ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : پاسخی به پرسش های دخترانه/مولف محمد باقر پور امینی .
مشخصات نشر : تهران: آستان قدس رضوی ، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی، 1391.
مشخصات ظاهری : ۲۴ص.۱۴×۱۲س.م
فروست : رهنما؛ ۳
وضعیت فهرست نویسی : در انتظار فهرستنویسی (اطلاعات ثبت)
شماره کتابشناسی ملی : ۱۷۹۴۶۹۹
تصویر
این پرسشها پیشِ روی نویسنده بوده است و برای دادن پاسخی به آنها، نوشتۀ حاضر را نگاشته است:
چرا دختران باید به دختربودن خود ببالند؟ مگر دختربودن افتخار است؟
گذر لحظهها را چگونه برای خود مهم سازیم؟
حیا و حجاب در قرآن و روایات چه معنا و مصداقی دارند؟
چرا زن باید از حقوق خود آگاه باشد و چگونه راه مشورت در پیش گیرد؟
زنان ناموَر کیاناند؟ کتابی برای معرفی شخصیت و سبک زندگیِ این عزیزان میخواهم.
برای مطالعهای دلچسب، چند کتاب شستهرفته معرفی کنید.
برکات ازدواج و خطرات مجردماندن چیست؟
تصویر
زن، همچون مرد، تکاملپذیر است و قرآن هرگاه از ارزشهای والای انسانی سخن میگوید، از زنان، همسانِ مردان یاد میکند؛ بدانحدکه هر دو میتوانند به مقامات انسانی و معنوی دست یابند؛ مقاماتی همچون اسلام، ایمان، طاعت، راستگویی، شکیبایی، انس با خدا، خویشتنداری و یاد خدا برای هر زنی بهدستآمدنی است.(1)طبیعی است که عمل صالحِ او نیز، همچون مرد، پیامد و
رهآوردی ایندنیایی و آنسرایی خواهد داشت: ]مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکرٍ أَوْ أُنثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاة طَیبَة وَ لَنَجْزِینَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کانُواْ یعْمَلُونَ.[ (= هر مرد و زنی که کاری نیکو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد، زندگی خوش و پاکیزهای به او خواهیم داد و پاداشی بهتر از کردارشان.)(2)
پیامبر اسلام ، همچون همۀ انبیا، هدایت مردم را با دو هدف آغاز و دنبال کردند: اول، آشناساختن مردم با معارف الهی و دوم، کاملکردن اخلاق جامعه؛ یعنی تعلیم کتاب و حکمت ازیکسو و تزکیۀ نفوس مردم ازسویدیگر؛ ازاینرو، میتوان رسالت پیامبر را اینگونه بیان داشت: او برای تعلیم و تربیت و تزکیه آمد تا در بخش نظری، جامعه را به علوم الهی و صحیح رهنمون سازد و در بخش عملی، مردم را به طهارت روح برساند؛ آنگونه که قرآن میفرماید: ]وَ یعَلِّمُهُمُ الْکتَابَ وَ الْحِکمَة وَ یزَکیهِمْ.[(1)
مخاطبِ چنین حرکت هدایتبخشی، جانِ انسان خواهد بود، نه بدن او. ازاینرو، زن و مرد، هر دو همسانِ هم، مخاطب پیام پیامبر خواهند بود. محور تعلیم و تعلّم، جان آدمی است، نه بدن و نه مجموع جان و بدن. آنکه عالم میشود، روح است و روح نه مذکر است
1) . بقره، ۱۲۹.
