ghaemiyeh.com
سرشناسه : رضایی، محمد، ۱۳۵۰ -
عنوان و نام پدیدآور : آیین برنامهسازی درباره زندگی امام صادق علیه السلام/ محمد رضایی.
مشخصات نشر : قم: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهشهای اسلامی، ۱۳۹۱.
مشخصات ظاهری : ۱۹۸ ص.
فروست : مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما؛ ۱۸۷۱مجموعه پژوهشهای برنامهای؛ ۱.
شابک : ۶۰۰۰۰ ریال: 978-964-514-263-4
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه: ص. [۱۹۵] - ۱۹۸.
موضوع : جعفربن محمد (ع)، امام ششم، ۸۳ - ۱۴۸ق.
موضوع : تلویزیون -- ایران -- برنامههای اسلامی
موضوع : تلویزیون -- ایران -- تولید و کارگردانی
شناسه افزوده : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره : BP۴۵/ر۵۷الف۹ ۱۳۹۱
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۵۵۳
شماره کتابشناسی ملی : ۲۹۹۳۹۵۹
آیین برنامهسازی درباره زندگی امام صادق(ع)
پیشگفتار9
بخش اول: کلیاتی درباره ایدهیابی در زندگانی معصومان13
الف) پیشفرضها و پیشنیازهای مطالعه زندگی معصومان13
1: نگرشی کلامی و عرفانی به شخصیت انسان کامل14
2: بررسی زندگانی انسان کامل با رویکرد فلسفه تاریخی18
ب) ضرورت نگاه میانرشتهای23
نتیجهگیری27
بخش دوم: ایدهیابی از زندگانی امام صادق؟ع؟29
نگاهی اجمالی به زندگانی امام صادق؟ع؟29
فصل اول: زندگانی توصیفی امام صادق؟ع؟ از منظر خط تاریخی و زمانی33
نکاتی درباره روش پژوهش و منابع در این مرحله39
نکتهای درباره خط زمانی رحلت شخصیتهای علمی اسلامی41
الف) خط زمانی زندگانی امام صادق؟ع؟ از تولد تا امامت پدر (83 تا 95 ه .ق)42
نکتهها و ایدهها46
ب) خط زمانی زندگانی امام صادق؟ع؟ از امامت پدر تا امامت خود (96 - 114 ه .ق)47
نکتهها و ایدهها52
ج) خط زمانی زندگانی و امامت: امام صادق؟ع؟ در دوران مروانیان (114 - 132 ه .ق)54
نکتهها و ایدهها64
امام صادق؟ع؟ در دوران خلافت عباسیان68
امام صادق؟ع؟ و توسعهبخشی و کاربردیسازی سبک زندگی تقیهمحور83
مدیریت فعال امام صادق؟ع؟ و طراحی نظام اجتماعی جدید شیعی84
فرهنگسازی امام برای جامعه شیعه85
جمع بندی و نگاهی کلی به فصل 186
خط زمانی مدرسه علمی و دانشگاه صادقین92
نمونهای از نمودارهای اجتماعی شیعه در زمان امام صادق؟ع؟95
نمودارهای خط زمانی جبهه باطل در روزگار امام صادق؟ع؟100
فصل دوم: اطلس جعفری111
الف) اطلسنگاری، پایه ایدهیابی رسانهای111
ب) نگاهی گذرا به جغرافیا و اطلس تاریخی حق و باطل113
اطلس زندگانی امام صادق؟ع؟116
الف) جلوگیری از ایجاد منطقه جغرافیایی حق118
ب) ایجاد جغرافیاهای موازی118
ج) نفوذ و تصرف کانون جغرافیایی حق119
الف( فهرست ایدههای جغرافیای حق129
نکته پایانی137
فصل سوم: امام صادق؟ع؟ و طراحی سبک زندگی شیعی139
سبک زندگی، چیستی و جایگاه آن139
ضرورت بحث سبک زندگی در زندگی امام صادق؟ع؟140
چگونگی سبکسازی امام صادق؟ع؟143
دوره اول و آغازین امامت در دوره اقتدار مروانیان146
دوره دوم امامت همزمان با افول خلافت مروانیان146
دوره سوم امامت همزمان با خلافت تازه تأسیس عباسی146
مبانی و ساختار سبک زندگی در مکتب جعفری148
الف) ضرورت نگاه جامع در طراحی مکتب148
ب) ضرورت نگاه توحیدی به ابعاد متکثر و گاهی (به ظاهر) متضاد سبکها149
ج) ضرورت وجود انسانی کامل به عنوان الگو، معیار و مبنای زندگی انسانی150
د) توجه به رابطه ثابت و متغیر در طراحی سبک زندگی دینی151
ه) سبکسازی مبتنی بر اصل تقیه151
نتیجه153
سیمای کلی سبک زندگی شیعی بر مبنای مکتب جعفری158
1-1. خداشناسی و جهانبینی و روششناسی در حوزه دینشناسی160
2-1. انسان کامل و امامشناسی162
3-1. انسانشناسی جامع و کامل163
حوزه گرایشها و باورها166
حوزه عمل و رفتار، حوزه سبکسازی و نظامدهی به جامعه شیعه167
1-3. سبک زندگی شیعی در حوزه فردی زندگی168
2-3. سبک زندگی شیعی در حوزه خانوادگی170
3-3. سبک زندگی شیعی در حوزه اجتماعی172
4-3. سبک زندگی اجتماعی شیعه از نظر رویارویی با جامعه اسلامی188
سخن پایانی192
کتابنامه195
کتاب:195
نرمافزار:198
پیشگفتار
برنامهسازیرسانهای (تلویزیونی) فرآیندی است که در آن، فکر یا پیامیبا پیمودن مراحل گوناگون نرمافزاری و سخت افزاری، به تک برنامه یا مجموعهایاز برنامههای تولیدی رسانهای در قالبهای گوناگون تبدیل میشود.
این فرآیند در مراحل اولیه شامل عملیاتهای نرمافزاری و در گامهایدیگر، تبدیل محصولات فرآوریشدهنرمافزاری به تولیدات سختافزاری است. نخستین و مهمترین مرحله در این فرآیند، مرحلهشناسایی، تولید یا گزینش ایده (فکر و پیام اولیه)است.
ایده تلوزیونیرا در جملهایکوتاه اینگونهمیتوان تعریف کرد:«پیام، جانمایه، روح و سخن اصلییک برنامه تولیدشده رسانهای و تلویزیونیاست».این ایده با ساختار تک یا چندجملهای کوتاه،در فرآیند برنامهسازی، قابلیت تبدیل شدن به برنامههای گوناگون کوتاه و بلند رسانهای و تلویزیونی را دارد. همین ویژگی، فصل امتیاز ایده از دیگر جملات خبریاست.
جایگاه ایده در روند برنامهسازی در جایگاه بُنمایه، اساس و پایه و رکن اولیه برنامهسازی
است. در مهندسی معکوس به بُنمایه و ایده اصلی هر برنامه تولیدی میتوان رسید و کشف کرد که ایده اولیه هر برنامه چه چیزی و چگونه بوده است و چه وضعیت، قوت یا ضعفی از نظر محتوا، مخاطبشناسی، زمانشناسی، روزآمدی و کاربردییا راهبردی بودن دارد.از این دیدگاه، به مطالعهدلایل موفقیت یا آسیبشناسی ناکامیگروههایبرنامهسازی در دوره و بازه زمانی میتوان پرداخت و با شیوه مهندسی معکوس یا به اصطلاح،شیوه منطقی برهان اِنّیفهمید که آن گروه در آن بازه زمانی در شناسایی، رصد و گزینش ایدههایبرنامهسازی موفق بوده است یا خیر.
با توجه به تبیینی که از جایگاه ایده و چگونگی بازشناسی و کشف آن از برنامههای تولیدی شد، به شکلیآگاهانهتر به موضوع این پژوهش،یعنی«ایدههایبرنامهسازی درباره زندگی امام صادق(ع)»میتوان پرداخت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی،در دوران گذار؛ یعنی دوره ایجاد تحول در درون سازمان صدا و سیما برای تبدیل شدن آن از صدا و سیمای ملی ایران به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران،به طور طبیعی و به اقتضای اسلامیت نظام باید در همه شبکههای تلویزیونی و رادیویی، گروههایی با نام گروه معارف یا گروه مناسبتهای مذهبی تشکیل میشد تا همزمان با مناسبتهای فراوان مذهبی و هماهنگ با نیازهای فراوان جامعه داخلی و خارجی،برنامههایی درباره معارف حقه شیعه - بنیان انقلاب اسلامی- تهیه و تولید کنند. همچنین همسو با تحولات داخلی که جامعه باید به تدریج به سوی ایجاد جامعه اسلامی و سپس تمدن اسلامی میرفت، به برنامهسازیهای معارفی، دینی و اسلامی در قالبهای گوناگون میپرداختند.
اینک پس از سه دهه، وقتیدستکم در دو سطح، برنامههای تولیدشده معارفی و تاریخچه مدیریتی و روند برنامهسازیدر گروههای معارفیرا بررسی میکنیم، درمییابیم متأسفانه در این بخش از نظر برنامهسازیبیشتر آثار تولیدی، در سطح «ج» و «د» قرار دارند. معمولاً گروهها نیز برنامهای مدون و منسجم برای ایدهیابیهای هماهنگ با شرایط زمانه ندارند و کارگروههای عالمانه و فرهیخته دوزیست و میانرشتهای بین مباحث معارفی و رسانهشناسی)
در آنها نمیتوان یافت. روند برنامهسازی در این گروهها،بیشتر روزمره، بدون نمیتوان نوآوری و از نظر پیام و قالب، تکراری و در شیوه استفاده از شعایر دینی، سطحی و مستقیم (استفاده از کارشناسان دینی، نمادهای دینی و...)است. متأسفانه در بیست سال اخیر، پس از پایان دفاع مقدس، گروههای معارفی صدا و سیمای جمهوری اسلامی، با وجود توسعهکمّی و ایجاد شبکههای گوناگون برای مخاطبهای گوناگون جغرافیایی، فرهنگی، سنّتی و...، به جای اینکه به فرموده امام راحل؟ره؟، نقش دانشگاه - که فرهنگسازی و الگوسازیهای کلان است - ایفا کنند، در بیشتر موارد، دنبالهرو وضعیت فرهنگی جامعه، آن هم در سطح عامیانه و عوامانهاش بوده و به گونهای به سطحیزدگی فرهنگی و دینی در جامعه پرداختهاند.
یکی از مهمترین دلایل پیدایش این معضل در برنامهها و روند برنامهسازی معارفی، حضور نداشتن کارگروههای تخصصی حوزوی و رسانهای در مرحله ابداع، مهندسی و مدیریت ایدههای معارفی برای ساخت اینگونه برنامههاست.
نگارنده به اقتضای داشتن چندین سال تجربه در شبکههای گوناگون تلویزیون و نیز تجربه کارشناسی محتوایی- که همراه با سختیها و نامهربانیهای فراوان بوده - دریافته است که تقریباً در بیش از نود درصد برنامههای معارفی در مراحل پیشتولید، هرگز از کارشناسان دینی و معارفی استفاده نمیشود و نقش کارشناس دینی به مرحله آخر - روی آنتن رفتن و ایفای نقش مستقیم و بدون طرح و برنامه حسابشده - منحصر شده است. به همین سبب، نه تنها بیشتر برنامههای معارفی، ضعیف، سطحی و تکراری است، بلکه این برنامهها، مخاطبان فراوانی را نیز از دست دادهاند.
این معضل به دلیل تصور بیشتر مسئولان و دستاندرکاران و برنامهسازان پدید میآید؛ زیرا نقش کارشناسان دینی در برنامهسازی رابه مرحلهآخر منحصر و در مراحل قبل، برای آنها جایگاهیدر نظر نمیگیرند، چون آن افراد نیز با چارچوب و خطوط کلی و فرعی معارف دینی، آشنایی تخصصی و جامع ندارند و معمولاً در مرحله ایدهیابی و طراحی،به صورت تکبعدی و سطحی به معارف مینگرند. بدین سبب، محصول نهاییهمانیمیشود که شاهد آن هستیم.
البته باز هم تأکید میکنیم که تنها ورود کارشناسانی به مرحله اولیهبرنامهسازی-که همان مرحلهنرمافزاری و طراحی و مهندسی و مدیریت پیامهای معارفی است - سودمندخواهد بود که افزون بر دینشناسی تخصصی، رسانهشناس هم باشند؛ وگرنه بهرهمندی از کارشناسان ناآشنا با رسانه و اقتضائات آن، تجربههای شکستخورده در سریالسازیهایدرجه «الف» معارفی، مانند سریال ولایت عشق و تنهاترین سردار تکرار میشود که با وجود کارشناسان تاریخی و معارفی قوی در تخصصهای خود،ولی ناآشنا با ساخت فیلمنامه و فیلم، تمام روند طراحی و تولید نرمافزار و پیام، به نویسنده و کارگردان واگذار میشود.بدین ترتیب، آثاری تولید میشود که از نظر ایده، پیام و محتوا و حتی قالب، اشکال و انتقاد بسیاری بر آنها وارد است. اینک با توجه به درک این پیشینه از وضعیت برنامهسازی معارفی، در این اثر که دومین تلاش پس از «پژوهشبرنامهسازی درباره زندگانی امام کاظم(ع)» است، میکوشیم برایپیشتجربههای تخصصی در آینده و بازشناسی چگونگیفرآیند ایدهیابی و رصد و معرفی نمونههایی از ایدهها درباره زندگانی امام صادق(ع)، موضوعهایی را با نام «ایدههای برنامهسازی در مورد زندگانی امام صادق(ع)» ارائه دهیم.
این پژوهش شامل این بخشهاست:
بخش اول،کلیاتیدرباره ایدهیابی در زندگانیمعصومان که دربردارنده پیشفرضها و پیشنیازهای مطالعه زندگی معصومان و ضرورت نگاه میانرشتهای در برنامهسازی معارفی است.
بخش دوم، با نام ایدهیابی زندگی امام صادق(ع) در سه بخش سامان یافته است:
زندگینامه تحلیلی و تطبیقی امام صادق(ع) از دیدگاه خط زمان (Time Line)؛ اطلس جعفری و امام و طراحی سبک زندگی شیعی.
بخش اول: کلیاتی درباره ایدهیابی در زندگانی معصومان
زیر فصل ها
الف) پیشفرضها و پیشنیازهای مطالعه زندگی معصومان
ب) ضرورت نگاه میانرشتهای
نتیجهگیری
الف) پیشفرضها و پیشنیازهای مطالعه زندگی معصومان
به اعتقاد شیعیان که مبتنی بر ضرورتهای عقلی و فطری و مستندات قرآنی و روایی است، بشر برای زندگانی باسعادت و موفقیت روی کره خاکی و نیز مراحل پس از آن، به انسان کامل نیازمند است. انسان کامل، انسانی همانند دیگر انسانهاست با همان ویژگیهای فیزیکی، روحانی، رفتاری و روانی که مهمترین امتیاز و شاخصهاش آن است که در تمام این ویژگیها، بر خلاف دیگر انسانها که در مرحله استعداد و در حال رشد تدریجی و تحصیلی هستند، کامل و تام و تمام است و به صورت حصولی، واجد رشد تام و تمام در تمام ابعاد وجودیشده است. ازاینرو، انسان کامل نامیده میشود؛یعنی انسانی که در نقطه اوج مراتب انسانی خود هست.(1)
نگاه به شخصیت معصومان از دریچه انسان کامل، پیشفرضی بنیادین و هویتبخش در
1) در این زمینه رک به: امامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی، بخش اول ص 3.
مکتب تشیع و فصل امتیاز شیعه از تمامی ادیان، فرقهها، مذاهب و مکتبهاست. در هر مطالعهایدرباره زندگانیمعصومان، به ویژه در پژوهشهای رسانهای و برنامهسازیها، غفلت یا کمتوجهینسبت به این ویژگی، عامل بسیاری از ضعفها،انحرافها، تحریفها یا سطحینگریها شده است و میشود.برای فهم بهتر و بیشتر این پیشفرض بنیادین میکوشیم آن را از دو دیدگاه کلامی و تاریخی بررسیکنیم.
1: نگرشی کلامی و عرفانی به شخصیت انسان کامل
در بینش کلامی و عرفانی شیعه بین ذات حقتعالی-که غیبالغیوب است -و جهان مخلوقات -که در نهایت مرتبه فقر و نیاز و محدودیت است- واسطهای به نام خلیفه و جانشین حقتعالی در مُلک و ملکوت نیاز است تا از یکسو، مظهر تام و جامع صفات حقتعالی باشد و از سویی دیگر، به واسطه آن مظهریت، به مرتبه و مقام خلافت نسبت به هرآنچه غیر اوست، برسد.(1)
به جز انسان، دیگر مخلوقات توانایی تحمل این مرتبه را ندارند؛چون بر اساس نصّ قرآن، خداوند تنها انسان را به صورت خود و در مقام خلیفةاللهی آفریده است. البته بدیهی است این مقام خلافت برایهمه انسانها نیست و تحصیلشدنی هم نیست؛ بلکه این مقام، صورتِ صفات حقه خالق بوده و خلافت بر مخلوقات تنها منحصر به کاملترین انسانهاست.
در مقام بازشناسیانسانهای کامل با استقصای تاریخی و بر اساس آنچهاز متون آسمانی کشف میشود، میتوان گفت این مرتبه و مقام به چهارده معصوم اختصاص دارد که شامل پیامبر اکرم؟ص؟، امیرالمؤمنین علی(ع)، حضرت زهرا؟عها؟ و یازده نور پاک از تبار آنها هستند. برای بازشناسی بهتر و بیشتر شخصیت این چهارده انسان کامل و ولی معصوم، مطالعه متون کلامی، عرفانیبه ویژه احادیث امامشناسی ضروریاست تا افزون بر شناختن ذات و مرتبه ذاتی انسان معصوم، دو نقش ویژه رابطه انسان معصوم با انسانها و نسبت انسان کامل با حقتعالی واکاوی
1) بحارالانوار، ج25، باب اول، باب انّهم نور واحد.
شود.
البته واکاوی نقشهای دوگانه، به ویژه نقش اولیای معصوم با جهان انسانی و حیات زمینی را از دو منظر میتوان مطالعه کرد: یکی، به صورت مطلق و مشترک بین همهچهارده معصوم و دیگری، از منظر تجلی ویژه و ممتاز زمانی و تاریخی هر یک از چهارده معصوم؛ بدینگونه که چهارده معصوم با اینکه همگی نورییکسان و در مرتبهای واحد هستند، ویژگیهای خاصی هم دارند که متأثر از مرتبه وجودییا مرتبه زمانی و تاریخی آنان است.
بدیهی است غفلت از این ساحتهای قدسی در هر پژوهش علمییا برنامه رسانهای موجب ترسیم شخصیتی دنیوی، سکولار و زمینی از انسان کامل میشود. بدین ترتیب، کمال آن معصوم به محدود و سطحی،تبدیل و پردازش شخصیت معصومان دچار تحریف و انحراف میگردد. برای پرهیز از این آسیب بزرگ، مطالعه و کشف ابعاد و زوایای شخصیتی معصوم باید در دو جهت از چهار جهت این مقام صورت بگیرد؛ چون برای هر انسان، چهار رابطه متصور است:
در این رابطههای چهارگانه، معصوم در مرتبه کامل است و عصمت او هم در رابطهاول (رابطه دوسویه خدا با او و خود با خودش) ریشه دارد. بدینگونه که برای نمونه، عصمت معصوم دو ویژگی خاص برای او به همراه دارد: طهارت مطلق و علم غیب (و حضوری).
انسان کامل به آن دلیل طهارت مطلق دارد که مظهر و تجلّی تمام اسماء و صفات حقتعالیاست.(1)
با این نگاه، انسان کامل از نظر زمینی و تاریخی ممکن است در حالات و شرایط مساعد یا
1) امامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی، ص 4، صورت و سیرت انسان در قرآن، جوادی آملی، ص 21.
نامساعد گوناگون باشد، ولیهمواره انسان کامل است؛ مانند دانشمند نابغهای که ممکن است از دانش او بهره برده شود یا در کنج عزلت یا تبعید باشد، اما همچنان دانشمند نابغه خواهد بود. این در حالی است که در تصور عامیانه و بیشتر برنامهسازیها، امام معصوم در موارد انفعالی و انزوا و محاصرههای همهجانبه، امام مظلوم، درمانده، منفعل و عاجز تصور میشود. باید دانست آنچه رخداده است، محدودیتی انسانی و اجتماعیو محصول ارادههای محدود باطل است که به گمان باطل خودشان شکل دادهاند. امام معصوم حتی در چنان شرایطی هم روابط ملکی و ملکوتی و غیبی خود را با جامعه و تاریخ حفظ میکند.
از این منظر، تفاوت مهم انسان کامل با دیگر انسانها در این است که انسانهای معمولی در شرایط سخت و بحرانی و محاصرهها، چون دایره استعدادها و روابطشان صرفاً زمینی و فیزیکی است (مگر صالحان و عارفانی که به تربیت معنوی و معنایی خود همت گماشته و سیر و سلوک کرده باشند)، به ضعف مدیریت، سوء تدبیر و اشکال در طرحها و برنامههای اصلی دچار میشوند. وضعیت انسان کامل در همین شرایط، متفاوت است.
بر اساس مطالعات نقلی(1)و علمی، دامنه و ابعاد وجودی انسان که انسان -کامل در همه آنها در مرتبه کامل و جامعیت است -چنین است:
1) در این زمینه نک: حرکت، علی صفائی، ص 17؛ مسئولیت و سازندگی، علی صفائی، ص 13؛ انسان شناسی (محمود رجبی)، ص 94.
برای فهم بهتر و بیشتر کمال انسانِ کامل، توجه ویژه به ابعاد وجودی فردی انسانی او و نسبت کمال در هر یک از این موارد، ضروریاست و میتواند به فهم معنی و رابطه دوسویه کمال انسانی و انسان کامل کمک بیشتری کند.
انسان موجودی ترکیبی و دوبعدی از منظر قرآن
بُعد جسمانی و فیزیکی
بُعد روحانی و فطری
ویژگیها
نیازها
ویژگیها
نیازها
اعضا، جوارح و سیستمهای بدن
غذا، هوا و پوشاک
ترک فقر و خلأ درونی
گرایش به معنایابی و تکیهگاهجویی نامحدود و حسّ عبادت و عبودیت آن معنا و معنویت ماورایی
غریزه جنسی
همسرگزینی و استمرار نسل
درک توانایی فهم و تعقل
گرایش به جستوجوگری، کشف و فهم وقایع، تشخیص حق و باطل و رشد و شکوفایی معرفتی و علمی
خستگی و خواب
مسکن و استراحت
درک خوبی و بدی
گرایش به خیرها و گریز از شرها و گرایش به عدالت در خیرها و منافع و میل به مدینهفاضلهجهانی
حواس پنجگانه
مُدرَکات حسی جهت ایجاد روابط با انسانها و جهان فیزیکی
درک نظم و تناسب
گرایش به زیباییها و گریز از بدیها و زشتیها
درک اراده و آزادی و قدرت نسبی
گرایش به تولید و آفرینش و ایجاد تحول پیرامون خود
درک مرگ و محدودیت زندگی زمینی
گرایش به جاودانگی
با مطالعه این دو جدول و بر اساس مبانی و پیشفرضهای کلامی و عرفانی، انسان کامل، انسانی است که در حوزه اراده فردی خود وآنچه به شخص او باز میگردد، در مرتبه کمال بالفعل است. البته اوج این کمال و رشد در ابعاد فطری و روحانی معصوم متبلور است. در ابعاد فیزیکی و جسمی، انسان معصوم ویژگی ترکیبی شگفتیدارد؛ بدینگونه که او از یک سو، از منافع دنیوی،به صورت حداقل استفاده میکند، ولی از نظر توانمندییا تولید دارای بالاترین مرتبه و درجه است. مثلاً خواب ولی معصوم از نظر کمیت، کمترین مقدار است و از جهت کیفیت، با خواب عمیق و همراه با غفلت انسانهایدیگر متفاوت است؛چون هنگام خواب از نظر دایره و دامنه و کیفیت و کمیت ادراکهای حسّی در بالاترین مرتبه قرار دارد.
معصومشناسی، بحثی کلامی، عرفانی، انسانشناختی، قرآنی وروایی است که با وجود
اهمیت و گستردگی متون نقلی و سنتیدرباره آن، از نظر روشهایآکادمیک کمتر واکاویشده است. در عرصه پیشنیازهایبرنامهسازی، با وجود سریالسازیهای الف صدا و سیما درباره امیرالمؤمنین علی(ع)، امام حسن مجتبی(ع)و امام رضا(ع)شاید بتوان گفت تاکنون به این بعد توجه نشده است. در این پژوهشنیز چون محور ایدهیابی،زندگی امام صادق(ع) است، ناچار به همین حد بسنده میشود.
2:بررسی زندگانی انسان کامل با رویکرد فلسفه تاریخی
زندگی انسان، حدّ فاصل اولین تا آخرین نفس کشیدن است و در شرححالنگاری تاریخییا داستانی متعارف و معاصر، زندگی انسان به این دو حدمحدود است. حتی وقتی از این حدود فراتر میرود، از جهت گذشتهشناسی، از تبارشناسی فراتر نمیرود و از نظر آیندهشناسی، در محدوده بازتاب افکار و آثار فرد باقی میماند.
این نگاه درباره انسانهای معمولی با دامنهاثرگذاری محدود در افق زندگی محدود،پذیرفتنی است.در مقابل، بر اساسآنچهدر رویکرد کلامی- عرفانیبه زندگانی انسان کامل به آن اشاره شد، انسان کامل کسی است که هرچند همانند دیگر انسانها زندگی طبیعی و محدودی دارد، دامنه تدبیر، طراحی، مدیریت و برنامهریزی او در حوزه افعال ارادی و اختیاریاش یا در مقام تاریخسازیبرخلاف دیگر انسانها، محدود و همراه با افت و خیز و پراکندگینیست. انسان کامل، فراتر از زمان و مکان و برتر از افق زمان و زمانه و جامعه خود است.پس در مقام رفتار و کُنش و واکنش، زمانی رفتار میکند یا زمانه خود را میبیند و در زمان و مکان خود اقدام و کُنش دارد، ولی در مقام نگرش و چشمانداز و ارزیابی، سراسر پهنه تاریخی و روند آن واهداف آن را در نظر میگیرد.(1)انسان کامل،تاریخی (در گسترهپهنه تاریخ) مینگرد و زمانی و مکانی عمل میکند. تفاوت این نگرش با نگرشهای محدود و ناقص دیگر انسانها در برونداد رفتاری متفاوت انسان کامل با دیگر انسانها مشخص
1) فرامرز سهرابی، مهدویت و فلسفه تاریخ، ص 105 رحیم کارگر، آینده جهان، ص83.
میشود.
بدینگونه،دامنه اثرگذاری دیگر انسانها، محدود و زوالپذیر است و بالاترین مرتبه آن، ایجاد و پایهگذاری مسلکی است که نیازمند رشد و تکامل توسط شاگردان بعدی است، ولی انسان کامل پایهگذار جریان و روندی مانا و مقدس است که با گذشتزمان نه تنها افول نمیکند، بلکه گسترش روزافزون مییابد.
از این منظر، برای فهم بهتر و بیشتر زندگانی هر یک از چهارده معصوم، پیشفرض دوم و فهم شناخت فلسفه تاریخ از منظر مکتب تشیع ضروری است(1)تا در نگاهی تلفیقی بین مبانی کلامی امامشناسی، فلسفه تاریخ و هر یک از معصومان، به درکی جامع و کامل از زندگانی هر یک از آنان بتوان رسید:
امام صادق(ع)، امام ششم شیعیان است که در مرحله حساسی به امامت میرسد و چنان نقشی در جریان تاریخی خود و تشیع ایفا میکند که از آن پس، تشیع به نام «مکتب جعفری»یا «شیعه جعفری» شناخته میشود. این نقش و جایگاه را نمیتوان شناخت، مگر در چارچوب شناخت و فهم فلسفه تاریخی حق و باطل و بازشناسیدورههایتاریخی حق و باطل از آغاز تا زمان امام صادق(ع)و پس از امام صادق(ع) تا رسیدن به هدف غاییمسیر تاریخ.(2)برای بازشناسی این پیشفرض مهم، نگاهیاجمالیبه خط سیر کلّی تاریخ از آغاز تا پایان و نسبتسنجی زندگانی شخصیت مورد نظر (امام صادق(ع)) با آن ضروریاست.(3)
امروزه چنین کاری در قالب دانشیدر رشتهتاریخ انجام میشود که به آن خط زمان(1)میگویند و بر اساس آن تلاش میشود رویدادهای موازی در یک خط سیر تاریخی به صورت تطبیقی نشان داده شود. البته طرحهای خط زمان از نگاه غیر دینی، به نگاه دیروزی و گذشتهگرا و همان تاریخ منحصر است، ولی از منظر ادیان آسمانی به ویژه اسلام با قرائت شیعی-که نگاهی جامع و کامل به خط زمان و تاریخ دارد -این خط سیر، منحصر به گذشته نیست و از گذشتههای دور تا آیندههای دور و پایان تاریخ را شامل میشود.
از منظر قرآنی و مبتنی بر روایات تفسیری و تأویلی شیعی، خط زمان دیروز - امروز - فردا، از داستان آفرینش آدم و حوا در آسمانها و ماجرای سجدهخواهی حقتعالی و فرمانبرداری فرشتگان و نافرمانی ابلیس و سپس وسوسهگری او نسبت به آدم و حوا آغاز میشود که به هبوط آن دو به کره خاکیانجامید. چشمانداز پایان تاریخ زمینی هم تحقق مدینه فاضله موعود جهانی به یاری آخرین انسان کامل است. از این منظر، خط زمان همانند مکتب تکامل از دنیای حیوانات و میمونها تا ناکجاآباد آینده -که حدّ فاصل آن، تمدنهای سکولار و زمینی است-نیست، بلکه با اولین زن و مرد موحّد و آسمانی آغاز میشود و امتداد آن هم ماجرای درگیری حق و باطل در قالب راهبری انبیا و اولیاست.
خط زمان تاریخ زمینی انسان از منظر شیعه چنین است:
طرح1
دوران پیامبران
نوح(ع)
ابراهیم(ع)
موسی(ع)
عیسی(ع)
پیامبر اسلام؟ص؟
دوران امامان
دوران حضور
1) time line.
یازده امام
دوران غیبت صغری
دوران غیبت کبری
دوران ظهور
دوران رجعت
طرح 2
امام علی(ع)
امام مجتبی(ع)
امام حسین(ع)
امام سجاد(ع)
امام باقر(ع)
امام صادق(ع)
امام کاظم(ع)
امام رضا(ع)
امام جواد(ع)
امامهادی(ع)
امام عسکری(ع)
امام زمان؟عج؟
30 سال
10 سال
10 سال
33 سال
19 سال
34 سال
34 سال
20 سال
17 سال
34 سال
6 سال
غیبت صغرا 69 سال
غیبت کبرا تاکنون یک هزاره و بیش از نیم قرن
فلسفه تاریخ بر اساس این دو خط زمان، به اجمال چنین است: هدف آفرینش انسان، رسیدن به کمال و سعادت از دریچه عبودیت است، ولی با دشمنی ابلیس و مانعتراشیهای او، بهشت آسمانی-که تجلّی بیرونی عبودیت و کمال انسانی بود-از دست رفت و آدمی به تبعیدگاه زمین آمد تا با سیر و سلوک و مجاهدتی بیشتر و در پناه ولایتپذیری اولیای حق و تدبیر و مدیریت آنان در اولین گام به بهشت زمینی و سپس به بهشت آسمانیراه یابد. آن دشمن نابکار که میدانست بر اساس مهلتی که گرفته است، حتیتحقق بهشت زمینیموجب مرگ اوست،همواره میکوشد با جذب اکثریت ارادههای سست و متزلزل انسانی به مانعتراشی برای سیر تاریخی حرکت انسانها به سوی بهشت زمینیبپردازد. بدینگونه است که مصاف تاریخی کلان حق و باطل بین اولیای معصوم (پیامبران و سپس چهارده معصوم) و ابلیس سرکش و در مرتبه خُرد بین جوامع حق و باطل در میگیرد. تاریخ و خط زمان تاریخ مصاف
این دو جبهه تا پایان غلبه تاریخییکی بر دیگری پس از پیمودن دورهها و مراحل سیاسی، اجتماعیو تاریخی است که از نگاه شیعی، این پایان با غلبه حق در قالب مهدویت شیعیتحقق مییابد.
در این خط زمان، دورهپیامبران (که رهبران آن از نظر عصمت، مادون چهارده معصومند و بالاترین آنان، پیامبران اولوالعزم هستند) دوره ارتباط مستقیم آسمان با زمین (وحی) برای فرستادن تدریجی و تاریخی قانون و طرح نامه زندگی جامع و سعادتمحور بشری (قرآن) به موازات رشد تدریجی عقول و فهم بشری است؛ دوره انبیایاولوالعزم هم دورههای تجربههای گوناگون جامعه توحیدی و سختیهای آن از ابتداییترین شکل تا تجربه سختترین الگوهایآن است.(1)دورهامامان نیز پس از دریافت دین حق و اوجگیری شدت و حِدّت باطل در قالب و چهره دینی و غیر دینی و تو در تو و لایه به لایه خود، زمینهسازی تدریجی برای گسترش جامعه حقباور تا زمان موعود برای ظهور است.
در نگاه تلفیقی بین دو رویکرد عرفانی و کلامی انسان کامل و تفسیر و تطبیق تاریخی و زمانی آن، مقطع تاریخیزندگیامام صادق(ع)که پس از هفت معصوم و قبل از شش معصوم دیگر است و در میان خط امامت قرار میگیرد، بسیار مهم و اثرگذار است. به ویژه آنکه دوران امامت امام صادق(ع)،یکی از طولانیترین دورههایامامت امامان حاضر و ظاهر شیعه است که با اوضاع نابسامان سیاسی اجتماعی جهان اسلام همزمان است. این وضعیت، خود، فرصتی طلایی برای رهبری شیعه در یک دوره باثبات طولانی داخلیبود تا با توجه به فراغ نسبی که برای جامعه حق ایجاد شده بود، مکتب جعفریرا پیبریزد.
روشن است در این مسیر، امام صادق(ع) بر خلاف جریانهای هیجانی و انقلابی زیدیه یا خوارج(2)که فقط منتظر شکار فرصتها و لحظههای آنی برای قیام یا شورش بودند، با در نظر
گرفتن هدف غایی تاریخ و تلاشهای تاریخی اولیا، در امتداد رسالت و تلاشهایانبیا و معصومین پیشین و توجه به شرایط آینده، مکتب جعفریرا طراحیکرد و به بازسازی و گسترش سبک زندگی و جامعه شیعیپرداخت.
ب) ضرورت نگاه میانرشتهای
نگاه خطی تکبعدی و تکساحتی به زندگانی معصومان یکی از مهمترینعلتهایتکراری و یکنواخت بودنبرنامهسازیدرباره زندگانیآنان در سالهای اخیر است. بدین معنا که با مطالعه و بررسی آثار منتشرشده درباره زندگی معصومان در نیم قرن اخیر (قبل و بعد از انقلاب) در بیرون از سازمان یا حتی در داخل پژوهشکدههای سازمان درمییابیم مجموعه آثاری که درباره زندگانی معصومان منتشر شده است، عمدتاً نگاه و روشی ترجمهنگاری (زندگینامهای خطی) داشتهاند. به همین دلیل، تلاش کردهاند به زندگانی معصومان در مقطع زمانی تولد تا شهادت و به خود ایشان به عنوان رهبر اجتماعیبنگرند. آنگاه با جمعآوری داستانها و رویدادهای مربوط به آن از لابهلای متون تاریخی و به میزان یافتههای خود،متن نهایی حجیم یا محدودی را روانه بازار کنند. این نگاه سبب میشود نه تنها زندگانی معصوم به نوعی غیر مستقیم و ناخواسته به نگاهی سطحی و حتی سکولار تقلیل یابد، بلکه گاهی آن معصوم را نیز منفعل و متأثر از شرایط زمانه به تصویر بکشد. همچنین با وجود آثار متعدد شرححالنگاری، تفاوت عمدهای بین آثار تولیدشده نیست و به نوعی فقر علمی و محتوایی به وجود آمده است که برونداد نهایی آن نیز خود را در برنامهسازی رسانهای نشان میدهد.
این در حالی است که با توجه به دو رویکرد کلامی و تاریخی (که در فصل پیشین بدان اشاره شد)، شخصیت انسان کامل و همچنین ابعاد سیره او در جامعه همانند منشوریچندوجهی دارای ابعاد و رویکردهای فراوان است و میتوان آن را از زوایای گوناگون مطالعه و بررسی کرد.
