1359} گذشته تدارک دیده شده بود فاش گردید و رادیو تهران درپی آن اشتباهاً خبر کشتهشدن پرزیدنت صدام حسین را پخش کرد. منابع آگاه در بغداد خاطر نشان ساختند که دو لشکر از توپخانه عراق بهطور جداگانه و همزمان برای سرنگونساختن رژیم بعث تکریتی در عراق حرکت کرده بود، ولی چون هریک از فرماندهان 2 لشکر از طرح یکدیگر اطلاع نداشتند این امر منجر به رویارویی شدید میان نیروهای دو لشکر شده و منجر به کشتهشدن 130 افسر و سرباز گردید و تلاش کودتا و یا به عبارتی تلاشهای کودتا در عراق نافرجام ماند.» [خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 47، 17/2/1359، ص21، بخش عربی رادیو قاهره، 16/2/1359]
2) روزنامه انقلاب اسلامی، 8/2/1359، ص2.
حزب بعث در نقاط مختلف عراق بهوسیله مبارزان مسلمان ترور شدهاند و عوامل حزب بعث نیز دست به کشتار مبارزان زدهاند.» به گفته این روحانی، «اخیراً فحشا در کشور عراق به اوج خود رسیده است و حزب بعث برای اینکه جوانان عراق را سرگرم کند عده بیشماری زن مصری به عراق وارد کرده و پوشیدن لباسهای کاملاً سکسی در عراق بهشدت متداول شده [است].» (1)
گزارشهای دیگر از داخل عراق نیز از گسترش فضای سرکوب حکایت دارد که از آن جمله میتوان به دستگیری وسیع دوستان و همکاران شخصی به نام حیدر مهدی حسین که 4 ماه قبل به اتهام پخش اعلامیه، دستگیر و به 5 سال زندان محکوم شده بود، اشاره کرد. (2)
دراینحال، تحرکات و ابراز مخالفتهای
زیادی علیه رژیم بعث نیز مرتباً گزارش میشود. در این تحرکات وجود دو مرکز مهم مخالفت، یعنی شیعیان و کردها چشمگیر است. این مسئله بهنوبهخود موجب بغرنجی و تیرگی هرچه بیشتر روابط رژیم بعث عراق و جمهوری اسلامی ایران شده و نیز در شرایط مناسب اهرم تبلیغات ضدایرانی و محمل و بهانه سرکوب بیشتر عناصر مخالف داخلی عراق را همراه دارد. برای نمونه در یک گزارش از خبرگزاری پارس آمده است: طبق خبر رسیده، مبارزه افراد مسلمان عراقی در شهرهای نجف، کربلا، کاظمین و چند شهر دیگر به اوج خود رسیده و حکومت بعث عملیاتهای مبارزان عراقی را به ایرانیان نسبت میدهد. (3)در گزارش خبرنگار دیگری از همین خبرگزاری آمده است: «دودستگی شدید در ارتش عراق به
وجود آمده و بسیاری افسران و سربازان عراقی از پادگانها و محلهای خدمت خود فرار کردهاند یا به حزب دعوت عراق [یک تشکل شیعی مرتبط با ایران] پیوستهاند.» (4)همچنین منابع داخلی عراق به استانداری خوزستان گزارش دادهاند که یگانهای نظامی مستقر در عماره از مردم شهر وحشت دارند، زیرا اهالی این استان گفتهاند که آماده جهاد و منتظر دستورهای آیتالله خویی میباشند. (5)
درمورد مقابله با تحرکات ایذایی مناطق کردنشین عراق در گزارشی که امروز به نهادهای ذیربط داده شده، آمده است: «اخیراً خرابکاران مشغول کاشتن مینهای ضدخودرو و ضدنفر در اطراف مناطق مهم نظامی و جادههای مسیر حرکت ستونهای نظامی ارتش عراق میباشند. تیپ99 احتیاط مستقر در قرهداغ سلیمانیه، از یگانهای تابعه و تحتامر خود خواسته است که قبل از هرگونه نقلوانتقال {نقل مکان} مسیر را بازدید و از وجود مین پاکسازی نمایند.» (6)
بجز تحرکات مربوط به شیعیان و کردها، دستهای دیگر از مقاومتهای غیرمرتبط با دو مرکز فوق {یعنی مراکز شیعی و کردی} نیز گزارش میشود که مراکز تبلیغی و نیز امنیتی عراق با خبرهایی از نقش ایران آن را همراه میکنند. در ادامه، پنج گزارش غیرعلنی دراینخصوص
که همگی به تاریخ امروز هستند، ذکر میشود: در یک گزارش که امروز، به اطلاعات نزاجا رسید، آمده است: «بهعلت انفجار یک بمب دستی در سازمان شهرسازی فاو 15 نفر کشته و مجروح شدند. غازی دیراوی فرماندار سابق فاو ازجمله کشتهشدگان بوده است.» (7)گزارش دیگری نیز از انفجار یک بمب در پالایشگاه نفت الدوره بغداد حکایت داشت. (8)گزارش سوم
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 7/2/1359، ص4.
2) سند شماره 287547 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی کمیته هماهنگی انتظامی، 7/2/1359.
3) روزنامه جمهوری اسلامی، 7/2/1359، ص4.
4) همان.
5) سند شماره 347486 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به استاندار خوزستان {دفتر هماهنگی}، 7/2/1359.
6) سند شماره 287538 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19، فرماندهی21 07 {رکن2}، 7/2/1359.
7) سند شماره 287552 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به فرماندهی نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 7/2/1359.
8) سند شماره 287543 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19، فرماندهی21 07 {رکن2}، 7/2/1359.
و چهارم معنای خاصی از نقش ایران به دو گزارش قبل دادند؛ در گزارش سوم آمده است: «مقامات امنیتی کشور عراق مدعی هستند که در آینده بسیار نزدیک تعدادی خرابکار تبعه عربستان سعودی که با کمک مقامات دولتی ایران به نارنجک دستی و بمبهای صوتی مجهز شدهاند ازطریق جنوب عراق به استان المثنی وارد و قصد خرابکاری در منطقه را دارند. لذا به کلیه یگانهای مرزی و انتظامی و امنیتی دستور مراقبت شدید داده شده است.» (1)و گزارش چهارم نیز حاکی است: «مقامات مرزی استان بصره عراق مدعیاند که در هفته گذشته شخصی به نام جعفر یوسف از اهالی سوسنگرد ایران با همدستی چند نفر دیگر هنگام واردکردن اسلحه از ایران به خاک عراق دستگیر و جهت بازجویی به سازمان امنیت بصره تحویل شدهاند.» (2)اما گزارش پنجم دراینباره، بغرنجیهای جدیدی بر چهار گزارش قبلی افزوده است. در این گزارش آمده است: «برابر گزارش پایگاه آبادان بهمنظور ایجاد حس تنفر در بین مردم عراق نسبت به ایرانیان و دولت ایران مأمورین سازمان امنیت و عوامل بعث مواد منفجره و نارنجک به دست افراد بیگناه داده و آنها را وادار مینمایند که بعضی نقاط را منفجر نمایند آنگاه در بین مردم اینطور شایع میکنند که عوامل دولت ایران به عراق نفوذ کرده و دست به عملیات ترور و خرابکاری میزنند.» (3)
یادآوری میشود سرکوب کنونی رژیم عراق، حزب کمونیست این کشور را هم که اتفاقاً در مواضع خود درخصوص انقلاب ایران، مواضعی شبیه حزب توده دارد دربر میگیرد. درباره شهادت آیتالله صدر حزب کمونیست عراق نیز اعلام موضع کرد. به نوشته روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده: «حزب کمونیست عراق که علیه رژیم خونآشام صدام حسین پیکار میکند، در بیانیهای اعدام آیتالله سیدمحمدباقر صدر را قویاً محکوم کرد. حزب کمونیست عراق در بیانیه خود تأکید میکند که اعدام آیتالله صدر زمانی صورت میگیرد که گزارش میرسد عده زیادی از مخالفان ازجمله [تعدادی] کمونیست مبارز عراقی اعدام شدهاند.» (4)
145
اخراج ایرانیان و شیعیان از عراق همچنان ادامه دارد. در 24 ساعت گذشته نیز 622 نفر دیگر از اخراجشدگان از عراق وارد خاک ایران شدند(5)که 133 نفر آنان ازطریق مرزهای خسروی و سومار به ایران آمدهاند. (6)سرهنگ اخیانی فرمانده ناحیه ژاندارمری کرمانشاه، با ذکر مطالب مذکور به خبرنگار خبرگزاری پارس گفت: با ورود این عده جمع راندهشدگان تاکنون به 28458 نفر رسیده است. (7)
درباره خدمات پس از ورود راندهشدگان، سخنگوی جهاد سازندگی خرمآباد اعلام کرد: قرار است 2 مدرسه به زبانهای عربی و فارسی برای راندهشدهگان در اردوگاه بهرام خرمآباد تشکیل شود. وی افزود در بین راندهشدگان افراد متخصص وجود دارند که از آنها در اردوگاههایی که تشکیل خواهد
1) سند شماره 287542 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 7/2/1359.
2) سند شماره 339204 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی21 07 {رکن2} کمیته هماهنگی انتظامی، 7/2/1359.
3) سند شماره 287551 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 7/2/1359.
4) روزنامه نامه مردم، 7/2/1359، ص8.
5) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص10.
6) روزنامه جمهوری اسلامی، 8/2/1359، ص5.
7) همان.
شد، استفاده میشود. درمورد کار تحویل راندهشدگان به بستگانشان، فرماندار خرمآباد گفت که تاکنون نزدیک به 6 هزار نفر از معاودین در استان لرستان، تحویل بستگان خود شدهاند. (1)
از سوی دیگر مشکلات ناشیاز نفوذ عوامل دولت عراق در این پوشش، همچنان نگرانکننده است و خبرهایی که بهنحوی ممکن است مربوط به این قضیه بشود، مورد توجه قرار میگیرد. برای مثال، این گزارش با قید "صحت دارد"، امروز، به مقامات ذیربط رسید: «مأمورین عراق افرادی از سازمان امن العام عراق را بهعنوان فراری یا پناهنده سیاسی به ایران نفوذ داده است. منظور این افراد شناسایی کامل افراد فراری یا پناهنده سیاسی موجود در ایران است.» (2)امروز همچنین «ازطرف مقامات امنیتی کشور عراق دستور دستگیری ایرانیان مشروحه زیر صادر و به کلیه مراکز پلیس و امنیتی ارسال شده که درصورت دستگیری آنان را تحتالحفظ به سازمان امنیت تحویل نمایند.» (3)در ادامه، گزارشی که این مطالب را در بر دارد، اسامی و شغل 6 تن ذکر و در آخر قید شده است: «ارزیابی خبر: صحت دارد.» درواقع بهدلیل همان حساسیت ذکرشده، در شرایط کنونی مسئله روند و سرانجام دستگیری ایرانیان که چهبسا به اخراج و فرستادن آنان به ایران بینجامد، مورد توجه قرار گرفته است.
146
تحرک، برخوردهای ایذایی،(4)نقلوانتقال، تدارک و تجهیز و... در مرزهای ایران و عراق ادامه دارد.
در جنوب، گارد ساحلی به فرماندهی نیروی دریایی اطلاع داد: «تعداد 2 فروند کشتی روسی حامل قطعات یدکی و مهمات نظامی تحتحمایت یک فروند ناوچه مسلح گشتی عراق به شماره 150 در اسکله بصره پهلو گرفت.» (5)گزارش منابع خودی با ارزیابی صحت دارد، همچنین حاکی است: «2 فروند ناوچه نیروی دریایی عراق در 3 کیلومتری بندر فاو روبهروی بخش اروندکنار در کنار اسکله نظامی مستقر شدهاند و مأموریت آنها گشتزنی در شطالعرب میباشد.» (6)
در غرب کشور، ساعت 13 امروز، از مقابل پاسگاههای شورشیرین و نیخزر در داخل عراق، 15 دستگاه خودرو به پایگاه الشهدا وارد شدند و تعدادی نیز با ورود به پاسگاههای تکتک مشکی و پلهکانه عراق در آنجا استقرار یافتند و نیز 15 نفر هم با استقرار روی تپه پاسگاه چکسرخ، چندین زاغه در آنجا حفر کردند و پرچم بر روی تپه برافراشتند. (7)
امروز همچنین حضور یک گردان زرهی عراق در منطقه طیب مقابل پاسگاه چاه نفت موسیان، باعث شد هنگ ایلام تقاضای اعزام یک گروهان زرهی خودی به منطقه، برای احتیاط و حفاظت کند. (8)در همین حال، پاسگاه دهلران نیز از استقرار گردان8 توپخانه صحرایی عراق در منطقه مقابل موسیان خبر داد. (9)
1) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص10.
2) سند شماره 347487 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19، فرماندهی21 7 {رکن2}، 7/2/1359.
3) سند شماره 287410 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی هنگ آبادان {رکن2}، 29/2/1359.
4) * برخوردهای ایذایی عراق از نوع نفوذ و انفجارات در جنوب، در گزارش مستقل خواهد آمد.
5) سند شماره 287540 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19، فرماندهی21 07 {رکن2}، 7/2/1359.
6) سند شماره 287441 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 7 ر.م، 7/2/1359.
7) سند شماره 041029 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استانداری ایلام به وزارت کشور {معاونت سیاسی اجتماعی}،7/2/1359.
8) سند شماره 033942 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری، 7/2/1359.
9) سند شماره 041032 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 7/2/1359.
همچنین در ادامه تحرکات ایذایی در مناطق مرزی، امروز در منطقه پاسگاه ازگله درگیری شدیدی بین پاسداران خودی و مهاجمان که ازطرف ارتش عراق با توپ و خمپاره حمایت میشدند، رخ داد. (1)
علاوهبر موارد مذکور ضایعات و تلفات ناشی از مینگذاری در این مناطق همچنان ادامه دارد؛ ساعت 10:30 امروز، در آبادی گزین و دشت دهآب {در منطقه عمومی قصرشیرین} یک دستگاه تراکتور به مین برخورد کرد. براثر انفجار این مین، تراکتور منهدم، یک نفر کشته و 2 نفر بهسختی مجروح شدند.(2)(3)یادآوری میشود اخیراً یک گروه مینیاب وارد جاده گردهنو باویسی واقع در منطقه نوار مرزی شدند. سخنگوی ستاد مرکزی سپاه پاسداران ضمن اعلام این خبر افزود: تاکنون تعداد قابلملاحظهای مین کشف و معدوم شده است. (4)
در همین حال امروز، در پیام هشدارآمیز مقامات مسئول به مقامات محلی سرپل ذهاب آمده است: «برابر اطلاع موثق، ایادی محلی سرسپرده عراق قصد دارند با یورش ناگهانی به پل ذهاب حمله [و] علاوهبر ایجاد ناامنی افراد مورد نظر خود را ربوده و به کشور عراق ببرند. دستور فرمایند به وصول امر 1. پرسنل پاسگاه را تقویت نمایند. 2. ارتفاعات مشرف به پل ذهاب را بهطور مداوم زیر نظر داشته باشید. 3. نقاط حساس را حفاظت نمایید. 4. با تشکیل شورای تأمین پیشبینیهای لازم با استفاده از عوامل محلی مؤمن به انقلاب اسلامی نسبت به تأمین کافی شهر سرپل ذهاب اقدام کنید.» (5)
147
در عرصه هوایی، امروز هم عراق با چند پرواز مشکوک، به تجاوز هوایی به خاک ایران اقدام کرد، اما فرود اجباری یک هواپیمای متجاوز عراقی در خاک ایران حادثهای بیسابقه بود.
به گفته یک مقام مسئول در ستاد مرکزی نیروی هوایی: «در 24 ساعت گذشته، بهخصوص در سحرگاه امروز، در چندین مورد، تجاوزات مکرر در منطقه خوزستان ازسوی مرزهای عراق داشتهایم که درنتیجه چندین مورد توسط توپخانههای نیروی هوایی مجبور به بازگشت شدهاند.» (6)در همین زمینه، گزارش هنگ ژاندارمری آبادان به فرماندهی لشکر92 زرهی و استانداری خراسان حاکی است در ساعت 3:00 و 4:30 سحرگاه امروز، تجاوز هوایی ازسمت شمال بهطرف جنوب در بالای فرودگاه و پالایشگاه آبادان انجام گرفته که با تیراندازی یگانهای پدافند هوایی مستقر در فرودگاه و پالایشگاه آبادان هواپیمای متجاوز عراقی متواری شده است. (7)
گزارش امروز شهربانی آبادان به وزارت کشور نیز از یک تجاوز هوایی دیگر حکایت میکند که در ساعت 23، بر فراز جزیره مینو روی داد. براساس این گزارش، بهسوی هواپیمای متجاوز تیراندازی شد، بااینحال هواپیما توانست فرار کند. (8)
اما حادثه اصلی حدود ظهر، رخ داد. در این موقع رادار پایگاه وحدتی دزفول اطلاع داد یک
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 8/2/1359، ص1؛ و سند شماره 0615 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا {ستاد عملیاتی} به وزارت کشور {رونوشت سماجا3، مرکز فرماندهی}، 8/2/1359.
2) * هامش گزارش شهربانی به وزارت کشور نشان میدهد که این گزارش برای وزارت امور خارجه نیز ارسال شده است.
3) سند شماره 0615 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
4) روزنامه کیهان، 7/2/1359، ص11.
5) سند شماره 276894 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: به قصرشیرین ف. (14) 05 {رکن3}، 7/2/1359.
6) روزنامه بامداد، 8/2/1359، ص2.
7) سند شماره 347506 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ ژاندارمری آبادان 9 به فرماندهی ناحیه اهواز {رکن3} رونوشت فرماندهی لشکر92 زرهی اهواز و استانداری خوزستان، 7/2/1359.
8) سند شماره 40980 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور {رونوشت سماجا}، 8/2/1359.
فروند هواپیما به حریم فضایی ایران در منطقه جنوبشرقی این پایگاه تجاوز کرده است. فرمانده پایگاه مزبور گفت: «بلافاصله هواپیماهای جنگنده اف5 آماده بر بالای هواپیما ظاهر شدند و باتوجهبه اینکه خلبان هواپیمای متجاوز به دستور خلبان شکاری نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران توجهی نکرد، اجباراً بهوسیله مسلسل تیراندازی شد و هواپیمای متجاوز در 60 کیلومتری پایگاه وحدتی فرود اجباری کرد. وی اضافه کرد که هواپیمای عراق قصد فرار داشته و حداکثر تلاش را به کار برد تا خود را به مرز کشورش برساند، ولی موفق نشد.» فرمانده پایگاه وحدتی نوع هواپیمای متجاوز عراقی را ای.ان2 اعلام کرد و گفت: «هواپیما با یک خلبان و 6
سرنشین آن به پایگاه وحدتی منتقل شدند و پس از بازجویی مقدماتی و مداوای اولیه خلبان و سرنشینان و تأمین غذای آنان از پایگاه وحدتی به تهران منتقل شدند.» (1)یکی از مسئولان ستاد مرکزی نیروی هوایی، اشاره کرد که هواپیمای عراق دربرابر اخطار و اعلام فرود برابر مقررات هواپیمایی دنیا، تمرد کرد و تصمیم به فرار گرفت. وی افزود: «خلبان هواپیمای شکاری اف5 نیروی هوایی ایران به طرزی بهسوی
هواپیمای متجاوز عراقی شلیک نموده است که هواپیما آسیب جزئی دیده و موظف به تبعیت از دستور خلبان هوایی ایران شد و مجبور به فرود گردید.» وی همچنین گفت: «هواپیمای عراقی قصد فرار داشت و حداکثر تلاش
خود را به کار برد تا خود را به مرز کشورش برساند، ولی نتوانست و درحدود 17 الی 18 کیلومتری مرز مجبور به فرود اجباری گردید و بلافاصله توسط هلیکوپتر نیروی هوایی سرنشینان هواپیما به پایگاه وحدتی رفته و 2 نفر از سرنشینان که مجروح شده بودند تحت درمان سرپایی قرار گرفتند و کلیه دستگیرشدگان که 7 نفر میباشند به تهران فرستاده شدند.» (2)سرپرست فرمانداری دشت آزادگان، که حادثه در منطقه تحت مسئولیت وی رخ داده است، در گزارش خود هواپیمای مزبور را یک هواپیمای اکتشافی نیروی هوایی عراق توصیف کرد. در این گزارش درباره وقایع بعد از سقوط هواپیما آمده است: «... سپس افراد عشیره ساکن شط علی مسلحانه دور هواپیما را محاصره نمودند و خلبان و 6 سرنشین آن را دستگیر که بهوسیله هلیکوپتر به پایگاه هوایی دزفول منتقل شدند. پس از این جریان در ساعت 6 بعدازظهر همان روز، 2 فروند جنگنده نیروی هوایی عراق به محل سقوط هواپیمای مذکور آمده و پس از شناسایی محل چون با تیراندازی شدید مردم عشیره و سپاه پاسداران و ژاندارمری مواجه شدند بهسرعت به کشور عراق بازگشتند. اکنون لاشه هواپیما بهوسیله افراد ژاندارمری و سپاه پاسداران در دشتآزادگان حفاظت میشود.» (3)یادآوری میشود در گزارش بعضی منابع ژاندارمری، تیراندازی نیروهای پاسگاه هخامنش در حوالی هور،(4)و در گزارش بعضی دیگر از منابع ژاندارمری، اصابت گلوله از زمین و هوا، بهعنوان عامل سقوط هواپیما ذکر شده است.(5)(6)
1) روزنامه کیهان، 8/2/1359، ص2.
2) روزنامه بامداد، 8/2/1359، ص2.
3) سند شماره 347475 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از فرمانداری دشتآزادگان به دفتر سیاسی استانداری خوزستان، 9/2/1359.
4) سند شماره 347451 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ناحیه ژاندارمری خوزستان به تیمسار فرماندهی ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {رکن3}، 7/2/1359.
5) * ضمیمه دارد؛ تفاوت اطلاعات در منابع گوناگون درباره حادثه سقوط هواپیمای عراقی در ایران.
6) سند شماره 347488 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ ژاندارمری سوسنگرد {رکن2} به تهران ت.ف ژ،ک،ک،جا {رکن3}، 8/2/1359.
148
اقدامات عراق علیه ایران ازطریق عوامل خود در خوزستان و از طرف دیگر مقابله نیروهای نظام با آن، همچنان ادامه دارد.
امروز بهمنظور مقابله با تحرکات ایذایی عوامل عراق در آبادان، در یک برنامه از قبل طراحیشده، 2 نقطه مشکوک ردیابی شد؛ محلی در آبادی شطیط و نیز بخشی از اماکن کسبه اروندکنار، از صبح امروز مورد جستوجوی امنیتی قرار گرفت. در عملیاتی که تا ساعت 15 طول کشید، 10 تن شامل 2 زن و 8 مرد از عاملان بمبگذاریهای آبادان که رابطه نزدیکی با عراق داشتند، شناسایی و دستگیر شدند. (1)
دراینحال، کمکهای مردمی برای شناسایی عوامل عراق و پیشگیری از اقدامات جنایتکارانه آنان نیز، ادامه دارد. در گزارشی که امروز، برای یک کمیته ذیربط ارسال شده، آمده است: «قرار است در هفته جاری 5 نفر عربزبان از اهالی منطقه جراحی خوزستان ایران که دارای شناسنامه عراقی بوده و مسلح به نارنجک دستی و سلاحهای مجهز به صداخفهکن میباشند از خاک عراق وارد و اقدام به خرابکاری و ایجاد رعب و وحشت نمایند.» در ادامه نام این 5 نفر همراه با توصیههایی به نیروهای مرزبانی، ذکر شده است. (2)
در گزارش دیگری که حاکیاز فعالیت آتی یک افسر عراقی در محدوده تعیینشده در منطقه مرزی حوالی خین میباشد، آمده است: افسر مزبور امروز، از بغداد وارد بصره و در منزلی واقع در بصره قدیم، بهعنوان خانه امن، مستقر شده، وی قرار است با متواریان ایرانی، در منزل مذکور ارتباط برقرار کند. (3)
علاوهبر گزارشهای داخلی نیروهای انتظامی و امنیتی، در مطبوعات و خبرگزاریها نیز از اینگونه فعالیتهای عراق و نوع مقابله با آن، گزارشهایی درج میشود؛ ازجمله در شماره امروز روزنامه جمهوری اسلامی، به نقل از خبرگزاری پارس آمده است: «حکومت بعث عراق کوششهای گستردهای را برای ایجاد ناامنی در نقاط مرزی میکند و در مقابل هر انفجار مبلغ یکهزار دینار عراقی به عوامل ضدانقلاب پرداخت میکند و اهالی عربزبان ایران و سایر ایلات و عشایر مرزنشین در موسیان و دهلران با کمک افراد انتظامی اوضاع و حرکت عوامل عراق را بهشدت تحتکنترل شدید دارند.» (4)
یادآوری میشود نفرت عمومی مرزنشینان از عناصری که بهنحوی با عراق مرتبطاند، یا بهدلیل نفع مادی و دلایل دیگر درجهت منافع عراق فعالیتی کردهاند، باعث انزوای شدید آنان شده است بهحدیکه ترس از شناسایی توسط همسایگان و افراد عشیره غالباً باعث گریختن این افراد به عراق میگردد. البته در عراق برای استفاده بهینه از آنها برنامهریزیهایی شده است؛ ازجمله یک گزارش داخلی که امروز دریافت شده، حاکی است: «تعدادی از ایرانیان فراری به خاک عراق که در پادگانهای استقبال اسکان داده شدهاند از کشور عراق تقاضای پناهندگی سیاسی نمودهاند،
1) سند شماره 041048 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 9/2/1359.
2) سند شماره 287440 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 07 {رکن2} کمیته هماهنگی انتظامی، 7/2/1359.
3) سند شماره 287305 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 07 {رکن2}، 23/2/1359.
4) روزنامه جمهوری اسلامی، 7/2/1359، ص4.
لذا ازطرف وزارت کشور عراق به کلیه استاندارها ابلاغ گردید از ایرانیان پناهندهشده بازجویی و تحقیقات لازم به عمل آید. چنانچه واجد شرایط پناهندگی سیاسی میباشند قبول پناهندگی سیاسی آنان بلامانع است.» (1)
149
سنندج دیشب، نسبتاً آرام بود و فقط صدای تکتیراندازیهایی به گوش میرسید. (2)این آرامش نسبی با حمله مهاجمان مسلح غیرقانونی به مواضع ارتش و سپاه برهم خورد و مجدداً درگیریها از سر گرفته شد. (3)
درگیریها در شرایطی تشدید شد که نیروهای ارتش کنترل قسمت شمالی و نیروهای سپاه کنترل قسمت جنوبی شهر سنندج را دراختیار دارند و مراکز مهم این شهر نیز چون استانداری، باشگاه افسران، فرودگاه، رادیو و تلویزیون و جهاد سازندگی در کنترل سپاه پاسداران قرار دارد. (4)در این درگیریها سلاحهای سنگین و هلیکوپتر به کار رفت و ازاینرو بسیاری از مردم تمام روز در زیرزمینهای خانههای خود بودند. عده زیادی از مردم سنندج نیز که خانههایشان در جریان انفجارهای چند روز اخیر در شهر خراب شده است در مساجد شهر جمع شدند. (5)شهر سنندج از جنبه فعالیتهای عادی و روزانه، امروز بهطورکامل تعطیل بود و فقط 5 نانوایی باز بودند که باید نان 350 هزار نفر جمعیت این شهر را تأمین میکردند. قصابیهای شهر نیز در خانه خود به فروش گوشت مشغول بودند. بهطورکلی شهر سنندج با کمبود مواد غذایی مواجه است. (6)
ظهر امروز، اطراف ساختمان رادیو و تلویزیون سنندج که در محاصره گروههای سیاسی بود به دست ارتش و پاسداران افتاد و نیروهای انتظامی پس از آن ازسوی استانداری مشغول پیشروی بهطرف شهر شدند. نیروهای ارتش و پاسداران که از روز گذشته کوه شیخ محمدصادق {واقع در بین پادگان و شهر} را دراختیار دارند، از اینسو نیز شروع به پیشروی بهطرف شهر کردند.
گزارش خبرنگار کیهان درباره آخرین وضعیت امروز سنندج حاکی است: «درگیریهای شدید در شهر مانع جمعآوری اجساد و مجروحین یا شمارش آنها ازسوی مسئولین بهداری و بیمارستان میشود. آخرین خبر رسیده تا آخر وقت دیشب، حاکی است که نیروهای ارتش و پاسداران در یک سوی شهر و افراد گروههای سیاسی در سوی دیگر شهر مشغول تیراندازی بهسوی یکدیگر هستند.» (7)خبرنگار کیهان، هنگام ارسال آخرین خبرهای امروز، گفت: «مردم کراراً به خانه من و دفتر کیهان آمدهاند و چون ما دسترسی به تلفن داریم و با مرکز در تماس هستیم از من خواستهاند از رهبر انقلاب، شورای انقلاب، هیئت دولت و هیئت ویژه کردستان بخواهیم که هرچه زودتر ترتیبی بدهند که به جنگ و برادرکشی در کردستان پایان داده شود.» وی افزود: «این وضع برای مردم قابلتحمل نیست، شهر با کمبود آذوقه و دارو روبهروست، از
1) سند شماره 316843 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به کمیته انتظامی، 7/2/1359.
2) روزنامه انقلاب اسلامی، 7/2/1359، ص12.
3) روزنامه انقلاب اسلامی، 8/2/1359، ص1.
4) روزنامه انقلاب اسلامی، 7/2/1359، ص1.
5) روزنامه کیهان، 8/2/1359، ص2.
6) روزنامه کیهان، 7/2/1359، ص2.
7) روزنامه کیهان، 8/2/1359، ص2.
پزشک و خدمات درمانی خبری نیست، مردم مجروحان خود را در خانه و بدون داشتن کمترین وسایل اولیه درمانی مداوا میکنند. صدها مجروح هماکنون در خانهها بستری هستند. پیام مردم سنندج را به رهبر انقلاب برسانید و از ایشان تقاضا کنید که به مردم ستمدیده کرد برسند.» (1)
150
در حاشیه حوادث امروز سنندج یک فروند هلیکوپتر کبری ارتش جمهوری اسلامی ایران سقوط کرد و خلبانان(2)آن به اسارت افراد وابسته به گروه کومهله درآمدند. (3)یادآور میشود امروز، درباره امنیت پرواز هلیکوپترها پیامی از اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سیاسی به ستاد عملیات غرب کشور در کرمانشاه رسید که متن آن چنین است: «برابر اخبار تأییدشده مبنیبر اینکه ضدانقلابیون منطقه غرب با دراختیارداشتن گیرنده موج FM کلیه مکالمات هلیکوپترها را در پرواز دریافت و عملیات خود را بر مبنای اطلاعات کشفشده طرحریزی و اجرا میکنند. خواهشمند است ضمن هماهنگی با مسئولین امر دراینمورد تصمیم اتخاذ شود تا بتوان از سیستم مطمئنتری استفاده کرد.» (4)
151
همزمان با درگیریهای سنندج، اظهارات و اعلام نظر شیخ عزالدین حسینی و یک عضو مرکزیت حزب دمکرات درباره وضعیت و حوادث سنندج و از سوی دیگر اطلاعیههای ارتش و سپاه و دیدگاههای صباغیان و بنیصدر دراینباره، قابلتوجه است؛ تفاوت نظرها و شرایطی که هریک از این اشخاص برای پایان درگیریها در نظر دارند، نشان میدهد که درگیریها همچنان ادامه خواهد یافت.
شیخ عزالدین حسینی بامداد امروز، در گفتوگویی با خبرنگاران اعزامی کیهان به مهاباد گفت: «حمله به کردستان توطئه ازپیشساختهای بود که ارتش به دستور دولت شروع کرده است و هدف آن است که مقاومت خلق کرد درهم شکسته شود.» وی سپس افزود: «از وقتی رئیسجمهور اعلام کرد که ارتشیها
بندهای پوتین خود را تا محو کامل کردستان باز نکنند، انتظار چنین حمله گستردهای میرفت، اما شدت این حملات بهقدری زیاد بود که کمتر تصور آن میرفت.»
وی در
{شیخ عزالدین حسینی}
1) همان.
2) * بعدها {1/3/1359} ستاد مشترک در پیامی به وزارت کشور درخواست کرد برای آزادی خلبانان مزبور اقدام کند. این پیام نشان میدهد حفاظت اطلاعات ستاد مشترک بهتازگی از زندهبودن خلبانان و اینکه دراختیار کومهله هستند مطلع شده است. [سند شماره 063567 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا2 {اداره دوم حفاظت اطلاعات} به وزارت کشور، 1/3/1359]
3) سند شماره 063567 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا2 {اداره دوم حفاظت اطلاعات} به وزارت کشور، 1/3/1359.
4) سند شماره 041034 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سیاسی به اطلاعات ستاد عملیات غرب {کرمانشاه}، 7/2/1359.
پاسخ به این گفته رئیسجمهور که تجاوز نظامی امریکا بیارتباط با گسترش درگیری در کردستان نیست، گفت: این اتهام دروغ محض است و آقای رئیسجمهور دراینمورد واقعیت را نگفته است. رئیس هیئت نمایندگی خلق کرد با اشاره به اینکه هدف از اعزام نیروهای ارتش به مرز، دفاع از مرزهای ایران نیست، گفت: «پیشمرگان ما در مرز عراق آماده مقابله با هرگونه تجاوزی هستند و اعزام نیروهای ارتش ابداً در شرایط کنونی درست نبود زیرا [ما] مرز را بهتر از ارتشیها اداره میکنیم.»
وی با تأیید درگیریهای تازه در بانه و مریوان، شهر مهاباد را تا امروز، آرام توصیف کرد، اما گفت: «ارتش اگر زورش برسد میخواهد تمام منطقه کردستان را درگیر جنگ مسلحانه کند و این جنگی خواهد بود که فقط مردم بیگناه کشته میشوند.» شیخ عزالدین حسینی در پایان از آمار دقیق تلفات کردها و جنگهای سنندج و سقز اظهار بیاطلاعی کرد. (1)
دراینحال، دکتر رحیم قاضی عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان، امروز در گفتوگو با خبرگزاری پارس در تهران اعلام کرد: «کمیته مرکزی رسماً از اظهارات آقای بنیصدر رئیسجمهور، درمورد اعلام آتشبس قدردانی میکند و تقاضا دارد 6 مادهای را که مورد قبول واقع شده با همان اصلاحات فوراً اعلام شود.» وی گفت: «ما از اظهارات دیروز آقای بنیصدر درمورد کردستان که گفتند من دستور دادهام که در کردستان آتشبس شود اظهار خشنودی و شادی و سرور مینماییم.» دکتر قاضی افزود: «حزب دمکرات کردستان، شاخه سنندج، اعلام کرده است بااینکه تقریباً 24 ساعت از اظهارات آقای بنیصدر میگذرد، ولی متأسفانه هنوز در این شهر ازطرف پادگان بهطرف سنندج تیراندازی میشود که ما امیدواریم که دستور اکید بدهند که تیراندازی متوقف شود و ما آمادهایم خودمان اعلام آتشبس داده و وارد مذاکره بشویم.» (2)
از سوی دیگر امروز، ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران اعلامیه لشکر28 کردستان را دراختیار خبرگزاری پارس قرار داد که در آن آمده است: «مردم مبارز ایران، ضدانقلاب در سنندج سعی دارد ویرانی به بار آورده و خرابیها را به ارتش و سپاه پاسداران نسبت دهد. در چند روز گذشته، ژاندارمری و ایستگاه تلویزیونی را نابود و تعدادی از خانههای مردم را ویران کرده و همه پمپبنزینهای شهر را به آتش کشیده است و هر چیزی را که در شهر هست تخلیه میکند و برای ازبینبردن اسناد خیانت خود آن محل را منفجر میسازد، تعدادی از مردم به پادگان پناهنده و تقاضای کمک نمودهاند. ضدانقلاب باوجود اینکه خود از وجود پناهندگان در پادگان اطلاع دارد تاکنون دهها خمپاره بهطرف پادگان پرتاب نموده است.» (3)
همچنین اطلاعیه شماره 7 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مستقر در سنندج نیز امروز، به این شرح انتشار یافت:
«بسمهتعالی
مردم قهرمان ایران، مسلمانان دلیر سنندج، مدت سه روز است که درگیری و جنگ در این منطقه شروع شده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به پشتیبانی ارتش جمهوری اسلامی بعد
از تذکرات و یادآوریهای لازم تصمیم به بهرهبرداری از حق مسلم خود گرفت، یعنی بازکردن مسیرها بهسوی مرزها و نجات دلیران باشگاه افسران از محاصره و بالاخره آزادساختن تأسیسات دولتی و نیز استانداری، رادیو تلویزیون و فرودگاه. جانبازان سپاه پاسداران از دو سو به حرکت درآمدند، ستون اول از پادگان بهسوی استانداری و باشگاه افسران و ستون دوم بهسوی رادیو تلویزیون که درنتیجه این مراکز ازسوی سپاه پاسداران تصرف شد و از محاصره درآمد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با الهام از پیام ریاستجمهوری و چشمهای نگران ملت بزرگ ایران مصمم است که حاکمیت دولت و ایرانی مستقل در این منطقه از ایران را تضمین کند تا مسلمانان را از یوغ شکنجه و تحمیل احزاب آزاد کند.» (1)
یادآوری میشود در چهارمین اطلاعیه پاسداران مستقر در سنندج آمده بود: «امت قهرمان، ضدانقلاب 8 روز پیدرپی باشگاه افسران ارتش را در سنندج محاصره کردهاند و از ارسال مواد غذایی به آنها جلوگیری به عمل آوردند. درنتیجه این عمل چند نفر از محاصرهشدگان به درجه شهادت رسیدند، لذا سپاه پاسداران ابتدا تصمیم گرفت با همیاری ارتش حلقه محاصره باشگاه را بشکنند و خانوادههای گرسنه و تشنه در بند را نجات دهند. مرحله دوم خلع سلاح ضدانقلابیون بود که دو اقدام به یاری خداوند بزرگ انجام گرفت. در مسیر پادگان و باشگاه افسران 12 شهید و 80 مجروح تقدیم انقلاب شد. سپاه پاسداران به عوامل مزدور مهلت میدهد تا فرصت از دست نرفته سلاحهای خود را تحویل دهند.» (2)
امروز همچنین سخنگوی ستاد مرکزی سپاه پاسداران در تماس با خبرگزاری پارس ضمن گزارش اوضاع کردستان و بهخصوص سنندج گفت: «دولت جمهوری اسلامی ایران نزدیک به یک سال است که با گروههای حاکم تحمیلی در آن مناطق به مذاکره پرداخته است که طی این مدت نهتنها نتیجهای گرفته نشد، بلکه ضدانقلاب به خلع سلاح نیروهای دولتی و سنگربندی در مقابل سپاه و ارتش پرداخته است بهطوریکه در نوسود قبل از شروع درگیری حزب دمکرات، یک واحد ارتشی که بهمنظور پاسداری به مرزهای ایران اعزام شده بود ازطرف حزب دمکرات خلع سلاح شد و بهدنبال آن یک ستون ارتشی که برای تقویت پادگانهای مرزی در خارج از شهر سنندج درحال عبور بود، مورد حمله دمکراتها، کومهله و چریکهای فدایی خلق قرار گرفت. بنابراین، ملاحظه میشود که حزب دمکرات و گروههای چپنما درگیری را شروع کرده و به تعهد خود مبنیبر اخراج سپاه از سنندج و نیز استقرار ارتش در تلویزیون، باشگاه افسران و فرودگاه وفادار نبوده و گروههای مسلح از شهر خارج نشدند و با سلاحهای سنگین و سبک [به] واحدهای ارتشی مستقر در تلویزیون، فرودگاه و باشگاه افسران حمله کردند و آب و آذوقه را بر روی سربازان ارتش جمهوری اسلامی ایران بستند.» این سخنگو تأکید کرد: «در چنین صورتی مذاکره با گروهها هنگامی صورت خواهد گرفت که گروههای مسلح غیرمسئول سلاحهای خود را تحویل دهند.» (3)
دراینحال، هاشم صباغیان عضو هیئت ویژه کردستان نیز در یک گفت وگوی تلفنی در پاسخ به این پرسش خبرنگار کیهان که «آیا در این شرایط بحرانی باتوجهبه حمله نظامی امریکا به ایران وقت آن نیست که هرچه زودتر راهحلی برای مشکل کردستان پیدا شود؟» گفت: «درمورد مسئله کردستان ما بارها نظرمان را گفتهایم، ولی این احزاب سیاسی [غیرقانونی] کردستان هستند که به این امر توجهی ندارند و این افراد مسلح در چند روز اخیر دائم خانههای مردم بیگناه را اشغال کرده و از آنجا بهطرف ارتش تیراندازی میکنند. همین دیروز بود که آقای رئیسجمهوری باز دستور دادند که بههیچوجه ازطرف ارتش تیراندازی نشود.» هاشم صباغیان سپس به این سؤال که «آیا ممکن نیست با گروهها و احزابی که انعطاف بیشتری دارند و در گذشته نیز بارها پیشنهاد مذاکره کردهاند، راهحلی پیدا کرد؟» چنین پاسخ داد: «بهنظر ما پیشنهادی که ازطریق حزب دمکرات یعنی همان طرح 6 مادهای با اصلاحاتی که ازطرف هیئت ویژه روی آن صورت گرفته و توأمکردن نظرات کردهای مقیم مرکز بهترین راهحل میباشد که با تقدیم آن به شورای انقلاب پس از تصویب بهعنوان راهحل اساسی کردستان ازطرف رئیسجمهور به مردم کردستان اعلام شود و پس از آنکه افراد مسلح اسلحههای خود را زمین گذاشتند هیئتی برای پیادهکردن طرح ازطرف رئیسجمهور عازم منطقه شود تا هرچه زودتر به بحران کردستان خاتمه داده شود.» هاشم صباغیان بار دیگر تأکید کرد: «باز بهنظر من پیادهکردن طرح پیشنهادی حزب دمکرات بیشتر از همه بهوسیله خود مردم کردستان میتواند عملی شود. از نقاط مختلف کردستان مردم به ما تلفن میزنند و میگویند که این گروههای مسلح بیش از ده درصد میان مردم طرفدار ندارند و ما هم هربار به آنها گفتیم که خود مردم باید این گروههای مسلح را از شهر خارج کنند اگر خود مردم سنندج اقدام نمایند، سپاه و ارتش نیز بیشک باید آنها را در این امر یاری دهند.» (1)
بنیصدر نیز در سرمقاله شماره امروز روزنامه انقلاب اسلامی با عنوان "کردستان و اضمحلال قدرت مرکزی" چنین نوشت: «امریکاییانی که در حمله بدفرجام امریکا دخالت داشتهاند، در مصاحبههایشان گفتهاند هدف امریکا تضعیف دولت ایران و ساقطکردن آن است... امروز دیگر عیان است که طرح امریکا ایجاد یک اغتشاش عمومی توأم با خونریزیهای مهیب بهقصد نابودکردن دولت انقلاب بوده است. بخشی و بخش تعیینکنندهای از این توطئه در کردستان باید انجام میپذیرفت. گفته میشود که تغییر ناگهانی رفتار گروه کومهله در کردستان درپی قولوقراری است که "جانشینان حکومت انقلابی" گذاشتهاند. اینک گزارش گردش کار کردستان را میآوریم تا معلوم شود دولت هیچگونه تمایلی به درگیری مسلحانه در کردستان نداشته است:
1) روزنامه کیهان، 7/2/1359، ص1.
پیش از آن با هیئت ویژه توافق شده بود که پاسداران از سنندج بروند و ارتش باشگاه افسران و فرودگاه و ساختمان رادیو تلویزیون را نگهداری کند و هیچ گروه مسلحی در شهر نباشد، اما بهمحض بیرونرفتن، افراد مسلح کومهله وارد شهر شدند و در شهر هر کار که خواستند کردند.
چندین نوبت ازسوی مسلمانان سنندج مراجعه شد که با این گروه مسلح شدت عمل به خرج داده و پاسخ همواره این بود که باید مردم شهر خود بایستند و سلطه این گروه را نپذیرند. مردم مسلمان شهر در چند نوبت در نمازهای جمعه نفرت خود را از این گروهها اظهار کردند تا اینکه این گروه نماز جمعه را تعطیل کرد.
وقتی عراق در مرزها نیرو جمع آورد و تهدید کرد، در آذربایجانغربی به پستهای نظامی حمله شد. مقصود از این حمله گرفتن مواضع پست بارزانیها و قطع رابطه آنها با پایگاههایشان و کمک به بعثیهای عراق بود.
در همین وقت نمایندهای به کردستان فرستاده شد تا معلوم کند مقصود از این کارها چیست؟ و وی آمد که حزب دمکرات جنگ نمیخواهد و آماده تفاهم است.
اما وقتی از خوزستان مراجعه کردم، معلوم شد در سنندج مانع از رفتن ستون نظامی به پادگان شدهاند، هر اندازه از نرمش لازم بود به خرج داده شد: فرماندار سنندج گفته بود خود پیشاپیش ستون آن را به پادگان میبرد که ممکن نشد؛ قرار شد برای پرهیز از درگیری ستون از خارج شهر برود، در راه مورد حمله قرار گرفت و فرمانده نظامی کشته شد و مواد غذایی ارتش به دست مهاجمان افتاد؛ در همین وقت یک واحد نظامی را در نوسود خلع سلاح کردند و 7 تن اسلحه را بردند؛ گروه کومهله به این حد قناعت نکرد، در سقز و بانه به حمله دست زد و پادگان سنندج را تهدید کرد؛ باشگاه افسران را محاصره کرد و آب و غذا را بر روی محاصرهشدگان بست؛ فرمانده لشکر تهدید کرد، جواب شنید جواب هر گلوله توپ را با 20 گلوله توپ خواهیم داد. ... دستور داده شد بهمحض آنکه گروههای مسلح بپذیرند شهر را ترک کنند و به جنگی که تحمیل کردهاند
پایان بدهند، عملیات نظامی قطع شود. نیمروزی بهطور یکجانبه عملیات قطع شد؛ قرار شد تلگرامی بفرستند و پاسخی دراینباره بگیرند که هیچ خبری نشد؛ در اجتماع مردم اهواز بدون آنکه تلگرام رسیده باشد، از نو تأکید کردیم که 6 ماده را با اصلاحاتی که در آن انجام گرفته است میپذیریم تا هرگونه بهانهای از بین برود، اما باز دست برنداشتند. ... ما میدانیم که نمیتوانستهاند دست بردارند چراکه وابسته و دشمن گمان میبرده است که اینبار ضربه سنندج کار دولت انقلاب را خواهد ساخت. ... پس از آنکه از منصرفکردن این گروه از زدوخورد مسلحانه مأیوس شدیم البته با قاطعیت تمام عمل کردیم.» (1)
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 7/2/1359، صص 1 و 12.
152
امروز، فضای بعضی از شهرهای ایران، ازجمله قم، کاشان، رفسنجان و ارومیه تحتتأثیر تشییعجنازه شهدای درگیریهای سنندج و دیگر نقاط کردستان قرار داشت. وسعت و شکوه مراسم مزبور، درواقع تأکیدی بر وظایف خاص مردم، سپاه، دولت و نظام درزمینه مسائل کردستان بود. در گزارشهای مربوط به این مراسم چنین آمده است:
قم: «قم یکپارچه در شور و ماتم غرق گشته بود. مراسم تدفین 4 تن از شهدای سپاه پاسداران قم به نامهای سیدمرتضی طالقانی، ابوالفضل زندی، ناصر شهریور و عنایتالله پیرویسی که چند روز پیش در سنندج به فیض شهادت نائل آمده بودند، با شکوهی کمنظیر با شرکت بیش از 300 هزار تن از طبقات مختلف مردم قهرمان همیشه آماده پیکار قم، روحانیون، فرهنگیان، دانشآموزان، کارگران، کشاورزان و بازاریان درحالیکه بازار و مغازهها و دبیرستانها و دبستانها تعطیل و ادارات نیمهتعطیل گشته بود [بهسمت حرم مطهر حضرت معصومه{س}] برگزار گردید.» در صحن مطهر بعد از طوافدادن جنازه بر گرد مرقد حضرت معصومه{س}، حضرت آیتالله مرعشی نجفی از مراجع عظام تقلید، بر آنان نماز خواند و سپس حجتالاسلام سعیدی یکی از مسئولان سپاه در سخنانی پس از تجلیل از این شهیدان و خانوادههای آنان خطاب به مسئولان گفت: شما را به خدا و به مقدسات سوگند میدهیم که دگربار سبب نگردید که وضع گذشته در کردستان تکرار شود. برای خدا دیگر این مرتبه مذاکره نکنید و دستور قطع تیراندازی ندهید. بگذارید برادران ما دشمن را سنگربهسنگر تعقیب کنند. این را بدانید که هرگونه مذاکره و کوتاهآمدن، پایمالکردن خون شهیدان ما است. لازم به ذکر است بعدازظهر امروز و شبهنگام، دو مجلس یادبود ازسوی سپاه پاسداران و آیتالله مرعشی نجفی برگزار شد. (1)
کاشان: «[امروز، در] شهر کاشان در سوگواری 2 تن از برادران پاسدار به نامهای سیدمحمد اشنویی و ماشاءالله زارعی که در کردستان بهدست گروههای ضدخلقی به درجه رفیع شهادت نائل گشته بودند، مدارس و مغازههای شهر بهصورت تعطیل درآمده و جنازههای این دو پاسدار در [میان] انبوه مردم این شهر از خیابان 22 بهمن تشییع شد.» در این مراسم حاکم شرع کاشان در سخنانی از شورای انقلاب و ریاستجمهوری خواست که گروه فداییان ضدخلقی را منحل اعلام کند. (2)
رفسنجان: «جنازه سرباز شهید اصغر خالویی علمآبادی که در حوادث کردستان شربت شهادت نوشیده بود درمیان جمعیت انبوهی از مردم رفسنجان و تشریفات خاص نظامی از مسجد جامع این شهر تا روستای مؤمنآباد محل اقامت خانواده وی تشییع و در گورستان این روستا دفن گردید.» (3)
ارومیه: «مراسم تشییعجنازه ستوانیار سوم شهید اسماعیل رستمی جمعی لشکر64 ارومیه که در منطقه راژان به درجه شهادت نائل گشته است، ساعت 9:30 دقیقه... ، با تشریفات خاص نظامی از مقابل ستاد لشکر64 ارومیه برگزار شد. این مراسم درحالیکه بازار ارومیه به حالت تعطیل درآمده بود درمیان تأثر شدید اقشار مردم ارومیه و اعضای خانواده شهید انجام شد.» (1)
در تهران درباره تشییع شهدای کردستان امروز، اطلاعیهای با امضای سرتیپ فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش، انتشار یافت که در آن آمده است: «در ساعت 9:45 صبح فردا دوشنبه 8/2/1359، تعداد 23 نفر از برادران سرباز و درجهدار شما که در وقایع اخیر کردستان به درجه شهادت نائل آمدند از مدرسه عالی شهید مطهری به بهشتزهرا تشییعجنازه رسمی خواهند شد. با شرکت خود در این مراسم بزرگ روان آنان را شاد و تسلیبخش دلهای شکسته خانوادههای آنان باشید.» (2)
153
در بانه که پس از سنندج جدیترین درگیریهای مناطق بحرانی کردنشین در آن جریان دارد، امروز هم محاصره پادگان این شهر و گلولهباران و خمپارهباران مواضع نیروهای سپاه و ارتش مستقر در آن، ادامه یافت. این درگیری از بعدازظهر روز گذشته تشدید شده است.
خبرنگار بامداد غروب امروز با ارسال گزارشی از پیرانشهر، علاوهبر این خبر اعلام کرد: «کوه اربابا در نزدیکی شهرستان بانه که محل استقرار نیروهای ارتشی و سپاه پاسداران میباشد بهوسیله پیشمرگان کرد به محاصره درآمده است.» (3)در گزارش دیگری از منابع کومهله آمده است: «حدود ساعت 8 بعدازظهر، پیشمرگان کومهله حساسترین سنگرهای اطراف پادگان را که دراختیار ارتش بود در یک حمله شجاعانه از دست آنها خارج و ارتشیان را از تپه به عقب راندند و این درگیری نیمساعت ادامه یافت. سنگرها هماکنون در دست پیشمرگان است.» (4)
در تهران، یک سخنگوی ستاد مرکزی سپاه پاسداران ضمن توضیح اوضاع منطقه، حدّت آن را تأیید کرد و گفت: «در شهر بانه، حمله ضدانقلاب به پادگانها و ارتش ادامه دارد که متقابلاً بهخوبی
دفاع میشود.» (5)درباره تلفات ناشیاز محاصره بانه بعضی خبرها نشاندهنده وضعیت دشوار نیروهای مدافع پادگان است؛ ازجمله یک گزارش ژاندارمری که به دفتر رئیسجمهوری هم ارسال شد، از شهادت یک سرباز وظیفه مجروح در ساعت 3:20 بامداد امروز، حکایت دارد. در این گزارش آمده است: «گزارش هنگ ژاندارمری سقز گویاست سرباز وظیفه محمدعلی نایبزاده که دراثر تیراندازی مهاجمین به پادگان بانه مجروح گردیده بود باوجود اعزام پزشک بهداری هنگ و بانه معالجات انجامشده
مؤثر واقع نشده و در ساعت 3:20 روز 7/2/1359، به
درجه شهادت نائل آمد.» (1)مضمون این گزارش و دیگر گزارشها حاکیاز صعوبت حملونقل براثر محاصره است تاحدیکه همین گزارش از 3 مجروح دیگر نام میبرد که در انتظار انتقال به کرمانشاه بهوسیله هلیکوپتر هستند.(2)در گزارش دیگر ژاندارمری، به خمپارهباران ساعت 13 امروز، اشاره و اضافه شده است: «مهاجمین [مسلح غیرقانونی] بهوسیله خمپاره بهطرف پادگان تیراندازی [کردهاند و] درنتیجه 2 نفر از پاسداران شهید و یک نفر مجروح گردیده است.» (3)
154
علاوهبر سنندج و بانه، در بعضی دیگر از مناطق کردنشین ازجمله نقده، میاندوآب، تکاب، پیرانشهر، مهاباد و سقز امروز، تحرکات ایذایی، نقلوانتقال نظامی و درگیریهایی وجود داشت.
در نقده ساعت 11 دیشب، 4 خمپاره ازسوی افراد مسلح ضدانقلاب بهطرف این شهر شلیک شد که تلفات جانی نداشت. (4)
در میاندوآب ساعت 17:30 امروز، اجساد مثلهشده 2 پاسدار کمیته(5)این شهر بهوسیله بخشدار بوکان، تحویل فرمانداری میاندوآب گردید. گزارش سپاه میاندوآب حاکی است: این 2 تن را دو روز پیش، افراد حزب دمکرات در شاهیندژ در منطقه قیزکورپی(6)در پل دختر گروگان گرفته بودند. (7)در این گزارش در توصیف اجساد 2 شهید هنگام تحویل، چنین آمده است: «مثله شده بودند؛ تمام اعضای بدنشان سر و دست و گوش و بینی تکهتکه شده بود، جنازه این 2 برادر شهید در بیمارستان جهت کالبدشکافی نگهداری میشود.» (8)
در تکاب، موقعیت نیروهای خودی، خطرناک گزارش شده است تاحدیکه روز گذشته، فرمانده عملیات غرب در نامهای از لشکر81 کرمانشاه برای تکاب درخواست هلیکوپتر کبری کرده بود. (9)
در پیرانشهر، روحانیت این شهر با خوشبینی مسجد جامع را دراختیار شاخه پیرانشهر گروههای سیاسی غیرمذهبی {کمونیست قومگرا...} قرار داد تا هواداران خود را در آنجا گرد آورده، به حوادث سقز و سنندج اعتراض کنند. سپس یک
راهپیمایی در شهر به راه انداخت. خبرنگار بامداد این مراسم را چنین گزارش کرد: «پس از گردهمایی، مردم از محل مسجد جامع
1) سند شماره 050165 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {رکن3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 11/2/1359.
2) * در گزارش مذکور که در تاریخ 11/2/1359 با امضای فرمانده ژاندارمری جمهوری اسلامی سرتیپ ظهیرنژاد، به دفتر ریاستجمهوری ارسال شده پس از ذکر خبر شهادت این سرباز مجروح، اضافه شده است: «3 نفر دیگر از مجروحین به اسامی ستوان دوم محمدعلی خوشکام، سرباز وظیفه علی نعمتی و گروهبان دوم یوسف تیزرو بهعلت نامساعدبودن هوا و نداشتن هلیکوپتر جهت اسکورت هلیکوپتر ژاندارمری تاکنون {11/2/1359} جهت درمان به کرمانشاه تخلیه نشدهاند.» یادآوری میشود محاصره پادگان بانه، مدتی طول کشید، ولی این پادگان سقوط نکرد که خبرهای مربوط به آن، بهتدریج و بهتناسب وقایع روزانه، در روزهای بعد ذکر خواهد شد.
3) سند شماره 040973 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از وزارت کشور به سپاه پاسداران، 8/2/1359.
4) روزنامه کیهان، 7/2/1359، ص11.
5) ** اسامی 2 شهید مزبور جمشید امینزاده و رضا آذرنوش، اعلام شد.
6) *** درگیریهای این منطقه در گزارشهای روزشمار 6/2/1359، اشاره شده است.
7) روزنامه جمهوری اسلامی، 8/2/1359، ص5.
8) همان.
9) سند شماره 051219 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات کرمانشاه به تهران، 6/2/1359.
درحالیکه امامجمعه پیرانشهر و جامعه روحانیت و طبقات مختلف مردم پیرانشهر در پیشاپیش صفوف بودند شروع به راهپیمایی در خیابانهای شهر کردند. در این راهپیمایی جنگ در کردستان محکوم و شعار دمکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان داده شد.» (1)
در سقز، هرچند درگیریها فروکش کرده است، اما بحران همچنان تهدیدکننده است. امروز، فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی سرتیپ فلاحی، به فرماندهی سپاه پاسداران اعلام کرد: «تیپ2 سقز نیاز فوری به تعداد 400 نفر پاسدار دارد. خواهشمند است دستور فرمایید باتوجهبه هماهنگیهای انجامشده با برادر ابوشریف و دستورات فرمانده کل قوا محل و ساعت و تاریخ آمادگی پاسداران که باید در کنترل عملیات نیروی زمینی قرار گیرند 24 ساعت قبل اعلام فرمایید تا پیشبینی هواپیما و هلیکوپتر جهت حملونقل برادران پاسدار به عمل آید.» (2)
155
روزنامه انقلاب اسلامی در شماره امروز خود ذیل عنوان "مفتیزاده چرا ترک دیار کرد، آیا ترک سنگر مبارزه بود یا یک هجرت اسلامی" متن مصاحبه با احمد مفتیزاده را که قبلاً انجام شده بود، درج کرد.
مفتیزاده که زمانی لیدر اسلامگرایی در سنندج و قطب قدرت مقابل مارکسیسم بود، در شرایط کنونی ازطرفی با فشار گروههای مارکسیستی کردستان در منطقه به انزوا کشیده شده است و از سوی دیگر با پافشاری بر نظرهایی که ازمنظر مسئولان نظام قابلپذیرش و اجرا نیست، دیگر حمایت نظام و دولت را نیز همراه ندارد. در این مصاحبه مفتیزاده هم به انتقاد از عملکرد نظام و هم به انتقاد از عملکرد گروههای سیاسی درگیر در کردستان پرداخته است. در مقدمه مصاحبه آمده است: «مفتیزاده را در خانهای محقر در یکی از شهرهای استان کرمانشاهان ملاقات کردیم چند تن از جوانان مسلمان او را همراهی میکردند البته نه از کلاشینکف خبری بود نه از آر.پی.جی7 و چیزی جز کتاب در آن خانه ندیدیم و اصلاً مسئله رئیس و مرئوسی در آنها دیده نمیشد. ... بهراستی تاریخ درباره او چه قضاوت خواهد کرد آیا او به گفته مخالفانش یک جاش است و یا به گفته طرفدارانش فرزند راستین صلاحالدین ایوبی. البته قابل تذکر است که مصاحبه قبل از وقایع چند روز اخیر کردستان انجام یافته.» (3)اولین سؤال به این ترتیب
{احمد مفتیزاده از عملکرد نظام در کردستان و گروههای درگیر انتقاد کرد.}
درج شده است: «چرا از فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، ارشادی خود در کردستان دست کشیدید و مهاجرت کردید، فکر نمیکنید گوشهگیری شما باعث ترکتازی گروههای فشار شده است؟» مفتیزاده در جواب گفت: «برای پاسخ به این سؤال باید به مکتب مراجعه کنیم در اسلام، ما دو دوره مبارزه را داریم، یک دوره به نام تبلیغ یا دعوت که در آن دوره فقط اسلام تشریح میشود، افرادی که نیتی سالم دارند و حق را درک کرده و میپذیرند برای دوران بعد پرورش مییابند و در دوره دوم مبارزات و جهاد شروع میشود.» وی افزود: «و اما عملکرد ما بر این مبنا، باید گفت سالها پیش از انقلاب ایران ما با آگاهی از این برنامه اسلامی کار تبلیغ را شروع کردیم تا سال 52 پیشرفت چشمگیری نداشتیم. ... از سال 52 به بعد بود که یک شرایط استثنایی پیش آمد و در طی آن محاصره تاحدی شکسته شد و مردم توانستند ارتباطی با ما پیدا کنند. سال 56 ثمره فعالیت چند سال گذشته به آنجا رسیده بود که به فکر تأسیس مراکزی برای کار تبلیغ افتادیم. این مدارس به نام مدارس قرآن فعالیت میکرد. ... وقتی جریان قم و تبریز پیش آمد و بعد از آن قیام مردم مسلمان ایران در شهرهای مختلف اوج گرفت، در طی جلسات متعددی که با برادران داشتیم موقعیت خود را نسبت به شرایط زمان ارزیابی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که حداقل 10 تا 15 سال دیگر لازم است که ما از مرحله تبلیغ به مرحله جهاد برسیم.» مفتیزاده حرکت پیشبینینشده مردم را که در مدتی کوتاه و قبل از آمادگی ذهنی و آشناشدن کامل عامه مردم با نظام اسلامی رخ داد، چنین توصیف کرد: «در عبارتی ساده، فقط موج عصبانیت و آزردگی ملت مسلمان ایران است که به حرکت افتاده و این موج عظیم احتمال دارد که خیلی زود حکومت را ساقط کند و چون خط مشی انقلاب در اول محکم نبوده و بعد از سقوط رژیم گرفتاریها شروع خواهد شد بررسی طولانی دراینزمینه داشتیم، ولی بااینحال به دلایل فراوان دیدیم ما هم ناچاریم آن برنامه درست مبارزاتی خودمان را متوقف کنیم و بهخاطر همکاری با نهضت پرخروش که ازنظر کمیت قوی و ازنظر کیفیت متأسفانه ضعیف بود تکلیف دینی خود را در این دیدیم که این فداکاری را بکنیم. ... بههرحال، ضرورت زمان موجب شد که ما همراهی کردیم و با اوجگرفتن نهضت، برنامه خودمان تحتالشعاع قرار گرفت و تقریباً تعطیل شد. درحالیکه بههیچوجه آمادگی برای ورود به این مرحله جهاد را نداشتیم و خود را برای سالهای دور آینده آماده میکردیم. بعد از اینکه وارد عمل شدیم مشکلات به کردستان رو کرد [و] از جهات مختلف شرایط مساعد[ی وجود] داشت برای اینکه فرصتطلبها و گروههای ... غیراسلامی یا از آن طرف عوامل خود رژیمی که درحال سقوط بود اینها سر بلند کنند و به دست [و] پا بیفتند.»
مفتیزاده پس از انتقاداتی به حاکمیت پس از انقلاب با بیان اینکه وی سعی کرده است آنها را از اوضاع کردستان آگاه بکند، به دهها هزار شهید ملت ایران اشاره کرد و افزود: «بهخاطر این
انقلابی که رنگوبویی از اسلام داشت تلاش میکردیم یک گوشه از مملکت در دست گروههای [ضد] انقلاب نیفتد. البته در بین گروهها هستند کسانی که قصد خیانت به ملت و یا مملکت ندارند، اما معتقدند که راه دیگر باید بروند تا وقتیکه اینها سوءنیتی ندارند روی عقیده کار میکنند، عقیدهشان محترم است، ولی متأسفانه عده اینها بسیار کمتر و اکثریت با فرصتطلبان یا حتی مزدوران رژیم سابق و عوامل ساواک است که در این گروهها نفوذ پیدا کردهاند و احتمالاً این گروهها را میچرخانند، ولی واقعیت این است که آنها فکر [میکنند] آن نظامی که مورد نظر آنها است، اگر پیاده بشود به نفع ملت خواهد بود. ما روی تجربه و روی آشنایی که با ذات آن مکتب داریم چنین درک میکنیم که این نظام مارکسیسم خطرناکترین دشمن برای بشریت است چون از همه نظامهای حاکم در دنیا بیشتر از استبداد و دیکتاتوری طرفداری میکند و استبداد و دیکتاتوری به هر عنوانی با هرتوجیه و تعبیری که باشد به زیان مردم خواهد بود.» از وی سؤال شد: «در تهران به نام جمعیتهای کردهای مقیم مرکز جمعیتی وجود دارد که [در] حقیقت سخنگو و یا رهبرشان آقای صارمالدین صادق وزیری است، بهنظر شما عملکرد این گروه چگونه است؟» مفتیزاده پاسخ داد: «عرض کنم مشخصات اشخاص زیاد ارزش ندارند که من درباره شخص بهخصوص صحبت کنم، مجموعاً جهتی که گروه ایشان در تهران دارد جهتی است که نه رنگ ملی دارد جز مقداری تظاهر برای فریب مردم، اما اگر درمورد اشخاص میخواهید اطلاعاتی پیدا کنید چون این کار من نیست میتوانید به افرادی که آشنایی کامل به اشخاص مورد نظر شما دارند مراجعه کنید و میتوانند شما را درمورد سوابق ایشان و دیگر گردانندگان این گروه و جمعیت روشن کنند. طبیعی است بهواسطه تظاهراتی که دارد افراد مؤمن و صادق و مسلمان و طرفدار حقوق ملت در آن جمعیت شرکت دارند، ولی شنیدم که آنها بهتدریج روشن شدند و متوجه شدند که گردانندگان جمعیت جز تظاهر و فریب، کاری ندارند و قصد آنها فداکردن ملت برای خودشان است نه فداکردن خودشان برای ملت و به این ترتیب گویا خیلی تضعیف شدهاند، حتی حدود یکدهم آن جمعیت که اول تحت آن عنوان با هم جمع میشدند و کار میکردند، دنبال خط مشی ایشان نماندند.» (1)
156
تبعات و بازتاب حوادث اخیر دانشگاهها هنوز کموبیش مطرح است. باوجود قرار رسمی قبلی، هنوز کلاسهای دانشگاهها بهطور مرتب تشکیل نمیشود و در کلاسهایی هم که تشکیل میشود، تعداد دانشجویان اندک است. (2)مشخص است که در سر راه عادیشدن وضع دانشگاهها، هنوز مشکلات و اختلافات جدی وجود دارد؛ امروز، مهمترین اینگونه وقایع در اهواز رخ داد.
در اهواز، بار دیگر شهر وضع طبیعی خود را از دست داد و تظاهرات و اعتراض تعدادی از خیابان ها را فراگرفت. موضوع اعتراض پخش یک برنامه شبکه استانی تلویزیون بود که در آن نماینده شاخه دانشجویی سازمان چریکهای فدایی خلق، در یک مناظره تلویزیونی حوادث اخیر را حمله عدهای اراذل و اوباش به صفوف دانشجویان نامید. در گزارش این اعتراض دو روزنامه رقیب، یعنی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی گزارش مشابهی دادند.
خبرنگار انقلاب اسلامی در اهواز نوشت: «در اعتراض به سخنان نماینده سازمان دانشجویان پیشگام در بحث آزاد "انقلاب فرهنگی چیست؟" که شب گذشته، از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران [مرکز اهواز] پخش شد، عده کثیری از مردم مسلمان و مبارزان شهر به راهپیمایی پرداختند. راهپیمایان پس از عبور از چند خیابان درحالیکه شعار میدادند "مرگ بر فدائی، مرگ بر پیشگام" در مقابل صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز اهواز اجتماع کردند و قطعنامهای قرائت نمودند.» (1)
خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی نیز گزارش داد: «بهدنبال پخش مناظره شب گذشته [و] توهین مستقیم نماینده پیشگام سازمان چریکهای فدایی خلق به مردم اهواز، که مردم اهواز [را] اوباش و اراذل خوانده، مردم اهواز از مقابل حسینیه اعظم دست به یک راهپیمایی زدند و پس از طینمودن خیابانهای آیتالله طالقانی، فلکه شهرداری، آیتالله منتظری و پل چهارم و با دادن شعارهایی مبنیبر محکومکردن چریکهای فدایی خلق به مقابل رادیو و تلویزیون رفتند و در آن محل قطعنامه خوانده شد.» (2)در قطعنامه راهپیمایی مزبور آمده است: «متأسفانه سازمان پیشگام که خود را بهاصطلاح مدافع خلق میداند ضمن بیاعتنایی به تأکید بسیار شورای انقلاب و ریاستجمهوری کشورمان درخصوص لزوم حفظ آرامش و تخلیه دفاتر این گروه، نهتنها ستادها و دفاتر خود را تخلیه نکردند، بلکه با بیشرمی دربرابر خلق، سنگربندی کرده و در اکثر شهرها و دانشگاه دست به کشتار خلق مسلمان زدند. در شهر ما نیز این خلقیان؟! ضدخلق به جمعیت نمازگزار حمله و درگیریهای شدیدی به وجود آوردند. امامجمعه اهواز که امامت نماز وحدت آن روز را به عهده داشت برای کمک به مسلمانانی که به خون غلطیده بودند از مردم اهواز کمک طلبیدند که 10 هزار نفر از مرد و زن و پیر و جوان بلافاصله خود را به محل رسانده و پس از مشاهده برادران و خواهران شهید و مجروح خود با بانگ اللهاکبر پس از محاصره قاتلین و مسببین واقعه آنها را دستگیر و به مقامات رسمی تحویل دادند.» (3)همچنین در قسمتی از این قطعنامه آمده است: «ما مردم اهواز ضمن اعتراض شدید به توهین به مردم شریف این شهر خواستار محاکمه و مجازات هرچه زودتر اینان میباشیم. ما عامل کشتار مردم اهواز را سازمان پیشگام دانسته و حمله مسلحانه این چپنماهای امریکایی
به مردم اهواز را محکوم میکنیم و علیه سازمان پیشگام اعلام جرم مینماییم.» (1)
به همین مناسبت ازطرف چند گروه شهری ازجمله جامعه روحانیت مبارز اهواز، کمیته عملیاتی امام خمینی اهواز، سرپرستان و کارکنان مؤمن به انقلاب اسلامی دانشگاه و همچنین دفتر حزب جمهوری اسلامی در اهواز اطلاعیههایی در محکومیت گروه پیشگام
صادر شد، در اطلاعیه دفتر حزب جمهوری اسلامی در اهواز آمده است: «در زمانیکه امام خمینی رهبر کبیر امت از این پیشگامان در قتل و غارت خلق به اسم چپهای
امریکایی نام میبردند و هنگامیکه رئیسجمهور محبوبمان از این سیاهرویان وابسته به امریکا نام میبرد، رادیو تلویزیون جمهوری اسلامی ایران چگونه به خود اجازه میدهد
که نسبت به این ملت خونداده و شهیدداده دهنکجی نماید، آنها را در رادیو و تلویزیون ظاهر کند تا این مردم داغدیده شاهد شعارهای توخالی و پرطمطراق مشتی بهاصطلاح پیشگام باشند.» (2)
در تهران، رئیس دانشگاه ملی ایران امروز، در گفت وگویی با بامداد گفت: «اعضای سازمان دانشجویان پیشگام این دانشگاه نظر همکاری ندارند و هنوز دفاتر خود را تخلیه نکردهاند. دانشجویان دیگر گروهها خبر دادند که آنان فقط به تغییر تابلوی اتاق خود اقدام کرده و آن را به اتاق خود تبدیل کردهاند. وی همچنین گفت تصور میکنم این مشکل هم برطرف شود و جو آرامی که تاکنون داشتیم بتوانیم آن را ادامه دهیم.» (3)
در پایان جلسه شورای انقلاب، دکتر حسن حبیبی سخنگوی این شورا، درمورد تصمیمات شورای انقلاب درباره امور دانشگاهها گفت: طبق گزارشهای رسیده، کلیه دانشگاهها کارهای خود را شروع کردهاند. دانشکدهها و دانشگاههایی که باز میشوند باید در روز 14 خرداد، ترم امسال خود را به پایان برسانند. وی اشاره کرد: «در چند مورد ما با مشکل روبهرو هستیم که ازجمله مدرسه عالی بابلسر است که آنجا درحالحاضر تعطیل است و دراختیار نیروهای انتظامی و شورای تأمینی شهر است و پیشنهاد شده است که فعلاً تعطیل باشد و آن را هم برای اینکه مشکلی پیش نیاید گفتهایم تعطیل باشد تا اینکه نماینده وزارت فرهنگ و آموزش عالی برود مسئله را از نزدیک رسیدگی کند. تا تصمیم بر بازگشایی یا تعطیل کلی دانشگاه گرفته شود.» (4)
(حسن حبیبی سخنگوی شورای انقلاب:
طبق تصمیم شورا ترم امسال دانشگاهها تا 14 خرداد باید به پایان برسد. )
157
علاوهبر سابقه تاریخی منفی که از حزب توده در اذهان باقی است و بهوسیله همه گروهها اعم از مذهبی و غیرمذهبی مکرراً یادآوری میشود، تعلق خاص این حزب به شوروی نیز، این گروه را در اذهان عمومی در جایگاهی مینشاند که بیشتر روسی است تا ایرانی و در درگیریهای حاد امروز آن را در وضعی آسیبپذیر
قرار میدهد. البته مخالفان تشکیلاتی این حزب نیز، از این
شماره امروز روزنامه حزب توده در گزارش از هفته همبستگی با خلق افغانستان که از 21 تا 27 آوریل {اول لغایت هفتم اردیبهشت} برگزار شده و امروز، روز آخر آن است، چنین نوشت: «نیروهای ترقیخواه جهان در این هفته حمایت خود را از مردم افغانستان در مبارزه برای ایجاد زندگی نوین و دفع تجاوزات و خرابکاریهای گستاخانه امپریالیستی و ارتجاعی اعلام کردند. نیروهای صلحدوست جهان تأکید میکنند که امپریالیستها و برتریطلبان پکن و ارتجاع جهانی باید به مداخله در امور افغانستان پایان دهند.» (1)همچنین در خبری در شماره امروز نامه مردم بار دیگر شرکتنکردن در المپیک مسکو {که ایران هم در آن شرکت نخواهد کرد} سرزنش شد. مقامات امریکایی که با خشم و واکنش شدید ورزشکاران و ورزشدوستان امریکا به تحریم بازیهای المپیک تابستانی روبهرو شدهاند، در دفاع از این تصمیم کارتر مطالبی میگویند که گاه به هذیان شباهت دارد؛ چند مقام وزارت امور خارجه امریکا اعلام کردهاند که شرکت ورزشکاران امریکایی در المپیک مسکو میتواند «امنیت ملی امریکا را در معرض خطر قرار دهد.» این مقامها گفتهاند که ورزشکاران امریکایی باید با شرکتنکردن در این بازیها به «خط امنیت ملی امریکا کمک کنند.» بااینهمه ورزشکاران امریکا، بهرغم این دلایل قانعکننده{!} به دادگاه شکایت کردهاند. (2)
در ادامه، گزارش حزب از دو درگیری که امروز، در مراغه و ماهشهر رخ داده، به ترتیب میآید.
در مراغه، امروز، وقتی تعدادی از هواداران حزب توده ایران مشغول پخش و چسباندن اعلامیهها و پوسترهای اول ماه مه، {روز جهانی کارگر} بودند توسط مأموران دادگاه انقلاب اسلامی این شهر بازداشت و روانه دادگاه شدند. در گزارش حزب اضافه شده است: «... رئیس
دادگاه به مأمورین گفت که حزب توده ایران آزاد است فعالیت کند، اما باز مأمورین این دادگاه اعلامیهها و پوسترها را به هواداران حزب توده ایران در مراغه ندادند و خاطرنشان ساختند که اگر یک بار دیگر عملشان تکرار شود آنها را کتک خواهند زد و متذکر شدند در این شهر هیچ گروه و حزبی جز یک حزب اسلامی حق فعالیت ندارند.» (1)درگیری دوم مربوط به ماهشهر است؛ گزارش حزب توده دراینباره چنین است: «گروهی از عناصر ناآگاه و فریبخورده برای چندمینبار به تحریک عوامل ضدانقلاب در ساعت 10 شب 7 اردیبهشت، به کیوسک نشریات حزب توده ایران در ماهشهر حمله کردند. در جریان این حمله مهاجمین پس از خردکردن میز و صندلی و شکستن قفلها، نشریات و پوسترهای محتوی کیوسک را پاره کردند. مهاجمین سپس به کیوسک نشریات مجاهدین خلق حمله و عملیات تخریبی خود را تکرار کردند.» (2)
158
امروز، ستاد برگزاری مراسم روز جهانی کارگر این اطلاعیه را دراختیار خبرگزاری پارس قرار داد: «ستاد برگزاری مراسم بزرگداشت روز جهانی کارگر از کلیه شوراهای اسلامی کارخانجات دعوت مینماید بهمنظور مشارکت و بهتر برگزارنمودن این مراسم با این ستاد تماس حاصل نمایند. این مراسم شامل راهپیمایی است که از مسیرهای دهگانه بهطرف لانه جاسوسی امریکا انجام پذیرفته و پس از پایان برنامهها در آنجا جهت برگزاری نماز وحدت به دانشگاه خواهیم رفت.» (3)
دراینحال، در آستانه روز کارگر، در پالایشگاه آبادان برخی تحرکات کارگری که مورد مخالفت مسئولان است، وجود دارد. دراینباره خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی امروز، تلفنی با معینفر وزیر نفت، گفتوگو کرد. به نوشته این روزنامه: «وی در پاسخ این سؤال که علت بازداشت 4 نفر از کارگران پالایشگاه نفت آبادان چه بوده است، گفت 3 نفر را بهعلت اینکه رئیس کل پالایشگاه را درحین انجام وظیفه مضروب کرده بودند اخراج کردیم و پرونده آنها را به دادگاه فرستادیم که دادگاه انقلاب اسلامی حکم بازداشت آنها را صادر کرده است. یک نفر دیگر هم جزء محکومین بوده است که او نیز اخراج شده است. از وزیر نفت سؤال شد که چرا از انتشار نشریه پیام که ازطرف شورای انقلاب اسلامی کارگران پالایشگاه نفت آبادان منتشر میشد، جلوگیری کردید؟ وی گفت نگویید شورا، بگویید بهاصطلاح شورا. در اغلب ادارات عدهای افراد موقعیتطلب زیر لوای اسلام و با ماسک اسلام اعمالی را انجام میدهند که با روح اسلام منافات دارد. این شوراها که اغلب خود را اسلامی میدانند ازنظر ما اسلامی نیستند و نباید گذاشت زیر نقاب اسلام خود را پنهان کنند. ما از انتشار نشریه جلوگیری نکردهایم بلکه گفتهایم بههیچوجه اجازه نخواهیم داد که از امکانات دولت درجهت خواستههای گروهی استفاده کنند.» (4)
159
در شماره امروز روزنامه بامداد خبری مربوط به قوه قضاییه درج شد که از تحولاتی در امر تعیین قضات و حکام شرع دادگاههای انقلاب حکایت میکند. متن گزارش مندرج در بامداد به نقل از خبرگزاری پارس به این شرح است: «دررابطهبا استعفای اعضای شورای دفتر آیتالله منتظری اطلاعیهای ازسوی این دفتر بدین شرح انتشار یافت.
بسمهتعالی
بدینوسیله به اطلاع عموم برادران و خواهران محترم میرساند همانطور که قبلاً یادآوری شده موضوع اعزام قاضی شرع برای دادگاههای
انقلاب ازطرف رهبر انقلاب حضرت امام خمینی مدظلهالعالی به حضرت آیتالله منتظری و آیتالله مشکینی محول گشته بود و درطول بیش از یک سال مسئولیت شناسایی و معرفی قضات [برای] رسیدگی به اوضاع شکایت دادگاههای انقلاب را جناب حجتالاسلام آقای شیخ محمد مؤمن به عهده گرفته بودند و افراد زیادی را بهعنوان قاضی شرع به شهرهای گوناگون معرفی نمودند و در این ماههای اخیر بهدنبال اظهار خستگی و تمایل به کناررفتن و ادامه درس و بحث از ناحیه آقای مؤمن و احساس نیاز به شوراییکردن این کار، شورایی مرکب از 5 نفر از فضلای متدین و آگاه به مسائل سیاسی و قضایی تشکیل و در این روزهای اخیر ازطرف آقایان اساتید و مدرسین حوزه علمیه قم پیشنهادی شد مبنیبر تشکیل یک شورایعالی ناظر به شورای دفتر که افراد آن عبارتاند از: حججالاسلاموالمسلمین آقایان ناصر مکارم شیرازی، حسین نوری، حسین راستی، سیدمحمد ابطحی، خسرو ملکوتی و جعفر کریمی. چون پیشنهاد ذکرشده درمورد عنایت خاص آقایان مدرسین بود مورد قبول واقع شد، ولی از آنجا که تعدّد شورا به کندی کارهای مهم اعزام قضات منجر میشد اعضای شورای دفتر از سمت خود استعفا دادند و تمام مسئولیتها و رسیدگی به شکایات و کمبودهای دادگاهها و دادسرهای انقلاب به شورای منتخب آقایان مدرسین محول گردید. از کلیه کسانی که شکایتی و یا مطالبی مربوط به دادگاههای انقلاب دارند تقاضا میشود از مراجعه تلفنی و یا کتبی به حضرت آیتالله منتظری یا دفتر ایشان خودداری نمایند و مستقیماً به اعضای شورایعالی ذکرشده یا شخص مسئولی که از آنان تعیین و اعلام میشود مراجعه نمایند. این دفتر همچون گذشته هیچگونه مسئولیتی دراینرابطه ندارد. توفیق همگان را در خدمت به انقلاب کبیر اسلامی و خنثینمودن توطئههای عوامل استعمار از خدای بزرگ خواهانیم.
قم، دفتر آیتالله منتظری» (1)
1) روزنامه بامداد، 7/2/1359، ص12.
ضمیمه گزارش140: گزارش امروز رادیو امریکا از مواضع کشورهای اروپایی که مؤید ناخرسندی آنان است و پاسخ وزیر دفاع امریکا
رادیو امریکا در ویژهبرنامهای ساعت 7 امروز بهوقت تهران، یک جمعبندی از آخرین مواضع مقامات کشورها که بیانگر ناراحتی آنها از اقدام امریکا است، همراه با پاسخ وزیر دفاع امریکا پخش کرد. در این گزارش آمده است: «بهدنبال انتشار خبر مربوط به حوادث ایران واکنشهای مختلفی ازسوی کشورهای متحد امریکا نشان داده شد. رهبران بعضی از کشورها در تحیر فرورفتند. عدهای از این خبر یکّه خوردند و بعضی دیگر خشمگین شدند. در اروپای غربی کشورهای متحد امریکا تقریباً به توافق رسیده بودند که تحریم اقتصادی علیه ایران را به مورد اجرا گذارند و سؤالی که برای آنها مطرح شده است، این است که چرا امریکا در چنین مقطع زمانی دست به اینگونه اقدامات زده است. هارولد براون وزیر دفاع امریکا، در پاسخ به کشورهای اروپایی و برای روشنشدن آنها گفت چرا دست به چنین اقدامی زدیم، زیرا کوششهای ما ظرف شش ماه گذشته بیثمر بود. پیشبینی نمیشد گروگانهای ما در تاریخ معین در آینده آزاد شوند تاریخهایی را برای آزادی گروگانها تعیین کردند. ... و سرانجام، آینده مبهم عوامل مختلف در ایران جان گروگانها را به خطر انداختهاند. ایران در مرزهای غربی خود درگیر با عراق است. کسانی که در روزهای اخیر خبرهای تلویزیونی مربوط به ایران را دیدهاند، میدانند که در خیابانها بینظمی و بیانضباطی به چشم میخورد، پس باتوجهبه این دلایل بود که ما دست به چنین اقدامی زدیم.» (1)
ضمیمه گزارش147: تفاوت اطلاعات در منابع گوناگون درباره حادثه سقوط هواپیمای عراقی در ایران
نکته مهم درباره این حادثه گزارشهای بسیار متفاوت منابع گوناگون از این واقعه میباشد که اشاره به آن در ترسیم وضعیت وقت مفید است.
در پیام اطلاعات ایلام به سپاه دهلران آمده است: «طبق گزارش واصله از گروهان ژاندارمری دهلران مستند به اعلام لشکر81 زرهی و پایگاه وحدتی و افسر جانشین لشکر اهواز بعدازظهر روز 7/2/1359، یک فروند هواپیمای عراقی در منطقه آبادان به زمین نشسته و تعدادی تانک و نفر پیاده نموده است. مقتضی است جهت پیگیری و صحت مطلب فوق اقدام و نتیجه به سپاه ایلام اعلام گردد.» (2)البته نتیجه تحقیق در گزارش استانداری ایلام به وزارت کشور چنین ذکر شده است: «پس از تماس تلفنی با پایگاههای دزفول و همدان موضوع تأیید نشده است.» (3)
روزنامه جمهوری اسلامی در شماره مورخ 8/2/1359 خود نوشت: «فرمانده ناحیه ژاندارمری خوزستان ساعت 12:50 دیروز، به خبرگزاری پارس در اهواز اعلام کرد که یک فروند هلیکوپتر عراقی در حوالی مرز نزدیک پاسگاه ژاندارمری هخامنش متعلق به گروهان بوستان به خاک ایران تجاوز کرد که بلافاصله عوامل پاسگاه به روی این هلیکوپتر آتش گشودند و هلیکوپتر سقوط کرد. در جریان سقوط هلیکوپتر 8 تن سرنشینان آن بهوسیله عوامل ژاندارمری دستگیر شدند که از این تعداد 2 تن زخمی و 6 تن دیگر سالم هستند. ... همچنین به گزارش خبرنگار خبرگزاری پارس از اهواز، ساعت 13 دیروز، فانتومهای نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران که برای عقبراندن 3 هلیکوپتر متجاوز عراقی به پرواز درآمده بودند یک هواپیمای عراقی را مجبور به فرود در دره سوسنگرد کردند و 6 سرنشین آن را بازداشت کردند.» (4)
رادیو لندن در یکی از برنامههای فارسی امروز خود اعلام کرد: «خبرگزاری رسمی پارس گزارش میدهد که هلیکوپترهای عراقی بهدنبال عبور از استان خوزستان پایین آورده شدند. از قول یک سخنگوی نظامی ایران نقل شده است که سرنشینان این هلیکوپترها بازداشت شدند که 2 نفر آنها زخمی شده بودند. همچنین گزارش شده است که 3 هلیکوپتر دیگر عراقی که قصد داشتند دست به عملیات نجات بزنند مورد تعقیب جنگندههای ایرانی [قرار] گرفته و برگشتند.» (5)
در گزارش مورخ 7/2/1359 ناحیه ژاندارمری خوزستان به تیمسار فرماندهی ژاندارمری جمهوری اسلامی، سقوط هواپیما صرفاً به افراد پاسگاه هخامنش نسبت داده شده است. راجع به هلیکوپتر هم نکتهای ذکر نشده
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 38، 8/2/1359، صص 19 و 20، بخش فارسی رادیو امریکا، 7/2/1359.
2) سند شماره 319705 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اطلاعات ایلام به سپاه دهلران، 12/2/1359.
3) سند شماره 041029 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
4) روزنامه جمهوری اسلامی، 8/2/1359، ص5.
5) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 38، 8/2/1359، ص7، بخش فارسی رادیو لندن، 7/2/1359.
است. متن گزارش به این قرار است: «گزارش هنگ ژاندارمری سوسنگرد با استناد اعلام پاسگاه ژاندارمری هخامنش گویاست 1. در ساعت 11:30 روز جاری 7/2/1359، نگهبان پاسگاه هخامنش مشاهده مینماید 3 فروند هواپیما که یک فروند آن از نوع یکموتوره ملخدار کشور عراق در یک کیلومتری غرب پاسگاه در آبهای هورالعظیم بهسمت آسمان ایران در حرکت میباشند. 2. افراد پاسگاه با آمادگی کامل بهمحض نزدیکشدن هواپیماها به پاسگاه، سنگر گرفته و اقدام به تیراندازی مینمایند که در این موقع هواپیمای ملخدار شناسایی که پایینتر بوده مورد اصابت گلوله تیربار ام. ژ3 واقع و درحدود 2 کیلومتری شرق پاسگاهِ مورد بحث و داخل خاک ایران سقوط مینماید و 2 فروند هواپیمای اسکورت که به نظر میرسد... خودی نباشند در آسمان ناپدید میگردند. 3. فرمانده هنگ در ساعت 13:45 به محل وارد [و] مشاهده مینماید که هواپیمای شناسایی یکموتوره ملخدار عراقی از ناحیه پوزه جلو و بال سمت راست و دم مورد اصابت گلوله مأمورین پاسگاه قرار گرفته و سقوط نموده است. 4. در داخل هواپیمای مورد بحث تعداد 2 پایه تیربار و مقداری اوراق و 7 نفر سرنشینان آن توسط مأمورین دستگیر و طبق اطلاع بین دستگیرشدگان یکی از شخصیتهای کشور مقابل وجود دارد که تحقیقات از آنان ادامه دارد. 5. آثار و وضعیت هواپیما هماکنون در محل موجود است.» (1)
بالاخره در گزارش مورخ 8/2/1359 هنگ ژاندارمری سوسنگرد تحتعنوان "گزارش کامل تجاوز هواپیمای عراق و فرود اجباری آن در ایران" علاوهبر نقش مأموران پاسگاه هخامنش، نقش جتهای نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران نیز ذکر شده است. متن کامل این گزارش چنین است: «بهمنظور بررسی در نحوه سقوط هواپیمای یکموتوره
نظامی متعلق به کشور عراق در ساعت 13:00 روز 7/2/1359، بهسوی پاسگاه هخامنش گروهان هرمزگان حرکت مشاهدات به شرح زیر بوده است: 1. در ساعت 12:00 روز 7/2/1359، هواپیمای مذکور از حدود میله مرزی آبی به [مختصات] 14 واقع در شرق پاسگاه از پشت نیزارهای هورالعظیم به خاک دولت جمهوری اسلامی ایران تجاوز بلافاصله بعد از شناسایی ازسوی پاسگاه بهطرف هواپیمای مذکور تیراندازی و طبق اظهارات شاهدان عینی با انجام تیراندازی بال هواپیما قطع و در حین آنکه هواپیما قصد مراجعت بهسوی خاک عراق را داشته بهوسیله یک فروند جت نیروی هوایی پس از انجام یک رگبار تیراندازی، وادار به فرود اجباری مینماید. 2. هواپیمای مذکور در حین فرود اجباری طبق اظهار فرمانده پاسگاه و شاهدان عینی مقادیری از وسایل داخل هواپیما را به داخل هورالعظیم ریخته و بهنظر امکان دارد سلاح و مهمات موجود در هواپیما بوده است. 3. هواپیما بعد از اصابت گلوله ازطریق زمین و هوا در 5/10 کیلومتری جنوب شرق پاسگاه در خاک کشور به زمین مینشیند. 4. همزمان با تجاوز هواپیما به خاک کشور...(2)به پایگاه هوایی دزفول اطلاع و تقاضای پشتیبانی هوایی گردید که بعد از چند دقیقه یک فروند جت و یک هلیکوپتر نیروی هوایی در منطقه فرود هواپیما
حاضر بلافاصله 7 نفر سرنشینان آن بهمنظور جلوگیری از دیدن هرگونه آسیب بهوسیله مردم با هلیکوپتر به پایگاه هوایی دزفول منتقل گردیدند. 5. هواپیما از ناحیه بال سمت راست و چپ و پروانه موتور بهشدت آسیب و از بال سمت چپ هواپیما بنزین درحال ریزش است. 6. محل اصابت گلولهها بهطوری که مشخص مینماید هواپیما از راه زمین و هوا مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. 7. از داخل هواپیما 6 پایه تیربار به دست آمده که در محل موجود میباشد. 8. در حین بررسی در ساعت 17:00، 2 فروند میگ عراقی به خاک کشور تجاوز و بعد از انجام دو دور گشتزنی در محل سقوط هواپیما که [به] وسیله مأمورین و سپاه پاسداران و اهالی بهسوی آنها تیراندازی میگردید به خاک عراق عزیمت مینمایند.»(3)(4)
1) سند شماره 347451 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
2) * در سند ناخوانا است که با ... نشان داده است.
3) ** در گزارشی که خبرنگار صداوسیمای اهواز برای مقامات مافوق خود نوشته، آمده است: «هنگام عکسبرداری از جشن و سرور اهالی منطقه، 2 فروند هواپیمای نظامی از نوع میگ شکاری رژیم بعثی عراق بر فراز هوای مرزی ایران مانور میدادند. بعد از هشت دور مانور شروع به تیراندازی کرده که افراد ژاندارمری محل همراه با اهالی منطقه مرزنشین به تیراندازی آنان پاسخ دادند.» [سند شماره 451485 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: 7/2/1359، ص1]
4) سند شماره 347488 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
160
در امریکا و ایران، مسئولان و عوامل تصمیمسازی و تصمیمگیری دو کشور، همچنان در فضای ناشیاز پیامدها و تبعات ماجرای طبس، به سر میبرند.
در واشنگتن، آسوشیتدپرس از گزارش رسمی رئیسجمهور به کنگره درباره عملیات طبس خبر داد. بنا بر این گزارش، جیمی کارتر این عملیات را منطبق با مصوبات سازمان ملل دانسته و اعلام کرده است هیچیک از افراد نظامی امریکا که در این عملیات شرکت داشتهاند در ایران باقی نماندهاند و همه آنها خاک ایران را ترک کردهاند. کارتر در گزارش رسمی خود در مقابل اعضای کنگره گفت طبق ماده مصوبه سازمان ملل مبنیبر بهرسمیتشناختن حق حمایت و نجات جان اتباع یک کشور درصورت عدم پشتیبانی و زیر پا گذاشتن امنیت جانی آن اتباع ازسوی کشور دیگر، ایالات متحده وارد عملیات نجات جان گروگانها شد.
در این گزارش کارتر فاش کرد که او هرگز اجازه نداده بود در شرایطی که شکست طرح موجب برهمخوردن نظم انتخاباتی ایالات متحده شود،
تلاش مستقیمی برای نجات گروگانها از سفارتخانه امریکا صورت گیرد. کارتر گفت که 6 هواپیمای سی130 و 8 هلیکوپتر در 24 آوریل، وارد حریم فضایی ایران شدند و در بیابانی در 200 مایلی تهران فرود آمدند. در این منطقه اعضای تیم نجات از هواپیماها و هلیکوپترها خارج شدند تا زمینه را برای اجرای عملیات فراهم سازند. کارتر سپس توضیح داد که چگونه پس از لغو عملیات بهدلیل نقص دستگاههای هیدرولیک یکی از هلیکوپترها، بین یک هواپیمای سی130 و یک هلیکوپتر هنگام پرواز و بازگشت به ناو هواپیمابر نیمیتز تصادفی رخ داده و 8 نفر کشته شدند. وی گفت که بقیه اعضای تیم نجات بلافاصله با هلیکوپترها و هواپیماهای باقیمانده محل حادثه را ترک کردند و بدون بروز هیچگونه اتفاق دیگری حریم فضایی ایران را پشت سر گذاشتند. او بار دیگر در انتهای گزارش خود تأکید کرد که هیچ نیروی مسلح امریکایی درحالحاضر در ایران باقی نمانده است. (1)
1) روزنامه بامداد، 9/2/1359، ص2.
علاوهبر آنچه ذکر شد، امروز کارتر درجهت رفع افسردگی ناشیاز حادثه غیرمنتظره سوختن امریکاییان در طبس، گام مهمی برداشت. وی که پس از حادثه طبس، کلیه رفتوآمدها و بازدیدهای خود را قطع کرده و از کاخ سفید و واشنگتن خارج نشده بود، امروز، برای نخستینبار از واشنگتن بیرون رفت و به سانآنتونیو
پرواز کرد. به گزارش یونایتدپرس از سانآنتونیو، 5 امریکایی که در جریان یورش به ایران زخمی شدهاند، در پیامی به پرزیدنت کارتر که آنها را برای انجام یک مأموریت نافرجام به ایران فرستاده بود، گفتند که این مأموریت را دوباره انجام خواهند داد. کارتر ضمن تشکر از این افراد گفت: «میخواهم به شما بگویم که از همه شما احساس غرور میکنم، شما وظیفه خود را به بهترین وجه انجام دادهاید.» یونایتدپرس در گزارش خود همچنین اضافه کرد: «ویلیام توتل یکی از خلبانان نظامی امریکا که از ناحیه زانو زخمی شده است بههنگام ملاقات با کارتر گفت وی و همکارانش با میل خود به این مأموریت رفتند و تنها تأسف آنها این است که این مأموریت با موفقیت انجام نشد. وی گفت ای کاش میتوانستیم مأموریتمان را با موفقیت انجام دهیم. وی ضمن اشاره به گروگانها گفت آنها بیش از ما دچار رنج و عذاب هستند. توتل در مقابل سؤال کارتر که چگونه حادثه سقوط هواپیما در کویر ایران روی داد با صدایی آهسته و لرزان گفت هواپیما منفجر شد. کارتر سپس به عیادت 4 تن دیگر از مجروحان حادثه رفت که دچار سوختگی شدید شده و در بخش ویژهای تحت درمان قرار دارند.» (1)این درحالی است که یونایتدپرس گزارش داد ناو هواپیمابر کانستالیشین و 6 ناو جنگی بهدنبال آن و ناو هواپیمابر آیزنهاور همراه کشتیهای مجهز به موشکهای هدایتشونده از کارولینای جنوبی و ویرجینیا وارد اقیانوس هند شدهاند. این خبرگزاری افزوده است:
رئیسجمهوری ایالات متحده به آنها دستور داده است به نیروهای نظامی دریایی امریکا که در نزدیکی ساحل ایران متمرکز شدهاند، بپیوندند. گوینده تلویزیون سی.بی.اس گفت: تعداد کشتیهای جنگی امریکا در این منطقه به 34 فروند رسیده است. (2)
از سوی دیگر، امروز بنیصدر رئیسجمهور، در مصاحبه ای با رادیو فرانسه درمورد حل بحران موجود در روابط ایران و امریکا و مسئله گروگانها مطالبی را بیان کرد خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارش این مصاحبه از پاریس، اعلام کرد: در مصاحبهای که بنیصدر با رادیو فرانسه داشت از وی سؤال شد که آیا گروگانها هنوز در سفارت هستند یا خیر، وی پاسخ داد من اینطور فکر نمیکنم من بههیچوجه اینطور فکر نمیکنم. بنیصدر همچنین نمیدانست که آیا گروگانها وارد شهرهای دیگر شدهاند یا نه. دانشجویان میگویند گروگانها را طوری نگاه خواهند داشت که از تکرار برنامه نجات آنها جلوگیری شود. بنیصدر در این مصاحبه کوتاه گفت: با نحوه کوششهایی که ایالات متحده برای نجات گروگانها انجام میدهد، پیداکردن راهحل تقریباً غیرممکن است. در پاسخ به سؤالهای بعدی، بنیصدر افزود چنانچه امریکاییها عدم مداخله در امور داخلی ایران را تضمین کنند، یک راهحل فوری میتوان پیدا کرد. بنیصدر ادعا کرد که ایالات متحده گروگانها را مورد استفاده و وسیله قرار میدهد و توجهی به رهانیدن آنان ندارد. (3)
صادق قطبزاده که درحال بازدید از چند کشور عربی است، امروز در مصاحبه ای با خبرنگاران، در مقر شورایعالی شیعیان لبنان در بیروت، تأکید کرد موضع ایران درمورد استرداد گروگانها تغییری نکرده و این کشور همچنان خواستار استرداد شاه مخلوع و ثروت وی میباشد. وی افزود مبارزات ایران علیه امپریالیسم امریکا، مسئله گروگانها و مبارزه ایران برای آزادی افغانستان و علیه مداخله شوروی، سیاستی است که خود ما تعیینکننده آن بودهایم و به آن جامه عمل خواهیم پوشاند و در این راه تا آخر پایداری خواهیم کرد. وزیر امور خارجه ایران مسئله دریافت کمک از شوروی را تکذیب کرد. (1)وی درمورد کشتهشدگان عملیات نافرجام نظامی امریکا گفت: اجساد آنها مسترد خواهد شد و ایران در مقابل این اقدام چیزی طلب نخواهد کرد. از قطبزاده سؤال شد آیا ایران حتی بدون رضایت سایر کشورهای منطقه برای مقابله با عملیات نظامی امریکا مبادرت به مینگذاری خلیجفارس خواهد کرد، وی پاسخ داد: چنانچه امریکا به توصیه کشورهای منطقه گوش ندهد و حمله دیگری را آغاز کند، ما این را حق خود میدانیم که برای دفاع از خویش اقدامات ضروری را انجام دهیم. (2)
همچنین صبح امروز، در یک مراسم شکرگزاری که به مناسبت شکست توطئه امریکا در وزارت آموزشوپرورش برگزار شد، دکتر محمدجواد باهنر مطالبی درباره حادثه طبس اظهار کرد که حاوی نکته تازهای بود. اظهارات مزبور از این نظر که وی عضو مؤسس حزب جمهوری اسلامی و عضو شورای انقلاب است، واجد اهمیت تلقی میشود.
وی در سخنانی با اشاره به لطف خداوند که این پیروزی را نصیب ملت ایران ساخت، گفت: «توطئه امریکا بسیار پیچیده بوده است. اسنادی به دست آمده که نشان میدهد حدود 12 ماه قبل چنین توطئهای طرحریزی شده بود درصورتیکه آغاز گروگان گیری جاسوسان 6 ماه قبل است. این توطئه از ابعاد نظامی جاسوسی و فعالیتهای
گروههای سیاسی و درگیریهای نژادگرایانه برخوردار بوده است و امیدواریم که مجموعه توطئه را پس از بررسیها روشن کنیم.» دکتر باهنر سپس به توضیح ابعاد مختلف توطئه امریکا پرداخت و گفت: «جای پای توطئه امریکا در تحریک بعضی از گروههایی که دم از خلق میزنند بهخوبی کشف شده است. ما باید دشمن را در چهرههای مختلف بشناسیم؛ یکی از طرحهای برانداختن انقلاب ما آن است که در بطن جامعه، به ایجاد یأس، ناامیدی، بیاعتمادی و شایعهپراکنی بپردازند.» (3)
دراینحال، عصر امروز، یکصد و شانزدهمین اطلاعیه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام انتشار یافت که در آن آمده است: «دنیا میداند که ما دانشجویان مسلمان تاکنون در کمال حسننیت با این جاسوسان رفتار کردهایم، ولی اگر ملت امریکا جلوی این وحشیگریهای کارتر را نگیرد تمام آنها یکجا به جهنم رهسپار خواهند شد.» در این اطلاعیه همچنین آمده است: «ما جهت سالمنگهداشتن این جاسوسان گروگان و آمادگی آنها برای روز محاکمه تعدادی از آنها را به شهرهای یزد، اصفهان و نجفآباد فرستادهایم.» (4)در این اطلاعیه از مردم این مناطق خواسته شده است که با هوشیاری انقلابی هرگونه توطئه و حرکت مشکوکی را سریعاً خنثی کنند. (5)
161
در امریکا، استعفای ونس و دلیل آن {مخالفت با عملیات طبس} امروز، رسماً اعلام و متن استعفانامه وی و جواب کارتر به آن منتشر شد.
مقامات رسمی کاخ سفید به خبرگزاریها اطلاع دادند سایروس ونس وزیر امور خارجه امریکا، امروز استعفای خود را تسلیم کارتر کرده است. به گزارش رویتر از واشنگتن، این مقامات افزودند ونس قبلاً بهشدت با اجرای طرح عملیات نجات کارتر مخالفت کرده و به کارتر هشدار داده بود: «بهخاطر اختلافمان بر سر موضوع، من استعفا خواهم کرد، حال نتیجه طرح هرچه میخواهد باشد.»(1)
یک مقام عالیرتبه امریکایی گفته است هرچند کارتر و ونس روابط حسنه ای داشتند، اما هر دو به این نتیجه رسیدند که برای ونس انجام وظیفه غیرممکن شده است. ونس تنها عضو شورای امنیت ملی امریکا بود که با عملیات اخیر مخالفت کرده بود، اما بعد از آن صمیمانه از توضیحات کارتر به متحدانش درمورد شکست این تجاوز، حمایت کرد. (2)امروز متن نامه استعفای ونس به کارتر و جواب کارتر به وی منتشر شد. در این نامه، ونس درنهایت صراحت دلیل استعفای خود را مخالفت با حمله نظامی امریکا به ایران بیان کرده است. در قسمتی از نامه آمده است: «من میدانم که شما با چه قاطعیتی درباره ایران تصمیم گرفتید. کاش میتوانستم دراینمورد از شما حمایت کنم، اما بهخاطر دلایلی که دربارهاش صحبت کردیم، نمیتوانم. طی هفتهها و ماههای آینده شما نمیتوانستید از خدمات وزیر امور خارجهای بهرهمند باشید که نمیتواند از اقدامات شما با قاطعیت حمایت کند، آن هم در مواردی که تصمیمگیری قاطعی لازم است، اما من همچنان در موارد دیگر حمایت کامل خود را از شما اعلام میکنم و باید مطمئن باشید که بهعنوان رهبرمان به شما وفادار هستم.»
در نامه منتشرشده کارتر به ونس نیز آمده است: «تصمیم شما به استعفا، بهخاطر اینکه از اقدام من برای آزادکردن گروگانها نمیتوانستید حمایت کنید، تصمیمی عاقلانه و درست بود. من میدانم که این اختلاف بین من و شما بر اصل اصول است و به دلایلی که برایم شرح دادید، احترام میگذارم. شما پست خود را درحالی ترک میکنید که ستایش [و] احترام ملت را با خود دارید.» (3)
1) * خاطرات ونس حاکیاز صحت این خبر است و نشان میدهد وی مخالف این عملیات بوده و دراینزمینه در قطب مخالف برژینسکی قرار داشته است. براساس خاطرات ونس، درواقع، کارتر استعفای وی را قبلاً پذیرفته و فقط اعلام آن به بعد موکول شده بود. بخشی از نظرها و مواضع وی به تناسب مطالب، در گزارشهای روزهای قبل این کتاب آمده است. وی درباره موضوع استعفای خود نوشته است: «در چند روز بعد [از ماجرای طبس]، من منتظر اقدام رئیسجمهوری برای تعیین جانشین خودم بودم و اعلام خبر استعفای من هم موکول به انتخاب وزیر امور خارجه جدید شده بود. سرانجام روز 27 آوریل [7 اردیبهشت 1359]، کارتر به من اطلاع داد که سناتور ادموند ماسکی را به جانشینی من برگزیده است. من وارن کریستوفر را برای جانشینی خود توصیه کرده بودم، ولی انتخاب ماسکی هم قابلتوجیه بود، زیرا علاوهبر لیاقت و قابلیت ماسکی، رئیسجمهوری میخواست چنین وانمود کند که از گذشته بریده و سیاست تازهای در پیش گرفته است.» [سایروس ونس و زبیگنیو برژینسکی، توطئه در ایران، ترجمة محمود مشرقی، تهران: انتشارات هفته، 1362، صص94 و 95]
2) روزنامه کیهان، 8/2/1359، ص4.
3) روزنامه بامداد، 9/2/1359، ص3.
دراینباره صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، اظهار کرد: «استعفای سایروس ونس وزیر امور خارجه امریکا، نشان داد که تصمیم مربوط به انجام عملیات نجات گروگانها را محافلی اتخاذ کردهاند که قادرند اوضاع را به نقطه انفجار برسانند.» وی استعفای سایروس ونس را ازنظر حفظ حیثیت و اعتبار شخص وی قابلتوجیه دانست. (1)
162
درپی توسعه شایعات مختلف درباره علت بمباران هلیکوپترهای امریکایی و درج خبرهای غیررسمی در نشریات گوناگون گروههای سیاسی درباره هماهنگی این اقدام با اهداف امریکا در انهدام اسناد سری جامانده در طبس، روزنامه جمهوری اسلامی در شماره امروز خود خبر داد که ازطرف شورای انقلاب یک هیئت ویژه برای بررسی این موضوع تشکیل شده است.
به نوشته این روزنامه، آیتالله مهدوی کنی عضو شورای انقلاب و سرپرست وزارت کشور، دراینباره گفت: «یکی از مسائل مربوط به بمبارانکردن هلیکوپترهای باقیمانده، شهادت فرمانده [سپاه] پاسداران یزد در جریان این بمباران و بعضی حوادث دیگر که دراین باره واقع شده بود، است. شورای انقلاب 3 نفر را مأمور بررسی حوادث کودتا [کرد] تا این حوادث را پیگیری کنند تا ببینند ماجرای بمباران چه بوده است و چرا توجه نکردند که فرمانده سپاه پاسداران یزد شهید و عدهای مجروح بشوند و پارهای از حوادث دیگر که ذکر آن به مصلحت نیست. حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی و [آیتالله] خامنهای و دکتر چمران مأمور بررسی این موضوع شدند و قرار است نتیجه را هرچه زودتر به اطلاع شورای انقلاب برسانند.» (2)
درپی این اقدام، روزنامه کیهان گزارش داد: یک عضو شورای انقلاب {که کیهان از ذکر نام وی خودداری کرده است} امروز، در تماسی تلفنی با این روزنامه تأکید کرد که درپی تصمیم شورای انقلاب، هیئت مذکور برای رسیدگی دقیق به طبس عزیمت کرده است. (3)
163
در ادامه اعلام مواضع مبنیبر مقاومت دربرابر تهدید به تداوم و توسعه تحریم اقتصادی ایران و نیز اعلام مواضع حمایتآمیز از ایران ازسوی مقامات برخی کشورهای جهان، به چند مورد اشاره میشود.
علیرضا نوبری رئیس بانک مرکزی ایران، که از نزدیکان بنیصدر محسوب میشود، در مصاحبه ای با روزنامه آلمانی اشپیگل گفت: ایران حتی اگر یک بشکه نفت نفروشد میتواند حداقل 9 ماه دربرابر محدودیتهای اقتصادی غرب پایداری کند. وی افزود: محدودیتهای اقتصادی، دانشجویان اشغالکننده سفارت امریکا را وادار به آزادی گروگانها نخواهد کرد. نوبری گفت ایران با توسعه روابط تجاری با کشورهای بلوک شرق و بهبود خطوط ارتباطی زمینی با ترکیه، شوروی و پاکستان بهمنظور
آسانکردن واردات کالاهای مصرفی از راه زمین، راههایی برای مقابله با محدودیتها خواهد یافت.
وی به امریکا بهدلیل مسدودکردن ذخایر ایران و درخواست از متحدان غربی برای اعمال محدودیتهای اقتصادی علیه ایران حمله کرد و گفت: آنها با اعمال محدودیتها نمیتوانند گروگانها را آزاد کنند. نوبری افزود: ما هرقدر که از تحمیل محدودیتها رنج ببریم هرگز در مقابل فشارهای طرف نیرومندتر تسلیم نخواهیم شد. نوبری گفت: از 15 میلیارد دلار دارایی ایران در خارج فقط 6 میلیارد دلار آن در بانکهای امریکایی مسدود شده است.(1)به گفته وی، ایران برای فروش نفت خود مشکلی نخواهد داشت و کشورهای اروپای شرقی که ازنظر ارزهای خارجی برای خرید نفت از کشورهای خارج از بلوک شرق دچار محدودیت هستند، کماکان به خرید نفت از ایران ادامه میدهند. (2)
در بیروت، قطبزاده نیز گفت: «تحریم اقتصادی غرب نمیتواند به ایران زیانی برساند، زیرا ما قدرت واقعی جهان را در دست داریم. خدا و ایمان.» (3)
از سوی دیگر، به گزارش رویتر از دهلینو، آژانس خبری هند از قول پراناب موکرجی وزیر بازرگانی هند، اطلاع داد که کشور متبوع او هیچ کاری به تحریمهای اقتصادی امریکا علیه ایران ندارد. موکرجی ضمناً گفت که یک هیئت ایرانی در ماه آینده از هند دیدن خواهد کرد تا درخصوص گسترش روابط بازرگانی دو کشور مذاکره کنند. (4)
امروز همچنین شاذلی بن جدید رئیسجمهور الجزایر، با ارسال پیامهایی برای امام خمینی و بنیصدر حمایت خود و کشورش را از ایران اعلام کرد. در این پیامها که بهدنبال عملیات امریکا در ایران برای مقامات ایرانی ارسال شده، رئیسجمهوری الجزایر اعلام کرد که در نظر الجزایر تجاوزات امپریالیسم، عملیات جنگطلبانه علیه نیروهای ترقیخواه تلقی شده و هدفش ضربهزدن به انقلاب اسلامی ایران که ابعاد تازهای میگیرد، میباشد.
رئیسجمهوری الجزایر در این پیامها تأکید کرده است که این تجاوزات بهقدری محکومشدنی است که میتوان گفت مرحله تازه ای از خطر در بازیهای سیاسی امپریالیستها در منطقه میباشد. (5)
164
درحالیکه تیرگی رابطه ایران و امریکا ادامه دارد، نوع برخورد شوروی با این مسئله و نیز نوع برخورد احتمالی ایران با شوروی در مقابل امریکا، از مسائل مطرح هر روز در محافل سیاسی منطقه و جهان است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از هنگکنگ، یک سخنگوی خبرگزاری چیننو که امروز، صدای آن در هنگکنگ به گوش میرسید، اظهار کرد درصورتیکه امریکا دست به اقدام نظامی جدیدی در ایران بزند، اتحاد شوروی آماده مداخله در ایران خواهد بود. چیننو اعلام کرد سربازان شوروی که
در طول مرز آن کشور با ایران مستقر هستند بین 60 تا 80 درصد افزایش یافته و بر تعداد سربازانی که در منطقه دریایی خزر و قفقاز مستقر بودهاند نیز افزوده شده است. این سخنگو افزود آن دسته از سربازان شوروی که در افغانستان بودهاند به منطقه هرات نزدیک مرز ایران منتقل شدهاند. (1)
خبرگزاری هندوستان نیز گزارش داد: منابع بلندپایه در کابل معتقدند تعداد نیروهای شوروی در افغانستان اینک به 110 هزار نفر رسیده است. 4 یا 5 لشکر شوروی در مرز ایران مستقر شدهاند؛ شوروی درمجموع 9 یا 10 لشکر در افغانستان دارد. (2)
در همین حال، دکتر مکری سفیر ایران در شوروی، در مصاحبه ای درمورد موضع شوروی در قبال ایران گفت: شوروی سیاستی را که بارها اعلام کرده است تعقیب میکند، ولی ما در مبارزه با امریکا فقط به نیروهای خود تکیه داریم و به هیچ سرباز خارجی اجازه ورود به خاک ایران را نخواهیم داد. سفیر ایران گفت: ما ازسوی بلوک سوسیالیستی و کشورهای مسلمان و امریکای لاتین در معرض تهدید و محاصره اقتصادی نیستیم و بسیاری از کشورهای جهان ازجمله شوروی نیز مخالفت خود را درمورد محاصره اقتصادی ایران اعلام کردهاند، ولی ما هرگز تقاضایی درباره کمک نظامی از آنها نکردهایم و گفتهایم که خود قادریم از سرزمین خویش دفاع کنیم. (3)
در سمت مقابل نیز شماره امروز روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده، در مطلبی با عنوان "دوستان و دشمنان انقلاب ما" نوشت: «تجاوز نظامی نافرجام امپریالیسم امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران بار دیگر جبههبندی و مرز میان دوستان و دشمنان انقلاب ایران را در عرصه جهانی با وضوح کامل آشکار ساخت. کشورهای سوسیالیستی، احزاب کمونیست، کشورهای مستقل، ملی و جنبشهای رهاییبخش ملی و همه نیروهای ترقیخواه جهان که در دوران جنبش انقلابی و پس از پیروزی انقلاب، نسبت به انقلاب ایران و جمهوری اسلامی ایران موضع پشتیبانی پیگیر و قاطعانه از انقلاب ایران داشتهاند. این تجاوز نظامی نافرجام امپریالیسم امریکا علیه ایران را بهشدت محکوم نموده و بار دیگر بر پشتیبانی و حمایت همهجانبه خود از انقلاب مردم ایران و جمهوری اسلامی ایران تأکید میکنند.» در ادامه مطلب این روزنامه نمونههایی
از دوستیهای بلوک شرق ذکر شده و آمده است: دولت اتحاد شوروی اقدام نظامی امریکا برای نجات گروگانهای امریکایی در تهران را محکوم کرد. فیدل کاسترو دبیر اول حزب کمونیست و رئیس شورای دولتی کوبا، در پیامی که برای رهبری انقلاب ایران امام خمینی، ارسال داشته ضمن محکومکردن تجاوز نظامی امریکا علیه ایران همبستگی صمیمانه خود را با انقلاب ایران ابراز نموده است. دولت لیبی تجاوز نظامی امریکا به ایران را بهشدت محکوم کرد. یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین، تلاش ناموفق امریکا برای نجات گروگانها در تهران را محکوم کرد. جمهوری سوسیالیستی ویتنام تجاوز نظامی نافرجام امریکا علیه ایران را محکوم کرد. جمهوری دمکراتیک آلمان، جمهوری سوسیالیستی رومانی، جمهوری دمکراتیک خلق یمن، جمهوری الجزایر اقدام نظامی امریکا علیه ایران را محکوم و بر پشتیبانی خود از جمهوری
اسلامی ایران دربرابر تهدیدات امپریالیسم امریکا تأکید کردهاند. احزاب کمونیست و سازمانهای مترقی جهان اقدام نظامی امپریالیسم امریکا را بهمثابه یک تجاوز نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران محکوم و همبستگی و پشتیبانی خود را از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران اعلام کردهاند.
در این مقاله، راجع به هرکدام از موارد مذکور توضیحات و شواهدی ذکر و اضافه شده است: درست در نقطه مقابل، روش و موضعگیری دول غربی و رژیمهای وابسته به امپریالیسم امریکا در منطقه قرار دارد که از شکست تجاوز نظامی امریکا علیه ایران و تلفاتی که در این ماجراجویی جنونآمیز به امریکا وارد آمده است، اظهار تأسف کردهاند. (1)
165
اعلام مواضع و تحلیل گروهها و سازمانها درباره امریکا و حمله اخیر آن به ایران ادامه دارد؛ ازجمله میتوان به موضعگیری گروههایی چون جبهه ملی، حزب ملت، جاما، جمعیت عدالت، اتحاد ملی زنان، سازمان پیکار، حزب کارگران انقلابی و تعدادی از گروههای کوچک مارکسیستی و تشکلهای وابسته به آنها اشاره کرد که برخی از آنان پیشنهادهایی نیز درباب ادامه وضع حاضر، مطرح کردهاند.
جبهه ملی ایران در تحلیلی درباره تجاوز نظامی امریکا به ایران خاطرنشان کرده است که محکومیت تهاجم امریکا کافی نیست و برای رویارویی با توطئههای
امپریالیسم امریکا، از طرح هر مسئلهای که به وحدت قشرهای ملت صدمه میزند باید خودداری کرد. جبهه ملی همچنین افزوده است: «گرچه این تهاجم با شکست مواجه گردید و تجاوز امریکا به حریم ایران ازطرف تمام ملل دنیا محکوم شد و موجی از خشم و نفرت علیه امپریالیسم امریکا تمامی گیتی را فراگرفت، ولی نباید فراموش کنیم که این برنامه آخرین توطئه امپریالیسم امریکا محسوب نمیشود.» جبهه ملی در ادامه، پرهیز از اختلاف بین حاکمان را توصیه کرده است. (2)
حزب ملت ایران با انتشار بیانیه ای تجاوز نافرجام نظامی امریکا به ایران را بهشدت محکوم کرد و با تأکید بر اینکه شیوه تجاوز امریکا بهصورت راهزنی سازمانیافته درآمده است، متذکر شد، امپریالیسم امریکا به اقتضای ساخت بنیادی خود نمیتواند هرگز از تجاوز به ملتها دست کشد و برای رفع همه دشواریهای درونی و بیرونی که دارد ناگزیر از توسل به زور است. اساس دیپلماسی امریکا بر سلطهگری استوار میباشد و نظام حکومتی آن از فراهمآوردن روابط برابر و احترامآمیز با سایر کشورها ناتوان است. امریکای جهانخوار برای بقای خود نیاز به تاراج منابع طبیعی و بهرهکشی از نیروی انسانی دیگر ملتها دارد و هرگونه ناکامی دراینزمینه،آن را به خشم و سپس خشونت میکشاند.
خودکامگی و توطئه امریکا را در روابط بینالملل فقط با قدرت و پایداری میتوان پاسخ داد. خوب پیدا بود که انقلاب اسلامی ملت ایران و بهدورماندن آن از هر سازشگری، چنان ضربه هولناکی به پیکر امپریالیسم امریکاست که بهسادگی تحمل نخواهد کرد و به همین دلیل امام خمینی بارها هشدار داد که باید آماده درهمشکستن هر توطئهای
بود. در ادامه بیانیه حزب ملت ایران آمده است: «تازهترین تجاوز دشمن بهگونهای اعجازآمیز با شکست روبهرو شد، ولی نباید بهآسانی از آن گذشت. گستردگی این تجاوز نشان میدهد که بدون آگاهیها و یاریهایی از درون کشور نمیتوانسته است انجام گیرد و بیشک دشمن همدستانی داشته که بهطور طبیعی هنوز هم دارد و باید با بررسی دقیق شناخته شوند. ... حزب ما پیشنهاد میکند، بیدرنگ یک کمیته تحقیق ازسوی رئیسجمهور تشکیل گردد و همه ماجرا را بهدقت وارسی نماید و نقطههای ضعف و اشتباهها و شاید خیانتهایی را که به امریکا جسارت چنین تجاوزی را داده است، بازشناسد، تا هرچه زودتر چارهجویی لازم به عمل آید.» (1)
جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران {جاما} هم با صدور بیانیهای شکست امریکا را به مردم ایران تبریک گفت. در این بیانیه ضمن هشدار درمورد توطئه امریکا آمده است: «باید آماده بود که درصورت تهاجمهای بعدی که ممکن است به فواصل یا همزمان در چند نقطه صورت پذیرد، کشورمان را به گورستان متجاوزان جنایتکار مبدل سازیم. باید به فرمان رهبر آگاهمان امام خمینی، در ایجاد و تقویت ارتش بیستمیلیونی تسریع نمود. باید به تولید داخلی افزوده و محاصره اقتصادی امریکا را با شکست روبهرو کرد. باید از هرگونه درگیریهای گروهی و ایجاد تفرقه و نفاق جلوگیری کرد.» (2)
جمعیت عدالت {مائوئیست} نیز در بیانیه ای تجاوز آشکار امریکای جنایتکار را که نشاندهنده ماهیت پلید شیطان بزرگ بود، محکوم کرده و ضمن تبریک شکست عملیات توطئهآمیز امریکا در ایران، افزوده است: «کویر و هر وجب خاک ایران گورستان متجاوزان امریکایی است.» (3)
اتحاد ملی زنان {تشکل زنان وابسته به گروههای مارکسیستی} با انتشار بیانیههایی هجوم امپریالیسم امریکا را که با همدستی وابستگان داخلیاش صورت گرفته، محکوم کرد و کلیه گروههای مردم را به آمادگی برای مبارزه وسیع با توطئهها و تجاوزات احتمالی امپریالیسم امریکا فراخواند. (4)
سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر نیز به این مناسبت اطلاعیه ای انتشار داد و در آن حمله نظامی امریکا در شرایط کنونی را درجهت تثبیت حاکمیت کنونی و علیه مخالفان آن تحلیل کرد. در این اطلاعیه آمده است: هرچند امپریالیسم امریکا در شرایط حاضر بهدلیل آگاهی عمومی خلق هرگز جرئت تدارک نظامی علیه مردم ما را ندارد، ولی درصورت ارتکاب چنین عمل احمقانهای، تودههای ما ویتنام دیگری را برای آنان تدارک خواهند دید. (5)
حزب کارگران انقلابی نیز در بیانیهای که در نشریه کارگر {ارگان این حزب}، انتشار داد با تأکید بر اینکه «سقوط هواپیماهای امریکا نقشههای خونین کارتر را افشا کرد» اعلام نظر کرد که تجاوز نظامی امریکا را باید با بسیج انقلابی پاسخ داد. (6)
همچنین تعدادی از تشکلهای صنفی که شاخههای احزاب و گروهها هستند؛ ازجمله کانون دانشآموزان ایران، سازمان جوانان و دانشجویان دمکرات {هردو وابسته به حزب توده} و نیز انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه ملی و انجمن حقوقدانان مسلمان {هردو وابسته به سازمان مجاهدین خلق} امروز، با انتشار بیانیههایی به تکرار مواضع سازمانهای مذکور، با الفاظی متناسب با شأن صنفی خویش پرداختند. (7)
166
بااینکه مقامات سیاسی و نه رسانههای عراق، خبر وقوع کودتا در بغداد و ترور صدام را که روز گذشته، شایع شده بود، تکذیب کردند، در قم که تعداد زیادی از راندهشدگان عراقی {گذشته و حال} سکونت دارند، موجی از شادی و سرور برپا شد. (1)در همین حال، یک سخنگوی سازمان پیکار اسلامی عراق(2)در نشستی مطبوعاتی که در آن 2 تن از اعضای این گروه، شیخ محمد منتظری و عدهای از خبرنگاران داخلی و خارجی حضور داشتند و سؤالاتی درباره جریانات موجود در عراق مطرح شد،(3)گفت: «ما بار دیگر تأکید میکنیم سازمان ما صدام حسین را در شهر الرمیثه ترور کرد. خبرهایی که از عراق به ما میرسد صحت این خبر را تأیید میکند.»(4)(5)وی سانسور شدید اخبار در عراق را عامل عدم انتشار قطعی این خبر ذکر کرد و دراینزمینه نحوه انعکاس ترور طارق عزیز(6)را مثال زد و گفت: مثلاً باوجود اینکه ترور طارق عزیز عضو شورای انقلاب را ما برعهده گرفتیم، بازهم عراقیها مسیر نورعلی را وابسته به حزب امام خمینی معرفی کردند. (7)
از سوی دیگر، در عراق هم، نوع واکنش مراکز تبلیغی این کشور در تکذیب حادثه، نشان از اهمیت این قضیه برای مقامات عراق دارد و با آن بهمثابه یک شایعه صرف و معمولی برخورد نمیکنند. دراینزمینه یونایتدپرس از بغداد گزارش داد که امروز صدام حسین رئیسجمهور عراق، برای دومین روز متوالی در منظر عموم ظاهر شد و از مناطق مسکونی و تجاری شهر بغداد دیدن کرد. یونایتدپرس در گزارش خود افزوده است: «این عمل درپی گزارشهای رسانههای گروهی ایران مبنیبر اینکه وی در یک کودتا مورد سوءقصد قرار گرفته و دولت سوسیالیست وی سرنگون شده انجام گرفته است.» (8)
167
درپی فرود اجباری یک هواپیمای عراقی در خوزستان که روز گذشته رخ داد، استاندار خوزستان اعلام کرد: در ساعت 10:30 امروز، تعدادی از نیروهای عراقی در منطقه هورالعظیم و در حوالی محل سقوط هواپیمای عراقی پیاده شدهاند. دراینحال، چند هلیکوپتر عراقی نیز در منطقه درحال شناسایی میباشند. در پیام استاندار خوزستان اضافه شده است: «احتمال دارد این نفرات برای انهدام هواپیمای یادشده آمده باشند.» (9)
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 9/2/1359، ص10.
2) * سازمان پیکار اسلامی عراق که بهدلیل پرهیز از تشابه اسمی با سازمان مارکسیستی پیکار در راه آزادی طبقه کارگر گاهی ترجمه نام خود را در مطبوعات ایران با عنوان "سازمان عمل انقلابی" نیز مطرح میکند، در رقابت با "حزب الدعوه الاسلامیه" عراق بهعنوان یکی از دو جریان مبارز شیعی علیه رژیم عراق فعال است.
3) روزنامه جمهوری اسلامی، 9/2/1359، ص10.
4) ** البته در این نشست بر وقوع ترور تأکید شد، نه بر موفقبودن آن.
5) روزنامه کیهان، 9/2/1359، ص11.
6) *** گزارش ترور طارق عزیز و تبعات آن در روزهای 12/1/1359 تا 16/1/1359 جلد اول کتاب هفتم روزشمار جنگ ایران و عراق {قطع رابطه امریکا با ایران} درج شده است.
7) همان.
8) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 40، 10/2/1359، ص1، بغداد خبرگزاری یونایتدپرس، 28 آوریل 1980 {8/2/1359}.
9) سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی معاونت اطلاعات و عملیات نزاجا، شماره 22، از 8/2/1359 تا 9/2/1359، ص3.
در گزارشی دیگر آمده است: «برابر اعلام مرزبانان بصره در صبح روز 7/2/1359، یک فروند هواپیمای آموزشی شخصی عراق با 5 سرنشین و خلبان آن در فضای هوایی ایران مفقود و توسط هواپیماهای ایرانی مورد اصابت قرار گرفته است. مرزبان مزبور ضمن اعتراض تقاضای اقدام فوری درمورد تعیین [وضعیت] سرنشینان و تحویل آنان به خود را [کرده] است.
8/2/1359 سرهنگ پناهی» (1)
فرماندهی ژاندارمری اخبار مذکور را به دفتر ریاستجمهوری گزارش کرد. (2)
یادآوری میشود خبرگزاری عراق در گزارش این حادثه اعلام کرده بود این هواپیما هنگام تمرین وارد حریم فضایی ایران شده است و هواپیماهای ایرانی آن را مجبور به فرود کردهاند. (3)به گزارش همین خبرگزاری، وزارت امور خارجه عراق از مقامات ایرانی خواسته است که یک هواپیمای عراقی و سرنشینهای آن را که بهاجبار در خاک ایران فرود آمدهاند، تحویل مقامات عراقی دهند. (4)
در گزارش دیگری که خبرگزاری فرانسه از بغداد مخابره کرد، آمده است: مقامات عراقی اظهار میدارند هواپیمای نظامی عراقی بهدلیل بدی هوا راه خود را گم کرده و وارد مرزهای هوایی ایران شده است. (5)خبرگزاری فرانسه در گزارش خود افزوده است: «این هواپیما در سوسنگرد خوزستان، توسط جنگندههای نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران به زمین نشانده شد. علاوهبرآن، سپاه پاسداران نیز یک هلیکوپتر عراقی را با 8 سرنشین هنگام تجاوز به حریم هوایی ایران هدف گلوله قرار داده و آن را مجبور به فرود در خاک ایران نموده است. در این حادثه 2 نفر نیز مجروح و هر 8 سرنشین آن دستگیر شدند.» (6)
168
امروز در سه نقطه عمومی تهران انفجارهایی مهیب به وقوع پیوست که به کشته و مجروحشدن دهها تن انجامید. (7)
انفجار اول ساعت 11:30 صبح، در سالن نمایش سینما نادر واقع در خیابان لالهزار، رخ داد که براثر آن یک نفر کشته شد. (8)این انفجار که آتشسوزی بزرگی همراه داشت موجب فروریختن قسمتی از ساختمان سینما و مجروحشدن تعدادی از تماشاگران شد. (9)مجروحان به بیمارستانهای اطراف محل انفجار ازجمله بیمارستان سینا، طالقانی {امیراعلم سابق} و الوند منتقل شدند. عده ای دیگر نیز در این حادثه جراحات سطحی برداشتند که با مداوای سرپایی مرخص شدند. همچنین بیمارستان سینا در تماسی با بامداد، اعلام کرد که حال 3 تن از مجروحان وخیم است و ضمناً یک مورد قطع پا نیز گزارش شد. (10)
دومین انفجار ساعت 13:30 امروز، در داروخانه شمس جنب شرکت مسافربری ترانسپورت شمسالعماره واقع در خیابان ناصرخسرو به وقوع پیوست. (11)براثر این انفجار تعدادی از کارمندان و مسافران شرکت ترانسپورت مجروح شدند و قسمتی از دفتر این شرکت، داروخانه شمس، یک مغازه
1) سند شماره 347483 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از آبادان به ژاجا {مرکز فرماندهی عملیات}، 8/2/1359.
2) سند شماره 40968 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام، از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 8/2/1359.
3) روزنامه انقلاب اسلامی، 9/2/1359، ص4.
4) روزنامه جمهوری اسلامی، 9/2/1359، ص12.
5) روزنامه کیهان، 8/2/1359، ص1.
6) همان.
7) روزنامه انقلاب اسلامی، 9/2/1359، ص1.
8) روزنامه کیهان، 9/2/1359، ص3.
9) روزنامه جمهوری اسلامی، 9/2/1359، ص10.
10) روزنامه بامداد، 9/2/1359، ص12.
11) روزنامه کیهان، 9/2/1359، ص3.
کیفسازی و مسافرخانه شمسالعماره که در طبقه دوم شرکت ترانسپورت قرار دارد، ویران شد. (1)
انفجار بزرگتری ساعت 17:30 عصر امروز روی داد، براثر انفجار یک بمب قوی در محوطه پارکینگ شمالغربی میدان امام خمینی {توپخانه سابق} بسیاری از ساختمانهای مرکز شهر به لرزه درآمد. (2)این انفجار عظیم میدان امام خمینی و سایر خیابانهای اطراف را لرزاند. شدت انفجار و آتشسوزی بعد از آن بهحدی بود که آسمان منطقه بهکلی با دود غلیظی پوشیده شد. این آتشسوزی که بیش از یک ساعت ادامه داشت، با تلاش مأموران آتشنشانی مهار گردید. به گزارش خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی، این انفجار با آنچنان لرزشی همراه بوده که شیشه کلیه مغازههای اطراف میدان و اکثر مغازههای ابتدای خیابان فردوسی جنوبی را خرد کرده است. (3)در گزارش خبرنگار کیهان درباره وقایع بعد از انفجار آمده است: «صدها نفر از مردم سراسیمه بهطرف میدان میدویدند. مردم توانستند جسد قطعهقطعهشده 3 نفر را که براثر انفجار بمب کشته شده بودند به آمبولانس حمل کنند.» این گزارش همچنین حاکی است: «9 دستگاه از اتومبیلهایی که در پارکینگ متوقف شده بود به آهنپاره مبدل شد و به 7 دستگاه دیگر بهشدت صدمه وارد شد.» (4)به گزارش خبرنگار بامداد، 2 تن از رهگذران که بهسختی مجروح شده بودند، در راه بیمارستان جان سپردند. (5)
درباره عوامل این انفجارات میتوان گفت قرائن و شواهد موجود باتوجهبه تجربه نوع انفجارهای خوزستان و نیز تحلیل و جمعبندی محافل مختلف که بهنحوی به اینگونه مسائل مرتبط هستند، حاکی است رژیم عراق طراح و مسئول آن است، اما چهبسا از گروههای ضدانقلابی مرتبط با عراق چون گروه بختیار یا برخی جریانهای کردی نیز در اجرا، استفاده شده باشد. برخی اسامی اعلامشده بهعنوان مسئولان این حادثه اسامی خلقالساعه و بدون هویت قبلی است و نوع ادبیات همراه اعلام آن، مؤید این برداشت است، اما در عرصه تبلیغات و در سطح انتشار علنی، گروههای مختلف سیاسی و حتی برخی نهادهای ذیربط، از امریکا بهعنوان عامل اصلی و پشتصحنه یا حتی عامل مستقیم اینگونه حوادث، یاد میکنند.
درهرحال، درپی حوادث یادشده، مهندس میرسلیم معاون وزارت کشور و سرپرست شهربانی جمهوری اسلامی ایران، در گفتوگویی درباره بمبگذاری در نقاط مختلف تهران توضیح داد و از مردم خواست تا هوشیاری خود را حفظ کنند و موارد مشکوک را به کلانتریها، پاسگاههای ژاندارمری و کمیتهها اطلاع بدهند. در این مصاحبه گفته شد که گروهی به نام جبهه رهاییبخش فدرال ایران، مسئولیت این انفجارها را به عهده گرفته است. سرپرست شهربانی جمهوری اسلامی ایران درباره نحوه همکاری مردم با مقامات انتظامی درخصوص انفجار بمبها گفت: «البته قوای انتظامی و نیروهایی که باید انتظامات شهری را عهدهدار باشند مسئولیتی را دارند که باید
ایفا کنند و دراینزمینه طرحهایی تهیه شده و از همین امشب به اجرا گذارده خواهد شد. این طرحهای ضربتی در نقاط مختلف شهر پیاده خواهد شد و بهطورکلی برای اینکه حالت توافقی قوی وجود داشته باشد آمادهباش به شهربانی و همچنین کمیتههای انقلاب داده شده و در نظر هست که گروه ویژهای، گروه متخصص شناسایی بمبها و خنثیکردن آنها، که در 24 ساعت آمادگی داشته باشد برای رسیدن به منطقه خطر و خنثینمودن و جلوگیری از انفجار بمبها و کشتار مردم انجام وظیفه کنند.» (1)
شبهنگام نیز جلسه مشترک شورای انقلاب و هیئت دولت به ریاست دکتر بنیصدر رئیسجمهوری، در کاخ نخستوزیری تشکیل شد. در پایان این جلسه دکتر حبیبی سخنگوی شورای انقلاب، درمورد انفجارهای تهران گفت: درزمینه کارهای تقویتی شهر دستور لازم داده شده است. وی افزود از آقای مهدوی کنی سرپرست وزارت کشور، خواسته شد تا مسئله را زیر نظر داشته باشند و ایشان هم دستور لازم را به کمیتهها صادر میکنند و شهربانی درحد خود آمادگی دارد. (2)
درباره عوامل حادثه، بجز گروه مجهولالهویهای که در مصاحبه میرسلیم ذکر آن رفت، در یک گزارش آسوشیتدپرس نیز، از گروه مجهولالهویه دیگری نام برده شده است. این خبرگزاری از پاریس گزارش داد: ناراضیان ایرانی در پاریس امروز، اظهار کردند که یک گروه ایرانی، که خواستار براندازی حکومت آیتالله خمینی است، در تماسی تلفنی مسئولیت انفجار یکی از بمبهای امروز تهران را به عهده گرفته است. گروه "ضربت خرمدین" که نام قهرمان ملیگرای ایرانی، بابک خرمدین را بر خود نهاده است، ادعای خود را در یک تماس تلفنی با دفتر شاپور بختیار نخستوزیر پیشین و تبعیدی ایران عنوان کرد. یک سخنگوی بختیار که معتقد بود تاکنون نام گروه مزبور را نشنیده است، گفت که سخنگوی این گروه اخطار کرد چنین انفجارهایی تا نابودی رژیم آیتالله خمینی ادامه خواهد داشت. (3)
در اطلاعیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی انفجارهای مزبور ادامه و بخشی از توطئههای نظامی امریکا شمرده شده است که ساواک و عمال فراری رژیم سابق و وابستگان بختیار آن را به اجرا درآوردهاند. هدف این اعمال جنایتکارانه ایجاد تشنج و وحشت در بین تودههای مردم و نوعی انتقامجویی و قدرتنمایی و احتمالاً امتیازخواهی دانسته شده است. (4)
سازمان مجاهدین خلق نیز در تحلیل این حوادث، طبق معمول کوشید علاوهبر ترویج ستیزهگری با امریکا، مقاصد و نکات تبلیغی خود را نیز مطرح کند. در تحلیل این سازمان(5)آمده است: «بدون شک این انفجارات نیز بخشی از توطئههای امپریالیزم زخمخورده امریکا در ایران میباشد. ...» در این
تحلیل همچنین آمده است: «امریکا هماکنون دیگر تمامی تجربیاتی را که در جنگهای ضدخلقیاش برای شکست انقلابات و سرکوب خلقها کسب کرده درمورد ایران به اجرا میگذارد. شیوه عملیات تروریستی از قبیل بمبگذاری و ترور شخصیتهای انقلابی که برای ایجاد رعب و وحشت در بین مردم انجام میشود، ازجمله شیوههایی است که امپریالیسم بعد از پیروزی انقلابات در برخی از کشورها برای سقوط دولتها و شکست انقلابها به کار گرفته است. امپریالیسم با کمک ایادی داخلیاش درحالحاضر این شیوه عمل فاشیستی و ضدانسانی را باتوجهبه زمینه داخلی ایران برای انهدام انقلاب ایران به مورد اجرا درآورده و قصد دارد با بهراهانداختن موج رعب و وحشت و همچنین ایجاد آشوب و بلوا جامعه را به هرجومرج بکشاند و آنگاه پس از ایجاد چنین جوی در جامعه، به نقشههای پلید و ضدمردمی خود جامه عمل بپوشاند و حاکمیت خود را بر این میهن استوار سازد.» (1)
کمیته مرکزی انقلاب اسلامی و شهربانی نیز در اطلاعیههایی مشابه جریانهای سیاسی، ضمن تحلیل این حوادث آمادگی خود را برای انجامدادن وظایفشان اعلام کردند. در اطلاعیه روابطعمومی کمیته مرکزی انقلاب اسلامی آمده است: «ملت رزمنده و آگاه ایران، بهدنبال درگیریهای دانشگاهی و ایجاد هرجومرج در میهن عزیزمان ایران، و آمادهکردن زمینه داخلی، امپریالیزم امریکا دست به مداخله نظامی زده و در نزدیکی طبس کماندوهای مزدور خود را پیاده میکند تا به خیال خام خود، کودتای نظامی به کمک ایادی فاشیست داخلیاش به وجود آورد. ... دراینرابطه است که اخیراً ضدانقلابیون ... بهقصد ایجاد رعبوترس در اماکن عمومی مبادرت به بمبگذاری مینمایند. ... دراینرابطه لازم است که نکات زیر کاملاً مورد توجه قرار گیرد:
همه مردم احساس وظیفه کرده و خود را یک پاسدار و یک پلیس انقلابی و کنجکاو بدانند.
سرپرستان اماکن عمومی مسئولیت مستقیم و بیشتری داشته و رفتوآمدهای مشکوک را فوراً به اولین کمیته یا کلانتری گزارش دهند.
به حکم آیه قرآن، شدیداً جلوی شایعه و شایعهپراکنی را بگیرند.» (2)
در اطلاعیه شهربانی نیز آمده است: «امپریالیسم جهانی به سرکردگی امریکا و به کمک عوامل دستنشانده داخلی درصدد آن است که چهره شیطانی و کریه و ضدبشری خود را ازطریق ارائه شکل خاصی از تروریسم ارائه کند. به این مناسبت امروز، دو نمونه از طرح انفجار را در مناطق پرجمعیت شهری یعنی خیابانهای لالهزار و ناصرخسرو به نمایش گذاشت و جان عدهای از هموطنان عزیز بیگناه و مسلمان ما را در معرض خطر نابودی قرار داد. شهربانی جمهوری اسلامی ایران در ایفای وظایف خویش ضمن تصمیم به طراحی مبارزه با این قسم تروریسم از کلیه آحاد ملت و امت تقاضا میکند با بیداری و هوشیاری مراقب جان خود و فرزندان و کسان خویش مخصوصاً در مجامع اماکن عمومی و نقاط پرجمعیت باشند و بهمحض ملاحظه هر شیء مشکوک مراتب را به اولین گشتی یا مرکز پلیس یا کمیتهها یا سپاه پاسداران اطلاع دهند. همچنین افراد توطئهگر را شناسایی و به مراکز مزبور معرفی نمایند.» (3)
امروز یک مقام آگاه مرزی در تماس با کیهان اعلام کرد: «بهدنبال فرمان امام و دعوت ارتش عراق به قیام، تعداد زیادی از پرسنل نظامی حزب بعث سر از فرمان رئیسجمهور پیچیده و هماکنون در کربلا و نجف و کاظمین تشنج و
تمرد ارتش بعث ادامه دارد که تاکنون منجر به بازداشت 72 افسر و سرباز شده است.» (1)منابع مزبور همچنین از درگیری نیروهای پلیس و ارتش و نیز شکنجه و کشتار زندانیان در سلیمانیه بهدست نیروهای امنیتی عراق خبر دادند. چند تن از پاکستانیهایی که به مرز خسروی آمده بودند نیز گفتند: «چند روز است عراق وضع نابسامانی دارد و تظاهرات مخالفان [رژیم] بعثی عراق در شهرهای بزرگ بغداد و کربلا و نجف و کاظمین گسترش یافته است. در بغداد بین تظاهرکنندگان و نیروهای امنیتی درگیری و تیراندازی به وجود آمده و عدهای کشته شدند. عدهای قصد داشتند اجساد کشتهشدگان را با خود حمل نمایند و در خیابانها تشییع نمایند. بین آنها و مأمورین برخورد پیش آمد که دراینمیان چند نفر مجروح شدند.» (2)
در همین حال، ماجرای راندهشدگان به ایران، همچنان ادامه دارد. سرهنگ اخیانی فرمانده ناحیه ژاندارمری کرمانشاه، امروز به خبرگزاری پارس گفت: «در 24 ساعت گذشته، 334 نفر دیگر از راندهشدگان ازطریق مرزهای خسروی، سومار، مهران و دهلران وارد خاک ایران شدند. با ورود این عده جمع راندهشدگان به 29340 نفر رسید.» (3)
در خارج از عراق نیز اعتراضها به رژیم بعث ادامه دارد. به گزارش یونایتدپرس از راولپندی، امروز نمایندگان سازمان پیکار اسلامی عراق در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت و دیدگاههای این سازمان را درباره خیانتهای
حزب بعث و همچنین رابطه حزب بعث با رژیم منحوس پهلوی و کشورهای مرتجع منطقه بیان کردند. ابتدا یکی از مسئولان این سازمان سابقه خیانتهای حزب بعث عراق را چنین مرور کرد: اعدام 41 شخصیت دینی و مردمی در عراق بهجرم جاسوسی؛ توهین به آیتالله سیدمحسن حکیم و شکنجه وی و حمله به تظاهرات مردم عراق؛ دخالت در جنگهای داخلی لبنان؛ ترور عبدالکریم عاشور؛ زندانیکردن سیدمحمدباقر حکیم فرزند آیتالله سیدمحسن حکیم؛ مشارکت مستقیم در فاجعه سینما رکس آبادان و کشتهشدن بیش از 700 نفر؛ مشارکت مستقیم و فعال در مفقودشدن امام موسی صدر؛ کمک به شاه ایران در فشارآوردن به امام خمینی؛ حضور140 نفر از افراد وابسته به سازمان موساد در حزب بعث و مشارکت مستقیم در توطئه سنندج و نقده. (4)وی همچنین پس از یادآوری تاریخچه جنایات دیگر رژیم بعث در سالهای گذشته ازجمله اعدامهای بیشمار شخصیتهای مذهبی و ملی، بهزندانافکندن دهها هزار جوان عراقی و شکنجه زندانیان، اهانت به مراجع بزرگ مذهبی و صدور حکم غیابی اعدام درباره حضرت آیتالله
محمد شیرازی، به دشمنیهای این رژیم با انقلاب اسلامی ایران اشاره کرد. این عضو سازمان پیکار اسلامی عراق همچنین گفت: شورای انقلاب عراق غیرقانونی است زیرا منتخب مردم عراق نیست و امام خمینی بهعنوان پیشوای امت اسلام نیز آن را غیرقانونی خواندهاند. (1)
در این مصاحبه همچنین یکی از نمایندگان سازمان پیکار اسلامی عراق درباره حضور کارشناسان شرقی در عراق گفت: هم کارشناسان شرقی و هم کارشناسان غربی در عراق حضور دارند و ما امیدواریم که با بهثمررسیدن انقلاب اسلامی در عراق از هرگونه وابستگی رها شویم. وی افزود: امریکاییها ازطریق سفارت بلژیک در عراق فعالیت میکنند. صدام حسین اخیراً در خاک اردن با برژینسکی ملاقات کرد. سعدون حمادی وزیر امور خارجه عراق نیز یک دیدار دهروزه از امریکا داشت. در سایر سطوح بینالمللی نیز اقدامات عراق با توطئههای امریکا هماهنگی کامل دارد. دولت عراق با سایر رژیمهای ارتجاعی منطقه ازجمله رژیم سعودی علیه انقلاب اسلامی ایران فعالیتهای گستردهای را آغاز کرده است. (2)
در این نشست، نمایندگان سازمان پیکار اسلامی عراق بر اقداماتی چون ترور صدام و طارق عزیز تأکید کردند و در توضیح ادامه فعالیتهای این سازمان اعلام شد که حملات مسلحانه و ترور شخصیتهای عراق کماکان ادامه خواهد داشت. نماینده این سازمان همچنین گفت: «جناح نظامی سازمان ما محمدحسین نصرالله جلاد و مسئول حزب بعث عراق در کربلا را ترور کرد. بهآتشکشیدن وزارت اطلاعات عراق نیز از دیگر اقدامات ما بوده است.» (3)وی در پاسخ به این سؤال که آیا برای سازمان تنها هدف آزادی کشور عراق است؟ اظهار کرد: سازمان پیکار اسلامی عراق در نظر دارد که اهداف عالی اسلام در سطح جهان گسترش یابد و دراینمورد اگر در مبارزهاش علیه حزب بعث پیروز بشود، مسلماً به جنبشهای آزادیبخش سراسر جهان کمک خواهد کرد. (4)وی همچنین درباره برنامههای این سازمان پس از پیروزی گفت: «ما قانون اساسی ایران را سرلوحه برنامه رژیم اسلامی آینده عراق قرار خواهیم داد.» (5)
در این نشست مطبوعاتی که علاوهبر نمایندگان سازمان پیکار اسلامی عراق، به گزارش روزنامه جمهوری اسلامی، شیخ محمد منتظری نیز شرکت داشته است، درباره جریانهای سیاسی فعال کنونی در عراق نیز سؤالاتی مطرح شد؛ ازجمله اینکه کمونیستها در عراق چند درصد مردم را تشکیل میدهند؟(6)که پاسخ داده شد بعد از ائتلاف کمونیستها با حزب بعث، ضربه شدیدی به کمونیستها وارد شد. به این ترتیب که حزب بعث آنها را شناسایی و اعدام کرد. درحالحاضر تعداد کمونیستها بسیار کم است و حتی قابلذکر نمیباشد. (7)
در پایان این نشست، نمایندگان سازمان پیکار اسلامی عراق نام دو گروه را با عناوین "جنبش تودههای مسلمان انقلابی عراق" و "روحانیون مبارز عراق" ذکر و اعلام کردند که این سازمان با آنان برای سرنگونی رژیم صدام ائتلاف کرده است. (8)
170
علاوهبر وضعیت کنونی افغانستان {اشغال بهدست شوروی} که از موانع عمده ارتقاء جدی روابط جمهوری اسلامی ایران با اتحاد شوروی است، تجهیز و تدارک ارتش عراق نیز از دیگر موانع موجود دراینزمینه است بهگونهای که سیستم حاکم بر ارتش عراق به لحاظ آموزشی، تجهیزات، کارشناس، دکترین، حضور مستشاران نظامی و... تماماً روسی است.
باتوجهبه تیرگی روزافزون و ایجاد و افزایش بحران در روابط ایران و عراق پس از انقلاب اسلامی، بالطبع ادامه مناسبات نظامی شوروی و عراق نمیتواند ازنظر ایران، امری عادی محسوب شود، هرچند این امر نظیر افغانستان، دستاویز کسانی نیز بوده است که مایل نبودهاند با استحکام پیوند با شوروی، جدایی ایران از امریکا قطعی و نهادینه شود، اما درحقیقت این مسئله آنقدر دارای اهمیت است که چالش واقعی و نوعی بلاتکلیفی را فراروی کسانی قرار داده است که واقعاً درصدد حل معضلات سیاست خارجی از موضع استقلال هستند. درهرحال، در شرایط کنونی که با حدت روابط امریکا و ایران موضوع شوروی حساستر شده است، سفیر ایران در مسکو در یک مصاحبه ناچار شد به این مسئله نیز بپردازد. دکتر محمد مکری در پاسخ به سؤال مربوط به ارسال اسلحه از شوروی به عراق گفت: «متأسفانه این سلاحها برخلاف تمایل شوروی و ازسوی دولت عراق برضد انقلاب ایران به کار برده میشود.» وی افزود: «ما اطمینان داریم که شوروی نمیخواهد به انقلاب ایران لطمه بخورد و امیدواریم زمامداران شوروی به تقاضای ما درمورد عدم ارسال اسلحه به عراق پاسخ مثبت بدهند.» (1)
171
امروز نیز تحرکات مرزی همراه با اقدامات ایذایی عراق علیه ایران ادامه یافت که از شمال به جنوب مواردی از آن ذکر میشود.
از صبح امروز، پاسگاه ازگله مورد هجوم و در معرض سقوط قرار گرفت، این درحالی است که پاسگاه شیخصله قبل از این سقوط کرده است. گزارش ستاد مشترک دراین باره حاکی است: «مهاجمین عراقی با سلاحهای سنگین شدیداً به پاسگاه ازگله حمله نموده و قصد تصرف پاسگاه را دارند و پرسنل درصدد عقبنشینی بوده و نیاز به پشتیبانی آتش دارند. ضمناً پاسگاه شیخصله در دست قیاده موقت بوده و بهعلت نرسیدن مهمات و عدم پشتیبانی عقبنشینی نمودهاند.» (2)
همچنین از 30 دقیقه بامداد امروز، پاسگاه قلعهیهودی عراق پاسگاه تنگابنو را با تیربار زیر آتش قرار داد. (3)این عملیات تا ساعت 3:30 بامداد ادامه داشت. (4)و در جریان آن به جیپ پاسگاه براثر اصابت گلوله خساراتی وارد شد و از کار افتاد و در پاسگاه نیز شکست. (5)
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 8/2/1359، ص12.
2) سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص3.
3) سند شماره 276881 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ قصر به ناحیه {رکن3} و {رکن2}، 8/2/1359.
4) سند شماره 41042 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از وزارت کشور به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 9/2/1359.
5) سند شماره 276881 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
بازدید مقامات عراقی از مواضع و پاسگاههای عراقی مقابل محل استقرار گروهان قصرشیرین،(1)تدارک حمله ناموفق مهاجمان وابسته به عراق به آبادیهای اعداع، گرمگ (2)و کشف و خنثیکردن یک مین ضدتانک در جاده پاسگاه خانلیلی(3)از حوادث امروز مناطق مرزی استان کرمانشاه است.
در استان ایلام، در منطقه مهران، امروز، 3 نفربر چرخدار کنار رودخانه صبحانیه واقع در جنوب این شهر(4)و 80 نفر نظامی عراقی در جنوب تپه 343 عراق مشاهده شد. تحلیل ژاندارمری خطاب به دفتر ریاستجمهوری براساس گزارش مرزبانی مهران، چنین است: «امکان دارد قصد حمله به پاسگاههای ایران را داشته باشند که دراینمورد دستورات مراقبتی و هوشیاری به گروهان مهران داده شده است.» (5)در این استان همچنین استقرار تعداد یکصد دستگاه تانک در مقابل پاسگاه چیلات مشاهده شد. تلقی مرزبان و فرمانده گروهان مربوطه، پس از بازدید محلی این بود که نیروهای عراقی به قرار معلوم بهمنظور اجرای یک مانور نظامی به مرز آمدهاند و پس از آن پراکنده میشوند و تغییر محل میدهند. (6)
استقرار نیروهای پیاده و زرهی پراکنده در نوار مرزی موسیان، حوالی علیغربی، مقابل شرهانی، اطراف باغهای حسن مشهدی، اطراف پاسگاه دوراجی عراق، پشت تپههای تکتک مشکی دیگر گزارشهای نیروهای خودی در روز جاری است. (7)یگانهای استان ایلام امروز همچنین از استقرار حدود 50 فروند جنگندههای مختلف سوخو7، میگ21 و میگ27، 15 فروند هلیکوپتر همراه با رادار هوایی در کوت و استقرار یک دستگاه رادار هوایی روی یک دستگاه خودروی نظامی در بدره، گزارش دادند. (8)
در جنوب کشور، سپاه دشت آزادگان امروز، گزارشی از وضعیت استقرار واحدهای ارتش عراق در نوار مرزی این منطقه ارسال کرد، مطابق این گزارش، در شرکت نفت مقابل روستای سعیدیه ایران، 3 دستگاه تانک و 3 قبضه تیربار ضدهوایی مستقر میشود. پاسگاه شیب واقع در روبهروی پاسگاه سعیدیه با تعدادی تانک و زرهپوش و تعدادی تیربار ضدهوایی و درحدود 40 نفر از افراد ارتش، پاسگاه رشیدیه با 3 دستگاه تانک و 3 قبضه تیربار ضدهوایی و تعداد 50 نفر نیرو، پاسگاه صفریه با 4 دستگاه تانک و 4 تیربار ضدهوایی و تعداد 40 نفر، پاسگاه رهب با 4 دستگاه تانک و زرهپوش و 4 تیربار ضدهوایی و تعداد 50 نفر، پاسگاه فکه با تعداد 8 تانک زرهپوش و تعداد 10 تیربار ضدهوایی و تعدادی از افراد ارتش تقویت شده است. (9)
گروهان ژاندارمری خرمشهر نیز از حرکت شبانه یک کاروان نظامی عراق در ساعت 23:15 خبر داد. براساس این گزارش، در این ساعت بیش از 20 دستگاه خودرو و 6 تانک و نفربر، از مسافت حدود 3 کیلومتری شمال پاسگاه شلمچه با چراغ روشن به محل یک کیلومتری پاسگاه
1) سند شماره 034019 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به وزارت کشور، 3/3/1359.
2) سند شماره 033958 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 9/2/1359.
3) سند شماره 41042 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
4) سند شماره 287774 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به استانداری {معاونت سیاسی انتظامی}، 11/3/1359.
5) سند شماره 033948 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ایلام به معاونت سیاسی وزارت کشور، 8/2/1359.
6) همان.
7) سند شماره 033947 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ایلام به معاونت سیاسی وزارت کشور، 8/2/1359.
8) همان.
9) سند شماره 287445 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: استانداری خوزستان، 8/2/1359.
مزبور، در سمت نخلستان و در محل استقرار نیروهای عراقی وارد و مستقر شدند. (1)(2)
از سوی دیگر، امروز هنگ ژاندارمری آبادان درباره تقویت پاسگاههای خودی خبر داد: «برابر گزارش گروهان ژاندارمری خسروآباد، تاکنون تعداد 16 دستگاه تانک و یک گروهان توپخانه بهمنظور تقویت پاسگاههای مرزی به آن واحد وارد شده اند.» (3)
172
در وضعیت شهر سنندج تغییر چندانی امروز، ایجاد نشد. حتی از وجود آرامش نسبی هم در شهر اثری نیست. تا شب، تیراندازی در سطح شهر همچنان ادامه داشت و کسی نمیتوانست از خانه خود خارج شود.
آخرین گزارش خبرنگار کیهان حاکی است که 3 نقطه حساس شهر سنندج، یعنی رادیو تلویزیون، باشگاه افسران و کوی شیخ محمدصادق همچنان در دست افراد ارتش و سپاه است، ولی درگیری با افراد مسلح گروههای ضدانقلاب نیز در شهر ادامه دارد. (4)گزارش لشکر28 سنندج هم بر عدم تغییر اوضاع و تداوم وضع قبلی تصریح دارد؛ در این گزارش آمده است: «در ساعت 19:30، یک دستگاه آمبولانس و یک دستگاه زیل حامل مهمات، غذا و سایر وسایل که عازم باشگاه بوده، در مسیر مورد هجوم قرار گرفته و پس از دادن 2 نفر زخمی به باشگاه رسید.» در گزارش همچنین یادآوری شده است: «بهعلت عدم واگذاری هلیکوپتر پیشرفتی در عملیات حاصل نشده [است].» (5)
خبرنگار انقلاب اسلامی در گزارشی وضع امروز را چنین توصیف کرد: «هماکنون واحدهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در محل کاخ جوان سابق و نیروهای ارتش جمهوری اسلامی در محل استانداری مستقر هستند، کنترل قسمتهای مرکز شهر در دست مهاجمین [ضدانقلاب] و پیشمرگان کرد است. اکثر مغازههای شهر تعطیل و فقط مغازه و نانواییهایی که در خیابان فرعی واقع شدهاند،باز هستند و به فعالیت مشغولاند.» (6)یک گزارش از عملیات سپاه کرمانشاه به تهران حاکی است: «در سنندج احتیاج خیلی ضروری به افراد ضدچریک میباشد. ... و الآن حدود 2000 نفر دمکرات، و فدایی و کومهله بهصورت چشمگیری در مرکز شهر [درگیر] هستند و تنها راه نجات اعزام برادران ضدچریک است که بیشتر [باید] از ارتشیهای باسابقه استفاده کرد. درضمن، برادر بروجردی که اینک در داخل شهر سنندج است، تقاضای نیروی ورزیده و خیلی فوری کرده است زیرا نیروهای کفار ورزیده و خیلی مقاوم هستند.» (7)
1) سند شماره 34745 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ آبادان به رکن3 نزاجا، 9/2/1359.
2) * اطلاعات ژاندارمری 9 روز بعد، این خبر را به دفتر ریاستجمهوری گزارش کرد. [سند شماره 33980 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از رکن2 ژاجا {دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری ایران، 17/2/1359]
3) سند شماره 287454 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ ژاندارمری آبادان به فرماندهی ناحیه ژاندارمری خوزستان، فرماندهی لشکر92 زرهی و استانداری خوزستان، 8/2/1359.
4) روزنامه کیهان، 9/2/1359، ص2.
5) سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، صص 3 و 4.
6) روزنامه انقلاب اسلامی، 8/2/1359، ص1.
7) سند شماره 40960 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات کرمانشاه به تهران، 8/2/1359.
از سوی دیگر، گزارش دیگری که امروز، شهربانی کرمانشاه برای ستاد مشترک و وزارت کشور ارسال کرد، نشان میدهد طرف مقابل نیز نیاز به امداد و کمک فوری دارد. در گزارش مزبور آمده است: «گروههای ضدانقلاب که در خانه و زیرزمینهای شهر سنندج سنگربندی کرده و با نیروهای ارتش درگیری دارند ضمن تماسهایی با خارج از شهر پیغام دادهاند که آذوقه و مواد غذایی و فشنگ و مهمات آنها درحال خاتمهیافتن است و چنانچه محاصره آنها ازطریق ارتش ادامه یابد، شکست آنها حتمی بوده و تقاضای کمک و استمداد نمودهاند.» (1)
این درحالی است که در تبلیغات علنی، گروههای درگیر در شهر همچنان بهشدت فعالاند. امروز هم بلندگوهای متعددی در نقاط مختلف شهر، ازجمله بر بالای منازل مسکونی مشغول پخش نوارهای کردی و تحریک مردم بود. در بلندگوها مرتب گفته میشد: مهمات بهاندازه کافی موجود است و ما قادریم همچنان از شهر دفاع کنیم. آنها همچنین گفتهاند از ورود ارتش و سپاه پاسداران به داخل شهر جلوگیری خواهیم کرد. (2)در یک اقدام تبلیغاتی دیگر حزب دمکرات اعلام کرد: «ساعت 6 بعدازظهر، یک کامیون مهمات که 2 دستگاه ارابه آنها را اسکورت میکرد تا به باشگاه افسران برده شوند در خیابان استانداری مورد حمله پیشمرگان قرار گرفت و منهدم شد. ارابه منهدمشده بهوسیله ارابه دیگری به باشگاه افسران برده شد.» (3)یادآوری میشود ایجاد جو رعب، جنبه دیگر از اینگونه تبلیغات است. در یک تلفنگرام که امروز از سپاه کرمانشاه برای سپاه تهران مخابره شد، آمده است: «طبق گزارشات رسیده موثق، مردم مسلمان سنندج که درزیر فشار اسلحههای مزدوران بیگانه جرئت دمزدن نداشتند با پاکسازی که در منطقه شروع شده است به مخالفت با چکمهپوشان سرخ طرفدار کرملین و پکن پرداخته و این بهاصطلاح انقلابیون و خلقیها، مسلمانانی که با آنها به مخالفت برمیخیزند دستگیر کرده و در تپههای اطراف سنندج بهاصطلاح اعدام انقلابی مینمایند.» (4)غیرانسانی نشاندادن رفتار حریف نیز جنبه دیگری از تبلیغات این گروهها را تشکیل میدهد؛ در تلفنگرام یادشده همچنین آمده است: شایعه کردهاند که جسد در شهر پر شده و مردم برای اینکه به گروگان درنیایند {مثلاً گروگان سپاه} جرئت جمعکردن و دفن آنها را ندارند و خطر شیوع وبا وجود دارد. ازاینرو تقاضای آتشبس نمودهاند. این خبر بهشدت ازطرف سپاه تکذیب میشود. (5)
در این وضعیت کسب اطلاع از مراکز تدارک و پشتیبانی و نیز تصمیمسازی و تصمیمگیری درمورد ادامه درگیریهای مسلحانه سنندج، مورد توجه مسئولان است و دراینباره نیروهای محلی گزارشهای مختلفی میدهند؛ ازجمله امروز، شهربانی خبر داد: «به استناد خبر واصله گروههای مسلح ضدانقلاب در سنندج بیشتر آذوقه و مهمات خود را در آبادیهای آران واقع در تقریباً 12 کیلومتری سنندج مخفی و انبار نمودهاند. همین خبر حاکی است محل ذخیره و مهمات
گروههای مذکور در مریوان آبادیهای رشیند و چوریک و ویرهکوه است.» (1)در گزارش دیگری از منابع اطلاعاتی نیز آمده است: «آبادی گاگل(2)که دهکده اختصاصی رئیس دمکرات کردستان است محل ملاقات و تصمیمگیری گروههای مسلح [ضدانقلاب] گردیده است.» (3)
یادآوری میشود گردنه صلواتآباد نیز محور تدارکاتی برای نیروهای درگیر در سنندج محسوب میشود و در روزهای اول بحران اخیر سنندج، یک درگیری نسبتاً سنگین در آن محل به وقوع پیوست، اما عملیات تا تعیین تکلیف قطعی پیش نرفت. امروز واحد عملیات سپاه همدان در پیامی به فرمانده سپاه در تهران به این مسئله پرداخت و نوشت: «برای حمله به گردنه صلواتآباد چه موقع هماهنگی لازم را با ارتش به وجود میآورید، 7 روز است بلاتکلیف ماندهایم.
ظرف 24 ساعت به ما جواب دهید در غیر این صورت، ما نیروهای خود را از منطقه برمیگردانیم. مهمات و اسلحه سنگین هم نرسیده است. برادر نوروزی» (4)
مرکز فرماندهی سپاه در تهران به پیام فوق چنین پاسخ داد: «برادر نوروزی لیست اسلحه و مهمات لازم را فوراً مخابره کنید، درمورد هماهنگی لازم با ارتش، متعاقباً اعلام خواهد شد.» (5)
173
یکی از آثار و پیامدهای وضعیت کنونی سنندج، سردرگمی هیئت ویژه کردستان در چگونگی اعلام مواضع است. ازطرفی اقدامات اخیر عاملان درگیریهای مسلحانه کردستان هرگونه موضعگیری مماشاتگرانه در این مسئله را بسیار مشکل کرده است و تشییع جنازه شهدا با جمعیت زیاد نیز خود مزید بر علت و علامتی از آن است و از طرف دیگر مشی هیئت و اساساً مأموریت آن، برخلاف این وضع ترسیم شده است. نمونهای از اعلام مواضع اعضای این هیئت را میتوان در گفت وگوی یکی از اعضای اصلی آن با کیهان مشاهده کرد که در شماره امروز این روزنامه بدینگونه درج شده است: «مهندس هاشم صباغیان عضو هیئت ویژه کردستان در گفتوگویی با خبرنگار کیهان در پاسخ به این پرسش که مردم کرد از رهبر انقلاب و شورای انقلاب استمداد کردهاند که هرچه زودتر به این برادرکشی در شرایطی که امریکا شدیداً ما را تهدید میکند
پایان داده شود شما چه اقدامی برای پایان درگیری جنگ کردستان کردهاید؟ گفت: در منطقه سنندج طبق اطلاعی که به ما دادهاند شدت درگیریها به حداقل رسیده است. طبق آخرین خبری که به ما رسیده گروهی مسلح ازطرف جوانرود بهطرف سنندج حرکت کردهاند. به گمان ما اینها جنگافروزیهایی است که دشمن به طرق مختلف انجام میدهد.
صباغیان در پاسخ به سؤال دیگر مبنیبر اینکه نقش هیئت ویژه درحالحاضر در کردستان
1) سند شماره 040961 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 8/2/1359.
2) * روستایی واقع در شمالشرقی مریوان است.
3) سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص3.
4) سند شماره 040969 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از همدان {عملیات} به تهران، 8/2/1359.
5) سند شماره 051252مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: مرکز فرماندهی عملیات سپاه به سپاه همدان {عملیات}، 8/2/1359.
چیست و آیا کمکهای غذایی و دارویی به آنجا رسیده است، گفت: ما مرتب کمکهای پزشکی و دارویی از تهران به منطقه اعزام داشتهایم و یکی از 1. آمبولانسهای ما مورد حمله گروههای مسلح قرار گرفته و مورد اصابت گلوله واقع شده و آمبولانس و راننده آن توسط افراد مسلح به گروگان گرفته شدهاند.
دراینمورد که درحالحاضر چه کسی رابط هیئت ویژه است، مهندس صباغیان گفت: افراد از آنجا مستقیماً با ما تماس میگیرند و همینطور با دفتر دبیرخانه هیئت ویژه در تماس هستند. مهندس صباغیان دراینمورد که آیا مذاکره صورت خواهد گرفت؟ پاسخ گفت: مذاکره درحالحاضر ضرورتی ندارد چون کسی نیست که طرف مذاکره قرار بگیرد. با کسانیکه در این شرایط بهطرف مردم تیراندازی میکنند، مذاکره ضرورتی ندارد.
صباغیان دراینمورد که آیا ارتش زیر نظر هیئت ویژه عمل میکند؟ گفت: از زمانیکه رئیس ستاد مشترک ارتش ازطرف امام انتخاب شده است، ارتش بهطور مستقیم در منطقه اقدام میکند. منتها در جلسات مشورتی هیئت ویژه نیز حضور دارد و درحالحاضر همچنان که آقای رئیسجمهور اعلام کردند ارتش حرکتی در سنندج ندارد.»
کیهان در ادامه افزود: «درمورد مسئله کردستان و بحران در سنندج تلاش کردیم با داریوش فروهر عضو دیگر هیئت ویژه کردستان تماس بگیریم، اما ازطریق رئیس دفتر ایشان موفق نشدیم تا سؤالات خود را مطرح سازیم. ذکر این نکته ضروری است که متأسفانه در هیچیک از تماسهای مکرر ما طی چند روز اخیر، داریوش فروهر حاضر به پاسخدادن به سؤالات ما درمورد کردستان نشد.» (1)
دراینحال امروز، ستاد مشترک ارتش اسامی 8 افسر، 16 درجهدار و 44 سرباز را در اعلامیهای دراختیار خبرگزاری پارس قرار داد و اعلام کرد که ارتش جمهوری اسلامی با نهایت افتخار درطول 8 روز گذشته از تاریخ 31/1/1359 الی 7/2/1359، این تعداد شهید را به درگاه حضرت احدیت و پیشگاه امام و امت مسلمان ایران تقدیم داشته است. (2)در ادامه این اعلامیه اسامی شهدا ذکر شده و اسامی 10 تن از شهدا جداگانه اعلام شده است، با این تذکر که خانوادههای آنان برای تحویلگرفتن اجساد به پزشکی قانونی تهران مراجعه کنند. دراینحال صبح امروز، بازار و مغازههای خیابان مصطفی خمینی، بهدلیل تشییعجنازه شهدای اخیر سنندج تعطیل شد. در این مراسم به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی جنازه 15 تن از برادران ارتشی و پاسدار که در حوادث اخیر سنندج بهدست مزدوران امریکایی به شهادت رسیده بودند با شرکت دهها هزار نفر از مردم تشییع شد. (3)
174
در کنار سنندج، سقز و بانه مهمترین مناطق درگیریهای کنونی کردستان است، در سردشت نیز ناآرامی جدی وجود دارد.
در سقز، درگیری ادامه دارد. نیروهای ارتش و دیگر نیروهای مسلح انقلاب همچنان از پادگان سقز و نیز از مواضع خود در دروازه شهر دفاع میکنند و بر حفظ و نگهداری آن تأکید دارند و مرتباً درخواست اعزام نیروی کمکی پاسدار میکنند. (1)در ادامه درگیریهای امروز، شبهنگام ساعت 21:10، پادگان سقز زیر آتش سلاحهای
سنگین {توپخانه، خمپاره} قرار گرفت. (2)در گزارش ژاندارمری به ستاد مشترک دراینباره آمده است: «در شب گذشته، چند تیر خمپاره بهطرف پادگان سقز تیراندازی شده و درنتیجه ترکش خمپاره در میدان پادگان خساراتی به چند فروند هلیکوپتر وارد نمود و چند تیر موشک آر.پی.جی7 به اطراف پادگان سقز و در نزدیکی سنگرها پرتاب شد که درنتیجه یک نفر سرباز ژاندارمری مجروح گردیده است.» (3)براساس گزارش پادگان سقز، یگان مزبور تاکنون 19 شهید و 34 زخمی داشته و بهمنظور تأمین کسورات پرسنلی تقاضای اعزام 400 پاسدار کرده که در کنترل عملیاتی تیپ قرار گیرد. (4)همچنین معاونت اطلاعات و عملیات نیروی زمینی ارتش، به استناد گزارش پادگان سقز، آخرین وضعیت را اینگونه
گزارش کرد: «الف) 12
پایگاه هنوز مقاومت مینمایند.
ب) گلوله تانک ام47 فقط 12 عدد است. پ) روحیه پرسنل زیاد خوب نیست. ت) تابهحال 2 نفر از مواضع با سلاح متواری شدهاند. ث) خواستار تسریع در اعزام پاسداران به سقز گردیده است.» (5)
از سوی دیگر، در روزنامه بامداد، وضعیت امروز سقز چنین ترسیم شد: «درگیریهای شدید این شهر وارد دهمین روز خود شد و درگیری شدید همچنان ادامه دارد. شهر سقز تقریباً خالی از سکنه شده و به خانههایی نیز براثر آتشسوزی آسیبهایی رسیده است. درحالحاضر، تعداد زیادی از اهالی شهرستان سقز همچنان در شهرستان بوکان و حومه در منازل و مساجد و مدارس و چادرهای امدادی به سر میبرند.» براساس گزارش یادشده، درگیریهای امروز بیشتر در منطقه همالآباد روی داده است. (6)
بانه که پادگان آن در محاصره است و از ارتفاعات مجاور {کوه اربابا} نیز زیر آتش قرار دارد، امروز، ازلحاظ مخابراتی نیز وضع حادی پیدا کرد. از ساعت 15 امروز، کلیه ارتباطات پادگان بانه حتی بیسیم اس.اس.بی مربوط به دسته کرمانشاه قطع شد. (7)یک گزارش رده بالاتر پادگان مزبور حاکی است: در این شبانهروز ارتباط با بانه قطع و هیچگونه اطلاعی از آن نیست. فقط در ساعت 16 امروز یک بار ازطریق اس.اس.بی دسته کرمانشاه با پادگان تماس حاصل شده است. (8)در گزارش دیگری از همین منبع به نقل از "گزارش منطقه غرب" توضیح بیشتری درباره تماس
1) سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، صص 3 و 4.
2) سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، صص 3 و 4.
3) سند شماره 041046 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {مرکز فرماندهی رکن3} به دفتر ریاستجمهوری، 9/2/1359.
4) سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص1.
5) سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص2.
6) روزنامه بامداد، 9/2/1359، ص2.
7) سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص1.
8) سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص4.
اتفاقی مزبور و همین اوضاع بانه داده شده است: «از ساعت 16 روز 8/2/1359 بهطور اتفاقی ازطریق اس.اس.بی دسته کرمانشاه با پادگان بانه [ارتباط] حاصل [شد] و اظهار داشتند سطح ابر پایین و درگیری ادامه داشته و تلفات را بدین شرح آمار دادهاند. شهید 8 نفر، زخمی 15 نفر، مفقود 8 نفر و مریض 10 نفر.»(1)(2)
در گزارش وزارت کشور به سپاه درباره وضع امروز بانه، به نقل از ژاندارمری این شهر آمده است: «تیراندازی ازطرف عناصر مسلح غیرقانونی بهطرف گروهان مذکور و پادگان بانه ادامه دارد و مأمورین گروهان ژاندارمری و سپاه پاسداران و ارتش در عملیات شرکت دارند.» (3)
از سوی دیگر در روزنامه بامداد، وضعیت امروز بانه چنین ترسیم شد: «درگیری شدید شهرستان بانه که از چند روز پیش شروع شده، همچنان ادامه دارد. مرکز این درگیریها کوه اربابا میباشد ... که شدت درگیری به حدی بوده که تلفات زیادی به طرفین وارد آمده است. تعداد کشتهشدگان این درگیری که از افراد حزب کومهله بودهاند 5 نفر است. از تعداد تلفات احتمالی افراد ارتش آمار دقیقی در دست نیست.» (4)
در سردشت، نیروهای مستقر در ربط مورد حمله ضدانقلاب قرار گرفتند. پادگان سردشت به نیروی زمینی ارتش گزارش داد: «گروهان پیاده مستقر در ربط با 4 قبضه توپ، یک دستگاه تانک و سایر آتشبار و تعدادی حدود 300 نفر شدیداً زیر آتش قرار گرفته و تقاضای پشتیبانی نزدیک هوایی نمودند.» (5)درباره ادامه وضعیت، گزارش نیروی زمینی ارتش حاکی است: پادگان سردشت بهمنظور تخلیه یگان ربط تقاضای هلیکوپتر و هواپیما کرد و پادگان زیر آتش مهاجمان میباشد. (6)در روزنامه بامداد نیز وضعیت امروز سردشت به این شرح ترسیم شد: «یک درگیری شدید که بین نیروهای مسلح [غیرقانونی] و افراد ارتش جمهوری اسلامی ایران در تپه ربط واقع در 20 کیلومتری شهرستان سردشت به وقوع پیوست عدهای از طرفین کشته و زخمی شدند. شهرستان سردشت هماکنون در کنترل افراد مسلح [ضدانقلاب] میباشد و درگیری همچنان ادامه دارد. دیروز مدارس سردشت تعطیل شد و ارتباط تلفنی سردشت نیز با کلیه شهرستانها قطع گردید.» بنا بر گزارش یادشده امروز نیز مدارس سردشت تعطیل و ارتباط تلفنی این شهر با دیگر شهرستانها قطع بود. (7)
1) * تأکید بر پایین بودن "سطح ابر"، بهدلیل توجه به ضرورت کمک ازطریق هوا به پادگان محاصرهشده بانه میباشد. ضمناً در آخرین ساعات تهیه این گزارش {7 صبح روز 9/2/1359} راجع به وضع ارتباط مخابراتی با پادگان بانه، اعلام شد که مجدداً ارتباط "اس.اس.بی" {S.S.B} با پادگان برقرار شده است. [سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا، اطلاعات تهران {لویزان}، گزارش نوبهای اطلاعاتی شماره 22، از ساعت 7:00 روز 8/2/1359 الی ساعت 7:00 روز 9/2/1359، ص1]
2) سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص1.
3) سند شماره 40972 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش هنگ ژاندارمری سقز، از وزارت کشور به سپاه پاسداران، 8/2/1359.
4) روزنامه بامداد، 9/2/1359، ص2.
5) سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص1.
6) سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص4.
7) روزنامه بامداد، 9/2/1359، ص2.
175
علاوهبر درگیریهای قابلملاحظه سنندج، سقز، بانه و سردشت امروز در بخشهایی دیگر از مناطق کردنشین نیز ازجمله در جوانرود، پاوه، مریوان، دیواندره، تکاب، شاهیندژ، میاندوآب و سیلوانای ارومیه، درگیریها و تحرکات ایذایی پراکندهای وجود داشت.
در مسیر خانشور به جوانرود، عده ای از عناصر ضدانقلاب به یک اتومبیل شخصی که راننده آن فردی غیرنظامی به نام حسین مرادی بود، تیراندازی کردند و درنتیجه یک زن و 2 مرد شهید و سایر سرنشینان آن مجروح شدند. ژاندارمری کرمانشاه با ارسال این گزارش افزود: «مهاجمین، متواری و مأمورین و پاسداران در تعقیب آنان میباشند.» (1)
یادآوری میشود سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه جوانرود دراینباره، ضمن انتشار اطلاعیه ای سرکرده مهاجمان را فردی به نام حامد بیگ و مزدور بعث عراق معرفی کرد. در اطلاعیه مزبور ضمن تشریح چگونگی کمین ضدانقلابیون و بهرگباربستن اتومبیل سواری عبوری از جاده، آمده است: «درنتیجه 2 تن از برادران پیشمرگ مسلمان و شیرزنی باردار به نام زرین مادر شهید محمد به شهادت میرسند؛ شیرزنی پرورده مکتب اسلام از خطه کردستان. مدعیان دفاع از خلق کرد! زنی مظلوم و بیدفاع را، زنی باردار و حامله را به رگبار میبندند و به شهادت میرسانند. آیا این سند رسوایی بیشتر شما در پیشگاه خدا و ملت قهرمان کرد و امت مسلمان نیست.» (2)(3)
در پاوه، شهر همچنان در معرض تهدید و اصابت گلولههای خمپاره قرار دارد. (4)دراینباره در پیام امروز عملیات سپاه کرمانشاه به تهران آمده است: «پل دواب در جنوب نوسود و نیز جاده مریوان به نوسود، محل رفتوآمد نظامی کفار است. جهت تصرف و تسلط ارتش از طریقی اقدام نمایید. تاکنون 272 گلوله 10 کیلویی بهسمت پاوه و حومه رها شده است. برادر درویش.» (5)همچنین از ساعت 3 تا 4 بامداد امروز، مهاجمان مسلح غیرقانونی از ارتفاعات جنوبی پاوه به پستهای نگهبانی تیراندازی کردند و واحدهای مستقر در پاوه نیز با سلاحهای سنگین به آتش مهاجمان پاسخ دادند. (6)به گزارش شهربانی پاوه، درنتیجه 2 نفر از افراد سپاه پاسداران زخمی شدهاند و یک قبضه اسلحه تیربار ژ3 بهدست افراد مسلح غیرقانونی افتاده است. (7)شبهنگام نیز درگیری دیگری بین سپاه و افراد ضدانقلاب روی داد. به گفته سخنگوی ستاد مرکزی سپاه، در این درگیری تلفات سنگینی به مهاجمان وارد آمد و یکی از برادران پاسدار مجروح شد. همچنین سلاحهای زیادی همراه با مهمات به دست نیروهای سپاه افتاد. (8)
1) سند شماره 41040 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {مرکز فرماندهی رکن3} به دفتر ریاستجمهوری، 9/2/1359.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص5.
3) * ضمیمه دارد؛ گزارشی از سازمان پیشمرگان مسلمان کرد.
4) روزنامه کیهان، 10/2/1359، ص13.
5) سند شماره 40964 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از کرمانشاه عملیات به تهران، 8/2/1359.
6) سند شماره 000628 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی کرمانشاهان به استاندار کرمانشاهان، 10/2/1359.
7) سند شماره 000622 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 9/2/1359.
8) روزنامه کیهان، 10/2/1359، ص14.
در مریوان، پادگان این شهر بازهم زیر آتش شدید قرار گرفت.(1)به گزارش نیروی زمینی ارتش، در آخرین ساعات امروز، «ارتفاعات را مهاجمین اشغال و از تمام نقاط با خمپاره به پادگان حمله و پادگان با آخرین قطعات ضدآتش حملات آنان را دفع و زمینگیر نمود و درگیری شدیداً ادامه دارد.» (2)
در دیواندره، بعدازظهر امروز، بین راه دیواندره بیجار برخورد شدیدی بین افراد مسلح و نیروهای ارتش درگرفت که در آن 2 تن از افراد کومهله کشته و تعدادی زخمی شدند. (3)
در تکاب، درگیری شدیدی رخ داد. درپیام عملیات سپاه همدان به تهران دراین باره آمده است: «طبق اطلاع، در تکاب، سپاه با مهاجمین درگیر شده و فرمانده مهاجمین شیخ عمر کشته شده، همه راههای تکاب بسته و آب و برق و تلفن قطع است.» (4)
در شاهیندژ، امروز ساعت 12 ظهر، یک بار دیگر بین نیروهای سپاه و پیشمرگان مسلمان کرد با افراد حزب دمکرات درگیری رخ داد. (5)
در میاندوآب، پاسگاه پلیس راه میاندوآب بوکان، هدف هجوم مسلحانه قرار گرفت که با تیراندازی متقابل، مهاجمان فرار کردند. (6)
در سیلوانا، در یک عملیات پاکسازی 2 تن از اشرار کشته و سلاح آنان {کلاشینکف} ضبط شد و یک تن از جوانمردان گروهان پاکسازی سیلوانا مجروح گردید. در این عملیات «ارتفاعات غوره و پژوه و درة ماهداغی بهطور کل از وجود متجاوزین پاکسازی...» شد. (7)
1) * روزنامه جمهوری اسلامی در شماره امروز خود با عنوان درشت، "همکاری گروههای سیاسی کردستان با دولت عراق فاش شد"، گزارشی از حوادث اخیر مریوان درج کرد که در آن آمده است: «ظرف دو سه روز گذشته، بهدنبال درگیریهای اخیر احزاب {دمکرات، کومهله، چریکهای فدایی خلق، رزگاری، نقشبندی و...} با ارتش جمهوری اسلامی و برادران پاسدار و درپی حمله آنها به پادگان مریوان که درنتیجه 15 نفر از مهاجمین کشته و تعدادی نامعلوم از آنان بهشدت زخمی گردیدند و از برادران تکاور ارتشی مستقر در پادگان براثر اصابت خمپاره و توپ106 و 75، یک افسر، 2 درجهدار و 3 سرباز از ناحیه پا بهشدت آسیب دیدند، ... ضمناً در تاریخ 5/2/1359 یک فروند هواپیمای بمبافکن عراقی بهمنظور حمایت از مهاجمین و بمباراننمودن پادگان مریوان در آسمان ایران و اطراف پادگان مشاهده شد که با آتش شدید ضدهواییهای برادران ارتشی پادگان، هواپیمای عراقی مجبور به فرار گردید و طبق اطلاعات واصله از این منطقه مهاجمین که جمعاً از افراد حزب دمکرات، کومهله، فدایی و دیگر اشرار منطقه بودند تعداد آنها 2 هزار نفر گزارش شده اخیراً نیز 400 نفر از جلالیها {افراد طرفدار جلال طالبانی} به اشرار پیوستهاند. ... طبق اظهارات [یک افسر تکاور] مهاجمین از راه دور بهوسیله خمپارههای81 و 120 میلیمتری و دیگر سلاحهای سنگین {آر.پی.جی7، توپ106 و 57} با زاویههای دقیق و زمانهای مختلف و منضبط به پادگان و محل استقرار نیروهای نظامی حمله میکردند. ... [این افسر گفت] در این عملیات با بیسیم خودمان پیامهای رمز مهاجمین را که به زبان انگلیسی بود میشنیدیم و دریافتیم که متخصصین و هدایتکنندگان آنها اکثراً عراقی هستند و طبق اظهارات این افسر، مهاجمین ازطرف مرز مرتباً تقویت میشدند.» [روزنامه جمهوری اسلامی، 8/2/1359، ص4]
2) سند شماره 41063 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، صص 3 و 4.
3) روزنامه بامداد، 9/2/1359، ص2.
4) سند شماره 040963 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات همدان به تهران، 8/2/1359.
5) سند شماره 041066 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 9/2/1359.
6) سند شماره 041070 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا به دفتر ریاستجمهوری، 9/2/1359.
7) سند شماره 40962 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از وزارت کشور به سپاه پاسداران، 8/2/1359.
176
درحالیکه دفتری برای هماهنگی طرحهای انقلاب فرهنگی تأسیس شده است، پیامد حوادث دانشگاهها همچنان وضعی نهچندان عادی را نشان میدهد؛ تکرار مواضع معترضانه شورای مدیریت سابق دانشگاه تهران و تحرکات آموزشی در پاره ای مراکز آموزش عالی کشور نمونههایی از این وضعیت غیرعادی است.
امروز وزارت فرهنگ و آموزش عالی در اطلاعیهای تأسیس دفتر هماهنگی طرحهای انقلاب فرهنگی را به آگاهی عموم رساند و از صاحبنظران دعوت کرد تا طرحها و نظرهای خود را دراین باره، به این دفتر ارسال کنند. به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی متن اطلاعیه به این شرح است:
«بسمه تعالی
وزارت فرهنگ و آموزش عالی از کلیه مراجع عالیقدر، دانشجویان، دانشگاهیان، دانشآموزان، فرهنگیان، احزاب، سازمانها، گروهها و انجمنهای مکتبی و سیاسی، کلیه نهادهای انقلابی و اسلامی و کلیه اقلیتهای ملی و مذهبی و اقوام ایرانی و کلیه اقشار و طبقات و افراد متعهد و مسئول درخواست مینماید تا طرحها و نظرات خود را درزمینه انقلاب فرهنگی به دفتر هماهنگی طرحهای انقلاب فرهنگی که در وزارت فرهنگ و آموزش عالی مؤسسه تحقیقات و برنامهریزی علمی و آموزشی دائر گردیده، ارسال دارند و ما را در این امر خطیر یاری کنند.» (1)
دراینحال، در برخی مراکز آموزش عالی، هنوز تبعات ناآرامی اخیر وجود دارد؛ ازجمله در تهران، شورای مدیریت سابق دانشگاه تهران، در نامهای سرگشاده منتقدان خود را به مناظره دعوت(2)و تهدید به افشاگری کرد. متن این نامه در شماره امروز نشریه مجاهد ارگان مجاهدین خلق درج شده است. (3)
روزنامه جمهوری اسلامی؛ در مورد دانشگاه تربیتمعلم در شماره امروز خود نوشت: «انجمن اسلامی دانشگاه تربیتمعلم که تحویل دفتر رئیس سابق دانشگاه و انجمن اسلامی را موکول به معرفی نمایندهای ازطرف شورای انقلاب اسلامی و یا رئیس انتخابی دانشگاه ازطریق رفراندوم نموده و رفتن به کلاسهای درس را تحریم نموده است، روز گذشته دست به گشایش نمایشگاهی زد که نمایانگر میزان وابستگی و سرسپردگی تعدادی از اساتید این دانشگاه به شاه و رژیم او است.» (4)
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 9/2/1359، ص2.
2) * گزارش استعفای شورای مدیریت دانشگاه تهران قبلاً درج شده است. این افراد سرزنش شدند که با مدیریت نامناسب خود زمینه را برای ترکتازی گروهها در دانشگاه تهران فراهم کردهاند. در بعضی محافل از اینان بهعنوان جریانی که تحتتأثیر کارهای تشکیلاتی مجاهدین خلق همآوازیهایی با این سازمان دارد، یاد میشود. خود سازمان نیز با خوشحالی به این ذهنیت دامن میزند.
3) سازمان مجاهدین خلق، نشریه مجاهد، شماره 51، 8/2/1359، ص4.
4) روزنامه جمهوری اسلامی، 8/2/1359، ص1.
در اهواز و در ادامه حوادث خونینی که بهدنبال درگیریهای دانشگاهها در سطح شهر روی داد و اعتراضات و تظاهرات دیگری هم درپی داشت، امروز روابطعمومی استانداری خوزستان درباره حوادث دانشگاه اهواز اطلاعیه ای انتشار داد. به گزارش روزنامه انقلاب اسلامی در قسمتی از این اطلاعیه آمده است: «گروههای فدائی و پیکاری و غیره که خود را در خطر اضمحلال میبینند برای تصرف عدوانی ساختمانهایی که از بیتالمال ملت غصب کردهاند دست به اسلحه برده و کشتار میکنند و دراینمیان در موقع برگزاری نماز و در مهد آزادی یعنی دانشگاه مردم را به گلوله بسته و به خاکوخون میکشند. دراینمیان، خبرنگار روزنامه کیهان دست به تحریف اخبار زده و به دروغ مینویسد که 700 نفر از دانشجویان زخمی شدهاند. درحالیکه چنین خبری حقیقت ندارد. برادران و خواهرانی که با گلوله گروهکهای مذکور مجروح شدهاند 200 نفر میباشند و متأسفانه 6 نفر به شهادت رسیدهاند و هجوم گروهی را کیهان به دروغ "درگیری مردم" مینویسد و دستگیرشدگان را هزاران نفر اعلام میدارد.» (1)
177
درجهت کنترل فعالیت تبلیغاتی شدید و وسیع، اما غیرقانونی گروههای مخالف نظام که رسماً براندازی و مشی مسلحانه را ترویج میکنند، امروز دادستانی کل انقلاب اطلاعیه ای انتشار داد. به نوشته روزنامه انقلاب اسلامی در این اطلاعیه آمده است: «انقلاب اسلامی ایران همچنان پرتوان به پیش میرود، انقلابی که ثمره خون بیش از 60 هزار شهید و 100 هزار مجروح بوده و اینک رسالت حفظ دستاوردهای انقلاب بر دوش فردفرد ملت مسلمان و انقلابی ایران گذاشته شده است. لذا دادستانی کل انقلاب اسلامی ایران بنا بر این مسئولیت بزرگ اسلامی به تمام صاحبان چاپخانهها و انبارها و گراورسازها، زینکسازها و کاغذفروشها و همچنین مالکین خانههای شخصی یا کسانی که به طریقی دررابطهبا نشریات غیرقانونی گروههای ضدانقلابی همکاری دارند. شدیداً اخطار میکند چنانچه توسط این دادستانی کشف گردد تحتتعقیب قانونی قرار میگیرند و بهعنوان ضدانقلاب در دادگاه انقلاب اسلامی مرکز، محاکمه خواهند شد.
دادستان کل انقلاب جمهوری اسلامی ایران، علی قدوسی» (2)
178
امروز با حکم امام خمینی ابراهیم یزدی بهعنوان سرپرست جدید مؤسسه کیهان منصوب شد. وی در مقام سرپرست کیهان، ضمن گفتوگویی قاطعانه، نوع خاصی از انضباط را که مورد پسند گروهها و تاحدی مورد پسند جریان بنیصدر نیست، وعده داد. متن کامل حکم امام خمینی چنین است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر ابراهیم یزدی ایده الله تعالی
با اهمیتی که مطبوعات و نقشی که در ساختن جامعه دارند، با گذشت بیش از یک سال از برقراری جمهوری اسلامی، باز دیده میشود که بسیاری از مطبوعات در خط انقلاب اسلامی نیستند؛ و اصلاحاتی بنیادی در آنها باید تحقق یابد که اشخاص منحرفی که موجب این امور انحرافی میشوند دستشان از این
رسانههای گروهی کوتاه شود. لهذا جنابعالی که شایستگی و قدرت اداریتان محرز است، برای این امر حیاتی و اصلاح امور به سرپرستی مؤسسه کیهان که از مؤسسات مربوط به مستضعفین است، منصوب هستید که با کمک کارمندان محترم و متعهد، این مؤسسه را هرطور صلاح میدانید بهطور اسلامی و مناسب با جمهوری اسلامی اداره نمایید. از خداوند تعالی توفیق و تأیید جنابعالی را خواستار است.
8 اردیبهشت 1359
روحالله الموسوی الخمینی» (1)
عصر امروز، دکتر یزدی در مقام سرپرست کیهان، در گفتوگویی با این روزنامه، برخی دیدگاههای خود را تشریح کرد. ازجمله معضلات مطبوعات رسمی فشار شدید گروههایی است که متوقع درج بیانیهها، نظرها و گزارشهای خود هستند، درحالیکه عملاً بهجای فعالیت سیاسی، نوعی حرکت چریکی مسلحانه را ترویج و در مواردی {نظیر کردستان،...} عملی و اجرا میکنند. آنان هرگونه محدودیت نشر دیدگاهها و مطالب خود را نیز شدیداً محکوم و علیه آن فضاسازی میکنند. درخصوص این معضل از سرپرست جدید کیهان سؤال شد که نظرتان درمورد سانسور در روزنامهها و اعمال نفوذ گروههای فشار چیست؟ دکتر یزدی پاسخ داد: «ما یک معیاری را تعیین کردیم و این معیار حفظ اصالت انقلاب اسلامی است. بسط و توسعه اندیشه اسلامی فهم و درک خط امام بهعنوان تجسم عینی قرآن و سنت رسول خدا و ائمه اطهار است و تازمانیکه هر خبری و هر نظری در این خط به دست کیهان برسد ازطرف هر گروهی قابلقبول است. اما اگر چنانچه گروه فشارهایی باشند که بخواهند چیزی خلاف این به ما تحمیل کنند مسلم ما زیر بار نخواهیم رفت و مقاومت خواهیم کرد.»
از دکتر یزدی سؤال شد: «آقای رئیسجمهور معتقد به عدم سانسور هستند همه باید حرفشان را بزنند تا حرفها بهتدریج عقده نشود و کار به جنگوجدل نکشد. آیا شما به چنین تزی معتقد هستید و این مسئله چگونه در روزنامه کیهان عملی است؟» وی پاسخ داد: «بدون شک همه باید حرفشان را بزنند، اما اینکه چه کسی باید حرف چه کسی را منعکس کند مورد بحث است. باید ببینیم که آیا در جمهوری اسلامی ما و در این انقلاب روزنامهای و نشریه ای که باید در
1) مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی{ره}، صحیفه امام {مجموعه آثار امام خمینی(ره})، جلد12، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ پنجم 1389، ص260.
خدمت جمهوری اسلامی باشد بهعنوان اینکه سانسور نباید باشد آیا باید حرف گروههایی را که خودشان برای خودشان تشکیلات دارند، روزنامه دارند و میتوانند حرف خودشان را منعکس کنند و میکنند باید در خدمت آنها باشد؟ به اعتقاد من اینکه سانسور نباید باشد که یک اصل اسلامی است، اینکه مردم باید آزاد باشند و حرفشان را بزنند این را قانون اساسی تضمین و تأمین کرده اما اینکه من بیایم حرف شما را بزنم و بهجای شما حرف را بزنم و از امکاناتی که هست استفاده کنم تا حرف شما را بزنم، این درست نیست هرکس باید حرف خودش را بزند و از جیب خودش خرج کند.»
درمورد ارتباط مطبوعات با خط امام پرسیده شد: «مطبوعات فعلی ما تا چه حد سازنده و در خط امام هستند؟» دکتر یزدی پاسخ داد: «تشخیص اینکه چه کسی در خط امام هست یا نیست به اعتقاد من قبل از هرکس و قبل از هر فردی با خود امام است و بهموجب همین دستور که امام به من دادند، بهعنوان سرپرست مؤسسه کیهان، دقیقاً نارضایتی خودشان را از بسیاری از رسانههای گروهی و مطبوعاتی نشان دادند. بنابراین نمیتوانیم بگوییم رسانههای خبری و مطبوعات ما تماماً و عموماً تأمینکننده نظر امام و در خط انقلاب بودهاند: این به آن معنا نیست که هیچکدام نیستند. ... بهنظر من مطبوعات این نقص را دارند که نتوانستند آئینه تمامنمای جامعه ما باشند. آن اقلیتی که سروصدا میکند و جنجال به پا میکند و صدایش را به جایی میرساند آن منعکس میشود، ولی آن اکثریت عظیمی که یک خطی دارد و یک تعهدی دارد و دائم درحال تکاپو و فعالیت است کمتر منعکس میشود.»
خبرنگار کیهان پرسید: «شما به لزوم بیطرفی کیهان در خط امام معتقد هستید یا نه؟» سرپرست جدید کیهان در پاسخ گفت: «ببینید همه این مقولات را باید در خط فلسفه و اندیشه انقلاب بررسی کنیم. مسلماً یک روزنامه یومیه خبری سیاسی اجتماعی چطور میتواند در آن برهه از زمان بیطرف باشد و بگوید من خودم طرفی را ندارم. آن کسی که در چنین شرایطی میگوید من بیطرف هستم که فاقد بینش ایدئولوژیک باشد و معیار نداشته باشد. بالاخره در این جنگ، حق و باطل یکی راست میگوید و یکی دروغ. باید معیار داشته باشیم که بسنجیم و طرف حق را بگیریم. روزنامه کیهان باید در خدمت حق باشد و انقلاب ما هم یک انقلاب اسلامی است و حق هم این است و کیهان نمیتواند خارج از این باشد.» (1)
1) روزنامه کیهان، 9/2/1359، ص12.
ضمیمه گزارش175: گزارشی از سازمان پیشمرگان مسلمان کرد
گروهی از مسلمانان کرد، در منطقه با عنوان "سازمان پیشمرگان مسلمان کرد" فعالیت میکنند و درواقع حامی جمهوری اسلامی و طرفدار حاکمیت نظام جمهوری اسلامی در کردستان هستند. آنها بیشتر نقش فرهنگی و تبلیغی دارند تا تأثیر نظامی، اما بهدلیل دشمنی شدید عناصر و هواداران گروههای مسلح غیرقانونی با این گروه، همواره در معرض تهدید نظامی قرار دارند. اعلامیه ای که امروز این سازمان انتشار داد، جهتگیری عقیدتی و سیاسی و نیز بخشی از گرفتاریهای محلی آنان را نشان میدهد. در اعلامیه مزبور آمده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
"و ما نقموا منهم الا ان یؤمنوا بالله العزیز الحمید" {سوره بروج آیه 8} دشمنی نکردند و خشم نگرفتند به آنان {مردان و زنان مؤمن} مگر از آن رو که ایمان آوردند به خدای عزتمند و ستوده.
در تاریخ 8/2/1359 به سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه جوانرود خبر رسید که گروهی از مهاجمین به سرکردگی حامدبیگ مزدور بعث عراق بعد از اینکه مدتی در قریه
"زیران" به سر میبرد از کوه "ساوان" بالا آمده و بهطرف روستای "چشمهنزار" حرکت میکنند و روبهروی چشمهنزار و در کنار پلی سنگر گرفته و به کمین مینشینند. در این حین یک ماشین سواری با 6 سرنشین که 2 تن از آنان از اعضای پیشمرگان مسلمان کرد بودند، از آن محل عبور میکنند که ناگهان ضدانقلابیون حیوانصفت از کمین خارج شده و ماشین را به رگبار گلوله میبندند و درنتیجه 2 تن از برادران پیشمرگ مسلمان به اسامی محمد فرزند عبدالقادر و حسن فرزند علی و شیرزنی باردار به نام زرین مادر شهید محمد، به شهادت میرسند، پرورده مکتب اسلام از خطه کردستان. مدعیان دفاع از خلق کرد! زنی مظلوم و بیدفاع را، زنی باردار و حامله را به رگبار میبندند و به شهادتش میرسانند.» در این اعلامیه همچنین به مجروحان حادثه اشاره شده و آمده است: «از مجروحین حادثه زنی است به نام آسیه که 3 گلوله دژخیمان به او اصابت کرده و حالش بهشدت وخیم است. دیگر مردی به نام حسن مرادی {راننده} اهل باباجانی است که آن برادر مسلمان نیز 3 تیر خورده است {2 گلوله به شانههایش و گلوله دیگر از پشت خورده و سینهاش را شکافته است} و آن دیگری برادری از اهالی باباجانی از ناحیه صورت مجروح گردیده است.» در قسمتی دیگر از اعلامیه آمده است: «مردم مسلمان کرد فریب فریبکاریها و لغتبازیهای این مزدوران امپریالیستها را نخواهند خورد. ملت قهرمان و مسلمان کرد با دلی پر از کینه و با خشمی افزونتر به نبرد علیه این دشمنان مسلمانان کرد برخواهند خاست. آیا میشود انتقام مظلومان به خونخفته اسلام را از دشمنان خونخوارشان نگیریم؟ نه، نه، مگر در بدنمان رگ سرخی نهفته نباشد، مگر غیرت و غیوربودن را از دست داده باشیم. مگر خود را به قاتلان مزدور اجنبی فروخته باشیم، مگر به سرنوشت زنانمان و کودکانمان و اسلام و قرآن عزیزمان بیاهمیت و بیتوجه باشیم...(1)که هرگز چنین نیست. پس علیه کفار سرسپرده و انتقام از حیوانصفتان مزدور به پیش.»
در پایان اعلامیه اضافه شده است: «پس از اطلاع از این جریان بلافاصله واحدهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد {شاخه جوانرود} مستقر در کانیگوهر همراه برادران پاسدار به محل حادثه شتافته و با نیروهای عناصر کفر درگیر میشوند و درنتیجه مهاجمین دست به فرار مفتضحانه میزنند. از تلفات ضدانقلاب اطلاع دقیقی در دست نیست، اما هماکنون
چشمهنزار تحت کنترل پیشمرگان مسلمان کرد میباشد.
هرچه رسواتر باد چهره پرفریب و جنایتکارانه مدعیان دفاع از خلق. نابود باد دشمنان کینهتوز اسلام و مسلمین. درود و سلام بر خواهر شهید قهرمان و فرزند کوچک بهخونخفتهاش.
1) *... از متن اطلاعیه است.
2) سند شماره 136630 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: اطلاعیه سازمان پیشمرگان مسلمان کرد، 12/2/1359.
3) * در تاریخ 12/2/1359، از تبریز پیامی به مرکز عملیات سپاه در تهران واصل شد که در آن درخواستهای پول و سلاح یکی از رهبران پیشمرگان مسلمان کرد به نام ع. ن. الف که مقدار معتنابهی هم بوده است، مطرح و سؤال میشود که «[آیا] تأمین کنیم یا نه؟» پاسخ چنین درج شده است: «با بیسیم 50760 به تبریز مخابره شد، که هیچ اقدامی راجع به این مسئله نشود.» [سند شماره 050193 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از تبریز به تهران {عملیات}، 12/2/1359]
179
در ایران و امریکا، هریک از دو طرف، مشی سابق خویش را درباره مسئله گروگان ها ادامه میدهد، بدون اینکه هیچکدام قادر به اقدام تعیینکننده ای برای کسب امتیازات مورد نظر درجهت حل نهایی مسئله باشند. دراینمیان، در جوامع جهانی و رسانهها، ایران صبورتر، مقاومتر و بابرنامهتر از حریف نمود دارد، هرچند نه درحدیکه پیروزی قطعی و قابلمحاسبه ای در انتظارش باشد.
امروز، در امریکا مسئله اصلی دولت این کشور همچنان توجیه اقدام شکستخورده نظامی اخیر، همپا و بلکه مقدم بر توضیح برنامههای آتی امریکا علیه ایران است. نکته مهم اینکه کارتر در نطق امروز خود، بهصراحت بر اینکه وسعت و نوع عملیاتی که قرار بوده است انجام شود، چیزی غیر از مطالب فاششده است، اعتراف و تأکید کرد امریکا فقط بخش شکستخورده عملیات را که آسانترین قسمت آن هم بوده است میتواند افشا کند. کارتر همچنین اعتراف کرد نجات گروگانها هدف اصلی نبوده بلکه خلاصی امریکا از این بحران مدنظر بوده است، ولو به قیمت جان گروگانها
(کارتر امروز اعتراف کرد نجات گروگانها هدف اصلی عملیات نبوده بلکه خلاصی امریکا از این بحران مدنظر بوده است، ولو به قیمت جان گروگانها تمام میشد.
{به ترتیب از چپ کارتر، برژینسکی و ونس})
تمام میشد.(1)کارتر ضمن تأکید بر محقبودن خویش در این تصمیمگیری، تأسف خود و کماندوهای امریکایی که سالم از ایران بازگشتهاند را از شکست عملیات ابراز کرد. وی علاوهبر یک برنامه تلویزیونی عمومی31 دقیقه ای، در 24 ساعت گذشته، سه بار با اعضای کنگره ملاقات و بر صحت تصمیم خود تأکید کرده است.(2)
ابهام یادشده، امروز در یک گفتار رادیو مسکو چنین طرح و بررسی شد: «بااینکه تمام جزئیات عملیات نافرجام بههیچوجه هنوز هم روشن نیست بسیاری از روزنامهها خبر میدهند که سخن بر سر تلاش برای انجام کودتا در ایران بود و این تلاش میبایست بهوسیله عمال مخفی امریکا و ستون پنجم سازمان "سیا" انجام گیرد. روزنامه نیویورک دیلینیوز اطلاع میدهد که اولین گروههای کماندوهای تعلیمدیده در ماه نوامبر سال گذشته به ایران اعزام شدند. آنها به زبان فارسی حرف میزدند و خود را ایرانی قلمداد میکردند و به جمعآوری اطلاعات جاسوسی مشغول بودند. این کماندوها تا ماه ژانویه در تهران موضع گرفتند و روابط خود را با همدستان امریکا در تهران برقرار ساختند. روزنامه نیویورک پست دراین باره نوشت: قرار بود کماندوها هنگام اجرای نقشه حمله تفنگداران به سفارت امریکا بینظمی و شورش در تهران راه بیندازند تا توجه همگان را از عملیات عمده منصرف سازند. روزنامه مذکور مینویسد: این پرسش پیش میآید که آیا وظیفه وسیعتری دربرابر شورشیان قرارگرفته بود یا نه؟ روزنامه نیویورک پست پاسخ این پرسش را نداده است، ولی روزنامه دیلیورلد دراینباره نوشت: باید فکر کرد آیا نقشه شورش علیه دولت ایران که سازماندهنده آن سیا بود از این پیش کشیده شده بود یا نه؟ ضربهای که متوجه آیتالله خمینی بود میتوانست به آغاز جنگ خانگی منجر شود.» رادیو مسکو افزود:« سازمان سیا امریکا این شیادی را در سال 1953 در جریان سرنگونساختن دولت دکتر مصدق و بازگردانیدن شاه تمرین کرده بود.» [خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره40 ،10/2/1359، ص15، بخش فارسی رادیو مسکو، 9/2/1359]
(3)امروز همچنین براون وزیر دفاع امریکا، در پاسخ به بعضی مطبوعات تأکید کرد تصمیم به لغو مأموریت کماندوها، هم مورد تأیید فرمانده جبهه جنگ و هم مقامات سیاسی واشنگتن بوده است. این مطبوعات اعلام کرده بودند که فرمانده نظامی کماندوها مایل بوده است مأموریت خود را در ایران ادامه دهد، ولی کارتر دستور لغو آن را داده است. (4)
دراینحال، ریچارد نیکسون رئیسجمهور سابق امریکا، بازهم از اقدام کارتر حمایت کرد. نیکسون از همحزبیهای خود در حزب جمهوریخواه، خواست که از همصداشدن با منتقدان خودداری کنند و کارتر را، که عضو حزب مخالف یعنی حزب دمکرات است، برای شکست در عملیات گروه نجات سرزنش نکنند. نیکسون ابتدا اظهار کرد که تصمیم عملیات نجات احتمالاً تصمیم درستی بوده است، ولی اندکی بعد صریحاً تأکید کرد بهنظر وی چنین اقدامی ازطرف امریکا بجا بوده و مورد تأیید وی
1) * ضمیمه دارد؛ ضمیمه اول: گزارش مفصل یونایتدپرس از واشنگتن درباره سخنان امروز کارتر.
2) ** ابهام درباره سایر قسمتهای عملیات هیچگاه رفع نشد؛ ازجمله نقش عواملی که از طریقی غیر از مسیر طبس قرار بود در ماجرا فعال باشند و فقط اشاراتی به آنها در بعضی کتب شده است، ازجمله نویسنده کتاب امریکا در اسارت ضمن وقایعنگاری قضیه مینویسد: «علیرغم تمام ناراحتیهایی که مأموریت شکستخورده به دنبال داشت، تمام جاسوسان و عوامل که برای کمک به جریان حمله به داخل ایران نفوذ کرده بودند، توانستند تا تاریخ 29 آوریل [نهم اردیبهشت] ایران را ترک گویند. البته گزارشات محرمانه سرویس [جاسوسی خارجی] اشاره میکند که عدهای از ایرانیان که در این حمله با امریکا همکاری کردند، بهاندازه امریکاییان خوششانس نبوده و نتوانستند بهموقع از ایران فرار کنند.» [کلن ادوارد، امریکا در اسارت، ترجمة: توران خاوری و سرور طلیعه، تهران: انتشارات قلم، 1362، ص209]
3) روزنامه کیهان، 10/2/1359، ص4.
4) همان.
میباشد. وی در پاسخ به این سؤال که امریکا هماکنون چه باید بکند، گفت: طرح دیگری برای نجات گروگانها عملاًً غیرممکن خواهد بود چون گروگانها در سراسر ایران متفرق شدهاند. (1)
در همین حال، در ایران صدور بیانیهها و اعلامیهها و اعلام مواضع علیه امریکا همچنان در سطحی وسیع و متنوع، ادامه دارد.(2)بنیصدر در مقام ریاستجمهوری در پاسخ به خواسته اخیر امام خمینی مبنیبر تشکیل یک اجلاس بینالمللی برای رسیدگی به جرایم امریکا بیانیهای منتشر کرد و در آن با تقدیر از امام خمینی به اقداماتی که درزمینه افشا و محکومکردن تجاوز اخیر امریکا در دستور کار قرار داده است، اشاره کرد؛(3)برخی از این اقدامات عبارت اند از: دعوت از مقامات کشورهای اسلامی، کشورهای غیرمتعهد، دبیرکل سازمان ملل، جوامع اروپایی و ژاپن، سندیکاها و نهضتهای رهاییبخش برای شرکت در یک اجلاس بین المللی در تهران و همچنین تحویل اجساد امریکاییان ازطریق صلیبسرخ. (4)
علاوهبراین امروز، بنیصدر درباره جنایات امریکا و تجاوز اخیر آن به ایران پیامی برای فیدل کاسترو رئیسجمهور و رهبر انقلاب کوبا و نیز رئیس دورهای جنبش عدمتعهد، ارسال کرد. (5)به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی در پیام دکتر ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهور،(6)آمده است: «انقلاب اسلامی خلق ما درحقیقت نهتنها برضد نظام دیکتاتوری وابسته شاه مخلوع بلکه برضد سلطه امریکا بر ایران و منطقه با دادن هزارها شهید و مجروح و فداکاریهای بیشمار به پیروزی دست یافت.» (7)و در ادامه این پیام افزوده شده است: «از شما به عنوان رئیس این جنبش تقاضا میکنم برای رسیدگی به این تجاوز روشن امریکا و خطرات آینده اقدام به تشکیل یک جلسه فوقالعاده جنبش کشورهای غیرمتعهد در اسرع وقت در سطح وزیران بنمایید. همچنین تقاضا میکنم برای مشاهده اثرات جنایات امریکا در ایران و نشانههای باقیمانده از تجاوز اخیر او به ایران و ملاحظه دستاوردهای انقلاب اسلامی هیئتی متشکل از اعضای جنبش عدمتعهد به ایران گسیل نمایید تا در اجلاسی که از 10 تا 12 مه [20 تا 22 اردیبهشت] تشکیل خواهد شد شرکت نمایند.» (8)
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 40، 10/2/1359، ص18، بخش فارسی رادیو صدای امریکا، 9/2/1359.
2) * در کنار مواضع و دیدگاههای گروههای مختلف مذهبی و غیرمذهبی، سیاسی و صنفی طبقه کارگر و جمعیت حقوقدانان ایران [روزنامه بامداد، 10/2/1359، ص13]، حتی آن دسته از علمای حوزه که معمولاً غیرسیاسی خوانده میشوند نیز دراینزمینه به اعلام موضع پرداختند؛ ازجمله امروز روزنامه انقلاب اسلامی پیامی را از آیتالله سیدمحمد وحیدی که در روز 10 جمادیالثانی {6/2/1359} صادر شده بود، درج کرد. در این پیام آمده است: «بسمهتعالی. ملت رشید ایران عملیات نظامی فوق محرمانه جاسوسان سیا و تفنگداران امریکا برای رهایی گروگانها که درحقیقت به هدف گروگانگیری انجام میشد، بحمدالله نافرجام ماند و درست قصه اصحاب فیل و نابودی آنها با ریگزار در کویر مرکزی ایران تجسم یافت. ... ضمن سپاسگزاری از ارتش جمهوری اسلامی و ژاندارمری و پرسنل شهربانی بهخصوص سپاه پاسداران [که] با پشتکاری خستگیناپذیر و جانبازی در راه اسلام هر توطئه را در هر گوشه مملکت که [از] ناحیه ایادی امریکا درحال تکوین باشد خنثی مینماید، توفیق بیشتر آنها را در استحکامبخشیدن به جمهوری اسلامی و حفظ مملکت اسلامی از گزند بداندیشان تحت رهبری زعیم عالیقدر امام خمینی مدظله خواستار بوده و اتحاد و یگانگی هرچه بیشتر عموم آحاد ملت در بهخاکمالیدن پوزه ابرقدرتهای شرق و غرب ظل عنایت حضرت ولیعصر ارواحنا فداه از خداوند سبحان مسئلت میداریم.» [روزنامه انقلاب اسلامی، 9/2/1359 ص10]
3) ** ضمیمه دارد؛ ضمیمه دوم: متن کامل بیانیه بنیصدر خطاب به امام خمینی.
4) روزنامه انقلاب اسلامی، 9/2/1359، ص1.
5) روزنامه بامداد، 10/2/1359، ص2.
6) روزنامه جمهوری اسلامی، 10/2/1359، ص2.
7) همان.
8) همان.
180
درحالیکه ماجرای تبلیغاتی نمایش اجساد امریکایی در تلویزیون ایران ادامه دارد، موضوع چگونگی تحویل آنها امروز، قطعی شد.
امروز، اسقف کاپوچی که به دعوت ایران برای تحویل جنازههای کماندوهای امریکایی به صلیبسرخ بینالمللی، به تهران آمده است با بنیصدر رئیسجمهور دیدار و گفتوگو کرد. وی پس از این دیدار اعلام کرد: «مأموریت من در این سفر صرفاً جنبه انسانی و مذهبی دارد چون من یک فرد مذهبی هستم و انقلاب ایران نیز یک انقلاب مذهبی و انسانی است و از طرف دیگر برگرداندن جنازهها به خانوادههایشان یک عمل انسانی است که از ماهیت انقلاب اسلامی ایران سرچشمه میگیرد و از سوی دیگر بهخاطر دوستی و برادری که با ملت ایران دارم این مأموریت را انجام میدهم.» کاپوچی سپس گفت که در نظر دارد اجساد را در کشوری ثالث تحویل صلیبسرخ بینالمللی بدهد تا آنها این اجساد را تحویل خانوادههایشان بدهند، نه دولت امریکا. وی درمورد علت این کار گفت: «من هیچ مایل نیستم که با دولت امریکا رابطهای داشته باشم.» (1)
قبل از این، سفیر سوئیس در ایران که امور مربوط به امریکا را در ایران انجام میدهد گفته بود: سفارت سوئیس درحال بررسی چگونگی انتقال اجساد به ایالات متحده است و بنیصدر با بازگرداندن اجساد موافقت کرده است. آیتالله خلخالی نیز اعلام کرده بود اجساد مزبور به نماینده پاپ، سازمان صلیبسرخ یا اسقف کاپوچی تحویل خواهد شد. به گزارش خبرگزاری فرانسه از پاریس، هیلاریو کاپوچی اسقف سابق اورشلیم، به درخواست مقامات ایرانی برای تحویلگرفتن اجساد کشتهشدگان امریکایی بعدازظهر روز گذشته، رم را به مقصد تهران ترک کرده بود. (2)
این درحالی است که گزارش خبری و بالطبع تبلیغاتی مربوط به تلفات امریکاییان در طبس که از تلویزیون ایران پخش و در آن اجساد سوخته کماندوهای امریکایی نشان داده شد، به عاملی برای جنگ تبلیغاتی متقابل علیه ایران تبدیل شده است. البته بهرغم سرمایهگذاری نسبتاً وسیع، این موضوع بیشتر بهانهجویی تلقی شد و تأثیر چندانی نداشت.
جیمی کارتر رئیسجمهور امریکا نیز امروز هنگام عیادت از مجروحان حادثه در سانآنتونیو به خبرنگاران گفت: «من از کار مقامات ایرانی که با بهنمایشگذاشتن اجساد هموطنان این مردان شجاع، تمام اصول انسانی را زیر پا گذاشتهاند، احساس تنفر و وحشت میکنم. ایرانیها نمیتوانند حرمت افرادی را که در راه اجرای وظیفه کشته شدهاند، پایمال کنند و با این عمل خود نشان دادند که ما در کوششهایمان برای آزادی هموطنان با چه افرادی سروکار داریم.» (3)
دراین باره به اظهارنظر صرف بسنده نشد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، کارکنان فرودگاه هیتروی لندن یک بوئینگ707 ایران را بهمدت 6 ساعت تحریم کردند. هواپیمایی ملی ایران {هما} ضمن تأیید این خبر اعلام کرد به علت همکارینکردن کارکنان فرودگاه لندن، پرواز722 هما از لندن نیز با 20 ساعت تأخیر در ساعت 22 وارد تهران شد. دکتر تقی فراحی مدیرعامل هواپیمایی
ملی ایران، درباره علت این اقدام کارکنان فرودگاه لندن گفت: گویا آنها از نمایشدادن اجساد سربازان امریکایی در لانه جاسوسی امریکا در تهران ناراحت شده بودند که در حمل چمدانها و بارهای مسافران به داخل هواپیما ایجاد کارشکنی کردهاند. (1)
از سوی دیگر، شورای اسلامی و انجمن اسلامی هواپیمایی ملی ایران {هما} اطلاعیهای صادر کرد. در بخشی از این اطلاعیه خطاب به ملت آمده است: گروهی از کارکنان فرودگاه هیتروی لندن، به این بهانه واهی که به اجساد مهاجمان امریکایی اهانت شده است از ارائه سرویس به یکی از پروازهای هما خودداری کرده و پرواز دیگری را بدون بارگیری با 18 ساعت تأخیر راهی ایران کرده است. بدین وسیله کلیه کارکنان شرکت هواپیمایی ملی ایران {هما} این حرکت مذبوحانه انفعالی امپریالیسم بینالمللی را تقبیح کرده و هشدار میدهد که هرگز اعمالی این چنینی با امت مسلمان و قهرمان را نادیده نخواهند انگاشت و درصورت تکرار اعمالی اینچنینی تصمیمات مقتضی به عمل خواهد آمد. (2)
181
با گذشت چند روز از حادثه بمباران هلیکوپترهای بهجامانده از نیروهای امریکایی در طبس، این اقدام نیروی هوایی ارتش همچنان مورد توجه قرار دارد و درباره آن مطالب متنوعی بیان میشود.
در این زمینه روزنامه کیهان در شماره امروز خود نوشت: «حجتالاسلام سیدهادی خسروشاهی نماینده امام خمینی در وزارت ارشاد ملی، صبح امروز، در گفتوگویی با کیهان... ضمن اعلام مشکوکبودن بمباران هلیکوپترهایی که طبق گفته مقامات امریکایی حاوی اسناد طبقهبندیشده بوده است، گفت: عصر چهارشنبه سوم اردیبهشت ساعت 5 بعدازظهر که از تهران به قم بازمیگشتم، در جاده قم تهران با توپهای ضدهوایی که ظاهراً از پادگان منظریه خارج شده بود و بهسوی تهران حرکت داده شده بود مواجه شدم. البته این مسئله در آن موقع و بهخودیخود مسئلهای قابلتوجه نبود، اما اکنون پس از گذشت مسائل چند روز اخیر و حمله نافرجام امریکای جنایتکار به ایران و همچنین اظهارات حجتالاسلام خلخالی که گفته است [قرار بوده] پادگان منظریه یکی از مراکز هجوم مهاجمین باشد، این سؤال مطرح میشود که این نقلوانتقال توپهای ضدهوایی آن هم در آن تاریخ که توطئه امریکا درحال شکلگرفتن بود به دستور چه کسی و به چه دلیل صورت گرفته است؟ حجتالاسلام خسروشاهی نماینده امام در وزارت ارشاد، سپس ضمن هشدار، از مقامات مملکتی خواستار تحقیق و یافتن پاسخ آن برای جلوگیری از توطئه بعدی شد.» (3)
همچنین امروز، بنا بر گزارش روزنامه جمهوری اسلامی، یکی از مسئولان فرودگاه مهرآباد ضمن تماس با این روزنامه، اطلاعاتی دراختیار آن گذاشته است. در گزارش این روزنامه آمده است: «منبع خبر اظهار میداشت: برای تحقیق درباره هجوم نظامی آمریکا میتوانید به دفتر کشیک فرودگاه در همان روز مراجعت کنید. تلگرامی از فرودگاه زاهدان به تهران زده شد که مسئولین فرودگاه اظهار داشتهاند، ساعت 10:30 صبح، صدای ورود 18 فروند هواپیما روی رادار آمده است. مسئولین فرودگاه
زاهدان واقعه را به تهران اطلاع میدهند. تهران به مرکز خبر ارسال میدارد. مرکز اطلاع میدهد که تیمسار باقری نیست و سایر مسئولین هم هیچگونه اقدامی دراینرابطه به عمل نمیآورند!» روزنامه مزبور تأکید کرد: «امیدواریم مسئولین امر پاسخی دراینمورد به روزنامه ارسال دارند.» (1)
دراینحال، اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سیاسی سپاه امروز به واحدهای ذیربط، اعلام کرد: «برابر اخبار واصله در نقاط مشروحه باندهایی وجود دارد که میتواند از آنها جهت فرود هواپیما استفاده شود. لازم است ضمن مراقبتهای لازم از فرود هواپیماهای بیگانه بهشدت جلوگیری به عمل آید.
از اهواز به طرف ایذه در حوالی ایذه نزدیک کاخ بختیار.
از اهواز به طرف مسجدسلیمان سمت راست جاده.
از اندیمشک بهطرف شوش یا اهواز سمت راست جاده آسفالته وجود دارد.
جاده کرمانشاه به قصرشیرین سهراهی قصرشیرین به ملاوی.» (2)
امروز همچنین تلفنگرامی از ستاد مشترک ارتش به سپاه برای آگاهی و انجام هرگونه اقدام لازم ارسال شد که نشان میدهد در این سطح هنوز برداشت مشخص از آنچه پیامد حادثه طبس میگذرد، وجود ندارد. متن تلفنگرام که علاوهبر سپاه برای نیروی زمینی ارتش نیز ارسال شده، چنین است: «برابر خبر واصله تعداد زیادی نظامی امریکایی و ایرانی بهمنظور حمله هماکنون عازم ایران هستند. مراتب جهت اطلاع و هرگونه اقدام اعلام میگردد.
ر. سماجا سرلشکر شادمهر» (3)
182
در فضای حاد ضدامریکایی کنونی، حواشی معمولی نیز میتوانند در بازتابی غیرمعمول چشمانداز یک بحران را ترسیم کنند. حادثه هوایی امروز در آسمان دریای عمان، نمونهای از این وضعیت است.
این حادثه در صفحه اول روزنامه جمهوری اسلامی با تیتر درشت "درگیری هوایی ایران و امریکا" انعکاس یافت. جمهوری اسلامی در گزارش مربوط به این تیتر نوشت: «جنگندههای ارتش انقلاب 2 فروند هواپیمای اف14 امریکا را در دریای عمان فراری دادند.» (4)
ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران امروز درباره این حادثه اطلاعیهای صادر کرد که متن آن چنین است: «در ساعت 12:11 امروز 9/2/1359، درحالیکه هواپیمای نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در منطقه دریای عمان مشغول گشتزنی بوده است، 2 فروند هواپیمای اف14 امریکایی به سوی هواپیمای مزبور تیراندازی مینمایند که بلافاصله 2 فروند هواپیمای نیروی هوایی از پایگاه بندرعباس و به فاصله 3 دقیقه، 2 فروند دیگر به مقابله با هواپیمای امریکایی میروند و در ساعت 12:31، هواپیمای مأمور گشتزنی را اسکورت مینمایند و هواپیماهای امریکایی مسیر خود را تغییر میدهند.» (5)
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 10/2/1359، ص2.
2) سند شماره 041057 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سپاه به واحد اطلاعات سپاه اهواز و کرمانشاه، 9/2/1359.
3) سند شماره 041043 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 9/2/1359.
4) روزنامه جمهوری اسلامی، 10/2/1359، ص3.
5) روزنامه بامداد،10/2/1359، ص1.
از سوی دیگر، وزارت امور خارجه امریکا ادعای ایران را تکذیب و اعلام کرد یک برخورد عادی میان 2 هواپیمای جنگی امریکایی از نوع اف14 و یک هواپیمای باری ایرانی از نوع سی130 بر فراز آبهای بینالمللی روی داده، ولی حادثهای رخ نداده و به حریم هوایی ایران نیز تجاوزی نشده است. (1)رادیو لندن با اعلام این خبر یادآور شد که این ادعای ایران، به نقل از بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح از رادیو ایران پخش شده است. رادیو لندن افزود: «ستاد مشترک نیروهای مسلح ایران در اعلامیه بعدی خود گفت که دولت امریکا برای اعاده وجهه کارتر و کسب رأی برای او مشغول نقشهریزی عملیات نظامی دیگری علیه ایران است. در این اعلامیه به نیروهای مسلح هشدار داده شده که برای عملیات نظامی مجدد امریکا به حالت آمادهباش درآیند.» (2)
شبهنگام، یک مقام آگاه در ستاد فرماندهی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در تماسی با مطبوعات ضمن تأیید اطلاعیه ستاد مشترک، آن را اینگونه تعدیل کرد: «برابر اظهارنظر خلبان هواپیمای ایرانی سی130، 2 فروند هواپیمای اف14 امریکایی عمل رهگیری نسبت به هواپیمای ایرانی انجام دادند و در کنار هواپیمای سی130 ایرانی مبادرت به تیراندازی نمودند، درحالیکه این تیراندازی بهسوی هواپیمای ایرانی نبوده، بلکه در کنار آن تیراندازی انجام شده است که بلافاصله هواپیماهای فانتوم ایرانی به پرواز درآمدند و در کنار هواپیمای سی130 قرار گرفتند و آن را به فضای ایران بازگرداندند.» (3)
183
در کنار متحدان امریکا که طیف وسیع و مؤثری، شامل کشورها و سازمانهای مختلف را علیه ایران شکل میدهند، دستهای دیگر از کشورها، سازمانهای جهانی و جریانهای غیردولتی وجود دارد که با شدت و ضعف متفاوت، علیه امریکا موضع میگیرند و با تأثیرات متفاوت از نقش ضدامپریالیستی جمهوری اسلامی حمایت میکنند.
هایله ماریام رئیس شورای دولتی نظامی موقت اتیوپی، پیام ویژهای برای ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهوری ایران، ارسال کرد. به گزارش خبرگزاری تاس، در این پیام آمده است: این عملیات ماجراجویانه ایالات متحده نشان داد که سیاست دولت کارتر درجهت برهمزدن و به خطرانداختن صلح و امنیت در منطقه خلیجفارس حرکت میکند. (4)
شاذلی بن جدید رئیسجمهوری الجزایر نیز امروز، پیامهایی برای امام خمینی و بنیصدر فرستاد و در آنها حمایت خود و کشورش را از ایران اعلام کرد. در این پیامها اعلام شد که به نظر الجزایر تجاوزات امپریالیسم، عملیات جنگطلبانه علیه نیروهای ترقیخواه تلقی میشود و هدفش ضربهزدن به انقلاب ایران است که ابعاد تازهای میگیرد. (5)
یسکوکالزیک سخنگوی وزارت امور خارجه یوگسلاوی نیز در یک نشست مطبوعاتی گفت: حل مشاجره بین دو کشور ایران و امریکا با فوریت هرچه ممکن به نفع صلح جهانی است. وی تجاوز نظامی امریکا به ایران را نقض استقلال و تمامیت ارضی یک کشور مستقل خواند و گفت یوگسلاوی از جمهوری اسلامی غیرمتعهد ایران پشتیبانی میکند. (1)
لوهیکوسکی دبیرکل سازمان قهرمانان صلح فنلاند در هلسینکی، گفت: اقدام نظامی امریکا که تحت رهبری کارتر انجام گرفت منطقه متشنج خلیجفارس را دچار خصومتهای فزاینده خواهد کرد و مسئول مستقیم آن رئیسجمهوری امریکا و محافل سیاسی اروپای غربی هستند که از وی پشتیبانی میکنند. (2)
جنبش صلح سوئیس نیز با صدور بیانیهای از تجاوز خطرناک امریکا به ایران انتقاد کرد و آن را عملیاتی عبث و بیهوده خواند. این جنبش از همه نیروهای صلحطلب خواست مراتب همبستگی خود را با ایران ابراز دارند و تجاوز امریکا را محکوم کنند. (3)دراینحال به گزارش آسوشیتدپرس از آلمانغربی، امروز تظاهراتی علیه اقدام امریکا برای نجات گروگانها، در مونیخ برپا شد. تظاهرکنندگان از مرکز شهر مونیخ به طرف کنسولگری امریکا راهپیمایی کردند و ضمن سردادن شعارهایی اقدام امریکا را یک بازی جنگطلبانه خوانده و آن را محکوم کردند و در مقابل کنسولگری امریکا پرچم این کشور را آتش زدند. (4)
به گزارش رویترز، خبرگزاری رسمی امارات متحده بیانیه کابینه این کشور را بدینشرح منتشر کرد: دولت امارات عربی متحده تجاوز نظامی امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران را محکوم و آن را نقض قوانین و مقررات بینالمللی میشمارد. یک چنین اقدامی نهتنها به حل اختلافات موجود ایران و امریکا کمک نمیکند بلکه در خلیجفارس هم وضع خطرناکی را به وجود آورده است. (5)البته این موضع ظاهری و رسمی امارات با آنچه درعمل نشان میداد، مغایر است. به گزارش آسوشیتدپرس از ابوظبی، امروز، مانع سعید العتیبه وزیر نفت امارات عربی متحده، گفت احتمال دارد امارات مایل باشد درصورت قطع صدور نفت ایران به ژاپن و آلمانغربی، درصورتیکه مطابق با مقررات اوپک باشد کمبود این کشورها را جبران کند. آسوشیتدپرس افزود: برخی منابع گفتند به نظر میرسد امارات متحده عربی همواره مایل بوده است که به دوستان خود در غرب کمک کند و دراینزمینه قراردادهای کوتاهمدتی نیز درحال انعقاد است. (6)
یادآوری میشود اقدام امارات در خنثیکردن تدابیر ضدتحریمی که ایران اتخاذ میکند، مشابه رفتار عراق است. به گزارش یونایتدپرس «طه عبدالکریم وزیر نفت عراق، به دولت فرانسه اطمینان داد که کشور عراق تأمین نفت مورد نیاز فرانسه را تضمین میکند.» این خبرگزاری افزوده است: «دیپلماتها میگویند که بهدنبال تیرگی روابط بین ایران و عراق، دولت عراق درپی جلب پشتیبانی سیاسی خارجی برآمده است.» (7)
184
در وضع جدید میان ایران و امریکا و نیز ایران و عراق، جمهوری اسلامی به تحرک دیپلماتیک بیشتری احساس نیاز میکند و سفر اخیر صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران به برخی کشورهای عربی، در همین راستا انجام گرفته است. وی که بعد از بازدید از سوریه و لبنان عازم کویت شده بود، در این کشور مورد سوءقصد عوامل عراق قرار گرفت، اما آسیبی ندید.
نشریه دیولت {چاپ آلمان} در شماره امروز خود در مقالهای با عنوان "ایران در کشورهای عربی در جستوجوی پشتوانهای علیه امریکا و عراق است"، نوشت: «قطبزاده وزیر امورخارجه ایران، با مسافرت به 5 کشور عربی دوست درصدد جلب حمایت فعال علیه امریکا و عراق میباشد. در محافل دیپلماسی ایران گفته میشود، بهدنبال شکستی که امریکا درمورد آزادی گروگانها خورده است، ایران نمیخواهد که دربرابر عملیات نظامی احتمالی امریکا در خلیجفارس و تحریم اقتصادی ازسوی غرب غیرفعال باقی بماند.» این روزنامه درباره تأثیر این سفر گزارش داد: «دیپلماتهای شوروی ناظر در بیروت، مسافرت وزیر امور خارجه ایران را موفقیتآمیز خواندهاند، باوجودیکه تهران خواستار عقبنشینی روسیه از افغانستان گشته و مایل به شرکت در المپیک مسکو نیست، شورویها معتقدند که یک علاقه مشترک به نفع آنها بین ایران، سوریه، سازمان آزادیبخش فلسطین و حتی کویت به وجود آمده است.» (1)
در ادامه این سفر امروز، وزیر امور خارجه ایران در کویت با مقامات این کشور دیدار و گفتوگو کرد. خبرگزاری پارس از کویت گزارش داد: «در پایان مذاکرات آقای صادق قطبزاده وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با امیر کویت و نخستوزیر این کشور اعلام شد که مذاکرات طرفین درباره مسائل مورد علاقه دو کشور بسیار موفقیتآمیز بوده است.» (2)در گزارش دیگر این خبرگزاری آمده است: «درپی ملاقات صادق قطبزاده با رهبران کویت خط تلفن مستقیم کویت ایران که قطع شده بود، مجدداً برقرار شد. میتوان گفت این اقدام نخستین حاصل مثبت مذاکرات وزیر امور خارجه ایران با مقامات کویتی بوده است.» (3)
از سوی دیگر، نوع برخورد رژیم عراق و عوامل آن با این سفر نشانه مؤثر و مفیدبودن آن تلقی گردید و سوء قصد امروز عوامل عراق در کویت علیه وزیر امور خارجه ایران علامت همین امر ذکر شد.(4)قطبزاده دراینباره به خبرنگاران گفت: «عوامل این سوءقصد مسلماً کسانی بودهاند که نمیخواستند روابط ایران با کشورهای همجوار، خوب و دوستانه باشد.» (5)
این سوءقصد نافرجام در ساعت 9 صبح امروز بهوقت محلی، رخ داد. هنگامیکه وزیر امور
1) اداره کل مطبوعات و رسانههای خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نشریه خلاصه بررسی مطبوعات جهان، 14/2/1359، ص28، به نقل از از دیولت {چاپ آلمان}، 29 آوریل 1980.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 10/2/1359، ص8.
3) روزنامه بامداد، 10/2/1359، ص3.
4) * بعدها برداشت دیگری نیز در رسانههای عربی آورده شد و این واقعه، نوعی تلافی اظهارات قطبزاده در مصاحبهاش در سوریه راجع به ترور صدام محسوب شد.
5) روزنامه انقلاب اسلامی، 10/2/1359، ص4.
خارجه ایران با اسکورت دو اتومبیل پلیس از محل اقامت خود برای دیدار و مذاکره با امیر کویت عازم کاخ پذیرایی سبمان بود،(1)مورد سوءقصد چند نفر قرار گرفت، اما بااینکه چند تیر پیاپی بهسوی او شلیک شد، آسیبی به او و سایر همراهان نرسید. (2)بعد از این حمله، پلیس بهطرف 2 نفر از مهاجمان تیراندازی کرد و 2 نفر از آنها دستگیر شدند که در بازرسی معلوم شد عراقی هستند و یک ماشین اسلحه نیز دراختیار دارند. (3)گزارشی دیگر حاکی است: «پلیس کویت برای شناسایی عاملان به حالت آمادهباش درآمده و به دستور مقامات کویتی، فرودگاه و کلیه مرزهای این کشور بسته شده است.» (4)خبرگزاری پارس در گزارشی که بعدازظهر امروز، مخابره شد، خبر داد: «دومین اتومبیل حامل سوءقصدکنندگان به جان آقای قطبزاده، که نافرجام ماند، در کنار سفارت عراق در کویت کشف شد که بلافاصله سرنشینان آن وارد این سفارت شدند.» (5)
خبرگزاری کویت با اشاره به آسیبهای جانبی این حادثه گزارش داد: «راننده یکی از اتومبیلهای اسکورت... پس از واقعه سوءقصد به قطبزاده اشتباهاً به جای ترمز، پای خود را روی گاز فشار داد و 3 تن از مقامات رسمی ایرانی را زیر گرفت. در جریان این واقعه محمد تبت رئیس دایره سیاسی وزارت امور خارجه ایران، مجروح شد و پزشکان یک پای او را قطع کردند. یکی دیگر از مقامات از ناحیه کمر و دیگری از ناحیه سینه بهشدت زخمی شدند. علت وقوع این حادثه آشفتگی ناشیاز انجام سوء قصد به جان قطبزاده ذکر شده است.» (6)
در ملاقات امروز قطبزاده با ولیعهد کویت هردو این عمل را محکوم کردند. (7)قطبزاده قرار است در چهارمین مرحله سفر خود، از کویت راهی قطر شود. دیدار و مذاکرات وی با مقامات قطری از فردا آغاز خواهد شد. (8)
185
در ادامه اقدامات ایذایی و تحرکات مرزی عراق امروز در منطقه عمومی قصرشیرین و کرمانشاه در نخستین ساعات بامداد، پاسگاه و منطقه مرزی تنگاب(9)و در ساعات نزدیک نیمهشب پاسگاه قلعهسفید زیر آتش قرار گرفت(10)که ازطرف مرزبان قصرشیرین به مرزبان مقابل مراتب اعتراض اعلام شد. (11)
دراینحال، گزارشهای مربوط به تحرکات و نقلوانتقالات مرزی امروز عراق از حرکت یک ستون نظامی شامل 27 دستگاه کامیون حامل وسایل و تجهیزات نظامی از پادگان الرشید بغداد برای قرارگاه لشکر یک پیاده مکانیزه ارتش عراق به دیوانیه،(12)حرکت 25 دستگاه ماشینآلات راهسازی در جاده شلمچه کوشک،(13)حرکت یک ستون نظامی شامل 29 دستگاه کامیون حامل وسایل و تجهیزات نظامی برای تیپ17 زرهی لشکر10 ارتش عراق از بغداد به مقصد هویزه و کوت،(14)تقویت و دوبرابر شدن نیروهای ارتش عراق در مقابل پایگاه343 ایران،(15)حکایت میکند.
همچنین در گزارش امروز اطلاعات ژاندارمری به دفتر ریاستجمهوری اعلام شد کشور
1) همان.
2) روزنامه بامداد،10/2/1359، ص1.
3) روزنامه جمهوری اسلامی، 10/2/1359، ص8.
4) روزنامه بامداد، 10/2/1359، ص1.
5) روزنامه انقلاب اسلامی، 10/2/1359، ص4.
6) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 41، 11/2/1359، ص3، کویت خبرگزاری کویت، 30 آوریل 1980 {10/2/1359}.
7) روزنامه جمهوری اسلامی، 10/2/1359، ص8.
8) روزنامه بامداد، 10/2/1359، ص3.
9) روزنامه کیهان، 10/2/1359، ص13.
10) سند شماره 276910 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ قصرشیرین به ناحیه 2 و 3، 10/2/1359.
11) سند شماره 276911 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مرزبانی قصرشیرین به رکن3 فرماندهی ژاجا، 10/2/1359.
12) سند شماره 287306 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی هنگ آبادان، 29/2/1359.
13) سند شماره 287140 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از لشکر92زرهی به فرماندهی نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 11/2/1359.
14) سند شماره 287421 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی هنگ آبادان، 29/2/1359.
15) سند شماره 033957 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 9/2/1359.
عراق رادارهای مستقر در کوت و شعیبه را بهطرف مهران، دهلران، موسیان و خوزستان برگردانده و بهحال آمادهباش کامل درآمده و کلیه شبکههای مخابراتی بهطور 24 ساعته درحال شنود و ارتباط میباشند. در پادگان عماره که محل استقرار یک تیپ است، هواپیماهای جنگی ازجمله میگهای شکاری و نیروبر در آشیانههای خود آماده دریافت دستور و پرواز میباشند. (1)
امروز، از فعالیتهای عراق درخصوص مخازن نفتی نوار مرزی غرب کشور نیز گزارشهایی به مراکز نظامی ارسال شد. یک گزارش از پایگاه دهلران حاکی است: «دولت عراق همچنان به فعالیت گسترده خود درمورد حفر و استخراج نفت در نوار مرزی ادامه میدهد و ازطرف مقابل مقامات ایرانی بجز منطقه بیات و سعیده هیچگونه اقدامی جهت مقابله و جلوگیری از استخراج نفت مخازن نفتی نوار مرزی انجام نمیشود. دولت عراق فعلاً در منطقه نفتی طرار با حفر سه نوع چاه در عمق خیلی پایین، متوسط و بالا از حوزه نفتی منطقه بهرهبرداری مینماید.» (2)همچنین بنا به گزارش گروهان سومار در ساعت 2:30 بامداد دیروز، «چاه شماره 8 مورد حمله مهاجمین عراقی با اسلحههای سبک و سنگین واقع و با اعزام نیروی کمکی از پاسگاه گمرکنو و سپاه پاسداران نفتشهر به تیراندازی مهاجمین پاسخ داده شده که مهاجمین به خاک عراق متواری گردیدهاند.» (3)چاه مزبور در حوزه استحفاظی پاسگاه گمرکنو از گروهان ژاندارمری سومار قرار دارد. (4)
186
در ادامه انفجارها در اماکن عمومی خوزستان به دست عوامل عراقی که با پیگیری مستمر امر شناسایی و دستگیری عاملان این قبیل اقدامات همراه است، امروز در پمپبنزین شادگان اهواز بمبی منفجر شد که به گزارش شهربانی یک بمب صوتی بسیار قوی بود و باعث وحشت اهالی گردید. منابع سپاه عاملان انفجار را شناسایی کردند که 4 تن به اسامی ش.ن، س.م، م.الف و ع.الف(5)فوراً دستگیر شدند. همین گزارش حاکی است این 4تن با عراق رابطه داشتهاند و احتمالاً همین افراد عامل انفجار قسمتی از لولههای نفتی ماهشهر آبادان که از نزدیکی شادگان میگذرد، بودهاند و لازم است تحقیقات بیشتری دراینباره انجام شود. (6)
امروز همچنین مأموران گروهان خسروآباد 7 تن به اسامی م.ه، ش.الف، ه.ه، ع.ب، ع.م، ی.ع و ع.م(7)را در آبادان دستگیر کردند که از آنان سلاح و مهمات و لوازمی بدینشرح به دست آمد: «1. کلت اسپانیایی کالیبر9 میلیمتر یک قبضه، 2. اسلحه کمری پارابلوم اسپانیایی کالیبر9 میلیمتری 2 قبضه، 3. فشنگ 9 میلیمتر 32 تیر، 4. مواد منفجره 6 بسته، 5. نارنجک دستی 3 عدد، 6. بلوز نظامی عراقی 2 ثوب، 7. اورکت نظامی 1 ثوب، 8. فانسقه یک رشته.» (8)
گزارش ژاندارمری به وزارت کشور دراین باره حاکی است: «درتحقیقات معموله اتهامات زیر
1) سند شماره 033953 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری {دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری، 9/2/1359.
2) سند شماره 347465 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92زرهی {رکن2} به نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 9/2/1359.
3) سند شماره 276880 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از قصرشیرین به فرماندهی ناحیه {رکن3}، 9/2/1359.
4) سند شماره 050146 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 11/2/1359.
5) * در سند اسامی کامل آمده است.
6) سند شماره 347453 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی جمهوری اسلامی ایران {ستاد عملیاتی} به شهربانی خوزستان {اهواز}، 10/2/1359.
7) ** در سند اسامی کامل آمده است.
8) سند شماره 34095 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {رکن3 امنیت} به وزارت کشور، 22/3/1359.
به آنان منتسب گردیده است: 1. انفجار بهداری و بهزیستی سعدونی. 2.تیراندازی بهطرف فرمانده گروهان ژاندارمری خسروآباد و پرتاب نارنجک بهطرف مأمورین. 3. آتشزدن خانه فرهنگ روستایی. 4. انفجار آموزشوپرورش اروندکنار. 5. انفجار پل ابوفلفل. 6. انفجار در مدرسه حمید. 7. انفجار در ترانس برق. 8. انفجار در مدرسه اولیا. 9. انفجار پل نهرحد. 10. انفجار در بهداری بوعبور. 11. انفجار بهداری مچری. 12. انفجار مدرسه پوجمیه. 13. کارگذاری مواد منفجره در منزل حاجی عبود غاوی و سرقت مسلحانه. 14. گمراهنمودن افراد. 15. همکاری با کشور عراق. 16. برهمزدن نظم و امنیت عمومی. 17. انفجار در خطوط لولههای نفت ماهشهر.» (1)
یادآوری میشود علاوهبر سپاه، دیگر مراکز نظامی و انتظامی نیز وظیفه پیگیری و شناسایی عوامل عراق و افراد مرتبط با آن را برعهده دارند. نمونههایی از این اقدامات در پیامها و گزارشهایی که امروز صادر و به مراکز ذیربط ازجمله سپاه ارسال شده است، مشاهده میشود:
o گزارش رکن2 ستاد لشکر92 زرهی مبنیبر حضور اعضای متواری جبهةالتحریر در پاسگاههای مرزی و فعالیت مستمر علیه ایران و در خدمت نیروهای عراقی. (2)
o گزارش رکن2 ناحیه ژاندارمری خوزستان درمورد شخصی به نام ک.ج(3)ساکن گاومیشآباد کوت عبدالله که قبلاً به شغل شیرفروشی مشغول بوده و از پیروزی انقلاب تاکنون دست از شیرفروشی کشید و به خریدوفروش اسلحه و مهمات به عشایر عرب مشغول است. (4)
گزارش رکن2 لشکر92 زرهی درمورد شخصی به نام ح.ف {ایرانی متواری به عراق} که هماکنون بهعنوان عضو جبهةالتحریر در پاسگاه شرهانی و بجلیه مشغول خدمت به عراق میباشد و با تماس با ر.ح(5)از عشایر نهرعنبر، اسلحه و مواد منفجره را از عراق وارد و بین اهالی به فروش میرساند و اینکه این دو نفر همین امروز، حدود 45 قبضه کلاشینکف ازطریق مرز بین بیات و موسیان به ایران وارد کردهاند. (6)
o گزارش رکن2 ناحیه ژاندارمری خوزستان درمورد ش.خ ساکن قریه عبداللهمیر از توابع عنانچه و ش.س(7)ساکن کیانآباد اهواز که به خریدوفروش اسلحه مشغولاند. (8)
o گزارش یک مرکز اطلاعاتی نیروهای مسلح درمورد 3 نفر به اسامی م.ش، ع.ج و ج.ک،(9)که رابط و میزبان خرابکاران اعزامی از عراق هستند. (10)
o گزارش رکن2 ژاندارمری خوزستان در معرفی 22 تن از افراد مشکوک ساکن جراحیه(11)که اسلحه و مهمات دارند. (12)
1) همان.
2) سند شماره 347451 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ناحیه ژاندارمری خوزستان به ژاجا {رکن3}، 7/2/1359.
3) * در سند نام کامل شخص آمده است.
4) سند شماره 347476 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ناحیه ژاندارمری خوزستان {رکن2} به فرماندهی سپاه پاسداران اهواز، 9/2/1359.
5) ** در سند نام کامل شخص آمده است.
6) سند شماره 347451 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
7) *** در سند نام کامل شخص آمده است.
8) سند شماره 316813 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ناحیه ژاندارمری خوزستان {رکن2} به فرماندهی سپاه پاسداران اهواز، 9/2/1359.
9) **** در سند نام کامل افراد آمده است.
10) سند شماره 347478 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی21 7 {رکن2}، 9/2/1359.
11) ***** در سند نام کامل شخص آمده است.
12) سند شماره 347477 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ناحیه ژاندارمری خوزستان {رکن2} به فرماندهی21 07 {رکن2}، 9/2/1359.
o گزارش رکن2 لشکر92 زرهی درمورد رفتوآمد 5 تن از اهالی نهرعنبر به عراق و تماس آنها با مقامات امنیتی این کشور و دریافت مین و مواد منفجره برای استفاده در ایران. (1)
در غرب کشور نیز درمورد فعالیت افراد مرتبط با عراق و فعالیت ایذایی آنان، هرروزه گزارشهایی از منابع و مراکز منطقهای و محلی ارسال میشود. برای نمونه، چند گزارش که امروز، به نقل از این منابع به مراکز ذیربط ارسال شده است، از پرداخت 1000 دینار به هر مینگذاری مؤثر در جاده های ایران،(2)جلسه سردار جاف در نقطهای از خاک عراق با مسئولان ایرانی درمورد تسلیح آنان،(3)تحویل یک دستگاه بیسیم بهوسیله الف.ع و ف.م(4)از پاسگاه سرتک عراق برای تماس دائمی با عراقیها(5)و برنامهریزی عدهای از سران مهاجمان محلی با همکاری عراق برای ورود حدود یکصد نفر خرابکار مسلح ازطریق بانه(6)حکایت میکند.
در سرپل ذهاب و قصرشیرین هشدار رکن3 ژاندارمری به ناحیه، گویای احتمال حمله ناگهانی مهاجمان، گروگانگیری و غارت منازل در این مناطق است و علائمی دراینباب ذکر شده، ازجمله اینکه به بعضی از اهالی و ساکنان سرپل ذهاب و قصرشیرین سفارش شده است که اموال خود را به جای امنی ببرند. (7)امروز، ژاندارمری در هشدار دیگری نیز به احتمال حمله آتی به منطقه ذهاب و باجگیران و مینگذاری جادههای آن اشاره کرد. (8)پیامی که نیمهشب به مراکز ذیربط واصل شد از وقوع یک درگیری جدی در شمال این منطقه بین پاسداران و عوامل عراق حکایت دارد. در این پیام اطلاع داده شده است که پس از پنج روز مقاومت و درگیری پاسداران در ازگله، بالاخره فشار مهاجمان مسلح غیرقانونی مؤثر افتاد و در ساعت 6 بعدازظهر امروز، پاسداران از ازگله به طرف پل داریزنگنه عقب نشستند، اما در ساعت 11 شب، مهاجمان پل داریزنگنه را نیز مورد هجوم قرار دادند و اکنون پاسداران مزبور تحت محاصره میباشند. (9)
187
عاقبت ماجرای فرود اجباری هواپیمای عراقی در خاک ایران، امروز روشن شد و مشخص گردید مسئلهای که به بحرانآفرینی بینجامد، مطرح نبوده است.
دراینباره، در ساعت 14:30، به دعوت مرزبانان بصره ملاقاتی در مرز شلمچه بین مرزبانان خرمشهر و بصره انجام شد. مرزبان بصره خواستار استرداد هواپیمایی شد که روز 7/2/1359 در آسمان ایران به وسیله هواپیماهای شکاری ایران به زمین نشانده شده بود و اظهار کرد این یک هواپیمای ملخدار مربوط به سازمان جوانان عراق بود و مقامات عراقی جداً خواستار استرداد آن هستند و این در وضعیت کنونی در حسن روابط بین مرزبانی دو کشور مؤثر خواهد بود.
مرزبان خرمشهر بهطور شفاهی وعده بررسی داد و گفت نتیجه را در آینده نزدیک به وی اطلاع خواهد داد. (10)
1) سند شماره 347451 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
2) سند شماره 41060 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اطلاعات کرمانشاه به تهران، 9/2/1359.
3) سند شماره 041051 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اطلاعات کرمانشاه به تهران، 9/2/1359.
4) * در سند نام کامل افراد آمده است.
5) سند شماره 041054 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اطلاعات کرمانشاه به تهران، 9/2/1359.
6) سند شماره 033950 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات}، 9/2/1359.
7) سند شماره 277219 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از {رکن3 ژاجا} به ناحیه 05، 9/2/1359.
8) سند شماره 041072 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر امور انقلاب وزارت کشور، وزارت دفاع ملی، سماجا2، 9/2/1359.
9) سند شماره 41062 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه قصرشیرین به ستاد مرکزی {مرکز فرماندهی}، 9/2/1359.
10) سند شماره 347464 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به دفتر هماهنگی اطلاعات، 9/2/1359.
از سوی دیگر، یکی از مسئولان ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران در گفتوگو با خبرگزاری پارس تأیید کرد که این یک هواپیمای غیرنظامی عراق بوده است. (1)این مقام ارتش افزود بهعلت ازکارافتادن دستگاههای ارتباطی، هواپیما راه خود را گم کرده و وارد فضای ایران شده است که بلافاصله با اعلام خطر رادارهای نیروی هوایی 2 هواپیمای شکاری نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران آن را وادار به فرود اجباری میکنند و خلبان و 5 سرنشین این هواپیمای غیرمسلح که مربوط به آموزشگاه خلبانی عراق بوده به تهران فرستاده میشوند. وی اضافه کرد تحقیقات در محل فرود این هواپیما و از سرنشینان آن ادامه دارد، ولی تاکنون هیچ نشانهای از داشتن دوربین یا دیگر وسایل شناسایی از داخل هواپیما و سرنشینان آن به دست نیامده است. به همین دلیل آنها در کمال آسایش در تهران به سر میبرند و تا ادامه مراحل قانونی که تحویل دولت عراق شوند از آنان پذیرایی میشود. (2)
188
موضوع راندهشدگان عراق در سطح خبرهای علنی و غیر علنی همچنان بهعنوان یکی از معضلات میان ایران و عراق مطرح است.
به گزارش مطبوعات امروز ایران، در طول دو روز گذشته، حدود 280 نفر دیگر از مسلمانان از کشور عراق اخراج و ازطریق مهران و دهلران وارد ایران شدند. به این ترتیب، جمع راندهشدگان به 30 هزار نفر رسید. (3)دراینحال یک خبر برونمرزی رسیده که با ارزیابی"صحت دارد" تأیید شده، حاکی است: «درحالحاضر، تعداد 500 نفر از فرزندان راندهشدگان عراقی در زندانهای بصره نگهداری و مسئولین بعثی به آنان گفتهاند چون ما دقیقاً میدانیم که متعاقب فرستادن شما به ایران پس از طی دوره جهت خرابکاری مجدداً به عراق فرستاده خواهید شد، لذا از فرستادن شما به خانوادههایتان به ایران خودداری شده است.» (4)براساس یک خبر برونمرزی دیگر، طبق دستور دولت عراق قرار است کلیه منازل ایرانیان راندهشده در شهرهای بغداد، بصره، عماره و شهرهایی که در آن یگان نظامی وجود دارد دراختیار مستشاران و کارشناسان مصری گذاشته شود. (5)
189
در ادامه تبعات و بازتابهای شهادت آیتالله صدر و اعتراضات علیه رژیم عراق امروز، رادیو لندن خبر داد: «در شهر راولپندی در پاکستان مردم ممنوعیت تظاهرات را نادیده گرفته و دست به تظاهرات و راه پیمایی زدند تا علیه عراق و امریکا اعتراض کنند. تظاهراتکنندگان که شیعیان پاکستانی بودند تندیس کارتر و صدام حسین رئیسجمهور عراق را سوزانیدند و آن دو را متهم کردند که مسئول قتل دانشمند اسلامی آیتالله سیدمحمدباقر صدر میباشند. خبرنگاران ما میگویند علیرغم ممنوعبودن تظاهرات چنین پیدا است که مقامات پاکستانی درپی آن برنیامدهاند که جلوی راهپیمایی را بگیرند.» (6)
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 9/2/1359، ص3.
2) روزنامه کیهان، 9/2/1359، ص2.
3) روزنامه اطلاعات، 9/2/1359، ص3.
4) سند شماره 339202 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به کمیته انتظامی، 9/2/1359.
5) سند شماره 347463 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 9/2/1359.
6) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 40، 10/2/1359، ص6، بخش فارسی رادیو لندن، 9/2/1359.
دفتر سیاسی حزب سوسیالیست متحد کردستان عراق نیز در نامهای برای امامخمینی از شهادت آیتالله صدر ابراز تأسف کرد. متن نامه که امروز، در روزنامه جمهوری اسلامی درج شد، به این شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امام آیتالله روحالله الموسوی الخمینی
با نهایت اندوه ملت کرد و رزمندگان پیشمرگ و اعضای حزب ما خبر شهادت آیتالله صدر را به دست جلادان رژیم فاشیست بغداد دریافت کردیم. این جنایات ننگین احساسات جهان اسلام را به لرزه درآورد و یک بار دیگر از طبیعت خونآشام حکام بغداد و کینهتوزی آنها نسبت به شهروندان وطنپرست و مردان مجاهد دین اسلام پرده برداشت. ما با شما عهد میبندیم که شهادت این فقیه گرانمایه را انگیزه تازهای درجهت تشدید پیکار بهخاطر سرنگونی رژیم ظلم و استبداد در بغداد تلقی میکنیم تا به این ترتیب رژیم مردمی و مؤمن به آزادی ملت جایگزین آن رژیم استبدادی شود و خواستههای ملی و عادلانه مردم کرد را جامه عمل بپوشاند. در این راه ملت عراق در جبههای مواجه با صهیونیزم به پیکار برخواهد خواست تا سرزمین فلسطین را نجات داده و در کار دفاع از ملل ستمدیده و اقدام علیه جباران و اربابان امریکایی امپریالیستیشان یار و یاور ما باشد. ما این مناسبت دردناک را مغتنم شمرده تا ضمن ارسال درود به بازماندگان آن فقیه و برادر مسلمان شیعه خود در کشور عزیز عراق اعلام میداریم که تفنگهای خود را بهطرف گروههای ستمگر و آدمکشی قاتلان سید بزرگ محمدباقر صدر و جلادان رژیم عراق و عرب و کرد تا پیروزی کامل نشانه خواهیم رفت.
حزب سوسیالیست متحد کردستان عراق، دفتر سیاسی» (1)
یادآوری می شود حزب مزبور خبرهای متعددی از فعالیتهای نظامی افراد خویش علیه دولت بعثی عراق دراختیار منابع ایرانی قرار داده است؛ نمونهای از آن گزارش درگیریهای چند روز اخیر افراد این حزب با نیروهای بعثی در مناطق مختلف کردستان عراق است که از ژاندارمری به نخستوزیری معاونت امور انقلاب، ارسال شد. طبق این گزارش، در مناطق مختلف کردستان عراق نیروهای حزب مزبور با نیروهای دولتی درگیر شدهاند که براثر آن بیش از 200 تن از نظامیان عراقی و عوامل حزب بعث کشته و عده زیادی نیز زخمی شدهاند و تعدادی سلاح و وسایل دیگر به غنیمت گرفته شده و خودروهای زیادی نیز از ارتش عراق منهدم شده است. (2)
190
حضور دو جریان عمده کرد عراقی مخالف رژیم صدام در کردستان ایران، درحالحاضر با ابهاماتی همراه است. جریان موسوم به بارزانی را که با نام رسمی"حزب دمکرات کردستان عراق" فعالیت میکند، گروههای چپ غیرمذهبی و محاربان بهشدت تحتعنوان مزدوران قیاده موقت مورد هجوم و سرزنش قرار میدهند. این امر نشانهای از نزدیکی آنان با جمهوری اسلامی و نیروهای انقلاب
تلقی میشود، هرچند در میان نیروهای انقلابی مذهبی نظام نیز چندان نظر مساعدی به آنان وجود ندارد. اما جریان دیگر موسوم به طالبانی یا همان"اتحادیه میهنی کردستان عراق" که از جریان بارزانی انشعاب یافته است، وضع بهمراتب پیچیدهتری دارد. در نظر نیروهای هوادار نظام، نوع مواضع دوستانه گروههای مخالف نظام درمورد نیروهای طالبانی مهمترین علامت دوری این جریان از نظام تلقی میشود، خبرهایی نیز از تحرک و نوع رفتار این جریان در مراکز نظامی و اطلاعاتی کشور انعکاس مییابد که تا حد زیادی آنچه در سطح ظاهری وجود دارد و به آن اشاره شد را تأیید میکند. این امر در تناقض با مواضع رسمی اتحادیه میهنی قرار دارد و همین مسئله ابهامات را درمورد این گروه، جدیتر میکند.
خبری که امروز خبرگزاری پارس مخابره کرد و سپس در مطبوعات نیز انتشار یافت، یعنی پیام جلال طالبانی دبیرکل اتحادیه میهنی کردستان، به امام خمینی و رئیسجمهور بنیصدر و نیز مصاحبه وی با خبرگزاری پارس در عصر امروز، با آنچه از عملکرد گروه طالبانی در مطبوعات امروز و قبل از آن در گزارشهای غیرعلنی درج شد، تناقض دارد که این مسئله خود بیانگر ابهامات یادشده است.
روز گذشته، از ستاد عملیات غرب سپاه پاسداران به مرکز فرماندهی سپاه در تهران پیامی ارسال شد که متن آن چنین است: «طبق اطلاع واصله از سنندج در طول دو روز گذشته، تعداد 4200 نفر مسلح، به کفار اضافه شدهاند که 1600 نفر از آنان از افراد جلال طالبانی و بعثیها میباشند و دارای توپهای 20م.م، ضدهوایی و سلاحهای سنگین هستند و در مخابرات واحدهای نظامی شهر افرادی هستند که ارتباط نزدیک با کفار دارند و فعلاً افراد مسلح حالت تهاجمی نسبت به پاسداران و ارتش دارند که ضرباتی هم زدهاند.» (1)
امروز نیز روزنامه انقلاب اسلامی به نقل از مسئول روابطعمومی سپاه اعلام کرد: «حدود 1600 تن از افراد تجزیهطلب جلال طالبانی در دو روز اخیر برای تقویت گروههای مسلح کردستان وارد غرب کشور شدند.» (2)اما عصر امروز، جلال طالبانی در گفتوگو با خبرگزاری پارس این خبر را تکذیب کرد و گفت: «این دروغ بزرگی است. ... ما با تمام نیرو از انقلاب اسلامی ایران پشتیبانی میکنیم و به هیچ وجه در امور داخلی ایران دخالت نخواهیم کرد و نیروهای ما همهجا سرگرم نبرد با دولت خونخوار وابسته بعث عراق و امپریالیسم و صهیونیسم است و برای روشنشدن موضوع پیشنهاد میکنیم که یک کمیته بررسی تشکیل شود تا این موضوع را مورد بررسی قرار دهد تا روشن شود چه دستهایی در کار است که نمیخواهد میان نیروهای انقلابی عراق و جمهوری اسلامی ایران تفاهم و دوستی برقرار شود.» وی در پایان گفت: «انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی امید بزرگی برای ما و جهان سوم است و ما چشم به روند این انقلاب و پیروزیهای آن دوختهایم.» (3)
جلال طالبانی که در تهران به سر میبرد افزود: «موضع ما در قبال جمهوری اسلامی ایران و دولت در پیامهای جداگانهای که به حضور امام خمینی و برادر مجاهد ابوالحسن بنیصدر نخستین رئیسجمهوری ایران، تسلیم شد تشریح شده است و یادآور میشوم همانگونه که در دو پیام، به
نام آزادیخواهان عراق موضع خود را روشن کردیم و گفتیم همواره از انقلاب اسلامی ایران حمایت کرده و پشتیبانی خود را از مبارزه عادلانه ایران علیه امپریالیسم و صهیونیسم بینالمللی اعلام کرده و یادآور شدهایم که با تمام نیرو در این مبارزه در کنار برادران مسلمان ایرانی خود و تمامی نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی ایران خواهیم بود.» (1)
یادآوری میشود خبرگزاری پارس پیامهای طالبانی را قبل از این مصاحبه بدین شرح مخابره کرده بود؛ در پیام امروز طالبانی به رئیسجمهور آمده است:
«برادر مجاهد دکتر سید ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهور اسلامی ایران با خشم و شگفتی فراوان خبر تجاوز ستمکارانه امریکا را به سرزمینهای شما عزیزان دریافت کردیم. بدون شک امریکا دشمن خونآشام ملل شرق و مسلمین و تمام مظلومین جهان است و اینگونه توطئهگریهای امریکا برضد انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی برضد جمهوری اسلامی ایران به ریاست شما به شیوه دشمنی کینهتوزانهای است که همواره برضد تمام انقلابیون سراسر جهان داشته و دارد.» (2)
وی در پیام خود به امام خمینی علاوهبر مضامین یادشده علیه امریکا، بر اینکه جنایات رژیم عراق در همان راستا قرار دارد، تأکید کرده و متذکر شده است: «آزادیخواهان عراق از کرد، عرب و ترکمن در میان آنها سنی و شیعی است مجموعاً پیرو انقلاب اسلامی میباشند که برای سرکوبکردن استعمار و صهیونیسم قیام کرده و برای سرنگونکردن حکومت صدام تکریتی خائن دستنشانده امریکا کوشش مینمایند.» (3)در این پیام همچنین آمده است: «ما اعلام میداریم که تمام نیروهایمان را دراختیار جمهوری اسلامی ایران قرار میدهیم و با تمام امکانات خود در صف انقلاب اسلامی برای درهمکوبیدن استعمار میباشیم.»(4)(5)
(پیام جلال طالبانی به امام خمینی:
آزادیخواهان عراق از کرد، عرب و ترکمن در میان آنها سنی و شیعه است مجموعاً پیرو انقلاب اسلامی میباشند.)
درگیریهای سنندج در طول شب گذشته تا بامداد امروز، اغلب به صورت انفجار خمپاره(1)و در طول امروز نیز تا پاسی از شب، درقالب درگیری در دو خیابان مقابل شهربانی و خیابان استانداری سنندج، ادامه یافت. (2)در دیگر نقاط شهر و در اطراف آن نیز درگیریهای پراکندهای رخ داد. (3)
در گزارش خبرنگاران مطبوعات وضع امروز و خسارات حاصل از آن چنین توصیف شده است: «براثر این درگیری و زدوخورد تعدادی جنازه زمین افتاد و خون سطح خیابانها را رنگین کرده است. در جلوی بهداری و داخل حیاط بهداری تعداد زیادی جنازه روی هم ریخته شده است و اجساد سربازان، پیشمرگان، پاسداران، رهگذران بهقدری زیاد بود که تعداد و مشخصات و
هویت آنها معلوم نمیشود. ... در گوشهوکنار شهر تعداد زیادی جنازه روی زمین افتاده و کسی جرئت نمیکند که آنها را بردارد یا به محل دیگری منتقل کند.» (4)و «شهر کاملاً بهصورت تعطیل درآمده و خسارات سنگینی نیز به ساختمان دولتی و چندین خانه وارد شده، ولی هنوز گروههای مسلح [غیرقانونی] در سنگرهای خود مقاومت میکنند. اهالی شهر ازنظر آذوقه نیز در مضیقه هستند.» (5)و «بعدازظهر شیروانی و سقف بیمارستان قانع سنندج با آتش سلاحهای سنگین ویران شده و سقف ساختمان بیمارستان به روی مریضها و مجروحان بستریشده ریخته است. از سرنوشت آن عده از بیمارانی که نتوانستهاند نجات پیدا کنند، هنوز اطلاعی در دست نیست.» (6)
ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران صبح امروز، در سه اطلاعیه از مردم سنندج خواست بدون توجه به شایعات ضدانقلاب با ندای اللهاکبر، خود را به پادگان برسانند. در نخستین اطلاعیه آمده است: «مردم غیور سنندج، ضدانقلاب با بلندگو و اعلامیه در شهر شایع نموده است که اگر به ارتش بپیوندید ارتش شما را گروگان خواهد گرفت. این کذب محض است و بدینوسیله از شما مردم غیور میخواهیم از منزلهایتان بیرون آمده و با ندای اللهاکبر خود را به یگانهای ارتش برسانید. برادران ارتشی شما، آماده پذیرایی از شما عزیزان هستند.»
در اطلاعیه دوم ستاد مشترک ضمن اشاره به اینکه ضدانقلاب با تهدید مردم، مانع پیوستن آنها به ارتش میشود، آمده است: «لشکر28 سنندج منتظر خروج شما اهالی محترم از شهر میباشد تا برای همیشه این قسمت از خاک عزیز ایران را از موجودات خودفروخته پاک نماید، لذا از خانه بیرون آمده و با ندای اللهاکبر بهطرف پادگان حرکت نمایید.»
در اطلاعیه سوم با طرح این مطلب که «ضدانقلاب با شایعاتی که پخش میکند میخواهد شما ملت عزیز کرد را با قراردادن در زیرزمینها
خودبهخود
در محاصره اقتصادی قرار دهد.» و تأکید مجدد بر این نکته که «لشکر28 سنندج تا آخرین قطره خون از شما عزیزان دفاع خواهد کرد» از مردم خواسته شده است با ندای اللهاکبر خود را به پادگان برسانند. (7)
سپاه مستقر در سنندج نیز اطلاعیهای به این شرح منتشر کرد: «مردم مسلمان سنندج که زیر فشار اختناق مزدوران بیگانه جرئت دمزدن نداشتند از پاکسازی اخیری که در منطقه شروع شده استقبال کرده و به مخالفت با چکمهپوشان سرخ طرفدار کرملین و پکن پرداختهاند و این بهاصطلاح خلقیها، مسلمانانی که با آنان [به مبارزه] برمیخیزند دستگیر کرده و در تپههای اطراف سنندج بهاصطلاح خودشان اعدام انقلابی مینمایند. ضدانقلاب که در درگیریهای اخیر ضربه مهلکی خورده است برای تجدید سازمان و رسیدن نیروهای کمکی شایعه کرده
است که شهر از جسد پر شده و مردم برای اینکه بهاصطلاح به گروگان سپاه درنیایند جرئت جمعکردن اجساد و دفن آنها را ندارند و خطر شیوع وبا وجود دارد و ازاینرو تقاضای آتشبس نمودهاند، بدینوسیله این خبر بهشدت ازطرف سپاه پاسداران تکذیب میشود، زیرا اگر اینها تقاضای آتش بس نمودهاند، به مواضع سپاه و به پادگانها که مردم غیور مسلمان از دست آنها پناهنده شدهاند با سلاحهای سنگین خود شلیک نمیکردند. برای روشنشدن اذهان مردم شریف ایران باید گفت که عملیات ما در مسیر خیابان شاهپور به پادگان بوده و برای نجات برادران ارتشی مستقر در باشگاه افسران که تعدادی زخمی و کشته در محاصره بودند و ازنظر مواد غذایی در خطر مرگ قرار گرفته انجام شد و الآن فقط به آتش سنگرهای ضدانقلابیون که بهطرف پادگان و فرودگاه و ساختمان رادیو و تلویزیون با خمپاره و مسلسل کالیبر50 شلیک میشود، پاسخ میدهیم.» (1)
در همین حال، برخی گزارشها و خبرهای غیرمطبوعاتی نیز میتواند به ترسیم وضعیت سنندج کمک کند؛ ازجمله فرمانده سپاه کرمانشاه، امروز، در پیامی به فرماندهی عملیات غرب کشور اعلام کرد: «احتراماً درحالحاضر در مکروی [مکرویو] سنندج دقیقاً ضدانقلابیون درجهت تقویت و نقلوانتقالات خود و هرگونه تماس دیگر با نقاط مختلف استفاده مینمایند که در مقاومت و فعالیتشان نقش اساسی داشته. لازم است پس از بررسی صحیح درصورت لزوم دکل مکروی [مکرویو] را در تپه شمال سنندج برداشته و یا منهدم و یا به طریقی تسخیر نمایند. هرچند احتمال میرود درصورت عدم امکان استفاده، ضدانقلابیون دکل را از کار بیندازند.» (2)
اطلاعات سپاه کرمانشاه نیز به واحد اطلاعات و عملیات تهران اعلام کرد: «نیروی زیادی از ضدانقلابیون به سنندج وارد و در ارتفاعات حومه فرودگاه سنندج مشغول سنگربندی بهمنظور انهدام کامل فرودگاه جهت جلوگیری از اعزام نیرو، مستقر شدهاند.» (3)
یادآوری میشود خبری که کومهله آن را در خبرنامه شماره30 خود درج کرد، تأییدی بر مضمون پیام مذکور است. در این خبرنامه ضمن خبرهای امروز سنندج آمده است: «امروز یک دستگاه مینی بوس حامل 15جاش و پاسدار که میخواست ازطریق جاده فرودگاه وارد شهر سنندج شود، توسط پیشمرگان کومهله و دمکرات به دام افتاد و کلیه 15 سرنشین آن کشته و اسلحههایشان توسط پیشمرگان به غنیمت گرفته شد.» (4)
192
بررسی آخرین وضعیت در سنندج نشان میدهد که با وجود خسارات انسانی نیروهای انقلابی هوادار نظام و برخی برتریهای ضدانقلاب ازلحاظ تجربه کار تشکیلاتی توطئهآمیز، اراده نظام و هواداران آن برای حل نهایی تحرک مسلحانه گروههای غیرقانونی، تقریباً قطعی به نظر میرسد. بهخصوص با حمایت عامه مردم و بسیج نیروهای داوطلب در سراسر ایران، این کار پشتوانه و
1) روزنامه بامداد، 10/2/1359، ص3.
2) سند شماره 041052 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه به فرماندهی عملیاتی غرب کشور، 9/2/1359.
3) سند شماره 041055 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اطلاعات کرمانشاه به تهران {اطلاعات و عملیات}، 9/2/1359.
4) سازمان کومهله، خبرنامه کومهله، شماره 30، 10/2/1359، ص2.
مشروعیت بالایی نیز یافته است. در این وضعیت، اتخاذ تدابیری که موازنه کنونی را بهنحوی برهم زند یا لااقل ایجاد فرصت و زمان مناسبی برای فراهمآمدن شرایط آن، برای طرف مقابل امری حیاتی است؛ دراینزمینه آتشبس میتواند سادهترین و درضمن موجهترین اقدام محسوب شود. احساس خطر نیروهای هوادار نظام از این مسئله علامت آن است که دراینخصوص نشانههایی از تحرکات بهظاهر موجه، اما تردیدآفرین را در اردوی مقابل مشاهده کردهاند. بهعنوان مثال نمونهای از فعالیت سازمانیافته حزب دمکرات که برخلاف کومهله برای تحقق مقاصد خویش فقط به درگیری و خشونت اکتفا نمیکند، اقدام امروز شورای شهر مهاباد است که کاملاً در چارچوب منافع و سیاست حزب یادشده قرار دارد.
امروز شورای شهر مهاباد در تلگرامی به امام خمینی و بنیصدر با طرح شکایات عدیده مردم کرد از قبیل کمبود کالا یا گرانی و خطر شیوع بیماریهای مسری، مصرانه درخواست آتشبس را مطرح و در همان حال مصرانه بر خواستههای قبلی حزب دمکرات هم پافشاری کرد.(1)یادآوری میشود در کنار اینگونه تقاضاها شایعات تهدیدآمیز نیز برای تداوم امیدواری به مقاومت حزب رواج دارد؛ ازجمله اینکه «طبق اطلاعات رسیده از منطقه غرب، حزب دمکرات اعلام داشته اگر فشار وارده بر حزب دمکرات افزایش یابد، سد مهاباد را منفجر خواهیم کرد.» (2)
درهرحال، ارتش و سپاه، بهخصوص نیروهای سپاه با احساس خطر از اینگونه تکاپوها، نگران انفعال عناصر مؤثر در اردوی خودی شدهاند. ازهمینرو واحد عملیات سپاه کرمانشاه، امروز، پیامی برای دفتر امام خمینی و دفتر ریاستجمهوری ارسال کرد و رونوشت آن را نیز برای اطلاعات و فرماندهی سپاه فرستاد. در این پیام آمده است: «با اطلاعات رسیده از سنندج ضدانقلاب درحال نابودی است. لذا بهوسیله مزدوران خود سعی دارد به طریقی اعلام آتشبس نموده تا بتواند دوباره مثل زمان هیئت حسننیت، سازماندهی کرده، جوانان مسلمان را به شهادت برساند. کاملاً به هوش باشید. آتشبس بی آتشبس، درضمن برای اتمام کار ضدانقلاب، احتیاج به نیروی ضدچریک بوده، که میتوان از برادران مسلمان ارتشی نیز استفاده کرد.» (3)
تقاضای مزبور از جهات اجتماعی و اخلاقی با مشکلاتی همراه است، زیرا بخشی از هزینه سرکوب گروههای مسلح غیرقانونی را مردم عادی سنندج میپردازند و این چیزی است که نمیتواند در تصمیمگیریها نادیده گرفته شود و همین امر قضیه را پیچیده و اتمام حجت کافی برای انتخاب سلاح بهعنوان آخرین حربه و از روی ناچاری را ضروری میسازد. تلگرام یکی از علمای اهل تسنن کرمانشاه به رئیسجمهور که امروز، در بامداد چاپ شد، نمونهای از موارد قابلملاحظه در این باب است. (4)در تلگرام مزبور ملامحمد ربیعی اذعان میکند که گروههای محارب غیرسنندجی نه مردم سنندج، طرف درگیری هستند، اما وی از موضع اسلامی و با توسل
1) * ضمیمه دارد؛ متن کامل تلگرام شورای شهر مهاباد به امام خمینی و رئیسجمهور و درخواست آتشبس همراه تأکید برخواستههای حزب دمکرات.
2) سند شماره 41067 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 9/2/1359.
3) سند شماره 041053 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات کرمانشاه به دفتر امام و دفتر رئیسجمهور، 9/2/1359.
4) روزنامه بامداد، 9/2/1359، ص2.
به استدلال دینی و توجهدادن به جنبههای اسلامی، انسانی و اخلاقی قضیه عملاً توقف درگیریها را خواستار میشود بدون آنکه برای گروههای مزبور و رفتار آتی آنها و نوع بهرهبرداری آنها از آتشبس، تعیین تکلیفی را پیشنهاد کرده باشد. البته درپیام ملامحمد ربیعی وضع شهر بهشدت رقتبار و در آستانه یک فاجعه توصیف شده و این نشان میدهد که صحنههای درگیری شهر، برای وی بهگونهای مجسم شده است که از نظر او فقط رفع فوری و هرچند مقطعی و موقت این جنبه قضیه، واجد اهمیت است.
از سوی دیگر، دکتر بهشتی عضو شورای انقلاب باوجود استقبال از حمایت مسلمانان در کردستان ایران و راهحلهای مسالمتآمیز، تأکید کرد وقتی طرف مقابل روشهایی غیر از این را درپیش میگیرد، هواداران نظام نیز آماده مقابله خواهند بود. وی گفت: «ما همواره با برخورد مسلحانه در کردستان مخالف بودهایم و این جنگافروزان خودپرست و بیگانهپرست در آن منطقه هستند که مردم مسلمان و شریف کرد را تحتفشار و ستم قرار دادهاند بیشک تعهد
اسلامی هر مسلمان ایجاب میکند که به یاری آنها بشتابد. ... ما همواره دوست داریم با روشهای سالم و سازنده مسائلمان را حل کنیم، اما اگر دیگران این روشها را نپسندیدند و خواهان برخورد خشن باشند با رزمندگان شجاع و جانبرکف اسلام روبهرو خواهند بود.» (1)
سرانجام، در آخرین ساعات شب، مقدمات یک آتشبس در سنندج فراهم شد و پیشنهاد آتشبس حزب دمکرات که البته درقالب صدور یک اعلامیه و پخش آن در منطقه مطرح شده بود، مورد موافقت بنیصدر بهعنوان رئیسجمهور و فرمانده کل قوا، قرار گرفت. متن اطلاعیه منتشرشده حزب دمکرات درباره آتشبس به این شرح است: «هموطنان گرامی مردم شرافتمند کردستان، نظر به ضرورت اتحاد همه نیروهای ضدامپریالیستی جمهوری اسلامی ایران در شرایط حساس کنونی و نظر به اینکه مقرر است فردا دهم اردیبهشتماه 1359 یک هیئت حسننیت با تأیید آقای رئیسجمهور از تهران عازم مهاباد شود ... کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران... از نیمهشب سهشنبه 9 اردیبهشتماه 1359 در شهرهای سنندج، سقز، مریوان و بانه اعلام آتشبس مینماید. ... طبیعی است این آتشبس درصورتی ادامه خواهد داشت که ریاستجمهوری بهعنوان فرمانده کل قوا آتشبس اعلام نماید و ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران مقررات آن را محترم بشمارند. درضمن ما یک بار دیگر پیشنهاد خود را تکرار میکنیم و از ریاستجمهوری میخواهیم که 6 اصل خودمختاری حزب ما را که مورد قبول ایشان نیز قرار گرفته است، رسماً اعلام نمایند. این امر انشاءالله به استقرار صلح دائم و حل مسئله کردستان کمک مؤثر خواهد کرد.» (2)این اعلامیه اینگونه امضا شده است: «کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان، 9/2/1359» (3)
در همین حال، به گزارش خبرگزاری پارس، دکتر مظفر پرتوماه مشاور رئیسجمهوری، اطلاعیهای بدین شرح منتشر کرده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
بدینوسیله به اطلاع کلیه هموطنان عزیز میرساند که در ساعت 23 سه شنبه 9/2/1359، آقای دکتر رحیم قاضی به نمایندگی ازطرف حزب دمکرات کردستان ایران متن اطلاعیه کمیته مرکزی حزب مزبور را دایر بر اعلام آتشبس در منطقه کردستان ازطرف کمیته مرکزی این حزب به اینجانب تسلیم نمود. مراتب بیدرنگ به استحضار مقام ریاستجمهوری رسید. نظر به علاقه مفرطی که شخص ریاستجمهوری همواره نسبت به استقرار نظم و آرامش در منطقه کردستان دارند و باتوجهبه دستورات قبلی دراینباره مقرر فرمودند که با استفاده از اختیاراتی که بهعنوان فرماندهی کل قوا دارند به نیروهای مسلح ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ابلاغ شد تا درصورت اعلام آتشبس و احترام بدان ازطرف گروههای مسلح کرد، آنها هم مقررات آتشبس را به اجرا درآورند. ضمناً 6 اصل پیشنهادی حزب دمکرات که با اصلاحاتی مورد تصویب ریاستجمهوری قرار گرفته است در شکل نهایی بهزودی اعلام خواهد شد.» (1)
193
علاوهبر سنندج، در برخی مناطق دیگر کردستان و نیز آذربایجانغربی، انواع ناآرامیها و نابسامانیها و نیز درگیریهایی وجود دارد؛ امروز در دیواندره، مریوان، بانه، سقز، بوکان، پیرانشهر، اشنویه، مهاباد و برخی جادهها، این وضعیت حاکم بود و بهخصوص در بانه، سقز و بوکان حدت بیشتری داشت.
پرتوی مسئول روابطعمومی سپاه پاسداران کرمانشاه، در گفتوگویی با خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی گفت که در دو روز اخیر، منطقه دیواندره مورد هجوم افراد مسلح غیرقانونی قرار گرفته است. به نوشته شماره امروز این روزنامه: «برادر پرتوی درمورد دیگر نقاط آشوبزده کردستان گفت: درگیری در مریوان، سقز و بانه ادامه دارد و گروههای مسلح [ضدانقلاب] مراکز نظامی و مهم این شهر را با سلاحهایی سنگین زیر آتش گرفتند که پاسداران و نیروهای ارتش متقابلاً به آتش آنها پاسخ میدهند، اما در مریوان جنگ شدت بیشتری دارد.» (2)
در بانه، محاصره پادگان از ارتفاعات اطراف و مقاومت نیروهای دولتی در پادگان ادامه دارد. در گزارش امروز هنگ سقز که برای دفتر ریاستجمهوری ارسال شد، آمده است: «تیراندازی ازطرف عناصر مسلح غیرقانونی بهطرف پادگان بانه هنوز ادامه دارد و پرسنل ژاندارمری همراه با برادران ارتشی و پاسدار مستقر در پادگان بانه بهشدت به آتش مهاجمین پاسخ میدهند.» (3)دراینحال، کومهله در خبرنامه خود ضمن درج گزارش حوادث امروز مربوط به محاصره پادگان بانه، به یک درگیری در بعدازظهر امروز، اشاره کرده است: «درحدود ساعت 4:30 بعدازظهر، یک دسته ارتشی بهمنظور بازپسگرفتن سنگرهای تپهای واقع در اطراف پادگان که توسط پیشمرگان تسخیر شده به حرکت درآمدند. که در نتیجه درگیری با پیشمرگان حداقل 4 نفر کشته و یک نفر زخمی شد و شکستخورده به داخل پادگان برگشتند.» (4)
ساعت 11شب، محاصرهکنندگان فشار خود را بیشتر کردند و حتی در قسمتهایی موفق به شکستن مقاومت مدافعان شدند، اما درنهایت نتوانستند پادگان را تصرف کنند.(1)(2)
سقز که سابقه درگیری اخیر آن به روزهای قبل از درگیری سنندج میرسد، بیشتر از ده روز است در معرض خسارتهای ناشیاز این درگیری است. شهر تقریباً خالی از سکنه شده و برخی خانهها براثر آتشسوزی آسیب دیدهاند. (3)بسیاری از مردمی که شهر را ترک کردهاند، راهی بوکان شدهاند. بعدازظهر امروز، جمشید حقگو استاندار آذربایجانغربی، در یک پیام رادیویی اعلام کرد: «تاکنون 17هزار نفر از اهالی سقز به بوکان آمدهاند که افزایش جمعیت در بوکان مشکلاتی را به وجود آورده است.» (4)
حوادثی نیز مزید بر مشکلات کنونی باعث تشدید ناآرامی شده است. به گزارش خبرنگار بامداد، امروز، اوضاع شهر بوکان متشنج بوده است. گروه زیادی از مردم بهعنوان اعتراض، مدارس، ادارات و مغازههای خود را تعطیل و در مراسم تشییع و تدفین جنازه 7 قربانی حادثه جاده سقز بوکان، شرکت کردند. (5)در این حادثه که ساعت 2 بعدازظهر روز قبل روی داده بود، اصابت گلوله به 2 مینیبوس در جاده مزبور موجب شهادت 7 تن و زخمیشدن 22 تن از سرنشینان آن شده بود. (6)
در این شرایط، محدودیتهای موجود برای مردم در مواد سوختی، بهخصوص با تدابیری که برای ممانعت از دسترسی گروههای محارب به ملزومات تداوم درگیریها اتخاذ گردیده، تشدید شده است و این از مهمترین مشکلاتی است که وضع کنونی بوکان را بغرنجتر کرده است. وضعی که کومهله در خبرنامه خود آن را محاصره اقتصادی پنجروزه بوکان خواند. (7)حقگو استاندار آذربایجانغربی، با اشاره به کمبود مواد سوختی برای استفاده در نانواییها و اتومبیلها گفت: «حساب توده مردم از عناصر مسلح [غیرقانونی] جداست و مردم باید بلافاصله به کمک اهالی منطقه برسند، چون آنها بدون ما و ما بدون آنها نمیتوانیم زندگی کنیم.» (8)استاندار در پیام رادیویی خود همچنین گفت: «من ازسوی استانداری نمایندهای به مناطق کردنشین استان فرستادهام و گزارشی که وی از وضع موجود داده است، بسیار تأسفبار است. در این گزارش آمده بود که مثلاً در بوکان درحالحاضر آمبولانسها، بیمارستانها و نانواییها بهعلت کمبود و حتی نبودن سوخت در مضیقه هستند بهطوریکه گاهی قادر به ادامه کار نیستند.» (9)
1) * گزارش این حادثه، حدود ساعت 6 صبح روز بعد، به این شرح به دفتر ریاستجمهوری ارسال شد: «برابر گزارش واصله از پادگان بانه، مهاجمین از ساعت 23 مورخه 9/2/1359، از چهار طرف پادگان بانه را مورد هجوم قرار داده و حتی یک بار از در جنوبی و دیوار غربی موفق به ورود به محوطه پادگان میشوند که با مقاومت مأمورین مستقر در پادگان مواجه و به عقب رانده میشوند که درگیری تاکنون ادامه داشته و از تعداد تلفات و یا مجروحین آمار دقیقی در دست نیست، نتیجه آن متعاقباً به عرض میرسد. ف. ژاجا، سرتیپ ظهیرنژاد» [سند شماره41092 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا رکن3 {مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 10/2/1359]
2) سند شماره 41092 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به ریاستجمهوری، 10/2/1359.
3) روزنامه بامداد، 9/2/1359، ص2.
4) روزنامه انقلاب اسلامی، 10/2/1359، ص11.
5) روزنامه بامداد، 10/2/1359، ص3.
6) همان.
7) سازمان کومهله، خبرنامه کومهله، شماره 28، 10/2/1359، ص2.
8) روزنامه انقلاب اسلامی، 10/2/1359، ص11.
9) روزنامه بامداد، 10/2/1359، صص 3 1.
قضیه محدودیتها و تنگناهای ناشیاز نظامیشدن وسیع منطقه که تحتعنوان محاصره اقتصادی از محملهای قوی تبلیغاتی گروههای محارب هم هست، اختصاص به بوکان ندارد. پیرانشهر نیز هماکنون در تنگنای اقتصادی قرار گرفته و مواد غذایی و سوختی در این شهر کمیاب شده است. (1)امروز رئیس شورای شهر پیرانشهر در گفتوگویی با بامداد اظهار کرد این شهر در محاصره کامل اقتصادی قرار دارد. وی با بیان اینکه پیرانشهر هماکنون با کمبود مواد غذایی بهویژه روغن و مواد سوختی مانند نفت، گاز و همچنین مواد دارویی روبهروست، از استاندار آذربایجانغربی و دیگر مقامات مسئول خواست که به این مسئله حیاتی توجه کنند تا بیشازپیش مردم پیرانشهر از کمبود آذوقه نگران نبوده و کشاورزان منطقه هم بتوانند فعالیتهای زراعی خود را انجام دهند. (2)
در همین حال که خبرهای مذکور در سطح علنی مطرح است، در پیامهای داخلی نیروهای مسلح نظام، نگرانیها از نوع دیگری است. مثلاً همین امروز، اطلاعات سپاه ارومیه به لشکر64 ارومیه {ارتش} خبر داد: «طبق اطلاع، حزب دمکرات با یک برنامه طرحریزی شده قصد حمله به پادگان پیرانشهر را دارد و همچنین عراق نیز در نظر دارد به نوار مرزی پیرانشهر حمله نماید.» (3)
در اشنویه نیز نابسامانی و کمبودهای ناشیاز حضور آوارگان ماجرای نقده و روستای قلاتان، وضع مشابهی ایجاد کرده است. امروز، گروهی از آوارگان در اشنویه با مراجعه به نمایندگی روزنامه بامداد از وضع خود شکایت کردند، عدهای از آنان معتقد بودند که شهرستان اشنویه با کمبود شدید مواد غذایی، سوختی و دارویی روبهروست. برق اشنویه حدود 20 روز است که بهکلی قطع شده و این مسئله مردم را ناراحت کرده است. این عده از استاندار آذربایجانغربی تقاضای رسیدگی سریع به وضعیت خود و تأمین امکانات لازم برای بازگشت به روستاهایشان را داشتند. بامداد در گزارش این قضیه توضیح داده است: «بهدنبال درگیریهای دره قاسملو و حادثه روستای قلاتان که منجر به آوارهشدن
حدود 4 هزار نفر از اهالی 35 روستای این منطقه شد، این افراد همچنان در اشنویه سرگرداناند و در منازل و مساجد و کلیه مدارس اشنویه اسکان یافتهاند و به همین دلیل، مدارس اشنویه پس از تعطیلات نوروزی همچنان به حالت تعطیل به سر میبرند. ارتباط تلفنی اشنویه درحالحاضر قطع و رفتوآمد ازطریق اشنویه ارومیه و نقده بهعلت بستهبودن راه صورت نمیگیرد.» (4)
مهاباد نیز که پایگاه اصلی حزب دمکرات است، در فضای نظامیشده جدید، وضع عادی ندارد. کومهله که در خبرنامههای خود یکسره به نظام میتازد، در خبرنامه خود با اشاره به اینکه پیرانشهر پانزده روزی است که در محاصره اقتصادی قرار دارد، اوضاع امروز مهاباد را چنین گزارش کرد: «راههای ورودی مهاباد ازطریق میاندوآب و ارومیه توسط سپاه و ارتش بسته شده و مدت سه روز است که شهر در محاصره اقتصادی است.» (5)این سازمان همچنین در گزارشهای امروز، البته با تنظیم دلخواه خود، از عملیات کمینی یاد کرد که سر راه نیروهای عازم سنندج اجرا کرده
است. کومهله مدعی شد: «چهار تن از پاسداران که در یک نقطه از جاده کامیاران به سنندج کمین کرده بودند تا به خیال خود پیشمرگان را به دام اندازند توسط پیشمرگان کومهله محاصره و کشته میشوند. در این عملیات 4 قبضه تفنگ به غنیمت گرفته شد.» (1)کومهله همچنین فرار سربازان کرد از پادگانها را در دستور کار تبلیغاتی جدی خود دارد و در همین خبرنامه نوشته است: «حدود 360 نفر از سربازان و دیپلمههای وظیفه کرد در حوزه آموزشی شاهرود و چهلدختر در مخالفت با برنامههای ضدخلقی ارتش، محل آموزش خود را ترک و به شهرها بازگشتند.» (2)
درهرحال، صرفنظر از نوع برخورد گروههای محارب ضدانقلاب، وضع اقتصادی، غذایی و سوخت در شهرهایی که گرفتار درگیریهای اخیر شدهاند، موجب نگرانی مسئولان رسمی نظام است. امروز، استاندار آذربایجانغربی در یک برنامه رادیو تلویزیونی از کلیه گروههای سیاسی کردستان خواست که در رساندن کمکهای غذایی و دارویی به شهرهای مختلف کمک کنند. به نوشته بامداد، دکتر جمشید حقگو استاندار آذربایجانغربی، گفت: «مسئلهای که دراینرابطه مطرح است ناامنی راههای برخی از مناطق کردنشین در سطح استان میباشد و بهخاطر همین مسئله است که آذوقه و نفت به روستاهای کردنشین و همچنین برخی از شهرها نمیرسد و این امر باعث ناراحتی در بین گروههای مختلف شده و احیاناً باعث رکود در امر کشاورزی هم گردیده است.» (3)وی ضمن گزارشی از وضع نابسامان برخی شهرهای استان، افزود: «من از همه برادران کرد و ترک میخواهم که دست از تفرقه بردارند و از هر اقدامی که باعث تضعیف دولت میشود خودداری کنند. مسئلهای که اینجا مطرح است حاکمیت دولت است و دراینمیان باید از دادن هر فرصتی به ضدانقلاب خودداری کنند.» (4)
194
بااینکه وضع ستاد گروههای سیاسی در دانشگاهها تقریباً تعیین تکلیف قطعی شده است، اما هنوز نوعی اعتراض به آنچه صورت گرفته است، در برخی دانشگاهها مشاهده میشود. در بعضی مراکز دانشگاهی نیز هنوز بقایای تحرکات قبلی علیه ستادهای گروهها بهنحوی وجود دارد؛ ازجمله در دانشگاههای پلیتکنیک، صنعتی شریف و شیراز تجمع و تشکلی از کارکنان در دفاع از برچیدهشدن ستادهای مزبور شکل گرفت و فعال شد.
