ghaemiyeh.com
سرشناسه : تقیزاده، علی اکبر، ۱۳۵۱ -
عنوان و نام پدیدآور : عزت ملی در پرتو تولید ملی از منظر آیات و روایات/ علیاکبر تقیزاده؛ تهیه و تدوین اداره امور فرهنگی آستان قدس رضوی؛ [به سفارش] آستان قدس رضوی، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی.
مشخصات نشر : مشهد: آستان قدس رضوی، شرکت بهنشر، ۱۳۹۶.
مشخصات ظاهری : ۱۹۷ ص.
فروست : بهنشر (انتشارات آستان قدس رضوی)؛ ۲۱۴۶.
شابک : ۲۰۰۰۰۰ ریال978-964-02-2651-3 :
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتاب حاضر قبلا تحت عنوان "تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی" توسط انتشارات قدس رضوی در سال ۱۳۹۱ منتشر شده است.
یادداشت : کتابنامه: ص. ۱۹۳ - ۱۹۷؛ همچنین به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر : تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی.
موضوع : خامنهای، سید علی، رهبر جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۱۸ - -- دیدگاه درباره اقتصاد
موضوع : Khamene'i, Sayyed علیه السلامli -- Views on economics
موضوع : اسلام و اقتصاد
موضوع : Islam -- Economic as علیه السلامects
موضوع : اسلام و کار و کارگری
موضوع : Labor -- Religious as علیه السلامects -- Islam
موضوع : خودکفایی -- جنبههای مذهبی -- اسلام
موضوع : علیه السلامutarchy -- Religious as علیه السلامects -- Islam
موضوع : خودکفایی
موضوع : علیه السلامutarchy
موضوع : رشد اقتصادی -- ایران
موضوع : Economic develo علیه السلامment -- Iran
موضوع : ایران -- سیاست اقتصادی
موضوع : Iran -- Economic علیه السلامolicy
شناسه افزوده : آستان قدس رضوی. اداره امور فرهنگی
شناسه افزوده : آستان قدس رضوی. معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
شناسه افزوده : شرکت بهنشر(انتشارات آستان قدس رضوی)
شناسه افزوده : Behnashr Com علیه السلامany(علیه السلامstan Quds Razavi Publications)
رده بندی کنگره : BP۲۳۰/۲/ت۷۴ت۹ ۱۳۹۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۸۳۳
شماره کتابشناسی ملی : ۴۶۸۲۶۶۴
مقدمه / 9
بخش اول:توجه به جا گاه و اهمت تول د ملی / 13 ی ی ی
فصل اول: وظیفه و سیره / 151. تولید؛ وظیفهای الهی / 16
بر دوش زمین سوار شو د! / 17 ی
خطر وتاهی در تولید / 18 ک
تولید؛ سیرهی انبیا و ائمه اطهار 19 /
سیرهی حضرت علی در تولید / 20
لازمهی وطندوستی / 21
فصل دوم: تولید و تحقق شعارهای انقلاب / 23
ک: استقلال / 24 ی
دو: آزادی / 26
سه: اسلامخواهی / 27
فصل سوم: تولید ملی؛ پایهی امنیت ملی / 31
10 . ی : امنیت شغلی / 32 ک
11 . دو: الف( امنیت غذا ی / 34 ی
ب( امن ت در تأم ن مواد غذایی / 36 ی ی
12 . سه: امنیت دارو ی / 37 ی
13 . چهار: امنیت نظامی / 38
14 . پنج: امنیت در تأمین انرژی هستهای / 40
15 . بهتر ن الای مصرفی / 42 ک ی
بخش دوم: رابطهی تول د ملی و ا جاد اشتغال پا دار / 45 ی ی ی
16 . تکیه بر دسترنج خود در تأمین معیشت / 46
17 . سربار د گران نبودن / 47 ی
18 . تأمین معیشت خانواده / 49
19 . سب درآمد از راه حلال / 51 ک
20 . اشتغال؛ مانع فساد / 53
بخش سوم: وظاف و نقش دولت / 55 ی
21 . لزوم حمات از تولید ملی / 56 ی
22 . لزوم نظارت مستمر بر فعالیتهای اقتصادی / 58
23 . لزوم نظارت بر تجار و صنعتگران / 60
24 . نظارت بر قیمتها و نترل آن / 61 ک
25 . جلوگیری از انحصارگرایی اقتصادی / 63
26 . نظارت ویژه بر فعالیت اقتصادی اقلیتها / 65
27 . مد رت بحرانهای اقتصادی / 65 ی ی
28 . نظارت بر واردات / 68
29 . وارد ردن الاهای واسطهای / 69 ک ک
30 . ا جاد روحیهی خود نترلی در بازار ان / 71 ک ی ی
31 . برخورد قضایی با مفسد ن اقتصادی / 73 ی
33 . برخورد قضایی با محت رین / 75 ک
بخش چهارم:وظاف و نقش صاحبان ثروت و سرما ه / 77 ی ی
فصل اول: اهمیت سرمایهگذاری / 79
34 . ادای حق محرومان با سرما هگذاری اقتصادی / 80 ی
35 . پیشگامبودن اولیای خدا در سرما هگذاری اقتصادی / 81 ی
36 . لزوم سرما هگذاری اقتصادی / 82 ی
37 . سه نوع هز نه / 83 ی
38 . سرما هگذاری اقتصادی برای فرداهای دنیا / 84 ی
39 . سرما هگذاری اقتصادی؛ ذخیرهای برای آخرت / 85 ی
40 . سرما هگذاری اقتصادی؛ از مصاد ق انفاق در راه خدا / 87 ی ی
41 . عبادتبودن سرما هگذاری اقتصادی / 88 ی
42 . سرما هگذاری اقتصادی؛ از مصاد ق شکر نعمت / 89 ی ی
فصل دوم: با ستههای نظام تول د و عرضه / 91 ی ی
الف: اهداف تولید / 92
43 . جلب خشنودی خدا / 92
44 . آبادانی آخرت / 93
ب: با ستههای فرا ند تولید / 94 ی ی
45 . شروع ار با راز و نیاز با خدا / 94 ک
46 . تولید الاهای موردنیاز جامعه / 96 ک
47 . رعات یفیت در تولید / 97 ک ی
48 . رعات یفیت؛ خواستهی رهبران د نی / 98 ک ی ی
49
. نقش رعات یفیت در احساس رضات از زندگی / 99 ک ی ی
50 . فوا د تولید الای با یفیت / 100 ک ک ی
51 . ز با ی ظاهری / 101 ی ی
52 . کم به گسترش ارزش ها / 102 ک
53 . خودداری از کم به هنجارش نان / 104 ک ک
54 . تولید بر پا هی علم و تخصص / 105 ی
55 . ب ه ارگیری نیروی ار متخصص / 106 ک ک ک
56 . رعات حق ارگر / 108 ک ی
57 . عمل به تعهدات در برابر نیروی ار / 109 ک
58 . عمل به تعهدات در برابر ارباب رجوع / 110
فصل سوم: با ستههای نظام عرضهی الا / 111 ک ی
59 . اهمیت عرضهی الا / 112 ک
60 . تبلیغ و معرفی الا / 113 ک
61 . دفترچه راهنمای استفاده از الا / 114 ک
62 . حذف واسطههای غیرضروری / 115
63 . قیمت گذاری بر مبنای سود عادلانه / 116
64 . پرهیز از بالابردن قیمتها به صورت ساختگی / 117
65 . حرمت سودهای ناعادلانه / 118
بخش پنجم: نقش و وظاف ارگر / 121 ک ی
66 . توجه به ارزش ارگری / 122 ک
67 . مانند مجاهد راه خدا / 123
68 . وجدانِ اری ارگران / 124 ک ک
69 . نمودهای عملیِ وجدانِ اری / 126 ک
70 . رعات مقررات و وظاف / 127 ی ی
بخش ششم: نقش و وظ فهی مردم در تول د ملی / 131 ی ی
فصل اول: لزوم خر د الای ا رانی / 133 ک ی ی
71 . خر د الای ا رانی؛ مصداق جهاد اقتصادی / 134 ک ی ی
72 . تعصب نسبت به خر د الای ا رانی؛ تعصبی پسند ده / 135 ک ی ی ی
73 . خر د مستقیم از تولید ننده / 135 ک ی
فصل دوم: پرهیز از خرید کالای غیر مسلمان / 137
74 . پرهیز از داد و ستد اقتصادی با فروما گان / 138 ی
. پرهیز از داد و ستد با انسانهای آلوده / 139
76 . تحر م خر د الای دشمنان؛ تحر م در مقابل تحر م / 142 ک ی ی ی ی
77 . برائت عملی از دشمنان خدا / 14378 . مقاومت و خو شتنداری / 145 ی
79 . قطع رابطهی اقتصادی با مستکبران / 147
80 . تحر م اقتصادی صهیونیسم / 149 ی
81 . تحر م اقتصادی سعودیهای وهابی / 151 ی
حرمت خر د برخی از الاها / 153 ک ی
82 . آنتن ماهواره / 154
83 . نماد فرهنگی دشمنان و گروههای انحرافی / 157
84 . تشبهّّ به دشمن / 158
85 . روات و پاپیون / 160 ک
86 . مُد پرستی / 161
87 . ت رهای ش طان / 163 ی ی
88 . خطر جابهجایی / 165
89 . باربی و تهاجم فرهنگی / 166
90 . الاهای قاچاق / 168 ک
فصل سوم: گذشتگان و تول د ملی / 171 ی
91 . نقش علما و مسئولین در حمایت از تول د ملی / 172 ی
ک: علما و تولید ملی / 172 ی
دو: مسئولان و تولید ملی / 175
سه: نمایندگان مجلس و تول دملی / 177 ی
چهار: خ انت سلسلهی پهلوی به تول دملی / 179 ی ی
حُسن ختام / 183
یادی از گذشته، نگاهی به آینده / 184
ی : ما میتوان م! / 185 ک ی
دو: از شاگردی تا استادی / 185
سه: جایگاه اول در سطح منطقه / 187
چهار: باش تا صبح دولتت بدمد! / 1علیه السلامعلیه السلام
کتابنامه /191
ص:علیه السلام
انسان موجودی است سرتا پا نیاز؛ نیاز به خوراک، پوشاک، مسکن، دارو، وسایل حمل و نقل، علم و دانش و مانند آن. خداوند متعال هیچکدام از نیازهای انسان را به صورت حاضر و آماده در اختیارش قرار نداده است، بلکه آنچه آدمی به آن نیاز دارد، به صورت خام آفریده و او را مکلف کرده است تا مواد خام موجود در طبیعت را با استفاده از علم و فنآوری، به کالای مصرفی برای پاسخدادن به نیازهایش تبدیل کند. لذا “مال”در فرهنگ قرآن، به منزلهی ستون فقرات فرد و جامعه است که بدون آن انسان قدرت قیام و ایستادگی ندارد.(1)بنابراین جامعهی تهیدست و فقیر که اهل تولید نیست، مانند فردی است که ستون فقرات ندارد، لذا چنین جامعهای قدرت قیام و ایستادگی برای حفظ دین خود در مقابل دشمنانش (هوای نفس، شیاطین، مستکبرین و زورگویان) را ندارد و چه بسا به کفر کشیدهشود.(2)
همینطور مال به منزلهی خون در بدن، مایهی حیات فرد و جامعه است و مانند خون که باید در تمام بدن در گردش باشد، باید بین تمام افراد بشر در گردش باشد تا همه، طعم حیات را بچشند.(3)
لذا جامعهای که مال ندارد، حیات ندارد. بنابراین به حکم عقل و وحی، بر فرد و جامعه لازم است که در تهیهی آنچه مایهی قوام و حیات فرد و جامعه است، با تکیه بر کار و تلاش، برای تولید نیازمندیهای مصرفی خود، جز به فضل الهی محتاج و نیازمند نباشند.
خصوصاً با توجه به خوی استثمارگری و منفعتطلبی که در بسیاری از انسانهای دنیاطلب و مادیگرا وجود دارد، تمام سعی و تلاش مستکبران و استثمارگران، در طول تاریخ بر چپاول و یغماگری ثروت و منابع دیگران بوده و هست تا تمامی کشورها و انسانها را با سوقدادن به سمت مصرفگرایی و دور نگهداشتن از چرخهی تولید، وابستهی به خود نگه دارند. بنابراین همانگونه که در روایات معصومین علیهم السلام از کار و تلاش تعبیر به عزت شده است(4)، تنها راه دستیابی به عزت و قدرت در برابر دنیای استکبار و رسیدن به آزادی و استقلال، در گروِ تکیه بر تولید ملی و کار و تلاش است. بر مبنای این جهات و دهها نکتهی دیگر است که مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی”، دههی چهارم انقلاب را دههی «پیشرفت و عدالت» نامیدند و چندین سال است که شعار سال را با محور مسائل اقتصادی نامگذاری میکنند:
سال 13علیه السلام7: نوآوری و شکوفایی.
سال 1388علیه السلام: اصلاح الگوی مصرف.
سال 1389: همت مضاعف، کار مضاعف.
سال 1390: جهاد اقتصادی.
سال 1391: تولید ملی؛ حمایت از کار و سرمایهی ایرانی.
نامگذاری امسال (1391) به سال «تولید ملی؛ حمایت از کار و سرمایهی ایرانی» توسط رهبر حکیم و دوراندیش جمهوری اسلامی ایران، ما را بر آن داشت تا گامی کوچک در راستای منویات معظمله برداشته و این موضوع را از زاویهی نگاه آیات و روایات و سیرهی معصومین علیهم السلام در حد بضاعت اندک خود بررسی کنیم.
مخاطب مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” در تحقق این شعار عبارتند از: دولت و همهی مسئولان، سرمایهداران، کارگران و عموم مردم.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” فرمودند: «همهی مسئولین کشور، همهی دست اندرکاران عرصهی اقتصادی و همهی مردم عزیزمان را دعوت میکنم به این که امسال را سال رونق تولید داخلی قرار بدهند. بنابراین شعار امسال، “ تولید ملی، حمایت از کار و سرمایهی ایرانی” است. ما باید بتوانیم از کارِ کارگر ایرانی حمایت کنیم؛ از سرمایهی سرمایهدار ایرانی حمایت کنیم؛ و این فقط با تقویت تولید ملی امکانپذیر خواهد شد. سهم دولت در این کار، پشتیبانی از تولیدات داخلیِ صنعتی و کشاورزی است. سهم سرمایهداران و کارگران، تقویت چرخهی تولید و اتقان در کار تولید است، و سهم مردم که به نظر من از همهی اینها مهمتر است؛ مصرف تولیدات داخلی است.
ما باید عادت کنیم، برای خودمان فرهنگ کنیم، برای خودمان یک فریضه بدانیم که هرکالایی که مشابه داخلی آن وجود دارد و تولید داخلی متوجه به آن است؛ آن کالا را از تولید داخلی مصرف کنیم و از مصرف تولیدات خارجی به جد پرهیز کنیم».(1)
در کتاب حاضر این موضوع در شش بخش سامان یافته است:
در بخش اول، به بررسی اهمیت و جایگاه تولید ملی پرداخته و به این مباحث اشاره شده است:
تولید؛ وظیفهای الهی، خطر کوتاهی در تولید ملی، سیرهی انبیا و ائمه اطهارعلیهم السلام، لازمهی وطندوستی،
مهمترین راه تحقق بخشیدن به شعارهای انقلاب مانند شعار: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، راه رسیدن به امنیت اقتصادی، امنیت غذایی، امنیت دارویی، امنیت نظامی، امنیت در تأمین انرژی و بالاخره بهترین کالای مصرفی.
1) ) بهار در بهار 91، ص 8
در دومین بخش، رابطهی بین تولید ملی و اشتغال مورد عنایت قرار گرفته است؛ با مباحثی چون:
لزوم تکیه بر دسترنج خود در تأمین معیشت، سربار دیگران نبودن، لزوم تأمین معیشت خانواده توسط مردان، لزوم کسب درآمد از راه حلال و در نهایت، نقش اشتغال در پیشگیری از به فساد کشیدهشدن افراد جامعه. البته پر واضح است که لازمهی تحقق هر یک از این محورها ایجاد فرصت شغلی به تعداد نیروی جویای کار و تنها راه ایجاد فرصت شغلی پایدار برای نیروی جویای کار نیز، تکیه بر تولید ملی است.
در بخش سوم، نقش و وظیفهی دولتمردان در ارتباط با تولید ملی مورد کنکاش قرار گرفته است:
لزوم حمایت از تولید ملی، لزوم نظارت مستمر بر فعالیتهای اقتصادی، لزوم نظارت بر فعالیتهای اقتصادی تجار و صاحبان صنایع، نظارت بر قیمتها و کنترل آن، نظارت بر واردات، جلوگیری از انحصارگرایی اقتصادی، نظارت ویژه بر فعالیت اقتصادی اقلیتها، مدیریت
بحرانهای اقتصادی، نظارت بر واردات، ایجاد روحیهی خود کنترلی در بازاریان و برخورد قضایی لازم و قاطعانه با مفسدین اقتصادی و محتکران گوشهای از وظایف دولت در این زمینه است.
بخش چهارم به وظایف و نقش صاحبان ثروت و سرمایه اشاره دارد.
مباحث این بخش به سه فصل تقسیم میشود:
فصل اول: توجه به جایگاه و اهمیت سرمایهگذاری اقتصادی
در فصل مذکور به این مباحث پرداخته شده است: لزوم ادای حق محرومان با سرمایهگذاری اقتصادی، پیشگامبودن اولیای خدا در سرمایهگذاری اقتصادی، لزوم سرمایهگذاری اقتصادی، شیوهی صحیح هزینهکردن داراییها، سرمایهگذاری اقتصادی برای فرداهای زندگی، سرمایهگذاری اقتصادی؛ ذخیرهای برای آخرت، سرمایهگذاری اقتصادی؛ از مصادیق انفاق در راه خدا، عبادتبودن سرمایهگذاری اقتصادی و سرمایهگذاری؛ از مصادیق شکر نعمت.
فصل دوم: بایستههای نظام تولید و عرضه را مورد بررسی قرار داده که خود، به سه قسم تقسیم میشود:
الف: اهداف تولید؛ تولید با هدف جلب خشنودی خداوند و تولید با هدف آبادانی آخرت، دو محور هدفگزاری فعالیتهای اقتصادی را تشکیل میدهد.
ب: بایستههای فرآیند تولید که عبارتند از: شروع کار با راز و نیاز با خدا، تولید کالاهای مورد نیاز جامعه، رعایت کیفیت در تولید، رعایت کیفیت؛ خواستهی رهبران الهی، نقش رعایت کیفیت در احساس رضایت از زندگی، فواید تولید کالای با کیفیت، توجه به زیبایی کالا، کمک به گسترش ارزشها، خودداری از کمک به هنجارشکنان، تولید بر پایهی علم و تخصص، بهکارگیری نیروی کار متخصص، رعایت حق کارگر، عمل به تعهدات در برابر
نیروی کار و عمل به تعهدات در برابر ارباب رجوع.
فصل سوم: این فصل به بایستههای نظام عرضه میپردازد؛ شامل:
اهمیت عرضهی کالا، تبلیغ و معرفی کالا، دفترچه راهنمای استفاده از کالا، حذف واسطههای غیر ضروری، قیمتگذاری بر مبنای سود عادلانه، پرهیز از تبانی در بالابردن قیمتها و حرمت سودهای ناعادلانه.
در بخش پنجم، نقش و وظایف کارگر در فرآیند تولید مورد بررسی قرار گرفته است که توجه به ارزش کارگری، مانند مجاهد راه خدا، لزومِ داشتنِ وجدان کاری در تولید کالای با کیفیت، نمودهای عملیِ وجدان کاری و رعایت مقررات و وظایف کاری، از عناوین این بخش است.
در بخش ششم یعنی واپسین بخش؛ به نقش و وظیفهی مهم مصرفکنندهها و عامهی مردم اشاره شده است که به یک معنی، بیشترین نقش را در حمایت از تولید ملی با خرید کالای ایرانی دارند؛ این بخش در سه فصل بررسی شده است:
فصل اول: لزوم خرید کالای ایرانی؛ در این فصل به عناوین زیر پرداخته شده است:
خرید کالای ایرانی؛ مصداق جهاد مالی، تعصب نسبت به خرید کالای ایرانی؛ تعصبی پسندیده و خرید مستقیم از تولیدکننده،
فصل دوم: پرهیز از خرید کالای غیر مسلمان؛ مباحث مطرح شده در این فصل عبارتند از:
پرهیز از داد و ستد اقتصادی با فرومایگان، پرهیز از داد و ستد با انسانهای آلوده، تحریم در مقابل تحریم، برائت عملی از دشمنان خدا، مقاومت و خویشتنداری، قطع رابطهی اقتصادی با مستکبران، تحریم اقتصادی صهیونیسم، تحریم اقتصادی سعودیهای وهابی، حرمت خرید برخی از کالاها مانند: آنتن ماهواره و آنچه حاوی نماد فرهنگ غرب است، کروات و پاپیون، تشبّه به دشمن، مُدپرستی و مبارزه با کالای قاچاق.
فصل سوم: در این فصل، به بررسی نقش علما و مسئولین در حمایت از تولید ملی پرداخته و گوشههایی از خیانت سلسلهی پهلوی به تولید ملی بیان شده است و در نهایت در عنوان«یادی از گذشته؛ نگاهی به آینده»؛ فرازهایی از فرمایشات رهبر کبیر انقلاب اسلامی ”رضوان الله تعالی علیه” و مقام معظم رهبری ”حفظه الله تعالی” به بهانهی حُسن ختام تقدیم گردیده است.
به امید روزی که با ظهور مهدی موعود؛ حضرت ولیعصر”ارواحنا له الفداه”، و در پرتو مدیریت دینی آن حضرت، تمامی بشریت، طعم معنویت، استقلال، آزادی و رفاه و آسایش را بچشد!
علیاکبر تقی زاده
با توجه به نقشی که تولید، در تأمین نیازمندیهای فردی و اجتماعی، حفظ دین، استقلال، آزادی، عزتمندی و پیشرفت و تعالی فرد و جامعه دارد، اهمیت موضوع تولید، خود به خود روشن میشود. خداوند متعال نیازمندیهای انسان را به صورت مواد خام در طبیعت قرار داده است و تمام نظام هستی را مسخر انسان قرار داده و از آدمی خواسته تا با کار تولیدی بر روی آن، نیازهایش را بر طرف سازد و عزتمندانه زندگی کند. اولین کسانی که به این خواستهی خداوند جامهی عمل پوشاندند، پیامبران الهی و جانشینان آنان بودند که دامداری، کشاورزی، بافندگی و صنعت را پایهگذاری کردند. در این مجال بخشی از زوایای اهمیت تولید را بررسی میکنیم.
«هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فیِهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی قَریبٌ مُجیبٌ؛
اوست که شما را از زمین ایجاد کرده و از شما خواسته است تا با تصرف در زمین، آن را قابل بهرهبرداری و آباد کنید؛ پس، از او آمرزش بخواهید و سپس به سویش باز گردید که پروردگار من نزدیک و اجابت کننده (دعایتان) است».(1)
پیامها و نکتهها
تعبیر«اِستَعْمَرَکُمْ» و استعمار، در اصل به معنای واگذاری آبادی و سازندگی زمین به دیگران است؛ یعنی خدا وسایل سازندگی و آبادانی زمین را در اختیار انسان گذارده است و آباد کردن زمین را با استفاده از منابع موجود در آن از انسان درخواست کرده است.(2)
حضرت آیت الله جوادی آملی”حفظهاللهتعالی” نیز در تفسیر این آیه فرمودهاند: «این آیه از اصل اصیل و پر برکت و مظلوم استعمار سخن میگوید؛ استعمار در فرهنگ قرآن به معنای طلب جدّی و درخواست مؤکد عمران زمین، آبادکردن معادن، کوهها، دریاها، صحراها، جنگلها، ساحلها و ... است. خداوند همهی این امور را به طور “بکر” آفرید و فکر آبادکردن و بهرهبرداری از آنها را به بشر داد و دستور استیفای عادلانه منافع آن را صادر کرد و از او خواسته است زمین را برای خود آباد کند و محتاج غیر خداوند متعال نباشد، آزاد و مستقل باشد؛ نه سلطهپذیر باشد و نه سلطهگر: (لاتَظلِمُونَ وَ لَاتُظلَمُون)».(3)
بر اساس این آیهی شریفه، وظیفهی ما این است که با انجام کار تولیدی بر روی منابع و معادن زمین، آنها را تبدیل به فرآوردههای مصرفی و قابل استفاده در بخشهای کشاورزی، دامداری، صنعتی، نفت، پوشاک و... کنیم و نه اینکه مواد خام موجود در زمین را به کشورهای استعمارگر شرق و غرب واگذار کنیم و فرآوردههای آن را چندین برابر قیمت بخریم؛ امری که خواست کشورهای صنعتی و استکباری است و از این راه به استثمار و چپاول کشورهای جهان سوم میپردازند و برای همیشه، آنان را وابسته و بردهی خود نگه میدارند.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی”،
در این زمینه میفرمایند: «اسلام ما را مأمور کرده است که از ثروت عظیم زمین به نفع بشر استفاده کنیم؛ «وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فیِهَا» خداوند متعال این زمین را- که همهی خیرات و منابع حیاتی برای بشر در دل آن گنجانده شده است- در اختیار انسان
قرار داده و از او میخواهد که آن را آباد کند و منابع حیاتی را به نفع زندگی بشر از آن بیرون بکشد. زمین، منبع منابع فراوان برای ایجاد حیات طیبهی انسانی است؛ ما میخواهیم این را برای کشور خود تأمین کنیم؛ ما میخواهیم به دستور اسلام عمل کنیم. آنجا که زمین آباد میشود، اگر با رعایت حدود و ضوابط الهی باشد، زندگی انسان هم آباد میشود.
ایران اسلامی میخواهد از این افسونِ باطل خودش را نجات دهد. داعیهی ما این است که میخواهیم کشور و خاک و سرزمین ما به دست خود مردم و به سود آنها اداره و استخراج شود و مورد استفاده قرار گیرد. کسانی که امروز با ایران اسلامی دشمنی و عناد میورزند، این را نمیخواهند؛ مایل نیستند خانه و زمین و خاک این ملت در اختیار خود این ملت باشد؛ میخواهند بیایند بهره را ببرند و ملت را تحقیر کنند».(1)
«هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِی مَناکِبِهَا وَ کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَیْهِ النُّشُورُ؛ اوست کسی که زمین را برای شما رام گردانید، پس در فراخنای آن رهسپار شوید و از روزی[خدا] بخورید و رستاخیز به سوی اوست».(2)
پیامها و نکتهها
مقصود از “ذَلُول” و رامبودن زمین، حاصل خیزی و آمادگی آن برای انواع تصرفات و اکتشافات است.(3)این تعبیر، جامعترین تعبیری است که ممکن است دربارهی زمین بشود؛ چرا که این مرکب راهوار با حرکات متعدد و بسیار سریعی که دارد آنچنان آرام به نظر میرسد که گویی مطلقاً ساکن است، در عین حال اشارهای است به اینکه تا گامی برندارید و تلاشی نکنید بهرهای از روزیهای زمین نخواهید داشت! تعبیر به “رزق” نیز تعبیر بسیار جامعی است که تمام مواد غذایی زمین را اعم از حیوانی و گیاهی و معدنی شامل میشود.(4)
“مَنکَب” به معنای شانه است و شانه، بهترین عضو برای قرار گرفتن بار بر روی آن است. شانهی زمین، یعنی قسمتهایی از زمین که بار رزق شما بر آن است.(5)مانند استفاده از کوهها که محل ذخیرهی آب و معادن هستند. و نیز سدسازی، کشاورزی، دامداری در
مراتع، درختکاری در جنگلها جهت تهیهی چوب، استخراج معادن از کوهها و تبدیل آن به فرآوردههای مصرفی و صدها نمونهی دیگر از مصادیق عمل به این آیه است.
3.“فَامْشُوا” به معنای بر دوش زمین سوار شوید! فعل امر است و به اتفاق علمای علم اصول، فعل امر، ظهور در وجوب دارد؛ بنابراین تلاش برای استفادهی تولیدی از منابع و معادن زمینی و رسیدن به استقلال اقتصادی، واجب است و جامعهای که در این زمینه کوتاهی کند، مسئول و مستحق مؤاخذه و عقاب الهی است.
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم نیز میفرمایند: « رزق خود را در لایههای پنهان زمین بجویید!»(1)لایههای زمین یعنی؛ کشاورزی، باغداری، استخراج معادن و مانند آن، بنابراین، آیهی شریفه و روایت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، دعوتکنندهی ما به کارهای تولیدی بر روی منابع طبیعی زمین است.
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَعلیه السلام: «مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللهُ؛
امام علی میفرماید: ملتی که آب و زمین کشاورزی به اندازهی کافی دارد- ولی آبها را مهار و زمین را اصلاح نکند و از آنها بهرهبرداری ننماید- و در اثر کمکاری یا بدکاری محتاج گردد؛ از رحمت حق دور باد!»(2)
پیامها و نکتهها
چنین گمان نشود که تنها امتهای گذشته به جهت مخالفت با فرمانهای الهی و انبیای خود از رحمت حق دور شدند؛ ... بلکه این خطر برای امتهای دیگر نیز مطرح است. بنابراین اگر قرآن کریم، یا امامان معصوم علیهم السلام که انسان کامل و همسان با قرآن
هستند، فرمانی جهت اصلاح زندگی بشر و سلامت محیط زیست بیان کردند ولی جامعه به آن توجه نکند؛ موجب دوری از رحمت الهی خواهد بود.(3)
ص:1علیه السلام
کشور ما به لطف الهی، سرشار از آب و هوا و زمین مناسب برای کشاورزی، دامداری و باغداری، در همهی فصول سال میباشد. همینطور برخوردار از معادن و مواد اولیهی طبیعی متنوع و فراوان است. با این امکانات و ظرفیتها اگر در تأمین و تهیهی نیازمندیهای جامعه، محتاج بیگانگان باشیم؛ دوری از رحمت الهی(از قبیل عزت، استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و...)، ما را تهدید خواهد کرد.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” میفرمایند: «تلاش و کوشش دولت و ملت باید این باشد که بهجای خامفروشی مواد اولیه و معدنی که سبب وابستگی کشور به خارج برای تأمین نیازمندیها و خرید فرآوردههای آن به چندین برابر قیمت میشود؛ آنها را پایهی تولید ملی قرار دهند تا هم معضل اشتغال حل شود و هم با صادرات فرآوردههای این مواد، برای کشور ارز آوری داشتهباشیم و هم شوکت و عزت و استقلال خود را حفظ کنیم». همچنین ایشان در سال 79 در نامهای به سران قوای سهگانه مبنی بر ابلاغ سیاستهای کلی نظام در بخش نفت و گاز فرمودند: «هشتم: جایگزینی صادرات فرآوردههای نفت و گاز و پتروشیمی به جای صدور نفت خام و گاز طبیعی».(1)
همینطور ایشان سرّ عقبماندگی کشورهای جهان سوم را عدم استفادهی بهینه از منابع خود میدانند و میفرمایند: «اگر شما ملاحظه میکنید جوامعی عقبافتاده و فقیر هستند و گاهی زمینی که روی آن زندگی میکنند، منبع ثروتهای عظیم است، اما خودشان لخت و گرسنهاند؛ بهخاطر این است که به این وظیفه عمل نشده است. در این عقبافتادگی، دو چیز نقش داشته است: یکی غفلتها و تنبلیهای خود آن ملتها، و دیگر دخالتهای موذیگرانه و سلطهجویانهی قدرتهای فراملیتی و بینالمللی به صورت استعمار و انواع دخالتهای فرهنگی، اقتصادی و غیره».(2)
عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزةَ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: «رَأَیْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام یَعْمَلُ فِی أَرْضٍ لَهُ قَدِ اسْتَنْقَعَتْ قَدَمَاهُ فِی الْعَرَقِ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَیْنَ الرِّجَالُ فَقَالَ یَا عَلِیُّ قَدْ عَمِلَ بِالْیَدِ مَنْ هُوَ خَیْرٌ مِنِّی فِی أَرْضِهِ وَ مِنْ أَبِی فَقُلْتُ لَهُ وَ مَنْ هُوَ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ آبَائِی علیهم السلام کُلُّهُمْ کَانُوا قَدْ عَمِلُوا بِأَیْدِیهِمْ وَ هُوَ مِنْ عَمَلِ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ الْأَوْصِیَاءِ وَ الصَّالِحِینَ؛
علی ابن حمزه به نقل از پدرش میگوید: امام کاظمعلیه السلام را دیدم که در زمین زراعیاش، کشاورزی
میکرد و پاهای حضرت، خیسِ عرق شده بود. به آن حضرت گفتم: کارگران کجایند؟ حضرت پاسخ داد: ای علی! کسانی که از من و پدرم بهتر بودند، با دست خود و در زمین خود، کار میکردند. پرسیدم آنان چه اشخاصی بودند؟ حضرت فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم و امیرالمؤمنین علیه السلام و همهی پدرانم؛ همهی آنان با دست خود به کارهای دستی میپرداختند و سیرهی تمام انبیا و رسولان و مردان صالح بوده است».(1)
پیامها و نکتهها
انبیای الهی و اوصیای ایشان؛ اولین کسانی بودند که به دستور خداوند متعال جامهِی عمل پوشیدند. لذا خود اشتغالی و رو آوردن به مشاغلی که امروزه ما آن را به نام مشاغل آزاد میشناسیم، سیرهی انبیا و اولیاعلیهم السلام بوده است. مبتکر و پایهگذار بسیاری از صنایع تولیدی، انبیا علیهم السلام بودهاند؛ کشتیسازی، زرهبافی، آهنگری، دامداری، بافندگی، کشاورزی، خیاطی، نجاری، تجارت، حصیربافی، بنایی و... نمونهای از کار انبیاعلیهم السلام برای امرار معاش بوده است.(2)در سیرهی حضرت علی علیه السلام میخوانیم که ایشان میفرمایند: «مرا در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم میدیدی که از گرسنگی، سنگ بر شکم میبستم، درحالیکه امروزه، صدقهی مالم بالغ بر چهل هزار دینار است».(3)آری؛ میتوان مانند حضرت علی علیه السلام با کار و تلاشِ تولیدی، به حدی از رشد و شکوفایی اقتصادی رسید که علاوه بر تأمین نیازمندیهای خود، به دیگران نیز کمک کرد.
انبیا و ائمه اطهارعلیهم السلام، الگوی علمی و عملی انسانها به ویژه مسلمانان هستند، لذا باید به پیروی از سیره و سنّت آنان، فرهنگ کار و تلاش به ویژه در کارهای تولیدی، به فرهنگی عمومی تبدیل شود و بیکاری، ننگ و عار تلقی گردد؛ همانگونه که در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم اگر به حضرت خبر میدادند که فلانی بیکار است، میفرمود: «از چشم من افتاد».(4)
قَالَ البَاقِرُعلیه السلام: «لَقِیَ رَجُلٌ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِین علیه السلام وَ تَحْتَهُ وَسْقٌ مِنْ نَوًی فَقَالَ لَهُ مَا هَذَا یَا أَبَا الْحَسَنِ تَحْتَکَ فَقَالَ مِائَةُ أَلْفِ عَذْقٍ إِنْ شَاءَ اللهُ قَالَ فَغَرَسَهُ فَلَمْ یُغَادَرْ مِنْهُ نَوَاةٌ وَاحِدَةٌ؛
حضرت امام باقرعلیه السلام میفرماید: مردی امیر المؤمنین علیه السلام را در حالی ملاقات کرد که آن
حضرت مقدار زیادی هستهی خرما با خودش حمل میکرد؛ آن شخص با شگفتی از حضرت پرسید: ای ابالحسن! اینها چیست که با خودت میبری؟ آن حضرت فرمود: صد هزار درختِ خرما؛ اگر خداوند بخواهد! آن مرد گفت: حضرت تمام دانهها را کِشت، بدون اینکه یکی از آن هستهها را رها کند».(1)
پیامها و نکتهها
امام علی علیه السلام برای زندگی شخصی و خانوادگی خود نیاز به تولید این همه درخت ندارند، این را میتوان از زندگی قانعانه و صدقات و موقوفات حضرت فهمید. ولی برای اینکه خدمت به خلق خدا، تلاش برای تولید بیشتر و ایجاد اشتغال، خودکفایی جامعه و امنیت غذایی را دوست دارد و در صدد فرهنگسازیِ فرهنگ کار و تلاش است، دست به اینگونه فعالیتهای تولیدی و اقتصادی میزند.
در کشوری که به نام کشور اهل بیت علیهم السلام معروف است و اکثر جمعیت آن را نیروی جوان و جویای کار تشکیل میدهد، باید به تبعیت از اهل بیت علیه السلام ، تلاش برای تولید بیشتر به همراه قناعت در مصرف، به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود. انتظار مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” نیز از جوانان همین است. ایشان میفرمایند: «ما امروز به جوانی احتیاج داریم که بداند سرنوشت خود او و سرنوشت جامعهی او و سرنوشت خانوادهی بزرگ او، وابسته به کار و تلاش اوست؛ اهل تلاش باشد، اهل کار باشد، اهل جدیّت باشد، اهل پیگیری باشد، اهل تنبلی نباشد، اهل وادادگی و لااُبالیگری نباشد».(2)
امام راحل”رضوان الله تعالی علیه” نیز راه نجات از استضعاف را در گروِ کار دانسته و میفرمایند: «ان شاء الله مردم ما که همیشه به استضعاف کشیده شده بودند، با تلاش و کوشش دارای همهچیز گردند!»(3)
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام : «عُمِّرَتِ الْبُلْدَانُ بِحُبِّ الْأَوْطَانِ؛
امام علی علیه السلام میفرماید: شهرها با وطندوستی آباد میشوند».(4)
پیامها و نکتهها
اساساً انسان رابطهی مادی و معنوی فراوانی با زادگاه خود دارد و تاریخ زندگیاش با آن پیوند ناگسستنی پیدا کرده است؛ همین پیوند، سبب علاقهی او به وطن میشود و همین علاقه، انگیزهی حفظ و دفاع و عمران و آبادی آن میگردد.
در حدیث دیگری از همان حضرت میخوانیم: « از نشانههای ارزش و شخصیت انسان آن است که نسبت به عمر از دسترفته-که در آن کوتاهی کرده است- اشک بریزد و نسبت به وطنش علاقهمند باشد».(1)همینطور حدیث معروف «حُبُّ الوَطَنِ مِنَ الإیمَانِ؛ علاقه به وطن، از نشانههای ایمان است»(2)، نیز در منابع مختلفی نقل شده است.
از مجموع آنچه گفتهشد، میتوان نتیجه گرفت که عشق و علاقه به زادگاه و وطن، هم ریشههایی در قرآن مجید دارد و هم در روایات و هم در منطق عقل.(3)
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” میفرمایند: «یکی از با اولویتترین کارها عبارت است از مسئلهی علم و فنآوری؛ این در کشور لازم است. ما در این زمینهها یک عقبافتادگی مزمنِ تاریخیِ فاحشی داریم، که گناهش به گردن آن کسانی است که با سیاست خودشان، با رفتار خودشان، با طمعورزیهای خودشان، با سهلانگاریهای خودشان؛ این بیماری مزمن را بر یک چنین ملت بزرگی تحمیل کردند. و ما حالا میخواهیم خودمان را از زیر این بار، از زیر این بختک سنگین خلاص کنیم. بنابراین من، شما، مسئولین ذیربط، مسئولین بخشهای مختلف کشور و هر انسان با شرف در این کشور که امکانی دارد، باید در این زمینه تلاش کند؛ هر کس به قدر خودش. همه مسئولند... همه باید تلاش کنیم، همه باید کار کنیم، همه باید بدویم تا بتوانیم این عقبافتادگیِ تاریخیِ تحمیلشدهی بر خودمان را جبران کنیم؛ این یک مسئلهی جدّی است».(4)
انقلاب اسلامی ایران از آغاز مانند هر انقلابی همراه با شعارهایی بود که نشاندهندهی اهداف و چشمانداز جمهوری اسلامی ایران و انقلابیون است؛ شعارهایی که به دلیل هماهنگی آن با فطرت انسانها، نه تنها برای یک مسلمان بلکه برای همهی آزاد اندیشان جهان اعم از مسلمان و غیر مسلمان، جذاب و بیدارکنندهی وجدانهای خفته است و به همین دلیل مورد تبعیت بسیاری از ملتها قرار گرفته و بیداری اسلامی و بیداری وجدانهای خفته را در سراسر عالم به دنبال داشته است.
از مهمترین وظایفی که بر دوش همهی ما وجود دارد، حفظ این شعارها و تلاش برای تحققبخشی آن در کنار انتقال به نسلهای بعدی است.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” میفرمایند: «جمهوری اسلامیِ به معنای حقیقی- یعنی همان جمهوری اسلامی که امام “رضوان الله تعالی علیه” برای ما پایهگذاری کرد و به کشور ما هدیه داد- میتواند همین خصوصیات را تأمین کند؛ اقتدار بینالمللی را، اقتدار سیاسی را، عزت را، رفاه دنیا و آبادی معنوی آخرت را؛ اما مراقب باشید یک نظام جمهوری اسلامی تقلبی نخواهند برای ما درست کنند؛ کاری که در ده سال گذشته هم بعضاً حرکاتی انجام گرفت، اما خدای متعال مهار کرد؛ مردم بیدار بودند، هشیار بودند، اجازه ندادند. میخواستند کارهایی بکنند، شعارهای امام را به موزه بسپرند؛ صریحاً میگفتند که اینها کهنه شده! نه، شعارهای انقلاب، کهنهشدنی نیست؛ همیشه تازه است، همیشه برای آحاد مردم جذاب است. شعاری که به نفع مستضعفین است، شعاری که به نفع عزت ملی است، شعاری که در آن مقاومت و ایستادگی است؛ این شعارها هیچوقت کهنه نمیشود؛ برای هیچ ملتی کهنه نمیشود، برای نظام ما هم کهنه نخواهد شد».(1)
تکیه بر تولید ملی یکی از مهمترین ابزارهای تحققبخش شعارهای انقلاب است که به بیان برخی از این شعارها بسنده میکنیم.
«...لَن یَجْعَلَ الله ُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی المُؤْمِنِینَ سَبِیلاً؛ ...
و خداوند هرگز بر زیانِ مؤمنان، برای کافران راه تسلطی قرار نداده است».(2)
پیامها و نکتهها
سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی بوده است. رهبر کبیر انقلاب اسلامی”رضوان الله تعالی علیه” میفرمایند: «- عرض میکنم که- همهجا تا برسد به پیرمردها، تمام مدارس ایران، جوانهای ایران؛ در مدرسه، در دانشگاه، در هر جا، فریادشان این است که ما آزادی میخواهیم، ما استقلال میخواهیم، ما یک حکومتی که استقلال را از ما سلب کرده است؛ این را نمیخواهیم».(1)
سیاست تمامی کشورهای استکباری و استعماری، وابسته نگهداشتن کشورها در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی است. لذا سعی میکنند تا با انحصار علم و تولید در خود، و مصرفی نگهداشتن سایر کشورها، همواره آنان را وابسته به خود نگه دارند. این سیاست را در این سالهای اخیر با فشار بر ایران برای کنار نهادن فنآوری انرژی هستهای که در سالهای نه چندان دورِ آینده، مهمترین منبع تأمین انرژی خواهد بود، شاهدیم.
این آیه تأکید دارد که مسلمین باید بهگونهای زندگی کنند که زمینهی سلطهی کفار و دولتهای بیگانه و استعمارگر را بر مسلمین فراهم نکند. این آیه با اطلاقی که دارد شامل استقلال نظامی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... میشود. بنابراین «دولت اسلامی باید از هر کاری که راه نفوذ کافران و بیگانگان را برای سلطه بر مسلمانان هموار کند، خودداری کنند و یکی از راههای نفوذ آنان نیازمندیهای اقتصادی است».(2)
لازمهی رسیدن به
استقلال در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، تکیه بر تولید ملی است؛ و تکیه بر تولید ملی در گروِ حمایت دولت از چرخهی تولید داخلی از یک سو، و ترجیح کالای ایرانی بر کالاهای مشابه خارجی از طرف مصرفکنندگان از سوی دیگر است. بنابراین بیایید همه دست به دست هم دهیم و همقسم شویم که تا وقتی کالای ایرانی وجود دارد از خرید کالای خارجی خودداری کنیم. بهویژه در این زمان که دشمنان اسلام با یکدیگر همقسم شدهاند تا با تحریم اقتصادی و فشارهای بینالمللی، ما را وادار به تسلیم کنند.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” میفرمایند:«امروز مسئلهی اصلی کشور ما استقلال است. برادران و خواهران عزیز! انقلاب برای ما استقلال سیاسی را به بار آورد؛ این جرأت را به این ملت داد که در مقابل نظام غیر عادلانهی سلطه در دنیا بایستد. اما اگر این ملت بخواهد این استقلال سیاسی را، این عرضاندام فرهنگی را در مقابل سلطهگران عالَم حفظ کند، باید پایههای اقتصادی خود را محکم کند؛ این، ریشهدواندن استقلال در کشور است؛ و این وابسته است به تولید، به کار، به شکوفایی کار، به نوآوری در بخشهای مختلف کار؛ از مرکز تحقیقات و آزمایشگاه گرفته، تا توی محیط کارگاهها، تا توی محیط مزرعه؛ در همهجا بایستی
این نوآوری وجود داشته باشد. آن وقت است که دشمنان خونخوار و هتاکِ استقلال ملت ایران با ناکامی دهانهای خودشان را خواهند بست و کناری خواهند نشست».(1)
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام: « احْتَجْ إِلَی مَنْ شِئْتَ تَکُنْ أَسِیرَهُ وَ اسْتَغْنِ عَمَّنْ شِئْتَ تَکُنْ نَظِیرَهُ وَ أَفْضِلْ عَلَی مَنْ شِئْتَ تَکُنْ أَمِیرَهُ؛
امام علی علیه السلام میفرماید: دست نیاز به سوی هر که خواهی دراز کن تا اسیر او شوی؛ و از هر که خواهی بینیازی جوی تا همتای او گردی؛ و به هر که خواهی خوبی کن تا فرمانروای او باشی!»(2)
پیامها و نکتهها
نیازمندی به دیگران در تأمین نیازهای ضروری زندگی، سبب بردگی و وابستگی فرد و یا جامعه در مقابل صاحبان ثروت و قدرت میشود و بینیازی از صاحبان ثروت و قدرت با خودکفایی در تولیدِ نیازمندیهای زندگی، سبب همتایی و همطرازی با قدرتها میگردد، احسان و صادرات مازاد بر مصرف داخلی به دیگر کشورها نیز سبب نیازمندی دیگران به ما و فرمانروایی ما بر آنها میشود. بنابراین اگر میخواهیم اقتصاد ما از وابستگی به قدرتهای استکباری و استعماری رها و رهاتر شود و به مرحلهی صدور انقلاب به شکل وسیعتر و گستردهتر برسیم، باید به خودشکوفایی و صادرات کالا و علم و فنآوری دست یابیم.
از شعارهای اصیل و اولیهی انقلاب اسلامی ایران؛ شعار” استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” بوده و هست. حضرت امام ”رضوان الله تعالی علیه” در اینباره میفرمایند: «سیاست دولت اسلامی؛ حفظ استقلال، آزادی ملت و دولت و کشور، و احترام متقابل بعد از استقلالِ تمام خواهد بود».(3)
راه تحقق این شعارها تکیه بر تولید ملی و عدم وابستگی اقتصادی به بلوک شرق و غرب
است. رهبر کبیر انقلاب ”رضوان الله تعالی علیه” در این زمینه نیز میفرمایند: «اگر مملکت شما در اقتصاد نجات پیدا نکند، وابستگی اقتصادی داشته باشد؛ همهجور وابستگیها دنبالش میآید. وابستگی سیاسی هم ما پیدا میکنیم. وابستگی نظامی هم پیدا میکنیم. برای اینکه وقتی ما چیزی نداشته باشیم که استفاده ازش بکنیم، دستمان را دراز کنیم طرف امریکا؛ او میتواند به ما تحمیل کند همهچیز را. ما وقتی میتوانیم که زیر بار او نرویم که در این قضیه قدرتمند باشیم. یک وقت او تشر بزند میگوییم نه؛ ما احتیاجی نداریم. حالا هم به او میگوییم که ما احتیاج خودمان را سلب میکنیم؛ خودمان میرویم سراغ کار. خدا زمین به ما داده، آب هم به ما داده، زمینهای زیاد، زمینهای موات زیاد، ... باید همه دست به دست هم بدهند، و کار، کار الهی است؛ کاری است که عبادت است امروز. اطاعت امر خداست
امروز کشاورزی و باید این کشاورزی را تقویت کرد. هر کس هر جور میتواند باید تقویت بکند، به طوریکه ان شاء الله ما از این گرفتاری خارج بشویم و از سایر گرفتاریها هم امیدوارم که خارجبشویم!»(1)
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام: « مَن کَانَ فِی یَدِهِ شَیءٌ مِن رِزقِ اللهِ سُبحَانَهُ فَلیُصلِحهُ فَإِنَّکُم فِی زَمَانٍ إذَا احتَاجَ المَرءُ فیِهِ إلَی النَّاسِ کَان أَوَّلُ ما یَبذُلُهُ لَهُم دیِنَه؛
امام علی علیه السلام میفرماید: هر کس در دستش چیزی از رزق خداوند وجود دارد، باید آن را درست مدیریت و نگهداری کند؛ زیرا شما در زمانی به سر میبرید که اگر محتاج دیگران شوید اول چیزی که در قبال دریافت کالا و کمک از دیگران باید پرداخت کنید، دینتان است».(2)
پیامها و نکتهها
نه با من است و نه با شما و نه با دیگری. من اگر یک کلمهای بر خلاف اسلام بگویم، همین ملت میریزند و من را از بین میبرند. ملت، اسلام را میخواهد. ملت شخص نمیخواهد. شخصپرست نیست ملت. ملت میخواهد که قوانین اسلام در این مملکت پیاده بشود. ملت این همه زحمت کشیدهاست که دین اسلام را برقرار کند در یک مملکتی که صدها سال و در این اخیر، پنجاه سال کوشش شد به اینکه اسلام را کنار بگذارند؛ کوشش شد به اینکه روحانیت را کنار بگذارند و تضعیف کنند. ملت، روحانیت را به تبع اسلام میخواهد. اگر- خدای نخواسته- روحانی هم بر خلاف اسلام [عمل] بکند، آن هم یک ساواکی است. فرقی نمیکند؛ بدتر از ساواکی هم هست!