و نه مؤنث. پس، آنچه با کمال آدمی سروکار دارد، نظیر مسائل علمی، اعتقادی و اخلاقی، در آن، میانِ مرد و زن تفاوتی نیست؛ اما چون از مسائل اِجرایی و تقسیم کار سخن بهمیان میآید، بهدلیل خصوصیات طبیعی و بدنیِ هریک، وظایف مشترک و مختَص معنا پیدا میکند؛ ولی تفاوت وظایف، نقشی در میزان تکامل آن دو نخواهد داشت.(1)با این درآمد، مسائل مهم دختران مسلمان را با محور پیام پیامبر پاسخ میگوییم:
زمانی، غالب جامعۀ عرب، زن را مایۀ عار میدانست و از دختر، نفرت داشت و حتی او را
زندهبهگور میساخت.(2)در چنین محیطی، اسلام جایگاه انسانیِ زن را اِحیا کرد و او را
ریحانه، یعنی شاخهگلی ظریف، نامید.(1)یکی از ارمغانهای زیبای پیامبر شخصیتدادن به دختر و زن است؛ بدانحدکه ایشان میفرمودند: «دختران خجستهاند و دوستداشتنی.»(2)«بهترین فرزندان شما،
دخترانتان اند.»(3)«از خوشقدمی زن این است که نخستین فرزندش، دختر باشد.»(4)«دختر خوب فرزندی است مهربان، مددکار، مونس، بابرکت و دورکنندۀ حسرت.» «کسیکه دختر دارد، مشمول نصرت و برکت و آمرزش خداU خواهد بود.» وقتی به نبیّ خاتم بشارت دختر میدادند، میفرمودند: «گلی است که خداU روزیاش میدهد و تأمین او با خداست.»(5)بر دختر بودن خود ببالید و برای رشد و زیبایی معنوی خود
تلاش کنید و از آندسته دخترانی باشید که پیامبر دربارۀ ایشان فرمودند: «چه خوب فرزندانیاند، دختران محجوب.»(1)
پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی است مصطفی فرمود دنیا ساعتی است(2)
با هر فرصتی که از دست میرود، شانس رسیدن به پیروزی کمتر میشود و درنتیجه، زمینه برای رکود و ایستایی فراهم میآید. باور کنیم زندگی کوتاهتر از آن است که دستکم گرفته شود. پیامبر اعظم میفرمودند: «در قیامت برای هر روز از ایام عمر بندگان، ۲۴ پرونده بهتعداد ساعتهای شبانهروز میگشایند. بنده، پروندهای را پُر از روشنی و سرور
مییابد و از دیدنش چنان حدی از شادی و سرور به وی دست میدهد که اگر بر دوزخیان تقسیم شود، احساسکردنِ رنج آتش را از آنان میستانَد: و این، ساعتی است که پروردگارش را در آن، اطاعت کرده است. سپس، پروندهای دیگر میگشایند و بنده، آنرا تاریک و بدبو و ترسآور میبیند و از مشاهدهاش چنان بیتابی و ترسی به وی دست میدهد که اگر بر بهشتیان تقسیم شود، خوشی را از آنان باز میستاند: و این، لحظهای است که پروردگارش را در آن، نافرمانی کرده است. سپس، پروندهای دیگر برایش میگشایند و آنرا تهی میبیند؛ نه چیزی در آن است که او را شادمان کند و نه چیزی که ناراحتش سازد: و این، ساعتی است که خوابیده یا به کارهای مُباح دنیایی، سرگرم بوده است. آنگاه بهجهتِ ازدستدادنِ این لحظهها، احساس حسرت و تأسف به وی دست میدهد؛ چراکه میتوانست آنرا از نیکیهای
بیشمار پُر سازد. این سخن خداوند «آن [روز] روزِ حسرتخوردن است»(1)بدین اشاره دارد.»(2)
استفاده از فرصتها راهی برای رسیدن به قلۀ کمال است و بیشترین تلاش باید برای رصد و مهار و استفاده از فرصتها باشد. فرصتِ جوانی غنیمتی زودگذر است. لحظات زندگی را جدی بگیرید و فرصت جوانی را دریابید؛ جوانی نسیم رحمت است؛ آنگونه که محمد مصطفی میفرمودند: إنّ لِربّکم فی أیّام دَهرِکُم نَفَحاتٌ ألا فَتَعرّضوا لَها. (= در ایام زندگیتان، نسیمهای رحمتی میوزد. مراقب باشید خود را در معرض آن قرار دهید.)(3)
گفت پیغمبر که نفحتهای حق اندرین ای---ام میآرد سَب---ق
گوش و هش دارید این ای--ام را در ربایید اینچنین نفْحات را
نفحه آمد مر شما را دید و رفت هرکه را میخواست جان بخشید و رفت
نفحۀ دیگر رسید، آگ----اه باش تا ازین هم وانمانی، خواج----ه ت---اش(1)
