ghaemiyeh.com
سرشناسه : ایلخانیپور، علی
عنوان و نام پدیدآور : درآمدی بر جنگ رسانهای: ابزارها و راهکارهای مقابله با آن / علی ایلخانیپور، امید عبداللهی؛ تهیه کننده مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.
مشخصات نشر : قم: دفتر عقل، ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهری : ۱۳۶ ص.: جدول.
فروست : مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما؛ ۱۱۳۲.
شابک : ۱۲۰۰۰ ریال 978-964-2761-05-0 :
یادداشت : کتابنامه: ص. [۱۳۳] - ۱۳۶؛ همچنین به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر : ابزارها و راهکارهای مقابله با آن.
موضوع : رسانههای گروهی -- جنبههای سیاسی
موضوع : تبلیغات -- جنبههای سیاسی
موضوع : تبلیغات ضد ایرانی
موضوع : تبلیغات ضد اسلامی
موضوع : جنگ روانی-- ایران
شناسه افزوده : عبداللهی، امید
شناسه افزوده : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره : P۹۵/۸/الف۹د۴ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی : ۳۰۲/۲۳
شماره کتابشناسی ملی : ۱۳۰۶۵۴۴
با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، جهان معاصر شاهد ورود گفتمان جدیدی به عرصه سیاست گشت. این گفتمان در تقابل با کمونیسم و لیبرالیسم و بر پایه نفی سلطهگری و استکبارستیزی بنا شد. نظام جمهوری اسلامی به همین جهت از آغاز حیات سیاسی خود همواره موردتهاجم دشمنان بوده و هست. این تهاجمها با یک هدف و آن براندازی نظام اسلامی و در قالب و شکلهای گوناگون صورت میگیرد. یکی از مهمترین و پایدارترین آنها که هنوز نیز ادامه دارد، تهاجم و جنگ روانی است که با ابزارهای پیشرفته رسانهای صورت میگیرد.
جنگ روانی به باور برخی از کارشناسان از جنگ فیزیکی به مراتب کارآمدتر واثرگذارتر است. هدف در این نوع جنگ، ایجاد تحول ذهنی و به تعبیر دیگر تبدیل روحیه مقاومت به تسلیم و پذیرش رضایتمندانه میباشد. در واقع، جنگ روانی را میتوان «جنگ عقیده» نامید که به صورتهای آشکار و پنهانی بامخاطبان ارتباط عاطفی و احساسی برقرار میکند تا بتواند باورها و عقاید آنان را تسخیر کند. این نوع تهاجم با ویژگیهایی مانند: طراحی شده، نظاممند، خطابی و تبلیغی و در خدمت جنگ بودن و همچنین شیوههایی از قبیل تهدید، فریب، تکرار مطالب و شایعهپراکنی شناخته میشود.
به کارگیری جهتدار رسانههای گروهی برای اثرگذاری مستقیم و غیرمستقیم بر مخاطبان از ابزارهای اصلی جنگ روانی به شمار میروند، به گونهای که برخی جنگ روانی را جنگ رسانهای دانسته که برای القای دیدگاههای سیاسی، ایجاد بحران و آشوبهای اجتماعی و تحریف واقعیت به کار گرفته میشوند.
دست اندرکاران جنگ روانی میکوشند با رسانههای گروهی افکار عمومی را بهطور غیرمستقیم به تسخیر درآورند و باورهای سیاسی و فرهنگی خود را جایگزین عقاید مردم کشور مورد تهاجم کنند. در این راستا، صاحبان رسانههای سلطهگر در کشورهای جهان سوم اندیشههایی همچون مصرف گرایی، فرد گرایی افراطی، خشونتطلبی و نخبهگرایی را گسترش میدهند که از عوامل غیرمستقیم سلطه استعمار جدید به شمار میروند.
پژوهش حاضر کاری است از آقایان علی ایلخانیپور و امید عبداللهی در جهت آشنایی مخاطبان با ابزارها و اهداف جنگ رسانهای و ارایه راهکارهای مقابله با آن. با سپاس از این دو پژوهشگر ارجمند امید است به کار اصحاب رسانه بیاید و بهره لازم را از آن ببرند.
انّه ولیّ التوفیق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
استکبار میداند که سرچشمه مقاومت ملتها و دولتهای مسلمان، اسلام و تعالیم رهاییبخش آن است. ازاینرو، جنگ روانی گستردهای را بر ضد اسلام و مسلمانان آغاز کرده است.(1)
انقلاب اسلامی ایران به عنوان نخستین انقلاب مذهبی در میان انقلابهای بزرگ جهان، با ویژگی برجسته فرهنگیاش در سال 1979م. در حالی به پیروزی رسید که تصور میشد با فروپاشی کمونیسم، لیبرالیسم و گفتمان سکولاریسم در حوزههای سیاست، فرهنگ و اقتصاد تنها گفتمانهای مسلط دنیای معاصر باشند.
انقلاب اسلامی ایران از همان آغاز شکلگیری و سپس در دوران تثبیت و استمرار خود، با نفی هرگونه سلطهگری در عرصه روابط بینالملل و اثرگذاری گسترده بر جنبشهای اسلامی و عدالتخواه، چنان لرزهای بر پیکر ابرقدرتهای جهانی افکند که آنها در یک حرکت هماهنگ، جنگ روانی و رسانهای گستردهای را علیه این انقلاب نوپا به راه انداختند. در این نوشتار، کوشیدهایم جنبههای مختلف نظری و عملی جنگ روانی و رسانهای غرب علیه نظام جمهوری اسلامی ایران را بررسی کنیم.
1) [1] . پیام مقام معظم رهبری به کنگره عظیم حج، روزنامه اطلاعات، 21/11/1381.
امروزه فنآوریهای ارتباطی جدید، امکان پخش برنامههای ماهوارهای رادیو و تلویزیونی را به صورت گسترده فراهم آورده و به ابزاری نیرومند برای تهاجم و جنگ رسانهای تبدیل شده است. این تهاجم رسانهای، پیآمدهای منفی فراوانی برای جامعه ما به ویژه نسل جوان داشته است. در کنار پرداختن به این موضوع، راهکارهای مقابله با اثرگذاری منفی ماهواره را نیز در حوزه نرمافزاری و سختافزاری بررسی میکنیم.
در حوزه روابط بینالملل نیز متفکران انتقادی در مکتبهای مختلف از جمله سازندهگرایی (constractivism) و پست مدرنیسم (Post modernism) به خوبی به شیوه برساخته شدن (Construct) «واقعیت» و نقش هویت، نشانهها، انگارهها، زبان، گفتمان و تصویرسازی رسانهای پرداختهاند. در این میان، رسانهها از جمله تلویزیونهای ماهوارهای در بر ساختن «واقعیت» نقش بسیار مهمی ایفا میکنند که این اثر، تلاش دارد برخی ابعاد آن را بررسی کند.
در این راستا، کتاب حاضر در سه فصل ساماندهی شده است و با پرداختن به ابعاد مفهومی و نظری جنگ روانی، جنگ رسانهای و... به بررسی و معرفی انواع شبکههای رادیو و تلویزیونی میپردازد و به آسیبهای اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آنها توجه میکند. در پایان، اثر نگارنده به ارائه راهکارهایی برای استفاده حداکثری از ظرفیتهای موجود در حوزه رسانهای میپردازد و راهکارهایی را برای تقویت رسانه ملی و توسعه پوشش رسانهای مطرح میکند.
(1) آشنایی انسان با پدیده اثرگذاری روانی و کاربرد آن در عرصههای مختلف زندگی، به ویژه در جنگها و فعالیتهای سیاسی، در تاریخ کهن بشر ریشه دارد. بهرهگیری از فنونی مانند: رجزخوانی، حیلههای نظامی و فریب دادن رقیب، تقریباً در تمام حوزههای نظامی و سیاسی وجود دارد. بنابراین، پیشینه استفاده از این روشها به زمان پیدایش جنگ و سیاست در زندگی اجتماعی برمیگردد.(2)
درباره جنگ روانی و اثرگذاری آن، نظریههای گوناگونی وجود دارد. برخی کارشناسان، جنگ روانی را کارآمدتر از جنگ فیزیکی و برخی آن را حرکت بیهودهای میدانند. در این میان، اگر واقعنگر باشیم، خواهیم دید هرشکست یا پیروزی، در کنار نقش داشتن عوامل سختافزاری، رهاورد باورهای دو طرف درگیر جنگ است. همچنین پیروزی در هرگونه نبرد و جنگی در پی ایجاد تحول ذهنی؛ یعنی دگرگونی در اراده، پایداری و تبدیل مقاومت طرف مقابل به پذیرش رضایتمندانه شکست است. ازاینرو،
موفقیت نبرد در حوزه نرمافزاری و روانی، مهاجم را از پرداختن هزینههای سنگین در حوزه سختافزاری بینیاز میکند. دو طرف درگیر در جنگ، بهویژه وقتی که درگیریهای فیزیکیشان به بنبست رسیده است، دریافتهاند که به جز کشتن، مجروح ساختن و اسیر کردن حریف، میتوان از روشهای کمهزینهتر دیگری نیز برای رسیدن به هدف بهره برد که آن جنگ روانی است. میدانیم که جنگ روانی با این نام و به کمک فنون جدید در گذشتههای دور مرسوم نبوده، ولی بخشی از فرآیند ستیز طرفهای جنگ بوده است.
در حوزه علوم انسانی برخلاف علوم تجربی، واژهها تعریف یکسانی ندارند. این امر در مورد دانشواژه «جنگ روانی» نیز صادق است. فولر،(1)تاریخنگار وتحلیلگر نظامی بریتانیایی، نخستین کسی است که اصطلاح جنگ روانی را در سال 1920 به کار برد.(2)این اصطلاح، نخستین بار در پیوست فرهنگ بین المللی وبستر(3)به کار رفته است.(4)کارل فون کلاوس ویتس، ژنرال پروسی،جنگ را ادامه سیاست با ابزارهای دیگر میداند و معتقد است جنگ،
علمی قهری است که خصم را وامیدارد تا از اراده ما پیروی کند.(1)فرهنگ علوم اجتماعی، جنگ را آزمودن نیرو با استفاده از اسلحه، میان ملتها یا گروههای رقیب در داخل کشور تعریف کرده است.(2) فرهنگ علوم سیاسی، جنگ را مبارزه مسلحانه بین کشورها یا مردم یک کشور برای رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی تعریف میکند.(3)بررسی این دانشواژه نشان میدهد کاربرد آن از نظر مفهومی، حتی از دوره پیش از میلاد مسیح، تنها در زمینه برخوردهای نظامی نبوده است. سن تزو(4)نیز قواعدی را درباره جنگ مطرح میکند. رکن اساسی نظریههای او را اصل فریب، اغفال و تهاجم روانی تشکیل میدهد. او میگوید: «فرمانده ارتش دشمن را تحریک کنید؛ موازنه فکری، عقلی و عصبی او را به هم بزنید و او را گیج و گمراه کنید».(5)
برخی، جنگ روانی را «جنگ کلمه و عقیده» نامیدهاند که میتواند به صورت مخفی یا آشکار، شفاهی یا کتبی با توجه ویژه به عقل انسان، درصدد برقراری نوعی ارتباط عاطفی با مخاطب برآید؛ ارتباطی که بتواند تا ژرفای وجود انسان نفوذ کند.(6)به باور یکی از پژوهشگران حوزه ارتباطات، جنگ
1) [1] . برای درک کاملتر دانشواژه «جنگ» و زیر مدخلهای آن، نک: مرکز اطلاعات و مدرک علمی ایران، فرهنگ علوم سیاسی بهار.
2) [2] . آلن بیرو، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه: باقر ساروخانی، تهران، کیهان، 1375، چ 2، ص 449.
3) [3] . برای مطالعه بیشتر نک: علی آقا بخشی، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، مرکز اسناد و مدارک، 1374، چ 2، ص 246.
4) [4] . SENTZU ؛ از متفکران چینی قرن چهارم پیش از میلاد است. برای مطالعه بیشتر آرای نظامی وی نک: عباس آرین، هنر جنگ.
5) [5] . تاریخ فن جنگ، ص 115.
6) [6] . نک: صلاح نصر، الحرب النفسیه، معرکه الکلمات و المعتقد، ترجمه: زهرا خسروی، ج 1، چ 2، صص 95 و 96.
روانی، کوششی نظاممند و برنامهریزی شده برای تخریب یا تضعیف روحیه حریف یا دشمن است.(1)پس از جنگ جهانی دوم، کارشناسان جنگ روانی پذیرفتهاند که مفهوم اساسی جنگ روانی، دستکاری باورها با به کارگیری رسانههای ارتباطی است.(2)در مباحث آکادمیک، تعریفهای گوناگونی از جنگ روانی ارائه میشود، ولی محور همه تعریفها، «اثرگذاری بر عواطف و عقاید» و «اعمال فشارهای روانی» برای هدایت جامعه مورد نظر به سوی «اهداف» طراحان جنگ روانی است.(3)
از تحلیل محتوا و جمعبندی تعریفهای موجود، جنگ روانی را میتوان دارای ویژگیهای زیر دانست:
طراحی شده است؛
خطابی و تبلیغی است؛
در خدمت جنگ قرار دارد؛
حالتها، احساسات، باورها و رفتارها را هدف قرار میدهد.
_رونالد پروس _در مقالهای با عنوان «ارزیابی تازه جنگ روانی»، 18 واژه معادل برای جنگ روانی نقل میکند که گروهها و افراد مختلف به کار بردهاند. این واژههای جایگزین عبارتند از: جنگ سرد؛ جنگ عقاید؛ مبارزه برای تسلط بر عقاید و اراده انسانها؛ جنگ اذهان؛ جنگ فکر؛ جنگ عقیدتی؛ جنگ عصبی؛ جنگ سیاسی؛
1) [1] . برای مطالعه بیشتر نک: یوسف کرمی، مقاله «جنگ روانی غرب علیه ایران»، مجله سیاست دفاعی، دانشگاه امام حسین علیهالسلام، سال اول، ش2، 1372، ص183.
2) [2] . صلاح نصر، جنگ روانی، ترجمه: محمود حقیقت کاشانی، تهران، سروش، 1381، ص 54.
3) [3] . مدیریت مطالعه و برنامهریزی آموزشی، جنگ روانی، دانشگاه امام حسین، 1373، صص7و8.
اطلاعات بینالمللی؛ اطلاعات ماوراء بحار؛ مبارزه حقیقت؛ تبلیغات؛ تبلیغات بینالمللی؛ جنگ تبلیغات؛ جنگ لفظی؛ تجاوز غیرمستقیم؛ تحریک (آشفتگی)؛ ارتباط بینالمللی.(1)
_لاین برگر _پیشینه جنگ روانی را در 1254 پیش از میلاد بررسی کرده است. وی مینویسد:
گیدئون، سرداری بود که با سریانیها میجنگید. وی با سپاه کوچک سیصد نفریاش توانست لشکری چند هزار نفری را شکست دهد. چون در جنگهای این دوره، هر صد جنگجو یک شیپورچی داشتند، گیدئون به هر کدام از سیصد سربازش یک شیپور داد تا بنوازند و دشمن این سپاه سیصد نفری را سی هزار نفر پنداشت و بر اثر فشار روانی این «پندار»، روحیه مبارزه را از دست داد».(2)
سن تزو، نظریه پرداز چین باستان کتابی به نام _هنر جنگ _دارد. وی که اثر خود را در قرن پنجم پیش از میلاد نوشته است، بحثهای ویژهای را برای تضعیف روحیه دشمن و غافلگیری او با سر و صدا و هیاهو مطرح کرد.(3)او از جنگجویان میخواهد تا با پرچمها، طبلها و علامتهای بسیار، چشم و گوش دشمن را دچار اختلال کنند.(4)
1) [1] . نک: وی ای دی، جنگ روانی، صص 1-23.
2) [2] . درس جنگ روانی، «غیرحضوری» از مجموعه دروس دورههای تطبیق آموزش پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی «ویژه افسران»، تهیه و تنظیم زیر نظر: مدیریت مطالعات و برنامهریزی آموزشی، تهران، 1373، صص 1-23.
3) [3] . همان.
4) [4] . مقاله «جنگ روانی و راهبردهای آن»، روزنامه ابرار، 13/7/1379.
قرآن کریم نیز اشاره دارد که مشرکان از فنون جنگ روانی مانند: شایعه پراکنی، تفرقهافکنی، اتهام زدن و مانند آن استفاده میکردند.(1)خداوند در قرآن از راهبرد شایعهپراکنی منافقان سست ایمان پرده برمیدارد و با انتقاد از آنها میفرماید:
و چون خبری [حاکی] از ایمنی یا وحشت به آنان برسد، انتشارش دهند و اگر آن را به پیامبر و اولیای امر خود ارجاع کنند، به یقین، از میان آنان کسانی هستند که [میتوانند درست و نادرست] آن را دریابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود، همانا جز [شمار] اندکی، از شیطان پیروی میکردید. (نساء: 83)
در دوره معاصر، رشد تبلیغات روانی در کنار جنگ فیزیکی ادامه دارد. اصطلاح جنگ روانی، واژهای آلمانی است. آلمانیها که در جنگ جهانی اول شکست خورده بودند، در جستوجوی عوامل شکست خویش برآمدند. آنها دریافتند با وجود ابزار مدرن تسلیحاتی، از اهرمهای تبلیغاتی بیبهره بودهاند. _هیتلر _که خود در برانگیختن احساسات و عواطف روانی آلمانها بسیار ماهر بود، وزارتخانهای برای «برنامهریزی تبلیغاتی» تأسیس کرد و ریاست آن را به گوبلز - اعجوبه تبلیغاتی آلمان - سپرد.(2)در طول جنگ جهانی اول، تبلیغات جنگ روانی به بالاترین سطح خود رسید.(3) (4)روانشناسان و کارشناسان
1) [1] . جنگ روانی، مدیریت مطالعات و برنامهریزی آموزشی، ص 22.
2) [2] . برای مطالعه بیشتر نک: چشمانداز عملیات روانی، معاونت فرهنگی ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اداره تبلیغات، 1373.
3) [3] . برای مطالعه بیشتر، نک: همان.
4) [4] . برای مطالعات بیشتر در مورد جنگ روانی در صدر اسلام. نک: محمد کاویانی، مقاله «تبلیغات و جنگ روانی»، نشریه حوزه و دانشگاه، شماره 29.
ماجراجوی آلمانی و امریکایی با پژوهشهای گسترده درباره مهارتهای تبلیغاتی کوشیدند بهرهگیری از تواناییهای تبلیغاتی و استفاده از مهارتهای جنگ روانی را برای کشورهای درگیر در جنگ ضروری جلوه دهند. در جنگ جهانی اول، هواپیماهای امریکایی میلیونها اعلامیه را میان جنگجویان آلمانی و اتریشی پخش کردند. این اعلامیهها، نه تنها این جنگجویان را در ادامه مبارزه سست میکرد، بلکه موجب میشد آنها از افسران ارشد خود نافرمانی کنند. «ترس»، «تردید» و «اغوا»، پیآمد جنگ روانی امریکا علیه آلمان و اتریش در جنگ جهانی اول بود. امریکا در نبرد با ویتنامیها نیز از شگردهای تبلیغاتی بهره جست. پیتر واتسون، جامعهشناس انگلیسی در کتاب _تشنج افکار _مینویسد: «تنها در ماه مه 1968م. سیصد میلیون جزوه جنگ روانی روی سر مردم ویتنام ریخته شد.» تأثیر این فعالیتهای گسترده تبلیغاتی را هنگامی بهتر درمییابیم که بدانیم مردم امریکا با اینکه هر روز در تلویزیونهای خود میدیدند دهکدههای ویتنام با خاک یکسان میشود، ولی هیچ واکنشی نشان نمیدادند. در مقابل، در همان زمان، وقتی روانشناسی برای یک آزمون روانی، سر کبوتری را در برابر کلیسا جدا کرد، واکنشها و ملامتهای شدید مردم امریکا را در پی داشت.(1)امروزه نیز وقتی سازمان «سیا» یک سوم بودجه خود را در خارج از امریکا هزینه میکند تا ماهیت جریانهای سیاسی را وارونه جلوه دهد،(2)اهمیت جنگ روانی بهتر روشن میشود.
روشهای جنگ روانی، رهاورد پژوهشهای علمی درباره جنگ روانی یا دانشهای نزدیک به آن (مانند: روانشناسی و روانشناسی اجتماعی) است. چه بسا هر گروه یا فردی این روشها را به دلیل زیربنایی بودن و کاربرد گستردهشان به کار گیرد. بنابراین، یافتههای علمی جدید برگستردگی و پیچیدگی این شیوهها میافزاید. _ژان کارزنو _مینویسد:
روشهای نوین تبلیغات بر این فرضیه که با افکار عمومی هر کاری را میتوان انجام داد، استوار نبوده [است]، بلکه برعکس بر مشاهده دایمی گرایشها و عکسالعملهای افکار عمومی متکی است. شاید هم زمانی برسد که ماشینهای الکترونیک و کامپیوترها با استفاده از نتایج بررسیهای تجربی در هر لحظه به مسئولان تبلیغاتی بگویند که چه تاکتیکی را در پیش بگیرند.(1)
مهارتهای اجرای روشهای جنگ روانی محدودترند. هر یک از این روشها، با یک یا چند فن اجرایی به کار میروند. منظور از ابزارهای جنگ روانی، دستگاهها، ابزارها یا کارهای مشخصی است که به عنوان «قابلیت»، اجرای عملیات روانی را ممکن میسازد. برای مثال، شاید ماهواره به منظور تسهیل ارتباطات و کاربردهای علمی محض اختراع شده باشد، ولی در جنگ روانی کاملاً در خدمت اهداف سیاسی و جاسوسی قرار میگیرد.
اکنون به بررسی روشها و مهارتهای جنگ روانی میپردازیم. بیگمان، مهارتهای عملیات روانی، به موارد یاد شده در این پژوهش و هر پژوهش
1) [1] . ژان کازنو، قدرت تلویزیون، ترجمه: علی اسدی، تهران، امیرکبیر، 1364، ص 125.
دیگری منحصر نخواهد بود.
_هوارد لونتال _و همکارانش در آزمایشهایی در دانشگاه _ییل _نشان دادند برانگیختن ترس، به آسان شدن تغییر نگرش و رفتار خواهد انجامید. تهدید به روشهای مختلف اقتصادی، نظامی و سیاسی صورت میگیرد.(1)نگارنده، بازتاب تهدیدهای نظامی اسرائیل علیه تأسیسات هستهای ایران را در رسانههای مختلف غربی، به منظور امتیاز گرفتن اروپاییها و امریکا در مذاکرههای هستهای و اقتصادی ارزیابی میکند.
جنگ روانی در این مورد، دگرگون جلوه دادن واقعیت در نظر مخاطب است. فریب چنان در جنگ روانی اهمیت دارد که برخی، آن را معادل جنگ روانی دانستهاند. با فریب دادن تلاش میشود شنونده به ساختن محیط روانی خاصی وادار شود که با محیط واقعی فرق دارد. از منظر روانشناسی ادراکی، شیوه فریب، تلاش دارد درک نادرستی از واقعیت را در انسان برانگیزد.(2)
تکرار یک مطلب، تأثیر ناخودآگاه و شگفتانگیزی در فرد و جامعه دارد. فقط باید مطلبی که بیان میشود، برای نخستین بار به صورت آزمایشی بیان
شود تا مشخص شود آیا زمینه طرح آن مناسب است یا نه؟(1)از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا امروز، رسانههای غربی همواره نظر واحدی را به شگردهای مختلفی مطرح میکنند. حمایت از تروریسم، مخالفت با روند صلح خاورمیانه و تلاش برای دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی، اندکی از انبوه اتهامهایی است که پیوسته از رسانههای گروهی غرب علیه ایران اسلامی تکرار میشود.
مهمترین نکته درباره شایعه آن است که موضوع شایعه باید به گونهای انتخاب شود که در کنار برآوردن هدف طراحان، با زمینه نیز تناسب کامل داشته باشد؛ زیرا اگر با زمینه متناسب نباشد، رواج نمییابد.(2)شایعهها با اهداف مختلفی رواج مییابند، از جمله: ایجاد ترس، تولید نگرانی در مخاطب و ایجاد بدبینی درباره مقامهای سیاسی.(3)در دوران جنگ تحمیلی، نیروهای عراقی برای تضعیف روحیه پایداری نیروهای رزمنده بارها کوشیدند شایعه درگذشت حضرت امام خمینی رحمهالله را رواج دهند.
به جز موارد یادشده، تبلیغات منفی، تحریف واقعیتها، سانسور خبری، تطمیع، تحریک احساسات، بزرگنمایی مشکلات، کوچکنمایی توانمندیهای طرف مقابل، تفرقهافکنی، دامن زدن به اختلافها، تهمتزدن، دادن اطلاعات ناقص و درآمیختن خبرهای درست با نادرست از دیگر
راهبردهای جنگ روانی است.(1)
کارشناسان و هدایت کنندگان جنگ روانی در جهت طرحهای هدفمند خود، از ابزارها و امکانات مختلفی بهره میبرند. ماهواره، رادیو و تلویزیون، مطبوعات، اینترنت و مانند آن، در عصر فنآوری اطلاعات و ارتباطات، ابزارهای نیرومندی برای آنان است. به کارگیری جهتدار رسانههای گروهی و اثرگذاری مستقیم و غیرمستقیم رسانهها بر مخاطبان خود، توجه متفکران حوزههای مختلف علوم اجتماعی، ارتباطات، روانشناسی، علوم سیاسی و تبلیغات را به خود جلب کرده است. این حساسیت تا آنجاست که برخی صاحبنظران، تلاش هدفدار رسانهها برای اثرگذاری بر مخاطبان، القای دیدگاههای سیاسی، ایجاد بحران و آشوبهای اجتماعی، تحریف واقعیتها و دیگر عملکردهای رسانههای بیگانه را «جنگ رسانهای»(2)نامیدهاند.
مهمترین تعریف از «جنگ رسانهای»، استفاده از رسانهها برای تضعیفِ کشورِ هدف و بهرهگیری از توان و ظرفیت رسانهها در دفاع از منافع ملی است. جنگ رسانهای از برجستهترین جنبههای «جنگ نرم»(3)و «جنگهایجدید بینالمللی» است. جنگ رسانهای هنگام روی دادن جنگهای نظامی کاربرد بیشتری مییابد، ولی این بدان معنا نیست که در دیگر زمانها، جنگ رسانهای
1) [1] . فنون مورد استفاده در جنگ روانی فراوان است و دستآوردهای علوم روانشناسی، ارتباطات و... بر ابعاد آن میافزاید. برای مطالعه بیشتر در این حوزه نه تنها مطالعه کتابها و مقالههای علمی در حوزه روانشناسی، روانشناسی اجتماعی، ارتباطات و تبلیغات ضروری است، بلکه مطالعه در حوزههای زبانشناسی، منطق و به ویژه مباحث کاربردی منطق در حوزه مطالعات ضرورت دارد.
2) [2] . Media war.
3) [3] . soft war.
در جریان نیست. جنگ رسانهای تنها جنگی است که حتی در شرایط صلح، میان کشورها به صورت غیررسمی ادامه مییابد. هر کشوری با استفاده از رسانههایش میکوشد هدفهای سیاسی خویش را پیش ببرد.