این معناها را از گوشهایشان بیرون کنند آقایان که این مردم دیگر از جمهوری اسلامی کنار رفتهاند. خیر، شماها کنار رفتهاید. شما خودتان را علاج کنید. مرضهای باطنیتان را علاج کنید که ننویسند که این مملکت دیگر رفته از بین. این مملکت از بین نرفته؛ و این جمهوری اسلامی هم سر جای خودش هست؛ و این مردم هم دنبال جمهوری اسلامی هستند؛ و این مردم هم از مجلس؛ مادامی که مجلس بر طریقهی اسلام باشد، و از دولت؛ مادامی که دولت بر طریقهی اسلام باشد، و از رئیس جمهور؛ مادامی که رئیس جمهور در طریق اسلام باشد، طرفداری میکنند. هر کدامتان بلغزید، مردم دیگر از شما طرفداری نمیکنند. برای اینکه
مردم اسلام را میخواهند. امر دایر میشود بین من و پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم؛ کدام مسلمان است که ترجیح بدهد من را؟ امر دایر میشود بین شما و اسلام؛ کدام مسلمان است که شما را بر اسلام ترجیح بدهد؟ این خیالها را از کلههایتان بیرون کنید که الان اگر وضعی بشود، مردم دیگر آن مردم نیستند. مردم اسلام را میخواهند؛ تا آخر هم میخواهند».(1)
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” در این زمینه میفرمایند: «یکی از مسائلی که در این مذاکرات جهانی مطرح شد و آن را بعضی از اروپاییها و دیگران گفتند، این بود که ما نه تنها
1) ) صحیفهی امام، ج 14، ص 372
با انرژی اتمی صلحآمیز در ایران مخالفتی نداریم، بلکه خودمان برایشان نیروگاه میسازیم و خوراکش را هم میدهیم. از نظر ما این موضوع قابل قبول نیست؛ زیرا آن نیروگاهی که غربیها بخواهند برای ما بسازند و سوختش را هم بدهند، به درد ایران نمیخورد؛ آن، به گروگاندادن ایران و ایرانی است! من یکوقت راجع به نفت گفتم اگر این نفتی که دست کشورهای این منطقه است، در دست اروپاییها بود و بنا بود آنها به شما مردم ایران و مردم سایر کشورهایی که امروز نفت تولید میکنند، بفروشند، برای هر استکانش جانِ شما را میگرفتند! حالا میلیونها بشکه را به قیمت ثمن بَخس میخرند و پولی که بابت آن میدهند، مثل ندادن است. اگر غربیها بخواهند سوختِ نیروگاه ما را بدهند، آن را به هزاران شرط میدهند: چرا فلان حرف را گفتید؟ نمیدهیم؛ چرا فلان حرف را نگفتید؟ نمیدهیم؛ جمهوری اسلامی زیر بار این حرفها نمیرود».(1)
1) ) بیانات، سال 1382، ص 146
یکی از آثار و فواید تولید ملی، امنیت بخشی به جامعه است. نعمت امنیت، از مهمترین نعمتهایی است که خداوند به یک جامعه ارزانی میکند. پیامبر گرامی اسلام علیه السلام امنیت و سلامتی را دو نعمتی میدانند که مردم قدر آن را نمیدانند و نسبت به آن ناسپاسی میکنند.(1)امنیت یعنی جامعه به حدی از رشد و شکوفایی برسد که از جانب بیگانگان هیچگونه فشار و تهدید و تعرضی را احساس نکند. همینطور فعالان اقتصادی و آحاد مردم، نسبت به وضعیت شغلی و آیندهی اقتصادی خود و وضع بازار و تأمین مایحتاج خود، ترس و دلهره و اضطراب نداشته باشند.امنیت ابعادی دارد که در این نوشتار به مواردی میپردازیم که با تولید ملی ارتباط بیشتری دارند.
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام : رَفَاهِیَةُ الْعَیْشِ فِی الْأَمْنِ؛
امام علی علیه السلام میفرماید:« رفاه زندگی در داشتن امنیت است».(2)
پیامها و نکتهها
یک: داشتن امکانات در حد ضروریات زندگی مانند: مسکن، مواد غذایی، پوشاک و وسایل خانه در حد ضرورت.
دو: برخورداری از رفاهیات زندگی، یعنی؛ علاوه بر داشتن ضروریات زندگی برخوردار از امکاناتی باشد که نیازهای زندگی او را مناسب با وضع زمانه و در حد معقول پوشش دهد مانند: مسکن وسیع، وسیلهی نقلیهی مناسب و امکانات رفاهی نظیر: ماشین لباسشویی، جارو برقی، فریزر و...
سه: زیادهروی در تهیهی امکانات و وسایل زندگی بر اساس مُدپرستی و تجملگرایی و اشرافیگری. بهطور مثال صرفاً به دلیل آمدن مد جدید به بازار هنوز وسیلهای را که قابل استفاده است، کنار بگذارد و مد جدید تهیه کند و یا فقط بر اساس اینکه سال جدید شده، بخواهد دکوراسیون زندگیاش را عوض کند.
از منظر دین مبین اسلام قسم اول و دوم پسندیده، ولی قسم سوم نکوهیده است و چون اسلام، رفاه زندگی را تحت عنوان “توسعه در رزق” برای همگان خواستار است، باید زمینه و بستر رسیدن به زندگی رفاهی و نه تجملاتی، برای همگان فراهم باشد؛ و این در صورتی ممکن خواهد بود که همگان از شغل مناسب و پایدار برخوردار بوده و امنیت شغلی و اقتصادی داشته باشند.
یک: امنیت اقتصادی در سطح فردی: یعنی تمام آحاد جامعه با فراهم بودن زمینهی اشتغال و برخورداری از شغل مناسب، احساس امنیت اقتصادی داشته باشند و نگران فرداهای زندگی نباشند.
دو: امنیت اقتصادی در سطح کلان جامعه: یعنی مناسبات اقتصادی و تجاری حاکم بر جامعه در مجرای صحیح و مناسبی قرار داشته باشد.
با توجه به سیاست کوچکسازی دولت، نمیتوان امنیت اقتصادی و شغلی را برای تمامی افراد در شغلهای مدیریتی و اداری دنبال کرد، لذا لازم است با گسترش صنایع تولیدی در سطح کشور، همراه با اقداماتی که به برخی اشاره میشود، زمینهی اشتغال پایدار را برای تمامی افراد جامعه فراهم آورد تا رفاه و آسایش نسبی برای همگان حاصل آید و فاصلهی طبقاتی پدید نیاید و یا تشدید نشود.
برخی اقدامات لازم در این راستا عبارتند از: ایجاد تسهیلات مناسب و کارشناسیشده و ارائهی آن به متقاضیان، فرهنگسازی استفاده از کالای ایرانی توسط مردم و شرکتها، آموزشهای کاربردی به نوجوانان و جوانان که منتهی به مهارتآموزی در شغلهای مناسب و موردنیاز جامعه میشود، ثبات سیاستهای اقتصادی کشور، مبارزه با مفاسد اقتصادی مانند: رانت خواری، رشوه، پارتیبازی و اختلاس، جذب دانشجو در دانشگاهها متناسب با نیاز جامعه، حمایت از بخش تولید، کنترل واردات و برنامهریزی پایدار برای صادرات.
نظام اسلامی را ممتاز کرده است».(1)
«اگر میخواهید کشور ایران آباد شود؛ رفاه و رونق اقتصادی، پیشرفت همهجانبه، عزت سیاسی، امنیت اجتماعی، امنیت شغلی، دانش و پیشرفت تحقیقات از یک طرف و معنویت از یک طرف؛ این کشور را روشن و نورانی کند، دو چیز را باید در نظر بگیرید؛ این دو چیز، وظیفهی همهی قشرها، مخصوصاً قشرهای آگاه است. کاسب، کشاورز، صنعتگر، کارگر، محصل، استاد، معمّم، فرهنگی و روحانیون محترم، این دو چیز را باید با هم در نظر بگیرند؛ یکی اینکه در سازندگی کشور، همه باید با هم شرکت کنند. دوم اینکه در سازندگی نَفْس خود کوشش کنند؛ “وَ تُوبُوا إلَی اللهِ جَمِیعاً اَیُّهَا المُؤمِنُونَ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ”»(2)
(سورهی مبارکهی نور، آیهی 31)
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام: «شَرُّ الْبِلَادِ بَلَدٌ لَا أَمْنَ فِیهِ وَ لَا خِصْبَ؛
امام علیعلیه السلام میفرماید: بدترین شهرها شهری است که نه امنیت داشته باشد و نه در آن فراوانی و حاصلخیزی باشد».(3)
پیامها و نکتهها
یکی از شاخههای امنیت، امنیت غذایی است و امنیت غذایی جامعه در گرو فراوانی مواد غذایی است؛ و فراوانی مواد غذایی؛ اگر بخواهد تداوم داشته باشد و همیشگی باشد و نه مقطعی، در گروِ تکیه بر تولیدات داخلی است. تولید داخلی نیز در گروِ داشتن خاک حاصلخیز است.
یکی از مهمترین انتقادهایی که حضرت امام”رضوان الله تعالی علیه” به شاه خائن داشتند،
از بینبردن امنیت غذایی در سایهی قانون اصلاحات ارضی و انقلاب سفید بود؛ ایشان با کمال تأسف و دردمندی میگویند: «شاه که در آغاز طرح- به اصطلاح- “انقلاب سفید” به دهقانان نوید میداد که در سایهی اصلاحات ارضی، غلهی موردنیاز کشور در داخل تأمین میشود، اکنون به جای خجلتزدگی افتخار میکند که دو میلیون و نیم تُن گندم و چهارصد هزار تُن برنج در سال جاری وارد کرده است! در صورتیکه مطلعین میدانند که یک استان ایران؛ مثل خراسان، قدرت تهیهی گندم برای تمام کشور را داشت و این قدرت را “انقلاب سفید شاه” سلب کرد».(1)
«گاهی وقتها تأسف میخورم به اینکه، خوف این معنا دارم که اگر خدای نخواسته یک جنگی پیدا بشود ایران چند روز میتواند آذوقه داشته باشد؛ اگر این “کشتیهای آذوقهبیاور” یک وقتی نخواهند آذوقه بدهند به ایران؟! آنهایی که کارشناسند میگویند که ایران سی و سه روز برای خودش میتواند ارزاق تهیه کند. چه ایرانی؟! ...خدا- ان شاء الله- لعنتشان کند! اینها این کار را کردند که زراعت را از دست مردم بهکلی گرفت... شما ببینید مجلات را! اینها گاهی وقتها خودشان خیلی با مبالغه، خیلی با مباهات[میگویند] که ما چقدر گندم وارد کردیم، چقدر جو وارد کردیم، چقدر مثلًا چه وارد کردیم؛ خوب بیچاره! [از] اینکه باید خجالت بکشید! شمایی که باید گندم صادر کنید، شمایی که یک آذربایجانتان بس بود برایتان و باقیاش را باید صادر کنید، حالا نشستید مباهات میکنید که ماییم که باید وارد کنیم! باید خجالت بکشید از این” اصلاحات ارضیتان” !»(2)
عموم مردم و همهی مصرفکنندگان نیز میتوانند با خرید تولیدات داخلی و ترجیح تولیدات داخلی بر تولیدات خارجیِ مشابه، نقش تعیینکننده و بیبدیلی در حمایت از کشاورزان، دامداران و تولیدکنندگان داشته باشند.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” میفرمایند: «سال گذشته که اعلام شد کشور به خودکفایی در گندم رسیده است، به نظر من حقیقتاً یک عید بزرگ برای این کشور بود. بنده از کشاورزان، از مدیران بخش کشاورزی، از جوانان عالِمی که در این کار کمک کردند؛ از اعماق دل متشکر شدم، مطمئناً ملت هم متشکر شد؛ این حادثهی بزرگی بود. مردان و جوانانی همت کردند که این کار بشود، و شد. ما همان کشوری هستیم که در دوران طاغوت، پایهی کشاورزی ما را متزلزل کردند، برای اینکه ما را وابسته کنند؛ برای اینکه بازار برای گندم خودشان و بقیهی محصولات کشاورزی دیگران- بیگانگان- درست کنند. با این افزایش جمعیت- امروز کشورمان بیش از دو برابر اول انقلاب
جمعیت دارد- اگر بنا بود ما مثل آن روزِ آنها از نظر گندم محتاج بیگانگان باشیم، برای هر تُن گندمی که به ما میدادند، یک منّت سنگین، یکبار سنگینِ تحقیر بر روی دوش این ملت سوار میشد؛ هر وقت هم که مایل بودند، میتوانستند این را قطع کنند؛ اما ملت ما در گندم به خودکفایی رسید. عین همین قضیه باید در بقیهی محصولات مهم و اساسی غذایی به وجود بیاید؛ در برنج، در روغن، در گوشت، در لبنیات که نیازهای کشور است. باید کشور به دیگران اصلاً محتاج نباشد و مردم کشور بدانند که شما قشر کشاورز و دامدار با غیرت خود، با ایمان خود، با همت خود، غذای آنها را تأمین میکنید و مردم محتاج این نیستند که از دیگران درخواست کنند؛ هم پول بدهند، هم منّت بکشند، هم دائم تَه دلشان نگران باشد که اگر یک مشکلی به خاطر یک مسألهی سیاسی و غیره پیش آوردند، چه کنیم؟ کشاورز ایرانی برای ملت ایران امنیت غذایی را تأمین میکند؛ این، افتخار بزرگی است؛ قدر خودتان را بدانید! من این را عرض میکنم برای اینکه در سرتاسر کشور، جوانان مناطق کشاورزی که گاهی جاذبهی مشاغل دیگر آنها را به خود جذب میکند، بدانند که ارزش و کرامت و تأثیر این شغل از اکثر مشاغل دیگر، در زندگی جمعیِ ملتشان بالاتر است و جای گسترش هم دارد.
امروز دیگر آن روزی امروز دیگر آن روزی نیست که یک کشاورز در طول سی، چهل سال همیشه روی یک قسمت از زمین کار کند و یکمشت گندم به دست بیاورد؛ نخیر، امروز فنون جدید، دانشهای جدید، تجربههای جدید وارد میدان شدهاند. شما میبینید که بازده متوسط چهار تُن گندم را یک انسانِ باهمت، به یازده، دوازده تُن در هکتار میرساند؛ همین کار در برنج، در زیتون و در کُلزا هم شده است. دیگر اینطور نیست که منطقه، منطقهی محدودی باشد. جوانها وارد بشوند، آموزشهای لازم را بگیرند؛ آنهایی که میتوانند، تحصیلات لازم را در زمینهی خاک، آب و مسائل گوناگون کشاورزی ببینند، بعد، به جان این سرزمین پُربرکت بیافتند و برکات الهی را از آن استخراج کنند؛ این کار ممکن است. دستگاههای دیگر هم البته باید کمک کنند».(1)
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام: «شَرُّ الْأَوْطَانِ مَا لَمْ یَأْمَنْ فِیهِ الْقُطَّان؛
امام علیعلیه السلام میفرماید: بدترین وطنها آن است که شهروندان آن، امنیت نداشته باشند».(2)
پیامها و نکتهها
در دین مبین اسلام تأکید فراوانی بر کشاورزی، باغداری و دامداری شده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند: «بر شماست که دامداری و کشاورزی کنید! چرا که آن دو، بامداد و شامگاه خیر رسانند؛ درآمد و رشد نیکویی دارند».(1)
اگر خودکفایی در تولید مواد غذایی و سوخت و صنعت و ... نباشد و کشور متکی به واردات باشد، کشورهای استکباری و استعماری، با هدف وابسته نگهداشتن و تاراج منابع و تحمیل سیاستهای استعماری خود، با تحریم اقتصادی و قطع واردات، امنیت غذایی و اقتصادی کشور را به خطر میاندازند. لذا برای پیشگیری و مبارزه با تحریم اقتصادی دشمنان اسلام، باید همهی ما دست به دست هم بدهیم و کشورمان را آباد کنیم.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” با تأکید بر اهمیت امنیت غذایی می فرمایند: « امروز کشور ما- که مورد سوءنیت و کینهورزی قلدرهای دنیاست؛ علت این کینهورزی هم این است که این کشور حاضر نیست زیر بار قلدری قلدرها برود- بیش از همیشه به امنیت غذایی احتیاج دارد؛ تا برای نانش، برای خوراک روزمرهاش، برای روغنش، برای گوشتش محتاج کشورهای دیگر نباشد؛ محتاج کسانی که میتوانند در مقابل این عطیه، شرف او را مطالبه کنند، نباشد؛ امنیت غذایی برای کشور ما خیلی مهم است».(2)
«قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام: لَا نِعْمَةَ أَهْنَأُ مِنَ الْأَمْنِ؛
امام علی علیه السلام میفرماید: هیچ نعمتی گواراتر از امنیت نیست».(4)
پیامها و نکتهها
میافتد؛ زیرا تجربه نشان داده که دنیای استکبار حاضر است برای تحمیل سیاستهای استعماری خود، از راه قطع صادرات دارو، با جان هزاران نفر انسان بیگناه بازی کند. خودداری از تأمین سوخت رآکتور هستهای تهران که داروهای بیماریهای خاص را تولید میکند و تحریم صادرات داروهای مورد نیاز بیماران به ایران، نمونهای از این اقدامات خصمانه و ضد بشری کشورهای به اصطلاح حامی و مدافع حقوق بشر است.
« وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فی سَبیلِ اللهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ؛
و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهای آماده بسیج کنید، تا با این[تدارکات]، دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] دیگری را جز ایشان-که شما نمیشناسیدشان و خدا آنان
1) ) مکتوبات، سال 1389، ص 3
را میشناسد- بترسانید. و هر چیزی در راه خدا خرج کنید پاداشش به خود شما بازگردانیده میشود و بر شما ستم نخواهد رفت».(1)
پیامها و نکتهها
واژهی”قُوَّةٍ” به معنای قدرت و نیروست، اما این کلمهی کوچک و پرمعنا شامل انواع وسایل جنگی و سلاحهای مدرن هر عصر و تمام نیروها و امکانات مادی و معنوی میشود. جالب این است که این واژه، یک معنای سیال دارد که در طی زمان کهنه نمیشود و در هر عصری مصادیق نو مییابد و شامل سلاحهای جدید میشود؛ این یکی از رمزهای جاودانگی دفاع اسلامی است.
در تفسیر قرآن مهر آمده: «دشمنان حق و عدالت و استقلال و آزادی ملتها بر اساس منطق و اصول انسانی عمل نمیکنند؛ بلکه در صورتیکه ملتهای مسلمان ضعیف باشند، هرگونه بتوانند، نظرهای خود را بر آنان تحمیل میکنند؛ از این روست که مسلمانان نیاز به یک نیروی نظامی قوی و بازدارنده دارند که دشمنان را به هراس اندازد. اگر مسلمانان به همین آیهی قرآن عمل میکردند، امروز کشورهای اسلامی اینگونه مورد تهاجم استکبار جهانی قرار نمیگرفت. (اکنون که این مطالب را مینویسم، کشورهای عراق و افغانستان توسط آمریکا و انگلیس اشغال شده و آمریکاییان، امروز-29/ 5/ 1383- در بغداد و نجف، حمام خون به راه انداختهاند؛ فاجعهای که چشم ما را اشکبار و دل ما را خونبار کرده و اگر مسلمان از ناراحتی آن بمیرد جا دارد)».(2)
در صورتی این هدف برآورده میشود و دشمن میترسد که کشور در امر تولید سلاحهای مدرن و روز، و آموزش و آمادهسازی نیروهای نظامی خودکفا باشد و وابسته به خارج نباشد؛ زیرا ارتشی که در آموزش نیروهای نظامی و تسلیحات نظامی خود وابسته به خارج باشد، هرگز بازدارنده نخواهد بود و نمیتواند در دل دشمن، ترس و وحشت ایجاد کند. چراکه؛
یک: هر زمانی که بخواهند میتوانند کشور را تحریم کرده و از واردات تجهیزات نظامی جلوگیری کنند.
دو: هرگاه بخواهند، با ایجاد فضای رعب و وحشت بر منطقه و ایجاد فضای رقابت تسلیحاتی بین کشورهای منطقه، سلاحهای خود را به چندین برابر به ما میفروشند.
سه: کشورهای استعماری و استکباری، هرگز حاضر نمیشوند سلاحهای روز و مدرن خود را به کشورهای دیگر، خصوصاً به کشورهای مخالف خود بفروشند، بلکه همواره سلاحهایی
را به ما میفروشند که حداقل مربوط به یک نسل قبل است و تسلیحات روز خود را برای حفظ برتری نظامی، نزد خودشان نگه میدارند.
چهار: آنان هرگز فناوری و حتی گاهی نحوهی استفاده از تسلیحات را به کشورهای دیگر صادر نمیکنند، لذا کشور واردکننده، برای به کارگیری و تعمیر تسلیحات و آموزش نیروهای نظامی همواره به آنان نیازمند است.
پنج: هر زمانی که بخواهند به راحتیِ آبخوردن، به کشورهای وابسته به خود، حملهی نظامی میکنند و در کوتاهترین زمان، آن کشور را به اشغال خود در میآورند؛ زیرا کاملاً از مقدار و مکان تسلیحات آن کشور باخبرند و راه مقابله با آن را با توجه به برتری نظامیای که همواره برای خود محفوظ میدارند، میدانند.
شش: با توجه به این نکات، ضرورت خودکفایی در تولید تسلیحات روز و مدرن و پیشرفته روشن میشود؛ در این صورت است که دشمن میترسد و ارتش و نیروهای مسلح ما میتوانند به یک قدرت بازدارنده تبدیل شوند، زیرا:
هرگز، دشمن برآورد دقیقی از مکان و مقدار تسلیحات ما ندارد و همواره از قدرت نظامی و سلاحهایی که احتمال میدهد ما داشته ولی آن را رسانهای نکرده باشیم، در هراس است.
قدرت تحمیل سیاست های زورگویانه خود را ندارد.
خطر تحریم تسلیحاتی، کشور ما را تهدید نمیکند.
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام : «الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَی عَلَیْهِ؛
امام علی علیه السلام میفرماید: اسلام از (همهی ادیان) برتر میشود، ولی هیچ دین و نظامی بر اسلام برتر نمیشود».(1)
پیامها و نکتهها
1) ) وسائل الشیعه، ج 26، ص 14
دشمن غالب میداند؛(1)ولی در موردی که مؤمنین گرفتار ضعف ایمان و اراده شوند و به دنیا و مظاهرش روی آورند؛ میگوید: الان صد نفر بر دویست نفر میتوانید به اذن خداوند غالب شوید.(2)این نشان میدهد که در اسلام قابلیت برتری بالقوه با رعایت وظایف دینی وجود دارد و ما باید این قابلیتها را به فعلیت برسانیم.
یکی از شاخههای امنیت، امنیت در داشتن انرژی هستهای و چرخهی سوخت هستهای است؛ زیرا در آیندهی نه چندان دور و با اتمام ذخایر نفتی، مهمترین منبع تأمین انرژی خواهد بود.
تأکید مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” مبنی بر لزوم خودکفایی در چرخهی سوخت هستهای، در همین راستا میباشد. ایشان میفرمایند: «خلاصهی حرف دشمن این است که به ملت ایران میگوید شما فنآوری هستهای را نداشته باشید! چرا؟ برای اینکه فنآوری هستهای، شما را در عرصههای مختلف نیرومند میکند؛ شما این فنآوری را نداشته باشید تا ضعیف بمانید، تا بتوان راحتتر به شما زورگویی کرد! مردم باید توجه کنند که اعماق حرف دشمن چیست. مسأله این است؛ انرژی هستهای و توانایی تولید سوخت هستهای، در طول سالهای نهچندان دورِ آینده، یک نیاز مبرم و قطعی برای ملت ایران است. اگر ملت ایران امروز برای کشور خود، فنآوری هستهای را تحصیل نکند، چند سال بعد، آن روزی که این جوانها وارد بازار کار و فعالیت میشوند، آن روزی که جمعیت ملت ایران میلیونها نفر از حالا بیشتر است؛ آن روز، ملت در یکی از اساسیترین نیازهای خود مجبور است دستش را به طرف بیگانگان و احیاناً دشمنان دراز کند. مثل اینکه امروز ما نفت نداشته باشیم؛ نفت یک منبع تمامشدنی و تجدیدناپذیر است، نفت تا ابد که باقی نمیماند؛ اگر اینطور که امروز مصرف میشود، مصرف شود، تا بیست سال، بیست و پنج سال دیگر نفت ملت ایران تمام خواهد شد. دنیا به جای نفت به سراغ انرژیهای جایگزین رفته است که از همه مهمتر و
قابلاطمینانتر؛ انرژی هستهای است. اگر کشور ما بیست سال دیگر انرژی هستهای نداشته باشد، برای راهاندازی یک کارخانه، دستش به سمت کسانی دراز است که پیشرفت ملت ایران
را به هیچ قیمتی نمیپسندند؛ آبرو و عزت ملت را میگیرند تا یک مختصری از آنچه که در اختیار دارند، به این ملت بدهند.
اگر این نفتی که امروز در اختیار ماست، در اختیار اروپا و امریکا بود، ما برای هر بشکهاش باید در مقابل آنها سجده میکردیم تا یک بشکه نفت به ما بدهند؛ مگر میدادند؟! اینها میخواهند پانزده سال، بیست سال آینده ملت ایران برای نیاز صنعتی و کشاورزی خود و برای جریان حیات در کشور خود، محتاج آنها باشد؛ برود درِ خانهی آنها... اگر امروز مسئولین و دستاندرکاران ما این را تأمین نکنند؛ بیست سال بعد همهی مردم حق خواهند داشت اینها را لعنت کنند. آن روز هم نمیشود به دست آورد. وقتی یک ملت احتیاج به چیزی دارد؛ به او گرانفروشی میکنند، به او نمیدهند، او را تحقیر میکنند و به او بیاعتنایی میکنند. آن چیزی که امریکا به ما میگوید، این است که شما این فنآوری را که خودتان هم به دست آوردهاید، این را بگذارید کنار، ما به شما سوخت هستهای میدهیم. یعنی چه؟ یعنی شما نیروگاه بسازید، بعد برای سوخت این نیروگاه بیایید سراغ ما تا ما با هر شرایط و هر قیمتی که دلمان خواست، آن را به شما بدهیم. مثل این میماند که امروز نفت در اختیار امریکا باشد، بخواهد به ما نفت بدهد. شما فرض کنید اگر در این شرایط، ما برای تولید انرژی در داخل کشور احتیاج به نفت یا گازوئیل داشتیم و میخواستیم آن را از آمریکاییها بگیریم، با ما چه رفتاری میکردند؟! ملت ایران را چقدر تحقیر میکردند؟! اینکه میگویم انرژی هستهای یا به تعبیر درستتر فنآوری هستهای، چرخهی سوخت و امکان غنیسازی هستهای حق مسلم ملت ماست؛ این به معنای این است که اگر این را امروز برای این ملت تأمین نکنیم، فردا این ملت دست گدایی به سوی دشمنان و مخالفین خودش دراز کند. ملت ما زیر بار این حرف نخواهد رفت».(1)
قَالَ رَسُولُ اللّه صلی الله علیه و آله وسلم: «مَا أکَلَ أحَدٌ طَعَاماً قَطُّ خَیراً مِن أن یَأکُلَ مِن عَمَلِ یَدِهِ، وَ إنَّ نَبِیَّ الله دَاوودَ کَانَ یَأکُلُ مِن عَمَلِ یَدِهِ؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: هرگز کسی غذایی بهتر از دسترنج خود نخورده است. پیامبر خدا؛ داوود، از دسترنج خود امرار معاش میکرد».(2)
پیامها و نکتهها
بهترین غذا آن است که از دسترنج خود انسان باشد، لازمهاش آن است که همهی افراد، برخوردار از شغل مناسب باشند تا بتوانند از دسترنج خود مانند انبیا امرار معاش کنند؛ و لازمهی اشتغال همگان نیز، تکیه بر تولید ملی و خرید کالای ایرانی است.
بهترین غذا برای افراد جامعه آن است که محصول دسترنج همان جامعه باشد، لازمهی نیل به این هدف نیز، این است که جامعه در امر تولید -خصوصاً تولید مواد غذایی- خودکفا باشد. بهترین بودن شاید به این خاطر باشد که استفاده از مواد غذایی تولیدی کشور، سبب کمک به اشتغال فرزندان، برادران و دوستان خود ما، مانع خروج ارز از کشور و عدم وابستگی کشور به خارج میشود. با اصلاح فرایند چرخهی تولید تا توزیع و مصرف، این امکان فراهم میگردد که محصولات، ارزانتر به دست مصرفکننده برسد.
اگر خوردن، کنایه از مصرف باشد، میتوان این سخن را به تمامی کالاهای مصرفی سرایت داد؛ بر این اساس، بهترین کالای مصرفی در تمامی سطوح مصرف، کالایی است که محصول دسترنج فرزندان همین مرز و بوم باشد.
یکی از مهمترین شاخصههای دولت موفق، کاهش نرخ بیکاری و ایجاد اشتغال پایدار برای افراد جویای کار است. زیرا بسیاری از جرایم و مفاسد اقتصادی، اخلاقی و جنایی، ریشه در بیکاری دارد. همینطور افزایش سن ازدواج، از هم گسیختهشدن نظام خانواده، شیوع اعتیاد و... از آثار ویرانگر بیکاری است. از طرفی در اسلام تأکید فراوانی بر کسب حلال و پرهیز از مال حرام شده است. با توجه به سیاست بسیاری از دولتها مبنی بر کوچککردن دولت، نمیتوان و نباید برای همگان، شغل دولتی و اداری را انتظار کشید، لذا تحقق این هدف ارتباط بسیار نزدیکی با تولید ملی پیدا میکند. بنابراین اگر میخواهیم ازدواج جوانان ما به تأخیر نیافتد، اگر میخواهیم سرِ سفرهی همهی هموطنانمان غذای حلال نهاده شود، اگر میخواهیم هیچ مردی شبهنگام با دست خالی و شرمندگی به منزل بر نگردد، اگر میخواهیم جوانان ما به دام اعتیاد گرفتار نشوند، اگر میخواهیم فساد، سرقت، جنایت، اختلاف خانوادگی و... در جامعهی اسلامی ما کم شود، باید همهی آحاد جامعه (اعم از دولتمردان و عامهی مردم) با یک تصمیم جمعی به حمایت از تولید ملی، نیروی کار ایرانی و سرمایهی ایرانی برخیزند و همگان عزمشان را جمع کنند که تا کالای ایرانی وجود دارد، از کالای خارجی استفاده نکنند.
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام: «أَنِّی وَاللهِ لَا أََزرأُکُم مِن فَیئِکُم دِرهَماً مَا قَامَ عِذقٌ بِیَثرِب؛
امام علی علیه السلام میفرماید: به خدا قسم از بیتالمال شما درهمی برای خود بر نخواهم گرفت تا آنگاه که یک درختِ خرما در مدینه داشته باشم».(1)
پیامها و نکتهها
امیرمؤمنان؛ علی علیه السلام با اینکه رهبر مردم بود و مانند هر مسئول دیگری حق داشت به میزان لازم و مکفی از بیتالمال حقوق دریافت کند، ولی این کار را نمیکرد و زندگی خود را از راه دسترنج خود، از راه کشاورزی و باغداری اداره میکرد؛ «نقل کردهاند که آن حضرت، هنگامی که از جهاد فراغت پیدا میکرد، به آموزش مردم و داوریکردن میان ایشان میپرداخت و چون از این تکلیف میآسود، در باغچهای که داشت با دست خود، کار میکرد و در هنگام کار، ذکر میگفت».(2)
مسئولین مملکتی که تقریباً نیمی از عمر خود را به طور مستقیم و غیر مستقیم، در راه
خدمت به نظام اسلامی میگذرانند؛ حق دارند، به میزان متعارف و لازم، از بیتالمال (متناسب با موقعیت شغلی خود)حقوق دریافت کنند؛ همانگونه که حضرت علی علیه السلام این حق را داشتند. مسلماً ما نمیتوانیم مانند حضرت علی علیه السلام دریافت حقوقی خود از بیتالمال را به صفر برسانیم و فقط متکی به
استفاده از دسترنج غیر اداری خود باشیم؛ ولی پیشنهاد میشود تا این عزیزان نیز از اوقات فراغت خود، برای انجام کارهای تولیدی-به ویژه تولید علم- در راستای مسئولیت و تخصصی که دارند استفاده کنند؛ این کار، هم سبب گسترش فرهنگ کار و تلاش میشود، هم فضای کاری و اداری را علمی میکند، هم سبب رشد و تعالی علمی کارمندان و مسئولین میگردد و هم اتکای آنان به بیتالمال کمتر میگردد.
سیرهی بسیاری از علمای ما نیز از گذشته همین بوده که تا جاییکه امکان داشته با انجام کارهای علمی و حتی کشاورزی، از دسترنج خودشان استفاده کرده و سعی میکردند کمتر از وجوهات شرعی استفاده کنند- درحالیکه استفاده از وجوهات، به مقدار نیاز و در حد متعارف اشکالی ندارد-. الان نیز مقدار وجوهاتی که به عنوان شهریه به طلاب و علما پرداخت میشود، پایینترین حقوق در میان تمام اقشار جامعه است و بلکه فاصلهی چشمگیری حتی با حقوق کارگری دارد و طلبهها و علما، همزمان با تحصیل، با انجام کارهای علمی- تبلیغی سعی میکنند متکی به دسترنج و زحمت خود باشند. لذا به تبع سیرهی سلف، باید سعی طلبهها بر این باشد که با انجام کارهای علمی و تبلیغی و با تولید علم، بیش از آن که به استفاده از وجوهات متکی باشند، به استفاده از محصولِ دسترنجِ علمی و تبلیغی خود متکی باشند.
حالا که سخن از کارهای تولیدی علما و مبلغین شد، خوب است همینجا به نقش و وظیفهی علما در حمایت از تولید ملی اشاره کنیم.
یک: پشتیبانی تبلیغاتی از تولیدگران و تولیدات داخلی در بخشهای کشاورزی، دامداری، صنایع تبدیلی و تولیدی.
دو: مصرف کالاهای داخلی و تشویق جامعه به مصرف تولیدات داخلی.
سه: هدایت تولیدگران در اتقان و افزایش کمیت و کیفیت فرآوردههای گوناگون.
چهار: تأکید بر کارمحوری به جای مدرکمحوری در نظام ارزشیابی آموزشی و اقتصادی کشور.(1)
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام :«قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَی کَلَّهُ عَلَی النَّاسِ؛
1) ) ماهنامهی مبلغان، ش 153، ص 10
امام صادق علیه السلام میفرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: از رحمت خداوند دور است دور؛ آنکس که سربار دیگران باشد!»(1)
پیامها و نکتهها
بر هر مسلمان لازم است شغل مناسبی داشته باشد تا هم خودش سربار جامعه نباشد و در قبال خدماتی که از همنوعان خود دریافت می کند، خدمتی به آنها ارائه کند و هم با تأمین زندگی خود از راه تلاش و کوشش، زندگی عزتمندانهای داشتهباشد و بهخاطر ناتوانی در تأمین نیازمندیهای خانواده، نزد آنها احساس شرمندگی نکند.
متکیبودن به دیگران در قالب تکدیگری و دست نیاز دراز کردن به سوی دیگران، همانگونه که در فرهنگ دینی ما ضد ارزش است، باید در سطح جامعه نیز به عنوان یک ضد ارزش و امری منفی درآید؛ به گونهای که افراد، به ویژه افراد سالم و جوان، از این کار احساس شرم کنند و به راحتی به خود اجازه تکدیگری ندهند. حضرت امام”رضوان الله تعالی علیه” در پاسخ به این سوال که حکم تکدی و گدایی کردن در اسلام چیست؟ میفرمایند: «اگر همراه با دروغ و فریب نباشد، حرام نیست؛ اگرچه مکروه است.»(2)
آیت الله مظاهری”حفظهاللهتعالی” می فرمایند: «بیکاری از نظر اسلام بسیار ناپسند است و بر کسی که قدرت کار دارد؛ لازم است کار کند و حق برداشت از بیتالمال را ندارد- حتی اسلام کسی را که قدرت کار دارد غنی و بینیاز میداند- و در فقه مسلم است کسی که قادر به کار باشد، حقی بر مسلمین و در بیتالمال ندارد و چون کسی است که ثروت بالفعل داشتهباشد».(3)
لازمهی این کار، مبارزه با پدیدهی تکدیگری و جمعآوری متکدیان از سطح شهر از یک سو، و حمایت از اقشار آسیبدیده و آسیبپذیر مانند: افرادی که به دلیلی مانند معلولیت، سالمندی، از دستدادن نانآورِ زندگی، یتیمی، بیماری و... توان تولید و کار ندارند؛ توسط عامهی مردم، نهادها و سازمانهای حمایتکننده؛ چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی از سوی دیگر است و از همه مهمتر لازم است زمینه برای ایجاد اشتغال افراد جامعه فراهم شود، تا احیاناً افرادی که توان کار و تلاش دارند، در اثر نیاز، ناچار به تکدیگری نشوند.
که دامنگیر سالمندان، بیماران، بیسرپرستان و خردسالان است ناگزیر بوده و باید از طریق مساعدت محترمانه برطرف گردد و در بیتالمال اسلامی[هم] برای این گروه، سهم ویژهای پیشبینی شده است.(1)
قَال َالصَّادِق ُعلیه السلام: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ یَعُولُ؛
امام صادق علیه السلام میفرماید: از رحمت خداوند دور است دور؛ کسی که نانخورانِ خود را تأمین نکند و آنان را ضایع سازد».(2)
پیامها و نکتهها
حضرت امام “رضوان الله تعالی علیه” دربارهی مسئولیت اقتصادی مردان در قبال خانواده میفرمایند:
«نفقه، چیزی است که زن به طور متعارف برای گذران زندگی خود به آن نیاز دارد. بر این پایه، اموری که شامل نفقهی واجب میشود و شوهر از نظر شرعی مکلف است برای همسرش فراهم کند، عبارتند از: خوراک، پوشاک، مسکن، اثاث خانه، خدمتکار؛ در صورتیکه به داشتن آن عادت داشته باشد و دیگر امور ضروری و لازم از قبیل تهیهی وسایل سرما و گرما، داروهایی که به طور متعارف کمتر کسی در
طول ماه و سال از آنها بینیاز باشد و مانند آن. تأمین دیگر نیازهای زن، غیر از آنچه ذکر شد؛ مانند دادن پول برای خرید کتاب، انفاق به فقیران و هدیهدادن، بر شوهر واجب نیست».(3)
نیز میفرمایند: «زنی که از شوهر اطاعت میکند، اگر مطالبهی خرجی کند و شوهر ندهد؛ میتواند جهت الزام شوهر به پرداخت نفقه، به حاکم شرع مراجعه نماید، اگر ممکن نباشد؛ به عدول مؤمنین مراجعه نماید، اگر آن هم ممکن نباشد؛ به فسّاق مؤمنین مراجعه نماید».(4)
ازدواج؛ بیکاری جوانان و یا نداشتن امنیت شغلی یعنی عدم وجود شغل پایدار و با ثبات است. پرداختن به تولید ملی و نهادینهکردن فرهنگ کار، تا حد زیادی این معضل بزرگ را حل خواهد کرد.
حضرت امام “رضوان الله تعالی علیه” مهمترین شغل زن را پرورش و تربیت نسل آینده دانسته و میفرمایند:
«شغل تربیت فرزند، که این از همهی شغلها بالاتر است؛ یک فرزند خوب، شما اگر به جامعه تحویل بدهید، برای شما بهتر است از همه ی عالَم. اگر یک انسان شما تربیت کنید، برای شما به قدری شرافت دارد که من نمیتوانم بیان کنم. پس شما یک شغلتان این است که بچههای خوب تربیت کنید. دامن مادرها دامنی است که “انسان” از آن باید درست بشود».(1)
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” میفرمایند: «مناسبات اقتصادی و اجتماعی غلط یعنی چه؟ یعنی رواج قاچاق، رباخواری، مصرفگراییِ افراطی و گرایش به تفاخر در استفاده از مصنوعات خارجی در مقابل نمونههای داخلی آن؛ که معنایش این است که کارگر ایرانی را به نفع کارگر خارجی بیکار میکند. باید افتخار به استفادهی از مصنوعات داخلی در مردم و مسئولان بیدار شود. در
درجهی اول، خود مسئولان و دستگاههای دولتی و قوای سهگانه، و در درجهی بعد، آحاد مردم به این نکته توجه کنند و اهمیت دهند».(2)
«شما میروید یک جنسی را از بازار تهیه کنید- یک لباس، یا فرض بفرمایید یک وسیلهی خانه؛
یک ظرف- نوع داخلیاش هست، نوع خارجیاش هم هست؛ یک مقداری به خاطر تبلیغات خارجی، یک مقدار به خاطر پُز دادن به اینکه این جنس خارجی است، یک مقدار به خاطر رسوبات فرهنگی قبلی؛ که جنس داخلی فایدهای ندارد و یک مقدار هم شاید به خاطر مرغوبتر بودن جنس خارجی- این مرغوبتر بودن هم ممکن است یکی از عوامل باشد، لیکن به هر حال تعیینکننده نیست- شما آن را انتخاب میکنید. یعنی چه کار میکنید: یک کارگر ایرانی را بیکار میکنید و یک کارگر غیر ایرانی را به کار وادار میکنید. خوب، مگر بیکاری، امروز مشکل عمدهی جامعهی ما نیست. وقتی شما اینطور کردید، بنده اینطور کردم، آن برادر دیگر، آن خواهر دیگر، و یکییکی از این روش پیروی کردیم، نتیجه چه میشود؟ نتیجه، ورشکستگی کارخانهی داخلی، بیکاری کارگر داخلی و در نهایت باعث ناامیدی سرمایهگذار داخلی میشود. بیکاری هم که به دنبال خودش؛ اعتیاد، فساد و اختلافات خانوادگی میآورد و به دنبال آن، حوادث سیاسی و اجتماعی فراوان به وجود میآید».(1)
از نظر قانونی نیز بهکارگیری نیروی کار خارجی ممنوع است: به وزارت کار و امور اجتماعی اجازه داده میشود به منظور جلوگیری از حضور نیروی کار غیرمجاز خارجی در بازار کار کشور، بابت هر روز اشتغال غیرمجاز هر کارگر خارجی، کارفرمای مربوطه را معادل پنج برابر حداقل دستمزد روزانه جریمه نماید. درصورت تکرار تخلف، این جریمه دو برابر خواهد شد، درآمد حاصله به حساب درآمد عمومی کشور واریز میگردد.(2)
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم: «مَنْ أَکَلَ مِنْ کَدِّ یَدِهِ حَلَالاً فُتِحَ لَهُ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ یَدْخُلُ مِنْ أَیِّهَا شَاء؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: هر کس از دسترنج خود و از راه حلال بخورد- و زندگیاش را اداره کند- تمام درهای بهشت به روی او گشوده میشود تا از هر دری که بخواهد وارد بهشت شود».(3)
پیامها و نکتهها
این تأکید نشاندهندهی این است که باید هر فردی در جامعه، برای ادارهی زندگی خود، برخوردار از شغلی قانونی و حلال و مناسب باشد. این هدف، جز با گسترش تولید ملی حاصل نمیشود؛ و راهاندازی هر کارخانه و یا کارگاه تولید، مساوی با ایجاد دهها و گاه صدها و هزارها فرصت شغلی مستقیم و غیر مستقیم است.
اشتغال، منحصر به شغلهای دولتی و اداری نیست بلکه شغلهای آزادی که با دست انجام میگیرد نیز از شریفترین شغلها به حساب میآید؛ مشاغلی مانند: کشاورزی، دامداری، امور صنعتی، تعمیرات و... . نباید جوانان ما برای خود شأن کاذبی به وجود آورند؛ شأن خود را از بسیاری از شغلهای با ارزش و موردنیاز جامعه مانند کشاورزی بالاتر بدانند، در نتیجه دایرهی اشتغال را بر خود تنگ کرده و خود را از برخی شغلها محروم کنند. آنچه باید برای یک فرد، ننگ و عار باشد بیکاری و سربار دیگران بودن است و نه داشتن فلان شغلی که حلال و سالم است. حضرت آیت الله جوادی آملی”حفظهاللهتعالی” میفرمایند: «کارگر نباید از انجام هیچ کارِ مفیدی امتناع ورزد و شأن خود را فراتر از ارایهی کار سودمند بداند؛ چنانکه خصیصهی انبیا و اولیا: چنین بوده است. حضرت ادریس نبی علیه السلام لباس میدوخت و نوح پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم نجاری میکرد و ابراهیم خلیل و موسای کلیم علیه السلام شَبان بودند و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز مدتی را به شبانی و زمانی را به تجارت گذراندند و علیصلی الله علیه و آله وسلم قنات و نخلستان احداث میکرد و... علی علیه السلام دربارهی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید:“پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم کفش و لباس خود را با دست خویش وصله میکرد”. نیز دربارهی حضرت داوودعلیه السلام میفرماید: “خداوند به داوودعلیه السلام وحی فرستاد که تو بندهی خوبی هستی؛ اگر از بیتالمال ارتزاق نمیکردی و با دست خویش کار میکردی. داوود، چهل روز گریست و خداوند، آهن را برای او نرم کرد و او نیز با آهن نرمشده، زره میساخت و به هزار درهم میفروخت و اینگونه از بیتالمال بینیاز شد».(1)
با خرید کالاهای ایرانی در بخشهای مختلف تولیدی اعم از محصولات دامی و کشاورزی، تولیدات صنایع از قبیل لوازم خانه، البسه و پارچه، خودرو و لوازم خودرو و... می توانیم به گسترش ایجاد اشتغال از راه حلال کمک کنیم.
اگر میخواهیم اشتغال به قاچاق کالا، تولید و توزیع مواد مخدر، خودفروشی و حیثیتفروشی، خرید و فروش کالاهای حرام، زورگیری، سرقت و... ازجامعه رخت بر بندد؛ راه حل ریشهای
1) ) انتظار بشر از دین، ص 171
آن، برخورد پلیسی و قضایی نیست؛ راه حل اساسی آن، حمایت از کار و سرمایهی ایرانی و حمایت از تولید ملی با خرید کالای ایرانی است.
قَالَ الصَّادِق ُعلیه السلام: «وَ جُعِلَ الْخُبْزُ مُتَعَذِّراً لَا یُنَالُ إِلَّا بِالْحِیلَةِ وَ الْحَرَکَةِ لِیَکُونَ لِلْإِنْسَانِ فِی ذَلِکَ شُغُلٌ یَکُفُّهُ عَمَّا یُخْرِجُهُ إِلَیْهِ الْفَرَاغُ مِنَ الْأَشَرِ وَ الْعَبَث؛
امام صادق علیه السلام میفرماید: نان را خداوند طوری قرار داده است که جز با رنج و مشقت و تلاش و حرکت (کاشت، داشت، برداشت و ذخیرهسازی) به دست نمیآید؛ تا انسان به کسب حلال مشغول شود و به خاطر بیکاری و بطالت، در سرمستی و فساد غوطهور نگردد».(1)
پیامها و نکتهها
بسیاری از مفاسد اجتماعی مانند: اعتیاد، مفاسد اخلاقی، سرقت، و... ریشه در بیکاری و نداشتن شغل مناسب دارد. لذا لقمان حکیم به فرزندش میگوید: «من همهی مرارتها را تجربه کردم ولی تلختر از فقر چیزی نیافتم».(2)
برای اینکه انسان ملزم به کارکردن شود و از مفاسد بیکاری در امان بماند، خداوند مواد اولیه را در عالم خلقت قرار دادهاست تا بشر برای تأمین نیازمندیهای خود ناچار به کارکردن بر روی این مواد و تبدیل آنها به کالای قابل استفاده شود. طبیعی است که با تبدیل مواد اولیه به کالای قابل مصرف، صدها و گاه هزارها فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم ایجاد میشود. مثلاً نان یکی از نیازهای ماست؛ برای تهیهی آن باید کشاورز گندم بکارد، شرکتهای صنعتی وسایل و ابزار کشاورزی (وسایل کشت و داشت و برداشت و حمل و نقل) را تولید کنند، رانندهها آن را حمل کنند، سیلودار آن را نگهداری کند، کارخانههای آرد، گندمها را آرد کنند، رانندهها آن را به نانواییها حمل کنند، نانواییها آن را پخت کنند، مصرفکنندهی نهایی نان را بخرد و در آخر هم ضایعات نان را بفروشند.
با توجه به نکتههایی که در بخش تولید و اهمیت آن بیان شد، لزوم ایجاد فرصتهای شغلی، حمایت از کار و سرمایهی ایرانی و خرید کالای ایرانی روشن میشود؛ زیرا مفاسد بیکاری جز با این راهکارهای بنیادین حل نمیشود. آری؛ امروز تولید ملی راهکار درمان فقر عمومی و مفاسد اجتماعی، راهکار پاسداری از آسایش فرد و جامعه و ضامن استقلال و اقتدار نظام اسلامی است.(3)
تشکیل نظام اسلامی از ضروریات دین اسلام و مذهب تشیع است؛ چراکه بدون حکوت اسلامی، اجرای احکام اسلامی در امور سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی، نظامی و حتی امور فردی و مذهبی مسلمانان معطل و مختل خواهد شد.(1)لذا مهمترین وظیفهی دولت اسلامی اجرا و پیادهسازی احکام اجتماعی و سیاسی اسلام در تمام ابعاد نظامی، سیاسی، فرهنگی و از جمله سیاستهای اقتصادی اسلام میباشد. در نظام اقتصادی اسلام، تأکید فراوانی بر تولید مواد غذایی، کشاورزی، باغبانی، دامداری، صنعتی، نظامی و... شده است، همینطور تأکید فراوانی بر فقرزدایی، توزیع ثروت بین تمام افراد جامعه و در یک کلام، عدالت اجتماعی و اقتصادی به موازات پیشرفت اقتصادی وجود دارد. تحقق این اهداف جز با نظارت، مدیریت و پشتیبانی دولت از فعالیتهای اقتصادی و بانکی، حاصل نمیشود. بخشی از عناوین مرتبط با نقش دولت، در این نوشتار بررسی میشود.