حیا سرچشمۀ همۀ زیباییهاست(2)و در نبودِ حیا، هیچ کار زیبایی انجام نشده و هیچ کار زشتی تَرک نمیشود.(3)پیامبر میفرمودند: ألإسلام عُریانٌ فَلِباسُه الحیاء. (= اسلام عریان است و حیا لباس آن است.)(4)حیا همان دگرگونیِ حال و اِنکسار و دوریگزینی از کار زشت
است؛(1)بهخصوص آنکه انسان، احساس کند که ناظری او را میبیند و آگاهی و نظارت خداوندU عامل برانگیختن حیاست. رسول خدا میفرمودند: فَاسْتَحیُوا الیَوْمَ أنْ یَطّلع الله عَلی شیءٍ مِنْ أمرِکُم. (= شرم کنید امروز، از اینکه خداوند از تمام امورِ شما مطلع است.)(2)
بزرگترین سرمایۀ دختر و زن مسلمان، حیای اوست که ثمرۀ آن، مهار شهوت و تضمین عفّت او خواهد بود. یکی از مظاهر حیا را میتوان در آمدوشدِ دختران و زنان در جامعه دانست و بیشک، اختلاط، برای عفت و پاکی خطرساز است. وقتی رسول خدا شنیدند که در راهها و مسیرها، زنان و مردان بهصورت مختلط آمدوشد میکنند، به زنان توصیه فرمودند که در کنارِ راه حرکت کنند.(3)درنگ در نوع برخورد موسی با دختر شعیب و
شیوۀ راهرفتنِ این دختر که با حیا آمیخته بود نیز برای زنان الهامبخش است.(1)
پوشیدگیِ زن درمقابل نامحرم و دوری از جلوهگری و خودنمایی، تضمینکنندۀ سلامت زن و جامعه است. قرآن، همپای توصیه به مردان در دوری از چشمچرانی و رعایت پوشش بدن از نامحرم، به زنان نیز توصیه میکند که دیدگان خود را فروخوابانند و عفت پیشه سازند و لباسی مناسب بر تن کنند. به این دو آیه دقت کنید: «ای پیامبر، به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو، پوششهای بلند (جلباب) خود را بر خویش فرو افکنند.»(2)«به زنان مؤمن بگو، دیدگان خود را فرو خوابانند و عفت پیشه سازند و دامن خود را از بیگانگان
بپوشانند و زیور خویش را جز برای شوهران و سایر محارم، آشکار نکنند، مگر آنچه پیداست؛ و روسریهای (خُمُر) خویش را به گریبانها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوشها پوشیده باشد و پاهایشان را [چنان] به زمین نکوبند که آنچه از زینت پنهان میکنند، معلوم شود.»(1)
دربارۀ این دو آیه، به چند نکته توجه کنید:
۱. جلباب، پوششی چادرمانند، گشاد و پارچهای است و با روسریِ کوچک و خُمار متفاوت است. جلباب همچون مقنعهها و روسریهای بزرگ، سر و همۀ بدن را میپوشانیده است.(2)خداوندU در آیۀ نخست، با بیان جلباب، به پوشاندنِ سر و گردن و بدنِ زنان اشاره دارد.
۲. خُمُر جمع خمار و بهمعنای روسری و سرپوش است(3)و خداوندU در آیۀ دوم، از
تصویر
دختران و زنان مؤمن خواسته است که بهوسیلۀ خمار، سینه و گریبان (جِیْب) خود را بپوشانند. مرحومطبرسی دربارۀ این آیه مینویسد: «زنان مدینه، اطراف روسریهای خود را به پشت سر میانداختند و سینه، گردن و گوشهای آنان آشکار میشد. براساس این آیه، آنان موظف شدند اطراف روسریِ خود را به گریبانها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد.»(1)ابنعباس نیز دربارۀ تفسیر این آیه، میگوید: «یعنی زن باید مو، سینه، دورِ گردن و زیرِ گلوی خود را بپوشاند.»(2)
۳. قرآن در پاسخ به ضرورتِ پوشش نیز چنین میفرماید: ]ذلک أدْنی أنْ یُعرِفْنَ فَلا یؤذین.[ (= بدینوسیله شناخته میشوند [که اصالت خانوادگی دارند؛] پس، با آزار و تعقیب
[هوسرانان] روبهرو نمیشوند.)(1)
۴. پیامبر به أسماء فرمودند: «اسماء، وقتی زن بالغ شد، شایسته نیست که [دربرابر نامحرم] جز صورت و دستهایش دیده شود.»(2)
۵. پوشش اسلامی بهمعنای زندانیکردن و قراردادنِ زن در پشت پرده و درنتیجه، مشارکتنکردن در فعالیتهای اجتماعی نیست؛ بلکه پوشش بدان معناست که شما بهعنوان دختر و زن مؤمن، در معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشانید و به جلوهگری و خودنمایی نپردازید و مشارکتتان در فعالیتها، بر اصول انسانی و اسلامی استوار باشد.(3)