از این منظر بین شیوه مطالعه و پژوهش درباره انسان کامل و ولی معصوم با دیگر شخصیتهای تاریخیمیتوان از نظر دامنه کمّی و کیفی تفاوت قایل شد و با توجه به کمال
شخصیتی و تاریخی انسان کامل، هماهنگ با نیازهای زمانه، به مطالعه و کشف پاسخها از زندگانی معصومان پرداخت؛ به ویژه آنکه امتیاز مهم مکتب تشیع نسبت به دیگر فرقهها و ادیان این است که در این فرقه، پس از خاتمیت قطع ناگهانی مرحله اجرا و تجربهفرمانهایدینی رخ نمیدهد تا به سکولاریسم در دین آسمانیبینجامد. چنین پدیدهایبه تقدسزدایی از دین در مرحله سیاست و جامعه و ایجاد انحراف و تحریف و بدعتهای فراوانی در دین میانجامد ونتیجه آن، پیدایش فرقهها و انشعابهای جدید دینیاست. در تشیع، پس از اثبات ضرورت استمرار ولایت رهبران آسمانی،با توجه به شرایط گوناگون زمانی و مکانی هر یک از این اولیا، به تدریج، دایرهالمعارفی وسیع و مستند و معتبر از سیره و روشهای معصومانه (انتخابها و تصمیمگیریها و کنشها و واکنشهای معصومانه) برای دینداران گردآوری شده است. به این ترتیب، حتی هنگامی که این فرقه حقه با پدیده غیبت ولیروبهرو شود، خلأهای معرفتی و روشی در جامعه حق ایجاد نمیشود و این غیبت به معنای قطع تمامی روابط آسمان و زمین نیست.
بدین سبب، یکی از ضروریترین راهکارهای ایجاد تحول در پژوهشهایمربوط به زندگانی و سیره معصومان در دوره حضور، به ویژه از منظر ایدهیابی و برنامهسازی رسانهای، وارد کردن نگاه و روش مطالعات میانرشتهای به زندگانیآن بزرگواران است.روش سنتی مطالعه زندگانی معصومان، مطالعه ترجمه و شرححالنگاری است که اگر هم گسترده شود، نیمنگاهی هم به مباحث کلامی و اخلاقی و هم سیاسی-اجتماعی آن با شیوه و روشهای سنتی دارد.
از نگاه میان رشتهای در اینجا، در مرتبه حداقلی به دلیل خاستگاه مشترک میکوشد از علوم انسانی به صورت تطبیقی و ترکیبی و میانرشتهای به صورت گسترده استفاده شود.در این نگاه تلاش میشود با تلفیق مناسب بین رشتههای علوم انسانی معاصر و توسعهای که در زیرشاخههای آنها صورت گرفته است با زندگی معصومان،از ترکیب پرسشهای روزآمد و خُرد و کشف پاسخهای عالمانه، نتایج و دستاوردهای مناسب در سطح خرد و کلان برای جامعه دینی امروز به دست آید و تحلیلهای راهبردییا کاربردی مفیدی از زندگانی معصومان
استخراج و به جامعه عرضه شود.(1)
امروزه این روش، روش غالب و حاکم در مطالعات علوم انسانی است که در گذار از دوره دایرهالمعارفگرایی به تخصصگرایی و پس از آن، از تخصصگرایی به دوران میانرشتهایرسیده است. البته با توجه به گسترش شاخههای علوم و روابطی که بین آنها برقرار میشود، دیگر جایی برای تخصصگرایی محض باقی نمیگذارد.(2)بدیهی است با این وضع، نوع مطالعات تاریخی- دینی ما درباره زندگانی معصومان هم باید تغییر کند. به ویژه بر اساس عقاید شیعه که تشیع را مذهبیکامل و جامع میداند و معصومان را انسان کامل میبیند، نگاههای تکبُعدی به زندگانی و سیره آن بزرگان ضمن آنکه جفا به مرتبه و منزلت معصومان است،سبب میشود انسانهای تشنه سیره و روشهای معصومانه از الگو و سبک زندگی جامع رهبران حق که با شرایط زمانه نیز هماهنگ است، محروم شوند.
البته لازمه تحقق این اهداف، ایجاد رشتهها و مطالعات مضاف و میانرشتهای در حوزه زندگی معصومان است. تحقق این هدف، نیازمند پرورش نیروهای دوزیستی است که از یک سو، در دانشهای اسلامی مرتبط با معصومشناسی خبره باشند و از سویی دیگر، در یکی از شاخههای علوم انسانی تبحّر داشته باشند تا با مطالعه از منظرهای تخصصی به نتایج مطلوب دست یابند. اگر این نگاهِ مضاف نباشد یا این کار را افرادی انجام دهند که در روش یا تخصص ضعف داشته باشند، محصول مطالعه، ضربه بیشتری به دینپژوهی رسانهای معاصر خواهد زد. بدین جهت، طراحی الگو یا الگوهایی برای شناسایی و مهندسی رشتههای علوم انسانی قابل استفاده در زمینه معصومشناسی معرفتی و رفتاری و تاریخی، ضروری است؛ به ویژه که در طرح میانرشتهای در این زمینه، یک سوی مطالعات در گذشته است (زندگی و سیره چندوجهی حضور تاریخی معصومان) و سوی دیگر آن، روشها و شگردهای مطالعاتی برآمده از علوم انسانییا نیازهای گوناگون اجتماعی در زمان حال.
بنابراین، در متن تاریخ و متن زندگانی معصومان باید نگاهی عمیقتر و وسیعتر داشت و
دیگر نباید و نمیتوان زندگی معصوم را فقط در محدوده خودش یا در محدوده شاگردان موافق یا حاکمان و دشمنان سیاسیو مخالفانش نگریست. پس باید بر معیار تقابل تاریخی و گسترده حق و باطل به شناسایی تمام سطوح و لایههای حق و باطل پرداخت. برای فهم این مهم، این موارد ضروری دارد: شناخت جامعه و ویژگیهای آن عصر، روابط، گروهها، شخصیتها؛ سیر روند تحولات لایهها و سطوح حق و باطل در عرصههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فکری، علمی، فرهنگی، اخلاقی، جغرافیایی و تربیتی؛ نوزایی حق و باطل، متناسب با شرایط زمانه؛ بررسی نوع تعامل یا تقابل جریانهای حق و باطل؛ چگونگیالگوها، ابزارها و روشها در تقابلها یا همزیستیها.
روشن است با افزایش پرسشها از تاریخ، معضل کمبود و نبود اسناد و مدارک تاریخیدر برخییا بسیاری از موارد پیش میآید. در این موارد، هم باید از روشهای خاص تاریخی برای کشف حلقههای مفقود استفاده شود و هم پیشفرضهای کلامی و عرفانی و تاریخیبرای رفع ابهامها به کار رود.
اگر پژوهش تاریخی درباره زندگی معصومان اینگونه انجام شود، تازه میتوان گذشته را با زمان حال برای درسگیری و عبرتگیری و تجربهگیری پیوند داد و به استمرار اصول مکتبی متناسب با شرایط زمانه، امیدوار بود. البته زمینههای تحقق این مهم وقتی فراهم خواهد شد که بین تاریخشناسی معصومان و دیگر علوم انسانی پیوند دوسویهای برقرار شود تا از دریچه و نگرشهای رو به تکامل آن علوم، امکان پرسشها یا روشهای مطالعات تخصصیتر فراهم شود؛ علومی مانند روانشناسی، جامعهشناسی، تعلیم و تربیت، اخلاق، سیاست، حقوق، اقتصاد، جغرافیا، مدیریت، عرفان و ارتباطات.
این پیوند دوسویه دستکم در دو مرحله و مقام میتواند به یاری دانش معصومشناسی تاریخی بیاید:
یکی، استفاده از دادهها و دستاوردهای علمی این علوم و دیگری، استفاده از روشهای پژوهشی آنها در برخی مطالعات و پژوهشهای تاریخی. وقتیبه کمک دادهها یا روشهای علوم دیگر یا روشهای سنتی تاریخی، دادههایی جمعآوری شد، در مرحله تجزیه و تحلیل
دادهها هم از نگاه میانرشتهای میتوان استفاده کرد.(1)
ضرورت این شیوه در تاریخشناسی معصومان وقتیبیشتر میشود که بر اساس مباحث گذشته اثبات شود تمام انسانهای کاملِ تاریخی، در همه رفتارها، برنامهها، کنشها و واکنشها، چشمانداز آینده را در نظر گرفتهاند. بدین سبب، فهم بهتر بسیاری از حوادث آینده تاریخ و حتی معاصر، به فهم میانرشتهای دوران زندگانی معصومان بستگی دارد. براینمونه، در بررسی حوزه اخلاقی زندگانی امام صادق(ع)، در نگاه سنتی، صرفاً حکایتهایی از سیرهاخلاقی امام در روابط جزئی و فردی روایت میشود. در مقابل، اگر به اخلاق از منظر امروزی و دریچهای تخصصی-چه در روش و چه در دادهها- بنگریم؛ بحث مهمی همچون سبک زندگی پیش میآید. برای نمونه، اگر زمانه امام صادق(ع)به عنوان پایهگذار مکتب شیعه با این دید سنجیده شود، موضوع مهم و ارزندهای با نام «نقش امام صادق(ع)در بازسازییا ابداع و توسعهبخشی به سبک الگوی زندگی شیعی» را از میان آن میتوان استنتاج کرد که بحثی بسیار راهبردی و کاربردی برای مطالعات تاریخی و نیز مباحث اخلاقیدرباره سبک زندگی در زمانه کنونیاست.
باید دانست نگاه میانرشتهای بین مطالعات تاریخی زندگانی معصومان و شاخههای گوناگون علوم انسانی، از منظر چرایی، چیستی و چگونگی و نسبت پسینییا پیشینی بودن علوم مورد مطالعه و تأثیر آن در مطالعات روزآمد دینی و توسعه علوم دینی و علوم انسانی اسلامی، همچنان عرصهها و فضاهای علمی بکر و دستنخوردهای دارد، به ویژه از منظر مطالعات و پژوهشهای رسانهای که تاکنون به آنها توجه نشده است. ایجاد،گسترش و نهادینهسازی آنها نیز نیازمند ایجاد کارگروههای تخصصی در مراکز پژوهشی، به ویژه واحدهای پژوهشهای برنامهای سازمان صدا و سیماست.
نتیجهگیری
برایکشف ایدههایروزآمد و متنوع در زندگانی امام صادق(ع) با هدف برنامهسازی
1) روش شناسی در مطالعات دینی / احد فرامرز قراملکی، ص 373..
تلویزیونی، باید از نگاههای تکبُعدی شرححالنگاری تاریخیپرهیز کردو به نگاهی جامع و چندسویه داشت. از یک سو باید نگاهی جامع و دروندینی به شخصیت و زندگانی معصوم داشت و پس از به دست آوردن این نگاه که تلفیقی از کلام، عرفان، فلسفه تاریخ، و اخلاق دینی است،آن را بر اساس نگاه میانرشتهای،دستکم با علوم انسانی از نظر روش، شیوه، کشف و مطالعه دادهها و تجزیه و تحلیل و استنتاج پیوند زد تا بتوان با توجه به کامل و جامع بودن مکتب و انسان کاملی که راهبر مکتب است، از رویدادهای تاریخی معصومانه به راهبردهای روزآمد برای جامعه و زندگی امروز شیعیان و علاقهمندان به مکتب حق دست یافت. سپس از این راهبردها و استنتاجهای روزآمد، ایدههایی پویا، کاربردی، متنوع و جذاب برای سطوح گوناگون مخاطبهای داخلی و خارجی شبکههای رسانهای و تلویزیونی کشف و تولید کرد تا یاریرسان برنامهسازان باشد.
بخش دوم: ایدهیابی از زندگانی امام صادق(ع)
زیر فصل ها
نگاهی اجمالی به زندگانی امام صادق(ع)
فصل اول: زندگانی توصیفی امام صادق(ع) از منظر خط تاریخی و زمانی
فصل دوم: اطلس جعفری
نگاهی اجمالی به زندگانی امام صادق(ع)
امام جعفر بن محمد صادق(ع)، ششمین پیشوای شیعیان است که بنا بر نقل مشهور، در سال 83 هـ .ق در مدینه چشم به جهان گشود. ایشان در سال 114 هـ .ق، پس از شهادت پدرش، امام باقر(ع)، رهبری و امامت شیعیان را به عهده گرفت.
دوران امامت آن حضرت یکی از طولانیترین دورههای رهبریامامان شیعه و همزمان با دوران انحطاط تدریجی امویان و انتقال خلافت از آنها به بنیعباس بود. در این دوره، ایشان فرصت یافت با کمک شاگردان پدرش، با استمراربخشی به برنامههای علمی و فرهنگی، به طراحی بنیادین مکتب شیعه بپردازد.
امام صادق(ع) در دوران امامت خود، با در پیش گرفتن سیاست تقیه، ضمن حفظ خود و جامعه شیعه از فتنهها و ایجاد مرزبندی روشن بین جامعه شیعه با تمام جریانهای انحرافی سیاسی، فکری، اجتماعی و فرهنگی جهان اسلام، به جذب جوانان علاقهمند به مکتب حق
پرداخت. ایشان فارغ از درگیریهای سیاسی، ضمن هویتبخشی به جامعه شیعه، آن را از نظر کیفی، کمّی، جغرافیایی و انسانی ارتقا داد. امام صادق(ع) برای اولین بار به واسطهگسترش جوامع شیعی، سازمانی با نام «سازمان وکالت» بین خود و جوامع ایجاد و برای سبک زندگی شیعی و فرهنگسازی برای جامعه شیعی الگوسازی کرد.
سرانجام خلافت عباسی پس از گذار از مرحلهتشکیل دولت، وقتیدر مرحله تثبیت متوجه غفلت خود از امام و جامعه شیعه شد، به حصر و انزوای اجتماعی امام دست زد. با این حال، عباسیان پس از مشاهده توسعه کمّی و کیفی تشیع و احساس خطر از ناحیه آنها، با وجود اینکه با شعار «الرضا من آل محمد» بر سر کار آمده بودند، امام را در سال 148 ه .ق به وسیله زهر، مسموم و شهید کردند. امام صادق(ع)، چهارمین و آخرین امام شیعه است که در بقیع و در کنار پدر و اجدادش، امام مجتبی، امام سجادو امام باقر؟عهما؟به خاک سپردهشد.
برای بازشناسی شخصیت و سیره امام صادق(ع) در دورهامامتشان،نگاهی به دورهشناسی امامان معصوم از آغاز تا زمان ایشان ضروری است که شرح آن در این جدول بیان شده است:
ولی معصوم
ویژگی دوره
رویکرد امام معصوم
پیامبر اکرم؟ص؟
تبلیغ و تبیین اسلام
تلاش برای پایهگذاری و ایجاد اولین حکومت اسلامی
امیرالمؤمنین علی و حسنین؟عهم؟
حفظ اصل اسلام از نابودی به وسیله منافقان حاکم
سیره سیاسی ترکیبی بین صلح و خانهنشینییا قیام و تلاش برای احیای حاکمیت دینی هماهنگ با شرایط زمانه
امام سجاد(ع)
تلاش برای بازسازی دوبارهشیعه بر محوریت امامت و مبتنی بر سیاست تقیه و مرزبندی رسمی جامعه شیعه با جریان اسلامی پیرو مکتب خلافت
نیروسازی و احیای دوباره و اولیه شیعه مبتنی بر پیام عاشورا و عرفان شیعی (دعا)
امام باقر(ع)
تلاش برای بازسازی دوبارهشیعه بر محوریت امامت و مبتنی بر سیاست تقیه و مرزبندی رسمی جامعه شیعه با جریان اسلامی پیرو مکتب خلافت
پایهگذاری جریان علمی و مکتبی شیعه و تلاش برای ایجاد اولین جوامع شیعی در جهان اسلام
امام صادق(ع)
تلاش برای بازسازی دوبارهشیعه بر محوریت امامت و مبتنی بر سیاست تقیه و مرزبندی رسمی جامعه شیعه با جریان اسلامی پیرو مکتب خلافت
طراحی گسترده و رسمی کمّی و کیفی مکتب تشیع و الگوسازی برای مدیریت سیاسی و اجتماعی مستقل آن مبتنی بر نظام امامت و سازمان وکالت و گسترش جوامع شیعه در جهان اسلام
شیعیان که تا پیش از حادثه کربلا، بخشی از جهان اسلام و امیدوار به اثرگذاری بر جهان اسلام بودند، پس از واقعه عاشورا به مرزبندی تاریخی و نهایی با جریان اسلام برآمدند از مکتب خلافت دست زدند. این در حالی بود که در عصر خلافت امویان، به دلیل شدت اختناق و تعصبهای عربیگرایی، تشیع، مجال گسترش نیافته بود. پس از آغاز درگیریهای امویان و عباسیان، فرصتی تاریخی برای رهبری شیعه فراهم شد تا در طرحی کلان و حسابشده، به جای اقدامها و قیامهای زودهنگام و شتابزده سیاسی، به طراحی مکتب و جامعهسازی تاریخی شیعه بپردازد؛ یعنی همزمان با درگیریهای تاریخی جریانهای باطل و غفلت آنها، به ایجاد و نهادینهسازی و توسعه کیفی و کمّی جامعه حق بپردازد. در این دوران، رهبری شیعه در اقدامی تاریخی پس از حذف موانع عربیگرایی امویان و استفاده از ضعف مدیریت عباسیان در حفظ و همراهسازی مسلمانان غیر عرب با خود، به جذب گسترده مسلمانان عرب و عجم (غیر عرب) به مکتب شیعه پرداخت و به کمک یاران و خاندانهای علمی و فرهنگی تربیتیافته شیعی و فرستادن آنها به مناطق مستعد، اولین جوامع شیعی را در عراق و ایران و دیگر مناطق جهان اسلام به وجود آورد.(1)
مهمترین ابزار برای تحقق این مسئله مهم، قیامها و شورشهای نظامیو بازیهای سیاسی
1) تاریخ تشیع در ایران ج 1 ص 168؛ عباسیان و شعارهای شیعی؛ و تاریخ تشیع(1) دوره حضور امامان / مؤلفان / پژوهشگاه حوزه و دانشگاه / ص 35 و 221 و 239.
و فریبکاریهای اجتماعی نبود، بلکه کمک مدرسه علمی و شاگردان تربیتشدهمکتب تشیع و جذابیتهای فرهنگی و عاطفیاین مکتب بود.
برای فهم بهتر این تحول عظیم تاریخی که امام صادق(ع)در زمانی نزدیک به سه دهه در شرایط حساس تاریخی ایجاد کرد، از منظر ترکیبی بین پژوهشهای تاریخی و ایدهیابی، برنامهاین مهم در سه فصل، معرفی، تحلیل و ایدهپردازی خواهد شد.
فصل اول: زندگانی توصیفی امام صادق(ع) از منظر خط تاریخی و زمانی
خط زمان که در زبان انگلیسی به آن time line و در زبان عربی، «التسلسل الزمنی» میگویند، شیوهایدر مطالعات تاریخی است که در آن تلاش میشود روند و چگونگی توالی (پشت سر هم آمدن) رویدادهای تاریخی و همچنین نسبت و روابط بین رویدادها و چگونگی تأثیر و تأثر آنها بر یکدیگر شناساییشود.
در تاریخنویسیهای رایج، نوعی خط زمان نوشتاری طبیعی به اقتضای توالی رویدادها در متن اثر وجود دارد، اما موضوع خط زمان، زمانشناسی تاریخی و روزشمار یا گاهشماری تکخطییا موازی رویدادهاست. در این روش،تاریخنگار به جای نوشتار ساده کوتاه یا بلند میکوشد با استفاده از نمودارها، جدولها و آمارها در قالب خط زمان، در ترکیبی از طرح و نوشتار به روایت تاریخ بپردازد و به گونهای مستقیمتر و عینیتر، توالییا روند علّی و معلولی رویدادها را بیان کند.
خط زمان به دو الگو سطحی و ساده و پیچیده و تخصصی تقسیم میشود. در الگویساده،یک شخصیت یا جریان به صورت تکبُعدی در گسترهزمان بررسی میشود، ولی در الگو پیچیده و پیشرفته، با مبنا قرار دادن خط اصلی شخصیت یا جریانی که مبنای مطالعه است، جریانها و رویدادها یا شخصیتهای موازی مهم و دارای ارتباط، کنش و واکنش، به صورت تطبیقی در خطوط زمانی موازیتبیین میشوند. در این الگو، همانند الگویساده، روش تاریخنگاری توصیفی حفظ میشود، ولی تنوع خطوط موازی و امکان مطالعه نوع روابط آنها در گستره زمان بر خط زمانی اصلی میتواند پیشدرآمد مباحث و مطالعات تحلیلی پسینی باشد.
در بحث ایدهیابی رسانهای نیز یکی از راهکارها برای خروج مباحث تاریخی از روایتهای تکخطی پراکنده یا دوبُعدی و سهبُعدی، به صورت مستقل نمیتواند پژوهشگر رسانه را به ایدههای ناب و خلاّق رهنمون سازد، بلکه استفاده از شیوه چیدمان رویدادهای زندگانی معصومان(ع) در الگویخط زمانی موازی و تطبیقی با دیگر رویدادهای معاصر آن دوران، بهترین راهکار برای کشف و شناسایی ایدههای رسانهای است.
در این الگو، مبتنی بر مباحث کلامی- عرفانی درباره شخصیت معنوی معصومان؟عهم؟، و بر اساس نگاه کلی ارائه شده از تعریف حق و باطل و همچنین جریانشناسی (خط زمانی) تاریخی حق و باطل، تلاش بر آن است که مسیر زندگانی هر یک از معصومان در این اثر، زندگانی امام صادق(ع)، در نگاهی تطبیقی با مهمترین جریانها و رویدادهای معاصر زندگانی آنها بررسی شود. بدیهی است در مطالعات خط زمانی، مهمترین مبنا برای پژوهشهای موازی، جریانشناسی تطبیقی حق و باطل است. در این نگاه، از نظر دینی، جریانها و رویدادهای تاریخی به دو دسته حق و باطل تقسیم میشود؛ یعنی افراد یا سفیدند یا سیاه. البته بر اساس سخن حضرت علی(ع) در واقعیت بیرونی، باطل محض وجود ندارد یا یک لایه بیشتر ندارد و آنچههست، لایههای تو در تو و بسیار در هم آمیخته حق و باطل است. ازاینرو، در متن جوامع بشری و واقعیت بیرونی نیز شاید تقسیمبندی سفید و سیاه بسیار محدودکننده و ناکارآمد باشد؛ به ویژه از نظر ایدهپردازی رسانهای و حتی از منظر مطالعات
روانشناختی و پدیدارشناسی اجتماعی. بر این اساس، در این اثر که متأثر از فضای تلفیقی و ترکیبی رسانهای و پژوهشیهای تاریخی است، شاید بتوان تقسیمبندی سهگانه سفید، سیاه و خاکستری را پذیرفت که در عالم روایت داستانی و هنری و رسانهای (و روانشناختی) وجود دارد؛ بدینگونه که در مطالعات تاریخی همواره شاهد رویدادهای موازی فراوانی هستیم که اقلیتی بر حقند و اکثریتی قابل توجه بر باطل آشکار هستند؛ در حالی که اکثریت غالب، گروهی است که بین حق و باطل یا سرگردان یا از آن غافل و یا به آن جاهل هستند که در اصطلاح به آنها جریانهای خاکستری گفته میشود.
این گروه از منظر حقبین و دروندینی، اگرچه بالفعل به واسطه دوری از حق با سکوت یا همراهی اجمالیشان با باطل از روی اراده یا اجبار، به گونهای جزو جریان رقیقشده باطلند، با این حال، از منظر مطالعات دینی و تربیتی و حتی جامعهشناسی تاریخی، به واسطه وجود امکان تحول بالقوه در آنها به سوی حق به صورت سطحی و تبلیغی در افق کوتاهمدت یا عمیق و نهادینهشده در افق بلندمدت، نمیتواند باطل محض و آشکار باشد، بلکه به دلیل همین خاصیت دوپهلو بودن آنها به ویژه جریانها و گروههایی که به حق نزدیکتر، و جلوههای انحراف و تحریف در آن کمتر است، شاید اطلاق نام خاکستری بر آنها منعی نداشته باشد. بدین معنا که به جای اینکه این گروه را صرفاً در مقایسه با حق و فاصلههایش با حق بنگریم تا بطلانشان را مشخص سازیم، میتوان فاصله و نسبت آن را با باطل سنجید و بازتابی را که از نظر سیاسی و اجتماعی در تضعیف یا تخریب باطل ایجاد میکنند، از منظر را پدیدارشناختی بررسی کرد تا به جای قضاوت سیاه بتوان به آنها نمره خاکستری داد.
این دستهبندینگاهیدر بخشهایی از سیره سیاسی اجتماعی معصومان؟عهم؟نیز دیده میشود. براینمونه، امام صادق(ع)در مواجهه با قیام زید (و در مرتبه پایینتر قیام نفس زکیه) اجمالاً شخص زید و قیام او را تأیید کرد، ولی شیعیان را به واسطه مباحث مبنایی و روشی از همراهی و همکاری با قیام بازداشت. با وجود این، به خانوادهشهیدان قیام زید توجه ویژه داشت. همین تفاوت واکنش امام درباره جریانهای غیر شیعه بین باطل محض و بین مخلوطی از حق اکثری و
باطل اقلّی میتواند مبنای تقسیمبندی سهگانه سفید، سیاه و خاکستری در مباحث آینده باشد.(1)
ازاینرو، در مقام مطالعه توصیفی زندگانی امام صادق(ع)و طراحی خطوط موازیخط زمانی، این مهم بر اساس تقسیمبندی سهگانه سفید، خاکستری و سیاه ارائه میشود.
بر این اساس، طرحواره اجمالی زندگانی امام صادق(ع) در نگاهی کلیبه این شرح است:
جدول خط زمانی زندگانی امام صادق(ع)
سفید
زمانها
امام
جامعه و شخصیتهای شیعه
از تولد تا امامت (83 - 114ه .ق)
رابطه و نسبت امام معصوم قبل از امامت به امام بالفعل از جهت یاوری امام و ارتباطات اجتماعی
جوامع دارای گرایشهای شیعه، به تدریج با جذب و تربیت نیروهای خاصی، در حال احیا و بازگشت به مسیر حق بودند.
امامت در دوران امویان
(114 - 132 ه .ق)
تلاش در مدیریت نسل اول و دوم رجال علمی شیعه به منظور طراحی بنیادین مکتب از نظر علمی و معرفتی
در جوّ ملتهبی که همه در حال انقلاب و تغییر هستند، آنها زیر نظر امام به تثبیت معرفتی و فرهنگی مشغول بودند.
امامت در دوره عباسیان
(132 - 148 ه .ق)
حفظ و مدیریت جامعه شیعه از انبوه تحولات بیرونی و کنترل هیجانها و بنیانگذاری جامعه مستقل شیعی
پس از آشکار شدن سطحی بودن تغییرهای اجتماعی عباسیان و فریبکاری آنها، جامعه شیعه به طور مستقل و مبتنی بر ارزشهای مکتب حق بنیانگذاری شد.
خاکستری
زمانها
علویان و قیامهای علوی
1) البته اگر خواننده محترم این استدلال را ـ که بیشتر کاربرد رسانهای دارد ـ نپذیرد، دستکم میپذیرد در باطل، مراتب مشکک وجود دارد و باطل نزدیکتر به حق، زمینه تعامل و همکاری بیشتری دارد؛ همانند قضاوت اسلام درباره مسیحیت که در مقایسه با نگاه به یهود یا مشرکان با کفار، نگاهی معتدلانهتر دارد.
از تولد تا امامت (83 - 114ه .ق)
جریان کیسانیه پس از شهادت مختار و رحلت محمد حنفیه و فشار مروانیان رو به افول گذاشت.
امامت در دوران امویان
(114 - 132 ه .ق)
در ثلث آخر خلافت مروانی که در مرز خفقان و تزلزل درونی و نارضایتی عمومی است، قیام زید بسترساز قیامهای عمومی در جهان اسلام شد.
امامت در دوره عباسیان
(132 - 148 ه .ق)
قیام نفس زکیه و کشتار گسترده علویان آشکارا مشروعیت و حقانیت عباسیان را به چالش کشید و نشان داد این تغییر در جهت امتدادبخشی جدید به باطل است.
سیاه
زمانها
خلفا و جامعه اسلامی
والیان عراق و حجاز
جریانهای علمی و فرقهای
از تولد تا امامت (83 - 114ه .ق)
خلافت مروانی پس از تثبیت جایگاه خود تلاش میکرد در برنامه ترکیبی از خفقان سیاسی و اجتماعی، ابتذال فرهنگی و توسعهبخشی فتوحات به منزله شعار عمومی به تثبیت و اقتدار خلافت خود بپردازد.
حجاج، والی خشن عراق و خراسان و حجاز
فرقههای اولیه کلامی با هدف ایجاد افکار آزادیخواهی ضد جبرگرایی اموی پدیدار شدند.
امامت در دوران امویان (114 - 132 ه .ق)
انحطاط و فساد خلفای واپسینی مروانی در کنار نارضایتی افکار عمومی از تبعیضها و بیعدالتیها، زمینه را برای هرج و مرج فکری و قیامهای اجتماعی فراهم میکند.. قیام
زید سبب بیداری سطحی جامعه اسلامی برای همراهی با طرح نابودی مروانیان شد.
والیان دارای عمر امامت کوتاه و گاه ضعیف و مدیریت ضعیف
پیدایش فرقههای سیاسی زیدی و عباسی با هدف براندازی مروانیان و اجوجگیری مدعیان فرقهسازی در هر رشته علمی در آشفتهبازار فکری و اجتماعی جامعهای که دچار تحول سیاسی بود.
امامت در دوره عباسیان (132 - 148 ه .ق)
خلافت عباسی با شعارهای علوی و رفع تبعیض به قدرت رسید. پس از کسب قدرت، ایجاد اصلاحات سطحی و حفظ مبانی فکری و فرهنگی نظام خلافت، سبب شد نومیدی اجتماعی افزایش یابد و اکثریت به ناچار با شرایط موجود همراه شدند.
والیان خشن و آشنا با جریانهای مخالف، به ویژه ناظر بر فعالیت شیعیان و علویان
عباسیان پس از کسب قدرت برای حذف فرقههای مزاحم و رقیب (شیعیان و علویان) و مدیریت و جذب فرقههای عامه برای طراحی دکترین فکری جدید جهان اسلام تلاش کردند.
بر اساس این جدول، زندگانی 65 ساله امام صادق(ع) مانند زندگانی همه امامان به دو دورهقبل و بعد از امامت تقسیم میشود، ولی از نظر حوادث بیرونی و مهم تحول خلافت و بازتابهای سیاسی اجتماعی و فکری و فرهنگی آن، به سه دوره تقسیم میشود.
البته در دوره اول، چون مدیریت جامعه حق و تصمیمگیری در برابر نوع تعامل شیعه با دیگر جوامع با امام قبلی است، چندان زمینهای برای پژوهش و بررسی وجود ندارد. ازاینرو، پژوهش بر دو دوره بعد متمرکز میشود. در این دو دوره نیز از نظر مطالعات میانرشتهای میتوان بر اساس این جدول، در مورد هر یک از خانههای جدول و عنوانها، آنها را از زوایای گوناگون بررسی کرد؛ زیرا توصیف رویدادها و فهم و کشف واقعیتها و حقایق موجود در آنها،موضوعی گسترده و تخصصیاست. با افزودن مباحث تحلیلی به پژوهشهای توصیفمحور تاریخی، لایههای جدیدی به مباحث اضافه میشود. این تحلیلهای تاریخی صرفاً از منظر انسانشناسی تاریخییا پدیدارشناسی اجتماعییا رویکرد کلامی و عرفانی میتواند باشد.
برای نمونه، وقتی در نگاه عرفانی شیعه و از نظر مدیریت عرفانی و ماورایی، هر سال درشب قدر مقدّرات یکسال آینده (این از نظر طرح کلی و کلان سالانه ملک و ملکوت است) یا هفتهایدو مرتبه نامه اعمال انسانها به امام ارائه میشود (این از جنبه بررسی خرد و روزآمد تحولات در حال جاریاست)، بدیهی است امام در مدیریت غیبی، با وجود اینکه جامعه حق در اقلیت و جامعه باطل در اکثریت است، با در نظر گرفتن خط زمانی کلی حق تعالی برای مسیر تاریخی بشر در زمانه خود متناسب با شرایط دو جبهه حق و باطل، اقدام مناسب را انجام میدهد.از این منظر در کنار گزارشهای تاریخی، از تفسیرهای عرفانینیز در تحلیل و رمزگشایی از چیستی و چرایی سیره اهلبیت؟عهم؟ میتوان استفاده کرد.
برای نمونه، در این جدول با مشاهده تنوع و سیر قیامها یا فرقههای مدعی قیام و تحول درمییابید در زندگانی امام صادق(ع) در مقایسه با دیگر امامان، بیشترین مواجهه با انواع و اقسام قیامها و مبارزات سیاسی و اجتماعی وجود دارد؛ از قیامهای شیعه کیسانی و زیدی تا قیامهای برنامهریزی شده عباسیان و شورشهای کور خوارج یا شورشوالیان مروانی که پس از جدایی آنها از مروانیان صورت میگرفت.
بدیهی است این قیامها و تحولات نوعی کنش و واکنش مستقیم برای امام و جامعه شیعه ایجاد میکرد و امام باید به مدیریت کلان جامعه شیعه در مواجهه با این رویدادها میپرداخت. همچنین یکی از معضلات و مشکلات مهم امام، بازتاب و رسوخ برخی افکار افراطییا تفریطی این جریانها در جامعه شیعه و ضرورت مراقبت گرایش فکری جامعه شیعه بود. براینمونه،یکی از مشکلات امام صادق(ع) که دیگر امامان با آن کمتر روبهرو بودند، مسئله توقع قیام یا اصرار به قیام و خروج و یا توقع همراهی و همکاری با هر جریان معارض و مخالفبا مروانیان بود.
یکی از کارکردهای نگاه خط زمانی چندلایه و موازی بین رویدادها در زندگانی معصومان؟عهم؟، کشف همین پیچیدگیها و فراز و فرودهایتاریخی است و اینکه امام در جمع بین مرحله زمانی خود و طرح کلّی خداوند، چگونه برایحفظ، کنترل و راهبری جامعه حق با تمام دشواریتلاش میکردند.
فهم بهتر و بیشتر این موارد را در قالب ایدهیابی و نمونههای کشف ایدهها، در بخش بعد و جدول خط زمانی تفصیلی زندگانی امام صادق(ع) بیان خواهیم کرد.
نکاتی درباره روش پژوهش و منابع در این مرحله
این مرحله از پژوهش، مبتنی بر جدولها در ساختار سهگانهای (افقی) است که بر حسب گاهشمار سالانه (البته در سالهایی که رویداد مهم و مرتبط وجود داشته باشد) تقسیمبندی (عمودی) میشود. هدف این جدولبندی، توصیف رویدادهای تاریخی است؛یعنی ثبت و ارائه اجمالی و مختصر رویدادها و شخصیتها. بنابراین،چه بسا در قسمت زندگانی امام، کمبود و ضعف اطلاعات دیدهشود. این مشکل به دلیل نبود و فقر منابع تاریخی و نیازمندی پژوهش برای فرصت طولانی و مطالعات بسیار تخصصی است. البته برای طراحی این بخش در پژوهش حاضر، زندگانی شخص امام مبنا بوده است؛هر چند در پروژهای تکمیلی و مطالعه تفصیلی و تطبیقی و خط زمانی با محوریت شاگردان و اصحاب آن حضرت به غنیسازی این بخش میتوان یاری رساند؛ امری که مجال دیگری میطلبد. اگرچه مبانی کلامی و عرفانی در مقایسه با رویدادهای خاکستری و سیاه خود، به گونهای دیگر میتواند به غنیسازی این بخش کمک کند که این امر هم خارج از بحث توصیف است و به بحث تحلیل مربوط میشود. پس در این بخش، نه به دلیل ارائه مباحث تحلیلی تاریخی در پژوهش توصیفی تاریخی، بلکه در مقام بازشناسی این روش جدید در مقام ایدهیابیتلاش بر آن است که در آغاز و پایان هر مرحله، پیشدرآمدهای آغازین و جمعبندیهای پسینی ارائه شود تا پژوهشگران رسانه و برنامهسازان در فرآیند ایدهیابی چندان دچار زحمت نشوند.
گفتنی است روش پژوهش از نظر منابع و مآخذ استخراج و کشف رویدادها و نوع چیدمان آنها به شرح ذیل است:
شمار میآیند. همچنین همه مجلد فقهای تابعین و اصحاب زمان امام صادق(ع) از موسوعه الفقهاء (تألیف آیتالله سبحانی)،مرجع اصلی در زمینهیاران امام و عالمان معاصر حضرت بوده است. (در این بخش،از کتابهایتاریخ تشیع در ایرانتألیف رسول جعفریان،سازمان وکالتتألیف دکتر جباری و کوفه و نقش آن در قرن اول هجریتألیف دکتر رجبی نیز استفاده شده است).
در بخش خاکستری، علاوه بر بحارالانوار، کتاب مقاتل الطالبینو تاریخ طبری، منابع اصلی بودهاند.
در بخش سیاه،تاریخ طبریدر مباحث سیاسی اجتماعیو موسوعة طبقات الفقهاء در شخصیت شناسی علما و وضعیت حاکم بر جریانهای علمی و فرهنگی در جبهه باطل،و همچنین مجلد آخر طبقات ابن سعد از منظر شخصیتشناسی مدارک، اصلی بودهاند.
در این میان،از برخیکتابهای پژوهشی و نرمافزارهای اسلامیهم استفاده شده است.
از منظر چیدمان رویدادها نیز اصل بر چیدمان رویدادهای زماندارِ مستند بوده است. آنگاه رویدادهایی که ناظر بر حادثهای مهم و زماندار بودهاند، در جدول زمانی قرار گرفتهاند. سرانجام با ذکر برخی رویدادهای مبهم ناظر به زمان تولد یا وفات یا سفر شخصیتها یا رویدادهای فرعی ذکر و در قصهها و حکایتها تلاش شده است که زمان تقریبی استخراج شود و در جدول خط زمانیقرار گیرند.
