ghaemiyeh.com
سرشناسه : علمخواه، سیدمصطفی، ۱۳۴۰ -
عنوان و نام پدیدآور : گناه از توجیه تا مهار/ نویسنده سیدمصطفی علمخواه؛ برای آستان قدس رضوی، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی.
مشخصات نشر : مشهد: انتشارات قدس رضوی، ۱۳۹۱.
مشخصات ظاهری : ۲۴ص.؛ ۱۲×۱۷سم.
شابک : 978-600-299-012-9
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : چاپ قبلی: آستان قدس رضوی، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی، ۱۳. (۹ص.)
یادداشت : کتابنامه.
موضوع : گناه
موضوع : گناه (اسلام)
شناسه افزوده : آستان قدس رضوی. معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
شناسه افزوده : موسسه انتشاراتی قدس رضوی
رده بندی کنگره : BP۲۲۵/۶/ع۸چ۴ ۱۳۹۱
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۴
شماره کتابشناسی ملی : ۲۸۸۳۱۵۵
تصویر
پاسخ به ایندست پرسشها انگیزۀ انتخاب این متن بوده است:
«توجیه گناه» چیست و چرا در جامعه شیوع یافته است؟
چند توجیه اعتقادی و سیاسی برای سرپوشگذاشتن بر گناه بیان کنید.
بهانههای اجتماعی و فرهنگی برای توجیهکردن گناه از چه قرار است؟
چه راه هایی در لگامزدن به گناه، مؤثر است؟
تصویر
اشاره
گاه در جامعه میبینیم که برخی برای فرار از کیفر ظاهری گناه، دست به حیلههایی میزنند که در اصطلاح به «توجیه گناه» معروف است. ازسویدیگر، پرسشی مطرح است که آیا راهی برای پیشگیری از گناه وجود دارد یا اینکه انسان مجبور به ارتکاب گناه است؟
بر این اساس، این نوشته(1)تلاش میکند در پاسخ به این پرسش، چکیدهای را دربارۀ دو موضوع توجیهتراشی گناه و راههای کنترل گناه، به خوانندۀ عزیز ارائه دهد.
1) . این نوشته برگرفته از دو فصل کتاب گناهشناسی استاد قرائتی با اندکی تغییر و ویرایش است.
هر کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد، گناه محسوب میشود. هرچقدر گناه کوچک باشد، اما از این نظر که نافرمانی خداست، بزرگ بهحساب میآید. رسول اکرم به ابوذر فرمودند: لا تَنظُر اِلی صِغَرِ الخَطیئَةِ وَ لکِن اُنظُر اِلی مَن عَصَیتَهُ؛ (کوچکی گناه را ننگر، بلکه بنگر چه کسی را نافرمانی میکنی.)(1)
در قرآن، هفده واژه دربارۀ گناه آمده است: ذنب: ۳۵مرتبه، معصیت: ۳۳مرتبه؛، اِثم: ۴۸مرتبه، سیّئة: ۱۶۵مرتبه، جرم: ۶۱مرتبه، حرام: ۷۵مرتبه، خطیئة: ۲۲مرتبه، فسق: ۵۳مرتبه، فساد:۵۰مرتبه، فجور: ۶مرتبه، منکر: ۱۶مرتبه، فاحشة: ۲۴مرتبه، خَبث: ۱۶مرتبه، شر: ۱۵مرتبه، لَمَم: ۱مرتبه، وِزر: ۲۶مرتبه، ثِقل: ۱۳مرتبه و حِنث: ۲مرتبه.
1) . مجموعۀ ورّام، ج۲، ص۵۳.
همچنین خداوند در قرآن، هجده گروه را بهسبب انجامدادن گناهان مختلف لعن کرده است: کافران، مشرکان، یهودیان لجوج، مرتدان، قانونشکنان حیلهگر، پیمانشکنان، کتمانکنندگان حق، سردمداران کفر به سبب فسادشان در زمین، منافقان چندچهره، آزاردهندگان رسول خدا ، ظالمان، قاتلان، ابلیس، تهمتزنندگان به بانوان پاکدامن، مخالفان رهبران راستین، شایعهسازان دروغپرداز، ناپاکدلان و دروغگویان.