اعتصاب کارکنان مسلمان و انجمن اسلامی کارمندان دانشگاه پلیتکنیک
در اعتراض به تعدادی از گروههای
سیاسی که باوجود دستور شورای انقلاب و رئیسجمهوری حاضر به ترک ستادهای خود در دانشگاه نشدهاند، از ساعت 1 بعدازظهر 3/2/1359، شروع شده و همچنان ادامه دارد. ضمن آنکه سلفسرویس دانشگاه نیز به حالت تعطیل درآمده است. اعتصابکنندگان در اطلاعیه خود با هشدار به اشغالکنندگان دفاتر اعلام کردهاند که مسئول هرگونه ناامنی و انحلال ترم خود آنان هستند. به گزارش خبرنگار جمهوری اسلامی، بعضی از کلاسهای این
دانشگاه نیز تشکیل نشده است. دکتر نیکروش سرپرست دانشگاه پلیتکنیک، اعلام کرد که ادامه اعتراض کارکنان احتمال دارد به تعطیلشدن ترم بینجامد. (1)
در دانشگاه صنعتی شریف، کارکنان مسلمان این دانشگاه دررابطهبا بیانیه شورای آموزشی دانشگاه، بیانیهای صادر کردند که در آن آمده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
"تمام عقبماندگیهای ما بهخاطر عدم شناخت صحیح اکثر روشنفکران دانشگاهی از جامعه اسلامی ایران بوده و متأسفانه هماکنون هم هست". امام خمینی.
و چه نیکو امام فرمود که هماکنون هم در دانشگاه ما روشنفکرانی [هستند] که بیانیههای آنچنانی صادر میکنند. برای مثال [بیانیه] شورای آموزشی مورخ 3/2/1359، که در تاریخ 6/2/1359 منتشر شد. لذا وظیفه خود دانستیم که درارتباطبا آن مطالبی را به شرح زیر به اطلاع همگان برسانیم:
میپرسیم شما که از حمله به دانشگاهها صحبت میکنید پس چرا بیان نمیکنید که چه کسانی با چوب و چماق و آجر در سنگر آزادی بر سر ملت آزاد ما میکوفتند و با تمام قدرت تلاش میکردند که خود را مظلوم جلوه دهند؟
و باز سؤال میکنیم چرا برای دانشگاهیان روشن نمیکنید که در شب صدور بیانیه شورای انقلاب تعدادی از اساتید به چه دلیل نیمهشب به زور وارد دانشگاه شدند؟ الف) آیا در آن ساعت از آن شب بهخصوص کادر علمی بهدنبال کار علمی اینطور مصرانه وارد دانشگاه شده است. ... ب) آیا مقاصد دیگری مثل تشکیل جلسات شبانه جهت مطالعه و بررسی چگونگی اتخاذ موضع و احتمالاً نوع مبارزه علیه طرح تعطیل دفاتر سیاسی دانشگاه را دنبال نمیکنند؟...
ج) آیا امکان وجود مدارک و وسایل تهیه طرحها و نقشههای توطئههای ضدانقلاب که مرکز صدورش دانشگاههاست در دفاتر این گروهها بسیار محتمل نیست و دراینرابطه نیست که آقایان سراسیمه برای رفعورجوعکردن قضیه به طریقی نیمهشب خود را به دانشگاه رساندهاند؟»
در ادامه بیانیه، ضمن اشاره به اخلال این عده در طرح پاکسازی دانشگاه از عوامل رژیم گذشته، بیتوجهی آنان به مصوبات شورای انقلاب و اهانت به آن، اهانت به انقلابیون راستین و پایمالکردن خون شهیدان و معلولان انقلاب دانسته و تأکید شده است که قاطعانه در مقابل آنها ایستادگی خواهد شد.
در پایان بیانیه خطاب به این عده از اساتید توصیه شده است که «دست از این اعمال انحصارطلبانه ضدمردمی و ضداسلامی خود بردارند و سوءاستفاده از نام دانشگاه را کنار گذاشته و بیانیههای خود را تحت همان نام کانون مستقل دانشگاهیان مارکسیست منتشر کنند و با لشکرکشی به شورای آموزشی، آن را به جامعه دانشگاهی متعهد قالب نکنند.» (2)
در دانشگاه شیراز، کارکنان سلفسرویس تا ساعت 8 صبح امروز، به گروههای سیاسی مهلت دادند تا دفاتر خود را در این دانشگاه تخلیه کنند، در غیر این صورت دست از کار خواهند کشید. رسول نیرومقام مسئول امور غذایی سلفسرویس دانشکده پزشکی، در گفتوگویی با خبرنگار خبرگزاری پارس گفت: «درصورت عدم تخلیه امروز صبح، کارکنان سلفسرویسها در سر کار خود حاضر خواهند بود، اما دست از کار خواهند کشید.» (1)درباره این دانشگاه همچنین علی دانشمنفرد استاندار فارس، به آقای مهریار رئیس دانشگاه شیراز، پیامی بدین شرح ارسال کرد: «طبق اطلاع، تعدادی از گروههای سیاسی در بعضی از دانشکدهها اقدامی مبنیبر تخلیه دفاتر خود ننموده و حتی درزمینه برقراری دفاتر خود پافشاری میکنند. ازآنجاییکه سیاست دولت جمهوری اسلامی ایران بر این است که تمام اقشار در شرایط کنونی مملکت بایستی دست از تفرقه و نفاقافکنی بردارند و برای مقابله با دشمن همه در یک سنگر قرار گیرند، بنابراین لازم است با مسئولین دفاتر گروههای سیاسی تماس و آنها را وادار نمایند که برحسب دستور شورای انقلاب اسلامی ایران دفاتر خود را تخلیه نموده و چنانچه مسامحهای دراینزمینه رخ دهد، مسئولین دانشکدهها و همچنین مسئولین دفاتر مسئول عواقب بعدی خواهند بود.» (2)
در دانشگاه مشهد دکتر غلامعلی ادریسیان رئیس این دانشگاه، در تماس با خبرنگار انقلاب اسلامی اطلاعیه ای را بدینشرح قرائت کرد:
«شورای دانشگاه پس از بحث و گفتوگو مراتب زیر را به اتفاقآرا به تصویب میرساند. شورای دانشگاه مشهد نهایت تأسف خود را از اینکه شورای انقلاب بدون هیچ مشورتی با مسئولان دانشگاههای کشور تصمیماتی چنین خطیر را اتخاذ نموده است، اعلام میدارد. شورای دانشگاه مشهد معتقد است که اقدامات اخیر که تحت عنوان انقلاب فرهنگی صورت میگیرد هم ازنظر زمان انتخابشده که مبارزه ضدامپریالیستی ملت ما در اوج خود بوده است و هم از جهت شیوه اجرا که موجب هتک حرمت دانشگاهها و جنبش ضداستبدادی ایران را فراهم آورده بسیار نامطلوب میداند. شورا به ضرورت یک دگرگونی بنیادی و همهجانبه در نظام آموزشی کشور اعتقاد کامل دارد. این دگرگونیها منحصراً باید بهدست دانشگاهیان صورت گیرد. شورای دانشگاه هتک حرمت مقام محترم انتخابی دانشگاه مشهد را که توسط آقای استاندار خراسان صورت گرفته و همچنین تجاوز آشکار به حریم مقدس دانشگاه را که توسط ناآگاهانی تحریکشده انجام پذیرفته، شدیداً تقبیح کرده و از مسئولان مملکت میخواهد تا هرچه زودتر از دانشگاه مشهد اعاده حیثیت به عمل آید.» سپس رئیس دانشگاه مشهد افزود: «من منتخب اکثریت دانشگاهیان هستم، ولی استاندار آقای غفوریفرد، ضمن تماس تلفنی به من گفت که باید استعفا کنید و من جواب دادم که استعفا نمیکنم و این دانشگاهیان هستند که میتوانند از من بخواهند که ادامه بدهم و یا استعفا بدهم و بههیچوجه قصد استعفا هم ندارم.» (3)
درپی حوادث اخیر دانشگاه جندیشاپور اهواز، 200 تن دیگر نیز دستگیر شدند و با 700
نفری که پیشتر دستگیر شده بودند، جمع آنها به بیش از 900 نفر رسید. تا ظهر امروز، حدود 650 تن از این افراد از زندان آزاد شدند. آزادی این عده با کفالت یا بدون کفالت انجام شده و دیگر دستگیرشدگان که فعلاً در بازداشت موقت هستند درصورتیکه جرمشان محرز نشود یا اتهام آنها ضعیف باشد آزاد میشوند. به گفته مقامات مسئول، اشکال کار در این است که تحریکات عوامل منحرف و فعال چپنما که در بین دستگیرشدگان هستند، باعث تأخیر در کار دادسرا میگردد. مشکل دیگر این است که افراد پس از ابلاغ حکم آزادی به آنان، حاضر به خارجشدن از زندان نیستند و این معلول تلقینهایی است که عوامل منحرف برای ایجاد بدبینی به دولت جمهوری اسلامی و دادگاه انقلاب انجام میدهند؛ ازجمله بهتازگی شایع کردهاند که دادگاه چند تن از دستگیرشدگان را اعدام کرده است و این شایعه مغرضانه ای بیش نیست. (1)
درباره تبعات حوادث دانشگاه گیلان، سپاه اطلاعیه ای صادر کرد که در آن آمده است: «این عناصر وابسته به شرق [و] غرب از طرق مختلف دست به تضعیف جبهه متحد مردم ما دربرابر شیطان بزرگ امریکا میزنند، از قبیل پخش شایعات در سطح شهر و حمله به خوابگاه خواهران عضو انجمن اسلامی دانشگاه گیلان و ازبینبردن
وسایل شخصی آنان که انسان را به یاد حمله مغولها و هیتلر و دیگر جباران تاریخ میاندازد.
با شناسایی خواهران و برادران مسلمان متعهد و تهدید و فحاشی و مورد ضربوشتم قراردادن این برادران و خواهران که شاید از این طریق بتوانند کاری بکنند که این عزیزان دست از عقیده و ایمان خود بردارند. ما از تمامی مردم غیور و مسلمان رشت میخواهیم که بهمحض مشاهده این اشخاص آنان را دستگیر و تحویل به سپاه دهند تا ما آنان را مطابق با قوانین اسلام بهشدت مجازات نماییم.» (2)دراینحال درباره حوادث این دانشگاه، امروز، روزنامه جمهوری اسلامی خبر داد: «حجتالاسلام امامی کاشانی سرپرست دفتر تبلیغات امام در تهران و مدرسه عالی شهید مطهری که هفته گذشته دررابطهبا وقایع دانشگاهها به رشت رفته بود در آن شهر مورد سوءقصد عناصر و عوامل ضدانقلاب قرار گرفت. در این حمله پاسدار ایشان که رضا جهانبینی نام داشت به شهادت رسیده و حجتالاسلام امامی کاشانی بحمدالله جان سالم به در بردند.» (3)همچنین آیتالله لاهوتی امامجمعه رشت در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری پارس در رشت گفت: «عوامل ضدانقلاب که همچون اختاپوس به اشکال گوناگون به انقلاب ما لطمه میزنند باید بدانند که شکست آنان حتمی است.» لاهوتی همچنین درمورد بازداشتشدگان وقایع اخیر رشت گفت: «امیدوارم کلیه این افراد چنانچه جرمی مرتکب نشدهاند، آزاد شوند و من شخصاً آرزو دارم همه آنها آزاد شوند.» (4)
195
در پیگیری انفجارهای دیروز تهران، هرچند امروز، چند مظنون دستگیر شدند، اما سرنخ قابلملاحظه ای به دست نیامد و قضیه در حد تحلیل و اعلام مواضع ادامه یافت. دراینحال مسئولان انتظامی و امنیتی برای جلوگیری از تکرار اینگونه حوادث تدابیری اتخاذ و اعلام کردند.
آیتالله مهدوی کنی سرپرست وزارت کشور، با صدور اطلاعیه ای ضمن تشریح تدابیر امنیتی که درپی حوادث روز گذشته در تهران، اتخاذ شده است تأکید کرد برای جلوگیری از تکرار اینگونه حوادث و برقراری امنیت، کمیته مشترکی از سپاه پاسداران، کمیته مرکزی و شهربانی کل کشور تشکیل میشود که حفظ نظم و امنیت را به عهده
خواهد گرفت. سرپرست وزارت کشور افزود: همچنین از نیروهای مردمی که در اوایل انقلاب در محلها پاسداری میدادند طبق ضوابط خاصی دعوت به عمل میآوریم
که برای مقابله با اینگونه حوادث به کمک مأموران، پاسداری و حفظ امنیت محلهای مختلف را به عهده بگیرند
و قطعاً با آشنایی که این افراد با محلهای خود دارند میتوانند در حفظ آرامش و امنیت محل مؤثر باشند. همچنین بهمنظور آشناکردن مردم و تعلیمدادن به آنها در برخورد با موارد مشکوک، از متخصصان شهربانی دعوت شده که در رادیو و تلویزیون راه خنثیکردن بمب و مواد منفجره را به عموم مردم آموزش دهند. وی اضافه کرد ستاد بسیج ارتش بیستمیلیونی نیز تمام افراد ستاد را در سراسر کشور برای مقابله با اینگونه حوادث تعلیم داده و بسیج خواهد کرد. (1)
میرسلیم معاون وزارت کشور و سرپرست شهربانی نیز صبح امروز در یک تماس تلفنی با خبرنگار انقلاب اسلامی گفت که بهمنظور برقراری امنیت گروه ضربتی تشکیل شده است که در شهر مبادرت به کنترل خواهد کرد و در شب نیز به کار کنترل شهر ادامه خواهد داد. این ستاد از دیشب، شروع به کار کرده است و با همکاری شهربانی، کمیته و با سپاه پاسداران فعالیت میکند. (2)
بنیصدر نیز در گفتوگویی تأکید کرد که شبکه ضدانقلاب که در توطئه امریکا دست داشتهاند تا حدودی شناسایی شده است و مرکز این گروه در تهران و پاریس بوده است. رئیسجمهور افزود عاملان انفجار در تهران شناسایی شدهاند و کسانی که دست به انفجار روز گذشته زدهاند با بختیار در تماس بودهاند. (3)
از سوی دیگر، 4 خبرنگار مجله اشترن که اسامی آنان هوبز، جاکوبی، فیبین و کارت اعلام شد، با هشیاری افراد کمیته مرکزی در هتل کنتینانتال دستگیر شدند. درپی تماس وابسته مطبوعاتی سفارت آلمان با وزارت ارشاد، تحقیقات و سؤال از وزارت امور خارجه نشان داد که از مجله اشترن، خبرنگاری در ایران فعالیت نمیکند. ابوالقاسم صادق مدیرکل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد ملی، در تماس با بامداد ضمن اظهارات یادشده گفت که این 4 نفر آلمانی با 3 روزنامهنگار، پانزده روز پیش به ایران آمده بودند که درارتباطبا بمبگذاری در تهران دستگیر شدند. وی گفت در تماسی که با کمیته مرکزی گرفته شد معلوم گردید که این 4 نفر با ویزای توریستی به ایران آمدهاند و در انفجارهایی که دو روز گذشته در تهران رخ داد اتومبیلهای آنان در محل بمبگذاری در رفتوآمد بودهاند. ابوالقاسم صادق افزود: این 4 نفر درحالحاضر در کمیته مرکزی بازداشت هستند و تحقیقات از آنان ادامه دارد، وی سپس گفت: اگر اینها خبرنگار هستند به چه علت ازطریق قانونی ویزا نگرفته و با وزارت ارشاد ملی برای گرفتن کارت خبرنگاری در ایران تماس نگرفتهاند. (4)
196
اعلامیهها و مواضعی که امروز، درباره انفجارهای دیروز تهران صادر و اعلام شد ازنظر تنوع جریانهای سیاسی و دیدگاههای مطرحشده قابلملاحظه است. در دو اعلامیه که از طرف سازمان چریکهای فدایی خلق و حزب جمهوری اسلامی صادر شد، این انفجارها محکوم شده است.
سازمان چریکهای فدایی خلق امروز با انتشار اعلامیه مفصلی، انفجار بمب در اماکن عمومی تهران را که موجب مجروحشدن دهها تن و کشتهشدن عدهای از مردم شده است، جزئی از نقشههای وسیع و همهجانبه امپریالیسم امریکا علیه مبارزات ضدامپریالیستی دمکراتیک مردم ایران دانست که توسط عوامل داخلی آن به اجرا گذاشته شده است. (1)
اما حزب جمهوری اسلامی نگاه دیگری به موضوع دارد. روزنامه جمهوری اسلامی ارگان حزب جمهوری اسلامی در گزارش خود از انفجارهای دیروز تهران تحت عنوان "موج بمبگذاری امریکا در تهران" { قبل از شرح وقایع روز گذشته} نوشت: «ضرورت احیای کمیتهها و تقویت و تجهیز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیشتر ازپیش مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است.» این روزنامه سپس با نقل تلفنهایی دراینباره، افزود: «به عقیده بسیاری از مردم... تضعیف آنها چیزی جز یک توطئه امریکایی نبوده که مشترکاً بهوسیله خلقیها و غربگراها اجرا شده است.» جمهوری اسلامی در ادامه با اشاره به شروع یک جنگ روانی نظامی تربیتی علیه انقلاب آورده است: «در این نبردها
یک سازمان چپ امریکایی {سازمان چریکهای فدایی خلق} نقش عمدهای را دارد و رهبران آن ازسوی امریکا وعده حکومت گرفتهاند. ... انتظار میرود ظرف چند روز آینده، چند مرکز اسلامی و مردمی ازجمله دفاتر مطبوعات اسلامی منفجر شوند. سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر 3 نفر از عناصرش را مأمور انفجار دفتر روزنامه جمهوری اسلامی کرده است.» (2)
197
در فضای خاص بعد از پیروزی انقلاب و رقابت جریانهای مختلف مذهبی و غیرمذهبی در جلب حمایت طبقات محروم ازجمله کارگران، اهمیت خاصی به روز جهانی کارگر {اول ماه مه، یازدهم اردیبهشت} داده شد. در سال گذشته، برای اولین بار مراسم این روز را، جمهوری اسلامی با سرمایهگذاری وسیعی برگزار کرد.(3)امسال نیز جریانهای مذهبی در تدارک مراسم این روز هستند.
حزب جمهوری اسلامی که از فعالان این قضیه است در روزنامه ارگان خود خبر داد که امروز، اطلاعیه شماره7 ستاد برگزاری مراسم روز کارگر {مستقر در خانه کارگر} صادر شد. در این اطلاعیه ستاد مزبور تعدادی از گروهها و سازمانهای حمایت کننده را اعلام کرده است. به نوشته روزنامه مزبور، همچنین در این اطلاعیه آمده است: «اکنون که امپریالیزم تجاوزکار امریکا حریم حاکمیت
ملی ما را شکسته است و تمامی دولتهای دستنشاندهاش را در مقابل ملت ما بسیج نموده است، بهمنظور بزرگداشت روز جهانی کارگر و ابراز انزجار نسبت به امریکای جهانخوار و همبستگی با تودههای مستضعف تحتستم دنیا روز 11 اردیبهشت ساعت 9 صبح، از مسیرهای زیر بهسوی جاسوسخانه امریکا راهپیمایی خواهیم نمود. ضمناً شروع برنامه در ساعت 10:30، در جلوی لانه جاسوسی خواهد بود.» در ادامه مسیرهای راهپیمایی اعلام گردیده است. (1)
198
درحالیکه حزب رنجبران مدعی رفاقت با نظام است، برخوردهای دشمنانه این حزب با حزب توده که آن هم از همین نوع دعاوی برخوردار است، جلب نظر میکند. درواقع روسیبودن حزب توده آنقدر موجب کینه این چینیهای ایرانی است که حتی وقتی گرایشهای مسالمتآمیز در رهبری سازمان چریکها پیدا میشود و بخش عمده مرکزیت آن در برخورد با نظام تمایلاتی نظیر حزب توده نشان میدهد، این گروهِ مدعیِ هواداری از نظام، بهشدت برآشفته میشود. ازجمله در شماره امروز رنجبر ارگان این حزب مطلبی با عنوان "مبارزه با چپنماها و مسئله آزادی" درج شده که در آن آمده است: «ما معتقدیم که در مبارزه با چپنماها در درجه اول، باید بین صفوف آنان تفاوت قائل شد و همه آنان را بدون تفکیک و تمایز مورد حمله یکسان قرار نداد. در رأس خائنین به خلق، باند مزدور کیانوری در حزب توده قرار دارند که باید عمیقاً نقش اساسی در میان چپنماهای وابسته به روسیه(2)و در کنار سران حزب توده، رهبری غاصب سازمان چریکها قرار دارند. سران حزب توده و رهبری غاصب چریکها بهموازات هم با چنگودندان میکوشند تا ایران را وابسته به روسیه سازند.» (3)
این درحالی است که اتفاقاً همین امروز در روزنامه نامه مردم مطالبی درج شده است که کاملاً با مفهوم چپنمایی مذکور در نوشته حزب رنجبران فاصله دارد، ازجمله در مطلبی با عنوان "وظیفه مبرم انقلابی همه انقلابیون ایران" چنین آمده است: «ما باید با چشم باز، با دل بیدار، با هشیاری کارساز دو نکته اساسی را در این لحظات حساس، که تجاوز مفتضحانه امریکا در نزدیکی طبس با تمام ریشهها، پیوندها و تدارکاتش تردیدی در حساسیت آن باقی نگذاشته است، همواره و بهطور مشخص به یاد داشته باشیم، از چه دفاع میکنیم و چگونه دفاع میکنیم. ... از این نظام جدید، یعنی جمهوری اسلامی ایران، با همین شکلی که دارد، با همین کم و زیادها، با همین کاستیها و فزونیها که دارد، با همه عناصر و عواملی که برخی یا بسیاری از آنها میتوانند این یا آن فرد یا نیروی انقلابی را به حق یا به ناحق خوش نیاید، باید دفاع کرد. با تمام نیرو و با تمام وسایل و از تمام را هها دفاع کرد. زیرا این نظام در سمت ضدامپریالیستی است، در کار گشودن بندهای
اسارت و پارهکردن زنجیرهای وابستگی است. این است عمده و هیچ انقلاب راستینی حق ندارد آن را فراموش کند، حق ندارد غیرعمده را عمده کند. ... کم نیستند کموکاستیها یا سیاستهای غلط و روشهای نادرست یا کمبودها و زیادهرویها، که با ماهیت انقلاب ضدامپریالستی، خلقی و دمکراتیک ما نمیخوانند. کم نیستند مواردی گاه جانکاه و دردناک که اگر آنها را ببینیم و از زمینه عمومی انقلاب و نبرد با امپریالیسم و دسایس گوناگون آن چشم بپوشیم، کاملاً محق خواهیم بود که برافروخته شویم، ولی یک انقلابی آگاه و صدیق باید زمینه عمومی را ببیند، آنچه را که عمده است، تازمانیکه هست نادیده نگیرد، بر خشم و اعتراضی که انگیزههای به روزش گاه واقعاً موجه است، چیره شود و تمام شور انقلابی خود را با هشیاری و آگاهی، متوجه حل مسئله عمده کند.» (1)
199
حزب جمهوری اسلامی در شورای مرکزی خود طیف متنوعی از نگرشهای متفاوت را قرار داده است و همین تنوع خودبهخود در تنوع نگرش کاندیداها و شخصیتهای مرتبط با این حزب تأثیرگذار میباشد. مصاحبه امروز ارگان این حزب با یکی از کاندیداهای اصلح حزب در مرحله دوم انتخابات مجلس در تهران که وی را در کنار چهرههایی چون حبیبالله عسگراولادی و اسدالله لاجوردی قرار داده است، ازجمله راههای تبلیغ این چهرهها و نیز درواقع ترویج مواضع جناحی از این حزب است.
روزنامه جمهوری اسلامی در شماره امروز خود نوشت: خواهر دانشمند و مبارز خانم {گوهرالشریعه} دستغیب در مصاحبهای با جمهوری اسلامی شرکت کرد و به کلیه سؤالات خبرنگار ما درباره انقلاب فرهنگی، استقلال اقتصادی و سیاست خارجی دولت انقلاب پاسخ گفت. وی در پاسخ به این سؤال که باتوجهبه لزوم استقلال اقتصادی باید چه برنامههایی را در اولویت قرار داد،گفت: «با عنایت به اینکه استقلال سیاسی جامعه اصولاً آنگاه تحقق مییابد که بر پایه استقلال اقتصادی باشد، اینجانب اولویت را در برنامه کشاورزی {سنتی و مدرن} میدانم که باید سریعاً به آن پرداخت.» همچنین دررابطهبا سیاست خارجی گفت: «صرفاً و محضاً برپایه نه شرقی و نه غربی باید باشد که امیدست به دنیای کنونی جملگی بفهمانیم که چنین چیزی امکان دارد. ... و بهاصطلاح دو بزرگمرد تاریخ گذشته نزدیکمان مرحوم مدرس و مرحوم دکتر مصدق موازنه منفی، روابط با سایر کشورها واقعاً و حقیقتاً برپایه احترام متقابل نه از نوع آریامهری آن و پس از حصول اطمینان از این موضوع باید هرچه بیشتر با همه کشورها بهویژه مستضعفان آنها در گسترش روابط کوشا بود.» وی در پاسخ به این سؤال که برداشت شما از سرمایهداری چیست، گفت: «بنده با الهام از اعتقاد عمیق و ریشهای اسلامیام سرمایهداری را امالخبائث و علتالعلل همه بدبختیهای بشر میدانم و تا ریشهاش از بن کنده نشود آسایش روح و آرامش خیال را برای انسان محال میدانم البته باید توجه داشت سرمایهداری را نه سرمایه را، ریشه [کن] شدنش را طبق اصول مسلمه اسلامی نه هیچ مکتب دیگری.» (2)
ضمیمه اول گزارش179: گزارش مفصل یونایتدپرس از واشنگتن درباره سخنان امروز کارتر یونایتدپرس درباره نطق امروز کارتر گزارش نسبتاً مفصلی از واشنگتن مخابره و در آن به ملاقاتهای 24ساعت اخیر کارتر نیز اشاره کرد. در این گزارش آمده است: «کارتر طی نطقی اعلام داشت در تصمیمی که مبنیبر تجاوز به ایران گرفته بود کاملاً خود را محق میدانسته است. او به فاصله 24 ساعت، سهبار اعضای کنگره را به کاخ سفید احضار کرد و به آنان گفت مطمئنم که در تجاوز به ایران راه درستی را انتخاب کردهام. وی افزود از تصمیمی که این ملت نشان داد به خود میبالد و این تصمیم همچنان جلوهگر خواهد بود تا روزی که آخرین گروگان امریکایی به وطن خود برگردد. کارتر همچنین گفت ازبینرفتن گروهی در این ماجرا به اهمیت اقدام مزبور میارزیده است و اگر ما این کار را نمیکردیم شکست بیشتری برای ما بود. رئیسجمهور امریکا گفت مسلماً در این قبیل عملیات خطراتی وجود دارد، ولی ما مطمئن بودیم که میتوانیم گروگانها را نجات دهیم. ... او افزود شرایط سیاسی فعلی ایران و اوضاع جوی آن سرزمین هر نوع تکرار قریبالوقوع چنین اقدامی را منتفی ساخته است. ... با اشاره تلویحی به پخش گروگانها در سراسر کشور کارتر طی 31 دقیقهای که در این کنفرانس مطبوعاتی تلویزیونی شرکت داشت به سؤالات مختلفی که خبرنگاران میکردند پاسخ داد. او به خبرنگاران گفت: با بقایای کماندوهایی که برگشتهاند ملاقات کرده و فهمیده است که آنها هم در این تأسف او درباره ناکامی چنین مأموریتی سهیماند. از او پرسیدند که آیا راه شرافتمندانهای برای پایان این بحران وجود دارد، ولی کارتر جواب درستی نداد و اضافه کرد ایران دارد جنایتی را مرتکب میشود. او همچنین به اجساد سوخته 8 مأمور متجاوز امریکایی که ازسوی مقامهای ایرانی در معرض داوری خبرنگاران داخلی و خارجی گذاشته شده بود، اشاره کرد. از کارتر پرسیدند آیا هیچ طرحی برای یک کنفرانس عالی سران غرب بهمنظور یافتن راهحل بحران ایران و امریکا در نظر دارد؟ و او پاسخ داد ضرورتی برای این کار نمیبیند، زیرا متحدان امریکا درمورد سیاستهای اساسی واشنگتن تردیدی ندارند. از او پرسیدند که به چه دلیل زمان عملیات را در این موقع معین کرده بود؟ و او گفت موقعشناسی ما درست بوده است، زیرا به چند ماهی که میان گروگان گیری و اقدام ما فاصله بوده نیاز داشتهایم تا بتوانیم تلاشهای دیپلماتیک را ادامه دهیم. درعینحال تمرینهای متعددی را چه درمورد رهایی گروگانها و چه عملیات نجات انجام میدادیم و هنگامیکه دست به اقدام اخیر زدیم همه کسانی که در این نقشه دست داشتهاند معتقد بودند که شانس بسیار خوبی برای موفقیت ما وجود دارد. کارتر افزود اگر این نقشه را به تأخیر میانداختیم شانس موفقیت کمتری داشتیم و آن هم بهخاطر عواملی از قبیل کوتاهشدن شبها، حرارت هوا و بادهای پرفشار کویر ایران بود. کارتر بار دیگر تأکید کرد بهخاطر اقداماتی که امریکا در گذشته و حال علیه ایران انجام داده، معذرت نخواهد خواست زیرا گناهی را متوجه خودش نمیداند!
کارتر اضافه کرد به دلایل امنیتی نمیتواند درمورد عملیات اخیر جزئیات بیشتری را افشا کند جز اینکه این قسمت آسانترین قسمت عملیات ما بوده است. کارتر گفت قسمتی از نقشه تاکنون اجرا شده، یعنی رخنه به درون خاک ایران، در اول به نظر میرسید که از همه قسمتها مشکلتر باشد. قدم دوم بر این منوال بود که گروه کماندویی را در منطقه دورافتادهای فرود آوریم و اگر همه کارها بر وفق مراد پیش میرفت کماندوها قسمت بعدی برنامه را اجرا میکردند. او افزود قبل از اقدام به این نتیجه رسیدیم که اگر کمتر از 6 هلیکوپتر بفرستیم موفقیت ما بسیار بعید خواهد بود و وقتیکه براثر سوانحی تعداد مزبور در کویر ایران کمتر شد فرمانده کماندوها برنامه را قطع کرد و من هم پیشنهاد او را تأیید کردم. سؤال مهمی که از کارتر شد درباره ونس و ارتباطش با این ماجرا بود. کارتر گفت اولاً باید بگویم که برژینسکی مشاور امنیتی من در سیاست خارجی نفوذی ندارد و دیگر اینکه ونس ترجیح میداد که چنین عملیاتی در ایران انجام نشود که بوی عملیات نظامی داشته باشد. کارتر گفت همه ما به این نتیجه رسیده بودیم که اگر این عملیات با توفیق روبهرو شود و حتی بدون موفقیت کامل باشد به ختم این بحران کمک خواهد کرد. کارتر افزود اگر در این کار موفق میشدیم دیگر ضرورتی به تحریم اقتصادی ما و متحدانمان علیه ایران نبود. از او پرسیدند که خیال نمیکرد در این عملیات، گروهی از گروگانها کشته شوند و او پاسخ داد پایاندادن به این بحران اگر هم به قیمت جان گروگانها تمام میشد ما بدان اهمیتی نمیدادیم.» (1)
1) روزنامه کیهان، 10/2/1359، ص4.
ضمیمه دوم گزارش179: متن کامل بیانیه بنیصدر خطاب به امام خمینی
متن بیانیه بنیصدر خطاب به امام خمینی که امروز، در روزنامه انقلاب اسلامی درج شد، چنین است: «حضور مبارک حضرت آیتاللهالعظمی امام خمینی، از زمان اطلاع از تجاوز امریکا، دولت اقدام برای برانگیختن وجدان عمومی بشری به مخالفت به این رویه مداخلهجویانه را شروع کرده است. پس از دریافت رهنمود شما، انجام اقداماتی به این شرح در دستور کار مسئولان قرار داده شد:
دعوت از دفتر کشورهای اسلامی به ایران برای ملاحظه آثار تجاوز امریکا.
دعوت کشورهای غیرمتعهد به اجلاس فوقالعاده.
دعوت از دبیرکل سازمان ملل متحد برای فرستادن هیئتی به ایران.
دعوت از جامعه اروپایی و ژاپن برای ملاحظه آثار تجاوز.
دعوت از سندیکاها و نهضتهای رهاییبخش و احزاب مستقل و متعهد برای فرستادن نماینده به ایران و ملاحظه دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران و ملاحظه جنایت امریکا.
باتوجهبه تبلیغاتی که امریکا از دیروز، برای پوشاندن زشتی تجاوز خود و تیرهکردن چهره انقلاب اسلامی ما شروع کرده است و باتوجهبه اینکه تضمینی وجود ندارد که دولت امریکا اجساد را به خانواده آنها تحویل دهد، اینطور عمل شد که جنازهها دراختیار نماینده صلیبسرخ و نماینده دولت سوئیس تحویل داده شود تا به خانوادههایشان تحویل دهند، بدیهی است طبیعت تجاوزگر عوض نمیشود و تا وقتیکه قدرت سلطهگر وجود دارد تغییر رویه را نمیتوان انتظار داشت. لذا مردم جهان و نیز مردم امریکا باید از راه مبارزه قاطع و بیامان، خود را از شر این قدرت شیطانی رها سازند، امروز مبارزه با ابرقدرتها نهتنها ازلحاظ آزادی بشری ضرورت تام دارد، بلکه نجات تمدن و موجودیت بشر، در گرو این مبارزه تعیینکننده است. تجاوز امریکا بیانگر تلاش این قدرت شیطانی برای حفظ و تداوم سلطه بر جهان است و همین امر خود مبین درجه وخامتباربودن تجاوز و اندازه خطر آن برای تمام بشریت است. این امور باید بهطور مرتب برای افکار عمومی جهان تشریح گردد تا بشریت پی ببرد که طبیعت انقلاب اسلامی ما و نوع رهبری امام دیگر است. این انقلاب نجات تمدن بشری را از خطری هدف قرار داده است که هرلحظه با بزرگترشدن ابعاد تجاوزات ابرقدرتها مهیبتر میگردد. به خواست خداوند بزرگ بشر به مضمون اصل پیام امام توجه خواهد کرد و راه نجات و سعادت را خواهد جست.
فرزند شما
ابوالحسن بنیصدر» (1)
{بنیصدر در بیانیهای خطاب به امام خمینی برنامه گردهمایی بررسی جرائم امریکا را تشریح کرد. }
ضمیمه گزارش190: متن کامل پیام جلال طالبانی به امام خمینی
متن کامل پیام جلال طالبانی دبیرکل اتحادیه میهنی کردستان عراق به امام خمینی که امروز، خبرگزاری پارس آن را مخابره کرد به این قرار است: «حضرت آیتاللهالعظمی امام خمینی مشعلافروز انسانی رهبر عالیقدر
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 9/2/1359، ص1.
انقلاب اسلامی، با خشم و شگفتی فراوان خبر تجاوز خصمانه امریکا را به جمهوری اسلامی ایران دریافت کردیم، بدون شک امپریالیزم امریکا دشمن خونآشامی است برای تمام گروههای اسلامی و تمام مظلومین و مستضعفین جهان. توطئهچینی امریکا برضد انقلاب اسلامی به رهبری شما دنباله همان کینهتوزی اوست در سراسر دنیا و ازجمله همان کینهتوزی امریکا برضد برادران انقلابی شما است در عراق که به حکم اژدهای جهنمی دستنشانده استعمار صهیونیسم برضد انقلاب اسلامی انجام میگردد سراپا غرقه در هرگونه جنایتی است که حزب بعث برضد آزادیخواهان عراق انجام میدهد و نیز همان دستی که آلوده به خون آیتالله سیدمحمدباقر صدر است که با بدترین انواع شکنجهها به شهادت رسید.
از آزادیخواهان عراق از کرد، عرب و ترکمن در میان آنها سنی و شیعه است مجموعاً پیرو انقلاب اسلامی میباشند که برای سرکوبکردن استعمار و صهیونیزم قیام کرده و برای سرنگونکردن حکومت صدام تکریتی خائن دستنشانده امریکا کوشش مینماید. همان حکومتی که در نبرد آشتیناپذیر انقلابیون فلسطین و ایران و عراق به پیروی از برنامهای استعماری صهیونیستی و دشمنی با مظلومین قرار دارد. ما اعلام میداریم که تمام نیروهایمان را دراختیار انقلاب اسلامی ایران قرار میدهیم و با تمام امکانات خود در صف انقلاب اسلامی برای درهمکوبیدن استعمار میباشیم. خداوند شما را توفیق دهد در آنچه که به سود انقلاب و مسلمانان و تمام مظلومین است. درود بر شما و برکات خداوند.
جلال طالبانی، دبیرکل اتحادیه وطنی کردستان» (1)
ضمیمه گزارش192: متن کامل تلگرام شورای شهر مهاباد به امام خمینی و رئیسجمهور و درخواست آتشبس همراه تأکید برخواستههای حزب دمکرات
متن کامل این تلگرام که در روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده مورخ 13/2/1359 نیز درج شد چنین است:
«حضرت امام خمینی، رهبر عالیقدر ملت و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای دکتر ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهوری کشور اسلامی ایران
پس از درود و احترام، ما نمایندگان همه طبقات و اقشار مردم منطقه مهاباد که با شرکت شورای شهر در یک جلسه همگانی گرد هم آمدهایم قبل از هر چیزی با ابراز تنفر عمیق از تجاوز امپریالیسم خونخوار امریکا به خاک ایران، این تجاوز را شدیداً محکوم میکنیم و با شوروشوق و قاطعیت اعلام مینماییم که خلق کرد، دوشبهدوش همه خلقهای ایران، از جمهوری اسلامی ایران و استقلال و آزادی این میهن بزرگ خود دفاع خواهد کرد و از رهبری قاطع و ضدامپریالیستی امام خمینی پشتیبانی نموده و خواهد نمود. با احساس عمیقترین مسئولیت نسبت به انقلاب شکوهمند ایران و حفظ و تحکیم دستاوردهای آن در قبال تجاوزات راهزنانه امپریالیسم خونخوار امریکا و توطئههای رژیم سفاک بعثی عراق، با درک علاقه عمیق نسبت به موجودیت و استقلال و تمامیت ارضی میهن عزیزمان ایران و با انگیزه پاکترین پیوند قلبی نسبت به وحدت و دوستی و برادری خلقهای ایران، توجه حضرت امام خمینی و رئیسجمهوری را به این پیام معطوف میداریم
و نظرات و پیشنهادهای
خود را برای خاتمهدادن
به جنگ برادرکشی، احقاق
حقوق مشروع خلق کرد، و تحکیم اتحاد خللناپذیر خلقهای کشورمان علیه امپریالیسم، به سرکردگی امپریالیسم امریکا و صهیونیزم و بقایای رژیم مخلوع پهلوی در چند بند زیر تقدیم و برای اجرای آنها، که به اعتقاد راسخ ما یگانه راه خروج از بنبست است، از حضرت امام خمینی و از رئیسجمهوری اسلامی ایران، استمداد مینماییم.
مصرانه خواهشمندیم دستور فرمایند در کلیه شهرها و نقاطی که درگیری جریان دارد، آتشبس اعلام گردد. از گروههای سیاسی دیگر نیز مصرانه میخواهیم که به این آتشبس بیدرنگ لبیک گویند و آن را با قاطعیت مراعات و اجرا نمایند و به خاموششدن جنگ برادرکشی با تمام نیرو و توانایی خود صادقانه کمک کنند.
کلید مشکلگشای مسئله کردستان رفع ستم ملی از خلق کرد بر مبنای پیام تاریخی امام خمینی است، که مبشر رفع تبعیض از خلق کرد و تأمین حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن است و خلق کرد اینهمه به آن دل و امید بسته است، تمنا داریم طرح ششمادهای پیشنهادی حزب دمکرات کردستان ایران
1) سند شماره 185289 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
را که آقای رئیسجمهور اعلام کردهاند مورد قبول ایشان و دیگر مقامات رهبری جمهوری اسلامی ایران نیز قرار گرفته است، هرچه زودتر رسماً اعلام فرمایید.
طبیعی است که پس از اعلام طرح ششمادهای، که اصول کلی رفع ستم ملی از خلق کرد را معین مینماید، هیئتی ذی صلاح با قدرت تصمیمگیری ازجانب دولت مأمور شود تا به کمک و همکاری مردم کردستان، قانون و آییننامه اجرایی اصول مصوبه این طرح را تهیه و به تصویب دستگاههای قانونی کشور برساند و برای ترمیم خرابیها و دلجویی از مردم، تدابیر لازم را اتخاذ نماید.
خواهشمندیم دستور فرمایید حالت محاصره اقتصادی که بر مناطق مختلف کردستان از قبیل مهاباد، پیرانشهر، بانه، بوکان، اشنویه، سقز، سنندج و اورامانات و غیره ایجاد گردیده، فوراً برطرف شود. این محاصره برخلاف اصول اسلامی و نص صریح قرآن است که درنتیجه کمبود کالا صدها هزار خانواده مستضعف و مردم در عذاباند و گرانی بر دوش آنها هرروز طاقتفرساتر و خطر شیوع وبا و دیگر امراض واگیر، بسیاری از مناطق کردستان را تهدید میکند. اطمینان داشته باشید که با این گامهای درست و اسلامی و انسانی، آب بر آتش خواهید پاشید که هر آن ممکن است وسعت گیرد و صدها و هزاران انسان بیگناه را در لهیب خود به خاکستر مبدل سازد.
اگر پیشنهادهای ما که در 4 ماده فوق به عرض رسید اجرا شود، کمترین شکی نیست که علاوهبر اجرای حق و عدالت درمورد خلق ستمدیده کرد، پایههای دوستی و وحدت خلقهای ایران و استقلال و تمامیت ارضی ایران، بیشازپیش استحکام خواهد یافت.
به امید اقدامات عاجل به نمایندگی ازطرف جلسه همگانی نمایندگان طبقات و اقشار منطقه مهاباد، شورای شهر مهاباد.» (1)
1) روزنامه نامه مردم، 13/2/1359، ص2.
200
ابعاد پنهان قضیه طبس و عناصر درگیر در آن همچنان مخفی مانده است؛ ازاینرو کوچکترین حاشیه خبری دراینباره بهشدت جلبتوجه میکند.
با پنهانکاری موفق امریکا، فقط اطلاعات مربوط به بخش کشفشده عملیات نجات، آنهم بهدلیل وقوع حادثه عجیب نیمهشب صحرای طبس علنی شده است. تاکنون مقامات امریکایی پذیرفته بودند که در این مأموریت فقط 90 کماندو با 8 هلیکوپتر و 6 فروند هواپیمای سی130 شرکت داشتهاند،(1)اما امروز، یک ژنرال امریکایی بهصراحت اذعان کرد که «ما از کمک شایان از خارج از محوطه سفارت برخوردار بودیم.» (2)نیویورک تایمز در گزارشی به نقل از مقامات نظامی امریکا، این مسئله را طرح کرد و بلافاصله این خبر بهوسیله خبرگزاریها ازجمله رویتر و پارس در حد وسیعی در جهان انتشار یافت. براساس این گزارش، مقامات مزبور اعلام کردهاند کلیه مأموران امریکایی که برای کمک به عملیات نجات گروگانها به ایران نفوذ کرده بودند، به سلامت از این کشور خارج شدهاند. (3)نیویورک تایمز افزوده است: آنان بیسروصدا از همان راهی ایران را ترک کردند که در اوایل ماه ژانویه وارد این کشور شده بودند! نیروهای مزبور که تعدادشان افشا نشده است، شامل افراد "نیروهای مخصوص" امریکایی بودهاند و درمجموع بالغ بر 100 نفر میشدهاند که نیمی از آنها قرار بود به سفارت امریکا در تهران حمله کنند و نیمی دیگر را خدمه هواپیما، افسران مخابرات و دیگر نیروهای پشتیبانی تشکیل میدادند. جاسوسان مزبور همگی خود را بهصورت بازرگانان اروپایی در ایران جا زده بودند. به نوشته این روزنامه، افراد نیروهای مخصوص که در تهران نفوذ کرده بودند وابسته به واحدی در اروپا هستند که به زبانهای اروپایی صحبت میکنند. آنها انباری را در تهران خریده بودند که قرار بود بهعنوان محل عملیات آنها برای حمله به سفارت امریکا مورد استفاده قرار گیرد. (4)به گزارش خبرگزاری پارس، وزارت دفاع امریکا در مواجهه با اینگونه خبرها فقط اعلام کرد: «کلیه افراد درارتباطبا این مأموریت اکنون خارج از ایران به سر میبرند.» (5)
از سوی دیگر، در ایران نیز حساسیتها و سؤالات مربوط به شناسایی عوامل مرتبط با حمله طبس جدی است، اما پاسخ مسئولان کلی و فقط برای رفع تکلیف میباشد.
به نوشته روزنامه اطلاعات، در گزارش یک نشست مطبوعاتی که امروز برگزار شد از دکتر بهشتی سؤال شد: آنچه مسلم است در حمله نظامی امریکا به ایران، گروههایی از ایران با آنان همکاری داشتهاند. آیا درمورد همکاری گروههای ایرانی، شناسایی به عمل آمده و چه کسانی از داخل کشور با امریکا دراینزمینه همکاری داشتهاند و آنان در چه سازمانهایی به کار مشغول هستند؟ دکتر بهشتی در پاسخ گفت: از چند ماه پیش گزارشهایی دریافت میکردیم که گروهها و چهرههایی در توطئههایی شرکت دارند و این گروهها و چهرهها همواره تحتتعقیب بوده و هستند و تا حدودی هم شناساییهایی به عمل آمده و تا تحقیقات کافی به عمل نیاید نمیتوان مطلب مفصلتری دراینباره اظهار کرد. بهمحض اینکه کار به مرحله ای که مورد نظر هست رسید، موضوع کلی گزارش به اطلاع ملت عزیز ایران خواهد رسید. (1)
این درحالی است که پس از بروز حادثه طبس، ازطرف جریانهای مختلف موافق و مخالف نظام، فشارهای مشترکی درمورد ضرورت بررسی، پیگیری و روشنشدن ابهامات موجود در حادثه طبس به نظام وارد میشود که بهخصوص در وضعیت بحران کنونی کردستان، ناگزیر، آسیبهایی به آن وارد میکند. برای نمونه، مطلبی از جریانهای موافق نظام ذکر میشود که نشانه چنین اشتراکی است.
امروز اعلام شد که جهاد سازندگی یزد نیز شهادت فرمانده سپاه یزد را مشکوک خوانده و در تلگرامی به امام خمینی تقاضای رسیدگی کرده است. به نوشته شماره امروز روزنامه انقلاب اسلامی متن تلگرام مزبور چنین است: «چون نحوه شهادت برادر عزیزمان محمد منتظرقائم فرمانده سپاه پاسداران یزد، در هنگام جمعآوری اسناد خیانت کارتر از هلیکوپترهای امریکایی مشکوک به نظر میرسد، اعضای ستاد جهاد سازندگی یزد از پیشگاه جنابعالی تقاضا دارد درصورت مصلحت هیئتی را مأمور رسیدگی به واقعه نمایند.» (2)
یادآوری میشود از هواداران نظام، گروهها و شخصیتهای متعددی ازجمله دانشجویان یزدی دانشگاههای تهران و استاد فخرالدین حجازی بمباران هلیکوپترها و شهادت محمد منتظرقائم را مشکوک خواندهاند و درخواست رسیدگی کردهاند. (3)
201
در امریکا، مهمترین خبر رسمی که خودبهخود و بلافاصله مسائل فیمابین ایران و امریکا را تداعی میکرد، اعلام انتخاب وزیر امور خارجه جدیدی بهجای سایروس ونس بود.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، ونس تنها فردی از اطرافیان کارتر بود که تلاش کرده بود با عملیات {طبس} مخالفت کند. (4)استعفای ونس که مقارن با آشکارشدن شکست امریکا در طبس و
نیز در مخالفت با آن عملیات تقدیم کارتر شده بود، در روزهای بعد علنی شد. دراینباره روزنامه نیویورک تایمز نوشت: مشکل بتوان گفت که مسئله ونس تنها تحلیل وی درمورد شکست قطعی عملیات بوده است. او حتی درصورت کسب پیروزی، از عواقب رویدادها نیز وحشت داشته است. او پس از اینکه چندینبار در اقلیت واقع شد، بالاخره آخرین ورق خود را با استعفایش بازی کرده است، شاید از این طریق بتواند مانع اجرای طرح شود. (1)
امروز بهطور رسمی اعلام شد که کارتر، ادموند ماسکی نامزد سابق دمکراتها در انتخابات 1960 ریاستجمهوری امریکا را بهعنوان وزیر امور خارجه انتخاب کرده است. (2)پیشتر گفته میشد وارن کریستوفر معاون ونس، احتمالاً وزیر امور خارجه امریکا خواهد شد و درنتیجه تأکید میگردید که سیاست خارجی امریکا با استعفای ونس تغییری نمیکند. به گزارش آسوشیتدپرس از واشنگتن، هفتهها قبل از استعفای ونس، برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر، گفته بود که انتظار دارد وارن کریستوفر در اوایل سال آینده جانشین ونس شود. حتی روز گذشته، جودی پاول منشی مطبوعاتی کارتر، گفت او هنوز نمیداند کارتر چه کسی را برای احراز پست وزارت امور خارجه در نظر گرفته است. (3)درمورد وضع سیاست خارجی امریکا پس از ونس نیز، مقامات ذیربط ازجمله هودینگ کارتر سخنگوی وزارت امور خارجه، تأکید کرده بودند سیاست خارجی ایالات متحده بعد از انتصاب شخص دیگری به مقام وزارت امور خارجه تغییر نخواهد کرد. (4)اما امروز، ماسکی در پاسخ به این سؤال خبرنگاران که شما "باز" هستید یا "کبوتر"، گفت: هنوز نمیتوانم چیزی بگویم و شرایط بعدی، نقش مرا معین خواهد کرد. (5)
{ادموند ماسکی وزیر امور خارجه جدید امریکا}
یادآوری میشود استعفای سایروس ونس بهدلیل ارتباط با حمله ناموفق کماندویی امریکا به ایران، بازتاب گستردهای در سراسر جهان داشت. غالب کشورهای اروپایی و بازار مشترک از استعفای ونس ابراز تأسف کرده و این امر را خطری دانستهاند که براثر آن کادر رهبری امریکا انسجام خود را از دست میدهد. ازنظر آنها استعفای ونس نشاندهنده نبود هماهنگی در رأس قدرت اجرایی امریکاست و این موضوع که در مرحله بحرانی تاریخ امریکا، سایروس ونس کارتر را تنها گذاشته اقدام خطرناکی به شمار میرود. در همین حال، کشورهای اروپای شرقی و مسکو اقدام ونس را ستودند. (6)در امریکا نیز بازتاب این استعفا بسیار بیشتر از حد معمول بود و اظهارنظرهای زیادی را درپی داشت که اغلب درجهت حمایت از ونس و مشی وی بود.
202
امروز در ایران، رئیسجمهور، رئیس دیوانعالی کشور، وزیر نفت، ارتش و بسیج، به مناسبتهای مختلف درخصوص امریکا هرکدام بهتناسب نقش خویش نظرها و مواضعی را اعلام و بر آن تأکید کردند.
رئیسجمهور در ادامه مأموریتی که امام خمینی برای تشکیل یک اجلاس جهانی علیه امریکا به وی واگذار کرده است، در نامه ای از یاسر عرفات برای شرکت در این اجلاس دعوت کرد. در بخش پایانی این نامه که با عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم و نرید أن نمن علی الذینَ استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین» (1)و خطاب به «برادر یاسر عرفات» شروع شده، چنین آمده است:
«من با اطمینان خاطر به شما این آگاهی را میدهم که برای امریکای جنایتکار که بیش از 50 هزار جوان امریکایی را در ویتنام قربانی مطامع و منافع امپریالیستی خود نمود، جان 50 گروگان، ارزش برپائی چنین عملیات گسترده و وسیعی را ندارد. برنامه امریکا درجهت سرنگونی رژیم انقلابی ایران، جلوگیری از سرایت شعلههای انقلاب به منطقه، جلوگیری از نابودی اسرائیل و تثبیت حاکمیت نابرحق و باطل خود بر هستونیست ملتهای مستضعف منطقه بوده است. ملت به پا خواسته ایران از برادران و خواهران انقلابی خود در تمامی نقاط و سنگرهای جبهه گسترده مبارزه با امپریالیسم انتظار دارد با محکومساختن این تجاوز آشکار به حریم حاکمیت ملی ایران و اتخاذ سیاستهای لازم به مبارزه برضد سیاست دخالتجوئی امریکا برخیزند. بدین منظور ما از همه نهضتهای رهائیبخش که در خط مبارزه با امپریالیسم گام میزنند دعوت میکنیم برای مشاهده آثار حمله نظامی نافرجام امریکا به ایران و تحلیل نتایج و عواقب این تجاوز و اثرات مستقیم و غیرمستقیمی که سلسله سیاستهای جدید هیئت حاکمه امریکا بر صلح جهان، شکوفائی نهال استقلال و آزادی و پیدایش انسانی نو [و] انسان رهاازسلطه خواهد داشت و نیز جهت بحث و تبادلنظر پیرامون چگونگی مقابله با تهاجمات و تجاوزات ایالات متحده، هیئتی را به ایران اعزام دارند تا در اجلاسی که از 10 تا 12 ماه می در تهران تشکیل میشود، شرکت نمایند. در همین رابطه، مایل به همکاری شما برای دعوت از نهضتهای رهائیبخش برای فرستادن نماینده به ایران میباشیم. ان ینصرکم فلا غالب لکم.
ابوالحسن بنیصدر، رئیسجمهوری اسلامی ایران» (2)
معینفر وزیر نفت و عضو شورای انقلاب نیز در پاسخ به تهدیدات مربوط به تحریم اقتصادی و اشکالاتی که ایران در صدور نفت با آن مواجه است،(3)اظهار کرد: «هیچ قدرتی با 36 میلیون نفر که برای رسیدن به هدف خود آماده شهادت هستند، کاری نمیتواند بکند.» وی با بیان اینکه کمیسیونهای خاصی ازسوی شورای انقلاب مشغول بررسی طرح اقتصاد جنگی است، افزود: «فرض شورای انقلاب بر این است که منطقه خلیجفارس به صورتی درآید که ایران نتواند حتی یک
قطره نفت به خارج صادر کند و با این فرض میخواهیم اقتصاد خود را سروسامان دهیم، طبیعی است که چنین فرضی نیاز به فداکاری کلیه اقشار ملت دارد. ملتی که آماده چنین فداکاری است.» (1)
دکتر بهشتی رئیس دیوانعالی کشور و عضو شورای انقلاب نیز در مصاحبه مطبوعاتی هفتگی خویش که با شرکت خبرنگاران داخلی و خارجی برگزار شد، گفت: «این حمله نظامی به هیچ عنوان دررابطهبا نجات گروگانها نبود، دررابطهبا حیثیت و آبروی ازدسترفته سیاسی کارتر بوده که خوشبختانه خداوند او را بیآبروتر کرد.» (2)به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، بهشتی در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران درمورد وجود اسناد و مدارک در هلیکوپتر و هدف حمله نظامی امریکا اظهار کرد: «آنچه که مسلم است آن است که آنها قصد حمله به مراکز متعددی را داشتند و هدف نجات جان گروگانها نبود. این قدر مسلم است و تردیدی در آن نیست، مدارک در دست جمعبندی است. ما در مسائل سیاسی عمل میکنیم و نه عکسالعملی، ابتکارعمل در مسائل سیاسی باید در دست خود ملت ایران باشد.» وی در پاسخ به سؤالی راجع به آزادی گروگانها در مقابل تحویل شاه، گفت: «مسئله برگرداندن شاه به ایران برای ملت یک مسئله مهم است، ولی مسئله اصلی نیست. امریکا و همه کشورهای جهان باید بدانند با یک ملت به پا خواسته و مصمم روبهرو هستند که میخواهد خودش درباره خودش تصمیم بگیرد. ما خواهان داشتن رابطه با همه ملتهای دنیا ازجمله ملت امریکا هستیم، ولی دولت امریکا یک دولت استعمارگر کاپیتالیستی مکار مغرور و ازخودراضی است.» رئیس دیوانعالی کشور خاطرنشان کرد: «عاملان این انفجارها[ی اخیر] که در خدمت امریکا هستند شناسایی شدند و قرائنی در دست است که بختیار در این کار دست دارد، درمورد دستگیری آنها اطلاعی ندارم.» وی درمورد محاکمه گروگانها افزود: «منظور من آن است که ما میخواستیم ازطریق محاکمه گروگانها سیاست امریکا در ایران و بسیاری از نقاط دیگر جهان را به محاکمه بکشیم. ما میخواستیم این کار را ازطریق محاکمه شاه در ایران انجام دهیم. این کار میتوانست به ما و تمام جهان برای شناخت بیشتر جنایات امریکا طی 25 سال گذشته در ایران کمک کند و ما میتوانستیم بدین طریق نمونه خوبی از سیاست بیرحمانه یک ابرقدرت بهخصوص امپریالیسم امریکا را به جهان نشان دهیم.» (3)
به نوشته روزنامه اطلاعات، خبرنگاری درباره اینکه چرا شورای انقلاب مسئولیت گروگانهای امریکایی را برعهده نمیگیرد، سؤال کرد، دکتر بهشتی پاسخ داد: «ما مکرر گفته ایم که مسئله گروگانها یا بازداشتیها مسئلهای است بین ملت ما و دولت امریکا و دانشجویان بهمنزله بازوی ملت، تاکنون دراینارتباط کار کردهاند. آنچه شورای انقلاب دررابطهبا ملت عمل میکند، آن است که خواست ملت را
{آیت الله بهشتی: شورای انقلاب نمی تواند در مورد گروگان های امریکایی مسئولیت دولتی قبول کند}
تعیینکننده میداند و اما درمورد گروگانها شورای انقلاب نمیتواند دراینباره مسئولیت دولتی قبول نماید. این دولت امریکا است که مسئول این بازداشت است نه دولت ما. ملت ما خواستار تحویل شاه بود، اما دولت امریکا خیانت کرد و به او پناه داد. بنابراین این دولت امریکا بود که ملت ما را خشمگین کرد و مجبور کرد که دانشجویان، جاسوسان را بازداشت کنند.» یکی از خبرنگاران درمورد نزدیکی دولت ایران با کشورهای سوسیالیستی سؤال کرد، دکتر بهشتی در پاسخ گفت: «ما با تأکید گفتهایم روابط ما در کار تجارت با کشورهای سوسیالیستی درست بر همان مبنایی است که در قانون اساسی پیشبینی شده، یعنی بر مبنای حفظ کامل استقلال و معامله دو قدرت متوازن؛ یعنی در شرایط مساوی با آنها معامله تجارتی انجام دهیم و اینکه در همه جوانبی که در آرمان انقلابی اسلامی ایران هست حفظ و رعایت شود. بنابراین معامله با کشورهای سوسیالیستی مسئله مهمی نیست، ولی هرگز معنای آن حتی یک در هزار هم آن نیست که از چاهی درآییم و به چاهک بیفتیم نه، ما از چاهی درآمدهایم و به چاهک هم نیفتادهایم و نخواهیم افتاد.» (1)
ستاد مشترک ارتش نیز در بخشنامهای، نیروهای مسلح را به هوشیاری فراخواند. به نوشته شماره امروز روزنامه انقلاب اسلامی در این بخشنامه آمده است: «بهموجب اطلاعات واصله مسئولین نظامی امریکا از تاریخ 5/2/1359، نیروهایی به بحرین و سایر نقاط اعزام داشته است. باید بر این اعتقاد بود که توطئه دیگری در شرف تکوین است که به احتمال قوی بهزودی به مورد اجرا گذارده خواهد شد. با توضیح مراتب فوق و با مسئولیت و مأموریتی که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در حفظ و صیانت انقلاب اسلامی ایران و اهداف آن دارند از کلیه پرسنل انتظار دارد با هوشیاری فوقالعاده و بیشازپیش مراقب اوضاع باشند و مأموریتهای محوله و مسئولیتهایی را که عهدهدار میباشند با دقت و وسواس انجام دهند و با بینایی و هوشیاری انتظار عملیات دیگری را ازطرف ارتش امریکا داشته باشند که بهموقع و بدون غافلگیرشدن توفیق دستیابی کارتر را به مقاصد غیرممکن سازند.» (2)
مسئول بسیج نیز درباره آمادهباش نیروهای بسیجی در دیگر مأموریتها و نیز ضرورت هوشیاری آنان درباره توطئههای جدید امریکا مطالبی بیان کرد. روزنامه جمهوری
اسلامی در شماره امروز خود گزارش داد: «حجتالاسلام مجد مسئول ارتش بیستمیلیونی، ضمن گفتوگویی با خبرنگار سیاسی ما درباره تدارکات و آمادهباشهای ارتش بیستمیلیونی، با اشاره به اینکه بسیج بهخصوص در منطقه خراسان و کردستان عملاً در صحنه حاضر شده و کار کرده است، افزود به همه نیروهای بسیج اطلاع داده شده است که هوشیاری خود را حفظ کنند و درصورت لزوم و در هر منطقه به عملیات بپردازند. ایشان در پاسخ پرسش خبرنگار ما درباره اقدامات ارتش بسیج برای مبارزه با ستون پنجم در داخل کشور اظهار داشت برای خنثیکردن توطئه جدید دشمن هیچ راهی جز تکیه بر نیروی عظیم مردم نداریم. ... الان بنا بر همین ضرورت ما درپی انسجام سازمانی گروهها هستیم تا خود مردم بتوانند این تلاشهای مذبوحانه و توطئه
جدید امریکا را خنثی کنند. ... وی افزود مأموریتهای ارتش مقاومت عبارتاند از: مبارزه با ستون پنجم دشمن و مبارزه با عوامل نفوذی، پشتیبانی از نیروهای منسجم، مبارزه با جنگ روانی که طبق اساسنامهای به شورای انقلاب پیشنهاد شده است [ولی] هنوز تصویب نشده است که بهزودی مورد بررسی قرار خواهد گرفت و اعلام خواهد شد.» (1)
203
روزنامههای ایران، در کنار انتشار مطالبی از منابع داخلی درمورد عملیات نظامی امریکا، از منابع خارجی نیز بهطور مرتب مطالبی درج میکنند که در آنها به جنبههای مختلفی از حادثه طبس اشاره شده و حاوی اطلاعاتی دراینباره است. در ادامه سه نمونه از شمارههای امروز روزنامه های انقلاب اسلامی، بامداد و کیهان، درج میشود.
روزنامه انقلاب اسلامی به نقل از هفتهنامه پانوراما {چاپ ایتالیا} نوشت: «شاپور بختیار... از یک هفته پیش در جریان نقشه حمله امریکا به ایران بوده است. ... نمایندگان دولت امریکا چندینبار با بختیار تماس گرفته و از وی خواستهاند که آیا او میتواند بهزودی به ایران بازگردد و در یک منطقه آزادشده در این کشور فعالیت کند. بختیار ضمن پاسخ مثبت خواسته بود که تضمیناتی به وی داده شود. ... همچنین اعلام کرده بود که اوضاع پس از وقایع خونین دانشگاههای ایران برای این منظور بسیار مناسب است.» (2)
روزنامه بامداد به نقل از یونایتدپرس اعلام کرد: «جرج بال معاون وزیر امور خارجه سابق امریکا، درمورد اقدامات امریکا علیه ایران گفت این روش یادآور همان اقدامات نظامی و اقتصادی امریکاست که این کشور را بهطور پیچیدهای درگیر جنگ ویتنام کرد. جرج بال که اخیراً به درخواست کارتر گزارشی پیرامون روابط امریکا با ایران و دیگر کشورهای خلیجفارس تهیه کرده است، گفت وی با افزایش فشارهای نظامی و اقتصادی کارتر علیه ایران مخالف است. وی گفت تنها نتیجه این اقدام بازیچه رژیم ایران شدن است. وی افزود این اقدامات باعث افزایش نفوذ مارکسیستها در داخل کشور ایران خواهد شد و اتحاد شوروی این فرصت را پیدا میکند که با ارسال کالاهای مورد نیاز به ایران نگرانی خود را نسبت به مردم این کشور نشان دهد. ... جرج بال گفت من نمیتوانم در این اوضاع کارتر را مورد سرزنش قرار دهم، اما این اقدام او [حمله نظامی به طبس] مرا بسیار به هراس انداخت.» (3)
{پاسخ مثبت شاپور بختیار به درخواست نمایندگان دولت امریکا مبنیبر حضور و فعالیت وی در منطقهای آزادشده در ایران}
روزنامه کیهان به نقل از خبرگزاری فرانسه آورده است: بسیاری از ژنرالهای بازنشسته امریکایی میگویند عقبنشینی ناگهانی کماندوها از ایران بهقدری غیرعادی بوده که سؤالهای متعددی را درباره اصل مسئله پدید آورده است. مثلاً میگویند
چرا فرمانده کماندوها هلیکوپترهای باقیمانده را منهدم نکرد؟ چرا او نقشهها و اسناد و مدارکی را پشت سر گذاشت که در آنها نقاطی از ایران علامتگذاری شده بود؟ و چرا تلاشی برای انتقال 9 نفری صورت نداد که در انفجار هلیکوپتر و هواپیما سوخته بودند. مقامات نظامی مزبور میگویند اکنون این سؤال جالب برای ما مطرح است که کس دیگری غیر از ایرانیان احتمالاً شورویها به این ماجرا پی برده بودند و بهدنبال این ماجرا بود که دستور عقبنشینی صادر شد. اینها میگویند جز این نمیتوان نتیجه گرفت که
عقبنشینی ناگهانی و همراه با دستپاچگی صرفاً مولود وحشت از عملیات محلی علیه مهاجمان بوده است وگرنه اولین اصل نظامی این است که اسناد و مدارک را از بین ببرند. ژنرال توماس مورر رئیس سابق ستاد مشترک امریکا، میگوید به اعتقاد من شورویها دریافته بودند که عملیاتی علیه ایران در جریان است، زیرا آنها سیستم مخابراتی و جاسوسی وسیع و پیشرفتهای دارند و بعید به نظر میرسد که از همان ابتدا هدف امریکا را تشخیص نداده باشند. (1)
204
صادق قطبزاده وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در ادامه سفر یکهفته ای خود به 5 کشور عربی منطقه، امروز از کویت عازم قطر شد و با مقامات این کشور ملاقات و گفتوگو کرد.
وزیر نفت و دارایی قطر در مذاکرات خود با قطبزاده اعلام کرد درصورتیکه ایران برای پیشبرد هدفهای انقلاب اسلامی خود از ما بخواهد تولید نفت خود را کاهش دهیم، ما این کار را خواهیم کرد و دوشادوش ملت مسلمان ایران مبارزه خواهیم کرد.
در جریان این مذاکرات دولت قطر آمادگی خود را برای همکاری با دولت جمهوری اسلامی ایران در زمینههای مختلف اعلام کرد. همچنین قطبزاده موضع ایران را درباره رژیم عراق و امنیت خلیجفارس برای رهبران قطر تشریح کرد. (2)
قطبزاده پس از دیدار 7ساعته خود از قطر، در ساعت 20 بهوقت محلی، وارد ابوظبی پایتخت امارات متحده عربی شد. وی در فرودگاه مورد استقبال وزیر مشاور در امور خارجی و کفیل وزارت امور خارجه و کارکنان سفارت جمهوری اسلامی ایران در ابوظبی قرار گرفت و پس از استراحت کوتاهی در فرودگاه، بلافاصله برای ملاقات و گفتوگو با شیخ زائد بن سلطان آل نهیان رئیس امارات متحده عربی، به کاخ وی عزیمت کرد. (3)
در بازتاب و تأثیر سفر قطبزاده به کویت امروز، رادیو کویت خبر داد: «شیخ صباح الاحمد الجابر الصباح نخستوزیر و وزیر امور خارجه کویت، ضمن اظهار رضایت از نتایج دیدار
قطبزاده از کویت گفت شرایطی که جهان اسلام ما در آن به سر میبرد، مستلزم ملاقاتها و گفتوشنودهای بیشتری میان دوستان ما میباشد تا بتوانیم خطری که امت مسلمان را احاطه کرده دفع کنیم و درجهت آزادی قدس شریف و دفاع از حقوق غصبشده برادران فلسطینی خود فعالیت نماییم.» (1)روزنامه الاخبار {چاپ قاهره} نیز دراینباره در سرمقاله امروز خود با عنوان "اسلحه ترور دوسر است" با اشاره به ترور ناموفق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران در کویت افزود: «هرچند که مقامات کویتی مطلبی درباره سوءقصدکننده یا کنندگان اعلام نداشته، اما خبرها حاکیاز این است که عراق در این ماجرا دست داشته است.» الاخبار در یک جهتگیری تلویحی در دفاع از اقدام عراق نوشت: «عراق به این ترتیب خواسته است به رفتار احمقانه وزیر امور خارجه ایران بههنگام حضور در دمشق و اعلام خبر دروغ توطئه کودتا در عراق و ترور صدام حسین پاسخ داده باشد.» (2)(3)
205
همزمان با اوجگیری اختلافات ایران و امریکا، تحرکات دیپلماتیک عراق بهطور محسوسی سمتوسوی نزدیکی به غرب یافته است.
روز گذشته، رادیو اسرائیل از زمینهسازی برای نزدیکی بیشتر فرانسه و عراق در سفر وزیر نفت عراق به فرانسه خبر داد. بهگزارش این رادیو، «کشورهای فرانسه و عراق تصمیم گرفتند روابط خود را گسترش داده و اقدامات مشترکی درجهت استحکام رژیم عراق و جلوگیری از برخورد در خلیجفارس انجام دهند. پرزیدنت ژیسکار دستن رئیسجمهوری فرانسه، امروز با وزیر نفت عراق ملاقات کرده یک پیام خصوصی برای پرزیدنت صدام حسین رئیسجمهوری عراق، ارسال داشت.» (4)
علاوهبراین، تلاشهای عراق برای نزدیکی بیشتر به انگلستان نیز ادامه دارد و حتی گاهی گزارشهایی مبنیبر توسعه روابط دو کشور در زمینههای نظامی، به مراکز ذیربط ارسال میشود؛ ازجمله خبری که امروز، درباره خریدهای عراق دریافت شد حاکی است این کشور «علاوهبر سفارش اسلحه از انگلستان یک ناو جنگی به کشور انگلستان سفارش داده و تعدادی از پرسنل جهت دوره تخصصی به انگلستان اعزام شدهاند.» (5)
درعینحال، رژیم عراق همچنان در عرصه تبلیغات بر نقش قبلی ضدامپریالیستی خود پافشاری میکند و بهخصوص در مبارزه با پرستیژ اخیر ضدامپریالیستی ایران و درجهت مخدوشکردن آن، منفعلانه میکوشد. امروز رادیو بغداد گفتاری پخش کرد که در آن آمده است: «خیمهشببازی امریکا در ایران؛ امپریالیسم امریکا به شیوههای گوناگونی دست میزند تا خلقهای جهان را بدینوسیله گمراه کند و به جنایاتی سرپوش بگذارد که رژیمهایی که به گرایشهای ضدخلقی تن در دادهاند، مرتکب میشوند. ... امریکا خواسته است از این ماجرا به عوامل کوچک خود خدمتی کرده باشد
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 41، 11/2/1359، ص12، بخش عربی رادیو کویت، 10/2/1359.
2) همان، صص 12 و 13، بخش عربی رادیو قاهره، 10/2/1359.
3) * اشاره به نوع واکنش و ابراز خوشحالی قطبزاده هنگام شنیدن خبر ترور صدام در سوریه است. به روزشمار7/2/1359 رجوع شود.
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 40، 10/2/1359، ص12، بخش فارسی رادیو اسرائیل، 9/2/1359.
5) سند شماره 287546 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی کمیته انتظامی، 10/2/1359.
مانند ابوالحسن بنیصدر که در دامان امپریالیسم امریکا بزرگ شده و صادق قطبزاده جاسوس و بسیاری از سیاستمداران رژیم و فرماندهان ارتش و توسط همین ایادی و عوامل است که امریکا نفوذ و قدرت خود را در ایران تضمین مینماید تا جاییکه نیازی به هیچ کوشش برای رهایی گروگانها ندارد، بلکه او در فکر این است که چگونه به تصفیه اوضاع به نفع متحدان خود دست بزند و بدینسان ایالات متحده امریکا با خیمهشببازی جدید خود منویات پلیدش را درجهت خدمت به زمامداران کنونی ایران علیه اراده خلقهای این کشور آشکار نماید.» (1)
206
امروز در یک عملیات مسلحانه که عراق پشت آن قرار داشت، سفارت ایران در لندن اشغال شد. قبل از این، عوامل عراق در خوزستان با طرح و تبلیغ آرمان آزادی عربستان {خوزستان} به انفجار در لولههای نفت و اماکن عمومی و نیز به اقدامات مسلحانه و انفجار در دفاتر و مراکز وابسته به ایران در خارج از کشور دست میزدند؛ اما بهخصوص در سطح اشغال مسلحانه سفارتخانهها، حادثه امروز لندن، تحرکی تازه محسوب میشود و بالطبع برد خبری وسیعی یافت.
قبلازظهر امروز، سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن، بهطور مسلحانه اشغال شد. مهاجمان که مسلح به کلت و مسلسلهای خودکار بودند با خلعسلاح یکی از محافظان انگلیسی سفارت، داخل ساختمان شدند و 20 دیپلمات ایرانی و یک کارمند انگلیسیزبان سفارت را به گروگان گرفتند. (2)البته پس از چند ساعت، 2 نفر از کارمندان زن و یکی از دیپلماتها موفق به فرار شدند. (3)این اتفاق بین ساعت 9:30 تا 10 صبح، بهوقت محلی رخ داد. (4)دراینمیان، یک خبرنگار بیبیسی و یک پلیس که نگهبان سفارت بود به گروگان گرفته شدند و 3 ساعت بعد با گزارش پلیس مشخص شد نگهبان گروگان گرفتهشده، مجروح است. (5)با قطع وسایل ارتباطی و تلفنهای سفارت ارتباط آن با بیرون قطع شد(6)و ساختمان سه طبقه سفارت(7)به محاصره 50 پلیس مسلح ملبس به جلیقههای ضدگلوله درآمد که تمام منطقه را زیر نظر گرفتند و از نزدیکشدن افراد جلوگیری کردند. (8)
به گزارش رویتر، اولینبار بعد از اشغال، بنگاه سخنپراکنی
انگلیس، بیبیسی، یک پیام تلفنی از سفارت اشغالی ایران در لندن دریافت کرده که در آن اشغالکنندگان خواستار آزادی 91
زندانی در استان خوزستان شدهاند.
البته آنان استان خوزستان را "عربستان" میخواندند. (9)چند ساعت بعد، سخنگوی پلیس انگلستان اعلام کرد افرادی که سفارت را اشغال کردهاند میخواهند جهانیان بدانند که آنها ایرانیان عربستان {خوزستان} هستند. (10)اشغالگران که لهجه عربی داشتند(11)تقاضای یک مترجم کردند که عربی را به زبان انگلیسی
ترجمه کند. (12)بعضی خبرهای رسیده به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران حاکی است این افراد احتمالاً عراقی هستند. (13)
درباره هویت مهاجمان، آسوشیتدپرس از بیروت گزارش داد که سه گروه ناشناس مسئولیت حمله به سفارت ایران در لندن را به عهده گرفتند. در بیانیه مشترکی که به زبان عربی، گروههای
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 41، 11/2/1359، ص7، بخش فارسی رادیو بغداد، 10/2/1359.
2) روزنامه اطلاعات، 14/2/1359، ص9.
3) روزنامه انقلاب اسلامی، 13/2/1359، ص4.
4) همان.
5) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 41، 11/2/1359، ص1، لندن آسوشیتدپرس، 30 آوریل 1980 {10/2/1359}.
6) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص7.
7) روزنامه اطلاعات، 13/2/1359، ص12.
8) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 41، 11/2/1359، ص1، لندن آسوشیتدپرس، 30 آوریل 1980 {10/2/1359}.
9) همان، لندن رویتر، 30 آوریل 1980 {10/2/1359}.
10) روزنامه اطلاعات، 13/2/1359، ص12.
11) همان.
12) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص7.
13) همان.
سازمان سیاسی خلق عرب، جنبش تودههای عرب و جنبش مبارزان مسلمان عرب انتشار دادهاند، آمده است: «ما مسئولیت عملیات [حمله به] سفارت ایران در لندن را به عهده میگیریم.» به گزارش آسوشیتدپرس، در این بیانیه کوتاه ضمن انتقاد از برخی اقدامات جمهوری اسلامی آمده است: «ما با کلیه امکانات و تواناییهایمان به مبارزه برای رسیدن به تقاضای عادلانه و انسانیمان ادامه خواهیم داد. ما به ضربات خود ادامه خواهیم داد. ...» (1)
بهتدریج هویت و اهداف اشغالگران بیشتر مشخص شد. پلیس لندن به خبرنگاران گفت مهاجمان از اعراب جنوب ایران هستند که خواستار خودمختاری منطقه خود {خوزستان} میباشند. (2)یادآوری میشود که زندانیانی که گروگانگیران تقاضای آزادی آنها را کردهاند، درارتباطبا حوادث خونین و انفجارات جنوب کشور بازداشت و دستگیر شدهاند.
207
در ادامه تعرضات پراکنده مرزی غرب کشور درقالب حملات نیروهای عراق به پاسگاههای ایران، امروز نیز از نخستین ساعات بامداد، پاسگاه تنگابنو واقع در نوار مرزی قصرشیرین، مورد هجوم قرار گرفت. (3)در این حملات به گزارش گروهان قصرشیرین،عوامل و پرسنل پاسگاه قلعه یهودی عراق با سلاحهای سنگین و سبک پاسگاه تنگابنو را زیر آتش شدید قرار دادهاند و مأموران پاسگاه مزبور نیز به این تیراندازیها پاسخ دادهاند. (4)در گزارش مرزبانی قصرشیرین به تهران درباره این درگیری آمده است: «به نیروی خودی تلفات جانی وارد نشده فقط پاسگاه تنگابنو منهدم گردیده است.
دراینمورد به مرزبانی مقابل اعتراض شدید گردیده است.» (5)یادآوری میشود که عوامل و پرسنل پاسگاه قلعه یهودی عراق در تاریخ 5/2/1359 نیز بهسوی همین پاسگاه تیراندازی کردند که درنتیجه یک استوار دوم مجروح و به بیمارستان قصرشیرین اعزام شد. در تاریخ 8/2/1359 نیز براثر تکرار این تیراندازی، به جیپ پاسگاه خساراتی وارد شد. (6)
امروز مهاجمان مسلح ضدانقلاب به پاسگاه گردهنو نیز که در جوار پاسگاه تنگابنو واقع است، حمله کردند که بعد از چند ساعت درگیری، این حمله دفع شد. (7)نیروهای عراقی همچنین بامداد امروز، با سلاحهای سنگین و سبک بهمدت یک ساعت پاسگاه گمرکنو و چاه شماره 8 نفتشهر را هدف حمله قرار دادند. (8)
208
در منطقه غرب کشور، عده ای از مهاجمان مسلح غیرقانونی نیز در مناطقی از نوار مرزی، در حملات پاسگاهی شرکت میکنند. تحرک آنان، درظاهر بهدلیل علاقهمندی به رژیم گذشته و مبارزه با رژیم جدید است؛ اما درواقع این افراد عناصری غیرسیاسی ولی قانونشکن هستند که از وضعیت انقلابی و تحرکات عراق درجهت شرارت، راهزنی و مقاصد ماجراجویانه یا جنایتکارانه خویش استفاده
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 42، 12/2/1359، صص 3 و 4، بیروت آسوشیتدپرس، 30 آوریل 1980 {10/2/1359}.
2) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 41، 11/2/1359، ص1، لندن آسوشیتدپرس، 30 آوریل 1980 {10/2/1359}.
3) سند شماره 283470 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تهران از سرهنگ ستاد اخیانی به تیمسار فرماندهی ژاجا {رکن3 عملیات}، 10/2/1359.
4) سند شماره 283468 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ قصرشیرین به ناحیه رکن2 و رکن3، 10/2/1359.
5) سند شماره 283469 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مرزبانی قصرشیرین به تهران {رکن2 ژاجا}، 10/2/1359.
6) همان.
7) روزنامه کیهان، 10/2/1359، ص2.
8) روزنامه کیهان، 13/2/1359، ص1.
میکنند. سازماندهی و حمایت مالی این افراد با نیروها و مأموران و عناصر ذیربط عراقی است. دراینزمینه در یک تلفنگرام رکن3 ستاد مشترک ارتش آمده است: «اکثر مهاجمین منطقه بیلهسور و دربندبلوله عراق در تاریخ 10/2/1359 در دیوان جمعآوری و به آنان دستور داده شده خود را جهت حمله به پاسگاه باویسی و تیلهکوه و همچنین حمله به افراد جلال طالبانی آماده نمایند. نادر رستم و سایر دستههای این قسمت حاضر به حمله به افراد جلال طالبانی نشده و گفتهاند حاضریم با نیروهای ایرانی به جنگ بپردازیم.» این پیام برای هوشیاری و اقدامات ضروری داده شده است. (1)
درباره منطقه میانی نیز امروز، هشدار داده شد: «برابر خبر واصله، فراریان ساواکی و وابستگان به رژیم سابق در خاک عراق در محلی به نام زوره ... در مجاورت موسیان دوره چریکی و خرابکاری را طی مینمایند و بیشتر از همین طریق شبانه وارد ایران شده و دست به خرابکاری میزنند.» (2)
یادآوری میشود اقدامات عراق در سازماندهی تلاشهای مسلحانه عناصر رژیم گذشته، خبری رایج در رسانهها است؛ ازجمله هفتهنامه پانوراما {چاپ ایتالیا} خبر داد: 2 تن از وابستگان شاه مخلوع یعنی زاهدی و اویسی اخیراً همراه اشرف پهلوی به بغداد رفتهاند تا مزدورانی را استخدام و با اسلحه و پشتیبانی دولت عراق از مرزهای عراق علیه ایران وارد مبارزه شوند. (3)
209
در ادامه تحرکات مرزی عراق امروز نیز دو گزارش دریافت شد که بیانگر اینگونه تحرکات در داخل خاک این کشور است.
امروز، فرودگاه نظامی فاو با فرود هلیکوپتر حامل برزان حسین، برادر صدام حسین رئیسجمهور عراق، افتتاح شد و مورد بهرهبرداری قرار گرفت. وی دستورهای مربوط به حفاظت هرچه بیشتر از این فرودگاه را به مسئولان امر صادر کرد. منابعی که این خبر را ارسال کردند، افزودند: «فرودگاه مزبور متعلق به شرکت ملی نفت عراق و انگلیس بوده که از آن استفاده نمیگردید، لکن اخیراً مرمت و بهصورت فرودگاه نظامی و تابع پایگاه هوایی الشعیبه درآمده است.» (4)مسئولان ذیربط خودی در منطقه، معتقدند «پروازهای شناسایی بر فراز خاک ایران از این فرودگاه صورت خواهد گرفت.» (5)
یادآوری میشود اخیراً تحرکات در منطقه فاو نیز به حد قابلتوجهی افزایش یافته است. یک گزارش از تردد 45
کامیون ارتش عراق حامل پرسنل و سلاحهای سبک و سنگین در این منطقه حکایت میکند. (6)در گزارش دیگری که امروز درباره فاو ارسال شده، آمده است: «دارای [تأسیسات] استخراج نفت و اسکله بارگیری نفت میباشد و بهوسیله پرسنل هوایی و دریایی حفاظت میشود و منازل سازمانی جهت اسکان کارگران و کارمندان شرکت درحال اقدام است و بهوسیله کارگران کرهای انجام میشود و درحالحاضر تقویت شده است.» (7)
دراینحال، درپی گزارشهایی که درباره برخی حفاریهای نفتی عراق در نوار مرزی منطقه دهلران
1) سند شماره 050217 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 14/2/1359.
2) سند شماره 316844 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی 21 57 {رکن2}، 10/2/1359.
3) روزنامه انقلاب اسلامی، 10/2/1359، ص12.
4) سند شماره 287256 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی 19 07 {رکن2}، 23/2/1359.
5) سند شماره 287377 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از فرمانداری خرمشهر به فرماندهی ناحیه ژاندارمری خوزستان، به فرماندهی لشکر92 زرهی اهواز، به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و به واحد هماهنگی نیروهای انتظامی، 11/3/1359.
6) سند شماره 033960مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 10/2/1359.
7) سند شماره 287457 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی 19 07 {رکن2}، 10/2/1359.
به وزارت امور خارجه رسیده بود، امروز، اداره مرزبانی ژاندارمری کل کشور به وزارت امور خارجه اعلام کرد: «گزارش مرزبان دهلران گویاست، مقامات عراقی یک دکل حفاری در نزدیکی علامتهای مرزی 8/22 و 9/22 نصب نمودهاند. از مرزبان مذکور پرسش شد که فاصله این دکل تا خط مرز چقدر است و آیا تجاوزی به قلمرو ایران شده است یا خیر، پاسخ واصله گویاست که این دکل در فاصله 300 متری خط مرز برپا گردیده است و هیچگونه تجاوزی به خاک ایران ننمودهاند.» (1)
210
درحالیکه برخی اطلاعات معاودین و راندهشدگان عراقی از داخل عراق، قابلتوجه است، اما از سوی دیگر، خطر نفوذ عوامل اطلاعاتی عراق نیز وجود دارد.
اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سیاسی سپاه امروز به اطلاعات واحد سپاه ایلام اعلام کرد: «برابر اخبار واصله، تعدادی از افسران و مأمورین سازمان امنیت عراق جزء معاودین میباشند. ازجمله 2 نفر مأمورین سازمان به نام م.ک.آ اهل کربلا [و] الف.ب اهل نجف.(2)لازم است نسبت به شناسایی و دستگیری افراد مذکور اقدام فرمایید.» (3)
در همین حال، گزارش ارسالی منابع مسئول حاکی است چند روز پیش، استاندار بصره درمورد اخراج عده ای از ایرانیان عربزبان که ساکن بصره هستند از صدام حسین سؤال کرده است. در پاسخ صدام با تأکید براینکه باید افراد فارسیزبان از عراق اخراج شوند، اضافه کرده که عربزبانها از ما هستند. در گزارش مزبور آمده است عدهای از عربزبانان ایرانی مقیم بصره میخواهند خاک عراق را ترک کنند، اما موضوع بهوسیله دولت بعثی عراق کنترل میشود. همچنین بیشتر عشایر عرب مرزنشین و دشت میسان در عراق اقوام و خویشاوندانی دارند که ایرانی هستند و تاکنون اخراج نشدهاند. (4)
در حاشیه مسائل مربوط به راندهشدگان، بازتابهای مطبوعاتی آن نیز قابل توجه است. روزنامه اطلاعات در شماره امروز خود نوشت: «علی خلف، خبرنگار روزنامه العربی عراق که جزء راندهشدگان عراقی میباشد، گفت چون اکثر روزنامهنگاران عراقی شیعهمذهب هستند مورد خشم و غضب عوامل بعث قرار گرفته دائم تهدید به مرگ میشوند.» (5)
در شماره امروز نشریه پیام انقلاب ارگان سپاه نیز گزارشی از جهتگیری ضدایرانی رسانههای عراقی، به نقل از یکی از معاودین عراقی مرتبط با سازمان پیکار اسلامی درج شده است. براساس این گزارش، رادیو تلویزیون و مطبوعات عراقی که به زبان عربی است همیشه حاوی توهینها علیه امام خمینی و انقلاب ایران است. فیلمهای تظاهرات زمان طاغوت در ایران که مردم با ارتش مقابله میکردند، در تلویزیون عراق طوری پخش میشود که گویا در همین زمان انجام میگیرد. تلویزیون بعث با عنوان "حرس خمینی" پاسداران را طوری نشان میدهد که گویا با ملت مبارزه میکنند. (6)
1) سند شماره 260951 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {اداره مرزبانی} به وزارت امور خارجه، 10/2/1359.
2) * در سند، اسامی افراد بهطور کامل آمده است.
3) سند شماره 041089 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سیاسی به اطلاعات ایلام {کرمانشاه}، 10/2/1359.
4) سند شماره 287457 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
5) روزنامه اطلاعات، 10/2/1359، ص10.
6) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، نشریه پیام انقلاب، شماره 6، 10/2/1359، ص47.
211
اخیراً مقامات ارتش عراق برخی اقدامات احتیاطی علیه تحرکات احتمالی ایران را در ابلاغیهها مطرح میکنند. این کار علاوهبر تأکید بر وظایف نیروهای مربوطه، خودبهخود در زمینهسازی برای افزایش دشمنی موردنظر دولت بعثی عراق نیز قابل بهرهبرداری است.
گزارشی که ستاد لشکر92 زرهی امروز ارسال کرد، حاکی است: «مقامات لشکر7 پیاده ارتش عراق مدعیاند که تعدادی از عناصر تعلیمدیده ایرانی در نظر دارند در فرصتهای
مناسب وارد خاک عراق شده و تأسیسات نظامی و پمپبنزینها و پلها و سایر منابع حیاتی در استان سلیمانیه را مورد حمله قرار داده و خساراتی به بار آورند. دررابطهبا این موضوع به کلیه یگانهای مرزی دستور داده شده تا فوراً نسبت به افزایش تعداد گشتیهای شبانهروزی اقدام نمایند.» (1)در خبری دیگر نیز آمده است: «کلیه یگانهای پدافند هوایی ارتش عراق بهخصوص یگانهای مستقر در استان سلیمانیه بهحال آمادهباش ویژه درآمدهاند. به یگانهای مزبور دستور داده شده ضمن رعایت استتار کامل با تمام قدرت آماده عملیات باشند.» (2)شروع این آمادهباش ساعت 24 امروز، ذکر شده است.
امروز، همچنین در نامه ای سری و فوری به مراکز مربوط در ارتش عراق مواردی ابلاغ شد تا از طریق آنها به سپاهها، لشکرها و تیپهای ذیربط ارتش عراق، اعلام شود براساس این ابلاغیه اقدام مقتضی را به عمل آورند. در این نامه سری و فوری آمده است: «رفعت اسد(3)دو گروه از عناصر خود را بهمنظور انجام عملیات تخریبی با هماهنگی گروه حزب الدعوه مزدور و [امام] خمینی به داخل کشور گسیل داشته است. گروه اول از راه کویت و گروه دوم ازطریق ترکیه وارد کشور خواهند شد. خواهشمند است به کلیه مراکز بازرسی و دژبانی مطلب فوق را اطلاع داده تا افرادی که ازطریق کویت و ترکیه وارد کشور میشوند دقیقاً زیر نظر قرار گیرند.» (4)
212
در ادامه جنگ تبلیغاتی عراق علیه ایران و به مناسبت فرارسیدن اول ماه مه {11 اردیبهشت} روز جهانی کارگر، ساعت11 امروز گفتاری از رادیو بغداد پخش شد که در آن آمده است: «روز اول ماه مه که بهمثابه روز کارگران در سرتاسر جهان است اکنون طبق تصمیم بنیصدر تحریم شده است و هرگونه فعالیتی در این روز جهانی کارگران صورت گیرد ممنوع شده است، اما چرا بنیصدر چنین تصمیمی اتخاذ کرده است، مسئله بسیار روشن است. زیرا بنیصدر اولاً ازلحاظ عمل و راه و روش ضدکارگران
میباشد و درثانی، بنیصدر میداند که این مناسبت برای محاکمه رژیم و سیاست او نسبت به طبقه کارگر ستمدیده و محروم ایران مورد استفاده قرار خواهد گرفت. بنیصدر بر این عقیده است که ملغیکردن جشنهای اول ماه مه این فرصت را
1) سند شماره 287528 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به فرماندهی مرکز عملیات تاکتیکی اروند، 10/2/1359.
2) سند شماره 287253 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی 19 07 {رکن2}، 22/2/1359.
3) * رفعت اسد برادر حافظ اسد و مقام اول اطلاعات و امنیت کشور سوریه است.
4) سند شماره 035092 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از تیپ زرهی بن الولید به یگانهای تابعه، 17/2/1359.
از کارگران میگیرد که نفرت خود را نسبت به رژیم ابراز دارند. ... سوم اینکه بنیصدر که این جشنها را ملغی کرده است درک کرده است که چنین روزی ممکن است به یکی از دردهای تاریخی در زندگی مردم ایران تبدیل شود زیرا قیام دانشجویان در اوج خود میباشد و چنانچه اجازه به کارگران در روز اول ماه مه داده شود که جشنهای خود را برپا سازند آنگاه [امام] خمینی و بنیصدر با کارگران و دانشجویان روبهرو خواهند شد زیرا دانشجویان پشتگرمی کارگران و کارمندان هستند. وانگهی قیام تاریخی ایران بیانگر عدم رضایت طبقه کارگر ستمدیده ایران میباشد.» (1)
این درحالی است که در روزنامههای امروز صبح ایران، ازجمله روزنامه جمهوری اسلامی ارگان حزب جمهوری اسلامی، تبلیغات وسیعی برای هرچه بهتر برگزارکردن مراسم روز اول ماه مه در ایران به چشم میخورد.(2)در شماره امروز روزنامه جمهوری اسلامی، درباره مراسم روز جهانی کارگر، که قرار است فردا برگزار شود، اعلام شد: «در سراسر ایران، کارگران مسلمان کشورمان به دعوت کانونها و گروههای مسلمان دست به یک راهپیمایی باشکوه در سراسر کشور خواهند زد و ضمن تجلیل از مقام استاد شهید مطهری روز خود را گرامی خواهند داشت. طبق اخبار و اطلاعات رسیده از قم، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، قزوین، رشت، اهواز، کرمان و سایر شهرهای بزرگ و کوچک کشور، از هماکنون تودههای میلیونی مسلمان هموطن از زن و مرد خود را مهیای برگزاری این مراسم کردهاند. امسال روز جهانی کارگر را کارگران مسلمان کشور در شرایطی جشن میگیرند که انقلاب اسلامی ما وارد مراحل جدید سازندگی شده است.» (3)
همچنین در شماره امروز روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده «اعلامیه کمیته مرکزی حزب توده ایران به مناسبت جشن اول ماه مه» درج و همین عبارت در صفحه اول تیتر شده است. در این اعلامیه مفصل که شامل مجموعه ای از مواضع حزب توده است، موارد ذیل بهطور مستقیم مربوط به روز کارگر است:
o «کارگران، زحمتکشان، مردم مبارز ایران، کمیته مرکزی حزب توده ایران جشن بزرگ اول ماه مه، روز همبستگی بینالمللی کارگران و زحمتکشان سراسر جهان را صمیمانه به شما تبریک میگوید. ... در روز اول ماه مه، خاطره شهدای انقلاب بزرگ ایران و راه طبقه کارگر در سراسر جهان را گرامی میداریم و به همه رزمندگان راه تأمین سعادت زحمتکشان درود میفرستیم. ... طبقه کارگر و مردم مبارز ایران امسال روز اول ماه مه را با شعار اتحاد بر پایه مبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم امریکا، برگزار میکنند. ... طبقه کارگر ایران و حزب سیاسی آن حزب توده ایران در لحظه خطرناک کنونی آمادهاند تا با تمام قوا و با همه امکانات و اشکال از موجودیت جمهوری اسلامی ایران دفاع کنند و رهنمودهای
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 41، 11/2/1359، ص9، بخش فارسی رادیو بغداد، 10/2/1359.
2) * تمامی گروههای سیاسی بدون استثنا اعلام کردند که به مناسبت این روز مراسم برگزار میکنند و بسیاری نیز اعلان کردند که راهپیمایی برپا خواهند کرد. گزارشهای مربوط به این مراسم در روزهای بعد آمده است.
3) روزنامه جمهوری اسلامی، 10/2/1359، ص3.
قاطعانه امام خمینی را در طرد کامل توطئههای شیطان بزرگ از ایران به اجرا درآورند. ... طبقه کارگر ایران و حزب سیاسی آن حزب توده ایران با بیداری و هشیاری توطئههای امپریالیسم امریکا و ضدانقلاب داخلی را فاش میسازند، به مردم و نیروهای مسئول حفظ انقلاب، شورای انقلاب، ریاستجمهوری، دولت و همه ارگانهای انقلابی هشدار میدهند.»
«کارگران معدن زغال سنگ سرچشمه در خراسان، در دوران ملیشدن نفت، ضمن نامه اعتراضی به توطئههای استعمارگران انگلیسی علیه ایران چنین نوشتند، شما ما را به نان خشک خوردن عادت دادهاید، ما اینک از این عادت برای طرد شما از کشور خود استفاده میکنیم. زبان حال طبقه کارگر و همه زحمتکشان ایران دربرابر تهدیدات امروزی امپریالیسم غدار و چپاولگر امریکا همین است و بس. بهنوبه خود مسئولین شورای انقلاب و دولت باید بدانند که آنان نیز، در قبال، ازخودگذشتگی و فداکاری تودههای زحمتکش شهر و روستا بهخاطر حفظ انقلاب وظایف سنگینی به عهده دارند. ... کارگران ایران خواستار اجرای بدون قیدوشرط حقوق و آزادیهای دمکراتیک مطرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی هستند. ... طبقه کارگر ایران، طبقه رزمنده و آزمودهای است. این طبقه [سابقهای] از هفتاد سال مبارزه سندیکایی و سیاسی علیه تسلط استعمار و امپریالیسم، نواستعمار و ارتجاع وابسته داخلی دارد. طبقه کارگر ایران در جریان تکوین و تدارک انقلاب کنونی نقش اساسی داشته و در مراحل نهایی پیروزی انقلاب، به رهبری قاطعانه امام خمینی، نقش نیروی ضربتی انقلاب را عهدهدار بوده است. ... حزب توده ایران، حزب سیاسی طبقه کارگر ایران است.» (1)
213
ادامه و اجرای طرح آتشبس از نیمهشب گذشته، در سنندج با ابهاماتی همراه است. گرچه با نفس آتشبس مخالفتی وجود ندارد، ولی تعبیرات مختلف از هدف اصلی، علل و پیامدهای آن، موجب موضعگیریهای متفاوتی دربرابر این مسئله شده است.
در نشست مطبوعاتی رئیس دیوانعالی کشور که امروز برگزار گردید، از وی سؤال شد: «هیئتی قرار است ازطرف آقای رئیسجمهوری، به سنندج و سقز برود و آتشبس هم برقرار شده است، نظر دولت جمهوری اسلامی درباره مسائل کنونی کردستان چیست؟» به گزارش روزنامه اطلاعات، دکتر بهشتی پاسخ داد: «مسئله آتشبس اصولاً در یک جامعه تعبیر خوبی نیست، ما بهعنوان مسئولان مملکت هرگز راضی نیستیم در هر گوشه این مملکت آتشی برپا باشد. این آتشافروزان، این کومهله و دستنشاندگان مستقیم و غیرمستقیم دشمنان ملت ما هستند که برخلاف خواست برادران و خواهران کرد ما آتشافروزی میکنند. بنابراین آنچه
1) روزنامه نامه مردم، 10/2/1359، صص 1 و 10.
روی داده، آن است که وقتی آنها دست از آتشافروزی بکشند دیگر دلیلی ندارد که سربازان ما در آنجا آتش بگشایند. من دوست دارم، مسئله را اینطور تعبیر کنید که آتشافروزان کردستان دست از عمل زشت و ناپسند خود برداشتند و خودبهخود در این حالت یک گلوله هم معنی ندارد شلیک شود. من خواهش میکنم شما نمایندگان مطبوعات در کاربرد کلمات دقت به خرج دهید، زیرا که کاربرد این لغات در فرهنگ ما فوقالعاده مهم است، اما درمورد کار کردستان، هیئت ویژه بهعلت آگاهی از مسائل کردستان در جریان کار خواهد بود و من از اعضای سایر هیئتها اطلاعی ندارم.» (1)
مهندس عزتالله سحابی عضو شورای انقلاب و سرپرست سازمان برنامهوبودجه نیز صبح امروز، در گفتوگو با کیهان درمورد چگونگی پایاندادن به درگیریهای موجود در غرب کشور گفت: «گروههای مهاجم طی دو هفته آینده، ابعاد تهاجم خود را گسترش دادهاند و خبرها و اطلاعات رسیده حاکی است که این تهاجمات بیارتباط با اقداماتی که در خارج از کشور علیه استقلال ایران صورت میگیرد، نبوده است.» به نوشته کیهان، مهندس سحابی افزود: «نقش دولت و ارتش اعمال حاکمیت در منطقه و بهعلاوه آمادگی برای دفاع از غرب کشور و نقلوانتقالات ارتش برای آمادگی دربرابر تجاوزات عراق و دفاع از مناطق غربی کشور است.» وی تأکید کرد که «حزب کومهله مهاجم بر ارتش و دولت است، وسایل ادارات دولتی ضبط شده و با زور افراد دولت کارکنان نهادهای انقلابی مثل جهاد سازندگی را به زندان افکندهاند و یا به گروگان گرفتهاند و یک سری عملیات دیگری صورت میگیرد که نشانه همین تهاجمات است.» (2)
درمورد برخورد نیروهای مسلح نظام، بهخصوص سپاه با این مسئله، مطلب قابلتوجهی در شماره امروز روزنامه انقلاب اسلامی درج شده که چنین است: «روابطعمومی ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اطلاعیههای منتشره ازسوی ستاد عملیاتی مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران مستقر در سنندج را به شرح زیر دراختیار خبرنگار ما گذاشت. در قسمتی از این اطلاعیه آمده است: سازمان چریکهای فدائی و کومهله و دمکرات و دیگر احزاب و دستجات منحرف وابسته به شرق و غرب که قصد دارند منافع و قدرتهایشان را در منطقه حفظ کنند شروع به فشارهای سیاسی نموده و میخواهند آتشبس و درنتیجه باب مذاکره را بگشایند. ازنظر ما و ملت مسلمان ایران کوچکترین اغماض سبب تضعیف حکومت وقت و تجزیه کردستان میشود، لذا خواهشمند است تا خاتمه پاکسازی منطقه که بهخودیخود باعث نابودی کلیه کفار مسلح و اصلاح مغرضین میشود از مذاکره و آتشبس خودداری شود، زیرا تا سلاح در دست ضدانقلاب است مذاکره یا آتشبس مفهومی نداشته و در کردستان عزیز امنیت برقرار نمیشود. در غیر اینصورت، بهتر است بیش از این به
ناحق کشته ندهیم و کردستان تقدیم بیگانهپرستان شود و با این عمل خونهای بهناحقریخته شهیدان این انقلاب را لوث کنیم. ما فکر نمیکنیم هرگز امام و امت مسلمان ایران راضی به این عمل باشند.» (1)
علاوهبر واکنش آشکار و مطبوعاتی که نشانه نارضایتی نیروهای مسلح از مماشات مجدد با گروههای مسلح کرد است؛ مکاتبات داخلی و غیرعلنی نیز حاکیاز چنین اعتقادی بهخصوص در میان نیروهای سپاه میباشد؛ متن کامل یک پیام که امروز از سنندج به فرماندهی سپاه در تهران ارسال شد، چنین است: «طبق تماس بیسیم مسئول هماهنگی با نیروی هوایی و تماس نیروی هوایی با سپاه گزارش میگردد که عملیات موفقیتآمیز است و ابتکارعمل در دست نیروهای سپاه و ارتش، تلفات دشمن زیاد، تعداد شهدا 12 نفر و مجروحین 27 نفر که همگی اعزام گردیدهاند. وسایل مورد نیاز به قرار زیر میباشد: 200 نفر نیروی ورزیده با وسایل کامل، سلاحهای سنگین کالیبر50، تیربار ام. ژ3. ایا، مهمات سبک60 و 81، یک تیم مجهز پزشکی، بیسیمهای پی.آر.سی77، 20 دستگاه و وی.آر.سی47 بی.سی 2 دستگاه، پتو 300 تخته و گونی 200 عدد.
رحیم صفوی هماهنگکننده و فرمانده عملیاتی غرب» (2)در پیامی دیگر که امروز، از یک مرکز سپاه به ستاد عملیات غرب کشور ارسال شد نیز آمده است: «جهت جلوگیری از فرار ضدانقلاب در سنندج، جاده حسنآباد واقع در جنوبغربی سنندج و همچنین جاده درموله واقع در 40 کیلومتری جاده کرمانشاه {فرعی} حتماً بسته و زیر کنترل شدید قرار گیرد.» (3)
در یک تلفنگرام از سنندج به ستاد مرکزی سپاه نیز مطالبی آمده که حاکیاز فشارهای واردشده و حساسیت شدید سپاه به اهمیت وضع موجود و نیز نارضایتی شدید از اموری است که بهنظر سپاه، ناشیاز نبود جدیت لازم در حل معضلات کنونی است، متن این تلفنگرام که امروز ارسال شد و سپس به اطلاع بنیصدر نیز رسید، چنین است: «دراثر یکی دیگر از سهلانگاریهای ارتش... 6 تن از مجروحین که در فرودگاه بودند شهید گشتهاند، افراد به پشتیبانی هوایی، آذوقه و مهمات نیاز دارند، حملونقل مجروحین برای نجاتشان و تقویت روحیه افراد لازم است و اگر آنها کشته شوند، جنایات مقامات مسئول مورد سؤال است و ما برحسب وظیفه به اطلاع ملت خواهیم رساند.
بروجردی» (4)
از سوی دیگر، سخنگوی حزب دمکرات کردستان در گفتوگوی تلفنی با رویتر مدعی شد ارتش هنوز آتشبس اعلام نکرده و از دیشب، 40 خمپاره بهسوی مواضع گروههای ضدانقلاب
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 10/2/1359، ص1.
2) سند شماره 41076 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مسئول هماهنگی سپاه و ارتش غرب کشور به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 10/2/1359.
3) سند شماره 041088 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سیاسی به ستاد عملیات غرب کرمانشاه، 10/2/1359.
4) سند شماره 041077 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه مستقر در سنندج به ستاد مرکزی سپاه، 10/2/1359.
در سنندج پرتاب کرده است، ولی پیشمرگان کرد به آن پاسخ ندادهاند. سخنگوی حزب دمکرات در تهران گفت انتظار میرود یک هیئت حسننیت ازسوی دولت امروز بعدازظهر، وارد سنندج شده و راه را برای آغاز مذاکرات صلح هموار کند. (1)
یادآوری میشود تبلیغات خارج کشور از محورهای عمده اقدامات طرف درگیر در کردستان است. امروز، رادیو لندن خبر داد: «شیخ عزالدین حسینی رهبر مذهبی اکراد با ارسال پیامی برای دکتر والدهایم و سازمان صلیبسرخ بینالمللی از آنها خواسته است تا ناظرانی برای مشاهده نبرد میان کردها و نیروهای ارتش ایران در غرب این کشور اعزام دارند.» (2)
214
همزمان با درخواست آتشبس در سنندج، عناصر ضدانقلاب بر شدت درگیریها در دیگر مناطق درگیر، افزودهاند و این به معنای افزایش فشار بر دولت و نظام برای جلوگیری از تمرکز در سنندج و نیز پذیرش آتشبس در این شهر محسوب میشود.
در سقز، به گفته پرتوی مسئول روابطعمومی سپاه پاسداران کرمانشاه، درگیریها شبهنگام بهشدت ادامه داشت و گروههای مسلح غیرقانونی با سلاحهای سنگین و خمپاره به پادگان این شهر حمله کردند. در این درگیری 3 تن شهید و 2 تن مجروح شدند. (3)درگیری نیروهای خودی و عوامل ضدانقلاب امروز نیز ادامه داشت و با فرارسیدن شب، مهاجمان ضدانقلاب با خمپاره120 میلیمتری و موشکانداز و سلاحهای سبک به گروهان ژاندارمری مستقر در این شهر تیراندازی کردند و همچنین با خمپاره120 میلیمتری بهطرف پادگان تیراندازی شد که مأموران به آن پاسخ دادند. درگیری مذکور تلفات جانی نداشت. (4)
در بانه نیز، شبهنگام عدهای از عناصر ضدانقلاب با سلاحهای سنگین و سبک گروهان ژاندارمری مستقر در تیپ بانه و پادگان را زیر آتش قرار دادند که آتش مهاجمان دفع و یک نفر از نیروهای ارتشی شهید و 3 نفر مجروح شدند. (5)امروز، ازطرف پاسداران اعزامی به منطقه، پیامی به جبروتی مسئول سپاه تهران، ارسال شد که متن آن چنین است: «شهدا و مجروحین در پادگان بانه حمل نشدهاند، پادگان به تدارکات کافی و نیروی انسانی فوقالعاده نیازمند است. طبق تلگرام رسیده از بانه وضع پادگان بههیچعنوان رضایتبخش نیست، لطفاً هرچه سریعتر نیروی کمکی و تدارکات کافی اعزام دارید. ضمناً 26 نفر پاسدار البته هرکدام با یکصد تیر فشنگ در سقز هستیم و هنوز امکان پرواز به بانه برایمان آماده نیست اقدامات سریع مبذول دارید.
مسئول گروهان دوم سنگی» (6)
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 41، 11/2/1359، صص 1 و 2، تهران رویتر، 30 آوریل 1980 {10/2/1359}.
2) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 40، 10/2/1359، ص29، رادیو لندن، 10/2/1359.
3) روزنامه انقلاب اسلامی، 10/2/1359، ص2.
4) سند شماره 50157 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {عملیات و اطلاعات}، 11/2/1359.
5) همان.
6) سند شماره 041091 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سقز مسئول گروهان2 گردان به مسئول سپاه تهران، 10/2/1359.
در پاوه، از ساعت 10 شب گذشته تا حدود 7 صبح امروز، بهطور متناوب در چند نقطه شهر و روستاهای خانقاه، دوریسان و نوریاب، مهاجمان مسلح غیرقانونی با سلاحهای سبک و کالیبر50 بهسوی نگهبانان و پاسداران آتش گشودند که به آن پاسخ داده شد. (1)امروز همچنین از ارتفاعات اطراف پاوه، 3 گلوله خمپاره به داخل پادگان ارتش پرتاب شد. یکی از خمپارهها به ساختمان آسایشگاه اصابت کرد و خساراتی به بار آورد، ولی تلفات جانی درپی نداشت.
عصر امروز نیز براثر اصابت گلوله اسلحه سنگین عناصر ضدانقلاب به یکی از خانههای قریه گلان واقع در 4 کیلومتری جنوبغربی شهر پاوه، 4 نفر از اعضای یک خانواده به اسامی کیکاووس رادپناه، بازحیاطه براتی و 2 فرزند خردسال آنها به شهادت رسیدند. (2)
در نجفآباد بیجار(3)امروز از ساعت 21:30، عوامل مسلح غیرقانونی با سلاح سبک و سنگین به سپاه پاسداران و اردوگاه ارتش و پاسگاه قریه نجفآباد حمله کردند که با تیراندازی متقابل مواجه شدند. این حمله تا ساعت 23 طول کشید. (4)
در همین حال، سپاه ارومیه درخصوص برخی تحرکات معنیدار گزارش داد: «گروگانهای اخیر دره قاسملو که حدود 20 نفر میباشند به دولتو برده شدهاند. ... [و] در عرض سه یا چهار روز گذشته پیشمرگان پیرانشهر بهطرف اشنویه و قاسملو سرازیر شدهاند.» (5)اینگونه تحرکات بهخصوص در حوالی سنندج قابلتأمل است. شهربانی کرمانشاه اعلام کرد: «تعداد 700 نفر از افراد مسلح وابسته به کومهله و دمکرات از راه دهگلان وارد جاده سنندج کامیاران شده و از آبادی ویار و کوههای حومه آن بهطرف غرب میروند، تصمیم دارند پنجشنبه به کامیاران حمله کنند.» (6)
215
در وضعیتی که درگیریهای کردستان روزهای حساسی را میگذراند و همه جناحهای نظام درباره چگونگی حل مسئله گروههای محارب در کردستان، به اجماع نسبی رسیدهاند و چشماندازی از موفقیت دولت در استقرار حاکمیت در مناطق بحرانی کردنشین درحال ترسیم است، فشارهای زیادی از داخل و خارج به تصمیمگیران وارد میشود که چنانچه تأثیرگذار باشد، دولت را در ادامه کوششهای قاطعانه برای استقرار حاکمیت و امنیت در مناطق درگیر، دچار تزلزل میکند؛ ازجمله چند تن از وکلای فرانسوی در تلگرامی، ضمن تجلیل از انقلاب ایران از بنیصدر رئیسجمهور، خواستند که «به مسائل اقلیتها و دانشگاههای ایران نیز توجه کند.» به گزارش روزنامه بامداد، این وکلا خود را اینگونه معرفی کردهاند: «ما وکلای امضاءکنندگان زیر که در غرب بهطور آشکار جنایات شاه دیکتاتور را محکوم کردهایم و چه در فرانسه و چه در ایران از
1) سند شماره 000627 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از فرمانداری پاوه به استانداری کرمانشاهان، 10/2/1359.
2) سند شماره 000632 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از وزارت کشور به ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 11/2/1359.
3) * این شهر سابقه درگیری شدید نیز دارد. به روزشمار 4/2/1359 رجوع شود.
4) سند شماره 050183 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 12/2/1359.
5) سند شماره 41081 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ارومیه به تهران {اطلاعات}، 10/2/1359.
6) سند شماره 41075 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از وزارت کشور به ستاد مرکزی سپاه پاسداران، 10/2/1359.
مبارزان علیه رژیم پهلوی دفاع کردهایم و با مسرت از انقلاب ایران تجلیل کردیم و همبستگی خویش را در مبارزه این ملت برای بهدستآوردن استقلال ملی و حق قانونی آزادی ابراز کردیم.» در ادامه مطلب روزنامه، اسامی وکلای فرانسوی که این نامه را امضا کردهاند، درج شده است. (1)
216
درپی اعلام سازمان مجاهدین خلق مبنیبر اینکه حاضر است تمامی نیروهای خویش {میلیشیا چریک نیمهوقت} را برای مبارزه با امریکا تحت فرماندهی سپاه قرار بدهد،(2)امروز، سپاه اطلاعیه ای منتشر کرد که نشان میداد اختلاف سپاه و سازمان مجاهدین خلق در مبانی عقیدتی و خط مشی سیاسی عمیقتر از آن است که بتوانند به اقدام مشترک بپردازند، ولو این اقدام مبارزه با امریکا باشد. علاوهبراین، بر بیاعتمادی سپاه به سازمان نیز یک بار دیگر در این اطلاعیه تأکید و مشخص شد سپاه حرکات این سازمان را مبتنیبر ملاکهای مکتبی اسلام نمیداند. همچنین سپاه، سازمان را بهطور عملی در شمار گروههایی که در کردستان با آنها درگیر است محسوب کرده است.
روزنامه انقلاب اسلامی در شماره امروز خود از صدور اطلاعیه روابطعمومی سپاه درباره پیشنهاد سازمان خبر داد. در این اطلاعیه که با عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم، واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرَّقوا؛ به ریسمان خدا چنگ بزنید و متفرق نشوید» شروع شده است،(3)سپاه ابتدا با یادآوری مواضع قبلی سازمان، بیاعتمادی خود را ابراز و بر ایدئولوژی اسلام بهعنوان ملاک وحدت تأکید کرده است: علیرغم تمام تهمتها و افتراهایی که سازمان مجاهدین خلق از آغاز تشکیل سپاه پاسداران به این ارگان انقلابی که به فرموده و رهبری امام خمینی شکل گرفته بود، زده است در رسانههای گروهی مشاهده نمودیم که مجاهدین خلق بهاصطلاح میلیشیای خود را دررابطهبا تجاوز امریکا دراختیار پاسداران انقلاب اسلامی قرار داده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در گذشته از دیدگاه این گروه بازوی نظامی ارتجاع بوده است! درپیشگاه امام و امت مسلمان ایران مفتخر است که صلاحیت انقلابی و اسلامی خویش را در عملکردهای مکتبی برادران پاسدار به دست آورده است(4)و با کمال مباهات اعلام میکند که شعار جاودانه و الهی "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" را از اصول اولیه تشکیل خود دانسته و براساس ضوابط مکتب توحیدی انقلاب اسلامی لازمه اصولی و اساسی وحدت را در ایدئولوژی اسلام میداند و بس. (5)
سپاه در ادامه، پذیرش صادقانه رهبری امام را ملاک قطعی دیگری برای وحدت برشمرده و بازهم با یادآوری مواضع قبلی سازمان بیاعتمادی خود را ابراز کرده است: «هر گروه که با
صداقت اسلامی پذیرای رهنمودهای پیامبرگونه رهبر انقلاب برخاسته از اسلام راستین بوده باشد، بدون هیچگونه اطلاعیه در همه احوال همگام و همراه پاسداران انقلاب اسلامی بوده و خواهد بود. بدین سبب است که بهمجرد تشکیل ارتش بیستمیلیونی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همه امکانات مادی و معنوی خود را دراختیار بسیج ملی قرار داده بهطوریکه هسته اصلی تشکیل این ارتش میباشند. در گذشته سازمان مجاهدین خلق پس از تمامی تهمتها و افتراها سعی مینموده که با روش همیشگی خود ادعا کند تمامی این حرفها را به عدهای خاص از برادران پاسدار میگوید. درصورتیکه تهمتهای زدهشده دررابطهبا اعمال مکتبی همه برادران پاسدار ما بوده و از آنجا که سپاه تبلور خواستههای انقلابی امت اسلامی بوده است، بنابراین هیچکس نمیتواند در این سپاه عمل فردی داشته باشد.» (1)
سپاه در این اطلاعیه همچنین یادآوری کرده است که سازمان در همین اعلام وحدت و همکاری نیز شرط وحدت و لازمه همکاری را رعایت نکرده است: «سازمان مجاهدین خلق که گویی از اغتشاشات عوامل مزدور امریکا در کردستان و خوزستان و ترکمنصحرا و دیگر نقاط و شهرهای ایران هیچگونه اطلاعی ندارد و فداکاری و جانبازی برادران پاسدار ما را در گوشهوکنار ایران در نبرد با دشمنان انقلاب اسلامی فراموش میکند در اطلاعیه خود میگوید: "بدیهی است اعضای ما در هیچ درگیری داخلی دخالت ننموده..." و تذکر امام را بعد از تجاوز امریکا نادیده میگیرد که فرمودند من اخیراً باید تذکر دهم که قضایای کردستان که گروههای منحرف چپ و مخالف با اسلام و آشوبگر برخاسته اند و قضایای دانشگاهها که گروههای چپ امریکایی در آن مکانهای مقدس دست به آشوب زدند و آشوبهای دولت غیرقانونی عراق در مرزهای ایران با حمله کارتر و دخالت نظامی در ایران رابطه ملموس دارد.» (2)
در ادامه این اطلاعیه، سپاه برای وحدت با همه نیروها با ملاکهای مشخصشده، اینگونه اعلام آمادگی کرده است: «سپاه پاسداران همواره دست اتحاد خویش را برای جهانینمودن انقلاب اسلامی بهسوی کسانی که ملاک مکتب انقلاب اسلامی را بر هر حرکت مقطعی و سیاسی ترجیح میدهند دراز نموده است. سنگر پاسداران انقلاب اسلامی برای کسانی که تحت رهبری امام خمینی، پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی را بر مبنای شعار اسلامی و مردمی "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" وظیفه شرعی خود میدانند، همواره آماده است.» (3)
اطلاعیه با این عبارت که خود نیز وجه تمایزی از مشی سپاه با سازمان را نشان میدهد، پایان یافته است: «پیش برای نابودی امپریالیزم شرق و غرب و برقراری حکومت قسط الهی و جهانی حضرت مهدی ولیعصر ارواحنا فداه.» (4)
217
درحالیکه هنوز ادعای تقلب و تخلف و میزان وسعت و تأثیر آن در مرحله اول انتخابات مجلس، کموبیش مطرح است، باتوجهبه قطعیشدن نزدیکی زمان برگزاری مرحله دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی و ناگزیربودن شروع فعالیتهای انتخاباتی، سخنگوی حزب جمهوری اسلامی در تماسی با روزنامه جمهوری اسلامی، از فعالیت مجدد انتخاباتی مجموعه گروههایی خبر داد که در مرحله اول با عنوان "ائتلاف بزرگ" در انتخابات تهران شرکت کرده بودند. اینبار برای رقابت 12 کاندیدای ائتلافی با دیگر جریانها، همان عنوان ائتلاف بزرگ انتخاب شده است. به نوشته شماره امروز روزنامه جمهوری اسلامی، در متن توافقنامه ائتلاف بزرگ آمده است: «از آنجا که اتحاد گروههای اصیل انقلاب اسلامی ایران و پیروان راستین راه امام همواره بهترین ضامن پیروزی و تداوم این انقلاب بوده، ... جامعه روحانیت مبارز تهران، حزب جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دیگر گروههای همفکر {انجمن اسلامی معلمان، اتحادیه انجمنهای اسلامی شهر ری، سازمان فجر اسلام، نهضت زنان مسلمان و بنیاد الهادی} بهدنبال موفقیت درخشان و چشمگیر مردم شریف و مسلمان تهران در انتخاب چهرههای انقلابی و ارزنده از لیست مشترک گروههای یادشده در اولین مرحله انتخابات مجلس شورای اسلامی اینک توافق خود را نسبت به کاندیداهای زیر که گروهی از کاندیداهای همان لیست میباشند اعلام... [میداریم]:
از سوی دیگر، روزنامه انقلاب اسلامی، در شماره امروز خود تحتعنوان "گفتوگو با سرپرست وزارت کشور و عضو شورای نگهبان" گزارشی از گفتوگو با آیتالله مهدوی کنی درج کرد. وی که علاوهبر سمتهای مذکور، ازطریق ریاست کمیته مرکزی انقلاب اسلامی، مسئول کمیتههای انقلاب سراسر کشور نیز میباشد،
در پاسخ
{آیتالله محمدرضا مهدوی کنی سرپرست وزارت کشور و عضو شورای نگهبان }
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 10/2/1359، ص2.
خبرنگار این روزنامه اظهار کرد: «گرچه نمیتوان مسئله تقلب و تخلف را که بعضی از گروهها اظهار کردهاند بهکلی نفی نمود، لیکن این تقلب و تخلف درباره همه گروهها صادق است و تنها درمورد آن گروهی که علیه آن شکایت شده است نمیباشد، بلکه گروه مقابل هم همین ادعا را درمورد گروه شاکی دارد و هردو دسته هم شواهدی را ارائه کردهاند. ... اینکه نسبت دادهاند که کمیتهها در انتخابات دخالت کردهاند کمیتهها بهمعنای نیروی مسلح، دخالتی در انتخابات نداشتند و ندارند و انجمن نظارتی که بر سر صندوقها بودند از افراد کمیته نبودند. منتها چون کمیتهها در محلها بودند و در مساجد هم روابطی دارند، مردم فکر میکنند که کمیتهها مستقیماً دخالتی داشته اند. در تمامی انتخابات حتی انتخابات ریاستجمهوری همین افراد بودند که صادقانه انتخابات را به اتمام رساندند و همینهایی که متهماند به مخالفت با انتخاب جناب آقای بنیصدر، همینها با کمال صداقت آرائی را که به نفع ایشان بوده خواندند و من معتقدم که البته هیچجا صددرصد نمیشود گفت، ولی تا 80 ،90 درصد معتقدم که صادقترین افراد همینها هستند که به آنها میشود اعتماد کرد برای اینکه بر فرض هم که گرایشهای گروهی داشته باشند چون اعتقاد مذهبیشان یک اعتقاد ساده مذهبی است، بهعنوان تقلید از مقام مرجعیت و ولایت فقیه وقتی به آنها دستور داده میشود که آقا تخلف نکنید، آنها واقعاً بهعنوان یک دستور شرعی آن را میپذیرند، ولو برخلافشان باشد. برخلاف سایر گروهها که سیاسیکارند و مسئله ولایت فقیه و اینگونه مسائل برایشان مطرح نیست و لذا آنچه که منافع گروهیشان است آن را عمل میکنند و تخلف در آن را عمل خوبی فرض میکنند و لذا بنده معتقدم الان هم صادقترین افرادی که میتوانند در انتخابات بینظیر و بدون تقلب و تخلف کار کنند همین افرادی هستند که در مساجدند.» (1)
ضمیمه گزارش202: گفتاری از رادیو امریکا درباره وضعیت صدور نفت ایران امروز، رادیو امریکا در گفتاری فارسی، گزارشی از وضع نفتی ایران پخش کرد که در آن آمده است: «گزارشهای رسیده از ایران حاکی است که اسکله بارگیری اصلی نفت در جزیره خارک از دوشنبه گذشته، به حالت تعطیل درآمده است و صدور نفت از ایران بهکلی متوقف شده است. کارشناسان امور نفتی میگویند در گذشته نیز تأسیسات جزیره خارک بهعلت نامساعدبودن وضع جوی بهطور موقت تعطیل شده بوده است. ایران هفته گذشته، صدور نفت به ژاپن را قطع کرد زیرا آن کشور پیشنهاد ایران را مبنیبر بالابردن قیمت نفت به میزان 2 دلار و 5 سنت برای هر بشکه نپذیرفت. شرکتهای...(2)نیز ظرف چند هفته گذشته از ایران نفت خریداری نکردهاند. وزیر نفت ایران در اوایل هفته جاری اعلام کرد که صدور نفت ایران به یکمیلیون و سیصدهزار بشکه در روز کاهش یافته است و ایران در نظر دارد نفتی را که به ژاپن میفروخت به کشورهای اروپای شرقی و امریکای لاتین صادر کند.» (3)
218
تیرگی وضعیت بین ایران و امریکا، امروز هم بدون تغییراتی قابلتوجه،ادامه یافت. اعلام مواضع همچنان شدید ایران که در بیانات امام خمینی و بنیصدر، انعکاس یافت و از سوی دیگر بازتاب تغییرات در وزارت امور خارجه امریکا که با ابراز امیدواری به کارایی مواضع امریکا علیه ایران همراه است، مهمترین موارد قابلذکر دراینباره است.
در تهران، از تریبون مراسم روز جهانی کارگر، پیام امام خمینی قرائت شد. در این پیام ضمن سرزنش شدید امریکا بهدلیل دستداشتن در بحرانهای داخلی ضدنظام، آمده است: «در این قیامهای مسلحانه در اطراف کشور و در دانشگاهها و در این انفجارهای متعدد در اهواز و غیره، دست جنایتکار امریکا پیداست.» و در ادامه شخص کارتر اینگونه تحقیر شده است: «کار آقای کارتر که از رزمندگی به راهزنی و از دخالت نظامی به پنهانکاری و انفجار کشیده است او را بهصورت یک موجود مفلوک درآورده که همکاران هوشمند خودش به او پشت کردهاند و در قدرت نظامی او تردید نمودهاند. ... چنین موجودی ملت شجاع ما را نخواهد ترساند.» (1)
رئیسجمهور بنیصدر نیز در مراسم روز کارگر اصفهان علیه امریکا اعلام موضع کرد. وی در میان فریادهای تأییدآمیز انبوه مردم حاضر در میدان امام {نقش جهان}، ضمن اشاره به توطئه گستردهای که امریکا و ایادی آن در ایران چیدهاند و برشمردن برخی از آن اقدامات، اعلام کرد: «دو روز پیش، فرستاده یاسر عرفات پیش من آمد و اطلاعاتی آورد که با اطلاعاتی که ما در کشور به دست آوردیم، سازگاری داشت و حکایت از این میکرد که امریکا میخواهد به توطئههای نظامی خویش در ایران ادامه دهد و منطقه آزادی، در ایران برای ایادی خود به وجود آورد و در این منطقه، عملیات ترور و وحشت را در شهرهای مختلف کشور هدایت بکند. این برنامه را رها نکردند و میخواهند در روزها و هفتههای آینده در ایران اجرا کنند.» (2)
در همین حال، نشر تحلیلها و اظهارنظرها درباره تغییرات در وزارت امور خارجه امریکا
همچنان ادامه دارد؛ ازجمله تایمز لندن ضمن اظهار رضایت از انتصاب وزیر امور خارجه جدید نوشت: با حضور ماسکی بهعنوان وزیر امور خارجه امریکا، امید فراوان وجود دارد که برای اولینبار پس از چندین سال وزیر امور خارجه این کشور دارای موضعی محکمتر از مشاور امنیت ملی باشد و این موضع بهویژه هنگامیکه وزارت امور خارجه امریکا درپی نافرجامماندن گام {اقدام} نظامی آن کشور برای رهایی گروگانهای آن در تهران دچار نابسامانی شد، بسیار ضروری است. (1)
گاردین نیز انتخاب ماسکی را به جانشینی ونس، انقلابی زیربنایی در چارچوب کاخ سفید توصیف کرد و نوشت این انتخاب بدون شک دولت کارتر را به خواسته و تمایل مردم امریکا نزدیک خواهد کرد.
اما دیلی تلگراف برخلاف دو روزنامه یادشده، پیشبینی کرد که انتخاب ماسکی بر مشکلات و مسائل امریکا بیفزاید. (2)
219
موضوع عملیات امریکا برای نجات گروگانها که در طبس متوقف شد، همچنان مورد توجه رسانههای امریکایی است. میزان وسعت و چگونگی اجرای این عملیات، بجز بخشهای انجامشده که خودبهخود فاش گردیده است، همچنان در سطح فوق سری قرار دارد، اما رسانهها به آن علاقهمندی نشان میدهند و گزارشهایی در این باب درج میکنند که هرچند میزان وثوق آن معلوم نیست و چهبسا گمراهکننده نیز باشد، اما درهرحال نشان میدهد ابعاد قضیه منحصر به آنچه رسماً اعلام شده نبوده است.
امروز نیویورک تایمز در گزارشی دراینباره آورده است: درصورت مقاومت شدید ایرانیان هنگام عملیات نجات گروگانها، طرحهای احتمالی به کارتر اجازه داده بود دستور حمله به تأسیسات نظامی تهران را صادر کند. به گزارش آسوشیتدپرس از نیویورک، این روزنامه همچنین به نقل از مقامات موثق دولتی نوشت حملات هواپیماهای امریکایی محتمل به نظر نمیرسید، ولی کارتر آمادگی داشت حتی با قربانیکردن افراد غیرنظامی مأموریت خود را به انجام رساند. نیویورک تایمز همچنین نوشته است حداقل 2 فروند از 6 هواپیمای سی130 که در این عملیات شرکت داشتند به توپهای 20 میلیمتری و مسلسلهای سنگین 62/7 میلیمتری مجهز بودند. نیویورک تایمز افزود: درصورتیکه مشخص میشد دفاع هوایی کافی نیست، کارتر میتوانست دستور دهد که شکاری بمبافکنهای اف7 و اف4 که از قبل مأموریت یافته بودند، از ناوهای هواپیمابر امریکایی مستقر در خلیجفارس به کمک بشتابند. این روزنامه به نقل از منابع مطلع دولتی نوشته است: این هواپیماها بهطور مکرر پوشش هوایی عملیات را تمرین کرده بودند و بارها از ناو پرواز کرده و بهطرف سواحل ایران رفتهاند، اما از ورود به حریم هوایی ایران خودداری کردهاند. (3)
در همین زمینه، آسوشیتدپرس در گزارشی دیگر از واشنگتن، خبر داد که جیمی کارتر دو روز قبل از این {9/2/1359}، با حدود 150 نفر ملاقاتی کاملاً خصوصی داشته است. این افراد کسانی بودند که در عملیات ناموفق طبس شرکت داشتهاند. توماس اونیل سخنگوی مجلس نمایندگان امریکا، بدون ذکر جزئیات، این خبر را اعلام کرد. آسوشیتدپرس افزوده است: مقامات کاخ سفید هم از توضیح بیشتر دراینباره خودداری کردند. (1)
همچنین، یونایتدپرس از مسکو گزارش داد که روزنامه پراودا ارگان حزب کمونیست شوروی، در شماره امروز خود نوشت: طرح نافرجام آزادساختن گروگانهای امریکایی در تهران، درواقع پوششی برای اجرای کودتا بود و اینکه ایالات متحده بار دیگر خواهد کوشید تا دولت ایران را سرنگون کند. (2)
220
بااینکه دیپلماتهای ایرانی از امریکا اخراج شدهاند، اما اعضای هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد، بهناچار در خاک امریکا به سر میبرند و این برای رسانههای امریکایی فرصتی است تا جنبههای خبری خود را جذابتر کنند. گفتوگوی شب گذشته یکی از شبکههای تلویزیون با منصور فرهنگ سفیر ایران در سازمان ملل، از آن جمله است.
در گزارش امروز یونایتدپرس از این برنامه آمده است: «سفیر ایران در سازمان ملل، پذیرفت که کشورش در کار گروگانگیری امریکاییها غیرقانونی عمل کرده، لیکن متذکر شد که این امر قابلدرک است. منصور فرهنگ شب گذشته، در پاسخ به سؤالات بیل مویرز خبرنگار تلویزیونی گفت ایالات متحده امریکا واقعیت انقلاب ایران را حتی تا زمان حاضر درک نکرده است. خبرنگار با یادآوری این مطلب که ایران از مذاکره با اعراب ایرانی که در سفارت ایران در لندن دست به گروگانگیری زدهاند، خودداری میکند سؤال کرد، آیا این عمل متقابل نیست؟ فرهنگ در پاسخ گفت بله چنین است. مویرز سؤال کرد آیا گروگانگیری در ایران قانونی بود؟ فرهنگ پاسخ داد نه، بههیچوجه و افزود گروگانگرفتن کارکنان سفارت امریکا در تهران پاسخی به پذیرش شاه مخلوع در ایالات متحده بود. وی ضمن اشاره به کودتای سال 1953 در ایران با حمایت امریکا و نیز 1974 در شیلی افزود ازلحاظ تاریخی این کاملاً طبیعی است که [میتوان] پذیرش شاه مخلوع را بهعنوان یک اقدام سیاسی جلوه داد. بنابراین ازلحاظ این دیدگاه گروگانگیری قابلقبول است. از منصور فرهنگ
(منصور فرهنگ سفیر ایران در سازمان ملل متحد و شخص نزدیک به بنیصدر:
گروگانگیری قانونی نبود، اما از دیدگاه تاریخی و اقدامات خصمانه امریکا علیه ایران قابلقبول است.)
درباره عدم توانایی ابوالحسن بنیصدر دررابطهبا دانشجویانی که در سفارت امریکا هستند سؤال شد، وی پاسخ داد: ما در یک مرحله انقلابی هستیم با موقعیت انقلابی که نمیتوان یک دولت باثبات داشت. فرهنگ تصریح کرد که دشمنی ایران بههیچوجه متوجه مردم امریکا نیست. این دشمنی مستقیماً متوجه دولت امریکا است. سفیر ایران در سازمان ملل با اشاره به گزارشهایی مبنیبر اینکه واشنگتن راههای حمایت از حضور ارتش در ایران را مورد نظر داشت، گفت: امریکاییان کودتا را در سال 1953، ساواک را در سال 1958، انقلاب بهاصطلاح کشاورزی را در سال 1963 برای ما به ارمغان آوردند و در ژانویه 1979 زمانیکه تمامی دنیا با احترام، از انقلاب ایران دچار ترس شده بود ایالات متحده در تدارک یک کودتا بود.
فرهنگ ضمن رد این مطلب که حضور امریکا در ایران، سدی در مقابل مداخله شوروی محسوب میشد، گفت امپریالیسم امریکا با انقلاب بلشویکی شروع نشد. فرهنگ با برداشت خبرنگار مذکور از انقلاب ایران مبنیبر انتقال قدرت از یک نظامی ستمگر به نوع مذهبی آن مخالف بوده و معتقد است، قدرت [امام] خمینی معنوی است که بر حمایت و سپاس و ستایش معنوی استوار است. در زمان حکومت شاه کشور زیر تهدید و زور اداره میشد.» (1)
221
قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، در ادامه سفر منطقهای خود امروز، در امارات متحده عربی با وزیر مشاور در امور خارجه این کشور مذاکره کرد.
در گزارش خبرگزاری پارس از موضوعات مورد بحث در این دیدار به کلیاتی از قبیل مسائل مختلف منطقه، روابط ایران با کشورهای عربی حوزه خلیجفارس و مسائل بینالمللی اشاره شده است. در گزارش این خبرگزاری همچنین آمده است: امیر شارجه امروز به ابوظبی آمد و بهطور خصوصی با قطبزاده مذاکره کرد. این مذاکرات نیز یک ساعت و نیم به طول انجامید و در پایان این ملاقات قطبزاده یک جلد کلامالله مجید به امیر شارجه هدیه کرد. همچنین امروز سفیر لبنان، کاردار سفارت الجزایر و کاردار سفارت عربستان در ابوظبی در محل اقامت قطبزاده حاضر شدند و با او بهطور جداگانه ملاقات و گفتوگو کردند. وزیر امور خارجه ایران بعدازظهر امروز، در یک مصاحبه مطبوعاتی به سؤالات خبرنگاران ایرانی، خارجی و محلی پاسخ داد. (2)
در همین حال، در برخی مطبوعات امارات مطالبی متفاوت با فضای دوستانه مذکور، درج شده است؛ ازجمله امروز روزنامه الخلیج {چاپ شارجه}، یادداشتی از تریام رئیس مجلس امارات، منتشر کرده که در آن آمده است: «ما حوادث و اتفاقات تهران را شگفتآور و صادقانه تلقی میکردیم و انتظار داشتیم که مشکل این جزیره نخستین موضوعی باشد که انقلاب کبیر ایران آن را حلوفصل خواهد کرد. ... آقای قطبزاده با اظهاراتش [در] کنفرانس مطبوعاتی کویت هم به ایران و هم به اسلام توهین کرده است، زیرا وزیر امور خارجه ایران در جواب سؤالی درباره این جزایر آنهایی که
این موضوع را مطرح میکنند متهم کرد که میخواهند بین ایران و اعراب جدایی افکنند.» خبرگزاری رویتر که این گزارش را مخابره کرده در پایان افزوده است: تقاضای بازگرداندن جزایر را دولت عراق که روابطش با ایران در چند هفته اخیر به وخیمترین وضع آن رسیده، مکرراً مطرح کرده است. قبلاً یکی از جزایر به شارجه و دو جزیره دیگر به رأسالخیمه متعلق بود. (1)
یادآوری میشود که طه یاسین رمضان عضو شورای انقلاب عراق که از روز گذشته در امان به سر میبرد، یک بار دیگر دعاوی عراق دراینباره را مطرح کرد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، وی گفت: عراق دربرابر پسگرفتن 3 جزیره عربی خلیج {جزایر ایرانی تنب بزرگ و کوچک و بوموسی در خلیجفارس} که در سال 1971 توسط شاه سابق اشغال شد، کوتاه نخواهد آمد. طه یاسین رمضان که در مجمع امور بینالمللی اردن سخن میگفت این سؤال را مطرح کرد که چرا اعراب که هر دفعه سیلی میخورند قادر نیستند بهعنوان یک ملت متحد سرزمینهای خود را آزاد کنند. (2)
222
اشغال سفارت ایران در لندن، برای دومین روز، ادامه یافت و این سفارت به یک کانون خبر و محل تجمعی برای انبوه طرفداران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد. طرفداران نظام علیه رژیم عراق و صدام شعار میدادند و مخالفان نظام مقیم لندن نیز محلی برای شعار و درگیری یافته بودند.
در دومین روز اشغال، پلیس انگلستان اعلام کرد مذاکره با گروگانگیران که 3 ایرانی عربنژاد هستند و 19 تن را به گروگان گرفتهاند، ادامه دارد. (3)یادآوری میشود که سفارت ایران ساعاتی مانده به ظهر روز گذشته، اشغال شد. اشغالکنندگان که وابستگی آنها به عراق مشخص است و با عنوان "اسکادرانهای انقلاب عربی در عربستان" معرفی شدهاند(4)، اعلام کردند که خواستار آزادی 91 زندانی سیاسی در استان خوزستان ایران هستند و تهدید کردند که درصورت رد این درخواست، هر دو ساعت 2 نفر از گروگانها را خواهند کشت و سفارت را منفجر خواهند کرد. (5)آنها ساعت 12 روز پنجشنبه را بهعنوان مهلت برآوردهشدن خواستههایشان تعیین کرده بودند.
دومین روز اشغال سفارت درحالی شروع شد که در طول شب گذشته، گروهی از
{تجمع دانشجویان ایرانی کفنپوش در اطراف سفارت ایران در لندن بهمنظور حمایت از انقلاب اسلامی و امام خمینی}
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 42، 12/2/1359، ص3، ابوظبی خبرگزاری رویتر، اول مه 1980 {11/2/1359}.
2) روزنامه بامداد، 13/2/1359، ص12.
3) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص7.
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 43، 13/2/1359، ص1، بغداد خبرگزاری یونایتدپرس، اول مه1980 {11/2/1359}.
5) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص7.
دانشجویان ایرانی دربرابر سفارت ایران به تظاهرات مشغول بودند. رادیو لندن گزارش داد: آنها به پشتیبانی از آیتالله خمینی شعار میدادند. چند تن از این دانشجویان داوطلب شدند که جایگزین اعضای گروگان سفارت ایران بشوند. (1)تظاهرات دانشجویان ایرانی علیه اشغال مسلحانه سفارت ایران در لندن در جهت عکس اهداف اشغالکنندگان، اثر قابلتوجهی در افکارعمومی برجا گذاشت. این دانشجویان عکسهایی از امام خمینی را حمل میکردند و علیه امریکا و انگلیس شعار میدادند. آنها همچنین از صدام حسین بهعنوان عروسک خیمهشببازی غرب یاد میکردند. (2)دانشجویان مذکور از همان آغاز اشغال، تجمع و تظاهرات خود را شروع کرده بودند. (3)از صبح امروز، جمعیت جلوی سفارت، بیشتر و بیشتر شد. (4)
در همین حال، برخی گزارشها حاکی است پلیس به بهانههای مختلف مانع پیوستن دیگر ایرانیان مقیم لندن به این جمع میشود. (5)از سوی دیگر، عدهای از خویشاوندان گروگانها نیز خود را به محل ویژهای که پلیس در نزدیکی سفارت تعیین کرده، معرفی کردهاند و همگی مترصد اخبار مربوط به حادثه هستند. (6)این درحالی است که از قول گروگانگیران
اعلام شد صادق قطبزاده
وزیر امور خارجه ایران، شب گذشته، با تلفن با سفارت ایران در لندن تماس گرفته است. (7)گزارش تماس نیمهشب گذشته گروگانگیران و قطبزاده وزیر امور خارجه که در ابوظبی به سر میبرد، چنین است: «از سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن که در اشغال 3 نفر مهاجم است به کاردار سفارت ایران در ابوظبی اطلاع داده شد که رهبر مهاجمین به سفارت درخواست تماس تلفنی با آقای قطبزاده را دارد. وزیر امور خارجه با این تماس موافقت کرد و در حضور تمام روزنامهنگاران ایرانی و اعضای سفارت ایران در ابوظبی، قطبزاده به رهبر مهاجمین که خود را خوزستانی معرفی میکرد، اخطار کرد اگر قطرهای خون از بینی هریک از اعضای سفارت جمهوری اسلامی ایران بریزد همان تعداد از زندانیانی که مهاجمین تقاضای آزادی آنان را دارند محاکمه صحرایی و سپس اعدام خواهند شد. قطبزاده پس از این اخطار ارتباط را قطع کرد. ولیکن چند دقیقه بعد کاردار سفارت ایران در لندن با ابوظبی تماس گرفت و ماجرا را برای قطبزاده شرح داد. وزیر امور خارجه در پاسخ اعضای سفارت از آنها خواست خونسردی خود را حفظ کرده و بههیچوجه مرعوب تهدیدهای مهاجمین نشوند.» (8)رادیو لندن در ساعت 16:15، اعلام کرد که صادق قطبزاده گفته است دولت ایران به تقاضاهای گروگانگیران ترتیب اثر نخواهد داد(9)و دربرابر هریک از اعضای سفارت ایران در لندن که مورد
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 42، 12/2/1359، ص8، بخش فارسی رادیو لندن، 11/2/1359.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص7.
3) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 43، 13/2/1359، ص4، بخش فارسی رادیو لندن، 12/2/1359.
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 42، 12/2/1359، ص8، بخش فارسی رادیو لندن، 11/2/1359.
5) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص7.
6) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 42، 12/2/1359، ص8، بخش فارسی رادیو لندن، 11/2/1359.
7) همان.
8) روزنامه اطلاعات، 13/2/1359، ص12.
9) * دیگر مسئولان ایران نیز موضع قاطع مشابهی را اعلام کردند؛ ازجمله رئیسجمهور بنیصدر در سخنرانی قبلازظهر امروز، در مراسم روز کارگر امسال، اعلام کرد: «برادران و خواهران، ایادی دشمن در سفارت ما در انگلستان 20 [نفر] را به گروگان گرفتهاند و تهدید کردهاند که اگر ما 91 توطئهگر را آزاد نکنیم، آنها سفارت ما را منفجر خواهند کرد. باید بگویم این ملت بهای سنگینی داده و هیچ مسئلهای در اراده ما تأثیری نمیگذارد. بنابراین ما آمادهایم شهادت برادران خود را در انگلستان بپذیریم، ولی تسلیم خواستههای آنان نخواهیم شد.» [روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص10]
آسیب قرار گرفته باشد، یک نفر از زندانیان مورد نظر آنها را در ایران اعدام خواهد کرد. این رادیو افزود: گروه مسلح اشغالکننده سفارت اظهار میدارند که این امر مهم نیست و آنها بههرحال به تهدیدات خود عمل خواهند کرد. آنها گفتهاند که زندانیان مورد نظر آنان باید با هواپیما به لندن انتقال یابند و پس از آن همراه آنها و گروگانهایشان به مقصد نامعلومی حرکت کنند. (1)
حدود نیمساعت به اتمام مهلت، اشغالکنندگان سفارت، یکی از گروگانها را آزاد کردند. وی یکی از 2 عضو سازمان بیبیسی است که هنگام اشغال سفارت در این محل حضور داشتند. گروگان آزادشده پس از آزادی بهوسیله آمبولانس به بیمارستان انتقال یافت و مقامات پلیس حاضر در اطراف سفارت میگویند که علت آزادی او ابتلا به یک عفونت گوارشی بوده است. (2)به گزارش بیبیسی، بعد از آزادی فرد مذکور، در میان گروگانهای باقیمانده در سفارت ایران در لندن، 2 تبعه انگلستان باقی ماندهاند که یکی از آنها یک پلیس و دیگری خبرنگار بیبیسی است. (3)این درحالی است که اشغالکنندگان در تماس با رادیو لندن اعلام کرده بودند: «مایلیم افکارعمومی مردم انگلیس را مطمئن سازیم که گروگانهای انگلیسی و نیز دیگر گروگانهای غیرایرانی صدمهای نخواهند دید.» (4)پخش این خبر باعث شد یک پزشک جوان انگلیسی از گروگانگیران درخواست کند که همسر ایرانی او را که در گروگان دارند، یک تبعه انگلیسی محسوب کنند. (5)
درحالیکه چند دقیقه از ساعت 12 {اتمام مهلت}، نگذشته بود، سخنگوی پلیس اسکاتلندیارد آخرین اعلامیه افراد مسلح داخل سفارت را برای خبرنگاران قرائت کرد. مطابق اعلامیه مذکور، مهلت داده شده به ایران تا ساعت 2 بعدازظهر، براساس وظایف انساندوستانه تمدید شد. در اعلامیه همچنین آمده است: اگر دولت ایران نشانهای به دست دهد که برای اجرای تقاضای ما با دولت انگلستان تماس گرفته است، زمینهای برای تمدید مجدد مهلت ما فراهم خواهد بود، در غیر این صورت، مسئولیت جان گروگانها تماماً متوجه دولت ایران خواهد بود. (6)این مهلت بازهم تا ساعت 15:30، تمدید شد. اما یونایتدپرس و رویتر گزارش دادند: این فرصت هم پایان یافت و اتفاقی رخ نداد. (7)
دراینحال، تظاهرات مخالفان گروگانگیران که یونایتدپرس تعدادشان را صدها تن گزارش کرد، ادامه یافت. (8)آنها با فرارسیدن ظهر، به اقامه نماز جماعت پرداختند. حضور این افراد با درگیریهایی همراه شد که
{معترضان به اشغال سفارت ایران در لندن، در اطراف این سفارتخانه، نماز جماعت برپا کردند.}
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 42، 12/2/1359، ص8، بخش فارسی رادیو لندن، 11/2/1359.
2) همان.
3) همان.
4) روزنامه بامداد، 13/2/1359، ص3.
5) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 42، 12/2/1359، ص8، بخش فارسی رادیو لندن، 11/2/1359.
6) همان، ص11، بخش فارسی رادیو لندن، 11/2/1359.
7) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص7.
8) همان.
به دخالت پلیس انجامید؛ دخالتی که جهت آن برضد تجمعکنندگان طرفدار نظام بود. گزارش رادیو لندن دراینباره چنین است: در جریان نماز، گروهی از تظاهرکنندگان امریکایی مقیم لندن، دست به تظاهرات متقابل زدند که به برخورد مختصر میان دو طرف منجر شد و بلافاصله با دخالت پلیس پایان یافت. پس از مراسم نماز، یکی از روحانیون ایرانی مقیم لندن به پشتیبانی از دیپلماتهای ایرانی به گروگان گرفتهشده سخنرانی کرد. در طول این سخنرانی، 70 نفر از ایرانیهای مقیم لندن که مخالف آیتالله خمینی هستند با دادن شعارهایی در این مراسم اختلال ایجاد کردند. پلیس برای جلوگیری از برخورد احتمالی میان دو گروه مذکور، اقداماتی را آغاز کرد که موجب برخورد میان طرفداران آیتالله خمینی با پلیس شد. براثر این درگیری چند ایرانی و افراد پلیس مختصر جراحاتی برداشتند. (1)در گزارشهای بعدی این رادیو نیز آمده است: براثر برخوردهایی که بین این تظاهرکنندگان و افراد پلیس رخ داد یک پلیس مجروح شده و درحدود 20 نفر از تظاهرکنندگان بازداشت شدهاند. (2)
به این ترتیب، بدون هیچ دستاوردی برای اشغالکنندگان، روز دوم اشغال سفارت به پایان رسید. شبهنگام، گزارش دان میلر افسر مطبوعاتی اسکاتلندیارد، بیانگر این بود که برای نخستینبار گروگانها اجازه یافتهاند با مقامهای ایرانی ارتباط برقرار کنند. به گفته وی از سوی همه گروگانها یک پیام برای رهبران ایران و با تصویب تروریستها فرستاده شده است. این پیام از یکی از گروگانها به نام عیسی نقیزاده که دبیر دوم سفارت است به دست پلیس لندن رسید. به خواهش وی دولت انگلستان پیام را برای مقامات ایرانی ارسال داشت. (3)این درحالی است که حضور انبوه ایرانیان مقیم لندن در اطراف سفارت در شب هم ادامه یافت. در ساعت 20:45، رادیو لندن اعلام کرد: آخرین گزارش که از اطراف سفارتخانه ایران به دست ما رسیده حاکی است تظاهرات همچنان ادامه دارد. (4)
یادآوری میشود، نوع برخورد رسمی و علنی عراق با قضیه سفارت ایران در لندن، خود گویای وجود انسجام جدی میان این جریان با دیگر جریانهای ایذایی ضدایرانی است که از سوی عراق سازماندهی و تدارک میشود.
خبرگزاری دولتی عراق امروز، بیانیهای با امضای «اسکادرانهای انقلاب عربی در عربستان، ائتلافی از مبارزان مردم مسلمان عرب، جنبش مردمی عربستان و سازمان سیاسی مردم عرب در عربستان» انتشار داد که طبق آن، گروههای مذکور مسئولیت تصرف سفارت ایران در لندن را برعهده گرفتهاند. در بیانیه آمده است: «تصرف سفارت یک نمونه از عملیات کماندویی ماست که هرروزه مردم عربستان به آن اقدام میکنند.» این بیانیه همچنین اخطار داده است که «جهان بهزودی متوجه دهها نمونه دیگر از عملیات ما که تنها با پایانگرفتن اشغال ازسوی ایران و استقرار دوباره حقوق قانونی ما متوقف خواهد شد، میشود.» به گزارش یونایتدپرس از بغداد در بیانیه مذکور تأکید شده است: «هر نهاد و نمایندگی رژیم نژادی ایران در داخل و خارج جنبه عملیات کماندویی ما علیه ایران نژادپرست که در ستم به مردم عربستان سهیم باشد خواهد بود.» (5)
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 42، 12/2/1359، ص12، بخش فارسی رادیو لندن، 11/2/1359.
2) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 43، 13/2/1359، ص4، بخش فارسی رادیو لندن، 12/2/1359.
3) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص7.
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 42، 12/2/1359، ص12، بخش فارسی رادیو لندن، 11/2/1359.
5) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 43، 13/2/1359، ص1، بغداد یونایتدپرس، اول مه1980 {11/2/1359}.
در همین زمینه، یک مفسر رادیو لندن گفت یکی از موارد اختلاف بین ایران و عراق اعراب ایرانی در جنوب کشورند که خواهان خودمختاری هستند. عراقیها خوزستان را عربستان مینامند. آنچه مسلم است اشغالگران سفارت ایران در لندن، هر کسی باشند، تشنج بین ایران و عراق را تشدید خواهند کرد. (1)
223
در حاشیه اشغال سفارت ایران در لندن، که بازتاب وسیعی داشت، چند تفسیر و تعبیر و برداشت، بهعنوان نمونه ذکر میشود.
در ایران، باتوجهبه شواهد و مشاهدات حضوری نقلشده در رسانهها و اقوال غیررسمی، برداشت عمومی بر همکاری و همآوایی مقامات و پلیس انگلیس با اشغالکنندگان تأکید دارد، ازاینرو، بعدازظهر امروز عدهای بهقصد تصرف و اشغال سفارت انگلیس در تهران مقابل در این سفارتخانه اجتماع کردند و درصدد برآمدند بهمنظور تلافی اشغال سفارت ایران در لندن، این سفارتخانه را تصرف و اشغال کنند. اما مأموران و پاسداران با حضور در محل از هجوم اجتماعکنندگان به داخل سفارت جلوگیری و آنان را متفرق کردند. (2)
در سازمان ملل متحد، کورت والدهایم دبیرکل این سازمان، در بیانیهای که سخنگوی وی منتشر کرد از گروگان گرفتهشدن دیپلماتهای ایران بهشدت ابراز تأسف و ناخشنودی کرد. (3)
در واشنگتن، یک سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا اعلام کرد که دولت امریکا هرگونه حمله به دیپلماتهای هر کشور خارجی را تقبیح میکند. (4)
رادیو اسرائیل از قول یک نماینده پارلمان انگلیس {بدون ذکر نام وی}، اعلام کرد که وی پیشنهاد کرده است تا آزادی گروگانهای امریکایی در تهران انجام نشود، کوششی برای آزادی دیپلماتهای ایرانی سفارت ایران در لندن انجام نپذیرد. (5)
شاپور بختیار آخرین نخستوزیر رژیم پیشین ایران، در بیانیهای مطبوعاتی اعلام کرد بروز شورشهای بسیار شدید قربانیان سرکوبهای کورکورانه رژیم ایران اجتنابناپذیر شده است. وی گفت گروگانگیری ایرانیان در سفارت این کشور در لندن درنتیجه سیاست بیمسئولیتی و بدگمانی رهبران کنونی ایران رخ داده است. (6)
224
دولت عراق علاوهبر تحرک دیپلماتیک، در برخی کشورهای عربی از تحرک قابلتوجهی در زمینههای مخفی مربوط به سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی نیز برخوردار است. ازجمله منابع ایران خبر دادند: «[امروز]، ازطرف حکومت بعث عراق 45 نفر از خرابکاران و تروریستهای آموزشدیده به کشورهای کویت و لبنان و لیبی و الجزایر و لندن اعزام [شدهاند] تا در آن
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 41، 11/2/1359، صص4 و 5، بخش فارسی رادیو لندن، 10/2/1359.
2) روزنامه کیهان، 13/2/1359، ص2.
3) روزنامه بامداد، 13/2/1359، ص3.
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 42، 12/2/1359، ص10، بخش فارسی رادیو لندن، 11/2/1359.
5) همان، ص10، بخش فارسی رادیو اسرائیل، 11/2/1359.
6) همان، ص2، پاریس خبرگزاری یونایتدپرس، اول مه 1980 {11/2/1359}.
کشورها دست به یک سلسله تخریب و ترور بزنند.» (1)بنا بر گزارشی دیگر، مقامات امنیتی عراق امروز، همچنین عدهای را به مقصد کشورهای عمان، عربستان سعودی، کویت و بحرین اعزام داشتهاند. (2)تعداد این افراد، در گزارشها 120 تن و وظیفه آنان «ترور مخالفین و مبارزین عراقی که در خارج از کشور علیه رژیم بعث مشغول فعالیت میباشند» (3)ذکر شده است. منابع مذکور یادآوری کردند: «قبلاً نیز حکومت عراق اقدام به اعزام گروههای خرابکار نموده که مراتب به عرض رسیده است.» آنها همچنین تأکید کردند: «آقای قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، توسط همین گروههای اعزامی در کویت مورد سوءقصد قرار گرفته است.» (4)
225
استفاده سازمان امنیت عراق از ساواکیهای فراری و برخی عناصر موسوم به خلق عرب، برضد ایران، ازجمله موضوعاتی است که منابع ایرانی به مقامات مسئول گزارش میکنند.
یک گزارش که لشکر92 زرهی به استانداری خوزستان ارسال کرده و این استانداری نیز آن را برای مقامات وزارت کشور فرستاده، حاکی است که امروز «8 نفر از ساواکیهای متواری بهمنظور آموزش مأمورین امنالعام درجهت مبارزه با مجاهدین عراقی از کویت وارد عراق شدهاند.» (5)
گزارشی دیگر نشان میدهد که درطول هفته گذشته {روزهای 4 تا 11 اردیبهشت 1359}، «تعدادی از ایرانیان فراری و ایرانیانی که در عراق سکونت داشتهاند و قبلاً آموزشهای خرابکاری را طی نمودهاند ازطریق بدره و سایر نقاط مرزی جهت خرابکاری به ایران نفوذ داده شدهاند.» (6)
در گزارشهای متعدد دیگری که امروز، برای مقامات ارسال شده است نیز موارد قابلتوجهی ملاحظه میشود. طبق یک گزارش دریافتی، «مدیریت سازمان امنیت بصره تعداد 20 خودروی سالندار و مجهز به دستگاههای بیسیم به جبهه بهاصطلاح تحریر خوزستان تحویل داده است، ضمناً راننده خودروهای مذکور همگی عراقی بوده و تابع سازمان امنیت عراق میباشند.» (7)
در گزارش دیگری آمده است: «وزارت کشور عراق یک حقوق ماهیانه جهت اشخاص و اعضای جبهه بهاصطلاح آزادیبخش خوزستان که همگی ایرانی هستند اختصاص و ارسال داشته است و همچنین مقداری پول جهت پرداخت به افرادی که در خوزستان خرابکاری و انفجاراتی به وجود میآورند، ارسال داشته است.» (8)گزارش دیگر حاکی است: «مدیریت سازمان امنیت بصره تعداد زیادی مواد منفجره و نارنجکهای دستی به مرز ایران، مرکز پلیس شلمچه ارسال داشته تا اینکه به افراد و جبهه بهاصطلاح تحریر خوزستان و اعراب ایرانی به سرپرستی شیخ صدام شیخ حامد تحویل و مورد استفاده قرار دهند.» (9)یک منبع دیگر نیز دراینزمینه گزارش داد: «لنجهای کویتی که وارد ایران میشوند، جاسازی شده و اکثراً با عراق همکاری دارند.» (10)
1) سند شماره 287417 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ناحیه ژاندارمری خوزستان {رکن2} به فرماندهی لشکر92 زرهی اهواز {رکن2}، 29/2/1359.
2) سند شماره 287778 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به فرماندهی نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 11/3/1359.
3) سند شماره 347524 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به فرماندهی نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 12/3/1359.
4) سند شماره 287417 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
5) سند شماره 034646 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استانداری خوزستان به اداره کل انتظامی وزارت کشور، 28/2/1359.
6) سند شماره 287363 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی لشکر92 زرهی خوزستان {رکن2}، 4/4/1359.
7) سند شماره 339200 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی 19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 11/2/1359.
8) سند شماره 339199 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی 19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 11/2/1359.
9) سند شماره 339200 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
10) سند شماره 347452 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ناحیه ژاندارمری خوزستان {رکن2} به استاندار محترم استان خوزستان، 11/2/1359.
226
تقویت نیروهای مرزی عراق نیز، هرچند نه بهطور وسیع، اما بهصورت مستمر، موضوع گزارشهای هرروزه نیروهای خودی به مقامات مسئول است.
امروز، پاسگاه مؤمنی {زیر نظر هنگ آبادان} از افزایش گشتیهای عراقی در مسیرهایی از نوار مرزی(1)و گردان ژاندارمری خرمشهر نیز از تحرکاتی در داخل خاک عراق که با شلیک 4 تیر منور همراه بوده است، خبر دادند. (2)تردد چشمگیر امروز خودروهای عراقی در فاصله پاسگاههای فکه و طاووسیه نیز در گزارش پاسگاه دویرج خودی از اینگونه موارد است. (3)رکن2 ژاندارمری نیز در گزارشی به دفتر ریاستجمهوری از تقویت پاسگاه چیلات عراق با یک گردان 600 نفری و 36 دستگاه نفربر مجهز به مسلسلهای ساخت شوروی که از حدود یک ماه قبل شروع شده است خبر داد. (4)گزارش دیگری از رکن2 ژاندارمری حاکی است: «مقامات تیپ116 گارد مرزی عراق که یگانهای آن در نوار مرزی مقابل ایران واقع در استان سلیمانیه گسترش یافتهاند به کلیه یگانهای تابعه دستور داده است که شبهنگام هرگونه حرکت مشکوک را بدون هیچگونه درنگ با شدت تمام کوبیده و بلافاصله گزارش نمایند تا درصورت نیاز فوراً نیروی کمکی اعزام گردد.» (5)
یادآوری میشود که در بخشی از اینگونه آمادگیها ضرورتهای مقابله با تحرکات مخالفان داخلی رژیم عراق نیز مطرح میگردد؛ ازجمله آخرین خبر ذکرشده {آمادگی در سلیمانیه} را میتوان با این گزارش مرتبط دانست: «مقامات امنیتی عراق مدعیاند: اکراد شورشی وابسته به جبهه ملی {اتحاد وطنی}(6)در نظر دارند ظرف چند روز آینده دست به عملیات خرابکاری به شرح زیر در خاک عراق بهویژه در استان سلیمانیه بزنند:
خرابکاری در تأسیسات دولتی و نظامی
قطع کابلهای برق و تلفن
حمله به شعبههای حزب بعث
پخش اعلامیههای ضددولتی و ایجاد رعبووحشت بین اهالی.» (7)
در بعضی موارد نیز برای بالابردن انگیزههای آمادگی، خطر نفوذیهای ایرانی در داخل خاک عراق مطرح میشود؛ بنا بر یک گزارش که امروز واصل شد، مقامات گارد مرزی استان بصره مدعی شدهاند: «برابر خبر رسیده، قوای نظامی ایران در نظر دارند در یک فرصت مناسب به تأسیسات نفتی جنوب عراق حمله و کلیه تأسیسات نفتی را نابود و منهدم نمایند، لذا به کلیه یگانهای تابعه دستور داده است که بر تعداد گشتیهای خود افزوده و در طول شبانهروز مراقبت کامل نمایند و کوچکترین اتفاق را سریعاً گزارش نمایند.» (8)
1) سند شماره 033981 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 17/2/1359.
2) سند شماره 050192 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 12/2/1359.
3) سند شماره 287483 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سوسنگرد به معاون امور مرزی 13/2/1359.
4) سند شماره 033961 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {رکن2}، به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 11/2/1359.
5) سند شماره 287764 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی 19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 11/2/1359.
6) * منظور گروه اتحادیه میهنی کردستان عراق به رهبری جلال طالبانی است.
7) سند شماره 287536 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 11/2/1359.
8) سند شماره 287576 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی 19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 11/2/1359.
227
تحرکات ایذایی مرزی عراق امروز در منطقه قصرشیرین، شدت محسوسی داشت. این تحرکات از نخستین ساعات بامداد امروز تا نیمهشب، ادامه یافت.
در ساعت 3:25 بامداد امروز، پیامی با امضای رضایی فرمانده سپاه قصرشیرین، به مرکز فرماندهی سپاه در تهران ارسال گردید. متن پیام چنین است: «در ساعت 2 بامداد امروز، قصرشیرین از شش طرف زیر آتش کفار قرار گرفته و مهاجمین با آر.پی.جی7 و خمپاره محمودآباد، دهلیم، مقر سپاه پاسداران، شرکت نفت و فرمانداری را مورد هجوم قرار دادند که با دفاع سپاه روبهرو شده و این درگیری حدود 1 ساعت، به طول انجامید که درنتیجه 3 نفر مجروح و یک نفر شهید گردیدند.» (1)در گزارش شهربانی کرمانشاه به
استانداری دراینباره آمده است: «براثر اصابت گلوله سلاحهای سنگین مهاجمین به منزل کارمند اداره آموزشوپرورش واقع در خانههای سازمانی شهرستان مذکور خساراتی به بار آورده و همچنین یک باب خانه در محمودآباد حومه قصرشیرین را خراب که از ساکنین آن 3 نفر بهسختی مجروح که در بیمارستان قصرشیرین تحتدرمان قرار گرفتهاند. ... اصابت گلوله مهاجمین به چند بشکه روغن در جایگاه شرکت نفت خساراتی وارد نموده و این تیراندازی تا ساعت 4 بامداد ادامه داشته است.» (2)
گزارش خبرگزاری پارس نیز حاکی است که در تهاجم به محمودآباد قصرشیرین عدهای دانشآموز براثر اصابت ترکش خمپاره بهطور سطحی مجروح شدند. در این گزارش به نقل از سرهنگ اخیانی فرمانده ژاندارمری ناحیه کرمانشاه، آمده است: براثر اصابت خمپاره به خانه یکی از جوانمردان ژاندارمری قصرشیرین، 2 فرزند این جوانمرد به شهادت رسیدند. (3)نکته مهم اینکه این حمله با پشتیبانی آتش توپخانه ارتش عراق انجام گرفته درحالیکه امکان پاسخگویی متناسب برای خاموشکردن این آتشباری وجود نداشته است. در گزارش هنگ ژاندارمری قصرشیرین، این قضیه بهصراحت ذکر شده است: «بهعلت نداشتن سلاح سنگین که در برد آتش آنها باشد، جواب مقدور نشده است. چون توپخانه مستقر در تپه ناصرخان بردش به مرز نمیرسد و امکان جوابگویی به آتش عراقیها میسر نگردیده است. ازطریق ناحیه کرمانشاه از لشکر81 زرهی کرمانشاه درخواست شده نسبت به تغییر موضع یا استقرار آتشبار دیگر در ده ناصر اقدام شود، زیرا مردم قصرشیرین درحال وحشت بوده و سراسیمه از خانههای خود بیرون ریخته و شهر در اضطراب است.» (4)هنگ قصرشیرین درضمن درخواستی برای فرماندهی ناحیه کرمانشاه به این شرح ارسال کرده است: «چون احتمال دارد شهر قصرشیرین مورد حمله قرار گیرد، مقرر فرمایید یک واحد تانک در قصرشیرین و خسروی مستقر [شود] که بتواند بهموقع از شهر و نقاط حساس محل درصورت وقوع حمله احتمالی دفاع نماید.» (5)
درنهایت، حمله عوامل عراق به شهر که با پشتیبانی آتش توپخانه ارتش این کشور انجام شد، پس از ساعاتی دفع شد، اما حملات ایذایی در منطقه عمومی قصرشیرین، تا نیمهشب و حتی
1) سند شماره 50148 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه قصرشیرین به سپاه {مرکز فرماندهی}، 11/2/1359.
2) سند شماره 000630 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی کرمانشاهان به استاندار کرمانشاهان، 11/2/1359.
3) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص4.
4) سند شماره 050156 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 11/2/1359.
5) سند شماره 276882 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ قصرشیرین به فرماندهی ناحیه کرمانشاه {رکن3}، 11/2/1359.
ساعاتی پس از نیمهشب، ادامه یافت. بدینترتیب از ساعت 4:30 تا 6:30 امروز، پاسگاههای ولدکشته، خسروی و تنگابنو مورد حمله قرار گرفت. (1)
در ساعت 23 «پاسگاههای تنگابنو و ولدکشته قصرشیرین زیر آتش سلاحهای سنگین پاسگاه قلعه یهودی قرار گرفته که درنتیجه پاسگاه تنگابنو منهدم(2)شده است.» (3)در همین ساعت، پاسگاه یکهشان نیز زیر آتش قرار داده شد. (4)مطابق گزارش ناحیه ژاندارمری کرمانشاه، درباره این اقدام که به انهدام پاسگاه تنگابنو انجامید، بهطور رسمی به مرزبان مقابل اعتراض شده است. (5)
در حمله دیگری در ساعت 23 امشب، «حدود 150 نفر مهاجم مسلح پوشش توپخانه و خمپارهانداز پاسگاه پلهچفت عراق واقع در ارتفاعات آقداغ... با آر.پی.جی7 و خمپاره بهطرف منازل مسکونی کارمندان قصرشیرین و مرزبانی تیراندازی نموده و قصد گروگانگیری داشته که با مقاومت مأمورین ژاندارمری و نیروهای سپاه پاسداران مواجه و به خاک عراق متواری میگردند.» (6)
در ساعت 24 نیز حمله دیگری انجام گرفت. تلفنگرام ستاد مشترک ارتش دراینباره حاکی است: «حمله گستردهای به پاسگاه دربندجوق که بین خسروی و قصرشیرین واقع است، انجام و دراثر ترکش گلوله خمپاره 2 نفر پاسدار به نامهای {ابراهیمی مرتضی} به شهادت رسیده و احمد مرادی نیز زخمی شده است. حدود 5 قبضه خمپاره همزمان تیراندازی نمودهاند.» (7)(8)
228
در مناطق کردنشین، امروز، مهمترین مسئله استمرار درگیریهای اخیر در سنندج است. در این شهر، نوعی توازن برقرار است و هیچیک از دو طرف قادر به تسلط کامل بر شهر نیستند، اما نیروهای طرفدار نظام میکوشند ابتکارعمل را در دست بگیرند و مسئله سنندج را حل کنند.
به همین منظور امروز، مقرر شد که بر تأمین و پاکسازی گردنه صلواتآباد که برای تدارک و تجهیز نیروهای نظام در سنندج نقطه مهمی است تأکید و از نیروهای سپاه مستقر در آنجا بیشتر پشتیبانی شود. این موارد به لشکر16 زرهی ابلاغ گردید. (9)همچنین به گزارش سپاه پاسداران ارومیه امروز، «تعداد 171 نفر از برادران پاسدار ارومیه به فرماندهی برادران حمید باکری {فرمانده عملیات} و مهدی بخشی با تجهیزات انفرادی و کالیبر50 و تیربار ام. ژ3 به شهر سنندج اعزام شدهاند.» (10)
عناصر ضدانقلاب هم در تحرک و تکاپو برای تقویت و تجهیز هستند. برخی نشانهها ازجمله اظهارات شاهدان عینی از مواردی که درپی آمده است، حکایت میکند:
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص4.
2) * در اینگونه گزارشها معمولاً غرض از بهکاربردن کلمه انهدام، انهدام کامل نیست، بلکه مقصود واردآمدن خسارت جدی است.
3) سند شماره 50209 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی عملیات و اطلاعات نزاجا، شماره 22، از 11/2/1359 تا 13/2/1359، ص3.
4) سند شماره 276901 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مرزبانی قصرشیرین به تهران {رکن1 ژاجا}، 11/2/1359.
5) سند شماره 283458 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن1 عملیات} به رکن 1 مرز ژاجا، 13/2/1359.
6) سند شماره 000660 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به نخستوزیری، 17/2/1359.
7) سند شماره 050214 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 14/2/1359.
8) ** گزارشهای دیگر حاکی است این حمله تا دو ساعت بعد از نیمهشب، ادامه یافته و علاوهبر 2 پاسدار شهید یادشده، یکی از زخمیها نیز به شهادت رسیده است. [روزنامه جمهوری اسلامی،13/2/1359، ص4]
9) سند شماره 050152 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از فرماندهی عملیات به سپاه پاسداران همدان {عملیات}، 11/2/1359.
10) سند شماره 425638 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ارومیه به سپاه پاسداران مرکز، 26/2/1359.
o سازمان چریکهای فدایی خلق حدود 200 پیشمرگ را با سلاحهایی چون تیربار و آر.پی.جی7 و نارنجکانداز، برای اعزام به منطقه راهی کرده است. این عده با کامیون کمپرسی ازطریق میرآب عازم هستند.
o آمادگی جنگی در عده زیادی از پیشمرگان مهاباد مشاهده شده است.
o با کمک برخی از فراریان گارد جاویدان رژیم گذشته، تحرکاتی درزمینه ورود و راهاندازی ضدهوایی برای سرنگونی هوایی و هلیکوپترهای دولتی ملاحظه شده است.
o تبلیغات علیه پاسداران شدید است و اقدامات توضیحی و تبلیغی مناسب برای اذهان مردم بسیار ضروری است.
o سردخانه سنندج دراختیار پیشمرگان است و در آن اجساد عدهای از پیشمرگان کومهله و دیگر گروهها و نیز اجساد 5 تن از خلبانان هلیکوپتر نگهداری میشود. (1)
o «در عملیات منطقه سنندج و بانه 5 فروند هلیکوپتر دراثر اصابت گلوله آسیب دیده و در کرمانشاه فرود آمدهاند و به سرنشینان آن آسیبی وارد نشده فقط یک نفر خلبان دوم از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفته که با هواپیمای سی130 به تهران تخلیه شده است.» (2)
229
امروز، علاوهبر درگیریهای حساس سقز و بانه، در سایر مناطق کردنشین نیز برخوردها و تحرکات ایذایی پراکنده روی داد که در درجه بعدی اهمیت قرار دارند و از آن جمله میتوان به حوادث سردشت، شاهیندژ، پاوه، مریوان و نیز منطقه قطور در آذربایجانغربی اشاره کرد.
در سقز، یک فروند هلیکوپتر به شناسایی مشغول بود که هدف گلوله قرار گرفت، خلبان که از ناحیه پا مجروح شده بود، هلیکوپتر را در پادگان سقز به سلامت به زمین نشاند. (3)
در بانه، «پرسنل بانه از قله اربابا عقبنشینی نموده درنتیجه مهاجمین [مسلح غیرقانونی] یک فروند هلیکوپتر خودی را که بهعلت نقص فنی در قله اربابا فرود اجباری کرده بود به آتش کشیدند.» (4)همچنین «یک فروند هلیکوپتر به سرنشینی 12 نفر از تیپ سقز که عازم بانه بودند در
{ارتفاعات اربابا مشرف به بانه و پادگان این شهر، در اختیار گروههای مسلح غیرقانونی قرار گرفت.}
ارتفاعات مشرف به پادگان دچار سانحه شده، 8 نفر از آنان سالم به پادگان رسیده و از بقیه خبری در دست نیست.» (1)به این ترتیب ارتفاعات مزبور دراختیار گروههای مسلح غیرقانونی قرار گرفت و برای بازپسگیری آن تقاضای 4 فروند هلیکوپتر شد. (2)
در سردشت امروز، چند تن از مأموران غیربومی شهربانی این شهر هنگام مراجعت از مرخصی به محل خدمتشان، در قریه میرآباد به گروگان گرفته شدند. (3)
در شاهیندژ از ساعت 1:30 بامداد، پاسگاه ژاندارمری و مقر پاسداران با سلاحهای آر.پی.جی7 و تیربار هدف حمله مهاجمان مسلح ضدانقلاب واقع شد. (4)این درگیری تلفاتی نداشت، اما اصابت گلولههای خمپاره در ساختمان سپاه پاسداران شاهیندژ خساراتی به بار آورد. (5)عدهای از افراد مهاجم پس از عبور از رودخانه با سلاح سبک و سنگین در قریه محمودآباد واقع در 12 کیلومتری شمال پاسگاه شاهیندژ، به محل استقرار پیشمرگان مسلمان حمله کردند که به آتش آنها پاسخ داده شد. در این حمله براثر اصابت گلوله آر.پی.جی7 دیوار مقر پیشمرگان ویران گردید، اما آسیبی به کسی نرسید. (6)
در پاوه، حملات پراکنده به شهر و اطراف آن در قالب پرتاب خمپاره و تیراندازی پراکنده امروز هم ادامه یافت. (7)براساس یک گزارش در روستای گلال، 4 تن از اعضای یک خانواده براثر اصابت خمپاره جان خود را از دست دادند. (8)امروز، همچنین «در مسیر راه [روستای] مزیدی(9)یک دستگاه مینیبوس سپاه پاوه بهعلت برخورد با مین منفجر شده و راننده آن به نام پرویز قادری شهید و 2 پاسدار دیگر نیز مجروح شدند.» (10)
در مریوان، ستاد مشترک ارتش در گزارشی از حملونقل سلاحهای سنگین و محمولههای غذایی و بنزین برای عناصر مسلح ضدانقلاب خبر داده و افزوده است: رژیم عراق عدهای از عناصر ضدانقلاب را در 8 کیلومتری داخل خاک عراق گرد هم آورده و به تقویت آنان مشغول است. (11)
امروز، یکی از گروگانهای منطقه قطور به واحد خود مراجعت کرد. در گزارش شهربانی به وزارت کشور دراینباره،به وضع منطقه قطور واقع در آذربایجانغربی، اشاره شده و آمده است: «برابر گزارش پلیس راهآهن، حسب اعلام پلیس راهآهن آذربایجان از مدتی قبل منطقه قطور و رازی متشنج و بهواسطه وضع قطع کامل هرگونه ارتباط از سرنوشت 7 نفر مأمورین پلیس ایستگاه رازی اطلاعی درست در دست نبوده، لیکن مقارن ساعت 14:30 روز 11/2/1359، استوار دوم علی خسروی خود را به مرکز یگان معرفی [کرد]. گزارش وی حاکی است که در تاریخ 21/1/1359، سلاح و تأسیسات آنها بهوسیله مهاجمین مصادره و خود آنها به گروگان گرفته شده و مشارالیه بهواسطه حاملگی همسرش پس از 10 روز با موافقت مهاجمینی که در ایستگاه مستقر میباشند، موفق به خروج از منطقه گردید.» (12)
1) سند شماره 50209 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص3.
2) سند شماره 50209 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص2.
3) سند شماره 50234 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی، شماره 23، معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 14/2/1359، ص2.
4) سند شماره 50155 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {مدیریت عملیات و اطلاعات}، 11/2/1359.
5) روزنامه اطلاعات، 13/2/1359، ص2.
6) سند شماره 50182 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 12/2/1359.
7) سند شماره 50175 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 12/2/1359.
8) روزنامه جمهوری اسلامی، 14/2/1359، ص4.
9) * در سند نام مزیدی اینگونه آمده است: "م ز ی د ی"
10) سند شماره 50201 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اطلاعات کرمانشاه به تهران {اطلاعات و عملیات}، 13/2/1359.
11) سند شماره 50158 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 11/2/1359.
12) سند شماره 50177 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 12/2/1359.
230
در شرایطی که سپاه هماکنون در عرصه مقابله با گروهها و تشکلهای مسلح مخالف نظام در جنبههای مختلف سیاسی، عقیدتی و نیز نظامی و امنیتی تنها نیروی قابلاتکای نظام جدید در بحرانهای قومی مناطق کردنشین و عامل اصلی خنثیکردن تدابیر، سیاستها و روشهای گروههای قدرتمند و سابقهدار منطقه است، آسیب تفرقه و اختلاف میان این نیروی تازه شکل گرفته و رو به رشد با همراهان ارتشی آن، گاهی بهصورت مشکل خودنمایی میکند. درواقع، در کنار فعالیت نیروهای مذهبی و مؤمن ارتش که بار اصلی ایفای وظایف ارتش، بیشتر داوطلبانه بر دوش آنهاست، بعضی واکنشهای غیرانقلابی نیز موجب تضعیف روابط فیمابین میشود. البته واکنشها و رفتار غیردوستانه که از شمول دفعات و کمیت بالایی هم برخوردار نیست از هر دو طرف مشاهده میشود. این قبیل رفتارها که بهصورت گلهمندیهایی ظاهر میشود، اغلب مربوط به سطح میانی است و به سطوح عالی فرماندهی تسری نمییابد. در این سطح، بهخصوص در شرایط حساس کنونی، از دامنزدن به اختلافاتی که اگر مهار نشود میتواند کارایی هر دو نیرو را کاهش دهد، پرهیز میگردد. نمونهای از گلایههای یادشده، مربوط به وضعیت منطقه حساس سنندج است.
امروز، مرکز فرماندهی سپاه در تهران دو پیام جداگانه دریافت کرد. درپیام ارسالی از عملیات کرمانشاه آمده است: طبق اخبار موثق، لشکر28 سنندج روحیه مبارزه را از دست داده و بعضی برادران سپاه از پشتسر خود اطمینان نداشته و حتی دیده شده که عدهای نیز برای ضدانقلاب خبر میبرند. لذا تدابیری اتخاذ شود. (1)
در پیامی دیگر که از رکن3 ستاد مشترک ارتش واصل گردید، نیز آمده است: برابر گزارش لشکر28 سنندج باتوجهبه اینکه عملیات در شهر برابر امریه صادره به سپاهیان واگذار شده است و لشکر ابتکار عملیات را در دست ندارد... و نیروهای پاسدار به دستورات فرماندهان خود بیتوجهی میکنند و تعدادی قصد مراجعت دارند، «دستور فرمایید باتوجهبه اینکه مردم غیرمسلح در وضع نامطلوبی به سر میبرند، درمورد فعالنمودن برادران سپاه در سنندج و هماهنگی آنها اقدام لازم معمول دارند.» (2)
یادآوری میشود ویژگیهای متفاوت سپاه و ارتش، ازجمله ازنظر تحرک چشمگیر انقلابی سپاه به سبب نوع نیروهای وقت، انعطاف تشکیلاتی و رو به رشدبودن در شرایط انقلابی و برخاستن از دل وضعیت انقلابی که آزادی عمل متفاوتی را برای این نیرو {سپاه} به بار آورده است، میتواند باعث بروز سوءتفاهمها و حساسیتهایی بشود. بهطورمثال، نامه روز گذشته مسئول واحد تدارکات سپاه محسن رفیقدوست، به سفارت سوریه در تهران نمونهای از تفاوت وضعیت سپاه و ارتش ازلحاظ تحرک، ارتباط و انعطاف تشکیلاتی است. متن کامل نامه چنین است:
«به سفارت محترم جمهوری عربی سوریه از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
احتراماً چون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با موافقت شورای انقلاب اقدام به خرید تعداد
500 قبضه موشکانداز آر.پی.جی7 و 5 هزار گلوله موشک مربوطه نموده است، متمنی است دستور فرمایید جهت حمل موارد فوق
تسهیلات لازم ایجاد گردد، قبلاً از همکاریهای آن سفارت تشکر میشود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، محسن رفیق دوست» (1)
231
امروز، مناسبت روز جهانی کارگر یک بار دیگر به عرصهای برای صفآرایی جریانهای سیاسی تبدیل شد. در تهران، مراسم چهار جریان متفاوت و مشخص قابلذکر است.(2)
در تهران، جریان مدافع نظام، ستاد برگزاری مراسم امروز را در خانه کارگر تشکیل داد و از 9 مبدأ و در 9 مسیر، ساعاتی قبلازظهر، بهسمت لانه جاسوسی امریکا اعلام راهپیمایی کرد. درواقع میزبان تجمع امروز، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بودند که بهتناسب اینکه در فضای ضدامریکایی این روزهای ایران، همه راهپیماییها به مقابل سفارت سابق امریکا در تهران ختم میشود، درپیشانی و خط مقدم نیروهای خط امام و بهطورکلی نیروهای مدافع نظام اسلامی، قرار دارند.
جریان دوم، جریانی که خود را اصلیترین رقیب خط امام میداند و بلکه با عادت بزرگنماییهای رایج، خط امام را اصلیترین رقیب خود میخواند؛ سازمان مجاهدین خلق، برگزاری مراسم خود را بهصورت یک تجمع {و نه راهپیمایی} در بعدازظهر و در ترمینال خزانه، اعلام کرد. این مراسم درواقع نوعی قدرتنمایی جریان مجاهدین خلق دربرابر جریان خط امام محسوب میشد. بنابراین سرمایهگذاری وسیعی برای آن شده بود.
جریان سوم را میتوان سازمان چریکهای فدایی خلق دانست. این سازمان هم مراسم خود را بهصورت مستقل و به شکل یک تجمع در میدان آزادی برگزار کرد. سازمان چریکهای فدایی خلق با این اقدام، هم با جریان خط امام و هم با حزب توده و هم با زوج سنتی خویش سازمان مجاهدین خلق، اعلام مرزبندی کرد.
جریان چهارم، حزب توده است که مراسمش در همان قالب کلی تحرکات این حزب قرار میگیرد. این جریان مراسمی برگزار کرد که هم مستقل باشد و هم عدمهمراهی چندانی با مراسم اصلی {خط امام} تلقی نشود. حزب توده، مرکز تجمع اولیه خود را میدان امام خمینی {توپخانه} قرار داد تا بعد از ساعتی بهسوی لانه جاسوسی راهپیمایی کنند. قطعنامه راهپیمایی نیز در محلی نزدیک لانه با عنوان متن پیشنهادی مواد قطعنامه راهپیمایی اول ماه مه، قرائت شد.(3)سخنرانیهای افراد حزب نیز در همین محل انجام گرفت.
1) سند شماره 58531 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به سفارت جمهوری عربی سوریه، 10/2/1359.
2) * درباره هریک از جریانهای مذکور، در گزارشهای جداگانه که در ادامه آمده، بیشتر توضیح داده شده است. همچنین به مصاحبه یکی از مسئولان ذیربط {آیتالله محمدرضا مهدوی کنی سرپرست وزارت کشور، سرپرست کمیته مرکزی انقلاب اسلامی و عضو شورای انقلاب} درباره حوادث روز کارگر و زمینهها و عوامل درگیریهای ترمینال، در گزارش جداگانه ای پرداخته شده است.
3) ** حتی روزنامه حزب توده برخلاف نشریات دیگر گروهها در کنار گزارش مراسم خود، مراسم اصلی {خط امام} را هم با عباراتی مثبت گزارش کرد.
در مقایسه چهار مراسم مذکور و ازنظر اهداف مورد نظر برگزارکنندگان {تبلیغ، نمایش قدرت، جذب نیرو و...}، میتوان گفت اولی برنده مطلق بود و یک بار دیگر کموکیف بهشدت نابرابر و برتری بسیار آشکار جریان اول، به رخ کشیده شد. وجه تمایز دیگر این بود که مراسم اول درعین اینکه در آن کادرها و تودههای بسیار بیشتری شرکت داشتند، اما جنبه تودهوار آن بر انضباط و نظم غلبه داشت، درحالیکه سه مراسم دیگر از سازمانیافتگی تشکلهای خود برخوردار بودند. وجه تمایز دیگر اینکه مراسم اول و تا حدی مراسم چهارم در آرامش برگزار شد، اما دو مراسم دیگر با برخوردها و درگیریهایی همراه گردید. (1)
232
بزرگداشت روز جهانی کارگر {اول ماه مه}، امروز، در سراسر کشور با برپایی تجمعات وسیعی، برگزار شد. مراسم امروز روز کارگر، بجز مراسم مربوط به گروههای چپ و مجاهدین خلق، با وجه غالب ضدامریکایی و در کنار آن سرزنش گروههای چپ که خود را مدعی اصلی دفاع از طبقه کارگر میخوانند،همراه بود. در تهران، چند مراسم جداگانه برگزار شد. در گزارش روزنامه جمهوری اسلامی ارگان حزب جمهوری اسلامی، از مراسم مربوط به نیروهای هوادار نظام و خط امام چنین آمده است: «به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر، مراسم راهپیمایی باشکوهی ازسوی کارگران کارخانجات تهران و حومه برگزار شد. در این راهپیمایی صدها هزار نفر از کارگران به دعوت ستاد برگزاری مراسم روز کارگر {مستقر در خانه کارگر} از مسیرهای نهگانه درحالیکه پلاکاردهایی با خود حمل میکردند بهطرف جاسوسخانه امریکا حرکت کردند و در مسیر شعار میدادند؛ "کارگران مسلمان، امروز روز تولید، امروز روز کار است"؛ "کمکاری، تحصن، اعتصاب، تضعیف انقلاب است"؛ "تنها ره رهایی تولید هرچه بیشتر در راه انقلاب است"؛ "چین، شوروی، امریکا، دشمنان خلق ما" و "مرگ بر امریکا، دشمن مستضعفین، درود بر خمینی، حامی مستضعفین". راهپیمایان پس از گذشت از مسیرهای تعیینشده در مقابل لانه جاسوسی تجمع کرده و شعارهایی مبنیبر پشتیبانی از جمهوری اسلامی و خواستههای خود میدادند.» (2)
به نوشته روزنامه انقلاب اسلامی، در این تظاهرات گروههای مختلف مردم تهران از مسیرهایی که از پیش اعلام شده بود در صفوفی فشرده و منظم حرکت کرده و کلیه گروهها در مقابل لانه جاسوسی امریکا گرد هم آمدند. این مراسم ابتدا با تلاوت آیاتی از کلامالله مجید آغاز و سپس پیام امام خمینی به مناسبت روز کارگر قرائت شد. (3)در ادامه مراسم، چند تن از برادران کارگر به مناسبت این روز سخنانی ایراد کردند. در این سخنرانیها، یکی از کارگران با اشاره به جنایات امریکای جهانخوار، تأکید کرد که انقلاب ما مسلماً تودههای همه جهان را از پیکر امپریالیسم جدا خواهد کرد. آنگاه پیام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام قرائت شد. (4)پس از قرائت بیانیه، آقای موسوی خوئینیها به مناسبت این روز سخنانی ایراد کرد. پس از پایان این سخنرانی، یکی از کارگران قطعنامه مراسم روز کارگر را قرائت کرد. (5)
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص11؛ و روزنامه کیهان، 13/2/1359، ص3؛ و روزنامه انقلاب اسلامی، 13/2/1359؛ و روزنامه اطلاعات، 13/2/1359؛ و روزنامه نامه مردم، 13/2/1359؛ و روزنامه مجاهد، 13/2/1359؛ و هفتهنامه کار، 17/2/1359، صفحات متعدد.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص11.
3) روزنامه انقلاب اسلامی، 13/2/1359، ص13.
4) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص11.
5) روزنامه انقلاب اسلامی، 13/2/1359، ص13.
روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده نیز در کنار گزارش مراسم خود، از این مراسم هم چنین گزارش داد: بنا به دعوت ستاد برگزاری مراسم روز کارگر، راهپیمایی گروهی دیگر از کارگران و زحمتکشان
از 9 نقطه تهران بهطرف
لانه
جاسوسی برگزار شد. در این راهپیمایی شعارهایی نیز داده شد؛ ازجمله "امریکا، امریکا حامی سرمایهدار؛ ابوذر، ابوذر، دشمن سرمایه دار"؛ "کارگران ایران، پیروان اماماند؛ علیه امپریالیسم، آماده قیاماند"؛ "تحریم اقتصادی، تجاوز نظامی، هرگز اثر ندارد؛ این کارتر دیوانه، از کار و کوشش ما، هرگز خبر ندارد." در مقابل لانه جاسوسی، شعارها علیه امپریالیسم امریکا و نوکرانش اوج بیشتری گرفت. در پایان این راهپیماییها قطعنامه مراسم روز جهانی کارگر ازطرف ستاد برگزاری مراسم روز کارگر قرائت شد. (1)
درپیام امام خمینی به مناسبت روز کارگر، ضمن سرزنش شدید کارتر و امریکا، آمده است: «روز کارگر را به ملتهای زحمتکش و خصوص کارگران به واژه اعم، تبریک عرض میکنم. کارگران از ارزشمندترین طبقه و سودمندترین گروه در جامعهها هستند. چرخ عظیم جوامع بشری با دست توانای کارگران در حرکت و چرخش است. حیات یک ملت، مرهون کار و کارگر است. کار خلاصه نمیشود به جنبش مخصوص و کارگر خلاصه نمیشود به گروهی خاص؛ و به این انگیزه، روز کارگر روز همه ملت است نه بخش خاصی از آن. از این عموم استثنا میشود کارهای تخریبی و کارگران مخرب؛ هم آنان که به اسم طرفداری از کارگران از کار آنان جلوگیری میکنند و پشت نقاب طرفداری از دهقانان، خرمنهای آنان را که حاصل دسترنج یکساله آنان است به آتش میکشند، و زیر ماسک خدمت برای کارگران در کارخانهها با تمام توان اخلال میکنند؛ این روز از آنان نیست و از دشمنان آنان است. ... روز کارگر روز دفن سلطه ابرقدرتهاست که با کار با واژه اعم، استقلال در همه ابعادش به مستضعفین جهان برمیگردد و ابرقدرتهای آدمخوار و عالمخوار خلع سلاح میشوند.» (2)
در بیانیه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام نیز اعلام شده است: «سلام بر شما کارگران و زحمتکشان، یعنی مستضعفین که وارثان واقعی زمیناید. درود بر شما کارگران و کشاورزان و دهقانانیکه مدیر جامعه انسانیت هستید و اداره امور کشور به دست شماست. ... برادران و خواهران عزیز مسلمان و کارگر، اسلام دین کارگر و کار است و اسلام بیشتر از هرکس دیگری حامی کارگران و زحمتکشان و بیش از هر چیز زندهکننده انسانها و ملتهای استعمار و استثمارشده و بیشتر از همه کمر به نابودی استعمارگران و استثمارگران بسته است.» (3)
آقای خوئینیها نیز در سخنرانی خود یادآور شد: «امروز، ما در انقلابی بهمراتب بزرگتر از انقلاب اول قرار گرفتهایم. در انقلاب اول دشمن رویاروی شما محمدرضای خائن و دربار ننگین و عوامل مزدور و نوکران امریکا بود، ولی امروز، دشمن که در انقلاب اول پشت پرده عمل میکرد، حالا رودرروی شما ایستاده است و این دشمن رودرروی شما همان امریکا است.» وی سپس به انفجار بمب در نقاط مختلف اشاره کرد و گفت: «دقیقاً معلوم است که این کارها، کار شخص کارتر است، این
دولت امریکا است که در ایران بمبگذاری میکند. اگر ما در داخل کشور بخواهیم دریابیم چه کسانی یا چه گروهی دست به این کار میزنند، بهراحتی میتوانیم آن را پیدا کنیم بنابراین بهتر است گفته شود یک نیرو، ولی به اسامی مختلف ولو با شعارهای چپنما به صحنه میآیند، ولی این ملت هشیار ایران است که با معیار دقیق خط ضدانقلاب را شناسائی میکند.»
موسوی خوئینیها افزود: «کسانی که از داخل دانشگاهها بر روی مردم مستضعف آتش میگشایند،آنان که از داخل دانشگاه همین خلق محروم را به رگبار میبندند، در خطی هستند که خط ضدانقلاب نامیده میشود. امروز پس از گذشت یک سال، بعد از این ترورها و بعد از این اقدامات مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران اگر کاملاً دقت شود میفهمند که این چپنمایان بهاصطلاح انقلابی در خط امریکا عمل میکنند.»
وی اضافه کرد: «اکنون چندین شب است که به لانه جاسوسی امریکا حمله میشود. چه کسانی حمله میکنند؟ چه کسانی پاسداران انقلاب اسلامی ایران را که در اطراف لانه جاسوسی به مراقبت مشغولاند به رگبار مسلسل میبندند؟ آیا خود امریکاییها هستند یا مزدوران آنها که در داخل کشور دست به چنین اعمال رذیلانهای میزنند. این عمال که پیام امام را پیام ضدانقلاب نامگذاری میکنند امروز، به دستور اربابانشان بمبگذاری میکنند، کارخانهها را به اعتصاب میکشانند و در گوشهوکنار مملکت در کردستان علیه حکومت مرکزی اقدام مسلحانه میکنند، همه اینها خط کارتر و خط ضدانقلاب است.» (1)
(سیدمحمد موسوی خوئینیها در مراسم روز کارگر در محل لانه جاسوسی:
این چپنمایان بهاصطلاح انقلابی در خط امریکا عمل میکنند.)
در قطعنامه مراسم نیز آمده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
و لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه بأس الشدید
جهان ما در یک حرکت دائمی بهسوی تحقق وعده الهی یعنی حاکمیت مستضعفان و برقراری قسط در زمین پیش میتازد. مستکبران چه بخواهند و چه نخواهند، حرکت عالم و سنت الهی همانا بر زوال مستکبران و بنیان امامت مستضعفان استوار میباشد. رسالت پیامبران و رسولان خدا نیز بر ایجاد قسط و حاکمیت مستضعفان در جامعه انسانها نهاده شده بود. ما اکنون دربرابر تحریکات و تشبثات دیوانهوار کارتر و متحدینش هستیم. به این لحاظ با درک موقعیت حساس فعلی خواستههای صنفی خود را محدود نموده و موارد زیر را با صدای تکبیر اعلام میداریم و خواهان اجرای دقیق آنها میباشیم:
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 13/2/1359، ص13.
کارگران مسلمان ایران بار دیگر تبعیت کامل خود را از امام خمینی اعلام داشته و بهطور مکرر از بنیصدر رئیسجمهور و شورای انقلاب حمایت و پشتیبانی مینماییم. ... ما ضمن پشتیبانی مجدد از دانشجویان پیرو خط امام خواهان انتشار تمامی اسناد و دستگیری جاسوسان ایرانی و محاکمه آنها
میباشیم. ... ما از دولت میخواهیم که برای مقابله با امپریالیسم امریکا حالت جنگ اعلام نموده و قاطعانه با ضدانقلاب برخورد نماید. ما خواهان ایجاد صنعت ملی و خودکفا براساس نفی روابط استثمارگرانه میباشیم. دولت میبایستی صریحاً با ایجاد بنگاههای وام و کار و همچنین تعاونیهای صنعتی و کشاورزی در سطح شهرها و روستاها به مقابله جدی با بیکاری برخیزد. ما از دولت میخواهیم که این دستگاه عظیم اداری که از خون مستضعفان تغذیه میکند کوچک نموده و نیروهای انسانی را برای تولید به شهرها و روستاهای کوچک بفرستند.
ما خواستار لغو قانون کار سابق و تدوین قانون کار جدید با نظر کارگران میباشیم. ... صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران بایستی بیانگر دردهای مستضعفان جامعه و مبلغ اندیشه و فرهنگ انقلابی اسلام باشد و از مسئولان میخواهیم که ساعتهایی از رادیو و تلویزیون را برای بیان دردهای کارگران به دست خود کارگران بسپارد.» (1)
در حاشیه مراسم امروز، روزنامه کیهان از کشف یک بمب در ساعت 10 بامداد خبر داد و دراینباره نوشت: «در زیر یک آمبولانس در مقابل کمیته ناسیونال وابسته به منطقه 2 مستقر در ایران ناسیونال(2)یک بمب ضربهای کار گذاشته بودند که هنگام حرکت آمبولانس بهمنظور حمل بیمار، مردم و پاسداران متوجه وجود بمب گردیده و از وقوع یک انفجار جلوگیری به عمل آوردند.» (3)همچنین شهربانی به وزارت کشور گزارش داد: «برابر اطلاعی که افسران قرارگاه پلیس کسب مینمایند شیئی مشکوک در زیر پل حافظ مقابل بانک کار نصب نمودهاند که بلافاصله به گردان امدادی اطلاع داده شد و کارشناسان قسمت مذکور یک عدد بمب {سهراهی} در محل پایه پل فلزی کشف که پس از خنثیشدن آن را از محل دور مینمایند.» (4)
233
بزرگترین دستاورد مراسم سازمان مجاهدین خلق که به مناسبت روز کارگر، در ترمینال خزانه برگزار شد، در تیتر اصلی نشریه مجاهد با این ادعا انعکاس یافت: «توطئه ترور مسعود رجوی خنثی شد.» سازمان در گزارش مفصل این مراسم همچنین شلوغکاریها و درگیریهای انجامشده را نیز سازمانیافته ترسیم و بازگو کرده است؛ همان درهمریختگی که درعمل منجر به حذف سخنرانی رجوی و خنثیشدن نقشه ترور یادشده و نجات رجوی گردید. (5)شرح این ماجرا، با استفاده از سه منبع متفاوت یعنی گزارش رکن3 ستاد مشترک، گزارش روزنامه جمهوری اسلامی (ارگان حزب
جمهوری اسلامی) و نشریه مجاهد {ارگان سازمان مجاهدین خلق}، در ادامه درج شده است.
گزارش رکن3 ستاد مشترک ارتش حاکی است: «بعدازظهر روز جاری که مسعود رجوی قصد داشتند در ترمینال خزانه سخنرانی کنند تعدادی از اهالی جنوب شهر به اجتماعکنندگان حمله، ضمن درگیری شدید بین طرفین در محل همدیگر را با چوب و سنگ مضروب مینمایند.» (1)
روزنامه جمهوری اسلامی نیز در گزارش این مراسم آورده است: «مجاهدین خلق طی اعلامیهای اعلام کردند که میتینگی در روز پنجشنبه 11/2/1359 ساعت 5/4، در ترمینال خزانه برگزار خواهند کرد. طبق اطلاعیه قبلی قرار بود که مسعود رجوی در این میتینگ سخنرانی کند. از ساعت 2، دستهدسته هواداران مجاهدین خلق به ترمینال وارد میشوند، در همان اوایل سخنرانی عدهای که درحدود 500 نفر بودند با شعار "حزب فقط حزبالله"؛ "مرگ بر رجوی منافق" و "منافق حیا کن، طالقانی را رها" کن دور ترمینال میگشتند
و مرتب شعارهای فوق را تکرار میکردند
و در ساعت 4 بعدازظهر، مخالفین که تعدادشان به 2 هزار نفر رسیده بود سرود "خمینی، ای امام" را میخواندند. مجاهدین خلق نیز شعارهایی از قبیل "مجاهد، مجاهد، حامی پیکار خلق"؛ "ما همه حامی توایم مجاهد"؛ و... را تکرار میکردند. برنامه با تلاوت چند آیه از قرآن و ترجمه آن شروع شد، سپس سرود نبرد با امریکا پخش شد و پس از آن عباس داوری از مرکزیت مجاهدین خلق، سخنرانی خود را آغاز نمود که در این هنگام درگیریها شروع شد و چند بار ازطرف مخالفین مجاهدین خلق سنگ بهطرف سخنران پرتاب شد که شیشههای ترمینال را شکست و باعث زخمیشدن چند نفر گردید. درپی این حادثه، اعلام شد که مسعود رجوی سخنرانی نمیکند و قرار شد که پیام مسعود رجوی از بلندگو پخش شود. در این هنگام، مخالفین مجاهدین خلق، به تریبون نزدیک میشوند. همزمان با این حرکت شدت برخورد بین طرفین اوج میگیرد و با سنگ و چوب و آهن به یکدیگر حمله میکنند و باعث زخمیشدن گروه کثیری میشوند. مجاهدین در قسمت پایین ترمینال با شعارهای "مرگ بر ارتجاع"؛ "میلیشا، میلیشا از سنگرت دفاع کن"، خواستار مقابله مجاهدین با عناصر مخالف مجاهدین خلق بودند... با بازگشت مجاهدین خلق از میتینگشان گروه کثیری از مردم، زنان و مردان جمع شده بودند و شعار "مرگ بر رجوی"؛ "عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، رجوی منافق با رفقاست امروز" میدادند.» (2)
نشریه مجاهد که روز قبل یک ویژهنامه مفصل درباره روز جهانی کارگر منتشر کرده بود و در رقابتی چشمگیر با گروههای مارکسیستی، گزارشهای مختلف با همان سیاق و ادبیات و نکات تأکیدی آنها در ویژهنامه مزبور آورده بود، از مراسم ترمینال هم گزارش مفصلی داد که در آن آمده است: «حضور هواداران سازمان، به مناسبت بزرگداشت روز جهانی کارگر در ترمینال خزانه که در قلب محلات زحمتکشان شهر تهران واقع است، فضای دیگری بر محلههای اطراف ترمینال حاکم کرده بود. ...» اگرچه مخالفین این گروه مانع از این شدند که سخنان مسعود رجوی به گوش کسی برسد. (3)
سازمان در آخر این میتینگ با هشدارهای زیر طبق روال همیشگی به اتمام حجت پرداخته و درواقع ذهن هواداران را برای درگیریهای آتی و اقداماتی که در آینده و در وقت خود انجام خواهد شد،(1)آماده کرده است: «به تمامی مقامات مسئول کشور هشدار میدهیم که اگر مراجع و مقامات قانونی که تاکنون به نهایت مورد احترام مجاهدین خلق ایران بودهاند، {که در کمتر موردی از دستورات قانونی و حتی توصیههای آنها مبنیبر حفظ نظم و آرامش سرپیچی نمودهایم} بیش از این دربرابر پایمالشدن حقوق مسلم قانونی ما بیتفاوت بمانند، کل رابطه ما با دستگاه حاکمه کنونی زیر علامت سؤال خواهد رفت. ... در خاتمه، نظر مقامات مسئول و عموم مردم قهرمانمان را به قسمتی از اطلاعیه مجاهدین خلق دربرابر توطئه علیه جان رهبران خود...(2)که به تاریخ 8 اسفند گذشته، در مطبوعات کشور منعکس شده است جلب مینماییم: "سازمان مجاهدین خلق ایران براساس حق قانونی و شرعی دفاع از خود، بدینوسیله اعلام میدارد که دربرابر هر توطئهای از این قبیل علیه جان مسئولان و اعضای خود به قاطعانهترین صورت عکسالعمل نشان داده و دربرابر کلیه مقامات مسئول پیشاپیش نسبت به عواقب هر درگیری احتمالی از خود سلب مسئولیت مینماید."» (3)
234
سازمان چریکهای فدایی خلق که ازلحاظ جذب هوادار، در سطح معارضین ازلحاظ توقع حضور در قدرت و جلبتوجه عموم بعد از سازمان مجاهدین خلق بیشترین توقعات و دعاوی و نیز بیشترین تکاپو و جایگاه را دارد، امروز، یک مراسم مستقل برای بزرگداشت روز کارگر، بهصورت تجمع و سخنرانی در میدان آزادی برگزار کرد.
این سازمان نیز نظیر همزادش سازمان مجاهدین خلق، باوجود اینکه تمایل دارد بهعنوان یک گروه سیاسی قانونی و رسمی فعالیت کند و بهمنزله یک گروه انقلابی واجد مشروعیت به رسمیت شناخته شود، درعینحال نظیر سازمان مجاهدین خلق تمایل دارد عنوان چریک مسلح
1) * این از شگردهای سازمان مجاهدین خلق بود که همواره خود را در موضع قهرمان مظلومی قرار میداد که درعین قدرت صبر میکند، ولی اگر ظلم به آن از حد بگذرد، میتواند به اقدامات ویرانکننده و تعیینکننده دست بزند. سازمان هواداران را همواره، با مهارت تمام در انتظار روز موعود قرار میداد؛ روزی که برای فرارسیدن آن بایستی مقدار لازم و ضروری از کینه ضدنظام و امام، در سینههای هواداران انباشته میشد. از سوی دیگر، تداوم وضعیت انقلابی در کشور که کلیه جریانها و نیروها را به اقدام مستقیم در خیابانها فرامیخواند، مانع از آن است که مسئولان مربوط در نظام حتی اگر بخواهند، بتوانند شرایط مطلوبی را برای عدم تحقق نقشههای سازمان ایجاد کنند و مانع جذب بیشتر نوجوانان هیجانزده به سازمان بشوند؛ نوجوانانی که در تصور پیگیری آرمانهای ضدامپریالیستی و عدالتخواهانه، بعد از مدتی نهچندان طولانی، در یک پروسه تبدیل هویت تشکیلاتی، با ورود سازمان به فاز نظامی، به اصلیترین قربانیان امیال و مطامع قدرتپرستانه رهبران سازمان تبدیل شدند.
2) **... از متن است.
3) همان، ص3.
و سلاحهای خود را نیز حفظ کند و زیر بار نظم و مقررات نهادهای انتظامی و امنیتی مرتبط با سلاح و اقدام مسلحانه نرود. به این ترتیب، تحرکات و تجمعات این گروه نیز در قالب خاصی قرار میگیرد که همواره زمینه خوبی را برای ایجاد تشنج و درگیری و زدوخورد فراهم میکند؛ بهخصوص مواضع و عملکرد این سازمان در قبال قضایای مسلحانه گنبد و کردستان، حاشیه امنیتی مورد توقع و مورد نیاز این سازمان را بیشتر از بین برده است. حوادث امروز نیز یکی دیگر از وقایع تکراری حاشیه این سازمان است.
روزنامه جمهوری اسلامی وقایع امروز میدان آزادی را چنین گزارش کرد: «شاگرد مدرسهها که اکثراً طرفداران فدائیها را تشکیل میدادند با کتابهای بهزیربغلگرفته بهسوی میدان آزادی روانه بودند. ... از همان اول، اوضاع متشنج به نظر میرسید. عدهای نشریهها را پاره کرده و شعار "مرگ بر کمونیست" میدادند. ساعت 5/3 بعدازظهر، برنامه رسمی سازمان شروع شد و بعد از پخش چند سرود، اولین سخنران جهت سخنرانی پشت تریبون قرار گرفت و همزمان با شروع سخنرانی زدوخورد نیز از اطراف میدان شروع گشت. حدود ساعت 5/4، از پشت چمن و مکانی که تریبون را مستقر کرده بودند عدهای با شعار "مرگ بر کمونیست" میگذشتند که عده قلیل از بیابانی شروع به پرتاب سنگ بهطرف فدائیان کردند و فدائیها متقابلاً به جواب برخاستند و زدوخورد شدیدی درگرفت و در این زدوخورد سر یکی از طرفداران فدائیها شکست، اما ازطرف افراد مهاجم چندین نفر زخمی و بهوسیله فدائیها دستگیر شده و سخت مورد ضربوشتم واقع شدند. ... بعد از پایان سخنرانی دوم، پایان میتینگ اعلام شد و در این زمان زدوخورد در میدان آزادی شدت گرفت.» (1)
{فرخ نگهدار عضو مرکزیت سازمان چریکهای فدایی خلق و مسئول برگزاری مراسم روز کارگر این سازمان در میدان آزادی}
روزنامه اطلاعات با عنوان "درگیریهای خشونتبار در دو میتینگ تهران" واقعه را چنین منعکس کرد: «میتینگ سازمان چریکهای فدایی خلق ساعت 5/3، آغاز شد. در این گردهمایی حشمتالله رئیسی و فرخ نگهدار(2)درباره روز جهانی کارگر و مسائل داخلی کشور، ازجمله شوراها، انقلاب فرهنگی، وقایع اخیر دانشگاهها، درگیریهای کردستان و... سخنرانی کردند.
از ساعت 3 بعدازظهر که گروههای هواداران سازمان چریکهای فدایی خلق رهسپار میدان آزادی بودند، برخوردها آغاز شد. ... پس از یورش مخالفین به میتینگ چریکهای فدایی خلق، هواداران این سازمان نیز به مقابله برخاستند و آنها را تا آنسوی بیابان عقب راندند. در ساعت 6،
پس از پایان میتینگ برای اولینبار صدای تیراندازیهای هوایی به گوش رسید. در ساعت 6 و 20 دقیقه، 3 تن از پاسداران در کوچه طرشت نرسیده به میدان آزادی با تیراندازیهای ممتد هوایی سعی میکردند از برخورد جلوگیری کنند و یکی از افسران کلانتری 19 درمیان کوچه از طرفین خواهش میکرد که متفرق شوند، ولی موفق نشدند و زدوخورد شدیدی در زمین لوان که قدری بالاتر از کوچه آران نرسیده به میدان آزادی قرار دارد از سر گرفته شد. وسعت درگیریهایی که در جریان برپایی میتینگ روی داد به حدی بود که به بیابانهای اطراف میدان آزادی و خرابهها کشانده شد و تا آغاز شب در مسیر خیابان آزادی تا میدان انقلاب ادامه داشت که در جریان آن سروکله عدهای شکست.» (1)
خبرنگار کیهان نیز در گزارش خود از برخوردهایی که در مراسم و بعد از آن روی داد، چنین نوشت: «عاقبت کار به زدوخورد با سنگ و چماق و چاقو کشید و به همین مناسبت خیابان آزادی تا غروب آفتاب شاهد زدوخوردهای پراکنده [و] تعقیبوگریزهای متناوب بود و طی آن عدهای مجروح و مصدوم شدند که جهت مداوا به بیمارستان انتقال یافتند. درگیریها تا ساعت 9 شب، ادامه داشت و در این ساعت هنوز در نقاط مختلف میدان آزادی، کوچههای منتهی به میدان و خیابان آزادی تعقیبوگریز ادامه داشت و کف خیابان و میدان آزادی مملو از سنگ و کلوخ بود.» (2)
235
کوشش مستمر حزب توده برای نشاندادن اشتراک هرچه بیشتر در مواضع و رفتار سیاسی با جریانهای خط امام، مانع از برگزاری مراسم مستقلی برای روز کارگر نشد، اما مراسم حزب توده درعین استقلال، طوری طراحی شده بود که به معنای مرزبندی با جریان اصلی {مراسم جلوی لانه} نباشد.
در این روز، سمت حرکت بهسوی لانه تعیین و محلی نزدیک آن برای سخنرانیها و قرائت قطعنامه در نظر گرفته شد. قطعنامه مخصوص راهپیمایی حزب توده نیز با عنوان "متن پیشنهادی مواد قطعنامه به مناسبت روز اول ماه مه" و ازسوی «کمیته برگزاری جشن اول ماه مه» اعلام شد تا بهمثابه تعارض با قطعنامه مراسم اصلی قلمداد نگردد. راهپیمایی حزب توده نیز البته حواشی و برخوردهایی را همراه داشت، اما چندان جدی نبود. درگیری و برخورد قابلذکر، حدود ظهر و حدود 8 شب، بهصورت حمله عدهای به دبیرخانه کمیته حزب توده واقع در خیابان 16 آذر، رخ داد. در این حمله ها، به گزارش روزنامه این حزب، افرادی که روی خود را پوشانده بودند، به پارهکردن پلاکاردها و نیز شکستن شیشه ساختمان جنب دفتر پرداختند. (3)
درهرحال، در روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده، گزارش این مراسم با عنوان "با شرکت میلیونها کارگر، زحمتکش و روشنفکر انقلابی ایران روز همبستگی بینالمللی کارگران و زحمتکشان جشن گرفته شد"، درج گردید(4)که بخشهایی از آن به این قرار است: «روز
اول ماه مه، روز جهانی کارگر، با شکوهی هرچه تمامتر، در سراسر کشور برگزار شد. از نخستین ساعات روز، صدها هزار تن از کارگران و زحمتکشان و روشنفکران انقلابی میهنمان در راهپیماییهای عظیم از نقاط مختلف تهران بهطرف لانه جاسوسی، اول ماه مه را جشن گرفتند. ... به دعوت کمیته برگزاری جشن اول ماه مه، کارگران و زحمتکشان 62 سندیکا و شورا در ساعت 8 روز پنجشنبه، در میدان امام خمینی گرد آمدند، تا این روز بزرگ را جشن بگیرند. ساعتی بعد کارگران،زحمتکشان، روشنفکران و انقلابیون مترقی در صفوف بههمپیوسته بهطرف لانه جاسوسی روان میشوند. ... از فراسوی خیابانهای محرومیت، نازیآباد، جوادیه، کشتارگاه، خزانه، دروازهغار، شوش، از همهجا آمدهاند. چهرههای آفتابسوخته با شیارهای رنجی که بر گونههایشان نقش گرفته، با هر شعار "مرگ بر امریکا" به شادی مینشیند. اهم این پلاکاردهای حزب توده چنین است: "در جنگ با امپریالیسم امریکا، کارگران در خط مقدم قرار دارند."؛ "دست امپریالیسم از نفت ایران کوتاه."؛ "امپریالیسم امریکا، دشمن اصلی انقلاب ایران است."؛ "کارگران نقض حریم هوایی ایران را شدیداً تقبیح و آمادگی خود را برای سرکوب تجاوز نظامی امریکا به ایران اعلام میدارند."؛ "ما خواهان لغو کلیه قراردادهای اسارتآور امپریالیستی هستیم."؛ "این حرف ملت ماست، این حرف رهبر ماست، عامل هر توطئه، امریکاست، امریکاست"؛ "کارتر، کارتر، مرگت باد، صدام، سادات، ننگت باد."؛ "لیبرال سازشکار، نابود باید گردد؛ یک جبهه متحد، در رزم با امریکا، ایجاد باید گردد."؛ "کارگر متحد حامی انقلاب است؛ تفرقه تفرقه، دشمن انقلاب است."؛ "بجنگیم، بجنگیم، تا خون، در رگ ماست؛ امریکای جهانخوار همیشه دشمن ماست."؛ "مرگ به شیطان بزرگ امریکا".
در بین صفوف به هم فشرده راهپیمایان، کارناوالی از ورشکستگی امپریالیسم امریکا و متحدین غارتگرش {ژاپن، فرانسه، آلمان فدرال، انگلیس} و توطئهچینیهای رسوای آنها، درقالب دلقکهای سربهراهی چون سادات، صدام و بگین رنگ گرفته است. ساعتی بعد، رهپویان در نزدیکی لانه جاسوسی از حرکت باز میایستند، تا به سخنرانی چند تن از نمایندگان سندیکاها گوش فرادهند. ...
{مراسم روز کارگر حزب توده در میدان امام خمینی برگزار شد، اما پایان راهپیمایی آن جلوی لانه جاسوسی تعیین گردید تا با مراسم خط امام در تعارض قلمداد نشود.}
در این مراسم رفیق نورالدین کیانوری دبیر اول کمیته مرکزی حزب توده ایران، و عدهای دیگر از اعضای رهبری حزب نیز شرکت داشتند. در پایان این راهپیمایی متن پیشنهادی مواد قطعنامه به مناسبت اول ماه مه، ازطرف کمیته برگزاری جشن اول ماه مه قرائت شد که به تصویب رسید.» (1)
در قطعنامه راهپیمایی حزب توده، مواردی به این شرح آمده است:
o «ما کارگران همانطورکه در برگزاری جشن اول ماه مه در اولین بهار آزادی برای حفظ و تحکیم دستاوردهای انقلاب و نوسازی جامعه پیمان بستیم، در دومین بهار آزادی و برگزاری مراسم روز جهانی کارگر نیز عهد خود را تجدید میکنیم.»
o «ما به امام امت، رهبر انقلاب اسلامی ایران خمینی عزیز، درود میفرستیم و پیمان میبندیم که تحترهبری قاطعانه و ضدامپریالیستی اماممان برای ایجاد ایرانی مستقل، آزاد و آباد پیکار کنیم.»
o «ما کارگران، مبارزه و مقاومت سرسختانه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در مقابل امپریالیسم امریکا و سازشکاران و تسلیمطلبان را تأیید و پشتیبانی میکنیم.»
o «با اتکا به پیام آبانماه 1358 امام خمینی، برای جلوگیری از تقسیم نیروهایی که نگهبان انقلاب هستند، مشکل کردستان و دیگر خلقهای میهن را بهصورت مسالمتآمیز حلوفصل نمایید.»
o «ما خواهان مسکن، آموزش و بهداشت رایگان برای همه کارگران و زحمتکشان هستیم.» (2)
236
درباره حوادث امروز، بهخصوص آنچه در ترمینال روی داد و زمینههای بروز آن، روزنامه اطلاعات مصاحبهای با یکی از مسئولان ذیربط کرد را با تیتر "شناسایی رهبران گروههای حملهکننده به میتینگها آغاز میشود" درج کرد. متن این گفتوگو چنین است: «آیتالله محمدرضا مهدوی کنی سرپرست کمیته مرکزی و سرپرست وزارت کشور و عضو شورای انقلاب، در گفتوگویی اختصاصی با خبرنگار روزنامه اطلاعات اظهار داشت دو گروه سیاسی {سازمان مجاهدین خلق و چریکهای فدایی خلق} با اجازه وزارت کشور به مناسبت روز جهانی کارگر میتینگهایی در میدان آزادی و ترمینال خزانه فرحآباد داشتند و وزارت کشور با اجرای برنامه آنها موافقت کرده بود. آیتالله مهدوی کنی افزود ضمناً به کمیتهها دستور داده شد که با بلندگو در میادین و اماکن عمومی اعلام کنند این دو گروه سیاسی اجازه دارند روز پنجشنبه 11/2/1359، برنامه میتینگ و سخنرانی خود را در دو محل یادشده اجرا کنند و هیچکس یا گروه سیاسی خاصی حق دخالت در میتینگ آنها را ندارد، ضمناً به کمیتهها هم آمادهباش داده شده بود که مراقب اوضاع باشند. وقتی درگیری بین گروهها درگرفت کمیتهها در آن شرایط و جو نتوانستند تیراندازی بکنند، لذا ما عملاً آنچه وظیفهمان بود انجام دادیم، ما نمیخواهیم شدت عمل به خرج بدهیم نسبت به تمام گروهها، پاسداران که نمیتوانند تیراندازی کنند و قهراً پاسداران به آنها اعلام میکنند که دست از مشاجره و درگیری بردارند.
آیتالله مهدوی کنی ادامه داد هر گروهی که باعث اغتشاش بشود، اعمالشان را محکوم میکنیم، مخصوصاً در این موقعیت که مملکتمان در یک وضع بحرانی به سر میبرد، نباید گروههای سیاسی اغتشاش راه بیندازند چون اغتشاش به نفع ما نیست،... ما از مردم تقاضا کردیم شعارهایی که موجب درگیری است و شعارهایی که تقریباً جنبه گروهگرایی پیدا میکند، ندهند تا موجب درگیری نشود. وی اضافه کرد در آینده اگر کسانی اعم از اینکه عضو گروههای سیاسی باشند یا نباشند باعث اغتشاش و بههمخوردن میتینگها و راهپیماییها گردند، تحتتعقیب قانونی قرار خواهند گرفت و مجازات خواهند شد و محرکین و رهبران آنان بازداشت و زندانی خواهند شد.
آیتالله مهدوی کنی درمورد فعالیت گروهی به نام حزب الله اظهار داشت: این گروه یک حزب ناشناخته است و کسی این گروه و حزب را نمیشناسد. ما نمیدانیم که واقعاً رهبران "حزبالله" چه کسانی هستند که باعث اینهمه اغتشاش در مملکت شدهاند.
این را باید گفت که از اول انقلاب، مردم کلمه حزبالله میگفتند، ولی ما تاکنون متوجه نشدیم که این گروه "حزبالله" چه کسانی هستند، ولی آنچه درباره این حزب باید گفت این است که آنها جمعیتهای متفرقه هستند که با هم ارتباط دارند، این حزب را تودهای از مردم تشکیل دادهاند و آنچه تاکنون ما برداشت کرده و بررسی نمودهایم این است که گروهی از خود مردم هستند که از روی احساسات مذهبی این کارها را انجام میدهند و باعث اغتشاش در مملکت میشوند، ولی باید آنها را ارشاد کرد که از این کارهایشان دست بردارند، ولی تحقیق ما درباره این حزب خاص، یعنی "حزبالله" ادامه دارد تا بفهمیم که این حزبالله را چه کسانی علم کردهاند و ما در آینده در نظر داریم که رهبران این گروه را پیدا کنیم که فکر میکنم آنها سازمانهای مؤتلفهای هستند که با همدیگر بستگی دارند؛ در نظر داریم آنها را پیدا و با آنها مذاکره کنیم که دست از اغتشاش بردارند و قدمی در راه مصالح مملکت بردارند، نه به ضرر مملکت منتهای مراتب من گفتهام که باید به هر گروه تذکر بدهیم، هیچوقت منشاء درگیری یک نفر نیست. همانطورکه به ما گزارش دادند، منشاء درگیری روز پنجشنبه ترمینال خزانه فرحآباد افراد مجاهدین هم بودند براساس گزارشی که به من رسیده منشاء درگیری طرفین بودهاند و حتی در بعضی از موارد گفتهاند که نشانهای بوده است که آنها خودشان میخواستند درگیری بشود. البته این مطلب یک گزارش بوده نمیخواهم بگویم که صددرصد آنها مقصر بودند، لذا ما توصیه را به هردو طرف میکنیم و عمل هردو گروه را محکوم میکنیم که منشاء درگیری در میدان آزادی و ترمینال خزانه هستند. این طرف که به نام حزبالله و آن طرف که به نام مجاهدین خلق میباشند برای ما فرقی نمیکند.»
آیتالله مهدوی کنی ادامه داد: «در شورای انقلاب درباره این حادثه صحبت شد و قرار شد
برای سخنرانیها و میتینگها از مجامع عمومی و میادین عمومی استفاده شود نه از یک مرکز دولتی، چون ترمینال یک ساختمان دولتی است و متعلق به شهرداری است که در آینده نزدیک باید گاراژ اتوبوسهای مسافربری به آنجا منتقل شوند. دیروز صبح، شهردار تهران تلفن کرد ما آن محل را آماده کردیم برای انتقال اتوبوسهای مسافربری به آنجا و میترسیم در آنجا درگیری بشود و این اجتماع آنجا را خراب کند که همین شد و پس از درگیری بین دو گروه به ساختمان صدمات زیادی وارد آمد.» (1)
237
علاوهبر تهران، در کلیه شهرستانها هم مراسم روز کارگر برگزار شد. در کنار مسائل کارگران، محور کلیه مراسم را مسائل عام و روز مبتلابه نظام، بهخصوص مسئله امریکا شکل میداد. شخصیتهای انقلاب و نظام سخنران مراسم بودند و بهتناسب، پیامهایی از کارگران قرائت شد یا خود کارگران سخنرانیهایی ایراد کردند. اغلب این مراسم نیز در همان مکانهایی برگزار شد که معمولاً در کلیه راهپیماییها مورد استفاده قرار میگیرد، مثل صحن حرم حضرت معصومه{س} در قم(2)یا مقابل کنسولگری امریکا در تبریز(3)و شیراز. (4)آنچه گفته شد مربوط به ستادهای کارگری مرتبط با نظام یا هوادار آن بود. برخی مراسم را نیز گروههای سیاسی مخالف ترتیب داده بودند که با تشنجاتی همراه شد. در ادامه، گزارش منابع مختلف از بعضی مراسمهایی که علاوهبر روندِ جاری ذکرشده حاوی نکاتی قابلذکر درزمینه ترسیم فضای سیاسی امروز بود، به اختصار آمده است.
در اصفهان، مراسم در میدان بزرگ امام {نقش جهان} با شرکت انبوه کارگران و سایر مردم برگزار شد. سخنران اصلی مراسم رئیسجمهور بود که به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی در ساعت 11:15، «در میان استقبال باشکوه صدها هزار نفر کارگر و طبقات مختلف مردم اصفهان به میدان امام وارد شد و در مراسم روز جهانی کارگر حضور یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت.» (5)بنیصدر در سخنرانی مفصل خود گفت: «من خود را رئیسجمهور کارگران، دهقانان و تمام زحمتکشان ایران میدانم و از آنها میخواهم رئیسجمهور خودشان را حمایت کنند. من با قاطعیت توطئهها را درهم میشکنم و ما مشکلات ایران را حل خواهیم کرد.» (6)وی افزود: «من مسئولیت خطیر اداره رهبری کشور را تحت زعامت امام امت در این لحظات خطیر بهعهده گرفتهام و با قاطعیت هر توطئهای را برضد جمهوری درهم میشکنم و مطمئنم که شما از من حمایت میکنید.» (7)بنیصدر ادامه داد: «توطئه کردستان را درهم شکستیم و امروز، پاسداران و سربازان ما از نو حاکمیت دولت را در آن سامان فراهم میکنند. امیدواریم مردم کردستان پس از 15 ماه که از سایه شوم این توطئهگران و حاکمیت این گروهها میگذرد اکنون در سایه امنیت بتوانند به آرزوها و امیال خود برسند. ... شما مطمئن باشید که من نگران این مملکت هستم شما
به پاسداران اطمینان داشته باشید و مطمئن باشید که از ارتش جمهوری اسلامی خیانت نخواهید دید.» (1)رئیسجمهور تأکید کرد: «ما به همت جوانان دلیر مشکلات را حل خواهیم کرد. ایران، ایران زحمتکشان و ایران کارگران است به ما اعتماد کنید. ما موانع رشد و پیشرفت شما را از پیش پا برمیداریم. پس از اینکه دشمن مأیوس شد نوبت سازندگی است.» (2)وی همچنین گفت: «شما ای برادران کرد، به پاسداران و برادران ارتشی کمک کنید تا بتوانند سایه شوم قدرتهای خارجی را از سر شما کوتاه کنند، پیروزی از آن ملت ما است.» (3)
در این مراسم ازسوی انجمن اسلامی کارگران اصفهان قطعنامهای در 18 ماده قرائت شد. در این قطعنامه به همبستگی کارگران برای بارورساختن انقلاب اسلامی ایران اشاره و به گروههای
توطئهگر و ضدانقلاب که در تخریب و
آشوب پیشگام هستند اخطار شده است که طبقه کارگر هرگز اجازه نخواهد داد تحتپوشش دفاع از کارگر، کارگاهها و کارخانجات را به اعتصاب بکشند و طبقه کارگر را دوباره زیر یوغ نظام سرمایهداری و نظام شاهنشاهی برگردانند. (4)همچنین در پایان، بنیصدر در یک مصاحبه با خبرنگاران به سؤالات آنها درباره مسائل جاری مملکت جواب داد. وی درمورد چگونگی و لزوم تشکیل کابینه آینده گفت: «قانونش این است مجلس که تشکیل شد، دولت جدید تشکیل شود و حالا اگر نیاز احساس شد قبل از تشکیل مجلس این کار را میکنم.» (5)
در زاهدان، به نوشته روزنامه بامداد راهپیمایی بزرگی با شرکت روحانیون شیعه و سنی برگزار شد که در آن دکتر عزتالله سحابی سرپرست برنامهوبودجه، دکتر حمید بهرامی استاندار سیستان و بلوچستان و گروهی از مسئولان سازمانهای کارگری شرکت داشتند و درخصوص روز کارگر و اهمیت نقش کارگران متعهد در مبارزه با امپریالیسم سخن گفتند و بر عدم وابستگی به بلوکهای شرق و غرب تأکید کردند. (6)
در بوشهر، به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، «به مناسبت روز کارگر راهپیمایی باشکوهی با شرکت هزاران نفر از مردم از مسجد جامع عطار تا استادیوم ورزشی تختی بوشهر برگزار گردید. در پایان این راهپیمایی برادران کارگر ضمن قطعنامهای یک بار دیگر پشتیبانی خود را از امام امت و اسلام اعلام کردند و هرگونه گروه غیراسلامی که سنگ کارگر را به سینه میزنند طرد کردند.» (7)
در برازجان، «برابر اعلام شهربانی برازجان، ساعت 9 صبح،... بنا به دعوت قبلی آن شهربانی آقایان فلسفی و استاندار بوشهر به برازجان وارد و پس از ایراد سخنرانی از شهر خارج و مردم به مناسبت روز جهانی کارگر دست به راهپیمایی زد[ند].» (8)
در یزد، به نوشته روزنامه انقلاب اسلامی، «هزاران نفر از کارگران شهرستان یزد در یک راهپیمایی بزرگ شرکت کرده و با دادن شعارهای "ما کارگران ایران فرمانبر امامیم" و "ما همه سرباز توایم خمینی" پس از طی مسیر خیابانها در میدان شهدا اجتماع کردند. آنگاه پس از استماع سخنرانی یکی از روحانیون، قطعنامه کارگران خوانده شد. در قسمتی از قطعنامه آمده است که ما توطئه نظامی امریکا را که بهظاهر برای نجات جاسوسان بوده است، محکوم کرده و اقدام درجهت خلع سلاح گروههای
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 13/2/1359، ص16.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص10.
3) همان.
4) همان.
5) روزنامه انقلاب اسلامی، 13/2/1359، ص16.
6) روزنامه بامداد، 13/2/1359، ص3.
7) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص4.
8) سند شماره 050160 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 11/2/1359.
سیاسی و انقلاب فرهنگی در دانشگاهها را تأیید میکنیم. در پایان این مراسم تمامی کارگران در مجلسی که بهخاطر شب هفت شهادت برادر محمد منتظرقائم برپا شده بود، شرکت کردند.» (1)
در ارومیه، به نوشته روزنامه اطلاعات، «راهپیمایی از مقابل مسجد اعظم آغاز شد و راهپیمایان در پایان در میدان کارگر اجتماع کردند و پس از سخنرانی یکی از روحانیون ارومیه، قطعنامهای در 17 ماده قرائت شد. در همین حال، گروهی از دیپلمههای بیکار در مسجد دیگری در خیابان حافظ به راهپیمایی پرداختند. حوالی ساعت 12، گروه دیگری به این راهپیمایان حمله کرده و آنان را متفرق ساختند. در این جریان برخوردهایی روی داد و تعدادی از طرفین مورد ضربوجرح قرار گرفتند.» (2)
در رشت، به نوشته بامداد، «هزاران نفر پس از راهپیمایی
در میدان مصدق این شهر گرد هم آمدند و ضمن تجلیل از روز کارگر علیه امپریالیسم امریکا شعار دادند. در اجتماع مذکور دادستان انقلاب اسلامی گیلان، استاندار و آیتالله لاهوتی امامجمعه رشت نیز به تفصیل درزمینه بزرگداشت کارگر و پاسداری از دستاوردهای انقلاب [سخنانی] ایراد کردند.» (3)همچنین به گزارش شهربانی رشت، «گروههای مختلف کارگری که حدود 4 هزار نفر بودند با داشتن پلاکاردهایی مبنیبر تأیید امام خمینی دست به راهپیمایی
زده و [این راهپیمایی] در ساعت 11:30، خاتمه پذیرفت. ضمناً یکی از درجهداران
شهربانی به نام
استوار قدیمی که جهت انتظامات بود توسط یک نفر از ناحیه شکم با چاقو مجروح شد که ضارب دستگیر شد.» (4)
در قائمشهر، به گزارش خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی، «در نخستین ساعات روز، کلیه کارگران، زن و مرد در صفوف بسیار فشرده بهطرف مرکز شهر به حرکت درآمدند. دسته کوچکی از گروههای چپ نیز در مقابل آنان به راهپیمایی
پرداختند و وارد خیابانهای
فرعی شدند، سیل عظیم راهپیمایان
کارگری در مسیر راه درحالیکه در زیر پاهایشان پرچم امریکا و عکس صدام حسین مفروش بود و مترسکی از کارتر را به طناب پیچیده بودند و در دستهای
خود ابزار کار گرفته و لباس نظامی به تن کرده بودند و فریاد میکشیدند "ای چپگرای خائن، شعار اثر ندارد، کارگر بجز خمینی رهبر دگر ندارد"؛ "امریکا و شوروی این آخرین پیام است، ارتش بیستمیلیونی آماده جهاد است." راهپیمایان بعد از این تظاهرات در محل زمین چمن کارخانه نساجی مازندران گرد آمدند و پس از قرائت قرآن، قطعنامه راهپیمایی توسط یکی از کارگران قرائت شد و سپس استاد فخرالدین حجازی جهت سخنرانی پشت تریبون قرار گرفت و با ابراز احساسات شدید مردم روبهرو شد. پس از چند لحظه، ناگهان جنازه شهید مرادی، روحانی پاسداری که در جریان [درگیریهای] کردستان به شهادت رسیده بود وارد زمین شد و کارگران درحالیکه جنازه را بر دوش حمل میکردند
فریاد میکشیدند" این سند جنایت فدائی است"؛
فدائی فدائی نوکر امریکایی"، پس از فروکشکردن امواج احساسات مردم استاد فخرالدین حجازی درمورد کار و مقام کارگری در اسلام سخنرانی کردند و لزوم پشتیبانی از جمهوری منتخب مردم را یادآور شدند. ... و به کارگران هشدار داد تا وضع آشفتهای [را] که خیابانهای
شهر به خود گرفته است، آشفتهتر نکنند. لیکن پس از پایان سخنرانی وی، تظاهرکنندگان درحالیکه جنازه شهید مرادی را به دوش میکشیدند سخت خشمگین و برآشفته بودند و با فریاد "مرگ بر کمونیست"، "مرگ بر فدائی" در مسیر آرامگاه به کیوسکهای نشریات گروههای چپ و ستاد مرکزی حزب توده حملهور شدند و کلیه نشریات آنها را از بین بردند و به ساختمان خساراتی وارد کردند.»(1)(2)
در آبادان، به گزارش شهربانی این شهر، «راهپیماییهایی ازطرف کارگران صنعت نفت آبادان و گروههای چپ و کارگران سندیکای وابسته از محلهای مختلف شهر انجام گردید که کارکنان صنعت نفت بهطرف استادیوم تختی رفته در محل مزبور آقای طاهر احمدزاده برای حاضرین سخنرانی ایراد و گروههای چپ سرانجام به جلوی سینما رکس و اداره دارایی و شهربانی رسیدند.» (3)به نوشته روزنامه اطلاعات، «این عده با گروه دیگری در مقابل شهربانی آبادان برخورد کردند و درگیر شدند. این درگیری با دخالت مأمورین انتظامی و پاسداران با تیراندازیهای هوایی، خاتمه یافت. در این واقعه چند نفر جراحات سطحی برداشتند.» (4)
در کامیاران، به گزارش خبرگزاری پارس، «به مناسبت روز کارگر اقشار مختلف مردم کامیاران به راهپیمایی پرداختند که این راهپیمایی با آشوب عدهای عناصر ضدانقلاب مواجه شد و بین راهپیمایان و عناصر مزبور درگیری رخ داد. براساس گزارش رسیده، در این درگیری که از اسلحه گرم و سرد ازجمله کلاشینکف استفاده شده بود یک نفر کشته و 2 نفر زخمی شدند.» (5)
در کرمانشاه، به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، ساعت 17، جمع زیادی از کارگران و اهالی این شهر از مسجد جامع کرمانشاه بهسوی میدان فردوسی به راهپیمایی
پرداختند. در ساعت 18:20، انبوه جمعیت راهپیمایان درحالیکه شعار میدادند "کارگر بیدار است، از چپ و راست بیزار است"، وارد میدان فردوسی شدند و پس از استماع سخنان آقای رضا اصفهانی قطعنامه پنج مادهای را مورد تأیید قرار دادند. (6)یادآوری میشود کرمانشاه نیز ازجمله شهرهایی بود که در این روز برگزاری مراسم جداگانه در آن به درگیری و برخورد انجامید. به این ترتیب که
{فخرالدین حجازی }
1) * دراینباره گزارش شهربانی ساری حاکی است: «بهدنبال سخنرانی تحریکآمیز فخرالدین حجازی در قائمشهر و مسجد جامع ساری از ساعت 19:00 روز 12/2/1359، عدهای از اهالی شهرستانهای ساری و قائمشهر به ستاد مجاهدین خلق حمله و ضمن شکستن شیشهها، کتابها و نشریات آنها را از بین بردهاند که باوجود دخالت مأمورین انتظامی تا نیمهشب ادامه داشته و عدهای مجروح شدهاند.» [سند شماره 50234 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی شماره 23، مدت دوره از ساعت 7:00 روز 12/2/1359 الی ساعت 7:00 روز 14/2/1359]
2) روزنامه انقلاب اسلامی، 13/2/1359، ص15.
3) سند شماره 050174 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 12/2/1359.
4) روزنامه اطلاعات، 13/2/1359، ص11.
5) روزنامه کیهان، 13/2/1359، ص1.
6) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص4.
راهپیمایی هواداران سازمان چریکهای فدایی خلق که ساعت 4:30 بعدازظهر، از میدان جمهوری {تاجگذاری سابق} شروع شده بود، به درگیری کشیده شد. (1)
به نوشته روزنامه اطلاعات، حوالی ساعت 5 بعدازظهر، چند نقطه شهر کرمانشاه صحنه زدوخورد و خشونتهای خیابانی شد و بین گروههای مخالف و موافق درگیری روی داد. این درگیریها ساعتها در خیابانهای تاجگذاری سابق، شهرداری، چهارراه مدرس، میدان آزادی ادامه یافت و مجروحان زدوخوردهای خونین کرمانشاه به بیمارستانها انتقال یافتند.
به گزارش خبرگزاری پارس، تا ساعت 21:45 امروز، 72 تن از مجروحان درگیریهای خیابانی کرمانشاه به بیمارستان آیتالله طالقانی انتقال یافتند که یکی از آنها براثر شدت جراحات واردشده درگذشت. گزارش دیگری حاکی است که درگیریهای میدان جمهوری به مقابل بیمارستان امام خمینی، وکیلآقا، صابونی و میدان آزادی کشانده شد و موجب مجروحشدن 30 نفر براثر اصابت گلوله، چاقو، قمه و سنگ گردید. (2)
درباره درگیریهای امروز کرمانشاه، حجتالاسلام پرتوی مسئول روابطعمومی سپاه پاسداران کرمانشاه، گفت: «روز چهارشنبه [دیروز]، جلسهای با شرکت استاندار، جامعه روحانیت، نماینده بنیاد مستضعفین و سرپرست رادیو تلویزیون و سپاه پاسداران در استانداری کرمانشاه تشکیل شد و طی آن تصمیم گرفته شد برای هماهنگی بین گروهها و جلوگیری از هرگونه درگیری راهپیمایی از میدان فردوسی آغاز شود.» وی سپس افزود: «گروهی به نام "کارگران پیشرو" در سطح شهر اعلامیه پخش کردند و از مردم خواستند که در میدان تاجگذاری سابق اجتماع کنند. ساعت 5/4 بعدازظهر، حدود 2 هزار نفر در این میدان اجتماع کردند. پس از تجمع، درگیری پیش آمد و طبق اطلاعاتی که هنوز ازسوی ما تأیید نشده، یک نفر کشته و 70 نفر مجروح شدهاند. مردم حدود 10 نفر را دستگیر کردند و تحویل سپاه پاسداران دادند که به دستور دادستان انقلاب به زندان دیزلآباد منتقل شدند.» (3)
در گنبد کاووس، پیشبینیهایی درباره تحرکات احتمالی نامطلوب شده بود که تحقق نیافت. در پیام روز گذشته ستاد مشترک ارتش، آمده است: «برابر اعلام شهربانی گنبد کاووس، در شهر شایع است چریکهای فدائی و هوادارانشان و عدهای از تراکمه که دم از طرفداری طبقه زحمتکش و کارگر و دهقان میزنند در نظر دارند که روز 11/2/1359 {روز کارگر} مسلحانه تظاهرات و راهپیمایی نمایند. چون احتمال برخورد وجود دارد. پیشبینیهای لازم دراینمورد معمول و در ساعت 12 روز جاری [10/2/1359]، با تقاضای شهربانی مذکور جهت هماهنگی نیروها، شورای تأمین تشکیل و تصمیمات لازم دراینباره اتخاذ گردید.
ر. سماجا سرلشکر شادمهر ساعت 00:35»
یادآوری میشود که در هامش این پیام به سپاه آمده است: «به سپاه گنبد ابلاغ شد که در جریان باشند و پیشبینیهای لازم را بنمایند.» (4)
238
انتقال یک جسد سوخته و یک هلیکوپتر سالم امریکایی بازمانده از حادثه طبس به تهران و نیز اعزام عده ای از گروگانهای امریکایی به مشهد، مهمترین موارد قابلذکر از تبعات حادثه طبس است.
امروز، تیمسار قبادی فرمانده لشکر77 خراسان، که سرپرستی عملیات را در منطقه رباطخان طبس برعهده دارد و هماکنون در آن منطقه به سر میبرد، در تماس تلفنی با خبرگزاری پارس در مشهد اظهار کرد روز گذشته، از داخل لاشه یک هواپیمای سوختهشده امریکایی در منطقه رباطخان طبس، جسد متلاشیشده دیگری از مهاجمان امریکایی کشف و به تهران منتقل شد. (1)
امروز همچنین، ستاد مشترک به نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: «برابر اعلام نداجا حدود ساعت 11:30 مورخه 12/2/1359، هلیکوپترسی.اچ53 مهاجمین امریکایی و هلیکوپتر اس.اچ3 دی نیروی دریایی به شماره بدنه 308 ازطریق یزد نائین تهران به فرودگاه مهرآباد پرواز خواهد نمود. دستور فرمایید به واحدهای مسیر راه مراتب را اعلام دارند.» (2)یادآوری میشود، این هلیکوپتر روز 10/2/1359 با اسکورت نیروی دریایی و نیروی هوایی ایران از طبس به فرودگاه یزد حمل شده بود. (3)
در همین حال، طبق طرح قبلی نگهداری غیرمتمرکز گروگانهای امریکایی برای حفاظت بیشتر دربرابر حوادث احتمالی، امروز، عده ای از آنها به مشهد انتقال یافتند. خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی در مشهد گزارش داد: «بهمحض اطلاع اهالی مشهد، عده کثیری منجمله طلاب حوزه علمیه با شعارهایی علیه امریکا و در حمایت از دانشجویان بهطرف محل نگهداری جاسوسان حرکت کردند.» (4)
239
در ایران و در تداوم بازتاب واقعه طبس، امروز هم مقامات دراینباره به اعلام موضع پرداختند. بهعنوان نمونه، دیدگاههای اعلامشده امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی، امامجمعه تهران در نماز جمعه و نیز یکی از منتخبان مرحله اول انتخابات مجلس، در ادامه ذکر شده است.
امام خمینی در ملاقات فرماندهان سپاه(1)با ایشان، تجاوز نظامی امریکا در طبس را نقض حقوق بینالمللی ازسوی مدعیان آن خواندند و تکرار کردند که ایران از این حملات نمیترسد. ایشان همچنین فرض رسیدن نیروهای امریکایی به تهران را نیز مدنظر قرار داده و آن را بیاهمیت و به ضرر آنها برشمردند. امام خمینی در همین زمینه گفتند: «این آقایی که هی فریاد میزند که شما نقض قراردادهای اجتماعی و بینالمللی را کردید، خودش همین نقض قرارداد بینالمللی را کرده است که نظامی وارد کرده در یک مملکتی که مستقل است. این یکی از چیزهایی است که نقض حقوق بینالمللی است. نقض قراردادهای بینالمللی است. این نقض قرارداد بینالمللی را که ایشان آنجا هی فریاد میزند، خودش نقض میکند و اینقدرها هم این مجالسی که در دنیا هست از او انتقاد نمیکنند. البته در این قضیه که حالا شکست خوردند انتقادات زیاد است. لکن بدانید که اگر این توفیق پیدا کرده بود، همه این انتقادهایی که اینها میکردند، برمیگشت به تعریف و ثناخوانی.» (2)امام خمینی در ادامه تأکید کردند: «اینها اگر هم یک وقتی بیعقلی کنند و فرض کنید بریزند به ایران، این جوانهای ما آنها را با چنگ و دندان از بین میبرند. نمیگذارند اینها یکیشان هم بروند. اگر هم این کاری که کرده بود رسیده بود به آنجایی که بیایند در تهران و بیایند در این لانه جاسوسی، آنوقت میفهمیدند که با چه اشخاصی طرف هستند.» (3)
در نماز جمعه تهران نیز اعلام موضع ضدامریکایی چشمگیر بود. روزنامه جمهوری اسلامی به نقل از آیتالله خامنهای در تیتر درشت خود نوشت: "امروز،در دنیا هیچ دولتی بهاندازه دولت ایران و هیچ ملتی بهاندازه ملت ایران، با امریکا نمیجنگد."(4)این روزنامه، بخشی از مطالب خطبه دوم نمازجمعه را چنین گزارش کرد: «ما پانزده سال، با شاه، با دستگاه شاه و پشت سر آن با امریکا جنگیدیم. کشته هم دادیم. تحمل زحمات هم کردیم. زندان هم رفتیم، بالاخره بر او پیروز شدیم. پانزده سال دیگر هم با امریکا مستقیماً خواهیم جنگید. ملت ما آماده است. ملت ما از آن ملتهایی که ده سال، پانزده سال جنگیدند، به خدا هم اعتقاد
(آیتالله خامنهای امامجمعه تهران:
امروز در دنیا هیچ دولتی به اندازه دولت ایران و هیچ ملتی به اندازه ملت ایران با امریکا نمیجنگد.)
و ایمان نداشتند، کمتر نیست. این ملت مبارزه خواهد کرد. این ملت خواهد ایستاد و باید باشید [بایستد]. اول توکل به خدا، دوم اتحاد.» (1)روزنامه جمهوری اسلامی همچنین از نوعی دعوت عام به وحدت با محور مبارزه با امریکا خبر داد و افزود: «امامجمعه تهران در خطبه دوم ضمن تأکید بر وحدت کلمه گفتند ما حملات جنایتکاران احزاب مسلح را در کردستان به حساب خلق کرد نمیگذاریم. حملات موذیانه خرابکاران در این گوشه و آن گوشه مملکت را به حساب خلق و اقوام نمیگذاریم. شما ملت با هم متحد باشید. قشرهای مختلف با هم متحد باشند. حتی کسانی که به اسلام اعتقاد ندارند ما امروز، به آنها همان حرفی را میزنیم که پیغمبر در صدر اسلام به مسیحیان جزیرةالعرب گفت. پیغمبر به آنها فرمود یا اهل الکتاب تعالوا إلی [کلمه] سواء بیننا و بینکم ما در یک خط، در یک مرکز با شما همعقیدهایم. یک هدف را قبول داریم و آن مبارزه با امپریالیسم امریکا و قدرت سلطهگر جهانی امریکا است و امروز، در دنیا هیچ دولتی بهاندازه دولت ایران و هیچ ملتی بهاندازه ملت ایران با امریکا نمیجنگد.» (2)
در همین حال، ابراهیم یزدی نماینده منتخب مردم تهران در مرحله اول انتخابات مجلس اول، امروز در مصاحبه با خبرگزاری پارس گفت: «تحریکات و توطئههای
امریکا در ایران همه دارای یک هدف مشترک هستند، اما در ناحیه خوزستان این تحریکات علاوهبر هدفهای فوق دارای هدف اقتصادی نیز میباشد.
امریکاییها برای تکمیل محاصره اقتصادی علیه ایران کوشش میکنند تا با قطع صدور نفت ایران بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم منابع درآمد ارزی ما را قطع نمایند. دراینمورد امریکا از یکسو در بازار بینالمللی کوشش دارد تا مشتریان عمده و اصلی ایران را از خرید نفت منصرف سازد و از سوی دیگر توسط دولت بعثی صدام حسین در عراق میکوشد تا با ایجاد انفجارات در منطقه خوزستان مانع تولید نفت و تصفیه آن بشود. بنابراین، این گروگانگیری کارمندان سفارت ایران در لندن توسط 3 عراقی و ادعای واهی ایرانیبودن آنها دررابطهبا این هدف میباشد.» دکتر یزدی افزود: «برای رسیدن به این هدف، امریکا ازطریق تحریکات داخلی نیز عمدتاً برای ایجاد جنگ فرساینده سیاسی کوشش میکند تا به خیال خودشان مردم و جامعه و انقلاب ما را فرسوده و خسته و ناامید سازد تا بتواند در یک شرایط مناسب دیگری برنامههای ضربتی خود را اجرا نماید.» (3)
240
تحرک دیپلماتیک اخیر ایران در منطقه درقالب سفر منطقهای وزیر امور خارجه، با سفر چندساعته وی به بحرین امروز، پایان یافت. قطبزاده حدود 10:30 صبح، وارد بحرین شد و پس از ملاقات و مذاکره با امیر بحرین و وزیر امور خارجه و برخی مقامات این کشور، از منامه راهی تهران و در ساعت 7:30 بعدازظهر، وارد فرودگاه مهرآباد شد. (4)
روزنامه کیهان درباره این سفر و نتایج آن نوشت: «صادق قطبزاده عضو شورای انقلاب و وزیر امور خارجه کشورمان، در پایان سفر یکهفتهای خود به کشورهای عربی به تهران بازگشت.
قطبزاده طی این مسافرت از کشورهای سوریه، لبنان، کویت و کشورهای شیخنشین خلیجفارس دیدار و با سران این کشورها گفتوگو کرد. ... وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در ملاقاتهای خود خاطرنشان کرد که با رژیم جنایتکار فعلی عراق بههیچوجه فکر مذاکره و مصالحه را نداریم. رژیم کنونی ظلم و ستم در حق ملت مسلمان عراق [را] به حد نهایت رسانید و آخرین نمونه آن جنایت فجیع در حق آیتالله سیدمحمدباقر صدر و خواهر گرامیاش بوده است. بدیهی است که با چنین رژیم سفاکی نمیتوان مصالحه کرد زیرا این رژیم نمایندگی ملت مسلمان عراق را ندارد و به همین جهت پیشنهاد میانجیگری برخی از کشورهای اسلامی را لزوماً رد میکنیم.» (1)
همچنین به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، وزیر امور خارجه در فرودگاه مهرآباد گفت: «نتیجه مذاکرات بسیار عالی بود که جزئیات آن را فردا، در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام خواهم کرد.» در ادامه گزارش این روزنامه آمده است: «قطبزاده درمورد تعداد سوءقصدکنندگان در کویت اظهار داشت مهاجمین 7 نفر بودند، همگی دستگیر شدند و باوجودیکه رسماً ماهیتشان اعلام نشد، ولی من فکر میکنم آنها عراقی بودند.» (2)به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی قرار است قطبزاده نتیجه مذاکرات خود را با مقامات کشورهای عربی به امام و شورای انقلاب گزارش کند. (3)
گفتنی است روزنامه جمهوری اسلامی، همراه این گزارش مطالبی افشاگرانه علیه وزیر امور خارجه نیز به این شرح درج کرده است: «در این مسافرت، گروهی از دیپلماتهای ایرانی [و] خبرنگاران داخلی و خارجی همراه وزیر امور خارجه بودند که حمید همایون برادرزاده داریوش همایون صاحب [روزنامه] آیندگان منحله و عوامل اسرائیل و صهیونیسم بینالمللی و عکاس خصوصی وی نیز در میان آنها دیده میشد.» (4)
241
در سومین روز اشغال سفارت ایران در لندن بهدست عوامل عراق، گروگانگیران و مقامات ایرانی پیامهایی مبادله و مواضعی اعلام کردند. دراینمیان، هرچند تسلیمنشدن ایران دربرابر خواستههای گروگانگیران قطعی گردید، ولی تکلیف نهایی نیز روشن نشد و ابهام در چگونگی حلوفصل نهایی ماجرا همچنان باقی ماند.
شب گذشته، صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، در گفتوگویی درباره آخرین تحولات مربوط به گروگانگیری در سفارت ایران در لندن گفت: تروریستها خواستهاند که توسط سه سفیر عراق، اردن و الجزایر مذاکره کنند. وی افزود: ازنظر دولت ایران، سفیر عراق خودش از عوامل درگیر در این ماجرا است و ما خود او را جزو تروریستها میدانیم و درحالحاضر، ازنظر دولت جمهوری اسلامی ایران حل مسئله بهعهده دولت انگلستان است. (5)
از سوی دیگر امروز نیز در سخنرانی قبل از خطبههای نماز جمعه اهواز، آقای هاشمی رفسنجانی عضو شورای انقلاب، به حادثه سفارت ایران در لندن اشاره و اعلام کرد: «ما شب
گذشته، در شورای انقلاب تصمیم گرفتیم که هیچکدام از خواستههای کسانی که سفارت ایران را در انگلیس به اشغال درآوردهاند، برآورده نکنیم.» (1)وی همچنین گفت: «دیشب، از سفارت ایران در لندن به ما پیغام دادند(2)که مبادا تسلیم خواستهای کسانی که سفارت را تصرف کردهاند بشوید و به خواستهای آنان جواب مثبت بدهید. ما برای شهادت و مرگ آماده هستیم، ولی حاضر نیستیم که دولت ایران خرابکاران را آزاد کند.» (3)
دراینحال، در لندن، پلیس انگلستان اعلام کرد دیپلماتهای گروگان ایرانی در لندن در پیام محرمانه ای که برای دولتشان فرستادهاند اعلام کردند حاضر به مرگ هستند، ولی تسلیم تقاضاهای مردان مسلحی که ساختمان سفارت را دراختیار دارند نخواهند شد. سخنگوی پلیس افزود این پیام ازسوی 20 گروگان با توافق اشغالکنندگان فرستاده شده است. همچنین مشخص نیست گروگانها در پیام خود از دولت ایران تقاضای کمک کردهاند یا خیر. (4)یک مقام پلیس نیز خبر داد که صبح امروز، 2 نماینده ارشد تلویزیون بیبیسی به محل سفارت خوانده شدند و با شخصی در داخل سفارت گفتوگو کردند. این گفتوگو انتشار نیافته است. (5)
درهرحال، به گزارش رویتر، مذاکرات مقامات مسئول و پلیس انگلیس در لندن با اشغالکنندگان سفارت ایران ادامه یافت؛(6)ازجمله ساعت 20:45، رادیو لندن گزارش داد: «پلیس اسکاتلندیارد سعی دارد ارتباط تلفنی خود را با افراد مسلح داخل سفارت همچنان باز بگذارد.» (7)
مسئله قابلذکر دیگر که بازتاب وسیعی داشت،(8)تظاهرات و تحصن دانشجویان و ایرانیان طرفدار جمهوری اسلامی در اطراف سفارت است که در طول شب گذشته و امروز، ادامه یافت و ابراز نارضایتی پلیس را درپی داشت. گفته میشود که این تجمع حفظ نظم و ابتکارعمل را برای پلیس مشکلتر ساخته است. (9)شاید به همین دلیل و براساس توافقات انجامشده، وزیر امور خارجه ایران پیامی به این شرح برای تحصنکنندگان ارسال کرد: «برادران و خواهران ایرانی عزیز، ملت ایران شهامت و فداکاری شما را ستایش میکند و عشق به ایثار و شهادت را در
{تجمع و تحصن هواداران انقلاب اسلامی مقابل سفارت ایران در لندن}
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص5.
2) * اشاره به پیام نقیزاده است که در روزشمار 11/2/1359 ذکر شد.
3) روزنامه انقلاب اسلامی، 13/2/1359، ص15.
4) روزنامه بامداد، 13/2/1359، ص3.
5) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 43، 13/2/1359، ص3، بخش فارسی رادیو لندن، 12/2/1359.
6) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص7.
7) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 43، 13/2/1359، ص5، بخش فارسی رادیو لندن، 12/2/1359.
8) ** بازتابها در گزارش بعدی آمده است.
9) همان.
شما هرگز فراموش نخواهد کرد، این همبستگی و فداکاری موجب همان قدرتی است که انقلاب اسلامی ایران را به پیروزی رسانید. برادران و خواهران عزیز، ما با نهایت قدرت و قاطعیت در موضع خود ایستادهایم و از آرمانهایمان دفاع میکنیم، اما از آنجایی که ما همیشه به حقوق و مسئولیتهای کشورها احترام میگذاریم، از شما انتظار داریم به اعتصاب غذای خود خاتمه داده و با مقامات محلی تا سرحدامکان همکاری کنید. بدیهی است چنانچه دولت انگلستان دراینمورد اظهارعجز کند، تمامی ملت ایران در کنار شما برای حفظ حقوق خود اقدام خواهد کرد.» (1)
به این ترتیب، در ساعت 4 بعدازظهر امروز، تحصن مقابل سفارت به پایان رسید و تحصنکنندگان با صدور قطعنامه ای به تظاهرات خود پایان دادند. (2)
242
بازتاب اشغال سفارت ایران در لندن، امروز هم در حد وسیعی ادامه یافت و رسانههای مختلف طبق مشی خود، این حادثه را وسیله ای برای اعلام دیدگاهها قرار دادند. نکته قابلتوجه، نوع مرتبطساختن این قضیه با ماجرای گروگانهای امریکایی در ایران و نتیجهگیریهای حاصل از آن است.
رادیو اسرائیل در ساعت 20، این گزارش را پخش کرد: «رهبران ایران به بریتانیا اجازه دادهاند برای آزادی گروگانهای ایرانی در سفارت ایران در لندن از قدرت نظامی استفاده کند. ... صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، گفت بریتانیا مجاز است برای آزادی گروگانهای ایرانی در لندن از نیروی نظامی استفاده کند. روزنامههای لندن با لحن خوشحالکنندهای تسخیر [سفارت] ایران را توسط تروریستها بررسی میکنند. روزنامه دیلی میرور در همین مورد مینویسد: مدت شش ماه است که ایرانیها هرگونه قانون عدل و قوه قضایی را زیر پا گذاشته و مورد تمسخر قرار دادهاند. آنها بدون شک احساسات گروگانها و خانوادههایشان را پایمال کردهاند. به هر تقاضا و پیشنهادی با گوشهای بسته پاسخ دادهاند و حالا ببینند وقتی گروگانها ایرانی هستند چه خبر شده است. فوراً تهدید میکنند که دوستان ایرانی ما را اعدام خواهند کرد. روزنامه میرور مینویسد: پررویی ایرانیان حد و حساب ندارد و آقای صادق قطبزاده ناگهان دست به دامان قوانین بینالمللی شده و میگوید دولت لندن مسئول گروگانهای ایرانی است.
روزنامههای فرانسه دولت ایران را بهخاطر رفتار اخیرش تقبیح میکنند. روزنامه فرانسوار معتقد است که تروریستهای خوزستانی در سفارت ایران در لندن احتمالاً حاضر خواهند شد گروگانهای ایرانی را با گروگانهای امریکایی تعویض کنند، ولی اگر چنین تعویضی صورت بگیرد، پرزیدنت کارتر چارهای نخواهد داشت که برای آزادی گروگانها متوسل به زور بشود.
روزنامه فیگارو مینویسد: کشورهای عرب در نظر دارند در منطقه جنوب ایران یک کشور عربی دیگر به وجود آورند بهویژه بهخاطر تیرگی روابط بین تهران و بغداد. روزنامه لوکوتیدین دوپاری از دولت لندن میخواهد که خود را مسئول سرنوشت گروگانهای ایرانی در لندن
نداند، زیرا این یک مسئله داخلی ایران است. روزنامه لوماتن در همین مورد مینویسد ایران یک کشور اروپایی نیست و رهبران این کشور بر سرنوشت گروگانها حتی گروگانهای خود اهمیتی نمیدهند.» (1)
از رادیو لندن نیز این گزارش پخش شد: «غائله اشغال سفارت ایران در لندن همچنان جزو اخبار مهم صفحات اول مطبوعات امروز بریتانیاست و روزنامه دیلی اکسپرس حتی نیمی از صفحه اول خود را به این خبر اختصاص داده است و خبر مذکور تحتعنوان عدم توافق ایران در مذاکره با گروگانگیرها به چاپ رسیده است. دیلی اکسپرس مینویسد: این اعلام دولت ایران بهمنزله یک اعلام خطر خونسردانه است مبنیبر اینکه گروگانها را به حال خود رها کردهاند تا به هلاکت برسند. ... روزنامه اسکاتسمن مینویسد: دولت بریتانیا حق دارد که در انجام آنچه که از دستش برمیآید برای حفظ جان گروگانها اقدام کند، اما از سوی دیگر ایران نیز حق دارد که تن به ضربالاجل و تهدید ندهد. روزنامه اسکاتسمن اضافه میکند که این نکته حائز کمال اهمیت است که دولت بریتانیا گروگانها را به سلامت آزاد سازد زیرا این امر دولت ایران را برای آزادساختن گروگانهای امریکایی تحتفشار بیشتری قرار خواهد داد.» (2)
شبکه اول تلویزیون فرانسه هم اظهارنظر یکی از اشغالکنندگان سفارت را پخش کرد که گفته است: «ما با [آیتالله] خمینی کاری را کردیم که او با امریکاییان انجام داده است.» (3)همچنین از قول فرد مزبور اعلام شد: «این گروه آماده است بهمحض اینکه آیتالله خمینی گروگانهای امریکایی در تهران را آزاد کند، گروگانها را آزاد نماید.» (4)
243
حضور چشمگیر ایرانیان، بهخصوص دانشجویان ایرانی، در مقابل سفارت ایران در لندن برای محکومکردن اشغال و حمایت از انقلاب و نظام، ازجمله حواشی مهم قضیه اشغال سفارت است که خود بهطور مستقل دارای اهمیت خاصی است و بازتاب وسیعی دارد.
آسوشیتدپرس از لندن گزارش داد: «دستههای مختلف ایرانیان مقیم انگلیس در اطراف ساختمان سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن با شعارهایی مانند "مرگ بر کارتر" دست به تظاهرات زدند. پلیس انگلیس برای متوقفکردن تظاهرات دخالت کرد. ... علت بازداشت و دخالت پلیس برخورد بین طرفداران آیتالله خمینی و جمهوری اسلامی و مخالفین بود. در این تظاهرات حدود 50 نفر انگلیسی نیز علیه [آیتالله] خمینی شعارهایی میدادند.
... یک دانشجوی ایرانی گفت اشغالگران سفارت، فاشیست و نوکرهای {سیا} هستند و باید اعدام شوند. از وی سؤال شد راجع به 52 دیپلمات امریکایی که در تهران به گروگان گرفته شدهاند چه میگوید. وی گفت این موضوع فرق میکند. امریکاییها با انقلاب ما مخالفاند. طرفداران آیتالله خمینی در وسط خیابان کنزینگتون {مقابل سفارت} نماز بهجای آوردند.» (5)
رویتر نیز از طولانیشدن حضور متحصنان در مقابل سفارت خبر داد و درباره حوادث روز جمعه نوشت: «یک زن جوان که در میان صدها تظاهرکننده طرفدار امام خمینی قرار داشت، با آمبولانس به بیمارستان انتقال یافت. وی که مدت 36 ساعت دست به تظاهرات زده بود، دچار خستگی شدید شده بود.» (1)
رادیو لندن نیز در گزارشی از این تجمع آورده است: «یکی از همکاران که برای تهیه گزارش به ناحیه سفارتخانه ایران رفته بود مشاهدات خود را بازگو میکند. سفارت ایران در ضلع جنوبی هایدپارک قرار دارد و مشرف بر خیابان است. ... گروهی از دانشجویان ایرانی که علیه اشغالکنندگان سفارت و همچنین رئیسجمهور امریکا شعار میدادند شب را در آنجا به سر برده بودند. ... این دانشجویان شکوه میکردند که پلیس از رسیدن آب و غذا و غیره برای آنها جلوگیری کرده است و با آنها رفتار خوبی نداشته است. فعالیت این دانشجویان که توجه دیگران را جلب کرده بود گروهی بیشمار را بهطرف خود جلب میکرد، درحالیکه من با شما صحبت میکنم گروهی از دانشجویان دست راستی افراطی بریتانیا درحال شعاردادن علیه کسانی هستند که به طرفداری از آیتالله خمینی شعار میدهند. این گروه که بیشترشان از جوانان تشکیل میشوند، پلاکاردهایی در دست دارند و به نفع شاه و امریکا مشغول شعاردادن هستند. در آنسوی دیگر گروهی از طرفداران آیتالله خمینی مشغول شعاردادن هستند، تقریباً 30 نفر، همچنین عدهای دیگر از طرفداران آیتالله خمینی با داشتن گلهایی در دست در نزدیکی سفارت از ایرانیان حمایت میکنند. پس از شعارهای جوانان انگلیس که میگفتند ایرانیان به خانهتان
برگردید، دوباره وضع آرام شد. خبرنگاران بیشمار از این طرف به آن طرف میدویدند، منظره شورانگیز زمانی بود که ایرانیان به نماز ظهر و عصر ایستادند و صدای اذان با شعارهای جوانان دست راستی انگلیس با هم درآمیخت، گویی دراینحال خبری رسید؛ زیرا دانشجویان اعلام کردند به دستور مقامات ایران این محل را ترک میکنند. آنها قبل از ترک محل مطبوعات را متهم کردند که حقایق را تحریف میکردند و درحالیکه از جلوی نردههای هایدپارک رد میشدند ایرانیانی که آن طرف نرده بودند، آنها را گلباران کردند.» (2)
{اقامه نماز جماعت در خیابان کنزینگتون مقابل سفارت ایران در لندن و حضور چشمگیر ایرانیان بهخصوص دانشجویان در دفاع از انقلاب اسلامی}
244
تحرکات عوامل عراق در لبنان علیه مخالفان رژیم بعث، امروز هم در شکلی خونین، ادامه یافت.
بخش عربی رادیو مونتکارلو با قطع برنامه عادی خود اعلام کرد: «امام حسن الشیرازی دربرابر یکی از هتلهای غرب بیروت دراثر تیراندازی به قتل رسیده است. افراد ناشناس که سوار دو اتومبیل بودند بهسوی وی تیراندازی کردند و چند گلوله به وی اصابت کرد.» (1)در گزارش آسوشیتدپرس از بیروت به نقل از پلیس، دراینباره توضیح بیشتری داده شده است. براساس این گزارش، درحالیکه حجتالاسلام سیدحسن شیرازی که پاسپورت لبنانی هم دارد، در بلواری در یک محله مسلماننشین بیروت مشغول رانندگی بود، افراد مسلح از دو ماشین مختلف بهسوی او آتش گشودند. وی بهشدت مجروح شد و در راه بیمارستان جان خود را از دست داد. (2)در این گزارش اضافه شده است: ناظران بیطرف ترور سیدحسن شیرازی را مسئلهای جدا از درگیری بین دستجات طرفدار ایران و عراق میدانند. سیدحسن شیرازی مدیر جامعه علمای لبنان بود که کلاً با مجلس اعلای شیعیان لبنان در تضاد است. (3)
به گزارش خبرگزاری فرانسه، گروهی با هویتی ناشناس مسئولیت ترور را برعهده گرفت،(4)این امر نشانه درگیربودن سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی عراق است(5)که نمیخواهند بهطور رسمی این اقدام را متوجه خود کنند. این گروه خود را "جنبش آزادی ملی ایران سازمان ژوئن سرخ" خوانده است. (6)
یادآوری میشود سیدحسن شیرازی برادر آیتالله سیدمحمد شیرازی است و هردو از فعالان ضدبعث عراق بودهاند. برادر بزرگتر به ایران آمده و سیدحسن به لبنان رفته و تابعیت لبنانی هم گرفته بود.
{ترور آیتالله سیدحسن شیرازی از علماء مخالف صدام در بیروت}
1) همان، ص14، بخش عربی رادیو مونت کارلو، 12/2/1359.
2) روزنامه کیهان، 13/2/1359، ص1.
3) همان.
4) روزنامه بامداد، 14/2/1359، ص1.
5) * بعدازظهر روز 13/2/1359، اطلاعیهای ازطرف دفتر آیتالله سیدمحمد شیرازی دراختیار سازمان خبرگزاری پارس قرار گرفت که در شروع آن با ذکر عبارت «بار دیگر دست استعمار از آستین رژیم بعث عراق درآمد» رژیم بعث را مسئول ترور آیتالله شیرازی دانسته بود. در این اطلاعیه همچنین درباره نحوه شهادت آیتالله شیرازی چنین آمده است: «یونایتدپرس گزارش میدهد که آیتالله سیدحسن شیرازی در یک بلوار و هنگام رانندگی ترور شده است درحالیکه نه در بلوار و نه درحال رانندگی بود، بلکه هنگامیکه آن شهید از هتل انترناسیونال عازم مجلس ختم آیتالله سیدمحمدباقر صدر بوده، ترور شده است.» [روزنامه بامداد، 14/2/1359، صص1و3]
6) همان.
245
پایان ماجرای توقیف موقت 6 عراقی که بهطور غیرمجاز با یک هواپیما، در تاریخ 7/2/1359، در جنوب ایران فرود آمده بودند، امروز بهطور رسمی اعلام شد.
سخنگوی وزارت امور خارجه اعلام کرد 6 سرنشین هواپیمای عراقی که چند روز قبل مجبور به فرود اجباری در خاک ایران شده بود، روز چهارشنبه گذشته، تحویل مقامات عراقی در تهران شدند تا ترتیب انتقال آنان به کشورشان داده شود. (1)
ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز دراینمورد اعلام کرد: این هواپیمای ملخدار غیرمسلح و تجاری بوده که از بغداد قصد پرواز به بصره را داشته و براثر اختلال در دستگاههای ارتباطی راه خود را گم میکند و وارد حریم فضایی ایران میشود. (2)بنا بر اعلام ستاد مزبور، بلافاصله پس از فرود اجباری هواپیما، 6 تن سرنشین آن به تهران اعزام شدند. آنان پس از تحقیق و بررسی و مشخصشدن اینکه هیچگونه قصد سوئی در میان نبوده، تبرئه و تحویل وزارت امور خارجه گردیدند. (3)
246
تردد فعالان خرابکاری و انفجار در ایران، در مسیر بصره بغداد ازجمله موضوعاتی است که در گزارشهای واصله به مسئولان ذیربط در خوزستان بهطور مرتب مشاهده میشود. اعزام عده ای برای آموزش از بصره به بغداد و نیز ورود افرادی آموزشدیده از بغداد به بصره، امروز هم انجام شد.
در یک گزارش مربوط به تحرکات امروز، آمده است: «یک گروه پانزده نفری از اعراب ایرانی بهطور غیرمجاز به عراق وارد و توسط سازمان امنالعام بصره جهت طی دوره چریکی و آشنایی به فنون جدید خرابکاری به بغداد اعزام شده اند که پس از طی دوره با تجهیزات لازم به ایران فرستاده شوند.» (4)در گزارش دیگری مربوط به همین موضوع نیز آمده است: «2 دستگاه خودروی حامل مواد منفجره و 150 نفر خرابکار از بغداد بهطرف بصره اعزام [شدهاند] تا ازطریق خرمشهر وارد ایران شوند.» (5)
هرچند هر دو گزارش مذکور با قید "احتمالاً صحت دارد" همراه است، اما گزارشهای دیگر نشان میدهد که این احتمال را باید جدی گرفت و هشیار بود. گزارش سوم حاکی است ساعت 12 امروز، «توسط مأمورین پاسگاه دویرج یک عدد اتوبوس پلاستیکی اسباببازی که مواد منفجره و چاشنی مربوطه در داخل آن کار گذاشته شده بود، در حوالی عشیره دویرج کشف و قبل از اینکه بتواند عمل کند توسط مأمورین خنثی شد.» (6)
امروز همچنین شهربانی استان خوزستان به شهربانیهای تابعه اعلام کرد که احتمال ورود شاهپور بختیار از مرزهای خوزستان در طول 15 روز آتی وجود دارد. در این اطلاعیه بر ضرورت هشیاری و دستگیری نامبرده درصورت مشاهده، تأکید شده است. (7)
1) روزنامه کیهان، 13/2/1359، ص2.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص6.
3) روزنامه اطلاعات، 13/2/1359، ص10.
4) سند شماره 287419 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ناحیه ژاندارمری خوزستان {رکن2} به فرماندهی لشکر92 زرهی اهواز {رکن2}، 29/2/1359.
5) سند شماره 287363 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی لشکر92 زرهی {رکن2}، 4/4/1359.
6) سند شماره 292442 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: بولتن خبری، 18/2/1359.
7) سند شماره 316842 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی خوزستان به شهربانیهای تابعه، 12/2/1359.
از سوی دیگر، در مناطقی از عراق نیز تحرکات ایذایی علیه رژیم بعث وجود دارد. در یک گزارش منابع امنیتی ایران که به دفتر ریاستجمهوری داده شد، ضمن گزارش حوادث امروز، آمده است: «توسط افراد مسعود بارزانی لوله نفت سلیمانیه منفجر و حدود یک میلیون دینار عراقی خسارت به بار آمده است و دولت عراق این عمل را تحریکاتی از ناحیه دولت ایران تلقی نموده است.» (1)
247
در مرز عراق تحرکات ایذایی و نقل وانتقالات کشور همسایه، ادامه یافت که بعضی با کمک و اقدام مهاجمان داخلی وابسته به عراق همراه بود.
حدود ساعت 1:30 بامداد امروز، ابوشریف فرمانده عملیات سپاه، پیامی به ستاد مشترک ارسال کرد که در آن به نقل از سپاه قصرشیرین، از یک حمله ایذایی عراق خبر داده است که از ساعت 22 شب گذشته، شروع شده و همچنان ادامه دارد. مطابق پیام: «سپاه مستقر در پاسگاه سنجوق زیر آتش سنگین عراق قرار گرفته و تاکنون تعداد 3 نفر شهید و تعدادی مجروح گردیدهاند و از ارتش نیز تقاضای کمک و پشتیبانی شده که متأسفانه تاکنون هیچگونه همکاری با این سپاه به عمل نیاورده است. مراتب جهت اطلاع و اقدامات لازم اعلام میگردد.» (2)
شهربانی جمهوری اسلامی در گزارشی به وزارت کشور، به نقل از شهربانی قصرشیرین، از حمله مهاجمان محلی وابسته به عراق در ساعت 3 بامداد، در منطقه قصرشیرین خبر داد. براساس این گزارش، «مهاجمین در منطقه دزدک با سلاحهای سنگین به پاسگاه ژاندارمری آتش [گشودند] که بهوسیله سپاه پاسداران متقابلاً پاسخ [داده شد]. درنتیجه تیراندازی مهاجمین 2 نفر از پاسداران یکی به نام مرتضی آقامرادی فرزند علیاکبر و دیگری که اهل یزد بوده به درجه شهادت میرسند و 2 پاسدار نیز مجروح [میشوند] که در بیمارستان قصرشیرین بستری [شدند]. جنازه پاسدار شهید مرتضی آقامرادی با تشریفات قانونی به خاک سپرده شد.» (3)
وزارت کشور در تلفنگرامی به سپاه، به نقل از شهربانی قصرشیرین از یک درگیری در این منطقه خبر داده که از ساعت 11 امروز، شروع شده و تا نیمهشب ادامه یافته است. در این گزارش آمده است: «واحد مستقر در کلات روخرناسخان و سپاه پاسداران و ژاندارمری در آبادیهای نوار مرزی باباهادی و قلعهسفی و دارخور دربند بین نیروهای مهاجم عراقی بهشدت درگیر است.» (4)
روابطعمومی لشکر81 زرهی نیز در اطلاعیه ای از یک درگیری که از ساعت 23 شب گذشته تا 4 بامداد امروز، طول کشید، خبر داد و اعلام کرد: «نیروهای عراقی با آتش توپخانه به پاسگاههای یکهشان [یکهشان]، پرویزخان، دربندجوق و برجاحمدی حمله کردند که با آتش توپخانه به آتش آنان پاسخ داده شد.» (5)
1) سند شماره 034083 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 18/3/1359.
2) سند شماره 050190 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 12/2/1359.
3) سند شماره 000638 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی جمهوری اسلامی به وزارت کشور، 13/12/1359.
4) سند شماره 041146 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از وزارت کشور به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، 17/2/1359.
5) روزنامه کیهان، 14/2/1359، ص3.
گروهان سومار در گزارشی به رکن2 ناحیه ژاندارمری کرمانشاه به نقل از پاسگاه گمرکنو از یک حمله شبانه که از ساعت 22 شروع شد و حدود دو ساعت و نیم طول کشید، خبر داد. براساس این گزارش، چاه نفت شماره 8 مورد حمله مهاجمان عراقی قرار گرفت، اما با هشیاری افراد پاسگاه و نیروهای کمکی نفتشهر و سپاه پاسداران، حمله دفع شد و به علت کمبودن فاصله، مهاجمان با استفاده از تاریکی شب به خاک عراق متواری شدند. (1)
در گزارشهای امروز همچنین به پرتاب گلوله توپ از داخل خاک عراق به برخی روستاهای مرزی غرب که باعث وحشت اهالی می شود، اشاره شده است. (2)
در گزارشهای مربوط به جنوب کشور هم مهمترین مسئله امروز، نقلوانتقال توپخانه عراق در مناطق الشعیبیه، الزبیر، امالقصر و بندر البکر، میباشد. (3)
248
در سنندج درگیریها، با برتری نیروهای ارتش و سپاه، همچنان ادامه دارد.
گزارشهای رسیده به ارتش از وضع امروز سنندج حاکی است: «عملیات پاکسازی در منطقه سنندج ادامه داشت و در منطقه شریفآباد، خیابان مسجد قبا حدود 500 متری خیابان اقبال خانهبهخانه ادامه داشته و یک نفر درجهدار و یک نفر سرباز و یک پاسدار و یک نفر غیرنظامی زخمی و یک نفر گروگان گرفته شده است.» (4)همچنین برابر اعلام ژاندارمری، امروز، «گلوله توپ بهسمت ناحیه ژاندارمری کردستان پرتاب و درنتیجه برج دیدبانی ژاندارمری کردستان طعمه حریق شده است.» (5)بنا بر گزارش نوبه ای ارسالشده از ارتش «راههای ورودی اصلی به شهر سنندج مسدود و تحتکنترل است، لیکن افراد گروههای مسلح [غیرقانونی] بهطور پیاده از راههای فرعی و ارتفاعات وارد شهر میشوند.» (6)
اعلامیه مشترک سپاه پاسداران مستقر در سنندج و لشکر28 کردستان که امروز، انتشار یافت نیز حاکیاز چنین وضعی است. متن کامل اطلاعیه مزبور به این شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
به اطلاع هموطنان غیور و مسلمان ایران میرساند که تعداد زیادی از مهاجمان بهوسیله نیروهای انقلاب کشته شدند و کلیه جادههای اصلی و فرعی منطقه بهشدت تحتکنترل است بهطوریکه هیچگونه عبورومروری صورت نمیگیرد. بنزین، خواربار و مهمات دشمن تمام شده، تعدادی از نیروهای ضدانقلاب که قصد فرار داشتند توسط پاسداران و سربازان دلیر کشته یا دستگیر شدند و هماکنون قسمتی از شهر، میدان آزادی و 22 بهمن پاکسازی شده و کلیه مواضع ضدانقلاب به تصرف درآمده و اهالی مناطق پاکسازیشده در امنیت کامل به سر میبرند که تعدادی از اهالی نیز به پادگان یا محل امنتری انتقال یافتند.» (7)
دفتر ریاستجمهوری نیز در پیامی گزارش وضع کنونی سنندج را همراه با توصیههایی به ساکنان آن، بدین شرح انتشار داد:
1) سند شماره 276905 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از قصرشیرین به ناحیه کرمانشاه 05 {رکن2}، 13/2/1359.
2) سند شماره 050231 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {معاونت عملیات و اطلاعات}، 13/2/1359.
3) سند شماره 287416 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ناحیه ژاندارمری خوزستان {رکن2} به فرماندهیلشکر92 زرهی اهواز {رکن2} 29/2/1359؛ و سند شماره 347547 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از واحد هماهنگی نیروهای انتظامی استانداری خوزستان به سپاه پاسداران خوزستان {اهواز}، 8/3/1359.
4) سند شماره 50209 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی معاونت عملیات و اطلاعات {مدیریت اطلاعات}، شماره 22، 11/2/1359 الی 13/2/1359، ص2.
5) همان، ص3.
6) همان، ص2.
7) روزنامه بامداد، 13/2/1359، ص3.
«بسم الله الرحمن الرحیم
با تأییدات خداوند متعال اکنون که ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران در شهرهای کردستان بر اوضاع مسلط هستند و کنترل یگان سنندج و محوطه اطراف شهر را در دست دارند و پاسداران انقلاب نیز در داخل شهر پیشروی و ادارات و اماکن مختلف را از وجود ضدانقلاب پاکسازی کردهاند، به اطلاع عموم ملت بهویژه برادران و خواهران هموطن کردستان و بالاخص سنندج میرساند که:
در سریعترین وقت، منطقه امداد شیروخورشید برای مداوای زخمیها به وجود میآید و آماده پذیرایی درمانی و غذایی از مراجعین خواهد بود.
برادران و خواهران هموطن کرد، به شایعات پراکنده درمورد رفتار با پناهندگان گوش فراندهند زیرا براساس رأفت اسلامی ارتش مسلمان و دلیر جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران درنهایت همدلی با پناهندگان رفتار میکنند. هیچگونه بدرفتاری از آنها نخواهند دید. در همین رابطه، تمام وسایل نقلیه ارتش جمهوری اسلامی دراختیار برادران و خواهران کرد شهر سنندج قرار دارد که درصورت تمایل، آنها را با محافظت به هر کجا که مایلاند برسانند.
پاکسازی منطقه از افراد مسلح [به] وسیله ارتش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران همچنان با قاطعیت ادامه خواهد یافت و دراینرابطه تنها راهحل تحویل اسلحه و یا ترک شهر است و دولت جمهوری اسلامی ایران امیدوار است مردم منطقه دراینزمینه و برای قلعوقمع قطعی اشرار بیگانهپرست از هر کمکی خودداری نفرمایند و بدیهی [است] هر منطقهای که افراد مسلح آن پاکسازی شوند، بلافاصله بازسازی شهر آغاز و خسارتهایی که دشمن ایجاد کرده است ترمیم و جبران خواهد شد. به امید روزی که برادران و خواهران کرد ما فارغ از دسیسههای دشمن، در کنار سایر افراد وطن اسلامی خود کشور را بهسوی کمال بهبودی و سعادت پیش برند.
دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران» (1)
در همین حال که سپاه پاسداران با پویایی و ابتکارعمل بیشتر، در افکارعمومی نقش جدیتری در حلوفصل مسائل کردستان یافته است،لشکر28 کردستان که محل اصلی استقرار و ستاد آن در سنندج است نیز دراینباره فعال است.
این لشکر در اطلاعیه ای که ازطریق خبرگزاری پارس انتشار داد، به نوعی جمعبندی 15 روز اخیر منتهی به امروز را به این شرح ارائه داد:
«بهنام خدا
لشکر28 کردستان با نهایت مباهات به استحضار ملت مبارز ایران میرساند که این لشکر در طول 15روز گذشته از تاریخ 28 فروردین تا 12 اردیبهشتماه جاری، تعداد 72 نفر شهید به پیشگاه خدای بزرگ و ایران عزیز تقدیم داشته است. از این تعداد 8 نفر افسر، 19 نفر درجهدار و 45 نفر سرباز بودهاند که جنازههای شهدا پس از تشییع به زادگاهشان انتقال یافته است. طی این مدت 284 نفر افسر، درجهدار و سرباز زخمی شدهاند که تماماً به بیمارستانهای کرمانشاه، مراغه و تهران منتقل شدهاند. ضمناً تاکنون از وضع 2 نفر افسر، 27 درجهدار و 27 سرباز اطلاعی در دست نیست.» (2)
249
علاوهبر سنندج، سقز نیز یک کانون اصلی درگیریهای مناطق کردنشین است. گزارش روزنامه اطلاعات، وضع این شهر را تا حدی ترسیم کرده است.
براساس این گزارش، «شهرستان سقز شانزدهمین روز درگیریهای خونین و جنگ همهجانبه خود را پشتسر گذاشت. گزارش رسیده از سقز حاکی است که جنگ در این شهر همچنان ادامه دارد و شهر تقریباً خالی از سکنه است. بهموجب همین گزارش، بیش از 17 هزار نفر از ساکنین سقز به روستاهای اطراف بوکان کوچ کردهاند و مردم بوکان از کوچ کنندگان به گرمی استقبال کرده و آنان را در چادرها، مدارس و منازل خود پناه دادهاند. بیمارستانهای سقز و بوکان مملو از مجروحین و افراد بیدفاع سقز است و امکانات دفن جنازه کشتهشدهها بسیار کم است. باآنکه اعلام اجرای آتشبس در این شهر به گوش میرسد، هنوز آتشبس عملی نشده است.» (1)
در گزارش عصر امروز مرکز فرماندهی ژاندارمری به دفتر ریاستجمهوری درباره این شهر، آمده است: «شهر سقز و ارتفاعات و جادههای مشرف به آن با اقدامات قاطعانه تیپ و همکاری ژاندارمری بهطور قابلملاحظهای از وجود مهاجمین [مسلح ضدانقلاب] پاک و تیراندازی پراکنده در شب از پشت ارتفاعات اجرا [می گردد] که بهشدت پاسخگویی میشود. در روز ترددی در شهر دیده نمیشود. بهمنظور سرکوبی و خلع سلاح مهاجمین گروهان مستقر در شهر از هنگ سقز و تیپ تقاضا دارد که از مواضع موجود به سایر نقاط شهر حمله نمایند. لیکن تیپ منتظر ورود سپاه پاسداران و اجرای طرح کلی اشغال شهر است.» (2)در همین زمینه، رئیس ستاد مشترک ارتش در تلفنگرامی به سپاه اعلام کرد: «تیپ سقز درخواست اعزام 400 پاسدار را به سقز دارد. باتوجهبه دستورالعمل... 9/2/1359 صادره از ستاد عملیاتی غرب ضمن هماهنگی با نیروی زمینی نسبت به اعزام پاسدار مورد نیاز تیپ سقز اعزام فوری به عمل آید.» (3)
دراینحال، قبل از اجرای برنامه یادشده و در ادامه فعالیتهای پراکنده امروز، ستاد مشترک ارتش اعلام کرد: «هلیکوپتر شناسایی ژاجا یک دستگاه وانت حامل افراد مسلح را شناسایی و توسط سپاه پاسداران نزدیک سقز متوقف، درنتیجه 25 نفر از افراد با یک قبضه تیربار کالیبر50 که 4 نفر آنان مجروح شده بودند، دستگیر و به بازداشتگاه تیپ سقز منتقل شدهاند.» (4)
آخرین تحرکات امروز، مربوط به ساعت 23 است که در گزارش هنگ ژاندارمری سقز بدین شرح آمده است: «در ساعت 23 روز 12/2/1359، مهاجمین [مسلح ضدانقلاب] با سلاحهای سنگین و سبک بهطرف پادگان و گروهان رزمی ژاندارمری سقز در شهر سقز از داخل شهر به ارتفاعات تیراندازی نموده که بهشدت به آتش آنان پاسخ داده شده است. در درگیری به نیروهای خودی تلفاتی وارد شده است.» (5)
1) روزنامه اطلاعات، 13/2/1359، ص2.
2) سند شماره 050178 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاست جمهوری، 12/2/1359.
3) سند شماره 050187 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 12/2/1359.
4) سند شماره 050234 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی، شماره 23، از معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا {مدیریت اطلاعات} 13/2/1359 الی 14/2/1359، ص2.
5) سند شماره 050233 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 دایره عملیات و اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری وزارت کشور دفتر امور انقلاب تیمسار ریاست سماجا، 13/2/1359.
250
درگیریها و تحرکات ایذایی، علاوهبر سنندج و سقز، در دیگر مناطق کردنشین هم کموبیش ادامه دارد.
در جاده سردشت، امروز، یک دستگاه زیل ارتش براثر انفجار مین منهدم شد که درنتیجه یک افسر و یک درجهدار زخمی و به بیمارستان سردشت منتقل شدند. (1)
در اولین ساعات بامداد امروز، میاندوآب هدف حمله مسلحانه قرار گرفت. در گزارش "منطقه عملیاتی غرب" از این واقعه آمده است: «عدهای مهاجم با سلاحهای سنگین بهسوی شهر میاندواب تیراندازی نموده و شهر به صورت نیمهتعطیل میباشد.» (2)
در پاوه نیز درگیری ادامه دارد. در ساعت 17:45، «از ارتفاعات پاوه بهطرف یگان مستقر در پاوه تیراندازی و در یکی از سنگرها 4 نفر سرباز زخمی [شد] که حال یکی از آنان وخیم است.» (3)شهربانی پاوه نیز اعلام کرد: «حدود ساعت 22:50 مورخ 12/2/1359، [به] وسیله افراد مهاجم بهطرف شهربانی تیراندازی [شد] که مأمورین انتظامی متقابلاً به تیراندازی آنان پاسخ دادند، لیکن تلفاتی در بر نداشته است.» (4)گزارش روابطعمومی لشکر81 زرهی کرمانشاه نیز حاکی است شبهنگام مهاجمان مسلح از چند نقطه، شهر پاوه را هدف حمله قرار دادند که با پاسخ شدید نیروهای نظامی مواجه شدند و با دادن تلفات، عقبنشینی کردند. در این عملیات سرباز وظیفه محمدرضا زرالوند شهید شد و 2 تن دیگر مجروح شدند. (5)
براساس گزارش فرمانده ناحیه ژاندارمری کرمانشاه، درگیریهای امروز، از ساعت 23:30، بازهم شدت گرفت و تا ساعتی پس از نیمهشب ادامه یافت. (6)
در مریوان، پادگان همچنان با مسئله حمله مهاجمان، درگیر است. (7)
251
علاوهبر مناطق کردنشین که مرکز اصلی بحران و درگیری است، در پاره ای شهرهای کشور ناآرامیهایی روی میدهد که برخی از آنها واکنش به حوادث کردستان است، ولی رویهمرفته اینگونه وقایع حاصل تقابل گروهها و جریانهای مدافع و مخالف نظام در وضعیت دوگانه کنونی است؛ وضعیتی دوگانه که تحرکات افراد، هم ذیل نظم و قانون و حاکمیت دولت انجام میشود و هم درقالب اقدام مستقیم انقلابی صورت میگیرد. درواقع، درحالیکه نظام رسمی وجود دارد، وضعیت انقلابی نیز همچنان ادامه دارد. این نوع رفتار هم ازطرف مدافعان نظام و هم ازطرف فعالان مخالف، مورد استفاده قرار میگیرد. مرور حوادث امروز، که میتواند با مسائل غیرسیاسی هم همراه باشد، بروزهایی از این وضعیت دوگانه را ترسیم میکند.
شهربانی بروجرد گزارش داد: «از ساعت 16 روز جاری، مورخ 12/2/1359، مردم شهر بروجرد برای مشاهده جنازه پاسدار حجتالاسلام بیرانوند که در درگیری سنندج شهید و به آن شهرستان آورده بودند به سردخانه بیمارستان رفته و پس از مشاهده جنازه تهییج شده و به خیابان آمده و... در نقاط مختلف شهر اجتماع کرده و وضع عادی نمیباشد.» (8)
1) سند شماره 050209 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص4.
2) سند شماره 057505 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی، معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا مدیریت اطلاعات، شماره 25، 15/2/1359 الی 16/2/1359، ص1.
3) سند شماره 050209 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص3.
4) سند شماره 000645 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی جمهوریاسلامی به وزارت کشور، 14/2/1359.
5) روزنامه اطلاعات، 14/2/1359، ص3.
6) روزنامه کیهان، 14/2/1359، ص3.
7) سند شماره 050209 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص4.
8) سند شماره 050176 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 12/2/1359.