هر کدام از کارشناسان عرصههای مختلف از چشماندازهای گوناگونی به پیآمدهای گسترش حوزه نفوذ رسانهها توجه کردهاند. سیاستمداران به مشارکتی، القایی، تبلیغی(1)و چه بسا تمامیتگرایانه یا اقتدارگرایانه بودنکاربردهای آن توجه داشتهاند.(2)دستاندرکاران تبلیغات کوشیدهاند با رسانههای گروهی، افکار عمومی را به طور غیرمستقیم، به تسخیر درآورند و باورهای سیاسی، فلسفی، دینی و فرهنگی خود را جایگزین باورهای مخاطب سازند. آنان فعالیت خود را با شناخت عواطف و احساسات مخاطب آغاز میکنند و سپس در خواستههای گروه مخاطبان، چنان اثری میگذارند تا نگرش و باور آنها را تغییر دهند و سپس به تغییر رفتارها و کنشهایشان وادارند.(3)
اطلاعاتی که هدفگیری دقیقی دارد، به اندازه سلاحهایی که هدفگیری دقیقی دارند، مهم است. رسانههای جدید نیز این امر را به میزان بیسابقهای امکانپذیر کردهاند؛ زیرا رسانههای گروهی افزون بر وظایف مهم خبری و آموزشی و رهبری فکری که در سازندگی و آمادگی افراد برای زندگی اجتماعی نقش اساسی دارند، وظایف تبلیغی نیز انجام میدهند. رسانهها با اجرای این وظایف، بیشتر از نظر روانی بر افراد اثر میگذارند. البته هرگاه به
منظور جلب توجه یا ایجاد باور و اطمینان به کار روند، نقش تبلیغی دارند.(1)آگاهی از اهمیت اثرگذاری فکری از طریق رسانههای گروهی، بسیاری از پژوهشگران و کارشناسان ارتباطات را بر آن داشت تا محتوای برنامههای رسانهها، به ویژه اخبار روزنامهها، رادیوها و تلویزیونها، داستانهای رادیویی، سریالهای تلویزیونی، کتابها و مجلهها را با دیدگاه انتقادی تجزیه و تحلیل کنند. این بررسیها نشان میدهد در بعضی کشورهای جهان سوم، رسانههای گروهی، ارزشها و اندیشههایی همچون مصرفگرایی، فردگرایی افراطی، خشونتطلبی و نخبهگرایی را گسترش میدهند که از عوامل غیرمستقیم سلطه استعمار جدیدند و در فرآیند توسعه آنها، اثر نامطلوب بر جای میگذارند. اکنون کارشناسان ارتباطی کشورهای در حال توسعه با آگاهی از این آثار منفی، نسبت به کاربرد ارتباطات جمعی در برنامههای توسعه ملیشان، محتاطتر شدهاند. آنها با پژوهشهای جدید خود دریافتهاند که بسیاری از پیامهای ارتباطی که پیشتر فرض میشد در پشتیبانی از توسعه ملی، آثار مثبت دارند، در عمل، تنها به ترویج «غربگرایی» و حفظ ساختارهای اجتماعی واپسگرا کمک کردهاند.(2)
نظریههای گوناگونی در حوزه ارتباطات کوشیدهاند جایگاه و میزان قدرت و نفوذ رسانهها را تبیین کنند. پیش از جنگ جهانی دوم، ساز و کار بحران چنان بود که نظریهپردازان تحت تأثیر شرطی شدن در حوزه
روانشناسی قرار میگرفتند. برای مثال، آنها به تأثیر نامحدود رسانههایی چون رادیو و تبلیغات _گوبلز _در آلمان نازی باور داشتند. ازاینرو، عامل قدرت رسانهها را بر پژوهشهای علمی در ارتباطات گسترش میدادند، ولی پس از دهه 1950م. ، از اهمیت این عامل در نظریههای ارتباط جمعی تا حدودی کاسته شد و پارهای از قدرت رسانهای، به «رهبران فکری» اختصاص یافت.
عامل دیگر، توزیع قدرت در سطوح مخاطبان و رسانهها بود، هر چند نوع، ابعاد و میزان این قدرت نزد مخاطبان به روشهای متفاوتی تفسیر میشد. به طور کلی در سطح جهانی و ملی، احزاب، گروهها، نهادهای مدنی و نیز دولتمردان به قدرت رسانهها در انتقال پیام و ایجاد تغییر در رفتار مخاطبان اعتقاد دارند.(1)همچنین در حوزه همکاری رسانههای خبری و قدرتهای سیاسی، دیدگاههای گوناگونی مطرح شده است. این نظریهها، گاه رسانهها را بر سیاست اثرگذار دانستهاند و گاه تأثیر سیاست را بر رسانهها بررسی کردهاند.(2)
نگرشهای انتقادی به چگونگی عملکرد رسانهها، تنها به جنبههای یادشده محدود نمیشود._ مار کوزه،_ منتقدی که بیشترین انتقادهایش به جامعه صنعتی غرب و فنآوریهای جدید است، اعتقاد دارد فنآوریهای مدرن از جمله فنآوریهای رسانهای و ارتباطاتی، افراد را به طور مؤثر و خوشایند مهار میکنند و راه را بر توتالیتاریسم هموار میسازند؛ یعنی این نظام رسانهای و دیگر نظامهای تولید انبوه، به فروش و تحمیل نوعی نظام اجتماعی میپردازند
که در عین سرکوبگری و سلطهجویی، دلپذیر به نظر میرسند. نقش اصلی رسانهها در نظام سرمایهداری، برانگیختن و برآورده کردن یکسویه نیازهای کاذب در مخاطب است. نمونه این مسئله، تبلیغات گسترده تلویزیون در اجتماعی کردن، خاموش کردن و همراه کردن مخاطب با خطمشی نظام حاکم است. در کل، انتقادهای مارکوزه از رسانهها بیشتر از آنجاست که رسانههای گروهی، شکلی تازه از مراقبت جمعی است. این رسانهها هستند که نیازهای کاذب، اندیشه تکبعدی، تخدیر انسانی و رفتارهای متناسب با بازتولید سرمایهداری جدید را میآفرینند.(1)
پیچیدگی جنبههای گوناگون «جنگ رسانهای» سبب نشده است تصمیمگیری درباره «طراحی»، «تدوین راهبرد»، «چارچوبها»، «سازوکارهای کاربردی»، «راهکارهای عملیاتی کردن اهداف و مأموریتهای تعریف شده»، «استفاده کامل از توان هر رسانه با توجه به امکانات انتشار چاپی، صوتی، تصویری، چندرسانهای، اینترنتی و آنلاین» تنها به ژنرالهای نظامی واگذار شود. جنگ رسانهای مقولهای است که همکاری هماهنگ و نزدیک بخشهای نظامی، سیاسی، اطلاعاتی، امنیتی، رسانهای و تبلیغاتی یک کشور را میطلبد.(2)
جنگ رسانهای، جنگ بدون خونریزی، جنگ آرام و جنگ بهداشتی تلقی میشود؛ جنگی که روی صفحه روزنامهها، از میکروفون رادیوها، در
صفحه نمایش تلویزیونها و بر عدسی دوربینها جریان دارد. مردمی که زیر بمباران جنگ رسانهای قرار دارند، چه بسا از وجود جنگ سنگینی که در فضای تنفسی آنها جریان دارد، ناآگاه باشند. هدف جنگ رسانهای، تغییر رفتار دولتهاست، ولی در عمل، به جای هدف قرار دادن مستقیم دولتها،ملتها را هدف بمباران قرار میدهد؛ زیرا مسلّم است اگر بتوان افکار عمومی را درباره موضوع یا پدیدهای قانع کرد یا به آن جهت خاصی بخشید، دولتها نیز تحت فشار افکار عمومی به آن سو کشیده خواهند شد.(1)
دریان کورت، جنبههای سختافزاری و نرمافزاری تبلیغات را از هم جدا میداند و از مطبوعات، رادیو و تلویزیون، آگهیها و دیگر رسانهها به عنوان ابزار منفی یاد میکند. جدا ندانستن حوزه سختافزاری از نرمافزاری، یا به بیان دیگر، ابزار از پیام و درونمایه، اشتباهی بزرگ است که چه بسا پژوهشگران حوزههای ارتباطات، علوم سیاسی و مطالعات فرهنگی و متولیان امور فرهنگی و قانونگذاران را در تصمیمگیریهایشان شتابزده کند. چه رسانهها را جهتدار بدانیم و چه بگوییم رسانهها به خودی خود، بار ارزشی مثبت یا منفی ندارند و هیچکدام از پدیدههای آن در ذاتشان منفی نیستند، ممکن است در جهت اهداف گوناگون به کار روند. در بررسی و شناخت جنگ رسانهای و تبلیغات به جای مقابله با پیامها و مضمونهای نامطلوب و جهتدار رسانهها، نباید به رویارویی با ابزارها پرداخت.
_پرفسور حمید مولانا، _استاد و مدیر بخش ارتباطات بینالملل دانشگاه واشنگتن دی. سی در مقالهای با عنوان _جنگ روانی و فریب کاری رسانه ها _مینویسد:
1) [1] . همان.
این شعار که مطبوعات، رکن چهارم مشروطیت و دموکراسی در جامعه است، اسطورهای بیش نیست. کارکرد، کاربرد و کارنامه مطبوعات و رسانهها، با الگو، روش و اهداف آنها و با نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که در چارچوب آن عمل میکنند، رابطه دارد. برای مثال، در یک قرن اخیر، به طور کلی مطبوعات و رسانههای دنیا، جز در چندین مورد استثنایی، همواره در خدمت سلطهگران ملی و بینالمللی بودهاند.(1)
1) [1] . حمید مولانا، مقاله «جنگ روانی و فریبکاری رسانهها»، پژوهش و سنجش، ش 34.
امام خمینی رحمهالله در وصیتنامه سیاسی - الهی خویش میفرماید:
رادیو و تلویزیون و...، ابزارهای مؤثر تباهی و تخدیر ملتها به ویژه نسل جوان بوده است. در این صد سال اخیر، به ویژه نیمه دوم آن، چه نقشههای بزرگی از این ابزار، چه در تبلیغ ضد اسلام و ضد روحانیت خدمتگزار و چه در تبلیغ استعمارگران غرب و شرق کشیده شد و از آنها برای درست کردن بازار کالاها به ویژه تجملی و تزئینی از هر قماش، از تقلید در ساختمانها و تزئینها و تجملهای آنها و تقلید در اجناس نوشیدنی و پوشیدنی و در فرم آنها استفاده کردند. به طوری که افتخار بزرگ فرنگیمآب بودن در تمام شئون زندگی از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن به ویژه در خانمهای مرفه و نیمهمرفه و در آداب معاشرت و کیفیت حرف زدن و به کار بردن لغات غربی در گفتار و نوشتار، فیلمهای تلویزیون از فرآوردههای غرب یا شرق بود که طبقه جوان زن و مرد را از مسیر عادی زندگی و کار و صنعت و تولید و دانش، منحرف و به سوی بیخبری از خویش و شخصیت خود و یا بدبینی و بدگمانی به همه چیز خود و کشور خود و حتی فرهنگ و ادب و آثار پرارزش که بسیاری از آن با دست خیانتکار سودجویان به کتابخانهها و موزههای غرب و شرق منتقل گردیده است.(1)
1) [1] . نک: امام خمینی رحمهالله ، وصیتنامه سیاسی - الهی، ص 26.
رادیو به دلیل ارزانی، حجم کم، برد زیاد امواج، در دسترس بودن به ویژه در زمان بحران و جنگ و قابلیت حمل به هر مکان، وسیله مناسبی برای کاربردهای مثبت و منفی است.(1)امام خمینی رحمهالله در این زمینه میفرماید: «رادیو و تلویزیون یک دستگاهی است که هم از طرف تبلیغات فاسد اهمیت زیادی دارد و هم از طرف تبلیغات صحیح.»(2)همچنین کاربر رادیو میتواند هنگام استفاده از برنامههای آن، به کارهای دیگری نیز بپردازد و این امر، در مقایسه با دیگر رسانههای نوشتاری یا دیداری نقطه قوّتی برای رادیو به شمار میرود.(3)
دکتر _جیهان احمد رشتی _در کتاب _تبلیغات در رسانه های ارتباط جمعی _در مورد قدرت اثرگذاری رادیو در جنگ روانی چنین مینویسد:
نخستین ویژگی رادیو، شیوه برآمده از این حقیقت است که رادیو، تنها حسّی از حواس انسان را از راه صوت برای اثرگذاری به کار میگیرد. بدین ترتیب، شخص پس از شنود اخبار رادیو نمیتواند آنچه را شنیده است، ببیند؛ یعنی او از طریق مشاهده قادر به فهم مطالب بیان شده نیست. علاوه بر این، شنونده در همان حال ناچار به پذیرفتن مطالب بیان شده است؛ زیرا نمیتواند دوباره هدف را بازنگری کند. در نتیجه، غالباً زمان زیادی را برای درک منظور آنچه بیان شده است، صرف نمیکند. پس جنبه عاطفی فرد، نقش اصلی را در شناخت هدف پیام ایفا میکند و جنبه منطقی فرد تأثیری نخواهد داشت و واکنش فرد را در برابر هدف محدود
میسازد. این همان شیوه تجربه شدهای است که به مقتضای آن، رادیو - به عنوان ابزار ارتباط جمعی - بر دیگران اثر میگذارد.(1)
عوامل بیرونی دیگری نیز بر روش درک پیام رادیویی اثر میگذارد. البته منظور ما از پیام در اینجا، تنها سخنرانی نیست، بلکه موسیقی و انواع صداهای اثرگذار را نیز شامل میشود. فردی که گزارشی را در روزنامه میخواند، کاملاً غرق در خواندن میشود، در حالی که فردی که به رادیو گوش میدهد، میتواند در همان زمان به کار دیگری نیز مشغول باشد. بنابراین، شنونده تنها بخشی از توجه خود را بر آن پیام متمرکز میکند. پس اثر این امر بر فهم او آن قدر نخواهد بود که در دیگر رسانههای خبری، مانند مطبوعات، تلویزیون و سینماست. در این موارد، فرد باید حواس خود را به طور کامل متوجه رسانه کند تا مطلب را بفهمد. ازاینرو، باید ذهن خود را به تفکر درباره موضوع وادارد تا بر محیط اطراف خود علم حاصل کند.(2)به ایندلیل، مجری رادیو باید به جنبههایی توجه کند که فهم مطلب را آسان سازد و توجه شنوندگان را در فهم مطلب به خود جلب کند تا سرانجام آنان را به واکنش وادارد. شیوه پیام رادیویی برای اثرگذاری مطلوب مهم است. پیام ساده و استفاده از موسیقی هنگام پخش میتواند با تحریک عاطفه افراد، آنان را در فهم مطالب کمک کند. موسیقی، شنوندگان را به شنیدن موضوعهای سیاسی علاقهمند میسازد. از این رو، فرستندههای موسیقی به تحلیل سیاسی میپردازند؛ زیرا برای ایشان
مهم است که هنگام پخش، بتوانند با اثرگذاری بر احساسات مردم، از آنان برای عملی کردن اهداف تبلیغی خود بهره ببرند.(1)
برای اینکه یک رادیوی بیگانه بتواند در میان مردم یک سرزمین مخاطب بیابد، باید اصول، عوامل و شرایطی را رعایت کند. برای مثال، نیازهای روانی مردم را بررسی کند و از خلأهای موجود بهره گیرد. همچنین زمان پخش با وقت آزاد شنوندگان تناسب داشته باشد و مخاطبان، محتوای برنامهها و ویژگیهای آن را تأیید کنند.(2)رادیو به ویژه در کشورهایی که بیسوادان درصد بالایی از جمعیت را تشکیل میدهند، اثرگذار است. میزان اثرگذاری رادیوهای بیگانه در کشورهای گوناگون، متفاوت است. مردمان برخی کشورها به برنامه رادیویی بیگانه بسیار بیاعتنایند و در برخی دیگر از کشورها، مخاطبان چنین برنامههایی زیادند.(3)به باور ژنرال دانوان،(4)استفاده از رادیو یکی از سلاحهای راهبردی در جنگ است. بر این مبنا، اگر رادیو به صورت راهبردی به کار گرفته شود، نارضایتی در میان شهروندان کشور دشمن افزایش مییابد، اعتماد مردم و نظامیان به رهبرانشان کم میشود و مخاطبان به ابراز مخالفت تشویق میشوند؛ همانگونه که شاخه اجرایی جنگ سیاسی بریتانیا انجام داد.(5)رادیو در عین حال که نقش انکارناپذیری در اطلاعرسانی و پخش اخبار دارد، میتواند دروغگوی بزرگی نیز باشد؛ زیرا تصویر مستند، همزمان
و زندهای از رویدادها ارائه نمیکند. از سوی دیگر، پیام آن در فضا منتشر میشود و سندی از آن در دست مخاطب باقی نمیماند.(1)
در اینجا از آوردن تاریخچه پیدایش رسانه رادیو چشم میپوشیم و علاقهمندان را به منابع موجود در این زمینه ارجاع میدهیم،(2)ولی نقش قدرتهای بزرگ را در گسترش کاربرد این رسانه بررسی میکنیم.
قدرتهای استعماری اروپایی در پخش برنامههای رادیویی، پیشگام بودند. هلند در سال 1927 م. پخش برنامه به زبانهای خارجی را برای منطقه خاور دور آغاز کرد. اتحاد جماهیر شوروی نیز که به تدریج به قدرتی در عرصه جهانی تبدیل میشد، به فعالیت گستردهای در این زمینه دست زد و با سرمایهگذاری فراوان توانست تا پایان سال 1930 م. برنامههای رادیوییاش را به پنجاه زبان پخش کند. در واقع، _کرملین _از رادیو همچون ابزار سیاست خارجی بهره میجست. دیگر قدرتهای اروپایی نیز که نمیخواستند در این عرصه عقب بمانند، کمکم وارد صحنه شدند. ایتالیا و بریتانیا در سال 1932 م. و فرانسه در سال 1933 م. پخش برنامه به زبانهای خارجی را آغاز کردند. در این سالها، حزب نازی که در پی استحکام قدرت سیاسی خود بود و به ورای مرزهایش نیز چشم دوخته بود، شبکه گستردهای از فرستندههای رادیویی را ایجاد کرد که نخست، برنامههایی تبلیغاتی بر ضد اتریش پخش میکرد. برلین
پس از مدتی، پخش برنامه رادیویی روی موج کوتاه را برای امریکای لاتین آغاز کرد. ژاپن نیز در مقام یک قدرت استعماری از این ابزار ارتباطی کمهزینه و پرتأثیر سود جست. در وهله اول، مردمان خاور دور، مخاطب برنامههای رادیویی ژاپن بودند.
در آن سالها که جهان، صحنه رویارویی قدرتهای استعماری بود، کمتر کسی به آن سوی اقیانوس اطلس در حوزه امریکای شمالی توجه داشت. همزمان با افروخته شدن آتش جنگ جهانی دوم، اروپا به عرصه نبرد نیروهای متحد با متفقین تبدیل شد، به گونهای که زبانههای آن به روسیه و ژاپن نیز کشیده شد. با اعلان جنگ آلمان به امریکا و حمله ژاپن به بندر _پرل هاربر _در این کشور، جنگ جهانی دوم ابعاد گستردهای یافت. 79 روز پس از ورود امریکا به جنگ، در 24 فوریه 1942 م. نخستین صدای رادیوی برونمرزی از امریکا شنیده شد؛ یعنی زمانی که برنامه آلمانی آن آغاز به کار کرد. این برنامه، از طریق فرستندههای بی.بی.سی پخش میشد. به این ترتیب، نطفه آغازین آنچه بعدها «صدای امریکا» نام گرفت، در نیویورک بسته شد. رادیو امریکا توانست ظرف چند ماه و در همان سال، به 27 زبان خارجی، برنامه پخش کند.(1)این جهشی بزرگ برای قدرتی بود که در راه ابرقدرت شدن گام نهاده بود. امریکا در پی آن بود که افکار عمومی را در سراسر جهان متوجه خود کند.(2)در طول جنگ جهانی دوم، رادیو، برتری خود را در مقایسه با
مطبوعات که به آسانی سانسور میشدند، نشان داد. رادیو مرز نمیشناخت و همچون جنگ، ابعاد جهانی مییافت. بدین ترتیب، در قارههای آسیا و افریقا نیز که تا آن زمان رونقی نیافته بود، رخنه میکرد.(1)
اهمیتی که رادیو در مدت جنگ جهانی دوم به عنوان رسانه اطلاعاتی به دست آورد، توجه ویژه حکومتها را برانگیخت. پس از جنگ، در اروپای ویران شده، به سبب دشواریهای انتقال کاغذ برای چاپ روزنامه، رادیو چونان ابزاری ممتاز برای سخن گفتن با ملتهای آزاد شده از یوغ نازیها درآمد، ولی پس از آن، خیلی زود، به یکی از سلاحهای جنگ سرد تبدیل شد.(2)
_مارشال مک لوهان _در اثر خود با نام _شناخت وسایل ارتباط جمعی، _فرستندههای رادیویی را چنین دستهبندی کرده است:
فرستندههایی که تنها برنامههای خاص مانند: موسیقی، علمی، پژوهشی، سیاسی یا فرهنگی پخش میکنند. این برنامهها با کیفیت بالا پخش میشوند.
فرستندههایی که به پخش خبرهای حوادث روزانه در فاصلههای کوتاه بسنده میکنند.
فرستندههایی که برنامههای گستردهتری را به صورت کوتاه، ولی با محتوای گوناگون پخش میکنند. از جهت دیگر، فرستندههایی با امواج کوتاه، برنامهها را در سطح داخلی و بینالمللی پخش میکنند. فرستندههایی نیز با
امواج بلند، برنامهها را برای داخل کشور پخش میکنند.(1)
به طور کلی، رادیوها را میتوان به دو نوع دستهبندی کرد: رادیوهای داخلی و رادیوهای بینالمللی.(2)رادیوهای بینالمللی به رادیوهای بینالمللی منطقهای و بینالمللی جهانی تقسیمپذیر است.
رادیوهای بینالمللی، رادیوهایی هستند که از یک کشور معیّن برای کشور دیگری پخش میشوند. همچنین رادیوهایی که در بعضی از کشورها شنیده میشوند، اگرچه برای کشور مشخصی پخش میگردند، جزو رادیوهای بینالمللی هستند. این رادیوها از طرف حکومت، به صورت رسمی یا غیررسمی و از ایستگاههای سرّی پخش میشوند. گفته شده است _رادیو اروپای آزاد _و _رادیو آزادی، _افزون بر کمکهای ویژه از سوی نمایندگی خبرگزاریهای مرکزی امریکا، از نظر مالی نیز تأمین میشوند.(3)
رادیوهای بینالمللی، به جز امواج کوتاه، روی امواج متوسط نیز برنامه دارند. معمولاً این رادیوها مدعی واقعنگری، دقت و متعهد نبودن به پخش دیدگاههای دیگران هستند. نویسنده کتاب _جنگ نرم _این ادعا را زیر سؤال میبرد و مینویسد:
... رادیو بریتانیا و صدای امریکا علاوه بر اینکه وسایل امتناع را به کار گرفتهاند و گیرنده پیام تبلیغاتی (مخاطب) را مدنظر قرار میدهند، در پخش سریع اخبار و اطلاعات و نیز ارائه تحلیل و تفسیرهایی در مورد این اخبار میکوشند و هرچند دیدگاههای گوناگونی را اشارهوار مطرح میکنند، ولی معمولاً یکی را بر دیگری ترجیح میدهند یا برای نظری که مؤیّد آنان است، بیشتر اهمیت میدهند. این در حالی است که برای دیدگاههای دیگران اهمیت چندانی قائل نیستند و چنان عمل میکنند که شنوندگان غیرمتخصص، تحت تأثیر مواضع آنان قرار گیرند.(1)
رادیوهای بینالمللی مشهور عبارتند از: رادیو انگلیس (بنگاه خبرپراکنی انگلستان)؛(2)صدای امریکا؛(3)رادیو مسکو؛(4)رادیو پکن؛ رادیو آلمان؛ رادیوقاهره؛ بنگاه رادیو کانادا؛(5)بنگاه رادیو استرالیا؛(6)رادیو اروپای آزاد(7)و رادیوآزادی.(8)اکنون کارکرد برخی از این رادیوهای بینالمللی را بررسی میکنیم:
یک - بی بی سی (بنگاه خبرپراکنی بریتانیا)
_شرکت رادیویی بریتانیا _از سال 1922 م. آغاز به کار کرد و در سال 1926 م. به _بنگاه رادیویی بریتانیا _تغییر نام داد. این بنگاه، خدمات رادیویی خود را نخست در داخل آغاز کرد و سپس در سال 1932 م. به پخش اخبار برای خارج از مرزها پرداخت و در سال 1936 م. خدمات تلویزیونی خود را به آن
افزود. هنگام جنگ جهانی دوم، فعالیت آن متوقف گشت و بار دیگر پس از جنگ در سال 1946 م. از سر گرفته شد.
دو - رادیو بریتانیا
_رادیو بریتانیا _با عنوان مؤسسه عام و بر اساس قرارداد پادشاهی بریتانیا در انحصار _بنگاه خبرپراکنی بریتانیا _است. این بنگاه در قبال حکومت انگلستان تعهداتی دارد، ولی از دستورهای حکومت پیروی نمیکند. شورای اداری، ریاست آن را بر عهده دارد و اعضای آن را نخستوزیر بریتانیا تعیین میکند. امروزه شمار کارمندان خارجی آن به 3600 نفر میرسد.
یک نویسنده انگلیسی میگوید: «خدمات خارجی رادیو انگلیس به دقت و واقعنگری متمایز است و از نظر قابلیت تصدیق، وجه جهانی دارد، ولی به نظر ما هرگز چنین نیست.» در عمل، این رادیو از نظر تبلیغاتی، از درجه عالی برخوردار است؛ یعنی در خدمت به سیاست معیّن، آرای خاصی را به شکلی مطلوب و در قالبی ارائه میدهد که شناخت تمامی جنبههای آن برای برخی از شنوندگان مشکل مینماید.
سه - صدای امریکا
این رادیو به _آژانس اطلاعاتی امریکا _وابسته است و دستگاهی مرکزی تولید و تحلیل اخبار را بر عهده دارد. _صدای امریکا _شعبههایی دارد که ترجمه اخبار به زبانهای خارجی و تولید برنامههای ویژه و نیز برنامههای ضبط شده برای پخش در ایستگاههای خارجی بر عهده آنهاست. امروزه این رادیو با 2200 نفر کارمند به فعالیت خود ادامه میدهد(1)و با _سازمان جاسوسی امریکا _نیزارتباط
1) [1] . franeis s Ronaldjn. op.cit.p.76.
تنگاتنگی دارد.(1)
رادیوهای بینالمللی را میتوان از جنبههای مختلف دستهبندی کرد. برای مثال، با توجه به اهداف آنها، رادیوهای بینالمللی چهار دسته میشوند:(2)سیاسی؛ مذهبی؛ تجاری؛ مختلط.
رادیوهای سیاسی مانند خبرگزاریها، روزنامهها و مجلههای بینالمللی، از ابزارهای تبلیغی کشور متبوع خود هستند و با تبلیغ، نشر و تفسیر مواضع سیاسی خارجی و مصالح و منافع آنان و دیگر عوامل مؤثر، در خدمت سیاست خارجی کشورشان قرار دارند. به همین دلیل، سیاست مشخصی به کار نمیبرند و عملکرد آنان مانند سیاست خارجی کشور یاد شده، همواره در حال تغییر است؛ چنانکه روزی با کشوری دشمنی میکنند و روز دیگر با همان کشور، از در صلح و آشتی وارد میشوند. بخش زیادی از جنگ روانی کشورهای استعمارگر، از طریق چنین رادیوهایی اعمال میشود. صدای امریکا از جمله این رادیوهاست.(3)این رادیوهای بینالمللی(4)که از یککشور مشخص، برنامههایی را برای کشورهای دیگر پخش میکنند، در جنگ روانی نقش اساسی ایفا میکنند.
با توجه به نقاط اشتراک برنامههای رادیویی با برنامههای تلویزیونی، نوعی همکاری بینالمللی در زمینههای گوناگون میان آنها پدید آمده است. این همکاری با داد و ستدهای فرهنگی و سیاسی میان کشورها آسانتر شده و آنها را به تشکیل اتحادیههای رادیو - تلویزیونی وادار کرده است. در اینجا به برخی از این اتحادیهها اشاره میشود:(1)
اتحادیه رادیوهای اروپایی؛
سازمان بینالمللی رادیو و تلویزیون؛
اتحادیه رادیوهای کشورهای عرب؛
اتحادیه رادیوهای آسیایی؛
اتحادیه رادیو - تلویزیونهای کشورهای آسیایی؛
سازمانهای رادیو و تلویزیون در قاره امریکا؛
اتحادیه پخش کشورهای مشترک المنافع؛
بنگاه پخش رادیویی بینالمللی؛
اتحادیه کاتولیکی بینالمللی برای رادیو و تلویزیون؛
سازمان بینالمللی ارتباطات مسیحی؛
دانشگاه رادیو و تلویزیون بینالمللی؛
یورو ویزیون.(2)
هماکنون بیش از 32 رادیو به زبان فارسی برای ایرانیان و دیگر فارسیزبانان جهان که بنا بر برخی آمارها، بیش از صد و پنجاه میلیون نفرند، برنامه پخش میکنند. مهمترین این رادیوها عبارتند از: رادیو بی.بی.سی؛ رادیو امریکا؛ رادیو آزادی رادیو فردا؛ رادیو آلمان؛ رادیو فرانسه؛ رادیو مسکو؛ رادیو اسرائیل.
بسیاری از این رادیوها، پایگاههای اینترنتی دارند و خبرها و اطلاعات آنها از این طریق نیز در دسترس مخاطبان قرار میگیرد. افزون بر آن، دریافت فرکانسهای این رادیوها به صورت دیجیتالی و با آنتنهای ماهوارهای نیز امکانپذیر است. در مورد شمار دقیق مخاطبان و شنوندگان این رادیوها، اطلاعات معتبری در دست نیست، ولی با بررسی محتوای برنامههای این رادیوها میتوان گفت بیشتر اطلاعات ارائه شده در آنها، با هدف جهتدهی به افکار عمومی ایرانیان و فارسیزبانان، براساس خواست گردانندگان آنهاست. رادیوهای بی. بی. سی، آزادی، فردا، آمریکا، آلمان، فرانسه، اسرائیل و مسکو را دستگاه سیاست خارجی کشورهای متبوعشان، آشکارا و به طور رسمی بر اساس سیاستگذاری نهادهای امنیتی و سیاسی آن کشورها اداره میکنند.(1)
1) [1] . جنگ نرم 2، صص 269 - 270.