حضرت آیتالله مکارم شیرازی”حفظهاللهتعالی” دربارهی عرصههای حضور حکومت در اقتصاد مینویسند: «مراقبت بر امور اقتصادی همراه با اعمال قانون و برخورد با متخلفان، وضع مقررات لازم راجع به فعالیتهای اقتصادی از قبیل: وضع مقررات ضد انحصاری، مقررات حفظ محیط زیست، مقررات بهداشت کار، مقررات رابطهی کارگر و کارفرما، و مالک و مستأجر، مقررات مربوط به تنظیم بازار پولی، مقررات مربوط به ممنوعیت تولید و عرضهی کالاهای مضر و هنجارشکن مانند: مواد مخدر، کالای مسروقه و مشروبات الکلی، ملزمکردن افراد بر رعایت قوانین؛ ممانعت از ورود برخی کالاها مانند: کالاهای لوکس و غیر ضرور که باعث خروج ارز و سرمایههای ملی از کشور میشود یا کالایی که به تولید ملی آسیب میرساند و یا موجب سلطهی بیگانگان میشود».(2)
کَتَبَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام لِلأَشتَر حِینَ وَلَّاهُ مِصرَ: «ثُمَّ اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِی الصِّنَاعَاتِ وَ أَوْصِ بِهِمْ خَیْراً الْمُقِیمِ مِنْهُمْ وَ الْمُضْطَرِبِ بِمَالِهِ وَ الْمُتَرَفِّقِ بِبَدَنِهِ فَإِنَّهُمْ مَوَادُّ الْمَنَافِعِ وَ أَسْبَابُ الْمَرَافِقِ وَ جُلَّابُهَا مِنَ الْمَبَاعِدِ وَ الْمَطَارِحِ فِی بَرِّکَ وَ بَحْرِکَ وَ سَهْلِکَ وَ جَبَلِکَ وَ حَیْثُ لَا یَلْتَئِمُ النَّاسُ لِمَوَاضِعِهَا وَ لَا یَجْتَرِءُونَ عَلَیْهَا فَإِنَّهُمْ سِلْمٌ لَا تُخَافُ بَائِقَتُهُ وَ صُلْحٌ لَا تُخْشَی غَائِلَتُهُ وَ تَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ بِحَضْرَتِکَ وَ فِی حَوَاشِی بِلَادِکَ؛
امام علی علیه السلام خطاب به مالک اشتر هنگامیکه والی مصر بود، مینویسد: دربارهی بازرگانان و اهل صنعت سفارش نیک کن؛ خواه آنان که در شهرها مقیم باشند، یا آنان که میان این شهر و آن شهر با مال خود در آمد و شد هستند، که اینان مایهی منافع و اسباب آسایش و آورندهی
کالاها از جاهای دور، از دریا و خشکی و کوه و دشت هستند، و این همه چیزها را از جاهایی میآورند که مردمان را نیرو و جرأت رفتن به آنگونه جاها نیست. پس آنان، صلح و سِلمی هستند که بیمی از حیله و مکر و بدبختی در آن نمیرود و باید که به امور ایشان چه در حضور خودت و چه در اطراف کشورت رسیدگی شود».(1)
پیامها و نکتهها
معلوم است که اینگونه سخنان دربارهی بازرگانان و تاجران مسلمان متعهّد است که از ظلم، گرانفروشی، احتکار و جمع مالِ بسیار پرهیز دارند و خود، به صورتی- بنا بر اصل مسلمانی- خدمتگزار جامعه و پشت و پناه محرومان و فرودستان و مستضعفان هستند و تن به کار میدهند و کار میکنند.(2)
“اِستَوصِ” به معنای خویشتن را به چیزی سفارش کردن یا سفارشهای دیگران را دربارهی چیزی پذیرفتن است.(3)بنابراین حضرت به مالک اشتر توصیه میکنند که خودت را سفارش کن که مراقب و حامی تجار و صاحبان صنایع تولیدی باشی، لذا باید دولتمردان خود را موظف به حمایت از این گروه بدانند و برنامهریزی اقتصادی و قراردادهای اقتصادی با سایر کشورها و واگذاری تسهیلات، در راستای حمایت از تولید و تجارت باشد.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” در این زمینه میفرمایند: «ما احتیاج داریم که از سرمایهگذاری حمایت بشود؛ کارآفرینی بشود؛ تولید داخلی ترویج بشود؛ با قاچاق و فساد، مجدّانه مبارزه بشود؛ اشتغال به عنوان یک مبنای اصلی و یک هدف مهم دنبال بشود؛ ثبات و شفافیت و انسجام سیاستها و مقررات اقتصادی انجام بشود- مقررات اقتصادیای که امروز یک چیزی بگوییم، فردا عوضش بکنیم؛ فایدهای ندارد- مقررات اقتصادی و قوانین ما باید هم ثبات داشته باشند که مردم بتوانند روی آن برنامهریزی کنند، هم باید منسجم باشد و با هم بخواند و شفاف باشد. بازاریابی جهانی، یکی از مهمترین وظایف برای رونق اقتصادی کشور است که جزوِ کارهایی است که ما نکردهایم و جزوِ کمکاریهای ماست».(4)
حضرت امام “رضوان الله تعالی علیه”میفرمایند: «بدانید که نژاد آریا و عرب، از نژاد اروپا و امریکا و شوروی
کم ندارد و اگر خودیِ خود را بیابد و یأس را از خود دور کند و چشمداشت به غیر خود نداشته باشد، در دراز مدت قدرت همهکار و ساختن همهچیز را دارد و آنچه انسانهای شبیه به اینان به آن رسیدهاند شما هم خواهید رسید؛ به شرط اتکال به
خداوند تعالی و اتکا به نفس و قطع وابستگی به دیگران و تحمل سختیها برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه و خارج شدن از تحت سلطهی اجانب. و بر دولتها و دستاندرکاران است؛ چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده که از متخصصین خود قدردانی کنند و آنان را با کمکهای مادی و معنوی تشویق به کار نمایند و از ورود کالاهای مصرفساز و خانهبرانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند، بسازند تا خود، همهچیز بسازند».(1)
الف: تبلیغ کالاهای ساخت داخل و پرهیز از تبلیغ کالاهای خارجی در رسانههای عمومی مانند صدا و سیما، نشریات و...
ب: مبلغین، خطیبان، معلمان و همهی کسانی که به نوعی تأثیر خطابی نسبت به دیگران دارند نیز باید مبلغ کالای ایرانی باشند.
ج: تشویق فعالان بخش تولیدی از طرف دولت نیز به نوعی حمایت از فعالان اقتصادی محسوب میشود؛ تجربه نشان داده که تشویق یک گروه، الهامبخش جامعه به سمت آن فعالیت است مثلاً وقتی از ورزشکاران تجلیل شود، هزاران نفر با مشاهدهی آنها مشتاق فعالیتهای ورزشی میشوند، بنابراین همانگونه که دولت در عرصهی ورزش میلیاردها تومان هزینه میکند، برای تشویق فعالان اقتصادی (به ویژه تولیدکنندگان و صادرکنندگان) نیز خوب است مقداری هزینه کند تا افراد مشتاق شوند سرمایهها و ابتکاراتشان را در بخش تولید به کار گیرند.
د: جلوگیری از واردات کالاهایی که مشابه آن در کشور تولید میشود.
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام : «تَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ بِحَضْرَتِکَ وَ فِی حَوَاشِی بِلَادِکَ وَ اعْلَمْ مَعَ ذَلِکَ أَنَّ فِی کَثِیرٍ مِنْهُمْ ضِیقاً فَاحِشاً وَ شُحّاً قَبِیحاً وَ احْتِکَاراً لِلْمَنَافِعِ وَ تَحَکُّماً فِی الْبِیَاعَاتِ وَ ذَلِکَ بَابُ مَضَرَّةٍ لِلْعَامَّةِ وَ عَیْبٌ عَلَی الْوُلَاةِ فَامْنَعْ مِنَ الِاحْتِکَارِ فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم مَنَعَ مِنْهُ؛
امام علی علیه السلام میفرماید: مراقب امور بازاریان و کسانی که نبض اقتصادی جامعه در اختیارشان هست، باش! چه کسانی که در حضور تو هستند و چه کسانی که در دیگر شهرها مشغول فعالیت اقتصادیاند؛ و بدان که بسیاری از بازاریان، انسانهایی تنگنظر و سختگیر، حریص، بخیل و انحصار طلب هستند و به میل خود برای کالاهایی که در اختیار دارند قیمت تعیین میکنند. با این
اوصاف اینگونه بازرگانان به ضرر و زیان عموم مردم هستند و وجودشان مایهی ننگ حاکمان است. پس، از اینکه عدهای نبض بازار را در انحصار خود قرار دهند جلوگیری کن؛ همانگونه که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم چنین میکرد!»(2)
پیامها و نکتهها
یک: تنگنظری فاحش: اشاره به آنها دارد که انحصارطلب هستند و تنها به منافع خود میاندیشند و حاضر نیستند دیگری در صنعت و تجارت پرورش پیدا کند(3)و یا تنگنظرند؛ یعنی فقط به منافع دنیوی مینگرند و از منافع معنوی و پیامدهای آخرتی به کلی غافلاند، لذا مهم برای آنها کسب درآمد از هر راه و به هر قیمتی است.
دو: بُخل قبیح: اشاره به کسانی است که حاضر نیستند چیزی از درآمد خود را در کاهای خیر و به نفع محرومان جامعه مصرف کنند،(4)یا حاضر نیستند حتی مالیات و وجوهات شرعی مالشان را پرداخت کنند و به هرشیوهای از پرداخت مالیات و وجوهات مال خود فرار میکنند.
سه: احتکار: احتکار بر دو قسم است؛
الف: احتکار اجناس: یعنی انبار کردن اجناسی که مورد نیاز جامعه هست تا با کمبود جنس در بازار، قیمتها بالا برود و با فروش جنس با چندین برابر قیمت، به سودهای کلانی برسند.
ب: احتکار در منافع: یعنی عدهای خاص، نظام عرضه و توزیع و یا واردات کالاهای
ص:60
موردنیاز جامعه را در انحصار خود قرار دهند و به دلخواه قیمتگذاری و عرضه کنند و هر از چند گاهی، با احتکار اجناس، خودداری از
عرضهی کالا و انواع شگردهای دیگر، موجی از گرانی را در بازار ایجاد کنند.(1)
چهار: تحکیم[و حاکمیت] بر قیمتگذاریها بدون توجه به منافع مردم و قدرت خرید آنها، به این ترتیب که از طرق مختلف برای ایجاد بازار سیاه و بالابردن نرخها به صورت کاذب تلاش کنند؛ گاه دست به دست یکدیگر بدهند تا قیمتها را به طور مصنوعی بالا نگه دارند.(2)
خرید کالاهای ارزانقیمت و بیکیفیت خارجی میشود و زمینهی نارضایتی آنان را در پی دارد که چه بسا در دراز مدت منجر به شورشهای اجتماعی گردد.
امام علی علیه السلام راه حل این معضل را در جلوگیری از احتکار و انحصارگرایی، نظارت بر قیمتگذاریها و برخورد قضایی مناسب و عادلانه با متخلفین اقتصادی میدانند.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” در خصوص لزوم مبارزه با مفاسد اقتصادی میفرمایند: «راههای کسب ثروت باید مشروع باشد. اگر کسانی از راههای نامشروع کسب ثروت کردند؛ این فساد است و باید اصلاح شود. اگر کسانی از امتیازاتِ بیجا استفاده کردند، ثروتهای بادآورده به دست آوردند و دیگران را به قیمت اینکه خودشان ثروتمند شوند، فقیر کردند؛ این فساد است و باید اصلاح شود. اگر در جامعه امتیازاتِ انحصاری به وجود آوردند و همه نتوانستند از فرصتهای برابر استفاده کنند؛ این فساد است و باید اصلاح شود. اگر امنیت شغلی و ثبات مقررات نبود، اگر انسانی که میخواهد در جامعه کار کند، دست و پایش را بستند و برای تلاش کردن، به او فرصت ندادند؛ اینها فساد است و باید اصلاح شود. اگر در جامعه گرایش مصرفی رو به رشد است؛ این فساد است. اگر در تلاشهای اقتصادی، دلّالی بر تولید ترجیح دارد؛ این فساد است. اینها را باید اصلاح کرد. اصلاحات اینهاست».(3)
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام: «وَ لْیَکُنِ الْبَیْعُ بَیْعاً سَمْحاً بِمَوَازِینِ عَدْلٍ وَ أَسْعَارٍ لَا تُجْحِفُ بِالْفَرِیقَیْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَ الْمُبْتَاعِ؛
ص:61
امام علی علیه السلام میفرماید: باید خرید و فروش آسان و بر مبنای موازین عدل و با قیمتهایی که نه به زیان تولیدکننده و فروشنده باشد و نه به زیان مصرفکننده و خریدار، استوار باشد».(1)
پیامها و نکتهها
یکی از وظایف دولت این است که با نظارت بر بازار، باید بیواسطه یا با واسطه از تغییرات قیمتها اطلاع یابد و در صورت لزوم برای اصلاح آن اقدام نماید.(2)
یکی از معیارهایی که هم تولیدکنندگان و فروشندگان، و هم ناظران باید در قیمتگذاری در نظر بگیرند، این است که قیمتها در سطحی تعیین شود که منافع و سود فروشنده و مصرفکننده، هر دو رعایت گردد و به هیچکدام اجحاف نشود. اگر سود کالا در حدی باشد که تولید آن برای تولیدکنندگان و سرمایهگذاران، توجیه اقتصادی نداشته باشد، سرمایهگذار، تولیدکننده و فروشنده متضرر میشوند و انگیزهی لازم را برای تداوم و تقویت خط تولید پیدا نمیکنند. همچنین اگر قیمتها به طور سرسام آور و غیر منطقی و چندین برابر قیمت تمامشده تعیین شود، اجحاف در حق مصرفکننده است.
دولت ضمن نظارت بر قیمتها حق ندارد قیمت کالاها را پایینتر از حد طبیعی که با سختیِ تولید و وضع طبیعی بازار- مانند خشکسالی، تورم جهانی، افزایش نرخ حمل و نقل، بالارفتن قیمت مواد اولیه و...)هماهنگ است، تعیین کند؛ زیرا در این صورت به تولیدکننده ستم شده و به حرکت تولید آسیب وارد میشود؛ بلکه وظیفه دارد با عوامل غیر طبیعی مانند: احتکار، تبانی و توطئه بر
قیمت معیٌن و ایجاد بازار سیاه
که قیمتها را از حد طبیعی بالاتر میبرند، رویارویی کند؛ زیرا در غیر این صورت به مشتری و مصرفکننده ظلم میشود.(3)
از مجموع سخنان فقهای اهل بیت و اهل سنت به دست میآید که بنا بر اصل اولی، حاکم اسلامی حق قیمتگذاری اجناس را ندارد و قیمتها را فروشندگان و نظام عرضه و تقاضا معین میکنند، ولی در صورتیکه اجناس از لوازم ضروری و مایحتاج مردم باشد و فروشندگان با ایجاد جنگ روانی و احتکار و بازار سیاه و به هدف سودجویی و ستم به مردم از فروش عادلانه کالاها امتناع ورزند، حاکم میتواند به قیمتگذاری اقدام کند، اما در صورتیکه گرانی کالا بر اثر کمبود و بحران طبیعی مثلاً خشکسالی و مانند آن باشد؛ در اینجا دولت نمیتواند فروشندگان را وادار کند که کالاهای خود را به قیمت سالهای فراوانی عرضه کنند، هرچند با نظارت مستمر، از افزایش نامتعادل و غیر طبیعی قیمتها جلوگیری میکند و همچنین با
ص:62
وارد کردن کالا به بازار و فراهمساختن تسهیلات گمرکی و اجازهی واردات از دیگر مناطق، به توازن عرضه و تقاضا و تعادل قیمتها کمک میکند.(1)
«...کَیْ لا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ؛ ...تا اموال بین ثروتمندان شما در جریان نباشد».(2)
پیامها و نکتهها
مایهی قوام جامعه است و جامعهی تهیدست، قدرت قیام و قوام ندارد. مَثَل مال در جامعه، مثل جریان خون در شرایین و رگهاست؛ همانگونه که جارینشدن خون در بعضی از رگها موجب فلج شدن آن عضو میشود، مال نیز باید در همهی شرایین جامعه جریان داشته باشد. خدای سبحان در سورهی مبارکهی
حشر فرموده: «مال به گونهای توزیع شود که فقط در دست توانگران تداول نشود...». در نظام سرمایهداری، ثروتهای کلان و سنگین در دست گروه خاصی است؛ آنهایی که در دنیا داد و ستدهای مهم را انجام میدهند، محدودند؛ بهطوریکه گاه ممکن است شرکتها، تراستها، کشتیها یا هواپیماهای متعددی را خریداری کرده و بفروشند؛ ولی قرآن، مال را به منزلهی خون در پیکر جامعه میداند که باید در تمام عروق جامعه، جریان داشته باشد و چون مال، مایهی قوام جامعه است، نباید آن را سفیهانه فراهم کرد و سفیهانه مصرف نمود.(4)
همانطوری که مال نباید در اختیار سفیه قرار گیرد، نباید در قلمرو قدرت گروهی خاص واقع شود؛ زیرا اگر ثروت جامعه در گروِ گروهی معیّن قرار گیرد، دیگران قدرت قیام نخواهند
ص:63
داشت؛ خواه آن گروهِ ثروتمند، اشخاصِ حقیقی باشند؛ نظیر نظام سرمایهداری غرب، یا اشخاصِ حقوقی باشند؛ نظیر نظام دولتسالاری شرق.
آنچه در نظام دینسالاری اسلام معتبر است، آن است که همگان راه برای درآمد کافی و مشروع داشته باشند؛ گرچه در اثر اختلاف استعدادها درآمدها مساوی نیست، ولی عادلانه خواهد بود و نه تنها اسراف یا اِتراف در صرف و حبس و اِکتناز و احتکار و ... در جمع زیانبار است، بلکه نفس تمرکز قدرت اقتصادی در شخصیت حقیقی یا حقوقی ممنوع میباشد؛ گرچه با اسراف یا اتراف مقرون نباشد.(1)
انحصارگرایی اقتصادی در نظام اقتصادی بینالمللی سبب شده که تقریباً 83 در صد کل درآمد جهان، در مناطق توسعهیافته یعنی در اختیار جمعیتی کمتر از 23 درصد مردم جهان باشد و بیش از سه چهارم جهان، فقط 17 درصد کل تولید جهان را در دست داشته باشند و جهان سوم با 77 درصد از جمعیت، کمتر از 20 درصد درآمد دنیا را داشته باشند.(2)
انحصارگرایی اقتصادی که ریشه در بخل صاحبان ثروت و علم و فنآوری دارد، سبب طغیان ثروتمندان علیه خدا، بیتوجهی به ارزشهای الهی و طغیان علیه کشورها و طبقات محروم و استعمار و استثمار آنها، تخریب محیط زیست، اسراف و تجملگرایی، گسترش و شیوع مفاسد اخلاقی و... میشود، همینطور سبب طغیان و شورش محرومان در دراز مدت شده و هرج و مرج به بار میآورد، نیز باعث رشد مفاسد اجتماعی نظیر قتل، سرقت، ناامنی، تجاوز و... میگردد.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” در ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی، جلوگیری از ایجاد انحصار توسط بنگاههای اقتصادی غیر دولتی از طریق تنظیم و تصویب قوانین و مقررات را از جمله این اصول میدانند.(3)
برای جلوگیری از انحصارگرایی، دولت میتواند چند برنامه را در دستور کار خود داشته باشد؛
الف: دادن تسهیلات به عموم متقاضیان
با دادن تسهیلات بانکی به تمام کسانی که علاقهمند به فعالیت اقتصادی هستند از انحصارگرایی افرادی خاص جلوگیری کرده و عموم اقشار جامعه را وارد چرخهی نظام عرضه، توزیع و واردات کالا نماید.
ب: توزیع مساوی درآمدهای عمومی بین تمام مردم؛ مثل پرداخت یارانه و سهام عدالت.
ج: گسترش صنایع تولیدی و تجاری در سطح کشور با استفاده از نیروهای بومی هر استان و شهر و روستا.
د: دریافت مالیات و تشویق به پرداخت خمس و زکات در طبقهی ثروتمند و متمکن جامعه.
ه: توجه به رشد اقتصادی همهی نقاط کشور و پرهیز از تمرکز صنایع و شرکتهای اقتصادی در مناطق پُر برخوردار.
ص:64
قَالَ الرِّضَاعلیه السلام: «إِذَا فَعَلَ النَّاسُ هَذِهِ الْأَشْیَاءَ وَ ارْتَکَبَ کُلُّ إِنْسَانٍ مَا یَشْتَهِی وَ یَهْوَاهُ مِنْ غَیْرِ مُرَاقَبَة لِأَحَدٍ کَانَ فِی ذَلِکَ فَسَادُ الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ وَ وُثُوبُ بَعْضِهِمْ عَلَی بَعْضٍ؛
امام رضاعلیه السلام میفرماید: هنگامیکه مردمان به انجامدادن کارهای ممنوع بپردازند و هر انسانی هر کاری را که دلش میخواهد (و منافع شخصی و یا گروهی او اقتضا میکند)، انجام دهد و هیچکس نظارتی بر کارشان نداشته باشد، مردم گرفتار تباهی و فساد میگردند و به اموال و نوامیس یکدیگر حملهور میشوند».(1)
ص:58
1) ) عیون أخبار الرّضاعلیه السلام، ج 2، ص 99
پیامها و نکتهها
شرعی و با لحاظ مصالح فردی و اجتماعی و معنوی و تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی فعالیت کند؛ لذا نظارت لازم و مستمر دولت بر فعالیت بازار، ضرورت دارد.(1)
مراقبت بر بازار در صدر اسلام به گونهای معمول بود که ناظران بر بازار را “عامل السوق” مینامیدند و از وظایف مهم آنان: رسیدگی به وزنها، پیمانهها و گردآوری مالیاتهایی بود که بر مراکز کسب و صنعتگران، وضع میگردید.(2)
اگر نظارتی بر بازار و فعالیتهای اقتصادی نباشد، بر اساس حس منفعتطلبی و خودخواهی که در طبیعت همه وجود دارد، هر کسی به فکر جلب منفعت حداکثری برای شخص خود و یا گروه وابسته به خود خواهد بود؛ و این باعث میشود که گناهانی مانند: کلاهبرداری، دروغگویی، کمفروشی، احتکار، گرانفروشی، تقلب، قاچاق کالا، رباخواری، رشوه و... گسترش یابد و گروهی یک درصدی با در دست گرفتن شریان اقتصادی کشور، خون نود و نه درصد جامعه را بمکند.
تولید ملی و رغبت مردم به خرید کالای ایرانی در گروِ تولید کالای مرغوب و با قیمت مناسب میباشد که قابلیت رقابت با کالاهای وارداتی را داشته باشد. رسیدن به این هدف مهم نیز در گروِ نظارت مستمر بر چرخهی تولید، عرضه، نرخگذاری، واردات، قاچاق کالا و... میباشد.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” در فرمان هشت مادهای به سران قوا فرمودند: «خشکانیدن ریشهی فساد مالی و اقتصادی و عمل قاطع و گرهگشا دراینباره، مستلزم اقدام همهجانبه بهوسیلهی قوای سهگانه مخصوصاً دو قوهی مجریه و قضائیه است. قوهی مجریه با نظارتی سازمانیافته و دقیق و بیاغماض، از بروز و رشد فساد مالی در دستگاهها پیشگیری کند و قوهی قضائیه با استفاده از کارشناسان و قضات قاطع و پاکدامن، مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالی کشور بردارد. بدیهی است که نقش قوهی مقننه در وضع قوانین که موجب تسهیل راهکارهای قانونی است و نیز در ایفای وظیفهی نظارت، بسیار مهم و کارساز است».(3)
ص:59
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام: «لَا یَنْبَغِی لِلْمُسْلِمِ أَنْ یَدَعَ ذَلِکَ فِی أَیْدِی أَعْدَاءِ الْإِسْلَامِ فَیَکُونَ شَوْکَةً عَلَیْه؛
امام علی علیه السلام
میفرماید: به مال احدی از مردم؛ چه مسلمان نمازگزار و چه غیرمسلمانی که در پناه اسلام است، دست درازی نکنید! مگر اسب و سلاحی که علیه اسلام به کار گرفته شود؛ زیرا سزاوار مسلمان نیست که اسب و سلاح را در دست دشمنان اسلام واگذارد تا موجب شوکت ایشان بر ضد او شود».(1)
پیامها و نکتهها
بر اساس تعلیل حضرت که میفرمایند: وجود سلاح نظامی در دست دشمنان اسلام، سبب شوکت آنان بر مسلمین میشود؛ میتوان گفت هر چیزی که سبب شوکت کفار بر مسلمین شود، همین حکم را دارد و از جمله این موارد؛ وابستگی اقتصادی به دشمنان به ویژه در کالاهای اساسی است.
حضرت علی علیه السلام در دوران حکومتش، اهل ذمه (کفاری که با رعایت شرایطی در کشور اسلامی زندگی می کنند) را از ورود به برخی شغلهای حساس مانند صرافیها که نقش مهمی در مبادلات پولهای خارجی با داخلی و بالعکس داشتند، منع میکردند؛ زیرا حضرت مایل نبودند که یکی از شریانهای مهم اقتصادی، در اختیار کسانی باشد که به گونهای دلبسته بیگانگان هستند و نمیتوانند امانتدار مصالح امت اسلام باشند.(2)بنابراین اقلیتهای دینی که در مملکت اسلامی به عنوان شهروند ایرانی زندگی میکنند، ضمن حفظ آزادی در دینی که دارند و میتوانند مانند سایر شهروندان ایرانی، برای کسب معیشت و تأمین نیازمندیهای زندگی خود به کار و تلاش مشغول گردند، نباید متصدی اموری شوند که زمینهی سلطهی آنان را بر مسلمین فراهم میسازد یا ممکن است در مقاطع حساسی با دشمنان اسلام همنوا شوند و با همدستی دشمنان بیرونی، بحرانهای اقتصادی و مالی را بر کشور تحمیل کنند.
«قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَباً فَمَا حَصَدُّتُم فَذَرُوهُ فِی سُنبُلِهِ إِلَّا قَلِیلاً مِّمَّا تَأْکُلُُونَ ثمَُّ یَأْتیِ مِن بَعْدِ ذَالِکَ سَبْعٌ شِدَادٌ یَأْکُلنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهَُنَّ إِلَّا قَلِیلاً مِّمَّا تُحصِنُونَ؛
گفت: هفت سال با جدیّت زراعت میکنید و آنچه را درو کردید، جز کمی که میخورید، در خوشههای خود باقی بگذارید!- و ذخیره نمایید!- پس از آن، هفت سال سخت - و خشکی
و قحطی- میآید که آنچه را برای آن سالها ذخیره کردهاید، میخورند جز کمی که (برای بذر) ذخیره خواهید کرد».(1)
پیامها و نکتهها
گاه کشور در اثر بلایای طبیعی نظیر خشکسالی، سیل، زلزله و...، یا در اثر بحرانهای سیاسی مثل تحریم اقتصادی و یا بر اثر موجآفرینی بنگاههای اقتصادی منفعتطلب، با بحران اقتصادی و کمبود مواد غذایی یا موجی از گرانی مواجه میشود که باید آمادگی لازم و به موقع را برای مدیریت اینگونه بحرانها داشته باشد.
دولت میتواند با ذخیرهسازی کالاهای اساسی و عرضهی آن در موقع لازم، بحرانهای اقتصادی را مدیریت کند. لازم است این ذخیرهسازی از محل تولیدات داخلی و در طول سال باشد، تا هم از تولید ملی حمایت شود و هم شرکتهای تولیدی داخلی با ظرفیت بالای تولید مشغول تولید باشند؛ که خود این امر سبب کاهش قیمت تمامشدهی کالا و افزایش اشتغال نیز میشود.
انقلاب اسلامی ایران از بدو شکلگیری، همواره دستخوش بحران بوده است؛ چه بحرانهای طبیعی مانند: سیل و زلزله و خشکسالی، چه بحرانهای اجتماعی و سیاسی مانند: توطئهی منافقین و فتنهجویان و ترور شخصیتهای طراز اول انقلاب، هشت سال دفاع مقدس و... ولی به لطف خداوند و با تدبیر هوشمندانه و الهی حضرت امام “رضوان الله تعالی علیه” و مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” و هوشیاری ملت، این تهدیدها تبدیل به فرصتی برای رشد و تعالی بیشتر شده است که به برخی اشاره میشود:
یک: قطع رابطه با آمریکا یعنی؛ ختم چپاولگریها
امام خمینی “رضوان الله تعالی علیه” فرمودهاند: «ما این قطع رابطه را به فال نیک میگیریم؛ چون که این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید امریکا از ایران است. ملت رزمندهی ایران این طلیعهی پیروزی نهایی را که ابرقدرت سفاکی را وادار به قطع رابطه- یعنی خاتمهدادن به چپاولگریها- کردهاست، اگر جشن بگیرد حق دارد».(2)
دو: ترورهای کور شخصیتها؛ سبب بیداری ملت
امام خمینی “رضوان الله تعالی علیه” فرمودهاند: «این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند؛ و زنده ماندنش به این خونریزیهاست. بریزید خونها را؛ زندگی ما دوام پیدا میکند. بکُشید ما را؛ ملت ما بیدارتر میشود. ما از مرگ نمیترسیم؛ و شما هم از مرگ
ما صرفه ندارید. دلیل عجز شماست که در سیاهی شب، متفکران ما را میکشید. برای اینکه منطق ندارید. اگر منطق داشتید که صحبت میکردید؛ مباحثه میکردید. لکن منطق ندارید، منطق شما ترور است! منطق اسلام ترور را باطل میداند! اسلام منطق دارد؛ لکن با ترور شخصیتهای بزرگ ما، شخصهای بزرگ ما، اسلام ما تأیید میشود».(1)
سه: تحریم اقتصادی؛ فرصتی برای خودکفایی
امام خمینی”رضوان الله تعالی علیه” فرمودهاند: «شما امروز خودتان بحمدالله قدرت در دست دارید و خودتان تمام رشتهها را در دست دارید و با همهی توطئههایی که آنها کردند، همه را خود شماها خنثی کردید و همین تحریم اقتصادی برای شما یک تحفهی آسمانی بود که فکرهای متفکران ما را به راه انداخت و بحمدالله رو به خودکفایی میروند».(2)
«... و به خوبی و عینیت دیدید که در این مدت کوتاه پس از تحریم اقتصادی همانها که از ساختن هر چیز، خود را عاجز میدیدند و از راه انداختن کارخانهها آنان را مأیوس مینمودند، افکار خود را به کار بستند و بسیاری از احتیاجات ارتش و کارخانهها را خود رفع نمودند و این جنگ و تحریم اقتصادی و اخراج کارشناسان خارجی، تحفهای الهی بود که ما از آن غافل
بودیم. اکنون اگر دولت و ارتش، کالاهای جهانخواران را خود، تحریم کنند و به کوشش و سعی در راه ابتکار بیافزایند، امید است که کشور خودکفا شود و از دریوزگی از دشمن نجات یابد».(3)
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” دراینباره میفرمایند: «در زمینهی مسائل اقتصادی هم من باید به ملت عزیزمان عرض کنم که علیرغم موج عظیم و طوفان خانهبراندازِ رکود اقتصادی و بحران اقتصادی در عالم، و علیرغم تحریمهایی که علیه ایران به خاطر مسئلهی انرژی هستهای و دیگر مسائل انجام گرفت، مسئولین کشور توانستهاند بر این موج فائق بیایند و تا حدود زیادی تبعات و آثار منفی این موج را در کشور کنترل کنند و نگذارند که ملت ما در این موج عظیمی که خیلی از کشورها را دچار مشکلات بسیار زیادی کرد؛ بغلتد و ملت سرپای خود بایستد. إنشاءالله پیشرفتهای اقتصادی باید روز به روز شکوفاتر بشود و ملت را خوشحالتر کند و إنشاءالله امکان و زمینهی پیشرفتهای گوناگون را در عرصههای مختلف به وجود بیاورد».(4)
چهار: پشت سر گذاشتن بحران رحلت حضرت امام”رضوان الله تعالی علیه” با انتخاب هوشمندانهی مقام معظم رهبری“حفظهاللهتعالی”.
پنج: پشت سر گذاشتن فتنههایی نظیر فتنهی سال 88، با صبر و بردباری و روشنگری و بصیرتافزایی.
قَالَ الصَّادِق علیه السلام: «کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام یَقُولُ لَا تَزَالُ هَذِهِ الْأُمَّةُ بِخَیْرٍ مَا لَمْ یَلْبَسُوا لِبَاسَ الْعَجَمِ وَ یَطْعَمُوا أَطْعِمَةَ الْعَجَمِ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ ضَرَبَهُمُ اللهُ بِالذُّل؛
امام صادق علیه السلام میفرماید: همواره حضرت علی علیه السلام میفرمود: همیشه این امت در خیر خواهند بود تا مادامی که لباس بیگانه را نپوشند و از غذاهای آنان استفاده نکنند؛ ولی هنگامیکه چنین کنند خداوند آنان را ذلیل و خوار خواهد کرد!»(1)
پیامها و نکتهها
وارد کند، زیرا این کار به اشتغال و تولید داخلی ضربهی مهلک وارد میکند و چه بسا شرکتهای تولیدی داخلی را گرفتار ورشکستگی کند.
خرید کالاهای اساسی از خارج، القا کنندهی روحیهی خود کمبینی در تأمین نیازمندیهای اساسی و احساس حقارت در برابر بیگانگان است و باعث میشود که به هنگام درگیری با بیگانگان، صدور چنین کالاهایی وجهالمصالحهی کوتاه آمدن امت اسلامی در برابر بیگانگان قرار گیرد. نیز خرید کالاهای وارداتی به معنای کمک به گسترش فعالیتهای اقتصادی در کشورهای بیگانه و قدرت روزافزون آنان است و سبب بیکار ماندن نیروی کار هموطنان ما و تضعیف قدرت اقتصادی جامعهی اسلامی میشود.
ورود کالاهای بیگانه خصوصاً از کشورهایی که دشمن اسلام و مسلمین هستند، سبب میشود تا آنها آرام آرام فرهنگ خود را نیز در ضمن صادرات کالا وارد جامعه کنند، به طور مثال؛ کشورهای صادرکننده، با هدف ایجاد زمینههای تحریک جنسی و گسترش مفاسد
1) ) المحاسن، ج 2، ص 410
اخلاقی، لباسهایی متناسب با فرهنگ خود که نمایشدهندهی جذابیتهای جنسی زن و مرد است و حداقلی از پوشش را دارد، وارد کشورهای دیگر میکنند.(1)
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” دراینباره میفرمایند: «واردات بیرویه قطعاً ضرر خواهد زد؛ دستگاههای سیاستگذار کشور و کسانی که سیاستهای اجرایی را تنظیم میکنند، به این نکته باید توجه کنند. فراوانی و ارزانی، چیز خیلی خوبی است، اما از آن مهمتر و بهتر، رشد صنعت داخلی است؛ قوام گرفتن صنعت داخلی است. این درست نیست که ما به دلایل گوناگونی که غالباً هم دلایل واهی است، دروازه را به روی واردات باز کنیم. من بارها به مسئولین- مسئولین گوناگون در بخشهای مختلف دولتی- گفتم: اگر فلسفهی شما، منطق شما برای افزایش واردات و تسهیل وارداتِ ساختههای صنعتی این است که میگویید کیفیت مصنوعات داخلی باید بالا برود، خب فشار را روی این بخش بگذارید. سیاستهایی وجود دارد که میشود وادار کرد، مجبور کرد تولیدکنندهی داخلی را به اینکه کیفیت را ارتقا بدهد. بدترین گزینه برای بالابردن کیفیت داخلی این است که ما راه را برای مصنوعات خارجی باز کنیم؛ این، بدترین گزینه است. گزینههای بهتری وجود دارد برای اینکه ما کیفیت را بالا ببریم».(2)
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام: «مَنِ اشْتَرَی الْحِنْطَةَ زَادَ مَالُهُ وَ مَنِ اشْتَرَی الدَّقِیقَ ذَهَبَ نِصْفُ مَالِهِ وَ مَنِ اشْتَرَی الْخُبْزَ ذَهَبَ مَالُهُ؛
امام علی علیه السلام میفرماید: کسی که گندم بخرد؛ بر مالش افزوده میشود و کسی که آرد بخرد؛ نیمی از مالش از بین میرود و کسی که نان بخرد؛ تمام مالش از بین میرود».(3)
پیامها و نکتهها
حضرت علی علیه السلام به سه نوع خرید اشاره میکنند که میتواند به عنوان یک اصل در واردات کالا، مبنای کار قرار گیرد.
یک: خرید گندم که در نظام اقتصادی، نقش کالای واسطهای را ایفا میکند؛ یعنی از گندم میتوان در تولید گندم و فرآوردههای گندم مانند: انواع نانهای صنعتی و سنتی، انواع شیرینی و... استفاده کرد. وارد کردن این نوع از کالا چون میتواند عامل ایجاد اشتغال و گسترش تولید شود، در مقایسه با دو گروه دیگر بهتر است. وارد کردن فولاد، تکنولوژیِ تولید و... مانند: انواع کارخانههای تولیدی، از این قبیل است.
دو: خرید آرد که میتواند در مرحلهای پایینتر نسبت به گندم، نقش کالای واسطهای را ایفا کند و در خدمت تولید قرار گیرد؛ وارد کردن اینگونه کالاها در اولویت دوم میتواند مورد توجه قرار گیرد، چون وارد کردن این قبیل کالاها نیز میتواند در خدمت تولید و اشتغال باشد. شاید وارد کردن قطعات کالا و مونتاژ آن در داخل، وارد کردن پارچه، وارد کردن شمش طلا و ... در این طیف از واردات قرار گیرد؛ ولی چون به فرمایش حضرت سبب میشود نیمی از مال انسان با خرید این دسته از کالاها هدر برود، باید تدابیری اندیشیده شود که وارد کردن اینگونه کالاها نیز به حداقل برسد.
سه: خرید نان که کالایی مصرفی است و مستقیماً بدون اینکه تغییری در آن ایجاد گردد مصرف میشود؛ وارد کردن چنین کالاهایی که فقط سبب خروج ارز از کشور و ضربهزدن به تولیدات داخلی و اشتغال میشود جز در مواردی ضروری مثل تنظیم بازار، یا وارد کردن کالایی غیر ضروری که به هر دلیلی تولید آن در داخل صرفه اقتصادی ندارد، توصیه نمیشود.
بنابراین وارد کردن مواد غذایی مصرفی، دارو، میوه و ترهبار، وسایل حمل و نقل هوایی و ریلی و زمینی، تجهیزات نظامی، لوازم خانگی، پوشاک، فرش و لوازم صوتی، تصویری، ارتباطی و رایانهای باید به حداقل ممکن برسد.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی”میفرمایند: «در جلسهی مسئولین و کارگزاران نظام، توصیه کردیم، گفتیم واردات را مدیریت کنید؛ نمیگوییم متوقف کنید؛ یک چیزهایی باید
بیاید، یک چیزهایی باید نیاید، یک مدیریت صحیحی باید انجام بگیرد؛ این مسلماً هست».(1)
همینطور معظمله در ابلاغ سیاستهای نظام در برنامهی دوم، یکی از سیاستها را “گسترش تولید داخلی، به ویژه در زمینهی کشاورزی و تأمین نیازهای اساسی جامعه و کاهش واردات اجناس مصرفی و غیر ضرور، همراه با افزایش کیفیت فرآوردهها در کشور و توسعهی صادرات غیر نفتی” ابلاغ فرمودند.(2)
قَالَ البَاقِرُعلیه السلام: « کَانَ عَلِیّ ٌعلیه السلام بِالْکُوفَةِ یَغْتَدِی کُلَ بُکْرَةٍ فَیَطُوفُ فِی أَسْوَاقِ الْکُوفَةِ سُوقاً سُوقاً وَ مَعَهُ الدِّرَّةُ عَلَی عَاتِقِهِ وَ کَانَ لَهَا طَرَفَانِ وَ کَانَتْ تُسَمَّی السَّبِیبَةَ قَالَ فَیَقِفُ عَلَی أَهْلِ کُلِّ سُوقٍ فَیُنَادِیهِمْ یَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ قَدِّمُوا الِاسْتِخَارَةَ وَ تَبَرَّکُوا بِالسُّهُولَةِ
وَ اقْتَرِبُوا مِنَ الْمُبْتَاعِینَ وَ تَزَیَّنُوا بِالْحِلْمِ وَ تَجَافَوْا عَنِ الظُّلْمِ وَ أَنْصِفُوا الْمَظْلُومِینَ وَ لَا تَقْرَبُوا الرِّبَا وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمِیزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ قَالَ فَیَطُوفُ فِی جَمِیعِ أَسْوَاقِ الْکُوفَةِ ثُمَّ یَرْجِعُ فَیَقْعُدُ لِلنَّاسِ؛
امیرالمؤمنین علیه السلام در ایام خلافت در کوفه هر روز، اول صبح به بازار میرفت و بازار به بازار سرکشی میکرد و تازیانهای همراه داشت که دارای دو سر بود و به آن “سبیبه” میگفتند؛ و بر سر هر بازاری میایستاد و با صدای بلند میفرمود: “ای جماعت تجار! قبل از هر چیز از خداوند طلب خیر کنید و برکت را در آسانگیری در معامله بجویید! به خریداران نزدیک شوید، خود را به بردباری بیارایید، از ستمکردن دوری کنید و با مظلومین انصاف داشته باشید (یعنی خود را به جای آنان تصور کنید) و به ربا نزدیک نشوید، کیل و وزن را کامل ادا کنید (کمفروشی نکنید)، اجناس مردم را کمتر از آن چه هست، بر ندارید و در زمین، فساد به راه نیاندازید! آن حضرت، همینطور در همهی بازارها میگشت و این توصیهها را تکرار مینمود، سپس بر میگشت و به امور مردم رسیدگی میکرد».(3)
پیامها و نکتهها
از طرفی به فرمایش رسول خدا علیه السلام مهیاترین نقطهی زمین برای حضور ابلیس و زیردستانش و برای سوقدادن فعالان اقتصادی (اعم از تولیدکننده، فروشنده و خریدار) به سوی گناه، بازار و مراکز فعالیتهای اقتصادی است؛ او از آغاز شروع فعالیت اقتصادی، شروع به وسوسهگری میکند و افراد را به کمفروشی، گرانفروشی، تولید و عرضهی کالاهای مضر و مفسدهانگیز، دروغگویی، فریبکاری، ربا و رشوه، کلاهبرداری و... ترغیب میکند.(1)از این جهت است، فعالان اقتصادی بیشترین نیاز را به تذکر و پند و نصیحت مستمر دارند، لذا پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و حضرت علی علیه السلام خود، شخصاً به صورت سرزده از بازار سر میزدند و بازاریان را به رعایت تقوا و ارزشها، ذکر و یاد خدا و نماز اول وقت و... دعوت میکردند و تذکرات لازم را به آنان میدادند. امروزه به دلیل رعایت مسائل امنیتی و مشغلهی زیاد مسئولین ارشد مملکت، شاید نتوان از آنها انتظار سرکشی به بازار را داشت، ولی سایر مسئولین مانند: برخی از وزرای مسئول، استاندارها، فرماندارها، شهردارها، رؤسای شوراهای شهر و... چطور؟ آیا شده این عزیزان در دورهی مسئولیت خود، یکبار سری به بازار عرضهی میوه و ترهبار، موادغذایی و ... بزنند؛ از نزدیک وضعیت حاکم بر بازار را تماشا کنند و تذکرات لازم را به بازاریان بدهند؟!
یک: نهادهای تبلیغاتی با کمک و همکاری اتحادیههای صنفی، برنامههای منظم تبلیغی، در قالبهای متنوع تبلیغی از قبیل نصب پوستر، تهیهی روزنامه، تولید نرمافزار، تبلیغ چهره به چهره، همایشهای هفتگی و... داشته باشند.
دو: تشکیل گروههای ویژهی امر به معروف و نهی از منکر اقتصادی.
سه: نصب دعاهای مخصوص بازار و آغاز فعالیت تجاری در مکانی مناسب و در معرض دید بازاریان.
چهار: ساخت مسجد و نمازخانه در مراکز اقتصادی و پخش اذان و اقامهی نماز جماعت؛ امری که متأسفانه در سالهای اخیر یا به کلی نادیده گرفته شده و یا بسیار کمرنگ شده است بهطوریکه امروزه ساخت مراکز تجاری بدون نمازخانه و مسجد را فراوان شاهدیم.
در گذشته بین مراکز تجاری و مساجد و حوزههای علمیه پیوند عمیقی وجود داشته است و در اثر همین پیوندها بود که تجار مسلمان، در بسیاری از سفرهای تجاری، اسلام را با خود به کشورهای کفر به ارمغان برده و نقش یک مبلغ را ایفا میکردند؛ کم نیست مناطقی از جهان که اسلام و تشیع به برکت حضور یک تاجر مسلمان به آنجا رفتهاست، همچنین اگر میبینیم که در شکلگیری انقلاب اسلامی، بازاریان نقش اساسی و تعیین کنندهای ایفا کردند، به برکت همین پیوند عمیق بود.
1) ) من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 199، با ترجمهی آزاد
از باب نمونه میتوان به چند مورد که در کتاب دائرة المعارف فقه مقارن آمده است اشاره کرد:
بازار تهران؛ که در ابتدای آن یک مدرسهی علمیه وجود دارد و در گذشته بازاریان هر بامداد قبل از شروع درس در درسهای عمومی فقه و قرآن شرکت میکردند.
یا در اصفهان؛ دو مسجد بزرگ در دو سوی بازار و بیش از سی و سه مدرسهی علمیه و مسجد در طول بازار و ایوان نظامالملک در مدخل بازار(محل برگزاری نماز جمعه)، بازار اصفهان را تبدیل به بازار اسلامی کرده است.(1)
در مشهد مقدس نیز زمانی که
خود من از درس مکاسب استاد صالحی”حفظهاللهتعالی” در مسجد گوهرشاد فیض میبردم، شاهد حضور برخی از بازاریهای اطراف حرم مطهر در درس مکاسب بودم.
پنج: پخش نواهای دلنشین دعا، زیارت، سرود و تواشیح در مناسبتها.
شش: برگزاری کارگاههایی تحت عنوان کارگاه رزق حلال برای فعالان اقتصادی؛ به صورت مستمر.
هفت: برگزاری کلاس آموزش احکام اقتصادی، قبل از دادن مجوز فعالیت اقتصادی.
هشت: تأکید بر اهمیت و پاداش عرضه و خرید کالای ایرانی، بهکارگیری نیروی کار ایرانی، تبلیغ کالای ایرانی در مراکز اقتصادی و خودداری از عرضهی کالای قاچاق، کالاهای ساخت کشورهای دشمن اسلام و مسلمین و کالاهای مفسدهانگیز؛ با تأکید بر گناه بودن و آثار سوء آنها از سوی نهادهای ذیربط.
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فِی کِتَابِهِ إِلَی مَالِکٍ الْأَشْتَرِ”رحمة الله علیه”: «قَالَ فَامْنَعْ مِنَ الِاحْتِکَارِ فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم مَنَعَ مِنْهُ وَ لْیَکُنِ الْبَیْعُ بَیْعاً سَمْحاً بِمَوَازِینِ عَدْلٍ وَاسِعاً لَا یُجْحَفُ بِالْفَرِیقَیْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَ الْمُبْتَاعِ فَمَنْ قَارَفَ حُکْرَةً بَعْدَ نَهْیِکَ إِیَّاهُ فَنَکِّلْ وَ عَاقِبْ فِی غَیْرِ إِسْرَافٍ؛
امام علی علیه السلام در نامهای خطاب به مالک اشتر”رحمة الله علیه” میفرماید: از احتکار جلوگیری کن؛ که رسول خدا علیه السلام از آن منع فرمود! و باید که خرید و فروش آسان صورت پذیرد و با میزان عدل انجام گیرد و با نرخهایی؛ نه به زیان فروشنده و نه به زیان خریدار. و آن که پس از منع تو دست به احتکار زند، او را کیفر ده تا مایهی عبرت دیگران گردد، و در کیفر دادن زیادهروی مکن!»(2)
پیامها و نکتهها
گزارشهای متعددی از برخورد پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم و حضرت علی علیه السلام با متخلفین اقتصادی مانند: گرانفروشان، محتکران، کسانی که غش در معامله میکردند و... رسیده است و این نشان میدهد که یکی از اصول مسلّم برای کنترل بازار و حاکمیت قانون بر بازار، برخورد قضایی مناسب با متخلفان است.
حمایت از تولید ملی و کار و سرمایهی ایرانی اقتضا میکند با هر پدیدهای که تولید ملی را تهدید میکند، برخورد لازم صورت گیرد؛ لازمهی این کار این است که نخست نمایندگان مجلس شورای اسلامی، قوانین لازم و حمایتکننده از تولید ملی را به تصویب برسانند و در مرحلهی بعد، دولت و همهی مجریان، با قاطعیت و صلابت و ضمن همکاری قوهی قضائیه، با هر آنچه به تولید ملی و کار ایرانی آسیب میرساند برخورد لازم قضایی را انجام دهند.
نظارت بر عملکرد بنگاههای اقتصادی و برخورد قضاییِ بازدارنده و به موقع با متخلفین اقتصادی، میتواند نقش تعیینکنندهای در کنترل بازار و حمایت از تولید ملی داشته باشد و مانعِ اجحاف عدهای منفعتطلب به مردم شود. لازم است تمامی دستگاههای نظارتی اعم از وزارت اطلاعات، مجلس شورای اسلامی، وزارت صنایع، اتحادیههای صنفی و... ، بازار و فعالیت اقتصادی افراد و بنگاهها را در طول سال رصد کنند و از بروز مفاسد اقتصادی قبل از اینکه به بحرانی اجتماعی و اقتصادی تبدیل شود، جلوگیری نمایند؛ از جمله: برخورد با کسانی که به نام فعالیتهای اقتصادی، تسهیلات بانکی و دولتی دریافت میکنند ولی آنها را در جای
دیگری به کار میگیرند، برخورد با کسانی که از پرداخت مالیات فرار میکنند، برخورد با محتکران و رشوهگیران، برخورد با واردات بیرویه و ضرر زننده به تولید ملی، برخورد با رانتخوران، ویژهخواران، کمفروشان و گرانفروشان، برخورد با قاچاق کالا و... برخورد با کسانی که غیر قانونی از کارگران خارجی استفاده می کنند، برخورد قاطع با واردکنندههای کالاهایی که تولید داخلی مشابه دارد بهویژه در همان زمانی که فصل عرضه ی کالای ایرانی است و به جد به تولید ملی آسیب میرساند و...