نکتهای درباره خط زمانی رحلت شخصیتهای علمی اسلامی
یکی از محورهای اجمالیمهم در خط زمانی زندگانی امام صادق(ع)، معرفی زمانمند تولد یا رحلت یا انتخاب برخی رویدادهای مهم در زندگی شخصیتهای علمی عامه (اهل سنت) در جهان آن روز است. اهمیت این بخش از آن روست که رویکرد اصلی امامان شیعه پس از در پیش گرفتن سیاست تقیه و کنارهگیری از فعالیت سیاسی مستقیم پس از حادثه عاشورا، فعالیت علمی فکری و فرهنگی و جامعهسازی مکتبی بود. برآیند غیر مستقیم این فعالیت، تحقق برنامههای سیاسی جبهه حق بود،ولیاین جبههگیری سیاسی در لایه فعالیتهای
اجتماعی و فکری پنهان شده بود.
به همین دلیل، جبهه باطل در مواجهه با جبهه حق میکوشید پس از کسب قدرت سیاسی از همین سلاح علمی، فکری، دینی و فرهنگی استفاده کند، بنابراین، پس از غصب خلافت در فرآیندیتاریخی تلاش کرد در مناطق گوناگون جهان اسلام به ویژه مکه، مدینه، بصره، کوفه و دمشق، مدرسهها و جریانهای گوناگون و موازی فکری و فرهنگی در برابر مکتب اهلبیت؟عهم؟ ایجاد کند که برخی از آنها عبارتند از:
مدرسه حجاز، مدرسهای حدیثی و مبتنی بر بزرگنمایی خلفای سهگانه و صحابه بود.
مدرسه دمشق و شام، مدرسهای کاملاً طرفدار امویان (جبرگرایی و حقانیت امویان) بود.
مدرسه بصره، دارای گرایشهای عثمانیگری (ضد علوی، اما نه در قالب اموی) و فقهی- حدیثی بود.
مدرسه کوفه، مدرسهای التقاطی از همه گرایشها و اهل رأی و اجتهاد و معتقد به همگرایی بود.
نخست این مدارس به شکل ساده و سطحی و در شکل صحابه و تابعین اولیه ایجاد شدند، ولی به مرور زمان با جدایی از آموزههایوحی و ضرورت پاسخگویی به نیازهای زمانه، به تکامل خودبنیاد روی آوردند وبه تدریج، مکتبها و جریانهای فقهی و کلامی و حدیثی و سیاسیبه وجود آمد.(1)
زمان امام صادق(ع)، زمان شکلگیری اولیه این جریانهاست.ازاینرو، در جدول خط زمانی، صرفاً کُدی درباره آنها داده میشود، ولی بر اساس مطالعات تفصیلی و تطبیقی،برنامهسازان یا پژوهشگران برنامهای میتوانند به ایدهیابیهای گوناگون از این روند بپردازند. نمونهای از این ایدههای خط زمانیمحور در پایان همین فصل ارائه خواهد شد.
1) تاریخ تشیع در ایران، ج 1،ص 173؛ اخبار الدولة العباسیة، ص 206؛ الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج 1، ص 157.
الف) خط زمانی زندگانی امام صادق(ع) از تولد تا امامت پدر (83تا 95 ه.ق)
امام صادق(ع)22 سال بعد از حادثه کربلا متولد شد. در این زمان، مروانیان پس از دوره انتقالی از اموی به مروانی و سرکوب خلافت زبیریان در اوج قدرت بودند و والی خشن آنها، حجاج بن یوسف ثقفیدر عراق و حجاز، شدیدترین خفقان تاریخیرا در جهان اسلام ایجاد کرده بود.
همزمان با این خفقان سیاسی و اجتماعی، به تدریج، در کنار ایجاد آخرین موج از هیجان فتوحات اسلامی، ابتذال فرهنگی در جامعه ترویج میشد. در این شرایط، جامعه دچار رکود و نومیدیبود و فاصله افتادن بین امام سجاد(ع) و قبایل و جوامع دارای گرایش شیعی پس از شهادت مختار نیز بحران فکری و فرهنگیرا در جبهه حق ایجاد کرد وبدترین ضربه را به آن زد.
امام سجاد(ع) با سلاح دعا میکوشد همزمان هم به جذب احساسات و عواطف راکد و نومید بپردازد و هم با معارف عمیقی که در قالبادعیه ارائه میکرد، معارف و ارزشهای اسلامیرا برای ضمیرهای هوشیار احیا کند.
سفر حج و حضور حاجیان از هر گروه و ملت و منطقه و برنامهریزی امام سجاد(ع) برای حضور هر ساله در مراسم حج به همراه امام باقر(ع)و همه خاندانش و حتی همراه همگی غلامان و کنیزهاییکه در حال فراگیریتربیت غیر مستقیم دینی بودند، بزرگترین ظرفیت را برای احیای روح زندگی توحیدی در جامعه ایجاد میکرد.
در این شرایط،دوران کودکی و نوجوانی امام صادق(ع) در نجواها و مناجاتهای دلربای پدربزرگ و سفرهای معنوی و ملکوتی حج و شبها و روزهای خاطرهآمیز آن گذشت.مشاهده برخیحالتهایاندوهبار پدربزرگ که ناشی از یادآوری حادثه کربلا بود، بخشی دیگر از زندگی امام در این دوران است.(1)
1) در زمینه مطالعه تحلیلی زندگانی امام سجاد نک: تحلیلی از زندگانی امام سجاد؛ نوشته باقر شریفقرشی ترجمه محمد رضا عطائی آستان قدس رضوی مشهد 1372 ش.
سال 83 ه .ق تولد امام صادق(ع)
سفید
امامان
شیعیان
تولد امام صادق(ع) در مدینه در زمان امامت امام سجاد(ع)
پدرش، امام باقر(ع) و مادرش، فاطمه (ام فروه بنت قاسم بن محمد بن ابیبکر)
مادر رضاعی، ام داوود (داود بن حسن مثنی بن حسن مجتبی(ع) از سادات حسنی که بعدها امام دعای ام داوود (مختص در نیمه رجب) به او را آموخت
بنیانگذاری قم به دست اعراب اشعری شیعه مهاجر از کوفه (معجم البلدان، تاریخ قم)
آزار دیدن شدید شیعیان از دست حجاج در سراسر عراق
شهادت کمیل پس از شکست قیام عراقیها علیه حجاج در کوفه
خاکستری
علویان
تولد داود بن حسن مثنی از علویان (او از شجرهای پاک بود و شخصیتی سالم داشت، ولی از نظر گرایش، بعدها زیدی مسلک شد).
سیاه
خلافت و جهان اسلام
والیان عراق و حجاز
جریانهای علمی و فرقهای
اوج خلافت عبدالملک بن مروان
سال پایانی شورش دو ساله عبدالرحمان بن محمد بن اشعث با همکاری قاریان و عالمان و اکثریت کوفیان (و عراقیان) و حتی (برخی شیعیان همانند کمیل) علیه حجاج و شکست خوردن آنها از حجاج
والی مدینه: هشام بن اسماعیل و اوج آزارهای او بر امام سجاد (حجاج در این سالها، والی عراق و حجاز و یمن بود و هشام، والی حجاج در مدینه بود).
2 تا 3 سال از پیدایش فرقه قدریه (در برابر جبریه) در شام میگذشت. آنها به تفویض در اراده انسانی معتقد بودند.
پس از شکست قیام عبدالرحمان، بسیاری از قاریان کشته و بسیاری از عالمان و افراد مهم قیام به مکه و مدینه پناهنده شدند.
سال
سفید
87
88
93
عالمان عراقی در طول چند سال اقامت در حجاز، دیدارها و دانشاندوزیهای مختصری از محضر امام سجاد(ع) داشتند، ولی مهمترین عالم عراقی بهرهگیر از دانش و عرفان امام، سعید بن جُبیر است.
94
شهادت سعید بن جبیر به وسیله حجاج، وقتی که به اجبار از مدینه به کوفه بازگردانده شد.
اوجگیری مهاجرت قبیله اشعری از کوفه به قم بر اثر اجبار حجاج به ترک کوفه
95
شهادت امام سجاد(ع)
آغاز امامت امام باقر(ع)
با مرگ حجاج و آغاز امامت امام باقر(ع)، به تدریج فضا برای رفتوآمد افراد دارای گرایشتشیع به مدینه و نزد امام فراهم شد. اینان زیر نظر تربیت علمی امام باقر(ع) هسته اولیه دانشمندان شیعه را پایهگذاری کردند.
سال
خاکستری
88
آغاز طرح توسعه مسجد پیامبر و تخریب خانههای پیامبر و بنیهاشم و حتی صحابه در اطراف مسجد
مرگ حبیب بن عبدالله بن زبیر در اعتراض به طرح توسعه مدینه
فتوحات گسترده در خراسان تا بخارا و سند
92
آغاز فتح اندلس (موسی بن نصیر، فرمانده اصلی فاتح اندلس از مردم کوفه و دارای گرایشهای علوی بود)
93
عزل شد.
سال
سیاه
86
مرگ خلیفه عبدالملک بن مروان و جانشین ولید بن عبدالملک (بهترین خلیفه مروانی نزد شامیان از جهت توسعه فتوحات و آرامش دوران خلافتش)
مرگ عبدالله بن اباض، مؤسس فرقه اباضیه، بزرگترین فرقه خوارج
87
امارت عمر بن عبدالعزیز در 25 سالگی بر مدینه و امیر الحاجی او در مراسم حج در این سالها (و عزل هشام بن اسماعیل، والی خشن و دشمن اهل بیت؟عهم؟ از امارت مدینه)
88
ولید در این سال حج گزارد و چون در مدینه دید خانه اهل بیت؟عهم؟ هنوز در مسجد پیامبر پابرجاست، با راهنمایی مشاوران خود، پس از بازگشت به شام در همه شهرها طرح توسعه مساجد، به ویژه مسجدالحرام و بیتالمقدس و مسجدالنبی را اجرا کرد تا بدین بهانه، همه آثار خانه اهل بیت؟عهم؟ و خانههای پیامبر محو شود.
93
عزل عمر بن عبدالعزیز از مدینه با فشار حجاج، والی کل عراق و حجاز به وسیله خلیفه مروانی و جایگزینی عثمان بن حیان به جای او
94
امارت عثمان بن حیان بر مدینه با هدف بازگردان پناهندگان عراقی از مدینه و تعقیب خانه به خانه او و بازگردان همه عالمان و شخصیتهای عراقی از مدینه به کوفه
رحلت عروة بن زبیر، فقیه مشهور مدینه و از مخالفان فکری متعصب اهل بیت؟عهم؟
95
مرگ حجاج بن یوسف (والی خونریز عراق و حجاز و آزادی افراد بسیاری از زندانهای او)
نقشآفرینی عثمان بن حیان، والی مدینه در مسموم کردن و به شهادت رساندن امام
عثمان بن حیان در این سالها عالمانی را که به امر به معروف و نهی از منکر معتقد بودند و آن را اجرا میکردند و نیز برخی اصحاب امام باقر(ع) را تازیانه زد و امر به معروف را به طور رسمی ممنوع اعلام کرد.
پس از مرگ حجاج (و همزمان با سختگیریهای والی مدینه، بر عالمان عامه در عراق و مدرسه رأی و قیاس، فضای باز موقتی فراهم آمد. در این سال، پایهگذار فقه رأی و قیاس، حماد بن ابراهیم نخعی درگذشت. ربیعه (الرأی) و ابوحنیفه راه او را ادامه و توسعه دادند.
نکتهها و ایدهها
دعاهای پدربزرگ، سفرهای حج او، آمار غلامان و کنیزانی که پس از دورهای تربیت به بهانه کوچکیآزاد میشدند،از جمله درسهای امام سجاد(ع)برای نوهاش بود که بر اساس آنها میتوانست در محدودترین شرایط سیاسی و اجتماعی،با استفاده از کوچکترین فرصتها، به جذب استعدادها و مدیریت تربیتی آنها و نیروسازیبپردازد.
سیره عملی و تربیتی امام سجاد(ع) نسبت به غلامان خود یا در سفر حج، در حقیقت، راهبردی نرم و غیر مستقیم برایالگوسازی زندگی اسلامی در جامعهایبود که از نظر زندگی و سبکها، دچار آشفتگی و اختلاط سبکها شده بود.
تربیت و رشد و بالندگی امام صادق(ع)به مدت دوازده سال زیر نظر مستقیم امام سجاد(ع) انجام گرفت. امام صادق(ع)با دقت در سیره پدربزرگش، این سبک زندگی را در شرایط زمانی خود با توسعهبخشی کمّی و کیفی، به طرح بنیادین جامعه شیعه تبدیل کرد.
از این نکته و ایده مهم نباید درباره زندگی امام سجاد(ع) و ادوارشناسی تاریخی آن غفلت کرد که دوره زندگانی ایشان پس از حادثه عاشورا، دوره مرزبندی رسمی جامعه شیعه از جامعه اسلامی و روی آوردن به سبک زندگی تقیهمحور (بر مبنای جامعه اقلیت حق و اکثریت باطل و چگونگی تعامل و همزیستی اقلیت بر حق با اکثریت به ظاهر دیندار) است. بدیهی است این الگو از زندگی تقیهمحور را که اصول و قواعد آن قرار است تا زمان ظهور رعایت شود و مبنای حرکت کلی و تاریخی تشیع از عاشورا تا ظهور باشد، امام سجاد(ع) در الگو خُرد و کوچک طراحی کرد، ولی امام صادق(ع) در نسل دوم و سوم این طرح، همزمان با طراحی کلان و کلی مکتب، آن را به طور منسجم در قالب طرح کلی زندگی و جامعه شیعه ارائه داد.
این الگو در زمان امام سجاد(ع) در قالب خرد خانواده و سبک زندگی خانوادگی، و در زمان امام صادق(ع)در چارچوب اجتماعی ارائه و تلاش شد در جامعه در حال شکلگیری و رو به رشد شیعی، اجرا و نهادینه شود.
ب) خط زمانی زندگانی امام صادق(ع) از امامت پدر تا امامت خود (96 - 114 ه.ق)
یکی از روابط و نسبتهای مهم در زندگی انسان معصوم، مرحله پیش از پذیرش و فعلیت ولایت الهیه است. در این مرتبه، او انسانی معصوم و متصل به غیب است، ولی مسئولیت راهبری جبهه حق با ولی مقدم بر اوست. در این شرایط، این ولی بالقوه و مقدر، در همراهی و یاوری ولی بالفعل و همچنین کسب آگاهی کامل از همه برنامههایاو رسالتی مهم دارد؛ همانند رابطه امیرالمؤمنین علی(ع)با پیامبر اکرم؟ص؟در 23 سال رسالت وی، به ویژه در دوران ده ساله مدینه که مهمترین بازوی اجراییایشان بود.
امام صادق(ع)نیز در دوران نوزده ساله همراهی با پدر،مهمترینیار و یاور پدر در آستانه شرایط جدید بود؛ زیرا قرار بود از زمان امام باقر(ع) با لقب شکافنده علوم، دوران نوزایی علمی شیعه شروع شود و در زمان امام صادق(ع)به اوج خود برسد، تا در نهایت، در تاریخ، این دوران را دوران باقِرین یا صادقین یا پایهگذاری مذهب جعفری بنامند. بدین دلیل، در این زمان، نزدیکترین و همراهترین فرد به امام باقر(ع) در سفر و حضر، امام صادق(ع) است.
از امتیازهای آغازین این دوران، مرگ خلیفه اموی و والی خشن و مقتدر او در عراق و حجاز بود که فرصتی کوتاه، ولی تاریخی را برایآغاز این دورهمهم در اختیار امام باقر(ع) گذاشت.
دوران امام باقر(ع) 95 - 114 هـ .ق
سال
سفید
96
با مرگ خلیفه و والی، او حجاج، برخی جوانان دارای گرایشهای شیعی فرصت پیدا کردند آزادانه به مدینه و دیدار امام باقر(ع) بروند.
98
تضعیف شدید تفکر کیسانیه در عراق و کوفه سبب بازگشت نگاه جریانهای شیعی به سوی امامان معصوم شد.
99
عمر بن عبدالعزیز هر سال، ده هزار دینار به امام باقر(ع) اعطا میکرد. این کمک مالی و فضای باز سیاسی، فرصتی فراهم آورد تا امام شیعیان را برای تحصیل معارف در مدینه جذب کند.
100
رحلت عبیدالله بن ابیرافع، از شیعیان و یاران امیرالمؤمنین علی(ع) در کوفه
101
رحلت اصبغ بن نباته، از یاران امیرالمؤمنین
104
به دلیل نزدیکی پدر همسر امام باقر(ع) به والی شهر، محدودیتهای امام به طور موقت کاهش یافت.
105
با آغاز خلافت هشام و امارت خالد قسری بر عراق، دوباره سختگیریها بر شیعیان در کوفه فزونی گرفت (به مدت بیست سال).
106
دیدار امام باقر(ع) همراه امام صادق(ع) در حج در مسجدالحرام با هشام و خطبهخوانی کوتاه امام صادق(ع) درباره مناقب اهل بیت؟عهم؟. پس از بازگشت هشام، امام باقر و فرزندش، به دمشق احضار شدند تا توبیخ و تحقیر شوند، ولی بازتاب معنوی حضور آنها در شام سبب بازگرداندن سریع آنها از شام به مدینه شد.
هشام در مدینه و همچنین هنگام سفر حج، شاهد حضور گروهی ثابت از شیعیان جویای دانش در محضر امام باقر(ع) بود.
107
امام باقر(ع) همراه امام صادق(ع) عازم دمشق شد، ولی شخصیت علمی و مهارتهای رزمی و ابعاد ماورایی شخصیت حضرت موجب رسوایی هشام و ناکامی علمای شامی شد و برخی مردم به ویژه برخی راهبان مسیحی نیز به حضرت متمایل شدند. بنابراین، آنها را به سرعت به مدینه بازگرداندند.
108
در حوالی این سالها، مردم منطقه اردهال کاشان تحت تأثیر تشیع قم، به دعوت سلطانعلی فرزند امام باقر(ع)، به نشر تشیع پرداختند، ولی با مداخله مروانیان به شهادت رسید.
109
توسعه مدرسه علمی امام باقر در مدینه و مسجدالنبی و پیدایش تدریجی نسل اول از شاگردان علمی ثابت و متخصص در تاریخ شیعه
112
113
در این سالها، امام باقر(ع) با آگاهی غیبی از شهادت ناگهانی خود، وصایت امام صادق(ع) را به تدریج، به شیعیان به ویژه خواص شاگردانش اعلان کرد.
در همین سالها، کُمیت اسدی، شاعر شیعی، به دیدار امام باقر و امام صادق؟عهما؟ رفت و اشعار معروفهاشمیات را برای آن بزرگواران میخواند.
مدرسه علمی امام باقر(ع) در این سالها در اوج قرار داشت. به نوشته مورخان، محمد بن
مسلم، چهار سال ساکن مدینه بود که در این مدت ابتدا از امام باقر(ع) سی هزار حدیث و پس از شهادت ایشان، از امام صادق(ع) شانزده هزار حدیث آموخت. در این زمان، بخشی دیگر از شاگردان به کوفه بازگشتند و به تألیف احادیث فرا گرفته و تبلیغ و جذب علمی و مکتبی قبایل شیعی کوفه پرداختند.
114
شهادت امام باقر(ع) در ماه آخر این سال (ذیالحجه) همزمان با مراسم حج در مدینه، در حالی که مدینه از زوارّ و بخشی عمده از مردم خود خالی شده بود.
تولد حسین بن زید بن علی (او فرزند زید شهید بود که پس از شهادت پدر، امام صادق(ع)، او را به منزلش برد و به تربیت او پرداخت و او از عالمان شیعه شد).
امام باقر(ع) در آستانه شهادت به امام صادق(ع) وصیت کرد که ده سال در مراسم حج در منا به اقامه عزاداری آشکار برای ایشان بپردازد.
سال
خاکستری
96
گسترش دامنه فتوحات به مرزهای کاشغر و چین و هند
98
رحلت (مسمومیت) ابوهاشم پسر محمد بن حنفیه (فرزند امیرالمؤمنین علی) در شام؛ او پیشوای کیسانیه بود و چون فرزند نداشت، علی بن عبدالله بن عباس را وصی خود قرار داد. (بر این اساس، بنیعباس مدعی وصایت و وراثت خلافت از امیرالمؤمنین هستند و از این طریق برای خود مشروعیت کسب میکنند)
قتل موسی بن نصیر، فاتح اندلس به وسیله خلیفه به دلیل اختلاف سلیقه و گرایشهای علوی او
99
100
رحلت ابوالطفیل عامر بن واثله، آخرین صحابی پیامبر؟ص؟
تولد محمد بن عبدالله بن حسن مثنی (نفس زکیه) (چون میان دو شانه او خالی درشت بود، پدر نامش را محمد و کنیهاش را مهدی نفس زکیه نهاد و کوشید از کودکی او را کمتر در مجامع آشکار کند و مدعی مهدویت برای او شود.)
105
106
108
بودند، ولی خودش تربیتشده عمهاش، عایشه و از عالمان عامه (ولی متمایل به اهل بیت؟عهم؟) بود.
109
رحلت محمد بن سیرین، از عالمان بصره و خوابگزار.
رحلت فرزدق، از شاعران زمان و مرتبط با دربار اموی که اشعاری درباره مناقب اهلبیت به ویژه امام سجاد(ع) دارد (و با سیدالشهداء در جوانی در راه عراق دیدار داشته است).
سال
سیاه
96
مرگ ولید بن عبدالملک، خلیفه اموی (ده سال)، خلافت دو ساله سلیمان بن عبدالملک (که مهمترین مشاور او، عمرو بن عبدالعزیز بود. بنابراین، از این زمان با تلاش عمربن عبدالعزیز به تدریج فضای باز سیاسی در جهان اسلام ایجاد شد).
والی مدینه، ابوبکر بن محمد انصاری، از عالمان مدینه و قاضی سابق مدینه
99
او والیان معتدل انتخاب کرد؛ از فشارهای اجتماعی کاست؛ فرمان آزادی نقل حدیث و ممنوعیت لعن امیرالمؤمنین علی(ع) را صادر کرد.
در زمان او توسعه فتوحات کمرنگ شد.
او به بلاد اسلامی نوشت تا به فتوای محمد بن شهاب زهری، عالم دربار مروانی عمل شود.
بنیعباس با استفاده از فضای باز این زمان، شروع به اعزام دعوتگران خود به کوفه و خراسان کردند.
قاضی کوفه: عامر شعبی از عالمان معروف عامه
100
101
مرگ عمر بن عبدالعزیز
خلافت یزید بن عبدالملک (یزید فاسق)
تولد منصور عباسی
شورش بزرگ یزید بن مهلب در عراق و فارس
والی مدینه، عبدالرحمان بن ضحاک جوانی تندخو و دشمن انصار و اهل بیت؟عهم؟ بود.
104
والی مدینه: عبدالواحد نضری (والی آرام که قاسم بن محمد بن ابیبکر را مشاور خود قرار داد)
مرگ عالمان مشهور عامه:
شعبی (عامر بن شراحیل) (کوفه)
ابوبرده پسر ابوموسی اشعری (کوفه)
عکرمه مولی بن عباس (مکه)
عطاء بن یسار، از رهبران قدریه
105
مرگ خلیفهیزید فاسق
خلافت هشام بن عبدالملک
امارت خالد بن عبدالله قسری (ناصبی) بر کوفه و عراق
مرگ ابان بن عثمان بن عفان: از عالمان عامه در مدینه
قتل غیلان دمشقی، دومین رهبر قدریه در دمشق
سال پیدایش معتزله در بصره به سرکردگی واصل بن عطاء (پیدایش معتزله و قدریه با رویکرد کلامی و با هدف نوعی مشروعیتبخشی غیر مستقیم به آزادی و جواز خروج بر حاکم خلیفه جور بود که در برابر تفکر جبرگرایی اموی قرار داشت)
106
حج گزاردن هشام بن عبدالملک
والی مدینه و حجاز، ابراهیم بن هشام مخزومی ( دایی هشام)
در سفر حج هشام، سعید بن ولید بن عثمان (نوه خلیفه سوم) کوشید خلیفه را به احیای لعن امیرالمؤمنین علی(ع) در جهان اسلام تشویق کند، ولی هشام به بهانه تغییر اوضاع زمانه نپذیرفت.
پیگیر شدن خشم هشام از تشکیل مدرسه علمی امام باقر(ع) و تصمیمگیری برای مقابله با امام، پس از بازگشت به شام.
107
(این سفر بعد از سفر کاروان اسارت، تنها سفر معصومان به شام بود.)
109
112
113
از خیانتهای مهم او، قرض گرفتن اولین نسخههای احادیث مکتوب اصحاب امام باقر(ع) و دستبرد در آنها و جعل احادیث است.
114
هشام بن عبدالملک، در ماه ربیعالاول، والی مدینه را عزل، و به جای او، خالد بن عبدالملک را نصب کرد. این والی در این سال به حج نرفت تا طرح مسمومیت و شهادت امام باقر(ع) را اجرا کند.
مرگ عطا بن ابی رباح (فقیه مکه)
نکتهها و ایدهها
در دوران نوزده ساله امامت امام باقر(ع)، خلافت مروانی دچار افت و خیز شد. از مرگ ولید (خلیفه) و حجاج تا آغاز خلافت هشام و امارت خالد قسری بر عراق، نه سال فرصت تاریخی برای جهان اسلام ایجاد شد. در این نه سال، جریان بنیعباس فعالیت خود را برای تبلیغ سیاسی- اجتماعی و با هدف دستیابی به قدرت به قیمت دست یازیدن به هر روش و شیوهای گسترش دادند. ازاینرو، با نفی تفکر امویان، بدون طراحی الگوی خاص سیاسی، فکری و فرهنگی، صرفاً شعار مبهم و کلّی «الرضا من آل محمد» را سر دادند تا با همراه کردن همه مخالفان اموی با خود، به خلافت برسند.
امام باقر(ع)این سالها را فرصتیتاریخی برای پایهگذاری و تربیت نسل اول از شخصیتهای متخصص علمی و دینی مکتب حق در چارچوب مکتب اسلام دانست.
بنابراین، با جذب دو گروه جوان که عمدتاً کوفی بودند، هسته اولیه شاگردانش را تشکیل داد. گروه اول، جوانان برآمده از قبایل دارای گرایشهای شیعی کوفی بودند؛ مانند جابر جُعفی و محمد بن مسلم و... . گروه دوم، از جوانان خانوادههای تازهمسلمان شده مهاجر به جهان عرب کوفی، مانند زراره و برادرانش از خاندان اَعْین که در اصل رومی بودند. در این زمان، شیعه کوفه در ابهام فکری و فقهی بود، اما پس از تضعیف کیسانیه،
کمتر دچار حاشیههای فرقهسازی شدند. ازاینرو، اندک جوانان شیعی در مدینه فرصت یافتند اصول و فروع مذهب و مکتب را از امام باقر(ع) بیاموزند.
امام باقر(ع)از همان آغازین روزهای امامتش، بر امامت فرزندش، امام صادق(ع) تأکید میکرد. ازاینرو، امام صادق(ع) همواره همراه پدر بود و شاگردان پدر اُنس ویژهای با او داشتند و گاهیکلاسهای تکمیلی را از ایشان فرا میگرفتند.
این جوانان در تاریخ صدر اسلام، به جز برخی موارد استثنایی، تقریباً اولین گروهیبودند که به صورت تخصصی در بازه زمانی چند ساله، تماموقت و حضوری، صرفاً به تحصیل علوم اهلبیت؟عهم؟پرداختند.
اهمیت این هسته و گروه اولیه را -به ویژه نسبت به امام صادق(ع)- از دو منظر میتوان بررسی کرد:یکی از منظر دغدغه مقدس امام باقر(ع)که در آستانه شهادت،مهمترین وصیتش به فرزند خویش، توجه ویژه و رسیدگی و رعایت حال اصحاب و یارانش بود؛(1)دوم، از منظر پدیدارشناختی اجتماعی است؛ بدینگونه که در دانش رجال، پیشینه دانشمندان شیعه به یاران باقرین برمیگردد. اصحاب اجماع شامل دو دسته هستند:
-یاران مشترک امام باقر و امام صادق؟عهما؟ (دانشآموختگان دوره اول)؛
-یاران امام صادق(ع) (دانشآموختگان دوره دوم).(2)
البته وقتی گروه اول به تدریج به کوفه بازگشتند، دو اتفاق مهم را در کوفه- به عنوان تنها شهری که نزدیک به ثلث آن دارای گرایشهای علوی و شیعیبود - رقم زدند. اول اینکه سبب نهادینه شدن تشیع در میان بیشتر قبایل و گروههای شیعی کوفه شدند و تشیع آنها را از تشیع سطحی، تقلیدی، تاریخی، احساسی و عاطفی به تشیعیمبتنی بر مکتب و بینش و ارزشهای منسجم فطری و عقلانی - که مستقل از همه فرقههای اسلامی است - ارتقا دادند. دوم اینکه به جذب علاقهمندان، به ویژه جوانان کوفه پرداختند و در همان کوفه کوشیدند اولین شعبه
دانشگاه باقرین؟عهما؟ را تأسیس کنند.(1)
البته این اتفاق بیشتر در زمان امام صادق(ع) (اواخر دوره اموی) رخ داد؛ زیرا در نیمه دوم امامت امام باقر(ع)و آغاز امامت امام صادق(ع)، دوباره موجی دیگر از خفقان و فشارهای سیاسی- اجتماعی بر شیعیان آغاز شد، به گونهای که شاگردان اندک امام باقر(ع) که دریایی از احادیث ناب را از امام باقر و امام صادق؟عهما؟ فرا گرفته بودند،گاهیناچار میشدند برای رهایی از فشار روانی ناشی از انبوه محفوظات حدیثی و علمی، به توصیه امامان، آنها را در چاه بازگو کنند. البته در زمان امام صادق(ع) گاه در مسجد کوفه،نهصد شاگرد امام به تدریس معارف اهلبیت؟عهم؟ برای جوانان کوفیمیپرداختند.
بنابراین، زمان امام باقر(ع)، دوره تربیت مدرس اولیه و فوق تخصصیبود که به سفارش امام باقر(ع) و زیر نظر امام صادق(ع)حفظ و کنترل میشدند تا با بهبود شرایط، کوفه و دیگر مناطق را برای خیزش و تحول مهم فرهنگی و اجتماعی شیعه آماده کنند.(2)
ج) خط زمانی زندگانی و امامت: امام صادق(ع) در دوران مروانیان (114 - 132 ه.ق)
از منظر عرفانی، امامان معصوم؟عهم؟ نسبت به پیامبر اکرم؟ص؟ به جز در مسئله وحی و نبوت، دارای مرتبه اینهمانی و وحدت در حقیقت نوریه هستند (کلهم نورٌ واحد)؛ یعنی وقتی این انوار مقدس را با عالم ملکوت و غیب و رابطه قدسی آنها بنگریم، به توحید میرسد. وقتی این انوار مقدس ملکوتی بخواهند تجلی و تنزل زمینی بیابند و در چارچوب زمان و مکان قرار گیرند، از این منظر باید در دایره زمانی خود تاریخساز باشند، نه به اعتبار انفعال و وادادگی؛ بلکه در مقام درک شرایط و ویژگیهای زمانه، نیازمندیها و اقتضائات موجود، تجلی زمانی مناسبی از خود
بروز دهند.(1)
به دلیل همین شرایط، نیازها و اقتضائات زمانی، سیره و کنش و واکنش امامان معصوم؟عهم؟فرق میکند. به اعتبار اینکه جبهه حق در مسیر رشد و بلوغ تاریخی و زمانی خود باید انواع امتحانها، غربالگریها و بحرانها را در مسیر رویشها و ریزشها تجربه کند، دوران امامتائمه؟عهم؟ متفاوت است. برای نمونه، آغاز امامت امیرالمؤمنین علی(ع)با ماجرای غصب و طرد اجتماعی،و آغاز امامت امام رضا(ع) با بحران اجتماعی و داخلی واقفیها همراه است.همچنین آغاز امامت امام جواد و امامهادی؟عهما؟ با مسئله امامت در کودکی،روبهرو و امامت امام زمان(ع) با مسئله غیبت آغاز میشد.
از این منظر، امامت امام باقرو امام صادق؟عهما؟با کمترین حاشیهها و به راحتی و سرعت و آرامشآغاز شد. تفسیر و تحلیل عرفانی این وضعیت شاید بدین صورت باشد که در این دوران، شیعه در حال ضعف و نوزایی فکری و اجتماعی جدیدیبود و این اتفاق (از منظر پدیدارشناسی اجتماعی) باید با آرامش و کمترین حواشی و بحرانها صورت میگرفت، به ویژه اینکه از نظر امتحانها و ابتلاها، به زودی قرار بود هم در جهان تشیع و هم در سراسر جهان اسلام اتفاقهای مهمی رخ بدهد. بنابراین، از منظر غیبی و ملکوتی، اصل رهبری و امامت این جامعه نوپا باید محکم و استوار باشد تا اولین ریزشها و لغزشهای داخلی و درونگروهییا اثرگذاری بازتاب بحرانهای بیرونی، به اصل هویت و کیان تشیع در روند کلی تاریخیآسیبی نرساند.
به همین دلیل، امامت امام صادق(ع)، محکم و استوار و با رابطه متقابل و دوسویه با نسل اول شاگردان دانشگاه باقرین آغاز شد. این روند امیدوارکننده بود، به گونهای که وقتی نیمه اول این دوران همراه با فشارهای سیاسی اجتماعی بر جامعه شیعه آغاز شد، دیگر جامعه شیعه در کوفه، همانند زمان امام سجاد(ع) جامعهای رهاشده و سرگردان یا در دست مدعیان گوناگون فرقهساز نبود. در آن زمان این جامعه شخصیتهای علمی و متخصصیداشت که هم
1) تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن دهم هجری، ج1، ص22.
مورد اعتماد امام بودند و هم دستکم سالییکبار مستقیم یا غیر مستقیم در پوشش مراسم حج، به صورت تعریفشده با امام خود ارتباط علمی و عاطفیبرقرار میکردند.
توجه ویژه به همین ایده و نکته جالب میتواند شاهکلید تحلیل و تفسیر برای مطالعه بسیاری از رویدادهای مهم این بخش باشد.برای نمونه، در مراسم حج سالانه، امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) کارکرد و نقش جاذبهای در این مراسم داشتند، ولیدر بسیاری از رویدادهای مهم مراسم حج سالانه، امام صادق(ع)، بیشتر نقش و کارکرد ارتباطی، مدیریتی و نظارتیرا داشت.
امامت امام در دوره مروانی (114-132 ه .ق)
سال
سفید
114
آغاز امامت امام صادق(ع) با کمترین شبهه و با اعتقاد راسخ شاگردان و شیعیان امام باقر(ع) همراه بود.
حبابه والبیه، بانوی شیعهای که از زمان امیرالمؤمنین(ع) زنده بود و و علامت امامتی (سنگریزهای با نشانه امامت امامان قبلی) با خود داشت، نزد امام آمد. امام صادق(ع) هم نشانی دیگری به عنوان امامت، در کنار نشانههای دیگر گذاشت.
116
امام صادق(ع) با آگاهسازی جامعه شیعه کوفه از انحراف مغیره بن سعید، ضمن ایجاد مرزبندی جامعه شیعه از غالیان، از اصحاب مؤلف خواست با بازنگری کتابها، به بازشناسی احادیث غلوّ و حذف آنها بپردازند.
117
118
امام صادق(ع) در سالهای اوجگیری فعالیت اولیه رهبران غالیان، در باره هفت نفر از رهبران غالیان (و آرزوی مرگ آنها) صریح موضعگیری کرد و از شیعیان خواست از آنها کنارهگیری کنند.
امام صادق(ع)، نگران تفرقهافکنی غلات در جامعه شیعه و رشد حساسیتزایی خلافت مروانی نسبت به جامعه شیعه، به واسطه رفتارهای خلاف تقیه غالیان بود.
رحلت فاطمه بنت امیرالمؤمنین و سکینه بنت الحسین(ع) (117) ه .ق
119
مرجع قرار دادن آنها، هر فرد یا تفکری را که مخالف آنان باشد، باطل اعلان کرد. همچنین با نیایش و سجدههای ویژه، مرگ و نابودی سریع ابیالخطاب و دیگر رهبران غلات را از خداوند خواستار شد.
120
ناراحتی زید از ظلم مروانیان و وداع با امام صادق(ع) و سفر اتمام حجت به دمشق نزد هشام و پس از ناکامی، رفتن به سوی کوفه با هدف دعوت آنها برای قیام (در این وداع زید امام را وصی خود قرار میدهد.)
زید قبل از سفر در چندین جلسه با امام و دیگر، با قیام خود برای جذب شیعیان امام تلاش کرد، ولی آنها با استدلالهای محکم کلامی، همراهی با امام را بر همراهی با او مقدّم دانستند.
121
رفتن زید پس از دمشق به کوفه و زمینهسازی برای قیام
122
قیام زید در کوفه و شکست و شهادت سریع او (در این قیام، امام شخص زید تأیید کرد، ولی شیعیان را از همراهی او بازداشت).