(1) در سال 1949 م. با پشتیبانی وزارت امور خارجه(2)امریکا و حمایت مالی سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) و حضور کارشناسان برجسته سیاست خارجی آن کشور، کمیته ملی برای یک اروپای آزاد تأسیس گردید. یک سال بعد، این کمیته آمادگی خود را برای پخش برنامههای رادیویی به زبانهای چک، لهستانی، مجاری، رومانیایی و بلغاری اعلام کرد و نخستین برنامه در ژوئن 1950 م. به مدت نیم ساعت از آلمان پخش شد.
هدف اعلام شده رادیو آزادی، بیان واقعیتها برای بالا بردن آگاهیهای مردم جهت دستیابی به آزادی و استقلال در برابر رژیمهای کمونیستی بود. با فروپاشی کمونیسم، در طول سالهای 1989 - 1991م.، فرصت جدیدی برای این رادیو فراهم شد و با ایجاد شبکه گستردهای از نویسندگان، شمار مراکز خود را به 20 دفتر رساند که این مراکز از _تالین _تا _صوفیا _و از _مسکو _تا _آلماتا _فعال هستند.
پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی کمونیسم، بحثهای گستردهای در واشنگتن درباره آینده _رایو آزاد اروپا _پیش آمد که سرانجام در سال 1993 بودجه این رادیو از 227 میلیون دلار به 75 میلیون دلار کاهش یافت. سپس با
1) [1] . برای مطالعه بیشتر نک: مقاله «رادیو آزادی، آماده جنگ روانی علیه اسلامگرایی»، نشریه ترجمان سیاسی، 5/8/1380؛ مقاله «استفاده از رادیو به عنوان ابزار سیاست خارجی»، روزنامه همشهری، 7/8/1379.
2) [2] . بنابر اطلاعات جدید، مسئولان این رادیو قصد جابهجا کردن مکان آن را دارند، ولی درمورد مقر جدید آن خبری نیست.
درخواست واتسلا و هاول، رئیس جمهور چک در سال 1994 م. و موافقت بیل کلینتون، مقرّ این رادیو از _مونیخ _به _پراگ _منتقل گردید. این رادیو با 420 نفر کارمند و 700 ساعت کار در هفته به 23 زبان مختلف برنامه پخش میکند.
پس از آنکه امریکا درخواست کرد برنامههای رادیویی فارسی از _پراگ پخش شود، جمهوری چک بر سر دوراهی سختی قرار گرفت؛ زیرا باید از میان دو راه دشوار یکی را برمیگزید؛ یا خواسته کنگره امریکا را بپذیرد و اجازه دهد از پراگ، سخنپراکنی علیه ایران صورت گیرد و بدین ترتیب، به واسطه نفوذ جمهوری اسلامی ایران در جهان اسلام مورد غضب مسلمانان قرار گیرد یا خواسته واشنگتن را رد کند و نارضایتی کنگره امریکا را به ویژه هنگام تصمیمگیری نهایی در مورد پذیرش جمهوری چک در ناتو و اتحادیه اروپا برانگیزد. از آنجا که ورود به سازمانهای اروپایی برای جمهوری چک، مهم بود، راه نخست را برگزید. ایران به این امر اعتراض کرد و مبنای اعتراض ایران نیز امری کاملاً قانونی و مبتنی بر قوانین بینالمللی بود؛ زیرا هزینه مالی این رادیو از محل بودجه بیست میلیون دلاری مصوب کنگره امریکا برای براندازی و ایجاد اخلال در نظام جمهوری اسلامی ایران فراهم میشد. افزون بر آن، چنین اقدامی خلاف قوانین بینالمللی، منشور ملل متحد و پیمان مودت منعقد شده میان دو کشور ایران و چک در 29 اکتبر سال 1930 م. بود و دخالت آشکار در امور داخلی کشوری مستقل شمرده میشود.(1) رادیو اروپای آزاد _که
1) [1] . برگرفته از: گفتوگویی اختصاصی خبرنگار روزنامه ایران با سفیر وقت جمهوری اسلامی ایران در جمهوری چک.
سالها یکی از رادیوهای غربی بود، اکنون مأموریت جدیدی بر عهده گرفته و آن مبارزه با اسلامگرایی است. این ایستگاه رادیویی قصد دارد برای ماندگاری خود از این فرصت جدید استفاده کند.(1)
رادیو اروپای آزاد که از آن به_ رادیو آزادی_ یاد میشود، از آغاز تأسیس تاکنون مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته است. این رادیو از پاییز 1377 مرحله تازهای را در فعالیتهای خود آغاز کرد. این رادیو با پخش برنامههای فارسی برای ایرانیان و افغانها و عربی و کردی برای عراقیان، تبلیغ مبانی فرهنگی غرب مانند دموکراسی را بر عهده گرفته است و برای مقابله با موج اسلامگرایی به ویژه در خاورمیانه تلاش میکند. تفاوت اساسی رادیو آزادی با دیگر رادیوهای بیگانه، مانند رادیو صدای امریکا و بی.بی.سی، آن است که در هریک از این رادیوها، خبرها و تفسیرها، متناسب با منافع دولت متبوع خود پخش میشوند، ولی در رادیو آزادی، منافع مشترک کشورهای معتقد به اصول لیبرالیسم مدنظر است. از همینرو، مسئولان رادیو آزادی میکوشند چهره مستقلی به خود بگیرند.
بررسی محتوایی پیامهای رادیو آزادی نشان میدهد این رادیو، فعالیتهای خود را کاملاً با راهبرد «استحاله از درون» و سپس فروپاشی خاموش نظام حکومتی ولایت فقیه در ایران اسلامی که از سوی امریکا طراحی شده است، همسو قرار داده است. تبلیغ ایدئولوژی لیبرالیسم در کنار حمله غیرمستقیم به اسلام ناب محمدی، بزرگنمایی گروهبندیهای فضای داخلی ایران، تقویت
1) [1] . مقاله «رادیو آزادی آماده جنگ روانی علیه اسلامگرایی»، نشریه ترجمان سیاسی، 5/8/1380.
جریان مدعی اصلاحطلبی همسو با امریکا، تضعیف جریان اصولگرای کشور و ایجاد نفرت علیه آنها، حمله به نهادهای انقلابی و راه انداختن جنگ تبلیغی علیه آنها، تضعیف روحیه ملی و ترویج بحث ناکارآمدی دین در اداره جامعه، از جمله فعالیتهای این رادیو بوده است. برای مثال، رادیو آزادی در نخستین روزهای فعالیت خود (2/8/1377) به تصویب طرح «توسعه بسیج دانشجویی» واکنش منفی نشان داد و از آن به عنوان یک نیروی نظامی، در برابر اصلاحطلبان دانشگاهی یاد کرد. همچنین با ارائه گزارشی از انجمن مطالعات خاورمیانه امریکای شمالی در شیکاگو تأکید کرد در ایران باید ایدئولوژیزدایی شود. رادیو آزادی تصریح کرد دگرگونیهایی در ایران جریان دارد که میتوان از آن به عنوان گسست از اسلام سیاسی یاد کرد. در آن نشست، بر ضرورت برقراری رابطه میان ایران و امریکا از طریق ایدئولوژیزدایی و کنار زدن اسلام تصریح شده بود. همچنین برای رو در رو قرار دادن ساخت قدرت در کشور، در 17 مرداد 1378، تهیه لایحه جرم سیاسی از سوی قوه قضائیه را توطئه واپسگرایان علیه دولت خاتمی عنوان کرد. رادیو آزادی، چند روز بعد،(1)قوه قضائیه را به خاطر صدور اطلاعیهای که در آن تصریح شده بود با هجمهکنندگان به مقدسات اسلامی در مطبوعات برخورد قاطع میشود، محافظهکار خواند.
رادیوهای بیگانه همواره درصدد القای ناامیدی در مردم ایران و شکستن
1) [1] . در تاریخ 13/6/1378.
پایداری ایشان در برهههای مختلف انقلاب بودهاند. برای مثال، رادیو اسرائیل در تاریخ 9/5/1364 چنین گفت:
رژیم ایران، در حال حاضر خود را با بنبست روبهرو میبیند و ملت ایران احساس میکند فریب خورده است و هیچیک از شعارهایی که در زمان انقلاب داده میشد، عملی نگردیده است.(1)
رادیو بی.بی.سی نیز که حتی پیش از انقلاب با وزارت خارجه بریتانیا ارتباط نزدیک داشت و جهت تضعیف مقاومت نیروهای ملی و مذهبی برای ملی کردن صنعت نفت و پس از آن تلاشهای زیادی انجام میداد، پس از پیروزی انقلاب و در جنگ تحمیلی، با بیان تحلیلهای نادرست، به تضعیف مقاومت ایرانیان در جنگ تحمیلی میپرداخت. به یک نمونه از این فعالیتهای تخریبی در تاریخ 2/5/1365 از سوی رادیو بی.بی.سی توجه کنید:
به گفته رئیس مجلس ایران، این کشور خود را برای یک حمله جدید در جنگ خلیج فارس آماده میسازد. در ایران، نشانههایی دال بر خستگی از جنگ در میان شهرنشینان و گاهی اوقات حتی در میان روستاییان به چشم میخورد. برای این افراد که یک سال قبل بدون هیچ تردیدی به جبهه میرفتند، این سؤال مطرح است که چرا رهبران اظهار میدارند دیگر نمیتوانند حالت «نه جنگ، نه صلح» را تحمل کنند. آنان این هدف روانی را انتخاب کردهاند تا بتوانند به اوضاع جنگ سر و سامان بدهند... .(2)
ایجاد تفرقه، شایعهپراکنی، دامن زدن به اختلافها، تحریف رخدادها و نادیده گرفتن علت بحرانها از ویژگیهای برنامههای رادیوهای بیگانه است و
معمولاً در جنگ رادیویی علیه نظام جمهوری اسلامی از آن بهره میجویند. رادیو امریکا در تاریخ 9/6/1365 از قول سردبیر سیاسی _لوپوئن _اینگونه نقل میکرد: «دلیل اصلی این جنگ، رویارویی دو ناسیونالیزم [یا ]دو تمدن است و این جنگ، جنگ پارس و عرب است».(1)
شاید گمان شود سیاست خارجی ایران در برابر غرب، عامل این موضعگیریهای خصمانه بوده است، ولی بنابر شواهد موجود، حمله رسانهای غرب علیه انقلاب اسلامی ایران از همان ابتدای پیروزی انقلاب آشکار بود. ایستگاهی که خود را _صدای آزاد ایران _مینامید، برای نخستین بار در سال 1980 م. شنیده شد. این رادیو ادعا میکرد از منطقهای آزاد شده در ایران، برنامه پخش میکند. این ایستگاه رادیویی در گزارشی ادعا کرد _آیت اللّه خمینی _رحمهالله، قدرت را از شاهپور بختیار - (2)رئیس جمهور قانونی ایران - غصب کرده است. صدای آزاد ایران همچون دیگر رادیوهای یاد شده، از امام خمینی(ره) میخواست تا استعفا دهد؛ زیرا در غیر این صورت، با جنگ داخلی روبهرو خواهد شد. کمی پس از آغاز به کار _صدای آزاد ایران _در سال 1980 م. روزنامههای ایالات متحده گزارش دادند این ایستگاه رادیویی را _غلام اویسی، _یکی از ژنرالهای محمدرضا پهلوی اداره میکند. اویسی که در تبعید به سر میبرد، حامی قوی روابط نظامی ایالات متحده و ایران در زمان حکومت شاه بود. روزنامه کلوند پرس(3)که دیگر منتشر نمیشود، در صفحهنخست خود
گزارش داد آغاز به کار این رادیو به معنای پایان حکومت آیت اللّه خمینی است. یک هفته بعد، سازمان سیا پذیرفت که حمایتکننده اصل صدای آزاد ایران است. به هر حال، برخلاف آنچه ادعا میشد، فرستندههای رادیویی این ایستگاه در مصر قرار داشتند، نه ایران. در این زمینه، _انور سادات، _رئیسجمهور وقت مصر و دوست نزدیک شاه مخلوع ایران، به سازمان سیا اجازه داد در مقابل دریافت تجهیزات راداری، از فرستندههای این کشور استفاده کند.(1)
به نظر میرسد تا زمانی که جمهوری اسلامی ایران به مبانی اسلام ناب محمدی از جمله نفی سلطهگری، پایبند باشد، این جنگ رسانهای ادامه خواهد یافت. در سالهای اخیر، بحث انرژی هستهای ایران، موضوع روز رسانههای بیگانه در جنگ رسانهای بوده است. برای مثال، رادیو بی.بی.سی در تاریخ 9/5/1384 با افراطگرا و محافظهکار خواندن رئیس جمهور منتخب ایران (دکتر محمود احمدینژاد)، از قول مقامهای سیاسی اروپا درباره از سرگیری برنامه غنیسازی اورانیوم هشدار داد و ارجاع پرونده هستهای ایران را به شورای امنیت و تصویب تحریمهایی را علیه ایران محتمل دانست. در عین حال، این رسانه به توافقنامه پاریس میان ایران و سه کشور اروپایی درباره به رسمیت شناختن حق مشروع و قانونی ایران در فعالیتهای صلحآمیز هستهای هیچگونه اشارهای نکرد. همچنین بی.بی.سی هرگز بیان نمیکند که نه تنها کشورهای عضو پیمان ان.پی.تی(2)حق دارند از انرژیهستهای استفاده صلحآمیز بکنند، بلکه کشورهای دارنده این فنآوری باید این دانش را به کشورهای
محروم انتقال دهند. این رسانه در حالی که پیوسته از نگرانی اروپاییها درباره احتمال ساخت سلاح هستهای در ایران دم میزند، هرگز اشاره نمیکند که اسرائیل با داشتن دهها کلاهک هستهای، حتی حاضر نیست از تأسیسات هستهایاش بازدید شود. فرانسه و امریکا، نخستین کشورهایی بودند که این دولت بیتعهد به دهها معاهده بینالمللی و قطعنامه سازمان ملل متحد را تجهیز کردند. امروز بی.بی.سی و دیگر رسانههای غربی در حالی از تهدید احتمالی هستهای ایران دم میزنند که گویا ایران بر هیروشیما و ناکازاکی بمب هستهای فرو ریخت یا صدام را به سلاحهای شیمیایی تجهیز کرد!
(1) تلویزیون به دلیل داشتن جنبههای مختلف خبری، تفریحی، فرهنگی، آموزشی، تبلیغاتی و سیاسی، ابزار مهمی در جنگ رسانهای به شمار میرود. پیشرفتهای فراوان بشری در حوزههای دانش و فنآوری، امکان انتقال صوت و تصویر را در کوتاهترین زمان و با کیفیت دیجیتالی فراهم ساخته است، به گونهای که اینگونه ارتباطات در طول تاریخ بیسابقه بوده است.
بررسی آماری فرستندههای تلویزیونی کشورهای بزرگ، اهمیت تبلیغاتی این رسانه را نشان میدهد. برای نمونه، امریکا، 3695؛ فرانسه، 1961؛ بریتانیا، 314 و روسیه، 1466 فرستنده تلویزیونی دارند.
این فرستندهها بر اساس هدفهای از پیش طراحی شده، مخاطبان داخلی و
1) [1] . برای مطالعه بیشتر در مورد تاریخچه و چگونگی شکلگیری سختافزاری این رسانه نک: پیر آلبر و آندره ژان تودسک، تاریخچه رادیو و تلویزیون، ترجمه: جمشید ارجمند، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1368.
خارجی را زیر پوشش تبلیغاتی خود قرار میدهند. برای مثال، ایالات متحده امریکا بخش برنامه خبری تلویزیونی به زبان فارسی را از 15 تیر 1382 آغاز کرد. این برنامه تلویزیونی که از طریق ماهواره برای فارسیزبانان منطقه خاورمیانه (ایران، افغانستان و تاجیکستان) پخش میشود، «خبرها و نظرها» نام دارد. به گزارش روزنامه _استاندارد _چاپ آلمان، این شبکه تلویزیونی هر روز به مدت نیم ساعت اخبار ایران و جهان را به زبان فارسی پخش میکند و میتوان از این شبکه، وقایع موجود در ایران را مشاهده کرد.
بسیاری از گویندگان، مجریان، تهیه کنندگان، نویسندگان، برنامهریزان و کارگردانان رادیو و تلویزیون رژیم پهلوی و نیز گروهی از هواداران گروهکهای مختلف سیاسی، با پیروزی انقلاب اسلامی، ایران را ترک کردند. اینان پس از استقرار در خارج از کشور، با هدفهای گوناگونی، شبکه گسترده «رادیو و تلویزیونهای ایرانیان در خارج» را پایهگذاری کردند. برخی از این هدفها عبارتند از: تعمیق همبستگی ملی، حفظ هویت ایرانی، احیا و ترویج فرهنگ ملی، حفظ فرهنگ و زبان مادری، پاسخگویی به نیاز مخاطبان ایرانی خارجنشین، رساندن پیام آزادی، برقراری دموکراسی و حقوق بشر در ایران و مبارزه برای براندازی دولت جمهوری اسلامی ایران.
این رادیو و تلویزیونها توانستهاند برنامههایشان را در اروپا و به ویژه در امریکا و حتی در ایران از طریق فرستندههای کابلی و ماهوارهای یا نوارهای ویدئویی پخش کنند. برای مثال، در چند سال اخیر و در ایام نوروز، نوار برخی برنامههای تلویزیونهای _جام جم _و _آزادی، _در ایران دست به دست میگردد.
برخی از دلایل گسترش تلویزیونها را باید افزایش توان مالی و نیز ارتباط روزافزون آنها با مؤسسهها و شبکههای کابلی و تلویزیونهای محلی، منطقهای و سراسری در اروپا و امریکا دانست که البته بیشتر آنها خصوصی هستند.
دستاندرکاران این تلویزیونها، همواره به اعجاز تلویزیون که توانایی پخش مستقیم رخدادها را داراست، توجه داشتند. آنان با بهرهگیری از خوانندگان، هنرپیشگان و فعالان تلویزیون و سینما در رژیم گذشته، کوشیدهاند مخاطبان بیشتری در مقایسه با رادیو گرد آورند و با پشتیبانی آنان، هزینههای ماهانه چند صد دلاری تلویزیونهایشان را فراهم آورند. نکته مهم درباره این رسانهها آن است که کوشیدهاند جامعه مهاجر ایرانی را از حالت غیرسیاسی بودن درآورند. برای رسیدن به این هدف، همواره با در نظر داشتن ضرورتهای مهاجرت، بر آن هستند که بیشترین فعالیتشان تنها تهیه برنامههای سرگرمکننده نباشد، بلکه نوعی هیجان سیاسی و عاطفی منفی درباره دگرگونیهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی داخل کشور به وجود آورند. به همین دلیل، در کنار تحریک ایرانیان به بحث و بررسی درباره مسائل سیاسی داخل و خارج کشور، گفتوگوهای بسیاری با فعالان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی ترتیب دادهاند.
هر کدام از رادیوها و تلویزیونهای ایرانیان خارج از کشور، بنابر نوع گرایش سیاسی و فرهنگی خود میکوشند با بهرهگیری از همه امکانات و توانمندیهایشان، به ترغیب و اقناع مخاطبان خویش بپردازند. نوع برنامهها، تصویرپردازیها و تحلیلها، دیدگاههای متفاوت گردانندگان این رسانهها را باز مینمایاند و خطمشی آنان را نشان میدهد. هر رادیو و تلویزیونی بر پایه اهداف و باورهای خود، پیامی ارائه میدهد که در تماشاگر و شنونده اثرگذار
باشد. اگر تهیهکنندگان رسانههای ایرانی، تنها زمان حال را درنظر گیرند و گذشته را فراموش کنند، درگیر هجوم بیچون و چرای فرهنگ میزبان خواهند شد. پس ناچارند دستکم برای برآوردن نیاز و سلیقه مخاطبان خود، کم و بیش به گذشته بازگردند و از شرایط تاریخی، رخدادها و شخصیتهای ایرانی سخن بگویند، ولی چنانکه بررسی خواهد شد، آنان جز به جنبههای ضدفرهنگی و ضدهنری و مبتذل و سخیف چنگ نمیزنند که «از کوزه همان برون تراود که در اوست». از همین رو، ترانههای قدیمی، سریالهای مبتذلی چون «داییجان ناپلئون»، «صمد» و «اصغر ترقه» و گویندگان و مجریان قدیمی فرهنگ شاهنشاهی بیشترین حضور و نمود را در این رسانهها مییابند.
درباره خاستگاه و جایگاه اینان نیز باید گفت رسانههای گروهی ایرانیان در سالیان گذشته توانستهاند از حمایت مالی و معنوی قشرهای مختلف ایرانی و چه بسا خارجیان نیز برخوردار شوند و به صورت یک پایگاه اطلاعرسانی و ابزار هدایت افکار عمومی ایرانیان مقیم خارج درآیند. ازاینرو، گردانندگان این رسانهها بنابر اقتضای شرایط، خود را عهدهدار وظایفی ویژه میدانند و هرگز رادیو و تلویزیونشان را منبع اصلی درآمد نمیشمارند. آنان همواره خود را «صدای بیش از سه میلیون ایرانی مهاجر» معرفی میکنند و در کنار ایفای وظایف خبری، آموزشی و راهنمایی و راهبری تماشاگران و شنوندگانشان، وظایف تفریحی و تبلیغیشان را نیز با هدف کمک روحی و روانی به ایرانیان مقیم خارج انجام میدهند. یکی از فعالیتهای مهم رسانههای ایرانی به ویژه تلویزیونهای ایرانیان در امریکا که گاه ردپای آنها به داخل هم میرسد، تهیه برنامههای نوروزی و شوهای تفریحی و ضبط آنها بر روی نوارهای ویدئویی
است. این برنامهها چنان تهیه میشود که برای پارهای از ایرانیان داخل کشور نیز گیرایی داشته باشد.
بیشتر رادیوها و تلویزیونهای ایرانیان در کشور امریکا قرار دارد. درباره علت فراوانی این رسانهها در امریکا گفتهاند هر جا ایرانیان تجمع بزرگی دارند، گردانندگان رسانههای ایرانی نیز در همان جا به تهیه و پخش برنامه میپردازند. شماری دیگر نیز قوانین و مقررات آسان مربوط به رسانههای همگانی امریکا را دلیل حضور روزافزون رادیو و تلویزیونهای ایرانی در این کشور میدانند. ناگفته نماند بیشتر رسانههای تصویری ایرانیان در _لوس آنجلس _قرار دارد و بیشتر از طریق شبکه هجده، برنامههای خود را ارائه میکنند و همه آنها در پی دستیابی به شبکههایی با پوشش گستردهترند.
از تلویزیونهای فارسیزبان خارج از کشور به عنوان پدیده رسانهای(1)میتوان نام برد؛ زیرا:
نوظهورند؛
جنبههای حقوقی و حقیقی آنها کاملاً روشن نیست؛
با افزایش و تکمیل اطلاعات و شناخت از این تلویزیونها، ارزیابی رسانهای ما تأثیر میپذیرد و نوع برخورد با آنها را جهت میدهد.
تلویزیونهای فارسیزبان در یک دستهبندی کلان، براساس
1) [1] . media phenomen.
گردانندگانشان، به دو دسته تقسیم میشود:
معاندان سیاسی؛
معاندان فرهنگی (یا به اصطلاح غیرسیاسی).
گروهی از تلویزیونهای فارسیزبان، از جمله NITV،_ سیمای آزادی_، _پارس، آپادانا، TV _و _جام جم _در دسته اول قرار میگیرند. این تلویزیونها، آشکارا، هدف تأسیس و فعالیتهای خود را تلاش تبلیغاتی و رسانهای علیه نظام جمهوری اسلامی اعلام کردهاند و بیشترین جامعه مخاطبان خود را در داخل مرزهای جغرافیایی ایران میجویند. مهمترین موضوعهای تبلیغی این شبکهها که آشکارا در قالبهای گوناگون تبلیغ میشوند، به این قرار است: تأکید بر ادعاهایی چون ناکارآمدی نظام در پاسخگویی به خواستههای مردمی؛ ضرورت جداسازی نهاد سیاست از نهاد دین؛ دیکتاتور معرفی کردن نظام اسلامی و تأکید بر پایان عمر نظام؛ هدر شدن ثروتها و منابع ایران پس از پیروزی انقلاب؛ تکرار شعار آسیب دیدن دین و باورهای مردم در حکومت دینی؛ تبلیغ دین فردی بدون توجه به شریعت و احکام فقهی.
حتی پس از فروپاشی رژیم بعثی در عراق، یکی از این تلویزیونها از مردم ایران خواست با نامه، نمابر و پست الکترونیکی از _جرج دبلیو بوش، _رئیس جمهور امریکا بخواهند با حمله به ایران، نظام جمهوری اسلامی را نیز سرکوب کند. این امر، شدت دشمنی این شبکهها را با نظام اسلامی نشان میدهد. جایگزین پیشنهادی این شبکهها برای نظام اسلامی، _رضا پهلوی _و سلطنتطلبان هستند.
ترویج سکولاریسم، تأکید بر خصوصی بودن دین، تشویق مردم به کنار
نهادن فرهنگ دینی و اینکه دین با دخالت در عرصه اجتماعی، سیاست زده میشود و قداست سنتی خود را از دست میدهد، موضوع اساسی برنامههای این تلویزیونهاست.
تلویزیونهای غیرسیاسی که ما آنها را معاند فرهنگی مینامیم، مدعیاند سیاسی نیستند و وارد مباحث سیاسی نمیشوند. مهمترین این تلویزیونها ITV،PBC (تپش) و _امید ایران _هستند.
برنامههای این تلویزیونها عبارتند از:
پخش فیلمهای سینمایی فارسی و سریالهای تلویزیونی پیش از انقلاب (از جمله مراد برقی، داییجان ناپلئون) و برخی فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی پس از انقلاب. فیلمها و سریالهای پس از انقلاب بیشتر به صورت غیرقانونی و بدون مجوز پخش میشود و همواره نارضایتی و شکایت تهیهکنندگان آنها را در پی دارد. البته هنوز چارهای حقوقی برای این موضوع اندیشیده نشده است.
پخش شو و ترانههای مبتذل ساختهشده در استودیوهای لوسآنجلس و ترویج شدید اباحیگری و بیبندوباری جنسی. ابتذال در آهنگ، شعر و ویدئو کلیپهای ساخته شده در لوسآنجلس چنان است که برخی از دستاندرکاران موسیقی در امریکا نیز پیوسته به آن معترضند.
بیتوجهی به ارزشها و هنجارهای دینی و کمرنگ کردن حجب و حیای ایرانی و اسلامی و همچنین تحریک حس نوستالژی، به ویژه نوستالژی ملی (ناسیونالیسم احساسی) که در قلیان، کباب، گردو، حوض و هندوانه خلاصه میشود، از اهداف گردانندگان این نوع شبکهها است.
همه شبکههای فارسیزبان ماهوارهای مدعیاند تنها با کمکهای مردمی و با فروش آگهیهای بازرگانی اداره میشوند. ازاینرو، بخش زیادی از برنامههایشان آگهی بازرگانی است. در این آگهیها، محصولات خارجی (ایرانی و غیرایرانی) و داخلی تبلیغ میشود. همچنین از تولیدکنندگان و اصناف داخل ایران درخواست میشود با ارائه آگهی تبلیغ محصولات و خدمات خود در این تلویزیونها، در کنار جذب مشتری، به این شبکهها نیز یاری برسانند. ارزیابیهای اخیر نشان میدهد بسیاری از مخاطبان داخلی این تلویزیونها، به دلیل گسترده بودن و حتی توهینآمیز بودن آگهیهای بازرگانی (به ویژه در تلویزیون ITV) از دیدن این تلویریونها خودداری میکنند.
شبکههای فارسیزبان از خلأ موجود در رسانههای داخلی ایران استفاده میکنند. بخشی از برنامههای این شبکهها، موضوعهایی است که به دلیل ارزشهای دینی و ملی، امکان برنامهسازی درباره آنها در رسانههای داخل ایران وجود ندارد برای نمونه، آموزش اصلاح و آرایش بانوان، میزگردهای بهداشتی و پزشکی درباره شیوههای نزدیکی جنسی، بحثهای روانشناسی جنسی از جمله این برنامههاست. پخش فیلمهای فارسی، آموزش رقص برای مردان و زنان، شوهای تلویزیونی، ترانههای لوسآنجلسی، ترانههای تلویزیون ایران در دوره شاه (موسوم به رنگارنگ)، گفتوگو با هنرپیشهها و خوانندگان دوره طاغوت نیز مهمترین بخش این برنامههاست.
میزان توجه هر شبکه به موضوعهای یاد شده متفاوت است، ولی تقریباً همه این شبکهها، غیر از رویکرد سیاسی، اباحیگری در فرهنگ، شعارزدگی در
سیاست، مصرفگرایی در اقتصاد و لذتطلبی بصری و ولنگاری را در رسانه تبلیغ میکنند. به تعبیری، همه این برنامهها جهت یکسانسازی فرهنگی پخش میشوند.