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” مبارزه با فساد را خصوصاً در این دوران که دوران شکوفایی اقتصادی مملکت است یک ضرورت میدانند و میفرمایند: «یکی از وظایف امروز آقایان مبارزه با فساد است؛ چون کشور به ثمردهی رسیده و وقت میوهچینی است. زحمات گذشتهی شما به تدریج ثمر میدهد و امکانات در کشور در حال افزایش است. چنین موسمی همیشه و در همهی تاریخ، موسم خطرناکی بوده است. موسم ورود آدمهای سوءاستفادهکن و فرصتطلب و کجدست و بددل و سیاهروست که وارد میشوند و اگر توانستند، از غفلتها سوءاستفاده میکنند. خیلی مراقب این جهت باشید. شاید ما ده سال پیش اینقدر به مراقبت
نیاز نداشتیم- اگرچه همیشه مراقبت لازم است- زیرا آن وقت چیز زیادی برای بردن و دزدیدن نبود؛ ولی امروز چیز زیادی برای بردن و دزدیدن وجود دارد. من محاکمات جنجالی این روزها را جزو افتخارات نظام میدانم. وجود فساد تعجبآور نیست؛ مبارزهنکردن با فساد تعجبآور است. این محاکمات معنایش این است که نظام جمهوری اسلامی با هیچکس رودربایستی و شوخی ندارد و هر انگیزهی فسادی را در هر جا ببیند سرکوب میکند؛ بهخصوص آن فسادی که مثل خوره و کرمِ داخل درخت، بناست که اصل بنا را پوسانده و پوک کند و از بین ببرد. هرجا که با این مسأله در مجموعهی خودتان برخورد کردید، با ک مال قدرت و بدون هیچگونه ابا و امتناع و با تکیه بر همان روشها و طریقههای قانونی- که بحمدالله ما برای همهی این کارهای اساسی قانون داریم- با آن مبارزه کنید».(1)
عَنْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ علیه السلام: أَنَّهُ کَتَبَ إِلَی رِفَاعَةَ: «انْهَ عَنِ الْحُکْرَةِ فَمَنْ رَکِبَ النَّهْیَ فَأَوْجِعْهُ ثُمَّ عَاقِبْهُ بِإِظْهَارِ مَا احْتَکَر؛
امیرالمؤمنین؛ علی علیه السلام در نامهای به رفاعه(قاضی اهواز) نوشتند: از احتکار (کالاهای موردنیاز جامعه) جلوگیری کن! هرکس بعد از این فرمان، دست به احتکار کالا بزند، او را مجازات کن و او را وادار کن کالای احتکار شده را آشکار کند (و در معرض عرضه قرار دهد)!»(2)
پیامها و نکتهها
احتکار کالای موردنیاز جامعه از حرامهای مسلّم فقه اسلامی است که انسان را از نعمتهای خاص و رحمت خداوند محروم کرده، سزاوار جهنمیشدن میکند و خیر و برکت را از زندگی میبرد؛ همینطور خطر گرفتاری به برخی بیماریهای سخت و ورشکستگی را به دنبال دارد.(3)
مسلمانی فقط به نمازخواندن و روزهگرفتن نیست؛ باید به تمام دستورات و مقررات الهی اعم از احکام فردی و اجتماعی و سیاسی دین پایبند باشیم. رعایتنکردن احکام فردی دین، فقط شخص مسلمان را متضرر میکند ولی رعایتنکردن احکام اجتماعی و سیاسی اسلام،
جامعهی اسلامی را متضرر میکند؛ زیرا احتکار معمولاً با هدف بالابردن قیمتها صورت میگیرد که در این صورت، عامهی مسلمین متضرر میشوند لذا پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «هرکس یک شب را در آرزوی گرانتر شدن اجناس به ضرر مسلمانان به سر برد، خداوند عمل چهل سالش را از بین میبرد».(1)
بهخاطر آثار زیانباری که احتکار در ضرررسانی به عامهی مردم، افزایش قیمتها و بدبینی تودهی مردم نسبت به دولت دارد؛ لازم است دولت به همکاری قوه قضائیه و با قاطعیت، با احتکار مبارزه کند. زیرا احتکار میتواند ضربهی بزرگی به تولید ملی بزند؛ چون سبب گرانشدن اجناس و کاهش توان خرید مردم میشود، همینطور با ایجاد بحران در جامعه، دولتمردان گاه ناچار میشوند برای ایجاد تعادل در بازار، درهای واردات کالا را باز کنند و در نتیجه با عرضهی واردات، ضربهی زیادی به تولیدات داخلی وارد میشود.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” میفرمایند: «حرمتِ احتکار بر اساس آنچه در روایات آمده و نظر مشهور هم همان است، فقط در غلاتِ چهارگانه و در روغن حیوانی و روغن نباتی است که طبقات مختلف جامعه به آن نیاز دارند، ولی حکومت اسلامی هنگامی که مصلحت عمومی اقتضا کند، حق دارد از احتکار سایر احتیاجات مردم هم جلوگیری کند و اجرای تعزیر مالی بر محتکر در صورتیکه حاکم صلاح بداند، اشکال ندارد».(2)
آیت الله شاهرودی”حفظهاللهتعالی” مینویسد: «شکی نیست که احتکار اگر به قصد اضرار به مسلمانان و یا موجب اختلال در نظام زندگی اجتماعی آنان شود، حرام است؛ البته نه به عنوان احتکار بلکه به عنوان ثانوی که همان حرمت اضرار به مسلمانان یا حرمت ایجاد اختلال در نظام زندگی آنان است. از این جهت... هر نوع حبس کردن موادغذایی و غیرغذایی از چیزهایی که در زندگی به آن احتیاج است را میتواند شامل شود».(3)
در نظام اقتصاد اسلامی بر اساس توحید در مالکیت که از شاخههای مهم توحید افعالی است، مالک اصلی اموال و سرمایهها خداوند متعال است،(1)و مال، امانتی در اختیار انسان میباشد تا برابر با دستورالعمل مالک اصلی آن یعنی خداوند متعال، آن را به کار گیرد.(2)خداوند متعال روی هم انباشتهکردن ثروت را هدف نهایی زندگی انسان قرار نداده،(3)بلکه مال و ثروت را ابزاری در راستای دستیابی به اهداف برتر مانند: تأمین نیازمندیهای خود و خانواده، احسان و انفاق به نیازمندان، ترویج و تبلیغ دین، خودکفایی و پساندازی برای آخرت قرار داده است و از همگان خواسته که داشتههای مالی خود را به سه بخش تقسیم کنند؛ بخشی را به مصرف روزمرهی زندگی خود و خانواده و سایر نیازمندان برسانند، بخشی را برای نیازهای فرداهای زندگی؛ نهایت به مقدار یک سال پسانداز کنند و باقیمانده آن را در کارهای تولیدی سرمایهگذاری نمایند. لذا بر همهی صاحبان ثروت و سرمایه لازم است؛ ثروت و سرمایهی خود را در راستای تحقق این اهداف به کار اندازند و بخش مازاد بر نیاز روزانه و سالیانهی خود را در راه شکوفایی اقتصاد اسلامی و در امور تولیدی به کار گیرند.
این بخش در سه فصل تنظیم شده است که در ادامه میآید.
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: «إِنَّمَا وُضِعَتِ الزَّکَاةُ اخْتِبَاراً لِلْأَغْنِیَاءِ وَ مَعُونَةً لِلْفُقَرَاءِ وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ أَدَّوْا زَکَاةَ أَمْوَالِهِمْ مَا بَقِیَ مُسْلِمٌ فَقِیراً مُحْتَاجاً وَ لَاسْتَغْنَی بِمَا فَرَضَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ وَ إِنَّ النَّاسَ مَا افْتَقَرُوا وَ لَا احْتَاجُوا وَ لَا جَاعُوا وَ لَا عَرُوا إِلَّا بِذُنُوبِ الْأَغْنِیَاءِ وَ حَقِیقٌ عَلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَمْنَعَ رَحْمَتَهُ مَنْ مَنَعَ حَقَّ اللهِ فِی مَالِهِ؛
امام صادق علیه السلام میفرماید: زکات برای آزمون ثروتمندان و مدد رساندن به زندگی فقیران مقرر شده است. اگر مردم زکات اموال خود را بدهند، هیچ مسلمانی فقیر و نیازمند نخواهد ماند و با مقداری که خدا برای او واجب کرده است، بینیاز خواهد شد. به یقین مردمان، فقط از گناه توانگران (در نپرداختن حقوق فقرا) است که فقیر و نیازمند و گرسنه و برهنه میمانند و سزاوار است که خداوند متعال رحمتش را از اینگونه افراد باز دارد».(1)
پیامها و نکتهها
زکات در اصطلاح قرآن کریم و روایات، شامل هر نوع واجب مالی ابتدایی مانند: زکات اصطلاحی، زکات فطره، خمس و زکات باطنی میشود و اختصاصی به زکات اصطلاحی ندارد؛ زیرا قرآن کریم برای مقابله با پدیدهی فقر، کاهش فاصلهی طبقاتی و اجرای عدالت اقتصادی و اجتماعی، از آغاز نزول و به گونههای مختلف، به پرداخت بخشی از مال به نیازمندان جامعه تأکید کرده است،(2)در حالیکه زکات اصطلاحی در مدینه و آن هم با لفظ «صدقه» واجب شده است.(3)
یکی از انواع زکات واجب، زکاتی است تحت عنوان زکات باطنی. این زکات زکاتی است فراگیر که برای رفع فقر و محرومیت، به اموال توانگران تعلق میگیرد و از نظر مقدار، زمان و شرایط با زکات مصطلح متفاوت است و بر خلاف زکات مصطلح، حد نصاب ظاهر و مشخصی ندارد؛ بلکه به میزان محرومان در جامعه و توان مالی پرداختکننده وابسته است.(4)
آیات 24 و 25 سورهی مبارکهی معارج، آیهی 19 سورهی مبارکهی ذاریات، آیهی 44 سورهی مبارکهی مدثر، آیهی 34 سورهی مبارکهی حاقه، آیهی 3 سورهی مبارکهی ماعون، آیات 17و 18 سورهی مبارکهی فجر و آیات 34 و 35 سورهی مبارکهی توبه، اشاره به این
نوع از زکات دارد.(1)
حضرت آیت الله مکارم شیرازی”حفظهاللهتعالی” از این وظیفه، تحت عنوان “حق معلوم” یاد میکنند و میفرمایند: «یکی دیگر از حقوق مالی که از تراکم ثروت و انباشتهشدن آن میکاهد، انفاقهای ویژهای است که به نام “حق معلوم” در اموال ثروتمندان منظور شده است؛ بدین معنا که آدمی در زندگی خود سهمیهای برای محرومان و حمایت از امور جامعه در راه خدا - جز مالیات شرعی- قرار دهد و بهطور مداوم آن را بپردازد».(2)
بر این اساس بر ثروتمندان و توانگران لازم است به میزان توان مالی که دارند، تا مادامی که انسانهای نیازمند و فقیر در جامعه وجود دارد، از راههای مختلف مانند: صدقه، هدیه، اعطای وام قرضالحسنه و... به این وظیفهی دینی و شرعی خود عمل کنند.
مهمترین و پسندیدهترین شکل کمک به دیگران، ایجاد فرصتهای شغلی با راهاندازی کارهای تولیدی است؛ زیرا در این صورت، نیازمندان با کمال عزت و حفظ آبرو و حیثیت و از راه کار و تلاش، زندگی خود را تأمین میکنند و غبار احساس ذلت و خواری که معمولاً بر چهرهی دریافتکنندهی صدقات و انفاق و قرضالحسنه مینشیند، بر چهرهی آنان نمینشیند.
عَنِ الرَّاوِی: «أعطی أبو عبد الله علیه السلام لأبی ألفاً و سَبعَمِائةِ دِینَارِ وَ قَالَ لَهُ : اِتَّجِرْ لی بِهَا. ثُمَّ قَالَ: أمَا إنَّهُ لَیسَ لِی رَغبَةٌ فِی رِبحِهَا وَ إن کانَ الرِّبحُ مَرغُوباً فِیه، وَ لَکِنْ أحبَبتُ أن یَرانِیَ الله ُ عَزَّ و جلَّ مُتَعرِّضاً لِفَوائدِهِ؛
محمّد بن عذافر از پدر خود روایت میکند که: امام صادق علیه السلام هزار و هفتصد دینار به من داد و فرمود: با این مبلغ، برای من تجارت کن! سپس فرمود: بدان که من رغبتی به سود آن ندارم؛ هر چند سود مطلوب است، بلکه دوست دارم خداوند عزّ وجلّ، ببیند که من در جستجوی نعمت او هستم».(3)
پیامها و نکتهها
ندارند، ایجاد اشتغال کنند تا آنان نیز با کار و تلاش از دسترنج خود، آبرومندانه و عزتمندانه زندگیشان را اداره کنند.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” ضمن گلایه از مصرفهای اسرافگونه میفرمایند: «بسیاری از کسانیکه سرمایه دارند، پول دارند، درآمدهای کلانی دارند؛ نمیدانند این درآمدها را چگونه باید صرف کنند. اینجا هم باز همان اصلاح الگوی مصرف خود را نشان میدهد. پول را به جای سرمایهگذاریِ تولیدی، صرف تجملات میکنند؛ سفرهای خارجی بیهوده، بیثمر، پرخرج و احیاناً فسادآور، بهانه برای تغییر وسایل خانه، وسایل زندگی؛ این چیزها یک حرکت مسرفانه است نسبت به ثروت. میشود پول را، درآمد را سرمایهگذاری کرد. امروز وسایل این کار فراهم است. با فعالشدن بورسهایی که در کشور هست، میتوان سرمایهگذاری کرد. همه میتوانند آنچه را که دارند، در سرمایهگذاریها دخالت بدهند».(1)
همینطور سیرهی امام صادق علیه السلام این درس را برای عموم مردم دارد که پولهای زاید بر نیاز خود را در چهارچوب قوانین شرعی و در امور تجاری و اقتصادی بهکار اندازند و از تجملگرایی، زیادهروی در مصرف و یا رویآوردن به فعالیتهای ناسالم اقتصادی مثل ربا بپرهیزند.
عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ الله ِعلیه السلام یَقُولُ: «مَا یُخَلِّفُ الرَّجُلُ شَیْئاً أَشَدَّ عَلَیْهِ مِنَ الْمَالِ الصَّامِتِ قُلتُ: کَیْفَ یَصْنَعُ بِهِ قَالَ یَجْعَلُهُ فِی الْحَائِطِ یَعْنِی فِی الْبُسْتَانِ أَوِ الدَّارِ؛
1) ) بیانات، سال 1389، ص 6
زراره میگوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود: انسان از خود چیزی دردناکتر از مال راکد(پول نقد یا طلا و نقره) بر جای نمیگذارد. زراره پرسید: چه باید بکند؟ حضرت فرمود: آن را در تولید باغ و مزرعه و یا تولید مسکن به کار گیرد».(1)
پیامها و نکتهها
“مال صامت” در مقابل “مال ناطق” به کار برده میشود. منظور از مال ناطق؛ حیوانات و منظور از مال صامت؛ جمادات مانند پول نقد و طلا و نقره است.(2)
“مال ناطق” که بخش غالب آن در قالب دامداری نمود دارد؛ خود به خود مولّد است. توصیهی امام صادق علیه السلام این است که مال صامت را نباید روی هم بهصورت راکد نگه داشت، بلکه باید از آن در جهت کارهای تولیدی و ایجاد اشتغال که ارزش افزوده را به دنبال دارد، استفاده کرد. در فرهنگ اسلام از مالاندوزی و روی هم انباشتن ثروت به شدت نهی شده است. حضرت آیتالله مکارم شیرازی “حفظهاللهتعالی” در این زمینه میفرمایند: «ویژگی قوامبخشی در مال این است که در چرخهی تولید و توزیع قرار گیرد و به دور از انباشتهشدن و راکد ماندن، برای همگان– تحت شرایطی- قابل دسترسی باشد».(3)
لذا از بررسی این روایت و سایر آیات و روایات اقتصادی، فهمیده میشود که جمعکردن مال و ثروت و هر روز بر آن افزودن، مورد قبول اقتصاد اسلامی نیست؛ بلکه باید از راه صحیح، درآمد کسب نمود؛ به اندازهی نیاز، مصرف کرد و مازاد آن را بعد از ادای حقوق آن، در مسیر سرمایهگذاری و یا کمککردن به نیازمندان خرج نمود که البته راه اول یعنی سرمایهگذاری، در بسیاری از موارد و شرایط، صحیحتر به نظر میرسد؛ چون هم تولید را افزایش میدهد، هم بیکاری را کم میکند و هم انگیزهی تولید کالاهای دیگر را فزونی میبخشد.(4)
ٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَاعلیه السلام یَقُولُ: «إِنَّ الْإِنْسَانَ إِذَا أَدْخَلَ طَعَامَ سَنَتِهِ خَفَّ ظَهْرُهُ وَ اسْتَرَاحَ وَ کَانَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام لَا یَشْتَرِیَانِ عُقْدَةً حَتَّی یُحْرَزَ إِطْعَامُ سَنَتِهِمَا؛
حسن ابن جهم میگوید: از امام رضاعلیه السلام شنیدم که می فرمود: انسان هنگامیکه خوراک یک سالش را ذخیره کند، سبکبار شده و احساس راحتی و آرامش میکند. همچنین فرمود:
امام باقر و امام صادق علیه السلام هرگز زمین کشاورزی نمیخریدند مگر اینکه ابتدا خوراک سالشان را پسانداز میکردند».(1)
پیامها و نکتهها
یک: بخشی از درآمدشان را برای تأمین نیازمندیهای خود، خانواده و سایر نیازمندان جامعه در قالب انفاق، وقف، صدقه، اطعام، قرضالحسنه و پرداخت خمس و زکات هزینه میکردند.
دو: بخشی از درآمدشان را برای هزینههای زندگی در نهایت بهمدت یکسال پسانداز میکردند.(2)
سه: مازاد بر این دو بخش را در راه سرمایهگذاری مانند خرید زمین کشاورزی بهکار میگرفتند.
این سیره معصومین علیهم السلام باید مبنای کار ما در هزینهکردن اموال قرار گیرد یعنی؛ مانند امامان:، درآمدهای خودمان را به سه بخش تقسیم کنیم: “مصرف” به مقدار نیاز و به دور از اسراف (منظور از مصرف، مطلقِ مصرف است؛ چه برای تأمین نیازهای خود و خانواده، و چه برای رسیدگی به محرومان؛ “پسانداز” تا حد یک سال؛ و”سرمایهگذاری” مازاد بر آن دو بخش، در بخشهای تولیدی اعم از کشاورزی، صنعتی، مسکن و... .
لازم است دولت با همکاری نظام بانکی و بخش خصوصی، پولهای سرگردان مردم را در قالب اوراق مشارکت و یا واگذاری سهام شرکتهای تولیدی، در قالب یک برنامهی منظم و با رعایت موازین شرعی جذب کنند. این کار باید به یک روند و فرهنگ عمومی و پایدار تبدیل شود؛ بهگونهای که هر فرد در هر زمان اگر پول زایدی داشت، مراجعه کرده و آن را تبدیل به سرمایه کند.
قَالَ أَبُو عَبْدِ الله علیه السلام- لِمُصَادِفٍ مَوْلَاهُ: « اتَّخِذْ عُقْدَةً أَوْ ضَیْعَةً فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذَا نَزَلَتْ بِهِ النَّازِلَةُ أَوِ الْمُصِیبَةُ فَذَکَرَ أَنَّ وَرَاءَ ظَهْرِهِ مَا یُقِیمُ عِیَالَهُ کَانَ أَسْخَی لِنَفْسِه؛
امام صادق علیه السلام به خدمتکار خود به نام مصادف میفرمایند: برای خودت زمین کشاورزی
و یا سرمایهای فراهم کن، زیرا هرگاه برای مرد، رخداد ناخوشایند و یا مصیبتی پیش آید و به یاد آورد سرمایهای دارد که میتواند با تکیه بر آن زندگی خود و خانوادهاش را اداره کند،مردن و یا تحمل مصیبت برای او آسانتر خواهد بود».(1)
پیامها و نکتهها:
“عُقدة” به معنای زمین کشاورزی و بارور و یا زمین پُر از درخت و گیاه است.(2)“ضَیْعَة” به چیزی گفته میشود که میتواند درآمدزا باشد مانند: صنعت، تجارت، کشاورزی و...(3)
انسان تا سن خاصی توان کارکردن دارد و بعد از آن ناگزیر است به دلیل کاهش توان جسمانی و روحی و روانی، از میزان کارش کم کند. در حالیکه نیازمندیهای او نه تنها کمتر نمیشود بلکه چه بسا به دلیل بیماریهای دوران میانسالی و کهنسالی و یا افزایش مهمان و... بیشتر نیز میشود. در کنار این مسائل، حوادث غیر مترقبهای هم هست که ممکن است هر لحظه، جان و یا سلامتیاش را تهدید کند. لذا لازم است انسان بخشی از درآمدش را به سرمایهگذاری اقتصادی برای فرداهای زندگی اختصاص دهد تا در دوران سالمندی یا هنگام بیماری با تکیه بر آن به زندگی عزتمندانه خود ادامه دهد و ناچار به انجام کارهای فوق توانش نشود و اگر جانش در اثر حادثهای بهخطر افتاد، دغدغهی گذران زندگی خانوادهاش را برای بعد از حیاتِ خود نداشته باشد.
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: «سِتُّ خِصَالٍ یَنْتَفِعُ بِهَا الْمُؤْمِنُ بَعْدَ مَوْتِهِ: وَلَدٌ صَالِحٌ یَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ مُصْحَفٌ یَقْرَأُ فِیهِ وَ قَلِیبٌ یَحْفِرُهُ وَ غَرْسٌ یَغْرِسُهُ وَ... وَ سُنَّةٌ حَسَنَةٌ یُؤْخَذُ بِهَا بَعْدَهُ؛
امام صادق علیه السلام میفرماید: شش خصلت است که مؤمن بعد از مرگش از آن بهره میبرد: فرزند صالحی که برای پدر و مادرش طلب آمرزش کند، نوشتهای که بعد از او مورد استفاده قرار گیرد، چاه آبی که حفر میکند، نهال و درختی که میکارد، ... و سنّت حسنهای که پایهگذاری میکند و بعد از او مورد استفاده قرار میگیرد».(4)
پیامها و نکتهها
انسان در هر سه مقطع زندگی(دنیا، برزخ و قیامت) نیاز به خوراک، پوشاک، مسکن و امکانات زندگی دارد و بر اساس آموزههای دینی، رابطهی دنیا با آخرت مانند رابطهی فصل کِشت با فصل برداشت است؛ یعنی فردای قیامت چیزی را برداشت خواهیم کرد که امروز کِشتهایم و امروز هر چه بهکاریم فردای قیامت همان را برداشت خواهیم کرد.(1)
بر این اساس، انسان موظف است در دنیا از طریق کار و تلاش، نیازمندیهای خود و خانوادهاش را تأمین کند، ولی آخرت جای عمل نیست و باید در همین دنیا، با ایمان و انجام اعمال صالحه (مانند انفاق، صدقه، وقف، پرداخت خمس و زکات و...) برای تأمین نیازمندیهای فردای قیامت خود؛ آن هم به اندازهی ابدیت، ذخیرهسازی و پسانداز کنیم. قیامت روزی است که انسان خودِ عملش را به شکل نعمتهای بهشتی و یا عذابهای جهنمی مشاهده میکند؛(2)
لذا خداوند در آیهی 25 سورهی مبارکهی بقره می
فرماید: «هرگاه میوهای از باغهای بهشت، روزیِ ایشان میشود، میگویند: “این همان است که پیش از این [نیز] روزیِ ما بوده است”».
حضرت آیتالله جوادی آملی در تفسیر این آیه می فرمایند: «عمل انسان نیز مانند خودش جاوید است و چون میوههای بهشتی ظهور همین اعمال است، بنابراین هر بار که در بهشت ثمری(میوهای) نصیب بهشتیان میشود، مییابند که آن ثمر(میوه) همان عقیده، اخلاق و عمل صالحی است که خداوند در دنیا روزی آنان کرده بود و اکنون به صورت این میوهها دیده میشود».(3)
لذا کسانی که از داشتههای دنیایی خود برای فردای آخرتشان استفادهای نکردهاند، همین که مرگشان فرا میرسد، میفهمند که دستشان خالی است و تقاضای بازگشت به دنیا میکنند تا با انفاق مال خود در راه خدا، ذخیرهای برای آخرت تدارک ببینند اما با جواب منفی مواجه میشوند که: «و از آنچه روزیِ شما گردانیدهایم، انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: پروردگارا! چرا تا مدتی بیشتر[اجل] مرا به تأخیر نیانداختی تا صدقه دهم و از نیکوکاران باشم؟»(4)و در قیامت نیز با حسرت میگویند: «ای کاش در دنیا، برای این زندگانیام (زندگی آخرتی و حقیقی خود) عمل صالح و کار نیکی پیش فرستاده بودم!»(5)
مولوی نیز در مثنوی می گوید:
چون سجودی یا رکوعی مرد کِشت شد در آن عالم، سجود او بهشت
چون ز دستت رُست ایثار و زکات گشت این دست، آن طرف نخل و نبات
بر اساس روایت فوق؛ تولید نسل صالح، تولید علم سودمند، حفر چاه آب و درختکاری و پایهگذاری هر سنّت سودمندی که ماندگار باشد و برای مردم سودمند باشد، ذخیرهای برای آخرت انسان است و تا مادامی که این امور وجود داشته باشد، سود و بهرهای به حساب آخرتیِ کسیکه آن را تولید و احداث کرده، واریز میشود.
ظاهراً بیان موارد ششگانه، خصوصیتی ندارد و از باب نمونه است؛ و ملاک و معیار این است که انسان به وجودآورندهی اثری باشد که ماندگار بوده و برای جامعه سودمند باشد، لذا با الغای خصوصیت میتوان نتیجه گرفت که سرمایهگذاری اقتصادی برای ایجاد فرصتهای شغلی با احداث شرکتها و کارخانههای تولیدی، راهاندازی مؤسسات پژوهشی و هر امری که برای جامعه مفید باشد، همین حکم را دارد.(1)
قَالَ اَمِیرُالمؤمِنِینَ علیه السلام: «شَرُّ الْمَالِ مَا لَمْ یُنْفَقْ فِی سَبِیلِ اللهِ مِنْهُ وَ لَمْ تُؤَدَّ زَکَاتُهُ؛
امام علیعلیه السلام میفرماید: بدترین اموال آن است که بخشی از آن در راه خداوند هزینه نشود و زکات آن پرداخت نگردد».(2)
پیامها و نکتهها
بهترین نحوهی استفاده از مال آن است که انسان آن را تبدیل به سرمایهای ماندگار کند تا در تمام مقاطع حیات- دنیا، برزخ و آخرت- برای انسان سودآور بوده و پشتوانهای برای او، جهت تأمین نیازمندیهای زندگی باشد. تأسیس شرکتهای تولیدی و صنعتی؛ با هدف ایجاد اشتغال، تأمین آتیهی زندگی، خودکفایی کشور اسلامی و مقابله با فشارها و تحریمهای اقتصادیِ دشمنان اسلام، میتواند از بهترین راهکارها در این زمینه باشد؛ زیرا هم سبب بهرهمندی شخصِ تولیدکننده در دنیا میشود و هم ذخیرهای برای قبر و قیامتِ او است؛ چراکه ایجاد اشتغال- در صورتیکه با اهداف فوق باشد- از برترین مصادیق انفاق در راه خداست.
انفاق در راه خداوند نمونههای مختلف و متنوعی دارد مانند: کمک مستقیم به نیازمندان، دادن وام قرضالحسنه به اقشار نیازمند و... ولی از همهی اینها بهتر و مهمتر؛ به جریانانداختن سرمایه در امور تولیدی و ایجاد اشتغال است که سبب زندگی عزتمندانهی کارگران و امنیت شغلی آنان
میگردد؛ زیرا احساس عزت، شخصی را که کار کرده و از این راه، کسب درآمد مینماید، همراهی میکند ولی شخصی که صدقه یا قرضالحسنه دریافت میکند، همواره احساس شرمساری دارد.(1)
11775- قَالَ جَبرئیلُ علیه السلام: «یا محمّدُ! لَو کانَت عِبادَتُنَا عَلَی وَجهِ الأرضِ لَعَمِلْنا ثَلاثَ خِصالٍ : سَقیَ المَاءِ لِلمُسلِمینَ، وَ إغاثَةَ أصحابِ العِیالِ، وَ سَترَ الذُّنوبِ؛
جبرئیل علیه السلام فرمود: ای محمد! اگر قرار بود ما در روی زمین عبادت کنیم، سه کار میکردیم: آب دادن به مسلمانان، کمککردن به مردان عیالوار و پوشاندن گناهان[دیگران]».(2)
پیامها و نکتهها
استاد قرائتی”حفظهاللهتعالی” نیز میفرمایند: «معنای عبادت یعنی؛ آدم کاری کند که رنگش رنگ الهی باشد...
لذا اگر کسی کاسبی بکند، برای اینکه من کار میکنم؛ کارگری هستم، کارمند هستم، استاد هستم، قالی میبافم، بنایی میکنم، مهندس هستم، استاد دانشگاه هستم، هر کس ... برای اینکه خدا این کار را دوست دارد، برای اینکه خرج خودم را دربیاورم، خرجی زن و بچهام را در بیاورم و نیاز به جامعه نداشته باشم، بار بر جامعه نباشم؛ همین کار هم عبادت است.(4)ایجاد اشتغال با سرمایهگذاری اقتصادی، یکی از بهترین مصادیق خدمت به خلق خدا و انفاق در راه خداست که اگر با این هدف انجام شود، عبادت است.
آیتالله جوادی آملی”حفظهاللهتعالی” نیز دراینباره میفرمایند: «هدف – از- آفرینش- انسان- همان است که انسان خداوند را عبادت کند؛ نه غیر او را و انسان جز عبادت کار دیگری ندارد. عبادت صبغهی الهی کار بشر است که بخشی از آن به صورتِ نماز، روزه، حج و مانند آن ظهور دارد و بخش دیگر آن به صورت تلاش در تولید و قناعت در مصرف، تا نیاز جامعهی بشری به طور کلی بر طرف شود. چنین انسانی، خواب و بیداری وی رنگ معنوی دارد؛ زیرا میخوابد که
خستگی کار گذشته رفع گردد و نیروی کار آینده فراهم شود. چنین انسانی لذتهای مادی را نیز مقدمهی خدمت به جامعهی انسانی دانسته و در همین راستا برنامهریزی میکند».(1)
در این روایت، جبرئیل علیه السلام میگوید: اگر قرار بود ما فرشتهها در روی زمین به عبادت خداوند بپردازیم یکی از کارهای عبادی ما کمک کردن به مردان عیالوار و دارای خانواده بود؛ انسان میتواند به طرق مختلفی در قالب صدقه، کمک بلاعوض، اطعام، قرضالحسنه و... به دیگران کمک کند، اما همانگونه که بارها اشاره شد بهترین شکل کمک، کمک به دیگران در قالب ایجاد اشتغال است و ایجاد اشتغال نیز غالباً با سرمایهگذاری اقتصادی و راهاندازی شرکتهای تولیدی، توزیعی و یا خدماتی صورت میپذیرد.
بر اساس این روایت، اولویت اشتغال با مردانی است که مسئولیت اقتصادی خانواده بر دوش ایشان هست. صاحبان شرکتهای اقتصادی و بنگاههای معاملاتی و هر شخص حقیقی یا حقوقی که بهدنبال استخدام نیرو است، نباید به تبع فرهنگ اقتصاد سرمایهداری که فقط به فکر کسب درآمد بیشتر و هزینهی کمتر به هر شکل و قیمتی هستند؛ باشند بلکه باید به فکر کمک و دیگران باشند، و روشن است که اولویت در جذب نیرویی است که شرعی و قانونی در قبال خانواده مسئول است و باید پاسخگوی نیازهای آنان باشد؛ در این صورت است که به گفتهی حضرت جبرئیل علیه السلام کار شخص کارآفرین، عبادت به حساب میآید. مبنای محاسبهی کسی که به دنبال خدمت و عبادت است، نفع مادی و زودگذر دنیوی و شخصی نیست؛ بلکه مبنای محاسبهی او جلب خشنودی خداوند و منافع مادی و معنوی در کنار هم هست.
اشتغال بانوان جز در مواردی که ضرورت خاصی – مانند: عرصهی پزشکی بانوان و تعلیم و تربیت- ایجاب کند، هر چند ممکن است با حفظ شئونات اسلامی اشکال شرعی نداشته باشد، اما به یقین در اولویت اول نیست؛ همچنین نه به صلاح خود آنان است، نه به صلاح ارباب رجوع و همکاران مرد آنها، نه به صلاح خانواده و نه به صلاح جامعه.
ِقَالَ الرِّضَاعلیه السلام: «وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ لَا تَشْکُرُونَ اللهَ تَعَالَی بِشَیْءٍ بَعْدَ الْإِیمَانِ بِاللهِ وَ بَعْدَ الِاعْتِرَافِ بِحُقُوقِ أَوْلِیَاءِ اللهِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ رَسُولِ الله علیه السلام أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ مُعَاوَنَتِکُمْ لِإِخْوَانِکُمُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی دُنْیَاهُمُ...
امام رضاعلیه السلام میفرماید: بدانید که بعد از ایمان به خداوند متعال و بعد از اعتراف به حقوق اولیای الهی از آل محمد؛ پیامبر خدا علیه السلام، هیچ شکری نزد خدا دوستداشتنیتر از این نیست
1) ) حق و تکلیف در اسلام، ص 262، با اندکی تغییر
که برادران مؤمن خود را در کارهای دنیاییشان یاری رسانید...».(1)
پیامها و نکتهها
یاریرساندن به برادران ایمانی در قالب احسان و انفاق، اعطای قرضالحسنه و از همه مهمتر ایجاد اشتغال، از نمونههای بارز شکر عملی این نعمت است.
مهمترین بخش شکرگزاری، همان شکر عملی است؛ چه بسیارند کسانی که با زبان، شکر خدا میگویند ولی در عمل کفران میکنند.
کسانیکه اسراف و تبذیر میکنند یا بخیل هستند، کسانیکه نعمتهای الهی را وسیلهی فخر فروشی بر دیگران قرار میدهند یا بر اثر نعمت مست میشوند و طغیان میکنند؛ همهی آنها ناسپاساند و در طریق کفران نعمت گام بر میدارند. به عکس؛ آنها که نعمتهای الهی را کتمان نمیکنند، آشکار و پنهان انفاق مینمایند و با گسترش نعمت، تواضع آنها در مقابل خالق و خَلق بیشتر میشود و سعی دارند نعمتها، همه در جای خود مصرف شود و چیزی از آن ضایع نگردد؛ آنها بندگان شکرگزاری هستند و شایستهی فزونی نعمت.(2)
ادای این حق به شکلی که هیچ فقیری باقی نماند و همگان عزتمندانه زندگی خود را اداره کنند، با ایجاد اشتغال و سرمایهگذاری اقتصادی ممکن خواهد بود.
قَالَ رَسُولُ الله علیه السلام: «السّاعی عَلَی وَالِدَیهِ لِیَکُفَّهُمَا أو یُغنِیَهُمَا عَنِ النَّاسِ فی سَبیلِ الله، وَ مَن سَعَی عَلیَ زَوجٍ أو وَلَدٍ لِیَکُفَّهُم و یُغنِیَهُم عَنِ النَّاسِ فِی سَبیلِ الله، وَ السّاعی عَلَی نَفسِهِ لِیُغنِیَهَا وَ یَکُفَّهَا عَنِ النَّاسِ فِی سَبیلِ الله، وَ السَّاعِی مُکَاثَرَةً فِی سَبیلِ الشَّیطَانِ؛
پیامبر اکرم علیه السلام میفرماید: آنکه بکوشد تا پدر و مادرش را تأمین کند یا آنان را از مردم بینیاز سازد، [کارش] در راه خداست؛ و آنکه بکوشد تا همسر یا فرزندانش را کفاف بخشد و از مردم بینیاز کند، [نیز] در راه خداست؛ و آنکه تلاش میکند تا خودش را بینیاز کند و از مردم مستغنی سازد، [هم] در راه خداست؛ و آنکه تلاش میکند تا بر دارایی خود بیافزاید؛ در راه شیطان است».(1)
پیامها و نکتهها
الف: حفظ عزت و بینیازی از فرومایگان.
ب: گسترش رفاه معقول و عزتمندانه برای خانواده.
ج: تکریم خویشاوندان و همسایگان.
د: انفاق در راه خدا و رفع نیازهای فردی و اجتماعی.(2)
اسراف و تبذیر هزینه میکند و مازاد بر نیازش را هم در راه خدا انفاق مینماید؛ زیرا همهی این کارها محبوب خداوند و نزدیککنندهی انسان به خداست.
شاهد قیام مردمی در کشورهای ثروتمند علیه طبقهی حاکم و فروپاشی بسیاری از حاکمانِ وابسته به صاحبان قدرت و ثروت با رأی مردم هستیم. با مشاهدهی این صحنهها است که ایمان ما نسبت به آموزههای دینی افزونتر میشود.
پس سیاستهای اقتصادی دولت و فعالان اقتصادی باید بر این مبنا باشد که فقیری در جامعه نباشد، باید کوشید که زمینهای برای فقرزدایی از راه ایجاد اشتغال و کار و تلاش، برای تمام نیروهایی که قدرت بر کارکردن دارند حاصل گردد و این گروه، ناچار به تکدیگری و یا گذران زندگی با بیمهی بیکاری نشوند، و فقط زندگی کسانی که در اثر یتیمی، سالمندی، معلولیت، بیماری و مانند آن، توانکار کردن ندارند، از راه کمکهای مالیِ محترمانه، اداره شود.
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَی الْآخِرَةِ الدُّنْیَا؛
امام صادقعلیه السلام میفرماید: دنیا(امکانات و سرمایهها) بهترین کمک و یاور برای آخرت است».(1)
پیامها و نکتهها
تبدیل میشود و میگوید: «ای کاش
برای زندگی آخرتم از قبل چیزی فرستاده بودم!»(1)
ولی کسی که آخرت را هدف قرار داده و از دنیا در راستای آخرت استفاده کرده؛ یعنی ثروت و امکاناتش را در راهی مصرف نموده که خداوند برای آن پاداش آخرتی در نظر گرفته است، شاد و خندان(2)و با دستی پُر، بهسوی بهشت روانه میشود(3)و از این جهت
که توانسته از دادههای خدا، در راه جلب خشنودی او و کسب آخرت استفاده کند و نتیجهاش ورود به بهشت شده؛ شکر و سپاس خدای را بهجا میآورد.(4)
ولی سرمایهگذار و تولیدکنندهی مسلمان که معتقد به مبانی اعتقادی و اخلاقی است و هدف زندگی را جلب رضایت و خشنودی خداوند و توشهبرداشتن برای آخرت میداند، فعالیتهای اقتصادی خویش را در قالب آن چیزی تنظیم میکند که سبب خوشایندی خداوند و آبادانی آخرت میشود. تولید بیشتر همراه با قناعت در مصرف، دستگیری از نیازمندان در قالب وقف، انفاق و صدقه، ایجاد فرصتهای شغلی و بهکارگیری نیروی کار با حقوق مکفی، پرداخت خمس و زکات، ساخت مراکز مذهبی، علمی، درمانی و آموزشی و... رفتارهای معمولی یک مسلمان به هنگام برخورداری از درآمد مکفی است؛ چون او بیش از آنکه به منافع زودگذر مادی و دنیوی بیاندیشد، به منافع پایدار و همیشگی اخروی میاندیشد.
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: «إِذَا دَخَلْتَ سُوقَکَ فَقُلِ اللهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ خَیْرِهَا وَ خَیْرِ أَهْلِهَا وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّهَا وَ شَرِّ أَهْلِهَا اللهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ أَنْ أَظْلِمَ أَوْ أُظْلَمَ أَوْ أَبْغِیَ أَوْ یُبْغَی عَلَیَّ أَوْ أَعْتَدِیَ أَوْ یُعْتَدَی عَلَیَّ اللهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ إِبْلِیسَ وَ جُنُودِهِ وَ شَرِّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ وَ حَسْبِیَ اللهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ؛
امام صادق علیه السلام میفرماید: هنگامیکه وارد محل کسب و کارت شدی بگو: خدایا! از تو خیر بازار و خیر اهل بازار را خواهانم و به تو پناه میبرم از شرّ بازار و شرّ اهل بازار؛ خدایا! از اینکه به کسی ظلم کنم و یا کسی به من ظلم کند، یا از اینکه کسی به حق من تجاوز کند و یا من به حق کسی تجاوز کنم به تو پناه می برم؛ خدایا! از شر شیطان و سربازانش و از شر انسانهای فاسق به تو پناه میبرم! و خدا مرا بس است؛ هیچ معبودی جز او نیست، بر او توکل کردم؛ و او پروردگار عرش بزرگ است».(1)
پیامها و نکتهها
پایه و اساس نماز، روزه، خمس، زکات، حج و جهاد؛ دعا و راز و نیاز با خداست. همه، بهویژه جوانها باید توجه به این مطلب داشتهباشند که دعا یک معلم اخلاق و کارخانهی انسانسازی است. بهترین چیز برای تهذیب نفس و برای اینکه صفت رذیله را از دل بر کَند و به جای آن، فضیلت بارور کند؛ دعا و راز و نیاز با خداست.(4)
همانگونه که با پرداخت مقداری مال به شرکتهای بیمه، اموال خود را در برابر خطرات و سوانح احتمالی بیمه میکنیم؛ باید روح و روان خود را نیز در برابر خطرات آلودگی به گناه، تعدی به دیگران و وسوسههای شیاطین جن و انس بیمه کنیم. نیز برای پیشگیری از سوانح و خطرات مادی بهترین راهکار در کنار رعایت اصول امنیتی، استفاده از بیمهی معنوی است. بیمهی معنوی از راه چند دقیقه راز و نیاز در هر روز و پرداخت اندکی صدقه حاصل میشود.
دعا و راز و نیاز روزانه بهویژه اگر با توجه به محتوای غنی موجود در ادعیه باشد، الهامبخش هر روزهی یاد خدا و در نتیجه رعایت حق دیگران با خودداری از ظلم و تعدی میشود، همچنین روحیهی ظلمستیزی را در انسان تقویت خواهد کرد تا در کنار روحیهی عدالتمحوری، ظلمپذیر نیز نباشد و اجازه ندهد که دیگران به او ظلم کنند.
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: «وَ أَنْوَاعِ صُنُوفِ الْآلَاتِ الَّتِی یَحْتَاجُ إِلَیْهَا الْعِبَادُ مِنْهَا مَنَافِعُهُمْ وَ بِهَا قِوَامُهُمْ وَ فِیهَا بُلْغَةُ جَمِیعِ حَوَائِجِهِمْ فَحَلَالٌ فِعْلُهُ وَ تَعْلِیمُهُ وَ الْعَمَلُ بِهِ وَ فِیهِ لِنَفْسِهِ أَوْ لِغَیْرِه؛
امام صادق علیه السلام میفرماید: و انواع وسایل و ابزاری که مردمان به آنها نیاز دارند و از آنها استفاده میکنند و سامانیابی زندگیشان به آنهاست و نیازهای گوناگون ایشان با آنها برآورده میشود؛ همه جایز است و باید باشد».(1)
پیامها و نکتهها
یک: کالای تولیدی مورد نیاز جامعه باشد؛ مانند: وسایل حمل و نقل عمومی- هوایی، زمینی، ریلی و دریایی- ، انواع مواد غذایی، انواع دارو، لوازم خانه و وسایل ارتباطی مانند: گوشی همراه و...
دو: سود و منفعت جامعه در آن کالاها باشد.
سه: مایهی قوام و استواری جامعه باشد؛ قوام و استواری جامعه در این است که مردم آن در تولید کالاهای اساسی مانند: صنایع نظامی، انرژی هستهای، موادغذایی از قبیل روغن، گوشت، گندم و... خودکفا باشند. بنابراین تولید هر کالایی که قوام و استواری و استقلال و امنیت کشور وابسته به آن است باید در برنامهی تولید قرار گیرد.
چهار: اقلام تولیدی باید نیاز تودهی مردم را برطرف سازد؛ برخی از کالاها موردنیاز قشر خاصی از مردم است و در میان عدهای خاص مورد استفاده قرار میگیرد مثل: برخی از
1) ) وسائل الشیعة، ج 17، ص 85؛ الحیاة، ترجمهی احمد آرام، ج 5، ص 532
اتومبیلهای گرانقیمت و کالاهای تزیینی؛ ولی برخی از کالاها استفادهی فراگیر دارد مثل: پوشاک، غالب وسایل منزل، بیشتر موادغذایی؛ انواع میوهها، گوشت و...
تأکید بر تولید اینگونه کالاها در کشور به دلیل نیاز فراوان جامعه، سبب ایجاد هزاران فرصت شغلی در چرخهی تولید هر یک از آنها میشود که میتواند مشکل اشتغال را به صورت پایدار حل کند. به طور مثال: بیشترین پارچهی چادری بهویژه چادر مشکی در ایران مصرف میشود ولی حجم وسیعی از آن از خارج وارد میشود؛ اگر با کمک دولت و بخش صنعت و نساجی جلوی واردات این قبیل اجناس گرفتهشود و از تولید داخلی آن حمایت گردد؛ هم میتواند مانع خروج ارز از کشور شود و هم باعث ایجاد اشتغال پایدار برای نیروهای جویای کار.
قَالَ رَسُولُ الله علیه السلام: «...لَکِنَّ اللهَ یُحِبُّ عَبْداً إِذَا عَمِلَ عَمَلاً أَحْکَمَه؛
پیامبر اکرم علیه السلام میفرماید: ... خداوند بندهای را دوست میدارد که چون کاری انجام دهد، محکمکاری کند».(1)
پیامها و نکتهها
میپوسد، لیکن خدا بندهای را دوست دارد که چون کاری انجام دهد، محکمکاری کند و آن را درست و استوار به انجام برساند (و سرسری نگیرد و ساخت آن را از سر خود وا نکند)».(2)
بگیرند. البته میتوانند کالای درجه یک و دو و سه و... را با قیمتهای مختلف داشته باشند تا هر کسی متناسب با توان مالی و سلیقهی خود خریداری کند.
برای بسیاری از مصرفکنندگان، کیفیت و زیبایی کالا مهم است و نه ایرانی و یا خارجیبودن آن؛ لذا اگر کالای ایرانی از این دو شاخصه برخوردار باشد، خود به خود این طیف از خریداران را به سمت خود جلب خواهد کرد. مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” میفرمایند: «مسئلهی واردات بیرویه و بیمنطق ضرر بزرگی است، خطر بزرگی است؛ مردم هم باید این را بدانند. وقتی یک محصول خارجی را ما داریم مصرف میکنیم، در واقع داریم یک کارگر خودمان را بیکار میکنیم، یک کارگر دیگر را داریم به کار وادار میکنیم؛ این هست، منتها مسئلهی مرغوبیت و کیفیت خیلی مهم است و استحکام؛ اینها خیلی مهم است. اگر چنانچه جنس داخلی، تولید داخلی، این خصوصیات را داشته باشد، به طور طبیعی تمایل پیدا میشود».(1)
قَالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ علیه السلام - عِندَ مَا وقَفَ عَلَی خَیّاط - : «یا خَیّاطُ! ثَکلَتْکَ الثَّواکِلُ! صَلِّبِ الخُیُوطَ، وَ دَقِّقِ الدُّرُوزَ، وَ قَارِبِ الغَرْزَ، فَإنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم یَقُولُ: یَحشُرُ الله ُ الخَیّاطَ الخَائِنَ وَ عَلَیهِ قَمِیصٌ وَ رِدَاءٌ مِمَّا خَاطَ وَ خَانَ فِیهِ. واحْذَرُوا السُّقَاطَاتِ، فَإِنَّ صاحِبَ الثَّوبِ أحَقُّ بِهَا، وَ لاَ تَتَّخِذْ بِهَا الأیَادِیَ تَطْلُبُ المُکَافَاةَ؛
امام علی علیه السلام آنگاه که بر در دکان خیاطی ایستاد - فرمود: ای خیاط! مادران بچهمُرده در عزای تو بگریند! نخها را محکم کن و درزها را باریکبگیر و کوکها را نزدیک به هم بزن؛ زیرا از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که میفرمود: خداوند، خیاط خیانتکار را در پیراهن و ردایی از پارچههایی که دوخته و در آنها خیانت کرده است؛ محشور میکند. از برداشتن اضافات پارچهها پرهیز کنید؛ زیرا صاحب جامه به آنها سزاوارتر است؛ مبادا آنها را به عنوان دستمزد و پاداش بردارید!»(2)
پیامها و نکتهها
چند توصیه از مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” دربارهی لزوم رعایت کیفیت در تولید:
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” با تأسی از مولایشان؛ امیرمؤمنان علیه السلام همواره رعایت کیفیت در تولید را سفارش و گوشزد کردهاند که در این مجال به چند نمونه اشاره میشود.
کارگران کشور، در هر نقطه که مشغول کار سازندهای برای آبادانی کشور هستند، بدانند که مشغول مبارزهاند. این مبارزه را هر چه میتوانید با کیفیت بهتر و محکمتر انجام دهید!... کارگر مسلمان باید کارش را بالاتر و بهتر از معیارها و حدود و استانداردهای کار اجرا کند و تحویل دهد. این، فرهنگ و دستور اسلامی است.(1)
در دنیا کمپانیهایی هستند؛ صد سال است اینها دارند کار میکنند، صد و پنجاه سال است دارند کار میکنند و محصولاتشان در دنیا فروش میرود. اسم اینها کافی است که جنس را توی بازار رایج کند؛ به خاطر اینکه درست کار کردند، خوب کار کردند، مشتری مطمئن است به اینها. شما میگویید که ما سفارش کنیم به مردم که تولیدات داخلی را مصرف کنند. من که خُب چند سال است دارم سفارش میکنم؛ بنده که بارها گفتهام، منتها این با شعار درست نمیشود.(2)
چه خوب است کارخانههایی که در کشور ما وجود دارد؛ چه آنهایی که در اختیار دولت است و چه آنهایی که در اختیار مردم است؛ - امروز تعداد زیادی از واحدهای تولیدی در اختیار مردم و مال خود مردم است- یک مقدار از درآمدشان را برای تحقیق، برای پیشبرد کار و برای کیفیت بخشیدن به کالای تولیدیشان صرف کنند. چرا ما باید بنشینیم که دیگری در اروپا یا در یک گوشهی دیگر دنیا تحقیقی بکند و ما از او یاد بگیریم؟! مگر ما کمتر از آنها هستیم؟! مگر ما کمتر میفهمیم؟! پس باید تحقیقات کنند، ابتکار کنند، تولید را جلو ببرند، صنعت را جلو ببرند، تولید را از لحاظ کیفیت و کمیت بالا ببرند!(3)
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: «فِی الْجَیِّدِ دَعْوَتَانِ وَ فِی الرَّدِیِّ دَعْوَتَانِ یُقَالُ لِصَاحِبِ الْجَیِّدِ بَارَکَ اللهُ فِیکَ وَ فِیمَنْ بَاعَکَ وَ یُقَالُ لِصَاحِبِ الرَّدِیِّ لَا بَارَکَ اللهُ فِیکَ وَ لَا فِیمَنْ بَاعَکَ؛
امام صادق علیه السلام میفرماید: در خرید و فروش کالای مرغوب و با کیفیت، دو دعا و در خرید و فروش کالای نامرغوب نیز دو دعا وجود دارد؛ به فروشندهی کالای خوب گفته میشود:
“خدا به تو و به کسی که این کالا را به تو فروخته، برکت دهد!“ و به فروشندهی کالای نامرغوب گفته میشود: “خدا به تو و به کسی که این کالا را به تو فروخته برکت ندهد!“»(1)
پیامها و نکتهها
آمارها میگویند: علیرغم ریشهکنشدن بسیاری از بیماریهای مهم قدیمی و بالارفتن حد متوسط عمر انسانی، بیماریهای روانی و انواع افسردگیها، گسترش زیادی پیدا کرده است؛ به گونهای که در درون خانههای مجلل و زندگیهای مرفه، انسانهای پژمرده، افسرده، ناراحت و نگران فراوانی را مییابیم.(2)
قَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله وسلم: «إِذَا عَمِلَ أَحَدُکُمْ عَمَلًا فَلْیُتْقِن؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: هرگاه یکی از شما میخواهد کاری انجام دهد؛
باید آن را محکم انجام دهد!»(3)
پیامها و نکتهها
یک: برای مصرفکننده به صرفه است؛ زیرا با تهیهی یک محصول باکیفیت، سالها خیالش راحت است و ناچار نیست برای تهیهی یک کالا چندینبار و در فاصلهای کوتاه، هزینه کند.