دلیلتراشی برای گناه، عملی بدتر از خود گناه است. توجیه گناه نوعی فریبدادن و اغفال خود و مردم است که ظاهری زیبنده و شرعی دارد. این کار گناه را عادی جلوه میدهد و جامعه را به گناهکردن تشویق میکند. گنهکار معترف، اغلب در فکر توبه است؛ ولی توجیهگر در فکر سرپوشنهادن بر گناه است و راه اصلاح را میبندد؛ برای مثال، چنین فردی
ترس خود را با احتیاط، ضعف نفس را با حیا، حرص خود را با انگیزۀ لزوم تأمین زندگی و نیز تنپروری و کوتاهیها را بهعنوان قضاوقدر توجیه میکند. او حق را کتمان میکند و نام آنرا تقیه میگذارد و به شخصی رشوه میدهد و آنرا هدیه مینامد.
امامباقر میفرمایند: روزی پیامبر اکرم در بازار مدینه عبور میکردند. شخصی را دیدند که میوه یا خرما میفروشد. به او فرمودند: «بهبه، چه میوههای خوبی!» در همین لحظه خداوند به آن حضرت وحی کرد: میوههای زیرین را ببین. پیامبر در زیر میوهها دست فروبردند و مقداری از آن را بیرون آوردند که بسیار پست بود؛ سپس، به صاحب آن کالا فرمودند: ما اَراکَ اِلّا وَ قَد جَمَعْتَ خیانَةً وَ غَشّاً لِلمُسلِمینَ؛ (نمیبینم تو را جز اینکه خیانت و فریب مسلمانان را جمع کردهای.)(1)
1) . شیخحر عاملی، وسائلالشیعة،ج۱۲، ص۲۰۹.
عدهای برای نیکوجلوهدادن گناه توجیههای گوناگونی میکنند که با توجه به این موضوع، توجیه گناهان به چند دسته تقسیم میشود:
1.2. انواع توجیه اعتقادی
۱. قضا و قدر: گاهی به گنهکار که میگویند چرا گناه کردی، در پاسخ میگوید: شانس من این بود، قضاوقدر من چنین بود، مقدر نبود فرد نمازخوانی باشم. خداوند دراینباره میفرماید: مشرکان برای تبرئۀ خود چنین میگویند: لَو شاء اللهُ ما أشرَکْنا وَ لا آباؤنا وَ لا حَرَّمنا مِن شیءٍ؛ (اگر خدا میخواست، نه ما مشرک میشدیم و نه پدران ما [مشرک میشدند] و نه چیزی را تحریم میکردیم.)(1)
1) . مائده، ۱۴۸.
تصویر
توجیه یزیدبنمعاویه سرشار از بیشرمی است: پس از اینکه یزید در واقعۀ عاشورا بزرگترین جنایت تاریخ را انجام داد، در مجلس اُسرا در مقابل سر امامحسین گفت: خدا چنین خواست که ما عزیز شویم و دشمن ما ذلیل شود.
۲. جبر، توجیهی برای گناه: قبل از هر چیز، به این مثال توجه کنید: همه میدانند که فرقی بین لولهکشی داخل ساختمان و بیرون آن هست. استفاده از لولهکشی خیابان و کوچهها در دست ما نیست؛ ولی این شیر داخل منزل در اختیار ماست. میتوانیم آنرا باز یا نیمهباز کنیم یا ببندیم. این نشانۀ اختیار در کارهای فردی است. ابر و باد و مه و خورشید و فلک در اختیار ما نیست؛ ولی ناندرآوردن و خوردن در اختیار ماست.
مولوی دراینباره سروده است:
آن یکی بر رفت بالای درخت میفشاند آن میوه را دزدانه سخت
صاحب باغ آمد و گفت ای دَنی از خدا شرمیت، گو چه میک---نی
گفت از باغ خدا بندۀ خدا میخورد خرما که حق کردش عطا
پس ببستش سخت آن دم بر درخت می زدش بر پشت و ساقش چوب سخت
گفت آخر از خدا شرمی بدار میکُشی این بیگنه را زارِ زار
گفت از چوب خدا این بندهاش میزند بر پشت دیگر بنده خوش
چوب حق و پشت و پهلو آنِ او من غلام و آلت فرمان او
گفت توبه کردم از جبر ای عیار اختیار است اختیار است اختیار(1)
او دربارۀ وجدانیبودن اختیار و اراده نیز چنین گفته است:
اینکه فردا این کنم یا آن کنم این دلیل اختیار است ای صنم
دلایلی برای آزادی ارادۀ انسان وجود دارد که توجه به آن کمک بیشتری به فهم این
1) . مولوی، مثنوی معنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۰۷۷تا۳۰۸۸.