دیدار برخی شیعیان در آستانه قیام و کسب تکلیف از امام و اجازه ندادن امام
پس از قیام و شهادت زید و یارانش، امام، عبدالرحمان بن سیابه را با مبلغی پول به کوفه فرستاد تا آن را میان خانواده شهدای قیام توزیع کند.
ام خالد، بانویی شیعی و فعال در قیام زید بود که پس از قیام، والی کوفه دست او را قطع کرد.
پس از زید، پسرش، یحیی که در آغاز جوانی بود، همراه چند نفر مخفیانه به سوی ایران گریخت.
پس از شهادت زید و اوجگیری دوباره آزار شیعیان، موج دوم مهاجرت موالی خاندان اشعری به ایران و قم صورت گرفت.
پس از شهادت زید، سید حمیری، شاعر زیدیه، شعر زیبایی در رثای زید سرود. وقتی این شعر را نزد امام صادق(ع) خواند، امام در حق شاعر و برای هدایت وی دعا فرمود.
123
وقتی این خبر به امام در مدینه رسید، این قضات اموی را سرزنش و نفرین کرد.
124
تولد علی بن یقطین، از رجال آینده شیعه و وزیر دربارهارون عباسی، در کوفه
(پدر علی از دعوتگران مهم بنی عباس بود و چون خانوادهاش در کوفه امنیت نداشت، خانواده را به مدینه فرستاد. در مدینه، علی جذب امام شد و همراه برادرانش زیر نظر امام بزرگ و رشد یافت. وی در باطن، شیعی و در ظاهر، عباسی بود تا اینکه وارد دربار عباسیان- از منصور تاهارون- شد.
125
شهادت یحیی بن زید در خراسان
126
شهادت کمیت اسدی، شاعر شیعی به دست یوسف بن عمر والی کوفه
(قرائت قرآنهای امروزی به قرائت حفص از عاصم است).
قبل از آن، شیعیان از امام با لقب و کنیه و غیر مستقیم نام میبردند. عالمان عامه و عوام آنها با مشاهده این برنامه جابر میگفتند او دیوانه شده است.
127
رحلت جابر بن یزید جعفی
رحلت اسماعیل بن عبدالرحمان سدی، مفسر شیعی
وحشت شیعیان کوفه از قدرتگیری کوتاهمدت خوارج در کوفه و چارهجویی از امام و دستور امام به تقیه شدید و حتی تبریجویی زبانی از امیرالمؤمنین علی(ع) برای حفظ جان
(البته مؤمن الطاق از بزرگان شیعه در مناظره با ضحاک، او را مفتضح کرد).
128
میلاد امام کاظم(ع) در ابواء. در بازگشت امام صادق(ع) و خانوادهاش از سفر حج سال قبل(1)(ماه صفر) و پس از آن، امام بعد از ورود به مدینه، سه روز اطعام گسترده در مدینه ترتیب داد.
حضور دوباره عالمان عامه کوفی در مدینه (و مکه) که همراه با شاگردی کوتاهمدت نزد امام یا ایجاد مراکز علمی موازی در برابر امام یا خردهگیری متقابل امام و آنها از همدیگر درباره روشهای علمی بود (کسانی همانند ابوحنیفه، سفیان ثوری و...).
با اقامت موقت عالمان اهل رأی و قیاس عراقی در مدینه، امام به شدت مراقب بود شاگردان و یارانش از نظر علمی و روش فهم فقه، تحت تأثیر روشهای انحرافی آنها قرار نگیرند.
130
رحلت حمران بن اعین
با آغاز قیام سیاهجامگان خراسانی، سُدیر و گروهی دیگر از عالمان و محبان اهل بیت؟عهم؟
1) حج سال 127 هـ . ق.
در کوفه، در نامهای از امام اجازه خواستند با قیام در کوفه، آنجا را تصرف کنند، ولی امام به آنها جواب رد داد.
131
نامهای دیگر از برخی چهرههای متمایل به تشیع، مانند فیض بن مختار به امام، برای قیام در کوفه و مخالفت مجدد امام با این درخواست
رحلت عبدالله بن ابییعفور بر اثر طاعون (این سال، سال طاعون در عراق و شام بود). امام در رحلت او محزون شد و همه فرقههای شیعی و غیر شیعی، به دلیل جایگاه علمیاش در تشییع جنازه او در کوفه شرکت کردند.
سال
خاکستری
120
رحلت عبدالله بن کثیر قاری مکه (از قراء سبعه)
122
در قیام زید بیشتر فقیهان و عالمان کوفه مثل ابوحنیفه، با او همراهی کردند یا فتوای همکاری دادند.
در این قیام، زید به واسطه تقیه مستقیم نمیتوانست مردم را به امام صادق(ع) دعوت کند. ازاینرو، به «الرضا من آل محمد» دعوت کرد. بنیعباس با کشف این شعار، به سرعت آن را شعار اصلی قیام خود قرار دادند و آن را به نفع خود مصادره کردند.
ابن شبرمه، قاضی کوفه و از علمای کوفه چون با زید ابراز همراهی کرده بود، به قضاوت سیستان فرستاده شد (تبعید شد) و ابن ابی لیلی از علمای کوفه، قاضی شهر شد.
124
رفتن یحیی به خراسان و دعوت گسترده در آنجا برای «الرضا من آل محمد» و اقبال خراسانیها به سوی او
125
شهادت یحیی موجی از خشم و نفرت را در خراسان ایجاد کرد و در آن سال، خراسانیها نام همه نوزدان پسر خود را یحیی گذاشتند.
عبدالله بن حسن مثنی، پس از ایجاد موج هیجان اجتماعی علیه مروانیان در حجاز و عراق برای مهدویت و صلاحیت فرزندش، محمد (نفس زکیه) برای خلافت تبلیغ کرد و عالمان و فقیهان عراق و حجاز به او تمایل پیدا کردند. (در مقام علوی میانهرو و آمر به معروف).
126
رحلت عبدالرحمان بن قاسم محمد از عالمان و فقیهان مدینه (دایی امام صادق(ع))
در اوج فتنه و اختلاف شامیها در مراسم حج، علویان و عباسیان جلسهای تشکیل دادند تا برای خلافت اسلامی تصمیم بگیرند. در نهایت، آنها تصمیم گرفتند با محمد نفس زکیه به عنوان شایستهترین فرد برای خلافت بیعت کنند. امام نیز به این جلسه دعوت شده بود، ولی با بیان حقایق، با خلافت محمد مخالفت کرد. در اواخر جلسه، پس از بیعت عباسیان با او،
وقتی از مفاد سخنان امام به ناکامی محمد و احتمال موفقیت خود یقین پیدا کردند و ناگهان اخباری از موفقیت دعوتگران خراسانی به آنها رسید. آنها هم علویان را رها کردند و به دنبال تقویت نقشههای خود رفتند.
127
رحلت ابو اسحاق سبیعی همدانی از عالمان کوفه
عبدالله بن حسن، پدر نفس زکیه در آشفته بازار اختلافات شامیها سعی کرد با ائتلاف یا همکاری بخشی از علویان و عباسیان و عالمان عراق و حجاز، زمینه را برای خلافت و مهدویت فرزندش فراهم سازد. به دلیل همکاری امام صادق(ع)، خیانت و نقض بیعت و استقلالطلبی عباسیان و پراکندگی عالمان منطقه، طرح او ناکام ماند. پس از این، او به دلیل نداشتن نیرو و تشکیلات، از جامعه و تحولات آن کناره گرفت. با قدرت گرفتن مروان حمار، خلیفه مروانی، عبدالله در نامهای به خلیفه، او را از اقدامات ابراهیم عباسی باخبر کرد. ازاینرو، خلیفه ابراهیمرا دستگیر و زندانی کرد و عبدالله و نفس زکیه در امان بودند.
131
سال
سیاه
114
خلافت هشام و امارت خالد بن عبدالله قسری در عراق و خالد بن عبدالملک بر مدینه. آنها در این سالها در اوج اقتدار بودند، به همین دلیل، گمان نمیکردند آغاز امامت امام صادق(ع) بر ایشان، خطری جدی باشد. پس تهدیدی جدی را متوجه ایشان نکردند.
116
خالد، والی مدینه در یکی از این سالها در اوج غرور، بر منبر پیامبر، به امیرالمؤمنین علی(ع) هتاکی کرد و مردم از ترس، ساکت بودند. با فریاد و برخورد تند امام در حضور مردم، والی شوکه شد و دیگر جرئت نکرد کار پلید خود را ادامه دهد.
در این سال، هشام، ولید (فاسق) را امیر حاجیان کرد و او به همراه سگ و بساط شراب خود به حج رفت.
117
118
ابیالخطاب پس از موضعگیری آشکار امام کوشید همراه گروهی هفتاد نفره از یارانش در این سال، ضمن مراسم حج به دیدار امام برود و با چربزبانی و فریبکاری، خود را جزو شیعیان امام بنمایاند. امام با هشدار دادن به او، وی را از خود راند و بلافاصله پس از رفتن او فرمود ابیالخطاب گمراه است.
والی مروانی در خراسان، برخی دعوتگران عباسی منطقه را دستگیر کرد و کشت یا به زندان افکند.
قیام فردی به نام حارث بن سریج در ماوراءالنهر (تازه فتح شده) علیه تعصب و تبعیض نژادی و ظلمهای مروانیان و راه انداختن نهضتی گسترده که برای اولین مرتبه شوکت مروانیان را در ماوراءالنهر از بین برد و زمینه را برای دعوت عباسیان در منطقه فراهم کرد.
(او عقایدی مرکّب از مرجئهگری، ادعای مهدویت، مطالبه تساوی عرب و عجم و دعوت به خلیفهای از اهل بیت پیامبر؟عهم؟ داشت.
119
با نابودی سران غالیان، در آغاز شکوفایی مدرسه علمی امام صادق(ع) و مکتب جعفری، دوباره اتحاد و سلامت جامعه شیعه تضمین شد.
120
رحلت حماد بن ابیسلیمان از عالمان معروف کوفه و استاد ابوحنیفه، مؤسس فقه حنفی.
عزل خالد قسری از کوفه و انتخاب یوسف بن عمر ثقفی (پدرش، پسر عموی حجاج بود.)
رحلت سلیمان اشدق (119)، مفتی دمشق
121
قتل ابومنصور عجلی، رییس غلات شیعه، (پس از ابوالخطاب، به دست والی کوفه
مرگ سلمة بن کهیل از عالمان عامه و طرفدار مروانیان که زمانی کوتاه هم نزد باقرین؟عهما؟ شاگردی کرده و امام باقر(ع) در مذمتش فرموده بود: او و گروهی از عالمان عامه سبب گمراهی بسیاری از مردم شدهاند.
122
-یوسف بن عمر ثقفی پس از شکست دادن قیام، موجی جدید از کشتار و آزار شیعیان و
محبان اهل بیت؟عهم؟ در کوفه به راه انداخت.
محمد بن هشام، دایی هشام و والی مدینه دستور داد سر را یک هفته در مسجد پیامبر، بالای نیزه بگذارند.
123
کشته شدن حکیم بنت عیاش کلبی، شاعر مروانی به وسیله حیوانی درنده در حومه کوفه (او پس از شهادت زید با سرودن اشعاری زننده به هجو زید و اهل بیت؟عهم؟ پرداخته بود و امام او را نفرین کرد).
پس از شکست قیام زید، بر اساس حکایتی مشکوک، جریان عامه در جنگ نرمی جدید، به کمک امویان تلاش میکردند با جعل لقب «رافضه» (راندهشده)، به طرد، هجو و مقابله با تشیع بپردازند.
124
125
مرگ هشام و جانشینی ولید بن یزید (ولید فاسق) به جای او (یک سال و دو ماه). به فرموده امام، مرگ هشام بازتاب شهادت زید و یحیی بود، همانند مرگ زودرس یزید و با مرگ او سقوط نهایی مروانیان کلید خورد.
مرگ محمد بن علی بن عبدالله بن عباس، رهبر عباسیان و جانشینی ابراهیم امام، برادرش.
سران بنیعباس پس از شهادت زید و یحیی، با جمع کردن دعوتگران خود، جلسهای مهم تشکیل دادند و کوشیدند با مصادره شعارها و هیجانهای ایجادشده ناشی از قیام زید و یحیی، به جذب سریع خراسانیها بپردازند. در این جلسه، ابومسلم برای اولین مرتبه به خراسان اعزام شد.
126
یزید دارای گرایش فکری معتزلی و قدری است.
-یزید،یوسف بن عمر را از کوفه عزل کرد و منصور بن جمهور را (شش ماه مانده به عمر خلافت یزید) والی آنجا کرد.
والی مدینه (یوسف بن محمد، دایی ولید و برادرزاده حجاج ثقفی که چند ماه والی بود) عزل و به جای او عبدالعزیز بن عمر بن عبدالعزیز والی شد (تا سال 129 ه .ق)
در این سال، اختلاف بین قبایل عرب مضری (حجازی) و یمنی شدت گرفت و تفرقه آنها (به منزله سربازان فتوحات) فرصتهای خوبی برای خراسانیان و طرفداران عباسیان ایجاد کرد.
آغاز قیام عبدالله بن معاویه بن عبدالله بن جعفر در کوفه و غرب ایران با همراهی ضمنی عالمان کوفه و حتی بیعت و همراهی اولیه رهبران عباسی (بیعت منصور و سفاح با او) بود، این قیام به موقیعت مروانیان در عراق و غرب ایران ضربه فراوانی زد و سبب ایجاد فرصت برای عباسیان در خراسان شد.
127
کشته شدن خلیفهیزید و خلافت ابراهیم بن زید (دو ماه) و سرانجام به خلافت رسیدن مروان حمار، آخرین خلیفه مروانی
شورش خوارج در عراق و تصرف کوفه و حکومت دو ساله ضحاک بن قیس خارجی بر کوفه
در مراسم حج این سال، داعیان بنیعباس از جمله ابومسلم و دیگر دعوتگران خراسانی و عراقی در مکه، نزد بنیعباس جمع شدند. ابراهیم امام، ابومسلم را با توجه به شرایط جدید به امیری و فرماندهی تمام دعوتگران خراسان، منصوب و ادعا کرد در سال 130ه- .ق دولت آنها تشکیل خواهد شد.
128
قتل جهم بن صفوان سمرقندی، پایهگذار فرقه جهمیه که به جبر و تعطیل صفات خداوند قائل بود و اهل سنت و معتزله تکفیرش کردند. البته او به جواز خروج بر خلیفه نیز قائل بود.
ابراهیم امام به ابومسلم نامه نوشت که در این سال، قیام عباسیان را در خراسان آشکار سازد و رنگ سیاه را شعار خود قرار داد.
انتصاب یزید بن عمر بن هبیره به عنوان والی عراق
شکست عبدالله بن معاویه از مروانیان و فرار او به سوی ابومسلم خراسانی در خراسان. ابومسلم او را کشت تا مبادا حضورش در خراسان مانع آغاز نهضت عباسیان شود.
همکاری ابوحنیفه با قیام عبدالله بن معاویه و فرار او پس از شکست قیام به مدینه و اقامت دو ساله اجباری او در طول مدت امارت یزید بر عراق در مدینه. (در این دو سال، او بعضی اوقات از مجلس درس امام صادق(ع) استفاده میکرد).
129
130
ابوحمزه خارجی، قاضی حضرموت که جزو خوارج اباضیه بود، برای سه ماه، مکه و مدینه را در تصرف خود داشت، (یمن، عمان و حجاز) ولی سرانجام از مروانیان شکست خورد و کشته شد.
حرکت تدریجی ابومسلم پس از تصرف خراسان به سوی مرکز و غرب ایران و شکستهای پیدرپی مروانیان از او.
در مدت تسلط خوارج بر مدینه، افراد بسیاری کشته شدند.
مرگ عبدالله بن ذکوان، از عالمان عامه و شاگردان ابوهریره که متولی برخی امور بنیامیه بود و حدود سیصد شاگرد داشت.
131
کشته شدن ابراهیم امام (عباسی) به دست مروان حمار در زندان شام و جانشینی ابوالعباس سفاح در نهضت، به جای او
فتح کامل ایران و مناطق شرقی خلافت به وسیله ابومسلم و ورود تدریجی آنها به عراق
از سال 129 تا 132 ه- .ق، والی کوفه و عراق یزید بن عمر بن هبیره بود. او قیامهای عبدالله بن معاویه از زیدیه و ضحاک خارجی را در این سالها شکست داد، ولی در مقابل پیشروی سریع عباسیان کاری از پیش نبرد.
رحلت ایوب سختیانی، فقیه بصره
وفات واصل بن عطاء، مؤسس معتزله در بصره
رحلت عبدالله بن ابونُجیح مکی از فقیهان مکی متمایل به معتزله
نکتهها و ایدهها
امامت امام صادق(ع)در دوران مروانیان، آکنده از رویدادها، نکتهها و ایدههای درونگروهی و بیرونی است که از طریق مطالعات تخصصی و تفصیلی میتوان آنها را استخراج کرد. در ادامه بر اساس جدول خط زمانی ارائه شده، به مواردی اشاره میشود:
اولین دانشگاه اسلامی در دوران امامت امام صادق(ع) در زمان امویان پیریزی شد. شاهد این
مدعا، جدول آمارییاران امامان شیعه است.(1)
امامان
همه اصحاب
تعداد موالیان
امام سجاد (ع)
امام باقر (ع)
امام صادق (ع)
امام کاظم (ع)
امام رضا (ع)
161
466
3223
273
317
20
25
440
20
46
با توجه به اینکه در بیشتر دوران بنیعباس، امام به شدت در تقیه و زیر نظر بود، بدیهی است عمدهفعالیت این دانشگاه در زمان مروانیان است.البته اوج درخشش این دانشگاه در نیمه دوم این دوران،یعنی از مرگ هشام تا سقوط مروانیان است. در دورانی که جهان اسلام و بیشتر گروهها در التهاب تحولات یا تلاش برای کسب سهمیه در تحولات سیاسی و اجتماعیبودند. امام با در نظر گرفتن افق بلندمدت و با دوری از جوّزدگی و اثرپذیری از انبوه فشارها برای مداخله یا قیام، به تربیت نیروها و جوانان مستعد برای مکتب حق و توسعه ناگهانی کمّی و کیفی دانشگاه خود در فرصت تاریخی ایجادشده پرداخت.
بر مبنای مطالعات تاریخی و استقرای جالب کتاب الامام الصادق و المذاهب الاربعه،(2)از نکات مهم در این دانشگاه، ایجاد و توسعه دانشکدههای تطبیقی برای فرقههای اهل سنت است؛ بدین معنا که اهل سنت به دلیل دوریاز منبع اصلی وحیو نداشتن دسترسی به معارف آن دچار خلأ محتوایی و نقصان روشیبودند. ازاینرو، رهبران علمی و فکری آنها در فرصتهای کوتاه یا بلندمدت به دانشگاه امام میآمدند و به اندازه نیاز خود از آن حضرت بهره میبردند تا با درآمیختن معارف امام با دانشهای ناقص خود به نوزایی و به روزسازیمکتبهایخود بپردازند.
از دیگر نکات، توجه به تخصصهای دینی و استعدادها و توانمندی افراداست؛ به گونهای که این دانشگاه مثل مکتبخانههای اهل سنت مدینه نبود که فقط محدّث (حدیثشناس) پرورش دهد و مانند مکتبخانههای اهل سنت در کوفه نیز نبود که فقط مجتهدان اهل رأی و قیاس تربیت کند. امام در همه رشتههای علوم اسلامی و انسانی و گاه تجربی، شاگردانیتربیت کرد که گاهی گستره رشتههای علمی یادشده به طب، شیمییا نجوم نیز میرسید.
وقتی در نظامی علمی، ترکیبی از آموزش و پرورش مبنا قرار میگیرد، بیمهری و سستی برخی شاگردان و اصحاب آن مکتب به همراه ورود آنها به موقعیتهای اجتماعی که آکنده از وسوسهها و جذابیتهاست، میتواند زمینهرا برایافراط یا تفریط فکری و اجتماعی و ظهور پدیده ریزشها به راحتی فراهم سازد.
دوران امام صادق(ع)به غیر از ماجرای کیسانیه که اصولاً چندان از بدنه اصلی تشیع به وجود نیامد و بیشتر در قبیلهها و شخصیتهای دارای گرایشهای التقاطی شیعی و اسلامی ریشه داشت، شاهد اولین گزارشهای مستند و معتبر از معضل فکری- اجتماعی غالیان. را در زمان امام صادق(ع)این جریان تا هفت گروه انشعابیبرشمردهاند که همگی در کوفه به وجود آمدند. روح عقاید فکری آنها الوهیت و خدایی امام صادق(ع) و عصاره برنامه عملی آنها نیز بر اباحهگرییا پرستش امام صادق(ع) مبتنی بود. نکته مهم، مواجهه صریح و قاطع امام در برابر آنهاست.(1)ایشان با هوشیارسازییاران فرهیخته و متخصص و هشدار دادن درباره اثرپذیری جوانان و اهتمامبخشی به مسئله تربیتی عرضه عقیده در حوزه عقاید و حتی عرضه مجدداحادیث مکتوب برایپالایش آنها به امام یا قرآن،به سرعت و با صراحت علیه ایشان موضع گرفت. همچنین با نفرین کردن آنان، زمینه غیبی برای نابودی آنها را فراهم ساخت.
1) در این زمینه نک: غالیان؛ کاووشی در جریانها و برآیندها تا پایان سده سوم، ص 90.
از نکات مهم دیگر در این زمان که جلوههای گوناگونییافت، توقع و انتظار قیام از امام است، به گونهای که وقتی موج خستگی از خلافت مروانیان و ظلم و تبعیضهای آنها در همه سطوح جامعه اسلامی و شیعی، فراگیر و عطشی عمومی برای تحول ایجاد شد، همه میکوشیدند امام را به قیام دعوت کنند.البته بیشتر این دعوتهای گسترده،نه از رویصدق، بلکه به اعتبار اصل و نسب امام یا به اعتبار موقعیتهای علمی و اجتماعیایشان یا با این هدف بود که گروههای درخواستدهنده با سوء استفاده از جایگاه امام بتوانند به اهداف خود برسند.
امام میدانست برای قیام معطوف به حق، در کنار رهبری و قانون، مهمترین شرط، درک جامعه نسبت به حق، رهبر حق و آرزوی تحقق ارزشهای حق باید باشد، نه صرف تغییر و نفی باطل قبلی بدون طرح و برنامه یا بدون آمادگی و تربیت اجتماعی برای حق و یا بدون فراهم آمدن بسترهای اجتماعی برای عدالتخواهی.
بنابراین، امام در این سالها، درخواست قیام زیدیه، عباسیان، شیعیان، معتزله و فقیهان عامه را ردّ کرد و به جای آن، به نیروسازی و پیریزی طرح بنیادین مکتب به دور از احساسزدگی پرداخت.
کوفه همواره در طول تاریخ خود، از زمان پیدایش در سال 17 ه .ق تا زمان امامت امام صادق(ع)در مقایسه با عشق حجاز به شیخین و عثمانیگری بصره و امویزدگی دمشق، به تشیع موصوف بود. تا پیش از خلافت عباسیان و پیدایش شهر بغداد، هیچگاه آمار شیعه کوفه در بهترین وضعیت، بیش از ثلث جمعیت آنجا بود و همواره بیشتر مردم شهر از اهل سنت بودند. البته اهل سنت کوفه با اهلسنت بصره، دمشق و حجاز تفاوت داشت؛زیرا آنها دارای
رگههایی قوی از گرایش و محبت به اهلبیت؟عهم؟بودند که به آن «شیعه عراقی» میگویند.(1)
بیشتر شیعیان کوفه ساختاری قبایلیدارند و تشیع را در فضاهایی احساسی، همراه با شعور اولیه پذیرفتهاند؛ (شور و شعوری که در سفر تاریخی امیرالمؤمنین علی(ع)در سال آخر زندگانی پیامبر به یمن ریشه دارد. البته آنها جز در دورهپنج ساله حضور امیرالمؤمنین علی(ع)در کوفه، فرصت توسعه و تعمیق گرایشهای شیعی خود را نیافتهاند، بلکه سالها تبلیغات منفی امویان یا تبعیدهای اجباری از کوفه یا شهادت خواص و رهبران شیعه خود را شاهد بودهاند. ازاینرو، کوفه هیچگاه شهری شیعی نبوده؛اگرچههمواره مهمترین پایگاه شیعیان بوده است.
در زمان امام صادق(ع)، با گسترش جذب جوانان مستعدی که بیش از هشتاد درصد آنها کوفی بودند، تربیت آنها و بازگشتشان به کوفه - تا آنجا که نهصد نفر در مسجد کوفه، کلاس درس احادیث امام صادق(ع) را برگزار کردند - سبب شد موج تشیع، آن هم به شکلی علمی، فرهنگی و فکری در کوفه گسترش یابد.
از عوامل اثرگذار در این زمینه، اشتباه تاریخی عالمان و فقیهان اهل سنت کوفه بود که با قیام زید همراهی کردند و پس از شکست قیام، ناچار به فرار از کوفه یا در پیش گرفتن انزوای موقت شدند. بدینگونه صحنه علمی و فکری شهر به طور موقت در اختیار شخصیتها و عالمان شیعه قرار گرفت. تشیع در کوفه چنان گسترش کمّی و کیفییافت که در آغاز خلافت عباسیان، آنها از انتخاب اولیه کوفه به منزله پایتخت خود پشیمان شدند و ترسیدند «حضور لشکر خراسانیها در کوفه و اختلاط آنها با کوفیان سبب فسادشان شود.» پس به سرعت، دو بار پایتخت خود را عوض کردند تا سرانجام چاره را در ایجاد شهری نو با هویت و ارزشهای جدید خود دیدند. در نهایت، این رخداد به معنای عقبنشینی همه جریانهای فکری و سیاسی و فرقهای از کوفه و واگذشتن آن در اختیار شیعیان بود.(2)
نکته مهمتر این بود که کوفه به موازات تبدیل شدن به مرکز تشیع در عراق و جهان اسلام، به پایگاه دوم شیعه (بعد از مدینه و دانشگاه امام صادق(ع)) برای نشر و گسترش تشیع به دیگر مناطق جهان اسلام بدل میشد، به گونهای که پیدایش قم از جهت اجتماعی و فکری، وامدار مستقیم مهاجرت شیعیان کوفی به قم است.
در نگاه نخست، خلافت عباسیان میتوانست تحولی مثبت برای اهل بیت شمرده شود؛ زیرا آنها شاخهای از قبیله بنیهاشم و عموزاده اهل بیت بودند و روزگار را در کنار هم میگذراندند. در ظاهر نیز هدف دعوت و قیام عباسیان، «الرضا من آل محمد» بود. این اقدام عباسیان خلاف زمامداری خلفای راشدین و امویان بود؛ زیرا این دو حکومت برای نابودی اهل بیت؟عهم؟و اسلام میکوشیدند. در این دوران، جریانی قدرتمند و گسترده با شعار تبلیغاتی اهل بیتمحور ایجاد شد.
امام صادق(ع)برای یارانش، به صورت گسترده و هم برای علویان زیدی در برخی موارد، تأکید داشت که این تحول، تغییر تاکتیک تاریخی خط باطل با هدف به روزسازی آن علیه پیشرفت حق است، چنان که ابلیس و رهبران باطل با درک ناکارآمدی روزافزون شیوه حکومتی امویان و خستگی از آنها و عطش اجتماعی برای نابود کردنشان، میخواستند به مدیریت و کنترل این عطش اجتماعی بپردازند. ازاینرو، با ایجاد جریانی التقاطی و فریبنده و با حربه دین علیه دین با بنیهاشم علیه اهل بیت؟عهم؟کوشیدند بر این موج سوار شوند و باطل را هماهنگ با تحولات زمانه روزآمد سازند.
اگر دوره تاریخی دعوت علاسیان را تا دو دهه اول خلافت آنها، با نگاه تحلیلی براساس باطل و با روش خط زمانی مطالعه کنیم، درمییابیم آنها با آغاز تبلیغاتشان سعی در جذب همه گروههای مخالف داشتند و بسیاری از جریانهای اجتماعی نیز با آنها همراه شدند. با این حال، پس از به دست آوردن قدرت و ایجاد تحولات قهری سطحی، زمانی که شخصیت حقیقی آنها آشکار شد، به ناچار پس از خشونت و سرکوب به فکر تثبیت جایگاه خود افتادند. در نتیجه،
برای جذب گسترده جریانهای فکری و فرهنگی - البته در جبهه باطل - کوشیدند ائتلاف و همراهی تمام لایههای باطل را در برابر حق ایجاد کنند.
ازاینرو، عباسیان در جذب عالمان عامه، رفتار زیرکانهای داشتند و در برپایی ارتباط متقابل با آنها و تعدیل سازی متقابل روشها و برنامههای خود و عالمان عامه در راستای همگرایی، به گونه ای تدریجی عمل کردند که از دیدگاه تاریخی اجتماعی و فکری کارگر افتاد. به اینترتیب، عباسیان پانصد سال با همه انحطاطها، پوسیدگیها، انحرافها و ضعفها به حیات خود ادامه داد. سرانجام اگر این خلافت با تهدید خارجی - مغول - نابود نمیشد، روشن نبود در داخل با همکاری جریانهای فکری اهل سنت، آن خلافت پوسیده تا چه زمانی ادامه مییافت.
نکته مهم، در این شرایط و در برخورد تاریخی حق و باطل؛ نوع واکنش و روبهرو شدن امام با این تحولات گسترده جهان باطل است. پرسش اصلی این است که در این دوران، آیا امام، اثرگذار و تاریخ ساز است یا منفعل و اثرپذیر؟
براساس تبیین رویکرد کلی و کلان امام، روشن است ایشان به منزله انسان کامل و زمانمند که افق تاریخی جبهه حق را مینگریست، نمیتوانست منفعل باشد. با این حال، پرسش این است که در این تحولات به ظاهر در حال جریان که به سود جبهه باطل بود، امام چگونه به مدیریت و مهندسی آشکار و پنهان رویدادها به نفع حق، در افق بلندمدت پرداخت؟
برای نمونه، آیا برخورد اهل بیت؟عهم؟با احضارها و نقل مکانهای اجباری - که از سیاستهای کلی عباسیان برای دور نگاه داشتن اهل بیت؟عهم؟از مدینه النبی بود- انفعالی است یا اینکه ایشان ضمن پذیرش این شرایط تحمیلی، به ناچار میکوشیدند از نظر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، این تحولات را به سود جبهه حق مدیریت کند؟
با توجه به این نکته مهم، خط زمانی زندگانی امام صادق(ع)را در این دوران ویژه و حساس بررسی میکنیم:
سال
سفید
132
درگیریهای اموی- عباسی، با همه توان به ترتیب نیرو و تقویت کمی و کیفییاران و شیعیان خود پرداخت. ایشان کوشیدند وضعیت فکری و فرهنگی شیعه به ویژه در کوفه، با تحولات ساختاری هماهنگ شود و به ساختار فکری، فرهنگی و اجتماعی مستقل و ثابتی دست یابد.
امام نیز در سفر حج آن سال، شیعیان را دوباره به استمرار تقیه سفارش کرد.
133
درگذشت عمار بجلی، بزرگترین و بنیانگذار خانواده شیعی عمار بجلی در کوفه. پسرش، معاویه و دخترش و نواده-هایش، از خواص اصحاب امام صادق(ع) بودند.
امام با پیشبینی شهادت ناگهانی معلی بن خُنیس، از خواص یارانش که کوفی، اما ساکن مدینه بود و خانوادهاشهمدرکوفهبودند،تمهیدی غیبی فراهم کرد که با طیالارض، در سفری کوتاه و سریع به کوفه برود و با خانوادهاشدیدار و وداع کند.
معلی بن خُنیس، از خواص و ملازمان و صاحب اسرار امام صادق(ع) در مدینه و از مردم کوفه بود.
او پس از سقوط مروانیان در مدینه، آشکارا به نشر فضایل اهل بیت؟عهم؟ پرداخت.
داوود بن علی، والی مدینه، با سوءاستفاده از غیبت امام به سبب سفر حج، معلی را دستگیر کرد و از او اسامییاران و وکلای امام صادق(ع) و سران شیعه را خواست، ولی او سر باز زد. داوود نیز معلی را با خشونت به شهادت رساند و رسماً دشمنی عباسیان با شیعیان را اعلان کرد.
امام پس از بازگشت از سفر حج، ابتدا با خشم فراوان با داوود روبه رو شد، به گونهای که داوود، فرمانده شرطهها را که قاتل معلی بود، به امام سپرد و اسماعیل، پسر امام به دستور پدر، او را به قصاص معلی کشت. همان شب هم امام تا سحر به درگاه الهی متوسل شد و داوود را نفرین کرد و هنگام سحر، داوود دچار مرگ ناگهانی شد.
شناسایی و آزار یا نابودی رهبران درجه دوم و خواص شیعه، امام ضمن سفارش شیعیان به تقیه بسیار، به سرزنش بزرگان شیعه به ویژه بزرگان کوفی، همانند زراره که در مرکز خطر بودند - پرداخت تا دشمن با توهم جدایی آنها از امام، مزاحمشان نشود.
134
135
136
137
138
درگذشت ابان بن عیاش، از بزرگان شیعه
در این سال، سوار بن عبدالله بن قدامه تمیمی، شاگرد حسن بصری قاضی بصره شد و تا سال 156 ه .ق که مُرد، قاضی بود. او دشمن سرسخت سید حمیری، شاعر اهل بیت؟عهم؟، به دلیل اشعارش درباره فضایل امیرالمؤمنین(ع) بود. وی در این سالها، سید را به سبب شعر جدیدش- حدیث طیر مشوی- در فضیلت امیرالمؤمنین، علی(ع) زندانی کرد. ولی با اجتماع بنیهاشم و شیعیان بصره جلوی زندان، او آزاد شد و سید همان جا به هجو قاضی پرداخت و از بصره رفت.
139
140
منصور در مکه، پیوسته با نزدیکانش از تصمیم خود درباره قتل امام میگفت. در ربذه هم ایشان را احضار کرد تا نقشهاشرااجراکند،ولی با توسل و دعای غیبی امام، در نهایت منصرف شد و امام نجات یافت.
امام پس از تحولات سیاسی و مرزبندیهای مکتبی، امام صادق(ع) کمتر عالمان عامه را به محضر خود میپذیرفت. ابن شبرمه که این سالها قاضی کوفه بود، در سفر حج همراه دویست نفر نزد امام رفت و اصرار کرد درباره نقش رأی و قیاسی در جایگاه قضاوت، پرسشهایی کند، ولی امام با بی اعتنایی و بی توجهی، او را از خود راند.
141
رحلت ابان تغلب و معروف بن خریوذ، دو نفر از یاران خاص امام باقر و امام صادق؟عهما؟
در این سال، سُدیر و ابنعبدالرحمان، دو نفر از بزرگان شیعه زندانی بودند. (احتمالاً در زندان کوفه). امام در مراسم حج، هنگام طواف برای ازادی آنها دعا کرد و آنها از زندان رها شدند.
142
احضار امام به عراق که همراه فرزندش، اسماعیل به عراق رفت و مدتی در کوفه (دو - سه ماه که شامل سراسر ماه رمضان آن سال بود، ساکن شد و در پایان ماه رمضان نیز برای تقیه،حکم منصور به اقامه نماز عید فطر را پذیرفت.
در این سفر، نصور از ابوحنیفه که به گونهای عالم اول دربار و کانون توجه عباسیان بود، خواست با طراحی مسائل سختِ فقهی و مناظره با امام در دربار، امام را درمانده کند، اما نتیجه مناظره، سبب رسوایی ابوحنیفه شد.
در این سالها که امام مقیم کوفه بود، سید حمیری، شاعر کیسانی و سپس زیدی مسلک، بیمار شد. امام به دیدارش رفت و او را شفا داد. پس او شیعه شد و از آن هنگام از شاعران معروف شیعه به شمار میآید.
روزی برخی شیعیان به امام خبر دادند که مأموران حکومتی، خانمی را دستگیر کردند و به زندان میبرند و در برابر توسل او به حضرت زهرا؟عها؟ او را شکنجه میدهند. امام بسیار ناراحت شد و همراه اصحاب خود به مسجد کوفه رفتند و برای نجات او دعا کردند. پس او رها شد و امام برایش هدایایی فرستادند.
در این سفر و ضمن اقامت امام در کوفه، هشام بن حکم، جوانی اهل علم و متعصب در فرقه جهمیه بود و چون در عقاید خود دچار تزلزل شده بود، به واسطه تشویقهای برادر زاده شیعه خود، باتردید به دیدار امام رفت. این دیدار به چند دیدار و مباحث اعتقادی دیگر انجامید که سرانجام آن، شیعه شدن هشام به دست امام صادق(ع) و دانشآموزی اولیه وی در محضر امام و در شهر کوفه بود.
امام هنگام بازگشت به مدینه، هنگام خروج از کوفه با مشایعت گسترده عالمان کوفه
روبه رو شد.
143
امام رسماً به جهان تشیع، خبر جانشینی امام کاظم(ع) را اعلان کرد. برخی شیعیان کوفه به توهم امامت و جانشینی اسماعیل، فرزند بزرگ امام که در سفر سال پیش همراه حضرت بود، درباره این خبر شک کردند و راهی مدینه شدند، ولی امام تأکید کرد که امام هفتم، امام کاظم(ع) است.
هشام بن حکم، پس از شتیع و در برابر ادعاهای رهبر معتزله، عمرو بن عبید، به بصره سفر کرد و در مسجد بصره، در جمع شاگردان عمرو، پس از مباحثهای تاریخی در بحث امامت و خلافت، وی را به چالش کشاند و پس از آن به دیدار امام در حج رفت و امام در جمع یاران نزدیکش، او را تشویق کرد.