گزارش شهربانی گنبد کاووس حاکی است: «عدهای از هواداران چریکهای فدایی خلق در خیابان [امام] خمینی آن شهرستان مشغول فروش پوستر و نشریات خود بودند و مردم را وادار به خرید آن مینمودند در آن وقت گروهی دیگر از نماز مغرب از مسجد خارج و با آنان مواجه که منجر به کتککاری و درگیری میگردد که بلافاصله [بهوسیله] مأموران متفرق میشوند.» (1)
حزب توده از نوشهر گزارش داد: «افراد ناشناسی، ضمن شکستن پنجرهها وارد دفتر حزب شدند و تمامی نشریات را به میان خیابان آوردند و به آتش کشیدند. نکته قابلتوجه و عجیب این است که دفتر حزب توده ایران در این شهرستان درست در مقابل شهربانی شهر واقع است، ولی مأمورین شهربانی هیچگونه ممانعتی از حمله مهاجمین به عمل نیاوردند.» (2)
خبرنگار کیهان در گزارشی از رودسر خبر داد: «ساعت 2 بامداد جمعه، بمبی در یکی از پاساژهای رودسر منفجر شد. ... انفجار بمب در آن ساعت شب، باعث وحشت ساکنان خانههای حوالی محل انفجار شد. در این حادثه شیشه بانک صادرات، چند خانه و مغازه شکسته شد و خساراتی به ساختمانهای نزدیک محل انفجار وارد آمد.» (3)
گزارش روزنامه اطلاعات از اسکو حاکی است: «حجتالاسلام حاج شیخ علی تقوی امامجمعه اسکو، هنگام بازگشت از مراسم نماز جمعه این شهر، مورد حمله چند مهاجم قرارگرفت. در این حمله بر سروصورت امامجمعه اسکو اسید پاشیده شد و مهاجمان فرار کردند. حجتالاسلام تقوی که از ناحیه دست و صورت و گردن دچار سوختگی شده بود بلافاصله به بیمارستان انتقال یافت. همچنین گزارش رسید یک دختر به نام فاطمه فرجپور که دستش به اسید آغشته بود توسط مردم اسکو دستگیر و تحویل مقامات انتظامی شده است. ازسوی دادگاه انقلاب اسلامی تبریز نیز هیئتی به منظور رسیدگی به این موضوع عازم اسکو شد.» (4)
خبرنگار کیهان از مشهد گزارش داد: «ساعت 2 بعدازظهر جمعه، در حوالی سهراه شهید محسن کاشانی {شاهعباس سابق} مهاجمین از داخل اتومبیل پیکان مسروقه بهسوی افراد سپاه پاسداران آتش گشودند. در این تیراندازی یک پاسدار به نام محمود پایدار شهید و 2 پاسدار دیگر به اسامی محمد بستوله و هادی دشتبان مجروح شدند. کودک رهگذری نیز در این حادثه براثر اصابت گلوله مجروح شد. براثر تیراندازی متقابل پاسداران، اتومبیل حامل مهاجمان که قصد فرار داشتند منحرف و با تیر چراغبرق تصادف کرد که منجر به مجروحشدن یکی از مهاجمان شد که دستگیر و تحت معالجه قرار گرفت. مهاجم دیگر متواری شد، هماکنون سپاه پاسداران در تعقیب وی هستند.» (5)
خبرنگار کیهان در گزارش دیگری از مشهد اعلام کرد: آخر وقت روز 12/2/1359، مأموران انتظامی مشهد یک بمب ساعتی در مقابل خانه دکتر محمود روحانی نماینده مجلس خبرگان از مشهد، کشف و خنثی کردند. مطابق این گزارش شب گذشته، به مأموران شهربانی و سپاه پاسداران مشهد اطلاع داده شد که احتمالاً بمبی در حوالی منزل دکتر روحانی کار گذاشته شده
است؛ مأموران به محل رفتند و پس از بازرسی یک بمب ساعتی مخرب که به 6 باطری مجهز بود و یک پوند مواد تی.ان.تی داشت از زیر پل مشرف به منزل نماینده مجلس خبرگان کشف و خنثی کردند. (1)
روزنامه جمهوری اسلامی پس از گزارش کشف توطئه ترور آقای هادی غفاری نوشت: «لازم به ذکر است که حجتالاسلام غفاری برای چندمینبار است که در معرض ترورهای ناجوانمردانه قرار میگیرد. ضمناً برادر غفاری هماکنون رئیس دادگاه انقلاب اسلامی شهسوار بوده و طی مدتی که این سمت را دارا گردیده، زمینهای 8 تن از فئودالهای منطقه شهسوار بابلسر را مصادره و خلع ید نموده است.» (2)
252
سازمان بسیج ملی که برای تحقق دیدگاههای امام خمینی درمورد تشکیل ارتش بیستمیلیونی، تأسیس شده است، برای نمایش قدرت مردمی و بیشتر برای معرفی و تبلیغ و آشناکردن عامه با این تشکیلات، مراسم مختلفی را برگزار میکند. در رأس ستاد فرماندهی این سازمان که با تلاش سپاه و کادرهای باانگیزه آن راهاندازی شده است، یک جوان روحانی نهچندان معروف و باسابقه به نام آقای مجد، قرار گرفته است که تمایل زیادی برای استقلال این سازمان، از هر نهاد دولتی و انقلابی از خود نشان میدهد.(3)این سازمان عصر امروز، مراسم رژه ای با شرکت روحانیون مسلح عضو بسیج در مقابل امام خمینی برگزار کرد که گزارش آن به این شرح است: «روحانیون حوزه علمیه که اسلحه بر دوش داشتند از مقابل منزل امام رژه رفتند. در این رژه پرشکوه که با استقبال گرم مردم روبهرو شد، حدود 1200 نفر از روحانیون از شهرستانهای مختلف شرکت داشتند. این رژه به مناسبت اولین سالگرد شهادت روحانی مبارز و عظیمالشأن استاد مطهری و همچنین برای نشاندادن وحدت بیشتر در نیروهای مختلف در مقابل رهبر انقلاب و امام امت
{رژه روحانیون مسلح از مقابل منزل امام خمینی }
1) روزنامه کیهان، 13/2/1359، ص2.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص1.
3) * فرماندهان سپاه که بسیج را مولودی از سپاه میدانستند، اعتراض و نگرانی خود را از استقلال بسیج، در محافل خصوصی پنهان نمیکردند. بعدها، پس از مباحث بحثانگیز و مفصل، مجلس شورای اسلامی، سازمان بسیج ملی را با عنوان سازمان بسیج مستضعفین، به عنوان یکی از واحدهای سپاه، زیر نظر این نهاد قرار داد.
برگزار شد. روحانیون زیر نظر ستاد بسیج و به سرپرستی حجتالاسلام مجد سازماندهی شده بودند و حجتالاسلام هاشمی نجفآبادی مسئول روابطعمومی بسیج درمورد نقطهنظرهای بسیج دررابطهبا پیام امام به روحانیون گفت بسیج تمام اقشار ضرورتی انکارناپذیر است، نقش روحانیت در قبل از انقلاب و بعد از آن نقشی بسیار مؤثر در حرکت تودهای مردم میباشد و امروز روحانیت به منظور آشنایی با آموزش نظامی و ایدئولوژی سیاسی تعلیمات لازم را خواهد دید. البته مربیان آموزش رزمی که در پادگانهای مختلف و ازسوی ارتش، شهربانی، ژاندارمری و پاسداران انقلاب اسلامی میباشند درجهت بسیج ارتش بیستمیلیونی بسیاری از روحانیون در پادگانهای مختلف و در شهرستانها ازطرف ستاد بسیج مرکزی آموزشهای لازم را میبینند. بسیج درحالحاضر، درمجموع به بیش از یک میلیون تن در سطح کشور آموزش کامل داده است و بقیه افراد نیز درحالحاضر درحال فراگیری تعلیمات شبانه و تخریب مواد انفجاری میباشند. در قطعنامه روحانیون مسلحی که برابر اقامتگاه امام امت رژه رفتند آمده است: بسیج ملی با تأکید امام امت و تصویب شورای انقلاب و پشتیبانی کامل مردم شکل گرفته و مسئولیت ارتش بیستمیلیونی را به عهده دارد. ازاینرو، به هیچ حزب و سازمان و گروه و قطب خاصی وابستگی نداشته و با کمال صداقت با تمام ارگانهای مسئول در خط اسلام همبستگی و همگامی کامل خود را اعلام میدارد.» (1)
ضمیمه گزارش239: نصایح امروز امام خمینی به فرماندهان سپاه امام خمینی امروز علاوهبر اعلام موضع درباره مسئله امریکا و نیز مقایسه انقلاب اسلامی با دیگر انقلابها، خطاب به فرماندهان سپاه که با ایشان ملاقات کرده بودند، نصایحی را بدین شرح بیان داشتند: «آن چیزی که باید من عرض کنم به شما آقایان که سران این جمعیتها هستید، این است که کاری بکنید که این نهضت لکهدار نشود. شما الآن جزء جنود الهی هستید. جندالله شما هستید. شما لشکر خدایید. کسی که لشکر خداست اگر خداینخواسته یک کاری بکند که مرضی خدا نباشد و آن وقت یکجوری باشد که گفته بشود که خوب، اینها هم مثل سابق، اینها حالا دستشان رسیده به یک چیزی اینها هم زور میگویند به مردم، اینها هم اذیت میکنند مردم را، اینها هم مثلاً مال مردم را خداینخواسته برمیدارند. اینطور نباشد. به جوانهایتان سفارش کنید. از قول من سلام به همه برسانید. سفارش کنید که شما جوانها جُند خدا هستید. شما دست خدا هستید. شماها کاری بکنید که ایران سربلند باشد در دنیا. ما پیش خدا سربلند باشیم. خود شما پیش خدا آبرومند باشید. یکوقتی کاری نشود که ملتها، دیگران ما را تعییب کنند به اینکه شما دستتان نمیرسید، حالا که دستتان رسید، شما هم همان هستید. بفهمانید به آنها که نه، ما برای دنیا پا نشدیم راه بیفتیم، وگرنه معقول نیست که آدم جانش را بدهد برای دنیا. کسی که دنیا را میخواهد، جانش را میخواهد حفظ کند تا دنیا را ببلعد. شمایی که جانتان را در معرض خطر قرار دادید، اگر یکوقت در بینتان یک جوانی، یک جاهلی پیدا شد که یک کاری انجام داد خلاف موازین، خودتان جلویش را بگیرید. نصیحتشان کنید. نگذارید یکطوری بشود که در دنیا منعکس بشود که اینان وقتی که به نوا رسیدند خودشان...(2)و چه کردند و چه کردند. من امیدوارم که خداوند مؤید شما باشد. خداوند پشتیبان شما باشد. با قدرت جلو بروید. اتکالتان به یک مبدأ قدرتی است که هیچ قدرتی در مقابل او چیزی نیست. با همان قدرت جلو بروید و شما پیروزید بحمدالله.» (3)
253
بااینکه بیش از یک هفته از ماجرای طبس میگذرد، هنوز درباره چگونگی وقوع حادثه مزبور، تبعات و جوانب آن مطالب جدیدی مطرح میشود.
امروز، ازطرف فرماندهی سپاه جیرفت گروهی راهی باتلاق جازموریان {واقع درحدود 200 کیلومتری جنوبشرقی جیرفت در مرز استانهای کرمان و سیستان و بلوچستان} شد تا درباره سقوط یک هلیکوپتر امریکایی که بعداً معلوم شد مقارن حمله طبس و در راه رسیدن به آن دچار حادثه شده و سقوط کرده بود، به تحقیق و بررسی بپردازد. بنیاسدی فرمانده سپاه جیرفت، ازطریق سپاه کرمان، درگزارشی نتایج این تحقیق و بررسی را ارائه کرد که متن کامل آن چنین است: «در تاریخ 13/2/1359، بهمحض [رسیدن] خبر مربوط به سقوط هلیکوپتر، به محل رفته و تحقیقات و مشاهدات به شرح زیر است:
منطقه فرود جاده بین درگان و زهچلود که 40 کیلومتری زهچلود نزدیک به باتلاق جازموریان.
هلیکوپتر به علت نقص فنی فرود آمده، رنگ ارتش ایران و نیز پرچم ایران کنار آن نصب شده بود و شکل هلیکوپتر مانند هلیکوپترهایی که در طبس فرود آمده بود.
با تحقیق از افراد بومی 8 هلیکوپتر در شب حادثه طبس، از رودخانه بومی رد شده بودند که چراغ آن خاموش بوده است.
یک هلیکوپتر پیش از عبور از آن منطقه، مجبور به فرود شده بود. در مشاهدات که [از] منطقه اطراف هلیکوپتر به عمل آمد مشاهده شد که یک هلیکوپتر در کنار هلیکوپتر خراب شده فرود آمده و خدمه این هلیکوپتر را به هلیکوپتر خود منتقل کرده است. هلیکوپتر مزبور دارای دو صندلی بود که خلبان و کمکخلبان روی آن قرار میگرفت.
یادآوری میشود رادیو اسرائیل در گزارشی دراینباره گفت: «تایمز در سرمقاله خود مشخصات هلیکوپتری که یکی از دلایل شکست عملیات مزبور خوانده شده است را توضیح میدهد. هلیکوپتر مزبور آر.اچ53 نام دارد که یک هلیکوپتر باربری بوده و 14 سال سابقه فعالیت دارد، بهویژه میتوان فعالیتهای آن را در ویتنام ذکر کرد، این هلیکوپتر به نام "اسب کار" لقب گرفته است و بسیار قابلاعتماد است. تایمز مینویسد علت پیدایش نقص فنی در هلیکوپتر مزبور این است که مدت زیادی بر عرشه کشتی هواپیمابر نیمیتز بدون فعالیت قرار داشته و گرما و هوای مملو از نمک بر روی آن اثرات بدی گذاشته است و از این گذشته تکنسینهای کشتی هواپیمابر مزبور در کار خود مهارت ندارند.» (2)
از سوی دیگر، اجساد سوخته امریکاییان هنوز در تهران است و قرار است فردا توسط اسقف کاپوچی در زوریخ تحویل صلیبسرخ بینالمللی شود. خبرگزاری فرانسه از پاریس به نقل از اسقف کاپوچی گزارش داد که تأخیر در امر تحویل اجساد فقط به دلایل بهداشتی بوده است. اسقف کاپوچی همچنین به خبرگزاری مزبور گفت مقامهای ایرانی هیچ شرطی برای تحویل اجساد مطرح نکردهاند. (3)
(تابوت اجساد امریکائیان در فرودگاه زوریخ سوئیس
اسقف کاپوچی اجساد امریکاییهای مانده در طبس را به صلیبسرخ تحویل میدهد. )
254
درحالیکه در امریکا زخم حادثه طبس هنوز تازه است، امروز، حادثه دیگری علیه امریکا درحوالی ایران رخ داد که هرچند بهطور مستقیم ربطی به ماجرای طبس ندارد، اما بهنوعی باعث تداعی آن میشود.
یک جت جنگنده اف14 نیروی دریایی امریکا در نزدیکی ساحل ایران سقوط کرد و 2 خلبان آن کشته شدند. (1)بهگفته یک سخنگوی ناوگان آتلانتیک، نقص مکانیکی این هواپیماها هنگامی کشف شد که جت از عرشه رزم ناو هواپیمابر نیمیتز به پرواز درآمد، اما در آن موقع دیگر وقت آن گذشته بود که بتوان آن را بازگرداند. خلبانان کشتهشده جان واتسون از اهالی فلوریدا و جان گراهام از اهالی تنسی هستند. (2)
یادآوری میشود نیمیتز رزمناو هواپیمابری است که برای عملیات نافرجام نجات گروگانهای امریکایی از آن استفاده شد. (3)
دراینحال، در امریکا به گزارش یونایتدپرس از کلیولند، هنری کیسینجر وزیر امور خارجه سابق امریکا، علناً از پرزیدنت کارتر بهدلیل نحوه حل بحران ایران و بهویژه مأموریت نافرجام نجات گروگانها بهشدت انتقاد کرده و معتقد است رئیسجمهوری امریکا درمورد ایران برخوردی قاطعانه نداشته و درجهت رفع این بحران تدابیر همهجانبهای اتخاذ نمیکند. کیسینجر گفت میانهروی دردی را دوا نمیکند و ملاحظهکاریها هم قادر نخواهند بود خطرها را مرتفع کنند. (4)
255
در چارچوب تحرکات دیپلماتیک علیه امریکا، قطبزاده وزیر امور خارجه ایران در پیامی از کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد، درخواست کرد درباره اقدام نظامی اخیر امریکا در طبس تحقیق کند.
قطبزاده درپیامی که در آن عملیات مزبور یک تجاوز نظامی و عملیاتی بیشرمانه توصیف شده است، خطاب به والدهایم نوشت: «من مایل به جلبتوجه شما به مسئولیت دفتر شما در تحقیق و تعقیب این تجاوزات علیه کشورهای عضو سازمان ملل متحد هستم.» به درخواست منصور فرهنگ نماینده ایران، والدهایم پیام قطبزاده را بهعنوان یک سند شورای امنیت منتشر ساخت. (5)
ایران همچنین از والدهایم بهطور رسمی دعوت کرده است که در یک گردهمایی بینالمللی برای بررسی تجاوز امریکا علیه ایران، که در تهران تشکیل خواهد شد، شرکت کند. ایران از نمایندگان جنبش غیرمتعهدها، کنفرانس اسلامی، بازار مشترک اروپا و کشورهای بانفوذی چون ژاپن برای شرکت در این گردهمایی دعوت کرده است. دعوت از والدهایم ازطریق منصور
فرهنگ نماینده ایران در سازمان ملل، انجام شده است، اما نزدیکان والدهایم گفتهاند احتمال سفر او به تهران ضعیف است. خبرگزاری فرانسه در ادامه گزارش مذکور افزوده است: «دولت ایران هفته گذشته به خاطر آنکه والدهایم تجاوز نظامی ناکام امریکا به ایران را محکوم نکرده است او را مورد انتقاد قرار داد.» (1)
256
درحالیکه قطبزاده وزیر امور خارجه، امروز بعدازظهر، در یک نشست مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی سفر منطقهای خود را تشریح و آن را موفق توصیف کرد، پیام تأییدآمیزی از امیر کویت خطاب به وی انتشار یافت.
قطبزاده در این مصاحبه در میان کشورهایی که در برنامه سفرش قرار داشت راجع به بحرین و کویت و قطر با لحنی مثبت سخن گفت، اما از امارات بهگونهای دیگر و با الفاظی سرزنشآمیز مانند "عامل اسرائیل در منطقه" یاد کرد. در سخنان قطبزاده توافق مربوط به کاهش تولید نفت با کشورهای عربی خلیجفارس نکته شفاف و روشنی بود و در سایر موارد وی از حد کلیات بسیار عمومی فراتر نرفت، به عنوان مثال گفت: در این سفر ما بیشتر مواضع خود را در زمینههای مختلف تشریح کردیم، طبیعتاً دوستان ما هم مواضع خود را تشریح کردند. (2)بااینحال، وزیر امور خارجه سفر خود را "کاملاً موفقیتآمیز" توصیفکرد. قطبزاده درمورد مذاکرات مربوط به نفت گفت: «تا آنجا که به تولید نفت مربوط میشود در مذاکرات خود بین نظرات ما تفاهم کامل وجود داشت. کویت تولید نفت خود را کاهش خواهد داد و قطر که روزانه فقط پانصد هزار بشکه تولید دارد باتوجهبه سطح کم تولید باز اعلام کرد که اگر انقلاب اسلامی ایران نیاز داشته باشد که ما سطح تولید خود را پایین بیاوریم، حاضر به انجام این کار هستیم. ... مشکل اصلی در امارات متحده عربی [این] بود که وزیر نفت آنها اعلام کرده بود تولید نفت خود را افزایش خواهند داد. پس از مذاکراتی که داشتیم آنها رسماً اعلام کردند نه اینکه تولید خود را افزایش نمیدهند، بلکه درصورت درخواست ایران آن را نیز کاهش خواهند داد. ... در بحرین مسئله کاهش تولید مطرح نبود چون آنها روزانه فقط دویستهزار بشکه تولید دارند، لذا آنها هم وقتی موضع جمهوری اسلامی ایران را بهروشنی شناختند اعلام کردند که سیاست خود را در زمینههای مختلف با جمهوری اسلامی ایران هماهنگ میسازند.» (3)
موضوع مهم دیگری که در این نشست به آن پرداخته شد، مسئله عراق بود. قطبزاده گفت: «درمورد عراق هم موضع روشن خود را تشریح کرده و اعلام کردیم که هیچگونه میانجیگری دراین مورد را نخواهیم پذیرفت و علل این امر را هم یکبهیک برشمردیم.» وی افزود: «برای
سران کشورهای عربی تشریح کردیم که ما نمیتوانیم بپذیریم که با یک نوکر امپریالیزم صهیونیزم بینالملل داخل مذاکره شویم و اگر یک روزی هم لزومی به مذاکره پیدا شد، بهتر است که با ارباب و اربابان [او] وارد مذاکره شویم.» (1)
موضوع دیگر سوءتفاهمات و برداشتهای هراسآمیز کشورهای مزبور از آثار انقلاب اسلامی بود. قطبزاده دراینباره گفت: «ما تمام مسائل را با قاطعیت و برادری برای دوستان و برادران خود تشریح کردیم و آنها هم که انتظار داشتند موضع اصلی و واقعی جمهوری اسلامی ایران را از زبان یک مقام رسمی بشنوند، پس از درک حقایق و اینکه ما هیچگونه نظری به تمامیت ارضی آنان نداریم، آنان نیز نظرات اساسی ما را تأیید کرده و اعلام همکاری بیشتر نمودند.»
قطبزاده در پاسخ به اینکه چرا این سفر که موفقیتآمیز بود زودتر انجام نشد، گفت: «تا آنجایی که به دوران وزارت من مربوط میشود ما بحرانهای مختلفی داشتیم از قبیل بحران روابط با امریکا، بحران روابط ما با روسیه و بحران روابط با عامل اسرائیل در منطقه امارات و درعینحال یک مقدار بیتوجهی یا به عمد و یا سهواً توسط عناصر غیرمسئول که سعی میکردند به یکباره در چهارچوب فکری کوتاه و صغیر خود در تمام مسائل دخالت کنند و همه را برنجانند [صورت گرفت] و ما هم فرصت رسیدن به یکیک آنها را نداشتیم. برنامه سفر من به اتفاقآراء در شورای انقلاب به تصویب رسیده بود و بازهم در لحظات آخر باتوجهبه مسائل خارجی میگفتند سفر را چند روزی به تأخیر بیندازید تا کارها روی هم انباشته نشود، ولی لازم بود این سفر انجام گیرد و امام هم انجام سفر را تأیید کردند و باتوجهبه تمام مشکلات سفر انجام شد همانطورکه شما گفتید بهتر بود این سفر زودتر انجام میگرفت.» (2)
قطبزاده درباره سوءقصد نافرجامی که علیه وی در کویت رخ داد، گفت: «دولت کویت باتوجهبه وضع خاص خود و تعرض ارضی دولت عراق به این کشور شاید نمیتواند آنطوری که میبایست در این موارد اعلام نظر نماید، اطلاعاتی که من کسب کردم توسط دوستان خودمان مسلماً این توطئه توسط دولت خائن عراق ترتیب داده شده بود، اینها برنامه وسیعی داشتند. دو دستگاه اتومبیل با مقدار زیادی نارنجک و مسلسل در همان محل کشف گردید و حدود 7 نفر دستگیر شدند. آنها میخواستند
نه تنها مرا بلکه بسیاری از همراهان من و مقامات کویت را که با من بودند از بین ببرند تا بتوانند بحران شدیدی در منطقه خلیجفارس ایجاد نمایند و زمینه را برای اربابان اسرائیلی و امریکایی خود فراهم نمایند.» وزیر امور خارجه افزود: «از دولت کویت جداً تشکر میکنم که در فاصله بسیار کمی تمام مرزهای هوایی و زمینی خود را مسدود ساخت و یک فروند هواپیمای توطئهگران را که قصد فرار داشت مجبور به فرود و سرنشینان آن را دستگیر کردند.» (3)
در مطبوعات امروز به نقل از خبرگزاری پارس، اعلام شد که پس از پایان دیدار صادق قطبزاده وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران از کویت، شیخ صباح الاحمد الجابر الصباح وزیر امور خارجه این کشور، پیامی برای وی فرستاده که در آن آمده است: اطمینان دارم در چنین موقعیتی که جهان در آن قرار گرفته، ضرورت ایجاب میکند این ملاقاتها و گفتوگوها بین دوستان هرچه بیشتر صورت پذیرد تا بتوان نسبت به برطرفساختن خطری که امت اسلامی را احاطه نموده و نیز به آزادی بیتالمقدس شریف و دفاع از حقوق ازدسترفته برادران فلسطینی امیدوار بود. ضمناً در این مناسبت لازم میدانم که به نمایندگی ازجانب دولت و ملت کویت از وقوع حادثه سوءقصد به موکب همتای ایرانی خود تأسف عمیق خود را اظهار کنم. (1)
257
ماجرای گروگانگیری در سفارت ایران در لندن، امروز، چهارمین روز خود را بدون تعیین تکلیف قطعی پشتسر گذاشت، البته دراینباره تحرکاتی صورت گرفته که چشمانداز ختم ماجرا را، تقریباً بدون فاجعه ای جدی ترسیم میکند. در ایران اظهارنظرها و در لندن روند قضایا بیانگر چنین امری است.
وزیر امور خارجه ایران در پایان جلسه فوقالعاده شورای انقلاب دراین باره گفت: «آخرین خبر که از انگلستان داشتهایم حکایت از این داشت که تروریستها از دولت انگلیس تقاضای برقراری یک خط مستقیم تلفن بین سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن با تهران را داشتند که دولت انگلستان بهحق با این تقاضا موافقت نکرد، ما هم با این مسئله موافق نیستیم.» قطبزاده سپس افزود: «تروریستها تقاضای آزادی گروگانهای امریکایی را نکردهاند.» (2)
قطبزاده همچنین در مصاحبه مطبوعاتی عصر امروز خود اظهار کرد: «ما انجام هرگونه کاری را بهعهده دولت انگلیس گذاشتهایم و آنها هم تاکنون خوب
کار کردهاند. امیدواریم برحسب وظیفه دیپلماسی خود در پایان بر این عمل سعی نمایند.» وی اطمینان داد: «به مأموران دستور داده شده که از سفارت انگلیس در ایران حفاظت کنند و مسلماً اتفاقی دراین زمینه نخواهد افتاد.» (3)بااینحال قطبزاده افزود: «آنها خود نیز به اطلاع ما رسانیدهاند میتوانند این بحران را حل کنند. بههرحال، اگر دولت انگلیس اعلام کند قادر نیست این مسئله را حل کند دراینصورت ما ابتکارعمل را به دست خواهیم گرفت و هرطور که مقتضی باشد، عمل خواهیم کرد.» (4)
روزنامه کیهان با اشاره به اینکه «صادق قطبزاده گفته است که اگر انگلیس نتواند این ماجرا را حلوفصل کند خودمان ابتکارعمل را در دست خواهیم گرفت»، نوشت: «او گفت صدها ایرانی در لندن آمادهاند که وارد سفارت شده و بهزور آنجا را تصرف کنند، اما اسکاتلندیارد سازمان آگاهی
انگلیس مطمئن است که خودش میتواند بدون خونریزی این کار را فیصله دهد.» (1)قطبزاده در مصاحبه خود یک بار دیگر بهصراحت عراق را مقصر ماجرا معرفی کرد و هرگونه امتیازدهی به گروگانگیران را منتفی اعلام کرد. وی گفت: میدانیم که دولت عراق عامل این گروگانگیری است و درخواست تروریستها برای ملاقات با سفیر عراق در لندن دقیقاً مبین همین نظر است، البته آنها خواستار ملاقات با سفیران دیگر کشورها هم شدند، اما منظورشان مبادله اطلاعات با سفیر عراق و دریافت دستور برای اقدامات بعدی بود. دولت ایران با ملاقات سفیر عراق با تروریستها مخالفت کرد. ما اطمینان داریم که تروریستها و سلاحهایشان بهوسیله دولت عراق و از راه دیپلماتیک به انگلیس فرستاده شدهاند، اطلاعات مستقیمی که به دست ما رسیده، حاکی است همه گروگانها درخواست کردهاند دولت جمهوری اسلامی به هیچوجه تسلیم تروریستها نشده و هیچ امتیازی به آنها ندهند. خانواده گروگانها نیز اعلام کردهاند حاضرند عزیزانشان شهید شوند، اما دولت ایران تسلیم خواستههای آنان نشود. (2)
یادآوری میشود بخش عربی رادیو اسرائیل در بازتاب سخنان قطبزاده درباره ابتکارعمل ایران در شرایط ناتوانی انگلیس، با بیان اینکه وزیر امور خارجه ایران به بریتانیا هشدار میدهد چنانچه بحران سفارت ایران در لندن را حل نکند، ایرانیها شخصاً این کار را خواهند کرد، گفت: «قطبزاده در جلسه روزنامهنگاران در تهران گفت صدها ایرانی در لندن منتظر دستور ما برای حمله به سفارت هستند، وی افزود این یکی از راههای ما برای آزادی گروگانهاست، ولی راههای دیگری نیز وجود دارد.» (3)این درحالی است که رادیو لندن خبر مزبور را اینگونه بازتاب داد: «قطبزاده وزیر امور خارجه ایران به خبرنگاران گفته است حل بحران اشغال سفارتخانه ایران در لندن از وظایف دولت انگلیس است، ولی اضافه کرده است اگر انگلیس از عهده حل این مشکل برنیاید، ایران آماده است تا رأساً وارد عمل شود.» (4)
در همین زمینه، خبرگزاری پارس اعلام کرد خانم نیکو افروز همسر دکتر غلامعلی افروز کاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن، در تماسی پیام زیر را خطاب به دولت جمهوری اسلامی ایران دراختیار این خبرگزاری قرار داده است:
«بسم الله القاصم الجبارین
اگرچه از گرفتاری عزیزانمان نمیتوانیم احساس بیتفاوتی بنماییم، ولی بهگفته اماممان، ملت ما، ملت خون و شهادت است و از لحظه بهاشغالدرآمدن سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن، ما اینان را جزء شهدا دانستهایم و از دولت انقلابیمان خواستاریم که دراین مورد قاطعیت به خرج داده و تسلیم خواستهای اجنبیها و دشمنان اسلام و ایران نگردند.
نیکو افروز، همسر کاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن» (5)
در لندن، اشغالکنندگان سفارت ایران، هنگام عصر، 2 نفر از گروگانهای خود را آزاد کردند. یکی از آزادشدگان همسر ایرانی یک تانزانیایی است که
سهماهه آبستن است و دیگری تبعه پاکستان است. (1)رویتر ضمن اعلام این خبر، اعلامیه اشغالکنندگان را مخابره کرد که در آن آمده است: «ما تقاضا داریم که سفرای الجزایر، اردن، عراق و نمایندهای از صلیبسرخ میان ما و دولت انگلیس در مذاکرات، میانجی شوند تا سلامت گروگانها و ما تأمین شده و ماجرا بهطور مسالمتآمیز فیصله یابد و درصورتی که سفرای مزبور در دسترس نبودند میتوان سفیر لیبی، سوریه یا کویت را بهجای آنها دعوت کرد. دلیل آمدن ما به انگلیس و اجرای این عملیات این است که فشار و ظلمی که دولت ایران در عربستان {خوزستان} اعمال میکند به دنیای خارج نشان دهیم. بار دیگر به خاطر این ناراحتی که ایجاد کردهایم از ملت و دولت انگلیس معذرت میخواهیم.» (2)همچنین در این اعلامیه افزوده شده است که اگر دولت و پلیس انگلیس برای آزادی گروگانها به زور متوسل نشوند، جان هیچیک از آنها به خطر نخواهد افتاد، در غیر این صورت، تمام گروگانها کشته خواهند شد. (3)
یادآوری میشود تهیهکنندگان اعلامیه قبلاً از دیدگاه ایران راجع به دخالت عراق در ماجرا مطلع بودهاند و باتوجهبه آن، پیشنهاد جایگزین سفیر عراق را نیز مطرح کردهاند. (4)
در ساعت 8:30، بخش عربی رادیو لندن این خبر را منتشر کرد که نشانه فعالبودن پلیس انگلستان دراینزمینه است: «پلیس انگلستان اینک عقیده دارد که تعداد افراد مسلح اشغالکننده سفارت ایران در لندن 5 نفر است. قبلاً گفته میشد که فقط 3 مرد مسلح ساختمان این سفارت را به اشغال خود درآوردهاند.» (5)
در ساعت 20:45، رادیو لندن در بخش فارسی خود با پخش گزارشی دیگر از تحرک جدید دولت انگلیس خبر داد: «درحالیکه اشغال سفارت ایران در لندن چهارمین روز خود را پشت سر میگذارد سرجان گراهام سفیر انگلیس در تهران، ازطرف دولت انگلیس به لندن احضار شده است تا دررابطهبا مسئله اشغال سفارت نظر مشورتی بدهد. سرجان به خبرنگاران در لندن گفت که اشغال سفارت ایران در لندن احساس بدی در ایران برانگیخته است، ولی وی درمورد تهدیدهایی که نسبت به سفارت انگلیس در تهران وجود دارد نگران نیست، وی افزود که این نوع تهدیدها تا حدودی عادی است.» (6)
258
در مطبوعات امروز ایران، متن یک نامه و یک پیام از مقامات انگلیسی به مقامات ایرانی درباره حادثه سفارت ایران در لندن، درج شده است که در تکمیل خبرهای امروز سفارت میتواند مفید باشد. این نامهها مربوط به آغاز گروگانگیری است که امروز در مطبوعات ایران انتشار یافت.
به نوشته کیهان امروز، متن نامه کاردار انگلیس در ابوظبی، حاوی پیام وزارت امور خارجه
امارات که هنگام حضور قطبزاده در ابوظبی تسلیم وی گردید، به این شرح است:
«جناب وزیر، متأسفم از اینکه به اطلاع شما برسانم که 3 نفر مسلح سفارت ایران در لندن را اشغال کرده و 20 نفر ایرانی و یک پلیس گشتی را به گروگان گرفتهاند تا هماکنون خواستهای این گروه به 3 مورد زیر میباشد: 1. آزادی 91 زندانی در آبادان 2. دولت ایران حقوق ملت ایران را به رسمیت بشناسد 3. یک هواپیمای اختصاصی دراختیار گروه گذاشته شود تا گروه همراه گروگانها از انگلیس خارج شوند، البته مهاجمین تمام کارکنان سفارت ایران را به گروگان نگرفتهاند؛ یکی از دبیران سفارت به نام آقای گیتی جزو گروگانها نیست و درحالحاضر با پلیس انگلیس همکاری میکند. وزیر امور خارجه انگلیس به من دستور دادند که به حضرتعالی درمورد نگرانی شخصی خود و پایاندادن فوری این پیشامد بدون هیچ نوع تلفات کوشش شود. من معتقدم مأمورین دولت انگلیس در تهران نیز جریان را با وزارت امور خارجه مطرح کردند.
با تقدیم احترامات، دیوید روبرت، کاردار سفارت انگلیس در ابوظبی»
خبرنگار کیهان که همراه قطبزاده بوده است، در ادامه گزارش اضافه کرد: قطبزاده پس از قرائت نامه به کاردار سفارت انگلیس اطلاع داد که دولت ایران با هیچیک از درخواستهای مهاجمان موافقت نخواهد کرد. (1)
روزنامه جمهوری اسلامی نیز در شماره امروز خود نوشت: «بهدنبال حمله مسلحانه به سفارت ایران در لندن وزارت امور خارجه انگلستان با ارسال یک پیام فوری برای دولت ایران مراتب نگرانی خود را از این واقعه ابراز داشته و خواسته است این مسئله بدون بهجایگذاردن تلفات حل شود.» (2)روزنامه مزبور همچنین نوشت: «نخستوزیر انگلیس نیز بهواسطه سفیر این کشور دررابطهبا گروگانگیری برای بنیصدر پیامی به این شرح فرستاد:
جناب آقای بنیصدر رئیسجمهوری اسلامی ایران
جناب آقای رئیسجمهور از من خواسته شده است پیام زیر را ازطرف نخستوزیر انگلیس به شما تسلیم نمایم مایلم نگرانی عمیق شخصی خود را درمورد وضعی که برای سفارت ایران در لندن پیش آمده ابراز دارم این اقدام عملی تروریستی و نقض مصونیت هیئت دیپلماتیک محسوب میشود که دولت انگلیس این اقدام را تنفرآور و خلاف اصول دانسته و قاطعانه با آن مقابله میکند. امیدوارم این مسئله بهسرعت حل شود و میتوانم به شما اطمینان بدهم سلامتی جان کسانی که در خطر هستند قویاً مورد توجه است. وزیر کشور شخصاً اوضاع را زیر نظر دارد و اینجانب نیز شخصاً به این مسئله توجه دارم. مایلم شما را مطمئن سازم که ما تماس دائمی با شما و دولت شما را حفظ خواهیم کرد. فرصت را مغتنم شمرده و بار دیگر به شما اطمینان میدهم که حداکثر توجه خود را نسبت به این مسئله اعمال کنم.
محل امضاء جان گراهام؛ سفیر انگلیس در ایران» (3)
از سوی دیگر، قطبزاده در مصاحبه مطبوعاتی امروز خود، درباره اولین ساعات گروگانگیری و با اشاره به خبر مذکور، گفت: «هنگامیکه در محل
اقامت خود در ابوظبی بودم پس از اینکه نامهای ازطرف وزارت امور خارجه انگلیس بهوسیله سفیر این کشور در ابوظبی دریافت داشتم، کاردار ما در ابوظبی اطلاع داد که از سفارت ایران در لندن خواستهاند فوری با دکتر افروز تماس بگیرم. من فوراً این کار را کردم، البته اول یکی از تروریستها گوشی را برداشت، سپس من با آقای افروز صحبت کردم و ایشان پس از اینکه خواستار حل این مسئله بود گفت شما تسلیم خواستهای غیرمنطقی آنان نشوید. قطبزاده افزود سپس با یکی از تروریستها صحبت کردم به او گفتم مطمئن باشید که ما هیچیک از خواستههای شما را نخواهیم پذیرفت و درصورتیکه صدمهای به یکی از کارکنان سفارت برسد ما زندانیانی را که شما خواستار آزادیشان هستید اعدام خواهیمکرد.» (1)
259
در مقاومت فلسطین درخصوص رابطه با ایران و عراق نوعی جناحبندی مشاهده میشود به این ترتیب که بدنه اصلی آن ازیکسو حاضر به پشتکردن به عراق به خاطر ایران نیست و از سوی دیگر نیز نمیخواهد رابطه حسنه با ایران را از دست بدهد، با اینحال برخی جناحهای چپ تندرو آن، مواضعی علیه عراق و به نفع ایران اتخاذ میکنند. نمونه ای از این صفبندی، در مواضع اعلامشده اخیر شخصیتهای فلسطینی هم مشاهده میشود.
امروز، آسوشیتدپرس از کویت به نقل از سلیم الزعنون یک مقام عالیرتبه سازمان آزادیبخش فلسطین که درعینحال نمایندگی الفتح را در کویت و کشورهای خلیجفارس برعهده دارد، گزارش داد که ساف بین دو کشور عراق و ایران برای پایاندادن به اختلافات آنها میانجیگری میکند. الزانون افزوده است که یاسر عرفات بدینمنظور 2 تن از نمایندگان خود را به تهران و بغداد فرستاده است. وی که با روزنامه کویتی الوطن مصاحبه میکرد، ادامه داد که عراق از یاسر عرفات خواسته است تا میانجیگری کند. (2)
همین خبرگزاری از بیروت نیز گزارش داد: رفیق ماهر رئیس سابق دفتر جبهه خلق برای آزادی فلسطین در بغداد، در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: رژیم عراق علیه شوروی درحال نزدیکشدن به امپریالیستهای امریکایی است. وی گفت: نزدیکی سیاسی اخیر عراق به عربستان و اردن دلیل آن است که عراقیها همان شاخه ضدفلسطینی را تغذیه میکنند که مصر نیز درحال تغذیه آن است. به گفته رفیق ماهر، عراق به این دلیل دفتر جبهه خلق برای آزادی فلسطین در بغداد را بست که این دفتر از عدم تمایل عراق به پیوستن به کشورهای جبهه پایداری انتقاد کرده بود. به گفته وی، یک دلیل دیگر تعطیل دفتر، حمایتش از رژیم آیتالله خمینی در ایران بود. ماهر
گفت ما انقلاب مردمی آیتالله خمینی را یک پیروزی برای فلسطینیها میدانیم. این انقلاب که یک پایگاه مهم امپریالیسم را در منطقه ما از میان برد شایسته پشتیبانی بیحدومرز است، ولی میبینیم که رژیم عراقی میکوشد به ایران لطمه وارد سازد. (1)
260
درپی ترور سیدحسن شیرازی در لبنان بهدست عوامل رژیم بعث عراق که روز گذشته رخ داد، امروز، در تهران و قم تحرک چشمگیری در اعتراض به این اقدام، انجام گرفت. در تهران ساعت 9 صبح، با اعلام قبلی عدهای از عراقیهای مقیم تهران دست به راهپیمایی زدند. این راهپیمایی از میدان امامخمینی آغاز شد و در مقابل سفارت عراق با قرائت قطعنامه خاتمه یافت. در قم، آیات عظام گلپایگانی و مرعشی نجفی صبح امروز، با آیتالله سیدمحمد شیرازی برادر سیدحسن، از علمای عراق که در مخالفت با رژیم بعث، مجبور به مهاجرت به قم شده است، ملاقات کردند. به گزارش روزنامه جمهوری اسلامی، در این دیدار ضمن تبریک و تسلیت، مسائل عراق بررسی شد. (2)
دراینحال، عوامل رژیم عراق در اقدامی فریبکارانه بهعنوان یک گروه انقلابی طرفدار آیتالله شریعتمداری با خبرگزاری فرانسه در بیروت تماس گرفتند و ادعا کردند که این ترور توسط آنان انجام شده است. در بیانیه شفاهی که دراختیار خبرگزاری فرانسه قرار گرفت، اعلام شده است آیتالله شیرازی بهعلت تماسهای دائم خود با سفارت امریکا در لبنان یک جنایتکار بوده و باید به سزای اعمال خود میرسید. در این بیانیه اضافه شده است: ما قصد داریم مذهب را از دست کسانی که تحت سرپوش لباس خود برای بهعکس جلوهدادن آن کوشش میکنند نجات دهیم. ما تمام کسانی را که زیر لباس مذهبی علیه انقلاب ایران توطئه میکنند تنبیه خواهیم کرد. (3)
خبر مذکور پوشش بهنسبت وسیعی یافت؛ رادیو لندن اعلام کرد: یک گروه انقلابی اسلامی گفته است که کشتهشدن امام حسن شیرازی رهبر شیعیان لبنان که دیروز به قتل رسید کار آنها بوده است. سخنگوی مزبور گفت که سازمان انقلابی اسلامی پشتیبان آیتالله شریعتمداری رهبر مذهبی ایران است، اما وی نگفت که آیا خود او ایرانی است یا خیر. (4)البته در گزارش همین رادیو اضافه شده است: «طبق گزارش رسیده از بیروت، دفتر آیتالله شریعتمداری اعلام کرده است که آیتالله شریعتمداری با گروه مزبور ارتباطی ندارد. گفته میشود که امام حسن شیرازی اخیراً نامههایی به رهبران مسلمان ارسال داشته و اعدام آیتالله محمدباقر صدر رهبر شیعیان عراق را محکوم کرده بود.» (5)
آیتالله سیدمحمد شیرازی در بیانیهای که امروز در قم انتشار داد با ذکر نقش ضداستعماری و ضدانگلیسی آیتالله سیدمحمدحسن شیرازی(6)در ماجرای تنباکو و نقش ضدانگلیسی و ضداستعماری
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 13/2/1359، ص12.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 14/2/1359، ص1.
3) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 44، 14/2/1359، ص2، بیروت خبرگزاری فرانسه، 3 مه 1980.
4) همان، ص2، بخش فارسی رادیو لندن، 13/2/1359.
5) همان، صص 2 و 3، بخش فارسی رادیو لندن، 13/2/1359.
6) * پسر همان میرزای شیرازی مشهور در جنبش تنباکو است.
آیتالله سیدمحمدتقی شیرازی در استقلال عراق به مسمومیت هردوی آنان بهدست عمال انگلیس اشاره کرده و درواقع ترور سیدحسن شیرازی را ادامه مبارزات و شهادت این خانواده شمرده است.(1)در بیانیه مزبور همچنین آمده است: «اینبار استعمار انگلیس {بهاضافه استعمار امریکا و اسرائیل} فرزند این بزرگان را بهدست عمال خود، مزدوران حزب بعث عراق در لبنان ترور میکند. کشتهشدن برادر شهیدم هرگز تزلزلی در راه تحقق آرمان مسلمین درجهت نجات سرزمینهای اسلامی از دست شرق و غرب ایجاد نخواهد کرد و ما راه خود را بهسوی تشکیل حکومت جهانی اسلام ادامه خواهیم داد {و ما ذلک الا الله بعزیز} اینجانب این قربانی را به پیشگاه خداوند متعال تقدیم نموده و از همه مسلمانان جهان میخواهم با این رژیم پلید حزب بعث عراق که به دستور اربابان امریکایی خود در نابودی اسلام میکوشد و قرآن را زیرپا مینهد و علمای اعلام را ترور میکند مبارزه کنند و آن را به عزم خدا سرنگون سازند و از خداوند متعال کمک میجوییم.» (2)
یادآوری میشود قرار است جنازه شهید سیدحسن شیرازی پس از اینکه از بیروت وارد تهران شد، فردا صبح ساعت 9، از چهارراه گلوبندک تشییع شود و برای دفن به قم انتقال یابد. (3)
261
در شماره امروز بامداد، روزنامه صبح تهران، آخرین مطالب مربوط به راندهشدگان عراقی بدین شرح اعلام شد: «بهدنبال اخراج مداوم ایرانیان و شیعیان از عراق، سرهنگ شهریاری معاون ناحیه ژاندارمری کرمانشاه، اعلام کرد در 24 ساعت گذشته، 95 نفر دیگر ازطریق مرزهای سومار و خسروی وارد خاک ایران شدند، با ورود این عده جمع راندهشدگان تا صبح دیروز، به 30520 نفر رسید. از سوی دیگر، فرماندار خرمآباد اظهار داشت که تا آخر وقت روز پنجشنبه گذشته، 13812 نفر از راندهشدگان پس از شناسایی کامل ازسوی هیئت اعزامی از نخستوزیری تحویل بستگان خود شدهاند.» (4)
دراینحال، منابعی که گزارش آنان با قید "صحت دارد" مورد استفاده ارگانهای ذیربط نظامی و امنیتی قرار گرفت، امروز گزارش دادند: «مردم عراق همه از وضعیتی که بعثهای عراق برای راندهشدههای ایرانیالاصل به وجود آوردهاند متأسف و متأثر هستند و هنگامیکه معاودین را تحویل مأموران ایرانی دادهاند افراد شرطه گریه افتاده و بهطورکلی یک نفرت بهخصوص در بین پرسنل نظامی عراق علیه بعثها به وجود آمده است.» (5)
1) * در بیانیه، میرزای شیرازی مشهور، پسرعموی پدر و آیتالله محمدتقی شیرازی دایی پدر شهید اخیر سیدحسن شیرازی، معرفی شده اند.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 14/2/1359، ص1.
3) همان.
4) روزنامه بامداد، 13/2/1359، ص2.
5) سند شماره 287529 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به تیمسار فرماندهی نزاجا {مدیریت اطلاعات}،13/2/1359.
262
امروز هم نیروهای نظامی و انتظامی ایران گزارشهایی از تحرکات و نقلوانتقالات مرزی ارتش عراق، به مسئولان مربوط ارسال کردند.
مشاهدات و بررسی پاسگاههای گروهان سومار درمورد وضع امروز پاسگاههای مقابل نشان میداد که این پاسگاهها «بهطور کامل تقویت و مجهز به اسلحههای سنگین و تانک و نفربر مستقر و مشغول حفر سنگر میباشند.» (1)
یک گزارش شهربانی نفتشهر حاکی است امروز، حدود 300 نفر نظامی عراق در خطالرأس مقابل پاسگاه ژاندارمری گمرکنو به شناسایی و حفر سنگر مشغول بودهاند. (2)
مطابق گزارش امروز استانداری ایلام، گشتیهای گروهان موسیان از استقرار تانک و نفربر در عمق 3 کیلومتری خاک عراق و روبهروی میله 22 و نیز از آمادهباش پاسگاه بجلیه خبر دادهاند. (3)
گزارشهای واصله به دفتر ریاستجمهوری بیانگر این است که گردان تانک رافدین به استعداد نیروی 500 نفر، امروز، به استادیوم ورزشی مندلی وارد شد. (4)
گزارشهای مربوط به عمق دورتر خاک عراق حاکی است که امروز، مقادیر قابلتوجهی سلاح و مهمات، از انبار مهمات سلیمانیه، به این مناطق ارسال شده است: «1. تاسلاجه 2. قرهداغ 3. قلعهدزه 4. کاریزه 5. ماؤوت 6. دوکان 7. کانیسور.» (5)
263
در کنار تحرکات مرزی عراق که اغلب با تحرکات مسلحانه ایذایی علیه ایران همراه است، استفاده عراق از نیروهای غیرسیاسی مرزنشین در غرب کشور و نیروهای آموزشدیده برای خرابکاری در جنوب، هرکدام بهنوعی، ادامه دارد.
در غرب کشور، که اقدامات مزبور تحتعنوان اقدامات مهاجمان گزارش میشود،امروز، گزارش هنگ ژاندارمری قصرشیرین حاکی است: «برابر اطلاع واصله تعداد زیادی بیش از 800 نفر از افراد مهاجم که به چهار گروه صد الی دویست نفری تقسیم شدهاند که قصد دارند که یکی از شبهای آینده در وقت مناسب با انواع سلاحهای سنگین بهوسیله قاطر و اسب حمله نمایند قصد حمله در چهار گوشه شهرستان قصرشیرین را دارند.» (6)
در همین حال، طبق یک گزارش از پایگاه دهلران در استان مرزی العماره عراق {مقابل دهلران} در منطقه یاغساعی، حدود 225 چریک از 7 آبادی، علیه ایران آموزش میبینند و قرار است تعداد دیگری از 8 آبادی بین شیخ سعد و علیغربی نیز به آنان اضافه شود. (7)پیشبینی پایگاه دهلران که امروز اعلام شد چنین است: «تعدادی خرابکار در موقع برداشت محصول
1) سند شماره 276905 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از قصرشیرین به ناحیه کرمانشاه 05{رکن3}، 13/2/1359.
2) سند شماره 041119 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اطلاعات کرمانشاه به اطلاعات تهران، 16/2/1359؛ و سند شماره 33964 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از شهربانی جمهوری اسلامی ایران به وزارت کشور، 14/2/1359.
3) سند شماره 33962 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استانداری ایلام به وزارت کشور {معاونت امور سیاسی}، 13/2/1359.
4) سند شماره 33995 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 23/2/1359.
5) سند شماره 347558 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از واحد هماهنگی نیروهای انتظامی به تحقیقات و اطلاعات سپاه پاسداران اهواز، 4/3/1359.
6) سند شماره 283443 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ قصر شیرین به ناحیه 05{رکن3}، 13/2/1359.
7) سند شماره 287464 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به تیمسار فرماندهی نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 13/2/1359.
گندم، وارد و اقدام به آتشزدن خرمنهای گندم خواهند نمود.» (1)یادآوری میشود مهمترین اثر اینگونه اقدامات بدبینشدن کشاورزان و ساکنان مناطق آسیبدیده به توانایی دولت جمهوری اسلامی درزمینه اعمال حاکمیت و برقراری امنیت در منطقه است.
در جنوب، حرکتهای ایذایی عوامل عراق و مقابله خودی، به نحو دیگری ادامه دارد؛ در گزارشی که امروز، ستاد مشترک ارتش به ژاجا ارسال کرد از دستگیری مجدد فردی به نام ح.ی(2)ساکن نهر عبود یاد شده است. وی قبلاً «ازطریق پاسگاه فرخولی دستگیر و به دادسرای آبادان معرفی و سپس زندانی شده بود، اخیراً مورد عفو امام واقع و از زندان مرخص میگردد.» (3)وی هنگامیکه در کنار شط مواد منفجره حمل میکرد با هشیاری مأموران کمیته دستگیر شد. در کمیته آبادان مشخص گردید که «نامبرده در انفجارهای بازار کویتیها و هم بمبگذاری شط...(4)دست داشته و نیز اعتراف نموده که رهبر گروه خود را ق.ع و الف.ن معرفی نموده و آنان ازطریق مأمورین کمیته دستگیر شدهاند.» (5)
گزارش خبرنگار کیهان در اروندکنار که در شماره امروز این روزنامه درج شده، نمونه دیگری از اینگونه تحرکات ایذایی است. در این گزارش آمده است: «6 عضو یک گروه متهم به خرابکاری و انفجار بمب در تأسیسات دولتی خوزستان در یک روستای اروندکنار توسط مأموران ژاندارمری سعدونی دستگیر شدند. این عده... اعتراف کردهاند که تاکنون در 16 فقره عملیات انفجار شرکت داشتهاند. احتمال میرود که رهبر این گروه در انفجار خط لوله نفت ماهشهر دست داشته باشد. یکی از اعضای این گروه گفت: برای هر انفجار 500 تومان از رهبر گروه مزد میگرفتهاند. همچنین چهار نفر از اعضای این گروه برای فراگرفتن فنون خرابکاری و چریکی، سهبار بهطور غیرمجاز به عراق رفتهاند و در هر سفر با مقداری اسلحه، وسایل و مواد منفجره و پول کافی به ایران بازمیگشتند. دستگیرشدگان در بازجویی به 16 فقره انفجار اعتراف کردند و رهبر گروه خود را سیدمحمد هاشمی معرفی کردند. ... در بازجویی دستگیرشدگان معلوم شد که سیدمحمد و هاشم هاشمی، عبدالحسن بحرانی و شاکر عنانی سه بار به عراق رفته و در سازمان امنیت عراق به آنها فنون چریکی و خرابکاری آموزش دادهاند.» (6)
امروز همچنین گارد ساحلی ژاندارمری به نیروهای تحتامر خود ابلاغ کرد: «برابر امریه ستاد ژاجا {رکن سوم دایره امنیت} مستند به اعلام سماجا در چند روز گذشته بهعلت تیرگی رابطه ایران و عراق برخورد شدیدی بین بعضی از ایرانیان با افراد عراقی مقیم و ساکن لویطه خرازها ایجاد و این افراد با بهانههای مختلف مشکلاتی برای هموطنان
ما که در مسیر اروندرود و خلیجفارس تردد
1) سند شماره 287465 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2}، به تیمسار فرماندهی نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 13/2/1359.
2) * در سند نام کامل آمده است.
3) سند شماره 050208 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 13/2/1359.
4) ** ناخوانا
5) همان.
6) روزنامه کیهان، 13/2/1359، ص2.
دارند، به وجود میآورند و حتی با استفاده از قایقهای تندرو و وسایل نقلیه آبی ایرانیان را مورد حمله قرار و کالاهای آنان را از بین برده و یا آتش می زنند و موجب نگرانی ایرانیان فراهم شده است بهنحویکه احساس مینمایند در مسیر آبی فاقد امنیت هستند. با شرح مراتب فوق دستور فرمایید هرگونه مزاحمتهایی ازجانب مأمورین عراقی برای شناورهای عمومی مشاهده گردد، مشخصات ناخدا و شناورهای عراقی و چگونگی مزاحمت را سریعاً گزارش تا اقدام گردد.» (1)
264
در سنندج، درگیری ادامه دارد و نیروهای مسلح دو طرف امروز هم موفق به برتری تعیینکنندهای نشدند، هرچند برتری نسبی و تا حدی ابتکارعمل، با نیروهای سپاه و ارتش است. توجه به گزارشهای مندرج در مطبوعات و اعلامیه ستاد مشترک که شبهنگام انتشار یافت و برای روز بعد، برنامهای را اعلام کرد، میتواند تصویری کلی از وضع سنندج ترسیم کند.
در گزارش خبرنگار کیهان از سنندج، درباره وضع امروز این شهر آمده است: درگیری شدید میان ارتش و سپاه پاسداران از یکسو و پیشمرگان گروههای مسلح غیرقانونی سنندج در غرب و شرق شهر از صبح امروز تا شب همچنان ادامه داشت که در آن از سلاحهای سبک و سنگین استفاده شد. محله شریفآباد که ایستگاه رادیو و تلویزیون در نزدیکی آن قرار دارد دراختیار پاسداران است. پاسداران همچنین در باشگاه افسران که در وسط شهر قرار دارد و نسبت به شهر در بلندی است، مستقر هستند و حملات پیشمرگان ضدانقلاب را دفع میکنند. همچنین چند خانه دیگر با خمپاره ویران شد و از هر گوشه شهر صدای تیراندازی و انفجار شنیده میشد و مردم نیز از ترس جرئت بیرونآمدن از خانهها را نداشتند. (2)
روزنامه اطلاعات نیز به نقل از سخنگوی ستاد مرکزی سپاه، خبر داد که در جریان پیشروی پاسداران انقلاب اسلامی در سنندج که تا میدان اقبال این شهر ادامه داشت 12 نفر از پاسداران شهید و 7 نفر دیگر مجروح شدند. (3)
روزنامه انقلاب اسلامی نیز نوشت: مردمی که درحال خارجشدن از شهر سنندج هستند، ازطرف پیشمرگهای مسلح غیرقانونی تهدید میشوند و حتی عدهای درحال خروج از شهر توسط پیشمرگهای مسلح از پشت تیر خوردهاند.
همچنین اخبار رسیده حاکی است مردم کرد شدیداً بهعلت کمبود آذوقه و خواربار تحت فشار قرار گرفتهاند. پیشمرگهایی که هم ازسوی مردم و هم ازسوی ارتش تحت فشار قرار گرفتهاند درحال عقبنشینی میباشند. (4)
دراینحال، کار شناسایی عوامل اصلی تداوم درگیری مسلحانه در سنندج نیز ادامه دارد. دراینزمینه امروز، وزارت کشور در نامهای به سپاه به نقل از شهربانی کرمانشاه اعلام کرد: «در
منزل شخصی به نام ت.ر(1)در سنندج، 6 نفر ضدانقلاب، 2 مرد و 4 زن سکونت دارند که مبادرت به خرابکاری در سنندج مینمایند.» (2)
از سوی دیگر، بنیصدر رئیسجمهور، پس از ملاقات امروز خود با امام خمینی، در مصاحبه با خبرگزاری پارس یک بار دیگر بر ضرورت خروج افراد مسلح ضدانقلاب از شهر سنندج تأکید کرد. وی گفت: «در کردستان ما شروعکننده نبودیم عدهای با یک مقدار مقدمهچینی، فسادی را در آنجا به راه انداختند سعی کردیم آنها را وادار کنیم این رویه را کنار بگذارند و جنگ و برادرکشی راه نیندازند و از امکاناتی که داریم همه استفاده کنند، ولی آنها تلاشهای ما را برای جلوگیری از برادرکشی دلیل ضعف ما دانستند بازهم اعلام میکنم بهمحض خروج افراد مسلح غیرمسئول به تمام آنچه وعده کردهایم، عمل خواهیم کرد.» (3)
شبهنگام، اعلامیه مهمی ازطرف ستاد مشترک ارتش صادر شد که ضمن تشریح وضع کنونی، خط مشی آتی را نیز بهوضوح مشخص میکرد. (4)متن کامل آن چنین است:
«بسمهتعالی
هموطنان عزیز، مردم شرافتمند سنندج، گذشتهها نشان داده است که افراد مسلح غیرقانونی همواره از حسننیت و ارفاق دولت جمهوری اسلامی ایران سوءاستفاده نمودهاند. هر موقع در موقعیت ضعف و ناتوانی قرار گرفتهاند دست توسل بهسوی مقامات عالیه کشور دراز نموده و زیرکانه به دنبال فرصتی میگردند تا نیروی خود را تقویت کرده و مزاحمتهای مجددی را آغاز نمایند و همانگونه که خود میدانید: 1. به هیئت ویژه دولت قول دادند چنانچه سپاه پاسداران از باشگاه افسران، رادیو و تلویزیون و فرودگاه سنندج خارج شوند و نگهداری این اماکن به واحدهای ارتش واگذار شود، آنها تعهد میکنند که مسلح در شهر رفتوآمد ننمایند و همچنین خواستار شدند که امنیت شهر به شهربانی و مأموران پلیس محول شود و دیدیم که بلافاصله پس از خروج سپاهیان پاسدار، رفتوآمد مسلحانه آنها در شهر آغاز و عملاً مانع انجام وظیفه مأموران شهربانی گردیدند. 2. با تشکیل بهاصطلاح دادگاه خلقی، مردم آرامشطلب و بیطرف را به دادگاههای خود جلب و آنها را زندانی یا جریمه مینمودند. 3. با مراجعه به کسبه و خانههای مردم، همهروزه اخاذی و کلاشی نمودند. 4. پرسنل نظامی را که در شهر سکونت دارند، توقیف و برای چند روز محبوس میکردند. 5. آب و برق و تلفن باشگاه افسران را قطع کرده و به روی واحد ارتش مأمور در باشگاه افسران آتش گشودند و در موقعی که آمبولانس برای حمل شهدا و مجروحین به باشگاه افسران میرفت، به آمبولانس تیراندازی کرده و سرنشین آن را جلب و مانع کمکرسانی به پرسنل نظامی مستقر در باشگاه افسران شدند. 6.بااینکه تعهد کرده بودند
که مانع رفتوآمد واحدهای ارتش نشوند، هنگامیکه ستون نظامی عازم مرز که مأمور تعویض واحدهای خدمت منقضی و تقویت نیروهای مرزی بود، با تهدید و استقرار دانشآموزان بیگناه در مسیر حرکت ستون، عملاً مانع عبور آن شدند و واحدهای ارتش برای اینکه به این فرزندان وطن آسیب نرسد، راه خود را به خارج شهر تغییر داد و دیدیم که در آن مسیر نیز مرتباً بهسوی افراد و خودروهای ارتش تیراندازی کردند و تلفاتی را وارد ساختند.
ارتش جمهوری اسلامی ایران با علم به اینکه اینها ریشههای گندیده و باقیمانده نوکران امپریالیسم هستند که منطقه را در آشوب و برادرکشی میخواهند، بهناچار و با تأسف، این جنگ تحمیلی را در سنندج و همچنین بهمنظور دفاع در مقابل تجاوز و تیراندازیهای گروهکهای مسلح غیرقانونی در سایر شهرها پذیرفت. اینبار نیز در اجرای امر ریاستجمهوری و فرماندهی نیروهای مسلح به لشکر28 سنندج دستور داده شد:
کلیه افراد غیرمسلح و آرامشطلب شهر سنندج را با آغوش باز پذیرفته و با استفاده از خودروها و سایر وسایل موجود آنها را به هرکجا که مایل باشند منتقل نمایند.
با استقرار بیمارستان صحرایی شیروخورشید در محل مناسبی که از آتش سلاحهای سنگین توپها و خمپارهاندازهای ضدانقلابیون در امان باشد، کلیه مجروحین و بیماران اعم از مردم شهر و ضدانقلابیون را پذیرفته و درمان نمایند.
برای جمعآوری اجساد کشتههای غیرمحلی که در خیابانها ماندهاند، دستور داده شد از ساعت 10 صبح تا 4 بعدازظهر روز یکشنبه 14/2/1359، لشکر سنندج و سپاه پاسداران پاکسازی شهر را متوقف و آتشبس نمایند تا آمبولانسهایی که دارای پرچم شیروخورشید سرخ میباشند، اجساد کشتهها را جمعآوری نمایند و به ضدانقلابیون توجه داده میشود فقط آمبولانسها اجازه رفتوآمد در شهر را دارند و چنانچه آنها از این فرصت برای حمل مهمات و تدارک و تقویت مواضع خود سوءاستفاده کنند، به وسایل مختلف و با تمام قدرت سرکوب خواهند شد.
پس از پایان آتشبس، واحدهای ارتش و سپاهیان پاسدار مستقر در منطقه، مأموریت خود را دنبال خواهند نمود و یقین است درصورتیکه افراد مسلح غیرقانونی همچنان به تلاش مذبوحانه خود ادامه دهند بهسختی سرکوب خواهند شد و شهر از وجود آنان پاکسازی خواهد گردید تا مردم آسیبدیده شهر سنندج، بتوانند به خانههای خود بازگردند و در آرامش به سر برند.
ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران» (1)
1) روزنامه اطلاعات، 14/2/1359، ص11.
265
علاوهبر سنندج، امروز در برخی نقاط دیگر ازجمله پاوه، میاندوآب و ارومیه درگیریهای پراکنده ایذایی وجود داشت.
در پاوه که پرتاب خمپاره و تیراندازی از حاشیه و در نقاط پراکنده شهر، امری رایج و تکراری است، امروز هم براثر اصابت گلوله خمپاره، 4 عضو یک خانواده در روستای گلال پاوه، به شهادت رسیدند. به نوشته روزنامه اطلاعات، همچنین در نتیجه حمله مهاجمان مسلح در پاوه، یک سرباز شهید شد و 2 ارتشی مجروح شدند. درگیری و زدوخوردهای پراکنده در پاوه تا نیمهشب ادامه یافت. (1)
درمیاندوآب، درحالیکه اهالی روستای پارا از توابع این شهر برای بزرگداشت هفتمین روز شهادت یکی از مجاهدین انقلاب به نام جمشید آئینزاده، مراسمی برپا کرده بودند به آنان با سلاحهای سنگین و سبک حمله شد. بهرنگ فرماندار میاندوآب، با اعلام این خبر افزود: عزیز آئینزاده یکی از اهالی پارا بهشدت زخمی و یک جوان 18ساله به نام مصیب اسدی به گروگان گرفته شد. (2)
در ارومیه، حدود نیمهشب پاسگاه سپاه مستقر در جاده آپادانا، هدف حمله مسلحانه قرار گرفت. به گزارش باکری فرمانده سپاه ارومیه، یکی از پاسداران سپاه ارومیه به نام برادر ذوالفعلی حسنی شهید و پاسدار دیگر این سپاه، برادر معصوم مصطفیزاده بهشدت مجروح شد که قبل از اعزام به تهران، به شهادت رسید. (3)به گفته سخنگوی سپاه ارومیه پاسگاه مزبور در پل قویون واقع در انتهای خیابان کمربندی شهرستان ارومیه مستقر بود که نیمهشب با سلاحهای ژ3، کلاشینکف، تفنگ57،
نارنجکانداز و برنو به آن حمله شد. این حمله بهمدت نیمساعت ادامه داشت و نیروهای سپاه پاسداران ارومیه بهشدت به آن پاسخ دادند و مهاجمان متواری شدند. (4)
در ارومیه، همچنین بمبی که در خانه فرمانده پادگان قوشچی کار گذاشته شده بود، منفجر شد که خساراتی به بار آورد، ولی چون هنگام انفجار کسی در خانه نبود، آسیب جانی درپی نداشت. (5)
266
درحالیکه در عرصه اصلی درگیریهای قومی کردی، گروههای مسلح ضدانقلاب میکوشند با زبان سلاح، حاکمیت دولت را خنثی کنند و ابتکارعمل را به دست گیرند، در عرصه تبلیغات رسانهای و بازتاب خبری نیز مسائل کردستان را در سطحی وسیع و البته با جلوه ای کاملاً متفاوت، مطرح میکنند. ازجمله اکنون که همه جناحهای نظام بر حل مسئله گروههای مسلح غیرقانونی و اعمال حاکمیت نظام بر کردستان و حتی خلع سلاح گروههای مسلح، به اراده مشترک و قطعی دست یافتهاند، عبارت و خواسته "آتشبس" مرتب تکرار میشود. این امر، اساس اقدام مسلحانه را پذیرفتنی نشان میدهد و نیز حاوی القای موضع مظلومیت برای طرف خواستار آتشبس است. اعمال این بار روانی و اثر سیاسی خاص، به صور مختلف تکرار میشود. در ادامه درباره
وضع امروز مناطق کردنشین، دو بازتاب خارجی و داخلی به عنوان نمونه ذکر شده است.
در گزارش ارسالی خبرنگار روزنامه اطلاعات از مهاباد، آمده است: «هیئت نمایندگی خلق کرد با هیئت اعزامی از تهران که با تأیید دکتر بنیصدر ریاستجمهوری، به مهاباد آمده است، ملاقات و درباره مسائل جاری کردستان و مسئله آتشبس با این هیئت گفتوگو و مذاکره کرد. طی این ملاقات، حزب دمکرات کردستان ایران، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران شاخه کردستان، سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان {کومهله} موافقت کردند درصورتیکه بهطور رسمی ازطرف دولت اعلام آتشبس
بشود، آنها نیز آتشبس را رعایت کرده و به آن احترام میگذارند.
در ادامه مذاکراتی که به همین منظور در سالن فرمانداری مهاباد جریان داشت توافق شد که درپی برقراری آتشبس، دکتر بنیصدر رئیسجمهوری، طرح 6 مادهای خودمختاری را رسماً اعلام دارد و با توافق طرفین، هیئتی برای پیگیری مذاکرات به تهران اعزام گردد. اعضای هیئت ویژه رئیسجمهوری که به عنوان سفرای حسننیت، راهی مهاباد شدهاند، دکتر حسن اردلان، دکتر ابراهیم یونسی و معتمد وزیری هستند.» (1)یادآوری میشود که در خبری دیگر در همین شماره روزنامه اطلاعات، از این 3 تن با عنوان «هیئت سهنفری اعزامی از جمعیت کردهای مقیم مرکز» یاد شده است. (2)
نمونه دیگر، گزارشی است که امروز، بدین شرح از رادیو بیبیسی پخش شد: «در استان کردستان ایران درحالیکه هنوز صحبت از آتشبس در میان است، به گفته آلکس برودی خبرنگار بیبیسی در کردستان، اثری از آن دیده نمیشود و جنگ بهسختی ادامه دارد. تقریباً تمام ساکنان سقز، این شهر را بهقصد بوکان تخلیه کردهاند. خبرنگار ما در ادامه گزارش خود از شهر مهاباد چنین مینویسد: حدود 20 هزار نفر از ساکنین شهر سقز که نزدیک به نیمی از کل جمعیت این شهر را تشکیل میدهند، بهسمت شمال یعنی شهر بوکان، که در چند روز اخیر جمعیتش به دو برابر افزایش پیدا کرده است، فرار کردند. ... شهر بوکان اینک بهصورت محل تجمع پناهندگان کرد درآمده است و خیابانها مملو از مردم بیجا و مکان است. اخبار مربوط به نبرد در سقز که در 30 کیلومتری جنوب بوکان قرار دارد دهانبهدهان میچرخد. در شهر خبر دیگری نیز درباره حمله 3 هلیکوپتر موشکانداز به یک گروه از چریکهای پیشمرگ که در اطراف این ناحیه قراول میدهد بر سر زبانها بود. این برخورد بهمدت دو ساعت ادامه داشت.» (3)
267
امروز، دو گزارش جداگانه از سپاه و حزب توده، وضعیت دوگانه خاص حزب در شرایط کنونی را ترسیم کرد. حزب توده ازطرفی نوعی مشی سیاسی حمایت از نظام همراه با وجهه انتقادی را بهعنوان مواضع ظاهری و رسمی خود برگزیده است و دائم از اینکه نیروهایی علیه آن اقدامات مختلفی انجام میدهند گلایه میکند و از نظام توقع حمایت قانونی از خود را دارد. در گزارشی که امروز در روزنامه نامه مردم ارگان این حزب، درج شده نشانی از این وجه است. از طرف
دیگر، در نزد حامیان جمهوری اسلامی، حزب توده هیچگاه یک جریان طرفدار نظام شناخته نشده است و همواره باطنی متفاوت از ظاهر برای آن تجسم گردیده است، گزارش امروز سپاه نوشهر به تهران نمونه ای از این قضیه است.
در گزارش نامه مردم آمده است: «مسئول کمیته علمدار روز 6 اردیبهشت از مسئول یکی از کتابفروشیهای جلفا که از هواداران حزب توده ایران است، خواست که کتابفروشی حزب را برچیند. این جریان بهوسیله رفیق مسئول به سپاه پاسداران علمدار اطلاع داده شد تا آنها تدابیر لازم دراینزمینه را برای جلوگیری از هرگونه حادثهای اتخاذ کنند. بهدنبال این مسئله و باتوجهبه شکوائیه هواداران حزب توده ایران در جلفا، طی نامهای به کمیته علمدار متذکر شد که هیچکس حق جلوگیری از فعالیت گروهها و تفتیش عقاید را باتوجهبه قانون اساسی ندارد، اما عده معدودی با شعارهای ضدانقلابی به کتابفروشی برهانی حمله کردند و آن را به آتش کشیدند. پس از آن به کتابفروشیهای دیگر رفتند و صاحبان آنها را نیز مجروح و مصدوم کردند. براثر این عمل ضدانقلابی که به دستور رئیس کمیته علمدار و با همکاری یک گروهبان سابق ارتش شاه{!} و چند تن از اعضای بهاصطلاح حزب جمهوری خلق مسلمان صورت گرفت، چندین نفر مجروح شدند.» (1)
از سوی دیگر گزارش سپاه نوشهر حاکی است: «در حمله مردم به دفتر احزاب از دفتر حزب توده چالوس ورقهای به دست آمد که لیست پاسبانها و کشیکهای گشتی و نام نگهبان مسلح در بانکها هرروز بهطور جداگانه تهیه گردیده است. احتمال دارد نسبت به سپاه هم این عمل را انجام داده باشند. به شهربانیها و سپاه اطلاع دهید تا اقدام حفاظتی نسبت به این مسائل به عمل آید.» (2)
268
تبعات و حواشی حوادث دانشگاهها که به انقلاب فرهنگی موسوم شد، امروز هم در نقاط مختلف کشور بروز داشت.
در گیلان، ابوالحسن کریمی دادستان انقلاب این استان، درمورد بازداشتشدگان وقایع اخیر دانشگاه گیلان گزارش داد: متجاوز از 300 نفر دستگیر و به سپاه پاسداران تحویل داده شدند. از این تعداد حدود 150 نفر که دختر بودند آزاد شدند. 80 نفر دیگر نیز باتوجهبه اینکه شواهدی موجود نبود که در درگیری مستقیماً شرکت داشته باشند بهتدریج آزاد شدند. درحالحاضر بیش از 60 نفر در بازداشت به سر میبرند که از این تعداد نیز احتمالاً 40 نفر دیگر آزاد خواهند شد و پرونده 20 نفر باقیمانده که تعدادی استاد، دانشجو و کارگر و بقیه افرادی عادی هستند برای بررسی و تحقیقات بیشتر در دست اقدام است. (3)
در همین حال، انصاری استاندار گیلان، با اشاره به اینکه هواداران مجاهدین خلق و حزب توده بهموقع اقدام به تخلیه کرده بودند و هواداران چریکهای فدائی باقی ماندند و باعث درگیری شدند؛ اظهار کرد مهرههای اصلی فرار کردند و دستگیرشدگان افرادی فریبخورده
هستند. وی همچنین شرکت سپاه پاسداران را در درگیریهای اخیر دانشگاه گیلان تکذیب کرد و افزود: «ما ناچار شدیم از نیروی ملت استفاده کنیم و با شعار "اللهاکبر و خمینی رهبر" محل دانشگاه را به تصرف درآوریم که باعث مجروح و کشتهشدن عدهای شد.» (1)
در شیراز به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، امروز، «کارکنان سلفسرویس و اتوبوسرانی دانشگاه شیراز بهدنبال مهلتی که در هفته قبل به گروههای مختلف سیاسی جهت تخلیه دفاتر داده بودند و عدم اجابت درخواست آنان ازسوی گروههای سیاسی از صبح امروز، دست از کار کشیدند و نیز لولههای آب بعضی از خوابگاههای دانشجویی واقع در کوی ارم قطع شده و کتابخانه ملاصدرای دانشکده ادبیات و علوم از صبح امروز، بسته شده است.» (2)
در تهران امروز، یک رأیگیری دانشجویی در دانشگاه ملی برگزار شد. خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی دراینباره گزارش داد: «بهدنبال رأیگیریای که از دانشجویان دانشکده علوم به عمل آمد، در بین طرحهای ارائهشده که ازطرف دفتر دانشجویان مسلمان {پیرو خط امام}، انجمن دانشجویان مسلمان و دانشجویان دمکرات و جنبش مسلمانان مبارز ارائه شد، طرح دفتر دانشجویان مسلمان با اکثریت آرا یعنی 538 رأی پیروز شد. طرح آنها مبنیبر متوقفشدن نظام آموزشی و ادامه تحصیل فارغالتحصیلان بود. همچنین طرح انجمن دانشجویان مسلمان که طرفداری دانشجویان پیشگام، پیکار و مبارز را همراه داشت 519 رأی آورد. طرح این گروه ائتلافی مبنی بود بر ادامه نظام آموزشی و دایربودن کلاسها تا هر زمان که برای اتمام دروس لازم است ادامه یابد نه تا 14 خرداد، طرح دانشجویان دمکرات 130 و جنبش مسلمانان مبارز هم 100 رأی آوردند.» خبرنگار مزبور افزوده است: «باتوجهبه پیروزی طرح دفتر دانشجویان مسلمان هماکنون کلاسهای این دانشکده تعطیل است و فقط امکانات برای کسانی که میخواهند فارغالتحصیل شوند، ادامه دارد.» (3)
269
باتوجهبه وضع کنونی درزمینه ارتباط با امریکا و عراق و تهدیداتی که میتواند از این ناحیه متوجه انقلاب و نظام باشد و نیز باتوجهبه تشکلها و جریانهای سازمانیافته باسابقه و فعال شبهنظامی مخالف نظام جدید، اهمیت بسیج که فرمان تشکیل آن را در آذرماه گذشته، خود امام صادر کرده بودند، هرروز بیشازپیش مشخص میشود.
امروز، ستاد بسیج ملی در یک فراخوان عمومی، ملت ایران را به تشکیل گروههای مقاومت در سطح شهرها و روستاها دعوت کرد. در این اطلاعیه آمده است:
«1. برای تشکیل گروههای مقاومت لحظهای تردید روا مدارید. این گروههای 22 نفره شامل یک فرمانده، یک معاون و دو واحد 10 نفره رزمنده و پشتیبان میباشد که از اعضای 4 یا 5 خانواده در محلهای مسکونی و محیط کار اعم از شهر، بخش، روستا و غیره تشکیل میشود.
مساجد همچون دوران صدر اسلام و روزهای درخشان پیش از پیروزی انقلاب بهعنوان پایگاه رزمی در تشکیل و آموزش گروههای مقاومت نقش اساسی خواهند داشت.
لازم است شوراهای محلی سریعاً آمادگی مردم منطقه خود را برای انجام آموزشهای چریکی و پارتیزانی سازماندهی به ستادهای بسیج محل اعلام نمایند.
ستادهای بسیج هر منطقه ضمن هماهنگی با یگانهای نظامی و انتظامی محل اعم از ارتش، سپاه پاسداران، ژاندارمری و شهربانی نسبت به تأمین نیازمندیهای آموزش شوراهای محلی و مساجد اقدام نمایند.
در اجرای اوامر رهبر انقلاب ارگانهای یادشده موظف به آموزشهای نظامی به مردم بوده و برادران ارتشی آمادگی دارند در فرصتهای غیراداری نیز در نزدیکترین مسجد و پایگاه رزمی تخصصهای نظامی خویش را به هممیهنان عزیز عرضه نمایند.» (1)
ستاد بسیج ملی در اطلاعیه دیگری که بیشتر به تحرکات ایذایی ضدانقلاب و گروههای محارب داخلی و در مقابله با ترورها و انفجارات و... مربوط است، رهنمودهایی به این شرح انتشار داد:
«1. انتظار میرود عموم مردم هوشیاری و دقت لازم را به کار برند و با اولین مشاهده بستهها و اشیاء مشکوک بههرصورت که باشد یا رفتوآمدهای مرموز بلافاصله به اولین ستاد بسیج یا مرکز پلیس و نیروهای گشتی سپاه پاسداران و کمیتهها اطلاع دهند.
مسئولین مؤسسات بهویژه بانکها، شرکتهای نقلیه، ادارات، مراکز تجاری و بازار موظفاند نکات بالا را رعایت کنند.
از رانندگان وسائط نقلیه درخواست میشود قبل از سوارشدن و حرکت، اطراف وسیله را بررسی نمایند.
از مسئولین پارکینگها تقاضا میشود در حفاظت پارکینگ دقت کامل مبذول فرمایند.
از مردم تقاضا میشود از تجمع در اطراف محل حوادث خودداری کنند چراکه دشمن ممکن است از تجمع افراد سوءاستفاده کند.
ضمن تقدیر از زحمات شبانهروزی مأمورین شهربانی و برادران پاسدار و کمیتهها انتظار میرود همچنان هرچه سریعتر و هوشیارانه به کمک مردم شتافته و در خنثیکردن مواد انفجاری بکوشند.
مراکز درمانی موظفاند در تمام اوقات شبانهروز تجهیزات لازم پذیرش بیمار را آماده بسازند.
تخلیه مخازن غیرضروری شوفاژها از مواد سوختنی و کمتر استفادهکردن از وسایل الکتریکی در مؤسسات و اماکن عمومی [ضروری است].» (2)
همچنین در مطبوعات اعلام شد که «بهمنظور آموزش کمکهای اولیه و آشنایی مردم با شرایط جنگی، ستاد بسیج ملی جمهوری اسلامی ایران اقدام به دایرکردن کلاسهای تشریحی مبارزه با آتشسوزی، حفاظت در مقابل عوامل شیمیایی، میکروبی، رادیواکتیویته و چگونگی استفاده از
پناهگاه، کرده است. به همین منظور ستاد بسیج ملی طی اطلاعیهای از عموم هموطنان درخواست کرده است برای آموزشهای لازم در این کلاسها نامنویسی نمایند.» (1)
در همین حال، در مقابله با تهدیدات احتمالی خارجی و برای ایجاد آمادگی و آموزش عمومی، ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی نیز این اطلاعیه را صادر کرد:
«بسمهتعالی
نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در هر لحظه از روز و شب، برای مقابله با تهدیدات هوایی دشمن و دفاع از آسمان ایران آماده عکسالعمل میباشد. برای مقابله بهتر با این تهدیدات احتمالی از هممیهنان عزیز و آگاه نیز انتظار همکاری دارد بدین ترتیب که بهمحض شنیدن صدای هواپیماهای شکاری نظیر صداهایی که در اولین ساعات بامداد روز ده اردیبهشت ماه جاری، بر فراز آسمان شنیده شد اقدام به خاموشکردن کلیه چراغها نموده و بلافاصله رادیوهای خود را روشن و به پیامهای مرکز فرماندهی ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران که از رادیو پخش خواهد شد، گوش فرادهند. بدیهی است سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران با قطع برنامههای عادی خود پیامهای ستاد مشترک ارتش را عیناً و در اسرع وقت مانند شب گذشته، به اطلاع عموم خواهد رسانید.» (2)
270
در شرایطی که درزمینه افزایش فشار بر ایران، خطر نزدیکی ایران به شوروی یکی از موانع پیش روی مقامات امریکایی محسوب میشود، در اظهارات مقامات ایرانی، نوعی تشتت و سردرگمی دراینباره ملاحظه میگردد؛
ازجمله ضمن مصاحبههای مقامات ایرانی میتوان همراه با تحلیل و اعلام مواضع مربوط به امریکا، دو اظهارنظر متفاوت را دراینباره مشاهده کرد.
به گزارش رویتر از نیویورک، منصور فرهنگ نماینده ایران در سازمان ملل، در مصاحبه ای با نیویورک اینترنشنال که امروز انتشار یافت، گفت تحریمهای اقتصادی و سیاسی اروپای غربی علیه ایران، این کشور را ازنظر اقتصادی به مسکو نزدیکتر خواهد ساخت. فرهنگ در پاسخ به این سؤال که تلاش نافرجام امریکا برای نجات گروگانها چه اثری بر وضعیت گروگانها خواهد داشت، گفت: متأسفانه، بر آمادگی ایران برای آزادی گروگانها اثر منفی خواهد داشت. نماینده ایران در سازمان ملل اضافه کرد اقدام به گروگانگیری خود ازنظر اخلاقی و قانونی غیرقابلدفاع است، لکن یک خشم منطقی درمورد فعالیتهای گذشته امریکاییان در ایران وجود داشت. وی درمورد اینکه چه کسی ایران را اداره میکند، اظهار کرد: امام خمینی در یک موقعیت محبوب و غیرقابلمعارض قرار دارند و این موقعیت نه از جهت قانون اساسی است، بلکه بهدلیل قدرت اخلاقی است. (1)
از سوی دیگر، خبرگزاری فرانسه از پاریس، گزارش داد: مصطفی چمران وزیر دفاع ایران، در مصاحبه ای با روزنامه لوماتن {چاپ پاریس} گفت آزادی گروگانهای
امریکایی منوط به این است که قبلاً یک دیوان بینالمللی در تهران سیاست سابق امریکا را در ایران محکوم کند. وی افزود عملیات نافرجام امریکا در ایران جزئی از برنامه کلی این کشور برای برانداختن رژیم ایران
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 46، 16/2/1359، ص4، نیویورک خبرگزاری رویتر، 4 مه 1980 {14/2/1359}.
بوده است. وزیر دفاع ایران گفت در این توطئه عناصر بسیاری شرکت داشتند. ازجمله آغاز یک جبهه جنگ در کردستان و حمله عراق را میتوان جزئی از این توطئه دانست. وی اضافه کرد بین دو ابرقدرت، یک همکاری وسیع وجود دارد. شوروی وارد افغانستان شد و امریکا دراینمورد تقریباً سکوت اختیار کرد و امریکا وارد ایران میشود و شوروی سکوت میکند. چمران گفت این دو کشور با یکدیگر توافق کردهاند که انقلاب اسلامی را واژگون کنند و سپس مسائل دیگر را حل کنند. وی افزود: ما منتظر حمله نظامی دیگری ازسوی امریکا هستیم. (1)
چمران همچنین تأکید کرد: ایران از ابرقدرتها ترس ندارد و در جستوجوی یک همکاری بدون سلطه و بدون ترس با اروپا بهویژه با فرانسه است. وزیر دفاع ایران در پایان اضافه کرد: ما میتوانیم درعوض تکنولوژی اروپا نفت و مواد دیگر به این کشورها بدهیم. (2)
در همین حال، وزیر دفاع ایران خبرهای مربوط به اعزام یک هیئت ایرانی به شوروی برای مذاکره درباره خرید اسلحه و بهویژه هواپیمای میگ25 از آن کشور را با تأکید بر اینکه «این یک دروغ محض است که ازسوی دشمنان ایران اختراع شده است»، تکذیب کرد. (3)یادآوری میشود این سخنان در واکنش به گزارش روز گذشته خبرگزاری فرانسه است که به نقل از منابع کویتی اعلام کرده بود ایران تعدادی میگ25، قایقهای موشکانداز، توپهای دورزن، تجهیزات رادار برای ارتفاع کم و موشکهای سام7 و سام6 را از شوروی خریداری کرده است. (4)
271
باوجوداینکه هیچگونه خبر رسمی موثق از جزئیات ادامه اقدام نظامی امریکا در طبس اعلام نشده است، بحث دراینباره همچنان در سطح رسانهها مطرح است و درباره آن مطالبی انتشار مییابد که به جزئیات قابلتوجهی اشاره دارد.
خبرگزاری فرانسه با استناد به خبرهایی که از شبکه های رادیویی پخش شده است، گزارش داد: سازمان سیا معتقد است حتی درصورت موفقیت عملیات نجات، 60 درصد گروگانها در ایران کشته میشدند. بنا بر همین گزارش، سیا معتقد است آزادی گروگانها در یک زمان واحد امکانپذیر نبود زیرا گروگانها در قسمتهای مختلف سفارت نگهداری میشوند و بهمحض آزادی بعضی از آنها، بقیه اعدام میشدند. (5)
در همین زمینه، رادیو مسکو گزارش مفصلی از آنچه در مطبوعات امریکا انتشار یافته است تهیه و یادآوری کرد که مطبوعات امریکا شکست ماجرای اقدام مسلحانه کاخ سفید علیه ایران را همچنان تفسیر کرده، جزئیات تازه ای از عملیات نظامی امریکا را در تجاوز به خاک ایران افشا میکنند. (6)ضمن جمعبندی مفصل رادیو مسکو، سابقه، روند و سرانجام ماجرای طبس
چنین توصیف شده است: «باوجوداینکه مقامات رسمی امریکا بارها اعلام کرده بودند که قصد دارند بحران ایران و امریکا را از راه مذاکره حل کنند، تدارک مقدمات عملیات نظامی در نوامبر سال گذشته آغاز شده بود. طبق اظهارات مقامات رسمی تدارک مقدمات این عملیات در فوردبراگ در ایالت کارولینای شمالی انجام گرفت. شرکتکنندگان در این عملیات در رشته اشغال سفارتخانه امریکا که ماکت آن در پایگاه فوردبراگ ساخته شده بود مشغول تمرین بودند. اعضای گروه خرابکاران با استفاده از این ماکت بیش از 20 بار در شرایط کاملاً شبیه به اوضاع واقعی تمرین کردند. شب 25 آوریل گروه هواپیماهای اس130 از یکی از فرودگاههای مصر واقع در غرب قاهره به پرواز درآمدند. راه آنها از فراز عمان و پاکستان میگذشت و به ناحیهای در دشت کویر واقع در 430 کیلومتری جنوبشرقی تهران منتهی میشد. گروه دیگر مرکب از هلیکوپترهای سنگین از ناو هواپیمابر نیمیتز بلند شد. پس از چندی 2 هلیکوپتر بهعلت نواقص فنی به پایگاه برگشتند و بقیه هلیکوپترها برای سوختگیری در ناحیه رباطخان فرود آمدند. در نقشه پیشبینی شده بود که سپس این هلیکوپترها گروههای خرابکاران را به ناحیه تهران حمل کنند. گروههای خرابکاران میبایست در لباس پاسداران انقلاب در تهران ظاهر شوند و گروگانها را تحویل بگیرند و به پایگاه بینابین حمل کنند تا از آنجا بهوسیله هواپیما به خارج از ایران منتقل شوند.» (1)
272
درپی اظهارات اخیر سایروس ونس وزیر امور خارجه مستعفی امریکا، در مخالفت با اقدام نظامی امریکا علیه ایران در مصاحبه با آبزرور، امروز هنری کیسینجر در بیانات مهمی مواضع قبلی خویش در ضرورت کاربرد زور علیه ایران را تغییر داد و عملاً به حمایت از ونس پرداخت.
هنری کیسینجر امروز، در یک نشست مطبوعاتی اظهار کرد ایالات متحده امریکا نباید دست به اقدامات نظامی دیگری برای آزادی گروگانهای امریکایی در ایران بزند، بلکه باید همچنان به اقدامات اقتصادی خویش متکی باشد. به گزارش یونایتدپرس از نیوجرسی، وی خاطرنشان ساخت که اگر او از تمام آنچه سایروس ونس درباره نقشههای امریکا برای نجات گروگانها میداند، مطلع بود به احتمال زیاد تصمیمش را درخصوص حمایت از عملیات نظامی امریکا عوض میکرد. وی با یادآوری اینکه بلافاصله بعد از روز 4 نوامبر، که دانشجویان ایرانی گروگانهای امریکایی را در سفارت بازداشت کردند، او با انجام اقدامات شدیدتری برای آزادی گروگانها موافق بوده است، افزود: حالا که در هفتمین ماه اشغال سفارت به سر میبریم، رعایت این موضوع ضروری است که ما دست به اقداماتی که سرانجام نشاندهنده ضعف امریکا باشد نزنیم و در این مرحله بهتر است که همچنان به تهدیدات اقتصادی پایبند باشیم، زیرا عملیات نظامی آنطور که باید، نتیجهبخش نخواهد بود. کیسینجر گفت: در آغاز از اقدام کارتر دایر بر اعمال تدابیری برای
1) همان.
آزادسازی گروگانها پشتیبانی میکردم. بعداً هم بدون اینکه از نقشه او باخبر باشم، همچنان به پشتیبانی خود ادامه دادم، اما ونس چه در گذشته و چه در حال از نقشه کارتر مطلع بوده است. (1)
گفتنی است در مصاحبه اخیر ونس با نشریه انگلیسی آبزرور وی مجدداً تأکید کرد که با هرگونه مداخله نظامی امریکا در ایران مخالف است. وی همچنین افزود: بهنظر من درمورد مشکل ایران استفاده از زور برای یافتن راهحل، درست نیست و این عمل مشکل را پیچیدهتر میکند. ونس با انتقاد ضمنی از برژینسکی مشاور امنیتی کارتر، تأکید کرد: کسی که بهعنوان مشاور عمل میکند نباید سیاست خارجی را پیریزی کند یا اینکه آن را به اطلاع عموم برساند. (2)
273
درباره سایروس ونس پس از برکناری او مطالب مختلفی بیان شد که نشاندهنده میزان اهمیت نقش و جایگاه وی در دیپلماسی امریکا، میباشد. این دیدگاهها همچنین بهنوعی تحلیل سیاست خارجی امریکا و نیز شخصیت تأثیرگذار ونس است که در مسئله ایران، البته دیدگاههایش پذیرفته نشد و موجب شد وی جای خود را به ادموند ماسکی بدهد.
امروز نیز شخصیتهای بسیاری در داخل و خارج امریکا، برکناری او را منفی ارزیابی کردند یا به اظهار تأسف پرداختند؛ ازجمله سناتور ادوارد کندی گفت: «امریکا درست همزمان با کوشش بدفرجام نجات گروگانهای ما در تهران براثر استعفای سایروس ونس با یک دوران خطر جدی و یک بیاطمینانی جدی مواجه شده است. در این دوران، به اعتقاد من نسبت به روابط خارجی امریکا بیاعتمادی فراوانی، خاصه در میان متحدان ما، وجود دارد. اکنون وظیفه فوری کمیته روابط خارجی سنای امریکا آن است که درمورد این دوران خاص که سایروس ونس را مجبور به اقدام فوقالعاده استعفا کرد، تحقیق کند.» (3)
سخنگوی والدهایم دبیرکل سازمان ملل، گفت: «در چند ماهه اخیر، دبیرکل سازمان ملل تماسهای مرتبی با سایروس ونس داشت و مساعی او را برای یافتن راهحل منصفانهای در بحران ایران تحسین میکرد.» به گفته وی، «دبیرکل سازمان ملل عالیترین علاقه شخصی را به سایروس ونس ابراز کرده و رفتار همکارانه و مثبت او را نسبت به سازمان ملل ستوده است.» (4)
مارگارت تاچر نخستوزیر بریتانیا، گفت: «به ما مربوط نیست که از آنچه بین ونس و کارتر گذشته تا به استعفای ونس منجر شده دقیقاً سر درآوریم، اما من نمیتوانم تأسف خود را از استعفای او ابراز ندارم. درهرحال، این استعفا اثری بر همبستگی ما و دیگر اعضای جامعه اقتصادی اروپا درمورد مساعی کارتر برای آزادکردن گروگانها ندارد.» (5)
ولادیمیر دونایف مفسر تلویزیون سراسری شوروی، سایروس ونس را یک سیاستمدار واقعبین که میکوشید حرکت تند واشنگتن را بهسوی جنگافروزی، آهسته کند، معرفی کرد. دونایف خاطرنشان کرد که ونس در مخالفت با سیاست کارتر، برژینسکی و هارولد براون، پیش از اجرای عملیات تجاوز به خاک
ایران این عملیات را بیموقع، خطرناک و توفیق آن را بسیار بعید دانست و از آن بهشدت انتقاد کرد. (1)
بگین نیز گفت: «کمترین چیزی که از سایروس ونس میتوان گفت این است که وی اسرائیل و مصر را چنان کنار هم نشاند، تا پیمان صلح را امضا کردند. ما با هم روابط شخصی و دوستی نزدیکی نداشتیم، اما بهعقیده من او دوست اسرائیل بود و برای ما خیلی کارها کرد و میخواست که به کشور ما کمک کند.» (2)
ابومیذر سخنگوی رسمی سازمان آزادیبخش فلسطین هم اظهار کرد: «استعفای سایروس ونس دلیل مؤکد دیگری است بر اینکه سیاست کارتر سیاستی گستاخانه است. این استعفا شاهد دیگری است بر اینکه سیاست کارتر ماجراجویانه و گستاخانه است. استعفای ونس اوضاع نومیدکنندهای را که در سیاست دولت کارتر مستقر بود، آشکار کرده است.» (3)
274
در شرایطی که همه گروهها و جریانهای سیاسی داخلی، همراهی با امواج فراگیر مبارزه ضدامریکایی را بهنوعی علامت حیات و تحرک و مشروعیت میدانند،برخی گروهها بهطور خاص با راهبرد و اهداف مشخص خود در کوره تشدید مبارزات ضدامریکایی کنونی بهشدت میدمند. دراینمیان، سازمان مجاهدین خلق، بهنوعی شاخص است و تلاشهای این سازمان مصرانهتر، تبلیغاتیتر و تهاجمیتر {علیه دستاندرکاران نظام درزمینه رسالت ضدامریکایی آنان} و چشمگیرتر است.
در شماره امروز نشریه مجاهد ارگان سازمان مجاهدین خلق با عنوان "چند سؤال درباره تهاجم نظامی امریکا" گزارش مفصلی درج شده که متن کامل آن چنین است: «حدود ده روز از واقعه تهاجم آشکار نظامی امریکا به خاک ایران میگذرد. واقعهای که برگی تازه را در کارنامه روابط ایران و امپریالیسم امریکا گشوده و قاعدتاً باید مسئولین و دستاندرکاران را متقاعد کرده باشد که بین ما و امپریالیستها هیچ رابطه مسالمتجویانه و تفاهمآمیزی نمیتواند وجود داشته باشد، ولی عجیب اینکه هنوز حداقل گزارش صحیحی از این امر مهم دراختیار خلق ما که مدتهاست فریاد مرگ بر امریکا سر داده، قرار داده نشده است. طی هفته گذشته، تلفنها و مراجعات مکرری داشتیم که ضمن اینکه اطلاعاتی دراختیار ما قرار میدادند، سؤالاتی نیز مطرح میکردند. در قبال سکوت مقامات مناسب دیدیم این گزارش را که ماحصل این صحبتها و مراجعات است، به اطلاع برسانیم.
جریان چگونه اتفاق افتاد؟ روز پنجشنبه چهارم اردیبهشت، حوالی ساعت 8 بعدازظهر، 5 فروند هواپیمای غولپیکر سی35 امریکایی از بندر مصیره واقع در خاک عمان بهسمت نقطهای در 160 کیلومتری طبس حرکت میکنند. هواپیماها در تاریکی شب، ظاهراً بدون اینکه رادارهای ایران متوجه شوند، 1500 کیلومتر را در داخل خاک میهنمان پیموده و ساعت 11 شب، خود را به نقطه کویری مورد نظر میرسانند.
در همین زمان، 8 هلیکوپتر شنوک مجهز به مسلسلهای کالیبر50 با فشنگهای بزرگ و تجهیزاتی ازقبیل مسلسلهای کوچک دستی، چادر، پروژکتورهای قوی، گاز
بیهوشکننده، 4 موتورسیکلت تریل مخصوص کویر، مهمات، لباسهای افسری نیروی زمینی، جیپ، تیربار و مقدار قابلملاحظهای پول از نقطهای در حوالی بندر چابهار طوری حرکت میکنند که در ساعت مقرر به هواپیماهای مورد نظر بپیوندند. اولین پایگاه یعنی 160 کیلومتری طبس جایی است که برای سوختگیری انتخاب شده و فرودگاه متروکهای بوده که در سالهای قبل، در زمان رژیم گذشته، امریکاییها در معادن اورانیوم آنجا مشغول فعالیت بودهاند. درضمن مانورهای مشترک ارتش امریکا و ایران تحتعنوان مانورهای کویرشناسی در همینجا انجام میگرفته است.
از 5 فروند هواپیما یکی سوخت و بقیه حدود 300 نیروی مخصوص را که در بین آنها مطمئناً تعدادی ساواکی و ارتشی نیز وجود داشتهاند میتوانستهاند حمل کنند. پایگاه دوم قرار بوده کوشک نصرت واقع در نزدیکی قم باشد. طبق نقشه میبایست بعد از سوختگیری، هلیکوپترها و هواپیماها از دو مسیر جداگانه {ازطریق ورامین} بهسمت پایگاه دوم حرکت کنند. از این نقطه که مرکز عملیات بوده، میبایست هلیکوپترها به ورزشگاه امجدیه رفته و پس از پایان عملیات {ظاهراً آزادی گروگانها} خود را به کوشک نصرت که هواپیماها در آن آماده پرواز بودند، برسانند و با جاگذاشتن هلیکوپترها خود را از ایران خارج سازند. نقشه با شکست مواجه میشود.
ساعت 11 شب، ظاهراً هنگام سوخترسانی از هواپیما به یکی از هلیکوپترها تصادمی رخ داده و هر دو آتش میگیرند. به این دلیل و علل دیگر عملیات متوقف و امریکاییها مجبور به بازگشت میگردند،
قابلتوجه اینکه معمولاً در چنین مواردی امریکاییها اسناد و نقشه عملیات خود را به جای نمیگذارند که مطمئناً عللی آنها را مجبور به این کار کرده که خود شایسته بررسی است. بههرصورت
یک هلیکوپتر و یک هواپیما با سرنشینانش میسوزند. بقیه امریکاییها در جاده کمین کرده و جلوی یک اتوبوس مسافربری را گرفته و قصد داشتهاند مسافرین را به داخل هواپیما ببرند که بعداً تغییر عقیده داده و لباسهای آنها را میگیرند و آنها را آزاد میکنند.
مسافرین خود را به پاسگاه ژاندارمری رباطکور رسانده و ماوقع را میگویند که پس از آن سپاه و ارتش نیز در جریان امر قرار میگیرند. تا ساعت 2 بعدازظهر جمعه، هیچگونه عکسالعمل نشان داده نمیشود و تنها پس از اینکه امریکا شکست عملیات خود در ایران را اعلام میکند، ستاد ارتش طی اعلامیهای خبر را بدینصورت اعلام میکنند: "... در نتیجه تعقیب هواپیماهای نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران 2 فروند هواپیمای امریکایی... هنگام فرار از خاک ایران با یکدیگر برخورد نموده آتش گرفته، در حوالی منطقه طبس سقوط مینماید...!"
ساعت 5/3 بعدازظهر جمعه، دستور بمباران هلیکوپترهای بجامانده توسط ارتش صادر میشود که در این بمباران 2 فروند هلیکوپتر که حاوی اسناد مهمی نیز بوده از بین میرود و فرمانده سپاه یزد که در محل فرود هواپیماها حضور داشته کشته میشود و...
• چند سؤال از دستاندرکاران و مسئولین
به همراه این گزارشات سؤالات و نقاط ابهام فراوانی نیز مطرح بود که برخی از آنها را نقل میکنیم و از مسئولین خواستار پاسخ به آنها هستیم. قابلذکر اینکه عمده این نقاط ابهام حکایت از این دارد که
عواملی دراینرابطه نقش مؤثری در انجام این طرح در داخل ایران داشتهاند که بدون وجود آنها انجام این عملیات هرگز میسر نبوده است. بدیهی است که شناختهشدن این چهرهها و دستها کمک شایانی به پیشبرد مبارزه ضدامپریالیستی خلق ما میکند و گرهگشای بسیاری از معضلات خواهد بود.
روز چهارشنبه بعدازظهر، تلفنگرامی با شماره 8 20/7 1303/4/2/59 ازطرف قسمت عملیات ستاد نیروی هوایی به گردان پدافند زمینبههوای پایگاه یکم و چند شهر دیگر نظیر شیراز، مشهد و... مخابره شده و از مسئولین خواسته شده است فوراً تمام آتشبارها و توپهای زمینبههوای مستقر در خط پرواز پایگاهها و باندها را جمع کنند. این امر منجر به خلعسلاحشدن اکثر فرودگاهها و پایگاههای مهم ایران شده است. علت این امر چه بوده است؟
بمباران هلیکوپترها با راکت، باتوجهبه اینکه قبل از آن سناتورهای امریکایی گفته بودند که اطلاعات محرمانهای در آنها بهجای مانده است. به چه دلیل انجام یافته است؟ میدانیم که ممانعت از حرکت مجدد هلیکوپترها، بهراحتی توسط پاسدارانی که در محل حضور داشتهاند، امکانپذیر بوده است.
ظاهراً اولین خبر درمورد رؤیت هواپیماهای امریکایی، ساعت 10:45 پنجشنبه، به پاسگاه ژاندارمری رباطکور {در حاشیه کویر} رسیده، ولی تا صبح روز بعد، ازجانب ستاد ارتش هیچگونه اقدامی صورت نگرفته است.
اگر این را بپذیریم که امریکاییها با آشنایی که به نقاط کور رادارهای ایران داشتهاند، میتوانستند از این نقاط برای گریز از دیدهشدن استفاده کنند، آیا امکانپذیر نبود که با رادارهای متحرک این نقاط را بپوشانند؟
چرا به خواست هیئتها و افراد متخصص، با صلاحیت و داوطلب که میتوانستند این مسئله را پیگیری کنند، ترتیب اثری داده نشده و حتی در کار آنها اخلالگری و کارشکنی شده است.
آیا این صحت دارد که: رادار بابلسر که میتوانسته بهخوبی منطقه مورد تهاجم را بپوشاند، یک هفته قبل از واقعه خراب شده است؟! پرسنل دفاع ضدهوایی مشهد را چند روز قبل از اتفاق به مرخصی فرستادهاند؟ روز پنجشنبه رادار دربند کرمان تعداد زیادی هواپیما را دیده و گزارش کرده است؟ چراغهای امجدیه که قرار بوده یکی از مراکز عملیات باشد، شب وقوع جریانات تا صبح روشن بوده است؟
چرا نتیجه تحقیقاتی که تابهحال انجام گرفته به اطلاع مردم قهرمان ایران نرسیده است و آنچه گفته شده، مسائل پیشپاافتاده و ضدونقیض بوده است. آیا میتوان با کماهمیت جلوهدادن مسئله، حقایق را از مردم پوشیده داشت؟
8.. ....(1)
امید آنکه پاسخ این سؤالات حداقل قسمتی از ابهامات را برطرف نموده و گره کور این معضل را بگشاید.» (2)
275
درپی حساسیتهایی که درزمینه امکان حضور غافلگیرکننده نیروهای امریکایی در حواشی و حتی مناطق مرکزی ایران بروز کرده است، امروز، ستاد مرکزی سپاه به ستاد مشترک ارتش، پیامی با این مضمون ارسال کرد: «بنا بر گزارش فرمانده سپاه چابهار، دو فرودگاه شیرینو و بندر عسلویه با باند آماده استفاده و بدون هیچگونه امکانات امنیتی در محیطی بسیار حساس میباشند. ضمناً رادار این فرودگاه در جریان انقلاب آسیب دیده و تاکنون هیچگونه اقدام تعمیری و ترمیمی صورت نپذیرفته است، لذا بهعلت حساسیت منطقه و موقعیت فرودگاه تقاضا میشود اقدامات عاجلی را جهت جلوگیری از سوءاستفاده دشمنان به عمل بیاورید.» (1)
276
در صفبندی بلوک غرب علیه ایران و در حمایت از امریکا، نقش و جایگاه کشورهای بلوک شرق، اهمیت خاصی یافته است. دراینمیان، کوبا بهعنوان رئیس دوره ای جنبش عدمتعهد و نیز یکی از اقمار برجسته شوروی، از ویژگی فوقالعاده ای برخوردار است.
در این شرایط، شب گذشته، ایزی دور مالمیرکا وزیر امور خارجه کوبا، در رأس یک هیئت شش نفری وارد تهران شد و امروز حدود ساعت 11، با بنیصدر رئیسجمهور، دیدار و گفتوگو کرد. وی در پایان این ملاقات با اعلام اینکه بهزودی سفارت کوبا در تهران افتتاح خواهد شد، افزود: پرچم ما در تهران بهزودی به نشانه اثبات همبستگی ما با انقلاب مردمی ایران به اهتزاز درخواهد آمد. ما از استقبال بسیار دوستانه و برادرانه بنیصدر بسیار خشنود و راضی هستیم. (2)
بااینهمه، بهدلیل اتحادهایی که بین رژیمهای بلوک شرق و دولت کنونی افغانستان وجود دارد، همبستگی واقعی کوبا با انقلاب اسلامی ایران، با موانع مهمی روبهرو است. در همین سفر، وزیر امور خارجه کوبا پیام فیدل کاسترو را به رئیسجمهور بنیصدر، تسلیم کرد که در آن کاسترو از مساعی و کوشش جنبش غیرمتعهدها برای حل مسالمتآمیز مسئله افغانستان گزارش داده و ضرورت پیگیری آن را یادآوری کرده و عادیسازی روابط ایران و پاکستان، جمهوری دمکراتیک خلق افغانستان، و بهخصوص کمک فعالانه ایران به این هدف را خواستار شده است. در این پیام همچنین آمده است: بهخاطر پرستیژ و قدرتی که بهدنبال مبارزه قهرمانانه مردم و رهبران ایران در فروریختن تسلط نفرتانگیز امپریالیسم متکی بر استبداد خونین [محمد] رضا پهلوی به دست آمد، بهخاطر خروج از اتحادیه نظامی تجاوزکار سنتو، بهخاطر ابراز حمایت کامل نسبت به مبارزه بهحق فلسطین بهمنظور استقرار یک کشور مستقل در سرزمین مادری خود و بهخاطر مقاومت دربرابر کلیه تهدیدها و تجاوزات امپریالیسم امریکا و متحدین و نوکرانش سپاسگزاریم. (3)
از سوی دیگر، روزنامه جمهوری اسلامی در پایان گزارش خود دراینباره اضافه کرد: «آقای رئیسجمهور توضیحاتی درمورد مواضع دولت در قبال دخالت نظامی شوروی در افغانستان اعلام داشت و پشتیبانی دایر بر تشکیل یک گروه تحقیق متشکل از 3 کشور مسلمان غیرمتعهد و 2 کشور غیرمتعهد دیگر برای بررسی مسئله افغانستان و ارائه پیشنهادات لازمالاجرا ازجانب کشورهای ذیمدخل به وزیر امور خارجه کوبا برای ارائه به فیدل کاسترو مطرح نمود.» (1)
دراینحال، همین امروز، پرس تراست خبرگزاری هند گزارش داد ایرانیان مسلمان شیعه به مبارزان افغانی که با دولت خود که مورد پشتیبانی شوروی است نبرد میکنند، کمک میرسانند. در گزارش آمده است: «بیشتر مبارزان افغانی به فرقه سنی اسلام تعلق دارند. اچ.ان.کال خبرنگار خبرگزاری هند در کابل به نقل از منابع موثق میگوید رژیم بهدردسرافتاده ببرک کارمل که توسط کودتایی به پشتیبانی شوروی در ایام کریسمس سال جاری روی کار آمد، تاکنون کمک ایرانیان را به چشمپوشی نگریسته است. تلویزیون افغانستان ماه گذشته بهطور غیرمستقیم وجود اردوگاههای آموزشی در ایران برای مبارزان افغانی را اقرار کرد. در این برنامه گفته شد که این اردوگاهها در مشهد و درحدود 80 کیلومتری مرز افغانستان هستند و در آنجا از سلاحهای امریکایی استفاده میشود.» (2)
277
در پنجمین روز ماجرای گروگانگیری سفارت ایران در لندن، اقدامات دو طرف {ایران و عراق}، با جنگ روانی و تبلیغات همراه بود. اعلام آمادگی سفرای برخی کشورهای عربی در لندن، برای میانجیگری و کمک به حل مسئله نیز از دیگر مطالب قابلذکر است. دراینمیان، درحالیکه بهطور آشکار عراق طرف اصلی درگیری است، تکاپوی سفیر عراق در لندن و نیز گروگانگیران برای اینکه وی جزء سفرای کشورهای عربی میانجی باشد، جالبتوجه است.
به گزارش رویتر از بغداد، عراق امروز، اشغال سفارت ایران در لندن توسط مردان مسلح را ستود. روزنامه الثوره ارگان دولت عراق نوشت: «کاری که در لندن صورت گرفت یکی از بسیار درسهایی است که مردم ایران به دارودسته ارتجاعی ایران خواهند آموخت. این روزنامه به آیتالله روحالله خمینی رهبر و ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهوری ایران، هشدار میدهد که انتظار خشم و انتقامی را که برای گسستن از محافل صهیونیسم و فساد است، داشته باشند.» (3)
دراینحال بخش عربی رادیو صوت الجماهیر عراق گزارش داد: «گروه شهید محیالدین الناصر که سفارت رژیم فارسی در لندن را اشغال کردهاند امروز، بار دیگر تقاضای خود را دایر بر ملاقات با سفرای عراق، الجزایر و اردن و نمایندهای از صلیبسرخ جهانی جهت انجام مذاکراتی
با آنها تکرار کردند. افراد گروه طی تماسهای تلفنی از افکارعمومی بریتانیا بهخاطر اقدام آنها به عملیات در لندن عذرخواهی کرده و گفتهاند که ما به این اقدام دست زدیم تا صدای خود را به گوش تمام جهان برسانیم و توجه جهان را به ظلم و ستم و اقدامات قلعوقمعی و نژادپرستانه فارسی علیه ملل ایران جلب کنیم.» این رادیو افزود: «لازم به یادآوری است که پلیس بریتانیا در چارچوب مانورهای خود جهت حمله به سفارتخانه و بازداشت شهروندان مبارز عربستان هنوز خواستههای گروه را به مسخره گرفته است.» (1)
از سوی دیگر، امروز صادق قطبزاده وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، نامه ای خطاب به اعضا و کارکنان سفارت ایران در لندن فرستاد. متن نامه به این شرح است: «اعضا و کارمندان انقلابی سفارت ایران در لندن، ثبات و پایداری شما را در مقابل عمال جنایتکار بعث عراق و عاملان امپریالیسم و صهیونیسم بینالمللی ستایش میکنیم، ولی باید بدانید که ملت و دولت ایران خود را در این دقایق حساس که شما در زیر فشار شدید این عمال جنایتکار قرار گرفتهاید در کنار شما احساس میکند و ما میدانیم همانطور که تمامی ملت ایران برای برقراری انقلاب شکوهمندمان آماده شهادتاند و هیچگاه تسلیم زور و فشار امپریالیسم و صهیونیسم بینالمللی
نمیشوند، شما نیز همگام با ملت ایران آماده شهادتید و هیچگاه
حاضر نیستید که ملت ایران باج به این عمال جهانخوار بدهد. شما باید مطمئن باشید که ما از هیچ اقدامی برای آزادی شما فروگذار نخواهیم کرد و اگر لازم باشد و شما بخواهید دهها هزار ایرانی حاضرند بدون اسلحه و با فریاد اللهاکبر وارد سفارت بشوند و این مزدوران جنایتکار بعث عراق را به سزای اعمال خود برسانند.
درود بر پایداری و استقامت شما
صادق قطبزاده وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران» (2)
بااینحال، تحرکات میانجیگرانه باوجود تأکید ایران بر اینکه هیچگونه میانجیگری را نمیپذیرد،(3)ادامه دارد. امروز، سفرای کویت، اردن و سوریه با مقامات انگلیسی تماس گرفتند تا نحوه کمک آنها بررسی شود. مقامات انگلیسی گفتند علاوهبر سفرای اردن، کویت و سوریه انتظار میرود که سفرای چند کشور دیگر غرب آسیا هم برای مشورت دعوت شوند. از اینها گذشته، پلیس انگلیس با کمیته بینالمللی صلیبسرخ تماس گرفته است، زیرا اشغالگران آن را هم بهعنوان میانجی در مذاکرات پیشنهاد کردهاند. (4)
مطبوعات الجزایر نیز از اعلام آمادگی مقامات این کشور برای میانجیگری خبر دادند. (5)دراینمیان، ابراهیم الشاوی سفیر عراق به خبرنگاران گفت که هرچند در مذاکرات سفرای سهگانه {کویت، اردن و سوریه} با مقامات انگلیسی شرکت نکرده است، اما با دیگر سفرا در تماس
بوده است. (1)وی با اشاره به موافقت دولت عراق، آمادگی خود را برای شرکت در مذاکرات با اشغالگران سفارت ایران در لندن، اعلام کرد. (2)
278
بهدلیل تشییع جنازه آیتالله سیدحسن شیرازی، روحانی مخالف رژیم عراق که بهدست عوامل عراق در بیروت ترور شد، امروز، شهر قم ساعاتی در وضع غیرعادی و تعطیل به سر برد.
پیکر نامبرده که ساعت 3 بامداد امروز، وارد تهران شده بود، از حدود ساعت 10 صبح، به میدان امام خمینی قم رسید و با حضور انبوه مردم ازجمله عراقیهای مقیم قم، بهسمت حرم حضرت معصومه{س} همراه با شعارهایی برضد حکومت بعث عراق تشییع شد. بنا بر اعلام آیتالله العظمی گلپایگانی، حوزه و نیز بازار قم تعطیل بود. در حرم، آیتالله العظمی مرعشی نجفی بر جنازه نماز خواند و جسد در مسجد موزه که جنب حرم واقع است دفن شد. بسیاری از علمای قم و نیز علما و معاودین عراقی مقیم قم ازجمله آیتالله روحانی و آیتالله سیدمحمد شیرازی {برادر شهید} در مراسم شرکت داشتند. آیتالله سیدصادق شیرازی برادر دیگر شهید نیز که در کویت ساکن است، امروز صبح، برای شرکت در این مراسم وارد قم شد. (3)
درباره چگونگی حادثه بیروت، گزارش روزنامه جمهوری اسلامی به نقل از خبرگزاری پارس، حاکی است: آیتالله سیدحسن شیرازی پنجشنبه گذشته، بهدست عوامل بعثی عراق ترور شد. وی ساعت 4 بعدازظهر، عازم مراسمی بود که به مناسبت درگذشت آیتالله شهید سیدمحمدباقر صدر در مدرسه امام المهدی بیروت {وابسته به خود آن مرحوم} برپا کرده بود، ولی قبل از اینکه خود به مجلس برسد مورد سوءقصد سرنشینان 2 اتومبیل قرار گرفت و جمعاً 13 تیر به وی اصابت کرد که 6 تیر به ناحیه سر او برخورد کرد. وی در سال 1389 هجری قمری {حدود 11 سال قبل} پس از یک سال حبس در زندان بعقوبه عراق با وساطت امام خمینی آزاد شده بود. از شهید مقالاتی در مجلههای سیاسی اجتماعی و دینی عراق و لبنان و نیز سایر
{تشییع جنازه آیتالله سیدحسن شیرازی در قم }
کشورهای عربی به چاپ رسیده و همچنین تعدادی کتاب از وی زیر چاپ است. (1)
دراینباره سازمان پیکار اسلامی عراق در بیانیه ای اعلام کرد: اینگونه ترورها هدفی جز خاموشکردن شعله انقلاب اسلامی در عراق ندارد و افزود: «ما به خون تمامی شهدای انقلاب اسلامی در عراق و به خون این شهید سوگند یاد میکنیم تا برقراری جمهوری اسلامی در عراق از پای نخواهیم نشست.» (2)
279
موارد زیر از اقدامات اخیر ارتش عراق برای احراز نوعی آمادگی بیش از حد معمول، حکایت میکند.
«مقامات لشکر7 پیاده ارتش عراق به کلیه یگانهای تابعه لشکر دستور دادهاند بهعلت بحرانیبودن اوضاع داخلی عراق و احتمال درگیریهایی با نیروهای ایرانی با کلیه امکانات و هوشیاری از مواضع خود مراقبت به عمل آورده و کلیه گشتیهای زمینی و دیدبانیها را افزایش داده و از بحثهای سیاسی پرسنل غیرنظامیان جلوگیری و هرگونه نشریات و اعلامیههای ضددولتی را که بین مردم پخش شده، جمعآوری و منهدم نمایند.» (3)
«بنا به دستور وزیر دفاع کشور عراق سربازان احتیاط که خدمت وظیفه خود را در یگانهای زرهی و تیپ گارد جمهوری عراق به پایان رسانیدهاند مجدداً به خدمت در یگانهای مذکور احضار گردیدهاند.» (4)
«سربازان احتیاط متولد 1949 نیز به یگانهای قبلی خود احضار شدهاند.» (5)
280
در ادامه تحرکات مرزی عراق، امروز نیز برخی موارد ازطریق منابع مختلفی که ذکر میشود، به مسئولان ذیربط یا رسانههای گروهی اعلام شد.
o تجاوز هوایی به فضای ایران ازطریق آبادان، بنا بر اعلام سخنگوی سپاه خرمشهر. (6)
o احداث استحکامات سنگر و استقرار نگهبان در آن و نیز احداث جاده خاکی به طول حدود 3 کیلومتر در ساحل عراقی مقابل خسروآباد و جزیره مینو؛ بر طبق گزارش گارد ساحلی خسروآباد. (7)
o کانالکشی و سنگرکنی در نوار مرزی حوالی پاسگاههای چیلات و نصریان و حوزه گروهان موسیان بهنحویکه در داخل کانالها خودرو و نیروی پیاده عبور میکند؛ مطابق اعلام ستاد لشکر92 زرهی به پایگاه دهلران بهمنظور هوشیاری. (8)
o سنگربندی و استقرار نیروی آماده در منطقه چهارکلات {منطقه عمومی کرمانشاه}؛ طبق گزارش شهربانی به وزارت کشور. (9)
o گشتزنی مسلحانه نیروهای شرطه و چریک عراق در ارتفاعات آقداغ؛ طبق گزارش ژاندارمری به ریاستجمهوری. (10)
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 15/2/1359، ص7.
2) روزنامه اطلاعات، 14/2/1359، ص12.
3) سند شماره 287471 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به استانداری خوزستان، 14/2/1359.
4) سند شماره 287219 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به استانداری خوزستان، 14/2/1359.
5) همان.
6) روزنامه کیهان، 15/2/1359، ص1.
7) سند شماره 000648 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از گردان گارد ساحلی به فرماندهی گارد ساحلی {رکن3}، 14/2/1359.
8) سند شماره 287469 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به فرماندهی پایگاه دهلران، 14/2/1359.
9) سند شماره 033971 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی به وزارت کشور، 14/2/1359.
10) سند شماره 033965 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {رکن2} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 14/2/1359.
281
در کنار تحرکات مرزی، اقدامات ایذایی خرابکارانه نیز در دستور کار رژیم عراق قرار دارد. دولت عراق همچنین دولت ایران را به تدارک و حمایت از چنین اقداماتی در داخل خاک عراق متهم میکند. ازجمله امروز، از جنوب تا شمال نواحی مرزی ایران و عراق، عوامل عراق دست به تحرکات ایذایی زدند.
در جنوب، بنا بر گزارش شهربانی آبادان، ساعت 2 بامداد امروز، به فرودگاه آبادان حمله مسلحانه شد. مطابق این گزارش: «ساعت 2 بامداد مورخه 14/2/1359، توسط عوامل ناشناسی با اسلحه آر.پی.جی7 تعداد 9 تیر بهطرف سلاحهای ضدهوایی مستقر در محوطه فرودگاه آبادان تیراندازی که تعداد 7 تیر آن منفجر و 2 تیر آن بهعلت سقوط در زمینهای گلی اطراف منفجر نمیگردد.» در این گزارش اضافه شده است که هیچکدام از گلولهها به هدف اصابت نکرده و خسارتی وارد نشده است. (1)
همچنین در گزارشی به ارتش آمده است: «برابر گزارش پایگاه دهلران، همهروزه تعدادی از ایرانیان ساکن منطقه سابله ازطریق هورالعظیم به پاسگاه سابله عراق رفته و اسلحه و مهمات دریافت و مراجعت مینماید. این تردد در چند ماه پیش شدت داشته، اما هماکنون کاهش یافته، ولی تحویل سلاح در قبال خرابکاری ازطریق پاسگاه فوق به افراد ایرانی ادامه دارد.» (2)
رضایی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قصرشیرین نیز در تماسی با خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی در کرمانشاه اظهار کرد: «یک جیپ شهباز با 16 سرنشین ... که ساعت 8 صبح دیروز، درحال عبور از جاده قصرشیرین به پاسگاه ده پرویز بودند به یک مین ضدتانک که در این راه گذاشته [شده] بود برخورد میکنند که منجر به انفجار مین میگردد.
شدت انفجار این مین بهحدی بود که 15 تن از سرنشینان آن کشته شدند و فقط یک نفر از حادثه جان سالم به در برد که وی نیز بهشدت مجروح است.» (3)در گزارشی از منطقه عملیاتی غرب کشور، سرنشینان خودروی مزبور 17 نفر ذکر شده که از ساکنان آبادی پرویز بودهاند و فقط 2 نفر آنان با جراحت شدید زنده ماندهاند. (4)
از سوی دیگر، مقامات عراقی نیز مدعی دخالت ایران در تحرکات ایذایی ضددولتی در عراق هستند. ازجمله در گزارش ارسالی ارتش به استانداری خوزستان، آمده است: «مقامات امنیتی و انتظامی رژیم بعثی عراق مدعیاند که اخیراً به دعوت رژیم ایران تعدادی از چریکهای وابسته به سازمانهای فلسطین وارد خاک ایران شدهاند، برابر ادعای همین مقامات این چریکها مأموریت دارند که گروههای خرابکار تربیت و جهت خرابکاری روانه عراق نمایند.» (5)این درحالی است که از داخل عراق خبر میرسد: «اخیراً مراکز تقویت برق نجف و کاظمین و قادسیه توسط گروههای مبارز ضددولت بعثی عراق منهدم گردیده است، میزان تلفاتی که به مرکز فوق وارد شده مشخص نشده است.» (6)
1) سند شماره 347472 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی خوزستان {اهواز} به استاندار خوزستان، 15/2/1359.
2) سند287470 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 14/2/1359.
3) روزنامه انقلاب اسلامی، 15/2/1359، ص11.
4) سند شماره 057505 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی، معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا {مدیریت اطلاعات} شماره 25، 15/2/1359 تا 16/2/1359، ص2.
5) سند شماره 287220 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به استانداری خوزستان، 14/2/1359.
6) همان.
282
آتشبس ششساعتهای که روز گذشته، ارتش بهمنظور جمعآوری اجساد و اقدامات پزشکی اعلام کرده بود، امروز، هرچند ناقص اجرا شد. این درحالی است که ستاد مشترک ارتش در گزارشی آخرین اوضاع سنندج را تا این مرحله، چنین ترسیم کرده است: «تا روز 14/2/1359، بهطور کل 800 نفر در سنندج مجروح شدهاند و تعداد 3 دستگاه تریلی بزرگ و یک دستگاه آمبولانس و یک تانکر بنزین و یک تانکر نفت و 3 دستگاه زرهپوش بهوسیله گروهها از ارتش گرفته شده و بهصورت موانع در راههای عبوری بهطور عرضی پارک شده و هرکس از خیابان عبور کند مورد اصابت گلوله واقع میشود.» (1)
درهرحال، آتشبس چندساعته از مهمترین تحولات امروز بود. یکی از مقامات ستاد مشترک ارتش به مطبوعات درباره چگونگی اجرای آتشبس گفت: «بهخوبی انجام شد و بنا به گزارشی که به ما رسیده تا ساعت 5 بعدازظهر... هیچگونه درگیری که منجر به نقض آتشبس شود صورت نگرفت و کار جمعآوری اجساد بهوسیله افراد ارتش و با همکاری مردم بهخوبی انجام گرفت، لکن از تعداد دقیق اجساد جمعآوریشده اطلاعی در دست نیست.» وی افزود: «پس از آتشبس هنوز گزارشی از آغاز درگیریهای مجدد به ما نرسیده است.» (2)
اما سپاه و طرف متخاصم، هرکدام دیگری را درمورد آتشبس متهم کردند. در گزارش سپاه کرمانشاه به واحد عملیات تهران چنین آمده است: «درپی آتشبس ششساعته روز جاری، ضدانقلابیون همچنان به روی ارتشیان و پاسداران درضمن جمعآوری اجساد و رسیدگی به خانوادههای سنندجیها آتش گشوده که 20 مجروح از ارتش و سپاه باقی گذاشتند.» (3)
283
یکی از مشکلات موجود ازجمله در اوضاع کنونی سنندج، ناهماهنگی و برخی اختلافات میان ارتش و سپاه است. این اختلافات بعضی طبیعی و مربوط به تفاوت نوع سازمان و تشکیلات و برخی نیز مربوط به تفاوت انگیزهها و خصلتهای غالب و رایج در هرکدام از دو نیرو است. مضمون چند پیام که امروز، ارسال شده است نشانههایی از این امر را بازگو میکند.
پیام امروز سپاه کرمانشاه به واحد عملیات تهران حاکی است: «اگر عملیات در سنندج لحظهای متوقف شود صددرصد به نفع ضدانقلاب خواهد بود. به رؤسای ارتش بگویید چرا انقلابی عمل نمیکنند و چرا از واحدهای ارتش در سایر نقاط ایران استفاده نمیشود.» (4)
در پیام امروز عملیات نیروی زمینی ارتش به ستاد مرکزی سپاه نیز آمده است: «برابر گزارش لشکر28 سنندج، تعداد 120 نفر از سپاهیان پاسدار انقلاب اعزامی به سنندج به علل مختلف تمایل به ماندن در سنندج را نداشته و از منطقه خارج شدهاند چون امر پاکسازی شهر سنندج بهعهده پاسداران انقلاب است، خواهشمند است دستور فرمایید بههرنحو که صلاح میدانند اقدام نموده، ضمناً نزاجا ازلحاظ تدارکاتی حمایت لازم را از پاسداران به عمل خواهد آورد.» (5)
1) سند شماره 041126 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 17/2/1359.
2) روزنامه بامداد، 15/2/1359، ص2.
3) سند شماره 050211 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه کرمانشاه به تهران {عملیات}، 14/2/1359.
4) سند شماره 051222 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از کرمانشاه به تهران {عملیات}، 14/2/1359.
5) سند شماره 050216 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات {مدیریت عملیات} به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران {ستاد مرکزی}، 14/2/1359.
مرکز فرماندهی سپاه هم امروز با ارسال تلفنگرامی به ستاد مشترک ارتش اعلام کرد: «درخواست میشود دستور فرمایید جهت حمل 100 تن مواد غذایی و دارویی از تهران به سنندج از ساعت 5 بعدازظهر روز جاری تا پایان [جابهجایی] محموله اقدامات لازم سریعاً صورت گیرد و نتیجه اقدامات را به سپاه گزارش نمایند.
مرکز فرماندهی، ساعت 15:15» (1)
ستاد مشترک ارتش در تلفنگرامی به سپاه پاسخ داد: «بازگشت به شماره 499/3 مورخ 14/2/1359، با [توجهبه] درگیری هواپیماهای سی130 دستور فرمایید مواد غذایی را با کامیون به کرمانشاه حمل نمایند تا توسط هلیکوپتر شنوک از کرمانشاه به سنندج حمل شود
ر.سماجا سرلشکر شادمهر، ساعت 17:35» (2)
یادآوری میشود این ناهماهنگیها فقط به روابط سپاه و ارتش و مسئله سنندج، اختصاص ندارد و دیگر ارگانهای مسلح نیز با آن مواجهاند؛
ازجمله پیام امروز سرگرد علیخانی از فرماندهان ژاندارمری در کرمانشاه به مقامات مافوق بدین شرح، ارسال شده است: «موضوع: عدم همکاری ارتش و شهربانی مستقر در نفتشهر با مأمورین. گروهان سومار به استناد گزارشات پاسگاه نفتشهر گزارش نموده است که واحدهای فوق در درگیریهای موجود با مهاجمین هرکدام با عناوین مختلف از همکاری با مأمورین ژاندارمری خودداری مینمایند و مأمورین ژاندارمری را در میدان مبارزه تنها میگذارند،مثلاً شهربانی بهدلیل اینکه سلاح سنگین دراختیار ندارد و ارتش هم بهدلیل اینکه در جنگ منظم شرکت خواهد کرد، عموماً از همکاری با واحد ژاندارمری خودداری میورزند و باعث دلسردی پرسنل ژاندارمری میگردد،لذا تقاضا نموده است که به طریق مقتضی به واحدهای موصوف دستورات بایسته صادر گردد، مقرر فرمایند برای دلگرمی هرچه بیشتر پرسنل دراینمورد اقدام لازم مبذول فرمایند.» (3)
284
امروز، بعد از سنندج که در وضع فعلی کانون اصلی بحران در غرب کشور است، بانه نیز در وضعیت بحرانی شدیدی قرار داشت. همچنین حل مسئله و پاکسازی دیواندره بهدلیل موقعیت جاده ای و تدارکات و نیز ارتباط با مسئله سنندج از دیگر موضوعات مهم امروز بود.
در بانه، حدت اوضاع در گزارشهای مربوط به پادگان این شهر آشکار است. در یکی از این گزارشها وضعیت بانه تا ساعت 7 صبح امروز، چنین آمده است: «پادگان بانه بهعلت محاصرهبودن تقاضای پشتیبانی هوایی نموده... بهطورکلی وضع بانه متشنج است... [ضمناً] کمبود مهمات و خواربار دارند.» (4)
با ادامه اشغال ارتفاعات مشرف، محاصره پادگان بانه ادامه یافت. تاکنون کوشش خودی ازجمله استفاده از آتش نیروی هوایی برای آزادکردن ارتفاعات مزبور به جایی نرسیده است
1) سند شماره 050222 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 14/2/1359.
2) سند شماره 050226 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران، 14/2/1359.
3) سند شماره 277224 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از فرماندهی14 05 {رکن3} به فرماندهی05 {رکن3}، 14/2/1359.
4) سند شماره 050234 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی، شماره23، از معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا {مدیریت اطلاعات} 13/2/1359 تا 14/2/1359، ص1.
ازجمله بعدازظهر روز گذشته {13/2/1359}، یک دسته 50 نفری برای رفع اشغال قله اربابا، با درخواست پشتیبانی آتش خمپاره و توپخانه، بهسمت قله حرکت کردند که مؤثر واقع نشد. (1)
برخلاف تصور مهاجمان مسلح غیرقانونی مبنیبر سقوط قریبالوقوع پادگان بانه، مقاومت مدافعان پادگان ادامه یافت، اما فشارهای زیادی به آنان وارد میشد. البته خبرها و پیشبینیهایی مبنیبر افزایش فشار وجود داشت. تلفنگرامی که امروز از ستاد مشترک به نیروی زمینی ارتش ارسال شده، چنین امری را بازتاب داده است: «برابر اطلاع واصله، در مورخ 15/2/1359، افراد پیشمرگان کرد تصمیم دارند به شهر بانه حمله کرده و تمامی پاسداران را به شهادت برسانند.» (2)
از سوی دیگر، تلاش برای افزایش توان مدافعان نظام در دیواندره و اجرای یک عملیات تعیینکننده برای حل مسئله آن ادامه دارد. دراینزمینه روز گذشته، واحد عملیات سپاه زنجان به تهران چنین اعلام کرده بود: «طبق اظهار سرهنگ هوشیار مستقر در نجفآباد بیجار آمادگی حرکت و سرکوبی اشرار را دارد، فقط منتظر دستور میباشد و هماهنگی سپاه و ارتش و پیشمرگان مسلمان که دیر شده است دستور صادر تا پیشروی بهسوی دیواندره و سقز آغاز شود.» (3)در پاسخ تهران به سپاه زنجان، اعلام شد: «به ارتش دستور داده شد که عملیات را شروع کنند، شما هم خود را با ارتش و پیشمرگان هماهنگ کنید و مرکز را در جریان لحظهبهلحظه عملیات قرار دهید.» (4)این پاسخ مبتنیبر پیام ستاد عملیات مشترک غرب به سپاه بود که روز گذشته، اعلام کرده بود: «برابر اعلام نیروی زمینی به لشکر16 زرهی قزوین دستور داده شده است که عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاکسازی و تأمین شهر دیواندره پشتیبانی نماید.» (5)این پیام با پیام دیگری که امروز، از عملیات نیروی زمینی ارتش به سپاه رسید، معنای خاصی پیدا کرد. در این پیام آمده است: «بازگشت به شماره... 13/2/1359، به لشکر16 زرهی قزوین ابلاغ گردید که عملیات سپاه را پشتیبانی نماید و این از وظایف فرمانده لشکر16 میباشد که آیا اعزام تانک نتیجهای دارد یا نه، زیرا چنانچه بهنحو مطلوب از تانک استفاده نشود، احتمال دارد کلیه تانکها بهوسیله مهاجمین منهدم گردد. دستور فرمایید با فرمانده لشکر16 قزوین هماهنگی به عمل آید.» (6)
285
علاوهبر سنندج و بانه، در برخی مناطق دیگر غرب کشور نیز وضع غیرعادی است و در آنها درگیریهایی وجود دارد.
در مریوان، براثر پرتاب خمپاره به داخل پادگان این شهر یک سرباز بهشدت از ناحیه سینه مجروح گردید که به تهران اعزام شد. (7)در گزارش سازمان چریکها به این موضوع اذعان شده است و درمورد خسارت واردشده به پادگان به انهدام یک دستگاه خودرو اشاره شده است. (8)دراینمیان، بلاتکلیفی فرماندهی عملیات در مریوان بر مشکلات تحرک علیه ضدانقلاب اضافه شده است تاجاییکه امروز این پیام، برای فرماندهی عملیات تهران ارسال شد: «اگر برادر شریف، سرگرد ماذن از بسیج را تأیید
1) سند شماره 050205 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 13/2/1359.
2) سند شماره 050218 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا {مرکز فرماندهی} به نزاجا {مدیریت عملیات و اطلاعات}، 14/2/1359.
3) سند شماره 050197 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات زنجان به تهران، 13/2/1359.
4) سند شماره 39023 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مرکز فرماندهی عملیات به سپاه زنجان{عملیات}، 13/2/1359.
5) سند شماره 050200 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد عملیات مشترک غرب به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 13/2/1359.
6) سند شماره 050232 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از نزاجا {مدیریت عملیات} به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 14/2/1359.
7) روزنامه جمهوری اسلامی، 15/2/1359، ص3.
8) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 58، 24/2/1359،ص3.
نمیکنند، یک فرمانده عملیات جهت مریوان معرفی کنند. لطفاً هرچه سریعتر اقدام نمایید.» (1)
در پاوه، از ساعت 16، دوباره خمپارهاندازی مهاجمان مسلح ضدانقلاب بهسوی شهر شروع شد که براثر آن به گزارش ژاندارمری «یک نفر به نام نعمت شهابی آموزگار کشته و 10 الی 12 نفر مجروح گردیدند که مجروحین در بیمارستان بستری و به انگیزه نبودن وسیله مداوای کافی در پاوه برای نجات جان مجروحین ناحیه از لشکر تقاضای هلیکوپتر نموده است.» (2)همچنین تلفن شهری پاوه مختل و ارتباط بین کرمانشاه و پاوه نیز قطع شد. (3)در گزارش شهربانی پاوه تعداد مجروحان 14 تن ذکر شده است. (4)
در منطقه عمومی سردشت، عده ای از نیروهای خودی که در ربط در محاصره بودند، امروز، با درگیری محاصره را شکستند و بدون تلفات وارد پاسگاه کلته شدند. (5)
در شاهیندژ درگیری شدیدی بین نیروهای سپاه و مهاجمان مسلح غیرقانونی رخ داد. (6)
در بوکان، به گزارش شماره امروز کیهان، رشید حیدری که بنا بر اعلام سپاه «در کمال جدیت در راه اسلام و جمهوری اسلامی میکوشید»، هدف حمله حزب کومهله قرار گرفت و بعد از دستگیری و شکنجه به شهادت رسید. (7)
در مهاباد و پیرانشهر، مطابق گزارش نشریه کار، ارگان سازمان چریکهای فدایی خلق و روزنامه کیهان، مردم بهشدت در مضیقه هستند. بهخصوص بر محدودیت مواد غذایی، دارویی و نفت و بنزین تأکید شده است. (8)در روزنامه کیهان همچنین وضع مشابهی برای بوکان، گزارش شده است. (9)
در منطقه عمومی ارومیه، پاسگاه انتظامی آبشروب که نیروهای سپاه در آن مستقر بودند، حدود نیمهشب با ژ3 و نارنجکانداز و آر.پی.جی مورد حمله قرار گرفت که براثر آن 2 پاسدار مجروح و سپس شهید شدند. (10)یادآوری میشود که در این منطقه درگیریهای ایذایی تقریباً دائمی است. بهطور مثال، گزارش خبرنگار کیهان از ارومیه درباره درگیریهای امروز، چنین است: «حرکت یک ستون نظامی از لشکر64 ارومیه در داخل دره قاسملو با حمله افراد مسلح روبهرو شد. در این درگیری یک سرباز وظیفه به نام ابراهیم ابراهیمی به شهادت رسید. این درگیری مانع عبور ستون نظامی نشد و این ستون با عبور از دره قاسملو در پاسگاه آقبلاغ مستقر شد. درگیری در درهخان روی داد. چند روز پیش نیز گردان185 قزوین هنگام عبور از دره قاسملو با حمله و تیراندازی افراد مسلح غافلگیر و خلع سلاح شد. این درگیری 6 شهید و 25 مجروح بر جای گذاشت. حرکت ستون نظامی از دره قاسملو اینبار با تدبیر انجام گرفت و ستون موفق به عبور از دره قاسملو و استقرار در منطقه شد. از سوی دیگر، خبرهای رسیده از دره قطور نیز حاکی است که افراد مسلح بر روی نظامیانی که مأمور حفاظت از پل هوایی قطور شدهاند آتش گشودند که ازسوی آنها به این تیراندازیها پاسخ داده شد. از تعداد تلفات و مجروحین این درگیری اطلاعی در دست نیست.» (11)
1) سند شماره 51222 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
2) سند شماره 000647 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 14/2/1359.
3) روزنامه جمهوری اسلامی، 15/2/1359، ص3.
4) سند شماره 000669 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مدیرکل امور انتظامی وزارت کشور به استانداری کرمانشاهان، 21/2/1359.
5) سند شماره 50234 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین؛ و سند شماره 050205 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
6) روزنامه کیهان، 15/2/1359، ص1.
7) روزنامه کیهان، 14/2/1359، ص2.
8) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران هفتهنامه کار، شماره 58، 24/2/1359، ص3؛ و روزنامه کیهان، 14/2/1359،ص2.
9) روزنامه کیهان، 14/2/1359، ص2.
10) سند شماره 50230 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا به دفتر ریاستجمهوری، 14/2/1359.
11) روزنامه کیهان، 15/2/1359، ص2.
286
بازتاب درگیریهای کردستان در سایر نقاط ایران بسیار وسیع است و با حساسیت خاصی دنبال میشود. دراینمیان تشییع شهدای کردستان، در شهرهای خود حساسیتها را افزایش میدهد.
در گزارشی از شیراز دراینزمینه آمده است: «دیروز، جنازه 3 تن از برادران شهید نظامی مرکز زرهی و تیپ55 هوابرد شیراز به نامهای استوار یکم اکبر رضایی که در جریان درگیری با ضدانقلاب در وقایع کردستان به فوز شهادت نائل آمده بودند از بیمارستان 572 ارتش، بهطرز باشکوهی درمیان انبوه بیسابقه مردم تا دارالرحمه شیراز تشییع شدند. ... تشییعکنندگان درحالیکه بغض گلویشان را گرفته بود دیگر هرنوع مذاکره با این احزاب شیطانی را اهانت و بیاعتنایی مستقیم به آرمان شهیدان دانسته و یکپارچه فریاد برمیآوردند: "حزب دمکرات را به خاکوخون میکشیم."، "میکشم، میکشم آن که برادرم کشت" و... بنا به همین گزارش، مغازهها و بازارهای شهر نیز به همین مناسبت تعطیل شد.» (1)
همچنین پیشازظهر پریروز، جنازه پاسدار شهید حجتالاسلام بیرانوند که روز پنجشنبه 11/2/1359، در درگیریهای سنندج به درجه شهادت رسیده بود، در میان تأثر و اندوه دهها هزار نفر از مردم مبارز و مسلمان بروجرد تشییع شد. به همین مناسبت، بازار بروجرد دیروز، به حالت تعطیل درآمد. (2)
نوع دیگری از بازتاب حوادث کردستان، در اعلام مواضع تشکلهای مختلف، بروز یافت. امروز نامه سرگشاده ای با امضای «انجمن فارغالتحصیلان دانشگاه علموصنعت ایران» خطاب به امام خمینی نوشته شد و رونوشت آن برای «ستاد فرماندهی سپاه پاسداران» ارسال گردید که در آن آمده است: «اکنون که به اراده خداوند و یاری امت اسلامی و به بهای خون عزیزان وطن، میرود تا نعمت حاکمیت عدالت اسلامی در منطقه عزیز کردستان و ایجاد امنیت در آن خطه قهرمانپرور حاصل شود و آن سرزمین از لوث وجود عناصر سرسپرده پاکسازی شود، اجازه فرمایید تا خلقهای مسلمان سراسر ایران بهاتفاق ریاستجمهور و اعضای شورای انقلاب و هیئت دولت بهمنظور دیدار و عرض تبریک و شرکت در جشن رهایی خواهران و برادران کرد که از شرّ ضدانقلابیون و همچنین کمک در سازندگی و جبران ویرانیهای ناشیاز درگیریهای تحمیلشده از ناحیه عناصر ضداسلام بهسوی سنندج هجرت کنند تا بدینوسیله علایق و عواطف عمیق انسانی خود را صمیمانه و با تمام وجود به برادران و خواهران مسلمان کرد خود ابراز نمایند و چند روزی مهمان خلق مهماننواز کردستان باشند. بدینوسیله اعلام میداریم که همراه ملت رشید ایران کلیه توان و نیروهای متخصص خود را برای این امر مهم دراختیار آن بزرگ قائد عظیمالشأن میگذاریم و گوش به فرمان آماده ایثار هستیم.» (3)
287
علاوهبر درگیریهای مناطق کردنشین، تحرکات ایذایی دیگری نیز در سایر مناطق ایران روی میدهد. بعضی از این تحرکات مشخصاً میتواند فقط کار عوامل عراق یا وابستگان ایرانی آن یا عناصر وابسته به گروههای سلطنتطلب هوادار بختیار، اویسی و پالیزبان باشد. البته درخصوص اینکه عوامل مربوط به فراریانی از این دست، اصولاً در این تحرکات ایذایی دخیل هستند یا خیر، بجز تأکیدات مکرر حزب توده، شاهد عام قابلاعتنایی وجود ندارد. با یادآوری دوره گذار یا وضعیت دوگانه {جنبشی ساختاری} کنونی، انواع تحرکات غیرقانونی را از گروههای مخالف یا موافق حکومت میتوان انتظار داشت. البته دراینمیان، تصفیهحسابهای شخصی و انگیزههای غیرسیاسی نیز مجال بروز مییابد. در ادامه، مجموعه ای از حوادث امروز و برخی پیامدهای آن و نیز تدابیر اعلامشده دراینباب مرور شده است.
بوشهر: «درپی به آتش کشیدهشدن چندین خرمن از گندمهای دشتستان، تنگستان و توابع آن توسط افراد ناشناس، اعلامیه مشترکی ازسوی جامعه روحانیت و فرماندار بوشهر انتشار یافت. در این اعلامیه ضمن محکومکردن عوامل ضدانقلاب که در آتشسوزی خرمنهای گندم دست داشتهاند خطاب به مردم منطقه آمده است: بدینوسیله به کلیه کشاورزان هشدار داده میشود که چنانچه با این عاملین کثیف مواجه شدند آنها را دستگیر و به دادگاه انقلاب اسلامی تحویل دهند تا بهعنوان ضدانقلاب به اشد مجازات تنبیه گردند.» (1)
تهران: سرنشینان یک اتومبیل اپل شبهنگام، در خیابان طالقانی بهسوی پاسداران مستقر در لانه جاسوسی تیراندازی کردند و متواری شدند. (2)
تبریز: در ساعت 12:15، رئیس شعبه بانک صادرات خیابان طالقانی با مسلسل یوزی ترور و به شهادت رسید. (3)
قصرشیرین: ساعت 10 بامداد امروز، در قصرشیرین، بمبی در یک منزل خالی از سکنه منفجر شد که به خانه و قهوهخانه جنب آن خساراتی وارد آمد. همچنین در ساعت 15:23 نیز در محل دفتر حزب توده واقع در جنب دفتر تبلیغات اسلامی قصرشیرین انفجاری روی داد که براثر آن شیشههای دفتر شکست. (4)
تهران: عصر امروز، به مأموران کلانتری13 یک گزارش تلفنی رسید مبنیبر اینکه 2 بمب قوی در یک اتومبیل تاکسی زیر سوئیچ کار گذاشته شده بود. درپی اطلاع از این امر، مأموران کلانتری 13 بیدرنگ به محل توقف تاکسی اعزام و در اتومبیل را باز کردند و جعبه حامل بمبها را پیدا و سپس خنثی کردند. یک مسئول کلانتری13 گفت که گزارش مزبور ازطریق یک خانم رهگذر به کلانتری رسید و اتومبیل مذکور سرقتی و بمبها نیز بسیار قوی بودهاند که کشف و خنثی شدند. (5)
دراینحال به نوشته کیهان: «آیتالله مهدوی کنی سرپرست وزارت کشور، در گفتوگویی با کیهان... درمورد افراد و گروهی که در تهران مبادرت به بمبگذاری کردهاند و پاسخ به این سؤال
که تاکنون چند نفر دستگیر شدهاند و چرا تاکنون نام آنان فاش نشده است، گفت: 3 خارجی و 4 ایرانی دررابطهبا بمبگذاریها دستگیر شدهاند که تحقیق از آنان در سطح وسیعی ادامه دارد و هدف ریشهیابی عوامل اصلی این بمبگذاریها است و اینکه چرا تاکنون نامشان فاش نشده است دلیل آن بررسی و تحقیق دقیق و لازم دراینزمینه است.» (1)
روزنامه اطلاعات نوشت: «راهآهن دولتی ایران نیز اعلام کرد چون بهمنظور تأمین ایمنی بیشتر برای مسافران ناگزیر به کنترل وسایل آنان قبل از حرکت میباشد، لذا از مسافرین محترم تقاضا دارد برای مسافرت با قطار یک ساعت قبل از ساعت مقرر که بر روی بلیتها قید شده در ایستگاه راهآهن حضور یافته و دراینرابطه با مأموران محترم همکاری لازم را به عمل آورند. ضمناً نظر به اینکه ظرفیت ایستگاه راهآهن تهران محدود میباشد از مشایعتکنندگان محترم تقاضا میشود حتیالمقدور از آمدن به ایستگاه تهران خودداری کنند.» (2)
شهربانی جمهوری اسلامی ایران نیز با صدور اطلاعیه ای به مناسبت بمبگذاریهای اخیر نکاتی را برای جلوگیری از خطرهای احتمالی متذکر شد. در اطلاعیه شهربانی آمده است: شهربانی جمهوری اسلامی ایران از عموم هموطنان عزیز تقاضا دارد بهمنظور کاهش خطرهای احتمالی ناشیاز هرگونه انفجار، درصورت برخورد با تلههای انفجاری و اشیاء مشکوک نکات ایمنی را رعایت کرده و دقیقاً اجرا کنند. در ادامه اطلاعیه 13 نکته ایمنی ذکر شده است، ازجمله اینکه تا رسیدن افراد متخصص از تجمع در اطراف اشیاء مشکوک خودداری کنند و از دستکاری یا جابهجاکردن آن بپرهیزند، دیگر اینکه حتیالمقدور در محل کار یا سکونت چند کیسه محتوی شن پیشبینی و مهیا کنند و درصورت لزوم بهصورت استوانه ای در اطراف شیء مشکوک قرار دهند یا اگر در نزدیکی تله انفجاری چاه، استخر و یا حوض عمیقی وجود دارد با احتیاط شیء مورد نظر را از راه دور به داخل مکان مزبور بیندازند. مورد دیگر اینکه برای جلوگیری از تضییع وقت در مواقع اضطراری، نوع گروه خونی خود را بدانند و بهوسیله پلاکهای مخصوص مچ دست یا بهصورت گردنبند همراه داشته باشند. (3)
288
در وضعیت کنونی {وضعیت دوگانه جنبشی ساختاری} یکی از معضلات موجود تعیین تکلیف در خیابان بهجای تعیین تکلیف در نهادهای قانونی است که باوجود استقرار نظام قانونی، بهدلیل عدم استحکام آن، مرتباً روی میدهد.
دراینمیان مسئولان رسمی که قضیه را بزرگتر و فراوانتر از حدود توانایی و اختیارات خود مییابند،کاری مشکل و اوضاعی بغرنج را پیش رو مییابند. مندرجاتی از دو روزنامه متعلق به جریانهای سیاسی متفاوت، مثالهایی است در توضیح آنچه ذکر شد.
در گزارش روزنامه جمهوری اسلامی از گفتوگوی امروز معاون سیاسی وزارت کشور با رادیو تلویزیون آمده است: «مصطفی میرسلیم معاون سیاسی وزارت کشور و سرپرست شهربانی
جمهوری اسلامی ایران، در گفتوگویی با خبرنگار صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران با اشاره به درگیریهای روز پنجشنبه گذشته [11/2/1359]، در ترمینال پارک خزانه و میدان آزادی گفت: به مأموران انتظامی و برادران پاسدار دستور داده شده است، با قاطعیت از اعمال کسانی که اجتماعات و تظاهرات قانونی گروهها را بر هم میزنند، جلوگیری کنند. وی از سوی دیگر به گروههای سیاسی توصیه کرد از حمله متقابل به اخلالگران تظاهرات خودداری کنند و با مأموران انتظامی در شناسایی و دستگیری این عناصر همکاری به عمل آورند. معاون وزارت کشور یادآور شد چنانچه تظاهراتی بدون اخذ مجوز برگزار شود ازطریق وسایل ارتباطجمعی از مردم خواسته خواهد شد که در آن شرکت نکنند.» (1)
نشریه پیام جبهه ملی ارگان جبهه ملی ایران، در شماره امروز خود در مطلبی با عنوان "خودداری دولت از تعقیب مهاجمان کمک به ضدانقلاب است"، چنین آورده است: امام خمینی بارها و بهخصوص در بیانات روز جمعه، تأکید کرده است که یکی از نتایج بزرگ انقلاب اسلامی ایران آزادی احزاب و اجتماعات و عقاید و افکار است. متأسفانه با وجود این تأکید و بهرغم اعلامیه رئیسجمهوری و اظهارات روحانیون، در موارد مختلف افرادی که از قبل تجهیز شده و سازمان یافتهاند بهطور گروهی به بعضی اجتماعات حمله میکنند و با بهکاربردن انواع سلاحهای سرد و حتی در بعضی موارد با اسلحه گرم و با شعار "حزب فقط حزبالله" اجتماعات را به هم میریزند.
در یک سال اخیر، براثر اعمال این قبیل افراد تعداد بسیاری از مردم مضروب و مجروح شدهاند و بعضی موارد هم موجب قتل نفوس گردیده است. (2)
حزب جمهوری اسلامی شاخه اصفهان هم در محکومکردن تعرض به اجتماعات بیانیه ای انتشار داد که به واقعه مزبور پرداخته است. در این بیانیه آمده است: «همواره مسئولین حزب در سخنرانیها و مصاحبهها و اجتماعات رسمی الزام آزادی جمعیتهای قانونی و حفظ آزادی اجتماعات و امنیت کامل آنها را بیان داشتند. بنابراین لازم است که وزارت کشور طبق اعلامیههای رسمی، پس از کسب مجوز توسط گروهها و احزاب امنیت کامل اجتماعات [را] تضمین نماید و از هرجومرج و حمله توسط عوامل مشکوکی که برای خدشهدارکردن انقلاب اسلامی و بهخصوص رهبری کبیر آن از شعار "حزب فقط حزبالله رهبر فقط روحالله" سوءاستفاده مینمایند، جلوگیری به عمل آورده و عاملین اینگونه حوادث را شناسایی و شدیداً مجازات نمایند... دررابطهبا حادثه اسفناک روز 14/2/1358 (3)میدان انقلاب اسلامی اصفهان که منجر به قتل یک نفر گردیده، باتوجهبه کلیه اصول ذکرشده فوق این حرکت را که نقض آشکار آزادیهای اساسی میباشد، شدیداً محکوم مینماییم و از مسئولین امر خواستاریم جهت پیشگیری از چنین حوادثی و عدم تکرار آن مسببین را طبق قانون مشخص و به ملت معرفی نموده و به مجازات برسانند.» (4)
289
در ادامه مسائل مربوط به تعطیلی دانشگاهها، اظهارات مسئولان امر و نیز تحرکات برخی کارکنان و اساتید دانشگاهی، گویای دغدغه مسئولان ذیربط، درمورد قطعیشدن تخلیه ستاد گروهها است.
به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، امروز دکتر محمدجواد باهنر عضو کمیسیون فرهنگی شورای انقلاب، اظهار کرد: در 15 خرداد، تعطیلی همه دانشگاهها مسلم است و دانشگاههایی که نمیتوانند ترم خود را پایان برند، میتوانند به وزارت علوم اطلاع بدهند تا وزارت علوم انحلال ترم آنها را اعلام
کند. هر دانشگاهی که کار خود را شروع کرد باید ترتیبی بدهد تا در این یک ماه برنامه خود را تمام کند چنانچه نتوانند این کار را انجام بدهند ترم آن منحل خواهد شد.
همچنین آیتالله مهدوی کنی سرپرست وزارت کشور و عضو شورای انقلاب، درباره برچیدن ستاد عملیاتی بعضی گروههای سیاسی که هنوز باقی ماندهاند، گفت وزارت علوم بایستی از آنها بخواهد که برچیده بشود اگر این کار را انجام ندادند ما ناگزیر میشویم از طریقهای دیگر اقدام کنیم. (1)
این درحالی است که به نوشته شماره امروز روزنامه اطلاعات: «بیش از 300 تن از اعضای هیئتهای علمی چند دانشگاه بزرگ تهران در تلگرامهایی به رئیسجمهوری خواستار معرفی و محاکمه محرکین، عاملین و آمرین حوادث اخیر دانشگاهها به پیشگاه ملت مبارز و قهرمان ایران شدند. در این تلگرامها همچنین خواسته شده است استادان، دانشجویان و سایر کارکنان دانشگاهها که در حوادث اخیر دستگیر شدهاند، بیدرنگ آزاد شوند و دستور اکید برای جلوگیری از هرگونه حمله احتمالی به محوطه دانشگاههای کشور صادر شود.» به نوشته این روزنامه: «اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی تهران،(2)دانشگاه پلیتکنیک تهران، دانشگاه متحدین و دانشگاه آزاد(3)ازجمله دانشگاههایی هستند که به فرستادن این تلگرامها اقدام کردهاند.» (4)
همچنین امروز، "اعتصاب کارکنان پلیتکنیک وارد دهمین روز خود شد"، روزنامه جمهوری اسلامی پس از درج این عنوان افزود: «کارمندان مسلمان ده روز پیش خواستار تخلیه ستادها شدند و اعلام کردند تا تخلیه کامل ستادها سر کار خود حاضر نخواهیم شد و مسئول هرگونه آشوب و ناامنی در محیط دانشگاه و انحلال ترم، دانشجویان اشغالکننده ستاد خواهند بود. بهدنبال این تصمیم گروههای چپ شروع به مارکزدن به کارمندان مسلمان دانشگاه کردند و این جریان را توطئهای ازجانب کارمندان مسلمان خواندند و برخلاف تصمیم شورای انقلاب و رئیسجمهوری اعلام کردند که ما کلیه ستادها را به شورای دانشجویان تحویل خواهیم داد.» لازم به ذکر است که این شورا متشکل از 10 نفر {ازجمله اعضای انجمن دانشجویان مسلمان}
بود که 6 نفر آنها در اعلامیه ای پس از توطئهخواندن اقدام کارمندان، رئیس دانشگاه را متهم به ضدشوراییبودن کرده بودند. «بهدنبال آن، کارمندان مسلمان پلیتکنیک اعلام کردند که اقدام شما مبنیبر تحویل کلید ستادهایتان به شورا مانند این است که کلید را از جیب کتتان درآورده و به جیب شلوارتان فرو میکنید.» (1)
290
از چند روز پیش، بر سر تخلیه ساختمانی در خیابان 16 آذر که دراختیار شاخه دانشجویی سازمان مجاهدین خلق بود، مجادله و تنشی مطبوعاتی بروز کرده بود که امروز هم ادامه یافت.
روزنامه انقلاب اسلامی، که اغلب آثار روشنی از هواداری از سازمان مجاهدین خلق در آن مشاهده میشود، روز گذشته، گزارشی درج کرد که در آن آمده بود: «روزنامه جمهوری اسلامی به تاریخ چهارشنبه دهم اردیبهشت، مطلبی از قول سرپرست امور عمومی دانشگاه تهران چاپ کرد مبنیبر اینکه انجمن دانشجویان مسلمان هنوز مقر خود را تخلیه نکرده است. بهدنبال چاپ این مطلب، عدهای به انجمن دانشجویان مسلمان واقع در خیابان 16 آذر حمله کرده که این حمله تعدادی مجروح همراه داشت. در همین رابطه، نماینده انجمن دانشجویان مسلمان در تماسی با خبرنگار ما مطالب مندرج در روزنامه جمهوری اسلامی را بهشدت تکذیب کرده و اضافه نمود که ساختمان مذکور بههیچوجه از اموال دانشگاه تهران نیست.» (2)
یادآوری میشود در اطلاعیه امور عمومی دانشگاه تهران که در تاریخ 10/2/1359، در روزنامه جمهوری اسلامی به چاپ رسید، از این موضوع انتقاد شده بود که باوجود تصویب شورای انقلاب و دستور ریاستجمهوری، ساختمان متعلق به دانشگاه تهران واقع در خیابان 16 آذر که در تصرف عدوانی انجمن دانشجویان مسلمان است، تا آن روز {10/2/1359}، تخلیه نشده است و به فعالیت خود ادامه میدهد. (3)
دفتر اطلاعات و روابطعمومی دانشگاه تهران در پاسخ به این انتقاد، با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد: «ساختمان مذکور محل گارد سابق دانشگاه تهران بوده که پس از پیروزی انقلاب به تصرف دانشجویان درآمد و از آن زمان تاکنون دانشگاه تهران وجهی بابت کرایه این ساختمان نپرداخته است و در تماسهای مکرر با مالکین ساختمان قرار شد این محل را به دانشجویان اجاره دهند که امر به تقاضا و موافقت دانشجویان بوده است. متأسفانه بهعلت فراریبودن یکی از مالکین، این کار تاکنون صورت نگرفته است. بنابراین، دانشگاه تهران این ساختمان را جزء اموال خود نمیداند.»
روزنامه جمهوری اسلامی در شماره امروز خود، پس از درج این اطلاعیه و در پاسخ به آن آورده است: «دفتر اطلاعات و روابطعمومی دانشگاه تهران که برای دفاع از تسخیر غیرقانونی و تصرف عدوانی بیتالمال دست به توجیه و مغلطهکاری میزند، چگونه پاسخ تصرف بیتالمال و
غارت اموال عمومی مردم را خواهد داد؟ آیا ساختمانی که صاحبش فراری بوده دراختیار انجمن دانشجویان مسلمان {هواداران مجاهدین خلق} است؟ آیا مسئولین دانشگاه تهران برای تعیین تکلیف و واگذاری ساختمان به بنیاد مستضعفین هیچگونه مسئولیتی نداشتهاند؟ آیا دانشجویان هوادار مجاهدین خلق که ساختمان دراختیارشان هست، نباید اجارهای بابت تصرف بیتالمال به مسئولین بدهند؟»
این روزنامه در ادامه مسئولان دانشگاه تهران را مورد انتقاد قرار داده و افزوده است: «فقط رسالت خود را در این دیدهاند که با یک تکذیب شرمآور، حمایت خود را مجدداً از خلقیهای دانشگاه و تصرف عدوانی و غارت بیتالمال گروههای سیاسی ضدخلقی نشان دهند!» (1)
291
در ادامه اختلافات منجر بهنوعی انزوا برای آیتالله صادق روحانی،(2)شایعه خروج وی از ایران جدی بود که دراینصورت میتوانست با طراحی مخالفان نظام جدید، سوژه تبلیغاتی مناسبی برای آنان تولید شود.
روزنامه انقلاب اسلامی امروز مصاحبه ای با آیتالله صادق روحانی را درج کرد که در آن بدون اینکه به مزاحمت و ممانعت خاصی اشاره شود، از جریانی مبهمگذاشتهشده انتقاد گردیده و عدم خروج از کشور امری داوطلبانه و برای رعایت مصالح بازگو شده است. در این مصاحبه، آیتالله روحانی در پاسخ به سؤال خبرنگار درباره سفر و علت و چگونگی آن گفت: «همّ دشمن اکنون ایجاد نفاق و اختلاف بین روحانیت است و اخیراً برطبق همین نقشه پیاپی به اینجانب حمله نمودهاند. باتوجهبه اینکه رهبر انقلاب بارها در سخنرانیها و اعلامیهها تأکید کردهاند که تضعیف روحانیت، تضعیف اسلام است و لازمهاش شکست انقلاب است، این عوامل به تذکرات عمل نکرده و بیرحمانه تهمت و افترا به روحانیت میزنند. حقیر صلاح را در این دیدم که برای مدتی مسافرتی به خارج بنمایم و همین ایام عازم سفر بودم، لیکن باتوجهبه خطرات احتمالی که ممکن بود به وجود آید چند روزی سفر را به تأخیر انداختم. به دو جهت: اول اینکه، مایل نیستم از ملت فداکار خود دور باشم، دوم اینکه، ممکن است بهانه آشوب برای گروههای ضدانقلاب فراهم شود. پس از رفع مشکلات موجود انشاءالله مسافرت خواهم کرد. ... چند ماه پیش سفیر سوریه به پیش من آمد و ازطرف حافظ اسد از من دعوت کرد تا به سوریه سفر کنم، ولی چون قصد من سفر طولانی است قصد مسافرت رسمی را ندارم.» (3)
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 14/2/1359، ص10.
2) * آیتالله صادق روحانی از مراجع تقلید وقت به حساب میآمد، در دوران انقلاب نسبتاً پویا و فعال بود، ولی این پویایی، پس از پیروزی انقلاب، چندان ادامه نیافت و درنهایت در نوعی انزوا قرار گرفت؛ انزوایی که البته انعکاس و بازتاب چندانی نداشت و بهاصطلاح مسئلهساز نشد.
3) روزنامه انقلاب اسلامی، 14/2/1359، ص10.
292
امروز، یک اطلاعیه روابطعمومی استانداری کرمان که بهوسیله خبرگزاری پارس انعکاسی گسترده یافت و نیز گزارشهای اولیه منابع ارتش و سپاه، ساعتها این تشویش را در سطحی وسیع باعث شد که امریکاییها به تحرک نظامی دیگری دست زدهاند. به نقل از شاهدان محلی اعلام گردید 4 هلیکوپتر مشاهده شده است که 3 فروند آن منطقه را ترک کرده و یکی برجا مانده است، اما در ادامه تا ساعات پایانی شب، بالاخره مشخص شد که حمله جدیدی در کار نبوده و تعداد هلیکوپترها هم فقط یک فروند و مربوط به عملیات نجات قبلی بوده است.
در اطلاعیه مزبور چنین گزارش شده است: «4 فروند هلیکوپتر که در شناساییها،امریکایی تشخیص داده شدهاند در 120 کیلومتری جنوبشرقی پاسگاه ژاندارمری برچک(1)و 180 کیلومتری جنوبشرقی گروهان ژاندارمری کهنوج جیرفت مشاهده شدند و عشایر منطقه بهمحض مشاهده هلیکوپترها مراتب را به پاسگاه ژاندارمری اطلاع دادند و بلافاصله فرمانده گروهان ژاندارمری کهنوج و برادران پاسدار به منطقه عزیمت کردند. توضیح اینکه از 4 فروند هلیکوپتر، 3 فروند پرواز کرده و یک فروند بهدلیل
خرابی یا دلایل دیگر باقی مانده که هماکنون گروهان ژاندارمری کهنوج و برادران پاسدار از آن حفاظت میکنند.» (2)
در ساعت 12:45، سپاه بندرعباس دراینباره به تهران گزارش کرد: «هلیکوپتر ناو امریکایی که در منطقه کهنوج بین راه کرمان بندرعباس از حوزه جیرفت فرود آمدهاند تعداد آنها 4 فروند که یکی از آنها مانده و 3 فروند دیگر فرار کردهاند. برای تحقیق بیشتر با کرمان تماس گرفته شود.» (3)در پاسخ به این پیام ابلاغ شد که «با کرمان تماس گرفته شود و موضوع را بیشتر بررسی کنید.» (4)نتیجه بررسی خواستهشده چنین اعلام گردید: «طبق تماس با کرمان در ساعت 18:30،
15/2/1359، 4 هلیکوپتر امریکایی بودهاند که یکی از آنها ...(1)[بهدلیل] نقص فنی نشسته و 3 هلیکوپتر دیگر فرار کردهاند و الآن نیروی سپاه و ژاندارمری در منطقه است.» (2)
در ساعت 19، گزارشی تکمیلی از سپاه کرمان به عملیات تهران ارسال شد که بیانگر حضور نیروهایی از سپاه از قبل در منطقه برای تحقیق بود.(3)این پیام بدین شرح است: «طبق اطلاع فرمانده سپاه پاسداران جیرفت برادران پاسدار با کمک گروهان ژاندارمری از منطقه فرود هلیکوپتر محافظت مینمایند. مستدعی است باتوجهبه مشکلبودن راهها و عدم امکانات موجود که محل فرود در جلگهمانندی قرار گرفته فوراً نسبت به اعزام کارشناس و متخصص و مراحل قانونی اقدام فرمایید.» (4)
یادآوری میشود گزارش دیگری از سپاه کرمان حاکی است: «عصر امروز، یک تیم متخصص از نیروی هوایی با یک فروند هواپیمای نیروی هوایی به کرمان اعزام و قرار بود که با هلیکوپترهای هوانیروز کرمان به محل سقوط هلیکوپتر امریکایی عزیمت نمایند که بعداً به بندرعباس پرواز کردند تا از بندرعباس به محل سقوط برسند.» (5)در ادامه، ستاد مشترک به پست فرماندهی منطقه ابلاغ کرد: «یک فروند هواپیمای اف4 و یک فروند هلیکوپتر در مورخ 15/2/1359، جهت شناسایی هلیکوپتر امریکایی از پایگاه هوایی بندرعباس عازم منطقه کلچک میباشد، دستور فرمایید هماهنگی لازم را معمول داشته و از تیراندازی به این پرواز خودداری شود.
رئیس سماجا، سرلشکر شادمهر» (6)دراینحال، روزنامه عصر امروز کیهان نیز اخبار مربوط را با افزودن تأییدیههای ارتش بازتاب داد و ضمن اعلام این مطلب که «روز گذشته، عشایر منطقه پرواز 4 هلیکوپتر را به گروهان ژاندارمری کهنوج از توابع شهرستان جیرفت اطلاع دادند»،(7)نوشت: «بلافاصله فرمانده گروهان بهاتفاق برادران پاسدار به محل رفته و یکی از هلیکوپترها را که بدون سرنشین باقی مانده بود تحتحفاظت قرار دادند»،(8)روزنامه کیهان تحتعنوان "تجاوز تازه هلیکوپترهای جنگی امریکا به ایران"، افزود: «یک هلیکوپتر شنوک امریکایی از نوع هلیکوپترهایی که قرار بود طرح خائنانه کارتر رئیسجمهور امریکا را علیه ایران اجرا کنند در منطقهای در 180 کیلومتری جنوبشرقی کهنوج واقع در استان کرمان، پیدا شد. مسئول روابطعمومی ستاد ارتش ضمن تأیید این خبر گفت: این هلیکوپتر احتمالاً همراه چند فروند هلیکوپتر دیگر شب گذشته، وارد خاک ایران شده است. با پیداشدن این هلیکوپتر صبح امروز، ازسوی ستاد ارتش تحقیقات گستردهای برای کشف هلیکوپترهای دیگر امریکا آغاز شد، و کاوشهای تحقیقاتی در این منطقه در سطح وسیعی ادامه دارد.» (9)در قسمتی دیگر از گزارش کیهان همچنین آمده است: «از 3 فروند هلیکوپتر دیگر و سرنشینان آن هیچ اطلاعی در دست نیست و مقامات احتمال میدهند که این هلیکوپترها امریکایی باشند و هلیکوپتر باقیمانده بهعلت نقص فنی از کار افتاده باشد.» (10)
1) * ناخوانا
2) همان.
3) ** شرح حضور تحقیقاتی نیروهای سپاه و نتیجه آن، در روزشمار 13/2/1359 همین کتاب آمده است.
4) سند شماره 050246 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از کرمان به تهران {عملیات}، 15/2/1359.
5) سند شماره 50243 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات کرمان به عملیات تهران، 15/2/1359.
6) سند شماره 050229 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا {مرکز فرماندهی} به نزاجا {پست فرماندهی}، 14/2/1359.
7) روزنامه کیهان، 15/2/1359، ص2.
8) همان.
9) همان.
10) همان.
سرانجام ساعت 23:20، واحد عملیات سپاه کرمان به تهران گزارش داد: «بهموجب آخرین گزارشات واصله به سپاه، هلیکوپتر امریکایی 10 روز قبل سقوط کرده و در منطقه جنوب دهکلوت میباشد. نوع هلیکوپتر غولپیکر و دارای 6 پروانه در قسمت بالا و جلو و 4 پروانه در عقب [میباشد].» (1)
یادآوری میشود در همین زمینه، یک سخنگوی وزارت دفاع امریکا اعلام کرد: «هلیکوپتری که در ایران پیدا شده است ظاهراً یکی از هلیکوپترهایی است که در حمله نافرجام نجات گروگانها در منطقه کویر به جا مانده است.» وی افزود: «از تاریخ 25 آوریل، روزی که حمله نظامی نافرجام امریکا به این کشور فاش شد تاکنون، قلمرو هوایی ایران توسط هواپیماهای نظامی امریکا نقض نشده است.» وی همچنین گفت: «خدمه و اسناد محرمانهای که در داخل این هلیکوپتر بودند بهموقع نجات داده شدند و برای جلوگیری از جلبتوجه مردم از انهدام این هلیکوپتر خودداری شد.» روزنامه جمهوری اسلامی ضمن درج این خبر افزوده است: «سخنگویان وزارت دفاع امریکا قبلاً اعلام داشته بودند که از 8 فروند هلیکوپتری که در مداخله نظامی 5 اردیبهشت شرکت جسته بودند یک فروند قبل از سانحه نزدیک طبس بهعلت نقص فنی در سیستم هیدرولیک خود در نزدیکی کویر نزدیک سواحل ایران اجباراً فرود آمده بود و در همان زمان سرنشینان آن تخلیه شده بودند.» (2)به این ترتیب، دستکم برای مسئولان نظام و فرماندهان نیروهای مسلح مشخص گردید که حمله یا تجاوز نظامی دیگری پس از طبس، مطرح نبوده است. عامل اصلی یک روز تشویش، اطلاعیه یک نهاد رسمی یعنی روابطعمومی استانداری کرمان بود.(3)
293
در فضای حاد ضدامریکایی موجود، هرگونه تحرکی که بهنحوی بتواند به امریکاییها منتسب شود، با حساسیت ویژهای تعقیب میشود.
روزنامه کیهان، در شماره امروز خود، در ادامه مطلب مربوط به «تجاوز تازه هلیکوپترهای جنگی امریکا به ایران»(4)نوشت: «شب گذشته، اعلام شد که یک جیپ بدون شماره حامل 3 امریکایی در اطراف لانه جاسوسی دیده شده است که پاسداران انقلاب جستوجو برای یافتن این اتومبیل و دستگیرکردن سرنشینان آن را آغاز کردند. درباره این ماجرا خبرنگار شهری کیهان با ستاد 6 سپاه پاسداران تماس گرفت و مسئولان این منطقه ضمن تأیید این خبر اعلام کردند حضور 3 امریکایی در داخل یک جیپ طوسیرنگ بدون شماره که در اطراف لانه جاسوسی درحال گشتزنی بودهاند، کاملاً صحت دارد و تحقیقات پاسداران دراینزمینه ادامه دارد. وی همچنین افزود وجود 3 امریکایی با جیپ طوسی بدون شماره مذکور در گزارشهای شبانه دفتر این سپاه ثبت شده و از اینکه آنان توسط ارگانهای دیگر اجرایی دستگیر شدهاند یا خیر، فعلاً اطلاعی در دست نیست.» (5)
درواقع، هرگونه حضور چهرههای غربی، بهطور طبیعی گشتزنی مشکوک امریکاییها در اطراف لانه تلقی میشود، همانطور که بامداد در شماره امروز خود به نقل از خبرگزاری فرانسه آورده است: «یک سخنگوی رادیو تلویزیون آلمانغربی در مونیخ اعلام کرد که 3 خبرنگار تلویزیون باواریا که روز چهارشنبه گذشته [10/2/1359]، در حوالی سفارت سابق امریکا در تهران دستگیر شده بودند روز شنبه [13/2/1359]، آزاد شدند. ... این 3 آلمانی برای تحقیق درباره اینکه آیا ارتباطی با عملیات جاسوسی دارند یا خیر زمانیکه مشغول فیلمبرداری از محل سفارت امریکا در ایران از بام یک ساختمان، که در نزدیکی سفارت امریکا قرار دارد، بودند، توقیف شدند.» (1)
294
تحلیل و بررسی حمایتآمیز یا انتقادی اقدام کارتر علیه ایران {ماجرای طبس} در امریکا ادامه دارد.
به گزارش امروز یونایتدپرس، کمیته خدمات نظامی سنای امریکا گزارش کارشناسان نظامی امریکا را که در آن به جیمی کارتر هشدار داده شده بود عملیات نجات در ایران بهعلت طوفانهای شنی بایستی پیش از پایان ماه مارس انجام گیرد، مورد بررسی قرار خواهد داد. بنا بر این گزارش، واشنگتن پست با اشاره به اینکه کارتر مناسبترین موقع را برای اجرای مأموریت از دست داد، افزوده است: امکان تلفات سنگینی در میان شرکتکنندگان عملیات و ازجمله گروگانها وجود داشت. واشنگتن پست از قول منابع دولتی نوشته است: طراحان ستاد مشترک نیروها در ماه دسامبر به کارتر اخطار کرده بودند که وی باید عملیات نجات را برای احتراز از طوفانهای شنی صحرا، که عملیات لجستیکی را پیچیده و شانس موفقیت را کم میکند، قبل از پایان ماه مارس اجرا کند. (2)
در همین حال، اظهارات روحیهبخش و حمایتآمیز نیز مطرح میشود؛ ازجمله لرد کارینگتون در نخستین سفرش به امریکا در پست وزیر امور خارجه انگلیس، صبح امروز، در برنامه موضوعات و پاسخهای تلویزیونی شبکه ان.بی.سی گفت: «به نظر میآید اقدام شما همین تلاش ناموفق برای نجات گروگانها کاملاً قانونی است. من این عمل را اقدام نظامی تلقی نمیکنم. فکر میکنم بعد از آن شکیبایی که امریکا نشان داد، شما مطلقاً حق داشتید به آن دست بزنید. فکر میکنم کار شما بسیار شجاعانه بود و از اینکه شکست خوردید بسیار متأسفم.» (3)وی صبح امروز، در کاخ سفید با جیمی کارتر رئیسجمهوری امریکا، ملاقات کرد. در این دیدار کارتر از پشتیبانی انگلستان از ایالات متحده تشکر کرد و گفت: «شما پشتیبانی محکمی از ما کردید.» کارتر ضمن اشاره به بحرانهای ایران و افغانستان خاطرنشان کرد: «خیلی خوب است که ما متحدان قوی داریم.» وزیر امور خارجه انگلیس بعدازظهر امروز با برژینسکی مشاور امنیت ملی و ادموند ماسکی وزیر امور خارجه جدید امریکا نیز ملاقات و گفتوگو کرد. (4)
295
صفبندی اردوگاهی جهان همچنان به اشکال مختلف در منازعه امریکا و ایران بروز دارد؛ در ادامه در دو عرصه مختلف سیاسی و اقتصادی {نفت}، نمونههای متفاوتی از آن ذکر شده است.
در عرصه سیاسی، خبرگزاری فرانسه از هنگکنگ گزارش داد: «فام وان دونگ نخستوزیر ویتنام، طی ارسال پیامهایی برای امام خمینی و ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهوری ایران، مراتب تنفر خود از عملیات نظامی نافرجام امریکا در ایران را ابراز داشت. نخستوزیر ویتنام درپیام خود این عملیات را نشانه جنگطلبی امریکا و تجاوز به قوانین بینالمللی و همچنین تهدیدی برای ایران و دیگر کشورهای منطقه دانسته است. فام وان دونگ در این پیام گفته است که ویتنام از مبارزه عادلانه ایران علیه امپریالیسم امریکا حمایت و پشتیبانی میکند.» (1)
مضمون اعلامیه جبهه اسلامی آزادیبخش بحرین نیز بروزی از این صفبندی است. در این اعلامیه که بحرین را در اردوگاه امریکا قرار میدهد، درباره توطئه امپریالیسم امریکا علیه انقلاب اسلامی ایران که با همکاری مزدورانش در منطقه در شرف تکوین است، هشدار داده شده و سیاستهای دولت بحرین در قبال جنبش اسلامی در منطقه محکوم گردیده است. در قسمتی از این اعلامیه آمده است: «در زمانیکه تودههای امت اسلامی پشتیبانی خود را از انقلاب اسلامی در ایران اعلام داشته و دربرابر دشمنان آن در تمامی نقاط جهان ایستادگی میکند رژیم حاکم بر بحرین میهن ما را پایگاهی برای سرکوبی انقلاب اسلامی ایران قرار داده است و تمامی امکانات را دراختیار نیروی نظامی امریکا گذاشته و در دخالت نافرجام و توطئههای شکستخورده علیه انقلاب اسلامی ایران همکاری کرده است.» (2)
در عرصه نفت، که میدان مهمی بهخصوص در شرایط تحریم اقتصادی به شمار میرود، امروز در تهران اعلام شد که لهستان به دولت ایران پیشنهاد یک قرارداد دهساله خرید نفت را داده است. این پیشنهاد توسط نمایندگان امور بازرگانی لهستان که درحال بازدید از تهران هستند مطرح شده است، ولی از میزان آن اطلاعی در دست نیست. هیئت بازرگانی لهستان همچنین آمادگی خود
را برای افزایش روابط تجاری و توسعه پروژههای صنعتی و کشاورزی در ایران اعلام کرده است. (3)
این درحالی است که مطبوعات اقتصادی غرب وضع رو به وخامتی را درباره نفت ایران ترسیم میکنند. دراینزمینه، چند روز قبل {12/2/1359}، هفتهنامه پترولیوم اینتلیجنس گزارش داد: برخلاف ادعای ایران مبنیبر اینکه این کشور مشتریهایی برای نفت خود با قیمتهای بالا یافته است، بارگیری تانکرها در جزیره خارک از یکصد بار در ماه در سپتامبر گذشته به یک یا دو بار در هفته کاهش یافته است و صادرات نفت ایران را به حدود 500,000 بشکه در روز رسانده است. علیاکبر معینفر وزیر نفت ایران، گفته است که صادرات نفت این کشور در پایان ماه آوریل 000,300,1 بشکه در روز بوده که از میزان 000,700,1 بشکه در یک یا دو هفته جلوتر، کمتر است. این نشریه درمورد خدمه نگهداری دستگاهها افزوده است: فقط 2 نفر از
20 نفر خدمه نگهداری اینک در حوزههای نفتی ایران به کار مشغولاند و بهدلیل کمبود شدید قطعات یدکی، فقط از 5 دستگاه حفاری استفاده میشود. مشکل دیگری که باعث فلجشدن کارها شده، نبود ارتباط تلفنی، تلکس و خدمات هوایی میان تهران و آبادان در هفتههای اخیر است. به نوشته این نشریه، شرکت ملی نفت ایران قطعات یدکی و وسایل نگهداری را ازطریق لندن خریداری میکند، اما حجم این خریدها فقط 20 درصد سطح گذشته، میباشد.
گزارش این هفتهنامه حاکی است که اقدام ایران به تعطیلکردن چهار ایستگاه رادیویی کشتیرانی در هفته گذشته، امر بارگیری نفت در بخش شمال خلیجفارس را برای عراق، کویت و منطقه جدایی عربستان کویت و ایران خطرناکتر ساخته است. (1)
در همین حال، عبدالسلام زقعار وزیر نفت لیبی، که در تهران به سر میبرد، عصر امروز، در نشست مطبوعاتی و رادیویی تلویزیونی مشترکی با وزیر نفت ایران شرکت کرد. معینفر در این نشست گفت: تولید نفت خام ایران روزانه حدود 2 میلیون بشکه است که از این تعداد یک میلیون بشکه نیز صادر میشود. البته این کاهش تولید بهدلیل مشکلات و فشار بعضی کشورها است. وی افزود: «تصمیم ما درهرحال بر این است که میزان تولید نفت خام خود را به همان میزان حداکثر 3 میلیون بشکه برسانیم، ولی اگر محاصره اقتصادی ازجانب امریکا که معتقدم موفق نخواهد شد، باعث شود که قطرهای نفت نتوانیم صادر کنیم مقدار یک میلیون بشکه در هرروز را برای مصارف داخلی خود حفظ خواهیم کرد و از این جهت هیچگونه وحشتی نداریم.» معینفر آنگاه گفت: «فرض ما بر این است تمام کسانی که گوشه چشمی به امریکا دارند علیه ما توطئه کنند؛ با وجود این آمادگی کامل داریم و اعلام میکنیم هر کشوری که با ما روش خصمانه داشته باشد هر چقدر هم به فروش نفت احتیاج داشته باشیم به آن کشور صادر نخواهیم کرد.» (2)
296
در ششمین روز ماجرای سفارت ایران در لندن، تا نزدیکی نیمهشب بهوقت تهران، به نظر میرسید امروز هم مثل روزهای قبل، بدون حادثه مهمی سپری میشود و بلاتکلیفی دیپلماتهای ایرانی گرفتار گروگانگیران ادامه مییابد، اما برخلاف این تصور، ناگهان با حوادث پیدرپی ماجرا به پایان رسید. سیر حوادث و گزارشهای آن پایانی خونین را نشان داد که در آن از گروگانگیران، بجز یک تن که دستگیر شد، همه کشته شدند و از دیپلماتهای ایرانی نیز یک نفر شهید(3)و 3 تن بهشدت مجروح گردیدند.
روز ششم گروگانگیری بهکلی متفاوت با پایان آن شروع شد. در ساعت 8:30 صبح، بخش عربی رادیو لندن اعلام کرد یکی از گروگانهای سفارت ایران که روزنامهنگاری
سوری است،
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 45، 15/2/1359، ص2، نیویورک – خبرگزاری یونایتدپرس، 4 مه 1980.
2) روزنامه انقلاب اسلامی، 16/2/1359، ص1.
3) * بعداً معلوم شد که بجز گروگانی که قبل از حمله پلیس به شهادت رسید و به بیرون سفارت پرتاب شد، یک تن دیگر نیز پس از حمله پلیس به شهادت رسیده بود. بنابراین تعداد شهدا را باید درکل 2 تن ذکر کرد.
آزاد شد و این پنجمین گروگانی است که آزاد میشود. (1)از رادیو بغداد در ساعت 11، گفتاری پخش شد که در آن بهصراحت اذعان گردید عاملان ترور آیتالله حسن شیرازی و اشغال سفارت،در یک مجموعه و راستا قرار دارند. در این گفتار فارسی آمده است: «سازمان انقلابی اسلامی که مسئولیت خود را از ترور حسن شیرازی یکی از عمال [امام] خمینی در بیروت در روز جمعه گذشته، اعلام کرده، همبستگی خود را با مسلمانانی که سفارتخانه رژیم [امام] خمینی را در لندن اشغال میکنند ابراز داشت، سازمان انقلابی اسلامی که طرفدار آیتالله العظمی شریعتمداری مرجع تقلید شیعیان جهان است طی تماس تلفنی با دفتر آژانس خبرگزاری فرانسه در بیروت تهدید کرد که اگر نیروهای پلیس انگلیس به سفارتخانه رژیم [امام] خمینی حمله ببرند این سازمان تمام سفارتخانههای انگلیس را درکشورهای جهان اسلامی منفجر خواهند ساخت، همچنین سازمان انقلابی اسلامی از ادامه بازداشت آیتالله العظمی شریعتمداری بر حذر ساخته و خواستار رهایی فوری ایشان گردید و تهدید نمود که سفارتخانههای رژیم [امام] خمینی در خارج در معرض هجوم سازمان قرار خواهد گرفت.» (2)
در ساعت 16:15، رادیو لندن در بخش فارسی خود، ضمن یادآوری آزادی 5 تن از گروگانها تاکنون، اعلام کرد امروز، یکی از مقامات وزارت امور خارجه انگلیس با سفرای عرب در لندن ملاقات و مذاکره کرده است و قرار است مذاکرات بیشتری نیز دراینزمینه انجام شود. سخنگوی وزارت امور خارجه انگلیس ضمن اعلام این خبر افزود: استنباط میشود سفرای مزبور به ملاقاتها و مذاکرات خصوصی در بین خود میپردازند تا مشخص شود چه نقشی میتوانند برعهده بگیرند. (3)رادیو قاهره نیز با اشاره به اینکه حادثه وارد ششمین روز شده است، افزود: نشانهای از پایان این بحران در آینده نزدیک، در دست نیست. (4)
شبهنگام بیبیسی اعلام کرد: «پلیس لندن میگوید که آنها صدایی که شبیه تیراندازی بود ازطرف سفارت اشغالشده آن کشور شنیدند. دو یا سه صدای جداگانه شنیده شده، ولی هنوز درباره آنها توضیح داده نشده است. پلیس میگوید مشغول مذاکره با مردان مسلحی است که سفارت را اشغال کردهاند. پلیس همچنین منتظر نتیجه مذاکرات بین وزارت امور خارجه بریتانیا با سفرای عربی پیرامون حل این مسئله است.» (5)
سرانجام، حوالی نیمهشب، انفجاری بزرگ در سفارت رخ داد. برداشت محافل داخلی ایران این بود که گروگانگیران با نومیدی از اجابت خواستههایشان، دست به انفجار و تخریب سفارت زدهاند،(6)اما یک سخنگوی وزارت امور خارجه به خبرگزاری پارس گفت: دلیل انفجارهای سفارت ایران در لندن به گفته سرکنسول ایران در لندن، این بوده است که پلیس برای حمله خود قبلاً در مواضعی مواد منفجره کار گذاشته بوده و پس از آنکه اشغالکنندگان یکی از اعضای سفارت را به شهادت میرسانند تا بتوانند تهدیدهای تازهای را عنوان کنند، پلیس با ایجاد انفجار به داخل سفارت هجوم میبرد. (7)
حدود 15 دقیقه بعد از نیمهشب، بیبیسی اعلام کرد: «بهدنبال یک سلسله انفجار و آتشسوزی و پس از آن دخالت پلیس، اشغال ششروزه سفارت ایران در لندن پایان یافت. ... هنوز از میزان دقیق تلفات آماری در دست نیست و معلوم نیست حادثه به چه دلیل آغاز شده و مسببین آن چه کسانی هستند. هماکنون یک فروند هلیکوپتر بر فراز سفارت در پرواز است و اوضاع را زیر نظر دارد.» (1)
نیمساعت بعد از نیمهشب، بنیصدر رئیسجمهوری، در یک پیام رادیویی مقاومت و فداکاری دیپلماتهای ایرانی را در لندن ستود و از یک دیپلمات ایرانی که به شهادت رسیده است، بهعنوان شهید جمهوری اسلامی تجلیل کرد. بنیصدر در این پیام گفت که «براساس تلفنی که از آقای اهدائی سرکنسول ایران در انگلستان داشته، بقیه گروگانها سالم هستند، ولی 3 نفر از تروریستها کشته و 2 نفر آنها مجروح شدند.» (2)
در ادامه، وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد سرگرم برقراری تماس و کسب اطلاعات بیشتر درباره این حادثه و تعیین هویت دیپلمات شهید میباشد. وزارت امور خارجه تأیید کرد که 3 نفر از تروریستها کشته و 2 نفر دیگر از آنها مجروح شدند و همچنین 19 دیپلمات ایرانی که سالم ماندهاند اینک در بیمارستان هستند. (3)
ساعت 2 بعد از نیمهشب، اطلاعیه شماره یک وزارت امور خارجه منتشر و اعلام شد: «بر طبق آخرین گزارشات رسیده از لندن در ساعت 5 بعدازظهر بهوقت لندن، تروریستها اعلام کردند که هر نیمساعت یک بار، یک نفر را خواهند کشت و با عملیکردن تهدید خود نفر اول را شهید نموده و به بیرون پرتاب مینمایند. باتوجهبه این وضع، پلیس انگلستان با مشورت کنسولگری ایران تصمیم حمله به سفارت ایران را میگیرد. پلیس انگلستان از قبل نقاطی را برای ایجاد انفجار و ایجاد رعب در دل تروریستها تعبیه نموده بود که به یکباره همه را منفجر و ازطریق هلیکوپتر نیز از بالا بر روی سفارت انفجار ایجاد مینماید و در چنین حالتی با سرعت بسیار وارد سفارت شده و در برخوردی که با تروریستها پیدا میکند، 3 نفر از تروریستها را کشته و یک نفر را زخمی و نفر پنجم را دستگیر مینماید و در همان حال نیز گروگانها را بهسرعت از در عقب سفارت خارج مینماید. نحوه و سرعتعمل پلیس انگلستان در این عملیات
{حمله پلیس انگلستان و پایان خونین اشغال سفارت ایران در لندن}
قابلتقدیر بوده و به کنسولگری ایران در لندن مأموریت داده شده تا از پلیس انگلستان تشکر بنماید.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران» (1)
به این ترتیب، مسلم شد که حادثه اشغال سفارت ایران در لندن، پایان یافته است، اما بهدلیل دیروقتبودن زمان وقوع حوادث بهوقت تهران، آنچه درباره چگونگی واقعه و میزان تلفات و خسارات وارده اعلام گردید، طبعاً خبرهای اولیه بوده و نمیتوانست دقیق باشد. بنابراین در پایان ششمین روز، هم مسئولان کشوری و هم دستاندرکاران انتقال مسئله به افکارعمومی، بایستی منتظر میماندند تا گزارشهای دقیقتری از جزئیات به دست آید.(2)
297
خبرهایی که از داخل عراق میرسد حاکیاز وجود فضای رعب، تهدید و تطمیع و از سوی دیگر مقابله شدید با رژیم بعث است. در یک گزارش آمده است: «خبر رسیده بهوسیله مأمور ویژه جنگ، حاکی است دولت عراق اخیراً بهشدت برپانمودن هرگونه مراسم مذهبی در حرم امامان شیعه در کربلا و نجف [را] ممنوع و ازطریق امنالعام در...(3)میتوانند مراسم مذهبی به جا آورند.» (4)
گزارش دیگری حاکی است: «شورای فرماندهی انقلاب عراق تصویب نموده است که چنانچه اعضای حزب دعوت اسلامی ظرف دو هفته خود را به مقامات امنیتی عراق معرفی نموده و اطلاعاتی درمورد حزب مزبور دراختیار مقامات عراقی قرار دهند، از مجازات اعدام معاف خواهند شد.» (5)منبعی دیگر گزارش داده است که اخیراً 5 جوان فعال علیه حکومت در منطقه فاو سربهنیست شدهاند. برخی شواهد تأییدنشده حاکیاز این است که با بستن بلوک سیمانی به پا، آنان را در رودخانه انداختهاند. (6)
در این شرایط، نیاز رژیم به نیروی انسانی مطمئن خارجی بیشتر شده است؛ یک گزارش حاکی است که «از اول ماه جمادیالاول تاکنون، دولت عراق درحدود 2000 نفر از اتباع هند و مصر [را] به عراق دعوت و بیشتر آنها [را] در کادر پزشکی و کارگری مشغول کار نموده [است].» (7)
یادآوری میشود که هفته گذشته درباره وقوع کودتا در عراق و سرنگونی و حتی قتل صدام شایعات و خبرهایی منتشر شده بود. امروز آسوشیتدپرس از قاهره به نقل از خبرگزاری خاورمیانه، گزارش داد: کودتای نافرجامی که هفته پیش برای سرنگونی صدام روی داد به کشتهشدن 137 نظامی و بازداشت تعداد زیادی افسران توپخانه منجر شد. با برخوردهای خونین که اتفاق افتاد، نیروهای وفادار به صدام حسین عاقبت توانستند کنترل اوضاع را به دست گیرند و کودتا به شکست انجامید. (8)
1) روزنامه کیهان، 16/2/1359، ص12.
2) * در کلِ خبرهای منتشرشده در این باب، ساعتها برخی بهوقت لندن و بعضی بهوقت ایران ذکر شده است که حدود 4:30 ساعت تفاوت دارند.
3) ** کلمه در سند ناخوانا است.
4) سند شماره 033984 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استانداری ایلام به وزارت کشور، 15/2/1359.
5) سند شماره 277244 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07{رکن2} به فرماندهی19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 15/2/1359.
6) سند شماره 287268 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 6/3/1359.
7) سند شماره 033984 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: پیشین.
8) روزنامه اطلاعات، 15/2/1359، ص10.
298
تشدید فضای ضدایرانی در عراق روزافزون است و بدین ترتیب هم آثار بحرانها و مشکلات موجود در سایه این دشمنتراشی کمرنگ میشود و هم زمینههای لازم برای افزایش برخوردهای خصمانه با ایران فراهم میگردد. تبلیغ و اقدامات دراینزمینه هم در سطح افکارعمومی و هم در سطح نهادها و ارگانهای رژیم عراق وجود دارد.
دراینزمینه خبرگزاریها به نقل از نعیم حداد معاون رئیسجمهوری عراق، خبر دادند: «عراق برای برقراری کنترل کامل بر شطالعرب بهوسیله خود تلاش خواهد کرد.» (1)درعینحال، از حساسیت روی اروندرود خبرهای دیگری هم از داخل عراق میرسد؛ ازجمله اینکه ارتش عراق «بهمنظور کنترل کانال شطالعرب این کانال را به چهار قسمت تقسیم و کلیه ترددها را زیر نظر گرفته است: 1. نهر خین تا آبادان 2. از آبادان تا بندر فاو 3. از بندر فاو تا لنگرگاه ترمینال 4. از لنگرگاه ترمینال.» (2)
علاوهبراین، در ابلاغیه اخیر وزارت کشور به نیروهای انتظامی عراق هم آمده است:
«1. کلیه ایرانیان مقیم عراق حتی بازرگانان ایرانی را فوراً دستگیر و پس از یک بازجویی مختصر آنان را جهت اخراج از کشور به مراکز پلیس تحویل دهند.
این دستور در نقاط مرزی کشور بایستی ظرف امروز، اجرا گردد.
با کسانی که قصد فرار یا پافشاری دارند شدیداً مقابله و آنان را به قتل برسانند.
4.ایرانیانی که شناسنامه عراقی و یا زن ایرانی که با عراقیها ازدواج کرده باشد و یا تعداد معدودی که شعب سازمان امنیت اسامی آنان را دراختیار دارد از این دستور معافاند.» (3)درپی اجرای چنین ابلاغیههایی است که به گزارش خبرنگار خبرگزاری پارس از ایلام، «طی دو روز گذشته، 278 نفر دیگر از خواهران و برادران راندهشده از عراق ازطریق مرزهای مهران و دهلران وارد ایران شدند.» (4)
در همین حال، دعاوی و اقدامات مقامات امنیتی و نظامی عراق نیز حاکیاز تشدید فضای ضدایرانی در سطح غیرعام است. متن تعدادی از گزارشهای واصله به مسئولان ایرانی که روشنگر این امر است در ادامه درج شده است:
o «مقامات عراقی مدعیاند که عدهای از عراقیان مخالف رژیم که طرفدار دولت ایران بوده و وابسته به جبهه ملی فلسطین میباشند با پاسپورتهای سوری، لبنانی و فلسطینی بهمنظور خرابکاری وارد عراق خواهند شد. این عده عبارتاند از: 1. م. الف 2. ف.م 3. ب.ع ستوانیکم خلبان فراری از ارتش عراق 4. ابو... 5. ابو... فراری از ارتش عراق.»(5)(6)
1) اداره کل امور حقوقی وزارت امور خارجه، تحلیلی بر جنگ تحمیلی رژیم عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، تهران: وزارت امور خارجه، جلد دوم، 1373، ص5، به نقل از آسوشیتدپرس.
2) سند شماره 287148 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07{رکن2} به فرماندهی19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 15/2/1359.
3) سند شماره 287243 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07{رکن2} به فرماندهی19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 15/2/1359.
4) روزنامه جمهوری اسلامی، 15/2/1359، ص3.
5) * در سند، اسامی کامل آمده است.
6) سند شماره 287247 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07{رکن2} به فرماندهی19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 15/2/1359.
o «مقامات لشکر7 پیاده ارتش عراق مدعیاند که: تعدادی از عناصر تعلیمدیده ایرانی در نظر دارند در فرصتهای مناسب وارد خاک عراق شده و تأسیسات نظامی و پمپبنزینها و پلها و سایر منابع حیاتی در استان سلیمانیه را مورد حمله قرار داده و خساراتی به بار آورند. دررابطهبا این موضوع به کلیه یگانهای مرزی دستور داده شد تا فوراً نسبت به افزایش تعداد گشتیهای شبانهروزی اقدام نمایند. ... [از همین رو] اماکن حساس و فروشگاههای بزرگ تحتکنترل شدید مأمورین امنیتی عراق قرار گرفته است.» (1)
مقامات گردان4 گارد مرزی عراق مستقر در منطقه بصره به کلیه یگانهای تابعه ابلاغ نمود طبق اطلاعات دقیقی که به دست ما رسیده است از کشور ایران مقادیر قابلتوجهی اسلحه و مهمات به خاک عراق وارد تا بهمنظور عملیات خرابکارانه علیه دولت عراق به کار رود. ضمن هوشیاری کامل کلیه خودروها و افرادی که در مناطق مرزی عبور میکنند دقیقاً بازدید و افراد مشکوک را دستگیر نمایند. مقامات گارد مرزی عراق به کلیه یگانهای تابعه ابلاغ نمود بهمنظور حفاظت از تأسیسات برق، تلفن و راهآهن مخصوصاً در شرق کشور که با ایران هممرز هستیم، گشتیهای سوار و پیاده تعیین تا درطول خطوط راهآهن و کابلهای برق فشارقوی و تلفن مرتباً ایابوذهاب نمایند و نیز متذکر گردیده حتماً افسران در این امر شرکت نمایند.» (2)
o «مقامات امنیتی ارتش عراق دستور دستگیری افراد مشروحه زیر را بهجرم ایرانیبودن صادر نمودهاند:
o «مقامات لشکر2 ارتش عراق دستور دستگیری ستوان گارد مرزی م.ع(5)جمعی گردان79 تیپ116 گارد مرزی که ایرانیالاصل میباشد، صادر نموده است.» (6)
o «مقامات گارد مرزی استان بصره به کلیه یگانهای تابعه ابلاغ نمودند بهعلت جو خاص حاکم بر کشور عراق کلیه مرخصیهای اضطراری و نزدیک را هم لغو نمایند.» (7)
یادآوری میشود در تاریخی که بر نویسنده مشخص نیست {بهدلیل ابهام در تاریخ سند مربوطه} سپاه درپیامی به ارتش با قید "طبق اطلاعات موثق" از اسارت «13 نفر از برادران ارتشی و سپاهی در زندان سلیمانیه عراق» خبر داده و پیشنهاد کرده بود که این 13 نفر با کسانی که درپی فرود اجباری هواپیمای عراقی دستگیر شدهاند، معاوضه شوند. از این 13 نفر، 2 نفر پاسدار، 9 نفر درجهدار ارتش و 2 نفر سرباز ارتش هستند. (8)
1) سند شماره 287237 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 15/2/1359.
2) سند شماره 287240 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 15/2/1359.
3) سند شماره 287245 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 15/2/1359.
4) ** در سند، نام کامل افراد آورده شده است.
5) *** در سند نام کامل فرد آمده است.
6) سند شماره 287246 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 15/2/1359.
7) سند شماره 287240 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
8) سند شماره 050251 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 15/2/1359.
299
امروز هم عراق به اقدامات ایذایی در مناطق مرزی ایران ازجمله حمله به پاسگاهها و دیگر مراکز حاشیه مرز، ارسال سلاح به داخل ایران و مینگذاری در جادهها ادامه داد.
طبق یک گزارش به استاندار خوزستان، امروز 2 تن از افراد مرتبط با عراق در یک مورد 600 قبضه و درمورد دیگر 400 قبضه سلاح جداگانه، در منطقه توزیع کردند. همچنین وجود 75 قبضه سلاح نزد یکی دیگر از عوامل عراق، گزارش شده است. (1)
در ساعت 2 بامداد امروز، عدهای مهاجم وابسته به عراق با سلاح سبک و آر.پی.جی7 به پاسگاه گمرکنو و نیز سنگرها و نگهبانی چاه شماره 8 نفتشهر حمله کرده و خساراتی به بار آوردند و البته با تحمل 3 کشته متواری شدند. (2)
در ساعت 3 بامداد امروز، مهاجمان مسلح با آر.پی.جی7، برنو، کلاشینکف و نارنجکانداز به مقر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شاخه کرند حمله کرده و سپس گریختند. براثر این حمله یک دستگاه لندرور آسیب دید و شیشههای ساختمان مقر سپاه شکست. (3)شبهنگام نیز در همین منطقه، به همین ترتیب به پاسگاه ژاندارمری سرمیل کرند حمله کردند که سپاه کرند به کمک شتافت و پس از دو ساعت تیراندازی متقابل، مهاجمان متواری شدند. (4)
در حوالی قصرشیرین، مینگذاری عوامل عراق همچنان تلفات برجا میگذارد.
امروز، به گزارش خبرنگار کیهان «یک شورلت استیشن که با 24 سرنشین در جاده ازگله به گردهنو در حرکت بود به یک مین اصابت کرد و منفجر شد. در این حادثه 5 نفر از سرنشینان اتومبیل کشته شدند و 10 نفر نیز مجروح شدند و به بیمارستان انتقال یافتند.» همچنین «یک جیپ شهباز نیز با 7 سرنشین بین گردهنو و هوان در جاده با مین اصابت کرد و 5 نفر کشته شدند.
این حادثه 2 مجروح داشت.» (5)همچنین به گزارش ژاندارمری: «در جاده احمدآباد پرویز حوزه گروهان قصرشیرین جیپ شماره 57817 کرمانشاه با تعداد 12 نفر سرنشین بین راه قصرشیرین و پرویز با مینی که توسط عوامل ضدانقلاب کار گذاشته شده بود برخورد و درنتیجه جیپ فوق منهدم و تعداد 11 نفر از سرنشینان آن دردم کشته میشوند و یک نفر مجروح میگردد.» (6)
در منطقه ایلام یک گزارش رسیده به استاندار که وی نیز مفاد آن را به وزارت کشور ارسال کرد،(7)از تجمع عشایر در مناطق مرزی حکایت داشت. براساس این گزارش، سران وابسته به عراق، این افراد را برای اقدامات ایذایی چون حمله به پاسگاهها و مراکز مرزی یا مینگذاری در جادهها، آماده میکنند. در گزارش تعداد آنها بیش از 500 تن ذکر شده و آمده است: سلاحهایی چون کلاشینکف، آر.پی.جی و انواع مین، دراختیار آنان قرار داده شده است. محل استقرار آنان، «در منطقه پاسگاههای عراقی از اطراف بدره تا پاسگاههای سیحه، معدور، کروی، گریشه، طارق، آبزیادی، قطیبه، دراخرما و شهابی» میباشد. در گزارش مذکور از این افراد با عنوان عشیره فردی به نام م.ر(8)یاد شده است. (9)
1) سند شماره 347424 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به استانداری خوزستان، 17/2/1359.
2) روزنامه بامداد، 17/2/1359، ص4.
3) روزنامه جمهوری اسلامی، 18/2/1359، ص4.
4) روزنامه کیهان، 17/2/1359، ص4.
5) روزنامه کیهان، 16/2/1359، ص3.
6) سند شماره 000661 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {مرکز فرماندهی رکن3} به دفتر ریاستجمهوری، 17/2/1359.
7) سند شماره 033983 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استانداری ایلام به وزارت کشور، 17/2/1359.
8) * در سند نام کامل فرد آمده است.
9) سند شماره 319706 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از واحد بررسیهای سیاسی سپاه ایلام به استاندار ایلام، 15/2/1359.
300
در سنندج باوجود موافقت با آتشبس برای جمعآوری اجساد، مهاجمان مسلح غیرقانونی آن را نقض کردند.
روزنامه انقلاب اسلامی وابسته به رئیسجمهور بنیصدر، دراینباره نوشت: «درپی اعلام آتشبس ششساعته ازسوی ستاد مشترک ارتش بهمنظور جمعآوری اجساد از خیابانها و کوچههای شهر سنندج ضدانقلاب بار دیگر با نقض آتشبس و حمله پیاپی به برادران نظامی و پاسدار که درحال کمک به اهالی مظلوم سنندج بودند چهره ضدانسانی و ضدمردمی خویش را نمایان ساخت. گزارشات واصله حاکی است که مهاجمین مسلح، مردم بیگناه را در خانههایشان محبوس نموده و مانع از خروج آنها از خانههایشان
و الحاق به برادران ارتشی و پاسدار میشوند. آنها بهمحض خروج اهالی از منازلشان آنها را به گلوله میبندند بهجرم عدم تسلیم و سلطهپذیری مهاجمان به "جاش" [بودن] متهم و به مرگ محکوم میشوند! و 20 نفر از برادران نظامی و پاسدار را درحال رسیدگی به وضع اهالی و جمعآوری اجساد به ضرب گلوله مجروح میسازند.» (1)
از سوی دیگر، هفتهنامه کار ارگان سازمان چریکهای فدایی خلق نیز ادعا کرد: «علیرغم آتشبس ششساعته برای جمعآوری اجساد، به دستور فرماندهان ارتش همچنان خمپارهها بهسوی شهر شلیک میشوند.» (2)
گزارش خبرنگار کیهان نیز حاکی است باوجود جمعآوری تعداد زیادی از اجساد کشتهشدگان حوادث اخیر، مقررات آتشبس در این شهر رعایت نشده و تیراندازی در تمام ساعات دیروز، از سوی دو طرف بین نیروهای خودی و مهاجمان مسلح بهطور پراکنده تا پاسی از شب ادامه یافته است. (3)دیگر گزارشها هم از ادامه درگیری در سنندج در طول شب گذشته حکایت دارد. (4)
اظهارات مسئولان نظامی و دیگران نشان میدهد که امروز در شهر وخامت اوضاع ادامه دارد؛ ازجمله پیشازظهر امروز، مشاور مطبوعاتی ریاست ستاد مشترک ارتش و مسئول روابطعمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفتوگوهای جداگانهای با خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی خاطرنشان ساختند که نیروهای ارتش و سپاه هماکنون بر اوضاع شهر تسلط دارند و از مواضع خود در مقابل حملات مهاجمان مسلح ضدانقلاب بهشدت دفاع میکنند. (5)این درحالی است که ارتباط زمینی کرمانشاه به سنندج همچنان قطع است و از سه روز پیش نیز ارتباط تلفنی و تلگرافی با سنندج امکانپذیر نبوده است. (6)ازجمله عوامل فقدان ارتباط زمینی یادشده وضعیت گردنه صلواتآباد است که باید هرچه زودتر پاکسازی شود. ملاحظات خاص نظامی در ارتش و پارهای دلایل دیگر، این امر را که قرار است برعهده نیروهای ارتشی باشد، با کندی روبهرو کرده است و این باعث اعتراض و واردکردن فشار ازطرف نیروهای سپاه شده است؛ امروز، سپاه پاسداران غرب کشور در تلفنگرامی به عملیات مرکز {رونوشت به نیروی زمینی ارتش} اعلام کرد: «پیرو گزارش قبلی طبق [اعلام] تیپ همدان در اجرای امریه مورخه 14/2/1359،
صادره از لشکر قزوین جهت پاکسازی صلواتآباد که در آن قید شده بنا به تشخیص فرمانده تیپ عمل شود، چهار روز است باتوجهبه این بحران و فشاری که بر لشکر28 وارد شده است هنوز هماهنگ ننموده و با این عملیاتی که در منطقه نقش اساسی و حیاتی دارد ایشان خیلی عادی برخورد مینمایند و نظر دارد عکس هوایی صورت گیرد. نیروهای ضدانقلاب جنگ منظم نمیکنند و عکسبرداری پارتیزانها که عکس آن حداقل 24 ساعت بعد حاضر میگردد و چه لزومی دارد، نقلوانتقالات آنان چند ساعته است و تحرکشان با حرکت گردان زرهی تفاوت دارد. مستدعی است سریعاً دستور اکید و قاطع جهت انجام این مأموریت به تیپ گردد و بیش از این توقف جایز نیست.» (1)
دراینمیان، نگرانیهای دیگری نیز در نیروهای سپاه و برخی محافل درگیر، وجود دارد، ازجمله اینکه برخلاف حرکت و خط مشی اخیر بنیصدر در قبال کردستان، بازهم تزلزلهایی در اراده موجود برای حل مسئله، ایجاد شود. گفتوگوی تلفنی امروز روزنامه جمهوری اسلامی با مسئول روابطعمومی سپاه کرمانشاه، حاکیاز وجود این نگرانی و تمایل قطعی به مخالفت با آن است بخشی از این گفتوگو بدین شرح میباشد:
« نظر شما درمورد هیئت سهنفری که از کردهای مقیم مرکز عازم سنندج شدهاند، چیست و از فعالیت این هیئت خبر دارید؟
ما ازطریق شبکه سراسری صدای جمهوری اسلامی از این موضوع آگاهی پیدا کردیم و بههیچعنوان با هرگونه مذاکره، چه توسط این هیئت یا هر گروه دیگر موافق نیستیم زیرا دیگر دادن تلفات بیش از این برای ما قابلتحمل نیست و چون جنگ کردستان جنگ حق و باطل است ما تنها راهحل حوادث کردستان را پاکسازی دشوار این منطقه دانسته و به راه خود با کمال قاطعیت ادامه میدهیم.» (2)
301
بجز سنندج، در نقاط دیگری نیز درگیریهایی وجود دارد که در آن میان اوضاع بانه وخیمتر از سایر مناطق است.
در پیام امروز مسئول سپاه بانه به تهران آمده است: «پادگان بانه فاقد همه چیز است. زخمیها بهعلت تخلیهنشدن درحال ازبینرفتن [هستند] و در حملههایی که به قله اربابا نمودیم عده زیادی از بین رفتند و بقیه به پادگان مراجعت [کردند]. ما احتیاج به نیرو و مهمات و آذوقه داریم؛ خیلی فوری نیاز داریم. 144 15/2/1359، مسئول سپاه رسولی.» (3)(4)
1) سند شماره 064041 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ستاد سپاه پاسداران غرب کشور به عملیات مرکز، 15/2/1359.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 16/2/1359، ص5.
3) سند شماره 041252 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از بانه {مسئول سپاه} به مسئول سپاه پاسداران تهران، 15/2/1359.
4) * عین همین پیام با همین شماره 144 اما با خطی دیگر و در فرمی دیگر و با تاریخ 16/2/1359 ساعت 21، خطاب به جبروتی که همان مسئول سپاه تهران مورد خطاب در پیام 15/2/1359 میباشد، ارسال شده است. [سند شماره 39020 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از بانه {رسولی} به جبروتی، 16/2/1359]
در سردشت، درگیریهای پراکنده از چند روز پیش شروع شده، اما تلفاتی نداشته است. (1)نکته مهم در گزارش فرمانده پادگان سردشت به استناد گزارش حسابدار شرکت ارک است، در این گزارش آمده است: «وسایل مشروحه زیر از شرکت ارک به سرقت رفته است: 14 تن مواد منفجره، 900 هزار چاشنی برقی، 5 بشکه باروت، 20 کیلومتر فتیله.» (2)
در پاوه، ساعت 9 صبح امروز، بازار و ادارات شهر در اعتراض به وقایع روز گذشته، به حالت تعطیل درآمد. (3)حدود ساعت 16:30 نیز دوباره شهر پاوه زیر آتش خمپاره قرار گرفت که به گزارش شهربانی یک نفر شهید و چندین تن زخمی شدند. (4)
در ارومیه، پاسگاه سپاه پاسداران این شهر مستقر در پل قویون نیمه شب، مورد هجوم قرار گرفت و در این درگیری 2 نفر از افراد سپاه به شهادت رسیدند. (5)
302
هرچند گروههای مختلف مارکسیستی درباره کردستان، اشتراک نظر بسیاری داشتند و امیدهای فراوانی به پیروزی فعالان محارب این خطه دارند، اما درعینحال هم در ایدئولوژی و هم در راهبرد و تاکتیک اختلافات مهمی بین آنها وجود دارد که با دقت در مواضع و حتی نحوه گزارش نشریات آنها از وقایع جاری، این اختلافات، مشهود است. بهعنوان نمونه در ادامه از نشریه حزب توده گزارش گردهمایی در بوکان آورده میشود که نوع تعامل این حزب با ماجراهای کردستان و نظام را نشان میدهد و همچنین مواضع کاملاً متفاوت کومهله را بیان میکند. یادآوری میشود مواضع حزب دمکرات، درمیان مواضع حزب توده و کومهله، بیشتر نزدیک به مواضع حزب توده است، اما فشارهای روانی و رفتار محلی کومهله، عامل فشاری است که حزب دمکرات را از مواضع بینابینی حزب توده، دور میکند و برخلاف مشی سیاسی و ایدئولوژی آن حزب، درعمل بهسمت نوعی تندروی از نوع کومهله سوق میدهد.
متن گزارش حزب توده از گردهمایی امروز بوکان و مفاد قطعنامهای که دقیقاً منطبق با مواضع کنونی حزب توده میباشد، چنین است: «قطعنامه زیر توسط مردم سقز در تاریخ 15 اردیبهشت 1359 تهیه شده و برای امام خمینی رهبر انقلاب و رئیسجمهور بنیصدر، مخابره گردیده است که در آن آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
در تاریخ 15/2/1359، مردم جنگزده سقز در مسجد بازار بوکان اجتماع نموده و خواستار حلوفصل مسالمتآمیز مسائل کردستان میشوند. در این مراسم این مفاد درخواست شد:
1) روزنامه کیهان، 15/2/1359، ص2.
2) سند شماره 041115 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سنندج به سپاه پاسداران انقلاب، 16/2/1359.
3) سند شماره 000669 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مدیرکل امور انتظامی به استانداری کرمانشاهان، 21/2/1359.
4) سند شماره 000655 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از وزارت کشور به ژاندارمری جمهوری اسلامی، 17/2/1359.
5) روزنامه اطلاعات، 18/2/1359، ص3.
ما مردم مسلمان و مبارز کردستان دوشادوش همه هممیهنان خود در انقلاب شکوهمند خلقهای ایران سهیم بوده و اکنون نیز ضمن اعلام پشتیبانی از انقلاب ایران، رهبری انقلاب و رژیم جمهوری اسلامی ایران هرگونه توطئهای علیه انقلاب ایران را محکوم و درجهت خنثینمودن آنها آماده جانبازی میباشیم.
خلق کرد خواستار حل مسالمتآمیز مسئله کردستان بوده و... برای حل مسالمتآمیز مسئله کردستان بر مبنای پیام تاریخی 26 آبانماه امام خمینی، از رهبر انقلاب، ریاستجمهوری ایران و شورای انقلاب اسلامی ایران استمداد مینماییم. ایمان راسخ داریم که اقدام قاطع و انقلابی دراینزمینه عرصه را بر ضدانقلاب و عوامل جنگافروز تنگ خواهد نمود. طرح ششمادهای پیشنهادی حزب دمکرات کردستان ایران، که مورد تصویب و موافقت ریاستجمهور نیز قرار گرفته است، شیوه صحیح برای حل مسئله بوده و خواستاریم که این طرح تأیید شده، هرچه زودتر رسماً اعلام شود.» (1)
در ادامه، حزب توده به گزارش و نقد نوع برخورد کومهله با این تجمع پرداخته و نوشته است: «گروهک جنگافروز و ضدانقلابی کومهله که تلاش میورزد به پیروی از اهداف شیطانی امپریالیسم امریکا، آتش جنگ را در کردستان افروخته نگاه دارد، درپی قطعنامه مردم سقز مبنیبر محکومکردن ضدانقلاب و تقاضای صلح و مذاکره، در اعلامیه جنگطلبانهای، مشی ضدانقلاب و آتشافروزان را به عیان طرح و آشکار ساخته است. در متن اعلامیه خطاب به تهدیدکنندگان قطعنامه ازجمله آمده است: "شما در قطعنامهتان از امام و بنیصدر و شورای انقلاب برای سرکوب جنگافروزان استمداد میکنید. ... شما با این حرفهای خودتان به هتک حرمت جنبش مقاومت خلق کرد میپردازید. شما از رژیم تقاضا میکنید که برنامه خود را مبنیبر خلع سلاح کرد اجرا کند."» (2)
303
سپاه پاسداران در وضع دوگانه کنونی، علاوهبر مأموریتهای درونمرزی مربوط به حفظ انقلاب در قبال تحرکات مسلحانه ضدنظام و اقدامات برونمرزی مربوط به پرکردن خلأ ارتشی نوسازیشده که هنوز براثر انقلاب فاقد آمادگی است، مأموریتهای انتظامی نیز برعهده دارد؛ هم درزمینه آنچه مربوط به وظایف ژاندارمری است {خارج شهر} و هم درخصوص آنچه مربوط به وظایف شهربانی است {داخل شهر}. البته تنوع حرکات سپاه، به این موارد محدود نمیشود. به همین دلیل، ضرورت ارزیابی، کنترل و خودانتقادی جدی، برای سالمماندن این تشکیلات بزرگ برآمده از انقلاب، در نزد غالب عناصر آن احساس میشود. ازاینرو، برخلاف نیروی نظامی و انتظامی رسمی باقیمانده از سابق، نوعی پویایی خودجوش و نه بهصورت صرفاً الزام از بالا، درجهت تعیین مداوم حرکت سپاه، به صور مختلف وجود دارد. در ادامه، مثالهایی از تنوع اقدامات و تحرکات سپاه ذکر شده است.
گزارش نزاجا به ستاد مشترک حاکی است: «برابر اطلاع واصله نیمهشب گذشته {14/2/1359}، بین تعدادی از قاچاقچیان و پاسدار[ان] در منطقه گلبافت {اسلامشهر} از توابع استان کرمانشاه، درگیری ایجاد و درنتیجه 3 نفر از پاسداران شهید و یک [نفر] زخمی و قاچاقچیان پس از بردن سلاحهای نامبردگان متواری گردیده[اند].» (1)
روزنامه کیهان نیز امروز گزارش داد: میلیونها تومان اسکناس دههزار ریالی قاچاق که قرار بود بهوسیله موتور لنج از جنوب ایران خارج شود با هشیاری مأموران سپاه پاسداران کشف شد. اصغر کاشانی رئیس اداره نشر اسکناس بانک مرکزی ایران، دراینزمینه گفت: بهدنبال کشف تعداد زیادی اسکناس دههزار ریالی قاچاق، بانک مرکزی تصمیم گرفته است که این اسکناسها را از گردش خارج سازد و جلوی سوءاستفاده افراد ضدانقلاب که قصد داشتند هرطور شده به انقلاب اسلامی ضربه وارد سازند، گرفته شود. کاشانی اضافه کرد: تنها دو مورد اسکناس کشفشده 500 میلیون ریال بوده است که بهصورت قاچاق از کشور خارج شده است. تاکنون آمار دقیقی درمورد خروج اسکناسهای دههزار
ریالی در دست نیست به همین جهت از امروز اسکناسهای جدیدی ازسوی بانک مرکزی توزیع خواهد شد تا جایگزین اسکناسهای قبلی شود. (2)
در گزارش شهربانی بهشهر به وزارت کشور هم آمده است: «بعد از سخنرانی آقای دکتر فخرالدین حجازی عدهای دست به راهپیمایی زدند و در جلوی دفتر سازمان مجاهدین خلق درگیری با پرتاب سنگ بین آنها و طرفداران سازمان مجاهدین ایجاد شد که مأمورین انتظامی با همکاری پاسداران از زدوخورد آنها جلوگیری کردند.» (3)
304
سپاه در شرایط کنونی، جایگاه بسیار مهمی در محافل مختلف عقیدتی و سیاسی هوادار نظام دارد. البته نوع ارتباط سپاه با اعضای برجسته شورای انقلاب و بهخصوص شخص امام خمینی جایی برای حضور مؤثر محافل مزبور در سپاه باقی نمیگذارد. بااینهمه امروز، نامهای با امضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بدین شرح برای فرمانده سپاه ارسال شد:
«جناب آقای دوزدوزانی، فرمانده کل سپاه پاسداران
پس از سلام و تحیت حضرت حجتالاسلاموالمسلمین آقای بنیفضل را بهعنوان نماینده جامعه مدرسین به شما معرفی نموده تا درباره نابسامانیهای جامعه موجود در بعضی از شهرستانها مذاکره نموده تا صمیمانه در رفع آنها بکوشید.
با کمال احترام
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» (4)
1) سند شماره 050252 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از نزاجا {مدیریت اطلاعات} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 15/2/1359.
2) روزنامه کیهان، 15/2/1359، ص3.
3) سند شماره 050236 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی به وزارت کشور، 17/2/1359.
4) سند شماره 59834 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به فرمانده کل سپاه پاسداران، 15/2/1359.
305
اغلب یک طرف درگیریهای شهرهای مختلف در وضعیت {دوگانه} کنونی را گروههای مخالف و بعضاً محارب و طرف دیگر آن را موافقان نظام جمهوری اسلامی، که خود را حزبالله میخوانند، تشکیل میدهند. در این میان، بلاتکلیفیِ نهادهای قانونی که هنوز هم استقرار قطعی نیافته و ناتواناند گاهی آشکار است. دو گزارش مربوط به خرمشهر که در شماره امروز کیهان و نامه مردم {ارگان حزب توده} درج شده است و نیز اظهارات و اطلاعیههای مسئولان مربوط انعکاسی از این وضعیت است.
در گزارش مندرج در شماره امروز روزنامه کیهان آمده است: «بهدنبال انفجار دو کتابفروشی در خرمشهر، اطلاعیهای ازسوی سپاه پاسداران خرمشهر انتشار یافت. متن اطلاعیه بدین شرح است:
در ساعت 2 بامداد 6/2/1359 و در ساعت 4:10 بامداد روز 8/2/1359، کتابفروشیهای نسیم و اعتماد خرمشهر بهدست آتشافروزان منفجر گردید. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خرمشهر ضمن اعلام انزجار از اینگونه اعمال ضدانسانی این اقدامات را در این شرایط حساس تشدید بحرانهای داخلی تلقی کرده و معتقد است زیانهای جبرانناپذیری بر مبارزات ضدامپریالیستی خلق مسلمان ایران میزند و همچنین اعتقاد دارد این انفجارات بهمثابه انحراف اذهان عمومی از اقدامات ضدانقلاب در منطقه خوزستان میباشد. لذا این سپاه، عاملین اینگونه انفجارها را توطئهگر و آب به آسیابریزان ضدانقلاب میداند. بر این اساس است که با آنان بهگونه ضدانقلاب برخورد میکند. سپاه پاسداران خرمشهر از کلیه برادران و خواهران عزیز خرمشهر تقاضا دارد چنانچه درباره عواملی که در اینگونه بمبگذاریها شرکت میکنند اطلاعی دارند، اطلاعات خود را دراختیار سپاه پاسداران خرمشهر قرار دهند.» (1)
در یک گزارش مندرج در شماره امروز روزنامه نامه مردم هم آمده است: «یکی از هواداران حزب توده ایران در فسا بهجرم فروش کتابهای کمونیستی و روزنامه نامه مردم دستگیر شد! بهدنبال این دستگیری، بیژن کشتکار، هوادار دستگیرشده حزب توده ایران در فسا، ضمن شکوائیهای به دادستان شهرستان فسا به بازداشت غیرقانونی خود اعتراض کرد. حزب توده ایران ازطرف وزارت ارشاد ملی اجازهنامه رسمی انتشار نامه مردم ارگان مرکزی خود را دارد.» (2)
دراینحال امروز، مصطفی میرسلیم معاون سیاسی وزارت کشور و سرپرست شهربانی جمهوری اسلامی، در یک گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی گفت: «ما به مردم این مملکت که حزبالله را تشکیل میدهند احترام قائلیم و نیازمند همکاری آنها هستیم و از مردم میخواهیم که اجازه ندهند کسانی از این اسم مقدس {حزبالله} سوءاستفاده بکنند و آبروی ملت قهرمان ما را که حزبالله واقعی هستند ببرند.» وی یادآور شد: «درصورتیکه
اجتماع یا راهپیمایی با مجوز کتبی وزارت کشور انجام میگیرد هیچگونه دخالت [و] ممانعتی به عمل نیاورند و اگر خلافی از شرکتکنندگان {گروههای سیاسی} مشاهده شد، رسیدگی به آن تخلف را بهعهده مقامات مسئول مملکتی و مأمورین انتظامی بگذارند.» وی افزود: «حزبالله اکثراً از مردم هستند که به مناسبت شعارهای نامناسب و اهانتی که ازسوی گروههای سیاسی به اصول و عقاید آنها میشود تحریک شده از خود عکسالعمل نشان میدهند.» سرپرست شهربانی همچنین یادآور شد: «مسلماً عدهای از عناصر ضدانقلاب سعی میکنند که به اینگونه درگیری و اغتشاش دامن بزنند تا حالت بینظمی در جامعه شکل بگیرد و ارگانهای مسئول دولتی مختل شود. همچنین احتمال دارد عدهای از همین عناصر ضدانقلاب در جمع گروههای سیاسی رفته و از دو سو موجب درگیری و تحریک مردم شوند، لذا آگاهی و هوشیاری باید ازطرف گروههای سیاسی و مردم، هردو صورت گیرد.» (1)
همچنین اطلاعیهای که امروز، ازطرف دادستان کل انقلاب انتشار یافت، نمونهای از کوششهای نهچندان موفق نهادهای رسمی برای فائقآمدن بر بغرنجیهای کنونی ناشیاز وضعیت دوگانه مذکور است. در این اطلاعیه آمده است: «درپی اخطار دادستانی کل انقلاب اسلامی ایران به چاپخانه و گراورسازها و زینکسازها مبنیبر دستگیری کسانیکه هرنوع همکاری با نشریات دارند، باز مشاهده شده افراد سودجو دست از این عمل ضدانقلابی برنداشتهاند، لذا دادستانی کل انقلاب عدهای از صاحبان چاپخانه را دستگیر و چاپخانه آنها را مهروموم کرده. مجدداً اخطار میکنیم اگر موارد مشابهی مشاهده گردد، شدیداً تحتتعقیب قانونی قرار خواهند گرفت و در دادگاه اسلامی مرکز محاکمه خواهند شد.» (2)
ضمیمه گزارش292: اظهارات دیرهنگام استاندار کرمان درباره هلیکوپتر امریکایی
بااینکه اطلاعیه رسمی تشکیلات مربوطه در استانداری کرمان، عامل مهم در برداشت اشتباه از قضیه هلیکوپتر امریکایی بود، اتفاقاً دقیقترین اطلاعات راجع به این مسئله نیز در سطح علنی توسط شخص استاندار، البته پس از گذشت مدتی، بازگو شد.
روز بعد {16/2/1359}، شبهنگام استاندار کرمان در تماسی تلفنی با دفتر روزنامه جمهوری اسلامی توضیحاتی داد که کاملاً با اطلاعیه استانداری کرمان متفاوت بود. دراینباره روزنامه مزبور نوشته است: «مهندس زارع استاندار کرمان گفت: برای اولینبار روز دهم اردیبهشت، طبق مدارکی که از 2 هلیکوپتر امریکایی در بیابانهای طبس به دست آمد، مشخص شد که یک هلیکوپتر امریکایی در 120 کیلومتری جنوب کرمان، مجبور به فرود اجباری شده است. درپی اعلام این خبر گروهی از مقامات استان و چند اکیپ تجسس از ارتش برای یافتن هلیکوپتر عازم منطقه شدند، ولی تا روز سیزدهم اردیبهشت، هیچ اثری از این هلیکوپتر به دست نیامد چون منطقه فرود جایی است که هیچ موجود زندهای در آن یافت نمیشود. وی افزود این هلیکوپتر حداقل همراه 3 هلیکوپتر دیگر امریکایی در منطقه فرود آمده است زیرا که نشانههای
پایههای 3 هلیکوپتر دیگر در همان منطقه مشخص است و از نکات جالبتوجه اینکه در قسمتهای مختلف پوشش
خارجی این هلیکوپتر آرمهای متعددی از نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران جهت اغفال، تعبیه شده بود زیرا از این نوع هلیکوپترها و با خصوصیاتی کاملاً مشابه نیز در نیروهای سهگانه مسلح ایران موجود است. وی با اشاره به اینکه اولینبار یک عده عشایر بومی که با شتر از محل گذشتهاند این هلیکوپتر را مشاهده و به سپاه پاسداران زهکلوک اطلاع دادهاند، افزود کلیه شیشههای این هلیکوپتر شکسته بود و پایههای دو مسلسل کالیبر50 نیز در کنار دو پنجره دیده میشد. وی افزود: کلیه سیمهای بخشهای مختلف فنی و همچنین دستگاههای هیدرولیک این هلیکوپتر قطع شده بود و کاملاً مشخص میباشد که این کار توسط امریکاییها انجام گرفته، زیرا افراد عادی بهدلیل نداشتن آموزش کافی قادر به انجام قطع این دستگاهها و سیمهای ارتباطی قسمتهای فنی آن نخواهند بود. وی افزود احتمالاً قطعاتی از این هلیکوپتر نیز توسط عشایر از جا درآمده است. استاندار کرمان در گفتوگوی خود با خبرنگار جمهوری اسلامی از کلیه عشایر غیور ایران که هلیکوپتر را مشاهده کردهاند خواست که اگر قطعاتی از هلیکوپتر دراختیار آنها قرار دارد، آنها را به نزدیکترین مرجع ذیصلاح تحویل نمایند. وی در پایان افزود اولین فرود اجباری در این منطقه واقع شده است و دومین فرود اجباری امریکاییها نیز در بیابانهای طبس بوده است.» (1)
مهندس غلامعباس زارع استاندار کرمان، همچنین پیشازظهر دو روز بعد {18/2/1359}، در یک تماس تلفنی با خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی ضمن توضیحات مشابهی افزود: «3 هلیکوپتر متجاوز امریکایی بهمحض احساس نقص فنی در این هلیکوپتر باهم فرود آمده و خلبان و سایر اسناد و مدارک و وسایل هلیکوپتر باقیمانده را با خود بردهاند.» (2)
306
در امریکا پسلرزههای فاجعهای که در طبس برای امریکاییها رخ داد بهصورت اقدامات و مواضع مقامات رسمی و مفسران و رسانهها ادامه دارد و درباره جوانب مختلف مسئله بحث میشود،اما مهمترین خبر اعلام سه روز عزای عمومی در امریکا با ارسال اجساد امریکاییان از تهران، افشای برخی اطلاعات مربوط به حادثه طبس و نیز اعلام نتیجه ارزشیابی کارشناسانه کنگره امریکا دراینباره است.
امروز، آسوشیتدپرس از واشنگتن گزارش داد: «جیمی کارتر رئیسجمهور امریکا، به احترام افراد ارتش این کشور که در عملیات نافرجام نظامی در ایران کشته شدند، سه روز عزای ملی اعلام کرد و در این سه روز پرچمهای امریکا به حالت نیمهافراشته خواهند بود.» (1)به گزارش همین خبرگزاری از کلرادو، جودی پاول سخنگوی کاخ سفید، خبر داده است که از مدتی قبل دولت کارتر برای غافلگیری عملیات نجات، اقدامات چندی در انحراف افکارعمومی انجام داده بود. (2)
آسوشیتدپرس همچنین در گزارشی از نیویورک به نقل از مجله نیوزویک جزئیاتی دیگر از بخش فاششده عملیات نجات گروگانها را منتشر کرد. بنا بر این گزارش، دو هفته قبل از عملیات طبس، یک هواپیمای حملونقل سی130 بدون آنکه دیده شود، چندین ساعت را در محل فرود خود گذرانیده و خدمه آن علائم درخشانی را برای 6 فروند سی130 که قرار بود بعداً فرود آیند نصب کرده بودند. نیوزویک افزوده است این عده همچنین نمونههایی از خاک را برای تعیین مقاومت آن دربرابر فرود هواپیمای حامل سوخت آزمایش کرده بودند. (3)
اما مهمترین مطالب مربوط به طبس در امریکا، اعلام نتیجه اولین نشست کنگره این کشور بهمنظور یک ارزشیابی کارشناسانه است. این جلسه در کمیته نظامی سنای امریکا و به گزارش یونایتدپرس پشت درهای بسته برگزار شد. در این جلسه کلنل چارلز بک ویت فرمانده عملیات،
در مقابل اعضای کمیته امور نظامی سنا قرار گرفت تا درخصوص چگونگی شکست عملیات توضیح دهد. افراد دیگری که در اولین نشست بررسی شکست عملیات حضور داشتند عبارت بودند از: جیمز واگت سرهنگ نیروی زمینی و فرمانده عملیات نظامی،فیلیپ گاست سرهنگ نیروی هوایی و معاون ویژه، جیمز کیل کلنل نیروی هوایی بههمراه ادوارد سیفرت کلنل نیروی دریایی و نیز تعدادی خلبان و کمکخلبان هلیکوپتر که در دشت طبس بهطور مستقیم در عملیات نقش داشتند.
سناتور جان نیتس رئیس کمیته مذکور، گفته است کلیه افرادی که در امریکا و در خود محل عملیات، در اجرای این طرح دست داشتهاند به همین ترتیب، در این کمیته مورد سؤال قرار خواهند گرفت.
{کلنل چارلز بک ویت فرمانده عملیات نجات در کمیته نظامی سنای امریکا به توضیح دلایل شکست عملیات طبس پرداخت. }
بنا بر گزارش مزبور، نتایج اولین نشست کنگره درمورد این عملیات نافرجام درقالب یک ارزشیابی بدین شرح ذکر شده است: افزایش احتمال مداخله شوروی؛ کاهش شانس پذیرش عملیات نظامی دیگر در منطقه در میان کشورهای عربی؛ تشدید موضع آیتالله خمینی و سایر روحانیون رادیکال؛ سوق دادن رهبران ایران بهسوی گرایش به شوروی و اروپای شرقی برای مواجهه با تحریم اقتصادی امریکا و غرب؛ ایجاد تردید در میان سایر کشورهای منطقه غرب آسیا {بهاستثنای مصر و اسرائیل} درخصوص تمایل و حتی قابلیت امریکا برای اجرای عملیات نظامی موفق در منطقه؛ پیدایش اشکال در موضعگیری متحدان اروپایی امریکا و ژاپن برای تحریم شدید اقتصادی ایران.
در این ارزیابی، همچنین راهحلهایی پیشنهاد شده که از آن جمله میتوان محاصره نظامی، تحریم اقتصادی و سیاسی را نام برد. در گزارش یونایتدپرس اضافه شده است: در تجزیهوتحلیلی که توسط عدهای از ناظران درباره راهحلهای مذکور ارائه شده، گفته شده است یکی از کارهایی که میتواند رهایی گروگانها را تضمین کند گردننهادن به خواستهای ایران است، اما «این عمل به نظر نمیرسد ازلحاظ سیاسی قابلاتکا برای امریکا باشد زیرا تاکنون در این نزاع بین دو کشور به میزان زیادی به پرستیژ امریکا لطمه خورده و هیچ بعید نیست اگر امریکا این کار را هم بکند، ایران بگوید حالا دیگر قبول نیست.» (1)
1) روزنامه کیهان، 16/2/1359، ص4.
307
بااینکه فضای غالب در امریکا بهدلیل شکست عملیات نجات، درباره این عملیات فضایی منفی است، اما بعضی نظامیان دستاندرکار میکوشند با تشریح جزئیاتی از طرح و تبیین وضع کنونی بهنوعی اعاده حیثیت کنند.
در کارولینای شمالی، یکی از خلبانان امریکایی که در طرح نافرجام عملیات نظامی امریکا شرکت داشت، در مصاحبهای، که در روزنامه آبزرور انتشار یافت، تأکید کرد باوجود ازدستدادن 3 هلیکوپتر از 8 هلیکوپتر، نجات گروگانها در تهران مشکل نبوده است. وی گفت او و چند خلبان دیگر مطمئن بودند که عملیات نجات را فقط با 5 هلیکوپتر میشد به انجام رساند. این خلبان چگونگی تصمیمگیری برای لغو عملیات را با تشریح صحنه وقایع طبس بازگو کرد و در آخر بازهم از این تصمیمگیری اظهار تأسف کرد. وی گفت در جریان عملیات سه فروند از هلیکوپترها معیوب شدند که این امر موجب نافرجامگذاشتن مأموریت گردید؛ زیرا طراحان این مأموریت معتقد بودند که لااقل 6 هلیکوپتر برای نجات گروگانها مورد نیاز است. خلبان مذکور افزود درحالیکه او در دشت تاریک ایران منتظر تجدید سوخت هلیکوپتر دی53 خود بوده، ناگهان مشاهده کرده است که یک هلیکوپتر دیگر بر روی تانکر هواپیمای سی130 سقوط کرده و تانکر منفجر شده است و 8 نفر از مأموران کشته شدهاند.
وی گفت این انفجار و آتشسوزی مشابه حرکت آهسته فیلم سینما بود، سپس غبار و بعد جوشیدن سوخت و شعله و سرانجام قطعات هلیکوپتر به هوا بلند شد. پس از سقوط و آتشسوزی، خلبان مذکور کارکنان خود را گرد آورده و سوار یکی از هواپیماهای باقیمانده سی130 و آماده پرواز شده است. کارکنان این هواپیمای بزرگ موتورسیکلتها، جیپها و همه چیز دیگر را بیرون ریختند تا جا برای همه باشد. سپس آنها به یکی از جزایر این کشور پرواز کردهاند.
وی ادامه داد: تأسف من این است که این مأموریت را به پایان نرساندیم، انجامدادن آن ساده و آسان بود. (1)
از سوی دیگر، آسوشیتدپرس به نقل از ساموئل ستراتون یکی از افراد شرکتکننده در جلسه مذکور سنا گزارش داد: بک ویت به اعضای کمیته گفته است اگر ما بدانیم که گروگانها اکنون در چه جاهایی قرار دارند، دوباره به ایران رفته و عملیات را تکرار خواهیم کرد. (2)
308
امروز امریکا در عرصه تبلیغات و جنگ رسانهای علیه ایران، یک گام بسیار مهم برداشت.
بنگاه سخنپراکنی بینالمللی واشنگتن دیسی اعلام کرد: «از تاریخ اول ژوئن 1980 [11/3/1359]، برنامه فارسی رادیو صدای امریکا روی همان طول موج از 2 ساعت در روز به 8 ساعت، افزایش خواهد یافت. دولت امریکا با تصویب پیشنهاد کمیته ویژه هماهنگی به ریاست برژینسکی و اعطای سالیانه چندین میلیون دلار بیشتر به صدای امریکا که در کشور
شما بسیار محبوب است امکان افزایش برنامه را فراهم نمود. هدف ما از این برنامه این است که مردم ایران را از واقعیت حوادث سیاسی داخلی کشورشان آگاه نماییم، چون درحالحاضر یک چنین اطلاعاتی در ایران موجود نیست. ... با افزایش وقت برنامه ما میتوانیم روشنفکران پذیرای تمدن غرب و جوانان ایرانی را از پیشرفتهای فرهنگی، علمی، اقتصادی و غیره مطلع سازیم. محققاً سیاست رژیم آیتاللهها این است که آنها را از این پیشرفتها دور نگه دارد و چیز موهومی به نام مذهب را جانشین آن نماید. ما مطمئنیم که رادیو صدای امریکا قادر خواهد بود به پیشرفت مردم ایران کمک نماید.» (1)
309
عرصه درگیری ایران و امریکا، دارای تنوع خاصی است که امروز در اصفهان و ژنو بروز داشت. افشاگری امروز استاندار اصفهان درمورد اقدامات خرابکارانه در پالایشگاه اصفهان و نیز غلبه امریکا بر ایران در اجلاس امروز سازمان بهداشت جهانی، دراینزمینه قابلذکر است.
در اصفهان، محمدکاظم موسوی بجنوردی استاندار، در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: امریکا بههرصورت ممکن، درصدد ضربهزدن به ملت مسلمان ایران و منافع آن است. وی افزود: «دو روز قبل، تلکسی از امریکا به کارکنان خارجی شرکت فلور {پیمانکار و سازنده پالایشگاه اصفهان} مخابره گردید که در این تلکس دستور داده شده است کامپیوتر پالایشگاه را با بازکردن قطعات مشخص از کار بیندازند. در این تلکس که گویا روز شنبه سیزدهم اردیبهشت، مخابره شده از کارکنان شرکت فلور خواسته شده است که هر 4 عدد دیسک درایو و 2 قطعه حافظه کامپیوتر را از دستگاه باز کنند و ازطریق شرکت ایران دیکتال در تهران به کویت به آدرس شرکت ساختمانی کانارتردینک شماره 1322 کویت آقای عبدالکریم شاوا ارسال دارند و اگر ارسال قطعات مشکل باشد، شرکت ایران دیکتال میتواند قطعات را در تهران نگهداری کند و ماندن قطعات شرکت مذکور اشکالی ندارد.» استاندار اصفهان اضافه کرد: «قصد امریکاییها این بوده است که با این عمل کامپیوتر پالایشگاه را فلج کرده و از کار بیندازند، ولی... کارکنان مسلمان پالایشگاه مطلع شدند و متن تلکس را دراختیار ما گذاشتند.» (2)
در ژنو امروز، سیوسومین اجلاس سازمان بهداشت جهانی برگزار شد. دکتر فاضل معاون پارلمانی وزارت بهداری و بهزیستی، در گزارش این اجلاس گفت: «غالب کشورهای اسلامی طی صدور قطعنامهای خواستار شدند که مقر این سازمان در شرق مدیترانه باید از مصر به یکی از کشورهای آسیایی که وابستگی مستقیم به امپریالیزمِ امریکا و صهیونیزم اسرائیل نداشته باشد، انتقال یابد. هیئت نمایندگی ایران به ریاست دکتر معتمدی نیز طی قطعنامهای مصراً پیشنهاد کرده که بهعلت عدم وابستگی ایران به ابرقدرتهای
شرق و غرب،دفتر سازمان بهداشت جهانی در شرق مدیترانه، کشور ایران در نظر گرفته شود، ولی نمایندگان امریکا در این اجلاس در آخرین
لحظات مزورانه کوشیدند که مخالفت خود را با انتقال مقر دفتر این سازمان از مصر اعلام دارند و پیشنهاد کردند که در یک دادگاه بینالمللی مورد رسیدگی قرار گیرد. طبق قوانین سازمان بهداشت جهانی برای آخرین قطعنامه ارائهشده یعنی قطعنامه امریکا رأیگیری به عمل آمد و متأسفانه با 47 رأی موافق و 43 رأی مخالف مورد تصویب نهایی قرار گرفت.» (1)
310
در وضع کنونی رابطه ایران و امریکا، شوروی در تبلیغات ضدامریکایی ازطریق رسانههای رسمی خود و نیز ازطریق متحد و وابسته داخلی این کشور یعنی حزب توده، ازطریق حتمی و جدیشمردن و نزدیکنشاندادن اقدام نظامی امریکا، در تداوم و تشدید دشمنیهای موجود میکوشد.
امروز رادیو مسکو گزارش داد: «دولت کارتر همچنان مقدماتی برای انجام عملیات مسلحانه جدید علیه ایران تمهید میکند. در یک لنگرگاه واقع در نزدیکی لسآنجلس بارگیری کشتیها و پرکردن آنها از تانک و توپ و خودرو و زرهپوش {آن.فی.بی} برای تسلیح 000,12 تن تفنگدار دریایی آغاز میشود. پنتاگون اعلام کرد که سربازان از راه هوا به یکی از کشورهای مجاور ایران و دوست ایالات متحده امریکا منتقل خواهند شد. درعینحال، سرهنگ بک ویت که فرماندهی عمل اخیر مربوط به پیادهکردن دسانت امریکایی در ایران را به عهده داشت، به ضرورت تکرار این عمل اشاره نمود. وی در جلسه دربسته کمیسیون نیروهای مسلح در مجلس نمایندگان که به چگونگی این مداخله مسلحانه نافرجام رسیدگی میکند، بیاناتی ایراد کرد.» (2)
این درحالی است که رسانههای امریکایی اقدام نظامی جدید علیه ایران را در آینده نزدیک منتفی میدانند.
دراینزمینه نیویورک تایمز خبر داد که جیمی کارتر در آخرین روز وزارت ونس به وی اطمینان داده است که ایالات متحده در
آینده قابلپیشبینی برای آزادساختن گروگانهای امریکایی در تهران به نیروی نظامی متوسل نخواهد شد. به نوشته این روزنامه، رئیسجمهوری امریکا شکست عملیات نجات ایالات متحده و مخالفت متحدان امریکا با یک محاصره نظامی را دلایل خودداری از توسل مجدد به نیروی نظامی دانست. (3)
در همین حال، گزارشهای پیدرپی روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده نیز جهتگیری مشابهی دارد، در شماره امروز این روزنامه، دو گزارش خارجی که با بار تبلیغاتی آشکاری برای سازمانهای روسی مشابه حزب توده همراه است، درج شده است. در یکی از این گزارشها آمده است: نیروهای ترقیخواه امریکا و در رأس آنها حزب کمونیست این کشور قاطعانه سیاست تجاوزکارانه هیئت حاکمه امریکا را علیه جنبش رهاییبخش محکوم میکنند. گس هال دبیرکل حزب کمونیست امریکا، در اجتماع بزرگی که در نیویورک برپا شد اعلام کرد که عملیات نظامی اخیر علیه کشور مستقل ایران اقدامی تجاوزکارانه و جنگطلبانه بوده است. وی تأکید
کرد سیاست محافل حاکمه واشنگتن تهدیدی جدی برای صلح جهان است. گس هال ضمن اشاره به انقلاب افغانستان گفت که امپریالیسم امریکا تلاش میکرد درپی ازدستدادن پایگاههای تجاوزکارانه خود در ایران، افغانستان را زیر سلطه خود درآورد و این کشور را به پایگاه جدید خود تبدیل کند. (1)
گزارش دیگر نامه مردم حاوی جزئیات یک خبر سوخته و تکراری از حاشیه عملیات طبس است، اما طوری پایان یافته که گویا حمله دیگری بهزودی در راه است. در این گزارش آمده است: «دوستان بحرینی حزب ما از جبهه آزادیبخش ملی بحرین اطلاع بسیار مهمی را بدین شرح برای ما فرستادهاند: عدهای امریکایی با چند هواپیما و هلیکوپتر روز چهارشنبه سوم اردیبهشت {یعنی دو روز پیش از تجاوز نظامی امریکا به ایران}، در پایگاه نظامی انگلیسیها در مصیره نشستند. آنها شب، مهمان انگلیسیها بودند و روز چهارم اردیبهشت {پنجشنبه غروب} از آنجا پرواز کردند. روز جمعه ششم اردیبهشت {روز تجاوز نظامی امریکا به ایران}، طرف غروب، همان هواپیماها بدون هلیکوپترها بازگشتند. قبلاً با دستپاچگی تعداد زیادی برانکارد و آمبولانس در فرودگاه آماده شده بود. سرنشینان هواپیماها همان امریکاییهای دو روز پیش بودند که تعداد زیادی زخمی با خود داشتند. روز بعد، امریکاییها زخمیهایشان را هم با خود بردند. در بین افسران انگلیسی گفتوگو بود که تا سه هفته دیگر امریکاییها بازخواهند گشت.» (2)
311
درحالیکه رابطه ایران و امریکا در وضعیت بحران قرار دارد و دشمنی دوطرف روزافزون به نظر میرسد، عراق در تبلیغات خود به اعلام مواضع ضدامریکایی و تخطئه جدیبودن حرکت ضدامریکایی ایران ادامه میدهد. دراینحال، هر دو روزنامه صبح جمهوری اسلامی و بامداد، به نقل سرمقالهای از نیویورک تایمز پرداختهاند که در آن نشانههای یک تغییر اساسی در راهبرد امریکا درقبال عراق مشاهده میشود، تغییری که عراق هم باوجود ادامه مواضع ضدامریکایی خود در ظاهر، در تقابل با ایران منتظر آن است. دراینخصوص رادیو بغداد هم امروز، به تبلیغ علیه ایران و امریکا ادامه داد، اما درعمل در هنگامه درگیری شدید امریکا و ایران، عراق هم هرروز پرسروصداتر بر طبل جنگ میکوبد؛ این یعنی عراق کاملاً آمادگی قرارگرفتن در جبههای را دارد که دیگر متحدان منطقهای امریکا {نظیر اردن، کویت، عربستان و...} اعضای اصلی آن هستند. هرچند این عضو جدید جبهه ضدایرانی امریکایی غرب آسیا از جنس اعضای اصلی آن نیست، ولی در دشمنی با ایران استعدادی بسیار بیشتر از سایرین دارد.
درهرحال، روزنامههای صبح، در تهران به نقل از یونایتدپرس در گزارشی یکسان چنین نوشتند: «مجله نیویورک تایمز طی سرمقالهای در شماره اخیر خود تحتعنوان چشم امید به بغداد" مینویسد دلایل زیادی وجود دارد که ایالات متحده روابط بهتری با عراق برقرار سازد
مشروط بر آنکه عراقیها منافع امریکا را مورد تهدید قرار ندهند. نیویورک تایمز در قسمتی از این مقاله ادامه میدهد که بهطورکلی واشنگتن باید با بغداد ارتباط برقرار کند و تا سرحد امکان نظر آنها را جلب نماید. نیویورک تایمز مینویسد پرزیدنت صدام حسین دیکتاتوری بیرحم و زیرک است، دیکتاتوری که نمیتوان به او اعتماد کرد، ولی بهرغم همه مسائل و مخالفتهای عراق با امریکا که از جنگ 1967 اعراب و اسرائیل آغاز شد، باتوجهبه اشتراک منافع عراق و امریکا در مبارزه با سیاستهای بیپروای ایران، غرب بهخصوص امریکا باید در جستوجوی برقراری روابط جدیدی با عراق باشد.» (1)
چند ساعت پس از انتشار این مطلب در تهران، رادیو بغداد در بخش فارسی خود گفتاری بدین شرح پخش کرد: «در استراحتگاه بدنام کمپ دیوید، جیمی کارتر فردا ملاقاتهایی
با مشاوران بلندپایه خود و اعضای شورای امنیت ملی خواهد داشت تا مهمترین مسائل روز را با آنان مورد بررسی قرار دهد. این ملاقاتها در میان موجی از گزارشها
انجام میگیرد که درباره افزایش حضور نظامی هوایی، دریایی و زمینی امریکا در منطقه دور میزند و بستن قراردادهای تازه درباره اجارهکردن پایگاههای نظامی را در بر میگیرد. این پایگاهها در مسیری قرار میگیرد که از شرق و غرب و جنوب ترکیه امتداد مییابد و از پایگاه تجاوزکارانه امریکایی صهیونیستی در اسرائیل و بعد مصر میگذرد و بهسوی سواحل دریای سرخ و شاخ افریقا حرکت کرده و گرداگرد کرانههای دریای عرب و اقیانوس هند و دروازههای خلیج [فارس] و تنگه هرمز دور میزند.
کلیه این گزارشها در یک محور دور میزند و آن این است که ایالات متحده امریکا مسئله [راه] حل نظامی را در نقشههای مرحله کنونی و زیر پوشش ساختگی که آن را گروگان جاسوسان در سفارت امریکا نام گذاردهاند، بعید نمیداند درحالیکه بهخوبی آشکار است که هدف اساسی این راهحل تنها بسط سلطهگری بر خلقها و کشورهای منطقه و غارت ثروتها و درآمدهای طبیعی آنان است. بهاضافه جلوگیری از روند آزادیبخش و استقلالطلبی آن خلقها و کشورها و متلاشیشدن دستاوردهای سازندگی که هدفش تضمین نان و حیثیت رفاه در منطقه است بهویژه در کشورمان عراق.» (2)
312
در ادامه تحرکات دیپلماتیک اخیر دولت عراق، امروز، نعیم حداد معاون رئیسجمهوری این کشور، به اعلام مواضع در قبال امریکا و شوروی پرداخت.
نعیم حداد درمورد روابط عراق و شوروی گفت: ارتباط میان دو کشور بر پایه یک موافقتنامه دوستی و همکاری است. وی درعینحال به انتقاد تلویحی از شوروی پرداخت و افزود: عراق همچنان برای تأمین نیازهای نظامی تقریباً به اتحاد شوروی متکی است، ولی از سیاستهای اتحاد شوروی از آنجا که عامل خطرناکی برای مردم غرب آسیا محسوب میشود، انتقاد میکند.
ما از نقض اصولی که بر سر آن توافق کردهایم، انتقاد میکنیم، بهعنوان مثال، از توسل به زور و اشغال افغانستان و نیز موضع شوروی در قبال نبرد اعراب و اسرائیل انتقاد میکنیم. (1)
درمورد امریکا نیز نعیم حداد گفت که امپریالیسم امریکا همچنان دشمن اصلی اعراب است. وی این کشور را به حمایت مداوم از رژیم صهیونیستی، غارت نفت اعراب و حضور ننگین نظامی در منطقه خلیجفارس متهم ساخت.
آسوشیتدپرس در ادامه گزارش خود دراینباره یادآوری کرده است که عراق بهدنبال جنگ 1967 اعراب و اسرائیل، مناسبات دیپلماتیک خود با ایالات متحده را قطع کرده است. (2)
313
رهبران فلسطینی که در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با شعف بسیار به نفع آن اعلام موضع میکردند، در وضعیت تیرگی روابط ایران و عراق، در موضع میانهای که بیشتر مایل به عراق است، برای ایفای نقش درخور عنوان انقلاب فلسطینی میکوشند. دراینمیان، یاسر عرفات رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین که در مانورهای پیچیدهای میکوشد هرچه بیشتر از حمایت متحدان منطقهای امریکا برخوردار شود و درعینحال، حمایت متحدان منطقهای شوروی را نیز از دست ندهد، امروز، برای یک دیدار چندروزه وارد عراق شد.
وی هنگام ورودش به بغداد گفت در ملاقاتی که با صدام حسین رئیسجمهوری و رئیس شورای انقلاب عراق، خواهد داشت درمورد برخورد میان اعراب و مبارزه علیه امپریالیسم و صهیونیسم گفتوگو خواهد کرد. سلیم الزعنون عضو شورای مرکزی الفتح، عرفات را در این سفر همراهی میکند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، سفر عرفات به عراق در چارچوب دیدار رهبر ساف از کشورهای خلیجفارس انجام میگیرد. عرفات پیش از سفر به عراق از کویت و عربستان سعودی دیدن کرده است. (3)
یادآوری میشود به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، سازمان آزادیبخش فلسطین بهتازگی درحدود 50 تانک ساخت شوروی به دست آورده و این تانکها در جنوب خاک لبنان که صحنه جنگهای متناوب بین فلسطینیها با راستگرایان مسیحی و نیروهای متجاوز رژیم صهیونیستی است، مستقر شدهاند. دراینمیان، روزنامههای کویت به نقل از یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین، نوشتند: بهای 50 تانکی را که دراختیار این سازمان قرار گرفته عراق پرداخت کرده است. (4)
در همین حال، در ایران، در پایان جلسه شورای انقلاب، صادق قطبزاده وزیر امور خارجه، خبرهای مربوط به احتمال میانجیگری سازمان آزادیبخش فلسطین بین ایران و عراق را رد کرد و گفت: «بارهاوبارها صریحاً اعلام کردهایم که هیچگونه میانجیگری توسط هیچکس را بین ایران و عراق قبول نداریم. دولت جنایتکار عراق که مسئول همه این جنایتهاست باید از بین برود و دراینمورد هیچ تماسی گرفته نشده است.» (5)
314
درباره تحولات پایانی حادثه سفارت ایران در لندن در شب گذشته، امروز، مهمترین موضوع چگونگی پایان گروگانگیری ازنظر خسارت انسانی بود. تا ساعاتی از ظهر گذشته، جزئیات حادثه در ابهام بود و خبرها از شهادت یکی از اعضای سفارت و مجروحشدن 3 تن دیگر حکایت میکرد، همچنین چگونگی تخریب سفارت و انفجارها در اقوال متفاوتی بازگو میشد.
از روزنامههای صبح، روزنامه جمهوری اسلامی در صفحه اول خود درقالب تیتر نوشت: «پس از یأس کامل از تسلیم ایران و نیز مقاومت دلیرانه فرزندان اسلام در سفارت ایران در لندن، بهوسیله مزدوران سیا و اینتلیجنت سرویس سفارت ایران در لندن منفجر شد.» (1)و روزنامه بامداد نیز در تیتری در صفحه اول خود چنین آورد: «در ساعت 11:30 دیشب، بعد از بیرونانداختن یک جسد از محل سفارت، تروریستها سفارت در لندن را منفجر کردند.» (2)
در تهران، روزنامه کیهان، که در اولین ساعات بعدازظهر منتشر میشود، به نقل از یک دیپلمات ایرانی که از خارج سفارت ناظر قضایا بوده است گزارش نسبتاً کاملی از حادثه درج کرد و نوشت: «تا ساعت 11:30 بعدازظهر دیروز، وضع بهطور
معمولی پیش میرفت؛ یعنی مذاکره پلیس با مهاجمان سفارت ادامه داشت، اما در ساعت 11:30 شب، ناگهان بنا به دلایلی که هنوز روشن نیست مهاجمان پس از شهیدکردن یکی از برادران دیپلمات به نام سیدعباس لواسانی، جسد وی را به خارج از ساختمان پرتاب کردند. متعاقب این اقدام و خشونت مهاجمان، پلیس مجبور به دخالت مسلحانه شد. وی که خود از خارج سفارت ناظر بر عملیات پلیس بود افزود: درپی بهشهادترسیدن سیدعباس لواسانی صدای چند تکتیر
نیز شنیده شد. درست پنج دقیقه، پس از شنیدن صدای آخرین تکتیراندازی پلیس لندن یکی از اتاقهای
طبقه دوم سفارت ایران را که مشرف به خیابان بود، منفجر کرد و بهدنبال آن از کلیه راههای ورودی به یکباره وارد سفارت شد. پلیس با انفجار طبقات فوقانی سفارت توجه
مهاجمین را به خود جلب و از درهای طبقه همکف وارد ساختمان شد و درگیری آغاز گشت. در این درگیری 3 تن از مهاجمان کشته شدند، یک تن زخمی و 2 تن دستگیر شدند.(3)همچنین 3 تن از کارکنان سفارت ایران یعنی دکتر افروز کاردار سفارت ایران در لندن، از ناحیه پا مورد اصابت گلوله واقع شد. همچنین دکتر غرقی و یک تن دیگر که خوشبختانه حال هر سه رضایتبخش است. پس از عملیات پلیس کلیه گروگانها به بیمارستان منتقل شدند.» (4)
در همین شماره کیهان پیام بنیصدر به تاچر درج شده که در آن از کوشش پلیس انگلیس که به نجات جان گروگانهای سفارت ایران در انگلیس، بجز یک تن، منجر شد قدردانی گردیده است. متن پیام بنیصدر به این شرح است: «عالیجناب خانم مارگارت تاچر نخستوزیر کشور
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 16/2/1359، ص1.
2) روزنامه بامداد، 16/2/1359، ص1.
3) * درنهایت آمار صحیح در گزارش پلیس لندن ذکر شد که طبق آن فقط یک تن از گروگانگیران زنده مانده است. درج آنچه در گزارش رسانههای مختلف آمده است، بهمنظور ترسیم فضای موجود است و گزارش هر رسانه ارزش خبری خاص خود را دارد.
4) روزنامه کیهان، 16/2/1359، ص12.
پادشاهی انگلستان، با احترام مایلم بدینوسیله سپاس خود را از اقدامات پیگیر پلیس کشورتان ابراز دارم که در جریان گروگانگیری ناحق سفارت ایران در لندن مهارت خود را در مقابله با این امر نشان داد و جز یک تن جان همه فرزندان بسیار عزیز ما در این حادثه از گزند مصون ماند.
با درود رئیسجمهوری اسلامی ایران، ابوالحسن بنیصدر» (1)
صادق قطبزاده وزیر امور خارجه نیز در پایان جلسه شبهنگام شورای انقلاب گفت: درمورد استرداد مهاجمان سفارت ایران در لندن اقداماتی انجام شده است که بعداً به اطلاع خواهد رسید. (2)
روزنامه جمهوری اسلامی با تیتر معنیداری که پیشتر ذکر شد، در اطلاعرسانی این قضیه برخوردی متفاوت نشان داد و درواقع در نوعی اعلام موضع نوشت: «برابر گزارشهای رسیده نیمهشب دیشب که اولینبار بهوسیله رادیو بیبیسی اعلام شد سفارت ایران در لندن منفجر گردید. طبق همین گزارشها چند تن در این انفجار کشته و مجروح گردیدهاند. این انفجار بهدنبال یأس کامل مزدورانی که با تبانی سیا و اینتلیجنت سرویس مأمورین سفارت ایران در لندن را به اسارت گرفته بودند از تسلیم، اتفاق افتاد. طی چند روز گذشته، باوجود خواستهای متعدد مزدوران که بهصورت مکارانهای ازسوی مقامات انگلیسی و امریکایی پشتیبانی میشد با رد قاطع این خواستها ازطرف ایران روبهرو شد.» این روزنامه در پایان افزوده است: «یادآور میشود ششمین روز ماجرای گروگانگیری درحال سپریشدن بود که این حادثه به وقوع پیوست.» (3)
روزنامه جمهوری اسلامی در صفحه آخر همین شماره در ستون حاشیهنویس، ضمن مطلبی با عنوان "همبستگی کامل" آورده است: «به گزارش خبرگزاری فرانسه، تروریستهای قاتل آیتالله شیرازی در تماسی با این خبرگزاری همبستگی کامل خود را با تروریستهای اشغالکننده سفارت ایران در لندن، اعلام کردند و اظهار داشتهاند که اگر پلیس انگلیس برای آزادی گروگانهای سفارت مداخله کند، آنها سفارتخانههای انگلیس را در سراسر جهان اسلام منفجر خواهند کرد. گفته میشود تروریستهای داخل سفارت هم ضمن ارسال پیامی ضمن اعلام همبستگی کامل خود با قاتلین آیتالله شیرازی به آنها گفتهاند ناراحت نباشید، تاچر با ماست:
گر نگهدار من آنست که من میدانم شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد!» (4)
حزب جمهوری اسلامی نیز دررابطهبا شهادت سیدعباس لواسانی بیانیهای صادر کرد که در آن آمده است: «حزب جمهوری اسلامی دررابطهبا این رویداد لازم میداند
دولت انگلستان را که قبلاً از محاصره اقتصادی ایران به پیشنهاد امریکا و دخالت نظامی امریکا در ایران حمایت کرده بود بهخاطر کوتاهی و سهلانگاریهای مرموزش در جریان گروگانگیری در سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن سرزنش کند و بدینوسیله از آن دولت توضیح بخواهد. دولت انگلستان باید بداند که ملت ایران مصرانه خواستار تحویل باقیمانده تروریستها به ایران است و هرگونه کوتاهی دراینزمینه را توطئهای علیه انقلاب اسلامی ایران میداند.» (5)
315
در لندن، گزارش بیبیسی از چگونگی ختم ماجرای سفارت ایران، روایتی حماسی از قضیه بود که با محور تبلیغ برای نوع اقدام پلیس تنظیم شده بود. بیبیسی در گزارش ساعت 16:15 خود از کشتهشدن یک گروگان خبر داده و چگونگی حوادث را بعد از پرتاب جسد دیپلمات ایرانی به بیرون سفارت، چنین توصیف کرده است: «پلیس پیوسته گفته بود که خواستار پایان صلحآمیز این ماجراست و لذا دست به اولین اقدام تهاجمی نخواهد زد. سکوت چنان آرامش قبل از طوفان، سراسر اطراف سفارت را ناگهان فراگرفت. روزنامهنگاران، صدابرداران، عکاسان و فیلمبرداران بهطرف دوربینهای قوی تلویزیونی هجوم بردند تا از نزدیک بدانند چه میگذرد و ناگهان انفجاری عظیم این سکوت را درهم شکست. ... در ظرف چند دقیقه، سفارت در شعلههای آتش میسوخت. صدای شلیک تند گلوله از هر سو شنیده میشد و ماشینهای آتشنشانی و آمبولانسها آژیر میکشیدند و بهطرف سفارت میآمدند و در ظرف چند دقیقه اعلام شد که اشغال سفارت پایان یافته است. در این جریان، سه اشغالگر سفارت به قتل رسید و یکی هم بعداً درگذشت و پنجمین نفر دستگیر شد و بهصورتی باورنکردنی هیچیک از این گروگانها در این عملیات کشته نشدند.» (1)
اما گزارش رویتر حاوی جزئیات دقیقتری است و برای اولینبار به شهادت 2 گروگان اشاره کرده است.(2)در این گزارش که حاکیاز تخریب بسیار وسیع سفارت میباشد،
آمده است: «به گزارش پلیس اسکاتلندیارد، جسد 3 تن از مهاجمین همچنان در میان ویرانههای
سفارت ایران قرار دارد. ضمناً جسد یکی از دو گروگان مقتول هم در داخل ساختمان سفارت است. ... سه تن از گروگانها[ی]
مجروح ایران هماکنون تحت مراقبت شدید پلیس در
بیمارستان... بستری میباشند. سخنگوی بیمارستان مذکور دراینرابطه اظهار داشت حال 2 تن از گروگانها نامساعد است، ولی وخیم نیست. گروگانهای مجروح مورد عمل جراحی قرار گرفتهاند، حال سومین گروگان مجروح خوب گزارش شده است. ... درحالیکه 16 ساعت، از واقعه انفجار سفارت میگذرد، هنوز پلیس نتوانسته است به داخل سفارت راه یابد. مأموران آتشنشانی در محل حضور دارند و احتمال ریزش سقف قسمت جلوی سفارت وجود دارد.» (3)
در گزارش ساعت 20 بیبیسی، پلیس لندن درباره پایان هیجانانگیز ماجرا توضیح بیشتری داده است: «ظاهراً اشغالگران از این خواسته خود که ایران باید 91 زندانی در خوزستان را آزاد کند صرفنظر کرده بودند و فقط میخواستند با هواپیما از بریتانیا به مقصد نامعلومی بروند. اکنون به نظر میرسد که قصد نداشتند که هیچیک از گروگانها را همراه خود ببرند، ولی مقامات بریتانیا حاضر به موافقت با این کار نشدند. حمله سربازان هنگامی صورت گرفت که 2 نفر از گروگانها کشته شدند و جسد یکی از آنها از در ورودی سفارت بیرون انداخته شد. اشغالگران تهدید کرده بودند که هر نیمساعت یکی از گروگانها را خواهند کشت تازمانیکه خواسته آنان
برآورده شود. در این حادثه فقط به 3 نفر از سربازان هنگ ویژه بریتانیا اندک آسیبی وارد آمد. ... تنها اشغالگری که از این حادثه جان سالم بهدربرده در یکی از کلانتریهای مرکز لندن تحت بازداشت است. خبرنگار بیبیسی میگوید که چون بین ایران و بریتانیا معاهده استرداد مجرم وجود ندارد، قضیه باید در دادگاههای انگلستان مورد رسیدگی قرار بگیرد.»
در همین حال، مقامات انگلیس از نحوه پایانیافتن ماجرای سفارت ایران در لندن، بهعنوان یک امر مهم و موفق، اظهار خشنودی میکنند؛ ازجمله «ملکه انگلیس برای دولت این کشور پیام تبریکی فرستاده است و از نحوه مبارزه با اشغال سفارت ایران در لندن تمجید کرده است.» (1)همچنین به گزارش رویتر، لرد کارینگتون وزیر امور خارجه انگلستان، امروز در واشنگتن از اقدام پلیس برای آزادی گروگانهای سفارت ایران در لندن دفاع کرد.(2)وی در یک مصاحبه تلویزیونی اظهار کرد: درمورد سفارت ایران ابتدا قصد نداشتیم به یک اقدام نظامی متوسل شویم، لیکن پس از اینکه مهاجمان 2 تن از گروگانهای ایرانی را به قتل رسانیدند، تصمیم گرفتیم وارد عمل شویم و تأمل را جایز ندانستیم.(3)(4)
316
در بازتاب پایان خونین اشغال سفارت ایران در لندن، یک جنبه چشمگیر نزد مقامات و رسانههای غربی، کوشش برای مقایسه این ماجرا با اشغال سفارت امریکا در تهران است و ابراز امیدواری از اینکه این ماجرا بتواند بر حل مسئله گروگانهای امریکایی تأثیر بگذارد، اما در تهران، فضای سیاسی و تبلیغی برعکس است.
در انگلستان امروز، به گزارش رادیو صدای امریکا، یک مقام بلندپایه دولت بریتانیا گفته امیدوار است که نجات گروگانهای ایرانی در سفارت ایران در لندن که بهنحوی موفقیتآمیز با تلاش کماندوهای انگلیسی آزاد شدند، دولت ایران را تشویق به آزادی گروگانهای امریکا در ایران کند. مقام بلندپایه مذکور، وزیر مشاور کابینه انگلستان در امور خارجی است که در مصاحبهای پس از هجوم کماندوهای انگلیسی به داخل سفارت ایران در لندن گفت: امیدوارم این عملیات کماندویی نهتنها به دولت ایران بلکه به همه کسانی که در ایران در امر گروگان نگهداشتن کارمندان سفارت امریکا دست دارند، بفهماند که مقررات مربوط به مصونیت دیپلماتها و سفارتخانهها جنبه ظاهری و تشریفاتی ندارد، بلکه یک موضوع مهم و جدی است. (5)
همچنین رادیو مونت کارلو {فرانسه} در بخش عربی خود گزارش داد: «پایاندادن به بازداشت گروگانها در سفارت ایران در لندن با سرعت لازم و حداقل ممکن از تلفات جانی، آرامش
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 47، 17/2/1359، ص4، بخش فارسی رادیو لندن، 16/2/1359.
2) * ضمیمه دارد؛ ضمیمه اول: مشاهدات یک گروگان داخل سفارت از جزئیات 6 روز گروگانگیری سفارت ایران در لندن.
3) ** ضمیمه دارد؛ ضمیمه دوم: اسامی اشغالگران سفارت ایران در لندن.
4) روزنامه بامداد، 17/2/1359، ص2.
5) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 47، 17/2/1359، ص14، بخش فارسی رادیو صدای امریکا، 16/2/1359.
محافل دیپلماتیک لندن را برانگیخته است و این محافل پی بردهاند که دولت مارگارت تاچر درطول پنج روز گذشته گروگانگیری در تماس دائم با مقامات سفارت ایران و عدهای از دیپلماتهای عرب در لندن بوده است. برخی از این محافل عقیده دارند که بریتانیا هماکنون میتواند میان تهران و واشنگتن برای خاتمهدادن به بحران گروگانهای امریکایی میانجیگری کند بهویژه پس از اینکه پرزیدنت بنی صدر از مارگارت تاچر نخستوزیر بریتانیا، بهخاطر قاطعیت در آن موضوع تشکر کرده است. بانو تاچر بعدازظهر امروز، در مجلس نمایندگان گفته است که شاید خاتمهدادن به حادثه سفارت ایران در لندن منافعی برای مسئله گروگانهای امریکایی در ایران داشته باشد.» (1)
317
اقدامات ایذایی خرابکارانه عراق و عوامل آن در مناطق مرزی {جنوب تا شمال خطوط مرزی ایران با عراق} امروز هم ادامه یافت.
در جنوب، صبح امروز، در خطآهن اندیمشک اهواز، در فاصله دو ایستگاه بامدژ و آهودشت یک بمب که در کنار ریل کار گذاشته شده بود کشف و قبل از انفجار خنثی شد. قطار مسافری اکسپرس تهران خرمشهر که ساعت 7:05 به آستانه این محل رسیده بود، بهموقع متوقف گردید و از خطر نجات یافت و پس از دو ساعت و نیم توقف، و خنثیشدن بمب، به راه خود ادامه داد. (2)
همچنین در بهبهان، راننده یک مینیبوس، وجود یک بمب را در این خودرو به سپاه اطلاع داد که قبل از انفجار خنثی شد. (3)
در اهواز، ساعت 9 شب، در پارک ملی واقع در خیابان منتظری در جنب چادر تبلیغات سپاه اهواز بمبی منفجر شد که خسارت یا تلفاتی نداشت. پیش از این هم در اقداماتی مشابه در مسجدسلیمان {در مرکز فرهنگی مسجدسلیمان} و خرمشهر {کنار دفتر فرهنگی توحیدی مرتبط با سپاه} مقادیری تی.ان.تی و یک مین ضدتانک، کار گذاشته شده بود که قبل از انفجار خنثی گردید. بهنظر برخی تحلیلگران سپاه این سه حادثه با هم مرتبطاند. (4)
در دشت آزادگان حدود ساعت 22، پل بستان با آر.پی.جی و سلاحهای کالیبر کوچک، مورد حمله قرار گرفت. این تهاجم که با مقاومت مأموران ژاندارمری مواجه شد دو ساعت و نیم طول کشید. یک سرباز ژاندارمری براثر اصابت گلوله به فکش مجروح و در بیمارستان شهید شد. براثر خسارت وارده به ترانسفورماتور برق کنار پل، برق قسمتی از پل بستان قطع شد، ولی به پل آسیبی نرسید. (5)به گزارش ژاندارمری در تعقیب مهاجمان یک نفر به نام ط.س فرزند ع(6)با یک قبضه سلاح کلاشینکف دستگیر شد که تحقیقات از وی ادامه دارد. (7)
1) همان، ص21، بخش عربی رادیو مونت کارلو، 16/2/1359.
2) سند شماره 292442 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: بولتن خبری، 19/2/1359؛ و روزنامه جمهوری اسلامی، 17/2/1359، ص4؛ و سند شماره 294200 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن3} به ژاجا {رکن3 دایره امنیت}، 16/2/1359؛ و روزنامه کیهان، 17/2/1359، ص1؛ و روزنامه اطلاعات، 17/2/1359، ص3.
3) سند شماره 292442 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص3.
4) سند شماره 057510 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از بررسی مناطق ایران به عملیات و دفتر روابط عمومی 18/2/1359.
5) سند شماره 295690 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی خوزستان {اهواز} به استاندار خوزستان، 17/2/1359؛ و روزنامه کیهان، 18/2/1359، ص12؛ و روزنامه بامداد، 18/2/1359، ص2.
6) * در سند نام کامل این فرد آمده است.
7) روزنامه کیهان، 18/2/1359، ص12.
در ایلام، در نخستین ساعات بامداد، دکل مخابراتی مانشت مورد حمله مسلحانه مهاجمان قرار گرفت. مهاجمان با تیراندازی متقابل محافظان دکل و با دخالت نیروهای ژاندارمری و سپاه و مردم چوار مواجه شدند و در تاریکی گریختند. (1)
در نفتشهر در ساعت 2 بامداد، حدود 90 نفر مهاجم از خاک عراق به پاسگاه گمرکنو و چاه شماره 8 نفتشهر حمله کردند و خساراتی وارد آوردند. این افراد پس از مواجهه با مدافعان گریختند. درگیری حدود دو ساعت ادامه داشت. (2)
از سوی دیگر، با تداوم تحرکات ایذایی عوامل عراق در غرب کشور، کنترل و مراقبت از اینگونه اقدامات مشکوک نیز در دستور کار نیروهای خودی قرار گرفته است. دراینزمینه میتوان به گزارشهای داخلی امروز ژاندارمری اشاره کرد که براساس آن تحرک حدود 800 تن در دستههای 100 الی 200 نفری مشاهده شده است و علائمی از برنامه حمله به قصرشیرین از چهار نقطه کورههای گچ، پشت ساختمان سپاه، جاده نفتشهر و پشت آبادی محمودآباد با سلاحهای خمپارهانداز و آر.پی.جی7 وجود دارد. (3)در گزارش دیگری درباره این حمله احتمالی هشدار داده شده است: «عراق قصد دارد بهوسیله 3 پاسگاه عراقی که در مقابل پاسگاه ژاندارمری یکهشان واقع شده شهر قصرشیرین، منبع آب و نیروگاه برق این شهر بهخصوص پاسگاه یکهشان را تخریب نماید.» (4)همچنین از تحرک 2 نفر از سران مهاجمان که گروههایی 90 نفره دراختیار دارند به نام سلیمان و محمودی، گزارشهایی به ناحیه ژاندارمری کرمانشاه داده شده که براساس آن امروز، این 2 تن با افرادشان به عراق رفته و دستوراتی دریافت و تعدادی از آنان مراجعت کردهاند. (5)
در چنین شرایطی طبعاً میدان مناسبی برای تاختوتاز اشرار غیرسیاسی فراهم میشود که درزمینه ایجاد ناامنیها، مزید بر علت است. بهطور مثال در اسلامآباد، شبهنگام، عدهای از اشرار به درمانگاه دایار حمله کردند و 3 نفر از کارکنان این درمانگاه به اسامی غلامرضا رحیمی بهداشتیار، فرمان دستمزد خدمتگزار و حقمراد قشقایی سرایدار را با خود به گروگان بردند. در بین راه سرایدار گروگان را چون قادر به حرکت نبود پس از گرفتن 5 هزار ریال وجه نقد، رها ساختند و 2 نفر دیگر را همراه خود بردند. این درمانگاه در منطقه کوزران سنجابی قرار دارد. (6)
318
هرچند امروز لشکر64 ارومیه با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد که «در منطقه سنندج، ارتش و سپاه پاسداران با یاری پروردگار جهان و همیاری مردم مسلمان کرد بر اوضاع کلی شهر مسلط و شهر درحال پاکسازی بوده و ضدانقلاب با بهجایگذاشتن تعداد قابلتوجهی خودرو و جنگافزار درحال عقبنشینی است»،(7)اما وخامت اوضاع شهر کاملاً مشهود است.
در سطح رسانهها، خبرنگار کیهان از سنندج گزارش داد که شب گذشته، در اطراف باشگاه افسران که نقطه داغ درگیری چند روز گذشته بود عناصر گروههای مسلح غیرقانونی مستقر در
1) روزنامه کیهان، 20/2/1359، ص2.
2) سند شماره 283448 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سرهنگ ستاد به فرماندهی ژاجا {رکن3 عملیات}، 16/2/1359؛ و سند شماره 276768 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از پایگاه 953 شهر نفت هنگ قصر به فرماندهی هنگ قصرشیرین {رکن2}، 16/2/1359؛ و سند شماره 283452 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ قصرشیرین به ناحیه کرمانشاه {رکن2 و رکن3}، 16/2/1359؛ و سند شماره 041124 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 16/2/1359.
3) سند شماره 283457 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ قصرشیرین به ناحیه کرمانشاه {رکن2}، 16/2/1359؛ و سند شماره 283451 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: به تهران {فرماندهی ژاجا رکن3}، 16/2/1359.
4) سند شماره 41281 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2} دایره اطلاعات به دفتر ریاستجمهوری اسلامی، 23/2/1359.
5) سند شماره 041230 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 22/2/1359.
6) روزنامه کیهان، 20/2/1359، ص15.
7) روزنامه کیهان، 16/2/1359، ص12.
داخل شهر با بلندگو از پاسداران میخواستند که تسلیم شوند، اما با اعزام یک گروه کمکی از پاسداران، درگیری همچنان ادامه یافت. به گزارش وی، براثر درگیری و تیراندازی متقابل امروز تا شب، یک سرباز شهید و 6 سرباز و پاسدار دیگر مجروح شدند. فرودگاه سنندج نیز در معرض انفجار خمپاره و تیراندازی پراکنده قرار دارد. (1)خبرنگار خبرگزاری پارس در کرمانشاه نیز از قول مقامات آگاه گزارش داد: «در جریان وقایع اخیر کردستان 2 فروند هلیکوپتر در سنندج سقوط کردند که یکی از سرنشینان این 2 هلیکوپتر توانست خود را نجات دهد. از 3 تن خلبانان دیگر 2 هلیکوپتر اطلاعی در دست نیست.» (2)
در سطح نیروهای خودی و مسئولان امر نیز مکاتبات و مراودات امروز، نشاندهنده حدت اوضاع است؛ ازجمله بروجردی فرمانده عملیات غرب سپاه در تلفنگرامی به مرکز فرماندهی سپاه درخواست کرد: «به فرمانده کل قوا تلفن شود که به شیروخورشید سرخ مستقر در سنندج دستور اکید دهید که مجروحین باشگاه افسران را معالجه کنند. حال آنها بسیار وخیم و یکی از آنها بهعلت نرسیدن خون، امروز، شهید شد. خیلی سریع اقدام شود. بروجردی» محمد بروجردی به این پیام اکتفا نکرد و این تلفنگرام را به دفتر ریاستجمهوری نیز ارسال کرد. (3)
گزارشی دیگر نشان میدهد «در چند روز اخیر ازطریق جوانرود، دره ژاور و کوه آبیدر برای گروههای مسلح سنندج اسلحه و مهمات جدیدی رسیده است.» (4)و در یک گزارش هم آمده است: «برابر اطلاع رسیده، انبار مهمات و مواضع پدافندی دمکرات در راه سقز سنندج در 6 کیلومتری سنندج میباشد که دشمن از این منطقه برادران را زیر آتش میگیرد.» (5)
برای شکستن محاصره زمینی سنندج، پاکسازی و تصرف محورهای تدارکاتی و جلوگیری از ارسال سلاح و مهمات به این شهر ضروری است، همچنان که «مسافرین فراری از سنندج اظهار داشتهاند چنانچه گردنه مروارید در محور کامیاران سنندج و گردنه صلواتآباد در محور... [ناخوانا] اشغال شوند، گروههای مسلح ضدانقلاب در منطقه تسلیم خواهند شد و تنها امید آنان به بازبودن راه کامیاران سنندج میباشد که تقویتها تا نزدیکی فرودگاه سنندج رسیده و سپس از بیراهه به سنندج حمل میشود.» (6)
دراینحال، بالطبع پاکسازی مناطقی خارج از سنندج نیز ضروری است. ازجمله مناطقی که پاکسازی آن ضرورت دارد، دیواندره است که این کار پیدرپی با تأخیر همراه میگردد. نیروهای سپاه زنجان که قرار است در این عملیات شرکت کنند، امروز، به عملیات تهران بازهم دراینزمینه {با شماره 464 و تاریخ 16/2/1359} پیامی بدین شرح ارسال کردند: در پیام قبلی {اشاره به نامه 462 که سپاه با ارتش برای پیشروی هماهنگی کرده} ابلاغ شده، ارتش هماهنگی و پیشروی نمیکند جهت اطلاع گزارش میشود و سریع جواب دهید. (7)
در تهران، در هامش نامه مذکور نوشته شد: «مراجعه شود به فرمانده کل قوا، باید با ارتش قبلاً هماهنگ شود.» بنابراین مرکز فرماندهی عملیات تهران در پاسخ عملیات سپاه زنجان اعلام
1) روزنامه کیهان، 17/2/1359، ص2.
2) روزنامه کیهان، 16/2/1359، ص12.
3) سند شماره 041109 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ستاد عملیات غرب به مرکز فرماندهی، 16/2/1359.
4) سند شماره 057505 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا {مدیریت اطلاعات}، شماره 25، از 15/2/1359 تا 16/2/1359، ص1.
5) سند شماره 041113 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اطلاعات همدان به اطلاعات تهران، 16/2/1359.
6) سند شماره 057505 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص1.
7) سند شماره 39019 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات زنجان به عملیات تهران، 16/2/1359.
کرد: «در جواب به پیام شماره 464/16/2/1359 طبق دستور فرمانده کل قوا هیچگونه حملهای به دیواندره صورت نگیرد تا اشکالهای جزئی ارتش رفع گردد و کاملاً هماهنگی به وجود آید.» (1)
دراینحال، برخی خبرها که با قید «به قرار اطلاع» همراه است، حاکی است: «در درگیریهای اخیر صدیق کمانگر زخمی و جلال نبوی(2)کشته شده و روحیه گروههای مسلح تضعیف گردیده است.» (3)
319
علاوهبر سنندج، در میان مناطق درگیر، بانه ازنظر وخامت اوضاع در صدر قرار دارد. در بانه و در ادامه محاصره پادگان این شهر، تلفنگرامی که روز قبل خطاب به مسئول سپاه پاسداران تهران ارسال شده بود، برای دومینبار امروز در ساعت 21، خطاب به جبروتی {همان مسئول سپاه پاسداران تهران} به عملیات سپاه در تهران ارسال گردید، متن این تلفنگرام تکراری که گویای وضعیت است بدین شرح میباشد: «به اطلاع میرساند پادگان بانه فاقد همه چیز است. زخمیها بهعلت تخلیهنشدن درحال ازبینرفتن [هستند]. در حمله ای که به قله اربابا نمودیم بهعلت کوتاهی هوانیروز عده زیادی از بین رفتهاند و بقیه به پادگان مراجعت نمودهاند. ما احتیاج به نیرو، مهمات، آذوقه و دارو، خیلی فوری داریم. شماره 144 رسولی» (4)
در همین حال، گزارش فرمانده ژاندارمری از سرمایهگذاری عراق در این شهر حکایت میکند. براساس این گزارش: «2 نفر عراقی نزدیک پادگان بانه با پرسنل تیپ مستقر در مواضع داخل جنگل برخورد و در نتیجه مقاومت مسلحانه یکی از آنها کشته و نفر دیگر دستگیر گردیده است که در زندان پادگان بازداشت میباشد و نفر کشتهشده کارت ارتش عراق و مبلغ هزار دینار عراقی به همراه داشته است.» (5)
گزارش سازمان چریکهای فدایی خلق از وضع امروز بانه، هم به ترسیم اوضاع کمک میکند {و برعکسِ سنندج نشانه امیدواری این سازمان به وضع بانه است} و هم جایگاه این سازمان در جبهه محاربان و میزان دشمنی آن با نظام را نشان میدهد. در گزارش امروز نشریه کار ارگان این سازمان درمورد بانه چنین آمده است: «ارتش همچنان برای تسخیر تپههای اطراف شهر تلاش میکند.
امروز، چند فروند هلیکوپتر بهقصد تسخیر دو تپه در اطراف بانه تعدادی ارتشی و پاسدار در این تپهها پیاده میکنند. پیشمرگان دلیر کرد بهمحض اطلاع از این حرکت ارتش، جانبازانه به محل میشتابند، درگیری سختی بین ارتش و پیشمرگان پیش میآید. در این درگیری که یک ساعت به طول میانجامد، 11 نظامی کشته [شهید] و 10 تن دیگر به اسارت پیشمرگان درمیآیند.
تنها یک نظامی موفق به فرار میشود.
در این درگیری 3 تن از پیشمرگان به اسامی فائق بهرامی، محمد اسماعیلزاده و کاک طاهر محمودی [کشته میشوند]... علاوهبر این 3 تن، 2 پیشمرگه دیگر زخمی میشوند که حالشان رو به بهبود است.» (6)
1) سند شماره 39024 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مرکز فرماندهی {عملیات} به سپاه زنجان {عملیات}، 16/2/1359.
2) * دو کادر سرشناس و مؤثر کومهله درگیر در منطقه هستند.
3) سند شماره 057505 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص1.
4) سند شماره 39020 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از بانه به جبروتی، 16/2/1359.
5) سند شماره 57512 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از فرماندهی ژاجا به ریاستجمهوری، 20/2/1359.
6) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 58، 24/2/1359، ص4.
320
در پاوه، در اعتراض به ناامنی ناشیاز خمپارهباران شهر از ارتفاعات، بازار و مغازهها تعطیل است. (1)
صبح امروز حدود ساعت 7:30، و بار دیگر حدود ساعت 11، شهر هدف اصابت خمپاره قرار گرفت و عدهای زخمی شدند. دراینباره لشکر81 زرهی کرمانشاه، در مصاحبه با خبرگزاری پارس بر کمک نیروهای بعث عراق به مهاجمان تأکید کرد. (2)به گزارش خبرنگار خبرگزاری پارس، بعدازظهر هم مهاجمان مسلح از روستاهای اطراف پاوه با خمپاره و سایر سلاحها شهر را هدف قرار دادند. بر پایه این گزارش، «در جریان شلیک یکی از خمپارهها، یکی از پاسداران تهران و 2 تن از پاسداران بومی پاوه به درجه شهادت نائل آمدند و جمعاً 14 نفر مجروح شدند.» (3)
متن تلفنگرام ژاندارمری که در پایان روز ارسال شد و ستاد مشترک ارتش نیز آن را برای نیروی زمینی ارتش و سپاه ارسال کرد، چنین است: «روز جاری شهر پاوه زیر آتش شدید اسلحه سنگین مهاجمین واقع [شد]، نیروی موجود در پاوه قادر به پاسخگویی به آن نیست. مراتب به لشکر81 اعلام و تقاضای... [کمک] شده است.
ازسوی ف. ژاجا سرتیپ مالک ساعت 21:30» (4)از سوی دیگر، از ساعات اولیه بامداد امروز، اقداماتی برای پاکسازی ارتفاعات غرب پاوه شروع شد. در ساعت 7 صبح، شهربانی پاوه گزارش داد: «یگان ارتش با هماهنگی سپاه پاسداران بهطرف نوسود درحال پیشروی میباشد که یک نفر از افراد مهاجم با یک قبضه سلاح برنو دستگیر و یک عدد خمپارهانداز60 به دست نیروهای دولتی افتاد.» (5)در ساعت 9 صبح، طبق گزارش ژاندارمری تیراندازی دو طرف تا این ساعت بهشدت ادامه یافته و واحدهای پیاده ارتش و نیروهای پاسدار بهطرف ارتفاعات غرب پاوه درحال پیشروی هستند. (6)
بااینحال درعمل، موفقیت مورد انتظار به دست نیامد. خبر واصله به سپاه در ساعت 9:30 شب، گویای این امر است: «300 نفر از پاسداران پاوه در بین راه پاوه به نوسود در محاصره مهاجمان میباشند و درخواست هلیکوپتر شد که پرواز نمود، ولی به پاوه نرفت و فقط تا روانسر رفت و بدون عملیات بازگشته است.» (7)البته عملیات بدون دستاورد هم نبوده است به گزارش روابطعمومی سپاه کرمانشاهان، در جریان این درگیریها «رهبر نیروهای مهاجمین مسلح در نوسود و اورامانات کشته شد. وی محمدامین نادری نام داشت که معروف به "حمه روش" بود و جسد وی به پاوه حمل شد.» (8)
321
در آذربایجانغربی امروز، ناآرامیها و تحرکاتی در محدوده سلماس، میاندوآب و تکاب و در کنار آن اظهارات منتقدانه استاندار درخصوص محدودیتهای اقتصادی شهرهای کردنشین استان، قابلذکر است.
1) سند شماره 000670 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مدیر کل امور انتظامی به استانداری کرمانشاهان، 21/2/1359.
2) همان؛ و روزنامه کیهان، 17/2/1359، ص4.
3) روزنامه جمهوری اسلامی، 18/2/1359، ص4.
4) سند شماره 000653 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 16/2/1359؛ و سند شماره 041123 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 16/2/1359.
5) سند شماره 000565 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی جمهوری اسلامی به وزارت کشور، 17/2/1359.
6) سند شماره 041174 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {رکن3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 18/2/1359؛ و سند شماره 000658 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {رکن3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 17/2/1359.
7) سند شماره 41110 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: مرکز بررسی مناطق ایران {منطقه3}، 16/2/1359.
8) روزنامه اطلاعات، 18/2/1359، ص3.
درباره سلماس در گزارش امروز منطقه عملیاتی غرب آمده است: «حدود یکصد نفر از فراریان اطراف قطور به سنارمامدی ملحق و در آبادی اوربان، یزدکان و کانیان مستقر شدهاند و سنارمامدی در حضور جمعی اظهار داشته اگر پادگان سلماس و قوشچی را سقوط دهیم کارها درست میشود. ... سنارمامدی و ظاهر بدری و فیصل در [آبادی] کردینا تماس حاصل و احتمالاً قصد دارند دامنه عملیات را به سلماس و قوشچی و پاسگاههای منطقه هدایت نمایند. ... سنارمامدی در آبادی کردینا محل زندانی را تهیه نموده است.» در همین گزارش، درباره میاندوآب خبر داده شده است که «دهکده شورجه در منطقه میاندوآب، مورد تهاجم قرار گرفته و اهالی آن به گروگان گرفته شده و 12 نفر آنان موفق به فرار شدهاند.» (1)
در گزارش دیگری درباره تکاب آمده است: «افراد دشمن اکثراً دمکرات هستند و مسلح میباشند و قصد حمله دارند و مردم دهات سخت ناراحت هستند و به مأمورین گشت سپاه ازطرف دمکراتها تیراندازی شده است و مردمان منطقه را دستگیر و اعدام میکنند و مردم تکاب مقابل سپاه جمع شده و خواستار سرکوبی دشمن هستند.» (2)
در همین حال و در شرایطی که موضوع محاصره اقتصادی از مهمترین محورهای تبلیغاتی گروههای مسلح غیرقانونی است، امروز، استاندار آذربایجانغربی از این مسئله انتقاد کرد. به نوشته بامداد، دکتر حقگو در گفتوگو با خبرنگار این روزنامه اظهار کرد: «شهرهای کردنشین آذربایجانغربی همچنان در مضیقه غذایی و دارویی به سر میبرند. وی گفت اگرچه تاکنون مقدار زیادی آذوقه برای آنها فرستاده شده، اما کافی نبوده است. استاندار آذربایجانغربی افزود در برخی موارد مشاهده میشود که گروههایی مانع رسیدن آذوقه به شهرهای کردنشین میشوند. حقگو از عواملی که سد راه رسیدن آذوقه و دارو به شهرهای کردنشین میشوند خواست تا بهدلیل کمبود شدید سوخت و آذوقه در شهرهای بوکان، سردشت و دیگر شهرها مانع رفتوآمد وسائط نقلیه نشوند.» (3)
درمورد وضع شهر ارومیه پس از درگیریهای پل قویون و درگیریهای پراکنده شبانه، استاندار آذربایجانغربی گفت: «بهزودی یک پاسگاه ژاندارمری یا واحد سپاه پاسداران در منطقه پل قویون مستقر خواهد شد تا کنترل اوضاع را دراختیار بگیرد.» (4)
322
درزمینه تحلیل و بررسی مسائل کردستان و ارائه آن به افکارعمومی، دو نمونه از آنچه امروز ازطریق رسانهها انتشار یافته، ذکر میشود.
نکته قابلتوجه درج مطالب برخی گروهها در نشریات داخلی باوجود وضوح اقدامات مسلحانه آنان علیه حکومت است. البته سران حزب دمکرات میکوشند با حضور در رسانههای داخلی بهنحوی پلهای ارتباطی را حفظ کنند و بدون دادن امتیاز قابلتوجه، مطالبات اصلی خود را دریافت کنند، اما نکته مهمتر اینکه در حین حضور رسانهای نیز، محارببودن انکار نمیشود.