۶. بسیاری از جامعهشناسان، حجاب زن را مقتضای طبیعیِ جامعۀ بشری معرفی
کردهاند. مونتسکیو مینویسد: «قوانین طبیعت حکم میکند که زن، خوددار باشد؛ زیرا مرد را باتهوّر آفریدهاند و زن، نیروی خودداریِ بیشتری دارد. بنابراین، تضادّ بین آنان را میتوان با حجاب از بین بُرد و براساس همین اصل، تمام ملل جهان معتقدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند.»(1)
آنچه در پوشش مهم است، رعایت عفت، حیا، دوری از معاشرت با مردان بیگانه و پرهیز از نگاه چشمهای نامحرم است؛ در غیراینصورت اگر نوع دوخت و جنس پارچه، دختران و زنان را به پوشیدنِ لباسهای نازک و چسبان سوق دهد و جلوهگری و خودنمایی را ترویج کند، با پدیدهای بهنام پوشیدههای برهنه روبهرو هستیم. گاه، در جامعه، دختران و زنانی دیده میشوند که بهظاهر، چادر یا مانتو، پوشیدهاند؛ ولی درواقع برهنهاند! پیامبر چنین زنانی
1) . علیاکبر علویقی، زن در آیینۀ تاریخ، ص۱۱۵.
را «کاسیات عاریات» مینامند و در وصفشان میگویند: «آنان زنانیاند که پوشش دارند، اما برهنهاند. آنان به کجراهه میروند و دیگران را به کجرَوی تشویق میکنند.»(1)پوشش منهای عفت و حیا، همان پوشیدگیِ برهنه را بهدنبال دارد. شهیدمطهری در تبیین این پدیده چنین میگوید: «حرکات و سَکنات انسان گاهی زباندار است: گاهی وضع لباس و راهرفتن و سخنگفتن زن، معنادار است و بهزبان بیزبانی میگوید که دلت را به من بده، در آرزوی من باش و مرا تعقیب کن.»(2)
همواره با دانش و علم مأنوس باشید؛ چون «خداوندU درجۀ آنانی را بالا میبرد که ایمان
آوردند و از علم بهرهمند شدند.»(1)هیچوقت از یادگیری و دانشآموزی خسته نشوید و بهفکر دانشآموختگی نیفتید. این توصیۀ پیامبر را همواره بهیاد داشته باشید که میفرمودند: «چهار چیز است که هر باهوش و خردمندی، باید به آن پایبند باشد: شنیدن دانش، حفظکردن، نشردادن و عمل به
دانش.»(2)هر ظرفی وقتی چیزی در آن میگذارند، گنجایش خود را از دست میدهد؛ مگر ظرف دانش که با افزودن آن، گنجایشش بیشتر میشود.(3)
علمآموزی همگانی است و دختران، همسان پسران، در کسب این فضیلت برابرند. پیامبر میفرمودند: «زنان انصار، خوب زنانیاند: شرم و مانعِ فقاهت آنان در دین
نمیشود.»(1)بهترین مطالبی که شایسته است جوانان یاد بگیرند، چیزهایی است که در بزرگسالی بدان نیاز دارند تا بتوانند در زندگیِ اجتماعی، از آموختههای دوران جوانی خود استفاده کنند.(2)
علم، بال است مرغِ جان--ت را بر سپهر او بَرد روانت را
علم، دل را بهجای ج-ان باشد سرِ بیعلم بدگمان باشد
علم، نور است و جهل، تاریکی علم راهت بَرد ز تاریکی(3)
خودآگاه باشید. شما بهعنوان دختر و زن مسلمان، در محیط خود نقشهای مشخصشدهای دارید؛ زن بهمانندِ مرد، مسئولیت اجتماعی دارد و در فرهنگ قرآن، به هدایتگری، امربهمعروف، بازدارندگی از زشتیها و ناهنجاریها، در همۀ زمینهها میپردازد: ]وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاء بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنکرِ وَ یقِیمُونَ الصَّلاَة وَ یؤْتُونَ الزَّکاة وَ یطِیعُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ أُوْلَئِک سَیرْحَمُهُمُ اللّهُ اِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکیمٌ.[ (= مردان و زنان باایمان، دوستان یکدیگرند که به کارهای پسندیده وامیدارند و از کارهای ناپسند، باز میدارند و نماز برپا میکنند و زکات میدهند و از خدا و پیامبرش فرمان میبرند. آناناند که خدا بهزودی مشمول رحمتشان قرار خواهد داد که خدا توانا و حکیم است.)(1)در اِحیای این حق خود،
1) . توبه، ۷۱.