144
احضار دوباره امام به عراق، با هدف به شهادت رساندن ایشان که امام این بار نیز با معجزه و توسل نجات یافت و به سرعت به حجاز بازگشت.
امام هنگام خروج کاروان زندانیان علوی از مدینه، از پشت پنجره منزل، با چشمانی اشک بار فرمود که این وضعیت حاصل خیانت انصار در حق پیامبر است. آنها در بیعت لیلة العقبه، به پیامبر قول دادند که همواره از خاندانش حمایت کنند، ولی چنین نکردند و اهل بیت؟عهم؟ او را رها کردند تا چنین شد.
رزام که مولی خالد قسری بود و پسرش در خانه والی مدینه کار میکرد و از شیعیان امام صادق(ع) بود، پس از عزل محمد بن خالد، والی مدینه، دستگیر و زندانی شد. خبر آن به امام رسید و امام روزی از پنجره زندان، دعایی به او رساند که با خواندن آن نجات یافت.
145
درگذشت اسماعیل فرزند امام صادق(ع)
امام هنگام کفن و دفن او، اهتمام به تثبیت وفات اسماعیل و جانشینی امام کاظم(ع) تأکید داشت، اما دو پسر اسماعیل با جدایی از امام و همراهی با برخی غُلات، زمینه ساز پیدایش فرقه اسماعیلیه شد.
امام هنگام قیام نفس زکیه، بیعت با او را نپذیرفت و از مدینه خارج شد و به طیبه در حومه شهر رفت.
امام پس از شهادت نفس زکیه، قاتل او، عیسی بن موسی را نفرین کرد.
پس از شهادت نفس زکیه، والی موقت شهر، شیبه بن غفال، بر منبر رفت و در خطبه نماز جمعه به امیرالمؤمنین، علی(ع) اهانت کرد، و نیز امام صادق(ع) را به تفرقهافکنی متهم کرد، ناگهان امام به او اعتراض کرد و با فریاد بلند، او را فاسق خواند.
رحلت سماعه بن مهران، از خواص شیعه، بر اساس پیش بینی امام که او با آمادگی به
استقبال مرگ میرفت.
146
147
با شروع این سال، منصور، امام را به عراق احضار کرد تا امام را به اتهام قیام نفس زکیه و جریان معلی بن خنیس و سازمان وکالت، بازخواست کند و به شهادت برساند، اما با معجزه و توسل غیبی امام خطر برطرف شد.
درگذشت سعد بن طُریف حنظلی کوفی از اصحاب باقرین؟عهما؟ که به تشویق ایشان در کوفه، قاص (قصه گو) و منقبتخوان اهل بیت؟عهم؟، بود.
درگذشت فضیل بن یسار، از اصحاب خاص امام.
درگذشت سُدیر صیرفی، او هنگام جابهجایی قدرت از امویان به عباسیان، برای تثبیت رهبری سیاسی امام بسیار کوشید.
درگذشت عبدالملک بن اعین، برادر زراره که کوفی بود، ولی در مدینه زمانی که امام در سفر حج بود، درگذشت. پس امام در مکه برای او آمرزش بسیار طلبید و پس از بازگشت، همراه یاران خود بر سر مزارش حاضر شد.
درگذشت سلیمان بن خالد اقطع کوفی. یک دست او در قیام زید قطع شده بود. وی از راویان حدیث شیعه بود. امام از درگذشت او اندوهگین شد و سفارش بازماندگان او را به یاران خود در کوفه کرد.
در این سفر، امام، مزار امیرالمؤمنین، علی(ع) را به صورت آشکار و رسمی به شیعیان کوفه معرفی کرد. ایشان در روز هفده ربیع- میلاد پیامبر- به طور ویژه آن مزار را زیارت کرد.
148
نامه امام به شیعیان بغداد و درخواست برخی حوایج (عمدتاً مالی) خود از آنها.
درگذشت عمر بن یزید کوفی (بیاعّ سابری). کسی که مقید بود هر سال از کوفه به مدینه
برود و با امام دیدار کند.
سال
خاکستری
132
غیلان بن جامع کوفی، قاضی اسبق کوفه، در دوران مروانیان که در دیدار با امام صادق(ع) از این منصب استعفا داده بود، به دست عباسیان کشته شد.
سفاح در این سال چنان درگیر سرکوبی مروانیان بود که چندان توجهی به علویان نداشت و میکوشید با ایجاد جریان اموی و مروانی، کشتار گسترده خود را نشانه انتقام الهی و اسلامی و برحق نشان دهد.
عبدالله بن حسن، رهبر زیدیه، پنهان نشده بود، ولی درمانده و مبهوت از پیروزی سریععباسیان، به دو فرزندش، محمد و ابراهیم، به سبب بیعت سابق رهبران عباسی با آنها و کینهتوزی احتمالی آنها، دستور داد تا به زندگی مخفیانه روی آورند.
133
134
136
138
139
منصور با جمعآوری این اسناد، آماده اقدام قاطع علیه علویان شد.
140
در این سفر، محمد و ابراهیم که دوباره به حجاز بازگشته بودند، سعی کردند با همراهییکی از فرماندهان خراسانی منصور - عبدویه خراسانی- او را ترور کنند، اما نقشه افشا شد و آنها گریختند. منصور، جمعی از سربازان ایرانی آن فرمانده را کشت.
منصور در بازگشت از حج در ربذه، علدالله محض را احضار کرد و با خشونت از او خواست پسرانش را تسلیم کند و چون او نپذیرفت، وی را همراه تمامی مردان و جوانان سادات حسنی، در خانه والی مدینه زندانی کرد.
142
144
145
در این قیام، عالمان حجاز، حتی مالک بن انس با نفس زکیه همراهی و همکاری گستردهای کردند که خاندان زبیر و عمر، بیشترین همکاری را با او داشتند.
سفیان بن عینیه از عالمان کوفه، در مراسم حج به شدت به استمرار یافتن سیاست تقیه امام صادق(ع) اعتراض کرد. امام پاسخ داد قیام باید بر ولایت و امانت مبتنی باشد تا به سرانجام برسد.
محمد، برادرش، ابراهیم را به سوی بصره فرستاد. او هم با همکاری عالمان عراق، از جمله ابوحنیفه، بصره را گرفت، اما به واسطه همکاری نکردن معتزله، سی هزار نفر از او کناره گرفتند.
قیام محمد پس از سه ماه به دست لشکر منصور سرکوب شد و او به شهادت رسید. (ماه رمضان).
محمد و ابراهیم در مدت حاکمیت خود به ویژه در بصره، مناسک و عبادتها را به روش عامه انجام میدادند تا آنها را جذب کنند.
146
ابراهیم پس از سه ماه که از شهادت برادرش، نفس زکیه میگذشت، در منطقه باخَمری، در نزدیکی کوفه به شهادت رسید.
منصور پس از سرکوب علویان و کشتار آنها، همانند حجاج بن یوسف و بلکه بدتر از او فرمان داد علویان اجازه سفر ندارند و خرید و فروش زمین و املاک با آنها ممنوع است و بیش از یک غلام نمیتوانند داشته باشند.
147
148
سال
سیاه
132
شورشهای پیاپی داخلی و اختلافات قبیلههای عربی بینیمنیها و مصریها (حجازیها)، قیامهای مکرر زیدیه و خوارج و نمونههایی از این دست، چنان مروانیان را آشفته حال و ضعیف کرد که ابومسلم خراسانی، در این سال به سرعت عراق را تصرف و در کوفه، بنیعباس را از زندان آزاد کرد. همچنین مردم با ابوالعباس سفاح در کوفه به عنوان خلیفه عباسی بیعت کردند.
سفاح پس از خلافت با جدیت تمام به نبرد و نابودی مروانیان از مرکز و بخش غربی خلافت تا شمال افریقا پرداخت و با کشته شدن مروان حمار، خلافت اموی- مروانی، پس از هزار ماه پایانیافت. البته عبدالرحمان اموی با فرار به اندلس، پایه گذار خلافت مستقل اموی در اندلس شد.
پایتخت موقت بنیعباس (پس از سالها پایتخت بودن دمشق) دوباره به کوفه باز گشت.
حاکمان کوفه و مدینه داوود بن علی، برای چند ماه والی کوفه بود و پس از تصرف حجاز، والی حجاز و یمن گشت. عیسی بن موسی، والی کوفه و سلیمان بن علی والی بصره، شدند.
داوود که فردی خشن بود، در ابتدای ورود به مدینه در رویارویی با امام صادق(ع) برای جلوگیری از ادامه کار ایشان و کنترل مدرسه علمی بسیار کوشید.
شد.
کشته شدن خالد بن سلمه کوفی قرشی، از فقهای عامه که ناصبی مسلک و طرفدار امویان بود، او استاد سفیان ثوری، فقیه بزرگ آن عصر بود.
کشته شدن عبیدالله بن ابیجعفر مصری، از فقهای اموی مسلک که او نیز در مصر کشته شد.
سفاح پس از استمرار خلافتش، چون گرایشهای ابومسلمه خلال مهمترین داعی عباسیان در کوفه و عراق را به علویان میدانست، او را کشت.
133
آنها به تدریج به والیان خود در عراق و حجاز دستور نظارت و کنترل و حتی نابودی جریانهای شیعی و علوی (زیدی) را دادند.
دومین والی عباسی، دایی سفاح، عبیدالله حارثی بود که پیشتر نیز والی عراق بود. وی همچنین منصب امیرالحاج را بر عهده داشت.
134
سفاح پس از استمرا خلافتش، مرکز خلافت را از کوفه که اینک آشکارا گرایشهای شیعی غالب داشت، به شهر هاشمیه در نزدیکی شهر انبار عراق منتقل کرد.
والی جدید مدینه، زیاد بن عبیدالله حارثی، با مأموریت کنترل و مراقبت شدید علویان به امارت مدینه منصوب شد.
135
136
درگذشت ربیعة الرأی، از مهمترین علمای پایهگذار روش رأی و قیاس که ابوحنیفه، شاگرد و ادامهدهنده راه او بود.
اولین سفر حج منصور - ولیعهد عباسی- پس از قدرتگیری عباسیان برای بررسی امور شیعیان و علویان حجاز. در این سفر به جز نفس زکیه و ابراهیم، پسران عبدالله محض، همه علویان و امام با او دیدار کردند.
مرگ سفاح در آخر این سال و به خلافت رسیدن منصور.
منصور به تصریح خود و تأکید مورخان، در روش سیاسی و حکومتداری، هشام بن
عبدالملک را الگوی حاکمیت و مدیریت خود قرار داد.
137
وحشت منصور از قدرت ابومسلم خراسانی و اجرای نقشه کشتن و نابود کردن او.
به راه افتادن قیام سنباد در خراسان، به انتقام قتل ابومسلم و مشغول شدن منصور به دفع این شورش تا پایان این سال. بدین سبب وی نتوانست متعرض علویان شود.
138
139
منصور پس از سرکوب شورشها، جنگبارومیها را تعطیل کرد و با همه توان، متوجه مسئله علویان شد. از این سال، اولین برنامه او اعزام جاسوسهای پیاپی به اسم شیعهیا زیدیهای خراسانی به مدینه، برای نفوذ در علویان (زیدی) یا شیعیان است.
در این سال، منصور دستور داد مسجدالحرام را توسعه دهند و پیرامون آن را بازسازی کنند.
140
منصور، عبدالجبار بن عبدالرحمان را والی خراسان کرد و او شماری از سرداران لشکر خراسان را به اتهام گرایشهای علوی کشت یا زندانی کرد.
سفر حج منصور و دستور به احضار و بیعتگیری اجباری از علویان در مدینه، هنگام رفتن به مکه در مسیر بازگشت از مکه به قتل امام و نفس زکیه مصمم شد. پس از بازگشت به جای مدینه، در ربذه و در راه عراق اقامت کرد و دستور داد امام و علویان را حاضر کنند.
سرانجام او از کشتن امام منصرف شد، اما همه سادات حسنی را در مدینه زندانی کرد. سپس منصور به بیتالمقدس رفت و از آنجا به کوفه بازگشت.
منصور به جای کوفه، شهر هاشمیه در نزدیکی کوفه را پایتخت خود قرار داد.
مرگ ابوحازم سلمة بن دینار، از عالمان و مفتیهای مدینه که در زمان مروانیان در حزب آنها قرار داشت و به آنها متمایل بود.
141
راوندیان خراسانی در هاشمیه، پایتخت منصور، قیام کردند. آنها به الوهیت منصور و غلو درباره او معتقد بودند. ازاینرو، در هاشمیه به پرستش منصور روی آوردند و مزاحم دیگر مسلمانان شدند. ازاینرو، منصور همه آنها را کشت و سرکوب کرد.
منصور از این سال به بعد سعی کرد با اعزام افراد یا گروههای آشکار و پنهان و حتی در قالب جاسوسهایی با نام شیعیان خراسانی به مدینه، به شناسایی و دستگیری نفس زکیه بپردازد، امام همواره ناکام ماند.
142
سرنخی به دست آورد، ولی او هم ناکام ماند.
منصور پس از احضار امام، به همراه فرزندش، برای به شهادت رساندن ایشان تلاش کرد. یک بار اسماعیل- احتمالاً به تصور اینکه او جانشین بعدی امام خواهد بود، همان گونه که نزد برخی شیعیان شایع شده بود - را به همراه مجرم دیگری احضار کرد تا کشته شوند که اسماعیل به دعای امام نجات یافت و سالم به منزل پدر بازگشت.
143
نکته: محمد بن اسحاق، مورخ و از شیعیان و شاگردان باقرین (ع) و مقبول عامه بود، اگرچه او دارای نزاعی طولانی و تاریخی با مالک بن انس رهبر فقهی عامه در حجاز بود.
144
دومین سفر حج منصور، در دوران خلافت خود بود. در این سفر، والی جدید مدینه را بسیار مؤاخذه کرد؛ زیرا با صرف اموال بسیار در مأموریت خود ناکام بود و او را عزل و ریاح بن عثمان مرّی را به جای او نشاند.
در این سفر، منصور، مالک بن انس و محمد بن عثمان، از فقهای کوفه را نزد عبدالله محض فرستاد تا او را به تسلیم فرزندانش راضی کنند، ولی آنها ناکام باز گشتند.
مرگ عمر بن عبید معتزلی، دومین رهبر مهم معتزله. او با وجود بیعت اولیهاش با زیدیه و نفس زکیه در اواخر خلافت مروانی، حاضر به همراهی آنها نشد و از پیوستن معتزله به زیدیه جلوگیری کرد.
مرگ ابن شبرمه از عالمان عامه در کوفه و اولین قاضی کوفه در زمان منصور که پس از مدتی، منصور بر او خشم گرفت. سرانجام او به خراسان فرار کرد و در این سال درگذشت.
145
منصور با مشاهده فضای نیمه شیعه شهر کوفه، پس از مکانیابی و با انتخاب منطقه بغداد، شهری برای ساختن پایتختی جدید طراحی کرد که با جذب بنّاها و معماران از سراسر جهان اسلام، ساختن این شهر آغاز شد. در این طرح، قصر منصور به منزله مرکز شهر قرار گرفت و بنایی به نام قبة الخضرا به صورتی بزرگ و با شکوه ساخته شد تا مردم با سیاحت آن به زیارت کعبه نروند. تعداد معماران و بناهای بغداد صد هزار نفر بود.
به دستور منصور، ابوحنیفه، مأمور محاسبه و بازرسی بناها بود.
قیام ناگهانی محمد و ابراهیم سبب وحشت منصور شد و لشکری بزرگ به فرماندهی عیسی بن موسی، والی عراق به حجاز فرتاد.
در مدت قیام محمد و ابراهیم، منصور دستور داد کوفیان لباس سیاه بپوشند که شعار عباسیان بود؛ زیرا باید بیعت عملی میکردند و هر کس نافرمانی میکرد، کشته میشد.
در ماه شوال این سال، یک ماه پس از شهادت نفس زکیه، سپاهیان در مدینه شورش کردند و چند روز شهر دستخوشغار
توناامنی شد. والی شهر فرار کرد. سرانجام مردم به رهبری این ابیسیره، از عالمان شهر، بر اوضاع مسلط شدند.
146
در طول قیام محمد و ابراهیم، ضمن اینکه معتزله از نها کناره گرفتند، عبدالله بن عون، از عالمان بصره و شاگرد حسن بصری که سابقه استغفار طلبی برای حجاج بن یوسف ثقفی را داشت و طرفدار قعود و سکوت بود، بصریان را به یاری نرساندن به ابراهیم فراخواند.
منصور پس از شکست قیام ابراهیم، به والی بصره دستور داد خانه آنهایی را که با ابراهیم همراهی کرده بودند، خراب کند و چون سستی ورزید، او محمد بن سلیمان را والی جدید بصره کرد. او نیز خانههای بسیاری را ویران ساخت و نخلهای آنان را قطع کرد.
پس از شکست ابراهیم، منصور به سبب تمایل و حمایت ابوحنیفه از قیام، بر او خشم گرفت و وی را زندانی کرد و به روایتی او تا سال 150 ه- .ق که درگذشت یا مسموم شد، در زندان منصور بود.
منصور پس از سرکوب قیام علویان، با جدیت ساختن بغداد را پی گرفت و در این سال قسمت عمده آن را به پایان رساند و پایتخت را از هاشمیه، نزدیکی کوفه، به بغداد منتقل کرد.
عزل عبدالله بن ربیع حارثی، والی مدینه به سبب سختگیری بر علمای مدینه و انتصاب جعفر بن سلیمان به جای او.
امیرالحاج نیز عبدالوهاب بن ابراهیم بود. منصور در این سال کوشید عالمان حجاز و عراق، به ویژه مالک بن انس را در حجاز و نیز شاگردان ابوحنیفه را در عراق جذب کند.
منصور پس از شکست علویان، اموال سادات بنیالحسن و علویان را در مدینه و حجاز مصادره کرد و تا زمانی که زنده بود، تجارت از سمت دریای سرخ را با اهل مدینه ممنوع کرد.
147
زکیه) بگیرد و آن را برای پسرش، مهدی عباسی قرار دهد.
در پایان این سال، منصور دوباره برای ساماندهی امور حجاز به سفر حج آمد. در این سفر بار دیگر قصد شهید کردن امام را داشت، اما با توسل غیبی امام، ایشان دوباره نجات یافت. در همین سفر، منصور به جذب و دلجویی دوباره از مالک بن انس پرداخت.
در این سالها، منصور پس از تثبیت اوضاع سیاسی و ایجاد شهر جدید بغداد، کوشید از یک سو، نهضت ترجمه را با جذب دانشمندان علوم مختلف راه اندازد و از سوی دیگر، با همکاری عالمان عامه، مذهب رسمی خلافت را نوعی از مذهب اهل سنت غیر اموی و تلطیف شده قرار دهد.
148
منصور در آخرین گام پس از سرکوبها و جنایتهای بسیار، سرانجام تصمیم تاریخی خود درباره شهادت امام را به دست والی-اش در مدینه اجرا کرد.
درگذشت ابن ابیلیلی، فقیه کوفه که 33 سال قاضی امویان و عباسیان بود.
منصور هنگام اجرای طرح شهادت امام به دست والی مدینه از او خواست به شدت منزل امام و اخبار آنجا را کنترل کند و به مجرد آشکار شدن جانشین امام، او را نیز بیدرنگ به شهادت برساند.
وجود مشارکت بیشتر عالمان فکری و فقهی عراق و حجاز با زیدیه، با گذشت و تساهل و تسامح با آنها، به روشهایگوناگون، در جذب و گسترش آنها (مالک بن انس) و شاگردانشان (ابویوسف، شاگرد مهم ابوحنیفه) کوشیدند. همچنین با کمک آنها، فرقههایفقهی (مالکی و حنفی) و کلامی ( معتزله و اهل حدیث) را برای اهل سنت ساختند، البته با رویکردهای معتدلانه و پالایش شده از اندیشههایخشن و تعصبآمیز که امویان و مروانیان ایجاد کرده بودند، به گونهایکه توانستند با یاری آنها به ویژه با توجه به تقویت این دو اصل که مقبول آنها بود (اصل لزوم پذیرش مطلق ولایت حاکم و اصل عدم جواز خروج و قیام بر خلیفه و حاکم، حتی در صورت فسق و فجور)، خلافتی تاریخی و طولانی را برای خود رقم بزنند.
این دگرگونی در جامعه باطل، به مرزبندی تاریخی و رسمی جامعه اسلام عامه از جامعه شیعه منجر شد. همچنین مراقبت فراوان امام برای جلوگیری از تأثیر اندیشهها و جریانها و هیجانهای زیدیه بر جامعه شیعه سبب شد تا در آستانه برپایی خلافت عباسی، جامعه در حال
شکلگیری شیعه با هویت مستقل و غنی، از نظر مبانی فکری و فرهنگی و علمی پدید بیاید.
در این دوران که خشونت و قدرتطلبی عباسیان با شتاب شروع شد، امام صادق(ع)، زندگی اجتماعی بر محور تقیه را در برنامه و روش کلی زندگی شیعی خود قرار داد. البته تفاوت بنیادی تقیه در این دوران با دورههای گذشته که تفصیل و توضیح بیشتر آن در فصل پایانی خواهد آمد، در این بود که در گذشته به سبب باطل بودن و فاصله فراوان و مرزبندی اسلام و نفاق، تقیه به معنای جدایی کامل جامعه شیعه از نظام حکومتی، اداری، اجتماعی و روانی، با حفظ و رشد پنهانی بود و به اصطلاح از گونههای تقیه، فقط تقیه حفاظتی کانون توجه بود. در اوضاع جدید با توجه به دگرگونیهای سیاسی و حتی اجتماعی و آگاهی امام از طولانی بودن زمان این دوره و خلافت، امام به تعریف سه جایگاه از تقیه - تقیه حفاظتی، تقیه نفوذی، تقیه جذبی و توسعهای-(1)پرداخت و کوشید از این سه مرحله، دستکم دو مرحله حفاظتی و نفوذی را اجرا کند.
خلافت نوبنیاد برای به دست آوردن پایگاه اجتماعی، در نوعی ساختارشکنی تاریخی صد ساله در درون نظام عربی از نظر اجتماعی و اسلام مبتنی بر اندیشه خلفا از نظر فکری،به جهان اسلام ایرانی-خراسانی متوسل شد. البته لشکر ابومسلم شامل ایرانیان خراسانی و عربهایمقیم خراسان - اعراب فتوحات - بود. به هر حال، پس از قیام شیعی مختار، این نخستین باری بود که رسماً در میان اهل سنت، جامعه اسلامی غیر عرب به جای شهروند درجه دو، همانند مسلمانان عرب شمرده میشد.
این اتفاق سبب شد فاصله فراوان و تاریخی و مرزبندی اجتماعی عرب و عجم، به
1) در این زمینه نک: درسهایی از انقلاب، علی صفایی حائری، کتاب تقیه، ص 166.
معنای وسیع ایرانی و غیرایرانی، به تدریج از میان برود و شرایط برای حرکتی گسترده از آمیزش و امکان رفت و آمدها و پیوندهای بزرگ عرب و غیر عرب، در جهان اسلام فراهم شود.
همچنین خلافت عباسی پس از استقرار و درک لزوم قرار دادن پایتخت در عراق - نه در حجاز، شام یا ایران - به منزله کانون جغرافیایی و جمعیتی جهان اسلام و خاورمیانه دریافت که کوفه به سبب غفلتهایتاریخی مروانیان و گرفتاریهایسیاسی- نظامی عباسیان، چنان رنگ شیعی گرفته است که دیگر برای حاکمیت عباسیان جایگاه مناسبی نخواهد بود. ازاینرو، با هدف جمعآوری و نظام بخشی جمعیتهایهمگن و همسوی سیاسی، نظامی، علمی و اجتماعی مطلوب خود، شهر بغداد را برپا کرد. با ایجاد بغداد، مهمترین و دومین تحول اجتماعی در عراق و جهان اسلام رخ داد. بدینگونه عقبنشینی تاریخی اندیشه و جامعه غیرشیعی از مناطق و شهرهای شیعی صورت گرفت. این چنین است که برآیند پنهان دو تصمیم تاریخی و قهری عباسیان، در بلندمدت به سود جامعه و جغرافیای شیعه تمام شد؛ یعنی پیدایش کوفهای با جمعیت غالب شیعی و امکان دسترسی آسان به جامعههایی با گرایشهایشیعی در ایران، به ویژه شهر قم که تنها شهر شیعی در حال پیدایش این سالها بود و خراسانیانی که گرایشهای شیعی و علوی داشتند.
در این سالها، خلافت عباسی که همواره در ترس و وحشت از امام و برنامههایش و ائتلاف احتمالی اش با جریان زیدیه به سر میبرد، در اضطرابی پنهانی و بی سابقه در طول تاریخ اهل بیت؟عهم؟، چندین بار امام را از مدینه به کوفه و حتی بغداد فراخواند و گاه امام به اقامت چند ماهه آزاد یا نیمه آزاد در کوفه ناچار میشد بپردازد.
این موضوع از نگاه ظاهری، لایه انفعالی در زندگی امام است، اما با نگاهی تحلیلی و
مدیریت فعال امام در فرصتهایتاریخی، امکان مدیریت و طراحی فرهنگی و آسیبشناسی جامعه شیعه از نزدیک و به سازی الگوی اجتماعی شیعه، برای امام فراهم میآمد. در این سفرها بود که امام، فرهنگ زیارت کربلا و نجف را برای جامعه شیعه طراحی و نهادینه کرد و توسعه داد یا روابط اجتماعی شیعه را با همدیگر و دیگر گروههایاسلامی برای جامعه در حال پیدایش، تبیین و اجرایی کرد و برای مدیریت اجتماعی، به طراحی سازمان وکالت در مرحله اولیهاش پرداخت. امام، جامعه شیعه را که به جای جوامع احساسی و قبیلهایگذشته که زیر فرمان و مدیریت رئیسهایقبایل بودند، به جامعه ایمانی محور با مدیریت شخصیتهایعلمی و فرهنگی شیعه تبدیل کرد. بدین گونه، جامعه شیعه از جامعهای قبیلهمحور به جامعه شهرنشینی با رهبری فرهیختگان دینی تبدیل شد.
نمونهایاز نکتههاو ایدههای اجمالی در این دوره تاریخی چنین است:
امام و ایستادگی در برابر مطالبه قیام از ایشان، به دست زیدیه به سبب فراهم نبودن شرایط اجتماعی برای قیام؛
امام و سفارش به شاگردان خاصش برای ایجاد حرکتی گسترده در نگارش و دستهبندی و نظم بخشیدن به احادیث و معارفی که از ایشان و امام باقر(ع)آموخته بودند و نگارش تدریجی اصول اربع مائه (کتابهایی چهارصد گانه اولیه شیعه)؛
امام و مدیریت غیبییاران خاص خود برای دنیا و آخرت (نک: فصل آخر)؛
امام و برپایی مناظرههای گسترده فقهی، کلامی و علمی با جریانهایگوناگون و فرقههایگوناگون اسلامییا غیر اسلامی با رویکرد دینییا علمی.
جمع بندی و نگاهی کلی به فصل 1
مطالعه تاریخی براساس خط زمانی(1)میتواند یک لایه یا چند لایه و به صورت موازی و چند سطحی باشد. در جدول خط زمانی این فصل، تلاش شد خط زمانی در سه لایه سفید،
1) Time Line
خاکستری و سیاه بررسی شود که گاه در هر بخش، خود دو یا سه خط موازی داشت. اینک پس از آشنایی اجمالی با این دوران، شاید مناسب باشد برای تجربه و فهم بهتر و بیشتر برخی رویدادها و جریانها، خط زمانی برخیجریانها را دوباره و به صورت مستقل و اجمالی بررسی کنیم تا پژوهشگران رسانهای و برنامهسازان در مقام فهم بهتر روابط و بازتابهایمتقابل به درک جامعتری از روش خط زمانی جامع زندگی امام صادق(ع)برسند و نیز در جایگاه ایدهیابی در مقام کشف ایدههای خردتر و بسیطتر، امکان استفاده بیشتری از الگوی خط زمانی را در برنامه سازیها داشته باشند. ازاینرو، در این مرحله، برخی جدولهاو نمودارهای، فهرستوار، دوباره بازخوانی میشود:
خط زمانی حق و باطل با رویکرد فلسفه تاریخی و بازشناسی نقش امامت امام صادق(ع)در کانون آن.
برای بازشناسی بهتر و تحلیل کاملتر از امامت امام صادق(ع)به جای نگاه گسیخته و مستقل به قبل و بعد تاریخی و اجتماعی این دوران باید به این دوران در قالب نوعی جریان پیوسته تاریخی و مقطعی نگریست. ازاینرو، برای دریافت بهتر و بیشتر این فراز مهم که چیستی آن جریان پیوسته است، به ناچار باید به جریان تاریخی حق و باطل و سپس بزرگنمایی دوران امامت امام صادق(ع)در میان این جریان تاریخی نگاهی موازی داشت تا حقیقت مکتب جعفری که برخاسته از این دوران مهم است، بهتر دریافت شود. ازاینرو، در این بخش در قالب چند نمودار خط زمانی اجمالی که در نهایت به نمودار خط زمانی نسبت تاریخی امام با کلیت تاریخ میرسد، به تحلیل زندگی و دوران رهبری امام میپردازیم:
الف) نمودار ادوار تاریخی حق از هبوط تا پایان تاریخ، از دیدگاه اسلام شیعی
رهبری کلان جبهه توحید به دست پیامبران اوالعزم و تلاش برای آشنا سازی تاریخی جامعههایتوحیدی که رو به تکامل میرفت که نقطه اوج آن، تلاش یک هزار ساله برای ایجاد تمدن توحیدی به دست بنیاسرائیل و زیر نظر انبیا بود که سرانجام ناکام ماند.
دین حق، کامل و جامع که سبب ختم وحی و رسالت میشود.
تلاش برای تمدنسازی توحید دین خاتم در جامعه جاهلی عرب، به منزله اعجاز تاریخی- اجتماعی پیامبر اسلام.
عاشورا که محصول دسیسه نفاق با همکاری همه دینها و جریانهایباطل است، سبب تعریف هویت متمایز و بیمهشده حق شده است که بازتاب آن، متمرکز شدن امامام معصوم بر جامعهسازی ویژه حق، جدا از اکثریت باطل در جهان اسلام است.
این گونه است که تجلی اولیه دین خاتم در جامعه شیعه و در مدیریت پیوسته و تاریخی و مستقیم معصومین، به دو و نیم قرن ایجاد و تثبیت شد.
آخرین ولی معصوم عج الله تعالی فرجه الشریف با توجه به داشتن رسالت اجرا و تحقق جهانی دین حق و آماده نبودن جهان اسلام به پس پرده غیبت رفت، ولی با مدیریت غایبانه به دست چهار نایب خاص
خود کوشید جامعه شکلگرفته شیعه را با دوران جدید و اصول زندگی غایبانه آماده سازد.
غیبت کبرا، یعنی حرکت موازی دو جبهه و جامعه تاریخی حق و باطل.
جامعه باطل در اوج ظهور و غلبه و تجربهگری است، به گونهای که این جامعه پس از تجربه همه ادعاهایش در تمام حوزههایعلوم انسانی و غیر انسانی، سرانجام بشر را با بحرانهاو نابودیها و تحیرها روبهرو میکند و در نقطه پایان، بخش مهمی از جامعه جهانی- مسلمان و غیرمسلمان - از دنبالهروی تاریخی آنها خسته میشوند و به جستوجوی جریان حق آسمانی میشتابند.
جامعه حق شیعه زیر نظر مدیریتترکیبی- پنهان امام غایب و آشکار نواب عام - بدون شتاب و حساسیتسازی، در روندی تاریخی و طبیعی و آزمودن تمام بحرانها و شرایط، به بلوغفکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود میرسد؛ به گونهای که ظرفیت آمادهسازی و جذب جهانی را در دوران ظهور به دست میآورد.
به معنای مصاف تاریخی و نهایی حق با باطل و شکست تاریخی باطل و فراهم شدن شرایط برای تحقق دین جامع و کامل حق بر سراسر گیتی.
به معنای بازگشت مؤمنان تاریخی و ایجاد بهشت زمینی برای همه مؤمنان سراسر تاریخ.
در دورههایتاریخی پیامبران، هدف تاریخی کلان ترسیم شده از سوی پروردگار، نزول تدریجیدین حق و تلاش تاریخی و مرحلهای جبهه حق برای جامعهسازی بود. در این دوران، جبهه حق در جهت رشد و توسعه کمّی باطل، به رشد کیفی خود پرداخت. در دوران امامان معصوم؟عهما؟، پس از نزول دین جامع و کامل حق که با همه ابعاد وجودی نیازهای انسانی همراستا بود، امامان عهدهدار اجرایعملی دین حق در گستره جغرافیایی و جهانی شدند. البته این مهم در مثلث - دین حق، رهبری حق و ایجاد جبهه جهانی حق به تحقق ضلع سوم بستگی داشت که متمایل شدن تدریجی اراده انسانها به سوی حق است.
ازاینرو، سراسر دوران امامان معصوم؟عهم؟، تا آغاز ظهور، به مدیریت جامعهسازی برای دین جامع و کامل حق و معطوفسازی آزادانه و آگاهانه ارادههایانسانی به سوی بهشت زمینیحق در پایان تاریخ بستگی دارد.
ب) ادوار تاریخی امامت یازده امام
با این نگاه، دورههایامامت امامان معصوم؟عهم؟، پس از غصب غمانگیز خلافت در نخستین گام و در تلاشی پنجاه ساله، در پی بازگرداندن جهان اسلام به سوی حکومت حق بود، ولی پس از رخ دادن قیام خونبار عاشورا، به ناچار جبهه حق از جامعه اسلامی روی گرداند؛ جامعهایکه بر شیوه باطل خود پافشاری میکرد. ایشان برای جامعهسازی مستقل و تعریف شده (اقلیت حق، در بطن و میانه جامعه اسلامی، با کمک فرهیختگان و فطرتهایبیدار حقطلب و عدالتخواه کوشیدند. بدینگونه تا آغاز غیبت صغرا و کبرا - برخلاف قطع و سکوت ناگهانی ارتباط آسمانی و مدیریت پنهانی اولیای حق در جامعه اسلامی، پس از درگذشت پیامبر از دیدگاه اکثریت حاکم - در دورهایدویست ساله، جامعه شیعه به تدریج و با صبر و حوصله، دوباره بنیان گذارده و بر بنیاد واقعههایبعثت، غدیر و عاشورا تعریف شد.
ج) ادوار تاریخی باطل از هبوط تا پایان تاریخ (طراحی تاریخی ابلیس در برابر حق)
آدم(ع)
به هبوط کشاندن آدم و حوا از بهشت به زمین و گمراه کردن و تفرقهافکنی میان فرزندان آدم.
نوح(ع)
تلاش برای گمراه کردن نخستین جوامع و قرار دادن آنها در برابر انبیا با سلاح شرک و کفر.
ابراهیم(ع)
در کنار طرح آسمانی ایجاد امت توحیدی بنی اسراییل، ایجاد دین باطل در برابر دین حق و ناکام-سازی تمدن و حقسازییهودیان.
پیامبر اسلام؟ص؟
مقاومت با سلاح شرک و کفر و دین-های باطل در برابر نزول و تحقق دین کامل خاتم و در نهایت بر پا کردن جریان نفاق
حضور امامان تا عاشورا
به قدرت رساندن منافقان و تلاش برای حذف فیزیکی و نابودی کامل دین و رهبری حق.
عاشورا
تلاش برای محو کامل حق، اما ناکام ماندن و از جبهه حق شکست تاریخی خوردن.
از عاشورا تا عباسیان
تلاش برای انزوا و طرد اجتماعی حق و احیای نظام فکری و اجتماعی مروانیان- امویان اصلاح شده و ناکامی در این هدف.
از عباسیان تا ظهور
در راستای جامعه سازی مکتبی حق و پیشرفت-های تدریجی آن و رشد اجتماعی آگاهیهای اجتماعی آگاهیهای انسانی؛ سعی در جامعه سازی و تمدن سازی پیوسته و فراوان باطل تا هنگامی که در جامعه جهانی، زمینه برای پذیرش داشته باشد و استفاده از آن در برابر ظهور تاریخی حق و عقب انداختن ظهور.
د) بررسی تطبیقی حق و باطل در دوران زندگی و امامت امام صادق(ع)
حق
بازتاب تاریخی عاشورا، بیمه مکتب تکاملیافته در برابر خطر نابودی است، البته جهان اسلام در عاشورا نشان داد که امیدی به اصلاح و تحول در آن نیست. ازاینرو، باید در نهان طرح جدید جامعه حق را پایهگذاری کرد.
83 ه- . ق امام سجاد(ع)؛
95 ه . ق امام باقر(ع)
تفاوت فراوان جامعه حق از باطل، مبتنی بر بنیان دانش و فرهنگمحوری و آسمانی بودن آن است، چنان که در جایگاه پیریزی مکتب تربیت نسلی متخصص و دانشمند، برای برپایی و بلوغ جامعه شیعه ضروری بود و امام صادق(ع) در زمان درگیری داخلی باطل به پیریزی مکتب حق بر بنیاندانش و فرهنگ آسمانی پرداخت.