در این میان، برخی تلویزیونهای نوظهور همچون _مهاجر _و _هما _مجوزهای ایجاد دفتر در تهران را به طور موقت از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفتهاند و مانند دیگر شبکههای خارجی، خبرنگار و گروه تولیدیشان را در تهران مستقر کردهاند. اگر مجوز این دسته از تلویزیونها همیشگی شود و شمار آنها افزایش یابد، با توجه به ممنوع بودن دریافت امواج ماهوارهای در ایران، میتوان گفت انحصار رسانهای صدا و سیما که قانون اساسی بر آن تأکید دارد، شکسته خواهد شد. این امر، مسئلهای است که باید جداگانه بررسی و ارزیابی شود.
از پنج سال پیش که برنامههای فارسیزبان، روی ماهواره قرار گرفتند و به اصطلاح تلویزیون 24 ساعته شدند، نگرشهای گوناگونی از سوی کارگزاران رسانهای و فرهنگی نظام درباره آنها مطرح شده است که در دو دسته کلی میگنجند:
معتقدند با راهبرد بیاعتنایی، باید آنها را به حال خود گذاشت؛ زیرا گذر زمان، محدودیتهای مالی و اختلافهایی که این تلویزیونها با هم دارند، به عمر آنها پایان خواهد داد. این رویکرد هنوز هم در دستگاهها و نهادهای مسئول طرفدارانی دارد.
سابقه این شبکه، به دهه 60 بازمیگردد. در آن دوره، _ان.آی.تی.وی _به
1) [1] . پیام مدیران، ش 36، فروردین 1384.
صورت کابلی و در ساعتهای محدودی برنامه پخش میکرد. از سال 1378 که جریان ضد انقلاب با توجه به برخی مسائل داخلی در ایران به امیدواریهایی دست یافت، این شبکه، ماهوارهای شد و از آن پس، به صورت 24 ساعته برنامه پخش میکند. این شبکه نزدیک به 4 ساعت در روز برنامه تولیدی دارد و بیشتر وقت را با حرفهای مجریان، گپهای تلفنی، پخش شو و فیلمهای فارسی قدیمی پوشش میدهد. مدیر این شبکه از نزدیکان ژنرال _اتابای _- زمینخوار معروف دوره شاه - و از خوانندگان درجه دو کابارههای طاغوت است. سرمایهگذار اصلی این شبکه، منوچهر ساچمه چی - سرمایهدار صهیونیست و مدیر رادیو فارسی صهیونیستی - است. ان.آی.تی.وی به دلیل آنکه اولین شبکه ماهوارهای ضدانقلاب بود و از مجریانی چون _میبدی _و _خاچاطوریان _نیز بهره میگرفت، در ماههای اولیه موفق شد مخاطبانی جذب کند، ولی در ماههای بعد، بینندگان این شبکه به شدت کاهش یافت. اتابای در گفتوگو با روزنامه _واشنگتن پست _مدعی شد در هر ماه بیش از شصت هزار دلار از هزینه این شبکه را از حساب شخصی خود میپردازد.
_نورالدین ثابت ایمانی، راضی خاچاطوریان، ناصر انقطاع، شهرام شب پره _و _علی فخرالدین _که از برنامهسازان و مجریان رادیو و تلویزیون رژیم پهلوی بودند، در این شبکه فعالیت میکنند.
این شبکه که تأسیس آن به سال 1361 میرسد، چند ماه پس از راهاندازی شبکه ان.آی.تی.وی به صورت ماهوارهای درآمد و اکنون به صورت 24 ساعته برنامه پخش میکند. مدیر تلویزیون ایران، _حمید شب خیز _است. او که پس از
انقلاب مقیم امریکا شد، شوهای نوروزی را در آن کشور تولید میکرد و به صورت قاچاق به ایران میفرستاد. ویژگی ITN، موفقیت در زمینه جمعآوری تبلیغات تلویزیونی است. گرایش اصلی این شبکه، نمایش شو از خوانندههای لوسآنجلس و پخش فیلمهای قدیمی سینمای ایران است.
_تلویزیون پارس _در سال 1364 به صورت محلی در _اورنج کاونتی کالیفرنیا _تأسیس شد و سومین شبکه ماهوارهای ضدانقلاب است. مدیر این شبکه، جعفر شجره - پزشک ایرانی مقیم لوسآنجلس - است که ارتباط نزدیکی با _کلوپ صهیونیستی روتاری _دارد. وی فرزند _هاله _(هنرپیشه فیلم فارسی پیش از انقلاب) است که آگهی مستهجن تبلیغ «دستمال حریر» او معروف است. این شبکه، هتاکترین شبکه ماهوارهای ضدانقلاب است و مجریان آن به ویژه _پرویز کاردان _(مراد برقی) در برنامههای خود از واژههای رکیک بسیار استفاده میکنند. به گفته مدیر این شبکه در گفتوگو با _رادیو فردا، تلویزیون پارس _با هزینه مالی گروههای سلطنت طلب در لوسآنجلس اداره میشود. این شبکه، برنامه تجزیهطلبانهای نیز به زبان آذری پخش میکند. شجره در گفتوگو با مجله گزارش فیلم (چاپ تهران)، علت 24 ساعته شدن شبکه پارس را یکسان بودن بار مالی یک ساعت و 24 ساعت اعلام کرده است. _شجره، هاله، هوشنگ توزیع، شهره آغداشلو، مسعود اسداللهی _و _پرویز کاردان _از مهمترین مجریان این شبکه هستند.
این شبکه، نخستین شبکه تلویزیونی است که سلطنتطلبان، پس از انقلاب
به صورت کابلی راه انداختند. سرمایهگذاری این شبکه، به طور کامل بر عهده لابی یهودیان صهیونیست ایرانی است. مدیر و بنیانگذار آن نیز _منوچهر بی بی یان _از خانوادههای مطرح یهودی در ایران است. جامجم در میان شبکههای ضدانقلاب، از کاملترین سیستم استودیویی برخوردار است و به عملکرد رژیم صهیونیستی گرایش کاملاً مثبت دارد. _کوروش بی بی یان، پرویز سعید، پرویز کاردان _و _هما سرشار _گردانندگان اصلی این شبکهاند.
این شبکه، یک بار در سال 1372 به صورت کابلی آغاز به کار کرد، ولی در همان زمان از فعالیت بازماند، ولی پس از مدتی بار دیگر فعالیت خود را از سر گرفت. مدیر اجرایی این شبکه، _شهرام همایون _(پسرعموی داریوشهمایون) است. این شبکه به دلیل حضور داریوش همایون در پشت صحنه، ارگان رسمی گروهک مشروطهخواهان راه آینده به شمار میآید که در حال حاضر، متشکلترین گروه سلطنتطلب است.
بیشترین گفتوگوهای رضا پهلوی از این شبکه پخش میشود. مؤسس شبکه آزادی که از سال 1380 آغاز به کار کرد، _فریبرز عباسی _فرزند _ژنرال عباسی _از افسران ارتش طاغوت است، ولی مدیریت آن را _رضا فاضلی _بر عهده دارد. _بهروز صور اسرافیل، _مجری تلویزیون دوره طاغوت که فرد هتاکی است، همکار این شبکه است. از دیگر ویژگیهای شبکه آزادی، تمرکز فعالیتهای آن بر مسئله نافرمانی مدنی در ایران و پخش چندین باره فیلمهای مروج هرج و مرج از کشورهایی مانند لهستان، شیلی و آفریقای جنوبی است. تورج نگهبان،
عباس پهلوان، رضا فاضلی، نادر صدیقی، بهروز صور اسرافیل، فریدون دائمی، فریدون توفیقی و شهلا آراسته، مجریان و گردانندگان این شبکه هستند.
فعالیت اصلی شبکه تپش که در سال 1361 تأسیس شده، پخش شوهای نوروزی است. مدیر این شبکه، _علی رضا قاسمی _است که پیش از انقلاب، مدیر برنامههای خوانندگان طاغوتی بود. تپش از سال 1379 به صورت ماهوارهای درآمد که بیشترین فعالیت آن، پخش موسیقی و شو است. تلویزیون تپش از زیرمجموعههای شرکتی با نام _تپش رکوردز _است که بزرگترین شرکت موسیقی ایرانیان مقیم امریکاست. از جمله ویژگیهای تلویزیون تپش، داشتن خبرنگار فعال در تهران است که در دورههای مختلف، گزارشهایی را به صورت روزانه برای این شبکه میفرستد. _سامان کمالی _از گویندگان خبر در دوره پهلوی، عضو اصلی این شبکه است.
_روزنامه توسعه _در تاریخ 15/4/1382 به نقل از _واشنگتن پست _نوشت: «برنامه تلویزیونی صدای امریکا که روز پنج شنبه، سوم ژوئیه به طور رسمی اعلام شد، از واشنگتن از طریق ماهواره در ایران پخش خواهد شد.
این برنامه که _خبر و نظر _نام دارد، شامل خلاصه خبرهای روز، گزارشهایی درباره ایران و یک برنامه فرهنگی خواهد بود و هر شب، از ساعت 30/9 تا 10 به وقت تهران پخش خواهد شد. یک مقام ارشد دولت امریکا به این روزنامه گفت: «مأموریت این برنامه خبری، افزودن بر دامنه نفوذ تلاشهای تبعیدیهای ایرانی است».
روزنامه _انتخاب _در همین زمینه نوشت: «خبرگزاری _آسوشیتدپرس _به نقل از _کنت تامپلون، _رئیس هیئت مدیره رسانههای امریکا نوشت: بر اساس گزارشهایی که این روزها از تهران مخابره میشود، ما میتوانیم به مبارزه برای آزادی و استقلال فردی در ایران کمکهای بیشتری ارائه دهیم».
اکنون که نزدیک به دو سال از راهاندازی این شبکه میگذرد، تحلیل محتوای آن نشان میدهد موضوعهای مهمی که در دستور کار این شبکه قرار دارد، به قرار زیر است: ارائه نقدهای یکجانبه از نظام جمهوری اسلامی؛ تحریک اقلیتهای مذهبی؛ پشتیبانی از تجزیهطلبی در مناطق کردنشین؛ وارد کردن اتهامهای بیاساس به طور مستقیم یا به نقل از نامهها، تلفنها و ایمیلهای فرستاده شده به مسئولان نظام؛ زیر سؤال بردن مقبولیت و مشروعیت مسئولان نظام؛ تهدیدآمیز معرفی کردن تلاشهای علمی در ایران به ویژه فعالیتهای هستهای؛ همچنین وارد کردن انواع اتهامهای واهی به رئیسجمهور، آقای محمود احمدینژاد و حمله به سیاستهای دولت ایشان.
شبکه آی.تی.سی، نخستین شبکه تلویزیونی 24 ساعته ایرانی در حوزه تکنولوژی اطلاعات است. مرکز این شبکه در لوسآنجلس قرار دارد و مدیریت آن بر عهده _خسرو مترجمی _است. این شبکه از طریق RECEIVERS DVB در سراسر جهان منتشر میشود و به ادعای گردانندگان آن، نزدیک به 53 میلیون مخاطب فارسیزبان خواهد داشت. در واقع، این شبکه مانند HOME SHOPPING CHANNELاست که هدف اصلی آن، فروش محصولات رایانهای، اینترنتی و آموزشی در زمینه فنآوری اطلاعات است. بنا بر اعلام گردانندگان این شبکه، برنامههای آن به
قرار زیر خواهد بود:
الف) آموزش رایانه در زمینههای At شبکه، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، انیمیشن و... ؛
ب) مصاحبه با مهندسان IT؛
ج) تدریس، معرفی کتابها و گفتوگو با پزشکان.
بر اساس گفتهها، شرکتهای بزرگ نرمافزاری و سختافزاری از این شبکه حمایت مالی خواهند کرد. به گفته خسرو مترجمی، در این شبکه هیچگونه آهنگ، فیلم یا اخبار سیاسی پخش نخواهد شد و علت آن، درخواست مسئولان شرکتهای حمایتکننده از شبکه است.(1)
تحلیل محتوای این شبکه نشان میدهد تمرکز مدیران این شبکه بر موسیقیهای غربی و پخش موزیک ویدئوهای خوانندگان ایرانی مقیم امریکا است. تغییر علاقه بینندگان این شبکه از موسیقی اصیل و سنتی ایرانی به دیگر موسیقیها، از پیآمدهای ناخواسته تماشای این شبکه است. الگوسازی در نوع پوشش، رفتار و بهرهگیری از موسیقی - به عنوان کالای فرهنگی - را میتوان از هدفهای اصلی گردانندگان این شبکه دانست.
بسیاری از موزیک ویدئوهای پخش شده از این شبکه، دارای صحنههای مستهجن و خشن است که بیتردید، اثرهای روانی منفی بر بینندگان میگذارد و تعارض فرهنگی در مخاطب ایجاد میکند.
1) [1] . نک: http: // dishvarecevar. persianblog. com
این شبکه در سال 1384، پخش آزمایشی فیلمهای قدیمی ایرانی (مربوط به رژیم شاه) و نیز فیلمهای غربی را با ترجمه فارسی آغاز کرده است. تمرکز این شبکه بر روی برنامههای سرگرمی (بیشتر فیلم سینمایی) است و انتظار میرود در صورت استقبال مخاطبان، به همین صورت به کار خود ادامه دهد. این شبکه، از فیلمهای فارسیِ _مهدی اسلامی _نیز بهره میجوید. این امر، نقطه اشتراک شبکههای دیگر ماهوارهای نیز هست که ضعف بنیه تولیدی این شبکهها در حوزه فیلم و سریال و حتی برگردان آثار غربی به فارسی و ضعف در تأمین مالی برنامهها را نشان میدهد.
این شبکه تلویزیونی سیاسی، در سال 1365 در لوسآنجلس راهاندازی شده است و یک ساعت در هفته برنامه پخش میکند. تلویزیون _سیمای آزادی _به سازمان مجاهدین خلق (منافقین) تعلق دارد. این برنامه نخستین بار از شبکه KSCI-TV پخش شد، ولی پس از مدت کوتاهی فعالیتش را متوقف کرد. ایستگاه KSCIعلت قطع برنامههای این تلویزیون را «رعایت نکردن تعهدات مندرج در قرارداد» اعلام کرد. به ظاهر، تعهدات ایستگاه KSCI، با همکاری وزارت خارجه امریکا تنظیم شده بود.
در سال 1368، وزارت خارجه امریکا در نامهای به ایستگاه تلویزیونی KSCI اطلاع داده بود _سازمان مجاهدین خلق _یک سازمان تروریستی است و سازمانهای _شورای ملی مقاومت، جامعه دانشجویان ایرانی مسلمان _و سازمان امداد ایران، نمایندگان آن هستند.
چنین برمیآید که رابطه این گروهک با دولت امریکا در آن برهه زمانی، به تیرگی گراییده باشد؛ چون از پارهای دستورهای دولت امریکا سرپیچی کرده بود. در این زمان، تلویزیون _سیمای آزادی _با وجود تعهداتی که داده بود، چه در محتوای برنامه و چه در آگهیهای تبلیغاتی خود، فعالیتها، اخبار و گزارشهای سازمانها و گروههای یاد شده و سازمانهای وابسته به آنها را پخش میکرد. همچنین با دعوت به شرکت در راهپیماییها و گردهماییها و برخی حرکتهای دیگر، کمکهای مالی هنگفتی را فراهم میآورد. پس از دورهای فترت، _سیمای آزادی _فعالیتش را با همکاری شبکه 56(KDOC-TV) دوباره از سر گرفت و تا نیمه سال 1368 به پخش برنامههایش ادامه داد، هرچند محتوای برنامهها تغییر نکرده بود. در این هنگام، سازمان مجاهدین خلق، مقر فرماندهیاش را از _پاریس _به _عراق _منتقل کرد و فعالیتهای تبلیغاتی این گروه به طور موقت در امریکا متوقف شد. البته دیری نپایید که در اواخر سال 1370 تلویزیون سیمای آزادی از نو پا گرفت.
این شبکه را _سعید مهرآور _در سال 1372 تأسیس کرده است. همکاران این شبکه عبارتند از: گیتی نیک پور (قادری)، هاله، نگین، رؤیا، میترا، لیدا، پریسا، کتایون، مرجان، رضا و غلام قادری، سیروس منوری، عباس احتشامی، پیمان و پویا، پگاه و زهره مهرآور.
سعید مهرآور، گرداننده اصلی رنگارنگ درباره چگونگی فعالیت این تلویزیون میگوید: «در ابتدا، برنامهمان را در شبکه آزاد برلین پخش میکردیم و چون زمان پخش ثابتی نداشتیم، برنامه را به یک شبکه معتبرترانتقال دادیم
که البته [هماکنون ناچاریم] هزینه سنگینی پرداخت کنیم».
مهرآور درباره پیوند این تلویزیون با گروههای سیاسی و نیز نوع برنامههایش میگوید: «برنامه رنگارنگ به هیچ وجه به احزاب سیاسی وابسته نیست».
برنامههای این تلویزیون عباتند از: برنامه کودک؛ موزیک پاپ ایرانی تهیه شده در لوسآنجلس و نیز بهرهگیری از خوانندگان محلی؛ گفتوگو با هنرمندان و معرفی چهرههای جدید موسیقی؛ سفر به سرزمین افسانهها؛ مصاحبه با همسران هنرمندان؛ خواندنیها از مطبوعات؛ اطلاعات پزشکی و... . سعید مهرآور میگوید: «این برنامه را به دلایل مختلف بنیاد نهادم؛ یکی از آنها جذب چهرههای جدید در موسیقی و هنرهای دیگر است تا بتوانند از این برنامه، ارتباط خود را با مردم برقرار سازند. هدف بعدی، ایجاد علاقه در نوجوانان و کودکان به فارسی گوش دادن و فارسی حرف زدن است. ازاینرو، همه بچههای هنرمند و موفق را به طریقی به این برنامه میکشانیم. همسرم، زهره مهرآور در قالب فیلمبردار و تهیه کننده برنامههای مختلف به همراه فرزندانم مرا یاری میدهند. پویا مهرآور، گوینده برنامه کودک و نوازنده ارگ؛ لیدا و رؤیا، گوینده و مجری برنامههای مختلف هستند».
این شبکه با مدیریت شریف محمدی و همکاری _فرهنگ فرهی _در _برلین _راهاندازی شد. تلویزیون ایرانیان که خود را «اولین تلویزیون ایرانی خارج از کشور» میداند، برای معرفی برنامههایش در آگهیهای تبلیغاتی مینویسد: «تلویزیون ایرانیان، پخشکننده «اخبار ایران» با کادری ورزیده شامل «اخبار با
تصاویر ماهوارهای»، «برنامههای آگاهیدهنده»، «ارائه دیدگاههای صاحبنظران ایرانی»، «موسیقی و برنامههای تفریحی»، همچون پل ارتباطی ایرانیان برونمرزی در خدمت جامعه خارج از کشور است».
ه-) ویژگی های عمومی شبکه های تلویزیونی ماهواره ای فارسی زبان
بررسی عملکرد مجموعه شبکههای تلویزیونی ماهوارهای فارسیزبان در سالهای اخیر به ویژه در حوادث کوی دانشگاه در سال 1382، ویژگیهای عمومی عملکرد این شبکهها را مشخص میسازد. این ویژگیها را میتوان چنین برشمرد:
یک - استفاده از مهره های رسانه ای رژیم پهلوی: از ویژگیهای عمومی این شبکهها، تلاش برای بازگرداندن مردم به حال و هوای دوره طاغوت با استفاده از مهرههای رسانهای رژیم پهلوی همچون: _پرویز کاردان، علی رضا امیدی، نورالدین ثابت ایمانی، پرویز قاضی _و _سعید احسان _بوده است.
این مجریان باتجربه، با توجه به ویژگی رادیویی این شبکهها، برای پر کردن ساعتهای متوالی برنامههای تلویزیونی در نظر گرفته شده بودند.
دو - کاربرد پیوسته نمادهای شاهنشاهی: استفاده همیشگی از پرچم شیر و خورشید، پخش صحنههای خبر و گفتوگو همراه با عکس شاه یا فرزند وی، پخش فیلم فارسی دوران طاغوت و پخش موسیقیهای این دوره در این شبکهها، برای بازگشتپذیر معرفی کردن رژیم شاهنشاهی صورت میگیرد.
سه - استفاده از تصویرها و تماس های مونتاژی: یکی دیگر از ویژگیهای عمومی این شبکهها در طول دوره فعالیت و به ویژه در ناآرامیهای کوی دانشگاه، استفاده تکراری از تصویرهای ویدئویی و نیز مونتاژ است. شبکه
_کانال یک _با پخش صحنههایی از درگیری بسیار شدید دانشجویان و مردم با پلیس در یکی از کشورها (احتمالاً کره جنوبی) کوشید تصویری سرکوبگر از رفتار پلیس ایران با دانشجویان و مردم در ذهن مخاطب ایرانی نقش بندد!
_تلویزیون آزادی _نیز در روز آشوبها با استفاده از فن همزادپنداری، تصویرهایی از مناطق کردستان عراق و جنوب افغانستان را به نام مناطق محروم ایران پخش کرد. همزمان با این اخبار، برای خنثی کردن اعتراف جهانی به پیشرفت اقتصادی ایران، خبر اعلام نظر سازمان اقتصاد جهانی درباره رشد بیسابقه اقتصادی در ایران را پخش نکرد!
چهار - استفاده از موسیقی: از دیگر ویژگیهای عمومی در عملکرد شبکههای تلویزیونی سلطنتطلبان، استفاده گسترده از هنر و موسیقی است. این شبکهها در طول بحرانها کوشیدند با پخش کلیپهای هنری که گاه کیفیت هنری مناسبی نیز داشتند و پخش ترانههایی از خوانندگانی چون _شیفته، شایان، لیلا فروهر _و _سیاوش _در برانگیختن مخاطبان اقدام کنند.
پنج - تضادهای درونی: این شبکهها به دلیل رقابتهای درونی سلطنتطلبان با یکدیگر و نیز رقابت آنان برای جلب حمایت مالی سرویسهای اطلاعاتی غرب، به عملکرد یکدیگر حساس هستند و هنگام برقراری چند تماس از سوی مخاطبان با یکی از این شبکهها، دیگر شبکههای ضدانقلاب، این تماسها را دروغین میخوانند!
پخش نوار جاسوسی مکالمه تلفنی _ضیا اتابای، _مدیر شبکه _ان.آی.تی وی _و بهروز صور اسرافیل، گرداننده و مجری _شبکه آزادی _در سال 1366 با عوامل استخبارات رژیم صدام از وجود تضادهای جدّی میان عوامل اداره کننده این
شبکهها خبر میدهد. در یکی از برنامهها که یکی دیگر از همین شبکهها پخش کرد، اتابای درباره محل اصابت موشکهای عراق به مناطق مسکونی ایران، اطلاعاتی را در اختیار مأموران رژیم بعث عراق میداد و از مناطق جنوبی شهر تهران به عنوان محلههای پرجمعیتی نام میبرد که هدف مناسبی برای موشکهای عراق است. همچنین پخش صدای معاشقه _علی رضا نوری زاده _(مفسر سیاسی شبکه آی.تی.ان) با یک دختر دانشجو از شبکهای دیگر و دهها مورد فحاشی روزانه این شبکهها به یکدیگر، همگی از وجود تضادهای بسیار میان عوامل اداره کننده این شبکهها خبر میدهد.
این وضعیت چنان تمسخرآمیز شده است که تمامی مجریان و مدیران این شبکهها در برخورد با فعالیت دیگر شبکهها، آنها را به «رو کردن سند» تهدید میکنند. برای مثال، میگویند اگر فلان شبکه کار خواسته شده از آن را نکند، سندهایمان را علیه وی رو میکنیم.(1)
در تاریخ دهم خرداد ماه 1384، پایگاه خبری - تحلیلی _خط نهم _از پروژهای به نام پروژه دلتا خبر داد. دکترین «مهار، نبرد رسانهای و سازماندهی نافرمانی مدنی» از موضوعهای اصلی راهبرد جدید امریکا علیه نظام جمهوری اسلامی ایران است. در دستورالعمل «کمیته خطر جاری» برای مقامهای امریکایی، تنها راه تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران، پیگیری «جنگ نرم» به جای «جنگ سخت» معرفی شده و آمده است: «پس از شکست دهها راهبرد علیه ایران،
1) [1] . هفتهنامه صبح صادق، ویژهنامه «فرجام یک توهم»، اداره فرهنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرداد 1382، صص 1-15.
اکنون این راهبرد را میتوان «پروژه دلتا» نامید که سه محور اصلی آن، استفاده از شیوههای «دکترین مهار»، «نبرد رسانهای» و «ساماندهی نافرمانی مدنی» است».
«کمیته خطر جاری»، کمیتهای است که در دهه 1970 م. و در اوج جنگ سرد، گروهی از سناتورهای امریکایی، مسئولان ارشد وزارت خارجه، استادان برجسته علوم سیاسی، مؤسسه مطالعاتی _امریکن اینتر پرایز _و گروهی از مدیران باسابقه _سیا _و _پنتاگون _تأسیس کردند.
به گزارش _خبرگزاری مهر، _در میان اعضای این کمیته در دهه 70 میلادی، نام افراد زیر برجسته است:
_ینیوت گینگویچ، _رئیس سابق مجلس نمایندگان؛ _جورج شولتز، _وزیر خارجه دولت ریگان؛ _جان لیبرمن، _سناتور دموکرات؛ _جان کیل، _سناتور جمهوریخواه؛ جوزف شولتز، سناتور برجسته امریکایی؛ _جیمز ووسی، _رئیس اسبق سازمان جاسوسی امریکا؛ _جرج تنت، _از مدیران برجسته سازمان سیا و مسئول بخش خاورمیانه؛ _جوزف بایدن _و مایکل لدین از عناصر افراطی یهودیان امریکا؛ مادلین آلبرایت، وزیر خارجه اسبق امریکا؛ _کنت پولاک، _مدیر تحقیقات مرکز سیاست خاورمیانهای سابان در مؤسسه _برو کینگز _و مدیر مؤسسه مطالعه خاور نزدیک (وابسته به یهودیان هوادار اسرائیل)؛ _مارک پالمر، _استراتژیست امریکایی (که در کاخ سفید از وی به عنوان یکی از نوآوران سیاست خارجی امریکا نام میبرند) و کاندولیزا رایس، وزیر خارجه کنونی امریکا که در آن زمان، قائم مقام رئیس پنتاگون در حوزه آسیای مرکزی و قفقاز و اتحاد جماهیر شوروی بود.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، فعالیت این کمیته برای یک دهه به حالت تعلیق درآمد و پس از حادثه 11 سپتامبر، بار دیگر عناصری چون _مارک پالمر، کنت پولاکف، مارتین ایندیک، ریچارد پرل، داگلاس فیث، کاندولیزا رایس _و _مارگ گرچت _در این کمیته گردهم آمدند تا به بررسی فرصتها و تهدیدهای فراروی دولت ایالات متحده امریکا بپردازند. آنچه بوش در حوزه سیاست خارجی باید در مقابل ایران انجام دهد، موضوع گزارشی است که کمیته خطر جاری، آن را به دولت بوش پیشنهاد کرده است.
نویسنده این گزارش، _مارک پالمر _از استراتژیستهای معروف امریکایی است. وی در گفتوگو با دبو راه سولومود، خبرنگار روزنامه امریکایی _نیویورک تایمز، _آشکارا با ایده تهاجم نظامی علیه جمهوری اسلامی مخالفت کرده است و میگوید: «ایران از نظر وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه و هارتلند (قلبزمین) نظام بینالملل، به قدرتی کمبدیل تبدیل شده است که دیگر نمیتوان با یورش نظامی، آن را سرنگون کرد».
بنابراین، به باور پالمر و اعضای کمیته خطر جاری، تنها راه سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران، پیگیری جنگ نرم با استفاده از سه شیوه «دکترین مهار»، «نبرد رسانهای» و «ساماندهی نافرمانی مدنی» است. محتوای این گزارش در پانزده موضوع قابل بررسی است. در موضوع پنجم این گزارش آمده است: «باید شبکههای گوناگون رادیو و تلویزیونی برای ایرانیان تدارک دید و
پیامهای خود را با پیشرفتهترین فنآوریهای روز به دست مردم ایران رساند».(1)
#### ز) برخورد رسانه های غربی با اسلام
رسانههای غربی در معرفی اسلام، مسلمانان و جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک حکومت مبتنی بر مبانی اسلامی، هیچگاه انصاف را رعایت نکردهاند. شاید این بیانصافی در رویارویی و برخوردی ریشه دارد که دو تمدن اسلامی و مسیحی در طول جنگهای صلیبی داشتهاند. آنچه در رسانههای مدعی ترویج آزادی بیان و دموکراسی دیده میشود، خلاف سیاستهای اعلام شده آنهاست. پس از فروپاشی نظام دو قطبی و پایان جنگ سرد، در یک رویکرد کاملاً ملموس، مبارزه با اسلام و مقابله با موج اسلامخواهی، جایگزین راهبرد مبارزه با کمونیسم و بلوک شرق شد که امروزه در قالب مبارزه با بنیادگرایی، خشونت و تروریسم پیگیری میشود. حافظه تاریخی مسلمانان جهان فراموش نمیکنند که بوش حمله به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون را _جنگ صلیبی _نامید. _ادوارد سعید _در مقدمه کتاب _پوشش خبری اسلام در غرب _مینویسد:
در چند سال گذشته، به ویژه از زمانی که رخدادهای ایران توجه اروپاییها و امریکاییها را بسیار به خود جلب کرده است، رسانههای گروهی به پوشش خبری اسلام پرداختهاند؛ بدین معنا که به ارائه تصویری از آن میپردازند، ویژگیهای آن را تجزیه و تحلیل میکنند، دورههای درک فوری درباره آن اجرا میکنند و در نتیجه، آن را میشناسانند.