بیشتر تأمل کنید.
قرآن وقتی از «ابرار» یاد میکند، به زندگی زوج جوان حضرت امیرمؤمنان و حضرت فاطمه اشاره کرده و پس از بیان ویژگی این دو در «ایمان به خدا» و «ایمان به روز جزا»، از انفاقشان در راه خدا یاد میکند: ]وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً . اِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ، لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً[ (= و برای دوستی خدا، به فقیر و اسیر و طفل یتیم طعام میدهند و [میگویند] فقط برای رضای خدا به شما طعام میدهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی هم نمیطلبیم.)(1)
1) . انسان، 8و9.
از داشتن مشاوری دانا خود را محروم نکنید. تمام انسانهای موفق، مشاوری اعتمادپذیر داشتهاند. بههرحال، راهی که شما میخواهید طی کنید و هدفی که میخواهید به آن برسید، احتمالاً پیش از شما هم دیگرانی در آن راه، رفتهاند و به آن هدف رسیدهاند. مشورت با رفتهها و رسیدهها، کمک شایانی برای شماست.
حضرت رضا میفرمودند: «عقل پدرم را با عقول بقیۀ مردم نمیشد سنجید؛ بااینحال، گاهی با غلامان خود مشورت میکرد. به وی میگفتند که با چنین فردی مشورت میکنی؟! میفرمود که چه بسا خداوند زبان او را به مصلحت میگشاید. چه بسیار که آنان چیزهایی به حضرت تذکّر میدادند و حضرت آنها را در کشتوزرع خود
بهکار میبست.»(1)این سخن پیامبر را فراموش نکنید: «نه کسی از مشورت، بدبخت شده و نه خودرأی، خوشبخت.»(2)از اتهام نادانی در مشورت نترسید و بدانید که «هیچ پشتیبانی اعتمادپذیرتر از مشورت نیست.»(3)
مشورت ادراک و هشیاری دهد عقلها مَر عقل را یاری دهد
گفت پیغمبر: «بکن ای رأیزن مشورت»، کالمُسْتشار المُؤتَمَن(4)
دوست آینۀ تمامنمای دوست است. در انتخاب دوستان دقت کنید: دوستان پاک را برگزینید و از دوستان ناپاک فرار کنید.
درخت دوستی بنشان که کام دل بهبار آرَد نهال دشمنی بَرکَن که رنج بیشمار آرَد(1)
با کسانی آمدوشد کنید که خداباور و خودباور و خودساختهاند. حقیقت این است که انرژیِ مثبت و نیروی درونی آدمها، تاحدّی مُسری است: مهم آن است که کنارشان باشید. ضمن اینکه چیزهای بسیاری میشود از همین همنشینیهای ساده، آموخت.
تو اول بگو با کِیان زیستی پس آنگه بگویم که تو کیستی
«شخص به آیینِ دوست خود است. پس، باید هرکدام از شما بنگرد که با چه کسی
1) . حافظ شیرازی.
تصویر
دوستی میکند.»(1)پیامبر اکرم با بیان جملهای مهم، از ویژگیهای دوست خوب، چنین یاد میکنند: إذا رأیتَ مِنْ أخیک ثَلاثَ خِصالٍ فَارجِه: الحیاء و الأمانَة و الصدق و اذا لَمْ تَرها فلا ترجِه. (= اگر در دوست خود این سه خصلت را دیدی، به او امید داشته باش: حیا و امانت و راستی؛ در غیراینصورت، به او امیدوار مباش.)(2)این ویژگیها را برای شناخت دوست در نظر بگیرید: ۱. راستی در همۀ امور؛ ۲. همراز و محرم اسرار؛ ۳. سازگار و اهل مدارا؛ ۴. صمیمی و نزدیک،
۵. حامی و یاور.(3)البته به این نکته هم توجه کنید: برای دوستیِ خود مرزی قرار دهید؛
چراکه «تنهایی از همنشین بد بهتر است.»(1)
یار بَد چون رست در تو مهر او هین ازو بگریز و کم کن گفتوگو
برکَن از بیخش که گر سر برزند مر تو را و مسج--دت را برکن---د(2)
در خوبیکردن و کُرنش و فروتنی به پدر و مادر خود، کوتاهی نکنید. نیکی به والدین مهمترین تکیف الهی تلقی میشود؛ بهگونهای که بعد از توحید از آن یاد میشود؛ همچنانکه مسئلۀ عقوق، بعد از شرکورزیدن به خدا، از گناهان بزرگ کبیره است.(3)شخصی از پیامبر
دربارۀ دوستداشتنیترین کار از نظر ایشان سؤال کرد و آن حضرت، نخست به گزاردنِ نماز اولوقت اشاره فرمودند و آنگاه، از نیکویی به پدر و مادر یاد کردند.