114 ه . ق امامت در دوره مروانی
در این زمان همراستاباتلاشباطلبرای نوزایی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، امام کوشید با یاری نخستین و دومین نسل از دانشآموختگاندانشگاهاهلبیت؟عهم؟ در شهرها و مناطقی که به تدریج به کانونهای اولیه جغرافیای شیعه میپیوستند، جامعه حق را مبتنی بر ایمان، علم و عمل صالح بنیان گذارد.
132 ه . ق امامت در دوره عباسی
148 ه . ق شهادت
باطل
به ظاهر مروانیان در این دوران در اوج اقتدار و ثبات هستند، ولی دو قیام بزرگ در عراق، آن هم از سوی جریانهای داخلی اهل سنت نشانه بحرانهای داخلی جامعه و حکومت بود؛ به گونهای که جریان خلافت اموی- مروانی در دورهای کوتاه (عمر بن عبدالعزیز ) ناچار شد ژست اصلاح طلبی و دین داری بگیرد؛ البته بدون همراهی گسترده بیرونی عالمان و بی تحمل بودن دستگاه خلافت و خاندان مروانی با این شرایط جدید و بازگشت به شیوه گذشته، سبب آشکار شدن نهایت فساد و فروپاشی امویان شد. تنها عامل حفظ اقتدار ظاهری آنها، استمرار فتوحات بود.
در این دوره، خلفای مروانی چنان به فساد آشکار روی آوردند و نیز اختلافات فبیلههای عرب طرفدارمروانیان، چنان خلافت را به ابتذال کشانده بود که با قیام زید روبهرو شدند. این قیام شکست خورد، اما چنان موجی از نارضایتی در جهان اسلام به پا کرد که عباسیان کوشیدندبا شعارهای فریبنده بازگرداندن خلافت به اهل بیت پیامبر و برپایی عدالت و رفع تبعیض نژادی میان عرب و عجم، با برانگیختن احساسات ایرانیان، قیامی بزرگ را هدایت کنند. بدین گونه جریان تازهای از باطل کوشید با مصادره شعارهای مقدس متولد شود.
بنیعباس با شعارهای فریبنده به قدرت رسید. ولی پس از تثبیت شرایط، نشان داد شعارها برای نوزایی و احیای خلافت باطل، متناسب با دگرگونی-های جامعه و پیشرفت زمانه بوده است.
در ابتدا این اعلان نوزایی باطل، با قیام بزرگ علویان و همراهی طیف گستردهای از عالمان روبهرو شد، ولی سرکوب شدید قیامهای علویان و جذب عالمان عامه با شیوههای گوناگون سبب شد با همکاری متقابل خلافت و عالمان عامه، تعریفی جدید و معتدل و ماندگار از اسلام رسمی ارائه شود تا در امتداد قرنهای آینده بتواند طرحی منسجم از دین علیه دین ارائه دهد.
امام در امتداد جریان تاریخی حق و ناظر به چشمانداز اینده میکوشید با آگاهی و زمانشناسی مناسب از شرایط در حال تحقیق، به پایهگذاری جامعه حق یاری برساند. البته اینپایهگذاری برخلاف پایهگذاریهای جامعههای سیاه یا خاکستری بود که بر اساس زور و تزویر
یا استفاده از فرصتها و هیجانهای موقت و بدون بنیادهای لازم است، بلکه این بنیانگذاری بر اساس تقیه جامعه شیعه باید با درک قدرت و جایگاه جامعه اسلامی و پرهیز از درگیری و مصاف یا عرض اندام پیش از رسیدن به بلوغ کافی رخ میداد و نیز باید به طراحی، پیداش، رشد و گستردگی کمّی و کیفی آگاهانه و عالمانه تدریجی میپرداخت.
در این راه، جامعهسازی و فرهنگسازی عالمانه و مؤمنانه، اصل اول و سیاستزدگیو هیجان زدگی اجتماعی، تابوی اول بود؛ زیرا تفاوت جامعه حق با جامعه باطل در این است که در جامعه حق، همه روابط و حد و مرزها باید براساس طراحی آگاهانه و بر دانش و ایمان توحیدی و غیبی مبتنیباشد. ازاینرو، ایجاد و ارتقابخشی به آن با توجه به رخداد رویشها و ریزشها در جامعه، امری زمان بر خواهد بود.
ازاینرو، امام صادق(ع) در نخستین گام که بر اساس تلاشهای تاریخی امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) در دوران خلافت رو به زوال مروانی بود، دانشگاه معارف اهل بیت؟عهم؟ را به اوج کمّی و کیفی رساند. آن گاه با تغییر اوضاع زمانه و جا به جایی سیاسی و اجتماعی قهری و جبری، بدنه اصلی این دانشگاه را در دوره عباسی پیریخت و با کمک دانشآموختگان دانشگاه، در مناطق اصلی آنان، بستر جوامع شیعی و بستر اولیه مدارس علمی و حوزههای علمیه شیعه را بنیان گذارد. رسالت امامان؟عهم؟ و عمقبخشی به این جوامع و مدارس نوپا در امتداد زمان و مدیریت تاریخی و راهبردی ریزشها و رویشها تا زمان غیبت ادامه دارد. برای فهم بهتر تلاشهای تاریخی امام در این دوره، در دو گستره خواص و عوام جامعه شیعه بر بسترهای گذشته و ناظر به آینده به نمودارهای بعدی توجه کنید.
خط زمانی مدرسه علمی و دانشگاه صادقین
زیر فصل ها
الف) روند شکلگیری دانشگاه و مدرسه علمی امام صادق (ع) و مکتب شیعه جعفری
ب) نمودار خط زمانی مدرسه و مکتب کوفی شیعه در جایگاه نخستین مدرسه علمی شیعه:
ج) نمودار خط زمانی وضعیت فکری و علمی شاگردان امام
الف) روند شکلگیری دانشگاه و مدرسه علمی امام صادق (ع) و مکتب شیعه جعفری
نیمه اول: زمان پدر
گروه نخست از جوانان کوفه که به تدریج جذب امام باقر(ع) شدند، به گونهای ثابت و تخصصی از محضر امام باقر(ع) حدیث آموختند.
نیمه دوم: امامت امام صادق(ع)
نیمه دوم: امامت امام صادق(ع)
به تدریج گروه نخست پس از بازگشت به کوفه، جایگاه اجتماعی خود را در جامعه و در میان قبایل شیعی کوفه یافتند و سبب تشویق جوانان خاندان یا قبیله خود برای مهاجرت به مدینه شدند؛ جوانانی که گاه کلاسهای مقدماتی علم را نزد نسل اول گذراندند.
در دوران اموی
راه افتادن موجی از مناظرههای فقهی و کلامی میان شاگردان امام و رهبران فکری فرقههای گوناگون و در نتیجه باور همه فرقهها به قدرت علمی و فکری مکتب تشیع، به گونهای که غیر مستقیم، به تثبیت فکری و فرهنگی و اجتماعی شیعه در جهان اسلام منجر شد. همه فرقههای اسلامی- به ویژه از نظر فقهی- از دانش مکتب تشیع به صورت مستقیمیا غیر مستقیم از محضر امام صادق(ع) شاگردان کوفی حضرت بهره گرفتند و استفاده یک سویه کردند بدون اینکه تشیع هیچ گونه نیازی به دانش آنها داشته باشد.
آشکار شدن تدریجی نشانههای غلو در برخی افراد سست نهاد.
امام در دوران عباسی
به موازات محدودیت و تعطیلی شعبه اصلی دانشگاه امام صادق (ع) در مدینه، این رسالت به تدریج و به ویژه در کوفه بر عهده یاران علمی- به ویژه نسل اول و دوم اصحاب اجماع - واگذار میشود.
در این زمان، امام برای گسترش جامعه و تعداد شیعیان و همچنین مقابله با محدودیتهای عباسیان، پایه گذار سازمان وکالت به معنای مرجعیت اجتماعی بخشی به شخصیتهای علمی به جای رهبران قبایلی شد.
ب) نمودار خط زمانی مدرسه و مکتب کوفی شیعه در جایگاه نخستین مدرسه علمی شیعه:
اصحاب باقرین پس از گذراندن دورههای کافی دانشآموزی در مدینه و مکه، ضمن مراسم حج در محضر امام به گفتوگووتمرین مناظره با مدعیان یا مراجعان میپرداختند یا در مسجدالنبی، اولین
کلاسهای درسی را برگزار میکردند.
بازگشت تدریجی اصحاب کوفه به کوفی در فضای تقیه که سبب شد اصحاب به تدریج در مسجد کوفه در کنار دیگر فرقه ها، به تدریس حدیث و فقه مقارن و تطبیقی بپردازند. آنها از امام صادق (ع) با عنوانهای غیرمستقیم و القاب و کنیه نام میبردند.
همزمانباتحولاتدرشاموتضعیف مروانیان، اصحاب با علنی کردن نام امام صادق(ع) و مستقل کردن فقه و حدیث شیعه به تدریج به مدرسه علمی شیعه هویت و استقلال بخشیدند.
فزونی شاگردان بازگشته از مدینه و تنوع تخصص آنها در اواخر دوره مروانی، مسجد کوفه را با انبوهی از کرسهای درس فقه، حدیث، تفسیر و کلام شیعی روبهروکرد.
این مدرسه در برخورد با روش فکری رأی و قیاس یا انحراف درونی غلوگری، با آسیبهایی روبهرو بود، ولی با نظارت و مدیریت غیر مستقیم امام از آن آسیبزدایی شد.
در پایان دوره خلافت مروانیان و شروع دوره خلافت عباسیان، این مدرسه ضمن آنکه رسمی و بینیاز از دیگر مکاتب و فرقههای عامه بود، در موارد فراوانی به تغذیه موردی و گسترده پرسشهای فکری رهبران و عالمان عامه میپرداخت. در این زمان با توجه به فراوانی حدیث، به تدریج روشهای اجتهادی در حدیثشناسی یا روش کشف اصول از منابع حدیثی در دسترس اصحاب قرار گرفت.
ج) نمودار خط زمانی وضعیت فکری و علمی شاگردان امام
در مدرسه علمی امام صادق(ع)، ابتدا شاگردان متناسب با نیازها از محضر امام دانش و حدیث میآموختند. آن گاه پس از بازگشت و استقرار در منطقه زندگی خود به پالایش و نظام بخشی و مهندسی و معماری اطلاعات فراگرفته، مشغول میشدند. ازاینرو، زندگی علمی شاگردان حضرت شامل دو دوره مهم بود. در مقطع اول، فراگیری حدیث از امام، فرآیند حدیثآموزی بر اساس دو ویژگی و نیاز بود. نخست، نیازمندیهای زیربنایی و طبیعی جامعه شیعه برای تبدیل شدن به مکتبی علمی و فرهنگی؛ نیازمندی برای روبه رو شدن با دیگر فرقههاو ابطال آنها یا دفع شبههها و هجومهای فکری انحرافی و تحریفی آنها.
امام صادق(ع) متناسب با هر دو نیاز کلی و کلان، به جذب استعدادها و تربیت علمی پرداخت، به گونهای که در چندین مورد، یاران امام در محضر ایشان با ارباب جریانهای انحرافییا افراد متأثر از آنها مناظره کردند. امام در برابر مردم به توصیف شخصیت و
ویژگیهای علمی و فکرییاران خود میپردازد. برای نمونه، تفاوتهای تخصصی و روشی هشام بن حکم و حُمران و مومنالطاق و هشام بن سالم و همچنین ... را با یکدیگر بیان کرد.
از دیگر فعالیتهای امام، دانشآموزیهای ویژه به یارانش در مقام دفع شبههها به ویژه کلامی و فرقهای در این زمان بود که نمونه عالی آن، توحیدآموزی تخصصی به شاگردش، مفضّل است. با توجه ویژهای است که امام به تربیت شاگردان کلامی خود، مانند هشام بن حکم یا مومن الطاق داشت.
در دوره دوم نیز اصحاب و شاگردان امام(ع) پس از بازگشت به مناطق تبلیغی خود، به نظامبخشی دانشهای فراگیری شده پرداختند. ابتدا این کار مهم در کوفه شروع شد. همزمان با مدرسه بزرگ شیعه در مسجد کوفه، نهضت عمومی نگارش حدیث و تدوین اصول و کتابهای چهارگانه موضوعی آغاز گشت. پس از شکلگیری بغداد و مناطق شیعهنشین در آن، به تدریج، بخشی از این نهضت به مدرسه در حال شکلگیری بغداد منتقل شد.
با این نگاه، نمودار خط زمانی وضعیت فکری و علمی شاگردان امام چنین است:
نمونهای از نمودارهای اجتماعی شیعه در زمان امام صادق(ع)
زیر فصل ها
الف) جامعه شیعه از جامعه اسمی تا جامعه رسمی و هویتیافته
ب) حضور فعال امام در مراسم سالانه حج و رویدادهای مرتبط با آن
ج) نمودار خط زمانی سفرهای امام و خلفا، دیدارهای ایشان با یکدیگر و بازتابهای اجتماعی آنها
الف) جامعه شیعه از جامعه اسمی تا جامعه رسمی و هویتیافته
دوران امام باقر(ع)
کانون تشیع در برخی قبایل کوفه دارای گرایشهای شیعی تاریخی و عاطفی بود. با این حال، فشارهای مروانی و فاصلههای جغرافیایی، رنگ تشیع را در آنها، در حدی سطحی و عاطفی نگاه داشته بود، به گونهای که حتی قبایل شیعی مهاجر به قم که پایهگذار اولین شهر شیعی در تاریخاسلام و تاریخ ایران هستند، حامل تشیع عاطفیاند.
دوره امامت امام در دوره مروانی
تا پیش از قیام زید
جامعه شیعه با وجود ایجاد نهضت علمی و فرهنگی هنوز مرزبندی با جریانهای التقاطی و فرقهای درونگروهی نرسیده بود و هنوز از فرقههای
دیگر شیعی اثر میپذیرفت.
البته موضعگیری قاطع امام در برابر غالیان، شیعه و رهبران آن را از این زمان متوجه خط غلوّ کرده است تا آن را به عنوان خطری داخلی کنترل کند.
پس از قیام زید
موضع آشکار و قاطع امام در برابر قیام زید و مشخص شدن سیاستهای کلی جریان زیدیه که مبتنی بر تفکری التقاطی بود، سبب استقلال کامل اجتماعیشیعه از همه جریانها و فرقهها شد. همچنین دانشگاه گسترده شاگردان امام در مسجد کوفه سبب تحول فرهنگی اجتماعی مهم شیعه از شیعه عاطفی به شیعه مکتبی انجامید.
در این سالها، دو جریان موازی ثابت در جامعه شیعه شکل گرفت؛ یکی، مهاجرتهای علمی و دانشآموزی چند ساله نزد معصومان و سپس بازگشت به منطقه و نشر و تعمیق تشیع. دیگری، استفاده جامعه و رهبران شیعه از ظرفیت سالانه حج برای پیوند مستمر عاطفی، فکری، سیاسی و اجتماعیو رهنمودگیری مستمر از امام.
این جریان در ابتدا بین کوفه و مدینه آغاز شد، ولی تحت تأثیر شیعیان کوفی به تدریج به تمام جغرافیای شیعه به ویژه قم و دیگر مناطق ایران شیعی سرایت کرد.
دوره امامت در دوره عباسی
جامعه شیعه کوفه پس از انتقال پایتخت از کوفه و ایجاد فضای باز و غالب اجتماعی برای شیعه در کوفه، تحت تأثیر حضورهای مکرر نزد امام به فرهنگپذیری از طرحهای فرهنگسازی امام برای جامعه شیعه پرداخت. جامعه شیعیان کوفه با پذیرش رهبران علمی و فرهنگی خود، بلوغ فکریو اجتماعی خود را نشان داد و رسماً در آستانه شهادت امام صادق(ع)، کوفه در عراق (با اکثریت شیعی خود) و قم، به دو کانون مهم جغرافیای شیعه تبدیل شد.
ب) حضور فعال امام در مراسم سالانه حج و رویدادهای مرتبط با آن
حج گزاری، آیینی است با ویژگیهای عبادی و سیاسی که مسلمانان را سالییک بار در خانه خدا گرد میآورد. در به جای آوری این آیین، مسلمانان ضمن سیر و سلوک معنوی و عبادی ویژه و تطهیر نفس و عمل باید درباره مسائل سیاسی، اجتماعی مهم جهان اسلام با یکدیگر گفتوگو کنند و به یاری رهبران بر حق برای تنگناهای عمومی مسلمانان راه چارهای بیابند. پس از رحلت پیامبر
راسمی برای تجدید بیعت سالانه با خلیفه باطل تبدیل کردند.
در زمان امام صادق(ع)که دوران تحولات مهم در دو جبهه حق و باطل بود، چه در اوج دوران تقیه و قدرت باطل و چه در دوران تضعیف باطل و اوجگیری نشاط جبهه حق، مراسم حج، یکی از عناصر و ابزارهای مدیریت فعالانه سیاسی اجتماعی امام بود. بدینگونه که:
دوران امام سجاد(ع)
در این زمان خفقان و خشونت مروانیان و نومیدی و فساد اجتماعی در جهان اسلام بالا گرفت. امام سجاد(ع) با مناجات و نشان دادن حقیقت این آیین، بسیاری از افراد و گروههای گوناگون را به سوی جبهه حق کشاند و به تدریج، باورها و رفتارهای آنها را دگرگون ساخت.
دوران امام باقر(ع)
امام در فضای باز این سالها و با حضور جوانان کوفی در حج، افراد بااستعداد و دوستدار اهل بیت؟عهم؟ را شناسایی کرد و کوشید با کمک آنان، مدرسه شیعه را پی بریزد.
در این سالها،علماازسراسرجهاناسلامبرای موسم حج گرد میآمدند؛ علمایی که از زمان وحی، دور و در وادی شک و شبهه و حیرت، گرفتار بودند و یگانه راهنمای آنها امام باقر(ع) بود.
حج، امیرالحجاج مروانی داشت، اما هر سال پس از حضور امام، نگاهها و دلها به تدریج با امام گره میخورد و ایشان، امیرالحجاج معنوی مسلمانان بود. این دگرگونی، خشم و حسد هشام خلیفه مروانی را بر میانگیخت. (106 ه- .ق)
ولید، خلیفه مروانی به سال 88 ه . ق به سفر حج رفت و آثار به جا مانده از اهل بیت را در مکه و مدینه ویران کرد.
امامت در زمان مروانیان
امام به وصیت پدرش، ده سال در منا برای ایشان عزاداری کرد.
پس از به بارنشینی اولین نسل از شاگردان مدرسه اهل بیت؟عهم؟، ایام حج، فرصتی در خور برای گردهمآیی آنها در پیشگاه امام بود تا دانش خود را بگسترانند، پاسخ شبهههارادریابندیا راه چارهای برای گرفتاریهای اجتماعی بیابند.
مراسم حج این سالها، شاهد اوج تجمع یا فعالیتهای سیاسییا تبلیغی فرقهها و گروههای گوناگون کلامی، سیاسی و تبلیغی، چون بنیعباس است. خوارج بارها
برای حجگزاری میآمدند و امام در کلام و فقه با آنها مناظره میکرد.
در حج، رهبران شیعه و امام گرد هم میآمدند و جامعه شیعه در برابر یورش جریانهای گوناگون انحرافی، چون زیدیه، عباسیان، معتزله، صوفیه، غالیان و...، از امام خود بهره میگرفتند.
امام از شاگردانش میخواست در مناظرههای علمی مکه و مدینه به ویژه در ایامحج، حضوری پررنگ داشته باشند.
علمای عراق برای شاگردانی نزد امام، دو سال در حجاز اقامت گزیدند. (92 هـ .ق)
امامت در زمان عباسیان
پس از به خلافت رسیدن منصور، خفقان آغاز شد و امام راه تقیه را در پیش گرفت. مدرسه علمی امام در مدینه تعطیل شد. از این رو، امام و شیعیان مهمترین پل ارتباطی و امن معرفی شد.
منصور با درک جایگاه حج و بهرهگیری امام از آن، بارها به حج رفت، علویان را دستگیر کرد و حضور امام را در اجتماع محدود ساخت. در مقابل، به علمای عامه، چون مالک بن انس، اعتبار بخشید تا بتواند حج را به سود خلافت عباسی مصادره کند.
منصور در سالهای 136، 140، 144 هـ .ق، برای مراسم حج راهی حجاز شد.
ج) نمودار خط زمانی سفرهای امام و خلفا، دیدارهای ایشان با یکدیگر و بازتابهای اجتماعی آنها
امام صادق(ع)در دوران زندگی خود خلفای فراوانی را به چشم دید، بیش از دیگر امامان معصوم؟عهم؟به سفر رفت و در آن سفرها با خلفای جور رودررو شد. پیش از ایشان، پدران بزرگوارشان به جز چند سفر به حج، سفرهای انگشتشماری داشتند. پس از ایشان نیز بیشتر امامان معصوم به تبعید رفته بودند.
در دوره امامت جعفر بن صادق(ع)، با پیگیری دو هدف از سوی حرکتها، شمار سفرها فزونی گرفت که این سفرها دو گونهاند؛ نخست، سفرهای حاکمان جور به مکه برای حج و دوم، سفرهای امام به شهرهای دیگر. حاکمان جور در سفرهای گونه نخست میکوشیدند امام را در تنگنا بگذارند و در سفرهای دیگر رفتارها و خواستههایامام را ارزیابی میکردند. فرزند ایشان، موسی کاظم(ع)هنگام بازگشت از زیارت خانه خدا به دنیا آمد. به سخن دیگر، حج
برای امام صادق(ع)، از دوران کودکی تا سالهایپایان عمر، در مقام رهبری جبهه حق، جایگاه ویژهایداشت، مگر آن گاه که این سفر با مانعی روبه رو میشد، همانند سال 114 هـ .ق که پدر گرامیشان، امام باقر(ع)، همزمان با ایام حج آن سال، در بستر بیماری بود تا جان به جانآفرین تسلیم کرد. پس از آن سال، بنا به وصیت پدرشان، به مدت ده سال، همزمان با ایام حج، در منا در ماتم پدر عزاداری کرد.
نمودار سفرهای رهبران حق و باطل به جز سفرهای خانه خدا چنین است:
دوران امامت امام سجاد(ع)
سفر حج ولید بن عبدالملک و مشاهده آثار و مشاهد نبوی و علوی که در بازگشت به بهانه طرح سراسر توسعه مساجد، به نابودی میراث تاریخ اسلامی و اهل بیت (87 و 88 ه .ق) پرداخت.
دوران امامت پدر
سفر حج هشام (106 ه . ق)
سفر امام باقر و امام صادق؟عهما؟به شام (107 ه . ق)
دوران امامت در زمان مروانیان
امامت در زمان عباسیان
سفر امام به کوفه و حیره (135 ه . ق)
سفر حج منصور عباسی (136 ه . ق)
سفر حج منصور عباسی (140 ه . ق)
سفر دوم امام به کوفه (142 ه . ق)
سفر حج سوم منصور (144 ه . ق)
سفر آخر و سوم امام به کوفه و بغداد (147ه . ق)
گفتنی است نمودارهای خط زمانی فقط میتوانند بخشی از رویدادهای این دوره را ارزیابی کنند؛ چرا که بسیار کلی و عمومی اند. برای ارزیابی دقیق رویدادهای این دوره به نمودارهایی تخصصیتری نیازمندیم:
الف) نمودار خط زمانی که شخصیتهایبرجسته شیعه را در این دوره بشناساند؛
ب) نموداری که مراقبتهایویژه امام از جامعه شیعه را در برابر دگرگونیهایسیاسی اجتماعییا فکری و فرهنگی در جهان اسلام باز گوید، خواه دگرگونیهایگسترده و ریشه دار، خواه سطحی و کمدامنه؛
ج) نمودار خط زمانی، جریانسازی فرهنگی امام را همزمان با تغییر و تحول در جامعه نشان دهد.
در مقام بازشناسی بهتر سیره تاریخی امام صادق(ع)و به ضرورت قانون «تُعرف الاشیاء باضدادها » باید افزون بر نمودارهای پیشگفته، از نمودارهایی که جبهه باطل را ارزیابی میکنند، حتی به صورت محدود یاری گرفت. اکنون به چند نمونه از انها اشاره میکنیم:
نمودارهای خط زمانی جبهه باطل در روزگار امام صادق(ع)
در اینجا، درباره چند و چون گروهها باطلی که در برابر حق قد برافراشتند، نمودارهای گوناگونی در حوزههای سیاسی، اجتماعی، فکری و فرهنگی میتوان ترسیم کرد. برای نمونه، برای ارزیابی میزان بطلان راهها و منشها از دو گروه میتوانیم نام ببریم:
الف) گروههایی که به سیطره بی چون و چرای حاکمان جور دل سپردهاند؛
ب) آنهایی که با شیوههای گمراه کننده و فریبنده، باطل را با حق درآمیختهاند.
فهرست کوتاه برخی از این نمودارهای پیشگفته چنین است:
الف. سیر خط زمانی خلفای روزگار امام جعفر صادق(ع)، از کودکی تا شهادت آن امام
عبدالملک بن مروان (65 - 86)
سیاستهای کلی
او به دستاری والیان خشن، خفقان دوره مروانی (دوره دوم خلافت امویان) را در گستره سیاسی و اجتماعی، برای نیم قرن آینده تثبیت کرد.
جهان اسلام در دوران او
جهان اسلام به ویژه عراق و حجاز زیر شدیدترین فشارهای سیاسی و اجتماعی کمر خم کرده بودند و خشنترین سرکوبهارابهچشمخودمیدیدند.
نوع مواجهه با امام معصوم
امام معصوم در محاصره و محدودیت شدید اجتماعی بود و ارتباط ایشان با اندک شیعیان عراقی هم قطع یا به شدت محدود شد.
نوع مواجهه او با شیعیان
جامعه شیعه، قربانی شدن بزرگان خود را در عراق به چشم دید. همچنین پیوندش با امام در مدینه گسسته شد و قبایل شیعی کوفه به ناچار راه ایران را
در پیش گرفتند.
ولید بن عبدالملک (86 - 96)
سیاستهای کلی
او با اجرای برنامههای مذهبی- فرهنگی چون مسجدسازی در جهان اسلام، اسلام مروانی را با ویژگی فرهنگی- مذهبی استوار کرد و با گسترش سرزمینهای اسلامی در بخشی به شرق و غرب، ذهن مسلمانان را از اصل دین دور کرد.
جهان اسلام در دوران او
پیگیری سیاست مشت آهنین در عراق و حجاز و گسترش مرزها در شرق و غرب سبب شد موج مهاجرت در جهان اسلام فزونی گیرد و حکومت نیز کوشید تا این موج را مهار کند.
نوع مواجهه با امام معصوم
هدف سیاستها و طرحهای حکومت و از آن میان، شهادت امام چهارم و سختگیری بر امام پنجم در آغاز روزگار امامت، سست کردن فرهنگ اهل بیت در عراق و حجاز و جلوگیری از گسترش آن فرهنگ بود.
نوع مواجهه او با شیعیان
حکومت، شخصیتهای شیعی را کشت و گستره ترس و وحشت را بر شیعیان، به ویژه در عراق گستراند.
سلیمان بن عبدالملک (96 - 99)
سیاستهای کلی
او به یاری مشاور برجسته خود، عمر بن عبدالعزیز کوشید تا برخی اصلاحات سیاسی- اجتماعی را در جهان اسلام اجرا کند و به یمن آنها برای حکومت مروانیان، پایگاهی اجتماعی به دست آورد.
جهان اسلام در دوران او
با مرگ یا عزل والیان خشن، جهان اسلام پس از سالها،نفسی تازه کرد. از این سال، سفرهای سالانه حج، به جریانی مهم اجتماعی، فرهنگی و علمی در جهان اسلام بدل شد.
نوع مواجهه با امام معصوم
در روزگار امامت امام پنجم، از تنگناها کاسته شد و برای ایشان فرصتی فراهم آمد تا دوباره شیعیان عراق به ویژه جوانان را در ایام حج گرد آورد.
نوع مواجهه او با شیعیان
جامعه شیعه با رهایی نسبی از فشارهای سیاسی و اجتماعی، در ایام حج، به امام توجه کرد.
عمر بن عبدالعزیز (99 - 101)
سیاستهای کلی
او در پرتو طراحی و اجرای برخی اصلاحات اجتماعی- اقتصادی و ابطال برخی فرمانهای تند مذهبی اموی- مروانی کوشید اسلام مروانی را میانهرو و عالمانه معرفی کند و جلوی فروپاشی زود هنگام آن را بگیرد.
جهان اسلام در دوران او
جامعه اسلامی به ویژه جریانهای علمی و اجتماعی در جهان اسلام، فرصتی برای بازسازی و سازماندهییافت. البته بیشتر آنها از همکاری با خلفا خودداری کردند.
نوع مواجهه با امام معصوم
خلیفه، برخی آزادیها و حقوق را به علویان اعطا کرد تا نشان دهد به امام و اهل بیت پیامبر دللستگی دارد، به شرط آنکه آنها از ادعای حق خلافت دست بردارند.
نوع مواجهه او با شیعیان
برداشتن فشارها و آزاد گذاشتن شیعیان و رفع لعنگویی رسمی به امیرالمؤمنین، علی(ع) برای شیعه مجالی کوتاه فراهم آورد تا ارزشهای خود را زنده کند.
یزید بن عبدالملک (101 - 105)
سیاستهای کلی
انتخاب او به خلافت نشان داد که مروانیان، اصلاحات در سیاست، اجتماع و فرهنگ را بر نمیتابند.
جهان اسلام در دوران او
با خلافت یزید ضمن کمرنگشدناصلاحات،موجی از ابتذال، فضای عمومی جامعه را فرا گرفت.
نوع مواجهه با امام معصوم
فسق و فجور خلیفه، او را از توجه جدی به امام باز داشت و فرصتی تاریخی فراهم آورد تا امام در گسترش مدرسه علمی خود بکوشد.
نوع مواجهه او با شیعیان
در پی آرامشی موقت، جامعه شیعه با هدف پیریزی دوباره مدرسه شیعه، به سوی امام شتافت.
هشام بن عبدالملک (105 - 125)
سیاستهای کلی
جهان اسلام دوباره گرفتار خفقان و سرکوب شد، ولی این بار از پا ننشست و به قیام زید و علما و خواص عراقییاری رساند، ولی ناکام شد. همچنین در این سالها،فعالیتهای تبلیغی عباسیان، محدود و تضعیف گردید.
جهان اسلام در دوران او
والیانی توانا بر میگزیدند و با پیگیری روش سیاسی و اجتماعی پدرش
کوشید تا خلافت مروانی را زیر چتر سیاست مشت آهنین احیا کند. او نشان داد در اسلام مروانی، حاکم سیاسی خودکامه، بنیان همه چیز است.
نوع مواجهه با امام معصوم
هشام که در رویارویی با مدرسه امام باقر(ع)، ناکام ماند و نمیتوانست او را در تنگنا بگذارد، سرانجام ایشان را شهید کرد. همچنین کوشید تا امام صادق(ع) را در کنج تنهایی نگه دارد و شیعیان عراقی را از او دور کند.
نوع مواجهه او با شیعیان
شیعیان در این دوره دچار تنگنای اجتماعی شدند و کمتر توانستند رفت و آمد کنند. نبود آنها در میدان، به فرقههای انحرافی غلات، مجالی برای عرض اندام داد.
ولید بن یزید (ولید فاسق) (125 - 126)
سیاستهای کلی
جهان اسلام زیر سایه سنگین خلیفه فاسد و حاکمان ناکارآمد، آرامش یافت، ولی این اوضاع به سود دعوتگران عباسی در عراق و ایران تمام میشد.
جهان اسلام در دوران او
او خلیفهای فاسد و فاسق بود و به امور خلافت چندان توجهی نداشت. سرانجام مروانیان، او را با کمک پسرش کشتند تا خلافت مروانی نابود نشود.
نوع مواجهه با امام معصوم
امام صادق(ع) در این دوره که چراغ خلافت مروانی رو به افول بود، مدرسه علمی خود را گسترش داد.
نوع مواجهه او با شیعیان
جامعه شیعه از فشار والیان خشن رها شد و بر پایه مکتب جعفری برای نوسازی خود برخاست.
یزید بن ولید (یزید ناقص) (126 - 127)
سیاستهای کلی
امویان در شام با درگیریهای داخلی دست به گریبان بودند. قیام عباسیان در خراسان شکل گرفت و مدرسههاوفرقههای فقهی و کلامی پا به میدان نهادند.
جهان اسلام در دوران او
خلافت کوتاهمدتازدودستگی میان مروانیان و قبایل پشتیبان آنها و درگیریهای داخلی گذشت. سرانجام خلیفه کشته شد.
نوع مواجهه با امام معصوم
امام در پرتو آزادی و آرامشنسبی، بنیان مکتب تشیع را پی ریخت.
نوع مواجهه او با شیعیان
جامعه شیعه به ویژه در کوفه به آرامی در حال شکلگیری بود و مسجد کوفه از شاگردان امام آکنده شد.
مروان بن محمد (حمار) آخرین خلیفه مروانی (127 - 132)
سیاستهای کلی
جهان اسلام پس از قیام عباسیان با سکوت و رضایت و حمایت آشکار و پنهان خود از آنها، دگرگونی در حکومت و سیاست را خواستار شد.
جهان اسلام در دوران او
حکومت کوتاهمدتاوبادرگیریهای داخلی مروانیان گذشت. پس از آن، عباسیان سر به شوروش برداشتند و کار حکومت اموی مروانی را یکسره کردند.
نوع مواجهه با امام معصوم
خلیفه مروانی در گرداب مسائل داخلی گرفتار بود و امام این فرصت را مغتنم شمرد و برای بنیانگذاری مدرسه شیعه کوشید.
نوع مواجهه او با شیعیان
جریانهای مخالف مروانی در قیام بر ضد حکومت، کوشیدند شیعیان را به سوی خود بکشانند، ولی امام مانع شد.
ابوالعباس سفاح، اولین خلیفه عباسی (132 - 136)
سیاستهای کلی
جهان اسلام پس از سالهادردورنج،ازسقوطمروانیان خشنود شد و امید داشت تا از عباسیان، دادگری ببیند، اما به تدریج مشخص شد در بر همان پاشنه اصول اموی میچرخد.
جهان اسلام در دوران او
او پس از اعلان نابودی خلافت اموی مروانی و آغاز خلافت عباسی، خلافت را بر بستر اسلام سنی تعدیل شده پی ریخت و بنیعباس را اهلبیت پیامبر و شایسته خلافت دانست.
نوع مواجهه با امام معصوم
خلافت جدید با شعار پشتیبانی از اهل بیت، قدرت را به دست گرفت، ولی پس از رسیدن به خلافت، اسلام سنی را دین رسمی اعلان کرد. سپس خلیفه، امام را به کوفه فراخواند و از او برای خودش بیعت گرفت و از ایشان تعهد ستاند که بر خلافت جدید خروج نکند.
نوع مواجهه او با شیعیان
عباسیان پس از اعلان دین رسمی، جامعه شیعه را مهم-ترین رقیب خود میدانستند و با انتقال پایتخت از کوفه، بر آن بودند تا جلوی گسترش تشیع را در میان ایرانیها و خراسانیها بگیرند.
منصور دوانیقی (136 - 148)
سیاستهای کلی
جهان اسلام و علمای عامه، ناخشنود از سیره سیاسی- اجتماعی عباسیان، به
یاری علویان برخاستند، اما پس از شکست خونین آنها، عباسیان، فرقههاوعلمای اسلامی را با آغوش باز پذیرفتند و جهان اسلام را به خویش پیوند زدند.
جهان اسلام در دوران او
او کوشید پایههای خلافت عباسی را استوار کند. بدین جهت، پس از سرکوب قیام نفس زکیه، علویان را کشت و با شیعیان جنگید و هم-زمان، هماهنگ با شرایط جدید، برای مدرسه اهل بیت نگاههای جایگزین آفرید.
نوع مواجهه با امام معصوم
خلیفه که از دانش و آگاهی امام و مدرسه علمی و شاگردان و پیروان ایشانمیهراسید، سرانجام ایشان را شهید کرد.
نوع مواجهه او با شیعیان
جامعه شیعه شکل گرفته بود و مکتب فکری و فقهی خود را داشت، اما با یورش عباسیان و جریانهای فکری همسوی آنها رویارو بود و در خفقان سیاسی، گرفتار.
ب. نمودار پیدایش یا خیزش تدریجییا ناگهانی فرقهها و جریانهای گوناگون اسلامی در برابر جبههحق
سال
سیاسی – اجتماعی
100
120
قیام زید و پیدایش زیدیه
قیام عبدالله بن معاویه از بنی هاشم
اوج فراخوانی عباسیان
قیام حارث در ماوراءالنهر
130
تبلیغ علویان برای مهدویت نفس زکیه و زمینهسازی قیام
قدرتگیری موقت خوارج در حجاز
خلافت عباسیان
140
قیام نفس زکیه و بردارش
قیامهای ایرانی به خونخواهی ابومسلم خراسانی
سال
کلامی
90
فرقه قدریه و فرقه کیسانیه (رو به افول)
100
110
جریان غلوّ مغیره بن سعید (شیعی)
فرقههای غالی شیعه (خطابیه و بیانیه و 119 هـ .ق)
120
130
140
سال
فقهی – حدیثی
90
مکتب کلامی- فقهی اباضیه از خوارج (83 هـ .ق)
بنیانگذاری مدرسه رأی و قیاس کوفه از سوی حماد و ربیعه الرأی، استادان ابوحنیفه
100
مدرسه فقهی حسن بصری در بصره (110 ه . ق)
فرمان خلیفه عمر بن عبدالعزیز، به کتابت حدیث که عملی نشد (101 هـ .ق)
فرار علمای عراقی (عمده از کوفیان) به مدت دو سال به حجاز و دانشآموزی برخی از آنها نزد محمد بن باقر(ع) (92هـ .ق)
130
140
مدرسه فقهی در کوفه و عراق (148 هـ .ق)
مدرسه فقهی- حدیثی مالک بن انس در حجاز
مدرسه فقهی اوزاعی در شام (157 هـ .ق)
مدرسه فقهی لیث در مصر (175 هـ .ق)
آغاز نهضت تدوین حدیث(143 هـ .ق)
ج. خط زمانی علویان و گروههای کجروی درون شیعه یا نزدیک به جامعه شیعه و بازتاب آنها در جامعه شیعه
خط غلوّ
زمان امام باقر(ع)
در سالهای پایانی دوره امام باقر(ع) برخی شاگردان کمسوادومتأثرازجریانهای عرفانی و صوفیانه و اهل کتاب، پایهگذار موج غلوّ در جامعه شیععه شدند.