مطلب میکند. این دلایل عبارتاند از:
۱. تردید: شک دربارۀ انجامدادن یا انجامندادن کاری، دلیل بر آزادی ارادۀ انسان است؛
۲. پشیمانی: پشیمانی بعد از انجامدادن برخی کارها، دلیل آزادی اختیار انسان است. اگر آزادی اختیار نبود، انسان هرگز پشیمان نمیشد؛
۳. تأدیب: ادبکردن دلیل آن است که انسان تربیتپذیر است و وجود این استعداد، خود، دلیل بر آزادی اراده است؛
۴. انتقاد: دلیل دیگر بر آزادی اراده، انتقادکردن از کارهای یکدیگر است. هیچگاه کسی از درخت گردو انتقاد نمیکند؛ زیرا درخت آزادی ندارد؛
بنابراین، درست نیست انسان برای فرار از مسئولیت، گناه را بر گردن جبر بیندازد.
۲.۲. چند توجیه سیاسی
۱. مأمورم و معذور: در زمان شاه، یکی از مأموران میگفت: اگر ما مردم را تحت فشار قرار ندهیم، حقوقی که دریافت می کنیم، ازنظر شرعی اِشکال دارد!
۲. نفاق: اشعثبنقیس از سران کینهتوز منافقان بود. او برای اینکه به فکر خام خود، بتواند در دستگاه حکومت امیرمؤمنان، علی نفوذ کند، نیمهشبی، ظرفی سرپوشیده را پُر از حلوای خوشطعم و لذیذ کرد و به در خانۀ امیرالمؤمنین آورد و به نام هدیه، به ایشان داد. این ظرف غذا درحقیقت رشوه بود؛ اما او تحت پوشش هدیه، مرتکب گناه رشوه شد. سپس امیرالمؤمنین فرمودند: وقتی اشعث آن حلوا را آورد، من از آن حلوا، بهقدری متنفر شدم که گویی آنرا با آب دهان مار خمیر کرده بودند. به او گفتم: «آیا هدیه است یا زکات یا صدقه؟ زکات و صدقه بر ما حرام است.» او گفت: «نه زکات است و نه صدقه؛ بلکه هدیه است.» به او گفتم: «آیا از طریق دین خدا (با توجیهگری) وارد شدهای که مرا فریب دهی؟
یا دیوانه شدهای و هذیان میگویی؟ وَ الله، لو أعطیتُ الأقالیمَ السبعةَ بِما تَحتَ اَفلاکِها عَلی اَن اَعصِیَ اللهَ فی نَملَةٍ اَسلُبُها جُلبَ شَعیرةٍ ما فَعَلتُهُ؛ (بهخدا سوگند، اگر اقلیمهای هفتگانه را و آنچه در زیر آسمانهاست، به من دهند تا خداوند را بر گرفتن پوست جُوی از دهان مورچهای نافرمانی کنم، هرگز چنین نخواهم کرد.)»(1)
2.3. توجیههای اجتماعی
هراس از رسوایی، توجیهی برای گناه: گاهی از کسی که گناه کرده است، میپرسند دلیل این گناه چیست؟ او در پاسخ میگوید: خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو و برای مثال، ما هم چنین گناهی کردیم! در زمان اوج اقتدار فرعون، جامعهای که او بهوجود آورده
1) . نهجالبلاغه، خطبۀ ۲۲۴.
تصویر
بود، سراسر فساد و خفقان بود. بیشتر مردم با توجیه «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» از فرعون اطاعت میکردند؛ ولی حضرت آسیه، همسر فرعون، مرعوب جَو و محیط فاسد جامعه نشد و با ارادهای قوی، ایمان خود را حفظ کرد.