روزی خواهر رضاعیِ پیامبر اکرم به نزد آن حضرت آمد. ایشان وقتی به او نگریستند، از او شادمان شدند و ملحفهشان را گستردند و او را بر آن نشاندند؛ سپس روی کردند و با او با گشادگیِ چهره سخن گفتند... . خواهرِ رضاعی برخاست و رفت و برادر رضاعی پیامبر آمد. رسول خدا رفتاری که با خواهر کرده بودند، با او نکردند. به حضورش عرض کردند: «ای رسول خدا ، با خواهر رفتاری کردی که با او، درحالیکه مرد است، نکردی؟!» فرمودند: «چون او به پدر و مادرش، نیکوکارتر از برادرش بود.»(1)
خداوند شکر والدین را مانند شکر خویش، واجب کرده است. شکر والدین شکر خداست؛
1) . کلینی، کافی، ج۲، ص۱۶۱.
چون منتهی به سفارش و امر خدای تعالی است. پس شکر پدر و مادر عبادت خدا و شکر اوست.(1)فردی از پیامبر خدا سؤال کرد: «حق پدر بر فرزند چیست؟» حضرت فرمودند: «اول، او را با نام صدا نکند؛ دوم، در راه رفتن از او جلو نیفتد؛ سوم، قبل از او ننشیند؛ چهارم، کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند.»(2)این نکته نیز شایانتوجه است: از شکرکردنِ مادر و توجه ویژه به او غفلت نکنید. شخصی به حضور پیامبر رسید و دربارۀ نیکی به پدر و مادر، از آن حضرت پرسش کرد. ایشان فرمودند: «به مادر نیکی کن، به مادر نیکی کن، به
مادر نیکی کن.» و سه بار نیز فرمودند: «به پدرت نیز نیکی کن.» پیامبر پیش از آنکه نیکیکردن به پدر را ذکر کنند، از مادر آغاز کردند.(3)
جوانی فصل الگوگیری و قهرمانپرستی است و این ویژگی، با تحسین و تمجید شدید الگو همراه است. جوانان در زندگی در پی یافتن گمشدۀ خود هستند و با یافتن الگوی دلخواه، خود را با او مقایسه میکنند و میخواهند به رنگ وی درآیند. بهواقع، قهرمانپرستی دختر جوان ریشه در ارزشپرستی او دارد و قرآن، با توجه به این نیاز، به زندگی جوانانی چون حضرت ابراهیم،(1)اسماعیل،(2)موسی،(3)مریم(4)، یحیی و یوسف(5)و پیامبران دیگر اشاره
میکند و نمونههایی از زندگی جوانان و شیوۀ جوانیکردن آنان را به نسل نو میآموزد و همگان را به سرمشقگیری از زندگی آنان ترغیب میسازد .
آشنایی با زندگی زنان بزرگ و موفق تاریخ که الگوهای کامل و مطلق زندگیِ زنان هستند، گامی برای تضمین سلامت زندگی شماست. زنان والایی نظیر آسیه، مریم، حضرت زهرا، زینب کبری و حضرت معصومه از چهرههای شاخصِ عالَماند که مطالعۀ حیات معنوی و اجتماعی ایشان، راز و رمز موفقیت در زندگی را به شما نشان میدهد و انگیزۀ لازم را برای بهترزیستن، در دل و ذهنتان تقویت میکند. خواندن مجموعۀ یازده جلدی بانوان ابرار را به شما توصیه میکنیم. در این مجموعه، از ده چهرۀ زن ناموَر تاریخ یاد شده است: هاجر، فاطمهبِنتاَسد، نرگس، فضّه، حمیۀ مصفا، مریم، آسیه، اُمّسلمه، فاطمهبنتحسن، حوا و خدیجه
.