امامت دوره مروانی
رهبران غالی به سرکردگی ابیالخطال، در فضای باز سیاسی، آیینها و برنامههای تند و خطرناکی را بیان کردند. او زود مرد، اما پایهگذار خط جدید غلوّ بود و در بیشتر جریانهای غلوّ در آینده اثر میگذارد.
امامت دوره عباسی
خط غلو آسیب بسیاری دید، ولی جای پای خود را در جامعه شیعه استوار کرد و گهگاهازفرصتهابهرهگرفت. رهبرانشیعی، همواره از رفتارها و گفتارهای آشکار و پنهان غالیان و پیآمدهای فکر آسیبزای آنها برای جامعه شیعه، نگران بودند.
قیامهای علوی
زمان امام باقر(ع)
در این دوره، فرقه کیسانیه که بنیادهای فکری استوار، رهبران توانا و دستگاه اجتماعی هماهنگی نداشت، در پی ضربههای سنگین دشمن بر کالبدش، فرو پاشید، ولی بنیعباس، مردهریگ آنها را به نام خود مصادره کرد.
امامت دوره مروانی
قیام زید، نقطه چرخشی در فراخوانی شیعیان کمخرد،تندرووهوچی است که خط سومی میان شیعه و سنی و بنیانگذار فکری التقاطی شدند. این حرکت در آغاز رنگ شیعی داشت، اما با گذشت زمان و پس از شهادت رهبران پرچمدار، از شیعه بیشتر فاصله گرفت و به جریانهای فکری و فقهی عام نزدیکتر شد. (معتزلی- حنفی)
امامت دوره عباسی
قیام نفس زکیه و برادرش ابراهیم، با همراهی علما و فقهای عراق و حجاز کنار نشستن شیعیان، آشکارا جدایی قیامهای علوی- زیدی را از راه شیعه نشان داد. البته در سده اول، رهبران این جنبشها چون زید و حسین بن علی شهید فخّ، افرادی ظاهرالصلاح و شایسته بودند، اما شیعه، روش سیاسی آنها و پیامد قیام آنها را نپذیرفت.
د. آغاز انحراف در مهدویت
در این زمان مراد از تفکر مهدویت، اعم از ادعای مهدویت یا قیام به ادعای مهدویت یا ایجاد موج و جریان و هیجان اجتماعی، توقع و انتظار قیام امام صادق(ع)است.
پیش از تولد تا کودکی امام
کیسانیه و ادعای مهدویت محمد حنفیهیا فرزندش، ابوهاشم
دوره امامت امام باقر(ع)
غالیان و ادعای مهدویت و یا خاتمیت امام باقر(ع)
دوره امامت امام در دوره مروانی
زید از امام باقر(ع) چشم یاری داشت و ایشان رضایت داد.
قیام زید زمینه پیدایش زیدیه در جهان اسلام: حق خلافت و امامت از آنِ علوی صاحب شمشیری است که به پا خیزد. این فکر پشتوانه ادعاهای آینده زیدیان درباره زید بود.
حارث بن سریج در ماورءالنهر خود را مهدی خواند.
عبدالله محض (علوی) با شعار نفس زکیه، پسرش، محمد را مهدی خواند.
بنیعباس بر اساس شعار «الرضا من آل محمد» که در باطن خود گونهای داعیه مهدویت داشت، جریانی نو به راه انداخت.
شیعیان کوفه هنگام کشمکش میان حاکمان و نزاع-های خونین میان عباسیان و امویان، توقع داشتند امام قیام کند. در این فکر، ادعای مهدویت نهفته بود و ایشان امام صادق(ع) را همان امام قائم میدانستند.
پیروان ابیالخطاب، امام صادق(ع) را مهدی خواندند.
برخی غالیان پس از مرگ اسماعیل، فرزند امام را مهدی نامیدند.
دوره امامت امام در دوره عباسی
نفس زکیه، آشکارا خود را مهدی آخرالزمان خواند و بر ضد عباسیان به پا خواست و بیشتر فقها و علمای حجاز و عراق، او را یاری کردند.
هـ. جریانهای علمی و فکری حاکم بر جامعه اهل سنت در دوره امام صادق(ع)
کلامی
دوران امام باقر(ع)
امام صادق(ع) در دوران مروانی
پس از ورود افکار غیر اسلامی، گسترش پرسشهاوبیپاسخ ماندن آنها از سوی علمای عامه، ناگهان دو موج جهان اسلام را در برگرفت. نخست فرقه
های کلامی گوناگون برای به چالش کشیدن خلافت و مبانی فکری مروانیانیا موشکافی کلامی در وضع موجود سر بر آوردند. (معتزله، مرجئه، قدریه...) الحاد و کجروی فکری برآمده از کجروی داخلییا تحریف بیرونی گسترش یافت. (زنادقه، مجسمه، مشبهه و معطّله)
امام صادق(ع) در دوره عباسی
بنیعباس پس از نشستن بر تخت خلافت، افکار علوی را کنار گذاشتند و با حمایت از فرقهگرایی به ویژه با راهاندازی نهضت ترجمه در برابر جریان حق تشیع، سرانجام باورهای عامه را بر کل جامعه اسلامی حاکم کردند؛ باورهایی با درونمایه آرای معتزلیان درباره توحید و باورهای سیاسی شیعیان عراق درباره خلفای راشدین.
فقهی
دوران امام باقر(ع)
خلیفه دوم برای رویارویی با اهل بیت، اصحاب غیرعلوی را به شهرهای گوناگون فرستاد و در پرتو فرمان منع تدوین حدیث و منع گسترده نقل احادیث، بستری فراهم اورد تا جریانها و مکتبهای فقهی عامه آشکار و پنهان سر برآوردند. این جریانها در سایه پشتیبانی امویان و مروانیان، شیعیان را سرکوب کردند و در کوفه، بصره، مکه، مدینه و دمشق، مدارس فقهی پر شمار برپا کردند. در آغاز، این مدارس در اصول کلی عبادات و معاملات اسلامییکسان بودند، اما در فروعات، به تدریج باورها و نگاه-های گوناگونی آفریدند. با گسترش مدرسه امام باقر(ع)، خلافت مروانی در فکر و عمل، آزادی بیشتری به آنها داد تا مدرسه امام در تنگنا قرار گیرد.
امام صادق(ع) در دوران مروانی
به دلیل ناسازگاری در روش و فکر، مدارس رأی و اجتهاد را در عراق و مدارس گوناگون حدیث و تفسیر در حجاز برپا شدند. این مدارس که به فقر علمی خود آگاه بودند، آشکار و پنهان، به ناچار، از امام یا شاگردان او بهره میگرفتند.
خلفا به آنها آزادی دادند و ایشان را یاری میکردند، اما این مدارس بدون برنامه و اصول کلی، با جریانهای مخالف اموی، چه زیدی و چه غیر زیدی، همراه شدند.
امام صادق(ع) در دوره عباسی
بنیعباس، که قدرت را به دست آورد، نقاب از چهره برداشتند. آنها شعارهای علوی را کنار گذاشتند و کوشیدند علما و فقهای عراق و حجاز را با خود همراه و همدلکنند،اماخیزشهای زیدیان و قیام نفس زکیه مانع جدی برای جذب آنها بود. بیشتر علما با قیام نفس زکیه همراهی کردند. سرانجام پس از تثبیت خلافت عباسی و ناتوانی قیامهای زیدی، ائتلافی تاریخی میان عباسیان و علما و فقهای عامه شکل گرفت و با کمک عباسیان، جریان نظاممندفرقهسازی در فقه اهل سنت در برابر مکتب اهل بیت آغاز شد.
خلافت عباسی برای برآوردن اهداف خود با اعطای منصب قضا یا اعتباربخشی به فقه و فتاوای مدارس فقهی عامه میکوشید علمای عامه را به سوی خود بخواند.
فصل دوم: اطلس جعفری
توجه به چند نکته در اطلس شناسی ضروری است:
الف) اطلسنگاری، پایه ایدهیابی رسانهای
اطلسنگاری، دانش اقلیمشناسی و بررسی و ارزیابی رویدادها در متن اقلیمهاست. در علم تاریخ، رویدادهای گذشته را به زبان روایت یا گزارش باز میگویند و مکانها و سرزمینها در حاشیه این دانش قرار دارند، ولی در اطلسشناسی میکوشند تا دانش تاریخ جغرافیا را همراه با یکدیگر به کار گیرند.
در اطلسشناسی هنگام بررسیهای تاریخی، نقشههای جغرافیایی و تاریخی اولویت دارند، ولی امروز هر ویژگی تصویری غیر از نوشتار ساده به کار میآید، مانند جدولها، عکسها، نمودارها و آمارهای تصویری.
دانش اطلسشناسییا تطبیق رویدادهای تاریخی بر نقشههای جغرافیایی، پیشینهای طولانی
دارد، اما به صورت تخصصی و عمومی، پدیده قرن بیستم است به ویژه در جهان اسلام که اطلسنگاری به پیروی جهان غرب در این قرن ایجاد شد و اوج گرفت.
متأسفانه اطلسنگاری در جهان تشیع حتی در قرن بیستم، از دیدهها پنهان مانده است. در این میان، رسول جعفریان، تاریخ نگار معاصر، پیشگام اطلسنگاری، تخصصی شیعی است. درباره تاریخ زندگی امامان معصوم، هنوز اطلسنگاریهای تخصصی در دست نیست. این در حالی است که دانش اطلسنگاری و رسانه به سبب سرشت تصویریشان، بسیار با یکدیگر نزدیکند. از یک سو، نقشههای توصیفییا تحلیلی گوناگون و تخصصی درباره رویدادهای تاریخی میتوانند موضوع و دیدگاهی برای برنامهسازی مستقل باشند و از سوی دیگر، این نقشهها میتوانند در ذهن هنرمندان و نویسندگان و رسانه، نگاه نو بیافرینند.
رسانه ملی برای موشکافی درباره تاریخ اسلام، اطلسنگاری را به کار نمیگیرد. ازاینرو، محتوا و ساختار برنامههای رسانه ملی درباره معارف اسلامی، سست و ناکارآمد است و نویسندگان برنامههای گوناگون در بازگویی رویدادهای تاریخی، گرفتار کجفهمیاند.
در نبود نگاهی ویژه به حقایق تاریخی جغرافیایی درباره سرزمینهای اسلامی، امروز بیشتر نویسندگان و برنامهسازان و مردمان جامعه اسلامی ما در قالب دگرگونیهای دنیای امروز و آینده در خاورمیانه، از پیوند زندگی خود با مکان، جغرافیا و محیط زندگانی خود بیخبرند و سرشت آن را به درستی نمیشناسند و درباره آن بینشی روشن ندارند یا بیش از مسائل زیستمحیطی و اطلاعات عمومی جغرافیای درباره آن چیزی نمیدانند. آنها درک جامعی از جغرافیای حق و باطل در گذشته، حال و آینده، در منطقه و نسبت خود با آن جغرافیا ندارند. این در حالی است که این مطالعات و اطلاعات برای رسانه-های رقیب و دشمن، جایگاه ویژهای دارد. وجود واژگانی چون Map Islam و Map Shia ، در بخش تصاویر موتورهای جستجوگر و گردآوری نقشهها که بیشتر آنها را دنیای علمییا سیاسی غرب تولید کرده است، نشان میدهد دشمن در این باره بسیار هوشیار و آگاه است.
کوتاه سخن اینکه انسان کامل که معصوم و به دور از خطاست و انتخابها و پاسخهای سیاسی- اجتماعی او برآمده از تصمیمگیریهای آگاهانه و هوشیارانه در گستره زمان و در
امتداد جریان مستمر گذشته، حال و آینده است، باید رابطهاش با محیط و مکان زندگیاش و پیرامونش، معنادار و هدفمند باشد. بدین جهت، در مطالعه جامع زندگانی هر معصوم، مثلثی پدید میآید که یک ضلع آن، انسان کامل است و دو ضلع دیگرآن، پیوندهای او با زمان (تاریخ) و مکان (جغرافیا) و داد و ستد زمان و مکان.
بر این اساس رفتار سیاسی سیدالشهدا را پس از شهادت امام مجتبی(ع) میتوانیم را بررسی کنیم. ایشان در زمان حیات معاویه، پافشاری کوفیان قیام را نپذیرفت و آن را در گرو مرگ معاویه دانست. پس از مرگ معاویه نیز ایشان در آغاز به سوی مکه رفت. سپس ناسازگار با نگاه همه خبرگان آن روز، راه کوفه را در پیش گرفت. بدین جهت، موشکافی درباره رویکردهای زمانی- مکانی در قیام سیدالشهدا به دریافت چیستی و چرایی قیام سرخ عاشورا بسیار کمک میکند و رویکردی کلیدی و مبنایی است. به یاری این رویکرد زندگانی سیاسی-اجتماعی امام صادق(ع)را میتوانیم بررسی کنیم و در پرتو این نگاه، اطلس جعفری شگل میگیرد.(1)
ب) نگاهی گذرا به جغرافیا و اطلس تاریخی حق و باطل
بر پایه دانش جغرافیای طبیعی و زیستی، حدود یک سوم کره زمین خشکی است و بخش فراوانی از خشکیها، خالی از سکنهاند، با این حال، پرسش مهم و مشترک تصویر بالا، درباره آغاز و سرشت زندگی بشر، دانش در خوری به دست نمیدهد.
علم تاریخ، جغرافیا، انسانشناسی و باستانشناسی و دانشهایی از این جنس در این باره
1) در این زمینه موسسه اطلس تاریخ شیعه در شهر مقدس قم به تازگی گامهایی برای اطلس نگاری 14 معصوم آغاز کرده است.
است که زندگی بشر از کجا، و چگونه آغاز شده است. در این زمینه دو دیدگاه وجود دارد؛ نظریه تکامل داروین که سست و لرزان است و نظریه مشترک ادیان آسمانی و ابراهیمی که داستان آفرینش آدم و حوا و هبوط آنها را آغار حیات بشر در کره خاکی میداند.
بر پایه داستان آفرینش و تأیید مطالعات جدید، آدم و حوا و فرزندانشان در سرزمین خاورمیانه میزیستند؛ سرزمینی میان اروپا و افریقا، در جنوب غرب آسیا، از نیل تا ماوراءالنهر. به باور ادیان ابراهیمی، بشر از این سرزمین برخاست و ادیان آسمانی اسلام، مسیحیت، یهود و زرتشت در این سرزمین ظهور کردند و تمدنهای بزرگی چون مصر و ایران باستان، در این سرزمین پا گرفتند. تمدنهای بیرون از این جغرافیا اندکند، هر چند از تمدنهای این سرزمین رنگ گرفتهاند، مانند تمدن یونان و رم، تمدنها و ادیان شبه قاره هند و تمدن چین باستان.
به نظر میآید یکی از علل آسمانی گزینش این سرزمین برای زایش، رشد و دامن گستری برای حق، جایگاه درخور آن میان قارههاست؛ کانون خشکیهای طبیعی زمین، از نگاه جغرافیای ارتباط انسانی.(1)
از منظر قرآن و تفسیر تاریخی شیعی، تاریخ بشر نه با تمدنها و دورههای گوناگون جغرافیایی تاریخی، بلکه با آدم و حوا آغاز شد و یگانه سنجه رویدادهای آن، جبهه حق (تاریخ انبیا) است. دعای ندبه الگوی حقمحور از تحلیل خط زمانی تاریخی از آغاز تا پایان تاریخ به دست میدهد. با این نگاه، رویدادهای مهم و کشمکشهای سرنوشتساز تاریخ بشر را در این سرزمین میتوان پی گرفت؛ سرزمین رویاروییهای بزرگ، ادیان،
1) این سرزمین از نظر انسانشناختی و تاریخی و مطالعات فرهنگی ـ تاریخی، در محاصره جغرافیای نژادها و فرهنگهای تک بُعدی منطقهای است. اروپا کانون زیست نژاد سفید با رویکرد عقل گرایی خودبنیاد زمینی و منطقگرایی است. شبه قاره هند، مهد عرفان و عاطفهگرایی است. سرزمین چین و ماچین، کانون نژاد زرد و اخلاقگرایی اجتماعی است. افریقای سیاه هم پیوسته عقب مانده و دور از تمدن و نماد زندگی غریزی است، اما خاورمیانه در کانون این مناطق و نژادها، همه این رویکردها را یکجا و به اعتدال و هماهنگ، درون خود دارد و یگانه امتیازش این است که سرزمین وحی به شمار میآید. در این میان، تمدن و فرهنگ ایرانی نماد اعتدال در گرایشهاست و طی تاریخ در برابر وحی کمتر عناد نشان داده است.
تمدنها، پیامبران، پادشاهان، حاکمان و جوامع گمراه ستمگر؛ آیینه جغرافیای تاریخی حق و باطل. به سخن همه ادیان آسمانی و بر پایه تجربه تاریخی، هیچ سرزمینی چون خاورمیانه، تاریخ را نساخته است و در آینده نیز هیچ سرزمینی به پای آن نمیرسد. هند، چین و خاور دور، با بیش از سه میلیارد جمعیت و توان افزایی در تولید و با آفرینش ابرقدرتهای تاریخی و دیگر سرزمینهای کره خاکی، هیچ کدام از اهمیت خاورمیانه نمیتوانند بکاهند؛ زیرا سرشت تاریخی و دینی بشر، با جغرافیا و تاریخ این خاک گره خورده و رمز چیستی تاریخی و دینی او در این سرزمین نهفته است.
ازاینرو، در مطالعه معارف اسلامی، تاریخی و جغرافیای انسانی، شناخت خاورمیانه با رویکرد بازشناسی حق و باطل، در طول تاریخ و گستره جغرافیای این سرزمین، همواره باید از دانشها و شاخههای پژوهشی و برنامهسازی بسیار مهم نزد ارباب فرهنگ، دانش و اصحاب رسانه باشد، به ویژه برای شیعه ایرانی که وارث بهترین تمدن و مکتب از برترین دین است و در ممتازترین نقطه جغرافیای این سرزمین زندگی میکند.
به سخن دیگر، تاریخ این جغرافیا آبستن نگاههای تازه است و در دل آن، هزاران راز سر به مهر و داستانهای شگفت انگیز از مردان خدا در دالانهای گمشده، خفته است. از اینرو، با کاوش تاریخی در جغرافیای حق و باطل خاورمیانه، میتوان از دیدگاههای مناسب برای پژوهش و برنامهسازیسپاهی پدید آورد و گنجهای پنهان نزاع میان ملل و نحل را جست و از نو به یگانهپرستان در مثلث بین النهرین (نوح و ابراهیم)، فلسطین (از اسحاق تا عیسی)، حجاز (اسماعیل و پیامبر اسلام) نگریست. همچنین دگرگونیهای جغرافیایی و تاریخی شام، حجاز، عراق و ایران و افت و خیزها و جا به جایی و نزاع حق و باطل را در این سرزمین بررسی کرد. آنگاه به یاری کتابهایی چون اطلس تاریخ اسلام، نوشته مونس حسین و اطلس شیعه نوشته رسول جعفریان و دیگر اطلسهای اسلامییا مسیحی و یهودی، جغرافیای رفتارهای امامان شیعی را از فردای خاتمیت و رحلت، گام به گام بررسی و ارزیابی کرد تا چیستی و چگونگی سیره و زندگانی آنان را در قرنهای گذشته، بر ما روشن
شود و جا به جایی چند باره میان حجاز، عراق و ایران را به درستی دریابیم.
اطلس زندگانی امام صادق(ع)
در نگاه ترکیبی و میانرشتهای بین نمودار خط تاریخی حق و باطل و اطلس جغرافیایی آن میتوان گفت خداوند برای سیر کلی زندگانی بشر روی کره زمین، طرح و برنامه دارد و کانون جغرافیایی تجربه تدریجی این برنامه آسمانی تا تحقق کامل آن، خاورمیانه است. با این نگاه، اگر امام صادق(ع)در نمودار خط زمانی حق و باطل در مرحلهای حساس و مهم باشد، بدیهی است که جغرافیا و اطلس حق و باطل هم در آن زمان،یکی از محورها و کلان سوژههای شایسته و بایسته مطالعه و بررسیاست. فرآیند مکتبسازی تاریخی امام صادق(ع) در بستر جوامعی صورت گرفته است که اطلسهای جغرافیایی زیستی و ایمانیداشته و صحنه رویدادها، درگیریها و تحولات در عرصه مکانی و جغرافیایی بودهاند. از منظری کلانتر، رابطه مکان با جوامع حق و باطل از منظر دین، رابطهای دوسویه است؛یعنی همانگونه که فعالیت انسانی و رویدادها و تحولاتش نیازمند مکان است، ویژگیهای مکانها و زیستبومها و شرایط اقلیمی بر ساختار جوامع و تعریف نقشهای آنها هم اثر میگذارد.
امام صادق(ع) هم با آگاهی از این رابطه متقابل مکان و جغرافیا با ساکنانش و تقسیمبندی مکانها و جغرافیاهای حق و باطل بر اساس ساکنان آن باید نقش تاریخی خود را ایفا میکرد.
برای فهم بهتر اطلس جبهه حق در این زمان و چگونگی مدیریت امام، همانند الگوی خط زمانی، تقسیمبندی سهگانه سفید، خاکستری، سیاه و شیوه کنش و واکنش هر جغرافیا بر دیگری میتواند یاریگر پژوهشی و رسانهای باشد.
مبنای این تقسیمبندی بر محوریت اولیای تاریخی حق است که از جهت جغرافیایی در منطقه خاورمیانه، مثلثی از مناطق و اماکن حق را طراحی و ایجاد کردهاند. بدیهی است تقسیمبندی جغرافیایی سفید و خاکستری و سیاه در پیرامون آنها و در نوع تعامل جوامع بشری با آنان شکل میگیرد.
مثلث حضور تاریخی اولیای حق از آدم تا خاتم چنین است:(1)
از آدم تا نوح:نوار مرکزی جغرافیایی خاورمیانه، از حجاز تا شمال خاورمیانه، با محوریت عراق
ابراهیم:تکمیل مثلث حق بین کوفه + بیتالمقدس + کعبه (عراق + فلسطین + حجاز)
از اسحاق تا عیسی: فلسطین (دوره اوج ضلع غربی)
از اسماعیل تا محمد: حجاز و جزیرةالعرب (دوره اوج ضلع جنوبی)
با این نگاه، گستره جغرافیایی حق در طول چند هزار سال در این مناطق،با ایجاد مکانهای مقدس و کانونهای توحیدی برای جامعه جهانی، از جهت جغرافیای اماکن و بقاع متبرکه، درصدد است از نظر جغرافیای انسانی، در فرصت تاریخی و زمانی طولانی، به جامعهسازی تعریف شده و باثبات بپردازد. در نگاهی کلی،در جبهه حق از آدم تا نوح، به دلیل گستردگی وپراکندهنبودن جغرافیایی انسانها، یک پیامبر میکوشید بر جوامع گوناگون اثر بگذارد. از حضرت ابراهیم به بعد، به دلیل پیدایش تمدنها و جغرافیاهای گوناگون که بیشتر مبتنی بر ارزشها و روشهای باطل بود، انبیا بر جامعهسازی ویژه در راستایحق، آن هم در گوشه غربی مثلث توحید؛یعنی قوم بنیاسراییل تلاش میکردند. در این میان، ناسپاسیهای تاریخیسبب شد کانون جغرافیایی حق در زمان حضرتمحمد؟ص؟ از فلسطین به ضلع جنوبی و حجاز منتقل شود. در این زمان، سرانجام پیامبر اسلام در مدینه اولین جامعه اسلامیرا بنیان گذاشت، ولی به تصریح قرآن،میدانست در آینده به این جغرافیا اعتبار و امیدی نخواهد بود.(2)
به همین دلیل، اهلبیت پیامبر اسلام در مسیر آخرین جغرافیاسازی برای حق، با انتقال جغرافیای حق به منطقه بینالنهرین جنوبی (نیمه جنوبی و مرکزی عراق) کوشیدند مبتنی بر احادیث پیامبر اکرم، آنجا را پلی برای اثرگذاری بر تمدن شرقی بینالنهرین، یعنی ایران (ضلع شرقی مثلث تاریخی حق)قرار دهند.پس رسالت تاریخی امام صادق(ع)، طراحی
اجتماعی این وضعیت جدید در عراق و ایران، در اوج تحولات و درگیریهایجبهه حق با باطل بود. هدف کلان جبهه توحیدی حق از این انتقال، طراحی جغرافیای تشیع با مرکزیت عراق و ایران، به عنوان آخرین پایگاه تاریخی حق و مرکز قرار دادن آن برای نشر معارف اهلبیت در گستره آینده تاریخ برای جهانیان بود.
با این نگاه، جغرافیاهای سیاه و خاکستری در خط زمان تاریخی در برابر این مثلث جغرافیای توحیدی ایجاد میشود.بنابراین، تقابلهای تاریخی جغرافیاهای سیاه و خاکستری در برابر جغرافیای حق شامل این موارد میشود:
الف) جلوگیری از ایجاد منطقه جغرافیایی برای حق؛
ب)ایجاد جوامع باطلِ موازی با حق و در برابر آن؛
ج) نفوذ و تصرف در کانون جغرافیایی حق و مصادره و تحریف آن به نفع خود.
الف)جلوگیری از ایجاد منطقه جغرافیایی حق
این گزینه، نمونههای متعددی در تاریخ صدر اسلام دارد که ابتدا مشرکان مکه و یهود حجاز آن را پیگیری میکردند. هدف آنها نیز تلاش برای جلوگیری از اثرگذاری پیامبر بر مردم مکه و ایجاد فاصله بین ایشان و مردم مکه بود تا پیامبر از مکه قطع امید کند و زمینگیر شود. بعدها منافقان همین سیاست را با آگاهی از احادیث نبوی، درباره ایرانیان اجرا کردند. اعراب با اجرای گسترده و قاطع طرح تبعیض میان عرب و عجم، فاصلهگذاری بین موالی مسلمان و اعراب مسلمان، دور کردن جریان شیعه و اهل بیت از ایران زمین در کنار اجرای فتوحات گسترده در ایران و تلاش برای اسلامیسازی آن به نفع جریان خلافت، تلاش کردند ایران اسلامی به جای تبدیل شدن به صحنه آرزوهای تاریخی پیامبر، به صحنه اجرای نیات شوم آنها تبدیل شود.
ب) ایجاد جغرافیاهای موازی
نقطه اوج دستیابی به این هدف، تلاش تاریخی خلیفه دوم برای طراحی و بزرگنمایی
جغرافیای شوم و فاسد تاریخی شام و واگذاریآن منطقه -در همسایگیروم و یهود-به امویان بود که بعدها به مهمترین رقیب در برابر جغرافیای حجاز و جغرافیای عراق تبدیل شد. چون خلیفه دوم و خلفای بعد میدانستند که سرانجام روزی امیرالمؤمنین علی(ع)با خواست مسلمانان به خلافت خواهد رسید،پیشاپیش مرکزی را برایجبهه باطل در برابر او طراحیکردند.
این کار همانند تلاش تاریخی عباسیان برای طراحی شهر بغداد در برابر کوفه بود که با هدف ایجاد مرکزیت جدید و مدرن برای جریان باطل در مرکز بینالنهرین انجام شد.
ج) نفوذ و تصرف کانون جغرافیایی حق
منافقان پس از رحلت پیامبر اکرم؟ص؟ برای در اختیار گرفتن مدینه و ایجاد تحولات فکری و اجتماعی در آن تلاش کردند، به گونهای که دیگر در گسترهآینده تاریخ، هماره جبهه حق در مدینه، غریب و مظلوم باشد.(1)امویان نیز برای تغییر بافت اجتماعی کوفه و تبعید یا کشتارهای مکرر قبایل شیعه کوفه با هدف پاکسازیجغرافیایی کوفه از جریان تشیع کوشیدند.(2)
این وضعیت سیاه جغرافیایی باطل، از نظر سیاسیو اجتماعی بود. جغرافیسازیهای فکری و معنوی، ایجاد مدارس علمی و مکتبهایفکری موازی و رقیب جبهه حق با الگوها و تنوعهای گوناگون برای هر سلیقهای متناسب با نوع جغرافیا و آب و هوا و گروه خونی در مناطق گوناگون اسلام، از دیگر طرحهای سیاه جغرافیایی باطل بود.
جبهه خاکستری هم در میانه مصاف جغرافیاهای سفید و سیاه،کمکم درصدد جذب نیروهای میانه در جهان اسلام و ایجاد جغرافیاهای تاریخی خاص خود بود. این جبهه پس از ناکامی از اثرگذاری ماندگار بر جریان علمای حجاز و عراق، به جریانهای افراطی شیعی در مناطق مستعد رویآورد تا بهره جغرافیایی آینده خود را از این آشفتهبازار کسب کند؛
همان دولتهای زیدی و اسماعیلی آینده که بیشتر در مناطق حاشیهای آن روز جهان اسلام شکل گرفتند؛ مناطقی همانند یمن در حاشیه جنوبی و بحرین و در حاشیه شرقی جزیرةالعرب و طبرستان ایران یا مصر.
وضعیت عمومی و تقسیمبندی جغرافیای حق و باطل در جهان اسلام، در آستانه امامت امام صادق(ع) را بیان کردیم. نمودار تقابل تاریخی حق و باطل از جهت جغرافیایی در آن زمان رانیز میتوان چنین ترسیم کرد:
جغرافیای مصاف تاریخی و خط زمانی حق و باطل
حق
گذشته (پیامبران و حضور امامان )
از آدم تا نوح(ع)
کانون جبهه حق، خاورمیانه بود، ولی به دلیل شکل نگرفتن جوامع و تمدنها، تبلیغ توحید به صورت گسترده و فراگیر بود.
ابراهیم(ع)
به موازات رشد و پیشرفت تاریخی درک و فهم و زندگی بشری، تلاش ابراهیم پایهگذاری جامعه و تمدن توحیدی است. به همین دلیل، پس از ناکامی از انجام دادن آن در بینالنهرین، به فلسطین میرود.
موسی تا عیسی(ع)
تلاش تاریخی انبیا پس از بازگرداندن بنی اسراییل از مصر بر ایجاد تمدن توحیدی و سپس مبنا و کانون قرار دادن آن برای توسعه جریان حق به سراسر گیتی بود. حتی در ملک سلیمان نیز تفاوت ماهوی این تمدن با دیگر تمدنها در جمع ملک و ملکوت به نمایش گذاشته می شود.
پیامبر خاتم؟ص؟
پیامبر خاتم با دریافت دین خاتم که کامل و جامع است، کوشید در مکه و سپس مدینه، پایهگذار جامعه توحیدی اسلام باشد. آنگاه از مدینه به توسعه اسلام در جزیرهالعرب پرداخت تا بعدها با کمک امامان، اسلامپذیری اعراب نهادینهتر شود و مناطق به جهان اسلام گسترش یابد.
امامان؟عهم؟
پس از آشکار شدن نفاق نهادینه شده در جزیرهالعرب و اسلام
اموی، امامان بر اساس پیشبینیهای پیامبر در مناطق باسابقه تمدن در خاورمیانه (عراق + ایران + یمن + لبنان و ...) سرمایهگذاری کردند. به این ترتیب، کانونهای تشیع در این جوامع شکل گرفت.
حال گسترده (دوره غیبت)
پس از ایجاد جوامع جغرافیایی حق در گستره خاورمیانه، تلاش برای رشد و بلوغ تدریجی این جوامع حق و گسترش تدریجی آن با کمک دو کانون جغرافیایی ایمانی و علمی نجف و قم به سراسر جهان آغاز شد. در آخرالزمان با وجود تمام هجومهای ابلیسی، ندای توحیدی حق و ارزشهای آن به گوش تمام جهانیان میرسد و مردم در کنار خستگی از باطل، پذیرای ظهور جغرافیای جهانی حق میشوند.
آینده (پیش از ظهور تا رجعت)
پیش از ظهور
بر اساس پیشگوییها، در آستانه ظهور، دو تحول مهم برای جریان حقخواهی رخ میدهد. اولی که جهانی است و همان میل عمومی جهانیان به عدالتخواهی است و دیگری، منطقهای و در خاورمیانه است که سبب خیزشهای جغرافیاهای حق در خاورمیانه به ویژه در گستره جغرافیای شیعه برای زمینهسازی میشود.
آغاز ظهور
ظهور بر اساس مثلث تاریخی توحیدی، پایه گذاری میشود. نقطه شروع آن، مکه (و مدینه) و مرحله دوم، تثبیت اولیه ظهور در کوفه و ایجاد مرکزیت دولت ظهور در آنجاست. در نهایت نیز بیتالمقدس است که در آنجا مواجههنمایی با سه جریان نفاق، یهود و اهل کتاب رخ خواهد داد تا دین حق جهانی شود.
باطل
گذشته (پیامبران و حضور امامان )
از آدم تا نوح(ع)
تلاش ابلیس در این مرحله ایجاد جریان باطل در تمام گستره حق و توسعه سطحی و جغرافیایی آن بود. بازتاب این رخداد، توفان نوح است که عذابی جهانی برای جریان اولیه باطل است.
ابراهیم(ع)
در فترت تاریخی پس از نوح، ابلیس کوشید با بهرهگیری از پیشرفت طبیعی و تاریخی انسانها، تمدنهای غیر توحیدی در سراسر مناطق خاورمیانه و دیگر مناطق مستعدی ایجاد کند که انسانها به آنجا مهاجرت کرده بودند.
موسی تا عیسی(ع)
ابلیس با استفاده از نقطه ضعف بنی اسراییل و گمراه کردن آنها، فاسدترین ملت و تمدن را با سلاح دین علیه دین در فلسطین ایجاد کرد. بعد با مهاجرت آنها به دیگر جغرافیاهای دینی و غیر دینی، برای گسترش جغرافیایی ارزشهای باطل یهود کوشید.
پیامبر خاتم؟ص؟
ابلیس با کمک یهود و اهل کتاب کوشید جریان نفاق را در کانون اسلام ایجاد کند. پس از ناکامی مشرکان، از درون اسلام، منافقین را در برابر پیامبر اکرم؟ص؟ سامان داد تا با کُندسازی اهداف پیامبر، را برای تصرف جغرافیای عرب مسلمان پس از پیامبر آماده سازد.
امامان؟عهم؟
ابلیس پس از مصادره اسلام و جغرافیای جزیرهالعرب در پی کودتای منافقین کوشید از ایجاد کانونهای جدید حق جلوگیری کند و یا در کنار آنها به اضافه حجاز، شام و بغداد را به عنوان کانونهای علم و قدرت اسلام انحرافی بنیان نهد.
حال گسترده (دوره غیبت)
ابلیس پس از شکست تاریخی در نابودی کامل حق (در عاشورا) و پذیرش ایجاد جغرافیای حق (شیعه) کوشید با استفاده از ظرفیت غیبت ولی حق، در گستره زمانی و مکانی جغرافیای باطل با تنوع و تکاملبخشی تمدنهای باطل اسلامی و غیر اسلامی، ذهن بشر را از اسلام حق دور نگه دارد و راه نجات و سعادت را در تمدنهای گوناگون باطل نشان دهد. این راه بر خلاف عذابهای آسمانی، عذابها و بحرانهای زمینی و جهانی خودساخته بشر را به همراه خواهد داشت.
آینده (پیش از ظهور تا رجعت)
پیش از ظهور
ابلیس با آشکار شدن نشانههای پایان (و نزدیک شدن ظهور که مرگ اوست) تلاش میکند خاورمیانه را که کانون ظهور خواهد بود، به گرداب آشوب، فتنه، درگیری و نابودی بکشاند.
همچنین با ایجاد ائتلاف جهانی اسلام انحرافی (نفاق و نصب) با جهان غرب، بزرگترین لشکرکشی را براینابودی جبهه حق (شیعهکش) در منطقه راه میاندازد.
آغاز ظهور
جریان ابلیس در مواجهه با ظهور، سه عقبنشینی تاریخی از حجاز، عراق و فلسطین خواهد داشت. مهمترین عامل این عقبنشینیها،یاریرسانی جنوب (یمن) و شرق (ایران) به جبهه حق است تا اینکه سرانجام جغرافیای باطل از کره خاکی برچیده خواهد شد.
جغرافیای مصاف حق و باطل از بعثت تا غیبت
حضرت محمد؟ص؟
حق
پیامبر اکرم؟ص؟ پس از ناکامی در مکه، جامعه توحیدی را در مدینه پایهگذاری کرد. پس از رسوخ جریان نفاق در مدینه، کوشید در کنار اقلیت صحابه حقطلب در مدینه، جغرافیاهای دیگری هم برای جبهه تاریخی حق ایجاد کند. بدین دلیل، با سفر تاریخی امیرالمؤمنین علی(ع) به یمن و اعزام برخی صحابه به شرق (بحرین)، برای رشد تشیع در این دو منطقه بسترسازی شد.