بخشی از گزارشی که در کیهان امروز دراینباره آمده چنین است: «جلیل گادانی عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران، صبح امروز، در تماسی با کیهان اعلام داشت که در شهرهای سنندج، سقز، مریوان و بانه درگیری همچنان ادامه دارد و قسمتی از کردستانشمالی نیز متشنج است. وی دراینمورد اضافه کرد براساس اطلاعاتی که رسیده است در این شهرها درگیری وجود دارد، اما بهعلت قطع برق و ارتباط تلفنی، ما از جزئیات و تعداد تلفات اطلاعی در دست نداریم. ... گادانی پیرامون اعزام هیئتی ازسوی حزب دمکرات کردستان به تهران گفت جناب رئیسجمهور اگر هرچه زودتر 6 اصل مورد قبول خود را اعلام کند و دستور آتشبس دهد هیئتی ازسوی حزب به تهران اعزام خواهد شد.» (1)
مندرجات شماره امروز روزنامه انقلاب اسلامی شامل اظهارات یکی از سران حزب دمکرات نیز چنین است: «احمد قاضی یکی از سران حزب دمکرات در مهاباد، طی یک تماس تلفنی درباره تحولات اخیر غرب کشور، جنگ و آتشبس مطالبی بیان داشت. وی گفت پیشمرگان حزب دمکرات هرگز سنگرهای خود را خالی نکردهاند و نمیکنند. بهتازگی پیشمرگان حزب دمکرات 82 نفر از ارتشیان را در اطراف سردشت خلع سلاح کردند. ... وی درمورد شهر سنندج چنین گفت: سنندج درحالحاضر در دست پیشمرگان حزب دمکرات، چریکهای فدایی خلق {شاخه اشرف} و گروههای زیادی از مردمی است که از تهران و سایر شهرستانها آمدهاند. وی درمورد آتشبس اظهار کرد که ما آتشبس کامل ندادهایم، صرفاً آتشبس موقت بوده که بتوانند اجساد را جمعآوری کنند. احمد قاضی اضافه کرد که دکتر قاسملو در روز کارگر گفت: ما سر جنگ با دولت نداریم،... و تا وقتی دولت بجنگد ما هم میجنگیم و احتمال زیاد دارد که جنگهای ما بهصورت پارتیزانی درآید و همانطور که میدانید جنگهای پارتیزانی درازمدت است، نظر حزب دمکرات این است که مسائل کردستان از راهحل نظامی برخوردار نیست. بلکه مسئله کردستان از راه سیاسی حل شدنی است. احمد قاضی آنگاه گفت به همین منظور نمایندگان هیئت دولت که از سه روز پیش به مهاباد آمده بودند همراه با نمایندگان کردهای مرکز، با سران حزب دمکرات در مهاباد تشکیل جلسه دادند و طی آن قرار شد که آتشبس رعایت شود که این قطعنامه به امضای حزب دمکرات، چریکهای فدایی خلق و کومهله رسید، لیکن شیخ عزالدین پای این قرارداد را امضا نکرد. نمایندگان دولت ساعت 2 بعدازظهر، بدون اینکه حزب دمکرات بفهمد با هلیکوپتر از مهاباد خارج شدند. وی در ادامه سخنان خود گفت رحیم سیف قاضی یکی از سران حزب دمکرات که اخیراً از روسیه برگشته در تهران با رئیسجمهور مذاکراتی داشته مبنیبر اینکه آتشبس رعایت شود، لیکن از آنجایی که رادیو اعلام آتشبس را پخش نکرد، جنگ مجدداً شروع شد. وی در پایان گفت هماکنون جنگ در سقز، سنندج، پاوه و مریوان ادامه دارد، لیکن مهاباد آرام است. دیروز هم بین دمکراتها و پاسداران ارومیه درگیری رخ داده که منجر به کشته [شهید] و زخمیشدن چند تن از پاسداران گردید.» (2)
323
باوجود تلاش بسیار مؤثر سازمان مجاهدین خلق برای مخفینگاهداشتن بخش تسلیحاتی این سازمان و غیرمسلح اعلامکردن مراکز و دفاتر سازمان درعین عدم تصریح به مسلحنبودن خود سازمان، در ملایر نشانهای از مسلحبودن سازمان بروز کرد که البته این از موارد بسیار استثنایی است. در ادامه، تلاش سازمان در راه خنثیکردن این موضوع و نیز تلاش شاخه ملایر سازمان پس از ذکر گزارش دو روزنامه رقیب جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی و نیز کیهان درج شده است.
درپی حوادث روز گذشته ملایر که درنتیجه آن ساختمان انجمن جوانان مسلمان ملایر و نیز دفتر نمایندگی روزنامه کیهان به آتش کشیده شد، روزنامههای امروز، گزارشهایی دراینباره درج کردند. روزنامه جمهوری اسلامی به نقل از خبرنگار خود نوشت: «از شخصی به نام رحمتالله افشاری که مسئول سازمان مجاهدین خلق در ملایر است 14 بمب ساعتی کشف شد. این بمبها دیروز، از نامبرده کشف و خود وی نیز دستگیر و تحویل دادگاه انقلاب اسلامی شد، این بمبها از تهران به ملایر آورده شده بود. درپی اطلاع مردم ملایر از این جریان، گروهی از آنان بهعنوان اعتراض دست به راهپیمایی زده و در مقابل ساختمان سازمان مجاهدین خلق ملایر تجمع کردند و خواستار مجازات وی شده و به دادن شعارهایی علیه سازمان مجاهدین خلق پرداختند. در همین اثنا، میان مردم و اعضای این سازمان درگیری به وجود آمد که در نتیجه آن عدهای از دو طرف جراحاتی برداشتند و قسمتی از ساختمان سازمان مجاهدین خلق توسط مردم به آتش کشیده شد. برپایه همین گزارش، مردم سپس بهطرف دفتر روزنامه کیهان در ملایر حرکت کرده و قسمتی از ساختمان دفتر این روزنامه [را] نیز بهعلت عضویت خبرنگار این روزنامه در سازمان مجاهدین خلق به آتش کشیدند.» (1)
روزنامه انقلاب اسلامی نیز به نقل از خبرنگار خود نوشت: «روز گذشته، تعدادی بمب دستی و سهراهی از یکی از اعضای مؤثر انجمن اسلامی جوانان مسلمان ملایر، بهوسیله مأموران آگاهی شهربانی این شهر کشف گردید. بهدنبال آن مردم ملایر با شعارهایی نظیر مرگ بر منافقین، جلوی ساختمان انجمن جوانان مسلمان اجتماع نمودند و محل دفتر کلیه کتابها و نوارهای سازمان مجاهدین را از بین بردند و ساختمان دفتر را تخلیه کردند. در این هنگام درگیری بین اعضای این سازمان و مردم صورت پذیرفت که طی آن تعدادی از هواداران سازمان مجاهدین زخمی و به بیمارستان اعزام و تعدادی از آنها نیز دستگیر شدند.» (2)
اما روزنامه کیهان به نقل از خبرگزاری پارس گزارش خود را درج کرد و در ادامه افزود: «گزارش خبرنگار خبرگزاری پارس حاکی است که دفتر روزنامه کیهان نیز بهسبب عضویت خبرنگار این روزنامه در سازمان مجاهدین توسط مردم به آتش کشیده شد. برپایه این گزارش سپس مردم بهسوی دادگستری حرکت کرده و خواستار اعدام رهبر مجاهدین خلق شاخه ملایر شدند.» (3)
درپی این حادثه، انجمن جوانان مسلمان ملایر در نامهای خطاب به رئیسجمهور، بدون
هیچ اشارهای به عدم وابستگی انجمن مزبور به سازمان مجاهدین خلق، علت حادثه را ادامه حرکت سرکوب گروههای سیاسی و نه تسلیحات مکشوفه اعلام کرد. اما سازمان روش تازهای در برخورد با این موضوع در پیش گرفت، به این ترتیب که هم موضوع سلاح، بمب و سهراهی را غیرمرتبط با سازمان نشان داد و هم بهطور اساسی در کاری ریشهایتر، وابستگی و ارتباط انجمن مزبور را با سازمان نفی کرد. کیهان در شماره امروز خود، در ادامه گزارش یادشده از ملایر چنین نوشت: سخنگوی مجاهدین خلق ایران دررابطهبا خبر مذکور اظهار کرد: «اولاً، سازمان مجاهدین هیچگونه دفتری در ملایر ندارد. ثانیاً، فرد دستگیرشده بههیچعنوان به مجاهدین خلق وابسته نیست. ثالثاً، از پیش اطلاع داشتیم که برخی دستهای مشکوک تلاش میکنند تا با توطئه این رفتار را به مجاهدین نسبت داده، مردم را در مقابل آنها قرار دهند. البته یکی از موارد طرح برژینسکی برای سرکوب انقلاب ایران نیز دقیقاً همین مسئله یعنی وانمودکردن نیروهای اصیل انقلابی بهعنوان مسئول خرابکاری میباشد. ... ضمناً مجاهدین خلق پیشاپیش برای فرد دستگیرشده، دادگاه علنی تقاضا میکنند تا در دادگاه مسئله برای توده مردم روشن شود.» (1)
یادآوری میشود این اولینبار است که ارتباط تشکیلاتی اینگونه تشکلها با سازمان نفی میشود که علامت حساسیت مسئله است. ازنظر سازمان هر مسئلهای که بهنوعی زرادخانه سازمان را که برای روز موعود انبار میکند طرح کند و باعث پیگیری آن شود، باید پاک شود. دراینمورد، تکذیب سازمان درحالی است که نهتنها فعالان سیاسی، بلکه همه کسانی که اندک درنگی در مسائل روز دارند میدانند که نوع نامگذاری تشکلهای وابسته به سازمان چگونه است؛ انجمن دانشجویان مسلمان، انجمن زنان مسلمان، انجمن کارگران مسلمان و... برایناساس، مسئله خیلی اهمیت دارد که چنین امر آشکاری نفی میشود. یک نکته مهم در توضیح قدرت تشکیلاتی سازمان اینکه امثال شخص مزبور میتوانند واقعاً یک فرد غیروابسته به تشکیلات اصلی سازمان باشند که عملاً در چارچوب رفتاری مورد نظر سازمان قرار میگیرند. (2)
324
سازمان مجاهدین خلق با برنامهریزی وسیع و مذاکرات بسیار پیگیرانه و متعدد بهسمت انتخابات مرحله دوم مجلس میرود که روز جمعه آتی {19/2/1359}، برگزار میشود. سازمان در کل ایران 30 نفر و در تهران فقط یک نفر {مسعود رجوی} را در دور دوم میبیند. در میان 30 نفر بعضی چون موسی خیابانی و... از اعضای برجسته و کادرهای اصلی سازمان هستند که از تبریز و دیگر شهرها، به مرحله دوم رسیدهاند، اما سیاست و تاکتیک رهبرسازی، آن هم از نوع کاریزماتیک آن
روی شخص رجوی با سرمایهگذاری نسبت به کل 30 نفر دیگر، بسیار متفاوت است.
امروز، در سرمقاله مجاهد با عنوان "ضرورت و اهمیت راهیافتن مجاهدین به مجلس" پس از نقلقولهایی از مسعود رجوی درباب انقلاب و تفرقه و امپریالیسم و... و بعد از یادآوری اینکه «ریشه همه قضایا را بایستی درزمینه سیاسی حول محور تفرقه نیروها جستوجو نمود. منظورمان از تفرقه در اینجا فقط در وجه انحصارطلبانه آن نیست، بلکه دقیقاً تفرقه گروهها و نیروهای
انقلابی مختلف {چه مسلمان و چه غیرمسلمان} را نیز در نظر داریم»، آمده است: «بنابراین و البته بهطور خیلی خلاصه و موجز و باتوجهبه تعادل موجود نیروها در ایران فقط میتوان به حضور عنصری در مجلس چشم امید دوخت که بتواند با تأمین حداقل حقوق اساسی دمکراتیک برای کلیه نیروها راه تداوم انقلاب را حتیالمقدور باز نگه دارد. به عبارت سادهتر تنها حضور نمایندگانی از مجاهدین {که اکنون در معرض انتخابات مرحله دوم نیز هستند} میتواند امید دستیابی به یک قرار و توافق ملی و عمومی را برای همه نیروها زنده نگه دارد.» (1)
یادآوری میشود روز قبل، سازمان در سرمقاله ارگان خویش {مجاهد 56 15/2/1359} با عنوان "انتخابات و عمران عمومی کشور"، کوشیده بود این مطلب را تفهیم کند که اگر ما در مجلس نیاییم فعالیت بیرون مجلس، تهدیدآمیزتر خواهد بود. (2)
ضمیمه اول گزارش315: مشاهدات یک گروگان داخل سفارت از جزئیات 6 روز گروگانگیری سفارت ایران در لندن
مشاهدات یکی از گروگان های سفارت ایران در لندن، در طول 6 روز اشغال که در روزنامه کیهان مورخ 28/2/1359، منتشر شده است، بهطور خلاصه در این ضمیمه آمده است. روزنامه کیهان نویسنده گزارش را از همکاران خود به نام وحید خباز معرفی کرده است. وی در چهارشنبه دهم اردیبهشت {30 آوریل}، روز شروع گروگانگیری بهدنبال قرار ملاقاتی با دکتر افروز کاردار سفارت ایران در لندن، به سفارتخانه رفته بود که در ساعت 11:30 صبح، پس از شنیدن صدای مهیب بههمخوردن در و سپس شلیک یک گلوله متوجه حضور گروگانگیران میشود و همراه دکتر افروز که تکرار میکند: «بعثیها حمله کردند.» سعی در فرار دارد که موفق نمیشود. گزارش وی تحتعنوان "من شاهد لحظههای مرگ بودم"، حاوی جزئیات جالب و بسیار مفیدی است که برای بررسی و تحلیل دقیق این حادثه ضروری به نظر میرسد {مثلاً کشتن گروگانگیران پس از تسلیم چه معنایی داشته است}. خلاصهای از این گزارش چنین است:
چهارشنبه، 10 اردیبهشت، 30 آوریل 1980 در انتهای راهروی طبقه بالا اتاق کوچکی بود که یکی از گروگانگیران مرا به آنجا برد. در آن اتاق بود که برای اولینبار عدهای از گروگانها را ملاقات کردم. 3 انگلیسی، 4 خانم ایرانی، 2 آقای پاکستانی و یک آقای ایرانی که من نیز به آنها اضافه شدم. بعد از مدتی اتاق را عوض کردند و به اتاق بزرگتری که دفتر نام داشت وارد شدیم. در اینجا عدهای به نفرات قبلی اضافه شدند؛ ازجمله 4 آقای ایرانی و یک انگلیسی دیگر. «رهبر گروه که دیگر دوستانش او را عون مینامیدند، اعلامیهای را میآورد که به زبان انگلیسی است و آن را برای گروگانها میخواند: قبل از هر چیز از دولت و ملت انگلیس، بهخاطر عملیاتی که در خاک آنها انجام
میدهیم، عذرخواهی میکنیم. گروه سیاسی شهید ناصرالدین(1)یک تقاضا از دولت ایران و یک تقاضا از دولت انگلستان دارد. تقاضا از دولت ایران آزادی 91 زندانی که در زندانهای مختلف ایران زندانیاند و تقاضا از دولت انگلستان دادن یک هواپیما به گروه بود. ضمناً اعلامیه متذکر میشود که عملیات تنها 24 ساعت به طول میانجامد.» وی اعلامیه را از پنجره به بیرون پرتاب کرد تا پلیس آن را بردارد.
پس از چند دقیقه، آقای دکتر افروز را که در نتیجه تلاش ناموفق برای فرار از سمت چپ صورتش خون جاری شده و ورم کرده بود به اتاق آوردند. خانمها شدیداً شوکه شده بودند و یکی از آنها حال بسیار بدی داشت که ساعت 3 بعدازظهر، عون او را آزاد کرد. همان روز پس از بحثها و صحبتهایی که میان گروگانها و گروه درگرفت، بالاخره رهبر گروه موافقت کرد که ازطریق یک تلفن، مستقیماً با دفتر قطبزاده در وزارت امور خارجه تماس گرفته شود. در آن هنگام قطبزاده در ابوظبی بود و تنها یک کشیک در وزارت امور خارجه بود که قطبزاده را از ماجرا مطلع کرد. ساعت 9 شب تلفن زنگ زد. قطبزاده بود. عون به او خواسته گروهش را اعلام کرد، ولی قطبزاده {بعداً عون خودش اقرار کرد} به او میگوید: «هر کار دلتان میخواهد بکنید، ما اهمیتی به خواست شما و امثال شما نمیدهیم.» عون تهدید کرد که در صورت عملینشدن خواستههایش گروگانها را میکشد و گوشی را گذاشت.
پنجشنبه، 11 اردیبهشت، اول مه 1980 «دیگر همه گروگانها و اعضای گروه را میشناختم.
گروگانها عبارت بودند از: 1. دکتر علی افروز 2. آقای نقیزاده 3. دکتر عزتی 4. آقای تقی کجوری 5. آقای محمد محب 6.آقای مقدم 7. آقای لواسانی 8. آقای فلاحی 9. آقای دادگر 10. آقای صمدزاده 11. خانم رویا کاغذچی 12. خانم زهرا زمردیان 13. خانم هاشمیان 14. خانم برومند 15. خانم گنجی. همه این افراد کارمندان سفارت بودند. من و آقای طباطبایی و آقای مهنورد نیز برای انجام کاری به سفارت آمده بودیم و تبرور جانسون افسر پلیس، هاریس، موریس، کریمر، مصطفی، فاروقی و دکتر گل که غیرایرانی بودند تنها به سفارت مراجعه کرده بودند. اعضای گروه عبارت بودند از: 1. عون رهبر گروه 2. فیصل 3. حسن 4. سلیم 5. شاکر 6. علی که تنها دو نفر اول، مسلسلهای اتوماتیک یوزی به کار میبردند، ولی باقی دیگر تپانچههای خودکار به دست داشته و بلااستثنا همهشان نارنجکهای قرمز رنگی در دست داشتند. ... ساعت 11 صبح بود. علی جوانترین عضو گروه به افروز میگوید که جایش را عوض کند، ولی افروز اهمیت نداد. دوباره فریاد زد جایت را عوض کن. آقای افروز در جواب گفت: بزن بکش، که ناگهان جوانک تیری بهطرف سقف اتاق شلیک میکند، افروز هم بهسرعت جایش را تغییر میدهد.»
عون و گروهش پس از اعلام مهلت تا ساعت 12 ظهر به پلیس و سپس تمدید مهلت بهمدت دو ساعت متوجه شدند که پلیس انگلستان قصد طولدادن قضیه را دارد. عون و فیصل برای حدود نیمساعت به طبقه پایین رفتند و با پلیس ازطریق تلفن مذاکره کردند. سپس عون آمد و اعلام کرد: «ما تا ساعت 8 صبح فردا، به پلیس مهلت دادهایم تا برای ما یک هواپیما حاضر کرده و سه سفیر عراق، اردن، الجزایر نیز تا قبل از ساعت 8 صبح، به ملاقات ما بیایند.»
جمعه، 12 اردیبهشت، 2 مه 1980
هیچیک از سفرا حاضر نشدند شخصاً به محل سفارت بیایند. ساعت 4 بعدازظهر، عون و فیصل با شتاب بهطرف اتاق آمدند. «عون درحالیکه سعی میکرد خونسردی خود را حفظ کند، گفت: رادیو ایران همین الآن اعلام کرد قطبزاده ازجانب شما {گروگانها} پیام محرمانهای داشته است مبنیبر اینکه گروگانها حاضرند جان خود را در راه جمهوری اسلامی فدا کنند. بهدنبال آن عون دستور میدهد اتاق را دوباره عوض کنیم» و دکتر عزتی را
1) * نام گروه، جنبش شهید محیالدین ناصر اعلام شده بود.
میخواهد که همراه او برود. دکتر عزتی بعد از 10 دقیقه، با حالتی دگرگونشده برمیگردد و میگوید: «عون به رئیس پلیس گفت اگر پیامی را که ما امروز صبح، به خبرنگار بیبیسی دادیم در اخبار ساعت 9 شب، اعلام نکنید دکتر عزتی را کشته و
جسدش را از پنجره بیرون میاندازیم.» نفسها در سینهها حبس شده بود. 5 دقیقه به ساعت 9، عون یکی از خانمها که باردار بود را آزاد کرد مشروط بر اینکه اوضاع را برای پلیس تشریح کند و بگوید اگر اعلامیه را پخش نکنند، آنها یکی از گروگانها را خواهند کشت. «ساعت نه و پنج دقیقه شب بود که فیصل و مصطفی به طبقه بالا آمدند و درحالیکه مصطفی لبخند بر لب داشت فریاد زد: آنها اعلامیه ما را از رادیو اعلام کردند کلمهبهکلمه. ناگهان اتاق از شادی منفجر شد. همه بهطرف فیصل، شاکر، علی و حسن دویدند و آنها را مانند دوستان قدیمی در آغوش گرفته و میبوسیدند. همهوهمه از گروگانها گرفته تا افراد گروه حتی رهبر گروه در آن لحظه بیاختیار گریه کردند و بلافاصله همه به نماز ایستادیم. بعد از نماز، عون دکتر گل پاکستانی را نیز آزاد میکند. حالا دیگر همه اسلحهها کنار گذاشته شده و حرفها همه حرفهای مهربانانه و محبتآمیز بود.»
شنبه، 13 اردیبهشت، 3 مه 1980
ساعت 10 صبح، عون و فیصل با گروگانها میزگردی تشکیل دادند و به بازگوکردن تاریخچه و سوابق سیاسی خودشان {که نیاز به تحلیل جداگانه و مفصل دارد} پرداختند. ساعت یکونیم، بعد از نماز «ما متوجه شدیم که آنها با ماژیک مشغول نوشتن شعارهایی علیه آیتالله خلخالی و رفسنجانی و دکتر بهشتی شدهاند. همچنین روی دیوار مینویسند: جاوید باد خلق عرب و شعارهای گوناگون دیگر، بهطوریکه تمام دیوارها سیاه شده بود.»
یکشنبه، 14 اردیبهشت، 4 مه 1980
ساعت 10 صبح، رادیو اعلام کرد هنوز سه سفیر اردن، کویت و الجزایر در محل وزارت امور خارجه در لندن مشغول تبادلنظرند. بهخوبی محسوس بود که پلیس و دولت انگلستان قصد ادامهدادن موضوع را دارند تا صبر و طاقت را از اشغالگران بگیرند.
ساعت حدود 5:30، دکتر افروز گفت: روی دیوار پشت اتاقی که در آن بودیم با نوشتن شعار به امام توهین کردهاند. نقیزاده او را متوجه این مسئله میکرد که اگر این رابطهای را که با زحمت با آنها ایجاد کردهایم از دست بدهیم، دیگر امکان مصالحه وجود ندارد، ولی آقای افروز درحالیکه گریه میکرد گفت: «من نمیتوانم آن جمله را تحمل کنم، یا آن را پاک کنند یا با خون من دوباره بنویسند. ... به هر که میخواهند فحش بدهند آزادند، ولی به نائب امام زمان...؟ حداقل من نمیتوانم آن را تحمل کنم.» و وقتی علی وارد اتاق شد همین جملات را به او گفت. فیصل وقتی در جریان موضوع قرار گرفت با عصبانیت و هیئت نخستین روز ورودش وارد اتاق شد و درحالیکه گلنگدن اسلحهاش را با خشم میکشید، فریاد زد: «هر که ناراضی است بیاید بیرون» و بعد چند جمله رکیک دیگر. در اینجا آقای عباس لواسانی نیز با فریاد جملات افروز را تصدیق کرد و اتاق آشفته شد. تبرور افسر انگلیسی و چند گروگان دیگر به لواسانی و افروز اعتراض کردند و ازطرفی فیصل بود که قصد حمله به لواسانی و افروز را داشت. بالاخره قانون اسلحه پیروز شد و فیصل با ماژیک جملات ناخوشایندی را جلوی چشم ما با خط درشت نوشت. وقتی همه خواب بودند میشنیدم که افروز میگفت: «من همه آن شعارهایی را که بر روی دیوار نوشتهاند، درود بر خمینی، میبینم.»
دوشنبه، 15 اردیبهشت، 5 مه 1980 ساعت 9 صبح، عون به پلیس تلفن کرد و گفت: اگر تا 45 دقیقه دیگر یکی از سفرای خواستهشده در اینجا نباشند و با ما مذاکره نکنند، ما یکی از گروگانها را خواهیم کشت و جسدش را از پنجره به بیرون خواهیم
انداخت. پلیس جواب میداد که ما نمیتوانیم در این زمان یکی از سفرا را احضار کنیم و عون به تهدید ادامه میداد. از رفتارشان بهخوبی پیدا بود که میخواهند همه چیز را همان روز پایان دهند. پس از گذشتن یک ساعت، لواسانی را با خود به طبقه پایین بردند. فقط 15 دقیقه دیگر به پلیس فرصت داده شد. پلیس در این زمان مرتب با عون تماس میگرفت و شرایط قبلی را تکرار میکرد. پس از پایانیافتن 15 دقیقه، صدای شلیک سه گلوله را شنیدیم. عون بهوسیله تلفن به پلیس گفت: ما یکی از گروگانها را کشتیم و اگر تا 15 دقیقه دیگر یکی از سفرا را نیاورید یکی دیگر را خواهیم کشت. آقای نقیزاده و افسر تبرور، عون را قانع کردند که تا ساعت 5 به پلیس مهلت داده شود. پس از شلیک آن سه گلوله و بازنگشتن لواسانی و اقرار عون به کشتن لواسانی حالتی شبیه به مرگ تدریجی بر سفارت حاکم بود. آنها میخواستند با ایجاد این فرسایش پلیس و گروگانها، راهی برای خودشان باز کنند.
تا ساعت 6 بعدازظهر، در تمام مدت پلیس با عون مذاکره میکرد و فریادها نشان میداد که مذاکرات برای گروه رضایتبخش
نیست. ساعت 6:10، دوباره صدای شلیک سه گلوله از طبقه پایین به گوش رسید. در ساعت 6:30، رادیو اعلام کرد که 2 نفر از تروریستها جسد مردی را به بیرون در سفارت آوردند و بهسرعت
به داخل بازگشتند. دیگر برای همه مسلم شده بود که آنها لواسانی را کشتهاند. عون به پلیس اعلام کرد که اگر حملهای
به سفارت شود آنها همه گروگانها [را] کشته و ساختمان منفجر خواهد شد و خواست «تا یک اتوبوس تا 10 دقیقه دیگر جلوی در سفارت حاضر باشد. پلیس بلافاصله {با شگفتی هرچه تمامتر} قبول میکند و حتی نوع هواپیمایی را که گروه مایل است با آن پرواز کند نیز میپرسد. 10 دقیقه بعد، پلیس تلفن کرد که تنها میخواهد با عون رهبر گروه صحبت کند. عون، هاریس و تبرور را با خود به طبقه دوم برد.»
هنوز عون با پلیس تلفنی صحبت میکرد که ناگهان صدای انفجار مهیبی ساختمان را لرزاند. بقیه گروگانگیران «فریاد زدند: حمله کردند، حمله کردند و هر 4 نفر به داخل اتاق آمدند. فیصل بلافاصله بهطرف افروز، صمدزاده، دادگر و دیگر گروگانها که در سمت راست اتاق نشسته بودند شلیک میکند. شاکر هم شلیک میکرد، ولی تنها من میتوانستم آتشی را که از لوله اسلحههایشان بیرون میآمد ببینم. صمدزاده اولین کسی بود که مورد اصابت چندین گلوله قرار گرفت. من که لحظهبهلحظه ناظر جریان گلولههایی که از مسلسلهای فیصل و شاکر و تپانچه سلیم بهطرف صمدزاده و دادگر و افروز شلیک میشد بودم، شوکه شده و تنها روی زمین نشسته بودم و منتظر گلولهای بودم که مرا نیز از پای درآورد. دقیقهای به همین حالت میگذرد که ناگهان فیصل داد میزند: به انگلیسی بگو تسلیم، تسلیم. در این لحظه فیصل و سلیم و شاکر روی زمین نشستند و اسلحهها و نارنجکها و فشنگهایشان را از پنجره بیرون انداختند. در این لحظه اولین مأمور انگلیسی با هیئتی فوقالعاده متحیرکننده وارد اتاق شد. کاملاً شبیه به قورباغه بود، اسلحه فوقالعاده عجیبی در دست داشت، بهمحض اینکه وارد اتاق شد فریاد زد: دراز بکشید، دراز بکشید و بعد فریاد زد: تروریست کیه؟ تروریست کدومه؟!
یکی از گروگانها که من متوجه نشدم کیست فیصل و شاکر را نشان داد. مأمور بلافاصله فیصل را بلند کرد، روی دیوار چسباند و با اسلحهاش حدود 10 تا 12 تیر از سر تا پایینتنهاش به او شلیک کرد. دومین نفر شاکر بود که خودش فریاد زد: تسلیم، تسلیم. مأمور بلافاصله به طرفش دوید، سر او را میان بازوهایش گرفت و با اسلحه کمری سرش را متلاشی کرد. بهقدری این صحنه رقتانگیز بود که قدرت هرگونه حرکتی را از من گرفته بود. حالا در اتاق 4 مأمور قورباغهای شکل بودند که فریاد میزدند، بلند شو، بلند شو و بعد ازطریق راهرویی که مملو از دود و گاز اشکآور بود ما را مانند هندوانه به یکدیگر پاس میدادند بهطوریکه وقتی مرا به بیرون از سفارت آوردند دیگر نمیتوانستم نفس بکشم. دوستانم را یکی پس از دیگری دیدم. صمدزاده و دادگر را که بهطور جدی زخمی شده بودند، فقط صمدزاده و دادگر نبودند... حدود 15 دقیقه، به همان حال باقی ماندیم، سپس لیستی را که از قبل تهیه کرده بودند آوردند و تکتک گروگانها را شناسایی کردند، همه
در محل حاضر بودند بهغیراز لواسانی، دادگر، صمدزاده و افروز. تا پایان عملیات که جمعاً نیمساعت به طول انجامید، به همان حال دراز کشیده باقی ماندیم و بعد با اتوبوسی که در محل حاضر بود، بلافاصله به بیمارستان رفتیم. دیگر همه باور کرده بودند که همه چیز تمام شده و خدای بزرگ بار دیگر قدرت لایزالش را نشان داده است. درود بر لواسانی شهید و برادر همراهم صمدزاده.» (1)
ضمیمه دوم گزارش315: اسامی اشغالگران سفارت ایران در لندن
دو هفته بعد از پایان خونین ماجرای اشغال سفارت ایران، در 3/3/1359، رادیو لندن گزارش داد: «پلیس لندن اسامی پنج مرد مسلح را که در طی حمله پلیس به سفارتخانه ایران کشته شدهاند اعلام داشته است. اسامی این مردان مسلح که سفارتخانه ایران را تسخیر کرده بودند و آن را شش روز در تصرف خود داشتند طبق اعلامیه پلیس لندن چنین است:
درباره ردیف ششم، یادآوری میشود دو روز بعد از پایان ماجرای سفارت ایران در لندن، روزنامه گاردین نوشت: تنها تروریستی که سالم توسط پلیس انگلیس دستگیر شده است، در انگلستان محاکمه میشود و مارگارت تاچر نخستوزیر انگلیس، مصمم است که در مقابل هرگونه تلاش دولت ایران برای استرداد این تروریست مقاومت کند. (3)
325
تبعات حادثه طبس در امریکا قابلتوجه است، براثر شکست عملیات طبس، بارها بر عدم تکرار حمله نظامی لااقل در کوتاهمدت و قبل از پاسخ قطعی روشهای دیگر، تأکید شده است، ضمن اینکه تقسیم و پخششدن گروگانها در سراسر ایران هرگونه حمله و اقدام نظامی محدود و سریع برای آزادی آنان را بهطور اساسی منتفی میکند؛ درعینحال برخی دستاندرکاران قضیه، به دفاع مستقیم یا غیرمستقیم از آنچه گذشت میپردازند که تا حدی طبیعی هم هست، اما امروز، گزارشی از شبکه خبری امریکایی ای.بی.سی پخش شد که تا حد زیادی خلاف انتظار و دور از امکان تحقق به نظر میرسد و بیشتر کوششی برای خروج دولت امریکا از انفعال در افکارعمومی در آن میتواند مطرح باشد.
به گزارش آسوشیتدپرس، امروز، شبکه مزبور اعلام کرد: به فاصله یک هفته پس از نخستین تجاوز ناکام امریکا به ایران، کارتر به پنتاگون {وزارت دفاع امریکا} دستور داده است تا طرحهای تازهای را برای دومین حمله تحتعنوان "نجات گروگانهای امریکایی" تدارک کند. به گزارش مزبور، این شبکه امریکایی گفته است درحالیکه مقامات دولت کارتر وجود چنین نقشههایی را انکار نمیکنند، اما این نکته را روشن کردهاند که امیدوارند با آزادی گروگانهای امریکایی نیازی به آن نداشته باشند. بااینحال، مقامات امریکایی معتقدند که جای جدید گروگانها را میدانند و به محیط اطراف آن آشنا هستند و اعتقاد دارند که عملیات نجات جدید امکانپذیر است. مقاماتی که نخواستهاند نامشان افشا شود به شبکه ای.بی.سی گفتهاند که متفرقکردن گروگانها مفید بوده است زیرا پراکندهکردن گروگانها معنیاش متفرقکردن نگهبانان آنها هم هست که درواقع به معنی ضعیفشدن عنصر خشنتری از میان دانشجویان پیرو خط امام است. ارتباط میان دانشجویان پیرو خط امام در نقاط مختلفی که گروگانها را مستقر کردهاند ضعیف است و همین مسئله ضرورت زمانسنجی دقیق و چابکی بیش از حد نجاتدهندگان را میکاهد و بالاخره شکست در یک عملیات بههیچوجه شانس موفقیت در عملیات دیگری را ضعیف نمیکند. (1)
1) روزنامه کیهان، 18/2/1359، ص4.
326
بااینکه مسئله مهم این روزها در نزد همه گروهها و جریانهای سیاسی انتخابات است، اما مسئله مبارزه با امریکا و حواشی آن درهرحال و همیشه جذابیتهای خاص خود را دارد، بهخصوص باتوجهبه نوع برخورد با آن که عاملی برای افزایش یا کاهش مشروعیت تلقی میشود. امروز، سازمان مجاهدین خلق و حزب کارگران سوسیالیست، برخی ابهامات موجود در حاشیه واقعه طبس مربوط به عوامل داخلی همدست امریکا را که قبلاً مطرح شده بود،(1)بازهم در نشریات خود مطرح کردند. روزنامه جمهوری اسلامی نیز از آیتالله خلخالی مطلبی دراینباره درج کرده است.
سازمان مجاهدین خلق در شماره امروز ارگان خود مجاهد با عنوان "رادارهای محلی که نقاط کور را میپوشانند کجا بودند" نوشت: «پس از درج مقاله "چند سؤال درباره تهاجم نظامی امریکا"، عدهای از برادران درجهدار نیروی هوایی با ما تماس گرفتند و اعلامیه زیر را دراختیار ما قرار دادند، در توضیح این مطلب گفتند: ... این اعلامیه را که بهوسیله عدهای از برادران درجهدار ما انتشار یافته است نزد مسئولین بردیم، ولی با کمال تعجب هیچگونه پاسخی دریافت نداشتیم. پس از چاپ مقاله مجاهد دراینزمینه مناسب دیدیم این اعلامیه را برای آگاهی مردم دلاور میهنمان دراختیار شما قرار دهیم تا در نشریه مجاهد به چاپ برسانید.»
این اعلامیه که با عبارت «به نام خداوند درهمکوبنده ستمگران. امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند. {امام خمینی} با درود به رهبر کبیر انقلابمان، خمینی بتشکن و با امید به پیروزی تمامی مستضعفین بر مستکبرین. ملت مبارز و قهرمان ایران، چو ایران نباشد تن من مباد» شروع شده است، توضیحاتی بدین شرح درمورد سؤالات مطرحشده در مقاله مندرج در مجاهد 14/2/1359، داده است: «روز چهارشنبه 5/2/1359، به پایگاه یکم شکاری {پایگاه مادر} که توپهای 23 میلیمتری ما در آنجا مستقر بودند برای حفاظت و پاسداری از مرز هوایی فرودگاه و پایگاه دستور داده میشود که سریعاً توپها و رادارها را جمع کنید که درجهداران متخصص این دستگاهها سؤال میکنند چرا؟ فرمانده گردان پدافند، سرگرد فریدون هراتیان اظهار میدارد که دستور از بالا آمده است، پرسنل درجهدار میگویند مگر میشود هواپیما و فرودگاه مهرآباد را بدون حفاظت گذاشت. آن سرگرد فرمانده یعنی هراتیان میگوید که من نمیدانم دستور دادهاند توپها و رادارها باید جمع شود تا شما به مأموریت ویژه بروید. باتوجهبه دستور فرمانده که میگوید اگر جمع نکنید تمرد حساب میشود و دادگاهی میشوید {یعنی بازهم اطاعت کورکورانه} پرسنل درجهدار با زور فرمانده دستگاهها را جمع میکنند و در همان روز هم ما مطلع شدیم که این عمل در پایگاههای دیگر خارج از مرکز انجام شده است، پایگاه بابلسر و شیراز و ایستگاه رادار شهرآباد مشهد و... دراینرابطه باند فرودگاه تهران و پایگاه شکاری تا روز
1) * ازجمله در نشریه مجاهد شماره 55 مورخ 14/2/1359، مقالهای با عنوان "چند سؤال درباره تهاجم نظامی امریکا" درج شد که در روزشمار 14/2/1359، آورده شده است.
یکشنبه 7/2/1359 که جمعهاش [5/2/1359]، حمله امریکا اتفاق افتاد بدون مراقبت گذاشته شد و اکثریت هواپیماهای ما هم بدون استتار در باند مانده بودند و دراینحال ما را به یاد بمباران هواپیماهای مصری انداخت که آنها را در باندهایشان بمباران کردند و نیروی هوایی آنها فلج شد، بههرحال تا روز یکشنبه که دو دستگاه توپ از پادگان آموزشی مهرآباد جنوبی آنجا بوده و مستقر کردند بدون رادار و روز دوشنبه یک دستگاه رادار هم به آنها دادند حالا ما از مسئولین ارتش و فرماندهان سؤال میکنیم که باتوجهبه اینکه الآن روز چهارشنبه است 10/2/1359 و هنوز یک نفر از پرسنل به مأموریت ویژه کذایی نرفتهاند چرا آن عمل را انجام دادید؟ آیا با برنامه روز جمعه امریکا ارتباطی ندارد؟» اعلامیه با این عبارت تمام شده است: «پیروز باد ایران زمین، نابود باد امپریالیسم امریکا و سرسپردگان داخلی آن، سرنگون باد حکومت مزدور عراق، پیروز [باد] مستضعفین.
درجهداران نیروی هوایی جمهوری اسلامی» (1)
امروز همچنین هفتهنامه کارگر ارگان حزب کارگران سوسیالیست به تکرار برخی ابهامات پرداخت و نوشت: «پیش از این تهاجم ستاد نیروهای هوایی طی تلفنگرام شماره 82/71303، 4/2/1359 به گردان پدافند زمینبههوای پایگاه یکم به واحدهای مستقر در شهرهای بزرگ دستور میدهد که بیدرنگ همه توپ های زمینبههوا و آتشبارهای مستقر در پایگاهها را جمعآوری کنند. این دستور سبب میشود که بیشتر فرودگاهها و پایگاههای مردم ایران در شب عملیات نور سبز، عاری از دفاع ضدهوایی باشند. ... و باز درخور توجه است که چراغهای ورزشگاه امجدیه که در کنار مرکز جاسوسی قرار دارد و گویا بهعنوان محل فرود هلیکوپترهای امریکایی انتخاب شده بود، در شب عملیات تا صبح روشن بوده است و رادارهایی که میتوانستند ورود هواپیماها و هلیکوپترهای امریکایی را گزارش کنند از یک هفته پیش از کار افتاده بوده [است].» (2)
از سوی دیگر، ابهام دیگری {بمباران منجر به شهادت منتظرقائم} در شیراز مطرح و جواب داده شد. خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی از شیراز گزارش داد: «آیتالله خلخالی که به شهر شیراز سفر کردهاند در یک گفتوگوی اختصاصی درمورد چگونگی بمباران هلیکوپترها گفت در زمانیکه هواپیماهای ایران در آسمان بودند گیرندههای سپاه پاسداران درست کار نمیکرد و این اشکال باعث شهادت منتظرقائم شد. وی افزود که بعضیها مسائل را بررسی نمیکنند و میگویند ارتش و سران آن با مهاجمین دست داشتهاند،درصورتیکه اینطور نیست زیرا داخل هلیکوپترها دستگاههای فرستنده کار میکردند و به گمان اینکه ممکن است بهمجرد رسیدن قوای نظامی به نزدیک هلیکوپترها بمبها منفجر شوند، آقای رئیسجمهور دستور بمباران آنها را صادر کردند و بهنظر من سران ارتش و بهخصوص تیمسار باقری بسیار خوب کار میکنند و اگر سران ارتش با مهاجمین همکاری میکردند آنها صددرصد موفق بودند، اما دیدیم که با این وضع فجیع فرار کردند.» (3)
327
حمایت صدراعظم آلمانغربی، نامه 50 تن از نمایندگان حزب کارگر در مجلس انگلستان و ابراز همکاری اقتصادی ژاپن با ایران، ازجمله موارد قابل ذکر در ادامه حمایتهای دیپلماتیک از امریکا در قضیه گروگانگیری میباشد که با فشارهای رسانهای پررنگتر میشود.
امروز، هلموت اشمیت صدراعظم جمهوری فدرال آلمان، در مصاحبهای با روزنامه اکسپرس از اینکه منازعه و بحران بین ایالات متحده امریکا و ایران بهعلت گروگانگیری تا نقطهای گسترش یابد که بهکارگیری وسایل نظامی نیرومندتر بهعنوان یگانه گام ممکن بعدی مورد توجه قرار بگیرد، ابراز نگرانی کرد. به گزارش بخش فارسی رادیو کلن، اشمیت درعینحال گفت که او به روش میانهرو و معتدل پرزیدنت کارتر اعتماد دارد. در این مصاحبه وی خاطرنشان کرد که نگرانی او به این جهت شدید است که اتحاد جماهیر شوروی با کمال تأسف هیچگونه گامی برای حل بحران ناشیاز گروگانگیری برنمیدارد. دولت اتحاد شوروی بیشتر تلاش میکند تا از این بحران برای گسترش نفوذش در ایران استفاده کند. صدراعظم اشمیت در این مصاحبه گفت که برای همبستگی دولت جمهوری فدرال آلمان با ایالات متحده امریکا حدومرزی در اتحادیه آتلانتیک وجود ندارد. (1)
در همین حال، بیش از 50 تن از نمایندگان حزب کارگر در مجلس عوام انگلستان نامهای برای دکتر بنیصدر رئیسجمهوری اسلامی ایران، فرستادهاند.
به گزارش خبرنگار سیاسی تایمز، این نمایندگان از کسانی هستند که در زمان شاه مخلوع با رژیم وی و طرز رفتارش با زندانیان سیاسی مخالف بودند. آنها در نامه خود خواستار آزادی گروگانهای امریکایی شدند. رادیو لندن که گزارش مذکور را پخش کرد در ادامه یادآور شد که روزنامه تایمز به نقل از نامه این نمایندگان به رئیسجمهوری ایران افزوده است: ادامه توقیف گروگانهای امریکایی نتیجهای جز انحراف افکارعمومی از اعمال و سیاستهای گذشته امریکا در ایران ندارد. (2)
همچنین مواضع ژاپن در این ماجرا قابلذکر است که ازطرفی حامی جدی امریکا است و ازطرفی با ایران طوری برخورد میکند که با گرفتن زمان مناسب، کمترین خسارتهای ممکن را متحمل شود. یک گزارش رویتر از توکیو حاکی است ژاپن میخواهد اقداماتش طوری باشد که رقبای دیگر حتیالمقدور جایگزین آن نشوند. در گزارش رویتر آمده است: کارخانه میتسویی ژاپن پروژه 2/3 میلیارد دلاری مجتمع پتروشیمی ایران را به پایان خواهد رساند. یک سخنگوی این کارخانه ضمن اعلام خبر مذکور افزود: عملیات ساختمانی این پروژه که حدود 83 درصد کارش تمام شده بود، بهدنبال انقلاب ایران متوقف شد و ما دوباره تصمیم گرفتهایم که کار تکمیل پروژه را دنبال کنیم. سخنگوی شرکت مزبور افزود: «ما ادامه کار را تا پایان این ماه از سر خواهیم گرفت و تا آن موقع حدود 300 مهندس و کارگر ژاپنی به محل اعزام خواهند شد. گفته میشود پروژه فوق که کارهای جزئی آن باقی مانده تا پایان سال جاری مسیحی به اتمام خواهد رسید.» سخنگوی میتسویی گفت: «اظهارات معینفر توجه ما را به خود جلب کرد و ما فکر کردیم پروژه ممکن است به کشور دیگر واگذار شود
چراکه مجارستان هم اعلام آمادگی کرده بود.» رویتر افزوده است: «گفته میشود بهدنبال تهدید ایران مبنیبر واگذاری کار به مجارستان یا یکی دیگر از کشورهای اروپای شرقی، ژاپن تصمیم گرفته است این پروژه را که بزرگترین پروژه مشترک خود با یک کشور خارجی است به اتمام رساند.» (1)
328
امروز، همراه با گزارشهای حمایتآمیز از رفتار پلیس انگلیس، همچنین جنبههایی از حادثه سفارت در لندن پخش شد که نشان میدهد اهداف دولت انگلیس از چگونگی حل مسئله از پیچیدگیهای بازنشدهای برخوردار بوده است و این فرض را پیش میکشد که مقامات انگلیس عمداً میخواستند ماجرا را به وضعی برسانند که کشیده شد.(2)
در چارچوب اولین جنبه ذکرشده، گزارش آسوشیتدپرس از لندن حاکی است: «رونالد موریس یکی از پیشخدمتهای سفارت ایران در لندن، گفت که مردان مسلح راندهشدگان عرب از جنوب ایران بودند و اگر عملیات نظامی برای نجات گروگانها انجام نمیشد، آنها همه گروگانها را میکشتند. او همچنین گفت در آخرین لحظات پلیس با اشغالکنندگان مشغول مذاکره درمورد هواپیما بود که اشغالگران ناگهان تصمیم خود را عوض کرده و به کشتار گروگانها پرداختند.» (3)
اما در چارچوب دومین جنبه ذکرشده، یک گزارش رادیو لندن قابلذکر است. این رادیو در بخش عربی خود گزارش داد: پلیس لندن از این موضوع پرده برداشته است که مردان مسلح اشغالکننده سفارت ایران در لندن پیش از حمله کماندوهای انگلیسی به ساختمان سفارت از تمام خواستههای خود صرفنظر کرده بودند بجز تأمین راه خروج آنها از کشور، اما مقامات انگلیسی آمادگی تأمین این راه خروج را نداشتند. پلیس لندن میگوید همین عامل باعث ناکامی مذاکرات با مردان مسلح شد. (4)
329
اعلام مواضع مقامات ایران و عراق در قبال یکدیگر، آشکارا تیرهترشدن روزافزون روابط دو کشور را نشان میدهد؛ تا جاییکه هر دو طرف هرگونه میانجیگری را رد میکنند. نعیم حداد معاون رئیسجمهور عراق، که اخیراً تحرک دیپلماتیک قابلملاحظهای را بروز میدهد بار دیگر دعاوی عراق علیه ایران درمورد سه جزیره و اروندرود را مطرح کرد.(5)
1) روزنامه کیهان، 17/2/1359، ص13.
2) * مطالعه گزارش مشاهدات یکی از گروگانها که در بخش ضمائم روزشمار 16/2/1359 درج شده است، توصیه میشود.
3) روزنامه بامداد، 18/2/1359، صص 1 و 3.
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 50، 18/2/1359، ص8، بخش عربی رادیو لندن، 17/2/1359.
5) ** جالب است که نعیم حداد، در یک تقلید آشکار از ایران و برای گرفتن ابتکارعمل، میکوشد شعار "نه شرقی، نه غربی" ایران را از انحصار ایران خارج کند و از مزایای آن برای عراق هم بهره بگیرد. وی در همین مصاحبه اتحاد شوروی و ایالات متحده را متهم کرد که درپی آناند که با روشهای مختلف کنترل حوزههای نفتی منطقه غرب آسیا را به دست گیرند. وی گفت: هدف اتحاد شوروی منحصر به اشغال افغانستان نبوده، بلکه به بهانه دفاع از خطرهایی که ازجانب ایالات متحده وجود دارد، درصدد اشغال دیگر کشورهاست. حداد افزود: روش روسها نفوذ ازطریق احزاب کمونیست در پاکستان و دیگر کشورها و بهدستآوردن قدرت در آنجاست. وی درمورد اهداف ایالات متحده گفت: راهبرد امریکا براساس ایجاد تشنج دائمی در این منطقه و توجیه حضور واشنگتن به بهانههای مختلف و برپایی پایگاههای نظامی در این منطقه است.
امروز، آسوشیتدپرس گزارش داد: حداد در مصاحبه با روزنامه السیاسه {چاپ کویت} گفت که وی برای حلوفصل اختلافات میان ایران و عراق پیشنهاد مذاکره مستقیم کرده است، لکن بهعنوان ابراز حسننیت، ایران باید ابتدا سه جزیره واقع در خلیجفارس را به اعراب مسترد دارد. حداد گفت: عراق متقاعد شده است که قدرتهای خارجی وجود دارند که سعی میکنند برای جلوگیری از مواجهه عراقیها با اسرائیل، سربازان این کشور را در مرز عراق و ایران مستقر سازند، لکن عراق چشم طمع به این سه جزیره یا دهانه راه آبی شطالعرب {اروندرود} ندارد، ضمن آنکه درپی دامنزدن به تشنجات با ایران نیست، ولی اگر ایران طالب جنگ باشد از آن استقبال میکند. نعیم حداد افزوده است که عراق کوششهای میانجیگرانه را نه از روی تکبر، بلکه بهدلیل انجام گفتوگوهای مستقیم، رد میکند. (1)
یادآوری میشود روز قبل نعیم حداد در مصاحبه با روزنامه کویتی الرأیالعام اعلام کرده بود کشور متبوع او به درخواست از ایران برای تخلیه سه جزیره خلیجفارس که اهمیت راهبردی دارند، ادامه خواهد داد. به گزارش رویتر، وی اضافه کرد کشور او مترصد کسب کنترل این سه جزیره است و عراق این حق را دارد که کنترل این سه جزیره و بالطبع کنترل کامل شطالعرب {اروندرود} را به دست آورد. (2)
همچنین حسن طوالبی یک سخنگوی وزارت اطلاعات عراق، در مصاحبه با روزنامه اماراتی الخلیج همین موضع را به این شکل تکرار کرد: دولت متبوع وی هرگونه میانجیگری بین عراق و همسایگانش را رد میکند و ترجیح میدهد که مستقیماً با آنها تماس بگیرد. وی افزود: نخستین شرط مذاکره با ایران تخلیه سه جزیره {تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی} از نیروهای ایران و اصلاح چاپ خط مرزی ایران و عراق در شطالعرب {اروندرود} است و ما هنوز منتظر پاسخ ایران به این دو مطلب هستیم. (3)
اینگونه اظهارات درحالی است که حتی بعد از قضایای سفارت ایران در لندن نیز دولت عراق آشکارا به تبلیغ عربستانسازی در خوزستان و طرح دعاوی عربگرایی در این خطه و بهخصوص تشویق علنی اقدامات جنایتکارانهای که تحت این عنوان انجام میشود، ادامه میدهد. رادیو بغداد در ساعت 12:30 امروز، اعلام کرد: «ملت عرب در استان عربستان [خوزستان] همچنان به مبارزات مسلحانه خود علیه افراد و تأسیسات [دولتی]... ادامه میدهد. این مبارزات بهرغم اقدامات و تدابیر سرکوبگرانه رژیم فارسی درجهت پایاندادن به قیام ملت عربستان [خوزستان] که در راه کسب حقوق خود آغاز کردهاند کماکان ادامه دارد. رادیوی رژیم نژادپرست فارس شب گذشته {16/2/1359}، اعتراف کرد که هشت بمب آماده انفجار در خطآهن اهواز کشف شده است که انقلابیون عربستان [خوزستان] آنها را کار گذاشته بودند.» (4)
از سوی دیگر در ایران، امروز آیتالله بهشتی در جلسه هفتگی مصاحبه مطبوعاتی خود به سؤالات خبرنگاران داخلی و خارجی پاسخ گفت. به نوشته روزنامه اطلاعات: «دکتر بهشتی در
پاسخ سؤالی مربوط به مسافرت یاسر عرفات به عراق و نقش میانجیگری وی گفت دررابطهبا مسائل مطروحه بین ایران و عراق با روش ضدمردمی و خصمانهای که دولت عراق پیش گرفته، هیچ نقطه مبهمی بین دولت ایران و دولت عراق وجود ندارد، همچنان که نقطه مبهمی میان ملت ایران و ملت عراق باقی نگذارده است. ملت عراق اعم از شیعه و سنی برادران ما هستند. برادرانی که باید کوشش کنند و ما آنها را یاری کنیم تا از شر حکومت تحمیلی عراق آسوده گردند.» (1)
330
درزمینه تحرکات نظامی در مرز ایران و عراق، گزارشی از تردد نیروهای پیاده و خودروهای ارتش، کانالکشی و سنگربندیهای متعدد، ازجمله در منطقه مرزی پاسگاههای شیلات و نصریان {محدوده موسیان}(2)و نیز در حوالی میله 22 مرز و پاسگاه بجلیه(3)حکایت دارد. گزارش پاسگاه کیلومتر 25 خرمشهر نیز حاکی است که در ساعت 20:15 امروز، یک هواپیمای جنگی از خاک کشور عراق به ارتفاع تقریباً 17 هزار پایی بین این پاسگاه و شلمچه تا عمق 8 کیلومتری خاک ایران نفوذ کرده و سپس بازگشته است. (4)
از طرف دیگر، بنا بر ادعای مقامات مرزی استان بصره عراق امروز همچنین «یک فروند هواپیمای شکاری ایران در منطقه سیبه به حریم هوایی عراق تجاوز و پس از گشتزدن در نوار مرزی بهطرف شلمچه ایران بازگشته است.» (5)
یادآوری میشود اخیراً گزارش مقامات مرزی عراق به ایرانیان از تجاوزها و تخطیهای مرزی ایران، افزایش یافته است و نوعی گردآوری مدارک و اسناد از این کار استنباط میشود. ازجمله افراد گارد مرزی پاسگاه طیبه عراق اعلام کردند که امروز ساعت 10:30، «یک فروند قایق جنگی ایرانی که مجهز به مسلسل بوده مقابل پاسگاه مزبور توقف و با اشاره و علامات، چند دقیقهای به مأمورین پاسگاه توهین نموده و سپس بهطرف خرمشهر حرکت نمودهاند.» (6)
امروز، یک تیراندازی متقابل نیز در پاسگاه کیلومتر 25 خرمشهر بین نیروهای مرزی دو کشور رخ داد. تیراندازی با سلاح کالیبر50 از خاک عراق بهطرف پاسگاه مزبور شروع شد و با پاسخگویی مأموران پاسگاه ادامه یافت. (7)
331
در ادامه تحرکات خرابکارانه عوامل عراق امروز، دستکم 4 مورد از اینگونه تحرکات در اهواز گزارش شد.
دراینزمینه یک بمب ساعتی در کولر آبی گاراژی واقع در نزدیکی سهراه خرمشهر کشف و خنثی شد. (8)در ساعت 10 شب نیز «در یک گاراژ مسافربری واقع در منطقه کمپلو اهواز یک بمب تی.ان.تی که حاوی 5/3 کیلوگرم مواد منفجره بوده توسط اهالی منطقه کشف و در جوی آب انداخته و خنثی
1) روزنامه اطلاعات، 20/2/1359، ص2.
2) سند شماره 347428 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از واحد هماهنگی نیروهای انتظامی به فرماندهی سپاه پاسداران اهواز، 17/2/1359.
3) سند شماره 033979 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران {رکن2}، 17/2/1359.
4) سند شماره 347426 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ ژاندارمری آبادان به فرماندهی ناحیه اهواز، 17/2/1359.
5) سند شماره 287323 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 فرماندهی21 07 {رکن2}، 17/3/1359.
6) سند شماره 000682 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از منطقه سوم دریایی خرمشهر {عملیات و اطلاعات} به فرمانده گارد ساحلی، 24/2/1359.
7) سند شماره 33989 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی {مرزبانی} به نخستوزیری {دفتر امور انقلاب}، 20/2/1359؛ و سند شماره 287493 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از آبادان به رکن3 ژاندارمری کشور و رکن2 معاون اداری در امور مرزی، 18/2/1359.
8) سند شماره 292442 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: بولتن خبری {وقایع خوزستان}، 19/2/1359، ص1.
شد.» (1)در همین ساعت یک بمب ساعتی در محل نمایشگاه باغ ملی اهواز منفجر شد، اما خسارات واردشده جزئی بود و تلفات جانی نداشت. حدود نیمهشب نیز «سرنشینان یک دستگاه اتومبیل سواری ب.ام.و. پرتقالیرنگ درحال عبور از سهراه خرمشهر شهرستان اهواز یک بمب را از داخل اتومبیل به بیرون پرتاب [کردند] که دراثر خراببودن چاشنی آن منفجر نشده و توسط مسئولین امر خنثی شد.» (2)
امروز همچنین به سپاه اهواز گزارش داده شد: «همهروزه تعدادی از ایرانیان ساکن سابله ازطریق هورالعظیم به پاسگاه سابله عراق رفته و اسلحه و مهمات دریافت و مراجعه مینماید. این عمل در چند ماه پیش شدت داشته، ولی اکنون کاهش یافته است، ولی تحویل سلاح در قبال خرابکاری ازطریق پاسگاه فوق به افراد ایرانی ادامه دارد.» (3)
از سوی دیگر، سپاه دزفول در اطلاعیهای اعلام کرد: «واحد عملیات سپاه دزفول موفق گردید یک گروه ششنفری از عاملین شش انفجار مناطق مختلف مرزی را دستگیر نماید. اسامی گروه دستگیرشده عبارتاند از: هویلوش دبات فرزند جعلوش عامل اصلی انفجار قطار در ایستگاه سزاب و لولههای نفت شوش، حنوش دبات فرزند جعلوش رهبر گروه، عبدالحسین دبات معروف به عبیس فرزند حلوش عامل انفجار قطار در ایستگاه سزاب، جاسم چنانه فرزند محیس عامل انفجار لوله نفت گامشآباد دزفول و تنگهسینه در منطقه مرزی موسیان، رازی رویشدی فرزند عبدالله معروف به حیل حسن جاسوس و راهنمای گروه، حیل عبدالهی فرزند حسن یکی از اعضای گروه.» (4)
علاوهبر خوزستان، تحرکات عوامل عراق در مناطق دیگر نیز قابلملاحظه است. در غرب کشور به گزارش ژاندارمری کرمانشاه امروز، «کلیه عشایر مسلح قلخانی که ازطرف مهاجمین تدارک میشوند به دستور خسرو بیگ داماد سردار جاف به عراق رفته و به نظر میرسد مأموریت حمله به آبادیهای مرزی سرپلذهاب و آبادی کدخدا حسن کومک به آنان واگذار شده باشد.» (5)
در تهران که انفجارهای اخیر باعث حساسیت روی تردد افراد شده است به نوشته روزنامه کیهان امروز، «دو عراقی که رفتار مشکوکشان توجه مأموران تجسس کلانتری13 تهران را به خود جلب کرده بود، در محدوده بازار تهران بازداشت شدند و در بازرسی از وسایل آنها تعداد 420 تیر فشنگ کلاشینکف کشف شد. با کشف فشنگها،
مأمورین این دو عراقی را که محمد خوشنام فرزند مجید و جمیل خوشنام فرزند مصطفی نام دارند به کلانتری اعزام کردند و تحقیق از آنان آغاز شد. مأموران پس از تحقیقات مقدماتی و تشکیل پرونده متهمین را با فشنگهای مکشوفه به دادسرای انقلاب اعزام کردند.» (6)
332
اقدامات و مطامع عراق در خوزستان و نیز بهکارگرفتن افرادی چون بختیار و اویسی علیه جمهوری اسلامی ایران، در مطبوعات اروپایی نیز بازتاب دارد که هرچند بهدلیل دشمنی با ایران، عمده نمیشود، ولی بههرحال به میزان قابلتوجهی میتوان چنین مواردی را مشاهده کرد.
1) همان.
2) همان.
3) سند شماره 347425 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از واحد هماهنگی نیروهای انتظامی به فرماندهی سپاه پاسداران اهواز، 17/2/1359.
4) روزنامه کیهان، 17/2/1359، ص1.
5) سند شماره 041230 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 22/2/1359.
6) روزنامه کیهان، 17/2/1359، ص4.
ازجمله یک بولتن وزارت ارشاد که با عنوان بررسی روزانه مطبوعات جهان منتشر میشود، در شماره امروز خود، مطلبی از فیگارو {چاپ پاریس} مورخ 2 مه 1980 {12/2/1359} ترجمه کرده که در ادامه آمده است، همچنین در تأیید مطالب مربوط به رابطه افرادی چون بختیار و اویسی با عراق، به اسناد داخلی اشاره شده است.
در مقاله فیگارو آمده است: درواقع تمام کسانی که رویای برانداختن رژیم {آیتالله} خمینی را در سر میپرورانند در بغداد گرد هم جمع شدهاند، در یکی از جلسات اخیر آنها نخستوزیر سابق، یعنی بختیار نیز حضور داشت. رهبری نظامی این جنبش بهعهده اویسی فرماندار سابق تهران و رهبری سیاسی آن بهعهده پرویز ثابتی مدیر سابق ساواک است و تیمسار پالیزبان که اصلیت کردی دارد مسئولیت هماهنگی با شورشهای کردستان را دارد. مصر مسئولیت مالی این سازمان را به عهده دارد و اشرف اخیراً چکی به مبلغ 5 میلیون دلار به این سازمان کمک کرده بود. (1)
درمورد حضور شاهپور بختیار در عراق، یک گزارش ژاندارمری نشان میدهد که همین امروز، نامبرده «به چهارکلا عراق آمده و برای فراریان ایرانی که در منطقه مزبور میباشند، سخنرانی نموده و به آنان نویدهایی داده است.» (2)
درمورد تیمسار اویسی نیز در گزارش یک پایگاه نظامی در دهلران که چند روز قبل {13/2/1359}، به مقامات بالاتر ارسال شد، آمده است: «اویسی معروف درحالحاضر در عراق سکونت دارد و مشغول استخدام متواریان ایرانی برای خرابکاری در ایران میباشد. نامبرده به کشور عربستان بهطور پنهانی سفر کرده و به هر چریکی که استخدام مینماید ماهیانه 120 دینار عراق پول پرداخت میکند.» (3)
امروز همچنین رادیو مسکو از تحرک برخی سلطنتطلبان و اویسی علیه ایران خبر داد، اما حضور او در عراق را مسکوت گذاشت. این رادیو افزود: «مفسر ما مینویسد دشمنان دوآتشه انقلاب ایران و سلطنتطلبان و طرفداران شاه مخلوع که آرزوی برقراری مجدد حکومت سابق و سیادت امپریالیسم امریکا را دارند پیوسته از پشتیبانی امپریالیستهای امریکا برخوردارند. بولتن نظامی استریجی ویک {چاپ واشنگتن} اطلاع میدهد که سرلشکر اویسی بیسروصدا و بهطور پنهانی یک تیم نظامی تشکیل داده است و پایههایی برای عملیات آینده علیه جمهوری [اسلامی] تهیه دیده است. جلاد خونآشام اویسی که به دستور شاه مخلوع خلقهای ایران را غرق به خون کرده بود، در ایالات متحده امریکا به سر میبرد و مقدمات حمله به انقلاب ایران را فراهم میسازد و زمینهای برای برقراری مجدد حکومت سابق آماده مینماید.» (4)
{تیمسار غلامعلی اویسی}
1) اداره کل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد، بولتن بررسی روزانه مطبوعات، 17/2/1359، به نقل از فیگارو، 2 مه 1980.
2) سند شماره 041230 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
3) سند شماره 287532 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 13/2/1359.
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 50، 18/2/1359، ص5، بخش فارسی رادیو مسکو، 17/2/1359.
333
برای ترسیم آخرین وضعیت سنندج، گزارش خبرنگار کیهان از مشاهدات امروز خود در این شهر و نیز دو گزارش ژاندارمری، در ادامه درج شده است.
در گزارش خبرنگار اعزامی کیهان آمده است: «درحالیکه بیش از دو هفته از درگیریهای خونین در سنندج میگذرد
مردم این شهر همچنان در وحشت و نگرانی به سر میبرند و تیراندازی و درگیری میان گروههای مسلح منطقه و افراد ارتش و پاسداران در تمام ساعات دیشب، ادامه داشت.» در ادامه این گزارش وضع امروز شهر چنین ترسیم شده است: «صدای انفجار خمپاره گروههای مسلح [ضدانقلاب] و توپهای ارتش که در ارتفاعات و مواضع حساس شهر مستقر هستند همچنان سنندج را میلرزاند و فشار ارتش و پاسداران برای پاکسازی منطقه بهخاطر اینکه مردم بیگناه کشته نشوند، قدمبهقدم و بسیار با دشواری انجام میشود و هیچ نشانهای در دست نیست که این درگیریها و تیراندازیها بهزودی پایان یابد. ... صحنه درگیری بیشتر در اطراف استانداری و باشگاه افسران است و پیشروی پاسداران که با پشتیبانی واحدهای لشکر28 کردستان انجام میگردد، ازسمت راست فرودگاه سنندج تا سیصدمتری خیابان اقبال و پادگان تا اطراف خیابان استانداری نرسیده به مسجد جامع شهر و همچنین قسمتی از سمت راست محوطه رادیو تلویزیون است. درحالیکه گروههای مسلح [ضدانقلاب] همچنان با سنگربندی در اطراف پل کمانگر و استانداری و در داخل خانهها و سنگرهای بتونی تپه مشرف به پادگان و تپههای اطراف فرودگاه به مقاومت و تیراندازی متقابل مشغول هستند.»
در اشاره به وضع کلی شهر و پادگان ازنظر خواربار و تجهیزات، گزارش خبرنگاران اعزامی کیهان حاکی است: «کمبود آب و تا حدودی برق در داخل شهر سنندج و نبودن مواد سوختی و خواربار روزبهروز بیشتر، مردم سنندج را تحتفشار قرار میدهد و تمایل و یا حرکت بعضی از آنها برای کوچ به پادگان شهر، نشانگر این وضع است. در داخل پادگان سنندج نیز ارتباط تلفنی با شهر و شهرهای اطراف بهکلی قطع است و امکان هیچگونه ایابوذهاب بدون وحشت از تیرخوردن برای هیچکدام عملی نیست.»
درمورد آتشبس چند روز پیش: «علاوهبر اینکه آتشبس رعایت نشد، بلکه دراثر تیراندازی گروههای مسلح [ضدانقلاب] در اطراف منازل پادگان سنندج سه بچه کشته و مجروح شدند.» (1)
کیهان در گزارش دیگری آورده است: فشار اقتصادی ناشیاز بستهبودن مغازهها و ناامنبودن راههای خروجی و ورودی شهر وضعیت بسیار دشواری پدید آورده است. سپاه پاسداران نیز با محاصره شهر هرگونه راه کمکرسانی به گروههای مسلح را تا حدود زیادی بسته است. (2)
در همین حال، گزارش امروز ناحیه ژاندارمری کرمانشاه به نقل از درجهدارانی که از سنندج آمدهاند، حاوی نکاتی بدین شرح است:
o «گروههای مختلف، شهر سنندج را منطقهبندی نموده و درحالحاضر ناحیه ژاندارمری سنندج و فرودگاه سنندج حوزه عملیاتی دمکراتها و منطقه سمت جاده نو و لشکر سنندج حوزه فعالیت چریکهای فدایی خلق و منطقه سمت جاده دهگلان و صلواتآباد حوزه فعالیت کومهله میباشد. بهطورکلی تمام گروهها مسلح هستند و در میان آنها دختران و زنان مسلح زیادی دیده میشوند و نیز تعدادی افراد غیربومی از سایر نقاط ایران به سنندج آمده و در میان اجساد تعداد زیادی جسد افراد غیرمحلی وجود دارد.»
o «ارتفاعات اطراف فرودگاه شهر سنندج تا شهربانی سمت جاده نو و سمت جاده همدان تا عباسآباد در دست گروههاست.»
o «سلاحهایی که در دست گروهها دیده شده: 1. بازوکا، 2. خمپارهانداز120 میلیمتری، 3. آر.پی.جی7، 4. کلاشینکف، 5. تیربار کالیبر50، 6. تفنگ106 میلیمتری، تفنگ121 و ژ3، برنو، یوزی و کلت میباشد.»
o «گردنه صلواتآباد و مروارید در محورهای سنندج و همدان و سنندج به کرمانشاه در دست [این] گروهها میباشد و [آنها] مبادرت به تهیه استحکامات در این نقاط نموده و اتوبوسهای عبوری را نیز بازرسی [میکنند].» (1)
334
در وضعیت ناامن کنونی سنندج، از مردمی که با گروههای غیرمذهبی مرزبندی دارند یا بهطور اساسی غیرسیاسی و درپی امنیت خود هستند، عده کمی موفق به خروج از شهر یا رساندن خود به مراکز امن بسیار معدود شهر میشوند.
خبرنگاران کیهان به توصیف وضع عدهای قلیل پرداختهاند که امکان پناهیافتن پیدا کردهاند. در این گزارش که مربوط به فعالیت امروز خبرنگاران مزبور در سنندج میباشد، آمده است: «بهقصد ملاقات و گفتوگو با پناهندگان سنندج به پادگان سنندج محل تجمع این عده که در منازل آسیبدیده پادگان سنندج هستند، رفتیم. در این نقطه که مشرف به پادگان سنندج است صدای تیراندازی مسلسل کلاشینکف گروههای مسلح با آتش متقابل پاسداران و سربازان، آنی قطع نمیشود. درحالیکه ما بهطور زیگزاگ بهاتفاق فرمانده عملیات و چند تن از درجهداران و سربازان بهسوی آن محل میرفتیم، دراثر انفجار خمپاره یکی از ما {خبرنگار اعزامی} از ناحیه دست و انگشتان مجروح شد که بلافاصله همکار مجروح ما را با آمبولانس به پادگان سنندج بردند و تحتدرمان اولیه قرار گرفت. دراثر این حادثه دوربین همکارمان نیز شکست.» در ادامه گزارش خبرنگاران کیهان آمده است: «باوجوداین اتفاق ناگوار ما توانستیم با پناهندگان سنندج در طبقه اول یک بلوک آپارتمانی خالی و گلولهخورده گفتوگو کنیم. این عده که تقریباً 250
1) سند شماره 041126 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا4 مرکز فرماندهی به نزاجا، 17/2/1359.
نفر هستند در گفتوگویی ضمن اعلام خواستههای خود قطعنامهای در 6 ماده تنظیم کردند.» در این قطعنامه از امام و دولت و سپاه و ارتش اعلام حمایت و از «گروههای مسلح وابسته در شهر سنندج که تحمیلکننده جنگ اخیر میباشند» اعلام انزجار شده و تأکید گردیده است: «با تمام وجود خواستار ممانعت از نفوذ مجدد گروههای مسلح جیرهخوار اجنبی هستیم.» در آخر قطعنامه هم آمده است: «از مردم مسلمان سنندج که هنوز در شهر باقی مانده و گروهها اجازه خروج آنها را نمیدهند، خواستاریم به هر طریق ممکن به ما بپیوندند تا پاکسازی شهر زودتر صورت گیرد.» (1)
از سوی دیگر، گروههای معارض مسلح، علاوهبر ایجاد رعب و انواع مانعتراشی درجهت جلوگیری از کوچ مردم به نقاط امن، به کار تبلیغاتی وسیعی نیز دست میزنند؛ ازجمله سازمان چریکهای فدایی خلق مدعی شد: سپاه پاسداران مردم را در ازای دریافت مواد غذایی به تسلیم یا خروج از شهر تشویق میکند. (2)
335
امروز، 2 تن از فرماندهان ارتش و سپاه مستقر در سنندج، سرهنگ صدری فرمانده پادگان سنندج و محمد بروجردی فرمانده عملیات غرب مستقر در سنندج، در مصاحبه با خبرنگاران مطالبی درمورد این شهر مطرح کردند.
سرهنگ صدری فرمانده پادگان سنندج در گفتوگویی با خبرنگار اعزامی کیهان گفت: «چند قسمت از شهر توسط پاسداران پاکسازی شده، ولی بهعلت سنگربندی گروههای مسلح در مسجد جامع شهر ما نمیخواهیم و نمیتوانیم در این محل پیشروی کنیم؛ زیرا برای پاکسازی این نقطه باید مسجد را بکوبیم که این کار درست نیست.» وی سپس با تکذیب خبر کشتهشدن خود گفت: «این شایعه را گروههای مسلح راه انداختهاند و من همچنان بهعنوان یک سرباز که معتقد به خلع سلاح گروهها و مخالف با هرگونه مذاکره و آتشبس هستم در موضع خود ایستادهام. این را اضافه میکنم که این گروهها فقط قصد تجزیه و نقض استقلال و حاکمیت ملی را دارند درصورتیکه دولت با طرح شش مادهای آنها موافقت کند، پایه تجزیه کشور را در خاک کردستان ریخته است.» سرهنگ صدری شایعه بمباران شهر سنندج را نیز تکذیب کرد و افزود: «فانتومهای ارتش جمهوری اسلامی ایران فقط به درخواست من و برای انهدام سنگرهای دشمن در اطراف شهر سنندج و بالای تپه و کوهها وارد عمل شدند و اعلام این موضوع که شهر سنندج بمباران شده است ابداً صحیح نیست.» وی پاکسازی شهر سنندج را مأموریتی برای سپاه پاسداران دانست و ضمناً گفت: «ما در این عملیات از آنها پشتیبانی میکنیم و میکوشیم که زمینه
پیشروی آنها را فراهم کنیم و تابهحال گروههای مسلح که از دمکراتها، کومهله، چریکهای فدایی خلق، ساواکیها و گروههای زیادی از افراد غیربومی سنندج هستند، حدود 300 گلوله خمپاره به داخل پادگان پرتاب کردند که اگر ما میخواستیم به آنها جواب دهیم، شهر ویران شده بود.» فرمانده پادگان سنندج تأکید کرد: «ضدهوایی 40 میلیمتری عراق در گردنه خانبانه و دره ازگله پای تپهرش مستقر شده و این اولینباری است که در جنگ کردستان گروههای مسلح به این سلاح ضدهوایی برای مقابله با پروازهای هلیکوپتر مجهز شدهاند.» (1)
محمد بروجردی فرمانده عملیات سپاه پاسداران غرب مستقر در سنندج نیز در گفتوگویی
با خبرنگاران چگونگی وقایع اخیر کردستان و پیامدهای آن را تشریح کرد. وی درمورد اعزام مجدد پاسداران به سنندج گفت: بهدنبال مذاکرات دولت در یک سال گذشته، نیروهای مسلح غیرمسئول در منطقه به سازماندهی پرداخته بودند. مقابل ستونهای
اعزامی ارتش برای حفظ مرزها، ایستادند و در این مقطع از زمان که ما هیچگاه درصدد خلع سلاح نیروهای غیرمسئول در منطقه نبودیم جنگ داخلی را تحمیل کردند. بروجردی افزود: وقتی مهاجمین پادگان لشکر28 سنندج، باشگاه افسران و فرودگاه را در محاصره داشتند به ما ابلاغ شد برای تقویت ارتش نیرو به منطقه اعزام داریم. لذا ازطریق هوا پاسداران انقلاب وارد فرودگاه و پادگان سنندج شدند و با تقویت باشگاه افسران سرانجام توانستیم این باشگاه را از محاصره نجات دهیم و نیروهای مستقر در باشگاه را تقویت کرده و از سقوط حتمی آن جلوگیری به عمل آوریم. وی درمورد رابطه فعلی سپاه و ارتش و هماهنگی این نیروها در منطقه گفت: هماکنون یک ستاد مشترک تشکیل شده که با فرماندهی مشترک، عملیات ارتش در مواضع کلی انجام میگیرد و نیروهای سپاه پاسداران عملیات پاکسازی و
دستگیری ضدانقلاب را ادامه میدهند. بروجردی افزود: یکی از موجبات پیشرفت، همکاری برادران پیشمرگ مسلمان کرد میباشد که مواضع دشمن را خوب میشناسند و ما را در پیشرفت عملیات صمیمانه یاری میدهند. (2)
بروجردی همچنین درمورد این مطلب که حزب دمکرات و کومهله و چریکهای فدائی شاخه کردستان در یک اطلاعیه که در سطح وسیع پخش شده خواستار آتشبس در کردستان شدند و شرط قبول آن را رعایت مقررات آتشبس ازسوی ارتش و پاسداران اعلام کردند، گفت: ما بهطورکلی با این نظر مخالفیم زیرا در تمام دوران مذاکرات قبلی آنها توانستند تا حدود زیادی به تجهیز و تقویت مسلحانه خود بپردازند.
وی با اشاره به اینکه خلع سلاح گروههای مسلح غیرقانونی فوریترین اقدام برای آتشبس است، گفت: مأموران ژاندارمری و شهربانی باید حافظ امنیت شهرهای کردستان شوند و تا وقتیکه آنها در سطح منطقه مستقر نشوند، هیچگونه مذاکره و آتشبس صحیح نیست.
بروجردی در پاسخ به این سؤال که سنگربندی گروههای مسلح غیرقانونی در داخل خانهها و جنگ چریکی با پاسداران و ارتش ممکن است تا چه مدت طول بکشد، گفت: مشکل عمده در وضعیت کنونی این است که چنانچه ما مواضع و سنگرهای آنان را بکوبیم، عده زیادی از مردم که روی خانههای آنها سنگربندی انجام شده از بین میروند. (1)
بروجردی درمورد آتشبس چند روز پیش گفت: حزب دمکرات و شاخه کومهله و چریکهای فدائی آتشبس را رعایت نکردند. این فرمانده عملیات سپاه سپس با اشاره به اینکه هدف، استقرار نظام عدل است و درجهت آن کوشش خواهد شد درمورد مواضع نیروهای مسلح غیرقانونی گفت: نیروی آنها بهصورت پراکنده در شهر درآمده و عملیات آنها نیز غیرمنظم شده است و بهطور کلی قدرت سلاحهای سنگین گروهها کاسته شده و مقداری از آن به دست نیروهای ارتش و پاسداران افتاده است. وی افزود: راهها برای کمکرسانی به آنها بسته شده و مشکل عمده پراکندگی آنها در سطح شهر است. (2)
336
درحالیکه درگیری در سنندج بدون برتری قاطع هیچیک از دو طرف همچنان ادامه دارد، ایجاد هماهنگی و وحدت فرماندهی و عمل میان نیروهای مسلح متفاوت موجود یعنی نیروهای داوطلب و سپاه و ازطرفی نیروهای موظف ارتش که طبعاً هرکدام در فضای جداگانهای به سر میبرند، از معضلات است. بهخصوص که فرمانده کل قوا بنیصدر است و در ذهنیت نیروهای سپاه درمورد وی مشکل اساسی وجود دارد و او را فردی میدانند که صرفنظر از مواضع سیاسی، در اینگونه موارد، فردی بیاطلاع است و ذهن و ملاک تصمیمگیریهای خود را دراختیار فرماندهان ارتشی قرار داده است که چندان توانایی و تمایلی به انجام روشها و راهحلهای مورد نظر سپاه ندارند. بااینهمه بنیصدر در مقام فرماندهی کل قوا، روز گذشته، به اتخاذ تدابیری برای حل این معضلات دست زده است که امروز، درقالب دستورالعملهایی از ستاد مشترک ارتش به کلیه نیروهای مسلح درگیر ازجمله سپاه، بهصورت تلفنگرامهایی به شرح زیر ارسال شد:
متن تلفنگرام اول: «در جلسه شورای وزرای امنیتی روز 16/2/59، با توافق مقامات مسئول، ریاستجمهور فرمودند آقای ابوشریف و سرگرد شیرازی در منطقه لشکر28 حضور داشته باشند و زیر امر فرمانده لشکر عملیات هماهنگ نموده از اقدامات مستقل و موضعی بینتیجه خودداری شود.(3)دستور فرمایید دراینمورد اقدام و مراتب را به لشکر ابلاغ نمایند که فعالیتها با طرحریزی قبلی و در زمان متناسب انجام شود که از تلفات بینتیجه و تضعیف روحیه افراد جلوگیری شود.» (4)
1) روزنامه کیهان، 17/2/1359، ص2.
2) روزنامه کیهان، 18/2/1359، ص2.
3) * صرف همین یک دستورالعملی که افرادی چون ابوشریف و صیاد شیرازی را زیر امر لشکر28 قرار میدهد، خود گویای خالیبودن ذهن بنیصدر و ازطرفی از قبل محکوم به شکست بودن مدیریت وی است. بهخصوص در فضای انقلابی کنونی که شخصیت و رفتار انقلابی غالب افراد مقدم بر شخصیت و رفتار سازمانی و قانونی آنان میباشد؛ مسلم است که اینگونه دستورالعملها فقط واکنش و ذهنیت منفی درمورد وی را افزایش میدهد.
4) سند شماره 041145 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 17/2/1359.
متن تلفنگرام دوم: «در جلسه مورخه 16/2/1359 شورای وزرای امنیتی مقرر گردید:
محاصره شهر سنندج تکمیل و ترتیبی اتخاذ شود که مطمئناً از تقویت ضدانقلابیون در شهر ممانعت شود.
جاده کرمانشاه سنندج [با] زیر امر [قرار] گرفتن ژاندارمری کرمانشاه و سپاه پاسداران از وجود عناصر ضدانقلابیون پاک شود و با گماردن 7 پاسگاه از کامیاران تا سنندج که امکان دارد 3 پاسگاه آن به ژاندارمری و 4 پاسگاه به سپاه پاسداران محول شود و با گشتزنی و حملات ناگهانی به روستاهای اطراف جاده و پاککردن از افراد مسلح غیرقانونی امکان رفتوآمد از راه زمین هرچه زودتر فراهم شود.
با برقراری ارتباط بین پاسگاههای مذکور واحدهای مستقر در کامیاران درخواستهای کمک پاسگاهها ازطرف واحد مزبور مورد اجابت شود.
با این ترتیب که وسایل پروازی نمیتواند برای مدت مدیدی تدارک از راه هوا را تأمین نماید اهمیت و فوریت امر تأکید میشود.» (1)
337
گردنه صلواتآباد که درحدود 15 کیلومتری سنندج بهسمت دهگلان واقع شده یکی از نقاط سوقالجیشی و حساس در حوادث کردستان است که از چندی پیش دراختیار گروههای مسلح مخالف نظام قرار داشت و از این نقطه به ارسال کمک برای نیروهای خود در سنندج اقدام میکردند و نیز مانع ارتباط زمینی مناسب نیروهای دولتی با سنندج میشدند. پس از آنکه مدتی براثر ناهماهنگی بین ارتش و سپاه عملیات برای تصرف این گردنه به تعویق میافتاد، امروز، این گردنه در عملیاتی با نقش اصلی سپاه آزاد شد و نیروهای نظام در آن مستقر شدند. نکته اینکه حتی در اعلام این خبر نیز بازهم ناهماهنگی مشهود است.
ستاد مشترک ارتش در تلفنگرام خود به سپاه پاسداران اعلام کرد: «برابر اعلام نیروی زمینی، یگانهای تیپ3 همدان در ساعت 10:30 مورخ 17/2/1359، راهداری گردنه صلواتآباد را اشغال نمودند.» (2)همچنین سپاه همدان که فرمانده عملیات خود را در این عملیات از دست داد گزارشی به این ترتیب به سپاه تهران ارسال کرد: در درگیری ساعت 2 بعدازظهر امروز، «در گردنه صلواتآباد که منجر به شهادت 2 نفر و مجروحشدن 3 نفر از افراد سپاه همدان شد، تمام ارتفاعات گردنه در دست سپاه قرار گرفته و درحالحاضر اوضاع آرام میباشد. {احتمال درگیری نیز هست}» در هامش پیام آمده است: «به رئیسجمهور اطلاع داده شد.» (3)
در تلفنگرام دیگری که امروز سپاه همدان به مرکز فرماندهی سپاه در تهران ارسال کرد اسامی 2 شهید و مجروحان این عملیات که همگی از اعضای سپاه همدان بودند، اعلام گردید که نام حسین شاهحسینی فرمانده عملیات این سپاه نیز جزء شهدا ذکر شده است. (4)
1) سند شماره 041150 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 17/2/1359.
2) سند شماره 041160 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران، 18/2/1359.
3) سند شماره 041167 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از همدان به تهران {عملیات}، 18/2/1359.
4) سند شماره 41131 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه همدان به مرکز فرماندهی، 17/2/1359.
در همین حال، ژاندارمری نیز به دفتر ریاستجمهوری اعلام کرد: گزارش هنگ ژاندارمری همدان گویاست در ساعت 18 امروز، «ستونی مرکب از ارتش و ژاندارمری و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بدون تلفات گردنه صلواتآباد را واقع در 50 کیلومتری سنندج تصرف و هماکنون پرسنل ژاندارمری در سرزمین نگهبانی خود مشغول حفظ امنیت میباشند و ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بهطرف سنندج به پیشروی ادامه میدادند به انگیزه [علت] تاریکی هوا امکان پیشروی وجود نداشته و پرسنل هماکنون در گردنه صلواتآباد متوقف شدهاند. ضمناً در این مأموریت 2 نفر از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهید و 3 نفر دیگر مجروح شدهاند که توسط هلیکوپتر تخلیه گردیدهاند.» (1)
338
علاوهبر سنندج، در دیگر مناطق کردنشین غرب کشور، درگیری و ناآرامی ادامه دارد که بهخصوص در بانه و پاوه میزان وخامت اوضاع بیشتر است، تاجاییکه در پیام امروز عملیات سپاه کرمانشاه به تهران آمده است: «لازم [است] جهت جلوگیری از سقوط بانه و مریوان و پاوه و تسخیر باینگان و پاکسازی و تعویض و تقویت سنندج و حرکت کامیاران ظرف 48 ساعت آینده 1000 نیرو اعزام شود.» (2)البته پاسخ اینگونه درخواستها ازطرف سپاههای مختلف کمبود نیرو است؛ ازجمله عملیات شیراز امروز، در پاسخ به تهران با اشاره به اعزام نیروهای قبلی به سنندج و ارومیه اعلام کرد نمیتواند نیرو بفرستد. (3)
در ادامه درگیریهای مناطق کردنشین امروز در کرمانشاه، «یک بمب در یکی از گاراژهای کرمانشاه کشف و خنثی گردید.» (4)
در بیجار، درگیریهای امروز، به مجروحشدن شدید 4 پاسدار انجامید.(5)(6)
در دیواندره که از مراکز تدارکاتی گروههای مسلح درگیر در سنندج است، گزارش رسیده به سپاه حاکی است: «درحالحاضر، تعداد 103 نفر از افراد مسلح از حزب کومهله در دیواندره مستقر هستند. ... [و] مظفر محمدی سرپرست افراد مزبور در دیواندره به طرفداران خود اعلام نموده که از شهر خارج شده و در معابر و مناطق کوهستانی به ستونهای ارتشی دستبرد بزنند.» (7)
در مریوان، سازمان چریکهای فدایی خلق از محاصره پادگان و دستگیری 68 ارتشی و 30 جاش {محلیهای طرفدار نظام} خبر داد. (8)
1) سند شماره 041172 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {رکن3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 18/2/1359.
2) سند شماره 041136 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات کرمانشاه به عملیات تهران، 17/2/1359.
3) سند شماره 041140 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات شیراز به عملیات تهران، 17/2/1359.
4) سند شماره 057509 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: مرکز بررسی مناطق ایران {منطقه3}، 17/2/1359.
5) * درباره وضعیت مجروحان درگیری امروز بیجار، دو روز بعد {19/2/1359}، پیامی ازسوی مرکز فرماندهی ژاندارمری به ستاد مشترک ارسال شد که گویای فقدان امکانات یا ناهماهنگی است. متن پیام به این شرح است: «دادستان انقلاب اسلامی بیجار اعلام نموده در درگیری روز 17/2/1359 سپاه پاسداران با مهاجمین تعداد 4 نفر پاسدار مجروح که در بیمارستان شهرستان بیجار موقتی بستری و چون امکان حمل مقدور نبود، لذا باتوجهبه وضع وخیم مجروحین تقاضای اعزام یک فروند هلیکوپتر مقدور نگردیده و پاسخ داده شده درصورت امکان با آمبولانس به بیمارستان مجهز حمل گردد. خواهشمند است دستور فرمایید درصورت امکان اقدام مقتضی معمول دارند.» [سند شماره 41199 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به سماجا، 19/2/1359]
6) سند شماره 41199 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به سماجا، 19/2/1359.
7) سند شماره 041148 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران، 17/2/1359.
8) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 58، 24/2/1359، ص4.
در ارومیه، بمبی در یک مینیبوس خالی از مسافر که درحال تردد در جادههای روستایی بود، منفجر شد. (1)همچنین در نیمهشب گذشته، قریه اشکسر هدف حمله حدود 400 نفر از عوامل حزب دمکرات قرار گرفت که با رسیدن کمک در ساعت 4 بامداد، مهاجمان عقبنشینی کردند. در این درگیری یکی از جوانمردان به نام خلیل مطهری شهید شد و 4 نفر از درجهداران به گروگان گرفته شدند(2)و 5 قبضه اسلحه از پاسگاه به یغما برده شد و یک دستگاه خودروی گاز66 و یک دستگاه اتومبیل متعلق به یکی از درجهداران نیز براثر اصابت گلوله آر.پی.جی7 منهدم شد. (3)
در سردشت از ساعت 18، پاسگاه ژاندارمری خُلته مورد هجوم قرار گرفت که درگیری تا بعد از نیمهشب ادامه یافت. (4)همچنین انفجار مین تلفاتی به بار آورد. (5)
در بانه، محاصره پادگان ادامه دارد. افراد سپاه از فرمانده ارتشی پادگان گلایه دارند و اظهار بدبینی میکنند و گزارش منفی راجع به وی میدهند. (6)درباره بانه، سپاه مراغه امروز ازطریق سپاه تبریز پیامی بدین شرح به عملیات تهران فرستاد: «طبق خبر رسیده از بانه وضع منطقه خیلی ناامیدکننده است، به نیرو نیاز است، ارتش فرمان آتش ندارد و بهاحتمال قوی بهدست دمکراتها خواهد افتاد.» از زخمیهای بانه 5 تن دیروز به تهران اعزام شدند و امروز نیز تعداد نامعلومی زخمی از بانه به مراغه اعزام شده است. (7)دراینحال، مسئول پاسداران مستقر در بانه، امروز، اسامی یک مفقود و 4 شهید را که اجساد آنها تخلیه شده و بیش از 15 روز است که روی زمین ماندهاند را اعلام کرد. (8)
درپی تداوم وخامت اوضاع بانه تا آخر وقت امروز، شبهنگام نیروی زمینی ارتش، اطلاعیهای به این شرح صادر کرد:
«بسمهتعالی
هموطنان مسلمان کردستان و مردم آرامشطلب
شهرستان بانه، اکنون که ضدانقلابیون و عوامل وابسته به اجنبی از این روش عملیاتی ارتش و سپاه پاسداران که روستاها و مردم غیرمسلح را مورد حمله قرار نمیدهند سوءاستفاده میکنند و با مستقرکردن سلاحهای نیمهسنگین خود در محل زندگی و در بین شما به روی واحدهای مستقر در پادگان بانه تیراندازی مینمایند،
از شما تقاضا میشود آنان را از خود برانید و اجازه ندهید در پناه شما پادگان را زیر آتش قرار دهند و چنانچه در انجام این درخواست همکاری ننمایید و ضدانقلابیون را از روستا و شهر بانه بیرون نرانید واحدهای مستقر در پادگان برای دفاع از خود ناگزیر از تیراندازی متقابل خواهند شد که چنانچه شما محل خود را ترک نکنید ممکن است مورد اصابت گلوله قرار گیرید.» (9)
در پاوه، از شب گذشته، دوباره شهر با خمپاره و دیگر سلاحها، از ارتفاعات مورد حمله قرار گرفت. یک گزارش سپاه حاکی است که 70 خمپاره به مرکز سپاه اصابت کرده و براثر آن 3 شهید و 14 مجروح برجا مانده است. (10)پاوه همچنان در وضع تعطیل قرار دارد(11)و گزارشهای مختلف نیروهای سپاه و ژاندارمری به گروهان پاکسازی و خلعسلاحشده نوسود اشاره دارد که در خدمت مهاجمان مسلح ارتفاعات پاوه قرار گرفتهاند. (12)
1) روزنامه کیهان، 18/2/1359، ص9.
2) * این درجهداران روز 1/3/1359، آزاد شدند. [سند شماره 63893 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {رکن3 عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 8/3/1359]
3) سند شماره 041143 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 17/2/1359.
4) سند شماره 041142 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 17/2/1359.
5) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 58، 24/2/1359، ص4.
6) سند شماره 041141 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات تبریز به عملیات تهران، 17/2/1359.
7) سند شماره 041137 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مراغه به عملیات تهران، 17/2/1359.
8) سند شماره 041122 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مسئول پاسداران مستقر در بانه به مرکز فرماندهی {عملیات}، 17/2/1359.
9) روزنامه انقلاب اسلامی، 18/2/1359، ص12.
10) سند شماره 41131 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین؛ و روزنامه کیهان، 17/2/1359، ص1.
11) روزنامه انقلاب اسلامی، 18/2/1359، ص11.
12) سند شماره 041134 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از عملیات کرمانشاه به عملیات مرکز، 17/2/1359.
339
در بازتاب مسائل کردستان، یک نکته قابلذکر تفاوت فاحش فضای سیاسی اجتماعی داخل کشور با نوع بازتاب آن در رسانههای بیگانه است. دراینخصوص رادیو صدای امریکا در بخش فارسی خود، چنین تفاوت فاحشی را بروز داده و برخلاف فضای داخل، از ادبیات بهشدت تبلیغاتی کاملاً متناسب با گروههای محارب و از خبرهای آشکارا نادرست استفاده کرده است. در ادامه نمونهای از انعکاس مسائل کردستان در داخل و نمونهای از گزارش صدای امریکا ذکر شده است.
روزنامه بامداد از تشییعجنازهای که صبح امروز برگزار شد بدین نحو خبر داد: «جنازه 11 شهید از سپاه پاسداران که اخیراً در درگیریهای کردستان به شهادت رسیده بودند از دانشگاه تهران تشییع شد. جمعیت انبوه مشایعتکننده که در ساعت 10 صبح، در دانشگاه تهران گرد آمده بودند با تشییعجنازه این 11 شهید یک بار دیگر با فریادهای خشمآلود خود توطئههای امریکا را محکوم کردند.» (1)
روزنامه جمهوری اسلامی جمعیت را دهها هزار تن ذکر کرد و گزارش داد که انبوه مردم از اولین ساعات صبح در مسجد دانشگاه تهران و اطراف آن اجتماع کرده بودند و شعار میدادند: "ای پاسدار قرآن شهادتت مبارک" و "میکشم، میکشم آن که برادرم کشت". مردم شهدا را از دانشگاه تهران تا لانه جاسوسی تشییع کردند. (2)
امروز همچنین از بخش فارسی صدای امریکا این گزارش پخش شد: «منابع حزب دمکرات کردستان میگویند در حمله رزمندگان کرد به پادگان سنندج 150 نفر از نظامیان تحت فرمان دولت کشته [شهید] شدهاند، از سپاه پاسداران انقلاب هم که برای تقویت پادگان سردشت رفته بودند، 15 نفر کشته [شهید] شدهاند و رزمندگان کرد نیروهای دولتی و پاسداران را عقب راندهاند.» (3)
340
درباره دوره دوم انتخابات مجلس، گروههای کمونیستی فعال بجز گروههای ضدروسی، اغلب از کاندیداهای مجاهدین خلق در شهرستانها و مسعود رجوی در تهران اعلام حمایت کردند.
حزب توده ایران اعلام کرد از آنجا که کاندیداهای حزب توده ایران در انتخابات مجلس شورای ملی در تهران، جزو کاندیداهای مرحله دوم قرار نگرفتهاند، حزب توده ایران به پیروی از سیاست اصولی خود درباره اتحاد نیروهای خلق در مبارزه برای تثبیت و تحکیم و گسترش دستاوردهای انقلاب بزرگ مردم ایران، از شخصیتهای زیرین که جزء نیروهای انقلابی به شمار میروند و دارای گرایشهای گوناگون سیاسی و عقیدتی هستند، در مرحله دوم انتخابات مجلس شورای ملی در تهران پشتیبانی میکند: دکتر کاظم سامی کرمانی، مسعود رجوی، سیدمحمدکاظم موسوی بجنوردی. در شهرستانها نیز سازمانهای حزبی به پیروی از همین سیاست اصولی، از کاندیداهای شایسته در مرحله دوم انتخابات پشتیبانی خواهند کرد. (4)
سازمان چریکهای فدایی خلق نیز در شماره امروز ارگان خود {نشریه کار} اعلام کرد: «مردم
آگاه و مبارز ایران، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران معتقد است در این شرایط حساس که میهنمان با تهدیدات و تجاوزات وسیع امپریالیستی و در رأس آن با دسیسهچینیهای امپریالیسم امریکا مواجه است، موفقیت هریک از کاندیداهای ترقیخواه در انتخابات مجلس شورای ملی ایران، جبهه مبارزه علیه امپریالیسم امریکا، این دشمن اصلی خلق ما را تقویت خواهد کرد. بکوشیم با شرکت هرچه فعالتر در دور دوم انتخابات بهجای کاندیداهای سازشکار لیبرال و افراطیون قشری، تا آنجا که ممکن است، کاندیداهای سازمان مجاهدین خلق ایران به مجلس راه یابند.» (1)
حزب کارگران انقلابی(2)نیز اعلام کرد: «کاندیداهای کارگری ضدامپریالیستی از شرکت در انتخابات دور دوم منع شدهاند و بهغیراز کاندیداهای احزاب و گروههای سرمایهداری تعدادی از کاندیداهای سازمان مجاهدین خلق نیز شرکت دارند. حزب کارگران انقلابی در این دور از کاندیداهای مجاهدین حمایت انتقادی مینماید. ... علیرغم همه انتقادات به مجاهدین، رأی به کاندیداهای مجاهدین خلق رأی عدم اعتماد به سیاستمداران سرمایهداری و قدمی در راه تبلیغ و ترویج وسیعتر نیاز به اتخاذ سیاست مستقل طبقاتی است.» (3)
حزب رنجبران ایران {کمونیستهای چینی سهجهانی طرفدار خط بنیصدر} نیز با انتشار اعلامیهای کاندیداهای مورد حمایت خود در تهران را به این شرح معرفی کرد: «دکتر محمد مبلغی اسلامی، دکتر کاظم سامی، سیدفتحالله بنیصدر، یدالله سحابی.» (4)
دراینحال، دفتر هماهنگی همکاریهای مردم با رئیسجمهور {گروه پوششی حامیان بنیصدر}، بدون ذکر نام و با آوردن علائمی، افزودهشدن مسعود رجوی به لیست رأیدهندگان حامی رئیسجمهور را بهطور تلویحی خواستار شد. در اعلامیه این دفتر آمده است: «ما در این فهرست 11 نفر را به شما معرفی کردهایم؛ البته مسلم است که هر رأیدهنده باید 12 اسم را انتخاب کند. درمورد دوازدهمین کاندیدای دفتر ما از شما دعوت میکنیم که با درنظرگرفتن ضرورت بسیج همه نیروی خود آن کسی را که شایستهتر میدانید انتخاب کنید. به امید فعالیت و کوشش شما و فردای روشن برای جمهوری اسلامی ایران.» (5)
341
در کنار تحرکات گروههای چپ غیرمذهبی در حمایت از مجاهدین خلق، نوع دیگری از فعالیتها در حمایت از این سازمان وجود دارد که ازنظر ارزشی و تأثیر بسیار مهمتر است. این نوع فعالیت، در سطح غیرعلنی ازطریق ارتباطات مورد نظر تشکیلات و درقالب مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم با افراد سرشناس و مستعد ازطریق واسطهتراشیهایی صورت میگیرد که سازمان مجاهدین خلق، در آن تبحر بسیار دارد. امروز، در مطبوعات جلوههایی از نتایج اینگونه
1) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 57، 17/2/1359، ص3.
2) * حزب کارگران انقلابی، انشعابی از حزب کارگران سوسیالیست است که نشریه سوسیالیستی کارگر را منتشر میکرد.
3) حزب کارگران سوسیالیست، نشریه کارگر، 10/2/1359، ص4.
4) روزنامه بامداد، 17/2/1359، ص3.
5) روزنامه بامداد، 13/2/1359، ص2.
تحرکات بروز یافت. در شماره امروز بامداد یک مطلب که شکل آن بیشتر به رپرتاژآگهی شباهت داشت درج شد که قابلتوجه است. این مطلب با عنوان "حمایت شخصیتهای سیاسی از مسعود رجوی"، حاوی 4 اطلاعیه کوتاه است که 2 اطلاعیه آن چنین است:
«بسمهتعالی
در این موقع که ملت شرافتمند و قهرمان عزیز برای دور دوم انتخابات به پای صندوقها میروند برای تأمین وحدت و حقوق گروههای اقلیت امیدوارم آقای مسعود رجوی که معرف جناح پرشوری از جوانان باایمان میباشد نیز به مجلس راه یافته، موفق به همکاری صادقانه با گروههای با حسننیت ازطریق خدمت به خدا و خلق بشود.
16/2/1359، مهدی بازرگان»
«به نام خدا
مسعود رجوی مجاهد خستگیناپذیر که سالها تجربه مبارزه با طاغوت و امپریالیزم را در راه حق و برای استقرار حکومت عدل و تقوی در زندانهای ساواک از سر گذرانده است، با صدها هزار رأی مردم حقطلب تهران به دور دوم انتخابات مجلس شورای ملی راه یافته است، اکنون بر شما همشهریان مبارز است که با رأی خود اعتماد قاطع خویش را به او برای ادامه مبارزه و دفاع از خواستهای انقلابی مردم ایران در مجلس شورای ملی اعلام کنید.
دکتر علیاصغر حاج سید جوادی، مریم طالقانی، دکتر عبدالکریم لاهیجی، احمدعلی بابایی، دکتر منوچهر هزارخانی، دکتر حسن توانایان فرد، جلال گنجهای، دکتر سیفالله رضایی، محمد مدیرشانهچی، ابوذر ورداسپی، ابوالفضل میرشمس شهشهانی، حسین نایب حسینی.» (1)
از سوی دیگر، برای مقابله با آثار منفی اعلام حمایت مذکور و نوع انتشار غیردقیق آن، آقایان عزتالله سحابی، حسن حبیبی و محمدمهدی جعفری در روزنامههای عصر امروز، بدین نحو به توضیح جنبههای مثبت این اقدام پرداختند:
«بسمهتعالی
چون در انتشار خبر و اطلاعیه آقای مهندس بازرگان درباره آقای مسعود رجوی ازطرف بعضی از روزنامهها تغییراتی داده شده است و رعایت امانت آنطور که باید نشده است، خود را موظف میدانیم برای رفع سوءتفاهمهایی که ایجاد گردیده است چند نکته مهم را ذکر کنیم.
اطلاعیه آقای مهندس بازرگان هرچند نفیاً و یا اثباتاً تأییدی از گروه یا حزب خاصی نمیکرد با علم به سوءتفاهم ها یا سوءاستفادههای احتمالی بعضی از گروهها صادر شد زیرا هدفش این بود که قدمی در راه تحقق وحدت برداشته شود و در قلبهایی که توطئههای دشمن تخم کینه کاشته است، دعوت به وحدت تخم محبت و دوستی بنشاند و امتی را که افراطهای چپ و راست قطعهقطعه کرده است دعوت به خدمت خدا و خلق پیوند دهد و در این راه دفاع از حقیقت یک وظیفه شرعی است که مصلحتاندیشی و منافع فردی و گروهی را باید فدا کرد. به
1) روزنامه بامداد، 17/2/1359، ص9.
اعتقاد ما راهیافتن آقای مسعود رجوی به مجلس قدمی درجهت رفع اختلافات و ایجاد تفاهم و وحدت بین نیروی مسلمان و کمک به تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی که خواست امام است میباشد و لذا مانع از تحریک و تخریب و تصادم در جامعه خواهد گردید. درضمن بدون آنکه بخواهیم نفیاً یا اثباتاً درباره تفکرات و رویه سیاسی و اجتماعی ایشان اظهارنظری کرده باشیم این عمل فرصتی خواهد بود که ایشان ازطریق بیان روشن پیشنهادات خود بهطرز آزاد مسالمتآمیز همکاری خود را در راه بسیج و سازندگی جامعه نشان دهد و قضاوت را بهعهده مردم گذارند. امیدواریم تذکرات فوق نشانگر کوششی برای وحدت باشد و گروههای تحریکشده را برای دستیافتن به حقیقت به صبر و تقوی دعوت کرده باشد.» (1)
خود مهندس بازرگان نیز امروز اطلاعیهای صادر کرد که در شماره امروز روزنامه بامداد درج شد و متن کامل آن بدین شرح است:
«بسمهتعالی
توضیح لازم: اطلاعیهای که اینجانب روز گذشته، بهمنظور تعمیم وحدت و آرامش ملت داده بودم، متأسفانه دراثر انتخاب عناوین خاص و تغییراتی که بعضی از روزنامهها دادهاند، سوءتفاهمهایی را در اذهان هموطنان عزیز به وجود آورده است.
لازم است توضیحاً اضافه نمایم که در آن اطلاعیه راجع به هیچ گروه سیاسی نفیاً یا اثباتاً تأییدی به میان نیامده و همچنین گفته نشده است به کسی رأی بدهید یا ندهید. آنچه علاقهمند بوده و هستم و مصلحت انقلاب و مملکت میدانم این است که با انتخابات مجلس، جنجالها و درگیریهای خیابانی به خواست خدا خاتمه یافته، بگذاریم گروههای
اقلیت سیاسی طرفدار قانون اساسی به تناسب جمعیت و طرفدارانشان نماینده به مجلس بفرستند تا نظریات و انتقادهای خود را آزادانه و با مسالمت ابراز دارند و دراثر حسن تفاهم و همکاری راهی برای خدمت به خدا و خلق باز شود.
تهران، 17/2/1359، مهدی بازرگان» (2)
342
ازنظر بنیصدر، یکی از مبرمترین اهداف برای شکلگیری دولت وقت، انتخاب نخستوزیر است، ولی در شرایطی که هنوز مجلس تشکیل نشده، این کار با چالشهایی قانونی روبهرو است که طبعاً میتواند مورد استفاده جناحی نیز قرار بگیرد، درنتیجه این مسئله موضوع مهمی است.
بنیصدر صبح امروز، در گفتوگوی اختصاصی با کیهان در پاسخ به این پرسش که «آقای دکتر حبیبی در گفتوگویی بر ضرورت معرفی هرچه زودتر نخستوزیر و هیئت وزیران تا قبل از گشایش مجلس تأکید کردهاند، شما دراینمورد چه نظری دارید؟» گفت: «بهنظر من معرفی نخستوزیر و هیئت وزیران بیش از گشایش مجلس ضرورت دارد و دراینزمینه گفتوگوهای زیادی شده است.» وی دراینمورد که آیا نظر رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران
دراینباره کسب شده است، پاسخ داد: «البته این مسئله با تصویب امام انجام خواهد گرفت.» (1)
این درحالی است که روز گذشته، بنیصدر نامهای به امام خمینی نوشت و در قسمتی از آن درباره انتخاب نخستوزیر پیشنهادهایی ارائه داد. متن این نامه که البته چند روز بعد، مطبوعاتی شد چنین است:
«بسمهتعالی
حضور مبارک حضرت آیتالله العظمی امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران دامتظلهالعالی نظر به اوضاع کشور و مقابله قاطع با توطئهها و حوادث، ضروری دید براساس گفتوگوهای مفصلی که حاج احمد آقا به عرض میرسانند، خواهان سه امر بشوم:
انتخاب نخستوزیر با تصویب امام.
قوای انتظامی دراختیار و به دستور عمل کنند.
دستگاههای تبلیغاتی باید برخلاف مصالح کشور و مخالف سیاست جمهوری اسلامی نباشد و آزادی آنان در حد قوانین اسلامی باید مراعات شود. اطمینان میدهد که باوجود همه مشکلات، درصورتیکه وسایل کار در دسترس و به اختیار باشند، هیچگونه خطری متوجه انقلاب اسلامی و کشور عزیز نخواهد شد.
ابوالحسن بنیصدر، 16/2/1359» (2)
یادآوری میشود امام خمینی امروز به نامه مذکور چنین پاسخ دادند:
«بسمهتعالی
موافقت شد.
روحالله الموسوی الخمینی» (3)
امروز همچنین، دکتر بهشتی عضو شورای انقلاب و رئیس دیوانعالی کشور و دبیرکل حزب جمهوری اسلامی، در مصاحبه مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی هفتگی خود که با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی تشکیل شد، درزمینه کابینهای که بهزودی تشکیل خواهد شد، گفت: «بههرحال، ما باید سعی بکنیم همهمان که یک دولت نیرومند مورد اعتماد اکثریت نمایندگان مردم داشته باشیم، دولتی که بتواند با رئیسجمهور هم همکاری خوب داشته باشد و مورد اعتماد او هم باشد سعی خواهیم کرد یک چنین اعتماد مشترک را به وجود بیاوریم.» (4)
343
امروز، اولین گردهمایی مهم بعد از تعطیلی دانشگاهها، درباره انقلاب فرهنگی در دانشگاه ملی برگزار شد. در این گردهمایی بنیصدر رئیسجمهور،موسوی اردبیلی عضو شورای انقلاب و دادستان کل کشور، مهندس بازرگان و حسن حبیبی وزیر فرهنگ و آموزش عالی، به بیان دیدگاههای خود درباره انقلاب فرهنگی پرداختند.
بنیصدر گفت: «وقتی ملتی پذیرفت که توانایی ابتکار ندارد، قوه متفکره او نمیتواند ابداع کند و ابداع، ویژه و هوش برتر اروپایی است خودبهخود این چنین باوری آدمی را به تقلید کورکورانه از آنچه ابداع هوش برتر به وجود آورده است پیش میراند و آنهایی که میگفتند فرهنگ ما تا مغز استخوان باید غربی بشود، بر همین باور بودند. بنابراین اگر بخواهیم انقلاب فرهنگی کنیم، باید این ناباوری به خود و باور مطلق به هوش خلاق اروپایی را دگرگون سازیم و خود را بهعنوان خلاق باور کنیم.»
آیتالله موسوی اردبیلی نیز گفت: «انقلاب فرهنگی یعنی آنچه از ما گرفتهاند پس بگیریم و آنچه بهصورت تحمیلی به ما دادهاند، دور بریزیم. غرب در اصالت فرهنگی ما دخالت کرده و تازه ما را غربی نکرده بلکه آن چیزی که به ما داده است استعماری است و ما را از خود بیگانه کرده است. ما در جامعه خودمان این مسئله را با همه وجودمان حس میکنیم ما غربی فکر میکنیم، درس میخوانیم، مینویسیم، برنامه میریزیم، غربی حزب درست میکنیم همه چیز غربی است ما باید تمام آنها را از بین ببریم.» وی افزود: «پس ما هم در کنار تمام خواهران و برادران دانشجو و دانشآموزان، طرفدار جدی انقلاب فرهنگی هستیم آن انقلاب فرهنگی که همه چیز را زیرورو میکند که همه مطالب ارزشهای فرهنگی را که ریشه امپریالیستی دارد از بین برود و به فرهنگ اصیل اسلامی برگردد یعنی کار در کنار علم و علم در کنار عمل. انقلاب فرهنگی این نیست مدارس را بهصورت سنتی بازگردانند بلکه باید با زیربنای اسلامی و دریچه دید اسلامی و آن فرهنگی که اباذرها، سلمانها و عمارها را ساخت ما آن فرهنگ را میخواهیم بازگردانیم.»
مهندس بازرگان نیز در این گردهمایی گفت: «اولین نگرانی ما این است که دانشگاه ما طوری نباشد که دکتری تربیت کند که بالاخره بگوید برای معالجه بیماری به امریکا یا اسرائیل بروید یا مهندسی که بگوید برای تعمیر اتومبیل یا هواپیما باید متخصص خارجی بیاورید و دانشگاه ما طوری نباشد که بازهم ما را محتاج خارج کنند.» وی با ذکر چند نکته، آخرین نگرانی مورد نظر خود را چنین ابراز کرد: «نگرانی چهارم این است که تعلیمات ما با انقلاب اسلامی ما هماهنگی نداشته باشد و جوانهای ما را مکتبی و مبارز و معتقد به خدا بار نیاورد.»
حسن حبیبی نیز در سخنان خود گفت: «پس از انقلاب 22 بهمن تاکنون، تغییراتی در چهره ظاهری جامعه ما رخ داده است، ولی این تغییرات ظاهری بدین معنی نیست که تغییرات در عمق نیز به همین نحو صورت گرفته باشد ازجمله در نظامهای ارزشی این تغییرات نهتنها به وجود نیامده است بلکه از جهاتی نیز علائم نگرانکننده وجود دارد؛ مثلاً براساس اطلاعات دریافتشده زندگی مصرفی تغییر نکرده است یا درزمینه مسائل آموزشی در تمامی سال گذشته موضوعاتی ازجمله تبدیل فوق دیپلم به لیسانس، یا تبدیل یک خانه به مدرسه و تأمین بودجهاش ازسوی دولت مطرح میشد و این نشان میدهد که نظام ارزشی گذشته تغییر نکرده است و این امر خود میتواند موجب اصلی انقلاب فرهنگی باشد و این یکی از ضرورتهای انقلاب است.» (1)
1) روزنامه اطلاعات، 18/2/1359، ص10.
344
پس از اینکه بانک مرکزی ایران اعلام کرد اسکناسهای دههزار ریالی با عکس شاه مخلوع، از تاریخ 31/2/1359، بیاعتبار خواهد بود،(1)سیل ورود این اسکناسها از خارج از مرزها به ایران سرازیر شده است تا قبل از ابطال در داخل به مصرف برسد. این پدیده از ارزش هزار تومانی در خارج از کشور بهعنوان یک ارز قابلاعتماد حکایت میکند و نیز اینکه وابستگان رژیم گذشته و فراریان از انقلاب، علاوهبر ارزهایی که دراختیار داشتهاند،هرچه توانستهاند اسکناس هزار تومانی نیز خارج کردهاند. نمونههای متنوعی از این مسئله در گزارشهایی بدین شرح ارائه شده است:
o گزارش واصله امروز، به اطلاعات سپاه آبادان، بندر بوشهر و بندر عباس: «برابر اطلاعات موثق مقادیر بسیاری ارز ازطریق کویت درحال ورود به کشور است که نمونههایی از شیوههای ورود به قرار زیر است:
پولهای هزار تومانی را در بستهبندیهای ضدآب قرار داده و آنها را داخل مشگ گذاشته و آن را باد کرده در آبها رها میکنند. یک نفر بهوسیله نی زیر آب میرود و مشک را به ساحل هدایت مینماید.
بهجای توتون سیگار وینستون اسکناسهای هزار تومانی را لوله کرده و در بستهبندیهای وینستون قرار میدهند.
پولها را در بستهبندیهای ضدآب قرار داده و به زیر لنج میبندند.» (2)
o گزارش امروز وزارت کشور به استانداری خوزستان: یک فروند لنج که در آن حدود هفتادمیلیون تومان در یک کمد جالباسی و چند قاب عکس جاسازی شده است، از کویت بهطرف خرمشهر یا آبادان حرکت کرده است. (3)
o معاون هنگ ژاندارمری بوشهر: «افراد گارد ساحلی ژاندارمری بوشهر از دو فروند موتور لنج مبلغ 30 میلیون و 430 هزار ریال اسکناس دههزار ریالی کشف و ضبط کردند. ... کلیه پولها بهاضافه سرنشینان موتور لنج تحویل دادسرای انقلاب اسلامی بوشهر شد.» (4)
o یک مقام دادستانی مستقر در فرودگاه مهرآباد: ساواکیهای فراری در کشورهای کویت، بحرین،...،(5)قطر و عربستان به حجاج و مسافران ایرانی اسکناسهای هزار تومانی خود را به قیمت 700 تا 500 تومان میفروشند. روز گذشته، در فرودگاه مهرآباد بازرسی از داخل جعبههای سیگار دانهیل دادالله اعلم یکی از کارمندان هواپیمایی سریلانکا که ازطریق بحرین و با پرواز کویت وارد تهران شده بود، 150 هزار تومان اسکناسهای هزار تومانی به دست آمد. (6)امروز نیز حدود 750 هزار تومان اسکناس هزار تومانی از مسافری که با یکی از پروازهای عربی وارد تهران شده بود به دست آمد. (7)
o گروهان ساحلی خسروآباد {آبادان}: «از مسافرین ورودی پنج فروند موتور لنج... مبلغ 3 میلیون و 834 هزار تومان اسکناس دههزار ریالی کشف گردیده.» (8)
1) سند شماره 287146 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به استانداری خوزستان، 17/2/1359.
2) سند شماره 042456 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سیاسی به اطلاعات سپاه آبادان بندر بوشهر بندرعباس، 17/2/1359.
3) سند شماره 287807 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از وزارت کشور به استانداری خوزستان، 17/2/1359.
4) روزنامه جمهوری اسلامی، 18/2/1359، ص5.
5) *... به جای کلمهای ناخوانا آمده است.
6) روزنامه کیهان، 17/2/1359، ص16.
7) روزنامه کیهان، 18/2/1359، ص9.
8) سند شماره 287501 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از گارد ساحلی به ریاست رکن3 ژاندارمری، 18/2/1359.
o درجهت مقابله با این پدیده هشدارهای لازم به استانداری خوزستان(1)و سپاههای مناطق بندری(2)داده شد.
به همین مناسبت، شورای انقلاب، کمیسیون تخصصی برای این منظور تشکیل داده است که شبهنگام، جلسهای برگزار کرد و در پایان آن علیرضا نوبری رئیس کل بانک مرکزی، خبر داد: «بهمنظور جلوگیری از قاچاق پولهای
هزار تومانی بهمدت پانزده روز، از حرکت موتور لنجها در آبهای جنوب کشور جلوگیری به عمل میآید.»
وی همچنین گفت: «لایحه مجازات قاچاقچیان ارز نیز امشب، به تصویب رسید که براساس آن برای قاچاقچیان پول مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته شد.» نوبری افزود: «برای ایجاد تسهیلات جهت مسافرانی که قصد ورود به ایران را دارند ترتیبی داده شده تا این افراد همان مبلغ دوهزار تومان ارز مجاز را که برایشان در نظر گرفته شد به ایران وارد کنند.» (3)
345
درزمینه بحران در روابط ایران و امریکا، امروز، تنها مسئله قابلتوجه چگونگی پیگیری نهچندان جدی مصوبه اخیر پارلمان اروپا {7/2/1359}، درباب اولتیماتوم تحریم ایران، بهوسیله بعضی کشورهای متحد امریکا ازجمله ژاپن و انگلستان است.
طبق مصوبه مذکور، از 17 ماه مه {27/2/1359}، چنانچه گشایشی در امر رهایی گروگانهای امریکایی در تهران انجام نگیرد، مرحله جدیدی از تحریمهای اقتصادی علیه ایران اعمال خواهد شد. در پیگیری مطلب یادشده، امروز، مقامهای دولت ژاپن گفتند که این کشور برای اعمال فشار برای آزادی 53 گروگان امریکایی، درحال تدارک تحریمهای اضافی علیه ایران است که مرحله دوم تحریمها هماهنگ با کشورهای بازار مشترک اروپا به اجرا درخواهد آمد. به گزارش یونایتدپرس، درحالحاضر ژاپن هماهنگ با متحدان اروپایی خود مرحله مقدماتی مجازات را عملی کرده است که شامل کاهش تعداد کارکنان سفارت خود در تهران، برقراری مقررات اخذ ویزا برای توریستهای ایرانی و متوقفکردن داوطلبانه صادرات به ایران ازطریق بازرگانان ژاپنی است. (1)
همچنین اعلام شد دولت بریتانیا در اجرای قطعنامه مذکور مشغول تهیه مقدمات تنظیم لایحهای است تا طرح اعمال تحریمهای گفتهشده را بهصورت قانونی درآورده و قابلاجرا
سازد. انتظار میرود این لایحه ظرف امروز و فردا، تسلیم پارلمان بریتانیا شود و بحث درباره آن تا هفته آینده به درازا کشد. به گفته یک مفسر بیبیسی، طبق برخی گزارشها وزرای کابینه بریتانیا موافقت کردهاند از پارلمان درخواست نکنند که تحریم کلی و تمامعیار صادرات را تأیید کند، در این صورت درواقع بریتانیا قطعنامه جامعه اقتصادی اروپا را رعایت نکرده است؛ چون طبق این قطعنامه باید کلیه صادرات به ایران بجز مواد غذایی و دارو تحریم شود. به گزارش بیبیسی، دولت بریتانیا بهصراحت اعلام کرده است که تصمیمگیری درمورد اعمال تحریمهای اقتصادی علیه ایران با اکراه دولت انجام گرفته است، ولی این نکته تحت الشعاع لزوم پشتیبانی از امریکا
1) روزنامه اطلاعات، 20/2/1359، ص12.
بوده است و بریتانیا حتی برای متقاعدکردن سایر کشورهای جامعه اقتصادی اروپا درمورد اعمال تحریم علیه ایران و به مناسبت ثبات اتحاد ارز نقش مهمی را ایفا کرد.
بهدلیل آثار منفی اعمال تحریم اقتصادی علیه ایران نظیر ازدستدادن درآمدهای صادراتی و نیز افزایش بیکاری در انگلستان، تعداد زیادی از نمایندگان پارلمان خارج از رهبری حزب اقلیت کارگر با این اقدام مخالفاند. دراینباره هیئت اجرایی کل حزب کارگر مخالفت خود را با اعمال تحریم علیه ایران اعلام کرده است. درضمن در میان رهبری پارلمانی حزب اقلیت یا بهاصطلاح کابینه سایه، اختلافاتی وجود دارد. به نمایندگان وابسته به حزب کارگر اجازه داده شده است که هفته آینده وقتی لایحه برای شور در مجلس عوام مطرح میشود هرطور که مایلاند رأی دهند. تعدادی از نمایندگان خارج از رهبری محافظهکار نیز با اعمال تحریم علیه ایران مخالفاند. یکی از استدلالهایی که عموماً دراینمورد در بریتانیا به کار میرود این است که چنین اقداماتی ایران را بهاجبار به اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای بلوک شرق نزدیک میکند. تا این لحظه قراردادهای تجارتی بین ایران و کشورهای بلوک شرق به امضا رسیده است و شوروی بهروشنی مترصد است تا آنجا که امکان دارد از مسئله تحریمهای اقتصادی و سیاسی علیه ایران بهرهبرداری سیاسی بکند.
مفسر بیبیسی درنهایت ابراز عقیده کرده است که باوجود مخالفت موجود در بریتانیا، انتظار میرود که علیه ایران تحریمهای اقتصادی و سیاسی اعمال شود و این احتمالاً باعث سردی روابط بریتانیا و ایران خواهد شد. تحریمهای جامعه اقتصادی اروپا قرار است از 17 ماه مه {27/2/1359}، آغاز شود. (1)
346
در انگلستان، مقایسه جوانب مختلف قضیه اشغال سفارت ایران در لندن، هنوز مورد بحث است؛ مقامات انگلیسی این ماجرا را با رویکرد توصیه به ایران، با اشغال سفارت امریکا در تهران مقایسه میکنند.
گزارش امروز آسوشیتدپرس از لندن، شامل اظهارات داگلاس هرد وزیر مشاور در امور خارجی انگلستان، دراینباره است. براساس این گزارش هرد گفت کشورش امیدوار است عملیات کماندویی نجات گروگانهای سفارت ایران در لندن، ایران را به آزادساختن گروگانهای امریکایی در تهران تشویق کند. وی افزود: من امیدوارم این اقدام موجب شود که طرفهای مربوط در ایران به این مسئله فکر کرده و دریابند که مقررات مربوط به دیپلماتهای سفارتخانهها و از این قبیل، فقط یک مسئله تشریفاتی نیست. وی گفت که چگونگی ختم ماجرا، مناسبات ایران و انگلستان را بهبود بخشیده است. (2)
مسئله دیگر، سرنوشت تنها تروریست زندهمانده در این ماجرا است که مقامات ایرانی خواستار تحویلدادن او به دولت ایران شدند، اما انگلستان اعلام کرد که مصمم است او را در لندن و در
یک دادگاه انگلیسی محاکمه کند. درعمل، امروز، این فرد تحت حفاظت شدید پلیس در یک دادگاه حضور یافت. (1)رویتر ضمن اعلام خبر مذکور افزوده است: «فوزی [بداوی] نژاد مهاجم دستگیرشده در استان خوزستان متولد شده و در بندر به کارگری اشتغال داشته است. وی متهم است که ساعتی پیش از یورش موفقیتآمیز نیروهای ویژه به سفارت ایران در لندن، 2 تن از گروگانها را به قتل رسانیده است.»(2)(3)
347
در ادامه تلاش عراق برای اجرای طرح عربستانسازی، امروز، یک روزنامه عراقی در بیروت توزیع شد و از قول یک تشکیلات تجزیه طلب ایرانی ناشناس به تروریستهای سفارت ایران در لندن با عنوان "مبارزان عربستان"، ادای احترام کرد.
بااینکه اینگونه تشکلها معمولاً وجود ندارد و ساخته ذهن طراحان تبلیغات ضدایرانی عراق است، اما رویتر در گزارش مطالب این روزنامه {بغداد آبزرور مورخ 7 مه 1980}، گروه مذکور را دانشجویان عربزبان ایرانی در عراق نامید که خواستار مجازات انگلستان بهدلیل به قول ایشان مداخله کثیف این کشور برای پایاندادن به اشغال سفارت ایران در لندن شدند. این روزنامه عراقی نوشته است: اتحادیه دانشجویان عربستان {خوزستان} در عراق در بیانیهای مداخله شریرانه نیروهای انگلستان و حمله آنان به ساختمان سفارت رژیم ایران در لندن را آن هم در زمانی که مذاکرات میان انقلابیون عربستان {خوزستان} و پلیس انگلستان جریان داشت، محکوم کردند. در این بیانیه از تمامی گروههای انقلاب عرب در عربستان {خوزستان} خواسته شد که نگذارند این اقدام تبعیضآمیز انگلستان بدون مجازات بماند و نیز گفته شد که در مقابل این اقدام جنایتکارانه، منافع انگلستان در هرجا جزای برابری خواهد دید. بیانیه مذکور افزوده است: این اقدام {در لندن} آخرین اقدام نخواهد بود، زیرا مردم عرب در عربستان {خوزستان} که اسلحه را بهعنوان تنها وسیله اعاده حقوق ملیتشان انتخاب کردهاند اسلحه خود را در مقابل عناصر رژیم ایران و دستنشاندههای آن در داخل و خارج ایران نگاه خواهند داشت. (4)
گزارش منابع داخلی ایران نیز از شدت اینگونه تبلیغات در مناطق مرزی ایران حکایت میکند. در یک گزارش که امروز به استانداری خوزستان رسید، آمده است: «در چندماهه اخیر که اختلاف فیمابین عراق و ایران بالا گرفته دولت بعث عراق با شناختی که به زبان و فرهنگ عشایر استان خوزستان دارد برای منحرفکردن افکار آنها برنامههایی ازطریق شبکههای تلویزیونی خود اجرا مینماید و با نمایش میتینگهای ساختگی و اجرای برنامههای مختلف علیه اهداف جمهوری اسلامی، مطالبی به زبان عربی ایراد مینماید. اجرای این برنامهها نگرانی اهالی آبادان را
فراهم نموده، بدین لحاظ از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران شدیداً انتقاد دارند و دراینمورد نیز تلگرامهایی به مقامات مسئول مخابره نمودهاند و خواستار پخش مستمر حقایق به زبان عربی گردیدهاند تا بدینوسیله ملت مسلمان عراق و عشایر منطقه خوزستان که فارسی نمیدانند متوجه عوامفریبی دولت بعث عراق بشوند.» (1)
348
همزمان با تبلیغات عربستانسازی، درعمل نیز اقدامات عراق در راستای مطامع این دولت در خوزستان ادامه دارد. گزارشهای محرمانه منابع و مراکز نظامی و انتظامی محلی حاکیاز این امر است.
یک بولتن که اختصاص به اخبار و وقایع خوزستان دارد، در شماره امروز خود به مسئولان یادآوری کرد: «عدهای از عشایر اطراف دشت میشان و خوین به کشور عراق رفتوآمد نموده و از دولت بعث عراق اسلحه و خواربار و پول دریافت و برای عراق کسب خبر مینمایند.» (2)بر روی تعدادی از عشایر مذکور، با ذکر نام تأکید خاصی شده است. در همین شماره بولتن گزارشی از پرداخت پول از وزارت کشور عراق به افرادی در ایران با عنوان جبهةالتحریر، درج شده است. (3)در گزارش دیگر این بولتن، از اتمام دوره چریکی یک گروه 25 نفره در بصره، خبر داده شده است. منبعی که این خبر را ارسال کرده، همچنین به وابستگی عشیرهای این افراد و اینکه آنان با مأموریت بمبگذاری در اماکن پررفتوآمد شهرهای اهواز و خرمشهر و آبادان، راهی ایران شدهاند، اشاره کرده است. (4)
یادآوری میشود امروز، منابع دیگر نیز از ورود عناصر وابسته به عراق به داخل ایران برای ایجاد انفجار و رعب، به مقامات مسئول گزارش دادند. گزارش امروز ستاد لشکر92 زرهی ازجمله این گزارشها است. (5)در بعضی از این گزارشها همچنین به فاصلههای طولانی میان پاسگاههای خودی و بازبودن و امکان تردد راحت از مرزهای جنوبی ایران با عراق اشاره شده است که گاهی این فاصلهها تا 40 کیلومتر هم میرسد. (6)
در گزارشی دیگر، به استقرار افراد ایرانی جبهةالتحریر در برخی پاسگاههای مرزی عراق اشاره شده و نقش آنها در برقراری ارتباط با عناصر وابسته به عراق برای انتقال سلاح و مواد منفجره، تشریح شده است. این گزارش بهدلیل اطلاعات مندرج در آن به کلیه مقامهای سیاسی و نظامی و انتظامی استان ازجمله استانداری و فرماندهی سپاهها و ژاندارمریهای مختلف استان ارسال شده است. (7)
علاوهبر هشدارهای یادشده، یک گزارش حاکی است که شبهنگام «بمبی که در یک کیوسک خالی نزدیک کشتارگاه خرمشهر کار گذاشته شده بود منفجر و خسارت جزئی به پایه برق وارد ساخت، ولی خسارات جانی در بر نداشت.» (8)در گزارشی دیگر نیز آمده است: «بهدنبال انفجارهای اخیر خوزستان 6 نفر از عاملان این انفجارات شناسایی و توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دزفول دستگیر شدند که پرونده آنان ازطریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دادگاه انقلاب تحت رسیدگی است.» (9)
1) سند شماره 347421 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی خوزستان {اهواز} به استاندار خوزستان، 18/2/1359.
2) سند شماره 292442 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: بولتن خبری، 19/2/1359، ص3.
3) همان، صص 5 و 6.
4) همان، صص 5 و 6.
5) سند شماره 347422 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به فرماندهی ناحیه ژاندارمری خوزستان، 18/2/1359.
6) سند شماره 347436 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به نزاجا مدیریت عملیات و اطلاعات {مدیریت اطلاعات}، 18/2/1359.
7) همان.
8) سند شماره 292442 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص1.
9) سند شماره 292442 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص1.
درباره اینگونه اقدامات عراق، در منابع علنی نیز میتوان بروزهایی مشاهده کرد؛ ازجمله خبرنگار کیهان از خرمشهر خبر داد: «سه مرد مسلح که قصد ورود به ایران از مرز شلمچه خرمشهر را داشتند توسط سپاه پاسداران دستگیر شدند... و از آنان 3 قبضه کلت، 300 فشنگ و چند قبضه کلاشینکف و مواد منفجره تی.ان.تی [و] 250 هزار تومان پول نقد به دست آمد.» (1)
349
علاوهبر جنوب که عراق تحرکات خاص خود را دارد و نمونههایی از آن در گزارش قبلی ذکر شد، گزارشهای متعددی که به مسئولان میرسد نشان میدهد «دولت بعث عراق در تمام نقاط نوار مرزی ایران و عراق، مبادرت به تقویت پاسگاهها، سنگربندی، کانالکشی، تنظیم و شکلدادن به سیستمهای اطلاعاتی در نوار مرزی، حفاظت پرسنل پاسگاهها، مجهزکردن برخی از عشایر نوار مرزی و یکسری نقلوانتقالات نظامی در سطح پاسگاهها نموده است.» (2)
دراینزمینه امروز، «هنگ ژاندارمری ایلام به استناد گزارش گروهان موسیان اعلام داشته است که در مقابل میلههای مرزی 4922 و 5022 در یک کیلومتری نوار مرزی در داخل خاک عراق تعداد 20 الی 25 دستگاه چادر گروهی و تعدادی خودروی ارتشی مشاهده گردیده [است].» (3)
همچنین، سرگرد محمدجواد مؤذن نماینده وزارت دفاع ملی که در ایلام به سر میبرد، اعلام کرد دولت بعثی عراق دو لشکر در نزدیکی مرز ایران مستقر کرده است و آنها در برخی نقاط حتی در یک کیلومتری مرز مستقر شدهاند. وی همچنین گفت: استقرار دو لشکر عراق در مرزهای مقابل استان ایلام، احتمالاً برای سرگرمکردن نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران در این منطقه و واردکردن ضربه از جای دیگر است. (4)
تحرکات عراق در مناطق مرزی غرب کشور، اشکال دیگری نیز دارد. گزارش ارسالی از عملیات ژاندارمری به دفتر ریاستجمهوری نمونهای از این تحرکات است:
«1. گزارش هنگ ژاندارمری قصرشیرین گویا است: افرادی که چند شب قبل به قصرشیرین حمله نمودهاند،120 نفر جاش عراقی به سرپرستی اسماعیل رشید بوده و 70 نفر شرطه عراقی همراه داشته و از ارتفاعات آقداغ به ایران وارد و در سر راه خود مقداری نان از اهالی محمودآباد گرفتهاند. این متجاوزین بهسوی سپاه پاسداران قصرشیرین تیراندازی نموده و مجدداً نیز قصد تهاجم دارند.
1) روزنامه کیهان، 20/2/1359، ص5.
2) سند شماره 292442 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص3.
3) سند شماره 033987 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استانداری ایلام و پشتکوه به معاونت امور سیاسی وزارت کشور، 18/2/1359.
4) روزنامه اطلاعات، 18/2/1359، ص12.
5) سند شماره 033986 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن 3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 18/2/1359.
درارتباطبا عوامل عراق امروز، در مطبوعات اعلام شد دادگاه انقلاب اسلامی کرمانشاه ابراهیم طیب را بهجرم جاسوسی برای حکومت بعث عراق به حبس ابد غیرقابل بخشش محکوم کرد. در اطلاعیه دادگاه انقلاب اسلامی کرمانشاه آمده است: چون زمان بازداشت این جاسوس قبل از صدور بخشنامه شورای انقلاب بوده، لذا نامبرده به حبس ابد غیرقابل بخشش محکوم شده است. (1)
350
در گردنه صلواتآباد که بهتازگی آزاد شده تا از این طریق محاصره زمینی سنندج شکسته شود، مقاومتهایی وجود دارد که در گزارش ساعت 9:15 بامداد امروز ارتش به سپاه، چنین انعکاس یافته است: «برابر اعلام نزاجا بهعلت مقاومتهای پراکنده یگانها، برقراری تأمین در گردنه صلواتآباد متوقف و ادامه عملیات متعاقباً اعلام میگردد. آمار تلفات شهید یک نفر پاسدار، مجروح 4 نفر پاسدار و یک نفر سرباز.» (2)
اما در نشریه خبر ارگان دفتر سنندج سازمان چریکهای فدایی خلق، تحولات امروز، چنین انعکاس یافته است: «طبق اخبار رسیده یک ستون از ارتش... و پاسداران... ازطریق صلواتآباد به سنندج حرکت مینمایند که در گردنه صلواتآباد... تلفات سنگینی به آنها وارد آمد که درنتیجه چندین کشته و زخمی برجای نهاده و تعدادی از پیشمرگهها نیز زخمی شدهاند هماکنون این ستون از صلواتآباد عبور کرده است.» (3)
351
بانه همچنان در وضع بحرانی به سر میبرد و پادگان بانه همچنان در محاصره است و ازطریق تپههای مشرف تهدید میشود.
در گزارشی که امروز، از مراکز مربوط در سپاه تبریز به تهران ارسال شد، آمده است: «طبق اخبار رسیده از پاسداران زخمی که از بانه به مراغه اعزام شدهاند وضع پادگان بانه بسیار وخیم و... به اظهار پاسداران و سربازان با این وضع پادگان سقوط خواهد کرد.» (4)
گزارش ارگان سازمان چریکهای فدایی خلق درباره وضع امروز بانه، چنین است: «تپه اربابا در آغاز درگیریها در بانه توسط پیشمرگان کرد تسخیر شد و از آن به بعد ارتش تلاش بسیار کرد تا تپه را از دست پیشمرگان درآورد چراکه ازنظر نظامی این تپه بسیار حائز اهمیت است. ... در این روز نیز ارتش بار دیگر به تپه اربابا حمله کرد که با برجایگذاشتن چندین کشته و زخمی ناچار به عقبنشینی به پادگان شد و دو ارتشی... نیز به اسارت پیشمرگان درآمدند.» (5)
امروز همچنین در روزنامه کیهان اطلاعیهای از جهاد سازندگی بانه انتشار یافت که دقت در نکات مندرج در آن گویای وضع فعلی بانه است. در این اطلاعیه آمده است: «برادران و خواهران عزیز شهر بانه، چنانچه مطلع هستید جهاد سازندگی بانه بارها طی اطلاعیههایی اعلام کرده است
1) روزنامه کیهان، 18/2/1359، ص1.
2) سند شماره 041165 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا2 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران، 18/2/1359.
3) سازمان چریکهای فدایی خلق، نشریه خبر، {سنندج}، شماره 75، 19/2/1359.
4) سند شماره 041175 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از تبریز به تهران، 18/2/1359.
5) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 58، 24/2/1359، ص13.
که سازمانی است مستقل و به هیچ گروه و حزبی وابسته نبوده و نخواهد بود و فقط با مردم و برای مردم به دور از فعالیتهای سیاسی و نظامی در عمران و آبادانی منطقه فعالیت خواهد کرد و عملاً در مدت 9 ماه گذشته این مسئله را ثابت کرده است. متأسفانه در چند روز گذشته، جهاد سازندگی بانه مورد حمله گروههای
مسلح قرار گرفت و اموال آن به غارت رفت و حدود سههزار کارگر بیکار شدند و اکنون مدت پانزده روز است بهعلت قطع ارتباطات از افراد جهاد سازندگی که مشغول ساختمان مسجد جامع بودند هیچگونه اطلاع دقیقی در دست نیست. بدینوسیله از مردم مسلمان بانه و کارگران عزیز و روحانیون متعهد و مسئولین شهر خواسته میشود افراد جهاد سازندگی را حداکثر تا 24 ساعت به هر طریق ممکن موقتاً ازطریق زمین یا هوا از منطقه خارج نمایند و اجازه ندهند فعالیتهای جهاد سازندگی بانه با مسائل نظامی منطقه آمیخته گردد که عواقب وخیم آن به ضرر مردم و جهاد سازندگی منجر خواهد شد. ضمناً لازم به تذکر است که نپرداختن مزد کارگران فقط بهعلت بستهبودن بانکهای بانه و قطع روابط زمینی بوده و بهزودی مزد کارگران بهوسیله هلیکوپتر به بانه خواهد رسید و با کمک شوراها و سرکارگران پرداخت میگردد.» (1)
352
از شب گذشته، درگیری در تعدادی از روستاهای شمال و شمالغربی تکاب، تلفاتی به بار آورده است. پافشاری سپاه در حفاظت از یک تن مواد منفجره، مسئله مهم این حوادث بود؛ دراینباره گزارشهای متفاوتی که از شب گذشته تا عصر امروز، از تکاب به مراکز مربوط رسیده، حکایت از یک درگیری نسبتاً شدید در این شهر دارد. این گزارشها که در ادامه و به ترتیب زمان وقوع، از شب گذشته تا عصر امروز، ذکر میشود نشاندهنده دو جهان بهکلی متفاوت سپاه و دیگر نیروهای مسلح است.
ساعت 20 {شب گذشته}، تلفنگرام عملیات سپاه کرمانشاه به عملیات سپاه در تهران: «طبق اطلاع، سپاه تکاب در محاصره [است] و [به] ارتش دستور داده شود که به کمک آنها برود. از سپاه زنجان و تبریز به کمک آنها بروید هلیکوپتر از ارومیه بفرستید.» (2)
ساعت 22:50 {شب گذشته}، پیام رمز از عملیات زنجان به عملیات تهران: «وضع تکاب خیلی خراب است. چند نفر شهید و زخمی دادهاند و در محاصره میباشند به نیرو احتیاج است، سریعاً جواب دهید.» (3)
ساعت یک بامداد امروز، تلفنگرام مرکز فرماندهی سپاه به ستاد مشترک ارتش: «برابر اطلاع واصله از تکاب وضع شهر خیلی خراب است. چند نفر شهید و مجروح داده و درحالحاضر در محاصره میباشد دستورات لازم [را] به کلیه واحدهای نظامی و انتظامی ابلاغ فرمایید.» (4)
ساعت 6:30 بامداد، تلفنگرام مرکز فرماندهی سپاه به ستاد مشترک: «برابر گزارشات رسیده شهرستان تکاب در محاصره کامل میباشد، باآنکه حملات بسیار شدیدی به آنجا میشود هیچ کمکی ارسال نگردیده است. سپاه تکاب از شروع درگیری تا این ساعت 9 شهید و 15 زخمی داشته است. تقاضا
1) روزنامه کیهان، 18/2/1359، ص11.
2) سند شماره 041123 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از عملیات کرمانشاه به عملیات تهران، 17/2/1359.
3) سند شماره 041138 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات زنجان به عملیات تهران، 17/2/1359.
4) سند شماره 041153 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 18/2/1359.
میشود سریعاً دستور فرمایید نیروی ارتش در بیجار برای نجات شهر تکاب اقدام سریع بنماید.» (1)
ساعت 7:45 بامداد، تلفنگرام عملیات سپاه کرمانشاه به فرماندهی سپاه در تهران: «تکاب سخت در فشار و محاصره است تعداد مجروحین زیاد و بهعلت خونریزی شدید درحال شهیدشدن میباشند. در ساعت 6:30 صبح جاری درخواست هلیکوپتر [شد] که عملیات ارتش ارسال [کند]، لذا فرمانده عملیات حضور نداشت و افسر جانشین اعلام نمود که فقط ایشان باید دستور دهند و ساعت 7:30 میآیند.» (2)
این درحالی است که طبق «گزارش ناحیه ژاندارمری آذربایجانشرقی مستند به اعلام گروهان ژاندارمری میاندوآب»،(3)درگیری بایستی ساعت 2
بامداد، پایان یافته باشد. بر همین اساس، ستاد مشترک ارتش درپیامی به نیروی زمینی ارتش اعلام کرد: «در قریه حسنآباد
بین پاسداران انقلاب تکاب و مهاجمین درگیری ایجاد که یک گروه از مأمورین پاسگاه تکاب به کمک برادران پاسدار رفته و پس از چهار ساعت زدوخورد با مهاجمین 2 نفر پاسدار شهید و 9 نفر مجروح و تعداد 6 نفر از مهاجمین مسلح دستگیر و مهاجمین متواری گردیدند و از تلفات و مجروحین [مهاجمین] اطلاعی در دست نیست.» (4)گزارش مشابهی با امضای فرماندهی کل ژاندارمری برای دفتر ریاستجمهوری، دفتر امور انقلاب نخستوزیری،وزارت کشور و تیمسار ریاست ستاد مشترک ارتش ارسال شد که در آن آمده است: «درپی تقاضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بخشداری تکاب، بهعلت درگیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با مهاجمین در قریه حسنآباد یک گروه از پاسگاه تکاب و در ساعت 22 روز 17/2/1359، گروه کمکی در معیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از 4 ساعت زدوخورد با مهاجمین تعداد 6 نفر از مهاجمین مسلح دستگیر شد. در این درگیری به قرار اطلاع، 2 نفر از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهید و 9 نفر مجروح شدهاند.» (5)
اما برخلاف گزارشهای مذکور، بازهم در ساعت 9:35، فرماندهی سپاه به ستاد مشترک پیامی به این شرح ارسال کرد: «طبق اخبار رسیده، اوضاع تکاب سخت آشفته است و مهاجمین شهر را محاصره کردهاند، جهت کمک به اهالی شهر و مردم آن احتیاج به 3 فروند [هلیکوپتر] 214 [214]، یک فروند کبرا و یک فروند جت رنجر شدیداً میباشد. دستورات لازم دراینمورد را سریعاً مبذول فرمایید.» (6)
حتی در ساعت 16، فرماندهی سپاه درپیامی به ستاد مشترک ارتش چنین اعلام کرد: «وضع زخمیهای درگیری تکاب بسیار وخیم است. احتیاج به هلیکوپتر دارند برای حمل جنازهها به تهران، زخمیها در سهراه بیجار میباشند.» (7)
در همین ساعت، فرماندهی سپاه جزئیات دقیقتر حادثه را بدین صورت به اطلاع ستاد مشترک رساند: «بهدنبال حمله مهاجمین به روستای غازانکندی که مردم آن فراری میشوند و وجود یک تن دینامیت در شرکت راهسازی امینآباد که امکان ازدسترفتن آن حتمی بود سپاه پاسداران وارد درگیری میشوند و در روستای امینآباد و حسنآباد درگیر شده که با حمله
1) سند شماره 041162 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 18/2/1359.
2) سند شماره 041166 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از کرمانشاه {عملیات} به فرماندهی عملیات، 18/2/1359.
3) سند شماره 041170 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {رکن3 دایره امنیت} به دفتر ریاستجمهوری 18/2/1359.
4) سند شماره 041158 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 18/2/1359.
5) سند شماره 041170 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
6) سند شماره 041152 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا 3 {مرکز فرماندهی}، 18/2/1359.
7) سند شماره 041179 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 18/2/1359.
مهاجمین از روستاهای نبیکندی و احمدآباد و ساروق در محاصره قرار میگیرند و ازطرفی از دوراهی تکاب و قوجه نیز گروهی مهاجم حمله مینمایند، بارها درخواست کمک، نیرو و مهمات و پشتیبانی هوایی شده است، ولیکن نتیجهای نداشتهایم.»(1)(2)
به این ترتیب، یا همه گزارشهای مبنیبر محاصره شهر تکاب اغراقآمیز بوده است یا برعکس آنچه ژاندارمری درباره یک زدوخورد چهارساعته گزارش داده بود، حاکیاز بیاطلاعی یا بیتوجهی به این درگیری بوده است.
353
بجز سنندج و بانه که تناوبی از درگیریهای مستمر و حالت توقف موقت، برقراری نوعی موازنه قوا را در آن نشان میدهد و علاوهبر تکاب که درگیری نسبتاً جدی شب گذشته تا عصر امروز در این شهر تبعاتی داشته است، در برخی نقاط کردنشین دیگر نیز امروز، درگیریهایی وجود داشت، ازجمله مهمترین آن در پاوه، نوسود و نیز تا حدی در سردشت و در جاده سرو قابلذکر است.
در پاوه دو روز است که ادارات دولتی و مغازهها تعطیل است و اهالی درخواست کردهاند که هیئتی ازطرف دفتر امام یا رئیسجمهور با مأموریت بررسی وضعیت و تأمین امنیت شهر، اعزام شود. (3)فرماندار اورامانات دراینزمینه گفت: «مردم پاوه خاطرنشان کردهاند درصورتیکه هیئتی به پاوه اعزام نشود، اعتصاب غذا خواهند کرد.» وی ضمن اشاره به حملات مکرر به پاوه اظهار کرد: «اخیراً دو خمپاره به محوطه دو مدرسه اصابت کرده که خوشبختانه تلفات نداشته است.» وی همچنین گفت که «توطئه بزرگی برای مردم پاوه چیدهاند که انهدام پل بین قشلاق و قوریقلعه یکی از نشانههای این توطئه است.» (4)
از سوی دیگر، ماکویی استاندار کرمانشاهان، اعلام کرد: با رئیسجمهوری و رئیس ستاد مشترک ارتش تماس تلفنی گرفته شده و آنها اظهار کردند که اقدامات جانبی برای برقراری نظم و امنیت در منطقه اورامانات و پاوه انجام خواهد شد. وی افزود: بهدنبال اقداماتی که لشکر81 زرهی کرمانشاه در منطقه به عمل آورد از امروز، آرامش به پاوه بازگشت. استاندار کرمانشاهان تأکید کرد: چنانچه وضع به همین شکل بماند جمعه آینده، انتخابات مرحله دوم در این منطقه انجام خواهد شد. (5)این درحالی است که حدود ساعت 3 بعدازظهر، چند خمپاره بهسوی شهر پاوه شلیک شد که یکی از این خمپارهها به مهمانسرای جهانگردی این شهر خساراتی وارد آورد. (6)به این ترتیب امروز، برگزاری انتخابات در حوزه انتخابیه پاوه، ازسوی ستاد انتخابات وزارت کشور تا بازگشت امنیت به منطقه بهطور رسمی منتفی و متوقف اعلام شد. (7)
درباره نوسود که عقبه مهاجمان پاوه محسوب میگردد، امروز، تلفنگرامی از ستاد مشترک به ژاندارمری ارسال شد. در این تلفنگرام چنین آمده است:
«1. [از] میدان نوسود که محل تجمع احزاب و گروههای مسلح میباشد جهت سخنرانی و کارهای عملیاتی و تبلیغاتی استفاده مینمایند.
در دوراهی نوسود پاوه تعدادی درحدود 5 نفر از افراد و گروههای مسلح وجود دارد که تردد و رفتوآمدها را کنترل مینمایند.
در پاسگاه درکی تعدادی درحدود 15 نفر مسلح و مجهز به سلاحهای کالیبر سبک و آر.پی.جی میباشند که تردد و رفتوآمد را کنترل میکنند.
در پاسگاه دزلی تعدادی درحدود 40 الی 50 نفر افراد مسلح و مجهز به سلاحهای مختلف وجود دارد و رفتوآمدها را کنترل مینمایند.» (1)
در سردشت که اغلب شبها، مهاجمین مسلح اقدام به تیراندازیهای پراکنده میکنند،(2)در ساعت 9 صبح امروز، پاسگاه کلته مورد هجوم قرار گرفت و دایره امنیت ژاندارمری در تلفنگرام فوری به دفتر ریاستجمهوری با ارسال این خبر، درخواست کرد برای جلوگیری از سقوط پاسگاه، نیروهای کمکی با 2 فروند هلیکوپتر ازطریق هنگ ژاندارمری سردشت به محل درگیری اعزام شوند. (3)
طبق اظهارات بعدازظهر امروز حقگو استاندار آذربایجانغربی، در تماس با خبرگزاری پارس، درگیری همچنان ادامه دارد. وی گفت: «در این حمله یک درجهدار به نام حمید رفیعی شهید و یک سرباز به نام داود حقانی بهشدت مجروح شده است. افراد مستقر در پاسگاه بهشدت به تیراندازیها پاسخ دادهاند.» (4)
امروز، در حادثهای دیگر، پاسگاه ژاندارمری اشگهسو در جاده سرو، مورد هجوم مسلحانه قرار گرفت که به نوشته کیهان، در این حمله «خلیل مظهری جوانمرد ژاندارمری از طایفه هناره، شهید و 4 ژاندارم به گروگان گرفته شدند.» ضمناً براثر تیراندازی با آر.پی.جی7 به چند خانه در قریه اشگهسو آسیب رسید. (5)
354
مواضع و نیز خط مشی گروهها و احزاب سیاسی و نوع حساسیتهای آنان را میتوان با مرور ارگانهای خبری این تشکلها دنبال کرد. از انبوه نشریات و بولتنهای خبری امروز، برای نمونه مطالبی از هردو دسته موافقان و منتقدان نظام جمهوری اسلامی، در ادامه آورده شده است.
در میان مطبوعاتِ منتقدان، شماره امروز پیام جبهه ملی {ارگان جبهه ملی ایران} نامهای را با عنوان "نامه سرگشاده سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات به رئیسجمهوری" درج کرده که در قسمتی از آن آمده است: «آقای رئیسجمهور، سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات به حکم رسالتی که در حفظ و گسترش آزادی قلم و بیان بر دوش خود احساس
1) سند شماره 041176 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 18/2/1359.
2) روزنامه اطلاعات، 20/2/1359، ص3.
3) سند شماره 041171 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {رکن3 دایره امنیت} به دفتر ریاستجمهوری، 18/2/1359.
4) روزنامه بامداد، 20/2/1359، ص11.
5) روزنامه کیهان، 18/2/1359، ص9.
میکند، توجه عالیجناب را به خطر بزرگی جلب میکند که انحصاریشدن مطبوعات متوجه آینده کشور و درنتیجه حاکمیت ملی و وحدت کشورمان خواهد کرد و مصرانه از شما میخواهد پیش از آنکه دیر شود برای درهمکوبیدن این موج انحصارطلبی اقدام کنید.» (1)
همچنین نامه مردم {ارگان حزب توده}، در شماره امروز خود در ادامه پیگیری خبرهای مربوط به عراق و تلاش برای حساسکردن مسئولان کشور به این موضوع، نوشت: «دولت بعثی عراق به اشکال مختلف در منطقه توطئه میکند. یکی از جدیدترین اشکال این توطئه در شهرهای مرزی، فروش کبریتهایی است که روی آن عبارت "الخلیج العربی" دیده میشود.» (2)در این نشریه همچنین آمده است: «برابر اخبار رسیده از پالایشگاه آبادان، عوامل رنگارنگ امپریالیسم و ضدانقلاب داخلی درصددند که این مؤسسه مهم صنعتی کشور ما را به تحصن و اعتصاب بکشانند. در گذشته، کوششهای مکرر این عوامل براثر هشیاری کارگران به نتیجه نرسیده، ولی اینبار ضدانقلاب با ماسک همدردی به میدان آمده و با سوءاستفاده از دستگیری 4 تن از اعضای شورای مرکزی پالایشگاه در کار است که کارگران زحمتکش را به تحصن وادارد. ... ما با احساس مسئولیت به کارگران آگاه و مبارز پالایشگاه هشدار میدهیم که در این شرایط حساس، تحصن و اعتصاب در صنعت نفت تنها امپریالیسم زخمخورده را شاد میکند. ما از مسئولین امر میخواهیم که با درک حساسیت لحظه، با احساس مسئولیت بیشتر عمل کنند و اگر مدارک و اسناد جدی دال بر مجرمیت بازداشتشدگان دارند، ازطریق رسانههای گروهی به اطلاع عموم برسانند و اگر نه، آنان را فوراً آزاد کنند و به گروههای خرابکار دستاویز تحریک ندهند.» (3)
در نشریات موافقان نظام، در شماره امروز یک نشریه تیراژ محدود که با عنوان بولتن خبری درخصوص وقایع شهرهای خوزستان منتشر میشود، آمده است: «بهدنبال وقایع دانشگاه اخیراً از طرف سازمان چریکهای فدایی خلق شاخه خوزستان اعلامیهای پخش شده که در آن به ارگانهای مملکتی، ارتش جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران و مقامات مملکتی از شورای انقلاب گرفته تا رئیسجمهور و مسئولین استان توهین کردهاند. همچنین بهدنبال وقایع دانشگاه اخیراً دو اعلامیه ازطرف سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر پخش شده که در آن از رفیق احمد مؤذن و رفیق مهناز معتمدی که در جریانات اخیر دانشگاه کشته شدهاند، تجلیل کردهاند.» (4)
همچنین در شماره امروز روزنامه جمهوری اسلامی {ارگان حزب جمهوری اسلامی}، مواضع دبیرکل این حزب دکتر بهشتی، در یک مصاحبه رادیو تلویزیونی چنین ذکر شده است: «من همیشه طرفدار حفظ آزادی فردی و اجتماعی هستم، چون معتقدم که این یکی از اصول عالی اسلام است منتها در موقع اجرا در موقع بحرانها نمیشود همان آزادیهایی را داشته باشیم که در مواقع عادی داریم و ما الآن واقعاً در یک حالت بحرانی هستیم بهخاطر روابط سختی که در بیرون داریم و مسائلی که عوامل آگاه یا عناصر اغفالشده در داخل به وجود میآورند. پس طبعاً در شرایط امروز، نمیتوانیم امیدوار باشیم که همه آن آزادیهای مطلوب را بتوانیم رعایت کنیم و داشته باشیم.» (5)
355
امروز پیام مهمی از اصفهان با امضای برادر سالک، به فرماندهی سپاه در تهران واصل شد که در آن با اشاره به گزارشهای متعدد از سمیرم و وضع آن منطقه خواسته شده است «سریعاً خسروخان و ناصرخان قشقایی توسط دکتر بهشتی به تهران احضار شوند [و] درباره امنیت محل با آنها صحبت شود.» در ادامه هشدار داده شده است که «عدم توجه تهران سلب مسئولیت از اصفهان است.» (1)
356
فرخرو پارسا وزیر آموزشوپرورش کابینه هویدا در رژیم سابق، سرانجام پس از 9 جلسه رسیدگی به پروندهاش در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی مرکز و بعد از برخی ابراز مخالفتها و بحثها، امروز اعدام شد.
خبر اعدام وی و 2 تن از محکومان غیرسیاسی و مجرمان عادی در شماره امروز روزنامه انقلاب اسلامی که بعدازظهر منتشر شد به این شرح درج شده است: «بانو اسفند فرخرو پارسا همراه فاطمه صادقی و علی شجاعی سحرگاه امروز، در زندان اوین تیرباران شدند. دادستانی کل انقلاب اسلامی ایران صبح امروز، با انتشار اطلاعیهای اعلام داشت: بانو اسفند فرخرو پارسا وزیر اسبق آموزشوپرورش کابینه هویدا، بهجرم غارت بیتالمال و ایجاد فساد و اشاعه فحشا در وزارت مذکور و همکاری با ساواک و اخراج فرهنگیان مبارز از آموزشوپرورش و شرکت در تصویب قوانین ضدمردمی و وابستهکردن آموزشوپرورش به فرهنگ استعماری امپریالیسم، مفسدفیالارض تشخیص داده شد. فاطمه صادقی بهجرم فریب دختران بیگناه و فروختن نوامیس جامعه و اشاعه فحشا مفسدفیالارض تشخیص داده شد. علی شجاعی بهجرم اختفا و پخش هروئین و تریاک به اعدام محکوم گردید. نامبردگان فوق سحرگاه امروز، در محوطه اوین تیرباران شدند.» (2)
357
موضوع تعیین نخستوزیر و اعضای کابینه، قبل یا بعد از شروع کار اولین مجلس شورا، ازجمله مباحث مطرحشده میان جناحها و شخصیتهای حکومتی است. بنیصدر و حامیان وی به تشکیل هرچه سریعتر هیئت دولت با پشتوانه تصویب شورای انقلاب اصرار دارند و جناح مقابل نیز مصرانه خواهان تعویق این کار تا تشکیل مجلس است.
خبری که امروز، در روزنامه اطلاعات درج شد، نشانهای از اهتمام رئیسجمهور و یاران وی بر تشکیل هرچه زودتر کابینه است. در این گزارش آمده است: «براساس گزارش منابع موثق تشکیل یک کابینه موقت، پیش از گشایش اولین مجلس شورای ملی در نظام جمهوری اسلامی قطعی شده است و هماکنون مطالعات برای تعیین نخستوزیر و وزرای این کابینه جریان دارد. به قرار اطلاع، تشکیل کابینه موقت مورد موافقت مقامات عالیه کشور نیز قرار
گرفته است. در شایعاتی که پیرامون نامزدهای احتمالی پست نخستوزیری جریان دارد، نام عزتالله سحابی و سیداحمد مدنی بیش از دیگر افراد به گوش میخورد. ازطرفی دیروز، از قول رئیسجمهوری اعلام شد که گروهی از اعضای شورای انقلاب و دولت کنونی در کابینه موقت عضویت خواهند داشت.» (1)
همچنین روزنامه انقلاب اسلامی در شماره امروز خود نوشت: «مهندس مهدی بازرگان عضو شورای انقلاب، در گفتوگویی کوتاه پیرامون مسائل جاری به سؤالات خبرنگار انقلاب اسلامی پاسخ گفت. وی درباره گلایه دکتر بنیصدر درمورد عدم همکاری شورای انقلاب گفت: من به این سؤال پاسخ نمیگویم و شورای انقلاب انشاءالله با ایشان همکاری میکند. بازرگان در پاسخ به این سؤال که نظرتان راجع به تشکیل کابینه قبل از تشکیل مجلس شورای ملی چیست گفت: البته من همواره از طرفداران این امر بودهام و بارها به آقای بنیصدر گفتهام که به تنهایی بردوشکشیدن اینهمه بار، مشکل است.» (2)
از سوی دیگر، آقای هاشمی رفسنجانی از اعضای شورای انقلاب و از مؤسسان و اعضای شاخص حزب جمهوری اسلامی، که پیشازظهر امروز، با امام دیدار کرد، در پایان این ملاقات در پاسخ به سؤال خبرنگار خبرگزاری پارس درمورد چشمانداز روابط اولین مجلس شورا با قوه مجریه، گفت: «خود مجلس را بسیار خوب میبینیم و بهنظر من در خط امام و اسلام راستین حرکت خواهد کرد.» وی اضافه کرد: «دررابطهبا قوه مجریه هم اشکالی نخواهیم داشت، چون قوه مجریه بدون نظر مجلس شکل نمیگیرد و طبعاً قوه مجریهای خواهد بود که با مجلس سازگار است و با رئیسجمهوری هم تقریباً در همه زمینهها اتفاقنظر داریم.» (3)
همچنین آیتالله موسوی اردبیلی دادستان کل کشور، عضو شورای انقلاب و عضو مؤسس حزب جمهوری اسلامی نیز درباره انتخاب نخستوزیر و کابینه توسط رئیسجمهور در زمان فعلی گفت: «من فکر نمیکنم چیز جالبی از آب درآید، زیرا مدت کار این دولت بسیار کم است، اگر آقای رئیسجمهور از حالا به فکر باشند تا وقتیکه مجلس تشکیل شود و آنگاه کابینه خود را معرفی کنند، بهتر خواهد بود زیرا کابینه را باید مجلس تأیید کند. اگر کابینهای با موافقت شورای انقلاب تشکیل بدهند، ولی ندانند که آیا مجلس با آن موافقت میکند یا موافقت نمیکند، زحمت فوقالعادهای است که برای یک کار مجهول انجام میشود.» (4)
{آیتالله موسوی اردبیلی دادستان کل کشور}
358
درحالیکه هنوز بحث و کشاکش جناحی درمورد نحوه اجرای مرحله اول انتخابات مجلس ادامه دارد، موضوع تعیین نخستوزیر و کابینه قبل از تشکیل مجلس نیز به موضوعات منازعه جناحی افزوده شده است.
دراینمیان، بخش فارسی رادیو کلن که اغلب جانبدارانه و گاهی با ادبیاتی کاملاً مشابه گروههای منتقد و مخالف نظام، به پخش خبر و گزارش و تفسیر میپردازد، امروز نیز در تفسیری درباره انتخابات و کابینه مطالبی را بیان کرد که در محافل مختلف مورد بحث است. در این تفسیر آمده است: «دور دوم انتخابات مجلس شورای ملی ایران برای تعیین بقیه کرسیهای پارلمانی فردا جمعه، در تمامی نقاطی که کاندیداهای مجلس شورای ملی نتوانستند اکثریت را در دور اول انتخابات به دست بیاورند، آغاز خواهد شد. ... در دور دوم، انتخابات ایران در شرایطی آغاز میشود که معترضین به انتخابات در دوره اول در انتظار اقدامی جدی ازسوی بنیصدر در مخدوش اعلامنمودن بعضی از آرای به دستآمده بودند. درهرصورت با پیام آیتالله خمینی که دیشب، از رادیو ایران پخش شد وی در آن بار دیگر از مردم خواست که ضمن شرکت فعال در انتخابات به معتقدین حقیقی اسلام و کسانی که بدون تردید خواهان ادامه راه یک حکومت اسلامی هستند رأی بدهند، صورتی دیگر به خود گرفت. آیتالله خمینی در این اطلاعیه بار دیگر از مردم خواست که به احزاب چپ و حتی با کمال تعجب به کسانی که احتمال انحراف آنها از مسیر انقلاب میرود رأی ندهند، که با درنظرگرفتن تبلیغات حزب جمهوری اسلامی که در این روزها بهخصوص شدت و حدت بیسابقهای پیدا کرده است، درحقیقت تأییدی بر کاندیداهای این حزب محسوب میشود. ... از سوی دیگر، فعالیت طرفداران بنیصدر و نیروها و احزاب فعال ازجمله مجاهدین خلق برای کسب آرای بیشتر به نفع خود بهخصوص در تهران ابعاد وسیعتری پیدا کرده است.
روز گذشته، دکتر سیدمحمد بهشتی دبیر و عضو شورای انقلاب در یک مصاحبه مطبوعاتی هشدار داد که کابینه آینده ایران بایستی مورد تأیید کسانی قرار گیرد که از اعتماد و اطمینان بیشتر مردم ایران برخوردارند که درنهایت منظور وی بهطور مستقیم حزب جمهوری اسلامی بوده است که اعتقاد دارد پس از شکست سختی که کاندیدای این حزب جلالالدین فارسی، بهعلت نداشتن ملیت ایرانی در انتخابات ریاستجمهوری ایران از بنیصدر خورد، بایستی پست نخستوزیری و اکثریت اعضای کابینه به اعضای این حزب واگذار شود.
امروز، خبرگزاریهای جهان اطلاع دادند که در میان کاندیداهای مقام نخستوزیری بیشتر از همه نام دریادار مدنی وزیر دفاع و فرمانده دریایی اسبق و استاندار خوزستان، مهندس عزتالله
سحابی وزیر مشاور و داریوش فروهر رهبر حزب ملت ایران و وزیر مشاور و عضو هیئت ویژه کردستان، به چشم میخورد. درهرصورت با برگزاری انتخابات دور دوم، معلوم خواهد شد که کفه توازن و قدرت به نفع چه جناح و حزبی در ایران به حرکت در خواهد آمد.» (1)
ضمیمه گزارش346: عاقبت فوزی بداوینژاد تنها تروریست بازمانده از حادثه سفارت ایران در انگلستان
رادیو لندن در تاریخ 23/10/1359، گزارش داد که محاکمه فوزی بداوینژاد امروز، در لندن آغاز شد. بداوینژاد به اتهامات خود مبنیبر توطئه برای قتل، گروگانگیری بهعنوان یک عمل غیرقانونی و حمل اسلحه غیرمجاز اقرار کرد، اما اتهام درمورد قتل را انکار کرد.
دادستان {کنت ریچاردسون} گفت که او مدارکی تسلیم دادگاه نخواهد کرد که نشان بدهد بداوینژاد در این دو قتل شرکت داشته یا حتی در زمان قتل ناظر صحنه بوده است، اما هرکس که برای گروگانگیری توطئه و تهدید کند که گروگانها را خواهد کشت مگر اینکه تقاضاهایش به جای آورده شوند، مسئول هرگونه قتلی است که صورت بگیرد چه خود در صحنه قتل حاضر باشد و چه نباشد. مدارکی تسلیم دادگاه خواهد شد تا نشان
داده شود که بعد از آنکه بعضی درخواستهای گروگانگیران ازجمله آزادشدن 91 نفر زندانی در ایران پذیرفته نشد، بداوینژاد در مذاکراتی که بهمنظور قتل اولین گروگان انجام گرفته، شرکت داشته است.
به گزارش خبرنگار بیبیسی: «دادستان ریچاردسون اعترافنامهای را که بداوینژاد خطاب به پلیس نوشته است در دادگاه خواند. در این اعترافنامه بداوینژاد میگوید که او اهل خوزستان است و از آنجا به عراق فرار کرده بود. در عراق خبرهای رادیوی ایران را از فارسی به عربی برای دولت عراق ترجمه میکرد که ناگهان یک کارمند عالیرتبه عراقی به او اطلاع داد که همراه پنج نفر دیگر برای حمله به سفارتخانه ایران در لندن انتخاب شده است. سپس در آن یک ماه، قبل از پرواز به لندن او را در تیراندازی با مسلسل دستی و طپانچه و همچنین در چگونگی پرتاب نارنجک آموزش دادند. ضمناً نقشه سفارتخانه ایران در لندن به او نشان داده شد و به او گفته شد که دم سفارتخانه یک نفر پلیس انگلیسی ایستاده است او را بایست گروگان گرفت، اما نبایست آسیب رسانید. همه اعضای گروه خوزستانی بودهاند غیر از یک نفرشان؛ نفر هفتم که تابع عراق و از اعضای ارتش آن کشور بود. این مرد که سامی خوانده میشد همراه گروه به لندن آمد، اما در تسخیر سفارتخانه شرکت نداشت. ضمناً او به دام پلیس بریتانیا نیفتاد و فرار کرد.
بداوینژاد در اعترافنامه خود افزود که به او در عراق گفتند بریتانیا را به این دلیل برای حمله انتخاب کردهاند که تنها دمکراسی آزاد جهان است و با گروگانگیران در اینجا عادلانه رفتار خواهد شد و آنها را اعدام نخواهند کرد. او افزود که او را فریب دادهاند و از کرده خود پشیمان است.» (2)
درباره عاقبت کار بداوینژاد، 28 سال بعد، روز 14/2/1387، در سایت خبری تحلیلی تابناک، به نقل از روزنامه انگلیسی دیلی میل، گزارشی درج شد که نشان میداد: «تنها تروریستی که 28 سال پیش و در حمله نیروهای امنیتی انگلستان به سفارت ایران در لندن موفق به فرار شده بود، در آستانه آزادی و بازگشت به زندگی جدید در انگلیس است. ... در هفتههای آینده، جلسه دادگاه برگزار خواهد شد که انتظار میرود در آن فوزی بداوینژاد با عفو و آزادی روبهرو شده و به او پناهندگی هم داده شود.»
به نوشته دیلی میل «مقامات تهرانی خواستار استرداد او شدهاند تا در تهران به اتهام قتل عمد 2 نفر محاکمه شود که مجازات او قصاص و مرگ خواهد بود. تهران بهشدت هشدار
داده که این کار، باعث خواهد شد روابط تهران و لندن که البته هماکنون نیز تیره است بهشدت با مشکل روبهرو شود، چراکه قوانین انگلیس استرداد مجرمی که در کشور مورد نظر اعدام خواهد شد را برپایه موازین حقوق بشری، ممنوع
میکند. محمدعلی حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، گفته است: آزادی یک تروریست، بههیچوجه توجیهشده نیست و نشانهای از رویه دوگانه انگلیس درباره مسئله تروریسم است.
گفتنی است، بداوینژاد در سال 1981 بهخاطر توطئه، قتل عمد، حبس غیرقانونی، داشتن سلاح گرم و دو فقره قتل غیرعمد به حبس ابد محکوم شده بود.»
در تاریخ 22 مهر 1387، تابناک گزارش داد: «صفری معاون اروپای وزارت امور خارجه کشورمان، با فراخواندن جفری آدامز سفیر انگلیس در تهران، به وزارت امور خارجه، مراتب اعتراض شدید جمهوری اسلامی ایران را مبنیبر تصمیم انگلیس به آزادی فوزی بداوینژاد سردسته گروه مهاجمان تروریست، به آگاهی وی رساند. ... معاون اروپای وزارت امور خارجه همچنین بر درخواست پیشین کشورمان مبنیبر توقف این تصمیم غیرعادلانه و بازگرداندن تروریست مزبور به کشورمان تأکید کرد. جفری آدامز در این دیدار با تصریح بر اینکه فوزی بداوینژاد بنا بر قوانین انگلیس یک تروریست است که دوره مجازات خود را گذرانده، اعلام داشت درخواست کشورمان را با بازتابدادن به دولت متبوعش، مورد بررسی قرار میدهد.» (1)
در تاریخ 15 آبان 1387، خبرگزاری فارس گزارش داد که روزنامه دیلی میل {چاپ لندن} فقط چند روز پس از آزادی فوزی بداوینژاد بعد از تحمل 28 سال زندان، چنین نوشته است: «بداوینژاد که اخیراً با عفو مشروط از زندان آزاد شد از مسکن رایگان و ایمن در لندن همراه با مزایا و امکانات برخوردار شده و هر هفته چندصد پوند دریافت میکند. ... بداوینژاد نهتنها به سرزمین مادری خود یعنی ایران دیپورت نشده، بلکه اکنون زندگی آرامی را در لندن سپری میکند. این درحالی است که تهران پیش از این بارها خواهان استرداد ... شده و... دستگاه قضایی بریتانیا تأیید کرده که فوزی بداوینژاد تهدیدی برای جامعه محسوب نمیشود و درنهایت حکم به آزادی او داده است. یک منبع انگلیسی به دیلی میل گفته است: ... وی هیچگونه آزاری ندارد و تنها اجازه ندارد که به مکانهای خاص نظیر سفارت ایران نزدیک شود. او کاملاً اصلاح شده! و از افرادی که در این حادثه آسیب دیدند، عذرخواهی میکند!
... وی بدون پرداخت مالیات زندگی میکند. ... یک فرد نزدیک به دولت گفته است: بداوینژاد واجد برخورداری از انواع مزایا شامل مسکن رایگان و جستوجو برای یافتن شغل است.» (2)
{فوزی بداوینژاد تنها تروریستی که در حادثه اشغال سفارت ایران در لندن زنده ماند. }
359
حدود دو هفته بعد از ماجرای طبس امروز، هارولد براون وزیر دفاع امریکا، در یک گزارش 22 صفحهای به کنگره این کشور جوانبی از بخشهای فاشنشده این قضیه را بهطور رسمی اعلام کرد.
وی از این اقدام کماندوهای امریکایی با عنوان "مأموریتی که با تراژدی و همچنین شجاعت باورنکردنی مشخص میشود" نام برد و تصریح کرد که طوفان شن غیرمنتظره باعث سرگیجه و ازبینرفتن تعادل افراد بوده است. براون همچنین گفت: انفجار مهمات که بهدلیل آتشگرفتن هلیکوپتر و هواپیمای باری صورت گرفت، به یکی دیگر از هلیکوپترها آسیب رساند و آن را از کار انداخت و خدمه سایر هلیکوپترها را مجبور کرد که آنها را ترک گفته و سوار هواپیمای سی130 شده و محل را ترک گویند. براون در گزارش خود افزود: در آن موقع زمان و سوخت بهصورت عوامل عمده و حساس درآمده بود زیرا هواپیماهای باربری درحالیکه موتورهایشان روشن نگه داشته شده بود، بهمدت چهار ساعت در منطقه عملیات به سر میبردند. براون گفت: فرمانده عملیات حاضر در صحنه تصمیم گرفت که هلیکوپترها را نابود نکند، زیرا بهنظر او منفجرکردن آنها میتوانست اوضاع خطرناکی به وجود آورد که قبلاً پیشبینی نشده بود. وی ادامه داد: این اقدام میتوانست صدمات فراوانی به هواپیماهای سی130 وارد کند و باعث مرگ بسیاری دیگر شود. یافتن و بیرونآوردن اسناد محرمانه از هلیکوپترها نیز بسیار خطرناک تشخیص داده شد و این خطری بود که هم برای خدمه هلیکوپترها و هم بالقوه برای تجدید سازمان تیم درصورتیکه تعداد بیشتری کشته میشدند، وجود داشت. براون همچنین گفت: خدمه هلیکوپترها زمانیکه در میان طوفان شن بهطرف
منطقه عملیات میرفتند مثل آن بود که در داخل یک ظرف شیر سیاه قرار گرفتهاند و سرگیجههای متناوب مانع آن میشد که ثبات خود را حفظ کنند. وی افزود: فرمانده
پرواز و هلیکوپتر دیگری که در کنارش حرکت میکرد با هلیکوپترهای خود در صحرا به زمین نشستند. فرمانده پرواز تصور میکرد که 6 هلیکوپتر دیگر نیز از او پیروی کرده و به زمین خواهند نشست و منتظر خواهند شد که طوفان شن برطرف شود، ولی هلیکوپترهای دیگر به راه خود ادامه دادند و در ابتدا سعی میکردند در کنار یکدیگر باقی بمانند، ولی بالاخره از یکدیگر جدا شده و هرکدام بهتنهایی بهسوی منطقه عملیات به راه خود ادامه دادند. 2 هلیکوپتر پیشتاز سپس در طوفان شن به پرواز خود ادامه دادند تا به محل عملیات برسند، ولی زمانی به محل رسیدند که اطلاع یافتند 3 هلیکوپتر از کار افتاده است و عملیات بایستی لغو شود. (1)
360
غافلگیری مطلق حادثه طبس باعث هوشیاری جدی در طیف وسیعی در ایران شده است، بااینحال در میان مسئولان ذیربط که متعدد بوده و در موقعیتی جداگانه قرار دارند نوعی سرگردانی اطلاعاتی ناشیاز گزارشهای مختلف غیرقابل تأیید و تکذیب، به چشم میآید.
درحالیکه دو روز قبل، اطلاعات {سپاه} کرمان در گزارش "جهت اطلاع" خود به اطلاعات سپاه تهران، به نقل از گزارشگر هوانیروز کرمان و ژاندارمری از مشاهده «یک شیء نورانی با صدای هلیکوپتر در دامنه کوه اختیارآباد کرمان» (2)خبر داده بود، امروز صبح، کمیته طبس در تماسی با سپاه گزارش داد: «دیشب ساعت 5/10، یک فروند(3)در دو کیلومتری منطقه پایین آمد. ساعت 2 تا 3، هشت فروند هواپیما یا هلیکوپتر که تشخیص داده نشد، با چراغ چشمکزن فرود آمده و ساعت 5/3 اطلاع حاصل شد و آماده و دستور دیگری نرسیده و از تهران اطلاع داده شد ساعت 5 صبح، 3 فروند فانتوم جهت شناسایی به منطقه رفتند، ولی تاکنون خبری نشده ارتباط با منطقه نداریم. 11 نفر از ژاندارمری و 8 نفر از طبس به منطقه رفتهاند. در اطراف محل قبلی.» (4)
در ساعت 10 صبح، مرکز فرماندهی سپاه به رکن سوم ستاد مشترک ارتش اعلام کرد: «طبق مکالمات استانداری خراسان، تعداد هلیکوپترهای دیدهشده در منطقه 9 فروند میباشد که از دستگاههای مخابراتی آنها امواج پارازیت پخش میشود که باعث ازکارافتادن کلیه دستگاههای بیسیم منطقه طبس شده است. آخرین خبر بهوسیله بیسیم ستاد مرکزی سپاه پاسداران از استانداری خراسان بوده که آن هم خیلی ضعیف مکالمه شده[است].» (5)
هنگام ظهر آیتالله صدوقی امامجمعه یزد، در خطبه نماز جمعه اظهار کرد: به من خبر دادند دوباره 6 هواپیمای امریکایی به منطقه طبس آمدهاند و از طبس به ژاندارمری یزد تلفن شده تا برای کمک به منطقه بروند، اما متأسفانه هیچکس در هنگ ژاندارمری نبوده است. (6)
1) روزنامه اطلاعات، 20/2/1359، ص1.
2) سند شماره 042445 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اطلاعات کرمان به اطلاعات تهران، 17/2/1359.
3) * در سند به همین شکل آمده است.
4) سند شماره 39010 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از کمیته طبس به سپاه، 19/2/1359.
5) سند شماره 042442 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی}، به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 19/2/1359.
6) روزنامه انقلاب اسلامی، 20/2/1359، ص11.
در ساعت 15:40، مسئول واحد اطلاعات و تحقیقات مشهد به تهران اعلام کرد: از ساعت 5/3 صبح امروز، در جریان تجاوز هواپیماها بودهایم و هماکنون برابر اطلاع واصله در ساعت 3 بعدازظهر، تعداد 8 فروند هلیکوپتر در 20 کیلومتری پاسگاه سیار انتظامی در حرکت بهطرف جنوبشرق دیده شده است. در ادامه، اقدام سریع مطالعه و تحقیق تقاضا شده است. (1)
در ساعت 16:25، دوزدوزانی فرمانده سپاه، به مرکز فرماندهی رکن سوم ستاد مشترک ارتش اعلام کرد: «طبق اظهارات مسئول کمیته طبس که بنا بر اظهارات کلیه پرسنل مستقر در محل و همچنین سرگرد امیر شقایقی نماینده لشکر77 خراسان، تعداد 8 فروند هلیکوپتر متجاوز در 20 کیلومتری پاسگاه سیار بهطرف جنوبشرقی محل استقرار مورد تأیید است. ضمناً هواپیمای اکتشافی ایران از ساعت 30/5 تا 6 صبح، فقط سمت شمالی و مرکزی محل استقرار پاسگاه را شناسایی نموده است و از منطقه جنوب که محل مشکوک است شناسایی ننموده است و شناسایی با خودرو امکانپذیر نیست و نیاز به تعدادی هواپیما میباشد. قبل از وقوع هرنوع حادثهای اقدام مقتضی صورت گیرد.» (2)
شبهنگام، سرلشکر شادمهر رئیس ستاد مشترک ارتش، دراینمورد گفت: ساعت 2 بامداد، اطلاع رسید که هواپیمای دشمن در منطقه طبس دیده شده است که بلافاصله هواپیماهای گشت به جستوجو پرداختند و چیزی مشاهده نکردند. این شایعات به جایی رسید که گفته شد 8 فروند هواپیما دیده شده است. اکیپ گشت مجدداً به جستوجو مشغول شدند، ولی هیچگونه اثری از هواپیماهای دشمن در استانهای خراسان و اصفهان دیده نشد. (3)وی که با خبرگزاری پارس گفتوگو میکرد، درنهایت کلیه خبرهای مربوط به رؤیت هواپیماها و هلیکوپترهای خارجی در استانهای خراسان و اصفهان را بیاساس خواند و گفت: این اکاذیب و شایعات ازطرف ستون پنجم دشمن طرحریزی میشود، تا توجه ارتش و مردم را به قسمتی از خاک وطن جلب کرده تا احیاناً از سویی دیگر بتوانند ضربهای به کشور وارد سازند. وی در پاسخ به علت آمادهباش ارتش گفت این وظیفه ارتش است که در این مقطع از زمان نیروهایش همیشه آماده باشند. سرلشکر شادمهر از مردم خواست که هوشیار باشند و به این شایعات توجهی نکنند. (4)
یادآوری میشود در نوع هشدارهای خطر اقدام نظامی امریکا، نوع برخورد مراکز سپاه و ارتش متفاوت است که این امر چالشهایی {نهچندان مهم} را درپی دارد.
مسئول روابطعمومی سپاه مشهد در گفتوگو با خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی، ضمن تأکید بر مشاهده عوامل امریکایی مسلح و غیرمسلح حدود ساعت 3
بامداد روز جمعه در محل سابق هجوم مهاجمان امریکایی در طبس و گزارش آن به نیروی هوایی مشهد و نیز تأیید نیروی هوایی مشهد، تأکید کرد: پیگیری لازم ازطریق ارتش دراینمورد انجام نشد،
باوجود اینکه ما به سپاه در تمام خراسان اعلام بسیج کردیم و نیروهای ما بهعلت کمبود لوازم پرواز و... نتوانستند زودتر از 7 تا 8 ساعت، به منطقه برسند و مسلماً در این مدت امریکاییان میتوانستند نقلوانتقالات لازم را به عمل آورند. وی اضافه کرد: ما اخیراً موفق به دستگیری تنی چند ازجمله دو امریکایی مشکوک شدهایم که ایشان دارای کارت خبرنگاری از وزارت ارشاد ملی بودهاند.
وی درمورد تکذیب خبر دیدهشدن امریکاییان و نیز اشیاء مشکوک توسط ارتش گفت: تکذیبهای اینها برای ما خیلی مشکوک است و قاعدهاش این است که اینها قبل از اینکه بخواهند تکذیب بکنند، با ما تماس بگیرند، عقیده ما را بشنوند و بعداً اگر نتوانستند ما را قانع کنند ما خودمان تکذیب میکنیم یا مشترکاً تکذیب میکنیم. این تکذیبهای یکطرفه خودش دلیل میشود بر مشکوکبودن قضیه. (1)
361
اظهارات کارتر با مضمون تلویحی تداوم فشار غیرنظامی و تصریح تاچر بر غیرنظامیبودن فشارهای آتی و نیز رد پیشنهاد بنیصدر در پارلمان اروپا، مهمترین مطالب امروز مربوط به روابط ایران و امریکا است.
امروز، کارتر رئیسجمهور امریکا، یک بار دیگر تأکید کرد: «تازمانیکه گروگانهای امریکایی آزاد نشوند، امریکا آرام نخواهد گرفت.» به گزارش رادیو امریکا، وی هشدار داد: «به رهبران ایران یادآور میشویم که استقلال و تمامیت ارضی کشورشان بهعلت سیاستی که در پیش گرفتهاند در معرض خطر قرار گرفته و به انزوای جهانی ایران خواهد انجامید.» البته وی یادآور شد: «ما میکوشیم ازطریق مسالمتآمیز و اقدامات دستهجمعی با متحدان خود مقدمات آزادی گروگانها را فراهم کنیم.» کارتر همچنین گفت: «ایالات متحده پس از حل مسئله گروگانها مایل به برقراری روابط عادی با ایران است.» (2)
دراینحال، جدیترین متحد امریکا درباره عدم برخورد نظامی بهتصریح سخن گفت. رویتر از اسکاتلند در گزارش اظهارات امروز مارگارت تاچر نخستوزیر انگلیس، به نقل از وی اعلام کرد: غرب راهی ندارد جز اینکه ازطریق فشارهای سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی این ماجرا را محکوم کند. وی تصریح کرد: من اقدام نظامی را رد میکنم، زیرا فکر نمیکنم به نتیجه برسد و بهعلاوه آثار جانبی آن فاجعهآمیز خواهند بود. (3)
از سوی دیگر، به گزارش خبرگزاری فرانسه از پاریس، در جلسه امروز پارلمان اروپا که به ریاست خانم سیرون ری در لوکزامبورگ تشکیل شد، درخواست پرزیدنت بنیصدر درباره اعزام هیئتی به ایران برای کسب اطلاع از جزئیات حمله اخیر امریکا به ایران رد شد. (4)
362
باتوجهبه بحران بهوجودآمده میان ایران و امریکا، همسایگی ایران با شوروی و مداخله نظامی شوروی در افغانستان، مسئله شوروی برای غرب بهویژه امریکا از حساسیتهای بیشتری برخوردار شده است.
در همین رابطه امروز، جیمی کارتر در سخنرانی خود در فیلادلفیا اعلام کرد: اتحاد شوروی امکان دارد از افغانستان بهعنوان یک پایگاه برای حمله به پاکستان استفاده کند. وی تأکید کرد هرگونه کوشش قدرتهای خارجی در بهدستآوردن کنترل خلیجفارس بهمثابه حمله به منافع حیاتی امریکا تلقی شده و دراینصورت امریکا در اقدام نظامی علیه کشور مورد بحث، درنگ را جایز نخواهد دانست.
کارتر در قسمتی از سخنان خود خاطرنشان ساخت که ارتش سرخ شوروی پیوسته تسلط خود را بر افغانستان افزایش میدهد و سعی دارد این کشور را پایگاه تجاوزهای بیشتری قرار دهد. بدینترتیب اگر جلوی ادامه تجاوز شوروی به افغانستان گرفته نشود، جهان با جدیترین مبارزهطلبی پس از جنگ سرد روبهرو خواهد شد. (1)
یونایتدپرس نیز از لسآنجلس گزارش داد: برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر، گفت تسلط شوروی بر خلیجفارس و ایران بهطور تغییرناپذیری میتواند توازن قدرت در جهان را برهم زند. برژینسکی که در جمع شورای امور جهانی در لسآنجلس سخن میگفت، چندینبار براهمیت ایران و افغانستان برای امنیت کشورهای غربی تأکید کرد. وی گفت: اگر این منطقه منفجر شود یا تحتسلطه یک قدرت متخاصم قرار گیرد، توازن قدرت در جهان نهتنها بهطور عمده بلکه بهطور تغییرناپذیری از بین خواهد رفت. (2)
در همین حال، بنا بر گزارش امروز بخش فارسی رادیو مسکو، ژوزف لونس دبیرکل پیمان ناتو، اظهار کرد: برخی کشورهای عضو پیمان ناتو در نظر دارند از امریکا در حوزه خلیجفارس پشتیبانی نظامی کنند. ژوزف لونس گفت که تصمیم نهایی دراینباره در اجلاس ویژه کمیته طرحریزی ناتو گرفته خواهد شد که هفته آینده، کار خود را آغاز خواهد کرد. مفسر رادیو مسکو یادآوری کرد: این اظهارات پراکنده پس از گفتوگوی اخیر لونس با کارتر و دیگر مقامات بلندپایه امریکا ایراد شده است. (3)
363
درگیریهای سنندج که 24 روز قبل، با ممانعت از عبور ستون ارتشی پایهگذاری شد، امروز درحالی ادامه یافت که درمجموع نیروهای ارتش و سپاه در موقعیتی برتر از نیروهای مسلح محلی و وابسته به گروههای محارب قرار دارند.
به گزارش برخی شاهدان، به نظر میرسد گروههای مسلح غیرقانونی که از تنها راه ارتباطی خود یعنی راه کوهستان تغذیه و پشتیبانی میشوند، ازلحاظ مهمات تا حدودی در تنگنا قرار دارند زیرا تعداد تیراندازیهای آنها روزبهروز کاهش مییابد. (1)البته نیروهای خودی نیز در مضیقه جدی قرار دارند. یک تلفنگرام که امروز به سپاه رسید، حاکی است: «برابر گزارش نزاجا، سپاهیان پاسدار انقلاب مأمور به سنندج به تعداد فعلی قادر به پاکسازی شهر سنندج نبوده و نیاز به تقویت دارند. دستور فرمایید سریعاً به اعزام تعداد پاسدار ورزیده و فعال به سنندج، نسبت به تقویت پاسداران موجود آن شهرستان اقدام نمایید.» (2)
در تلفنگرام دیگری که امروز از مرکز فرماندهی ستاد مشترک ارتش به فرماندهی نیروی زمینی ارسال شده، نوع نیازهای داوطلبان اعزامی چنین آمده است: «برابر اعلام سپاه پاسداران تعداد 200 قبضه اسلحه ژ3 همراه با هر قبضه، پنج عدد خشاب ژ3 مورد نیاز پاسداران اعزامی از اصفهان میباشد. چون این پرسنل برای انجام مأموریت محور کرمانشاه سنندج اعزام میشوند، دستور فرمایید نسبت به تأمین سلاح و مهمات مورد نیاز درصورتیکه سپاه کرمانشاه خود قادر به تأمین نمیباشند، لشکر کرمانشاه اقدام و تأمین نمایند.
ف. سماجا سرلشکر محمدهادی شادمهر» (3)
سپاه با ارسال تلفنگرام دیگری به ارتش اعلام کرد: «طبق خبر واصله از سپاه کرمانشاه جهت پاکسازی منطقه کامیاران سنندج به پرسنل ژاندارمری نیازی نیست، لذا بایستی از وسایل مخابراتی و همچنین مهمات و خودروی آن سازمان بتواند استفاده کند. ظرف امروز، دستور لازم جهت تحویل وسایل اخذ تا اینکه سریعاً در منطقه اقدام گردد.
فرمانده سپاه پاسداران دوزدوزانی» (4)
از سوی دیگر، ازنظر راه ارتباطی و تدارک و تردد، نیروهای دولتی روزبهروز وضع بهتری مییابند. در گزارش امروز عملیات همدان به تهران و کرمانشاه آمده است: «5 گروه ده نفری در سیلوی سنندج مستقر هستند و تعدادی در وزارت راه و بقیه در گردنههای صلواتآباد و روستاها و در هر چند کیلومتری عدهای از افراد ارتش مستقر هستند و درحالحاضر اوضاع آرام است.» (5)
البته آرامش یادشده نسبی است و اجرای آتش از تپههای اطراف شهر ادامه دارد(6)و در داخل شهر نیز همچنان تشنج و درگیری موضعی و خانهبهخانه مشاهده میشود. سختترین نقطه این درگیریها در اطراف منازل سازمانی بیرون از شهر گزارش شده است. سنگر گروههای مسلح ضدانقلاب در تپه مشرف به این نقطه واقع است و تاکنون دو بار عملیات نظامی پاسداران و پیشمرگان مسلمان کرد برای فتح مواضع آنها در این نقاط بینتیجه مانده است. در آخرین حمله به این تپه 20 سرباز و پاسدار زخمی و 6 تن شهید شدند، اما ارتش و پاسداران برای پاکسازی
1) روزنامه کیهان، 20/2/1359، ص2.
2) سند شماره 041185 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 19/2/1359.
3) سند شماره 042441 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 19/2/1359.
4) سند شماره 041191 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 19/2/1359.
5) سند شماره 041188 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات همدان به تهران و کرمانشاه {عملیات}، 19/2/1359.
6) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 58، 24/2/1359، ص13.
این منطقه در تدارک حمله هستند. باشگاه افسران نیز در تیررس ضدانقلاب است و امکان خروج 17 مجروح از نیروهای خودی که در این باشگاه به سر میبرند، وجود ندارد. در دیگر قسمتهای شهر نیز چندین مغازه تخریب و اموال آن غارت شده است. (1)
بروجردی فرمانده سپاه پاسداران مستقر در سنندج، درباره چگونگی ترکیب نیروهای گروههای مسلح ضدانقلاب گفت: «سازماندهی نیروهای گروههای درگیر با کومهله است و پیشمرگان حزب دمکرات و چریکهای فدایی خلق شاخه کردستان زیر نظر کومهله عمل میکنند. این گروهها با سنگربندی در داخل خانههای مردم، امکان عملیات تعرضی و کوبیدن مواضع را تا حدودی از ما و نیروهای ارتش سلب کردهاند و ما نمیدانیم چه رفتاری را در پیش بگیریم.» وی اضافه کرد: «این گروهها بهزور خود را به مردم تحمیل کردهاند و ابتدا باید مزاحمت و فشار نظامی این گروهها را از مسیر مردم کم کرد و بعد برای طرح آقای سحابی درمورد نظرخواهی از 36 میلیون ایرانی درباره کردستان اقدام کرد.» بروجردی سپس «دولت بازرگان را عامل تقویت و قدرتمندی گروههای مسلح در زمان مذاکرات هیئت ویژه دانست و گفت: اینها از فرصت مذاکره استفاده کرده و خود را سازماندهی نظامی کردند و به اینجا رسید که وضع منطقه کردستان به این موانع برخورد کرد.» (2)
امروز، لشکر28 کردستان اعلامیهای منتشر کرد که نشان میدهد عملیات دولتی تشدید خواهد شد. در این اعلامیه آمده است:
«بسمهتعالی
اهالی محترم سنندج، ضدانقلابیون دست به آخرین تلاشهای مذبوحانه خود زدهاند و واپسین لحظههای عمر خویش را میگذرانند. به آنها اجازه فرار ندهید، آنها را دستگیر کرده و به نیروهای پاسدار و ارتش تحویل دهید و خود به پاکسازی شهر پرداخته و موانع را از خیابانها بردارید. این گروهها باعث بدبختی شما شده و شهرتان را به ویرانی کشیدهاند، سزاوار نیست از چنگال قصاص عدالت بگریزند، به آنها رحم نکنید که بار دیگر شما را نابود خواهند کرد.
اذا جاء نصرالله و الفتح: وقتیکه یاری خدا فرارسد و پیروزی عیان گردد میبینید که مردم دستهدسته در دین خدا وارد میشوند، پس خدا را شکر کنید و از گذشته خود استغفار نمایید که خداوند توبهپذیر است.» (3)
شبهنگام نیز نیروی زمینی ارتش اطلاعیهای بدین شرح انتشار داد:
«بسمهتعالی
در این موقع که ضدانقلابیون و افراد مسلح غیرمجاز روزهای آخر کشتار و مقاومت خود را در سنندج میگذرانند، این مدعیان خدمت به خلق کرد و فدائیان خواستار سلامت و رفاه
مردم کردستان شروع نمودهاند به غارت اموال و اثاثیه خانهها و مغازههای مردمی که از آنجا گریختهاند و در پناه ارتش میباشند. مردم شهر تقاضا دارند صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران و رسانههای گروهی با حضور در سنندج ناظر تیرباران مردم مسلمان و غارتگری آنها باشند.» (1)
364
درگیریهای بیجار و دیواندره که اموری در حاشیه درگیریهای سنندج محسوب میشوند، همچنان ادامه دارد. دراینباره امروز، دوزدوزانی فرمانده سپاه به ستاد مشترک ارتش پیام داد: «طبق خبر واصله سپاه و ارتش هماهنگی کرده و میخواهند از بیجار بهطرف دیواندره پیشروی کنند و به هلیکوپتر احتیاج مبرم دارند.» (2)
در همین حال، امروز «ساعت پنج بعدازظهر، پاسداران مستقر در بیجار بهاتفاق سربازان ارتشی برای شناسایی منطقه عازم قریه لوکه بودند که مورد حمله افراد مسلح واقع شدند. در این درگیری یک پاسدار به نام یدالله قاسمی شهید و 2 پاسدار دیگر زخمی شدند.» (3)گزارش رسیده به واحد عملیات سپاه حاکی است که در این درگیری همچنین «از مهاجمین 20 نفر کشته و چند قبضه تیربار، کالیبر50 و خمپاره و اتومبیل لندرور و مقداری مهمات به دست آمد.» (4)
365
بعد از سنندج، مهمترین درگیریهای امروز، به مربع سقز بانه سردشت مهاباد، مربوط است.(5)
در سقز، دو گزارش از دو منبع متفاوت مربوط به دو طرف درگیری، گویای وضع امروز این شهر است. به نوشته هفتهنامه کار ارگان سازمان چریکهای فدایی خلق: «درگیریهای امروز، منجر به ویرانی تعدادی خانه و مجروحشدن عدهای [از] مردم... سقز شد. در جاده سقز بانه طی درگیریهایی که بین پیشمرگان کرد و ارتش رخ داد، تلفات سنگینی به این واحد ارتشی وارد آمد.» (6)در همین حال، گزارش ژاندارمری مربوط به آخرین ساعات همین روز حاکی است: «گروههای مسلح با سلاح سنگین بهسوی پادگان سقز تیراندازی نموده و تعدادی از تأسیسات آسیب دیدهاند.» (7)
در بانه، پادگان همچنان در محاصره مهاجمانی است که سازمان چریکهای فدایی خلق آنان را پیشمرگان قهرمان کرد خواند. نشریه کار ارگان این سازمان دراینباره نوشته است: «روز قبل هلیکوپترهایی که بهقصد رساندن مهمات به پادگان بانه در آسمان شهر به پرواز درآمده بودند، با مقابله و آتش پیشمرگان روبهرو شدند.» (8)یادآوری میشود این پادگان از حدود 15 روز پیش،
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 20/2/1359، ص2.
2) سند شماره 041192 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه مرکز فرماندهی به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 19/2/1359.
3) روزنامه کیهان، 22/2/1359، ص1.
4) سند شماره 042163 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از کرمانشاه به تهران {عملیات}، 20/2/1359.
5) * هرچند درگیریهای این منطقه شدیدترین درگیریهای مناطق غرب کشور نبود، اما به نوعی مهمترین آنها محسوب میشد.
6) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 58، 24/2/1359، ص13.
7) سند شماره 057504 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی شماره 29، 20/2/1359 الی 21/2/1359، ص2.
8) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 58، 24/2/1359، ص13.
بهدلیل اینکه یک قله مسلط به پادگان به دست گروههای مهاجم افتاده، زیر آتش قرار گرفته است تاجاییکه فرود هلیکوپتر امکانپذیر نیست و عملاً پادگان به حالت محاصره درآمده است. گفته میشود اگر از این پادگان پشتیبانی نشود، حتماً سقوط خواهد کرد. البته جهاد سازندگی در بانه مشکلات رفاهی پادگان را تقریباً حل کرده است. (1)
در سردشت، پاسگاه مهم کلته بار دیگر مورد هجوم قرار گرفت. این درگیری درحالی تا ساعتی بعد از نیمهشب ادامه یافت که تعدادی فانتوم، در چند مرحله مواضع مهاجمان را کوبیدند و آنها را عقب راندند. همین اقدام، عامل مهم افزایش روحیه مقاومت در پاسگاه بوده است. از مدافعان پاسگاه 4 نفر شهید و عدهای بهسختی مجروح شدند. گزارش ساعت 30 دقیقه بامداد هنگ ژاندارمری سردشت حاکی است: «تا این ساعت، درگیری بین مهاجمین و افراد پاسگاه کلته ادامه دارد و چون تقاضا گردیده بود که هر دو ساعت یکبار هواپیمای جت در اطراف پاسگاه مانور نموده و نسبت به کوبیدن اهداف مهاجمین اقدام نمایند به همین نحو ازطریق سماجا به نهاجا اعلام و عمل میگردد.» در این گزارش همچنین 3 فروند هلیکوپتر214 و تعدادی هلیکوپتر کبری درخواست شده است و در پایان هنگ ژاندارمری سردشت افزوده است: «نتیجه اقدامات بعدی متعاقباً اعلام خواهد شد.» (2)
در مهاباد، یک دستگاه خودروی حامل خواربار ارتش به دست افراد حزب دمکرات افتاد. (3)این درحالی است که نوعی محاصره اقتصادی علیه مناطق آلوده وجود دارد(4)و اینگونه غنائم برای محاربان بسیار مغتنم است.
366
موضوع کردستان در عرصه تبلیغات نیز امری حساس است. در ادامه دو نمونه از گزارش نشریات گروههای مسلح غیرقانونی و نیروهای خودی درگیر ذکر شده است.
نشریه خبر مربوط به سازمان چریکهای فدایی خلق شاخه سنندج، مدعی شده است که حدود 1400 نفر از سربازان که قرار بود به کردستان اعزام شوند از دستور فرماندهان خود سرپیچی کردهاند. (5)البته بخشی از این تبلیغات، خودبهخود نوعی اعتراف هم محسوب میشود. بهعنوان مثال در همین نشریه آمده است: «براساس خبرهای واصله تعداد کشته و زخمیشدگان دشمن در سنندج 450 نفر پاسدار و 250 نفر ارتشی هستند. ضمناً ستون اعزامی به کردستان که روزهای اول جنگ توسط پیشمرگان قهرمان ضربه خورد، 70 نفر کشته، 40 نفر مفقود و 250 نفر زخمی به جای گذاشت.» (6)
از سوی دیگر، روزنامه انقلاب اسلامی در گزارشی از نماز جمعه امروز اصفهان، با اشاره به برگزاری نماز به امامت آیتالله طاهری و شرکت دهها هزار تن از مردم، چنین نوشت: «آیتالله طاهری
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 27/2/1359، ص2.
2) سند شماره 041198 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {رکن3 عملیات مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 19/2/1359.
3) سند شماره 41186 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ارومیه به تهران، 19/2/1359.
4) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 58، 24/2/1359، صص 13و 14.
5) سازمان چریکهای فدایی خلق {سنندج}، نشریه خبر، شماره 75، 19/2/1359.
6) همان.
در خطبههای نماز به مسئله کردستان اشاره کرد و گفت حل این مسئله امروز کلید حل مسائل و مشکلات ایران و جمهوری اسلامی است. آیتالله طاهری یادآور شد که گروهکهایی در کردستان و حتی این روزها تحتعنوان اسلام میگویند چرا آدمکشی راه انداختهاید؟ باید از این بیانصافها سؤال کرد که چه کسی این آشوب را راه انداخته است؟ وی افزود: امام درپیام 26 آبان خود فرمودند "من عاجزانه از مردم تقاضا میکنم." این تقاضا به معنای چیست؛ جز این است که امام نمیخواستند خونریزی بشود.(1)اگر در مسئله کردستان اندک سستی به خرج داده شود آشوب کردستان منجر به تجزیه این استان و درنتیجه تشکیل یک اسرائیل کوچک در کردستان خواهد شد. باید مسئله کردستان خاتمه پذیرد زیرا آتش در کردستان به دست ما روشن نشده بلکه بهوسیله فداییان، کومهله، دمکرات و درحقیقت مزدوران کارتر و صدام حسین روشن شده است.» (2)
(آیتالله طاهری امامجمعه اصفهان:
آشوب کردستان منجر به تجزیه این استان و درنتیجه تشکیل یک اسرائیل کوچک خواهد شد، باید مسئله کردستان خاتمه پذیرد. )
367
امروز در حوزههای انتخابیهای که کاندیداها به اخذ رأی بالاتر از 50 درصد شرکتکنندگان در رأیگیری، موفق نشده بودند، دور دوم انتخابات مجلس برگزار شد. در اکثر شهرستانها، محیط آرام و بهدور از تنش بود،(3)اما در بعضی از حوزهها چنین نبود.
میرسلیم معاون وزارت کشور، اعلام کرد که بهدلیل شرایط خاص منطقه، انتخابات مجلس در شهرهای سنندج، سقز، بانه، مریوان، فیروزآباد فارس، نقده، سیرجان، ایذه، قروه، بندر لنگه و پاوه برگزار نشده است. انتخابات بخش بهار همدان و بویراحمد نیز به تعویق افتاده و حدود سه هفته دیگر برگزار خواهد شد. (4)
همچنین حقگو استاندار آذربایجانغربی، اعلام کرد: بهدلیل فضای نامساعد در شهرستانهای میاندوآب و ماکو، برگزاری انتخابات در این مناطق لغو شد. (5)
در خوی نیز برای منطقه قطور صندوق اخذ رأی ارسال نشد، درحالیکه در سایر نقاط این شهرستان رأیگیری انجام شد. (6)
در کرمانشاه در آخرین لحظات شب گذشته، برگزاری دور دوم انتخابات این شهر به بعد موکول شد. (7)دراینحال، حزب دمکرات کردستان با انتشار اطلاعیهای ضمن اعتراض به درگیریهای کردستان، اعلام کرد در دور دوم انتخابات مجلس شرکت نخواهد کرد. (8)
368
در وضعیت کنونی که بهدلیل شرایط پس از انقلاب، غالب اختلافات جریانهای سیاسی، بهجای مجاری قانونی با اقدام مستقیم افراد حلوفصل میشود، نظام با مشکل عمدهای دراینزمینه روبهرو است. درواقع، علاوهبر بحران قومی کردی در مناطق غرب کشور، در سایر نقاط نیز نوعی بحران و بلاتکلیفی وجود دارد.
امروز، در زاهدان تعیین تکلیف کتابخانه مسجد جامع که دراختیار هواداران سازمان مجاهدین خلق است، بهصورت درگیری خیابانی انجام شد. ژاندارمری ناحیه سیستان و بلوچستان گزارش داد: «بعد از اختتام نماز جمعه عدهای از مردم زاهدان به کتابخانه مسجد جامع شهر تهاجم و درپی آن عدهای از جوانان بهاصطلاح جنبشی [به] اعتراض به این موضوع اقدام و بین جوانان و مردم درگیری حاصل و درنتیجه تعدادی از طرفین مجروح شدند. آلات بهکاررفته چوب و چاقو بوده است.» (1)این درحالی است که «تحصن عدهای از دانشجویان و خانواده آنان در اعتراض به بازداشت تعدادی از دانشجویان دانشگاه زاهدان در ساختمان دادگستری کماکان ادامه دارد.» (2)
نمونهای دیگر در بابل روی داد. دراینباره اطلاعیه "حزب توده ایران سازمان بابل" بدین شرح منتشر شد: «همشهریان مبارز، در ساعت 21 بعدازظهر روز پنجشنبه [جمعه] 19/2/1359، هنگامی که چهار نفر از هواداران حزب توده ایران در بابل مشغول نصب پوسترهای تبلیغاتی حزب به مناسبت شهادت خسرو روزبه عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران، قهرمانان ملی ایران و نیز پوسترهای ضدامپریالیستی بودند، مورد حمله 9 نفر از افراد مسلح به چماق و چاقو واقع شدند و درنتیجه از تمام نقاط بدن زخم برداشتند و صدمه دیدند. عاملین این درگیری وابسته به گروهک ضدانقلابی و مائوئیستی سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر و دیگر گروهکهای مائوئیستی بودند. آنها به بهانه اینکه گویا ما پوسترهای خود را روی پوسترهای آنها چسباندهایم، بر سر رفقای ما ریختند و به این ترتیب منطق ضدانقلابی و ضدانسانی چماق و چاقو را به نمایش گذاشتند. آنها در پایان عملیات فاشیستی خود دربرابر این سؤال رفقای ما که آیا این منطق شماست؟ اظهار داشتند این یک اخطار ابتدایی بود. ما برای نابودی تودهایها اسلحه هم به دست میگیریم!» (3)
نمونه دیگر که عمق و گستره جناحبندی غیررسمی، اما بهشدت سرسختانه جریانهای سیاسی درگیر در شرایط کنونی را نشان میدهد، ماجراهایی است که به تعویق انتخابات مرحله دوم کرمانشاه انجامید. در این ماجرا تقریباً تمامی نیروهای رسمی و غیررسمی شهر بهنوعی درگیر ماجرا بودند. نکته مهم دیگر اقدامات سازمانیافته پیگیرانهای است که ازسوی هردو طرف قضیه، پشت تحرکات مردمی، بهشکل ناپیدا، ولی بهشدت تعیینکننده وجود دارد. درواقع شهر و مطالبات و ملاحظات قانونی و انقلابی عرصه درگیری دو نوع سازماندهی و تشکیلات است که پشت صحنه و تاکتیکهای همدیگر را بهخوبی میشناسند، ولی درقالب و پوشش تحرکات اجتماعی آن را بروز میدهند.
ماجرا از روز چهارشنبه 17/2/1359 شروع شد. روزنامه اطلاعات پنجشنبه نوشت: روز چهارشنبه، گروهی از ساکنان کرمانشاه در مسجد معتضدی این شهر اجتماع کردند و خواستار لغو انتخابات شدند. این عده دیشب، به فرمانداری کرمانشاه رفتند و در آنجا متحصن شدند و صبح روز پنجشنبه، مانع از ورود استاندار کرمانشاهان، رئیس شهربانی، فرماندار کرمانشاه و دیگر کارکنان فرمانداری به ساختمان فرمانداری شدند. مسئول روابطعمومی سپاه پاسداران کرمانشاه دراینباره گفت: هماکنون فرمانداری در تصرف گروه متحصن است. وی افزود: اعتراض این افراد به راهیافتن 2 تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق به دور دوم انتخابات مجلس شورای ملی است. یکی از متحصنین نیز گفت: هدف از تحصن لغو انتخابات در کرمانشاه است و خواستار لغو انتخابات هستیم. این عده همچنین اجازه ندادند صندوقهای رأیگیری که در فرمانداری نگهداری میشود، بیرون آورده شود. (1)اجتماعکنندگان در فرمانداری را بیشتر بازاریان، زنان و اقشار مختلف مردم تشکیل میدادند و نمایندگان آنها، همچنین 2 تن از مادران شهدا سخنرانی و اعلام کردند هدف ما احقاق حق شهادت در راه حق و ایمان به انقلاب اسلامی است. یکی دیگر از سخنرانان گفت: ما به شک افتادهایم که نهتنها در انتخابات مرحله اول تقلب شده، بلکه حتی بدون اعلام نتیجه بررسی این تقلبات و بدون توجه به خواست عموم همچنان با انجمن نظارت قبلی و جایگزینی 2 تن از مستعفیان درصددند اعضای انجمن مذکور را بر ما تحمیل کنند. (2)
در ادامه ماجراهای صبح امروز {پنجشنبه}، حدود ساعت 13:55، اطلاعیه استانداری از صدای جمهوری اسلامی ایران مرکز کرمانشاه پخش شد مبنیبر اینکه عدهای از افراد مسلح فرمانداری را اشغال کردهاند، اما ساعتی بعد تکذیب این اطلاعیه از همان منبع اعلام شد. (3)
واکنش چشمگیر دراینمیان، استعفای محمدعلی گرامی نوری فرماندار کرمانشاه، بود. وی در تلفنگرامی به وزارت کشور نوشت:
«بسمهتعالی
مقام محترم وزارت کشور، محترماً به اطلاع میرساند که ضمن محکومکردن اشغال مسلحانه فرمانداری کرمانشاه ازطرف گروهی اغفالشده و بهعلت
دخالت افراد غیرمسئول در امور دولتی و عدم رعایت و توجه به موازین قانون در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ازجانب منتقدین شهر، استعفای خویش را از پست فرمانداری کرمانشاه اعلام میدارم. ضمناً هرگونه پشتیبانی احتمالی از خود را سلب، پس از اعلام استعفا از گروههای فرصتطلب که منجر به تشنج و برهمزدن [امنیت] در سطح شهر شود شدیداً محکوم مینمایم.» (4)این درحالی است که بهروز ماکوئی استاندار، از اظهارنظر دراینباره خودداری و آن را به وقت دیگری موکول کرد. (5)
در ساعت 17:30، روابطعمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه تلفنی بیانیهای را دراختیار خبرگزاری پارس قرار داد. در این اطلاعیه آمده است: ساعت 13:55 امروز {پنجشنبه}، ازطرف استانداری ازطریق صدای جمهوری اسلامی مرکز کرمانشاه، اطلاعیهای مبنیبر اشغال فرمانداری توسط گروهی مسلح خوانده شد که از اشغالکنندگان خواسته شده بود فرمانداری را تخلیه کنند. انتشار اعلامیه استانداری که با تحریککردن مردم بهمنظور حمله به اجتماعکنندگان همراه بود، موجب ناراحتی اهالی در گوشهوکنار استان شد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی لازم دانست درارتباطبا این مسئله نکاتی را مطرح کند:
مسئول روابطعمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شخصاً با اجتماعکنندگان در فرمانداری ملاقات کرد و مشاهده شد هیچکدام از اجتماعکنندگان مسلح نیستند.
نشر اینگونه اکاذیب آن هم ازطرف سازمان مسئول در شرایط فعلی فقط بهسود ضدانقلاب است.
مردم کرمانشاه با هوشیاری که دارند خود جلوی حرکت غیرقانونی را خواهند گرفت.
شهر کرمانشاه از وجود گروه مسلح غیرقانونی مبرا بوده و کسی حق حمل سلاح غیرمجاز را ندارد. بدیهی است سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کلیه جریانات منطقه را زیر نظر گرفته و هر حرکت ضدانقلابی را در نطفه خفه خواهد کرد. (1)
در چنین وضعیتی کشف بمب در یک سینمای کرمانشاه،(2)نشاندهنده حدت اوضاع در شهری است که انتخابات در آن متوقف شده است. اطلاعات سپاه کرمانشاه به اطلاعات سپاه تهران گزارش داد: «صبح امروز، یک بمب در سینما شهرتماشای کرمانشاه توسط مردم کشف شد. این بمب که خوشبختانه عمل نکرده بود حدود 9 پوند ماده منفجره مخلوطی از تی.ان.تی و نیترات گلیسیرین داشت که چاشنی آن با فتیله کندسوز و یک فتیله آتشزا منفجر میشد.» (3)
سرانجام در آخرین روز قبل از انتخابات و در آخرین ساعات آن مسئله مورد مناقشه پایان یافت و «انتخابات کرمانشاه در آخرین لحظات شب جمعه به بعد موکول شد.» (4)
369
آخرین جناحبندی داخلی حکومتی در ایران {بنیصدر خط امام} که روزبهروز جنبه جدیتری به خود میگیرد، طبعاً مورد توجه رسانهای چون بیبیسی است.
رادیو لندن در برنامه امروز خود، باتوجهبه نتایج انتخابات مجلس و پیروزی قاطع جناح خط امام به جنبهای از این جناحبندی بدین صورت پرداخته است: به نظر میرسد که اکنون برای رهبران غیرروحانی ایران کمی دیر شده که با ایجاد همبستگی و ائتلاف با یکدیگر به رقابت با حزب جمهوری اسلامی به رهبری روحانیون برخیزند. حزب جمهوری اسلامی از برتری
انتخاباتی گستردهتری نسبت به دیگران برخوردار است. نشانههایی حاکی است که پرزیدنت بنیصدر و متحدانش سعی در ایجاد وزنه قدرتی دارند که بتواند به دستیابی به هدف دیرین بنیصدر که تمرکزدادن قدرت و اداره امور ایران است،
کمک کند. برای مثال، ابوالحسن بنیصدر میخواهد که قبل از اجلاس مجلس، نخستوزیر ایران را انتخاب کند و این اقدامی است که آیتالله خمینی مهر تأیید بر آن نهاده است. (1)منابع مطلع میگویند که دراینمورد با دریادار مدنی تماس گرفته شده است. مدنی در انتخابات ریاستجمهوری بعد از دکتر بنیصدر مقام دوم را احراز کرد. گفته میشود که دریادار مدنی شرایط سختی را برای قبول پست نخستوزیری مطرح کرده است. هنوز جزئیات این شرایط افشا نشده است، ولی در زمان انتخابات ریاستجمهوری او بهطور خصوصی گفت که میخواهد نقش عمل روحانیون را تقلیل دهد. گزارش شده است که او گفته است روحانیون باید به مساجد بازگردند، اگر این یکی از شرایط او باشد بسیار نامحتمل است که آیتالله خمینی با انتصاب او برای نخستوزیری موافقت کند. (2)
رادیو لندن در قسمتی دیگر افزوده است: یکی از عوامل مهم در دستیابی به هدفهای بنیصدر این است که وی و قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، اختلافات خود را کنار گذاشته و متفقاً برای اهداف مشترک فعالیت کنند. یکی از بحرانهایی که هم بنیصدر و هم قطبزاده علاقهمند به پایان آن هستند مسئله گروگانهای امریکایی در سفارتخانه امریکا است. گرچه سرنوشت گروگانها در دست مجلس آینده ایران است، اما بنیصدر امیدوار است بتواند دراینزمینه فشارهای لازم را بر مجلس ایران وارد آورد. بااینحال آیتالله بهشتی رهبر حزب جمهوری اسلامی، امید ناظران را برای دستیابی به نتیجهای در آینده نزدیک نقشبرآب کرده است، وی اظهار کرد که حدود 6 هفته طول خواهد کشید تا مجلس ایران بتواند مسئله گروگانها را مورد بررسی قرار دهد. (3)
ضمیمه گزارش366: بخشهایی از پیام 26 آبان 1358 امام خمینی خطاب به مردم کردستان
امام خمینی در 26 آبان 1358، پیامی درباره مسائل کردستان ایراد کردند که مورد توجه عموم جریانهای سیاسی قرار گرفت و از آن استقبال شد. در این پیام، امام پس از ذکر
این نکته که «گزارشهای هیئت ویژه همانطور بود که متوقع از برادران و خواهران کُرد بود که هرگز خود را از اسلام و ایران جدا نمیدانند و آنچه بدخواهان به آنان نسبت میدهند چیزی جز افساد و توطئهگری نیست»، در 7 بند، تذکراتی خطاب به برادران و خواهران کرد، بیان کردند؛ ازجمله ضمن یادآوری این مسئله که «امروز هر اختلافی به نفع امریکا و دیگر اجانب است»، در بند2 گفتند: «اینجانب و همه ملت از ستمهایی که به شما برادران کُرد درطول حکومت استبدادی شده است و از تبعیضهایی که برخلاف اسلام بر شما روا داشتهاند مطلع هستیم. لکن باید بدانید که این شما برادران نبودید که مورد ستم و ظلم واقع شدید؛ سایر برادران تُرک و لُر و عرب و بلوچ و فارس و ترکمن هم با شماها شریک بودند و همه محروم بودند از آنچه شما محروم بودید. ... لیکن آشفتگیها بهقدری زیاد است که اصلاح محتاج به زمان است، و من امیدوارم که برای همه ملت و برای شما برادران کُرد، وسایل رفاه حاصل شود.» ایشان، در بند4 این پیام افزودند: «از هیئت ویژه میخواهم که به مذاکرات خود با کمال حسننیت ادامه دهند و با شخصیتهای مذهبی و سیاسی و ملی و سایر قشرها تماس بگیرند تا تأمین
خواستههای آنان که خواست ما نیز هست، بهطور دلخواه بشود و آرامش و امن که از بزرگترین نعمتهای الهی است در منطقه برقرار گردد و شما برادران کُرد در کنار سایر برادران بهطور رفاه و آسایش زندگی نموده و طمع اجانب برای همیشه از کشورمان قطع شود.»
در بند5 این پیام نیز آمده است: «اسلامِ بزرگ تمام تبعیضها را محکوم نموده و برای هیچ گروهی ویژگی خاصی قرار نداده و تقوا و تعهدِ به اسلام، تنها کرامت انسانهاست و در پناه اسلام و جمهوری اسلامی، حق اداره امور داخلی و محلی و رفع هرگونه تبعیض فرهنگی و اقتصادی و سیاسی متعلق به تمام قشرهای ملت است، منجمله برادران کُرد که دولت جمهوری اسلامی موظف و متعهد به تأمین آن در اسرع وقت میباشد و مقررات و قوانین مربوط به آن بهزودی انشاءالله تعالی تدوین میشود.»
امام خمینی در بند آخر این پیام تقاضا کردند: «خواهران و برادران هممیهن در سراسر کشور، من دست خود را پیش شما دراز میکنم و از شما بهخاطر خدا و اسلام و کشور، عاجزانه میخواهم که تمام توان خود را برای نجات کشورتان به کار برید و اسلحههای سردوگرم، یعنی قلم و بیان و مسلسل، را از نشانهگیری به روی یکدیگر منحرف و بهسوی دشمنهای انسانیت، که در رأس آن امریکاست، نشانه روید.» (1)
1) مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی{ره}، صحیفه امام {مجموعه آثار امامخمینی(ره})، جلد12، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، چاپ پنجم 1389، صص 57 55.
370
درمورد اقدام نظامی امریکا علیه ایران نظرهای متفاوتی در امریکا ابراز میشود.
امروز وارن کریستوفر معاون وزارت امور خارجه امریکا، اعلام کرد: جیمی کارتر با حسننیت کامل و تاحدامکان قبل از دستزدن به هرگونه عملیات نظامی با اعضای کنگره مشورت خواهد کرد. (1)دراینحال، آسوشیتدپرس از نیویورک گزارش داد: ریچارد نیکسون رئیسجمهوری سابق امریکا، در یک مصاحبه تلویزیونی گفت جیمی کارتر بهدلیل آنکه فقط حفظ جان گروگانها را در نظر میگیرد رئیسجمهور قاطعی نیست. وی افزود حفظ جان گروگانها برای ما کاملاً اهمیت دارد، اما لحظاتی است که طرف مقابل چون میداند برای حفظ جان آنها حاضر هستید هر قیمتی را بپردازید، شما را در فشار میگذارد. من مانند اسرائیلیها فکر میکنم گروگانها مانند سربازان امریکایی که حاضر هستند جان خود را در راه کشورشان فدا کنند، از هیچگونه فداکاری دریغ نکنند. (2)
در همین حال، صدای امریکا به نقل از نیویورک تایمز، چنین نگاهی را همراه با نوعی طعن به رفتارهای ایران، تلویحاً رد کرد. به نوشته نیویورک تایمز مقایسه آنچه در ایران اتفاق میافتد و آنچه در لندن رخ داده، تفاوت میان روش دو کشور را روشن میکند. امریکا هنوز به سلامت جان گروگانها پایبند است، درحالیکه ایران اعلام کرد که گروگانهای این کشور جزو شهیدان هستند. (3)
از سوی دیگر، رونالد ریگان نیز بهنوعی غیرمستقیم مخالفت خود را با اقدام نظامی در ایران نشان داد. وی که نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاستجمهوری آتی امریکا است، در یک سخنرانی انتخاباتی ضمن اشاره به تحولات ایران و منطقه، با بیان اینکه امریکا باید با تمام قوا از حکومت عربستان که ستون اصلی راهبرد امریکا در منطقه است، دفاع کند و مانع سقوط خاندان آل سعود شود، گفت: اگر اتحاد شوروی به ایران حمله کند عملاً کاری نمیشود کرد. (4)وی مشخص نکرد که چه نوع اقدامی درجهت مصوننگاهداشتن عربستان سعودی در مقابل حمله شوروی بهعنوان یک رئیسجمهوری انجام میدهد، اما خاطرنشان کرد: من معتقدم که ما میتوانیم هشدارهایی دراینمورد
بدهیم. (1)ریگان گفت: تمام متحدین، ژاپن و اروپای غربی بدون نفت عربستان سعودی ورشکسته خواهند شد. وی افزود: متحدین ما باید به ما بپیوندند، آنها بیش از ما در معرض خطر قرار دارند. (2)
ریگان همچنین در یک نشست مطبوعاتی در پاسخ به این سؤال که آیا اظهارات شما بدین معنا است که شما بهعنوان یک رئیسجمهور کوششی برای جلوگیری از اشغال ایران توسط شوروی انجام نخواهید داد، گفت: ما چه کاری بیش از آنچه در افغانستان توانستیم انجام دهیم در ایران میتوانیم بکنیم. مگر آنکه شما به فکر جنگ جهانی سوم باشید. وی گفت: اما من به صلح جهانی فکر میکنم. (3)
371
مقایسه ماجرای گروگانگیری در سفارت ایران در لندن توسط عوامل عراق با گروگانگیری امریکاییان در ایران، ازجمله مسائل مورد توجه در روابط ایران و امریکا است، اما امروز مواردی از تأکید بر تفاوت جنبههای مختلف این دو اقدام نیز مطرح شد.
روزنامه نیویورک تایمز نوشته است: تروریستهایی که سفارت ایران را در اشغال داشتند مورد نکوهش همه بودند درحالیکه اشغالکنندگان سفارت امریکا در ایران، هزاران طرفدار دارند و هیچگونه تشابهی در روش میان این دو کشور {ایران و انگلیس} که با حادثه مشابهی مواجه شدند، وجود ندارد. (4)
واشنگتن پست نیز با اشاره به چگونگی ختم ماجرای لندن افزود: این پایان با وضع سفارت امریکا در ایران تفاوت شدیدی دارد. (5)بهنظر مفسر این روزنامه، حادثه سفارت امریکا در تهران خود باعث ایجاد انگیزه حادثه سفارت ایران در لندن بوده است. واشنگتن پست از قول مارگارت تاچر نخستوزیر بریتانیا، نوشته است: ایران با حمایت از تروریسمی که دیپلماتها را گروگان میگیرد، دیگر تروریسمها را نیز تشویق به این کار میکند.
چنانچه ایران قصد دارد قوانین بینالمللی را برای مصونیت دیپلماسی رعایت نکند، یک امری است که برای همه بجز خود ایران روشن است.
روزنامه کریستین تایمز نوشت: همه جهان بریتانیا را به دلیل دفاع از یک قانون بینالمللی برای جلوگیری از تجاوز به حرمت یک کشور دیگر ستایش کردند. ایران که خود بزرگترین کشوری است که اجازه تجاوز به حرمت سفارتخانهها را داده است از این اقدام بریتانیا سپاسگزار بوده است، چیزی که تفاوت کار این دو کشور را روشن میکند، این است که کشور ایران خواستههای تروریستها را که سفارت ایران را در اشغال خود درآورده بودند رد کرد، درحالیکه از امریکا انتظار دارد که خواستههای خود را درمورد گروگانهای امریکایی برآورده کند. (6)
از سوی دیگر، صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، در میان سفر خود به اروپای شرقی در فرودگاه آنکارا در مصاحبه ای درباره رابطه ایران و امریکا، با اشاره به اینکه حادثه سفارت ایران در لندن را با گروگانگیری دیپلماتهای امریکایی در تهران نمیتوان مقایسه کرد، افزود: تروریستها در لندن به سفارت ایران حمله کرده بودند درحالیکه دانشجویان در تهران بهمنظور مجازات جاسوسانی که در امور داخلی ایران دخالت میکردند دست به این اقدام زدهاند. (7)
372
نقش ترکیه در روابط امریکا با ایران، در توقف کوتاه وزیر امور خارجه ایران در فرودگاه آنکارا مثبت و مورد قبول توصیف شد. قطبزاده در اظهارات خود درمورد میانجیگری ترکیه نیز موضعی دوپهلو گرفت که نوعی ابراز اعتماد به ترکیه به شمار آمد.
قطبزاده که در این فاصله کوتاه با اکرم جیحون وزیر مشاور و کفیل وزارت امور خارجه ترکیه، ملاقات کرد به خبرنگاران گفت: ما مایلیم با ترکیه در کلیه زمینهها
همکاری داشته و روابط خود را بیشتر توسعه دهیم. (1)وی درباره نقش ترکیه در روابط ایران و امریکا گفت اطمینان یافته است که درصورت کوشش مجدد برای نجات جان گروگانهای امریکایی در تهران، پایگاههای ایالات متحده در ترکیه مورد استفاده قرار نخواهد گرفت. وزیر امور خارجه ایران گفت: ما از اینکه امریکاییها دست به عملیات جدید بزنند بیمناک نیستیم، ما به دولت ترکیه اطمینان داریم. (2)یونایتدپرس با مخابره این خبر افزوده است: در ترکیه چندین پایگاه نظامی عمده وجود دارد، لکن مقامات رسمی این کشور خاطرنشان کردهاند که از هیچیک از پایگاههای مذکور در عملیات نافرجام نجات گروگانهای امریکایی استفاده نشده است. (3)
وزیر امور خارجه ایران درمورد احتمال میانجیگری ترکیه بین ایران و امریکا گفت: فعلاً درباره گروگانها لزومی به میانجیگری نیست، ولی ما دراینمورد از ترکیه انتظار پشتیبانی داریم و کمک ترکیه را با خوشوقتی خواهیم پذیرفت. (4)
یادآوری میشود درحالیکه قطبزاده اقدام به میانجیگری بین ایران و امریکا را بهدلیل شرایط موجود ایران در یک کلام نفی و در کلام بعدی تأیید کرد، درمورد میانجیگری با عراق موضعی سرسختانه در پیش گرفت. وی دراینمورد تصریح کرد که {دررابطهبا ایران و عراق} ما هیچگونه میانجیگری را نمیپذیریم و نخواهیم پذیرفت، ما نمیتوانیم با یک نوکر امپریالیسم وارد مذاکره شویم. (5)
373
در ادامه روند تحریم المپیک مسکو از سوی امریکا و برخی دوستانش، پاکستان نیز بهطور رسمی به کشورهایی پیوست که در اعتراض به تجاوز نظامی شوروی به افغانستان، بازیهای المپیک مسکو را تحریم کردهاند. (6)
دراینمیان، ایران نیز باوجود مشکلاتی که در روابط با امریکا و متحدانش دارد بهلحاظ تجاوز شوروی به یک کشور مسلمان بهناچار همسو با کشورهای تحریمکننده،در جرگه این کشورها قرار گرفته است، این امر موجب نارضایتی محافل ورزشی آماده اعزام به مسکو شده است. در زمره مخالفان تحریم که البته با اما و اگرهایی نظر خود را مطرح میکنند اشخاص و گروههای غیرورزشی نیز مشاهده میشوند؛ ازجمله دکتر مکری سفیر جمهوری اسلامی ایران در شوروی، در مصاحبه ای اختصاصی دراینمورد گفت: آنطور که مطلع هستید این بازیها ازطرف مقامات شورای
انقلاب تحریم شده، البته این تحریم ارتباطی با تحریم آقای کارتر و سادات ندارد، اگر ما در بعضی از موضوعات دارای یک جهت باشیم دلیل بر این نیست که ما دنبالهروی آنها هستیم. من شخصاً معتقدم آنجایی که پای حفظ منافع ما در میان است باید قاطعانه ایستاد، ولی شرکتکردن در المپیک برای ما زیان فوقالعاده ای نخواهد داشت، برای اینکه رفتن ورزشکاران ما به المپیک یک رابطه ورزشی و فرهنگی است و ما باید همیشه یک راه باریک را برای روابط خودمان با شوروی نگه داریم برای اینکه دلیل بر حسننیت ما باشد. از شورای انقلاب تقاضا دارم که اگر بهغیراز مسئله ای که من از آن مطلع هستم، چیز دیگری در میان نباشد، تجدیدنظری درمورد تصمیماتش بکند. (1)
374
هنوز تبعات اشغال سفارت ایران در لندن به صورتهای مختلف وجود دارد. در برخی کشورهای اروپایی تهدید سفارت ایران ازسوی همان گروه اشغالکننده باعث اقدامات امنیتی و حفاظتی جدیدی شد.
دراینزمینه در بلژیک اقدامات امنیتی برای محافظت از جان دیپلماتهای ایرانی در این کشور افزایش یافته است. (2)خبرگزاری فرانسه به نقل از روزنامه بلژیکی لوسوار، گزارش داد: افزایش اقدامات حفاظتی محافظتها بهایندلیل اعمال شده است که سرویسهای مخفی بلژیکی درمورد تهدید سوءقصد علیه نمایندگیهای دیپلماتیک ایران و لیبی در لوکزامبورگ، اطلاعاتی کسب کردهاند. به نوشته این روزنامه دو سفارتخانه ایران ازسوی اعضای گروهی که به سفارت ایران در لندن حمله کردند، تهدید شدهاند. (3)
در انگلستان، پلیس این کشور در جستوجوی یک گروه ده نفری است که گفته میشود معمر قذافی برای کشتن مخالفان خود به انگلستان اعزام کرده است. یادآوری میشود اخیراً 2 تن از مخالفان رژیم قذافی در لندن ترور شدند. (4)
مقامات پلیس انگلیس همچنین معتقدند سفارت عراق در لندن مدتهاست تحت پوشش مصونیت سیاسی در کار قاچاق اسلحه دست دارد. درواقع ازطریق پست سیاسی سفارتخانههای عربی، سلاح به انگلستان حمل میشود و این نگرانی فزاینده ای در بریتانیا درخصوص چگونگی راهیابی این سلاحها به کشور پدید آورده است. مقامات دولتی، پلیس و اعضای پارلمان انگلستان بیشازپیش متقاعد شدهاند که سلاحهای مذکور در راه مقاصد تروریستی به کار گرفته میشوند. (5)دراینمیان دو کشور عراق و لیبی بیش از سایر کشورهای عربی در معرض سوءظن هستند. (6)
گفتنی است موارد مذکور، مانع حمایت بیدریغ کشورهای غربی از دولت کنونی عراق نیست. بهعنوان نمونه روزنامه لوموند در شماره اخیر خود گزارش داد: فرانسه تسلیحاتی به ارزش 3/3 میلیارد دلار به کشورهای عراق و عربستان سعودی خواهد فروخت و هماکنون مذاکرات درباره انجام این معاملات تسلیحاتی در جریان است. همزمان با افشای این معاملات ازسوی روزنامه لوموند، در پاریس اعلام شد که ایوان بورژه وزیر دفاع فرانسه، شنبه آینده عازم منطقه خلیجفارس خواهد شد. (7)
375
در وضع بحرانی عراق، بازار اعترافگیری از دستگیرشدگان برضد ایران گرم است. روزنامه الجمهوریه در شماره امروز خود، اعترافات یکی از متهمان به خرابکاری روزهای اخیر در عراق را به نام عبدالحمید تامر عمران انتشار داد.
این روزنامه نوشت: عمران اعتراف کرده است عضو حزب سری الدعوه به رهبری امام محمدباقر صدر میباشد که اخیراً بهوسیله مقامات امنیتی عراق کشف و منهدم شد. محمدباقر صدر دائماً در تماس با آیتالله خمینی بوده و به دستورات او عمل میکرده است. وی افزوده است امام باقر صدر یک عامل رژیم ایران و امپریالیسم امریکا است. عمران اعلام کرده است ما با عوامل ضدعراقی که در شمال عراق هستند قرار گذاشته بودیم اسلحه و مهمات دریافت کنیم و به اعضای حزب الدعوه کمک کنیم تا از مرز عبور کرده و برای آموزش عملیات خرابکاری عازم ایران شوند. (1)
علاوهبراین، در عراق بهطور پیدرپی اعدامهایی نیز صورت میگیرد. در یک گزارش از مقامات امنیتی ایران آمده است که «تعداد شهدای عضو گروههای اسلامی که علیه حکومت بعث عراق فعالیت دارند و در نتیجه برخورد با مأمورین [به شهادت رسیده] یا توسط دادگاههای بعثی اعدام شدهاند به حدود هزار نفر رسیده است.» (2)البته میزان مراقبتهای سرکوبگرانه نیز شدید است و تحرکات مخالفان بهشدت کنترل میشود. یک گزارش حاکی است وقتی دو روز قبل «یک بمب ساعتی بهوسیله مأمورین گشتی خطوط لولههای نفتی در منطقه فاو در مقابل حوزه گروهان ژاندارمری خسروآباد کشف» شد، متعاقب آن تعدادی از کارگران شرکت نفت عراق که بهنظر مأموران سازمان امنالعام مشکوک بودند، دستگیر شده و تحت بازجویی قرار گرفتند. (3)
376
درباره وضع کنونی عراق تحلیلی با عنوان "در عراق هواداران سوسیالیسم علمی و مسلمانان مبارز متحداً علیه رژیم بعثی مبارزه میکنند" در شماره امروز روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده، درج شده است که هرچند در چارچوب سیاستهای فعلی حزب مبنیبر تبلیغ اتحاد مسلمانان انقلابی و کمونیستهای روسی نوشته شده است، اما حاوی نکاتی مفید در بررسی اوضاع عراق بوده و نیز نشاندهنده تحلیلی از یک جریان سیاسی داخلی درمورد عراق میباشد.
قسمتهایی از این مقاله تحلیلی(4)چنین است: «یکی از دلایل عمده سیاستهای خائنانهای که رژیم بعثی عراق بعد از کودتای سال گذشته، که به برکناری البکر و اعدام عدهای از اعضای رهبری حزب بعث منجر شد، در قبال خلقهای کشور خود و مجموعه جنبش ضدامپریالیستی خلقهای عرب و منطقه ازجمله خلق ایران در پیش گرفته است، گرایشهای انحصارطلبانه این حزب است که خود را یگانه نماینده واقعی مردم عرب میداند.
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 51، 21/2/1359، ص1، بغداد خبرگزاری فرانسه، 10 مه 1980.
2) سند شماره 287772 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 07 {رکن2}، 8/3/1359.
3) سند شماره 287582 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 هنگ آبادان {رکن2}، 17/3/1359.
4) * ضمیمه دارد؛ بخشهای دیگری از گزارش تحلیلی ترویجی حزب توده درباره عراق.
رژیم بعثی عراق در داخل کشور تمام آزادیها و حقوق دمکراتیک مردم را پایمال کرده است و از فعالیت تمامی احزاب و گروهها چه مسلمان و چه کمونیست جلوگیری میکند.
سرکوب خلق و نقض حق خودمختاری آن، دستگیری و اعدام اعضای حزب کمونیست عراق و به تازگی دستور شورای رهبری انقلاب، مبنیبر صدور حکم اعدام علیه هرکسی که منتسب به حزب الدعوه {حزبی است متشکل از مسلمانان مبارز هوادار خط امام خمینی} باشد و برای افکار آن تبلیغ کند و یا به اجرای وظایف آن کمک نماید. {نقل از روزنامه الف باء وابسته به حزب بعث عراق} ازجمله اقداماتی است که میرساند حزب بعث عراق سیاست رژیم دیکتاتوری شاه مخلوع را در کشور خود در پیش گرفته و نیز نشان میدهد که این حزب در میان مردم عراق بهکلی منفرد شده است.»
مقاله در پایان با تأکید بر اینکه در مبارزه علیه رژیم پهلوی، قطعنظر از عقاید مسلکی، اتحاد انقلابی وجود داشته است، به ذکر اتحاد همه نیروهای «جبهه نبرد مرکب از کمونیستها، مسلمانان مبارز، افراد آزادیخواه اکثریت مطلق خلق کرد و...» پرداخته و نتیجه گرفته است که در عراق نظیر آنچه در ایران انقلابی بوده است، «از هماکنون میتوان گفت راهی را که رژیم صدام حسین در پیش گرفته است، همچون رژیم منفور پهلوی محکوم به شکست و فنا است.» (1)
377
امروز عمدهترین تحرکات عراق در نوار مرزی با ایران دو مورد تجاوز هوایی، شلیک پاسگاهی و یک مورد نقلوانتقال نیرو در غرب بوده است.
در آبادان، ساعت 4:20 بامداد، یک فروند هواپیمای متجاوز رؤیت شد که پس از شلیک چند تیر منطقه را ترک کرد. (2)در ساعت 20:30 امروز، حمله مسلحانه ای به مدت 30 دقیقه علیه گروهان ژاندارمری بستان انجام شد. (3)این حمله به ساختمان گروهان ژاندارمری و ساختمانهای اطراف خسارت وارد کرد، اما تلفات جانی نداشت. (4)
بنا به اعلام لشکر81 زرهی در منطقه عمومی کرمانشاه، «نیروهای عراقی در نوار مرزی شیخ سله و سرتنگ نقلوانتقالاتی کرده و به کمک عوامل ضدانقلاب قصد حمله به اسکله و خانهشور و گردهنو را دارند.» (5)
یادآوری میشود روز گذشته نیز تحرکات ایذایی عراق نسبتاً محدود بود. در منطقه کرمانشاه از ساعت 24 تا ساعت یک بامداد، مناطق مرزی هوان، بندر جوق و دارخور با خمپاره زیر آتش قرار گرفت که تلفاتی نداشت. (6)شهربانی آبادان از پرواز یک هلیکوپتر عراقی در ساعت 4:15، بر فراز پالایشگاه آبادان خبر داد که با شلیک حدود 30 تیر بهسمت آن متواری شده است. (7)مقامات ارتش نیز از پرواز یک فروند هواپیما در قلمرو هوایی آبادان خبر دادند که با تیراندازی پدافند هوایی فرودگاه آبادان متواری شده است. (8)
1) روزنامه نامه مردم، 20/2/1359، صص 1 و 7.
2) سند شماره 42169 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از شاجا به وزارت کشور، 20/2/1359.
3) سند شماره 41202 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 20/2/1359.
4) سند شماره 057504 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی، شماره 29، معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا {مدیریت اطلاعات}، از 20/2/1359 تا 21/2/1359، ص2.
5) سند شماره 042170 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 20/2/1359.
6) روزنامه بامداد، 21/2/1359، ص2.
7) سند شماره 41200 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 19/2/1359.
8) سند شماره 287505 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از آبادان به اهواز {رکن3}، 19/2/1359.
378
در ادامه اخراج راندهشدگان عراقی امروز نیز 378 نفر دیگر از این افراد از مرزهای خسروی، سومار، مهران و دهلران وارد خاک ایران شدند و با ورود این عده جمع راندهشدگان به 32 هزار و 964 نفر رسید. (1)
یادآوری میشود جمهوری اسلامی ایران مانند گذشته، علاوهبر مواجهه با مشکلات عدیده درزمینه مسائل رفاهی، فرهنگی، اجتماعی، اشتغال و... ناشیاز اقامت راندهشدگان عراق، با مشکل جدی امنیتی نیز مواجه است. امروز، رکن سوم ستاد مشترک ارتش در تلفنگرام به مراکز ذیربط اعلام کرد: «برابر گزارش شخصی به نام سعید مالک [که] جزء معاودین عراقی است و در سالهای گذشته به ایران معاودت نموده، او یکی از اعضای مؤثر حزب دعوت اسلامی و با آیتالله شیرازی تماس دارد. [فرد] یادشده گزارش نموده برابر اطلاعاتی که به دست آورده حزب بعث عراق اکثر مأمورین خود را از بین جوانان و مجردین انتخاب و در پوشش معاود برای انجام مأموریت ویژه به ایران اعزام میدارد و با تحقیقاتی که انجام شده تا حدودی مورد اشارهشده تأیید و لازم است [به] مسئولین اردوگاهها هشدار داده شود که اهم فعالیتهای خود را به روی این گزارش متمرکز نمایند.» (2)
379
سنندج همچنان صحنه درگیری است و جنگ خانهبهخانه بار دیگر شدت گرفته است و شواهدی از تدارک ارتش و سپاه برای عملیات گسترده بهمنظور پاکسازی داخل شهر مشاهده میشود. (3)در اطلاعیه امروز لشکر28 کردستان دراینباره آمده است:
«بسمهتعالی
اهالی محترم سنندج، اکنون که چهره پلید ضدانقلاب بر همهکس روشن شده و از عمر آنها چیزی باقی نمانده لازم میدانیم مراتب ذیل را به اطلاع شما مردم شرافتمند سنندج برسانیم:
طبق اخبار رسیده مردم در شهر خودشان شروع به پاکسازی نمودهاند.
گروههای مسلح غیرقانونی از محلهای مختلف درحال گریز هستند به هر قیمتی شده از فرار آنها جلوگیری نمایید.
سیستم و وسایل ارتباطی ضدانقلابیون توسط نیروهای مبارز ارتش و پاسداران منهدم گردیده است.» (4)
این درحالی است که گروههای مسلح غیرقانونی با استقرار توپ ضدهوایی که ارتش آن را تأیید کرده است بعد تازه ای به جنگ در کردستان دادهاند.
هرچند فرماندهان پادگان سنندج معتقدند توپهای ضدهوایی از خاک عراق با تلاش شیخ جلال برادر شیخ عزالدین آورده شده است، اما سران گروههای مسلح ضدانقلاب میگویند که این توپها را از پادگان مهاباد به غنیمت گرفتهاند. (5)
در این شرایط، واحد عملیات سپاه همدان به تهران اطلاع داد: «در سنندج، رادیو تلویزیون قطع است و فداییان خلق یک فرستنده رادیویی به کار انداختهاند به نام صدای خلق که در سنندج پخش میشود.» (1)
واحد عملیات سپاه کرمانشاه نیز با گلایه از کمبود نیرو اعلام کرد: «چرا بعد از یک سال خواب غفلت بیدار نشدهاید، برای سنندج حداقل 2 هزار نفر پاسدار نیاز است اگر بخواهیم کشته بیهوده ندهیم اقدام فرمایید.» (2)
امروز همچنین متن مصاحبه ای از رئیسجمهور بنیصدر، منتشر شد که وی در پاسخ به این سؤال که «گفته میشود ارتش در کردستان تهاجم داشته است و تعداد کشتهشدگان بیش از تعدادی است که اعلام شده، اصولاً ازنظر شما اوضاع کردستان چگونه است؟» چنین گفت: ما در کردستان درواقع با چند دولت میجنگیم و یک دولت و دو دولت نیست. ما در کردستان با امریکا میجنگیم، با بعث میجنگیم، با طرفدار شاه میجنگیم و با بسیاری دیگر از گروهها هم میجنگیم و آنها همه در یک چیز مشترک هستند و آن این است که این انقلاب را نمیخواهند. (3)
اظهارات سرهنگ صدری فرمانده پادگان سنندج، در تکمیل اظهارات بنیصدر جالب توجه است. وی در پاسخ به این سؤال که چرا ارتش قادر به بستن مرز نیست، گفت: ما در مرزهای کردستان دارای قدرتی نیستیم که بتوانیم مرزها را کنترل کنیم. پادگانهای ما در بانه و مریوان در موضع دفاع از خود به سر میبرند و ژاندارمری نیز در تمام نوار مرزی کردستان خلع سلاح شده است. وی درمورد انگیزه اصلی درگیری در کردستان که اعزام یک ستون نظامی بهسوی مرز بود، گفت: به شرف حرفه ای قسم که قصد ما از اعزام ستون بهسوی مرز، تعویض آن با ستون مستقر در مرز بوده و هیچگونه قصد سرکوبی نداشتیم و این موضوع فقط بهانه ای برای شروع جنگ بوده است. (4)
380
در پاوه که نام آن هنوز بهعنوان یکی از مراکز عمده ایذا و تهدید بر سر زبانها است، شلیک خمپاره از ارتفاعات اطراف ادامه دارد و امروز نیز از ساعت 15:30 تا ساعت 16، چند خمپاره بهسوی مقرهای سپاه و ارتش شلیک شد. (5)
مینگذاری جادهها نیز از دیگر اقدامات ایذایی است. (6)امروز نیز 2 دستگاه خودروی خدمات عمومی براثر برخورد با مین منهدم شدند و تلفاتی به بار آمد. (7)
بنا بر گزارش شهربانی به وزارت کشور، حدود ساعت 14:30 امروز، «یک دستگاه خودروی غیرنظامی کمپرسی تخلیهکن که از کرمانشاه عازم پاوه بوده، نزدیک قریه قشلاق با مین برخورد نموده که کمکراننده به نام لطیف بهرامی در دم کشته، راننده آن به نام محمد بهرامی زخمی و
1) سند شماره 042161 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از همدان به تهران {عملیات}، 20/2/1359.
2) سند شماره 042162 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از کرمانشاه به تهران {عملیات}، 20/2/1359.
3) روزنامه بامداد، 20/2/1359، صص 1 و 3.
4) روزنامه کیهان، 21/2/1359، ص11.
5) همان، ص9.
6) سند شماره 41288 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی {رکن3 دایره امنیت} به دفتر ریاستجمهوری، 22/2/1359.
7) سند شماره 041227 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 21/2/1359.
در بیمارستان پاوه بستری گردید.» (1)چند دقیقه بعد، «مینیبوسی که با 20 سرنشین از پاوه راهی کرمانشاه بود در نزدیکی این محل با مین برخورد کرد و براثر این انفجار 4 نفر [از] سرنشینان مینیبوس کشته و 16 نفر دیگر مجروح شدند» (2)که حال 8 نفر از آنان وخیم است. (3)
در گزارش شهربانی که در آن به تلفات انسانی مربوط به نیروهای نظامی اشاره شده، آمده است که این خودرو «در نزدیکی قریه تازهآباد با مین برخورد که مینیبوس متلاشی، 3 نفر از سرنشینان آن در دم کشته و تعداد 10 نفر درجهدار شهربانی پاوه و یک نفر درجهدار ژاندارمری و یک درجهدار ارتش جزء پرسنل زخمی این حادثه میباشند که با هلیکوپتر به کرمانشاه تخلیه شدند.» (4)گفته میشود احتمال دارد این مینگذاریها کار عوامل عراق باشد. (5)
در جنوب پاوه، باینگان نیز با ناآرامیهایی ناشیاز حضور و فعالیت همان دسته از مهاجمان مسلح که در پاوه فعالاند، درگیر است. روز گذشته قبل از اقامه نماز، مهاجمان مسلح با گروگانگرفتن عده ای در مسجد جامع باینگان اعلام کردند که تا بازگشت افرادی که با سلاح خود به پاسداران انقلاب اسلامی پاوه تسلیم شدهاند، آنها را در گروگان خواهند داشت. (6)به گفته مسئول روابطعمومی سپاه پاسداران، چندی پیش عده ای از افراد مسلح در باینگان خود را به سپاه پاوه تسلیم کرده بودند. (7)مهاجمان تهدید کردند که درصورت معرفینشدن تسلیمشدگان «از برگزاری نماز جمعه در این بخش جلوگیری کرده و زندگی تمام کسانی که خود را تسلیم کردهاند نابود کرده و زن و بچههای آنان را نیز به گروگان خواهند برد.» (8)
دراینحال، مسئول روابطعمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه در گفتوگویی با کیهان درمورد آخرین تحولات شهر پاوه گفت: نمایندگان مردم این شهر برای گفتوگو با رئیسجمهور عازم تهران شدند. هدف آنها از این سفر گزارش اوضاع منطقه و تقاضای ایجاد امنیت و پاکسازی سریع منطقه از عوامل بعث عراق است. (9)
381
علاوهبر سنندج که محور اصلی درگیریهای کنونی غرب کشور است و پاوه که بهدلیل سابقه فاجعهبار آن، تداوم ناآرامیها در آن واجد اهمیت است، در دیگر مناطق غرب کشور نیز ناآرامیهایی با شدت زیاد و کم ادامه دارد.
در بانه، این دو گزارش حاکیاز وخامت اوضاع است. در گزارش امروز رسولی مسئول پاسداران مستقر در بانه، به فرماندهی سپاه {دوزدوزانی و ابوشریف}، آمده است: «وضعیت ما بهعلت کمبود مهمات و آذوقه و نیرو در وضع بسیار بدی میباشد. تخلیهنشدن اجساد و حملات مهاجمین با سلاحهای سنگین و سبک باعث شهیدشدن و مجروحشدن عده دیگری از پاسداران برادر شده چنانچه به افراد این پادگان کمک نشود، سرنوشت تلخی در انتظار افراد میباشد مانند پاوه.» (10)
1) سند شماره 41207 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی به وزارت کشور، 20/2/1359.
2) روزنامه کیهان، 21/2/1359، ص9.
3) روزنامه جمهوری اسلامی، 21/2/1359، ص4.
4) سند شماره 41207 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
5) روزنامه کیهان، 21/2/1359، ص9.
6) روزنامه کیهان، 22/2/1359، صص 1 و 12.
7) همان.
8) روزنامه انقلاب اسلامی، 22/2/1359، ص11.
9) روزنامه کیهان، 20/2/1359، ص15.
10) سند شماره 042164 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از مسئول سپاه پاسداران بانه به فرماندهی سپاه پاسداران مرکز، 20/2/1359.
در یک ابلاغیه مورخ امروز ستاد مشترک ارتش به فرماندهی نیروی زمینی نیز یادآوری شده است: «برابر اعلام ژاجا، سپاه پاسداران بانه بهعلت کمبود مهمات و تخلیهنشدن اجساد و حملات پیدرپی مهاجمین و شهیدشدن عده دیگری از برادران پاسدار درحالحاضر در وضعیت بدی به سر میبرند، چنانچه کمکی به افراد این پادگان نشود سرنوشت تلخی مانند پاوه در انتظار افراد میباشد.» (1)و در آخر با امضای «ر. سماجا سرلشکر محمدهادی شادمهر» چنین آمده است: «دستور فرمایید برابر مذاکرات نسبت به تقویت و تخلیه مجروحین اقدام لازم به عمل آید.» (2)
در سردشت، باتوجهبه حملات شدید روز گذشته به پاسگاه کلته واقع در دوازده کیلومتری این شهر،(3)هنوز ابراز نگرانی ادامه دارد و حتی ژاندارمری درمورد احتمال قتلعام پرسنل پاسگاه درصورت عدم تقویت هشدار میدهد. (4)در همین حال، سپاه ارومیه به تهران اطلاع داد: «جلال طالبانی پایگاهی در بین سردشت و پیرانشهر مستقر کرده و حدود 50 ماشین وانت خواربار ازطرف کردهای مقیم پیرانشهر به این پایگاه فرستاده شده است.» (5)
از سوی دیگر، نامه ای که امروز، سازمان مرکزی تعاون روستایی به ستاد مرکزی سپاه ارسال کرد، نشانه ای از وضعیت شهر مهاباد است. در این نامه از قول مدیرعامل اتحادیه شرکتهای تعاونی روستایی این شهرستان آمده است: «نظر به اینکه برنج ارسالی از سهمیهای که بایستی به مصرف تغذیه روستاییان برسد تأمین شده و کشاورزان منطقه هم از اتحادیه و شرکت تعاونی خود انتظار تأمین مایحتاج اولیه خود را دارند و این سهمیه با مشکلات و زحمات فراوانی تهیه گردیده و ازطرفی وظیفه تعاونیهای روستایی تأمین مایحتاج روستاییان بهخصوص در مواقعی که کمبود کالاها احساس میشود، میباشد، خواهشمند است به واحد سپاه پاسداران مستقر در ارومیه دستور فرمایند تا نسبت به رفع هرگونه ممانعت از حمل برنج مذکور اقدام لازم معمول فرمایند. ضمن تشکر از همکاری آن ستاد لطفاً از نتیجه اقدامی که مبذول میفرمایند این سازمان را مستحضر فرمایند.»(6)(7)
در میاندوآب، شبهنگام، پاسگاه پلیسراه این شهر مورد حمله مسلحانه واقع شد که با تیراندازی متقابل صدمه ای وارد نیامد. (8)
در ارومیه نیز امشب مرکز سپاه با خمپاره هدف حمله مسلحانه قرار گرفت. افراد سپاه به آتش مهاجمان پاسخ دادند. (9)
1) سند شماره 041203 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {معاونت عملیات و اطلاعات مدیریت اطلاعات}، 20/2/1359.
2) همان.
3) روزنامه بامداد، 21/2/1359، ص12.
4) سند شماره 057504 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص2.
5) سند شماره 042160 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ارومیه به تهران {اطلاعات}، 20/2/1359.
6) * در تاریخ 11/4/1359، دفتر هماهنگی مناطق ستاد مرکزی سپاه به وزارت کشاورزی {سازمان مرکزی تعاونی روستایی} جوابیهای را بدین شرح ارسال کرد: «موضوع: ممانعت از ارسال برنج به مهاباد عطف به نامه مورخ 20/2/1359، اعلام میدارد سپاه پاسداران مهاباد تابهحال مانع ورود هیچگونه مواد خوراکی به مهاباد نشده است و درحالحاضر افرادی از کمیتههای ده جیران و نقده در جاده مستقر و کنترل جاده را در دست دارند و موضوع ذکرشده در نامه ارسالی ربطی به سپاه پاسداران ندارد. ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» [سند شماره 136622 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی {دفتر هماهنگی مناطق} به وزارت کشاورزی {سازمان مرکزی تعاون روستایی}، 11/4/1359]
7) سند شماره 136622 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی {دفتر هماهنگی مناطق} به وزارت کشاورزی {سازمان مرکزی تعاون روستایی}، 11/4/1359.
8) سند شماره 41217 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {معاونت عملیات و اطلاعات مدیریت اطلاعات}، 21/2/1359.
9) روزنامه کیهان، 22/2/1359، ص12.
خوی هم ناآرام است. کوچری فرماندار خوی، بهاتفاق عده ای از افراد نظامی و غیرنظامی از نوزدهم اسفندماه گذشته، بهدست اشرار و مهاجمان مسلح به گروگان گرفته شده و هنوز آزاد نشدهاند. (1)امروز، تیمسار سرتیپ ظهیرنژاد فرمانده کل ژاندارمری، وارد این شهرستان شد. وی با اشاره به توطئههای ضدانقلابیون و اشرار در منطقه قطور بار دیگر تأکید کرد باید گروگانها بدون قیدوشرط آزاد شوند، در غیر این صورت، اشرار سرکوب خواهند شد. (2)
در همین حال، امروز در خوی یک درگیری مسلحانه نهچندان وسیع، روی داد. در رهال خوی افراد مسلح غیرقانونی با سلاحهای سبک بهسوی افراد سپاه حمله کردند. در حمله متقابل پاسداران، یکی از مهاجمان زخمی شد و یک اسلحه کمری به دست سپاه افتاد. (3)
382
علاوهبر مناطق غرب کشور، در سایر شهرهای ایران نیز گاهی تحرکات ایذایی مسلحانه انجام میگیرد که هرچند در عرصه ای نهچندان وسیع، اما بهلحاظ اهمیت باعث هوشیاری مقامات مسئول میشود.
در تهران ساعت یک بامداد امروز، یکی از کارکنان جایگاه بنزین چهارراه کالج به نام سیدهاشم کشفی به مسئول جایگاه اطلاع داد که راننده یک اتومبیل هیلمن وارد محوطه شده و در قسمت جنوب جایگاه یک ظرف پلاستیک، که بیشتر رانندگان برای گرفتن بنزین از آن استفاده میکنند، قرار داده است و بدون اینکه سوختگیری کند، خارج شده است ظرف مزبور حاوی بمبی بوده است که قبل از انفجار با تلاش مأموران خنثی شد. (4)
امروز همچنین یک نفر درحالیکه 10 عدد بمب و یک عدد نارنجک دستساز بههمراه داشت، دستگیر شد. این شخص که جوانی 22 ساله میباشد، یکی از اعضای شاخه نظامی گروه بختیار است که در انفجارهای اخیر تهران و شهرستانها دست داشته است. (5)روزنامه انقلاب اسلامی ارگان گروه بنیصدر، در ادامه خبر مزبور افزوده است: «اعضای این گروه خود را آماده همکاری با کماندوهای متجاوز امریکایی به ایران کرده بودند که پس از شکست مفتضحانه امریکا عملیات این گروه نیز خودبهخود لغو شد، اما پس از آن این گروه با استفاده از تجهیزات و مهمات از قبل آمادهشده برای ایجاد رعب و وحشت و ایجاد نگرانی روانی دست به تخریب و ایجاد انفجار در نقاط مختلف ایران زدند. طی چند روز گذشته، مقامات مختلف مملکتی از دستگیری چند تن از اعضای آن خبر دادند، اما این برای اولینبار است که یکی از اعضای شاخه نظامی این گروه دستگیر میشود. بههنگام دستگیری از شخص نامبرده اعلامیه سازمان چریکهای فدایی خلق و چند گروه دیگر چپی [نیز] به دست آمد.» (6)
در نجفآباد اصفهان، شبهنگام، «توسط موتورسواری یک بمب دستی بهسوی دفتر حزب جمهوری اسلامی نجفآباد پرتاب شد که دراثر انفجار این بمب خساراتی به ساختمان حزب
وارد آمد.» (1)روزنامه جمهوری اسلامی ارگان حزب جمهوری اسلامی، با اعلام این خبر آورده است: چند شب قبل نیز بمبی در اتومبیل یکی از افراد شرکتکننده در جلسه ای که بهمنظور هماهنگنمودن راهپیمایی در حزب تشکیل شده بود، کار گذاشته شد که براثر انفجار این بمب اتومبیل پیکان وی بهطورکلی نابود شد، ولی خوشبختانه بهعلت اینکه اتومبیل فاقد سرنشین بود به کسی آسیب نرسید. (2)
بهموازات اینگونه اقدامات، گزارشهای هشدارگونه مختلف روزهای اخیر نیز بازگوکننده فضای کنونی ازنظر امنیتی و اقدامات خرابکارانه است؛ تلفنگرام ستاد مشترک ارتش مربوط به تهران حاکی است: «برابر اطلاع، عدهای در نظر دارند بهمنظور رعب و وحشت در کیوسکهای تلفن و اماکن عمومی مبادرت به بمبگذاری نمایند.» (3)
سپاه پاسداران شیراز با انتشار اطلاعیه ای خطاب به عشایر و روستاییان استان فارس هشدار داد که ضدانقلاب و دشمنان اسلام و ایران هرروز توطئه جدیدی را تدارک میبینند و اکنون که زمان برداشت محصول فرارسیده است دست به آتشزدن خرمنها میزنند. با تلاش شبانهروزی، مواظبت از مزارع را وظیفه شرعی و اسلامی خود تلقی کرده و با این کار از این توطئه رسوای عمال رژیم گذشته یعنی سوزاندن مزارع، که حتی ممکن است با استفاده از ناآگاهی بعضی برادران مسلمان صورت گیرد، جلوگیری کنند. (4)
اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سیاسی سپاه به واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران رشت اعلام کرد: «به واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران لاهیجان ابلاغ کنید که شرکتهای ساختمانی را شناسایی کنند. خبر بهدستآمده حاکیاز آن است که بعضی از آنها مواد منفجره دراختیار بعضی از افراد میگذارند.» (5)
در تلفنگرام ستاد مشترک ارتش به وزارت کشور آمده است: «گزارش واصله از میاندوآب حاکی است حزب دمکرات تصمیم گرفته درصورت شکست، سد بوکان را منفجر نماید.» (6)
تلفنگرام ستاد مشترک ارتش {مربوط به تهران} حاکی است: «برابر اعلام شهربانی در تهران شایع است عدهای از دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران در محل دانشگاه مبادرت به ساختن نارنجک دستی مینمایند تا در مواقع ضروری از آنها استفاده نمایند.» (7)
383
ماجرای تخلیه دفاتر گروهها در دانشگاهها، هنوز با اخلال و چالشهایی همراه است. امروز دانشجویان دمکرات دانشگاه پلیتکنیک تهران {شاخه دانشجویی حزب توده}، اطلاعیه ای منتشر کرد که گویای این امر است.
روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده، دراینباره نوشت: «بهدنبال اعتصاب کارکنان دانشگاه پلیتکنیک تهران و خودداری بعضی از سازمانها از تحویل دفاتر خود به مقامات مسئول،
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 24/2/1359، ص5.
2) همان.
3) سند شماره 041205 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {معاونت عملیات و اطلاعات مدیریت اطلاعات}، 20/2/1359.
4) روزنامه انقلاب اسلامی، 20/2/1359، ص10.
5) سند شماره 042432 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سیاسی به واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران رشت، 16/2/1359.
6) سند شماره 041157 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به وزارت کشور، 18/2/1359.
7) سند شماره 041205 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
دانشجویان دمکرات این دانشگاه ضمن صدور اطلاعیهای به تاریخ 20 اردیبهشت، درمورد وضع حساس این دانشکده به مقامات مسئول هشدار دادند. در اطلاعیه دانشجویان دمکرات دانشگاه پلیتکنیک تهران آمده است: اینک در دانشگاه ما {پلیتکنیک} نیز وضع غیرعادی است. بهدنبال تصمیم شورای انقلاب مبنیبر تعطیل دفاتر سیاسی دانشگاهی، نیروهای چپرو و چپنما از تحویل دفاتر خود به مقامات مسئول دولتی خودداری ورزیدهاند. ... بهخاطر این اقدام گروههای چپرو و چپنما، کارکنان دانشگاه دست به اعتصاب و قطع برق دانشگاه زدهاند. این وضع ممکن است منجر به انحلال ترم کنونی شود و شورای مدیریت دانشگاه مسئولیت انحلال ترم را بهعهده 6 تن از اعضای شورای دانشجویی گذاشته است. ما... هشدار میدهیم که بهتعطیلکشاندن دانشگاه و رودررو قراردادن کارکنان دانشگاه و دانشجویان و ایجاد جنجال جدید در دانشگاه به نفع ضدانقلاب داخلی و امپریالیسم است.» (1)
384
امروز چهارمین و آخرین روز برگزاری نخستین گردهمایی انقلاب فرهنگی اسلامی بود که شبهنگام با تشکیل یک میزگرد پایان یافت. (2)
این میزگرد که مدیریت آن را احمد تاجیک از دفتر هماهنگی همکاریهای مردم با رئیسجمهور و دکتر منصور دوستکام از دانشگاه ملی به عهده داشتند،(3)در تالار ابوریحان دانشگاه ملی برپا شد و در آن دکتر ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهور، دکتر حبیبی وزیر فرهنگ و آموزش عالی، دکتر شریعتمداری،حجتالاسلام معادیخواه {بهجای آیتالله موسوی اردبیلی}، مسعود رجوی، شمس آلاحمد، طاهر احمدزاده و دکتر تکمیل همایون شرکت داشتند و هرکدام به ایراد سخنرانی پرداختند. (4)
در این میزگرد ابتدا بنیصدر رئیسجمهور، در سخنانی گفت: «یکی از اصول سلطه غرب بر ما اصل منع ابتکار است و اینکه غیراروپایی قادر به اندیشیدن و خلاقیت نیست. دیگر ضرورت انقطاع فرهنگی و سوم ضرورت بریدن از زمینه تاریخی و از آینده بهصورت امری که ساخته نسل حاضر، یعنی انسان زیر سلطه بپذیرد که آینده او از پیش معین است و تنها مکتب غرب الگوی او میباشد.» وی افزود: «باید بهجای انسان میمون مقلد، اصل را بر این بگذاریم که انسان موجودی مبتکر و خلاق است.» (5)
همچنین در این جلسه مسعود رجوی در سخنانی دیدگاههای خود را درمورد انقلاب فرهنگی بیان کرد. وی گفت: «ابتدا باید از مبارزات پرافتخار افرادی که دانشگاهها را بهصورت سنگری علیه اختناق درآوردند و آن را به شهادتگاه تبدیل کردند، یادآوری کنم و سپس از پیام امام خمینی رهبر کبیر انقلاب، در پیام نوروزی خود درباره دانشگاهها که فرمودند سنگری برای درمان دردها و دریافتن راهحلی برای مشکلات بسازیم یادآوری کنم.» (6)وی سپس افزود: «من ترجیح میدادم
که امروز، در اینجا روشها و راههای ریشهکنکردن امپریالیسم را مقدم قرار میدادیم تا زمینه بهتری برای بحث درباره انقلاب فرهنگی میداشتیم.» (1)رجوی ادامه داد: «تاوقتیکه وابستگیهای اقتصادی و سیاسی هنوز ادامه دارد امکان انقلاب فرهنگی بسیار ضعیف است.» (2)وی که پس از پایان وقت خود تقاضای وقت اضافه کرده بود، گفت: «طبق گزارشات مستند، که حتی در خارج از کشور هم انعکاس پیدا کرده، گفته شده که ماه خرداد، پس از بستهشدن دانشگاهها نوبت تصفیه مجاهدین است و من از آقای رئیسجمهوری بنا بر مسئولیتی که دارند میخواهم که دراینمورد توضیح دهند.» (3)
در پایان جلسه، بنیصدر به جمعبندی و نتیجهگیری از صحبتهای سخنرانان پرداخت. وی در ابتدای سخنان خود از جلال آلاحمد، دکتر شریعتی و شهید مطهری بهعنوان پرچمداران انقلاب فرهنگی یاد کرده و گفت: «بهعنوان رئیسجمهور احترامات این جمهوری را تقدیم این مردان و تمام شهیدان میکنم.» (4)وی همچنین افزود: «خیلی چماق به این کله ما خورده است تاس نشده، اما پرمقاومت شده است. محیطهای دانشگاهی بپذیرند که قدر مسلم ایدئولوژی حاکم بر دانشگاه باید موضوع بحث باشد، یک ملتی که با شعار الله اکبر؛ یعنی معنویت تمام، شروع کرده دانشگاهی دارد که اساس کلامش مادیت تمام است. ... گمان من این است که در مقام جمعبندی و بهطور مختصر حق را به مسلمانان بدهید که نگران دانشگاهی باشند که پایه کارش را انکار معنی قرار داده است.» (5)
بنیصدر در بخشی دیگر از این سخنرانی گفت: «گفته شد که در خردادماه، با مجاهدین تسویهحساب میشود باید بگویم که این دعواها و چماق کشیدنها همان چماقهای ابهام است که شما بر سر همدیگر خرد میکنید.» در این هنگام رجوی گفت: «آقای بنیصدر، توجه داشته باشید چماق خردکردن متقابل نبوده است.» بنیصدر در پاسخ گفت: «بله، شما چماق زبانی به سر دیگران میشکنید، دیگران چماق چوبی.» (6)
بنیصدر همچنین بهعنوان اولین گام درجهت ازبینبردن ابهام موجود در روابط اجتماعی پس از انقلاب بهخصوص در درون دانشگاه، به مسعود رجوی پیشنهاد کرد که در یک جلسه مناظره در موضوع فرهنگ مادی، فرهنگ معنوی که در رابطه مستقیم با مسائل مطرح در سطح جامعه درمورد انقلاب فرهنگی و مفهوم آن است، شرکت کند. (7)
از سوی دیگر، در روزنامه جمهوری اسلامی، اطلاعیه ای ازسوی انجمنهای اسلامی و سازمان دانشجویان مسلمان دانشگاهها انتشار یافت. در بیانیه این افراد که بانی اصلی جریان لانه جاسوسی و انقلاب فرهنگی هستند، اعلام شد که این انجمنها در برگزاری این گردهمایی نقشی نداشته و اطلاعی هم از اهداف تشکیل آن ندارند، لذا از شرکت در آن خودداری کردهاند. (8)
385
بهدنبال برگزاری مرحله دوم انتخابات اولین دوره مجلس و روشنشدن ترکیب آن، این روزها مسئله انتخاب نخستوزیر از موضوعات اصلی محافل سیاسی است. دراینحال، اعلام پذیرش درخواستهای رئیسجمهور از امام خمینی، این گمانه را که تعیین نخستوزیر و تشکیل دولت قبل از تشکیل مجلس انجام گیرد، تقویت کرده است.
شماره امروز روزنامه بامداد ضمن درج یک گفتوگوی اختصاصی با بنیصدر به این مسئله پرداخته است. خبرنگار بامداد پرسید: «دولت چه زمانی معرفی میشود و ترکیب آن چگونه خواهد بود و آیا این دولت یک دولت وحدت ملی و ائتلافی است یا خیر؟» بنیصدر گفت: «دولتی که باید تشکیل شود، دولت رفع بحران است و باید بحرانهای موجود را حل کند و دولت وضع عادی نیست. این دولت باید ائتلاف استعدادها باشد، استعدادهایی که قادرند با وضعیت مقابله کنند تا بتوانند گره مشکلات مملکت را باز کنند. البته باید هم ترکیب خوبی از استعدادها باشد و هم محبوبیت عامه داشته باشد و اگر این دو رابطه را با هم جمع کنند یک دولتی خواهند شد که میتواند مشکلات را حل کند.» بنیصدر درمورد اینکه فرد خاصی برای نخستوزیری در نظر گرفته شده است یا نه، گفت: «افرادی در ذهن هستند که ازنظر من خیلی عالی هستند، ولی با بعضی از آن ضوابط مطابقت ندارند و بعضیها کمتر ازنظر استعداد خوب هستند، ولی با آن ضوابط بیشتر جور هستند، اما باید کسی را پیدا کرد که جامعیت داشته باشد.» (1)
از سوی دیگر شبهنگام، در پایان جلسه شورای انقلاب، دکتر بهشتی درباره ضوابط انتخاب نخستوزیر گفت: «دراینمورد مقداری درباره ضوابط و معیارها بحث شد، ولی هنوز نتیجه روشنی نداده است.» (2)وی درباره زمان انتخاب نخستوزیر اظهار کرد: درحقیقت، شور فعلی یکی از دو نتیجه را خواهد داد یا اینکه ضرورت ایجاب میکند حالا نخستوزیر انتخاب شود که شورای انقلاب او را انتخاب خواهد کرد و امام هم تأیید خواهند کرد و اگر حالا هم ضرورت ایجاب نکند، دستکم برای آینده روشن است که این دوستان ما نظرشان با چه کسی موافق است و این یک مقداری برای رأی تمایل آینده مؤثر است. طبق قانون این حق برای مجلس محفوظ است که به کسی که شورای انقلاب و رئیسجمهور انتخاب کرده است، رأی تمایل و اعتماد بدهد یا ندهد؛ تلاش ما هم برای این است که شورای انقلاب و رئیسجمهور به تفاهم برسند، البته تفاهم و نه مصالحه. من این را به ملت اعلام میکنم که جو جلسه از همه طرف، جو یافتن صالحترین و مناسبترین شخص بود. جو معامله سیاسی بههیچعنوان نبود. من از این جو بسیار راضی هستم. واقعاً همه با مطرحکردن معیارها و ضوابط تلاش میکردند انسب افراد را بیابند.
آیتالله مهدوی کنی دیگر عضو شورای انقلاب و سرپرست وزارت کشور و عضو شورای نگهبان نیز نظر خود را درمورد معرفی نخستوزیر قبل یا بعد از تشکیل مجلس چنین بیان کرد: اگر بتوانیم مجلس را زودتر تشکیل دهیم بهتر است که کابینه با رأی اعتماد مجلس تشکیل شود.
وی درمورد همکاری یا عدم همکاری شورای انقلاب با بنیصدر تاکنون، افزود: من فکر میکنم همدلی و همفکری موجود است و ناهماهنگی و عدم همکاری موجود نیست. (1)
دکتر حبیبی سخنگوی شورای انقلاب هم در پایان جلسه امشب این شورا، درباره انتخاب نخستوزیر
گفت: «دراینباره گفتوگوهایی شد، ولی بههرحال این مسئله باید با امام مطرح شود.» (2)وی همچنین با ابراز خوشحالی «از پذیرش مستدعیات آقای بنیصدر
ازسوی امام» گفت: «باتوجهبه
اینکه بسیاری از وزرا وارد مجلس میشوند،
بایستی که فکری برای دولت کرد و این دولت به ترتیب
فعلی هیچ کاری از او ساخته نیست زیرا فکر نمیکند که مدت طولانی بر سر کار باشد.» (3)
مسئله ای که نه از قول منبع مشخص، بلکه به نقل از مقامهای مطلع و موثق به آن پرداخته میشود، اسامی افراد احتمالی برای تصدی این پست است. در اینگونه اظهارات برای تصدی نخستوزیری از دکتر سیداحمد مدنی، داریوش فروهر، صادق طباطبایی و عزتالله سحابی یاد میشود. عزتالله سحابی که موردی جدی دراینباره محسوب میشد، امروز، بهطور رسمی تمایل قطعی خود به عدم پذیرش این پست را اعلام کرد. (4)وی گفت: «من در خود آمادگی پذیرش این پست را نمیبینم. من با کمال اعتقاد تا آنجا که در قدرت دارم میخواهم چه به دولت آقای بنیصدر و چه به دولت فعلی به هر صورتی که میتوانم یاری دهم و با این گروهها و نهادهای مختلف که هرکدام برای خود دولتی هستند و نخستوزیری که مجلس را پشتسر خود ندارد، چگونه میتواند تمام این مراکز قدرت را یکی کند و همه را زیر چتر دولت بیاورد و این مستلزم داشتن قدرتی است.» (5)
درباره سرانجام کار، به نوشته روزنامه بامداد یک مقام موثق مرتبط با بنیصدر،باتوجهبه مسائل موجود، چنین گفته است: «چنانچه تا دو روز آینده، دکتر بنیصدر
رئیسجمهوری، موفق به انتخاب و معرفی نخستوزیر مورد نظر نشود، دو احتمال وجود خواهد داشت: اول اینکه دکتر بنیصدر تا تشکیل مجلس بهطور موقت نخستوزیری را نیز شخصاً بهعهده بگیرد و اقدام به تشکیل دولت کند یا اینکه انتخاب نخستوزیر و دولت موکول به بعد از تشکیل مجلس شود.» این مقام درمورد ترکیب دولت متذکر شد: «دولت مجموعهای خواهد بود از چند وزیر دولت موقت بازرگان، چند تن از شخصیتهای مؤمن و وفادار به حزب جمهوری اسلامی و گروهی از ملیون معتقد به جمهوری اسلامی که گروه اول و دوم اکثریت را در کابینه خواهند داشت و درمجموع ترکیب دولت بهنحوی خواهد بود که مورد قبول تمامی گروههای معتقد به جمهوری و انقلاب اسلامی باشد.» (6)
386
اقدامات تلویحی و صریح مهندس بازرگان که خود در مرحله اول با رأی بالای 50 درصد برای نمایندگی مردم تهران انتخاب شد، در آستانه برگزاری مرحله دوم انتخابات مبنیبر مطرحکردن مسعود رجوی در رقابتهای انتخاباتی و مصلحتدانستن ورود چنین افرادی به مجلس و ساختار
حکومتی برای تعدیل فشارهای جریانهای مخالف و دیگر دلایل ذکرشده، باعث برآشفتن بسیاری شخصیتها و جریانهای طرفدار انقلاب اسلامی شده است، این عده معتقدند جریانهایی مثل مجاهدین خلق نه یک جریان سیاسی بلکه یک جریان برانداز محسوب میشود که درپی نفوذ بیشتر به ارگان حاکمیت نه برای کارکردن، بلکه برای پیشبرد بهتر توطئههای آتی، میباشند. البته در صف مدافعان نظام جریانهای افراطی نیز دراینمیان فعالاند که بهطور اساسی با هرگونه تعامل با منتقدان و جریانهایی غیر از جریان اصلی انقلاب، مخالفاند و تنها راه را حذف کلی آنان میدانند.
امروز روزنامه اطلاعات گزارشی از تماس تلفنی آیتالله شیخ صادق خلخالی نماینده مردم قم در مجلس شورای ملی، درج کرد. خلخالی در این تماس به روزنامه اطلاعات گفته است: «جناب آقای مهندس بازرگان با مکتب مخصوصی که دارد و پیروی از سیاست گامبهگام که میکند در هر مرحلهای و در هر فرصت مناسبی ضربههای
محکمی بر پیکر انقلاب اسلامی ایران زده است. منجمله ایشان اظهار داشتند که جمهوری دمکراتیک اسلامی باید بهجای جمهوری اسلامی بوده باشد که با مخالفت صریح امام روبهرو شد. آوردن امثال نزیه و رحمتالله مراغهای مقدم و امیر انتظام به روی کار و گذاردن آنان در پستهای حساس یکی از کارهای ناجور آقای مهندس بازرگان بود که همگان دیدیم که آن دو با پروندههایی که درباره آنها تشکیل شد، حکم دادستانی را کنار گذاشتند و از آن راهی رفتند که بختیار را به دست شاهحسینیها فرار[ی] داده بودند که الآن هم در پاریس با بختیار دمخور و هممنقل شدهاند تا به نفع امپریالیسم بینالملل و صهیونیسم جهانخوار علیه جمهوری اسلامی ایران توطئه میکنند. از کارهایی که آقای بازرگان انجام داد، یکی ملاقات با برژینسکی بود که منجر به سقوط ایشان شد. در همه گفتهها و نوشتههای ایشان مخالفت با جمهوری اسلامی و دادگاههای جمهوری اسلامی موجود است که بر هیچکس پوشیده نیست. من تأسف میخورم از اینکه چرا مردم تهران گول خوردهاند و به ایشان رأی دادهاند. اگر آقای بازرگان میخواست طرفداری از کسی بکند یا در آن مقاله کذائیشان علیه روحانیت مترقی و وکلای مجلس شورای اسلامی قلمفرسایی کنند پس چرا قبل از انتخاب، موضع خودشان را معین نکردهاند تا ملت ایران تکلیف خودش را با عناصر فرصتطلب روشن نماید. پس از اینکه آقایان موضع خود را مستحکم دیدند، از این گروه و آن گروه در کمال رندی حمایت میکنند که به خیال خام خود آنها را پشتیبان خود قلمداد کنند و در یک فرصت مناسب صدوهشتاد درجه تغییر جهت بدهند و حال آنکه گروههای چپنما و نیز مجاهدین خلق آنچه را که از دست امثال بازرگان کشیدهاند، از دست هیچکس نکشیدهاند.» (1)
در همین حال، شماره امروز روزنامه انقلاب اسلامی ارگان جریان بنیصدر، گزارش داد: «ازسوی رئیسجمهور، حجتالاسلام [آیتالله] خلخالی حاکم شرع و نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی، مأمور رسیدگی به امر مبارزه با مواد مخدر شد. بهموجب حکمی که امروز،
1) روزنامه اطلاعات، 20/2/1359، ص11.
ازطرف رئیسجمهور صادر گردید حجتالاسلام خلخالی مأموریت یافت تا در امر مبارزه با قاچاق و مصرف مواد مخدر نظارت داشته و درجهت ریشهکنکردن عفریت اعتیاد در جامعه بهویژه در بین نسل جوان قاطعانه عمل نماید.» (1)
387
امروز، ازسوی امام خمینی سه حکم برای سه نفر صادر شد که دو حکم آن به اصل 110 قانون اساسی مستند گردیده است. متن احکام سهگانه به ترتیب درج در صحیفه امام بدین شرح است:
متن کامل حکم اول:
«بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجتالاسلام آقای حاج سیدعلی خامنهای، دامت افاضاته
برای تشکیل شورایعالی دفاع ملی بر مبنای اصل یکصدودهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران جنابعالی بهعنوان مشاور از قِبَل اینجانب منصوب میشوید و چون ما در وضع استثنایی در این موقع هستیم، لازم است با کمال دقت و بررسی کامل گزارش جامع و دقیق در هر هفته از رویدادهای داخلی در ادارات مختلف ارتش برای اینجانب ارسال دارید.
20 اردیبهشت 1359
روحالله الموسوی الخمینی» (2)
متن کامل حکم دوم:
«بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر مصطفی چمران، ایدهالله تعالی
برای تشکیل شورایعالی دفاع ملی بر مبنای اصل یکصدودهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، جنابعالی بهعنوان مشاور ازطرف اینجانب منصوب میشوید و در این موقع چون در وضع استثنایی هستیم، لازم است هر هفته با بررسی کامل و با کمال دقت رویدادهای داخلی ادارات مختلف ارتش را برای اینجانب ارسال دارید.
به تاریخ 20 اردیبهشتماه 1359
روحالله الموسوی الخمینی» (3)
{امام خمینی امروز در احکامی جداگانه آیتالله خامنهای و دکتر مصطفی چمران را به سمت نماینده خود در شورایعالی دفاع منصوب کردند.}
متن کامل حکم سوم:
«بسم الله الرحمن الرحیم
جناب مستطاب حجتالاسلام آقای حاج سیدمحمود دعایی، دامت افاضاته
از آنجا که مطبوعات کشور در ساختن جامعه نقش مؤثری را ایفا مینماید، جنابعالی را بهخاطر شایستگی و لیاقتی که در اداره اینگونه امور دارید به سرپرستی روزنامه اطلاعات که مربوط به مستضعفین است منصوب مینمایم و البته متوجه هستید که مطبوعات باید همیشه در خدمت اسلام عزیز و مردم و کشور باشند و آزادیها درحدود قوانین مقدس اسلام و قانون اساسی به بهترین وجه تأمین شود. امید است به یاری خدا و با همکاری کارمندان متعهد، این روزنامه را در راه تحققبخشیدن به آرمانهای انقلاب اسلامی اداره نمایید. از خدای تعالی توفیق همگان را در این راه مسئلت دارم.
به تاریخ 20 اردیبهشتماه 1359
روحالله الموسوی الخمینی» (1)
{انتصاب سیدمحمود دعایی بهعنوان سرپرست روزنامه اطلاعات با حکم امام خمینی }
نکته قابلتوجه اینکه «ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهوری نیز دررابطهبا انتصاب حجتالاسلام سیدمحمود دعایی سرپرست جدید مؤسسه اطلاعات حکمی بهعنوان
ایشان صادر کرد.» (2)در این حکم خطاب به آقای سیدمحمود دعایی آمده است: «به استناد موافقت امام با پیشنهاد سهمادهای،(3)شما را به مدیریت مؤسسه اطلاعات منصوب میکنیم و برای آنکه محیط آزاد به معنای درست کلمه به وجود آید، لازم است روشهای کنونی که یکسره بر تحریک و تخریب هستند، رها شوند و مطبوعات محل بازتاب اندیشههای راهیاب و انتقادها به معنای ارزیابی و جداکردن سره از ناسره بگردند. باتوجهبه سابقه طولانی همقدمی و آشنایی با روحیه شما، امیدوارم اداره روزنامه اطلاعات روشی در پیش بگیرد که روزنامه میدان برخوردهای گروهی و حاکمیتهای دستهای نشود و چنان کند که در اینجا محیط تفاهم در جامعه، عامل مؤثری
گردد و حتیالمقدور بدون سانسور حقایق را همانطور که هستند، در دسترس عموم قرار دهد.
رئیسجمهور، ابوالحسن بنیصدر» (4)
تاریخ امضای حکم در روزنامه اطلاعات 20/2/1359، درج شده است. (5)
388
روزنامه اطلاعات در شماره امروز خود از آخرین نتایج و بلاتکلیفماندن یکی از اختلافات مربوط به انرژی اتمی بین ایران و فرانسه خبر داد.
متن گزارش روزنامه به نقل از خبرگزاری فرانسه بدین شرح است: «دادگاه تجدیدنظر پاریس روز گذشته، نتایج کار خود پیرامون درخواست ایران مبنیبر رفع توقیف حسابهای ایران را که در ماه اکتبر گذشته، ارائه شده بود اعلام کرد. توقیف 9 میلیارد فرانک داراییهای ایران روز 24 اکتبر گذشته، توسط دادگاه بازرگانی پاریس برای شرکتهای اوردیف و سوفیدیف موافقت شده و درخواست رفع توقیف این مبلغ بهویژه ازجانب دولت و سازمان انرژی اتمی ایران ارائه شده بود. اوردیف که ترکیبی از کمپانیهای فرانسوی، بلژیکی، ایتالیایی و اسپانیایی درزمینه اتمی میباشد در نوامبر 1973، قرار بود یک کارخانه غنیسازی اورانیوم را در ایران تأسیس کند. این سازمان بهدنبال متوقفشدن کارهای ساختمانی این مجتمع، دولت و سازمان انرژی اتمی ایران را از اینکه از سال 1978، از پرداخت مبلغ قرارداد طفره رفته است مورد سرزنش قرار داد. به همین جهت، دادگاه پاریس به اوردیف اجازه داد مبلغ 9 میلیارد فرانک اعتباری که دولت ایران دراختیار دولت فرانسه و سازمان انرژی این کشور گذارده است، توقیف کند.
از سوی دیگر، این دادگاه در 21 دسامبر 1979 [30/9/1358]، درخواست رفع توقیف ایران دراینزمینه و درخواست فرجامخواهی ایران را رد کرد. دادگاه تجدیدنظر حکم خود را روز نهم ژوئیه [18/4/1359]، اعلام میکند.»(1)(2)
ضمیمه گزارش376: بخشهای دیگری از گزارش تحلیلی ترویجی حزب توده درباره عراق
در مطلبی با عنوان "در عراق هواداران سوسیالیسم علمی و مسلمانان مبارز متحداً علیه رژیم بعثی مبارزه میکنند" که در شماره امروز روزنامه نامه مردم {ارگان حزب توده}، درج شد، چنین آمده است: «حزب بعث عراق بعد از درک این امر که رشد انقلاب ضدامپریالیستی و خلقی ایران و تأثیر آن در عراق میتواند، بهعنوان یک عامل خارجی، تضادهای داخلی آن کشور را به حد انفجار برساند، سیاست دشمنی و ستیزه را با انقلاب ایران، رهبر انقلاب امام خمینی و سایر نیروهای راستینی که از خط ضدامپریالیستی و خلقی امام خمینی پشتیبانی میکنند،ازجمله حزب توده ایران در پیش گرفته است. روزنامه الف باء در مقالهای به قلم ابراهیم خلیل که دقیقاً نمایانگر ترس و وحشت حزب بعث از انقلاب ایران و امام خمینی است، تحتعنوان الف باء بهطور اختصاصی نتیجه جلسهای را که در شهر قم تشکیل شد، به تفصیل پخش میکند، لاطائلات زیر را به خورد مردم عراق میدهد: "یکی از وقایع اثباتشده در تحقیق و بازپرسی این است که در قم جلسهای با شرکت [امام] خمینی و حزب الدعوه و نمایندهای از حزب کمونیست [عراق] تشکیل شده و ضمن آن نقشه همکاری و هماهنگی برضد انقلاب عرب در عراق تهیه شده است."... در مقاله دیگری در این روزنامه تحتعنوان "آیا بین حزب الدعوه و سایر گروهها
همکاری وجود داشته است"، میخوانیم: "تماس و تعاون و هماهنگی میان دشمنان انقلاب به اثبات رسیده است. ازجمله همکاری بین عناصر حزب الدعوه با عناصر کمونیست فراری از وطن. یگانه چیزی که اینها را با همدیگر جمع میکند، همان است که [امام] خمینی و حزب توده را با هم
جمع کرده است و همین علت است که فراریان حزب کمونیست عراق را در کنار رژیم [امام] خمینی قرار میدهد." مقالات این روزنامه که نظریات حزب بعث را منعکس میکند، بیانگر این امر است که رژیم عراق دشمنان خود را حزب کمونیست عراق، حزب الدعوه عراق، امام خمینی و حزب توده ایران میداند و همانگونه با کمونیسم دشمنی دارد که با اسلام راستین. ... سیاست رژیم بعثی عراق از یکسو اعدام انقلابیون کمونیست و مسلمان مبارز، دستگیری و شکنجه و آزار تمام میهندوستان عراقی از هر قشر اجتماعی و قطعنظر از عقاید مسلکی و سیاسی و
مذهبی آنها و از سوی دیگر دشمنی با تمام جنبشهای آزادیخواهانه و انقلابات ضدامپریالیستی منطقه ازجمله انقلاب ایران است. سیاست رژیم بعثی عراق ازطریق تجهیز گروههای ضدانقلابی در کردستان و خوزستان ایران بهوسیله پول و اسلحه، ایجاد درگیری مرزی با ایران از نخستین روز پیروزی انقلاب ما، بهانه قراردادن ادعای پوچ برای ایجاد جنگ، تبلیغات وقیحانه علیه انقلاب و رهبر انقلاب، اخراج دستهجمعی ایرانیان مقیم عراق صورت میگیرد.» (1)
1) روزنامه نامه مردم، 20/2/1359، ص7.
389
عوامل شکست امریکا در ماجرای طبس، همچنان در این کشور مورد بحث و گفتوگو است و دراینمیان طوفان شن جایگاهی چشمگیر دارد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، یک افسر نیروی دریایی امریکا که در عملیات مزبور شرکت داشته است در مصاحبه با روزنامه دیلی نیوز تأکید کرد شکست عملیات فقط بهدلیل
طوفان شن بوده است. وی گفت: خدمه 8 هلیکوپتری که در عملیات امریکا برای آزادکردن گروگانهای امریکایی در تهران، شرکت داشتند دارای اطلاعات کافی بهویژه درمورد شرایط جوی در صحرای ایران نبودند. بعدازظهر {قبل از شکست عملیات}، ما اطلاع پیدا کردیم که شرایط هوا بسیار عالی است و ما از دید کافی برای اجرای عملیات برخوردار خواهیم بود و بااینحال،هلیکوپترها کمتر از دو ساعت پس از ترک ناو هواپیمابر نیمیتز در طوفان شن سقوط کردند. افسر مزبور اضافه کرد: ما تا هشت متری زمین پایین آمدیم و سپس تا دوهزار و هفتصد متر صعود کردیم بدون اینکه بتوانیم از طوفان بگریزیم و بهمدت سه ساعت و نیم با میزان دیدی در حد صفر حرکت کردیم. هلیکوپترها با یک ساعت تأخیر به محل ملاقات با هواپیمای سی130رسیدند و طوفانی به پا شده بود که خلبانها نمیتوانستند هواپیماهای باربری را ببینند.
این افسر متذکر شد که یک ماه قبل از اجرای عملیات، یک گروه مخصوص پنهانی وارد ایران شده و از خاک منطقه ای که قرار بود هشت هلیکوپتر و هواپیمای سی130 به آنجا اعزام شوند نمونه برداری کردند. بنا بر این نمونه، زمین باید بهاندازه کافی از استقامت لازم برای فرود برخوردار میبود، اما درواقع هنگامیکه ما فرود آمدیم شن بهقدری عمیق بود که چرخ حداقل
دو تا از هلیکوپترها جدا شد. (1)وی با ابراز نفرت از اظهارات سرهنگ چارلز بکویت فرمانده کماندوها که از تفنگداران مأمور این عملیات بهعنوان مشتی ترسوی بیلیاقت نام برده بود،(2)توضیح داد که نه خلبانها، نه خدمه و نه شرایط هلیکوپترها علت شکست نبودند. (3)
اینگونه بررسیها و مجادلات بر سر علت شکست عملیات درحالی است که به گزارش خبرگزاری تاس، در امریکا احساسات ضدایرانی بهطور روزافزونی شکل میگیرد. دراینزمینه روزنامه بامداد نوشت: در شهر اوگدن یوتا، جمعی از اوباش به یک گروه از دانشجویان ایرانی که در کالج محلی سرگرم تحصیل هستند، حمله کردند و 3 تن از دانشجویان را بهشدت کتک زدند. یکی از این دانشجویان که وضع خیلی وخیمی داشت به بیمارستان اعزام شد. پلیس این شهر اطلاعاتی دریافت داشته است مبنیبر اینکه افرادی تهدید کردهاند که اگر دانشجویان ایرانی در محوطه کالج ظاهر شوند، آنها را به ضرب گلوله از پای درخواهند آورد. (4)
390
در امریکا، امکان گسترش مانور نظامی این کشور در مقاطع مورد نیاز و اتکای آن به گسیل نیروهای ضربتی در حد وسیع، بهطور جدی مورد نظر است.
نشریه انگلیسی آبزرور خبر داد: کارتر با یک طرح پنتاگون مبنیبر ایجاد یک واحد رزمی نظامی امریکایی در مصر موافقت کرده است. قدرت نظامی مورد نظر قادر است 50 هزار سرباز را در نقاط مختلف توزیع و مستقر سازد. هدف از اجرای این طرح ایجاد یک موجودیت نظامی غربی در منطقه غرب آسیا است. بهموجب این طرح، مصر پایگاه اصلی خواهد بود و از این پایگاه تسهیلات هوایی و دریایی بندر مونپانا در کنیا و بندر بربره در سومالی تأمین خواهند شد. برای حضور نظامی امریکا در اقیانوس هند، دریای سرخ و منطقه خلیجفارس نیز از این پایگاه استفاده خواهد شد، علاوهبراین تأسیسات نظامی پایگاه دیهگو گارسیا در اقیانوس هند توسعه خواهد یافت. (5)به گزارش خبرگزاری فرانسه، این طرح پنجاه هزار نفری امریکا باید به تصویب دیگر اعضای ناتو برسد. (6)
391
خبرگزاری آسوشیتدپرس امروز، از درج مطلبی در یک نشریه انگلیسی خبر داد که گوشههایی از اقدامات شون مکبراید و نیز جنبههایی از ماجرای نامه تکذیبشده کارتر به امام خمینی را توضیح میدهد. طرح مکبراید در ظاهر تشکیل دادگاهی شبیه نورنبرگ برای محاکمه شاه
مخلوع بود؛ هم این طرح و هم نامه مزبور در فروردین گذشته خبرساز شده بود.(1)
همچنین در فروردین 1359، قطبزاده نامه کارتر به امام خمینی را از کاردار سوئیس دریافت کرد و در 8/1/1359، به دست امام رساند. این نامه سپس ازسوی دفتر امام دراختیار صداوسیما قرار گرفت تا به اطلاع عموم برسد. [به همان، صص 307 299 و صص349 347 و صص 379 378 مراجعه شود.]