دو: برای محیطزیست مناسبتر است؛ زیرا کمتر به عنوان زباله دور ریخته میشود و در نتیجه محیطزیست سالمتر میماند.
سه: از جهت مصرف مواد اولیهی تولید مناسب است؛ زیرا برای تهیهی یک کالا، نیاز به مقدار زیادی مواد اولیه است و تهیهی مواد اولیه گاهی پُر هزینه و با سختی همراه است و چه بسا در مدت کوتاهی سبب کمیابشدن و یا نایابشدن مواد اولیه شود.
چهار: به نفع تولیدکننده است؛ زیرا سبب اعتماد مشتریان به آن شرکت میشود بنابراین هم خودِ این مشتری، به مشتری همیشگی این شرکت تولیدی تبدیل میشود ؛ هم به تبلیغی بدون هزینه در نزد دیگران تبدیل میشود ؛همچنین دعای خیر خریداران را در پی دارد.
پنج: از همه مهمتر اینکه تولید باکیفیت، محبوب خداوند و سیرهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و اولیای خدا است. بنابراین همهی تولیدکنندگان میتوانند به قصد اینکه تولید باکیفیت؛ محبوب خداوند است، کالای باکیفیت تولید کنند که در اینصورت تولیدشان رنگ عبادت و معنویت به خود میگیرد.
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم: «إنَّ الله َ تَعَالَی یُحِبُّ مِنَ العَامِلِ إذا عَمِلَ أن یُحسِنَ؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: خداوند متعال دوست دارد کسی که کاری انجام میدهد، آن را زیبا و هنرمندانه انجام دهد».(1)
پیامها و نکتهها
1) ) نهج الفصاحه، ص 801
دوست دارد که جانشین او در زمین، انسانِ وارستهای باشد که معماری کارهای او فنی و زیباسازیهای عمل او نیز هنرمندانه باشد».(1)
رنگ و شکلی خاص را بپسندد، بنابراین تولیدکنندههای موفق کسانی هستند که کالای تولیدی خود را در قالبها و رنگهای متنوع تولید کرده و در بستهبندیهایی زیبا عرضه نمایند تا بتوانند همهی سلیقهها را جذب کنند.
توصیه میشود با حمایت دولت، در نزدیکی مراکز تولیدی، صنایع بستهبندی کالا راهاندازی گردد تا ضمن ایجاد فرصت شغلی برای نیروهای بومی هر شهر و استان؛ هم از مهاجرت نیروی کار به شهرهای بزرگ جلوگیری شود، هم در حمل بار و نرخ تمامشدهی کالاهای تولیدی صرفهجویی شود و هم تولیدکنندهها با عرضهی مستقیم اجناس خود به شرکتهای تولیدی، به سود واقعی کالای خود برسند.
«تَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی؛
و در نیکوکاری و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید».(2)
پیامها و نکتهها
نیک، تعاون و همکاری کنند ولی همکاری در اهداف باطل و اعمال نادرست و ظلم و ستم، بهطور مطلق ممنوع است؛ هر چند مرتکب آن، دوست نزدیک یا برادر انسان باشد».(1)
حضرت آیتالله جوادی آملی”حفظهاللهتعالی” این آیه را ناظر به ساختن مدینهی فاضله و جامعهی برین بر مبنای بِر و تقوی دانسته و می فرمایند: «مردم یکدیگر را با نیکی و پرهیزکاری کمک کنند و برای ترویج آن در جامعه و ریشهکنکردن فساد و تباهی بکوشند تا ارکان جامعهی اسلامی بر پایههای تقوی بنا نهاده شوند».(2)
یک: تولید اسباببازی با رعایت ارزشهای اسلامی و با هدف آموزش آداب اسلامی.
توضیح این مطلب باید گفت: اسباببازیها دارای سه کارکرد اساسی میباشند:
الف: موجب سرگرمی کودکان میشوند.
ب: استعدادهای نهفتهی کودکان را شکوفا میکنند؛ این استعدادها بر دو قسماند: استعدادهای خوب و استعدادهای بد.
ج: مانند معلم، مفاهیم و آموزههایی را به طور غیرمستقیم به کودکان منتقل میکنند.
بنابراین اسباببازی میتواند پرورشدهندهی استعدادهای انسانی و ارزشهای الهی در کودکان باشد و آنها را به سمت خوبیها هدایت کند، همچنین میتواند کودکان را به سمت ضد ارزشها و ناهنجاریها سوق دهد.(3)
دو: تولید پوشاکی که حجاب اسلامی در آن رعایت شود و به گسترش فرهنگ حجاب و عفاف کمک کند. تولیدکنندگان و طراحان مد و لباس میتوانند با رعایت شئون اسلامی، هر ساله مدهای جدید مناسب با فرهنگ اسلامی- ایرانی عرضه کنند، تا هم به حس تنوعطلبی جامعه بهویژه در قشر جوان پاسخ دهند و هم به طراحان و تولیدکنندگان غربگرا، مجالی برای عرضاندام در فضای کشور اهل بیت علیهم السلام ندهند. متأسفانه خانوادههای متدیّن و پایبند به ارزشها، دلِ خونی از وضعیت آشفتهی بازار تولید پوشاک دارند؛ گاه یک زن مسلمان برای خرید یک مانتو تمام بازار پوشاک را زیر پا میگذارد ولی دریغ از وجود یک مانتو که در آن حدود شرعی ضمن برخورداری از ظاهری زیبا و کیفیتی مناسب، رعایت شده باشد؛ پس به
ناچار باید بر خلاف میل باطنی خود از همان لباسهای موجود خریداری کند.
خوشبختانه اخیراً در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حرکتهای مبارکی با هدف گسترش و حمایت از طراحی و تولید لباسهای ملی همراه با رعایت ارزشهای دینی شروع شده است که امیدواریم به سرنوشت غمبار عروسکهای “دارا و سارا” گرفتار نشود.
سه: در طراحی و تولید لوازمالتحریر، پوشش وسایل خانه، پرده ، تابلوهای تزیینی و... میتوان از نقش و تصاویری استفاده کرد که انتقالدهندهی مفاهیم ارزشی به ذهن بیننده باشد.
چهار: به تمام تولیدکنندهها در تمام عرصههای تولیدی توصیه میشود؛ قبل از طراحی و تولید، اندکی بیاندیشند که چگونه میتوانند کالایی را تولید کنند که زندهکنندهی ارزشهای الهی در جامعه و در ذهن بیننده باشند. در اینصورت به تولیدکننده و ترویجکنندهی ارزشهای الهی برابر همان ثوابی داده میشود که به عملکنندهی به ارزشها داده میشود؛ بدون اینکه از پاداش هر یک[چیزی] کم شود.(1)
«وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللهَ إِنَّ اللهَ شَدیدُ الْعِقابِ؛
و در گناه و تعدّی دستیار هم نشوید و از خدا پروا کنید که خدا سختکیفر است!»(2)
پیامها و نکتهها
در نظام اقتصادی سرمایهداری غرب؛ چون تنها سودآوری و کسب منافع مادی برای سرمایهداران مطرح است، کاری به زیانآور بودن کالای تولیدی ندارند، لذا گاهی زیانآورترین کالاها مانند مواد مخدر صنعتی و روانگردان را تولید و روانهی بازار مصرف میکنند؛ ولی در فقه اسلامی، سودآور و یا زیانبار بودن یک کالا از لحاظ جسمی و روحی و معنوی، مورد عنایت قرار گرفته و تولید و خرید و فروش هر کالایی که زیانآور باشد-چه برای جسم، چه برای روح- تحریم شده است؛ مانند: تولید سلاحهای کشتار جمعی، بمب اتم، مواد مخدر، شراب، فیلمهای مبتذل، نوارهای موسیقی مناسب مجالس لهو و لعب و...
بر اساس آیهی فوق، تولید هر کالایی زمینه را برای ارتکاب گناه فراهم آورد؛ نهی شده است. بر این اساس از آیهی فوق استفادههای حقوقی شده و برخی از خرید و فروشها و قراردادهای تجاری که کمک به گناه محسوب میشود، حرام و ممنوع گردیده است؛ مانند:
فروختن انگور به کارخانههای شرابسازی، فروختن اسلحه به دشمنان حق و عدالت و یا اجارهدادن محل برای انجام معاملات نامشروع و اعمال خلاف شرع و... که احکام آنها بهطور مفصل در کتابهای فقهی بیان شده است.
در روایتی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم آمده است: «هنگامیکه روز قیامت بر پا شود، منادی ندا میدهد: کجا هستند ستمکاران و کجا هستند یاوران آنها و کسانی که خود را شبیه آنان ساختهاند؛ حتی کسانی که برایشان قلمی تراشیده و یا دواتی را (با لیقه) آماده کردهاند؟ پس همهی آنها را در تابوت آهنی قرار میدهند، سپس در میان جهنم پرتاب میکنند».(1)
به گفتهی حضرت آیتالله جوادی آملی”حفظهاللهتعالی” شاید مراد از “اِثم”؛ گناهان شخصی نظیر: شرابخواری، قماربازی، زنا و بیعفتی، بیحجابی و بیحیایی و... باشد و مراد از “عُدوان” گناهان اجتماعی مانند: گمراهساختن دیگران، تجاوز به جان، مال، ناموس و عِرض و آبروی دیگران و... باشد.(2)
بر اساس نکتههای فوق، تولید کالاهایی که ترویجکنندهی فرهنگ بیحجابی و بیحیایی و به نوعی سوقدهندهی استفادهکننده به سمت بدیها و ضد ارزشها باشد، نوعی کمک به “اثم” و “عدوان” محسوب میشود که به برخی نمونهها اشاره میگردد.
یک: تولید لباسهای چسبان و نمایانکنندهی برجستگیهای بدن؛ که مروج بیحیایی و بدحجابی و تهییجکنندهی شهوت در بینندهها میباشد.
دو: تولید وسایل قمار، مواد منفجره و ترقه برای چهارشنبهسوری و... .
سه: تولید اسباببازیهایی که حاوی انواع موسیقیهای مبتذل و آرایشهای تند و زننده بوده و احیاناً دارای قابلیت رقص هستند.
چهار: تولید لوازمالتحریر، کیف مدرسه، لوازم بهداشتی و آرایشی؛ با تصاویر و برچسبهای باربی و نمادهای گروهها و فرقههای انحرافی مانند: شیطانپرستی و... .
پنج: تولید و ساخت طلای مردانه، تولید کروات و پاپیون، تولید جورابهای نازک و لباسهای بدننما برای استفاده در انظار عمومی و در معرض دید نامحرمان.
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم: «یَا ابْنَ مَسْعُودٍ إِذَا عَمِلْتَ عَمَلاً فَاعْمَلْ بِعِلْمٍ وَ عَقْلٍ وَ إِیَّاکَ وَ أَنْ تَعْمَلَ عَمَلًا بِغَیْرِ تَدَبُّرٍ وَ عِلْمٍ فَإِنَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ یَقُولُ وَ لا تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکَاثاً؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: پسر مسعود! هر کاری را که میکنی؛ از روی عقل و دانش کن و از عمل بدون علم و تدبیر بپرهیز که خداوند میفرماید: “چون پیرزنی که نخها را پس از رشتن دوباره پنبه میکند؛ نباشید!”(1)».(2)
پیامها و نکتهها
زمانی تولید، تولیدی موفق خواهد بود که مبتنی بر علم و دانش و تخصص باشد؛ علم به باید و نبایدها و قوانین فقهی و حقوقی مربوط به تولید و تجارت در عرصهی کشوری و بین المللی، علم به نیاز و سلیقهی مصرفکننده، علم به فرایند تولید و استانداردهای لازم، علم به اولویتهای تولید، علم به فنآوری و تکنولوژی روز و...
لازمهی پیوند علم و تولید، پیوند بین صنعت با نهادهای علمی اعم از دانشگاه و حوزه میباشد.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” در اینباره میفرمایند:
«این نکتهی بسیار مهمی است؛ این همان چیزی است که من روی آن تکیه میکنم: ”متصلشدن مراکز علم و تحقیق با مراکز استفادهکننده از علم و تحقیق”؛ اینها همدیگر را زیر نظر داشته باشند و از هم استفاده کنند؛ هم آنها میتوانند تحقیق اینها را جهت بدهند، هم اینها میتوانند فعالیت آنها را جهت بدهند».(3)
قَالَ الصَّادِق صلی الله علیه و آله وسلم: «کُلُ ذِی صِنَاعَةٍ مُضْطَرٌّ إِلَی ثَلَاثِ خِلَالٍ یَجْتَلِبُ بِهَا الْمَکْسَبَ وَ هُوَ أَنْ یَکُونَ حَاذِقاً بِعَمَلِهِ مُؤَدِّیاً لِلْأَمَانَةِ فِیهِ مُسْتَمِیلاً لِمَنِ اسْتَعْمَلَه؛
امام صادق علیه السلام میفرماید: هر صنعتگری ناگزیر باید از سه خصوصیت بهرهمند باشد تا کسب و کارش رونق یابد؛ در کار خود ماهر باشد، امانت را در کار رعایت کند و نظر کسی را که کاری به او سپرده است جلب نماید».(4)
پیامها و نکتهها
1.“حاذق” از ریشهی”حَذِقَ” به معنای داشتن مهارت در کار است؛ بهگونهای که شخص،
دشواریها و ظرافتهای کار را بداند.(1)بر این اساس کارفرما و نیروی کاری که به کار گرفته میشود؛ باید دارای تخصص و مهارت لازم برای تولید مطلوب، مرغوب و به روز باشند تا در امر تولید موفق باشند و بتوانند کالایی را با رعایت استانداردهای روز دنیا تولید و عرضه کنند.
لازمهی این کار آن است که پیوند عمیقی بین بازار، صنعت و نظام آموزشی بر قرار شود؛ نظام آموزشی در خدمت صنعت قرار گیرد و به پرورش نیروی کار متخصص و ماهر برای بخشهای مختلف تولیدی به تناسب نیاز و بر اساس آخرین استانداردها بپردازد، همچنین نظام تولید و صنعت نیز نیروی کار خود را از فارغالتحصیلان ماهر و متخصص نظام آموزشی جذب کنند.
کارفرما و صاحبان صنایع نیز خوب است دورههای آموزشی ضمن خدمتی را برای ارتقاء دانش و مهارت کارگرانشان مطابق با آخرین دستاوردهای علمی و فنی در نظر بگیرند تا بهترین بهرهوری را از نیروی کارخود داشته باشند.
کارفرما و صاحب سرمایه از چند جهت امانتدار است:
امانتدار خدا: بر اساس توحید مالکیت که از شاخههای مهم توحید افعالی است، تمام آنچه داریم اعم از اعضا و جوارح، نیروی عقل و فکر، امکانات و اموال و... دادههای الهی است که خداوند به عنوان امانت در اختیار ما قرار داده است تا هم خودمان به اندازهی نیاز و به دور از اسراف و تبذیر از آن استفاده کنیم و هم، مازاد نیاز خود را در قالب انفاق، وقف، قرضالحسنه، ایجاد اشتغال و... در اختیار دیگران قرار دهیم.
امانتدار بیتالمال: دولت برای حمایت از تولید ملی معمولاً تسهیلاتی را در اختیار کارآفرینان و صاحبان صنایع و تولید قرار میدهد؛ این تسهیلات به منزلهی امانتهایی است که در اختیار آنان قرار میگیرد و امانتداری اقتضا میکند که از آن تسهیلات، در همان جهتی استفاده کنند که برای آن منظور گرفتهاند، و از هزینهکردن بیجای آن خودداری فرمایند.
امانتدار مردم: گاه مشتری سفارش تولید جنسی را به تولیدکننده میدهد و یا جنسی را در اختیار یک واحد تولیدی قرار میدهد تا برای او کالایی را تولید کند؛ این جنس و سفارش، امانتی است که تولیدکننده باید مطابق قراردادی که با مشتری بسته، همانطور که مشتری خواسته و با کیفیت مطلوب او؛ کالا را تولید و تحویل نماید.
تولید به طور مستقیم روی دوش کارگر قرار دارد؛ لذا باید زمینه و انگیزهی لازم و مناسب برای کارگر جهت کار همراه با احساس مسئولیت وجود داشته باشد.
1) ) المصباح المنیر، ج 2، ص 126
پرداخت حقوق مکفی، عادلانه و به موقع، پرداخت حق بیمه، در نظر گرفتن تعطیلات و مرخصیهای لازم، برخورد مناسب و عاطفی و... بخشی از اقداماتی است که کارفرما میتواند برای حمایت و جلب نظر کارگر انجام دهد.
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم: «مَنْ ظَلَمَ أَجِیراً أَجْرَهُ أَحْبَطَ اللهُ عَمَلَهُ وَ حَرَّمَ عَلَیْهِ رِیحَ الْجَنَّةِ وَ إِنَّ رِیحَهَا لَیُوجَدُ مِنْ مَسِیرَةِ خَمْسِمِأئَةِ عَام؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: هرکس به کارگر در پرداخت مزدش ستم کند، خداوند اعمال نیک او را حبط میکند و بوی بهشت را بر او حرام میگرداند، در حالیکه بوی خوش آن از فاصلهی پانصد سال تا بهشت استشمام میشود».(1)
پیامها و نکتهها
شاید بتوان گفت کارگر مهمترین نقش را در میزان بهرهوری و تولید کالای باکیفیت ایفا میکند، لذا باید حقوق و مزایایی متناسب با نقشی که دارد، برای او تعیین شود.
ظلم در مقابل عدالت است؛ عدالت یعنی هر چیزی را در جای مناسب خود قرار دادن(2)و یا حق هر کسی را برابر با حقی که دارد به او دادن.(3)بنابراین عدالت به معنای مساوات و برابری نیست؛ بنابراین نمیتوان برای تمامی کارگران حقوق یکسان و واحدی تعیین کرد، بلکه هر کارگر نسبت به توانمندیها و نقشی که در تولید و یا خدمت دارد و نسبت به وقتی که صرف انجام کار مینماید، حقی متناسب با خود پیدا میکند. رعایتکردن این حق؛ عدالت است و عدم رعایت آن، یعنی پرداخت کمتر از حقش؛ ظلم به او است. اینکه هرساله برای طبقهی کارگر حقوق یکسان و واحدی به عنوان حقوق پایه و حداقل اعلام شود، برای تمام کارگران خوب است؛ ولی لازم است شرکتها و واحدهای تولیدی برابر با اضافهکاری و یا نقشآفرینی بیشتر برخی از کارگران بر حقوق ایشان بیافزایند.
عدالت نسبت به کارگر اقتضا میکند که قبل از شروع به کار، برابر با میزان نقشی که در تولید و کار دارد، و برابر با ساعت کاری، حقوق مناسبی برایش تعیین و به او اعلام شود و توصیه میشود که حداقل، همان حقوقی که از جانب دولت برای کارگران اعلام شده است
مبنا قرار گیرد. امام رضاعلیه السلام به شدت با کارفرمایی که بدون بستن قرارداد مشخص، کارگری را به کار گرفته بود،
برخورد کردند.(1)با کمال تأسف گاهی برخی از کارفرمایان، برگهی قرارداد بین خود و کارگر را بدون اینکه مفاد قرارداد در آن نوشته شده باشد، در اختیار کارگر قرار میدهند و با تهدید به اخراج، از او میخواهند که امضا کند؛ تا بعد خودشان بر اساس میل شخصی، آن را تکمیل کنند! کارگر نیز که خود را مجبور به ادامهی کار میداند، بهناچار آن را امضا میکند. اینگونه اقدامات، ظلم فاحش به کارگران است و سبب میشود که آنها نیز به نوعی با کمکاری و یا هر اقدام دیگری واکنش نشان دهند. روشن است که در چنین فضایی نمیتوان تولید با کیفیت و پایدار را انتظار داشت.
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم: «قالَ اللّه ُ تَعَالی: ثَلَاثَةٌ أنَا خَصْمُهُم یَومَ القِیَامَةِ؛ رَجُلٌ اُعطِیَ بِی ثُمَّ غَدَرَ، وَ رَجُلٌ بَاعَ حُرّا فَأکلَ ثَمَنَهُ وَ رَجُلٌ اسْتَأجَرَ أَجِیرا فَاسْتَوفَی مِنهُ وَ لَمْ یُعْطِهِ أَجرَهُ؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: خداوند متعال فرمود: سه نفرند که در روز قیامت، من خود مدّعی ایشانم؛ کسی که با من پیمان ببندد سپس پیمان بشکند، کسی که انسان آزاد را بفروشد و بهای فروش او را بخورد و کسی که کارگری را اجیر کند و از او کامل کار بکشد اما مزدش را نپردازد».(2)
پیامها و نکتهها
کارفرما باید به موقع و در موعد مقرر حق بیمه و حقوق کارگر را پرداخت کند. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «پیش از آن که عرق کارگر خشک شود؛ حقوق او را بپرداز!» همینطور امام صادق علیه السلام به سرکارگر کارگرانِ خود بعد از پایان کار فرمودند: «قبل از آن که عرقشان خشک شود؛ حقوقشان را پرداخت کن!»(3)متأسفانه گاهی شنیده میشود که برخی از کارفرمایان تا ماهها پرداخت حقوق کارگران را به تأخیر میاندازند. این کار ظلم فاحش به کارگری است که چه بسا در پایان ماه باید اجارهی خانه و یا قسطی را پرداخت کند و چشم همسر و فرزندانش نیز به دست اوست.
کارفرما باید بعد از انجام کار، نه تنها کمتر از میزان قراردادی که قبلاً توافق کردند به
کارگر ندهد بلکه حتی اگر میتواند مقداری بیشتر از مبلغ قرارداد به او پرداخت کند. پیامبر مهربانیها؛ حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «خداوند هر گناهی را میآمرزد ولی گناه کسی که حقی از کارگر را نپردازد؛ نمیآمرزد». همچنین فرمودند: «یکی از پلیدترین گناهان؛ گناه کسی است که حق کارگر را نپردازد».(1)
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم: «وَیْلٌ لِصُنَّاعِ أُمَّتِی مِنَ الْیَوْمِ وَ غَد؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: وای بر صنعتکاران امت من از “امروز و فردا کردن!”»(3)
پیامها و نکتهها
اگر بخش تولید خواستار رونق است و میخواهد مردم و شرکتها(بهویژه شرکتهای خارجی) به خرید از آنها رغبت نشان دهند؛ باید به تعهدات خود عمل کنند، طبق قرارداد و در موعد مقرر کالا را به مشتری تحویل دهند و از امروز و فردا کردن جداً بپرهیزند. امام رضاعلیه السلام میفرمایند: «سیرهی ما اهل بیت، این است که وعدههای خود را مانند دَینی بر عهدهی خود میدانیم».(4)
چون امر تولید بر دوش نیروی کار است، لازمهی عمل به موقع به تعهدات کارفرما، این است که حمایت از نیروی کار و عمل به تعهدات در قبال آنان، همواره مدّنظر جدی کارفرمایان باشد.
برای اینکه شرکتهای تولیدی بتوانند به تعهدات خود پایبند باشند؛ باید قراردادها را واقعی و بر اساس توان خود در امر تولید منعقد کنند و از بستن قراردادهای غیرواقعی که معمولاً فقط به منظور جذب مشتری و از دستندادن او منعقد میشود، خودداری نمایند.
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم: «فَإِنَّ الجالِبَ إلَی سُوقِنَا کَالمُجاهِدِ فِی سَبیلِ الله، وَالمُحتَکِرَ فی سُوقِنَا کَالمُلحِدِ فی کِتابِ اللهِ؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: همانا آورندهی جنس به بازار ما، همانند جهادکنندهی در راه خداست؛ و احتکارکنندهی جنس در بازار ما، همانند کسی است که در کتاب خدا، کافر شمرده شده است».(1)
پیامها و نکتهها
واژهی”جَالِب” به معنای آورندهی کالا به بازار است، لذا عرضهی کالا به بازار با هدف تأمین نیازمندیهای مسلمین، خدمت به خلق خدا است و رونق بخشیدن به بازار مسلمین، پاداشی مانند مجاهد راه خدا دارد.
واژهی”جالب”، در مفهومی گسترده، انتقال هرگونه سرمایه، فنآوری، مدیریت، کارآفرینی و کالاهای مورد نیاز به درون کشور را در بر میگیرد که خود زمینهی رونق تجاری و رفاه عمومی را فراهم میسازد.(2)
قید”فِی سَبیلِ الله” این نکته را گوشزد میکند که جذب سرمایه از خارج و عرضهکردن کالا بهویژه کالاهای خارجی؛ باید در چهارچوب مصالح مسلمین و استقلال اقتصادی و سیاسی و فرهنگی نظام اسلامی باشد؛ و با رعایت مصالح اسلام و مسلمین است که پاداش مجاهد در راه خدا به فعال اقتصادی داده میشود.
بنابراین عرضهی کالاهایی که فرهنگ عمومی جامعه را به سمت ابتذال و آلودگی سوق میدهد، این پاداش را ندارد؛ مانند: برخی از لباس که پوشش مناسب اسلامی در آن رعایت نمیشود، عرضهی آنتنهای ماهواره برای عموم مردم، ابزار قمار و لهو و لعب، سیدی و فیلمهای مبتذل و بازیهای رایانهای تولیدی دشمنان اسلام و انقلاب، اجناس قاچاق و... بلکه از آن جهت که زمینهی گناه را برای دیگران فراهم میکند؛ نوعی کمککردن به دیگران برای ارتکاب گناه محسوب میشود، در حالیکه خداوند در آیهی دوم سورهی مبارکهی مائده میفرماید: «در گناه و تعدّی به همدیگر کمک نکنید!»
کالا در بازار، قیمتش بالاتر رفته و در نتیجه با فروش آن به قیمت بالاتر، به سود بیشتری دست یابد. اگر فروشندهای در این فضا از احتکار خودداری کند و کالای خود را در بازار به قیمت مناسب عرضه کند؛ ثواب مجاهد در راه خدا را دارد. مانند امام صادق علیه السلام که وقتی متوجه میشوند گندم در بازار گران شده است، به غلام خود دستور میدهند تا بر خلاف عرف رایج، گندمهای داخل منزل را بفروشد و به مقدار نیاز روزانه، مانند سایر مردم از بازار گندم بخرد.(1)
قَالَ الصَّادِق علیه السلام: «ثَلَاثَةٌ یُدْخِلُهُمُ اللهُ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِسَابٍ إِمَامٌ عَادِلٌ وَ تَاجِرٌ صَدُوقٌ وَ شَیْخٌ أَفْنَی عُمُرَهُ فِی طَاعَةِ اللهِ؛
امام صادقعلیه السلام میفرماید: سه گروه هستند که بدون حسابرسی در صحرای محشر، وارد بهشت میشوند: رهبر عادل، تاجر راستگو و سالمندی که عمرش را در راه اطاعت خداوند سپری کرده باشد».(2)
پیامها و نکتهها
در عصر حاضر با توجه به گستردگی شهرها و روستاها و کشورها، تولیدکننده ناگزیر است کالای خود را به مصرفکنندگان داخلی و خارجی معرفی کند. تبلیغات کالا باید صادقانه و مبتنی بر کارکردهای مثبت و واقعی کالا باشد؛ نه اینکه برای فریب افکار عمومی و فروش کالا، به تبلیغات دروغین و فریبنده روی آورند و ویژگیها و کارکردهایی غیرواقعی برای کالا برشمارند؛ این کار، هم سبب فریب مشتری و ضرر و زیان او میشود و هم به ضرر و زیان تولیدکننده و فروشنده تمام میشود زیرا وقتی مشتری آثار تبلیغی را بعد از خرید، در آن کالا مشاهده نکند، به این شرکت تولیدی بدبین میشود و این سبب از دستدادن مشتریها در درازمدت خواهد شد.
در سال تولید ملی؛ صدا و سیمای جمهوری اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداریها و همهی کسانی که به نوعی در تبلیغ و معرفی کالاها سهمی دارند، باید تبلیغ و معرفی کالای تولید ایران را وظیفهی خود بدانند و از معرفی و تبلیغ پُر زرق و
برق و فریبندهی کالاهای تولید کشورهای دیگر که سبب به وجود آمدن احساس نیاز کاذب، مدگرایی، چشم و همچشمی و سوقدادن مردم به سمت خرید کالای خارجی میشود، به جد بپرهیزند.
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم : «لا یَحِلُّ لِأحَدٍ یَبِیعُ شیئاً إلاّ بَیَّنَ ما فِیه، و لا یَحِلُّ لِمَن عَلِمَ ذَلکَ إلاَّ بَیَّنَهُ؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: بر هیچکس روا نیست چیزی را بفروشد؛ مگر اینکه هر عیب و ایرادی دارد به خریدار بگوید و هر کسِ فرد دیگری هم از آن عیبها اطلاع داشته باشد؛ باید بگوید».(1)
پیامها و نکتهها
لازم است حتیالامکان در کنار محصولات تولیدی، دفترچهی راهنما هم وجود داشته باشد تا به معرفی کالا بپردازد؛ ویژگیها، مزایا، درجهی مرغوبیت کالا و طرز استفاده از آن را بیان کند؛ همینطور اگر عوارض سوء دارد، آن عوارض را نیز صادقانه با مصرفکنندگان در میان بگذارد. به ویژه در برخی از داروها، موادغذایی، نوشیدنی، دخانی و... که اطلاع از عوارض آنها برای مصرفکننده از اهمیت بسیاری برخوردار است.
بیان وزن دقیق کالا در اجناس بستهبندیشده مانند: مواد غذایی و... ضروری است.
درجهی مرغوبیت کالا در اقلامی نظیر پارچه و لوازم خانگی، میزان درصد مواد تشکیلدهندهی کالا مانند درصد چربی در شیر و سایر مواد لبنی، نوع سازه در ساختمانسازی (اسکلت، نیمه اسکلت، غیر اسکلت، ضد زلزله و...)، بیان خصوصیات خودرو و... و در یک کلام؛ تمام اطلاعاتی که در فروش کالا و ارزش واقعی آن نقش دارد، باید بیان شود.
اگر جنس مرغوب و غیرمرغوب با هم مخلوط است؛ [فروشنده] باید آن را به عنوان جنس مخلوط به فروش برساند و بگوید که این جنس، مخلوطی از خوب و بد است؛ مثل: چای مخلوط که مخلوطی از چای داخلی و خارجی است؛ اگر شیر با آب مخلوط است [باید] بگوید که این شیرها با کمی آب [هرچند کم] مخلوط شده است؛ و اگر کالایی مشابه کالای اصلی است [باید] بگوید این جنس مشابه جنس اصلی است؛ وگرنه پنهان نگهداشتن اطلاعاتی که در ارزش کالا و در خرید و فروش کالا نقش تعیینکنندهای دارد، به عنوان “غش در معامله” به شدت نهی شده است.(2)
زیر و روی کالاهای بستهبندیشده
مخصوصاً موادغذایی مانند: میوهها، خرما و... باید یکسان باشد و در صورت تفاوت، لازم است آن را بیان کنند.
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم : «لَا یَبِیعُ حَاضِرُ لِبَادٍ، دَعُوا النَّاسَ یَرزُقُ الله بَعضَهُم مِن بَعضٍ؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: شهری نباید به جای روستایی اجناس او را بفروشد؛ مردمان را به حال خود واگذارید، خدا روزی بعضی از ایشان را بهوسیلهی بعضی دیگر خواهد رساند».(1)
پیامها و نکتهها
یکی از معضلات بازار و نظام اقتصادی موجود این است که کشاورزان ، دامداران و باغبانان به دلیل ارزانبودن محصولاتشان احساس میکنند تولیداتشان با محاسبهی وقت و سرمایهای که برای تولید آن هزینه کردهاند؛ توجیه اقتصادی ندارد، لذا نسل جدید انگیزهی زیادی برای پرداختن به این امور نشان نمیدهند. از طرفی ما مصرفکنندهها نیز گاهی با مراجعه به بازار میوه و ترهبار، موادغذایی و لبنیاتی و... به دلیل گرانبودن محصولات از خرید منصرف شده و با دست خالی به منزل بر میگردیم. به طور مثال؛ گاه در گزارشهای خبری میشنویم که پیاز، کیلویی سیتومان از کشاورز خریده میشود ولی کیلویی پانصد تا هزار تومان به دست مصرف کننده میرسد! این تفاوت قیمت چرا ایجاد میشود و به جیب چه کسانی میرود؟! جز این است که به جیب دلالها و واسطههای غیر ضروری میرود؛ بدون اینکه زحمت زیادی برای تولید آن کشیده باشند؟! آیا انصاف و عدالت است که حق کشاورز از یک کیلو پیاز سیتومان باشد در حالیکه چندین ماه برای تولید محصول زحمت کشیده؛ سردی و گرمی چشیده و عرق ریخته، ولی حق یک دلال و واسطهی غیرضروری صدها تومان باشد؟!
راه حل چیست؟ راه حل را پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در حذف واسطههای غیرضروری دانسته و فرمودهاند: شهری نباید واسطهی فروش اجناس روستاییان و بادیهنشینان باشد؛ لذا باید تدابیری اندیشیده و اجرا شود که خودِ تولیدکننده با کمترین واسطه، جنس خود را به بازار مصرف عرضه کند؛ تا هم کالای تولیدکننده با قیمتی که برای او توجیه اقتصادی دارد به فروش برسد و هم مصرفکننده، آن را با قیمتی ارزانتر خریداری نماید. خرید تضمینی کالا توسط دولت و یا شرکتهای تعاونی، احداث سردخانه در مراکز تولید محصولات، نظارت و کنترل بازار از تولید تا مصرف و احداث کارخانههای تبدیل محصولات به فرآوردههای مصرفی در مراکز تولید؛ نمونهای از راهکارهای حل این معضل است.
1) ) الحیاة، ترجمهی احمد آرام، ج 5، ص 577
قَالَ الرِّضَاعلیه السلام: «رِبْحُ الْمُؤْمِنِ عَلَی أَخِیهِ رِباً إِلَّا أَنْ یَشْتَرِیَ مِنْهُ شَیْئاً بِأَکْثَرَ مِنْ مِائَةِ دِرْهَمٍ فَیَرْبَحُ فِیهِ قُوتَ یَوْمِهِ أَوْ یَشْتَرِیَ مَتَاعاً لِلتِّجَارَةِ فَیَرْبَحُ عَلَیْهِ رِبْحاً خَفِیفاً؛
امام رضاعلیه السلام میفرماید: سودگرفتن مؤمن از برادر دینی خود، ربا است؛ مگر اینکه کالایی از او بخرد که ارزش آن بیش از صد درهم باشد که در اینصورت میتواند به اندازهی گذرانِ زندگی روزانهاش سود دریافت کند و یا کالایی را با هدف تجارت بخرد؛ که میتواند سود خفیف و اندکی از آن بگیرد».(1)
پیامها و نکتهها
اهل بازار نیز رونق خرید و فروش را با وجود سود کمتر و کالای ارزانتر بر قیمتهای بالا که سبب بیرونقشدن داد و ستد میشود، ترجیح میدهند.
نمیشود درصد مشخصی را برای میزان سود دریافتی معیّن کرد و آن را به همه دیکته نمود، لذا امام رضاعلیه السلام میفرمایند: میزان سود دریافتی، خفیف و اندک (به مقدار هزینهی زندگی) باشد؛ بنابراین سودهای کلان ناروا است. همینطور فرمودند: به مقدار تأمین نیازمندیهای زندگی به دور از اسراف و تجملگرایی باشد، یعنی تجار و معامله گران باید به سود اندک در حد گذران زندگی قانع باشند و به دنبال دریافت سودهای کلان نباشند.
اینکه تولیدکنندگان و فروشندگان کالا، به سود اندک و به مقدار کفاف زندگی و برابر حقالزحمهی خود برای تولید یا فروش، قانع باشند؛ سبب کاهش قیمت تمامشدهی کالای مصرفی میشود، در نتیجه؛ هم توان رقابت با شرکتهای تولیدی دیگر بهویژه در حوزهی واردات افزایش مییابد، هم سبب میشود که مردم تمایل بیشتری به خرید از بازار نشان دهند و هم شرکتهای تولیدی ما توان رقابت با سایر کشورها در بازارهای جهانی را خواهند داشت.
در این روایت معاملات به سه قسم تقسیم شده است:
یک: معاملات کوچک که طبعاً افراد نیازمند و فقیر به سراغ آن میآیند؛ در اینجا توصیه شده که هیچ سودی گرفته نشود و به اصطلاح فروش به صورت “رأس المال” انجام پذیرد.
1) ) مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 13، ص 255
دو: معامله با کسانی که قدرت بیشتری برای خرید دارند؛ در معامله با این افراد، اضافهنمودن سود عادلانهای به اندازهی نیاز روزانه بر اصل سرمایه، بلا مانع است.
سه: معامله با گروهی که جنسی را به عنوان تجارت از دیگری خریداری میکنند؛ در مورد آنان نیز به سود عادلانهی آمیخته با ارفاق توصیه شده است.(1)
س: گرفتن چه مقدار سود در فروش کالا مجاز است؟
ج: مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” فرمودهاند: «سود گرفتن حد معیّنی ندارد؛ بنابراین تا وقتی که به حد اجحاف نرسیده و بر خلاف مقررات دولت هم نباشد؛ اشکال ندارد ولی افضل بلکه مستحب آن است که فروشنده به آن مقدار سودی که هزینههایش را تأمین میکند، اکتفا نماید».(2)
حضرت آیتالله مکارم شیرازی”حفظهاللهتعالی” نیز در پاسخ به همین سوال فرمودهاند: «موارد مختلف است و حد ثابتی ندارد؛ اما رعایت انصاف در هر حال شایستهی هر مسلمانی است و اگر از طرف حکومت اسلامی نرخ معیّنی تعیین شده باشد، از آن نباید تخلف کرد».(3)
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم: « لَا تَنَاجَشُوا وَ لَا تَدَابَرُوا؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: با همدستی یکدیگر قیمتها را بالا نبرید و به یکدیگر پشت نکنید!»(4)
پیامها و نکتهها
“تَنَاجَشُوا” از مادهی”نَجَشَ” و از باب “ تفاعل” است؛ یکی از معانی باب تفاعل نیز به معنای «تظاهر» است. بر اساس این معنی، واژهی ”تَنَاجَشُوا” بیانکنندهی حالتی است که؛ فردی که قصد خرید کالایی را ندارد ضمن تبانی با فروشنده، قیمت آن را بیش از ارزش واقعی بالا ببرد و نزد مشتری اصلیِ کالا تظاهر کند که میخواهد آن را بخرد؛ تا کسیکه مشتری اصلی است بشنود و به ناچار برای اینکه کالا را از دست ندهد؛ به قیمت بالاتر بخرد.
معنای دیگر باب تفاعل، “مشارکت” است و در اینصورت معنای حدیث این میشود
که فعالان اقتصادی با همدستی و تبانی با یکدیگر، کالایی را بدون رعایت قیمت تمامشده و صرفاً بر مبنای زیادهطلبی و منفعتطلبی شخصی بالا ببرند.
بر اساس مبانی اصولی؛ یعنی ظهور صیغهی نهی در حرمت، و جواز استعمال یک لفظ در بیش از یک معنی، هر دو معنی میتواند منظور باشد، بنابراین تبانی بر افزایش قیمت کالا توسط افراد، شرکتها، اصناف، فروشندگان، رانندهها و... به هر گونهای جایز نیست، مگر اینکه افزایش قیمت در پی افزایش هزینههای حمل و نقل، حقوق کارگران و یا افزایش مواد اولیهی تولید باشد که در اینصورت توجیه منطقی و عقلانی دارد.
در نظام اقتصاد اسلامی، هدف تاجر و تولیدکنندهی مسلمان ضمن کسب درآمد حلال از راه داد و ستد عادلانه؛ خدمت به مسلمین از راه ایجاد اشتغال ، تأمین نیازمندیهای آنان و استقلال و امنیتبخشی به جامعهی اسلامی است. بنابراین تاجر و فعال اقتصادی مسلمان، هیچگاه به دنبال کسب ثروت بیشتر به قیمت ظلم به مصرفکننده از طریق قیمتگذاری ناعادلانه نخواهد بود.
در فرهنگ اسلام تأکید فراوانی بر قناعت در کسب درآمد به میزانی که خداوند از راه فعالیت عادلانهی اقتصادی روزی انسان نموده است، شده(1)
و از حرص و زیادهطلبی در انباشت ثروت به شدت نهی کرده است،(2)
اینکه جمعی از فعالان اقتصادی با
تبانی قبلی اقدام به افزایش قیمت کالا در بازار کنند، از مصادیق بارز حرص و زیادهخواهی، عدم قناعت در کسب درآمد حلال و اجحاف در حق مصرفکننده میباشد.
دَعا أبو عبدِاللّه علیه السلام مَولیً لَهُ یقالُ لَه: مُصادِفٌ، فأعْطاهُ ألْفَ دِینارٍ و قالَ لَهُ: «تَجَهَّزْ حتّی تَخرُجَ إلیَ مِصرَ ، فَإنَّ عِیَالی قَد کَثُرُوا... فلَمَّا دَنَوا مِن مِصرَ اسْتَقْبَلَتْهُم قافِلَةٌ... فأخْبَروُهُم أَنّهُ لَیسَ بِمِصرَ مِنهُ شَیءٌ ، فتَحَالَفوا و تَعاقَدوا عَلَی أن لا یَنْقُصُوا مَتاعَهُم مِن رِبحِ الدِِّینَارِ دِینارا، فلَمّا قَبَضُوا أمْوالَهُم وانْصَرَفوا إلی المَدیْنةِ، فَدَخَلَ مُصادِفٌ علی أبی عبدِ الله علیه السلام و مَعهُ کِیسانِ، فی کُلِّ واحدٍ أَلفُ دِینارٍ، فَقَالَ: جُعِلتُ فِداکَ هَذَا رأسُ المالِ و هذا الآخَرُ رِبحٌ، فَقَالَ: إنَّ هَذَا الرِّبحَ کثیرٌ، ولکِنْ مَا صَنَعْتَهُ فی المَتَاعِ؟
فحَدَّثَهُ کیَفَ صَنَعوا و کیَفَ تَحَالَفُوا، فَقَالَ: سُبحانَ الله! تَحْلِفُونَ عَلَی قَومٍ مُسلِمینَ أَلاّ تَبِیعُوهُم إلاّ رِبْحَ الدِّینارِ دِینارا؟! ثُمّ أخَذَ أحدَ الْکِیسَیْنِ فَقَالَ: هَذَا رَأسُ مَالی، وَ لا حاجةَ لَنَا فِی هَذَا الرِّبحِ. ثُمَّ قَالَ: یا مُصَادِفُ! مُجادَلَةُ السُّیُوفِ أهْوَنُ من طَلَبِ الحَلالِ؛
امام صادق علیه السلام غلام خود، مُصادِف را فرا خواند، هزار دینار به او داد و فرمود: « آماده شو که [برای تجارت] به مصر بروی! چون عائلهام زیاد شده است... وقتی به مصر نزدیک شدند، کاروانی به استقبال آنها آمد... و به اطلاعشان رساندند که کالاهای آنها در مصر کمیاب است و با هم پیمان بستند که کالاهای خود را به کمتر از دو برابرِ خرید، نفروشند. پس از فروش کالا و گرفتن پول خود، به مدینه برگشتند. مصادف؛ با دو کیسه که در هر یک، هزار دینار بود، خدمت امام صادق علیه السلام رسید و عرض کرد: فدایت شوم! این کیسه، اصل سرمایه است و این یکی، سود آن. حضرت فرمود: این، سود زیادی است! با کالا چه کردی؟ مصادف برای امام توضیح داد که چه کردند و چگونه با هم عهد و پیمان بستند. حضرت فرمود: سبحان اللّه! علیه گروهی از مسلمانان همپیمان میشوید که کالای خود را به آنان به کمتر از دو برابرِ خرید نفروشید؟ آنگاه یکی از دو کیسه را گرفت و فرمود : این سرمایهی من است و ما را به این سود نیازی نیست. سپس فرمود: ای مصادف! شمشیر زدن، آسانتر از به دستآوردن مال حلال است».(1)
پیامها و نکتهها
علت اعتراض امام صادق علیه السلام تنها نرخ سود بالا نبود؛ بلکه از تبانی برای ایجاد انحصار و بازار سیاه و سودِ کلان حاصل از آن انتقاد کردند، چرا که این کار، قدرت انتخاب خریدار را سلب میکند و وی را به خرید کالا (با قیمت بالا) با توجه به نیازی که دارد وادار می کند.(2)
سودهایی که با تبانی فروشندهها و به زیان مسلمانان به دست میآید، حرام است؛ زیرا مبتنی بر قیمت واقعی و تمامشدهی کالا نیست، بلکه مبتنی بر زیادهطلبی و تبانی عدهای منفعتطلب و دنیاپرست علیه مسلمانان است.
اگر در شرایط عادی و با وجود فروشندگان متعدد که کالا را به قیمت واقعی آن عرضه میکنند، و با فرض آگاهی خریداران از قیمت واقعی کالا، فروشندهای بخواهد کالایش را گرانتر از دیگران بفروشد، حرام نیست؛ زیرا نه مشتری مجبور به خرید از او است و نه فروش کالا با نرخ بالاتر باعث اضرار و فریب مشتریان میشود؛ هرچند از این جهت که قیمت بالا
بیانصافی و ناعادلانه است، از نظر اخلاقی بیاشکال نیست.(1)
“جهاد با نفس” یعنی جهاد با خواهشهای غیرمنطقی، ناعادلانه و غیر مشروع نفس که یکی از مصادیق آن، سودهای ناعادلانه و بادآوردهای است که سبب فقیرتر شدن طبقهی متوسط و ضعیف جامعه و ثروتمندتر شدن طبقهی ثروتمند و مرفه میشود. همین شکاف طبقاتی در دراز مدت سبب شورش و قیام مستضعفین علیه صاحبان قدرت و ثروت میگردد. امام صادق علیه السلام با رد کردن این سود ظالمانه نشان میدهند که قهرمان مبارزه با نفس در جهاد اکبر هستند. چه خوب است شاگردان مکتب امام صادق علیه السلام نیز با بسندهکردن به سود اندک حلال و خودداری از سودهای کلان از طریق ایجاد بازار سیاه و تبانی در قیمتگذاری، در مبارزه با نفس در میدان جهاد اکبر، پیروِ امام خود باشند.
تولید به طور مستقیم بر دوش کارگر قرار دارد؛ اوست که باید به موقع سرِ کارش حاضر شود و کار را برابر با استانداردهای لازم انجامدهد؛ لذا باید از نظر روحی و روانی و توان جسمی، حس و حال و توان کار کردن را داشته باشد. این، در گرو آن است که همهی مسئولین؛ به خصوص کارفرماها و صاحبان شرکتها و صنایع به جایگاه کارگران و نقش آنان واقف باشند و حقوق و مزایای ایشان را به موقع و به اندازه و محترمانه پرداخت کنند؛ همانگونه که سیره و روش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه اطهارعلیهم السلام بوده است.
کارگران نیز باید، با توجه به نقشی که در تولید دارند، اولاً به ارزش و جایگاه خود به عنوان یک کارگر نزد خداوند و اولیای او توجه داشته باشند، ثانیاً وظایف خود را با احساس مسئولیت و وجدانکاری انجام دهند و هدفشان تولید کالای با کیفیت، با ظاهری زیبا و چشمنواز، و با رعایت حدود شرعی و قانونی، در راستای پیشرفت و تعالی نظام مقدس اسلامی باشد و ثالثاً شأن خود را از کارهای یدی و مشاغل تولیدی بالاتر ندانند؛ مشکل برخی از بیکاران این است که بسیاری از شغلهای تولیدی را که نجاتبخش کشور است، در شأن خود ندانسته و دنبال شغل اداری میگردند. انبیای الهی که برترین انسانها در طول تاریخ بشریت بوده و هستند، در کنار ارشاد و هدایت و تعلیم و تربیت جامعه، برخی از اوقاتشان را به شغلهای به اصطلاح آزاد و یدی اختصاص میدادند. بهطور مثال: حضرت آدم علیه السلام؛ کشاورزی، حضرت ادریس علیه السلام؛ خیاطی، حضرت نوح علیه السلام؛ نجاری، حضرت ابراهیم علیه السلام؛ کشاورزی و دامداری، حضرت یعقوب علیه السلام؛ دامداری، حضرت ایوب علیه السلام؛ دامداری و زراعت، حضرت شعیب علیه السلام؛ شبانی و کارگری، حضرت داودعلیه السلام؛ زرهسازی و آهنگری، حضرت هود و صالحC؛ تجارت، حضرت لوط علیه السلام؛ زراعت، حضرت سلیمان علیه السلام؛ حصیر بافی و حکومت، حضرت عیسی علیه السلام؛ نجاری و حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم؛ تجارت و شبانی.(1)
قَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله وسلم: «مَنْ أَکَلَ مِنْ کَدِّ یَدِهِ کَانَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِی عِدَادِ الْأَنْبِیَاءِ وَ یَأْخُذُ ثَوَابَ الْأَنْبِیَاء؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: کسی که از دسترنج خود هزینههای زندگیاش را تأمین کند، روز قیامت در شمار پیامبران خدا قرار میگیرد و پاداش پیامبران خدا را دریافت میکند».(2)
پیامها و نکتهها
میشوند و دست کارگر را میبوسند.(1)
راه رسیدن به آن پاداشها، تلاش در چهارچوب ارزشهای الهی(کسب حلال) و با هدف جلب خشنودی خداوند و تأمین نیازمندیهای خود و خانواده، و رسیدگی به محرومان است.