کتابخوانی را جزئی از برنامۀ خودتان قرار دهید. دستبهکار شوید و برای کتابخواندن، البته کتابهای غیردرسی، جای مناسبی در زندگیتان باز کنید. دو اصل زیر را سرلوحۀ این اقدام بدانید:
۱. خوب کتاب خواندن: خواندن کتاب، هم بهصورت انفرادی مطلوب است و هم بهصورت تیمی. برای صورت دوم، توصیه میکنیم که چند نفر از دوستان خوب و همسنوسالِ خودتان را گِرد هم آورید و تیمی تشکیل دهید. پس از انتخاب کتابهای مدنظرتان، برای مطالعۀ آنها برنامهریزی کنید. بهتر است تعداد اعضای تیم شما سه تا پنج نفر باشند. بخشهای مختلف هر کتاب را بین اعضای این گروه تقسیم کنید. هرکدام از اعضا، بخش مربوط بهخود را علاوه بر مطالعۀ بخشهای دیگر، دقیقتر مطالعه کند. بهترتیب، بخشهای مختلف کتاب را در جلسه، بحث و بررسی کنید. در این همخوانی، همۀ اعضای تیم تلاش
میکنند مطالب کتاب را با کمک یکدیگر، بهخوبی دریافت کنند.
۲. کتابِ خوب خواندن: در انتخاب کتاب خوب، دقت کنید و هر کتابی را شایستۀ مطالعه ندانید. مشورت، بهترین راهنمای شماست. این آثار را در دو بخشِ مطالعات زنان و عمومی، برای مطالعه سفارش میکنیم:
مطالعات زنان:
پژوهشی در فرهنگ حیا، عباس پسندیده، قم: دارالحدیث، ۱۳۸۴.
زن از دیدگاه امامعلی، محمدتقی جعفری.
زن در آیینۀ جلال و جمال، عبدالله جوادی آملی.
نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، قم: صدرا، ۱۳۸۴.
زن و بازیابی هویت حقیقی، گزیدۀ بیانات مقام معظم رهبری.
شخصیت زن از دیدگاه قرآن، هادی دوستمحمدی، تهران: بینالملل، ۱۳۸۰.
پوشش زن، از مجموعۀ چلچراغ حکمت، علیمحمد آشنانی.
مسئلۀ پوشش، حسن ابراهیمزاده.
عمومی:
از ژرفای نماز، آیتالله خامنهای، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل، تهران: سروش.
تو از بهشت آمدهای، فریبا کلهر، تهران: سروش.
گناهشناسی، محسن قرائتی، تهران: پیام آزادی.
همنامِ گلهای بهاری، دربارۀ شخصیت پیامبر ، حسین سیّدی، قم: نسیم اندیشه، ۱۳۸۵.
تصویر
جلوههای رفتاری حضرت زهرا، عذرا انصاری، قم: بوستان کتاب، ۱۳۷۲.
آفتاب در حجاب، دربارۀ زندگی حضرت زینب ، سیّدمهدی شجاعی، تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۷۷.
پروین اعتصامی، مهناز بهمن، تهران: مدرسه، ۱۳۸۲.
حدیث بیداری، حمید انصاری، تهران: مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امامخمینی.