از مضمون این گزارش برمیآید که نوعی ناهماهنگی یا رقابت بین قطبزاده و بنیصدر وجود داشته که باعث شکست اقدام هر دو نفر شده است.
ساندی تایمز از قول شون مکبراید دیپلمات ایرلندی، نوشته است: در پایان ماه مارس، پیشنویس موافقتنامه ای سری برای آزادی گروگانهای امریکایی در تهران رو به اتمام بود که وزیر امور خارجه ایران و جردن رئیس دفتر کاخ سفید که با یکدیگر مذاکرات محرمانه ای داشتند، کار را خراب کردند. مکبراید که در مراحل اولیه بحران گروگانگیری چندینبار به ایران سفر کرده است، گفت: وی و لئونارد بودین وکیل نیویورکی که مشاور بانک مرکزی ایران نیز میباشد، در تهیه طرحی برای توافق با بنیصدر کمک کردند. سایروس ونس وزیر امور خارجه وقت امریکا، برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر، آیتالله خمینی رهبر انقلاب ایران و شورای انقلاب این کشور مذاکرات سری وی را مورد تأیید قرار داده بودند، اما دون ژوانها یعنی جردن و قطبزاده همه چیز را برهم زدند.
نشریه مذکور که نسخه ای از این طرح را دریافت کرده، بدون انتشار آن، یادآور شده است: در این طرح خواسته شده است که دادگاهی با شرکت هفت وکیل شناختهشده در سطح بینالمللی که ایران و امریکا بهطور مشترک آنها را انتخاب میکنند، تشکیل شود و اظهارات و ادعاها درمورد جنایات شاه مخلوع و سوءاستفاده وی از قدرت در آنجا مطرح گردد. در طرح مذکور آمده است که شاه مخلوع در این بهاصطلاح محاکمه، حضور نخواهد یافت.
به نوشته این نشریه، از سوی دیگر جردن و قطبزاده مذاکرات خیلی محرمانه خود را جدا از کوششهای بنیصدر، مکبراید و لئونارد بودین انجام میدادند و مقامات عالیرتبه ایران و امریکا از مذاکرات این دو آگاه بودند. جردن و قطبزاده بهطور سرّی در رم و موناکو ملاقات و پیشنویس نامه ای را تهیه کردند که پیشنهاد شد این نامه را جیمی کارتر برای آیتالله خمینی ارسال کند. قطبزاده پیش از موعد جزئیات نامه کارتر را در مطبوعات منتشر ساخت و تنها چیزی که قطبزاده از انتشار این نامه به دست آورد، تکذیب فوری آن ازسوی کاخ سفید بود و بعداً نیز کاخ سفید اعلام کرد نظریات مختلفی که از کاخ سفید به تهران ارسال شده ازسوی ایران بد تعبیر شده است. (2)
392
درحالیکه در چگونگی مبارزه علیه ایران برای ختم مطلوب ماجرای گروگانها، جنبه نظامی در اقدامات امریکا رنگ باخته و بر جنبههای اقتصادی آن تأکید روزافزون وجود دارد، درعمل لااقل در کوتاهمدت،موفقیت چندانی نمیتواند نصیب امریکا شود. ذکر دو نمونه از آنچه امروز، در ایران و امریکا مطرح گردید تا حدی گویای این مطلب است.
در ایران، صادق قطبزاده وزیر امور خارجه، دراینباره به خبرنگاران گفت: پس از اینکه دولت امریکا تصمیم خود را مبنیبر تحریم اقتصادی ایران اعلام کرد، متجاوز از 1200 شرکت تجاری امریکایی در سراسر دنیا به نمایندگیهای ما مراجعه کرده، آمادگی خود را برای انجامدادن معاملات تجاری با ایران اعلام کردند و به این ترتیب نشان دادند که تصمیم دولت امریکا را دراینمورد محترم و لازمالاجرا نمیدانند. باتوجهبه این نکته محاصره اقتصادی توسط کشورهای اروپایی هم ما را نمیترساند و شاید بهتر باشد که اروپا هم این محاصره را اعمال کند تا یک بار و برای همیشه افسانه محاصره اقتصادی از اعتبار بیفتد و دیگر نتواند بهعنوان سلاحی برای خاموشکردن تقاضاهای حقطلبانه ملتها به کار رود. (1)
در امریکا، گزارش امروز صدای امریکا دراینباره چنین است: «گزارش مطبوعات امریکا حاکی است که مساعی متحدان اروپایی امریکا در پشتیبانی از سیاست امریکا درارتباطبا بحران گروگانگیری در ایران با موانع قانونی و اشکالات اقتصادی مواجه گردیده است. ... روزنامههای نیویورکتایمز و واشنگتنپست در شمارههای امروز خود نوشتهاند که... یکی از دشوارترین مسائل دراینزمینه وجود قراردادهای ساختمانی ایتالیا با ایران است که سه میلیارد دلار ارزش دارد و حدود هزار کارگر ایتالیایی در آن طرحهای ساختمانی مشغول به کارند، درمورد واردات نفت ژاپن از ایران مقامات ژاپن میگویند موافقت آن کشور درمورد خرید نفت از ایران به بهای 35 دلار برای هر بشکه فقط شامل نفتهایی میشود که از اوایل ماه آوریل، بارگیری شده و اکنون توسط کشتیهای نفتکش بهسوی ژاپن درحال حملشدن است. ضمناً مقامات فرانسوی گفتهاند اگر دولت فرانسه قراردادهای جاری خود را با ایران لغو کند، در خود دادگاههای فرانسه قابلتعقیب است و باید خسارت پرداخت کند.
دولت بریتانیا نیز منافع اقتصادی بسیار زیادی در ایران دارد و مقامات بریتانیا در محافل خصوصی گفتهاند که بهکاربردن تحریمهای اقتصادی علیه رژیم ایران توسط کشورهای اروپایی بهآسانی امریکا نیست و این کار برای کشورهای اروپایی دشوارتر است. این روزنامهها مینویسند که این امتناع ممالک اروپایی از اجرای تصمیمی که خودشان در ماه گذشته در لوکزامبورگ گرفته بودند، مقامات امریکا را اندکی ناراحت کرده است. گزارشات حاکی است که اقدام بعدی کشورهای اروپایی ممکن است در جلسه هفته آینده بازار مشترک اروپا در شهر ناپل در ایتالیا اعلام شود و اعضای بازار مشترک اروپا ممکن است تصمیم بگیرند که رژیم ایران را تدریجاً {نه دفعتاً} مورد تحریم اقتصادی قرار دهند.» (2)
از سوی دیگر، به گفته مقامات تجاری در ایران مقادیر زیادی لوازم اولیه و مواد غذایی بهطرف بنادر جنوبی ایران سرازیر شده است، به حدی که مسئولان امر قادر به واردات این همه مواد نیستند. رادیو اسرائیل با اعلام این خبر افزود: «شرکتهای بزرگ وارداتی سعی دارند هرچه بیشتر از مواد مزبور خریداری نمایند تا هنگام شروع مجازاتهای اقتصادی توسط بازار مشترک اروپا بهاندازه کافی مواد داشته باشند.» (1)
393
امروز، در لندن جنبههای دیگری از ماجرای اشغال سفارت ایران مطرح شد یا از قول شاهدان و مطلعان بازگو گردید. ازجمله مشخص شد که علاوهبر 5 کشته و یک فرد دستگیرشده، در گروه اشغالکنندگان سفارت فرد دیگری نیز وجود داشته که رهبر گروه بوده و بهطور نامعلومی ناپدید شده است.
به گزارش رویتر از لندن، پلیس انگلیس امروز، اعلام کرد پایگاه و محل اجتماع 6 مرد مسلحی که سفارت ایران در لندن را اشغال کرده بودند، پیدا کرده است و اکنون سرگرم یافتن نفر هفتم این گروه است. در گزارش ساندی تایمز آمده است نفر هفتم(2)پس از اطمینان از اینکه 6 نفر دیگر وارد سفارت ایران شدند، ناپدید گردیده است. (3)
رادیو اسرائیل نیز اعلام کرد: پلیس بریتانیا میگوید که تمام افرادی که در سفارت ایران تسلط پیدا کرده بودند، اتباع عراق بوده و رهبر آنها هنوز آزاد است. (4)به گزارش ساندی تایمز اشغالگران سفارت چنان به نتیجه کار خود اطمینان داشتند که یکی از آنها چمدانهای خویش را قبلاً به بغداد فرستاده و نام و نشانی خود را هم ذکر کرده بود. (5)
دراینحال، گاردین متن مصاحبه با یکی از گروگانهای سفارت را درج کرد. در این مصاحبه محمد فاروقی که خود سردبیر یک مجله اسلامی است و روز حمله به سفارت ایران در آنجا حضور داشته است، گفت: هنگامیکه کماندوهای انگلیسی روز دوشنبه وارد سفارت ایران در لندن شدند از ما که جزو گروگانها بودیم پرسیدند تروریستها کداماند؟ دو یا سه نفر با انگشت بهسوی آنها اشاره کردند و کماندوها بدون پرسش و سؤال دهها گلوله به بدن آنها شلیک کردند. وی اضافه کرد که دومین گروگانی که بهدست تروریستها کشته شد پس از حمله کماندوها به سفارت بود نه قبل از آنکه حمله کنند. او افزود که کماندوهای انگلیسی میتوانستند تعداد بیشتری از تروریستها را دستگیر کنند، ولی این کار را نکردند و حتی تروریستی را که روی زمین دراز کشیده بود دستور دادند بلند شود و همینکه برخاست او را کشتند. (6)
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 52، 20/2/1359، ص4، بخش فارسی رادیو اسرائیل، 19/2/1359.
2) * ضمیمه دارد؛ گزارش بعدی رادیو لندن از نفر هفتم و ادعای عربگرایی در حمله به سفارت ایران.
3) روزنامه انقلاب اسلامی، 21/2/1359، ص12.
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 54، 22/2/1359، ص16، بخش فارسی رادیو اسرائیل، 21/2/1359.
5) روزنامه کیهان، 21/2/1359، ص4.
6) همان.
394
نظر به اینکه عراق در اردوگاه کنونی جهان، دارای جایگاهی چپ و ضدامپریالیستی
تلقی میشود، برای توجیه بیشتر دشمنی خود با ایران، که سردمدار مبارزه با امریکا شده است، بهناچار باید این مزیت دشمن را کمرنگ جلوه دهد. ازاینرو به تقلید از برخی مخالفان داخلی {شدیدتر از همه مجاهدین خلق} که مبارزه ضدامریکایی عمیقتری از نظام طلب میکنند و عناصر اصلی آن را از ابتدای پیروزی انقلاب به عدم دشمنی کافی با امریکا و حتی همراهی با آن متهم میسازند، دستگاه تبلیغاتی عراق نیز به گمان کارایی، چنین محوری را برای تبلیغات انتخاب کرده است.
امروز، بخش فارسی رادیو بغداد در گفتاری اعلام کرد: «ایران ازلحاظ جغرافیایی و اقتصادی و استراتژیکی موقعیت بسیار مهمی را نسبت به امریکا اشغال میکند. ... اگرچه امریکا با سرنگونی شاه از در خارج شد، ولی در عهد زمامداری دارودسته خمینی مجدداً از پنجره وارد شده است. ... دارودسته خمینی سعی میکنند افکارعمومی داخل و خارج از ایران را گمراه کنند و اینطور وانمود میکنند که گویا روند مناسباتشان با امریکا با روندی که در دوران شاه سابق وجود داشت، مغایر میباشد و بدین جهت به عدهای از عوامل پیرو این دارودسته سلطهگر دستور داده شد تا سفارت امریکا را اشغال نمایند و دست به گروگانگیری بزنند. این بود اولین انگیزه خیمهشببازی سفارت امریکا. اما علت دوم آن در بیانات شیخ عزالدین حسینی رهبر مذهبی کردها منعکس میگردد، چه ایشان درپی اجرای خیمهشببازی گروگانگیری اظهار داشت که هدف از آن تهیه زمینه برای ایالات متحده امریکاست تا حضور نظامی خود را در منطقه به بهانه نظارت بر عملیات اشغال سفارت افزایش دهد.» (1)
395
در مناطق مرزی کرمانشاه، علاوهبر تحرکات ایذایی و اجرای آتش نیروهای عراقی مستقر در مرز، مهاجمان مسلح محلی که ازسوی عوامل داخلی عراق ساماندهی میشوند، از دیگر مشکلات این منطقه است. فهرستی از مضمون گزارشهای امروز که بعضی گزارش ماوقع و بعضی نوعی هشدار درباره احتمالات آتی است، در ادامه ذکر شده است.
گزارش شهربانی قصرشیرین: در یک درگیری در ساعت 9 صبح در نزدیکی سرخهدیزه، یک پاسدار مجروح شد. مهاجمان قصد گروگانگیری در جاده کرند سرپلذهاب را داشتند که پاسداران با آنها درگیر شدند. (2)
گزارش ستاد مشترک ارتش از قصرشیرین: در یک درگیری جاده ای در ساعت 17:30، یک ژاندارم و یک پاسدار مجروح شدند. (3)مهاجمان با سدکردن جاده پاتاق سرچقای قصد گروگانگیری داشتند. (4)
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 54، 22/2/1359، ص6، بخش فارسی رادیو بغداد، 21/2/1359.
2) سند شماره 041248 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 22/2/1359.
3) سند شماره 057503 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا {مدیریت اطلاعات}، شماره 30، از 21/2/1359 تا 22/2/1359.
4) سند شماره 41254 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 22/2/1359.
گزارش هنگ ژاندارمری قصرشیرین: در یک درگیری در ساعت 19:30، در 7 کیلومتری پاسگاه بالاطاق، یک پاسدار که با مأموران ژاندارمری همکاری میکرد مجروح شد. زدوخورد مأموران گشتی پاسگاه با مهاجمان مسلح یک ساعت طول کشید و مهاجمان در تاریکی متواری شدند. (1)
گزارش گردان ژاندارمری اسلامآباد: در حمله مسلحانه با آر.پی.جی دیوار ساختمان سیلوی اسلامآباد آسیب دید. (2)این حمله نیمهشب صورت گرفت. (3)یادآوری میشود در اسلامآباد، روز گذشته نیز 4 گلوله آر.پی.جی به ساختمان یک درمانگاه واقع در قریه شیخ مصطفی در کوزران اسلامآباد شلیک شد. (4)
گزارش هشداردهنده هنگ قصرشیرین: سرپرست گروهی از مهاجمان مسلح حوزه اسلامآباد غرب به نام علیمراد ساکن آبادی دوروت گوران، امروز، تعداد زیادی کلاشینکف و آر.پی.جی7 را با 2 دستگاه وانت به آبادی مزبور برده و جاسازی کرده است. (5)
بخشی از گزارش امروز ناحیه ژاندارمری کرمانشاه: «تعداد 45 نفر مسلح به سرپرستی سلیم مهندی مأموریت حمله به دکل برفآباد گوا در حوزه اسلامآباد
غرب را دارد. ... تعداد 65 نفر به سرپرستی حاج علی رستمی برادر علی حسن خلاصه مأموریت حمله به پاسگاه چهارزیر را دارند. ... قرار است با سلاح آر.پی.جی7 به سپاه پاسداران سرپلذهاب و منزل چند نفر حاجی تیراندازی نمایند. ... کدخدا محمود نظری که از سرپرستان مهاجمین چهارکلا عراق بوده هنگامیکه با یک دستگاه اتومبیل تویوتا جهت شرکت در مراسمی میرفتهاند بهسبب واژگونشدن اتومبیل بهاتفاق 5 نفر از همراهان کشته شدهاند.» (6)
در قبال وضع موجود، نوعی ناهماهنگی و عدم تقسیم کار مشخص بین ارگانهای نظامی به چشم میخورد. نامه اعتراضآمیز روز گذشته یکی از فرماندهان ژاندارمری مسئول در منطقه، حاکیاز این امر است.(7)متن کامل نامه بدین شرح است:
«1. برابر نص صریح قانون اساسی ارتش مسئول حفظ و حدود کشور است و قصرشیرین نیز در مرز قرار گرفته است، ارتش وظیفه دارد اگر خود رأساً اقدام به تأمین آن نمینماید، لااقل ژاندارمری را پشتیبانی نماید.
شخصاً در تاریخ 18/2/1359 از محل بازدید کردم. گزارش لشکر81 واهی است و دور از منطق است.
تیراندازی با سلاح سنگین خمپاره و حتی توپ از پاسگاه پلچفت عراق بوده که با قصرشیرین مسافتی بین 6 الی 8 کیلومتر [فاصله] دارد. تیراندازی با سلاح سبک از قبیل آر.پی.جی7 از داخل پارک شهر که حوزه شهربانی است انجام شده و با مقر سپاه پاسداران حدود 800 متر و با هنگ ژاندارمری 3 کیلومتر فاصله دارد.
1) سند شماره 41245 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 22/2/1359.
2) سند شماره 041272 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 23/2/1359.
3) سند شماره 41246 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 22/2/1359.
4) سند شماره 057504 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا {مدیریت اطلاعات}، شماره 29، از 20/2/1359 تا 21/2/1359، ص1.
5) سند شماره 042497 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 21/2/1359.
6) سند شماره 041230 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 22/2/1359.
7) * این نامه پاسخی اعتراضآمیز به نامه دیگری است. هدف از ارائه متن کامل این سند، صرفنظر از موضوع مورد مناقشه، توجه به نوع مواجهه دو نیروی ارتش و ژاندارمری درباره یک موضوع میباشد.
اگر منظور از پشت محل استقرار، مرزبانی باشد، مرزبانی دادگستری است که ساختمان آن بلندتر از مرزبانی است و امکان تیراندازی با سلاح تیر کشیده بههیچوجه میسر نیست.
از پاسگاه پلچفت عراق 2 درخت داخل مرزبانی که از همه درختها بلندتر است شاخص قرار داده و موقع تیراندازی از آن استفاده مینماید.
ژاندارمری فاقد سلاح تیر منحنی با برد زیاد است، اگر ارتش انتظار دارد که با سلاح سبک موجود ژاندارمری از مرز دفاع نماید، بحثی است که از منطق دور است و باید گفت وجود توپخانه در ارتش برای چیست.
20/2/1359، سرهنگ ستاد اخیانی» (1)
396
اوضاع سنندج نشان میدهد که دو طرف در مرحله آمادگی برای درگیریهای تعیینکننده قرار دارند.
امروز، از ستاد مشترک ارتش تلفنگرامی بدین شرح به نیروی زمینی ارتش مخابره شد: «سپاه پاسداران اعلام نموده است طبق مذاکرات انجامشده در شورای امنیت به لشکر کردستان ابلاغ شده است تدارکات نظامی نیروهای سپاه پاسداران در سنندج بهعهده آن لشکر میباشد. دستور فرمایید دراینمورد اقدام لازم معمول نمایند.» (2)
امروز همچنین بنیصدر بهعنوان رئیسجمهور و فرمانده کل نیروهای مسلح، به ابوشریف فرمانده عملیات سپاه، درباره سنندج مأموریت جدیدی داد. متن حکم بدین قرار است: «بسمهتعالی به برادر ابوشریف مأموریت داده میشود بهعنوان نماینده رئیسجمهوری در سنندج ناظر بر امور زیر باشد:
هماهنگی کامل میان نیروهای مسلح ازلحاظ طرح عملیات و اجرای دقیق و قاطع آنها.
رفع فوری کمبودها ازلحاظ مهمات و مواد غذایی به وقوف رهنمود قرآن.
جلوگیری از اینکه زشتی عمل عناصر ضدانقلاب موجب عصبانیت و اعمال خشونتآمیز بشود.
{ابوشریف مسئول واحد عملیات سپاه با حکم بنیصدر با وظایف معین به سمت نماینده رئیسجمهوری در سنندج منصوب شد. }
از سوی دیگر، یک گزارش از ارتش حاکیاست: «اخیراً حدود 2000 نفر از کردهای ایل شکاک {وابسته به اسماعیل سمیتقو} به کمک گروههای مسلح به سنندج و گردنه صلواتآباد وارد شده و به جنگ مشغول شدهاند.» (2)همچنین شاهدان در منطقه خبر دادند که 600 تن پیشمرگ دمکرات برای کمک به کومهله وارد سنندج شدهاند. (3)یادآوری میشود ماجرای سنندج عموماً زیر سلطه کومهله که با حزب دمکرات دارای اختلاف است، قرار دارد. این خبر علامت احساس خطری است که هردو گروه کردهاند.
در همین حال، برای سهولت ارسال تدارکات و اعزام نیرو، پاکسازی محور ورودی از دیواندره در دستور کار قرار گرفته است. امروز ستاد مشترک در تلفنگرامی به سپاه اعلام کرد: «دستور فرمایید نسبت به تقویت سپاه پاسداران منطقه بیجار و نجفآباد اقدام نمایید. ضمن پاکسازی روستاهای اطراف محور بیجار و دیواندره نسبت به پاکسازی شهر مزبور نیز هرچه زودتر اقدام شود.» (4)بااینحال از بیجار خبر رسیده است منتظر 70 تن نیروی جدید هستند. درپیامی به واحد عملیات سپاه در تهران آمده است: «وضعیت بیجار متوسط است و به تعداد 70 نفر نیرو میخواهند و هنوز بهطرف دیواندره حرکت نکردهاند.» (5)
397
در پاوه وضعی ناآرام وجود دارد و در حرکت بهسمت شمال منطقه نیز در نوسود، مریوان، سقز، سردشت کموبیش و بانه باشدت، این زنجیره ناآرامی تداوم دارد.
در پاوه، محاصره سپاه این شهر وضع وخیمی ایجاد کرده است تاجاییکه مرکز فرماندهی سپاه در تهران به ستاد مشترک ارتش پیام داد: «طبق خبر واصله از سپاه [پاوه]، پاوه در محاصره میباشد و تعدادی زخمی داده، لذا برای جلوگیری از سقوط شهر احتیاج به پشتیبانی هوایی دارد.» (6)
سپاه پاوه در ساعت 21 نیز پیامی به مرکز فرماندهی عملیات، در تهران ارسال کرد که فرماندهی سپاه نیز رونوشت آن را برای ستاد مشترک ارتش فرستاد. متن پیام چنین است: «خواهشمندیم هرچه سریعتر جهت شکستن دیوار صوتی یک فروند هواپیمای فانتوم اعزام دارید چون سخت درگیر میباشیم.» (7)ستاد مشترک ارتش نیز در تلفنگرامی که به نیروی هوایی ارتش ارسال کرد، با ذکر درخواست سپاه افزود: «دستور فرمایید برابر درخواست سپاه پاسداران اقدام نمایند.» (8)
در نوسود، پادگان این شهر که چندی پیش بهدست افراد مسلح حزب دمکرات خلع سلاح شده است، همچنان در کنترل آنهاست. (9)
در مریوان نیز پادگان شهر در معرض تهدید و محاصره نیروهای مهاجم است. (10)
در سقز، درگیری فقط در تکتیراندازیهای متقابل خلاصه میشود و اکثر مردم، این شهر را تخلیه کردهاند. (11)
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 22/2/1359، ص1.
2) سند شماره 057503 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص2.
3) روزنامه کیهان، 22/2/1359، ص1.
4) سند شماره 041211 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران، 21/2/1359.
5) سند شماره 041220 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از بیجار به عملیات تهران، 21/2/1359.
6) سند شماره 41222 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 21/2/1359.
7) سند شماره 041224 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 21/2/1359.
8) سند شماره 041208 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 به نهاجا، 21/2/1359.
9) روزنامه کیهان، 22/2/1359، ص1.
10) همان.
11) همان.
در سردشت، حملات متناوب به پاسگاه کلته همچنان ادامه دارد و به گفته حقگو استاندار آذربایجانغربی، تاکنون 7 یا 8 تن به شهادت رسیدهاند. (1)
در بانه اما بحران، بسیار جدی است. در ساعت 7 صبح، در یک گزارش نوبه ای ارتش که برای مسئولان ذیربط فرستاده میشود آخرین وضع پادگان محاصرهشده بانه تا این ساعت به نقل از لشکر28 سنندج، چنین اعلام شد: «تیراندازی از همه طرف بهسوی پادگان بانه اجرا میشود که ازطرف یگان مستقر در پادگان پاسخ داده میشود ضمناً مهمات و خواربار و سوخت پادگان به اتمام رسیده و... اجساد شهدا احتیاج سریع به تخلیه دارد.» (2)
در ساعت 19، بهمنظور پشتیبانی آتش و افزایش روحیه مدافعان مواجه با کمبود مهمات، 2 فروند هواپیما به کمک پادگان آمد. در گزارش مربوط به این اقدام آمده است: «2 فروند هواپیمای اف5 به منطقه اعزام و پس از تماس با افسر ناظر مقدم هیچگونه درخواست پشتیبانی آتش نشده فقط افسر ناظر مقدم مطالب زیر را به خلبان هواپیما مخابره نموده است:
الف) کشته 16 نفر ب) زخمی 56 نفر پ) وضعیت پادگان ازنظر مهمات و غذا و روحیه مقاومت قرمز ت) پادگان تا بیش از 24 ساعت دیگر قدرت مقاومت ندارد و سقوط خواهد کرد. ث) یکی از افسران ناظر مقدم دراثر اصابت خمپاره زخمی و خودروی ان 151 غیرقابلاستفاده شده و تنها وسیله تماس پی.آر.سی66 میباشد.» (3)
در ساعت 21:30، پیام تلگرافی خطاب به مرکز فرماندهی سپاه ابوشریف بدین شرح واصل شد:
«1. بهعلت محاصرهبودن پادگان همواره به پادگان حمله میشود با خمپاره.
مجروحین عدهای از آنها تخلیه شدهاند و تعدادی پاسدار مجروح باقی ماندهاند. ...(4)
افراد جهاد سازندگی همگی در گروگان دشمن میباشند.
تقویتشدن دشمن به هرنوع تضعیف ماست، کمبود نیرو و مهمات و آذوقه، آب آشامیدنی.» در ادامه پیام درخواست حمله همهجانبه به مهاجمان شده و نیز با اعلام نام شهیدان، تقاضای فرود هلیکوپتر شنوک برای تخلیه شهیدان و مجروحان شده است. (5)
398
برخی مناطق استان آذربایجانغربی امروز، ناآرام بود که دراینمیان ارومیه مرکز استان، بیشتر در معرض این ناآرامیها قرار داشت.
در ساعت یک بامداد، سپاه ارومیه مورد هجوم مسلحانه با انواع سلاحهای سبک، تیربار و بازوکا قرار گرفت. این حمله برای مهاجمان حاصلی نداشت. (6)آنان فقط در راه بازگشت از مرغداری بنیاد مستضعفان یک دستگاه پیکان به غنیمت گرفتند. (7)یادآوری میشود روز قبل هم در همین ساعت، پاسگاه
1) همان، ص12.
2) سند شماره 057504 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص1.
3) سند شماره 057503 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص1.
4) * در اینجا اسامی مجروحان ذکر شده است.
5) سند شماره 041215 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از مسئول پاسداران مستقر در بانه به مرکز فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 21/2/1359.
6) سند شماره 041212 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات ارومیه به عملیات تهران، 21/2/1359.
7) روزنامه جمهوری اسلامی، 22/2/1359، ص4.
ژاندارمری پل هوایی در ارومیه مورد هجوم قرار گرفته بود که این درگیری تا ساعت 4:30، ادامه داشت. (1)
پیشازظهر امروز نیز یک جیپ حامل 7 نفر از پاسداران کمیته هنگام تعویض پست در راه کوه جم روی مین رفت و 4 تن از سرنشینان آن شهید و 2 تن مجروح شدند. (2)
در تکاب ناآرامی وجود نداشت، اما دراینحال تقاضای امروز، برای آذوقه و نیرو بهخصوص آر.پی.جی7 و مهمات تفنگ106 و نیز 4 دستگاه سیمرغ، علامت آن است که وضع عادی هم نیست. (3)
در دوآب در ساعت 21:30، به پاسگاه رادار مستقر در کوه نقره حمله شد که چندین ساعت درگیری متقابل ادامه یافت. (4)
از سوی دیگر، اقدام قابلتوجه لشکر64 ارومیه در قبال این اوضاع، صدور اعلامیهای بدین شرح است: «بسم الله الرحمن الرحیم به ساکنین آبادیهای زیر ابلاغ میگردد در مدت 24 ساعت، کلیه سلاحهای موجود و پرسنل مشکوک {ضدانقلابی} را تا ساعت 16 روز دوشنبه مورخ 22/2/1359 جمعآوری و در مقابل رسید به اردوگاه بالانج تحویل نمایند. چنانچه ظرف این مدت در هریک از نقاط ذکرشده اشخاص مشکوک و مسلح غیرقانونی مشاهده یا دستگیر شوند کلیه مسئولیتها متوجه آبادیهای زیر خواهد بود: 1. آبادی تومتر 2. مام ابراهیم 3. کوکیا 4. قاسملو 5. بالانج 6. بربران 7. سیلان 8. محمودآباد 9. مبارکآباد 10. شیطانآباد 11. آقبلاغ 12. حصار.» (5)
یادآوری میشود همین امروز ساعت 8 صبح، انفجار مین در حوالی یکی از روستاهای مذکور {تومتر، چهار کیلومتری پاسگاه بالانج} باعث شهادت 3 جوانمرد و مجروحشدن 4 تن دیگر شده است(6)که خود علامت بحرانیبودن وضعیت روستاهای اطراف دره قاسملو است.
399
درحالیکه تبلیغات گروههای چپ مارکسیستی درباره مسائل کردستان، با جهتگیری بهشدت ضدنظام، بهطور وسیعی ادامه دارد،(7)جریانهای دیگر اعم از هواداران جدی نظام یا منتقدان آن نیز بهتناسب مواضع خود در این فضای تبلیغاتی، اعلام حضور میکنند.
امروز، نشریه پیام جبهه ملی {ارگان جبهه ملی ایران} خبری به این شرح درج کرد: جامعه اهل تسنن کرمانشاه در تلگرامی به رئیسجمهوری ایران خواستار دخالت دکتر سنجابی برای پایاندادن به وقایع خونین کردستان شدند. در این تلگرام آمده است: ما مصراً از جنابعالی
1) سند شماره 042167 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 20/2/1359.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 22/2/1359، ص4؛ و روزنامه کیهان، 22/2/1359، ص12.
3) سند شماره 041221 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از تکاب به عملیات تهران، 21/2/1359.
4) سند شماره 41297 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {رکن3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 24/2/1359.
5) روزنامه کیهان، 22/2/1359، ص12.
6) سند شماره 057503 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص2.
7) * البته دراینمیان، مواضع حزب توده متفاوت است که در جای خود، در این کتاب آمده است. محور تبلیغات حزب توده کوبیدن مائوئیستهای فعال در کردستان، مسکوتگذاشتن اقدامات و تحرکات کمونیستهای غیرمائوئیست، بزرگنمایی اقدامات گروههای سلطنتطلب و شعار عام ضدخشونت است. شعار اخیر، درعمل بهطور اساسی برخوردهای نظام در کردستان را زیر سؤال میبرد بدون آنکه آن را وظیفه حاکمیت در قبال تحرکات مسلحانه براندازانه قلمداد کند. همچنین توصیه به رعایت حقوق مردم کرد بدون جداکردن گروههای محارب نیز از ویژگیهای تبلیغات حزب توده است، البته همانند انشعابیون حزب دمکرات که خود توده ای هستند، انتقادهای جدی متوجه رفتار مسلحانه حزب دمکرات میکند.
میخواهیم که در این شرایط حساس دستور قطع جنگ و خونریزی را صادر فرموده و درثانی بهوسیله شخصیتهایی چون جناب آقای دکتر کریم سنجابی که خود از مردم کرد است در رفع غائله و نجات زنان و اطفال بیگناه کرد اقدام فرمایید. (1)
همچنین امروز، مطالبی از خبرنامه شماره 85 انجمن اسلامی کردهای مقیم مرکز در روزنامه انقلاب اسلامی انعکاس یافت. در این خبرنامه در مطلبی با عنوان "ناله هزاران" ضمن موضعگیری شدید علیه گروههای مارکسیست درگیر، به افشاگری اعمال وحشیانه آنان پرداخته شده است. بخشهایی از این مطلب بدین شرح میباشد: «طبق اخبار رسیده از سنندج چون نوکران امپریالیزم {کومهله، فدائی و دمکرات و پیکار} نابودی خود را قطعی میبینند، لذا دست به اعمال وحشیانهای علیه جان و مال و ناموس مسلمانان کرد زده که ذیلاً به نظر میرسد.»(2)در ادامه این مطلب مواردی از قتل فجیع عده ای از مسلمانان کرد سنندج بهدست گروههای یادشده، ذکر و سپس این سؤال مطرح شده است: «آیا اگر در ایران حکومت کمونیستی یا مارکسیستی و یا... بر سر کار آمده بود ما مسلمانان میتوانستیم در کردستان بجنگیم؟ و همزمان در میدان آزادی تهران میتینگ برگزار کنیم؟(3)و در خیابانهای شهر آزادانه روزنامه و اطلاعیه پخش کنیم؟ و شبها میتوانستیم با آقای لنین یا استالین یا مارکس یا مائو در تلویزیون مناظره کنیم؟ و اهانت به مقدسات تودهها بکنیم و آخر هم بگوییم آزادی نیست. عجب رویی!» (4)
دراینمیان، تشکیلاتی که با حمایت سپاه پاسداران به نام سازمان پیشمرگان مسلمان کرد در مناطق کردنشین فعال است و در درگیریهای مختلف نیز در حد توان حضور دارد، در عرصه تبلیغات از حمایت روزنامههایی چون جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی برخوردار است. روزنامه انقلاب اسلامی از ملاقات امروز صبح نمایندگان این گروه با امام خمینی خبر داد. در گزارش این روزنامه آمده است: «نمایندگان پیشمرگان کرد مسلمان بهحضور امام خمینی رسیدند و با ایشان دیدار و گفتوگو کردند. امام خمینی در این دیدار طی سخنان کوتاهی فرمودند کردستان مال خود شماست و مردم دیدند گروههای سیاسی با مردم چه کردند. به مردم سفارش کنید که خودشان آنها را از منطقه بیرون کنند هم آنها و هم خود شما کمک کنید انشاءالله وضع درست میشود.»(5)(6)به گزارش خبرنگار خبرگزاری پارس از اقامتگاه امام خمینی، «یکی از نمایندگان پیشمرگان کرد مسلمان در دیدار با امام گفت: ما تابهحال مبارزه کردهایم و تا آخرین قطره خون خود نیز در کنار همه یارانمان در راه شما و اسلام عزیز آماده فداکاری هستیم و از دولت جمهوری اسلامی میخواهیم که ما را دربرابر گروههای ضدانقلاب تقویت کند.» (7)
1) جبهه ملی ایران، نشریه پیام جبهه ملی، شماره 14، 21/2/1359، ص1.
2) * ضمیمه دارد؛ ذکر بعضی اعمال و رفتارهای گروههای درگیر در کردستان به روایت انجمن اسلامی کردهای مقیم مرکز.
3) ** اشاره به برگزاری مراسم روز کارگر سازمان چریکهای فدایی خلق در میدان آزادی که گزارش آن در روزشمار 11/2/1359، آمده است.
4) روزنامه انقلاب اسلامی، 21/2/1359، ص11.
5) *** عین این عبارت بعداً در صحیفه امام درج شد؛ فقط در آخر صحبت کوتاه امام عبارت «و موفق باشید» افزون بر متن روزنامه آمده است.
6) روزنامه انقلاب اسلامی، 22/2/1359، ص2.
7) مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی{ره}، صحیفه امام {مجموعه آثار امام خمینی(ره})، جلد12، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ پنجم 1389، ص284.
400
در شرایط کنونی که هنوز نهادها و ارگانهای نظام جدید یا کاملاً تأسیس نشده اند یا هنوز بیتجربه و ناتوان هستند، سپاه پاسداران در عمل عمده وظایف برزمینمانده آنها را برعهده دارد و این امر بهخصوص در مناطق مستعد بحران و نواحی که مناسبات محلی بر روابط و ضوابط رسمی دولتی مقدم شمرده میشود، اغلب چالشهایی درپی دارد. دراینمیان انگیزههای فوقالعاده نیرومند افراد سپاه که از وضعیت انقلابی تازه گذشته، در آنها باقی مانده است نیز باعث میشود افراد برای حل ناهنجاریها خود را طوری به آبوآتش بزنند که ناظران نتوانند قضاوت واحدی راجع به آنان داشته باشند. واقعهای که امروز در یکی از روستاهای جیرفت اتفاق افتاد، یکی از وقایعی است که بروز آنچه گفته شد به حساب میآید. سه روایت متفاوت روزنامه جمهوری اسلامی، ستاد مشترک ارتش و استانداری کرمان از ماجرا در ادامه ذکر شده است.
گزارش روزنامه جمهوری اسلامی: «[امروز]، به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جیرفت اطلاع داده میشود که گروهی از ضدانقلابیون در منطقه حاجیآباد رودبار قصد تخریب و آتشسوزی خرمنها را دارند، لذا بلافاصله گروه ضربت سپاه پاسداران این شهرستان بهمنظور حفظ امنیت به این منطقه عزیمت میکنند و قبل از اقدام ضدانقلابیون به آنان فرمان تسلیم میدهند، ولی ضدانقلابیون مقاومت کرده و بهسوی پاسداران آتش میگشایند. برپایه همین گزارش، در درگیری که بین طرفین روی میدهد 3 تن از ضدانقلابیون کشته و 6 تن از آنان زخمی و دستگیر میشوند و فرمانده عملیات گروه ضربت سپاه پاسداران از ناحیه کتف مورد اصابت گلوله قرار گرفته و زخمی میشود.» (1)
گزارش ستاد مشترک ارتش به مرکز فرماندهی سپاه: «برابر اعلام نیروی زمینی مستند به گزارش مرکز آموزش کرمان در عصر امروز در منطقه رودبار جیرفت بین سپاه پاسداران و یکی از سران عشایر جیرفت به نام دوران مالکی درگیری شدیدی رخ داد که درنتیجه دوران مالکی و 2 نفر دیگر از عشایر کشته و 6 نفر زخمی و 4 نفر اسیر گردیدهاند و سرپرست عملیات سپاه پاسداران به نام گلزار زخمی شده است که هماکنون جنازه کشتهشدگان و زخمیها در بیمارستان جیرفت می باشد.» (2)
گزارش استانداری کرمان به وزارت کشور: «به اطلاع میرساند ساعت 20:30 روز یکشنبه 21/2/1359، سپاه پاسداران انقلاب درحال پیگیری شکایت اتباع مظفرآباد بودهاند که تهدید به سوزاندن خرمنهایشان شده بود به خانهای که گروهی در آن بودهاند مشکوک میشوند و دستور میدهند که تسلیم شوند. از داخل خانه تیراندازی میشود و آقای گلزاری فرمانده سپاه زخمی و سپاه پاسخ متقابل میدهد و درنتیجه 3 نفر از آنها که از عشایر رودبار هستند کشته و 6 نفر زخمی میشوند. امروز صبح ساعت 12، در دادگاه انقلاب اسلامی کرمان مسئله مطرح شد و گروهی جهت تحقیق عازم منطقه شدند. نماینده استانداری، ژاندارمری، سپاه پاسداران، دادگاه انقلاب در این گروه بودند. ساعت 19:30، جلسه تأمین استان تشکیل و مسئله مطرح و پیشگیریهای لازم انجام شد، ضمناً 9 قبضه اسلحه از انواع مختلف از آن خانه به دست آمده است. درهرصورت
فعلاً استانداری نمیتواند درمورد مقصر حادثه اظهارنظر کند تا بازرسی گزارش حادثه را اعلام نماید. لازم است دادستان جیرفت که بسیار جوان است و موقعیت محلی و زمانی را در نظر نمیگیرد، تعویض شود و سپاه پاسداران منطقه بیشتر توجیه شود تا زیر نظر استانداری کار کند. بهمحض رسیدن اطلاعات بیشتر تلفنگرام خواهد شد.
با احترام، استاندار کرمان غلامعباس زارع» (1)
401
پیامدهای انقلاب فرهنگی همچنان در جنبههای گوناگون بروز میکنند و جریانهای مختلف با جهتگیریهای متفاوت به این مسئله میپردازند. دراینمیان خودبهخود مسائلی تازه از ماوقع درگیریهای مزبور و تبعات آن طرح و فاش میشود. امروز، ازسوی حزب جمهوری اسلامی، حزب توده، حزب کارگران سوسیالیست {که جمعی تروتسکیست هستند} هر یک به طریقی اعلام موضع شد و نیز جزئیاتی مستند از درگیریهای روز اول اردیبهشت دانشگاه تهران، توسط مدیریت مستعفی دانشگاه تهران در نامه مفصلی، اعلام گردید.
حزب جمهوری اسلامی درپیامی برای طلاب حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: «انقلاب اسلامی ما را خطری بزرگ تهدید میکند که از فقر فرهنگی و تهمت و افترا و با عرضه مکتبهای انحرافی و التقاطی درصدد است نسل آینده ما را از اسلام بیگانه کند و این خطری است که امام امت آن را در دو قدمی انقلاب میبینند و درپیام نوروزیشان میفرمایند همه باید بدانید التقاطی فکرکردن خیانتی بزرگ به اسلام و مسلمین است که نتیجه و ثمره تلخ این نوع تفکر در سالهای آینده روشن میگردد. تنها چاره و علاج این درد و تنها راه پیشگیری این خطر "انقلاب فرهنگی" است، انقلاب فرهنگی را نباید در درون سمینارها و میزگردها(2)جستوجو کرد آن هم سمینارهایی از بالای شهرنشینان فرنگرفته که با عینک دمکراتمآبانه خود میبینند و از متن انقلاب و اسلام خالص فرسنگها فاصله دارند؛ انقلاب فرهنگی را باید از میان تودهها و از روستاهای دورافتاده آغاز کرد و آغازگران آن شما طلاب حوزههای علمیه هستید که باید به کمک دانشجویان مسلمان و متعهد دانشگاهها به این رسالت عظیم تاریخی خود دست بزنید.» (3)
حزب توده نیز در شماره امروز ارگان خود نوشت: «مسئله دانشگاهها در دو هفتهای که گذشت، در مرکز رویدادهای داخلی کشور قرار داشت. حادثهای که با تحریم کلاسهای درسی ازطرف گروهی از دانشجویان مسلمان دانشگاه آذرآبادگان و طرح انقلاب آموزشی و توسط آنان شکل گرفت، با سرعت برقوباد کلیه دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور را درنوردیده و با غریو و هیجان در سطح جامعه منعکس شد. در این اوضاعواحوال خطیر، هر درگیری داخلی، هر کشمکش
بهموقع، هر سرگرمی که اذهان را از مسئله اصلی، خطر اصلی و دشمن اصلی منحرف کند، مستقیماً به نفع شیطان بزرگ و دیگر شیاطین همدست اوست. به این اصل حیاتی و محوری هماره باید توجه داشت. در مسئله دانشگاهها نیز این اصل محوری و تعیینکننده نباید از نظر دور شود. ...» (1)
گروه تروتسکیستی موسوم به کارگران سوسیالیست نیز در شماره امروز ارگان خود کارگر، نوشت: «انجمنهای اسلامی و سازمان دانشجویان مسلمان دانشگاهها و مدارس عالی کشور که بهوجودآوردن تغییر بنیادی در نظام آموزشی را هدف خود قرار دادهاند و در این راه تاکنون با مخالفت شورای انقلاب، دولت، ریاستجمهوری و گروههای فرقهگرا چون مجاهدین خلق و فداییان خلق مواجه بودهاند، اخیراً دست به ابتکارعمل جالبی زدهاند.
این انجمنها در دانشگاهها و مراکز آموزشی بهطور داوطلبانه از دانشجویانی که موافق شرکت فعالانه در مبارزات ضدامپریالیستی هستند ثبتنام میکنند و آنان را در یکسری کلاسهای آموزشی تعلیم داده و به نهادهای انقلابی چون جهاد سازندگی و جهاد سوادآموزی و ارتش بیستمیلیونی اعزام میدارند. این عمل انقلابی را انجمنهای اسلامی "جذب نیرو" نامیدهاند.» (2)
امروز همچنین گزارش بسیار مفصلی ازطرف مدیریت سابق دانشگاه تهران با عنوان "مسئولیت این خونریزیها به گردن این چهار گروه است" در روزنامه جمهوری اسلامی درج شد. این گزارش آنچه در روز اول اردیبهشت تا ساعاتی پس از نیمهشب، در دانشگاه تهران و حوالی آن روی داد را لحظهبهلحظه دنبال کرده است و در آخر با انتقاد مختصری به تصمیمگیران قضیه ازجمله شورای انقلاب، چهار گروه دانشجویی وابسته به سازمانهای کمونیستی یعنی سازمانهای پیشگام، پیکار، مبارز و راه کارگر را مسئول خونهای ریختهشده دانسته است. در گزارش مدیریت سابق دانشگاه تهران چنین آمده است: آنها با تبلیغ وسیع در سطح شهر وانمود میکردند از دانشجویان کشتار زیادی رخ داده و زخمیان بسیارند، درحالیکه درعمل و در عالم واقع، کشتگان این 24 ساعت فقط 3 نفر بودند که هرسه آنها نیز از مردمی بودند که جلوی دانشگاه تجمع کرده و با گروههای مزبور درگیر شده بودند. این گزارش مفصل درواقع در ادامه استعفانامه سوم اردیبهشت این جمع و در تکمیل آن ذکر شده است.(3)(4)
402
دو نمونه گویا از نوع برخوردهای حزب توده، امروز، در ارگان این حزب درج شده است. این مطالب بیانگر ترویج خط مشی شوروی و نفی مخالفان آن ولو گروههای کمونیستی میباشد و در این راه حتی از افشای اقدامات کودکانه و نیز مخرب گروههای کمونیستی صرفنظر نکرده است.
نامه مردم در شماره امروز خود تحتعنوان "بازهم پیکار با طبقه کارگر"، به طعن سازمان
مائوئیستی پیکار در راه آزادی طبقه کارگر پرداخته و نوشته است: سازمان پیکار با طبقه کارگر در اعلامیه شماره 73، به مناسبت روز اول ماه مه،ادعا میکند «کارگران هرروز بیشتر از هیئت حاکمه بریده و به سازمانهای انقلابی کمونیست روی میآورند. ...»
این روزنامه در ادامه افزوده است: نشریه کار ارگان سازمان چریکهای فدایی خلق، این ادعا را چنین افشا میکند و یکی از شاهکارهای پیکار را چنین شرح میدهد: در یک کارخانه، متعاقب تحصن چند تن از عناصر آگاه برای مقابله با توطئه کارفرما و اخراج 2 تن از کارگران جدید ناآگاه میبینیم که حرکت اعتراضی این چند نفر، حرکت اعتراضی توده کارگران را {البته در جبهه مقابلش} برمیانگیزد. گروهی از کارگران بهعنوان اعتراض به تحصن این عده و برای اخراجشان دست از کار کشیده، جلوی دفتر جمع میشوند و کارگران متحصن را از کارخانه بیرون میکنند. کارگران در پشت شیشههای ناهارخوری روی کاغذهایی نوشته بودند، "ما برای اخراج شما متحدیم!!" کار ادامه میدهد که پیکاریها بعد از اخراج از کارخانه و جداماندن از توده کارگران اینگونه استدلال میکنند که «... اگر ما را اخراج کنند، لااقل خاطره ما در ذهن کارگران میماند و همیشه میگویند عجب کارگران مبارزی بودند. ...» روزنامه حزب توده در آخر آورده است: «حالا بازهم بگویید که این تربچهها بیخود اسمشان را گذاشتهاند "سازمان پیکار با طبقه کارگر" و الکی ادعا میکنند که کارگران به آنها میپیوندند!» (1)
نمونه دیگر یادآوری سابقه عناصر مرکزیت سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر است که قبل از پیروزی انقلاب با مرکزیت مارکسیستشده سازمان مجاهدین خلق به تصفیه خونینِ بعضی مسلمانماندههای سازمان اقدام کرده بودند. در نامه مردم، این سابقه در قالبی طنز و با عنوان "ترور انقلابی" چنین یادآوری شده است:
«ترور انقلابی! رفیقی گفت، پیکار با طبقه کارگر نوشته است: تودهایها که بعد از خواب سنگین چندینوچند ساله خود از قیام شکوهمند مردم ایران و به برکت آن از سوراخهایشان بیرون خزیدهاند، به هرکجا که پایشان برسد خرابکاری میکنند. از این آقایان نمیپرسید، خودشان کجا بودند؟ ظریفی گفت: سرگرم ترور انقلابی{!} شریف واقفیها بودند و به انقلاب از این راه خدمت میکردند.» (2)
403
امروز، روزنامه اطلاعات از ابتکار جدید این روزنامه در دعوت از گروههای مختلف سیاسی برای تشکیل جلسه ای با عنوان "میزگرد وحدت" خبر داد که هدف از تشکیل آن جستوجوی ریشههای تفرقه و تشتت و ترسیم راهحلی بود که «در چشمانداز آن، همه نیروها در یک صف واحد زیر پرچم امام امت قرار گیرند و به مصاف با امپریالیسم جهانی برخیزند.» (3)
در این میزگرد که در تاریخ 17/2/1359، تشکیل شد از این گروههای سیاسی دعوت به
عمل آمده بود: «حزب جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، سازمان مجاهدین خلق ایران، سازمان چریکهای فدایی خلق، حزب ملت ایران، حزب توده ایران، جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران {جاما}، جنبش مسلمانان مبارز، نهضت آزادی ایران، جبهه ملی ایران، دفتر هماهنگی رئیسجمهوری با مردم.» (1)
قابلتوجه است که جنبش مسلمانان مبارز در این جلسه شرکت نکرد. حزب جمهوری اسلامی نیز این دعوت را نپذیرفت. این حزب دلایل عدم شرکت خود در این میزگرد را اینگونه توضیح داد: «بهلحاظ آنکه روزنامه اطلاعات آشکارا در امتداد اهداف امپریالیسم و ضدانقلاب که خود در ضدیت کامل با وحدت ماست، گام برمیدارد {و مکرر، ازجانب نیروهای انقلابی اسلامی مورد خطاب قرار گرفته و توجهی ننموده است}، از شرکت در چنین جمعی خودداری نموده و خصوصاً این توجه را میدهد در مجمعی که گروههایی آنارشیست چون فداییان خلق که هرگز به بلوغ سیاسی نرسیده و فریبکاری و ضدیت با خلق و انقلاب اسلامی آنان کاملاً مشهود است، چگونه میشود از وحدت عمل برای مبارزه با امپریالیزم گفتوگو نمود. ما در جنگ با شیطان زمان، تنها به خداوند و خلق اصیل انقلاب تکیه میکنیم و هرگز با ضدانقلاب، نشستی نخواهیم داشت و این بدان دلیل است که ما وحدت را جدا از وحدت ایدئولوژیک نمیدانیم، چگونه با اشخاصی که از بحث زیربنایی میگریزند، به بحث روبنایی بنشینیم.» (2)
همچنین سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ارسال نامه ای به روزنامه اطلاعات، دعوت این روزنامه را رد کرد. این سازمان دلایل نپذیرفتن این دعوت را چنین اعلام کرد: اعتقادنداشتن به وحدت استراتژیکی جدای از وحدت ایدئولوژیکی، وابستگی مشخص برخی گروههای دعوتشده {حزب توده، جبهه ملی و...} به ابرقدرت شرق یا غرب، بیمعنیبودن مذاکره بر سر منافع مردم با گروههایی چون سازمان چریکهای فدایی خلق که با دولت منتخب مردم میجنگند و سپاهیان را به قتل میرسانند و... .
این سازمان در پایان نامه خود نوشت: «بهنظر ما چنین میزگردی با این کیفیت مدعوین و همچنین نحوه طرح سؤالها انحرافی بوده و در این جهت است که تمام این گروهها را که اغلب ضدانقلاب یا بعضاً در خطی غیر از خط انقلاب اسلامی هستند دوستان انقلاب جلوه دهد، این خود بیتردید از عدم اطلاع و یا از سادهلوحی دستاندرکاران ناشی میشود.» (3)
بنابراین، میزگرد با حضور نمایندگان هشت گروه سیاسی در دفتر روزنامه اطلاعات تشکیل شد و در آن عبدالعلی بازرگان از نهضت آزادی ایران، دکتر ناصر تکمیل همایون از حزب ملت ایران، مهدی عسکری از جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران {جاما}، فرجالله میزانی {جوانشیر} از حزب توده ایران، عباس داوری از سازمان مجاهدین خلق ایران، فرخ نگهدار از سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، دکتر مسعود حجازی از جبهه ملی ایران و محمد مبلغی اسلامی از دفتر هماهنگی رئیسجمهور با مردم شرکت داشتند و هرکدام به ترتیب مطالبی ایراد کردند. (4)
404
درپی اعتراضات وسیع به اظهارنظر مهندس بازرگان درباره محسنات انتخابشدن مسعود رجوی برای نمایندگی مجلس، امروز، روزنامه کیهان متن یک گفتوگوی اختصاصی با وی را درج کرد. روند این گفتوگو به نحوی درجهت تبرئه بازرگان از همنوایی و هممسلکی با سازمان مجاهدین خلق است؛ سازمانی که در ستیزی آشتیناپذیر با نیروهای خط امام قرار دارد و روزبهروز نیز این فاصله و شکاف بیشتر میشود.
دراینحال، نوع برخورد بازرگان، برآشفتگی زیادی را طبعاً درپی داشت. مسئله قابلتوجه دیگر تفاوت سنخ کار سازمان با نهضت آزادی بهخصوص شخص بازرگان در جنبههای
مختلف است که ازنظر بسیاری، این نگاه بازرگان نوعی وادادگی دربرابر جریانی تلقی شد که هم در ایدئولوژی و هم در تاکتیک، از جدیترین مخالفان نهضت آزادی به شمار
میرود. این تفاوت چه سالهای قبل از انقلاب {که نهضت آزادی خاموش بود و سازمان در "جنبش مسلحانه" درحال تبدیلشدن به اسطوره بود} و چه بعد از آن درقالب آموزشهای تشکیلاتی سازمان، به شکلی تحقیرآمیز علیه نهضت آزادی ابراز میشد. برعکس، این کار یک پیروزی بزرگ برای سازمان مجاهدین خلق بود که بدون دادن هیچ امتیازی، چنین امتیازی میگرفت.
دفاعیه امروز بازرگان از این نظر هم ضروری تشخیص داده شده بود که حتی بسیاری دوستداران بازرگان، این حرکت را اشتباه و بلکه ویرانگر و درجهت تخریب سابقه وی میدانستند و آن را یک خطای بزرگ میشمردند.
درهرحال، در ادامه بخشی از متن مصاحبه بازرگان در کیهان امروز که طبعاً بهدلیل حضور دکتر ابراهیم یزدی در رأس کیهان، کاملاً درجهت تبرئه و تبلیغ برای بازرگان تنظیم شده، درج گردیده است. چکیده این مصاحبه بدینشرح است: «مهندس بازرگان در یک گفتوگوی اختصاصی با کیهان انگیزه انتشار دو اطلاعیه خود را درباره مسعود رجوی {یکی از رهبران مجاهدین خلق} و دیگری توضیحی بر اطلاعیه اول(1)را تشریح کرد. مهندس بازرگان در این گفتوگو تأکید کرد که دلیل اقدام من در دور دوم انتخابات اینکه من معتقدم و ضروری و حق میدانم که اختیار مملکت و حق دخالت در امور و نظارت ازطریق مجلس اختصاص به دسته خاص از ملت ولو اکثریت و افراد خیلی صالح نداشته باشد، بلکه همه گروهها و قشرهای ملت برحسب عده و جمعیتشان و بر طبق اصل3 قانون اساسی جمهوری اسلامی در تعیین سرنوشت سیاسی مملکت مشارکت نمایند. منتها این بستگی دارد به اینکه این افراد و گروهها بتوانند حمایت و اعتماد مردم را نسبت به خود جلب نمایند، نه از راه زور و تحریک.» (2)
405
در شرایطی که تیمسار اویسی از فرماندهان مؤثر ارتش شاه، بعد از فرار همچنان علیه نظام جمهوری اسلامی فعال است، امروز، روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده، در گزارشی از آمادگی وی برای تدارک یک کودتا خبر داد.
متن گزارش به این شرح است: «اویسی در مصاحبهای با فیگارو مگزین که سهشنبه گذشته، در پاریس منتشر شد اعلام کرد که آماده کودتا است. اویسی در این مصاحبه بهطور عریان گفت که با سران درجه اول امریکا در تماس است. او گفت: منتظر هستیم که برای یک کودتا، پشتیبانی امریکا را داشته باشیم تا اقدام کنیم. درمورد ارتش، اویسی گفت: در ایران افسران زیادی از ارتش با ما هستند. افسرانی که ظاهراً در امریکا تعلیم میبینند نیز به ما پیوستهاند و آنهایی که در عراق، مصر و اسرائیل هستند همچنین. اویسی امکانات خود در ایران را چنین توصیف کرد: 3000 افسر و 80000 آدم معمولی که متشکل و مسلح هستند دراختیار ماست، علاوهبرآن ما دارای 30 هلیکوپتر هستیم. درمورد ارتش جمهوری اسلامی او گفت: از 800 تانکی که ارتش دراختیار دارد، 30 25 عدد آنها اکنون قابلاستفاده هستند. این روزنامه افزود: اویسی در جواب
سؤالی که در ایران چه نیرویی با ارتش اویسی میتواند مقابله کند، گفت که ازجمله ارتش 30000 نفری سپاه پاسداران میتواند مزاحمتهایی دربرابر ما به وجود آورد. درباره حزب توده ایران، اویسی گفت: حزب توده وابسته به [آیتالله] خمینی است و شدیداً از خمینی دفاع میکند.» نامه مردم در انتهای خبر از قول اویسی آورده است: «من این سرزمین را خوب میشناسم و به امکانات محلی کاملاً واقف هستم و درموقع مناسب امکان عمل خواهیم داشت.» (1)
یادآوری میشود بنیصدر در سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی به مطالبی اشاره کرده است که نشان میدهد بحث وقوع یک کودتا در آینده، در محافل مختلف به طرق
گوناگون رواج دارد. در این سرمقاله بنیصدر نوشته است: «دیشب، برادری برای من یادداشتی فرستاده بود به این شرح: یکی از دوستان از منابع موثق وزارت خارجه فرانسه کسب اطلاع کرده که آنها در گزارش خود در ارزشیابی اوضاع ایران به رئیسجمهوری خود ژیسکار دستن اطلاع دادهاند که باوجود حرکتی که در داخل ایران این کشور را بهسوی نوعی فاشیسم مذهبی سوق میدهد، امکان یک کودتای امریکایی در ایران فراهم میشود. منابع مطلع همچنین گزارش میکنند که در این عملیات حداقل 500 نفر از سران سیاسی و نظامی ایران در مرحله اول با یک یورش از بین خواهند رفت و شورش عمومی مردم که بدون تردید نیرومند خواهد بود {باتوجهبه اینکه نیروهای ناراضی ملی و قشرهای تکنوکرات براثر تندرویهای رو به تزاید جناح افراطی مذهبی بهطرف معتدلین گرایش پیدا کرده است و با عملکرد صحیح عوامل خارجی در ایران خنثی نگه داشته خواهند شد و دربرابر خشونت نظامی نیروهای جدید ساکت خواهند شد} سرکوب خواهند شد به این ترتیب پیشبینی میشود بتوان این کشور را درصورت چنین اقدامی ازجانب ایالات متحده بعد از دو یا سه هفته بحران سخت داخلی به آرامش کشاند.» بنیصدر افزوده است: «از قرار اطلاع آقای قاسملو با یک روزنامه ایتالیایی مصاحبه کرده و گفته است: بههنگام پیشامد اشغال سفارت امریکا یا مرکز حکومت امریکا بر ایران، عدهای از افسران عالیرتبه به او مراجعه کرده و گفتهاند، اگر با آنها کنار بیاید بعد از پیروزی به او خودمختاری خواهند داد. این افسران اخیراً نیز که امریکاییان به ایران تجاوز کرده بودند مراجعه و همان وعده را تکرار کردهاند.» (2)
ضمیمه گزارش393: گزارش بعدی رادیو لندن از نفر هفتم و ادعای عربگرایی در حمله به سفارت ایران
در 4 خرداد 1359، در بخش فارسی رادیو لندن اعلام شد نفر هفتم و رهبر گروه حملهکننده به سفارت ایران که علی محمد نامیده شد، در مصاحبه ای با مجله زیر نظر محمد فاروقی گفته است: هدف از اشغال سفارت ایران این بود که توجه جهانیان را به نژادپرستی ضدعرب که در ایران اعمال میشود جلب کنند. علی محمد گفته است که رژیم جدید در ایران اعراب را استثمار کرده است و اینکه درمورد اعراب ایران در ادارات دولتی تبعیض قائل میشوند. علی محمد میگوید بهدلیل اینکه دولت ایران مطبوعات را سانسور میکند اعراب قادر نیستند صدای خود را به گوش دنیا برسانند. (1)یادآوری میشود هدف اشغال سفارت ایران، آزادی زندانیان موسوم به خلق عرب اعلام شده بود که با مخالفت شدید ایران مواجه شد و شکست خورد.
ضمیمه گزارش399: ذکر بعضی اعمال و رفتارهای گروههای درگیر در کردستان به روایت انجمن اسلامی کردهای مقیم مرکز
در افشاگری جمعیت کردهای مقیم مرکز، در توضیح اعمال وحشیانه ای علیه جان و مال و ناموس مسلمانان کرد، چنین آمده است:
«1. باقیمانده مردم سنندج که قصد خروج از شهر سنندج را دارند بهوسیله گروههای ضدانقلاب هدف گلوله قرار میگیرند و از خروج آنها بهشدت جلوگیری میشود تا از آنان بهعنوان سنگر جهت حمله به برادران ارتشی و پاسداران و پیشمرگان مسلمان کرد استفاده نمایند.
مسجد جامع را به سنگر تبدیل کرده و از آنجا با اسلحه سبک و سنگین به برادران ارتشی و سپاه پاسداران و پیشمرگان مسلمان کرد و مردم مسلمان حمله نمایند تا نیروهای مسلمان نیز متقابلاً تیراندازی کرده و مسجد تخریب شود و سپس بتوانند بوق و کرناهای داخلی و خارجی خود را به کار اندازند و بگویند ارتش و سپاه پاسداران مسجد را تخریب میکنند.
در چند روز اخیر، عدهای از مسلمانان مبارز کرد را دستگیر نموده و بدون بازجویی با منطق مارکسیسم استالینیسم آنها را اعدام کردهاند. از آن جمله این خلقیهای طرفدار کارگر یکی از کارگران سنندجی را به نام معروف شبلی بیستوپنج ساله که نماینده کارگران سنندجی بوده همراه برادرش هادی شبلی بهطرز فجیعی مثله کردهاند و شمسالله مشیر پناهی و علی غفوری و نعمت گچکار را اعدام کرده[اند].
ضمناً جنازه برادر علی غفوری را سوزاندهاند. درمورد شهید معروف شبلی و برادرش ابتدا شاهرگشان را با چاقو پاره کرده تا از دیدن دستوپازدن آنها لذت ببرند، ولی دو برادر بهطور مکرر داخل خون خود با صدای بلند الله اکبر میگویند. نوکران امپریالیزم عصبی شده و دهانشان را با چاقو درمیآورند. مجدداً در لحظات آخر باز از شنیدن اللهاکبر خشمگین شده و آنها را تیرباران میکنند. ننگ بر بیمنطقان، درود خدا بر شهدای اسلام» (2)
ضمیمه گزارش401: متن کامل نامه مدیریت سابق دانشگاه تهران حاوی گزارش لحظهبهلحظه از وقایع روز اول اردیبهشت دانشگاه تهران نظر به حضور لحظهبهلحظه نویسندگان نامه و نیز موضع انتقادی جدی آنان دربرابر مسئولان وقت که بر اهمیت مندرجات نامه افزوده است، متن کامل این نامه که بسیار حائز اهمیت است بدین قرار درج میشود:
«به نام خدا
بهدنبال وقایع و زدوخوردهای اخیر دانشگاه تهران، در استعفانامه خود به تاریخ 3/2/1359، وعده کردیم که شرح وقایع و دلایل استعفای خود را بهزودی بهاطلاع امام و امت برسانیم. وظیفه خود میدانیم که ملت شریف و رزمنده ایران را در جریان واقعیت آنچه که گذشت قرار دهیم تا خود قضاوت کنند و مقصر را از بیگانه [بیگناه] بازشناسد.
در روز دوشنبه 1/2/1359 که بنا به تصمیم شورای انقلاب آخرین روز مهلت برای تخلیه دفاتر گروههای سیاسی در دانشگاه بود، از اولین ساعات بامداد، ساختمان دفتر دانشجویان پیشگام، هواداران سازمان پیکار، مبارز و راه کارگر واقع در خیابان 16 آذر، توسط افراد زیادی بهصورت چند حلقه زنجیر محاصره و محافظت میشد و تعدادی هم پاسدار کمیته در خیابان حضور داشت.
آنچه از دفتر ریاست دانشگاه واقع در طبقه پنجم سازمان مرکزی که مشرف به تمام صحنه بود مشاهده میشد حاکیاز این بود که مقدار زیادی سنگ و چماق در زیر تودههای کاغذ در کف خیابان 16 آذر استتار شده بود و ظاهراً تودههای کاغذ برای آن بود که درصورت استفاده از گاز اشکآور با آتشزدن آنها گاز را خنثی کنند. استتار سنگها هنگامی آشکار میشد که جمعکنندگان، قطعات جدید سنگ را مرتباً به صحنه آورده و در زیر روزنامهها پنهان میکردند.
در آن ساعات اول روز که هنوز از اجتماع مردم در آنجا خبری نبود، اینان با پلاکاردهایی مردم را به مقاومت در خیابان 16 آذر تشویق میکردند. ظاهر کاملاً رزمی که اعضا و هواداران این سازمانها به خود گرفته بودند و دعوت علنی از مردم برای بهاصطلاح مقاومت دربرابر تصمیم شورای انقلاب، خود از دلایل اجتماع تدریجی مردم در آنجا بود که با گذشت زمان بر تعداد آنها افزوده میشد. در اینجا ذکر این نکته لازم است که چون به این گروهها تا پایان روز دوشنبه، فرصت داده شده بود مردم میبایست قاعدتاً تا پایان مهلت از حضور در محل خودداری نمایند، ولی مشهود بود که دستهایی در پس پرده گروههایی از مردم را به حضور در محل تشویق میکرد و این دلیل دیگری بر اجتماع مردم در آن مکان بود. این صفآرایی و تهیه سنگ و چماق و دعوت از مردم برای بهاصطلاح مقاومت کاملاً نشانگر آن بود که چهار گروه مزبور، آن روز مصمم بودند با ایجاد یک درگیری وسیع حادثهای ناگوار بیافرینند و آن را به نام شورای انقلاب و رئیسجمهور ثبت کنند. ما که از طبقه پنجم سازمان مرکزی دانشگاه، شاهد همه وقایع و تمامی صحنه بودیم وقوع چنین درگیری خونین و ناگوار را پیشبینی و با تمامی وجود حس میکردیم.
به همین دلیل برای جلوگیری از این حادثه ناگوار تلاش بسیار کردیم. در تمام طول روز از یک سو با مقامات مسئول مرتباً تماس گرفتیم و از آنها خواستیم که با مستقرکردن تعداد کافی از پاسداران در مدخل خیابانهای مختوم به دانشگاه راه را بر مردم ببندند تا در صحنهای که اینان برای درگیری با خلایق تدارک دیده بودند مجتمع نشوند، و از سویی دیگر با تماس با سازمان دانشجویان پیشگام مصرانه از آنان خواستیم که هرچه زودتر نمایندگان خود را برای مذاکره نزد ما بفرستند تا شاید بتوانیم راه را بر بروز حادثه ببندیم. سازمان دانشجویان پیشگام وعده داد که نماینده خود را در ساعت 2 بعدازظهر، بفرستند. در جلوی اجتماع مردم، گروهی دربرابر صفآرایی این چهار سازمان
ایستاده و با فریاد "حزب فقط حزبالله، رهبر فقط روحالله" و شعارهایی دیگر، علیه آنان شعار میدادند. ضمناً مقامات مسئول به تماس و درخواست مستمر ما درمورد بستن راههای مختوم به دانشگاه برای جلوگیری از بروز درگیری، کوچکترین اعتنایی نکردند تا آنکه در ساعت 1:45 بعدازظهر، یعنی 15 دقیقه قبل از وعده ملاقات ما با نمایندگان دانشجویان پیشگام، چند نفری در صف مقدم جبهه، یعنی مرز بین دو گروهی که در مقابل هم صفآرایی کرده بودند به جان هم پریدند که ناگهان اعضا و هواداران پیشگام، پیکار، مبارز و راه کارگر که از اوایل بامداد، صحنه نبرد را تدارک دیده بودند سنگها و چماقها را از زیر تودههای کاغذ درآورده و به جان طرف مقابل افتادند که آنان نیز شروع به پاسخ متقابل کردند و این چنین کارزار شروع شد. بلافاصله پس از خاتمه درگیری اعضا و هواداران پیشگام، پیکار، مبارز و راه کارگر شروع به سنگربندی در سرتاسر خیابان 16 آذر کردند و صف مقدم جبهه را به ابتدای خیابان، یعنی مدخل خیابان 16 آذر از خیابان انقلاب کشاندند و در مدت زمان کمی موزائیکهای دور استخر محوطهای را که محاصره کرده بودند کنده و به قطعات کوچکتر تقسیم کرده و در کف خیابان برای درگیری مجدد انباشتند. در همین فاصله، قسمتی از دیوار و نردههای دانشگاه را خراب کردند و قطعات صندلیهای چوبی [نیمکت] محوطه دانشگاه را برای تهیه چماق از جای درآوردند. تعدادی از آنها در روی سقف باشگاه دانشگاه به جمعآوری سنگ مشغول شدند و حتی بنزین اتومبیلهای دانشگاه را، لابد برای تهیه کوکتل مولوتف، کشیدند و خلاصه از تخریب هر آنچه امکان داشت برای سنگربندی و تهیه چماق خودداری نکردند. عصرهنگام که خبر درگیری در اطراف دانشگاه در شهر پخش شده بود گروههای مردم بهسوی دانشگاه سرازیر شدند و باآنکه آگاهانه شعار میدادند: "توطئه فدایی درگیری، درگیری"، ولی کاملاً مشخص بود که صحنه درگیری با همان شیوه بعدازظهر میتواند تکرار شود و اینبار با سنگربندی و تدارکی که این سینهچاکان خلق!! دیده بودند بسیار خونبارتر از بار پیش میشد، بهخصوص که شب نزدیک بود. سازمان
دانشجویان پیشگام که قرار بود نمایندگان خود را در ساعت 2 بعدازظهر، برای مذاکره به دفتر مدیریت دانشگاه بفرستد از اینکار
خودداری کرد. پس از تماسهای
مجدد قول دادند که در ساعت 6
بعدازظهر، نماینده خود را برای مذاکره و تبادلنظر با مدیریت دانشگاه درمورد تخلیه دفاتر خود و جلوگیری از بروز حادثه فرستاده و اینبار نیز همانطور که انتظار میرفت،
به قول خود وفا نکردند. بر ما مسلم شد که اینان قصد دارند تا آخرین لحظه این مهلت که بنا به دعوت رئیسجمهور مردم به دانشگاه خواهند آمد از فرصت استفاده کنند و با ایجاد درگیری و زخمیکردن و کشتن مردم و نیز خرابکاری در دانشگاه حادثه خونبار به وجود آورند و سپس با تبلیغات وسیع آن را به نام دولت و شورای انقلاب ثبت کنند.
بلافاصله پس از درگیری بعدازظهر، طبق برنامه قبلی تعدادی از آنها در سطح شهر، بهویژه خیابانهای اطراف دانشگاه با قیافههای سراسیمه و آشفته و بلندکردن پلاکارد از مردم پنبه و پنیسیلین و خون و یخ طلب میکردند و چنین وانمود میکردند که کشتار وسیعی رخ داده و زخمیان بیشماری در دم مرگاند و تعداد کشتگان را با ارقام دروغین اعلام میکردند، درحالیکه طبق آمار منتشره 3 نفر در مدت این 24 ساعت، کشته شدند و البته تا آن لحظه با یاری مردم و پاسداران کسی کشته نشد، ولی عدهای بهوسیله سنگ و چماق از طرفین مجروح شدند و قابلتوجه است که کشتهشدگان این 24 ساعت، هیچکدام از این سینهچاکان خلق نبودند، بلکه همگی از مردمی بودند که در صف مقابل آنها ایستادگی میکردند. ساعت 6 بعدازظهر، بعد از بدقولی دانشجویان پیشگام درمورد فرستادن نماینده خود و نیز توجهنکردن مسئولین مملکتی به خواست ما مبنیبر بستن خیابانهای مختوم به دانشگاه برای جلوگیری از اجتماع مردم و درنتیجه جلوگیری از درگیری، از آنجا که هرلحظه احتمال بروز حادثه خونین دیگری میرفت بهناچار به رئیسجمهور و شورای انقلاب مراجعه کرده و پس از شرح وقایع آن روز و انتقاد کوتاهی از مسئولان، مصرانه خواستیم که با فرستادن پاسدار و ماشینهای بلندگودار مردم را از کسانی که در خیابان 16 آذر سنگر گرفته بودند، جدا کنند و با همین شیوه صفوف مردم در طول شب از آنان جدا شد و هیچگونه درگیری به وجود نیامد. سؤال این است که چرا مسئولان، با همین شیوه درطول روز که ما مرتباً پیشنهاد میکردیم، از درگیری و خونریزی جلوگیری نکردند. لازم به تذکر و توجه است که مراجعه ما به رئیسجمهور و شورای انقلاب باعث شد که ترتیبی اتخاذ شود که آن شب از یک درگیری و خونریزی وسیع جلوگیری شود، والا غرضورزی این گروهها و بیتوجهی مسئولان فاجعه بزرگی به بار میآورد.
در ساعت 22:15، 3 نفر به دفتر مدیریت دانشگاه مراجعه کرده و خود را نماینده چهار سازمان پیشگام، پیکار، مبارز و راه کارگر خواندند و از همه چیز سخن گفتند الا تخلیه
و تحویل دفاتر خود و بار دیگر بر ما مسلم شد که اینان مصمماند تا آخرین دقیقه مهلت مسلحانه مقاومت کنند و خونریزی را ادامه دهند. در طول شب صدای تیراندازی از داخل و خارج دانشگاه ادامه داشت که دراینرابطه توجه به دو نکته بسیار مهم و ضروری است: اول اینکه صدای گلولههایی که از خارج دانشگاه، محل استقرار پاسداران و توسط آنان شلیک میشد با صدای گلولههایی که از داخل دانشگاه شلیک میشد عمدتاً متفاوت بود. دوم اینکه در ساعت 2 بامداد سهشنبه 2/2/1359، از دفتر دانشجویان پیشگام به ما تلفن زدند که تصمیم گرفتهایم دفتر خود را تخلیه کنیم و درست از همان لحظه صدای تیراندازی از درون دانشگاه قطع شد. باتوجهبه اینکه پاسداران در خارج دانشگاه مستقر بوده و از هجوم مردم جلوگیری میکردند و در سیاهی کامل شب از مردم کسی در دانشگاه نبود و نیز باتوجهبه دو نکته فوق، آشکار میشود که اعضا و هواداران این سازمان بودند که سرتاسر شب در داخل دانشگاه سنگر گرفته و تیراندازی میکردند تا پاسداران نیز پاسخ بدهند و در نیمههای شب، در دل مردم رعب و وحشت ایجاد کنند و همه چیز را به نام شورای انقلاب تمام کنند و چنین هم کردند.
در ساعت 4:30 بامداد، نمایندگان رئیسجمهور، کمیته و نمایندگان دانشجویان پیشگام به دفتر مدیریت دانشگاه آمدند تا برای چگونگی تخلیه و تحویل دفاتر مذاکره کنند و درخواست اصلیشان این بود که پاسداران برای خروج از آنها محافظت کنند تا مورد هجوم مردم واقع نشوند. بالاخره در نزدیکیهای سپیده پس از جروبحث زیاد دفاتر آنان به نماینده دانشگاه تحویل شد که ایشان هنگام تحویلگرفتن در یکی از دفاتر دانشجویان پیشگام اسلحه دیده بود.
نکتهای که لازم است ملت عزیز ایران و امت اسلام به آن توجه کنند و از این جمله خود حدیث مفصل را
بخوانند این است که یکی از دو نفر نماینده دانشجویان پیشگام که در این جلسه حضور داشت آقای فرخ نگهدار بود. ایشان همان کسی است که در اوایل پیروزی انقلاب به نام نماینده سازمان چریکهای فدایی خلق به تلویزیون میآمد و درحالیکه پشت به مردم کرده بود حرف میزد. این شخص اولاً دانشجو نیست، ثانیاً یکی از سردمداران و رهبران سازمان چریکهای فدایی خلق است که به نام نماینده دانشجویان پیشگام که هواداران سازمان چریکهای فدایی خلقاند برای مذاکره و نحوه تخلیه و تحویل دفاتر آنان آمده بود. ملت رزمنده ایران باید از این دغلکاران که به نام دانشجو دفاتری را اشغال کرده و از امکانات و بیتالمال مسلمین زیر پوشش فعالیتهای دانشجویی استفاده میکنند، بپرسد و آنها را در دادگاه خدا و خلق محاکمه کنند که این چگونه سازمان دانشجویی است که در آخرین دقایق یکی از رهبران سازمان چریکهای فدایی خلق را که دانشجو هم نیست برای مذاکره و تخلیه اتاقها میفرستد و نیز از این دفاتر علیه خلق ستمکش ایران بهعنوان ستاد عملیاتی چریکهای فدایی خلق [استفاده میکنند] و به اقدامات تخریبی و مسلحانه دست میزنند و با تبلیغات مردم را میفریبند و جنگ روانی نیز ایجاد میکنند که مردم خون و وسایل زخمبندی و درمان بدهند که شورای انقلاب و دولت کشتار کرده است، درحالیکه خودشان در دل سیاهی شب از درون دانشگاه به بیرون که محل اجتماع مردم [بود] تیراندازی و دانشگاه را به ویرانهای تبدیل کردند.
پس از سپیدهدم که آنان دانشگاه، خیابان 16 آذر و دفاتر خود را تخلیه کردند آنچه که در دانشگاه و ساختمان امور دانشجویی {محل دفتر آنان} مشاهده میشد انبوهی از خرابی و خرابکاری بود، گویی سپیدهدمی بود پس از شبیخون قوم مغول به دانشگاه و خیابان 16 آذر. موزائیکهای کنده شده از زمین، صندلیهای شکسته تالار مولوی که در محوطه دانشگاه انباشته شده بود، مقدار زیادی یخ که با دروغ و تزویر از مردم جمعآوری کرده و در گوشهای انباشته بودند، چراغهای شکسته محوطه دانشگاه، درها و شیشهها و پنجرههای خردشده باشگاه ویرانشده دانشگاه، دستگاه صوتی نماز جمعه بود که نابود شده بود، میزهای رستورانهای دانشگاه که برای سنگربندی در محوطه ریخته و ازبینبرده بودند، قطعات بزرگ و کوچک سنگ و چوب و نردههای شکستهشده دانشگاه و... همه اینها خرابیهایی بود در محوطه دانشگاه که عمدتاً در طول شب ایجاد شده بود درحالیکه از مردم یک نفر در آنجا حضور نداشت و همه بهدست این فداییان سینهچاک خلق و از بیتالمال خلق برای مقابله با تصمیم شورای انقلاب و رئیسجمهوری منتخب مردم.
باتوجهبه شرح مختصر حوادثی که گذشت، از دید ما که شاهد و ناظر صحنه بودیم، علل آنچه به استعفای ما منجر شد چنین [است]:
گروههای سیاسی نزدیک به 180 اتاق را اشغال و به دفتر فعالیتهای سیاسی خود تبدیل کردهاند، حتی در یکی از دانشکدهها دفتر ریاست دانشکده از اشغال اینان در امان نماند. حاکمیت گروههای سیاسی در دانشگاه امروز، فاجعهای است که همه مسئولان و اکثریت قریببهاتفاق استادان از آن رنج میبرند و هرروز بهعلت رقابتهای سیاسی بین این گروهها و نشناختن حدومرز برای خود، دامنه حاکمیت آنان گستردهتر میشود.
مدیریت موقت دانشگاه تهران در همان روزهای بازگشایی دانشگاه پس از انقلاب به گروههای سیاسی پیشنهاد کرد که دفاتر خود را تعطیل کنند و در عوض مدیریت دانشگاه ساختمانی را مانند همه دانشگاههای
دنیا به فعالیتهای دانشجویی اختصاص خواهد داد و به هر دسته و انجمن دانشجویی فقط یک دفتر خواهد داد، ضمناً در دانشگاه هیچ حزب و سازمان و گروه سیاسی را به رسمیت نمیشناسند و فقط دانشجو و فعالیتهای
دانشجویی را مجاز میداند.
هیچیک از این گروهها حاضر نشدند که با گروه دیگر حتی در طبقات مجزای یک ساختمان کار کنند، زیرا معتقد بودند که ساختمان در و راهپله
مشترک دارد و آنان حاضر نیستند از یک در وارد و خارج شده و از یک راهپله بالا بروند و همسایه یکدیگر باشند. حاکمیت این گروههای سیاسی لطمه بزرگتر از این به دانشگاه وارد کرده است و آن اینکه شوراهای هماهنگی دانشکدهها را {که مرکب از نمایندگان استادان، دانشجویان و کارکنان است} بهکلی از شکل و محتوای آکادمیک خارج کرده و به آنها شکل و محتوای سیاسی
داده است. نمایندگان دانشجویی در این شوراها بهجای آنکه از کلاسها و گروههای آموزشی دانشکدهها باشند تا به مسائل آکادمیک بپردازند از گروههای
سیاسی دانشجویان که هرکدام وابسته به یک سازمان و حزب سیاسی است انتخاب شدهاند. به همین دلیل در 14 ماه گذشته این شوراها فقط به جنگ و دعوای سیاسی پرداختند. مثلاً برای تقسیمبندی دیوارهای دانشکدهها بهمنظور نصب اعلامیههای خود ساعتها در شوراها بحث کردهاند،ولی کوچکترین قدمی در راه اعتلای آموزش دانشکدهها برنداشتند و همه معیارهای آموزشی را به پای اهداف سیاسی خود قربانی کردند. برخی از آنان دربرابر این اعتراض که چرا باید گروههای سیاسی حدود 180 اتاق را در دانشگاه اشغال کنند پاسخ بدهند که دانشگاه برای دانشجو است و اگر شوراهای هماهنگی تصمیم بگیرند حتی همه اتاقها هم باید به گروهها اختصاص داده شود. ملاحظه
میشود علتالعلل همه این حوادث حاکمیت این گروههاست که تصمیمگیرنده اصلی آنان تماماً احزاب و سازمانهایی است که اینان بدانها وابستهاند.
یکی از بزرگترین دلایل این اوضاع آشفته در دانشگاهها ایناست که شورای انقلاب هیچگونه قانون و ضابطهای پس از انقلاب برای اداره دانشگاهها و شوراهای آن و حدود اختیاراتشان تعیین و تصویب نکرد. دانشگاهها نه میتوانستند با قوانین قبلی کار کنند و نه قانون جدیدی در دست داشتند بدینسان دانشگاهها را در خلأ رها کردند، سرپرستان دانشگاهها و دانشکدهها فقط با روش ریشسفیدی به مدیریت پرداختند باآنکه دانشگاه تهران در اوایل تابستان 1358 لایحه پیشنهادی استقلال دانشگاهها را پس از چند ماه تهیه و به دولت داد هنوز از تصویب و ابلاغ چنین لایحهای خبری نیست.
ازبینبردن حاکمیت سیاسی گروهها و جمعکردن دفاتر آنان که درحقیقت ستاد عملیاتی سازمانها و احزابی است که اینان به آنها وابستهاند تصمیم بهحقی است، زیرا با ادامه این وضع دانشگاهها دانشگاه نخواهد شد، ولی ما معتقدیم که این تصمیم بسیار بیموقع و بیمطالعه و بدون مشورت با سرپرستان دانشگاهها اتخاذ شد و منجر به آن چیزی شد که شرحش گذشت.
به عبارت دیگر در این حادثه خونبار بهانه را شورای انقلاب با تصمیم بیموقع خود به دست این گروههای سیاسی داد، ولی تقصیر استفاده از این بهانه کلاً به گردن این گروههاست که مترصدند تا از کوچکترین فرصت علیه انقلاب استفاده کرده و در روز روشن و نیز در دل شب تاریک، حرمت معبد مقدس علم را با رگبار گلولههای خود زیر پا بگذارند. چهار سازمان پیشگام، پیکار، مبارز و راه کارگر اگر دلشان برای خلق میسوخت و به آنچه میگویند معتقد بودند مانند بقیه گروههای سیاسی دفاتر خود را بهموقع تخلیه کرده و تحویل میدادند تا قطرهای خون از بینی کسی نیاید. به همین دلیل است که مسئولیت این خونریزیها را ما به گردن این چهار گروه میدانیم. آن کس که بهانه میآفریند مقصر است، ولی آن کس که از بهانه برای مقاصد شیطانی خود سوءاستفاده میکند خائن است.
کلام آخر ما این است که از نزدیک شاهد و ناظر بودیم که این گروهها و سازمانهایی که برای خلق سینه میزنند چگونه در ظرف 24 ساعت یک کردستان کوچک در دانشگاه، یعنی بیخ گوش حکومت، زیر پوشش فعالیتهای دانشجویی به وجود آوردند و همه جنایات خود را به نام شورای انقلاب و رئیسجمهور ثبت کردند. به شورای انقلاب و رئیسجمهور و مجلس آینده هشدار میدهیم که بدانند اینان به همین سادگی حوادث عظیم و گاه جبرانناپذیر با تکیه بر اسلحه و به نام خلق و علیه انقلاب میآفرینند. به هوش باشید، وگرنه این ماجراجویان و حادثهآفرینان، انقلاب را دربست بر باد خواهند داد. ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین.
مدیریت سابق دانشگاه تهران» (1)
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 21/2/1359، ص7.
406
هنوز در امریکا گوشههایی از عملیات بهکلی سری طبس مطرح میشود که نشان میدهد این ماجرا ابعادی غیرقابلذکر داشته است و دارد.(1)
بهاینترتیب علاوهبر اینکه جنبههای گفتهنشده طرح مسکوت میماند، در ایران نوعی بدبینی و بیاعتمادی مخرب نیز به وجود میآورد. همچنین ابعاد طرح را در اذهان، به کمک عدهای ایرانی در تهران منحصر میکند.
درحالیکه چهبسا ابعادی بسیار بزرگ و غیرقابلتصور در این طرح بهکلی سری وجود داشته است که از محدوده ایران و حتی منطقه فراتر طراحی شده بود. هرچند اکتفا به آنچه غیرمستقیم از طرح تصویر شده که دارای ابعاد محدودی است خودبهخود نوعی جهالت و نالایقی را به امریکاییها نسبت میدهد، اما خسارت این امر از افشاشدن ابعاد طرح کمتر بوده است.
یکی از رؤسای سابق بخشهای سیاسی سازمان سیا به نام مایلز کوپلند، در گفتوگو با دیلی تلگراف بر جنبههایی از این عملیات تأکید کرد که قابلتأمل است.(2)وی درباره نقش و جایگاه هواپیماهایی که در طبس فرود آمدند و گرفتار طوفان شن شدند، گفت: این هواپیماها و پرسنل آنها برای کمککردن به خروج گروگانها از ایران و برای فراهمساختن پوشش نظامی برای عملیات به آنجا رفته بودند؛ عملیات نجات قرار بود در تهران و توسط مأموران داخلی در ایران انجام گیرد. من باتوجهبه تجربیات شخصی که از چنان عملیاتی دارم معتقدم که حتی پیام کارتر که از رادیو تلویزیون پخش شد،(3)بخشی از این طرح جامع را تشکیل میدهد. این تصادف در وسط بیابان اتفاق افتاد و افراد اعزامی مأمور اجرای آن، آموزشهای لازم را دیده بودند. ضرورت نداشت که کسی بلافاصله از آنچه اتفاق افتاده بود باخبر شود، اما باتوجهبه حرفهام، بهنظر من
1) * نکته مهم اینکه از بین اخبار گفتهنشده طرح، فقط به جنبههایی از آن بهطور تلویحی یا به تصریح اشاره میشود که مربوط به نیروهای ایرانی دخیل در طرح بوده است.
2) ** کوپلند اکنون بازنشسته است و نقش مشاور دارد و در عملیات طبس نیز از مشاوران بوده است.
3) *** منظور سخنرانی تلویزیونی کارتر درباره عملیات طبس در 5/2/1359 در ساعت 7 صبح بهوقت امریکا {حدود 3:30 بعدازظهر بهوقت تهران} است که به تفصیل در روزشمار 5/2/1359، آمده است.
دلیل ظاهرشدن بلافاصله کارتر بر روی صفحه تلویزیون این بود که ایرانیان اطمینان حاصل کنند مأموریت عملیات نجات کلاً متوقف شده و دیگر نباید بههیچوجه نگران باشند.
شش روز قبل از اینکه کارتر اجازه عملیات را صادر کند، کوپلند طرح نجاتی را منتشر کرده بود که شباهت زیادی با آنچه بعداً اتفاق افتاد، داشت.(1)گزارشهایی درباره این طرح در سرتاسر امریکا انتشار یافت و به نظر میرسید که برخی درخواست اجرای آن را از مقامات مسئول داشتند. کوپلند گفت: در آن زمان وقتی وی سؤال کرد که آیا مخالفتی با طرح نجات او شده است، در پاسخ به وی گفته شد که مخالفتی با آن به عمل نیامده است. کارتر در پیام تلویزیونی خود اشاره کرد که پیادهشدن در صحرای طبس فقط قدم اولیه طرح بوده و هنوز نیروهای نظامی دستور آزادی گروگانها را دریافت نکرده بودند. (2)
407
عصر امروز، وقوع حادثهای در یک منطقه نفتی ایران در خلیجفارس، باعث شد چشمانداز تهدیدکنندهای درزمینه افزایش تنش در روابط ایران و امریکا، پدید آید.
گزارش فرمانده سپاه بندرعباس به نقل از هنگ ژاندارمری لاوان، حاکی است چند هلیکوپتر با پرتاب بمبهایی که نوع آن معلوم نیست، باعث شده قسمت بزرگی از آب دریا بهصورت پودر درآمده و سپس به اطراف پاشیده شود و آتش بگیرد که شعلههای آن هماکنون بهوسیله کارگران جزیره لاوان خاموش میشود. (3)این گزارش همچنین از مشاهده «یک فروند ناو خاکستری روشن در بیستکیلومتری سکوی نفتی» در ساعت 16:30 خبر داده است و در ادامه به «کشتیهای دریایی {آمینیکو} در فاصله 120 کیلومتری جزیره لاوان» اشاره کرده است.
شبهنگام، بخشداری لاوان به وزارت کشور گزارش داد که عصر امروز، «سکوهای بهرهبرداری شرکت امیدکو {رستم} مورد حمله هلیکوپترهای ناشناس قرار گرفته است. در آبهای اطراف سکوهای بهرهبرداری نفت امیدکو تعداد چند بمب آتشزا پرتاب و مشتعل شده است. آخرین اطلاعات واصله حاکی است تعدادی ناوچههای ناشناس که در اطراف سکوهای بهرهبرداری نفتی رستم بودهاند بهطرف سکوهای بهرهبرداری شرکت نفت لاوان حرکت نمودهاند و درحالحاضر، آتش خاموش و بهعلت تاریکی هوا هیچگونه ناوچه ناشناس و هلیکوپتر دیده نمیشود. درحالحاضر، فرودگاه لاوان تحتکنترل افراد مسلح کمیته میباشد.» (4)
درنهایت «یک مقام آگاه در ستاد فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
1) * کوپلند در مصاحبهای از طرحی ضربتی برای آزادکردن گروگانها در عملیاتی کماندویی و غافلگیرکننده سخن گفته بود. پیشبینی شده بود که گاز بیهوشکننده در سفارت امریکا در تهران پخش شود و تعداد 3 فروند هلیکوپتر، با علائم هلیکوپترهای ایرانی در داخل محوطه سفارت فرود بیایند و گروگانها را تخلیه و به پست کماندویی در صحرا ببرند. وی تأکید کرده بود که بدون مشورت با سیا این مصاحبه را انجام داده است.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 22/2/1359، ص2.
3) سند شماره 41250 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از فرمانده سپاه بندرعباس به فرمانده سپاه تهران، 22/2/1359.
4) سند شماره 41238 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از بخشداری لاوان به وزارت کشور، 22/2/1359.
دراینمورد اظهار داشت: درحوالی ساعت 6 عصر امروز، چند هلیکوپتر امریکایی از روی عرشه سه ناو امریکایی که در خلیجفارس مستقر میباشند پرواز کرده و در نزدیکی فضای منطقه چاه رستم در جنوب جزیره
لاوان در خلیجفارس به پرواز درآمدند. این مقام در ادامه افزود: از داخل این هلیکوپترها مایعی بهصورت کف بر روی آبهای منطقه چاه رستم ریخته شد که ایجاد حریق بر روی آب نمود که پس از مدتی آتش خاموش شد. وی افزود: بهمحض اطلاع از این حادثه چند فروند هواپیمای شکاری ازسوی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به منطقه اعزام شدند تا با حملات این هلیکوپترها مقابله و اطلاعات بیشتری را دراینزمینه کسب و گزارش نمایند.»(1)(2)
408
در موضعی متقابل در تهران تلاشهای سیاسی و تبلیغاتی علیه رژیم بعث عراق، هرچند نه بهصورت آنچه در عراق رایج است، شکل میگیرد. تجمع امروز راندهشدگان عراقی جلوی سفارت تونس در تهران برای بیان خواستههایشان از اتحادیه عرب و نیز حضور جلال طالبانی دبیرکل اتحادیه میهنی کردستان عراق {رهبر گروه طالبانی} در تهران و مصاحبه وی با خبرنگار خبرگزاری پارس در تهران، نمونههایی از این امر است.
امروز، در تهران «قریب 500 تن از برادران و خواهرانی که توسط رژیم فاشیستی بعث عراق از خاک آن کشور اخراج شده بودند در مقابل سفارت تونس در تهران تجمع نمودند.» بنا به گزارش خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی، «این گروه که همگی از اصلونسب عراقی هستند و شناسنامههای خودشان نیز عراقی است به نشانه اعتراض به این ادعای پوچ دولت عراق که گفته بود اخراجشدگان از کسانی هستند که قاچاقی وارد عراق شده بودند و همچنین به نشانه اعتراض به تاراج و غارت مالواموالشان در عراق با نهایت آرامش در مقابل سفارت تونس در تهران تجمع و تحصن نمودند.»
یکی از متحصنین عراقی درمورد علت این تجمع گفت: «ما بهعنوان نمایندگان 34 هزار اخراجی عراقی میخواهیم ازطریق این سفارت صدای مظلومانه خود را به گوش اتحادیه کشورهای عربی که دفتر مرکزی آن در تونس میباشد،برسانیم و بگوییم که اگر ما اخراجی هستیم، چرا مالواموالمان را پس نمیدهند.»
یکی دیگر از متحصنین عراقی گفت: «ما را بهجرم اینکه از امام خمینی و دولت ایران پشتیبانی
1) * دو روز بعد، وزارت دفاع امریکا گزارشهای مربوط به پرواز هلیکوپترهای امریکایی بر فراز سکوهای حفاری نفت ایران در خلیجفارس را رسماً تکذیب کرد. سخنگوی وزارت دفاع امریکا گزارش منابع ایرانی را دراینباره بیاساس خواند و تأکید کرد که هلیکوپترهای امریکایی در این منطقه فعالیت ندارند. خبرگزاری فرانسه که این خبر را مخابره کرده است، افزود: «علیاکبر معینفر وزیر نفت ایران، گفته بود که شکاریهای ایران هلیکوپترهای امریکایی را مجبور کردند به عرشه ناوهای هواپیمابر در منطقه خلیجفارس بازگردند.» [روزنامه اطلاعات، 24/2/1359، ص12]
2) روزنامه بامداد، 23/2/1359، ص1.
میکردیم به فجیعترین وضعی بیرون انداختند، اموال ما را به غارت بردند. به ما میگویند که شما عراقی نیستید درحالیکه بسیاری از ما حتی تا 10 سال در عراق سرباز بودهایم. بسیاری از ما هماکنون پسرانمان در ارتش عراق سرباز هستند.»
فردی به نمایندگی از متحصنین نیز اظهار کرد: «ما تا روز جمعه شبوروز همین جا خواهیم بود. در حسینیهها، در مساجد و در جاهای دیگر به سر میبریم تا بلکه سازمان اتحادیه عرب به حال ما فکری بکند و ما را از این وضعیت رقتبار نجات دهد.» متحصنین در پایان از اقدامات دولت ایران در استقبال از راندهشدگان عراقی تشکر کردند و خواستار رسیدگی و توجه بیشتر به این امر شدند. (1)
از سوی دیگر، در مصاحبه اختصاصی جلال طالبانی با خبرگزاری پارس وی هدف خود را از سفر به ایران و دیدگاههایش را درباره انقلاب اسلامی ایران و تأثیر آن در منطقه و بهخصوص عراق تشریح کرد.(2)
از وی سؤال شد: انقلاب اسلامی ایران در عراق بهویژه در منطقه کردنشین کشور شما، چه تأثیری داشته است؟ طالبانی پاسخ داد: انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی سراسر خاورمیانه {غرب آسیا} را تکان داده و تأثیر وسیعی در جهان اسلام بهویژه در عراق که اکثریت ساکنان عرب آن شیعه هستند، به جا گذاشته است. تأثیر انقلاب اسلامی این بود که مردم عراق و برادران شیعه ما را در جنوب کشور بیدار کرد و آنها را تشویق به فعالیت و مبارزه کرد. همچنین اکراد عراق تشویق شدند که به مبارزه مسلحانه خود ادامه بدهند. بهویژه اینکه از پشتسر دیگر خطری متوجه آنها نیست، زیرا رژیم ارتجاعی شاه از پشتسر ناجوانمردانه به ما خنجر میزد. این خطر رفع شد و حالا بهعکس انقلاب اسلامی ایران فضای تازهای پدید آورد و اکراد ایرانی نیز که در کنار دیگر برادران ایرانی خود علیه رژیم شاهی قیام کردند، شروع به همدردی با برادران کرد خود در عراق کردند.
جلال طالبانی در ادامه گفت: انقلاب اسلامی ایران مردم را معتقد خواهد کرد که میتوان طاغوتها را سرنگون کرد. قبلاً این اعتقاد بود که رژیم قوی است و شاه و صدام حسین تکریتی، ارتش دارند و از پولهای هنگفت برخوردارند و با داشتن دستگاههای سرکوبگر، نابودی آنها غیرممکن است. به همین خاطر مردم میل به انزوا و ناامیدی داشتند، اما انقلاب اسلامی ایران امید به پیروزی را زنده کرد. این انقلاب به مردم نیرو داد و یک روحیه انقلابی در دل اکراد و عربها در عراق به وجود آورد و تأثیر دیگر انقلاب اسلامی ایران این بود که ماهیت زشت و پلید رژیم صدام حسین تکریتی را برملا ساخت.
وی درباره اوضاع کلی عراق گفت: رژیم و دارودسته صدام حسین، اقلیتی بسیار کوچک هستند که با آتش و خون در عراق حکومت میکنند. اینان سیاست فاشیستی فجیعی علیه تمامی نیروها و احزاب و گروهها و شهروندان عراق چه عرب، چه کرد، چه مسلمان، چه مسیحی، چه سنی و چه شیعه به کار میبرند. در عراق آزادی مطبوعات، آزادی احزاب، آزادی سندیکاها مطلقاً وجود
ندارد. آنها مردم را هزار هزار بازداشت میکنند. انقلابیون را بهطور دستهجمعی به جوخههای اعدام میسپارند. دهها هزار نفر را آواره میکنند. ارتباط رژیم فاشیستی عراق با استعمار نو و استعمارگران امریکایی دیگر مسئلهای نیست که از دید کسی پنهان مانده باشد. ما رژیم صدام حسین تکریتی را رژیمی مزدور استعمار نو، وابسته به استعمارگران امریکایی میدانیم. این وابستگی ازطریق پوششهای مختلفی ازجمله ارتجاع سعودی، روابط بازرگانی و مناسبات نفتی مشهود است.
این رژیم در قبال ملت کرد عراق یک سیاست "شوونیستی" در پیش گرفته و آن را ازطریق عربیکردن مناطق نفتخیز کردنشین و کوچدادن اکراد از مناطق خود اعمال میکند. براساس همین سیاست، آنها 1247 دهکده کردنشین را با خاک یکسان کردند، کشتزارها و جنگلها را به آتش کشیدند و حتی چشمههای آب را با سیمان بستند.
این رژیم با مقاومت گسترده تودهای مواجه شده است. همه نیروها و احزاب ملی، همه اکراد، همه شیعیان مخالف این رژیم بوده و به مبارزه با آن برخاستهاند. اتحادیه میهنی کردستان عراق تقریباً چهار سال است که مبارزه مسلحانه خود را علیه این رژیم آغاز کرده که درعینحال بخشی از انقلابِ سرتاسری عراق به شمار میرود، زیرا چند حزب عراقی به نام تجمع ملی عراق هماکنون در کنار ما با رژیم میجنگند. بعد از انقلاب اسلامی ایران و پیوستن برادران شیعه ما در مبارزه علیه رژیم فاشیستی عراق، دامنه مقاومت مردم عراق دربرابر این رژیم بسیار گسترش یافته است. حتی حزب کمونیست عراق که چند وزیر در هیئت حاکمه داشت، رژیم را ترک کرده و هماکنون در کنار ما میجنگند.
بعد از برکناری احمد حسن البکر، در داخل خود حزب بعث نیز انشعاباتی رخ داد و صدام 22 تن از رهبران حزب را اعدام و صدها نفر دیگر را بازداشت کرد. (1)
409
باوجود اینکه عراق بهطور سنتی ذیلِ اقمار شوروی قرار دارد، اما نظر به اهمیت ایران که هممرز با شوروی است و نیز وقوع انقلاب ضدامپریالیستی در آن و همچنین طمعهایی که بلوک غرب به نقش عراق علیه نظام اسلامی ایران دارد، وضعیتی انتظارگونه برای شوروی در اتخاذ میزان حمایت از عراق ایجاد شده است. دراینحال، موضوع افغانستان هم مزید بر تعلقات نه شرقی، نه غربی ایران شده و فاصله بیشتری را بین ایران و شوروی به وجود آورده است. برعکس عراق، باوجود اعدام کمونیستهای این کشور همچنان به تداوم دوستی با شوروی و اخذ کمکهای بهخصوص تسلیحاتی از آن کشور تأکید دارد. اظهارات امروز سفیر عراق در شوروی و مقارن آن اظهارات سفیر ایران در این کشور، بهگونهای گویای وضعیت یادشده است.
به گزارش یونایتدپرس از مسکو، امروز، عبدالرحمن الدوری سفیر جدید عراق در اتحاد شوروی، ضمن توهین به رهبر انقلاب اسلامی مدعی شد جمهوری اسلامی ایران سعی دارد عراق را از کشورهای سوسیالیست تحت رهبری اتحاد شوروی دور کند. وی افزود: «از زمان
1) روزنامه اطلاعات، 22/2/1359، ص10.
بهقدرترسیدن [آیتالله] خمینی، ایران و عراق چند درگیری مرزی داشتهاند و [آیتالله] خمینی از عراقیها دعوت کرده است که دولتشان را سرنگون کنند. الدوری که اواسط ماه آوریل به مسکو وارد شد، اضافه کرد که کشورش مایل به تقویت روابط با اتحاد شوروی است.» (1)
از سوی دیگر، دکتر محمد مکری سفیر جمهوری اسلامی ایران در اتحادیه جماهیر شوروی، امروز، تهران را به مقصد مسکو {محل مأموریت خود} ترک میکند. وی در گفتوگو با خبرنگار روزنامه اطلاعات درخصوص گفتوگویش با یکی از مقامات شوروی توضیحاتی داده که بخشهایی از آن بدینشرح است:
سؤال: شما در اخبار گفته بودید از شوروی تقاضا کردهاید به عراق اسلحه نفروشند، آیا در این گفتوگو این موضوع را هم مطرح کردید؟
مکری: بله. این را هم گفتم که کمک تسلیحاتی شوروی و دادن هواپیماهای میگ به عراق به زیان انقلاب ایران است. این سلاحها، در میان جنگطلبان و ضدانقلابیون غرب، جنوب و سایر نقاط ایران پخش میشود و رسیدن این سلاحها به دست گروههای مختلف شایعه توافق دو ابرقدرت را درباره تقسیم مناطق نفوذ در اذهان مردم ایران تقویت میکند و او هم جوابهایی داد.
سؤال: چه جوابهایی؟
مکری: وی گفت که متأسف هستیم اختلاف ایران و عراق بهنحوی توسعه مییابد که بهسود هیچ کدام نیست و دراینمورد اظهار نگرانی کرد و افزود: ما با عراق یک قرارداد و یک رابطه صمیمانه پانزدهساله داریم و ما مایل نیستیم که روابط حسنه ما با یک کشور به زیان روابط ما با کشور دیگر تمام شود و برایناساس، تصور نمیکنم که تخریب روابط شوروی و عراق به نفع ایران باشد، زیرا تخریب این روابط محققاً عراق را بیشتر به غرب وابسته میکند و حتی اگر منبع تسلیحات عراق از شوروی قطع شود، عراق از منابع غربی تغذیه خواهد کرد و این مسلماً به سود ایران نیست.
سؤال: خوب این توضیحات شما را قانع کرد؟
مکری: نه، به او همین را گفتم. گفتم توضیحات جناب عالی نتوانست مرا قانع کند. گفتم دولت عراق یک دولت مردمی نیست و پایگاهی در میان مردم ندارد و صدام حسین این سلاحها را برای کشتار مردم عراق و درجهت مخالفت با انقلاب اسلامی ایران به کار میبرد. این دولت عراق است که با این سلاحها به پاسگاههای مرزی ایران حمله میکند. هواپیماهایی که شوروی دراختیار عراق میگذارد فقط برای کوبیدن مرزهای ایران است و هیچگاه در جنگ با اسرائیل به
{نقد سیاست ارسال سلاح به عراق در گفتوگوی محمد مکری سفیر ایران در شوروی با مقامات این کشور}
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 53، 23/2/1359، ص2، مسکو خبرگزاری یونایتدپرس، 12 مه 1980 {21/2/1359}.
کار گرفته نشده است. او باز استدلال کرد که بهموجب قرارداد، باید به عراق هواپیما و اسلحه تحویل دهند و باز تکرار کرد که اگر ارسال اسلحه به عراق متوقف شود، عراق میتواند از منابع دیگر نیز اسلحه تهیه کند و تخریب روابط شوروی و عراق به نفع ایران نیست. مقام وزارت امور خارجه شوروی گفت شوروی تنها منبع تأمین اسلحه عراق نیست و دولت عراق از کشورهای غربی، نظیر فرانسه و آلمان فدرال نیز اسلحه میخرد و درصورتیکه ارسال اسلحه شوروی به عراق متوقف گردد، عراق نهتنها
از سلاحهای غربی صرف نظر نمیکند، بلکه حجم آن را هم افزایش خواهد داد. بهعلاوه ما از تمام رویدادهای عراق خوشحال نیستیم، مثلاً رفتار عراق با دوستان ایدئولوژیکی ما {اعدام کمونیستها} مورد قبول ما نیست، ولی این امور جزو مسائل داخلی عراق است و ما در امور داخلی کشورها دخالت نمیکنیم. من مجدداً گفتم هنگامی که ایران ادعای ژاندارم منطقه بودن را داشت و با عضویت در پیمان سنتو اجازه میداد که پایگاههای جاسوسی در ایران علیه شوروی فعالیت کنند، دولت عراق ادعاهایی که امروز مطرح میکند نداشت و حالا که انقلاب ایران پیروز شده و طبعاً شوروی نیز از نتایج آن بهرهمند شده است، شما دولتی را که امریکا میخواهد نقش ژاندارم منطقه را به آن محول کند تقویت میکنید. انقلاب ایران میتواند از خود دفاع کند، ولی چون مایلیم با شوروی همیشه روابط حسن همجواری داشته باشیم، مایل نیستیم که دولت شوروی در دام نقشههای امریکا و دول غرب بیفتد و من بهعنوان یک سفیر وظیفه خود میدانم که شما را از نقشههای امپریالیستها آگاه کنم و امیدوارم که این موضوع با بیطرفی مورد مطالعه عمیق قرار بگیرد و اطمینان دارم که دراینمورد به نتایج مطلوبی خواهیم رسید. (1)
410
نیروهای عراق در مناطق مرزی و نیز در بعضی شهرهای مرزی ایران همچنان به انواع تحرکات علیه ایران ادامه میدهند.
گشتیهای ایران در آنسوی اروندرود یک مقر جدید خمپاره81 را با دو قبضه، همراه با دوربین سهپایه مشاهده کردند. (2)
در آبادان، ضدهوایی فرودگاه علیه پرواز بیگانه، یک بار در ساعت 3 بامداد،(3)و یک بار در ساعت 23، فعال شد و به اجرای آتش پرداخت. (4)
در اهواز، از استانداری خوزستان هشدار داده شد که «عدهای خرابکار در هنگام برداشت محصول گندم ازطریق مرز ایران و عراق وارد و قصد آتشزدن خرمنهای گندم را دارند»، هدف این افراد از این حرکت بدبینکردن کشاورزان و بیاعتبارکردن دولت جمهوری اسلامی است، به این معنی که دولت قادر به ایجاد امنیت برای دهقانان و محصولات آنان در منطقه نیست. (5)
در ایلام و منطقه مرزی میانی، نصب دکل و برپایی چادرهایی که در آن افراد مسلح مستقر شدهاند، بهوسیله گروهان موسیان، مشاهده و گزارش شد. (6)
1) روزنامه اطلاعات، 22/2/1359، ص10.
2) سند شماره 000677 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از فرمانده گارد ساحلی ژاندارمری به رکن3 {عملیات}، 22/2/1359.
3) سند شماره 41237 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 22/2/1359.
4) سند شماره 287161 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی خوزستان {اهواز} به استاندار خوزستان، 24/2/1359.
5) روزنامه کیهان، 22/2/1359، ص2.
6) سند شماره 000680 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استانداری ایلام به وزارت کشور، 22/2/1359.
امروز همچنین لشکر92 زرهی گزارشی به استانداری خوزستان داد که حاکیاز رفتار خصمانه حکومت بعث عراق با ایران در همه عرصههای مقدور است. برایناساس، امروز، در تلویزیون عراق از خلبان و سرنشینان یک هواپیمای آموزشی که در ایران فرود آمده بودند و پس از دستگیری و بازجوییِ مرسوم، به عراق بازگردانده شده بودند، مصاحبهای پخش شد. در این مصاحبه این افراد مدعی شدند که پاسداران جمهوری اسلامی ایران ضمن بدرفتاری با آنان، آنها را در زندان انفرادی محبوس کردند. (1)
411
منطقه عمومی کرمانشاه و قصرشیرین، علاوهبر مواجهه با گروههای مسلح درگیر در کردستان و نیز اقدامات عناصر عراقی، در معرض تحرکات ایذایی مهاجمان نیز قرار دارد که عموماً ازطریق عراق تدارک، تأمین، تحریک و حمایت میشوند؛ این منطقه امروز نیز با چنین مشکلاتی مواجه بود.
در نخستین ساعات بامداد، مهاجمان مسلح با سلاحهای سبک و سنگین پادگان اسلامآباد را مورد حمله قرار دادند که با مقابله افراد ارتش و سپاه فرار کردند. (2)
از ساعت 22:30 شب قبل، در کنداب واقع در غرب جوانرود، درگیری مسلحانهای بین پاسداران و مهاجمان روی داد که تا ساعاتی بعد از نیمهشب، ادامه داشت. به گزارش گروهان ژاندارمری پاوه، در این درگیری از نیروهای سپاه یک تن شهید و یک تن مجروح شد که به کرمانشاه منتقل شدند. (3)
در ساعت 17، انفجار خمپاره باعث کشتهشدن 2 غیرنظامی در روستایی در غرب پاسگاه جوانرود شد. (4)
در ساعت 18 در منطقه باباجانی جوانرود، یک دستگاه تویوتا روی مین رفت و متلاشی شد و چندین تن مجروح شدند. (5)همچنین به گزارش روابطعمومی سپاه کرمانشاه بعدازظهر امروز، در منطقه شیروینه جوانرود، نیروهای پاسدار هدف حمله مسلحانهای قرار گرفتند که تا شب ادامه داشت. مهاجمان سرانجام با تحمل تلفاتی بهطرف عراق عقبنشینی کردند و از نیروهای سپاه نیز یک تن شهید و یک تن مجروح شد. دراینمیان 2 کودک از اهالی نیز شهید شدند. (6)
شبهنگام، یک بمب در کنار در ورودی هتل آفتاب کرمانشاه {محل زندگی اکراد مهاجر} منفجر شد که براثر آن یک نفر زخمی شد؛ پس از انفجار بمب، تیراندازی پراکندهای نیز روی داد. (7)دراینحال شهربانی کرمانشاه به ژاندارمری و سپاه اطلاع داد که «گروههای مسلح ضدانقلاب تعدادی اسلحه سنگین در تپه خانآباد مستقر و مهمات و تدارکات خود را در ساختمان عبدالله بیگ حیدری که در بالای این تپه است، ذخیره نموده است.» (8)
1) سند شماره 347511 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به استاندار خوزستان {معاونت سیاسی انتظامی}، 14/3/1359.
2) روزنامه اطلاعات، 23/2/1359، ص3.
3) سند شماره 41280 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به جانشین فرمانده ژاجا، 23/2/1359.
4) سند شماره 41263 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {معاونت اطلاعات و عملیات مدیریت اطلاعات}، 23/2/1359.
5) سند شماره 041301 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 24/2/1359.
6) روزنامه کیهان، 23/2/1359، ص2.
7) سند شماره 41257 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اطلاعات کرمانشاه به اطلاعات تهران، 23/2/1359.
8) سند شماره 041241 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 22/2/1359.
412
امروز در سنندج، تحرکات قوای دولتی با ابتکارعمل چشمگیری همراه بود و وضعیت بهطور محسوسی به زیان شورشیان مسلح تغییر کرد. تکیه اصلی همچنان بر روی نیروهای داوطلب انقلابی است و نیروهای ارگانهای نظامی رسمی مؤمن به اسلام و انقلاب نیز با انگیزههای شبیه آنان دستاندرکارند.
درحالیکه مسئول هماهنگی عملیات سپاه و ارتش رحیم صفوی(1)است(2)و محمد بروجردی(3)در رأس نیروهای سپاه تهران و پیشمرگان مسلمان در سهراهی فیضآباد، عملیات تصرف مقرهای شورشیان را دنبال میکند،سرگرد علی صیاد شیرازی(4)در حوالی سیلو درحال پیگیری ساماندهی درست نیروهایی از تیپ3 زرهی همدان میباشد. (5)به این ترتیب، با استقرار نیروهای ارتش در تپههای حوالی سیلو، نیروهای سپاه همدان توانستند بهمنظور بازسازی در دالکان مستقر شوند و فقط 10 نفر از سپاه قروه در سیلو ماندند. (6)
مسئله قابلذکر دیگر نوع آمادگی نیروهای انقلاب است که باوجود همه خطرها و موانع از شب قبل، به هر نحو ممکن در عمده مراکز مورد نظر مستقر شدهاند و از اوایل روز، برای ورود به نقاط آلوده شهر و پاکسازی آن به دور از محافظهکاریهای خاص نیروهای کلاسیک و صرفاً ملزم به انجام وظیفه رسمی، بدون تردید اقدام کردند.
(در سنندج تکیه اصلی بر نیروهای انقلابی است که انگیزههایی فراتر از وظیفه رسمی و سازمانی دارند.
از سمت راست محمد بروجردی از سپاه، سرگرد علی صیاد شیرازی از ارتش و رحیم {سیدیحیی} صفوی مسئول هماهنگی عملیات سپاه و ارتش)
1) * وی در جنگ تحمیلی با عراق ازجمله فرماندهان اصلی سپاه بود و در سال 1376 مقام فرماندهی کل سپاه را احراز کرد.
2) سند شماره 041229 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سنندج به مرکز فرماندهی، 22/2/1359.
3) ** وی از قبل در مقام فرمانده عملیات غرب کشور قرار داشت، ولی در شرایط اخیر سنندج طبعاً تمرکز و استقرار او در این نقطه است.
4) *** وی در جنگ تحمیلی با عراق در مقام فرماندهی نیروی زمینی ارتش از فرماندهان اصلی جنگ بود و با فرمانده کل سپاه محسن رضایی، فرماندهی مشترک قرارگاه مرکزی و هدایت عملیات را بر عهده داشتند.
5) مجید نداف، 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه جامع امام حسین{ع}، 1389، ص467.
6) سند شماره 041228 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات همدان به عملیات تهران، 22/2/1359.
تحرکات امروز، درواقع تا آخرین ساعات روز قبل، آمادهسازی شده بود. در محورهای عباسآباد و فیضآباد، گروههایی از پاسداران اعزامی از تهران، قروه و پیشمرگان مسلمان کرد و... فاصله خود را با مراکز تجمع و خطوط مقاومت افراد مسلح گروههای غیرقانونی هرچه نزدیکتر کردهاند. در محور حسنآباد نیز با حضور فعالتر سرگرد صیاد شیرازی هلیبرن نیروهای هوابرد در ارتفاع آبیدر کوچک و دامنههای آن، اجرا شده است. سنگرهای پراکندهای که همچنان بهسمت پاسداران مستقر در شریفآباد تیراندازی میکردند و از آنها تلفات میگرفتند، مورد تهدید قرار گرفتهاند، بهخصوص تپههای سهگانه حسنآباد بهطور کامل تحت کنترل مدافعان انقلاب اسلامی درآمده است. البته ابتدا علی موحددانش همراه تعدادی دیگر هلیبرن شدند تا بعد بتوانند ارتشیها را نیز هلیبرن کنند. (1)همچنین یک گروهان از پاسداران تهران بهاتفاق پیشمرگان مسلمان کرد و تعدادی از پرسنل لشکر28 تپه حاجیآباد را تصرف کردهاند. (2)
به این ترتیب با شرایط موجود در آغاز امروز، برتری چشمگیر نیروهای انقلاب نسبت به روزهای قبل حاصل شد و در پیشروی نیروها در محورهای مختلف، سهولت چشمگیری مشاهده گردید. دراینباره، سروان سیدحسام هاشمی در توصیف تحرکات این روز، در دستنوشتههایش یادآوری کرده است که در محور فرودگاه {بلوار پاسداران، شریفآباد، حسنآباد} رزمندگان اسلام تقریباً بدون درگیری، تپه مقابل {ضلع غربی تپه شهدا} را بهطور کامل به تصرف درآورده و سپس از همانجا بهسوی مرکز شهر شروع به پاکسازی کردند. حدود ساعت 11:00 بود که به میدان اقبال(3)رسیدند. (4)در میدان ورودی شهر از سمت شرق نیز پاسداران به فرماندهی علی موحددانش توانستند وارد محله حسینآباد شوند. (5)
به این ترتیب، فضای شهر بهکلی نسبت به روزهای قبل، دگرگون شده است. بهگونهای که قبلازظهر، ابوشریف {در مقام نماینده جدید بنیصدر در امور عملیات سنندج} در گفتوگو با خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی اعلام کرد: «شهر سنندج درحالحاضر در محاصره ارتش و سپاه است و تمام راههای شهر تحت کنترل شدید میباشد.» (6)
در بعدازظهر امروز، روال کار از قطعیت روند پاکسازی حکایت داشت؛ بهگونهای که در گزارش ژاندارمری کردستان به تصریح آمده است: پرسنل ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از بعدازظهر وارد شهر سنندج شده و مشغول پاکسازی محیط میباشند. (7)
البته پیشروی و پاکسازی یادشده، چندان آسان و خالی از خطر و تلفات نبود. تلفنگرامی که ساعت 14:20 امروز، به فرماندهی سپاه رسیده، بیانگر نوع و سختی کار است. متن این پیام که از بهداری مستقر در فرودگاه سنندج ارسال شده، چنین است: «بهعلت کثرت مراجعه مجروحین عملیات اعم از پاسدار و ارتشی و مردم عادی به این مرکز و نبودن امکانات کافی و بستهبودن
1) 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، پیشین، ص458.
2) 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، پیشین، ص459.
3) * نقطه مهمی در مرکز شهر که بعدها به میدان آزادی تغییر نام یافت.
4) 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، پیشین، ص465.
5) 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، پیشین، ص466.
6) روزنامه انقلاب اسلامی، 22/2/1359، ص12.
7) سند شماره 041300 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {رکن3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 24/2/1359.
راه زمینی فرودگاه به پادگان سنندج نیاز مبرم به یک فروند هلیکوپتر مخصوص امداد پزشکی از پادگان سنندج به فرودگاه و کرمانشاه میباشد.
دکتر رازی، سپاه پاسداران»
پیامِ ساعت 17:30، رحیم صفوی با امضای مسئول هماهنگی عملیات سپاه و ارتش به مرکز فرماندهی سپاه در تهران نیز حاکیاز تداوم پیشروی همراه با مشکلات و کمبودها است. در این پیام آمده است: «فعلاً درحال پیشروی هستیم. روحیه بچهها خوب است و راه زمینی ازطریق همدان به سنندج باز شده است و پستهای کنترل و بازرسی توسط سپاه دایر شده و ازنظر نیروی ورزیده باایمان و پاسدار و اسلحه و مهمات سنگین دچار کمبود میباشیم.» (1)
درعمل، تا قبل از تاریکی هوا، به گفته مسئول روابطعمومی ستاد عملیاتی غرب، محاصره باشگاه افسران شکسته شد و بیمارستان شهدا {بیمارستان اصلی شهر} به تصرف درآمد(2)و نیز در پاکسازیها، تعدادی از مهاجمان مسلح درحین فرار یا درحال مقاومت دستگیر و به مسئولان اطلاعاتی سپرده شدند. (3)
گفتنی است هنگام پاکسازی و دستگیری افراد صحنههایی پیش میآمد که نشان میداد حتی ازنظر دستگیرشدگان، نیروهای انقلاب با وجهه دینداری و تقید مذهبی و تعهد انقلابی شاخص هستند. یکی از شاهدان دراینباره نوشته است: «در پاکسازی، تعدادی از افراد مسلح و مشکوک دستگیر و به اطلاعات فرستاده شدند. ازجمله دستگیرشدگان 2 نفر دختر بودند. {این دو} بهمحض اینکه دستگیر شدند، ساک خود را به زمین زده و شیشه ویسکی که همراه داشتند، شکستند.» (4)شاهد دیگری در توصیف پاکسازی مناطق آلوده در این روز، آورده است: «گلوله خمپاره بود که میخورد داخل شهر و عدهای هم پا به فرار میگذاشتند. بعضی از بچهها را دیدم میخواستند آنها را که در میرفتند بزنند که خود من با آنها درگیر شدم که نزنید احتمالاً اینها آدمهای معمولیاند و شخصاً ناراحت بودم که نباید این کارها را بکنند.» (5)
درحالیکه ادامه تردد عناصر مسلح غیرقانونی در داخل و خارج شهر، بهخصوص ادامه ارتباط ازطریق جاده سقز(6)برقراری الحاق کامل بین محورهای حرکتی نیروهای انقلاب را ضروری ساخته بود، هنوز راه زمینی محور فرودگاه به پادگان گشوده نشده بود. بنابراین فرماندهان برای روز بعد، طرحریزی و هماهنگی کردند(7)و قبل از غروب آفتاب، ناظران شاهد هلیبرن هلیکوپترها پشت باشگاه {آبیدر} بودند. (8)این اقدام یکی از مقدمات عملیات فردا بود که قرار است پاکسازی شهر کامل گردد.
شبهنگام، لشکر28 کردستان اعلامیهای خطاب به مردم سنندج انتشار داد که هرچند نمیتوان از شائبههای تبلیغاتی و جنگ روانی آن برای تضعیف روحیه طرف مقابل صرفنظر کرد، اما بههرحال واقعیاتی از آخرین وضعیت سنندج را نیز دربردارد. متن اعلامیه مزبور بدین شرح است:
1) سند شماره 041229 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 23/2/1359، ص2.
3) 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، پیشین، ص461.
4) 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، پیشین، صص 465 و 466.
5) 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، پیشین، ص463.
6) 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، پیشین، ص467.
7) 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، پیشین، ص466.
8) 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، پیشین، ص463.
«بسمهتعالی
ضد انقلاب میگریزد
ضدانقلابیون و خائنین به تمامیت ارضی ایران وقتی از همه طرف ناامید شدهاند به هر ترتیبی که شده میخواهند از شهر سنندج بگریزند. خوشبختانه با یاری خداوند متعال تعداد زیادی از آنها در ارتفاعات آبیدر و جاده سقز بهوسیله نیروهای رزمنده ارتش جمهوری اسلامی ایران و پاسداران غیور دستگیر و پس از خلع سلاح به پادگان منتقل شدهاند.
نیروهای ارتش و برادران پاسدار به پیشروی خود ادامه میدهند و مواضع اطراف شهر را از چهار طرف به تصرف درمیآورند.
بیمارستان شهدا به تصرف پاسداران انقلاب درآمده است.
مردم شرافتمند سنندج دیگر نهراسید، فتح و پیروزی به یاری خدای بزرگ بهسوی شما آمده است. از زیرزمینها به درآیید. برادران ارتشی و سپاه به استقبال شما میآیند. تعداد زیادی از ضدانقلابیون فراری دستگیر شدهاند، پسماندههای ضدانقلابیون را خود دستگیر نمایید.
مردم رنجدیده سنندج هرچه زودتر شهر را پاکسازی کنید و با کمک سایر برادران و خواهران هموطنمان ویرانیهای ضدانقلاب را به آبادانی تبدیل نمایید، در آرامش و آسایش به پاکسازی و مرمت شهر بپردازید و شما ای پدران و مادرانی که دختران شما از شهرهای مختلف به سنندج رفته بودند که با ضدانقلابیون همکاری کنند، آنها درحال فرارند درحالیکه دختران مسلح شما گریهکنان از آنها درخواست میکنند که فرار نکنند و آنها را تنها نگذارند ارتش و سپاه پاسداران به آنها اعلام نمود که نیروهای اسلامی آنها را پناه خواهند داد.» (1)
از طرف دیگر، رادیو لندن آخرین وضعیت عمومی و کلی سنندج را از زبان فردی که وی را سخنگوی عزالدین حسینی در مهاباد معرفی کرد، چنین تشریح کرد: وی تصریح میکند آخرین باری که از سنندج خبری به دست وی رسیده ساعت 10 شب، بوده است. درواقع وی وضع سنندج در این ساعت را بدینصورت توصیف میکند پیشمرگان حالت دفاعی دارند. نیروهای ارتشی بیمارستان اصلی شهر را دراختیار دارند. چریکهای کرد مدرسهای را دوباره تحت اختیار گرفتند. برای نیروهای دولتی بسیار مشکل است که چریکها را کاملاً مغلوب کنند. هر کوچه و خیابان با کیسههای محتوی شن حائلبندی شده است. برای چریکها در هنگام شب بسیار آسان است که در شهر حرکت کنند. تا آنجا که ما خبر داریم نقشهای برای عقبنشینی چریکهای کرد وجود ندارد. گروههای سیاسی در سنندج هشدار دادهاند که هر دستهای که میخواهد عقبنشینی کند باید سلاحهای خود را به جای گذارد تا کسانی که مایلاند به جنگیدن ادامه دهند، از این سلاحها استفاده کنند. (2)
در گزارش سازمان چریکهای فدایی خلق از این روز،هرچند از پیروزیهای بزرگ ادعایی قبل چندان خبری نیست، اما کار مقاومت گروههای درگیر در سنندج نیز تمامشده
بازگو نشده
است. در نشریه کار ارگان این سازمان امروز، در توصیف سنندج چنین آمده است: «امروز، در درگیریهای جاده حسنآباد و استانداری بیش از 5 تن از پاسداران کشته [شهید] و تعدادی مجروح شدند. امروز همچنین در کردیکرول بین نیروهای جنبش مقاومت و سپاه پاسداران درگیری پیش آمد که طی آن تعدادی از پاسداران کشته [شهید] و زخمی شدند.» به نوشته این نشریه در این درگیری 2 تن از این گروه کشته شدهاند. (1)
413
امروز، روزی پرحادثه در سنندج درحالی سپری شد که موازنه قوایی که در بیش از 20 روز گذشته وجود داشت، تغییر یافت و پیروزی نیروهای جمهوری اسلامی در چشماندازی مساعد قرار گرفت. هرچند درعمل و در صحنه واقعیات، هنوز برای اعلام قطعی پایان کار زود است و این نگرانی هنوز وجود دارد که تحولاتی غیرمنتظره جهت و روند کار را عوض کند، اما شبهنگام، چشمانداز پیروزی در حدی روشن است که در سطح تبلیغات دولتی آن را قطعی و کار را تمامشده اعلام کردند.
عصر امروز، در روزنامه انقلاب اسلامی از ابوشریف فرمانده عملیات سپاه، مصاحبهای منتشر شد که حاکیاز اطمینان از وضع برتر خودی در سنندج بوده و همچنین ازنظر طرح ابعادی که ذکر آنها بهلحاظ سیاسی و اجتماعی ضرورت یافته است، قابلتوجه میباشد. وی بهتازگی با حکم بنیصدر بهعنوان نماینده رئیسجمهوری در سنندج منصوب شده است؛ برای این انتصاب، بسیاری بیشتر جنبههای تبلیغاتی قائل هستند.
ابوشریف در بخشی از این مصاحبه گفت: «باتوجهبه توطئههای متعدد و تحریکآمیز ضدانقلاب در سنندج ممکن بود احیاناً در این درگیری خشونت به کار رود و عدهای به ناحق مورد ظلم قرار گیرند. از این جهت آقای بنیصدر تأکید داشت که در مقابل تحریکات ضدانقلاب سعی شود خشونتی به کار نرود.» وی افزود: «عوامل ضدانقلاب در سنندج با کشتن سربازان، پاسداران و اعدام مسلمانان منطقه سعی در تحریک برادران ارتشی و سپاه دارد و احساسات آنان را بهشدت جریحهدار میسازد.» ابوشریف یادآوری کرد: «در طول مذاکرات هیئت حسننیت دولت و غفلتهای چندماهه اخیر، ضدانقلاب فرصت را غنیمت شمرد و خیابانها را با جوشدادن تیرآهن مسدود و شهر را سنگربندی و خود را ازلحاظ مهمات تجهیز کرده است، حتی ازطریق کانالهای فاضلاب شهر، نیرو و مهمات حملونقل مینمایند.» ابوشریف همچنین خاطرنشان کرد: «ضدانقلاب که ازلحاظ خواربار و آذوقه در مضیقه قرار گرفته است به مغازههای شهر حمله و اموال مردم را به غارت میبرد و از پیوستن مردم به برادران ارتشی و سپاه و پناهندگی آنان به پادگان بهشدت جلوگیری کرده و آنان را به قتل میرسانند. حتی وابستگان مردمی را که در پادگان پناهنده هستند مورد تهدید و قتل قرار میدهند.» ابوشریف همچنین با اشاره به کل مسئله کردستان گفت: «درحالحاضر در کردستان، مسئله خلق کرد نیست، بلکه آنجا کانون کلیه مخالفین دولت اعم از چپنماها، وابستگان رژیم بعث عراق،
1) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 59، 31/2/1359، ص9.
ایادی پالیزبان و سالار جاف است و قصد آنها این است که با تصرف و تجزیه، یک منطقه مرکزی برای ادامه فعالیتهای خرابکارانه خویش علیه دولت جمهوری اسلامی ایران ایجاد نمایند.» (1)
از سوی دیگر مسئول روابطعمومی ستاد عملیاتی غرب از وضعیت امروز، بدینصورت به مطبوعات خبر داد: «طی درگیریهایی که پیش آمد بیش از دوسوم افراد گروههای مهاجم دستگیر و خلع سلاح شده و بقیه نیز باوجود کنترل شدید از شهر فرار کردند.» همچنین «از این به بعد، تنها درگیریهای پراکندهای به وقوع میپیوندند زیرا کلیه نقاط شهر در تصرف سپاه و ارتش است و میتوان گفت که کار پاکسازی در سنندج تقریباً خاتمه یافته است.» (2)
درعینحال، جمعبندی خبرنگاران مطبوعات، در پایان امروز نیز قابلملاحظه است: «کلیه سنگرهای گروههای مهاجم در سنندج تحت محاصره و تصرف ارتش و سپاه پاسداران و پیشمرگان کرد مسلمان درآمده است. ازطرفی کلیه راههای ورودی و خروجی سنندج تحت کنترل شدید نیروهای نظامی انقلاب است. امروز نیز درگیری در سنندج ادامه داشت و طبق آخرین گزارشات رسیده پیشروی نیروهای نظامی انقلاب در شهر و تصرف سنگرها و مواضع گروههای مهاجم بهسرعت هرچه تمامتر درحالیکه مهاجمین لحظهبهلحظه و دستهدسته از مناطق درگیری میگریزند، ادامه دارد.» (3)
شبهنگام، مهمترین خبر رسمی و رسانهای نظام و انقلاب درباره وضع امروز سنندج در ساعت 22:05 با قطع برنامه اخبار سیمای جمهوری اسلامی ایران و پخش گزارش دفتر ریاستجمهوری چنین اعلام شد: «شهر سنندج بهطورکلی پاکسازی شده و کنترل شهر در دست افراد ارتش و پاسداران است.» (4)
از سوی دیگر، سازمان چریکهای فدایی خلق که هم در درگیریهای مسلحانه کردستان و سنندج، از گروههای اصلی است و هم در سطح کشور، در تحرکات سیاسی و تبلیغاتی خود از میراث مشروعیت مبارزه با رژیم شاه هنوز استفاده میکند، بیانیهای صادر کرد. مضمون این بیانیه نشان میدهد که واقعاً فرارسیدن دور پیروزی مدافعان انقلاب اسلامی و شکست حرکت مسلحانه گروههای مارکسیستی در سنندج، امری حقیقی و جدی است و این سازمان، طبق تجربه قبلی کوشید با تغییر در مواضع و رفتار جنگطلبانه قبلی، در این روند اخلال ایجاد کند،(5)ازاینرو
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 22/2/1359، صص 1 و 12.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 23/2/1359، ص2.
3) همان.
4) همان.
5) * یادآوری میشود، بعداً معلوم شد که اینگونه موضعگیری که در تضاد با رفتار قبلی سازمان است، درواقع بروز نوعی مبارزه داخلی است که منجر به انشعاب در این سازمان تحتعنوان اکثریت اقلیت شد. انشعابی که هریک دیگری را منشعب میخواند و هریک اصرار داشت که بهتنهایی تداوم واقعی سازمان چریکهای فدایی خلق است. اکثریت البته شامل بیشترین کادرهای جدی سازمان و کمیته مرکزی میشد، اما اقلیت نیز بعدها نشان داد پرتوان است و کمیته مرکزی را تجدیدنظرطلب و دورشده از راه سازمان میخواند. در عنوان نشریه کار مربوط به اکثریت، عبارت "ارگان سراسری سازمان چریکهای فدایی خلق ایران" اضافه شد، اما نشریه کار مربوط به اقلیت، با همان لوگوی قبلی انتشار مییافت. درواقع همزمان دو نشریه کار ارگان سازمان منتشر میشد. اکثریت به حزب توده نزدیک شد و مشخص گردید که نفوذ تئوریک حزب توده، عامل مهم این انشعاب بوده است. اقلیت بر مواضع جنگطلبانه پافشاری کرد و در ادامه به سازمان مجاهدین خلق نزدیک شد. این انشعاب در خردادماه 1359، اعلام گردید و میتوان گفت شکست حرکت جنگطلبانه در سنندج به این انشعاب کمک بزرگی کرده است. جالب است که نظیر همین انشعاب اندکی بعد از انشعاب سازمان چریکها، در حزب دمکرات کردستان نیز صورت گرفت که انشعابیون حزب مزبور نیز به حزب توده مرتبط و لااقل از نظرهای آن متأثر بودند.
در آستانه شکست در سنندج، از ضرورت قطع جنگ و کشتار و لزوم پرهیز از تفرقه که بهسود امپریالیسم است، سخن گفته و از موضعی بالا، شورای انقلاب و شخص بنیصدر را مسئول عواقب عدم توقف جنگ در سنندج برشمرد و بر آتشبس تأکید مؤکد کرد. (1)
414
در شرایطی که نظام در درگیریهای سنندج نقطه عطفی را پشتسر میگذارد، امروز، اظهاراتی در روزنامه کیهان درج شد که نشانه وجود فضاهای کاملاً جداگانه تحلیلی و حتی اطلاعاتی و خبری، در نزد بعضی دستاندرکاران قضیه کردستان است؛ تاجاییکه یک مقام رسمی عهدهدار مسائل کردستان، از آرامش سنندج در سه روز اخیر یاد کرد.
در گزارشی از کیهان امروز آمده است که مهندس صباغیان عضو هیئت ویژه(2)
«چشمانداز ایران: دقیقاً کی خودتان با مسئله کردستان برخورد مستقیم داشتید؟
هاشم صباغیان: اولین راهکار ما این بود که باید هیئتی با اختیار تام برود و مسائل کردستان را بررسی کند.
چشمانداز ایران: این پیشنهاد شما بود؟
هاشم صباغیان: بله، در دوران مسئولیت وزارت کشور. بعد از بررسیها، من و آقای مهندس سحابی، به این نتیجه رسیدیم و با کسانی که در آنجا آمده بودند صحبت کرده بودیم که باید یک هیئت با اختیارات به منطقه کردستان برود. بنابراین دولت برحسب نیاز آن منطقه، سه وزیر را تعیین کرد. یکی وزیر دفاع {چمران}، یکی وزیر کشور که بنده باشم و یکی هم وزیر برنامهوبودجه {آقای سحابی}، آقای فروهر هم بهدلیل اینکه قبلاً با این هیئتها رفته بود و آشنایی با این منطقه داشت انتخاب شده بود. ... در هیئت تشخیص داده شد که چون چمران قبلاً درگیر ماجرای پاوه بود {بعد از ماجرای پاوه بود} در جمع نباشد، بهتر است.» صباغیان در قسمت دیگری از این مصاحبه گفت: «مصوبه هیئت دولت این بود که اختیاراتش را به این هیئت داد. از آنجا که شورای انقلاب در آن مقطع نقش مجلس را داشت، این مصوبه هیئت دولت را تصویب کرد و امام نیز اختیارات خودش را به آیتالله اشراقی دادند. بنابراین، این هیئت ازسوی همه جناحها تأیید شد و قدرت داشت؛ یعنی حرفی که ما آنجا میزدیم جنبه قانونی داشت. ... اسم واقعی هیئت، "هیئت ویژه حل مسائل کردستان" بود، ولی کردها آن را هیئت حسننیت نامیدند. ما هم میگفتیم سوءنیتی در کار نیست که ما هیئت حسننیت باشیم، اما آنها اصرار داشتند و ما در مصاحبهها مرتب میگفتیم هیئت ویژه حل مسائل کردستان و آنها میگفتند هیئت حسننیت.» [ماهنامه چشم انداز ایران {ویژهنامه کردستان}، جلد اول، "کردستان همیشه قابلکشف"، فروردین 1382، صص 53 و 55]
درمورد نقش این هیئت اظهار داشت: «هیئت ویژه نقش مشورتی دراینزمینه دارد، اما مسائل کار کردستان زیر نظر شخص رئیسجمهوری خواهد بود.» وی دراینمورد که نظر شما بهعنوان کسی که دراینزمینه تجربه دارد چیست و آیا ابوشریف میتواند به مشکل کردستان خاتمه دهد، چنین گفت: «طبق اطلاعی که به ما رسیده در سه روز اخیر در سنندج آرامش برقرار شده است و حتی تیراندازی ازسوی طرفین صورت نگرفته است. دیروز تکتیراندازیهایی بوده که البته اهمیت چندانی نداشته است. بههرحال ما هم امیدواریم که آقای ابوشریف در این مأموریتی که بسیار هم حساس است موفق شوند.» (3)1) سازمان چریکهای فدایی خلق، هفتهنامه کار، شماره 58، 24/2/1359، ص15.
2) * هیئت ویژه بررسی مسائل کردستان را دولت موقت تشکیل داد و به تأیید امام رسید. این هیئت بعدها در اظهارات نهادهای مختلف به هیئت حسننیت مشهور شد. هاشم صباغیان در مصاحبه با نشریه چشمانداز ایران در ویژهنامهای با عنوان "کردستان همیشه قابلکشف" درمورد این هیئت مطالبی بیان کرد که در بخشیاز آن آمده است:
3) روزنامه کیهان، 22/2/1359، ص1.
415
جلال طالبانی رهبر یکی از دو گروه عمده کردهای عراق که بهتازگی به تهران آمده است، در یک مصاحبه اختصاصی با خبرگزاری پارس به بیان دیدگاههایش پرداخت که بخش عمده آن مرتبط با گروههای کرد درگیر در ایران بود. گروه وی اتحادیه میهنی کردستان عراق {انشعاب بزرگ از بارزانیها} هم در مبارزه علیه دولت بعثی عراق و هم در ارتباط دوستانه با کردهای مسلح مخالف نظام جمهوری اسلامی، وضع و نقش قابلملاحظهای دارد. حضور وی در تهران، مقارن با اراده قطعی در حلوفصل نظامی مسئله کردستان، خودبهخود میتواند حاکیاز نقشی باشد که گروههای معارض کرد ایران، به دلیل حادشدن وضعشان از وی خواستهاند ایفا کند و آن ایجاد خلل مجدد در وحدتی است که اخیراً در نزد سران نظام در امر کردستان ایجاد شده است. در این مصاحبه، وی سه هدف را برای سفر به تهران ذکر کرد:
عادیکردن و تحکیم روابط میان انقلاب اسلامی ایران و انقلاب عراق که اتحادیه میهنی کردستان عراق نقش بزرگی در انجام آن دارد. عناصر ارتجاعی و مزدور و وابسته به استعمار میکوشند میان این دو انقلاب خرابکاری کنند. عادیکردن این روابط به نفع دوطرف است.
تبادلنظر با مقامات مسئول ایرانی درباره مسائل مشترک عراق و ایران و اوضاع خاورمیانه {غرب آسیا} و بررسی چگونگی متحدساختن نیروهای انقلابی منطقه در مقابل یورش استعمار به انقلابهای ایران، فلسطین و عراق.
توضیح درباره وقایع کردستان ایران و ارائه تصویری واقعی از این جریانات. با امید به یافتن یک راهحل سیاسی و مسالمتآمیز و پایاندادن به جنگ میان برادران در ایران، البته با مراعات اصل خودداری از هرگونه دخالت در امور ایران که همیشه به آن پایبند بوده و هستیم. (1)
بهدلیل نگرانی اصلی ایران درزمینه مبارزات قومی کردها که مبادا قدیمیترین اقوام ایرانی، با کار تشکیلاتی گروهها، نفع خود را در جدایی از ایران و تشکیل "کردستان بزرگ" بدانند، سؤال زیر مهمترین پرسش خبرنگار خبرگزاری پارس از طالبانی محسوب میشود. به گزارش روزنامه انقلاب اسلامی از وی سؤال شد: «اتحادیه میهنی کردستان عراق برای کسب خودمختاری در چارچوب جمهوری عراق مبارزه میکند، آیا کسب خودمختاری یک هدف مرحلهای یا استراتژیکی است؟ به کلام دیگر، آیا اکراد در چهار کشور ایران، عراق، ترکیه و سوریه، هدف درازمدتشان این نیست که یک کردستان آزاد مستقل ایجاد کنند؟»
طالبانی پاسخ داد: «نسل فعلی ما نمیتواند چیزی بیشتر از خودمختاری در چهارچوب جمهوری عراق که باید یک جمهوری دمکراتیک خلق باشد به دست آورد. ما بهعنوان
انقلابیون واقعگرا و نه شاعران خیالپرداز معتقدیم که سیاست واقعی و منطقی سیاست بهکاربردن "فن
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 22/2/1359، ص2.
ممکنها" است. بهنظر من امکان یکیشدن اکراد در یک کشور منفصل کرد، امری خیالی و در حکم عدم است.» طالبانی افزود: «سیر تحولی در شرق بهنظر من درجهت متحدشدن ملل شرق است نه جداشدن آنها از هم. به همین دلیل است که من شخصاً با جداشدن کردستان عراق از این کشور یا جداشدن مناطق کردنشین ایران از جمهوری اسلامی ایران مخالفت میکنم.» وی ادامه داد: «دکتر بنیصدر گفته است که ما مخالف اصل خودمختاری نیستیم، حرفمان این است که چه کسی خودمختاری را بگیرد و کیفیت خودمختاری چگونه است.» (1)
وی همچنین گفت: به عقیده من باید از راه سیاسی و مسالمتآمیز این مشکل را حل کرد. جنگ میان اکراد ایرانی و برادران ارتشی و پاسداران یک جنگ برادرکشی است. درحالیکه برادران باید همپیمان یکدیگر باشند و یکدیگر را در آغوش بگیرند، بهویژه که ایران در معرض توطئههای استعمارگران امریکایی و توطئههای رژیم فاشیستی عراق قرار گرفته است. (2)
طالبانی بدون اینکه بهطور مستقیم درباره حوادث کنونی غرب کشور ایران و عوامل بهوجودآورنده آن حرفی بزند، اظهار کرد: «اگر تلاشهای صادقانهای ازسوی دو طرف مبذول شود، نظرم و امیدم این است که مشکل حل خواهد شد.» وی که نقش میانجی برای خود قائل است، افزود: «در خلال اقامتم در تهران و تماس با مقامات مسئول و سپس تماسهایی با برادران کرد، البته با آگاهی قبلی طرف مرکزی برایم روشن شد که زمینه فراهم است و خوشبینی وجود دارد و معتقدم که طرفین درجهت پایاندادن به جنگ برادرکشی حرکت میکنند و پیشبینی میکنم که بهزودی به جنگ پایان داده خواهد شد و بازگشتی خواهد بود به منطق و عقل سالم و زبان گفتوشنود و رهاکردن زبان آتش و جنگ. این راهحل سیاسی و مسالمتآمیز و دمکراتیک به نفع انقلاب اسلامی ایران، کرد، فارس، ترک و همه ایرانیان خواهد بود، زیرا تمامی راههای نفوذ استعمار و رژیم فاشیستی عراق را خواهد بست، وحدت ملی ایران را استحکام خواهد بخشید و سپس الگوی خوبی به ملل اسلامی از شیوه برخورد جمهوری اسلامی با مشکلات ارائه خواهد داد، زیرا قدرت انقلاب در دادههای آن است نه حرف و شعارهایش.» (3)
416
در میان شهرهای پیرامون سنندج، دیواندره بهلحاظ تدارکات و پشتیبانی و نیز امکانات مربوط به محاصره شهر دارای جایگاه ویژهای است و درگیریها در آن، همچنان ادامه دارد. این شهر که بعد از بیجار، در مسیر زنجان به سنندج قرار دارد، به کانونی برای گروههای مسلح غیرقانونی و مرکزی برای جلوگیری از حرکت ستونهای نظامی راهی سنندج، تبدیل شده است.
یک گزارش از لشکر16 زرهی قزوین، مبتنیبر گزارشهای اخیر تیپ زنجان مستقر در بیجار، حاکی است: «اهالی دیواندره جهت جلوگیری از ورود ارتش به داخل شهر، کودکان خود را در مسیر قرار خواهند داد تا با متوقفکردن ستون پرسنل را مورد حملات شدید قرار دهند.» (1)بااینهمه، یک تلفنگرام از ستاد مشترک ارتش به مرکز فرماندهی نیروی زمینی نشان میدهد که تیپ2 زنجان از ساعت 8 صبح امروز، «تغییر مکان خود را برای تأمین دیواندره آغاز نموده است.» (2)
البته اوضاع خاصی که گروههای مسلح غیرقانونی در موقعیتهایی شبیه دیواندره ایجاد کردهاند،بالطبع باعث بیانگیزگی بیشتر آندسته از نظامیانی شده است که صرفاً برای رفع تکلیف نظامیگری و بدون انگیزههای لازم دینی و انقلابی، در جریان اعزامها قرار گرفتهاند. این امر موجب کندی حرکت کلی نیروها شده است، البته با تدابیری ازجمله حضور نظامیان مؤمن انقلابی و باانگیزه و همراهی پاسداران تا حدی این مشکل رفع گردیده است؛ برای مثال در ساعت 11:20 امروز، تلفنگرامی از ستاد مشترک ارتش به عملیات سپاه پاسداران واصل گردید: «برابر گزارش نزاجا هنگام شناسایی فرمانده تیپ زنجان بهاتفاق برادر ابوشریف از دیواندره باتوجهبه شرکت افراد مسلح در شهر توافق شده است افراد بیشتری از سپاه پاسداران در عملیات تأمین و پاکسازی شهر در نظر گرفته و اعزام شوند که تاکنون دراینمورد اقدامی به عمل نیامده است.
دستور فرمایید برابر پیشگیریهای لازم نسبت به اعزام و تقویت پاسدار در منطقه دیواندره بهمنظور انجام عملیات پاکسازی اقدام و نتیجه را اعلام دارند.
ر. سماجا سرلشکر شادمهر» (3)
یادآوری میشود که گروههای درگیر برای ایجاد اخلال در اعزام نیروها به سنندج، در دیواندره و حتی در بیجار هم دست به اقداماتی زدهاند. بهطور مثال، سازمان چریکهای فدایی خلق، از انفجار یک مین در اطراف مقر ارتش خبر داد که براثر آن یک نظامی شهید و 2 نفر زخمی شدند. (4)تاریخ این انفجار روز گذشته ذکر شده است یعنی روزی که نیروهای زنجان برای حرکت بهسوی دیواندره در بیجار مستقر بودند.
417
علاوهبر سنندج که مرکز درگیریها است و بانه که محاصره پادگان آن ادامه و وضع بحرانی در آنجا وجود دارد، در دیگر نقاط غرب کشور نیز درگیریهایی وجود دارد.
در سقز، از نیمهشب گذشته تا ساعت 5 صبح امروز، پادگان و گروهان مالک اشتر مستقر در سقز از داخل شهر و از ارتفاعات، هدف تیراندازی با سلاحهای سبک و سنگین قرار گرفت، اما با مقاومت مدافعان حمله مزبور خنثی شد. (5)
از ساعت 9 صبح امروز، بنا بر گزارش ژاندارمری: «افراد مهاجم در ارتفاعات کورهآهک واقع در 5 کیلومتری شاهیندژ با سپاه پاسداران درگیر و 4 نفر از اهالی را به گروگان گرفته که پس از نیمساعت آنها را آزاد نمودهاند که مأمورین پاسگاه با همکاری سپاهیان پاسدار در ارتفاعات
1) سند شماره 057503 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا {مدیریت اطلاعات}، شماره 30، از 21/2/1359 تا 22/2/1359، ص1.
2) سند شماره 041240 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {مرکز فرماندهی}، 22/2/1359.
3) سند شماره 041242 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران {عملیات}، 22/2/1359.
4) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 59، 31/2/1359، ص9.
5) سند شماره 41247 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 22/2/1359.
اطراف شاهیندژ سنگر گرفته و به آتش مهاجمین بهشدت پاسخ میدهند.» (1)گزارشهای بعدی گروهان میاندوآب از تداوم تیراندازی مهاجمان تا پایان روز حکایت میکند و اینکه «فعلاً ارتفاعات اطراف در تصرف حزب دمکرات بوده و راه تکاب به شاهیندژ بسته است.» (2)
حدود نیمهشب، پاسگاه ژاندارمری حیدرآباد جمعی گروهان نقده مورد حمله مسلحانه قرار گرفت، این حمله تلفاتی نداشت. (3)
مطابق گزارش ژاندارمری ارومیه، حملهای که شب قبل به پایگاه رادار مستقر در کوه نقره انجام گرفته بود، در ساعت 4 بامداد امروز، با عقبنشینی مهاجمان پایان یافت. (4)از مدافعان یک جوانمرد(5)مجروح شد. (6)در متواریشدن مهاجمان پشتیبانی توپخانه مستقر در جلدیان مؤثر بوده است. (7)
در منطقه پل قطور، بازهم حمله مسلحانهای رخ داد که اینبار از نیمهشب دیشب تا یک بامداد امروز، ادامه یافت. بنا بر گزارش ژاندارمری: «مهاجمین با سلاحهای مختلف از ارتفاعات پل هوایی قطور بهشدت تیراندازی [میکردند] که با پاسخگویی مأمورین مهاجمین عقبنشینی [کرده] و بهمنظور پشتیبانی و بالابردن روحیه پرسنل از پادگان به ارتفاعات یک تیر توپ شلیک شده است.» (8)
418
در شماره 59 نشریه کار {ارگان سازمان چریکهای فدایی خلق}، گزارشی درج شده است که نشان میدهد وضعیت استقرار حاکمیت نظام و نیز میزان توقعات و زیادهخواهیهای گروههای مدعی مخالف آن، تا چه میزان است. حتی صرف درج هوادارانه این گزارش در ارگان یک گروه سیاسی، خود تأییدی است بر آنچه درباب وضعیت دوگانه {جنبشی ساختاری} کنونی، ذکر شد. در این وضعیت رفتارها نه براساس استقرار نظام، بلکه مقدم بر آن براساس گرایشهای آرمانخواهانه موسوم به انقلابیگری، صورت میگیرد.
بنا به این گزارش امروز، در میاندوآب یک مراسم محاکمه و اعدام، خارج از حوزه اقتدار دولت و نظام انجام شده است. صرفنظر از اینکه دلیل اصلی اعدام چه بوده است این گزارش هم درجهت نمایش اقتدار گروههای مسلح مخالف نظام و هم در جنبه تظاهر بهنوعی اصولگرایی مقدم بر تعلقات قومی و گروهی، با جهتگیری تبلیغاتی واضحی همراه است. متن کامل گزارش بدین شرح است: «امروز در شهر میاندوآب حدود 8000 نفر از اهالی شهرها و روستاهای مختلف گرد آمدند تا شاهد محاکمه 2 تن از پیشمرگان باشند. افراد فوق بهجرم قتل یک هموطن ترک میاندوآبی محاکمه و به اعدام محکوم شدند. حکم اعدام در ساعت 3 بعدازظهر در باغ خانه پیشاهنگی به اجرا درآمد. محاکمه توسط نیروهای سیاسی [و مسسلح غیرقانونی] کردستان {حزب دمکرات} صورت گرفت. طبق اطلاع رسیده افراد مزبور از پیشمرگههای حزب دمکرات بودهاند.» (9)
1) سند شماره 041249 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 22/2/1359.
2) سند شماره 041298 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 24/2/1359.
3) سند شماره 41313 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 25/2/1359.
4) سند شماره 041262 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {معاونت اطلاعات و عملیات مدیریت عملیات}، 23/2/1359.
5) * عنوان عناصر محلی غیرنظامی است که با ژاندارمری با انگیزههای انقلابی یا انگیزههای شغلی، همکاری میکردند.
6) سند شماره 41297 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {رکن3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 24/2/1359.
7) سند شماره 41255 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 22/2/1359.
8) سند شماره 41312 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 25/2/1359.
9) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 59، 31/2/1359، ص9.
419
اعلام عمومی دادستانی انقلاب مبنیبر توقیف 40 نشریه ضدانقلابی که بدون پروانه منتشر میشدند، اعتراض برخی گروههای ذیربط را درپی داشت.
امروز، حزب رنجبران ایران در اطلاعیهای به تصمیم دادستان انقلاب اسلامی درباره توقیف نشریه خلق اعتراض کرد. در قسمتی از این اطلاعیه آمده است: این تصمیم شما نقض آشکار آزادیهای مطرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی میباشد. (1)در بخشی دیگر از اطلاعیه مذکور آمده است: نشریه خلق ارگان سیاسی تئوریک حزب رنجبران ایران بوده و نزدیک یک سال است که درخواست حق امتیاز آن در کمیسیون بررسی مطبوعات وزارت ارشاد اسلامی مورد بررسی است و نهتنها هیچگونه نشانهای از رد حق امتیاز آن در دست نیست، بلکه ما از وزارت ارشاد ملی گواهی رسمی برای انتشار خلق تا دادن امتیاز داریم. در قسمت دیگر اطلاعیه چنین آمده است: «رئیسجمهور بنیصدر میگوید باید آزادی باشد، رئیسجمهور انحصارطلبی را محکوم میکند، آنوقت دادستان انقلاب با یک گردش قلم، دهها نشریه را توقیف میکند، آیا این حکایت از وجود چند مرکز قدرت و تصمیمگیری نمیکند.» (2)آیا بار دیگر سرگرمی جدیدی را به راه نمیاندازد تا ضدانقلاب، انحصارطلبان و چپنماها از آن سوءاستفاده کرده و در این موقعیت خطیر انقلاب ما که احتیاج شدید به آرامش و تحکیم انقلاب است هرجومرج را دامن زنند. (3)
یادآوری میشود روزنامه انقلاب اسلامی در همین شمارهای که اعتراضیه حزب رنجبران را چاپ کرده است، متنی نیز از قول صاحبامتیاز نشریه سوسیالیستی کارگر، درج کرده است. این متن، خبر روز قبل روزنامه انقلاب اسلامی مبنیبر ذکر نام نشریه کارگر در فهرست نشریات توقیفشده را اینگونه تکذیب کرده است: «بدینوسیله اعلام میدارد که نشریه سوسیالیستی کارگر، که اینجانب صاحبامتیاز آن هستم و به سردبیری بابک زهرائی با داشتن پروانه رسمی انتشار به نام کارگر و با اجازه مقامات ذیصلاح مملکتی منتشر شده و میشود. ... خواهشمندم این اشتباه را در گزارش خبر تصحیح فرمایید. محمدکاظم ضیاء ابراهیمی {صاحبامتیاز}.» (4)
گفتنی است آیتالله قدوسی دادستان انقلاب اسلامی، در مصاحبه مطبوعاتی با خبرنگاران داخلی و خارجی کوشید هم با استدلال حقوقی و هم ازطریق استدلال انقلابی به این هجوم تبلیغاتی پاسخ دهد. وی گفت: «این نشریات توقیفشده که 42 نشریه هستند هیچکدام پروانه انتشار ندارند. ... شما از این مردم یک رفراندوم بکنید ببینید چند نفر میگویند این روزنامهها باید باشد. ... بهطورکلی، کسی که خود را در خط امام و مسلمان بداند و دورویی کند یا مسلمان نداند و بخواهد علیه انقلاب توطئه کند، ما در مقابلش میایستیم.»
وی افزود: ما قاطعانه در مقابل مقاله توطئهآمیز میایستیم و «اینکاری که میکنیم عکسالعمل شدید مردم است و ما بهخاطر
اینکه آرامش برقرار باشد، این کار را میکنیم. بعضی تماس میگیرند و میگویند اگر اینها را ترور کردیم، نگویید چرا.» وی در پاسخ به خبرنگاری که پرسید:
قبلاً آقای میناچی اعلام کرده بودند که روزنامه کار اجازه انتشار ندارد، ولی دیدیم که با تیراژ زیاد هم چاپ میشود؛
آیا این توقیفها شامل جمعکردن و توزیع هم میشود یا نه؟ گفت: «بله کاری که دادستانی میکند تصمیم دارد پای آن بایستد با شدت هم میایستد. دو کار میشود یا دادستانی منحل خواهد شد یا این روزنامهها تعطیل.» (1)
420
در شرایط کنونی، علاوهبر مناطقی نظیر کردستان که در وضع بحرانی قرار دارد، در برخی مناطق دیگر نیز ناآرامیهایی بروز میکند از آن جمله موارد مربوط به آبادان، اصفهان، فیروزآباد، بهشهر و سرانجام انزلی قابلذکر است.
در آبادان صبح امروز، تحصنکنندگانی که از شب گذشته در اداره آموزشوپرورش، اقامت کرده بودند، اعلام کردند به جمع 200 نفری آنان، عدهای اضافه خواهند شد. ماجرا از این قرار بوده است: «از بعدازظهر روز گذشته، عدهای از دانشآموزان داوطلب ششم نظام قدیم که بهدلیل تقلب، امتحانات [آنها] ازطرف اداره آموزشوپرورش متوقف گردید در محوطه اداره به حالت تحصن اجتماع نموده و مدعی هستند تا رسیدگی به خواستههایشان مبنیبر ادامه امتحانات در حالت تحصن باقی خواهند ماند.» (2)
در اصفهان، «بهدنبال مشاهده یک بمب بطریشکل که در دفتر مدرسه راهنمایی تحصیلی علیرضا عباسی اصفهان کار گذاشته شده بود، دانشآموزان به خارج از کلاسهای درس گریختند و مدرسه بهحال تعطیل درآمد. این بمب توسط اکیپ فنی سپاه پاسداران اصفهان خنثی شد. همچنین یک ساک دستی محتوی تعدادی دینامیت که آماده برای عمل بود و در مقابل یک گاراژ در خیابان دکتر فاطمی قرار داده شده بود، توسط پاسداران خنثی شد.» (3)
در فیروزآباد، براساس گزارشی که عصر امروز به شهربانی این شهر واصل گردید، تلفنگرام هشدارآمیز و پیشگیرانهای به وزارت کشور ارسال شد که در آن آمده است: «اطلاع حاصل گردید که شخصی به نام کورش کرمپور و حسن طلایی اعلام راهپیمایی کردند. نظر به شناسایی اهالی و نامبردگان چون احتمال درگیری میرفت سعی شد با تذکر از کار جلوگیری شود، ولی برخلاف تذکرات شروع به درگیری نمودند که با کوشش مأمورین تظاهرکنندگان متفرق و اوضاع متشنج است. مسئول عواقب هرنوع پیشامد ناگوار اشخاص نامبرده میباشند. معاون انتظامی شاجا، سرهنگ وحید» (4)
در بهشهر در ادامه وضعیتی که پس از سخنرانی فخرالدین حجازی(5)رخ داد، در هفته اخیر نیز ناآرامیهایی روی داد که در چارچوب برخوردهای رایج تشکلهای مجاهدین خلق و مخالفان آنها، در شهرهای مختلف امری تکراری است. (6)
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 24/2/1359، ص2.
2) سند شماره 042410 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی به وزارت کشور، 22/2/1359.
3) روزنامه کیهان، 22/2/1359، ص12.
4) سند شماره 042412 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از شاجا به وزارت کشور، 23/2/1359.
5) * گزارش کامل این خبر در روزشمار 15/2/1359 آمده است.
6) سازمان مجاهدین خلق ایران، نشریه مجاهد، شماره 62، 22/2/1359، ص4.
در انزلی عصر امروز، تحرکات شهری به تحصن و اقامت شبانه معترضان جلوی پادگان نیروی دریایی انجامید. برابر اطلاع نیروی دریایی درحدود 200 نفر از اهالی بندر انزلی برای آزادی شخصی به نام بهرام گلآور که بهدنبال درگیری،(1)چند روز قبل توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دستگیر شده بود، در جلوی پادگان نیروی دریایی انزلی اجتماع کردند.(2)(3)لازم به ذکر است که این شخص در داخل پایگاه بندر انزلی(4)از سوی حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه و زندانی شده بود.(5)(6)
421
تنوع مسئولیتهای کنونی سپاه و حوزه گسترده ایفای نقش آن بهتناسب وضعیت کنونی، ازجمله نکات قابلتوجه است.
درحالیکه نیروهای سپاه در عرصه بسیار وسیعی درگیر مسائل مختلف، از درگیریهای نظامی کردستان و گنبد تا برخوردهای سیاسی تهران و دیگر شهرها و همچنین درگیر انواع نابسامانیهای سیاسی هستند، نامه امروز دکتر قندی وزیر پست و تلگراف و تلفن به سپاه نمونهای از این دست وظایف و توقعات است. در این نامه آمده است: «بهطوریکه اطلاع دارند مراکز مخابراتی کشور ازجمله نقاط حساس است که باید بهطور مستمر زیر پوشش حفاظتی قرار گیرد و چون این مراکز در سطح کشور بهخصوص در شهر تهران بهصورت پراکنده واقع شده حفاظت این مراکز از عهده شرکت مخابرات بهتنهایی خارج است. ... به همین جهت در نظر است واحدی بهمنظور حفاظت مراکز و
تأسیسات مخابراتی در شرکت مخابرات تشکیل و مسئولیت سرپرستی و نظارت بر امور افراد انتظامی را زیر نظر داشته باشد و چون تأسیسات شرکت مخابرات بهطور کامل زیر پوشش حفاظتی قرار ندارد و نفرات فعلی مرکب از افراد سپاه پاسداران و گارد انتظامی ضرورتاً نیاز به کادر قویتری دارد، لهذا بهعلت حادبودن موضوع و اهمیت فوقالعادهای که حفاظت شبکه مخابراتی کشور در بردارد، خواهشمند است نظر موافق آن سپاه را دایر بر اعزام نفرات مورد نیاز اعلام و دستور فرمایند ترتیبی اتخاذ شود که در شهرهای بزرگ نیز بهنحویکه در تهران معمول خواهد شد با هماهنگی رئیس ستاد پاسداران و رئیس مخابرات افراد مورد نیاز برای حفاظت کاملاً مطمئن اختصاص داده شود.» (7)
422
این روزها مسئله انتخاب نخستوزیر که علاوهبر فرد انتخابی، بر سر زمان انتخاب آن هم اختلاف وجود دارد، به یکی از برخوردهای جناحهای داخلی حکومت تبدیل شده است. مسئله این است که آیا برای تعیین نخستوزیر باید منتظر تشکیل مجلس ماند یا با مجوزی که بنیصدر از امام گرفته
1) سند شماره 041260 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به وزارت کشور، 23/2/1359.
2) ** نظر به اینکه معترضان، غیروابسته به گروههای معاند بودند و نیز مبنای اعتراضشان نهتنها در مخالفت با انقلاب و نظام جدید نبود، بلکه دغدغههای بخشهایی از نیروهای انقلاب را نمایندگی میکرد، اعتراض آنها خودبهخود نه بهزور فیصله یافت و نه به درگیریهای خشونتبار کشیده شد.
3) سند شماره 042413 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 23/2/1359.
4) سند شماره 041260 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
5) *** ضمیمه دارد؛ ادامه تحصن جوانان شهر در روایت مقامات نظامی و انتظامی بندر انزلی.
6) سند شماره 042413 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
7) سند شماره 060077 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: نامه وزیر پست و تلگراف و تلفن به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 22/2/1359.
است، نیازی به تشکیل مجلس نیست. دراینباره نظرهای متفاوتی از مواضع مختلف ابراز میشود.
روزنامه انقلاب اسلامی ارگان جریان بنیصدر، چکیدهای از آخرین وضعیت و آنچه در جریان است را چنین بازگو کرد: «درپی تفویض اختیارات جدید به رئیسجمهور، در محافل سیاسی مملکت فعالیتهای جدیدی آغاز گردید. از سوی دیگر، رئیسجمهور اعلام نمود که در نظر دارد با تأیید امام خمینی، نخستوزیر تعیین نماید تا از وی و کابینهای که تشکیل خواهد داد درجهت حل مسائل و مشکلات مملکت و پیادهکردن طرحهای بازسازی ایران پس از انقلاب یاری جوید. با اعلام این مطلب در مجامع سیاسی و غیرسیاسی نام افرادی همانند مهندس عزتالله سحابی، دکتر مدنی، دکتر حبیبی، دکتر صادق طباطبائی و... بر سر زبانها افتاد. ... ملاقاتهایی صورت پذیرفت. مقامات آگاه اعلام داشتند که تا آخر روز یکشنبه نخستوزیر تعیین خواهد شد. یکشنبه نیز گذشت و تا ظهر امروز نیز هنوز از تعیین و معرفی نخستوزیر خبری نشده است. بهدنبال فعالیتهای چندروزه اخیر چنین به نظر میرسد که در امر تعیین نخستوزیر ازجانب رئیسجمهور مشکلی وجود دارد که میدان عمل آزاد را از وی گرفته است. حال رئیسجمهور تا چه حدی بتواند این قیدوبندهای سیاسی را کنار گذاشته و آزادانه عمل کند باید منتظر فردا و روزهای دیگر بود.» (1)
مهندس بازرگان نیز دراینباره که آیا شورای انقلاب بهجای مجلس میتواند رأی تمایل به نخستوزیر بدهد، گفت: «بهنظر من چون ما در یک حالت فترت و استثنایی به سر میبریم و شورای انقلاب درحالحاضر جایگزین مجلس میباشد و درخواست رئیسجمهور درمورد تشکیل کابینه به تصویب امام رسید، من هیچ مانعی نمیبینم که شورا بهجای مجلس رأی تمایل به نخستوزیر بدهد.» وی در پاسخ این سؤال که «آقای دکتر بهشتی در پایان جلسه گذشته شورای انقلاب نظر دادند که حق رأی تمایل و رأی اعتماد برای مجلس محفوظ است، نظر شما چیست؟» گفت: «بر طبق قرار قبلی که با اعضای شورا داشتیم کار درستی نبود که نظر بخصوصی هر فرد بدهد چون شورا دارای سخنگو میباشد؛ درحالحاضر به جو شایعهسازی این عمل کمک میکند.» (2)
شبهنگام، در پایان جلسه مشترک شورای انقلاب و هیئت دولت، حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی عضو شورای انقلاب، درباره تعیین نخستوزیر به خبرنگاران گفت: در جلسه امشب، راجع به تعیین نخستوزیر مذاکرهای صورت نگرفت و مشکل میدانم که این روزها نخستوزیر تعیین بشود. وی افزود: علت این است که تشکیل مجلس نزدیک است و هر کسی که انتخاب بشود باید مجلس او را تأیید بکند مگر اینکه احساس بکنیم که درحالحاضر انتخاب نخستوزیر خیلی ضروری است. (3)
ضمیمه گزارش420: ادامه تحصن جوانان شهر در روایت مقامات نظامی و انتظامی بندر انزلی
گزارشی که روز بعد {23/2/1359}، از ستاد مشترک ارتش به سپاه ارسال شد از احتمال حمله به دادگاه انقلاب اسلامی واقع در شهربانی خبر داد. در این گزارش آمده است: «به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مستقر در انزلی مأموریت داده شود از ورود مردم شهر به پایگاه انزلی جلوگیری نمایند.» در بخش دیگری از این نامه
آمده است: «پایگاه انزلی با موافقت چه مقامی اجازه داده است دادگاه انقلاب در داخل سربازخانه مستقر گردد. درحالیکه شهر دارای دادگستری و اماکن مناسب زیادی میباشد و بههرحال ترتیبی داده شود که زندانی به شهربانی یا شهرستان رشت منتقل شود و شهربانی از دادگاه بخواهند قصد و فعالیت خود را در داخل شهر و محل مناسب دیگر دنبال نماید.» (1)
گزارش نیروی دریایی پایگاه انزلی حاکی است: «تاکنون سپاه پاسداران و ژاندارمری و شهربانی منطقه هیچگونه اقدامی نسبت به متفرقنمودن این اجتماع ننموده و خود را کاملاً کنار کشیدهاند. ضمناً در میان اجتماعکنندگان افرادی از پرسنل اخراجی سپاه پاسداران و ژاندارمری با لباس فرم دیده میشوند باتوجهبه اینکه در شرایط فعلی امکان هرگونه برخورد و درگیری وجود دارد، خواهشمند است دستور فرمایید برای جلوگیری از درگیری پادگان انزلی با اجتماعکنندگان دستورات لازم به شهربانی و ژاندارمری برای کنترل جمعیت صادر شود.» (2)
دو روز بعد 24/2/1359 ستاد مشترک ارتش در گزارشی اعلام کرد: «تاکنون سپاه پاسداران کوچکترین اقدامی به عمل نیاورده و حتی از روز گذشته تاکنون از ستاد خود خارج نشدهاند و شهربانی بندر انزلی مجدداً در تاریخ 24/2/1359، اعلام نموده تحصن گروه افراطی و تندروی گروه مذهبی در مقابل دادگاه انقلاب و در داخل محوطه نظامی نیروی دریایی همچنان ادامه داشته و دادستان انقلاب و حاکم شرع نیز برخلاف خواسته متحصنین مصراً قصد تعقیب متهمین را داشته و تاکنون سپاه پاسداران بندر انزلی هیچگونه مداخلهای نکردهاند. صبح روز جاری، به تحریکاتی که در سطح شهر وجود دارد رانندگان تاکسی به بهانه خرابی آسفالت خیابان دست از کار کشیده و قصد بستن پل بندر انزلی را داشتند که بلافاصله با مذاکراتی که با آنان انجام شد و تذکرات فوری به مسئولین شهرداری داده شد از اعتصاب نامبردگان جلوگیری به عمل آورد.» (3)
423
درحالیکه قرار است از چند روز دیگر {17 ماه مه برابر 27 اردیبهشت} مرحلهای از تحریمهای اقتصادی اروپا علیه ایران شروع شود، برخی مانورهای دیپلماتیک ایران در چارچوب سیاست "نه شرقی، نه غربی"، بالطبع علاوهبر امریکا در روابط با شوروی نیز نوعی چالش ایجاد میکند.
امروز، صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، در مصاحبهای با روزنامه ایتالیایی لاریپابلیکا شوروی را تهدید کرد که اگر نیروهای خود را از افغانستان خارج نکند، ایران به شورشیان ضددولتی در این کشور کمک خواهد کرد. قطبزاده در این مصاحبه گفت: ما قبل از هر چیز میکوشیم مسکو را متقاعد سازیم که نیروهای خود را از افغانستان خارج کند. اگر تلاشهای ما موفقیتآمیز نباشد، برای ما هیچ راهحلی باقی نمیماند جز آنکه به مجاهدین افغانستان از هر راه ممکن کمک کنیم. وی تأکید کرد: رژیم ببرک کارمل برای ما نماینده قانونی مردم افغانستان نیست، بلکه فقط رژیمی است که با اشغال افغانستان بهدست شوروی بر این کشور تحمیل شده است. این نشریه ایتالیایی از قول قطبزاده نوشت: وی در بلگراد یک ملاقات چند دقیقهای با آندره گرومیکو وزیر امور خارجه شوروی، داشته است و در همین ملاقات کوتاه دریافته است که بهدلیل مسئله افغانستان، روابط ایران و شوروی به بنبست رسیده است. (1)
بهنظر بعضی، اینگونه رفتارها باعث تزلزل اردوی غرب شده و موجب میگردد آنان بهطور یکپارچه علیه ایران به رفتار خصمانه مشترک نرسند، اما
در تحلیلی دیگر فقدان ترس غرب از نزدیکی ایران و شوروی، امری منفی است و موجب تشدید فشارهای غرب علیه ایران میشود.
424
دستگاه دیپلماسی عراق زمینهسازیهای سیاسی بینالمللی برضد ایران را در دستور کار دارد و آن را با قوت و شدت دنبال میکند.
دراینزمینه شماره امروز المستقبل اظهارات احمد ظاهر الجیلانی، سفیر عراق در اسلامآباد را
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 56، 24/2/1359، ص1، رم خبرگزاری آسوشیتدپرس، 13 مه 1980.
درج کرد. وی مدعی شده است: عراق مسئولیت مطالبه جزایر عربی سهگانهای را که ایران در زمان شاه اشغال کرده است بهعهده میگیرد. سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی به کشور امارات متحده عربی تعلق دارد و عراق از موضع ملی و ناسیونالیستی خود، آنها را مطالبه میکند. (1)
دراینحال، کشورهای حامی عراق به انحای مختلف، دربرابر اینگونه مواضع، رفتار تشویقآمیز در پیش میگیرند. رویتر از پاریس گزارش داد: مقامات وزارت دفاع فرانسه اظهار امیدواری کردند در آینده نزدیکی چندین قایق سریعالسیر موشکانداز، تجهیزات تدافعی ساحلی و سلاحهای جنگی ضد زیردریایی به مبلغ 4/2 میلیارد دلار دراختیار عراق قرار دهند. مقامات فرانسوی همچنین اعلام کردند پیش از این، شوروی مهمترین تهیهکننده سلاح برای عراق بود، اما اخیراً عراقیها تصمیم گرفتهاند برای تهیه هواپیما و هلیکوپتر و همچنین کشتیهای جنگی به فرانسه روی آورند. گفته میشود عراق و عربستان دو تأمینکننده عمده نفت فرانسه، با حساسترشدن اوضاع اخیر منطقه خلیجفارس است که قدمهای تازهای را برای خرید سلاحهای فرانسه برداشتهاند. (2)
از سوی دیگر، بهدلیل نوپایی نظام جمهوری اسلامی و وضعیت خاص پس از فروپاشی انقلابی رژیم سابق، طبیعی است که در ایران برعکس عراق که ماشین دیپلماسی بسیار پرکار و فعالی دارد اساساً یکدستی نظرها و نظم در اعلام مواضع دیپلماتیک در قبال دیگر کشورها وجود نداشته باشد. امروز، روزنامه اطلاعات خبری درج کرد، که بهنوبه خود نشانهای از نبودن یکدستی
و تمرکز لازم در دستگاه دیپلماسی در وضع کنونی ایران است. این روزنامه نوشت: «مسئول روابطعمومی سپاه پاسداران ستاد مرکزی ساعت 8:30 بامداد امروز {سهشنبه}، طی تماسی با روزنامه اطلاعات به خبرنگار ما گفت شهادت و مجروحشدن 4 تن از برادران اعضای سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن با نقشه قبلی بوده است و این توطئه توسط بقیه اعضای سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن و پلیس لندن اجرا گردید و این حادثه قابلپیگیری است و ما از مقامات مسئول مملکتی میخواهیم که هرچه زودتر به این مسئله رسیدگی کنند. وی ادامه داد ما در تعقیب این قضیه هستیم و طی تماسی که من در ساعت 11:30 دیشب، با اتحادیه انجمن اسلامی اروپا در لندن داشتم متوجه شدم شهادت مهندس عباس لواسانی و دکتر علیاکبر صمدزاده و 2 تن دیگر از برادران اعضای این سفارت که مجروح شدهاند و هماکنون بستری میباشند از روی نقشه قبلی بوده است، چون این 2 تن از برادران فعال این سفارتخانه بودهاند. وی گفت در هر کشوری قتل قابلتعقیب میباشد و شهادت این 2 نفر که توسط اعضای تصفیهنشده سفارتخانه و با همکاری پلیس لندن طرحریزی شده بود قابلتعقیب میباشد و ما از شورای انقلاب و مقامات مسئول میخواهیم این قضیه را بررسی کنند چون ما درباره این حادثه مشغول تحقیق هستیم و بهزودی درباره این توطئه و قتل این دو تن از برادران اعضای سفارتخانه به افشاگری خواهیم پرداخت.» (3)
یادآوری میشود در رقابت با دیپلماتهای
عراق، کشوری چون لیبی که در رقابت دشمنانه با عراق و دوستی با ایران از نمونههای شاخص به شمار میرود، حتی در مواقعی که به تعریف
و تمجید از انقلاب ایران میپردازد،
دربرابر دعاوی عربگرایانه عراق، برخورد مطلوب ایران را بروز نمیدهد. امروز، عبدالسلام تریکی وزیر امور خارجه لیبی، در یک مصاحبه مطبوعاتی در کویت از دول عرب همسایه رژیم صهیونیستی خواست که مرزهای خود را به روی فداییان فلسطینی بگشایند. به گزارش خبرگزاری فرانسه وی همچنین گفت: به شکرانه انقلاب اسلامی ایران، این کشور بهصورت یکی از متحدین کشورهای عربی درآمده درحالیکه در زمان رژیم سابق ایران در خدمت صهیونیزم و امپریالیزم بود. عبدالسلام تریکی در پاسخ به سؤال {ادعای} خبرنگاران عرب درباره سه جزیره {بوموسی و تنب بزرگ و کوچک} که از سال 1971 در تصرف ایران است، با بیان اینکه زمان برای یادآوری چنین مسئلهای مناسب نیست، اضافه کرد: چرا زمانیکه شاه خلیجفارس را قرق کرده بود صدای عربها بلند نشد. (1)
425
تحرکات امروز عراق در جنوب کشور، درقالب چند مورد تجاوز هوایی و بیشتر به شکل نقلوانتقال و تجهیز خطوط اول و دوم مرزی برای افزایش آمادگی نظامی و توان شناسایی از سرزمین ایران بود.
از نخستین ساعات بامداد امروز، سه بار به آسمان آبادان و خرمشهر تجاوز هوایی شد. این تجاوزات هوایی در ساعت 3:30 بامداد(2)و 4:15 صبح، هر دو بار بهوسیله یک فروند هواپیما در آبادان(3)و در ساعت 5:30 بهوسیله دو فروند هواپیما در خرمشهر انجام گرفت. (4)در پاسخ، پدافندهای مستقر در فرودگاه آبادان و پایگاه دریایی خرمشهر به اجرای آتش پرداختند. (5)علاوهبراین، یک گزارش حاکی است: «5 فروند میگ21 از تاریخ 2/2/1359 در فرودگاه شعیبیه بهصورت آمادهباش صددرصد هستند و هر زمانیکه مورد لزوم باشند، میتوانند پرواز کنند.» گزارشدهندگان احتمال دادهاند تجاوزات هوایی اخیر از این فرودگاه انجام گرفته باشند. (6)
علاوهبر تجاوز هوایی که بهنظر سپاه خرمشهر بیشتر جنبه اکتشاف و شناسایی داشته است،(7)چند نمونه از گزارشهای انتظامی و اطلاعاتی محلی به مسئولان ذیربط، مربوط به وقایع امروز، بدین شرح است:
o در کلیه پاسگاههای مرزی عراق در استان بصره، یک دستگاه دوربین با لنز قوی نصب شده تا کلیه ترددهای مرزی و نقلوانتقالات نیروهای ایرانی را مشاهده کرده، به مدیریت شرطه بصره گزارش دهند و از آن طریق به لشکر بصره و سایر واحدهای ارتش منعکس گردد. (8)
o «در شناسایی مورخه 23/2/1359، روی شطالعرب مشاهده گردید که عراقیها در فدائیه مقابل حیرود واسر مقابل شلمچه معاویه در کنار ساحل 200 دیدبانی جدید برقرار نموده و در هر پست دیدبانی 3 نفر افراد گارد مرزی با استفاده از یک دستگاه دوربین روی سهپایه در پشت یک سنگر که با کیسههای شنی احداث گردیده بهطور مداوم حرکات روی شطالعرب [را
1) روزنامه بامداد، 25/2/1359، ص12.
2) سند شماره 287152 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی خوزستان {اهواز} به استاندار خوزستان، 23/2/1359.
3) روزنامه کیهان، 23/2/1359، ص1.
4) سند شماره 287160 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی خوزستان {اهواز} به استاندار خوزستان، 24/2/1359.
5) همان؛ و سند شماره 287152 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
6) سند شماره 287377 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سرپرست دفتر سیاسی و انتظامی به فرماندهی ناحیه ژاندارمری خوزستان – فرماندهی لشکر92 زرهی اهواز – فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران – واحد هماهنگی نیروهای انتظامی، 11/3/1359.
7) روزنامه کیهان، 23/2/1359، ص1.
8) سند شماره 034633 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 23/2/1359.
به] وسیله دوربین زیر نظر داشته و مشاهدات خود را بهوسیله بیسیم گزارش مینمایند.» (1)
o «قرار است قریباً سه اسکله جدید جهت تخلیه و بارگیری کالاهای تجارتی که هرکدام 180 متر طول و 30 متر عرض دارد در بندر ابوالخصیب از توابع بصره احداث شود. ضمناً این اسکلهها به خطوط راهآهن متصل و مستقیماً کالاها بهوسیله قطار به انبارها منتقل خواهد شد.» (2)
«اخیراً آسفالت جاده نظامی الفاو الی خور المنثینی در جنوب فاو به طول 10 کیلومتر و عرض 5 متر که 25 پل در مسیر آن قرار دارد بهطور شبانهروز بهوسیله کارشناسان و کارگران عراقی در دست احداث میباشد. ضمناً در خبر آمده است این جاده جهت تردد واحدهای نظامی مستقر در فاو و امالقصر بوده و بهلحاظ ارتباط با شطالعرب از اهمیت فوقالعادهای برخوردار میباشد. مضافاً به اینکه منطقه فاو مقابل حوزه گروهان ژاندارمری خسروآباد واقع است.» (3)
o خبر برونمرزی رسیده حاکی است: «در تاریخ 23/2/1359، فرمانده نیروی دریایی امالقصر منتقل و بهجای وی عبدالکریم جابر حسن که از نزدیکان صدام حسین رئیسجمهوری عراق میباشد منصوب گردیده است. ضمناً در خبر آمده است نامبرده پس از ورود به منطقه، پرسنل نیروی هوایی را جمعآوری و ضمن سخنرانی دستورات شدید مراقبتی از منطقه آبی را به پرسنل گوشزد نموده است.» (4)
426
تحرکات ایذایی عراق هم در غرب و هم در جنوب، گاهی همراه با دخالت عوامل داخلی است. ازاینرو بخشی از توانایی اطلاعاتی خودی صرف شناسایی و معرفی این عوامل میشود. در ادامه مهمترین تحرکات ایذایی امروز عراق و نیز اقدامات پیشگیرانه خودی، درج شده است.
در غرب کشور، درگیری در جوانرود که از 48 ساعت گذشته شروع شده بود، امروز ساعت 6 صبح، با عقبنشینی مهاجمان وابسته به عراق بهسوی مرز و فرار آنان به عراق، پایان یافت. (5)
نیروی زمینی ارتش از حمل اسلحه از عراق به ایران که قرار است ازطریق تمرچین و اشنویه بهکمک عوامل محلی به اسامی قلی علیپور و محمدعلی مردانی مشهور به مامنه صورت گیرد، خبر داد. (6)
اطلاعات سپاه کرمانشاه به اطلاعات سپاه در تهران گزارش داد: «برابر خبر واصله حامدبیک و انوربیک و برادرش محمدبیک که بهتازگی از عراق برگشتهاند با مقادیر زیادی مهمات از قبیل سلاحهای سبک و سنگین و خمپاره و آر.پی.جی7 به منطقه کلاشی وارد شدهاند. حامدبیک ازطرف دولت بعث مسئولیت گروههای مسلح را در منطقه به عهده گرفته [است].» (7)
اداره اطلاعات ژاندارمری در گزارشی به دفتر ریاستجمهوری از دستورالعمل و امکانات واگذارشده عراق به نیروهای سردار جاف و محمود نظری برای تخریب پلها و تأسیسات مرزی ایران خبر داد. (8)این اداره همچنین گزارشهای دیگری بدین شرح به دفتر مزبور ارسال کرده است:
1) سند شماره 286977 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی 19 07 {رکن2}، 22/3/1359.
2) سند شماره 287254 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی 19 07 {رکن2}، 23/2/1359.
3) سند شماره 287252 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی 19 07 {رکن2}، 23/2/1359.
4) سند شماره 287584 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی هنگ آبادان {رکن2}، 17/3/1359.
5) روزنامه انقلاب اسلامی، 24/2/1359، ص10؛ و روزنامه کیهان، 24/2/1359، ص16.
6) سند شماره 041358 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 25/2/1359.
7) سند شماره 041275 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اطلاعات کرمانشاه به اطلاعات تهران، 23/2/1359.
8) سند شماره 033994 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 23/2/1359.
o «عوامل مستقر سه پاسگاه عراق که در مقابل پاسگاه یکهشان ایران قرار گرفتهاند قصد دارند به منبع آب و نیروگاه برق قصرشیرین [حمله] و بهخصوص پاسگاه یکهشان را با سلاحهای سنگین منهدم نمایند.» (1)
o «اخبار واصله حاکی است: قرار است یک گروه از ارتش عراق مستقر در پادگان قورتو به مختصات طول گرمک ایران واقع در آقداغ که قبلاً گردان ضربت در آنجا مستقر بود و خالی از افراد نظامی ایرانی میباشد به تصرف خود درآورده و مستقر گردند.» (2)
در جنوب نیز منابع لشکر92 زرهی از اقدامات خودی با نفوذ شیخ یک قبیله به نام شاکر خبر دادند که «با عدنان خیرالله وزیر دفاع کشور هدف در تماس است. وی... با کعبی که از نگهبانان چاههای نفت منطقه بیات است رابطه داشته و تابهحال مقادیر زیادی اسلحه کمری و کلاشینکف و مواد منفجره و فتیله از مرز وارد نموده و در منزل شخصی به نام یدالله خدایار ساکن آبادان جمعآوری و از این طریق بین خرابکاران ایرانی تقسیم نمودهاند و انفجارات اخیر لولههای نفتی در منطقه احتمالاً توسط نامبردگان انجام گرفته است.» (3)
دراینحال امروز، اعلام شد که 400 میلیون ریال به حفاظت لولههای نفتی اختصاص یافته است. این اعتبار دراختیار استاندار خوزستان قرار میگیرد تا با استخدام افراد محلی از خرابکاری وابستگان و عوامل بعث عراق و انفجار در لولههای نفت جلوگیری شود. (4)
یادآوری میشود بخشی از عوامل عراق که موسوم به عناصر خلق عرب هستند، در جریان انفجارهای جنوب دستگیر و محاکمه شدهاند، ولی بخشی از آنان راهی عراق و در آنجا ساکن گردیدهاند. اخیراً در جریان موج اخراج ایرانیالاصلهای عراق، «وزارت کشور عراق به کلیه مأمورین اجرایی و مقامات مسئول اخراج ایرانیان ابلاغ نموده است که افراد انقلابی ایران که درحالحاضر در عراق ساکن هستند از برنامه خروج ایرانیان مستثنی بوده و آنها مجازند در عراق اقامت نمایند منتهی باید اسامی آنها و محل اقامت نامبردگان و شغل آنها مشخص و به وزارت [امور] خارجه اعلام گردد.» (5)
427
نمونهای از اقدامات ایذایی عوامل عراق در خوزستان امروز در اروند روی داد که در بررسی آن برخورد طلبکارانه مرزبان عراقی و ادعاهای وی قابلتوجه است.
گزارش ژاندارمری خوزستان درباره ادعای مرزبان بصره چنین است: «هنگامیکه دو نفر عراقی به نامهای رحیم لقمه و عبدالحسین عراقی در قایق کوچکی در شطالعرب در مقابل پاسگاه زیادیه عراق مشغول صید ماهی بودهاند ازطرف ایران بهفاصله یک ربع ساعت بهصورت رگبار شدید به دو نفر مورد بحث تیراندازی میشود که منجر به فوت رحیم لقمه و مجروحشدن عبدالحسین عراقی گردیده است. مرزبان مزبور ادعای اعتراض و پرداخت خونبها و رسیدگی به قضیه و شناسایی مسببین حادثه را [کرده] است.» در ادامه گزارش، این توضیحات بهوسیله ستاد
1) سند شماره 41281 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 23/2/1359.
2) سند شماره 033996 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 23/2/1359.
3) سند شماره 287157 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 23/2/1359.
4) روزنامه کیهان، 23/2/1359، ص1.
5) سند شماره 287249 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی 19 07 {رکن2}، 23/2/1359.
لشکر92 اضافه شده است: «الزاماً به عرض میرسد عبدالحسین عراقی از ابتدای پیروزی انقلاب فعالیتهایی درمورد تحریک مقامات عراقی علیه ایران نموده است که تحت تعقیب مقامات انقلابی و مأمورین انتظامی میباشد.» (1)
اما در گزارش واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه آبادان پس از توضیحات مقدماتی آمده است: «طبق اطلاع موثقی که از واحد تحقیقات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آبادان مبنیبر ورود اسلحه و مهمات و افراد خرابکار ازطریق مرز عراق به آبادان به واحد عملیات سپاه پاسداران، تحقیقات [و] اقدامات لازم دراینمورد معمول و دو اکیپ دریایی و واحد عملیات سپاه پاسداران در آبهای ساحلی ... گمارده شدند ... تا اینکه ... بلم موتوردار مورد نظر که از قبل توسط برادران تحقیقات شناسایی شده بود و با دادن علامت کبریت برای عوامل داخلیشان ازطریق مرز عراق روانه مرز ایران میشود که پس از رسیدن به مرز ایران کنار خشکی ایستاده و قصد پیادهکردن مهمات و افراد خرابکار را داشت که برادران سپاه درجهت دستگیری مهاجمین وارد عمل [شده و] با تیراندازی متقابل افراد مهاجم روبهرو میشوند و برادران سپاه به آتش مهاجمین پاسخ داده که یکی از مهاجمین تیر خورده و به درون آبهای ایران میافتد و کشته میشود که پس از تحقیقات مشخص شد نامبرده نامش مصطفی میباشد و دو تن دیگر از مهاجمین ازطریق خشکی اقدام به فرار میکنند که یکی از آنها دستگیر و دیگری مورد اصابت گلوله قرار میگیرد که شخص زخمیشده عبدالحسین مطوری معروف به عبدالحسین عراقی میباشد
که مدتی تحت تعقیب بوده و با دولت مزدور بعثی عراق همکاری مینماید و شخص دیگری که در قایق مانده بود با قایق اقدام به فرار میکند که توسط برادران پاسدار بهطرف وی شلیک میشود و او نیز مورد اصابت گلوله قرار میگیرد، ولی فرار مینماید. در همان هنگام درگیری برادران پاسدار با گارد ساحلی تماس گرفته که برای آنها کمک بفرستد، ولی متأسفانه کمکی ازطرف گارد ساحلی به آنها نشد و قایق مهاجمین فرار نمود. از افراد مهاجم این مهمات کشف گردید: 1.خرج آر.پی.جی7 چهار عدد 2. موشک آر.پی.جی7 سه عدد 3. تفنگ کلاشینکف چهار عدد به شمارههای... 4. کلت کالیبر42، 9 تیر 5. تعداد 2 عدد نارنجک روسی.» (2)
یادآوری میشود عبدالحسین عراقی از مشهورترین فعالان جریان موسوم به خلق عرب بوده و از بدو پیروزی انقلاب و بهخصوص در درگیریهای خرمشهر، چهره شناختهشدهای در میان عوامل عراق است. در یک گزارش دارای طبقهبندی از منابع مسئول، نامبرده بدینصورت معرفی شده است:
«1. عبدالحسین عدای معروف به عبدالحسین عراقی که قبلاً درجهدار نیروی دریایی عراق بوده در سال 1337، بهعلت همکاری با دولت ایران بهوسیله مأمورین امنیتی عراق شناسایی و به ایران پناهنده گردیده که وی در جزیره مینو اسکان یافته است.
شخص فوق مدت 11 سال، در ایران به سر میبرد و شناسایی کامل از تأسیسات و نقاط حساس کشور جمهوری اسلامی ایران دارد. نامبرده در سابق با اکثر قاچاقچیان و سارقین و افراد شرور آبادان تماسهایی داشته و اکثر عوامل جبهه بهاصطلاح آزادیبخش خوزستان را میشناسد.
بهمحض ورود به کشور عراق توسط سازمان امن العام عراق به نامبرده مأموریت داده میشود که در القطعه مقابل آبادان اسکان یابد تا با افراد عربزبانی که فعالیتهای خرابکاری دارند تماس برقرار نماید و آنان را [برای] آموزشهای چریکی و خرابکاری آماده سازد و به سازمان امن العام معرفی نماید.
عبدالحسین عدای با شخص دیگری به نام علی ملاحسین که ایرانیالاصل میباشد اسلحه و مهمات و مواد منفجره به متواریان ایرانی تحویل میدهد.
عبدالحسین عدای افرادی را که در عراق آموزش چریکی فرامیگیرند با بلم از مقابل جزیره مینو و سیبه عراق مقابل آبادان به خاک جمهوری اسلامی ایران نفوذ میدهد.» (1)
428
در سنندج، مهمترین مواضع شهر در دست پاسداران و نیروهای ارتش است و الحاق نیروها پیدرپی انجام میگیرد، بهخصوص برای اولینبار ارتباط بین پادگان و فرودگاه از راه زمینی برقرار گردید. (2)
در بعدازظهر روز گذشته، گروههای مسلح درگیر افراد خود را از شهر خارج کردند، اما عدهای از آنان دستگیر شدند. (3)هرچند برخی مسئولان سپاه اعلام کردند «درحالحاضر کنترل شهر کاملاً در دست ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است»،(4)اما در جمعبندی که در ادامه درج شده، جزئیات دقیقتری دراینباره آمده است: «امروز، مدافعان انقلاب اسلامی موفق شدهاند شهر را بهطور کامل به محاصره خود درآورند حتی {توانستهاند} در بعضی از نقاط حاشیه شهر، از حلقه محاصره شهر به درون شهر نفوذ کنند و تعدادی از بنکهها و مقرهای گروههای سیاسی مسلح را به تصرف درآورند، اما هنوز در قلب شهر و در محلههای قدیمی و پرجمعیت، سلطه با افراد مسلح آشوبگر است که به نظر میرسد ارتباطشان با تشکیلات نظامی سازمان متبوع خود قطع شده یا اساساً برحسب انگیزههای شخصی هنوز شهر را ترک نکردهاند و سرگرم تیراندازی هستند.» (5)ازاینرو، پیشبینی میشود درگیریها بهصورت تکتیراندازی تا یک هفته دیگر ادامه داشته باشد. (6)حتی برخی مسئولان سپاه اذعان کردند: «امکان اینکه مجدداً به ما حمله شود، زیاد است چون شهر کاملاً پاکسازی نشده است.» (7)و اینکه «هنوز سنگرهایی که از بتون آرم [آرمه] ساخته شده و همچنین کانالهای ارتباطی که برای جابهجایی افراد مسلح در شهر سنندج ایجاد شده است پابرجاست و تکتیراندازیهایی از داخل آنها صورت میگیرد.» (8)
در گزارش امروز نیروهای سپاه همدان که در پاکسازی شهر درگیر هستند، آمده است: «در مسجد شیخ سلیم واقع در میدان 17 شهریور سنندج، نزدیک در مسجد، بالاتر از در کوچک
1) سند شماره 287166 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی19 07 {رکن2}، 29/2/1359.
2) مجید نداف، 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه جامع امام حسین{ع}، 1389، ص473.
3) روزنامه کیهان، 23/2/1359، ص2.
4) روزنامه انقلاب اسلامی، 23/2/1359، ص10.
5) 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، پیشین، ص472.
6) روزنامه جمهوری اسلامی، 24/2/1359، ص6.
7) روزنامه کیهان، 23/2/1359، ص2.
8) روزنامه انقلاب اسلامی، 23/2/1359، ص10.
قهوهایرنگ داخل حیاط کوچک تعداد 20 الی 25 نفر مسلح میباشند که در این محل از مهمات حفاظت مینمایند.» (1)فروتن مسئول روابطعمومی ستاد مرکزی سپاه، تصریح کرد: «بیشتر مردم مسلح هستند و ازاینرو کار پاکسازی تا حدودی مشکل است زیرا شناختن مردم مسلمان و متعهد که مسلح هستند از ضدانقلاب بهآسانی مقدور نیست.» (2)
دراینحال، در اطلاعیه امروز لشکر28 کردستان گوشهای از وضع کنونی و وضعیت عمومی مردم سنندج اینطور ترسیم شده است:
«بسمهتعالی
o این موقع که پاکسازی شهر سنندج از عناصر ضدانقلاب و فریبخوردگان مسلح غیرقانونی در شرف پایان میباشد تقاضا میشود: 1. وزارتخانههای پستوتلگراف، آموزشوپرورش، دادگستری، کشور و شرکت مخابرات، پرسنل اداری، آموزشی و فنی خود [را] برای شروع به کار و رفع نیازمندیهای مردم رنجدیده رو به آسایش رسیده سنندج اعزام دارند. 2. چون اهالی شهر ازنظر مواد غذایی، دارویی، خدمات پزشکی و امور بانکی و پرداختهای ریالی در زحمت میباشند سازمانهای مسئول کمکهای خواستهشده را که فوری میباشد از راه همدان غروه [قروه] به سنندج حمل نمایند.» (3)
شبهنگام، ابوشریف مسئول واحد عملیات ستاد مرکزی سپاه و نماینده رئیسجمهور در امور سنندج، قبل از ملاقات با رئیسجمهور به خبرنگاران درباره آخرین وضعیت این شهر گفت: «مهمترین عملی که در سنندج انجام دادیم جلوگیری از خشونت بود زیرا ممکن بود که بهعلت خشم از ضدانقلاب عمل خشونت شود و همچنین با اسیران و کسانی که اسلحه خود را زمین میگذارند بهخوبی رفتار میشود. همچنین مقدماتی فراهم شد تا آذوقه و دارو به کسانی که مدتها در محاصره بودند برسد و از جیره سربازان و پاسداران بین محاصرهشدگان تقسیم شد.» (4)
فروتن مسئول روابطعمومی ستاد مرکزی سپاه نیز درمورد وضع خواربار و آذوقه گفت که ازنظر مواد غذایی چندان کمبودی وجود ندارد، ولی وضع بهداشت و درمان رضایتبخش نیست. (5)
عباس دوزدوزانی فرمانده کل سپاه هم در پایان جلسه امشب شورای امنیت ملی که با شرکت بنیصدر تشکیل شده بود، ضمن اشاره به رو به سامان بودن اوضاع، افزود: «امیدواریم در شرایطی که ما واقعاً از برداشتن سلاح منزجریم با کمترین خسارات جانی و مالی اوضاع کردستان در بقیه نقاط نیز به سامان برسد.» (6)
429
مسئله دیواندره که خودبهخود بهسبب قرارگرفتن در شمال سنندج، اهمیت ویژهای پیدا کرده است و آزادسازی آن موجب بازگشایی مسیر مهم زنجان بیجار سنندج میگردد، امروز، وارد مرحله تازهای شد.
در نخستین ساعت بامداد امروز {35 دقیقه بعد از نیمهشب گذشته}، ستاد مشترک ارتش به فرماندهی سپاه در تلفنگرامی اطلاع داد: «برابر گزارش نیروی زمینی، برابر تماس تلفنی سرهنگ پورمؤمنی فرمانده لشکر16 زرهی، ارتفاعات مشرف به دیواندره توسط یگانهای لشکر16 اشغال گردید.» (1)
در ادامه باتوجهبه برتری بهدستآمده، لشکر16 زرهی قزوین با صدور اطلاعیهای، به افراد مسلح حاضر در شهر یک اولتیماتوم 24 ساعته داد که از ظهر همین امروز، شروع میشد. متن اطلاعیه بدین شرح است:
«بسمهتعالی
این اخطار به افراد مسلح حاضر در شهر دیواندره است. شهر در محاصره کامل ارتش و سپاهیان پاسدار است. از شما خواهش میکنم سلاح خود را تحویل دهید و از تعقیب قانونی در امان باشید، مقاومت نکنید که کشته یا اسیر خواهید شد، آسایش و آرامش مردم بیگناه شهر را بر هم نزنید و آنها را سپر خود نسازید، اکنون که سرانجام کار برای شما روشن است، بیایید زندگی کنید و از سایه رحمت الهی و جمهوری اسلامی بهرهمند گردید. به شما از ظهر روز سهشنبه 23 اردیبهشتماه به مدت 24 ساعت، فرصت داده میشود که به سرانجام سنندج بیندیشید و از خونریزی جلوگیری کنید که ما شما را برادران و خواهران خود میدانیم و اگر ما را در این برخورد و خونریزی که رغبتی به آن نداریم مجبور کنید، ما با اکراه خواهیم پذیرفت، ولی با شهامت و شدت عمل خواهیم کرد، اگر نگاه کنید و دقت نمایید میبینید آنها که به اجنبی پیوند بستهاند، چگونه به فکر جان خود هستند و از مهلکهها میگریزند و شما ای هموطن فریبخورده، فدای اغراض آنها نشوید. از خداوند میخواهیم شما را بینا و واقف به حقایق امور سازد.» (2)
430
درحالیکه وضع سنندج ازنظر فرماندهان سپاه رو به سامان میرود، وضع بانه همچنان نگرانکننده است، تاجاییکه فرمانده کل سپاه آن را بهعنوان موضوعی بااهمیت، ذکر کرد.
عباس دوزدوزانی بعد از جلسه امشب شورای امنیت ملی دراینباره گفت: «باید بگویم الآن بانه از اهمیت ویژهای برخوردار است و باید کوشش شود که از دست ضدانقلاب خارج شود.» (3)در این مصاحبه، وقتی گفته شد که «هنوز تعداد زیادی اجساد شهدا در کردستان بر زمین مانده [است]»، فرمانده سپاه اذعان کرد: «متأسفانه در بانه، چنین محدودیتی برای جمعآوری اجساد بوده و اجسادی از شهدای ما چندی است که در آنجا مانده است و ضدانقلاب با حرکات ضدانسانی خود مانع انتقال آنان شده است.» وی افزود: «ولی امروز،گزارش شده که
اجساد را جمعآوری کردهاند.» هرچند این خبر تا حدی امیدوارکننده بود و حکایت از این داشت که اوضاع پادگان بانه تغییرات مطلوبی را پیش رو دارد، اما مطلب مندرج در نشریه خبری کومهله نشاندهنده وخامت اوضاع است. در این خبر که مربوط به آخرین ساعات امروز میباشد، آمده است: در ساعت 12 شب، پیشمرگان جنبش مقاومت بهدنبال 20 روز محاصره پادگان بانه یورش جسورانهای را با سلاحهای سبک و آر.پی.جی بهسوی پادگان آغاز کردند، سنگرهای مقدم را نابود کردند و سنگربهسنگر پاسداران و ارتشیان را عقب راندند و نیمی از پادگان را متصرف شدند. 20 نفر ارتشی و پاسدار کشته شده و 11 نفر به اسارت درآمدند و سلاح و مهمات بسیاری به دست پیشمرگان افتاد. پمپبنزین پادگان را به آتش کشیده بیشتر تانکها را از کار انداختند و پادگان در آستانه سقوط کامل قرار دارد. (1)
{عباس دوزدوزانی فرمانده کل سپاه }
431
هرچند مقامات سپاه اعلام میکنند بجز سنندج و بانه، دیگر شهرها «در وضعی نیستند که مسئلهساز باشند»،(2)اما درعمل وضعیت موجود اگرچه چندان تهدیدکننده نیست، اما بههرحال نگرانیهایی را درپی دارد.
در سردشت، درگیری در پایگاه کولته که از پنج روز پیش شروع شده است، ادامه دارد. سازمان چریکهای فدایی خلق در گزارشی از وضعیت امروز سردشت ادعا کرد: «پایگاه کولته همچنان در محاصره نیروهای پیشمرگه خلق است. روحیه سربازان بسیار متزلزل است. در جریان زدوخوردی که امروز بین نیروهای نظامی مستقر در پادگان و پیشمرگان مسلح خلق روی داد یک پیشمرگه کشته و 3 پیشمرگه زخمی شدند. ... امروز همچنین در درگیریهای پایگاه کولته 10 نفر {8 ژاندارم و 2 جاش} کشته شدند.» (3)
در مهاباد تلگراف امروز فرماندار این شهر گویای وضعیت است:
«وزیر محترم کشور، جناب آقای بنیصدر رئیسجمهور ایران 19 روز از محاصره شهر مهاباد میگذرد، بهعلت نبودن سوخت تمام دستگاهها و ادارات دولتی کلاً راکد و کشاورزی درحال نابودی است، مردم سرگردان، تعیین تکلیف نمایید.
فرمانداری مهاباد، باباطاهری» (4)
درباره نقده و اشنویه نیز پیام امروز ستاد مشترک به نیروی زمینی گویای بحران است. در این پیام آمده است: «برابر اطلاع واصله اخیراً آب زراعتی منطقه نقده که از رودخانهای به نام درود تأمین و رود مزبور از منطقه اشنویه سرچشمه میگیرد توسط افراد کرد اشنویه بهتلافی محاصره اقتصادی کردستان بسته شده و مسیر رودخانه منحرف گردیده است. ضمناً قرار است اهالی ترکنشین نقده با حمایت از ژاندارمری و جوانمردان محلی برای بازگردانیدن آب، مسلحانه وارد منطقه [شوند] و احتمال درگیری فراوان است.» (1)
در ارومیه، براثر انفجار مین در مسیر روستاهای دیدان و بارانداز از توابع ارومیه 2 کشاورز شهید و 5 تن دیگر بهشدت زخمی شدند. به گزارش کیهان انفجار درحالی رخ داد که عدهای کشاورز با 2 تراکتور بین این روستاها در حرکت بودند که براثر آن سلطانعلی فتاحی اهل خرمآباد و علی رضوی اهل روستای بارانداز کشته و نقدعلی رضوی، سلیمان رجوی، فتحالله جنگی، علی جعفری و وهاب حاجیزاده بهشدت زخمی و در بیمارستان شیروخورشید سرخ ارومیه بستری شدند. (2)
امروز همچنین لشکر64 ارومیه اطلاعیهای بدین شرح درباره جمعآوری سلاح منتشر کرد:
«بسمهتعالی
پیرو اطلاعیه مورخ {21/2/1359} که به اهالی و ساکنین محترم آبادیهای تومتر، کوچیا، قاسملو، مام ابراهیم، بربران سیلان، سنجر، باروژ، محمودآباد، شیطانآباد، مبارکآباد، و حصار آقبلاغ ابلاغ گردید که کلیه سلاح و مهمات خود را تا ساعت 4 بعدازظهر روز {22/2/1359}، تحویل و رسید اخذ نمایید، تعدادی از ساکنین آبادیهای یادشده با همکاری صمیمانه با ارتش جمهوری اسلامی ایران، اسلحه و مهمات خود را به مقامات مسئول تحویل دادند که به همین علت ارتش جمهوری اسلامی ایران از همکاری و همیاری آنان سپاسگزاری و تشکر مینماید. برای آن تعداد از افرادی که اسامی آنان مشخص است و اسلحه و مهمات خود را تحویل ندادهاند برای آخرینبار ابلاغ میگردد تا تاریخ {24/2/1359}، نسبت به تحویل آن اقدام نمایند. [دراینصورت] ارتش جمهوری اسلامی بدون هیچگونه تعقیب قانونی با اهالی رفتار خواهد کرد. در غیر این صورت ارتش جمهوری اسلامی با تمام قدرت و شدتعمل مشغول جمعآوری اسلحه و مهمات در مناطق مورد نظر خواهد بود. در خاتمه، لشکر64 ارومیه از ساکنین اهالی محترم منطقه انتظار دارد در این امر مهم با ارتش جمهوری اسلامی همکاری نمایند.» (3)
432
درباب جهتگیری شخصیتها و نهادهای مختلف در قبال کردستان، دو مورد بهعنوان نمونهای از اوضاع امروز، ذکر شده است.
در سرمقاله امروز روزنامه انقلاب اسلامی {ارگان جریان بنیصدر}
با عنوان "تجربه سنندج"
و به قلم وی آمده است: «یک انقلاب، انقلابی نظیر انقلاب ما که با اسلحه معنویت پیروز شده بود هیچ نمیخواست
در هیچ کجای کشور خود را ناگزیر از رویارویی مسلحانه ببیند. این امر موجب شده بود که گروههای مسلح خودکامه که به نظرشان هدف وسیله را توجیه میکند و انسانیت و معنویت مفاهیم پوچی هستند، اینطور بپندارند که پرهیز از مقابله مسلحانه ازجمله همان ضعفهای طبقاتی است و باید از آن سود بجویند. طی 15 ماه بارهاوبارها کوشیده شد از راه گفتوگو به حضرات حالی شود که یک ملت انقلابی را نمیتوان از راه مقاومت مسلحانه آن هم برای هدفی که مشروع و درست نیست، وادار به تسلیم کرد. به آنها گفته شد شما هنوز هم که انقلاب ایران پیروز شده است، واقعیت و طبیعت و حقانیت آن را نمیشناسید. هنوز اسیر قالبهای نظری ازاعتبارافتاده هستید، تحمیل جنگ در کردستان به مقابله خصمآلود طبقاتی در تمامی کشور منجر نمیشود، اما این گروه درپی شیفتگی به استالینیسم، درپی آن شدند که سنندج را به یک دژ بدل بسازند و چون از راه زور و قلدری کوشیده بودند مردم شهر را مرعوب و خانهها را تصرف و به اشغال درآورند، گمان میبردند که وقت آن رسیده است که از راه کشاندن نیروهای مسلح به جنگ آنها را نابود کنند. پیش خود خیال کرده بودند که شکست دولت انقلاب اسلامی در سنندج، امر را نهتنها در سنندج، بلکه در کردستان و سپس ایران بر آنها که زور را تنها واقعیت میشناسند، مسلم خواهد کرد. ...» (1)
بنیصدر در ادامه سرمقاله کوشیده است پیروزی نظام در سنندج را ناشیاز قاطعیت خود جلوه داده و با استفاده از این موقعیت به رقبای سیاسی و جناح دیگر حکومت هشدار بدهد. وی افزوده است: «از آنجا که وضع کشور بهغایت حساس است به همه افراد، به همه گروهها و احزاب اخطار میکنم که دست از رویه خودکامگی بردارند و اگر چنین نکنند همهپرسی خواهم کرد. باید دوران حکومت ژ3 و چماق پایان پذیرد و کشور به سازندگی روی بیاورد.» (2)یادآوری میشود اینگونه سخنگفتن شگرد بنیصدر است؛ وی رقیبان جناحی خویش را در عداد مخالفان نظام طوری ترسیم میکند که هم آنان را زیر سؤال ببرد و هم درصورت لزوم با تظاهر به اینکه منظور وی رقبا نبوده است خود را از اتهام تفرقهافکنی تبرئه کند.
از سوی دیگر امروز، وزارت امور خارجه نیز با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد رئیس خبرگزاری آلمان در تهران را بهدلیل دادن گزارش نادرست از بحران کردستان، از ایران اخراج کرده است. به نوشته مطبوعات در بخشی از اطلاعیه وزارت امور خارجه درمورد بمباران کردستان آمده است: «براساس تصمیم وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، به آقای مارتین پندل رئیس خبرگزاری آلمان فدرال، دستور داده شد که هرچه زودتر ایران را ترک کند. این تصمیم ازطرف اداره کل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد ملی به ایشان ابلاغ گردید. علت این تصمیم تلگرام اعتراضآمیزی بود که ازطرف کاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران در بن نسبت به وی به وزارت امور خارجه فرستاده شد. براساس گزارشی که آقای پندل به آلمان مخابره کرده
بود، نیروهای دولتی جمهوری اسلامی ایران متهم شده بودند که در استان کردستان از بمبهای آتشزای ناپالم استفاده کردهاند و تعداد کسانی که براثر سوختگی مجروح شدهاند بهشدت افزایش یافته است. به گفته آقای پندل این بمبها در شهرهای سنندج، سقز، بانه و پاوه به کار رفته و نیروهای ارتش این بمبها را از هلیکوپترها به پایین پرتاب کردهاند. پندل همچنین گزارش داده بود نیروهای ارتش از دارو و مواد غذایی فقط برای خود استفاده میکنند و از رسیدن این مواد به مردم این مناطق جلوگیری مینمایند. آقای پندل این مطالب را از قول یک سخنگوی حزب دمکرات کردستان مخابره کرده بود. با تماسی که با مسئولین ارتش جمهوری اسلامی ایران گرفته شد، خبر این خبرگزاری را بیشتر به شوخی تلقی کردند. مخصوصاً درمورد بمبهای ناپالم که امکان پرتاب آن ازطریق هلیکوپتر بههیچوجه مقدور نیست. خبر ارسالی آقای پندل از رسانههای گروهی آلمان پخش و احتمالاً موجبات سوءتفاهمی را نسبت به برداشت مردم آلمان از انقلاب جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده است.» (1)
433
بررسی پیامدها و بازتاب حوادث کردستان در نشریات گروهها، علاوهبر اینکه مواضع آنان را نشان میدهد، برخی نکات تحلیلی و خبری را نیز دربردارد. در ادامه مواضع متنوع حزب توده، حزب رنجبران و جمعیت کردهای مقیم مرکز که درواقع سخنگوی گروههای درگیر در کردستان است، بازگو میشود.
روزنامه نامه مردم {ارگان حزب توده} در صفحه اول شماره امروز خود ذیل تیتری درشت با عنوان "ملاقات اویسی با نماینده شیخ عزالدین حسینی" آورده است: «بنا به گفته یکی از مسئولین ستاد عملیاتی سپاه پاسداران در کردستان، نماینده شیخ عزالدین حسینی اخیراً با اویسی، ازهاری و سردار جاف ملاقات و گفتوگو کرده است. از محتوای این گفتوگو که بهدنبال تشدید حملات نیروهای بعثی عراق و عوامل ضدانقلاب وابسته به امپریالیسم امریکا علیه ایران صورت میگیرد، اطلاعی در دست نیست.» (2)یادآوری میشود حزب توده در بازتاب حوادث غرب کشور اغلب رفتار سلطنتطلبان و نیز گروههای مائوئیستی چون کومهله و شخصیتهایی چون عزالدین حسینی را ذکر و محکوم میکند، اما درمورد بقیه یا سکوت کرده یا بهنحوی آن را توجیه میکند، این حزب مطابق همین روش امروز خبری منتشر کرد که نشان میدهد در روزهای اخیر در جلسات امثال اویسی و پالیزبان، کومهله هم شرکت فعال داشته است. در این گزارش آمده است: «طبق اطلاعی که تازه به دست آوردهایم در اردیبهشتماه 59 و در نزدیکی دهی به نام حلبچه در عراق، در کنار یک منطقه نظامی و در یک ساختمان از بتن پیشساخته، شیخ عثمان نقشبندی نماینده قاسملو و صدیق کمانگر نماینده کومهله با اویسی، پالیزبان و اشرف ملاقات میکنند. در این ملاقات مسئله هماهنگی کلیه نیروها برای سرنگونکردن جمهوری اسلامی ایران، مورد بحث قرار میگیرد و اویسی به شیخ عثمان اعلام میکند که برای هر مزدور 6000 تومان میپردازد.» (3)
گروه مائوئیستی حزب رنجبران که برخلاف گروه مائوئیستی کومهله مشی مسالمتآمیز در پیش گرفته و در جناحبندی حکومتی نیز برعکس حزب توده از جناح بنیصدر حمایت میکند، در شماره امروز ارگان خود نشریه رنجبر نوشته است: «باند کیانوری درحالیکه میکوشد دارودستههای وابسته به روس را در کردستان تطهیر کرده و آنها را صلحطلب جا بزند، آتش حمله خود را بر روی نیروهایی متمرکز ساخته که اگرچه دچار انحرافات شدید چپروانه هستند، اما نیروهایی غیروابسته به بیگانه میباشند. ازجمله این نیروها کومهله {سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران} قرار دارد که ازطرف حزب توده، وابسته به بعث و امریکا معرفی میشود. بهنظر ما کومهله، سازمانی است که از میان روشنفکران و زحمتکشان مبارز کردستان بیرون آمده است، سازمانی است با گذشته مبارزاتی علیه رژیم شاه و رژیم عراق و دارای موضع مخالف دو ابرقدرت امریکا و شوروی.»(1)(2)
جمعیت کردهای مقیم مرکز که نقش پوشش سیاسی تبلیغاتی گروههای محارب کردستان در تهران را برعهده دارد، شبیه گروههای مسلح غیرقانونی، با مشاهده وضعیت اخیر سنندج، بیانیهای درباره وقایع سه هفته اخیر در کردستان و سوابق مبارزات کردها علیه رژیم پهلوی در راه کسب حقوق خود انتشار داده و ضمن استمداد از مردم برای پایاندادن به جنگ در کردستان خواستار حل مسالمتآمیز مسئله کردستان ازطریق مذاکره و تأمین خواسته های قانونی خلق شده است. در این بیانیه همچنین با اشاره به جریان حوادث در کردستان و رابطه آن با حضور نظامی امریکا در قلب ایران و توطئههای امپریالیسم جهانخوار علیه انقلاب ایران هشدار داده شده است که اگر جنگ ادامه یابد و در کردستان صلح برقرار نشود، امکان هرگونه توطئه دیگری برای امپریالیسم امریکا و عوامل آن در ایران بیشتر خواهد شد. (3)
درباره درگیریهای کردستان، نوع برخورد گروههای چپ غیرمذهبی {کمونیستی}، قابلملاحظه است. بخشی از آنان بهطور مستقیم درگیر ماجرا هستند و اساساً طرف برخوردهای مسلحانه محسوب میشوند. این عده در نشریات علنی خود نیز این طرفداری مستقیم را پنهان نمیکنند و با شدیدترین مواضع، درگیربودن در یک جنگ مسلحانه تمامعیار با نظام جدید را به رخ میکشند و در افکارعمومی این نکته جلبتوجه میکند که درعینحال، در مناطق دیگر، توقع فعالیت سیاسی مسالمتآمیز دارند. نمونه بارز آن، سازمان چریکهای فدایی خلق است که با شرکت در برخورد مسلحانه کردستان و دیگر رفتارها و مواضع براندازانه(4)نوعی مجوز برخوردهای خشن و درواقع
1) * رنجبران که بهشدت مدعی حمایت از بنیصدر، امام و نظام است، در اینجا نتوانسته از اصول قطعی خویش عدول کند و به دفاع از کومهله پرداخته است که بهخصوص در روزهای اخیر مستقیم در درگیریهای مسلحانه، مقابل بنیصدر قرار دارد.
2) حزب رنجبران ایران، نشریه رنجبر، شماره 51، 23/2/1359، صص 1 و 6.
3) روزنامه بامداد، 24/2/1359، ص2.
4) ** ادبیات خبرهای کردستان مندرج در نشریه کار {ارگان این سازمان} که در کتاب حاضر نیز مطالبی از آن نقل شده است، گویای اینگونه مواضع میباشد.
متقابل را به هواداران وسیع نظام جدید میدهد و البته همواره از این مسئله شاکی است. این سازمان توقع دارد در سنندج و بانه از قهرمانیهای پیشمرگههای خود و متحدانش بنویسد که فلان تعداد جاش {پیشمرگ مسلمان} و پاسدار و... را کشتهاند، ولی مثلاً در تبریز نظیر یک سازمان سیاسی به پخش اعلامیه و فروش نشریه بپردازد. نوع آمادگی و سازماندهی هواداران نیز مبتنیبر طلبکاری و پاکی مطلق سازمان و زشتی و دغلکاری و بدهکاری مطلق هواداران نظام است. (1)
434
در کنار دغدغههای اصلی سپاه طبق معمول و بهتناسب وضعیت یک تشکیلات انقلابی، سپاه با درگیریهای چندی روبهرو است.
شبهنگام، در کرمانشاه یک اکیپ 9نفره از سپاه پاسداران کرمانشاه برای دستگیری گروهی که دست به سرقتهای مسلحانه میزدند با داشتن حکم دادستانی عازم یکی از روستاهای تابع ماهیدشت کرمانشاه شدند. در جریان این مأموریت یکی از پاسداران شهید و عبدالله شیرازی که یکی از هستههای اصلی مبارزات مسلحانه منطقه بود، زخمی و با تشکیل پرونده به دادسرای کرمانشاه تحویل داده شد. (2)گفتنی است پاسدار شهید آیت شعبانی نام داشت و از نیروهای انقلابی منطقه بود. در اطلاعیه روابطعمومی سپاه کرمانشاه وی الگوی تقوا و ایمان معرفی شده که «مدتی برای رویارویی با جهانخواران به فلسطین و جنوب لبنان مهاجرت کرد.» (3)
حوالی نیمهشب نیز، یک درگیری در مرز بازرگان رخ داد. درگیری پاسداران با مهاجمان حدود سه ساعت طول کشید، اما تلفاتی نداشت. (4)
نمونهای دیگر از دغدغههای سپاه از گزارش فرمانده سپاه سراب هویداست که براساس آن ستاد مشترک ارتش به وزارت کشور اعلام کرد: «قرار است تعدادی از طرفداران حزب جمهوری خلق مسلمان به طرفداری از آیتالله شریعتمداری از تبریز به سراب آمده و با طرفداران حزب جمهوری اسلامی ایران درگیری پیدا نمایند.» (5)
435
امروز، ملاقاتی دوساعته بین مسعود رجوی و بنیصدر انجام گرفت که خبر آن فقط درحد اظهارات رجوی در گفتوگو با خبرگزاری پارس نشر یافت. حتی روزنامه ارگان بنیصدر، صرفاً از قول خبرگزاری پارس اظهاراتی از رجوی درج کرد بدون آنکه کوچکترین توضیح یا نقلقولی ازطرف بنیصدر یا دستاندرکاران روزنامه را با آن همراه کند.
مطابق آنچه در سطح علنی و عادی قابلطرح است، نکات مطرحشده ازسوی بنیصدر، اغلب
اظهاراتی حقبهجانب و حتی سؤالاتی بدون پاسخ است، ولی در پشتصحنه و در عرصههای غیرشفاف و پیچیده سیاسی کنونی، مسائلی مطرح است که نه بهآسانی قابلطرح است و نه برای عامه مردم قابلفهم؛ نمونهای از این بغرنجی و پیچیدگی همین ملاقات دوساعته امروز مسعود رجوی با بنیصدر(1)است که بالطبع آنها که پیگیر روند تحرکات هستند، آن را با نگرانی دنبال میکنند و این ملاقات از نظرشان معنیدار است. چنانچه مضمون جلسه و جهتگیری نهایی آن قابلارائه در سطح مردم و کادرهای انقلاب بود، حتماً بنیصدر، آن را خود طرح میکرد و بهگونهای توان رهبری و قوت خویش را حتی در مهار تشکلهایی مثل مجاهدین خلق به رخ میکشید، اما جلسه فقط ازسوی رجوی بازگو شد که درزمینه فضاسازی و بیانکردن آنچه باید گفت و نگفتن آنچه نباید گفت، چهره شناختهشدهای است و بهخصوص درزمینه نوع تهدیدکردن مظلومانه و درعینحال قدرتمندانه استاد است.
رجوی به خبرگزاری پارس درباره مسائل مطرحشده در این جلسه گفت: «من به رئیسجمهوری گفتم براساس خواستهای ضدامپریالیستی امام و براساس وعدهها و قولهای خود شما مبنیبر تضمین آزادیها، تا حالا بخش بسیار وسیعی از نیروها بهرغم همه فشارها و تضییقات، جراحتها و شهادتها مثل خود ما پیوسته دعوت به آرامش و صبر و بردباری را پذیرفتهاند و واکنشی نشان ندادهاند. ازاین رو، بهویژه باتوجهبه اختیاراتی که شما از امام گرفتید انتظار این است که از این پس بهطور یکطرفه و فقط از امثال ما رعایت اجرای قانون و حفظ آرامش را نخواهند، بلکه قانون با کمال قاطعیت و بهطور همهجانبه و درمورد همه اجرا شود، بهعلاوه در شرایط موجود و با این نتایج انتخابات آیا دیگر قابلتوجیه است که باز میشنویم در ماههای آتی بازهم تصفیه مجاهدین در مدنظر عدهای است که طبیعتاً عواقب وخیم آن بر هیچکس پوشیده نیست؟ در اینجا رئیسجمهوری گفتند: در مقابل هرگونه سرکوب آزادیها و قانونشکنی بیتفاوت نخواهند نشست و قاطعانه موضع خواهند گرفت. ... من همچنین گفتم اوضاع کلی کشور ایجاب میکند که دررابطهبا تهاجم نظامی امپریالیستها همه درگیریهای داخلی موقوف شود و همگی بیاییم لااقل بهطور مرحلهای هم که شده به دشمن اصلی بپردازیم. ... رئیسجمهوری نسبت به حل مشکلات کشور بسیار خوشبین هستند و بهخصوص تضمین آزادیهای سیاسی و فعالیت آزاد گروههای سیاسی را که از اولیترین خواستهای انقلاب ما هست در چهارچوب قانون اساسی مورد تأکید قرار دادند.» (2)
یادآوری میشود روزنامه انقلاب اسلامی بخشی از اظهارات رجوی را آن هم به نقل از خبرگزاری پارس منتشر کرد، اما قسمتهایی از مطالب وی ازجمله تهدیدات ضمنی رجوی که حتی در روزنامه اطلاعات درج شد را حذف کرد. (3)
436
تحرکات سیاسی و تبلیغاتی امریکا و ایران علیه یکدیگر، امروز، هم در امریکا و هم در ایران، در بالاترین سطح مسئولان دو کشور ادامه یافت.
در امریکا، کارتر ضمن نوعی اظهار امیدواری اعلام کرد متحدان اروپایی کشورش، تصمیم گرفتهاند که اگر تا 17 ماه مه {27 اردیبهشت}، پیشرفتی در تلاش برای آزادکردن گروگانهای امریکا به دست نیاید، برنامه تحریم اقتصادی ایران را به مرحله اجرا درآورند. وی گفت: مسئولان اروپایی بهطور مستقیم به ما اطلاع دادهاند که به تعهدات خود درمورد تحریم اقتصادی ایران عمل خواهند کرد و ما فکر میکنیم که متحدین ما این کار را انجام دهند. البته کارتر این سخنان را پس از یک گفتوگوی 20 دقیقهای با وزیر امور خارجه امریکا، که عازم اروپا بود، اظهار کرد. (1)
این درحالی است که فعالیت امروز ماسکی در اروپا خود نشانه این است که امریکا هنوز خیال چندان راحتی درمورد متحدان اروپاییاش ندارد. ماسکی در جلسه امروز وزرای دفاع و امور خارجه کشورهای عضو پیمان ناتو در بروکسل سخنرانی کرد و گفت: ایالات متحده امریکا از کشورهای متحدش انتظار دارد که بهمنظور رهایی گروگانهای امریکایی در ایران به یک رشته اقدامات اقتصادی و سیاسی دراینمیان بپیوندند. (2)
دراینحال، رادیو امریکا در ساعت 22:30، اعلام کرد: سازمان پیمان آتلانتیک شمالی امروز، نگرانی شدید خود را از اقدام غیرقانونی دولت ایران ابراز داشت. در این خبر به بخشهایی از بیانیه این سازمان که در آن «از دولت ایران خواسته شده است به فوریت نسبت به آزادساختن و سالم بازگردانیدن گروگانهای امریکایی اقدام کند»، اشاره شد. (3)این خبر نشان میداد ماسکی پاسخی نسبتاً مساعد و البته درحد معمول گرفته است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از بروکسل، متن اعلامیهای که بهدنبال گردهمایی امروز وزرای دفاع و امور خارجه کشورهای عضو ناتو در بروکسل، درباره ایران انتشار یافت از این قرار است:
«وزرا و نمایندگان بلژیک، کانادا، دانمارک، جمهوری فدرال آلمان، ایسلند، ایتالیا، لوکزامبورگ، هلند، نروژ، پرتغال، ترکیه، انگلستان و امریکا که روز چهاردهم مه {24/2/1359}، در بروکسل گرد هم آمدند، درمورد توقیف و ضبط غیرقانونی پرسنل و دارایی دیپلماتیک امریکا در ایران که تجاوز آشکار به حقوق بینالمللی محسوب میشود، اظهارنگرانی شدید میکنند. آنها همچنین تأکید کردند که این اعمال تنها ثبات در منطقه جنوبغربی آسیا را به خطر میاندازد. وزرا و مسئولین مذکور درنتیجه پیامی برای مقامات ایرانی ارسال داشتند و خواستار آزادی فوری و توأم با سلامتی گروگانهای امریکایی شدند.» (1)
در ایران، آیتالله دکتر بهشتی عضو مؤثر شورای انقلاب و رئیس دیوانعالی کشور که درواقع رهبری جناح رقیب بنیصدر در حاکمیت را برعهده دارد، امروز، در یک نشست مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی به سؤالات آنان درباره مسائل مختلف ازجمله گروگانها پاسخ داد. به گزارش روزنامه جمهوری اسلامی از وی سؤال شد: «آیا شما میگویید پس از تشکیل مجلس، مسائلی چون انتخاب نخستوزیر، انقلاب فرهنگی و... بهخاطر اهمیت بیشتر زودتر بررسی خواهند شد و سپس مسئله گروگانها؟» دکتر بهشتی در پاسخ گفت: «اینها مسائلی بسیار مهم هستند که میبایست بررسی شوند، مجلس بایستی ابتدا مشکلات دولت جدید را حل نماید و سپس در اولین فرصت مسئله گروگانها را بررسی خواهند نمود.» یک خبرنگار خارجی پرسید: «مسئله گروگانها باری است بر دوش دولتها و آنها میخواهند برای حل آن تحریم اقتصادی نمایند. ممکن است توضیحی بدهید، در این شرایط فکر میکنید صلاح باشد که گروگانها در بازداشت باقی بمانند؟»
دکتر بهشتی پاسخ داد: «تحریم کمک خواهد نمود به ملت ما تا زودتر به روی پای خود بایستد، این میتواند به سود کشور ما باشد و درنتیجه ما میتوانیم روش جدید اقتصادی برای خود طرح نماییم و ما از درون این تحریم اقتصادی میتوانیم خود را بشناسیم، این به ما کمک خواهد نمود تا سیاستهای خارجی دیگر خود را منطقیتر سازیم. در آینده بله مشکلاتی خواهد بود که بهوسیله این تحریم ایجاد خواهد شد، اما هر جامعه زنده و هوشیاری میبایست آماده باشد برای تحمل این مشکلات فکرش را به کار ببرد و برای یافتن راهحل این مشکلات، تحریم اقتصادی مهم نیست برای ما، ولی مسئله نگهداشتن گروگانها چیز دیگری است، ملت مسئول است تا درباره این تصمیم بگیرد و هر مشکل حاصل را حل نماید.» (2)
در همین حال، رئیسجمهور بنیصدر، امروز در گفتوگو با صداوسیما، برخوردی تندتر با مسئله امریکا نشان داد، وی ضمن بررسی مسائل کردستان و ارتش گفت: همین امروز صبح، از امریکا یک کسی که به اطلاعاتی دست یافته بود به من تلفن کرد و گفت که 96 امریکایی را اینها در مناطقی پیاده کردهاند و قرار است تا دو هفته دیگر خرابکاریهایی بکنند و شلوغیهایی در شهرهای ایران به وجود بیاورند. 2 هلیکوپتر به بختیاری آمده و برای کردها هم اسلحه آورده است و 19 ایرانی که سالها در امریکا بودهاند روانه ایران شدهاند برای اجرای این کار. اینها
اطلاعات است و مقاماتی که مسئولیت امنیت کشور را دارند و حالا باید از یک رهبری طبق موافقت امام پیروی بکنند،(1)باید دنبال آن بروند و آن را پیدا کرده و خنثی سازند.(2)(3)
امروز، بنیصدر با صدور حکمی سیداحمد سلامتیان را بهعنوان دبیرکل گردهمایی بینالمللی بررسی مداخلات امریکا در ایران، منصوب کرد. به نوشته روزنامه بامداد، «براساس این حکم به سلامتیان مأموریت داده شد بهعنوان دبیرکل این گردهمایی وظایف لازم را درمورد برگزاری گردهمایی مزبور به عهده گیرد. این گردهمایی که بنا بر رهنمود امام خمینی و دستور رئیسجمهوری از دوازدهم تا پانزدهم خردادماه در تهران تشکیل خواهد شد، وظیفه دارد دخالتهای امریکا در ایران را مورد بررسی قرار دهد. براساس حکم رئیسجمهوری سازمانها، وزارتخانهها و ادارات مربوط موظفاند همکاری لازم را درمورد برگزاری این گردهمایی انجام داده و تسهیلات مقتضی را در انجام مأموریت دبیرکل گردهمایی فراهم سازند. دبیرکل این گردهمایی درمورد چگونگی کار گردهمایی به خبرگزاری پارس گفت: براساس رهنمود امام و دستوری که پیرو آن آقای بنیصدر دادند، مقرر شده بود که در این گردهمایی کوشش شود هرچه وسیعتر نمایندگان دولتها، سازمانها، احزاب و گروههای مختلفی که بتوانند در کشورهای خودشان دارای نفوذی باشند و ماهیت مداخلات امریکا را به همه مردم خودشان بشناسانند به ایران دعوت شوند. بنابراین ضابطهای که تابهحال به کار رفته این بوده که دعوتها هرچه بیشتر وسیعتر باشد.»
سلامتیان توضیح داد: «اساس کار گردهمایی این است که ایران بتواند ادعانامه خود را علیه مداخلات 25 سال گذشته امریکا و جنایاتش در ایران و
{احمد سلامتیان (ردیف پایین سمت راست} با حکم بنیصدر بهعنوان دبیرکل گردهمایی بینالمللی بررسی مداخلات امریکا در ایران منصوب شد.)
1) * یکی از مشکلات بنیصدر این است که نیروهای انقلاب پس از یک دوران شیفتگی به وی، بهکلی از وی ناامیدند، تاجاییکه حتی سفارش امام نیز آنها را به تبعیت مورد نظر بنیصدر، وادار نمیکند. در اینجا بنیصدر میخواهد از آخرین حمایتهای امام از وی استفاده و این مشکل خود را حل کند.
2) ** در واکنش به این اظهارات بنیصدر رادیو امریکا روز بعد {25/2/1359}، اعلام کرد: «در واشنگتن، سخنگوی ریاستجمهوری امریکا گفت هیچگونه حقیقتی در این موضوع وجود ندارد و چنین اتهامی بیاساس است.» [خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 58، 26/2/1359، ص9، بخش فارسی رادیو صدای امریکا، 25/2/1359]
3) روزنامه بامداد، 25/2/1359، ص3.
جاسوسیهایی که در کشور ما کرده است و مداخلات نظامی اخیرش به نحو احسن به اطلاع مردم دنیا برساند. به ترتیبی که با این سیاستی که امریکا شروع کرده در جهات مختلف علیه جمهوری اسلامی و علیه انقلاب اسلامی ایران تبلیغ کند که به خیال خودش میتواند انقلاب ما را نزولی کند و دوستانش را نسبت به آن مردد کند و دشمنانش را به آن مصممتر کند، با این سیاست مقابله کنیم و کاری کنیم که انقلاب اسلامی تمام دوستان بالقوه خودش را نسبت به مداخلات امریکا آگاه کند و بهدنبال آن بتواند همبستگی مردم سراسر جهان را در دفاع از انقلاب و ما و مبارزه با امپریالیزم امریکا جلب کند.»
احمد سلامتیان در پایان اشاره کرد: «طرحی که من دارم و امیدوارم در اجرای آن موفق شوم این است که چون این گردهمایی در روزهای 12، 13، 14 و 15 خرداد تشکیل میشود و برای انتخاب این تاریخ ما منظوری داشتیم، چون سالگرد قیام خونین 15 خرداد 1342 است؛ یعنی سالگرد یکی از خونینترین مداخلات و جنایات امریکا در ایران و سالگرد شروع قیام عظیم ملت ایران است که منجر به انقلاب اسلامی شد و در مراسم سالگرد آن مردم ایران بار دیگر تصمیم، اراده و قاطعیت خودشان را نشان خواهند داد و ما میخواهیم نمایندگان افکارعمومی جهان شاهد باشند که مردم ما تا چه حد در راه مبارزه با هر طاغوتی اگر این طاغوت ابرقدرت هم باشد مصمم هستند.» (1)
437
بهدنبال حضور غافلگیرکننده امریکاییان در طبس و درپی گزارشهای متعدد مبنیبر رؤیت اجسام پرنده مشکوک در نقاط مختلف کشور، ستادی در وزارت کشور بهمنظور پیگیری و بررسی مسائل مذکور، تشکیل شده است. امروز، ستاد مشترک ارتش، در نامهای به وزارت کشور ضمن طرح یک پیشنهاد، اصل رؤیت اجسام مزبور را بهنحوی زیر سؤال برد. متن کامل پیام که رونوشت آن برای فرماندهی سپاه نیز ارسال شد، چنین است:
«1. درپی مشاهدات شیئی پرنده در هفته اخیر در تهران و شهرستانها چنین استنباط میگردد که ممکن است عملیاتی ازطرف دشمن در شرف تکوین بوده و یا ستونپنجم دشمن جهت فرسودگی پرسنل و وسایل مخصوصاً کمکردن آمادگی نیروی هوایی دست به چنین کاری میزند.
الف) [در] ستادی که در وزارت کشور جهت پیگیری و بررسی مسائل فوق تشکیل شد از وجود پرسنل متخصص مخصوصاً افسران نیروی هوایی استفاده گردد.
ب) اشخاصی که تلفناً اخبار را به ستاد میدهند شناسایی شده و عنداللزوم با تلفنهای معکوس صحتوسقم گزارشکننده را بررسی و درصورت کذب مطالب، علت و انگیزه چنین اقداماتی مورد تجزیهوتحلیل قرار گیرد.» (2)
یادآوری میشود همین امروز هم در تلفنگرامی از فرماندهی ژاندارمری به دفتر ریاستجمهوری اعلام شده است: «گزارش واصله از ناحیه ژاندارمری هرمزگان مستند به گزارش هنگ عباسی و گروهان ژاندارمری قشم حاکی است ساعت 11:40 دقیقه جاری، یک فروند هواپیمای ناشناس بدون صدا، خاکستری رنگ که در فاصله حدود 700 متری پاسگاه درگهان به حالت آرام از بالای کوه در پرواز بوده مشاهده [و] جریان بهوسیله هنگ مزبور به پایگاه نهم شکاری بندرعباس اعلام گردید.» (1)
438
درحالیکه روابط ایران و امریکا در بحران جدی قرار دارد، برخی مسائل مربوط به ابرقدرت شوروی نیز نگرانیهای مربوط به روابط خارجی را افزایش میدهد. محور اصلی ایجاد این نگرانی، مسئله افغانستان است که در اشغال ارتش شوروی و تحت حاکمیت رژیم وابسته به آن قرار دارد. تحرکات ضدروسی گروههای اسلامگرا در افغانستان مورد حمایت آشکار و پنهان ایران است. بسیاری از مبارزان افغانی در ایران دفاتر علنی و رسمی دارند.
در این شرایط، شهربانی خراسان از تجاوز هواپیماهای شوروی در ساعت 10 صبح امروز، خبر داد. براساس این گزارش: «تعداد 2 فروند هواپیمای شوروی در نوار مرزی ایران و افغانستان نزدیک به 10 کیلومتر به حریم هوایی ایران تجاوز و پس از نیمساعت پرواز در فضای ایران به افغانستان مراجعت نموده است»،(2)اما خبر تکمیلی را ساعت 20:42، فرماندهی سپاه به ستاد مشترک بدین شرح اعلام کرد: «برابر اطلاع رسیده از تایباد {طیبات} در ساعت 10 روز جاری، 2 فروند هواپیمای روسی بر فراز خاک ایران به پرواز درآمده و تا نزدیک تایباد فیلمبرداری کرده است. طبق همان گزارش حدود 1000 دستگاه تانک روس در مرز ایران و روسیه در شمال خراسان بهطرف ایران در حرکت میباشند. {تایباد در شمالشرقی ایران است}.»(3)(4)
یادآوری میشود ازنظر حمایت از مبارزان افغان و نیز حضور آنان در کشور، ایران و پاکستان وضع تقریباً مشابهی دارند. ازاینرو امروز، دولت افغانستان مذاکره درخصوص روابط دوجانبه و نیز مسئله عقبنشینی نیروهای شوروی از خاک افغانستان را به پاکستان و ایران پیشنهاد داد. به گزارش خبرگزاری تاس از کابل، دولت افغانستان پیشنهاد مذاکرات دوجانبه به هریک از این دو کشور را برای برقراری روابط دوستانه با آنها داده است.(5)(6)
1) سند شماره 041299 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 24/2/1359.
2) سند شماره 307632 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از واحد مخابرات سپاه مشهد به فرماندهی سپاه مشهد {بخش مرزی واحد اطلاعات}، 25/2/1359.
3) * پرانتزها از متن سند است.
4) سند شماره 041287 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 24/2/1359.
5) ** خبرگزاری فرانسه در ادامه گزارش مذکور از مسکو، از اسلامآباد نیز گزارش داد: دولت پاکستان پیشنهاد افغانستان را برای مذاکره جداگانه با این کشور رد و اعلام کرد که هرنوع مذاکره تازمانیکه نیروهای شوروی افغانستان را ترک نکنند، امکانپذیر نیست.
6) روزنامه بامداد، 27/2/1359، ص12.
دولت انگلیس نیز پیشنهادی از دولت افغانستان دریافت کرده است که براساس آن دولت انگلیس باید قبل از عقبنشینی نیروهای شوروی {درباره امنیت و تمامیت ارضی افغانستان} تضمین سیاسی به دولت افغانستان بدهد. لندن این پیشنهاد را رد و از آن بهشدت انتقاد کرده است. (1)
از سوی دیگر، امروز، منابع مبارزان افغان گفتند: مجاهدین اسلامی و گروههای مبارز ممکن است دولت در تبعید افغانستان را تشکیل دهند. به گزارش آسوشیتدپرس از اسلامآباد، امکان تشکیل دولت افغانستان در نشست سران قبایل 28 استان افغان که اخیراً در پیشاور برگزار شد، مورد بحثوبررسی قرار گرفته است. (2)
به این ترتیب در روابط ایران و شوروی نیز نوعی بحران بر سر افغانستان تداوم خواهد داشت.
439
نشریه السفیر از اشغال مسلحانه سفارت ایران در لندن گزارش جدیدی، به قلم مخبر خود که جزء گروگانهای سفارت بوده است، منتشر کرد؛ در این گزارش مطامع و اقدامات عراق و وابستگان آن در امر عربستانسازی در خوزستان، بهنحو روشنی بازگو شده است.
گزارش امروز آسوشیتدپرس از بیروت دراینباره بدین شرح است: «رهبر اشغالگران سفارت ایران در لندن، پیش از حمله موفقیتآمیز نیروهای ویژه انگلستان در مصاحبهای به خبرنگار روزنامه چپگرای السفیر که در گروگان اشغالگران بود، گفته است برای کسب خودمختاری خوزستان، گروگانگیری و حملاتی از این قبیل ادامه خواهد یافت. مصطفی کرکوتی مخبر السفیر یک روز پیش از حمله کماندوهای انگلیسی، توسط مهاجمین آزاد شد. وی در تماسهای بین مهاجمین و پلیس اسکاتلندیارد انگلستان نقش مترجم را داشت. رهبر مهاجمین که سه نام مستعار عون، سلیم و شمعون را برای خود انتخاب کرده بود و در جریان حمله کماندوهای انگلیسی کشته شد، گفته است که وی و همراهانش متعلق به یک سازمان سیاسی به نام "سازمان سیاسی خلق عربستان" میباشند. ... دولت بعثی عراق که با رژیم آیتالله خمینی دشمنی میورزد این استان را عربستان مینامد و از مبارزه ساکنان عربستان [خوزستان] برای کسب خودمختاری حمایت میکند. رهبر مهاجمین گفته است اشغال سفارت ایران [در لندن] ... بخشی از مبارزه قهرآمیز ما برای کسب خودمختاری و تغییر نام خوزستان به عربستان است که از مهمترین اهداف ما به شمار میروند.
السفیر به نقل از رهبر مهاجمین نوشته است این جنبش خواستار تجزیه و تصرف منابع نفتی استان نیست. اصولاً مسئله خودمختاری نفت را شامل نمیشود و مسائل اقتصادی و امور خارجی را دولت مرکزی باید هدایت و رهبری کند. وی گفته است که 27 سال دارد و در یک خانواده مرفه خوزستانی متولد شده و پس از اتمام تحصیلاتش در رشته زبان از دانشگاه تهران وارد فعالیتهای سیاسی شده است. وی مدعی شد که در زمان شاه مخلوع توسط ساواک دستگیر و شکنجه شده است. وی معتقد بود که در زمان شاه ایرانیکردن عربستان آغاز شد و شاه 85 درصد از 3 میلیون
سکنه این استان را بیسواد نگاه داشته بود. وی گفت یک کمیته مرکزی 30 نفری منجمله خود وی پس از سقوط شاه برای کسب خودمختاری بهنحو مسالمتآمیز با رژیم [آیتالله] خمینی مذاکره کرده است، لیکن این مذاکرات به جایی نرسیده است. وی افزود پس از برخوردهایی که در تاریخ 29 ماه مه 1979 [8/3/1358]، در خرمشهر روی داد(1)سازمان وی تصمیم گرفت علیه رژیم [آیتالله] خمینی به مشی مسلحانه روی آورد. وی مدعی شد که در جریان این زدوخوردها، 220 نفر از تظاهرکنندگان مخالف دولت کشته و 6000 نفر زخمی شدند.» (2)
440
رژیم عراق که علاوهبر سرکوب بیرحمانه حزب الدعوه و تشکلهای اسلامی نظیر آن، سرکوب حزب کمونیست عراق و نیز اخراج قاطعانه ایرانیالاصلهای عراق را دنبال میکند، درعینحال از تداوم ابراز چپگرایی و نوعی اسلامگرایی نیز غافل نیست. سه گزارش که درپی آمده، به ترتیب بیانگر سه جنبه یادشده است:
بقایای حزب کمونیست عراق که از سرکوب جان بهدربرده و به خارج کشور گریختهاند، هفته گذشته چهلوششمین سالگرد تأسیس این حزب را در سوئد جشن گرفتند. در پیام سازمان حزب توده ایران در سوئد که «خطاب به حزب برادر، حزب کمونیست عراق» فرستاده شده، آمده است: «سازمان حزب توده ایران در سوئد، چهلوششمین سالگرد تأسیس حزب برادر، حزب قهرمان کمونیست عراق را که در شرایط بسیار دشوار خفقان مبارزه میکند، گرامی میدارد. ... مردم ایران و حزب طبقه کارگر، حزب توده ایران از مبارزات مردم عراق به رهبری نیروهای مترقی و پیشرو علیه رژیم دیکتاتوری و ضدملی صدام حسین پشتیبانی میکنند.» (3)
دراینحال امروز، نمایندگان راندهشدگان از عراق که در محل سفارت تونس در تهران تحصن کردهاند در تلگرامی به دبیرکل اتحادیه عرب، خواستار رسیدگی به وضع بستگان خویش در عراق شدند. در این تلگرام آمده است:
بعضی از خانوادههای ما بیش از دویست سال در عراق ساکن بودهاند و اکنون دولت عراق، تمامی اموال آنها را مصادره و جوانان ما را که بین 20 تا 28 سال سن دارند، به نظام اجباری برده و آنها را از خانوادههایشان جدا کرده است. در ادامه این تلگرام اضافه شده است: ما از دبیرکل اتحادیه عرب خواستاریم به وضع برادران ما در عراق رسیدگی شود و از اجحاف و ظلمی که به خانوادهها و بستگان ما روا میشود، جداً جلوگیری به عمل آید. متحصنین اعلام کردند: تا رسیدگی جدی به وضعشان به تحصن خود ادامه خواهند داد. (4)
همچنین امروز، خبرگزاری پانعرب از توکیو گزارش داد: «به دعوت دکتر شوقی فوتاکی رئیس کنگره اسلامی ژاپن یک هیئت عراقی به ریاست نوری فیصل الشهیر وزیر اوقاف عراق، برای انجام دیداری
1) * برای اطلاع بیشتر از جزئیات حوادث خوزستان ازجمله در هشتم و نهم خرداد سال 1358، رجوع شود به: حسین یکتا، کتاب دوم روزشمار جنگ ایران و عراق {بحران در خوزستان}، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، چاپ اول، زمستان 1377.
2) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 55، 25/2/1359، صص 2 و 3، بیروت خبرگزاری آسوشیتدپرس، 14 مه 1980 {24/2/1359}.
3) روزنامه نامه مردم، 24/2/1359، ص6.
4) روزنامه اطلاعات، 24/2/1359، ص10.
از ژاپن وارد توکیو شدند. الشهیر در فرودگاه توکیو اظهار داشت هدف از این دیدار تقویت مناسبات دوستانه عراق با مسلمانان ژاپن و حمایت از آنان است. وی افزود: صدام حسین رئیسجمهوری عراق برای ساختمان یک مسجد جدید در توکیو مبلغ 250 هزار دلار به کنگره مسلمان ژاپنی کمک خواهد کرد. دیدار هیئت عراقی از ژاپن تا 22 ماه مه [1/3/1359]، به طول خواهد انجامید.» (1)
441
امروز نیز پیگیری تحرکات عراق درمورد تقویت و تأسیس استحکامات مرزی و شناسایی عراق، در گزارشهای متعدد به مقامات مسئول ارسال شد.
گزارش اصغر ابراهیمی استاندار ایلام، به معاونت سیاسی وزارت کشور به استناد اعلام ژاندارمری موسیان از اقدام امروز نیروهای عراقی به مرمت جاده فرعی مجاور میلههای مرزی 20/22 و 19/22 بهوسیله کریدر و تقویت پاسگاه بازرگان با استقرار 2 دستگاه کریدر، 2 دستگاه نفربر و 2 دستگاه خودرو دیگر حکایت دارد. (2)
در گزارش گردان ساحلی خسروآباد به فرماندهی پس از بررسیهای متعدد بهوسیله قایق در اروندرود چنین آمده است: «روبهروی کشتی سوخته و کمی پایینتر استحکامات بتونی زیادی دیده شده و دو عدد سنگر بتونی مجهز نیز در لبه ساحل تعبیه شده که بهاحتمال قوی در داخل آنها سلاح ضدهوایی کار گذاشته شده است و پرسنلی هم بهحالت آمادهباش در محل به سر میبرند. همچنین اطراف محل مذکور تعدادی پایه دیده شده و احتمالاً پایهها مربوط به دوربین میباشد. ... روبهروی نهر عبود در شطیط، 2 عدد سنگر بتونی و چند نمونه استحکامات نظامی تعبیه شده که پرسنل نظامی در آن مستقر شدهاند. ... روبهروی شطیط بالاتر از اسکله 28 بهطرف آبادان در قسمت اداره بندر کشور همجوار 2 عدد سنگر تعبیه شده است. ... یک محور جاده خاکی روبهروی شطیط احداث شده که به نظر میرسد از بصره تا فاو ادامه داشته باشد.» (3)
شهربانی آبادان درگزارشی از تجاوز هوایی یک فروند هواپیمای عراقی در ساعت 22:50 و بازگشت آن به عراق براثر شلیک ضدهوایی فرودگاه آبادان خبر داد. (4)
گزارش ژاندارمری خوزستان به اداره کل انتظامی وزارت کشور نیز حاکی است: «یک ایستگاه تقویتکننده تلویزیونی بهتازگی در مقابل منطقه سعیدیه دولت بعثی عراق احداث نموده که برنامههای فرستنده میان بصره و کانال بغداد را تقویت و در سراسر منطقه پخش مینماید.» (5)
442
درحالیکه گزارش منابع موثق خودی، هرروزه از تحرکات و تقویت و تأسیس استحکامات مرزی عراق حکایت دارد، عراق حتی به یک مورد تقویت سنگرهای مرزی ازسوی ایران رسماً اعتراض میکند. توجه به مضمون ابلاغیه امروز ستاد مشترک به اداره مرزبانی ژاندارمری و سابقه قضیه، گویای خصلت
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 55، 25/2/1359، ص3، توکیو خبرگزاری پانعرب، 14 مه 1980 {24/2/1359}.
2) سند شماره 34005 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استانداری ایلام و پشتکوه به وزارت کشور، 29/2/1359.
3) سند شماره 685 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از گردان ساحلی خسروآباد به فرمانده گارد ساحلی خسروآباد {رکن3}، 24/2/1359.
4) سند شماره 41351 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی به وزارت کشور، 25/2/1359.
5) سند شماره 033999 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مسئول امور انتظامی خوزستان به وزارت کشور {اداره کل انتظامی}، 24/2/1359.
بهانهجویانه عراق است که با احساس برتری مطلق و از موضع قدرت با اینگونه اقدامات برخورد میکند.
در ابلاغیه مزبور آمده است: «باتوجهبه متن نامه به شماره بازگشتی فوق به مرزبان خانقین، پاسخ داده شود که اجرای کلیه موارد پروتکل سرحدات ایران و عراق دوجانبه بوده و ازطریق هردو کشور بایستی رعایت گردد. با نگرش به اینکه تمامی نوار مرز ایران ازطرف آن دولت با تقویت کلی مورد تهدید قرار گرفته و اکثر اوقات مورد حمله و زیر آتش خمپاره و مسلسلهای مأمورین دولت مزبور نیز قرار میگیرد، [آیا] احداث یک سنگر در منطقه قصرشیرین مخالف قرارداد میباشد؟[!]» البته در آخر ابلاغیه شرط احتیاط هم رعایت شده و آمده است: «علیهذا خواهشمند است مقرر فرمایید حتیالامکان سعی گردد تا از دادن هرگونه فرصت بهمنظور سوءاستفاده آنان خودداری گردد.» (1)
سابقه اعلامیه یادشده، برمیگردد به نامه مورخ 18/2/1359 اداره مرزبانی ژاندارمری که با موضوع "ادعای مقامات عراقی" به دفتر ریاستجمهوری ارسال شده است. متن کامل نامه بدین شرح است: «گزارش مرزبان قصرشیرین گویا است مرزبان خانقین طی شرحی اعلام داشتند که یکی از سنگرهای مرزداران ایرانی که در داخل خاک ایران قرار گرفته به خط مرز نزدیک بوده مغایر پروتکل امنیت سرحدی بین ایران و عراق میباشد، لذا خواستار برچیدن آن شده است. متعاقب آن این موضوع از مجرای سیاسی مطرح گردید.
چگونگی پاسخ وزارت امور خارجه به آگهی واصله گویاست که پروتکل امنیت در سرحدات ایران و عراق مورخ 23/2/1354، ناظر بر جلوگیری از رخنه عوامل خرابکار بهداخل خاک طرفین متعاهدین میباشد و در آن منعی برای ایجاد استحکامات نظامی که احتمالاً میتواند برای جلوگیری از رخنه عوامل خرابکار مؤثر باشد دیده نمیشود، چنانچه بین مقامات نظامی ایران و عراق درخصوص احداث سنگر و سایر ابنیه نظامی درحدود مرز توافق جداگانهای به عمل آمده، آگهی شود که مراتب به همین نحو به مرزبان قصرشیرین ابلاغ شد. گزارش مجدد مرزبان قصرشیرین گویاست که مرزبان خانقین طی شرحی مجدداً اعلام داشته است {خواهشمند است هرچه سریعتر سنگر مذکور که مخالف قراردادهای منعقده بین طرفین میباشد و محل خطری برای عراق و منطقه مجاور است، رفع نمایند. درصورت عدم رفع آن در این روزها ناچار متوسل به وسایل دفاع از جان خود خواهیم شد} به مرزبان قصرشیرین ضمن تأکید نظر قبلی وزارت امور خارجه آگهی شد که به مرزبان مقابل متقابلاً بدون اینکه وارد جریان بشود اعلام دارد سنگرهای خود را که در مرز استقرار نمودهاند، جمعآوری نمایند. به نظر میرسد مقامات عراقی موضوع احداث سنگر مذکور که در داخل قلمرو ایران واقع است [را] مستمسک تجاوز احتمالی در منطقه مورد نظر قرار دهند. دراینمورد دستورات مراقبتی صادر شد.
فرمانده ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران، سرتیپ ظهیرنژاد ازسوی سرتیپ مالک» (2)
443
حمله مهاجمان متکی و وابسته به عراق در منطقه عمومی کرمانشاه و قصرشیرین، امروز هم ادامه یافت.
گزارش امروز مرکز فرماندهی ژاندارمری به دفتر ریاستجمهوری حاکی است: «منابع آب شهرک مهدیه سرپلذهاب کرمانشاه در قسمت سراب قرهبلاغ و همچنین سه دستگاه موتور آبرسانی در نزدیکی این منابع با مواد منفجره و گلوله آر.پی.جی7 منهدم و خساراتی نیز به ساختمانهای منابع وارد شده است.» (1)
همچنین به گفته سرهنگ اخیانی فرمانده ناحیه ژاندارمری کرمانشاهان، مهاجمان مسلح در 24 ساعت گذشته به 4 پاسگاه سرفیروزآباد، ماهیدشت، کوزران و سراب نیلوفر حمله کردند که با تیراندازی شدید مأموران مجبور به عقبنشینی شدند. وی افزود در این درگیریها گروهی از مهاجمان کشته یا مجروح شدند. (2)
به گزارش دکتر کاظمی مدیرعامل بهداری و بهزیستی کرمانشاه، در حمله مهاجمان مسلح به 3 درمانگاه اسلامآباد غرب به نامهای شیخ مصطفی، قوچمی و دادیار، 2 درمانگاه براثر انفجار مواد منفجره از بین رفتند و دو کارمند بهداری به گروگان گرفته شدند. در این حمله 50 نفر شرکت داشتند. وی افزود: پزشک درمانگاه دایار موفق به فرار شده و اکنون در اسلامآباد است، اما بهعلت نداشتن امنیت شغلی حاضر به بازگشت به محل کار خود نیست. (3)
444
در سنندج از حدت اوضاع کاملاً کاسته شده و وضعیت بهسرعت رو به بهبود است، اما هنوز تا وضعیت عادی فاصله زیادی وجود دارد.
امروز، امتیاز و ابتکارعمل چشمگیر گروههای مسلح غیرقانونی در سنندج، امکان خروج از رخنه موجود نیروهای خودی در شمالشرقی، سمت جاده سقز است. (4)درواقع، گروهی که در شهر درگیر کار تشکیلاتی بودند، این امتیاز را داشتند که بهوسیله تشکیلات، قبل از به دامافتادن خارج شوند. بالطبع عدهای هم در لایههای پایین تشکیلات یا هواداران عادی قربانی میشدند که بهخصوص ازنظر گروههایی چون کومهله که روش و بینش آن مبتنیبر بیرحمی و دامنزدن به تضاد و نفرت پایهگذاری شده است، امری منفی هم نبود و بهاصطلاح باعث تعمیق و تداوم جدیتر مبارزه میشد. به این دلیل تا همین چند روز قبل، ماندن در شهر توجیه، توصیه و تشویق میشد. سازمان چریکهای فدایی خلق، در نشریه شاخه سنندج این سازمان با نام خبر، شماره 76 مورخ 20/2/1359، نوشته است: در جلسه مشترک، نیروهای سیاسی شهر {کومهله، دمکرات، فدائی} به این نتیجه رسیدهاند که تا پیروزی با چنگودندان،از شهر دفاع خواهند کرد و این تصمیم دربرابر کسانی است که «شایع کرده بودند پیشمرگهها شهر را ترک میکنند. برایناساس، به هواداران سازمان چریکهای فدایی خلق در سنندج اعلام میداریم زیر
نظر سازمان با رهنمودهای سازمان و با هماهنگی و همکاری با حزب دمکرات کردستان ایران و کومهله به مقاومت پرداخته تا به آخر پیش خواهیم رفت. ... باید سرسخت و مقاوم، در تمامی جبههها و با تمامی اشکال اصولی به مبارزه برحق خود ادامه دهیم.» (1)
همانگونه که پیداست گروهها شکست راهبرد و تاکتیک خود را نمیپذیرند و هریک بهنوعی آن را توجیه میکنند تا زمینه برای تحرکات آتی از دست نرود. برای مثال کومهله در یکی از نشریات وابسته(2)چنین توجیه و ادعا کرده است: «پیشمرگههای کرد در تاریخ 24/2/1359... از شهر خارج گردیدند تا مبارزه خود را در جبههای دیگر ادامه دهند. دولت این تغییر شیوه جنگ را به حساب پیروزی خود گذاشته و برای آن جشن گرفت. مبارزه خلق با ضدخلق همیشه به یک شکل نبوده و نیست.» (3)این سازمان در مطلب دیگری آورده است: «با تقویت وسیع نیروهای دشمن، امکان حفظ شهر دیگر متضمن خسارات بسیاری است. ... نیروهای پیشمرگ که در شهر در یک حالت تدافعی به سر میبرند، میتوانند با رفتن به کوه به یک نیروی تعرضی تبدیل گردند. نیروهای پیشمرگ با عقبنشینی از شهر، بار دیگر ابتکارعمل را به دست میگیرند و... عقبنشینی مبتکرانه آخرین شکستی است که در این جنگ بر نیروهای ارتش و پاسدار وارد میآید.» (4)وضعیت سنندج بهگونهای است که هنوز ارسال تجهیزات و نیروهای رزمنده ضرورت دارد. در ساعت 18:50 امروز، ستاد مشترک ارتش به فرماندهی نیروی هوایی اعلام کرد: «دستور فرمایید با هماهنگی سپاه پاسداران، نسبت به حمل 8 تن مهمات و 40 نفر از تهران به سنندج اقدام شود.» (5)این ابلاغ با قید "آنی"، در پاسخ به درخواست قبلی سپاه، صادر شد.
درعینحال اکنون برای پاسداران و ارتشیان، مهمتر از پاکسازی و کشف بنکهها و مراکز باقیمانده گروهها،وضع عمومی شهر و اوضاع مردم است و دراینباره امنیت گروههای امدادی و امدادرسانان اهمیت دارد. بهعنوان مثال در ساعت 13:50 امروز، مرکز فرماندهی عملیات سپاه در تهران به عملیات سپاه همدان ابلاغ کرد: «یک ستون حامل دارو و آذوقه ازطریق تهران همدان عازم سنندج میباشد. با هماهنگی با شیروخورشید همدان برای اسکورت این ستون از همدان به سنندج اقدام نمایید.» (6)
قابلذکر است همین امروز، تلفنگرامی بدین شرح از سرپرستی جمعیت شیروخورشید سرخ {دکتر سامی} به فرماندهی سپاه ارسال شد: «برادر دوزدوزانی فرمانده محترم سپاه، به قرار گزارش واصله از سنندج از گروه امدادی و درمانی جمعیت شیروخورشید سرخ که از دو هفته قبل برای خدمات امدادی و درمانی به سنندج اعزام شده بودند و مدیرعامل جمعیت مزبور از دیروز، هیچگونه خبری در دست نیست که اسباب نگرانی شدید فراهم کرده است. تمنا دارم دستور فرمایند ازطرف فرماندهی سپاه پاسداران وضع این افراد روشن و نتیجه را اعلام فرمایند.» (7)در پایان اسامی چند تن از پزشکان همراه گروه مزبور بدین ترتیب ذکر شده است: دکتر ملکزاده، دکتر بوجاری و دکتر قاسم آلعلی.
1) همان، ص481.
2) * نشریه جنبش مقاومت خلق کرد، شماره 3، 17/3/1359
3) همان، ص481.
4) همان، ص482.
5) سند شماره 041291 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا {مرکز فرماندهی} به نهاجا {پست فرماندهی}، 24/2/1359.
6) سند شماره 041304 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مرکز فرماندهی {عملیات} به سپاه همدان {عملیات}، 24/2/1359.
7) سند شماره 042450 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سرپرستی جمعیت شیروخورشید به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 24/2/1359.
بااینهمه، ارسال کمکها ادامه دارد؛ ازجمله به گزارش خبرگزاری پارس، امروز، جمعیت شیروخورشید سرخ کرمانشاه یک تیم پنجنفره از امدادگران این جمعیت را برای کمک و دادن خدمات درمانی به مصدومان و مجروحان راهی سنندج کرده است. همچنین «محموله یک کامیون دارو، ارسالی ازسوی جمعیت شیروخورشید سرخ ایران برای بیمارستان صحرایی مستقر در سنندج و سایر مراکز درمانی با هواپیما به این شهر فرستاده شد.» (1)
در همین زمینه، در اطلاعیه مشترک لشکر28
کردستان و سپاه پاسداران مستقر در سنندج که امروز انتشار یافت، آمده است: «مردم شریف سنندج اینک که سلطه گروههای خودکامه مسلح در شهر شما پایان یافته و ضدانقلاب ناچار به پذیرش رسوایی و فرار گشته است خوشحالیم که به اطلاع شما برسانیم ستاد هماهنگی امداد ارتش و سپاه پاسداران از امروز چهارشنبه 24/2/1359، فعالیت خویش را آغاز نموده و تاکنون مواد غذایی به چهارصد خانواده رسانیده و این کمکرسانی همچنان ادامه دارد. همچنین از صبح 25/2/1359 پنجشنبه از ساعت 9 صبح، درمانگاه امداد جهت پذیرش کلیه بیماران جنب باشگاه افسران کار خود را شروع میکند.» (2)
445
امنشدن راه زمینی زنجان به سنندج و از این نظر حل مسئله دیواندره، امری ضروری و مرتبط با موضوع سنندج است. دراینباره در پیامی که ساعت 16:40 امروز از سپاه زنجان به تهران مخابره شد، آمده است: «دیواندره هماکنون در دست ارتش و سپاه پاسداران میباشد و مردم ازطرف حزبها تهدید شدهاند و دیروز، دکانها را به حالت تعطیل درآورده بودند و مهاجرین در اطراف دیده شدهاند. وضعیت شهر متوسط می باشد.» (3)
بیجار نیز از آسیبهای واردشده در این ایام مصون نمانده است و سر راه عبور ستونهای ارتش و دیگر نیروها، اخلالهای جدی از قبیل انفجار مین صورت گرفته است. به این ترتیب، امروز، اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سیاسی سپاه به اطلاعات سپاه بیجار اعلام کرد: «اسامی کلیه کارمندان دولت در منطقه، اعم از آموزگار و غیره را که بهطور مستقیم و غیرمستقیم با افراد ضدانقلاب همکاری دارند، با ذکر مشخصات کامل در اسرع وقت تهیه و به این اداره ارسال فرمایید.» (4)
446
وضع بحرانی بانه، امروز هم حتی با شدت و وخامت بیشتر ادامه یافت.
در نخستین ساعات بامداد امروز، این پیام از فرماندهی سپاه به ستاد مشترک ارسال شد: «طبق اطلاع رسیده وضع بانه خراب است و چند سنگر خودی به دست ضدانقلاب افتاده و پادگان درحال سقوط میباشد. درخواست میشود سریعاً اقدامات لازم جهت پشتیبانی هوایی بهوسیله فانتوم صورت گیرد.» (5)خبر مندرج در نشریه کار درباره بانه، درواقع تکمیل خبر مذکور است:
1) روزنامه بامداد، 25/2/1359، ص3.
2) همان.
3) سند شماره 041283 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از زنجان به تهران {عملیات}، 24/2/1359.
4) سند شماره 041303 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سیاسی به اطلاعات سپاه بیجار، 24/2/1359.
5) سند شماره 041289 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 24/2/1359.
«نیروهای پیشمرگه به درون پادگان راه یافتهاند. امروز، نیروهای جنبش مقاومت موفق شدند تعدادی از سنگرهای داخل پادگان را به تصرف درآورند.» (1)
در ساعت 13:25، این پیام با امضای رسولی مسئول پاسداران بانه به سپاه کرمانشاه ارسال گردید: «شب گذشته، ازطرف دشمن به ما حمله بسیار سختی شد که قسمتی از پادگان سقوط کرد و عدهای کشته و زخمی و گروگان داشتهایم. بدینوسیله به تمامی مسئولین اعلام خطر میکنیم که ما پرسنل پاسدار و ارتش، فاقد نیرو و مهمات کافی هستیم و آمادگی رزمی حملات دیگر دشمن را نداریم. برای آخرینبار به تمام مسئولین هشدار میدهیم و خدا را شاهد میگیریم که باعث تمام اتفاقات فوق اهمالکاری مسئولین مربوطه میباشد شاید این آخرین تلگراف از آخرین سنگر متعلق به پاسدار و ارتشی در بانه باشد.» (2)
دقایقی بعد، پیامی بدین شرح با عنوان "اعلام خطر" با امضای مسعود، از پادگان به سپاه رسید: «درگیری بهحدی شدید بود که تمامی مواضع، زیر آتش سلاح سنگین و سبک دشمن قرار داشت بهویژه در سمت شمال ازطرف شهر و شرق بهطوریکه تا این لحظه 7 نفر شهید و 7 نفر مجروح و تعدادی که متعاقباً به عرض میرسد مفقودالاثر [شدهاند]، همانطوریکه بارها گزارش شد کلیه سلاح با کمبود و مهمات و پرسنل با روحیه متزلزل از پادگان حفاظت و کسانی مانند فرماندهی غرب و لشکر28 و فرماندهی سقز در وضعیت قرار ندارند و چون وقتتلفکردن و قضاوت نادرست سبب ایجاد اینهمه مصیبت و فاجعه میگردد برای آخرینبار به آگاهی میرسانم چنانچه در اسرع وقت نیروی کمکی کافی و مهمات سبک و سنگین برای کلیه پرسنل نرسد امیدی به نگهداری پادگان نیست.» (3)
447
افزون بر سنندج و بانه، که از مراکز اصلی درگیریهای کنونی است، در سایر نقاط کردنشین نیز بهطور پراکنده، درگیریها و اخلالاتی وجود دارد.
در پاوه، پرتاب خمپاره از ارتفاعات به شهر ادامه یافت که براثر آن 3 نفر مجروح و راهی بیمارستان شدند. (4)
در نقده، دو بمب منفجر شد. یکی از بمبها ساعت یک بامداد هنگامی که یکی از مأموران شهربانی درصدد خنثیکردن آن برآمد، منفجر شد؛ در این انفجار پای مأمور شهربانی آسیب دید. بمب دیگر در ساعت 9 بامداد، منفجر شد که براثر آن تعدادی زخمی شدند. (5)
در میاندوآب، ساعت یک بامداد، پلیس راه مورد حمله مسلحانه قرار گرفت که با تیراندازی متقابل خسارات و تلفاتی به بار نیامد. (6)
دراینحال، درمورد تحرکات و تردد افراد مشکوک، ستاد مشترک ارتش بنا بر اعلام نیروی زمینی به ژاندارمری خبر داد که امروز قرار است «تعداد 70 خانواده از افراد کومهله که مدتی در عراق، منطقه اربیل، ساکن میباشند وارد پیرانشهر شوند و در خانههای خود سکونت نمایند و سرپرستی این کار را ملازاده سلطان که بهطور سببی با عزالدین حسینی منسوب میباشد عهدهدار است.» (7)
1) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 59، 31/2/1359، ص9.
2) سند شماره 041302 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از مسئول پاسداران بانه به سپاه پاسداران کرمانشاه، 24/2/1359.
3) سند شماره 041305 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از بانه به سپاه پاسداران، 24/2/1359.
4) سند شماره 41293 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 24/2/1359.
5) روزنامه بامداد، 25/2/1359، ص3.
6) سند شماره 41294 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 24/2/1359.
7) سند شماره 041358 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 25/2/1359.
448
در دو مصاحبه مهم رادیو تلویزیونی که امروز انجام شد، مسئله کردستان، موضوع اصلی بود. رئیسجمهور در مصاحبه خود ضمن ترسیم خطوط کلی نوع برخورد نهایی با قضیه، جمعه آینده را روز شهدای کردستان اعلام کرد. ابوشریف نیز در مصاحبهای از روند قضایا در کردستان که به قضایای اخیر سنندج انجامید، تاریخچهای تقریباً مفصل و جمعبندی بهنسبت دقیقی ارائه کرد.
بنیصدر گفت: «من گمان میکنم پیروزی اساسی را خود مردم سنندج و کردستان به دست آوردهاند. ... منهای تمایل خود مردم به این زودی قابل آزادشدن نبود و اکثریت قاطع مردم سنندج فهمیدند که اینها راست نمیگویند چون ما که آنجا قصد جنگ نداشتیم و خود اینها جنگ را تحمیل کردند. ... هنوز مجلس کار خودش را شروع نکرده و بحمدالله ما در ناحیه ترکمنصحرا و در ناحیه غرب کشور خصوصاً استان کردستان به استقرار مجدد حاکمیت دولت یا موفق شدیم یا نزدیک شدیم و امیدواریم که این حاکمیت را مستقر کنیم. آیا این منافات دارد با خودمختاری به معنای اسلامی کلمه که مردم هر محل خودشان امور خودشان را تصدی کنند. بهنظر من نه، این منافات ندارد و شش مادهای را که پیشنهاد شده بود با اصلاحات آن پذیرفتیم و آقای فروهر را هم مسئول کردیم که این را تعقیب کند و شرایط اجرای آن را فراهم بیاورد و مردم کردستان میتوانند مطمئن باشند که ما به وعدههای خودمان عمل خواهیم کرد. بودجه کلانی هم برای عمران آنجا گذاشتیم و عمران آنجا را هم امیدواریم بلافاصله از فردا یا پسفردا شروع کنیم. ... در کردستان اگر عامل خارجی دخالت نمیکرد هیچ خونی از دماغی ریخته نمیشد. پس اگر کسانی در کردستان هستند که میخواهند عمل کنند اینها به مردم دروغ میگویند که اگر بگویند دولت به مردم کردستان کمتر توجه دارد و دل میسوزانند تا دولت عراق یا غیرعراق، پس اسلحهها را بگذارند زمین به میان مردم بروند، تبلیغ کنند، مردم به آنها رأی بدهند و در حدی که قانون معین میکند اختیار کارها را در دست بگیرند. ... ما یک طرحی باید برای بستن مرز به اجرا بگذاریم این طرح تنظیم شده و ما منتظر بودیم که در کردستان اینها بدانند که ما با قاطعیت عمل میکنیم و ما زیر بار اینکه هر بازی آنها دلشان خواست دربیاورند، نمیرویم. ...
در اینجا باید از شهامت، کاردانی و سلحشوری سربازان، نظامیان و پاسداران و خود مردم کرد که با دلاوری و شهامت و قاطعیت قابلتقدیسی ایستادگی و مقاومت کردند و خیال مردم را آسوده کردند سپاسگزاری کرد و اینطور نیست که دولت ضعیف است، بلکه ما میخواستیم نشان بدهیم که تمایل شدید داریم تا مسائل کشور از راه گفتوشنود و صلحوتفاهم حل بشود. ازاینرو باید از آنها صمیمانه سپاسگزاری کرد و شهدای آنها شهدای اسلام [و] ایران هستند و من روز جمعه را روز شهدای کردستان اعلام میکنم و از همه مردم، از ائمه جماعت و امامجمعهها در همه شهرها دعوت میکنم که در این روز از شهدای کردستان که قربانی این توطئهها شدهاند از کرد و غیرکرد ارج بگذارند.» (1)
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 25/2/1359، ص7.
ابوشریف نیز در مصاحبه رادیو تلویزیونی عصر امروز خود در محل سپاه، درباره وضع دشمن و تاکتیکهای آنها و عملکردشان در منطقه و همچنین وضعیت فعلی سپاه پاسداران و ارتش و تاریخچه کردستان مطالبی را بیان کرد و در خاتمه به سؤالات خبرنگاران درمورد مسائل مختلف پاسخ گفت. وی اظهار کرد: «جریانات اخیر کردستان رابطه مستقیمی با جریانات درگیریهای تابستان گذشته دارد. همانطوریکه میدانید در تابستان گذشته بعد از حمله ضدانقلاب به پاوه و مریوان به فرمان امام سپاه به منطقه رفته و شهرها و پادگانهایی که دراختیار ضدانقلاب بود آزاد شد و متعاقب آن دیدید که هیئت حسننیت ازطرف دولت مأمور رسیدگی به مسئله میشود و نتیجه کار آنها این میگردد که به تقاضای گروههای سیاسی بعضی از نمایندگان مردم، سپاه پاسداران از منطقه خارج بشود و امنیت منطقه را به ژاندارمری و شهربانی و در بعضی از جاها به ارتش واگذار نماید. بهدنبال این جریان، سپاه پاسداران از شهرهای بانه، سقز، بوکان، پیرانشهر، خارج شد و در بقیه شهرها عملیات نظامی را متوقف کرد و در مقر خود باقی ماند. بهدنبال مذاکراتی که در اواخر سال گذشته انجام یافت قرار بر این شد که سپاه از شهر سنندج نیز خارج و به داخل پادگان سنندج انتقال پیدا کرده و مواضع خود را در شهر تحویل ارتش نماید. باتوجهبه اینکه سپاه کراراً به مقامات دولتی تذکر میداد که در طول مذاکرات، ضدانقلاب اقدام به تدارک و سازماندهی و سنگربندی مینماید و لازم است درضمن مذاکرات از این قبیل اقدامات جلوگیری شود، ولی متأسفانه نهتنها اقدامی دراینمورد صورت نگرفت، بلکه پاسگاههایی را هم که مجدداً ژاندارمری در منطقه ایجاد کرده بود یکی پس از دیگری توسط ضدانقلاب خلع سلاح گشت و بهدنبال آن یک واحد از ستون ارتش در شهر نوسود با تمام تجهیزات بدون درگیری خلع سلاح گشت و باتوجهبه اینکه ارتش هیچ اقدامی در منطقه به عمل نیاورده و گلولهای بهطرف کسی شلیک نکرده بود، حزب دمکرات با جسارت کامل واحد ارتش را خلع سلاح کرده و به امام نامه مینویسد که حزب دمکرات این کار را کرد و بهدنبال آن از حرکت ستون ارتش بهطرف پادگان سنندج در شهر جلوگیری میشود که ستون بالاجبار حرکت خود را از خارج شهر شروع میکند، ولی متأسفانه عناصر ضدانقلاب که در مذاکرات خود نقلوانتقالات ارتش را در تمام مناطق ایران تأیید کرده بودند، درعمل درحالیکه مرزهای غربی و جنوبی ایران ازطرف دولت بعث عراق مورد هجوم قرار میگیرد و از داخل نیز خاک ما مورد تجاوز نیروی هوایی امریکا قرار میگیرد، این عناصر ضدانقلاب برخلاف تمام تعهدات خود از پشت به ارتش جمهوری اسلامی ایران خنجر زد[ند].» (1)
وی پس از اشاره مختصری به حمله آخر فروردین 1359 به ستون ارتشی و شهادت و مجروحشدن صدها تن از نیروهای ارتش، گذشته را یادآوری کرد و گفت: «اما بعد از اینکه سپاه از شهر سنندج خارج شد، رادیو و تلویزیون و خانه جوانان و باشگاه افسران که مقرهای اصلی سپاه بود به لشکر سنندج واگذار گشت. در طول یک ماه گذشته، ضدانقلاب در شهر سنندج
1) همان، ص12.
خود را برای یک جنگ طولانی تدارک نمود و تمام خیابانهای شهر را سنگربندی کرد و ازطریق کانالهای فاضلاب ایجاد مجاری بهطرف
سنگرها و ایجاد سنگرهای سرپوشیده و کشیدن تیرآهن به وسط خیابانها و جوشدادن آنها در تمام شهر راهبندان ایجاد کردند و واحدهای ارتش مستقر در باشگاه افسران و تلویزیون و فرودگاه را محاصره نمودند. آب را بر روی آنها قطع کردند و حملات خود را با اسلحههای سنگین و خمپاره بهطرف پادگان شروع نمودند و قصد داشتند که پادگان سنندج را اشغال کرده و اسلحه و مهمات آن را به غارت ببرند و مرتب با بلندگوهای خود در شهر صدا میکردند بهزودی پادگان سقوط میکند. در یک چنین شرایطی، سپاه پاسداران وارد شهر میشود و درگیری از فرودگاه شروع میگردد.
از آنجایی که ضدانقلاب از قبل خود را کاملاً مهیا کرده بود و در سنگرها موضع گرفته بود، در روزهای اول بیش از صد نفر از برادران ارتشی و پاسدار به درجه شهادت رسیدند، ولی بعد از کمی پیشروی و اتخاذ تاکتیکهای فنی ازطریق محاصره شهر و مسدودکردن راه تدارکاتی ضدانقلاب کوشیدیم تا از خونریزی بیشتر جلوگیری شود، ولی ضدانقلاب با فشار بر مردم و جلوگیری از خروج آنها از شهر و تبلیغات شدید مبنیبر اینکه پادگان بهزودی سقوط میکند و پاسداران روحیه خود را از دست دادهاند میکوشید که از پناهآوردن مردم به پادگان و پاسداران جلوگیری کند، ولی از آنجا که ضدانقلاب برای ادامه عملیات نظامی ازنظر آذوقه و مهمات در مضیقه بود و برای تأمین آذوقه، مغازههای بسته مردم را غارت کرده و به زور وارد منازل مردم گشته و از آنها طلب نان میکردند و بهخصوص اینکه اغلب آنها غیرکرد بوده و لباس کردی بر تن کرده بودند و وقتیکه به در خانه مردم میرفتند و به زبان فارسی صحبت میکردند،مردم از آنها وحشت کرده و در را میبستند و آنان به زور وارد منزل میگشتند.
همه این اعمال سبب شد که در هفته گذشته، تظاهراتی علیه حزب دمکرات و کومهله و چریکهای فدایی خلق در سنندج برپا شود که بیش از 1000 نفر در این تظاهرات شرکت کردند و شعار میدادند "زنده باد امام" که تظاهرات توسط احزاب متلاشی گشت و اسفبارترین این اعمال قتلعام مخالفین کرد و پیشنمازهای محل بود که جنازههای
آنان را پیشمرگان مسلمان کرد شناسایی کرده و در محل دفن نمودند و از همه فجیعتر اینکه به مردم کرد بیگناهی که به پادگان پناه میآوردند گاهوبیگاه از خانههای مشرف
به پادگان به محل استقرار آنها تیراندازی کرده و تنی چند از کودکان و زنان را مورد اصابت قرار دادند و در این روزهای آخر، چون در درگیریها خیلی تلفات داده بودند به دهات اطراف شهر رفته و جوانان ده را به زور مسلح میکردند و با خود میبردند.» ابوشریف در پایان گفت: «بعد از پاکسازی شهر سنندج، عملیات پاکسازی را به خارج از شهر منتقل خواهیم کرد. دشمن مهمات سنگین خود را تخریب کرده است، ولی مقداری سلاح سبک به دست آمده است و عده زیادی از مهاجمان فراری دستگیر شدهاند که بعد از تکمیل پرونده آنها را محاکمه خواهیم کرد. این عده بیش از 100 نفر میباشند. ما چندینبار اعلام کردیم که اگر اسلحه را زمین بگذارید در پناه ما خواهید بود.» (1)
1) همان، ص12.
449
سپاه طبق معمول، امروز نیز بجز مأموریتهای حاد و اصلی خود، در عرصههای متفاوتی درگیر بود.
به گزارش خبرنگار کیهان از یزد، شخص ناشناسی وجود یک بمب دستی در زیر اتومبیلی که در کوچه فرخی یزدی واقع در خیابان دکتر مصدق یزد توقف کرده بود را به پاسداران اطلاع داد. پاسداران پس از کشف و خنثیکردن بمب، دو جوان را در همین رابطه دستگیر کردند. (1)
نامه امروز سالک فرمانده سپاه اصفهان، به اطلاعات سپاه تهران نیز جنبهای دیگر را نشان میدهد. در این نامه آمده است: «قرار است 164 کیلو هروئین و 5/2 تن تریاک به مبلغ 70 میلیون ریال در سپاه کوه به پاسداران قسمت مواد مخدر فروخته شود. باتوجهبه تجربه مأموریت قبلی... مثل قبل احتیاج به 2 هلیکوپتر کبری وجود دارد در غیر این صورت [مسئولیت] خطرات متوجه مسئولین میباشد.» (2)
یادآوری میشود این اقدام درحقیقت یک معامله صوری بود که با هدف دستگیری قاچاقچیان طراحی شده بود.
گزارش ناحیه ژاندارمری خوزستان نیز از یک درگیری خبر میدهد که در ساعت 17 امروز، بین پاسداران قریه مجریه و 9 نفر ضدانقلاب که احتمالاً از همان قریه میباشند، رخ داد. براساس این گزارش، تعداد 3 نفر از اهالی دستگیر و یک قبضه اسلحه کلاشینکف نیز به دست آمد. (3)
450
مسئله انتخاب نخستوزیر، بهعنوان یکی از جلوههای اختلافات جناحی در وضع کنونی مطرح است.
امروز، روزنامه جمهوری اسلامی ارگان حزب جمهوری اسلامی، در صفحه اول خود با تیتر درشت نوشت: "انتخاب نخستوزیر به تعویق افتاد." این روزنامه سپس از قول یکی از اعضای شورای انقلاب، بدون آنکه نامی از او بیاورد، افزود: «شب گذشته، یکی از اعضای شورای انقلاب درمورد نتیجه نهایی و تصمیمگیری شورای انقلاب برای انتخاب نخستوزیر گفت این موضوع تا زمان تشکیل مجلس شورای اسلامی معوق خواهد بود. وی افزود مشکلات موجود فعلاً امکان انتخاب نخستوزیر را نمیدهد. او گفت فاصله زیادی تا زمان تشکیل مجلس باقی نمانده است و شورا پس از بررسی و بحث دراینمورد به این نتیجه رسید که تا زمان تشکیل مجلس صبر کنیم.» (4)اما این روزنامه در صفحه آخر همین شماره خود با درج تیتر کمی متفاوت "تاکنون بررسی جهت انتخاب نخستوزیر به نتیجه نرسیده است"،نوشت: «بهدنبال گفتوگوی تعیین نخستوزیر ازسوی رئیسجمهوری و شورای انقلاب، حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی روز گذشته، در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار سرویس سیاسی ما درباره علت بهتعویقافتادن تعیین نخستوزیر اظهار داشت که هنوز روشن نیست، چون هنوز روی فردی تصمیم نگرفتهایم، اما درمورد افراد مختلف بحث شده است که مصلحت نیست گفته شود. چون [زمان تشکیل] مجلس نزدیک است شاید [برای] انتخاب نخستوزیر ضرورت اقتضا نکند، زیرا چند هفتهای
به تشکیل مجلس باقی نمانده است، اما احتمال دارد برای همین چند هفته نیز چنانچه توافق شد نخستوزیر انتخاب شود. وی درباره اینکه آیا این مسئولیت بهعهده آقای بنیصدر قرار میگیرد، گفت باید از خودشان بپرسید، ولی فکر نمیکنم ایشان بتواند آن زحمت را متحمل بشوند. شب گذشته حجتالاسلام رفسنجانی گفته بود تعیین نخستوزیر احتمالاً به بعد از تشکیل مجلس موکول میشود و تاکنون بررسیهای شورای انقلاب دراینباره به نتیجه نرسیده است. احتمال میرود تا آخر این هفته نتیجه قطعی روشن گردد.» (1)
از سوی دیگر، این موضوع در مصاحبه مطبوعاتی امروز دکتر بهشتی رئیس دیوانعالی کشور، بازهم مطرح شد. وی دراینباره گفت: فکر میکنم مسئله توافق شورای انقلاب دراینزمینه مسئله دشواری نباشد. مسئله اساسی این است که آیا تعیین یک نخستوزیر در آستانه شروع کار مجلس ازنظر اصولی کار صحیحی هست یا نه. بهخصوص که تعیین این نخستوزیر همراه با تأیید خاص امام باشد، این نگرانی هست که مبادا این روی رأی آزاد نمایندگان مردم در مجلس اثر بگذارد. از طرف دیگر، یک نخستوزیر که الآن سر کار میآید بعداً میخواهد وزرایش را انتخاب کند و بعد شروع به کار بکند، برنامه و کارش را چگونه تنظیم خواهد کرد، آیا از همین حالا او اطمینان خواهد داشت که مجلس به او و برنامهاش رأی اعتماد خواهد داد یا این اطمینان را ندارد و دراینصورت، چقدر میتواند در کارش موفق باشد. بنابراین اینها مسئله اساسی است که طبعاً نباید بدون توجه کافی به این نکات در یک چنین مسئله مهمی تصمیم گرفت(2)وگرنه مسئله توافق اعضای شورای انقلاب و رئیسجمهور روی یک نفر مسئله چندان دشواری نیست.
در بخش دیگری از این مصاحبه از دکتر بهشتی سؤال شد «فکر میکنید سرنوشت این مسئله در آینده چه خواهد شد؟» وی پاسخ داد: «بسیار برایم پیشبینی آن دشوار است، چون درهرحال دو روزی که تأخیر میافتد معنایش این است که در یک شرایطی تازه هستیم، بدین معنا که هرقدر به آغاز کار مجلس نزدیکتر میشویم، اقدام به این کار ناموجه جلوه میکند.»
رئیس دیوانعالی کشور در
(مخالفت با پیشنهاد بنیصدر درمورد انتخاب زودهنگام نخستوزیر هاشمی رفسنجانی: چون تشکیل مجلس نزدیک است، شاید انتخاب نخستوزیر ضرورت نداشته باشد.
بهشتی: وقتی تعیین این نخستوزیر با تأیید امام باشد، این نگرانی هست که مبادا این روی رأی آزادانه نمایندگان مردم در مجلس اثر بگذارد. )
پاسخ به این سؤال که «آیا شما بهعنوان حزب جمهوری اسلامی نخستوزیر را برای پیشنهاد به مجلس انتخاب کردهاید؟» گفت: «بیشک حزب خودش نامزدهایی خواهد داشت که درحالحاضر نمیتوان از آنها نام برد.» (1)
خبرنگاری در یک سؤال جهتدار پرسید: «این سؤال در اذهان پیش آمده است که چرا در این مقطع زمانی که مشکلات مهمتری داریم آقای رئیسجمهوری مسئله نخستوزیر را عنوان کردهاند. آیا به این معناست که رئیسجمهور نگران این مسئله هستند که اگر نخستوزیر در زمان مجلس تعیین شود، مورد تأیید مجلس قرار نگیرد؟ این سؤال برای اکثر مردم مطرح است و این تضاد ریاستجمهور و حزب جمهوری اسلامی را نشان میدهد. اگر ممکن است دراینزمینه توضیحی بفرمایید.»
دکتر بهشتی در پاسخ گفت: «من در گفتوگوهایی که در شورای انقلاب داشتیم تضادی نیافتم. من خوشبختانه احساس کردم که هم ما، هم دوستان در حزب جمهوری اسلامی، هم سایر اعضای شورای انقلاب، هم آقای بنیصدر تلاش میکردیم، معیارها و ضوابط لازم برای انتخاب نخستوزیر آینده را مشخص کنیم. اتفاقاً بحث خیلی روشن و قاطعی را خود من درباره این معیارها مطرح کردم و موقعی که این بحث مطرح بود، جلسه بسیار حالت خوبی داشت حالت جستوجو، اینکه آنچه که واقعاً صحیح است همان را بیابیم و همان شب بود وقتی بیرون آمدم، گفتم جو جلسه بسیار مطلوب به نظر آمد. در ادامه بحثها و مذاکراتی که در این یکی، دو روز داشتیم برای من چیزی با این آهنگ به چشم نمیخورد و امیدوار هم هستم که چنین چیزی نباشد. نه اینکه هست و به چشم من نمیخورد، امیدوارم که اصلاً نباشد چون مملکت ما الآن سخت نیازمند است که هم آقای بنیصدر توجه داشته باشند که بر طبق قانون اساسی، مجلس شورا نقش بنیادی دارد و رئیسجمهور باید هماهنگ با مجلس باشد، هم مجلس شورا بداند که بر طبق قانون اساسی قرار نیست که بهعنوان یک ارگانی باشد که همیشه دررابطهبا رئیسجمهور آهنگ مخالفت داشته باشد. چه آقای بنیصدر و چه نمایندگان مجلس، چه حزب جمهوری اسلامی و چه سازمانهای دیگر امروز، خودشان را موظف بدانند برای تداوم این انقلاب و برای حل این مسائل و مشکلات مردم، صمیمانه کار بکنند. ... اما اینکه آقای بنیصدر خواسته باشند این را بهعنوان یک راهی برای پیشگیری از اعمال نظر آزاد نمایندگان اکثریت در مجلس مورد استفاده قرار دهند، بنده امیدوارم که چنین چیزی نباشد و من نشانهای بر این نیافتم. بهخصوص که ما در این جلسات احساس میکردیم که خود ایشان هم علاقهمند بودند و صمیمانه میکوشیدند که نقطهنظر دوستانی را که از حزب جمهوری اسلامی هستند خوب بدانند و یک وجه جمعی به دست بیاید، یعنی چیزی به دست بیاید که همه روی آن به یک نظر مشترک برسند و نیافتم که ایشان میخواستند به راهی برخلاف نظر حزب جمهوری اسلامی بروند. من این را نیافتم، بازهم تکرار میکنم و میگویم من نیافتم. نمیخواهم با دگم و جزم مطلبی را بگویم که بیش از معلومات و آگاهیام حرف زده باشم. لازم میدانم من این را نیافتم و این برداشتی
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 25/2/1359، ص7.
را که دارم به اطلاع ملت برسانم و ملت عزیز ما این احساس را داشته باشد که ما میکوشیدیم با همکاری و تفاهم میان همه عناصر تصمیمگیرنده، ملت و مملکت و انقلاب بهسمت کمال و سعادت خیر معنوی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی امت اسلام جلو برود.» (1)
451
در شرایطی که با طرح مسائلی چون سرنوشت گروگانهای امریکایی، انتخاب نخستوزیر و... و جدیشدن موضوع و منوطشدن تعیینتکلیف آنها به تصمیم نمایندگان مردم، ضرورت تشکیل نخستین مجلس شورا و بهخصوص ترکیب نمایندگان آن، روزبهروز حساسیت بیشتری پیدا میکند، امروز، نتایج مرحله دوم انتخابات تهران(2)که بار سیاسی خاصی دارد و درواقع نشانهای از وزن سیاسی جریانهای فعال کنونی و نیز جلوه و نماد اصلی جهتگیریهای مجلس است در مطبوعات اعلام شد.