این پوشش خبری دادن به اسلام و به همراه آن، کارهایی که کارشناسان
1) [1] . ادوارد سعید، پوشش خبری اسلام در غرب، ترجمه: عبدالرحیم گواهی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1378، صص 5 و 6.
دانشگاهی درباره اسلام انجام دادهاند، یا گفتههای استراتژیستهای حوزه ژئوپولتیک از هلال بحران(1)یا کاوش متفکران فرهنگی درباره«سقوط غرب» پر از سوء برداشت و مطالب گمراهکننده است. این پوشش کذایی به مخاطبان برنامهها، این احساس را در آنها القا میکند که ایشان اسلام را فهمیدهاند. آنها نمیدانند که بخش بزرگی از لایههای این پوشش نیرومند بر پایه مطالبی استوار است که از واقعیت عینی دور است. همواره اسلام به ظاهر نه تنها بیدقتی آشکار، بلکه نمونههایی از قوممحوری بیقید و شرط، تنفر فرهنگی و حتی نژادی و خصومتی عمیق و در عین حال، بیقاعده و گسترده را تجویز میکند. همه اینها، بخشی از پوششی است که قرار شده بود، منصفانه، متعادل و مسئولانه باشد.(2)
_ادوارد سعید _از دو حقیقت مهم پرده برمیدارد؛
الف) تبعیضآمیز بودن برخورد رسانههای غربی با اسلام؛
ب) اهمیت کشورهای اسلامی به دلیل نفتخیز بودن آنها که اسلام را به موضوع مناسبی برای بهرهبرداری غربیها تبدیل کرده است.
وی میافزاید:
سوای این واقعیت که با هیچکدام از ادیان مسیحیت یا یهود که امروزه هر دو آنها دوران تجدید حیات (و یا «بازگشتهای») کاملاً مهمی را میگذرانند، برخوردی چنین احساسی و عاطفی به عمل نمیآید. این پندار تردیدناپذیر ایجاد شده است که میتوان اسلام را بدون هیچگونه حدّی، با چندین کلیشه کلی که بیملاحظه به کار میرود، مشخص و توصیف کرد. همواره فرض میشود اسلامی که درباره آن سخن گفته میشود، موجود عینی و ثابت در جهان خارج است که به صورت تصادفی در همان جایی
قرار دارد که منابع تأمین نفت ما وجود دارند.(1)
«تناقض در سیاستها و اصول اعلانی و اعمالی رسانههای غربی در بازتاب دادن واقعیتهای عینی، از تسلط نوعی امپریالیسم رسانهای بر این مجموعه خبر میدهد. آزادی مطبوعات و رسانهها در چارچوب لیبرالیسم، آزادی ناشران و اراده صاحبان سرمایه و نه الزاماً آزادی گردش اطلاعات و نیز توان دسترسی مردم به اطلاعات گوناگون، مفید و صحیح. آزادی نشر با آزادی دریافت اطلاعات و اخبار درست و کامل و جامع تفاوت دارد. امروزه این شکاف و فاصله به رغم توسعه و اختراعات جدید فنآوری، عمیقتر شده است. مطبوعات و رسانههای مبتنی بر الگوی لیبرالیسم، محدودیت ارتباطی و اطلاعاتی و اجتماعی خود را کاملاً آشکار کردهاند و در فراهم ساختن نیازهای یک جامعه سالم به بنبست رسیدهاند».(2)دقت در رهنمودهای امامخمینی رحمهالله ما را به چگونگی استفاده امپریالیسم فرهنگی از رادیو و تلویزیون برای غالب کردن فرهنگ خود رهنمون میسازد. در این میان، میتوان به نکات زیر دست یافت:
الف) استفاده غرب از رادیو و تلویزیون برای تبلیغات ضددینی؛
ب) رادیو و تلویزیون، ابزار دنیای استکبار برای تخدیر و تباهی و فساد اخلاقی ملتها؛
ج) تغییر الگوی مصرف و رواج فرهنگ تجملگرایی و تقلید در میان ملتها به یاری رادیو و تلویزیون؛
د) گسترش خودباختگی فرهنگی و تحقیر فرهنگ خودی و پیآمدهای
آن در میان جوانان با پخش فیلمهای غربی و در نتیجه، تغییر هویت، شخصیت، گفتار، شیوه زندگی و رکود تولید دانش در میان آنها.
همه این موارد، از جلوههای تهاجم فرهنگی غرب به شمار میرود.(1)رسانههای غربی، نه تنها در تحریف اسلام و وارونه جلوه دادن آموزههای آن در جهت مقاصد سیاسی و به دلیل برخی تعصبهای مذهبی از توان رسانهای خود بهره میجویند، بلکه در مواقع حساس از هیچگونه هتاکی به اسلام، پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله و دیگر پیشوایان دینی علیهمالسلام و حمایت از حرمتشکنان دریغ ندارند. برای نمونه، در سپتامبر 1988 م. (شهریور 1367) انتشارات _پنگوئن _در بریتانیا، اثری را از _سلمان رشدی _- هندیالاصل تبعه انگلیس - با عنوان _آیات شیطانی _منتشر کرد. این کتاب که به کلی زاده تخیل است و با قلمی به نسبت قدرتمند و بهگونه داستانهای تخیلی و عشقی در قالب رئالیسم جادویی نگاشته شده، اسلام، پیامبر اسلام و خاندان و یاران پیامبر را هدف قرار داده است. بیش از یک هفته از انتشار این کتاب نگذشته بود که اعتراض مسلمانان به آن شروع شد و روز به روز گسترش یافت. در انگلستان، گردهمآییهای مختلف، اعتراضهای سازمانیافته، اقدامهای حقوقی و قانونی و دیپلماتیک، مؤثر واقع نشد. حتی روزنامهها و رسانههای غربی نیز نه تنها به این اعتراضها اهمیتی ندادند، بلکه به آن معترض هم بودند. خشم و کینه مسلمانان انگلیسی و دیگر مسلمانان ساکن این کشور به جایی رسید که تصمیم گرفتند به منظور بازتاب
1) [1] . مقاله «ابعاد و زمینههای تهاجم فرهنگی در اندیشه امام خمینی»، نشریه دانشگاه آزاد اسلامی، ش 3.
اعتراض قانونی و انسانی خود در رسانهها، در اجتماعی در _شهر برادفورد _انگلیس، نسخهای از این کتاب را در برابر همگان بسوزانند. این کار، اثری دو جانبه در پی داشت. از یک سو، فریاد اعتراض مسلمانان به گوش جهانیان رسید و از سوی دیگر، فریاد غرب علیه این اعتراضها، به عنوان دفاع از اصل آزادی بیان بلند شد و روز به روز افزایش یافت. پس از صدور حکم امام خمینی رحمهالله علیه سلمان رشدی، غرب علیه ایران و به ویژه امام راحل و در اصل، دین مبین اسلام جبههگیری کرد.(1)دکتر صادق طباطبایی که در آن زمان برای تحصیل در اروپا به سر میبرد، مینویسد: «در طول بیست و هفت سالی که در اروپا به سر برده بودم، هرگز چنین بسیج همگانی و تبلیغاتی که همه احزاب، جناحهای سیاسی و تمامی رسانههای خبری، رادیویی، تلویزیونی و... همگام و یکصدا حضور داشته باشند، ندیده بودم. محتوای این تبلیغات و تهاجم عبارت بود از:
یک- دفاع از اصل آزادی بیان که حال به خطر افتاده است؛
دو- حمله به امام خمینی رحمهالله و ایران و اسلام که اصل آزادی بیان را به ظاهر نمیپذیرد؛
سه- تحقیر مسلمانان، به عنوان انسانهایی نادان، متعصب، عقبمانده و مخالف آزادی، به ویژه آزادی بیان؛
چهار- معرفی اسلام، به عنوان دین سازشناپذیر و خرافاتی و...».(2)
به عملکرد رسانههای غربی، به ویژه تلویزیون، انتقادهای دیگری نیز وارد است که به برخی از آنها اشاره میشود:
1. نقش سرگرمکننده رسانههای گروهی که به طور روزافزون مورد توجه رسانههای گروهی غرب است، با وجود همه جاذبههای ظاهری آن، با غیرسیاسی کردن جوامع و بیاعتنا بار آوردن مردم به امور عمومی، بیشترین پیآمدهای منفی را پدید میآورد.(1)
پیامهایی که از طریق برنامههای تلویزیونی غربی به کشورهای جهان سوم فرستاده میشود، بازتابی از اندیشهها، نگرشها، ارزشها و به طور خلاصه، جهانبینی تولیدکنندگان و ترویجدهندگان این برنامههاست. این شبکهها، ابزار انتقال نظام ارزشی و روش زیست غربی به منطقههای دیگرند که برای مردم آن مناطق بیگانه است. اگر با این جریان برخورد مناسبی صورت نگیرد، ارزشهای خاص ملتها در دراز مدت نابود خواهد شد.(3)
در سالهای آغازین قرن بیست و یکم، جهان شاهد انقلابی شگرف در عرصه ارتباطات است. انقلابی که با رشد بیسابقه شبکههای مخابراتی آغاز شد و با اختراع فیبرهای نوری و امواج ماکروویو و نیز احاطه کره زمین با ماهوارهها سرعت گرفت. در این میان، ماهوارهها به دلیل پوشش فراگیر و نیز بینیازی از اتصالات زمینی، از نظر قدرت، پوشش و صرفه اقتصادی در رتبه اول قرار گرفتند. در سالهای جنگ سرد، توجه دولتهای بزرگ بیشتر بر کاربرد نظامی ماهوارهها متمرکز بود، ولی پس از فروپاشی شوروی، این توجه به شدت به سمت کاربردهای ارتباطی و تجاری گرایش یافت. با توجه به نیاز روزافزون کشورهای صنعتی و در حال توسعه به بسترهای قوی ارتباطی، سرمایهگذاری بخش خصوصی و دولتی در زمینه تحقیق و توسعه تکنولوژی ماهوارهای افزایش یافت که امروزه نتایج این پژوهشها را در پیرامون خود میبینیم.
امروزه ماهوارهها شرق تا غرب و شمال تا جنوب کره زمین را احاطه کردهاند. در حال حاضر، ماهوارهها به صورت چند منظوره طراحی و ساخته میشوند، به گونهای که از پخش شبکههای تلویزیونی آزاد و کدشده (که برای استفاده از آنها باید هزینه پرداخت شود) و رادیو آنالوگ گرفته تا
شبکههای تصویری دیجیتالی و حتی اطلاعات شبکه اینترنتی و سرویسهای ویژه مخابراتی، همه را یکجا ارائه میکنند.(1)
اگر بخواهیم بدون وارد شدن در بحثهای فنی، ماهوارههای تلویزیونی را توضیح دهیم، میتوانیم آنها را نوعی رله فضایی برای امواج بدانیم. در حقیقت، ماهواره، برنامههای رادیویی - تلویزیونی خود را به صورت امواج رادیویی از پایگاههای زمینی دریافت میکند. سپس آنها را روی طول موجهای از پیش تعیین شده و با اهداف ویژه، با قدرت بیشتر و پهنه بسیار گستردهتر پخش میکند.
پس از یازدهم ژانویه 1946 م.، کارشناسان مخابرات ارتش امریکا برای نخستین بار در یک پروژه تحقیقاتی به نام AMA DI موفق شدند امواج راداری به کره ماه بفرستند و بازتاب آن را دریافت کنند. در طول دهه1950 م.، _آزمایشگاه تحقیقاتی نیروی دریایی امریکا _به این پژوهشها ادامه داد تا آنکه در میانه سالهای 1959 و 1963 م. توانست از کره ماه به عنوان یک ماهواره طبیعی میان ایالتهای واشنگتن و _هاوایی، _ارتباطهای رادیویی منظمی برقرار کند.
اتحاد جماهیر شوروی نیز در طول این مدت به پژوهشهای مشابهی دست زد و توانست موفقیتهایی به دست آورد. در 1960 م.، دستکم سه مقاله به قلم رئیس آکادمی علوم شوروی در مطبوعات آن کشور به چاپ رسید. در
1) [1] . مهرداد فرح نژاد افشار، مرجع کامل ماهوارههای تلویزیونی، تهران، آذرخش، 1381، پیشگفتار.
این مقالهها اعلام شد دانشمندان روسی به منظور تبادل امواج رادیویی، قصد استفاده از ماهوارهها را دارند. مردم شوروی با این ماهوارهها توانستند تصویر فضاپیمای _وستاک _II را ببینند که مدار زمین را دور میزد.
با تأسیس کنسرسیوم اینتل ست(1)در 20 اوت 1964 م.، امریکا نخستینماهواره مخابراتی تجارتی جهان به نام اولین پرنده یا _اینتل ست _ Iرا در 6 آوریل 1965 م. به فضا پرتاب کرد و در مدار _سنکرون _بر فراز _اقیانوس اطلس _قرار داد. در طول دهه 80 میلادی، پنج نسل از این ماهوارهها در ادامه روند تکامل یکدیگر ساخته شد که نسل پنجم این ماهواره با 12 هزار مدار تلفنی و 2 شبکه تلویزیونی در سال 1980 م. با تجهیزات کامل در مدار قرار گرفتند. نسل ششم این ماهوارهها نیز با سه برابر ظرفیت ماهوارههای نسل پنجم و مجهز به سیستمهای دیجیتالی پیچیده، در سال 1986 م. طراحی و به کار گرفته شد.
کنسرسیوم اینتلست، سازمانی غیرانتفاعی با 110 عضو است که مقرّ آن در واشنگتن قرار دارد. همزمان با تلاشهای این کنسرسیوم، بلوک شرق نیز _سازمان بین المللی ارتباطات ماهواره ای شرق (اینتراسپوتنیک) _را در سال 1971 م. با عضویت 9 کشور به راه انداخت که در حال حاضر، 14 عضو دارد. این سازمان از طریق ماهوارههای خود، ارتباط تلفنی، صدا، تصویر، تلکس، تلگراف، دورنگار و تبادل دادههای رایانهای را میان کشورهای بلوک شرق، برقرار میکند.(2)
ماهوارهها با توجه به نوع کاربرد و وظیفهای که به عهده دارند، به نظامی و غیرنظامی تقسیم میشوند. ماهوارههای غیرنظامی شامل ماهوارههایی با کاربردهای گوناگون هستند. با گذر زمان، وظایف واگذار شده به ماهوارهها نیز گسترش یافت و ماهوارههای جدید با کاربردهای ارتباطی، مخابراتی، نجومی، نظامی، هواشناسی، زمینشناسی، جغرافیایی و اقلیمشناسی به فضا پرتاب شدند. افزون بر این، مدارهای این ماهوارهها نیز شرایط جوّی زمین، ساختار خورشید و دیگر کرهها را به سطح زمین و به کاربران گزارش میدهند.
ماهوارهها بر اساس اینکه چه گسترهای را زیر پوشش قرار میدهند و چند کشور از آنها استفاده میکنند، به سه گروه بزرگ تقسیم میشوند:
الف) ماهواره های بین المللی: این ماهوارهها برای استفاده و ارائه خدمات به تمام کشورهای جهان کاربرد دارند. از این نوع ماهوارهها، میتوان _اینتل ست _و اینمارست را نام برد.
ب) ماهواره های منطقه ای: این ماهوارهها به چند کشور یا چند منطقه خدمات میدهند، مانند: ماهواره عرب ست.
ج) ماهواره های محلی: این نوع ماهوارهها برای خدماترسانی به یک کشور خاص به کار گرفته میشوند. البته برای خدماترسانی به یک کشور، میتوان از ماهوارههای بینالمللی یا ماهوارههای منطقهای نیز شبکههایی را
اجاره کرد.(1)
ماهواره مخابراتی، سفینهای فضایی است که سیگنالهای تلفن، رادیو و تلویزیون را از ایستگاه زمینی دریافت میکند و به دیگر ایستگاههای مستقر در زمین بازتاب میدهد.
روش فرستادن امواج رادیویی نیز با استفاده از ماهواره تولدی دوباره یافت. یکی از کاربردهای فرستادن امواج رادیویی برای کسانی بود که در داخل کشتی و میان دریاها و اقیانوسها سرگردان میماندند. ماهواره سیگنالهای فرستاده شده از سوی این افراد را دریافت میکرد و موقعیت آنها را به گروههای نجات گزارش میداد.
یکی از بهترین و شناخته شدهترین کاربردهای ماهوارهها، فرستادن سیگنالهای رادیویی و تلویزیونی است. این سیگنالها به روشهای متفاوتی برای کاربران فرستاده میشود و هزینه کمی نیز دارند که در تهیه لوازمی مانند دیش، ریسیور و مانند آنها خلاصه میشود. همچنین کشورهایی که فنآوری طراحی و ساخت و پرتاب ماهواره را ندارند، چند شبکه از شرکتهای بزرگ ماهوارهای اجاره میکنند یا میخرند تا بتوانند داشتههای خود را به دیگران انتقال دهند. همین عامل (اجاره و خرید و فروش خطوط) انگیزه جدیدی برای کشورهای
1) [1] . رؤیا غیاثی فراهانی، مقاله «ماهواره از آغاز تاکنون»، صنایع الکترونیک، ش 4.
قدرتمند است تا ماهوارههای قدرتمند را طراحی و به فضا پرتاب کنند. در آینده نزدیک، این تجارت ماهوارهای وارد مراحل رقابتی نیز خواهد شد، مگر آنکه دانشمندان دیگر کشورها نیز به جای استفاده از ساختههای دیگران، خود به فکر تولید و ساخت باشند. در حال حاضر، 151 ماهواره رادیویی و تلویزیونی فعال است. این ماهوارهها 3836 شبکه تلویزیونی دیجیتال، 461 شبکه تلویزیونی آنالوگ، 2091 شبکه رادیویی دیجیتال و 267 شبکه رادیویی آنالوگ دارند.(1)
هماکنون در سراسر کره زمین و روی خط استوا، شمار زیادی ماهواره تلویزیونی فعال هستند که با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران، تقریباً نیمی از آنها در ایران دریافت میشوند. با توجه به اینکه کشور ما در نیمکره شمالی و در شمال خط استوا قرار دارد، تمام ماهوارههای تلویزیونی قابل رصد در ایران، در نیم دایره شرق - جنوب شرقی؛ جنوب - جنوب غربی و غرب واقع هستند. همچنین ماهوارههایی که در موقعیت 40 درجه غربی (320 درجه شرقی) تا 145 درجه شرقی قرار دارند، قابل رصد هستند.(2)در حال حاضر، امواج 90 ماهواره در ایران قابل دریافت است و شبکهها نیز 20 درصد افزایش داشتهاند. همچنین شبکههای دیجیتالی افزایش یافته و از شمار شبکههای آنالوگ کاسته شده است.(3)
1) [1] . فرامرز خسروی، کاملترین مرجع ماهوارههای تلویزیونی، تهران، نوین پژوهش، 1380، صص 22 - 29.
2) [2] . فهرست کلی این ماهوارهها را در پیوست در پایان کتاب ملاحظه فرمایید.
3) [3] . کاملترین مرجع ماهوارههای تلویزیونی، پیشگفتار. برای مطالعه ماهوارههای قابل دریافت در ایران و نقشههای مناطق پوششی این ماهوارهها نک: پیوست 2 در پایان کتاب.
هماکنون بیش از 15 شبکه تلویزیونی فارسیزبان که بیشتر در امریکا مستقر هستند، برای فارسیزبانان مقیم امریکا، ایران، افغانستان، تاجیکستان و اروپا برنامه پخش میکنند. برخی از این شبکهها عبارتند از:
تلویزیون رنگارنگ؛(1)
تلویزیون ملی؛(2)
تلویزیون پارس؛(3)
تلویزیون بینالمللی آپادانا؛(4)
تلویزیون ملی ایرانیان؛(5)
شبکه یک؛(6)
شبکه خبری فارسی؛(7)
8. تلویزیون آزادی؛(8)
(4)علیه نظام اسلامی با توجه به آنچه درباره کارکردهای مهم ماهواره گفته شد، همگان درباره کارکردهای سیاسی و فرهنگی ماهوارهها نگران هستند. دلیل پیوند سیاست و فرهنگ در اینجا و طرح آنها در کنار یکدیگر، رابطه تنگاتنگی است که میان آنها وجود دارد. در گذشته نیز به این پیوند و ارتباط، توجه میشد، ولی امروزه پژوهشگران حوزههای مختلف علوم اجتماعی، آن را به عنوان «اصل موضوعه» پذیرفتهاند.
باورها و ارزشهای فرهنگی ملتها، اساس تصمیمگیریها و اقدامهای سیاسی آنهاست. به همین دلیل، خاستگاه دگرگونیهای اجتماعی را باید در دگرگونیهای درونی و فرهنگی ملتها جست. انگیزه اصلی پشتیبانی ملتها از دولتها یا دست کشیدن از حمایت آنان و پیدایش شکاف میان مردم و حاکمیتها، همین احساس درونی مردم است که آیا دولت حاکم، حافظ ارزشهای آنها و در پی تحکیم و توسعه منابع ملی است یا نه؟ در اینجا نقش رسانههای خارجی در تغییر گفتمان ملی و در نتیجه، اثرگذاری در سیاست و حاکمیت به خوبی آشکار میشود. «منافع ملی، حقیقتی عینی
نیست (که افراد یک ملت آن را درک کرده یا نکرده باشند)، بلکه بیشتر مجموعهای از ترجیحات ذهنی است که هرگاه نیازمندیها و تمایلات ملتی تغییر کند، آنها نیز دگرگون میشوند».(1)
در این زمینه، ماهوارهها نقشی تعیینکننده دارند و میتوانند با تبلیغات جهتدار در تغییر ترجیحهای ذهنی و فرهنگی ملتها و سرانجام تغییر نگرش دولتها اقدام کنند. از همین رو، امروزه تبلیغات، ابزاری برای مداخله در حاکمیت کشورها و براندازی دولتها به شمار میآید. «تبلیغات براندازانه»(2)دیگر اصطلاحیشاعرانه و ناشناخته تلقی نمیشود. به همین ترتیب، پیدایش اصطلاح «تهاجم فرهنگی»(3)نیز بر پایه واقعیتی است که جهانیان کاملاً آن را درک میکنند. شگفتا کهفهم آن برای برخی مدعیان فرهنگ در کشور ما گران آمده است. سادهاندیشی است که ترویج خشونت و سکس، آموزشهای اخلاقی ناروا، آموزش تفریحهای ناسالم، تحقیر سنّتهای ملی و بزرگداشت فرهنگ بیگانه و حتی تحمیل نوع خاصی از آرایش، خوراک، پوشاک و به طور کلی، «مد» را تنها از سر تنوعخواهی و پر کردن اوقات فراغت قلمداد کنیم. تغییر رفتارهای ظاهری تا حدودی نشانه دگرگون شدن ارزشها و آرمانهای درونی انسانها است و غفلت از نقش تبلیغات رسانهای (که ماهواره از مهمترین آنهاست) در این دگرگونی، نمیتواند نشانه فرهنگ و تمدن باشد.
پیآمدهای منفی ماهوارهها را که ابزار جنگ رسانهای هستند، در بخشهای زیر میتوان مطرح ساخت:
ایجاد توقع فزاینده در مردم، یکی از نظریهها در تحلیل رخ دادن انقلابهاست و برنامههای اقتصادی ماهواره به خوبی در این راستا عمل میکنند. هزینههایی که صرف خرید تجهیزات ماهوارهای میشود، نوعی تراز تجاری منفی برای کشور ایجاد میکند. از سوی دیگر، تبلیغات تجاری ماهوارهها برای برخی کالاهای تولیدی، به سرعت احساس نیاز را در مردم برمیانگیزد؛ زیرا معمولاً این برنامهها با هدفهای مشخصی طراحی میشوند و در هر قسمت از آن، نوعی تبلیغ برای فروش و بازاریابی وجود دارد. شرکتها برای ارائه این تبلیغات، هیچ تعرفهای نیز به دولتها نمیپردازند.
تمایز میان اهداف سیاسی و اقتصادی قدرتهای جهانی در روابط بینالمللی بسیار دشوار است. استعمارگران با تهیه برنامههای مورد پسند جهان سومیها و پخش خبرهای مغالطهآمیز و فریبنده، جوسازی میکنند و از مسائل به وجود آمده به نفع خود سود میجویند. بیان خبرهای جهتدار و تحریف شده، تحلیلهای غیرواقعی و نامنصفانه در این شبکهها، همه در جهت منافع گردانندگان آنهاست.
برنامههای ماهوارهای با تکرار برخی عادتهای مشخص در زندگی غربی، چنان مینمایند که گویی ما یک عمر با این عادتها زندگی کردهایم. هر
کودکی که در یک کشور به دنیا میآید، متناسب با ارزشها و هنجارهای همان کشور رشد میکند و معیارهای درونی خود را تقریباً با ارزشهای همان جامعه هماهنگ میکند. وقتی چنین فردی بزرگتر میشود و همزمان، برنامههای ماهوارهای به ارزشها و معیارهای سنّتی او حملهور میشوند و قالبهای ذهنی او را درهم میشکنند، تنشهای درونی او برای وفق دادنش با آن برنامهها، شخص را بیهویت بار میآورد.
ایجاد ناهمگونی میان ارزشهای یک ملت با برنامههایی مبتنی بر ارزشها یا حتی ضدارزشهای دیگر جوامع، نه تنها بر گروههای نوجوان و جوان اثر میگذارد، بلکه هیچ قشر دیگری از زیان آن در امان نمیماند. یکسویه بودن جریان انتقال فرهنگ، ارزشها و ایدئولوژی سیاسی، حاکمیت زبان بیگانه (مانند زبان انگلیسی)، توجه به گرایشهای مخاطبان به جای نیازهای واقعی آنان، ایجاد نیازهای کاذب و مانند آن از کمترین آسیبهای این برنامههاست.
یکی از نویسندگان در مقالهای با عنوان «ماهواره و بیخویشتنشدگی مخاطبان»،(1)اثرهای روانی ماهواره را بر مخاطبان بررسی کرده است. اینگونه آسیبشناسی روحی و روانی در حوزه مخاطبشناسی کمتر مورد توجه روانشناسان رسانهای بوده است که شاید دلیل آن، گستردگی برنامههای ماهوارهای باشد. نتیجه پژوهش این روانشناس رسانهای بدین شرح است:
1) [1] . غلامرضا آذری، مقاله «ماهواره و بیخویشتن شدگی مخاطبان»، پژوهش و سنجش، ش30و31.
مخاطب در حالت بیخویشتن شدگی، احساس «غیرواقعی بودن» میکند؛ زیرا برنامه مورد علاقهاش چنین حالتی را در وی پدید میآورد.
نمایش پیوسته فیلمها و تصویرهای هیجانانگیز و خشونتآمیز، بیخویشتن شدگی مخاطبان را سرعت میبخشد.
ماهوارههای ارتباطی با توجه به تجهیزات کامل فنی، چنان ساخته و پرداخته میشوند که مخاطبان مختلف را در مناطق گوناگون پوشش دهند.
«بیعاطفهشدگی مخاطب» بر اثر دیدن فیلمها و تصویرهای حادثهای (اکشن) ماهوارهای، نوعی توصیف مفهوم از دست دادن ظرفیت خود برای برونریزی هیجانی است. این مهم، معمولاً با تجربه ذهنی بیخویشتن شدگی همراه است.
برنامههای ماهوارهای (متغیر مستقل) بر وضعیت و کنشهای رفتاری مخاطب (متغیر وابسته) اثر میگذارند. همچنین پژوهشهای علمی کلاسیک در این زمینه، این نظریه دانشمندان را که «تصاویر خشونتآمیز ماهوارهای، رفتار خشونتنمای مخاطبان را پدید میآورد»، تأیید میکند.
«حالتهای وجد» که در اختلال شوریدگی - افسردگی مخاطبان روی میدهد، به دلیل نوع برنامهای است که پیآمدهای آنی دارد.
مخاطبان بر اساس تواناییها و ظرفیتهای شناختی خود، برداشت خاصی از تصویرهای ماهوارهای میکنند، ولی این توانایی و ظرفیت در برابر «تصویرهای مستهجن» خنثی میشود.
اگر برنامههای ماهوارهای با فرهنگ، رفتار، باورها و ارزشهای شخص مخاطبان همخوانی نداشته باشد، اختلالهای روحی و روانی پدید خواهد آورد.