2.4. چهار توجیه روانی
۱. یأس و ناامیدی: گاهی گناهکار برای توجیه گناه خود میگوید: ما که دیگر در گناه غرق شدهایم و «آب که از سر گذشت، چه یک وجب، چه صد وجب.»
۲. عادت به گناه: گاه شخص گناه میکند و میگوید: من دیگر نمیتوانم ترک کنم.
۳. خجالت: وقتی از فرد میپرسند چرا فلان شخص را نهیازمنکر نمیکنی، در پاسخ میگوید: خجالت میکشم.
۴. عقدهایشدن: به برخی میگویند بچهات را تربیت کن. میگوید: میترسم عقدهای شود.
2.5. انواع توجیه فرهنگی
۱. بیسوادی: از گناهکار میپرسند چرا گناه کردی؟ پاسخ میدهد: بیسواد بودم و نمیدانستم. باید گفت که این توجیه بیاساس است؛ زیرا از یکسو، خداوند به انسان عقل داده که گناه را از غیرگناه تشخیص دهد و ازسویدیگر، پیامبران و امامان راه چاره را به او نشان دادهاند.
۲. کجفهمی: گاهی به خانمی میگویند حجابت را حفظ کن یا به مردی میگویند چشمچرانی نکن؛ اما در پاسخ میگوید: باید قلب انسان پاک باشد! به برخی میگویند در مجالس عروسی، زن و مرد با هم در یک جا نباشید؛ در جواب میگویند: ما با هم خواهر و برادریم!
در تاریخ نقل کردهاند که معاویه دربارۀ قتل عمار یاسر گفت: «علی او را کشته نه من؛ زیرا علی او را به میدان فرستاده است.» امیرالمؤمنین در پاسخ فرمودند: «اگر این سخن معاویه درست باشد، باید بگوییم پیامبر حمزه را کشتند؛ زیرا ایشان حمزه را به میدان
جنگ فرستادند.»(1)
2.6. توجیه اقتصادی
در جامعه، برخی افراد با توجیه فشار مخارج زندگی، سقط جنین میکنند؛ با توجیه خریدوفروش، ربا میخورند؛ به نام هدیه، رشوه میدهند یا میگیرند و با عنوان دروغ مصلحتآمیز، دروغ حرام میگویند.
2.7. توجیهات نظامی
۱. بهانهجویی: در کارهای سخت و دشوار، مانند جهاد، آنان که ایمان قوی ندارند، برای اینکه از این وظیفۀ مقدس شانه خالی کنند، گاهی پیری پدر و مادر را بهانه قرار میدهند
1) . شیخ صدوق، معانیالاخبار، ص۳۳تا۳۵.
و گاهی زن و بچه را و زمانی گرمی یا سردی هوا را.
۲. علاقه به زن: در جریان جنگ تبوک، یکی از منافقان به پیامبر عرض کرد: اجازه بدهید من در جنگ شرکت نکنم؛ زیرا علاقۀ شدیدی به زنان دارم. اگر چشمم به دختری رومی بیفتد، ممکن است دل از دست بدهم و فریفتۀ او شوم و مرا از وظیفۀ شرعی جهاد باز دارد!
در ردّ این توجیه خندهآورِ او، آیهای نازل شد: ]و مِنهم مَن یقولُ ائذنُ لی و لا تَفتِنّی اَلا فی الفِتنَةِ سَقَطوا وَ اِنَّ جَهنَّمَ لَمُحیطَةٌ بالکافِرینَ[ (بعضی از آنها (منافقان) میگویند: مرا (در ماندن) اجازه بده و به فتنه (فریفتگی به دختران رومی) مینداز. اینها اکنون به فتنه و گناه سقوط کردهاند و جهنم کافران را احاطه کرده است.)(1)
1) . توبه، ۴۹.