استاد عشق، ایرج حسابی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
ازدواج را بهتأخیر نیاندازید و مقهورِ گذر زمان نشوید؛ زیرا ازدواج حادثۀ شیرین و تحول بهیادماندنیِ دوران جوانی شماست و بهفرموده پیامبر ، هیچ بنیادی در اسلام، نزد
خداوند محبوبتر از ازدواج نیست.(1)با ازدواج، صفا، محبت و شیدایی میشکفد و حیاتی سبز، همراه با مسرّات معنوی و لذتهای سالم، آغاز میشود. آدمی چنان آفریده شده است که بهطورفطری، به ازدواج و ساماندادنِ خانواده رهنمون میشود. کسانیکه تن به ازدواج نمیدهند و از این «سنّت الاهی» سرپیچی میکنند، نوعی خامی در وجودشان باقی میمانَد و بسیاری از گونههای وجودیشان شکوفا نمیشود. بهگفتۀ استاد مطهری، «نوعی پختگی هست که جز در پرتو ازدواج، پیدا نمیشود.»(2)
ازدواج اولین مرحلۀ خروج از خودِ طبیعی فردی و توسعهپیداکردنِ شخصیت انسان است و کسانیکه این دوران را نگذراندهاند، تا آخرِ عمر نوعی خامی و بچگی در آنها وجود داشته
است.(1)ازدواج کنید؛ زیرا رسول خدا فراوان میفرمودند: «هرکه دوست دارد
از سنّت من پیروی کند، به ازدواج روی آورَد؛ زیرا ازدواج [بخشی] از سنّت من است.»(2)پیامبر در سخنان خود از گشودهشدنِ درهای رحمت آسمانی و وزش نسیم احسان و فیض الاهی، بههنگام ازدواج، خبر داده است.(3)
زوج جوان بهدلیل مصونیت از آلودگیها و انحراف شهوانی، جایگاه والایی نزد خداوند دارند؛ تاجاییکه خوابشان برتر از انسان مجردی است که روزها روزه میدارد و شبها برای عبادت بیدار میماند.(4)پیامبر خدا عبادت پسر و دختر ازدواجکرده را برتر از نماز مجردی
میدانند که شب و روز خود را به پرستش سپری میکند.(1)ازاینرو هرگاه یکی از یارانشان ازدواج میکرد، پیامبر «کاملشدن دین» او را بشارت میدادند.(2)بیتردید، کاملشدنِ دین فرد را نیز میتوان جلوهای از لطف خداU دانست.
عشق، مصاحبت و دستیابی به انتظارات را سه دلیل مهم برای ازدواج شمردهاند. این هشدار، به والدین محترمِ شما و پیامی به خودتان است که پیامبر روزی بر فراز منبر رفتند و فرمودند: «ای مردم، جبرئیل ازسوی [خداوندِ] لطیف آگاه، نزدم آمد و گفت که دوشیزگان، بهسانِ میوهها بر درختاند: اگر میوه پخته شود، اما آن را نچینند، آفتاب تباهش میسازد و باد، آنرا میپراکند. همچنین، اگر دوشیزگان به سنّی رسند که آنچه را زنان [از مسائل جنسی] میفهمند، دریابند، دارویی جز ازدواج برای آنان نیست؛ در غیراینصورت، از
فاسدشدن آنان در امان نباشید، زیرا آنها انساناند.»(1)
همواره به ارزیابی خود بپردازید و پیش از آنکه دیگران، شما را ارزیابی و نقد کنند، خویشتن را محاسبه کنید؛ زیرا، زیرکترینِ زیرکان کسی است که پیوسته خود را ارزیابی کند.(2)پیامبر میفرمودند: حاسِبوا أنفُسَکم قبلَ أنْ تُحاسِبوا و زِنُوا مِن قبل أن تُوزَنوا. (= به
حساب خود رسیدگی کنید، قبل از اینکه به حسابتان رسیدگی شود و خود را ارزیابی کنید، قبل از اینکه شما را ارزیابی کنند.)(3)ارزیابی خویشتن و دستیافتن به زوایای پنهان شخصیت،
موجب میشود که نسبت به خود، احساس اطمینانِ بیشتری کنید.(1)اگر نقطهضعفی دارید، به آن توجه کنید و در ازبینبردنِ آن، بکوشید. یک حلقۀ ضعیف در زنجیر خطر بزرگی برای تمام زنجیر است؛ پس خود را ارزیابی کنید و حلقههای قوی را به هم متصل کنید.
بهتر است براساس معیارهایی که در اختیار دارید، خود را بسنجید؛ مثلاً تعیین میزان وفاداری به قولها و وعدهها، پایاندادن به کارها در وقت مقرر، عمل به تعهدات، بهپایانرساندن اموری که نیمهکاره رها شدهاند، وارسیِ کردارها و رفتارها و اَعمال فردی و عبادی و اجتماعی.
1) . چگونه بر خویشتن مدیریت کنیم؟، ص۳۸.
زن و بازیابی هویت حقیقی، آیتالله خامنهای.
آنچه یک جوان باید بداند (ویژۀ دختران)، رضا فرهادیان و بتول فرهادیان.
زن، مرتضی مطهری، از مجموعۀ چلچراغ حکمت.
پوشش و حجاب، مرتضی مطهری، از مجموعۀ چلچراع حکمت.
احکام ویژۀ بانوان، سیدمجتبی حسینی.
تصویر