از دیگر آسیبهای اجتماعی و فرهنگی ماهوارهها، بازتاب گسترده صحنههای خشن در قالب فیلم، سریال، شو و... است. _هیوزمن و اِرون _(1987 م.) در پژوهشی با عنوان «رشد رفتار پرخاشجویانه از چشمانداز رشد رفتارگرایی» به فراوانی خشونت در محتوای برنامهها پرداخت و به این نتیجه رسید که تلویزیون و برنامههای ماهوارهای، عامل اصلی رفتارهای خشونتآمیز در مخاطبان است.(1)
_ری سورتی _(1988 م.) در کتاب ارزشمند _رسانه ها، جرم و عدالت اجتماعی _درباره «ساختار اجتماعی جرم و خشونت رسانهای»، برنامههای تلویزیونی و ماهوارهای را عامل اصلی اختلالهای روانپریشی مخاطبان برمیشمارد.(2)او در این زمینه، با طرح سه طبقهبندی «ویژگیهای منبع»، «اثرگذاریهای نگرشی» و «اثرگذاریهای رفتاری»، آنها را عامل اصلی شکلگیری اختلالهای رفتاری - حرکتی در مخاطبان برنامههای ماهوارهای میداند. شکل زیر تقسیمبندی او را نشان میدهد:
شکل ساده عامل مرتبط با اثرگذاری های جرم زایی رسانه ها بر اساس سه تأثیر مختلف.(1)
اثرگذاری های رفتاری
اثرگذاری های نگرشی
ویژگی های منبع
گروه کوچکی از مخاطبان که نه تنها به پذیرش رفتارهای خشونتآمیز رسانهای تمایلی ندارند، بلکه حاضر به تماشای آن هم نیستند.
گروه زیادی از مخاطبان که به پذیرش جرم و خشونت تمایل دارند و رسانه بهترین پاسخ را به آنها میدهد.
ویژگی محتوا و زمینه رسانهها (مانند: جرم، خشونت و یا سبک ارائه)ویژگی تماشاگر مصرفکننده (مانند: هیجان، موضعگیری قبلی)ویژگی تماشاگر یا صرف زمینه مصرف (مانند: عوامل جرم، جامعهپذیری و خشونت)
ترویج ابتذال، سکس و روابط نامشروع از دیگر آسیبهای فرهنگی و اجتماعی ماهوارههاست. گفته شد تصویرهای مستهجن، در ذهن مخاطبان اختلال ایجاد میکند و بر رفتارهای به طور ناخودآگاه آنها تأثیر میگذارد. بنا بر نتیجه پژوهشهای صورت گرفته، این تصویرها، پی آمدهای منفی هرزه گرایانهای بر مخاطبان بر جا میگذارد، قدرت اندیشه را از آنان میگیرد و احساسات و هیجانهای کاذبی را جایگزین آن میسازد که آسیبهای
1) [1] . نک: ری سورتی، رسانهها، جرم و عدالت اجتماعی، ص 127.
فراوانی را به همراه دارد.(1)البته برخی ماهوارهها با توجه به شکلگیری جنبههای حقوقی و الگو سازی تصویرها، میکوشند جنبههای آموزشی - تفریحی این برنامهها را برجسته سازند که البته این شگرد، توجیه عصر اطلاعات در جهان رسانههاست.
ماهواره در تضعیف روحیه نیروهای مسلح و گروههای هدف جنگ روانی، نقش اساسی دارد و از قدرت رزمی و دفاعی آنان میکاهد. همچنین روحیه ایثارگری و فداکاری را در آنان تضعیف میکند و اراده پشتیبانیکنندگانشان را در جنگهای نظامی درهم میشکند.
رویکرد پساساختارگرایی یا پستمدرن در تحلیل این سخن بسیار مفید مینماید. متفکران پستمدرن در نقش «معنی»، «نشانهها»، «زبان»، «تصاویر» و «انگارهها» در ساخته شدن «واقعیت» تأکید دارند، به اعتقاد آنان، «واقعیت» یک ساخت یا برساخته اجتماعی است.
آنچه در بحث ماهوارهها و تلویزیونهای ماهوارهای میتوان از رویکرد پستمدرن اقتباس کرد، اهمیت ماهوارههای مخابراتی به تعبیر عام و تلویزیونهای ماهوارهای به عبارت خاص در برساختن (Contstruct) «واقعیت» و «تصویرسازی» است.
در حوزه مسائل نظامی میتوان این معنی را از متن رویکرد پساساختارگرایی استخراج کرد که جنگ امریکا در عراق، افغانستان و جنگ
1) [1] . برای مطالعه بیشتر نک: لینز، دونوستین و پن رود، 1984 م.؛ «دونرستین» و «مالاموث» (1984 م.)؛ «فیشر و جرینر» (1994 م.).
علیه تروریسم تیتر جنگ شبکههای CNN،FOX News و سایر رسانهها چون BBC و... بوده است.
ماهوارهها با تصویرسازی، واقعیات ادعایی خود در مورد جنگ را در ذهن مخاطب شکل میدهند؛ به «دشمن» موجودیت میبخشند و آن را خونریز و ضعیف جلوه میدهند؛ آثار انسانی نامطلوب جنگ را کوچک میشمرند و از سربازان خودی یک «قهرمان» میپرورانند که خستگیناپذیر در راستای محو شرارت از سراسر کره زمین رسالتی جهانی بر دوش گرفتهاند.
در بعد سختافزاری، ماهوارههای مخابراتی با عکسبرداری هوایی از موقعیتهای ژئواستراتژیک و حیاتی نیروهای نظامی و هدفهای نظامی از جمله تأسیسات، کارخانهها، راههای ارتباطی، پلها و لجستیک نیروهای نظامی حریف، امکان وارد آوردن حداکثر ضربه را به دشمن فراهم میکنند.
انقلاب در عرصه فنآوری نظامی در کنار تحول شگرف در حوزه تکنولوژی ارتباطات و ماهواره در جنگهای بالکان، امریکا و عراق در سال 2003 و نبرد امریکا در افغانستان در سال 2001 نشان داد که تصاویر ماهوارهای که در اختیار حافظه موشکهای کروز قرار گرفته بود، امکان نابودی اهداف نظامی را با ضریب خطای کمتر از 5 متر فراهم آورده بود.
امکان شناسایی آشیانههای هواپیماها، سایتهای موشکی و... در جنگ امریکا و عراق، استفاده از نیروی هوایی عراق را کاملاً ناممکن و پرهزینه ساخت.
به اعتقاد نگارنده، کاربرد ماهوارهها در بعد نرمافزاری بسیار مهمتر از بعد سختافزاری در یک جنگ تمام عیار است، رسانهها با توجیه جنگ و لزوم
آن، کاهش ابعاد ضدانسانی جنگ و تلاش برای تضعیف روحیه مردم و سربازان از طریق برساختن «واقعیتها» حریف را پیش از شکست نظامی به تسلیم و انفعال میکشانند.
### 11. جنگ رسانه ای امریکا علیه ایران
کنگره امریکا، بودجهای معادل 40 میلیون دلار برای پشتیبانی از فعالیتهای به اصطلاح مدنی رسانههای ایرانی در امریکا اختصاص داد. در گفتوگوی خبرنگار _شبکه _CNN امریکا با یکی از گردانندگان شبکههای تلویزیونی فارسیزبان در لوسآنجلس مشخص شد بیشتر این بودجه به تلویزیونهای ماهوارهای فارسیزبان مقیم لوسآنجلس اختصاص داده خواهد شد تا به برنامهسازی و ترویج فرهنگ غربی در داخل ایران بپردازند. همچنین گروههای سلطنتطلب از این تلویزیونها حمایت مالی میکنند. در آشوبهای کوی دانشگاه و حوادث مرتبط با آن در تهران و برخی شهرستانها، تلویزیونهای ماهوارهای بسیار تحریککننده بودند. بسیاری از دستگیرشدگان این ناآرامیها، به تحریکپذیری از برنامههای مخرب این تلویزیونها اذعان کردند.(1)
در حال حاضر، 97 ماهواره متعلق به 15 کشور جهان به پخش برنامههای تلویزیونی برای مردم ایران میپردازند. برخی از این ماهوارهها، بیش از 200 شبکه تلویزیونی را به صورت دیجیتال پخش میکنند. در سازمان صداوسیما و برخی نهادهای نظامی، فرهنگی و اطلاعاتی 600 شبکه تلویزیونی مونیتور
1) [1] .http://www.gooya.com.
میشوند. از این تعداد، 15 شبکه نیز به زبان فارسی است که بیشتر آنها علیه نظام جمهوری اسلامی و ارزشهای ملی و مذهبی کشور، برنامه پخش میکنند. حتی گردانندگان این شبکهها میکوشند این شبکهها را در باند UHFقرار دهند. در آن صورت، برای دریافت شبکهها به دیش و رسیور نیازی نیست و با آنتنهای معمولی نیز دریافت برنامههای ماهوارهای به طور مستقیم امکانپذیر میشود.(1)
بررسی کمّی و کیفی این شبکهها (به صورت موردی) نشان میدهد اثرگذاری منفی ماهوارهها به واسطه حجم اندک برنامههای آموزنده در مقابل حجم بالای برنامههای سرگرمی، شو، موسیقی و... بسیار زیاد است. افزون بر این، وضعیت منفی عمومی بر شبکههای تلویزیونی ماهوارهای حاکم است و شبکههای تلویزیونی فارسیزبان لوسآنجلسی تنها برای اثرگذاری بر مخاطب ایرانی، برنامه پخش میکنند که به برخی از آنها اشاره شد.
(2) مشاهده برنامههای این شبکهها، این فرضیه را در ذهن شکل میدهد که بیشتر آنها برای رسیدن به هدف اساسی خود (جلب نظر مخاطبان)، از فیلم، سریال، شو، موسیقی و دیگر برنامههای تفریحی و سرگرمکننده و برنامههای
1) [1] .http://baztab.com. تحلیل محتوای برخی از شبکههای فارسیزبان ماهوارهای که در بخش پیشین گذشت، همچنین تحلیل محتوای برخی از شبکههای مهم اروپایی در بخش بعدی خواهد آمد.
2) [2] . برای مطالعه بیشتر نک: زهرا نوین، فاطمه قاسمی، نوزیه شهاب و رؤیا غندالی و دیگران، «بررسی برنامههای شبکههای ماهوارهای اروپایی از 13 تا 19 فوریه 2003 م.»، پژوهش و سنجش، ش 32.
علمی و آموزشی استفاده میکنند. برای روشن شدن بیشتر این مدعا، به تحلیل محتوای کمّی شماری از شبکههای شش کشور اروپایی (آلمان، انگلستان، بلژیک، سوئیس، فرانسه و هلند) میپردازیم تا به دور از هر گونه داوری شخصی، جنبه تفریحی و سرگرمی بودن یا علمی و آموزشی بودن این شبکهها مشخصتر شود.
برای این منظور، با مشاهده برنامههای شبکههایی مانند ,TSR2 ,SF1 ,Canalt ,AB3 ,BBC prime ,BBC2 ,BBC1 ,Arte ,VOX ,ZDF, Net5 ,Nederland2, Nederland1, ARTE ,France2 و نیز با بهرهگیری از پایگاه اینترنتی EuroTV و گرفتن کنداکتور زمان پخش برنامههای این شبکهها، محتوای کمّی برنامههای این شبکهها در طول یک هفته بررسی شد. در این بررسی، به موارد زیر توجه شد:
شبکههای بررسی شده از شبکههایی هستند که انواع مختلف برنامه اعم از فیلم، سریال، کودک، خبر، مستند و... پخش میکنند و تنها به نوع خاصی از برنامه نمیپردازند.
در گزینش شبکهها به دو صورت عمل شد:
الف) شبکههای مهم دنیا مانند BBC1 ,VOX ,ZDF و... که به ظاهر مخاطبان بیشتری دارند، در این بررسی به طور هدفمند انتخاب شدند. ب) در مورد برخی کشورها مانند بلژیک، سوئیس و هلند که شبکههای چندان معروفی نداشتند، گزینش شبکهها به طور تصادفی انجام گرفت. البته برنامههای این شبکهها نیز انواع مختلف برنامه را دربرمیگرفت.
,Nederland1 SF1 ,France2, Nederland2 نیز در این بررسی گنجانده شدند.
با در نظر گرفتن این نکتهها، برنامههای شبکههای اروپایی یادشده به تفکیک فیلم، سریال، شو - موسیقی و برنامههای سرگرمکننده و متنوع، برنامه کودک، اطلاعرسانی، ورزش، برنامههای علمی و آموزشی، برنامههای مستند (که بیشتر درباره حیات وحش است)، برنامههای ادبی و فرهنگی، برنامههای اقتصادی، برنامههای سیاسی و برنامههای مذهبی بررسی و درصد هر یک از آنها مشخص شد.
در این میان، مواردی نیز بررسی نشده که با عنوان «دیگر برنامهها» در جدولها مشخص شده است. خود این موارد، دو گروه را دربرمیگیرد:
الف) میان برنامهها، آگهیهای تبلیغاتی، برنامههای آشپزی، باغبانی، تئاتر، گردشگری، مهاجرت، دوربین مخفی و... .
ب) برنامههایی که نوع آنها در این بررسی، نامشخص مانده بود.
بنابراین، از هر کشور، دو تا سه شبکه بررسی شد که یافتههای حاصل از آن، به تفکیک هر شبکه و نوع برنامههای پخش شده در ادامه آمده است.
تحلیل برنامههای ماهوارهای شش کشور اروپایی شامل آلمان، انگلستان، بلژیک، سوئیس، فرانسه و هلند و نتایج به دست آمده در جدول شماره 1 آمده است. این جدول که به توزیع مدت زمان پخش برنامهها به تفکیک کشور، شبکه و نوع برنامه میپردازد، نشان میدهد بیشترین نوع برنامههای پخش شده از این شبکهها فیلم 16 درصد و سریال 13 درصد بوده است. شو (نمایش)، موسیقی و برنامههای سرگرمکننده 8 درصد، اطلاعرسانی 7 درصد، ورزش 5 درصد و برنامه کودک 4 درصد بوده است. همچنین برنامههای علمی و آموزشی و برنامههای مستند هر یک با 3 درصد، برنامههای سیاسی با 2 درصد،
برنامههای ادبی، فرهنگی، اقتصادی و مذهبی هر کدام با 9 درصد تا حدودی برنامههای این شبکهها را پوشش دادهاند.(1)
جدول شماره 1
توزیع مدت زمان پخش برنامههای ماهوارهای 6 کشور اروپایی به تفکیک شبکه و نوع برنامه در طول یک هفته
نوع برنامه
آلمان
انگلستان
شبکه و مدت (دقیقه)
ZDF
VOX
ARTE (Ge)
BBC Prime
BBC1
BBC2
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فیلم
920
10
1945
19
1890
35
780
8
1095
11
سریال
1277
14
3140
31
2600
26
1860
18
1500
15
شو، موسیقی، برنامه های متنوع و سرگرم کننده
808
9
440
4
310
6
925
9
1585
16
765
7
برنامه کودک
535
6
20
1%
540
5
925
9
1) [1] . نک: جدول شماره 1.
اطلاع رسانی
1076
12
110
1
540
10
200
9/1
990
10
340
3
ورزش
1355
15
25
1
205
2
470
5
برنامه های علمی و آموزشی
120
1
315
3
360
6
1100
11
30
2%
1470
15
برنامه های مستند
495
5
755
7
160
2
30
2%
15
1%
برنامه های ادبی و فرهنگی
120
1
60
1
625
11
150
4/1
برنامه های اقتصادی
260
3
85
2
150
4/1
برنامه های سیاسی
210
2
230
3
515
9
60
6%
60
5%
برنامه های مذهبی
دیگر برنامه ها
2004
22
3085
31
1110
20
5075
50
4000
40
3015
2
کل
9180
100
10080
100
5460
100
10080
100
10080
100
10080
100
نمایش فیلمهای مختلف کمدی، رمانتیک، جنایی، وحشتناک و دلهرهآور یکی از راههای مهم جلب مخاطب در این شبکههاست. نمایش مجموعهها و سریالهای دنبالهدار با جلب نظر مخاطب در یک دوره زمانی سبب تأثیر بیشتر و مدتدار پیام بر مخاطب میشود. پخش شو، انواع ارکسترهای موسیقی با خوانندگان و نوازندگان مختلف در فاصلههای زمانی کوتاهمدت و با تکرارهای فراوان و گاه طولانی مدت، به ویژه پیش از روزهای تعطیل میتواند اثرهای کوتاه مدت یا دراز مدت بر مخاطب بر جای گذارد. بر اساس یافتهها، اگرچه برنامههای علمی و آموزشی این شبکهها در مقایسه با برنامههای ادبی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و مذهبی درصد بالاتری دارد، فیلمها و سریالها، سهم زمانی کمتری دارند.
وضعیت ماهواره و ابزارهای دریافت شبکههای تلویزیونی و رادیویی خارجی در ایران، نامطلوب و بحرانزاست. با وجود تصویب «قانون ممنوعیت به کارگیری تجهیزات دریافت از ماهواره» در تاریخ 26/11/1373 و ابلاغ آییننامه اجرایی آن در تاریخ 21/1/1374، براساس برخی تخمینهای غیررسمی، بیش از سه میلیون دستگاه ریسیور و بشقاب ماهوارهای در کشور وجود دارد، در حالی که در طول مدت اجرای این قانون، تنها کمتر از 000/70 دستگاه کشف شده است. در حال حاضر، نزدیک به 15 میلیون ایرانی در خلوت خانه خود به برنامههای صدها شبکه تلویزیونی غربی و شرکتهای خصوصی دسترسی دارند و کنترلی نیز بر آنها نیست. خطر آثار منفی اخلاقی و رفتاری این شبکهها به ویژه برای نسل جوان، خانوادهها را تهدید میکند. به
دلیل ممنوع بودن این رسانه، مردم از انتقال تجربههای خود در استفاده از ماهواره به یکدیگر و آموزش دیگران برای چگونگی بهرهوری مطلوب از آن و کاستن از میزان خطرها و بدآموزیهای آن محرومند.
ماده 5 این قانون، سازمان صداوسیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (مؤسسه رسانههای تصویری) را به ضبط و پخش برنامههای موافق با ارزشها و مبانی فرهنگی اسلامی و ملی مجاز دانسته است. ماده 4 نیز تمام دستگاههای فرهنگی کشور را به مطالعه و تبیین آثار زیانبار استفاده از برنامههای انحرافی شبکههای ماهوارهای در جامعه موظف ساخته است. همچنین ماده 10 این قانون، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را موظف کرد تا با همکاری وزارت پست و تلگراف و تلفن (سابق) و سازمانهای مربوط، از اهرمهای حقوقی و بینالمللی به منظور حراست از مرزهای فرهنگی کشور و حفظ کیان خانواده علیه برنامههای ویرانگر ماهواره اقدام کند.
با بررسی مذاکرهها و متن قانون ممنوعیت کاربرد ماهواره، نتیجه میگیریم عامل اصلی شرایط نابسامان ماهواره در کشور، قانون یادشده نیست، بلکه علت اصلی، اجرا نشدن کامل قانون از جمله مواد 4، 5 و 10 - به ویژه ماده 5 - این قانون است. در واقع، سیاستهای همهجانبه در قانون یاد شده، پس از تصویب به فراموشی سپرده شد و راهبرد کوتاه مدت این ممنوع بودن، بزرگنمایی شد و به یک سیاست به ظاهر تمامعیار تبدیل گردید. البته میتوان بخشی از علت این خطا؛ یعنی جایگزینی راهبرد به جای سیاست را متن قانون دانست. این قانون، راهکارهای نظارتی مناسبی برای اجرای مواد 4، 5 و 10 را پیشبینی نکرده بود و قانون یاد شده با توجه به ماهیت و قابلیت دستگاههای اجرایی
طراحی نشده بود.
به باور بسیاری از کارشناسان، برخورد حذفی صرف، آن هم در حوزه سختافزاری، تجربه ناموفقی است و تنها به معنای حذف صورت مسئله، به جای یافتن پاسخ صحیح برای پرسش است. هرچند قانونهای سلبی تا یافتن پاسخ مناسب از سوی نخبگان حوزههای علوم سیاسی، اجتماعی، روانشناسی، حقوق، ارتباطات و مسئولان، پذیرفتنی است، ولی باید دانست این پاسخ باید با نیاز فرهنگی جامعه، دگرگونیهای سریع در فنآوری اطلاعات و ارتباطات، متناسب بوده و با توجه جدّی به برنامههای فرهنگی غرب علیه ملتهای مسلمان، فراگیر، اثرگذار و بهنگام باشد.
نظرسنجی انجام شده در سال 1373 در شهر تهران نشان داد از نظر پاسخگویان، مهمترین علت گرایش به ماهواره، کمبود امکانات تفریحی و سرگرمی در جامعه به ویژه ضعف برنامههای صداوسیما در برآوردن نیازهای گروههای مختلف (از نظر برنامههای تفریحی و خبری) بوده است.
پاسخگویان، مهمترین راه مقابله با خطرهای ناشی از ماهواره را تقویت کمّی و کیفی برنامههای صداوسیما، بالا بردن سطح آگاهی مردم و گسترش زیرساختهای فرهنگی در جامعه دانستند. نظرسنجی دیگری در همین سال نشان داد 35 درصد پاسخگویان، نارضایتی کامل از برنامههای تلویزیون را عامل گرایش مردم به ماهوارهها دانستهاند. نظرسنجی دیگر در سال 1376، نشان داد نگرش مردم (به ویژه مردان) به کاربرد ماهواره در حد متوسط بوده است، در حالی که بیشتر مردم به برخی خطرهای ماهواره آگاهی داشته و
استفاده از ماهواره را در سطح جامعه و به ویژه برای نوجوانان و جوانان، بدآموز و دارای خطرهای فرهنگی دیگر دانستهاند. _مؤسسه ملی پژوهش افکار عمومی _در نظرسنجی از شهروندان تهرانی درباره «میزان بهرهمندی و نگرش مردم به ماهواره» در زمینه پیآمدهای ماهواره، فرضیههای مختلف مردم را در این زمینه بررسی کرد. برخی از این فرضیهها، برای پاسخگویان خوانده شد و از آنها خواسته شد تا مخالفت یا موافقت خود را با هر کدام از این فرضیهها بیان کنند. نتیجه زیر در اینباره به دست آمد:
فرضیه ها
درصد
برنامههای ماهواره به رواج مدگرایی کمک میکند
3/81
برنامههای ماهواره، مردم را سرگرم میکند
75
برنامههای ماهواره به بیبندوباری افراد جامعه میانجامد
1/71
برنامههای ماهواره، آگاهی مردم را بیشتر میکند
9/69
برنامههای ماهواره به افزایش انتظارهای مردم از حکومت میانجامد
1/66
برنامههای ماهواره به ترویج مصرفگرایی کمک میکند
1/64
پرسش دیگر در این زمینه این بود که آیا برنامههای ماهواره به ایجاد ارزشهای جدید ناسازگار با فرهنگ ایرانی در جامعه میانجامد؟ در این مورد، 8/63 درصد موافق و 4/24 درصد مخالف این فرضیه بودند. 1/60 درصد از افراد شرکتکننده در نظرسنجی، شبکههای ماهواره را عامل ایجاد
رفتارهای خشونتآمیز در جامعه دانستند و 1/38 درصد مخالف این نظر بودند. همچنین 8/44 درصد با این نظر که برنامههای ماهوارهای، مردم را در برابر حکومت قرار میدهد، موافق و 5/32 درصد مخالف آن بودند. 5/50 درصد افراد نمونه اعتقاد دارند برنامههای ماهوارهای بنیان خانواده را سست میکند و در مقابل، 8/36 درصد مخالف این نظر هستند. _مرکز ملی مطالعات و سنجش افکار عمومی _در سال 1378، پژوهش دیگری را با عنوان «نظرسنجی از شهروندان تهرانی درباره ماهواره» در سطح مناطق بیست و دو گانه شهر تهران انجام داد که در مجموع 1143 نفر (شامل 569 مرد و 574 زن) به پرسشها پاسخ دادند. در این نظرسنجی، دلایل منفی بودن ماهواره نزد مخاطبان چنین بود:
انحراف اخلاقی
5/38
انحراف جوانان
1/30
ناسازگاری با فرهنگ
17
رواج مدهای گوناگون
7/6
تزلزل خانواده
3/0
اتلاف وقت
7/2
ناسازگاری با ارزشهای دینی
2/0
همچنین دلایل نگرش مثبت داشتن به ماهواره نزد مخاطبان اینگونه بود:
افزایش توانمندی علمی، فنآوری و یادگیری زبان
43%
افزایش آگاهیهای عمومی
24%
ایجاد فرصتها [امکانات] سرگرمی
15%
آشنایی با فرصتهای دیگر
14%
استفاده از برنامههای ورزشی
4%
بر اساس نظرسنجی _سازمان ملی جوانان، _3/52 درصد جوانان ایرانی معتقدند افزایش شبکههای تلویزیونی نتوانسته است انتظار جوانان را برآورده سازد. همچنین به باور 8/66 درصد جوانان، افزایش شبکههای تلویزیونی نتوانسته است گرایش جوانان را به ماهواره کاهش دهد. این آمار هنگامی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم 5/60 درصد جوانان گفتهاند اگر امکان استفاده از ماهواره را داشته باشند، ترجیح میدهند برنامههای تلویزیونی دیگر کشورها را تماشا کنند.
به باور دکتر _محسنیان راد، _استاد علوم ارتباطات، «مصرفکنندگان پیام» ترجیح میدهند به دلیل داشتن فرهنگ مشترک از رسانههای داخلی استفاده کنند، ولی به دلیل گسترش رسانههای گروهی و افزایش حق انتخابها، اگر
نتوانیم نیازهای مخاطبان خود را بشناسیم و برآورده سازیم و در همه زمینهها همچون خبر، سرگرمی، آموزش و... این نیازها را فراهم کنیم، ضربه سنگینی به فرهنگ ملیمان خواهد خورد.(1)
1) [1] . گفتوگوی شخصی نگارنده با دکتر محسنیانراد، استاد دانشگاه امام صادق علیهالسلام.
در چند سال گذشته، در حوزه عملکرد رسانهای کشور، توسعه کمّی خوبی صورت گرفته است و از نظر تعداد شبکهها، جایگاه شایستهای در دنیا داریم، ولی وقتی مجموعه ظرفیتهای کشورهای دنیا در حوزه رسانهای را بررسی میکنیم (اعم از دولتی و خصوصی)، درمییابیم در مقابل انتخابهایی که بیگانگان به مخاطب ایرانی ارائه میدهند، حق انتخاب بسیار کمتری به مخاطب ایرانی دادهایم.
در حال حاضر، 151 ماهواره رادیو - تلویزیونی با 3836 شبکه تلویزیونی دیجیتال، 461 شبکه تلویزیونی آنالوگ، 2091 شبکه رادیویی دیجیتال و 267 شبکه رادیویی آنالوگ، کره زمین را پوشش رسانهای دادهاند. از این تعداد، سیگنالهای 90 ماهواره (از کل 151 ماهواره) در ایران قابل دریافت است.
آمارهایی که در بخش «رویکرد جامعه ایرانی به رسانههای بیگانه و ماهواره» ارائه شد، نشان میدهد در حوزه کیفی، تلاشهای بیشتری باید انجام پذیرد. برخی پیشنهادها برای بهبود کیفی برنامهها بدین شرح است:
#### الف) آموزش کارشناس در حوزه تولید
آموزش کارشناس در حوزههای مختلف رادیو - تلویزیون، تقویت
دانشکدههای تخصصی، استفاده از نیروهای کاردان و افزایش ارتباط اصحاب رسانه با دانشگاهها که قدرت هدایت فکری جامعه را دارند، بسیار ضروری است. برای افزایش کارآیی رسانه، تربیت گوینده، نویسنده، تهیه کننده و حتی کارشناسان سیاسی، نظامی و علوم اجتماعیدر حوزههای مختلف رسانهای، نیازی جدّی است.