به نوشته روزنامه کیهان: «از مجموع یکمیلیون و 599067 کارت که کامپیوتر آنها را صحیح تشخیص داده و آرای آنها را استخراج کرده، نام کاندیداها به ترتیب اکثریت بدین شرح اعلام میشود:
سخنگوی انجمن نظارت بر انتخابات گفت 12 نفر بالا حائز اکثریت و نمایندگان منتخب مردم تهران در دور دوم انتخابات مجلس شورای ملی اسلامی میباشند. آرای بقیه افراد بدین شرح میباشد:
452
آیتالله خلخالی پیشازظهر امروز، در یک تماس تلفنی با خبرگزاری پارس از سمت نظارت بر امر مبارزه با قاچاق مواد مخدر که چند روز پیش ازسوی رئیسجمهور به وی ابلاغ شده بود استعفا کرد. متن استعفانامه وی به این شرح است:
«بسمه تعالی
تصمیم داشتم طبق موازین شرعی و قانونی ریشه مواد مخدر و گردانندگان باند قاچاق را در اسرع وقت از بیخوبن برکنم و به مدد الهی قدرت آن را داشتم و در مذاکرات با آقای رئیسجمهور محترم و آقای میرسلیم و سایر مقامات مسئول چه کتباً و چه شفاهاً این کار به اینجانب محول شده بود، ولی متأسفانه معلوم میشود که دستهایی در کار است که نمیخواهند وضع این کشور سامان بگیرد و لذا اعلام میدارم که اینجانب از این تاریخ به بعد، هیچگونه سمتی راجع به مواد مخدر ندارم و از این سمت استعفا میدهم، ولی کمافیالسابق مطیع و منقاد اوامر رهبر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی، میباشم که هر دستوری ازطرف معظمله صادر شود کمافیالسابق با تمام وجود حاضر به انجام آن خواهم بود.
24/2/1359، صادق خلخالی» (1)
لازم به ذکر است که دیروز ازسوی دکتر بنیصدر رئیسجمهوری، اطلاعیهای درمورد حدود و وظایف حجتالاسلام خلخالی درباره مأموریت اخیر ایشان انتشار یافته بود. متن اطلاعیه به این شرح است:
«بسمهتعالی
نظر به مراجعه دادستان کل کشور و دادستان انقلاب به رئیسجمهوری و پرسش از حدود وظایف حجتالاسلام خلخالی در مأموریت اخیر اشعار میدارد که مشارالیه بههیچوجه وظیفه قضایی ندارد و اصولاً رئیسجمهوری نمیتواند وظیفه قضایی تفویض کند. بنابراین، مأموریت ایشان محدود به نظارت اجرایی در امر [مبارزه با] قاچاق و تحقیق و پیگیری و تشکیل پرونده و تفویض آن به مقامات ذیصلاح قضایی است.
رئیسجمهوری، ابوالحسن بنیصدر» (2)
بهدنبال انتشار این اطلاعیه، آیتالله خلخالی دیشب، در تماسی با خبرگزاری پارس گفت: «اینجانب برای قضاوت شرعی در دادگاههای انقلاب اسلامی ایران انجام وظیفه کردهام و کمافیالسابق انجام وظیفه خواهم نمود و این حکمی است که ازطرف امام به اینجانب داده شده و مقام ریاستجمهوری حکمی را که به من داده است مربوط به قضاوت نیست و خود ایشان فرمودهاند که من نمیتوانم به کسی حکم قضاوت بدهم. روی این اصل... در جلسه روز 22/2/1359، در وزارت کشور راجع به مسئله مواد مخدر تصمیماتی گرفته شد و بهدنبال همین
تصمیمات از صبح روز چهارشنبه 24/2/1359، در زندان قصر به پروندههای متهمین درجه یک رسیدگی و حکم شرعی درباره آنها صادر خواهم کرد و دراینباره به هیچیک از افراد متهم درجه یک تخفیف قائل نخواهیم شد. چون اگر در حق آنها ارفاقی کنیم، این خیانت به ملت ایران است. وی اضافه کرد ما تصمیمات لازم را اتخاذ خواهیم کرد و از هیچیک از گروههای مافیایی، سیا، موساد، ساواک، گانگستری و ضدانقلاب که در رأس آنها واردکنندگان و پخشکنندگان مواد مخدر قرار دارند باک و هراسی نخواهیم داشت.» وی همچنین گفت: «همانطوری که کراراً تأکید و اعلام کردهام وظیفه خود میدانم که از آقای رئیسجمهور حمایت کنم و مسلماً دستهای نفاقافکنانهای وجود دارد که میخواهد میان افراد فعال تفرقه بیندازد، ولی ما با تصمیم خود توطئهها را خنثی خواهیم کرد.» (1)
بههرحال، در سطح علنی مشخص نشد که چرا آقای خلخالی باوجود اظهارات محکم شب گذشته، امروز قبلازظهر، بهجای رفتن به زندان قصر برای اجرای گفتههایش، اعلام استعفا کرد.
453
در شرایطی که بخشی از ارتش درگیر مسائل کردستان است و بهشدت ازطرف گروههای کمونیستی تحت فشارهای چندجانبه است، امروز، از دو جهت کاملاً متضاد {حسن نزیه در پاریس و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در داخل} بهنحوی آشکار زیر سؤال رفت.
در پاریس یکی از کادرهای مؤثر و سابقهدار و موجه دولت موقت که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی عهدهدار یک مقام حساس؛ یعنی در رأس امور نفت بود و سپس در فرانسه به فراریان انقلاب پیوست، امروز مصاحبه مفصلی انجام داد که خبرگزاریهای مختلف آن را پوشش خبری دادند. وی ضمن این مصاحبه، علاوهبر ذکر برخی مطالب غیرمنتظره، ارتش را بهصراحت بهعنوان یک نیروی کودتاگر علیه نظام جدید مطرح کرده است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از پاریس حسن نزیه مدیرعامل سابق شرکت ملی نفت ایران، در پاریس اعلام کرد جناح مخالف تبعیدی ایران بهزودی تجمع و در قیام ملت علیه رژیم کنونی ایران نقش مثبتی ایفا خواهد کرد. وی در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: طرح ایجاد دفتر هماهنگی جناح مخالف تبعیدی درحال مطالعه است. نزیه ضمن تجلیل از شهامت و میهنپرستی شاپور بختیار نخستوزیر سابق ایران که او نیز در فرانسه به سر میبرد، هرگونه همکاری را با ژنرال اویسی، یکی از مهمترین رهبران نظامی رژیم سابق که متهم به قتلعام در ایران است، تکذیب و اظهار کرد ملت ایران به اقدام نظامی که ازجانب ژنرال اویسی طرحریزی شده باشد، نیازی ندارد. بهنظر حسن نزیه اختلافات موجود در حکومت فعلی، بهویژه میان حزب جمهوری اسلامی از
1) همان، ص12.
یکسو و ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهوری، از سوی دیگر، همراه با نارضایتی روزافزون ملت از حکمفرمایی افراد ناوارد و بیتجربه در امور مملکتی و نیز وضع اسفناک اقتصادی ایران، سبب سقوط رژیم تهران خواهند شد.
نزیه همچنین از حزب توده بهشدت انتقاد کرد و آن را متهم به همکاری با خارجیان ساخت. او گفت: اینها مأموران کمونیست هستند که زیر نقاب اسلام به نفع خارج عمل میکنند و در صنایع نفتی ایران خرابکاری کرده، سعی نمودهاند این صنایع را فلج سازند. درمورد صنایع نفتی ایران نزیه نظریه بسیار بدبینانهای را، چه ازنظر تولید و چه ازنظر فروش، ارائه داد و گفت که پس از کنارهگیری وی بهعلت مدیریت ناوارد مذهبیون تلفاتی در کادرهای نفتی به وجود آمده است. نزیه افزود: اگر این وضع ادامه پیدا کند، ایران بهزودی مجبور خواهد شد برای مصرف داخلی خود نفت وارد کند. درمورد احتمال تماس با رهبران کنونی ایران، حسن نزیه گفت خواهان تماس با مذهبیونی که اطراف آیتالله خمینی را گرفتهاند نیست و افراد غیرمذهبی نیز مانند آقای بنیصدر هرگز جرئت نخواهند کرد با او تماس بگیرند زیرا از سرزنش میهراسند. (1)
همچنین به گزارش آسوشیتدپرس از پاریس، حسن نزیه در این نشست مطبوعاتی گفت: دیر یا زود ایرانیان به پا خواهند خاست و رژیم آیتالله خمینی را سرنگون خواهند کرد. نزیه که به حالت تبعید در پاریس زندگی میکند مدعی شد اوضاع در ایران اینک بدتر از زمان شاه شده است. نزیه گفت به اعتقاد وی افراد زیادی در نیروهای مسلح ایران آماده قیام هستند، اگرچه وی هیچ تماسی با نظامیان ایران ندارد، ولی به گفته خودش اطمینان دارد. نظامیان ایران رهبرانی دارند که برای عمل آمادهاند.
نزیه در پاسخ به این سؤال که آیا مخالفان رژیم ایران به گرد شاپور بختیار که او نیز در پاریس است جمع خواهند شد، گفت احتمال دارد جناح مخالف شامل گروههای متعددی باشد. نزیه گفت رژیم فعلی ایران به غلط گمان میکند که انقلاب ایران یک انقلاب مذهبی برای نجات اسلام بود. اسلام در ایران هرگز در خطر نبوده است و برای نجات خود نیازی به انقلاب نداشته است. وی افزود در طول 25 سالی که برای حقوق بشر در ایران مبارزه میکرده است به خاطر نمیآورد با گروه زیادی از انقلابیون مذهبی
که امروز قدرت را در ایران در انحصار خود دارند برخورد کرده باشد. وی گفت: آنچه امروز به نام اسلام در ایران رخ میدهد درواقع تجاوز به روح و معرفت این ملت بزرگ است. (2)
در تهران، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بیانیهای انتشار داد که روزنامه جمهوری اسلامی آن را در سه ردیف در صفحه اول بهصورت تیتر اصلی چاپ کرد. در این بیانیه که روزنامه جمهوری اسلامی، با عنوان درشت "آماده باش! با طرح کودتای امریکایی مقابله کنیم" آن را در نیمصفحه اول خود انتشار داد، ازجمله آمده است: «مردم مسلمان و انقلابی، براساس اطلاعات
موثقی که به ما رسیده، امریکای جهانخوار با تکیه بر ستونپنجم خود {ایادی مزدور داخلی} و با همکاری فراماسونری، صهیونیزم بینالمللی، اینتلجنت سرویس، موساد و... درصدد تهاجم نظامی جدیدی است. بدین معنی که توطئه شکستخوردهاش در طبس در ابعاد وسیعتری ادامه یافته، احتمالاً توسط عمالش در درون ارتش {که متأسفانه بعضاً تا فرماندهی سطوح بالا نیز نفوذ کردهاند}،ساواکیهای فراری و مخفی {که اینها نیز متأسفانه احیای شبکه کردهاند!}
و... درصدد برپانمودن یک کودتای داخلی است، این کودتا ممکن است تحتعنوان "دفاع از انقلاب اسلامی"، "مارکسیستی و دست چپی" یا "ملی و دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران" باشد. این کودتا بهاصطلاح به آشوب و هرجومرج در سراسر کشور خاتمه میدهد، سران انقلاب و بهخصوص پیروان مشی امام و احتمالاً تعدادی از مردم روشنفکر و بیدار را از دم تیغ میگذراند،مسئله کردستان را حل مینماید.
بحرانها را در سیستان و بلوچستان، خوزستان، آذربایجان و گنبد حل میکند و درنهایت استقلال، امنیت و تمامیت ارضی ایران بهدست مزدوران امریکایی به ارمغان میآورد!
البته دراینمیان محاصره اقتصادی پایان یافته و حملات نظامی بعث عراق نیز قطع میگردد. این "حکومت مترقی" درصورتیکه کودتا! بهاصطلاح "مارکسیستی" یا "ملی" باشد، چون احتمالاً دستش به خون رهبران انقلاب و مردم آلوده خواهد بود، بلافاصله با یک کودتای دیگر دست راستی به شیوه "اندونزی" سرنگون میشود!... تأکید میکنیم که ما شرایط کنونی را همچنانکه در بیانیه "نگاهی به توطئه نظامی امریکا" مفصلاً شرح دادهایم، همانند شرایط 25 تا 28 مرداد 32 ارزیابی کرده، هرلحظه امکان اجرای نقشههای ویرانگری را توسط اجانب و ایادی داخلیشان میدهیم. البته ما با اتکا به یاری خدا و با پشتوانه ایمان، هوشیاری و فداکاری شما مردم شرافتمند و شهادتطلب، یقین داریم که این نقشهها حتی درصورت عمل دقیق نیز راه به جایی نخواهد برد و با خشم تودههای مسلمان سرکوب و نابود خواهد گردید، اما برای آگاهی مردم و بهدلیل حساسیت اوضاع، چون ازطرف مسئولین امر تاکنون اقدام جدی دراینجهت صورت نگرفته است، رهنمودها و پیشنهادات خود را با شما در میان میگذاریم:
الف) هشدار و رهنمود به مردم انقلابی: از هرنوع تفرقه و تشتت پرهیز کرده... درصورت عدم وجود و یا عدم امکان ارتباط با کمیتهها، هستههای محلی در مساجد تشکیل داده و زیر نظر معتمدین و معتقدین به انقلاب و امام با هستههای مشابه در سایر مناطق ارتباط منظم و حتیالامکان ارگانیک برقرار نمایند.
ب) هشدار و رهنمود به پرسنل مسلمان و انقلابی نیروهای مسلح {اعضای انجمنهای اسلامی و سایر مسلمانان متعهد}:
مراقب تحولات مشکوک در ارتش بوده و مرتباً آنها را به مقامات مورد اعتماد خود گزارش دهید و از اینکه اقدام عاجلی صورت نگیرد، مأیوس نگشته و به تلاش خود ادامه دهید.
حتیالامکان فعالیتهای خود را بهطور مخفی انجام داده، تا از چشم فرماندهان ناصالح به دور ماند.
آمادگی مقابله با کودتا را در ارتش به وجود آورده و با برادران همفکر خود در دیگر پادگانها {از هر طریق که ممکن است} ارتباط و هماهنگی ایجاد کنید.
ج) هشدار به سپاه، کمیتهها و ستاد بسیج درمورد حفظ آمادهباش کامل و متشکلکردن و مسلحنمودن حسابشده مردم و هشدار و پیشنهاد به مسئولین اجرایی: بیش از این مردم را از اوضاعواحوال بیاطلاع نگذارید، همچون امام امت به مردم و نیروی دشمنشکنشان ایمان داشته باشید و... دستگیری و مجازات ساواکیها و مهرههای رژیم سابق که بیشک از دستهای مشخص و سازمانیافته امریکا در داخل کشورند... از هرنوع اختلاف و تفرقه بپرهیزند! خصوصاً روی سخن ما با آن دسته از اعضای شورای انقلاب و ارگانهای اجرایی است که در خط همهجانبه امام نبوده و همواره حتی هنگام تهاجم نظامی امریکا نیز خردهحسابهای شخصی خود را تسویه میکنند، میباشد. مسلحکردن مردم ازطریق سپاه کمیتهها و ستاد بسیج ملی.
د) هشدار به نیروهای چپ و منحرف: شما اگر بهراستی و به قول خودتان تضاد اصلی را با امریکا میدانید، اینک این گوی و این میدان! پشتسر مردم و رهبری انقلاب عمل کرده و در این مراحل حساس از هرنوع تخریب، کارشکنی، توطئه و تضعیف رهبری انقلاب و ارگانهای اجرایی {بهخصوص نهادهای مردمی و انقلابی} بپرهیزید تا ننگ ابدی در تاریخ برای خود بهجای نگذاشته و چون حزب توده پس از 28 مرداد 32 بیش از این خود را به لجن آلوده نکنید. درست عملکردنتان صرفاً به نفع خود شماست. ... به امید پیروزی نهایی انقلاب اسلامی بر شیطان بزرگ.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، 24/2/1359» (1)
454
در صفحه اول شماره امروز نشریه مجاهد {ارگان سازمان مجاهدین خلق} در کنار عکسی از تجمع ضدامریکایی، ضداسرائیلی طرفداران سازمان در واشنگتن به مناسبت سالروز انعقاد قرارداد کمپ دیوید، اطلاعیهای با عنوان "اعلامیه دانشجویان طرفدار سازمان در سالروز عقد قرارداد کمپ دیوید" درج شده است. در این اطلاعیه آمده است:
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 25/2/1359، ص2.
«به نام خدا و به نام خلق قهرمان فلسطین و به نام همه خلقهای تحتستم دنیا
در سالروز عقد قرارداد کمپ دیوید ما طرفداران سازمان مجاهدین خلق ایران این بهاصطلاح
قرارداد را با شدت هرچه تمامتر
محکوم مینماییم. هماکنون در فلسطین اوج مبارزات مداوم ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی خلق علیه امریکا عکسالعملی وسیع در سطح بینالمللی به جریان انداخته است. صهیونیزم جنایتکار و مرتجعین وابسته به آن غافل از موج آگاهی خلقها که حرکتی را همچون سیلی خروشان برای معدومکردن پایگاههای توخالی آنان به پیش میراند، در لحظات آخر به کوششی بیثمر
متوسل گشته است. ... امریکا و دستنشاندگانش
سادات و بگین در زبالهدان
تاریخ مدفون خواهند گشت. ما بر ضرورت پیوندی هرچه مستحکمتر میان انقلاب ما و حرکتهای
آزادیبخش جهان تأکید نموده و میگوییم که رمز پیروزی در مبارزه آزادیبخش،
ایجاد جبههای ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی در درون و برون مرزهامان میباشد.
ما ایرانیان در پشتیبانی از مبارزه و خواستههای فلسطین استوار ایستاده و حمایتهای
مالی و نظامی خود را از انقلاب فلسطین بهطور روزافزون افزایش خواهیم داد. ... این انقلاب فلسطین بود که برای اولینبار اسلحه در دستمان نهاد و هنوز نبرد ما و شما با امپریالیسم و صهیونیزم ادامه دارد. به امید روزی که همدیگر را در بیتالمقدس
ملاقات کنیم، وقتی که ارتجاع در منطقه محو گشته باشد، همانطور که برادر مجاهدمان مسعود رجوی متذکر گشت که ما مجاهدین خلق همواره خود را دستپروردگان انقلاب
فلسطین حساب میکنیم. ... امروز ایران، فردا فلسطین، زنده باد مجاهدین خلق ایران.» (1)
1) سازمان مجاهدین خلق ایران، نشریه مجاهد، شماره 64، 24/2/1359، صص 1 و 2.
455
اینکه انگلستان در بین کشورهای اروپایی جدیترین متحد امریکا محسوب میشود،بهخصوص در وضعیت کنونی که فقدان یکدستی نظرها و بینظمی در اعلام مواضع دیپلماتیک وجود دارد، زمینه ای برای نوع تبلیغات برخی رسانههای ایران فراهم ساخته است که در ماجرای سفارت ایران در لندن، انگلستان را مقصر و حتی بهنوعی همدست اشغالگران سفارت معرفی کنند. امروز، در مطبوعات اعلام شد که سفارت انگلیس در تهران با صدور اطلاعیه ای اینگونه اتهامات را تکذیب کرده است.
در اطلاعیه سفارت انگلیس در تهران آمده است: «بهطوریکه سفارت انگلیس متوجه شده در بعضی محافل و منابع اتهاماتی به دولت و پلیس انگلیس مبنیبر اینکه آنها به طریقی در سازماندهی و حمله وحشیانه به سفارت ایران و اشغال این سفارت در تاریخ 30 آوریل {10 اردیبهشت} توسط گروهی تروریست شرکت داشته، وارد شده است. اعمال بهتر از لغات حقایق را نشان میدهد و سفارت امیدوار بوده است که این حقیقت که یک نفر پلیس انگلیسی و دو نفر تبعه دیگر انگلیسی نیز توسط تروریستها به گروگان گرفته شدند و اینکه مقامات انگلیسی هر کوششی را بهمنظور آزادی و سلامتی تمام گروگانها انجام داده و در روز 6 مه تصمیم قاطعانه مبنیبر آزادی گروگانها و بهمحاکمهکشیدن تروریستها اتخاذ نمودند، اتهامات بیاساس را درمورد همکاری انگلیس در این وقایع تأسفبار رد مینماید. متأسفانه باوجود اینکه کوچکترین مدرکی دال بر این اتهامات وجود ندارد، این اتهامات بیاساس هنوز ادامه دارد. این سفارت ضمن تقدیم تسلیت خود به خانواده و دوستان شهید عباس لواسانی و شهید علیاکبر صمدزاده و همچنین مردم ایران که در نتیجه شهادت این دو نفر توسط تروریستها دو فرزند شجاع و وفادار را از دست دادهاند، این نکته را روشن میسازد که دولت انگلستان شدیداً حمله تروریستی را به سفارت ایران و اتهامات دایر بر اینکه مقامات انگلیسی به طریقی در تحریک این واقعه دخالت داشتهاند، محکوم مینماید.» (1)
1) روزنامه بامداد، 25/2/1359، ص12.
دراینحال، واکنش روزنامه جمهوری اسلامی ارگان حزب جمهوری اسلامی، دراینمورد جالبتوجه است. این روزنامه امروز نوشت: «بهدنبال انتشار اخبار مربوط به دخالت اینتلیجنت سرویس و سیا در طرح فاجعهآمیز اشغال مسلحانه سفارت ایران در لندن موجی از اعتراض ایران و محافل سیاسی کشورهای انقلابی جهان را فراگرفت. باتوجهبه دامنه قوت این اخبار که حکایت از دخالت جنونآمیز دولت انگلستان در ضربوجرح نمودن ایرانیان مقیم انگلستان و بهخصوص دخالت آگاهانه و با نقشه قبلی دولت انگلیس در شهادت شهید عباس لواسانی و شهید علیاکبر صمدزاده داشت سفارت انگلستان تکذیبنامه را منتشر کرد. در این تکذیبنامه هیچگونه دلیل قانعکنندهای مبنیبر عدم دخالت انگلستان در این فاجعه مصیبتآمیز ارائه نشده است.» (1)
456
گزارش مسئولان مربوط در خوزستان نشاندهنده تداوم فعالیتهای ایذایی و خرابکارانه عوامل وابسته به عراق در این منطقه است.
امروز، در گزارشی متکی به «خبر واصله از تیپ2 زرهی دزفول» چنین آمده است: «شخصی به نام ع(2)... که از مأمورین مخفی سپاه پاسداران دزفول میباشد، اطلاع داده اشخاص زیر که از افراد خاطی منطقه و از یاران حطه معروف میباشند در سالهای گذشته به عراق متواری شدهاند اخیراً با گرفتن اسلحه و مهمات از دولت بعث عراق برای خرابکاری به ایران وارد گشته، این افراد توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مستقر در دوسلق دستگیر شدهاند. بستگان این افراد که درحدود 40 الی 50 نفر هستند در بیشههای شوش مخفی و قسم یاد کردهاند اگر این اشخاص محاکمه و اعدام شوند در منطقه دست به اغتشاش توأم با خرابکاری بزنند.» (3)در آخر این گزارش اسامی 4 تن از دستگیرشدگان ذکر شده است.
همچنین «برابر گزارش مرزبانی خرمشهر: 1. افراد سپاه پاسداران برحسب اطلاع قبلی وسیله مخبر محلی در کنار شط نخلستان قریه شطیط راهبندی نموده
و بهمحض ورود قایق موتوری که دارای 6 نفر سرنشین بوده به رگبار بستند درنتیجه یک نفر از سرنشینان قایق کشته و یک نفر مجروح و 4 نفر دیگر متواری و در داخل نخلستان شطیط مبادرت به تیراندازی با سپاه پاسداران مینمایند. 2. نفر مجروح از موقعیت استفاده نموده و قایق را بهطرف کشور عراق حمل میکند. 3. سپاه پاسداران به کمک ناوچه گارد ساحلی موفق به کشف 3 قبضه اسلحه آر.پی.جی7 و 3 عدد موشک مربوطه و 4 قبضه کلاشینکف و 2 عدد نارنجک جنگی میگردند. 4. پیگیری درمورد افراد فراری همچنان ادامه داشته که مقارن ظهر روز 25/2/1359، موفق به دستگیری آنان میگردند پس از تحقیقات مقدماتی بیان داشتهاند شش نفر بودیم که یک نفر کشته و یک نفر مجروح [شد] و
قایق ما دارای دو عدد موتور تندرو بود که شخص مجروح آن را به خاک کشور مقابل برده است.» (1)
در همین حال، گزارش منابع خبری با قید "صحت دارد" نشان میدهد «تعداد 225 نفر چریک از آبادیهای گنجینه و سیدمحمود و عبد نور» که «در جنوب باغسای آموزش چریکی دیدهاند» امروز به کرکوک، موصل و سلیمانیه اعزام شدهاند. همچنین «حدود 200 نفر چریک و درجهدار و افسر کماندو ازطریق سلیمانیه با لباس کردی به ایران نفوذ داده شدهاند.» (2)
882
تحرکات مرزی و تجاوز هوایی عراق امروز هم ادامه یافت.
ستاد عملیاتی مشترک غرب به عملیات نیروی زمینی ارتش گزارش داد: «برابر اطلاع قرار است فردا 26/2/1359، یگانهای مشروحه زیر وابسته به توپخانه لشکر8 عراق جهت انجام یکسری عملیات رزمی در خط اول جبهه در منطقه خانقاه نزدیک حاجعمران انجام دهند {روبهروی پیرانشهر} 20 آتشبار از گردان16 هویتزر، یک آتشبار از گردان83 توپخانه صحرایی، یک دسته از آتشبار34، یک آتشبار از گردان5 ضدتانک، 2 دسته از آتشبار 4 سبک، یک دسته از آتشبار13 سبک.» (3)
امروز، همچنین اطلاعات سپاه کرمانشاه در گزارشی به تهران اعلام کرد: «اخیراً سلاحهای جدید نظیر تانک در چهارکلا عراق دیده شده که طلاییرنگ هرکدام یک دستگاه جیپ سفیدرنگ نسبتاً بزرگ به دنبال خود میکشند به نظر میرسد دستگاه مخصوص پرتاب موشک باشد از روبهرو یک صفحهای نیز در جلوی آن نصب است.» (4)
به گزارش شهربانی آبادان، تجاوز هوایی آخرین ساعات شب گذشته، در ساعت 4 صبح امروز نیز تکرار شد که با شلیک تیر هوایی توپخانه مستقر در فرودگاه، هواپیمای متجاوز به عراق بازگشت. (5)
سپاه خرمشهر هم گزارش داد: ساعت 4:13 بامداد امروز، 3 هواپیمای اکتشافی از مرز عراق وارد حریم هوایی ایران شدند، اما پایگاه دریایی و دژبانی خرمشهر با اسلحههای کالیبر50 آنها را به گلوله بستند و درنتیجه فضای ایران را ترک کردند. ساعت 7 صبح امروز نیز مجدداً 2 فروند هواپیمای خارجی روی نوار مرزی شلمچه به پرواز درآمدند. گزارش یک مقام سپاه حاکی است اماکن حساس خرمشهر تحت کنترل شدید سپاه پاسداران و دیگر مأموران انتظامی قرار گرفته تا امکان پیادهشدن نیروهای خارجی میسر نشود. (6)
همچنین گزارش امروز سپاه به ستاد مشترک ارتش حاکیاز تجاوز هوایی یک فروند میگ عراقی در ساعت 30 دقیقه بامداد، بر روی چاههای نفتی نفتشهر و در ساعت 1 بامداد، بر روی پاسگاه خانلیلی است. (7)
1) سند شماره 347413 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از لشکر92 زرهی {رکن2} به نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 29/2/1359.
2) سند شماره 287363 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی لشکر92 زرهی خوزستان {رکن2}، 4/4/1359.
3) سند شماره 041306 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ستاد عملیاتی مشترک غرب به نزاجا {معاونت عملیات و اطلاعات مدیریت عملیات}، 25/2/1359.
4) سند شماره 041310 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اطلاعات کرمانشاه به اطلاعات تهران، 25/2/1359.
5) سند شماره 287163 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی خوزستان {اهواز} به استاندار خوزستان، 25/2/1359.
6) روزنامه کیهان، 25/2/1359، ص2.
7) سند شماره 041316 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 25/2/1359.
458
تحرکات ایذایی مهاجمان وابسته به عراق که با حمایت مستقیم و آشکار ارتش این کشور همراه است، امروز هم در قصرشیرین، سرپل ذهاب، ازگله و نفتشهر رخ داد.
در قصرشیرین، دقایقی قبل از نیمهشب، مهاجمان با سلاحهای سبک و سنگین از قسمت غرب نوار مرزی ایران و عراق به شهر حمله کردند. (1)در ساعت 00:30، مهاجمان توانستند به سه نقطه در جنوب قصرشیرین با خمپاره60 و آر.پی.جی7 حمله کنند(2)که در طول آن سه گلوله آر.پی.جی به بالای ساختمان نیروگاه برق قصرشیرین اصابت کرد، اما خسارت چندانی به بار نیاورد. (3)همچنین دیوار ساختمان شرکت نفت فروریخت و شیشههایش شکست. (4)در این حملات که با خمپاره، آر.پی.جی و کلاشینکف صورت گرفت،(5)دیوار ساختمان دبستان مهدیزاده و منزل شخصی به نام رسول نیز مورد اصابت قرار گرفت و خسارات مالی به بار آمد. (6)حملات تا ساعت 1:30 بامداد، ادامه یافت و سرانجام با تیراندازی متقابل، مهاجمان عقب رانده شدند. (7)
نکته قابلتوجه اینکه با شروع حمله مذکور «پاسگاه یکهشان نیز همزمان اعلام کرد که ازطریق کشور مقابل با سلاحهای سنگین بهطرف پاسگاه تیراندازی میشود.» (8)به گزارش ناحیه ژاندارمری کرمانشاه «ازطرف غرب قصرشیرین ازسوی کشور مقابل با سلاحهای سنگین و سبک بهطرف پاسگاه یکهشان تیراندازی و مأمورین پاسگاه متقابلاً به آتش آنها جواب داده که مأمورین کمکی به پاسگاه مزبور اعزام و این درگیری تا ساعت 2:15 مورخه 25/2/1359، ادامه [داشته است.]» (9)پس از حمله عراق به پاسگاه مزبور به گزارش گروهان ژاندارمری قصرشیرین «گروهان [مزبور] نیز بلافاصله گروههایی را به نقاط مختلف اطراف شهر قصرشیرین اعزام میکند که از نفوذ احتمالی عوامل ضدانقلاب به داخل شهر قصرشیرین جلوگیری شود.» (10)
علاوهبر حمله یادشده، برابر اعلام شهربانی قصرشیرین، حدود ساعت 6 صبح روز جاری، براثر آتش خمپاره عدهای مهاجم در دشت ذهاب، پسربچهای به نام محمود از ناحیه سینه مجروح و در بیمارستان بستری شد. (11)
در ساعت 11:30 نیز یک دستگاه نفربر در جاده گردهنو به ازگله، روی مین رفت و براثر انفجار آن 10 نفر مجروح شدند. (12)این نفربر متعلق به تیپ ابوذر سرپل ذهاب و حامل 15 سرنشین بود که برای رساندن آذوقه به منطقه می رفت و در 15 کیلومتری گردهنو دچار حادثه شد. در ساعت یک بعدازظهر هم یک نفربر دیگر تیپ ابوذر که برای کمکرسانی به نفربر منفجرشده عازم منطقه بود در سه کیلومتری گردهنو با یک مین ضدتانک برخورد کرد و منفجر شد. از 30 نفر سرنشین این دو نفربر 12 نفر زخمی شدند که 3 نفر سرپایی معالجه و بقیه با هلیکوپتر به بیمارستان منتقل شدند. (13)
حادثه ای دیگر در ساعت 22:40، روی داد. به گزارش هنگ ژاندارمری قصرشیرین: «در 3 کیلومتری شمالشرقی پاسگاه چوغاحمام [چقاحمام] لوله نفت واقع در مسیر جاده نفتشهر بهدست عدهای ناشناس منفجر و موجب آتشسوزی میگردد. مأمورین ژاندارمری با کمک
1) سند شماره 41352 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی به وزارت کشور، 25/2/1359.
2) سند شماره 41286 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {مرکز فرماندهی}، 25/2/1359.
3) سند شماره 041339 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 25/2/1359.
4) سند شماره 41286 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
5) سند شماره 277223 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ قصرشیرین به ناحیه {رکن3}، 25/2/1359.
6) سند شماره 41352 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
7) سند شماره 041339 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
8) سند شماره 277223 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ،پیشین.
9) سند شماره 41388 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 26/2/1359.
10) سند شماره 277223 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
11) سند شماره 41353 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از شهربانی به وزارت کشور، 25/2/1359.
12) سند شماره 41345 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی به وزارت کشور، 25/2/1359.
13) روزنامه کیهان، 27/2/1359، ص2.
کارکنان نفت آتش را مهار و اقدامات برای تعمیر آن جریان دارد و همزمان با این انفجار به پاسگاه چوغاحمام [چقاحمام] نیز بهوسیله عراقیها حمله میشود که با عکسالعمل مأمورین [مواجه]، و در این درگیری صدمه به پرسنل وارد نشده است.» (1)
459
در سنندج، تکاپوی نیروهای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، در دو جنبه تحکیم و تعمیم امنیت در شهر و رفع نابسامانیهای عمومی در جنبههای اجتماعی، معیشتی، بهداشتی و... ادامه دارد. نیروهای مسلح انقلاب اعم از پاسداران و نیروهای ارتش، هرچند مسئولیت مهمی در توزیع «سیل کمکهای مردمی و دولتی به مردم از جنگ رهاشده» و نیز تلاش برای «ساماندهی مراکز و سازمانهای اداری شهر» (2)برعهده دارند، اما این مانع و نافی و رافع مسئولیت اصلی آنان نیست و هنوز تهدید تا حد خطر مرگ، با گلولههای تیراندازان ناشناس و پنهان در زوایای شهر وجود دارد. این خطر علاوهبر ارتشیان و پاسداران، برای تمام نیروها اعم از رزمنده و امدادگر و... که داوطلبانه راهی سنندج شدهاند جدی است.(3)
رحیم صفوی مسئول هماهنگی عملیات سپاه و ارتش در سنندج، در ساعت 11:12 امروز، در پیامی به مرکز گزارش داد: هرچند «محورهای اصلی شهر در اختیار پاسداران و ارتش میباشد»، ولی «به دستور عزالدین [حسینی] عدهای از گروههای مسلح با سلاحهای سنگین به روستاهای اطراف فرار کرده و عدهای بهعنوان نیروی ضربت در شهر باقی ماندهاند.» (4)وی در ادامه "احتیاجات فوری و ضروری" را به این شرح درخواست کرده است:
«اعزام 5000 نفر پاسدار با تجهیزات کامل جهت پاکسازی خانههای شهر و تعویض نیروهای فرسوده و تقویت پستهای مراقبتی شهر، اعزام یک گروه قوی اطلاعات و تحقیقات، تشکیل دادسرا و دادگاه انقلاب در محل. بهکارانداختن فوری دستگاه رادیو تلویزیون و مخابرات با
1) سند شماره 41367 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 26/2/1359.
2) مجید نداف، 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه جامع امام حسین{ع}، 1389، ص493.
3) * یکی از رزمندگان سپاه تهران {عزیز محمدی} جزئیات و مشاهداتی از حوادث امروز سنندج را بازگو کرده که در بخشی از آن آمده است: «یک آدم معتاد را گیر آورده بودند که قرار بود دو نفر را ببرد منطقهای که سران گروهها آنجا بودند. ازقضا گفتند تو باید یکی از آن دو نفر باشی. یکی دیگر هم برادر نورینژاد بود. کرکره مغازهها را پایین کشیده و سوراخ کرده بودند و از داخل آنها تیر میزدند. ما هم متوجه نمیشدیم از کجا تیر میآید. من و نورینژاد ریشهایمان را با ماشین یک زدیم با یک پیراهن چهارخونه و شلوار لی و یک جفت کتانی، سبیلها را هم که بلند شده بود کوتاه نکردیم. با یک کلاه و یک عینک خودمان را شبیه چپیها کردیم و رفتیم محله اصلی گروهها {قطارچپان}. بعدازظهر بود، یکسری خانهها را به ما نشان داد. من داشتم قشنگ دقت میکردم که خانهها و کوچهها در ذهنم بماند. یکمرتبه دیدم آن بنده خدا و آقای نورینژاد {نیستند} و آنها را گم کردم. {با خود گفتم} ای بابا در این شهر غریب بچهها هم که نیستند، بالاخره اگر تکی گیرم بیاورند اسلحه هم ندارم. ... ولی قیافهام خیلی شبیه چپیها بود، کاری نکردند و با ترس و لرز وارد خیابان اصلی شهر شدم. رفتم داخل یک بقالی که سؤال کنم شهر کدام طرف است، یکی از برادرها آمد داخل که شیر بخرد. این برادر سپاهی که داشت شیر میخورد، یکمرتبه دیدم از پشتسرش یک تیر درست خورد به سرش. همانجا افتاد و درجا شهید شد. هرچی نگاه کردم که ببینم از کجا بود، معلوم نشد.» [مجید نداف، 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه جامع امام حسین{ع}، 1389، ص497]
4) سند شماره 041318 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات سنندج به فرماندهی سپاه مرکز، 25/2/1359.
مسئولین غیربومی، اعزام یک واحد تبلیغات و روابطعمومی با وسایل کافی.» (1)
درخواستهای دیگر که مرتباً به مرکز سپاه در تهران ارسال میشود حاکیاز تداوم و حدت نسبی بحران است؛ ازجمله در ساعت 13:35، این پیام از عملیات غرب ارسال شد: «به اطلاع می رسد تمام واحدها بهعلت درگیری احتیاج فوری زیاد به مهمات دارند فوری برایمان بفرستید. افراد اعزامی از اصفهان برای عملیات کامیاران سنندج را بدون تجهیزات فرستادهاید، لشکر کرمانشاه و ارتش هم آنها را تجهیز نمیکند، فوراً مهمات و تدارکات بفرستید.» (2)همچنین یک ساعت بعد پیامی دیگر به مرکز ارسال شد: «تعداد 4 دستگاه سیمرغ، 3 دستگاه جیپ آهو، 4 دستگاه لندرور و 4 دستگاه پیکان جهت استفاده در پستهای مراقبتی شهر و ادامه عملیات [لازم] میباشد. خواهشمند است برای جلوگیری از هرگونه اتفاق سوئی و آسیبپذیری واحدهای مستقر در شهر دستورات لازم را جهت اعزام فوری خودروها صادر فرمایید.» (3)
در شماره امروز خبرنامهای که هواداران سازمان چریکهای فدایی خلق آن را منتشر میکنند،وضع سنندج چنین توصیف شده است: «تاکنون 57 تن از پیشمرگان جنبش مقاومت خلق کرد در درگیریها شهید شدهاند که 29 نفر آنان از پیشمرگان حزب دمکرات و 11 نفر از پیشمرگان سازمان چریکهای فدایی خلق و 18 نفر دیگر از کومهله و گروههای راه کارگر و پیکار و رزمندگان بوده اند. یکی از ناظران عینی نیز از اوضاع سنندج میگوید ارتش در سراسر نقاط شهر سنندج مستقر است و از 8 شب تا 6 صبح حکومت نظامی برقرار است. ماشینها بهشدت کنترل میشود و از آب و برق خبری نیست و ارتش اجازه خروج به اتومبیلها نمیدهد و تاکنون 1000 نفر دستگیر شدهاند که به پادگان سنندج منتقل شده و از روی عکسهایی که در راهپیماییها گرفته شده مورد شناسایی قرار میگیرند. ... مواد غذایی بسیار کم است.» (4)
با این همه، مهمترین موضوع امروز، مسئله مدفونشدگان بود. امروز، طبق تلفنگرامی که ستاد عملیات غرب کشور به تهران مخابره کرد، «جنازه 74 سرباز و 70 درجهدار و استوار در بیمارستان سنندج در زیر خاکها کشف شد.» (5)انتشار اینگونه مسائل دلخراش در مطبوعات بالطبع خالی از چاشنی تبلیغات و احساسات نیست، اما درمورد گزارش خشک داخلی مقامات مسئول به یکدیگر دراینباره که حاوی مطالب مشابهی است، نمیتوان چنین نظر داد. البته بعداً خبرهای کمی متفاوت درباره مدفونشدگان سنندج انتشار یافت، اما تاکنون فقط ازسوی گروههای مسلح درگیر ضدانقلاب، در این موارد مطالبی منتشر شده است. برای نمونه در تاریخ 12/2/1359، سازمان چریکهای فدایی خلق شاخه سنندج، درخبرنامه خود نوشته بود: «48 جنازه پاسداران و نظامیانی که در بیمارستان {شهدا} بودند، با کمک کارکنان به خاک سپرده شدند.» یا کومهله دو روز قبل {23/2/1359}، خبر داده بود که «تعداد 92 جسد در منازل و کوچهها توسط مردم دفن شدند.»(6)(7)
1) همان.
2) سند شماره 041355 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از مرکز عملیات غرب به مرکز تهران، 25/2/1359.
3) سند شماره 041319 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات سنندج به فرماندهی {سپاه مرکز}، 25/2/1359.
4) گروهی از هواداران سازمان چریکهای فدایی خلق، نشریه خبرنامه، شماره 13، 28/2/1359، ص2.
5) سند شماره 041365 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ستاد عملیات غرب کشور به ستاد مرکزی تهران، 26/2/1359.
6) * ضمیمه دارد؛ مشاهداتی درباره مدفونشدگان سنندج.
7) 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، پیشین، ص505.
460
اوضاع بانه بهشدت وخیم است و پادگان این شهر در آستانه سقوط قرار دارد.
امروز، مسئول سپاه پاسداران بانه در پاسخ به درخواست تشریح وضعیت روز گذشته فرماندهی نیروی زمینی ارتش، چنین گزارش داد:
«1. آمار شهر بانه 50000 نفر میباشد که حدود 40000 نفر کوچ کردند و بقیه در دهات اطراف اشرار را ازنظر تدارکات کمک مینمایند. باتوجهبه گزارش رکن2 نیرو تاکنون درحدود 2000 نفر آموزشدیده به منطقه وارد شدهاند.
دشمن بهعلت نزدیکبودن به مرز دارای سلاح سنگین 120 م.م و احتمالاً توپ و بقیه سلاح غارت شده از یگان ارتش میباشد.
در پادگان بانه بیش از 4 بلوک ساختمان وجود ندارد که برابر اجرای آتش سنگین دشمن منهدم گردیده، کلیه پرسنل در مواضع اطراف پادگان مستقر [هستند] بجز پرسنل مخابراتی و بیمارستان. بنابراین هرگونه قضاوتی دور از منطقه عملیاتی براساس قیاس شخصی است و.... ف بانه» (1)پیام مذکور برای «سپاه ابوشریف، سپاه کرمانشاه، سپاه سنندج، لشکر28 و سپاه تهران جبروتی» نیز رونوشت شده است.
فرمانده بانه امروز، در پاسخ دیگری که به ستاد مشترک و گیرندگان رونوشت پیام ارسال کرد اقدام پادگان برای تصرف مجدد ارتفاعات مشرف به پادگان را عملی ندانست. در این پیام آمده است: «طرح قله اربابا با نیروی داخل پادگان یک بار انجام گرفته که بهعلت نرسیدن امکانات هوایی کشته و مجروح زیادی دادند و فعلاً با مهمات و امکانات فعلی پادگان قادر به انجام عملیات دوباره نیست. زخمیهای اعزامی گواهی هستند. ف بانه» (2)رونوشت پیام برای «سپاه ابوشریف، سپاه کرمانشاه، سپاه سنندج، لشکر سنندج، سپاه تهران و ف نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات» ارسال شده است.
امروز همچنین پیامهای متعددی درباره بانه به مقامات مختلف ارسال شد که همگی نشانه وخامت اوضاع این شهر است؛ ازجمله در ساعت 12:36، عملیات سپاه کرمانشاه به عملیات سپاه در تهران چنین پیام داد: «بانه درحال سقوط است. مهمات ندارند. زودتر بفرستید تفنگ ژ3 و فشنگ و برنو و خمپاره هرچه سریعتر.» (3)
در ساعت 19:25، مرکز فرماندهی سپاه در تهران به ستاد مشترک تلفنگرامی بدین شرح مخابره کرد: «پیرو مذاکرات حضوری جهت بمباران هوایی تپه مشرف به پادگان بانه، پس از گذشت قریب به 10 روز کمافیالسابق پادگان ازطرف آن تپه مورد فشار میباشد، لذا مجدداً تقاضا میگردد درمورد بمباران هوایی تپه مذکور و استقرار نیرو اقدامات لازم صورت پذیرد.» (4)
ساعت 21:10، در پیامی از بانه به فرماندهی نیروی زمینی ارتش اعلام شد: «بهعلت نرساندن امکانات برای پادگان بانه دشمن چنان جسارت پیدا کرده است که چندین شب متوالی است که همواره از همه طرف پادگان را مورد هجوم قرار میدهد. تاکنون عدهای زیاد کشته و مجروح شدهاند. به خدا سوگند یاد
1) سند شماره 041437 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مسئول سپاه پاسداران بانه به ستاد مشترک، 25/2/1359.
2) سند شماره 041354 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مسئول سپاه پاسداران بانه به ستاد مشترک، 25/2/1359.
3) سند شماره 041317 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات کرمانشاه به عملیات مرکز، 25/2/1359.
4) سند شماره 041315 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 25/2/1359.
میکنیم که حتی مهمات سلاح ژ3 نیز تمام شده و فقط مقداری در سنگرها موجود است.» (1)در پیامی مشابه نیز آمده است: «افسران ناظر مقدم ما نیز رفته و دستگاه بیسیم که تماس با هواپیما برقرار میشود خراب گردیده است و ما نمیتوانیم از کمک هوایی استفاده کنیم. اقدام فوری لازم ف بانه.» (2)
پیامهای یادشده برای ریاست ستاد مشترک، مسئول سپاه پاسداران ابوشریف، دفتر امام خمینی، دفتر ریاستجمهوری، دفتر سپاه در تهران، دفترخانه {دبیرخانه} شورای انقلاب، سپاه کرمانشاه و تیپ سقز نیز رونوشت شد.
این رنجنامه نیز شبهنگام، از بانه ارسال شد: «در درگیریهای بانه بهعلت عدم رساندن مهمات و امکانات بهوسیله مسئولین مربوط، افراد زیادی از پاسداران شهید شدهاند. شهیدان راه آزادی عبارتاند از...» در ادامه نام 9 شهید و 3 گروگان ذکر شده است. (3)
از سوی دیگر، در یکی از منابع خبری سازمان چریکهای فدایی خلق درباره وضع امروز بانه چنین آمده است: «5
هلیکوپتر بر فراز شهر بانه به پرواز درآمدند که یکی از آنها مورد اصابت گلوله قرار گرفت و سرنگون شد. 2
هلیکوپتر نیز که در نزدیکی پادگان بانه فرود آمده بودند توسط پیشمرگان مورد حمله قرار گرفته و خلبانان آنان دستگیر شدند. این دو هلیکوپتر سالم به تصرف پیشمرگان درآمده است.» (4)
461
علاوهبر سنندج و بانه شهرهای متعددی در مناطق کردنشین درگیر تحرکات مسلحانه و ایذایی بزرگ و کوچک است، ازجمله میتوان به جوانرود، پاوه، نقده، ارومیه و نیز سردشت و اشنویه، اشاره کرد.
امروز، در جوانرود وضعیتی بحرانی ایجاد شد. «برابر گزارش ناحیه ژاندارمری کرمانشاه در ساعت 13:00 مورخه 25/2/1359، عدهای از پاسداران جوانرود که قصد عزیمت [به] خانهشور [را] داشتند در نزدیکی قلقه با افراد مهاجم درگیر و درنتیجه 8 نفر از پاسداران غیربومی خلع سلاح و 2 نفر پاسدار بومی به گروگان برده شدهاند و 2 دستگاه خودروی پاسداران به آتش کشیده شده و سلاح و مهمات زیر بهوسیله مهاجمین به غارت رفته است:
این پایان کار نبود، در خانهشور درگیری با برتری مهاجمان مسلح و در فشار قرارگرفتن پاسداران ادامه یافت تاجاییکه در ساعات 15:30 تا 16:30، چندین پیام بین ارگانهای ذیربط ردوبدل شد؛ مرکز فرماندهی سپاه به ستاد مشترک در ساعت 15:30، این تلفنگرام را مخابره کرد: «برابر اطلاع رسیده وضع خانهشور خیلی خراب است. ارتش هلیکوپتر نمیدهد. دسته پیاده مستقر در جوانرود حرکت نمیکند. با این وضع [باید] یا هلیکوپتر بپرد یا دسته پیاده جوانرود یا تیپ زرهی سرپل حرکت کند و پاسداران را پشتیبانی نماید، در غیر این صورت، تمام سلاحهای موجود را منفجر کرده و عقبنشینی خواهیم کرد.» (6)
1) سند شماره 041325 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از بانه به فرمانده نزاجا، 25/2/1359.
2) سند شماره 041359 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از بانه به فرماندهی نزاجا، 25/2/1359.
3) سند شماره 041324 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از بانه به مسئول سپاه مرکز، سپاه تهران، پادگان امامخمینی و سپاه سقز، 25/2/1359.
4) گروهی از هواداران سازمان چریکهای فدایی خلق، نشریه خبرنامه، شماره 13، 28/2/1359، ص3.
5) سند شماره 041371 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ژاجا {مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 26/2/1359؛ و سند شماره 41379 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از: ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 26/2/1359.
6) سند شماره 041340 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا {مرکز فرماندهی}، 25/2/1359.
در ساعت 16 همین پیام برای دفتر ریاستجمهوری رونوشت شد. در ساعت 16:30 نیز مجدداً مضمون همین پیام را عملیات سپاه کرمانشاه خطاب به عملیات سپاه در مرکز و نیز به ریاستجمهوری و نیروی زمینی ارتش تکرار کرد که حاکیاز تداوم وخامت اوضاع است. (1)
در ساعت 18:15، مضمون پیام مذکور را نیروی زمینی ارتش به فرماندهی لشکر81 زرهی مخابره و اضافه کرد: «برابر اعلام سپاه پاسداران و ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی اوضاع جوانرود خراب است و اظهار نمودهاند که هیچگونه پشتیبانی از دسته پیاده مستقر در جوانرود به عمل نیامده است و پاسداران درخواست نمودهاند اگر کمکی انجام نشود سلاحهای خود را منفجر نموده و عقبنشینی نمایند، لذا دستور فرمایید مراتب را بررسی نموده چگونگی را گزارش نمایید و سپاهیان پاسدار [را] باتوجهبه امکانات موجود پشتیبانی نمایید.» (2)
در پاوه، خمپارهباران شهر از ارتفاعات، امروز با پنجبار پرتاب خمپاره ادامه یافت. همچنین در ساعت 20، پرسنل سپاه و ژاندارمری مستقر در نوریاب پاوه، با سلاحهای سبک و سنگین بهشدت هدف حمله قرار گرفتند. (3)
در نقده، اتومبیل حامل 4 تن از جوانمردان پاسگاه دوآب جلدیان در بین راه پاسگاه و رادار روی مین رفت که به گزارش شهربانی یک تن {اهل نقده} شهید(4)و 3 تن بهسختی مجروح شدند. (5)
در ارومیه و در روستای آلاگوز واقع در شش کیلومتری شهر، یک تراکتور روی مین رفت و خسارت دید. (6)
از سردشت، گزارشی در خبرنامه سازمان چریکهای فدایی خلق درج شده که حاکیاز تداوم بحران در پاسگاه کلته سردشت و پایانی ناخوشایند برای آن است. در این گزارش آمده است: «پاسگاه [کلته] در سر راه مهاباد سردشت و پاسگاه ملاشیخ بعد از چند روز محاصره و بهدنبال درخواست فرمانده پادگان سردشت برای کسب نظر و تصمیمگیری از مرکز به تصرف پیشمرگان درآمد و انبار مهمات آن منفجر شد. شورای شهر سردشت قبلاً از نیروهای سیاسی خواسته بود که به ارتش اجازه دهند ظرف 24 ساعت، پاسگاه را تخلیه کنند که این درخواست مورد قبول واقع شد. اول یک مینیبوس درحالیکه پرچم سفید داشت به پاسگاه آمد و سپس سه مینیبوس پاسدار و نظامیان با سلاحهای سبک خود از پاسگاه خارج شدند. مقدار زیادی مهمات به دست پیشمرگان جنبش مقاومت کردستان افتاد و محل آن منفجر شد.» (7)
ظهر امروز نیز تلفنگرامی درباره اشنویه، با امضای سرتیپ امینداری به عملیات سپاه در تهران واصل شد: «برابر اطلاع حزب دمکرات کردستان از دولت بعث عراق درخواست نموده است که جاده اشنویه [را] به خاک عراق متصل نماید و ضمناً تعداد چند دستگاه گریدر و بلدوزر اداره راه پیرانشهر هماکنون مشغول احداث جاده اشنویه به عراق میباشد. [با این تذکر که] دستور فرمایید دراینمورد بررسی و نتیجه را گزارش نمایند.» (8)
1) سند شماره 041328 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات کرمانشاه به ریاستجمهوری، 25/2/1359.
2) سند شماره 041314 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از نزاجا {معاونت عملیات و اطلاعات مدیریت اطلاعات} به فرماندهی لشکر81 زرهی، 25/2/1359.
3) سند شماره 041341 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 25/2/1359.
4) * مراسم تشییع پیکر این شهید {غلامعلی سلیمانی} در نقده با اندوه اهالی برگزار شد و در مراجعت از قبرستان، جمعیت خشمگین، دفتر سازمان مجاهدین خلق در نقده را به آتش کشیدند. [روزنامه جمهوری اسلامی، 27/2/1359، ص4]
5) سند شماره 41349 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی به وزارت کشور، 25/2/1359.
6) سند شماره 041347 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی به وزارت کشور، 25/2/1359.
7) گروهی از هواداران سازمان چریکهای فدایی خلق، نشریه خبرنامه، شماره 13، 28/2/1359، ص3.
8) سند شماره 041338 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از ستاد عملیات مشترک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی {عملیات}، 25/2/1359.
462
در شرایط کنونی درگیریهای مسلحانه کردستان، مشخص شده است که پاسخ حسننیت "هیئت حسننیت"، تصرف مسلحانه شهرها و غارت پادگانها {به تقلید از روزهای 21 و 22 بهمن 1357} و حمله به ستونهای ارتشی عازم مرز بوده است. در مقابله با وضع یادشده، اکنون که فقط زبان خشونت، کارایی داشته و قابلفهم است، امروز، جلیل گادانی عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات، با دعوت به آتشبس و مذاکره {البته بازهم با تأکید بر پیششرطهای همیشگی و قبلی حزب} بازگشت به دوران حسننیت را خواستار شد.
وی صبح امروز در گفتوگوی تلفنی با کیهان درمورد اظهارات دیروز رئیسجمهور در رادیو و تلویزیون گفت: موارد اصلاحی شش اصل قابلقبول رئیسجمهور اگر با پیشنهادهای اصولی و ایرادات منطقی توأم باشد، مورد قبول حزب دمکرات قرار خواهد گرفت و امیدواریم این شش اصل هرچه زودتر رسماً اعلام شود.
وی درمورد ادامه مذاکرات اظهار کرد: قبل از هر مذاکرهای دولت باید در سراسر کردستان اعلام آتشبس کند و حزب دمکرات نیز دراینمورد هنوز به قرارداد آتشبس قبلی خود معتقد است و مایل است که گروههای سیاسی کردستان و دولت بهطور همزمان اعلام آتشبس کنند تا محیط و جو متشنج کنونی برای مذاکره مساعد شود.
گادانی افزود: آقای فروهر نیز باید وظیفه تاریخی خود را با حسننیت کامل انجام دهد و موافقت مقامات برای برقراری آتشبس را اعلام کند و بعد از این کار یا خود بههمراه هیئتی به کردستان سفر کند یا از حزب دمکرات و نمایندگان مردم کرد دعوت کنند که برای مذاکره به تهران بروند.
وی همچنین گفت: ما بارها اعلام کردهایم اگر مسئله خودمختاری حل شود، عناصر وابسته و کسانی که متهم به همکاری با امپریالیسم هستند در منطقه کردستان بهدست خود مردم نابود خواهند شد زیرا خلق کرد مدافع راستین تمامیت ارضی ایران است و قاطعانه با هرنوع تجاوز خارجی مقابله و از خاک ایران دفاع خواهد کرد. (1)
دراینحال، بولتن طبقهبندیشده کردستان در مطبوعات خارجی که برای مقامات خاصی ارسال میشود، امروز، از قاسملو دبیرکل حزب دمکرات مطالبی درج کرد. این مطالب که از لوموند نقل شده است، جنبهای دیگر از دیدگاههای حزب دمکرات و درواقع تکمیل اظهارات گادانی را نشان میدهد. در این مقاله آمده است: «عبدالرحمن قاسملو به زبان فرانسه بسیار روان {وی استاد زبان کردی در دانشگاه سوربن در سالهای 1978 1977 بوده است} اظهار میدارد که تا همین اواخر، ما در موقعیت خاصی قرار داشتیم؛ یعنی در موقعیت نه جنگ
1) روزنامه کیهان، 25/2/1359، ص3.
نه صلح، اوضاع وخیم و قابلانفجاری بود، ولی اکنون هم در جنگ هستیم و هم در صلح. در اینجا در شهر مهاباد صلح کامل وجود دارد، ولی در سنندج اوضاع جنگ حکمفرماست. قاسملو درمورد احتمال انجام مذاکرات تأکید میکند که کردها همیشه آماده مذاکره هستند، ولی معذلک نباید فراموش کرد که آنها ابتدا خواستار خودمختاری میباشند و هر زمانی که خودمختاری به آنها داده شود، یافتن راهحل بسیار آسان خواهد بود. ... در چنین شرایطی ما نیز خود را برای جنگ آماده میسازیم. در طول روز ما مشغول مذاکره و تلفنکردن به تهران هستیم و هنگام شب به جنگ میپردازیم و تاکتیک ما بسیار ساده است: جنگ پارتیزانی؛ یعنی همهجا باشیم و هیچجا نباشیم. اگر دولت تصمیم بگیرد جنگ کاملی را آغاز کند ما بهطرف کوهستانها خواهیم رفت و در آنجا ما آسیبناپذیر هستیم. کوههای کردستان همیشه از ما محافظت کرده و محافظت نیز خواهد کرد.» (1)
(عبدالرحمن قاسملو:
در طول روز ما مشغول مذاکره و تلفنکردن به تهران هستیم و هنگام شب به جنگ میپردازیم.)
463
دادگاه انقلاب نظیر هر ارگان انقلابی دیگر در وضعیت کنونی که دوگانگی انقلاب نظام بهقوت وجود دارد پرمشغله است و در جنبههای متعدد و مختلفی لاجرم بایستی فعال باشد. سه نمونه که در ادامه آمده مربوط به مندرجات مطبوعات امروز و گویای مطلب است.
به گزارش روابطعمومی دادستانی کل انقلاب، «دادگاه انقلاب اسلامی گنبد پس از رسیدگی به پرونده معلمین و کارمندان آموزشوپرورش که عضو ستاد خلق ترکمن بودهاند و در اغتشاشات گنبد دخالت داشتهاند رأی خود را صادر کرد: 1. محمد آخوندی رئیس حزب رستاخیز سابق، 2. شیوا رویگران، 3. محمدقلی عزیزی بیک مرادگری، 4. آشور محمد شید محمدلی، 5. آی محمد آی محمد، 6.پرویندخت طباطبائی. براساس رأی صادره این شش نفر محکوم به اخراج از آموزشوپرورش شهرستان گنبد شدند و مهناز مداح، حکیم شمالی، طاهر طالبی، عبدالجمیل طالبی، مشد مزدوجی، کوچکگر، اراز قرنجیک، سیدباقر میرحیدری، حمید ضیائی، آناتوریک، قربان بردیخانی، تقی نام گرجی و کلثوم رنجبر، این سیزده نفر نیز محکوم به تبعید به شهرستانهای یزد، اصفهان، کاشان، رفسنجان، قم، شاهرود و جهرم شدند.» (2)
همچنین در اطلاعیه دادگاه انقلاب اسلامی تبریز تأکید شده است که هرگونه راهپیمایی در شهر باید با اجازه این دادگاه برگزار شود. در قسمتی از این اطلاعیه آمده است: برای جلوگیری از توطئه امریکا و وابستگان داخلی آن هرگونه راهپیمایی و تظاهرات بدون مجوز قانونی ممنوع میشود و از همشهریان محترم انتظار دارد هرگونه همکاری را درمورد معرفی عناصر ضدانقلاب با دادگاه انقلاب اسلامی تبریز به عمل آورند. (1)
اطلاعیه دادستانی کل انقلاب نیز حاکی است: «از قرار مسموع عوامل فریبخورده و ایادی امپریالیسم امریکا که از همهجا دست خود را کوتاه و شکست ضدانقلاب را قطعی دیدهاند، تلاش گستردهای را برای آتشزدن خرمنها شروع کردهاند، لذا بدینوسیله به کلیه دادگاهها ابلاغ میشود با لزوم دقت و پیگیری برای شناخت عوامل این توطئه، چون اینگونه افراد از مصادیق روشن مفسد میباشند اجرای حکم محکومین به اعدام دراینمورد نیازی به تأیید مرکز و ارسال پرونده به تهران را ندارد. دادستانها موظفاند احکام شرعی دادگاهها را بلافاصله به اجرا گذاشته و مراتب را به همگان اطلاع دهند.
دادستان کل انقلاب جمهوری اسلامی ایران، علی قدوسی» (2)
464
در کیهان امروز مصاحبه ای با خسرو قشقایی تحت عنوان "مسئله گروگانها به میدان تاختوتاز برای کسب قدرت تبدیل شده است" درج شده که در آن مواضع تندی علیه وضع جاری اعلام گردیده است.(3)
به نوشته کیهان: «خسرو قشقایی که در دور اول انتخابات به نمایندگی مردم اقلید برگزیده شده است در پاسخ سؤالی درباره گروگانها گفت بهنظر من اساساً بایستی کار گروگانها در همان مراحل اولیه حلوفصل میشد و به اینجا نمیکشید. ... متأسفانه کار گروگانها دراثر مرور زمان از مسیر اصلی خود خارج شد و به میدان تاختوتاز درجهت کسب قدرت تبدیل گردید.» خسرو قشقایی در ادامه این مصاحبه، اظهار کرد: «به عقیده من، خودمختاری با تجزیهطلبی از زمین تا آسمان فرق دارد و خودمختاری را حق سراسر کشور میدانم، نهتنها کردستان، بلکه استانهای دیگر هم باید خودمختار شوند. ... خطرناکترین اثر در سیاست عمومی بهخصوص بعد از انقلاب تصمیمگیری در پشت درهای بسته است. ... استقلال این نیست که ما به تمام دنیا اعلان جنگ بدهیم. ... بزرگترین عملی که باید در سیاست خارجی درحالحاضر انجام داد این است که به عربگرایی نپردازیم، چون اعراب سیاست بهخصوصی دارند که بههیچوجه به مزاج ما سازگار نیست. ما بایستی به فکر منافع خود باشیم و درعینحال سعی کنیم که به اسلام و نیروی سوم در
جهان کمک کنیم.»
قشقایی پس از انتقاد از دخالت مراکز قدرت متعدد در امر زمین و کشاورزی و اینکه این امر باعث شده کشاورزی سیر قهقرایی بیشتری پیدا کند، افزود: «چون خودم زمین ندارم این حرفها را میزنم. اگر میخواهیم از وابستگی اقتصادی رهایی یابیم اول باید راهی برای زندهکردن کشاورزی سالم پیدا کنیم.»
{خسرو قشقایی منتخب مرحله اول انتخابات مجلس از اقلید }
روزنامه کیهان در بخشی دیگر از این مصاحبه آورده است: «قشقایی درمورد تشکیل فراکسیون در مجلس و شرکت خود در آن گفت زمانیکه همه اعضای مجلس از یک واحد فراکسیونی تشکیل شده باشد، بهنظر من فراکسیون در مجلس معنی نخواهد داشت و من فعلاً چنین تصمیمی ندارم. خسرو قشقایی که در زمان نخستوزیری دکتر مصدق عضو کمیسیون خارجی مجلس بوده پیرامون امور سیاست خارجی ایران گفت کشتی طوفانزده انقلاب را باید با کنارگذاردن اختلافات داخلی به ساحل نجات آورد و یک آن نباید تصور کنیم که در قرن بیستم، بدون سیاست خارجی میتوان خود را به ساحل نجات برسانیم. چون دنیای امروز دنیای ارتباطات است، نه دنیای انزوا. سیاست خارجی خود را باید طوری تنظیم کنیم که از اختلافات ابرقدرتها استفاده ببریم نه اینکه ابرقدرتها از اختلافات ما استفاده کنند و حالا هم همین سیاست را دنبال خواهیم کرد. وی در پایان این گفتوگو اظهار امیدواری کرد که حداقل نمایندگان در مجلس با هم تفاهم داشته باشند زیرا در سایه وحدت و تفاهم میتوانیم اسم خدمتگزار بر روی خود بگذاریم نه اینکه بخواهیم ازطریق انتقاد غیراصولی خود را وجیهالملّه کنیم.»(1)(2)
ضمیمه گزارش459: مشاهداتی درباره مدفونشدگان سنندج درباره مدفونشدگان چند نمونه از مشاهدات شاهدان عینی در ادامه ذکر میشود. اولین نمونه، مشاهدات یکی از رزمندگان است که در اولین روزهای حضور در سنندج، 13 تن از همراهانش در مسیرهای آلوده شهر، ناپدید شده بودند. وی مینویسد: «سرانجام بعد از بیست روز با حمله نیروهای خودی از خارج و ما از داخل، شهر آزاد شد و من تازه متوجه شدم که آن 13 نفر در روز اول درگیری به شهادت رسیدهاند. ... سرانجام قبرستان را پیدا کردیم،... گودالی بهصورت طولی حفر کرده بودند و شهدای ما و کشتگان خودشان را در آنجا
مدفون کرده بودند، خاکها را کنار زدیم، با صحنه عجیبی روبهرو شدیم، به جنازههای آنها کرم افتاده بود، ولی اجساد شهدا سالم بود. شهید کرمی را از چهره شناختیم، این شهدا نزدیک 18 روز در آن محل مدفون شده بودند. آنها را به لشکر آوردیم و همراه دیگر شهدای این یکماه درگیری، با هواپیما به تهران و از آنجا 34 نفر از این بچهها که از اصفهان بودند به اصفهان فرستاده شدند. ما سه نفر هم که باقیمانده بچههای سپاه مبارکه بودیم، نمیتوانستیم اجساد شهدا را رها کنیم. با خود عهد کرده بودیم که جنازهها را به پدر و مادرشان برسانیم، ازاینرو همراه آنها به اصفهان آمدیم. پیکر شهید مصطفی کرمی سرانجام توسط پدر همسرش غسل و کفن شد و با همان لباسهایی که به شهادت رسیده بود، برای بار دوم در گلستان شهدای روستای درچهکلماران به خاک سپرده شد، اگر اصرار ما نبود تاکنون قبر این بچهها مخفی میماند.» (1)
رزمنده دیگری نوشته است: «بعد از رفتن بچهها شروع به تحقیق پیرامون قریب به 20 برادر پاسداری کردم که در بین راه پادگان به باشگاه، جا مانده بودند. در همین رابطه، پس از تلاشهای فراوان بالاخره به یک پزشکیار ارتشی رسیدم که در گروگان ضدانقلاب مجبور به انجام خدمات پزشکی برای آنان شده بود. از او دراینمورد
سؤال کردم و او اظهار بیاطلاعی کرد. پس از کمی فکرکردن از او سؤال کردم که آیا یادت نمیآید یک بار تعداد زیادی جنازه دفن کرده باشند؟ وی جواب داد چرا، یادم میآید حدود 30 جنازه بود که... بعد از حدود 20 دقیقه کندن زمین، اولین جنازه پیدا شد. یک درجهدار نیروی زمینی بود. از دومین جنازه به بعد بچههای ما بودند که مشخص بود زندهزنده به زیر خاک رفتهاند. چهرههایشان قابل شناسایی نبود و اکثراً آنها را از محتویات جیبها و وصیتنامههایشان میشناختیم. برنامه تجسس با آمدن لودر سریعتر انجام شد و تا ساعت 4 عصر، طول کشید. ما در این مدت بدون اینکه گذشت وقت را بفهمیم یکسره مشغول درآوردن اجساد پاک برادرانمان بودیم و مجموعاً 48 جسد بیرون آوردیم که در بینشان تعداد زیادی پاسدار، یک خلبان هوانیروز که تیرباران شده بود و سرهنگ نصرتزاد بودند. آخرین وداع را با شهدایمان کردیم و برایشان دعا نمودیم و بهروی بدنهایشان گلاب ریختیم و روی تابوتهایشان شاخههای گل چسباندیم. بعداً با چندین ماشین آنها را به فرودگاه بردیم و به هواپیمایی که در انتظار بود، منتقل کردیم.» (2)
ضمیمه گزارش464: افشاگری دانشجویان مسلمان عشایر فارس در پاسخ به اظهارات قشقایی خسرو قشقایی که بعد از شکست جنبش ملی، از فعالان جنبش دانشجویی خارج کشور محسوب میشد، مدتی سردبیر باختر امروز، ارگان جبهه ملی خارج کشور بود، گرایشی که بهتدریج رنگ چپ گرفت و در آن حل شد و از عرصه خارج گردید. قشقایی بعد از پیروزی انقلاب به ایران آمد و در منطقه نفوذ خانواده خویش به فعالیت سیاسی پرداخت.
نامهای با امضای "دانشجویان مسلمان عشایر فارس" در پاسخ به اظهارات قشقایی برای روزنامه کیهان ارسال شد، ولی رونوشت آن در روزنامه جمهوری اسلامی 3/3/1359، درج گردید. در این نامه که نوعی افشاگری برای خسرو قشقایی محسوب میشود، اساس انتخابشدن وی از اقلید زیر سؤال رفته و انتخابات اقلید مخدوش تلقی شده است، اما بیشتر بر خان و فئودال بودن وی تأکید گردیده و اینکه وی منتخب خوانین و فئودالها و ساواکیهای فراری است نه منتخب مردم محروم اقلید و روستاهای آن و بهعنوان استدلال در اثبات این موضوع به راهپیماییهایی که علیه وی بوده است و نیز شکایات و تلگرافات عدیده از مردم مسلمان و جوانان منطقه و... که به دفتر ریاستجمهوری و وزارت کشور واصل شده و مدارک زنده سپاه علیه وی و... اشاره شده است.
در ادامه نامه مذکور در نقد آرای وی آمده است: «آقای قشقایی در قسمتی از مصاحبهاش اعلام کرده است که باید به تمام استانها خودمختاری بدهند. آقای نامبرده مفهوم خودمختاری و چگونگی آن را روشن نکرده است، قابلسؤال است که خودمختاری را از همان نوع حکومت خانخانی پدر و گذشتگان خود میداند؟ اگر چنین است فعلاً با برقراری حکومت خانخانی در استان فارس بهخصوص در منطقه فیروزآباد فارس با زیر چتر خود گرفتن ساواکیهای فراری و عدهای چماقبهدست خودمختاری را عملاً کسب کرده است و به آرزوی خود نیز رسیده است. ... درمورد زمین، خان اظهارنظر کرده است که چون خودم زمین ندارم این
حرفها را میزنم. جای سؤال است، آقای قشقایی با نداشتن زمین چگونه مراتع قشلاقی طایفه ششبلوکی را به نورچشمی خود به نام هدایت نیکبخت فروخته است و مردم زحمتکش و مسلمان عشایر ششبلوکی را سخت تحتستم و فشار قرار داده است؟ چگونه با نداشتن زمین از کلیه دامداران به استضعاف کشیدهشدگان قشقایی و عشایر جنوب از هر رأس در سال گذشته {1358}، بین 100 تا 150 ریال حقالزحمه دریافت کرده است؟ چگونه با نداشتن زمین، زمینهای مزروعی اطراف فیروزآباد فارس ازجمله مبارکآباد را به این و آن فروخته است و در متن قرارداد فروش کلمه صلح کردم را بنویسند؟ و...
آقای قشقایی در مصاحبهاش پیشنهاد کرده است که "بزرگترین عملی که باید در سیاست خارجی درحالحاضر انجام داد این است که به عربگرایی نپردازیم" اما درمورد عربگرایی توضیح بیشتری نداده است، ولی آنچه معلوم است هدف خان از ذکر عبارت عربگرایی مخالفت صریح و روشن با ملت مسلمان و مبارزین قهرمان فلسطین است، زیرا نامبرده در گردهمایی سراسری خوانین جنوب و ساواکیهای فراری که در دیماه 1358 در منطقه افرز از توابع فیروزآباد به سرکردگی خود و برادرش ناصر قشقایی و صدور قطعنامه در یکی از موارد قطعنامه صریحاً از دولت جمهوری اسلامی و شورای انقلاب خواسته بودند که هیچ نوع کمکی به فلسطین نکنند. ...
نسبت به مسائل کشاورزی اظهارنظر شده است که دراثر تعدد مراکز قدرت کشاورزی سیر قهقرایی طی کرده و موجب اخلال در امر اصلاحات ارضی شده است. دراینمورد
موانع را نهادهای انقلابی از قبیل سپاه پاسداران و جهاد سازندگی قید کرده است. کشاورزان مستضعف و عشایر جنوب سؤالاتی برایشان مطرح است که آیا آقای خسرو قشقایی و ایادیشان اصلاً با مسئله اصلاحات ارضی موافق هستند؟ آیا درموقع مطرحشدن برنامه استاد رضا اصفهانی همین آقای قشقایی و هوادارانش نبودند که بهعنوان مخالفت
میخواستند راهپیمایی مسلحانه انجام دهند؟ آیا نامبرده نبودند که به کلانتریهای طوایف ایل قشقایی گفته بودند زراعتهای مسیر راه ایلرو را بچرانید؟ آیا همان برادران قشقایی نیستند که در فیروزآباد و جنوب حکومت تشکیل دادهاند و مانع از حاکمیت دولت جمهوری اسلامی در آن منطقه شدهاند؟ آیا همینها نیستند که تاکنون مانع از تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فیروزآباد شدهاند؟ پس چه شده است که آقای قشقایی برای کشاورزی دلسوزی میکنند و دم از تعدد مراکز قدرت میزنند؟ به نظر میرسد که آنچه که حقیقت است عوامفریبی میباشد.»
نامه با دعوت خسرو قشقایی به مناظره و سپس با این شعار تمام میشود: «درود بر رهبر کبیر انقلاب امام خمینی، نابود باد فئودالیزم و پایگاههای آن.» (1)
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 3/3/1359، ص4.
465
شرکت صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران در گردهمایی وزرای امور خارجه کشورهای اسلامی و کوشش برای طرح مسئله امریکا که به جهتگیری
مطلوب ایران در این گردهمایی منجر شود، مهمترین اقدامات امروز ایران درارتباطبا امریکا محسوب میشود، ولی شواهد نشاندهنده تحقق این مقصود نیست.
وزیر امور خارجه ایران ساعت 22:30 امشب، برای شرکت در گردهمایی مزبور وارد اسلامآباد شد. (1)
وی که در فرودگاه مهرآباد قبل از عزیمت در پاسخ به خبرنگاران اعلام کرده بود مسئله جنایات امریکا در ایران را در گردهمایی اسلامی اسلامآباد مطرح خواهد کرد(2)و یقین دارد این گردهمایی حمله و تجاوز نظامی امریکا بهقصد آزادی گروگانها در ایران را محکوم خواهد کرد، در فرودگاه اسلامآباد، درمورد نحوه طرح مسئله بحران ایران و امریکا ازطرف ایران در این گردهمایی، گفت: مسئله ممکن است به دو صورت مطرح شود، یکی اینکه ما مسئله را طرح خواهیم کرد و دیگر آنکه دیگر کشورها مطرح کنند. درمورد دوم ما فعلاً نمیتوانیم اظهارنظر بکنیم. آنچه برای ما مطرح است و ما در آنجا طرح خواهیم کرد درحقیقت رسیدگی به مداخلات سیاسی و نظامی امریکا در ایران میباشد و ما مسئله را از این جنبه بیان خواهیم کرد، برای اینکه علت بحران همین مسائل است و آنچه بعداً اتفاق افتاده معلول است. قبل از رسیدگی کامل به علت نمیتوان به معلول رسیدگی کرد. قطبزاده افزود: قطعنامهای برای محکومکردن اقدامات امریکا در ایران تسلیم این گردهمایی خواهد شد. (3)
1) روزنامه کیهان، 28/2/1359، ص4.
2) * یادآوری میشود قطبزاده پیشازظهر روز گذشته، با امام خمینی دیدار کرد. به نوشته روزنامه اطلاعات: «در این دیدار که در اقامتگاه امام انجام گرفت صادق قطبزاده گزارشی از چگونگی تشکیل گردهمایی فوقالعاده غیرمتعهدها در ایران برای رسیدگی به تجاوز امریکا به ایران و وضع خارجی کشور تسلیم امام کرد. وی همچنین در این دیدار نظر امام خمینی را درمورد گردهمایی اسلامی پاکستان استفسار کرد.» [روزنامه اطلاعات، 27/2/1359، ص1]
3) روزنامه بامداد، 27/2/1359، ص9.
در همین حال امروز، آقاشاهی وزیر امور خارجه و رئیس هیئت نمایندگی پاکستان در گردهمایی وزرای امور خارجه کشورهای اسلامی، در یک نشست مطبوعاتی گفت: تلاش برای آزادساختن گروگانهای امریکایی در اذهان هیئتهای نمایندگی شرکتکننده در گردهمایی به مقیاس وسیعی وجود دارد. شرکتکنندگان در گردهمایی درعینحال که مایل به یافتن راههایی برای حل مسئله گروگانها هستند با اقدام نظامی و اعمال مجازات علیه ایران مخالفاند. آقاشاهی در پاسخ این پرسش که آیا گردهمایی قادر خواهد بود در مسئله ایران،امریکا و مداخله نظامی شوروی در افغانستان به توافق عمومی برسد، گفت: عقاید متفاوتاند، اما همه هیئتها اولویت را بر حفظ وحدت در طیف کشورهای اسلامی قرار دادهاند. (1)
466
باتوجهبه اینکه طبق گمانهزنیها، طرح مسئله ایران و عراق در گردهمایی اسلامآباد ازطرف عراق قطعی است و با درنظرگرفتن تواناییهای دیپلماسی عراق و بافت سیاسی حاکم بر کشورهای شرکتکننده در این گردهمایی، پیشبینی میشود ایران مشکل زیادی در مقابله با دیپلماسی عراق در این گردهمایی داشته باشد.
خبرنگار خبرگزاری پارس در آستانه برگزاری گردهمایی وزیران امور خارجه کشورهای اسلامی در اسلامآباد پاکستان، مصاحبهای با صادق قطبزاده وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، انجام داد و در آن با اشاره به این موضوع، درباره نوع برخورد ایران سؤال کرد. قطبزاده در پاسخ گفت: «ما مواضع خود را نسبت به کشور عراق بیان خواهیم کرد. ما همیشه نظر کشورمان درمورد عراق را اعلام کردهایم. دولت عراق یک حکومت جنایتکاری است که برخلاف نظر مردم عراق در این کشور حکومت میکند. این دولت یک عامل امپریالیسم جهانی و صهیونیسم بینالملل است و درحقیقت دست آنها در خلیجفارس است و این دولت تاکنون مرتکب جنایات بیشماری شده است. خفقان و کشتار در عراق به حد نهایت رسیده است. این کشور متأسفانه در امور داخلی ما هم دخالت میکند، به حریم مرزی ما تجاوز میکند و خرابکار به ایران میفرستد. ما همه این مسائل را در گردهمایی اسلامی مطرح خواهیم کرد.»
قطبزاده درباره میانجیگری سازمان آزادیبخش فلسطین میان ایران و عراق بار دیگر تأکید کرد: «این موضوع بههیچوجه صحت ندارد، ما هیچگونه میانجیگری را نمیپذیریم
و بارها هم این مسئله را اعلام کردهایم. اصلاً این مسئله برای ما مطرح نیست. ما تصمیم خود را درمورد عراق گرفتهایم و این تصمیم هم قاطع و نهایی است.» (2)یادآوری میشود قطبزاده قبل از عزیمت به اسلامآباد، در فرودگاه مهرآباد نیز در جواب به این سؤال که آیا خبری درزمینه تمایل به میانجیگری یک مقام ثالث میان ایران و عراق در این گردهمایی به وی رسیده است، گفت: «من بارها موضع ایران در قبال مسئله عراق [را] اعلام کردهام و بار دیگر نیز میگویم که حکومت عراق یک حکومت جنایتکار است و مسلماً سازش با اینچنین حکومتی در قاموس ما نیست.» (3)
467
درحالیکه عوامل عراق در داخل ایران به اقدامات ایذایی و خرابکارانه ادامه میدهند، در عراق نیز در سطح تبلیغات علیه ایران نوعی مشابهسازی صورت میگیرد.
روز گذشته، خبرگزاری عراق اعلام کرد مطبوعات این کشور اعترافات یک عامل مزدور ایرانی عضو حزب اسلامی الدعوه، به نام احمد عزیز را همراه با عکس او انتشار دادهاند. در این گزارش که خبرگزاری فرانسه نیز به نقل از خبرگزاری عراق آن را درج کرد، آمده است: «احمد عزیز اعتراف کرده است حزب الدعوه مأموریت داشته، برای قتل مقامات عراقی و انهدام بعضی از مؤسسات دولتی مطالعات لازم را انجام داده و گزارشی برای مقامات ایرانی تهیه کند. وی همچنین اعتراف کرده است سلاحهایی نظیر هفتتیر، نارنجک و سلاحهای بیصدا را که از ایران دریافت کرده است میان سلولهای حزب توزیع کرده است.» در گزارش اضافه شده است: «هفته گذشته نیز اعترافات یک مزدور دیگر ایرانی در عراق انتشار یافته بود.» (1)
علاوهبر آنچه برای تبلیغات طراحی میشود،
مقامات عراقی بهشدت کسانی را که عوامل ایران یا ایرانیان میخوانند، تحت مراقبت دارند بهگونهایکه در مواردی این مراقبت منجر به دستگیری این افراد میشود. دراینزمینه منابع برونمرزی ایران از یک مورد دستگیری در روز جاری خبر دادهاند به این شرح که «غیرنظامی مختار داود سلمان از اهالی استان بصره به اتهام فعالیت سیاسی
و اسلامی بهوسیله مأمورین سازمان امن العام دستگیر و در بازرسی از منزل وی تعدادی از عکسهای امام خمینی و نشریات و اعلامیه علیه حزب بعث کشف که همراه نامبرده جهت تحقیق به بغداد ارسال شده است.» (2)
گزارشی به استانداری خوزستان نیز از صدور یک ابلاغیه هشدارآمیز در «تیپ99 احتیاط مستقر در قرهداغ از توابع سلیمانیه» حکایت دارد. (3)براساس این گزارش که به اداره کل انتظامی وزارت کشور نیز ارسال شد امروز، تیپ نامبرده «به کلیه یگانهای تابعه ابلاغ نموده است تا ایرانیان دستگیرشده را با مراقبت کامل به بغداد اعزام و تحویل دژبان کل نمایند.» (4)
از سوی دیگر، رادیو صوتالجماهیر عراق در بخش عربی خود گزارش داد: «شب گذشته، در یک لوله نفت در استان کرمانشاه انفجاری رخ داد و یک آتشسوزی
وسیعی به وجود آورد. خبرگزاری ایران گزارش داد که این آتشسوزی تا بامداد امروز، ادامه داشته است.» (5)خبرگزاری پارس دراینباره گزارش داده بود، ساعت 22:40 پنجشنبهشب، در 24 کیلومتری نفتشهر واقع در چقاحمام، خط لوله نفتشهر کرمانشاه منفجر و دچار آتشسوزی شد که تا ساعت 10 بامداد، عملیات اطفای حریق ادامه داشت. (6)نکته مهم در این خبر این است که یک گروه وابسته به عراق که قبلاً در بیروت به ترور مخالفان دولت عراق (آیتالله
شیرازی) اقدام کرده بود در تماسی با خبرگزاری فرانسه(7)مسئولیت این انفجار را برعهده گرفت. سخنگوی این سازمان که خود را به
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 58، 26/2/1359، صص 1 و 2، بغداد خبرگزاری فرانسه، 15 مه 1980 {25/2/1359}.
2) سند شماره 287598 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به کمیته هماهنگی، 17/3/1359.
3) سند شماره 287590 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به استانداری خوزستان {معاونت سیاسی انتظامی}، 14/3/1359.
4) سند شماره 034224 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استانداری خوزستان به وزارت کشور {اداره کل امور انتظامی}، 24/4/1359.
5) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 57، 27/2/1359، ص12، بخش عربی رادیو صوتالجماهیر، 26/2/1359.
6) روزنامه بامداد، 27/2/1359، ص2.
7) * خبرگزاری فرانسه قبلاً نام گروهی را که مسئولیت ترور آیتالله شیرازی را به عهده گرفته بود، "جنبش آزادی ملی ایران سازمان ژوئن سرخ" اعلام کرده بود.
چند نام ازجمله "سازمان انقلابی اسلامی" معرفی کرده در تماس تلفنی با دفتر خبرگزاری فرانسه در بیروت، مقامات ایرانی را تهدید کرد که اینگونه عملیاتها علیه نهادهای ایرانی افزایش خواهد یافت. به گزارش خبرگزاری فرانسه، این سازمان هنگام قتل امام شیرازی {روحانی عراقی ضدبعث مستقر در بیروت} خود را معرفی و از عاملان گروگانگیری سفارت ایران در لندن نیز اعلام حمایت کرده بود. این سازمان از سوی دیگر تأیید کرده بود که هواداران آیتالله خلخالی را در لبنان ربوده و آنها را کشته است، چون مقامات ایرانی به خواستهای این سازمان پاسخ مساعد نداده بودند. (1)
468
علاوهبر سه مورد تجاوز هوایی عراق در استان کرمانشاه محدوده پاسگاه گمرکنو،(2)در نفتشهر در ساعت 13:15 (3)و در آبادان ساعت 23:40 ،(4)اقدام مهم دیگر عراق تحرک ایذایی در قصرشیرین بهواسطه مهاجمان محلی بود.
نیمهشب، بین مهاجمان مسلح و پاسداران در محل کارخانه برق قصرشیرین در داخل شهر درگیری مسلحانه پیش آمد. در این حمله به ساختمان کارخانه مذکور صدماتی وارد شد. شدت درگیری در این شهر بیسابقه بود و صدای انفجار و تیراندازی بهطور مداوم در سطح شهر به گوش میرسید. به گفته فرمانده ناحیه ژاندارمری کرمانشاه، مهاجمان مسلح به آر.پی.جی7 و خمپارهانداز همزمان به چهار نقطه سپاه پاسداران، مرزبانی، قرنطینه و پاسگاه ژاندارمری حمله کردند. ولی باوجود شدت درگیری موفق نبودند. (5)
دراینحال، یک گزارش از اطلاعات ژاندارمری حاکی است که همین امروز، «حدود یکصد نفر از افراد به سرپرستی شخصی به نام رتمان الیاسی معروف به رتمان گچ، از پایگاه بیلوله عراق خارج و در کوههای اطراف دالاهو مستقر گردیدهاند و قصد دارند در شبهای آینده به سرپل ذهاب حمله نمایند.» براساس این گزارش همچنین امروز، «حدود 300 نفر به سرپرستی علی احقری و علی حسن خلاصه از منطقه چهارکلا و عراق خارج و در منطقه دالاهو بهمنظور حمله به نقاط حساس شهرستان قصرشیرین و سرپل ذهاب مستقر گردیدهاند.» (6)
469
سنندج با کندی، ولی بهگونهای غیرقابلبرگشت بهسوی آرامش میرود. گزارش کیهان، فضای عمومی شهر را توصیف کرده است.
به گزارش کیهان، خبرنگار ویژه این روزنامه که صبح امروز، وارد سنندج شد گزارشهای مفصلی از شهر ارسال کرده است. وی در گزارشی از لحظه ورود خود به فرودگاه سنندج و بازدید از خیابانهای اصلی و فرعی این شهر آورده است: «گاهگاه صدای شلیک خمپارههایی به گوش میرسید که از پشت تپههای اطراف شهر توسط عناصر آشوبگر که شهر را تخلیه کردهاند شلیک
1) روزنامه بامداد، 28/2/1359، ص12.
2) همان، ص3.
3) سند شماره 41441 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استانداری کرمانشاه به وزارت کشور، 29/2/1359.
4) سند شماره 41421 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 27/2/1359.
5) روزنامه کیهان، 27/2/1359، ص1.
6) سند شماره 034013 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری، 1/3/1359.
میشد. ... بهدنبال ماهها زدوخوردهای خونین، شهر قیافهای جنگزده دارد. در پادگان سنندج که در نقطه مقابل فرودگاه نسبت به شهر است تعدادی از زخمیها بستری هستند و جمعی از افراد وابسته به گروههای مسلح در بازداشت به سر میبرند. ... شهر جنگزده سنندج اکنون نیاز به دوبارهسازی و آبادانی دارد. در نقاطی خارج شهر جنازهها بر روی هم ریخته شدهاند که در میان آنها کسانی دیده میشوند که مشخص است زخم گلولههای آنها کاری نبوده و میتوانستند که نجات یابند، اما گروههای مسلح آنها را همراه کشتهشدگان بر روی هم ریخته بودند. درنتیجه تعداد زیادی از این کشتهشدگان کسانی هستند که دچار خفگی شدهاند. بیمارستان شهر نیز از زخمیهای جنگ پر است. از میان خانههایی که متعلق به گروههای کومهله، فداییان، دمکراتها و سایر گروهها بوده و اکنون تخلیه شده است مقدار زیادی داروهای مخفیشده به دست آمده است.»
کیهان همچنین افزوده است: «خبرنگاران اعزامی کیهان به سنندج که اولین گروه خبرنگاران مطبوعات هستند که موفق شدند از راه زمینی به سنندج عزیمت کنند ... گزارشی از اوضاع شهر درپی تحولات اخیر فرستادند. در این گزارش آمده است: ما {خبرنگاران} ابتدا از کرمانشاه تا کامیاران را بهراحتی و بدون زحمت پیش رفتیم، اما از کامیاران تا سنندج در چند نقطه افراد مسلح حزب دمکرات، کومهله و چریکهای فدائی را دیدیم که راهها را کنترل میکردند و از مسافران بازدید به عمل میآوردند. در یک کیلومتری فرودگاه و مدخل ورودی شهر نیز پاسداران و سربازان جاده را حراست میکنند.
خبرنگاران اعزامی کیهان در تشریح وضع کلی شهر بهدنبال 22 روز درگیری شدید مسلحانه مینویسند: ما از بیشتر محلهها و خیابانها و مراکز حیاتی شهر بازدید کردیم. مرکز رادیو تلویزیون، ساختمان بهداری، باشگاه افسران، شهرداری، استانداری و تعداد زیادی از ساختمانهای خیابان شاپور، شریفآباد، اقبال و صفورآباد و چند خیابان و محله دیگر تخریب شده و غیرقابل سکونت هستند.» (1)
درواقع باوجود قطعیت استقرار سیطره نظام بر شهر، هنوز ناامنیهایی ناشیاز تداوم تحرکات مسلحانه وجود دارد. در ساعت 6:30 صبح، براثر اصابت خمپاره به فرودگاه، یک نفر مجروح و یک دستگاه خودروی زیل منهدم شد. (2)همچنین تکرار این حمله از دهکده حسنآباد باعث شهادت یک درجهدار و یک سرباز گردید. (3)یادآوری میشود شب گذشته نیز تعدادی خمپاره از ارتفاعات اطراف به نقاطی از شهر ازجمله فرودگاه پرتاب شده بود. (4)
در این فضای ناایمن، حتی بیمارستان از مراکز خطر محسوب میشود. ساعت 9 صبح امروز، پیامی با این مضمون به ستاد مرکزی سپاه ارسال شد: «دیروز جنازه 74 سرباز و 70 درجهدار و استوار در بیمارستان سنندج در زیر خاکها کشف شد.» (5)درپی این پیام ساعت 21:40 امشب، ستاد مشترک ارتش با ارسال تلفنگرامی به مرکز فرماندهی سپاه اعلام کرد: «بهقرار اطلاع واصله، بیمارستان شهدا در سنندج که محل درمان ضدانقلابیون میباشد در محاصره برادران سپاه میباشد. دستور فرمایید ضمن خودداری از درگیری چگونگی را اطلاع دهند.» (6)
1) روزنامه کیهان، 27/2/1359، ص2.
2) سند شماره 57513 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا {مدیریت اطلاعات} شماره 35، 28/2/1359، ص1.
3) سند شماره 57506 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا {مدیریت اطلاعات} شماره 34، 25/2/1359 تا 27/2/1359، ص1.
4) روزنامه کیهان، 27/2/1359، ص2.
5) سند شماره 41365 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد عملیات غرب کشور به ستاد مرکزی تهران، 26/2/1359.
6) سند شماره 041387 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران، 26/2/1359.
پیام دیگری که دقایقی بعد ارسال شد نیز حاکیاز خطیربودن وضعیت سنندج است. برطبق این پیام «برادر بروجردی از سنندج به کرمانشاه اطلاع داده و شدیداً خواستار نیرو شده و ما در کرمانشاه 170 نفر نیرو داریم که میتوانیم آنها را به سنندج اعزام کنیم.» (1)
470
امروز که پیشتر ازسوی بنیصدر روز بزرگداشت شهدای کردستان اعلام شده بود، فضای عاطفی، روانی و تبلیغاتی در غالب شهرهای کشور از حوادث اخیر کردستان بهخصوص سنندج و اخبار مربوط به شهادت افراد، متأثر بود. بهخصوص با ورود بعضی از اجساد قطعهقطعه شهدا، تشییعجنازه آنان در برخی شهرها بهشدت علیه گروههای مسلح درگیر در کردستان تشدید میشد. دراینمیان، مراسم نماز جمعه مرکزیت این تکاپوها بود. در ادامه به مراسم بسیار مهم و تأثیرگذار سنندج، تبریز و تهران اشاره شده است.
در سنندج، خبرنگار ویژه کیهان که صبح امروز، با هواپیما وارد فرودگاه سنندج شده، آورده است: «برای اولینبار پس از ماهها، مردم سنندج توانستند مانند سایر هموطنان خود در دیگر شهرهای کشور نماز جمعه را به جای بیاورند. درحالیکه صحن و حیاط مسجد جامع {که بهشدت آسیب دیده است} از نمازگزاران پر شده بود، امامجمعه سنندج ضمن سپاس خدا گفت: خوشا به حال ما که بعد از مدتها دوباره بانگ الله اکبر از اینجا شنیده میشود و ما باز میتوانیم به مسجد بیاییم، زیرا در طول این چند ماه، مسلمانی و اعلام مسلمانبودن جرمی بود که جزایش مرگ میتوانست باشد. امامجمعه در قسمتی دیگر از خطبهاش گفت: اما همانطور که خدا فرموده است صرف گفتن مسلمانبودن کافی نیست و ما هم نباید اجازه دهیم تا دوباره وضع گذشته که در آن مسلمانبودن کافی جرم است به این ناحیه برگردد، آنها هم که برای ماهها این منطقه را صحنه آشوب کردند با اسلام جنگ دارند و مخالف اسلام هستند. امامجمعه آنگاه از امام خمینی تشکر کرد و گفت این صلح و صفا که اکنون به دست آوردهایم بهخاطر وجود امام خمینی است. پس از پایان نماز جمعه، نمازگزاران به شعاردادن پرداختند و فریاد میزدند: "اللهاکبر، خمینی رهبر"،"درود بر خمینی، سلام بر کاک احمد" و... در این هنگام خبرنگار ما برای مصاحبه با امامجمعه نزد او رفت و هنگامی که قصد داشت از او سؤال کند چرا عزالدین حسینی... همینکه مردم اطراف امامجمعه نام عزالدین حسینی را شنیدند همگی فریاد زدند: مرگ بر عزالدین، مرگ بر عزالدین و امامجمعه پاسخ داد: من از عزالدین پرسیدم آیا دولت مخالف اسلام است یا نه؟ اگر دولت مخالف با اسلام است ما هم با آن خواهیم جنگید و اگر اینطور نیست، پس ما چطور میتوانیم با کسانی که مخالف اسلام هستند، متحد شویم و علیه دولت اسلامی بجنگیم.» (2)
همچنین گزارش خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی حاکی است که «در پایان، شرکتکنندگان
در نماز جمعه (1)با دادن شعارهایی دست به تظاهرات زدند آنان شعار میدادند "درود بر خمینی، سلام بر کاک احمد"؛ "حزب فقط حزبالله، رهبر فقط روحالله"؛ "ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی"؛ "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی"؛ "صل علی محمد رهبر ما، خمینی، کاک احمد"؛ "خلق فدایی نمیخواد، کرد جدایی نمیخواد"؛ "اسلام پیروز است، کمونیست نابود است"؛ "ای پاسدار قرآن خدا نگهدار تو، بمیرد بمیرد دشمن خونخوار تو"؛ "پاسدار، ارتشی، دشمنت را میکشیم".» (2)
در تبریز که مراسم نماز جمعه در میدان امام خمینی این شهر برگزار شد، رئیسجمهور،سخنران قبل از خطبهها بود. بیشتر مطالب سخنرانی بنیصدر،مربوط به مسائل کردستان و سنندج بود. وی در این سخنرانی گفت: «با همه کوششی که دشمنان ما به کار بردند تا بگویند در کردستان شیعه با سنی میجنگند موفق نشدند. در کردستان استقلال و آزادی و اسلام با کفر و وابستگی و استبداد روبهرو شد و روبهرو است. امروز، به مناسبت روز شهیدان، سربازان، افسران، پاسداران کردهای مسلمان که قربانی ستمگران شدهاند "شریعتی" در وجود آنها زنده میشود(3)و آنها در وجود ملت بزرگ ما زنده میشوند. تا این ملت برجاست، شما سربازان، پاسداران، افسران که در آنجا بدن تو را قطعهقطعه کردند و... تو برای جمهوری و برای این انقلاب حر شدی و من تو را در حضور این ملت به درجه سرتیپی مفتخر میکنم، اما این افتخار کم است برای کسی که حر میشود و در میدان شرف و افتخار میمیرد و با چنان دلاوری میمیرد و میپذیرد که روح او آزاد بماند و روح او با پایندگی ایران پایدار بماند. ... امروز، روح شهیدان بر فکر پلید آنها میخندد که گمان میکنند میتوانند انقلاب ما را از پای درآورند. این خواست خداست که انقلاب ما نهتنها در مرزهای کشور ما بلکه در سراسر جهان پیروز بگردد و پیروز هم میشود. ... همه پاسداران، سربازان و افسران در هر جایی که ضدانقلاب و دشمنان استقلال ما به اسلحه دست بزنند، موظفاند که این اسلحه را خاموش کنند. ... همه آنهایی که دربرابر حاکمیت دولت ایستادهاند و مانع استقرار این جمهوری شدهاند بشنوند که ما، هم قانون اساسی را اجرا میکنیم و هم به آنچه که امام و ملت ما در جریان انقلاب بیان کردهاند و پذیرفتهاند عمل میکنیم و میخواهیم آنهایی که مسلحانه دربرابر این ملت ایستادهاند اسلحه را بر زمین بگذارند و بر این دولت گردن نهند و ما تا استقلال حاکمیت دولت به فرزندان این ملت فرمان دادیم و این فرمان هنوز به قوت خود باقی است و آنها به پاکسازی ادامه خواهند داد. ... اگر حرف حساب دارید، این میکروفون و رادیو تلویزیون و مطبوعات بهجای اینکه بروید دروغ و تهمت بنویسید و برچسب بزنید و اسلحه بگیرید و توطئه کنید اگر راست میگویید بیایید بحث کنیم و اگر نیامدید بدانید که شما ابوجهلهای زمان هستید و ابوجهلهای این زمان سرنوشتشان هم مرگ در قلمرو اندیشه و مکر و مرگ تن است.»
بنیصدر در ادامه سخنانش گفت: «ما برای بحث آمادهایم. به شما گفتیم اگر شما چماق را بر زمین بگذارید از این طرف کسی چماق برنخواهد داشت [گفتند] خیر اینها حزباللهی هستند و اینها هستند که چماق به دست میآیند و اجتماعات ما را به هم میزنند. گفتیم اتاقهای دانشگاه را از چماق کی پر کرده بود؟ این جوانهای دختر و پسر غیرکرد که خیابانهای سنندج را به سنگر تبدیل کرده بودند کار که بود؟ وقتی ما آمدیم و به شما گفتیم که آمادهایم حق را بپذیریم شما چه مانعی دارد که اسلحه را به زمین بگذارید و در یک محیط آزاد و پاکی که در دنیا بینظیر است زندگی کنید؟... ما میخواهیم به شما پند و اندرز بدهیم و بگوییم از شهدا شرم کنید و از این فرزندان زنان و مردان کرد و غیرکرد که به خاکوخون میافتند شرم کنید و از این ملت انقلابی شرم کنید. چرا روش برادری را که روش اسلامی ما است و سنت فرهنگی ما است نمیپذیرید؟ چه کسی به شما گفته است وقتی اسلحه به دست گرفتید ما تسلیم میشویم؟ هیچ چنین چیزی نیست ما تا اسلحه به دست کسی است گفتوگو نمیکنیم و هیچ چیزی را نمیپذیریم. ما آنچه را که این ملت، آذربایجان، کردستان، خوزستان، کرمان، خراسان، گیلان و مازندران میخواهند نمیتوانیم نه بگوییم، زیرا منتخب این ملت هستیم و چیزی را غیر از اینکه این ملت تصویب کند نمیخواهیم و نمیتوانیم بخواهیم. ... به شما میگوییم دست از برادرکشی بردارید و اگر دست برنداشتید تمام این ملت در کردستان و در همهجا با آخرین نفر شما خواهد جنگید.» (1)
اما بزرگترین و تأثیرگذارترین مراسم امروز، نماز جمعه تهران بود. پس از نماز نیز تشییعجنازه شهدای سنندج در راهپیمایی وسیعی بهسمت لانه جاسوسی انجام شد. برخی از شعارهایی که در این مراسم سر داده شد چنین است: "دمکرات، کومهله، فدایی، سه جاش امریکایی"؛(2)"عزالدین حسینی اعدام باید گردد، مذاکره با کفار تحریم باید گردد." در مقابل لانه جاسوسی نیز دانشجویان پیرو خط امام با این شعار به استقبال شهدای سنندج آمدند: "امریکا، امریکا، مسئول این جنایت، شهیدان، شهیدان، دیدار در قیامت."(3)
روزنامه جمهوری اسلامی مراسم نماز جمعه امروز تهران را که به امامت آیتالله خامنهای برگزار شد بهطور مبسوط بازتاب داد. مسائل مربوط به کردستان مهمترین مطالب مطرحشده در خطبههای نماز جمعه بود که بخشی از آن بدین شرح است: «ملت اسلام بداند در کردستان جنگ، جنگ اسلام و کفر است. در کردستان دو کفر، کفر مارکسیستی و کفر امریکایی با اسلام میجنگد. کفر مارکسیستی به گمان خود و بهاصطلاح خود میخواهد تضادهای درونی این رژیم را تشدید کند تا رژیم جمهوری اسلامی نابود شود و هر رژیمی روی کار بیاید برای او مهم نیست. او فضایی میخواهد که در آن رشد کند و فضای اسلامی فضای رشد اندیشههای الحادی مارکسیسم نیست. کفر امریکایی که بهوسیله چهرههای ظاهراً معمم و روحانی در کردستان ترویج میشود،میخواهد این رژیم ساقط شود تا اسلام نابود شود و امریکا دوباره برگردد. در کردستان جنگ، جنگ اسلام و کفر است، آن کسانی که به نام خلق سخن گفتند، آن
شیخ گمراهی که به نام خلق در کسوت اسلام سخن گفت بداند نقشه آنها برای ما افشا شده است. برای ملت افشایش میکنیم. باید بدانید در جنگ کردستان هرکس در مقابل دولت جمهوری اسلامی میایستد کمک به کفر جهانی یا کفر مارکسیستی یا کفر امریکایی میکند، اول ماهیت جنگ کردستان را لازم است مردم بدانند. آن بدبختی که در کسوت نظامیان و مایه ننگ برادران عزیز نظامی میگوید مسئله کردستان برای من حل نشده است، گوش دهد تا مسئله کردستان برای او حل شود. در کنار ستایش و سپاس عظیمی که از زبان امام و امت خطاب به برادران ارتشی و پاسدار خواهم کرد و مستقلاً از این برادران نام خواهم برد، باید نفرت خود را از آن عناصر تنبل و ضعیف و خائن و مزدور اعلام کنم. در خیابانهای تهران یا در پادگانها راه بیفتید و شعار علیه جمهوری اسلامی بدهید، برای شما حل شده است! در کردستان بروید سلاحتان را {چهل نفر جوان گردنکلفت}تحویل دشمن بدهید برای شما حلشده است! اما با دشمن خدا و خلق، با مزدوران امریکا و مارکسیسم در منطقه بجنگید، با ایادی کفر مقابله کنید حل شده نیست؟!... متوجه شدید که ما چقدر شهید دادیم؟ این شهیدان تابهحال خونشان هدر نرفته است و امروز پیروز شدهایم. سنندج که دمکراتها، کومهلهها، و چریکهای فدایی خلق و دیگر گروههای فاسد آن را بهصورت قلعه جنگی درآورده بودند دراختیار ارتش مسلمانهاست،دراختیار سپاهیان پاسدار و نظامیان مسلمان است آنچنانکه آنها بهخاطر اینکه نماز جمعه برقرار نشود شرکتکنندگان در نماز جمعه را علامت میگذاشتند و سپس یا میکشتند یا تعقیب میکردند و خانه آنها را بمبگذاری میکردند. امروز، هرکس آزادانه میتواند بگوید من مسلمانم، این پیروزی است. دشمن قصد داشت سنندج را پایگاه اصلی خود قرار بدهد. در سنندج مانند یک قلعه جنگی با بتونآرمه سنگر درست کردند، خیابانها را بستند، چگونه توانستند این کارها را بکنند، شش ماه فکر ما را به مذاکره گرم کردند، شش ماه جوانان پاسدار و نظامیان غیور گفتند زحمات ما را هدر ندهند، توجهی نشد، فرصت داده شد که ضدانقلاب و عوامل امپریالیسم بتوانند سنندج را یک شهر اسلامی کردنشین متعلق
(آیتالله خامنهای در نماز جمعه امروز تهران:
در کردستان دو کفر، کفر مارکسیستی و کفر امریکایی با اسلام میجنگد. آن کسانی که به نام خلق سخن گفته و آن شیخ گمراهی که به نام خلق در کسوت اسلام سخن گفت بداند نقشه آنها برای ما افشا شده است.)
به برادران عزیز کرد ما و متعلق به میهن ما، تبدیل به یک استالینگراد بکنند، اخلاق استالینی را هم در آنجا پیاده کنند. ای شرم بر شما باد مزدوران بیگانه، ای افرادی که لباس کردی پوشیدید و در سنگر خودآموز بردید که دو کلمه کردی یاد بگیرید، ای مزدوران شرم بر شما باد. شما دم از آزادی میزنید. شما در دانشگاه تهران در مرکز کشور اسلامی روزنامه پخش میکنید. فحشنامه پخش میکنید. آخرش هم میگویید اختناق است! آن وقت خودتان در گوشهای از همین کشور اسلامی، مسلمانان را به جرم نمازخواندن میکشید، ای ننگ بر شما! این ملت والله از شما نخواهد گذشت. این ملت اوضاعی را که شما به بار آوردید فراموش نخواهد کرد. کردستان را به این صورت میخواستند از بین برند. الآن هم شهر بانه در محاصره است. اجازه بدهید برادران و خواهرانم من از زبان شما به آن پرسنل نظامی که در داخل پادگان بانه پانزده روز است که مردانه میجنگد درود بفرستم. ... برادران نظامی و پاسدار بروید و زودتر کار را یکسره کنید. برادران پیشمرگ کرد مسلمان سلام بر شما، بروید کار بانه را یکسره کنید. ...
ملت مسلمان با این خونها این موفقیتها را به دست میآورد و اجازه نمیدهد باز بر روی خون شهیدان بنشینند، با شیخ گمراه کرد و یا رفقای بدبخت همفکرش مذاکره کنند. با کی مذاکره میکنید؟ اینها نماینده مردم کردستان نیستند. کردستان مانند خراسان است کردستان مانند اصفهان است و آذربایجان است و فارس است. کردستان همانند همه استانهای ایران است، هرجور بقیه استانها اداره میشود آنجا هم باید اداره بشود. ... بعثیها، اسرائیلیها، امریکاییها بدانند که مزدورانشان در منطقه دیگر کاری نمیتوانند بکنند، صحیح است دولت اسلامی برود و با مزدوران امپریالیستها مذاکره کند؟! این منطقی است؟ با خلق خودش که دولت مذاکرهای ندارد! شما چه موقع دیدید که دولت اسلامی با مردم مذاکره کند؟ با مردم خراسان، اصفهان، با مردم شیراز، مذاکره چیست؟ مردم فرزندان این خانهای هستند که سرپرست آن دولت است. یک چیزی را میخواهند و دولت موظف است بدهد، اگر دولت نتواند خواهد گفت نمیتوانم، فردا میدهم. دعوا و اوقات تلخی ندارد. ... ای دولت جمهوری اسلامی به کردستان برس! کردستان گرسنه است. کردستان را رژیم جبار پهلوی گرسنه نگهداشت،گرسنه با شلاق! ما شلاق نمیخواهیم داشته باشیم باید شکمشان هم گرسنه نماند، به کردستان برسید. ای جهاد سازندگی به کردستان برس! برادران سپاه پاسدار در کردستان با مردم با عطوفت و مهربانی رفتار کنید، مبادا با آنها تند حرف بزنید. اینها یک سال است که زیر فشار ستم دشمنان این جمهوری میباشند و چند ماه است که فشار شدیدی را تحمل میکنند. با آنها با محبت، با مدارا و با نوازش رفتار کن! دشمن این جمهوری و دشمن اسلام
جوان یک خانه را به زور از خانه کشیده بیرون. این را ما اطلاع داریم، جوانها را به زور مسلح میکردند، اگر جوان مسلح نمیشد و در سنگر نمیرفت او را تهدید میکردند، این جوان را از این خانه کشاندند بیرون، بردند در سنگر، بعد همان جوان کشته شده و شما با این خانواده چگونه رفتار میکنید. این خانواده یک خانواده داغدار است، باید با او با عطوفت و محبت عمل کنید.
امروز، دولت ایران و ملت ایران موظفاند نسبت به کردستان عزیز، کردستان محروم، کردستان داغدار، کردستان جنگزده و کردستان مصیبتزده نهایت محبت و عطوفت را بکنند.» (1)
بعد از نماز و بعد از راهپیمایی بزرگی که در تشییعجنازه شهدای سنندج انجام شد، در جلوی لانه جاسوسی ابوشریف مسئول واحد عملیات سپاه و نماینده رئیسجمهور در امور سنندج، سخنرانی کرد. وی در بخشی از سخنان خود گفت: «استعمارگر امریکا متوجه کردستان شد و در آنجا تحت پوشش حمایت از خلق کرد جنگ را شروع کرد و در این جنگ افسران مزدور فراری رژیم شاه مخلوع، ساواکیها و چپنماهای امریکایی شرکت داشتند. ... در مریوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل شد، اما افراد مزدور پالیزبان و ساواکیها و افراد بعث عراق آنها را محاصره نمودند و خلع سلاح کردند و تعدادی از آنها را کشتند و عدهای را به اسارت بردند و سر آنها را از بدن جدا کردند بعد از آن به شهر پاوه حمله بردند و بیمارستان را محاصره نمودند و 25 نفر برادران پاسدار که مجروح شده بودند و در بیمارستان بستری بودند را اعدام کردند و در این موقع است که امام این پیر غرنده و پرصلابت و مرد عمل و قاطعیت به خشم میآید و دستور میدهد که ارتش و سپاه به کردستان اعزام شوند و ضدانقلاب را سرکوب کنند. سپاه و ارتش به ندای رهبر پاسخ گفت و تمام مناطق شهری کردستان را پاکسازی کرد و آخرین شهر یعنی مهاباد به دست سپاه افتاد، اما براثر سیاستهای غلط دولت موقت و خوردن فریب و نیرنگ آتشبس و مذاکره با دشمنان اسلام دوباره آنها مواضع خود را تقویت نمودند. ما بارها گفتیم که خروج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از کردستان با ورود ضدانقلاب به منطقه مصادف خواهد بود. ...
جنگ ما در کردستان بهخاطر کردستان نبوده و نیست جنگ ما بین مارکسیستهای امریکایی و مردم مسلمان است و تا نابودی عوامل کفر و مزدوران امریکایی به جهاد مقدس مسلحانه خود ادامه میدهیم و قاطعانه اعلام میداریم هرنوع مذاکره با کفار و عوامل رژیم قبلی را محکوم مینماییم، اعلام آتشبس به دشمن بهمنزله تدارک جنگ دیگری علیه نیروهای مسلمان است. آتشبس را تحت هیچ عنوان نمیپذیریم.» (2)
471
در پیامد قضایای اخیر سنندج که صحنه سیاسی کشور را تحتالشعاع قرار داده است، پیشازظهر امروز، سرهنگ صدری فرمانده لشکر28 کردستان با امام خمینی ملاقات کرد.
وی در گزارشی از وضع کردستان گفت: «به لطف امام و سربازان اسلام سنندج را از لوث کفار پاک کردیم، ما سنندج را پاکسازی کردیم، البته مهاجمین تفنگهایشان را زمین گذاشتند و تعدادی از آنها فرار کردند که در تعقیب آنها در روستاها هستیم و در شهرهای دیگر هم برنامهریزی کردهایم که برویم آنجا را درست بکنیم. آنها تمام نیروهایشان را در سنندج جمع کرده بودند و تمام فعالیت اصلیشان در سنندج بود. تقریباً آنطور که برآورد کردهایم دههزار نفر بودند که از شهرهای مختلف
و جاهای دیگر آمده بودند و تمام امیدشان سنندج بود که خوشبختانه به یأس تبدیل شد.» (1)
امام خمینی نیز بهترتیب بر ضرورت تصفیه اشرار، وحدت ارتش و سپاه و تبعیت ارتش از فرمانده کل قوا {بنیصدر} بدینصورت تأکید کردند: «من امیدوارم که به خواست خدا و همت ارتش و پاسداران، کردستان بهزودی تصفیه و درست شود. من از فداکاریهای شما برای کشور خود و برای اسلام تشکر میکنم. حال که اشرار را از آنجا راندید، باید توجه به این معنا داشته باشید که آنان شما را رها نخواهند کرد. من به شما ارتشیان دلیر و سپاه پاسداران و شورای انقلاب و فرمانده کل قوا هشدار میدهم، که اشرار باید از کردستان تصفیه شوند. آنان کردستان را به فساد کشیدند و مردم کردستان را به طرز وحشتناکی اذیت و آزار کردند. آنان مردم را غارت کردند و همه را کشتند. دیگر نباید به اینها مهلت داد. باید منطقه درست پاکسازی شود تا دست آنها کوتاه و امیدشان قطع شود. البته مسئله مهم این است که ارتش و پاسداران و ژاندارمری ما با یکدیگر همزبان و همپیمان باشند و مهمتر اینکه در عمل با هم هماهنگی داشته باشند، زیرا در هماهنگی است که پیروزی میسر میشود، باید سران با هم تفاهم داشته باشند که بحمدالله دارند. باید سلسله مراتب محفوظ باشد. باید اطاعت بیچونوچرا انجام گیرد، ولی درست مثل صدر اسلام. اطاعت بدون هیچ اغماضی باید باشد و محبت و دوستی و برادری هم باید باشد. حضرت امیر علیهالسلام رئیس کل قوا بودند، ولی نسبت به سایر افراد ارتش اسلام هم عطوفت داشتند. هرگز در سپاه اسلام تحمیل نیست. یعنی درست یک عده برادر هستند که در کنار هم برای خدا میجنگند که یکی فرمانده و دیگری فرمانبردار است و تخلف از دستور فرمانده جایز نیست. باید نظم کاملاً رعایت شود. باید فرماندهان به سربازان بفهمانند که همه با هم برادریم، و همه با هم میخواهیم کاری را انجام دهیم، ولی ارتش هم باید از فرمانده کل قوایش که آقای بنیصدر است اطاعت کند.» (2)
بعد از سخنان امام مجدداً سرهنگ صدری گفت: «باید به عرض حضرت امام برسانم که سربازان اسلام افتخار برای کشور هستند. حضرت امام، طبقه سرباز واقعاً جانفشانی کردند، لخت میشدند بدون لباس میگفتند ما میخواهیم برویم طبق فرمان اماممان شهید بشویم، تااینحد فداکاری میکردند. رفتند و دشمن را شکست دادند و تعداد زیادی از افسران بیش از حد انتظار فداکاری کردند. همکاری بین پاسداران و ارتش تا آنجایی که من هستم مطلقاً حرفی نیست در حدی است که آنچه را که بخواهند ما میکنیم، اصلاً فرقی بین ارتش و پاسداران نیست.» (3)
472
در مسیر راه زمینی زنجان سنندج، معضل دیواندره که مدتها از موانع عمده ارسال تدارکات زمینی به سنندج بود چند روزی است که ظاهراً حل شده است، اما درواقع مشکلات آن در جنبههای مختلفی ادامه دارد. ازجمله تعدادی از روستاهای اطراف هنوز در حیطه اقتدار گروههای مسلح غیرقانونی است که با قدرت بر اهالی عملاً حکومت میکنند.
درمورد دو روستا واقع در غرب و شمالغربی دیواندره امروز در ساعت 18، تلفنگرامی از ستاد مشترک ارتش به سپاه ارسال شد که در آن آمده است: «چون افراد مسلح ضدانقلاب درحدود 300 نفر در ارتفاعات دیواندره و آبادیهای نیریز خاتون و ابراهیمآباد سقز میباشند و 50 نفر سپاهی پاسدار برای پاکسازی منطقه کافی نیست. دستور فرمایید نسبت به اعزام لااقل 100 نفر پاسدار باتجربه اقدام نمایند تا با کمک ارتش آبادیهای نامبرده محاصره، شناسایی و پاکسازی شوند و توجه داشته باشند پیشروی واحدهای ارتش مستلزم پاکسازی موانع موجود است.» (1)
دراینمیان، این مسئله که روستاییان در معرض ظلم و ستم و زورگویی افراد مسلح غیرقانونی هستند(2)و نیز کمبود نیرو برای حل ناامنی روستاهای اطراف در ذهن اهالی شهر که از حضور گروههای مسلح غیرقانونی آسیب دیدهاند نیز وجود دارد، ولی استفاده از نیروی داوطلبان شهر خود مستلزم دقت {برای جلوگیری از نفوذ} و توان سازماندهی و تدارک است. ازاینرو امروز ساعت 21، ستاد مشترک ارتش به ژاندارمری، نیروی زمینی ارتش و نیز سپاه پیام داد: «چون اهالی دیواندره تقاضای اسلحه نمودهاند تا به کمک پاسداران و ارتش نسبت به پاکسازی روستاهای اطراف همکاری نمایند دستور فرمایید دراینمورد بررسی و اقدام نمایند.» (3)
دراینحال مشکلات مربوط به نفوذ گروهها در ارتش یا هواداری برخی عناصر غیروابسته که از عمق نیات و اهداف این گروهها مطلع نیستند، خود در افزایش مشکلات مزید بر علت است. نامهای که احد رضایی مسئول عملیات سپاه زنجان به مرکز فرماندهی سپاه ارسال کرده است، علاوهبر توصیف آخرین وضعیت دیواندره به این مسئله نیز اشاره دارد. در این نامه آمده است: «اطلاعات دقیقی که رسیده اکثر نیروهای دیواندره تشکیل شده از گروههای کومهله و فدایی و کموبیش دمکرات نیز وجود دارد، بهطوریکه پس از بهدستافتادن شهر دیواندره به پاسداران، نیروی ضدانقلاب شهر را ترک کرده و به دهات اطراف پراکنده شدهاند و روستاییان منطقه را تحتفشار قرار میدهند و مشغول تدارک و سازماندهی و تجدید قوای خود هستند. ... در جلسهای که با فرماندهی لشکر16 زرهی قزوین و فرمانده تیپ2 زنجان در دیواندره انجام شد و {البته این جلسه با حضور تعدادی از افسران و درجهداران مؤمن به انقلاب انجام شد} شناسایی و آگاهی که افسران مؤمن از بقیه فرماندهان داشتند و مخالفت علنی فرماندهان با اقدام ارتش جهت جلوگیری از ظلم و ستم به روستاییان ازطرف ضدانقلاب دیده شد، بهطوریکه فرمانده عملیات ارتش به نام سرگرد م(4)با سخنرانی خود در بین مردم و ارتش و سپاه چنین وانمود کرد که حزب کومهله و فداییان با ما برادرند و ما برای سرکوبی اینها نیامدهایم. ... در تیپ2 زرهی زنجان بهطوریکه مکرر مشاهده شده است و خود پرسنل مؤمن به انقلاب میگویند جوی به وجود آمده که بعضی از آنها اگر با سپاه همکاری نزدیک داشته باشند، امکان ترور این درجهداران
1) سند شماره 041391 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 26/2/1359.
2) سند شماره 041444 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات سپاه زنجان به مرکز فرماندهی، 26/2/1359.
3) سند شماره 41386 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا {پست فرماندهی}، 26/2/1359.
4) * در سند نام کامل آمده است.
و افسران مؤمن به انقلاب هست بهطوریکه خود برادران پاسدار شاهد جریان بودند که یکی از درجهداران تیپ2 زنجان با سپاه جهت پاکسازی منطقه رفته بود و ضربهای به
ضدانقلاب نیز وارد شده بود. پس از پایان این مأموریت برای این درجهدار تشکیل دادگاه خلقی ازطرف پرسنل چپی تیپ زرهی انجام شده بود و تهدید به مرگ کرده بودند که با پشتیبانی برادران پاسدار فعلاً این خطر از درجهدار مزبور رفع شد. ...
وضع راه دیواندره و سنندج پاکسازی نشده و طبق اطلاعات رسیده و شناسایی انجامشده کاملاً افراد ضدانقلاب در جادهها پراکنده و مستقر هستند و هیچگونه عبور و مروری انجام نمیشود.» (1)
473
پادگان بانه بعد از روزها همچنان در محاصره است و وخامت اوضاع این شهر در حدی است که در محافل علنی نیز مطرح میشود؛ ازجمله در نماز جمعه امروز تهران بهطور رسمی و علنی به این مسئله اذعان شد.(2)
در صحنه عمل، گزارش هنگ سقز حاکی است: «روز جاری مهاجمین از جوانب مختلف با سلاحهای سبک و سنگین بهطرف پادگان بانه و گروهان ژاندارمری بهشدت تیراندازی و درحالحاضر پادگان سخت درگیر و مأمورین پادگان با تمامی قدرت به آتش آنان جواب میدهند.» (3)گزارش یادشده را فرماندهی ژاندارمری در ساعت 23:45، به دفتر ریاستجمهوری ارسال کرد با ذکر این عبارت که «چگونگی و نتیجه حاصله متعاقباً اعلام خواهد شد.»
در گزارش لشکر28 نیز آمده است:
در درگیریهای مورخه 25 و 26/2/1359، پادگان بانه، 11 سرباز شهید و یک درجهدار و 3 سرباز مجروح شدهاند که بهمنظور سرکوبی مهاجمان مسلح از ساعت 1:25 روز 26/2/1359 تا ساعت 6:00 همان روز، 5 سورتی پشتیبانی هوایی انجام گردیده است.
یک فروند از هلیکوپترهایی که در مورخه 25/2/1359، از سقز به بانه پرواز کرده بودند مورد اصابت گلوله قرار گرفته و یک فروند دیگر دچار نقص فنی شده است.
حوالی نیمهشب نیز این تلفنگرام با امضای فرمانده پادگان بانه برای دفتر امام و رونوشت آن به سپاه پاسداران ارسال شد: «توجه: اعلام خطر؛ پادگان بانه در چند نقطه آسیبپذیر و درحال سقوط و دیگر نیرویی در پادگان برای مقابله وجود ندارد. ... فرمانده پادگان بانه.» در هامش این سند نوشته شده است: «به سماجا گفته شد. جواب هواپیما فرستاده شد.» (6)
در گزارش لشکر28 نیز مواردی مربوط به وقایع امروز بانه بدین شرح آمده است: «حمله
1) سند شماره 041444 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
2) * در گزارشهای قبل همین روز ذکر شد.
3) سند شماره 41369 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 26/2/1359.
4) ** در سند نام فرد آمده است.
5) سند شماره 57506 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
6) سند شماره 39025 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از پادگان بانه به دفتر امام، 26/2/1359.
گروههای مسلح به پادگان بانه ادامه داشته و در ساعت 4:30 همان روز دراثر ترکش خمپاره دشمن 2 نفر سرباز شهید و 2 نفر مجروح گردیدهاند و عمل بارریزی با دشواری صورت گرفته است. ... گزارش پادگان بانه حاکی است نفراتی از عناصر مسلح بهصورت انفرادی درحال حرکت بهطرف گردنه خان و جاده سقز دیده شدهاند.» (1)
474
تحرکات مسلحانه و ایذایی غرب کشور امروز در مریوان، پاوه، شاهیندژ، نقده و میاندوآب ادامه یافت.
در مریوان، به پادگان چند بار با خمپارهانداز و دیگر سلاحها حمله شد. انتقال یک شهید و 4 مجروح از مریوان به کرمانشاه(2)، نشانه تلفات ناشیاز این حمله است.
در پاوه بازهم مناطق مختلف شهر از ارتفاعات با خمپاره مورد حمله قرار گرفت. (3)مسجد جامع پاوه، ازجمله این نقاط بود و به همین دلیل نماز جمعه امروز، در این مسجد برگزار نشد. (4)به گفته مسئول روابطعمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پاوه، امروز سیزدهمین روزی است که بهسبب این درگیریها مغازههای شهر تعطیل است. (5)علاوهبر خسارات حملات روز جاری، خبرگزاری پارس خبر داد یک نفر از سه مجروح روز سهشنبه هفته گذشته، به نام زهرا بهرامی هفدهساله که در بیمارستان پاوه بستری بود، امروز به شهادت رسید. (6)
در شاهیندژ، بازهم از حدود نیمهشب گذشته، حمله مسلحانه به شهر و مقر سپاه شروع شد که تا ساعت 3:30 بامداد امروز، ادامه یافت. در این حمله چند گلوله خمپاره به اطراف پمپبنزین اصابت کرد. (7)بهمنظور مقابله با این وضعیت، امروز ساعت 13:50، دوزدوزانی فرماندهی سپاه، این پیام را برای ستاد مشترک ارتش ارسال کرد: «تقاضا میشود جهت تأمین برادران پاسدار مراغه برای پشتیبانی نیروهای مستقر در شاهیندژ که هر شب مورد حمله عناصر ضدانقلاب واقع میشوند اقلام مشروحه زیر را که امکان تأمین ازطرف پادگان مراغه وجود دارد اقدامات لازم صورت گیرد.
در ساعت 21، ستاد مشترک با ذکر درخواست یادشده، پیامی بدین شرح برای عملیات نیروی زمینی ارتش ارسال کرد: «دستور فرمایید که موضوع فوق را بررسی و اقدام نمایند، ضمناً چنانچه حرکت ستون میاندوآب بهزودی انجام شود به سپاه پاسداران محل اطلاع داده شود که مهاجمین را درگیر داشته باشند تا با یک عمل غافلگیرانه از فرار و پخش آنان جلوگیری شود.» (9)
در نقده، متأثر از شهادت یک جوانمرد در روز گذشته، فضایی ناآرام ایجاد شد. در تلفنگرام ستاد مشترک به ژاندارمری آمده است: «طبق اعلام شهربانی نقده تعدادی از جوانان قسمت ترکنشین شهر پس از تشییعجنازه غلامعلی سلیمانی با دادن شعارهایی علیه فدائی، دمکرات به محله کردنشین حمله و سپس در خیابان ارتش با حالت عصیان به کتابفروشی حنیف
1) سند شماره 57513 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص2.
2) سند شماره 57513 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص2.
3) سند شماره 41374 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 26/2/1359.
4) روزنامه جمهوری اسلامی، 27/2/1359، ص1.
5) روزنامه بامداد، 27/2/1359، ص2.
6) روزنامه بامداد، 28/2/1359، ص3.
7) سند شماره 41370 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 26/2/1359.
8) سند شماره 41364 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 26/2/1359.
9) سند شماره 41390 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {مدیریت عملیات}، 26/2/1359.
حمله و نشریات مجاهدین خلق را به آتش کشیده چون امکان دارد در روزهای آتی امکان این درگیری باشد و نیروی فعلی پلیس نیز قادر به برقراری نظم نباشد دستور
فرمایید مقامات مسئول به نیروهای مسلح محلی اعم از ژاندارمری، سپاه پاسداران و مجاهدین گروههای پاکسازی دستورات لازم جهت همکاری با پلیس در اینگونه موارد صادر نمایند.» (1)
در میاندوآب، بازهم نیروهای مستقر در پلیس راه، نیمهشب، مورد حمله قرار گرفتند و تیراندازی متقابل تا حدود 3 بامداد امروز، ادامه یافت. (2)
475
مینگذاری جادهها، اقدامی ساده و کمهزینه و درعینحال، بهخصوص ازنظر ایجاد فضای ناامنی و رعب پربازده است، ازاینرو مسئله مینگذاری به یکی از مسائل عمده این روزها تبدیل شده است.
ساعت 17 امروز، یک دستگاه کمپرسی در جاده قدیمی حیدرآباد نقده روی مین رفت و منهدم شد. در گزارش ژاندارمری به دفتر ریاستجمهوری درباره این حادثه آمده است: «نظر به اینکه امکان دارد در محل دیگری از این جاده مینگذاری شده باشد، از لشکر ارومیه درخواست شده تا با اعزام کارشناس نسبت به بازدید و پاکسازی جاده مذکور اقدام نمایند.» (3)
امروز همچنین ستاد مشترک ارتش هشدار داد: «حزب کومهله [و] دمکرات پس از تخلیه شهر سقز اطراف شهر را مینگذاری و عدهای از ضدانقلابیون در زیرزمینها جهت ضربهزدن مخفی شده است.» (4)این هشدار بر مبنای خبری است که روز گذشته، اطلاعات سپاه ارومیه به اطلاعات عملیات سپاه در تهران ارسال کرده و از مینگذاری اطراف سقز و تحرک مخفیانه در تونل زیرزمینی این شهر بهوسیله پیشمرگان کومهله و دمکرات خبر داده بود. (5)
همچنین ستاد مشترک ارتش امروز، با امضای سرلشکر شادمهر رئیس ستاد مشترک، خطاب به «گیرندگان: 1. نیروی زمینی 2. نیروی هوایی 3. نیروی دریایی 4. ژاندارمری 5. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 6.شهربانی» این پیام را ارسال کرد: «رویدادهای اخیر و اطلاعات واصله حاکی است اکنون که ضدانقلابیون از تفاوتهای موضعی و تهاجم به پادگانها نتیجهای نگرفتهاند و در موقعیت نامساعدی میباشند درصدد مینگذاری در جادهها و نقاط حساس منطقه غرب میباشند بهطوریکه استحضار دارند جنگ با مین یکی از بزرگترین مشکلاتی که واحد متحرک را در محظور قرار خواهد داد و موجب تضعیف روحیه و تقلیل کارایی واحدها میشود و سرعت واحدها را مواجه با خطرات و اشکالات مینماید در این موقع است که بایستی واحدهای مهندسی رزمی با کلیه امکانات مسیرها را قبل از حرکت و عبور واحدها پاکسازی نمایند و واحدها به هر اثر کوچکی که احتمال مینگذاری در آن منطقه باشد مشکوک باشند.
ر. سماجا سرلشکر شادمهر» (6)
1) سند شماره 41389 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 26/2/1359.
2) سند شماره 41375 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 26/2/1359.
3) سند شماره 41378 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 26/2/1359.
4) سند شماره 041385 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 26/2/1359.
5) سند شماره 41321 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اطلاعات ارومیه به اطلاعات و عملیات مرکز، 25/2/1359.
6) سند شماره 41384 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نیروهای زمینی و هوایی و دریایی، ژاندارمری، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شهربانی، 26/2/1359.
476
در وضعیت وجود بحران میان ایران و امریکا، هرگونه موضع گیری ایران راجع به شوروی بالطبع اهمیت زیادی دارد. امروز بازهم وزیر امور خارجه ایران نشان داد که مسئله افغانستان برای ایران از بهرهبرداری از اختلافات دو ابرقدرت اهمیت بیشتری دارد.
صادق قطبزاده درمورد پیشنهاد افغانستان مبنیبر مذاکره با ایران و پاکستان گفت: دولت کنونی افغانستان نمیتواند به نام مردم این کشور صحبت کند. بنابراین نخست باید ارتش شوروی از افغانستان خارج شود تا ما بتوانیم با دولتی که مردمی باشد مذاکره کنیم. درحالحاضر، معلوم نیست دولت افغانستان حکومت میکند یا شوروی، ولی آنچه مسلم است شوروی در آن کشور حکومت میکند وگرنه لزومی به حضور نیروهای نظامی این کشور نبود و چنین به نظر میرسد که مذاکره باید با خود روسیه انجام گیرد. (1)
درباره موضوع مذاکره یادشده در سخنان قطبزاده، خبری که در ساعت 20:45 امشب، از رادیو لندن پخش شد قابلتوجه است. در این برنامه خبری اعلام شد: رژیم کابل پیشنهاد کرده که با ایران و پاکستان گفتوگوهایی در راه عادیساختن روابط دوطرف به عمل آورد و چنانچه ایران و پاکستان و ایالات متحده امریکا حدود مرزهای افغانستان را تضمین نمایند، امکان دارد نیروهای شوروی خاک آن کشور را تخلیه نمایند و افغانستان به صورت کشور بیطرفی درآید، اما وزیر امور خارجه امریکا گفت که این پیشنهاد فقط ظاهرسازی است. وزارت امور خارجه انگلستان هم گفت که این پیشنهاد یک اشکال اساسی دارد و آن این است که باید ابتدا تخلیه نیروهای شوروی اجرا شود و اوضاع موجود {اشغال} تقبیح گردد. مفسر رادیو لندن افزود: «بهمیانکشیدن پای پاکستان و ایران و ایالات متحده در تضمین حدود مرزهای افغانستان درواقع بدان معناست که این کشورها درواقع رژیم کابل را به رسمیت میشناسند و این درست همان چیزی است که شوروی میخواهد.» (2)
درهرحال موضع ایران در سخنان امروز وزیر امور خارجه انعکاس یافت؛ وی گفت: «ما در این کنفرانس [وزرای امور خارجه کشورهای اسلامی] حضور نیروهای شوروی در افغانستان را محکوم خواهیم کرد، زیرا حضور این نیروها برای ما غیرقابلقبول است.» (3)
آقاشاهی وزیر امور خارجه پاکستان، نیز گفت: بهرغم این تصورات که برخی اعضای هوادار شوروی در گردهمایی مانند سوریه، لیبی و سازمان آزادیبخش فلسطین خواهند کوشید تا گردهمایی را به اتخاذ موضعی نرمتر در قبال افغانستان ترغیب کنند، درباره خروج کامل نیروهای شوروی از افغانستان وحدتنظر کامل وجود دارد. (4)
ضمیمه گزارش470: گزارش تفصیلی از مراسم اولین نماز جمعه سنندج بعد از درگیریهای اخیر در فضایی نظیر موقعیت کنونی سنندج که بعد از روزها درگیری شدید از دست گروههای مدعی مسلح آزاد شده است، برگزاری نماز جمعه با مشکلاتی عدیده روبهرو است و تمهیدات خاص خود را میطلبد.
نویسنده کتاب 22 روز حماسه و ایثار در سنندج که خود از محققان و مطلعان قضایای کردستان در سالهای اول پیروزی
انقلاب است، پس از ذکر مراسم بعضی شهرهای ایران به سنندج پرداخته و نوشته است: «اما نماز جمعه در مرکز بحران، یعنی شهر نسبتاً آرامگرفته سنندج در فضایی متفاوتتر درحال برگزاری است. در میان نمازگزاران قشری از متدینین که حداقل چهار جمعه بلکه ماهها را سپری کرده و موفق به برپایی و شرکت در نماز جمعه نگردیدهاند و اینک با حفظ موضع بیطرفیشان نسبت به طرفین جنگ چنین توفیقی را مغتنم شمردهاند، به چشم میخورند. اگرچه این اولین نماز جمعهای است که پس از سقوط حاکمیت جریانات مارکسیستی منعقد میگردد و هنوز ابر ناامیدی از آسمان شهر رخت برنبسته است، اما قشر مسلمان و متعصب مذهبی شهر، بهرغم خطرات جانی احتمالی ازسوی گروهها، چنین فرصتی را به فال نیک میگیرند و با شرکت در مراسم نماز، مجدداً اعتماد نسبیشان را به حاکمیت جمهوری اسلامی و فاتحان سنندج ابراز میکنند. قشر وفادار و در رأس آنها پیشمرگان مسلمان کرد با شیفتگی هرچه تمامتر در این مراسم حضور یافته و بیشک شوقوذوق زایدالوصفی وجود ایشان را فراگرفته است، زیرا اغلب، ماههاست که در مهاجرت به سر برده و اساساً از حضور در دیارشان محروم بودهاند.
اما در پیشاپیش قشر سوم نمازگزاران غیربومی، محمد بروجردی است که اهمیت حضور در این مراسم را مؤکداً به رزمندگان سپاه گوشزد میکند. او در اینجا نیز بخش مهمی از جامعه سنندجی را که زنان و دختران مسلمان هستند، نادیده نمیگیرد.
یکی از دانشجویان دختر اعزامی از تهران، لانه جاسوسی امریکا، میگوید: "حضور در نماز جمعه یکی از کارهای مهم ما بود که باید با لباس کردی میرفتیم و پشتسرشان نماز میخواندیم. حتی از لهجه کردی استفاده میکردیم. بالاخره ما باید با این مردم دوست میشدیم، بااینکه کردی بلد نبودم، ولی وقتی با لهجهشان صحبت میکردم خیلی خوششان میآمد."
یکی دیگر از این دانشجویان [دختر] که بهدلیل تسلط به زبان کردی، نسبت به همرزمان خود نقش فعالتری ایفا کرده است از اولین نماز جمعه سنندج خاطرهای را نقل میکند که بیانگر حالوهوای این لحظات است: "در راهاندازی نماز جمعه میخواستیم بگوییم که همه چیز عادی شده است، وقتی رسیدیم به مسجد چون ته جیب مانتوهای هرکدام از ما نارنجک بود، اصلاً چون مثل نقلونبات بود فراموش کرده بودیم نارنجک همراهمان است. یکی از خانمهای انتظامات که کرد بود کیف من را که گشت یکدفعه فریاد کشید: نارنجک، نارنجک، این نارنجک دارد، تو بازداشتی،..."مدیریت و نقش فعال محمد بروجردی در این مراسم و استمرار حضور او در سنندج و سخنرانیاش قبل از نماز جمعه هفته بعد، گویا حاوی این پیام است که همه این سختیها و محنتها و شهادتها و جراحتها برای برپایی
{نگاه محمد بروجردی به مسجد جامع و اهمیت نماز جمعه و نقش پررنگ وی در برگزاری اولین نماز جمعه بعد از ماهها غربت مسلمانان سنندج }
نماز بوده است و برای او بیشک مسرتبخش و غرورآفرین است که صحن و حیاط مسجد جامع {سنندج که بهشدت صدمه دیده است} از نمازگزاران پر شده و بانگ اللهاکبر در اطراف مسجد و داخل شهر آنی قطع نمیشود.
فرمانده عملیات سپاه کردستان، از اینکه به نماز جمعه سنندج پوشش خوب تلویزیونی داده نشد و آنچنانکه باید آن را منعکس نکردند، ابراز تأسف میکند. این حضور مردمی در شرایطی است که بهزعم خبرنگار کیهان شهر هنوز حالت جنگزده دارد و مردم از امکانات رفاهی بیبهرهاند و فاقد آب و برق و تلفن میباشند. اما شرکت دو وزیر بهداری و پستوتلگراف همراه برخی دیگر از مقامات اجرایی کشور و نیز حاکم شرع کردستان که هرسه قبل از خطبهها به ایراد سخنرانی میپردازند، نویدبخش بسیج منابع و امکانات جدید برای بازسازی شهر و تحکیم هرچه بیشتر امنیت است.» (1)
1) مجید نداف، 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه جامع امام حسین{ع}، 1389، صص 517 و 518.
477
امروز 17 ماه مه، طبق قرار قبلی، اجلاس وزیران امور خارجه 9 کشور عضو جامعه اقتصادی اروپا شروع به کار کرد. در این اجلاس باید برای اجرای مصوبه اجلاس قبلی این وزیران، که 23 آوریل گذشته {3/2/1359} در لوکزامبورگ تشکیل شد، تصمیمگیری شود. در اجلاس مزبور مقرر شده بود چنانچه تا 17 ماه مه {27/2/1359}، پیشرفتی درزمینه مسئله گروگانها حاصل نشود، تحریم اقتصادی نیز بر دیگر تدابیر در نظر گرفته شده افزوده شود.(1)
وزیران امور خارجه 9 کشور عضو جامعه اقتصادی اروپا امروز، گفتوگوهای خود را درباره تحریم اقتصادی مشترک ایران در ناپل آغاز کردند. به گزارش خبرگزاری فرانسه از بروکسل در گفتوگوهای ناپل مسئله جلوگیری از صدور کالاهای بازرگانی بهاستثنای دارو و مواد غذایی، خودداری از امضای قراردادهای جدید و متوقفساختن قراردادهای جاری تا آزادشدن گروگانهای امریکایی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این درحالی است که ایتالیا، انگلیس، فرانسه و آلمانغربی مایلاند بسیاری از قراردادهای مهم خود با ایران را حفظ کنند.
بااینکه مجلس اعیان انگلیس دیروز، لایحه تحریم اقتصادی ایران را تصویب کرد و به این ترتیب لایحه مذکور جنبه قانونی پیدا کرد،(2)به گزارش آسوشیتدپرس وزیران امور خارجه سه کشور مهم غربی یعنی آلمانغربی، فرانسه و انگلیس امروز، ادموند ماسکی وزیر امور خارجه امریکا را مطلع ساختند که بازار مشترک اروپا مجازاتهای اقتصادی علیه ایران را بهطور کامل به کار نخواهد بست. آنها بهطور دقیق برای ماسکی روشن نساختند که چگونه میخواهند مجازاتهایی را که ماه گذشته، تصویب کرده بودند اجرا کنند. سه وزیر امور خارجه مذکور باوجود درخواست پرزیدنت جیمی کارتر مبنیبر اتخاذ روشهای خشن علیه ایران به اطلاع
ماسکی رساندند که به اعتقاد آنها اعمال فشار تجاری کمکی به آزادی گروگانها نخواهد کرد. (1)
مفسر خبرگزاری فرانسه به نقل از محافل اروپایی در بروکسل گفت: «احتمالاً میزان اقدامات اقتصادی علیه ایران بسیار محدود خواهد بود و این چیزی است که موجب یأس امریکا خواهد شد. ... زیرا ادموند ماسکی وزیر امور خارجه امریکا، هفته گذشته، به دفعات درمورد اهمیتی که امریکا برای تحریمهای اقتصادی علیه ایران قائل است، تذکر داده بود. ... این اقدامات عبارتاند از قطع روابط تجاری {بهاستثنای مواد غذایی و دارویی} و امتناع از امضای قراردادهای جدید و تعلیق قراردادهای جاری {بهاستثنای قراردادهای خدماتی}... اما همانطور که روی جنکینز دبیر کمیسیون اروپایی، برای ادموند ماسکی توضیح داد اعمال تحریم درمورد قراردادهای جاری مشکلات عظیمی را به بار خواهد آورد.» (2)
در واکنش به اینگونه تردیدها، هودینگ کارتر سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا، اعلام کرد که امریکا هیچ دلیلی برای بهتأخیرانداختن تحریمهای اقتصادی خود علیه ایران نمیبیند. او گفت ایران هیچ اقدامی برای نجات جان گروگانها انجام نداده است. (3)
در همین حال، ادموند ماسکی وزیر امور خارجه امریکا، کوشید اختلافنظر امریکا و اروپا را عمده نشان ندهد، وی گفت: متحدان اروپایی امریکا راجع به تعریف مجازات ایران دچار مشکلاتی شدهاند، اما وی معتقد است که اروپا از مبارزه اقتصادی امریکا برای آزادی گروگانها حمایت میکند. ماسکی با بیان اینکه متحدان اروپایی امریکا روحیه حمایت از امریکا را دارند، ولی یک رشته مشکلات فنی و غیرفنی در تعریف مجازاتها وجود دارد، افزود هیچگونه انتقادی از روش اروپاییان ندارد. رویتر ضمن این گزارش یادآوری کرده است: در جریان مسافرت ماسکی به اروپا رهبران کشورهای عضو بازار مشترک به او گفتند نباید انتظار داشته باشد که کشورهایشان مجازات کاملی علیه ایران اعمال کنند. (4)
ژاپن متحد غیراروپایی امریکا نیز بهنوعی الگوی اروپا را تأیید کرد. در گزارش آسوشیتدپرس از توکیو آمده است: دولت ژاپن به این نتیجه رسیده است که برای اعمال محدودیتهای جدید اقتصادی علیه ایران، به زمان بیشتری نیاز دارد. ماسایوشی اوهیرا نخستوزیر ژاپن، به خبرنگاران گفت پس از تصمیم جامعه اقتصادی اروپا درمورد محدودیتهای جدید، کابینه او دوباره تشکیل جلسه خواهد داد. منابع آگاه دولتی در ژاپن گفتند ژاپن همگام با اروپا درمورد اعمال هرنوع محدودیت جدیدی اقدام خواهد کرد. یادآوری میشود سابورو اوکیتا وزیر امور خارجه ژاپن نیز امروز، برای شرکت در اجلاس وزیران امور خارجه کشورهای عضو جامعه اقتصادی اروپا وارد ناپل شد. (5)
478
همزمان با اجلاس وزیران امور خارجه کشورهای عضو جامعه اقتصادی اروپا امروز، خبرگزاریها از تحرک دیگری درخصوص مسئله گروگانها خبر دادند.
به گزارش یونایتدپرس از سازمان ملل متحد، امروز، یک سخنگوی این سازمان اعلام کرد که کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل، ظرف ده روز آینده،هیئتی را برای گفتوگو درباره
ازسرگیری مذاکرات راجع به آزادی گروگانهای امریکایی به تهران اعزام خواهد کرد. (1)بهنظر مفسر یونایتدپرس درواقع «والدهایم پس از رایزنیهای بسیار با دولتهای ایالات متحده و ایران که به عقیده وی هردو طرف تمایل خود را به حلوفصل بحران گروگانها ازطریق مذاکره نشان دادهاند، به ابتکار تازه خود روی آورده است.» (2)
به گفته سخنگوی مزبور، ادیب داوودی حقوقدان سوری برای این کار در نظر گرفته شده و قرار است وی با سفر به تهران درخصوص ازسرگیری کار کمیسیون تحقیق سازمان ملل و بهپایانرساندن آن با مقامات ایرانی گفتوگو کند. (3)
479
در گزارشهای خبرگزاریهای غربی همچنان مطالب مربوط به حواشی اشغال سفارت ایران در لندن به چشم میخورد که اینگونه گزارشها در مطبوعات ایران نیز بازتاب مییابد.
امروز، خبرگزاری فرانسه از لندن گزارش داد: بهدنبال انفجار یک بمب در هتل کوئینز گاردن لندن که موجب کشتهشدن یک نفر شد، اسکاتلندیارد اظهار کرد ایرانیهایی که عامل و قربانی انفجار روز شنبه در هتل کوئینز گاردن لندن بودهاند، احتمالاً از اهالی خوزستان هستند که با رژیم ایران مخالفاند و به همان گروه مهاجمان تعلق دارند که عامل گروگانگیری در سفارت ایران در لندن بودند. به گفته مسئول هتل، مردی که براثر این انفجار کشته شد چهار روز پیش به هتل آمده و بارها با یک دوست ایرانی خود ملاقات کرده است. (4)
در گزارش دیگری که آسوشیتدپرس از لندن ارسال کرده نیز آمده است: افسران اسکاتلندیارد گفتند فوزی بداوینژاد، فرد عربی که متهم به کشتن 2 تن از گروگانهای سفارت ایران در لندن است چندینبار تهدید به مرگ شده است. این افسران در یک دادگاه لندن که برای رسیدگی به اتهامات وی تشکیل شده است گفتند بداوینژاد ازطریق نامه و تلفن به مرگ تهدید شده است و اگر با قید ضمانت آزاد شود پلیس بههیچوجه نمیتواند سلامتی وی را تضمین کند. فوزی بداوینژاد به کشتن دو گروگان، توطئه برای قتل سایر گروگانها و حمله و بازداشت غیرقانونی آنها متهم است. (5)
480
دولت عراق همچنان درجهت تشدید فضای دشمنی با ایران پیش میرود.
دراینزمینه، خبر واصله از لشکر92 زرهی حاکی است: «دولت عراق به کلیه کدخدایان قرا دستور داده است مشخصات کلیه کسانی که ایرانیالاصل بوده یا بهنحوی با ایرانیان در ارتباط میباشند گزارش نمایند تا نسبت به مصادره اموال و اخراج آنان از عراق اقدام گردد.» (6)درعمل نیز در 48 ساعت گذشته، جمعاً 652 نفر دیگر ازطریق مناطق مرزی غرب کشور از عراق به خاک ایران رانده شدند. (7)
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 28/2/1359، ص2.
2) روزنامه اطلاعات، 28/2/1359، ص12.
3) همان.
4) روزنامه بامداد، 28/2/1359، ص12.
5) روزنامه بامداد، 27/2/1359، ص12.
6) سند شماره 34001 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مسئول امور انتظامی خوزستان به وزارت کشور {اداره کل انتظامی}، 27/2/1359.
7) روزنامه انقلاب اسلامی، 28/2/1359، ص10.
همچنین امروز، منابع ایرانی خبر دادند: «مدیریت سازمان امنیت و استخبارات و پلیس و فرماندهی حزب بعث در بصره به کلیه مراکز تابعه خود در سرتاسر نوار مرزی ابلاغ نموده که بهطور شبانهروز به گشت و نگهبانی خود افزوده و به مراقبت کامل بدون وقفه ادامه داده و هر جاسوس ایرانی یا عراقی که علیه عراق و به سود ایران کار میکند و وارد مرزهای عراق بشود بلافاصله دستگیر و تحویل نمایند.» (1)در پایان گزارش مزبور چنین نتیجهگیری شده است: «بهعلت گسترش واحدهای عراقی در مرز این کنترل بیشتر و رفتوآمد بهکلی قطع و بینهایت دشوار است.»
دراینحال، تشدید فضای پلیسی در داخل عراق نیز ادامه دارد. یک گزارش از داخل بصره مربوط به امروز، حاکی است که به دستور مأموران امنیتی و انتظامی بصره افرادی که در نظر دارند در مساجد اقامه نماز کنند فقط مجاز هستند که در مسجد واقع در منطقه السیف {بخش قدیم بصره} نماز بگزارند. (2)
481
افزون بر اقدامات نظامی عراق در مناطق مرزی جنوب و غرب کشور، ایجاد ناامنی به طرق مختلف توسط عوامل عراق همچنان ادامه دارد.
خوزستان بهسبب هممرزی با عراق و اشتراکات فرهنگی قبیلهای اهالی آن با ساکنان مناطق مرزی عراق، همواره یکی از کانونهای اصلی فعالیتهای ضدانقلابیون ایرانی وابسته به عراق و نیز عوامل اعزامی رژیم این کشور است. یکی از مشکلات اهالی استان خوزستان این است که هرازگاهی به شکلهای مختلف با اقدامات خرابکارانه این افراد روبهرو هستند. بنا به گزارش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اهواز، بعدازظهر امروز، 100 خرمن گندم کشاورزان زحمتکش واقع در 80 کیلومتری اهواز {مسجدسلیمان} بهدست چند مزدور به آتش کشیده شد. (3)درارتباطبا این آتشسوزی اطلاعیهای ازطرف سپاه اهواز صادر شد که در آن آمده است: «ما یک بار دیگر ضمن پشتیبانی کامل از حقوق مستضعفین و جانبازی در راه تحقق آرمانهای آنان به این عناصر سرسپرده اخطار میکنیم که تا زمین را از وجود این خائنین پاک ننماییم از پای نخواهیم نشست.» (4)
یادآوری میشود مقابله قطعی با نفوذ عناصر یادشده مستلزم تجهیز و بسیج نیروهای زیادی در سطح بومی است که بهدلیل ارتباط وسیع با عوامل عراقی، خود این کار معضلات عدیدهای همراه دارد، بااینهمه،این امر مورد توجه نیروهای بومی سپاه قرار دارد. امروز، واحد تحقیقات و اطلاعات دشت آزادگان درخواستی بدین شرح به واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه اهواز ارسال کرد: «باتوجهبه اینکه موقعیت کنونی مرز دشت آزادگان با عشایر مرزنشین عراق که مرتب درحال درگیری میباشد و عشایر مرزنشین همیشه و همهوقت آماده همه نوع کمک میباشند و مرتب از کمبود فشنگ به مسئولین مراجعه نموده و خواستار این نوع یاری هستند. ازطرف سپاه
پاسداران سوسنگرد واجب و بهطور لزوم میتوان به هر وسیله که شد فشنگ کلاشینکف یا برنو به تعداد زیاد تهیه و به آنان در قبال دریافت رسید و مصرفکردن آن در مواقع ضروری تحویل نماید. لذا هرچه سریعتر در این امر اقدام لازم را مبذول فرمایید که منجر به بروز حوادث دیگر نخواهد شد. ضمناً برحسب اطلاع واصله فشنگ کلاشینکف به اندازه فراوان در لشکر یا در ناحیه ژاندارمری اهواز موجود است.» (1)
پیام امروز فرماندهی لشکر92 به استانداری خوزستان از اقدامات دیگری برای جلوگیری از تردد و نفوذ عوامل عراق حکایت دارد. در این پیام آمده است: «با ارسال یک برگ کالک پیوست حاوی مطالب لازم جهت چگونگی ایجاد جاده و تکمیل شبکه سیمخاردار در نوار مرز به استحضار میرساند ایجاد جاده از منطقه سوبله تا طلایه [طلائیه] قدیم بایستی برآمده باشد و بین جاده مذکور و باتلاقهای هورالعظیم حداقل 200 متر نیبری و منطقه پاک گردد. ایجاد این جاده بهعلت وجود باتلاقها بهتر است که در اواخر تابستان تا قبل از شروع بارانهای موسمی معمولاً اوایل دیماه است شروع گردد، زیرا در این زمان از سال، اغلب باتلاقهای واقع در مسیر جاده خشک میشود و سهولت انجام کار را ممکن میسازد، واضح است که پس از ایجاد جاده در نوار مرز سایر اقدامات کنترلی لازم نیز ازطرف سازمانهای مربوطه انجام خواهد شد و آنچه مشکل به نظر میرسد ایجاد جاده در مسیر پیشنهادی و تکمیل شبکه سیمخاردار است. سایر اقدامات تأمینی لازم بهموازات پیشرفت کار اساسی فوق ازطریق سازمانهای مسئول انجام گردد.
فرمانده لشکر92 زرهی، سرهنگ ستاد فرزانه» (2)
در غرب کشور، گزارش امروز شهربانی کرمانشاه از وجود وضعی غیرعادی در قصرشیرین در طول شب گذشته، حکایت میکند. مطابق این گزارش «بعضی تلویزیونهای
ساکنین قصرشیرین تصویر زنده پادگان سرپل ذهاب و شکل رفتوآمدهای این پادگان را پخش و تا ساعتها پس از بامداد نیز برنامههای تلویزیون بغداد را نشان داده [اند].» تحلیل شهربانی در ادامه بدین قرار است:
«به نظر میرسد که عوامل ضدانقلاب با تغییراتی در دستگاهها و دکلهای تقویتی بین راه یا احتمالاً با نصب فرستندههای نامرئی درحدود پادگان مذکور فعالیتهایی را کنترل مینمایند.» (3)
گزارش دیگری از شهربانی قصرشیرین مربوط به درگیری شبانه در ساعت 22، است. براساس این گزارش «در هوان منطقه دشت ذهاب بین مهاجمین و پاسداران مستقر در آن محل درگیری شدیدی رخ داده که یک نفر جوانمرد به نام رمضان کشته و یک پاسدار به نام جوان محمد اهل یزد بهسختی مجروح [شده] که تحت درمان قرار میگیرد.» (4)خبرگزاری پارس وقوع این درگیری را بین مهاجمان مسلح عراقی از یک طرف و پاسداران انقلاب اسلامی و فداییان امام خمینی از سوی دیگر در منطقه مرزی تپهرش گزارش داده است که ضمن آن یکی از فداییان امام خمینی شهید و یک پاسدار انقلاب مجروح شده است. (5)
1) سند شماره 189935 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از واحد تحقیقات و اطلاعات سپاه دشت آزادگان به دایره تحقیقات و اطلاعات سپاه پاسداران اهواز، 27/2/1359.
2) سند شماره 347404 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از لشکر92 زرهی {رکن2} به استاندار خوزستان {مدیریت سیاسی انتظامی}، 27/2/1359.
3) سند شماره 34003 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از استانداری کرمانشاهان به دفتر معاونت امور اداری و مالی، 27/2/1359.
4) سند شماره 41402 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی به وزارت کشور، 28/2/1359.
5) روزنامه بامداد، 29/2/1359، ص3.
482
در منطقه قصرشیرین که عوامل رژیم عراق فعالاند اتفاقی رخ داد که در نوع خود کاملاً بیسابقه بود. گوسفندانی که از روز قبل، سرقت آنها شروع شده بود تا ساعات اولیه بامداد امروز، پس از درگیریهایی به عراق برده شدند.
گزارش ناحیه ژاندارمری حاکی است: «تعدادی از مهاجمین به نام قیاده موقت(1)به آبادی تنگابنو مراجعه به نام اینکه برای همکاری با آنها آمدهاند
اهالی را اغفال و پس از صرف شام با ترس و ارعاب یک هزار رأس گوسفند آبادی را به سرقت میبرند. پاسگاه ژاندارمری محل پس از اطلاع از جریان امر و درگیری و تیراندازی که چهار ساعت ادامه داشته، مهاجمین را متواری و جوانمرد سهراب فتحی جمعی پاسگاه تنگابنو به شهادت میرسد.» رکن سوم ژاندارمری در گزارش به دفتر ریاستجمهوری افزوده است: «چگونگی را از مسئول قیاده موقت استعلام، ضمن تکذیب خبر، جریان واقعه را یادداشت [کرد] که از رابطین خود بپرسد و چون امکان دارد مهاجمین به نام قیاده موقت وارد آبادیها بشوند، به ناحیه کرمانشاه دستور داده شد دقیقاً موضوع را رسیدگی و واقعیت را روشن نمایند.» (2)
بااینکه مشخص نیست در این ماجرا واقعاً سوءاستفاده بارزانیها مطرح بوده است یا عدهای مهاجم وابسته به عراق به نام آنها مرتکب این کار شدهاند، در مطبوعات اعلام شد: عدهای از مهاجمان مسلح عراقی با عنوان کمککردن به اهالی تنگابنو وارد این منطقه شدند و ساعت 2 بامداد، قصد دستبرد داشتند. (3)
همزمان با سرقت گوسفند از آبادی تنگابنو در آبادی گرصدف(4)نیز بهطور مشابهی این کار انجام شد. شروع ماجرا طبق گزارش ژاندارمری به دفتر ریاستجمهوری به ساعت 14 روز قبل {26/2/1359}، برمیگردد. در این ساعت طبق گزارش مزبور «23 نفر با لباس کردی وارد قریه گرصدف حوزه پاسگاه ولدکشته [میشوند] با تهدید از اهالی نان میخواهند، سپس مبلغ 272 هزار تومان پول شمسالله عزیزی کدخدای ده و 2 قبضه اسلحه پران شکاری و یک قبضه اسلحه کمری با 1123 احشام اهالی را(5)به سرقت و در ساعت 20 روز 27/2/1359، در موقع عبور به خاک عراق با مأمورین پاسگاه ولدکشته درگیر که جوانمرد اسماعیل فتحی شهید و سارقین ضمن فرار، احشام را نیز به کشور عراق میبرند. از تلفات احتمالی سارقین اطلاعی در دست نیست، ولی 2 نفر از سارقین به نامهای منصور نظری و...(6)هر دو ساکن قریه گرصدف شناسایی
1) * عنوان افراد بارزانی، یکی از دو گروه عمده کرد عراقی است که با دولت بعث مبارزه میکنند.
2) سند شماره 041445 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 29/2/1359.
3) روزنامه اطلاعات، 28/2/1359، ص3؛ و روزنامه بامداد، 28/2/1359، ص3.
4) ** تنگابنو از روستاهای تابعه قصرشیرین در 5/7 کیلومتری جنوبشرقی خسروی و کنار رودخانه الوند است. گرصدف نیز از آبادیهای تابعه قصرشیرین واقع در 12 کیلومتری جنوب خسروی و کنار همان رودخانه است. [فرهنگ جغرافیایی ایران {آبادیها}، جلد 5، استان 5 {کردستان و کرمانشاهان}، انتشارات سازمان جغرافیایی کشور، صص 95 و 395]
5) *** عبارت "با 1123 احشام اهالی را..." عین سند است.
6) **** نام دوم در سند ناخوانا بود.
[شدند].» (1)درباره این ماجرا در گزارش گروهان ژاندارمری قصرشیرین آمده است: «تعدادی مأمور به کمک پاسگاه ولدکشته اعزام و معلوم میگردد سارقین مسلح تعدادی گوسفند متعلق به قریه گرصدف را سرقت و قصد خروج آن را از نزدیکیهای پاسگاه ولدکشته به عراق را دارند که ضمن زدوخورد مأمورین با عناصر مسلح، جوانمرد اسماعیل فتحی سراب شهید و از سارقین یک عدد گلوله آر.پی.جی7 سالم و تعدادی پوکه کلاشینکف به جا میماند.» (2)
در حاشیه این ماجرا، گزارش ژاندارمری که حاوی گلهمندی از ارتش و تقاضای امکانات میباشد، قابلتوجه است: «ستوان دوم رستمی افسر رابط هنگ با واحد نظامی مستقر در خِرِناصرخان گزارش کرده است هنگام درگیری از واحد نظامی تقاضای اعزام نفربر زرهی و آتش پشتیبانی کرده است، ولی واحد مزبور به درخواست او توجه نکرده درنتیجه مهاجمین عراقی موفق شدهاند گوسفندان را از مرز خارج کنند. استدعا دارد نسبت به ابلاغ دستورات پشتیبانی واحد ارتش در این قبیل وقایع ازطریق مجاری ذیربط اقدام که چنانچه منبعد مأمورین ژاندارمری درگیر شدند از آنها پشتیبانی شود. در غیر این صورت مقرر فرمایند تعداد 4 دستگاه نفربر زرهی دراختیار هنگ بگذارند تا بهموقع خود رأساً اقدام مقتضی معمول و نیازی به پشتیبانی واحد مزبور نباشد.» (3)
483
درحالیکه درگیریهای مسلحانه طولانی اخیر، آثار ملی سراسری نیز همراه دارد که عمده آن نفی شدید هرگونه مذاکره و راهحلهای غیرنظامی است، در سنندج، در کنار برخی اقدامات نظامی تکمیلی، محور اصلی کار نیروهای سپاه و ارتش، رسیدگی به اوضاع عمومی شهر و رفع نابسامانیهای مربوط به ارزاق و... است. پیامهای ارسالی سپاه سنندج برای تهران، حاکیاز اهتمام این نیرو برای هدف مزبور است.
امروز در ساعت 10:37، پیامی به تدارکات سپاه در تهران ارسال شد که حاوی این درخواست بود: «نان 2000 کیلو، قیمه بادمجان 500 جعبه، 3 تن ماهی، 500 جعبه کبریت، 10 کارتن قند، 2000 کیلو پنیر، 5 حلب مربا، 10 قوطی میوه.» (4)همچنین در ساعت 10:40 بار دیگر پیامی بدین شرح به سپاه مرکز و دفتر ریاستجمهوری ارسال شد: «کنسرو لوبیا و قیمه 1000 کارتن، روغن نباتی 50 هزار قوطی، نان 30 هزار نفر، تاید 30 هزار نفر، خرما 2000 بسته، شیرخشک 110000 نفر، برنج 30 هزار نفر، سیب و پیاز 110 هزار نفر، سیگار هر مقدار.» (5)
در کنار اینگونه تلاشها تعویض نیروها و جایگزینکردن نیروهای تازهنفس نیز مطرح است. در ساعت 11 امروز، مرکز فرماندهی عملیات سپاه پیامی را برای سپاه سنندج برادر بروجردی، با این مضمون ارسال کرد: «جهت تعویض 100 نفر از نفرات را با سپاه کرمانشاه در ظرف روز جاری، هماهنگ کنید.» (6)
1) سند شماره 041442 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 دایره امنیت} به دفتر ریاستجمهوری، 29/2/1359.
2) سند شماره 283462 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از هنگ قصرشیرین به تهران فرماندهی ژاجا {رکن3}، 27/2/1359.
3) همان.
4) سند شماره 41426 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات سنندج به سپاه مرکز {تدارکات و عملیات}، 27/2/1359.
5) سند شماره 41425 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه سنندج به سپاه مرکز {عملیات} و دفتر ریاستجمهوری، 27/2/1359.
6) سند شماره 41419 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مرکز فرماندهی {عملیات} به سپاه سنندج {برادر بروجردی}، 27/2/1359.
بهدنبال پیگیریهای انجامشده در ساعت 14:50، ستاد مشترک ارتش به پست فرماندهی نیروی هوایی ارتش ابلاغ کرد: «دستور فرمایید یک فروند هواپیمای سی130 بهمنظور انتقال 100 نفر از سنندج به کرمانشاه ضمن هماهنگی با سپاه پاسداران دراختیار سپاه پاسداران ظرف روز جاری، قرار دهند.
ر. سماجا سرلشکر شادمهر» (1)(2)
«سعید اقدام: رونوشت به هماهنگی نیرو اقدام شد سعید»
امروز همچنین خبری در صفحه اول روزنامه انقلاب اسلامی درج شد که یک استثنا در بازتاب رسانهای خبرهای سنندج به شمار میآید. متن خبر چنین است: «38 تن از پرسنل نظامی پادگان سنندج که در درگیریهای اخیر این شهر با ضدانقلابیون علیه ارتش و پاسداران همکاری میکردند دستگیر و با یک فروند هواپیمای سی130 به تهران فرستاده شدند. در بین دستگیرشدگان یک سرگرد و 2 سروان دیده میشدند و بقیه آنان از افسران جزء و ارشد و درجهداران باسابقه میباشند. همچنین 4 نظامی خائن که در این درگیریها 2 فروند هلیکوپتر را منهدم کردهاند جزء دستگیرشدگان هستند. نظامیان دستگیرشده در اوج درگیریهای سنندج چند افسر، درجهدار و سرباز ازجمله سرگرد عباس سرپرست را به شهادت رسانیدهاند. به گزارش خبرنگاران اعزامی ما از سنندج به نقل از روابطعمومی لشکر28 سنندج در درگیریهای اخیر سنندج 70 تن از پرسنل این لشکر شهید و 352 نفر دیگر مجروح شدهاند. مسئول روابطعمومی لشکر تعداد تلفات مهاجمین را ده برابر نیروهای نظامی ذکر کرد و افزود علاوهبر پرسنل نظامی خائنی که دیروز به تهران فرستاده شدند،بیش از 50 دختر و پسر جوان که در درگیریهای سنندج دستگیر شده بودند هم اکنون در بازداشت لشکر به سر میبرند.» (3)
قضایای اخیر سنندج، حواشی بیشماری دارد که نمونهای از آن در تلفنگرام امروز رئیس ستاد مشترک ارتش به سپاه تهران مشاهده میشود؛ در این تلفنگرام حفاظت خانواده یک فرمانده ارتشی فعال در سنندج از سپاه خواسته شده است: «برابر اعلام نیروی زمینی مستند به تماس تلفنی خانم سرهنگ صدری فرمانده لشکر28 سنندج، رفتوآمد مشکوکی اطراف منزل خانواده نامبرده مشاهده شده و خانواده افسر مزبور شدیداً در نگرانی به سر میبرند. مراتب جهت آگاهی و هرگونه اقدام لازم اعلام میگردد. ضمناً آدرس منزل نامبرده تهرانپارس خیابان... پلاک... میباشد.(4)
ر. سماجا سرلشکر شادمهر» (5)
1) سند شماره 41424 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نهاجا {پست فرماندهی}، 27/2/1359.
2) * ذیل سند درج شده است:
3) روزنامه انقلاب اسلامی، 27/2/1359، ص1.
4) ** در سند نشانی دقیق آمده است.
5) سند شماره 041432 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 27/2/1359.
484
اگرچه وضعیت سنندج ملاکی برای تشخیص نوع برخوردها به دست داده که براساس آن هرگونه مذاکره و مماشات محکوم میگردد، اما درعینحال اقداماتی که ازبینبردن اساسی ریشههای اختلاف و زمینههای اجتماعی و عقیدتی برخوردهای خشن سیاسی را مورد توجه قرار میدهد، نیز طرح میشود.
در این زمینه خبرنگار خبرگزاری پارس هنگام بازگشت آیتالله منتظری از ملاقات امروز عصر خود با امام خمینی گفتوگوی کوتاهی با وی انجام داد که گزارش آن در روزنامه انقلاب اسلامی چنین درج شده است: «حضرت آیتالله منتظری فقیه مجاهد به حضور امام خمینی رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران رسید و با ایشان ملاقات و مذاکره کرد. حضرت آیتالله منتظری در پایان این دیدار در پاسخ سؤال خبرنگار خبرگزاری پارس درمورد مسائل مطرح در حضور امام گفتند پیشنهاد تأسیس یک دانشگاه اسلامی در مناطق سیستان و بلوچستان یا کردستان که بیشتر برادران اهل سنت در آنجا زندگی میکنند مطرح شد تا در این دانشگاه فقه بر مبنای پنج مذهب که عبارت از مذاهب اربعه اهل سنت و نیز مذهب جعفری و اثنیعشری است تدریس شود تا از این راه زمینه بیشتری برای تفاهم و وحدت ایجاد شود که پیشنهاد مورد تأیید امام امت قرار گرفت و ایشان پذیرفتند.» (1)
در کنار آنچه ذکر شد، نوع تأکید بر صحت رفتار اخیر نظام در سنندج نیز قابلملاحظه است. در گزارش این روزنامه از اظهارات آیتالله منتظری، همچنین آمده است: «نظر به اینکه بارها ازطریق مذاکره و رفتن هیئت حسننیت به کردستان به تجربه برای ما ثابت شده است که دیگر مذاکره و اعزام هیئت حسننیت به منطقه جز اینکه آنها دراثر اتلاف وقت مواضع خود را مستحکم کنند و به حملات خود به برادران مسلمان کرد ما بیفزایند سود دیگری ندارد، لذا نظر من این است که دیگر بههیچوجه برای مذاکره جایی باقی نمانده و نیروهای پاسدار و ارتش و ژاندارمری که تاکنون بسیاری شهید و زخمی دادهاند باید همچنان با قاطعیت به کار خود که عبارت است از پاکسازی منطقه ادامه دهند.» (2)
485
تداوم قاطعیت در پاکسازی کامل منطقه کردستان، درواقع انعکاس برداشت عمومی و سراسری در واکنش به اتخاذ مشی مسلحانه در کردستان ازسوی گروههای مسلح غیرقانونی است. نکوهش اقدام مسلحانه این گروهها در کردستان حتی در شماره امروز روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده مشاهده میشود.
در ستون طنز این روزنامه در مطلبی تحت عنوان "پس اسلحه چی؟" آمده است: «گروهک ضدانقلابی و مائوئیستی پیکار طی اعلامیهای از همه خواسته است تا با آگاهکردن خلق، با افشای اقدامات ضدخلقی رژیم، با بسیج امکانات پزشکی و درمانی و غذایی و ارسال آنها به کردستان، به یاری خلق رزمنده بشتابیم. {پیکار 5/2/1359}
رفیقی سؤال میکرد، پس اسلحه چی میشه؟ بدون اسلحه و مهمات که نمیشود با رژیم ضدخلقی جنگید. ظریفی لبخندزنان پاسخ داد: اونش با عراق و امریکا. ...» (1)
البته آنچه در سطح تودهایها جریان دارد بسیار تندتر از موضع مذکور است؛ تاجاییکه گریبان خود این گروه را هم، {بهدلیل شهرت کمونیستی و سابقه آن} میگیرد. گزارشی دیگر از نشریه حزب توده، نمونهای از این مطلب است: «روز شنبه بیستوهفتم اردیبهشت، در جریان مراسم تشییعجنازه 5 نفر از پاسداران انقلاب اسلامی که در حوادث کردستان شهید شدند، عدهای از عناصر معلومالحال، با دادن شعارهایی علیه نیروهای مترقی به دفتر فروش نشریات حزب توده ایران در گلپایگان حمله کردند و پس از پارهکردن نشریات، اشیای موجود را به آتش کشیدند. این عناصر سپس به مرکز فروش نشریات سازمان چریکهای فدایی خلق حمله بردند و آنجا را به ویرانه تبدیل کردند. این عوامل مخرب ضدانقلاب همچنین قصد حمله به مرکز فروش نشریات سازمان مجاهدین خلق را داشتند که با هوشیاری سپاه پاسداران توطئه آنها خنثی شد.» (2)
در بانه همچنان وخامت اوضاع ادامه دارد. تلفنگرام یک گروهبان ارتشی به سپاه و درخواست کمک برای نجات بانه و مدافعان آن آخرین وضعیت بانه را نشان میدهد. در این تلفنگرام آمده است: «در بانه 40 شهید و 50 گروگان و 80 زخمی داریم که هیچ نوع کمکی به بانه نمیشود. مسئولین ارتش میگویند مقاومت کنید، ولی سربازهایی که 45 روزه آنجا رفتهاند الآن چهار ماه است که آنجا هستند، روحیه افراد همه خراب است. ... در آنجا آب برای خوردن نیست، و نان برای خوردن نیست. پادگان 25 روز است که در محاصره است. رادیو هیچ چیز نگفته و نمیگوید راجع به بانه. از ستاد ارتش نامه آمده که جسدها را خاک کنید. ما خاک نکردیم بعد دوباره نامه آمد که چرا خاک کردید، ولی خوشبختانه ما خاک نکرده بودیم. از ارتش هرچه کمک میخواهیم کمک نمیکنند و فقط میگویند مقاومت کنید. تو را به خدا شما یک فکری بکنید. شما که یک نهاد انقلابی هستید. بچهها هم چشم امیدشان به شماست تو را به خدا به داد بچهها در پادگان بانه برسید.» (3)
از سوی دیگر، تلاشها برای تغییر وضعیت ذکرشده ادامه دارد. در گزارش نشریه کار ارگان سازمان چریکهای فدایی خلق درمورد وضع امروز بانه آمده است: «پادگان همچنان بین پیشمرگان و نظامیان تقسیم شده و جنگ سنگربهسنگر در داخل پادگان بانه جریان دارد، تیپ زرهی که قصد دارد برای جلوگیری از سقوط پادگان بانه عازم این شهر شود، هنوز به مقصد نرسیده است.» (4)
487
علاوهبر سنندج و بانه، در دیگر مناطق کردنشین نیز وضع عادی وجود ندارد، دراینزمینه میتوان به تداوم درگیریها و تحرکات ایذایی امروز در جوانرود، پاوه، مریوان، شاهیندژ، میاندوآب و نیز به اوضاع غیرعادی و شکننده سقز و نوسود اشاره کرد.
درباره وضع جوانرود در پیام ساعت 9:10 سپاه غرب به مرکز فرماندهی سپاه چنین آمده است: «یک استوار و 2 پاسدار را دشمن گروگان گرفته است و 2 مین در منطقه منفجر شده است. خواهشمندیم یک هلیکوپتر برای پاکسازی منطقه جوانرود بفرستید.» (1)
در پیگیری این درخواست، دوزدوزانی فرمانده سپاه در ساعت 11:30، به ستاد مشترک ارتش پیام داد: «بدینوسیله درخواست میشود جهت پشتیبانی از نیروهای موجود در جوانرود بهوسیله یک فروند هلیکوپتر کبری اقدامات لازم صورت گیرد. بدیهی است که با سپاه کرمانشاه هماهنگ گردد.» (2)
در پاوه، به گزارش خبرنگار خبرگزاری پارس از کرمانشاه ساعت یک بامداد امروز، افراد مسلح حزب دمکرات بهقصد بستن جاده کرمانشاه پاوه به روستای تازهآباد حمله کردند و پاسداران انقلاب اسلامی با آنها درگیر شدند.
پس از یک ساعت درگیری در ساعت 2 بامداد، گروه ضربت سپاه پاسداران، افراد پیشمرگان مسلمان کرد و گردان زرهی مستقر در شهر پاوه به یاری پاسداران درگیر با مهاجمان در تازهآباد شتافتند و در این درگیری که تا ساعت 4 بامداد، ادامه داشت مهاجمان مسلح با متحملشدن 3 کشته متواری شدند. گزارش دیگری نیز حاکی است: «دو تیم از رزمندگان گروه ضربت سپاه و یک تیم از پیشمرگان مسلمان کرد به روستای گلال که محل رفتوآمد افراد مسلح حزب دمکرات بود حمله کردند و این روستا را از وجود عناصر مسلح پاک کردند.»
همچنین در گزارشی دیگر آمده است: ساعت 11:30 امروز، یک بار دیگر عناصر سرسپرده عوامل بعث عراق با خمپارهاندازهای 120 میلیمتری شهر پاوه را مورد هجوم قرار دادند. این حملات تا نخستین ساعات شب، همچنان ادامه داشت. (3)
علاوهبراین، در ساعت 18:30 امروز، «تپه شمالی پادگان مریوان مورد هجوم مهاجمین قرار گرفته درنتیجه یک نفر از پرسنل زخمی شده است.» (4)
در شاهیندژ، از حدود نیمهشب تا ساعت 3:30 بامداد امروز، «مهاجمین با خمپارهانداز و توپ106 بهطرف پاسداران و مأمورین مستقر در پاسگاه شاهیندژ تیراندازی [کردند] که جواب داده شد، تلفات جانی وجود نداشته [است].» (5)بهرنگ فرماندار میاندوآب نیز اعلام کرد براثر این حمله به باغها و مزارع اطراف شاهیندژ خساراتی وارد شده، اما تلفات جانی به بار نیامده است. (6)
در میاندوآب نیز تیراندازی متقابل نیروهای گروهان میاندوآب و مهاجمان از ساعت 3 تا 5 بامداد امروز، ادامه یافت. (7)
درمورد وضع امروز سقز هم در گزارش نشریه کار آمده است: «پاسداران نمیتوانند از مواضع خود که یک ماه قبل در آن مستقر شدهاند، به جلو پیشروی نمایند. ... دراثر اصابت گلوله خمپاره،
1) سند شماره 41422 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه غرب به مرکز فرماندهی، 27/2/1359.
2) سند شماره 041427 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا {مرکز فرماندهی}، 27/2/1359.
3) روزنامه بامداد، 29/2/1359، ص3.
4) سند شماره 98130 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی معاونت عملیات و اطلاعات {مدیریت اطلاعات}، شماره 37، از 29/2/1359 تا 30/2/1359، ص2.
5) سند شماره 41429 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 عملیات مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 27/2/1359.
6) روزنامه کیهان، 28/2/1359، ص1.
7) سند شماره 41429 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
شرکت اتوبوسرانی اطمینان در سقز آتش گرفته و ماشینهای داخل آن سوخته است.» (1)
درباره نوسود، پیام هشدارآمیزی از تهران برای سپاه غرب ارسال شد که حاکی است: «برابر اخبار واصله مقادیر زیادی اسلحه و مهمات از منطقه نوسود بهوسیله بنز خاور که نام رانندهاش عزت میباشد به چشمهدر وارد و به دهات اطراف منتقل میشود.» (2)
488
در افکارعمومی و نیز در محافل مذهبی آشکار و پنهان طرفدار نظام و همچنین در نگاه اکثر قریببهاتفاق مسئولان کنونی نظام، سازمان مجاهدین خلق از متحدان اصلی گروههای مسلح ضدنظام که در کردستان فعالاند محسوب میشود که فقط برای جذب نیروی بیشتر و آمادگی بهتر برای مبارزه مسلحانه، امروز مشی سیاسی پیشه کرده است و برای همین هم مسئله تحویل سلاح و غیرنظامیشدن خود را با لطایفالحیل مسکوت میگذارد، بااینحال، سازمان مذکور از اینکه به سان یک تشکل سیاسی آزاد قلمداد نمیشود، نهایت بهرهبرداری تبلیغاتی را میبرد. بهتازگی تاکتیک نزدیکی به رئیسجمهور در جناحبندی کنونی نیز به روشهای سازمان افزوده شده است.
امروز نشریه مجاهد ارگان این سازمان در یک جمعبندی درباره انتخابات نوشت: «ضمن انتخابات {چه مرحله اول و چه مرحله دوم} به پیروزیهای بسیار بزرگی دست یافتیم. البته اگر معنی پیروزی بهدستآوردن کرسی باشد خیر، اما اگر پیروزی را امروز، در راستای روشنی و روشنگری صفوف و جبههبندیهای مختلف ببینیم آری،...» این نشریه در ادامه ضمن اشاره به مشارکت مردمی در انتخابات، مسئولان نظام را انحصارطلب خوانده است. (3)
همچنین امروز هیئت تحریریه نشریه مجاهد نامهای سرگشاده برای بنیصدر ارسال کرد که متن آن چنین است:
«آقای دکتر بنیصدر، ریاستجمهوری و ریاست شورای انقلاب محترماً بهرغم تمام تأکیدات شما مبنیبر موقوفداشتن روشهای نفاقافکنانه در رادیو و تلویزیون که تاکنون جز افزایش تشنج و تبلیغ درگیری و خشونت مفید فایدهای نبوده است، ازهم رادیو در پایان سرویس خبری ساعت 2 بعدازظهر شنبه 27/2/1359، سمپاشیهای بسیار زنندهای علیه روزنامه مجاهد به عمل آورد. سپس عصر همین روز بار دیگر دروغهایی دررابطهبا درگیریهای غرب کشور به مجاهدین خلق ایران نسبت داد. بدیهی است از آنجا که این طرز برخورد معنایی جز پدیدآوردن زمینه برای هرچه محدودترکردن آزادیهای قانونی ندارد و بهراستیکه دیگر حوصله ما از این روشهای شریرانه به سر آمده و اقدام بسیار عاجلی را دراینباره انتظار داریم.
همچنین میدانید که تلویزیون درست در شب روز ماقبل انتخابات حتی برخلاف دستور اکید وزیر کشور، برنامههای موهن دیگری را که بحق یادآور شوهای تلویزیونی رژیم گذشته بود علیه
مجاهدین خلق ایران به نمایش گذاشت که بیشازپیش مؤید نیات ضدانقلابی برخی گردانندگان معلومالحال این دستگاه علیه وحدت و تفاهم ملی مردم میهن ماست.
علیهذا چنانچه اقدام ممانعتکننده قاطعی دراینباره صورت نگیرد جای این سؤال باقی است که وقتی حرمت قوانین و دستورات رسمی را خود مسئولان نگاه نمیدارند، شما چگونه میتوانید از سایرین احترام مقررات و نظامات موجود را طلب نمایید.
هیئت تحریریه روزنامه مجاهد، 27/2/1359» (1)
489
سپاه پاسداران بهطور طبیعی در داخل تشکیلات با مشکلات ناشیاز مرحله گذار در پدیده انقلاب روبهرو است و درعینحال، گسترش اساسی خود ازجمله دراختیارگرفتن سازمان بسیج را نیز مد نظر دارد. سپاه در شرایط فعلی بیشتر درقالب یک تشکل ایدئولوژیک سیاسی نظامی انقلابی و شناور است تا یک نهاد رسمی نظامی با وظایف قانونی معین و محدود. درواقع بهجای انضباط ناشیاز سلسله مراتبی از قوانین و فرماندهی مشخص، انگیزهها و ایمان فردی افراد است که درقالب تکلیف به تشخیص خود، در مجموعهای به نام سپاه جمع شدهاند تا از انقلاب اسلامی پاسداری کنند. ازاینرو هرروزه از گوشهوکنار سپاه اختلافاتی که ناشیاز تفاوت برداشتها در انجام تکلیف انقلابی است بروز میکند. این مشکل باید بهتدریج و در روند شکلگیری یک نهاد موظف رسمی قانونمدار و البته سراسری رفع شود و راهحل سریعی برای آن وجود ندارد. در ادامه، به دو نمونه از اینگونه مشکلات که امروز انعکاس یافته، اشاره شده است.
اولین مورد بخشی از یک خبر است که در کیهان امروز، چاپ شد: «استان مرکزی خبرنگار کیهان: بهدنبال دستور رئیسجمهور درباره آزادی 11 نفر از عوامل فئودالها و تصمیم به استعفای گروهی از پاسداران ساوه بهعنوان اعتراض به ابطال انتخابات مسئول روابطعمومی سپاه پاسداران ساوه، این شهر را بهصورت آرامش قبل از طوفان توصیف کرد.» (2)
نمونه دوم، گزارشی از دفتر هماهنگی استانهای سپاه درخصوص بررسی وضع سپاه در مناطق مختلف است. این گزارش امروز، بهوسیله مرکز بررسی مناطق ایران منطقه4 که از زیرمجموعههای دفتر مزبور میباشد، تهیه و ارائه شده است: «طبق آخرین خبر واصله از خرمآباد: شب گذشته، ریاست دادگاه انقلاب آقای محمد محمدی با فرمانده سپاه به پادگان سپاه رفتند و ریاست دادگاه دستور دستگیری و اخراج برادر پورزاد فرمانده آموزشی را صادر نمودند، ولی در مقابل پاسداران هیچ توجهی به گفته و دستور ریاست دادگاه نمیدهند و به همین منظور جلسهای با شرکت فرمانده سپاه تشکیل میگردد و بعد از آن جلسه مصمم به اخراج فرمانده عملیات برادر سعیدی و 45 نفر دیگر از پاسداران میگردند. وضع داخلی سپاه ناآرام است چون پاسداران طرفدار برادر سعیدی و هاشم پورزاد میباشند.» (3)
از سوی دیگر، گسترش درجهت زیر بالوپرگرفتن بسیج و ارتش بیستمیلیونی از اهداف اصلی سپاه است، درحالیکه در شرایط کنونی، حرکت رسمی بسیج و تجهیز ارتش بیستمیلیونی مستقل از سپاه، برنامهریزی شده و بهتدریج و البته با کندی درحال شکلگیری است و در کنار آن، سازمان توانمند سپاه بهوسیله نیروهای ورزیده انقلابی داوطلب، درعمل سازماندهی اصلی تشکیل ارتش بیستمیلیونی را نه بهعنوان وظیفه رسمی قانونی، بلکه بهعنوان یک تکلیف انقلابی برعهده گرفته و انجام میدهد. نامه امروز سپاه به شورای انقلاب، با امضای «ستاد هماهنگی آموزش و سازماندهی ارتش بیستمیلیونی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی»، خود تبلوری از این موضوع است. در این نامه آمده است: «پس از فرمان امام دایر بر تشکیل ارتش بیستمیلیونی، جهت هماهنگکردن فعالیتهای سپاه پاسداران و ارتش و دیگر ارگانهای نظامی و انتظامی، ستادی به نام ستاد بسیج ملی تشکیل شده و اساسنامهای توسط نمایندگان سپاه پاسداران، وزارت کشور و ارتش جمهوری اسلامی تنظیم گشت و جهت تصحیح و تصویب به شورای انقلاب فرستاده شد. متأسفانه ستاد بسیج هیچگاه تحقق واقعی نیافت و تنها سپاه پاسداران بود که امر آموزش و سازماندهی ارتش بیستمیلیونی را در سراسر کشور با برنامههای تدریسشده و تشکیلاتی منضبط به عهده گرفت و با پیشرفتهایی که در این امر حاصل شده است هماکنون حفاظت و امنیت جنوب تهران و بعضی از شهرهای مهم مخصوصاً در هنگام شب توسط افراد ارتش بیستمیلیونی تأمین میشود. آنچه اخیراً به نام قانون تشکیل سازمان بسیج ملی تدوین شده و به شورای انقلاب فرستاده شده است به دلایل زیر مورد تأیید این ستاد نمیباشد و درصورتیکه اصلاح نشود ما قادر به همکاری نخواهیم بود.» پس از 6 بند توضیح، اضافه شده است: «برای عرض توضیحات بیشتر نماینده این ستاد در هر موقع که تعیین فرمایند خدمت خواهد رسید.» (1)
490
امروز، یازدهمین گردهمایی وزیران امور خارجه کشورهای اسلامی در اسلامآباد پاکستان، بهطور رسمی شروع شد.
پیش از آغاز رسمی این اجلاس، صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، درباره موضوع مذاکرات کمیته قدس که صبح امروز، تشکیل شد به خبرنگاران ایرانی گفت: «در این جلسه تمام فشار روی شورای امنیت و سازمان ملل بود که برای مسئله فلسطین از این طریق اقدام شود و حتی درمورد مطلبی که خود فلسطینیها پیشنهاد داده بودند. ما صریحاً گفتیم که به آنها [سازمان ملل] نمی شود امیدی بست و دو سه نکته را صریحاً اعلام کردیم که اولاً قبل از اینکه افکارعمومی جهان را بخواهیم درمورد مسئله قدس روشن کنیم باید کشورهای اسلامی افکار
1) سند شماره 58085 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد هماهنگی آموزش و سازماندهی ارتش بیستمیلیونی سپاه پاسداران به شورای انقلاب، 27/2/1359.
مردم خود را نسبت به قدس روشن کنند و بههرحال باید در سیستم تعلیموتربیت خودشان مسئله قدس را چنان عنوان کنند که بیتالمقدس و آزادی بیتالمقدس بهعنوان آرزو و کمال هر انسان مسلمان در هر نقطه دنیا باشد.» قطبزاده افزود: «در این جلسه پیشنهاد شد که دوباره به سازمان ملل مراجعه کنیم و ما گفتیم البته چون ما با شما هستیم، این کار را خواهیم کرد و کمک هم میکنیم، ولی آنها قدس بیتالمقدس را از ما گرفتند و به ما فقط یک مشت قطعنامه دادند، ما تا کی میخواهیم دنبال این قطعنامهها بدویم؟ چرا دنبال آزادی واقعی بیتالمقدس و فلسطین نمیرویم؟ حرف ما این بود که باید قاطع بود و تا آنجایی پیش برویم که با تمام کشورهایی که سفارتخانههایشان را به بیتالمقدس میبرند، قطع رابطه بکنیم و این اجناس اروپاییها و امریکاییها را نخریم و باتوجهبه فشارهای اقتصادی اینها را به زانو درآوریم.»
قطبزاده بار دیگر بر پیادهکردن راهبرد "نه شرقی، نه غربی" تأکید کرد و گفت: «اگر ما موفق شویم این استراتژی را در اینجا پیاده کنیم، به نظرمان موفقیت بسیاری را به دست آوردهایم.» (1)
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 28/2/1359، صص 4 و 10.
491
اجلاس وزیران امور خارجه عضو بازار مشترک اروپا با محوریت تحریم ایران امروز، با صدور بیانیه ای به کار خود پایان داد. وزیران امور خارجه کشورهای عضو بازار مشترک اروپا در پایان اجلاس خود در ناپل بهطوررسمی اعلام کردند که از روز پنجشنبه {1/3/1359}، تحریمهای اقتصادی علیه ایران آغاز خواهد شد،(1)البته تحریمها، قراردادهای قبل از گروگانگیری را دربرنمیگیرد. (2)درواقع این محدودیتها به معنای تعلیق تمام قراردادهایی است که پس از چهارم نوامبر گذشته {13 آبان 1358} با ایران منعقد شده است. (3)
در بیانیه امروز ناپل آمده است: «وزیران امور خارجه 9 کشور بازار مشترک اروپا، امروز، در بیانیهای که در ناپل انتشار دادند خاطرنشان ساختند که در اجلاس روزهای هفدهم و هجدهم ماه جاری خود در ناپل، اوضاع ناشیاز بازداشت گروگانهای امریکایی در ایران را مورد بررسی قرار داده و این بازداشت را بهمنزله تجاوزی به حقوق بینالمللی دانستهاند. وزیران امور خارجه بازار مشترک اروپا همچنین گزارشهای رسیده از ایران را مطالعه و حصول یک تحول مهم یعنی انتخابات پارلمان ایران که شاید منجر به آزادی گروگانها شود را ملاحظه کردهاند، ولی از طرف دیگر عدم هرگونه پیشرفت درجهت آزادی گروگانها را احساس میکنند، لذا وزیران یادشده اجرای فوری اقدامات گنجاندهشده در قطعنامه دهم ژانویه گذشته شورای امنیت(4)
این تحریم همچنین شامل حملونقل دریایی، زمینی، راهآهن و هوایی اینگونه کالاها خواهد شد. در قطعنامه پیشنهادی امریکا، تحریم اعطای هرگونه وام و اعتبار و تسهیلات مالی به ایرانیها و سازمانهای ملی ایران پیشبینی شده است. امریکا در این قطعنامه همچنین از کشورهای عضو سازمان درخواست کرده است که از امضای هرگونه قراردادهای جدید برای انجام برنامههای صنعتی ایران خودداری کنند و کشورهای عضو باید درعینحال اعضای میسیونهای دیپلماتیک ایران را در کشورهای خود به حداقل کاهش دهند.»
به گزارش یونایتدپرس وزیر امور خارجه امریکا امکان وتوی شوروی را با قید "بهاحتمال زیاد" پیشبینی کرده و افزوده بود: «امریکا مجازات اقتصادی کاملی علیه ایران اعمال خواهد کرد. حتی اگر اتحاد شوروی قطعنامه شورای امنیت برای تحریم جهانی ایران را وتو کند.» وی همچنین «امکان مسدودکردن راههای دریایی ایران توسط ناوگان امریکا برای پشتیبانی از مجازات اقتصادی علیه ایران را منتفی ندانست.» یادآوری میشود در آن شرایط، بر سر اشغال افغانستان، تحریم اقتصادی امریکا علیه شوروی نیز درحال انجام بود. ازاینرو در همین گفت وگو، ونس اظهار کرده بود که «مجازات اقتصادی امریکا علیه اتحاد شوروی ممکن است مدت زیادی ادامه پیدا کند.» [روزنامه اطلاعات، 22/10/1358، ص12]
را تصویب1) روزنامه بامداد، 29/2/1359، ص1.
2) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 61، 29/2/1359، ص3، بخش فارسی رادیو لندن، 28/2/1359.
3) همان، ص3، ناپل خبرگزاری فرانسه، 18 مه 1980 {28/2/1359}.
4) * در این قطعنامه که با وتوی شوروی مواجه شد، امریکا تحریم اقتصادی کامل ایران را درخواست کرده بود. به گزارش خبرگزاری فرانسه از سازمان ملل: «بهموجب این پیشنهاد امریکا تا وقتی که همه گروگانهای امریکایی آزاد شوند و خاک ایران را ترک کنند، باید نسبت به ایران و اتباع این کشور، مقررات تحریم اقتصادی کامل درباره فروش یا دادن هرگونه محصول و مواد اولیه به ایران به استثنای مواد غذایی و دارویی و وسایلی که کاملاً جنبه پزشکی دارند به اجرا درآید.
کردهاند که البته اجرای این اقدامات براساس شرایط و راههایی که بهطور دستهجمعی مشخص شده صورت خواهد گرفت. آنها همچنین تعلیق اجرای قراردادهای امضاشده با ایران از چهارم نوامبر 1979، یعنی تاریخ بازداشت گروگانها را تصویب کردهاند.»
رادیو مونت کارلو {فرانسه} نیز در بخش عربی خود گزارش داد: «در بیانیه فوق اضافه شده است که وزیران بازار مشترک به استناد ماده 224 معاهده رم به مشورتهای خود ادامه خواهند داد و از تصمیم دبیرکل ملل متحد دایر بر تقاضا از ادیب الداودی عضو کمیسیون تحقیق بین المللی، جهت بازگشت به تهران برای ادامه تماسهای خود با دولت ایران استقبال کردهاند. وزیران بازار مشترک اروپا در پایان بار دیگر پایبندی خود به احترام و استقلال ایران و همچنین حق ملت ایران در تعیین سرنوشت خود را تأکید کردهاند.» (1)
در واکنش به این بیانیه، حسن قدیری سخنگوی سفارت ایران در رم، به جامعه اقتصادی اروپا هشدار داد که اگر اروپا دست به مجازاتهای اقتصادی علیه ایران بزند، ایران این اقدام را بهعنوان اعلام خصومت تلقی خواهد کرد و این امر تأثیر زیادی در روابط کنونی و آینده این کشورها با ایران خواهد داشت. قدیری گفت مجازاتهای اقتصادی ما را وادار به تسلیم نخواهد کرد و در درخواست ما برای استرداد شاه مخلوع تغییری نخواهد داد. (2)
علیرضا نوبری رئیس کل بانک مرکزی ایران نیز در مصاحبهای دراینباره اظهار کرد: گرچه اینگونه اقدامات بعضی از عملیاتهای خارجی بانکها و ترتیبات مربوط به واردات کشور را با مشکل مواجه خواهد کرد، اما در هردو مورد یعنی چه درزمینه روابط بازرگانی خارجی کشور و چه درمورد روابط بانکی خارجی پیشبینیهایی شده و امکاناتی به وجود آوردهایم که مانع از لطمهزدن به اقتصاد ایران و ملت ایران خواهد شد. حتی اگر کشورهای بازار مشترک و ژاپن بخواهند اقدامی درزمینه مسدودکردن حسابهای خارجی بانک مرکزی انجام دهند، که این احتمال درحالحاضر زیاد نیست، داراییهای بانک مرکزی در اروپا و در خارج از کشورهای بازار مشترک متجاوز از سی درصد از کل داراییهای خارجی ماست که از ذخائر خارجی بسیاری از کشورهایی که بیش از دو برابر ما جمعیت دارند بیشتر است. به فرض بسیار بعید حتی اگر همه کشورهای اروپا شامل کشورهای بیطرف اقدامی علیه ایران با مسدود کردن داراییهای ما انجام دهند، بازهم حدود سی درصد دیگر از داراییهای ما در خارج از
اروپا و در نقاط امنی نگهداری میشود که از هرگونه اقدام خصمانه علیه ایران، مصون است. (1)
وی در این مصاحبه همچنین درباره رابطه ریال با ارز خارجی مطالبی را اعلام کرد که در مطبوعات با تیتر درشت "رابطه ریال با دلار قطع شد" انعکاس یافت. ازجمله روزنامه اطلاعات در توضیح این تیتر نوشت: امروز رئیس کل بانک مرکزی ایران در مصاحبهای قطع رابطه ریال با دلار را اعلام کرد. وی ضمن تشریح تحولات بنیانی سیاسی و اقتصادی که بهدنبال انقلاب اسلامی ایران تحقق یافته، ضرورت دگرگونی در سیستم تعیین نرخ ارز در ایران را مورد تأکید قرار داد و گفت: باتوجهبه این ضرورت، بانک مرکزی ایران از چندی پیش لزوم تغییر رابطه ریال با دلار و تجدیدنظر در نظام نرخ ارز ایران را شروع کرده است. از تاریخ اول خردادماه 1359، نرخ ریال ایران مستقیماً براساس تغییرات نرخ واحد حق برداشت مخصوص S.D.R تعیین میشود و برایناساس و برمبنای نرخ ارزهای عمده واحد حق برداشت مخصوص که همهروزه ازجانب مراجع بینالمللی اعلام میگردد، نرخ ریال کلیه ارزهای عمده محاسبه و ازطرف بانک مرکزی ایران رسماً اعلام میگردد. (2)
یادآوری میشود مصاحبه رئیس بانک مرکزی ایران قبل از انتشار بیانیه تحریم انجام شد و درواقع با پیشبینی نتیجه اجلاس این مواضع و تصمیمات اعلام گردید.
از سوی دیگر، جیمی کارتر رئیسجمهوری امریکا، از تصمیم 9 کشور اروپایی برای تحریم اقتصادی ایران اظهار رضایت کرد. وزارت امور خارجه امریکا نیز در اطلاعیهای اعلام کرد که امریکا با رضایت از تصمیم قاطع جامعه اقتصادی اروپا مبنیبر اعمال تحریمهای اساسی علیه ایران استقبال میکند. (3)
492
گزارشهای مختلف حاکی است چالش فعلی ایران و عراق، به صورتهایی متنوع و حتی خارج از مرزهای دو کشور، در منطقه خود را نشان میدهد.
شامگاه امروز، «بمبی در یک شرکت حملونقل عراقی در بیروت منفجر گردید که خسارات فراوانی به ساختمان محل شرکت وارد آورد.» (4)به گزارش رویتر «این انفجار که در بخش مسلماننشین بیروت صورت گرفت تازهترین حادثه در یک سلسله انفجارهایی بود که در ساختمانهای مؤسسات ایرانی و عراقی در بیروت رخ داده است.» رویتر افزوده است: «از ماه گذشته تاکنون، بمبهایی در دفتر هواپیمایی ملی ایران، دفتر هواپیمایی عراق و مرکز تجارتی عراق در بیروت منفجر شده است.» (5)به گفته مفسر رادیو اسرائیل، «ناظران معتقدند که این مرحلهای دیگر از جنگی میباشد که چندی است بین ایران و عراق در بیروت انجام میگیرد.» (6)
دراینحال، روزنامه الثوره ارگان حزب حاکم عراق در شماره امروز خود جنبش سیاسی مذهبی امل را متهم کرد که ازطرف رژیم ایران تحریک میشود و «نظیر دولت اسرائیل، در توطئه تقسیم لبنان براساس مذهب» شرکت میکند. به گزارش خبرگزاری فرانسه: «این روزنامه مینویسد طرح
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 29/2/1359، ص12.
2) روزنامه اطلاعات، 28/2/1359، ص2.
3) روزنامه بامداد، 30/2/1359، صص 1 و 3.
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 62، 30/2/1359، ص6، بخش فارسی رادیو اسرائیل، 29/2/1359.
5) روزنامه اطلاعات، 30/2/1359، ص10.
6) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 62، 30/2/1359، ص6، بخش فارسی رادیو اسرائیل، 29/2/1359.
ایران با اعزام نیرو به لبنان به بهانه ساختگی جلوگیری از خطر توسعهطلبی صهیونیسم آغاز شد و پس از آن مسئولین رژیم ایران یکی بعد از دیگری به لبنان آمدورفت کردند و آخرین آن صادق قطبزاده وزیر امور خارجه این کشور بود. الثوره میافزاید اکنون سازمان امل با دریافت اسلحه و مهمات بهصورت یک نیروی نظامی سازمانیافته
درآمده است. ارگان حزب بعث حاکم در عراق مینویسد: [امام] خمینی در لبنان سه هدف دارد: ازطرفی به سازمان امل چنان وزنه سیاسی نظامی داده شود که کلیه طرفهای ذینفع و نیز سازمان آزادیبخش فلسطین آن را به حساب آورند و در مرحله دوم تشکیل یک دولت جدید مذهبی و بالاخره استفاده از برگ برنده لبنان در هر زمان.» (1)
منابع امنیتی عراق نیز از تشکیل یک سازمان سری ضدعراقی مرتبط با ایران در کویت خبر دادند. بخشنامه امروز وزارت دفاع عراق انعکاسی از این امر است که البته چاشنی تبلیغی خاص عراقیها را به همراه دارد. در گزارش امروز لشکر92 زرهی به استانداری خوزستان آمده است: «وزارت دفاع عراق طی بخشنامهای به کلیه یگانهای نظامی گارد مرزی و ارتش خلق اعلام نموده است که یک شبکه ضدانقلابی مرکب از افراد کشورهای عراق، ایران، فلسطین در کویت تشکیل گردیده که هدف آن در مرحله نخست ترور صدام حسین رئیسجمهور و در مرحله بعد ازبینبردن ارتش و ایجاد هرجومرج در عراق میباشد. در این بخشنامه از کلیه فرماندهان خواسته شده است که به عناصر اطلاعاتی خود هوشیاری لازم را داده که سریعاً کلیه افراد شبکه مزبور شناسایی شده و دستگیر گردند.» (2)
از سوی دیگر، اجلاس وزیران امور خارجه سازمان کنفرانس اسلامی نیز عرصه تقابل دو کشور ایران و عراق است، علاوهبر اقدامات و مواضع رسمی دیپلماتیک، شکوائیه راندهشدگان عراقی بخشی از این تقابل را نشان میدهد. روزنامه انقلاب اسلامی گزارش داد: عراقیهای تبعیدی در نامه ای به کنفرانس اسلامی پاکستان خواستهای خود را مطرح کردند. در این نامه آمده است: «به نام 34 هزار عراقی مسلمان تبعیدی که به جمهوری اسلامی ایران تبعید شدهاند با شما سخن میگویم و گمان نمیکنم که مصیبت بزرگ 34 هزار نفر تبعیدی بیگناه که از شهر و خانه و زندگانی خود تبعید شدهاند نظر شما را جلب نکند. این 34 هزار نفر که از عراق بدون هیچ گناهی تبعید شدهاند، ایرانی نیستند. اینها غالباً عراقی اصیل هستند، که آبا و اجداد آنها در سرزمین عراق زندگانی کردهاند و یقیناً برای شما هیچ اشکالی ندارد اگر چند نفری را ازطرف کنفرانس برای بازدید اردوگاههای ما در جمهوری اسلامی ایران بفرستید تا از نزدیک از مدارکی که ما داریم و عراقیبودن ما را ثابت میکنند اطمینان حاصل کنند. ... اموال منقول و غیرمنقول ما را چگونه مصادره کردهاند ما را تا هشتکیلومتر[ی] مرزهای ایران بهوسیله بارکشهای ارتش رساندند و از آنجا با پای پیاده زن و بچه و پیر و جوان بهسمت مرزهای ایران رفتیم و دراینبین تعدادی از زنها و بچهها و افراد مریض و بیگناه مردند. ... بیش از 2 هزار نفر از جوانان ما را حزب بعث تحت نظر نگاه داشته است و غالباً خانوادهها یک یا دو جوان یا بیشتر در داخل عراق زندانی دارند. آنچه بیشتر موجب تأسف و تأثر ماست، سکوت دستگاههای تبلیغاتی جهانی و اسلامی و عربی است که از مصیبت
34 هزار مسلمان عرب هیچ یادی نمیکنند و این مصیبت کمنظیر را کاملاً نادیده گرفتهاند. شاید برای ما قابلقبول باشد که دستگاههای تبلیغاتی آشکارا چنین سکوتی را پیش گیرند، ولی رادیو و دستگاههای ارتباطجمعی جهان اسلام و جهان عرب برای چه؟ آقایان وزرای محترم، ما در این نامه از شما به نام اسلام... میخواهیم که مسئله 34 هزار مسلمان عراقی را جدی تلقی کنید.» (1)
493
فعالیت عراق در مناطق مرزی ایران به دو صورت اقدامات ایذایی توسط عوامل داخلی و نیز تحرکات نظامی امروز هم ادامه یافت.
یک خبر برونمرزی حاکی است: «بنا به دستور رژیم بعثی عراق قرار است کلیه ایرانیانی را که از ایران فرار نموده و درحالحاضر در پادگانهای استقبال آن کشور اسکان داده شدهاند، بهمنظور فراگیری جنگهای چریکی و طرز استفاده از جنگافزارهای مختلف و همچنین دیدن دورههای خرابکاری به پادگانها و مراکز نظامی در استان سلیمانیه اعزام گردند.» (2)
در یک تلفنگرام هشدارآمیز از ستاد مشترک نیز اعلام شد: «بهقرار اطلاع، دولت بعث عراق به عدهای از مهاجمین ایرانی که در عراق به سر میبرند مأموریت داده که مزارع گندم و سایر محصولات منطقه ذهاب و بشویه و احیاناً دشت کرند غرب را بهطورکلی به آتش بکشند، لیکن تاریخ اجرای این کار هنوز معین نشده است، ضمناً بهطوریکه شنیده شده تعداد زیادی گربه جمعآوری و قرار بر این است که با بستن گویهای نمدی به گربهها و آغشتهنمودن آنها به بنزین و آتشزدن آنها گربهها را به داخل مزارع رها نموده تا محصولات را به آتش بکشند.» (3)
در کرمانشاه، پیشازظهر امروز، یک بار دیگر مینگذاری جادهها قربانی گرفت. براساس گزارش اطلاعات سپاه، «در مسیر گردهنو ازگله، در منطقه دارزنگنه، بهعلت برخورد با مین یک دستگاه ماشین خاور منفجر شد و دو نفر از سرنشینان منجمله راننده ماشین کشته و 2 نفر دیگر زخمی شدند.» (4)
در همین حال، در بخشی از گزارش خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی درمورد خرمشهر آمده است: «چندین شب متوالی است که هواپیماهای ناشناس بر فراز آسمان خرمشهر و آبادان پرواز میکنند و پاسداران و نیروهای ارتش که در مرز مستقر هستند به روی آنها آتش میگشایند. این هواپیماها که گفته میشود از نوع جنگندههای میراژ هستند در ارتفاع زیاد پرواز میکنند و آزادانه اوضاع و نقلوانتقالات ارتش و پادگانها و مراکز مهم این دو شهر را ارزیابی میکنند باوجوداینکه پایگاه هوایی وحدتی دزفول اعلام کرده است ظرف مدت سه دقیقه قادر است برای مقابله با هواپیماهای خارجی به پرواز درآیند، اما معلوم نیست در چند شب گذشته، چرا اقدامی انجام ندادهاند. براساس همین گزارش، تهاجم هواپیماهای ناشناس در ساعت 4:20 دقیقه بامداد، انجام میگیرد.» (5)
در اروندرود نیز گزارشهای گارد ساحلی ایران از احداث سنگرهای بتونی متعدد ازجمله سنگر ضدهوایی، سنگر برای نصب دوربین و نیز احداث جاده خاکی جدید بین فاو و بصره، حکایت میکند. (6)
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 28/2/1359، ص4.
2) سند شماره 347442 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شهربانی خوزستان {اهواز} به استاندار خوزستان، 28/2/1359.
3) سند شماره 041397 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {معاونت اطلاعات و عملیات}، 28/2/1359.
4) سند شماره 40242 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از کرمانشاه {اطلاعات} به تهران، 29/3/1359.
5) روزنامه انقلاب اسلامی، 28/2/1359، ص1.
6) سند شماره 000689 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از گارد ساحلی ژاجا {رکن3} به فرماندهی منطقه سوم دریایی، 28/2/1359.
علاوهبراین، در جزیره مینو، قایقهای گشتی عراق اقداماتی تحریککننده انجام میدهند. در گزارش مرزبانی خرمشهر، نمونهای از اینگونه اقدامات که مربوط به امروز میباشد، چنین بازگو شده است: «سرنشینان قایق گشتی عراق در جزیره مینو به سواحل ایران نزدیک شده و به مأمورین مستقر در جزیره مینو فحاشی و توهین نموده و متواری میگردند.»(1)(2)
494
سنندج از سیطره گروههای مسلح غیرقانونی خارج شده، اما هنوز ذیل حاکمیت نظام قرار ندارد و تلاش برای عادیشدن اوضاع شهر هم در جنبههای اجتماعی و عمومی و هم در جنبه نظامی، ادامه دارد.
گزارش خبرنگاران روزنامه انقلاب اسلامی درباره وضعیت امروز سنندج چنین است: «سنندج کاملاً آرام است و تنها شبها فرودگاه این شهر مورد حمله مهاجمین قرار میگیرد. ادارات، مدارس و بیشتر مغازهها همچنان تعطیل است. به گزارش خبرنگاران اعزامی ما از سنندج طی سه شب گذشته، مهاجمین چندینبار فرودگاه سنندج را زیر آتش خمپاره گرفتند که باعث شهادت و مجروحشدن 6 سرباز و درجهدار گردید. براساس آخرین اطلاع رسیده از ستاد عملیاتی سپاه پاسداران مستقر در سنندج، شهربانی این شهر امروز، خلع سلاح و منحل خواهد شد و یکی از مسئولین سپاه دراینمورد به خبرنگار ما گفت شهربانی سنندج در درگیریهای اخیر این شهر نقش خنثی داشت و کاری انجام نداده است. براساس همین گزارش امروز، 31 نفر از دختران جوانی که طی درگیریهای اخیر دستگیر شدهاند برای محاکمه به تهران اعزام خواهند شد. در میان این دختران جوان تعداد زیادی غیربومی شناسایی شدهاند. نکته قابلتوجه اینکه فریده قریشی یکی از اعضای مؤثر کادر مرکزی سازمان چریکهای فدایی خلق شاخه کردستان در بین دستگیرشدگان است.»(3)(4)
اما در گزارشی دیگر وضع مغازهها بهگونهای متفاوت توصیف و به جنبههای دیگری نیز پرداخته شده است و این نشان میدهد خبرنگاران مختلف برای گزارش به دامنه محدود مشاهدات خود متکی هستند. در این گزارش آمده است: «شهر سنندج آرام بود و اکثر قریببهاتفاق مغازههای شهر باز و مردم رفتوآمد عادی خود را داشتند. افراد سپاه و ارتش در اکثر نقاط شهر مستقر است و شهر را کاملاً تحت کنترل خود دارند و از سویی پاکسازی شهر همچنان ادامه دارد و
1) * اینگونه برخوردها اتفاقی نیست و کاملاً برنامهریزیشده است. چند روز بعد هم «گشتیهای عراقی در نوار مرز پاسگاه حدود ضمن توهین به گشتیها و انقلاب اسلامی ایران مبادرت به شلیک دو تیر هوایی میکنند که برادران پاسدار نیز با یک تیر هوایی پاسخگویی مینمایند.» فرمانده ژاندارمری ذیل گزارش این حادثه به وزارت امور خارجه افزوده است: «دستور داده شده درمورد اعمال خلاف مأمورین عراقی به مرزبان مقابل اعتراض گردد.» [سند شماره 34038 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {اداره مرزبانی} به وزارت امور خارجه {اداره اول سیاسی}، 11/3/1359]
2) سند شماره 34038 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {اداره مرزبانی} به وزارت امور خارجه {اداره اول سیاسی}، 11/3/1359.
3) ** خبر دستگیری فریده قریشی بعداً در مطبوعات تکذیب شد.
4) روزنامه انقلاب اسلامی، 28/2/1359، صص 1 و 12.
تصویر
{نقشه آزادسازی شهر سنندج}
امور و ورود و خروج افراد از سنندج کاملاً کنترل میشود. نیروهای ارتش مواضع خود را در اطراف شهر تقویت کرده و آرامش کامل در شهر برقرار است.» (1)
از سوی دیگر، گزارش نشریه کار حاکی است: «در اطراف سنندج جنگ هنوز ادامه دارد، در طول شب نیز درگیریها در شهر شدت مییابد. مردم شهر بهویژه زنان از تفتیش خانهها بهوسیله پاسداران جلوگیری میکنند.» (2)در گزارش ارتش نیز درباره وضع امروز سنندج آمده است: «پاکسازی در شهر بهوسیله سپاه پاسداران و نیروهای ارتشی همچنان ادامه دارد و در شب مورخه 28/2/1359، تیراندازیها پراکنده و چند شلیک خمپاره بهطرف فرودگاه صورت گرفته که با آتش متقابل دفع شده است.» (3)
گزارشهای ارتش همچنین از وجود ناامنی جدی در اطراف سنندج حکایت دارد؛ براساس این گزارشها «حدود 1000 نفر از گروههای مسلح در گردنه مروارید و 150 نفر در سهراهی دهگلان مستقر و کلیه رفت وآمدها را تحت کنترل داشته و افراد نظامی را به گروگان میگیرند.» و نیز: «برابر اطلاع واصله، استوار یکم صالح باغبانی که در گروگان افراد مهاجم بوده روز 28/2/1359، شهید گردیده است.» همچنین: «گزارش ژاندارمری حاکی است که حدود 70 نفر از گروههای مسلح به پاسگاه دزلی حمله نمودند که درنتیجه مقاومت عناصر ژاندارمری 2 نفر از افراد مزبور کشته شدهاند.» (4)
دراینحال تلاش برای رفع نابسامانیهای اجتماعی و عمومی ادامه دارد. تلفنگرام ساعت 12:05 امروز عباس دوزدوزانی فرمانده سپاه به ستاد مشترک ارتش، گوشه ای از این تلاش را نشان میدهد. در این تلفنگرام آمده است: «درخواست میشود جهت ترابری 9 تن مواد غذایی از تهران به سنندج بهوسیله یک فروند هواپیمای سی130 اقدامات لازم در ظرف روز جاری، صورت گیرد. کلیه موارد قبل از ساعت 16 در پایگاه یکم شکاری آماده بارگیری میباشد.» (5)
دیگر ارگانها نیز دراینزمینه فعالاند، ازجمله ارسال کمکهای دارویی و غذایی جمعیت شیروخورشید سرخ به شهر سنندج ادامه دارد. به گزارش جمعیت شیروخورشید سرخ کرمانشاه، تاکنون علاوهبر ارسال دارو و نیازهای درمانی و پزشکی، 16 تن مواد غذایی برای توزیع بین اهالی سنندج حمل و به جمعیت شیروخورشید سرخ این شهر تحویل داده شده است. همچنین صبح امروز، یک تیم هشتنفره از امدادگران به سرپرستی مسئول امداد جمعیت شیروخورشید سرخ کرمانشاه برای خدمترسانی هرچه بیشتر در امور درمانی و رفاهی عازم شهر سنندج شد. (6)
لشکر28 سنندج نیز که در ستاد هماهنگی امداد سپاه و ارتش بالطبع فعال است امروز، به اقدام دیگری برای عادیسازی اوضاع شهر دست زد و «کلیه رؤسای ادارات به لشکر احضار و از آنان خواسته شد که در روز 29/2/1359، تمام ادارات را دایر نمایند.» (7)
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 29/2/1359، ص12.
2) سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، هفتهنامه کار، شماره 59، 31/2/1359، ص15.
3) سند شماره 113284 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا، شماره 37، از 30/2/1359 تا 31/2/1359، ص2.
4) سند شماره 57506 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا، شماره 36، از 28/2/1359 تا 29/2/1359، ص1.
5) سند شماره 041393 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 28/2/1359.
6) روزنامه انقلاب اسلامی، 29/2/1359، ص1.
7) سند شماره 113284 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص2.
495
روند حوادث سنندج، علاوهبر منطقه در سطح ملی نیز فضایی متفاوت با قبل ایجاد کرده است. تبعات و بازتاب حوادث این شهر حاوی نکات قابلملاحظهای است که نمونههایی از آن در ادامه آمده است.
امروز در مدرسه عالی شهید مطهری {مسجد سپهسالار سابق واقع در میدان بهارستان تهران}، جمعیتی انبوه و بسیار خشمگین در مراسم تشییعجنازه 25 تن از شهدای کردستان شرکت کردند.(1)در گزارش روزنامه جمهوری اسلامی از این مراسم آمده است: «دوزدوزانی فرمانده سپاه پاسداران طی سخنانی گفت ما در آغاز از ملت رشید ایران عذرخواهی میکنیم که تاکنون نسبت به مسئله کردستان کوتاهی شده است و قول میدهیم که از این پس تکرار نشود. ما اینجا به همه تصمیمگیرندگان و سران کشور که تاکنون کوتاهی نمودهاند اخطار میکنیم که اگر از این پس درمورد اقدامات اصلاحی و انقلابی کوتاهی کنند و انقلابی عمل ننمایند، ما افراد سپاه پاسداران تا آخرین نفر و آخرین قطره خون در مقابل ضدانقلابیون و عمالشان پایداری خواهیم کرد.» (2)
{حضور مردم در مدرسه عالی شهید مطهری (مسجد سپهسالار سابق} برای تشییع 25 تن از شهدای کردستان)
امروز همچنین سرگرد مصطفی ملاحیدر بهعنوان مسئول جمعآوری اجساد شهدای سنندج در مصاحبه با روزنامه اطلاعات اسامی 18 نفر از شهدایی که به پزشکی قانونی تهران منتقل شدهاند را اعلام کرد. وی همچنین خبر داد جسد 8 شهید گمنام {مجهولالهویه} به پزشکی قانونی انتقال یافته است. ملاحیدر گفت: 30 الی 40 جنازه دیگر که در سنندج جمعآوری شده بهزودی به تهران انتقال داده خواهد شد. (3)در میان اجساد شهدای موجود در پزشکی قانونی که ملاحیدر از آنها نام برد، 2 تن از فرماندهان ستون اعزامی که در اواخر فروردینماه مورد هجوم مسلحانه قرار گرفته بود، وجود دارد. این دو تن ستوان یکم مصطفی یداللهی و سرهنگ ایرج نصرتزاد
بودند که بهاتفاق دو افسر دیگر از لشکر28، مسئولیت اعزام ستون مزبور را برعهده داشتند. در گزارش مندرج در روزنامه اطلاعات شهادت نصرتزاد که در حمله غافلگیرانه به ستون مزبور و بهنحوی دردناک رخ داده
است از زبان ملاحیدر چنین توصیف شده است:(1)«در این عملیات 4 تن از برادران ارتشی شهید و سرهنگ نصرتزاد از ناحیه ران چپ مورد اصابت گلوله قرار میگیرد و مجروح میشود. ... مهاجمین وی را به اسارت گرفتند و او را با خود به پایگاهشان بردند. ... علائم و مشخصاتی که روی بدن شهید سرهنگ نصرتزاد باقی مانده است، نشان میدهد، هنگامی که سرهنگ نصرتزاد در زندان مهاجمین اسیر بود،مهاجمین او را به شدیدترین وجه ممکن شکنجه کردهاند، بهطوری که گردن، فک و شانه شهید زیر لگد خرد شده است. ...» سرگرد ملاحیدر افزود: در آخرین لحظات جانبازی درحالیکه از هرسو او را هدف رگبار مسلسل قرار داده بودند، وی ازطریق بیسیم این پیام را برای پرسنل لشکر28 فرستاد: «من سرهنگ ستاد ایرج نصرتزاد، بهعلت زخمیشدن و جراحات وارده در آخرین لحظات عمر سربازی خویش نکاتی را برای همرزمان بازگو مینمایم: من سرهنگ ستاد ایرج نصرتزاد، جانم فدای ایران، درود به رهبر انقلاب، جاوید باد ارتش جمهوری اسلامی ایران، زنده باد فرماندهان گردان تیپ یک. خداحافظتان. نصرتزاد» (2)
در کنار اینگونه بازتابها، گروههای دستاندرکار درگیری مسلحانه سنندج نیز بیکار نیستند، ولی حوزه مانور آنها بهدلیل مراقبتها، محدود و اغلب با اقداماتی ناموفق همراه است. بهعنوان مثال در گزارشی از سرپرست سپاه تایباد آمده است: «یکشنبه 28 اردیبهشت، طی مجوزی که معاون فرمانداری تایباد {ن.ب}(3)ضدانقلاب که همدست فداییان خلق است به آنها داده بود برای نمایشگاه عکس عزالدین حسینی و کشتههای ترکمنصحرا و کردستان که بنا بود با این کار احساسات مردم را علیه سپاه پاسداران و دیگر ارگانهای انقلابی تحریک کنند سپاه دخالت کرده و نمایشگاه برچیده شد.» (4)
این اطلاعیه نیز امروز، ازسوی وزارت کشور صادر شد: «هرگونه تجمع سیاسی گروهها [با] عناوینی نظیر یادبود شهدای کردستان در دانشگاه تهران بدون مجوز ازطرف وزارت کشور میباشد و تظاهراتی که ازطرف برخی از گروههای سیاسی برای روز دوشنبه 29/2/1359، اعلام شده است غیرقانونی است. بر مردم آگاه و مبارز تهران است که بهمنظور جلوگیری از توطئهها و درگیریهای اجتماعی و هماهنگی با قوای انتظامی از شرکت در این تظاهرات جداً خودداری کنند.» (5)
یادآوری میشود ساعت 6:40 امروز، وزارت کشور به سپاه با قید "جهت پشتیبانی" اعلام کرد: «طبق اطلاع واصله چند دستگاه اتوبوس حامل افراد کومهله و فدائی برای مراسم فردا 29/2/1359، در دانشگاه از مهاباد وارد تهران شدهاند، ساعت حرکت پنج و نیم صبح بوده است. مراتب جهت هماهنگی و اقدامات قاطع اعلام میگردد.» (6)
تبعات ناشیاز وضع سنندج بسیار گسترده است و راههای جدیدی در مناسبات کادرها و هواداران نظام با گروههای درگیر گشوده است. بهطورمثال روزنامه اطلاعات امروز، گزارش داد: «ازسوی آیتالله صادق خلخالی درزمینه انتخابات شهرستان مهاباد اطلاعیهای صادر شد. در قسمتی
1) * ضمیمه دارد؛ مطالبی درباره سرهنگ ایرج نصرتزاد یکی از شخصیتهای تأثیرگذار در مقطع آغازین درگیریهای سنندج.
2) همان.
3) ** در سند نام کامل آمده است.
4) سند شماره 307620 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از واحد مخابرات به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خراسان، 12/3/1359.
5) روزنامه انقلاب اسلامی، 29/2/1359، ص2.
6) سند شماره 41414 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از وزارت کشور به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 28/2/1359.
از این اطلاعیه با اشاره به جو حاکم بر شرایط انتخاباتی مهاباد آمده است: انتخابات مهاباد تحتفشار و اختناق فداییان خلق، کومهله، و دمکراتها صورت گرفته و 85 درصد کردستان و اطراف مهاباد که مسلمان و معتقد به دین و دیانت میباشند، نتوانستند در انتخابات شرکت کنند. روی این اصل انتخاب آقای غنی بلوریان ازنظر اینجانب باطل میباشد و ایشان حق ورود به مجلس را ندارند. در اطلاعیه آیتالله خلخالی همچنین گفته شده [است]: آقای غنی بلوریان در عملیات کشتوکشتار سپاه پاسداران و ارتشیان در سردشت و بانه با فاروق کیخسروی و سایر سران کومهله و فداییان خلق شرکت داشته و ازنظر دادگاههای انقلاب مجرم درجه یک میباشد و مانند قاسملو و عزالدین و جلالالدین باید به کیفر اعمال خود برسد. آقای غنی بلوریان با ساواک همکاری میکرده و پس از خروج از زندان آلت دست آنان در مهاباد بود و گزارشات سری برای آنها رد میکرد. این شخص با سابقه ضد خلق و ضد اسلام و همکاری با ساواک و شرکت در قتل نمیتواند به مجلس راه یابد.»(1)(2)
496
از آثار و تبعات جنگ اخیر سنندج، مطرح شدن قضیهای درمورد ارتش است که میتواند با عوارض منفی شدیدی در روند مثبت بازسازی و شکلگیری نیروهای مسلح در نظام جدید همراه باشد و آن برخورد جدی و قاطع با مسئله نفوذ گروههای درگیر در ارتش است.
بعد از گزارش روز گذشته روزنامه انقلاب اسلامی مبنیبر دستگیری 38 تن از نظامیان خائن در قضیه سنندج، امروز نیز این روزنامه به نقل از خبرنگار خود در اصفهان گزارش داد: 15 نفر از پرسنل هوانیروز اصفهان به اتهام اغتشاش و تحریک پرسنل پایگاه دستگیر و در دادگاه ویژه نظامیان محاکمه شدند. (3)
روزنامه جمهوری اسلامی نیز ضمن درج این خبر، در ذیل مصاحبه ای با فخرالدین حجازی، با عنوان "فخرالدین حجازی جزئیات تمرد بعضی از خلبانها را بیان داشت" آورده است: «متأسفانه معلوم شد که برخی عناصر چپ توسط بعضی از پرسنل در داخل پایگاه نفوذ کرده و ناراحتیها و تشنجاتی به وجود آوردند. ... ابتدا بهعنوان اینکه به مسائل حقوقی و استخدامی آنها رسیدگی شود، ستوانیارها و بعضی دیگر پرسنل را در سالنی جمع کردند و مسائل رفاهی را پیش کشیده
1) * آیتالله خلخالی در عرصههای متنوع و متفاوتی فعال است و از نمادهای بارز وضعیت دوگانه {جنبشی ساختاری} کنونی است. وی عضو قوه مقننه در دست تأسیس و عضو مؤثر قوه قضائیه است. خلخالی طبعاً با محافل روحانی نیز مرتبط است. نوع رابطه بنیصدر با وی و نیز سمت وی درزمینه مبارزه با مواد مخدر، خود عرصه ای نامعلوم و پیچیده است. آخرین وضعیت وی در عرصه مبارزه با مواد مخدر در رسانههای داخلی و خارجی، موضوعی مورد بحث است. روزنامه بامداد با عنوان "آیتالله خلخالی به مبارزه با مواد مخدر ادامه خواهد داد" نوشت: آیتالله خلخالی در گفتوگو با خبرگزاری پارس «درمورد آن قسمت از سخنانش در روزنامه دیلی تلگراف که استعفایش از ستاد مبارزه با مواد مخدر یک تاکتیک بوده زیرا امام خمینی با استعفای وی مخالفت خواهد کرد، گفت یک استعفای واقعی بوده ولی آقای بنیصدر رئیسجمهوری از قبول آن استعفا امتناع نموده است. بنابراین وی همچنان در سمت سرپرست ستاد مبارزه با مواد مخدر و قاضی محاکمات انجام وظیفه خواهد کرد.» [روزنامه بامداد، 27/2/1359، ص12]
2) روزنامه اطلاعات، 28/2/1359، ص2.
3) روزنامه انقلاب اسلامی، 28/2/1359، ص2.
بودند، ولی بعد جو سالن را بهکلی عوض کرده و عدهای روی صندلیها ایستاده و میگفتند ما به کردستان نمیرویم و حاضر به برادرکشی نیستیم و اطاعت کورکورانه را نمیپذیریم و موجب شد که بعضی از خلبانها از دستور فرماندهان تمرد کردند و چون موقعیت نامناسبی پیش آمده بود و بعضی میگفتند کسی باید بیاید و مسئله را برای ما توجیه کند، این بود که دوستان احساس کردند که من به اصفهان بیایم و من این کار را کرده و محاکمه متهمان را بررسی کردم و متأسفانه به این نتیجه رسیدیم که بعضی از فداییان خلق ارتباطی با گروهی اندک از پرسنل پیدا کردهاند منجمله یکی از اعضای پرسنل هوانیروز که دارای یک چادر دکهمانندی در خارج شهر بوده از آن چادر با فداییان خلق ارتباط داشته و اعلامیههای آنها را میگرفته و در داخل پایگاه پخش میکردند. ...»
آقای حجازی در جواب پرسش خبرنگار درمورد وضعیت داخلی هوانیروز و کلاً نیروهای مسلح درحالحاضر، گفت: «من سخنان مفصلی را ایراد نمودم و آنها را از آنچه که در کردستان میگذرد، آگاه کردم و گفتم که در کردستان هم عوامل کمونیسم و هم صهیونیسم و باقیمانده ارتجاع طاغوتی سابق حضور دارند، بنابراین جنگ ما یک جنگ برونمرزی است و ما برادران مسلمان کرد را نمیکشیم، بلکه خائنین که در لباس کردی هستند را نابود میکنیم. بنابراین انقلاب ما در مخاطره است و ما باید با تمام نیرو با آنها بجنگیم و ارتش باید پیشاپیش حرکت کند و با قربانیهایی که داد رسالت خودش را نشان داده و محبوبیت فراوانی در نزد امام و امت کسب کرده است و من اضافه کردم که هیچگونه مذاکراتی نباید با دشمن صورت گیرد بلکه باید بهسرعت پیش برویم و آنها را تا درون مرز عراق تعقیب کنیم و خوشبختانه دیدیم که تمام ارتشیان با فریادهای بسیار نیرومند اعلام همکاری کردند.» (1)
497
امروز، علاوهبر بانه که در وضع شدیداً بحرانی قرار دارد و درواقع در همان وضعیت قبل به سر میبرد(2)و پاوه که وخامت اوضاع در آن بیشتر از دیگر نقاط است، در برخی نقاط دیگر غرب کشور ازجمله کامیاران، باینگان و مریوان نیز تحرکات ایذایی ادامه یافت. علاوهبراین قسمتهایی از آذربایجانغربی مثل نقده و بخشهایی از ارومیه هم ناآرام بود.
گزارش واصله در ساعت 22:30 به دفتر ریاستجمهوری مستند به گزارش هنگ ژاندارمری سقز حاکی است: «درحالحاضر، در جادههای سردشت و سقز و آبادی بوئین خودروهای زیادی بهسوی شهر بانه در حرکتاند ضدانقلابیون با خمپاره120 میلیمتری و موشک5/3 اینچ و اسلحه سبک بهشدت به پادگان [بانه] تیراندازی مینمایند.» (3)
از سوی دیگر «در ساعت 4 صبح روز جاری، در ارتفاعات جنوبی پاوه بین مهاجمین و نیروهای انقلابی {سپاهیان پاسدار و پیشمرگان کرد مسلمان}
درگیری ایجاد» شد. (4)ابعاد درگیری وسعت یافت تاجاییکه در ساعت 13:10، سپاه کرمانشاه در تلفنگرامی به تهران اعلام کرد:
1) روزنامه جمهوری اسلامی، 28/2/1359، ص5.
2) سند شماره 041415 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه کرمانشاه به تهران، 28/2/1359.
3) سند شماره 34634 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 28/2/1359.
4) سند شماره 41404 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی، 28/2/1359.
«وضعیت پاوه درحالحاضر خطرناک است و راههای ارتباطی قطع و جادهها ناامن هستند. از همه طرف شهر را زیر آتش گرفتهاند و تقاضای هلیکوپتر شده است که اطراف پاوه کوبیده شوند مخصوصاً ارتفاعات را. ضمناً هوانیروز ازلحاظ هلیکوپتر و هواپیما به ما کمک نمیکند، قبلاً باز یک تلفن دراختیار میگذاشتند، ولی حالا میگویند باید از تهران دستور بگیرند.»(1)(2)
در ساعت 15:10، مرکز فرماندهی سپاه به ستاد مشترک پیام داد: «وضعیت پاوه بسیار خطرناک میباشد، تمام راههای ارتباطی قطع و جادهها مملو از ضدانقلاب است، شهر پاوه از همه طرف کوبیده میشود. درخواست هلیکوپتر جهت کوبیدن ارتفاعات گردیده است.» (3)در ساعت 17:15 ستاد مشترک به نیروی زمینی ابلاغ کرد: «دستور فرمایید 1. یگانهای مستقر در پاوه چگونگی وضعیت پاوه را سریعاً گزارش نمایند. 2. درمورد درخواست سپاه پاسداران اقدام بهموقع به عمل آورید.» (4)
در ساعت 19:25، ژاندارمری به دفتر ریاستجمهوری و ریاست ستاد مشترک و وزارت کشور، ضمن گزارش مختصر شروع درگیری از ساعت 4 صبح، یادآوری کرد «واحدهای مستقر در پاوه نیز با آتش پشتیبانی نیروهای درگیر را تقویت نمودهاند. ... [و] درگیری هنوز ادامه دارد.» (5)
در کامیاران، بمبی در دبیرستان شبانهروزی این شهر منفجر گردید که تلفات جانی نداشت، اما شدت انفجار بهحدی بود که قسمتی از ساختمان این دبیرستان خراب شد و تمامی شیشههای آن شکست. (6)
حدود نیمهشب، به دفتر ریاستجمهوری خبر رسید که «با پشتیبانی واحدهای نظامی نیروهای انقلابی موفق شدند جنوب و شمال باینگان را تصرف نمایند. شایع شده تعدادی از مهاجمین کشته شدهاند.» (7)
در مریوان، ساعت 4 بامداد امروز، «مهاجمین به تپههای شمال پادگان مریوان حمله نمود[ه] که با بهجاگذاشتن یک کشته و 2 زخمی در ساعت 8 همانروز درگیری خاتمه یافته است.» (8)
دراینحال امروز، امام جمعه مریوان بهاتفاق شخصی به نام رستمی به عراق رفت. شهربانی کرمانشاه فرد مزبور را «امین بیگ رستمی فئودال مریوان که بعد از انقلاب با حزب کومهله همکاری دارد» معرفی کرده است. (9)
در نقده، به گزارش ژاندارمری، «مهاجمین از تپه دیدبان حوزه نقده بهطرف پاسگاه بچندلو تیراندازی [کردند] مأمورین به آنان پاسخ دادهاند این درگیری تلفات نداشته است.» (10)این حمله ساعت 3 بامداد، انجام شد.
گزارش ژاندارمری درمورد ارومیه نیز حاکی است: «حدود 200 نفر از افراد حزب دمکرات به سرپرستی ملارسول از بلندیهای اطراف به پایگاه گروهان پاکسازی ارومیه تیراندازی [کردند که] متقابلاً نیز به آنان پاسخ [داده شد این درگیری] تلفات جانی نداشته [است].» (11)
در ارومیه همچنین ساعت 23:15 شب گذشته، عده زیادی از مهاجمان به پایگاه دزگیر
1) * طبق هامش سند، به اطلاع ستاد مشترک رسید.
2) سند شماره 041415 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
3) سند شماره 041401 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 28/2/1359.
4) سند شماره 041394 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا {معاونت عملیات و اطلاعات}، 28/2/1359.
5) سند شماره 41404 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
6) روزنامه انقلاب اسلامی، 28/2/1359، ص11.
7) سند شماره 041407 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 28/2/1359.
8) سند شماره 113284 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص2.
9) سند شماره 041513 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 30/2/1359.
10) سند شماره 41520 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 29/2/1359.
11) سند شماره 41450 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 29/2/1359.
حمله کردند. به گزارش ژاندارمری، مهاجمان از اشرار و نیروهای حزب دمکرات بودند. بنا بر این گزارش، درگیری تا 5 بامداد امروز، ادامه یافت و درطول آن «2 نفر از مهاجمین کشته و 6 نفر زخمی شدند و تعدادی اسلحه شامل تفنگ57 ، ژ3، کلت کمری و نارنجک همراه با مهمات مربوطه از مهاجمین به غنیمت گرفته شد.» روابطعمومی ژاندارمری تعداد مهاجمان را در مطبوعات 600 تن اعلام کرده است. (1)
498
در مسئله گروگانهای قطور که در اسفندماه گذشته رخ داده بود، امروز، تحول عمدهای صورت گرفت.
گزارش امروز فرماندهی ژاندارمری حاکی است که روز گذشته، از 13 نفر گروگان واقعه قطور، 10 نفر آزاد شدهاند. در این گزارش ضمن درج اسامی آزادشدگان آمده است: «بدون هیچگونه قیدوشرط آزاد شدند و سروان مقدسی فرمانده عملیاتی قطور پرسنل مذکور را پس از رهایی به پاسگاه تحویل نموده است.» در ادامه اضافه شده است: «با نگرش به اینکه هیچگونه تعهدی درمورد آزادی گروگانها به اکراد داده نشده و اکراد با حسننیت از دستور تمکین نمودهاند ایجاب می نماید برای جلباعتماد آنان آقای ملاحمید شجاعی که ازطرف لشکر64 ارومیه دستگیر [شده است]، در قبال این حسننیت اکراد در هرکجا که به سر میبرد ظرف 24 ساعت، دراختیار ستون عملیاتی هنگ ژاندارمری ماکو مستقر در خوی قرار داده شود که به خانوادهاش تحویل گردد تا بتوان هدفهای آتی را قدمبهقدم به مرحله اجرا گذاشت. ضمناً 3 نفر از گروگانها به اسامی 1. آقای کوچری فرماندار خوی 2. آقای رحیمی منشی فرماندار 3. ستوان دوم قلی نوسی تاکنون آزاد نشدهاند که اقداماتی درمورد رهایی آنان در جریان است.
ضمن به استحضار رسانیدن موارد فوق چون مسئله حائز اهمیت و ملت ایران هنوز به انتظار تعیین تکلیف این گروگانها و آخرین وضعیت آنان میباشند، ایجاب مینماید برای اثبات حسننیت دولت و تشویق و ترغیب عناصری که از دستورات تمکین و پیشقدم میشوند ظرف امشب، در اخبار رسانههای گروهی و رادیو تلویزیون آزادی تعداد 10 نفر مشروحه بالا درج و به آگاهی ملت ایران برسد.» (2)
انعکاس این خبر درست برعکس پیشنهاد تحلیلی یادشده، انجام گرفت. روزنامه انقلاب اسلامی از آزادی «10 نفر از 13 نفری که 69 روز قبل بهوسیله مهاجمین به گروگان گرفته شده بودند» خبر داد و در ادامه نوشت: «معاون سیاسی استانداری آذربایجانغربی و نیز سرپرست فرمانداری خوی در تماسهای جداگانهای با خبرگزاری پارس ضمن تأیید این خبر گفتند 3 تن دیگر از گروگانها که یکی از آنان فرماندار خوی میباشد اکنون آزاد نشدهاند.
ارتش برای آزادی این 3 تن و اجرای برنامههای خود در منطقه قطور به اشرار و ضدانقلابیون مهلت بسیار کوتاهی داده است و در پایان این مهلت نسبت به اجرای برنامههای خود اقدام خواهد کرد.» (3)
499
بااینکه مسئله سنندج، موضوع کردستان را در رأس توجهات و حساسیتهای عامه قرار داده است، هنوز مسئله دانشگاهها نیز از مسائل روز است.
نشریه پیام جبهه ملی {ارگان جبهه ملی ایران} در شماره امروز خود مخالفت شدید خود را با تعطیلی دانشگاهها اعلام کرد. (1)
از سوی دیگر، بنا بر گزارش مندرج در شماره امروز روزنامه انقلاب اسلامی، ازسوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جامعه اسلامی دانشگاهیان، دفتر تحکیم وحدت {انجمنهای اسلامی و سازمانهای دانشجویان مسلمان دانشگاهها و مدارس عالی کشور} و جماعت تحکیم وحدت طلاب و دانشجویان در حوزه علمیه قم، اطلاعیه ای انتشار یافت که در آن آمده است: اساسیترین مشخصه انقلاب اسلامی بعد مکتبی و فرهنگی آن و اصیلترین سرفصل انقلاب طبق تصریح امام 19 دی 1356، همان روزی است که پیوند روحانی دانشجو با خون امضا شد. اینک همزمان با مطرحشدن انقلاب فرهنگی، در حوزه علمیه قم مجامع مشترکی با دانشجویان مسلمان دانشگاهها تحت عنوان "حوزه، دانشگاه، انقلاب فرهنگی" از روز چهارشنبه 31 اردیبهشتماه به مدت سه روز، برگزار خواهد شد. در این برنامهها طلاب حوزههای علمیه میزبان دانشجویان عزیز خواهند بود. باشد که این حرکت فتح بابی در طریق وحدت اسلامی و اصیل دو قشر روحانی و دانشگاهی بوده و بدین طریق این دو پایگاه فرهنگی و فکری جامعه طبق آرزوی دیرینه امام و امت به وحدت درجهت تحقیق و تبلیغ مکتب انسانساز اسلام نائل آیند. جزئیات برنامه در اطلاعیه بعدی اعلام خواهد شد. (2)
500
شماره امروز نشریه رنجبر {ارگان حزب رنجبران ایران} مطلبی در نقد مخالفان بنیصدر در جناحبندی کنونی درج کرده که در آن آمده است: «انحصارطلبی اکنون با بهدست آوردن درصد قابلتوجهی از آرای مجلس دل خوش کرده و به همین علت تن به همکاری و وحدت نمیدهد. گرایش انحصارطلبی بهجای پندگرفتن همچنان تنگنظر باقی میماند و تا آنجا پیش میرود که تنها فراکسیون خود را در خط امام میداند و حتی حاضر است برای توجیه خود تنها کمتر از نیمی از شرکتکنندگان در انتخابات مجلس را در خط امام قلمداد کند، اما تن به وحدت بزرگتر ندهد.» (3)
یادآوری میشود در وضعیت کنونی که گروههای کمونیستی در برخورد با نظام از تنوع مشی برخوردارند، گروههای مائوئیستی به دو دسته عمده قابلتقسیماند: دسته اول در برخورد با نظام مشی مسلحانه را انتخاب کردهاند، گروه شاخص این دسته کومهله است. در مرحله بعد سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر قرار میگیرد که فقط در کردستان دست به سلاح برده است و در دیگر نقاط گونهای آنارشیسم خصمانه بروز میدهد. دسته دوم گروههای مائوئیستی، جریانی است که مانند حزب توده مشی مسالمتآمیز را برگزیده است، اما در جناحبندی کنونی نظام برخلاف حزب توده خود را به
جریان بنیصدر نزدیک نشان میدهد. این جریان شامل چندین گروه ازجمله سازمان انقلابی {منشعب از حزب توده و گروه عدالت} است که بعد از انقلاب درقالب تشکیلاتی حزب رنجبران متمرکز شدهاند. مطلب یادشده نمونهای از موضعگیریهای مختلف این گروه درباره جناحبندی کنونی است.
جهتگیری دیگر این گروه علیه سایر گروههای کمونیستی غیرچینی بهخصوص حزب توده است. نشریه عدالت ارگان یکی از گروههای تشکیلدهنده حزب رنجبران، در آخرین شماره خود تحتعنوان "کبوتر با کبوتر باز با باز" بهطورتلویحی سازمان مجاهدین خلق را روسی خوانده و به سرزنش شدید مطرحکنندگان مسعود رجوی در انتخابات پرداخته است. بخشی از این مطلب چنین است: «حزب توده که ستون پنجم امپریالیسم روسیه در ایران است به چه جهاتی یا کدامین مجموعه مصالحی از آقای رجوی در انتخابات پشتیبانی کرده است یا سازمان چریکهای فدائی که هدف خود را سرنگونی جمهوری اسلامی قرار دادهاند چه وجه تشابهی در آقای رجوی دیدهاند یا حزب کمونیست کارگران و دهقانان که علناً دشمنی سازشناپذیر خود را با رهبر انقلاب اعلام کرده است به چه دلیل از آقای رجوی حمایت کردهاند. در این شکی نیست که گروهکهای وابستهای نظیر حزب توده تحتعنوان تاکتیک از هیچ عملی رویگردان نیستند، ولی زمانیکه خود مجاهدین در ارگان خود روزنامه مجاهد، اعلامیه حزب توده را مبنیبر پشتیبانی از رجوی چاپ میکند دیگر نمیتوان ادعا کرد که این تاکتیک حزب توده برای خدشهدارکردن چهره انقلابی و مستقل آقای رجوی است. شمایی که بهخاطر یک پشتیبانی خشکوخالی نوکران روس بخشی از روزنامه خود را به حزب توده میبخشید، اگر مملکت در دست شما بود به ازای این پشتیبانی آیا بخشی از مملکت را به آنان نمیبخشیدید؟» (1)
گروههای دیگری نیز وجود دارند که ازنظر انتخاب تاکتیک و مشی بین دسته اول {سازمان پیکار} و دسته دوم {حزب رنجبران} در نوساناند و البته وزن چندانی هم در جناحبندی گروههای فعال امروز ندارند. یک گزارش مندرج در شماره امروز رنجبر اشارهای به این امر دارد: "کمیته نبرد" یکی از گروههای کوچک خط سه که پس از انقلاب با پخش شبنامه به فعالیت پرداخته بود اخیراً پیوستن خود را به سازمان رزمندگان راه آزادی طبقه کارگر اعلام کرد. همچنین بخشی از گروه کوچکتر "مبارزین آزادی خلق ایران" نیز که اخیراً خود چند دسته شده است به رزمندگان پیوستند. این گروهها عمل خود را در ایجاد یکی از قطبهای ایدئولوژیک در جنبش کمونیستی ایران برای پیشبرد امر مبارزه ایدئولوژیک با بقیه، دستیابی به تئوری انقلابی و وحدت با یکدیگر دانستند. (2)
501
منطقه سمیرم در استان اصفهان، با حضور مجدد ناصرخان و خسروخان قشقایی در منطقه، بهسمت وضعیت بحرانی پیش میرود. انتخاب خسرو قشقایی برای نمایندگی مجلس نهتنها از اختلافات میان وی با مسئولان نظام نکاسته است، بلکه روزبهروز بهخصوص در برخورد با سپاه و نیروهای مذهبی انقلابی
منطقه که نوعی گرایش چپ ضدخانی و ضدفئودالی دارند این وضعیت حدت بیشتری مییابد.
در پیام امروز فرماندهی سپاه اصفهان به فرماندهی سپاه در تهران، آمده است: «پیرو پیام... 18/2/1359 (1)و مذاکرات قبلی جهت پیشبینی درگیری در پادگان سمیرم مدتی است که خانهای منطقه در کوههای اطراف سپاه سنگربندی کرده و با مردم و سپاه درگیر که درنتیجه 2 نفر از برادران زخمی شدهاند. هرچه سریعتر اقدامات لازم جهت کنترل و سرکوبی ناصرخان و خسروخان قشقایی و اطرافیانشان بهخصوص حسینخان زکیپور به عمل آید.» (2)
ساعتی بعد مسئول تدارکات سپاه اصفهان، پیرو پیام مذکور پیام دیگری بدین شرح به تهران ارسال کرد: «پیرو پیام شماره... [قبلی] درگیری در پادگان سمیرم نیاز مبرمی به 5 دستگاه سیمرغ وانت از نوع بلند جهت حرکت در کوهستان و ضمناً با کمبود اسلحه و مهمات روبهرو میباشیم. با سرهنگ فروزان تماس حاصل شد و صورت نیازمندیها به ایشان داده شد و قول همکاری دادند. خواهشمند است هرچه سریعتر صورت مزبور را تأیید [کنید] تا اقدام گردد.» (3)
502
از صبح امروز، هماندیشی سهروزه کمیتههای سراسر کشور با حضور آیتالله مهدوی کنی سرپرست کمیته مرکزی و تیمسار ظهیرنژاد فرمانده ژاندارمری و سرپرست ستاد بسیج ملی، کار خود را آغاز کرد.(4)
برنامه سهروزه این هماندیشی، «بررسی و هماهنگی کار کمیتههای سراسر کشور با سایر ارگانهای انقلابی و دیگر نهادها» اعلام شده است. ضمناً قرار است درمورد مشکلات و نارسایی موجود در کمیتهها بحث و گفتوگو شود(5)و طرح احتمالی ادغام کمیتهها و کلانتریها مورد بررسی قرار گیرد. (6)
در اولین روز گردهمایی، آیتالله مهدوی کنی سرپرست وزارت کشور و سرپرست کمیته مرکزی، در سخنانی بر ضرورت اطاعت کمیتهها از کمیته مرکزی و تبعیت نیروهای کمیته از سیاستهای کلی دولت تأکید کرد و به طرح نقایص و انتقادات کنونی و نیز راهحلهای مورد نظر و درنهایت چشمانداز آینده پرداخت. وی گفت: «چرا کمیتهها اشکالاتی که در کارشان هست
1) * به پیام مزبور در روزشمار 18/2/1359، اشاره شده است.
2) سند شماره 041413 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اصفهان به تهران {فرماندهی}، 28/2/1359.
3) سند شماره 041412 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اصفهان به تهران {عملیات}، 28/2/1359.
4) ** با فروپاشی نهادهای نظامی و انتظامی رژیم گذشته در 22 بهمن 1357، در تمام محلات تهران کمیتههای انقلاب به طور خودجوش تشکیل شد. نظر به اینکه مساجد عمدهترین و عامترین مراکز برپایی تظاهرات در دوران انقلاب بود، کمیتههای مزبور بهطور طبیعی در مساجد شکل گرفت و بهتناسب توانایی روحانی مسجد و کادرهای انقلابی محل، کمیته مربوط وسعت و قوت پیدا کرد. همزمان با بازسازی شهربانی و ژاندارمری و ارتش ایفای نقش کمیتهها ادامه یافت، ولی بهتدریج بهسمت نظم و انضباط بیشتر پیش رفت. در ادامه، برخی نارساییها و اقدامات خودسرانه عناصر کمیته، انتقاداتی را موجب شد و نیز رشد روزافزون سپاه و تحرک آن در جنبههای مختلف، موجب ایجاد فضایی شد که پیشنهاد انحلال یا ادغام کمیتهها را بهطور جدی مطرح میکرد. بهخصوص بیتجربگی برخی روحانیون مسئول در کمیتهها و متقابلاً هنر تشکیلاتی و تبلیغاتی گروههای مخالف، صحنههایی ایجاد میکرد که قابلدفاع نبود. باوجود این مشکلات ضرورت تداوم بقای کمیتهها، امری بدیهی بود؛ بنابراین بایستی برای اصلاح نقایص آن کار میشد. هماندیشی سهروزه کنونی اقدامی در این مسیر و برای رسیدن به این هدف است.
5) روزنامه جمهوری اسلامی، 29/2/1359، ص6.
6) روزنامه کیهان، 29/2/1359، ص3.
نباید بپذیرند؟ چرا ما حاضر نیستیم عیبهای خود را بپذیریم؟ من به برادران روحانی خود عرض میکنم که قدری به خود بیایند تا شاید کارها درست شود؛ چراکه عمل ما بهنحوی بوده است که این موضوع منشأ سوءاستفاده دشمن شده است.» (1)وی یادآور شد: «ما باید با جوانان و فکر نسل جوان تا حدودی تفاهم داشته باشیم، در غیر این صورت نمیتوان بهزور جوانان را به مسجد کشاند. جوان کار میخواهد و اگر به او کار ندهیم میرود دنبال کارهای دیگر.» (2)
آیتالله مهدوی کنی افزود: «درمورد آینده کمیتهها هم بسته به نحوه کارکرد شماست. شما اگر خوب کار کنید، مردم شما را نگه خواهند داشت و برای ادامه کار کمیتهها این مراکز باید سازماندهی جدیدی پیدا کند، باید افراد آموزش سیاسی نظامی و پلیسی ببینند و مؤدب باشند و عملشان باید برای مردم نمونه باشد.» (3)
سرپرست وزارت کشور همچنین گفت: «وقتی که به فلان مأمور میگوید بروید جلوی گروگانگیری در کارخانه را بگیرید، میگوید نخیر ما با کارگر مبارزه نمیکنیم
آقا شما مبارزه با توطئه میکنید نه با کارگر و این توطئه علیه کارگر است. آنوقت به آن آقای پاسدار میگوییم تعطیل کارخانه نه بهخاطر احقاق حق آن کارگر است، بلکه بهخاطر تعطیلشدن کارهای تولیدی و صنعتی این مملکت است و دراثر خرابشدن اینها ما زمینههای یک کودتای استبدادی را فراهم بکنیم مثلاً شیلی و پسفردا که ملت ما کار نداشت بعد ناگزیر همه دستشان را دراز میکنند و میگوید دوباره محمدرضا برگردد. آیا میخواهید زمینه این فراهم بشود. اینکه ما داد میزنیم این است نه اینکه ما طرفداری از سرمایه میکنیم.» (4)
وی اضافه کرد: «تازمانیکه افراد و گروهها سلاح در دست دارند نمیتوان کمیتهها را منحل کرد.» (5)آیتالله مهدوی کنی افزود: «جریانات اخیر نشان داد که اینطور نیست که کمیتهها جمع شوند و امام فرمودند کمیتهها باید باشند. تازمانیکه افراد غیر و دشمن مسلح هستند، نباید ملت مسلمان را خلع سلاح کرد.» (6)
سرپرست کمیته مرکزی سپس با بیان اینکه «در پیامی که فیدل کاسترو برای من توسط دکتر یزدی فرستاد گفته است شما چگونه میخواهید کمیتهها را جمع کنی، ما اکنون پس از 11 سال کمیتههای انقلابی را جمع نکردیم»،(7)تأکید کرد: «باتوجهبه اینکه در قانون اساسی اشارهای به کمیتهها نشده است دوام کمیتهها با وضعی که دارند امکانپذیر نیست، لذا ما درصدد هستیم که فکری بهحال کمیتهها کنیم و با تشکیل این سمینار راهحلی برای بهبود بیشتر آن ارائه دهیم.» (8)
در پایان، آیتالله مهدوی کنی گفت ازسوی رئیسجمهور و دیگران پیشنهادهایی درمورد کمیتهها داده شده است که در قالب سه پیشنهاد کلی بررسی خواهد شد. (9)
503
رضا اصفهانی معاون وزارت کشاورزی، در یک مصاحبه مطبوعاتی درمورد مسائل کشاورزی نظیر آب، وام و غیره مطالبی را بیان کرد. مهمترین مسئله مورد بحث وی، بالطبع متناسب با حساسیتهای روز، موضوع معروف به "بندِ ج" بود. بندِ ج، یکی از بندهای چهارگانه مربوط به
تقسیمبندی زمینهای کشاورزی است که در طرح موسوم به اصلاحات ارضی اسلامی، بعد از انقلاب وجود دارد و راجع به آن اختلافات شرعی و غیرشرعی عدیدهای مطرح و دامن زده شده است. بخشهایی از گزارش روزنامه اطلاعات از مصاحبه وی بدین شرح است:
«رضا اصفهانی درباره رعایت جنبههای اسلامی در طرح اصلاحات ارضی گفت اصولاً این طرح همانطور که اطلاع دارید بهخاطر انقلابیبودنش با یک سلسله مخالفتهای
زیاد مواجه شد، این مخالفتها نشان میداد که چقدر فئودالها نسبت به منافع خودشان احساس خطر کرده بودند. فئودالها سعی کردند با زدن برچسب کمونیستی به طرح، موانعی بر سر راه اجرای آن ایجاد کنند غافل از آنکه طرح باتوجهبه نظرات عالیه اسلام و با همفکری مدرسین بزرگ حوزه علمیه قم همچون آیتالله منتظری و آیتالله مشکینی تهیه شده و همچنین در شورای انقلاب که ارگان قانونی مورد تأیید امام است به تصویب رسیده است که مخالفت با طرح مخالفت با دولت محسوب میشود. وی افزود: علاوهبراین در هیئتهای اجراکننده طرح نماینده حاکم شرع حضور دارد تا بر اجرای صحیح و اسلامی طرح نظارت کند. رضا اصفهانی یادآور شد: زیر این طرح قبل از تصویب در شورای انقلاب توسط آیتالله منتظری، آیتالله مشکینی و دکتر بهشتی بهعنوان تأیید، امضا شده و اجرای آن بلامانع تشخیص داده شده است. بنابراین چنین طرحی نمیتواند غیراسلامی باشد.» در ادامه گزارش روزنامه آمده است: «رضا اصفهانی درمورد زمینهایی که مشمول تقسیم اراضی خواهد شد، گفت این زمینها به چهار دسته تقسیم میشوند: 1. زمینهای موات و مراتع 2. زمینهای مصادرهشده 3. زمینهای بایر 4. زمینهای دایر. وی افزود زمینهای نوع اول و نوع دوم متعلق به دولت جمهوری اسلامی است و دولت با رعایت مصالح جامعه و حدود و نیاز و توانایی اشخاص این زمینها را تقسیم خواهد کرد. درمورد اراضی بایر دولت با رعایت ضوابطی به صاحبان آنها اولویت میدهد تا به عمران آن بپردازند و اگر اقدام نکردند، زمینها را دراختیار خود میگیرد و بین دهقانان واجد شرایط تقسیم میکند. و اما در زمینهای دایر، اگر مالک خود شخصاً به کار کشاورزی مشغول باشد، تا سه برابر مقداری که در عرف محل برای تأمین زندگی کشاورز و خانواده او لازم است زمین دراختیار او میماند و اگر شخصاً به کشاورزی در آنها اشتغال ندارد و مبلغ درآمد دیگر کافی برای تأمین زندگی خود و خانوادهاش ندارد تا دو برابر مقدار مزبور دراختیار او میماند و در غیر این صورت، کلیه زمینهای او مشمول تقسیم خواهند شد. رضا اصفهانی اضافه کرد در تقسیم اراضی دایر بهای زمینهای مازاد که مشمول تقسیم میشوند پس از کسر بدهیهای مالک به بیتالمال پرداخت خواهد شد که این بدهیها با درنظرگرفتن این مسائل محاسبه میشود اول اینکه مالک حقوق مردم را بهصورت فردی ضایع نکرده باشد، دوم اینکه حقوق گروهی [را] فدای منافع فردی خود نکرده باشد و همچنین موجب زیان برای عدهای نشده باشد. رضا اصفهانی یادآور شد با درنظرگرفتن مسئله عرف محل در طرح اصلاحات ارضی، بزرگ مالکی از بین خواهد رفت. وی گفت در عرف محل زمین بزرگ به زمینی گفته میشود که سه برابر زمینی باشد که کشاورز و
خانوادهاش برای رفع نیازهای خود و خانواده باتوجهبه محیط زندگی احتیاج دارد.»
روزنامه اطلاعات افزوده است: «رضا اصفهانی درمورد هیئتهای هفتنفری گفت اولاً بر اجرای اصلاحات ارضی یک ستاد مرکزی که در تهران تشکیل میشود نظارت خواهد کرد که این ستاد از افراد زیر تشکیل شده است: 1. یک نماینده تامالاختیار[وزارت] کشاورزی 2. یک نماینده تامالاختیار وزارت کشور 3. یک نماینده تامالاختیار جهاد سازندگی 4. یک نماینده تامالاختیار دادگستری 5. حاکم شرع. ... رضا اصفهانی یادآور شد هماکنون هیئتهای هفتنفری در بیشتر استانها تشکیل شده و تقسیم زمین آغاز شده است. وی افزود این طرح هشتاد درصد وی [رضا اصفهانی] را راضی میکند و با طرح اولیه تفاوتهایی دارد و تغییراتی در طرح داده شده است. ... رضا اصفهانی گفت: لایحه اصلاحات ارضی اسلامی که جایگزین لایحه احیای اراضی دولت موقت شده است، جنبه قانونی دارد و با دقت و قاطعیت به اجرا گذاشته خواهد شد.» (1)
504
اعضای شورای فرماندهی سپاه پاسداران امروز، در منطقه دربند تهران با امام خمینی ملاقات کردند. امام خمینی درباره آنچه بهعنوان کودتا،(2)این روزها شایع است با بیاعتنایی برخورد کردند و آن را درصورت وقوع هم بیاهمیت و ناموفق شمرده و توضیح دادند که مقدمه یک کودتای موفق این است که ملت خواب بوده یا نظیر افغانستان دولتی مخالف مردم باشد. متن کامل سخنان امام خمینی بدین شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
با قاطعیت باید عمل کرد، هیچکس نباید اظهار یأس کند، هرکس اظهار یأس کند نمیداند ایران در چه وضعی است. انقلاب ما با کودتا فرق دارد، ایران مثل افغانستان نیست. مردم ایران باید بدانند که حتی فکر کودتا در مغز احدی امکان ندارد وارد شود، زیرا بهمحض اینکه این خیال در سرش بیاید اول خودش نابود میشود. مگر ملت ما خواب است؟ کودتا مقدماتی میخواهد که یکی از آنها خواببودن ملت است و دیگر اینکه ارتشی میخواهد که آلت دست باشد، نه ارتش ایران که اکثریت قریببهاتفاقش همراه و همدل ملت است. با چهار نفر مخالف که نمیشود کودتا کرد. این از شایعات دشمن است و عدهای هم سادهاند و گول خوردهاند. ملت ما تمام خائنین رژیم سابق را به جزایش رسانده و آنها را بیرون کردند، اگر کسی در ذهنش این مسئله بیاید، ملت ما با چنگودندان آنان را خرد میکنند.
الحمدلله ارتش و سپاه و ملت همهباهم اجازه نمیدهند که کسی علیه خودشان قیام کند، سیوپنج میلیون جمعیت است. به حرفهای ابلهانه عدهای که در اتاقهای دربسته حرف میزنند، گوش ندهید. من اطمینان میدهم که این ملت آسیبپذیر نیست. روزی سفیر شوروی آمد پیش من و گفت افغانستان از ما کمک خواسته است و ما میخواهیم وارد افغانستان شویم، من گفتم البته میشود افغانستان را
گرفت، ولی بدانید که نمیتوانید دوام بیاورید. تا ملت چیزی را نخواهد نمیشود کاری کرد. حالا فهمیدهاند، ولی پایشان گیر کرده است و مسئله همانطور که من گفتم خواهد شد. دولت افغانستان غاصب است و موافق خارجیهاست و مخالف مردم است، ولی در ایران دولت و ملت و ارتش و سپاه همهوهمه از هم میباشند. امریکا آمدن و نظامی پیادهکردن همان، مردم آنان را ازبینبردن همان. و اکنون هم باید بداند که قضیه ایران غیر از افغانستان است، در ایران همه مردم باهم همصدا هستند.
درهرصورت من از ارتش و سپاه و ژاندارمری تشکر میکنم و امیدوارم همه شما با هم همکاری کنید و بدانید که اگر شهید بشوید موفقید، و اگر هم بر دشمن پیروز بشوید، موفقید. این سرّ پیروزی صدر اسلام است. دشمنان شما نمیتوانند اینچنین فکر کنند، چون جانشان را دوست دارند و دنبال مال و غنیمت هستند. لشکر روم و ایران را عدهای از اهل ایمان با سلاحهای شکسته و با تجهیزات کمشان و تعداد قلیلشان شکست دادهاند. انشاءالله موفق و مؤید باشید.»(1)
یادآوری میشود بیبیسی به اعلامیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درباره کودتا اشاره دارد که روز 24/2/1359 منتشر شد.
(2)505
امام خمینی بهدلیل بیماری قلبی از قم به تهران انتقال یافته بودند، اما پس از بهبود، بهعلت کثرت مراجعات دولتمردان و ضرورتهای ناشیاز وضعیت خاص کنونی، اقامت ایشان در تهران و دخالت در اموری که قبلاً گمان میرفت در سیر عادی جلو خواهد رفت، امری ناگزیر شد.
امام بعد از مدتی اقامت در خانهای در منطقه دربند، در ساعت 10 امشب، به خانهای در جماران واقع در جنب حسینیه جماران، نقل مکان کردند. گزارش خبرنگار کیهان دراینباره چنین است: در ساعت 10 امشب، «امام خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به اقامتگاه جدید خویش که منزل بسیار کوچک و سادهای در جماران است، نقل مکان کردند. در مسیر راه مردم جماران که بیصبرانه انتظار امام امت را داشتند با فریاد درود بر خمینی و اللهاکبر مقدم رهبر انقلاب را گرامی داشتند و در چندین محل قربانی کردند. رهبر انقلاب پس از ورود به اقامتگاه جدید و کمی استراحت به حسینیه مجاور اقامتگاه رفتند و مستقبلین را مورد تفقد قرار دادند. در این مراسم حجتالاسلام موسوی خوئینیها نماینده مجلس شورای ملی، ضمن
1) * در بازتاب سخنان امروز امام خمینی، روز بعد بخش فارسی رادیو لندن از قول خبرنگار خود، تحلیلی را پخش کرد که در آن آمده است: «بالاترین مقام کشور با ردکردن امکان کودتا به شایعات مربوط به آن وجههای داده است. در جراید گزارشهایی [راجع] به تجاوز به قلمرو هوایی ایران فرودگاههای سری امریکایی حضور دشمن در تمام مرزها منتشر شده است. در تهران انفجار بمب صورت میگیرد. در خوزستان خرابکاری ادامه دارد، سفارتخانه ایران در لندن اشغال میشود. در کردستان آتش جنگ شعلهور است. مقامات ایرانی این رویدادها را زیر سر جاسوسهای امریکایی، عمال عراق، پشتیبانان آخرین نخستوزیر رژیم شاه یعنی شاپور بختیار و ضدانقلابیون میدانند. اعضای یک گروه اسلامی افراطی اعلامیههایی بین مردم توزیع کردهاند و در آن توضیح دادهاند که در صورت کودتا چه باید بکنند. این اعلامیه ها وارد جزئیات مفصلی شدهاند. حتی پرزیدنت بنیصدر گفته است که او خبر دارد که 96 تن از عمال امریکایی به داخل ایران رخنه کردند و اضافه کرد که اگر اتفاقی بیفتد مقصر را ارتش ندانید.» [خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 62، 30/2/1359، ص12، بخش فارسی رادیو لندن، 29/2/1359]
2) مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی{ره}، صحیفه امام {مجموعه آثار امام خمینی(ره})، جلد12، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ پنجم 1389، صص 303 و 304.
خوشامد به امام خمینی، گفت: ... بااینکه بهنظر من اقامتگاه قبلی با همه نیاز مبرمی که به آن محل بود، محلی ساده و چیزی بیش از حد معمول نبود و بهاصطلاح امروز منزل طاغوتی نبود، ولیباز هم معلم بزرگ انقلابمان و رهبرمان باتوجهبه اینکه بسیاری از افراد ملت ما هنوز مسکن لازم به حد نیاز را ندارند، بسیاری از فرزندان ایشان در زاغهها، حلبیآبادها و در حصیرآبادها زندگی میکنند، حضرت امام نمیتوانستند در آن منزل زندگی کنند، تأکید فرمودند که باید حتماً منزلی با حداقل امکان و بسیار معمولی باشد، ... لذا این منزل تهیه شد.» (1)
بخشهایی از اولین سخنرانی امام خمینی در حسینیه جماران بدین شرح است: «من مدتی است که به این نزدیکی با عزیزان و دوستانم مواجه نشدهام و امشب، بسیار مسرور هستم که با برادران و خواهران خودم در اینجا مواجهم. من از زحمت اهالی این محل جماران تشکر میکنم که زحمت زیادی کشیدند، درصورتیکه من خدمتی به آنها نکردم. امیدوارم خداوند همه آنها را از همه بلیات حفظ کند و از شر شیاطین خصوصاً شیطان بزرگ حفظ کند. ... چنانچه گفته میشود که دولت امریکا میخواهد نظامی بیاورد و این مملکت را به خاکوخون بکشد، باور نکنید اولاً و ثانیاً اگر بیاید، خواهد سزای خودش را ببیند. ما از محاصرات اقتصادی و محاصرات نظامی و دخالتهای نظامی ابرقدرتها نمیترسیم.» (2)
(محل اقامت جدید امام خمینی در جنب حسینیه جماران
حجتالاسلام موسوی خوئینیها: معلم بزرگ انقلابمان تأکید فرمودند باید حتماً منزلی با حداقل امکان و معمولی باشد، لذا این منزل تهیه شد.)
امام خمینی در بخش دیگری از سخنانشان گفتند: «تکلیف ما این است که در مقابل ظلمها بایستیم، تکلیف ما این است که با ظلمها مبارزه کنیم، معارضه کنیم، اگر توانستیم آنها را به عقب برانیم که بهتر، و اگر نتوانستیم به تکلیف خودمان عمل کردیم. اینطور نیست که ما خوف این را داشته باشیم که شکست بخوریم. اولاً که شکست نمیخوریم، خدا با ماست و ثانیاً، بر فرض اینکه شکست صوری بخوریم شکست معنوی نمیخوریم و پیروزی معنوی با اسلام است، با مسلمین است، با ماست.» (3)
ضمیمه گزارش495: مطالبی درباره سرهنگ ایرج نصرتزاد یکی از شخصیتهای تأثیرگذار در مقطع آغازین درگیریهای سنندج
در زمان حرکت ستون اعزامی به سنندج در اواخر فروردین 1359 که با اقدام گروههای مسلح غیرقانونی بهویژه کومهله به آغازی برای جنگ در سنندج تبدیل شد، سرهنگ ایرج نصرتزاد فرمانده تیپ1 لشکر28
سنندج بود. آنچه سرگرد ملاحیدر همقطار نصرتزاد گفت و در متن گزارش آمد، شاید ظاهراً کمی اغراقآمیز به نظر بیاید، اما درواقع قضیه نصرتزاد فراتر از آنچه ذکر شد با مضامینی چون شجاعت، ایثار، شکنجه، مظلومیت و قهرمانی همراه است. در کتاب 22 روز حماسه و ایثار در سنندج که نه بههمت ارتشیها بلکه به قلم یک سپاهی، مجید نداف، نوشته شده حضور نصرتزاد بسیار پررنگ و برای ذهن خواننده غیرقابلعبور است. مواردی از این حضور و تأثیر شگرف، به نقل از کتاب یادشده در اینجا ذکر میشود:
«در فضایی آکنده از تبلیغات و جنگ روانی گروهها علیه فرمانده لشکر28 و تلاش مؤثر آنها در مرعوبساختن وی و فرمانده ستون متوقفشده،نصرتزاد داوطلبانه پیشقدم شد تا ستون را تحت فرماندهی و هدایت خود به حرکت درآورد. بنابراین جناب سرهنگ نصرتزاد مأموریت یافت که راهی برای عبور ستون از کنار سنندج {بدون ورود به شهر} شناسایی کند. نامبرده با عناصر خود به شناسایی ادامه داد و راه خاکی کنار رودخانه قشلاق را که به سه راهی سقز منتهی میشود و تأسیسات سد قشلاق نیز در حوالی آن محور بود، پیشنهاد کرد. سهراهی سقز و تأسیسات سد قشلاق توسط گردان116 تیپ1 حفاظت میشد. شب که سرهنگ نصرتزاد از آخرین شناسایی خود مراجعت کرده بود، هوا سرد بود، در اتاق فرمانده لشکر مشغول گرمکردن خود بهوسیله بخاری علاءالدین بود. او که با پوتین به داخل نهر آب رفته بود جورابها و مقداری از شلوارش خیس شده بود. ازاینرو مشغول خشککردن آنها بود و مرتب تأکید میکرد که فردا تکلیف را یکسره خواهیم کرد و هرطور شده ستون را از همین راهی که شناسایی شده عبور خواهیم داد. از صحبتها و حرکات نامبرده تصمیم و اراده قوی مشهود بود.» (1)
{حضور پررنگ و تأثیرگذار ایرج نصرتزاد، در مقطع آغازین درگیریهای سنندج }
در بخش دیگری از این کتاب آمده است: «نصرتزاد فرمانده تیپ یکم از لشکر28 کردستان بود که تاکنون چندبار فراتر از حیطه مسئولیت خویش ظاهر شده بود. در زمانیکه بسیاری از افسران غیرداوطلبانه و بالاجبار در ناحیه کردنشین ایران حضور پیدا میکردند او داوطلبانه همزمان با ورود چهل نفر دیگر از نظامیان انقلابی پا در صحنه خونین کردستان گذاشت و همواره در کانون توجهات خودی و دشمن قرار داشت. غیرت و شرافت او در لابهلای سطوری که قاتلان او تقریر کردهاند شفافتر و بیش از این سطور نمایان است. اگرچه عمق کینه مهاجمان مسلح نسبت به او بسیار زیاد و به این دلیل بود که او در شرایط حساس مجبور به دخالت داوطلبانه در تعاملات سازشکارانه نمایندگان دولت گردیده، بدون واهمه و بیپروا سلسلهمراتب را پشتسر میگذاشت و رشتههای خیانت به منافع ملی را پنبه میساخت. ... او پس از چهار روز ممانعت گسترده از ستونکشی نظامی توسط گروهها زمینهای فراهم ساخت تا سنندج، بلکه کردستان ایران از بحران خارج شود. معلوم نبود با همه شداید و ضعف و قوتهای معمول در روز یکشنبه 31/1/1359، غیر از آنچه رخ داد چه اتفاقی میافتاد، ولی قدر مسلّم بهلحاظ ترافیک مذاکرات و بدهبستانهای سیاسی هیچ امیدی به حل مسالمتآمیز توأم با حفظ کیان نظام نبود. جمهوری اسلامی خطرات زیادی را پیش رو داشت. اقدام داوطلبانه نصرتزاد موجب شد قبل از تحکیم و توسعه کامل حاکمیت مارکسیستی توسط گروهها در شهرهای بزرگ کردستان و حمایت گستردهتر کشورهای بیگانه از آنها از ریشهدوانیدن آنها جلوگیری شود. ...
این مسئله که برونرفت از شرایط سخت سیاسی نظامی آن زمان جز با ایثار و جانفشانی نصرتزاد میسر نبود در اعترافگونههای قاتلان او نیز مشهود است. تحلیلهای بعدی فرمانده کل نظامی کومهله نشان میدهد حرکتدادن ستون توسط نصرتزاد {بهمثابه زمینههای ورود سایر نیروهای انقلابی در صحنه} چهره اردوگاه خودی را از انفعال به فعال تغییر و ضعفهای خودی را به اردوگاه مقابل انتقال داد. ...
میتوان گفت در کمینگاه جاده قشلاق، گروههای مسلح غیرقانونی فقط از بابت گذشته و حال از نصرتزاد انتقام نمیگرفتند، بلکه بهلحاظ آیندهای که پیش روی آنها قرار گرفته بود نیز بغض و کینهشان را خالی کردند.
1) مجید نداف، 22 روز حماسه و ایثار در سنندج، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه جامع امام حسین{ع}، 1389، ص117.
درواقع با صبر و درایت نصرتزاد و سایر مدافعان انقلاب اسلامی بعد از او گروهها بهخاطر مقاومت کور دربرابر جمهوری اسلامی بیآینده شدند و این دستاورد کمی نبود که مهاجمان مسلح بهراحتی از آن عبور کنند. ...
نصرتزاد در آخرین لحظاتی که در محاصره مهاجمین زیر رگبار گلوله و آتش خمپاره آنها قرار داشت و فقط بههمراه یکی دو نفر مجروح منتظر شهادت بود، همان روحیه و عکسالعمل را از خود نشان داد که در جریان صلح تحمیلی طی چهار ماه قبل از آن در سنندج از خود بروز داده بود. او چون هیچ مشروعیت و اعتباری برای عناصر مسلح گروهها قائل نبود و از باجخواهی گروهها و باجدهی به آنها در رنج و مشقت روحی به سر میبرد، از اولین روز خروج اجباری سپاه پاسداران از کردستان و سنندج بهنحوی از انحا و بدون هیچ ترس و واهمهای این اعتقاد و برداشت خود را به ظهور میرساند. در آن روزی که پاسدارها غریبانه و گریان هریک کولهپشتی خود را به دست گرفته بهطرف هلیکوپتر میرفتند... نصرتزاد یکسره به بچههای پاسدار پیوست و یکیک آنها را در آغوش گرفت. با این کار کمی از شدت اندوه آنها کاسته شد. حداقل یک نفر بود که از رفتن آنها خوشحال نبود. ...
علائم و آثار موجود روی بدن شهید سرهنگ نصرتزاد، نشانگر این بود که وی هنگام اسارت به شدیدترین وجه شکنجه شده، بهطوریکه گردن، فک و شانه او زیر لگد خرد شده بود. مهاجمین پس از دادن شکنجههای فراوان او را به شهادت رسانده و جنازه شهید را در بیابانهای سنندج رها کردند. ...
ستیزهجویان کومهله به آن همه آزار و اذیت و کشتن سبعانه ایرج نصرتزاد که در زمان شهادت لباس اسارت به تن داشت اکتفا نکردند و پیکرش را در روز بعد درحالیکه سر
و دست او از عقب خودروی وانت آویزان شده بود در میان شهر گرداندند و به این شکل به سرور و قدرتنمایی پرداختند، غافل از آنکه انعکاس این خبر و تشدید هجمههای جسورانه مهاجمین به مراکز مهم سنندج، انگیزههای دفاع و مقابله با آشوبگران را در تهران برانگیخت و سرآغاز تصمیمات امنیتی جدیدی در منطقه سنندج و کل ناحیه کردنشین ایران گردید. ...
طبق یک گزارش دیگر عناصر ضدانقلاب، همچنین بلوز سرتیپ نصرتزاد را برروی چوب دستی آویزان کرده و در خیابانهای شهر به گردش درآوردند تا بهزعم خود روحیه مردم را تقویت کنند.» (1)
در گزارش دیگری از کتاب آمده است: «فرمانده ضدانقلاب خم شد و چانه نصرتزاد را گرفت و فشار داد و گفت در چه حالی فرمانده؟ مرا میشناسی؟ من سرتیپ یحیوی، یادت میآید؟ نصرتزاد آب دهانش را گرد کرد و بهصورت یحیوی انداخت. نشست کنار نصرتزاد و گفت ببین سرهنگ، من و تو نانونمک شاهنشاه را خوردهایم. اشتباه کردهای، گولت زدهاند، مغزت را شستشو دادهاند، باشد قبول دارم. اگر به سربازهای پادگان بگویی دست از مقاومت بردارند و تسلیم شوند به شرافتم قسم میخورم خودت و خانوادهات را صحیحوسالم بفرستم به یک کشور اروپایی.
تو از شرافت حرف میزنی نمکبهحرام؟ تویی که به کشور و مردمت خیانت میکنی! من هم قسم خوردهام تا آخرین قطره خونم از کشورم دفاع کنم.
یحیوی بلند شد. لگدی به شکم خونی نصرتزاد کوبید و رو به جوانک گفت کارش را تمام کن. نصرتزاد گفت مرا بکش فقط بگذار وصیتم را به سربازانم بگویم. یحیوی تف کرد رو به زمین و گفت حیف از تو. حیف از تکاوری مثل تو! بیسیم آوردند. نصرتزاد گوشی را گرفت: عقاب، عقاب! عقاب، عقاب، شاهین! عقاب به گوشم. من سرهنگ ستاد ایرج نصرتزاد در آخرین لحظات عمر سربازی خویش چند نکته برای همرزمانم وصیت میکنم...» (2)
ضمیمه گزارش 504: بروزهایی از شیوع خبرهای مربوط به کودتا در داخل و خارج کشور اخیراً بعضی گروههای اسلامی طرفدار نظام {ازجمله سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی} هشدارهایی به ارتشیهای مؤمن به انقلاب دادهاند و شواهدی بر طرحریزی یک کودتا در محافل مختلف و نیز در منابع حزب توده ابراز میشود.
در خارج کشور نیز این قضیه رسانه ای شده است. به گزارش خبرگزاری فرانسه از لندن، هفتهنامه ساندی تایمز {چاپ لندن} در شماره امروز خود نوشت: تبعیدیهای ایران در فرانسه، انگلیس و امریکا درصدد توطئه ای برای برقراری رژیم سلطنتی و بهوجودآوردن یک حکومت نظامی مرکب از 7 ژنرال در ایران هستند. این توطئه را ارتشبد غلامعلی اویسی طرحریزی کرده است و تاکنون درحدود 7 هزار افسر به وی پیوستهاند. مخارج این توطئه ازجانب چند کشور عربی مثل عربستان سعودی، عراق و مصر و همچنین چند کمپانی صنعتی تأمین میشود و هدف آن اشغال ایران ازطریق عراق و بهدستگرفتن کنترل کشور توسط
یک نیروی 90 هزار نفری میباشد. چند تن از این تبعیدیان اعلام کردهاند که این عمل ضدانقلابی بسیار خونین خواهد بود و بهویژه هدف از این کار سرکوبی کمونیستها است. پاریس نقطه مرکزی این هماهنگی تبعیدیان ایرانی است و اخیراً مبالغ هنگفتی توسط بازرگانان ایرانی، اعضای خانواده شاه مخلوع، کشورهای غربی و حتی کشورهای افریقای جنوبی و اسرائیل به پایتخت فرانسه سرازیر شده است. (1)
رادیو لندن نیز این گزارش را در بخش فارسی خود بازگو کرد و افزود: «اما سؤال اینکه اینها چرا آشکارا از طرح خود سخن میگویند آنها دلیلشان این است که میخواهند حمایت دیپلماتیک و معنوی ممالک غربی را به دست آورند. مرکز اصلی مخالفت با حکومت آیتالله خمینی شهر پاریس است که شاپور بختیار آخرین نخستوزیر رژیم شاه و ژنرال آریانا یکی از فرماندهان ارتش سابق ایران در آن اقامت دارند. هفتة گذشته شاپور بختیار در خانه خود در پاریس که بهشدت تحت محافظت قرار دارد گفت که با گروه مزبور تماس داشته و ژنرال اویسی را ملاقات کرده است، اما همکاری خود را با او بهکلی تکذیب کرد. در مقاله ساندیتایمز چنین آمده است که این گروه به حمایت بختیار نیاز دارند و او ظاهراً حاضر است با آنان همکاری کند هرچند در برخی موارد با آنان مخالفتهایی داشته باشد.» (2)
506
مصوبه روز گذشته وزیران امور خارجه کشورهای عضو بازار مشترک اروپا در ناپل مبنیبر مجازاتهای اقتصادی ایران، دو ویژگی قابل توجه دارد: اول اینکه این مصوبه بر قطعنامهای استوار است که در روز دهم ژانویه {20/10/1358}، ازطرف امریکا به شورای امنیت سازمان ملل پیشنهاد(1)و با وتوی اتحاد جماهیر شوروی مواجه شده بود. (2)ویژگی دوم که اهمیت بیشتری دارد ابعاد و پیامدهای آن است که بدینصورت میباشد: «در پیامد این تحریم روابط سرمایهای با ایران قطع میشود، هرنوع ترانسپورت و حملونقل کالا از راه هوایی، زمینی و بهوسیله کشتی به ایران ممنوع میشود و از دادن هرگونه اعتباری به شرکتها و کارخانهها جهت صدور اجناس به ایران خودداری میگردد، صدور مواد غذایی و دارویی از این مقررات مستثنی شده است، بهغیراز آن درمورد تحریمها نیز محدودیتهایی پیشبینی شده است که از شدت و سنگینی عواقب آن تا حدودی میکاهد، مثلاً قراردادهایی که تا قبل از بروز گروگانگیری در تهران یعنی روز چهارم نوامبر سال 1979 با ایران منعقد شدهاند مشمول این تحریم نخواهند بود و قراردادهایی هم که بعد از آن تاریخ میان ایران و کشورهای عضو جامعه اروپایی منعقد شدهاند باید اجرا یا عدم اجرای مفاد آن به نظر مقامات دولتهای مربوطه رسانده شده و مورد تصویب آنان قرار بگیرد. این محدودیت نیز به نوبه خود آزادی عمل هریک از کشورها را تا حدودی تأمین میکند و آنهم به این جهت که عواقب تحریمهای اقتصادی علیه ایران برای کشورهای عضو جامعه اروپایی بهمراتب از عواقب ناشیاز آن برای امریکا سنگینتر است.» (3)
در واکنش به این مصوبه در آلمان، هانس دیتریش گنشر وزیر امور خارجه آلمان فدرال،
امروز، اظهارعقیده کرد که مجازاتهای اقتصادی مزبور قبل از هر چیز دارای ارزش سیاسی است. هدف از این کار مجازات به آن صورتی که تصور میشود نیست بلکه آزادی گروگانهای امریکایی در یک مهلت مقرر است. (1)
در انگلستان، دولت این کشور در نشست فوری خود تصمیم گرفت که تحریمهای انگلستان درمورد ایران شامل قراردادهای منعقد شده از تاریخ چهارم نوامبر 1979 {13 آبان 1358}، بشوند و بسیاری از نمایندگان محافظهکار در مجلس عوام انگلستان از این تصمیم بهشدت انتقاد و دولت مارگارت تاچر را متهم به دروغگویی در مجلس عوام کردند، زیرا وی ابعاد اقدامات علیه ایران را مشخص نکرده بود. حزب کارگر انگلستان و سایر نمایندگان محافظهکار گفتند که تحریمها باید فقط از زمانیکه کشورهای عضو جامعه اقتصادی اروپا به آن رأی مثبت دادهاند یعنی 17 ماه مه انجام شود. (2)
در امریکا، سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور گفت که امریکا ترجیح میداد مجازاتهای تعیینشده، قراردادهای قبلی را هم دربرمیگرفت. وی اضافه کرد که درعینحال امریکا مشکلات پیش روی جامعه اروپا درپی تعیین این مجازاتها را نیز درک میکند. (3)
در ایران ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهور، گفت که محکومکردن ایران و شرکت در تحریم اقتصادی علیه آن یک حرکت بیثمر است که هیچ نتیجه مثبتی به بار نخواهد آورد. بهجای آن کشورهای اروپایی باید پیشنهادهای اساسی در پیش گذارند و با میانجیگری به حل آن کمک کنند. حجتالاسلام دکتر باهنر عضو شورای انقلاب نیز در یک گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری پارس گفت: «من اصلاً این نوع تحریمها را برای انقلاب لازم میدانستم، زیرا اگر ما میخواستیم با وضعی عادی کارمان را ادامه بدهیم فکر میکردیم حتماً با این نوع روابط سیاسی و اقتصادی باید ادامه حیات بدهیم و تصور نمیکردیم جامعه ما میتواند به صورت دیگری زندگی کند. این ضربهها لازم است و اصلاً تحریم اقتصادی برای ما خدمت و فرصت مناسبی است، زیرا ما میتوانیم تجربه کنیم و ببینیم آیا میتوانیم سطح تولید را بالا ببریم و نیازهای غذاییمان را رفع کنیم. درزمینه مسائل صنعتی تا حدی تلاش کنیم روی پای خود بایستیم.» (4)
دراینحال، گزارش خبرگزاری فرانسه، نظیر بسیاری از تفسیرهای خبرگزاریها و رسانههای جهان، از کماثربودن مصوبه فوق علیه ایران حکایت دارد. در این گزارش آمده است: «مذاکراتی که توسط قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، انجام شده تدارکات ایران را درصورت محاصره کامل ازجانب کشورهای غربی تضمین میکند و سوئیس و اسپانیا نیز پذیرفتهاند که در این محاصره شرکت نکنند و ایتالیا قول داده است که در جامعه اقتصادی اروپا موضع بسیار معتدلی داشته باشد. از سوی دیگر، کویت، امارات عربی و ابوظبی طرحی را برای کمک اقتصادی به
ایران تهیه کردهاند که احتیاجات این کشور را به مواد غذایی و دارویی و مواد اولیه تأمین میکند. در خاتمه، جمهوری دمکراتیک آلمان، چکسلواکی و رومانی متعهد شدهاند که درصورت توقف برنامههای عمرانیای که غربیها در ایران آغاز کردهاند، این برنامهها را به پایان رسانند.» (1)
507
از آنجا که به نظر میرسد مصوبه اروپایی جدید تحریم ایران نتواند مقاومت ایران را بشکند، در محافل مختلف، پیشنهادهایی برای آزادی مسالمتآمیز گروگانها مطرح و تحلیل میشود.
خبرگزاری فرانسه از پاریس از قول یک منبع کاملاً آگاه از طرحی خبر داد که «بهمحض افتتاح مجلس ایران ارائه خواهد شد.» طبق این طرح، «گروگانها در سه مرحله آزاد خواهند شد. در اولین مرحله 3 نفر امریکایی که در وزارت امور خارجه هستند آزاد میشوند. در مرحله دوم، یعنی هنگام شروع مذاکرات بین ایران و امریکا درباره 15 میلیارد دلار مورد اختلاف، 40 نفر دیگر آزاد میگردند و در مرحله سوم 10 نفر دیگر که ازنظر ایرانیان جاسوس هستند، هنگام امضای یک قرارداد صلح و بیطرفی بین تهران و واشنگتن آزاد میشوند.»
این منبع اضافه کرد که سفر اخیر قطبزاده به فرانسه، سوئیس، ایتالیا و کشورهای حوزه خلیجفارس برای آمادهکردن همین طرح صورت گرفته است.(2)همین منبع گفت که الجزایر و سوریه هماکنون مشغول کار روی ایجاد یک کمیسیون اسلامی برای بررسی جزئیات طرح هستند. درعینحال، تشکیل یک کمیسیون متشکل از عدهای کارشناس برای میانجیگری درباره اختلافات مالی ایران و امریکا بهعهده سوئیس و الجزایر گذاشته شده است. (3)
یادآوری میشود پس از قطع رابطه امریکا با ایران {فروردین 1359}، سوئیس بهعنوان حافظ منافع امریکا در ایران و الجزایر بهعنوان حافظ منافع ایران در امریکا تعیین شده است.
508
درپی قطع رابطه امریکا با ایران، امروز مشخص شد که امریکا نهتنها ویزای جدید به ایرانیها نمیدهد، بلکه ویزاهای قبلی هم ازنظر اعتبار با مشکلاتی روبهرو است. از سوی دیگر آنچه در محافل سیاسی "چراغ سبز" اتحاد جماهیر شوروی آن هم از نوع معتبر آن خوانده میشود، امروز، بروزی واضح و آشکار داشت که درعینحال، سردی مقامات ایران نیز یکبار دیگر آشکار گردید.
1) روزنامه بامداد، 30/2/1359، ص3.
2) * بهدلیل فضای ضدامریکایی خاص کنونی که هرگونه مذاکره و راهحل مبتنیبر آن هم ازطرف بسیاری مدافعان بهشدت سرزنش میشود و هم فضای تبلیغاتی مناسبی برای مخالفان نظام فراهم میآورد، مطرحشدن رسانهای اینگونه اقدامات با سکوت و نه تأیید یا تکذیب مقامات مواجه است.
3) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 62، 30/2/1359، ص1، پاریس خبرگزاری فرانسه، 19 می 1980 {29/2/1359}.
درمورد ویزا و تقاضاهایی که برای ورود به امریکا ازطرف ایرانیان وجود دارد، امروز، اریک لانگ سفیر سوئیس در ایران در نامهای به کیهان اطلاعیه این سفارت را دررابطهبا عدم صدور ویزای ورود به امریکا ارسال کرد. متن اطلاعیه سفارت سوئیس در ایران به این شرح است: «سفارت سوئیس در تهران که حافظ منافع دیپلماتیک و کنسولی ایالات متحده امریکا در ایران میباشد، پس از تماس با مقامات ذیصلاح امریکا به درخواستهای متعددی درباره صدور ویزای ورود به ایالات متحده امریکا ذیلاً پاسخ میدهد.
بهموجب قوانین امریکا، ویزای ورود به قلمرو ایالات متحده امریکا صرفاً باید توسط کارمندان مربوطه دولت امریکا صادر شود. بالنتیجه، متقاضیان ویزای ورود به امریکا نباید درخواستهایشان را به قسمت منافع امریکا در سفارت سوئیس تسلیم دارند، بلکه آنها باید درخواستهایشان را به یکی از سفارتخانهها یا کنسولگریهای ایالات متحده امریکا در خارج از ایران بدهند.
کلیه ویزاهای ورود به قلمرو ایالات متحده امریکا که قبل از هجدهم فروردینماه 1359،(1)برابر با هفتم آوریل 1980، برای اتباع ایرانی صادر شده است باطل بوده و برای ورود به قلمرو امریکا نمیباشد مگر آنکه معتبربودن آن پس از تاریخ هجدهم فروردین 1359، در یکی از سفارتخانهها یا کنسولگریهای ایالات متحده امریکا در خارج از ایران تأیید شده باشد.
مقامات امریکا درباره اعطای ویزای ورود به اتباع ایرانی متذکر شدهاند که سفارتخانهها و کنسولگریهای ایالات متحده امریکا در خارج از ایران صرفاً به درخواستهای مربوط به موارد بشردوستانه ممکن است ترتیب اثر دهند.» (2)
از سوی دیگر امروز، سه پیام از عالیترین مقامات شوروی به ایران واصل شد؛ برژنف رهبر شوروی {صدر هیئت رئیسه شورایعالی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی}، دو پیام برای امام خمینی و بنیصدر ارسال کرد که تفاوت دو پیام مزبور ازلحاظ اهمیت، بسیار معنیدار بود. وزیر امور خارجه شوروی نیز پیامی برای قطبزاده فرستاد.
متن کامل پیام برژنف به امام خمینی بدین شرح است:
«حضرت آیتالله روحالله الموسوی الخمینی رهبر جمهوری اسلامی ایران
تهران- ازطرف هیئت رئیسه شورایعالی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و شخص خودم به مناسبت شصتمین سالگرد برقراری روابط سیاسی بین کشورهای ما به آن حضرت و مردم دوست جمهوری اسلامی ایران تبریک میگویم. اتحاد شوروی در روابط خود با ایران همواره بر اصول سیاست خارجی لنین یعنی برابری حقوق، احترام به حق حاکمیت، تمامیت ارضی و عدم مداخله در
امور داخلی یکدیگر تکیه کرده و میکند. مردم شوروی نسبت به مبارزه عادلانه مردم دلیر ایران علیه دسیسههای امپریالیسم و استعمار بهخاطر
حق مالکیت بر ثروتهای طبیعی خود و تأمین حق مالکیت، استقلال و تمامیت ارضی میهن خود احترام فراوان و حسننظر قائل است. اظهار اطمینان مینمایم که روابط اتحاد شوروی و ایران در آینده نیز در راه دوستی، حسن همجواری و همکاری متقابلاً مفید پیش خواهد رفت.
لئونید برژنف، مسکو، کرملین، 19 ماه مه سال 1980» (1)
متن کامل پیام برژنف به بنیصدر نیز بدین قرار است:
«جناب آقای ابوالحسن بنیصدر
رئیسجمهوری اسلامی ایران
تهران به مناسبت شصتمین سالگرد برقراری روابط سیاسی بین اتحاد شوروی و ایران تبریکات خود را به شما، آقای رئیسجمهور، ابراز میدارم.
لئونید برژنف، مسکو، کرملین، 19 ماه مه سال 1980» (2)
{پیامهای معنیدار لئونید برژنف رهبر شوروی به مقامات ایران و تفاوت چشمگیر جایگاه امام خمینی و بنیصدر ازنظر وی}
متن کامل پیام آندره گرومیکو به قطبزاده چنین است:
«جناب آقای صادق قطبزاده
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
تهران شصتمین سالگرد برقراری روابط سیاسی بین اتحاد شوروی و ایران را به شما، آقای وزیر، تبریک میگویم.