همانگونه که ترمز در اتومبیل لازم است تا آنرا از سقوط کنترل کند، غرایز و خواستههای انسان نیز نیاز به کنترلکردن دارد. خطوط کلّی کنترل انسان برای دورماندن از گناهان، در برنامۀ زیر خلاصه میشود:
3.1. تفکر در مسائل گوناگون
نقش تفکر در زندگی انسان اینگونه است: تفکر دربارۀ عاقبت گناه، عامل توبهکردن است؛ تفکر دربارۀ فانیبودن دنیا، عامل داشتن زهد است؛ تفکر در نعمتها، عامل حبّ به خداست؛ تفکر در حوادث عبرتآموز، عامل تواضع است؛ تفکر در مرگ، عامل کنترل هوسهای نفسانی است و تفکر در عواقب کار، عامل مصونیت از گناه است.
از خصوصیات فکر و تفکر این است: اول، عبادت است؛ دوم، بیریاست، زیرا پیدا نیست
تا ریابردار باشد؛ سوم، بیوسیله است: هر عبادتی، مانند نماز و حج، نیاز به وسیله دارد، ولی فکر نیاز به وسیله ندارد. مولا علی میفرمایند: الفِکرُ مِرآةٌ صافیةٌ؛ (فکر آینهای صاف است.)(1)همچنین فرمودهاند: ما زَلَّ مَن أحسنَ الفِکرَ؛ (کسیکه نیکو بیندیشد، دستخوش لغزش نمیشود.)(2)
3.2. توجه به حضور خدا
نیروهای انتظامی و امنیتی، هرقدر قوی و گسترده باشند، قادر به پیشگیری از گناهان مخفی نیستند؛ بهعکس، ایمان درونی نقش خللناپذیری در بازداری انسان از گناهان آشکار و پنهان ایفا میکند. قرآن میفرماید: ]اَلَم یَعلَم بِأنَّ الله یَریٰ[ (آیا انسان نمیداند که خداوند همۀ
اعمالش را میبیند؟)(1)در سورۀ دیگر آمده است: ]اِنَّ ربَّکَ لَبِالمِرصادِ[ (2)(قطعاً پروردگار تو در کمینگاه است) و نیز: ]یعلَمُ خائِنَةَ الاَعیُنِ وَ ما تُخفی الصُّدورَ[(3)(چشم
هایی را که به خیانت گردش میکند، میداند و بر آنچه در سینهها پنهان است، آگاهی دارد.) این آیات بهروشنی بیان میکنند که همۀ ما در محضر خدای بزرگ هستیم. شاعری دراینباره، چنین سروده است:
در مقامی که کنی قصد گناه گر کند کودکی از دور نگاه
شرم داری ز گنه درگذری پردۀ عصمت خود را ندری
شرم بادت که خداوند جهان که بُود خالق اسرار نهان
بر تو باشد نظرش بیگه و گاه تو کنی در نظرش قصد گناه
تصویر
امیرالمؤمنین فرمودهاند: اِتَّقُوا معاصیَ اللهِ فی الخَلَواتِ، فَاِنَّ الشاهِدَ هُوَ الحاکِمُ؛ (از معصیت خدا در پنهانی و خلوتگاه بپرهیزید؛ چراکه شاهد امروز همان قاضی فردا است.) (1)بر این اساس، یاد خدا از عوامل مهم بازدارندۀ گناه است.
امامباقر فرمودهاند: «سه چیز از مهمترین کارهایی است که خداوند بر خَلق فرض کرده است: انصاف و فداکاری برای برادر ایمانی و یاد خدا در هر حال.»(2)سپس فرمودند: «یاد خدا آن است که هنگام نزدیکشدن به گناه، انسان بهیاد خدا بیفتد و همین کار، او را از گناه باز دارد. همین است سخن خداوند که میفرماید: ]إنَّ الَّذینَ اتَّقوا اِذا مَسَّهُم طائِفٌ مِن الشَّیطانِ تَذَکَّروا فَاِذا هُم مُبصِرونَ[ (پرهیزکاران هنگامیکه گرفتار وسوسههای شیطان میشوند، بهیاد خدا میافتند و بینا می شوند.)(3)
۳.۳. خودشناسی و توجه به شخصیت انسانی
اگر بچه در خانه ظرفی را بشکند، والدین با او تندی میکنند که چرا ظرف را شکستی؛ ولی اگر همین بچه در کنار مهمانها، ظرف قیمتی را بشکند، با کمال خونسردی میگویند: مهم نیست جانت سلامت! علت چیست؟ علت این است که به شخصیت خود نزد مهمان توجه کردند و همین باعث شد که خود را کنترل کنند. امیرمؤمنان علی فرمودهاند: اِنّهُ لَیسَ لِأنفُسِکُم ثَمَنٌ اِلّا الجَنَّةَ فَلا تَبیعُوها اِلّا بها؛ (بدانید که جان شما هیچ بهایی جز بهشت ندارد؛ پس آنرا به کمتر از بهشت نفروشید.)(1)
1) . نهجالبلاغه، حکمت ۴۵۶.