امروزه مقوله شناخت کنشها و واکنشهای مخاطبان در قبال رسانهها اهمیت شایانی یافته است. به باور _مک کوایل، _مفهوم مخاطب به ظاهر کلید درک بسیاری از اسرار مربوط به شیوه کار رسانههای گروهی است و حتی راز ماندگاری «ارتباطات اجتماعی» را در خود دارد. دکتر تقی غفاری، در گفتوگویی با عنوان «آنتنهای ماهوارهای و جبر زمان» میگوید: «شما باید مخاطب خود را بشناسید و با یک ارتباط حرفهای، خواست و نیاز او را تشخیص دهید. معمولاً تلویزیونهای تجاری تنها به خواست مخاطب فکر میکنند و میگویند: «بگویید چه میخواهید تا برای شما بسازیم» و تلویزیونهای دولتی میگویند: «ما میدانیم که شما چه میخواهید.» هر چه بتوانیم تناسب و رابطهای میان خواست و نیاز حقیقی برقرار کنیم، موفقتر خواهیم بود. افزون بر این، مسئولان باید بدانند با مخاطبانی روبهرویند که بسیاری از آنان تحصیلکرده، کارشناس و دارای تعاملهای اجتماعی هستند. انتقال پیامها، به ویژه پیامهایی که بار ارزشی، سیاسی، عقیدتی و... دارد، اگر بدون استفاده از نمادها و نشانهها صورت گیرد، مخاطب به راحتی آن را
رمزگشایی و تحلیل میکند. چنین پیامی به مرور تأثیر خود را از دست
میدهد و مخاطب در برابر آن ایستادگی میکند. در حال حاضر، بسیاری از برنامههای مذهبی، سیاسی و... در تلویزیون که به پخش مستقیم مراسم سخنرانی، اعیاد و... میپردازد، کمترین قدرت اثرگذاری را دارند. یکی از کارشناسان بر این باور است که جنبه تکنیکی و امکانات تلویزیون ما مشکل ندارد، تلویزیون ما از نظر کارگردانی، تصویربرداری و امکانات فنی با تلویزیونهای اروپایی قابل مقایسه است. مشکل تنها در طراحی پیام است که بدون آگاهی از کارآیی این وسیله، پیام ساخته میشود».(1)باید نیروهای کارشناسی برای تلویزیون پیام طراحی کنند تا مخاطب را شناسایی و سپس با او تخصصی برخورد کنند. اگر مشکل تخصص طراحان پیام حل شود، تلویزیون ما از نظر فنی مشکل دیگری نخواهد داشت.
برابر اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، پخش رادیو و تلویزیونی در انحصار بخش دولتی قرار دارد. به بیان دیگر، بخش خصوصی در ایران مجاز به تأسیس رادیو و تلویزیون خصوصی نیست.
اگر تکثرگرایی در حوزه تولید رسانهای، با قیدهای خاصی همراه باشد که اهداف اصلی قانونگذار از ایجاد انحصار را تأمین کند، به رونق تولید آثار فرهنگی و هنری در کشور کمک خواهد شد. با توجه به نیازهای فزاینده فرهنگی مردم و گستره انتخابی که شبکههای ماهوارهای دنیا برای مخاطب ایرانی فراهم کردهاند، راهی جز روی آوردن سریع به تکثرگرایی در حوزه
1) [1] . مریم بیژنی، آنتنهای ماهوارهای و جبر زمان، گفتوگو با دکتر غفاری، نوروز، 4/3/1381.
رسانهای با رویکرد تکاملی و بر اساس آرمانهای انقلاب وجود ندارد. ایجاد فضای رقابتی میان رسانههای داخلی، افزون بر اینکه زمینهای فراهم میکند تا نگاه مخاطبان روی برنامههای تولید داخل جلب شود، به تقویت تولیدهای تلویزیونی، رشد موسیقی، سینما و دهها صنعت مختلف درگیر در این حوزه میانجامد. همچنین تلاش برای جذب مخاطب در چارچوب سیاستهای کلان دولت، بر کیفیت و کمیّت برنامهها میافزاید.
در مقابل تهاجم رسانهای غرب باید از امکانات داخلی و خارجی بیشترین استفاده را برد. _اتحادیه رادیو تلویزیون های آسیا و اقیانوسیه _در سال 1962 م. با توجه به مفاد و شرایط مندرج در مواد 55 تا 59، 62 و 70 منشور سازمان ملل متحد تأسیس شد.
اصطلاح «سخنپراکنی» که در متن اساسنامه اتحادیه به کار رفته است، به پخش و انتقال پیامهای مستقیم از عامه مردم اشاره دارد. اصطلاح منطقه ABU نیز که در متن اساسنامه آمده است، بر منطقهای دلالت دارد که شامل کشورهای آسیا و اقیانوسیه است. اتحادیه سازمانهای سخنپراکنی آسیا - اقیانوسیه ماهیتی تخصصی و حرفهای دارد و هدفهای سیاسی و تجاری را دنبال نمیکند. مهمترین هدفهای ABU به قرار زیر است:
الف) پشتیبانی از منافع سازمانهای سخنپراکنی که شرایط اساسنامه و ایجاد رابطه با دیگر اتحادیههای سخنپراکنی و دیگر سازمانها را پذیرفتهاند.
ب) توسعه و تنظیم بررسیهای مربوط به مسائل سخنپراکنی و تضمین
مبادله اطلاعات در زمینه امور مورد علاقه سرویسهای سخنپراکنی.
ج) پیشبرد فعالیتهایی که از هر نظر برای کمک به توسعه «سخنپراکنی» طراحی شده است؛ به ویژه «توسعه ملی و آموزش و پرورش».
د) کمک به پیشبرد رابطه خوب و حسن نیت بینالمللی از طریق تجهیزات ملی سخنپراکنی.
اتحادیه ABU یک شورای اداری و مجمع عمومی دارد. سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران نیز در مجمع عمومی آن حق رأی دارد و همواره در نشستهای آن شرکت میکند.
گروههای فرعی اتحادیه رادیو - تلویزیونهای آسیا به قرار زیر است:
الف) گروه مطالعاتی ورزشی؛
ب) زیر گروه ورزش.
الف) محصولات و خدمات جدید؛
ب) پخش صدا؛
ج) پخش تصویر؛
د) دستگاههای تولید؛
ه ) آموزش.
در اتحادیه ABU فعالیتهای مختلفی صورت میگیرد که برخی از آنها عبارتند از: دادوستد خبری تلویزیونی (آسیاویژن)، مسابقات و جوایز ABU در حوزه برنامهسازی، دادوستد برنامهای، تولید مشترک میان اعضای اتحادیه،
خدمات فنی و حقوق پخش و مسائل حقوقی.
استفاده حداکثر از این ظرفیت، در قالب پروژههای تولید مشترک فیلم و سریالهای تلویزیونی، دادوستد خبری، پخش موسیقی و فیلم برای کشورهای عضو و حتی زیرنویس کردن فیلمها و تولیدات رسانهای برای کشورهای هدف، میتواند افزون بر اشاعه فرهنگ کشورمان، انگیزه و ظرفیت تولید را در مخاطب داخلی افزایش دهد. برخی همکاری میان اعضای این اتحادیه را چنان مهم ارزیابی میکنند که حتی معتقدند میتوان در این چارچوب، به یک زبان مشترک رسانهای دست یافت؛ زبان مشترکی که در قالب موسیقی، کلام و محصولات رسانهای عملی است.
_مهندس انتظاری، _مجری طرح _ماهواره مصباح _در گفتوگویی با صداوسیمای جمهوری اسلامی در مرداد 1384، از توانایی جمهوری اسلامی ایران در زمینه طراحی، ساخت مدل مهندسی و ساخت مدل فضایی ماهواره خبر داد. این ماهواره از نوع تجاری - مخابراتی است و قابلیت ارسال و دریافت غیرهمزمان اطلاعات را خواهد داشت. به گفته وی، این ماهواره استانداردهای لازم را دارد و مورد تأیید طرف ایتالیایی نیز هست. _ماهواره مصباح _توان برنامهریزی نرمافزاری برای کاربردهای گوناگون را خواهد داشت. ساخت ماهواره در داخل کشور، اقدام بزرگی است و این امیدواری را ایجاد میکند که جمهوری اسلامی در داخل و خارج، مناطق گستردهای را زیر پوشش برنامههای خود قرار دهد. البته با اجرای پروژههای مشترک با کشورهای
اسلامی که دغدغههای فرهنگی مشابهی با ایران دارند و به آسانی میشود با آنها به توافق رسید، باید امکان استفاده از توان مالی، دانش فنی و بازاریابی رسانهای در این کشورها را فراهم ساخت. اندیشه ساخت ماهواره اسلامی که در جهت ترویج و تبلیغ اسلام ناب محمدی و مقابله با جنگ رسانهای دشمن است، چه بسا در گیرودار بحثهای نظری درباره ماهواره و اسلام و تلاش برای جمع این دو مقوله در قالب اسلامی فراموش شود.
در این میان، اگر با در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان و رویکردی عملگرایانه در این راه بکوشیم و فرهنگ، ادب، تاریخ تمدن اسلامی - ایرانی، حقانیت نظام و انقلاب، دستاوردهای نظام اسلامی و تولیدات فکری حوزهها و دانشگاههای کشور را در قالب رسانهای طرح کنیم، گام مؤثری در مقابل تهاجم رسانهای دشمن برداشته و به صدور انقلاب با امواج رسانهای پرداختهایم. برای چنین ماهوارهای میتوان برنامههای زیر را درنظر گرفت: پخش برنامههای مختلف به زبانهای زنده دنیا؛ تبیین و عظمت مسلمانان در گذشته و دستاوردهای علمی، فرهنگی آنان در دوران معاصر؛ تولید برنامههای جذاب، پرمحتوا و رقابتپذیر با برنامههای تولیدی غرب؛ ارائه تحلیلهای سیاسی و اقتصادی از وضعیت مسلمانان در دنیا و معرفی ملتها و دولتهای اسلامی.
یکی از کارشناسان معتقد است که تکنولوژی دو معنای مترادف با سختافزار و نرمافزار دارد؛ همچون رابطهای که دو چشم ما با هم دارند تا اجسام را سهبعدی ببینیم. تکنولوژی نیز همین حالت را دارد؛ یعنی وقتی از آن بحث میکنیم، باید نرمافزار و سختافزار را نیز در نظر داشته باشیم و به بیان دیگر، هم از ابزار و هم از روش و فن سخن بگوییم. بنابراین، صاحبان
تکنولوژی از هر دو جنبه، بهتر میتوانند بازار مخاطب را در دست بگیرند و با مردم ارتباط برقرار کنند. در واقع، وقتی نرمافزار در دست تولیدکننده سختافزار باشد، فنآوری واقعی را در دست خواهد داشت. وقتی ابزار و مهارت در کنار هم باشد، میتوانید حرف خود را به کرسی بنشانید.
تلویزیون میتواند در ایجاد و تقویت باورهای دینی با نهاد دین همکاری کند. تلویزیون به واسطه توانمندی در آفرینش یا فراموشی رهبران، ستارهها و قهرمانان، در زندگی عمومی جامعه نقش بسزایی دارد. نزدیک به دو سوم مخاطبان تلویزیون به دین علاقهمندی بسیاری دارند و یکسوم باقیمانده نیز به آن بیعلاقه نیستند.(1)این نکته میتواند شاهدی بر نقش مهم بافت دینی در جامعه و زندگی مردم ایران باشد و نظر سیاستگذاران و برنامهریزان رسانهای را به عنصر دین، چونان واقعیتی مورد علاقه و نیازی جدّی برای مخاطبان معطوف سازد. البته ویژگی متفاوت یکسوم باقیمانده، هشداری برای دیدگاههای خوشبینانه است. نکته جالب، نبود رابطه میان بالا رفتن سطح تحصیلات و کاهش این علاقه است که ادعای اختصاص دینداری به گروههای کمسواد را منتفی میسازد.(2)
در اینجا رابطهای میان بالا رفتن میزان تحصیلات و کاهش توجه به برنامههای دینی تلویزیون به دست آمده است که چه بسا ضعف کیفی و
محتوایی برنامهها عامل آن باشد؛ زیرا تحصیلکردگان جامعه به دقت و با حساسیت، برنامههای صداوسیما را زیرنظر دارند. توجه جدیتر برنامهسازان به این مهم کمک میکند صدا و سیما مخاطبان تحصیلکرده خود را از دست ندهد.
نتیجه اینکه در جامعه ما بافت دینداران و علاقهمندان به برنامههای دینی، تنها گروهی خاص با باورهای مذهبی ویژه نیست. امروزه گروهوارههای گوناگونی را در میان مخاطبان میتوان تشخیص داد که توجه ما را از مدل انتقالی در ارتباطات مذهبی که هدف آن بیشتر آموزشی، اطلاعاتی و تبلیغاتی است و توجهی به گونه گونی مخاطبان و نیازهای آنان ندارد، به مدل آیینی معطوف میسازد. مدل آیینی بر پیوند، همراهی و ایمان مشترک تأیید دارد و در خدمت نیازهای مخاطبان و بازتاب علایق آنان در برنامههای دینی رسانه است. صرف نظر از حقیقت دین که امری فطری است و زمینه پذیرش آن در مخاطب زیر است، وقتی دین یا باورهای درست دینی مورد هجمه رسانهای قرار میگیرند و اندیشههای رقیب در گفتمان رسانهای حضور مییابند، نهادی در تبلیغ اندیشهاش موفقتر است که از فنون تبلیغات و اقناع به بهترین شیوه بهره گیرد. در حوزه تبلیغات، به ویژه وقتی چند اندیشه رقیب وجود داشته باشند، تبلیغ مستقیم و تقاضای پذیرش یک نظر، در مخاطب مقاومت ایجاد میکند. اینکه در اسلام سفارش شده است مردم را به غیر از زبان خود - به طور عملی - به دین و کردارهای نیک فراخوانید «کُونُوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ»(1)
1) [1] . الکافی، ج 2، ص 78.
اهمیت نمادها، رمزها و تبلیغات غیرمستقیم را مینمایاند. دو برنامه تلویزیونی را تصور کنید که در یکی، فردی با ظاهر کاملاً مذهبی، به مخاطب آموزش نماز میدهد و در برنامهای دیگر، در سکانسی از فیلم، قهرمان نقش اول داستان که از فردی فداکار، خوشصحبت و سیما و دارای تواناییهای علمی یا جسمی است، در حالی که درگیر یک ماجرای عاطفی است، برای رسیدن به خواست خود نماز میخواند. در اینجا، در یک صحنه از فیلم و در متنی از نمایش، به طور غیرمستقیم یک باور دینی را آموزش دادهاید. در روش نخست، تنها نماز را آموزش دادهاید یا خواستهاید که فرد نماز بخواند. این کار در مخاطب، نوعی مقاومت در پذیرش آن خواسته ایجاد میکند، ولی در روش دوم؛ یعنی آموزش غیرمستقیم، چنان صحنهپردازی کردهاید که میتوان نتایج زیر را از آن برداشت کرد:
الف) در شرایط سخت زندگی که امکان هرگونه واکنشی در آن شرایط وجود دارد، نماز بخوانید و به خداوند پناه ببرید.
ب) نماز خواندن، رفتار نیکویی است؛ چون فردی که این همه اخلاق خوب دارد، نماز هم میخواند. (البته در مراحل متعالیتر، میتوان نشان داد که دیگر خصلتهای پسندیده وی نیز به سبب نماز خواندن او است).
ج) انسانهای خوب، نمازخوان هستند.
د) شیوه نماز خواندن، آداب لباس پوشیدن و مقدمات نماز را نیز آموزش دادهایم.
ه) نگرش مثبت به افراد دیندار را در مخاطب ایجاد کردهایم.
و) کمترین مقاومت منفی در مخاطب صورت میگیرد؛ چون نخواستهایم
مخاطب به طور مستقیم یک باور (نماز خواندن در شرایط سخت) را بپذیرد.
پژوهشهای اخیر نشان میدهد با وجود رشد جهشی رسانههای جهانی (مانند شبکههای بینالمللی تلویزیونی)، رسانههای بومی هنوز جایگاه استواری در حوزههای جغرافیایی کشورها دارند. از عوامل مهم تثبیت «رسانه بومی» باید به سه شاخص اساسی زبان، فرهنگ و مذهب اشاره شود. آمار برنامههای تلویزیونی بومی در کشورهای جهان تأیید میکند که «طنز» با اقبال خوبی در میان همه بینندگان روبهرو است. یونسکو در سال 1985 م. کتابی با عنوان _جریان بین المللی برنامه های تلویزیونی _منتشر کرد که در آن، برنامههای تلویزیونی 52 کشور جهان را به روش تطبیقی بررسی کرده بود. بنابر آمار به دست آمده، بیش از یکسوم تولیدات تلویزیونی این کشورها که شامل دو بلوک شمال و جنوب و مجموعه کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه است، به برنامههای طنز و سرگرمکننده اختصاص دارد. این رقم، بسیار شگفتانگیز و جالب است؛ زیرا نقش تلویزیون را در ارتباط آفرینشگر و بهجتآمیز با مخاطبان انبوه روشن میکند.
جدول شماره 2 - درصد برنامه های طنز و سرگرم کننده در تلویزیون های جهان
ردیف
نام کشور
درصد برنامه های طنز و سرگرم کننده
ردیف
نام کشور
درصد برنامه های طنز و سرگرم کننده
1
نیوزیلند
66%
27
مکزیک
45%
2
اکوادور
61%
28
اسپانیا
44%
3
سنگاپور
60%
29
نروژ
44%
4
ایرلند
59%
30
ایالات متحده آمریکا
44%
5
هنک کنگ
59%
31
سیریلانکا
43%
6
آرژانتین
59%
32
مالزیا
43%
7
آلمان شرقی
57%
33
چین
43%
8
ایسلند
55%
34
چکسلواکی
41%
9
ترکیه
54%
35
ایتالیا
40%
10
تونس
51%
36
سنگال
39%
11
نیجریه
51%
37
برونی
39%
12
زیمبابوه
51%
38
کنیا
38%
13
ویتنام
50%
39
بلغارستان
38%
14
آلمان غربی
50%
40
سوریه
38%
15
هندوستان
50%
41
انگلستان
37%
16
پاکستان
50%
42
استرالیا
37%
17
برزیل
50%
43
شوروی
36%
18
دانمارک
49%
44
فیلیپین
35%
19
یمن جنوبی
48%
45
هلند
35%
20
بلژیک
48%
46
یوگسلاوی
35%
21
الجزایر
48%
47
فرانسه
34%
22
مصر
48%
48
لهستان
34%
23
اتریش
47%
49
اوگاندا
33%
24
کره جنوبی
46%
50
کوبا
33%
25
ونزوئلا
46%
51
ساحل عاج
25%
26
فنلاند
45%
52
اندونزی
20%
بالا بردن قدرت تحلیل مخاطبان نسبت به ترفندهای رسانهای غرب و آشنایی آنان با مغالطههای کلامی، شیوههای اقناع و نفوذ و مهارتهایی که در حوزه جنگ روانی یادآور شدیم، سطح آگاهی مردم را ارتقا میبخشد. برای مثال، تنها در حوزه خبر، اگر مخاطبان رسانههای خبری غرب به این موارد توجه کنند، قدرت تحلیل بیشتری خواهند داشت:
الف) منبع خبری اعم از تلویزیونها و خبرگزاریها از طرح یک خبر یا تفسیر خاص چه هدفی را دنبال میکند.
ب) این منبع خبری به چه گروه یا سازمانی وابسته است.
ج) آیا در تمامی خبرها و تفسیرها، تمامی جنبههای یک مسئله بررسی میشود.
د) تصویرها چه کسی را متهم میکنند؟ وقتی خبر یا گزارشی با تصویری همراه میشود، مثلاً وقتی عکس یک کودک گرسنه افریقایی در رسانههای غربی چاپ میشود، چه هدفی دنبال میشود؛ آیا بیکفایتی دولتمردان افریقایی را نشان میدهد یا جنگهای داخلی را بزرگ مینماید، یا اینکه غربیان را در قالب قهرمانانی جلوه میدهد که به کمک گرسنههای افریقایی شتافتهاند؟! شاید با طرح این پرسش که «عکسها چه کسی را متهم یا قهرمان معرفی میکنند و چرا»، گمان شود استعمارگران غربی جایگاهی در این بدبختی مصیبتبار ندارند.
ه) از میان انبوه خبرها، خبرهای مهم را شناسایی کنید. خبرهای تلویزیون، بازتاب همه آنچه رخ داده نیست، بلکه رخدادهایی است که از نظر فردی به نام «روزنامهنگار» یا «خبرنگار»، ارزش خبری دارد. شما چه موافق باشید و چه مخالف، تشخیص اهمیت آنچه گزارش میشود، با شماست و خبرنگاران تنها میکوشند اعتماد شما را جلب کنند.
والتر کرانیگات (گویندهای که چند دهه در تلویزیونهای امریکا، خبر خواند) بخش پایانی برنامه خبر شب شبکه _سی.بی.اس _را با این عبارت نامناسب به پایان میبرد: «ماجرای امروز از همین قرار بود...»، ولی آنچه وی میخواست بگوید یا باید میگفت، چنین بود: «ماجرا از این قرار بود که گروه خبری ما در خیابان 57 فکر میکرد چنین است». توجه به همین نکتهها، در رمزگشایی بسیاری از هدفهای پنهان رسانههای خبری، اثرگذار است.
شایسته است هم زمان با تجویز یا تحریم برنامهها یا ابزارهای جنگ رسانهای که امروزه تا حدی کنترل آنها ناممکن شده است، شاخصهای تبیین
و تحلیل درست به مردم آموخته شود.
یک رسانه قوی، برای اعتمادسازی با مخاطبان خود و نگه داشتن آنها باید به موارد زیر توجه کند:
الف) سرعت و شتابزدگی در انتقال خبرها و ارائه تفسیرها، نباید به نقل خبرهای نادرست بینجامد. چنین مسئلهای اعتبار رسانه را زیر سؤال میبرد.
ب) اعمال نگرشهای حزبی، جناحی و قومی، دیر یا زود برای مخاطبان یک رسانه آشکار میشود و مخاطبان به رسانههای منصفتر گرایش مییابند.
ج) سانسور در رسانه با توجیه حفظ منافع ملی و مسائل امنیتی، نباید تا آنجا پیش رود که حتی مردم برای آگاهی از مسائل مهم جهانی و مسائلی که با سرنوشت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آنها گره خورده است، به رسانههای بیگانه رو کنند. البته رسانهای موفق است که بتواند مردم را درباره علل و عوامل سانسور برخی خبرها توجیه کند.
د) یک رسانه قدرتمند نباید در حوزه خبر تنها به خبرگزاریهای بینالمللی یا داخلی متکی باشد. به عبارت دیگر، نباید موجب شود رسانه و مخاطبان آن، دنیا را از چشم خبرگزاریها ببینند.
ه) رسانه اگر با مخاطب خود همدردی نکند و حرفهای او را بازتاب ندهد، دیگر مخاطب، رسانه را از آن خود نخواهد دانست و با آن، بیگانه خواهد شد. یکی از دلایل گرایش به رسانههای بیگانه، بازتاب مشکلات مردم در حوزههای مختلف سیاسی، معیشتی و فرهنگی است. این رسانهها به صورت هدفدار از شنیدن و بازتاب آن مشکلات، بدون ارائه پاسخ مناسب، استقبال
میکنند.
و) در نظام اسلامی، رسانهها باید بتوانند دولت را نقد کنند.
صدا و سیما در اجرای آموزه امر به معروف و نهی از منکر میتواند به نقد صحیح دولت و کارگزاران حکومت بپردازد و نماینده شایستهای برای مردم در انتقال دیدگاههای سازنده آنها باشد. این حرکت، وظیفه شرعی این رسانه است و اهرم انتقاد مخرّب را از دست جریانهای ضدانقلاب خارج میکند.
با وجود آنکه پهلوی دوم، رسانههای مدرن را در اختیار داشت، مردم ایران با اثرپذیری از شیوههای سنتی تبلیغ و به دلیل اعتماد به عالمان دینی، غلبه فرهنگ شفاهی، ارتباط با مجالس دعا، روضهخوانی در مسجدها و عزاداریها و دیگر نهادهای مذهبی، به پیروزی دست یافتند، به گونهای که رسانههای گروهی در عمل در مقابل این جریان شکست خوردند. البته فراموش نشود که نیروهای انقلابی از برخی رسانههای جدید تبلیغی مانند دستگاه چاپ و نوار کاست نیز بهره میجستند. نظام پهلوی که از قدرت این نهادهای سنّتی غافل بود، میکوشید دسترسی نیروهای مذهبی به رسانههای مدرن را کم کند.
به نظر میرسد در شرایط موجود، افزون بر استفاده از رسانههای مدرن ارتباطی، باید از ابزارها و شیوههای ارتباطی سنّتی نیز بهرهبرداری مناسب صورت گیرد. مهمترین شیوههای سنتی ارتباطی که در جامعه ما بوده است و اکنون نیز کم و بیش وجود دارد، عبارتند از:
الف) برگزاری آیینها و مناسک دینی (مجالس مذهبی و...)؛
ب) برگزاری آیینهای ملی (عیدها، جشنها و مراسم ملی)؛
ج) تشکلهای مردمی در بازار و مکانهای دیگر (خیریه و...)؛
د) گفتوگوی رو در رو.
حفظ و تقویت نهادهای سنّتی در کنار بهرهمندی از رسانههای مدرن، طیف گستردهای از مخاطبان را پوشش خواهد داد.
در هفدهمین اجلاس کنفرانس عمومی _یونسکو _در پاریس، اعلامیه یونسکو درباره «اصول راهنمای استفاده از پخش رادیویی و تلویزیونی از طریق ماهوارهها به منظور جریان آزاد اطلاعات، گسترش آموزش و توسعه مبادلات فرهنگی» در 15 نوامبر 1972 م. به تصویب رسید.
ماده یک این اعلامیه که به گواهی عنوان آن، درصدد ارائه «اصول راهنمای استفاده» از ماهواره است، تصریح میکند پخش برنامههای رادیو - تلویزیونی از ماهوارهها باید بر مبنای مقررات منشور ملل متحد باشد.
اصول اساسی این منشور (مصوب اکتبر 1945 م.) به قرار زیر است: «حفظ صلح و امنیت بینالمللی؛ توسعه روابط دوستانه در میان ملتها بر مبنای احترام به اصل تساوی حقوق و خودمختاری ملتها و دیگر کارهای مقتضی برای تحکیم صلح جهانی و دستیابی به همکاری بینالمللی در حل مسائل بینالمللی که جنبههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی یا بشردوستانه دارد».
_اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی _و دیگر منابع معتبر نیز که بر حق استفاده آزاد از «هر ابزاری»، مانند ماهواره، «بدون داشتن ملاحظات مرزی» برای انتقال و اشاعه اطلاعات دلخواه تصریح کردهاند، به صراحت، منع سوء استفاده از آن را مطرح ساختهاند.
بند دوم ماده 29 _اعلامیه جهانی حقوق بشر _و بند سوم ماده 19 _میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، _به این موضوع اختصاص دارد. میثاق یاد شده پس از اشاره به اصل آزادی پخش اطلاعات، در بند دوم مقرر میدارد: «اعمال حقوق یاد شده در بند دوم این ماده، مستلزم حقوق و مسئولیتهای خاص است. ازاینرو، چه بسا تابع محدودیتهای معیّنی شود که در قانون تصریح شده است و برای امور زیر ضرورت دارد: احترام به حقوق یا حیثیت دیگران؛ حفظ امنیت ملی یا نظم عمومی یا سلامت یا اخلاق عمومی».
ارزشهای فرهنگی و اعتقادی هر جامعه، برجستهترین مصداق ضرورتهای اجتماعی به شمار میروند. ازاینرو، رعایت آنها الزام حقوقی دارد. برای مثال، مجمع عمومی سازمان ملل متحد «با ملاحظه اینکه ارزش و کرامت هر فرهنگ و نیز توانایی حفظ و توسعه ماهیت متمایز آن، حق اساسی همه کشورها و ملل است»، قطعنامه (28) 3148 مورخ 1973 م. را با عنوان «حفظ و اشاعه ارزشهای فرهنگی» به تصویب رساند.
نتیجه اینکه برنامههای ماهوارهای از نظر محتوا تابع مقررات و محدودیتهایی هستند که حفظ امنیت ملی، نظم عمومی و احترام به ارزشهای اعتقادی و فرهنگی هر ملت از جمله آنهاست. از سوی دیگر، دولتها در قبال پخش برنامههای ماهوارهای خارج از چارچوب قانونی، مسئولیت بینالمللی دارند و در مراجع صالح میتوان خواستار رسیدگی و صدور حکم در این زمینه شد.
بررسی و نقد تجربه دیگر کشورهای آسیایی
بیشتر کشورها از میانه دهه 90 میلادی، برنامههایی را برای آنچه بهرهوری ملی از ماهواره مینامیدند، اجرا کردند. نخست به انواع بهرهوری از ماهواره اشاره میکنیم. در دهه اول، سه نوع بهرهوری ملی را از ماهواره میتوان نشان داد:
استفاده از ماهواره برای پخش مستقیم برنامه شبکههای مختلف تلویزیون ملی در داخل کشور. این کار به منظور رهایی از موانع طبیعی گسترش پوشش شبکههای تلویزیونی ملی به مناطق دوردست و کم جمعیت یا برای بالا بردن کیفیت دریافت برنامهها در بسیاری از کشورها (مانند هند و استرالیا) صورت گرفته است.
استفاده از ماهواره برای پخش مستقیم برنامه شبکههای تلویزیون ملی یا شبکههای تازه تأسیس (با هدف خاص) در دیگر کشورها. معمولاً پخش ماهوارهای برنامههای تلویزیونی برای دیگر کشورها، با هدفهای زیر صورت میپذیرد: حضور جهانی فرهنگ کشور مبدأ؛ اطلاعرسانی جهانی؛ اثرگذاری بر افکار عمومی کشورهای مقصد به ویژه با هدف پخش برنامههای تلویزیونی برای جمعیتهای مهاجر ساکن در کشورهای دیگر.