آ. گرومیکو، مسکو، 19 ماه مه 1980» (3)
در چارچوب آنچه ذکر شد {چراغ سبز بلوک شرق و تکرار برخورد سرد مقامات ایران}، خبری که امروز ارگان حزب توده درمورد بیانیه پیمان ورشو درج کرد نیز قابلملاحظه است. در این مطلب با عنوان "اعضای پیمان ورشو پشتیبانی خود را از حق ملت ایران برای تعیین سرنوشت اعلام و اقدام تجاوزکارانه امریکا علیه ایران را محکوم کردند"، آمده است: «رهبران هفت کشور عضو پیمان ورشو {اتحاد شوروی، بلغارستان، جمهوری دمکراتیک آلمان، چکسلواکی، رومانی، مجارستان و لهستان} در اجلاس کمیته سیاسی مشورتی این پیمان در ورشو، بیانیه مهمی منتشر کردند که خلاصه آن به شرح زیر است.» (4)
{پیام تبریک آندره گرومیکو وزیر امور خارجه شوروی به همتای ایرانی خود به مناسبت شصتمین سال برقراری روابط سیاسی بین اتحاد شوروی و ایران}
در ادامه مطلب بخشهایی از بیانیه مربوط به مسائل جهانی بهخصوص درباره پیمان ناتو، مسائل غربآسیا و... ذکر شده و ازجمله درخصوص موضع اعلامشده در این بیانیه در قبال ایران آمده است: «کشورهای پیمان ورشو پشتیبانی کامل خود را از حق ملت ایران برای تعیین مستقلانه سرنوشت خود، بدون هیچگونه مداخله خارجی اعلام کردند و اقدام تجاوزکارانه امریکا را علیه ایران قاطعانه محکوم ساختند. کشورهای پیمان ورشو این اقدام را زورگویی خشن و نقض حاکمیت یک کشور مستقل تلقی کردند و ضمن تأکید به احترام به مقاولهنامههای وین اعلام کردند که با هیچ بهانهای نمیتوان نقض حاکمیت و اعمال فشار را توجیه کرد. مشکل کنونی در روابط ایران و امریکا باید براساس دوریجستن از هرگونه اقدام جنگی و توسل به زور حل شود. کشورهای پیمان ورشو در بیانیه خود نقش مؤثر کشورهای غیرمتعهد را در راه صلح مورد تأیید قرار دادند.» (1)
از سوی دیگر، رادیو لندن، اظهارات تازه بنیصدر درمورد شوروی را چنین انعکاس داد: «درمورد اثرات تحریم اقتصادی رئیسجمهوری ایران گفت وی ترجیح میدهد که هرگونه محدودیت و زیان اقتصادی را تحمل کند تا اینکه کشورش را در دامان شوروی بیندازد.»(2)(3)
509
بعد از مانور هشت ساعته روز گذشته امریکا در حوالی تنگه هرمز و بهدنبال دعاوی عراق درباره سه جزیره، مانور امروز نیروی دریایی ایران در تنگه هرمز و جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی، خودبهخود نوعی پاسخ جدی محسوب میشود.
مانور امروز «بزرگترین مانور مشترک نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب به حساب میآید که در حضور دکتر بنیصدر بهعنوان رئیسجمهور و فرمانده کل قوا در آبهای خلیجفارس و دریای عمان برگزار شد. این مانور سومین مانور نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب اسلامی است. مطابق آنچه اعلام گردیده است این مانور برای نشاندادن آمادگی هرچه بیشتر، در مقابل تهدیدات بیگانگان و حفظ منافع ملی و استراتژیکی جمهوری اسلامی است که توسط یگانهای شناور و تکاوران دریایی نیروی دریایی و یگانهای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی در آبهای خلیجفارس در تنگه هرمز و جزایر تنب بزرگ و کوچک و بوموسی انجام شد.» (4)
یادآوری میشود ناخدا گلستانه فرمانده پایگاه دریایی بندرعباس، امروز در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری پارس ضمن اظهار بیاطلاعی از مانور هشتساعته نیروی دریایی امریکا در مدخل دهانه
1) همان.
2) * در کنار این موضعگیری، نحوه انعکاس اظهارات جناحی بنیصدر در رادیو لندن نیز جلبنظر میکند. در ادامه گزارش رادیو لندن آمده است: «بنیصدر در این مصاحبه آیت الله بهشتی رهبر حزب جمهوری اسلامی را مورد حمله قرار داد. وی افزود که مصمم است مرکز قدرت خودکامه در ایران را از بین ببرد. بنیصدر گفت که این مراکز کوشش میکنند یک دیکتاتوری فاشیستی و ارتجاعی جدید را برقرار سازند، درحالیکه آن را بهصورت حکومت ایدهآل اسلامی جلوهگر میکنند.» [روزنامه بامداد، 29/2/1359، ص12]
3) روزنامه بامداد، 29/2/1359، ص12.
4) روزنامه بامداد، 30/2/1359، صص 1 و 3.
تنگه هرمز، گفت: ناوگان دریایی امریکا درحدود سیصد مایلی تنگه هرمز است، ولی تعدادی از کشتیهای این ناوگان در خلیجفارس تا بحرین و بعضی از شیخنشینها جابهجا میشوند، درکل حرکات آنها در دریا زیر نظر هواپیماهای نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران است. (1)
این درحالی است که تیمسار شادمهر رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، در گفتوگویی با خبرگزاری پارس مانور اخیر نیروی دریایی امریکا را در تنگه هرمز فقط یک ژست پس از محاصره اقتصادی ایران ازسوی امریکا خواند و اعلام کرد که هدف از این مانور ترساندن ما میباشد. وی درمورد محل اجرای مانور که تنگه هرمز گزارش شده است، گفت: بهنظر من این موضوع نمیتواند درست باشد، زیرا اگر امریکا چنین مانوری را در تنگه هرمز انجام دهد، راه تردد دهها کشتی نفتکش و تجاری خارجی را در دو سوی تنگه خواهد بست و مطمئناً این مانور در آبهای بینالمللی دریای عمان اجرا میشود.
یادآوری میشود که صبح دیروز، خبرگزاری فرانسه در گزارشی اعلام کرده بود نیروی دریایی امریکا از ساعت یک بعدازظهر بهمدت8 ساعت در مدخل تنگه هرمز به اجرای مانور خواهد پرداخت. (2)خبرگزاری ژاپنی کیودو نیز گزارش داد: طبق یادداشتی که نیروهای امریکا در ژاپن به مقامات توکیو دادهاند، یک مانور تیراندازی بعدازظهر 28/2/1359، در تنگه هرمز واقع در مدخل خلیجفارس برگزار شده است. این مانور از ساعت 1 تا 9 بعدازظهر بهوقت محلی اجرا شد. (3)
510
در یازدهمین اجلاس وزیران امور خارجه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی، عرصهای برای ارائه مواضع نه شرقی نه غربی ایران ایجاد شد و عراق نیز در رقابت با ایران به سرزنش تبلیغاتی دو ابرقدرت پرداخت تا موضع استقلالی خویش را نمایش دهد. اجلاس امروز همچنین عرصهای برای بروز چالش کنونی ایران و عراق بود.
صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران که باتوجهبه بافت این اجلاس به نظر نمیرسد در تسریدادن مواضع ضدامریکایی ایران به گردهمایی، به توفیق چندانی دست یابد، در گفتوگویی با خبرنگاران و نمایندگان مطبوعات ایران خاطرنشان ساخت که مسئله تهاجم امریکا به ایران جزء دستور جلسه گردهمایی است و قطعنامههایی دراینمورد به تصویب خواهد رسید. قطبزاده در پاسخ این سؤال که آیا کشورهای اسلامی موضع هماهنگی برای رفع اثر تحریم اقتصادی امریکا علیه ایران اتخاذ خواهند کرد یا خیر، پاسخ داد: محکومساختن اقدام امریکا ازسوی کشورهای اسلامی خود حاکیاز موضع هماهنگی این کشورها در قبال این مسئله است. وی گفت: ما انتظار داریم که خط نه شرقی و نه غربی در سیاست کلی این گردهمایی پیاده شود و سپس بتوانیم مواضع قاطعی راجع به مسائل اساسی بگیریم. بالطبع پارهای اختلافات بین برخی از کشورهای عربی به چشم میخورد که مایل نیستیم بیجهت داخل اینگونه اختلافات شویم. (4)
این درحالی است که میزبان گردهمایی یعنی پاکستان، از طرفداران دخالت بیشتر امریکا در منطقه محسوب میشود. امروز، رادیو قاهره گزارش داد: «ژنرال ضیاءالحق رئیسجمهوری پاکستان، از ایالات متحده امریکا خواست که توجه بیشتری به منطقه خلیج [فارس] و جنوب شرق آسیا مبذول دارد و نفوذ خود را در این دو منطقه حساس از جهان به کار گیرد. رئیسجمهوری پاکستان خاطرنشان کرد، شوروی به این علت در افغانستان دست به دخالت نظامی زد که امریکا قدرت خویش را در افغانستان نشان نداد و درواقع جا را برای شوروی خالی کرده بود. ژنرال ضیاءالحق در پایان تأکید کرد که ایالات متحده امریکا باید موجودیت خود را بهطور قاطع بیشتر ثابت کند و نشان دهد که یکی از دو ابرقدرت جهان است.» (1)
از سوی دیگر، به گزارش خبرگزاری فرانسه، عراق نیز امروز، از هردو ابرقدرت بهسبب سلطهجویی ازطریق دخالت در امور کشورهای کوچک بهشدت انتقاد کرد. حامد علوان وزیر مشاور در امور خارجی عراق، حین سخنرانی در جلسه کنفرانس اسلامی، دخالت نظامی شوروی در افغانستان را خطرناک و غیرعادلانه خواند و اضافه کرد از این رویدادها در افغانستان برای موجه جلوهدادن دخالت قدرتهای غربی در کشورهای اسلامی بهرهبرداری میشود. وزیر عراقی از تلاشهای ایالات متحده برای بازیابی نفوذ خود در این منطقه تحتپوشش دخالت شوروی در افغانستان اظهار تأسف کرد. (2)
علاوهبر رقابت یادشده، یکی دیگر از رویدادهای اجلاس مزبور چالش و درگیری لفظی میان نمایندگان ایران و عراق بود، به این ترتیب که میان آقایان قطبزاده وزیر امور خارجه ایران و حامد علوان جبوری وزیر مشاور در امور خارجی عراق، مشاجره لفظی شدیدی درگرفت. وزیر امور خارجه ایران گفت: عراق روش خصمانهای علیه انقلاب ایران در پیش گرفته است و عملاً در مرزهای ایران و عراق اقدام به عملیات تجاوزگرانهای کرده که تلفات جانی فراوان و خسارات مالی بسیار زیادی درپی داشته است و همزمان با این عملیات خصمانه گروهی کرد را تحریک کرده است تا در داخل ایران دست به عملیات خرابکارانه بزنند و از سوی دیگر تاکنون 35 هزار نفر را تحتعنوان ایرانیبودن از عراق اخراج کرده است.
حامد علوان الجبوری در پاسخ گفت: حملات وزیر امور خارجه ایران علیه عراق نادرست است و ناشیاز عدم احساس مسئولیت است، زیرا در داخل ایران دولت و قدرت مسئولی وجود ندارند و درواقع یک نوع آشوب در این کشور حکمفرماست. وی اضافه کرد: عراق بارها به ایران پیشنهاد حسننیت داده است و هنوز هم حاضر به حسننیت است و هرگاه رژیم موجود ایران روح شوونیستی خود را رها سازد و دست از سیاست توسعهجویی که ناشیاز سیاست شاه سابق است بردارد، عراق همواره خواستار حسن همجواری با ایران است و پیشنهاد حسننیت را به قوت خود باقی نگه داشته است. وزیر مشاور در امور خارجی عراق ایران را دعوت کرد که از سیاست خطرناک و اشتباه خویش که بر پایه این امر استوار است که ایران پاسدار اسلام است، دست بکشد و آرزوی امپراطوری فارس را دنبال نکند. (3)
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 62، 30/2/1359، ص17، بخش عربی رادیو قاهره، 29/2/1359.
2) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 64، 1/3/1359، ص1، اسلامآباد خبرگزاری فرانسه، 19 مه 1980.
3) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 62، 30/2/1359، ص7، بخش عربی رادیو اسرائیل، 29/2/1359.
511
درمورد مسئله راندهشدگان عراقی که همچنان ورود آنان به ایران با مشکلات عدیده همراه است، علاوهبر مسئله مقابله با نفوذ عناصر بعثی و جاسوس که بسیار مهم تلقی میشود، میتوان به مسائل رفاهی و معیشتی و نیز اسکان آنان اشاره کرد.
امروز، ستاد لشکر92 خوزستان به استانداری، گزارش داد: «برابر اطلاع واصله از نزاجا در بین معاودین که قرار است از عراق وارد شوند شخصی به نام خوئیر ابوبستانی اهل نجف رئیس سندیکا و عضو حزب بعث عراق، وجود دارد.» (1)
مسائل عام رفاهی نیز جنبهای دیگر از این مشکلات است. روز گذشته «محمدکاظم موسوی بجنوردی استاندار اصفهان با انتشار اطلاعیهای از مردم اصفهان خواست تا شغل و مسکن برای راندهشدگان در نظر بگیرند. وی از کسانی که آمادگی کمک در این راه را دارند خواست تا خود را به دفتر روابطعمومی استانداری اصفهان معرفی کنند.» (2)
از سوی دیگر، جمعی از این راندهشدگان که در سفارت تونس متحصن شدهاند تحتعنوان جنبش راندهشدگان عراقی نامهای سرگشاده به امام خمینی نوشتند که در آن آمده است: حکومت بعث که هر روز توطئههایش برضد اسلام و امت مسلمان ابعاد تازهتری به خود میگیرد از ارتکاب هر اقدام جنایتکارانهای فروگذار نمیکند. ما عراقیهای راندهشده تحصن خود را در سفارت تونس اعلام میداریم، آرزومندیم که آن حضرت به یاری و همگامی معنوی و مادی راندهشدگان بشتابند و در رسواساختن توطئه های رژیم بعث درمورد برادران و خواهران راندهشده عراقی، در سازمان اتحادیه عرب، سازمان کنفرانس اسلامی منعقد در پاکستان و سازمان ملل متحد، ازطریق وزارت امور خارجه ایران اقدام فرمایید. روزنامه انقلاب اسلامی با درج این خبر افزوده است: «متحصنین در دو نامه دیگری که در یکی به دکتر بنیصدر رئیسجمهور و در دیگری آیات عظام آیتالله گلپایگانی، نجفی مرعشی، حسینعلی منتظری، سیدمحمد شیرازی و سیدعبدالله شیرازی فرستادهاند خواهان حمایت و کمک نسبت به جنبش راندهشدگان عراقی شدند.» (3)
یادآوری میشود ورود راندهشدگان عراقی به ایران همچنان ادامه دارد. روز گذشته، خبرگزاری پارس از غرب کشور گزارش داد: «طی 48 ساعت گذشته جمعاً 652 نفر از راندهشدگان ازطریق مرزهای غرب کشور به ایران وارد شدهاند که با ورود این گروه، جمع راندهشدگان به 35184 نفر رسیده است.» (4)
512
در ادامه تحرکات ایذایی عراق در غرب کشور، امروز در ساعت 20:30، ازسوی پاسگاه الشهداء عراق بهطرف گشتیهای پاسگاه انجیره و نیخضر با سلاحهای سنگین تیراندازی شد. در گزارش واقعه آمده است: «ضمناً گروهان در گزارش خود اضافه نموده است که ازطرف پاسگاههای این
گروهان هیچگونه تیراندازی به آنها نشده است.» و سپس پیشنهاد شده است: «مقرر فرمایند ازطریق مرزبانی سومار شدیداً به موضوع اعتراض نمایند. ... سرهنگ ستاد لکی» (1)
خبرگزاری پارس نیز از یک تبادل آتش بین مأموران عراقی و گشتیهای پاسگاه شورشیرین خبر داد که ساعت 8 بعدازظهر، رخ داده است. (2)امروز همچنین یک فروند هواپیمای عراقی در ساعت 11:25، به حریم هوایی نفتشهر تجاوز کرد. (3)یادآوری میشود روز 26/2/1359 ساعت 13:15 و روز 27/2/1359 ساعت 11:22 نیز آسمان نفتشهر مورد تجاوز هوایی یک فروند هواپیمای عراقی قرار گرفته بود. (4)
در جنوب کشور نیز تحرکات ایذایی عوامل عراق ادامه دارد. بهدنبال انفجار دو روز قبل پل یزدنو در منطقه سوسنگرد،(5)امروز، «سه نفر به اسامی د و ح(6)که شخص سوم شناخته نشده است» دستگیر شدند. به گزارش ژاندارمری خوزستان این افراد «قصد انفجار پاسگاه یزدنو را داشتهاند و به همین منظور با خود مواد منفجره حمل میکردهاند. مواد منفجره در دست آنها منفجر و هر سه نفر مجروح شدهاند و درحالحاضر دراختیار گروهان سوسنگرد و تحتنظر هستند.» (7)
همچنین در جریان تعقیب و مراقبتهای اطلاعاتی در منطقه امروز، گزارشی به هنگ ژاندارمری سوسنگرد رسید که براساس آن فردی که ایادی وی در انفجار دو روز قبل پل یزدنو دست داشتهاند، شناسایی شده است. در گزارش مربوطه «ح شهرت ک فرزند س ساکن هویزه که داماد م(8)میباشد رابطه مستقیم با سران جبهه تحریر خوزستان دارد و اسلحه و مواد منفجره توسط وی بین ضدانقلابیون تقسیم میشود و اینگونه مواد منفجره به شهرهای خرمشهر، آبادان و روستاهای حیادر و البقربه فرستاده میشود.» (9)
امروز، منابع اطلاعاتی همچنین گزارش قبلی مبنیبر اینکه «اداره رادیو و تلویزیون بصره توسط 60 نفر از عوامل ساواک منحله ایران» انجام میشود را تکذیب و بدین صورت اصلاح کردند: «تعدادی از اعضای ساواک در هتل شطالعرب در منطقه الجمهوریه اقامت و تعدادی دیگر نیز در اداره مخابرات عراق که یک سازمان اطلاعاتی میباشد و جنب ساختمان رادیو و تلویزیون بصره واقع است مشاهده شدهاند.» (10)
از سوی دیگر، در این زمینه که عراق فضای جنگی علیه ایران را با برنامههای مختلف در اذهان نیروهایش تشدید میکند، امروز خبر رسید: «فرمانده نیروی هوایی عراق به کلیه رادارهای مرزی واقع در مرز بین ایران و عراق دستور داده است که هرگونه پرواز هواپیماهای جنگی ایران در منطقه را فوراً به فرودگاه کوت گزارش دهند تا هواپیماهای مستقر در پایگاه کوت بتوانند هواپیماهای ایرانی را وادار به فرود در نزدیکترین فرودگاه عراق بنمایند.» (11)
1) سند شماره 282815 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ایلام به کرمانشاه {رکن2}، 29/2/1359.
2) روزنامه بامداد، 31/2/1359، ص3.
3) سند شماره 41451 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 29/2/1359.
4) سند شماره 41441 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استانداری کرمانشاهان به وزارت کشور، 29/2/1359.
5) سند شماره 295688 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ناحیه ژاندارمری خوزستان {رکن2} به فرمانده هنگ ژاندارمری سوسنگرد {رکن2}، 29/2/1359.
6) * در سند نام کامل دو فرد آمده است.
7) سند شماره 295689 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ناحیه ژاندارمری خوزستان {رکن2} به فرمانده ژاندارمری سوسنگرد {رکن2}، 29/2/1359.
8) ** در سند اسامی کامل آمده است.
9) سند شماره 295688 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
10) سند شماره 287307 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به دفتر هماهنگی، 29/2/1359.
11) سند شماره 287805 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07 {رکن2} به فرماندهی هنگ آبادان {رکن2}، 29/2/1359.
513
از فعالیتهای ضد رژیم بعثی عراق، معمولاً ازطریق منابع مرتبط با نیروهای رسمی نظامی و انتظامی گزارشهایی میرسد که بعضی با قید «احتمالاً صحت دارد» همراه میشود. درواقع اینگونه اخبار بیشتر به جنبه تبلیغی و برخی «گزارش کار» آغشته است. در مطبوعات نیز چنین اخباری انعکاس مییابد. البته واکنش رسمی رژیم عراق نشان میدهد اینگونه اخبار بیپایه نیست.
در یک گزارش پایگاه آبادان برای ستاد لشکر92 زرهی اهواز که این ستاد هم آن را برای مقامات بالاتر ارسال کرد از یک زدوخورد که به تاریخ امروز، رخ داده چنین حکایت شده است: «در یک درگیری بین مبارزین کرد و عوامل بعثی در شمال عراق کردها به دفتر حزب بعث در کرکوک حمله نموده و 15 تن از افراد بعثی را کشته و سلاحهای
آنها را به غنیمت گرفته و بدون دادن تلفات به پایگاههای خود مراجعت نمودهاند.
درحالحاضر، کردها شدیداً با دولت عراق مشغول مبارزه میباشند و بهطوریکه شایع است تاکنون 180 نفر از نظامیان پادگانهای شمال عراق به جنبش کردها پیوستهاند.» (1)
همچنین در اخبار برونمرزی ژاندارمری به دفتر ریاستجمهوری دو گزارش آمده که هردو مربوط به امروز است:
o «یک واحد از پیشمرگان حزب دمکرات کردستان عراق در منطقه بارزان به مواضع نیروهای عراقی حمله و خسارت زیادی به آنها وارد ساختهاند.» (2)
o «ساعت 19:00 مورخه 19/5/1980 [29/2/1359]، پیشمرگان حزب دمکرات عراق در استان دهوک به مواضع نیروهای عراقی حمله و ضمن انهدام سنگرها عدهای از پرسنل را به قتل رساندهاند.» (3)
روزنامه اطلاعات نیز در شماره امروز خود نوشت: حزب الدعوه الاسلامیه عراق در اطلاعیهای فعالیتهای خود را در ماه آوریل و مه ذکر کرد. در 22 آوریل 1980 {2/2/1359}، گروه شهید ابوعارف موفق شدند رهبر عملیات گارد ملی استان ناصریه را به قتل برسانند. انفجار در شرکت نفت امریکایی القرنه، مینگذاری لولههای گاز منطقه الجمهوریه بصره، حمله به خانه مسئول حزب بعث منطقه بنیمنصور استان بصره و مینگذاری جایگاه شرکت نفت امریکایی از اقدامات دیگر این حزب است. (4)
امروز همچنین یک گزارش برونمرزی با قید "صحت دارد"، توسط پایگاه آبادان داده شده است که هرچند مربوط به گذشته است، اما نوع خبر و ایرانیخواندن مظنونان که بیشتر آنان نام عراقی دارند، قابلملاحظه است. متن گزارش چنین است: «خبر رسیده گویاست در تاریخ 7/2/1359، ازطرف مقامات امنیتی کشور عراق دستور دستگیری ایرانیان مشروحه زیر صادر و به کلیه مراکز پلیس و امنیتی دستور داده شده که درصورت دستگیری آنان را تحتالحفظ به سازمان امنیت تحویل نمایند 1. عبدالامیر جیون شغل کارمند وزارت کشور در استان میسان 2. منعم جیون شغل خیاط 3. جاسم جیون شغل پیمانکار در بخش تکریت 4. محمدکاظم صبری 5. سلمان احمدحقی 6. محمدعلی عبودی» (5)
1) سند شماره 287749 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ستاد لشکر92 زرهی {رکن2} به نزاجا {مدیریت اطلاعات}، 18/3/1359.
2) سند شماره 034075 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن2 دایره اطلاعات} به دفتر ریاستجمهوری اسلامی ایران، 17/3/1359.
3) همان.
4) روزنامه اطلاعات، 29/2/1359، ص2.
5) سند شماره 287410 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از 07{رکن2} به فرماندهی هنگ آبادان {رکن2}، 29/2/1359.
514
عمده تحولات غرب کشور امروز به باینگان {از بخشهای پاوه} مربوط میشود. بعد از دو روز درگیری، در ساعت 16:15 امروز، سپاه پاوه در تلفنگرامی به مرکز خبر داد: «باینگان بهدست [سپاه] پاوه افتاد. کومهله و دمکرات در اطراف پراکنده شدند و قصد حمله دارند. هلیکوپتر کبری بدهید. درضمن پاسدارها میخواهند پیشروی کنند، وگرنه محاصره خواهیم شد.» (1)
در پاسخ مرکز فرماندهی سپاه به سپاه پاوه، این پیام ارسال شد: «به ستاد مشترک اطلاع داده شود که به پشتیبانی منطقه یک دستور بدهد که هر موقع هلیکوپتر و وسایل دیگر لازم شد مستقیماً بدهند چونکه هر موقع ما از آنها امکانات خواستیم آنها میگویند باید ستاد مشترک به ما دستور بدهد. برای این موضوع ازطریق سرگرد شیرازی و برادر رحیم هماهنگی و اقدام شود.»(2)(3)در گزارش شهربانی، باینگان مقر مهاجمین خوانده شده که «پاسداران انقلاب و پیشمرگان کرد با هماهنگی ارتش» به پاکسازی آن اقدام کردهاند. (4)
درباره این عملیات مسئول روابطعمومی سپاه کرمانشاه در گزارش خود، مواردی را بدین شرح ذکر کرد: «بخش باینگان از حدود شش ماه پیش، توسط عوامل بعث عراق و دمکراتها کنترل میشد و ضدانقلابیون با احداث پل فلزی و تدارکاتی از کشور عراق اسلحه و مهمات دریافت میکردند. ... بعد از حدود دو روز درگیری، این بخش همراه روستاهای... [نام پنج روستا ذکر شده] توسط سپاه پاسداران و پیشمرگان مسلمان کرد و یگانهای مستقر در پاوه [ارتشی] دراختیار سپاه پاسداران قرار گرفت و از وجود ضدانقلابیون پاکسازی شد. ... آنها 18 کشته به جای گذاشتند و 4 نفر را هم دستگیر کردیم و بقیه فرار کردند. ... مقادیر زیادی اسلحه ضبط کردیم و راه ارتباطی و تدارکاتی مهاجمین نیز قطع شد. ... پیشمرگان همچنین توانستند مواضع پرتاب خمپاره بهسوی شهر پاوه را که مدتها شهر را در معرض خطر قرار داده بود در هم بکوبند... در این درگیریها یکی از پیشمرگان مسلمان کرد به نام حسین ویسی شهید شد.» (5)
1) سند شماره 041440 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه پاوه به مرکز فرماندهی، 29/2/1359.
2) * در هامش سند این عبارت به چشم میخورد: «برادر رحیم و جناب سرگرد شیرازی اقدام فرمایید.» و در سطر بعد آن آمده است: «کپی این به سرگرد شیرازی داده شده/ بهرام». یادآوری میشود پیام ساعت 9:50 روز بعد که از سپاه به ستاد مشترک ارسال شده، نشان میدهد، سرعت در کار موردنظر تحقق نیافته است. پیام مزبور بدین شرح میباشد: «به قرار اطلاع واصله منطقه باینگان به تصرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمده و افراد کومهله و دمکرات به اطراف پراکنده شدهاند و احتمال حملههای گوناگون میرود. جهت پاکسازی اطراف و همچنین پیشروی احتیاج به هلیکوپتر کبری میباشد.» [سند شماره 041532 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 30/2/1359]
3) سند شماره 041444 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از معاونت فرماندهی غرب به ستاد مشترک، 29/2/1359.
4) سند شماره 041514 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 30/2/1359.
5) روزنامه کیهان، 1/3/1359، ص2.
515
در سنندج، اولویت با امور عمومی شهر است، اما جنبه های امنیتی همچنان جدی است.
گزارش خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی از وضعیت امروز سنندج حاکی است: «شهر سنندج در آرامش کامل است و هیچگونه برخورد و درگیری پیش نیامده، منتها خسارات وارده به شهر و بیمارستان شهدا و ادارات دولتی بیش از حد معمول میباشد. مردم در حالت عادی به سر میبرند و به کار روزانه مشغولاند. پاکسازی در نقاط مختلف شهر شروع شده و ادارات و واحدهای ضربتی جهاد سازندگی، مشغول فعالیتهای عمرانی میباشند،... گروه جهاد سازندگی از روز اول ورود مشغول مرمت بیمارستان شهدا شدهاند که دراینرابطه قرار شد که وسایل مورد نیاز هرچه زودتر به منطقه اعزام شود.» (1)
دراینحال بازدید فعالان سیاسی و هیئتهای مربوط به خدمات گوناگون از شهر سنندج ادامه دارد. امروز، به گزارش روزنامه جمهوری اسلامی، «حجتالاسلام هادی غفاری همراه هیئتی ازطرف بهداری با مسئولیت مهندس صمدیان از قسمت جهاد سازندگی و بهسازی و نیز هیئتی ازطرف رئیسجمهور وارد سنندج شدند و از اوضاع منطقه و خسارات وارده بر آن و وضعیت مردم سنندج بازدید کردند و از وضعیت ارتش و سپاه مطلع گشتند.» (2)
از سوی دیگر، امور امنیتی نیز مورد توجه است، درعینحال حفظ تعادل و پرهیز از افراط و تفریط در قبال اقداماتی که علیه نظام و مسلمانان سنندج انجام شده است، موجب میشود که نیروها خود دست به کاری نزنند. برایناساس، عملیات سپاه سنندج امروز به تهران پیام داد: «باتوجهبه وضع فعلی سنندج و مسئله پاکسازی نیاز مبرم و خیلی فوری به یک گروه تحقیق و دادرسی میباشد برای خون شهدا سریعاً اقدام فرمایید. امضا یاحی» (3)
516
علاوهبر پاوه {بخش باینگان} و سنندج، بانه، سقز و میاندوآب موارد قابلذکر تحولات و درگیریهای امروز غرب کشور هستند. دراینمیان بانه حساسترین وضعیت را دارد.
در بانه حدتوشدت مشکلات در پیامهای ارسالی از مراکز مختلف، واضح است و اوضاع قبل همچنان به صورتی تکراری ادامه دارد.
بخشی از تلفنگرام مسئول پاسداران مستقر در سقز حاکی است: «وضع کلی پادگان بانه فوقالعاده اسفناک میباشد، کلیه پرسنل در شرایط بدی به سر میبرند و به آذوقه و مهمات نیاز شدیدی دارند، روحیة افراد اعم از پاسدار و نظامی صفر است. بهجهت مشکلات ذکرشده پادگان درحال سقوط است.» (4)
متن کامل پیام مسئول پاسداران بانه در ساعت 20:20 چنین است: «حملات دشمن شدید، مهمات و آذوقه تمام، پادگان آسیبپذیر شده اجساد تخلیه نشده... و در چند روز اخیر هیچ نوع کمکی نشده، روحیه افراد متزلزل شده است. شدیداً به کمک فوری احتیاج میباشد. جهت جلوگیری از سقوط پادگان» (1)
در گزارش نوبهای ارتش از وضع امروز بانه آمده است: «صبر پرسنل پادگان بانه به سر آمده و مرتباً فرماندهان را تهدید مینمایند و مهمات بهکلی خاتمه یافته، ضمناً در ساعت 22 روز 29/2/1359، مهاجمین با سلاحهای سنگین ازجمله تفنگ106 و خمپارهانداز120 مم از جوانب مختلف به پادگان حمله نموده که بهعلت نبودن مهمات هیچگونه اقدامی مقدور نبوده و تقاضای پشتیبانی هوایی نموده و اضافه کرده اگر اقدامی صورت نگیرد، کلیه پرسنل قتلعام خواهند شد. لذا در سه نوبت پشتیبانی هوایی انجام شد.» (2)
این درحالی است که جنبه تهدید در شرایط کنونی رو به افزایش است. گزارش لشکر64 ارومیه حاکی است: «تعدادی از افراد حزب دمکرات مسلح به سلاحهای کلاشینکف و آر.پی.جی7 و ضدهوایی ازطریق راههای کوهستانی بهطرف بانه حرکت نمودهاند.» (3)
در سقز ساعت 2 بامداد امروز، پادگان ژاندارمری و گروهان مالک اشتر مستقر در سقز مورد حمله مسلحانه قرار گرفت، ولی به آن پاسخ داده شد. (4)
بااینحال، گزارش مسئول پاسداران مستقر در سقز از وضع امروز، بدین شرح است: «سقز، تعداد 23 نفر پاسدار دارد، روحیه نسبتاً خوب است، تنها نگرانی بهخاطر بانه است، احتیاج مبرم به برادران پاسدار جهت پاکسازی شهر میباشد، هرچه سریعتر نیرو اعزام شود، البته با امکانات و تجهیزات کافی هرچه تأخیر شود، شهر سقز بیشتر تقویت میشود و ضدانقلاب فرصت بیشتری برای مینگذاری و غیره پیدا میکند.» (5)
در میاندوآب نیمهشب گذشته، مقر سپاه و پلیسراه مورد حمله مسلحانه قرار گرفت. درگیری و تیراندازی متقابل تا ساعت 4 صبح، ادامه داشت، ولی صدمات جانی به بار نیامد. (6)
517
درحالیکه در فضای سیاسی کشور افکارعمومی بهشدت معطوف به مسئله کردستان است، تجمع سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر و نامه ارسالی مولوی عبدالعزیز از علمای اهل سنت به امام خمینی و بنیصدر، دو نوع از بازتابهای مربوط به کردستان از نوع انتقادی است.
سازمان پیکار اعلام کرده بود که برای بزرگداشت کشتههای خود در کردستان بعدازظهر امروز، تجمعی در دانشگاه تهران برگزار میکند. این مراسم ازسوی وزارت کشور غیرقانونی و بدون مجوز اعلام شد. شواهدی نیز در دست بود که نیروهایی برای شرکت در این مراسم از شهرهای کردنشین عازم تهران هستند که در روزشمار روز قبل به آن اشاره شد.
1) سند شماره 041439 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از بانه به مرکز فرماندهی سپاه مرکز، 29/2/1359.
2) سند شماره 98130 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا، شماره 37، از 29/2/1359 تا 30/2/1359، ص1.
3) همان، ص2.
4) سند شماره 34006 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 29/2/1359.
5) سند شماره 041439 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
6) روزنامه کیهان، 30/2/1359، ص3.
گزارش خبرنگار کیهان حاکی است که در ساعت 5 بعدازظهر، «اعضا و طرفداران سازمان پیکار در محوطه دانشگاه تهران اقدام به برگزاری میتینگی نمودند که با مخالفت گروهی که شعارهایی علیه گروههای چپ میدادند روبهرو شدند و مراسم چندینبار توسط این گروه قطع شد. پس از مدتی پرتاب سنگ بهسوی شرکتکنندگان در این میتینگ آغاز شد و کار به درگیری کشیده شد که طی آن 9 نفر مجروح شدند و به بیمارستانهای امام خمینی و دکتر شریعتی منتقل شدند. گروه مخالف برپایی میتینگ در پایان از دانشگاه به خیابان آمده و تعدادی از کتابهای کیوسکهای کتابفروشیهای مقابل دانشگاه را پاره کرد.» (1)
در گزارش روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده نیز آمده است: «گروهکهای مائوئیستی پیکار، رزمندگان و چند گروهک دیگر، علیرغم ممنوعیت برگزاری تجمع ازسوی وزارت کشور، در جلوی دانشکده حقوق دانشگاه تهران اجتماع کردند. سخنرانان این گروهکها با یک سری سخنرانی علیه جمهوری اسلامی ایران به تحریک اجتماعکنندگان پرداختند. درنتیجه عدهای به نام حزبالله با گروهکهای مائوئیستی به نزاع پرداختند و هر دو طرف با سنگ و شلاق و زنجیر به جان هم افتادند که در نتیجه این درگیری چند نفر مجروح برجای ماند. با پراکندهشدن گروهکهای مائوئیستی، بهاصطلاح حزباللهیها به تعقیب آنها پرداختند و بهمحض رسیدن به دبیرخانه کمیته مرکزی حزب توده ایران عناصر شناختهشده ضدانقلابی با شعار "حزب فقط حزبالله" {که در بین آنها به روال همیشگی چهره چند نفر از مائوئیستها، که برای رفقای ما شناختهشده است دیده میشد} به دبیرخانه حمله کردند. آنها به پارهکردن پوسترهای حزبی و شکستن تابلوی اعلانات، دریدن پردهای از تصویر رفیق شهید خسرو روزبه که به مناسبت بزرگداشت روزبه بر سردر دبیرخانه کمیته مرکزی آویخته بود، پرداختند. در این موقع گروهی از پاسداران رسیدند، ولی این گروه گستاخی را به جایی رساندند که بدون توجه به حضور پاسداران مسلح که برای پراکندهساختن عناصر شناختهشده ضدانقلابی در جلوی دبیرخانه کمیته مرکزی حزب توده ایران اجتماع کرده بودند، به تخریب ادامه دادند. پاسداران فقط سعی بر جلوگیری از ورود آنها به دبیرخانه را داشتند. مهاجمان پس از ناسزاگویی به حزب توده ایران متفرق شدند.
ما ضمن تشکر از پاسداران که مانع ورود مهاجمان به دبیرخانه شدند، متعجب و متأسفیم که چگونه پاسداران، مانع عملیات خرابکارانه و تحریکآمیز مهاجمان در جلوی دبیرخانه نشدند. ما از مقامات مسئول میخواهیم که با قاطعیت بیشتر جلوی اینگونه تهاجمات... را که فقط به سود ضدانقلاب [است] بگیرند.» (2)
دراینحال، کیهان نامه مولوی عبدالعزیز رهبر مذهبی اهل تسنن در استان سیستان و بلوچستان به امام خمینی و بنیصدر را منتشر کرد: «من اطمینان دارم که هر آتش فتنه و نفاق و برادرکشی که در ایران اتفاق میافتد قلب شما را عمیقاً متأثر میکند. هماکنون در کردستان برادرکشی جریان
دارد. اگرچه ممکن است این جنگ را ضدانقلاب و دشمنان اسلام به ما تحمیل کرده باشند، ولی نتیجه آن که برادرکشی مسلمانان، دهاء محترمه و هتک اعراض مسلمین است به نفع
اسلام و مملکت نمیباشد.
مخصوصاً در زمان حاضر که در محاصره امپریالیستها و دشمنان خارجی هستیم باید همه با یکدیگر متحد بوده و متفقاً علیه بیگانگان مبارزه نماییم. مسلمین چه شیعه و چه سنی و چه فارس یا کرد و بلوچ و غیره باید در یک سنگر برای دفاع از اسلام پیکار کنند. من از آن حضرت درخواست مینمایم تا دستور فرمایید به هر وسیله که ممکن است راهحلی پیدا شود تا این برادرکشی که برای آینده ایران بدفرجام خواهد بود، پایان یابد. ... اعتلای اسلام و دفع فتنه آتشافروزان را از خدای بزرگ خواهانم. مولوی عبدالعزیز ملازاده تهران» (1)
518
درحالیکه شرایط کنونی، راهحل نظامی را برای بحران کردستان الزامی کرده است، در سطح بالای مسئولیت این امر، ابعاد دیگر قضیه نیز مورد توجه است. یادداشت دکتر جمشید حقگو استاندار آذربایجانغربی که با عنوان "انحصارطلبی و تنگنظری ما را از واقعیتهای کردستان دور نگه داشته است" امروز در روزنامه کیهان منتشر شد، نمودی از این امر است.
در این یادداشت حقگو راهحل مسئله کردستان را «برخورد واقعبینانه از دیدگاه سیاسی، جامعهشناسی،روانشناسی و تاریخی با مسئله» دانسته و از افراد غیرمسئولی که بحران کردستان را جنگ کرد و مسلمان قلمداد کردهاند به انتقاد پرداخته است. در این تحلیل آمده است: «ناراحتی و عدم رضایت در کردستان سابقه طولانی دارد که از زمان دیکتاتوری رضاخان و ادامه وحشتبار آن در زمان محمدرضا به اوج خود میرسد که در طول این مدت آنچه مسلم است، [این است که] هیچوقت آنطور که بایدوشاید این مردم را به حساب نیاوردند و در یک وضع عقبماندگی در فقر و استیصال نگه داشتند و درنتیجه ایجاد عقدههای انباشتهشدهای نمود که هرگز سعی در گشودهشدن آنها نگردید و از طرف دیگر بیسوادی و فقر فرهنگی و بهخصوص ناآگاهی اسلامی همه دست بهدست هم داده و زمینه را برای شوراندن این مردم علیه حکومت جمهوری اسلامی ایجاد کرد و حس بیگانگی و روح ملیگرایی
{از راست به چپ هاشم صباغیان عضو هیئت ویژه بررسی مسائل کردستان (موسوم به حسن نیت} و جمشید حقگو استاندار آذربایجانغربی)
1) روزنامه کیهان، 29/2/1359، ص2.
افراطی و طرح مسئله خودمختاری بهطور افراطآمیز هم از همین نقطه نشئت میگیرد. برخورد واقعگرایانه با این مشکل ایجاب میکند که مسئله را از هم بشکافیم. یک طرف قضیه توده مردم کرد و بهطور کلی اهل تسنن است که تا حال بین آنها و تودههای مردم ایران شکافی ایجاد شده که بهنظر من علتالعلل ناراحتیها همین جاست و تا وقتی این شکاف پر نشود و جداییها بین مردم از بین نرود مسئله حل نخواهد شد. طرف دوم قضیه عده قلیلی هستند با نیت سوء و احیاناً وابسته به ماوراء مرزها که از این شکاف و وجود محیط مساعد اختلاف و جدایی مردم سوءاستفاده کرده و با طرح مسائل ذهنی باعث انحراف افکارعمومی و درنتیجه ایجاد اغتشاش و ناامنی و مسائل فاجعهآمیزی که اینک مبتلا به آن هستیم میشوند. آنچه مسلم است دررابطهبا این عده قلیل باید با قاطعیت عمل کرد و حساب اینها را از توده مردم مستضعف جدا نمود. توده مردم کرد ملتی است اصیل و دارای سنن و تاریخ و زبان و مذهب خاص خود که نادیدهگرفتن این واقعیت باعث عمیقترشدن شکاف و ایجاد زمینه بیشتر برای فعالیتهای ضدانقلاب است.»
وی در ادامه، شناخت مردم کرد و مشکلات آنها و نیز شرایط زیستی و تاریخچه زندگیشان را اساسیترین قدم برای حل شکاف موجود بین شیعه و سنی خوانده و افزوده است: «ما باید تسنن را درعمل به رسمیت بشناسیم و باید متوجه باشیم که تقریباً سراسر مرزهای ما را اهل تسنن تشکیل میدهند. ... ما که تابع کتاب خدا و سنت رسول و ائمهاطهار هستیم بیاییم بررسی کنیم که پیامبر در بدو تشکیل جامعه اسلامی در مدینه در رویارویی با این نوع مشکلات چه روشی را اتخاذ نمود و "لقد کان لکم فی رسولالله اسوۀ حسنه" باید بگویم هدف ما از حکومت حفظ قدرت نیست بلکه ادامه راه و حرکت انقلاب و نهضت اسلامی است.»
وی در بخش دیگری از یادداشت خود نوشته است: «ما در آذربایجان به هر ترتیبی که شده احترام و اعتقاد مردم را نسبت به دولت و ارکان رسمی و مقامات مسئول محلی جلب کردهایم تا برای حل مسائل خود به دولت امیدوار باشند، ولی امروز میبینید، متأثر از اوضاعواحوال سنندج یک رشته کارهای غیرمسئولانه از قبیل سختگیری در ارسال مواد حیاتی، آرامش نسبی شهرها را به خطر میاندازد و مردم عادی را به عصیان وامیدارد. ... اخیراً به دنبال درگیری در سقز، مردم آن اکناف و اطراف به بوکان پناهنده شدند و دراثر ازدحام جمعیت از یکسو و بستهبودن راهها از سوی دیگر، مردم ازلحاظ کمبود آذوقه و فقدان بیمارستان مجهز و نبودن آب گرم و خوابیدن آمبولانسها بهخاطر نبودن سوخت و تعطیل نانواییها و نبودن مواد کافی دارویی در مضیقه قرار گرفته بودند. نمایندهای ازطرف استانداری به این شهر اعزام شد، گسیل این نماینده آن چنان شوقوشعفی در مردم ایجاد کرده بود که روح خوشبینی و اعتماد به دولت را دگرباره در آنها زنده کرد. باید به این مسئله دقیقاً توجه شود. چرا وقتی در سقز جنگ و درگیری است مثلاً پیرانشهر در مضیقه قرار میگیرد یا چرا سردشت که بهصورت جزیره آرام در میان تلاطم طوفانهای کردستان قرار گرفته است، توسط افراد غیرمسئول در
فشار و کمبود ارزاق عمومی بیفتد که ضدانقلاب هوس بههمزدن آرامش آن را نماید. ... مسئله دیگر در کردستان مرزهای باز کشور است بهخصوص درمورد مرز عراق باید فکر اساسی نمود. البته لازم به یادآوری است که تهدیدات ماورای مرزها تابعی است از تحریکات داخلی؛ بنابراین تهدید خارجی وقتی کاری است که ما در داخل هنوز نتوانسته باشیم به وضع کلی خود انسجام بخشیم و هنوز تعدد مراکز تصمیمگیری و تشتت قوا و خودکامگیهای غیرمسئولانه ادامه داشته باشد. درمورد مرز ترکیه باید دقت کنیم که دچار سرنوشت مرز عراق نگردد و اجازه داده نشود که رابطه ایران و ترکیه که خودمان در منطقه برای توسعه آن بسیار کوشیدهایم به هم بخورد، ولی متأسفانه علیرغم این ضرورت کسانی هستند که به انحای مختلف میخواهند در این روابط خللی ایجاد کنند.»
وی در پایان برای خروج از بحران کردستان پیشنهاد داده است: «خلاصه نظرات من همان است که چند ماه پیش بعد از جریاناتی که در کردستان پیش آمد به عرض امام و دولت رساندم و آن اینکه بیاییم برای پرشدن آن شکافی که در اول این سخن بدان اشارت رفت، عموم مردم را برای بهراهانداختن یک کاروان صلح و دوستی بسیج کنیم. دراینرابطه من از تمام مردم و علما و روحانیون میخواهم که دستهدسته به شهرهای کردنشین سفر کنند و در مقابل مردم و رهبران مذهبی این نواحی را به مراکز تجاری و مذهبی مملکت دعوت نمایند. بدینوسیله مذاکره و مصالحه مابین توده مردم انجام گیرد که شکاف فیمابین از میان برود و دولت و مؤسسات وابسته با تمام امکانات و ارتش با تجهیزات مهندسی و نیروی سازنده خود برای عمران شهرها و روستاها بشتابند و دولت اسلامی هرچه زودتر نقش ارشادی و امامت خود را در مناطق یادشده ایفا کند. بدین معنی که اسلام در این مناطق به معنی واقعی کلمه عملاً و اقداماً به مردم عرضه شود و مساجد و منابر دگرباره بعد از یک سال که عملاً تعطیل بود، دائر گردد و علما و فضلای اسلامی چه تشیع و چه تسنن نقش خلاق و رسالت پیامبرگونه خود را ایفا نمایند. خساراتی که به هر نحو به این مردم وارد شده تا آنجا که ممکن است ترمیم گردد. کینهها و عداوتها و اختلافات نژادی و زبانی که همه ریشه طاغوتی دارند از بین برود.» (1)
519
حساسیت عامه در قبال تحرکات ضدنظام و هوشیاری عمومی در قبال بمبگذاری و اطلاعرسانی بهموقع موارد مشکوک، عامل مهم خنثیشدن اینگونه اقدامات و جلوگیری از ضربهزدن به نظام جدید در موارد متعددی است.
امروز، یک بمب قوی که در داخل جوی مقابل بانک ملی شعبه شرکت مخابرات واقع در خیابان دکتر شریعتی کار گذاشته شده بود، با هوشیاری مردم کشف و خنثی گردید. به گزارش کیهان، این بمب که قدرت عمل بسیار وسیعی داشت در ساعت 9:30 صبح، توجه چند تن از رهگذران را به خود جلب کرد. آنها بلافاصله جریان را به مأموران کلانتری 4 تهران اطلاع دادند و مأموران پس از حضور
1) همان، ص10.
در محل و احراز اینکه این بمب قوی است بهوسیله اکیپ خنثیکننده، بمب را خنثی کردند. (1)
علاوهبر تهران، در دیگر شهرها هم وضع مشابهی وجود دارد. به گزارش خبرنگار بامداد از قم، پنجشنبه شب گذشته {25/2/1359}، بهدنبال گزارش تلفنی رئیس شرکت نفت قم به کلانتری این شهر مبنیبر مشاهده جعبه مشکوکی در محوطه جایگاه پمپبنزین واقع در خیابان امام، مأموران کلانتری در محل حاضر و با همکاری رئیس شهربانی و رئیس پلیس و مأموران، بمب را که در داخل جعبهای جاسازی شده بود کشف و خنثی کردند. این پمپبنزین جنب انبار شرکت ملی نفت قم قرار گرفته است. (2)
اخیراً شهربانی جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: در یک ماه گذشته، حدود 50 بمب که ازسوی عوامل امپریالیسم جهانی به سرکردگی امریکا در مناطق مختلف تهران کار گذاشته شده بود بههمت مأموران متخصص شهربانی جمهوری اسلامی ایران خنثی و از بروز حوادث جانخراش جلوگیری شد. (3)
520
تلاشهای آشکار و پنهان سازمان مجاهدین خلق در نزدیکشدن به بنیصدر و قرارگرفتن بهعنوان مدافع جریان وی در جناحبندی کنونی حاکمیت، همچنان بروز مییابد.
امروز، روزنامه انقلاب اسلامی ارگان جریان بنیصدر، نامهای از سازمان را درج کرد.(4)
روزنامه انقلاب اسلامی دیروز هم پیام دیگری را از همین سازمان درج کرد. این روزنامه نوشت: «مجاهدین خلق ایران با انتشار اطلاعیهای اعلام کرده است که تنها مسئولیت دفاتری که مورد تأیید سازمان میباشد میپذیرد. در قسمتی از این اطلاعیه آمده است برای جلوگیری از ادامه کار توطئهگران علیه نیروهای انقلابی و منجمله مجاهدین خلق باتوجهبه
قوانین موجود هرچه سریعتر به اعلام جرمها و شکایتهای مجاهدین خلق در این زمینهها رسیدگی نموده و نتایج را به اطلاع مردم برسانند. همچنین باید متذکر شویم که مسئولین دفاتر رسمی مجاهدین خلق نیز در هر کجا که باشند موظفاند تا در اسرع وقت و همراه با ارائه اسناد و مدارک در هر مورد لازم به عموم مردم و نیز به مسئولین و مأمورین رسمی توضیح داده و حتی تا آنجا که در توانشان باشد همچنان که تا امروز نشان دادهاند با تمام قوا درصورت وجود یک توطئه واقعی ضدمردمی مأمورین را درجهت کشف عوامل توطئه یاری دهند.» (5)
شماره امروز یک نشریه کمونیستی نیز به این مسئله {نزدیکی تدریجی بنیصدر و سازمان}
1) روزنامه کیهان، 30/2/1359، ص11.
2) روزنامه بامداد، 27/2/1359، ص2.
3) روزنامه جمهوری اسلامی، 28/2/1359، ص2.
4) * این نامه، قبلاً در نشریه مجاهد چاپ شده است و در این کتاب نیز در روزشمار 27/2/1359 آورده شد. البته متن مجاهد کاملتر است و در متن چاپشده در روزنامه انقلاب اسلامی، برای گرفتن تندیهای آن تغییرهایی داده شده و بخشهایی حذف شده است.
5) روزنامه انقلاب اسلامی، 28/2/1359، ص3.
پرداخته است. نشریه حقیقت ارگان اتحادیه کمونیستهای ایران در شماره امروز خود تحتعنوان "کشمکش و وحدت در هیئت حاکمه" با اشاره به موانع انتخاب نخستوزیر آورده است: بنیصدر که از یکسو بهطور سرکوبگرانه درپی ایجاد نظم و امنیت کذایی یا به عبارت بهتر سرکوب نیروهای کمونیستی و مبارزات تودهای مردم است، از سوی دیگر در مبارزه و کشمکش با حزب جمهوری بر سر غلبه بر قدرت است و میخواهد نیروهای دیگر را نیز زیر چتر و برنامههای خود درآورد و به این دلیل سعی دارد تا از تضاد واقعی که بین سازمان مجاهدین خلق و حزب جمهوری موجود است به نفع دعوای خود با حزب جمهوری اسلامی سود جوید و قصد دارد تا تضاد مجاهدین و حزب جمهوری اسلامی را بر تضاد خود با حزب منطبق کند. وی میخواهد مجاهدین را بر روی سیاست خود بکشاند و خطر در اینجاست. (1)
521
امام خمینی در محل جدید استقرار خود و از تریبون حسینیه جماران امروز، دو بار در پاسخ به مراجعان مشتاق به ایراد سخنرانی پرداختند. دسته اول فرماندهان کمیتههای انقلاب در تهران و شهرستانها بودند که ضمن برنامه گردهمایی اخیرشان امروز، به ملاقات عمومی امام در حسینیه جماران آمدند و دسته دوم اهالی محل جدید امام یعنی مردم جماران و نیز دیگر مردم شمیرانات بودند.
امام خمینی در جمع فرماندهان کمیتهها به مسئله خودجوشی سپاه و کمیته از دل انقلاب و سپس به ذکر هشدارهایی برای تداوم سلامت آنان پرداخته و گفتند: «از ویژگیهایی که انقلاب اسلامی ایران داشت به مجرد اینکه پیروز شد تمام افرادی که در اطراف این کشور، جوانانی که در اطراف این کشور بودند، چه قشر روحانی و چه دانشگاهی و چه سایر قشرها برای خودشان یک احساس وظیفه کردند، بدون اینکه یک سازمان مرکزی در اول باشد. هر گروهی در هرجا که بودند بهطور خودرو از متن ملت کأنّه جوشیدند و سازمانهایی را ایجاد کردند، مثل کمیتهها که آقایان از اجزا و سرپرستان آن هستند، مثل سپاه پاسداران. اینطور نبود که از اول سپاه پاسداران یا کمیتهها را یک مرکزی باشد که آن مرکز همه را دعوت کرده باشد و التیام داده باشد، بلکه احساس یک وظیفه انسانی اسلامی بود که همه برای اسلام و برای کشور اسلامی خدمتگزار باشند. این یکی از ویژگیهایی است که برای این نهضت و برای این انقلاب بود و از ویژگیهای اسلام است.» (2)
ایشان در قسمتی دیگر هشدار دادند: «امروز، همه ما، همه شما، همه ملت، همه قشرها و خصوصاً قشرهایی که در خدمت انقلاب هستند و مشغول فعالیت هستند، مسئولیت بزرگ دارند، مسئولیت حفظ انقلاب اسلامی و حفظ آبروی اسلام و آبروی انقلاب اسلامی. اگر خداینخواسته در قشر روحانی، چه آنهایی که در کمیتهها هستند و چه آنهایی که در مدارس هستند و چه آنهایی که در شهرستانها هستند، اگر خداینخواسته یک کار اشتباهی واقع بشود، اینطور نیست که بگویند فلان فرد این کار را کرده است، به جامعه روحانیت نسبت میدهند، میگویند آخوندها اینطورند.
آنهایی که غرض دارند، آنهایی که میخواهند روحانیت را بشکنند و اصل هدفشان اسلام است و میخواهند اسلام را بشکنند و چون اینها را قشری میدانند که خدمتگزار اسلاماند و اینها نگهدار اسلاماند،به اینها حمله میکنند. اگر یک بهانهای روحانیت دست اینها بدهد،اسباب این میشود که یک مطلب کوچک را بزرگ بکنند، آن هم اگر از یک نفر صادر شده باشد، به مطلق روحانیون نسبت بدهند. اگر در این کمیتههای شما خداینخواسته، یک امری واقع بشود که برخلاف موازین اسلامی است، میگویند که آخوندها کمیتهها را گرفتهاند و مشغول کارهای مثلاً خلاف هستند، نمیگویند که فلان آدم اینطوری است، میگویند روحانیت اینطوری است.» (1)
رهبر انقلاب در ملاقات مردم جماران و شمیران با ایشان، درخصوص رسالت جهانی انقلاب اسلامی و شروط تحقق آن خاطرنشان کردند: «ما در بین راه هستیم و باید راه طولانی را طی کنیم و آن راه طولانی این است که بیرق اسلام را در همه قطبهای زمین به اهتزاز درآوریم. من امیدوارم که موفق شویم و با همت و اتکال به خدای تبارکوتعالی، این راه طولانی را بهآسانی طی کنیم و مهم این است که از آمال شخصی، گرفتاریهای شخصی، خواستهای شخصی دست برداریم. به خواستهای اسلام و به خواستهای بلندپایه قرآن کریم، دنبال خواستهای بزرگ خدای تبارکوتعالی باشیم، و اطاعت اوامر خدای تبارکوتعالی را بکنیم که ما را دعوت به اتحاد، دعوت به اجتماع فرموده است و دعوت به اخلاص و دعوت به فعالیت برای پیشبرد اسلام فرموده است.» (2)
در ادامه، امام خمینی به یکی از موضوعات امنیتی داخلی وقت یعنی انفجار در اماکن عمومی اشاره کردند: «باید همه شماها متوجه باشید که این اشخاصی که مفسده میکنند، انفجار ایجاد میکنند در بازار مسلمین، انفجار ایجاد میکنند، در لولههای نفت که مال مستمندان است انفجار ایجاد میکنند در جاهایی که گروههای زیادی از مسلمانها هستند، اینها در اصل مفسدفیالارض هستند و باید با تمام قدرت آنها را سرکوب کرد و دادگاهها در هرجا باشد اینطور اشخاص را باید محکوم به مرگ کنند. اینها حیاتشان جز زحمت برای جامعه و جز تفرقهاندازی و جز خوردن مال مردم و ایران را بهاغتشاشکشیدن برای اینکه باز ابرقدرتها تسلط به ما پیدا کنند، هیچ کار دیگر ندارند.» (3)
522
در مسئله تحریم اقتصادی ایران، مهمترین مسئله امروز که ناراحتی امریکا را درپی داشت، تجدیدنظر انگلستان در چگونگی اجرای مصوبات اجلاس اخیر ناپل بود. برعکس انگلستان، استرالیا از تحریم استقبال و ایران همراه با بیاعتنایی به تلاشهایی برای محدودکردن تحریم اقدام کرد.
در انگلستان، «پس از یک بحث شدید در مجلس عوام بریتانیا هیئت دولت بریتانیا تصمیم گرفت تا تحریم بازرگانی درمورد ایران را فقط شامل حال پیمانهای
جدید دولت بریتانیا با ایران سازد.» (1)به گزارش رادیو لندن، «هنگامیکه در مجلس عوام دولت قصد خود را برای بحث اقدامات تحریم اقتصادی و عطفبهماسبق؛ یعنی قراردادهایی که در چهارم نوامبر گذشته تاکنون امضا شده اعلام کرد، از هر سوی مجلس صدای خشم و اعتراض فوری بلند شد. مجلس عوام هیچگاه مایل نبود لوایحی را با عطفبهماسبق به تصویب برساند. دراینمورد بیشتر اعضای مجلس گفتند که وقتی هفته پیش، آنها برای اعمال تحریم علیه ایران رأی مثبت دادند، به آنها توضیح داده نشد که در لایحه عطفبهماسبق شده است. بنابراین خانم تاچر برای آنکه در پارلمان شکست نخورد رأی خود را عوض کرد و اعلام داشت که فقط قراردادهای جدید مشمول مقررات
{مارگارت تاچر سرسختترین همپیمان کارتر در اروپا مجبور شد براثر فشار مجلس عوام، تصمیم دولت انگلستان درباره تحریم ایران را تعدیل کند.}
1) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 63، 31/2/1359، ص11، بخش فارسی رادیو کلن، 30/2/1359.
تحریم اقتصادی خواهند شد.» (1)در گزارش رادیو لندن همچنین آمده است: «دولت بریتانیا فقط بیستوچهار ساعت پس از آنکه همراه با همقطاران خود در بازار مشترک اروپا تصمیم گرفته بود علیه ایران تحریمهای اقتصادی معمول دارد، اکنون تصمیم خود را عوض کرده است. قرار بود تحریم اقتصادی ایران شامل کلیه قراردادهایی بشود که پس از چهار نوامبر یعنی روزی که امریکاییها را در ایران به گروگان گرفته اند بسته شدهاند، اما پس از آنکه نمایندگان مجلس عوام بریتانیا به این موضوع اعتراض کردند، دولت تصمیمش عوض شد و اعلام کرد که این تحریم فقط مشمول قراردادهایی خواهد شد که پس از تصویب لایحه مربوط به آن امضا شدهاند. امروز عصر، در مجلس عوام یک جلسه شور فوقالعاده دراینباره صورت گرفت. بنابراین گرچه ممکن است بانو تاچر و دولتش علاقه زیادی داشته باشند که همبستگی خود را با امریکا نشان دهند، اما در این راه با مشکلاتی مواجه شده و موفقیت زیادی کسب نکردهاند.» (2)
در ادامه، رادیو لندن تحلیل یکی از مفسران خود را دراینباره بدین صورت بازگو کرد: «کاملاً واضح است که درمورد عاقلانهبودن اعمال تصمیمهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران شکوتردید قابلملاحظهای وجود دارد و این شکوتردید هم در حزب محافظهکار زمامدار وجود دارد و هم در حزب اقلیت، یعنی حزب کارگر. عده زیادی از اعضای پارلمان معتقدند که بهطورکلی اعمال تحریم سیاست اشتباهی است. آنها میگویند چنین اقدامات اقتصادی احتمالاً در متقاعدکردن ایرانیها برای رهایی گروگانهای امریکایی مؤثر واقع نخواهد شد و برعکس اعمال تحریم محتمل است که رویه ایران را نسبت به غرب سرسختانهتر کند و احتمالاً رهبران ایران را بهسوی اتحاد جماهیر شوروی براند.» (3)
بهنظر مفسر مزبور «این تغییر رویه ممکن است از شکست خانم تاچر در مجلس عوام جلوگیری کرده باشد، ولی از نقطهنظر روابط او با همپیمانان خود بسیار ناراحتکننده است. اگر امریکا تاکنون از شدت و حدود تحریمهای اقتصادی و سیاسی که در ناپل مورد توافق قرار گرفت ناخشنود است [با] عقبگرد اخیر سیاست خانم تاچر، به شدت
ناخشنودی امریکا افزوده خواهد شد. بهویژه چون خانم تاچر در اروپا سرسختترین پشتیبان مشی کارتر بوده است.» (4)
به سخنان مفسر رادیو لندن میتوان اظهارات طعنهآمیز یک مقام آلمانی را افزود. گزارش رادیو کلن دراینباره حاکی است: «وزیر اقتصاد آلمان فدرال گفت این تصمیم متأسفانه در ردیف اقداماتی قرار دارد که درمورد آن ازسوی بریتانیا شور و هیجان زیادی نشان داده میشود، ولی درعمل دررابطهبا آن اقدام مؤثری صورت نمیگیرد.» (5)
در همین حال به گزارش رویتر، اندرو پیاک وزیر امور خارجه استرالیا، اعلام کرد استرالیا تمام صادرات خود را به ایران بجز مواد غذایی و دارو متوقف کرده است. به این ترتیب صادرات پشم،
پارچه، فولاد و ماشینآلات استرالیا به ایران متوقف خواهد شد. در هفتماهه نخست سال جاری، ارزش صادرات مواد مذکور به ایران 6/17 میلیون دلار بود. (1)
از سوی دیگر در ایران علیاکبر معینفر وزیر نفت، امروز درزمینه اختلالاتی که ممکن است تحریم اقتصادی کشورهای عضو بازار مشترک اروپا برای صنعت نفت ایجاد کند، گفت: «این تحریم هیچ اثری ندارد، صنعت نفت ایران ازنظر تهیه قطعات یدکی هیچ مشکلی ندارد چون تحریم اقتصادی در مراحل مختلف صورت گرفت، ما از این فرصتها استفاده کردیم و قطعات یدکی مورد نیاز خود را بهتدریج سفارش دادیم بهطوری که حداقل تا یک سال دیگر لوازم یدکی در انبارهای خود موجود داریم. بهطورکلی میشود گفت که تحریم هیچگونه اثری روی صنایع نفت نخواهد داشت.» (2)
همراه با ادامه ابراز بیاعتنایی، تلاش برای محدودکردن آثار تحریم نیز ادامه دارد. دراینزمینه میتوان به سفر مدیرکل بانک مرکزی ایران به اتریش و بعضی کشورهای اروپای شرقی اشاره کرد. به گزارش رادیو لندن، وی با رهبران اروپای شرقی برای افزایش فروش نفت تولیدی ایران نیز مذاکره خواهد کرد.
سفرهای نوبری به اروپای شرقی در هالهای از مسائل محرمانه قرار دارد، ولی ظاهراً دو هدف کلی را میتوان از آن برداشت کرد: اول، تضمین معاملات پولی کافی برای بانکهای ایران و دوم، فروش هرچه بیشتر نفت به کشورهای اروپای شرقی.
علاوهبر کشورهای بلوک کمونیسم، مقامات کشور اتریش نیز تأیید کردهاند که ملاقاتی بین آقای نوبری با صدراعظم کرایسکی انجام گرفته است. اتریش بهدلیل بیطرفی در طرح اعمال مجازاتهای اقتصادی علیه ایران شرکت ندارد.
مدیرکل بانک مرکزی ایران به رومانی نیز سفر خواهد کرد. رومانی بهتدریج بهصورت یکی از عمدهترین خریداران نفت ایران درمیآید. این کشور اکنون روزانه یکصد هزار بشکه نفت از ایران خریداری میکند.
یکی از مشکلاتی که در سر راه ایران برای عقد قراردادهای فروش نفت به کشورهای اروپای شرقی وجود دارد، نحوه پرداخت آن خواهد بود. کشورهای بلوک شرق ترجیح میدهند اینگونه معاملات براساس قراردادهای پایاپای انجام گیرد، ولی دولت ایران درحالحاضر محتاج پول نقد است. (3)
(معینفر وزیر نفت:
قطعات مورد نیاز را سفارش دادهایم. تحریم هیچ اثری روی صنایع نفت نخواهد داشت. )
523
امروز، صادق قطبزاده در اجلاس وزیران امور خارجه سازمان کنفرانس اسلامی به ایراد نطق پرداخت و مواضع جمهوری اسلامی ایران را در قبال مسائل مهم منطقه و نظام بینالملل ازجمله فلسطین، امریکا، شوروی، افغانستان و عراق اعلام کرد. وی وضع کنونی فلسطین را فاجعه خواند و عادیشدن رابطه مصر با رژیم صهیونیستی و موافقتنامه کمپ دیوید را محکوم کرد و صهیونیسم و رژیم اشغالگر قدس را نماینده امپریالیسم امریکا خواند.(1)وزیر امور خارجه ایران همچنین درخواست کرد این گردهمایی، تجاوز امریکا علیه ایران را محکوم کند.
قطبزاده در سخنان خود گفت: «این اولین بار است که بهعنوان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس دول اسلامی شرکت میکنم،مشخصه عضویت دول در این کنفرانس همانا پیوند و علائق اسلامی است که ما را به همبستگی فرامیخواند و این امر که ایران یک جمهوری اسلامی است، احترام و رعایت این مشخصه را بهویژه لازم میگرداند. امت اسلامی وجه اشتراکی است که ما را در اینجا گرد هم آورده است و درست به همین دلیل ما نباید از آنچه که در گردهمایی بینالمللی بهصورت سنت برآمده است، تبعیت نموده و صرفاً خود را با تصویب یک سلسله قطعنامههای زهدآمیز دلخوش کنیم. ... دهها سال است که ایران قربانی مطامع امپریالیسم... است...(2)در سالهای اخیر ما گرفتار دخالتهای مستقیم امریکا در امور داخلی خود شدیم که در نتیجه آن ایران بهصورت کشوری دستنشانده درآمد. دراینمورد کافی است به نقش امریکا در تحمیل رژیم دیکتاتوری شاه مخلوع بر ملت ایران اشاره کنم؛ از این لحاظ امریکا در زمان اختناق با...(3)ایران شریک بوده که نتیجه آن جز چپاول منابع طبیعی و انسانی ما نبوده است. سوابق طولانی مقاومت مردم ایران علیه ظلم که با انقلاب شکوهمند اسلامی به اوج خود رسید و رژیم جنایتکار شاه مخلوع را واژگون ساخت، اما بار دیگر این کشور شاهد امپریالیسم امریکا بهصورت تجاوز نظامی به خاک مقدس خود شد. کلیه شواهد حاکیاز آن است که این دخالت نظامی امریکا درحقیقت جزئی از یک طرح بزرگ که برای انهدام جمهوری اسلامی نوپای ما بوده است و نه آنطوریکه ادعا شده است عملی برای آزادساختن گروگانهایی که در سفارت سابق امریکا در ایران نگهداری میشدند. مشیت الهی بر این قرار گرفت که این طرح بیثمر بماند. بارها گفتهایم که گروگانها از رفتاری انسانی برخوردارند و تصمیم درمورد سرنوشت آنها ازطریق عادلانه و دمکراتیک اتخاذ خواهد شد. معهذا امریکا مسئله گروگانها را دستاویزی برای حمله به ایران ساخت. ... ما پیشنهاد کردیم تجاوز امریکا علیه ایران در دستور
مذاکرات این کنفرانس قرار گیرد و طرح قطعنامه را دراینرابطه تهیه نمودهایم از همکارانم تقاضا میکنم اجماعاً تجاوز امریکا علیه ایران را محکوم کنند.» (1)
یادآوری میشود در طرحی که برای حل اختلاف ایران و امریکا امروز در کمیسیون سیاسی گردهمایی اسلامی پاکستان تهیه شد، هرگونه توسل به زور، تهدید، مداخله یا تحریم اقتصادی علیه ایران ازسوی یک یا چند دولت بهصورت فردی یا جمعی محکوم گردید. این طرح پس از تشویق ایران به یافتن راهحلی سریع و اسلامی برای مسئله گروگانهای امریکایی، از امریکا میخواهد که فرصت دهد و شرایط لازم را برای دولت ایران تأمین کند تا این دولت بتواند راهحل این مسئله را پیدا کند. (2)
524
در ادامه چالش میان عراق و ایران، امروز در تهران عدهای از راندهشدگان عراقی هنگام ظهر دفتر سازمان ملل متحد در تهران را اشغال کردند. در ژنو دبیرکل اتحادیه عرب از ادامه این بحران اظهار نگرانی کرد و در اسلامآباد پاکستان، قطبزاده به توضیح و محکومکردن سیاست خائنانه و خصومتآمیز دولت بعثی عراق پرداخت.
در تهران، راندهشدگان عراقی که در دفتر سازمان ملل تجمع کردهاند، در نامهای به دبیرکل سازمان ملل متحد خواستههای خود را چنین عنوان کردند:
«1. تشکیل یک کمیسیون بینالمللی و اعزام آن به ایران جهت رسیدگی به وضع تبعیدیهای عراقی.
جلوگیری از تبعید عراقیهای دیگر به خاک ایران.
آزادی هزارها جوان عراقی که بدون محاکمه در زندانهای رژیم بعث عراق در بازداشت به سر میبرند.
تضمین سلامت افراد خانواده تبعیدیهای عراقی که هنوز در عراق زندگی میکنند.
بازگشت تمام تبعیدیهای عراق به کشور خود.
بازپسدادن کلیه داراییهای تبعیدیهای عراق که بیدلیل و بهطور غیرقانونی مصادره شده است.» (3)
این افراد در یک تماس تلفنی با خبرنگار خبرگزاری پارس گفتند که تاکنون هیچ پاسخی از کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد، دریافت نکردهاند. آنان همچنین اعلام کردند تازمانیکه دبیرکل سازمان ملل متحد خواستههای مزبور را برآورده نسازد، دفتر نمایندگی سازمان ملل را ترک نخواهند کرد. (4)
در ژنو، شاذلی قلیبی دبیرکل اتحادیه عرب، از مشکلات فعلی میان ایران و عراق اظهار نگرانی کرد. وی خطاب به خبرنگاران گفت: من شخصاً برای جلوگیری از افزایش این بحران و تبدیلشدن آن به یک درگیری سخت درحال کار هستم. (5)
در اسلامآباد و در اجلاس وزیران امور خارجه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی، قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، در نطق خود گفت: «باید توجهها را به این حقیقت تلخ
جلب نمایم که دشمن بین کشورهای مسلمان نیز وجود دارد. رهبری بعث عراق بهمجرد اینکه جمهوری اسلامی ایران به وجود آمد، یک سیاست خائنانه و خصومتآمیزی پیش گرفت؛ حکومت دیکتاتوری بعث ابتدا دست به یک مبارزه تبلیغاتی علیه انقلاب اسلامی ما زد. این خصومت بعداً به تجاوزهای نظامی علیه پاسگاههای مرزی ما تبدیل شده که در اوج خود باعث کشتهشدن افراد و ویرانی بسیار گردید. رهبری بعث همچنین بهعنوان قسمتی از این مبارزه تجاوزکارانه اقدام به اخراج ایرانیان در عراق نموده و تابهحال تعداد 35 هزار نفر از افراد بیگناه را با روشهای غیرانسانی و برخلاف تمام اصول اخلاقی اسلام از خانههای خود بیرون رانده است. اغلب کسانی که بهوسیله دولت بغداد اخراج شدهاند افرادی هستند که اجداد آنها نسلهای گذشته به عراق مهاجرت کرده بودند. اغلب آنها تابعیت عراق را اکتساب کرده و بهسختی میتوانند یک کلمه فارسی صحبت کنند. رژیم عراق اخیراً یکی از بزرگترین متفکرین اسلامی عصر ما را به قتل رسانیده است. رژیم عراق حتی از پایاندادن به زندگی خواهر روشنضمیر و مؤمن این متفکر نیز که خود بانویی اصیل و بزرگوار بود، مضایقه ننموده. گناه آنها این بود که حاضر نشدهاند به انقلاب ایران اعتراض کنند. بهخاطر این عمل و بیرحمیهای دیگر دولت بغداد علیه مسلمانان و سنت اسلام، احساس کردیم که هم بهخاطر افکارعمومی دو کشور و هم بهخاطر خدای بزرگ ملزم هستیم که موقعیت خود را روشن سازیم. ما دو راه را میتوانستیم دنبال کنیم یا از جنایتهای عراق چشمپوشی کنیم یا در مقابل آنها بایستیم. ما راه دوم را انتخاب کردیم.» (1)
525
در ادامه اقدامات ایذایی عوامل عراق در غرب و جنوب کشور، امروز، عدهای از مهاجمان به نیروهای نظامی و جوانمردان ژاندارمری مستقر در ازگله حمله کردند. در گزارش مربوطه ضمن ذکر اسامی رهبران مهاجمان به تجمع حدود 360 نفر دیگر از مهاجمان در آبادی تشتآستر اشاره شده و اسامی سرپرستان آنان {ازجمله اکبر روایی معروف} نیز آمده است. (2)
در موسیان نیز حدود نیمهشب، تأسیسات نفتی عینخوش مورد حمله قرار گرفت. با رسیدن نیروهای کمکی از پاسگاههای نزدیک به محل درگیری، مهاجمان متواری شدند. (3)
در همین حال، مراکز اطلاعاتی از احتمال حمله به کارخانه برق و منبع آب قصرشیرین خبر دادند. طبق یک گزارش این حمله به رهبری شخصی به نام سعداله از عوامل داخلی عراق صورت خواهد گرفت. (4)اما گزارشی دیگر حاکی است این حمله با سلاحهای سنگین و بهدست «عوامل مستقر در سه پاسگاه عراق که در مقابل پاسگاه یکهشان قصرشیرین ایران قرار گرفتهاند»، انجام خواهد شد. (5)یادآوری میشود این حمله درصورت وقوع، سومین حمله به قصرشیرین خواهد بود. (6)
دراینمیان، دو خبر منتشر گردید که برای مدافعان نظام روحیهبخش است: خبر اول اینکه یک تیم پزشکی گروگان گرفتهشده، توانستند سالم از چنگ مهاجمان فرار کنند. دراینباره فریدون
1) روزنامه کیهان، 30/2/1359، ص2.
2) سند شماره 63550 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نیروی زمینی {معاونت عملیات و اطلاعات}، 1/3/1359.
3) روزنامه انقلاب اسلامی، 1/3/1359، ص12.
4) سند شماره 276773 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از قصرشیرین به ناحیه 05، 30/2/1359.
5) سند شماره 277177 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از فرماندهی 05 به قصرشیرین، 30/2/1359.
6) سند شماره 276773 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
آشنا مسئول کمیته پزشکی جهاد سازندگی کرمانشاه، توضیح داد که وقتی یک گروه پزشکی وابسته به جهاد سازندگی کرمانشاه با یک دستگاه اتومبیل بلیزر و داروی کافی عازم روستاها بودند در گردنههای هانیبره مورد حمله گروههای مسلح واقع و به گروگان گرفته شدند. در این حمله اتومبیل بلیزر آنان آتش گرفت و کاملاً سوخت. این 3 تن که یکی پزشک و 2 نفر پزشکیار هستند با تهدید مهاجمان مسلح عازم عراق بودند که بعد از سه شبانهروز راهپیمایی آنها توانستند از چنگ مهاجمان بگریزند و به اسلامآباد پناه ببرند. (1)
خبر دیگر تسلیمشدن یک دسته هشتنفره از مهاجمان به سپاه بود. حجتالاسلام پرتوی مسئول روابطعمومی سپاه کرمانشاه، دراینباره گفت: این گروه که از افراد وابسته به گروه اکبر روایی {یکی از گروههای گروگانگیر منطقه اورامانات} بودند و سلاحهای مختلف مانند کلاشینکف و برنو داشتند، دو روز پیش، با تمام مهمات و سلاحهای موجود خود را تسلیم سپاه پاسداران جوانرود کردند. وی افزود: به ما اطلاع دادند که گروههای بیشتری از اینگونه افراد که براثر تبلیغات ضدانقلابیون فریب خورده بودند، بهزودی بهطرف ملت بازخواهند گشت و خود را به سپاه پاسداران معرفی میکنند. (2)
در جنوب، کار ترمیم لوله دوم گاز مارون، ماهشهر و آبادان که قبلاً بهدست عوامل وابسته عراق منفجر شده بود، پایان یافت و بهرهبرداری مجدد از آن آغاز شد. (3)همچنین دادسرای انقلاب اسلامی آبادان و خرمشهر در اطلاعیه ای اعلام کرد عاملان انفجار در بازار کویتیها، سینما سهیلا و بازار ساحلی آبادان بههمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دستگیر شدند. گفتنی است محاکمه این عده بهزودی آغاز میشود. (4)
526
در سنندج حرکت بهسمت روال عادی شهر و در کنار آن تداوم پاکسازی بهخصوص در روستاهای اطراف و جادههای مواصلاتی ادامه دارد.
در آخرین گزارش ارتش که ساعت 7 صبح امروز، ارسال شد چنین آمده است: «برابر گزارش لشکر28 سنندج، برابر اطلاع واصله اشخاص مشروحه زیر در آبادی کرجو [از توابع سنندج] مستقر و مشغول فعالیت میباشند. دکتر خلقی، اکبر فرید فرشی، صدیق کمانفر، دختر سرتیپ معدوم نیازمند با 100 نفر تفنگدار. ضمناً در 24 ساعت گذشته، وضع شهر آرام و پاسداران با پشتیبانی ارتش به پاکسازی شهر ادامه میدهند، برق و تلفن قسمت اعظم شهر مرمت و مورد بهرهبرداری است. منبع آب شهر نیز مرمت و قابل بهرهبرداری شده است. عده زیادی از گروههای مسلح در دهات اطراف سنندج مستقر و برابر گزارشهای واصله درحال تجدید سازمان میباشند.» (5)
امروز همچنین به گزارش خبرنگار انقلاب اسلامی: «ستاد مشترک ارتش و پاسداران طی اطلاعیهای که از رادیو سنندج خوانده شد از کلیه مغازهداران خواستند تا کلیه مغازههای خود را تا ساعت 2 بعدازظهر
31/2/1359، باز نمایند و در غیر این صورت ارتش و پاسداران خود مبادرت به این کار خواهند کرد.»(1)(2)
دراینحال، اکنون پاکسازی جاده کرمانشاه سنندج که از کامیاران میگذرد، مهمترین مسئله است که مشکلاتی به همراه دارد. ساعت 16:55 امروز، ستاد مشترک ارتش به فرماندهی ژاندارمری اعلام کرد: «در کمیسیون وزرای امنیتی هماهنگ گردید بهمنظور
پاکسازی محور کرمانشاه سنندج 300 نفر پاسدار و 150 نفر ژاندارم زیر امر لشکر81 زرهی قرار گیرند و به همین منظور مراتب به لشکر81 زرهی ابلاغ گردید. همچنین در گزارش قید گردید برابر اعلام لشکر81 کرمانشاه، ژاندارمری کرمانشاه آمادگی واگذاری 150 نفر ژاندارم را ندارد. سپاه پاسداران کرمانشاه نیز تاکنون 300 نفر پاسداران ذکرشده بالا را زیر امر لشکر قرار نداده ضمن اینکه لشکر81 علاوهبر 300 نفر، درخواست نموده 120 نفر پاسدار دراختیار گذاشته شود. تأخیر در بازگشایی راه کرمانشاه سنندج بههیچوجه مصلحت نیست و عدم همکاری با ارتش عوارض سوئی را در بر خواهد داشت.» (3)
نگرانی یادشده بیمورد نیست. برای مثال در ساعت 18 امروز، واحد عملیات سپاه سنندج به مرکز گزارش داد: «بین تونل کامیاران و سنندج افراد ضدانقلاب عکس امام را بین جاده گذاشته و مسلمانان را هنگام عبور چه شخصی و چه نظامی اعدام میکنند به اسم پاسدار.» (4)
ابلاغیه ستاد مشترک ارتش به نیروی زمینی تصمیم نهایی را مشخص کرد؛ متن این ابلاغیه که براساس آن شروع پاکسازی به چند روز بعد موکول شده، چنین است: «دستور فرمایید باتوجهبه وضعیت موجود، آموزش گروه رزمی 178 را سریعاً انجام و عمل پاکسازی محور کرمانشاه سنندج را حداکثر از صبح روز 3/3/1359، شروع و نتیجه را گزارش نمایید.» (5)
527
برای تصرف قله اربابا مشرف بر پادگان بانه و شکستن محاصره این پادگان، بامداد امروز، عملیاتی ناموفق اجرا شد.
خبرنامه کومهله که در مهاباد منتشر شد اعلام کرد: ساعت 6 صبح امروز، نیروهای چترباز برای کمک به افراد پادگان بانه در منطقه اربابا پیاده شدند که درگیری شدید بین آنان و پیشمرگان کرد ادامه دارد. (6)بهدنبال این خبر، با پرسوجوی مطبوعات، یک مقام مطلع در ستاد مشترک ارتش تأیید کرد که بهمنظور تقویت پادگان بانه به آن منطقه نیرو اعزام شده است. (7)شرح ماجرا در گزارش پادگان سقز چنین بازگو شده است:
«الف) در ساعت 6 روز 30/2/1359، عملیات با اعزام 4 فروند 214 و 4 فروند کبرا آغاز گردید بدینترتیب که 2 فروند 214 تعداد 19 نفر به اتفاق سرهنگ علیاصغر نورا در قله پیاده نموده
1) * علت پافشاری بر بازکردن مغازهها، مقابله با تهدید ضدانقلاب درمورد انفجار مغازهها درصورت بازکردن بود. به روزشمار 31/2/1359 رجوع شود.
2) روزنامه انقلاب اسلامی، 31/2/1359، ص1.
3) سند شماره 041958 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 30/2/1359.
4) سند شماره 41957 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از عملیات سنندج به سپاه مرکز {عملیات}، 30/2/1359.
5) سند شماره 041531 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به نزاجا، 30/2/1359.
6) روزنامه بامداد، 31/2/1359، ص1.
7) همان.
و یک فروند شامل 11 نفر در پادگان بانه فرود اجباری نموده و یک فروند دیگر بهعلت اصابت گلوله با یک شهید و یک زخمی به سقز مراجعت نموده است. از عملیات پیادهشدن نیروهای مزبور دو گزارش مغایر دریافت شده است:
ب) درحالحاضر ارتباط سقز با بانه قطع و از شب گذشته نیز هرگونه ارتباطی با بانه قطع شده است.
پ) یک فروند هلیکوپتر 214 در ساعت 6:40 روز 30/2/1359، بهعلت نقص فنی موتور در قسمت جنوبی پادگان بانه دچار سانحه شده که خلبانان تخلیه و هلیکوپتر در محل باقی مانده است.
ت) یک فروند هلیکوپتر 214 در ساعت 7:30 روز 30/2/1359، در قسمت جنوبی پادگان بانه بهعلت اصابت گلوله دچار سانحه گردیده، خلبان هلیکوپتر را به پادگان سقز هدایت و از ناحیه پا مصدوم، خلبان دوم مجروح شده است. دو فروند هلیکوپتر 214 که در قسمت غربی سقز قرار گرفته قادر به پرواز نمیباشند که ازطریق هوانیروز اقداماتی درمورد تخلیه آنان شده است.
در ساعت 4 و 7:30 روز 30/2/1359، چهار فروند کبرا و یک فروند 214 تعداد 20 هزار تیر فشنگ ژ3 و 2هزار تیر 7/12 و مقداری جیره و نان به بانه اعزام و پس از ریختن مهمات خلبان جامانده و یک درجهدار تیپ نوهد و یک گروهبان زخمی را تخلیه نمودند.
یک فروند هلیکوپتر ذکرشده در بند الف که با 11 سرنشین در بانه فرود اجباری نمود تعداد 6000 تیر ژ3، 3000 تیر 7/12، 12 موشک آر.پی.جی7، 12 گلوله خمپاره 60 م.م و 20 نارنجک جنگی و 24 نارنجک تفنگی در بانه پیاده نموده در این فرود اجباری ستوانیکم کیومرث کیانی از ناحیه پا زخمی شده است.» (1)
خبر دیگری حاکی است در ساعت 20:30، «سرباز وظیفه نیکخو مورد اصابت ترکش خمپاره عناصر مسلح متجاسر قرار گرفته و از ناحیه سر مجروح گردیده است.» (2)این خبر نشان میدهد پادگان همچنان مورد هجوم و تهدید است.
528
در پاوه، میاندوآب و بخشهایی در ارومیه و ماکو، درگیریهای پراکنده نظیر روزهای قبل ادامه دارد.
در پاوه، کوهستانها و روستاهای اطراف که مرکز تجمع مهاجمان و خمپارهاندازان به این شهر است، صحنه درگیریهای پراکنده میباشد. در نوریاب {واقع در 4 کیلومتری شمالغرب پاوه} امروز، پرسنل ژاندارمری و پاسداران مستقر در ساعت 2 نیمهشب، مورد حمله مسلحانه قرار گرفتند که این درگیری ساعتها طول کشید. (3)
1) سند شماره 113284 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا، شماره 37، از 30/2/1359 تا 31/2/1359، صص 1 و 2.
2) سند شماره 42495 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 31/2/1359.
3) سند شماره 41516 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 30/2/1359.
در همین حال، طبق گزارش واصله «پیشمرگان مسلمان کرد شاخه پاوه پس از یازده ساعت درگیری، روستاهای چیلانه علیا و سفلی و میرا اولی و لاوان را که محل استقرار مهاجمین مسلح بود از وجود این عناصر پاک کردند. این گزارش به نقل از روستائیان حاکی است که تلفات مهاجمین مسلح 4 نفر است که اجساد آنها را به باینگان بردند. از سوی دیگر، پاسداران انقلاب اسلامی مستقر در پاوه ازطریق کوههای زردوئی و بلائی به عملیات پاکسازی ادامه میدهند. فرماندار اورامانات نیز عملیات پاکسازی روستاهای میرا اولی و لاوان را مورد بازدید قرار داد. هدف از این عملیات سرکوبی عناصری است که از چندی قبل شهر پاوه را زیر آتش خمپاره قرار دادهاند و تاکنون براثر آتش خمپاره آنها عدهای از افراد بیگناه و کودکان این شهر به شهادت رسیدهاند.» (1)
به گفته پرتوی مسئول روابطعمومی سپاه کرمانشاه، «پاسداران و پیشمرگان مسلمان کرد کماکان مشغول پاکسازی منطقه هستند و میدان نفوذ و عملیات مهاجمین را هرلحظه تنگتر میسازند و آنها را وادار به عقبنشینی میکنند.» (2)
در حوالی سیلوانا از توابع ارومیه، از ساعت 1:40 بامداد امروز، به پایگاه دزگیر حمله مسلحانه شد که تا ساعت 5 بامداد، تیراندازی متقابل ادامه یافت. (3)
در میاندوآب، از ساعت 3 تا 3:30 بامداد، تیراندازی متقابل نیروهای سپاه و مهاجمان مسلح روی داد. مهاجمان وارد شرکت تعاونی هولاسو شدند و یک دستگاه تراکتور را با خود بردند.(4)(5)نیمهشب نیز حمله مسلحانهای به میاندوآب صورت گرفت که حدود یک ساعت، طول کشید. (6)
این تلفنگرام ستاد مشترک بیانگر حساسیت منطقه،(7)است: «برابر گزارش 195 مستند به گزارش یگان مستقر در میاندوآب، دمکراتها و کومهله در قریه ساریقمیش و قریه مولا فعالیت مینمایند و جاده میاندوآب به بوکان را کنترل و ایجاد مزاحمت مینمایند.» (8)
در ماکو، راهزنان مسلح در پانزدهکیلومتری این شهر، 7 دستگاه اتومبیل باری را متوقف کردند و پول نقد و وسایل رانندگان را به سرقت بردند.(9)(10)
529
امروز هم نظیر بسیاری روزها، سازمان مجاهدین خلق چه در تهران و چه در شهرستانها خبرساز بود. هرچند بجز گروههایی که در ماجرای کردستان بهطور مستقیم درگیر حادترین اقدامات هستند، دیگر گروهها نیز در عرصه سیاسی کنونی کشور فعالاند و موضوع مباحث و درگیریهای سیاسی قرار میگیرند، اما عمدهترین آنها، سازمان مجاهدین خلق است. این سازمان پیگیرانه درپی
1) روزنامه کیهان، 30/2/1359، ص4.
2) روزنامه کیهان، 31/2/1359، ص12.
3) سند شماره 34011 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 31/2/1359.
4) * در گزارش ژاندارمری به دفتر ریاستجمهوری درباره این واقعه اضافه شده است: «ضمناً جاده تکاب به شاهیندژ مسدود میباشد.»
5) سند شماره 042492 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 31/2/1359.
6) سند شماره 63558 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 1/3/1359.
7) ** ضمیمه دارد؛ ضمیمه اول: گزارشی درباره موقعیت میاندوآب و حساسیت آن.
8) سند شماره 41510 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 30/2/1359.
9) *** ضمیمه دارد؛ ضمیمه دوم: گزارشی از وضعیت ماکو درزمینه تحرکات سیاسی و جایگاه آن.
10) روزنامه کیهان، 30/2/1359، ص1.
مطرحکردن خود بهعنوان یک جریان سیاسی است و درعینحال بدون پذیرش خلع سلاح، موضوع داشتن سلاح و کنار نگذاشتن مشی مسلحانه را به انحاء مختلف مسکوت میگذارد و از آن طفره میرود. اتفاقاً آنقدر مسائل متنوع درارتباطبا این سازمان وجود دارد که سازمان میتواند با پرداختن به آن در منظر هواداران خود کاملاً در جایگاه یک سازمان سیاسی {و نه یک سازمان شبهنظامی که عرصه براندازی را برای خویش مهیا میکند} که حقوق آن رعایت نمیشود، قرار بگیرد و وقت و ذهن آنها را بهگونهای پر کند که شکاف بیشتری با نظام حس کنند و آمادگی بیشتری برای یک درگیری آشتیناپذیر و براندازانه پیدا کنند. ازجمله، بعد از اقدام اخیر دادستانی انقلاب درزمینه توقیف نشریات گروههای کمونیستی و برخی دیگر از نشریات دارای مواضع مشابه، سازمان به نقد این مسئله پرداخت و در کنار آن علیه نشریهای که با عنوان منافق با لوگویی شبیه نشریه مجاهد و در ضدیت با سازمان مجاهدین خلق منتشر میشود، به دادستانی انقلاب شکایت کرد. سازمان امروز نامهای به دادستان انقلاب دراینزمینه نوشته که در آن آمده است:
«آقای قدوسی دادستان انقلاب،
محترماً خوشوقتیم که پس از قریب به 10 ماه که طی آن دهها شکایتنامه در موارد مختلف برایتان ارسال داشتهایم، اکنون به تاریخ سهشنبه 30 اردیبهشتماه، روابطعمومی دادستانی به امضای آقای روحالله
حسینیان به یکی از شکایتنامههای ما پاسخ میگویند. درعینحال بسیار تأسفانگیز است که آقای روحالله حسینیان بهجای پرداختن به اصل مطلب، در نامه خود آشکارا دست به تحریف حقایق زده. اجازه بدهید مقدمتاً بپرسیم که آیا مطلب اصولی عنوانشده
ازجانب مجاهدین مبنیبر
دفاع از آزادیهای قانونی را اینگونه تعبیرنمودن منصفانه و اسلامی است. ... ملاحظه میفرمایید که اعلامیه آقای روحالله
حسینیان هیچ ربطی به مطلب حقی که مجاهدین عنوان نمودهاند ندارد. الا اینکه ایشان بخواهد با طرح مسئله توهین به رهبر هر حقی را ناحق جلوه دهد و ازقضا، اعتراض ما نیز دقیقاً متوجه همین شیوههاست.
شیوههایی که از همه ارزشهای
مورد احترام توده مردم برای سرپوشگذاشتن بر عملکردهای
ناصواب استفاده میشود اگر اینطور نیست وجداناً بگویید که چرا آقای حسینیان تلاش میکند تا مستقیم و غیرمستقیم مجاهدین را دربرابر امام وانمود سازد. اینجاست که وقتی میبینیم خود امام گفتهاند که "اسلام بیشتر از هر چیز به آزادی عنایت دارد" مجاهدین خلق نمیخواهند از اعتراض به روشهایی که آنها را برخلاف اسلام و شخص امام یافتهاند خودداری کنند و آیا چنین شیوههایی خود آشکارا گواه نقض حریم آزادیهای قانونی نیست؟ بهخصوص که دیدیم علیرغم شکایتهای رسمی ما علیه نشریه بدون پروانه منافق {که با تقلید آرم نشریه مجاهدین نیز منتشر میشود} در اعلامیههای دادستانی هیچ سخنی از آن نبود و هنوز هم نیست، لکن روابطعمومی دادستانی انقلاب بازهم در جوابیه امروزش بهجای اعلام توقیف نشریه ضدانقلابی منافق آن را از قیاس معالفارق با مسئله مذموم توهین به امام نادیده میگیرد و رد میشود. اکنون آقای قدوسی با عطف توجه به
مراتب فوق از جنابعالی انتظار داریم که: اولاً، اطرافیان خود و بهویژه آقای روحالله حسینیان را نصیحت فرمایید که بهجای پراکندن بذرهای تهمت و افترا و جدایی قدری هم متوجه وظایف قانونیشان گردند. ثانیاً، تکلیف ما با نشریه غیرقانونی و بدون امتیاز موضوع شکایتمان چیست؟ ثالثاً، زمان رسیدگی به انبوه شکایاتی که تاکنون درباره تجاوزات مسلحانه و غیرمسلمانانهای که علیه آزادیهای قانونی مجاهدین خلق ایران اعمال شده است، تقدیم داشتهایم، کی فرا میرسد؟ بهویژه که استحضار دارید در قبال هزاران حمله و هجومی که علیه ما طی ماههای اخیر به عمل آمده و شهدا و مجروحان و مصدومان بسیاری برای ما به جا گذاشته است، پیوسته از دادستان انقلاب و شخص شما تقاضای رسیدگی و تشکیل دادگاه علنی نمودهایم.
با تشکر و امید رسیدگی هرچه بیشتر، 30/2/1359، مجاهدین خلق ایران» (1)
نامه روحالله حسینیان که سازمان به آن اشاره کرده است، امروز صبح در روزنامه بامداد درج شده بود و واکنش سریع سازمان را درپی داشت، این امر علامت اهمیتی است که اینگونه برخوردها برای سازمان دارد. در نامه حسینیان آمده بود: «نشریه مجاهد چهارشنبه 24/2/1359، اعتراضنامهای تحتعنوان آقای قدوسی دادستان کل انقلاب به چاپ رساند که لازم است دراینمورد توضیحاتی برای روشنشدن اذهان مردم بدهیم: آقایان مجاهدین خلق شما چگونه به خود جرئت میدهید از نشریاتی که بیشرمانه به رهبر انقلاب توهین میکنند دفاع کنید، اگر از این نشریات و محتوای آنها اطلاع دارید گمان میکنم که کسی که یک جو شرف اسلامی داشته باشد مدافع اینگونه هجویات نباشد و اگر اطلاع از نوشتههایش ندارید دفاع ناآگاهانه هم درخور کسی که خود را مسلمان میداند نیست.
آقایان مجاهدین خلق از اینکه ما این نشریات را ضدانقلابی خواندهایم شدید به شما بر خورده است و ناراحت شدهاید آیا هنگامیکه روند کلی یک جامعه درحال دگرگونی تکاملی است اگر گروههایی برخلاف مسیر کلی این جامعه حرکت کنند آیا این بجز یک عمل ضدانقلابی است؟ پس معنی ضدانقلابی چیست؟ آقایان مجاهدین خلق، چگونه به خود اجازه میدهید نشریهای صریحاً امام را ضدانقلاب یا مدافع حقوق مستکبرین و ضایعکننده مستضعفین میخواند و هزاران توهین دیگر... توقیف اینگونه نشریات را محدودکردن آزادی بدانید، اگر معنی آزادی یعنی به استهزاگرفتن مقدسات یک امت، اگر معنی آزادی یعنی توهین به رهبر و ناجی یک امت، از شما عذر میخواهیم که جلوی آزادی را گرفتیم.
آقایان مجاهدین خلق چطور شده برای نشریه دو برگی منافق که علیه شما مقاله مینویسد یا به قول خودتان با شما ضدیت هیستریک دارد اینهمه دادوفریاد بهراه انداختهاید که چرا ما این نشریه را توقیف نمیکنیم،ولی توقیف نشریهای که با امام ضدیت زیربنایی دارد خلاف آزادی و شما به دفاعش قیام میکنید، منظورتان چیست؟
روابطعمومی دادستانی کل انقلاب
روحالله حسینیان» (2)
سازمان مجاهدین خلق، با این تذکر طعنه آمیز که «این نامه را اگرچه دادستانی انقلاب تاکنون برای مجاهد نفرستاده است، ولی ما آن را از روزنامه بامداد عیناً میآوریم» (1)نامه مزبور را در نشریه مجاهد درج کرد.
دراینحال برخوردهایی که از یکشنبه گذشته {28/2/1359}، در اراک، بر سر تخلیه محل سازمان شروع شده است(2)امروز، به اوج رسید. روز گذشته، درگیریها به نقطهای رسیده بود که گمان میرفت راهی رسمی برای حلوفصل آن پیدا شود. گزارشی که در ساعات اولیه بامداد امروز به دفتر ریاستجمهوری رسید حاکی است: «برابر گزارش گروهان ژاندارمری اراک از ساعت 18 مورخه 29/2/1359، بر سر تخلیه دفتر مجاهدین خلق در اراک بین عدهای از اهالی و افراد سازمان مزبور درگیری ایجاد که مأمورین شهربانی و ژاندارمری و کمیته جهت متفرقکردن آنان دخالت و در این درگیری تعدادی از مأمورین با پرتاب سنگ توسط منازعین مجروح گردیدهاند. شورای تأمین شهر دراینرابطه تشکیل و قرار شد:
با اجتماعکنندگان مذاکره و ترتیب متفرقشدن آنان داده شود و سپس اعضای سازمان مجاهدین را با دلایل و نصایح وادار به تخلیه و ترک محل مذکور نمایند.
نیروهای انتظامی در محل قرارگاههای خود آماده باشند تا چنانچه برای حفظ امنیت شهر نیازی به وجود آنان بود اقدام شود.» (3)
اما درعمل، قضایا به نحو دیگری پیش رفت. گزارش واصله در ساعت 21:40 امروز، به وزارت کشور چنین است: «برابر اعلام شهربانی اراک در ساعت 20 امشب، عدهای حدود یکهزار نفر به محل سازمان مجاهدین خلق حمله که عدهای از بیرون و داخل به یکدیگر سنگ و آجر پرتاب میکردند. مردم محل سازمان را به آتش کشیدند که مأمورین آتشنشانی با کمک مأمورین انتظامی مشغول اطفاءحریق هستند. در این جریان 3 نفر زخمی که سطحی بود و فعلاً محل سازمان دراختیار مأمورین انتظامی و مردم میباشد.» (4)
530
علاوهبر سازمان مجاهدین خلق که در سطح کشور حتی در مقایسه با گروههای درگیر در کردستان، بالاترین نقش را در تشدید بحران مشارکت(5)کنونی دارد، گروههای دیگر نیز کموبیش فعالاند.
به گزارش نشریه کار ارگان سازمان چریکهای فدایی خلق، امروز «یازدهمین گردهمایی شوراهای روستایی ترکمنصحرا نخستینبار پس از جنگ تحمیلی بهمنماه،(6)روز سهشنبه 30 اردیبهشت 1359، در روستای آقدگیش برگزار گردید.» نشریه کار افزوده است: «در این گردهمایی
1) سازمان مجاهدین خلق ایران، نشریه مجاهد، شماره 70، 31/2/1359، ص4.
2) همان، صص 1 و 4.
3) سند شماره 042171 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 30/2/1359.
4) سند شماره 041511 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 30/2/1359.
5) * بحران مشارکت از ویژگیهای دوران گذار است و وجود آن در وضعیت دوگانه طبیعی است.
6) ** منظور درگیریهای مسلحانه گنبد است که بهوسیله سازمان چریکهای فدایی خلق در پوشش خلق ترکمن ایجاد شد.
که مصادف با یکصدمین روز شهادت 3 تن از اعضای شوراهای روستایی [بود]... مسئله برداشت محصول مورد بررسی قرار گرفت و چند تن از اعضای اتحادیه سراسری رهنمودهای اتحادیه را پیرامون چگونگی برداشت محصول و حفظ و حراست از آن به روستاییان یادآور شدند.»
این نشریه در ادامه آورده است: «[یکی از اعضای اتحادیه سراسری] ضمن تأکید بر ضرورت همکاری هرچه بیشتر مردم با شوراها و اتحادیههای روستایی ترکمنصحرا در هنگام برداشت محصول، از همه جوانان روستا، محصلین و معلمین خواست تا مثل همیشه در کنار زحمتکشان و همراه با آنان با توطئهها و جنگافروزیهای زمینداران بزرگ و خرابکاری آنها در امر برداشت محصول مقابله نمایند. ... در خاتمه پیام گردهمایی شوراهای ترکمنصحرا به خلق قهرمان کُرد قرائت گردید. یکی از اعضای خانواده شهدا ضمن اشاره به سابقه مبارزاتی آنان، درمورد علل جنگهای تحمیلی فروردین و بهمنماه ترکمنصحرا سخنانی ایراد نمود. ... و کلیه شرکتکنندگان برای تجلیل از اعضای شهید شورای روستایی آقدگیش دستهجمعی به خانههای آنان رفتند.» (1)
در دانشگاه پلیتکنیک تهران نیز سازمان طوفان، که یک گروه کمونیستی منشعب از توده و طرفدار مشی "انور خوجه" رهبر حزب کمونیست آلبانی است، در اعتراض به روند کنونی قضایا در کردستان و در دفاع از خلق کرد، مراسمی برگزار کرد. روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: «این میتینگ به اعتراض قاطعیت دولت در سرکوبی ضدانقلاب و مزدوران اویسی و بختیار و چپهای امریکایی برگزار گردید.» (2)
روزنامه نامه مردم {ارگان حزب توده} در شماره امروز خود خبر داد: «اخیراً دادستانی انقلاب اسلامی سیستان و بلوچستان اسامی 94 نفر از ساواکیهای این استان را فاش کرده است. در اطلاعیهای که دراینزمینه توسط دادستانی انقلاب اسلامی سیستان و بلوچستان انتشار یافته اسامی 94 نفر مندرج است. این اقدام بجا، ضرور و مسئولانه دادستانی انقلاب اسلامی سیستان و بلوچستان مورد تأیید حزب توده ایران و کلیه نیروهای مترقی و انقلابی است. حزب توده ایران در تاریخ 20 تیر 1358، یعنی زمانیکه ازجانب نیروهای سازشکار و عوامل مشکوک تلاش میشد تا تیغ تیز دادگاههای انقلاب به کندی گراید، به مقامات مسئول کشور هشدار داد که "ساواکیها را از زندانها آزاد میکنند، هزاران مأمور ساواک که آزادانه در میان مردم میگردند و اسامی رمز آنها هم کشف شده است، باید افشا شوند."،(3)اما با کمال حیرت و تأسف دادستانی انقلاب اسلامی سیستان و بلوچستان کوشیده است تا از این عمل صحیح درعینحال برای حمله و بهتانزنی به حزب توده ایران استفاده کند.» در ادامه حزب توده اعتراض کرده که چرا دادستانی انقلاب یادآور شده است 2 تن از این 94 تن سابقه عضویت در حزب توده را داشتهاند و در اعلامیه خود نوشته است: «حزب توده ایران با "شعار
فریبندهای مثل اسامی ساواکیها را افشا
کنید" میکوشد تا مردم را فریب دهد، اما باید بداند که مردم را نمیشود با شعار فریب داد.»
حزب مزبور با ذکر فهرست طویلی از رفتار و مواضع خود در حمایت از انقلاب و امام خمینی و یادآوری مبارزات در رژیم سابق افزوده است: «این نیز واقعیت انکارناپذیری است که در تاریخ پر فرازونشیب و افتخارآمیز حزب توده ایران، بودند عناصر ناپایدار متزلزل و کممایهای که در مدتی کوتاه به جانب حزب توده ایران آمدند، ولی در مقابل سختیها و دشواریهای راه سترگ حزب توده ایران راه آزادی و سعادت مردم رنجدیده کشور ما جا زدند، خود را به دشمن فروختند، خیانت کردند و خود به دشمنان سوگندخورده حزب توده ایران بدل شدند. کسی که بخواهد راه حزب توده ایران را با راه این خائنان و مرتدان مخلوط کند، چه بخواهد چه نخواهد به آرمان انقلاب بزرگ استقلالطلبانه، آزادیخواهانه و عدالتطلبانه مردم ایران که همانا آرمان حزب توده ایران است، توهین روا داشته و به آن زیان زده است.
ای بسا روحانینمایانی نیز بودند که سالها در خدمت رژیم پهلوی و ریزهخوار خوان یغما و جنایت آن، مردم را فریب دادند و آنها را به اطاعت و تکریم از این رژیم جنایتپیشه و منفور فراخواندند، ولی هیچکس، مگر آنکه غرض چشمانش را نابینا ساخته باشد، نمیتواند راه آنها را با راه امام خمینیها،طالقانیها و روحانیون مبارز، مترقی و ضدامپریالیستی که در راه پیروزی انقلاب ایران جانفشانیها کردند مخلوط کند، حساب راه و مشی انقلابی و مردمی یک حزب، یک سازمان، یک جنبش از حساب رفیقان نیمهراهی که به ورطه خیانت درغلطیدهاند، جداست. این واقعیت از آفتاب روشنتر است و باید باشد.» در پایان این مطلب آمده است: «دادستان انقلاب اسلامی سیستان و بلوچستان بدون ارائه هیچگونه سند و مدرکی، 2 تن از عناصر ساواکی را به حزب توده ایران منتسب دانسته است. حزب توده ایران بدینوسیله اعلام میدارد که غلامحسین
رفعت فرزند مصطفی و فتحعلی صفاکیش فرزند فرضعلی، هیچگونه ارتباطی با حزب توده ایران ندارند.»(1)(2)
531
مواضع ضدصهیونیستی مطرحشده در آرمانهای انقلاب اسلامی ایران، همچنان در رفتار و بیانات مسئولان نظام و تحرکات سیاسی جمهوری اسلامی، تداوم خود را نشان میدهد. ازجمله سخنان امروز امام خمینی در تهران و صادق قطبزاده در گردهمایی وزیران امور خارجه کشورهای اسلامی در پاکستان و نیز فعالیتهای ضداسرائیلی ایران در این گردهمایی، دراینباره قابلذکر است.
مشروح سخنان امام خمینی در دیدار امروز با شیخ محمدمهدی شمسالدین
1) * یادآوری میشود بهعلت همکاری عده زیادی از اعضای حزب توده با ساواک در رژیم گذشته و استفاده ساواک از افراد این حزب در نفوذ به گروههای مارکسیستی مبارز وقت ازجمله نفوذ به سازمان مجاهدین خلق در ضربه شهریور 1350، حزب توده ازطرف جریانهای مختلف طرفدار نظام و نیز گروههای مارکسیستی بهشدت مورد هجوم است و عبارت "لیست ساواکیها را منتشر کنید" از این حزب در نشریات مختلف گروهها بهصورت یک طنز سیاسی استفاده میشود.
2) روزنامه نامه مردم، 30/2/1359، ص2.
{نایبرئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان} و اعضای کادر مرکزی جنبش امل، شاخه نظامی حرکۀالمحرومین لبنان چنین است: «من از سالهای طولانی راجع به اسرائیل و راجع به جنایات او همیشه در خطبهها، در نوشتهها، گوشزد کردهام به مسلمین که این یک غده سرطانی است در یک گوشه ممالک اسلامی و اینطور نیست که اکتفا بکند به همان قدس و اینها، اینها بنایشان بر این است که پیش بروند، یعنی اینها تابع سیاست امریکا هستند. امریکا هم آمالش فقط یکجا نیست، چنانچه همه ابرقدرتها میخواهند همه ممالک را تحتسیطره قرار بدهند، اگر بتوانند. لبنان را ما یک جزئی از ایران میدانیم، برای اینکه ما و آنها اصلاً جدا نیستیم، ما آنها هستیم و آنها ما هستند. آقای صدر [امام موسی صدر] یک مردی است که من میتوانم بگویم او را بزرگ کردهام. [او] بهمنزله یک اولاد عزیز است برای من و من امیدوارم که انشاءالله ایشان با سلامت برگردند به محل خودشان و بسیار مورد تأسف است که ایشان را ما الآن نمیبینیم در بین خودمان.
اصلاً باید مسلمین بیدار بشوند. امروز، روزی نیست که مسلمانها هرکدام یک گوشهای زندگی تنهایی بکنند و خودشان بین خودشان در هر کشوری یک زندگی خاص به خود داشته باشند، نمیشود این معنا. در یک همچو زمانیکه سیاستهای ابرقدرتها بلعیدن همهجاست، مسلمین باید بیدار بشوند.» (1)
امام خمینی در بخش دیگری از سخنان خود افزودند: «مسلمین باید یکپارچه بشوند و با ابرقدرتها مقابله کنند و هیچ ابرقدرتی هم نمیتواند با آنها مقابله کند. ما الآن با جمعیت کمی که داریم، ما 35 میلیون جمعیت داریم درصورتیکه حریفهای ما میلیارد جمعیت دارند، ما با جمعیت کم عازم این شدیم که مقابله کنیم و هیچ هم بنا نداریم به اینکه پیروز بشویم. ما بنا داریم به تکلیف عمل کنیم. ما مکلفیم که با ظلم مقابله کنیم. در پاریس هم که میآمدند به من بعضی خیراندیشان و اشخاصی که ملتفت قضایا نبودند میگفتند که نمیشود دیگر امکان ندارد، دیگر شما یک فکری مثلاً بکنید که یک تنازلی بکنید، من به آنها میگفتم ما تکلیف داریم ادا میکنیم، میشود و نمیشود برای ما مطرح نیست. ما مکلفیم ازطرف خدای تبارکوتعالی که با ظلم مقابله کنیم، با این آدمخوارها و با این خونخوارها مقابله کنیم. ما به آن اندازهای که قدرت داریم مقابله میکنیم، اگر پیروز شدیم که خوب الحمدلله و اگر پیروز هم نشدیم الحمدلله که به تکلیف عمل کردیم. مسلمین باید خودشان را مکلف بدانند، گمان نکنند که اگر پیروز نشدند، نیستید پیروز. اگر معنویات ما محفوظ بشود، گرایشمان به قرآن محفوظ باشد، چه شهادت برای ما حاصل بشود که نیل بزرگی است و چه پیروز بشویم ما الحمدلله در همه جاها پیروز هستیم و احدَی الحُسنَیَین برای ماست، انشاءالله. ما امیدواریم که یک روزی با جنابعالی، با آقای سید موسی صدر، سلمهاللهتعالی، در قدس با هم نماز بخوانیم انشاءالله. ما مأیوس نیستیم، مسلمین باید با قدرت پیش بروند.» (2)
صادق قطبزاده نیز در سخنرانی امروز خود در اجلاس وزیران امور خارجه سازمان کنفرانس اسلامی گفت: «کانون منازعه اعراب و اسرائیل همانا مسئله فلسطین است. بدون حل موفقیتآمیز
مسئله فلسطین نمیتوان امید به دستیابی به صلحی پایدار در خاورمیانه داشته باشیم. موافقتنامه کمپ دیوید این صلح ملهم از امریکا ضربه دیگری علیه فلسطین و جهان اسلام است. مبارزه در راه آزادی فلسطین باید ازسوی همه امت مسلمان انجام گیرد. برای مبارزه با غاصبان صهیونیسم باید یک جبهه متحد اسلامی تشکیل گردد و تنها در این صورت است که مبارزه ما از مرزهای ملی و نقادی فراتر رفته و درخور این آرمان بزرگ خواهد شد.» (1)
یادآوری میشود روز قبل، ایران درمورد طرح پیشنهادی سوریه مبنیبر «صدور یک قطعنامه در پشتیبانی از مبارزات ملت فلسطین و محکومکردن اعمال اسرائیل» چند پیشنهاد بدین شرح ارائه کرد: «اول، باید قبل از هر چیز لیست از کشورهای دوست اسرائیل تهیه شود. دوم، سالانه ده درصد از صادرات و واردات کشورهای مسلمان عضو کنفرانس به کشورهای دوست اسرائیل کاسته شود. سوم، کشورهای عضو سرمایههای مالی و غیرمالی خود را ظرف یک سال از این کشورهای طرف معامله با اسرائیل خارج کنند. چهارم، با کشورها و اشخاص تبعه این کشورها قطع معامله کنند. پنجم، نام هر کشوری که سهبار متوالی در لیست یاران اسرائیل قرار گیرد مورد تحریم کامل کشورهای مسلمان عضو کنفرانس قرار گیرد.» (2)
همچنین وقتی در جلسه کمیته قدس نماینده سازمان آزادیبخش فلسطین ضمن تسلیم طرحی تقاضای تشکیل جلسه شورای امنیت و اتخاذ مجازات علیه رژیم صهیونیستی را کرد، صادق قطبزاده گفت: «به عقیده هیئت نمایندگی ایران، این طرح ضعیف است، ولی از آنجا که طرح ازجانب {پی.ال.او} ارائه شده، ایران از آن پشتیبانی خواهد کرد.» در طرح پیشنهادی مزبور آمده است: «درصورت عدم تمکین اسرائیل به تصمیم شورای امنیت اجلاس فوقالعاده وزیران خارجه اسلامی برای اخذ تصمیم ظرف سه ماه برگزار شود.» (3)
این درحالی است که شبهنگام صدای جمهوری اسلامی ایران در بخش اخبار خود اعلام کرد: «سخنگوی کنفرانس اسلامی در پاکستان دیروز گفت سازمان آزادیبخش فلسطین از کنفرانس اسلامی خواسته است رژیم ببرک کارمل رئیسجمهور افغانستان را به رسمیت بشناسد، سخنگوی کنفرانس اسلامی گفت: نماینده سازمان آزادیبخش فلسطین این تقاضا را در کنفرانس وزیران خارجه در اسلامآباد مطرح ساخته است. عضویت افغانستان در کنفرانس اسلامی ژانویه گذشته، درپی مداخله شوروی در افغانستان بهحال تعلیق درآمد.» (4)
از سوی دیگر، ایران میزبان شیخ محمدمهدی شمسالدین از علمای مشهور لبنان و نایبرئیس مجلس اعلای شیعیان این کشور است. وی که به دعوت رئیسجمهوری برای شرکت در گردهمایی جنبشهای آزادیبخش جهان به تهران آمده است درباره تشکیل یک جبهه ضدامپریالیستی ضدصهیونیستی از بیروت تا خراسان که ازسوی یاسر عرفات مطرح شده است گفت: ما برای این هدف تلاش میکنیم. به عقیده ما شیوه ای که تاکنون برای مقابله با صهیونیزم در فلسطین و در سراسر جهان اسلام به کار گرفته شده بیفایده بوده تشکیل این جبهه به عقیده
ما گام درستی برای مقابله با این تجاوز است. وی که در رأس هیئتی از جنبش امل به تهران آمده است، خاطرنشان کرد: «اگر رهبران مسلمان واقعگرا و منطقی باشند و از آنها جبهه بزرگی شکل بگیرد و به مقابله با منافع صهیونیزم در سراسر جهان برخیزند و امام خمینی که صفات رهبری را دارد و از شناسایی جهان اسلام به این رهبری برخوردار است در رأس این تصمیم باشد به عقیده من صهیونیزم بهویژه در فلسطین سقوط خواهد کرد.»
وی درمورد گردهمایی وزیران امور خارجه کشورهای اسلامی در پاکستان و اینکه آیا موضوع جنوب لبنان در این گردهمایی مطرح میشود، با اشاره به اینکه «من نسبت به این کنفرانسها حسننیت ندارم»، گفت: «مسئله جنوب لبنان یا ازطریق جنگ همهجانبه علیه صهیونیزم و بنا بر یک تسلیم واحد اسلامی ازسوی رهبران همه کشورهای اسلامی برای مقابله همهجانبه با صهیونیزم در فلسطین حل میشود یا ازطریق عدم تشویق اوضاعی که در پایان منجر به ازدسترفتن جنوب و تبدیل آن به گروگان جدیدی مثل سینا و جولان و کرانهغربی در دست صهیونیزم میشود.» (1)
532
باوجود اینکه در تحلیلهای غربیها گرایش ایران بهسوی شوروی از تهدیداتی تلقی میشود که باید در طراحی فشار به ایران لحاظ گردد، ایران همچنان مسئله افغانستان را بهعنوان موضوع مهمی در اتخاذ موضع دربرابر شوروی در نظر دارد.
امروز، در اجلاس اسلامآباد قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، دراینباره گفت: «افغانستان قربانی دیگر توسعهطلبی اخیر ابرقدرتها شده است، دخالت نظامی اتحاد شوروی در افغانستان نقض آشکار حقوق بینالمللی است که با بیاعتنایی کامل نسبت به حق حاکمیت و تمامیت ارضی افغانستان صورت پذیرفت. ما افغانستان را بهدلیل آنکه مسلمان است و همسایه ما و یک کشور غیرمتعهد میباشد گرامی میداریم. اتحاد شوروی منشور سازمان ملل را که خود از اعضای بنیانگذار آن بوده آشکارا نقض نموده است. ملت افغانستان در پرتو اسلام بهعنوان قانون زندگی با شجاعت و پایداری دربرابر نیروهای متجاوز مقاومت کرده است. ملت افغان تقریباً با دست خالی با حضور نظامی شوروی در سرزمین خود مخالفت میورزد، از روستایی ایالت بدخشان تا نوجوان کابل همه دربرابر جدیدترین تسلیحات روسی مقاومت میکنند بدون آنکه در تعهداتشان نسبت به این استقلال و تمامیت ارضی وطنشان تغییری حاصل شود. با درنظرگرفتن شدت جنبش مقاومت افغانستان، مسخره است معتقد باشیم که حضور شوروی طبق خواستهای ملت افغان میباشد. تلاش برای تحمیل اجباری یک نظام حکومتی به ملتی که سنتهای خود را گرامی میدارد و ارزشهای روحانی خویش را محترم میشمارد، روح سوسیالیسم را بیاعتبار میسازد. اگر روسیه واقعاً خواستار آن است که دولتی دوست در جنوب کشور خود داشته باشد
1) روزنامه بامداد، 29/2/1359، ص12.
تحقق این امر ازطریق تجاوز نخواهد بود، در این صورت انسان ممکن است حقاً بپرسد بالاخره شوروی مرز امنیت خود را تا کجا ادامه خواهد داد. از اعضای کنفرانس تقاضا میکنم که همراه ما تجاوز شوروی به افغانستان را یکسره محکوم سازند. از اتحاد شوروی میخواهیم که از ماجراجویی که تنها درجهت تضعیف ثبات جهان و منطقه است دست بردارد. باید به ملت افغان فرصت داد تا آزادانه تقدیر و سرنوشت خود را تعیین کنند.» (1)
533
امروز، یک اتفاق نادر در مرز ایران و افغانستان روی داد. گزارش واصله به فرماندهی سپاه خراسان حاکی است که «2 هلیکوپتر روسی 8 کیلومتر به خاک ایران تجاوز کردند و با راکت و کالیبر50 یکی از دهات را به رگبار بستند و یک نفر از اهالی را به نام علی محمدی به شهادت رساندند.» (2)
روابطعمومی ژاندارمری دراینباره اعلام کرد: «برابر اعلام مرزبانی ساعت 11 مورخ 30/2/1359، دو فروند هلیکوپتر در شمال پاسگاه چاهقلعه، حدود 5 کیلومتر به خاک ایران تجاوز و مبادرت به تیراندازی نمودند که درنتیجه یک نفر غیرنظامی کشته و دو موتورسیکلت به آتش کشیده شد. مجدداً هلیکوپترها بهسمت پاسگاه مرزی تیراندازی کردند که مأمورین پاسگاه متقابلاً بهسوی آنان آتش گشودند که هلیکوپترهای متجاوز ناچار به خاک خود مراجعت میکنند. مرزبان ایران دراینمورد به مرزبان مقابل اعتراض و درخواست نمودند که جهت ملاحظه آثار تجاوز محل را بازدید کنند. دراینزمینه اقدامات قانونی معمول گردید.» (3)
شبهنگام، موسوی گرمارودی مشاور مطبوعاتی رئیسجمهور، دراینباره گفت: «اولاً، از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران که بهعلت استقرار در مرزها نخستین آگاهی است که باید شاهد این حادثه باشد تا این ساعت، 8:30 بعدازظهر، هنوز گزارشی نرسیده است و اخبار موجود دراینزمینه تنها براساس گزارش شهربانی طایبات [تایباد] است. ثانیاً، باید یادآوری کرد که اصولاً اینگونه تجاوزهای غیرعمدی در همه مرزهای بحرانی قابلپیشبینی است. ثالثاً، در متن گزارش موجود یادآوری شده است که هلیکوپترها در تعقیب رزمندگان افغانی بودهاند و تا حدودی به خاک ایران تجاوز کردهاند. بنا بر این گزارش، فردی که کشته شده است افغانی بوده است نه ایرانی.» (4)
یادآوری میشود تجاوز هلیکوپترهای روسی از مرز افغانستان به ایران هرچند بهطور استثنایی و اندک، سابقه داشته است، ولی اقدام به تیراندازی مطرح نبوده است. بهطور مثال در روز 26/2/1359، ابوشریف فرمانده عملیات سپاه در تلفنگرامی به ستاد مشترک ارتش اعلام کرده بود: «طبق گزارش رسیده از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان زابل حاکی است که ساعت 10:15 روز جاری، 2 فروند هلیکوپتر که آرم ستاره سرخ بر روی بدنه آنها بود تا نزدیکیهای شهر زابل حدود 50 کیلومتر به نوار مرزی ایران تجاوز نموده است و در حوالی ده دوستمحمد با سقف پرواز 200 متر گشت زده و مجدداً از مرز خارج گردیده است.» (5)
1) روزنامه کیهان، 30/2/1359، ص2.
2) سند شماره 307620 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از واحد مخابرات به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خراسان، 12/3/1359.
3) روزنامه کیهان، 1/3/1359، ص3.
4) روزنامه انقلاب اسلامی، 31/2/1359، صص 1 و 2.
5) سند شماره 041020، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی {مرکز فرماندهی} به سماجا3 {مرکز فرماندهی}، 6/2/1359.
ضمیمه اول گزارش528: گزارشی درباره موقعیت میاندوآب و حساسیت آن امروز از دفتر نظارت و ارزشیابی سپاه گزارشی به فرماندهی تسلیم شد که ضمن آن درباره میاندوآب و بررسی اینکه چرا مرتباً این شهر مورد هجوم مسلحانه قرار میگیرد، توضیحاتی بدین شرح آمده است:
o «ازلحاظ موقعیت استراتژیک این شهر ازطرف جاده مهاباد حداکثر تا 2 کیلومتری و ازطرف جاده بوکان تا 5 کیلومتری {تا سویگلتپه} و ازطرف زرینهرود نیز تا 2 کیلومتری با دمکراتها فاصله دارد که ورودی جادههای مهاباد و بوکان توسط سپاه کنترل میشود.
o گردان توپخانه از لشکر11 مراغه مجهز به موشکهای کاتیوشا در ورودی شهر میاندوآب مستقر است که نقش پشتیبانی را ایفا میکند.
o در پنجکیلومتری جاده میاندوآب بوکان تپهای به نام سویگلتپه واقع است که ازنظر نظامی دارای اهمیت حیاتی است و جدیداً نیروهای سپاه در آنجا مستقر شدهاند که در اطراف این تپه روستاهای کردنشین که دراختیار کامل دمکراتها است قرار دارد.
o 50 نفر از افراد اعزامی از قزوین و زنجان بهطور نوبتی از تپه حفاظت میکنند و جاده میاندوآب بوکان را نیز کنترل میکنند.
o باتوجهبه حساسیت و موقعیت منطقه و احتمال حمله به سویگلتپه، نیاز به وجود سلاحهایی نظیر آر.پی.جی و خمپاره81 و کالیبر50 احساس میشود.
o منطقه حالت جنگی کامل دارد و احتمال اینکه مورد هجوم واقع شود زیاد است.
موقعیت سپاه:
o سپاه در میاندوآب بیشتر نقش هماهنگکننده نیروهای اعزامی به مناطق حساس نظیر شاهیندژ و سویگلتپه و بکتاشباروق را دارد که دراینزمینه خوب کار کرده است.
o باتوجهبه وضعیت ناهنجاری که دادگاه انقلاب و کمیته میاندوآب دارد موضعگیریهای شدیدی بین سپاه و این ارگانها ایجاد شده ضمناً کمیته یک بار توسط آقای صادق خلخالی منحل اعلام شده، ولی هنوز فعالیت دارد و وجود عناصر فاسد در این کمیته موجب بروز مسائل حادی در منطقه گشته است. ...
o بااینکه تحقیقات و اطلاعات میتوانند در کسب خبر از روستاهای مجاور که اغلب دراختیار دمکراتها است نقش فعالی را ایفا کند بهعلت نبودن پرسنل تعلیمدیده و با دید کافی هیچ فعالیتی دراینزمینه انجام نگرفته است.
o درزمینه تدارکات خود میاندوآب مشکل چندانی نیست، ولی این سپاه با تدارکات موجود قادر به تغذیه سپاه شاهیندژ که در موقعیت بسیار نامناسبی قرار دارد نیست.
o قدرت جذب پرسنل سپاه بسیار کم است بهطوریکه از 170 نفر سپاهی موجود فقط 10 نفر از خود میاندوآب میباشند و این اشکال بهواسطه کارنکردن روابطعمومی و تبلیغات سپاه بوده است و بیشتر افراد از روستاها جذب شدهاند که نتیجتاً اکثراً بیسواد هستند و تعدادی نیز دارای سنهای بالایی میباشند.
o سیستم مخابرات میاندوآب دارای اشکالات فنی است بهطوریکه مکالمات آنها ازطریق موج اف ام رادیو و تلویزیون پخش میشود. ...
o در 35 کیلومتری میاندوآب {جاده مراغه میاندوآب} بخش ملکان واقع است که سپاه میاندوآب انبار مهمات خود را در یک ساختمان متعلق به یک شرکت راهسازی دایر نموده است و بهلحاظ نزدیکی محل فوق به دمکراتها حفاظت و امنیت پاسگاه احتیاج به دقت و مراقبت بیشتری دارد.» (1)
ضمیمه دوم گزارش528: گزارشی از وضعیت ماکو درزمینه تحرکات سیاسی و جایگاه آن
در گزارش امروز دفتر نظارت و ارزشیابی سپاه به فرماندهی، درباره ماکو آمده است:
o «اکثر گروههای سیاسی بهویژه گروههای چپ در منطقه فعالیت دارند و بیشتر هوادارانشان مسن میباشند.
o بهسبب عدم کنترل نوار مرزی مواد غذایی و لوازم صنعتی توسط اکثر مردم شهر از ایران به ترکیه خارج میشود و درعوض اسلحه و مشروبات و مواد مخدر وارد میشود.
o منطقه وسیعی در شمال شهرستان ماکو (پلدشت و تمامی روستاهای بخش اغگل قرهتپه و قرهقویون و
1) سند شماره 060518 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از نظارت و ارزشیابی به فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صص 4 و 5، 30/2/1359.
شوط تا سد ارس) روستاهای کردنشینی هستند که در کنترل گروههای سیاسی درگیر در کردستان هستند.
o اخیراً در بخش پلدشت پول و سلاح زیادی توسط هلیکوپتری که از مرز وارد شده بین سران عشایر کردنشین پخش شده که مدارک آن در سپاه با کد موجود است.
o جوانان حزب سلامت ترکیه از نوار مرزی این منطقه که کاملاً بدون کنترل است جهت آموزش وارد ایران میشوند و جذب سپاه مناطق میشوند.
o بهعلت ویژگی خاص کوههای اطراف، شهر و سپاه ازنظر حفاظتی آسیبپذیر است. ...
تدارکات:
ازلحاظ تدارکات در وضعیت خوبی قرار دارند، لکن فاقد سلاحهایی نظیر خمپارهانداز و کالیبر50 میباشند. ...
تحقیقات و اطلاعات:
به سبب نداشتن تخصص و آموزش لازم، افراد دررابطهبا حساسیت منطقه ازجهت اطلاعاتی فعالیت چندانی نداشتهاند.
آموزش:
کیفیت آموزش افراد نیز ضعیف میباشد.» (1)
1) سند شماره 060583 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از نظارت و ارزشیابی به فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صص 1 و 2، 30/2/1359.
534
امروز، مهمترین مسئله مربوط به روابط ایران و امریکا، بازتاب تصمیم انگلستان در امر تحریم ایران در سطح رسانههای جهان است. نظر به اینکه انگلستان جدیترین متحد امریکا در اروپا و دولت محافظهکار تاچر نیز از این نظر مطمئنترین دولتهای کنونی است، برخورد مماشاتآمیز این دولت با مسئله تحریم ایران که برخلاف تصمیم اولیه دولت تاچر صورت گرفت، بازتاب وسیعی داشته است.
در انگلستان، مطبوعات این اقدام را بهشدت تأیید کردند. روزنامههای دیلی تلگراف، تایمز، گاردین و دیلی میرور، هرکدام بهنحوی از موضعی تأییدآمیز به بررسی این مسئله پرداختند. (1)
در خارج از انگلستان، رادیو اسرائیل اعلام کرد: «مقامات واشنگتن از تصمیم بریتانیا که مجازاتهای اقتصادی را علیه ایران از تاریخ ماه نوامبر گذشته، اجرا نخواهد کرد بسیار خشمگین شدهاند.» این رادیو افزود: «پس از اینکه بریتانیا تصمیم گرفت قراردادهای اقتصادی امضاشده با ایران را لغو نسازد، ژاپن نیز تصمیم گرفت مجازاتهای اقتصادی را علیه ایران باطل گذارد.» (2)
روزنامه پراودا {ارگان دولت شوروی} نیز در شماره امروز خود نوشت: محدودبودن اقداماتی که ازسوی 9 کشور اعلام شده است، نشاندهنده تفاوتهای شدید بین روشهای ایالات متحده و متحدان اروپای غربیاش در قبال مسئله ایران میباشد.
واشنگتن با قطع روابط تجاری و اقتصادی خود با تهران آشکارا تلاش میکند که ایران را به زانو درآورد درحالیکه کشورهای بازار مشترک، روابط اقتصادی بسیار گسترده خود با ایران را حفظ میکنند و در مقابل به ویژه نفت دریافت میکنند که سخت به آن احتیاج دارند. (3)
از سوی دیگر، دکتر غلامعلی افروز کاردار ایران در لندن، بدون اعتنا به اینگونه مماشات انگلیس، با اصل موضوع تحریم برخورد کرد. وی در مصاحبهای در پاسخ به این سؤال که تحریم اقتصادی انگلیس چه تأثیری در ایران خواهد داشت گفت: اولاً، این کار دولت انگلیس برای تنبیه ایران نیست، بلکه به دلیل رضایتمندی امریکای جهانخوار
صورت میگیرد، دولت انگلیس اگر واقعاً کشوری مستقل و آزادیخواه
است و نمیخواهد شریک جرم امریکا باشد بهجای تشکیل اجلاسی از سران و وزرای امور خارجه کشورهای عضو بازار مشترک برای بحث درباره چگونگی اعمال فشار اقتصادی علیه ایران، بهتر است در جلسات و مذاکرات خود جهت بازگرداندن شاه مخلوع بهعنوان یک جنایتکار اقدام کند. (1)
اما دکتر بهشتی رئیس دیوانعالی کشور و عضو شورای انقلاب نیز درباره تحریم اقتصادی بازار مشترک اروپا علیه ایران و اینکه آیا انعطاف بازار مشترک ناشیاز حسننیت آنها بوده یا چیز دیگر، گفت: «خواستهاند تا حداقل نشان بدهند که صددرصد هم نوکر امریکا نیستند، 50 درصد نوکر هستند.» (2)
535
با فرارسیدن دویستمین روز ماجرای تسخیر لانه جاسوسی امریکا، هنوز این قضیه تازه مانده و در مباحث حول آن دیدگاههای مختلفی ابراز میشود. در ادامه دیدگاه دو صاحبنظر داخلی و خارجی دراینباره آمده است:
دکتر منصور فرهنگ که درحالحاضر سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل است و چند روزی است که برای شرکت در گردهمایی بینالمللی رسیدگی به تجاوز نظامی امریکا، در تهران به سر میبرد، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی کیهان، درباره اصل عمل گروگانگرفتن امریکاییان در ایران گفت: «مسئله گروگانها از دیدگاه قانونی و معنوی قابلدفاع نیست، اما بهعنوان یک واقعیت سیاسی که از خشم حقانی مردم سرچشمه میگیرد کاملاً قابلفهم است. یعنی امریکایی که سالها ما را استثمار کرده باید درک کند که این خشم مردم است که سبب میشود تا دست به چنین عملی بزنند. هرچند که این عمل ازنظر قانونی قابلدفاع نباشد، اما عکسالعمل طبیعی ملتی است نسبت به ظلم، اما ببینیم چگونه میتوانیم مسئله را که بههرحال پیش آمده در چارچوب هدفهای معنوی و سیاسی و اقتصادی خود حل کنیم. نظری که دکتر یزدی دراینمورد داده و بارها نیز تکرار کرده است نظر درستی است و ما باید امریکا را محاکمه کنیم نه گروگانها را. چون گروگانها نماینده امریکا نیستند و بجز درمورد چهار یا پنج نفر آنها که اسنادی در دست است، بقیه کارمندان دونپایه و عدهای مأمورین حفاظتی میباشند که از طبقات محروم امریکا هستند. بنابراین ما نمیتوانیم آنها را بهعنوان افراد نمایندگان امپریالیسم بدانیم.»
فرهنگ در پاسخ به این سؤال که آیا دولت ایران تاکنون شکایتی درمورد حمله نظامی امریکا به ایران که مغایر با تمام قوانین بینالمللی است، تسلیم سازمان ملل کرده است یا خیر، گفت: از آنجا که دررابطهبا مسئله گروگانها مشروعیت شورای امنیت را رد کرده بودیم، شکایت به شورای امنیت درخصوص تجاوز نظامی امریکا به ایران باید با تغییر موضع ایران درباره مسئله گروگانها توأم باشد، از آنجا که دولت ایران چنین تغییر موضعی را مصلحت ندید، لذا ما فقط به ارسال نامه اعتراض به دبیرکل سازمان ملل اکتفا کردیم که وی نیز جواب نامه اعتراض ما را داد. البته این مکاتبه با شکایت رسمی تفاوت فاحش دارد.
وی همچنین درمورد مسئله شرکت اروپا در تحریم خاطرنشان کرد: «امریکا دشمن انقلاب ما است و دلیل دشمنی امریکا هم روشن است. ما در اینجا با استفاده از ایدئولوژی اسلامی و ارزشهای ملی و بومی خودمان زمینه امیدوارکننده ای برای رشد سیاسی و اقتصادی یافتهایم.
البته هنوز در آغاز راهیم و مسلماً مشکلاتی در پیش داریم، ولی باید توجه داشت که ما اولین کشور خاورمیانه هستیم که به معنی واقعی کلمه انقلاب کردهایم و میخواهیم مملکتی داشته باشیم که آزادانه تصمیمات سیاسی و اقتصادی بگیرد و امکان بهوجودآمدن یک جامعه برخوردار از آزادی و عدالت را میسر سازد. این تبلیغات اسلامی نیست که امپریالیسم را به وحشت انداخته، پاکستان و عربستان هم تبلیغات اسلامی میکنند. بلکه این مردمیبودن و ضدامپریالیستبودن انقلاب اسلامی ما است که امریکا را میترساند. یعنی ما میخواهیم تصمیمات خود را بر مبنای منافع خودمان بگیریم و امریکا نمیخواهد چنین بدعتی گذاشته شود و از هیچ تزویر و دسیسهای برای شکستدادن کوشش فخرآور ما فروگذار نیست. امریکا از راههای مختلف برای تضعیف انقلاب اسلامی ایران استفاده کرده است منتها گروگانگیری بهانه فریبندهای به دست دستگاههای تبلیغاتی امپریالیسم داده که افکارعمومی مردم امریکا و حتی اروپا را علیه ما بسیج کنند.... اروپاییها در این تحریم نمیخواهند شرکت کنند، چون برخلاف منافع آنهاست... اما از آنجا که مسئله گروگانها برای مردم اروپا چه ازنظر قانونی و چه ازنظر انسانی غیرقابلقبول است، لذا امریکا توانسته است که با تبلیغات وسیع و حسابگرانه افکارعمومی اروپا را علیه ایران تجهیز کند.... بدین دلیل است که کشورهای اروپایی علیرغم منافع خودشان تا حدی ناچار به انجام این کار شدهاند.» (1)
از سوی دیگر، امروز در فیگارو {چاپ فرانسه} از آنی کرگل با نگاهی متمایل به چپ تحلیلی درج شد که تا حدودی با آنچه در خبر پیش آمده متفاوت است، این تحلیل بدین شرح است: «همچنانکه از ابتدای امر حدس زده میشد،گروگانگیری این امکان را میدهد که مسیر انقلاب ایران را که از 18 ماه پیش ترسیم شده است درجهت صحیح خود هدایت کرد. این مسیر با دو روش به جهت صحیح خود هدایت میشود. از یک طرف لیبرالهای طرفدار بازرگان حذف میشوند و بدین ترتیب وحدت لیبرالها با مذهبیون که مشخصه مرحله اول انقلاب بود، جای خود را به وحدت مارکسیستها با مذهبیون که مشخصه مرحله نوین انقلاب است، میدهد. از طرف دیگر، حادثه گروگانگیری ترتیب و اولویت ارزشهای بنیادی را که جنبش انقلابی به ارمغان آورده بود دگرگون میکند، بدین معنا که شعار مذهبی "اللهاکبر" تحتالشعاع شعار استراتژی "مرگ بر امپریالیسم امریکا" قرار میگیرد.... کسانی که عمل گروگانگیری را طرحریزی کرده بودند بدون شک خود پیشبینی نکرده بودند که این عمل
ممکن است وسیلهای چنین مؤثر از کار درآید. آنها بهزعم خود این شایستگی را داشتند که قدرت و کارایی این عمل را درک کرده و درحالیکه با علاقه مفرط به ادامه آن مبادرت میکردند نتایجی را از آن به دست آورند.... عمل گروگانگیری لیبرالهای ایرانی را در داخل و امریکا را در خارج مهار کرد. امریکا دم به تلهای داد که تمام متخصصین شانتاژ
1) روزنامه کیهان، 31/2/1359، ص11.
آن را آرزو میکردند. امریکا نتوانست این راز را مخفی نگه دارد که آزادی اتباعش از همه چیز مهمتر است. این ادعا با خصلت اینگونه اعمال مطابقت دارد، ولی به امریکا کمک چندانی نکرد که آبرومندانه از این دام خلاص شود. باتوجهبه این امر که همین امریکا طبق سنت دیگری هرگز حاضر نخواهد شد تاوان این گروگانگیری را {تحویلدادن شاه} بپردازد.» (1)
535
تحرکات امروز عراق بجز یک مورد تقویت پاسگاهی عمدتاً به تلاش عوامل داخلی آن در غرب کشور مربوط است.
مشاهدات مأموران هنگ ژاندارمری ایلام حاکیاز استقرار 2 دستگاه جیپ و یک دستگاه خودروی گاز در مقابل پاسگاه چیلات ایران و تعداد 7 دستگاه نفربر زرهی، یک دستگاه بلدوزر زردرنگ با دستگاههای سنگشکن، 4 دستگاه چادر نظامی و 2 دستگاه توپ در پاسگاه چیلات عراق میباشد. (2)
انفجار یک لوله نفت در بین راه نفتشهر و قصرشیرین(3)ازجمله اقدامات امروز عوامل عراق است. ابتدا در ساعت 20، در پنج کیلومتری پاسگاه چغاحمام {گروهان خانلیلی}، صدای انفجاری به گوش رسید که بنابر اعلام ژاندارمری، «اقدامات احتیاطی به گروهان ژاندارمری خانلیلی ابلاغ و به مسئولین شرکت نفت جهت اطفاءحریق اعلام گردید.» (4)سپس در ساعت 23، مطابق گزارش شهربانی نفتشهر «خطوط لوله نفتشهر به پاطاق در 25 کیلومتری حوالی پاسگاه ژاندارمری چغاحمام بهوسیله عناصر مخرب منفجر و باعث آتشسوزی و قطع ارسال نفت به پاطاق گردید.» (5)
تهاجم دیگر در محدوده گروهان ژاندارمری موسیان و پاسگاه چیلات صورت گرفت. در ساعت 00:30 دقیقه تا ساعت 3:30 بامداد امروز، یک یونیت نفتی هدف حمله قرار گرفت. در این هجوم کمپ کارگران شرکت نفت آسیب دید. گزارشهای ژاندارمری از مقاومت پرسنل ژاندارمری با کمک افرادی از عشایر اطراف حکایت میکند. (6)
نکته قابلتوجه تلفنگرام استانداری ایلام به معینفر وزیر نفت و میرسلیم معاون سیاسی اجتماعی وزارت کشور، دراینزمینه و اظهار گلایه مندرج در آن است. در این تلفنگرام پس از تکرار گزارش ژاندارمری اضافه شده است: «بااینکه پرسنل پاسگاه مذکور [چیلات] برای سرکوبی مهاجمین تا آخرین تیر فشنگ خود را خالی مینمایند و با عشیره زیاد فداکاری و ازخودگذشتگی قابلتقدیری نشان میدهند، در عوض با سردی و بیتفاوتی مسئولین و کارمندان شرکت نفت روبهرو میشوند بهطوریکه حتی از دادن آب آشامیدنی به آنها خودداری نمودهاند. با عرض مراتب فوق و اینکه پرسنل گروهان موسیان همواره بایستی بهمحض کوچکترین حادثه در اسرع وقت به کمک مسئولین شرکت نفت بشتابند لازم است که بیشتر به وضع رفاهی آنها چه ازلحاظ غذا و وسایل رفاهی توجه شود. متمنی است مقرر فرمایند یک دستگاه بیسیم و بیسیمچی و همچنین یک دستگاه خودرو آماده و نیز 2 دستگاه کابینت کولردار موجود شرکت
1) اداره کل مطبوعات و رسانههای خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نشریه بررسی روزانه مطبوعات جهان، 11/3/1359، صص 22 و 23، فیگارو {چاپ پاریس}، 21 مه 1980 {31/2/1359}.
2) سند شماره 034021 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از استانداری ایلام به معاونت امور سیاسی وزارت کشور، 3/3/1359.
3) سند شماره 063555 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه نفتشهر و قصرشیرین به ستاد عملیاتی غرب، 1/3/1359.
4) سند شماره 063560 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا2 {مرکز فرماندهی} به نیروی زمینی {معاونت عملیات و اطلاعات}، 1/3/1359.
5) سند شماره 063548 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 1/3/1359.
6) سند شماره 283734 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مرزبانی دهلران به تهران {ستاد مشترک رکن2}، 31/2/1359؛ و سند شماره 283732 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مرزبانی دهلران به تهران {ستاد مشترک رکن2}، 31/2/1359.
نفت باتوجهبه گرمای طاقتفرسای موسیان بهمنظور استراحت نگهبانانی که بایستی در شب بیدار باشند و به گشت بپردازند در مرکز گروهان ژاندارمری موسیان مستقر نمایند تا پرسنل ژاندارمری با دلگرمی بیشتری به حفاظت از تأسیسات نفتی اقدام نمایند. ضمناً به پرسنل شرکت نفت توجه داده شود تا در چنین مواقعی با آغوش باز از هموطنان و محافظین خود استقبال نمایند.» (1)
537
در سنندج، اوضاع عمومی با سرعتی نهچندان چشمگیر، بهسمت عادیشدن پیش میرود. علت کندی، وجود مقاومتها و اقدامات ایذایی پراکنده بهخصوص در جاده اصلی کرمانشاه به سنندج است.
امروز، دربرابر استانداری بمبی منفجر شد که به گزارش خبرنگار انقلاب اسلامی براثر آن «یک کارگر کشته و 2 تن زخمی شدند.» (2)به گزارش خبرنگار همین روزنامه: «اکثر مغازهها بهویژه نانواییها و قصابیها باز و مردم طبق معمول در رفتوآمد هستند. هیچ فرد مسلحی در شهر دیده نمیشود. نیروهای ارتش ارتفاعات اطراف شهر را در تصرف خود دارند و افراد سپاه پاسداران و پیشمرگان مسلمان کرد مشغول توزیع مواد غذایی و دارویی بین اهالی شهر هستند. اکثر ادارات دولتی که توسط مهاجمین به آتش کشیده شده است پاکسازی میشود. پیشمرگان مسلمان کرد همچنان پاکسازی را ادامه میدهند. تعداد متهمین و دستگیرشدگان در زندان پادگان افزایش یافته است و احتیاج شدید به قاضی شرع میباشد تا برای محاکمه متهمین دادگاه تشکیل شود. آموزشوپرورش سنندج که خود یکی از کانونهای فساد و ضدانقلاب در سنندج بوده است، کاملاً تعطیل است.» (3)
دراینحال، یک گروه پزشکی داوطلب از بیمارستان حجتیه اصفهان برای انجام خدمات درمانی و پزشکی وارد سنندج شد و کار خود را آغاز کرد. این گروه پزشکی شامل 2 جراح، یک طبیب، یک ماما، 2 تکنسین بیهوشی، 3 تکنسین اورژانس و یک بهیار است. کار توزیع مواد غذایی بین مردم شهر سنندج نیز با همت جمعیت شیروخورشید ادامه دارد و مرکز درمانی و بهداشتی جمعیت با کوشش گروههای اعزامی کار خود را آغاز کرده است. (4)
درخواست امروز واحد تدارکات سپاه مستقر در سنندج، گوشهای دیگر از نیازهای کنونی شهر را نشان می دهد، متن درخواست چنین است: «جوراب،حوله، کمربند، بند پوتین، فانسقه، حمایل، خودکار آبی، ماژیک قرمز ریز و درشت، مهر برای کتابخانه اسلام سنندج استان کردستان ارسال دارید.» (5)
علاوهبراین، از مصاحبه معاون عملیات سپاه مستقر در سنندج که در شماره امروز روزنامه جمهوری اسلامی درج شد، میتوان جنبههایی از اوضاع کنونی شهر را دریافت. وی به سؤالات متعدد روزنامه، مفصل پاسخ داده و گفته است: «ما جهت پاکسازی شهر با اجازهگرفتن از صاحبخانه، خانهها را میگردیم البته روزهای اول به ترتیب خانهبهخانه میگشتیم، ولی درحالحاضر چنانچه گزارشی نسبت به کسی یا خانهای به ما برسد باتوجهبه جوانب مسئله و شناسایی قبلی آنطوری عمل میکنیم که اشکالی پیش نیاید و تا حالا این عمل عکسالعمل منفی در بین مردم نداشته [است]. ...
1) سند شماره 034015 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از استاندار ایلام به وزیر نفت، 1/3/1359.
2) روزنامه انقلاب اسلامی، 1/3/1359، ص12.
3) روزنامه انقلاب اسلامی، 31/2/1359، ص12.
4) روزنامه کیهان، 31/2/1359، ص12.
5) سند شماره 041974 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سنندج {تدارکات} به تهران {تدارکات}، 31/2/1359.
درحالحاضر حدود 200 نفر از بچههای جهاد هستند که تاکنون یکی دو تا از بیمارستانهایی که بلااستفاده بود را جهت مورد استفاده قرارگرفتن، آماده کردهاند همچنین مخابرات و رادیو تلویزیون را دراختیار و به راه انداختهاند. ... قریب 300 الی 400 جسد مسلمانان در اطراف سیلوی سنندج هست که میکشتند و به آنجا میبردند. ... از طرفی دیگر همین سه روز پیش بهعلت عدم تسلط کامل سپاه و ارتش توسط عناصر مزدور سه برادر را که فامیلشان نمکی است، بهجرم مسلمانبودن اعدام کردند و الآن هم گاهی اوقات از ارتفاعات شهر یا بعضی از منازل خمپاره شلیک میکنند. ... خیلی از جوانها از شهر خارج شدهاند و احتمالاً الآن در ارتفاعات هستند، ولی از کسانی که در شهر ماندهاند اکثرشان با ما موافقاند،اما بهعلت همان جو رعب و وحشتی که قبلاً اشاره کردم باعث شده که مردم تماسشان با ما کم شود، ولی بههرحال ما اطلاعات لازم را در محلهای خلوتتر، از مردم کسب میکنیم.... دو جسد از هواداران مجاهدین در اینجا هست که مدارک نشان میدهد از تهران آمده بودند، البته این مطلب را ما از محل زندگیشان و مدارکی که از جیب آنان به دست آوردهایم نشان یافتیم همچنین در نیمی از محلهایی را که ما جهت پاکسازی میگردیم کتابهای مجاهدین وجود دارد.... آقای موسوی جهت فراهمنمودن زمینه برای شروع محاکمه دستگیرشدگان درگیریها[ی] اخیر به سنندج آمد و هماکنون در قسمت تحقیقات سپاه مشغول بررسی این مسئله میباشد. ...
براساس تهدیدات عناصر ضدانقلاب مبنیبر اینکه هرکس مغازهاش را باز کند آن را منفجر میکنیم ما هم جهت خنثیکردن این مطلب چنین اطلاعیهای صادر کردیم.(1)... عدهای از صاحبان مغازه بهعلت شکستهشدن شیشههای مغازهشان و همچنین خارجشدن از شهر در طی درگیری و عدم بازگشت آنان تاکنون به سنندج مغازه آنها بسته است، ولی کسانی که خود در شهر هستند تا حالا مغازههای خود را گشودهاند و میتوان گفت اکثر مغازهها باز است. ... کارهایی که ما فعلاً درحال انجامش هستیم بهراهانداختن ادارههای دولتی و تصفیه عناصر فاسد، دستگیری عناصر و مسببین درگیریهای اخیر و بهطورکلی کوشش و تلاش جهت بازگرداندن حالت عادی و عمومی شهر و همچنین پاکسازی راههای ورودی شهر خصوصاً جاده کرمانشاه به سنندج هستیم.» (2)
538
حل مسئله ناامنی ناشیاز تحرکات ایذایی و مسلحانه در جادههای منتهی به سنندج، بهخصوص در جاده اصلی کرمانشاه به سنندج که از مراکز مستعدی چون دیواندره و کامیاران میگذرد، از مهمترین عوامل عادیشدن وضعیت سنندج محسوب میشود.
در ادامه دستورالعملهای قبلی مبنیبر پاکسازی این مسیر که قرار است از 2/3/1359، آغاز گردد،(3)امروز از مرکز فرماندهی عملیات سپاه در تهران این پیام به ستاد عملیات غرب ارسال
شد: «طبق قرار قبلی در کمیسیون وزرای امنیتی بهمنظور پاکسازی محور کرمانشاه – سنندج، 300 نفر پاسدار و 150 نفر ژاندارم لازم بود زیر [نظر] فرماندهی لشکر81 زرهی قرار گیرند از آنجا که ژاندارمری حاضر به تأمین فوق نشد و سپاه هماکنون هیچگونه اقدامی دراینباره نکرده است، لذا درخواست شده است {ازطریق سماجا} که سپاه علاوهبر 300 نفر، 120 نفر هم اضافه تأمین کند تا هرچه زودتر جاده کامیاران سنندج پاکسازی گردد.
مسئول ستاد کلاهدوز» (1)
دراینحال، مشکلات عدیدهای ازجمله مسئله نیروی داوطلبِ جایگزین، بروز مییابد که باتوجهبه اینکه بخش عمدهای از توان کنونی در حل مسائل، متکی به نیروهای داوطلب است موضوعی واجد اهمیت تلقی میشود. در پیام امروز فرمانده سپاه کامیاران به سپاه کرمانشاه آمده است: «احتیاج به نیرو داریم. سریعاً اقدام شود، 30 نفر از یزد و سمنان در کامیاران بودند که بدون اجازه رفتهاند.»(2)(3)
امروز همچنین این پیام در ساعت 13:00 از دیواندره به کرمانشاه ارسال شد: «احتیاج شدید به نیرو داریم، سریعاً اعزام کنید.» (4)پیام امروز سپاه زنجان به تهران نیز مؤید وجود مشکل کمبود نیرو در دیواندره است. متن پیام چنین است: «تعداد 32 نفر از برادران زنجانی فقط در دیواندره مستقر هستند و وقت مأموریت آنها نیز تمام شده و پاکسازی منطقه نیز بهعلت نبودن افراد انجام نشده، ضمناً سپاه با ارتش و افسران مؤمن با اجازه فرمانده تیپ هماهنگی کرده که درصورت بودن نیروی کافی سپاه به پاکسازی بپردازند و سپاه ازلحاظ نگهبانی و هم ازنظر تدارکاتی خیلی در مضیقه هستند. سپاه بیجار تدارک نمیکند {ازلحاظ غذا و وسایل نقلیه}.» (5)
از سوی دیگر، سپاه کرمانشاه که مرکزی برای توزیع نیازهای ذکرشده از کامیاران و دیواندره است امروز، در تلفنگرامی به تهران اعلام کرد: «اینجا درحدود 7 روز است که نه مهمات داریم و نه تدارکات، برادران خانی و حاج طهماسبی را فرستادهایم و هیچ اقدامی نشده است اگر چنین باشد ما نمیتوانیم کار کنیم.» (6)
یادآوری میشود گردنه صلواتآباد بهعنوان گلوگاه دیگری در جاده همدان به سنندج مطرح بوده است که قبلاً مورد پاکسازی قرار گرفته و امروز گزارش آن در روزنامه جمهوری اسلامی درج شد که حاوی اطلاعاتی از این پاکسازی است. به گزارش خبرنگار این روزنامه از همدان، نیروهای سپاه قروه موفق به پاکسازی دو منطقه و تصرف گردنه صلواتآباد در محور قروه سنندج شدند. در این عملیات یک دستگاه کامیون کابیندار مجهز به دستگاههای پیچیده که دراختیار سازمان چریکهای فدایی خلق بوده است از ضدانقلابیون به دست آمد. دستگاههای مدرن مخابراتی مذکور قادر به تماس با کشورهای خارجی و قابلحملونقل میباشند. منطقه گنجی و دهگلان و پس از آن گردنه صلواتآباد در محور قروه سنندج پاکسازی گردید و تعداد زیادی سلاح و مهمات و خودرو به دست پاسداران افتاد. (7)
1) سند شماره 041981 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مرکز فرماندهی {عملیات} به ستاد عملیات غرب، 31/2/1359.
2) * در هامش نسخهای از این پیام که برای مرکز فرماندهی سپاه ارسال گردیده، نوشته شده است: «از فرمانده سپاه یزد و سمنان توضیح خواسته شود و ضمناً جایگزین آنان اعزام گردد. امضا»
3) سند شماره 041967 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از کامیاران به کرمانشاه، 31/2/1359.
4) سند شماره 041965 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از دیواندره به کرمانشاه، 31/2/1359.
5) سند شماره 041979 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از زنجان به تهران {عملیات}، 31/2/1359.
6) سند شماره 041968 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از کرمانشاه به تهران، 31/2/1359.
7) روزنامه جمهوری اسلامی، 31/2/1359، ص2.
539
خبرهای مندرج در مطبوعات حاکیاز موفقیت چشمگیر مربوط به تحرک جدیدی در حل مسئله بانه است، اما در صحنه عمل، باوجود اقدامات جدید، وضع بحرانی گذشته ادامه دارد.
روزنامه کیهان در شماره امروز خود، در تیتر صفحه اول نوشت: "محاصره پادگان بانه شکست" در متن این خبر آمده است: «گزارشهای رسیده از بانه حاکی است که در اطراف پادگان این شهر درگیری همچنان ادامه دارد. در همین حال، یک مقام مطلع در ستاد مشترک ارتش در تهران در گفتوگویی اعلام کرد که روز گذشته، ستاد مشترک بهمنظور تقویت پادگان بانه به آن منطقه نیرو اعزام داشته است.» در ادامه این گزارش بعد از اشاره به اخبار دیگر مناطق کردستان آمده است: «صبح امروز، یک مقام موثق در ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران در گفتوگویی با کیهان اعلام کرد که بهدنبال اعزام نیروهای کمکی به پادگان بانه این پادگان از محاصره درآمد. این مقام افزود که عملیات شکست محاصره بهوسیله هلیکوپترهای اعزامی انجام شد که مواضع دشمن در اطراف پادگان را در هم کوبیدند. در این عملیات تعدادی از نیروهای ضدانقلابیون دستگیر و بعضی از آنها فرار کردند و اکنون این پادگان تقویت شده است.» (1)
در عرصه عمل، ساعت 15:30، ستاد مشترک ارتش به ژاندارمری خبر داد: «تعدادی از افراد حزب دمکرات کردستان مسلح به سلاحهای کلاشینکف و آر.پی.جی7 و اسلحه ضدهوایی ازطریق کوهستان بهطرف بانه حرکت نمودهاند.» (2)قبلاً هم خبرهای رسیده تا ساعت 7 صبح، حاکیاز این بود که «تعداد زیادی از مهاجمین بهسمت بانه حرکت و در قهوهخانه کوئیج در 2 کیلومتری بانه تجمع و قصد دارند هنگام تاریکی تقسیمبندی شده و حرکت نمایند.» (3)
همچنین گزارشی که ژاندارمری در ساعت 19:25، به دفتر ریاستجمهوری ارسال کرد، حاکی است: «1. تعداد 35 نفر افسر و درجهدار نیروی مخفی [مخصوص] که تعداد 20 نفر در کوه اربابا و 15 نفر در پادگان بانه پیاده شده بودند تاکنون از سرنوشت 20 نفر اطلاعی در دست نیست و برای اشغال مواضع داخلی و سرکوبی مهاجمین مستقر در اطراف بانه به انگیزه قطع ارتباط مشخص نگردیده است.(4)2. اغلب ارتفاعات بانه همچنان در اشغال ضدانقلابیون بوده و تیپ ژاندارمری بانه باوجود مشکلات زیاد از موجودیت خود نهایت تلاش و دفاع را مینمایند.» (5)
در گزارش بعدی اوضاع بعدازظهر تا شب، چنین ذکر شده است: «1. ... مهاجمین با سلاحهای سبک و خمپاره120 و تفنگ106 و آر.پی.جی7 پادگان و گروهان ژاندارمری بانه [را] زیر آتش گرفتند که پرسنل خودی با پشتیبانی هلیکوپترهای کبری به آتش ضدانقلابیون پاسخ و 2 نفر از پرسنل تیپ مجروح گردیدند. 2. ضدانقلابیون با نصب بلندگو در شهر و در نزدیکی پادگان اعلام میکردند
اگر ارتش کوه اربابا را از ما گرفت شهر دراختیار ماست. 3. تاکنون وضع کوه اربابا و
1) روزنامه کیهان، 31/2/1359، ص12.
2) سند شماره 041985 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به ژاجا، 31/2/1359.
3) سند شماره 113284 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی معاونت عملیات و اطلاعات نزاجا، شماره 37، از 30/2/1359 تا 31/2/1359، ص2.
4) * بههمریختگی عبارت از سند است. منظور این است که پیادهشدن نیروها برای سرکوبی مهاجمان بوده و بیاطلاعی از وضع آنها، بهدلیل قطع ارتباط است.
5) سند شماره 042494 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 31/2/1359.
پرسنل پیادهشده روی کوه به انگیزه [بهدلیل] قطع تماس روشن نگردیده است.» (1)
در ساعت 22:40، مرکز فرماندهی سپاه به ستاد مشترک تلفنگرامی بدین شرح زد: «طبق خبر واصله از بانه {ازطریق سپاه مراغه} وضعیت پادگان بانه بسیار خطرناک است و طبق اظهار برادر رسولی مسئول پادگان بانه 50 درصد نیروها شهید و بقیه نیز روحیه آنها ضعیف شده، اگر کمک نرسد پادگان سقوط خواهد کرد. خواهشمند است هرچه زودتر اقدامات لازم به عمل آید.» (2)
در ادامه، دقایقی بعد از نیمهشب تلگراف سیار فرمانده گروهان ژاندارمری بانه خبر داد: «هماکنون هواپیما[ها]ی فانتوم روی پادگان ظاهر شدهاند تکتیراندازی ادامه دارد، ولی در مدت یک ساعت گذشته، در زیر آتش شدید سلاحهای سنگین مهاجمین قرار داشتهایم که به آتش آنان پاسخ داده شده، ولی احتمال خطر ظرف امشب، وجود دارد. جسدهای موجود تاکنون تخلیه نشده... و اثر نامطلوبی در روحیه پرسنل به جا گذارده است. مقرر فرمایید درمورد شکستن حلقه محاصره و تخلیه اجساد اوامر مقتضی صادر، نتیجه را ابلاغ دارند.» (3)
540
سقز و مهاباد ازجمله شهرهایی هستند که در حاکمیت گروههای مسلح غیرقانونی قرار دارند و درعینحال نیروهای مسلح نظام نیز در آنجا حضور دارند. امروز، علائمی از تدارک احتمالی نظام برای پاکسازی سقز و تحرکات دیگری مربوط به مهاباد مشاهده شد.
در ساعت 15:25، ستاد مشترک ارتش در پیامی به مرکز فرماندهی سپاه اعلام کرد: «چون بهزودی بایستی سقز پاکسازی شود دستور فرمایید بهطور موقت 100 نفر پاسدار [به] پادگان سقز اعزام دارند که با همکاری و هماهنگی پادگان نسبت به پاکسازی شهر اقدام نمایند.» (4)
پیام مذکور بهاضافه این دستورالعمل برای نیروی زمینی ارتش جهت آگاهی ارسال شده است: «جهت آگاهی و پیروی موضوع فوق ضمناً چون شناسایی مستلزم عملیات زمینی بلافاصله میباشد علیهذا دستور فرمایید از لشکر برنامه زمانی اجرای پاکسازی تنظیم و بهموقع درخواست شناسایی هوایی نماید.» (5)
ساعتی بعد، کلاهدوز رئیس ستاد سپاه، به سپاه کرمانشاه پیام داد: «طبق اطلاع رسیده شهر سقز تقریباً خالی شده، پیشمرگها فراری و تصرف شهر آسان میباشد. با ستاد سنندج بایستی هماهنگی به وجود آید تا اقدام شود.» (6)یادآوری میشود روز قبل سپاه میاندوآب در پیامی به کلاهدوز اطلاع داده بود که «نیرو اعزام کنید. وضع سقز مساعد، شهر تقریباً خالی شده، پیشمرگان فراری و تصرف شهر آسان میباشد، سریعاً اقدام شود.» (7)
درباره مهاباد، امروز اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سپاه به واحد اطلاعات سپاه تبریز اعلام کرد: «طبق اطلاع واصله قرار است ضدانقلاب در کردستان ازطریق تبریز به مهاباد و ارومیه به مهاباد تدارک و پشتیبانی شوند. بدینوسیله مقرر میشود که کلیه اتومبیلهای حامل دارو بازرسی
1) سند شماره 063564 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاجا {رکن3 عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 1/3/1359.
2) سند شماره 041964 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سپاه {مرکز فرماندهی} به سماجا2 {مرکز فرماندهی}، 31/2/1359.
3) سند شماره 063565 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {رکن3 دایره عملیات} به دفتر ریاستجمهوری، 1/3/1359.
4) سند شماره 041342 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: تلفنگرام از سماجا3 {مرکز فرماندهی} به سپاه پاسداران، 31/2/1359.
5) همان.
6) سند شماره 041982 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از مرکز فرماندهی عملیات به سپاه کرمانشاه، 31/2/1359.
7) سند شماره 041956 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از میاندوآب {تبریز} به سپاه مرکز {عملیات}، 30/2/1359.
درصورتیکه متعلق به سازمانهای دولتی نبوده آنها را ضبط و به بهداری سپاه تحویل تا ترتیب انتقال آنها به منطقه داده شود.» (1)
امروز همچنین در ساعت 18:00، حزب دمکرات اجتماع بزرگی در مهاباد برگزار کرد. گزارش شهربانی مهاباد از این قرار است: «ازطرف حزب دمکرات میتینگی در میدان شهیدان مهاباد برگزار گردید. در این میتینگ که عده کثیری از اهالی شهر و سایر مناطق کردستان شرکت داشتند دکتر قاسملو سخنرانی کرد، نامبرده در این سخنرانی اشاره به وقایع شش ماه اخیر کردستان کرد و درمورد طرح 26 ماده[ای] هیئت نمایندگی خلق کرد و طرح ششمادهای حزب دمکرات و نیز درگیری اخیر کردستان بیاناتی ایراد و سپس جنگ در داخل شهرها [را] محکوم و چنین ادعا کرد بااینکه دولت راه مذاکره را بسته است ما همیشه برای مذاکره حاضریم چون معتقد به جنگ و برادرکشی نیستیم و از فرمایشات رئیسجمهور که فرمودند مردم کرد سلاحها را مخفی کنند و ببینند حق آنها را خواهیم داد یا خیر(2)استقبال و آن را منطقی تلقی نموده و آمادگی حزب دمکرات را برای مناظره تلویزیونی اعلام میکنیم.»(3)(4)
شبهنگام، اتفاقی نادر در این شهر روی داد که علت و هدف آن روشن نگردید. ماجرا اینگونه بود که سینما امید یکی از دو سینمای مهاباد، دچار حریق شد و باوجود فعالیت سه ماشین آتشنشانی، پنج ساعت، در آتش سوخت. به گزارش خبرنگار کیهان: «حریق که از ساعت 10 شب چهارشنبه، آغاز شده بود تا ساعت 3 بامداد، ادامه داشت. علت حریق و میزان خسارات وارده هنوز معلوم نشده است. دررابطهبا آتشسوزی این سینما 2 نفر دستگیر شدند و بازجویی از آنان ادامه دارد.» (5)
541
آنچه امروز قاسملو در مهاباد تحتعنوان ضرورت مذاکره مطرح کرد، نوعی واکنش به روند اخیر قضایا در سنندج است و بجز وی افراد دیگری نیز آن را مطرح میکنند. تجربه تلخ مذاکره
(عبدالرحمن قاسملو در میتینگ حزب دمکرات مدعی شد:
بااینکه دولت راه مذاکره را بسته است، ما همیشه برای مذاکره حاضریم.)
1) سند شماره 041980 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سیاسی به واحد اطلاعات سپاه تبریز، 31/2/1359.
2) * البته صحبتهای بنیصدر راجع به استفادهنکردن از سلاح در مطالبات، به معنای خلع سلاح و بینتیجهبودن سلاح بود نه مخفیکردن آن. قاسملو عمداً این اشتباه را مرتکب شده است تا تأثیر اساس حرف بنیصدر را خنثی کند.
3) ** ضمیمه دارد؛ نگاهی به آخرین وضعیت شهر مهاباد در گزارش به فرماندهی سپاه.
4) سند شماره 062493 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از شاجا به وزارت کشور، 31/2/1359.
5) روزنامه کیهان، 3/3/1359، ص2.
در گذشته و سوءاستفاده شدید گروههای مسلح غیرقانونی از فرصتی که از این طریق به دست آوردند، تقریباً کلیه نیروهای هوادار نظام را به بیفایده و مضربودن مذاکره رسانده است.
در شماره امروز روزنامه جمهوری اسلامی، مصاحبه با فردی که "معاون فرماندهی عملیات سپاه پاسداران مستقر در سنندج" معرفی شد، درج گردید. وی در پاسخ به این سؤال که «چنانچه دولت در ادامه جنگ بخواهد هیئتی جهت مذاکره معرفی کند، عکسالعمل شما در قبال آن چیست؟» گفت: «حدود سه روز پیش هیئتی ازطرف سپاه پاسداران مستقر در سنندج به حضور رئیسجمهور رفت و صریحاً به ایشان گفتند که سپاه پاسداران با هیچگونه مذاکرهای کنار نخواهد آمد، بلکه همانطوری که آیتالله منتظری گفتهاند ما جهت پاکسازی کامل منطقه تا آخرین قطره خون خود استقامت میکنیم.ضمناً اگر به این حرف ما توجه نشود و احتمالاً مذاکرهای صورت بگیرد، ما بدون توجه به آن راه خود را ادامه میدهیم.» (1)
در شماره امروز همین روزنامه، مصاحبهای نیز با سرهنگ صدری فرمانده لشکر28 سنندج، درج شده است. وی درمورد وضعیت گروههای مسلح درگیر در سنندج که اکنون از شهر خارج شدهاند و ممکن است دست به تحرکات مسلحانه در بانه یا مناطق دیگر بزنند، گفت: «اینها را تعقیب خواهیم کرد تا مرزها را بهطور کامل ببندیم و ممکن است حملاتی پراکنده داشته باشند. ضمناً پادگان بانه مواضعش مستحکم شده و نه اینکه سقوط کرده و تقویت شده، تجربه ثابت کرده همانطوریکه حضرت آیتاللهالعظمی منتظری فرمودند مذاکره به معنی شکست است. مذاکرهکردن یعنی تقویت گروهها و نابودی مردم.» (2)
دراینحال اظهارات امروز آیتالله بهشتی رئیس دیوانعالی کشور و عضو مؤثر شورای انقلاب، نشان میدهد که فراتر از هرگونه بحث راجع به مذاکره، تصمیماتی تعیینکننده درباره قضایای کردستان اخذ شده است. اتفاقاً در جناحبندی کنونی نظام، دراینباره بیشتر از سایر قضایا تفاهم وجود دارد. به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی دکتر بهشتی رئیس دیوانعالی کشور و عضو شورای انقلاب، طبق برنامه هر هفته در مصاحبه مطبوعاتی به سؤالات خبرنگاران داخلی و خارجی پاسخ گفت.
در این نشست مطبوعاتی خبرنگار روزنامه اطلاعات سؤال کرد: «چندی قبل حزب دمکرات کردستان طرح ششمادهای برای کردستان ارائه داد و دولت هم این طرح را پذیرفت، ولی چرا تاکنون اجرا نشده؟ اصولاً سیاست دولت در قبال مسائل کردستان چیست؟ استدعا میکنم این را پاسخ دهید و قضایای کردستان چگونه میخواهد خاتمه پیدا کند؟»
دکتر بهشتی پاسخ داد: «شما از هر ایرانی و هر ایرانی مقیم در مناطق کردنشین، برادران و خواهران کرد که بهراستی با تجزیهطلبی مخالف باشند بپرسید که بالاخره در کردستان چه باید بشود، جواب روشن است، جواب این است که در کردستان باید سلاح بر زمین گذاشته شود. سلاح به دولت تحویل داده شود و دولت موظف است برای مردم کردستان همهگونه اقدامات
سودمند را انجام دهد و به مردم منطقه همان اختیاراتی را که مردم استانها و مناطق دیگر دارند بدهد. یک وقت است مردم کردستان اختیاراتی بیش از آنچه مردم یزد، مردم کرمان، مردم خراسان دارند میخواهد، در اینجا سؤال است چرا؟ مگر فرقی هست. یک وقتی همان را میخواهند پس اگر همان اختیارات را بخواهند باید سؤال از دولت و مسئولان مملکت شود که چرا به آنها چنین اختیاراتی نمیدهند، اگر بیش از آن بخواهند از آنها باید سؤال شود که چه میخواهند و چرا و به چه دلیل میخواهند؟ تمام مردم یک کشور دربرابر قانون باید قانون مساوی داشته باشند. ما معتقد هستیم که برادران و خواهران کرد مثل تمام خواهران و برادران دیگر مناطق ایران باید حقوق مساوی و حقوق کافی داشته باشند. بنابراین باید واقعاً شرایط عمومی یک کشور را دید تا ببینیم دررابطهبا دادن اختیارات محلی هرچه بیشتر به مردم هرجا برای اداره خودشان، تا کجا میتوانیم پیش برویم، چه مقدار امکانات داریم، آنها چه امکاناتی دارند و در چه شرایطی هستیم. در کردستان هم باید همانطور عمل شود. من معتقد هستم مسئله کردستان ازنظر دولت خیلی روشن است مسئله کردستان و وضع کردستان باید به همان صورت باشد که وضع استان یزد، وضع استان کرمان هست بنابراین وقتی به آن صورت درآمد هیچ مشکلی برای دولت و برای مردم کردستان نخواهد بود.»
خبرنگار مذکور در ادامه پرسید: «پس طرح خودگردانی چه میشود؟»
دکتر بهشتی پاسخ داد: «این خودگردانی را بیش از آنچه مردم یزد دارند، هست یا به همان اندازه؟ اگر این خودگردانی واقعاً خوب و مفید است باید به مردم یزد هم داده شود و اگر این خودگردانی در شرایط کنونی مفید نیست چرا به مردم کردستان داده شود؟ من فکر میکنم مردم کردستان دوست دارند با سایر ملت ایران دارای حقوق مساوی باشند.»
خبرنگار پرسید: «آیا زبان و فرهنگ و قومیت نمیتواند عاملی برای جداعملکردن درباره کردستان باشد؟»
دکتر بهشتی در پاسخ گفت: «هر قومی زبان خودشان را دارند مگر مردم آذربایجان، آذربایجانی صحبت نمیکنند، مگر لر هم برای خودش قومیت ندارد؟ گیلک هم دارد، خراسانی هم قومیت دارد حتی در یک شهر، در یک استان شما میبینید، جاهایی هست که زبان خاص خود را دارند، آیا کسی میخواهد این خصوصیات را از آنها بگیرد بله اینها را میتوانید بگویید که یزد این فرق را دارد که زبانشان فارسی است و در مدارسشان فقط فارسی تدریس میشود، در کردستان کردی هم تدریس شود، البته شکی نیست زبان آنها، فرهنگ آنها، سنن آنها باید محترم شمرده شود و این آزادی و انواع آن به ایشان داده شده و این حق را در قانون اساسی هم داریم.» (1)
یادآوری میشود دکتر بهشتی ظهر دیروز، در محل مقر سپاه گفته بود: «ما تا پاکسازی کامل در منطقه غرب هیچ صلحی را نخواهیم پذیرفت.» (2)
542
درحالیکه در مسئله کردستان، چشمانداز حل مسئله به نفع نظام تا حدی روشن شده است، گزارشهای تحلیلی سپاه حاوی هشدارهایی درباره مناطق دیگر ازجمله گنبد و جیرفت کرمان است.
واحدهای اطلاعات سپاه در بهشهر، ساری، گرگان و گنبد، امروز این پیام را از مرکز دریافت کردند: «طبق اطلاع واصله از منبع موثق، ضدانقلاب درصدد تدارک یک جنگ همهجانبه در منطقه گنبد علیه حکومت جمهوری اسلامی هستند و از قرار معلوم از سراسر کشور اسلحه و مهمات خود را به منطقه سرازیر نمودهاند و درصدد شناسایی و سازماندهی هستند. دراینرابطه برادران سپاه باید هشیاری خود را بالا برده تا بتوانند بهموقع ضدانقلاب را سرکوب کنند.» (1)در این پیام شکست ضدانقلاب در کردستان، از دلایل این قضیه اعلام شده است.
در جیرفت، درگیری ایجادشده امروز از نوعی دیگر و به عبارتی غیرسیاسی بود. این درگیری با حمله مسلحانه به یک مقر سپاه در ساعت 5:20 بامداد، شروع شد. به گزارش ستاد مشترک ارتش در این حمله «افراد قنبر ناروئی با عدهای مسلح پاسداران مستقر در کشمیران را واقع در...(2)جیرفت محاصره و به روی آنان و ساکنین محل تیراندازی مینمایند. براثر تیراندازی متقابل پاسداران، اشرار عقبنشینی و متواری میشوند. درنتیجه یک زن کشته و یک دختربچه مجروح میگردد که یک اکیپ از پاسگاه قلعهگنج و یک اکیپ از پاسگاه ژاندارمری سفرحان به محل وقوع حادثه اعزام گردیدهاند.» (3)
در گزارش سپاه بندرعباس آمده است: «پس از هماهنگی با سپاه کرمان تعداد 15 نفر پاسدار به منطقه مذکور به سرپرستی برادر حسن ذاکری اعزام شدند. تاریخ اعزام 31/2/1359 ساعت 12 شب.» (4)این درحالی است که سپاه کرمان نیز در ساعت 23:45، اعلام کرده بود: «ما نیرو به منطقه فرستادیم، ولی بهعلت کمبود از بندرعباس هم کمک خواستیم که آنها هم امشب فرستادهاند.» (5)
بااینحال، احتمال دامنزدن به این ماجرا و توسعه نابسامانی در این منطقه ازنظر سپاه کرمان وجود دارد. گزارش امروز این سپاه به تهران علامتی از این نگرانی است: «دو اتومبیل اسلحه از کرمانشاه به مقصد عشایر جیرفت حرکت کرده است منابع محلی گزارش میدهند که در دو روز آینده احتمال حمله مسلحانه ازطرف دو قبیلهای که بهتازگی متحد شدهاند به سپاه جیرفت یا فهرج وجود دارد. یکی از اتومبیلها مینیبوس سبزرنگ به شماره... و اتومبیل دوم نیز خاور است. یک ماشین استیشن خاکستریرنگ نیز اسکورت آنها میباشد.» (6)
1) سند شماره 041961 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سیاسی به واحدهای اطلاعات سپاه ساری، بهشهر، گرگان و مشهد، 31/2/1359.
2) * کلمه در سند ناخواناست، منطقهای در حوالی جیرفت است.
3) سند شماره 041970 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از سماجا مرکز فرماندهی به ژاجا، 31/2/1359.
4) سند شماره 063553 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از بندرعباس به تهران {عملیات}، 1/3/1359.
5) سند شماره 041984 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از کرمان به تهران {عملیات}، 31/2/1359.
6) سند شماره 041973 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از کرمان به تهران {اطلاعات}، 31/2/1359.
543
امروز، طبق اعلام قبلی، اجلاس سهروزه "حوزه، دانشگاه، انقلاب فرهنگی" در قم آغاز شد. این اجلاس ازسوی سه تشکل مشهور جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جامعه اسلامی دانشگاهیان، دفتر تحکیم وحدت {انجمنهای اسلامی و سازمانها و دانشجویان مسلمان دانشگاهها و مدارس عالی کشور} و تشکل جدیدالتأسیس "جماعت تحکیم وحدت طلاب و دانشجویان" برپا شده است.
به گزارش روزنامه انقلاب اسلامی، «صبح امروز {31/2/1359}، طلاب حوزه علمیه همراه با مردم قهرمان قم با شور و هیجانی خاص و با نقل و گلاب از دانشجویان انجمن اسلامی که به این شهر آمدهاند، استقبال کردند. دانشجویان ابتدا در میدان امام خمینی قم تجمع کرده و پس از آن همراه با مستقبلین بهطرف مدرسه فیضیه راهپیمایی کردند و شعارهایی چون "فیضیه، دانشگاه، دو سنگر انقلاب"؛ "دانشجو، روحانی، میثاقتان الهی است" میدادند. پس از اتمام راهپیمایی در مکانهایی که برایشان در نظر گرفته شده بود مستقر شدند.» (1)
در گزارش روزنامه جمهوری اسلامی نیز آمده است «قم شاهد یکی از پرهیجانترین و مقدسترین روزهای خود بود.... راهپیمایانی که شامل اعضای انجمنهای اسلامی و سازمانهای دانشجویان مسلمان و اساتید مسلمان دانشگاهها بودند، در صفهای منظم از مقابل مجتمع آموزش عالی قضایی قم تا مدرسه فیضیه راهپیمایی کردند و این درحالی بود که مدرسین حوزه عملیه قم، طلاب، دانشجویان و سایر اقشار و [مردم] مبارز قم به استقبال برادران و خواهران دانشجوی مسلمان خود آمده بودند.»
در میدان امام، ورودی شهر قم، دکتر عبدالله جاسبی به نمایندگی ازطرف اساتید مسلمان و یکی از دانشجویان و یکی از طلاب حوزه علمیه چند سخنرانی کوتاه ایراد کردند. (2)
اجلاس مزبور ساعت 5 بعدازظهر، بهطور رسمی شروع به کار کرد. به گزارش خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی، در شروع برنامه پس از برگزاری نماز جماعت و تجمع در مدرسه فیضیه، پیام انجمن اسلامی دانشجویان قم و سپس پیام برادران دانشآموز انجمن اسلامی قم و پیام مدرسه علمیه رسالت خوانده شد و پس از قرائت پیام نوروزی امام خمینی، شیخ محمد یزدی از اساتید حوزه علمیه و نماینده مردم قم در مجلس شورای ملی مطالبی درمورد انقلاب فرهنگی بیان کرد. وی در قسمتی از سخنان خود گفت: فرهنگ اسلامی طرز تفکر و نوع اندیشیدن است که زندگی انسان براساس آن نوع تنظیم میشود و انسان آنطور زندگی میکند که فکر میکند. با سخنرانی یکی از دانشجویان برنامه اولین روز گردهمایی پایان یافت. (3)
به گزارش خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی، در برنامه امروز، یکی از طلاب حوزه علمیه قم مقاله هشدار را قرائت کرد. این مقاله درمورد سوءاستفاده منافقین و معاندین اسلام از صداقت برادران بود. (4)
544
جناحبندی کنونی حاکمیت، بهتدریج و بهآرامی به دوقطبی بنیصدر بهشتی تبدیل میشود.
این امر درواقع مطابق مشی سازمان مجاهدین خلق است که بهجای جناح خط امام، شخص بهشتی و پشتسر وی حزب جمهوری اسلامی مخاطب تبلیغاتی باشد. تحتتأثیر مستقیم و غیرمستقیم سازمان، بنیصدر نیز بهتدریج به چنین جهتی سوق داده می شود و دراینمیان جناح بنیصدر در سطح رسانه، شدت برخوردهای تبلیغاتی را در دستور کار دارد، ولی جناح مقابل درعمل {بهطور مثال در انتخاب نخستوزیر} استواری نشان میدهد و در تبلیغات ملایم است، مصاحبه امروز دکتر بهشتی بروزی از این وضعیت است.
روزنامه انقلاب اسلامی ارگان هواداران بنیصدر نوشت: «دکتر بهشتی در پاسخ این سؤال که نظر شما درمورد اظهارات اخیر رئیسجمهور درمورد شما چیست؟ گفت: برای من اینطور نقل کردهاند که آقای بنیصدر در یک گفتوگویی گفتهاند که این سمپاشیهای رادیوهای بیگانه است که بهمنظور تفرقهاندازی و جداییافکنی از این مطالب منتشر میکنند. فکر میکنم که آقای بنیصدر و همه دوستان ما حساسیت شرایطمان را درک میکنند و میدانند که حتی کمترین جملهای که بویی از اینگونه مطالب خلاف از آن به مشام برسد وسیله و دستاویزی خواهد بود برای دشمنان داخلی و خارجی پیروزی انقلابمان. بههرحال امید من این است که آقای بنیصدر و مجلس و همه دوستان دیگر بتوانند با وحدت نظر و اتفاق کامل مسئولیتهایشان را برای شتاببخشیدن برای پیشرفت این انقلاب در خط اصیل اسلامی و در خط اصیل استقلال و رعایت کامل شعار نه شرقی، نه غربی پیش ببرند.» (1)
به نوشته مطبوعات، ارگان جناح مقابل بنیصدر یعنی روزنامه جمهوری اسلامی در همین مصاحبه سؤال کرد: «این تصور در اذهان است که امام با خواسته رئیسجمهور برای انتخاب نخستوزیری موافقت کرده است، ولی چگونه شورای انقلاب دراینمورد به نتیجه نرسیده است؟»
دکتر بهشتی پاسخ داد: «هیچکس مخالفت اصلی ندارد، امام موافقت کردند که ایشان میتوانند قبل از اینکه مجلس اعتبارنامههایش
را تنظیم کند و آماده بشود فردی را با وزرایش انتخاب بکنند و شورا تا آمادهشدن مجلس {که اختیارات مجلس را دارد} عین آن نقش را به عهده بگیرد. بنابراین این تابع این است که ایشان بتوانند چنین فردی را با وزرایش انتخاب بکنند و شورا هم تصمیم بگیرد چون مسئله مهم این است که اگر این نخستوزیر و وزرا طوری
{بنیصدر در مقام فرماندهی کل قوا قرار گرفته ولی در مقابله با جناح رقیب بهویژه در مسئله انتخاب نخستوزیر، روز به روز خود را ضعیفتر و محدودتر میبیند.}
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 1/3/1359، ص3.
انتخاب نشوند که تقریباً 90 درصد به کار آیندهشان مطمئن باشند چطور میتوانند الآن کاری انجام بدهند؟ چطور میتوانند نقشی به عهده بگیرند؟ درواقع این است که انتخاب یک نخستوزیر و یک دولت در این شرایط بهطوریکه هم حالا مورد تأیید شورای انقلاب و تصویب امام باشد چون در شرایط کنونی باید اینطور باشد و هم بعد از دو سه هفته ازطرف مجلس بتواند رأی اعتماد بگیرد که این کار پیچیدهای است و کار سادهای نیست.» (1)
545
مطالبی که شاهپور بختیار در مصاحبه با نشریه فرانسوی پاری ماچ مطرح کرده است، شفافسازی نوع برخوردهای عراق را همراه دارد. اهمیت مسئله، بازگویی نقش عراق در تحرکات مسلحانه غرب کشور و نیز در تحریک و سازماندهی ارتشیان فراری برای تدارک کودتا یا اقدام نظامی دیگری علیه جمهوری اسلامی از زبان یکی از متحدان عراق و دشمنان نظام جمهوری اسلامی است.
بختیار پس از بازگشت از بغداد، در مصاحبهای با نشریه فرانسوی پاری ماچ در پاسخ به پرسش خبرنگار درباره اینکه «در سفر اخیر خود به عراق به چه مسائلی برخورد کرده [است]؟» گفت: «عراقیها خواستار ذرهای از خاک ایران نیستند، ولی میخواهند دربرابر ملاهایی که قصد صدور انقلاب ایران به کشورشان را دارند به مقابله برخیزند و به همین دلیل است که عراقیها کردهای ایرانی را مسلح میکنند و به تحریک قبایل مرزنشین ایران میپردازند.»
وی در ادامه افزود: مطمئن باشید اگر انقلاب دیگری در ایران صورت بگیرد منشأ آن از عراق خواهد بود، زیرا تاکنون بیش از یکهزار افسر ایرانی در عراق تجمع کردهاند و بیشک اجتماع آنها در عراق برای ماهیگیری از شط فرات نیست.
پاری ماچ همچنین نوشته است: شاهپور بختیار کوچکترین وحشتی از ارتش ایران ندارد و معتقد است که دیگر در ایران ارتشی در کار نیست. (2)
546
در شماره امروز ژون آفریک {چاپ پاریس}، مصاحبهای با نورالدین کیانوری دبیرکل حزب توده با عنوان "چگونه میتوان مارکسیست اسلامی بود" درج شده است. مصاحبه درواقع نوعی جدل یا دیالوگ با کیانوری است که آیا یک مشی صحیح انتخاب کرده است یا غلط؟ به همین دلیل مصاحبه با عبارت "خواهیم دید، بله خواهیم دید" پایان یافته است. در این مصاحبه کیانوری آرزوی خود را مبنیبراینکه بتواند در جبهه متحد انقلابی از اعضا و ارکان باشد و درنهایت رهبری
آن را برعهده بگیرد، بیان کرده است. مصاحبهکننده که فرد مطلعی است به نیروی شوروی اشاره کرده که درصورت احراز شرایط مطلوب تحتعنوان دفاع از دمکراسی به حمایت حزب توده وارد عرصه خواهد شد، اما کیانوری اصلاً این فرض را تأیید یا رد نکرده است. متن مصاحبه به نقل از بولتن داخلی بررسی روزانه مطبوعات جهان که توسط وزارت ارشاد ملی تهیه میشود، چنین است:
«مجله ژون آفریک: جانبداری شما نسبت به آیتالله خمینی و نظام اسلامی او که خواهان برقراری آن در ایران است باعث تعجب است. مذهب و مارکسیسم ازنظر علمی با یکدیگر مغایر هستند.
نورالدین
کیانوری: حزب کمونیست ایران جزمی نیست. این حزب سیاست خود را بر مبنای واقعیتهای نهضت انقلاب ایران اجرا میکند.
واقعیت این است که کلیه طبقات مردم ایران که دارای احساسات مذهبی واحدی هستند طرفدار انقلاب هستند. تنها یک اقلیت جزئی که مستقیماً به دربار وابسته بوده مخالف انقلاب است. این انقلاب مذهبی است، ولی محتوای آن با کلیه ایدههایی که ما همواره به نشر آن پرداختهایم مطابقت دارد و همچنین انقلابی است دمکراتیک، ضدامپریالیست و مردمی. دمکراتیک ازاینرو که سلطنت را واژگون ساخت و نظام تازهای را بنا نهاد. نظامی که امکان زیستن در هر حزب و گروهی را میدهد. صفت ضدامپریالیستی این انقلاب در آن است که امریکا را دشمن شماره یک ایران به شمار میآورد و این راهی است که حزب توده از سیونه سال پیش دنبال کرده و هرگز از آن خودداری نکرده است و بالاخره مردمیبودن انقلاب ازاینروست که دگرگونی اساسی به نفع ستمدیدگان همراه داشته است. این انقلاب سرمایههای عظیم 80 درصد صنایع مراکز خصوصی را ملی کرد. درحقیقت انقلاب ایران بهمنزله قطع رابطههای قدرت بین طبقات میباشد و این به زیان طبقه بورژوازی و به نفع طبقه زحمتکش است. شکل مذهبی این انقلاب مسئله اساسی نیست. این محتوای اجتماعی آن است که اهمیت دارد.
ژون آفریک: معهذا قانون اساسی ایران که شما به آن رأی دادهاید، منشاء اسلامی دارد.
کیانوری: تکرار میکنم، این محتوا است که اهمیت دارد. قوانین ابدی نیستند آنها قابلتغییرند. درهرصورت قانون اساسی جنبههای مثبت دارد و ما برای تغییر جنبههای منفی آن مبارزه خواهیم کرد. مانند حقوق ملیگرایان، حقوق زنان و بهخصوص وظایف رهبری پس از امام خمینی.
ژون آفریک: باوجوداین [آیتالله] خمینی به شما اعتماد ندارد، او در کتابش برای یک دولت اسلامی مینویسد: "ما هرگز با مارکسیستها همکاری نخواهیم کرد من به طرفدارانم دستور دادهام که چنین کاری نکنند. من میدانم که آنها روزی از پشت به ما خنجر خواهند زد. ..."
کیانوری: ما واقعبین هستیم. فیلسوف نیستیم که در کتابها درپی کشف مطالب باشیم. تا
امروز، [امام] خمینی آنچه را ما آرزو داشتهایم انجام داده است. ما به مشارکت مارکسیستها و روحانیون ترقیخواه در بطن یک نهضت انقلابی معتقدیم. مردانی چون ناصر، قذافی یا حافظ اسد که انقلابیون مسلمان هستند در ابتدا بهشدت مخالف کمونیستها بودند، ولی زندگی آنها را به راهی کشاند که موضع خود را تغییر دادند. مبارزه علیه امپریالیسم منجر به اتحاد آنها شد.
تجربه بهترین معلم انسان میباشد. انقلابیون مسلمان و متعهد بالاخره با مارکسیستها همکاری میکنند. ما به این قانون اعتقاد داریم.
ژون آفریک: بنابراین شما به منافع دمکراتیک تشکیلات کنونی معتقد هستید، ولی آیا به یک اقدام شدید ازجانب احزاب و گروههای مذهبی علیه حزب توده، فکر نمیکنید؟
کیانوری: ما احتمال انحصارطلبی ازجانب جنبشهای مذهبی افراطی تشکیلات سیاسی را در نظر داریم. کاملاً امکان آن وجود دارد، ولی تصور میکنم که به اندازه کافی نیروهای قدرتمند در مرکز جنبشهای مذهبی وجود داشته باشد که معتقد به آزادی فکر و عمل که امروزه در ایران وجود دارد، باشند. ما به سهم خود برای ایجاد یک جبهه واحد مبارزه میکنیم و هدف استراتژیکی ما تشکیل یک جبهه مردمی، دمکراتیک و ضدامپریالیستی است که کلیه سازمانهای مذهبی یا سایر سازمانها را که خواهان شرکت در آن هستند یکجا جمع کنند و حزب کمونیست ما، توده، که بهترین مبلغ آزادی ملت ایران است میتواند رهبری این جبهه را بهعهده داشته باشد.
ژون آفریک: یعنی وضعیتی که از آن طریق شما روزی نیروهای شوروی را برای دفاع از دمکراسی در ایران فرا خواهید خواند؟
کیانوری: ما دلایل خود را نه بر مبنای فرضیات بلکه بر مبنای واقعیتها ارائه میکنیم. ما واقعبین هستیم.
ژون آفریک: تاکنون ثابت شده که امپریالیسم و مذهب بنا به تعالیم خود مارکسیستها، متحدانی علیه مارکسیست هستند، ولی گفته شما عکس این حقیقت را بیان میکند، این یک معجزه است؟
کیانوری: همینطور است.
ژون آفریک: خواهیم دید.
کیانوری: بله، خواهیم دید. ...» (1)
{نورالدین کیانوری}
1) اداره کل مطبوعات و رسانههای خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نشریه بررسی روزانه مطبوعات جهان، 5/3/1359، صص 11 و 12، مجله ژون آفریک {چاپ پاریس}، 21 مه 1980 {31/2/1359}.
547
در مرزهای ایران و افغانستان تحرکاتی انجام میگیرد که هرچند چشمانداز چندان حادی نشان نمیدهد، اما بهدلیل جدیدبودن، علامتی از نارضایتی دولت افغانستان و درواقع دولت شوروی به شمار میرود. امروز برای دومین روز متوالی، 2 فروند هلیکوپتر افغانی حدود 300 متر به حریم فضایی جمهوری اسلامی ایران تجاوز کردند. (1)دراینباره گزارش فرماندهی ژاندارمری به نقل از گزارش مرزبانی تایباد حاکی است: «در ساعت 13:35 روز جاری، 2 فروند هلیکوپتر ازطرف خاک افغانستان از محل گرگآباد روی میله 15 مرزی و پاسگاههای هشتادان و مطهری پرواز با تیراندازی پاسگاه مطهری مواجه و بازگشت نموده، ولی در نوار مرزی درحال گشت میباشند.» (2)معاون ناحیه ژاندارمری خراسان به خبرنگار خبرگزاری پارس در مشهد گفت: بهدنبال این تجاوز ازسوی مرزبان تایباد دراینزمینه به مرزبانان افغانستان شدیداً اعتراض شد. (3)فرمانده ژاندارمری نیز اعلام کرد: «ازطریق مرزبانی دستورات مراقبتی لازم به پاسگاههای مرزی ابلاغ شده است.» (4)
یادآوری میشود قطبزاده وزیر امور خارجه ایران، درپی تجاوز روز گذشته هلیکوپترهای افغانی به خاک ایران گفت: «این عمل ازطرف شوروی در افغانستان صورت گرفته و به این ترتیب خواستهاند ما را از موضعگیری در یازدهمین کنفرانس وزیران خارجه کشورهای اسلامی که در اسلام آباد جریان دارد، بترسانند.» قطبزاده افزود: «مسلماً اینها اشتباه میکنند زیرا این امر ما را در تصمیمگیری جدیتر خواهد کرد.» (5)وی اعلام کرد: ایران دعوت به شرکت در یک کمیته عالی وزرای امور خارجه اسلامی برای حل این مشکل را خواهد پذیرفت. بهنظر ایران این کمیته میتواند با کابل تماس بگیرد. بنا بر گزارشهای رسیده، کنفرانس اسلامی بهطور غیررسمی با تشکیل چنین کمیتهای
موافقت کرده است. البته قطبزاده تأکید کرد ایران به شرطی حاضر به برقراری تماس با رژیم کابل است که این دولت بهعنوان یکی از طرفهای ذینفع مانند مجاهدین افغانی و نه بهعنوان دولت قانونی افغانستان در مذاکرات شرکت کند. وی افزود: دولت ایران رژیم ببرک کارمل را یکی از طرفهای ذینفع میداند نه دولت قانونی افغانستان. (6)
در همین حال، دکتر بهشتی یک مقام مؤثر دیگر در ایران، در پاسخ این سؤال که «دولت افغانستان خواسته بود که در کنفرانس وزرای امور خارجه اسلامی پذیرفته بشود، موضع دولت ایران دراینباره چیست؟» گفت: «دولت ایران معتقد است که حکومت فعلی افغانستان یک حکومت تحمیلی و دستنشانده بیگانه است و دولت ایران با شرکت اینگونه حکومتها که دستنشانده تحمیلی بیگانهاند در این کنفرانسها موضع مخالف دارد.» (7)
1) روزنامه انقلاب اسلامی، 1/3/1359، ص1.
2) سند شماره 041989 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران {رکن3 مرکز فرماندهی} به دفتر ریاستجمهوری، 31/2/1359.
3) روزنامه کیهان، 1/3/1359، ص1.
4) سند شماره 041989 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین.
5) روزنامه بامداد، 31/2/1359، ص2.
6) روزنامه اطلاعات، 1/3/1359، ص12.
7) روزنامه جمهوری اسلامی، 1/3/1359، ص16.
548
سرنوشت امام موسی صدر و تشکیل کمیسیونی برای تحقیق در این قضیه و سرانجام آن، در شماره امروز نشریه فارین ریپورت {چاپ لندن}، بهصورت گزارشی درباره ایران، مورد توجه قرار گرفته است. این گزارش هرچند به موضوعی خارج از مرزهای ایران مربوط است، بااینحال مورد علاقه بسیاری از فعالان سیاسی ایران است.
در این گزارش آمده است: «یک کمیسیون تحقیق که ازسوی شورای انقلاب ایران تشکیل شده بود بهتازگی گزارش خود را به پایان رسانیده است. در این گزارش آمده است امکان دارد لیبیاییها موسی صدر، امام شیعیان لبنان را که دو سال قبل بهطور مرموزی ناپدید شد به قتل رسانده باشند. در این کمیسیون مقامات برجسته ایران از قبیل حسن حبیبی سخنگوی شورای انقلاب، ابراهیم یزدی وزیر پیشین امور خارجه و صادق طباطبائی سرپرست ادارات نخستوزیری {و همچنین رئیس سازمان اطلاعاتی کشور} و خواهرزاده امام موسی صدر شرکت دارند.
این کمیسیون به کمک سازمانهای امنیتی ایتالیا، فرانسه، سوریه و الجزایر و سازمانهای فلسطینی اعلام کرد که اظهارات لیبیاییها با واقعیت منطبق نیست.
لیبیاییها همیشه ادعا کردهاند که موسی صدر در تاریخ 31 اوت 1978، با پرواز شرکت هواپیمایی آلیتالیا، طرابلس را به قصد رم ترک نموده است، اما این کمیسیون دریافته است که بلیت هواپیمای وی در روز اول سپتامبر، بهدست مقامات فرودگاه لیبی ممهور شده است. در این روز، 2 نفر که خود را امام و مشاورش معرفی کردند با آلیتالیا از طرابلس عازم رم شدند، لیکن شاید بهعلت شتابزدگی در این کار اشتباهات زیادی مرتکب شدند. این 2 نفر اثاثیه امام گمشده را به هتلی در فرودگاه رم بردند، اتاق گرفتند و دیگر هرگز به چشم نخوردند، کمیسیون تحقیق دریافته است که اشیایی از چمدانها گمشده و در نوشتن برچسب روی اثاثیه، خط امام را جعل کردهاند. ... نتایج تکاندهندهای که این کمیسیون ایرانی بدان دست یافته است در ضمیمهای محرمانه مندرج میباشد. این ضمیمه نشان میدهد که امام موسی صدر و همراهانش در تاریخ 31 اوت، توسط مأموران امنیتی لیبی ربوده شده و به یکی از اردوگاههای نظامی این کشور در 40 کیلومتری جنوب طرابلس انتقال داده شده و وی را در یک دادگاه نظامی
{کمیسیون تحقیق سرنوشت امام موسی صدر اعلام کرد: ادعای لیبیاییها درمورد ورود وی به ایتالیا واقعیت ندارد. }
برقآسا محاکمه کردند. ... هفته گذشته، مدیر دفتر شرکت هواپیمایی آلیتالیا در طرابلس ازسوی مقامات لیبیایی بهجرم جاسوسی دستگیر شد. منابع ایتالیایی اظهار داشتند که این دستگیری با عملیات ترور لیبیاییها در رم در ارتباط بوده است، لیکن به نظر میرسد که لیبیاییها از سازمانهای امنیتی ایتالیایی بهخاطر همکاری با کمیسیون ایرانی، انتقام میگیرند.» (1)
549
موضوع نفت و قیمت آن و نیز نقش ایران دراینباره، از موضوعات مهم اخیر بهخصوص پس از مطرحشدن تحریم اقتصادی است. ایران، بعد از انقلاب اسلامی که خود این پدیده از عوامل مهم رونق بازار نفت بوده است در زمره آن دسته از کشورهای عضو اوپک که خواهان تولید کمتر با قیمت بالاتر هستند، قلمداد میشود، اما امروز به گزارش خبرگزاری فرانسه، در محافل نفتی لندن گفته شد بهای نفت ایران بهدلیل خودداری این کشور از افزایش بهای نفت خام خود در روند کنونی افزایش بهای این ماده، از کویت ارزانتر شده است. این محافل استدلال کردهاند که نفت کویت درحالحاضر با افزودن 5/5 دلار نرخ سورشارژ به بهای هر بشکه نفت که 5/19 دلار فروخته میشود به 35 دلار بالغ میشود. هرچند بهای نفت ایران بهطور متوسط 37/35 دلار است، لیکن این کشور 60 روز به مشتریان خود اعتبار میدهد، درصورتیکه مدت اعتبار کویت 30 روز است. بهعلاوه کیفیت نفت سبک ایران نسبت به نفت کویت بهتر است. (2)
یادآوری میشود اخیراً چهار کشور عراق، کویت، امارات و ونزوئلا که از تولیدکنندگان نفت وابسته به سازمان اوپک میباشند، قیمت نفت صادراتی خود را افزایش دادهاند. اندونزی، لیبی و الجزایر نیز قبلاً قیمت نفت خود را افزایش داده بودند، امیرنشین قطر در خلیجفارس نیز قیمت نفت صادراتی خود را بشکهای 2 دلار گران کرد. به این ترتیب، درحالحاضر 8 کشور از مجموع 13 کشور عضو این سازمان قیمتهای جدیدی را برای نفت خود تعیین کردهاند.(3)(4)
1) اداره کل مطبوعات و رسانههای خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نشریه بررسی روزانه مطبوعات جهان، 22/3/1359، صص 21 19، نشریه گزارش خارجی {چاپ لندن}، 21 مه 1980 {31/2/1359}.
2) روزنامه جمهوری اسلامی، 3/3/1359، ص9.
3) * در توضیح این مسئله، اظهارات علیاکبر معینفر وزیر نفت ایران، که بعدها در روزنامه جمهوری اسلامی درج شد، مفید است. وی دراینباره گفت: «این افزایش قیمت کشورها... درحقیقت در دنباله افزایش قیمتی است که ما از اول آوریل به روی قیمت نفت خود دادیم و بهطوریکه میدانید بعضی از این کشورها حتی اینک افزایش قیمت نفت خود را به تاریخهای قبلی تسری دادهاند و برای نفتهایی که از اول آوریل فروختهاند مبلغ اضافی را دریافت میدارند. ... در حقیقت این اقدام حقانیت تصمیم ایران را در اول آوریل، که ما نرخهای خود را در آن تاریخ 5/2 دلار افزایش دادیم اثبات میکند و نشان میدهد که تصمیمات ما چقدر منطقی و پخته بوده است با این فرق که ما اخلاقاً خود را ملزم میدانیم که در هر موقع که تصمیم به اضافهکردن قیمت نفت گرفتیم قیمت را از همان تاریخ اجرا کنیم نه اینکه عطفبهماسبق کنیم.» وی در پایان افزود که ما هر زمان صلاح بدانیم صریح و روشن و از همان موقع قیمت نفت را افزایش میدهیم، ولی در شرایط فعلی قصد چنین کاری را نداریم. [روزنامه جمهوری اسلامی، 3/3/1359، ص9]
4) خبرگزاری پارس، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 64، 1/3/1359، ص11، بخش فارسی رادیو اسرائیل، 31/2/1359.
ضمیمه گزارش540: نگاهی به آخرین وضعیت شهر مهاباد در گزارش به فرماندهی سپاه روز گذشته، دفتر نظارت و ارزشیابی سپاه ضمن گزارشهای متعدد گزارشی از وضعیت مهاباد به فرماندهی سپاه تسلیم کرد. در این گزارش آمده است:
«وضعیت منطقه:
ازلحاظ موقعیت جغرافیایی در محور شهرهای پیرانشهر نقده سردشت قرار دارد و مرکز ارتباطی اکثر شهرهای کردستان است. منطقه کاملاً کوهستانی است و روستاهای اطراف ارتباط تدارکاتی دمکراتها است. ارتباط زمینی با مهاباد از سهراهی نقده که حدود 25 کیلومتر فاصله است قطع میباشد و ارتباط با سپاه و پادگان با هلیکوپتر صورت میگیرد. شهر و حومه آن کاملاً در کنترل نیروهای مسلح گروههای سیاسی است. چون مهاباد مغز تشکیلات گروههای درگیر در کردستان است حزب دمکرات علیرغم میل باطنیاش عملاً از درگیرشدن مهاباد خودداری میکند و حتی سنگرهای بتونی را در شهر جمع کردهاند و از هجوم گروههای دیگر نظیر کومهله به سپاه و ارتش جلوگیری میکند و مسئولین ارتش در مهاباد این را به حساب همکاری حزب دمکرات با سپاه و ارتش تلقی کردهاند. بههیچوجه پاسداران نمیتوانند در شهر رفتوآمد کنند درصورتیکه این محدودیت برای ارتش و ژاندارمری مستقر در مهاباد وجود ندارد. دمکراتها آشکارا ارتش و سپاه را زیر نظر دارند و با لندرورهای مسلح و بیسیمدار فرود هلیکوپترها و ورود و خروج افراد را شناسایی میکنند. در بعضی از تپههای مجاور پادگان، ارتش تانک و توپ مستقر کرده است. طبق اطلاعات واصله از مهاباد مقادیر زیادی آذوقه که ازطرف مردم جمعآوری کردهاند، ازطریق بوکان به مناطق جنگی نظیر سنندج اعزام میشود. دمکراتها فعلاً در مضیقه سوختی قرار دارند و این بهجهت کنترل ماشینها توسط سپاه در داخل جادههای منتهی به مهاباد میباشد. قاسملو در یکی از سخنرانیهای اخیر خود در مهاباد گفته در تلافی محاصره اقتصادی مهاباد قادر هست که توسط عواملش تمامی پمپبنزینهای ایران را منفجر کند، لکن بهجهت حسننیت از این کار [خودداری کرده است].» (1)
1) سند شماره 060583 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: از نظارت و ارزشیابی به فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 30/2/1359، ص8.
روزشمار جنگ ایران و عراق
کتاب هفتم: طبس تا سنندج
گزارش روزشمار 1/2/1359
ادامه بررسی اقدام نظامی امریکا علیه ایران برای حل مسئله گروگانها در دو سطح آشکار و سری؛ اعلام نظر موافقان و مخالفان در سطح علنی {ریچارد نیکسون رئیسجمهور اسبق امریکا، هانس دیتریش گنشر وزیر امور خارجه آلمان فدرال، سابورو اوکیتا وزیر امور خارجه ژاپن، دن شومردن ژنرال اسرائیلی و تحلیل واشنگتن پست}؛ بهطورکلی چشمانداز روشنی درباب تهدید نظامی و بهخصوص انجام کوتاهمدت آن ترسیم نمیشود؛ تصمیم قطعی برای اجرای عملیات نجات گروگانها در سطح سری؛
مخالفت سایروس ونس وزیر امور خارجه امریکا با کارتر و با عملیات نجات گروگانها به استعفای وی منجر شد.
مواضع کشورها در حمایت از امریکا یا ایران، محکومکردن گروگانگیری تهران در قطعنامه پارلمان اروپا در استراسبورگ؛ اظهارات داگلاس هرد سخنگوی وزارت امور خارجه انگلیس؛ اعلام مواضع غیردوستانه آلمانغربی بنابر گزارش رادیو کلن؛ اطلاعیه سفارت ایران در آلمانغربی و درعینحال مذاکرات هیئت تجاری ایران به سرپرستی معاون وزارت بازرگانی با دولت این کشور.
اظهارات معینفر وزیر نفت ایران، درباره مقوله نفت در موضوع تحریم اقتصادی ایران: به هر کشوری که از امریکا حمایت کند و در تحریم اقتصادی علیه ایران شرکت کند نفت نخواهیم فروخت؛ تزلزل ژاپن در نحوه برخورد با ایران و کوشش امریکا برای رفع تردیدهای ژاپن؛ برنامه نفتی درازمدت در خود امریکا برای ایجاد یک سیستم ذخیره نفت.
تلاش مسئولان ایران برای تقویت اراده عمومی درجهت مقاومت علیه اقدامات امریکا، ازجمله افشای یک سند توطئه امریکا علیه ایران با امضای برژینسکی {مربوط به سال قبل} توسط بنیصدر رئیسجمهور، در مصاحبه رادیو تلویزیونی.
برگزاری گردهمایی علیه امریکا و عراق در آنکارا ازسوی سفارت ایران؛ حمله مسلحانه به دفتر هواپیمایی و کنسولگری ایران در استانبول؛ اطلاعیه وزارت امور خارجه ایران دراینباره و مربوطدانستن این اقدام ایذایی به عراق.
موضوع میانجیگری بین ایران و عراق ازسوی فلسطین {سخنان یاسر عرفات} و بنگلادش {اظهارات یک سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور}.
مشاهداتی از تجهیز نظامی عراق درزمینه تسلیحات و نیروی انسانی بهوسیله کشورهای مختلف؛ گزارشی از تشکیل شورای ارتش عراق و ورود مستشارانی از اردن و طراحی نقشههای حمله هوایی به تأسیسات مهم نظامی ایران؛ تأکید عراق بر بازستاندن سه جزیره عربی بنا بر گزارش خبرگزاری رسمی عراق.
انفجار در آبادان و گزارش اعزام خرابکاران از عراق به ایران؛ معرفی ایران بهعنوان مسئول اقدامات خرابکارانه در عراق ازسوی خبرگزاری عراق؛ اقدامات توطئهآمیز مأموران امنیتی عراق در تصفیه مخالفان صدام؛ تحرکات ایذایی گروههای مخالف دولت صدام در کردستان عراق.
تلاش سپاه خرمشهر در مقابله با اقدامات عراق؛ نامههای محمدعلی جهانآرا مسئول سپاه خرمشهر، در توضیح تهدیدها و کمبودها.
تلاش برای افزایش آمادگی عمومی برای مقابله با تهدیدات عراق در ایلام در اعلامیه ابراهیمی استاندار ایلام؛ خبرهای دیگری دال بر فقدان زمینههای لازم برای بسیج و آمادگی عمومی در ایلام.
فعالیت مهاجمان وابسته به عراق در مناطقی از غرب کشور؛ درگیری نیروهای سپاه پاسداران با عدهای از مهاجمین در ازگله و نیز درگیری در تنگه هوان.
شروع دور تازه درگیریهای مسلحانه بین وفاداران جمهوری اسلامی و مخالفان آن در غرب کشور با توقف اجباری یک ستون نظامی ارتش در سنندج و ممانعت آشکار گروههای مسلح غیرقانونی از تحرک و تردد نیروهای نظامی رسمی حکومتی؛ اظهارات سرهنگ صدری؛ اطلاعیه ستاد مشترک ارتش؛ اظهارات یک سخنگوی دفتر چریکهای فدایی خلق در سنندج و نیز سیدعلی یک سخنگوی حزب دمکرات؛ قابلتوجهبودن ضایعات و تلفات دوطرف درگیری؛ خبر شهادت سرهنگ نصرتزاد فرمانده تیپ1 لشکر28 سنندج و تکذیب آن ازسوی نیروهای مسلح غیرقانونی.
کشیدهشدن تبعات ممانعت از انتقال ستون نظامی به داخل شهر سنندج؛ تبدیل سه نقطه رادیو تلویزیون، باشگاه افسران و فرودگاه سنندج همراه با پادگان لشکر به مرکز درگیری، تیراندازی و انفجار؛ اظهارات یک سخنگوی حزب دمکرات؛ پخش اعلامیه لشکر28 سنندج از رادیو و اظهارات فلاحی فرمانده نیروی زمینی؛ ادامه ناآرامیها و تعطیلی کامل در سنندج درحالیکه ستون نظامی در 18 کیلومتری شهر درصدد ادامه حرکت بهسمت دیواندره است.
حساسیت در مسیرهای منتهی به سنندج؛ گزارشهای مختلف از درگیری و میزان تلفات در گنجی، قروه و دهگلان ازجمله حمله حزب دمکرات به سپاه قروه.
درگیری در نقاطی بجز سنندج، ازجمله در بخشهایی از استانهای کرمانشاه، کردستان و آذربایجانغربی؛ گزارشهایی از پاوه و روستاهای اطراف، نوسود، سقز، بانه و اشنویه.
اجتناب از تبلیغات قومگرایی کرد و ترک در برگزاری مراسم سالگرد حادثه نقده با همکاری مردم و ارگانهای دولتی.
نمونههایی از تنوع عرصههای مختلف فعالیت سپاه در سطح کشور: اطلاعیه سپاه گرگان درزمینه تخریب برخی از مزارع بهدست عوامل فئودالهای این شهر؛ هشدار به سپاه چابهار درمورد بارگیری یک لنج حامل اسلحه؛ پیام به سپاه کرمانشاه درمورد احتمال تخریب پل
جوانشیر؛ مجادله رسانهای سپاه و روزنامه مجاهد درمورد کنترل تلفنها، سلب اعتماد و امنیت اجتماعی؛ شورش زندانیان در زندان همدان و محولشدن مسئله به سپاه.
اعتراض دکتر سنجابی به بنیصدر درمورد انتخابات درگز، بهدنبال اعلام ارتباط و همکاری ابوالفضل قاسمی {دبیرکل حزب ایران} با ساواک و رد صلاحیت وی و اظهارات آیتالله مهدوی کنی سرپرست وزارت کشور دراینباره.
گزارش روزنامه بامداد از سخنان بازرگان در گردهمایی بررسی مسائل امنیت ملی؛ اظهارات بازرگان درمورد ارتش و جهاد اسلامی.
مواضع، اقدامات و اطلاعیه بنیصدر درباره حوادث دانشگاهها، پخش پیام وی از رادیو و درخواست تخلیه خیابانهای اطراف دانشگاه؛ مصاحبه رادیو تلویزیونی و اخطار شبهنگام بنیصدر به اجتماعکنندگان داخل دانشگاه تهران در پیامی خطاب به مردم تهران.
تشکیل جلسه شورای انقلاب همزمان با درگیریهای دانشگاه تهران و تصمیم درمورد حضور اعضای این شورا و هیئت دولت در دانشگاه در روز بعد و تدوین نظام جدید آموزشی برای سال تحصیلی آینده؛ سخنان حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی دراینباره.
تحرکات، درگیریها و عدم تحویل دفاتر برخی گروهها ازجمله دانشجویان پیشگام {شاخه دانشجویی سازمان چریکهای فدایی خلق} و دانشجویان هوادار سازمان پیکار در دانشگاههای تهران و شهرستانها {مشهد، تبریز، کرمانشاه، اهواز، آبادان، رشت، ارومیه، زنجان، اراک، گرگان، سمنان، بابل، بابلسر، آمل، لنگرود، ملایر، آباده و شاهرود}.
تجمع، درگیری و راهپیمایی در شیراز در ادامه حوادث مربوط به دانشگاه شیراز؛ شروع با تجمع عدهای در مقابل دانشکده پزشکی دانشگاه شیراز و حادشدن مسائل در ادامه بهصورتی فراتر از یک درگیری دانشجویی؛ صدور پیام ازسوی آیتالله دستغیب و آیتالله ربانی شیرازی دراینباره.
دانشگاه تهران، نقطه اصلی درگیریهای دانشگاهی اخیر، ازجمله مقاومت سازمانهای چریکهای فدایی خلق برای ازدستندادن یک پایگاه مهم؛ تمرکز نیروهای دانشجویان پیشگام و پیکار و... در خیابان 16 آذر و تجمع و زدوخوردهای خونین در محدوده دانشگاه تهران که به کشته و زخمی شدن عدهای منجر شد؛ دیدار 3 تن از اعضای شورای سرپرستی دانشگاه تهران با رئیسجمهور؛ ادامه درگیریها تا ساعاتی از نیمهشب و درنهایت تخلیه مشروط دفاتر گروهها.
راهپیمایی از حسینیه ارشاد تا اقامتگاه موقت امام خمینی در خیابان دربند به دعوت دانشجویان وابسته به انجمنهای اسلامی و سازمانهای دانشجویان مسلمان سراسر کشور؛ سخنان امام خمینی درباره اصلاح دانشگاهها در این تجمع.
ضمیمه گزارش4: طرح مسئله اختلافات جناحی در حاشیه بازگوکردن یادداشت سال گذشته برژینسکی.
ضمیمه گزارش12: گفتوگوی فرماندهان سپاه راجع به سنندج در جلسه بررسی و تحلیل مسائل کردستان.
ضمائم کلی روزشمار 1/2/1359
ضمیمه اول روزشمار 1/2/1359: بازتاب تشنجهای کنونی روابط ایران و امریکا در رسانههای جهان.
ضمیمه دوم روزشمار 1/2/1359: سخنرانی نیوسام در نشست مرکز مطالعات کشورهای همسایه خلیجفارس.
ضمیمه سوم روزشمار 1/2/1359: بازتاب روابط کنونی ایران و عراق در رسانههای جهان.
گزارش روزشمار 2/2/1359
سخنان کارتر و دیگر مقامات {جردن و هویزر} در پیشبرد پروژه غافلگیری؛ ترسیم اقدام نظامی امریکا دورتر از آنچه روز قبل تعیین شده است و درعینحال زمینهسازی کارتر برای آن؛ اختصاص بخشی از سخنرانی بنیصدر در دانشگاه تهران به این مقوله که امریکاییان خواب حمله مسلحانه نبینند.
ابراز امیدواری کارتر درمورد خودداری خانوادههای گروگانهای امریکایی از سفر به ایران در حاشیه زمینهسازی وی برای اقدام نظامی و درعینحال حضور والدین جوانترین گروگان امریکایی در تهران برای ملاقات با وی؛ تماس روابطعمومی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مستقر در لانه جاسوسی با صداوسیما و توضیح درباره ابراز رضایت این خانواده از ملاقات با پسرشان؛ اظهار ناخشنودی مقامات امریکا از سفر این خانواده.
آغاز اجلاس وزرای امور خارجه کشورهای عضو بازار مشترک اروپا در لوکزامبورگ برای تصمیمگیری درباره تحریم اقتصادی ایران و چگونگی حمایت از امریکا؛ پیشنهادهای انگلیس ازجمله قطع خرید نفت از ایران، تعلیق موافقتنامههای اقتصادی کشورهای عضو با ایران و قطع صادرات به این کشور بجز دارو و مواد غذایی و... ؛ تعیین مهلت برای ایران و تصمیم کشورهای عضو بر بهمرحله عملدرآوردن برنامه جمعی تحریم اقتصادی چنانچه ایران تا 17 ماه مه {27 اردیبهشت} برای رهایی گروگانها اقدامی نکند.
نمونه رفتار اقتصادی کشورهای بلوک شرق در اتخاذ مواضعی متفاوت با غربیها؛ همسویی ایران با دیگر کشورها در تحریم المپیک مسکو در دفاع از مقاومت افغانستان علیه اشغال این کشور بهدست شوروی.
قطع صدور نفت ایران به ژاپن {از روز قبل} بر سر اختلاف در قیمت و مقارن با حضور نماینده این کشور در اجلاس لوکزامبورگ بهقصد همراهی با حرکت آتی کشورهای اروپایی؛ تدارک امریکا برای جبران قطع صدور نفت ایران به ژاپن؛ ابراز تمایل امارات متحده عربی برای جبران کمبود نفت کشورهایی که ایران صدور نفت خود را به آنها قطع کرده است؛ مواضع متفاوت لیبی.
31وضع ویژه عربستان سعودی از متحدان اصلی امریکا در صفبندی منطقهای: نوعی رقابت {همراه با دشمنی} ایدئولوژیک با دولت جدید ایران؛ مطرحشدن جریانی با نام سازمان انقلاب اسلامی جزیرۀالعرب در بعضی مطبوعات و محافل ایران و تبلیغ و ترویج برای آن ازجمله برگزاری نشست مطبوعاتی که گزارش آن در شماره امروز روزنامه جمهوری اسلامی درج شد. گزارشی از وضع عربستان سعودی، کارهای انقلابی و علنیشدن مسئله نارضایتیها در این کشور.
گزارشهایی از منابع ملی مرتبط با ایران از کوشش مقامات عراقی در بسط دشمنی با ایران؛ وحدت نظر مقامات ایران در نوع برخورد با عراق ازجمله در مواضع بنیصدر {در مصاحبه با هفتهنامه المجله} و قطبزاده {با رد مورد میانجیگری}.
تحرکات و تعرضات پراکنده ارتش عراق در مرز ایران درقالب تیراندازی با سلاح سنگین، حفر سنگر، تقویت پاسگاه مرزی و اعزام نیرو؛ تصمیم عراق مبنیبر احضار به خدمت افراد ذخیره برای بار چهارم.
تحرکات ایذایی عراق و مهاجمان داخلی وابسته در نواحی مرزی ایران؛ ازجمله حمله به پاسگاه درمله در نواحی مرزی کرمانشاه و درگیری نیمهشب در ازگله و انفجار در خطوط لوله نفتشهر به پاطاق در ناحیه چقاحمام؛ گزارش احتمال مینگذاری در جادهها و حمله به پاسگاهها.
بمبگذاری و اقدامات ایذایی عوامل عراق در مناطق عمومی ایران؛ انفجار بمب در مقابل یک چلوکبابی در تهران؛ بهگلولهبستن اتومبیل حامل پاسداران در پنجکیلومتری خرمشهر؛ اعلام خبر دستگیری یکی از عاملان انفجار لوله نفت در منطقه گاومیش بهدست سپاه دزفول؛ دستگیری 3 تن حامل سلاح و مهمات توسط مأموران ژاندارمری گروهان خسروآباد؛ فعالیت جاسوسی عراق ازسوی عوامل وابسته به جبهۀالتحریر در خوزستان.
تداوم اخراج کسانی که اقوام ایرانی دارند {حتی آنهایی که تابعیت و شناسنامه عراقی گرفتهاند} از عراق و رسیدن آمار معاودین به بیش از بیستوپنجهزار نفر؛ مشکلات مربوط به نفوذ عوامل بعثی، رفع نیازهای راندهشدگانی که به بستگان خود تحویل داده نشدهاند و در اردوگاهها هستند.
اعلام قطعیت شهادت آیتالله سیدمحمدباقر صدر و خواهرش؛ اعلام سه روز عزای عمومی و یک روز تعطیل عمومی؛ بیانیه شورای انقلاب، وزارت امور خارجه ایران، آیتالله منتظری و امام خمینی دراینباره؛ درخواست گروهی از هواداران آیتالله صدر برای پخش رسمی خبر شهادت وی از صداوسیما.
ادامه درگیریها در سنندج؛ درگیریهای شدید در اطراف باشگاه افسران و ساختمان رادیو تلویزیون و فرودگاه سنندج؛ اظهارات سخنگوی دفتر شیخ عزالدین و اطلاعیه نیروی زمینی ارتش درمورد شدت و ادامه درگیری در طول روز جاری؛ درخواست ارتش مبنیبر تخلیه خانههای اطراف باشگاه و رادیو تلویزیون سنندج؛ گزارشهای مختلف از وضعیت جنگزده و متشنج شهر سنندج؛ ابراز تمایل تاکتیکی گروههای مسلح غیرقانونی به پایان درگیری تا پایان امروز و پذیرفتن مشروط آن در اطلاعیه ستاد مشترک ارتش ضمن مزدور بیگانه و خودفروخته خواندن طرف مقابل.
اشتراکنظر اخیر مسئولان نظام و دستاندرکاران ذیربط درمورد ضرورت قاطعیت در حل مسئله گروههای مسلح غیرقانونی در جلسه شورای امنیت ملی، ازجمله در اظهارات فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش، ابوشریف فرمانده عملیاتی سپاه، ظهیرنژاد فرمانده ژاندارمری؛ سخنان امروز بنیصدر در دانشگاه تهران دررابطهبا کردستان.
ادامه تحرکات و درگیریهای پراکنده در دیگر مناطق کردنشین بجز سنندج، ازجمله سقز و
پاوه، درگیری جزئی در حوالی بیجار و نیز شاهیندژ که عرصه درگیری مهمتری بود.
اجتماع میلیونی مردم تهران در خیابانهای اطراف دانشگاه تهران به دعوت قبلی رئیسجمهور و شورای انقلاب؛ سخنرانی بنیصدر درباره مسائل اخیر دانشگاهها؛ راهپیمایی جمعیت در پایان مراسم بهسمت لانه جاسوسی؛ سپاسگزاری بنیصدر از برقراری آرامش و استقرار حاکمیت دولت در تخلیه دانشگاهها در یک پیام رادیویی خطاب به ملت ایران.
تعیین تکلیف نهایی و تخلیه دفاتر در دیگر دانشگاههای تهران {پلیتکنیک، تربیتمعلم و دانشگاه ملی}؛ اطلاعیه شورای دانشجویان دانشگاه فارابی مبنیبر بازگشایی هرچه زودتر این دانشگاه.
نزدیکشدن وضعیت دانشگاه در شهرستانها به وضعیت نهایی موردنظر نظام ازجمله در شیراز، اصفهان، تبریز، ارومیه، همدان، بابل، سمنان، قائمشهر، کرمانشاه، زاهدان، اهواز و آبادان؛ ضایعات و خسارات انسانی حوادث امروز دانشگاه گیلان: تقویت موقعیت موافقان فعال نظام در رشت با ورود چهرههایی چون هادی غفاری، تداوم وخامت اوضاع تا شب و قطع اخبار سراسری و حضور انصاری استاندار گیلان، هادی غفاری و ابوالحسن کریمی دادستان انقلاب اسلامی گیلان در تلویزیون.
اعلام موضع گروهها و جریانهای مختلف درباره حوادث دانشگاهها؛ گزارش تلاش سازمان مجاهدین خلق برای رد اشکالات وارد به این سازمان درمورد تحویلندادن سلاح؛ مواضع دیگر گروهها در حوادث اخیر: راه کارگر، اتحادیه کمونیستهای ایران، حزب توده، حزب ملت ایران، شاخه دانشجویی حزب جمهوری اسلامی و جریان وابسته به بنیصدر.
بازگویی صفبندی و عملکرد جناحهای حکومتی درباره مسئله گروگانهای امریکایی در ایران در شماره امروز روزنامه فرانس سوار {چاپ پاریس}.
ضمیمه گزارش30: نمونهای از چالش های رابطه حسنه ایران و لیبی.
ضمیمه گزارش32: نمونههایی از تبلیغات عراق علیه ایران.
ضمیمه گزارش38: متن کامل اطلاعیه ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران.
ضمیمه گزارش41: گزارش چهار روزنامه انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، کیهان و نامه مردم از تجمع امروز دانشگاه تهران.
گزارش روزشمار 3/2/1359
اقدامات امریکا علیه ایران، افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی در سطح آشکار و پیگیری اقدام نظامی در سطح پنهان؛ اعلام نهایی تصمیمات اجلاس لوکزامبورگ؛ واکنشها در ایران: واکنش آیتالله بهشتی در مصاحبه مطبوعاتی درباره مسائل ایران و امریکا؛ برداشت رایج در ایران از قول روزنامه کیهان؛ تشکیل جلسه کارتر، ونس و برژینسکی و بررسی عملیات نظامی در دست اقدام علیه ایران.
گزارش مندرج در روزنامههای ایران درباره طرح ضربتی برای نجات گروگانهای امریکایی در ایران و جزئیات آن از قول مایلز کوپلند متخصص سابق سیا در امور ایران.
تحرکات عوامل و متحدان امریکا {امارات، عربستان سعودی، دانمارک و ژاپن} برای خنثیکردن تهدیدات متقابل ایران در موضوع نفت.
حمایتنکردن و حتی انتقاد بعضی کشورها و محافل دوست امریکا از افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی امریکا علیه ایران؛ اظهارنظر حبیب شطی دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی، شیخ عیسی بن سلمان آل خلیفه امیر بحرین و یک سخنگوی وزارت امور خارجه اتریش.
اعلام خبر امضای موافقت نامه اقتصادی ایران و شوروی درباره صدور تجهیزات صنعتی و مواد غذایی به ایران و واکنش رسانههای خارجی.
مواضع دوگانه دو نیمه یمن {یمنشمالی یا جمهوری یمن به مرکزیت صنعا و یمنجنوبی یا جمهوری دمکراتیک خلق یمن به مرکزیت عدن} یکی در جانبداری از عراق و دیگری در حمایت از ایران؛ برقراری روابط دیپلماتیک بین ایران و یمنجنوبی.
وضعیت داخلی عراق: اجرای محدودیت جدید برای خارجیان مقیم عراق؛ اعمال فشار بر مخالفان دولت در این کشور و عزل و نصب در ردههای نظامی؛ گزارش احتمال وقوع کودتا در عراق ازسوی اطلاعات ژاندارمری ایران؛ تحرکاتی در رفع حوائج عمومی شهری در مناطق دوردست هممرز با ایران ازسوی دولت عراق.
پیام تسلیت مسعود بارزانی رهبر یکی از جریانهای کرد مطرح در عراق به امام خمینی و رئیسجمهور و نیز پیام آیتالله گلپایگانی به مناسبت شهادت آیتالله سیدمحمدباقر صدر.
تحرکات مرزی عراق علیه ایران: گزارشهایی از تقویت پاسگاهی عراق در خطوط مرزی با ایران.
اقدامات ایذایی عراق ازطریق عوامل داخلی {مهاجمان} در مناطق مرزی غرب و جنوب کشور؛ دستگیری 3 تن از فعالان تحرکات ایذایی؛ اجرای حکم اعدام صادره از دادگاه انقلاب اسلامی دزفول درباره یکی از عوامل انفجار لولههای نفت؛ گزارش رادیو بغداد از فعالیتهای ایذایی مسلحانه در خوزستان.
ابلاغیه رئیس ستاد مشترک ارتش حاوی تدبیر کلی عملیات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب کشور؛ تفاوت تصویری که از نوع همکاری سپاه و ارتش ترسیم شده است: سپاه بیشتر یک تشکل انقلابی با اتکا به عنصر داوطلب است؛ گزارشی از ستاد مشترک ارتش درجهت ناکارآمد معرفیکردن نیروهای سپاه.
شرح ادامه درگیریهای خونین و وضع امروز شهر سنندج؛ بیانیه نیروی زمینی ارتش و مضمون سه بیانیه نیروهای سپاه مستقر در سنندج؛ اظهاراتی مبنیبر تمایل به آتشبس ازطرف نیروهای مسلح مخالف نظام؛ گزارشهایی مبنیبر پذیرش مشروط خروج از شهر توسط ارتش و رد کامل آتشبس ازسوی سپاه؛ اظهارات غنی بلوریان از اعضای رده بالای حزب دمکرات کردستان ایران و کریم حسامی یکی از مسئولان حزب دمکرات؛ گزارشهای داخلی ارتش و سپاه از وضعیت کردستان، نگهداری دهگلان و مناطق اطراف، مشروط بر تصرف گردنه صلواتآباد {تنها راه سوقالجیشی و گلوگاه سنندج}.
درگیریها و تحرکات ایذایی مسلحانه در پاوه و بخشهایی از آذربایجانغربی {ارومیه، سیلوانا، اشنویه، نقده، شاهیندژ، پیرانشهر، مهاباد و تکاب}.
بازتاب وقایع اخیر کردستان در رادیو لندن و خبرگزاری آسوشیتدپرس.
مصاحبه مطبوعاتی آیتالله بهشتی درباره حوادث اخیر کردستان و حوادث دانشگاهها:
«میگویند حمله همهجانبهای علیه کردستان شروع شده است. ... این جمله برای من خیلی سنگین است ما حتی یک حمله علیه کردستان نداشتهایم. ...»
کشیدهشدن فعالیتها و اعلام مواضع به سطح شورای مدیریت در برخی دانشگاهها {دانشگاه تهران، دانشگاه مشهد، علموصنعت، تربیتمعلم و دانشگاه آزاد ایران}.
گزارش درگیریهای جزئی در ادامه تحولات اخیر دانشگاهها در برخی مناطق {تبریز، خاش، لنگرود، آغاجاری، امیدیه و دانشگاه منابع طبیعی گرگان}.
63شرح حوادث رشت و وضعیت بحرانی این شهر: بهجایماندن 7 کشته و شمار زیادی مجروح؛ ورود نیروها و هواداران گروههای چپ از دیگر شهرها؛ درگیری و آتشسوزی در رشت؛ پخش پیام استاندار گیلان از رادیو و دعوت از مردم برای حضور در خیابان و ختم غائله و درنهایت برقراری آرامش نسبی در عصر بنا بر گزارش داخلی سپاه و...
بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق در نکوهش مسئولان و کوشش برای کاهش تأثیر شکست خود دررابطهبا حوادث اخیر دانشگاهها.
ارسال تلفنگرام از وزارت کشور برای سپاه مبنیبر مراقبت از مراسم سازمان مجاهدین خلق در روز کارگر در ترمینال خزانه.
ضمیمه گزارش57: متن کامل اطلاعیه نیروی زمینی ارتش.
ضمیمه گزارش60: نمونهای از اختلافات جناحی بنیصدر و حزب جمهوری اسلامی درپی سرمقاله طعنآمیز روزنامه انقلاب اسلامی علیه حزب.
ضمیمه گزارش61: متن استعفای شورای سرپرستی دانشگاه تهران.
ضمیمه گزارش63: گزارش بعدی استاندار گیلان از حوادث امروز رشت.
گزارش روزشمار 4/2/1359
ادامه دو فضای متفاوت در امریکا درباره ایران؛ تحلیل خطر شوروی برای ایران و ابراز امیدواری برای حل مسئله گروگانها توسط مقامات ایران در سطح علنی و راهیشدن هلیکوپترهای امریکایی از عرشه ناو هواپیمابر نیمیتز {در 30 مایلی ساحل ایران} بهسوی صحرای طبس در سطح سری؛ وضعیت صبر و انتظار در ایران درمورد مسئله گروگانها و اظهارات امروز بنیصدر.
تصمیمات جدید کشورها ازجمله کانادا در همسویی با امریکا و درجهت تحقق تحریمهای سیاسی و اقتصادی ایران؛ تقلیل دیپلماتهای ژاپنی حاضر در ایران؛ ابراز بیتفاوتی وزیران دارایی کشورهای جهان سوم در اجلاس صندوق بینالمللی پول در هامبورگ پس از حمله نوبری رئیس بانک مرکزی ایران به مجازاتهای اقتصادی امریکا؛ اظهارات نوبری درباره خارجکردن وجوه ایران از بانکهای اروپایی؛ تحلیل روزنامه تایمز از وضعیت کنونی ایران و امریکا.
68سرزنش ایران و جمعیتهای عرب دوست آن توسط صدام حسین و تکرار دعاوی دولت عراق درباره عربیبودن خوزستان؛ ادعای وی مبنیبر آموزش ایرانیان برای خرابکاری در عراق توسط بعضی کشورهای عربی؛ اظهارات توهینآمیز صدام درباره امام خمینی و بنیصدر که گویا درصدد لشکرکشی به عراقاند، در تشدید فضای دشمنی در عراق علیه
ایران؛ فرمان صدام مبنیبر اخراج اعضای سازمان جبهه خلق برای آزادی فلسطین به رهبری جرج حبش و بستهشدن دفتر این سازمان در بغداد؛ گزارش درگیریهایی در داخل عراق در ابراز مخالفت با دولت این کشور.
افزایش توفیق عراق در جذب دولتهای عرب وابسته به امریکا: تعریف و تمجید صریح از عراق و توجیه مطامع رژیم آن در اظهارات امروز امیر بحرین، ضمن صحبت از تفاهم مسئولان ایران با بحرین؛ بروز واکنشها به شهادت آیتالله صدر در بحرین.
ادامه تحرکات و انتقالات ارتش عراق در مرزهای ایران: تغییر مکان یک گردان مکانیزه عراق بهطرف منطقه بمو {مقابل پاسگاه باویسی ایران}؛ انتقال سلاح ضدتانک و توپخانه خودکششی همراه خدمه به منطقه مرزی خانقین؛ تجاوز یک فروند هواپیمای عراقی ازطریق جزیره مینو به حریم فضایی ایران و بازگشت آن پس از تیراندازی پاسداران مستقر در فرودگاه آبادان.
اقدامات ایذایی چشمگیر عوامل عراق در مناطق مرزی ایران بهخصوص در منطقه عمومی سرپلذهاب، قصرشیرین و جادههای منتهی به آن؛ حملات به پاسگاه ژاندارمری باویسی؛ درگیری اکیپهای گشتی با مهاجمان در مسیر جاده بالاطاق؛ خنثیکردن دو مین در جاده نفتشهر به قصرشیرین حدود پاسگاه خانلیلی؛ درگیری با کردهای مخالف رژیم صدام در منطقه ازگله دشتذهاب؛ گزارش ستاد مشترک از ورود و تحرک عوامل عراق زیر نظر ارتشبد اویسی بهمنظور اقداماتی نظیر انفجار دکلها، مینگذاری، حمله به پمپبنزینها و خلع سلاح نیروهای ژاندارمری و پاسگاههای آن.
ادامه وضع بحرانی در سنندج: هیچیک از دوطرف نشانهای از عقبنشینی بروز نمیدهند؛ سپاه درحال برداشتن اولین قدمها در راه به فعلیت درآوردن تواناییهای انقلابی و اعتقادی خود: صدور حکم دوزدوزانی فرمانده کل سپاه برای سیدرحیم صفوی بهعنوان رابط عملیاتی سپاه و ارتش در غرب کشور؛ ادامه اعزام نیروهای سپاه به سنندج؛ تدابیری برای افزایش فشار بر گروههای مسلح در سنندج و مقابله با آنان؛ وضعیت امروز شاهیندژ و تکاب: "تکاب در فشار است"؛ گزارش عقبنشینی افراد مهاجم ازطریق راه سنندج قروه، نیاز به تصرف گردنه صلواتآباد توسط نیروهای ارتش و سپاه؛ لزوم حمایت و پشتیبانی از دهگلان ازطریق قروه و بههمت سپاه همدان.
مصاحبه ابوشریف فرمانده عملیات سپاه، راجع به رویدادهای اخیر سنندج: آتشبس و مذاکره فریب و خدعهای بیش نیست، گروههای مخالف در داخل کشور با خارج از مرز در ارتباط هستند.
ناآرامیها در محدوده ارومیه، پل قطور، دره قاسملو، نجفآباد بیجار، مریوان و پاوه؛ هجوم افراد مسلح به ستونی از ژاندارمری که برای تعویض پایگاه هوایی پل قطور عازم این منطقه بودند؛ مورد تهاجم قرارگرفتن 50 نفر از پرسنل لشکر64 ارومیه که برای استحمام به ارومیه آمده بودند هنگام بازگشت به محل مأموریت خود و شهادت 2 نفر؛ تیراندازیهای شدید در حوالی دره قاسملو؛ درگیریها در روستای نوبهار حوالی نجفآباد بیجار؛ گزارش همراهی 3 نفر از پاسداران شهربانی مریوان با گروههای ضدانقلاب؛ گزارش تداوم درگیریها در پاوه.
ادامه ناآرامیها و تنشها در رشت و اهواز علیرغم فروکشکردن بحران موجود در دانشگاهها.
اعلام موضع و نظر سازمانها و گروهها {ازجمله سازمان مجاهدین خلق، جنبش مسلمانان مبارز، جاما، توفان، حزب توده و نیز عدهای از دانشجویان هوادار گروهها در خارج کشور} درباره شرایط جدیدی که درمورد دانشگاهها پیش آمده است.
ملاقات چند تن از اعضای شورای انقلاب با امام و گفتوگو درباره مسائل دانشگاهها؛ مصاحبه هاشمی رفسنجانی: «امام روی تغییر نظام آموزشی تأکید کردند و درمورد استعفای سرپرستان دانشگاه تهران فرمودند: این آقایان خود مسئول این نابسامانیهای دانشگاه هستند اگر هم استعفا نمیدادند باید برکنار میشدند.»؛ اظهارات بنیصدر در مصاحبه با خبرنگار سی.بی.اس امریکا: «تهدید شد تثبیت».
برگزاری مراسمی با عنوان "سالروز کشتار ارامنه به دست ترکان عثمانی" در کلیسای سنت سرکیس واقع در خیابان کریمخان زند تهران و راهپیمایی و تجمع ارامنه؛ مسئله امکان وقوع حمله به سفارت ترکیه در تهران مزید بر مشکلات و مشغلههای عدیده سپاه است.
ضمیمه اول گزارش66: گزارش رادیو امریکا از اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور.
ضمیمه دوم گزارش66: یادداشتهای برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر درباره روند حوادث شب اول عملیات طبس.
گزارش روزشمار 5/2/1359
آغاز مرحلهای حساس در عملیات نجات از نیمهشب گذشته و سرانجام عجیب و غیرقابل پیشبینی عملیات در صحرای طبس.
شروع امروز در ایران با غافلگیری کامل و تداوم این غافلگیری بهصورت غفلت و بیاطلاعی از آنچه رخ داده است و رخ خواهد داد، تا ساعتها؛ بازتاب عمومی انتشار خبر شکست عملیات در صحرای طبس؛ شادمانی مردم از شکست امریکا در سطح وسیع؛ صدور سه اطلاعیه توسط ستاد مشترک ارتش دراینباره؛ بازدید هوایی بنیصدر از بقایای آثار عملیات امریکا و گفتوگوی رادیو تلویزیونی وی دراینباره.
چگونگی اعلام شکست عملیات نجات برای افکارعمومی توسط دولت امریکا؛ سخنرانی تلویزیونی کارتر درباره عملیات طبس: عملیات نجات بلافاصله پس از گروگانگیری در سفارت امریکا در 4 نوامبر گذشته طرحریزی شده بود؛ مصاحبه مطبوعاتی هارولد براون وزیر دفاع امریکا.
پیام رهبران کاخ سفید برای کشورهای متحد امریکا و توضیح درباره عملیات شب قبل؛ ملاقات ونس با سفرای کشورهای متحد و دوست امریکا؛ اظهارات سخنگوی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی {ناتو} در بروکسل.
بازتاب شکست عملیات نجات گروگانها در داخل ایالات متحده؛ واکنش برخی مقامات سیاسی و نیز خانواده گروگانهای امریکایی در مخالفت با این اعلام؛ در ایران حادثه طبس در پرده ابهام است، اظهارات تیمسار سرتیپ ظهیرنژاد فرمانده ژاندارمری ایران در گفتوگوی اختصاصی با خبرگزاری پارس.
اقدام غیرمعمول امریکا با اعلام خبری درباره عملیات نافرجام طبس: یکی از هلیکوپترهایی که در ایران به جا مانده است حاوی مدارک سری است؛ بمباران هلیکوپترهای جامانده امریکایی حاوی اسناد در ساعت 6:30 بعدازظهر و 10:30 شب با تعدادی فانتوم و شهادت محمد منتظرقائم فرمانده سپاه یزد.
اعلام مواضع امروز مقامات ایرانی، صادق قطبزاده و منصور فرهنگ، در قبال اقدام نظامی امریکا درقالب الفاظ قاطع، ولی نهچندان تهدیدآمیز؛ پیام شبهنگام امام خمینی خطاب به ملت ایران، تعیین مشی برخورد در حال و آینده با مسئله گروگانها.
ابهام یا بیاطلاعی مسئولان ایران در نیمه اول امروز از واقعه طبس که بهعنوان نمونه در خطبههای نماز جمعه امروز تهران و در سخنرانی قبل از خطبههای تیمسار فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش و مصطفی چمران سرپرست وزارت دفاع، بروز یافت.
تلاش جریانها و گروههای مختلف سیاسی برای صدور بیانیه و اطلاعیه ولو در آخرین ساعات امروز: اطلاعیه سازمان مجاهدین خلق، سازمان چریکهای فدایی خلق، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی{ضمن بیان سوابق شهید منتظرقائم} و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مستقر در لانه جاسوسی امریکا.
اعلام موافقت دولت جمهوری اسلامی ایران بنا به تصویب شورای انقلاب با تعیین سفارت سوئیس در تهران بهعنوان حافظ منافع دیپلماتیک و کنسولی دولت ایالات متحده امریکا در ایران.
مطرحشدن همکاری با امریکا یا نوعی دخالت توسط کشورهایی چون ترکیه، عمان، بحرین، یونان، آلمانغربی، پرتغال، ایتالیا، انگلیس، شوروی، رژیم اشغالگر قدس و مصر در عملیات طبس و تکذیب همه این کشورها بجز مصر.
موضعگیری کشورهای مختلف جهان در قبال واقعه طبس متناسب با نقش منطقهای و جهانی خود: ابراز نگرانی برخی همراه با انتقاد کشورهای متحد امریکا {انگلیس، آلمانغربی، فرانسه، سوئیس، دانمارک و ژاپن}؛ همدردی همراه با اظهار تأسف ازسوی هند؛ سرزنش شدید توسط شوروی؛ بیانیه والدهایم {دبیرکل سازمان ملل متحد}: ابراز نگرانی، دعوت دوطرف به خویشتنداری و یافتن راهحل مسالمتآمیز؛ اظهار نگرانی محافل دیپلماتیک ناتو در بروکسل ازجمله اظهارات جوزف لامس دبیرکل ناتو: «باید منتظر عکسالعمل بسیار شدیدی ازجانب ایران بود.»
سخنرانی قبل از خطبههای نماز جمعه تهران در فضای سیاسی اجتماعی معطوف به قضیه شهادت آیتالله صدر و اعتراض به رژیم عراق؛ سخنرانی فلاحی در ذکر فداکاریهای ارتشیان، مسئله عراق، مرزهای ایران و مسائل غرب کشور؛ سخنرانی دکتر چمران درمورد آیتالله صدر، عراق و نقش میانجیگری بعضی دولتهای منطقه: «بین ملت ما و صدام حسین خط خون کشیده شده است»؛ گزارش روزنامه نامه مردم از این مراسم.
تحرکات مرزی و اقدامات ایذایی عراق در مرزهای ایران در تنگابنو، ولدکشته، جاده شیخ صله و خانشور، گردهنو و قرهبلاغ؛ اقدام افراد مسلح عراقی به آتشزدن لولههای نفت بیات واقع در بخش مرزی موسیان؛ پرواز یک هواپیمای شناسایی عراق در آبادان ازطریق جزیره مینو؛ تجهیز پاسگاههای عراق در مرز ایران.
تحرکات اطلاعاتی و اقدامات خرابکارانه عوامل عراق در جنوب و غرب؛ وقوع انفجار در مقابل کتابفروشی در خرمشهر؛ صدور حکم اعدام برای یکی از عوامل عراق توسط دادگاه انقلاب اسلامی دزفول و اجرای این حکم.
گزارشهای مختلف از ادامه درگیریها در سنندج؛ درهم شکستن محاصره باشگاه افسران توسط سپاه و تغییر در موازنه درگیریهای شهری، به سود نظام؛ شروع اعزام گروههای امداد و درمان به سنندج.
اقدام حزب دمکرات به واردکردن 2 تراکتور اسلحه از مسکو.
اظهارات بنیصدر در اهواز {قبل از دریافت خبر حمله طبس}: تأکید بر موضع قطعی نظام در حل مسئله کردستان، اشاره به تهدید قاسملو و... .
درگیریهای پراکنده، تحرکات ایذایی و مسلحانه در دیگر مناطق: قروه، مریوان، پاوه، نجفآباد بیجار، بانه، سقز، تکاب، سردشت، مهاباد و ارومیه.
وضعیت عادی {پس از چند روز درگیری} در رشت و اهواز و برگزاری نماز جمعه با حضور عده زیادی از مردم با جهتگیری حمایت مردمی از نظام؛ سخنرانی استاندار گیلان، حجتالاسلام هادی غفاری و آیتالله لاهوتی امامجمعه رشت؛ حضور و سخنرانی بنیصدر در مراسم نماز جمعه اهواز.
صدور بیانیه و ارائه تحلیل وضعیت توسط طرفهای درگیر و گروههای مختلف {سازمان مجاهدین خلق و انجمنهای اسلامی و سازمانهای دانشجویان مسلمان دانشگاهها و مدارس عالی کشور} درباره حوادث دانشگاهها.
صدور بیانیه و دستورالعمل درونگروهی حزب جمهوری اسلامی، درباره نوع برخورد با بنیصدر.
سه مطلب گویای مواضع از روزنامه حزب توده و یک مقاله از حزب رنجبران در تقابل با حزب توده و دیدگاههای آن.
گزارش سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در ارزروم ترکیه از مصاحبه خبرنگار روزنامه ترجمان با آیتالله شریعتمداری در قم.
ضمیمه اول گزارش79: توضیحاتی درباره اختلاف تعداد هواپیماهای ذکرشده در منابع مختلف.
ضمیمه دوم گزارش79: یادداشتهای برژینسکی از روز غمانگیز؛ وضع طبس و انعکاس آن به کاخ سفید.
ضمیمه سوم گزارش79: هویت کشتهشدگان و مجروحان امریکایی در واقعه طبس طبق اعلام وزارت دفاع امریکا.
ضمیمه اول گزارش81: گزارش مهم تلویزیونی جیمی کارتر درباره عملیات طبس به روایت رادیو امریکا.
ضمیمه دوم گزارش81: گزارش رادیو امریکا از مصاحبه مطبوعاتی هارولد براون وزیر دفاع امریکا، درباره عملیات طبس.
ضمیمه گزارش84: دو گزارش تحلیلی داخلی و خارجی درباره بمباران هلیکوپترهای امریکایی.
ضمیمه گزارش85: مشروح پیام امروز امام خمینی درباره حادثه طبس.
ضمیمه گزارش87: متن کامل اطلاعیه امروز دانشجویان مسلمان پیرو خط امام درباره حادثه طبس.
ضمیمه گزارش89: خبرهای بعدی مبنیبر استفاده امریکا از پایگاههای نظامی عمان و کوشش این کشور برای خنثیکردن آثار آن.
ضمیمه گزارش98: گزارش خبرگزاری پارس از اعزام آیتالله لاهوتی به رشت بهعنوان نماینده رئیسجمهور برای حل درگیریهای رشت، مواضع نامبرده و برخی حواشی آن.
گزارش روزشمار 6/2/1359
ابتکار ایران در تعدد مراکز نگهداری گروگانها بعد از ماجرای طبس و درجهت انفعال امریکا درزمینه اقدامات عملی بعدی؛ انتشار یکصدو سیزدهمین اعلامیه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام؛ بررسی امکان اقدامات آتی توسط دولت امریکا.
نامه هیئت نمایندگی امریکا در شورای امنیت سازمان ملل برای ریاست این شورا: حق مسلم و دفاع از خود دانستن اقدام نظامی برای نجات جان گروگانها؛ اظهارات رئیس مجمع عمومی سازمان ملل متحد و صادق قطبزاده دراینباره.
افسردگی و ناراحتی رئیسجمهور امریکا از شکست عملیات نجات در ایران و منتفیشدن سفرهای داخلی وی در آستانه انتخابات؛ وجود وضع مشابه کارتر در بسیاری دیگر از نخبگان امریکا طبق نوشتههای سایروس ونس.
سرزنش رئیسجمهور امریکا به صراحت یا به تلویح توسط عدهای از مقامات امریکایی ازجمله اعضای مجالس قانونگذاری امریکا؛ اظهارات هنری کیسینجر، ریچارد نیکسون و جان آندرسن؛ کوشش برنامه فارسی رادیو امریکا در دفاع از کارتر؛ اظهارات سناتور رابرت برد رهبر اکثریت در سنای امریکا.
دو نمونه از بیانات ایرادشده در حاشیه بخش اعلامنشده و مکتوممانده طرح مربوط به عملیات طبس: فاشکردن مطالبی در گزارش روزنامه واشنگتن پست و اظهارات یک عضو پارلمان ژاپن.
اظهارنظر و اعلام موضع عدهای از شخصیتهای سیاسی کشورهای متحد امریکا {فرانسه، انگلستان، آلمانغربی، ایتالیا، استرالیا، اسرائیل، ترکیه و ژاپن} درباره حوادث اخیر پیشآمده در روابط امریکا و ایران.
مواضع دولتهای مخالف امریکا {ویتنام، لیبی، سازمان آزادیبخش فلسطین و سوریه} درمورد حوادث اخیر پیشآمده در روابط امریکا و ایران؛ اظهارات شاذلی قلیبی دبیرکل اتحادیه عرب و عبدالعزیز حسینی وزیر مشاور در نخستوزیری کویت.
بازتاب اقدام نظامی ناموفق امریکا در طبس و موضعگیریهای مختلف رسانههای گروهی جهان.
تظاهرات ضدامریکایی و به نفع ایران در اعتراض به اقدام امریکا در طبس در چند نقطه جهان ازجمله در لبنان، بحرین، پاکستان، انگلستان و آلمانغربی.
اعلام خبر مراجعت سفرای ژاپن و انگلستان به تهران، این افراد پیشتر به کشورهایشان فراخوانده شده بودند. 8 تکنسین انگلیسی که در سیستم هدایت کشتیها کار میکردند ایران را ترک کردهاند.
اظهارات صادق قطبزاده در آستانه سفر به سوریه: اگر قرار بر این باشد در مرزهای ما مینگذاری کنند و صدور نفت ما را به دنیا متوقف نمایند، هیچ دلیلی ندارد که ما بگذاریم نفت دیگری از خلیجفارس به دنیا صادر شود؛ ورود قطبزاده به دمشق؛ شرکت در مراسم ختم آیتالله صدر؛ فعالیتهای غیرعلنی قطبزاده درطول این سفر: گزارشهای غیررسمی از تماس وی با رابطان خود و پیام به امریکاییان که نه او و نه امام خمینی درپی انتقامجویی از گروگانها نیستند.
محکومیت اقدام امریکا و تحلیل رفتار آن در ایران؛ اطلاعیه ستاد مرکزی "بسیج ملی جمهوری اسلامی ایران"؛ بیانیه آیتاللهالعظمی گلپایگانی؛ پیام مسعود بازرانی؛ اظهارات آیتالله مهدوی کنی و تیمسار فلاحی؛ بانگ "الله اکبر" مردم ایران بر بالای بامها همراه با شعارهای ضدامریکایی.
اظهارنظر راجع به موضوع بمباران وسایل جامانده امریکاییها در طبس، ازسوی بعضی مقامات در امریکا و ایران.
استفاده جناحی بنیصدر در کنار تلاش برای حل معضلات عدیده داخلی و خارجی که با آن مواجه است: استفاده از "فرصت" برای در یک کاسه قراردادن کلیه مخالفان در سرمقاله امروز بنیصدر با عنوان "معنی تجاوز".
اظهارات بنیصدر در نشست مطبوعاتی امروز درباره حادثه طبس، سیاست ایران در قبال عمان و تنگه هرمز، اجساد باقیمانده امریکاییان، کردستان، سیاست ایران در برخورد با دولتهای یاریکننده امریکا در قضیه طبس. بنیصدر: «من بهعنوان رئیسجمهور باید ایجاد تفاهم بکنم و... حالا اگر بعضیها بودند که در قلوبشان مرض بود و بههیچوجه تن به همکاری ندادند، البته مضایقهای از معرفی آنها نخواهد شد»؛ حضور مادر یکی از گروگانهای امریکایی در جریان مصاحبه مطبوعاتی در کنار بنیصدر، سپاسگزاری از مردم ایران و شخص بنیصدر و ابراز تأسف از حمله نظامی امریکا.
تبلیغات شدید و حتی خارج از عرف و نزاکت رسانهای و دیپلماتیک علیه شخص امام خمینی در عراق، در چارچوب فضاسازی ضدایرانی در این کشور؛ اظهارات امروز صدام حسین؛ حضور آیتالله منتظری در منزل آیتالله سیدمحمد شیرازی و گفتوگو با وی درباره مسائل جاری ایران و عراق.
پرداختن به قضیه شهادت آیتالله صدر همزمان با محکومکردن اقدام نظامی امریکا؛ روزنامه جمهوری اسلامی: «ایران در سوگ آیتالله صدر گریست»؛ ادامه درگیری قبلی بین جریان حاکم بر روزنامه جمهوری اسلامی و جریان حاکم بر خبرگزاری پارس و وزارت ارشاد: «وزارت ارشاد شریک جرم در شهادت آیتالله صدر است.»
بیروت، عرصه درگیری موافقان و مخالفان دولت صدام حسین: انفجار در یکی از مراکز رژیم عراق در این شهر. بیانیه گروهی با عنوان جبهه آزادیبخش بحرین علیه عراق؛ ورود
اعضای جبهه خلق برای آزادی فلسطین به بیروت درپی اخراج آنها از عراق.
خبر عجیب کیهان و گزارش داخلی سپاه از ورود غیرمجاز سفیر موریتانی در عراق به خاک ایران ازطریق مرز شلمچه و دستگیری وی با هشیاری سپاه پاسداران؛ اظهار بیاطلاعی وزارت امور خارجه از این موضوع.
ادامه تحرکات ایذایی عراق در خوزستان درقالب ایجاد انفجار و نیز نفوذ و فعالکردن عناصر مستعد خرابکاری؛ 2 انفجار {در فلکه راهآهن و در یک کتابفروشی} در خرمشهر؛ تحصن افرادی تحتعنوان "دیپلمههای بیکار" در شادگان و دادن شعارهایی به نفع صدام حسین. گزارشی از درنظرگرفتن حقوق ماهیانه برای اعضای جبهه آزادیبخش خوزستان توسط وزارت کشور عراق. گزارشهایی از تطمیع و ارسال افراد ازسوی عراق برای خرابکاری در ایران.
ادامه ورود راندهشدگان عراق به مناطق مرزی ایران: ورود 1031 نفر در 24 ساعت گذشته؛ آمار کلی راندهشدگان.
تحرکات پاسگاهی، نظامی و اطلاعاتی ارتش عراق در نوار مرزی ایران: استقرار تجهیزات نظامی و دیدبانی {در قلعهیهودی، گرگ، واصلیه و...}؛ ورود یک کشتی روسی حامل محموله نظامی به بندر امالقصر.
گزارشهایی با جهتگیری متفاوت از ژاندارمری و سپاه درباره وضع پاسگاهی و خطوط مرزی ایران؛ نصب عکس امام موسی صدر و دادن شعار توسط پاسداران؛ گزارش سپاه از حفاظت ضعیف نیروها از مرزها.
گزارشهایی از ادامه درگیریها، تحرکات و درخواست نیرو در سنندج؛ برتری چشمگیر نیروهای دولتی نسبت به طرف مقابل؛ صدور بیانیه توسط پاسداران مستقر در سنندج.
دو دسته خبر متفاوت درباره خروج مردم از سنندج و وضعیت این شهر ضمن درگیری گروههای مسلح غیرقانونی با نیروهای سپاه و ارتش.
درگیریها در دیگر مناطق کردستان: بانه و سقز، مهمترین کانونهای درگیری مناطق کردنشین بعد از سنندج؛ گزارش فرمانده پادگان بانه: «تعدادی کشته و مجروح که بهعلت عدم تخلیه آنها اجساد دچار عفونت [شده] و جان مجروحان در خطر است، جان پرسنل از تشنگی به لب رسیده و مهمات، سوخت و جیره غذایی رو به اتمام است»؛ وضعیت فوقالعاده در بوکان تحتتأثیر وضعیت سقز.
تحرکات ایذایی و درگیریهای پراکنده در مناطقی دیگر از کردستان، آذربایجانغربی و حتی کرمانشاه. گزارشها از کرمانشاه، باینگان، پاوه، مریوان، شاهیندژ، میاندوآب و ارومیه.
دستور ریاستجمهوری و شورای انقلاب مبنیبر دایرشدن کلاسهای درس دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و تشکیل بعضی کلاسها با حضور تعداد کمتر از معمول دانشجویان؛ وضعیت امروز دانشگاه ملی ایران، دانشگاه علموصنعت، پلیتکنیک، دانشکده مهدی رضایی و دانشگاه تهران؛ وضع نامرتب کلاسها در مراکز آموزش عالی مهم شهرستانها {دانشگاههای تبریز، مشهد، اصفهان، صنعتی اصفهان و گیلان}؛ بقایا و آثار ناآرامیهای روزهای قبل اهواز، اجتماع خانوادههای دستگیرشدگان اهواز در اطراف دادگاه انقلاب، اعلامیه دادگاه انقلاب: در چند روز آینده تکلیف دستگیرشدگان معلوم میشود.
اعلام دیدگاهها و مواضع مسئولان همزمان با ایجاد آرامش و فروکشکردن تدریجی بحران در دانشگاهها: مصاحبه بعدازظهر امروز رئیسجمهور بنیصدر و اطلاعیه آیتالله مهدوی کنی سرپرست کمیته انقلاب اسلامی.
اعلام موضع و پرداختن به وضع اخیر دانشگاهها توسط جریانهای مختلف چون روزنامه انقلاب اسلامی ارگان هواداران بنیصدر، روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده و سازمان مجاهدین خلق.
دو نمونه از تحرکات دانشجویان ایرانی در خارج از کشور؛ تظاهرات حدود 250 دانشجوی چپگرای ایرانی در برلنغربی و تظاهرات 60 دانشجوی ایرانی در سفارت ایران در وین.
ضمیمه گزارش103: متن کامل یکصدو سیزدهمین اطلاعیه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام.
ضمیمه گزارش113: گزارش پیر سالینجر خبرنگار معروف امریکایی از تماس تلفنی قطبزاده با رابطهای فرانسوی و امریکایی و شرایط و زمینههای آن.
ضمیمه گزارش114: متن کامل دومین نامه و پیام مسعود بارزانی، رئیس حزب دمکرات کردستان عراق در محکومیت اقدام امریکا.
ضمیمه گزارش 115: اظهارات یک فرد نظامی درباره نقش شوروی در انهدام پرندههای امریکایی.
گزارش روزشمار 7/2/1359
تهدید نظامی ایران توسط دو مقام عالیرتبه امریکا {هارولد براون و برژینسکی} و درعینحال منتفی اعلامکردن اقدام سریع نظامی امریکا ازسوی یک مقام کاخ سفید؛ حکم امام خمینی به بنیصدر «برای دعوت از کشورهای مختلف جهان برای رسیدگی به جرایم امریکا در حمله نظامی به ایران»: امام خمینی امریکا را با عنوان "جهانخوار" و رژیم امریکا را "آدمخوار" یاد کرد؛ محکومکردن امریکا ازسوی وزیر امور خارجه ایران در یک مصاحبه مطبوعاتی در دمشق؛ ابراز قاطعیت در قبال امریکا و گروگانها توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با صدور دو اطلاعیه دراینباره.
انتقال اجساد سوخته امریکاییان از طبس به تهران و نمایش آن در تلویزیون؛ قراردادن اجساد در "لانه جاسوسی"؛ پیام سپاه یزد دراینباره: تأکید بر شرکت وسیع عوامل داخلی در بخشهای فاشنشده طرح و ضرورت تحقیق جدی درباره بمباران هلیکوپترها؛ تشییعجنازه محمد منتظر قائم فرمانده سپاه یزد که در طبس به شهادت رسیده بود؛ اطلاعیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دراینباره.
اظهارنظر شخصیتهای متفاوت {عزتالله سحابی، صادق طباطبایی، منصور فرهنگ و آیتالله خلخالی} درباره حادثه طبس.
حساسیت زیاد در ایران روی قضیه بمباران هلیکوپترهای جامانده در طبس و جوانب آن؛ از 5 هلیکوپتر باقیمانده از حضور کماندوهای امریکایی در نزدیکی طبس، 3 فروند بهوسیله نیروی هوایی منهدم شده است؛ مصاحبه مطبوعاتی آیتالله خلخالی: از مقامات میخواهیم به مردم جواب بدهند و مردم را قانع کنند. تحلیل موضوع در ارگان حزب توده؛ توجه خاص
رسانههای خارجی به مسئله عوامل داخلی همدست امریکا؛ گفتوگوی کیهان با فرمانده نیروی هوایی ارتش در همین زمینه.
حساسیت درزمینه حفاظت از ساختمان محل استقرار گروگانهای امریکایی، نمونههایی از گزارشها از هرگونه تحرک مشکوک؛ تیراندازی شبهنگام عدهای ناشناس در محدوده لانه جاسوسی.
زمینهسازی برای نزدیکی ایران به بلوک شرق و متحدان آن، هرچند نهچندان جدی، در واکنش به فشارهای امریکا؛ اظهارات معینفر وزیر نفت و صدر وزیر بازرگانی، دراینباره؛ پیام فیدل کاسترو رهبر انقلاب و رئیس حکومت کنونی کوبا به امام خمینی.
اجلاس سران 9 کشور عضو بازار مشترک اروپا در لوکزامبورگ؛ یونایتدپرس: در جریان اجلاس عالی بازار مشترک اروپا نشانه ای دال بر انتقاد از کارتر وجود ندارد.
ادامه اعلام مواضع و اظهارنظر مقامات کشورهای مختلف در قبال حادثه طبس؛ اظهارات وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی، وزیر امور خارجه آلمان فدرال، نخستوزیر ژاپن و وزیر امور خارجه ترکیه، تماس سفیر پاکستان با موسوی گرمارودی مشاور مطبوعاتی و فرهنگی رئیسجمهور و تقدیم متن بیانیه شدیداللحن سخنگوی اداره امور خارجه پاکستان علیه امریکا؛ اظهارات یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین؛ بیانیه جبهه اسلامی آزادیبخش بحرین؛ اظهارات شاذلی قلیبی دبیرکل اتحادیه عرب؛ گزارش رادیو لندن از مواضع دبیرکل گروهی با عنوان "سازمان کنگره اسلامی" که از کوشش نظامی امریکا برای آزادی گروگانها ابراز نگرانی و انزجار کرده است.
اعلام موضع گروهها و جریانهای سیاسی مختلف داخل کشور: حزب جمهوری اسلامی، جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران {جاما گروه دکتر سامی}، جنبش مسلمانان مبارز {گروه دکتر پیمان}، گروه سیاسی ایران امروز، حزب رنجبران ایران، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، حزب توده ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران و تشکلهای وابسته این سازمان ازجمله انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران، درباره حادثه طبس و جوانب آن.
رواج وسیع خبرهای مربوط به کودتا علیه صدام و اخباری مبنیبر کشتهشدن وی؛ ابراز خوشحالی صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران هنگام شنیدن خبر کشتهشدن صدام درحین انجام یک مصاحبه مطبوعاتی در سوریه؛ تأکید سازمان پیکار اسلامی عراق بر اینکه صدام حسین توسط اعضای این سازمان ترور شده است؛ تکذیب این خبر ازسوی خبرگزاری رسمی عراق و سفیر عراق در سازمان ملل: گزارشهای مربوط به کشتهشدن رئیسجمهور عراق یک دروغ ایرانی است؛ گزارش شهربانی کرمانشاه مبنیبر شنیدهشدن صدای تیراندازی با سلاحهای سنگین از داخل خاک عراق؛ شادی اهالی مرزنشین قصرشیرین درپی شنیدن خبر کودتا در بغداد و کشتهشدن شوهر خواهر صدام حسین.
مواردی از وضع داخلی عراق: فراگیرشدن فضای رعب و سرکوب توسط دولت بعث، گزارشهایی حاکیاز اعدام افراد و حتی اعدامهای گروهی و دستهجمعی همزمان با تبلیغات برنامهریزیشده حکومت بعث؛ وجود مقاومت و تحرکات علیه حکومت، تحرکات دیگری از قبیل بمبگذاریها که عراق برخی از آنها را به عوامل ایرانی نسبت میدهد؛
موضع حزب کمونیست عراق در قبال شهادت آیتالله صدر.
ادامه اخراج ایرانیان و شیعیان از عراق؛ اخیانی فرمانده ناحیه ژاندارمری کرمانشاه: جمع راندهشدگان به 28458 نفر رسید؛ مشکلات ناشیاز نفوذ عوامل دولت عراق در پوشش معاودین.
ادامه تحرک، برخوردهای ایذایی، نقلوانتقال، تدارک و تجهیز و... عراق در مرزهای جنوب و غرب ایران.
اقدام عراق به تجاوز هوایی به خاک ایران؛ فرود اجباری یک هواپیمای عراقی در خاک ایران در 60 کیلومتری پایگاه وحدتی دزفول و انتقال یک خلبان و 6 سرنشین
آن به تهران؛ ورود و سپس فرار 2 فروند جنگنده نیروی هوایی عراق از محل سقوط هواپیمای مذکور.
گزارشهایی از ادامه اقدامات عراق علیه ایران ازطریق عوامل خود در خوزستان؛ اسکان تعدادی از ایرانیان فراری به خاک عراق که از این کشور تقاضای پناهندگی سیاسی نمودهاند.
آرامش نسبی موقت در ادامه حوادث کردستان: مراکز مهم این شهر نیز چون استانداری، باشگاه افسران، فرودگاه، رادیو و تلویزیون و جهاد سازندگی در کنترل سپاه پاسداران قرار دارد؛ این شهر با کمبود مواد غذایی مواجه است.
سقوط یک فروند هلیکوپتر کبری ارتش و اسارت خلبانان آن بهدست افراد وابسته به گروه کومهله؛ گزارشی از دریافت کلیه مکالمات هلیکوپترها ازطریق ضدانقلابیون با دراختیارداشتن گیرنده موج FM.
اظهارات و اعلام نظر شیخعزالدین حسینی و یک عضو مرکزیت حزب دمکرات درباره وضع و حوادث سنندج و از سوی دیگر اطلاعیههای ارتش و سپاه و اظهارات سخنگوی ستاد مرکزی سپاه، صباغیان و بنیصدر دراینباره.
فضای امروز قم، کاشان، رفسنجان و ارومیه تحتتأثیر تشییعجنازه شهدای درگیریهای کردستان.
پس از سنندج، جدیترین درگیریهای مناطق بحرانی کردنشین مربوط به بانه است؛ محاصره پادگان این شهر و گلولهباران و خمپارهباران مواضع نیروهای سپاه و ارتش مستقر در آن.
تحرکات ایذایی، نقلوانتقال نظامی و درگیری در دیگر مناطق کردنشین ازجمله نقده، میاندوآب، تکاب، پیرانشهر و سقز.
درج متن مصاحبه قبلی روزنامه انقلاب اسلامی با احمد مفتیزاده {لیدر اسلامگرایی در سنندج و قطب قدرت مقابل مارکسیستها} با عنوان: "مفتیزاده چرا ترک دیار کرد، آیا ترک سنگر مبارزه بود یا یک هجرت اسلامی".
156تبعات و بازتاب حوادث اخیر دانشگاهها؛ اهواز: امروز شهر مجدداً وضع طبیعی خود را از دست داد؛ تهران: گفتوگوی رئیس دانشگاه ملی ایران؛ خبرهای تصمیمگیری شورای انقلاب در جلسه شب هنگام این شورا: دانشکدهها و دانشگاههایی که باز میشوند باید در روز 14 خرداد ترم امسال خود را به پایان برسانند، در شرایطی که هنوز کلاسهای دانشگاهها بهطور مرتب تشکیل نمیشود.
حزب توده در اذهان عمومی بیشتر روسی است تا ایرانی، اما میکوشد تا به نظام و در جناحبندی آن به جناح خط امام نزدیک شود؛ ذکر دو گزارش از روزنامه این حزب با جهتگیری حمایت از روسیه و در ادامه 2 درگیری {مختصر} که بهوسیله حزب، با جهتگیری تبلیغاتی لازم گزارش شده است.
اطلاعیه ستاد برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در دعوت از کلیه شوراهای اسلامی کارخانجات بهمنظور مشارکت و بهتر برگزارنمودن مراسم روز جهانی کارگر؛ تحرکات کارگری در پالایشگاه آبادان در آستانه روز کارگر.
گزارش روزنامه بامداد از تحولاتی در امر تعیین قضات و حکام شرع دادگاههای انقلاب و اطلاعیه دفتر آیتالله منتظری درمورد استعفای اعضای شورای این دفتر.
ضمیمه گزارش140: گزارش امروز رادیو امریکا از مواضع کشورهای اروپایی که مؤید ناخرسندی آنان از اقدام اخیر امریکا است و پاسخ وزیر دفاع امریکا.
ضمیمه گزارش147: تفاوت اطلاعات در منابع گوناگون درباره حادثه سقوط هواپیمای عراقی در ایران.
گزارش روزشمار 8/2/1359
ادامه تصمیمسازی و تصمیمگیری در امریکا و ایران؛ گزارش کارتر به کنگره درباره عملیات طبس، خروج کارتر از کاخ سفید و واشنگتن و پرواز به سانآنتونیو برای ملاقات با مجروحان حادثه طبس؛ مصاحبه بنیصدر با رادیو فرانسه درمورد حل بحران روابط ایران و امریکا و مسئله گروگانها؛ قطبزاده در مصاحبه با خبرنگاران در مقر شورایعالی شیعیان لبنان در بیروت: موضع ایران درمورد استرداد گروگانها تغییری نکرده؛ اظهارات دکتر محمدجواد باهنر در مراسم شکرگزاری به مناسبت شکست توطئه امریکا در وزارت آموزشوپرورش؛ انتشار یکصدو شانزدهمین اطلاعیه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام.
اعلام علنی استعفای ونس وزیر امور خارجه امریکا و دلیل آن {مخالفت با عملیات طبس}؛ متن استعفانامه وی و جواب کارتر به آن؛ اظهارات قطبزاده درباره این استعفا.
گزارش آیتالله مهدوی کنی سرپرست وزارت کشور درباره تشکیل هیئت ویژه ازطرف شورای انقلاب برای بررسی انهدام اسناد سری جامانده در طبس: حجتالاسلاموالمسلمین هاشمی رفسنجانی و آیتالله خامنهای و دکتر چمران مأمور بررسی این موضوع شدند.
اعلام مواضع ایران مبنیبر مقاومت دربرابر تهدید به تداوم و توسعه تحریم اقتصادی؛ مصاحبه علیرضا نوبری رئیس بانک مرکزی ایران با روزنامه آلمانی اشپیگل و اظهارات صادق قطبزاده در بیروت؛ اعلام مواضع حمایتآمیز از ایران ازسوی مقامات هند و الجزایر.
نوع برخورد شوروی با مسئله تیرگی روابط ایران و امریکا و نیز نوع برخورد احتمالی ایران با شوروی در مقابل امریکا؛ گزارشهایی از نوع چینش نظامیان شوروی در افغانستان و نزدیک مرز ایران. مکری سفیر ایران در شوروی: فقط به نیروهای خود تکیه داریم و به هیچ سرباز خارجی اجازه ورود به خاک ایران را نخواهیم داد؛ حمایت ارگان حزب جمهوری اسلامی از تحریم المپیک مسکو و از سوی دیگر ذکر نمونههایی از دوستیهای کشورهای بلوک شرق با ایران در ارگان حزب توده.
اعلام مواضع و تحلیل گروهها و سازمانها {جبهه ملی، حزب ملت، جاما، جمعیت عدالت، اتحاد ملی زنان، سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر، حزب کارگران انقلابی و...} درباره امریکا و حمله اخیر آن به ایران.
تکذیب وقوع کودتا در بغداد و ترور صدام ازسوی مقامات سیاسی و نه رسانههای عراق؛ تأکید یک سخنگوی سازمان پیکار اسلامی عراق بر ترور صدام؛ ظاهرشدن صدام برای دومین روز متوالی دربرابر عموم در عراق.
خبرها درمورد فرود اجباری یک هواپیمای عراقی در خوزستان.
کشته و مجروحشدن دهها تن درپی وقوع انفجارهای مهیب در 3 نقطه تهران: سینما نادر، داروخانهای در خیابان ناصرخسرو و میدان امام خمینی {توپخانه سابق}؛ ذکر نام گروههای مختلف بهعنوان عوامل این انفجارات؛ درخواست میرسلیم معاون وزارت کشور و سرپرست شهربانی، از مردم درمورد حفظ هوشیاری و اظهارات وی درمورد اجرای طرحهای ضربتی در نقاط مختلف شهر؛ تحلیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و نیز سازمان مجاهدین خلق دراینباره؛ اطلاعیههای روابطعمومی کمیته مرکزی انقلاب اسلامی و شهربانی.
گزارشهایی از داخل عراق که از ادامه تشنجات داخلی بهخصوص در مناطق شیعهنشین حکایت میکند؛ ادامه ورود راندهشدگان به ایران؛ اعتراض به رژیم بعث در خارج از عراق؛ گزارش نشست مطبوعاتی امروز سازمان پیکار اسلامی عراق.
اظهارات دکتر محمد مکری سفیر ایران در مسکو درمورد ارسال اسلحه از شوروی به عراق که علاوهبر وضعیت کنونی افغانستان یکی از موانع ارتقای روابط ایران با اتحاد شوروی است.
تجهیز و تدارک، تحرکات مرزی و اقدامات ایذایی عراق علیه ایران.
گزارشها از وضع امروز سنندج: اثری از آرامش، حتی نسبی، در شهر نیست، طرف مقابل نیاز به امداد و کمک فوری دارد؛ تبلیغات علنی گروههای درگیر در شهر.
سردرگمی هیئت ویژه کردستان در چگونگی اعلام مواضع؛ گفتوگوی صباغیان عضو هیئت ویژه کردستان با خبرنگار کیهان؛ اعلام اسامی و تشییعجنازه شهدای روزهای اخیر ارتش.
وضعیت امروز سقز و بانه بهعنوان مهمترین مناطق درگیریهای کنونی کردستان در کنار سنندج؛ درگیریهای شدید در سقز و محاصره پادگان بانه؛ حمله مهاجمان به نیروهای مستقر در ربط در سردشت.
درگیریها و تحرکات ایذایی پراکنده ازجمله در جوانرود، پاوه، مریوان، دیواندره، تکاب، شاهیندژ، میاندوآب و سیلوانای ارومیه.
وضع نهچندان عادی درپی حوادث دانشگاهها: تکرار مواضع معترضانه شورای مدیریت سابق دانشگاه تهران و تحرکات آموزشی در پارهای مراکز آموزش عالی کشور.
اطلاعیه علی قدوسی دادستانی کل انقلاب درجهت کنترل فعالیت تبلیغاتی گروههای مخالف نظام.
حکم امام خمینی به ابراهیم یزدی بهعنوان سرپرست جدید مؤسسه کیهان؛ گفتوگوی امروز یزدی با این روزنامه.
ضمیمه گزارش175: گزارشی از سازمان پیشمرگان مسلمان کرد.
گزارش روزشمار 9/2/1359
ادامه مشی سابق بهوسیله دولتهای ایران و امریکا و اقدامات و فعالیتهای شدید، اما نهچندان تعیینکننده و پیروزیبخش؛ حمایت نیکسون از اقدام کارتر؛ اقدامات بنیصدر در پیگیری خواسته امام خمینی مبنیبر تشکیل اجلاس بینالمللی برای رسیدگی به جرایم امریکا؛ پیام بنیصدر برای فیدل کاسترو.
دیدار اسقف کاپوچی {که برای تحویل جنازههای کماندوهای امریکایی به تهران آمده است} با بنیصدر؛ بررسی سفارت سوئیس برای چگونگی انتقال اجساد به امریکا؛ انتقاد کارتر از بهنمایشگذاشتن اجساد امریکاییان ازسوی ایران؛ تحریم و تأخیر در کار 2 هواپیمای ایران ازسوی کارکنان فرودگاه هیتروی لندن بهدلیل اهانت ایران به اجساد مهاجمان امریکایی.
فقدان جمعبندی و تحلیل دقیق از حادثه طبس در میان نیروهای ذیربط، باوجود گذشت چهار روز از وقوع آن و اظهارات مختلف دراینباره.
حادثه هوایی در آسمان دریای عمان و انعکاس آن با عنوان "درگیری هوایی ایران و امریکا".
حمایت برخی از کشورها، سازمانهای جهانی و جریانهای غیردولتی از نقش ضدامپریالیستی جمهوری اسلامی؛ اقدام امارات و عراق درزمینه خنثیکردن تدابیر ضدتحریم ایران.
بازدید قطبزاده وزیر امور خارجه ایران از کویت در ادامه سفرهای وی در منطقه و مذاکره با مقامات کویتی؛ سوءقصد عوامل عراق به قطبزاده در کویت و آمادهباش کویت برای شناسایی عاملان.
ادامه اقدامات ایذایی و تحرکات مرزی عراق؛ فعالیتهای عراق درخصوص مخازن نفتی نوار مرزی غرب کشور.
انفجارات، درگیریها و تحرکات عوامل عراق در ایران؛ پیگیری امر شناسایی و دستگیری عاملان این اقدامات عراق توسط مراکز نظامی و انتظامی.
عاقبت ماجرای فرود اجباری هواپیمای عراقی در خاک ایران: مسئلهای که به بحرانآفرینی بینجامد مطرح نبوده است؛ تفاهم دو کشور در عودت هواپیما و حل مسئله.
ادامه ورود راندهشدگان عراق: جمع راندهشدگان به 30 هزار نفر رسید. اخبار برونمرزی از بازداشت فرزندان راندهشدگان در عراق و نیز مصادره اموال راندهشدگان به نفع کارشناسان و مستشاران مصری.
ادامه اعتراضات علیه رژیم عراق درپی شهادت آیتالله صدر: تظاهرات در پاکستان، نامه حزب سوسیالیست متحد کردستان عراق به امام خمینی.
تناقض و ابهام در موضع دو جریان عمده کرد عراقی مخالف رژیم صدام در قبال ایران و مسائل کردستان؛ اظهارات جلال طالبانی در تهران درباره موضع وی در قبال جمهوری اسلامی ایران و پیام وی به بنیصدر.
گزارش ادامه درگیریها در سنندج و وضعیت متشنج در شهر؛ انتشار سه اطلاعیه ازسوی ستاد مشترک ارتش و درخواست از مردم برای خروج از شهر و حرکت بهطرف پادگان؛ اطلاعیه سپاه مستقر در سنندج.
اراده هواداران نظام بر حل نهایی تحرک مسلحانه گروههای مسلح ضدانقلاب؛ تلگرام
شورای شهر مهاباد به امام خمینی و بنیصدر: طرح شکایات مردم کرد و درخواست آتشبس ضمن اصرار بر خواستههای قبلی حزب؛ تلگرام ملا محمد ربیعی از علمای اهل تسنن کرمانشاه به رئیسجمهور؛ اظهارات دکتر بهشتی درباره موانع حل مسالمتآمیز مسئله سنندج؛ موافقت شبهنگام بنیصدر با پیشنهاد آتشبس حزب دمکرات: متن اطلاعیه درخواست آتشبس حزب دمکرات و اطلاعیه مشاور رئیس جمهور؛ مواضع حزب توده در حمایت از آتشبس.
ناآرامی در دیگر مناطق بجز سنندج، وضعیت دیواندره، مریوان، بانه، سقز، بوکان، پیرانشهر، اشنویه و مهاباد؛ تقاضای حقگو استاندار آذربایجانغربی، از همه گروهها برای رساندن کمکهای غذایی و دارویی به شهرهای مختلف.
هنوز در پارهای دانشگاهها نوعی اعتراض و نیز بقایای تحرکات علیه ستادهای گروهها مشاهده میشود؛ ادامه اعتصاب کارکنان مسلمان و انجمن اسلامی کارمندان دانشگاه پلیتکنیک؛ بیانیه کارکنان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف؛ خبرها از مراکز دانشگاهی در شیراز، مشهد، اهواز و گیلان.
تبعات انفجارهای دیروز تهران: دستگیری مظنونان، تشکیل گروه ضربت برای مراقبت و تدابیری در آموزش مقابله با اینگونه حوادث. اظهارات بنیصدر درباره شبکه ضدانقلاب که در توطئه امریکا دست داشتهاند و عوامل انفجار در تهران.
صدور اعلامیه و اعلام موضع ازسوی سازمان چریکهای فدایی خلق و حزب جمهوری اسلامی درباره انفجارهای دیروز تهران.
تدارک جریانهای مذهبی برای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر؛ اطلاعیه شماره 7 ستاد برگزاری مراسم روز کارگر.
نمود برخوردهای دشمنانه حزب رنجبرانِ چینی با حزب توده روسی در شماره امروز رنجبر؛ مطلبی از ارگان حزب توده درباره وظیفه مبرم انقلابی همه انقلابیون ایران.
اظهارات گوهرالشریعه دستغیب عضو مرکزیت حزب جمهوری اسلامی و کاندیدای دور دوم انتخابات مجلس در مصاحبه با روزنامه این حزب درباره استقلال اقتصادی، سیاست خارجی و... .
ضمیمه اول گزارش179: گزارش مفصل یونایتدپرس از واشنگتن درباره سخنان امروز کارتر.
ضمیمه دوم گزارش179: متن کامل بیانیه بنیصدر خطاب به امام خمینی.
ضمیمه گزارش190: متن کامل پیام جلال طالبانی به امام خمینی.
ضمیمه گزارش192: متن کامل تلگرام شورای شهر مهاباد به امام خمینی و رئیسجمهور و درخواست آتشبس همراه تأکید بر خواستههای حزب دمکرات.
گزارش روزشمار 10/2/1359
انتخاب ادموند ماسکی بهعنوان وزیر امور خارجه جدید امریکا پس از استعفای سایروس ونس. بازتاب گسترده استعفای ونس در خود امریکا و در سراسر جهان بهدلیل ارتباط آن با حمله ناموفق کماندویی امریکا به ایران.
اعلام دیدگاهها و مواضع درمورد امریکا ازسوی بنیصدر، معینفر، دکتر بهشتی، ارتش و بسیج؛ نامه بنیصدر به یاسر عرفات و دعوت از وی برای شرکت در همایش رسیدگی به جرایم امریکا در حمله نظامی به ایران.
گزارشهایی از منابع خارجی درمورد ماجرای طبس در مطبوعات داخلی.
ورود قطبزاده وزیر امور خارجه ایران به قطر و سفر وی به امارات در ادامه سفر یکهفتهای به 5 کشور عربی منطقه و گفتوگو با مقامات این کشورها؛ بازتاب تأثیر سفر قطبزاده به کویت: اظهارات وزیر امور خارجه کویت و تفسیر روزنامه الاخبار از ترور قطبزاده در کویت بهعنوان تلافی اعلام خبر دروغ توطئه کودتا در عراق و ترور صدام حسین.
تحرکات دیپلماتیک عراق برای نزدیکی به غرب؛ ادعای مجدد رادیو بغداد در همدستی امریکا با ایران.
اشغال مسلحانه سفارت ایران در لندن و حواشی آن؛ اشغالکنندگان چند مرد عربزبان و خواستار آزادی 91 زندانی در عربستان {استان خوزستان} هستند.
ادامه تعرضات پراکنده مرزی عراق در غرب کشور؛ حمله به پاسگاههای تنگابنو، گردهنو، گمرکنو و چاه شماره 8 نفتشهر.
سازماندهی و حمایت عراق از عناصر غیرسیاسی ولی قانونشکن برای حمله و تحرکات خرابکارانه در ایران؛ پانوراما {چاپ ایتالیا}: زاهدی و اویسی اخیراً همراه اشرف پهلوی به بغداد رفتهاند.
تحرکات عراق در مرز این کشور با ایران ازجمله در فاو؛ افتتاح فرودگاه فاو توسط برزان حسین برادر صدام حسین؛ نصب دکل حفاری در نزدیکی مرز ایران.
بازتاب مطبوعاتی مسائل مربوط به راندهشدگان؛ خطر نفوذ عوامل اطلاعاتی عراق در بین معاودین.
ابلاغ برخی اقدامات احتیاطی علیه تحرکات احتمالی ایران ازسوی مقامات ارتش عراق.
جنگ تبلیغاتی عراق علیه ایران در آستانه فرارسیدن روز جهانی کارگر بهرغم تبلیغات وسیع برای هرچه بهتر برگزارکردن مراسم روز اول ماه مه در ایران؛ اعلامیه کمیته مرکزی حزب توده به مناسبت جشن اول ماه مه.
ابهام در اجرا و تعبیرات متفاوت از آتشبس در سنندج؛ دکتر بهشتی: «مسئله آتشبس اصولاً در یک جامعه تعبیر خوبی نیست ما بهعنوان مسئولان مملکت هرگز راضی نیستیم در هر گوشه این مملکت آتشی برپا باشد»؛ اظهارات عزتالله سحابی درمورد چگونگی پایاندادن به درگیریهای موجود در غرب کشور؛ اظهار نارضایتی نیروهای مسلح از مماشات مجدد با نیروهای مسلح غیرقانونی در عمل و نیز در اطلاعیه ارتش و سپاه مستقر در سنندج؛ سخنگوی حزب دمکرات: ارتش هنوز آتشبس اعلام نکرده است؛ تبلیغات خارج از کشور توسط طرف درگیر در کردستان: پیام شیخ عزالدین حسینی رهبر مذهبی اکراد به دبیرکل سازمان ملل و صلیبسرخ بینالملل.
افزودن بر شدت درگیری ازسوی طرف مقابل دولت، همزمان با درخواست آتشبس؛ درگیریها در سقز، بانه، پاوه، نجفآباد بیجار، اشنویه و کامیاران.
فشارهای داخلی و خارجی بر تصمیمگیران دولت بهمنظور ایجاد تزلزل در ادامه کوشش برای استقرار حاکمیت و امنیت مورد نظر آن در کردستان؛ درخواست چند تن از وکلای فرانسوی از بنیصدر؛ مطلب سازمان مجاهدین خلق دراینباره.
اطلاعیه امروز سپاه پاسداران درباره اعلام اخیر سازمان مجاهدین خلق مبنیبر اینکه تمامی نیروهای خویش {میلیشیا چریک نیمهوقت} را برای مبارزه با امریکا تحت فرماندهی سپاه قرار میدهد. اختلاف سپاه و سازمان مجاهدین خلق در مبانی عقیدتی و خط مشی سیاسی عمیقتر از آن است که بتوانند به اقدام مشترک بپردازند، ولو این اقدام مبارزه با امریکا باشد، تأکید بر بیاعتمادی سپاه نسبت به سازمان، سپاه حرکات این سازمان را مبتنیبر ملاکهای مکتبی اسلام ندانسته و آن را در شمار گروههایی که در کردستان با آنها درگیر است محسوب کرده است.
متن توافقنامه و اعلام اسامی ائتلاف بزرگ انتخاباتی در روزنامه جمهوری اسلامی؛ اظهارات آیتالله مهدوی کنی درباره مسئله تقلب و تخلف در دور اول انتخابات مجلس.
ضمیمه گزارش202: گفتاری از رادیو امریکا درباره وضعیت صدور نفت ایران.
گزارش روزشمار 11/2/1359
تداوم تیرگی در روابط ایران و امریکا: قرائت پیام امام خمینی از تریبون مراسم روز جهانی کارگر؛ اعلام مواضع بنیصدر در مراسم روز جهانی کارگر در اصفهان دراینباره؛ تحلیلها از تغییر وزیر امور خارجه امریکا.
تداوم توجه رسانهها به موضوعات مربوط به عملیات طبس.
حضور اعضای هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد در خاک امریکا فرصتی برای رسانههای امریکایی است: گفتوگوی یکی از شبکههای تلویزیونی امریکا با منصور فرهنگ سفیر ایران در سازمان ملل، درباره گروگانگیری در تهران و نیز در سفارت ایران در لندن، پذیرش شاه مخلوع، رهبری معنوی امام خمینی و...
ادامه سفرهای منطقهای وزیر امور خارجه ایران: قطبزاده در امارات متحده عربی و ملاقات با مقامات امارات و سفرای الجزایر، لبنان و عربستان؛ بازتابهایی از اختلاف بر سر مسئله سه جزیره در امارات؛ تکرار دعاوی عراق بر سر سه جزیره در سخنان طه یاسین رمضان.
دومین روز اشغال سفارت ایران در لندن؛ تهدید اشغالگران به کشتن گروگانها و انفجار سفارت؛ تظاهرات گروهی از دانشجویان ایرانی دربرابر سفارت ایران در لندن؛ پاسخ قطبزاده به تهدید گروگانگیران: «اگر قطرهای خون از بینی هریک از اعضای سفارت جمهوری اسلامی ایران بریزد، همان تعداد از زندانیانی که مهاجمین تقاضای آزادی آنان را دارند محاکمه صحرایی و سپس اعدام خواهند شد.»؛ نوع برخورد علنی عراق با قضیه سفارت ایران در لندن گویای وجود انسجام بین این جریان و دیگر جریانهای ایذایی ضدایرانی است که ازسوی عراق سازماندهی میشود.
تعابیر و برداشتها از اشغال سفارت ایران در لندن: تلاش عدهای در ایران برای اشغال سفارت انگلیس در تهران، بیانیه کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل، تقبیح هرگونه حمله به دیپلماتهای هر کشور خارجی توسط سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا، خبر رادیو اسرائیل و بیانیه مطبوعاتی شاپور بختیار.
اعزام افراد برای خرابکاری و ترور و تحرکات امنیتی عراقیها در کشورهای عربی.
اخباری از استفاده سازمان امنیت عراق از ساواکیهای فراری و برخی عناصر موسوم به خلق عرب، برضد ایران.
اقدام عراق به تقویت نیروهای مرزی خود، برای مقابله با تحرک مخالفان داخلی و ایجاد انگیزه و تحریک علیه ایران.
تحرکات ایذایی چشمگیر عراق در منطقه قصرشیرین ازطریق حمله به روستاها، تیراندازی و اجرای آتش با سلاحهای سنگین بر روی پاسگاههای مرزی.
استمرار درگیریها در سنندج: فعلاً هیچیک از دوطرف قادر به تسلط کامل بر شهر نیستند، ولی برای تقویت و تجهیز در تحرک و تکاپو هستند.
درگیریهای حساس در سقز، بانه، شاهیندژ، پاوه، مریوان و قطور.
نمونههایی از گلهمندی در سطوح میانی بین ارتش و سپاه؛ خطر آسیب تفرقه و اختلاف بین سپاه تازهتأسیسشده و همراهان ارتشی آن.
صفآرایی جریانهای سیاسی در مراسم روز جهانی کارگر؛ چهار جریان متفاوت در تهران: جریان مدافع نظام، سازمان مجاهدین خلق، سازمان چریکهای فدایی خلق و حزب توده.
برگزاری مراسم روز جهانی کارگر ازسوی نیروهای هوادار نظام و خط امام: تظاهرات و تجمع در مقابل لانه جاسوسی، سخنرانی موسوی خوئینیها و قرائت قطعنامه.
برگزاری مراسم روز جهانی کارگر توسط سازمان مجاهدین خلق و درگیری در ترمینال خزانه؛ بزرگترین دستاورد مراسم برای سازمان در تیتر اصلی روزنامه مجاهد: «توطئه ترور مسعود رجوی خنثی شد».
تجمع سازمان چریکهای فدایی خلق در میدان آزادی به مناسبت روز جهانی کارگر؛ درگیری در خیابان آزادی تا هنگام غروب.
حواشی و برخوردها در مراسم حزب توده به مناسبت روز جهانی کارگر؛ برنامه راهپیمایی طوری طراحی شده بود که درعین استقلال، به معنای مرزبندی با جریان خط امام {مراسم جلوی لانه} نباشد.
درباره حوادث امروز در ترمینال خزانه و میدان آزادی، مهدوی کنی در گفتوگو با روزنامه اطلاعات گفت: «شناسایی رهبران گروههای حملهکننده به میتینگها آغاز میشود.»
برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در کلیه شهرستانها؛ سخنرانی ابوالحسن بنیصدر در مراسم روز کارگر در اصفهان؛ سخنرانی فخرالدین حجازی، تشییعجنازه یکی از شهدای کردستان و حمله به ستاد حزب توده و سازمان مجاهدین خلق در قائمشهر؛ زدوخورد و خشونت خیابانی در کرمانشاه.
گزارش روزشمار 12/2/1359
تبعات حادثه طبس: انتقال یک جسد سوخته و یک هلیکوپتر سالم امریکایی بازمانده از حادثه به تهران و اعزام عدهای از گروگانهای امریکایی به مشهد.
اظهارنظر مقامات و شخصیتها در ایران در تداوم بازتاب واقعه طبس ازجمله اظهارات امام خمینی در ملاقات با فرماندهان سپاه با ایشان.
پایان تحرک دیپلماتیک اخیر ایران در منطقه با سفر چندساعته قطبزاده به بحرین و بازگشت وی به تهران.