3.4. ایمان به معاد
خداوند در قرآن حدود ۱۴۰۰بار از موضوع معاد و خصوصیات آن سخن بهمیان آورده است. بیش از یکششم آیات قرآن، انسانها را به معاد و یادآوری روز رستاخیز دعوت می کند. ایمان به معاد، یعنی داشتن ایمان قلبی به دریافت کیفر و پاداش اَعمالی که انسان در دنیا انجام داده است: ]یَومَ تَجِدُ کُلُّ نَفسُ ما عَمِلت مِن خیرٍ مُحضَراً وَ ما عَمِلت مِن سوءٍ[ (روز قیامت روزی است که هرکس آنچه از کار نیک یا بد انجام داده، حاضر میبیند.)(1)
3.5. بهتصویرکشیدن اَعمال
عرضۀ اعمال بر پیشوایان دینی، از معتقدات اسلامی است؛ یعنی اعمال انسانها هر روز یا
1) . آلعمران، ۳۰؛ نظیر این مطلب در آیۀ ۴۹ سورۀ کهف نیز آمده است.
هر هفته، یک بار بهعرض پیامبر و امامان میرسد. در قرآن نیز آمده است: ]وَ قُلِ اعْمَلوا فَسَیریَ اللهُ عَمَلکُم وَ رَسولُهُ وَ المُؤمِنونَ وَ سَتُرَدّونَ اِلی عالِمِ الغَیبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُم بِما کُنتُم تَعمَلونَ[ (بگو عمل کنید که خداوند و فرستادۀ او و مؤمنان اعمال شما را میبینند و بهزودی بهسوی کسی بازمیگردید که پنهان و آشکار را میداند و شما را به آنچه عمل میکردید، خبر میدهد.)(1)در بعضی از روایات نیز آمده است: «اعمال نیک و بد انسان هر روز صبح بر پیامبر عرضه میشود» و در بعضی روایات گفتهاند هر عصر پنجشنبه عرضه میشود.
3.6. یاد مرگ
رسول اکرم چنین امر فرمودهاند: إِکثِرُوا ذِکرَ المَوتِ فَاِنَّهُ یُمَحِّصُ الذُنوبَ؛ (بسیار به یاد مرگ
1) . توبه، ۱۰۵.
باشید؛ زیرا یاد مرگ گناهان را میزداید.) (1)
3.7. خداترسی و ترس از عواقب گناه
دربارۀ ترس از پروردگار، امیرمؤمنان علی توصیه کردهاند که: لا تَخَف اِلّا ذَنبَکَ؛ (از هیچ چیز مترس، مگر از گناه خود.)(2)امامصادق نیز فرمودهاند: «کسیکه بداند خدا او را میبیند و گفتار او را میشنود و به کار نیک و بد او آگاه است، همین دانستن، او را از کارهای زشت باز میدارد و چنین فردی، کسی است که از مقام پروردگارش ترسیده و نفس خود را از هوس گناه، بازداشته است.»(3)
3.8. انجامدادن عبادات
خداوند دربارۀ نقش بازدارندگی نماز از گناهان در قرآن فرموده است: ]اِنَّ الصَّلوة تَنهی عَن الفَحشاءِ و المُنکَرِ.[(1)در آخر نیز سخن را با فرمایش گهربار پیامبر گرامی بهپایان میرسانیم. ایشان خاطرنشان میکنند: مَثَلُ الصَّلوةِ کَمَثَلِ النَّهرِ الجاری کُلّما صَلّی کَفَرتَ ما بَینَهُما؛ (نماز همانند آبِ جاری است؛ هر زمان که انسان نماز میخواند، گناهانی که در میان دو نماز انجام شده، از میان میرود.)(2)