پخش ماهوارهای _شبکه خبر، _شبکههای _جام جم _و شبکه _سحر ایران _برای منطقه خاورمیانه، اروپا و امریکا را میتوان در این دستهبندی جای داد. امروزه بسیاری از شبکههای در دسترس از همین نوع شبکههای تلویزیونی هستند.
دریافتی. هدف این نوع بهرهبرداری، جبران نقصهای کمّی و کیفی تولیدات و محتوای شبکههای تلویزیونی معمولی و جلب توجه مخاطبان به شبکههای کنترل شده است. این امر برای جلوگیری از گرایش مردم به استفاده از ماهواره است که مخاطبان را در معرض پیامهای مخرب فرهنگی و سیاسی نامطلوب قرار میدهد.
در پاکستان، شبکه NTM با عقد قرارداد ده ساله با تلویزیون این کشور (در سال 1994 م.) برنامههای شبکههای CNN و BBC را پس از حذف صحنههای نامناسب به صورت شبانهروزی پخش میکند. همچنین شبکه خصوصی ETVکه روزانه 6 ساعت برنامه پخش میکند، صددرصد خصوصی و متعلق به اتباع پاکستانی است که با سرمایهای حدود 5/6 میلیون دلار راهاندازی شده است. این شبکه، برنامههای خود را از سنگاپور به طور همزمان در ماهوارههای آسیاست و استارپلاس پخش میکند. برنامههای این شبکهها، کنترل میشود، ولی با وجود آنکه در پاکستان، محدودیتی برای خرید و نصب دستگاههای ماهوارهای وجود ندارد، راهاندازی اینگونه شبکهها و به ویژه NTM، گرایش به خرید گیرندههای ماهوارهای را به شدت کاهش داده است.
در ترکیه، با وجود صدها شبکه تلویزیونی سراسری و منطقهای (دولتی و خصوصی)، نزدیک به ده شبکه ایستگاههای رله زمینی برای ساکنان مناطق مختلف (بهویژه شهرهای بزرگ استانبول و آنکارا) یا مشترکان شبکههای کابلی پخش میشود. در این کشور، استفاده از تجهیزات دریافت ماهوارهای ممنوع نیست.
_چین _از جمله کشورهایی است که استفاده از تجهیزات دریافت برنامههای
ماهوارهای را غیرمجاز اعلام کرده است، ولی با توجه به گستردگی جغرافیایی و فراوانی جمعیت، تعدادی سیستمهای ماهوارهای برای پخش مستقیم شبکههای خود راهاندازی کرده است. در این کشور، از بشقابها و ریسیورهای خاصی برای دریافت شبکههای ملی استفاده میشود و به کارگیری دستگاههای دیگر ممنوع است.
در _تایلند، _نزدیک به ده شبکه تلویزیونی داخلی وجود دارد که حجم زیادی از برنامههای خود را به برنامههای خارجی اختصاص میدهند و آن را به صورت دوبله (همراه با زبان اصلی، با موج FM رادیویی یا دو زبانه تلویزیونی) پخش میکنند. افزون بر این، شرکت UBC به صورت یک شرکت سهامی، تلویزیون کابلی و ماهوارهای را اداره میکند. این شرکت، دهها شبکه بینالمللی فیلم، ورزش، سرگرمی و خبری را با استفاده از سیستم توزیع کابلی و ماهوارهای پخش میکند. سیستم کابلی در _بانکوک _و برخی از شهرها و سیستم ماهوارهای در سراسر کشور در دسترس قرار دارد. 86 شرکت مجاز نیز به صورت محدود و محلی، خدمات تلویزیونی کابلی ارائه میدهند. میانگین مشترکان هر یک از این تلویزیونها، 1500 نفر تخمین زده میشود. در تمام شبکههای تلویزیونی شرکت UBC، آگهیهای تجاری و مطالب غیراخلاقی یا ناسازگار با موازین امنیت ملی و نظم اجتماعی سانسور میشود.
در کشور _اندونزی، _چند شرکت خصوصی تلویزیونی، برنامههای خود را به صورت ملی یا محلی برای مشترکان پخش میکنند. برخی از این شبکهها، با بهرهگیری از سیستم پخش کابلی، خدمات اینترنتی را نیز در دسترس مشترکان قرار میدهند. در این کشور، استفاده از تجهیزات ماهوارهای کاملاً آزاد است و
هیچگونه محدودیت قانونی وجود ندارد، به گونهای که حتی برخی شبکههای ماهوارهای خارجی، مانند شبکه _استار _(واقع در هنگکنگ)، برای این کشور برنامه ویژه پخش میکنند. در حال حاضر، وضعیت کلی رسانههای گروهی در اندونزی مورد رضایت دولت و احزاب نیست و اقدامهای قانونی برای اجرای اصلاحات در این زمینه، در حال پیگیری است.
کشور سنگاپور نیز با وجود قرار گرفتن در چهارراه تجاری و ارتباطاتی جنوب شرقی آسیا، قوانین ویژهای برای محدودیت اطلاعات و فعالیت رسانهها دارد. در این کشور، نصب تجهیزات ماهوارهای برای افراد و حتی ادارهها (به جز شرکتها، سفارتخانههای خارجی، سازمانهای رسانهها و وزارتخانهها دولتی) ممنوع است. البته تلویزیون کابلی رواج بسیاری دارد و دستکم 18 شرکت به توزیع کابلی دهها شبکه تلویزیونی برای مشترکان خود میپردازند. محتوای این شبکهها، با توجه به ارزشهای فرهنگی جامعه سنگاپور سانسور میشود. همچنین در زمینه اهانت به ادیان و ملتها، پخش سکس، خشونت و مواد مخدر، محدودیتهای ویژهای اعمال میشود.
_مالزی _با راهاندازی شرکت ماهوارهای ASTRO در سال 1995 م. یکی از پیشرفتهترین سیستمهای ماهوارهای ملی را در قاره آسیا به راه انداخت. این شرکت که با بودجهای نزدیک به 700 میلیون دلار تأسیس شده، کاملاً دولتی است. این شبکه ماهوارهای در حال حاضر، 38 شبکه تلویزیونی و 16 شبکه رادیویی را از طریق ماهوارههای خود برای تمام کشور و کشورهای منطقه (مانند اندونزی، سنگاپور و تایلند) پخش میکند. استفاده از سیستم دیجیتالی و استفاده از ماهوارههای با قدرت پخش بالا، دریافت این شبکهها را با استفاده از
بشقاب کوچک 60 سانتیمتر عملی کرده است. همچنین برای حفظ منافع مالی، ریسیورهای خاصی طراحی شده است. این شرکت در حال حاضر 000/800 مشترک داخلی (و نیز 000/10 مشترک در کشور برونئی) دارد. برنامههای این شرکت از طریق بسیاری از شبکههای جهانی، تهیه و پس از نظارت دقیق، پخش میشود. در این شبکهها، آگهیهای تبلیغات خارجی، صحنههای خشونتبار و مستهجن و تبلیغ مسیحیت ممنوع است. برای مراقبت از محتوای برنامهها، از سه روش سانسور استفاده میشود:
الف) گاهی برنامه از ماهها قبل بازبینی و سپس به شرکت اصلی اجازه پخش داده میشود.
ب) برخی شبکههای خبری، ورزشی و سرگرمی (به ویژه شبکه کارتونی برای کودکان) با تأخیر و با سانسور همزمان پخش میشوند.
ج) برخی شبکهها نیز با تأخیر نیمساعته تا یک ساعته به پخش برنامه میپردازند. گاه این تأخیر تا چند ساعت ادامه مییابد (مانند روش پخش شبکه الجزیره).
به هر حال، هر برنامه که به سانسور بیش از 5 دقیقه نیاز داشته باشد، به طور کامل، حذف و برنامه دیگری جایگزین آن میشود. در کشور مالزی، تجهیزات ماهوارهای شرکت دیگری به جز شرکت _آسترو _ممنوع است و برابر قانون، متخلفان به جریمه نقدی تا 000/25 دلار محکوم میشوند.
کشورهای آسیایی برای کاهش پیآمدهای منفی شبکههای تلویزیونی ماهوارهای بسیار تلاش میکنند، ولی به دلیل اثرپذیری از تساهل و تسامح نظام لیبرالیستی غرب، در حوزه اصول بنیادین مذهبی و اخلاقی، چشم خود را بر
بسیاری از آثار زیانبار این شبکهها بستهاند. ازاینرو، الگوبرداری از آنها جای تأمل دارد. حاکمیت گفتمان لیبرالیستی بر بسیاری از شبکههای ماهوارهای کاملاً مشخص است. لیبرالیسم در حوزه اقتصاد، هرگز نمیتواند داعیهدار عدالت، مذهب و اخلاق باشد؛ چون باید و نبایدهای اخلاقی و مذهبی جلو ثروتاندوزی و قدرتطلبی را میگیرد. ازاینرو، بیشتر این شبکهها در استفاده از تصویرهای مستجهن، خشن، استفاده ابزاری از زن برای تبلیغات، ترویج فرهنگ مصرفگرایی افراطی و هرآنچه به گردش چرخهای نظام لیبرالیستی به ویژه در حوزه اقتصاد شتاب بیشتری دهد، ابایی ندارند.
به نظر میرسد در کشور ما نیز اندیشه آزادسازی استفاده از شبکههای ماهوارهای - حتی به صورت محدود - بیشتر پاک کردن صورت مسئله است تا یافتن راهحل اساسی برای عواملی که گرایش برخی از مردم را به این شبکهها فراهم آورده است.
از چندی پیش، در کشور ما نیز بحثهایی در برخی جلسههای رسمی و غیررسمی درباره آزاد شدن استفاده از ماهواره طرح شده است. حتی در فرض حداقلی، نتیجهگیری شده است که از طریق فیبر نوری، نزدیک به 50 شبکه بیضرر یا کمضرر برای مشتاقان فرستاده شود تا از این طریق، عطش گرایش به ماهواره فرو نشیند و افراد به صدا و سیمای کشور یا دستکم به همین شبکه کابلی بسنده کنند.
افزون بر مواردی که پیشتر گفته شد، درباره این بحث، ملاحظههایی هست که به آنها اشاره میشود:
شبکههای کابلی، هرگز آنها را اقناع نخواهد کرد.
اگر در حال حاضر برای جمع آوری دیشها موانعی هست، با این گونه طرحها، این موانع برطرف نمیشود. (موانع فرضی: فشار بینالمللی، شعار آزادیخواهی یا محدودیت مردم، ناتوانی نیروی انتظامی در جمع آوری، مصلحت نبودن برخورد با جمعیت زیادی که در شهرهای بزرگ، مشتری ماهوارهاند و...).
شبکه بیخطر و مناسب ماهوارهای وجود ندارد. شبکههای فیلم و سریال، مشکل سکس و خشونت؛ شبکههای خبری، مشکل اطلاعرسانی جهتدار و تحریف رویدادها و شبکههای ورزشی، مشکل ورزش بانوان را دارند. حتی شبکههای مستند نیز معمولاً با سکس و تحریف حقایق همراه هستند. افزون بر آنکه همه انواع شبکهها، مشکل پیام بازرگانی و انحرافهای آن را دارند.
استفاده از شبکه کمخطر؛ یعنی پذیرفتن و دست برداشتن از بعضی اصول و فروع دینی و پیرو تساهل و تسامح لیبرالی شدن. بیگمان، این تنزل، پس از مدتی نهادینه میشود و به شبکههای کنونی نیز سرایت میکند. پس از آن، برای حفظ جذابیت شبکههای کابلی، بر گسترش دامنه تساهل و تسامح تأکید میشود و این روند تنزلی، به ناچار پی گرفته خواهد شد.
در حال حاضر، برخی افراد در شهرهای بزرگ از ماهواره استفاده میکنند و خود به غیرقانونی بودن آن آگاهند. همچنین میدانند که این شبکهها، آثار نامطلوب فرهنگی و اخلاقی برای خود و خانوادهشان دارد. از همین رو، خانوادههای مذهبی و حتی افراد معمولی جامعه به ماهواره گرایشی
ندارند. با آمدن شبکه کابلی، زشتی استفاده از ماهواره شکسته میشود؛ یعنی فرهنگ غرب در سطح ملایمتری نهادینه میگردد. در نتیجه، افراد معمولی نیز به استفاده از ماهواره گرایش مییابند. برای اینکه گروهی دنبال فساد نروند (که میروند)، نباید فساد کمتری را به کل جامعه تزریق کرد.
7. سیری از لهو و لعب، پایان ندارد. هرچه در این مسیر گام برداشته شود، اگر هم چندی اقناعکننده باشد، پس از مدتی، عطش موارد سرگرمکنندهتر و جدیدیتر ایجاد میشود. این همان چاه ویلی است که رسانههای غربی در آن سقوط کردهاند.
برای جلوگیری از گرایش مردم به ماهواره، باید برنامههای غربی به صورت جذاب و منطقی نقد شوند و خطرهای آن برای مردم تشریح شود. این کار را میتوان از نقد صحیح فیلمها و سریالهای خارجی آغاز کرد که در شبکههای داخلی پخش میشوند.
رسوخ اندیشه و فرهنگغربی، تنها با سکس و خشونت نیست، بلکه زمینه فرهنگی و پشتوانه هویتّی برنامههای غربی که معمولاً فراموش میشوند، اثری ماندگارتر دارند. حتی آسیب فرهنگی را به سمت پدیدههایی که به گمان خود از آنها جلوگیری کردهایم (مانند سکس، خشونت، تحریف، غربزدگی و سکولاریسم و...)، تغییر میدهند. پس با سانسور برنامهها، مشکل اصلی باز هم باقی میماند و به تدریج، الگوهای غربی خواه ناخواه در زندگی و خلق و
خوی مردم ما اثر خواهد گذاشت.
در پایان، باید گفت برای رویارویی مؤثر با جنگ رسانهای غرب و حفظ آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی و انتقال آنها در فرایند جهانی شدن فرهنگها، راهکارهای زیر مناسبترین روشهاست: خودکفایی در حوزه سختافزار؛ افزایش تولیدات پرمحتوا و جذاب در حوزه نرمافزار؛ توجه به نیاز واقعی و خواست مخاطبان؛ پذیرش و رسیدگی به انتقادهای سازنده در حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی. البته عملیاتی کردن راهبردهای کلان مستلزم همفکری و همکاری کارشناسان مختلف حوزههای علوم سیاسی، ارتباطات، علوم اجتماعی، امور فرهنگی، تبلیغات، الهیات مانند آن است؛ فرهیختگانی که با رویکردی نظاممند و نگاهی جامع به مسائل بنگرند و از راهکارهای سطحی و مقطعی پرهیز کنند.
تعداد شبکه های رادیویی و تلویزیونی ماهواره های جهان
Radio
ANA FAT
Radio
DIG FAT
TV
ANA FAT
TV
DIG FAT
موقعیت جغرافیایی
نام ماهواره
3
13
2
40
5 درجه شرقی
sirius2,3/ASTRA 1A
0
45
0
50
7 درجه شرقی
EUTELSAT W3
1
7
6
63
10 درجه شرقی
EUTELSAT W1
37
237
20
212
13 درجه شرقی
HOTBIRD 1,2,3,4,5
19
5
13
87
16 درجه شرقی
EUTELSAT W2
42
206
49
135
19.2 درجه شرقی
ASTRA
1B, 1C, 1E, 1F, 1G, 1H, 2C
1
1
1
32
21.5 درجه شرقی
EUTELSAT 2F3
0
111
0
0
21 درجه شرقی
AFRISTAR
0
2
0
20
23.5 درجه شرقی
KOPERNIKUS 3,ASTRA 1D
32
29
28
61
26 درجه شرقی
ARABSAT 2A,3A
0
63
0
49
28.2 درجه شرقی
ASTRA
2A, 2B, 2D
0
10
0
76
28.5 درجه شرقی
EUROBIRD
1
4
4
9
30.5 درجه شرقی
ARABSAT 2B
0
0
0
24
31.3 درجه شرقی
TURKSAT 1B
0
13
0
60
36درجه شرقی
EUTELSAT SESAT, W4
0
0
0
1
40.5 درجه شرقی
GORIZONT 31
34
17
16
57
42 درجه شرقی
TURKSAT 1C
EURASIASAT 1
0
3
0
29
45 درجه شرقی
EUTOPE STAR 1
0
10
0
21
48 درجه شرقی
EUTELSAT 2 F1 EUROPE STAR B
0
0
1
1
50 درجه شرقی
ANATOLIA 1
2
0
1
1
53 درجه شرقی
GORIZONT 32
0
0
5
0
55 درجه شرقی
INSAT 2D
0
0
0
5
56 درجه شرقی
MOST 1
1
2
11
22
57 درجه شرقی
NSS 703
0
3
2
9
60 درجه شرقی
INTELSAT 604
12
2
5
8
62 درجه شرقی
INTELSAT 902
0
5
0
13
64 درجه شرقی
INTELSAT 804
0
4
4
5
66 درجه شرقی
INTELSAT 704
1
25
3
38
68.5 درجه شرقی
PANAMSAT 7,10
0
0
5
2
74 درجه شرقی
INSAT 3C
5
6
4
5
75 درجه شرقی
LMI 1
0
11
0
40
76.5 درجه شرقی
APSTAR 2R
1
9
7
62
78.5 درجه شرقی
THAICOM 2,3
1
7
2
14
80 درجه شرقی
EXPRESS 6A
7
0
9
34
83 درجه شرقی
INSAT 2E, 3B
0
0
1
0
87.5 درجه شرقی
CHINASTAR 1
87.5 درجه شرقی
CHINASTAR 1
88 درجه شرقی
ST 1
90 درجه شرقی
YAMAL 102
91.5 درجه شرقی
MEASAT 1
93.5 درجه شرقی
INSAT 2B/2C
96.5 درجه شرقی
GORIZONT 28
100.5 درجه شرقی
ASIASAT 2
103 درجه شرقی
EXPRESS 9
105 درجه شرقی
ASIASTAR
105.5 درجه شرقی
ASIASAT 3S
ASLASTAR
107.7 درجه شرقی
CAKRAWARTA 1
108 درجه شرقی
AAP 1
TELKOM 1
110 درجه شرقی
BSAT 1A , 2A
110 درجه شرقی
BSAT 1A , 2A
110.5 درجه شرقی
SINOSAT 1
113 درجه شرقی
KOREASAT 2, PALAPA C2
116 درجه شرقی
KOREASAT 3
120 درجه شرقی
THAICOM 1A
124 درجه شرقی
JCSAT 4A
125 درجه شرقی
CHINASAT 6
128 درجه شرقی
JCSAT 3
134 درجه شرقی
APSTAT 1A
138 درجه شرقی
APSTAR 1
140 درجه شرقی
GORIZONT 22
144 درجه شرقی
SUPERBIRD C
144 درجه شرقی
SUPERBIRD C
145 درجه شرقی
GORIZONT 21
146 درجه شرقی
AGILA 2
148 درجه شرقی
MEASAT 2
150 درجه شرقی
JCSAT 1B
150 درجه شرقی
JCSAT 2
156 درجه شرقی
OPTUS B3
158 درجه شرقی
SUPERBIRD A2
160 درجه شرقی
OPTUS B1
162 درجه شرقی
SUPERBIRD B1,4
166 درجه شرقی
PANAMSAT 8
169 درجه شرقی
PANAMSAT 2
169 درجه شرقی
PANAMSAT 2
174 درجه شرقی
INTELSAT 802
177 درجه شرقی
INTELSAT 702
180 درجه شرقی
INTELSAT 701
185.7 درجه شرقی
TDRS 5
212 درجه شرقی
ECHOSTAR 1
221 درجه شرقی
AMC 8
223 درجه شرقی
AMC 7
225 درجه شرقی
SATCOM C4
227 درجه شرقی
GALAXY 1R
229 درجه شرقی
SATCOM C3
231 درجه شرقی
TELSTAR 7
231 درجه شرقی
TELSTAR 7
233 درجه شرقی
GALAXY 9
235 درجه شرقی
GALAXY 5
237 درجه شرقی
GALAXY 10R
241 درجه شرقی
ECHOSTAR 4,6
241.5 درجه شرقی
DIREC TV 6
241.3 درجه شرقی
ANIK E1
243.2 درجه شرقی
SATMEX 5
247 درجه شرقی
SOLIDARIDAD 2
248.9 درجه شرقی
ANIK E2
250 درجه شرقی
ECHOSTAR 5 DIREC TV 1
252.7 درجه شرقی
ANIK F1
252.7 درجه شرقی
ANIK F1
255 درجه شرقی
G-STAR 4
257 درجه شرقی
AMC 1
259 درجه شرقی
AMC4, DIREC TV1R/2/3
265 درجه شرقی
TELSTAR 5
256 درجه شرقی
GALAXY4R
261 درجه شرقی
GALAXY 81,3R
267 درجه شرقی
TELSTAR 6
268 درجه شرقی
BRASILSAT B4
269 درجه شرقی
GALAXY 11 _NIMIQ 1
271 درجه شرقی
TELSTAR 4
273 درجه شرقی
AMC 3
273 درجه شرقی
AMC 3
275 درجه شرقی
AMC 2
276 درجه شرقی
BRASILSAT B3
279 درجه شرقی
SATCOM K2
281 درجه شرقی
AMC 5
286 درجه شرقی
SBS 6,GALAXY 6
288.2 درجه شرقی
NAHUEL 1A, AMC 6
290 درجه شرقی
BRASILSAT B1
295 درجه شرقی
BRASILSAT B2
298.5 درجه شرقی
ECHOSTAR 3
302 درجه شرقی
PANAMSAT 9
304.5 درجه شرقی
INTELSAT 805
304.5 درجه شرقی
INTELSAT 805
307 درجه شرقی
INTELSAT 706
310 درجه شرقی
INTELSAT 709
313 درجه شرقی
TDRS 6
315 درجه شرقی
PANAMSAT 1R
317 درجه شرقی
PANAMSAT 6, 6B, 3R
319.5 درجه شرقی
NSS 806
322.5 درجه شرقی
TELSTAR
325.5 درجه شرقی
INTELSAT 601
328.5 درجه شرقی
INTELSAT 801
330 درجه شرقی
HISPASAT 1A,1B,1C
332.5 درجه شرقی
INTELSAT 605
332.5 درجه شرقی
INTELSAT 605
335.5 درجه شرقی
INTELSAT 603
338.5 درجه شرقی
NSS K,803
342 درجه شرقی
INTELSAT 901
345 درجه شرقی
TELSTAR12
346 درجه شرقی
EXPRESS 2
347 درجه شرقی
SIRIUS W
347.5 درجه شرقی
EUTELSAT 2F2
349 درجه شرقی
EXPRESS 3A
352 درجه شرقی
TELECOM 2D, ATLANTIC BIRD 2
353 درجه شرقی
NILESAT 101,102
355 درجه شرقی
TELECOM 2C
3
15
7
12
355 درجه شرقی
TELECOM 2C
0
9
0
28
356 درجه شرقی
AMOS 1
0
34
3
31
359 درجه شرقی
INTELSAT 707
0
21
1
8
359.2 درجه شرقی
THOR 1,2,3
شبکه تلویزیونی TV= TELEVISION
شبکه رادیویی R= RADIO
شبکه دیجیتال DIG= DIGITAL
شبکه آنالوگ ANA= ANALOG
شبکه آزاد FTA= Free to AIR
شبکه آزاد، شبکههایی است که با ریسیورهای معمولی که قابلیت پذیرش کارت را ندارند، قابل دریافت است.
آقابخشی، علیاکبر، _فرهنگ علوم سیاسی، _تهران، چاپار، چاپ دوم، 1382.
آقا بخشی، علی، _فرهنگ علوم سیاسی، _چاپ دوم.
آلبر، پیتر، آندره ژان تودسک، _تاریخچه رادیو و تلویزیون، _ترجمه: جمشید ارجمند، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، تهران، 1368.
5. احمد رشتی، جیهان، _تبلیغات در رسانه های ارتباط جمعی (جلد 2)، _معاونت فرهنگی ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اداره تبلیغات، 1383.
اسدی مقدم، کبری، _در جست وجوی راه از کلام امام _رحمهالله، دفتر 22.
اندیشه حوزه، شماره 2 و 3.
انقلاب اسلامی «ویژه افران» تهیه و تنظیم زیر نظر مدیریت و برنامهریزی آموزشی، تهران، 1373.
بیرو، آلن، _فرهنگ علوم اجتماعی، _ترجمه: باقر ساروخانی، تهران، کیهان، چاپ دوم، 1375.
پراتکلنیس، آنتونی و آرنسون، الیوت، _عصر تبلیغات و سو استفاده روزمره از اقناع، _ترجمه: کاووس سید امامی و محمدصادق عباسی، تهران، سروش، 1383.
پژوهش و سنجش، شمارههای 30، 31، 32، 33، 34 و 35.
12. پستمن، نیل، _تکنوپولی، تسلیم فرهنگ به تکنولوژی، _ترجمه: صادق طباطبایی، سروش، ماهنامه _ایران فردا، _ش 29.
_چشم انداز عملیات روانی، _معاونت فرهنگی ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اداره تبلیغات، 1383.
حجت، _خراب کاری روانی، _تهران، انتشارات ارگ، 1379.
حسینی، حسین، _مجموعه مقالات تبلیغات و جنگ روانی، _تهران، دانشگاه امام حسین علیهالسلام، 1372.
خسروی، فرامرز، _کامل ترین مرجع ماهواره های تلویزیونی، _تهران، نوین پژوهش، 1380.
_درس جنگ روانی _«غیرحضوری»: از مجموعه دروس دورههای تطبیق آموزش پرسنل سپاه پاسداران، آذرماه 1373.
رفیعی، عبدالله، _دولت ها و افکار عمومی، جنگ روانی، _تهران، نشر و پژوهش دادار، 1381.
روزنا، جیمز، ان، _منافع ملی، گزیده مقالات سیاسی - امنیتی، _ترجمه: دانشکده مطالعات
راهبردی، 1378.
روزنامه _ابرار، _5/8/1381 و 3/7/1379.
روزنامه _کارگر، _8/5/1377.
ری، سورتی، _رسانه ها، جرم و عدالت اجتماعی، _1988.
_زبان رسانه ای مشترک؛ _«چگونه رادیو و تلویزیونهای آسیایی میتوانند با یک زبان صحبت کنند؟»، 22/8/82
سایت خبری و تحلیلی خط نهم، 10/3/1384.
سروش، سال بیست و چهارم، 21 دی ماه 1381.
26. سعید، ادوارد، پوشش خبری اسلام در غرب، ترجمه: عبدالرحیم گواهی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1378.
_صحیفه امام _رحمهالله، ج 19.
صدا و سیما، بررسی نگرش مردم نسبت به استفاده از ماهواره، 1376.
صدا و سیما، نظرسنجی از مردم تهران درباره ماهواره، 1373.
ضیاییپرور، حمید، _جنگ نرم (2)، ویژه جنگ رسانه ای، _تهران، مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر، 1383.
طباطبایی، صادق، طلوع ماهواره و افول فرهنگ (چه باید کرد؟)، تهران، اطلاعات، 1377.
فرحنژاد، افشار، مهرداد، _مرجع کامل ماهواره های تلویزیونی، _تهران، آذرخش، 1381.
کازنو، ژان، _قدرت تلویزیون، _ترجمه: علی اسدی، تهران، امیرکبیر، 1364.
کاویانی، محمد، «تبلیغات و جنگ روانی»، نشریه حوزه و دانشگاه، ش 29.
_کیهان فرهنگی، _شماره 205.
متفکر، حسین، _جنگ روانی، _نمایندگی ولی فقیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اداره روابط عمومی و انتشارات، 1381.
مجله _حقوقی و قضایی دادگستری، _27/5/77.
محسنیان راد، مهدی، _ارتباط شناسی، _انتشارات سروش، چاپ اول، 1369.
محمدی، مجید، _دین و ارتباطات، _تهران، کویر، 1382.
معتمدنژاد، کاظم، _وسایل ارتباط جمعی، _تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، 1372.
مک لوهان، مارشال، _شناخت وسایل ارتباط جمعی، _ترجمه: ژیلا سازگار.
نادری، هادی، _فرکانس ماهواره های قابل دریافت در ایران، _تهران، دانش بیگی، 1381.
44. نشریه دانشگاه آزاد اسلامی، شماره 3.
نشریه دانشگاه اسلامی، شماره 20.
_نشریه سنجش افکار مرکز تحقیقات صدا و سیما، _نظرسنجی درباره ماهواره، دی 1373.
نشریه صنایع الکترونیک، شماره 40.
نشریه نگاه حوزه، شماره 38، 39، 40.
نصر، صلاح، _جنگ روانی، _ترجمه: حقیقت کاشانی، محمود، تهران، سروش، 1381.
وی ای دی، _جنگ روانی، _ترجمه: گروه علوم انسانی، انتشارات دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی.
همشهری ماه، شماره 5.
Anup shah, war, propaganda and media Eb 2003.
Robert T HOLT and Robert w.van de velde, strategic psychological operations.
Radio warfave, oss and CIA subyerive propaganda Lawrevce solely.
newyork one medison Avenve. 1982.