سومین روز اشغال سفارت ایران در لندن: اظهارنظر مقامات ایران؛ گزارش پلیس انگلستان از ارسال محرمانه پیام گروگانهای سفارت به ایران؛ تظاهرات و تحصن در اطراف سفارت و ارسال پیام برای تحصنکنندگان ازسوی قطبزاده.
بازتاب اشغال سفارت ایران در لندن در رسانههای جهان.
حضور چشمگیر ایرانیان، بهخصوص دانشجویان ایرانی، در مقابل سفارت ایران در لندن بهمنظور محکومکردن اشغال و حمایت از انقلاب ایران.
تحرک خونین عوامل عراق در لبنان علیه مخالفان رژیم بعث: شهادت سیدحسن شیرازی در بیروت.
اعلام رسمی پایان ماجرای توقیف 6 عراقی که بهطور غیرمجاز با یک هواپیما، در جنوب ایران فرود آمده بودند.
ذکر مواردی از اقدامات ایذایی عراق علیه ایران با استفاده از عوامل وابسته ایرانی و نیز تحرکات ضدحزب بعث در عراق.
ادامه تحرکات ایذایی عراق و نقلوانتقالات آن در مرز با کمک مهاجمان داخلی وابسته، بهخصوص در غرب کشور.
ادامه درگیری و پاکسازی در سنندج با برتری نیروهای مسلح نظام؛ صدور اعلامیه مشترک ازسوی سپاه پاسداران مستقر در سنندج و لشکر28 کردستان؛ گزارش وضع کنونی سنندج در پیام دفتر ریاستجمهوری؛ جمعبندی 15 روز اخیر در اطلاعیه لشکر28 کردستان.
درگیریهای سقز.
درگیریهای سردشت، میاندوآب، پاوه و مریوان.
ناآرامی در پارهای از شهرها {علاوهبر مناطق کردنشین} که حاصل تقابل گروهها و جریانهای مدافع و مخالف نظام در وضعیت دوگانه کنونی است؛ ازجمله بروجرد، گنبد کاووس، نوشهر، رودسر، اسکو و مشهد؛ کشف یک بمب ساعتی در مقابل خانه دکتر محمود روحانی نماینده مجلس خبرگان از مشهد.
نمایش قدرت مردمی بسیج با رژه روحانیون مسلح عضو بسیج در مقابل امام خمینی.
ضمیمه گزارش239: نصایح امروز امام خمینی به فرماندهان سپاه.
گزارش روزشمار 13/2/1359
اعزام گروهی ازطرف فرماندهی سپاه جیرفت به باتلاق جازموریان برای بررسی وضعیت یک هلیکوپتر امریکایی که در راه رسیدن به طبس دچار حادثه شده و سقوط کرده بود؛ قرار است روز بعد اجساد سوخته امریکاییان توسط اسقف کاپوچی به صلیب سرخ بینالمللی تحویل داده شود.
سقوط یک جت جنگنده اف14 نیروی دریایی امریکا در نزدیکی ساحل ایران و کشتهشدن 2 خلبان آن؛ انتقاد هنری کیسینجر از کارتر بهدلیل نحوه برخورد با بحران ایران.
درخواست ایران از کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد، درمورد تحقیق درباره اقدام نظامی اخیر امریکا در طبس.
شرکت قطبزاده در نشست مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی و گزارش دستاوردهای سفر منطقهای خود.
پایان چهارمین روز ماجرای گروگانگیری در سفارت ایران در لندن، بدون تعیین تکلیف قطعی؛ قطبزاده: اگر انگلیس نتواند این ماجرا را حلوفصل کند، خودمان ابتکارعمل را در دست خواهیم گرفت؛ آزادشدن 2 نفر از گروگانها: یک خانم باردار و یک تبعه پاکستان؛ درخواست گروگانگیران مبنیبر میانجیشدن سفرای الجزایر، اردن، عراق و نمایندهای از صلیبسرخ.
درج یک نامه و یک پیام از مقامات انگلیسی به قطبزاده و بنیصدر درباره حادثه سفارت ایران در لندن در مطبوعات امروز ایران؛ نامه صادق قطبزاده حاوی گزارشی دراینباره است و در پیام نخستوزیر انگلیس به بنیصدر آمده است: «این اقدام عملی تروریستی و نقض مصونیت هیئت دیپلماتیک محسوب میشود که دولت انگلیس این اقدام را تنفرآور و خلاف اصول دانسته و قاطعانه با آن مقابله میکند. امیدوارم این مسئله بهسرعت حل شود و میتوانم به شما اطمینان بدهم سلامتی جان کسانی که در خطر هستند قویاً مورد توجه است.»
وجود نوعی جناحبندی در مقاومت فلسطین درمورد رابطه عراق و ایران.
راهپیمایی در تهران و ملاقات مراجع با آیتالله سیدمحمد شیرازی در قم درپی ترور آیتالله سیدحسن شیرازی؛ اقدام فریبکارانه عوامل عراق، برای نسبتدادن ترور آیتالله شیرازی به طرفداران آیتالله شریعتمداری و بازتاب آن؛ بیانیه آیتالله سیدمحمد شیرازی درباره برادرش.
با ورود 95 نفر دیگر ازطریق مرزهای سومار و خسروی، جمع راندهشدگان تا صبح روز قبل، به بیش از 30 هزار نفر رسید؛ تأثر مردم و مأموران عراقی از وضعیت راندهشدگان.
تحرکات و نقلوانتقالات مرزی عراق در مرزهای ایران.
تحرکات ایذایی {حمله مسلحانه، بمبگذاری، آتشزدن خرمنها و...} در غرب و جنوب ایران توسط عوامل عراق.
ادامه درگیریهای سنندج با برتری نسبی نیروهای نظام؛ گزارش خبرنگاران مطبوعات از وضعیت امروز شهر سنندج؛ سخنان بنیصدر درباره سنندج پس از ملاقات با امام خمینی؛ تشریح وضع کنونی و خط مشی آتی در اعلامیه مهم ستاد مشترک ارتش، فرصت آتشبس چندساعته برای جمعآوری اجساد.
اخباری از درگیریهای پراکنده ایذایی در پاوه، میاندوآب و ارومیه.
طرح وسیع مسائل کردستان در سطح تبلیغات رسانهای همزمان با تلاش نظامی گروههای مسلح غیرقانونی برای خنثیکردن حاکمیت دولت؛ گزارشی از ملاقات هیئت نمایندگی خلق کرد با هیئت اعزامی از تهران و گزارش بیبیسی از وضعیت کردستان.
ترسیم وضعیت کنونی حزب توده {حمایت همراه با انتقاد و توقع حمایت قانونی از نظام} با درج گزارشی از این حزب و نیز گزارش هشدارآمیز سپاه نوشهر درباره دفتر این حزب در چالوس.
ذکر حاشیهها و پیامدهای حوادث اخیر دانشگاهها در گیلان، شیراز و تهران.
فراخوان عمومی ستاد بسیج ملی و دعوت به تشکیل گروههای مقاومت در سطح شهرها و روستاها؛ اطلاعیه ستاد مشترک ارتش در مقابله با تهدیدات احتمالی خارجی و برای ایجاد آمادگی و آموزش عمومی.
گزارش روزشمار 14/2/1359
نمود تشتت و سردرگمی در اظهارات مقامات ایرانی {ازجمله منصور فرهنگ و مصطفی چمران} درباره روابط ایران و شوروی.
دو نمونه از بازتابها درباره اقدام نظامی امریکا در طبس؛ خبرگزاری فرانسه: سازمان سیا معتقد است حتی درصورت موفقیت عملیات نجات 60 درصد گروگانها در ایران کشته میشدند؛ رادیو مسکو: خرابکاران میبایست در لباس پاسداران انقلاب در تهران ظاهر میشدند.
تغییر در مواضع قبلی هنری کیسینجر درمورد ضرورت کاربرد زور علیه ایران و حمایت از ونس وزیر امور خارجه مستعفی امریکا.
ابراز مطالب مختلف توسط مقامات کشورها و دبیرکل سازمان ملل متحد درباره برکناری سایروس ونس، نشاندهنده اهمیت نقش و جایگاه وی در دیپلماسی امریکاست.
درج گزارش بسیار مفصل در شماره امروز نشریه مجاهد با عنوان: "چند سؤال درباره تهاجم نظامی امریکا" در شرایطی که همه گروهها و جریانهای سیاسی ایران، مبارزه ضدامریکایی را علامت حیات و مشروعیت میدانند و تحرکات سازمان مجاهدین خلق دراینزمینه مصرانهترین و تبلیغاتیترین آن است، این سازمان این مسئله
را بهصورت یک سلاح تهاجمی علیه دستاندرکاران نظام درزمینه نخواستن یا نتواستن انجام رسالت ضدامریکایی آنان به کار میگیرد.
بروز حساسیت در رفتار نیروهای نظامی ایران درخصوص امکان حضور غافلگیرکننده نیروهای امریکایی.
موضع کوبا بهعنوان یکی از کشورهای بلوک شرق در قبال ایران، افغانستان و فلسطین؛ سفر هیئت شش نفری کوبایی به تهران و تسلیم پیام فیدل کاسترو به رئیسجمهور؛ گزارش پرس تراست خبرگزاری هند از کمک ایرانیان شیعه به مبارزان افغانی.
پنجمین روز ماجرای گروگانگیری سفارت ایران در لندن: اقدامات دوطرف ایران و عراق، همراه با جنگ روانی و تبلیغات؛ نامه قطبزاده به کارکنان سفارت؛ اعلام آمادگی سفرای برخی کشورهای عربی {ازجمله عراق} در لندن، برای میانجیگری.
تبعات ترور آیتالله شیرازی. وضع غیرعادی و تعطیل در قم بهدلیل تشییعجنازه وی.
اقدامات ارتش عراق درجهت احراز نوعی آمادگی در قبال ایران.
گزارشهای واصله به مسئولان مربوط یا رسانهها از ادامه تحرکات مرزی عراق.
گزارشها از اقدامات ایذایی خرابکارانه رژیم عراق در جنوب تا شمال نواحی مرزی ایران و عراق.
وضعیت امروز شهر سنندج؛ اجرای هرچند ناقص آتشبس چندساعته اعلامشده توسط ارتش.
گزارشهایی از ناهماهنگی و برخی اختلافات میان ارتش و سپاه که از مشکلات موجود در مسئله سنندج است.
گزارشها از درگیریهای امروز بانه و دیواندره؛ ادامه مقاومت مدافعان پادگان بانه باوجود محاصره و فشار؛ تلاش مدافعان نظام برای حل مسئله دیواندره.
وضع غیرعادی در دیگر مناطق غرب کشور: مریوان، پاوه، سردشت، شاهیندژ، بوکان، مهاباد، پیرانشهر و ارومیه {حرکت موفق ستون نظامی و عبور از دره قاسملو؛ درگیری بین مأموران حفاظت از پل قطور و افراد مسلح}.
بازتاب وسیع درگیریهای کردستان در سایر نقاط ایران: گزارش مطبوعات از شیراز و بروجرد و نامه سرگشاده «انجمن فارغالتحصیلان دانشگاه علموصنعت ایران» به امام خمینی.
تحرکات ایذایی افراد و گروهها، ازجمله عوامل عراق یا ایرانیان وابسته به آنان و گروههای سلطنتطلب به تناسب دوره گذار کنونی در بوشهر، تهران، تبریز و قصرشیرین. اظهارات آیتالله مهدوی کنی درباره بمبگذاری در تهران؛ تدابیر راهآهن دولتی ایران و شهربانی بهدنبال بمبگذاریهای اخیر.
معضل تعیین تکلیف در خیابان بهجای تعیین تکلیف در نهادهای قانونی، بهرغم اینکه نظامی قانونی مستقر است به تناسب وضعیت دوگانه {جنبشی ساختاری} کنونی؛ اظهارات میرسلیم معاون سیاسی وزارت کشور و سرپرست شهربانی درباره درگیریهای اخیر ترمینال خزانه و میدان آزادی؛ تحلیلی از ارگان جبهه ملی ایران؛ گزارش حزب توده از حمله افرادی تحتعنوان حزبالله به مراکز سیاسی و کتابفروشیهای اصفهان؛ محکومکردن تعرض به اجتماعات توسط حزب جمهوری اسلامی شاخه اصفهان.
ادامه مسائل مربوط به تعطیلی دانشگاهها؛ تأکید مسئولان بر تخلیه ستاد گروهها و ذکر تحرکات برخی کارکنان و اساتید دانشگاهی دراینباره.
مجادله مطبوعاتی روزنامههای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بر سر تخلیه ساختمان شاخه دانشجویی سازمان مجاهدین خلق در خیابان 16 آذر با انتشار اطلاعیههای دفتر اطلاعات و روابطعمومی دانشگاه تهران و امور عمومی دانشگاه تهران.
انتقادات آیتالله صادق روحانی و نیز اعلام خارجنشدن از کشور بهصورت داوطلبانه و برای رعایت مصالح کشور.
گزارش روزشمار 15/2/1359
حساسیت در ایران بر روی هرگونه تحرکی که بتواند به امریکاییها منتسب شود؛ ازجمله گزارش کیهان از مشاهده یک جیپ امریکایی در اطراف لانه جاسوسی؛
گزارش خبرگزاری فرانسه از آزادی 3 خبرنگار که در اطراف لانه جاسوسی بازداشت شده بودند.
ادامه تحلیل و بررسیهای حمایتآمیز یا انتقادی درباره اقدام کارتر علیه ایران در امریکا.
صفبندی اردوگاهی جهان، در منازعه امریکا و ایران در دو عرصه سیاسی و اقتصادی {نفت}.
ششمین روز ماجرای سفارت ایران در لندن: آغاز روز بدون بروز حادثهای مهم و فیصلهیافتن خونین ماجرا با شهادت 2 نفر از گروگان ها و آزادی بقیه آنان در پایان روز.
گزارشها از عراق حاکیاز وجود فضای رعب، تهدید و تطمیع و از سوی دیگر مقابله شدید با رژیم است.
تشدید فضای ضدایرانی در عراق و ایجاد زمینههای لازم برای افزایش برخوردهای خصمانه با ایران.
ادامه اقدامات ایذایی عراق در مناطق مرزی ایران با حمله به پاسگاهها و دیگر مراکز حاشیه مرز، ارسال سلاح به داخل ایران و مینگذاری در جادهها.
گزارشهای دو طرف درگیر از وضعیت امروز شهر سنندج، دو طرف یکدیگر را باوجود رعایت آتشبس چندساعته روز گذشته، متهم میکنند؛ فقدان ارتباط زمینی کرمانشاه با سنندج و ضرورت پاکسازی گردنه صلواتآباد؛ ابراز نارضایتی مسئول روابطعمومی سپاه کرمانشاه از مذاکره با گروههای مسلح غیرقانونی درگیر در سنندج: دیگر دادن تلفات بیش از این برای ما قابلتحمل نیست.
اوضاع بسیار وخیم در بانه. مسئول سپاه بانه: «پادگان بانه فاقد همه چیز است. زخمیها بهعلت تخلیهنشدن درحال ازبینرفتن و جنازهها متعفن شدهاند»؛ گزارشهایی از سردشت، پاوه و ارومیه.
اختلافات هم در ایدئولوژی و هم در راهبرد و تاکتیک بین گروههای مختلف مارکسیستی درباره مسائل کردستان: متن گزارش حزب توده از گردهمایی امروز مردم آواره سقز در بوکان و نقد نوع برخورد کومهله با این تجمع.
ضرورت ارزیابی، کنترل و خودانتقادی جدی در سپاه باتوجهبه تنوع وظایف سپاه اعم از نظامی، انتظامی و... ذکر مثالهایی از تنوع اقدامات و تحرکات و بیان یک نمونه از ارزیابیهای داخلی سپاه پاسداران.
نامه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به فرمانده سپاه و معرفی حجتالاسلاموالمسلمین بنیفضل بهعنوان نماینده خود برای مذاکره درخصوص نابسامانیهای جامعه.
یک طرف درگیریها در وضعیت {دوگانه} کنونی، در شهرهای مختلف را گروههای مخالف
و محارب و طرف دیگر آن را موافقان نظام جدید که اغلب خود را حزبالله میخوانند تشکیل میدهند؛ دو گزارش از دو روزنامه کیهان و نامه مردم مربوط به خرمشهر و فسا؛ اظهارات میرسلیم درباره حزبالله؛ اطلاعیه دادستان کل انقلاب و اخطار به صاحبان چاپخانهها.
گزارش روزشمار 16/2/1359
اعلام سه روز عزای عمومی در امریکا توسط کارتر با قطعیشدن ارسال اجساد امریکاییان از تهران؛ تداوم اعلام مواضع مقامات رسمی، مفسران و رسانهها درپی واقعه طبس؛ اعلام نتیجه نشست کنگره امریکا دراینباره و توضیح فرمانده عملیات نجات به اعضای کمیته امور نظامی سنا.
تلاش نظامیان دستاندرکار در عملیات نجات برای خنثیکردن فضای منفی بهوجودآمده در امریکا پس از شکست عملیات.
اقدام تبلیغاتی و رسانهای امریکا علیه ایران با افزایش زمان پخش برنامه فارسی رادیو صدای امریکا از 2 ساعت به 8 ساعت در روز: «ما میخواهیم مانع جدایی کامل مردم ایران با تمدن غرب شویم و همچنین با تلاشهای [آیتالله] خمینی جهت سوقدادن کشور بهسوی قرون وسطی مقابله نماییم.»
تنوع عرصه درگیری بین ایران و امریکا: اقدامات خرابکارانه در سیستم کامپیوتر پالایشگاه اصفهان و غلبه امریکا بر ایران در اجلاس سازمان بهداشت جهانی در ژنو.
تلاش شوروی برای نزدیک نشاندادن اقدام نظامی مجدد امریکا ازطریق رسانههای رسمی خود و نیز ازطریق متحد داخلی این کشور، حزب توده، درحالیکه رسانههای امریکایی اقدام نظامی تازه علیه ایران را در آینده نزدیک منتفی میدانند.
تلاش عراق در گرفتن وجهه ضدامریکایی و تخطئه جدیبودن حرکت ضدامریکایی ایران درعین افزایش روزافزون دشمنی ایران و امریکا.
اظهارات نعیم حداد معاون رئیسجمهوری عراق و اعلام مواضع در قبال امریکا و شوروی در ادامه تحرکات دیپلماتیک اخیر دولت عراق.
سفر یاسر عرفات رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین به عراق در چارچوب دیدارهای وی از کشورهای منطقه خلیجفارس؛ رد احتمال میانجیگری سازمان آزادیبخش فلسطین بین ایران و عراق ازسوی صادق قطبزاده.
جزئیات چگونگی پایانیافتن غائله گروگانگیری در سفارت ایران در لندن و حواشی آن به نقل از مطبوعات؛ نامه بنیصدر به مارگارت تاچر و قدردانی از پلیس انگلستان؛ بیانیه ضدانگلیسی حزب جمهوری اسلامی درمورد شهادت لواسانی.
روایت حماسی بیبیسی از چگونگی ختم ماجرای سفارت ایران در لندن؛ اظهارات وزیر امور خارجه انگلستان درباره توسل به اقدام نظامی برای آزادی گروگانها.
بازتاب وسیع چگونگی پایان اشغال سفارت ایران در لندن، کوشش مقامات و رسانههای غربی در مقایسه این ماجرا با اشغال سفارت امریکا در تهران.
ادامه اقدامات ایذایی خرابکارانه عراق و عوامل آن در جنوب تا شمال خطوط مرزی ایران با عراق؛ خنثیکردن بمب در خطآهن اندیمشک اهواز و نیز در بهبهان و گزارش های دیگری از اهواز، دشت آزادگان، ایلام و نفتشهر؛ کنترل و هوشیاری دربرابر تحرکات مشکوک در دستور کار نیروهای ایرانی است.
تداوم وخامت اوضاع سنندج با وجود اینکه لشکر64 ارومیه اعلام کرده بر اوضاع کلی شهر مسلط است و پاکسازی آغاز شده است؛ ضرورت پاکسازی مناطق خارج از سنندج ازجمله دیواندره.
وخامت اوضاع در بانه و ادامه محاصره پادگان این شهر؛ سرمایهگذاری عراق در بانه.
گزارشهایی از درگیریها و وضعیت امروز شهر پاوه؛ تعطیل بازار و مغازهها در اعتراض به ناامنی.
ناآرامیها و تحرکات در آذربایجانغربی، ازجمله در محدوده سلماس، میاندوآب و تکاب؛ اظهارات منتقدانه حقگو استاندار آذربایجانغربی، درخصوص محدودیتهای اقتصادی شهرهای کردنشین استان.
دو نمونه تحلیل و بررسی مسائل کردستان: گزارش روزنامه کیهان از تماس جلیل گادانی عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران با این روزنامه و گزارش روزنامه انقلاب اسلامی از جزئیات تماس احمد قاضی یکی از سران حزب دمکرات با دفتر این روزنامه.
بروزی نادر از مسلحبودن سازمان مجاهدین خلق در ملایر، باوجود تلاش سازمان برای مخفینگهداشتن بخش تسلیحاتی آن؛ تلاش سازمان مجاهدین خلق برای خنثیکردن این موضوع و اعلام عدم وابستگی و ارتباط انجمن جوانان مسلمان ملایر با این سازمان.
برنامهریزی وسیع و مذاکرات پیگیرانه سازمان مجاهدین خلق در آستانه انتخابات مرحله دوم مجلس و سرمایهگذاری خاص روی شخص رجوی؛ درج سرمقاله امروز مجاهد با عنوان "ضرورت و اهمیت راهیافتن مجاهدین به مجلس". اشاره مستقیم سازمان به فعالیت تهدیدآمیزتر بیرون از مجلس چنانچه سازمان به مجلس راه نیابد.
ضمیمه اول گزارش315: مشاهدات یک گروگان داخل سفارت از جزئیات 6 روز گروگانگیری سفارت ایران در لندن.
ضمیمه دوم گزارش315: اسامی اشغالگران سفارت ایران در لندن.
گزارش روزشمار 17/2/1359
تبعات ماجرای طبس در امریکا، کوشش برای خروج از انفعال، انتشار خبر طراحی حمله نجات دیگر.
تداوم نشر حواشی مبهم حادثه طبس در ایران ازطریق گروههای مجاهدین خلق و کارگران سوسیالیست؛ اظهارات آیتالله خلخالی درمورد خرابی گیرندههای سپاه و شهادت محمد منتظرقائم حین بمباران هلیکوپترها در طبس.
حمایت صدراعظم آلمانغربی از امریکا، اشمیت: برای همبستگی دولت جمهوری فدرال آلمان با ایالات متحده امریکا حدومرزی در اتحادیه آتلانتیک وجود ندارد؛ نامه 50 تن از نمایندگان حزب کارگر در مجلس انگلستان به بنیصدر و تقاضای آزادی گروگانها به گزارش
خبرنگار سیاسی تایمز، این نمایندگان از کسانی هستند که در زمان شاه مخلوع با رژیم وی و طرز رفتارش با زندانیان سیاسی مخالف بودند، آنها در نامه خود خواستار آزادی گروگانهای امریکایی شدند؛ ادامه همکاری اقتصادی ژاپن با ایران در عین حمایتکردن از امریکا.
پخش گزارشهای حمایتآمیز از رفتار پلیس انگلیس در لندن، همچنین ذکر جنبههایی از حادثه سفارت که این فرض را پیش میکشد که مقامات انگلیس عمداً میخواستند ماجرا را به وضع موجود برسانند.
تیرهترشدن روزافزون روابط فیمابین ایران و عراق: مقامات هردو کشور هرگونه میانجیگری را رد میکنند؛ طرح دعاوی عراق درمورد سه جزیره و اروندرود در اظهارات نعیم حداد؛ آیتالله بهشتی: «هیچ نقطه مبهمی بین دولت ایران و دولت عراق وجود ندارد.»
ادامه تحرکات نظامی مرزی عراق؛ گزارشها از تردد پیاده و خودروهای ارتش، کانالکشی، سنگربندیهای متعدد، تجاوز هوایی و تیراندازی متقابل پاسگاهی حکایت میکند.
ذکر 4 مورد اقدام خرابکارانه عوامل عراق در خوزستان؛ گزارشهایی از تحرکات عوامل عراق در کرمانشاه و تهران.
اذعان فیگارو {چاپ پاریس} به رابطه افرادی چون بختیار و اویسی با عراق؛ گزارش رادیو مسکو از تحرک برخی سلطنتطلبان و اویسی علیه ایران.
ترسیم وضعیت امروز شهر سنندج در گزارش ژاندارمری و مشاهدات یک خبرنگار؛ خبرنگار کیهان: هیچ نشانهای در دست نیست که این درگیریها و تیراندازیها بهزودی پایان یابد؛ گزارش ژاندارمری: گروههای مختلف، شهر سنندج را برای تفکیک حوزه فعالیت دمکراتها، کومهله و چریکهای فدایی خلق منطقهبندی کردهاند. تمام گروهها مسلح هستند و در میان آنها دختران و زنان مسلح زیاد و نیز تعدادی افراد غیربومی دیده میشوند که از سایر نقاط ایران به سنندج آمدهاند.
وضعیت پناهندگان سنندجی در پادگان سنندج.
مصاحبه 2 تن از فرماندهان ارتش و سپاه مستقر در سنندج با خبرنگاران؛ سرهنگ صدری فرمانده پادگان سنندج: «اعلام این موضوع که شهر سنندج بمباران شده است ابداً صحیح نیست»؛ محمد بروجردی فرمانده عملیات سپاه پاسداران غرب مستقر در سنندج: در این مقطع از زمان که ما هیچگاه درصدد خلع سلاح نیروهای غیرمسئول در منطقه نبودیم جنگ داخلی را تحمیل کردند. مشکل عمده در وضعیت کنونی این است که چنانچه ما مواضع و سنگرهای گروههای مسلح را بکوبیم عده زیادی از مردم که این سنگربندی در داخل و روی خانههای آنها انجام شده است از بین میروند.
تدابیر بنیصدر برای حل معضل ایجاد هماهنگی میان نیروهای مسلح متفاوت موجود یعنی نیروهای داوطلب سپاه و نیروهای موظف ارتش.
گردنه صلواتآباد که از نقاط سوقالجیشی و حساس در حوادث کردستان است، امروز، در عملیاتی با نقش اصلی سپاه آزاد شد.
ادامه درگیری و ناآرامی، در دیگر مناطق کردنشین غرب کشور: کرمانشاه، دیواندره، مریوان، ارومیه، سردشت، بانه و پاوه.
ذکر نمونهای از تفاوت نحوه بازتاب مسائل کردستان در فضای سیاسی اجتماعی داخل کشور {خبری از روزنامه بامداد} با نوع بازتاب آن در رسانههای بیگانه {خبر بخش فارسی صدای امریکا}.
اعلام حمایت عمده گروههای کمونیستی فعال {بجز گروههای ضدروسی} از کاندیداهای مجاهدین خلق در شهرستانها و مسعود رجوی در تهران برای دور دوم انتخابات مجلس؛ درخواست تلویحی دفتر هماهنگی همکاریهای مردم با رئیسجمهور {گروه پوششی حامیان بنیصدر} درخصوص افزودهشدن مسعود رجوی به لیست رأیدهندگان حامی رئیسجمهور.
درج 4 اطلاعیه کوتاه در روزنامه بامداد که بیشتر به رپرتاژآگهی شباهت داشت ذیل مطلبی با عنوان "حمایت شخصیتهای سیاسی از مسعود رجوی"، تلاش عدهای از مشاهیر مربوط به نهضت آزادی {عزتالله سحابی، حسن حبیبی و محمدمهدی جعفری} برای مقابله با آثار منفی اعلام حمایت مذکور و نوع انتشار غیردقیق آن؛ توضیح
خود مهندس بازرگان با صدور اطلاعیهای که در آن آمده است: «...راجع به هیچ گروه سیاسی نفیاً یا اثباتاً تأییدی به میان نیامده و همچنین گفته نشده است به کسی رأی بدهید یا ندهید. آنچه علاقهمند بوده و هستم و مصلحت انقلاب و مملکت میدانم این است که با انتخابات مجلس، جنجالها و درگیریهای خیابانی به خواست خدا خاتمه یافته [است].»
نامه سهمادهای بنیصدر به امام خمینی و سه درخواست از ایشان درباره: انتخاب نخستوزیر، تحتامرداشتن قوای انتظامی و مراعات آزادی دستگاههای تبلیغاتی در حد قوانین اسلام؛ موافقت امام خمینی با درخواست بنیصدر؛ اظهارات دکتر بهشتی درمورد کابینهای که بهزودی تشکیل میشود.
اولین گردهمایی مهم بعد از تعطیلی دانشگاهها درباره انقلاب فرهنگی با حضور بنیصدر، موسوی اردبیلی، بازرگان و حبیبی.
سیل ورود اسکناسهای دههزار ریالی از خارج از مرزها به ایران پس از اعلام بانک مرکزی ایران درمورد بیاعتباربودن آنها؛ تشکیل جلسه کمیسیون تخصصی شورای انقلاب برای این مسئله.
گزارش روزشمار 18/2/1359
نوع پیگیری ژاپن و بریتانیا درمورد مصوبه اخیر پارلمان اروپا علیه ایران، درزمینه تحریم و در حمایت از امریکا.
ادامه بازتابها و حواشی مسئله اشغال سفارت ایران در لندن در سطح مقامات انگلیسی؛ سرنوشت تنها تروریست زندهمانده از گروگانگیران سفارت ایران در لندن.
تداوم تبلیغ عربستانسازی عراق در ادامه حمله به سفارت ایران در لندن به صورتهای مختلف: توزیع یک روزنامه عراقی در بیروت در تجلیل از مبارزان عربستان؛ گزارش شهربانی خوزستان از اجرای برنامههای مختلف علیه اهداف جمهوری اسلامی در تلویزیون عراق، باتوجهبه شناخت دولت بعث از زبان و فرهنگ عشایر استان خوزستان.
اقدامات عملی برای عربستانسازی خوزستان ازسوی عراق و عوامل آن؛ گزارش تحرکات خرابکارانه عراق در ایران: ورود غیرمجاز از مرزها، بمبگذاری، انتقال سلاح و... .
تحرکات عراق در تمامی نواحی مرزی با ایران: تقویت و تجهیز پاسگاهها، استقرار لشکر و چادرهای گروهی، حمله و تیراندازی در قصرشیرین و مینگذاری؛ صدور حکم حبس ابد برای یک متهم به جاسوسی برای عراق.
مقاومت و درگیری در گردنه صلواتآباد پس از آزادسازی آن؛ گزارش ارگان دفتر سنندج سازمان چریکهای فدایی خلق از عبور ستون ارتشی از گردنه صلواتآباد.
ادامه وضع بحرانی در بانه، گزارشها و نیز درخواست جهاد سازندگی بانه حاکیاز تداوم وخامت اوضاع در این شهر است.
گزارشهایی حاکیاز محاصره، درگیری و بهطورکلی وضعیت بحرانی در تکاب و روستاهای اطراف آن.
درگیری در دیگر مناطق کردنشین ازجمله پاوه، نوسود و تا حدی در سردشت و جاده سرو.
ذکر نمونههایی از مواضع هردو دسته موافقان و منتقدان حاکمیت کنونی ایران: ارگان جبهه ملی ایران، ارگان حزب توده، یک بولتن خبری درخصوص وقایع شهرهای خوزستان و ارگان حزب جمهوری اسلامی.
پیامی از اصفهان با امضای برادر سالک علیه خسرو و ناصر قشقایی.
صدور حکم و اعدام فرخرو پارسا تنها زن کابینه هویدا در رژیم سابق به همراه 2 تن از محکومان غیرسیاسی و مجرمان عادی.
اختلاف مقامات در موضوع تعیین نخستوزیر و اعضای کابینه، قبل یا بعد از تشکیل مجلس: مواضع بنیصدر، بازرگان، هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی.
تفسیر جانبدارانه رادیو کلن از انتخابات مجلس شورای ملی و نیز هیئت دولت آتی ایران.
ضمیمه گزارش346: عاقبت فوزی بداوینژاد تنها تروریست بازمانده از حادثه سفارت ایران در انگلستان.
گزارش روزشمار 19/2/1359
اعلام جوانبی از بخشهای فاشنشده واقعه طبس در گزارش 22 صفحهای هارولد براون وزیر دفاع امریکا.
حساسیت در ایران پس از غافلگیری مطلق حادثه طبس و سردرگمی مسئولان ذیربط؛ گزارشهایی از مشاهده هلیکوپترها در طبس؛ تکذیب این خبر توسط سرلشکر شادمهر رئیس ستاد مشترک ارتش؛ اظهارات مسئول روابطعمومی سپاه مشهد درمورد عدم پیگیری لازم ازسوی ارتش درمورد حضور هلیکوپترها و مشکوک خواندن این قضیه.
مهمترین مطالب امروز مربوط به روابط ایران و امریکا: اظهارات کارتر با مضمون تلویحی تداوم فشار غیرنظامی، تصریح تاچر بر غیرنظامیبودن فشارهای آتی و رد پیشنهاد بنیصدر در پارلمان اروپا.
حساسیت غرب و بهویژه امریکا بر روی شوروی باتوجهبه بحران بهوجودآمده میان ایران و امریکا و مداخله نظامی شوروی در افغانستان: بخشی از اظهارات کارتر، برژینسکی و دبیرکل پیمان ناتو.
ادامه درگیریها در شهر سنندج: در دو طرف نشانی از پیروزی یا شکست قطعی مشاهده نمیشود؛ بروجردی: «سازماندهی نیروهای گروههای درگیر با کومهله است و پیشمرگان حزب دمکرات و چریکهای فدایی خلق شاخه کردستان زیر نظر کومهله عمل میکنند.»؛ اعلامیه لشکر28 کردستان نشان میدهد که عملیات دولتی تشدید خواهد شد؛ در اطلاعیه نیروی زمینی ارتش، افراد مسلح غیرمجاز که روزهای آخر کشتار و مقاومت خود را در سنندج میگذرانند، سرزنش شدند که به غارت اموال و اثاثیه خانهها و مغازههای مردمی که گریختهاند و در پناه ارتش میباشند، پرداختهاند.
درگیریهای بیجار و دیواندره.
درگیریهای مربع سقز بانه سردشت مهاباد، مهمترین درگیریها بعد از سنندج.
دو نمونه از مطالب مندرج در نشریات دو طرف درگیر در کردستان: نشریه خبر مربوط به سازمان چریکهای فدایی خلق شاخه سنندج و روزنامه انقلاب اسلامی ارگان هواداران بنیصدر {با اشاره به سخنان آیتالله طاهری امامجمعه اصفهان}.
برگزاری دور دوم انتخابات اولین دوره مجلس شورای ملی؛ در برخی حوزههای انتخابیه انتخابات مرحله دوم برگزار نشد و به تعویق افتاد؛ اطلاعیه حزب دمکرات کردستان و اعلام عدم شرکت در انتخابات.
سه نمونه از بروزهای وضعیت {دوگانه جنبشی ساختاری} در زاهدان، بابل و کرمانشاه؛ ماجرای تحصن در کرمانشاه و مسائلی که به تعویق انتخابات مرحله دوم این شهر انجامید.
بروزهایی از جناحبندی داخل حکومتی ایران {بنیصدر خط امام} در رادیو لندن، ازجمله درمورد انتخاب نخستوزیر و آزادی گروگانهای امریکایی.
ضمیمه گزارش366: بخشهایی از پیام 26 آبان 1358 امام خمینی خطاب به مردم کردستان.
گزارش روزشمار 20/2/1359
ابراز نظرهای متفاوت در امریکا درمورد اقدام نظامی این کشور علیه ایران ازجمله اظهارات نیکسون و ریگان دراینباره.
مقایسه ماجرای گروگانگیری در سفارت ایران در لندن با گروگانگیری امریکاییان در ایران در روزنامههای نیویورک تایمز و واشنگتن پست؛ قطبزاده وزیر امور خارجه ایران: حادثه سفارت ایران در لندن را با گروگانگیری دیپلماتهای امریکایی در تهران نمیتوان مقایسه کرد.
تأیید تلویحی قطبزاده درباره میانجیگری ترکیه بین ایران و امریکا و نفی سرسختانه میانجیگری این کشور بین ایران و عراق.
پیوستن پاکستان به کشورهای تحریمکننده المپیک مسکو؛ انتقاد مکری سفیر ایران در شوروی، از تحریم المپیک مسکو ازسوی ایران.
تبعات اشغال سفارت ایران در لندن: اقدامات امنیتی و حفاظتی جدید در سفارتخانههای ایران در بلژیک و لوکزامبورگ؛ فعالیت پلیس انگلستان در مقابله با تحرکات عوامل لیبی و عراق در این کشور که تحتپوشش مصونیت سیاسی، سلاح به انگلستان حمل میکنند
و این سلاحها در راه مقاصد تروریستی به کار گرفته میشود؛ بازتاب رسانهای روزافزون حمایت کشورهای غربی از دولت کنونی عراق ازجمله فروش سلاح ازطرف فرانسه به عراق.
سرکوب شدید مخالفان رژیم عراق در این کشور: مراقبتهای سرکوبگرانه، اعترافگیری برضد ایران و اعدام ازسوی حزب بعث.
تحلیل حزب توده از اوضاع کنونی عراق.
تجاوز هوایی، شلیک پاسگاهی و نقلوانتقال نیرو در غرب، عمدهترین تحرکات امروز عراق در نوار مرزی با ایران است.
مسئله راندهشدگان عراق و مشکلات امنیتی نفوذ حزب بعث؛ تعداد راندهشدگان امروز به 32964 نفر رسید.
ادامه درگیریها در سنندج: شدتگرفتن جنگ خانهبهخانه، تدارک ارتش و سپاه برای عملیات گسترده برای پاکسازی؛ استقرار توپ ضدهوایی ازسوی گروههای مسلح ضدانقلاب؛ بنیصدر در مصاحبه مطبوعاتی: «ما در کردستان درواقع با چند دولت میجنگیم و یک دولت و دو دولت نیست.»؛ سرهنگ صدری: به شرف حرفهای قسم که قصد ما از اعزام ستون بهسوی مرز تعویض آن با ستون مستقر در مرز بوده است.
ادامه تحرکات ایذایی در پاوه بهصورت پرتاب خمپاره و مینگذاری؛ گروگانگرفتن عدهای در مسجد جامع باینگان؛ مسئول روابطعمومی سپاه کرمانشاه: نمایندگان پاوه برای گفتوگو با رئیسجمهور عازم تهران شدهاند.
وضعیت و درگیریهای غرب کشور در بانه، سردشت، مهاباد، میاندوآب، ارومیه و خوی.
تحرکات ایذایی پراکنده در سایر نقاط ایران، ازجمله بمبگذاری و آتشزدن خرمنها.
گزارش حزب توده از عدم تخلیه دفاتر برخی گروهها در دانشگاه پلیتکنیک.
بخشهایی از صحبتهای مسعود رجوی و رئیسجمهور بنیصدر، در آخرین روز نخستین گردهمایی انقلاب فرهنگی اسلامی؛ بنیصدر: «حق را به مسلمانان بدهید که نگران دانشگاهی باشند که پایه کارش را انکار معنی قرار داده است. ... گفته شد که در خردادماه، با مجاهدین تسویهحساب میشود. باید بگویم که این دعواها و چماق کشیدنها همان چماقهای ابهام است که شما بر سر همدیگر خرد میکنید؛ رجوی: آقای بنیصدر توجه داشته باشید چماق خردکردن متقابل نبوده است؛ بنیصدر: بله شما چماق زبانی به سر دیگران میشکنید دیگران چماق چوبی.
مسئله انتخاب نخستوزیر و دیدگاههای متفاوت بنیصدر، آیتالله بهشتی، آیتالله مهدوی کنی و دکتر حبیبی دراینباره؛ اظهارنظر قطعی بنیصدر و ابراز تردید
دیگران درباره تعیین نخستوزیر و تشکیل دولت قبل از تشکیل مجلس؛ اعلام غیررسمی اسامی چهرههای احتمالی برای احراز این پست.
انتقاد شدید آیتالله خلخالی از مهندس بازرگان که هردو در مرحله اول با رأی بالای 50 درصد برای نمایندگی انتخاب شده بودند، بهدلیل مطرحکردن مسعود رجوی در رقابتهای انتخاباتی؛ حکم بنیصدر به آیتالله خلخالی بهعنوان مأمور رسیدگی به امر مبارزه با مواد مخدر.
صدور احکام سهگانه ازسوی امام خمینی برای آیتالله سیدعلی خامنهای و دکتر مصطفی چمران بهعنوان مشاور امام در شورای عالیدفاع و برای حجتالاسلام سیدمحمود دعایی و انتصاب وی به سرپرستی روزنامه اطلاعات؛ اقدام معنیدار بنیصدر درپی حکم امام: صدورحکم سرپرستی روزنامه اطلاعات برای دعایی.
گزارش خبرگزاری فرانسه از روند اختلاف انرژی اتمی ایران با دو شرکت اوردیف و سوفیدیف و رد درخواست عدم توقیف داراییهای ایران در دادگاه تجدیدنظر پاریس؛ این دادگاه حکم خود را روز نهم ژوئیه، اعلام میکند.
ضمیمه گزارش376: بخشهای دیگری از گزارش تحلیلی ترویجی حزب توده درباره عراق.
گزارش روزشمار 21/2/1359
تداوم افشاگری و بررسیها در امریکا درمورد عوامل شکست این کشور در صحرای طبس؛ بروز احساسات ضدایرانی در امریکا.
طرح پنتاگون مبنیبر ایجاد یک واحد رزمی نظامی 50 هزار نفری امریکایی در منطقه و جهان با مرکزیت مصر و پذیرش آن ازسوی کارتر.
ذکر طرح شون مکبراید دیپلمات ایرلندی، در تشکیل دادگاهی شبیه نورنبرگ برای محاکمه شاه مخلوع و افشای جنبههایی از ماجرای نامه تکذیبشده کارتر به امام خمینی و برملاشدن جزئیاتی از رقابت بنیصدر و قطبزاده در حل مسئله گروگانها در گزارش ساندی تایمز، مطابق مضمون این گزارش نوعی ناهماهنگی یا رقابت بین قطبزاده و بنیصدر وجود داشته که باعث شکست اقدام هر دو نفر گردیده است.
دو نمونه در باب تحریم اقتصادی ایران؛ قطبزاده وزیر امور خارجه: شاید بهتر باشد که اروپا هم این محاصره را اعمال کند تا یک بار و برای همیشه افسانه محاصره
اقتصادی از اعتبار بیفتد. اعتراف صدای امریکا به ضعف این کشور در پیشبردن تحریم اقتصادی علیه ایران.
جزئیات بیشتر از گروه حملهکننده به سفارت ایران در لندن: نفر هفتم که رهبر گروه بوده ناپدید شده است؛ یکی از گروگانهای سفارت در مصاحبه با گاردین: کماندوهای انگلیسی میتوانستند تعداد بیشتری از تروریستها را دستگیر کنند، ولی آنها را کشتند.
تبلیغات عراق مبنیبر همدستی ایران و امریکا، تقلیدی ناشیانه از برخی گروههای مخالف داخلی.
تحرکات مسلحانه مهاجمان وابسته به عراق در منطقه کرمانشاه، قصرشیرین و اسلامآباد.
سنندج در آستانه تحرکات تعیینکننده و همچنان در ناآرامی؛ حکم بنیصدر به ابوشریف بهعنوان نماینده رئیسجمهوری در سنندج؛ ضرورت پاکسازی محور ورودی سنندج از دیواندره.
وضعیت ناآرام در پاوه؛ زنجیره ناآرامی در نوسود، مریوان، سقز و سردشت کموبیش و در بانه باشدت، تداوم دارد.
ناآرامی در آذربایجانغربی، ارومیه، تکاب و... ؛ صدور اعلامیه تهدیدآمیز لشکر64 ارومیه.
حضور جبهه ملی و انجمن اسلامی کردهای مقیم مرکز در فضای تبلیغاتی مربوط به درگیریهای کردستان؛ ملاقات برخی اعضای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد با امام خمینی.
درگیری منجر به تلفات نیروهای سپاه پاسداران در جیرفت و اعلام نظرهای متفاوت درباره آن.
دیدگاههای حزب جمهوری، حزب توده، کارگران سوسیالیست و نیز مدیریت سابق دانشگاه تهران درباره حوادث اخیر دانشگاه.
دو جنبه مکمل از برخوردهای حزب توده: دفاع از شوروی در خارج و انتقاد از مائوئیستها در داخل.
تشکیل میزگرد وحدت در دفتر روزنامه اطلاعات با هدف «جستجوی ریشههای تفرقه و تشتت» با دعوت از گروههای سیاسی؛ جنبش مسلمانان مبارز، حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با دلایلی متفاوت دعوت این روزنامه را رد کردند و میزگرد با حضور عبدالعلی بازرگان از نهضت آزادی، ناصر تکمیل همایون از حزب ملت ایران، مهدی عسکری از جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران {جاما}، فرجالله میزانی {جوانشیر} از حزب توده، عباس داوری از سازمان مجاهدین خلق، فرخ نگهدار از سازمان چریکهای فدایی خلق، مسعود حجازی از جبهه ملی و محمد مبلغی اسلامی از دفتر هماهنگی رئیسجمهور با مردم تشکیل شد و هرکدام مطالبی ایراد کردند.
توضیحات بازرگان در گفتوگو با روزنامه کیهان درباره طرح مسئله حمایت از مسعود رجوی در انتخابات و دلایل آن.
گزارش روزنامه نامه مردم ارگان حزب توده از آمادگی اویسی برای تدارک یک کودتا در ایران؛ سرمقاله امروز ابوالحسن بنیصدر نشان میدهد که بحث وقوع کودتای احتمالی در محافل مختلف رواج دارد.
ضمیمه گزارش393: گزارش بعدی رادیو لندن از نفر هفتم و ادعای عربگرایی در حمله به سفارت ایران.
ضمیمه گزارش399: ذکر بعضی اعمال و رفتارهای گروههای درگیر در کردستان به روایت انجمن اسلامی کردهای مقیم مرکز.
ضمیمه گزارش401: متن کامل نامه مدیریت سابق دانشگاه تهران حاوی گزارش لحظهبهلحظه از وقایع روز اول اردیبهشت دانشگاه تهران.
گزارش روزشمار 22/2/1359
پرداختن به گوشههایی از عملیات سری طبس در امریکا؛ اظهارات مایلز کوپلند درباره نقش طوفان شن.
چشمانداز تهدید جدیتر در روابط ایران و امریکا با هجوم هلیکوپترها از ناوهای امریکایی به مناطق نفتی ایران؛ دو روز بعد، این واقعه ازسوی امریکا تکذیب شد.
تجمع راندهشدگان عراقی در مقابل سفارت تونس در تهران و طرح شکایت از عراق به اتحادیه عرب؛ حضور جلال طالبانی در تهران.
وضعیت انتظار برای شوروی در قبال عراق و ایران؛ اظهارات سفیران عراق و ایران در شوروی؛ انتقاد دکتر مکری از اقدام شوروی به فروش سلاح به عراق: شما دولتی را که امریکا میخواهد نقش ژاندارم منطقه را به آن محول کند تقویت میکنید؛ عبدالرحمن الدوری سفیر جدید عراق در اتحاد شوروی: رژیم فاشیست فارسها در ایران سعی دارد عراق را از کشورهای سوسیالیست تحت رهبری اتحاد شوروی دور کند. عراق مایل به تقویت روابط با اتحاد شوروی است.
تحرکات نیروهای عراق در مرزهای ایران؛ مصاحبه ضدایرانی سرنشینان هواپیمای عراقی که اخیراً توقیف و سپس بازگردانده شده بود.
درگیریهای منطقه عمومی کرمانشاه: تحرکات مهاجمان وابسته به عراق در قصرشیرین، جوانرود و... .
نقطه عطف درگیریهای سنندج: پیشرفت چشمگیر با ورود نیروهای انقلابی هوادار نظام به شهر و آغاز پاکسازی باوجود کمبودها، نیاز به الحاق کامل محورهای حرکتی این نیروها؛ اطلاعیه لشکر28 کردستان، اظهارات سخنگوی عزالدین حسینی در مهاباد و گزارش سازمان چریکهای فدایی خلق از کردستان.
روز پرحادثه در سنندج، محاصره و تصرف سنگرهای نیروهای مسلح غیرقانونی و کنترل شهر بهدست ارتش و سپاه در ساعات پایانی روز؛ اظهارات ابوشریف در مصاحبه با روزنامه انقلاب اسلامی؛ بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق در آستانه شکست در سنندج و تأکید بر ضرورت قطع کشتار و پرهیز از تفرقه؛ هرچند درعمل و در صحنه واقعیات، هنوز برای اعلام قطعی پایان کار زود است، با قطع اخبار ساعت 10 تلویزیون دفتر ریاستجمهوری اعلام کرد: «سنندج بهطورکلی پاکسازی شده و کنترل شهر در دست افراد ارتش و پاسداران است.»
بیاطلاعی عمدی یا سهوی از آنچه میگذرد در اظهارات عضو هیئت ویژه کردستان در کیهان امروز؛ صباغیان: در سه روز اخیر در سنندج آرامش برقرار شده است و حتی تیراندازی ازسوی دو طرف صورت نگرفته است.
اظهارات طالبانی رهبر یکی از دو گروه کردهای عراق مبنیبر ضرورت توقف درگیریهای کردستان؛ وی توضیح درباره وقایع کردستان ایران و ارائه تصویری واقعی از این جریانات را از اهداف سفر خود به تهران ذکر کرد.
وضعیت دیواندره که به کانونی برای گروههای مسلح غیرقانونی و مرکزی برای جلوگیری از ستونهای نظامی راهی سنندج تبدیل شده است؛ مزاحمتها در بیجار، در مسیر سنندج.
گزارشهایی از سقز، شاهیندژ، میاندوآب، نقده، ارومیه و منطقه پل قطور.
بروز آشکار وضعیت دوگانه {جنبشی ساختاری} در مراسم محاکمه و اعدام خودسرانه حزب دمکرات در میاندوآب، که بنا بر گزارش سازمان چریکهای فدایی خلق افراد اعدامی از پیشمرگان این حزب بودهاند.
واکنش گروهها در قبال اعلام عمومی توقیف روزنامهها بهوسیله دادستان انقلاب؛ مصاحبه مطبوعاتی قدوسی دادستان کل انقلاب اسلامی، در پاسخ به هجوم تبلیغاتی این قضیه.
اغتشاشات و ناآرامی در شهرهای مختلف ایران: آبادان، اصفهان، فیروزآباد، بهشهر و انزلی؛ تحصن و اقامت شبانه معترضان در مقابل پادگان نیروی دریایی انزلی.
نمونهای از تنوع و وسعت حوزه مسئولیتهای سپاه: درخواست وزیر پست و تلگراف و تلفن از سپاه برای حفاظت از تأسیسات مخابراتی.
ماجرای انتخاب نخستوزیر قبل یا بعد از تشکیل مجلس: اظهارات گروه بنیصدر، مهندس بازرگان و حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی دراینباره.
ضمیمه گزارش420: ادامه تحصن جوانان شهر در روایت مقامات نظامی و انتظامی بندر انزلی.
گزارش روزشمار 23/2/1359
اظهارات سفیر عراق در اسلامآباد درباره سه جزیره؛ رفتار تشویقآمیز کشورهای حامی عراق نظیر فرانسه؛ تحرکات دیپلماسی قوی عراق و در مقابل آن عدم یکدستی
دیدگاهها و مواضع دیپلماتیک در ایران بهدلیل وضعیت خاص پس از انقلاب؛ موضع لیبی در قبال ایران.
تحرکات ایذایی عراق در جنوب: تجاوز هوایی، تجهیز خطوط دفاعی عراق، افزایش توان شناسایی و... .
گزارشهایی از تحرکات ایذایی عوامل مستقیم و غیرمستقیم عراق در غرب و جنوب کشور؛ اختصاص بودجه 400 میلیون ریالی برای حفاظت از لولههای نفتی؛ ابلاغ وزارت کشور عراق و مستثنیکردن افراد انقلابی ایران از برنامه خروج ایرانیان از عراق.
نمونهای از اقدامات ایذایی عوامل عراق در خوزستان: شناسایی و تیراندازی پاسداران به قایق حامل تجهیزات در اروندرود و زخمیشدن عبدالحسین عراقی از فعالان جریان موسوم به خلق عرب.
تسلط پاسداران و نیروهای ارتش بر مهمترین مواضع شهر سنندج؛ برقراری ارتباط بین پادگان و فرودگاه از راه زمینی؛ الحاق نیروهای خودی، ادامه پاکسازی و تداوم نوعی مقاومت در گروههای مسلح غیرقانونی؛ اظهارات مقامات نظامی درباره آخرین وضعیت سنندج.
تسلط بر ارتفاعات دیواندره و ایجاد چشمانداز روشن برای نیروهای دولتی؛ اطلاعیه لشکر16 زرهی قزوین و اخطار به افراد مسلح شهر.
وخامت اوضاع در بانه و وضع نگرانکننده در این شهر باوجود ایجاد امکان حمل اجساد شهدا در روز جاری.
درگیریهای شهرهای مختلف کردنشین بجز سنندج و بانه: گزارشها از سردشت، مهاباد، نقده، اشنویه و ارومیه.
دو نمونه از جهتگیریها در قبال مسائل کردستان: سرمقاله بنیصدر در روزنامه انقلاب اسلامی با عنوان "تجربه سنندج" و اطلاعیه وزارت امور خارجه درمورد اخراج رئیس خبرگزاری آلمان از ایران.
بررسی پیامدها و بازتاب حوادث کردستان در ارگان گروهها: اتحادیه کمونیستها، حزب توده، حزب رنجبران و جمعیت کردهای مقیم مرکز.
تنوع وظایف و درگیریهای سپاه: تعقیب سارقان مسلح در کرمانشاه و گزارش فرمانده سپاه سراب از احتمال درگیری طرفداران آیتالله شریعتمداری با طرفداران حزب جمهوری اسلامی.
گزارشها از ملاقات مسعود رجوی با بنیصدر و انعکاس مشکوک آن فقط درحد اظهارات رجوی و اشاره مختصر روزنامه انقلاب اسلامی {ارگان بنیصدر} به آن.
گزارش روزشمار 24/2/1359
تحرکات سیاسی مقامات امریکا و ایران {جیمی کارتر، ادموند ماسکی، دکتر بهشتی و ابوالحسن بنیصدر} علیه طرف مقابل؛ حکم بنیصدر به سلامتیان بهعنوان دبیرکل گردهمایی بینالمللی بررسی مداخلات امریکا در ایران و اظهارات سلامتیان دراینباره.
تشکیل ستاد بررسی گزارشهای مربوط به اجسام پرنده مشکوک و زیرسؤالبردن اصل این خبرها؛ گزارش ژاندارمری هرمزگان از مشاهده یک هواپیما در این منطقه.
تهدیدات عملی ایران ازجانب شوروی در مرز افغانستان با ایران؛ حمایت ایران و پاکستان از مبارزان افغان؛ بحران در روابط ایران و شوروی بر سر مسئله افغانستان.
گزارش نشریه السفیر درباره مواضع صریح اشغالکنندگان سفارت ایران در لندن، به قلم مخبر خود که یکی از گروگانها بوده است.
سرکوب کمونیستها، اسلامگراها و ایرانیها بهدست رژیم عراق و درعینحال ابراز اسلامگرایی ازسوی این رژیم.
گزارشهایی درمورد تحرکات عراق در مرز این کشور با ایران با تقویت و ایجاد استحکامات، شناسایی و تجاوز هوایی.
همزمان با تقویت استحکامات مرزی در عراق، اعتراض تهدیدآمیز عراق به ایجاد یک سنگر ایرانی در مرز قصرشیرین و اقدامات نیروهای ایرانی درپی این اعتراض.
ادامه حملات مهاجمان وابسته به عراق در کرمانشاه، سرپلذهاب و اسلامآباد.
آشکارشدن شکست گروهها در سنندج و جایگزینی توصیه به عقبنشینی مبتکرانه بهجای شعار دفاع با چنگ و دندان از شهر؛ امکان خروج تشکیلاتی عناصری از گروههای مسلح غیرقانونی از سنندج؛ فروکشکردن اقدامات نظامی خودی با کمشدن تهدید و شروع اقدامات عمومی رفاهی و غیرنظامی.
وضعیت و تدابیر امنیتی دیواندره و بیجار در مسیر سنندج.
وضع بسیار بحرانی در بانه، تلفات بسیار، نفوذ مخالفان به بخشی از پادگان و تهدید جدی سقوط آن.
درگیریهای پراکنده شهرهای کردنشین علاوهبر سنندج و بانه. وضعیت امروز پاوه، نقده و میاندوآب؛ ترددهای مشکوک و خبر بازگشت و سکونت 70 خانواده از کومهله در پیرانشهر.
دو مصاحبه مهم تلویزیونی درباره کردستان: ابوالحسن بنیصدر و اعلام جمعه آینده بهعنوان "روز شهدای کردستان"، ابوشریف و صحبت از آنچه که سال گذشته در کردستان گذشت.
سه نمونه از وظایف متنوع سپاه در وضعیت کنونی ایران: خنثیکردن بمب، معامله صوری با فروشندگان مواد مخدر و درگیری با ضدانقلاب.
دو عنوان خبری {تیتر} در یک شماره روزنامه جمهوری اسلامی و درارتباطبا مسئله انتخاب نخستوزیر: "انتخاب نخستوزیر به تعویق افتاد" در صفحه اول و "تاکنون بررسی جهت انتخاب نخستوزیر به نتیجه نرسیده است" در صفحه آخر. مصاحبه مطبوعاتی آیتالله بهشتی و ابراز نگرانی از اینکه موافقت امام با انتخاب نخستوزیر در این زمان، روی رأی آتی نمایندگان مجلس اثر بگذارد و نیز تأکید بر تلاش رئیسجمهور و اعضای شورای انقلاب برای انتخاب بهترین راه.
اعلام نتایج مرحله دوم انتخابات تهران در مطبوعات.
اطلاعیه بنیصدر درمورد حدود و وظایف مأموریت اخیر صادق خلخالی، استعفای وی پس از تأکید بر قاطعیت در امر مبارزه با مواد مخدر.
زیرسؤالرفتن ارتش از دو جهت متضاد: اظهارات نزیه در پاریس و بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در تهران.
اطلاعیه ضدامریکایی، ضداسرائیلی سازمان مجاهدین خلق به مناسبت سالروز عقد قرارداد کمپ دیوید.
گزارش روزشمار 25/2/1359
تکذیبیه سفارت انگلیس در تهران مبنیبر عدم دخالت این کشور در ماجرای سفارت ایران در لندن؛ واکنش بهانهجویانه روزنامه جمهوری اسلامی: «در این تکذیبنامه هیچگونه دلیل قانعکنندهای مبنیبر عدم دخالت انگلستان در این فاجعه مصیبتآمیز ارائه نشده است.» اینکه انگلستان، جدیترین متحد امریکا محسوب میشود، زمینهای برای این نوع تبلیغات فراهم کرده است.
تداوم فعالیتهای ایذایی و خرابکارانه عوامل وابسته به عراق در خوزستان.
تحرکات مرزی و تجاوز هوایی عراق به ایران.
اقدامات مسلحانه مهاجمان وابسته به عراق در قصرشیرین، سرپل ذهاب، ازگله و نفتشهر.
تکاپوی نیروهای انقلاب در سنندج برای تحکیم و تعمیم امنیت در شهر و اقدامات رفاهی؛ مسئله مدفونشدگان موضوع مهم امروز سنندج.
وخامت اوضاع در بانه، تلفات بسیار و خطر سقوط پادگان محاصرهشده این شهر.
درگیریها در شهرهای مختلف ازجمله در جوانرود {خانهشور}، پاوه، نقده، ارومیه، سردشت و اشنویه.
تلاش حزب دمکرات در دعوت به آتشبس در عین حفظ قدرت، اظهارات رهبران حزب دراینباره؛ جلیل گادانی عضو کمیته مرکزی: قبل از هر مذاکرهای دولت باید در سراسر کردستان اعلام آتشبس کند؛ عبدالرحمن قاسملو دبیرکل: «کردها همیشه آماده مذاکره هستند، ولی ابتدا خواستار خودمختاری میباشند. در طول روز ما مشغول مذاکره و تلفنکردن به تهران هستیم و هنگام شب به جنگ میپردازیم. تاکتیک ما بسیار ساده است، جنگ پارتیزانی یعنی همهجا باشیم و هیچجا نباشیم.»
گرفتاریهای متنوع دادگاه انقلاب: صدور حکم اخراج و تبعید برای برخی کارکنان آموزشوپرورش گنبد، اعلام ممنوعیت راهپیمایی بدون مجوز در اطلاعیه
دادگاه انقلاب اسلامی تبریز و اطلاعیه دادستانی کل انقلاب درباره برخورد با عوامل آتشزدن خرمنها.
اعلام مواضع خسرو قشقایی در مصاحبه با روزنامه کیهان درباره مسئله گروگانها، زمین و کشاورزی، خودمختاری و....
ضمیمه گزارش459: مشاهداتی درباره مدفونشدگان سنندج.
ضمیمه گزارش464: افشاگری دانشجویان مسلمان عشایر فارس در پاسخ به اظهارات قشقایی.
گزارش روزشمار 26/2/1359
ورود صادق قطبزاده وزیر امور خارجه ایران به پاکستان برای شرکت در گردهمایی وزرای امور خارجه کشورهای اسلامی؛ توقع ایران از گردهمایی اسلامآباد برای اتخاذ موضعی منفی درباره امریکا موضع و وجود شواهدی برخلاف آن.
اعلام مواضع قاطع ایران در قبال عراق در اظهارات وزیر امور خارجه ایران در پاکستان؛ اظهارات قطبزاده در رد پذیرش میانجیگری سازمان آزادیبخش فلسطین بین ایران و عراق.
تبلیغات عراق علیه ایران با این مضمون که ایران برضد این کشور کار ایذایی میکند همزمان با اقدامات خرابکارانه عوامل عراقی علیه ایران؛ مراقبت جدی عراق برای دستگیری عوامل ایران.
سه مورد تجاوز هوایی عراق به خاک ایران؛ تحرکات ایذایی عراق ازطریق عوامل محلی این کشور در قصرشیرین و سرپل ذهاب.
سنندج به کندی رو به آرامش میرود: گزارشهایی از وضعیت امنیت، امداد، کشف اجساد، درخواست نیرو و... ؛ گزارشهای مفصل خبرنگار روزنامه کیهان از مشاهداتش در شهر.
فضای عاطفی، روانی و تبلیغاتی سراسر کشور ناشیاز حوادث اخیر کردستان در روز بزرگداشت شهدای کردستان؛ گزارش سه نماز جمعه مهم سنندج، تبریز و تهران و سخنرانیهای بنیصدر، آیتالله خامنهای و ابوشریف.
ملاقات سرهنگ صدری فرمانده لشکر28 کردستان با امام خمینی.
تداوم معضل دیواندره بهصورت حضور افراد مسلح غیرقانونی در روستاها، کمبود نیرو و وجود نفوذیهای گروههای ضدانقلاب در ارتش.
تداوم محاصره پادگان بانه و بازهم اتمامحجت پرسنل پادگان، اینبار با دفتر امام خمینی.
تحرکات مسلحانه و اقدامات ایذائی در مریوان، پاوه، شاهیندژ، نقده و میاندوآب.
طرح مسئله مین و مینگذاری در جادهها بهعنوان اقدامی ساده و کمهزینه با تأثیر ایذایی زیاد؛ هشدار و دستورالعمل ستاد مشترک دراینباره.
اشتراک مواضع ایران و پاکستان در مسئله اشغال افغانستان بهدست شوروی؛ اظهارات قطبزاده درمورد پیشنهاد افغانستان مبنیبر مذاکره با ایران و پاکستان نشان داد که مسئله افغانستان برای ایران از بهرهبرداری از اختلافات دو ابرقدرت اهمیت بیشتری دارد.
ضمیمه گزارش470: گزارش تفصیلی از مراسم اولین نماز جمعه سنندج بعد از درگیریهای اخیر.
گزارش روزشمار 27/2/1359
شروع اجلاس وزرای امور خارجه کشورهای عضو جامعه اقتصادی اروپا برای اجراییکردن تصمیمهای مربوط به تحریم ایران، بروز تزلزل بهخصوص در سه کشور مهم و تأثیرگذار انگلیس، فرانسه و آلمانغربی و واکنش هودینگ کارتر سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا؛ حضور ژاپن در این اجلاس برای همسویی با دولتهای غربی.
اعلام شروع تحرک جدید ازسوی سازمان ملل درباره گروگانهای سفارت امریکا در ایران ازطریق اعزام نماینده به ایران و مذاکره برای آزادی گروگانها.
ادامه بازتاب حواشی اشغال سفارت ایران در لندن در رسانههای غربی که در مطبوعات ایران نیز بازتاب مییابد. خبرگزاری فرانسه: درانفجار یک بمب در هتل کوئینز گاردن لندن یک نفر که احتمالاً از اهالی خوزستان است و به همان گروه حملهکنندگان به سفارت ایران تعلق دارد کشته شد؛ آسوشیتدپرس از لندن: افسران اسکاتلندیارد گفتند فوزی بداوینژاد چندینبار تهدید به مرگ شده است.
تشدید فضای دشمنی با ایران در عراق و نیز تشدید فضای پلیسی و امنیتی در این کشور.
سوءاستفاده عوامل عراق از اشتراکات فرهنگی قبیلهای برخی ساکنان خوزستان و مشکلات ناشیاز آن برای اهالی این استان و نمونهای از راهحلها؛ وضع غیرعادی و درگیری در قصرشیرین.
اتفاقی بیسابقه در قصرشیرین: اقدام مهاجمان به ایجاد درگیری، ربودن دامها از دو روستا و گریختن به عراق.
اهتمام ارتش و سپاه در رفع نیازهای عمومی سنندج در کنار تداوم اقدام نظامی؛ گزارش روزنامه انقلاب اسلامی از دستگیری 38 تن از پرسنل نظامی پادگان سنندج که با ضدانقلابیون همکاری میکردند.
اظهارات آیتالله منتظری درباره پیشنهاد احداث دانشگاهی در مناطق سنینشین به امام خمینی و تأکید بر صحت رفتار اخیر نظام در سنندج.
نکوهش اقدام مسلحانه گروهها در روزنامه ارگان حزب توده.
تداوم وخامت اوضاع در بانه و تقاضای گروهبان ارتشی از سپاه برای حل مسئله.
درگیریها و تحرکات در دیگر مناطق کردنشین ازجمله در جوانرود، پاوه، مریوان، شاهیندژ، میاندوآب، سقز و نوسود.
تحرکات سیاسی و غیرنظامی سازمان مجاهدین خلق از دو طریق، یکی در جمعبندی انتخابات و دیگری با نامه به رئیسجمهور.
سپاه در شرایط فعلی بیشتر درقالب یک تشکل ایدئولوژیک سیاسی نظامی انقلابی و شناور است تا یک نهاد رسمی نظامی با وظایف قانونی معین و محدود، بنابراین بیشتر از انضباط ناشیاز یک سلسله مراتبی از قوانین و فرماندهی مشخص، انگیزهها و ایمان فردی افراد درقالب تکلیف و مسئولیت انقلابی است که رفتار را شکل میدهد، ازاینرو طبیعی است که اختلافات ناشیاز تفاوت برداشتها در انجام تکلیف انقلابی بروز کند. دو نمونه از
اینگونه مشکلات امروز انعکاس یافته است؛ درعینحال سپاه در مواجهه با مشکلات طبیعی ناشیاز مرحله گذار در پدیده انقلاب، گسترش اساسی سازمان خود، ازجمله دراختیارگرفتن سازمان بسیج را نیز مدنظر دارد.
گزارش روزشمار 28/2/1359
پایان اجلاس وزیران امور خارجه کشورهای عضو بازار مشترک اروپا در ناپل، صدور بیانیه و اعلام آغاز تحریم اقتصادی ایران از اول خرداد 1359؛ اظهارات علیرضا نوبری رئیس کل بانک مرکزی ایران درباره تدابیر ایران، قبل از انتشار بیانیه تحریم؛ ابراز رضایت کارتر از تصمیم اجلاس بازار مشترک اروپا.
تسری چالش ایران و عراق در کشورهای منطقه، لبنان، کویت و اجلاس وزرای امور خارجه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی در پاکستان؛ نامه معاودین عراقی به این اجلاس.
ادامه فعالیت عراق در مناطق مرزی ایران درقالب اقدامات ایذایی ازطریق عوامل داخلی و نیز تحرکات نظامی در مناطق مرزی غرب و جنوب ایران؛ گزارشهایی از آموزش چریکی به فراریان ایرانی، بمبگذاری، خرمنسوزی، مینگذاری، تجاوز هوایی، احداث سنگر و جاده و تحریک مأموران مرزی ایران.
سنندج از سیطره گروههای مسلح غیرقانونی خارج شده، ولی هنوز ذیل حاکمیت نظام قرار ندارد؛ گزارشهای مختلف از تلاش دولتیها برای عادیشدن شهر هم در جنبههای اجتماعی و عمومی و هم در جنبه نظامی؛ گزارشهای ارتش و نیز گزارش نشریه کار حاکیاز تداوم درگیری و ناامنی در اطراف سنندج است.
تبعات و بازتابهای گسترده حوادث سنندج در سطح ملی و تشدید فضای ضدگروههای مسلح غیرقانونی؛ اظهارات دوزدوزانی فرمانده سپاه و سرگرد ملاحیدر درباره اجساد جمعآوریشده در سنندج؛ فعالیتهای گروههای مسلح درگیر در سنندج و تلاش برای بازتاب قضایا به سود خود ازجمله برپایی نمایشگاه عکس و گردهمایی یادبود شهدا؛ اطلاعیه آیتالله خلخالی درباره ابطال نتیجه انتخابات مهاباد و لغو انتخاب غنی بلوریان.
مسئله نفوذ گروههای درگیر در ارتش از تبعات جنگ اخیر سنندج است: دستگیری 15 نفر از پرسنل هوانیروز به اتهام اغتشاش در پایگاه؛ اظهارات فخرالدین حجازی دراینباره.
تداوم بحران در بانه، وخامت اوضاع در پاوه و درگیریهایی در کامیاران، باینگان، مریوان، نقده و بخشهایی از ارومیه.
آزادی گروگانهای قطور و نمونهای از تحلیل و انعکاس این قضیه.
اعلام موضع و تحلیل گروهها و ارگانهای مختلف درباره مسئله دانشگاهها.
بیان نمونههایی از مواضع مائوئیست ها به نقل از نشریه رنجبر ارگان حزب رنجبران ایران و نشریه عدالت با درج مطالبی علیه حزب جمهوری اسلامی، حزب توده و مسعود رجوی.
وضعیت بحرانی در منطقه سمیرم با حضور مجدد ناصرخان و خسروخان قشقایی.
آغاز هماندیشی سهروزه کمیتههای سراسر کشور؛ طرح انتقادات، تحلیلها و چشمانداز آینده در سخنرانی آیتالله مهدوی کنی سرپرست کمیته مرکزی.
مصاحبه مطبوعاتی رضا اصفهانی معاون وزارت کشاورزی درمورد مسائل کشاورزی نظیر آب، وام و نیز تقسیم اراضی اسلامی و "بندِ ج".
ملاقات شورای فرماندهی سپاه با امام خمینی، اظهارات امام درباره بیاهمیتی و عدم موفقیت کودتای احتمالی و هرگونه حمله نظامی امریکا و نیز بازگوکردن ملاقات قبلی با سفیر شوروی: «من گفتم البته میشود افغانستان را گرفت، ولی بدانید که نمیتوانید دوام بیاورید. تا ملت چیزی را نخواهد نمیشود کاری کرد.»
نقل مکان امام خمینی از خانهای واقع در دربند به جماران. ذکر بخشهایی از اولین سخنرانی امام خمینی در حسینیه جماران.
ضمیمه گزارش495: مطالبی درباره سرهنگ ایرج نصرتزاد یکی از شخصیتهای تأثیرگذار در مقطع آغازین درگیریهای سنندج.
ضمیمه گزارش504: بروزهایی از شیوع خبرهای مربوط به کودتا در داخل و خارج کشور.
گزارش روزشمار 29/2/1359
یک ویژگی مهم مصوبه تحریم اقتصادی ایران که در اجلاس اخیر وزیران امور خارجه کشورهای اروپایی در ناپل به تصویب رسید، کاهش محدودیتهای پیشبینیشده است: قراردادهای قبل از گروگانگیری شامل این تحریم نخواهند بود و
اجرا یا عدم اجرای مفاد قراردادهای بعد از آن هم باید به نظر مقامات دولتهای مربوطه رسانده شود و مورد تصویب آنان قرار بگیرد؛ دیدگاه مقامات و موضعگیری کشورهای مختلف ازجمله آلمان فدرال، انگلیس، امریکا، ایران و... پس از صدور این مصوبه.
تشریح طرح آزادکردن گروگانهای امریکایی در سه مرحله ازسوی خبرگزاری فرانسه و به نقل از یک منبع کاملاً آگاه.
قطع صدور ویزا برای ایرانیان ازسوی امریکا؛ درج متن دو پیام با تفاوتی معنیدار که ازسوی برژنف رهبر شوروی، برای امام خمینی و بنیصدر ارسال شد؛ ارسال پیام تبریک ازسوی وزیر امور خارجه شوروی برای قطبزاده به مناسبت سالگرد برقراری رابطه سیاسی بین دو کشور؛ درج بیانیه پیمان ورشو در نامه مردم، ارگان حزب توده؛ اعلام موضع سرد بنیصدر در قبال شوروی.
مانور نیروی دریایی ایران در تنگه هرمز و سه جزیره در پاسخ تلویحی به مانور یا ادعای مانور روز گذشته امریکا در این منطقه و دعاوی عراق درباره سه جزیره.
تأکید وزیر امور خارجه ایران بر بررسی مسئله تهاجم نظامی امریکا در اجلاس وزیران امور خارجه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی در پاکستان، هرچند توفیقی برای وی در این راه پیشبینی نمیشود؛ رقابت عراق با ایران در نمایش سیاست نه شرقی، نه غربی؛ بروز چالش میان نمایندگان ایران و عراق در این اجلاس.
راندهشدگان عراقی و مشکلات امنیتی و رفاهی آنان؛ ارسال نامه ازسوی معاودین به امام خمینی، بنیصدر و مراجع تقلید؛ تداوم ورود راندهشدگان به ایران.
درگیریهای پاسگاهی با عراق در غرب و تجاوز هوایی این کشور به نفتشهر؛ تحرکات عوامل عراق در جنوب و همزمان تشدید فضای جنگی علیه ایران با تحریک نیروهای عراقی.
نمونههایی از نوعی گزارش کار نیروهای رسمی نظامی و انتظامی ایران از فعالیت برضد رژیم بعثی در عراق.
تحولات امروز در غرب کشور: آزادسازی بخش باینگان در پاوه و درهمکوبیدن مراکز پرتاب خمپاره به شهر پاوه.
گزارشها از وضعیت امروز شهر سنندج که بهسمت عادیشدن پیش میرود.
گزارش تحولات و درگیریها در بانه، سقز و میاندوآب؛ تداوم بحران شدید در بانه.
واکنشها علیه روال جاری کردستان: برگزاری تجمعی در دانشگاه تهران برای بزرگداشت شهدای سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر در درگیریهای کردستان؛ گزارش کیهان و نامه مردم از این تجمع؛ نامه مولوی عبدالعزیز از علمای اهل سنت به امام خمینی و بنیصدر.
اظهارات حقگو استاندار آذربایجانغربی، در روزنامه کیهان با عنوان "انحصارطلبی و تنگنظری ما را از واقعیتهای کردستان دور نگه داشته است."
بروزهایی از حساسیت و هوشیاری عمومی در قبال بمبگذاریها در اماکن عمومی ازجمله در تهران و قم.
درج دو نامه از سازمان مجاهدین خلق در روزنامه انقلاب اسلامی و تحلیل نشریه حقیقت ارگان اتحادیه کمونیستهای ایران از نزدیکی بنیصدر و سازمان مجاهدین خلق.
سخنان امام خمینی راجع به خودجوشی اقشار در تشکیل سپاه پاسداران و کمیتهها و شروط تداوم سلامت آن در جمع فرماندهان کمیتههای انقلاب در تهران و شهرستانها؛ دیدار مردم جماران با امام خمینی و بیانات ایشان درمورد رسالت جهانی انقلاب اسلامی و شروط تحقق آن.
گزارش روزشمار 30/2/1359
سخنرانی صادق قطبزاده در اجلاس وزیران امور خارجه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی و اعلام مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال مسائل مهم
ازجمله فلسطین، امریکا، شوروی، افغانستان و عراق؛ طرح این اجلاس برای حل اختلاف میان ایران و امریکا.
ادامه چالش بین ایران و عراق: اشغال دفتر سازمان ملل متحد در تهران توسط راندهشدگان عراقی؛ ابراز نگرانی دبیرکل اتحادیه عرب در ژنو؛ سخنان قطبزاده درمورد محکومکردن اقدام عراق در اخراج ایرانیالاصلها از این کشور در اجلاس پاکستان.
اقدامات ایذایی عوامل عراق در غرب و جنوب ایران؛ گزارشهایی از احتمال حمله دوباره به قصرشیرین؛ فرار یک تیم پزشکی گروگان گرفتهشده که به عراق برده میشدند، از چنگ مهاجمان؛ تسلیمشدن یک دسته هشتنفره از گروه اکبر روایی، یکی از گروههای گروگانگیر منطقه اورامانات با مهمات و سلاح به سپاه.
اوضاع سنندج بهسمت عادیشدن میرود و درعینحال پاکسازی بهخصوص در اطراف جادهها و روستاها ادامه دارد؛ ضرورت احراز آمادگی برای شروع پاکسازی جاده کرمانشاه سنندج که از کامیاران میگذرد حداکثر از چهار روز دیگر.
حمله ناموفق هوانیروز به قله اربابا برای شکست محاصره پادگان بانه.
درگیریهای امروز در پاوه، میاندوآب، ارومیه و ماکو.
نامه سازمان مجاهدین خلق به قدوسی دادستان انقلاب، انتقاد از اعلامیه دادستانی با امضای روحالله حسینیان و تکرار درخواست توقیف نشریه منافق؛ روحالله حسینیان در پاسخ به اعتراضنامه سازمان مجاهدین خلق: «اگر معنی آزادی یعنی توهین به رهبر و ناجی یک امت، از شما عذر میخواهیم که جلوی آزادی را گرفتیم»؛ درگیری در اراک بر سر تخلیه دفتر سازمان مجاهدین خلق.
گزارش کار ارگان سازمان چریکهای فدایی خلق از یازدهمین گردهمایی شوراهای روستایی ترکمنصحرا؛ میتینگ سازمان کمونیستی طوفان در دانشگاه پلیتکنیک تهران؛ اعتراض حزب توده به دادستان انقلاب اسلامی سیستان و بلوچستان بهدلیل منتسبدانستن 2 تن از عناصر ساواکی به این حزب.
مواضع ضداسرائیلی ایران در کلام امام خمینی و صادق قطبزاده و فعالیتهای ایران در گردهمایی وزیران امور خارجه کشورهای اسلامی در اسلامآباد در همین زمینه؛ تقاضای سازمان آزادیبخش فلسطین از اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی مبنیبر بهرسمیتشناختن کارمل رئیسجمهور افغانستان؛ اظهارات شمسالدین از علمای لبنان
درباره وحدت جهان اسلام و طرح عرفات درباره تشکیل یک جبهه ضدامپریالیستی ضدصهیونیستی از بیروت تا خراسان.
اعلام موضع ایران درمورد مسئله حضور نظامی شوروی در افغانستان؛ صادق قطبزاده در اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی: «دخالت نظامی اتحاد شوروی در افغانستان نقض آشکار حقوق بینالمللی است.»
تجاوز 2 فروند هلیکوپتر روسی از مرز افغانستان به ایران و کشتهشدن یک نفر.
ضمیمه اول گزارش528: گزارشی درباره موقعیت میاندوآب و حساسیت آن.
ضمیمه دوم گزارش528: گزارشی از وضعیت ماکو درزمینه تحرکات سیاسی و جایگاه آن.
گزارش روزشمار 31/2/1359
بازتاب تصمیم انگلستان درباره اینکه تحریم ایران عطفبهماسبق نمیشود در داخل این کشور، امریکا، شوروی و ایران.
گذشت دویست روز از تسخیر لانه جاسوسی، بیان دو موضع متفاوت دراینباره: منصور فرهنگ نماینده ایران در سازمان ملل و آنی کرگل مفسر چپگرای فیگارو.
تقویت پاسگاهی عراق در مرز ایران و ادامه تحرکات ایذایی عوامل عراق در مناطق مرزی؛ حمله به تأسیسات نفتی ایران و انفجار در لوله نفت.
ادامه عادیسازی وضعیت سنندج با ارائه خدمات عمومی و تداوم پاکسازی؛ اظهارات معاون عملیات سپاه مستقر در سنندج دراینباره.
تصمیمها و مشکلات موجود بر سر راه پاکسازی جاده مهم کرمانشاه سنندج که از مراکز مستعدی چون دیواندره و کامیاران میگذرد؛ درج اطلاعاتی از پاکسازی اخیر گردنه صلواتآباد در روزنامه جمهوری اسلامی.
بهبود وضع بانه در عرصه تبلیغات رسانهای و تداوم وضع بحرانی و خطر در این شهر در عرصه عمل.
تحرکات نظام در سقز و مهاباد که درعین حضور کمرنگ نیروهای مسلح نظام در حاکمیت گروههای مسلح غیرقانونی قرار دارند؛ سخنرانی قاسملو در تجمع افراد حزب دمکرات در مهاباد و آتشسوزی در سینما امید این شهر.
تفاهم نیروهای مدافع نظام بر سر حل مسئله سنندج؛ اظهارات معاون فرماندهی عملیات سپاه پاسداران مستقر در سنندج، سرهنگ صدری و آیتالله بهشتی درباره مذاکره بر سر مسائل کردستان.
هشدارها و اقدامات سپاه درزمینه تحرکات سیاسی در گنبد و تحرکات غیرسیاسی در جیرفت.
استقبال طلاب و مردم از دانشجویان و آغاز اجلاس سهروزه "حوزه، دانشگاه، انقلاب فرهنگی" در قم با شرکت دانشگاهیان و روحانیون.
بروز شدت در برخوردهای تبلیغاتی ارگان بنیصدر و در آنسو استواری جناح مقابل درعمل و ملایمت آنان در عرصه تبلیغات؛ اظهارات آیتالله بهشتی درباره صحبت اخیر رئیسجمهور درمورد وی و نیز مسئله انتخاب نخستوزیر.
مصاحبه شاپور بختیار با نشریه پاری ماچ بعد از بازگشت از عراق و اشاره وی به همدستی عراق در کودتای احتمالی آتی در ایران.
مباحثه با نورالدین کیانوری دبیرکل حزب توده در نقدوبررسی و توجیه مناسبات کنونی این حزب با اسلامگرایان درقالب مصاحبه ژون آفریک با وی؛ کیانوری: «این انقلاب مذهبی است، ولی محتوای آن با کلیه ایدههایی که ما همواره به نشر آن پرداختهایم، مطابقت دارد.»
تجاوز دوباره 2 فروند هلیکوپتر افغانی به حریم فضایی جمهوری اسلامی ایران و اظهارنظر مقامات ایران راجع به دولت این کشور.
گزارش فارین ریپورت {چاپ لندن} از کار گروه تحقیق ایرانی و سرنوشت امام موسی صدر.
افزایش قیمت نفت ازسوی 8 کشور عضو اوپک و توضیحات معینفر وزیر نفت ایران، درباره خودداری این کشور از افزایش بهای نفت خام خود.
ضمیمه گزارش540: نگاهی به آخرین وضعیت شهر مهاباد در گزارش به فرماندهی سپاه.
اشخاص 1080
مکانها 1096
سایر اسامی و اصطلاحات 1114
آبان، ابا {وزیر اسبق امور خارجه اسرائیل}:172
آخوندی، محمد {رئیس حزب رستاخیز سابق و عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
آدامز، جفری {سفیر انگلیس در تهران}: 742
آذرنوش، رضا {شهید}: 264، 433
آذری قمی {آیتالله}: 96
آریانا، بهرام {ارتشبد، از سران ارتش محمدرضا شاه}: 957
آشنا، فریدون {مسئول کمیته پزشکی جهاد سازندگی کرمانشاه}: 987
آقاشاهی {وزیر امور خارجه پاکستان}: 898، 913
آقامرادی، مرتضی {پاسدار، شهید}: 591
آل احمد، جلال: 103، 774
آل احمد، شمس {از اعضای اولیه شورای انقلاب فرهنگی}: 92، 103، 773
آلادپوش، حسن {از اعضای مارکسیست سازمان مجاهدین خلق}: 148
آلبرت، رنه {رئیسجمهور سیشل}: 63، 417
آلعلی، قاسم {پزشک همراه جمعیت شیروخورشید سرخ}: 863
آناتوریک {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
آی محمد، آی محمد {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
آیت، حسن: 319
آیزنستات، ساموئل: 180
آئین زاده، عزیز : 618
آئینزاده، جمشید {رئیس کمیته انقلاب اسلامی شاهیندژ}: 264، 618
ابراهیم الشاوی {سفیر عراق در انگلیس}: 584، 607، 633، 634
ابراهیم خلیل: 780
ابراهیم طیب {جاسوس}: 732
ابراهیمی {پاسدار، شهید}: 557
ابراهیمی، ابراهیم {سرباز، شهید}: 641
ابراهیمی، اصغر {استاندار ایلام}: 133، 134، 308، 442، 613، 860،
ابرهه {فرمانروای حبشیِ یمن}: 38
ابطحی، سیدمحمد {حجتالاسلام}: 441
ابوشریف {عباس آقازمانی، مسئول واحد عملیات سپاه پاسداران و نماینده بنیصدر در سنندج}: 65، 66، 117، 192، 197، 248، 265، 266، 278، 314، 315، 371، 714، 373، 376، 377، 434، 500، 536، 591، 640، 769، 790، 792، 818، 821، 823، 826، 842، 866، 867، 868، 887، 888، 907، 999
ابومیذر {سخنگوی رسمی سازمان آزادیبخش فلسطین}: 629
ابهری، کاظم {مدیریت موقت دانشگاه تهران}: 251
اتابک {معاون سیاسی استانداری آذربایجانغربی}: 316، 504
احمد جبریل {رهبر جبهه خلق برای آزادی فلسطین}: 367
احمد حسن البکر {رئیسجمهور سابق عراق}: 813
احمد ظاهر الجیلانی {سفیر عراق در اسلامآباد}: 43، 835
احمد عزیز {عضو حزب الدعوه عراق}: 899
احمدزاده، طاهر {استاندار سابق خراسان}: 103، 385، 576، 773
احمدقاضی {از سران حزب دمکرات در مهاباد}:691
اخیانی {سرهنگ، فرمانده ناحیه ژاندارمری کرمانشاه}: 369، 420، 461، 556، 595، 790، 862، 900
ادریس بارزانی {از سران حزب دمکرات کردستان عراق}: 262، 263
ادریسیان، غلامعلی {رئیس دانشگاه مشهد}: 507
ادیب الداودی {حقوقدان سوری و عضوکمیسیون تحقیق سازمان ملل}: 919، 934
اردلان، حسن {عضو هیئت پیگیری خودمختاری کردستان}: 619
ارکسن، حیرتین {وزیر امور خارجه ترکیه}: 296، 343
ازهاری، غلامرضا {ارتشبد}: 847
اسانگ، س.م {وزیر دارایی نیجریه}: 258
استالین، جوزف: 794
استاندار بصره: 531
استاندار بوشهر: 574
اسدی، مصیب {گروگان ضدانقلاب}: 618
اسعد زهیر {ژنرال، فرمانده نیروی هوایی عربستان}: 187
اسماعیل رشید {سرپرست جاشهای عراقی در قصرشیرین}: 731
اسماعیل زاده، محمد {پیشمرگ، شهید}: 688
اسماعیل سمیتقو {از سران شورشی معاصر رضاخان}: 791
اشراقی، شهابالدین {آیتالله، نماینده امام در هیئت حسننیت کردستان}: 823
اشرف قوریال {سفیر مصر در واشنگتن}: 284
اشمیت، هلموت {صدراعظم آلمان}:171، 301، 704
اشنویی، سیدمحمد {پاسدار، شهید}: 431
اصفهانی، رضا {معاون وزارت کشاورزی}: 576، 895، 950، 951، 952
اعلم، دادالله {از کارمندان هواپیمایی سریلانکا}: 724
افروز، غلامعلی {کاردار سفارت ایران در لندن}: 22، 607، 610، 681، 694، 695، 696، 697، 698، 1003
افروز، نیکو {همسر غلامعلی افروز}: 607
افشاری، رحمتالله {مسئول سازمان مجاهدین خلق در ملایر}: 692
امام خمینی {آیتالله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران}: 26، 27، 28، 29، 39، 41، 45، 50، 54، 61، 64، 65، 67، 85، 88، 89، 92، 96، 98، 101، 106، 107، 108، 109، 113، 115، 140، 145، 149، 162، 163، 164، 168، 174، 193، 194، 195، 198، 201، 204، 205، 207، 211، 214، 216، 217، 218، 219، 231، 234، 235، 259، 271، 289، 290، 293، 294، 303، 305، 306، 311، 317، 321، 323، 328، 329، 331، 335، 337، 352، 353، 354، 360، 364، 365، 366، 373، 386، 387، 391، 393، 396، 402، 407، 408، 409، 410، 411، 413، 414، 418، 425، 438، 441، 452، 453، 454، 455، 459، 461، 467، 468، 474، 475، 476، 482، 483، 487، 495، 496، 497، 500، 506، 514، 515، 520، 522، 531، 532، 533، 534، 539، 540، 545، 548، 550، 552، 562، 563، 565، 566، 571، 573، 574، 575، 581، 582، 584، 587، 588، 597، 598، 605، 610، 611، 616، 625، 633، 642، 645، 655، 657، 665، 666، 667، 674، 696، 702، 709، 712، 721، 722، 739، 740، 754، 758، 759، 765، 766، 773، 775، 776، 777، 778، 779، 780، 781، 784، 785، 788، 794، 796، 798، 801، 802، 811، 812، 813، 814، 830، 831، 848، 858، 859، 867، 868، 873، 875، 876، 877، 895، 897، 899، 902، 903، 907، 908، 921، 925، 930، 943، 944، 947، 950، 951، 952، 953، 954، 957، 962، 967، 972، 973، 976، 978، 979، 988، 991، 995، 996، 998، 1016، 1017، 1018، 1019، 1020
امام موسی صدر: 216، 371، 461، 996، 1022
امامجمعه پیرانشهر: 434
امامجمعه مریوان: 945
امامیکاشانی، محمد {حجتالاسلام، سرپرست دفتر تبلیغات امام در تهران و مدرسه عالی شهید مطهری}: 211، 508
امانی همدانی، سعید: 872
امیر شارجه: 548
امیر کویت: 489، 490، 604
امیر مکه: 187
امیرانتظام، عباس {سخنگوی دولت موقت}:321، 777
امینداری {تیمسار، جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش}: 136، 140، 889
امینزاده، جمشید {شهید}: 433
اندرسون، جان {عضو مجلس نمایندگان امریکا و نامزد ریاستجمهوری}: 339
انصاری، علی {استاندار گیلان}: 91، 209، 210، 211، 247، 248، 251، 316، 317، 575، 620
انور خوجه {رهبر حزب کمونیست آلبانی}: 994
انور سادات {رئیسجمهور پیشین مصر}: 216، 299، 300، 354، 387، 415، 570، 764، 878
انوربیگ {مزدور عراقی}:837
اوکیتا، سابورو {وزیر امور خارجه ژاپن}: 21، 122، 301، 302، 344، 918
اونیل، توماس {سخنگوی مجلس نمایندگان امریکا}: 37، 547
اوهیرا، ماسایوشی {نخستوزیر ژاپن}: 122، 227، 344، 404، 918
اویسی، غلامعلی {تیمسار، از فرماندهان مؤثر ارتش محمدرضا شاه}: 263، 331، 530، 643، 708، 709، 800، 801، 847، 874، 956، 957، 994
ایشی باشی، ماساجی {یکی از اعضای پارلمان ژاپن}: 36، 342
باباطاهری {فرماندار مهاباد}: 619، 844
بابائی، احمدعلی: 720
بازرگان، عبدالعلی {از اعضای نهضت آزادی}: 799، 872
بازرگان، مهدی {نخستوزیر دولت موقت و عضو شورای انقلاب}: 26، 143، 144، 410، 720، 721، 722، 723، 739، 751، 776، 777، 800، 831، 1005
باغبانی، صالح {استواریکم، شهید}: 940
باقری، امیربهمن {سرلشکر، فرمانده نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران}: 287، 328، 400، 486، 703، 862
باک، ریچارد {سروان نیروی هوایی امریکا}: 325
باکری، حمید {فرمانده سپاه ارومیه}: 557، 618
بال، جرج {معاون وزیر امورخارجه سابق امریکا}: 525
باوسن، روبرت {نماینده دمکرات امریکا}: 287
باهنر، محمدجواد {عضو کمیسیون فرهنگی شورای انقلاب و از اعضای اولیه شورای انقلاب فرهنگی}: 92، 270، 449، 646، 960
بایرز، جوزف {گروهبان هوایی}: 325
باینگانی، ناصر {پاسدار، شهید}: 378
بائومن، رابرت {نماینده مجلس نمایندگان امریکا}: 399
بحرانی، عبدالحسین {از عوامل خرابکار عراقی}: 614
بختیار، شاپور {آخرین نخستوزیر رژیم سابق ایران}: 48، 331، 397، 459، 525، 553، 590، 643، 708، 709، 771، 777، 874، 875، 957، 994، 1018
بخشدار بوکان: 433
بخشدار موسیان: 307
بخشی، مهدی {از مسئولان نیروهای اعزامی سپاه ارومیه به سنندج}: 557
بدیعزادگان، علیاصغر: 109، 213
براتعلی، تراب {مدیریت موقت دانشگاه تهران}: 251
براتی، بازحیاطه {شهید}: 538
براون، ریچارد {کاردار سفارت امریکا در اسرائیل}: 299
براون، هارولد {وزیر دفاع امریکا}: 40، 257، 272، 281، 283، 287، 298، 324، 325، 327، 391، 392، 399، 403، 442، 482، 628، 745
برد، رابرت {رهبر اکثریت دمکرات در سنای امریکا}: 277، 337، 340، 341
بردیخانی، قربان {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
البرز، پرویز {رئیس دانشگاه گیلان}: 152، 380، 381
برزان حسین {برادر صدام}: 59، 369، 530
برژنف، لئونید {صدر هیئت رئیسه شورایعالی اتحاد جماهیر شوروی}: 962، 963
برژینسکی، زبیگنیو {مشاور امنیت ملی کارتر} : 24، 26، 30، 31، 32، 98، 128، 129، 167، 202، 224، 225، 257، 272، 276، 277، 300، 322، 324، 335، 358، 391، 410، 450، 462، 481، 513، 521، 628، 654، 675، 693، 749، 777، 785
برگر {مخبر صدای امریکا}: 224
بروجردی، محمد {فرمانده سپاه سنندج و فرمانده عملیات غرب}: 73، 74، 77، 169، 373، 465، 536، 687، 712، 713، 714، 751، 817، 865، 902، 914، 915، 923
برومند {از گروگانهای سفارت ایران در لندن}: 695
بستوله، محمد: 596
بکویت، چارلز {فرمانده کماندوهای امریکایی در طبس}: 39، 324، 325، 673، 674، 677، 784
بگین، مناخیم {نخستوزیر رژیم صهیونیستی}: 172، 299، 354، 387، 570، 629، 878
بلوریان، غنی {از اعضای اصلی حزب دمکرات کردستان ایران}: 239، 240، 943
بلوف، پاین {از کشتهشدگان امریکایی در طبس}: 325
بن، تونی {رهبر جناح چپ حزب کارگر انگلیس}: 301
بنگوریون، داوید: 172
بنیاسدی {فرماندهی سپاه جیرفت}: 601، 652
بنیصدر، ابوالحسن {رئیسجمهور ایران و فرمانده کل نیروهای مسلح}: 24، 29، 35، 44، 45، 47، 56، 64، 65، 66، 69، 82، 83، 84، 89، 90، 98، 99، 100، 101، 102، 103، 104، 105، 106، 108، 109، 110، 117، 128، 129، 130، 142، 144، 145، 146، 147، 151، 152، 153، 160، 167، 168، 181، 189، 190، 197، 198، 200، 201، 203، 207، 210، 211، 214، 215، 217، 218، 219، 235، 241، 243، 245، 249، 250، 251، 256، 260، 271، 280، 312، 313، 315، 317، 320، 322، 327، 328، 330، 354، 356، 357، 358، 359، 360، 361، 362، 363، 373، 379، 380، 383، 387، 391، 393، 397، 400، 408، 426، 427، 429، 431، 437، 438، 448، 451، 452، 455، 459، 468، 474، 475، 483، 484، 487، 496، 497، 500، 501، 505، 509، 514، 515، 516، 522، 528، 532، 533، 534، 536، 538، 542، 545، 548، 550، 565، 573،
574، 609، 616، 619، 632، 633، 645، 646، 655، 658، 663، 664، 665، 666، 681، 682، 685، 687، 688، 691، 692، 693، 703، 704، 714، 715، 719، 721، 722، 723، 735، 736، 737، 738، 739، 740، 748، 758، 768، 769، 771، 773، 775، 776، 777، 778، 779، 790، 793، 796، 797، 801، 803، 804، 806، 821، 823، 825، 828، 830، 831، 844، 845، 846، 848، 849، 850، 854، 855، 866، 870، 871، 873، 875، 890، 892، 903، 904، 908، 928، 929، 943، 947، 948، 950، 953، 960، 962، 963، 964، 967، 971، 972، 973، 977، 978، 1012، 1013، 1017
بنیصدر، سیدفتحالله: 719، 872
بنیفضل {حجتالاسلام، نماینده جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در سپاه}: 667
بوجاری {پزشک همراه جمعیت شیروخورشید سرخ}: 863
بودین، لئونارد {وکیل نیویورکی و مشاور بانک مرکزی ایران}: 785
بورژو، کریستین: 386، 387
بورژه، ایوان {وزیر دفاع فرانسه}: 764
بورگه {از بانیان کمیسیون حقوق بشر}: 215
بهرامی، حسین {عامل عراق}: 234
بهرامی، حمید {استاندار سیستان و بلوچستان}: 574
بهرامی، زهرا {شهید}: 911
بهرامی، فائق: 688
بهرامی، لطیف {شهید}: 768
بهرامی، محمد: 768
بهرنگ {فرماندار میاندوآب}: 199، 433، 618، 927
بهشتی، سید محمدحسین {آیتالله، رئیس دیوانعالی کشور و دبیر شورای انقلاب}: 23، 30، 82، 95، 96، 102، 104، 105، 107، 108، 224، 242، 243، 244، 501، 520، 522، 523، 524، 534، 696، 706، 722، 737، 738، 740، 758، 775، 831، 854، 869، 870، 871، 951، 964، 1004، 1013، 1014، 1017، 1021
بیرانوند {حجتالاسلام، شهید ترور}: 94، 642
بیگوند، اسحاق: 192
پارسا، فرخ رو {وزیر آموزشوپرورش کابینه هویدا}: 738
پاکبین، فتانه {مدیر دبیرستان ملایر}: 155
پالیزبان {سپهبد، از سران ارتش شاه در غرب و مسئول هماهنگی شورشهای کردی}: 643، 709، 822، 847، 907
پاول، جودی {سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید}: 30، 183، 224، 272، 281، 521، 673
پایدار، محمود {پاسدار، شهید}: 596
پرتوماه، مظفر {مشاور رئیسجمهور}: 501، 502
پرتوی {حجتالاسلام، مسئول روابطعمومی سپاه کرمانشاه}: 309، 502، 537، 577، 664، 756، 769، 970، 987، 990
پناهی {ستوانسوم، شهید}: 262
پناهی {سرهنگ}: 457
پندل، مارتین {رئیس خبرگزاری آلمان فدرال}: 846، 847
پنینو، میشل {سخنگوی اتحادیه دمکراتهای فرانسه}: 342
پواریه، ژان ماری {سخنگوی کاخ الیزه}: 301
پورزاد، هاشم {از پرسنل سپاه لرستان}: 929
پورمحمدی، حیدرعلی {پاسدار، شهید}: 240
پورمؤمنی {سرهنگ، فرمانده لشکر16 زرهی قزوین}: 237، 640، 843، 865، 909
پونیاتروسکی، میشل {سفیر سیار فرانسه}: 171
پهلوی، اشرف {خواهر محمدرضا پهلوی}: 530
پهلوی، رضاشاه : 974
پهلوی، محمدرضا {شاه مخلوع ایران}: 23، 24، 41، 42، 43، 128، 172، 174، 180، 182، 187، 217، 232، 256، 261، 279، 293، 331، 350، 356، 361، 362، 394، 405، 413، 449، 461، 482، 483، 523، 524، 530، 538، 547، 548، 549، 563، 582، 588، 704، 709، 724، 766، 784، 785، 788، 836، 837، 848، 858، 859، 875، 907، 934، 950، 956، 957، 974، 984، 1004، 1005
پیاک، اندرو {وزیر امورخارجه استرالیا}: 982
پیرحسینی، حسن {از نزدیکان بنیصدر}: 280
پیرویسی، عنایتالله {پاسدار، شهید}: 431
پیکاک، اندرو {وزیر امور خارجه استرالیا}: 343
پیمان، حبیبالله {رهبر گروه جنبش مسلمانان مبارز}: 26، 405
تاجیک، احمد {از دفتر هماهنگی همکاریهای مردم با رئیسجمهور}: 773
تاچر، مارگارت {نخستوزیر انگلیس}: 22، 57، 58، 297، 300، 342، 609، 628، 681، 685، 698، 748، 762، 960، 981، 982، 1003
تبت، محمد {رئیس دایره سیاسی وزارت امورخارجه ایران}: 490
ترنر، ویلیام {رئیس سازمان جاسوسی امریکا} : 30، 32، 225، 257، 272، 277، 325
تریام {رئیس مجلس امارات}: 43، 548
تقوی، حاج شیخ علی {حجتالاسلام، امامجمعه اسکو}: 596
تقیزاده، عبدالصمد {رئیس دانشگاه ملی}: 204، 438
تکمیل همایون، ناصر {عضو حزب ملت ایران}: 103، 773، 799
توانائیان فرد، حسین: 720
توتل، ویلیام {خلبان امریکایی}: 448
توسلی حجتی، محمد: 872
توسلی، محمدرضا: 872
تهرانی، شیخ علی: 385
تیزرو، یوسف: 433
تیم، باربارا {مادر گروهبان هرمینتون از گروگانهای امریکایی}: 182، 183، 363
ثابتی، پرویز {مدیر سابق ساواک}: 709
جاسبی، عبدالله {نماینده اساتید مسلمان در گردهمایی انقلاب فرهنگی}: 1016
جاسم جیون: 969
جاسم چنانه {فرزند محیس، عامل انفجار لوله گامشآباد دزفول و تنگ سینه موسیان}: 708
جاکوبی {خبرنگار مجله اشترن}: 509
جانسون، تبرور {افسر پلیس سفارت ایران در لندن}: 695، 696، 697
جانسون، دیوی {گروهبان امریکایی}: 325
جانسون، لیندون {رئیسجمهور اسبق امریکا}: 182
جبروتی {مسئول سپاه پاسداران تهران}: 537، 664، 688، 887
جحیهان عقیبی {رهبر قیام مردم مکه علیه رژیم سعودی}: 188
جرج حبش {رهبر جبهه خلق برای آزادی فلسطین}: 260
جردن، همیلتون {رئیس ستاد کاخ سفید و مشاور خصوصی کارتر}: 180، 215، 272، 386، 387، 785
جعفر یوسف {عامل عراق}: 420
جعفری، علی: 845
جعفری، محمدمهدی: 720
جکسون، هنری {سناتور امریکایی}: 284، 285
جلال طالبانی {رهبر اتحادیه میهنی کردستان عراق}: 64، 65، 354، 472، 496، 497، 514، 515، 530، 555، 770، 811، 812، 824، 825
جمال عبدالناصر {رئیسجمهور سابق مصر}: 187، 1020
جمیل خوشنام {فرزند مصطفی}: 708
جنتی، احمد {حجتالاسلام، امامجمعه اهواز و حاکم شرع خوزستان}: 151، 208، 313، 437
جنکینز، روی {دبیر کمیسون اروپایی جامعه اقتصادی اروپا}: 918
جنگی، فتحالله: 845
جونز {ژنرال، رئیس ستاد ارتش امریکا و هدایتکننده عملیات طبس}: 225، 257، 272، 273، 324، 325
جهانآرا، محمدعلی {مسئول سپاه خرمشهر}: 132، 133
جهانبین، رضا: 252، 508
جیحون، اکرم {وزیر مشاور و کفیل وزارت امور خارجه ترکیه}: 763
چرچ، فرانک {رئیس کمیته روابط خارجی سنای امریکا}: 392، 393
چمران، مصطفی {وزیر دفاع}: 29، 46، 47، 65، 197، 218، 291، 304، 305، 306، 451، 625، 626، 776، 823
حاج سیدجوادی، علیاکبر: 720
حاج علی رستمی {عامل عراق در حمله به چهارزبر}: 789
حاجی طهماسبی {از نیروهای سپاه کرمانشاه}: 1009
حاجیزاده، وهاب: 845
حاجیصادقی، کریم: 266
حافظ اسد {رئیسجمهور سوریه}: 352، 532، 1020
حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی بندر انزلی: 830
حاکم شرع کاشان: 431
حامد علوان الجبوری {وزیر مشاور در امور خارجی عراق}: 42، 966
حامدبیگ {مزدور عراقی}: 471، 477، 837
حبیب شطی {دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی}: 228
حبیبی، حسن {وزیر فرهنگ و آموزش عالی و سخنگوی شورای انقلاب}: 92، 103، 251، 270، 438، 459، 720، 721، 722، 723، 773، 776، 831، 1022
حجازی، فخرالدین: 520، 575، 576، 667، 829، 943، 944
حجازی، مسعود {عضو جبهه ملی ایران}: 799
حسامی، کریم {از مسئولان حزب دمکرات کردستان ایران}: 240
حسن {از گروگانگیران سفارت ایران در لندن}: 695، 696
حسن طوالبی {سخنگوی وزارت اطلاعات عراق}: 47، 706
حسن فرزند علی {پیشمرگ، شهید}: 477
حسنی، ذوالفعلی {پاسدار، شهید}: 618
حسنی، غلامرضا {حجتالاسلام، دادستان انقلاب اسلامی و امامجمعه ارومیه}: 207
حسینی لواسانی، سید محمدباقر: 541، 872
حسینی، جلالالدین {از رهبران کرد}: 72، 767، 943
حسینی، عزالدین: 68، 72، 195، 377، 426، 427، 537، 691، 767، 788، 847، 865، 885، 902، 904، 942، 943
حسینی، محمدعلی {سخنگوی وزارت امور خارجه ایران}: 336، 590، 742
حسینیان، روح الله {روابطعمومی دادستانی کل انقلاب اسلامی}: 991، 992
حقگو، جمشید {استاندار آذربایجانغربی}: 141، 206، 503، 505، 689، 690، 736، 754، 792، 974
حکیم، سید محمدباقر {آیتالله}: 461
حکیم، سیدمحسن {آیتالله}: 461
حنوش دبات {فرزند جعلوش، رهبر گروه خرابکاری مناطق مرزی}: 708
حنیفنژاد، محمد: 109، 213
حیدر مهدی حسین {از مخالفان دولت عراق}: 419
حیدربیگی، احمد {سرهنگ، معاون تحقیقات و کشف جرائم همدان}: 142
حیدری، رشید {شهید}: 641
حیدری، رضا {پیشمرگ، شهید}: 240
حیدری، عبدالله بیگ {از عوامل ضدانقلاب}: 816
حیل عبدالهی {جاسوس}: 708
خادمی {آیتالله}: 205
خالویی علمآبادی، اصغر: 431
خامنهای، سیدعلی {آیتالله، عضو شورای انقلاب و امامجمعه تهران}: 270، 291، 304، 451، 581، 582، 583، 779، 904، 905
خانی {از نیروهای سپاه کرمانشاه}: 1009
خباز، وحید: 694
خدایار، یدالله {از عوامل عراق}: 839
خسروبیگ {داماد سردار جاف}: 708
خسروشاهی، سیدهادی {حجتالاسلام، نماینده امام در وزارت ارشاد ملی}: 485
خسروی، علی {استواردوم، گروگان}: 559
خلخالی {صادقیگیوی}، محمدصادق {آیتالله، نماینده قم در مجلس}: 182، 395، 396، 397، 398، 484، 485، 696، 702، 703، 778، 873، 874، 900، 942، 943، 1000
خلقی {از فعالان ضدانقلاب در سنندج}:987
خمینی، سیداحمد {حاج احمدآقا}: 106، 722
خوشکام، محمدعلی: 433
خویی، سید ابوالقاسم {آیتالله}: 41
خوئیر ابویستانی {ازمعاودین عراقی و عضو حزب بعث}: 967
خیابانی، موسی {عضو کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق}: 693
دادستان انقلاب اسلامی بیجار: 716
دادستان انقلاب اسلامی خوزستان: 234
دادستان انقلاب اسلامی سیستان و بلوچستان: 995
دادستان انقلاب اسلامی کرمانشاه: 577
دادستان جیرفت: 796
دادستان فسا: 668
دادستان کل امریکا: 182
دادگر {از گروگانهای سفارت ایران در لندن}: 695، 698
دانش منفرد {استاندار فارس}: 507
داوری، عباس {از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق}: 566، 799
دایان، موشه {وزیر امور خارجه اسبق اسرائیل}:172
دباد، صالح {جاسوس}: 234
درویش {معاون فرمانده عملیات غرب}: 315، 471
دستغیب، سیدعبدالحسین {آیتالله، امامجمعه شیراز}: 91، 157
دستغیب، گوهرالشریعه: 512، 541، 872
دستمزد، فرمان {خدمه درمانگاه دایار}: 686
دشتبان، هادی: 596
دعایی، سیدمحمود {سرپرست روزنامه اطلاعات}: 779
دمیرل، سلیمان {نخستوزیر ترکیه}: 296، 343
دوبره، میشل {نخستوزیر پیشین فرانسه}:342
دوزدوزانی، عباس {فرمانده کل سپاه پاسداران}: 71، 211، 263، 264، 268، 401، 667، 734، 738، 747، 750، 752، 769، 842، 843، 844، 856، 863، 864، 911، 927، 940، 941، 1012، 1024
دوستکام، منصور {از اساتید دانشگاه ملی}: 773
دونالدسون، سام {گزارشگر کاخ سفید}: 284
دیویس، روت {دستیار وزیر انرژی امریکا}: 127
ذاکری، حسن {سرپرست نیروهای اعزامی سپاه بندرعباس به جیرفت}: 1015
رابین، اسحاق {نخستوزیر پیشین رژیم صهیونیستی}: 172
رادپناه، کیکاووس {شهید}: 538
رازی {مسئول بهداری فرودگاه سنندج}: 819
رازی رویشدی {معروف به حیلحسن فرزند عبدالله، جاسوس}: 708
راستی، حسین {حجتالاسلام}: 441
ربانی املشی {از اعضای اولیه شورای انقلاب فرهنگی}: 92
ربانی شیرازی {آیتالله}: 91، 157
ربیعی، ملامحمد: 500، 501
رتمان الیاسی {رتمان گچ}: 900
رجوی، سلیمان: 845
رجوی، مسعود {رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران}: 101، 103، 154، 565، 566، 693، 694، 718، 719، 720، 721، 773، 774، 776، 800، 849، 850، 872، 878، 948
رحیم لقمه: 839
رحیمی {منشی فرماندار خوی}: 946
رحیمی، غلامرضا {بهداشتیار درمانگاه دایار}: 686
رحیمی، ملاصالح:141
رستگار {از نیروهای سپاه مستقر در کردستان}: 170
رستمی {افسر رابط هنگ قصرشیرین با واحد نظامی خِرناصرخان}: 923
رستمی، اسماعیل {ستوانیارسوم، شهید}: 432
رستمی، امین بیگ {فئودال مریوانی مرتبط با کومهله}: 945
رسول {از اهالی قصرشیرین}: 884
رسولی {مسئول سپاه پاسداران بانه}: 664، 688، 717، 769، 865، 887، 972، 1011
رضایی {فرمانده سپاه قصرشیرین}: 556، 637
رضایی، احد {مسئول عملیات سپاه زنجان}: 909
رضایی، اکبر {استواریکم، شهید}: 642
رضایی، سیفالله: 720
رضایی، محسن {مسئول اطلاعات سپاه پاسداران}: 169، 170، 171، 817
رضایی، مهدی {از مؤسسان سازمان مجاهدین خلق}: 148
رضوی، علی: 845
رضوی، محمدرضا {پاسدار، شهید}: 240
رضوی، نقدعلی: 845
رفعت اسد {برادر رئیسجمهور سوریه}: 532
رفعت، غلامحسین {از اعضای حزب توده}: 995
رفیعی، حمید {درجهدار شهید}: 736
رفیق ماهر {رئیس سابق دفتر جبهه خلق برای آزادی فلسطین در بغداد}:610
رفیقدوست، محسن {مسئول واحد تدارکات سپاه پاسداران}: 113، 560، 561
رنجبر، کلثوم {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
روایی، اکبر {از گروههای گروگانگیر اورامانات}: 986، 987
روبرت، دیوید {کاردار سفارت انگلیس در ابوظبی}: 609
روحانی، سیدصادق {آیتالله}: 331، 635، 648
روحانی، سیدمحمد: 331
روحانی، سیدمهدی {برادر آیتالله روحانی}: 331
روحانی، محمود {نماینده مشهد در مجلس خبرگان}: 596
رودکی، نبی {از نیروهای سپاه مستقر در کردستان}: 169، 170
روزبه، خسرو {عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران}: 755، 973
روزن، باربارا {همسر یکی از گروگانهای امریکایی}: 285
رویگران، شیوا {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
رهبر عملیات گارد ملی ناصریه: 969
ری، سیرون {رئیس کمیته پارلمان اروپا در لوکزامبورگ}: 748
ریچاردسون، کنت {دادستان انگلیسی}: 57، 741
ریگان، رونالد {رقیب جمهوریخواه کارتر در انتخابات ریاستجمهوری امریکا}: 339، 761، 762
رئیس بانک صادرات شعبه طالقانی تبریز: 643
رئیس پالایشگاه نفت آبادان: 440
رئیس دانشگاه صنعتی اصفهان: 380
رئیس شرکت نفت قم: 977
رئیس شورای شهر پیرانشهر: 504
رئیسی، حشمتالله {عضو شورای مرکزی سازمان چریکهای فدایی خلق}: 568
زابلوکی، کلمنت {رئیس کمیته مسائل خارجی مجلس نمایندگان امریکا}: 285
زارع، غلامعباس {استاندار کرمان}: 653، 669، 670، 796
زارعی، ماشاالله {پاسدار، شهید}: 431
زاهدی، اردشیر {ژنرال، از سران ارتش شاه}: 331، 530
زاید بن سلطان آل نهیان {شیخ، رئیس امارات متحده عربی}: 526
زرالوند، محمدرضا {سرباز شهید}: 595
زکیپور، حسین خان {از نیروهای ناصرخان قشقایی}: 949
زمردیان، زهرا {از گروگانهای سفارت ایران در لندن} : 695
زندی، ابوالفضل {پاسدار، شهید}: 431
زوارهای، سیدرضا: 872
زهرایی، بابک {رهبر حزب کارگران سوسیالیست و سردبیر نشریه کارگر}: 828
ژیسکار دستن {رئیسجمهور فرانسه}: 215، 301، 342، 403، 527، 801
سالار جاف : 822
سالک {فرمانده سپاه اصفهان}: 738، 869، 949
سالینجر، پیر {خبرنگار و سازنده برنامه تلویزیونی امریکا در بند}: 352، 386
سامیکرمانی، کاظم {سرپرست جمعیت شیروخورشید سرخ}: 76، 269، 405، 407، 718، 719، 863، 872
ستارزاده، اسدالله {پاسدار، شهید}: 314
ستاری، محمود {معاون دانشکده پزشکی دانشگاه همدان}: 206
ستراتون، ساموئل {سناتور امریکایی}: 675
سحابی، عزتالله {عضو شورای انقلاب و سرپرست سازمان برنامهوبودجه}: 66، 108، 396، 535، 574، 720، 739، 741، 751، 776، 823، 831
سحابی، یدالله: 718، 872
سخنگوی اداره امور خارجه پاکستان: 404
سخنگوی انجمن نظارت بر انتخابات: 872
سخنگوی پلیس انگلیس {اسکاتلندیارد}: 528
سخنگوی جبهه خلق برای آزادی فلسطین: 367
سخنگوی جهاد سازندگی خرمآباد: 420
سخنگوی حزب جمهوری: 541
سخنگوی حزب دمکرات کردستان: 536، 537
سخنگوی دانشجویان کمونیست ایرانی: 350
سخنگوی دفتر ریاستجمهوری ایران: 62، 416
سخنگوی دولت هند: 302
سخنگوی ریاستجمهوری امریکا: 855
سخنگوی ژنرال هویزر: 180
سخنگوی سازمان انقلاب اسلامی عربستان: 188
سخنگوی سازمان پیکار اسلامی عراق: 63
سخنگوی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی {ناتو}: 284
سخنگوی سازمان کنفرانس اسلامی در پاکستان: 997
سخنگوی سازمان مجاهدین خلق ایران: 693
سخنگوی سپاه پاسداران ارومیه: 618
سخنگوی سپاه پاسداران خرمشهر: 368، 636
سخنگوی ستاد مرکزی سپاه: 422، 428، 471، 615
سخنگوی ستاد مشترک ارتش: 278
سخنگوی سفارت پاکستان در تهران: 295
سخنگوی ناوگان آتلانتیک: 603
سخنگوی نخستوزیر رژیم صهیونیستی: 172
سخنگوی والدهایم {دبیرکل سازمان ملل}:628
سخنگوی وزارت امور خارجه ویتنام: 344
سخنگوی وزارت دفاع امریکا {پنتاگون}: 298، 811
سرپرست امور عمومی دانشگاه تهران: 647
سرپرست دانشگاه شیراز: 157
سرپرست سپاه تایباد: 942
سرپرست فرمانداری خوی: 946
سرپرست فرمانداری دشت آزادگان: 423
سرپرست، عباس {سرگرد، شهید}: 924
سردار جاف: 493، 837، 847
سردارزاده، اسدالله {پاسدار، شهید}: 267
سرکنسول ایران در لندن: 657، 658
سروش، عبدالکریم {از اعضای اولیه شورای انقلاب فرهنگی}: 92
سعد آل عبدالله {ولیعهد و نخستوزیر کویت}: 130، 490
سعداله {از عوامل عراق}: 986
سعدون حمادی {وزیر امور خارجه عراق}: 462
سعید مالک {از معاودین عراقی}: 767
سعیدی {حجتالاسلام، از مسئولان سپاه پاسداران قم}: 431
سعیدی {مسئول عملیات سپاه لرستان}: 929
سفیر اردن در انگلیس: 633، 634، 696
سفیر الجزایر در انگلیس: 633، 696
سفیر امریکا در ژاپن: 122
سفیر انگلیس در ابوظبی: 610
سفیر ایران در کویت: 296
سفیر پاکستان در ایران: 404
سفیر ژاپن در واشنگتن: 185
سفیر سوریه در انگلیس: 634
سفیر عراق در سازمان ملل: 417
سفیر عراق در کویت: 417
سفیر کویت در انگلیس: 634، 696
سفیر لبنان در امارات: 548
سفیر موریتانی در عراق: 368
سلامتیان، احمد {دبیرکل گردهمایی بررسی مداخلات امریکا در ایران}: 855، 856
سلمان احمد حقی: 969
سلیم {از گروگانگیران سفارت ایران در لندن}: 695
سلیم احمد سلیم {رئیس مجمع عمومی سازمان ملل}: 336
سلیم الزعنون {عضو شورای مرکزی الفتح}:610، 680
سلیم مهتدی {عامل حمله به دکل برفآباد گوا در اسلامآباد غرب}: 789
سلیمان {از عوامل عراق در قصرشیرین}: 686
سلیمانی، غلامعلی: 889، 911
سمیر محمد حسین: 698
سنار مامدی {از سران کومهله}: 690
سنجابی، کریم {دبیرکل جبهه ملی ایران}: 142، 143، 793، 794
سنگی {گروهباندوم، مسئول نیروهای بانه}: 537
سیدعلی {از مسئولان حزب دمکرات}: 136
سیف قاضی، رحیم {از سران حزب دمکرات مقیم روسیه}: 691
سیفرت، ادوارد {کلنل نیروی دریایی}: 674
شاباد، تئودور {کارشناس امریکایی در امور اقتصادی شوروی}: 229
شادمهر، محمدهادی {سرلشکر، رئیس ستاد مشترک ارتش}: 117، 141، 142، 161، 197، 235، 236، 237، 264، 268، 278، 287، 328، 376، 468، 486، 577، 639، 652، 734، 735، 747، 750، 770، 826، 888، 912، 924، 965
شاذلی بن جدید {رئیسجمهور الجزایر}: 452، 487
شاذلی قلیبی {دبیرکل اتحادیه عرب}: 23، 346، 405، 859، 985
شافر، جیمز {سرگرد امریکایی}: 325
شاکرسلطان سعید: 698
شاکرعبدالله رضی {از گروگانگیران سفارت ایران در لندن}: 695، 696، 697
شامیر، اسحاق {وزیر امورخارجه رژیم صهیونیستی}: 299، 343، 403
شاهآبادی، مهدی {حجتالاسلام}: 541، 872
شاهحسینی، حسین {فرمانده عملیاتی سپاه همدان}: 715، 777
شائوچی، لئو : 168
شبلی، معروف {از مسلمانان مبارز کرد}: 802
شبلی، هادی {از مسلمانان مبارز کرد}: 802
شجاعی، علی: 738
شجاعی، ملاحمید: 946
شریعتمداری، سیدکاظم {آیتالله}: 323، 611، 657، 849
شریعتمداری، علی {از اعضای اولیه شورای انقلاب فرهنگی}: 92، 103، 773
شریعتی، احسان: 385
شریعتی، علی {دکتر}: 88، 103، 385، 774، 903
شریف واقفی، مجید {از سران اسلامگرای سازمان مجاهدین خلق}: 798
شعار، جعفر {رئیس دانشگاه تربیت معلم تهران}: 203
شعبانی، آیت {پاسدار، شهید}: 849
شفیعی، فریدون {پاسدار، شهید}: 267
شقایقی، امیر {سرگرد، از نیروهای لشکر77 خراسان}: 747
شمالی، حکیم {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
شمخانی، علی {از مسئولان سپاه پاسداران خوزستان}: 170
شوشتری {از نیروهای سپاه مستقر در کردستان}: 169
شوقی فوتاکی {رئیس کنگره اسلامی ژاپن}: 859
شومردن، دن {ژنرال امریکایی}: 122
شهابی، نعمت {آموزگار، شهید}: 641
شهردار تهران: 218، 573
شهریاری {سرهنگ، معاون ناحیه ژاندارمری کرمانشاه}: 193، 612
شهریور، ناصر {پاسدار، شهید}: 431
شیخ شاکر {از سران قبایل عرب منطقه بیات}: 839
شیخ صدام شیخ حامد: 554
شیخ عمر {فرمانده مهاجمان تکاب}: 472
شیخالاسلامی {سخنگوی عزالدین حسینی}: 195، 820
شیدمحمدلی، آشورمحمد {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
شیرازی، سید محمدحسن {آیتالله، از رهبران نهضت تنباکو}: 611
شیرازی، سیدحسن {آیتالله، از علمای مخالف صدام در بیروت و مدیر جامعه علمای لبنان}: 54، 589، 611، 635، 657، 682، 899، 900
شیرازی، سیدصادق {آیتالله، برادر سیدحسن شیرازی}: 635
شیرازی، سیدعبدالله {آیتالله، }: 849، 967
شیرازی، سیدمحمد {آیتالله، برادر سیدحسن شیرازی }: 365، 462، 611، 635، 767، 967
شیرازی، سیدمحمدتقی {آیتالله، از رهبران استقلال عراق}: 54، 612
صادق وزیری، صارمالدین {سخنگوی کردهای مقیم مرکز}: 436
صادق، ابوالقاسم {مدیرکل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد ملی}: 509
صادقی، فاطمه: 738
صالح فرزند حسن {مزدور عراقی}: 308
صباح الاحمد الجابر الاحمد الصباح {نخستوزیر و وزیر امور خارجه کویت}: 526، 606
صباغیان، حسین {مدیریت موقت دانشگاه تهران}: 251
صباغیان، هاشم {عضو هیئت ویژه کردستان}: 426، 429، 467، 468، 823، 872، 974
صدام حسین {رئیسجمهور و رئیس شورای انقلاب عراق}: 45، 46، 47، 50، 51، 54، 55، 59، 60، 62، 63، 64، 65، 127، 130، 131، 132، 174، 175، 194، 195، 232، 234، 235، 259، 260، 303، 305، 306، 352، 354، 364، 365، 366، 367، 369، 387، 415، 416، 417، 418، 420، 456، 462، 494، 495، 497، 515، 527، 530، 531، 549، 550، 570، 575، 583، 659، 679، 754، 766، 812، 813، 814، 837، 859، 860، 936
صدر، بنتالهدی {خواهر آیتالله محمدباقر صدر}: 193، 312
صدر، رضا {وزیر بازرگانی ایران}: 402
صدر، سید محمدباقر {آیتالله}: 45، 46، 54، 59، 60، 61، 193، 194، 195، 231، 232، 261، 262، 291، 303، 304، 305، 306، 312، 313، 352، 365، 366، 367، 371، 418، 420، 494، 495، 515، 584، 589، 611، 635، 765
صدری {سرهنگ، فرمانده لشکر28 سنندج}: 117، 135، 712، 713، 768، 907، 908، 924، 1013
صدوقی {آیتالله، امامجمعه یزد}: 395، 746
صفاکیش، فتحعلی {از اعضای حزب توده}: 995
صفری {معاون اروپای وزارت امور خارجه ایران}: 742
صفوی، سیدرحیم {یحیی صفوی، هماهنگکننده عملیات سپاه و ارتش در غرب}: 70، 71، 74، 168، 169، 170، 171، 263، 264، 536، 817، 819، 885، 970
صلاحالدین ایوبی {حاکم ایوبی شامات و مصر}: 434
صمدزاده، علیاکبر {از شهدای سفارت ایران در لندن}: 683، 695، 697، 698، 836، 881، 882
صمدیان {مهندس، نماینده جهاد سازندگی و بهسازی در سنندج}: 971
صمیمی {سرهنگ، رئیس شهربانی استان کرمانشاه}: 207، 417
صیاد شیرازی، علی {سرگرد، از فرماندهان ارتش مستقر در کردستان}: 71، 74، 117، 263، 264، 817، 818، 970
ضیاء ابراهیمی، محمدکاظم {صاحب امتیاز نشریه کارگر}: 828
ضیاء الحق {ژنرال، رئیسجمهور پاکستان}: 966
ضیائی، حمید {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
طارق میخائیل یوحنا عزیز {معاون نخستوزیر عراق}: 63، 456
طالبی، طاهر {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
طالبی، عبدالجمیل {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
طالقانی، سیدمحمود {آیتالله}: 566، 995
طالقانی، سیدمرتضی {پاسدار، شهید}: 431
طالقانی، مریم: 720
طاهری اصفهانی، سیدجلال {آیتالله، امامجمعه اصفهان}: 67، 753، 754
طباطبایی، صادق {سرپرست اداره نخستوزیری و رئیس سازمان اطلاعاتی کشور}: 108، 396، 397، 776، 831، 1022
طباطبائی، پروین دخت {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
طریق المؤید {وزیر اطلاعات بحرین}: 349
طلایی، حسن {از عوامل اغتشاش در فیروزآباد}: 829
طه عبدالکریم {وزیر نفت عراق}: 488، 527
طه یاسین رمضان {معاون نخستوزیر و عضو شورای انقلاب عراق}: 42، 43، 189، 549
ظاهر بدری {از سران ضدانقلاب در سلماس}: 690
ظهیرنژاد، قاسمعلی {تیمسار، فرمانده کل ژاندارمری و سرپرست ستاد بسیج ملی}: 65، 197، 247، 285، 286، 371، 433، 442، 457، 503، 734، 771، 857، 861، 949
عبدالامیر جیون {کارمند وزارت کشورعراق}: 969
عبدالحسین دبات {عبیس، عامل انفجار قطار در ایستگاه سزاب}: 708
عبدالحسین عدای {معروف به عبدالحسین عراقی}:840، 841
عبدالحسین مطوری {معروف به عبدالحسین عراقی}: 839، 840
عبدالحلیم خدام {وزیر امور خارجه سوریه}: 23، 345، 351
عبدالحمید تامر عمران {از متهمان خرابکاری در عراق}: 61، 765
عبدالرحمن الدوری {سفیر جدید عراق در شوروی}: 813، 814
عبدالسلام تریکی {وزیر امور خارجه لیبی}: 837
عبدالسلام زقعار {وزیر نفت لیبی}: 656
عبدالعزیز آل سعود {پادشاه عربستان سعودی}: 187
عبدالعزیز حسینی {وزیر مشاور در نخستوزیری کویت}: 23، 346
عبدالکریم جابر حسن {فرمانده جدید نیروی دریای امالقصر}: 838
عبدالکریم شاوا { صاحب شرکت ساختمانی کانارتردینک در کویت}: 676
عبدالکریم شیخ علی {وزیر امور خارجه پیشین عراق}: 59، 132،
عبدالکریم عاشور {از مخالفان رژیم عراق}: 461
عبدالمطلب {جد پیامبر اسلام}: 38
عثمان الحمید {رئیس ستاد ارتش عربستان}: 187
عدنان خیرالله {وزیر دفاع عراق}: 59، 636، 839
عزتی {از گروگانهای سفارت ایران در لندن}: 695، 696
عزیزی بیکمرادگری، محمدقلی {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
عزیزی، شمسالله {کدخدای ده ولدکشته}: 922
عسکری، مهدی {عضو جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران؛ جاما}: 799
عسگراولادی مسلمان، حبیبالله: 512، 541، 872
عسگری زیارت {معاون اداری و مالی عالی منابع طبیعی گرگان}: 153
علوی {دریادار}: 321
علی احقری {از عوامل خرابکار عراق}: 900
علی حسن خلاصه {از عوامل خرابکار عراق}: 900
علی خلف {خبرنگار روزنامه العربی عراق}: 531
علیمراد {ساکن آبادی دوروت گوران}: 789
علی ملاحسین {از عوامل خرابکار عراق}: 841
علی ناصر محمد {رئیسجمهور یمن جنوبی}: 296
علی، فوزی بداوینژاد {از گروگانگیران سفارت ایران در لندن}: 57، 695، 696، 729، 741، 742، 919
علیآبادی، پرویز {رئیس اداره آموزشوپرورش قائمشهر}: 207، 317
علیپور، قلی {عامل عراقی در اشنویه}: 838
علیخانی {سرگرد، از فرماندهان ژاندارمری کرمانشاه}: 639
عنانی، شاکر {از عوامل خرابکار عراق}: 234، 614
عنانی، یاسین {از عوامل خرابکار عراق}: 234
عون علی محمد {سلیم، شمعون، رهبر گروه جنبش محیالدین ناصر؛ حملهکننده به سفارت ایران در لندن}: 695، 696، 697، 802، 858
عیسی بن سلمان آل خلیفه {امیر بحرین}: 228، 261، 583
غازی دیراوی {فرماندار سابق فاو}: 419
غرضی، سیدمحمد {استاندار خوزستان}: 133، 368، 419، 554، 637، 662، 724، 725، 839، 899
غرقی {از اعضای سفارت ایران در لندن}: 681
غفاری، هادی {حجتالاسلام، رئیس دادگاه انقلاب اسلامی شهسوار}: 91، 152، 209، 210، 211، 251، 316، 597، 971،
غفوری فرد، محمدحسن {استاندار خراسان}: 149، 150، 360، 422، 507
غفوری، علی {از شهدای سفارت ایران در لندن}: 802
فارسی، جلالالدین {کاندیدای حزب جمهوری و از اعضای اولیه شورای انقلاب فرهنگی}: 92، 740
فاروقی {از گروگانهای سفارت ایران در لندن}: 695
فاروقی، محمد: 57، 787، 802
فاضل {معاون پارلمانی وزارت بهداری و بهزیستی}: 676
فاضلیان، سیدرضا {حجتالاسلام، امامجمعه همدان}: 206
فام وان دونگ {نخستوزیر ویتنام}: 655
فانفانی، امنیتوره {رئیس مجلس سنای ایتالیا و رئیس پیشین مجمع عمومی و شورای امنیت}: 343
فتاحی {معاون بازرگانی خارجی وزارت بازرگانی}: 184
فتاحی، سلطانعلی {شهید}: 845
فتحی سراب، اسماعیل {جوانمرد، شهید}: 922، 923
فتحی، سهراب {جوانمرد، شهید}: 52، 922
فراحی، تقی {مدیرعامل هواپیمایی ملی ایران}: 484
فراهانی {جانشین فرمانده سپاه پاسداران همدان}: 138
فرجپور، فاطمه {عامل اسیدپاشی به امامجمعه اسکو}: 596
فرزانه {سرهنگ، فرمانده لشکر92زرهی خوزستان}: 134، 308، 422، 921
فرماندار اورامانات: 735، 990
فرماندار بوشهر: 643
فرماندار خرمآباد: 421، 612
فرماندار خرمشهر: 308
فرماندار سنندج: 430
فرمانده پادگان سردشت: 665، 889
فرمانده پادگان قوشچی: 618
فرمانده پایگاه وحدتی دزفول: 423
فرمانده ژاندارمری بانه: 688، 910
فرمانده ژاندارمری خراسان: 1021
فرمانده ژاندارمری خرمشهر: 938
فرمانده ژاندارمری سقز: 910
فرمانده سپاه پاسداران بندرعباس: 810
فرمانده سپاه پاسداران چابهار: 632
فرمانده سپاه پاسداران خراسان: 999
فرمانده سپاه پاسداران خرمآباد: 929
فرمانده سپاه پاسداران سراب: 849
فرمانده سپاه پاسداران سقز: 865، 971، 972
فرمانده سپاه پاسداران سمنان: 1009
فرمانده سپاه پاسداران کامیاران: 1009
فرمانده سپاه پاسداران کرمانشاه: 499
فرمانده سپاه پاسداران یزد: 1009
فرمانده گروهان ژاندارمری بانه: 1011
فرمانده گروهان ژاندارمری خسروآباد: 492
فرمانده لشکر81 زرهی کرمانشاه: 889، 1009
فرمانده ناحیه ژاندارمری خوزستان: 192، 442
فرمانده نیروی دریایی ارتش: 421
فرمانده نیروی دریایی امالقصر: 837
فرمانده نیروی هوایی امریکا: 341
فرمانده نیروی هوایی عراق: 59، 968
فروتن {مسئول روابطعمومی سپاه پاسداران؛ ستاد مرکزی}: 311، 663، 757، 769، 836، 842
فروهر، داریوش {رهبر حزب ملت ایران، وزیر مشاور در دولت موقت و عضو هیئت ویژه کردستان}: 92، 143، 468، 741، 776، 823، 866، 890
فرهنگ، منصور {سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل}: 24، 289، 396، 397، 547، 548، 603، 604، 625، 1004
فرهودی {رئیس دانشگاه ارومیه}: 153
فرید فرشی، اکبر {از فعالان ضدانقلاب در سنندج}: 987
فلاحی {از گروگانهای سفارت ایران در لندن}: 695
فلاحی، ولیالله {تیمسار، فرمانده نیروی زمینی ارتش}: 29، 65، 66، 134، 135، 137، 192، 197، 250، 265، 291، 304، 305، 313، 314، 315، 355، 372، 374، 375، 432، 434، 750، 770، 887
فلسفی {حجتالاسلام}: 574
فیبین {خبرنگار مجله اشترن}: 509
فیروزان، مهدی {از اعضای سازمان مجاهدین خلق}: 249
فیصل {از سران ضدانقلاب در سلماس}: 690
فیصل {از گروگانگیران سفارت ایران در لندن}: 695، 696، 697
فیصل الجویش {رهبر جنبش اخوان علیه حکام سعودی}: 187
قابوس بن سعید {سلطان مسقط و عمان}: 173، 330
قادری، پرویز {پاسدار، شهید}: 559
قاسملو، عبدالرحمن {رهبر حزب دمکرات کردستان ایران}: 312، 313، 467، 691، 801، 847، 890، 891، 943، 1012، 1024
قاسمی، ابوالفضل {دبیرکل حزب ایران}:142، 143
قاسمی، یدالله {پاسدار، شهید}: 752
قاضی، رحیم {عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان}: 427، 502
قاوانی نساری، حاجی عبود: 234
قبادی {تیمسار، فرمانده لشکر77 خراسان}: 581
قدوسی، علی {دادستان کل انقلاب اسلامی}: 474، 669، 828، 873، 892، 991، 992
قدیری، حسن {سخنگوی سفارت ایران در رم}: 934
قدیمی {استوار شهربانی}: 575
قرنجیک، اراز {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
قریشی، فریده {عضو کادر مرکزی سازمان چریکهای فدایی خلق}: 938
قشقایی، حقمراد {سرایدار درمانگاه دایار}: 686
قشقایی، خسروخان {عضو کمیسیون خارجی مجلس در کابینه مصدق}: 738، 892، 893، 894، 895، 948، 949
قشقایی، ناصرخان: 738، 895، 948، 949
قطبزاده، صادق {وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران}: 26، 41، 42، 43، 47، 53، 54، 55، 62، 181، 190، 215، 288، 289، 336، 351، 352، 386، 387، 394، 406، 416، 449، 451، 452، 489، 490، 526، 527، 528، 548، 550، 554، 583، 584، 586، 603، 604، 605، 606، 607، 609، 610، 634، 680، 682، 695، 758، 762، 763، 785، 786، 835، 897، 898، 913، 930، 931، 936، 960، 961، 962، 963، 965، 966، 984، 985، 995، 996، 997، 998، 1021
قلی نوسی {ستواندوم؛ شهید}: 946
قندی، محمود {وزیر پست و تلگراف و تلفن}: 114، 218، 830،
کاپوچی، هیلاریو {اسقف سابق اورشلیم و نماینده پاپ}: 484، 602
کاتلر {از مشاوران کارتر}: 324
کارت {خبرنگار مجله اشترن}: 509
کارتر، جیمی {رئیسجمهور امریکا}: 22، 23، 29، 30، 31، 33، 34، 37، 39، 98، 100، 121، 123، 124، 171، 172، 173، 175، 179، 180، 181، 182، 202، 224، 225، 255، 258، 272، 273، 275، 276، 277، 278، 279، 281، 282، 283، 284، 289، 290، 293، 294، 298، 300، 302، 303، 306، 322، 324، 325، 326، 327، 328، 330، 335، 336، 337، 338، 339، 340، 341، 342، 344، 346، 347، 348، 349، 350، 353، 355، 358، 363، 385، 386، 392، 393، 397، 398، 400، 403، 404، 406، 409، 415، 439، 347، 348، 448، 449، 450، 455، 481، 482، 484، 488، 494، 513، 520، 521، 523، 524، 525، 545، 546، 547، 563، 570، 575، 588، 603، 628، 629، 652، 654، 673، 677، 679، 701، 704، 748، 749، 754، 761، 764، 784، 785، 809، 810، 853، 917، 935، 982
کارتر، هودینگ {سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا}: 21، 22، 172، 185، 255، 521، 918، 960
کاردار انگلیس در ابوظبی: 608
کاردار سفارت الجزایر در ابوظبی: 548
کاردار سفارت ایران در ابوظبی: 550
کاردار سفارت ایران در بن: 846
کاردار سفارت ایران در لندن: 550
کاردار سفارت سوئیس در تهران: 785
کاردار سفارت عربستان در ابوظبی: 548
کاردار سفارت لیبی در تهران: 216
کارمل، ببرک {رئیسجمهور کمونیست افغانستان}: 633، 835، 997، 1021
کارینگتون {لرد، وزیر امور خارجه انگلیس}: 300، 301، 342، 350، 609، 654، 684
کاسترو، فیدل {رئیسجمهور و رهبر انقلاب کوبا}: 402، 453، 632، 633، 950
کاشانی، اصغر {رئیس اداره نشر اسکناس بانک مرکزی ایران}: 667
کاظمی {مدیرعامل بهداری و بهزیستی کرمانشاه}: 862
کاظمی، ناصر {فرماندار پاوه}: 139، 378
کاغذچی، رویا {از گروگانهای سفارت ایران در لندن}: 695
کالزیک، یسکو {سخنگوی وزارت امور خارجه یوگسلاوی}: 488
کجوری، تقی {از گروگانهای سفارت ایران در لندن}: 695
کرایسکی {صدراعظم اتریش}: 983
کرکوتی، مصطفی {مخبر روزنامه السفیر}: 858
کرگل، آنی {تحلیلگر فیگارو}: 1005
کرمپور، کورش {از عوامل اغتشاش فیروزآباد}: 829
کرمی، مصطفی {شهید}: 894
کریستوفر، وارن {مشاورکارتر و معاون ونس}: 276، 324، 325، 450، 521، 761
کریمر {از گروگانهای سفارت ایران در لندن}: 695
کریمی {سروان، ارتشی فراری}: 51، 191
کریمی، ابوالحسن {دادستان انقلاب اسلامی گیلان}: 91، 209، 210، 211، 251، 575، 620
کریمی، جعفر {حجتالاسلام}: 441
کشتکار، بیژن {از اعضای حزب توده فسا}: 668
کشفی، سیدهاشم: 771
کفیل وزارت امور خارجه امارات: 526
کلاهدوز، یوسف {مسئول ستاد کل سپاه پاسداران}: 401، 1009، 1011
کلمبو، امیلیو {دبیر اجرایی جامعه اقتصادی اروپا}: 122
کمانگر، صدیق {از کادرهای سرشناس و مؤثرکومهله}: 688، 847، 987
کندی، ادوارد {سناتور، رقیب دمکرات کارتر در انتخابات ریاستجمهوری}: 339، 628
کوپلند، مایلز {متخصص سابق سازمان سیا در امور ایران}: 226، 809، 810
کوچری {فرماندار خوی}: 771، 946
کوچکگر {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
کوسکی، لوهی {دبیرکل سازمان قهرمانان صلح فنلاند}: 488
کیانوری، نورالدین {دبیر اول کمیته مرکزی حزب توده}: 215، 321، 511، 571، 848، 1018، 1019، 1020
کیانی، کیومرث {ستوانیکم}: 989
کیخسروی، فاروق {از سران ضدانقلاب کردستان}: 943
کیسینجر، هنری {وزیر امورخارجه اسبق امریکا}:182، 338، 603، 627
کیل، جیمز {کلنل نیروی هوایی}: 674
کیلمور، سریان {معاون وزیر امور خارجه انگلیس}: 301
کیهزا، جولیته: 328
گادانی، جلیل {عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران}: 691، 890
گاست، فیلیپ {سرهنگ نیروی هوایی و معاون ویژه}: 674
گچکار، نعمت: 802
گرامی نوری، محمدعلی {فرماندار کرمانشاه}: 756
گراهام، جان {خلبان امریکایی کشتهشده در طبس}: 603
گراهام، سرجان {سفیر انگلیس در تهران}: 350، 608، 609
گرومیکو، آندره {وزیر امور خارجه شوروی}: 302، 835، 962، 963
گریور، بونی {همسر یکی از گروگانهای امریکایی}: 285
گل {دکتر، از گروگانهای سفارت ایران در لندن}: 695، 696
گلآور، بهرام: 830
گلدامایر {نخستوزیر اسبق رژیم صهیونیستی}: 172
گلدواتر، بری موریس {سناتور، کاندیدای انتخابات ریاستجمهوری1964}: 182
گلزار {سرپرست عملیات سپاه جیرفت}: 795
گلستانه {ناخدا، فرمانده پایگاه دریایی بندرعباس}: 964
گنجهای، جلال: 720
گنجی {از گروگانهای سفارت ایران در لندن}: 695
گنشر، هانس دیتریش {وزیر امور خارجه آلمان فدرال}: 122، 301، 342، 403، 959
گیتی {دبیر سفارت ایران در لندن}: 609
لاجوردی، اسدالله: 512، 541، 872
لامس، جوزف {دبیرکل ناتو}: 303
لانگ، اریک {سفیر سوئیس در ایران}: 484، 962
لاهوتی {آیتالله، امامجمعه رشت}: 316، 317، 330، 331، 508، 575
لاهیجی، عبدالکریم: 720
لکی {سرهنگ}: 968
لنین، ولادیمیر: 794
لواسانی، سیدعباس {از شهدای سفارت ایران در لندن}: 681، 682، 695، 696، 697، 698، 836، 881، 882
لوبرانی، آروی {رئیس پیشین هیئت نمایندگی اسرائیل در تهران}: 172
لونس، ژوزف {دبیرکل پیمان ناتو}: 284، 749
لویس، هارلد: 325
لیفوتینر {از مشاوران کارتر}: 273
ماذن {سرگرد}: 640
مارکس، کارل: 794
ماریام، هایله {رئیس شورای دولتی نظامی موقت اتیوپی}: 487
ماسکی، ادموند {وزیر امور خارجه امریکا}: 21، 450، 521، 546، 654، 853، 913، 917، 918
ماکاسی، کارل {وکیل خانواده هرمینتون}: 182
ماکویی، بهروز {استاندار کرمانشاه}: 63، 378، 577، 735
مالک {سرتیپ، معاون فرمانده کل ژاندارمری}: 689، 861
مالکی، دوران {از سران عشایر جیرفت}: 795
مالمیرکا، ایزیدور {وزیر امور خارجه کوبا}: 632، 633
ماندیل، والتر {از نزدیکان کارتر}: 30، 225، 272
مانع سعید العتیبه {وزیر نفت امارات متحده عربی}: 186، 227، 488
مائو {تسه تونگ، رهبر کمونیست چین}: 322، 794
مبلغی اسلامی، محمد: 719، 799، 872
متحدین، محبوبه {از اعضای مارکسیست سازمان مجاهدین خلق}: 148
متوسلیان، احمد {از نیروهای سپاه مستقر در کردستان}: 170
مجتهد شبستری، محسن {حجتالاسلام}: 541، 872
مجد {حجتالاسلام، مسئول ارتش بیستمیلیونی}: 524، 597، 598
محب، محمد {از گروگانهای سفارت ایران در لندن}: 695
محرر {حجتالاسلام، رهبر مذهبی ترکها}: 141
محسن، سعید: 109، 213
محمد بنجوی {سفیر الجزایر در سازمان ملل}: 303
محمد حماد {فرمانده نیروی زمینی عربستان}: 187
محمد خرام الشواطی {وزیر اقتصاد یمن شمالی}: 189
محمد خوشنام {فرزند مجید}: 708
محمد فرزند عبدالقادر: 477
محمدبیگ {مزدور عراقی}: 837
محمدحسین نصرالله جلاد: 462
محمدعلی عبودی: 969
محمدکاظم صبری: 969
محمدمهدی شمسالدین {نایبرئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان}: 996، 997
محمدی، عزیز {عضو سپاه تهران}: 885
محمدی، علی {شهید}: 999
محمدی، محمد {رئیس دادگاه انقلاب اسلامی خرمآباد}: 929
محمدی، مظفر {سرپرست نیروهای کومهله در دیواندره}: 716
محمود {مجروح در دشت ذهاب}: 884
محمودی {از عوامل عراق در قصرشیرین}: 686
محمودی، طاهر {از عوامل ضدانقلاب}: 688
مختار داود سلمان: 899
مداح، مهناز {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
مدرس، سیدحسن {از روحانیون بزرگ دوره مشروطه}: 512
مدنی، سیداحمد {دریادار، فرمانده اسبق نیروی دریایی ارتش و استاندار خوزستان}: 108، 170، 739، 740، 758، 776، 831
مدیر دفتر شرکت هواپیمایی آلیتالیا در طرابلس: 1023
مدیرشانه چی، محمد: 720
مدیرعامل اتحادیه شرکتهای تعاونی روستایی مهاباد: 770
مرادی {روحانی، شهید}: 575، 576
مرادی، احمد: 557
مرادی، حسن: 471، 477
مرتضی {پاسدار، شهید}: 557
مردانی، محمدعلی {مامنه}: 837
مرزبان بصره: 839
مرزبان خانقین: 58، 861
مرزبان دهلران: 531
مرزبان قصرشیرین: 861
مرعشی نجفی، سید شهابالدین {آیتالله العظمی}: 431، 611، 635، 967
مزدوجی، مشد {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
مسعود بارزانی {رهبر حزب دمکرات کردستان عراق}: 60، 64، 231، 232، 261، 307، 354، 387، 495، 496، 591، 824، 922
مسیر نورعلی {از نیروهای ضد رژیم عراق}: 456
مسئول امداد جمعیت شیروخورشید سرخ کرمانشاه: 940
مسئول تدارکات سپاه اصفهان: 949
مسئول حزب بعث در کربلا: 462
مسئول حزب بعث منطقه بنیمنصور بصره: 969
مسئول روابطعمومی سپاه پاوه: 911
مسئول روابطعمومی سپاه ساوه: 929
مسئول روابطعمومی سپاه مشهد: 747
مسئول روابطعمومی ستاد ارتش: 652
مسئول روابطعمومی ستاد عملیاتی غرب: 74، 819، 822
مسئول روابطعمومی لشکر28 سنندج: 924
مسئول کمیته انقلاب اسلامی علمدار: 620
مسئول واحد اطلاعات و تبلیغات مشهد: 747
مشاور رئیسجمهور امریکا در امور دفاعی: 172
مشاور مطبوعاتی ریاست ستاد مشترک ارتش: 663
مشکینفام، شکرالله: 385
مشکینی، علی {آیتالله}: 441، 951
مشیرپناهی، شمسالله: 802
مصدق، محمد {دکتر}: 482، 512، 893
مصطفی {از گروگانهای سفارت ایران در لندن}: 695، 696
مصطفیزاده، معصوم: 618
مطهری، مرتضی {آیتالله}:103، 365، 533، 597، 774
مظهری، خلیل: 717، 736
معادیخواه، عبدالمجید {حجتالاسلام}: 103، 541، 773، 872
معاون سیاسی استانداری آذربایجانغربی: 946
معاون سیاسی استانداری لرستان: 369
معاون عملیات سپاه مستقر در سنندج: 77، 78، 1007، 1013
معاون فرمانداری تایباد: 942
معاون لشکر77 خراسان: 399
معاون ناحیه ژاندارمری خراسان: 1021
معاون وزارت بازرگانی ایران: 125
معاون وزارت کشور : 645
معاون وزیر امور خارجه انگلیس: 298
معاون هنگ ژاندارمری بوشهر: 724
معتمد وزیری {عضو هیئت پیگیری خودمختاری کردستان}: 619
معتمدی {رئیس هیئت نمایندگی ایران در اجلاس بهداشت جهانی}: 676
معتمدی، مهناز: 737
معمر قذافی {رهبر لیبی}: 216، 764، 1020
معینفر، علیاکبر {وزیر نفت ایران}: 126، 127، 172، 218، 401، 440، 522، 655، 656، 811، 983، 1006، 1023
مفتیزاده، احمد {امامجمعه سنندج و از رهبران اسلامگرای کرد}: 434، 435، 902، 903
مقدسی {فرمانده عملیاتی قطور}: 946
مقدم {از گروگانهای سفارت ایران در لندن}: 695
مقدم {از نیروهای ارتش شاه}:321
مقدم مراغهای، رحمتالله: 777
مک براید، شون {دیپلمات ایرلندی}: 784، 785
مک میلان، چارلز {از کماندوهای کشتهشده امریکایی در طبس}: 325
مک هنری، دونالد {رئیس هیئت نمایندگی امریکا در سازمان ملل}: 336
مکارم شیرازی، ناصر {حجتالاسلام}: 441
مکاینتاش، لیندی {از کماندوهای کشتهشده امریکایی در طبس}: 325
مکری، محمد {سفیرجمهوری اسلامی ایران در شوروی}: 185، 453، 463، 763، 814
مکگیل، جانی {گروگان امریکایی}: 285
مکی هارون علی {از گروگانگیران سفارت ایران در لندن}: 698
ملاحیدر، مصطفی {سرگرد، مسئول جمعآوری شهدای سنندج}: 941، 942، 955
ملارسول {از سران حزب دمکرات در ارومیه}: 945
ملازاده سلطان {از منسوبین عزالدین حسینی}: 865
ملازاده، عبدالعزیز {مولوی، رهبر مذهبی اهل سنت در سیستان و بلوچستان}: 972، 973، 974
ملکزاده {پزشک همراه جمعیت شیروخورشید سرخ}: 863
ملکوتی {معاون دانشکده کشاورزی زنجان}: 153
ملکوتی، خسرو {حجتالاسلام}: 441
ملکه انگلیس: 684
ملکی، محمد {مدیریت موقت دانشگاه تهران}: 251
منتظرقائم، محمد {فرمانده شهید سپاه پاسداران استان یزد}: 27، 34، 35، 287، 293، 327، 394، 395، 396، 397، 399، 400، 411، 451، 520، 575، 630، 703
منتظری، حسینعلی {آیتالله، از مراجع تقلید}: 45، 194، 365، 441، 925، 951، 967، 1013
منتظری، محمد {حجتالاسلام}: 63، 456، 462
منعم جیون: 969
موحد دانش، علی {از نیروهای فعال در سنندج}: 818
مورر، توماس {رئیس سابق ستاد مشترک امریکا}: 526
موریس، رونالد {از پیشخدمتهای سفارت ایران در لندن}: 695، 705
موسوی {از تحقیقات سپاه سنندج}: 1008
موسوی اردبیلی {آیتالله، عضو شورای انقلاب و دادستان کل کشور}: 103، 107، 722، 723، 738، 739، 773، 873
موسوی بجنوردی، محمدکاظم {استاندار اصفهان}: 541، 676، 718، 872، 967
موسوی خوئینیها، سیدمحمد {حجتالاسلام، سخنگوی دانشجویان پیرو خط امام}: 90، 219، 562، 563، 564، 953
موسوی گرمارودی، علی {مشاور مطبوعاتی و فرهنگی رئیسجمهور}: 404، 999
موسوی گلپایگانی، سیدمحمدرضا {آیتالله العظمی، از مراجع تقلید}: 24، 231، 232، 353، 611، 635، 967
موکرجی، پراناب {وزیر بازرگانی هند}: 452
مولائی، احمد {حجتالاسلام}: 541، 872
مویزر، بیل: 547
مهدویکنی، محمدرضا {آیتالله، سرپرست وزارت کشور و کمیته مرکزی انقلاب اسلامی}: 107، 143، 354، 356، 357، 360، 381، 451، 459، 509، 541، 561، 571، 572، 643، 646، 775، 949، 950
مهدیانپور {از نیروهای سپاه مستقر در کردستان}: 169
مهریار {رئیس دانشگاه شیراز}: 507
مؤذن، احمد: 737
مؤذن، محمدجواد {سرگرد، نماینده وزارت دفاع ملی در ایلام}: 731
مؤمن، شیخ محمد {حجتالاسلام}: 441
میتران، فرانسوا {رهبر حزب سوسیالیست فرانسه}:342
میرحیدری، سیدباقر {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
میرزایی، فرجالله {جوانشیر، عضو حزب توده ایران}: 799
میرسلیم، مصطفی {معاون سیاسی وزارت کشور و سرپرست شهربانی جمهوری اسلامی ایران}: 95، 308، 376، 458، 459، 509، 644، 668، 669، 754، 873، 1006
میرشمس شهشهانی، ابوالفضل: 720
میلر، دان {افسر مطبوعاتی، سخنگوی پلیس اسکاتلندیارد}: 551، 552، 585
میناچی، ناصر {وزیر ارشاد ملی در دولت موقت}: 829
نادر رستم {از نیروهای طرفدار طالبانی در بیلهسور}: 530
نادری، محمدامین {از سران مهاجم در نوسود معروف به حمه روش}: 689
ناروئی، قنبر: 1015
ناصر السعید {رهبر سازمان اتحاد خلق جزیرۀ العرب}: 188
ناصر فخررجی: 371
نام گرجی، تقی {عضو ستاد خلق ترکمن}: 891
نایب حسینی، حسین: 720،
نایبزاده، محمدعلی {سرباز، شهید}: 432
نایف حواتمه {رهبر جبهه دمکراتیک برای آزادی فلسطین}: 260
نبوت مهر {راننده بیمارستان صحرایی جمعیت شیروخورشید سرخ}: 375
نبوی، جلال {از کادرهای سرشناس و مؤثرکومهله}: 688
نجفآبادی، محمدهادی: 872
نخستوزیر هلند: 403
نخعی، هادی {نویسنده}: 80
نداف، مجید {از نیروهای اعزامی سپاه به کردستان}: 79، 955
نزیه، حسن {رئیس شرکت نفت ایران در دولت موقت}:321، 777، 874، 875
نصرتزاد، ایرج {سرهنگ، فرمانده تیپ1 لشکر28 سنندج}: 78، 79، 136، 894، 941، 942، 954، 955، 956
نظری، محمود: 731، 789، 837
نظری، منصور {مزدور عراقی}: 922
نعمتی، علی: 433
نعیم حداد {معاون رئیسجمهور عراق}: 41، 46، 47، 61، 660، 679، 680، 705، 706
نقشبندی، شیخ عثمان {نماینده قاسملو}: 847
نقشوندی، شیخ علی {از عوامل حزب دمکرات}: 315
نقیزاده، عیسی {دبیر دوم سفارت ایران در انگلیس}: 552، 585، 695، 696، 697
نگهدار، فرخ {عضو شورای مرکزی سازمان چریکهای فدایی خلق}: 568، 799، 805
نمکی {برادران، گروگان} : 1009
نوبری، علیرضا {رئیس بانک مرکزی ایران}: 258، 259، 451، 452، 725، 934، 935، 983
نورا، علیاصغر {سرهنگ ارتشی}: 988
نوروزی {از نیروهای سپاه در گردنه صلواتآباد}: 467
نوری فیصل الشهیر {وزیر اوقاف عراق}: 62، 859، 860
نوری، حسین {حجتالاسلام}: 441
نورینژاد {از نیروهای سپاه سنندج}: 885
نیازمند {سرتیپ معدوم}: 987
نیتس، جان {سناتور امریکایی، رئیس کمیته امور نظامی سنا}: 674
نیرومقام، رسول {مسئول امور تغذیه دانشکده پزشکی دانشگاه شیراز}: 507
نیکبخت، هدایت {از وابستگان ناصرخان قشقایی}: 895
نیکخو {سرباز}: 989
نیکروش {رئیس دانشگاه صنعتی پلیتکنیک تهران}: 148، 203، 379، 506
نیکسون، ریچارد {رئیسجمهور اسبق امریکا}: 121، 122، 182، 338، 339، 482، 762
نیوسام، دیوید {معاون وزارت امور خارجه امریکا}: 173
واتسون، جان {خلبان امریکایی کشتهشده در طبس}: 603
وادا، تسوتومو {سفیر ژاپن در تهران}: 350
واگت، جیمز {سرهنگ نیروی زمینی و فرمانده عملیات نظامی}: 674
والدهایم، کورت {دبیرکل سازمان ملل}: 26، 68، 232، 303، 336، 342، 403، 405، 406، 483، 514، 537، 553، 603، 604، 628، 918، 919، 934، 985، 1004
والف، جیمز {رئیس اکثریت مجلس نمایندگان امریکا}: 339
وایات، آرتور {کاردار سفارت انگلستان در تهران}: 350
وحید {سرهنگ، معاون انتظامی شاجا}: 829
وحید دستجردی، سیفالله: 541، 872
وحیدی، سیدمحمد {آیتالله}: 38، 483
ورداسبی، ابوذر: 720
وزیر اقتصاد آلمان فدرال: 982
وزیر انرژی دانمارک: 227
وزیر آموزشوپرورش: 449
وزیر دفاع دانمارک: 284
وزیر دفاع یونان: 296، 297
وزیر مشاور در امور خارجه امارات متحده عربی: 526، 548
وزیر مشاور کابینه انگلیس در امور خارجی: 684
وزیر نفت و دارایی قطر: 526
ولایتی، علیاکبر: 541، 872
الون، ایگال {وزیر اسبق امور خارجه رژیم صهیونیستی}:172
ونس، سایروس {وزیر امورخارجه مستعفی امریکا}: 29، 121، 123، 124، 185، 258، 272، 273، 276، 284، 325، 337، 343، 358، 450، 451، 481، 513، 520، 521، 546، 627، 628، 629، 677، 785، 934
ویسی، حسین {پیشمرگ، شهید}:970
ویلاسون {واسطه میان ایران و امریکا دررابطهبا گروگانها}: 387
ویلالون، هکتور {قاضی آرژانتینی}: 215
هادی، محمدعلی: 541
هاروی، جان {گروهبان امریکایی}: 325
هاریس {از گروگانهای سفارت ایران در لندن}: 695، 697
هاشمی رفسنجانی، اکبر {حجتالاسلام، عضو شورای انقلاب و از مؤسسان حزب جمهوری}: 55، 79، 81، 92، 108، 147، 218، 270، 451، 584، 696، 831، 869، 870
هاشمی نجفآبادی {حجتالاسلام، مسئول روابطعمومی بسیج}: 598
هاشمی، سیدحسام {از فرماندهان ارتش در کردستان}: 818
هاشمی، سیدمحمد {از عوامل خرابکار عراق}: 234، 614
هاشمی، سیدهاشم {از عوامل خرابکار عراق}: 234، 614
هاشمی، فرشته: 872
هاشمیان {گروگان سفارت ایران در لندن}: 695
هال، گس {دبیرکل حزب کمونیست امریکا}: 677، 678
هدایت {از نیروهای سپاه مستقر در کردستان}: 169، 170
هراتیان، فریدون {فرمانده گردان پدافند پایگاه یکم شکاری}: 702
هرتزبرگ، هندریک: 180
هرد، داگلاس {سخنگوی وزارت امور خارجه انگلیس}: 21، 57، 124، 125، 657، 728
هرزوک، حیم {رئیس سابق دستگاه جاسوسی نظامی رژیم صهیونیستی}: 343
هرمینتون، کنسکرین {گروهبان، از گروگانهای امریکایی}: 181
هرنوزلدو، پروفیلو {رئیس شورای امنیت سازمان ملل}: 336
هریسون، جفری {ستوانیکم هوایی}: 325
هزارخانی، منوچهر: 720
هلمز، جرج {تفنگدار امریکایی}: 325
همایون، حمید: 584
همایون، داریوش {صاحب امتیاز روزنامه منحله آیندگان}: 584
هوبز {خبرنگار مجله اشترن}: 509
هوشیار {سرهنگ، فرمانده ارتشی مستقر در نجفآباد بیجار}: 640
هویزر {ژنرال امریکایی}: 180
هویلوش دبات {فرزند جعلوش، عامل انفجار لوله نفت شوش}: 708
یاحی، رسول {عملیات سپاه سنندج}: 971
یاسر عرفات {رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین}: 23، 47، 130، 190، 345، 404، 453، 522، 545، 610، 680، 707، 997
یتی، لسلی {سرگرد دریایی امریکایی}: 325
یحیوی {سرتیپ، از فرماندهان کومهله}: 79، 955، 956
یداللهی، مصطفی {ستوانیکم، از شهدای ارتشی سنندج}: 941
یزدی، ابراهیم {وزیر امور خارجه سابق و سرپرست روزنامه کیهان}: 474، 475، 476، 583، 800، 950، 1004، 1022
یزدی، محمد {از اساتید حوزه علمیه و نماینده قم در مجلس}: 1016
یونسی، ابراهیم {عضو هیئت پیگیری خودمختاری کردستان}: 619
آبادان: 131، 152، 208، 424، 442، 491، 576، 636، 656، 660، 730، 766، 815، 829،837، 839، 840، 841، 937، 968، 987
آباده: 155
آذربایجان: 217، 876، 876، 904، 906، 975، 1014
آغاجاری: 246
آفریقای جنوبی: 957
آقبلاغ: 241، 316
آلبانی: 172
آلمانشرقی: 125، 184
آلمانغربی {آلمان فدرال}: 21، 34، 121، 125، 171، 183، 185، 186، 227، 229، 270، 283، 295، 297، 301، 342، 349، 403، 415، 488، 570، 815، 847، 854، 917، 963
آمل: 90، 154
آنکارا: 129، 343، 344
ابوظبی: 55، 488، 526، 548، 550، 609، 610، 695، 960
اتریش: 228، 270، 983
اراک: 153، 993
ارتفاع آبیدر {سنندج}: 687، 818، 820
ارتفاع اختیارآباد {کرمان}: 746
ارتفاع پژوه {ارومیه}: 472
ارتفاع جم {ارومیه}: 793
ارتفاع ساوان: 477
ارتفاع شیخ محمدصادق {سنندج}: 425
ارتفاع غوره {ارومیه}: 472
ارتفاع نقره: 793، 827
ارتفاعات آقداغ: 557، 636، 731
ارتفاعات اربابا {بانه}: 140، 432، 469، 470، 558، 640، 664، 688، 732، 887، 988، 1010
ارتفاعات بلائی: 990
ارتفاعات تسمل گانبند {سیلوانا}: 241
ارتفاعات جولان: 998
ارتفاعات دالاهو: 900
ارتفاعات زردوئی: 990
ارتفاعات کورهآهک {شاهیندژ}: 826
اردن: 40، 130، 462، 678، 695
اردوگاه بالانج {ارومیه}: 793
اردوگاه بروجرد: 193
اردوگاه بهرام {خرمآباد}: 369، 420
ارکانزاس: 325
ارمنستان غربی: 270
ارومیه: 67، 153، 206، 240، 241، 266، 267، 316، 373، 379، 431، 432، 504، 557، 575، 618، 641، 690، 716، 717، 770، 792، 793، 845، 888، 889، 944، 945، 989، 990، 1011
اروندرود {شطالعرب}: 42، 46، 47، 48، 61، 130، 371، 614، 660، 706، 815، 837، 838، 839، 937
اروندکنار: 421، 424، 614
ازگله {کرمانشاه}: 134، 191، 262، 233، 493، 884، 986
اسپانیا: 186، 392، 960
استادیوم ورزشی مندلی: 613
استالینگراد: 906
استان آذربایجانغربی: 80، 139، 235، 240، 241، 378، 430، 502، 559، 689، 690، 792، 944، 974
استان العماره: 613
استان المثنی: 420
استان ایلام: 133، 464، 731
استان بصره: 45، 189، 420، 707، 837، 899
استان خراسان: 524، 747، 748، 857، 904، 906، 997، 1014
استان خوزستان: 43، 44، 48، 49، 50، 51، 55، 57، 95، 100، 131، 174، 189، 192، 234، 259، 260، 358، 368، 369، 422، 424، 442، 456، 458، 491، 528، 529، 540، 549، 553، 554، 583، 586، 590، 608، 668، 706، 708، 729، 730، 737، 741، 781، 839، 858، 876، 882، 904، 919، 920
استان دهوک: 969
استان سلیمانیه: 60، 369، 532، 555، 661
استان سیستان و بلوچستان: 44، 216، 217، 601، 876، 925، 973، 994، 995
استان فارس: 772، 894، 906
استان کردستان: 28، 29، 64، 65، 66، 67، 68، 71، 79، 80، 82، 83، 84، 86، 89، 94، 97، 98، 99، 100، 109، 111، 118، 134، 135، 138، 139، 158، 167، 168، 169، 191، 197، 198، 200، 217، 219، 235، 237، 238، 242، 243، 249، 263، 265، 280، 286، 290، 291، 293، 304، 305، 310، 311، 312، 317، 329، 357، 361، 362، 378، 385، 393، 408، 412، 414، 425، 426، 427، 429، 430، 431، 432، 434، 435، 467، 468، 469، 471، 472، 475، 496، 501، 502، 505، 515، 516، 520، 524، 534، 535، 536، 537، 538، 539، 540، 564، 568، 571، 573، 575، 583، 593، 595، 616، 618، 619، 626، 642، 664، 665، 666، 687، 690، 691، 709، 712، 713، 715، 717، 718، 752، 753، 754، 758، 767، 768، 781، 793، 794، 806، 812، 816، 821، 823، 824، 829، 830، 843، 845، 846، 847، 848، 854، 866، 867، 874، 876، 890، 892، 902، 903، 904، 905، 907، 908،
913، 915، 925، 926، 928، 942، 943، 947، 953، 955، 956، 972، 973، 974، 975، 976، 990، 993، 994، 1001، 1010، 1011، 1012، 1013، 1014، 1015، 1024
استان کرمان: 601، 904، 1014
استان کرمانشاه: 434، 464، 899، 900، 922
استان گیلان: 91، 211، 620
استان لرستان: 369، 421
استان مازندران: 904
استان میسان: 969
استان ناصریه: 969
استان یزد: 1014
استراسبورگ: 124
استرالیا: 125، 126، 343، 392، 410، 981، 982، 983
اسرائیل {رژیم اشغالگر قدس}: 41، 47، 122، 172، 175، 216، 232، 295، 298، 299، 301، 306، 343، 397، 403، 410، 522، 604، 612، 629، 674، 676، 679، 680، 706، 723، 801، 814، 935، 957، 984، 996، 997
اسکاتلند: 748
اسکله بصره: 421
اسکله قشله: 370
اسکو: 596
اسلامآباد {پایتخت پاکستان}: 349، 686، 789، 816، 857، 858، 862، 897، 898، 930، 985، 998
اسلامآباد غرب: 51، 789، 862، 987
اشنویه: 67، 171، 240، 241، 502، 504، 516، 538، 838، 845، 888، 889
اصفهان: 168، 170، 205، 373، 449، 533، 545، 573، 676، 738، 747، 750، 829، 886، 891، 894، 906، 943، 944، 948، 967
اغگل قرهتپه {ماکو}: 1000
افغانستان: 41، 42، 173، 185، 228، 272، 298، 346، 347، 362، 439، 449، 453، 463، 489، 626، 632، 633، 654، 678، 680، 705، 749، 762، 763، 813، 835، 857، 858، 898، 913، 934، 952، 953، 966، 984، 997، 998، 999، 1021
اقامتگاه موقت امام خمینی {خیابان دربند}: 88، 89، 162، 163، 386، 794، 897
اقلید: 892، 893، 894
اقیانوس آرام: 172
اقیانوس هند: 172، 173، 174، 295، 355، 448، 679، 784
الجزایر: 53، 216، 405، 487، 553، 634، 695، 961، 1022، 1023
الرمیثه: 364
المنصوریه: 262
امارات متحده عربی: 43، 53، 186، 349، 410، 488، 526، 548، 604، 605، 836، 960، 1023
امالرصاص: 370
امالقصر: 838
امان {پایتخت اردن}: 43
امریکا {ایالات متحده}: اکثر صفحات
امیرآباد: 379
انتبه: 283، 301
اندونزی: 213، 410، 1023
اندیمشک: 486
انگلیس {بریتانیا، انگلستان}: 21، 22، 34، 40، 54، 57، 119، 125، 165، 172، 183، 186، 236، 269، 270، 283، 295، 297، 298، 300، 301، 342، 346، 349، 350، 367، 527، 551، 552، 570، 584، 585، 586، 587، 588، 606، 607، 608، 612، 634، 654، 657، 682، 683، 684، 694، 695، 696، 705، 727، 728، 729، 741، 762، 764، 786، 854، 858، 881، 882، 917، 956، 960، 981، 982، 1003
اوتاوا: 258
اورامانات: 516، 689، 987
اوگاندا: 226
اوگدن یوتا: 784
اوهایو: 325
اهواز: 44، 50، 62، 91، 130، 151، 208، 216، 217، 235، 242، 268، 280، 312، 317،380، 381، 414، 436، 437، 442، 474، 486، 533، 545، 584، 685، 708، 730، 815، 920
ایتالیا: 171، 175، 224، 295، 297، 343، 786، 854، 917، 960، 961، 1022
ایذه: 486، 754
ایستگاه آهودشت {خوزستان}: 685
ایستگاه بامدژ {خوزستان}: 685
ایستگاه رادار شهرآباد {مشهد}: 702
ایستگاه راهآهن تهران: 644
ایسلند: 854
ایلام: 371، 442، 660، 662، 686، 815
باباهادی: 591
بابل: 153، 206، 755
بابلسر: 154
باتلاق جازموریان: 601
باجگیران: 493
باشگاه افسران سنندج: 66، 69، 70، 71، 72، 136، 137، 195، 196، 197، 238، 250، 265، 308، 309، 311، 425، 428، 430، 465، 466، 499، 615، 616، 686، 687، 710، 713، 751، 819، 864، 867، 868، 901
باغ گل سرخ کاخ سفید: 225
بانکوک: 181
بانه: 67، 140، 171، 191، 240، 305، 309، 313، 315، 375، 376، 377، 378، 427، 430، 432، 433، 469، 470، 471، 493، 501، 502، 503، 516، 537، 558، 639، 640، 688، 691، 716، 717، 732، 733، 735، 752، 753، 754، 768، 769، 791، 792، 826، 843، 844، 847، 849، 864، 865، 867، 887، 888، 906، 910، 926، 943، 944، 971، 972، 989، 1010، 1011، 1013
باویسی: 190
باینگان {پاوه}: 192، 378، 716، 769، 944، 945، 970، 971، 990
بجلیه {عراق}: 492
بحرین: 53، 173، 261، 295، 296، 299، 349، 350، 524، 554، 583، 604، 655، 724، 965
بدخشان {افغانستان}: 998
بدره: 554، 662
برازجان: 574
برفآباد گوا: 789
برلنغربی: 385
بروجرد: 94، 595، 642
بروکسل: 21، 284، 295، 303، 853، 854، 917، 918
بستان: 49، 192
بصره: 59، 61، 233، 424، 457، 493، 494، 531، 590، 661، 730، 838، 860، 920، 937
بعلبک: 262
بغداد: 20، 40، 51، 63، 64، 130، 131، 132، 175، 189، 230، 262، 417، 424، 456، 457، 461، 490، 494، 495، 530، 586، 590، 610، 678، 709، 787، 921، 1018
بکتاش باروق {میاندوآب}: 1000
بلژیک: 186، 764، 854
بلغارستان: 132، 172، 963
بلوار کشاورز {تهران}: 203
بن {پایتخت آلمانغربی}: 415
بندر ابوالخصیب: 838
بندر البکر: 592
بندر امالقصر: 370
بندر انزلی: 212، 829، 830، 832
بندر بربره {سومالی}: 784
بندر جوق: 766
بندر چابهار:630
بندر عسلویه: 632
بندر لنگه: 754
بندر مصیره: 629
بندر مطرح: 330
بندر مونپانا {کنیا}: 784
بندرعباس: 652، 724، 1015
بنگلادش: 47، 130، 132، 190
بوستون: 330
بوشهر: 574، 643، 724
بوکان: 171، 200، 375، 377، 378، 469، 502، 503، 516، 594، 619، 641، 665، 690، 867، 975، 1024
بوموسی: 43، 47، 174، 189، 549، 706، 836، 837، 964
بویراحمد: 754
بهار {همدان}: 754
بهبهان: 685
بهداری بوعبور: 492
بهداری مچری: 492
بهشهر: 829، 1015
بیات: 492
بیتالمقدس {قدس}: 299، 345، 527، 606، 878، 931، 996
بیجار: 74، 198، 199، 314، 716، 734، 752، 791، 825، 826، 842، 864
بیرجند: 33، 280
بیروت: 45، 130، 188، 260، 345، 349، 366، 367، 416، 449، 452، 528، 589، 611، 612، 635، 657، 899، 900، 935، 997
بیلهسور: 530
بیمارستان 572 شیراز: 642
بیمارستان آیتالله طالقانی {تهران}: 457، 577
بیمارستان اکباتان {همدان}: 138
بیمارستان امام خمینی {تهران}: 159، 161، 203، 268، 247، 577، 973
بیمارستان امام خمینی {همدان}: 138
بیمارستان امدادی {بوکان}: 377
بیمارستان بیجار: 716
بیمارستان پاوه: 378، 769، 911
بیمارستان پای کورشهگران: 377
بیمارستان حجتیه {اصفهان}: 78، 1007
بیمارستان دکتر شریعتی {تهران}: 973
بیمارستان دکتر محمد مصدق {زاهدان}: 208
بیمارستان رشت: 247
بیمارستان سینا {تهران}: 457
بیمارستان شهدا {سنندج}: 76، 136، 239، 819، 820، 886، 901، 971
بیمارستان شیروخورشید {آمل}: 154
بیمارستان شیروخورشید سرخ {ارومیه}: 845
بیمارستان فخریه {ملایر}: 155
بیمارستان قانع {سنندج}: 498
بیمارستان قصرشیرین: 52، 307، 529، 556، 591
بیمارستان مصدق {مشهد}: 149
بینالنهرین: 364
پادگان آموزشی مهرآباد جنوبی: 703
پادگان ابوغریب: 230
پادگان التاجی: 230
پادگان الرشید {بغداد}: 490
پادگان بانه: 315، 375، 376، 432، 433، 470، 502، 503، 639، 640، 664، 688، 732، 792، 844، 887، 888، 906، 910، 911، 926، 927، 944، 971، 972، 988، 989، 1010، 1013
پادگان پاوه: 376
پادگان پیرانشهر: 504
پادگان پیردر: 190
پادگان جلولا: 190
پادگان سرپل ذهاب: 921
پادگان سردشت: 171، 377، 470، 718
پادگان سقز: 170، 198، 239، 469، 558، 752، 988، 1011
پادگان سلماس: 690
پادگان سمیرم: 949
پادگان سنندج: 72، 238، 239، 311، 710، 711، 718، 767، 819، 867، 886، 901، 924
پادگان عماره: 491
پادگان قورتو: 839
پادگان مراغه: 911
پادگان مریوان: 472، 927، 945
پادگان منظریه: 485
پادگان مهاباد: 72، 767
پادگان نظامی ابوذر: 52، 307
پادگان نیروی دریایی: 212، 830
پاریس: 121، 215، 301، 302، 331، 386، 448، 509، 625، 748، 764، 777، 780، 801، 836، 850، 874، 875، 957، 961، 996
پاسگاه آبزیادی {عراق}: 662
پاسگاه آقبلاغ {ارومیه}: 641
پاسگاه ازگله: 422، 463
پاسگاه الشهدا {عراق}: 967
پاسگاه انتظامی آبشروب {ارومیه}: 641
پاسگاه انجیره: 967
پاسگاه بازرگان: 860
پاسگاه بالاطاق: 262، 789
پاسگاه باویسی {ایران}: 262، 530
پاسگاه بجلیه {عراق}: 613، 707
پاسگاه بچندلو {نقده}: 241، 945
پاسگاه برجاحمدی: 591
پاسگاه پرویز: 591، 637، 731
پاسگاه پلچفت {عراق}: 557، 789، 790
پاسگاه پلهکانه {عراق}: 421
پاسگاه پلیس راه میاندوآب بوکان: 472
پاسگاه تکاب: 199، 734
پاسگاه تکتک مشکی: 421
پاسگاه تنگاب: 191
پاسگاه تنگابنو: 307، 370، 463، 529، 557، 922
پاسگاه چاه قلعه: 999
پاسگاه چاه نفت موسیان: 421
پاسگاه چقاحمام: 884، 885، 1006
پاسگاه چکسرخ: 421
پاسگاه چهارزبر: 789
پاسگاه چیلات {ایران}: 464، 1006
پاسگاه چیلات {عراق}: 555، 636، 1006
پاسگاه خانلیلی: 262، 883
پاسگاه خرنوبیه عراق: 371
پاسگاه خسروی: 557
پاسگاه خین: 308
پاسگاه دراجی [دوراجی] {عراق}: 233، 464
پاسگاه دراخرما: 662
پاسگاه دربندجوق: 557، 591
پاسگاه درکی: 736
پاسگاه درگهان: 857
پاسگاه درمله، دروله: 51، 191
پاسگاه دزلی {عراق}: 736، 940
پاسگاه دوآب جلدیان: 889
پاسگاه دویرج: 555، 590
پاسگاه دهلران: 421
پاسگاه رباطخان: 285
پاسگاه رشیدیه: 464
پاسگاه روستای نجفآباد: 538
پاسگاه رهب: 464
پاسگاه زیادیه: 839
پاسگاه ژاندارمری اشگه سو: 736
پاسگاه ژاندارمری برچک: 651
پاسگاه ژاندارمری حیدرآباد: 827
پاسگاه ژاندارمری خلته: 717
پاسگاه ژاندارمری رباطکور: 630، 631
پاسگاه ژاندارمری سرمیل {کرند}: 662
پاسگاه ژاندارمری سفرحان {جیرفت}: 1015
پاسگاه ژاندارمری هخامنش: 423، 442، 443
پاسگاه ژاندارمری یکهشان: 686
پاسگاه سابله {عراق}: 637، 708
پاسگاه سپاه پاسداران ارومیه: 665
پاسگاه سراب نیلوفر: 862
پاسگاه سرتک: 493
پاسگاه سرفیروزآباد: 862
پاسگاه سعدونی: 234
پاسگاه سعیدیه: 4664
پاسگاه سنجوق: 591
پاسگاه سیحه: 662
پاسگاه شاهیندژ: 199، 559، 927
پاسگاه شرهانی: 492
پاسگاه شلمچه: 234، 464
پاسگاه شورشیرین: 421
پاسگاه شهابی: 662
پاسگاه شیب: 464
پاسگاه شیخصله: 463
پاسگاه صفریه: 464
پاسگاه طارق: 662
پاسگاه طاووسیه: 555
پاسگاه فرخپی: 234
پاسگاه فرخولی: 614
پاسگاه فکه: 464، 555
پاسگاه قطیبه: 662
پاسگاه قلعهسفید: 490
پاسگاه قلعهگنج: 1015
پاسگاه قلعهیهودی: 370، 463، 529، 557
پاسگاه کروی: 662
پاسگاه کلته {سردشت}: 641، 736، 753، 792، 889
پاسگاه کوزران: 862
پاسگاه کهنهنو: 191
پاسگاه کیلومتر 25 خرمشهر: 707
پاسگاه گردهنو: 529
پاسگاه گرکنی: 191
پاسگاه گرگ {عراق}: 370
پاسگاه گریشه: 662
پاسگاه گمرکنو {نفتشهر}: 491، 529، 592، 613، 662، 686
پاسگاه مؤمنی: 133، 555
پاسگاه ماهیدشت: 862
پاسگاه مطهری: 1016
پاسگاه معدور: 662
پاسگاه ملاشیخ: 889
پاسگاه نصریان: 636، 707
پاسگاه نفتشهر: 639
پاسگاه نیخزر: 421، 967
پاسگاه ولدکشته: 307، 557، 922، 923
پاسگاه هشتادان: 1016
پاسگاه یکهشان: 307، 557، 591، 839، 884، 986
پاطاق: 191، 1006
پاکستان: 295، 349، 404، 410، 451، 494، 608، 627، 632، 705، 749، 763، 857، 897، 913، 966، 967، 995، 997، 1005
پالایشگاه آبادان: 422، 440، 737، 766
پالایشگاه اصفهان: 676
پالایشگاه نفت الدوره بغداد: 419
پاوه: 139، 191، 198، 199، 240، 266، 267، 314، 378، 471، 538، 558، 595، 618، 641، 665، 689، 691،
716، 717، 735، 736، 754، 768، 769، 770، 791، 823، 847، 865، 888، 889، 911، 927، 944، 945، 970، 971، 989، 990
پایگاه آبادان: 420، 969
پایگاه ارتش در ربط: 377
پایگاه الشهدا: 421
پایگاه انزلی: 830، 831، 832
پایگاه انگلیسی دیهگو گارسیا {اقیانوس هند}: 297، 784
پایگاه اوکیناوا {ژاپن}: 37، 341، 342
پایگاه بابلسر: 702
پایگاه بیلوله {عراق}: 900
پایگاه جفیر {منامه}: 405
پایگاه دریایی خرمشهر: 837
پایگاه دزگیر: 241، 990
پایگاه دوم کوشک نصرت: 630
پایگاه دهلران: 134، 491، 613، 637
پایگاه رامشتاین {آلمانغربی}: 324
پایگاه سوم پشتیبانی نیروی هوایی: 376
پایگاه شیراز: 702
پایگاه غنا {مصر}: 299
پایگاه فوردبراگ:627
پایگاه کوت: 968
پایگاه کولته: 844
پایگاه لاخس {پرتغال}: 297
پایگاه ناتو {ترکیه}: 296
پایگاه نظامی انگلیسیها در مصیره: 678
پایگاه نهم شکاری {بندرعباس}: 486، 652، 857، 952، 1015
پایگاه وحدتی {دزفول}: 422، 423، 442، 443، 937
پایگاه هوایی الشعیبه: 59، 233، 530
پایگاه هوایی مسیره: 330
پایگاه یکم شکاری {پایگاه مادر}: 702
پرتغال: 185، 295، 297، 854
پکن: 439، 466، 498
پل ابوفلفل: 492
پل بستان: 685
پل داری زنگنه: 493
پل دواب {نوسود}: 471
پل ذهاب: 422
پل قطور {ارومیه}: 266، 641
پل قویون [قیوم] {ارومیه}: 241، 665، 618، 690
پل نهرحد: 492
پل یزدنو {سوسنگرد}: 968
پلدختر: 433
پلدشت {ماکو}: 1000، 1001
پیرانشهر: 240، 305، 432، 433، 434، 502، 504، 516، 538، 641، 770، 865، 867، 883، 975، 1024
تأسیسات نفتی عینخوش: 986
تالار اجتماعات دانشکده پزشکی دانشگاه تبریز: 81
تایباد {طیبات}: 857، 999، 1021
تبریز: 81، 150، 170، 205، 246، 394، 435، 477، 533، 643، 693، 733، 849، 902، 903، 1011
تپه حاجیآباد: 818
تپه ربط: 470
تپه روسی {سنندج}: 239
تپه میرآباد {اشنویه}: 241
تپه ناصرخان: 556
تپههای تکتک مشکی: 464
ترکمن صحرا: 44، 216، 217، 540، 866، 942، 993، 994
ترکیه: 168، 242، 270، 295، 296، 323، 324، 343، 377، 451، 532، 679، 763، 824، 854، 975، 1001
ترمینال پارک خزانه: 645
تکاب: 199، 240، 241، 264، 265، 315، 433، 471، 472، 689، 690، 733، 734، 735، 827
تل زعتر: 311
تلآویو: 172
تمرچین: 838
تنب بزرگ: 43، 47، 174، 189، 549، 706، 836، 837، 964
تنب کوچک: 43، 47، 174، 189، 549، 706، 836، 837، 964
تنسی: 603
تنگاب: 490
تنگستان: 643
تنگه هرمز: 174، 360، 394، 679، 964
تنگه هوان: 134
توکیو: 62، 185، 301، 341، 344، 350، 704، 859، 860، 918، 965
تونس: 23، 344، 346، 811
تهران: 23، 24، 26، 30، 31، 32، 33، 34، 35، 36، 37، 38، 43، 44، 46، 48، 51، 54، 56، 64، 73، 76، 90، 99، 114، 122، 130، 131، 138، 141، 143، 146، 147، 163، 169، 172، 181، 183، 185، 192، 200، 203، 205، 215، 224، 226، 228، 229، 230، 237، 239، 240، 245، 247، 256، 257، 258، 264، 265، 268، 272، 273، 275، 276، 277، 279، 280، 281، 282، 283، 287، 288، 301، 303، 314، 315، 319، 323، 324، 326، 328، 331، 335، 337، 339، 341، 344، 347، 350، 353، 356، 368، 369، 374، 379، 386، 392، 394، 395، 397، 399، 401، 403، 404، 406، 423، 427، 436، 438، 442، 453، 457، 458، 459، 465، 467، 472، 482، 483، 484، 485، 486، 489، 496، 508، 509، 510، 512، 519، 522، 529، 536، 537، 541، 545، 546، 548، 556، 561، 562، 563، 566، 573، 581، 582، 583، 586، 587، 590، 593، 602، 603، 604، 606، 607، 609، 610، 611، 612، 618، 619، 620، 625، 628، 635، 639، 643، 646، 651، 652، 653، 655، 656، 659، 664، 673، 675، 676، 679، 681، 685، 687، 689، 691، 692، 693، 708، 715، 716، 717، 718، 724، 727، 732، 733، 734، 738، 740، 741، 742، 746، 747، 750، 762، 768، 769، 770، 771، 772، 776، 777، 785، 791، 794، 809، 811، 814، 818، 819، 824، 825، 830، 838، 846،
848، 855، 856، 864، 875، 883، 885، 886، 887، 891، 894، 902، 912، 914، 919، 923، 924، 928، 930، 934، 938، 941، 942، 945، 949، 952، 953، 956، 959، 961، 964، 972، 977، 978، 985، 990، 997، 998، 1003، 1004، 1008، 1009، 1010، 1015
تیلهکوه: 530
جاده احمدآباد پرویز: 662
جاده ازگله گردهنو:662
جاده اشنویه عراق: 889
جاده اهواز خرمشهر: 133
جاده بیجار دیواندره: 267
جاده پاتاق سرچقای: 788
جاده تکاب شاهیندژ: 199، 990
جاده سرپل ذهاب قصرشیرین: 52، 307
جاده سقز بانه: 752، 911
جاده سقز بوکان: 503
جاده سنندج کامیاران: 538، 1009
جاده شلمچه کوشک: 490
جاده شیخصله خانشور: 307
جاده قدیم حیدرآباد نقده: 912
جاده قم تهران: 485
جاده کرمانشاه پاوه: 927
جاده کامیاران سنندج: 505
جاده کرمانشاه سنندج: 77، 78، 715، 988، 1007، 1008
جاده کرمانشاه قصرشیرین: 486
جاده کرند سرپلذهاب: 788
جاده گردهنو باویسی: 422
جاده گردهنو ازگله: 884
جاده مراغه میاندوآب: 1000
جاده مریوان نوسود: 471
جاده مهاباد بوکان: 1000
جاده مهاباد میاندوآب: 379، 1000
جاده میاندوآب بوکان: 990، 1000
جاده نظامی الفاو خور المنثینی: 838
جاده نفتشهر قصرشیرین: 262
جاده نوسود پاوه: 140
جاده همدان سنندج: 1009
جراحیه: 492
جزیره خارک: 542، 655
جزیره کرت یونان: 296
جزیره لاوان: 810، 811
جزیره مینو: 262، 307، 422، 636، 840، 841، 938
جلدیان: 827
جلفا: 620
جمجم {اشنویه}: 241
جمهوری یمن: 230
جنوب لبنان: 998
جوانرود: 467، 471، 687، 816، 838، 888، 889، 927، 987
جورجیا: 325
جهرم: 891
جیرفت: 113، 601، 651، 652، 795، 1015
چابهار: 114، 141
چالوس: 620
چاه شماره 8 نفتشهر: 592، 662، 686
چاههای نفت منطقه بیات: 839
چغاحمام {چقاحمام}: 51، 191، 233، 899
چکسلواکی: 961، 963
چهارراه گلوبندک: 612
چهارکلا: 234، 789
چهل دختر: 505
چین: 168، 410، 562
حاج عمران: 883
حاجیآباد: 279، 280
حجریه: 232
حسنآباد دهکل: 265
حسینیه ارشاد: 88، 162، 163
حسینیه جماران: 953، 954، 978، 979
حلبچه: 847
حوزه علمیه قم: 796
حیرود واسر: 837
خانقاه پاوه: 139
خانقین: 262، 731
خانلیلی: 51، 192، 233
خانهشور {کرمانشاه}: 233، 766، 888
خرمآباد: 845، 929
خرمشهر: 95، 132، 152، 192، 307، 308، 368، 493، 590، 668ف 685، 707، 708، 730، 731، 837، 840، 859، 883، 937، 968، 987
خسروآباد: 636
خط لوله گاز مارون ماهشهر آبادان: 987
خطآهن اندیمشک اهواز: 685
خلیج خوکها: 23، 349، 404
خلیجفارس: 20، 37، 41، 43، 47، 122، 171، 173، 174، 180، 216، 261، 288، 289، 291، 294، 300، 302، 330، 349، 350، 351، 394، 449، 487، 488، 489، 522، 526، 527، 546، 548، 584، 604، 605، 610، 614، 656، 679، 680، 706، 749، 764، 784، 810، 811، 837، 898، 961، 964، 965، 966، 1023
خوابگاه خواهران عضو انجمن اسلامی دانشگاه گیلان: 508
خوی: 754، 771، 946
خوین: 730
خیابان 16 آذر {تهران}: 647
خیابان امام خمینی {گنبدکاووس}: 596
خیابان طالقانی {تهران}: 643
خیابان کمربندی {ارومیه}: 618
خیابان کنزینگتون: 587، 588
خیابان مسجد قبا: 592
دادگاه پاناما: 256
دارالرحمه شیراز: 642
دارخور: 766
داروخانه شمس: 457
دالکان: 817
دامغان: 310
دانشکده حقوق دانشگاه تهران: 973
دانشکده پزشکی دانشگاه تبریز: 150
دانشکده پزشکی دانشگاه شیراز: 156، 205
دانشکده حقوق دانشگاه تهران: 86، 159
دانشکده خلیجفارس دانشگاه جندیشاپور: 152
دانشکده صمدیه لباف بابل: 153، 206
دانشکده علوم دانشگاه ملی {تهران}: 621
دانشکده فنی دانشگاه تهران: 86، 772
دانشکده کامپیوتر حسنآباد، مدرسه عالی کامپیوتر {تهران}: 149
دانشکده منابع طبیعی گرگان: 246
دانشکده مهدی رضایی {مدرسه عالی بازرگانی سابق}: 148، 379
دانشکده نفت آبادان: 152
دانشگاه آذرآبادگان: 796
دانشگاه ارومیه: 206
دانشگاه اصفهان: 380
دانشگاه اهواز: 151، 208، 268، 312، 317، 474
دانشگاه بلوچستان: 91، 207
دانشگاه پلیتکنیک تهران: 203، 379، 505، 646، 772، 944
دانشگاه پنجاب: 349
دانشگاه تبریز: 79، 80، 81، 82، 144، 205، 246، 380
دانشگاه تربیتمعلم: 148، 149، 203، 379، 382، 473
دانشگاه تهران: 46، 65، 85، 86، 87، 88، 89، 90، 91، 99، 145، 146، 147، 158، 159، 160، 162، 181، 198، 200، 201، 203، 204 ، 205، 209، 217، 245، 251، 303، 306، 379، 473، 647، 648، 718، 796، 797، 802، 805، 806، 858، 942، 972، 973
دانشگاه جندیشاپور اهواز: 208، 507
دانشگاه خالد: 365
دانشگاه زاهدان: 208، 755
دانشگاه سوربن: 890
دانشگاه شیراز: 90، 91، 155، 156، 157، 205، 384، 505، 507، 621
دانشگاه صنعتی آریامهر {دانشگاه صنعتی شریف}: 505، 506، 646
دانشگاه صنعتی اصفهان: 280
دانشگاه علامه طباطبایی: 148
دانشگاه علموصنعت: 82، 148، 379
دانشگاه فارابی: 204
دانشگاه گیلان: 91، 92، 152، 209، 210، 246، 247، 252، 317، 380، 508، 620، 621
دانشگاه متحدین، مدرسه عالی دختران {دانشگاه الزهرا}: 148، 646
دانشگاه مشهد: 380، 507
دانشگاه ملی {شهید بهشتی}: 148، 204، 379، 621، 773، 796
دانشگاه نفت {آبادان}: 208
دانمارک: 183، 184، 227، 301، 854
دبستان مهدی زاده {قصرشیرین}: 884
دبیرستان اقبال لاهوری {آباده}: 155
دبیرستان امام خمینی {آمل}: 154
دبیرستان انقلاب {ملایر}: 90، 155
دربندبلوله عراق: 530
درگان: 601
درگز: 142، 143
درمانگاه دایار: 686، 862
درمانگاه شیخ مصطفی: 862
درمانگاه قوچمی: 862
دره ازگله: 713
دره ژاور {کردستان}: 687
دره سوسنگرد: 442
دره قاسملو: 266، 267، 312، 504، 538، 641، 793
دره قطور {ارومیه}: 641
دره قیزکرپی {شاهیندژ}: 199
دره ماهداغی {ارومیه}: 472
درهخان {ارومیه}: 641
دریای خزر: 229، 453
دریای سرخ: 679، 784
دریای عرب: 679
دریای عمان: 327، 355، 486، 964، 965
دریای مدیترانه: 296
دزفول: 96
دشت آزادگان: 423، 685، 920
دشت دهآب {قصرشیرین}: 422
دشت ذهاب: 262، 884، 921
دشت کرند غرب: 937
دشت میشان {میسان}: 531، 730
دشتستان: 643
دمشق: 54، 62، 352، 394، 416، 527
دوآب: 793
دوراهی تکاب قوجه: 735
دوراهی نوسود پاوه: 736
دوسلق: 882
دولتو: 312، 538
دهکلوت: 653
دهگلان: 69، 138، 139، 240، 265، 314، 538، 715، 1009
دهلران: 369، 424، 461، 491، 494، 530، 613، 636، 660، 709، 767
دهلیم: 556
دهلینو: 452
دیریفارم: 230
دیواندره: 74، 471، 472، 502، 639، 640، 687، 716، 752، 825، 826، 842، 843، 864، 908، 909، 910، 1008، 1009
دیوانیه: 490
راژان {ارومیه}: 241، 267، 316، 432
رأسالخیمه: 43، 549
راولپندی: 461، 494
رباط بادام: 279، 280
رباط پشتبادام: 278
رباطخان: 278، 279، 280، 399، 581
ربط: 377، 641
رشت: 91، 92، 152، 209، 210، 211، 212، 247، 248، 251، 268، 316، 317، 330، 331، 380، 508، 533، 575، 832
رفسنجان: 67، 431، 891
رم {ایتالیا}: 484، 785، 1022، 1023
رودبار جیرفت: 795
رودخانه الوند: 922
رودخانه درود: 845
رودخانه صبحانیه: 464
رودخانه قشلاق: 955
رودزیا: 171
رودسر: 596
روستای آران {سنندج}: 466
روستای آغاجاری: 200
روستای آق دگیش {ترکمنصحرا}: 993، 994
روستای آقبلاغ {ارومیه}: 793، 845
روستای آلاگوز {ارومیه}: 889
روستای ابراهیمآباد {دیواندره}: 909
روستای ابراهیمآباد {سقز}: 909
روستای احمدآباد {تکاب}: 735
روستای اشکسر: 171
روستای اشگهسو {آذربایجانغربی}: 736
روستای اعداع {کرمانشاه}: 464
روستای البقربه {سوسنگرد}: 968
روستای امینآباد {تکاب}: 734
روستای اوربان {سلماس}: 690
روستای بارانداز {ارومیه}: 845
روستای بالانج {ارومیه}: 793
روستای بربران {ارومیه}: 793، 845
روستای بند {ارومیه}: 267
روستای بوئین {بانه}: 944
روستای بینکوره: 234
روستای پارا {میاندوآب}: 618
روستای پرویز {قصرشیرین}: 637
روستای پرویزخان {عراق}: 731
روستای تازهآباد {پاوه}: 139، 769، 927
روستای تشت آستر: 986
روستای تنگابنو {کرمانشاه}: 52، 190، 922
روستای تورگهمیان {باینگان}: 192
روستای تومتر {ارومیه}: 793، 845
روستای چشمهنزار {جوانرود}: 477
روستای چوریک {سنندج}: 467
روستای چیلانه سفلی{پاوه}: 990
روستای چیلانه علیا {پاوه}: 990
روستای حسنآباد {تکاب}: 734، 901
روستای حصار {ارومیه}: 793، 845
روستای حیادر {سوسنگرد}: 968
روستای خانقاه {پاوه}: 538
روستای درچه کلماران {اصفهان}: 894
روستای دوریسان {پاوه}: 538
روستای دیدان {ارومیه}: 845
روستای رشیند {سنندج}: 467
روستای زیران {جوانرود}: 477
روستای ساروق {تکاب}: 735
روستای ساری قمیش {میاندوآب}: 990
روستای سعیدیه {ایران}: 464
روستای سیدمحمود: 883
روستای سیلان {ارومیه}: 793، 845
روستای شطیط: 882
روستای شورجه {میاندوآب}: 690
روستای شیخ مصطفی {اسلامآباد}: 789
روستای شیطانآباد {ارومیه}: 793، 845
روستای عبداللهمیر {خوزستان}: 492
روستای عبدنور: 883
روستای علیمهر {عراق}: 731
روستای غازانکندی {تکاب}: 734
روستای قاسملو {ارومیه}: 793، 845
روستای قزلقیش {شاهیندژ}: 241
روستای قشلاق {پاوه}: 735، 768
روستای قلاتان {نقده}: 504
روستای کرجو {سنندج}: 987
روستای کانیان {سلماس}: 690
روستای کدخدا حسن کومک: 708
روستای کردینا: 690
روستای کوچیا، کوکیا {ارومیه}: 793، 845
روستای گاگل {مریوان}: 467
روستای گلال {پاوه}: 559، 618
روستای گرصدف {قصرشیرین}: 52، 922، 923
روستای گرمک {کرمانشاه}: 464
روستای گزین {قصرشیرین}: 422
روستای گلال، گلان {پاوه}: 378، 538، 927
روستای گنجی {قروه}: 138، 139
روستای گنجینه: 883
روستای لاوان {پاوه}: 990
روستای لوکه {بیجار}: 752
روستای مؤمنآباد {رفسنجان}: 431
روستای مام ابراهیم {ارومیه}: 793، 845
روستای مبارکآباد {ارومیه}: 793، 845
روستای محمودآباد: 559، 686، 793، 845
روستای مزیدی {پاوه} : 139، 267، 378، 559
روستای مولا {میاندوآب}: 990
روستای میرآباد {سردشت}: 559
روستای میرآباد {نقده}: 312
روستای میرا اولی {پاوه}: 990
روستای نبیکندی {تکاب}: 735
روستای نجفآباد {بیجار}: 199
روستای نوبهار {بیجار}: 267، 314
روستای نوریاب {پاوه}: 139، 240، 538
روستای نیریز خاتون {دیواندره}: 909
روستای ویرا: 538
روستای ویرهکوه {سنندج}: 467
روستای یزدکان {سلماس}: 690
روسیه: 605، 691
رومانی: 961، 963، 983
رهال: 771
زابل: 999
زامبیا: 171
زاهدان: 94، 207، 486، 574، 755
زرباطیه: 233
زرینه رود: 1000
زلاندنو: 392
زنجان: 153، 168، 237، 733، 825، 826، 842، 1000
زندان اوین: 738
زندان بعقوبه {عراق}: 54
زندان سلیمانیه {عراق}: 661
زندان عادلآباد {شیراز}: 156
زندان قصر: 874
زوریخ: 602
زهچلود {سیستان و بلوچستان}: 601
زیمبابوه: 171
زیوه: 241
ژاپن: 21، 62، 126، 127، 171، 172، 184، 185، 186، 227، 229، 256، 258، 301، 302، 339، 344، 350، 392، 401، 404، 410، 483، 488، 514، 542، 570، 603، 674، 704، 705، 727، 762، 786، 860، 918، 934، 965، 1003
ژنو: 676، 985
سابله: 708
ساختمان انجمن جوانان مسلمان ملایر: 691
ساختمان جهاد سازندگی: 92، 247، 252
ساختمان حزب توده اراک: 153
ساختمان دادگاه آبادان: 234
ساختمان دانشسرای عشایری: 156
ساختمان دفتر دانشجویان پیشگام {تهران}: 802
ساختمان رادیو تلویزیون بصره: 968
ساختمان رادیو تلویزیون سنندج: 136، 137، 195، 196، 425، 430، 499
ساختمان سازمان مجاهدین خلق ملایر: 692
ساختمان سپاه پاسداران شاهیندژ: 559
ساختمان ستاد جهاد سازندگی: 246
ساختمان مرکز بهداشت سابق دانشگاه تهران: 86، 159
ساختمان مرکزی دانشگاه تبریز: 81
ساری: 576، 1015
سانآنتونیو: 448، 484
ساوه: 929
سد ارس: 1001
سد بوکان: 772
سد قشلاق {سنندج}: 955
سد مهاباد: 500
سراب قامیش: 135
سراب قره بلاغ: 862
سراب: 849
سرپل ذهاب: 52، 233، 262، 422، 493، 708، 884، 900
سرتنگ: 766
سرخدیزه: 788
سردشت: 170، 171، 240، 305، 315، 375، 377، 378، 469، 470، 471، 558، 559، 641، 665، 690، 691، 717، 735، 736، 752، 753، 770، 791، 792، 844، 888، 943، 944، 1024
سفارت الجزایر در واشنگتن: 294
سفارت امریکا در بیروت: 129، 611
سفارت امریکا در تهران {لانه جاسوسی}: 24، 36، 58، 89، 90، 162، 182، 202، 214، 219، 232، 250، 279، 289، 290، 301، 306، 322، 326، 329، 337، 341، 348، 383، 384، 386، 392، 394، 395، 397، 398، 407، 410، 440، 451، 482، 485، 511، 519، 547، 548، 561، 562، 563، 564، 569، 570، 582، 627، 643، 653، 654، 684، 718، 728، 762، 774، 788، 801، 810، 907، 914، 984
سفارت امریکا در قاهره: 299
سفارت امریکا در لندن: 350
سفارت انگلیس در تهران: 297، 553، 606، 881
سفارت ایران در آنکارا: 129
سفارت ایران در ابوظبی: 526، 550
سفارت ایران در بغداد: 331
سفارت ایران در بن: 125
سفارت ایران در توکیو: 258
سفارت ایران در لندن: 54، 55، 56، 57، 528، 529، 547، 549، 550، 551، 552، 553، 583، 584، 585، 586، 587، 588، 606، 607، 608، 609، 610، 633، 634، 635، 656، 657، 658، 659، 681، 682، 684، 685، 694، 698، 705، 706، 728، 729، 741، 762، 764، 787، 836، 858، 881، 882، 900، 919، 953
سفارت ایران در مسکو: 185
سفارت ایران در وین: 270، 385
سفارت بلژیک در بغداد: 462
سفارت ترکیه در تهران: 270
سفارت تونس در تهران: 811، 859، 967
سفارت سوئیس در تهران: 294، 484، 962
سفارت سوریه در تهران: 113، 560
سفارت عراق در تهران: 62، 416
سفارت عراق در کویت: 490
سفارت عراق در لندن: 764
سفارت کوبا در تهران: 632
سفارت لیبی در تهران: 415
سفارت مصر در تهران: 415
سقز: 67، 135، 140، 198، 240، 242، 293، 309، 315، 375، 376، 377، 378، 427، 430، 433، 434، 469، 471، 501، 502، 503، 516، 534، 537، 558، 594، 595، 619، 640، 665، 666، 691، 752، 754، 791، 826، 847، 865، 867، 910، 912، 927، 928، 944، 971، 972، 975، 989، 1011
سلماس: 689، 690
سلیمانیه: 308، 555، 613، 883
سمنان: 153، 207، 1009
سمیرم: 738، 948
سنگاپور: 336
سنندج: 17، 18، 67، 68، 69، 70، 71، 72، 73، 74، 75، 76، 77، 78، 79، 89، 94، 101، 105، 116، 118، 134، 135، 137، 138، 139، 140، 161، 168، 169، 170، 195، 196، 197، 198، 200، 217، 237، 238، 239، 240، 242، 250، 263، 264، 265، 304، 305، 308، 309، 310، 311، 312، 313، 314، 315، 319، 361،
372، 373، 374، 375، 377، 378، 425، 426، 427، 428، 430، 431، 432، 433، 434، 461، 465، 466، 467، 468، 469، 471، 496، 497، 498، 499، 500، 501، 502، 503، 504، 516، 534، 535، 536، 537، 538، 557، 560، 592، 593، 594، 595، 615، 616، 617، 638، 639، 642، 663، 664، 686، 687، 688، 691، 710، 711، 712، 713، 714، 715، 732، 735، 749، 750، 751، 752، 753، 754، 767، 768، 769، 790، 791، 794، 802، 817، 818، 819، 820، 821، 822، 823، 825، 826، 841، 842، 843، 844، 846، 847، 848، 849، 862، 863، 864، 865، 866، 867، 868، 885، 886، 888، 891، 893، 900، 902، 903، 904، 905، 907، 908، 910، 913، 914، 915، 923، 924، 925، 927، 938، 940، 941، 942، 943، 947، 954، 955، 956، 971، 975، 987، 1007، 1008، 1012، 1013، 1024
سوئد: 859
سوئیس: 301، 514، 960، 961
سوریه: 53، 54، 62، 130، 216، 260، 298، 299، 349، 351، 416، 489، 532، 584، 824، 913، 961، 997، 1022
سوسنگرد: 420، 457، 968
سومار: 369، 420، 461، 612، 767
سویگل تپه {مهاباد}: 1000
سه جزیره { جزایر سهگانه، سهجزیره عربی، جزایر خلیجفارس}: 42، 43، 46، 47، 48، 130، 174، 188، 216، 230، 837
سهراه شهید محسن کاشانی، شاهعباس سابق {مشهد}: 596
سهراهی دهگلان: 940
سهراهی دیواندره: 267
سهراهی سقز: 955
سهراهی فیضآباد: 817
سهراهی قصرشیرین به ملاوی: 486
سهراهی نقده به مهاباد: 1024
سیبه عراق: 841
سیرجان: 754
سیلوانا {ارومیه}: 240، 241، 471، 472، 990
سینما رکس: 576
سینما شهر تماشای کرمانشاه: 757
سینما نادر: 457
شادگان {اهواز}: 369، 491
شارجه: 43، 549
شاهرود: 155، 505، 891
شاهیندژ: 198، 199، 200، 240، 241، 264، 378، 433، 471، 472، 558، 559، 641، 826، 827، 911، 927، 1000
شرهانی: 464
شریفآباد: 592، 818
شط علی: 423
شطیط: 130، 860
شعیبه: 491
شلمچه معاویه: 837
شلمچه: 370، 493، 707، 731
شمیرانات: 978، 979
شوروی: 26، 31، 41، 42، 122، 124، 128، 166، 171، 173، 175، 184، 185، 228، 229، 234، 255، 259، 271، 295، 296، 298، 299، 302، 322، 323، 341، 342، 343، 347، 362، 364، 387، 439، 449، 451، 452، 453، 463، 489، 525، 526، 548، 555، 562، 575، 610، 625، 626، 633، 674، 677، 679، 680، 704، 705، 728، 749، 761، 762، 763، 764، 813، 814، 815، 835، 836، 848، 857، 858، 898، 913، 933، 934، 959، 961، 962، 963، 966، 982، 984، 997، 998، 999، 1020، 1021
شوش: 486، 882
شوط {ماکو}: 1001
شهر الرمیثه: 456
شهرک مهدیه {سرپلذهاب}: 862
شیخ سعد: 613
شیراز: 90، 147، 155، 157، 169، 205، 237، 533، 573، 621، 631، 642، 703، 716، 906
شیلی: 213، 547، 949
صحرای سینا: 998
صخراک: 370
صلواتآباد: 240، 664، 711
صنعا: 230
صور: 262
صیدا: 262
طبس: 17، 18، 19، 20، 23، 24، 25، 29، 31، 32، 33، 34، 35، 37، 38، 39، 118، 257، 272، 275، 277، 278، 279، 280، 281، 284، 285، 287، 290، 291، 292، 293، 298، 303، 313، 324، 326، 327، 328، 329، 330، 335، 337، 341، 346، 347، 355، 356، 357، 358، 365، 385، 387، 391، 394، 395، 396، 397، 398، 399، 403، 405، 407، 409، 447، 448، 449، 451، 482، 484، 485، 511، 519، 520، 525، 546، 582، 602، 603، 626، 629، 630، 653، 654، 669، 670، 673، 674، 675، 701، 702، 746، 747، 710، 810، 856، 876
طرابلس {لیبی}: 1022، 1023
طلائیه: 49
عباسآباد {سنندج}: 711
عدن: 230
عراق: اکثر صفحات
عربستان سعودی: 40، 53، 127، 173، 186، 187، 188، 227، 348، 364، 410، 420، 554، 610، 656، 678، 680، 709، 724، 761، 762، 764، 836، 956، 1005
علیغربی: 464، 613
عماره: 131، 419، 494
عمان: 53، 173، 295، 296، 330، 360، 362، 554، 627، 629
عنانچه: 492
فاو: 370، 421، 530، 659، 660، 765، 838، 860، 937
فدائیه: 837
فرانسه: 21، 34، 40، 121، 171، 175، 183، 184، 215، 283، 301، 342، 403، 488، 527، 538، 570، 586، 626، 655، 764، 780، 786، 815، 836، 874، 917، 956، 957، 961، 1022
فرودگاه آبادان: 262، 637، 837
فرودگاه آنکارا: 762، 763
فرودگاه اسلامآباد: 897
فرودگاه بغداد: 63، 417
فرودگاه توکیو: 62، 860
فرودگاه دمشق: 351
فرودگاه زاهدان: 485
فرودگاه سنندج: 69، 70، 134، 135، 136، 137، 168، 169، 195، 197، 238، 250، 311، 375، 425، 428، 430، 499، 616، 687، 710، 711، 713، 818، 868، 900، 901، 902، 938
فرودگاه شعیبیه: 837
فرودگاه شیرینو: 632
فرودگاه کوت: 59، 968
فرودگاه لاتینا {رم}: 297
فرودگاه لاوان: 810
فرودگاه لیبی: 1022
فرودگاه مهرآباد: 181، 336، 485، 581، 583، 584، 702، 724، 897، 898
فرودگاه نظامی فاو: 59، 530
فرودگاه هیتروی {لندن}: 484، 485
فرودگاه یزد: 395، 581
فسا: 668
فلسطین: 23، 112، 216، 232، 260، 311، 345، 364، 495، 515، 610، 632، 637، 849، 878، 895، 930، 931، 936، 984، 996، 997، 998
فلوریدا: 325، 395، 603
فوردبراگ {کارولینای شمالی}: 395، 627
فهرج {کرمان}: 1015
فیروزآباد {فارس}: 754، 829، 894، 895
فیلادلفیا: 749
قائمشهر: 207، 575، 576
قادسیه: 637
قاهره: 300، 399، 627، 659
قروه: 69، 138، 139، 240، 265، 314، 754، 818، 1009
قرهداغ {سلیمانیه}: 419، 899
قرهقویون {ماکو}: 1000
قرهکورپوسی: 264
قزوین: 242، 267، 533، 1000
قصرشیرین: 51، 52، 58، 63، 233، 234، 262، 416، 417، 418، 422، 490، 493، 529، 556، 557، 613، 643، 662، 686، 731، 788، 789، 816، 861، 862، 884، 900، 921، 922، 986
قطر: 349، 490، 526، 604، 724، 1023
قفقاز: 453
قلانی بمو: 190
قلعهسفی: 591
قلعهسفید: 731
قلقله: 888
قم: 46، 54، 63، 67، 231، 303، 310، 323، 331، 365، 394، 431، 435، 441، 456، 485، 533، 611، 612، 630، 635، 780، 891، 953، 977، 1016
قوریقلعه: 735
قوشچی: 379، 690
قهوهخانه کوئیج: 1010
کارخانه برق قصرشیرین: 900، 986
کتابخانه اسلامی سنندج: 1007
کمپ کارگران شرکت نفت: 1006
کابل: 453، 913، 998
کاخ پذیرایی سبمان: 490
کاخ سفید: 26، 30، 31، 32، 33، 34، 35، 37، 124، 180، 182، 224، 272، 275، 276، 277، 281، 283، 301، 303، 324، 325، 327، 337، 339، 346، 347، 392، 407، 409، 448، 450، 513، 546، 547، 626، 654، 785
کاخ نخستوزیری: 459
کارخانه غنیسازی اورانیوم: 780
کارخانه میتسویی ژاپن: 704
کارخانه نساجی مازندران: 575
کارولینای جنوبی: 325، 448
کارولینای شمالی: 325، 395، 675
کاشان: 67، 310، 431، 891
کاظمین: 419، 461، 637
کامیاران: 77، 78، 199، 242، 538، 576، 715، 716، 886، 901، 944، 945، 988، 1008، 1009
کانادا: 184، 258، 410، 854
کانال بغداد: 860
کانیگوهر: 477
کپنهاک: 227، 303
کتابخانه دانشگاه تهران: 142
کتابفروشی برهانی: 620
کربلا: 419، 461، 531، 659
کردستان عراق: 64، 129، 132، 231، 387، 495، 665، 825
کرکوک: 132، 261، 308، 883
کرمان: 285، 533، 651، 652، 669
کرمانشاه {باختران}: 51، 63، 91، 114، 139، 141، 150، 151، 170، 191، 207، 235، 314، 372، 374، 376، 378، 426، 433، 490، 500، 560، 576، 577، 593،
636، 637، 639، 641، 662، 663، 667، 687، 716، 750، 754، 755، 756، 757، 766، 768، 769، 788، 816، 819، 849، 862، 901، 902، 911، 924، 927، 937، 987، 1009، 1015
کرملین {کاخ ریاست جمهوری شوروی}: 466، 498، 963
کرهشمالی: 125
کلات روخرناسخان: 591
کلانتری 13 تهران: 643، 708
کلانتری 19 تهران: 569
کلانتری 4 تهران: 976
کلیسای سنت سرکیس:270
کنارک: 141
کنداب: 816
کنسولگری امریکا در تبریز: 573
کنسولگری امریکا در مونیخ: 488
کنسولگری امریکا در هامبورگ: 350
کنسولگری ایران در استانبول: 129
کوبا: 402، 632
کوت {عراق}: 464، 490، 491
کوزران {اسلامآباد}: 686، 789
کوی سنجق: 132
کویت: 23، 40، 53، 130، 346، 489، 490، 526، 527، 532، 553، 554، 584، 604، 605، 606، 610، 635، 656، 676، 678، 680، 724، 837، 936، 960، 1023
کویر لوت: 23، 278، 404، 405
کهنوج: 652
گاومیشآباد {کوت عبدالله}: 492
گاوداری ارتش در آذربایجانغربی: 241
گردنه خان {بانه}: 713، 911
گردنه دارساوین {سردشت}: 170
گردنه صلواتآباد {سنندج}: 265، 314، 374، 467، 557، 663، 687، 715، 716، 732، 750، 791، 1009
گردنه مروارید {باختران}: 170، 711، 940
گردنه هانیبره {کرمانشاه}: 987
گردهنو: 766، 884
گرگان: 153، 1015
گرمک {ایران}: 839
گلپایگان: 926
گنبد؛ {گنبد کاووس}: 82، 86، 158، 249، 568، 577، 876، 993، 1015
لانک بیچ کالیفرنیا: 325
لبنان: 23، 53، 54، 262، 349، 366، 404، 489، 553، 584، 589، 611، 612، 680، 849، 900، 935، 936، 996
لسآنجلس: 325، 677، 749
لندن: 53، 55، 56، 57، 183، 186، 367، 528، 549، 552، 553، 585، 586، 606، 607، 608، 633، 634، 656، 658، 659، 684، 685، 696، 705، 728، 729، 741، 742، 761، 762، 764، 787، 858، 919، 1023
لنگرگاه ترمینال 4: 660
لنگرود: 154، 246
لوکزامبورگ: 21، 122، 183، 184، 223، 403، 748، 764، 786، 854، 917
لویطه: 614
لهستان: 655، 963
لیبی: 23، 53، 186، 216، 344، 453، 553، 764، 836، 913، 1022، 1023
لیسبون: 171
ماکو: 754، 989، 1000
ماهشهر: 439، 440
ماهیدشت: 849
مبارکآباد {فارس}: 895
مجارستان: 705، 963
مجتمع پتروشیمی ایران: 704
مجتمع تکنولوژی تهران: 149
محله شریفآباد: 615
محمودآباد: 556، 731
محور عباسآباد: 818
محور فیضآباد: 818
مدرسه اولیا: 492
مدرسه پوجمیه: 492
مدرسه حمید: 492
مدرسه عالی بابلسر: 438
مدرسه عالی بهداشت: 207
مدرسه عالی شهید مطهری {مسجد سپهسالار}: 432، 941
مدرسه عالی طبیعی گرگان: 153
مدرسه علمیه رسالت {قم}: 1016
مدرسه فیضیه قم: 1016
مدرسهراهنمایی تحصیلی علیرضا عباسی {اصفهان}: 829
مدیترانه: 172، 676
مراغه: 439، 593، 732، 911
مراکش: 216
مرز خسروی: 193، 369، 420، 461، 767
مرز شلمچه: 133، 367، 368
مرز قورهتو: 234
مرکز تجارتی عراق در بیروت: 935
مریوان: 170، 266، 314، 378، 427، 467، 471، 472، 501، 502، 558، 559، 595، 640، 691، 716، 754، 768، 791، 907، 911، 927، 944
مسافرخانه شمسالعماره: 458
مسجد موزه: 635
مسجدسلیمان: 486، 920
مسکو: 172، 229، 260، 312، 521، 547، 625، 763، 814، 835، 857، 963
مسیره {بندری در عمان}: 296
مشهد: 33، 46، 149، 150، 169، 280، 303، 380، 533، 581، 596،
631، 633، 1021
مصر: 36، 256، 260، 295، 297، 299، 300، 324، 341، 361، 397، 410، 627، 629، 659، 674، 676، 677، 679، 709، 784، 801، 956، 984
مظفرآباد {کرمان}: 795
معامر {ساحل اروندرود}: 370
معدن زغال سنگ سرچشمه در خراسان: 534
مقر سازمان ملل متحد: 23، 344
مقر سپاه پاسداران پاوه: 139
مقر سپاه پاسداران تازهآباد: 139
مقر ستاد مرکزی دانشجویان پیش گام: 86
مکزیک: 227
ملایر: 110، 155، 692، 693
ملکان: 1000
ملهبخار: 240
منامه: 583
منبع آب قصرشیرین: 986
منطقه افروز {از توابع فیروزآباد}:895
منطقه الجمهوریه {بصره}: 968، 969
منطقه الزبیر {عراق}: 592
منطقه السیبه {عراق}: 369
منطقه السیف {بخش قدیم بصره}: 920
منطقه الشعیبیه {عراق}: 592
منطقه امالقصر {عراق}: 592
منطقه باباجانی {جوانرود}: 816
منطقه بارزان {عراق}: 969
منطقه بشویه {کردستان}: 937
منطقه بمو: 262
منطقه بنیمنصور {بصره}: 969
منطقه تاسلاجه {عراق}: 613
منطقه تنومه: 59، 233
منطقه چاه رستم {جزیره لاوان}: 811
منطقه چهاردوری {شاهیندژ}: 200
منطقه چهارکلا {عراق}: 900
منطقه چهارکلات {کرمانشاه}: 636
منطقه حاجیآباد {رودبار}: 795
منطقه خانقاه {حاجعمران}: 883
منطقه خرناصرخان: 923
منطقه دارزنگنه {کرمانشاه}: 937
منطقه دزدک {قصرشیرین}: 591
منطقه دوکان {عراق}: 613
منطقه ذهاب: 493، 937
منطقه زردویی {باینگان}: 192
منطقه سابله {ایران}: 637
منطقه سعیده: 491
منطقه سعیدیه {عراق}: 860
منطقه سوبله: 49، 921
منطقه سیبه {عراق}: 707
منطقه شاهرود: 235
منطقه شلمکان {ارومیه}: 379
منطقه شیروینه {جوانرود}: 816
منطقه طلائیه قدیم: 921
منطقه طیب: 421
منطقه قرهبلاغ {کرمانشاه}: 52، 307
منطقه قرهداغ {عراق}: 613
منطقه قصرشیرین: 591
منطقه قطعه: 230
منطقه قطور: 558، 559، 754، 771، 827
منطقه قطور: 690، 946
منطقه قلعهدزه {عراق}: 613
منطقه قیزکورپی {شاهیندژ}: 433
منطقه کشمیران {جیرفت}: 1015
منطقه کاریزه {عراق}: 613
منطقه کامیاران سنندج: 750
منطقه کانیسور {عراق}: 613
منطقه کلچک: 651، 652
منطقه گلبافت {اسلامشهر}: 667
منطقه گنجی: 139
منطقه ماؤوت: 613
منطقه مرزی تپهرش: 921
منطقه مرزی خسروی: 556، 612، 922
منطقه مرزی گردهنو: 52، 307
منطقه مرزی هوان: 766
منطقه نفتی طرار: 491
منطقه یاغساعی:613
موسیان: 52، 307، 371، 421، 424، 464، 491، 492، 530، 707، 986، 1007
موصل: 261، 308، 883
موناکو: 785
مهاباد: 240، 315، 426، 427، 433، 501، 502، 504، 515، 516، 619، 641، 691، 752، 753، 770، 844، 891، 907، 942، 943، 988، 1011، 1012، 1024
مهران: 192، 369، 371، 461، 464، 491، 494، 660، 767
میاندوآب: 97، 200، 378، 379، 433، 471، 472، 504، 595، 618، 689، 690، 754، 770، 772، 827، 865، 911، 912، 927، 971، 972، 989، 990، 1000
میثه: 63
میدان آزادی {تهران}: 592، 645
میدان امام خمینی {قم}: 635
میدان بهارستان {تهران}: 941
میرآب:558
میله: 707
نائین: 581
ناپل {ایتالیا}: 21، 184، 786، 917، 918، 933، 959، 982
ناحیه رباطخان: 627
ناصریه: 261
نبطیه: 262
نجف: 46، 230، 232، 305، 331، 366، 419، 461، 531، 637، 659
نجفآباد {اصفهان}: 449، 771
نجفآباد {بیجار}: 266، 267، 538، 640، 791
نروژ: 854
نفتشهر: 51، 233، 371، 592، 639، 686، 884، 899، 900، 968
نقده: 140، 141، 240، 241، 433، 461، 754، 845، 865، 888، 911، 944، 945، 1024
نمایشگاه باغ ملی اهواز: 708
نورنبرگ: 784
نوریاب پاوه: 889، 989
نوسود: 140، 191، 428، 430، 471، 689، 735، 736، 791، 867، 927، 928
نوشهر: 596
نهر خین: 133، 424، 660
نهر سعدونی: 234
نهر عبود: 614، 860
نهر عنبر: 492، 493
نیروگاه برق قصرشیرین: 839، 884
نیویورک: 23، 344، 397، 625، 673، 677، 761
واشنگتن: 20، 25، 30، 31، 32، 33، 34، 37، 98، 111، 123، 171، 172، 179، 180، 185، 215، 224، 225، 226، 255، 256، 257، 272، 275، 276، 281، 283، 284، 287، 298، 302، 325، 341، 346، 348، 355، 356، 391، 392، 447، 448، 450، 482، 513، 521، 547، 548، 553، 628، 673، 678، 679، 684، 685، 705، 855، 877، 961، 1003
واصلیه: 370
وان {ترکیه}: 242
ورامین: 630
ورزشگاه امجدیه {شهید شیرودی}: 630، 703
ورشو {پایتخت لهستان}: 963
ولدکشته {قصرشیرین}: 191
ونزوئلا: 1023
ویتنام: 23، 344، 455، 522، 655
ویرجینیا: 448
هامبورگ: 171، 259، 350
هانوی: 344
هایدپارک: 588
هتل آفتاب کرمانشاه: 816
هتل انترناسیونال: 589
هتل شطالعرب: 968
هتل کوئینزگاردن لندن: 919
هتل کنتینانتال: 509
هرات: 453
هلسینکی: 488
هلند: 186، 854
همدان: 114، 141، 206، 242، 442، 750، 754، 863، 1009
هندوستان {هند}: 402، 452، 659
هنگکنگ: 452، 655
هورالعظیم: 232، 423، 443، 456، 637، 708، 921
هوشقوره: 234
هویزه: 490، 968
یزد: 278، 395، 396، 397، 399، 449، 574، 581، 591، 869، 891، 921، 1009
یمنجنوبی: 216، 230
یمنشمالی: 230
یوگسلاوی: 488
یونان: 295، 296، 297، 324
آپوکولار {گروه جداییطلب کرد}: 242
آتشبس: 67، 68، 73، 196، 239، 266، 361، 427، 466، 499، 500، 501، 502، 515، 534، 535، 537، 618، 619، 638، 662، 666، 691، 710، 712، 713، 714، 823، 890، 907
آموزشوپرورش اروندکنار: 492
آموزشوپرورش آبادان: 829
آموزشوپرورش سنندج: 78، 1007
آموزشوپرورش شهرستان گنبد: 891
اتحاد خلق جزیرهالعرب: 188
اتحاد ملی زنان: 454، 455
اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا: 415، 836
اتحادیه انجمنهای اسلامی شهر ری: 541
اتحادیه آتلانتیک: 704
اتحادیه پزشکان کرد اروپا: 68
اتحادیه دانشجویان عربستان {خوزستان}: 729
اتحادیه روحانیون اشنویه و حومه: 67
اتحادیه عرب: 811، 812، 967
اتحادیه کمونیستهای ایران: 102، 213
اجلاس جهانی علیه امریکا: 522
اجلاس سهروزه حوزه، دانشگاه، انقلاب فرهنگی در قم: 1016
اجلاس صندوق بینالمللی پول در هامبورگ: 258
اجلاس کشورهای عضو جامعه اقتصادی اروپا در لوکزامبورگ: 21، 30، 124، 183، 184، 185، 223، 403، 786، 917
اجلاس ناپل: 21، 22، 981، 982
اجلاس وزرای امور خارجه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی در اسلامآباد {یازدهمین دوره}: 41، 42، 897، 898، 930، 965، 967، 984، 985، 995، 996، 998، 1021
اجلاس وزیران امور خارجه 9 کشور عضو جامعه اقتصادی اروپا: 21، 917، 918، 933
اجلاس ویژه کمیته طرحریزی ناتو: 749
اخوانالمسلمین {جنبش}: 188
اداره اطلاعات ژاندارمری: 838
اداره رادیوتلویزیون بصره: 968
اداره سوم ستاد مشترک ارتش: 237
اداره سیاسی وزارت کشور: 192
اداره کل انتظامی وزارت کشور: 860، 899
اداره کل راهوترابری آذربایجانغربی: 199
اداره کل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد ملی: 846
اداره گذرنامه عراق: 230
اداره مرزبانی ژاندارمری کل کشور: 58، 371، 531، 860، 861
اداره مرکزی اطلاعات و بررسیهای سیاسی سپاه: 426، 486، 531، 772، 864، 1011
ارتش جمهوری اسلامی ایران: 25، 27، 33، 34، 45، 46، 53، 65، 66، 68، 69، 71، 72، 73، 74، 76، 78، 98، 117، 118، 119، 129، 137، 139، 144، 168، 170، 174، 195، 196، 197، 198، 217، 226، 233، 235، 236، 237، 238، 239، 241، 242، 250، 260، 263، 264، 265، 266، 278، 279، 280، 288، 291، 293، 304، 308، 309، 310، 311، 313، 314، 315، 329، 353، 355، 356، 361، 370، 371، 372، 374، 375، 376، 378، 379، 385، 398، 400، 409، 410، 411، 425، 426، 427، 428، 429، 430، 432، 465، 466، 467، 468، 470، 471، 472، 483، 494، 496، 498، 500، 501، 502، 504، 521، 525، 528، 535، 536، 537، 538، 548، 556، 560، 574، 592، 593، 601، 615، 616، 622، 630، 637، 638، 651، 652، 661، 663، 669، 687، 688، 703، 710، 712، 713، 714، 715، 716، 717، 731، 732، 733، 734، 737، 747، 748، 749، 750، 751، 752، 753، 766، 767، 768، 769، 789، 790، 791، 792، 800، 801، 802، 816، 817، 818، 820، 822، 825، 826، 841، 843، 847، 854، 863، 865، 867، 868، 874، 876، 877، 884، 885، 886، 887، 888، 889، 906، 907، 908، 909، 923، 924، 925، 926، 930، 937، 938، 940، 942، 943، 944، 946، 952، 953، 964، 970، 971، 972، 987، 988، 1008، 1009، 1010، 1018، 1024
ارتش امریکا: 36، 37، 260، 342، 409، 524، 620، 673
ارتش رژیم صهیونیستی {اسرائیل}: 174، 299
ارتش سرخ شوروی: 45، 173، 260، 749، 857
ارتش عراق: 20، 46، 52، 58، 59، 60، 61، 62، 174، 190، 194، 233، 261، 262، 305، 307، 308، 419، 422، 461، 463، 464، 490، 495، 530، 532، 556، 613، 636، 660، 661، 812، 837، 839
استانداری ایلام: 442، 613، 1006
استانداری خراسان: 422، 746
استانداری خوزستان: 49، 234، 369، 419، 554، 637، 724، 725، 729، 815، 816، 899، 921، 936
استانداری کرمان: 112، 669، 795
استانداری کرمانشاه: 577
استانداری گیلان: 317
اسکادرانهای انقلاب عربی در عربستان: 549، 552
اصحاب فیل: 38
اطلاعات ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران: 132، 200، 230
اطلاعات سپاه پاسداران تهران: 757
اطلاعات سپاه پاسداران کرمانشاه: 499، 757
المپیک مسکو: 185، 439، 489، 763
انتخاب نخستوزیر: 106، 107، 109، 721، 722، 775، 776، 830، 831، 854، 869، 870، 871، 872، 978، 1017، 1018
انتخابات ریاستجمهوری آتی امریکا: 761
انتخابات ریاستجمهوری ایران: 93، 104، 251، 542، 740، 758
انتخابات مجلس: 323، 719، 721، 757، 947، 948
انجمن اسلامی دانشآموزان: 155، 1016
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیتمعلم: 204
انجمن اسلامی دانشجویان قم: 1016
انجمن اسلامی دانشجویان: 82، 83، 84، 87، 90، 91، 148، 149، 154، 163، 204، 243، 247، 269، 271، 294، 318، 774، 797، 876، 947، 1016
انجمن اسلامی دانشگاه گیلان: 508
انجمن اسلامی کارکنان و کارمندان دانشگاه تبریز: 380
انجمن اسلامی کارگران اصفهان: 547
انجمن اسلامی کارمندان دانشگاه پلیتکنیک: 505
انجمن اسلامی کردهای مقیم مرکز: 794، 802
انجمن اسلامی مدرسه عالی اراک: 153
انجمن اسلامی مدرسه عالی فنی سمنان: 153
انجمن اسلامی معلمان: 541
انجمن اسلامی هواپیمایی ملی ایران {هما}: 485
انجمن جوانان مسلمان ملایر {شاخه ملایر سازمان}: 110، 111، 692، 693
انجمن حقوقدانان مسلمان {وابسته به سازمان مجاهدین خلق}: 455
انجمن دانشجویان مسلمان {شاخه دانشجویی سازمان مجاهدین خلق}: 85، 87، 111، 147، 148، 153، 159، 203، 246، 621، 646، 647، 648، 693، 774، 797
انجمن دانشجویان مسلمان پلیتکنیک: 414
انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه تربیتمعلم: 414
انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران: 414
انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه ملی: 455
انجمن زنان مسلمان: 111، 692
انجمن فارغالتحصیلان دانشگاه علموصنعت ایران: 642
انجمن کارکنان مسلمان شرکت سهامی کارخانجات خانهسازی ایران: 414
انجمن کارکنان مسلمان گمرک ایران: 414
انجمن کارگران مسلمان: 111، 693
انرژی اتمی: 780
انقلاب بهاصطلاح کشاورزی: 548
انقلاب فرهنگی: 27، 81، 84، 87، 91، 95، 103، 147، 149، 157، 163، 164، 201، 218، 245، 250، 269، 270، 280، 291، 318، 331، 359، 381، 383، 437، 473، 507، 568، 575، 722، 723، 773، 774، 796، 854، 947
اوپک: 186، 488
ایل امامی: 191
ایل شکاک: 791
ایل قشقایی: 895
اینتلیجنت سرویس {سازمان جاسوسی انگلیس}: 28، 118، 412، 414، 681، 682، 876، 882
بارزانیها {حزب دمکرات کردستان عراق، قیاده موقت}: 52، 64، 307، 463، 495، 922
بازار مشترک اروپا: 22، 23، 30، 122، 124، 126، 171، 184، 223، 224، 403، 521، 603، 727، 786، 787، 917، 918، 933، 934، 959، 982، 983، 1003، 1004
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران: 667، 724، 935، 983
بخشداری تکاب: 734
بخشداری لاوان: 810
بسیج: 115، 116، 522، 524، 598، 622، 929، 930
بلوک شرق: 23، 125، 184، 230، 300، 401، 402، 451، 452، 453، 574، 828، 963، 983
بلوک غرب: 230، 574، 813
بند ج {یکی از بندهای چهارگانه مربوط به تقسیمبندی زمینهای کشاورزی}: 951
بنگاه سخنپراکنی بینالمللی واشنگتن دی.سی: 23، 675
بنیاد الهادی: 541
بیانیه ناپل: 22
بنیاد مستضعفین: 577، 648، 792
پارلمان اروپا: 124، 727، 748
پارلمان انگلیس: 553، 764
پارلمان ژاپن: 341
پدافند هوایی فرودگاه آبادان: 766
پروتکل امنیت سرحدی بین ایران و عراق: 861
پروتکل قرارداد همکاریهای اقتصادی میان اتحاد جماهیر شوروی و ایران: 229
پزشکی قانونی تهران: 468
پلیس انگلستان {اسکاتلندیارد، پلیس لندن}: 55، 56، 57، 549، 551، 552، 553، 585، 606، 609، 634، 657، 658، 659، 681، 682، 683، 695، 698، 705، 729، 741، 764، 787، 836، 858، 881، 919
پلیس راهآهن ایستگاه رازی: 559
پلیس راهآهن: 559
پلیس شلمچه {عراق}: 554
پلیس کرمانشاه: 151
پلیس کویت: 490
پناهندگی سیاسی: 425
پنجمین گردهمایی سالانه مرکز مطالعات کشورهای همسایه خلیجفارس: 173
پولیتبورو دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی: 173
پیشمرگان حزب دمکرات {پیشمرگان کرد}: 73، 97، 135، 138، 139، 140، 239، 242، 265، 374، 375، 377، 378، 427، 432، 465، 498، 499، 502، 505، 538، 558، 688، 691، 732، 751، 752، 792، 794، 820، 822، 827، 843، 862، 863، 864، 886، 889، 904، 905، 912، 926، 969، 988
پیشمرگان مسلمان کرد {پیشمرگان کرد مسلمان}: 74، 77، 78، 139، 183، 199، 200، 233، 264، 314، 471، 472، 476، 477، 537، 559، 640، 713، 750، 794، 802، 817، 818، 849، 868، 906، 914، 927، 944، 970، 990، 1007، 1011
پیشنهاد سهمادهای بنیصدر: 779
پیمان سنتو: 815
پیمان ناتو: 21، 124، 172، 284، 295، 303، 749، 784، 853، 964
پیمان ورشو: 963، 964
تجمع ملی عراق: 813
تحریم اقتصادی ایران {حصر، محاصره اقتصادی، مجازات اقتصادی}: 19، 22، 23، 30، 80، 126، 167، 171، 183، 184، 223، 224، 228، 229، 232، 272، 284، 294، 301، 306، 329، 338، 343، 348، 392، 393، 402، 404، 407، 442، 451، 452، 453، 455، 489، 503،
504، 513، 516، 522، 655، 656، 674، 682، 690، 727، 728، 753، 786، 787، 835، 854، 876، 917، 918، 933، 934، 935، 954، 959، 960، 964، 965، 981، 982، 983، 985، 1003، 1004، 1023، 1024
ترور {تروریستی}: 20، 53، 54، 58، 59، 63، 121، 125، 131، 271، 419، 320، 456، 460، 461، 462، 489، 527، 545، 554، 565، 584، 586، 589، 597، 606، 607، 609، 610، 611، 612، 622، 635، 636، 656، 682، 762، 764، 787، 798، 881، 899، 909، 936، 981، 1023
تفنگداران دریایی امریکا: 32، 279، 354، 483
تلویزیون باواریا: 654
تیپ1 سنندج: 170
تیپ116 گارد مرزی عراق: 555، 661
تیپ15 ارتش عراق: 261
تیپ17 زرهی لشکر10 ارتش عراق: 490
تیپ2 زرهی دزفول: 882
تیپ2 زرهی زنجان: 826، 909، 910
تیپ2 سقز: 434
تیپ3 زرهی همدان: 74، 715
تیپ31 نیروی مخصوص: 661
تیپ55 هوابرد شیراز: 70، 169، 642
تیپ84 خرمآباد: 118
تیپ ابوذر سرپلذهاب: 884
تیپ بانه: 537
تیپ رزمی زنجان: 237
تیپ سقز: 594، 888
تیپ گارد جمهوری عراق: 59، 636
تیپ نوهد ارتش: 989
تیپ همدان: 663
تیم دلتا {امریکا}: 395
تیم عملیات نور آبی {امریکا}: 395
تئوری سهجهانی مائو: 322
جامعه اروپا: 125
جامعه اسلامی دانشگاهیان: 380، 947، 1016
جامعه اقتصادی اروپا: 183، 185، 300، 728، 918، 934، 960
جامعه اهل تسنن کرمانشاه: 793
جامعه روحانیت بوشهر: 643
جامعه روحانیت مبارز اهواز: 438
جامعه روحانیت مبارز تبریز: 81
جامعه روحانیت مبارز تهران: 541
جامعه روحانیت مبارز سمنان: 207
جامعه علمای لبنان: 589
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم: 667، 947، 1016
جبهه اسلامی آزادیبخش بحرین: 54، 367، 405، 655، 678
جبهه آزادیبخش فلسطین: 404
جبهه بهاصطلاح آزادیبخش خوزستان: 369، 554، 841
جبهه پایداری: 216، 610
جبهه دمکراتیک برای آزادی فلسطین: 260
جبهه رهاییبخش فدرال ایران: 458
جبهه ملی ایران: 143، 454، 645، 736، 793، 799، 894، 947
جبهه ملی فلسطین: 660
جبههالتحریر {سازمان التحریر}: 49، 131، 192، 193، 492، 554، 730، 968
جریان موسوم به خلق عرب: 234، 235، 840
جلسه امنیت ملی امریکا: 255
جماعت تحکیم وحدت طلاب و دانشجویان در حوزه علمیه قم: 947، 1016
جمعیت شیروخورشید سرخ ایران: 73، 76، 78، 311، 375، 377، 593، 863، 864، 940، 1007
جمعیت عدالت {گروه مائوئیستی عدالت}: 454، 455، 948
جمعیت کردهای مقیم مرکز: 619، 802، 847، 848
جمعیت ملی استادان دانشگاههای ایران: 383
جناحبندی لیبرال خط امام {بنیصدر بهشتی}: 82، 99، 105، 357، 757، 1017
جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران {جاما، گروه دکتر کاظم سامی}: 269، 405، 407، 454، 455، 799
جنبش آزادی ملی ایران {سازمان ژوئن سرخ}: 589، 899
جنبش تودههای عرب: 529
جنبش تودههای مسلمان انقلابی عراق: 462
جنبش دانشجویان مسلمان {هواداران جنبش مسلمانان مبارز}: 148، 162
جنبش دانشجویی خارج کشور: 894
جنبش سیاسی مذهبی امل {جنبش امل}: 935، 996، 998
جنبش صلح سوئیس: 488
جنبش مبارزان مسلمان عرب: 529، 552
جنبش مجاهدین خلق: 155
جنبش مردمی عربستان: 552
جنبش مسلمانان مبارز {گروه دکتر پیمان}: 26، 150، 246، 269، 405، 407، 621، 797، 799، 802، 803، 804، 806
جنبش معلمان مسلمان بابل: 153
جنبش مقاومت افغانستان: 998
جنبش مقاومت خلق کرد: 863
جنبش ملی: 894
جنگ جهانی دوم: 272
جنگ ششروزه اعراب و اسرائیل {جنگ 1967}: 20، 41، 679، 680
جهاد سازندگی بانه: 732، 733
جهاد سازندگی خرمآباد: 193
جهاد سازندگی کرمانشاه: 987
جهاد سازندگی یزد: 520
جهاد سازندگی: 66، 92، 247، 248، 425، 535، 753، 792، 797، 895، 906، 952، 971، 1008
جهاد سوادآموزی: 797
چریکهای فدایی خلق شاخه لنگرود: 154
حادثه طبس {عملیات نجات، عملیات طبس، عملیات امریکا در طبس، عملیات نظامی نافرجام امریکا در کویر لوت}: 18، 23، 24، 25، 29، 32، 33، 35، 36، 37، 38، 39، 40، 99، 100، 121، 122، 123، 124، 125، 179، 257، 258، 272، 275، 276، 277، 279، 281، 282، 283، 284، 288، 293، 295، 296، 297، 298، 299، 300، 301، 302، 325، 326، 327، 329، 336، 337، 339، 340، 341، 344، 348، 357، 358، 365، 392، 396، 403، 404، 405، 447، 448، 449، 450، 451، 482، 513، 519، 520، 525، 546، 547، 581، 601، 602، 603، 626، 654، 655، 673، 675، 677، 678، 701، 702، 745، 746، 783، 809، 810
حزب الدعوه الاسلامیه عراق: 61، 62، 365، 419، 456، 532، 659، 765، 766، 767، 780، 781، 858، 899، 969
حزب امام خمینی: 456
حزب ایران: 143
حزب بعث عراق: 45، 46، 60، 61، 188، 189، 195، 303، 367، 418، 419، 461، 462، 495، 515، 555، 612، 765، 766، 767، 780، 781، 813، 899، 920، 936، 967
حزب توده ایران: 25، 27، 60، 86، 94، 149، 150، 158، 200، 213، 216، 218، 246، 269، 270، 306، 320، 321، 322، 322، 383، 399، 405، 408، 410، 411، 420، 439، 440، 453، 511، 515، 533، 534، 561، 563، 569، 570، 571، 596، 619، 620، 643، 665، 666، 668، 677، 718، 737، 755، 765، 772، 780، 781، 793، 796، 797، 798، 800، 801، 822، 847، 848، 858، 875، 925، 926، 947، 948، 963، 973، 994، 995، 1018، 1019، 1020
حزب جمهوری اسلامی: 26، 84، 102، 103، 104، 105، 107، 109، 213، 214، 243، 249، 250، 251، 304، 319، 320، 405، 406، 449، 510، 512، 533، 541،
562، 645، 682، 722، 739، 740، 757، 771، 772، 776، 796، 799، 849، 869، 871، 874، 882، 978، 1017
حزب جمهوری خلق مسلمان: 620، 849
حزب جمهوریخواه امریکا: 482، 761
حزب دمکرات امریکا: 482
حزب دمکرات عربستان: 188
حزب دمکرات کردستان ایران: 68، 71، 72، 73، 75، 97، 135، 136، 138، 139، 140، 148، 199، 200، 240، 241، 242، 264، 265، 266، 311، 312، 314، 315، 374، 426، 428، 429، 430، 433، 466، 472، 499، 500، 501، 502، 504، 535، 536، 537، 619، 690، 691، 713، 714، 717، 718، 753، 754، 772، 793، 822، 827، 847، 862، 863، 867، 868، 889، 890، 901، 909، 911، 912، 927، 943، 945، 946، 970، 972، 1000، 1010، 1012، 1013، 1024
حزب رنجبران ایران: 26، 320، 322، 405، 408، 511، 719، 791، 828، 847، 848، 947، 948
حزب سلامت ترکیه: 1001
حزب سوسیالیست کردستان عراق: 132
حزب کارگر انگلستان: 704، 728، 960، 982
حزب کارگران انقلابی: 454، 455، 719
حزب کارگران سوسیالیست: 702، 703، 719، 796، 797
حزب کمونیست ایتالیا: 297
حزب کمونیست امریکا: 677
حزب کمونیست شوروی: 37، 547
حزب کمونیست طرفدار مسکو در فرانسه: 342
حزب کمونیست عراق: 60، 62، 188، 260، 420، 766، 780، 781، 813، 858
حزب کمونیست کارگران و دهقانان ایران: 270، 948
حزب رزگاری {رستگاری}: 311، 472
حزب کمونیست کره شمالی: 125
حزب کومهله {سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران}: 66، 71، 73، 75، 78، 79، 135، 136، 140، 264، 266، 311، 313، 314، 322، 361، 374، 426، 428، 429، 470، 472، 499، 502، 503، 505، 535، 538، 558، 619، 641، 665، 666، 691، 711، 713، 714، 716، 751، 754، 791، 794، 844، 847، 848، 862، 863، 868، 886، 891، 904، 905، 909، 912، 942، 943، 945، 947، 954، 956، 988، 990، 1024
حزب ملت ایران: 214، 454، 455، 799
حزبالله: 94، 95، 96، 242، 243، 572، 668، 669، 803، 903، 973
حرکت اخوان: 187، 188
حوزه علمیه قم: 667، 796، 947، 951، 1016
خانه کارگر: 561، 562
خط امام: 19، 27، 82، 100، 102، 103، 107، 168، 320، 383، 384، 411، 439، 475، 476، 561، 569، 757، 800، 828، 947، 1017
خط لوله نفتشهر کرمانشاه: 899
خطوط لوله نفت ماهشهر: 492، 614
خطوط لوله نفتشهر به پاطاق: 191، 1006
خلع سلاح عمومی: 71، 263، 266، 308، 309، 310، 374، 428، 574
خودمختاری {خودگردانی}: 501، 529، 553، 824، 825، 858، 866، 890، 891، 892، 894، 975، 1014
دادستانی انقلاب اسلامی سیستان و بلوچستان: 994
دادستانی کل انقلاب اسلامی: 738، 828، 829، 892، 991، 993
دادسرای انقلاب اسلامی آبادان: 614، 987
دادسرای انقلاب اسلامی بوشهر: 724
دادسرای انقلاب اسلامی کرمانشاه: 849
دادسرای انقلاب اسلامی: 708
دادگاه انقلاب اسلامی تبریز: 596، 892
دادگاه انقلاب اسلامی خرمشهر: 308
دادگاه انقلاب اسلامی دزفول: 234
دادگاه انقلاب اسلامی شهسوار: 597
دادگاه انقلاب اسلامی کرمان: 795
دادگاه انقلاب اسلامی کرمانشاه: 732
دادگاه انقلاب اسلامی گنبد: 891
دادگاه انقلاب اسلامی مرکز: 669، 738
دادگاه انقلاب اسلامی: 50، 97، 210، 234، 312، 381، 439، 440، 643، 692، 730، 777، 795، 831، 832، 873، 885، 891، 929، 994، 1000
دادگاه بازرگانی پاریس: 780
دادگاه پاناما: 256، 361
دادگاه ویژه نظامیان: 943
دادگاههای انقلاب خوزستان: 96
دانشجویان پیشگام {سازمان پیشگام، شاخه دانشجویی سازمان چریکهای فدایی خلق}: 85، 86، 87، 147، 148، 149، 150، 153، 159، 161، 162، 203، 204، 205، 207، 208، 246، 252، 405، 437، 438، 621، 797، 803، 804، 805، 806
دانشجویان پیکار: 159، 161، 621
دانشجویان دمکرات {شاخه دانشجویی حزب توده}: 159، 270، 621
دانشجویان دمکرات دانشگاه پلیتکنیک تهران {شاخه دانشجویی حزب توده}: 772، 773
دانشجویان راه کارگر: 159
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تبریز: 150
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام: 35، 39، 81، 83، 85، 87، 88، 148، 162، 180، 182، 201، 250، 289، 294، 319، 327، 329، 330، 325، 357، 380، 383، 384، 385، 386، 387، 391، 394، 399، 400، 401، 410، 415، 449، 561، 562، 563، 565، 571، 621، 904، 947، 1016
دانشجویان مسلمان عشایر فارس: 893، 894
دایره امنیت ژاندارمری: 614، 736
دبیرخانه کمیته مرکزی حزب توده: 569، 973
دفاع ضدهوایی مشهد: 631
دفتر اطلاعات و انتشارات روابطعمومی وزارت کشور: 142
دفتر اطلاعات و روابطعمومی دانشگاه تهران: 647
دفتر امام: 500، 735، 785، 888، 910
دفتر امور انتظامی وزارت کشور: 249
دفتر امور انقلاب نخستوزیری: 734
دفتر انجمن جوانان مسلمان کرمانشاه [شاخه تحت پوشش سازمان مجاهدین خلق برای فعالیت هواداران]: 151
دفتر آژانس خبرگزاری فرانسه در بیروت: 657
دفتر آیتالله منتظری: 441
دفتر بنگاه خبری عراق: 367
دفتر تبلیغات اسلامی قصرشیرین: 643
دفتر تحکیم وحدت: 82، 947، 1016
دفتر تیمسار شادمهر فرمانده ستاد مشترک ارتش: 278
دفتر جنبش اسلامی هدی: 207
دفتر حزب بعث در کرکوک: 969
دفتر حزب توده در کرمانشاه: 207
دفتر حزب جمهوری اسلامی در اهواز: 438
دفتر دبیرخانه هیئت ویژه کردستان: 468
دفتر روابطعمومی استانداری اصفهان: 967
دفتر ریاستجمهوری: 51، 60، 74، 99، 138، 144، 146، 211، 230، 233، 324، 432، 433، 457، 464، 465، 490، 500، 502، 503، 555، 592، 593، 594، 613، 637، 687، 716، 731، 734، 736، 822، 838، 857، 861، 862، 888، 889، 894، 910، 912، 922، 923، 944، 945، 969، 990، 993، 1010
دفتر سازمان بهداشت جهانی در شرق مدیترانه: 676
دفتر سازمان چریکهای فدایی خلق در سنندج: 135، 138، 732
دفتر سازمان ملل متحد در تهران: 985
دفتر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تهران: 888
دفتر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قصرشیرین: 63، 417
دفتر ستاد مرکزی بسیج: 353
دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان عراق: 231، 387
دفتر سیاسی حزب سوسیالیست متحد کردستان عراق: 495
دفتر سیاسی و انتظامی استانداری خوزستان: 208، 234
دفتر سیدعزالدین حسینی در بوکان: 377
دفتر شاپور بختیار نخستوزیر پیشین: 459
دفتر فرهنگی توحیدی: 685
دفتر مجاهدین خلق در اراک: 993
دفتر مرکزی صداوسیمای جمهوری اسلامی: 416
دفتر نخستوزیری: 233
دفتر نظارت و ارزشیابی سپاه: 1000، 1024
دفتر نمایندگی روزنامه کیهان در ملایر: 692
دفتر هماهنگی طرحهای انقلاب فرهنگی: 473
دفتر هماهنگی مناطق ستاد مرکزی سپاه {دفتر هماهنگی استانهای سپاه}: 770، 929
دفتر هماهنگی همکاریهای مردم با رئیسجمهور {گروه پوششی بنیصدر}: 719، 799
دفتر هواپیمایی پانامریکن: 350
دفتر هواپیمایی عراق: 935
دفتر هواپیمایی ملی ایران در استانبول: 53، 129
دفتر هواپیمایی ملی ایران: 935
دفترخانه {دبیرخانه} شورای انقلاب: 888
دولت موقت بازرگان: 26، 776، 874
دیوانعالی کشور: 722
رادیو صدای امریکا: 23، 24، 35، 675، 676
رادیو مرکز همدان: 138
رادیوتلویزیون آلمانغربی در مونیخ: 654
راهآهن دولتی ایران: 644
رژیم پهلوی: 46، 515، 766، 995
رکن2 ارتش: 887
رکن2 ژاندارمری: 233، 555
رکن2 ستاد لشکر92: 134، 492، 493
رکن2 ناحیه ژاندارمری خوزستان: 492
رکن3 ژاندارمری: 241، 493، 922
رکن3 ستاد مشترک ارتش: 369، 530، 560، 565، 566، 746، 767
رکن3 سماجا {مرکز فرماندهی}: 200، 203، 373، 486، 614، 652
رکن سوم دایره امنیت ژاجا: 614
روابطعمومی استانداری خوزستان: 474
روابطعمومی استانداری کرمان: 651، 653
روابطعمومی دادستانی کل انقلاب: 991، 992
روابطعمومی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مستقر در لانه جاسوسی: 182، 401
روابطعمومی ژاندارمری: 946، 999
روابطعمومی سازمان دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز: 150
روابطعمومی سپاه پاسداران ارومیه: 199
روابطعمومی سپاه پاسداران بیجار: 314
روابطعمومی سپاه پاسداران پاوه: 911
روابطعمومی سپاه پاسداران ساوه: 929
روابطعمومی سپاه پاسداران کرمانشاه: 373، 689، 757، 816، 849، 987
روابطعمومی سپاه: 112، 311، 372، 539
روابطعمومی ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: 535، 836
روابطعمومی کمیته مرکزی انقلاب اسلامی: 460
روحانیون مبارز عراق: 462
روز بزرگداشت شهدای کردستان: 866، 902
روز جهانی کارگر {روز اول مه}: 44، 249، 439، 440، 510، 511، 532، 533، 545، 550، 561، 562، 563، 564، 565، 566، 567، 568، 569، 570، 571، 573، 574، 576، 577، 691، 794
ژاندارم خلیجفارس: 187
ژاندارمری ارومیه: 827
ژاندارمری ایلام: 233
ژاندارمری آذربایجانشرقی: 734
ژاندارمری آذربایجانغربی: 242
ژاندارمری جمهوری اسلامی {ژاجا}: 51، 52، 53، 65، 91، 114، 117، 133، 138، 190، 191، 197، 199، 200، 208، 211، 233، 235، 240، 241، 246، 247، 263، 264، 266، 285، 304، 315، 316، 328، 329، 368، 371، 379، 398، 423، 427، 432، 433، 442، 458، 464، 465، 469، 470، 483، 490، 491، 495، 502، 527، 557، 559، 591، 592، 594، 614، 622، 636، 639، 641، 652، 662، 666، 685، 686، 689، 690، 708، 710، 713، 715، 716، 717، 731، 735، 736، 746، 750، 752، 768، 769، 770، 789، 790، 795، 816، 826، 827، 832، 845، 867، 884، 889، 900، 908، 909، 910، 911، 912، 922، 923، 940، 945، 946، 953، 969، 972، 986، 989، 990، 993، 999، 1006، 1009، 1010، 1024
ژاندارمری خسروآباد: 192، 234
ژاندارمری خوزستان: 308، 442، 839، 860، 869، 968
ژاندارمری سعدونی: 614
ژاندارمری سنندج: 711
ژاندارمری کردستان: 592
ژاندارمری کرمانشاه: 191، 307، 471، 557، 592، 595، 612، 686، 710، 715، 789، 884، 888
ژاندارمری گیلان: 211
ژاندارمری ناحیه تبریز: 199
ژاندارمری ناحیه سیستان و بلوچستان: 755
ژاندارمری یزد: 746
ژاندارمری پل هوایی در ارومیه: 793
سازمان امنالعام عراق: 421، 554، 590، 659، 765، 841، 899
سازمان امنیت بصره: 320، 554
سازمان امنیت و استخبارات عراق: 61، 308، 531، 554، 614، 660، 920
سازمان انرژی اتمی ایران: 780
سازمان انقلاب اسلامی جزیرۀالعرب: 186، 188
سازمان انقلابی اسلامی: 657، 900
سازمان آزادیبخش فلسطین {ساف}: 47، 130، 216، 344، 345، 387، 404، 489، 610، 629، 680، 898، 913، 936، 997
سازمان بسیج ملی: 115، 116، 597
سازمان بهداشت جهانی: 676، 677
سازمان بی.بی.سی: 551
سازمان پیکار اسلامی عراق: 63، 416، 461
سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر {گروهک پیکار}: 73، 83، 85، 86، 87، 88، 147، 148، 149، 162، 200، 203، 204، 207، 208، 247، 252، 322، 374، 417، 454، 455، 456، 462، 474، 510، 531، 636، 737، 755، 794، 797، 798، 802، 803، 804، 806، 886، 925، 947، 948، 972، 973
سازمان جبهه خلق برای آزادی فلسطین: 260، 367، 610
سازمان جوانان عراق: 493
سازمان جوانان مجاهد: 292، 414
سازمان جوانان و دانشجویان دمکرات ایران: 270، 455
سازمان چریکهای فدایی خلق {فداییان}: 29، 72، 73، 75، 81، 83، 84، 85، 86، 88، 91، 97، 135، 139، 148، 149، 158، 161، 162، 200، 201، 205، 207، 209، 246، 247، 248، 249، 252، 268، 293، 294، 311، 312، 314، 315، 374، 409، 428، 431، 437، 472، 474، 510، 511، 535، 558، 561، 567، 568، 571، 575، 576، 577، 596، 619، 620، 640، 641، 663، 688، 691، 711، 712، 713، 714، 716، 718، 719، 732، 737، 751، 752، 753، 754، 768، 771، 794، 797، 798، 799، 803، 805، 820، 822، 827، 844، 848، 862، 868، 886، 888، 889، 901، 904،
905، 909، 911، 926، 942، 943، 944، 948، 993، 1009
سازمان چریکهای فدایی خلق شاخه اشرف: 691
سازمان چریکهای فدایی خلق شاخه کردستان: 73، 713، 886
سازمان دانشجویان پیشگام تبریز: 150
سازمان دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز: 380
سازمان دانشجویان مسلمان دانشگاه شیراز: 156
سازمان دانشجویی منتخب دانشجویان: 203
سازمان راه کارگر: 83، 87، 88، 162، 200، 213، 797، 802، 803، 804، 806، 886
سازمان رزمندگان راه آزادی طبقه کارگر: 948
سازمان سیا: 28، 32، 38، 128، 269، 272، 279، 294، 329، 397، 407، 408، 409، 412، 482، 483، 626، 681، 682، 809، 874، 882
سازمان سیاسی خلق عرب در عربستان: 529، 552، 554، 858
سازمان شهرسازی فاو: 419
سازمان صلیبسرخ جهانی {کمیته بینالمللی صلیبسرخ}: 68، 484، 514، 537، 602، 608، 633، 634
سازمان طوفان {توفان، گروه کمونیستی}: 269، 994
سازمان عفو بینالمللی: 68
سازمان عمل انقلابی: 456
سازمان فجر اسلام: 541
سازمان کنفرانس اسلامی {اجلاس ملل اسلامی/ کنگره اسلامی}: 47، 81، 130، 405، 603، 913
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی: 48، 293، 459، 799
سازمان مجاهدین خلق: 25، 27، 28، 36، 41، 48، 67، 83، 84، 85، 86، 88، 90، 94، 101، 102، 103، 109، 110، 111، 112، 114، 118، 148، 149، 151، 154، 158، 162، 207، 213، 246، 249، 251، 268، 269، 292، 293، 294، 311، 317، 318، 337، 367، 384، 396، 405، 412، 413، 414، 440، 473، 539، 540، 541، 561، 562، 565، 566، 567، 571، 572، 620، 629، 647، 667، 692، 693، 702، 719، 740، 755، 756، 774، 777، 788، 797، 798، 799، 800، 829، 850، 874، 875، 877، 878، 912، 926، 928، 929، 948، 953، 956، 977، 978، 990، 991، 992، 993، 995، 1008، 1017
سازمان مرکزی تعاون روستایی: 770
سازمان ملل متحد: 23، 232، 289، 303، 336، 344، 346، 393، 396، 447، 603، 625، 628، 918، 930، 931، 933، 936، 967، 1004
سازمان موساد: 118، 461، 874، 876
سازمانهای دانشجویان مسلمان کشور: 162، 163
سالروز کشتار ارامنه به دست ترکان عثمانی: 271
ساواک: 28، 48، 142، 143، 269، 292، 321، 412، 414، 548، 738، 874، 877، 943، 968، 994، 995،
سپاه ارومیه: 241، 316، 504، 538، 557، 618، 770، 912
سپاه اصفهان: 288، 829
سپاه اهواز: 131، 685، 708، 920
سپاه ایلام: 133، 442، 531
سپاه آبادان: 131، 724
سپاه بندرعباس: 651، 1015
سپاه بیجار: 314، 864، 1009
سپاه پاسداران استان یزد: 293
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: 27، 29، 34، 35، 49، 52، 65، 66، 67، 69، 70، 71، 72، 73، 74، 75، 76، 77، 78، 96، 114، 115، 118، 119، 133، 134، 136، 137، 139، 141، 142، 157، 161، 168، 170، 195، 197، 199، 200، 208، 210، 212، 217، 235، 236، 237، 239، 240، 241، 246، 247، 248، 249، 263، 264، 266، 267، 268، 271، 272، 278، 287، 288، 292، 293، 304، 308، 309، 310، 311، 312، 313، 315، 316، 329، 330، 353، 367، 368، 371، 372، 373، 374، 375، 376، 378، 381، 394، 395، 398، 399، 401، 411، 412، 416، 423، 426، 427، 428، 429،
431، 432، 443، 457، 460، 465، 466، 470، 471، 472، 483، 486، 491، 498، 499، 500، 501، 502، 504، 508، 509، 510، 531، 535، 536، 538، 539، 540، 556، 557، 560، 561، 577، 591، 592، 593، 594، 596، 598، 615، 616، 619، 621، 622، 630، 638، 641، 651، 652، 653، 661، 662، 663، 664، 665، 666، 667، 685، 686، 687، 689، 690، 703، 710، 712، 713، 714، 715، 716، 717، 718، 730، 732، 733، 734، 737، 746، 747، 748، 749، 750، 752، 757، 767، 770، 771، 790، 794، 795، 796، 801، 802، 816، 817، 818، 819، 821، 822، 830، 831، 838، 840، 841، 843، 844، 849، 864، 867، 868، 869، 877، 882، 883، 889، 894، 895، 900، 901، 906، 907، 908، 909، 910، 911، 912، 914، 923، 924، 926، 929، 930، 938، 940، 941، 942، 943، 945، 948، 949، 952، 953، 956، 970، 971، 972، 978، 987، 990، 1000، 1001، 1007، 1008، 1009، 1013، 1014، 1024
سپاه پاسداران بانه: 770
سپاه پاسداران غرب کشور: 663، 927، 928
سپاه پاسداران پاوه: 139، 140، 199، 559، 769، 791، 832، 970
سپاه پاسداران تبریز: 200، 717، 732، 733
سپاه تکاب: 265، 733
سپاه پاسداران تهران: 74، 466، 715، 770، 817، 964، 869، 885، 886، 887، 923، 924
سپاه پاسداران جوانرود: 987
سپاه پاسداران جیرفت: 795، 1015
سپاه خرمآباد: 118
سپاه پاسداران خرمشهر: 95، 132، 368، 371، 668، 837، 883
سپاه پاسداران خوزستان: 268
سپاه پاسداران دزفول: 96، 708، 730، 882
سپاه پاسداران دشت آزادگان: 131، 464
سپاه پاسداران دهلران: 442
سپاه پاسداران رشت: 92، 247، 248
سپاه پاسداران زابل: 999
سپاه پاسداران زنجان: 315، 687، 733، 864، 1009
سپاه پاسداران زهکلوک: 670
سپاه پاسداران سرپلذهاب: 789
سپاه پاسداران سنندج: 373، 923
سپاه پاسداران سوسنگرد: 921
سپاه پاسداران شاهیندژ: 559، 1000
سپاه پاسداران شیراز: 157، 772
سپاه پاسداران طبس: 278
سپاه پاسداران علمدار: 620
سپاه پاسداران قروه: 139، 817، 1009
سپاه پاسداران قصرشیرین: 591، 731
سپاه پاسداران کامیاران: 1009
سپاه پاسداران کرمان: 601، 652، 746، 1015
سپاه پاسداران کرمانشاه: 139، 199، 238، 240، 315، 465، 466، 471، 638، 716، 733، 734، 750، 838، 849، 865، 883، 888، 889، 923، 927، 944، 988، 1009
سپاه پاسداران کرند: 662
سپاه پاسداران گرگان: 114، 141
سپاه پاسداران گنبد: 577
سپاه پاسداران مبارکه: 894
سپاه پاسداران مراغه: 717، 1011
سپاه پاسداران مهاباد: 770
سپاه پاسداران میاندوآب: 432، 1000، 1011
سپاه پاسداران نفتشهر: 491
سپاه پاسداران نوشهر: 620
سپاه پاسداران همدان: 138، 142، 240، 265، 311، 314، 472، 715، 817، 841، 863
سپاه پاسداران یزد: 395
ستاد 6 سپاه پاسداران: 653
ستاد انتخابات وزارت کشور: 735
ستاد برگزاری مراسم روز جهانی کارگر {کمیته برگزاری جشن اول ماه مه}: 440، 510، 561، 562، 563، 569، 570، 571
ستاد بسیج ارتش بیستمیلیونی: 509، 930
ستاد بسیج ملی: 115، 621، 622، 623، 877
ستاد خلق ترکمن: 891
ستاد دانشجویان پیشگام: 162
ستاد ژاجا {ژاندارمری جمهوری اسلامی}: 614
ستاد عملیات غرب کشور: 76، 192، 265، 496، 536، 886، 1008
ستاد عملیات نیروی زمینی ارتش: 631
ستاد عملیاتی سپاه پاسداران در کردستان: 847، 938
ستاد عملیاتی سپاه پاسداران رشت: 210
ستاد عملیاتی شهربانی: 212، 262
ستاد عملیاتی غرب کشور: 372، 426، 594، 883
ستاد عملیاتی مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران: 535، 640
ستاد فرماندهی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران: 487، 810
ستاد لشکر64 ارومیه: 432، 686، 793
ستاد لشکر92 زرهی: 369، 532، 730، 840، 967، 969
ستاد مبارزه با مواد مخدر: 943
ستاد مجاهدین خلق: 385، 576
ستاد مرکزی بسیج ملی جمهوری اسلامی ایران: 353
ستاد مرکزی حزب توده: 247، 576
ستاد مرکزی دانشجویان پیشگام: 159
ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی {ستاد فرماندهی سپاه}: 132، 141، 249، 267، 432، 536، 632، 638، 642، 746، 770، 901، 1011
ستاد مرکزی نیروی هوایی: 422، 423
ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی: 32، 58، 73، 77، 113، 114، 117، 118، 135، 141، 142، 161، 162، 192، 196، 200، 217، 236، 241، 247، 248، 262، 263، 264، 267، 268، 278، 279، 280، 314، 315، 316، 328، 356، 376، 377، 387، 400، 401، 426، 427، 463، 466، 468، 469، 486، 487، 494، 498، 524، 557، 559، 577، 581، 590، 594، 614، 615، 616، 623، 631، 632، 638، 639، 640، 652، 663، 667، 689، 714، 715، 716، 733، 734، 735، 736، 752، 770، 772، 788، 790، 791، 795، 826، 831، 832، 843، 845، 849، 856، 860، 863، 864، 865، 883، 888، 889، 901، 909، 911، 912، 924، 926، 927، 937، 940، 945، 970، 987، 988، 990، 999، 1010، 1011، 1015
ستاد هماهنگی امداد سپاه و ارتش: 940
ستاد هماهنگی آموزش و سازماندهی ارتش بیستمیلیونی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: 115، 930
سرویس کمکهای دریانوردی خاورمیانه {موناس}: 350، 351
سماجا: 200، 203، 373، 486، 614، 652، 753، 770، 826، 910، 924، 1009
سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات: 736
سومین مانور نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب: 964
سیوسومین اجلاس سازمان بهداشت جهانی: 676
شاخه نظامی حرکهالمحرومین لبنان: 996
شرکت امیدکو {رستم}: 810
شرکت اوردیف: 780
شرکت ایران دیکتال در تهران: 676
شرکت آرامکو: 173
شرکت ترانسپورت: 458
شرکت تعاونی هولاسو: 990
شرکت راهسازی امینآباد: 734
شرکت ساختمانی کانارتردینک: 676
شرکت سوفیدیف: 780
شرکت صنعت نفت آبادان: 576
شرکت فلور {پیمانکار و سازنده پالایشگاه اصفهان}: 676
شرکت مخابرات: 842
شرکت مسافربری ترانسپورت شمسالعماره: 457، 458
شرکت ملی نفت ایران: 127، 185، 656، 874
شرکت ملی نفت عراق و انگلیس: 59، 530
شرکت ملی نفت قم: 977
شرکت مهدیه سرپلذهاب: 862
شرکت نفت الینجاع {بین راه کرکوک و کوی سنجق}: 132
شرکت نفت ایران: 556، 1006، 1007
شرکت نفت امریکایی القرنه: 969
شرکت نفت عرب و امریکا: 173
شرکت نفت قصرشیرین: 884
شرکت نفت لاوان: 810
شرکت هواپیمایی آلتالیا: 1022، 1023
شرکت هواپیمایی عراق: 54، 367
شرکت هواپیمایی ملی ایران {هما}: 484
شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی مرکز: 738
شورای ارتش عراق: 130
شورای اسلامی هواپیمایی ملی ایران: 485
شورای امنیت سازمان ملل متحد: 47، 336، 342، 343، 393، 406، 603، 930، 933، 959، 997، 1004
شورای امنیت ملی: 65، 123، 124، 190، 195، 225، 450، 679، 842، 843
شورای انقلاب اسلامی: 26، 45، 55، 65، 83، 84، 85، 86، 88، 91، 96، 105، 107، 108، 109، 115، 144، 145، 146، 147، 148، 150، 151، 152، 153، 154، 164، 166، 167، 193، 194، 197، 200، 201، 202، 203، 204، 210، 214، 215، 218، 224، 243، 244، 245، 249، 270، 271، 291، 292، 294، 303، 306، 320، 323، 379، 380، 381، 382، 383، 385، 406، 407، 408، 425، 431، 437، 438، 440، 449، 451، 459، 467، 473، 507، 522، 523، 524، 525، 534، 560، 565، 572، 584، 585، 598، 605، 606، 642، 646، 647، 667، 680، 682، 722، 725، 732، 737، 738، 739، 763، 764، 773، 775، 776، 785، 797، 802، 803، 804، 805، 806، 823، 831، 836، 869، 870، 871، 877، 895، 908، 930، 1013، 1017، 1018، 1022
شورای انقلاب عراق: 462
شورای آموزشی دانشگاه صنعتی شریف: 506
شورای بازار مشترک اروپا: 301
شورای تأمین اراک: 993
شورای تأمین رشت: 211
شورای حزب جمهوری اسلامی: 104
شورای دانشجویان و دانشگاهیان دانشگاه تهران: 87
شورای دانشگاه آزاد ایران: 245
شورای دانشگاه تربیتمعلم: 245
شورای دانشگاه شیراز: 157
شورای دانشگاه علموصنعت: 245
شورای دانشگاه مشهد: 245، 507
شورای دفتر آیتالله منتظری: 441
شورای روستایی آقدگیش: 994
شورای رهبری انقلاب {عراق}: 766
شورای سرپرستی {مدیریت} دانشگاه تهران: 87، 159، 160، 245، 251، 270
شورای سرپرستی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران: 270
شورای شهر سردشت: 889
شورای شهر مهاباد: 500، 515، 516
شورایعالی دفاع: 778
شورایعالی ستاد انقلاب فرهنگی: 17، 92
شورایعالی شیعیان لبنان در بیروت: 449
شورای فرماندهی انقلاب عراق: 659
شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: 952
شورای مدیریت سابق دانشگاه تهران: 473
شورای مرکزی پالایشگاه آبادان: 737
شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی: 512
شورای مرکزی سازمان چریکهای فدایی خلق: 568
شورای ملی عراق: 260
شورای وزرای امنیتی: 117، 714، 715
شهربانی اراک: 993
شهربانی ارومیه: 241
شهربانی آبادان: 131، 422، 576، 637، 766، 860، 883
شهربانی برازجان: 574
شهربانی بروجرد: 94، 595
شهربانی بندر انزلی: 832
شهربانی بهشهر: 667
شهربانی بیجار: 314
شهربانی پاوه: 139، 240، 471، 595، 641، 689، 769
شهربانی جمهوری اسلامی: 63، 65، 66، 91، 114، 141، 142، 149، 154، 155، 156، 162، 197، 203، 205، 207، 211، 212، 246، 250، 267، 272، 304، 310، 314، 315، 368، 459، 460، 466، 483، 491، 497، 509، 559، 565، 575، 576، 577، 591، 595، 596، 616، 622، 636، 639، 644، 666، 711، 713، 768، 769، 772، 829، 831، 832، 865، 867، 938، 970، 977
شهربانی خراسان: 857
شهربانی خوزستان: 308، 368، 590
شهربانی رشت: 211، 212، 247، 575
شهربانی ساری: 576
شهربانی سنندج: 938
شهربانی شاهرود: 155
شهربانی شیراز: 156
شهربانی طایبات [تایباد]: 999
شهربانی قصرشیرین: 262، 591، 788، 921
شهربانی کرمانشاه: 52، 63، 151، 190، 417، 466، 538، 556، 615، 816، 921، 945
شهربانی گنبدکاووس: 577، 596
شهربانی لنگرود: 154
شهربانی مریوان: 267
شهربانی ملایر: 155
شهربانی مهاباد: 315، 1012
شهربانی نفتشهر: 63، 191، 417، 613، 1006
شهربانی نقده: 911
صادرات نفت ایران: 401، 655
صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران: 98، 99، 134، 137، 270، 278، 386، 565، 623، 645، 664، 730، 752، 785، 822، 854
صداوسیمای مرکز اهواز: 437، 443
صدای مرکز کرمانشاه: 756
صلح: 144، 295، 404، 487، 488، 501، 522، 666، 762، 848، 891، 902، 956، 976
صندوق بینالمللی پول: 258، 259
صهیونیزم بینالمللی: 876
طالبانیها {اتحادیه میهنی کردستان عراق/ اتحادیه وطنی کردستان}: 64، 354، 496، 514، 515، 555، 811، 813، 824
طایفه شش بلوکی {فارس}: 895
طرح 26 مادهای هیئت نمایندگی خلق کرد: 1012
طرح 6 مادهای پیشنهادی حزب دمکرات کردستان ایران: 515، 516، 666، 712، 1012، 1013
طرح اقتصاد جنگی: 522
طرح شون مکبراید: 784
طرح موسوم به اصلاحات ارضی اسلامی: 951
طوفان شن: 39، 284، 654، 745، 746، 783، 809
عربستانسازی: 50، 729، 730
عملیات گروگانگیری فرودگاه انتبه در اوگاندا: 122، 226، 301
فاجعه سینما رکس آبادان: 461
فاجعه هفتم تیر 1360: 148
فالانژهای مسیحی: 311
فراماسونری: 118، 876
فرمانداری خرمشهر: 308
فرمانداری قصرشیرین: 556
فرمانداری کرمانشاه: 756
فرمانداری مهاباد: 619، 844
قاچاق اسکناس دههزار ریالی: 724، 725
قانون اساسی: 105، 187
قانون تشکیل سازمان بسیج ملی: 115
قانون کار: 565
قرارداد 1975 الجزایر: 44، 189
قرارداد کمپ دیوید: 111، 112، 877، 878، 984، 997
قرارگاه ارتش: 139
قرارگاه لشکر یک پیاده مکانیزه ارتش عراق: 490
قطار مسافری اکسپرس تهران خرمشهر: 685
قطعنامه شورای امنیت برای تحریم جهانی ایران: 934
قوه قضاییه: 93، 441، 943
قیام خونین 15 خرداد 1342: 856
قیام مردم شرقیه: 188
قیام مکه مکرمه: 187، 188
کاخ پذیرایی سبمان {کویت}: 490
کادر پرستاری دانشکده پزشکی دکتر محمد مصدق: 384
کارگران پیشرو {گروه}: 577
کانال تلویزیونی بغداد: 860
کانون توحیدی اصناف: 414
کانون دانشآموزان ایران: 455
کمیته امداد دفتر دانشجویان پیشگام: 161
کمیته امور نظامی سنای امریکا: 673، 674
کمیته انرژی سنای امریکا: 127
کمیته انقلاب اسلامی آبادان: 614
کمیته انقلاب اسلامی ده جیران: 770
کمیته انقلاب اسلامی میاندوآب: 1000
کمیته انقلاب اسلامی نقده: 770
کمیته انقلاب اسلامی: 142، 161، 200، 510، 877، 949، 950، 978، 979، 993
کمیته برنامهریزی دفاعی ناتو: 296
کمیته پزشکی جهاد سازندگی کرمانشاه:987
کمیته خدمات نظامی سنای امریکا: 654
کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان امریکا: 179، 393
کمیته سنای امریکا: 172
کمیته طبس: 746
کمیته عملیاتی امام خمینی اهواز: 438
کمیته قدس سازمان کنفرانس اسلامی: 930، 997
کمیته مرکزی انقلاب اسلامی: 381، 382، 460، 949
کمیته مرکزی حزب توده ایران: 26، 27، 321، 533
کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران: 427، 501، 502
کمیته نبرد: 948
کمیته ویژه هماهنگی دولت امریکا: 23، 675
کمیسیون بررسی مطبوعات وزارت ارشاد اسلامی: 828
کمیسیون تحقیق سازمان ملل: 919
کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل: 68، 215
کمیسیون خارجی مجلس: 893
کمیسیون سیاسی گردهمایی سازمان کنفرانس اسلامی در اسلامآباد: 985
کمیسیون نیروهای مسلح در مجلس نمایندگان امریکا: 677
کمیسیون وزرای امنیتی: 1009
کمیسیون هفتنفری وزارت کشور: 143
کنفدراسیون سی.ای.اس: 129
کنفرانس وزیران امور خارجه کشورهای اسلامی: 130
کنگره امریکا {مجلس نمایندگان}: 127، 175، 255، 277، 338، 340، 392، 447، 482، 513، 673
کنگره مسلمانان ژاپنی: 62، 860
کودتا در عراق: 659
کودتا: 62، 63، 527، 547، 800، 801، 877، 952، 956
کودتای 1974 شیلی: 24، 547
کودتای 28 مرداد 1332 {1953}: 24، 213، 547، 548، 876، 877
گارد جاویدان رژیم گذشته: 558
گارد ساحلی ایران: 937
گارد ساحلی آبادان {اروندرود}: 133، 371
گارد ساحلی بندر خرمشهر: 132، 133، 882
گارد ساحلی جنوب: 234، 421
گارد ساحلی خسروآباد: 130، 636، 860
گارد ساحلی ژاندارمری بوشهر: 724
گارد ساحلی ژاندارمری: 614
گارد مرزی استان بصره: 555، 661
گارد مرزی پاسگاه طیبه عراق: 707
گارد مرزی عراق: 936
گردان116: 955
گردان185 قزوین: 641
گردان2 ولیعصر{عج}: 170
گردان4 گارد مرزی عراق: 661
گردان79 تیپ116 گارد مرزی: 661
گردان پدافند زمینبههوای پایگاه یکم: 631
گردان توپخانه از لشکر11 مراغه: 1000
گردان زرهی مستقر در پاوه: 927
گردان ژاندارمری اسلامآباد: 789
گردان ژاندارمری خرمشهر: 555
گردهمایی اسلامآباد: 47
گردهمایی بررسی جرائم امریکا: 514
گردهمایی بررسی مسائل امنیت ملی: 143
گردهمایی بینالمللی بررسی مداخلات امریکا در ایران: 855
گردهمایی جنبشهای آزادیبخش جهان در تهران: 997
گردهمایی فوقالعاده غیرمتعهدها در ایران برای رسیدگی به تجاوز امریکا به ایران: 897، 1004
گردهمایی وزرای دفاع و امور خارجه کشورهای عضو ناتو در بروکسل: 853
گروگانگیری {ماجرای اشغال لانه جاسوسی امریکا، ماجرای گروگانگیری سفارت ایران در لندن}: 20، 22، 23، 24، 26، 29، 30، 32، 33، 34، 35، 36، 37، 38، 51، 56، 57، 58، 82، 83، 87، 88، 90، 92، 99، 121، 122، 124، 162، 171، 179، 180، 181، 182، 183، 184، 202، 214، 215، 219، 223، 224، 226، 228، 232، 250، 256، 258، 278، 279، 282، 286، 289، 290، 295، 300، 301، 302، 303، 306، 322، 329، 343، 346، 348، 350، 354، 357، 358، 360، 362، 363، 383، 384، 386، 387، 391، 392، 393، 394، 395، 397، 398، 400، 401، 403، 404، 405، 407، 410، 440، 442، 447، 448، 449، 451، 452، 453، 481، 483، 485، 488، 489، 513، 519، 523، 524، 528، 547، 553، 581، 582، 585، 586، 587، 603، 606، 610، 625، 626، 627، 628، 633، 653، 675، 677، 679، 684، 685، 701، 704، 718، 727، 728، 748، 758، 761، 762، 763، 774، 783، 785، 786، 788، 801، 809، 810، 853، 854، 872، 892، 897، 898، 904، 907، 914، 917، 918، 919، 933، 959، 960، 961، 984، 985، 1004، 1005
گروگانگیری فرانسویان در لبنان: 780
گروه اکبر روایی {یکی از گروههای گروگانگیر در اورامانات}: 987
گروه بختیار {شاخه نظامی}: 771
گروه سیاسی ایران امروز: 405، 408
گروه سیاسی شهید ناصرالدین {جنبش شهید محیالدین ناصر}: 633، 695
گروه شهید ابوعارف {عراق}: 969
گروه ضربت خرمدین: 459
گروه ضربت سپاه پاسداران: 927
گروه نظامی عماربنیاسر: 416، 417
گروهان بوستان: 442
گروهان خانلیلی: 191، 192، 1006
گروهان خسروآباد {گروهان ساحلی خسروآباد آبادان}: 234، 491، 724
گروهان ژاندارمری اراک: 993
گروهان ژاندارمری آبادان: 231
گروهان ژاندارمری بانه: 376، 1010
گروهان ژاندارمری برچک: 651
گروهان ژاندارمری بستان: 766
گروهان ژاندارمری پاوه: 816
گروهان ژاندارمری خانلیلی: 1006
گروهان ژاندارمری خرمشهر: 59، 233، 464
گروهان ژاندارمری خسروآباد: 465، 765، 838
گروهان ژاندارمری دهلران: 442
گروهان ژاندارمری قشم: 857
گروهان ژاندارمری قصرشیرین: 923
گروهان ژاندارمری کهنوج: 652
گروهان ژاندارمری موسیان: 1006، 1007
گروهان ژاندارمری میاندوآب: 241، 734
گروهان ژاندارمری صالحآباد: 233
گروهان سوسنگرد: 968
گروهان سومار: 639
گروهان قصرشیرین: 191، 192، 262، 529، 662
گروهان مالک اشتر: 826، 972
گروهان موسیان: 731، 815، 1006
گروهان میاندوآب: 827، 927
گروهان نقده: 827
گروهان هرمزگان: 443
لایحه احیای اراضی دولت موقت: 952
لایحه اصلاحات ارضی اسلامی: 952
لایحه پیشنهادی استقلال دانشگاهها: 806
لایحه تحریم اقتصادی ایران: 917
لایحه نیروهای جنگ مصوب 1973: 392، 393
لشکر16 زرهی قزوین {ارتش}: 142، 557، 640، 664، 826، 843، 909
لشکر2 ارتش عراق: 661
لشکر28 سنندج ارتش: 73، 117، 137، 170، 310، 374، 427، 498، 560، 592، 593، 617، 638، 664، 710، 713، 714، 751، 767، 790، 792، 818، 819، 842، 864، 865، 907، 910، 924، 941، 942، 955، 987، 1013
لشکر6 زرهی ارتش عراق: 262
لشکر64 ارومیه: 267، 316، 432، 504، 641، 845، 912، 946، 972
لشکر7 پیاده ارتش عراق: 60، 532، 636، 661
لشکر8 عراق: 883
لشکر81 زرهی کرمانشاه: 140، 417، 433، 442، 556، 591، 595، 689، 735، 750، 766، 789، 886، 889، 1009
لشکر92 زرهی ایران: 59، 370، 554، 636، 816، 839، 919، 921، 936
لشکر اهواز: 442
لشکر بصره: 837
لوله دوم گاز مارون: 987
لوله نفت در بین راه نفتشهر و قصرشیرین: 1006
لوله نفت در منطقه گاومیش: 192
لوله نفت سلیمانیه: 60، 591
لوله نفتی ماهشهر آبادان: 491
لولههای گاز منطقه الجمهوریه بصره: 969
لولههای نفت بیات: 52، 307
ماجرای تنباکو: 54
مبارزان عربستان: 729
مبارزین آزادی خلق ایران: 948
مجاهدین اسلامی عراق: 54، 554
مجاهدین افغانستان: 835، 858، 1021
مجلس اعلای شیعیان: 589
مجلس اعیان انگلیس: 917
مجلس انقلاب بعثی: 365
مجلس اول {مجلس قانونگذاری، نخستین مجلس شورای ملی}: 106، 107، 108، 109، 738، 739، 872
مجلس سنای امریکا: 338، 340، 628، 673، 674، 675
مجلس شورای اسلامی: 116، 184، 574، 597، 776، 777، 800، 806، 831، 866، 869، 870، 871، 893، 947، 948، 1017، 1018
مجلس عوام انگلیس: 22، 301، 728، 960، 981، 982
مجمع امور بینالمللی اردن: 549
محاصره دریایی ایران: 184
مراسم افتتاح تأسیسات گاز طبیعی در جبل علی: 227
مرحله اول انتخابات اولین دوره مجلس قانونگذاری: 93، 541، 740، 756، 892، 893، 928
مرحله دوم انتخابات اولین دوره مجلس: 106، 107، 512، 541، 693، 694، 718، 720، 735، 740، 741، 754، 755، 756، 775، 776، 800، 872، 928
مرزبانی تایباد: 1021
مرزبانی خرمشهر: 190، 938
مرزبانی سومار: 968
مرزبانی قصرشیرین: 529
مرزبانی مهران: 464
مرکز اسناد انقلاب اسلامی: 142
مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس {مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ}: 17، 119
مرکز آموزش کرمان: 795
مرکز بازرگانی عراق: 367
مرکز حفاظت اطلاعات ارتش: 369، 370
مرکز صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در تهران: 386
مرکز عملیات سپاه: 192، 477
مرکز فرماندهی رکن سوم ستاد مشترک ارتش: 747
مرکز فرماندهی ژاندارمری: 716، 988
مرکز فرماندهی سپاه: 141، 556، 560، 715، 733، 746، 795، 887، 888، 909، 927، 945، 970، 1009، 1011
مرکز فرماندهی ستاد مشترک ارتش: 750
مرکز فرماندهی عملیات سپاه: 923، 1008
مرکز فرماندهی نیروی زمینی: 826
مرکز فرهنگی مسجدسلیمان: 685
مرکز مطالعات کشورهای همسایه خلیجفارس در دانشگاه جرج تاون امریکا: 173
معاودین عراقی {راندهشدگان}: 193، 767
معاونت سیاسی وزارت کشور: 860
مقاولهنامههای وین: 964
منشور سازمان ملل متحد: 326، 998
مؤسسه اطلاعات: 779
مؤسسه کیهان: 474، 476
میانجیگری: 46، 47، 99، 130، 190، 306، 342، 343، 348، 584، 604، 610، 633، 634، 680، 705، 706، 763، 898
ناو هواپیمابر آیزنهاور: 448
ناو هواپیمابر کانستالیشین: 448
ناو هواپیمابر نیمیتز: 30، 31، 39، 255، 256، 257، 272، 327، 447، 602، 603، 627، 783
ناوگان دریایی امریکا: 965
ناوگان ششم امریکا: 404
نخستین گردهمایی انقلاب فرهنگی اسلامی در تالار ابوریحان دانشگاه ملی: 103، 773
نقشبندیه: 472
نماز جمعه اصفهان: 753
نماز جمعه اهواز: 317
نماز جمعه پاوه: 769، 911
نماز جمعه تبریز: 903
نماز جمعه تهران: 32، 33، 67، 277، 278، 279، 291، 303، 304، 306، 318، 382، 904، 905، 910
نماز جمعه زاهدان: 755
نماز جمعه سنندج: 76، 77، 902، 903، 913، 914، 915
نهضت آزادی ایران: 143، 799، 800
نهضت زنان مسلمان: 541
نهمین جلسه کمیسیون دائمی همکاری اقتصادی شوروی و ایران {کمیسیون شوروی و ایران}: 229
نیروهای آزادیبخش عربستان: 131
نیروهای بارزانی: 307
نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی {نداجا}: 211، 235، 268، 304، 581، 830، 912، 964
نیروی دریایی امریکا: 174، 325، 395، 783، 964، 965
نیروی دریایی بندر خرمشهر: 133
نیروی دریایی پایگاه انزلی: 830، 832
نیروی دریایی رژیم صهیونیستی: 404
نیروی دریایی عراق: 421، 840
نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی {نزاجا}: 117، 118، 195، 235، 236، 238، 250، 264، 268، 304، 355، 369، 373، 375، 376، 419، 434، 649، 470، 472، 486، 594، 638، 640، 663، 667، 689، 715، 717، 732، 734، 750، 751، 790، 795، 826، 838، 843، 845، 865، 883، 909، 911، 912، 924، 945، 967، 988، 1011
نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی {نهاجا}: 32، 33، 35، 117، 235، 264، 279، 280، 287، 293، 304، 327، 328، 356، 376، 396، 398، 400، 423، 442، 443، 457، 485، 486، 494، 536، 581، 623، 630، 639، 652، 670، 703، 753، 791، 811، 912، 923، 964، 965
نیروی هوایی امریکا: 325، 395، 399، 867
نیروی هوایی عراق: 423
نیروی هوایی مشهد: 747
واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران اهواز: 920
واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران آبادان: 840
واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران تبریز: 1011
واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران دزفول: 192
واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران دشت آزادگان: 920
واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران رشت: 772
واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران لاهیجان: 772
واحد اطلاعات و عملیات تهران: 499
واحد تدارکات سپاه مستقر در سنندج: 1007
واحد عملیات سپاه دزفول: 708
واحد عملیات سپاه سنندج: 971، 988
واحد عملیات سپاه کرمان: 653
واحد عملیات سپاه کرمانشاه: 500، 768، 1011
واحد عملیات سپاه همدان: 467، 768
واحد عملیات ستاد مرکزی سپاه در تهران: 138، 638، 752، 791
واحد نظارت و ارزشیابی ستاد مرکزی سپاه: 371
وزارت ارشاد ملی: 174، 195، 366، 509، 668، 709، 748، 828، 846، 1019
وزارت امور خارجه اتریش: 228
وزارت امور خارجه انگلستان: 56، 350، 609، 610، 657، 913
وزارت امور خارجه ایران: 26، 36، 45، 53، 56، 129، 194، 271، 283، 341، 368، 406، 407، 415، 422، 509، 528، 531، 590، 657، 658، 659، 696، 742، 846، 861، 938، 961، 967
وزارت امور خارجه امریکا: 125، 128، 255، 284، 338، 347، 439، 487، 545، 546، 553، 935
وزارت امور خارجه پاکستان: 295
وزارت امور خارجه ترکیه: 343
وزارت امور خارجه ژاپن: 350
وزارت امور خارجه شوروی: 815
وزارت امور خارجه عراق: 457، 839
وزارت امور خارجه فرانسه: 301، 801
وزارت امور خارجه کانادا: 258
وزارت آموزشوپرورش: 449، 738، 842
وزارت پستوتلگراف: 842
وزارت دادگستری: 842، 952
وزارت دفاع اسرائیل: 299
وزارت دفاع امریکا {پنتاگون}: 32، 36، 128، 277، 325، 341، 341، 519، 653، 701، 784، 811
وزارت دفاع عراق: 58، 190، 936
وزارت دفاع فرانسه: 836
وزارت صنایع و تجارت بینالمللی ژاپن: 185
وزارت علوم: 646
وزارت فرهنگ و اطلاعات عراق: 131، 462
وزارت فرهنگ و آموزش عالی ایران: 438، 473
وزارت کشاورزی: 770، 952
وزارت کشور عراق: 58، 61، 190، 193، 425، 554، 730، 839
وزارت کشور: 95، 115، 142، 155، 156، 192، 203، 205، 212، 249، 271، 272، 356، 368، 369، 370، 376، 422، 426، 442، 466، 470، 491، 554، 559، 565، 571، 591، 615، 636، 645، 660، 662، 667، 669، 724، 734، 735، 756، 768، 772، 775، 810، 823، 829، 842، 849، 856، 873، 894، 930، 942، 945، 952، 972، 973، 993
همهپرسی قانون اساسی: 93، 101
هنگ ژاندارمری ایلام: 731، 1006
هنگ ژاندارمری آبادان: 422، 465، 555
هنگ ژاندارمری بوشهر: 724
هنگ ژاندارمری سردشت: 736، 753
هنگ ژاندارمری سقز: 376، 432، 594، 944
هنگ ژاندارمری سوسنگرد: 443، 968
هنگ ژاندارمری قصرشیرین: 556، 613، 731، 789، 884
هنگ ژاندارمری لاوان: 810
هنگ ژاندارمری ماکو: 946
هنگ ژاندارمری همدان: 716
هنگ سقز: 502، 594، 910
هنگ ویژه بریتانیا: 684
هواپیمای میگ25: 626
هواپیمایی سریلانکا: 724
هوانیروز ارتش: 239، 304، 315، 401، 688، 746، 894، 943، 944، 945، 989
هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد: 24، 676
هیئت ویژه بررسی مسائل کردستان {هیئت حسننیت}: 65، 66، 67، 69، 71، 135، 168، 197، 198، 239، 250، 263، 265، 425، 429، 467، 468، 500، 501، 535، 537، 751، 758، 821، 823، 867، 890، 925
هیئت تجاری ایرانی: 125
هیئت تحریریه روزنامه مجاهد: 102، 929
هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد: 547
هیئت نمایندگی امریکا در شورای امنیت سازمان ملل: 336
هیئت هفتنفری در طرح اصلاحات ارضی اسلامی: 952
هیئترئیسه شورایعالی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی: 962
یازدهمین گردهمایی شوراهای روستایی ترکمنصحرا: 993، 994