وقتی کارگر نزد خداوند متعال و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم محترم و با ارزش است؛ پس هر کارگری در هر کار مشروع و قانونی که مشغول کار است(اعم از کار اداری، خدماتی، کشاورزی، دامداری و...) باید نزد همه (کارفرما، مسئولان، خانواده، همسایهها، دوستان و...) محترم باشد و همه با احترام به او نگاه کنند. خودِ کارگر نیز باید به خود و شغل خود با دیدهی احترام نگاه کند.
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” میفرمایند: «ملت ایران باید قدر جامعهی کارگری خود را بداند. ما باید در عرف مفاهیم دینی و اجتماعی خودمان، برای کلمهی”کارگر” قداست قائل باشیم؛ کارگر یک قداست دارد. کارگر آن کسی است که دارد کار میکند تا ملت و کشورش به عزتِ استقلال دست پیدا کند. این باید برای همهی ما به عنوان یک باور قطعی در بیاید؛ همه بدانیم که کارگر چقدر اهمیت دارد. این عنوان”کارگر” شامل همهی کسانی است که دارند کار میکنند برای پیشرفت کشور، برای توسعهی تولید در کشور، برای بهبود وضع کار در کشور».(2)
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام: «الشَّاخِصُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ الْحَلَالِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللهِ؛
امام علی علیه السلام میفرماید: کسی که به دنبال کسب روزی حلال باشد؛ مانند کسی است که در راه خداوند مجاهدت میکند».(3)
پیامها و نکتهها
رهبر کبیر انقلاب”رضوان الله تعالی علیه” میفرمایند: «همانطوری که سرحدات را قوای
مسلح نگهداری میکنند و با شجاعت و شهامت از اسلام دفاع میکنند و جوانانی پُر ارزش را از دست میدهند؛ مع ذلک، با کمال شجاعت به دفاع از کشور و اسلام مشغول هستند، در داخل کشور هم مجاهدین کارگر و مجاهدین کشاورز مجاهده میکنند نظیر همان مجاهدات. آنها سرحدات را از آسیب حفظ میکنند و شما متن کشور را از وابستگی حفظ میکنید. آنها مجاهد فی سبیل الله هستند و شماها هم مجاهد فی سبیل الله. همانطور که خون آنها در پیش خدای “تبارک و تعالی” مقدس و ارجمند است، عَرَق شما هم در پیشگاه خدای تعالی مقدس است. اگر شما کارگران و کشاورزان سرتاسر کشور قیام کنید به امری که مصلحت کشور شما، استقلال کشور شما، آزادی شما؛ به او بستگی دارد، این کشور به پیش خواهد رفت و آسیب نخواهد دید».(1)
«در روایات فرمودهاند: قطرهی عرقی که از بدن کارگر میآید؛ مثل قطرهی خونی است که از شهدای در راه خدا بیاید. چقدر این ارزش دارد! آنهایی که الان در جبههها جنگ میکنند و در جبهه بحمد الله، پیروزمندانه جنگ میکنند و اخیراً هم پیروزی بزرگی به دست آوردهاند و امید است پیروزی نهایی را به دست بیاورند؛ ان شاء الله! این چقدر ارزش دارد! عرق شما هم که در کارخانهها میریزد، همان ارزش را دارد؛ برای اینکه، شما هم برای احیای یک کشور، برای وابستهنبودن یک کشور به خارج، برای استقلال کشور اسلامی زحمت میکشید؛ آنها هم برای دفاع از یک کشور اسلامی، دفاع از اسلام زحمت میکشند. آنها کارگرند؛ مثل شما و شما مجاهدید؛ مثل آنها و این یک نعمت بزرگی است که نصیب کارگرها در قشر وسیع و شما عزیزان [شده] که در کارخانهها و در مواردی که صنعت در آنجا حکم فرماست، کار میکنید».(2)
«وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ وَ لاَ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدینَ؛
و حق مردم را کم نگذارید و در زمین برای فساد، تلاش نکنید!»(3)
پیامها و نکتهها
از مطلق تصرفات و تعهدات است؛ بنابراین کاستن از هر کاری متناسب با همان کار است و اینکه میگویند: “کم نفروشید!” یعنی هر کاری که بر عهدهی شماست؛ از آن ندزدید! خواه خرید و فروش باشد و خواه غیر آن.(1)مانند: وجدانِ کاری که کارگران شرکتهای تولیدی باید داشته باشند و خود را در برابر کاری که بر عهده دارند، مسئول بدانند و در انجام تعهدات و رعایت دقت در کاری که بر عهدهی آنها است کم نگذارند؛ چراکه کمگذاشتن از رعایت دقت لازم در تولید کالا، از مصادیق کمفروشی میباشد.
«باید برنامهریزی کنند! “وجدانِ کاری” باید فرهنگ عمومی مردم شود. باید اگر کسی کاری انجام میدهد، فکر کند که یک نفر بالای سرش ایستاده است؛ حتی اگر تنها، در اتاقی خلوت باشد. کار باید کامل، محکم، قوی، ابتکاری و همراه با نیاز انجام گیرد.
...هیچکس در کارهای خود کوتاهی نکند و بیکاری را برای خود مغتنم نشمارد. هستند کسانی که در حال خستگی از کار هم، وقتیکه کاری وجود دارد با کمال شوق کار میکنند. کسی از اینها نمیپرسد”شما چرا کار نکردید؟” فکر مؤاخذهی الهی و نیاز مردم، اینها را به کار وادار میکند. این روحیه، باید همگانی شود. این، همان “وجدانِ کاری” است».(2)
«وجدانِ کاری، یعنی افراد یک جامعه، خود را در قبالِ آن کاری که پذیرفتهاند متعهد بدانند و نوعی احساس وجدان نسبت به آن داشته باشند و سرِهمبندی و رفع تکلیف نکنند و آن کار را به صورت کامل انجام دهند. اینها از جملهی خُلقیّات یک ملت است که تأثیرش در زندگی و سرنوشت آنها خیلی زیاد است».(3)
«علاوه بر جنبهی شرعی، جنبهی انسانی و تعهد در قبال خودِ کار، انسان خودش را مسئول بداند که کار را درست، کامل، قوی و بهترین انجام دهد؛ چه بالای سر او کسی باشد و چه نباشد. این، معنای “وجدانِ کاری” است. در اسلام که کار، عبادت و ارزش شمرده شده است، لازمهاش این است که هر کس کاری را قبول کرد و تعهد نمود، آن را به بهترین وجهی انجام دهد. این حرف، سرِ کلاس درس و پای خط تولید و داخل مزرعه و پای چرخ خیاطی و کار داخل خانه هم هست. در هر نوع کاری؛ که به این حساب، معلمی و تربیت و تعلیم هم یک کار است؛ آن هم یک کار بسیار ارزشمند، اگر کنندهی کار، وجدانِ کاری داشته باشد، آن کار به بهترین شکل انجام خواهد یافت. این، آن چیزی است که کلید مشکلات کشور است.
... وقتی همهی کنندگان کار، با احساس وجدانِ کاری به کار پرداختند و فهمیدند در حالیکه
کار را میکنند؛ اگر صاحبکار هم نیست، اما خداوند متعال حاضر و ناظر است، کرامالکاتبین حاضرند و ملائکهی مقرّب الهی نگاه میکنند؛ هر دقتی که برای بهبود کار بشود، مورد تحسین کرامالکاتبین خواهد بود و در پروندهی عملِکنندهی کار ثبت خواهد شد. این چیزها، در محاسبات بشریِ ما به حساب نمیآید و غالباً نمیبینیم، غفلت میکنیم و بدان توجه نداریم؛ اما در حساب خدا که این حرفها نیست».(1)
قَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله وسلم: «مَن طَلَبَ الدُّنیَا حَلالا فِی عِفافٍ کَان فِی دَرَجَةِ الشُّهَدَاء؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: هر کس تلاش کند تا زندگیاش را از راه حلال اداره کند، مانند مجاهد در راه خدا است و هر کس از راه حلال و با رعایت خویشتنداری مالی به دنبال کسب درآمد در دنیا باشد؛ در درجهی شهدا میباشد».(2)
پیامها و نکتهها
“عفت در مال” یعنی خویشتنداری در برابر خواستههای ناروای نفس در قلمرو مسائل مالی. نفس انسان چون لذتطلب و راحتطلب است، به دنبال کسب درآمد با کمترین زحمت و بیشترین لذت است و در این راه، فرقی بین راههای روا و ناروا نمیگذارد. به طور مثال: نفس انسان بدش نمیآید کاری را که میتواند در یک روز انجام دهد، با تعلّل در انجام کار، آن را در چند روز انجام داده و برای کار یکروزه، حقوق سه روز کاری را دریافت کند یا در وقت کاری، به کارهای شخصی خودش بپردازد و یا در حضور کارفرما با جدیت کار کند ولی در نبود او، کمکاری و بیدقتی نماید. عفت در مسائل مالی یعنی؛ انسان وجدانِ کاری داشته باشد و به نمودهای عملی وجدانِ کاری عمل کند.
نمودهای عملی وجدانِ کاری عبارتند از:
اگر انسان، وجدان خویش را زیر پا نگذارد و به بهانهجویی روی نیاورد؛ در همهی صحنههای زندگی، هر کاری را به نحو احسن انجام میدهد؛ از جمله:
در انجام کار، برای خود امتیازی قائل نمیشود و همانطور که برای خود، کار میکند، برای دیگران نیز همانگونه کار میکند.
ساعات کاری را بهطور دقیق مراعات و از کمکاری به شدت پرهیز میکند.
در انجام امور کاری خود، با دقت و سرعت عمل میکند و از مسامحه و سهلانگاری دوری میجوید.
به سلسله مراتب، گردن مینهد و از نافرمانی و تمرّد، پرهیز میکند.
کار را با کیفیت خوب، سلیقه، نظافت و بهطور کامل انجام میدهد.
کمیت کار را نیز در نظر دارد و سعی میکند که حجم کار و زمان انجام آن در سطح استاندارد و متناسب با میزان بهرهوری مطلوب نسبت به ساعت مقرر باشد.
در کارها ابتکار و خلاقیت به خرج میدهد و در جهت بهبود روشها و کاهش هزینهها شیوههای مناسبی را به کار میگیرد.
دستورهای مقامات مافوق را تا حصول نتیجه، بهطور مستمر پیگیری میکند؛ همچنین مراحل پیشرفت کار را طبق برنامه و جدول زمانبندی آن، مد نظر دارد.
نسبت به کار، علاقه و جدیت دارد و آن را با پشتکار و احساس مسئولیت انجام میدهد.
اشتباههای خود را میپذیرد و به سرعت درصدد جبران برمیآید؛ و به این منظور از نظریات منطقی دیگران سود میجوید.
از ابزار و امکانات بهطور صحیح استفاده میکند و نسبت به آنها افراط و اسراف روا نمیدارد.
به همهی قوانین و مقررات، پایبندی نشان میدهد.
همیشه و همهجا مصالح عمومی را بر منافع شخصی ترجیح میدهد.
نسبت به همکاران و همنوعان، ایثار و فداکاری میکند و در موقع لزوم از نثار مال و جان خویش دریغ نمیورزد.(1)
برای او حضور و عدم حضور کارفرما تفاوت نمیکند و در هر دو صورت به وظیفه و مسئولیت خود در حد توان عمل مینماید.
قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم: «مَنْ سَعَی عَلَی عِیَالِهِ فِی طَلَبِ الْحَلَالِ فَهُوَ فِی سَبِیلِ الله؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلممیفرماید: کسی که برای تأمین نیازمندیهای خانوادهاش از راه حلال، بکوشد؛ در راه خدا گام بر میدارد».(2)
پیامها و نکتهها
ارتباط این روایت با وجدانِ کاری این است که اگر کارگری وجدان کاری نداشته باشد و معیارهای وجدانِ کاری را که در روایت قبل بیان کردیم رعایت نکند؛ حقوقی که در قبال کار میگیرد دچار اشکال خواهد بود. در این مختصر برای نمونه به چند فتوا و استفتاء از مراجع تقلید اشاره میشود.
س: بنده وکیل شخصی هستم، به این صورت که صاحبکار، پولی را به عنوان دستمزد برای کارگران به من میدهد، ولی من به کارگران، کمتر از آن مبلغ میدهم و بقیهی آن را برای خودم بر میدارم؛ آیا جایز است؟
ج: جایز نیست.(1)
س: چنانچه کارگر و یا کارمند از انجام شغلی که برای آن استخدام شده، سر باز زند، استحقاق اجرت ندارد و اگر حقوقی بدون انجام کار گرفته؛ ضامن است.(2)
س: شخصی به عنوان عضو شورای اسلامی کارخانهای انتخاب شده ولی همهروزه به جای حضور در کارخانه به تحصیل مشغول است و ماهیانه حدود شش هزار تومان به عنوان حقوق و مزایا از کارخانه دریافت میدارد. مستدعی است صحت و یا عدم صحت کار شخص یاد شده را بیان فرمایید!
ج: اگر کاری که برای آن استخدام شده را انجام نمیدهد، نمیتواند حقوق بگیرد.(3)
س: در صورتی که کارمندی برای ساعت مشخصی در روز استخدام شود، اگر در آن ساعتها مشغول مطالعه شود یا بدون اشتغال خاصی بیکار بماند؛ آیا در قبال آن ساعات میتواند حقوق دریافت نماید؟
ج: اگر کاری که باید انجام شود ترک میکند، جایز نیست.(4)
س: برخی از کارمندان وظایف محولهی خود را در ساعات اداری انجام نداده و بعد از ساعت اداری به آن میپردازند و در قبال آن اضافه حقوق دریافت میدارند، آیا این عمل جایز است؟
ج. جایز نیست.(5)
س: بعضی از مشتریان بانک برای انجام سریع کارهایشان و دریافت خدمات بهتر، اموالی را
1) ) استفتاءات آیتالله بهجت«رضوان الله تعالی علیه»، ج 3، ص 296
2) ) استفتاءات امام خمینی«رضوان الله تعالی علیه»، ج 2، ص 212
3) ) استفتاءات امام خمینی« رضوان الله تعالی علیه»، ج 3، ص 537
4) ) استفتاءات حضرت آیتالله بهجت «رضوان الله تعالی علیه»، ج 3، ص 305
5) ) استفتاءات حضرت آیتالله بهجت «رضوان الله تعالی علیه»، ج 3، ص 305
به کارمندان بانک میبخشند؛ با توجه به اینکه اگر کارمندان بانک آن کارها را برایشان انجام ندهند، چیزی به آنان نمیدهند، آیا در این حالت، گرفتن آن مال جایز است؟
ج: جایز نیست کارمندان در برابر انجام کار مشتریان که برای آن استخدام شدهاند و هر ماه در برابر آن حقوق دریافت میکنند، از مشتریان چیزی بگیرند و همچنین مشتریان بانک نباید کارمندان را در برابر انجام کارهایشان با پول نقد یا غیر آن تطمیع کنند؛ زیرا این کار مستلزم فساد است.(1)
کارمند یا کارگری که استخدام میشود تا طی مدت تعیینشده، تنها برای استخدامکننده کار کند، جایز نیست که در آن مدت برای خود یا برای دیگری کار کند، مگر در برخی از کارهای جزئی که منافاتی با قرارداد استخدام او ندارد؛ مانند: صرف نهار یا خواندن نماز جماعت.(2)
اگر کارمند یا کارگر برای کار معیّنی استخدام شود ولی کار دیگری انجام دهد، مستحق دستمزد برای هیچکدام از کارها نمیباشد.(3)
انواع وظایف مردم
به فرمایش مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” مهمترین نقش در تولید کالای ملی، بر دوش عامهی مردم و مصرفکنندهها میباشد. اگر عامهی مردم پی به اهمیت تولید ملی، لزوم حمایت از کار و سرمایهی ایرانی و خودکفایی و استقلال اقتصادی ببرند، به این راحتی تن به خرید کالای خارجی نمیدهند؛ حتی اگر آن کالا نسبت به نمونهی ایرانی؛ قدری زیباتر و باکیفیتتر باشد.
تمام کشورهایی که امروزه شاهد رشد و شکوفایی اقتصادی آنان هستیم؛ در روزگار نه چندان دور، نه تنها در امر تولید نسبت به ما بهتر نبودهاند بلکه به مراتب از ما عقبتر بودهاند؛ ولی تصمیم گرفتند روی پای خود بایستند و جز کالای تولیدیِ خود را مصرف نکنند. بعد از اینکه در این راه موفق شدند، بر اساس خوی استعمارگری که در آنها وجود داشت و دارد، دستاندازی به منابع سرشار سایر کشورها را آغاز کردند و با انواع حیلهها و ترفندها و با بیکفایتی و خودفروختگی پادشاهان و مسئولین غیر مسئول کشورهای به اصطلاح جهان سوم، منابع آنها را یا به یغما بردند و یا به صورت مواد خام و با بهایی اندک از چنگ آنان خارج کردند و در مقابل، کالاهای تولیدی خود را با بهای فراوان روانهی این کشورها نمودند. همچنین همراه با صدور کالا، فرهنگ مبتنی بر دنیاگرایی، مصرفگرایی، مدپرستی و شهوترانی خود را نیز بر همگان تحمیل کردند. به این ترتیب آن کشورها را از نظر اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... دنبالهروِ خود کردند و آنان شدند ارباب و همگان نوکر!
آیا وقت آن نرسیده تا با همتی عالی، عزمی عمومی و اندکی گذشت و چشمپوشی، بهجای اینکه با مصرف کالای خارجی، روز به روز بر قدرت اقتصادی کشورهای خارجی بهویژه دشمنان قسمخوردهی خود بیافزاییم، به مصرف و خرید کالای ایرانی روی آوریم تا ضمن ارج نهادن به همت و تلاش کارگران ایرانی و دلگرمیبخشیدن به سرمایهگذاران اقتصادی؛ بر استقلال اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود در برابر دشمنان قدّار و بیرحم بیافزاییم و پایهگذار تمدن اسلامی مبتنی بر آموزههای دینی جهت زمینهسازی برای ظهور نجاتبخش بشریت، از دست استعمارگران تاریخ باشیم؟!
«جاهِدُوا بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ فی سَبیلِ اللهِ ذالِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ با اموال و جانهای خود، در راه خدا جهاد نمایید؛ این برای شما بهتر است اگر بدانید!»(1)
پیامها و نکتهها
جهاد مالی در راه خداوند مصادیقی دارد؛ از جمله اینکه به خاطر اعتلای نظام اسلامی، خودکفایی در تولید، ایجاد اشتغال پایدار برای فرزندان ایران زمین، عدم وابستگی به خارج بهویژه قدرتهای استکباری و... اقدام به خرید کالای ایرانی کنیم.
بیگمان خرید کالای ایرانی سبب رونقگرفتن تولیدملی، رشد و شکوفایی اقتصادی و امنیت و استقلال اقتصادی و حتی سیاسی و فرهنگی کشور خواهد شد. همینطور به اشتغال پایدار جوانان و فرزندان ما کمک میشود؛ در این صورت است که دشمنان اسلام نمیتوانند با فشار و تحریم، ما را وادار به پذیرفتن سیاستهای استکباری و خصمانه خود کنند. پس بیایید در عزمی ملی، همهباهم (اعم از دولتمردان و شرکتها و عامهی مردم) با خرید کالای ایرانی و ترجیح آن بر کالای خارجی؛ به آبادانی، امنیت، استقلال و اشتغال پایدار میهن خود کمک کنیم!
توصیهی مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی”
«همه باید دست به دست هم بدهند تا تولید داخل رجحان پیدا کند؛ ارزش پیدا کند و فرهنگی بر جامعهی ما و بر ذهنهای ما حاکم شود که مصرفکردن تولید داخلی را ارزش بدانیم. ما به قیمت به کار واداشتنِ یک کارگر بیگانه که تولید او را مصرف میکنیم، یک کارگر داخل کشور را بیکار میکنیم. همهی مسئولان کشور، سیاستگذاران کشور، مسئولان تبلیغات کشور، خودِ کارآفرینان، خودِ کارگران، دولت و بخشهای مربوطه به این نکته باید اهمیت بدهند. امروز خوشبختانه بسیاری از محصولات و مصنوعات داخل کشور، برتر و گاهی بسیار برتر از مشابههای بیرونی و خارجی است. چرا ما باید نسبت به مصنوعات خودمان بیاعتنا باشیم؟ گذشت آن روزی که وابستگان به دستگاه قدرت به دست خودشان، با بیانات زهرآگین خودشان تلقین میکردند که ایرانی قادر به تولید و ساخت نیست. آنها ایران را عقب انداختند».(2)
سُئِلَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلام عَنِ الْعَصَبِیَّةِ فََقَالَ: «الْعَصَبِیَّةُ الَّتِی یَأْثَمُ عَلَیْهَا صَاحِبُهَا أَنْ یَرَی الرَّجُلُ شِرَارَ قَوْمِهِ خَیْراً مِنْ خِیَارِ قَوْمٍ آخَرِینَ وَ لَیْسَ مِنَ الْعَصَبِیَّةِ أَنْ یُحِبُّ الرَّجُلُ قَوْمَهُ وَ لَکِنْ مِنَ الْعَصَبِیَّةِ أَنْ یُعِینَ قَوْمَهُ عَلَی الظُّلْمِ؛
از امام سجادعلیه السلام پیرامون تعصب سوال شد؛ آن حضرت فرمود: تعصبی که گناه دارد آن است که شخص متعصب، افراد شرور و بد قوم خود را از اشخاص خوب اقوام دیگر بهتر بداند، ولی اینکه انسان قوم خود را دوست داشته باشد تعصب [باطل] نیست؛ تعصب [باطل] این است که انسان قومش را بر ستمگری کمک کند».(1)
پیامها و نکتهها:
بر اساس این روایت، تعصب اگر به معنای دوستداشتن قوم خود باشد اشکالی ندارد، بنابراین خرید کالای ایرانی و بهکارگیری نیروی کار ایرانی به خاطر علاقهای که به اشتغال هموطنان خود داریم، نوعی محبت عملی به آنان است و اشکالی ندارد.
نمونهی دیگر تعصب پسندیده، تعصب در دفاع از حق و عدالت است؛ همانکاری که حضرت حمزه علیه السلام در دفاع از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم انجام دادند. حضرت آیتالله مکارم شیرازی”حفظهاللهتعالی” در بیان تعصب ایشان میفرمایند: «تعصب حمزه علیه السلام در دفاع از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در مقابل مشرکان کثیف و ننگین و بیمنطق، چیزی جز دفاع از حق و عدالت نبود و این تعصب ممدوح است. اگر حمزه علیه السلام به خاطر تعصب، چیزی بر خلاف حق و عدالت انجام میداد، مذموم بود».(2)
بر همین مبنا، تعصب در خرید کالای ایرانی چون در جهت اعتلای نظام جمهوری اسلامی در برابر استکبار جهانی و مقابله با جنگ نرم دشمنان اسلام و تحریمهای به اصطلاح فلجکنندهی آنان است، از سنخ تعصب حضرت حمزه علیه السلام برای دفاع از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در برابر مشرکان و ممدوح میباشد.
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: «لَا تَلَقَ وَ لَا تَشْتَرِ مَا تُلُقِّیَ وَ لَا تَأْکُلْ مِنْهُ؛
امام صادق علیه السلام میفرماید: به پیشباز (بار میوه و کالاهای روستایی که برای فروش به شهرها میآورند) مرو و آنچه اینگونه باشد مخر و از آن مخور!»(1)
پیامها و نکتهها
این کار(به پیشباز فروشندگان روستایی رفتن در بیرون شهر)، در اصطلاح فقهی، “تلقّی رکبان” نامیده میشود؛ یعنی اینکه خریدار(یا فروشنده) از شهر خارج شود و جنس را پیش از ورود به شهر (و اطلاع تولیدکنندگان و فروشندگان از نرخ روز)، از آنها بخرد.(2)بر اساس تعلیلی که در روایات مربوط به “تلقّی رکبان” آمده است، میتوان ضرورت حذف واسطههای غیرضروری میان تولیدکننده و مصرفکنندهی نهایی را نتیجه گرفت که خاصیتی جز افزایش قیمت ندارند.(3)
شاید حکمت نهی از واسطهگری، دو سویه باشد یعنی؛ گاه واسطهگری سبب میشود که واسطهها و دلالها کالای تولیدی را از کشاورزان و دامداران و سایر تولیدکنندگانی که برای تولید آن زحمت زیادی هم نکشیدهاند، ارزان بخرند، آن را در انحصار خود درآورند و به قیمت بالایی بفروشند در حالیکه اینها نیز برای تهیه و تولید آن زحمت چندانی نکشیدهاند؛ که در این صورت، هم به تولیدکننده و هم به مصرفکننده ظلم شدهاست.
پیشنهاد میشود بازارچههایی برای عرضهی مستقیم تولیدات روستایی و عشایری در شهرهای مختلف و در فصل تولید، در نظر گرفته شود تا هم واسطههای غیرضروری از بازار تولید و عرضه حذف شوند، هم سود واقعی کالا به جیب تولیدکننده برود و هم کالا با قیمت مناسبتر در اختیار مصرفکننده قرار گیرد. همچنین به همهی مصرفکنندهها توصیه میشود که حتیالمقدور اجناس خود را مستقیم از تولیدکنندهها و یا اولین واسطههایی خریداری کنند که وجودشان ضروری است و اجناس را با سودی عادلانه به فروش میرسانند.
قَالَ الصَّادِق ُعلیه السلام: «إِیَّاکَ وَ مُخَالَطَةَ السَّفِلَةِ- فَإِنَّ السَّفِلَةَ لَا یَئُولُ إِلَی خَیْرٍ- لَا تُخَالِطُوا وَ لَا تُعَامِلُوا إِلَّا مَنْ نَشَأَ فِی الْخَیْرِ؛
امام صادق علیه السلام میفرماید: از آمد و شد و داد و ستد اقتصادی با انسانهای فرومایه و پست پرهیز کنید، - زیرا ارتباط با انسانهای فرومایه، عاقبت خوشی برای انسان ندارد و انسان را به خوبی و خیر نمیرساند- نیز آن حضرت فرمود: داد و ستد و معامله نکنید مگر با کسانی که در خوبی و خیر پدید آمده و رشد کردهاند».(1)
پیامها و نکتهها
واژهی” مُخَالَطَةَ “ به معنای “ارتباط و آمد و شد” است(2)و در واقع داد و ستد و مشارکت تجاری، مصداقی از آن به شمار میرود. از این رو، محدثان و فقیهان این روایت را در باب “آداب تجارت” آوردهاند.(3)
«سَفِلَه» به معنای فرد پست و فرومایه است(4)ولی در منطق قرآن به کسی گفته میشود که تمام توجه او به عالم طبیعت است... و اصولًا از ماورای دنیا و عالم روحانیت بیخبر بوده، منکوس الی الطبیعه (واژگون به سوی طبیعت) است و هیچگاه در این مقام برنیامده که خود را تهذیب کند؛ حرکت و نیروی روحانی و معنوی در خویشتن ایجاد نماید و پردههای سیاهی را که روی قلب او سایه افکنده، کنار زند؛ [چنین انسانی] در “اسفل السافلین” که آخرین حجب ظلمانی است، قرار دارد.(5)
داد و ستد با انسانهای پست و فرومایه، مستقیم یا غیر مستقیم در رفتار و افکار انسان اثر میگذارد و او را به سمت و سوی دنیاگرایی، لذتطلبی و شهوتگرایی سوق میدهد؛ زیرا آنان هدفی جز دنیا و لذتی جز لذت مادی و شهوانی دنبال نمیکنند، اعتقادی به حرام و حلال و طهارت و نجاست ندارند و به طور معمول در تولید کالاهای مصرفی نیز توجهی به رعایت این جهات نخواهند داشت. لذا معاشرت با آنان خطر اباحهگری، بیمبالاتی و آلودگی روحی و ظاهری را برای واردکننده و مصرفکننده و به تدریج کل جامعه در پی دارد، خصوصاً که امروزه یکی از راههای تهاجم فرهنگی دشمن، تهاجم به ارزشهای دینی از راه صادرات کالای
مصرفی به کشورهای هدف است.
داد و ستد مداوم با این انسانها که اوصافشان دربندهای قبل آمد، مستلزم واردکردن کالاهای مصرفی است، و وارد کردن کالای مصرفی هم، سم مهلکی برای تولید ملی و اشتغال پایدار میباشد. بنابراین جز در موارد ضرورت نباید کالای مصرفی از کشورهای بیگانه وارد کرد. البته آموختن علم و فنآوری که مقطعی و گذراست؛ نه تنها اشکالی ندارد بلکه گاه ضرورت هم دارد، چرا که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند: «علم را بیاموزید هر چند از چین باشد!»(1)
لازم است کشورهای اسلامی با برقراری روابط تجاری و اقتصادی متقابل، نیازمندیهای مصرفی یکدیگر را پوشش دهند تا در مواردی که به هر دلیل نمیتوانند برخی از کالاهای مصرفی را تولید کنند، نیازمند کشورهای کفر نباشند و این احتیاجات را از طریق ارتباط تجاری با هم برطرف سازند تا؛ در نتیجه به جای کمک به اشتغال و مقتدرتر شدن کشورهای کفر، کشورهای مسلمان تقویت شوند و امت اسلامی رشد و شکوفایی و تعالی خود را باز یابد.
چند فتوا و استفتاء فقهی در این زمینه بیان میشود:
س: آیا چرمی که در کشور فرانسه به فروش میرسد (یا کفش چرمی و غیره) از آنجا که احتمال ورود از الجزایر را دارد، پاک است و پوشیدن یا استفاده کردنش اشکال ندارد؟
ج: در حکم میته است.
س: آیا پوستهایی که از خارج وارد میشود و در ساختن کفش و امثال آن به کار می رود پاک است یا نجس؟
ج: پوستی که از بلاد اسلامی وارد میشود، محکوم به طهارت است؛ مگر آنکه ثابت شود که ذبح به طریق غیرشرعی بوده، و پوستی که از بلاد غیر اسلامی وارد میشود، محکوم به نجاست است مگر احراز شود که ذبح به طریق شرعی بوده یا احتمال داده شود که واردکننده ی مسلمان، احراز تذکیهی حیوان را نموده، سپس پوست را در دسترس مسلمین قرار داده است.(2)
قَالَ الصَّادِق ُعلیه السلام: «لَا تُعَامِلْ ذَا عَاهَةٍ فَإِنَّهُمْ أَظْلَمُ شَیْءٍ؛
امام صادق علیه السلام میفرماید: با انسانهایی که بیمارند و یا دارای کالای آفتزده و معیوب
هستند، داد و ستد نکن! زیرا آنان ستمگرترین چیزند».(1)
پیامها و نکتهها:
بدین منظور لازم است وزارت بهداشت و درمان، نظارت کافی را بر بازار محصولات غذایی-از تولید تا مصرف- داشتهباشد.
باتوجه به آنچه گفته شد؛ منظور از “ذَا عَاهَة” این است که تولیدکننده و فروشنده مبتلا به بیماری و عدم سلامت جسمی باشد و یا اینکه خود شخص سالم ولی کالایی که به فروش میرساند دارای آفت بوده و برای سلامتی انسان زیانبار باشد.
وقتی مردم بدون توجه به آثار و پیامدهای مضر و آسیبزننده، کالاهایی مانند مواد مخدر سنتی و صنعتی، دخانیات، انواع نوشابههای گازدار، انواع چیپس و پفک و انواع غذاهای آماده نظیر: سوسیس، کالباس، فست فود و... را مصرف میکنند، پیامدش شیوع انواع بیماریها و هزینهی کلان درمان آنهاست.
معیارهای نظام سرمایهداری غرب است، خطر خرید و فروش کالاهای مضر را در پی خواهد داشت که به برخی از آنها اشاره میشود:
مواد مخدر طبیعی و صنعتی، انواع قرصهای روانگردان و انواع دخانیات که خطر و ضررش بر کسی پوشیده نیست و استفاده از آنها پایهی بسیاری از بیماریها و انحرافات اخلاقی و اقتصادی است.
چای خارجی؛ چای خارجی به علت داشتن رنگ، مواد افزودنی معطر وکافئین، مناسب بدن نیست، بهویژه اگر با قند و شکر مصرف شود. همینطور سبب وابستگی به کشورهای بیگانه، خروج ارز از کشور و آسیب به چایکاران و صنعت چای کشور میشود؛ لذا بهتر است بهجای آن از چای ایرانی استفاده گردد که فاقد رنگ و مواد افزودنی است و به جای قند و شکر نیز خرما یا کشمش مصرف شود. برای معطرکردن چای هم بهتر است از دارچین، میخک، نعناع، گل نارنج، گل محمدی و... استفاده کرد.(1)
نوشابههای صنعتی؛ نوشابههای صنعتی به دلیل دارا بودن مواد افزودنی مضر، گاز و رنگ، کاملاً برای بدن ضرر دارند و به هیچ وجه نباید استفاده شوند. همینطور خطر پوسیدگی دندان، چاقی، سوء تغذیه، تأثیر سوء در کلیه، پوست، استخوانها، خواب، تعادل آب بدن و قاعدگی زنان را تشدید میکنند.(2)
بهترین نوشابه و نوشیدنی طبیعی و مفید برای سلامتی بدن؛ دوغ، شیر شیره، آب و شیرهی خرما، سرکه شیره و شربتهای گیاهی (آب میوههای طبیعی) میباشد.(3)
سلامتی روحی و روانی به مراتب مهمتر از سلامتی جسم است، بنابراین وقتی که باید از انسانهای آلوده به بیماریهای جسمی و یا از کالاهایی که ضرر جسمانی دارد، پرهیز کرد؛ به طریق اولی باید از انسانهایی که آلوده به گناه کفر و شرک هستند و یا کالاهایی که آلودگی روحی و روانی به دنبال دارند، نیز پرهیز نمود.
برخی احکام فقهی داد و ستد با کفار عبارتند از:
یک: معامله و تجارت با کافران، اگر موجب ورشکستگی یا خوف ورشکستگی بازار
مسلمانان شود، حرام است و بر مسلمانان واجب است که اینگونه تجارت را ترک کنند.
دو: اگر روابط اقتصادی با کافران، موجب تعطیلشدن منابع اقتصادی کشور، رکود اقتصادی یا از بینرفتن ثروت ملی کشور اسلامی شود یا خوف آن وجود داشته باشد؛ حرام است.
سه: هرگونه رابطه (اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی) با کفار که موجب سلطهی آنان بر کشور اسلامی یا مسلمانان شود، حرام است.
چهار: رباگرفتن مسلمان از کافر حربی اشکال ندارد.(1)
«فَمَنِ اعْتَدَی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی عَلَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ مَعَ الْمُتَّقینَ؛ پس هر کس بر شما تعدی کرد، همانگونه که بر شما تعدی کرده، بر او تعدی کنید و از خدا پروا بدارید و بدانید که خدا با تقواپیشگان است».(2)
پیامها و نکتهها
مالی و بانکی کشور؛ همچون بانک ملی، ملت، صادرات و سپه، مورد تحریم یکجانبهی آمریکا قرار گرفتند.(1)
آیا وقت آن فرا نرسیده که جنگ نرم دشمنان را – بهویژه در بُعد اقتصادی- جدّی بگیریم و بر اساس آیهی شریفه، به مقابله با آنان برخیزیم و متقابلاً در یک اقدام انقلابی، با تصمیم جمعی، خرید کالاهای تولید خارج را تحریم کرده و با خرید کالاهای ایرانی به رشد اقتصادی و خودکفایی در تولید کالاهای مصرفی کمک کنیم و این حربهی دشمن را از اساس بیثمر سازیم؟! امیدواریم ما؛ فرزندان رزمندگان میدان جنگ سخت که با ایثار و از خودگذشتگی دشمن را از این سرزمین بیرون راندند و شکست دادند، اینبار نیز ایثار و از خودگذشتگی کرده و با خرید کالای ایرانی، در میدان جنگ نرم نشان دهیم که از نسل و تبار همان رزمندگان دیروزیم و خط و راه شهدا را فراموش نکردهایم و حاضریم به خاطر شکست دشمن و رشد و تعالی انقلاب و میهن اسلامی خود، از اندکی زیباتر بودن، ارزانتر بودن، و یا هر امر دیگری که به خاطر آن، تن به خرید کالای خارجی میدهیم، بگذریم تا به استقلال اقتصادی و خودکفایی ملی برسیم.
امام علی علیه السلام میفرمایند: «سنگ ستم را از همان جایی که آمده است؛ برگردانید! (در برابر توطئههای دشمن بیتفاوت و ستمپذیر نباشید!) زیرا شر جز با شر دفع نمیشود».(3)حضرت در این بیان نورانی، راه مقابله با دشمنان را مقابله به مثل میدانند، بنابراین تحریم اقتصادی دشمن را باید با تحریم اقتصادی پاسخ گفت، جنگ نظامی اش را با جنگ نظامی، جنگ نرم او را با جنگ نرم، حملات سایبریاش را با حملات سایبری، حملات لفظی را با حملات لفظی و... .
در ضربالمثلهای زبان شیرین فارسی نیز با مواردی در این زمینه برخورد میکنیم از جمله:
“جوابِ های؛ هوی است” یا “کلوخانداز را پاداش سنگ است” و... .(4)
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: « قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم: إِذَا رَأَیْتُمْ أَهْلَ الرَّیْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِی فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ
وَ أَکْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِیهِمْ وَ الْوَقِیعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ کَیْلَا یَطْمَعُوا فِی الْفَسَادِ فِی الْإِسْلَامِ وَ یَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا یَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ یَکْتُبِ اللهُ لَکُمْ بِذَلِکَ الْحَسَنَاتِ وَ یَرْفَعْ لَکُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِی الْآخِرَةِ؛
امام صادق علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: هرگاه دستاندازان به حریم دین و شبههافکنان نسبت به ارزشهای دینی را دیدید، بیزاری خود را نسبت به آنان آشکار سازید و بدیهای آنها را فراوان نقل کنید و آنان را با برهان و منطق مبهوت و محکوم کنید تا نسبت به ایجاد فساد در جامعهی اسلامی طمع نورزند و مردم نیز از آنها دوری کنند و آلوده به شبهات و راه و رسم زندگی آنان نشوند. در این صورت است که خداوند متعال برای چنین جامعهای حسنه و سرنوشت نیک رقم میزند و بر درجات آخرتی آنان میافزاید».(1)
پیامها و نکتهها
مرحوم مجلسی”رضوان الله تعالی علیه” میگویند: «گویا مقصود از اهل ریب آنهایی هستند که در دین شک کنند و مردم را با القای شبهات به شبهه اندازند و گفته شده که مقصود کسانی هستند که پایهی دین آنها بر گمان و اوهام فاسده بنا نهاده شده مانند: علمای اهل خلاف».(2)بیشک نمونهی بارز این گروه، استکبار جهانی به رهبری آمریکا و صهیونیسم و چند کشور اروپایی مانند انگلیس و فرانسه است که با استفاده از صنایع فرهنگی نظیر: سینما، انیمیشن، ماهواره، اسباببازی، بازیهای رایانهای، موسیقی و... ، رسانههایی مانند: رادیو، تلویزیون، مطبوعات، آژانسهای خبری و... همچنین فنآوریهای نوین ارتباطی مثل: اینترنت؛ در قالب انواع سایت، وبلاگ، چت و ایمیل، تلفن همراه در قالب پیام کوتاه، بلوتوث، ام ام اس و... و نیز با استفاده از واردات کالاهای هدفمند؛ سعی در ترویج فساد و فحشا، رواج خرافات، شبهات فکری و دینی، تبلیغ سبک زندگی غربی، مُدسازی و مُدگرایی، تضعیف نظام ولایی و فقاهتی، ترویج مصرفگرایی، ایجاد شائبهی ناکارآمدی نظام اسلامی، تقویت تفکر سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) و... دارند.(3)
امام صادق صلی الله علیه و آله وسلم از شیعیان و پیروان خود انتظار برائت و بیزاریجستن را در مقام عمل دارند و میخواهند که شیعیانشان بیزاری خود از دشمنان خدا را در عمل نشان دهند. لذا در پاسخ به فراخوان امام صادق علیه السلام برای مبارزه با اهل ریب و بدعت، باید همه دست در دست هم بسیج شویم و با استفاده از تمام امکانات، خرید کالاهای ساخت اینگونه کشورهارا تحریم کنیم؛ چراکه میتواند یکی از راههای بسیار مؤثر در نیل به این هدف باشد. ما با خودداری
از خرید کالاهای ساخت آمریکا، اسراییل و برخی از سران کشورهای اروپایی نظیر انگلیس خبیث، میتوانیم برائت و بیزاری عملی خود از آنان را به نمایش بگذاریم. همینطور پرهیز از استفاده از شبکههای ماهوارهای و اینترنتی و فیلمها و بازیهای رایانهای و... که وابسته به دشمنان خداست، از مصادیق بارز اظهار برائت از دشمنان خدا میباشد.
«إِنْ تَمْسَسْکُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکُمْ سَیِّئَةٌ یَفْرَحُوا بِها وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لَا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً إِنَّ اللهَ بِما یَعْمَلُونَ مُحیطٌ؛
اگر نیکی به شما برسد، آنها را ناراحت میکند و اگر حادثهی ناگواری برای شما رخ دهد، خوشحال میشوند. [اما] اگر [در برابرشان] استقامت و پرهیزگاری پیشه کنید، نقشه های [خائنانهی] آنان، به شما زیانی نمیرساند؛ خداوند به آنچه انجام میدهند، احاطه دارد».(2)
پیامها و نکتهها
یک: «لَا یَألُونَکُم خَبَالاً...»: “خَبَال” به معنای فساد و تباهی است. “لَایَألُونَکُم خَبَالاً” یعنی در به فسادکشاندن شما از هیچ کوششی فروگذار نمیکنند. آنان در به فساد کشاندن نظام اجتماعی، سیاسی، اعتقادی، اقتصادی و فرهنگی مسلمانان، همهی توانایی و امکانات خویش را به کار میگیرند. راهاندازی هزاران شبکهی ماهوارهای، رادیویی، تلویزیونی و سایت اینترنتی علیه ارزشهای انقلاب و اسلام، توزیع گسترده و گاه رایگان مواد مخدر، شراب؛ فیلمها و سیدیهای غیرمجاز و حمایت از فرقههای نوظهور نمونهای از این اقدامات است.
دو: «وَدُّوا مَا عَنِتُّم...»: “عَنَت” به معنای مشقت و ضرر است. یعنی آنان خواستار زحمت و ضرر شما هستند و میخواهند نظام و سازمان درونی شما به فساد کشیده شود. نا کارآمد جلوهدادن نظام اسلامی با سیاهنمایی و بزرگ نشاندادن مشکلات و ضعفها و کوچک نشاندادن پیشرفتها و توانمندیها از این نمونه است.
سه: «قََد بَدَتِ البَغضَاءُ مِن اَفواهِهِم وَ مَا تُخفِی صُدُورُهُم اَکبَر»: یعنی کینه و عداوت از گفتارشان به خوبی مشهود است ولی دشمنی و کینهتوزی قلبی آنان بیش از آن اندازهای است که در گفتارشان ظهور میکند.
چهار: «وَ اِذَا لَقُوکُم قَالُوا ءَامَنَّا وَ اِذَا خَلَوا عَضُّوا عَلَیکُمُ الاَنَامِلَ مِنَ الغَیظ»: یعنی آنان دو چهره دارند؛ آنگاه که نزد مسلماناناند، سخن آنها را تصدیق میکنند؛ اما در خلوتِ خود، از روی خشم سرانگشتان خویش را گاز میگیرند. نشانهاش همین مذاکرات مرسوم به 1+5 راجع به انرژی هستهای است که هنگام مذاکره میگویند داشتن انرژی هستهای حق مسلم شماست ولی بعد به بهانههای واهی با آن مخالفت میکنند و از انواع روشها برای وادارکردن ایران در کنارنهادن انرژی هستهای استفاده میکنند.
پنج: «اِن تَمسَسکُم حَسَنَةٌ تَسُؤهُم وَ اِن تُصِبکُم سَیِّئَةٌ یَفرَحُوا بِِهَا»: یعنی مخالفان لدود اسلام بر اثر شدت کینهتوزی، از پدیدآمدن کمترین وسیلهی رفاهی و راحتی و آسایش برای مؤمنان، بدحال شده و از هر خیری، هرچند اندک، که به ایشان برسد ناخشنودند؛
همچنین از پیشآمدن سختترین و غمبارترین بدی و مصیبت برای مؤمنان، خوشحال میشوند. انواع تحریمها از اول انقلاب، حمایت از فتنهگران بهویژه در فتنهی سال 1388 و ترور دانشمندان هستهای، نمونهای از اقدامات خصمانهی دشمنان اسلام است.(1)
«إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لَا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً...؛ اگر در برابر دشمن مقاوم و خویشتندار باشید، مکر و حیلههای آنان هیچ آسیبی به شما وارد نمیکند». در این فراز از این آیهی نورانی به دو
1) ) تفسیر تسنیم، ج 15، ص 433 و 450 ، با اضافه
راهکار اشاره شده است:
یک: صبر و مقاومت؛ صبر به معنای تحملکردن سختیها و دشواریها و پرهیزکردن از جزع و بیتابی، هنگام مواجهه با امور ناخوشایند است.(1)
بر این اساس، اولین وظیفه در برابر دشمنان عبارت است از: صبر و مقاومت در برابر تحریمهای اقتصادی با تکیه بر تولید داخلی و صبر و مقاومت در برابر تهدیدها، فشارهای سیاسی و حملهی نظامی آنان.
دو: تقوی؛ تقوی به معنای خویشتنداری و خود نگهداری است.(2)
خویشتنداری در جایی معنا مییابد که میل و کششی بر اساس گرایشهای شهوانی (قدرتطلبی، شهوتپرستی، مالاندوزی، ثروتطلبیِ هدفگونه و تجملگرایی) وجود دارد؛ ولی این کششها به مصلحت انسان نیست.
دشمن برای رسیدن به اهدافش، به پهنکردن دام شهوت در کنار تحریم و تهدید و حمله روی میآورد. وظیفهی ما در برابر این حربه عبارت است از: خویشتنداری در برابر استفاده از شبکههای ماهوارهای، رادیویی، تلویزیونی، اینترنتی و رایانهای دشمن؛ خویشتنداری در برابر خرید کالاهای ساخت دشمنان اسلام به ویژه کالاهایی که جنبهی ترویج فرهنگ غرب را دارد مانند: عروسکهای باربی و...؛ و نیز خویشتنداری در برابر درخواست فتنهگری و جاسوسی.
«فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَا إیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ؛ با پیشوایان کفر پیکار کنید چرا که آنها پیمانی ندارند شاید [با شدت عمل] دست بردارند!»(3)
پیامها و نکتهها
بر اساس این آیه مسلمانان موظفند با پیشگامان کفر مقاتله و مبارزه کنند؛ ولی نه از آن جهت که کافرند بلکه از آن جهت که سران کفر پایبند به تعهدات و قراردادهای بینالمللی و دو جانبه و چند جانبه نیستند.
خداوند در سورهی مبارکهی“ممتحنه“، داشتن رابطهی سیاسی، تجاری، فرهنگی، ورزشی و... را با کشورهای کفر امضا کرده است؛ چون زندگی مسالمتآمیز با کافر امکانپذیر است؛
زیرا وی گرچه اصول الهی را نمیپذیرد، ولی اصول انسانی را میپذیرد؛ به عهد و پیمانهای بینالمللی و طرفینی پایبند است و به آن احترام میگذارد.
اما در سورههای مبارکهی “انفال” و “توبه” داشتن رابطه با مستکبران را امضا نکرده است؛ زیرا مستکبر نه اصول الهی را میپذیرد و نه اصول انسانی را؛ خوی استکبار، پیمانشکنی و نقض عهد است، آنان همواره خود را از دیگران برتر دانسته و میخواهند خود را بر دیگران تحمیل کنند؛ میخواهند به هر شکلی بر کل جهان حکومت کرده و مدیرعامل دهکدهی جهانی با چند میلیارد انسان و اختیاردار مال و عِرض و منابع آنان باشند.
دستور قرآن کریم این است که با مستکبر فقط باید ستیز کرد و هرگونه رابطهی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با آنان ممنوع است؛ چون مستکبران در روابط خود با دیگران، فقط به فکر تحمیل سیاست و فکر و فرهنگ خود هستند. در مسائل تجاری و اقتصادی نیز درصددند از منابع و صنایع دیگران استفاده کنند ولی هرگز حاضر نیستند علم و فنآوری و تکنولوژی صنایع خود را در اختیار آنها قرار دهند، تا دیگران همیشه وابسته به آنان باشند.(1)
«نخستین کاری که اینجا میکنید، این است که تا میتوانید کالاهایتان را بفروشید و فقط در صورتی سرمایهگذاری کنید که برای فروش کالایتان چارهای جز این کار نداشته باشید، اما اگر مجبور باشید در اینجا سرمایهگذاری کنید، به میزان حداقل ممکن سرمایهگذاری کنید و صنایعی را انتخاب کنید که قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود؛ مانند صنایع مونتاژ که در واقع سوارکردن قطعات صادراتی انگلیس در ایران است. در این محدوده و با توجه به این نکات، من معتقدم که ایران یکی از بهترین بازارهایی است که شما میتوانید برای مصرف کالاهای خود در جهان سوم پیدا کنید».(2)
در این زمینه به دو مسئلهی فقهی اشاره میشود:
یک: اگر در روابط تجاری با اجانب، خوف آن است که به بازار مسلمین صدمهی اقتصادی وارد گردد و موجب اسارت تجاری و اقتصادی شود، واجب است قطع اینگونه روابط و حرام است این نحو، تجارت.(3)
دو: اگر در روابط اقتصادی و غیر آن بر قلمرو اسلام و بلاد مسلمین، ترس باشد که بیگانگان بر آن تسلط سیاسی یا غیر آن پیدا کنند، که موجب استعمار آنان یا استعمار بلادشان وَلو از حیث فرهنگی میشود، بر همهی مسلمین واجب است که از چنین روابطی اجتناب کنند؛ و اینگونه روابط، حرام میباشد.(1)
«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أََقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَاری ذَلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبَاناً وَ أَنَّهُمْ لَا یَسْتَکْبِِرُونَ؛
به طور قطع، دشمنترینِ مردم نسبت به مؤمنان را، یهود و مشرکان خواهییافت و نزدیکترین دوستان به مؤمنان را کسانی مییابی که میگویند: “ما نصاری هستیم”. این بهخاطر آن است که در میان آنها، افرادی عالِم و تارک دنیا هستند و آنها [در برابر حق] تکبر نمیورزند».(2)
پیامها و نکتهها
حضرت امام خمینی”رضوان الله تعالی علیه” میفرمایند: «هر کس مسیرش، مسیر اسلام نباشد؛ دشمن ما است... همهی آن اشخاصی که بر خلافِ مسیرِ ملت ما هستند، بر خلاف مسیر قرآن و اسلام هستند، بر خلاف مسیر پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه اطهارعلیهم السلام هستند؛ اینها دارند با هم مجتمع میشوند و توطئه میکنند».(3)
علیه اسلام و مسلمین است، لذا هیچ بازرگان و تاجر مسلمانی به خود اجازه نمیدهد که به قیمت تقویت دشمنان اسلام، به فکر تأمین منافع زودگذر و شخصی باشد و منافع خود را بر منافع اسلام و مسلمین ترجیح دهد.
س: آیا خرید و استفاده از تولیدات شرکتهای حامی صهیونیسم جایز است و در این باب تفاوتی میان کالاهای مختلف (پوشاک، موادغذایی، نرمافزار و...) وجود دارد و آیا تأسیس نمایندگی یا تولید تحت لیسانس آن شرکتها درون کشور تفاوتی در مسأله ایجاد میکند؟ در ضمن استخدام در چنین شرکتهایی چگونه است؟
پاسخ حضرت امام خمینی”رضوان الله تعالی علیه”: «اسراییل قیام مسلحانه بر ضد ممالک اسلامی نموده است و بر دُوَل و ملل اسلام؛ قلع و قمع آن لازم است. کمک به اسراییل چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت، حرام و مخالفت با اسلام است. رابطه با اسراییل و عُمال آن، چه رابطهی تجاری و چه رابطهی سیاسی؛ حرام و مخالفت با اسلام است. باید مسلمین از استعمال امتعهی(کالاهای)اسراییل خودداری کنند!»(1)
پاسخ مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی”: «خرید هرگونه کالایی که موجب تقویت صهیونیسم شود؛ جایز نیست. باید از معاملاتی که به نفع دولت غاصب اسراییل است، خودداری شود و وارد کردن و ترویج کالاهای آنان که از ساخت و فروش آن سود میبرند، برای هیچکس جایز نیست».
پاسخ حضرت آیتالله صافی گلپایگانی”حفظهاللهتعالی”: «در صورتیکه چنین شرکت یا نهاد یا مؤسسهای وجود داشته باشد، چه در داخل و چه در خارج، هیچ یک از سوالات جایز نیست و تفاوتی بین کالاها نیست».
پاسخ حضرت آیتالله مکارم شیرازی”حفظهاللهتعالی”: «خرید و فروش از شرکتهایی که وابستگی روشنی به شرکتهای اسراییلی یا آمریکایی دارند، جایز نیست. استخدام و هرگونه فعالیت در چنین شرکتهایی حرام است».
پاسخ حضرت آیت الله نوری همدانی”حفظهاللهتعالی”: هر شرکت و مؤسسهای که در راه تقویت دشمنان اسلام اقدام مینماید و سود به دستآمده [را] در مسیر تضعیف اسلام و نظام اسلامی به کار میگیرد، فعالیت آنان جایز نیست و هرگونه همکاری با آنان حرام است».(2)
مسألهی فقهی:
«روابط تجاری و سیاسی با بعضی دُوَل که آلت دست دُوَل بزرگ جائر هستند از قبیل
دولت اسراییل جایز نیست و بر مسلمانان لازم است که به هر نحو ممکن است با این نحو روابط مخالفت کنند و بازرگانانی که با اسراییل و عُمال اسراییل روابط تجاری دارند، خائن به اسلام و مسلمانان و کمککار به هَدْم احکام [اسلام] هستند و بر مسلمانان لازم است با این خیانتکاران؛ چه دولتها و چه تجار، قطع رابطه کنند و آنها را ملزم کنند به توبه و ترک روابط با این نحو دولتها».(1)
قَالَ الصَّادِقُ صلی الله علیه و آله وسلم: «لََا تَصْحَبُوا أَهْلَ الْبِدَعِ وَ لَا تُجَالِسُوهُمْ فَتَصِیرُوا عِنْدَ النَّاسِ کَوَاحِدٍ مِنْهُمْ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وسلم الْمَرْءُ عَلَی دِینِ خَلِیلِهِ وَ قََرِینِهِ؛
امام صادق صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: با بدعتگزاران در دین خدا، همدم و همراه نشوید و با آنان همنشینی نکنید؛ زیرا در این صورت در نزد مردم از اهل بدعت به حساب میآیید. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: انسان بر دین دوست و همنشین خود میباشد».(2)
پیامها و نکتهها
به یقین امروزه بارزترین و خطرناکترین گروه بدعتگزار وهابیون هستند که بسیاری از آموزههای دینی را نه تنها از دین خارج کردهاند، بلکه با تفسیر غلط از آیات و روایات و تمسک به روایات جعلی و ساختگی، آن را از مصادیق شرک میدانند و به بهانهی دفاع از توحید و مبارزه با شرک، همدوش با آمریکا و اسراییل و جبههی جهانی کفر و استکبار، به مبارزهی تمام عیار علیه مکتب اهل بیت علیهم السلام، شیعیان و انقلاب اسلامی ایران رو آوردهاند و در هر جایی که پای نحس ایشان باز شده، رهآوردی جز اختلافافکنی بین مسلمین و راهاندازی جوی خون از خون آنان نداشته است.
داد و ستد با وهابیون که همپیمان با صهیونیستها و دنیای استکبار، دستشان به ریختن خون هزاران مسلمان بیگناه آلوده است و از هیچ اقدامی علیه مکتب اهل بیت علیهم السلام
پرهیز نمیکنند، در سفر حج و غیر آن روا نیست. زیرا با کمال تأسف اکثر کالاهایی که در این کشورها عرضه میشود مربوط به کشورهای استکباری است که دشمن اسلام و مسلمین هستند و خرید این کالاها باعث تقویت آنان میشود. به فرمایشی از امام راحل”رضوان الله تعالی علیه” توجه کنید:
«کالاهایی که در حجاز به حجاج محترم عرضه میشود، آنچه مربوط به آمریکای مخالف با آرمانهای اسلامی و اساساً مخالف با اسلام است؛ خریداری آنها کمک به دشمنان اسلام و ترویج باطل است و از آنها باید احتراز شود. انصاف نیست که جوانان عزیز ما در جبههها جان دهند و جانبازی کنند و شما با خرید این کالاها به جنایتکاران جنگی کمک کنید و به اسلام و جمهوری اسلامی و ملت مظلوم خود با این اعمال، دهنکجی نمایید. شما برای خودتان یا دوستانتان میتوانید چیزهای مناسب از خود ایران تهیه نمایید که به دشمنان ایران و اسلام کمک نشود. این جانب وظیفهی خود را ادا نمودم و شمایید که در زیارت خدا و رسول صلی الله علیه و آله وسلم،
به دشمنان آنان کمک ننمایید و موجب سرافکندگی ملت و میهن خود نشوید. اینها تذکراتی است که به واسطهی اهمیت آن، در سالهای قبل داده شد و تکرار آن وظیفهی این جانب است».(1)
استاد قرائتی”حفظهاللهتعالی” نیز میفرمایند:
«از خرید اجناسی که سودش به جیب دشمنان اسلام میرود جداً دوری نمایید! ای کاش مسئولین کشورهای اسلامی با ایجاد بازار مشترکی در مکه و مدینه، تولیدات کشورهای اسلامی را در معرض خرید و فروش قرار میدادند و با قطع رابطهی اقتصادی با بیگانگان و به کِسادی کشیدن بازار پر رونق آنان، سیلیِ محکمی بر صورتشان مینواختند».(2)
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” نیز میفرمایند: «در حج، سرگرمشدن به خرید و فروش و معامله و این قبیل چیزها مضر است».(3)
حج موقعیتی است که به تجارت کلان و خدمات عمدهی دیگر نیاز دارد و دولتها یا تجار کشورها، شرکتها و کارخانهها در آن نقش دارند. اگر کالاهای عمده از کشورهای اسلامی به بازار حج و در جهت تأمین تدارکات آن، حمل و نقل گردد، تأثیر بسیار عمیقی در اقتصاد کشورهای اسلامی خواهد داشت. عمدهی نیاز زائران میتواند از کشورهای اسلامی و به وسیلهی شرکتها و بخشهای اقتصادی مسلمین و دولتهای اسلامی تأمین گردد و
در اینصورت روا نیست کالایی که امکان تهیهی آن از کشورهای اسلامی وجود دارد، از کشورهای دیگر تهیه شود، مانند: گوشت و مرغ که عمدتاً در موسم از کشورهای غربی خریداری و مصرف میشود و علاوه بر جنبهی اقتصادی، خالی از شبهات شرعی هم نیست. اگر کشورهای اسلامی ضمن برنامهای سنجیده و حسابشده با یکدیگر همکاری داشته باشند، میتوانند بسیاری از این نوع کالاها را خود، تهیه و با نشان کشور اسلامیِ خود عرضه نمایند. در چنین صورتی است که آثار کلان اقتصادی حج در مجموعهی جامعهی اسلامی نمودار میگردد و میلیونها نفر از دستاندرکاران تولید بهره میبرند. همچنین توان اقتصادی مسلمین که زیربنای بسیاری از مسائل دیگر است، بالا میرود. تشکیل بازار مشترک اسلامی در حج، بهترین فرصت برای کشورهای مسلمان است تا این پیوند و مشارکت اقتصادی در طول سالها نیز پابرجا بماند و بِدان وسیله با فقر و بیکاری که دو عامل عمدهی مفاسد هستند، مبارزه شود. تأثیر چنین پروژهای بر سایر ابعاد زندگی مسلمین چون بُعد فرهنگی و سیاسی، نیز غیر قابل انکار است. در عصری که دشمنان اسلام برای جهانیسازی کشورها با هدف وابستگی دائم ملتها به خود تلاش میکنند؛ مسلمین میتوانند برای جهانیشدن مکتب و آرمان خود با اهداف انسانی و الهی، در عزمی عمومی گام بردارند و وحدت امت را پایهریزی کنند. جمعیتها و تشکلهای بینالملل اسلامی هم میبایست در این راستا حرکت کنند و به صرف شعار و اجلاس و تعارفات بسنده نکنند.(1)
حضرت آیتالله مکارم شیرازی”حفظهاللهتعالی” نیز میفرمایند: «زوّارِ خانهی خدا باید از تمام کارهایی که موجب وَهن مذهب است، اجتناب ورزند؛ مانند: بازگشت از مسجدالحرام و مسجدالنّبی و صفوف جماعت؛ هنگام اذان یا نزدیک اذان و پرداختن به خرید و فروش در بازارها و خیابانها یا بازگشتن با اجناس خریداریشده به سمت کاروانها در چنان ساعاتی؛ بلکه این کارها را کنار بگذارند و به جماعت بپیوندند».(2)
حرمت خرید برخی از کالاها
بیشک دشمنان اسلام برای مبارزه با اسلام و انقلاب و برای تأثیرگذاری بر روح و روان مسلمانان بهویژه کودکان، نوجوانان و جوانان و ترویج و بسط و تعمیق فرهنگ آلوده و پست مادی و غرق در ابتذال و شهوات خود، از انواع ابزارها و امکانات و فنآوریهای بسیار پیشرفته استفاده میکنند تا روند جهانیشدن را به نفع خود مدیریت کرده، همگان را همراه
خود سازند و مدیریت فکری، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جهان را در دست بگیرند. امروزه دشمنان اسلام در کنار استفاده از جنگ سخت نظیر: تلاش برای ایجاد کودتا، شورش، انقلاب، جنگ داخلی و حملهی نظامی؛ در حرکتی مهمتر، پیچیدهتر و خزندهتر؛ از جنگ نرم مانند: ایجاد اصلاحات آمریکایی، راهاندازی جنبشهای اجتماعی مخالف نظام، استفاده از انقلاب مخملی و رنگی و... برای ایجاد تغییر در حکومتهای مخالف و همراهکردن آنان با خود جهت به قدرترساندن افراد و جریانهای همسو استفاده می کنند.
جنگ نرم شامل هرگونه اقدام روانی، تبلیغاتی، رسانهای و فرهنگی است که جامعه یا گروه هدف را نشانه میگیرد و بدون درگیری نظامی و اعمال خشونت، رقیب را به انفعال و یا شکست و تسلیم وا میدارد و او را همراه خود میکند. ابزار دشمن در جنگ نرم، بیشتر رسانههای عمومی نظیر ماهواره، بازیهای رایانهای، شبکههای رادیویی و تلویزیونی، اسباببازیها و... میباشد.
با توجه به این نکته باید در استفاده از فنآوریها، شبکهها و تولیدات هدفمند و جهتدار دشمن، کمال مراقبت و احتیاط را به خرج داد و نباید به راحتی از کنار آن گذشت؛ بهویژه که تأثیرپذیری از رسانهها تدریجی و در درازمدت شکل میگیرد؛ بدون اینکه حتی گاه خود انسان هم متوجه این تغییرات در خود بشود.
از این رو در سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایهی ایرانی باید از خرید و فروش، تعمیر و عرضهی آنچه دشمن را در این راستا کمک میکند به شدت پرهیز نماییم و نقش سربازان پیادهنظام و بیاجر دشمنان را در راستای نیل به اهدافشان بازی نکنیم.
«وَ لَنْ تَرْضَی عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصَاری حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَی اللهِ هُوَ الْهُدَی وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِی جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مَالَکَ مِنَ اللهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ؛
هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، تا [به طور کامل، تسلیم خواستههای آنها شوی، و) از آیین [تحریفیافتهی] آنان، پیروی کنی. بگو: “هدایت، تنها هدایت الهی است!” و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شدهای؛ هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود».(1)
1) ) سورهی مبارکهی بقره، آیهی 120
پیامها و نکتهها
این آیه در عین اینکه خطاب به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم است، خطاب به همهی مسلمانان در طول تاریخ نیز هست که: هرگز یهود و نصاری از شما راضی نخواهند شد، مگر آنکه تسلیم بیچون وچرای آنان شوید و از اصول و ارزشهای الهی کناره بگیرید، ولی شما باید با قاطعیت، دست رد به سینهی آنها بزنید و بدانید تنها راه سعادت، راه وحی است؛ نه پیروی از تمایلات این و آن. دشمن، به کم راضی نیست؛ فقط با سقوط کامل و محو مکتب و متلاشیشدن اهداف شما راضی میشود.(1)
دشمنان اسلام گاهی با جنگ سخت، گاهی با تحریم و تهدید و گاه با تهاجم و شبیخون فرهنگی سعی در ترویج و تحمیل فرهنگ خود بر دیگران دارند. آنان فقط به فکر اغنای غرایز و شهوات انسان هستند؛ مانند: استفاده از شبکههای ماهوارهای که برای نفس انسان بسیار جذاب و لذتبخش است؛ نیز در صدد از میانبردن فرهنگهای مخالف خود بهویژه ارزشهای دینی و معنوی میباشند، لذا با راهاندازی هزاران شبکهی ماهوارهای، تلویزیونی، رادیویی و سایت این هدف را دنبال میکنند. بنابراین لازم است خریداران و بازرگانان از خرید و فروش تجهیزاتی که با هدف استفاده از شبکههای ماهوارهای دشمنان اسلام تولید و فروخته میشوند، خودداری کنند. تک تک ما اعم از تجار و مصرفکنندهها نیز باید در تصمیمی دینی و خیرخواهانه؛ با خودداری از خرید، نصب و استفاده از تجهیزات ماهوارهای در مسیر عاقبت به خیری خود و خانوادههامان حرکت نماییم.
چند استفتاء از مراجع عظام تقلید در این زمینه:
س: آیا خرید، نگهداری و استفاده از دستگاه گیرندهی برنامههای تلویزیونی از ماهواره جایز است؟ اگر دستگاه گیرنده، مجانی به دست انسان برسد چه حکمی دارد؟
ج: دستگاه آنتن ماهوارهای از این جهت که صرفاً وسیلهای برای دریافت برنامههای تلویزیونی است که هم برنامههای حلال دارد و هم برنامههای حرام، حکم آلات مشترک را دارد. لذا خرید و فروش و نگهداری آن برای استفاده در امور حرام، حرام و برای استفادههای حلال، جایز است. ولی چون این وسیله برای کسی که آن را در اختیار دارد، زمینهی دریافت برنامههای حرام را کاملًا فراهم میکند و گاهی نگهداری آن، مفاسد دیگری را نیز در بر دارد، خرید و نگهداری آن جایز نیست مگر برای کسی که به خودش مطمئن است که استفاده حرام از آن نمیکند و بر تهیه و نگهداری آن در خانهاش مفسدهای هم مترتب نمیشود؛ لکن اگر قانونی در این مورد وجود داشته باشد باید مراعات گردد.(2)
س: آیا خرید و فروش دستگاه دریافتکنندهی کانالهای
ماهوارهای برای گرفتن کانالهای ماهوارهای جمهوری اسلامی ایران برای کسی که در خارج از آن زندگی میکند، جایز است؟
ج: دستگاه مذکور هر چند از آلات مشترکی است که قابلیت استفادهی حلال را دارد ولی چون غالباً از آن بهرهبرداری حرام میشود و علاوه بر این بهرهگیری از آن در خانه، مفاسد دیگری را هم در بر دارد، بنابراین خرید و استفاده از آن در خانه جایز نیست، مگر برای کسی که اطمینان دارد از آن بهرهبرداری حرام نمیکند و نصب آن در خانه نیز مفسدهی دیگری را در بر ندارد.(1)
س: نصب آنتن ماهواره برای استفاده از برنامههای تلویزیونهای خارجی چه حکمی دارد؟ با توجه به اینکه: در اکثر برنامهها، به خصوص فیلمهای سینمایی، ترویج فساد و فحشا و پخش اعمال جنسی به صورت عریان یا نیمهعریان مشاهده میشود، برخی یا اکثر برنامههای آن بر اساس نیات سوء یا مقاصد شوم اجانب بر علیه اسلام و مسلمین هدفگذاری شده است و جنبهی تهاجم فرهنگی دارد و با مصالح مسلمین هماهنگ نیست و از طرفی، برخی از برنامههای آن ناظر بر پیشرفت بشری در کلیهی زمینههاست و اطلاع از آن، مفید به نظر میرسد.
ج: چنانچه نصب این آنتنها موجب اشاعهی فساد در سطح جامعه یا در خانواده شود، به یقین حرام است و وجود بعضی از برنامههای آموزنده، کافی برای رفع حرمت نمیباشد. مسلمانان باید دقت داشته باشند که این مسائل، جزئی از تهاجم فرهنگی برای نابودساختن اخلاق و متزلزلکردن پایههای ایمان و در نتیجه سلطهی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بر کشورهای اسلامی است؛ سلطهای که باعث نابودی دین و دنیای آنها؛ هر دو میشود.(2)
س: آیا آنتن ماهواره جزو آلات لهو است؟ خرید و فروش و استفاده از آن، چه حکمی دارد؟
جواب: با وجود فساد، استفاده از آن و خرید و فروش آن جایز نیست.(3)
س: آیا خرید و نصب آنتنهای ماهوارهای در منازل جایز است؟ ثانیاً استفاده افراد از برنامهها چگونه است؟ ثالثاً آیا منع کودکان از دیدن برنامهها، مجوز تهیه و نصب آنتن و استفادهی بزرگترها (پدر و مادر) میباشد یا خیر؟
ج: اولاً با توجه به آنچه مطلعین اظهار میدارند برنامههای ماهواره اکثراً موجب شیوع فحشا و منکر مخصوصاً در رابطه با نسل جوان میباشد؛ لذا خرید و نصب آنتنهای ماهوارهای جایز نیست.
ثانیاً صرف استفاده از برنامهها، اگر خارج از برنامههای فوقالذکر باشد و موجب انحراف
اخلاقی و یا اعتقادی و غیره نباشد، مانعی ندارد.
ثالثاً اگر استفاده بزرگترها در همان محدودهای باشد که در جواب دوم ذکر شد، مانعی ندارد. ولی در عین حال عدم جواز خرید و نصب، به قوّت خود باقی است.(1)
قَالَ رَسُولُ اللّه صلی الله علیه و آله وسلم: «لا یُشبِهُ الزِّیُّ بِالزِّیِّ حَتّی یُشبِهَ الخُلقُ بِالخُلقِ؛ و مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ فَهُوَ مِنهُم؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: ظواهر افراد با هم یکسان نمیشود، مگر آنگاه که خُلق و خوی ایشان با یکدیگر برابر گردد؛ و هر کس به گروهی شباهت جوید، در شمار آنان محسوب میشود».(2)
پیامها و نکتهها
ص:158
ظاهری، همگونی فکری و روانی را به دنبال دارد؛ بهگونهای که با مرور زمان و به تدریج، فکر و رفتار انسان، همان فکر و رفتار دشمنان خدا میشود». لذا مشاهده میکنیم بین انسانهایی که در استفاده از محصولات تولیدیِ هدفمند دشمنان ابایی ندارند، گرایش به شهوترانی و ارتباطهای لذتگونه مشوب به حرام و بیمیلی به رفت و آمد با علما و متدّینین و مراکز مذهبی مانند مساجد، به وفور مشاهده میشود. شاید به همین دلیل باشد که خداوند در قرآن کریم میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، یهود و نصاری را دوستانِ خود مگیرید که بعضی از آنان دوستان بعضی دیگرند و هر کس از شما آنها را به دوستی گیرد، از آنان خواهد بود. آری؛ خدا گروه ستمگران را هدایت نخواهد کرد».(1)
ترویج شهوتگرایی و ارتباطات نامشروع گسترده، تولید بازیهای رایانهای با هدف اشاعهی فحشا و خشونتگرایی و زمینهسازی برای تهاجم نظامی به کشورهای اسلامی خصوصاً ایران، نمونههایی از این اقدامات است.
در ادامه به نمونههایی از این کالاها اشاره میشود:
یک: انواع عروسکهای ساخت کشورهای بیگانه از قبیل: عروسک ”باربی” در نمادهای مختلفش، عروسک”کن”، عروسک ”لی لی آلمانی” ، عروسک ”میچ”، عروسک ”اسکیپر” و...؛ جالب است بدانیم که عربستان سعودی در سال 2003 میلادی خرید و فروش عروسک باربی را به دلیل عدم تطابق با فرهنگ اسلامی ممنوع اعلام کرد، ولی متأسفانه در کشور ما این نوع عروسک و موارد مشابه آن به وفور مشاهده میشود.
دو: وسایلی که در بردارندهی تصاویر باربی و سایر تصاویر مستهجن میباشد مانند: لوازمالتحریر، کیف مدرسه، وسایل اتاق کودک، وسایل حمام، لباس مهمانی، لباس خواب و... .
سه: لباسهایی که ترویجکنندهی شهوت و آلودگی اخلاقی میباشند مانند: لباسهای تنگ،
ص:159
1) ) سورهی مبارکهی مائده، آیهی 51
کوتاه و چسبیده به بدن، لباسهای پاره، لباسهای جذبکنندهی نامحرمان و... .
س: با توجه به تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام و مسلمین که میخواهند همچون گذشته با تغییر لباس مردان، بهویژه جوانان، چادر و روپوش زنان و یا نازکبودن آن لباسها، جامعه را به فساد بکشانند؛ تولید و مصرف اینگونه لباسها چه حکمی دارد؟ و نیز عکسهای برهنهی زنهای بیحجاب و یا مردان بدنام که بر روی بالشها، روفرشیها، ظروف و پارهای از البسه انداخته میشود چه صورتی دارد؟ بهطور کلی حکم آنچه در مسیر ترویج فساد اخلاق جامعه و کمک به تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام و مسلمین باشد، چیست و وظیفهی مسلمین در قبال آن کدام است؟
ج: هر کاری که موجب اشاعه و توسعهی فرهنگهای فاسد و بیگانه باشد جایز نیست؛ ولی تولید لباسهای نازکی که میتواند در منزل مورد استفادهی زن در برابر همسرش باشد، اشکالی ندارد و دیگران نباید از آن سوءاستفاده کنند.(1)
س: پوشیدن لباس مبتذل، تنگ و مهیج غربی برای زن و مرد چه حکمی دارد؟
ج: چون معرضیت برای مفسده دارد، جایز نیست.(2)
تصاویر مبتذل و هر چیزی که در بردارندهی تصاویر مستهجن و ترویجدهندهی بدحجابی و فساد و فحشا باشد؛ به فتوای همهی مراجع تقلید جایز نیست.(3)
قَالَ الصَّادِق ُعلیه السلام: «أَوْحَی اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیَائِهِ قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ لَا یَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِی وَ لَا یَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِی وَ لَا یَسْلُکُوا مَسَالِکَ أَعْدَائِی فَیَکُونُوا أَعْدَائِی کَمَا هُمْ أَعْدَائِی؛
امام صادق علیه السلام میفرماید: خداوند متعال به یکی از پیامبرانش وحی کرد که به مؤمنان بگو: لباس دشمنان من را نپوشید، غذای خاص آنان را نخورید و راه دشمنان من را نپیمایید؛ زیرا در این صورت شما نیز مانند آنان دشمن من به حساب میآیید».(4)
پیامها و نکتهها
1.منظور از لباس و غذای دشمنان اسلام، لباس و غذاهایی است که مخصوص آنهاست، نماد فرهنگ آنان به حساب می آید و با هدف گسترش اباحهگری و مفاسد و تحریک جنسی طراحی میشود مانند: لباسهای کوتاه و چسبیده به بدن، لباسهای پاره و یا لباسهایی با تصاویر و نوشتههای مستهجن و رنگهای محرک که موازین شرعی در آن لحاظ نشده و یا مانند عروسکهای باربی، اسباببازیها و کیف و لوازمالتحریری که حاوی تصاویر باربی و سایر نمادهای فرهنگ غرب و گروههای انحرافی نظیر شیطانپرستان است.
شاید اطلاع داشته باشید که برای ساختن این مدها، متخصصین روانشناس، جامعهشناس و حتی متخصصین نظامی، مدتها به مطالعه میپردازند و راجع به تأثیری که یک مد خاص میتواند در یک جامعه از خود به جای گذارد، آیندهنگری و تحلیل میکنند و هنگامیکه تصویب شد، با شگردهای عجیبی به تبلیغ آن میپردازند،سپس در راستای نیل به اهداف خود، این اجناس را گاه با قیمتهای بسیار نازل در کشورهای هدف مانند کشور ما به فروش میرسانند. بهراستی با چه هدف و انگیزهای این همه متحمل هزینه میشوند؟! آیا دلسوز ما هستند؟! آیا صرفاً در پی اهداف و منافع اقتصادی هستند؟!
بر ملت شریف، متدین و انقلابی ایران، که با هشت سال مقاومت و دفاع در برابر شرق و غرب عالم توانست برای همیشه، درس عبرتی به دشمنان و متجاوزان بدهد، لازم است که در
ص:157
جنگ نرم نیز با خودداری از خرید کالاهایی که با این هدف و از جانب دشمنان خدا طراحی و عرضه میشود؛ به وظیفهی خود در مقابله با جنگ نرم و تهاجم فرهنگی دشمن عمل کنند تا هم خود را از خطرِ ملحقشدن به صف دشمنان اسلام مصون و محفوظ نگه دارند و هم محیط جامعه، مدرسهها و خانهها را از خطر آلودگیهای دیداری و تصویری سالم بدارند، همچنین روح و روان پاک فرزندان دلبندشان را از خطر گرایش به انحراف و مفاسد جنسی و شهوانی پاک نگه دارند.
خرید و فروش صلیب که علامت مسیحیان است به صورت طلا و نقره یا شکل دیگر توسط مسلمانان چه صورتی دارد؟
آیات عظام بهجت”رضوان الله تعالی علیه”، سیستانی، مکارم و تبریزی”حفظهماللهتعالی”: «جایز نیست».
حضرت آیتالله فاضل لنکرانی “رضوان الله تعالی علیه”: «بر مؤمنین لازم است از اموری که موجب ترویج فرهنگ اجانب(بیگانگان) است اجتناب کنند».
حضرت آیت الله صافی گلپایگانی “حفظهاللهتعالی”: «حرام است و از بین بردن هیأتش واجب است».(1)
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام: «مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ عُدَّ مِنْهُمْ؛
امام علی علیه السلام میفرماید: هر کس خود را شبیه قومی قرار دهد از آنان به حساب میآید».(2)
پیامها و نکتهها
میکنند تا رفتارهای متناسب با فرهنگ خود را بر همهی ملتها تحمیل کنند. آنان نمادهایی را به عنوان فرهنگ خود طراحی میکنند و استفاده از آن را برای همگان شایع میسازند تا نشان بدهند که دیگران تابعشان بوده و چیزی را ارزش میدانند که آنها ارزش بدانند.
خرید و فروش لباسها و کالاهایی که نماد دشمنان اسلام است و استفاده از آنها انسان را حتی در قیافه و ظاهر شبیه آنان میکند، روا نیست. زیرا هر چند ممکن است قریب به اتفاق کسانی که از اینگونه نمادها استفاده میکنند، فکر و ایدهی دشمنان خدا را قبول نداشته باشند ولی حداقل نقش سیاهیلشگر را برای دشمنان اسلام بازی میکنند و با عمل و قیافهی ظاهری خود، دشمنان خدا را در تداوم راه خود دلگرم میسازند. خرید و فروش صلیب، کروات و پاپیون، نمادهای شیطانپرستی و نمادهای فرقههای انحرافی از این قبیل است.
چند استفتاء از مراجع عظام تقلید در این زمینه:
س: آیا استفاده از کروات و پاپیون جایز است؟
ج: سزاوار نیست مؤمن با زدن کروات خود را از زیّ مؤمنین خارج کند و پاپیون زدن اشکال دارد؛ و الله العالم.(1)
س: استفاده از کروات و خرید و فروش آن چه حکمی دارد؟
ج: اشکال دارد.(2)
س: پوشیدن کروات چه حکمی دارد؟
ج: بهطور کلی پوشیدن کروات و دیگر لباسهایی که پوشش و لباس غیرمسلمانان محسوب میشوند به طوریکه پوشیدن آنها منجر به ترویج فرهنگ منحط غربی شود، جایز نیست.(3)
قَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله وسلم: «لَیسَ مِنَّا مَن تَشَبَّهَ بِغَیرِنَا؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: از ما نیست کسی که خود را (در پوشش، آرایش و آداب و رسوم) شبیه دشمنان ما (کفار و منافقان) کند».(4)
پیامها و نکتهها
دو قسم خودی و غیرخودی تقسیم شدهاند: مسلمانان نسبت به هم، خودی و غیر مسلمانان (اعم از منافقین داخلی و کفارخارجی) نسبت به مسلمانان، غیرخودی هستند.(1)
ظاهر انسان به تدریج و با مرور زمان بر افکار و ارزشهای مورد قبول او اثر میگذارد؛ لذا آرام آرام، هم خودِ شخص و هم دیگران، احساس میکنند که ارزشها و افکار او تغییر کرده است؛ کم کم میل به حق، میل به ارتباط با مؤمنین، میل به ارتباط با مراکز مذهبی، میل به شنیدن موعظه و نصیحت و... در انسان فروکش میکند و در عوض میل به باطل و شرکت در مجالس لهو و لعب، میل به بیبند و باری و... در او افزایش مییابد و در نتیجه مؤمنان، علما، مسئولین، زنان با حجاب و پاکدامن و... در چشم انسان کوچک و عقبمانده و متحجر و انسانهای لااُبالی و بیدین و فاسد، بزرگ و ستودنی جلوه میکنند و حتی سکونت در محله و شهرکهای مؤمنین (به اصطلاح پایین شهر) را نشانهی عقبماندگی و سکونت در شهرکها و محلهی کاخنشینها (به اصطلاح بالاشهر) را نشانهی پیشرفت و ترقی و ارزشمندی به حساب میآورد.
پوشش و آرایش هر فرد، نشاندهندهی شخصیت اوست. بنابراین اگر میخواهیم دیگران قضاوت مثبتی از ما داشته باشند باید مراقب ظاهر و نوع پوشش خود باشیم و از پوشش و آرایشهای نامناسب که انسان را شبیه به دشمنان خدا و یا انسانهای لااُبالی و فاسد میکند جدا پرهیز کنیم.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم ملاک و معیار مسلمان واقعی بودن را علاوه بر ایمان باطنی و پاکی درون، داشتن ظاهری مناسب با رعایت ارزشهای دینی میدانند. اینکه برخی میگویند مهم پاکی دل است، نه تیپ و قیافهی ظاهری، سپس با این بهانه، حجاب و پوشش مناسب را کنار مینهند و از لباسهای نامناسبی استفاده میکنند که بیشتر نماد فرهنگ غرب است و نه نماد فرهنگ اسلام؛ درست نیست و ملاحظه میفرمایید که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم خط بطلان بر آن میکشند؛ پس باید ظاهر و باطن ما مبتنی بر ارزشهای دینی باشد.
چند استفتاء از مراجع عظام تقلید در این زمینه:
1) ) سورهی مبارکهی انفال، آیهی 60؛ سورهی مبارکهی آل عمران، آیهی 118
س: این روزها مدل لباس و آرایش ویژهی غربیها در کشور رواج یافته و برخی جوانان نیز خود را به آن میآرایند؛ آیا جایز است؟ همچنین بستن کروات و پاپیون که مسلمان را به کفار شبیه میکند، چگونه است؟
ج: باسمه تعالی؛ مؤمن باید از کاری که موجب ترویج فساد بین جامعهی مسلمین است یا جامعه را در معرض فساد قرار میدهد، اجتناب کند؛ و الله العالم.(1)
س: اکنون لباسهایی با رنگها و شکلهای مختلف در بازار موجود است که ارمغان فرهنگ غرب است؛ پوشیدن اینها چه حکمی دارد؟
ج: باسمه تعالی؛ سزاوار است مسلمان از کافر امتیاز داشته باشد و تشبّه به کفار پیدا نکند؛ و الله العالم.(2)
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ8: «فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللهِ عَدُوَّ اللهِ أَنْ یُعْدِیَکُمْ بِدَائِهِ وَ أَنْ یَسْتَفِزَّکُمْ بِنِدَائِهِ وَ أَنْ یُجْلِبَ عَلَیْکُمْ بِخَیْلِهِ وَ رَجِلِهِ [رَجْلِهِ] فَلَعَمْرِی لَقَدْ فَوَّقَ لَکُمْ سَهْمَ الْوَعِیدِ وَ أَغْرَقَ إِلَیْکُمْ بِالنَّزْعِ الشَّدِیدِ وَ رَمَاکُمْ مِنْ مَکَانٍ قَرِیبٍ؛»
امام علی8 میفرماید: «ای بندگان خدا! از دشمن خدا پرهیز کنید! مبادا شما را به بیماری خود مبتلا سازد و با ندای خود شما را به حرکت در آورد و با لشکرهای پیاده و سوارهی خود بر شما بتازد؛ به جانم سوگند! شیطان تیر خطرناکی برای شکار شما بر چلهی کمان گذارده و تا حد توان، کشیده و از نزدیکترین مکان، شما را هدف قرار داده است».(3)
پیامها و نکتهها
کسانی که گرفتار نفاق هستند یا با کفار و دشمنان خدا ارتباط پنهانی دارند و یا گرفتار ارتباط نامشروع با نامحرمان هستند؛ تعبیر به بیمار شده است.(4)
بنابراین تمام کسانی که مبتلا به کفر و شرک و نفاق هستند، یا مسلمانند ولی با دشمنان خدا
ارتباط داشته و دلدادهی آنان میباشند و یا آلوده به گناهان بهویژه گناهان جنسی و شهوانی هستند؛ بیمار محسوب میشوند و اگر خود را با توبه و عمل صالح درمان نکنند، گرفتار مرگ روحی و انسانی میشوند. به فرمودهی امیر بیان، اینان مردههای زندهنما هستند(1)و دشمن انسان و انسانیت؛(2)و چون هر کسی دوست دارد دیگران را هم به شکل خود درآورد، سعی انسانهای آلوده نیز این است که دیگران را آلوده ساخته و همرنگ خود سازند(3)بنابراین از تمام ابزار و امکانات ممکن برای آلودهسازی دیگران به ویژه مؤمنان استفاده میکنند.(4)
2.“خیل” به معنای لشگر سواره و “رجل” به معنای لشگر پیاده است؛ این تعبیر اشاره به دستیاران فراوانی است که شیاطین جن و انس برای گمراهسازی مردم به کار میگیرند. صفات رذیله، عوامل گناه، مراکز فساد، تبلیغات گمراهکننده و ابزار گناه؛ به نوعی لشگر پیاده و سوارهی شیطاناند؛ لذا امام علی علیه السلام بندگان خدا را از نزدیکشدن به دشمنان خدا بر حذر میدارد.(5)
چه بلایی بر سر ما آمده است که از یک محصول غذایی فاسد و یا تاریخ مصرف گذشته یا شخصی آلوده به یک بیماری ساده مانند: سرماخوردگی و... دوری مینماییم تا آلوده نشویم ولی به راحتی، ماهوارههای دشمنان اسلام و آلودگان به انواع آلودگیها را وارد حریم زندگی خود میکنیم؟! به هر سایت اینترنتی با هر گرایشی سر میزنیم و پای هر بازی رایانهای- بهویژه آنها که تولید دشمن بوده و با هدف آلودهسازی جوانان ما تهیه شده است- زانو میزنیم؟! و یا هر نوع اسباب بازی را که فقط ظاهری زیبا داشته
باشد، میخریم و بدون توجه به پیامدهای مخربی که بر روح و روان فرزندانمان دارد و در آیندهی نه چندان دور آنان را به
بیماری شهوتگرایی، جلوهگری، لذتپرستی، مدگرایی و بیحجابی میکشاند، در اختیارشان قرار میدهیم!
آیا لازم نیست هنگامیکه میخواهیم در آغاز فصل مدارس برای نوگلان و فرزندان دلبندمان لوازمالتحریر و کیف مدرسه بخریم، همانقدر که به جنس و شکل ظاهر آن با دقت مینگریم، نیم نگاهی هم به تصاویر حک شده بر روی این محصولات داشته باشیم؟ آیا تصویر دخترک مو طلایی، نیمهعریان و آرایشکردهی آمریکایی که نمادی از فرهنگ برهنگی و ابتذال دنیای غرب است، هیچ تأثیری بر روح لطیف و حساس فرزندانمان نمیگذارد؟!
آیا وقت آن نشده که به تولیداتی که مستقیم یا غیر مستقیم با خطدهی دشمنان خدا و با هدف گسترش فساد، اعتیاد، ابتذال، مدگرایی و مصرفگرایی تولید میشود، با نگاه تردید نگریسته و در خرید آنها کمی درنگ کنیم؟!
«قالَ ادْخُلُوا فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِکُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فِی النَّارِ کُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّی إِذَا ادَّارَکُوا فِیهَا جَمیعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنَا هؤُلآءِ أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قَالَ لِکُلٍّ ضِعْفٌ وَ لَکِنْ لَا تَعْلَمُونَ؛
میفرماید: “در میان امتهایی از جن و انس که پیش از شما بودهاند، داخل آتش شوید!” هر بار که امتی [در آتش] درآید، همکیشان خود را لعنت کند تا وقتی که همگی در آن به هم پیوندند؛ آنگاه پیروانشان دربارهی پیشوایانشان میگویند: “پروردگارا! اینان ما را گمراه کردند، پس دو برابر عذاب آتش به آنان بده!” خداوند میفرماید: “برای هر کدام عذاب دو چندان است ولی شما نمیدانید!”»(1)
پیامها و نکتهها
گذاشته و یا از همدیگر متأثر شدهاند، نیز به طور گروهی با هم وارد جهنم میشوند. وقتی در فضای جهنم کنار یکدیگر قرار میگیرند همدیگر را لعن و نفرین میکنند و میگویند: «خدا تو را لعنت کند که مرا گمراه کردی و اگر تو نبودی؛ من منحرف نمیشدم!» بعد رو به
خداوند میکنند و میگویند: «خدایا! اینها ما را به فساد و ابتذال و اعتیاد کشاندند؛ پس آنان را دو برابر عذاب کن!» و خداوند در پاسخ آنان میفرماید: «هر دو گروه را دو برابر عذاب میکنم».
سرکردهها و گردانندگان شبکهها و باندهای فساد و منحرف، هم خود گمراه بودند و هم با انواع حیلهها و ابزارها سعی در به انحرافکشاندن دیگران داشتند.
گروهها و افراد پیرو نیز، هم گناه کردند و هم به جای اولیای خدا به سراغ دشمنان خدا رفتند، یعنی به جای اجابت دعوت رهبران الهی و فراخوان آنها مبنی بر حضور در صحنههای اجتماعی و سیاسی، به خواست دشمنان خدا پاسخ دادند؛ مثلاً از شرکت در انتخابات و راهپیماییها خودداری کردند و به جای آن در تجمعاتی که خواست دشمن بود شرکت کردند، به جای مسجد به کاباره و مراکز فساد رفتند، به جای استفاده از شبکههای تلویزیونی سالم؛ به سراغ ماهوارههای ساخت صهیونیستها، بهاییها و وهابیها رفتند، به جای خرید عروسک مناسب؛ عروسک باربی آمریکایی را خریدند، به جای دوستی با مؤمنین؛ با انسانهای فاسد و منحرف دوست شدند، به جای خرید کالای ایرانی با رعایت معیارهای اسلامی؛ کالای خارجی با معیارهای غربی خریدند، به جای بازیهای رایانهای اسلامی؛ به بازیهای رایانهای ساخت دشمن با بهانهی جذابیت بیشتر رویآوردند و... . چنین کسانی به جای بهرهمندی از رحمت الهی، گرفتار عذاب الهی میشوند و به جای آنکه راهی بهشت برین شوند؛ سر از جهنم سوزان الهی در میآورند.
چه خوش گفت دهقان سالخورده که ای پسر! به جز از کِشتهی خویش ندرَوی!
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤمِنِینَ علیه السلام: «إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ کَالْأَرْضِ الْخَالِیَةِ مَا أُلْقِیَ فِیهَا مِنْ شَیْءٍ قَبِلَتْه؛
امام علی علیه السلام میفرماید: همانا قلب کودک و نوجوان مانند زمین خالیِ کاشته نشدهای است که آمادهی پذیرش و پرورش هر دانهای میباشد؛ لذا هر بذر و دانه ای در آن کاشته شود، آن را میپذیرد و به رشد آن میپردازد».(1)
1) ) تحفالعقول، النص، ص 70
پیامها و نکتهها:
غریزهی تقلید یکی از نیرومندترین و ریشهدارترین غرایز انسانی و برای کودک، سودمند و سازنده است؛ زیرا به کمک آن، بسیاری از رسوم زندگی، آداب معاشرت، غذا خوردن، لباسپوشیدن و طرز تکلم و ادای کلمات و جملهها را از پدر و مادر و سایر معاشران فرا میگیرد و به کار میبندد.(1)کودکان ما از راه دیدن و شنیدن از همان آغاز تولد و بلکه قبل از تولد یادگیری را شروع میکنند و برابر با آنچه در کودکی مشاهده کرده و شنیدهاند، در آینده رفتار خواهند کرد.
به خاطر وجود همین غریزهی تقلید است که اسلام به والدین، سفارش اکید میکند که رفتارهای جنسی باید دور از چشم کودکان باشد و کودکان نباید حتی سخنهای عاشقانهی زن و شوهر را بشنوند. لذا باید محل استراحت والدین از کودکان جدا بوده و از همان کودکی به بچهها آموزش داده شود که در سه وقت؛ (هنگام استراحت نیمروزی، آغاز شب و پایان شب)، سرزده و بدون اجازه وارد محل استراحت پدر و مادر نشوند.(2)پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم نیز در همین رابطه هشدار دادهاند که چنانچه فرزند، شاهد روابط جنسی پدر و مادرش باشد؛ حتماً آلوده خواهد شد.(3)
وقتی کودکان با دیدن و شنیدن رفتار جنسی والدین به انحراف کشیده میشوند، آیا با دیدن تصاویر مستهجن ماهوارهای، اینترنتی و پیامکی منحرف نمیشوند؟! با توجه با این نکتهها است که پدر و مادرها، تولیدکنندههای وسایل کودک و نوجوان و واردکنندههای اجناس مصرفی متعلق به کودکان، باید مراقب باشند که چه تصویر و صحنهای را در برابر نگاه تیزبین و حساس کودکان قرار میدهند. وقتی عروسک باربی با موهای بور و طلایی، گردن باریک و کشیده، دماغ و دهان کوچک، چشمانی درشت و آبی و کمری باریک تولید و وارد بازار شد، بعد از چند سال آثار سوء خود را در آمریکا نشان داد؛ سوء تغذیه و سوء هاضمه در دختران جوان یکی از این آثار بود. بعد از بررسیهای دقیق معلوم شد که چون الگوی دختران آمریکا عروسک باربی شده و باربی، اندامی لاغر و باریک دارد؛ دختران از خوردن غذا خودداری میکنند. همینطور برای حفظ تناسب اندام خود به شکل اندام باربی، از بچهدار شدن خودداری میکردند. لذا برای ایجاد اشتیاق به مادر شدن، باربیای ساخته شد که جنینی در شکم داشت؛ تا دختران آمریکایی با مشاهدهی وضع حمل او اشتیاق به مادر شدن پیدا کنند.(4)
با مشاهدهی این آثار بود که سازندگان باربی تصمیم گرفتند از باربی به عنوان سربازی برای ترویج فرهنگ مادیگرایی، لذتجویی شهوانی و اباحهگری استفاده کنند. بنابراین آن را در قالبها، لباسها و نقشهای گوناگون مانند: پرستار، افسر پلیس، سرباز، آموزگار، پزشک، دندانپزشک، دامپزشک، خواننده، دزد، گدا، رقاصه، فاحشه و... و به شکل و قیافهی ملیتهای مختلف (آفریقایی، ژاپنی، آسیایی و...) تولید کردند. همینطور از تصویر و عکس او در تولید لوازمالتحریر، کیف، وسایل حمام، اتاق خواب، خانه و... استفاده نمودند.
آیا تصور میکنید، سازندگان باربی فقط به فکر نفع مالی هستند یا در کنار منافع کلان اقتصادی به دنبال اهداف فرهنگ خاص خود نیز میباشند؟! به برخی از این اهداف اشاره میشود: ترویج فرهنگ برهنگی، لذتگرایی، شهوترانی، اشرافیگری، تجملگرایی، عادیسازی روابط جنسی آزاد با جنس مخالف بدون ازدواج رسمی(این هدف خصوصاً از سال1966 با تولید عروسک”کن” تشدید شد)، ترویج مصرف بیرویهی لوازم آرایش، اباحیگری و تکلیفگریزی، معنویتزدایی، قبحزدایی از گناهان جنسی، رقاصی، شرب خمر و... نمونهای از اهدافی است که باربی دنبال میکند تا آن را در قلب کودک و نوجوان ما بهکارد و الگوی رفتاری کودکان و دختران و مادران ما باشد.(1)
بنابراین باید همه در عزمی عمومی؛ تولید، واردات، عرضه و استفاده از باربی و کالاهای حاوی تصاویر باربی را تحریم کنیم و آموزش و پرورش هم استفاده از لوازمالتحریر و کیفهای حاوی تصاویر باربی را ممنوع کند. در این صورت تولیدکنندگان و عرضهکنندگان لوازمالتحریر نیز ناچار به تجدیدنظر در استفاده از تصاویر و عرضهی کالاها خواهند شد.
«یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لَا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ وَ لا
1) ) باربی، پژوهشی در عروسک آمریکایی باربی، ص 43 - 120
تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللهَ کانَ بِکُمْ رَحیماً؛ ای افرادی که ایمان آوردهاید! اموالتان را میان خودتان بیهوده و باطل نخورید؛ مگر آنکه به صورت تجارتی بوده باشد که در آن رضایت هر دو طرف وجود داشته باشد و خودتان را نکُشید که خداوند به شما مهربان است!»(1)
پیامها و نکتهها
همینطور بر اساس ارتباط جملهی«لَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ» با تجارت و داد و ستد، میتوان گفت: انجام هرگونه فعالیت اقتصادی که باعث تباهی جامعه و هلاکت اقتصاد جامعه میشود از قبیل: خرید و فروش کالای قاچاق و مواد مخدر و معاملات هرمی شکل نیز ممنوع است.(3)
برخی مفسران بیان کردهاند که این آیه به خودکشی اجتماعی نیز اشاره دارد. اگر اقتصاد جامعه سالم نباشد، مردم دچار نوعی خودکشی اجتماعی میشوند و به اموال همدیگر تجاوز میکنند؛ یعنی سیستم اقتصادی ناسالم، زمینهی پیدایش هلاکت جامعه است، همانگونه که در چنین جامعهای خودکشی فردی نیز افزایش مییابد.(4)
خرید و فروش کالاهای قاچاق از مصادیق“اکل مال به باطل” است؛ زیرا هم به تولید داخلی و هم به تبع آن به اشتغال آسیب جدی میرساند و باعث هلاکت اقتصاد و تولید جامعه میشود.
چند استفتاء و مسألهی فقهی از مراجع عظام تقلید در این زمینه
س: آیا خرید اجناسی که به طور قاچاق از خارج وارد میشود و در بازار به فروش میرسد، ( از قبیل: اجناس پوشیدنی، تزییناتی و...) از نظر شرع اشکال دارد یا نه؟
ج: اگر دولت اسلامی مقرراتی در آن دارد، باید مراعات شود و اگر مزاحمتی ندارد، خرید و فروش در بازار مانع ندارد.(5)
س: این جانب به جهت بیکاری و ناچاری و به علت اینکه نمیتوانم کار سنگین انجام
دهم، دست به سیگارفروشی زدهام که آن هم سیگار خارجی یعنی سیگار وینستون میباشد؛ از شهرستان میخرم و به شهرستان دیگری میبرم تا یک لقمه نان برای زن و بچهام تهیه کنم؛ آیا این کسب از نظر شرع اسلام برای من مباح است یا خیر؟
ج: نظر به اینکه دولت اسلامی از قاچاقفروشی نهی کرده؛ شما باید قاچاقفروشی نکنید و از مقررات دولت متابعت نمایید.(1)
س: خرید و فروش اجناس قاچاق که بدون اجازه دولت، مخفیانه وارد کشور میشود، چه حکمی دارد؟
ج: چنانچه مخالف مقررات جمهوری اسلامی ایران باشد، واردکردن و خرید و فروش آن حرام است.(2)
مسألهی فقهی:
قاچاق کالا (یعنی ورود غیر قانونی آن از مرزها) بر خلاف دستور شرع است و باید از آن به شدت پرهیز کرد. مخصوصاً هنگامیکه موجب ضرر و زیان جامعه میشود و به اقتصاد کشور اسلامی لطمه وارد میکند. کمککردن به قاچاقچیان در امر قاچاق نیز جایز نیست و گرفتن رشوه در این زمینه، گناه مضاعف دارد و بر همگان لازم است امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنند.(3)
قَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله وسلم: «صِنْفَانِ مِنْ أُمَّتِی إِذَا صَلَحَا صَلَحَتْ أُمَّتِی وَ إِذَا فَسَدَا فَسَدَتْ أُمَّتِی قِیلَ یَا رَسُولَ اللهِ وَ مَنْ هُمْ قَالَ الْفُقَهَاءُ وَ الْأُمَرَاءُ؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: دو گروه از امت من اگر راه صلاح و درستی را در پیش گیرند؛ امت را نیز به سمت صلاح و درستی به پیش خواهند بود ولی هرگاه راه فساد را شیوهی خود قرار دهند؛ امت را نیز به فساد میکشانند. از آن حضرت پرسیدند: آن دو گروه چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: فقیهان و مسئولان».(1)
پیامها و نکتهها
مهمترین رسالت علما بهویژه در دوران غیبت امام زمانf حفظ دین مردم در ابعاد مختلف عبادی، اجتماعی و سیاسی است. آنان باید با سیرهی علمی و عملی خود هدایتکنندهی مردم به سوی زندگی دینی باشند. لذا علما، برای افراد جامعه نقش الگو را ایفا میکنند و گفتار و رفتارشان تأثیرِ تعیینکنندهای در جهتگیری رفتار جامعه دارد و در این میان، آنچه تعیینکنندهی خطمشی افراد جامعه است؛ رفتار عملی علما است و نه صرف گفتارشان. به فرمایش حضرت آیتالله جوادی آملی ”حفظهاللهتعالی” که بارها در درس تفسیر بر آن تأکید میورزند؛ مردم بیش از آن که با گفتار ما وارد دین شوند، با رفتار ما وارد دین میشوند و بیش از آنکه با گفتار ما از دین خارج شوند، با رفتار ما از دین خارج میشوند. بنابراین در سالی که شعار و محور آن “تولید ملی و حمایت از کار و سرمایهی ایرانی” است؛ عملکرد علما، در حرکت جامعه به سمت تحقق این شعار؛ نقش اساسی و تعیینکنندهای دارد.
چند پیشنهاد:
یک: لازم است علما و فقها همانگونه که در طول تاریخ در خط مقدم انقلاب و دفاع از اسلام و تبعیت از فرامین ولیفقیه بودهاند؛ در جهاد اقتصادی و خرید کالای ایرانی و ترجیح آن بر کالای خارجی که خواستهی ولیفقیه زمان ما است، نیز پیشگام بوده و برای خرید، سراغ کالای ایرانی را بگیرند و از خرید کالای خارجی خودداری ورزند و سپس در گفتار هم بر خرید کالای ایرانی تأکید ورزند.
دو: پیشنهاد میشود ائمهی محترم جمعه و جماعات، مبلغین، متولیان هیئتها و... بر خرید کالای ایرانی و حمایت از کار و سرمایهی ایرانی تأکید ورزند و در بحث و گفتگوهایی که با
1) ) تحف العقول، ص 50
اقشار مختلف جامعه دارند به روشنگری و ضرورت حمایت از تولید ملی بپردازند.
یک: نقل شده: «مرحوم ”آیتالله مرعشی نجفی”؛ مرجع عالیقدر جهان تشیع، هیچ وقت لباس خارجی به تن نمیکردند و از خیاط میخواستند با پارچههای تولید داخل برایشان لباس بدوزد. آن روزها دکمه در ایران تولید نمیشد و مجبور بودند از دکمههای تولید خارج استفاده کنند. خیاط آقا هم از دکمه استفاده کردهبود. بعد از اینکه لباس را نزد آقا برد، آقا از دکمههایش خوششان نیامد؛ گفتند: دکمه، خارجی است! به همین دلیل به خیاط یاد دادند که با قیطان دکمه درست کند و به لباس بدوزد».(1)
دو: بسیاری از علمای بزرگ اصفهان مثل: مرحوم”ثقة الاسلام حاجی شیخ محمد علی” و ”ثقة الاسلام حاجی شیخ نورالله”، تمام ملبوس خود، حتی عمامه را از پارچههای اصفهان قرار دادند».(2)
سه: یکی دیگر از موارد تلاشهای علما و مفاخر ایران زمین برای تقویت تولیدات داخلی و نفی استفاده از اجناس خارجی، عهدنامهی سیزده تُن از علمای اصفهان است که در بخشهایی از آن آمده است: «این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکن الملک، متعهد و ملتزم شرعی شدهایم که:
اولاً: قبالجات و احکام شرعیه از شنبه به بعد روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود؛ اگر بر کاغذهای دیگر بنویسند، مهر ننموده و اعتراف نمینویسیم.
ثانیاً: کفن اموات اگر از غیر کرباس و پارچه اردستانی یا دیگر پارچههای ایرانی باشد، متعهد شدهایم بر آن میت، ما نماز نخوانیم.
ثالثاً: حرام نمیدانیم لباسهای غیر ایرانی را، اما ملتزم شدهایم حتیالمقدور بعد از این تاریخ، لباس خود را از منسوج ایرانی بنماییم؛ تابعین ماها نیز کذلک و متخلف، توقع احترام از ما نداشته باشد».
به دنبال این قرارداد، علمای دیگر هم با صدور اعلامیه به آن پیوستند.(3)
چهار: مرحوم آخوند خراسانی”رضوان الله تعالی علیه” در زمان خود تأکید فراوانی بر خرید کالای ایرانی و تحریم کالاهای خارجی بهویژه کالاهای ساخت انگلیس داشتند.
در زندگینامهی ایشان میخوانیم: «یکی از کارهای روس و انگلیس برای تسلط بر ایران ایجاد بانک و از کارانداختن صرافیهای ایران و نیز ترویج کالاهای خود در ممکت ما بود. از اموری که در مقابله با این ترویج مصنوعات خارجی صورت گرفت، تأسیس شرکت اسلامیه توسط عدهای از تجار و علما در اصفهان بود. قضیه از این قرار است که در سالهای اول حکومت مظفری، انجمن ترقی اصفهان با همکاری تعدادی از بازرگانان، شرکت اسلامیه را که در ترویج صنایع وطنی ساعی بوده، با مدیریت ادیبالتجار تأسیس میکنند. واعظ شهیر؛ ”سید جمالالدین اصفهانی”، “میرزا نصرالله بهشتی معروف به ملکالمتکلمین” و “مجدالاسلام کرمانی”، از اعضای انجمن ترقی بودند. وقتی که برخی کالاهای این شرکت به بازار نجف میرسد، علمای عتبات به حمایت از آن برخاسته و از جمله علمایی که فتوای مساعدت با شرکت مزبور را صادر کردند، آیات ثلاث حامی مشروطیت یعنی؛ خراسانی، طهرانی و مازندرانی و بزرگانی چون مرحوم سید کاظم یزدی(صاحب عروه)، مرحوم مامقانی، شربیانی، محدّث نوری و سید اسماعیل صدر اصفهانی (عموی سید جمال واعظ) را میتوان نام برد. آخوند خراسانی علاوه بر تأیید اهداف شرکت، دربار را هم به همکاری با این حرکت الهی دعوت کرده و نامهای به شاه مینویسد و در آن، پس از ذکر مقداری از اوصاف و نتایج حسنهی مترتب بر این شرکت، شاه ایران را به پوشیدن البسه تولید داخل ترغیب نموده و مردم را هم به این امر تحریض مینمایند؛ در آخر هم به این شعر پارسی- از شیخ سعدی- استشهاد مینمایند که:
کهن جامهی خویش پیراستن به از جامهی عاریت خواستن
البته امر علما از جمله آخوند در این مسأله منحصر به این سالیان نیست؛ ایشان در سالهای آینده هم، فتاوای زیادی دربارهی این مسأله یا به صورت اعم از آن یعنی استفاده از مطلق مصنوعات وطنی دارند چنانکه یکی از این فتاوا در سال 1324 ق در دست است. در یک بند از اندرزنامهای هم که به احمد شاه قاجار مینویسند، او را به ترویج منسوجات و کالاهای وطنی برای آزادی از قید احتیاج به منسوجات و مصنوعات خارجی ترغیب میکنند. در اواخر زندگانی دنیوی هم که بحث حرمت کالاها و امتعهی روسی و خارجی مطرح میشود؛ بارها حمایت خود را از تولید تولیدگران البسه و امتعهی داخلی اعلام میدارند و از مردم میخواهند که از صنایع وطنی استفاده کنند.(1)
به محمد علی شاه نوشتهاند:
«منسوجات و کالاهای وطنی را ترویج کنید! زیرا هر آینه شخص شما از مصنوعات و فرآوردههای مملکتی استفاده بَرید، این امر باعث میگردد که رجال مملکت و قاطبهی افراد
1) ) زندگینامه، ص 106
ملت از شما متابعت نمایند و چنین عملی موجب میشود که مملکت از بند احتیاج به منسوجات و مصنوعات خارجی آزاد گردد.
چنانی که “میکادو؛ پادشاه ژاپن” به این طریق عمل نمود؛ زیرا میدانست که کلید و راه تعالی و ترقی مملکت، بسته است به عدم احتیاج افراد ملت، از آنچه از خارج وارد میشود؛ و بر اثر انجام این امر، مملکت ژاپن به مراتب عالیه نایل گردید. هر آینه، این راه و طریق پسندیدهی محکم را در ابتدای سلطنت و عنفوان جوانی خود به کار ببرید، موجبات ترقی مملکت و از بینرفتن فقر و فاقه و بینیازی رعیت را فراهم خواهید ساخت و این امر، نه تنها موجب شکرگزاری آحاد ملت خواهد گردید بلکه باعث پیشرفت مملکت و استقلال واقعی آن خواهد شد».(1)
پنج: مرحوم آقا نجفی قوچانی”رضوان الله تعالی علیه” مینویسند: «خوب است که این شیعهخانه؛ یعنی ایران (صانعها الله عن الحدثان) در زندگی دنیا، پیروی از اروپایی نکند... اگر ایرانیها حس و غیرتی پیدا کنند و فقط دوسال، از [استفادهی] دو جنس فرنگیها خودداری نمایند؛ یکی قند و چای آنها را ترک کنند و دیگری بزازی (فروش پارچههای خارجی) را ترک نمایند؛ به ترک این دو، کارخانههای اسلحهسازی و همان دو خط اصلی راه آهن از جنوب به شمال و از شرق به غرب ساخته میشود. چون سالی 400 کرور با خرید قند و چای خارجی و 200 کرور با خرید پارچههای خارجی، پول ایران به فرنگستان میرود».(2)
شش: نوهی حضرت امام خمینی”رضوان الله تعالی علیه” میگوید: «من وعلی هر موقع با هم تنها میشدیم، به قصد گرفتن شکلات پیش خانم میرفتیم و به ما شکلات میدادند. خانم بیشتر اوقات، شکلات ایرانی و گاهی اوقات هم کاکائوی خارجی داشتند و میدادند. بعد پیش دایی احمد میرفتیم؛ آنجا همیشه شکلات خارجی میخوردیم، جای شکلات را هم بلد بودیم. بعد از دایی احمد، پیش آقا میرفتیم. آقا، همیشه شکلات ایرانی میدادند، چند بار هم من و علی از آقا پرسیدیم: شما شکلات خارجی ندارید؟ میگفتند: نه! شما باید حتماً جنس ایرانی بخورید».(3)
قَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله وسلم: «مَنْ تَوَلَّی عِرَافَةَ قَوْمٍ أَتَی یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ یَدَاهُ مَغْلُولَتَانِ إِلَی عُنُقِهِ فَإِنْ قَامَ فِیهِمْ
بِأَمْرِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطْلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِإِطْلَاقِهِ وَ إِنْ کَانَ ظَالِماً هُوِیَ بِهِ فِی نَارِ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِیرٌ؛
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید: هر کسی که رهبری گروهی را بر عهده داشته باشد، در حالی روز قیامت به صحرای محشر میآید که دستانش به گردنش بسته است؛ چنانچه در میان مردم بر اساس دستورات خداوند عمل کردهباشد، خداوند او را آزاد میکند و اگر بر پایهی ظلم و ستم در میانشان رفتار کرده باشد، در آتش جهنم افکنده میشود؛ و این بد تحولی است!»(1)
پیامها و نکتهها
بر اساس این روایت، مسئولان اعم از مقامات ارشد کشوری، وزرا، هیئت دولت، استانداران، فرمانداران، شهرداران و در یک کلام؛ تمام کارمندان دولت وظیفهی خطیری بر عهده دارند.
معیار نجات از عذاب قیامت، عمل در چهارچوب اوامر خداوند متعال است. اوامر خداوند توسط پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم که دریافتکنندهی وحی الهی و رسانندهی آن به بشر است، به ما ابلاغ شده است. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مأمور بودهاند که جامعهای مبتنی بر ارزشهای الهی بسازند. بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم تداوم خط ایشان بر عهدهی ائمه معصومین علیهم السلام است و در دوران غیبت امام زمان علیه السلام وظیفهی تبیین و تفسیر خطوط دین و رهبری جامعه بر عهدهی ولیفقیه به عنوان نائب ایشان میباشد. لذا امر ولیفقیه؛ امر امام زمان علیه السلام و امر امام زمان علیه السلام ؛ امر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و امر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم؛ امر خداوند میباشد.
یکی از خواستهها و اوامر ولیفقیه از مسئولان، حمایت از تولید ملی، کار و سرمایهی ایرانی است. ایشان در سخنرانی ابتدای سال 1391 فرمودند:
«همه مسئولیت دارند، دولت هم مسئولیت دارد؛ باید از تولید ملی حمایت کند، تولید ملی را حمایت کند. ... مجلس هم باید همکاری کند، دولت هم بایستی همت کند؛ بتوانند به تولید ملی رونق بدهند».(2)
زیرا مسئولین در رأس قله هستند و مردم در دامنهی آن؛ هر چه از بالای کوه جاری شود، در دامنهی کوه نیز جاری خواهد شد. اگر مسئولین در زندگی شغلی و فردی و خانوادگی خود مقید به خرید کالای ایرانی شوند، این فرهنگ به جامعه نیز منتقل خواهد شد. ولی اگر خدای ناکرده، محل کار و محل زندگی مسئولین مملو از کالاهای خارجی باشد نمیتوان از جامعه انتطار حمایت از تولید ملی را داشت.
لذا بر تمام مسئولین لازم است در یک اقدام هماهنگ و عملی تصمیم بگیرند که در محیط شغلی و زندگی شخصی خود تا هنگامیکه کالای ایرانی وجود دارد، از خرید کالای خارجی خودداری کنند.
یک: یکی از بازرگانان فرنگستان ظروف چینی برای کریمخان آورد و گفت: «لائق خان خداوندی، اینگونه ظروف چینیست!» کریمخان دستور داد تا ظروف مسی کاشان را بیاورند؛ سپس یکی از آن ظرفهای چینی را پرتاب کرد و در دم بشکست. بعداً مسی را پرتاب کرد، سالم به زمین رسید. به بازرگانان گفت: «صلاح کشور و مردم کشور من در این است که با اینگونه ظروف خو گیرند که هرگاه پرتاب شد، سالم ماند و به ساختههای کشور خرسند باشند تا تهیدست و درویش نگردند».(1)
دو: رکن الملک را باید بانی و مؤسس صنعتیشدن شهر اصفهان نامید. او بود که در 16 شوال 1316 شرکت اسلامیه را به مدیریت ادیبالتجار با سرمایهی یکصد و پنجاه هزار تومان که به پانزده هزار سهم ده تومانی تقسیم شدهبود، تشکیل داد و هدف از انجام این امر، ترویج تجارت و ترقی کالا و صنایع وطنی بود.(2)
سه: مرحوم امیرکبیر نیز از جمله شخصیتهایی است که تلاش زیادی کرد تا چرخ صنعت کشور را به چرخش درآورد.
«نقشهی امیر در بنای صنعت ملی، شامل استخراج معدن، ایجاد کارخانههای مختلف، استخدام استادان فنی از انگلیس یا پروس، فرستادن صنعتکاران به روسیه، خرید کارخانه از فرنگ و حمایت از محصولات داخلی بود».
قَالَ أَمِیرُ المؤمِنِین َعلیه السلام: «إِنِّی لَا أَحُثُّکُمْ عَلَی طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُکُمْ إِلَیْهَا وَ لَا أَنْهَاکُمْ عَنْ مَعْصِیَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَی قَبْلَکُمْ عَنْهَا؛
امام علی علیه السلام میفرماید: من شما را به اطاعت از قانونی وانداشتم مگر اینکه زودتر از شما به اجرای آن پرداختم، و شما را از نافرمانی و خلاف قانون نهی نکردم مگر آنکه قبل از آن، خودم از انجام آن خودداری ورزیدم».(3)
پیامها و نکتهها
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه: دارای دو شأن بودند: شأن رسالت و امامت و شأن رهبری و مدیریت جامعه. نسبت به شأن اول ابلاغکنندهی دستورات الهی به جامعه بودند و نسبت به شأن دوم در راستای ادارهی جامعه، قوانینی را در چهارچوب قوانین کلی دین تصویب میکردند. از باب نمونه به ذکر یک مورد از قوانین حمایتی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم اشاره میکنیم که مربوط به شأن مدیریتی حضرت میشود. آن حضرت در حمایت از تنظیم بازار و عرضهی کالاهای اساسی جامعه این قانون را وضع کرده و فرموده بودند: «هر کسی که مواد غذایی را در بازار عرضه کند؛ تا هنگام خروج، مهمان ما خواهد بود. بنابراین اگر خسارتی به او وارد شود و چیزی از او گم شود؛ من خود، ضامن جبران آن هستم».(1)
مهمترین مسئولیت نمایندگان مجلس شورای اسلامی تصویب قوانین اجرایی در چهارچوب موازین شرعی است. امسال که سال حمایت از تولیدملی و کار و سرمایهی ایرانی است، از مجلس شورای اسلامی انتظار میرود قوانینی را در راستای حمایت از تولیدملی؛ حمایت از کارگر ایرانی، حمایت از صادرات کالای ایرانی، ممانعت از واردات آسیبزننده به تولیدملی و مانند آن به تصویب برساند و بر اجرای دقیق آن، نظارت لازم را داشته باشد.
همانگونه که حضرت علی علیه السلام خود پیشگام عمل به قوانین بودند، همانگونه که خودِ پیامبر علیه السلام و ائمه علیهم السلام حریم خود را از مردم جدا نمیدانستند و اجرای قانون را فقط برای مردم نمیخواستند بلکه خودشان در عمل به قوانین پیشتاز بودند؛ از نمایندگان
محترم مجلس شورای اسلامی نیز انتظار میرود، خود در عمل به قوانین مصوب پیشگام باشند و در فضای کاری و خانوادگی از خرید کالاهای خارجی خودداری ورزند و کالای ایرانی را بر کالای خارجی ترجیح دهند، همچنین در حوزهی انتخابیهی خود، با عمل و گفتارشان مبلغ و مروج حمایت از کالای ایرانی باشند و در خرید کالاها نظارت لازم را بر ادارات و دستگاههای دولتی داشته باشند.
یک: بنا به خبری که روزنامهی ایران در شمارهی امروز خود چاپ کرد، در پی مذاکرات مجلس شورای ملی و نیز مذاکره با بازرگانان، تصمیم گرفته شد لباس همهی مستخدمین لشگری و کشوری از منسوجات وطنی باشد و همهی کسانی که از این پس به استخدام دولت در میآیند موظف شدهاند لباسهای خود را از پارچههای ایرانی تهیه کنند.(2)
دو: روزنامهی وطن از مردم خواست تا از خریدن کالاهای انگلیسی خودداری نمایند و به
نمایندگان مجلس شورای ملی نیز توصیه کرد که مردم را به پوشیدن منسوجات ایرانی تشویق نمایند.(1)
قَالَ أَمِیرُ المؤمِنِینَعلیه السلام: «ولَکِنَّنِی آسَی أَنْ یَلِیَ أَمْرَ هَذِهِ الأُمَّةِ سُفَهَاؤُهَا وفُجَّارُهَا، فَیَتَّخِذُوا مَالَ الله دُوَلاً، و عِبَادَهُ خَوَلاً، والصَّالِحِینَ حَرْباً، و الْفَاسِقِینَ حِزْباً؛
امام علیعلیه السلام میفرماید: من از این نگران و اندوهناکم که ادارهی امور این امت به دست بیخردان و بدکاران بیافتد؛ نتیجهی روی کار آمدن آنان این است که مال خدا(یعنی ثروت و درآمدهای کشور) را بین خودشان به چرخش در میآورند، بندگان خداوند را بردهی خود به حساب میآورند، انسانهای صالح را دشمن خود میدانند و با آنان به نبرد بر میخیزند و با فاسقان همپیمان میشوند».(2)
پیامها و نکتهها
مانند بردگانی که حق هیچگونه اظهارنظر و دخالتی در تصمیمگیریها ندارند، دانسته و برای رسیدن به این هدف با سفیهان و بیخردانی نظیر خود، همپیمان میشوند و انسانهای صالح و آزادیخواهی را که خواهان استقلال و عزت و حاکمیت ارزشها هستند، از سر راهشان بر میدارند».
آنان قرار دادند و انسانهایی نظیر امام راحل”رضوان الله تعالی علیه” را تبعید و آوارهی این کشور و آن کشور کردند و هزاران نفر از بهترین انسانهای روزگار را به زندان و تبعید و یا خاک و خون کشاندند. همچنین با اشارهی استعمارگران با طرحهایی نظیر اصلاحات ارضی و انقلاب سفید، تولید را از بین بردند، اقتصاد کشور را تکمحصولی نمودند و مملکت را به بازاری پر مصرف برای عرضهی کالاهای خارجی تبدیل کردند.
نویسندهی کتاب تاریخ تطبیقی مینویسد: «سال 1340 ه. ش. به فرمان شاه دستور اجرای لایحهی اصلاحات ارضی صادر شد. در دیماه 1341 کنگرهای مرکب از هیئتمدیرهی شرکتهای تعاونی و روستایی در تهران تشکیل شد. پس از مدتی چند اصل دیگر به عنوان متمم انقلاب شاه و ملت به اصول ششگانهی فوق اضافه شد، لیکن در عمل بدون مبالغه هیچیک از 19 اصل «انقلاب سفید» که دارای ظاهری فریبنده بودند، دردی از ملت دوا نکرد. تمام اصول نوزدهگانه
بهویژه لایحهی اصلاحات ارضی که شاهبیت قصیده بود، به عللی که بحث آن نیاز به تجزیه و تحلیل عمیق و دقیق دارد، با شکست روبهرو شد. کار به جایی رسید که در سالهای اخیر بازده محصولات کشاورزی به نحو بارزی دچار تنزل شد. دولتهای وقت احتیاج مواد غذایی اهالی کشور را که در آنزمان قریب به یکسوم جمعیت فعلی کشور بود، از سایر نقاط دنیا تأمین میکردند». (1)
«تمام اصلاحات ارضی» ما این شد که ما [که] یک گوشهای از مملکتمان برای تمام مملکتمان آذوقه داشت؛ باقیاش باید برود بیرون و پول بگیرند، حالا هر چی دست میزنی میگویند از خارج باید بیاید! آن وقت هم افتخار میکنند به اینکه ما آنیم که گندم از خارج آوردیم، جو از خارج آوردیم، پرتقال از خارج آوردیم، تخممرغ از خارج آوردیم! گریه دارد این؛ و حیا در کار نیست. اصلاحاتشان هم یک همچو اصلاحاتی است که همهی آن مفسده است».(2)
«هدف از اصلاحات ارضی شاه، خصوصاً این بود که بازاری برای کشورهای خارجی، خصوصاً امریکا ایجاد کند».(3)
«وقتی که اقتصادیات ملت را ملاحظه بکنید، زراعت ما را بهکلی به هم زدند؛ به اسم
«اصلاحات ارضی» که تز امریکا بود. اصلاحات ارضی به ما چه مصیبتها وارد آورد؛ مصیبتی که وارد آورد تمام زراعتهای ایران را از بین برد. یک مملکت زراعی که یک استان آذربایجان یا خراسانش میتوانست که قوت این ملت را بدهد، حالا رسیده به آنجا که برای سه روز یا سی و سه روز- فوقش سی و سه روز- تمام زراعت ایران برای سی و سه روز جمعیت فعلی ایران کافی است، مابقیاش از کجا؟ مابقی یک بازار درست کردند برای امریکا؛ آنها زیاد داشتند، میسوزاندند یا به دریا میریختند، حالا میدهند پول میگیرند، نفت میگیرند؛ این یک باب که زراعت ما را از بین بردند و ما شدیم جیرهخوار آنها و بازار برای آنها؛ ما [مصرفکننده] شدیم».(1)
«از آن طرف نفت ما را میدهند به امریکا، عوض چه میگیرند؟ من این را که میگویم، من باید هر روز اینها را بگویم؛ برای اینکه هر روز ممکن است یک گوشی اینجا باشد که نشنیده باشد این حرف را؛ میدهند به امریکا، عوض چه میگیرند؟ عوض اسلحه میگیرند. کدام اسلحه؟ اسلحههایی که ایران نمیتواند استعمال کند، نمیداند چهجوری باید این اسلحه را استعمال کند. برای چه میدهند؟ برای اینکه پایگاه درست کنند در آنجا برای امریکا. هم نفت را میخورند هم عوضش را؛ اینها پول نفت را خیال میکنید که به ما میدهند؟ یک اشتباه است. اینها، هم نفت را میخورند، هم اسلحه میآورند؛ اسلحههایی که هیچ نظیرش مثلًا حتی در فرانسه هم پیدا نمیشود، امریکا میدهد به اینها؛ اما میدهد برای ایران؟ نه؛ پایگاه درست میکند برای خودش؛ هم عوض را میخورد و هم معوَّض را میخورد».(2)
«اصلاحات ارضی شاه جز برنامهای برای از بینبردن کشاورزی ایران و تحمیل اقتصاد تکمحصولی بر جامعهی ما چیزی نبود. به طوری که امروز اکثر نیازهای غذایی ما از خارج وارد میشود. بابرهم خوردن وضع کشاورزی؛ دهقانان، دهات و زمینها را رها کرده و به شهرها هجوم آوردهاند. سیاست غلط شاه هم در مورد صنایع مونتاژ، نه تنها مشکلی را حل نکرد و زندگی روستاییان مهاجر را حتی در حد قابل تحمل تأمین ننمود، بلکه کشور را هر چه بیشتر وابسته به اجانب کرد که اثرات سوء اقتصادی آن غیر قابل محاسبه است».(3)
«وَ اذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَآواکُمْ وَ أَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُُرُونَ؛
و به یاد آورید هنگامی را که شما در زمین، گروهی اندک و مستضعف بودید. میترسیدید مردم شما را برُبایند، پس [خدا] به شما پناه داد و شما را به یاری خود نیرومند گردانید و از چیزهای پاک به شما روزی داد؛ باشد که سپاسگزاری کنید!»(1)
پیامها و نکتهها
عدهی بسیاری از آنان جزو اصحاب صفّه، در مسجد پیامبر علیه السلام جای گرفتهبودند. انصار نیز در اوایل هجرت پیامبر علیه السلام به مدینه، در فقر و نداری و قحطی گرفتار بودند به حدیکه به دانهای خرما بسنده میکردند، به علاوه گرفتار اذیت و آزار یهودیان نیز بودند.
اما در اواخر بعثت، خداوند به مسلمانان مکنت و توانایی داد و به چنان قدرتی رسیدند که اهل ذمُه به آنان جزیه میدادند و مشرکان همواره در ترس و اضطراب از کشته و اسیرشدن و به غلامی و کنیزی گرفتهشدن توسط مسلمانان بودند. بعضی نیز با طوع و رغبت اموال خود را تقدیم مسلمانان میکردند. در اینجا خداوند ضعف و ناتوانی آنان را یادآور میشود تا شکرگزار قدرت و امنیت بهوجود آمده، باشند.(2)
از نسل فاطمهB مأموریت یافت تا کشور را از زیر خروارها خاک ذلت نجات دهد و عزت از دسترفته را به اسلام و مسلمین بازگرداند. امروز که در حال نوشتن این مطالب هستم مصادف است با سالروز رحلت جانسوز آن مرد خدا، همان مردی که ما را از ذلت به عزت، از وابستگی به استقلال، از بردگی به آزادگی، و از اسلام آمریکایی به اسلام ناب محمدی رسانید. به این بهانه و بهعنوان حسنختام این نوشتار برخی از اندیشههای آن پیر فرزانه و جانشین خلف و شایستهاش؛ حضرت آیتالله خامنهای”حفظهاللهتعالی” را که مبتنی بر یادی از گذشته و نگاهی به چشمانداز آینده است، مرور میکنیم.
امام خمینی”رضوان الله تعالی علیه”: «این جانب نمیگویم ما خود همهچیز داریم؛ معلوم است ما را در طول تاریخِ نهچندان دور خصوصاً، و در سدههای اخیر از هر پیشرفتی محروم کردهاند و دولتمردان خائن و دودمان پهلوی خصوصاً، و مراکز تبلیغاتی علیه دستاوردهای خودی و نیز خودْ کوچکدیدنها و یا ناچیز دیدنها، ما را از هر فعالیتی برای پیشرفت محروم کرد. واردکردن کالاها از هر قماش و سرگرم کردن بانوان و مردان خصوصاً طبقهی جوان، به اقسام اجناس وارداتی از قبیل ابزار آرایش و تزیینات و تجملات و بازیهای کودکانه و به مسابقهی کشاندن خانوادهها و مصرفی بار آوردن هر چه بیشتر، که خود داستانهای غمانگیز دارد و سرگرمکردن و به تباهیکشاندن جوانها که عضو فعال هستند؛ با فراهمآوردن مراکز فحشا و عشرتکدهها و دهها از این مصائب حسابشده، برای عقب نگهداشتن کشورهاست. من وصیت دلسوزانه و خادمانه میکنم به ملت عزیز که اکنون که تا حدود بسیار چشمگیری از بسیاری از این دامها نجات یافته و نسل محروم حاضر، به فعالیت و ابتکار برخاسته و دیدیم که بسیاری از کارخانهها و وسایل پیشرفته مثل هواپیماها و دیگر چیزها که گمان نمیرفت متخصصین ایران قادر به راهانداختن کارخانهها و امثال آن باشند و همه، دستها را به سوی غرب یا شرق دراز کرده بودیم که متخصصین آنان اینها را به راه اندازند، در اثر محاصرهی اقتصادی و
جنگ تحمیلی، خود جوانان عزیز ما قطعات محل احتیاج را ساخته و با قیمتهای ارزانتر عرضه کرده و رفع احتیاج نمودند و ثابت کردند که اگر بخواهیم؛ میتوانیم!»(1)
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی”: «یک روز آنها از ما یاد گرفتند و شاگرد ما بودند، بعد شدند استاد ما؛ الان هم ما از آنها یاد میگیریم و شاگرد آنها میشویم و بعد میشویم استاد
1) ) وصیت نامه، متن، ص 39
آنها. پس نسل دانشپژوه و محقق و پژوهندهی کشور ما بداند؛ امروز اگر برتری علمی با غربیهاست، در آیندهی نهچندان دوری با همت و ارادهی شما میتوان کاری کرد که فردا آنها از شما یاد بگیرند.
مرزهای دانش را بشکنید! اینکه من میگویم نهضت نرمافزاری، انتظار من از شما جوانها و اساتید این است[که]؛ تولید علم کنید، به سراغ مرزهای دانش بروید، فکر کنید، کار کنید! با کار و تلاش میشود از مرزهایی که امروز دانش دارد، عبور کرد؛ در بعضی رشتهها زودتر و در بعضی رشتهها دیرتر. فنآوری هم همینطور است. علم باید ناظر به فنآوری باشد. فنآوری هم مرحلهی بسیار مهم و بالایی است. در فنآوری هم میتوانیم پیش برویم؛ همچنان که رفتیم.
خوب است شما بدانید که در بعضی از بخشهای بسیار حساس علمیِ کشور ما کارهایی شده که هنوز در دنیا صورت نگرفته است. در فنآوری تولید سلولهای بنیادی که بنده چند وقت پیش، از آن یاد کردم؛ یکمشت جوان مثل شماها که در تهران هستند، فعالیت میکنند. اینها همت کردند و رفتند از دیگران یاد گرفتند؛ خودشان هم فکر کردند، سرمایهگذاریِ فکری کردند و توانستند کلید تولید و انجماد و حفظ و کاشت سلولهای بنیادی را بهدست بیاورند. امروز، اینها برای اولینبار در ایران سلولهای بنیادیِ انسولینساز را تولید کردهاند که در دنیا هنوز تولید نشده است. پس شاگردی کردن اولاً به معنای شاگرد ماندن نیست که خیال کنیم همیشه ما باید شاگرد آنها بمانیم؛ نخیر، همت کنید! خواهید دید آنها مجبور میشوند از شما یاد بگیرند».(1)
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی”: «ما علم را از همهکس میگیریم؛ حرفی نداریم. اسلام به ما گفته: «اُطلِبُوا العِلمِ وَ لُو بِالصِّین»؛ ”صین” یعنی ”چین”. چینِ آن روز وارث یک تمدن کهن و پیشرفته بود، با آن فاصله؛ و مطلقاً هم بویی از اسلام به مشامشان نرسیده بود؛ درعینحال پیغمبر علیه السلام فرمود: “علم و دانش و تجربه و- به زبان امروزی ما- فنآوری را هرجا بود، بروید طلب کنید!” یعنی شاگرد عالِم بشوید؛ در مقابل عالم، زانوی ادب بزنید و از او یاد بگیرید.
من یکوقت در جمع دانشجوییِ دیگری گفتم هیچ ننگمان نمیکند که علم را از غربیها و اروپاییها یاد بگیریم؛ اما ننگمان میکند که همیشه شاگرد بمانیم. شاگردی میکنیم تا استعداد خود را پرورش دهیم و از درون بجوشیم. ما نمیخواهیم مثل استخری باشیم که آبی را در ما سرازیر کنند و هر وقت هم خواستند، آب را بکشند یا اجازه ندهند بیاید، یا هرگونه آب آلودهای را در این استخر بریزند. ما میخواهیم مثل چشمهی جوشان باشیم؛ میخواهیم از
1) ) بیانات، سال 1383، ص 93
خودمان بجوشیم؛ میخواهیم استعدادهای خود را به کار بگیریم. من به هر جا نگاه میکنم، امکان بهکارگیری این استعدادها را میبینم. فقط هم پیشرفت در انرژی اتمی است که مردم در
جریان آن قرار گرفتهاند و میدانند در این بخش چه اتفاقی افتاده است؛ یک نمونهی دیگر، بحث سلولهای بنیادی است که حیرت بینندگان خارجی را برانگیخت. نمونههای فراوان دیگری هم وجود دارد.
من دیروز برای بازدید از مجتمع مس سرچشمه به آنجا رفته بودم. یک روز همین مس سرچشمه را انگلیسیها و بعد هم آمریکاییها میخواستند اداره کنند؛ چند سال هم کار و طراحی کردند، اما راهاندازی نشد. بعد وقتی انقلاب پیروز شد، مهندسان ما آمدند و آن را راهاندازی کردند؛ محصول بهدست آوردند و کارهای خوبی انجام دادند؛ بعد هم طرح توسعه را خود مهندسان ما در دههی سوم- تقریباً از نزدیک سال 80 تا الان- راهاندازی کردند و باز هم دارند آن را توسعه میدهند. این کار، جزو بهترین و تمیزترین کارهایی است که بهوسیلهی دولت دارد انجام میگیرد. آن روز اگر خارجیها سود میبردند، استفاده میکردند و یا منافع ملی پامال میشد، همهی اینها به کنار؛ ملت ایران را تحقیر میکردند؛ این تحقیر از همهچیز سنگینتر است. ملتی بنشیند و عدهای از بیرون بیایند به او بگویند تو نمیتوانی؛ برو کنار تا ما برایت درست کنیم؛ او را کنار بزنند و اجازه ندهند حتی از تجربهی آنها استفاده کند؛ خودشان بیایند این منبع درونی را استخراج کنند؛ چیزی به او بدهند و لُب و خلاصهی سود را هم خودشان ببرند. این کار در نفت میشده، در مس میشده، در آهن میشده، در ساخت و سازهای گوناگون میشده، در سدسازی میشده، در سیلوسازی میشده، در بخشهای دانشگاهی و علمی میشده».(1)
متن کامل سند چشمانداز بیستسالهی جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی؛ که در تاریخ 13 آبان 1382 توسط رهبر معظم انقلاب”حفظهاللهتعالی” به سران قوای سهگانه ابلاغ شد:
با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتوِ ایمان و عزم ملی و کوشش برنامهریزی شده و مدبّرانهی جمعی و در مسیر تحقق آرمانها و اصول قانون اساسی، در چشمانداز بیستساله، ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فنآوری در سطح منطقه؛ با هویت اسلامی و انقلابی، الهامبخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بینالملل.
1) ) بیانات، سال 1384، ص 78
جامعهی ایرانی در افق این چشمانداز چنین ویژگیهایی خواهد داشت:
توسعهیافته، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود، متکی بر اصول اخلاقی و ارزشهای اسلامی، ملی و انقلابی، با تأکید بر مردمسالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادیهای مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسانها و بهرهمندی از امنیت اجتماعی و قضایی.
برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فنآوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایهی اجتماعی در تولید ملی.
امن، مستقل و مقتدر با سامان دفاعی مبتنی بر بازدارندگی همهجانبه و پیوستگی مردم و حکومت.
برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تأمین اجتماعی، فرصتهای برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر، تبعیض و بهرهمند از محیط زیست مطلوب.
فعال، مسئولیتپذیر، ایثارگر، مؤمن، رضایتمند، برخوردار از وجدانِ کاری، انضباط، روحیهی تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی و شکوفایی ایران، و مفتخر به ایرانیبودن.
دستیافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فنآوری در سطح منطقهی آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) با تأکید بر جنبش نرمافزاری و تولید علم، رشد پُرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقای نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل.
الهامبخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با تحکیم الگوی مردمسالاری دینی، توسعهی کارآمد، جامعهی اخلاقی، نواندیشی و پویایی فکری و اجتماعی، تأثیرگذار بر همگرایی اسلامی و منطقهای بر اساس تعالیم اسلامی و اندیشههای امام خمینی”رضوان الله تعالی علیه”.
دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت.(1)
امام خمینی”رضوان الله تعالی علیه” میفرمایند: «من امیدوارم که ان شاء الله، این روحیهی قوی که در این کشور هست، این روحیهی اسلامی و توحیدی که در این کشور هست، باقی باشد. این کشور را ما به صاحب اصلی او؛ امام زمان-سلام الله علیه- تحویل بدهیم. ان شاءالله، به خدمت ایشان همه؛ ان شاءالله همه، برسیم و کشور را و ملت را تسلیم ایشان بکنیم. خداوند ان شاءالله همهی شما را و همهی ما را و همهی ملت را و همهی مسلمین را موفق کند که به
1) ) مکتوبات، سال 1382، ص 32
تکالیف اسلامیمان عمل بکنیم».(1)
مقام معظم رهبری”حفظهاللهتعالی” نیز میفرمایند: «امروز شما موظفید و باید این نظام را حفظ کنید؛ آن هم پیراسته، سالم، به شکل خالص و به همان شکلی که بشود آن را به ولیّعصر ”ارواحنا فداه” تحویل داد. این، وظیفهی بزرگ شما جوانان مؤمن است».(2)
«انقلاب پرچم عزت این ملت است و ملت این پرچم را در دستِ استوار خود محکم نگه خواهد داشت و به فضل پروردگار تسلیم امام زمان ” أرواحنا فداه” و ”عجّل الله فرجه” خواهد کرد».(3)
وَ آخَرَ دَعوَانَا اَلحَمدُ ِلله رَبَّ العَالَمِین
قرآن کریم.
ابن اثیر جزری، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، 5 جلد، مؤسسهی مطبوعاتی اسماعیلیان قم، چاپ: چهارم، 1367 ش.
ابن أبی جمهور، محمّد بن زین الدین، عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، 4 جلد، دار سیدالشهداء للنشر- قم، چاپ: اول، 1405 ق.
ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، 10جلد، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی- قم، چاپ: اول، 1404 ق.
ابن بابویه، محمّد بن علی، من لا یحضره الفقیه، 4 جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعهی مدرسین حوزهی علمیهی قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق.
ابن بابویه، محمّد بن علی، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، 1 جلد، دار الشریف الرضی للنشر- قم، چاپ: دوم، 1406 ق.
ابن بابویه، محمّد بن علی، معانی الأخبار، 1 جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعهی مدرسین حوزهی علمیهی قم - قم، چاپ: اول، 1403 ق.
ابن بابویه، محمّد بن علی، الخصال، 2 جلد، جامعهی مدرسین حوزهی علمیهی قم - قم، چاپ: اول، 1362 ش.ابن بابویه، محمّد بن علی، عیون أخبار الرّضاعلیه السلام، 2 جلد، نشر جهان - تهران، چاپ: اول، 1378 ق.
ابن حیون، نعمان بن محمّد مغربی، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، 2 جلد، مؤسسة: آل البیت:- قم، چاپ: دوم، 1385 ق.
ابن شعبه حرّانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرّسول علیه السلام، 1 جلد، جامعهی مدرسین حوزهی علمیهی قم - قم، چاپ: دوم، 1404 / 1363ق.
آخوندی، مصطفی، غذا و تغذیه در آموزههای دینی و یافتههای علمی، زمزم هدایت، قم، 1388 ش.
امینی، ابراهیم، تربیت، بوستان کتاب، قم، چاپ: اول، 1381 ش.
ایروانی، جواد، زکات باطنی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، چاپ: اول، 1390 ش.
برقی، احمد بن محمّد بن خالد، المحاسن، 2 جلد، دار الکتب الإسلامیة - قم، چاپ: دوم، 1371 ق.
بستانی، فؤاد افرام/ مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی، 1 جلد، انتشارات اسلامی - تهران، چاپ: دوم، 1375ش.
پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول علیه السلام)، 1 جلد، دنیای دانش- تهران، چاپ: چهارم، 1382 ش.
پسندیده، عباس، اخلاقپژوهی حدیثی، سمت، تهران، چاپ اول، 1388 ش.
تبریزی، جواد بن علی، استفتاءات جدید، دو جلد، قم – ایران.
تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمّد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، 1 جلد، دفتر تبلیغات - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1366ش.
حکیمی، محمدرضا و حکیمی، محمد و حکیمی، علی، الحیاة، ترجمهی احمد آرام، 6 جلد، دفتر نشر فرهنگ اسلامی - تهران، چاپ: اول، 1380 ش.
حکیمی، محمد، امام رضاعلیه السلام– زندگی و اقتصاد-، بهنشر، مشهد، چاپ: ششم، 1390 ش.
جوادی آملی، عبدالله، اسلام و محیط زیست، مرکز نشراسراء، قم، 1386 ش.
جوادی آملی، عبدالله، تفسیر انسان به انسان، مرکز نشر اسراء، قم، 1384 ش.
جوادی آملی، عبدالله، مفاتیح الحیاة، مرکز نشر اسراء، قم، 1391 ش.
جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، مرکز نشر اسراء، قم، 1389 ش.
حلّی، مقداد بن عبدالله سیوری - مترجم: بخشایشی، عبد الرّحیم عقیقی، کنز العرفان فی فقه القرآن - ترجمه، 2 جلد، پاساژ قدس پلاک 111، قم - ایران، چاپ: اول.
حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد (ط - الحدیثة)، 1جلد، مؤسسة آل البیت:- قم، چاپ: اول، 1413 ق.
خامنهای، سید علی، نرمافزار حدیث ولایت، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، تهران، 1390. خامنهای، سید علی بن جواد حسینی، أجوبة الاستفتاءات (فارسی)، در یک جلد، دفتر معظّم له در قم، قم - ایران، اول، 1424 ق.
خمینی، سید روح الله موسوی، استفتاءات (امام خمینی)، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعهی مدرسین حوزهی علمیهی قم، قم - ایران، چاپ: پنجم، 1422 ق. خمینی، سید روح الله موسوی، توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، 2 جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعهی مدرسین حوزهی علمیهی قم، قم- ایران، هشتم، 1424 ق
رشاد، علی اکبر، دانشنامهی امام علی علیه السلام، 12 جلد، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشهی اسلامی، تهران، چاپ اول، 1380.
رضا بابایی، علیاکبر جوان فکر، حج 28 (گزارشی از حجگزاری سال 1428 قمری)، 1 جلد، نشر مشعر- تهران، چاپ: 1، 1387ش.
رضایی اصفهانی، محمد علی، تفسیر قرآن مهر، انتشارات پژوهشهای تفسیر و علوم قرآنی، قم، 1387ش.
دفتر تبلیغات اسلامی، رهتوشهی راهیان نور محرم الحرام 1389، معاونت فرهنگی و تبلیغی، قم، 1389 ش.
شریف الرّضی، محمّد بن حسین - دشتی، محمد، نهج البلاغة / ترجمهی دشتی، 1جلد، مشهور - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1379 ش.
شریف الرّضی، محمّد بن حسین، نهج البلاغه (للصبحی صالح)، 1 جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.
شعیری، محمّد بن محمّد، جامع الأخبار(للشعیری)، 1جلد، مطبعة حیدریة - نجف، چاپ: اول، بیتا.
شیخ حر عاملی، محمّد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، 30 جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.
طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، 1جلد، شریف رضی - قم، چاپ: چهارم، 1412 ق / 1370 ش. طریحی، فخرالدّین بن محمّد، مجمع البحرین، 6 جلد، مرتضوی - تهران، چاپ: سوم، 1375ش.
علائی نژاد، امیر بهاء الدین، زلال احکام، شرکت چاپ و نشر بین الملل، تهران، چاپ دوم، 1390 ش.
غیاثی کرمانی، سید محمدرضا، احکام اصناف، نور السجاد، قم، چاپ اول، 1383 ش.
فتال نیشابوری، محمّد بن احمد، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة)، 2 جلد، انتشارات رضی- ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1375 ش.
فولادی، مجید، زندگی در پرتو احکام دین، مهدیجویان، قم، چاپ اول، 1390 ش.
فیض کاشانی، محمّد محسن بن شاه مرتضی، الوافی، 26 جلد، کتابخانهی امام أمیرالمؤمنین علیعلیه السلام - اصفهان، چاپ: اول، 1406 ق.
قبولی، عابدین، بخوانید و سالم بمانید، منشور وحی، قم، چاپ اول، 1387 ش.
قرائتی، محسن، تفسیر نور( 10 جلدی)، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، 1389 ش.
قرائتی، محسن، حج، 1 جلد، نشر مشعر - 1، چاپ: تهران.
قوام، میر عظیم، روایت انقلاب اسلامی، مؤسسهی فرهنگی هنری قدر ولایت، تهران، چاپ اول، 1389 ش.
کردان، هادی، پاسخ به شبهات اینترنتی، نشر گناباد، مشهد، چاپ اول، 1390 ش.
کلینی، محمّد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیة)، 8 جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
گلپایگانی، سید محمدرضا موسوی، مجمع المسائل(للگلبایگانی)، 5 جلد، دار القرآن الکریم، قم - ایران، چاپ: دوم، 1409 ه ق
گیلانی، فومنی، محمد تقی بهجت، استفتاءات(بهجت)، 4 جلد، دفتر حضرت آیت الله بهجت، قم - ایران،
اول، 1428 ه ق
لنکرانی، محمد فاضل موحدی، جامع المسائل (فارسی - فاضل)، 2 جلد، انتشارات امیر قلم، قم - ایران، چاپ: یازدهم، ه ق.
ماهنامهی مبلغان، شمارهی 153، محمود مهدی پور، روحانیت و تولید ملی، معاونت تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزههای علمیه، قم، 1391 ش.
مجلسی، محمّد باقر بن محمّد تقی، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهارعلیهم السلام(ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی- بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.
مجلسی، محمّد باقر بن محمّد تقی، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول علیهم السلام، 26 جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: دوم، 1404 ق.
مفضل بن عمر، توحید المفضل، 1 جلد، داوری - ایران ؛ قم، چاپ: سوم، بیتا.
محمدی ری شهری، محمد، حکمتنامهی پیامبر اعظم علیه السلام.
محمدی ری شهری، محمد، حکمتنامهی کودک، دار الحدیث، قم، چاپ اول، 1385ش.
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائرة المعارف قرآن کریم، بوستان کتاب، چاپ اول، 1385ش.
مظاهری، اخلاق و خودسازی در مکتب قرآن و اهل بیت علیهم السلام، 1 جلد، انتشارات پیام آزادی- تهران، چاپ: هفتم، 1386 ش.
مظاهری، مقایسهای بین سیستمهای اقتصادی، 3 جلد، مؤسسهی در راه حق - قم، چاپ: اول، 1370 ش.
مظفری، اکبر، باربی، پژوهشی در عروسک امریکایی باربی، شاکر، قم، چاپ دوم، 1385 ش.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1374 ش.
مکارم شیرازی، با همکاران، پیام امام امیر المومنینعلیه السلام، قم، چاپ اول، 1389 ش. مکارم شیرازی، ناصر، استفتاءات جدید (مکارم)، 3 جلد، انتشارات مدرسهی امام علی بن ابی طالبعلیه السلام ، قم - ایران، دوم، 1427 ق.
مکارم شیرازی، با همکاران، دائرة المعارف فقه مقارن، 2 جلد، امام علی ابن ابیطالبعلیه السلام، چاپ اول، 1389 ش.
موسوی، سید محسن، ماه در آب، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، قم، 1387 ش.
نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، 28جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، 1408 ق.
جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، 3 جلد، مؤسسهی دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، 1426 ق.
وحیدی، محمد، درآمدهای حلال و حرام، سنابل، قم، چاپ اول، 1386 ش.
ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسی، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر المعروف بمجموعة ورّام، 2 جلد، مکتبه فقیه - قم، چاپ: اول، 1410 ق.
هاشمی رفسنجانی و محققان مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائرة المعارف قرآن کریم، بوستان کتاب، قم، چاپ دوم، 1386 ش.
هادوی کاشانی، اصغر، جوان و اقتصاد زندگی، دار الحدیث، قم، 1389 ش.
مختاری، رضا، سیمای فرزانگان، یک جلد، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، دبیرخانهی علمی کنگره، 1جلد، کنگرهی آخوند خراسانی”رضوان الله تعالی علیه”- قم، چاپ اول، 1390 ش.