باطل
جریان ابلیس در برابر پیامبر اکرم؟ص؟ در ابتدا اتحاد اهل کتاب و مشرکان را ایجاد کرد، ولی پس از ناکامیهای پیاپی در پیشرفتهترین مدل باطلسازی، جریان نفاق و گسترش کمّی و کیفی آن در جامعه نبوی را به وجود آورد. سپس کوشید با مقدمهچینی گسترده ضمن کُندسازی و مانعتراشی پیاپی در برابر جغرافیای حقسازی پیامبر، خود را برای کودتای بعد از رحلت پیامبر آماده سازد.
علی(ع) تا امام حسین(ع)
حق
پس از غصب خلافت و موضعگیری آشکار حجاز علیه امام علی(ع)، ایشان با کمک صحابه صالح و با بهرهگیری از روش تقیه و بر اساس پیشگوییهای نبوی، در شهر کوفه را دل جریان باطل بنا کرد. سپس با مهاجرت اکثر قبایلیمنی علاقهمند تشیع به آنجا، اولین کانون تاریخی و اجتماعی تشیع را در کوفه بنیان نهاد. البته این کانون در این سالها بیشتر عاطفی و احساسی بود و در همان کوفه هم در اقلیت اجتماعی و سیاسی قرار داشت.
باطل
کودتای تاریخی جریان نفاق که با همکاری اهل کتاب و تازهمسلمانان مکه و دیگر قبایل عرب همراه بود، فرصتی تاریخی به کودتاگران داد تا ضمن مصادره همیشگی تاریخی جغرافیای حجاز برای خود، با آگاهی از پیشگوییهای پیامبر درباره توسعه قریبالوقوع اسلام و با راهاندازیجریان فتوحات به جای اسلام راستین، اسلام تحریفشدهشان را توسعه دهند. آنها با توسعه کمّی باطل به نام اسلام، جلوی پیشبینیهای نبوی درباره جغرافیای آینده حق در مناطق جدید و متمدن را گرفتند. در این راستا تلاش شد شام، کانون توجه آینده اسلام اموی باشد.
امام سجاد و امام باقر؟عهما؟
حق
عاشورا، مهمترین درگیری تاریخی حق و باطل بود که سبب ایجاد مهمترین کانون جغرافیایی و فرهنگی جبهه حق شد. پس از عاشورا، خط امامت با نومیدی از حجاز کوشید با سرمایهگذاری بر ارزشهای عاشورا به جذب و احیای جغرافیاهای مستعد برای جبهه حق و پایهگذاری مستقل و مستحکم جامعه حق بپردازد. بدین ترتیب، در این دوران، کوفه و به تدریج، مناطقی از ایران آماده بنیانگذاری جامعه شیعی شدند.
باطل
جغرافیای باطل در این سالها بر دو گستره میچرخید: یکی، جغرافیای سیاسی که در شام بود و دیگری، جغرافیا و مدارس نوپای علمی و فکری که در سراسر جهان اسلام عربی در حال شکلگیری بودند. به سبب خشونت بیش از حدّ اسلام و جغرافیای سیاسی، تفرقه و تکثر در جریان باطل به وجود آمد و همین امر کمکم سبب ایجاد بحران در جریان باطل شد.
امام صادق(ع)
حق
امام صادق(ع) در امتداد رسالت پدرانش و با استفاده تاریخی از بحرانهای سیاسی و جغرافیایی باطل تلاش کرد با راهاندازی موقت دانشگاه حق در مدینه با حضور شاگردانی که بیشتر کوفی و برخی ایرانی بودند، در فرصت به دست آمده، کوفه و کمکم قم (در ایران) را به جغرافیایتاریخی حق بر مبنای علم و فرهنگ تبدیل کند. همچنین با احیای کربلا و نجف و تأکید بر فرهنگ زیارت، جغرافیای زیارت را طراحی کرد. در مقابل تلاش باطل برای ایجاد بغداد نیز به طراحی جامعه شیعه بغداد پرداخت.
باطل
اسلام سیاسی اموی در این سالها چنان از درون فاسد شده بود که نه تنها جریانهای خاکستری، بلکه جریانهای سیاسی و فکری از داخل اسلام رسمی هم به شورش و قیام علیه آن برخاستند. سرانجام خلافت عباسی به جای امویان روی کار آمد. عباسیان پس از به قدرت رسیدن و درک جغرافیاهای حق و باطل کوشیدند با انتقال کانون قدرت به بغداد، از جغرافیای باطل در برابر جغرافیای حق در حال گسترش تعریفی جدید ارائه دهند.
امام کاظم تا امام حسن عسکری؟عهما؟
حق
در این دوران، دانشگاه مدینه تعطیل شده بود، دانشگاه کوفه و قم و حتی بغداد در جغرافیای منطقه، شروع به جذب و گسترش جغرافیای تدریجی حق با سلاح علم و فرهنگ و ایمان کردند. در این سالها، مهاجرت امامزادگان در جغرافیای جهان اسلام و به ویژه ایران در کنار مهاجرت تاریخی اهل بیت معصوم به ایران و عراق سبب نهادینه شدن رسمی تشیع در ایران و عراق و دیگر مناطق جهان اسلام شد.
باطل
خلافت عباسی پس از آشکار شدن چهره باطنیاش که سبب ریزش اکثریت جغرافیای ایرانیان همراه با آنها شد، تلاش کرد با جذب جریانهای علمی و فرقهای در همان جهان اسلام عربی و غیر عربی و حمایت فرقههای فقهی و کلامی به نظامسازی تاریخی و فکری و فرهنگی باطل در برابر مکتب رو به رشد تشیع بپردازد.
با توجه به این مقایسه تطبیقی، جغرافیاها و اطلسهای حق و باطل مشخص میشود در دوران امام صادق(ع) با نگاه به گذشته و چشمانداز آینده، از جهت جغرافیایی، تحولات و مسائل و نکات جغرافیایی به اوج میرسد؛ زیرا از یک سو، جریان تاریخی حق در حال
جامعهسازی تاریخی است و از سوی دیگر، جامعه و جریان باطل با درک ضرورت تغییر و خانهتکانی، دست به تغییر و تحولات جغرافیایی مهمی میزند.
بدین جهت، برای فهم و بررسی و پژوهش بیشتر محورها، سوژهها و ایدههای جغرافیایی دوران زندگانی امام صادق(ع)، این بحث در سه بخش سفید، سیاه و خاکستری، با محوریت نقشه خاورمیانه تحلیل اجتماعی و بررسی میشود که عبارتند از:
اطلس جغرافیای سفید (حق)؛
اطلس جغرافیای سیاه (باطل)؛
اطلس جغرافیای خاکستری (مخلوطی از حق و باطل که از حق اکثری شروع، و به تدریج، رنگ حق تضعیف میشود).
جغرافیای سهگانه سفید، خاکستری و سیاه در زمان زندگانی امام صادق(ع)
سفید
دروان امام سجاد و امام باقر؟عهما؟
امامان معصوم؟عهم؟ با وجود محصور بودن در مدینه و مکه کوشیدند با برنامههایعرفانی و علمی، اولین گروه از جوانان متمایل به تشیع را جذب نموده و با تربیت نمودن آنها و بازگرداندنشان به کوفه، تشیع را در آنجا احیا کنند.
امامت زمان مروانیان
امام با یاری شاگردان پدر میکوشد بزرگترین دانشگاه علمی دوران امامت را در مدینه ایجاد کند. پس از بازگشت فارغالتحصیلان به کوفه، کمکم کوفه به پایگاه علمی و فرهنگی تشیع تبدیل شد. سپس از مدینه و کوفه به گسترش تدریجی و آرام تشیع در عراق و ایران به ویژه بغداد و قم پرداخت. البته قم هنوز جایگاه واقعیاش را نیافته بود، ولی امام برای آینده آن تبلیغات فرهنگی وسیعی میکرد.
امامت زمان عباسیان
تثبیت خلافت عباسی سبب تعطیلی تدریجی مدرسه علمی امام در مدینه شد، ولی امام با تشکیل تدریجی سازمان وکالت و استفاده از سفرهای اجباری به عراق، به نظامسازی و انسجامبخشی جامعه شیعه در کوفه که مدل مبنا بود، یاری رساند و سپس در عراق، کانون و مرکز جغرافیایی تشیع، به احیای مزارهای نجف و کربلا و فرهنگسازی مبتنی بر زیارت برای این جامعه جدید و در حال شکلگیری پرداخت. در آخرین مرحله، در برابر پایتختسازی جدید عباسیان، به نفوذ دادن
شیعیان در جامعه و بدنه سیاسی باطل در مرکز جدید کوشید.
خاکستری
دروان امام سجاد و امام باقر؟عهما؟
فشارهای گسترده مروانیان بر جامعه اسلامی، نارضایتیهای اجتماعی حتی در میان علما و فقهای عراق و حجاز پدید آورد و آنها را آماده پیوستن به قیامهای احتمالی کرد.
امامت زمان مروانیان
در مواجهه با فساد و ظلم مروانیان و آمادگی بخشی از جامعه برای شورش، قیام زید و سپس فرزندش، زمینهساز پیدایش خط سومی بین مروانیان و عباسیان با شعار مبهم دعوت به اهل بیت پیامبر شد این رویداد قشر فرهیخته جامعه عامه را به سوی آنها جذب کرد. البته این جریان به دلیل در اقلیت بودن و عمق نداشتن به نتیجه نرسید.
امامت زمان عباسیان
خلافت عباسی پس از پیروزی تلاش کرد به جذب گسترده طبقات گوناگون جامعه اسلامی که اهلسنت بودند و دور ریختن شعارهای اهل بیتی، ضربههای سنگینی بر قیامهای علوی وارد آورد. آخرین تلاش علویان در آغاز خلافت عباسی در حجاز و عراق متمرکز بود، ولی شکست سریع آنها، این جریان را به جستوجو در جغرافیاهای جدید وا داشت.
سیاه
دروان امام سجاد و امام باقر؟عهما؟
در این زمان، خلافت مروانی با مرکزیت شام در اوج قدرت بود. بدین دلیل، مهمترین تلاش جغرافیایی آن ضمن محصورسازی اهل بیت پیامبر در مدینه، پاکسازی خونین و گسترده جوامع و قبایل شیعییا متمایل به شیعه در عراق با مرکزیت کوفه بود. این جریان خشن و گسترده، اعتراض و همراهی تدریجی برخی جریانهای علمی و فکری اهل سنت را علیه آنها به همراه داشت.
امامت زمان مروانیان
فساد درونی خلفای مروانی و تضعیف آنها، فرصتی تاریخی را در اختیار بنیعباس گذاشت که با سرمایهگذاری معنوی در مورد مسلمانان ایرانی به ویژه خراسانی، آنها را به سوی خود جذب کنند. (خراسان به دلیل دوری از شام و حجاز و وجود زمینهها و تمایلات به اهل بیت که ناشی از قیام زید بود) بدینگونه نزاع و جنگ داخلی شرق (عباسی) و غرب (مروانی) اسلامی شروع شد که در نهایت به سقوط غرب و آغاز خلافت عباسیان با کمک ایرانیان انجامید.
امامت زمان عباسیان
خلافت عباسی در آغاز کوفه را مقر خود قرار داد، ولی خیلی زود متوجه شد که این شهر شیعی، ظرفیت پایتختی آنها را ندارد. آنها هماهنگ با شرایط جدید در جغرافیای جدید خاورمیانه و در برابر تشیع رو به رشد و درک اهمیت منطقه شرقی خاورمیانه، به ایجاد بغداد در مجاورت کوفه و ایران- دو جغرافیای مستعد برای تشیع- پرداختند. البته آنها نمیدانستند که در بغداد، جامعه شیعه در حال بنیانگذاری است.
در دوران امامت امام صادق(ع)، کانون فعالیت و تبلیغ و دعوت اهلبیت، همچنان در مدینه بود. دلیل محدودیت اقامت، از یک سو، علاقه تاریخی اهلبیت به مدینهالنبیبود و از سوی دیگر، ناشی از اقامت اجباری و ممنوعیت و محدودیت سفر به دیگر مناطق و جغرافیاها بود. خلیفه دوم این سیاست را پایه گذاشت و بر اساس آن، از سفر و هجرت اهلبیت به دیگر مناطق، به جز سفر حج جلوگیری میکرد.
مدینه در این سالها، همانند تمام دوران پس از رحلت پیامبر (بر خلاف تعهدات مردم با پیامبر در لیلةالعقبه، مبنی بر حمایت دائمیاز خاندانش)(1)چندان میل و تعلقی به اهلبیت پیامبر نداشت، ولی امام صادق(ع)چارهای جز جذب و دعوت استعدادهای انسانی در مکه و مدینه نداشت. بدیهی است مهمترین فرصت تاریخی امام برای جذب استعدادها، فرصت سالانه سفر حج بود. بدین جهت،در این سالها،مهمترین جغرافیای فعالیت امام، حد فاصل مکه و مدینه، آن هم در ماههای حج بود،امام پس از ماههای حج، برای تربیت یک ساله افراد جذب شده در مدینه (منزل یا مسجد پیامبر) میکوشید.
در مراسم حج، با وجود تمام پاکی و عصمت و علم غیب امام معصوم، به دلیل تبلیغات مسموم سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، محدودیتها و مراقبتها و همچنین وجود جریانهای موازی فکری و علمی،بیشتر افرادی که جذب امام میشدند، افراد و جوانان کوفیبودند که
1) تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن دهم هجری، ج1؛ رسول جعفریان، اطلس شیعه.
گرایشهای شیعیداشتند یا از تازهمسلمانان ساکن کوفه بودند که کمتر عقاید باطل و اسلام اموی در آنها رسوخ کرده بود.
ازاینرو، با تلاش ده ساله امام صادق(ع) (و البته در امتداد تلاش ده ساله آخر عمر پدرش، امام باقر(ع)) پس از فارغالتحصیلی و بازگشت شاگردان امام باقر و امام صادق، در کوفه، ابتدا در خانه بزرگان علمی شیعه و به هنگام تضعیف خلافت مروانی و والیان آنها در کوفه، دانشگاه شیعه در مسجد کوفه راهاندازیشد. سپس از کوفه به دیگر مناطق دارای گرایشهای شیعی، در عراق، ایران و به ویژه قم -که به تازگی قبایل شیعییمنیالاصل ساکن کوفه آن را پایهگذاری و نوسازیکرده بودند -گسترش یافت. جغرافیای شیعه نه با سلاح و زور (همانند فتوحات خلفا) و با شعارهای فریبنده دعوتگران اعزامی همانند داعیان بنیعباس، بلکه با حضور شاگردان علمی اهلبیت که بیشتر هم نسل اول و دوم آنها از جوانان همان منطقه زیستبوم خود بودند، گسترش یافت.
با این نگاه، به دلیل محدودیت قالب تصویر در این اثر،برای ترسیم نقشههای جغرافیایی، نخست فهرستی از ایدهها و سوژههای اطلسی جغرافیای سفید ارائه میشود. سپس برخی موارد را به صورت تلفیقی با نمودار خط زمانینشان میدهیم.
الف( فهرست ایدههای جغرافیای حق
شامل تمامی مکانها و محیطهاییاست که در دایره زندگانی فردی و سیاسی و اجتماعی حضرت قرار میگیرد. حتی با توسعهبخشی ماورایی میتواند طیالارضها (یا جغرافیاهای ماورایی) را هم شامل شود.
دستکمدایره این جغرافیا در مدینه، دایره خانه امام، مسجد پیامبر، باغها یا زمینهاییاست که محل کشاورزی امام یا میراث رسیده به آن حضرت یا موقوفههای امامان قبلیبودهاند.
دیگر موارد مهم
اطلس سفرهای امام از جمله سفر حج، شام و سفرهای عراق است. امام صادق(ع) در این دوره تاریخی و حساس، با بهرهمندیاز ظرفیتهای سفرهای تاریخی، به فرهنگسازی و تاریخسازیمکتب تشیع میپرداخت. نمونه آن، احیای غدیر و جغرافیای غدیر در ضمن سفر حج، احیای مزار امیرالمؤمنین علی(ع)و پایهگذاری شهر نجف، احیا و توسعه فرهنگ زیارت کربلا در ضمن سفر عراق یا احیای مقامها و مکانهای معنوی و تاریخی در کوفه به ویژه در مسجد کفه و مسجد سهله است. از نکات مهم سفرهای زیارتی امام صادق(ع)، در مدت اقامتشان در کوفه و عراق، تلاش ایشان برایزیارت نجف یا کربلاست همراه یاران متعدد و متنوعشان است؛ به گونهای که گزارش زیارتهای امام صادق(ع) از مزارها در موارد بسیار از اصحاب گوناگون و همراه با آنها روایت شده است؛ کسانی همانند صفوان جمال، معلّی بن خنیس، مفضل بن عمر، مبارک خباز، ابوالفرج سندّی، ابیالعلاء طائی، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب، یونس بن ظبیان و...).
این اطلس شامل جغرافیای اماکنیاست که فرد یا افرادی از آنجا برای علمآموزی نزد امام آمده باشند. جغرافیایی که مراحل و ابعادی همانند اعزام شاگرد، بازگشت شاگرد، ایجاد مدرسه علمییا تحول اجتماعی برای جامعه شیعهمیتواند داشته باشد.
از دیگر زیرشاخههای این جغرافیا، دایره سفرهای علمییا مناظرهای شاگردان امام در جهان اسلام،برایتبلیغ تشیع یا مناظره با مدعیان علمی و فکریاست.
در این بخش، جدول و اطلس یاران و شاگردان ایرانی امام صادق(ع)از موارد بسیار جالب و مهم به شمار میرود.
این اطلس دو رویکرد کلی دارد: جغرافیای جامعه شیعه و جغرافیای سازمان وکالت که در حقیقت، همان رهبران اجتماعی جامعه شیعه و واسطه بدنه جامعه و امام معصوم بودند.
بررسینسبت پراکندگی این جامعه، تحولات درونیآن، ریزشها و رویشها در این جامعه،تعیین خاستگاه جغرافیاییبیشترین خاندانهای شیعی، نسبت جامعه شیعه با دیگر جوامع خاکسترییا سیاه، اطلس جوامع شیعی عرب و عجم و آمار کمی و کیفی هر یک از این جوامع از مباحث مهم این بخش به شمار میروند.
در این زمینه، اطلس گزارشهای حدیثی ملاقاتکنندگان امام از گسترهجغرافیایی دین اسلام که همراه با گرایشهای شیعیاست، میتواند بیانگر جغرافیای اولیه تشیع در سرزمینهای دور باشد.
مهاجرت قبایل شیعه، اعم از مهاجرتهای اجباری مستقیم یا غیر مستقیم قبایل شیعی کوفه و عراق به ایران، پس از مهاجرت تاریخی آنها از یمن و شرق جزیرةالعرب در زمان خلفای ثلاث به عراق.
امامان معصوم به واسطه علم غیبیشان، هماهنگ با شرایط زمانه، پیشگوییهای غیبی نزدیک، میانه و دور از جهت زمانیانجام میدادند. زمانه امام صادق(ع)به دلیل گستردگی تحولات، اوجگیری مدرسه علمی امام و فراوانی احادیث،یکی از زمانهای انتشار فراوانترین احادیث پیشگویی در تاریخ اهلبیت است. آن بخش از پیشگوییهای نزدیک که معاصر با زندگانی حضرت است یا مربوط به سده اول زندگانیایشان و پس از آن میشود، عبارت است از: پیشگویی شهادت زید و نفس زکیه، به خلافت رسیدن عباسیان، حرم حضرت معصومه؟عها؟ در قم و نقش قم در آینده ایران، پیشبینی پیدایش حرمهای اهل
بیت در مشهد و بغداد و....
با ایجاد دانشگاه امام صادق(ع)در مدینه و جذب افراد گوناگون به آن، جغرافیای سفرهای علمی آنها یا جغرافیا و آمار نوسان جذب یا فارغالتحصیلی این دانشگاه یا بازتاب تحولات سیاسی اجتماعی بر این سفرها یا حضورها میتواند از موارد جالب جغرافیایی باشد.
برای نمونه، سفر امام صادق(ع) به کوفه در آغاز خلافت عباسیان سبب جذب هشام بن حکم، از اعضایفرقههای انحرافی، به مکتب تشیع و دانشآموزی کوتاهمدت او در محضر امام در کوفه شد. پس از بازگشت امام به مدینه، هشام با آگاه شدن از جولاندهی عمروبن عُبید معتزلی، با استفاده از فضای باز زمان عباسیان، به بصره رفت و در مناظرهای تاریخی،او را در مسجد بصره رسوا کرد. هشام از آنجا عازم سفر حج شد و در مکه به محضر امام صادق(ع)رسید و امام در جمع اصحاب، او را بسیار ستود.
همانند مقامهای امام صادق(ع)در مسجد کوفه و مسجد سهله و نیز در کربلا و نجف یا خانه امام صادق(ع)در مدینه، که در زمان غیبت صغرا، امام به برخی شیعیان سفارشفرموده بود در آن ساکن شوند و آنجا را از غربت و تنهایی در بیاورند.
دوران امام صادق(ع) از جهت جغرافیا و اطلسِ جریان باطل و سیاه،یکی از حساسترین دورانهای تاریخی مصاف حق و باطل است؛ زیرا در جریان مستمر تاریخی باطل، تمام تلاش جریان باطل بر تصرف و تخریب یا تحریف جغرافیاهای حق به نفع خود بود.جریان باطل در آغاز پیدایش اسلام، حجاز را کانون خود قرار داده بود و البته از فلسطین هم غافل نبود، ولی
در آن زمان به آن،دسترس نداشت.پس از آن، ائتلاف جریانهای باطل داخلی و خارجیبلافاصله برای مصادره حجاز به نفع باطل برنامهریزی کردند.
با آغاز خلافت علوی، وقتی امامعلی(ع) مرکز جریان حق را به کوفه منتقل کرد، پس از شکست تاریخی بصره در طرح فتنهانگیزی در برابر امام، دمشق و شام به کانون تاریخی باطل تبدیل شد. پس از آن، به مدت یک قرن،دمشق، کانون جغرافیایی باطل بود؛ زیرا این مکان اجتماعی نسبت به عراق و حجاز، از جهت فکری و نژادی،یکدست بود و در قبضه و اختیار کامل جریان اموی- مروانیقرار داشت. جریان باطل با تکیه بر دمشق و با کمک جریانهای باطل مستقر در حجاز و عراق کوشید در حجاز، اهلبیت را نابود یا محاصره کند و در عراق هم به مدت نیم قرن از امارت زیاد بن ابیه در سال 50 ه .ق تا پایان دوران یوسف بن عمر ثقفی در 126 ه .ق، با حذف افت و خیزهای تاریخی و سیاسی، به سیاست شیعهکشی، تحقیر و تبعید و آزار آنها پرداخت.(1)
در این زمان،یکی دیگر از سیاستهای اجتماعی- جغرافیایی مهم، استمرار دو سیاست مهم خلیفه دوم بود؛یعنی اجرای گسترده فتوحات برایمشغول کردن مسلمانان از جهت دغدغه و اولویت مهم اجتماعی و فرهنگی آنها و طبقهبندی نژادی بین عرب و غیر عرب به ویژه عجم و موالی که بیشترشان ایرانیان بودند. این تبعیض از نظر اجتماعیسبب رسمیت یافتن جزیه گرفتن حتی از عجمهای مسلمان شد. همچنین آنها را از مناصب اجتماعی، سیاسی و دینی رسمی محروم میکرد و حتی ازدواج عجم با عرب ممنوع بود. ازاینرو، در جغرافیای جهان اسلام آن دوران، مرزبندی اجتماعی نهفتهای وجود داشت که همان مرز جغرافیای اسلام عربی و غیر عربی بود.(2)
از دیگر جغرافیاهای مهم این دوران، ایجاد مدارس و جریانهای علمی و فکری و فرقهایدر جهان اسلام در برابر اهلبیت بود. این وضعیت از نظر جغرافیایی و به واسطه تنوع اقلیمها، از جهت جمعیتی و فکری و فرهنگیسبب ایجاد و رشد مدارس گوناگون شد.
بازتاب درازمدت این سه وضعیت (فشار سیاسی، تبعیض اجتماعیو فرقهسازی فکری) در جغرافیاهایی که از کانون قدرت باطل دور باشد، خیزشها و شورشهایی را پدید آورد. ازاینرو، در دو دهه پایانی خلافت مروانی، جغرافیای جدید قیامها و شورشها به وجود آمد که از جهت تنوع جغرافیایی و بازتابهای تاریخی و اجتماعی، زمینه فراوانی برای ایدهیابی و سوژهشناسی دارد. این قیامها سبب تضعیف جریان جغرافیای امویان شام و با کمک جغرافیای خراسانیان مسلمان، زمینهساز به خلافت رسیدن عباسیان در مرکز خاورمیانه در عراق شد.
در نهایت، درگیریهای شرق عباسی و غرب اموی به واسطه همراهی امواج عمومی جامعه اسلامی در همه جغرافیاهای گوناگون برای تحول و نوزایی در باطل (اسلام مکتب خلفا)، سرانجام به پیروزی عباسیان انجامید. آنها پس از پیروزی با درک این نکته که نمیتوانند مرکزیت خلافتشان را در ایران عجم و دمشق اموییا حجاز دور از مراکز جمعیتی خاورمیانه قرار دهند، کوشیدند همانند انتخاب امیرالمؤمنین علی(ع)، کوفه را پایتخت خود در مرکز خاورمیانه قرار دهند.
گستردگی جغرافیای تشیع در کوفه و اطرافش، آنها را به تدریج از کوفه به حیره در حومه آن وهاشمیه، کمی آن سوتر و در نهایت، به طراحی شهرینو بر مبنای شرایط جدید وادار کرد.(1)
بغداد در مرکز سرزمین عراق و نزدیک به ایران، آسیای صغیر، قفقاز، شام و فلسطین با جذب سریع انواع طبقات و گروههای اجتماعی عامه (اهل سنت) و رهبران فرقههای گوناگون آنها از کوفه، بصره، حجاز، دمشق و ایران، به کانون اول، از نظر جمعیت، سیاست، اجتماع و اندیشه خلافت عباسی تبدیل شد و تا پنج قرن، مرکز جغرافیایی جهان اسلام بود.
با توجه به این مباحث، عنوان برخی ایدههای جغرافیایی سیاه چنین است:
1) کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی ص 403 و 409.
جهان اسلام در زمان امامت امام صادق(ع). دوران مروانیان (به جز ده سال آخر همزمان بود، بسیار گسترش یافت و اندلس،تمام ماوراءالنهر و سرزمین سند،فتح شد. سرانجام این تحولات در شرق به زیان مروانیان و در غرب به سود آنها تمام شد؛ زیرا در شرق به دلیل اثرگذاریفرهنگ و تمدن ایرانی و تحمل نکردن ظلم مروانیان،بیدرنگ به کانون قیامها یا پذیرش دعوت عباسیان علیه مروانیان تبدیل میشد. در مقابل، غرب به ویژه اندلس، به دلیل دوری از پیکره اصلی جهان اسلام و نداشتن نقل و انتقال گسترده جمعیتی مسلمانان به آنجا و پس از سقوط مروانیان، به کانون جدید خلافت اموی در باختر دور تبدیل گشت.
این اطلس از نظر گسترش کمّی جغرافیای اسلامی و بازتابهای آن در جغرافیای سفید و خاکستریاهمیت دارد.
این تقسیمبندی از نظر تقسیمبندیهای سیاسی و اجتماعی و نوع انتخاب استانداران و بازتاب آن در جهان تشیع مهم است. (به ویژه برخی مناطق که جوامع فراوان شیعی داشتند یا والیانی با گرایشهای علوی برای آن انتخاب میشد؛ همانند نجاشی والی اهواز).
در دوره مروانیان با وجود فتوحات، جهت مهاجرت اجتماعی، از مرکز عربی جهان اسلام به سمت مرزهای شرقی و غربیبود، ولی با شورشها و آغاز مبارزات عباسیان، روندی معکوس و ایرانی از نقل و انتقال و مهاجرتهای جمعیتی در جهان اسلام رخ داد و گروه بسیاریاز ایرانیان به بینالنهرین منتقل شدند. از همچنین، این روند، مرزبندی جمعیتی عرب و عجم را از بین برد و تقسیمبندی استانها را تغییر داد و در نهایت، تحولات جمعیتی مناسبیرا به سویجبهه حق پدید آورد.
با غصب خلافت و مرجعیتبخشی علمی برای همه صحابه و پراکندگیآنها در جهان اسلام در زمان خلیفه دوم، زمینههای ایجادتکثر و تعدد در مکتب توحیدی اسلام و فرقهسازیهای گوناگون در برابر مکتب حق فراهم شد. هر چه زمان پیش رفت، با ورود افکار و آثار فرقههای غیر اسلامی در جامعه اسلامی، روند این فرقهسازی بسیار گسترش یافت. ازاینرو، جغرافیای پیدایش و گسترش فرقههای فقهی، کلامی و تصوف در جهان عامه و نسبت آن با جغرافیای حق، اطلسی مهم است. در این زمینه، اطلس مهاجرت موقت علمای عراقی و فرار آنها از ولایت عراق به حجاز، پیدایش بغداد و مهاجرت تاریخی آنها به بغداد، نوع مواجهه آنها با قیامهای زیدییا نوع واکنش آنها در درگیریهای عباسی- اموی از دیگر موارد این جغرافیا میتواند باشد. در این زمینه، جغرافیای ادیان بزرگ در مرزهای جهان اسلام و بازتاب آنها بر فرقهسازیهای انحرافی نیز جالب است؛ همانند اثرگذاری مستقیم یا غیر مستقیم عرفان هندی و مسیحی بر تصوف، بودیسم و مانویت بر زنادقه، یهود بر فرقههای کلامی عامه و نهضت ترجمه آثار یونان و اسکندریه.
این اطلس در امتداد دو اطلس یاد شده است و به مقایسه دو دوران اموی و عباسی بر جهان اسلام، از نظر جغرافیای سیاسی، فکری و فرهنگی و اجتماعی و بازتابهای آن تا امروز میپردازد.
زیر فصل ها
شامل همه جنگهای فتوحات، شورشهای داخلی، به جز قیامهای علویان و مراحل درگیری عباسیان و امویان، از آغاز تا سرنگونی مروانیان است. مجموعه قیامهایصورت گرفته ایران به خونخواهی از ابومسلم خراسانی نیز شامل این مورد میشود.
دوران امام صادق(ع)،زمان پیدایش تدریجی قیامهای علویان و جریان فکری و سیاسی زیدیه است. کانون پیدایش رهبران این جریان به دلیل ریشههای علویاش، از نظر اجتماعی، فکری،فرهنگی و جغرافیایی، حجاز و مدینه است.چون حجاز با خطوط فکری منشعب از تفکر اهلبیتهماهنگ نبود، کمکم کانون جغرافیایی این جنبشها و جریانها به شمال (عراق)، جنوب (یمن)، شرق (بحرین بزرگ) و غرب (مصر و شمال آفریقا) جزیرةالعرب منتقل شد. البته روند این انتقال،یعنی از اولین قیامها تا پیدایش اولین فرقهها و دولتهای زیدییا اسماعیلی، دو سده طول کشید.
به هر حال، در آن سالها، از جهت جغرافیایی، به دلیل وجود نارضایتیهای فراگیر در بدنه فکری و روشنگری اهل سنت و ایجاد بحران و نارضایتی از خلافت مروانیان که کمکم موجب از دست رفتن مشروعیت سیاسی- فکری آنها نزد علمای عامه شد، در مراکز جغرافیایی فکری اهل سنت، زمینههایی برای همکاری اولیه بین قیامهای علویان و رهبران سیاسی و فکری و فقهی عامه فراهم آمد. در سده اول، قیام علویان و پس از اعلام جدایی رسمی جامعه شیعه از این قیامها، ائتلافی نانوشته بین علویان و علمای عامه ایجاد شد. ازاینرو، جغرافیای خاکستری در سده اول که معاصر امام صادق(ع) است، کانون خیزشهایش حجاز و عراق بود. بنابراین، یکی از معضلهای تاریخی از نظر سیاسی و حتی فکری و اجتماعی برای جامعه شیعه، رخ دادن همین قیامهای علوی است؛ زیرا یکی از دغدغههای مهم امام صادق(ع)، مراقبت و هدایت دشوار جامعه شیعه در مرز آزارها و خشونتهای مروانیان و عباسیان، از سویی و خیزشها و قیامهای شتابزده و بدون طرح و برنامه و پر حاشیه علویان، از سوی دیگر بود.
نمونهای از اطلسهای جغرافیایی- تاریخی این بخش چنین است:
-اطلس قیامهای علویان در دوره مروانیان (شامل مسیر سفرهای زید از مدینه به شام تا کوفه یا مسیر سفرهاییحیی بن زید یا مراحل قیام عبدالله بن معاویه در عراق و ایران)
اطلس قیامهای علویان در دوره عباسیان (معاصر با امام صادق(ع))
اطلس و آمار و محل شهادت علویان در دوره عباسیان
اطلسمهاجرت علویان و امامزادگان به جهان اسلام،به ویژه ایران
نکته پایانی
در جمعبندی بحث جغرافیا و اطلس و بازشناسی این شیوه از پژوهشهای تاریخی و اجتماعیو همچنین فهم بهتر زندگانی و رهبری تاریخی امام صادق(ع) برای جامعه شیعه، همین بس که جغرافیا و جامعه شیعه، در آغاز و پایان امامت آن حضرت مقایسه شود. بنابراین، جبهه حق برخلاف جبهه باطل، ضمن دوری از هرگونه تبلیغات فریبنده و تزویر یا فشار زور و خفقان یا مصلحتسنجی ائتلافها و باجدهیهای سیاسی و اجتماعی، تنها بر مبنای ارادهها و انتخاب آگاهانهبخشی از جامعه که حقطلب، عدالتخواه و سعادتجوست، به جذب و تربیت ارادههای انسانی پرداخت.سپس با یاری آنها به گسترش کمّی و کیفی جامعه حق مبتنی بر تبلیغ ارزشها و بینشهای تفکر شیعیدست یازید.
از نکات جالبی که تشیع در زمان امام صادق(ع)از آن بهرهمند میشود، رویکرد بسیار غنی و اثرگذار عاطفی و احساسی تشیع مبتنی بر ارزشهای عاشورایی، البته هماهنگ با عقل، شریعت، فطرت و به دور از تحریف و انحراف است که در آینده تاریخ،یکی از عوامل گسترش اولیه تشیع در جغرافیای اسلامی و غیر اسلامی است. به این ترتیب، نقطه ورود تشیع، این جلوههای عاطفی و احساسی بود و به دنبال آن، رویکردهای رفتاری و اجتماعی و سپس رویکردهای علمی و دانشهای دینیبه جوامع جدید وارد شد.
این روند تاریخی و اجتماعی در گسترش جغرافیای تشیع، آن هم به تدریج، درست عکس قیامها یا کودتاهای سریع جریانهای سیاه و خاکستری است که ابتدا به قبضه کردن سیاست و جامعه میپرداختند و سپس به فکر فرهنگسازی و نظریهپردازی میافتادند. چون در این زمینه پشتوانه لازم را نداشتند،کمکم افول میکردند. در این میان، جریان تاریخی مکتب جعفری
تشیع در طول تاریخ و عرض جغرافیا، پیوسته رو به رشد است.
فصل سوم: امام صادق(ع) و طراحی سبک زندگی شیعی
زیر فصل ها
سبک زندگی، چیستی و جایگاه آن
ضرورت بحث سبک زندگی در زندگی امام صادق(ع)
چگونگی سبکسازی امام صادق(ع)
سبک زندگی، چیستی و جایگاه آن
سبک زندگی که در زبان انگلیسیlife style نامیده میشود، از مفاهیم تازهای است که پژوهشگران حوزه جامعهشناسی و مطالعات فرهنگی برای بیان واقعیتهای فرهنگی زندگی انسانی به کار میبرند. این مفهوم در حوزه مطالعات فرهنگی به مجموعه رفتارها و الگوها و کنشهای هر فرد گفته میشود که معطوف به ابعاد هنجاری و معانی زندگی اجتماعی نشاندهنده کم و کیف نظام باورها و کنشهای فرد است. به بیان دیگر، سبک زندگی نشاندهنده ماهیت و محتوای خاص تعاملها و کنشهای انسان در هر جامعه و اغراض و معانی و تفاسیر فرد در جریان زندگی روزانه است.(1)
1) هدف و معنای زندگی، محمد منصور نژاد ص 11 ؛ سبک زندگی، نعمت الله فاضلی ص 79.
مفهوم سبک زندگی به معنایپیروی کردن از رهیافتی در زندگی است؛مثلاً هنگامی که برایفردی مهم باشد که مانند شخص خاصی باشد و کارهایروزمره خود را همانند او انجام دهد یا نظام زندگیاش را شکل دهد. از سویی دیگر، سبکی شدنِ زندگی با شکلگیری فرهنگ مردم رابطهای نزدیک دارد.
بنابراین، سبک زندگی نظامیترکیبیافته از باورها، ارزشها و رفتارهاست. بدین معنا که با مطالعه سبک زندگی؛یعنی شیوه زندگانی روزمره افراد یک جامعه، به پشتوانه فرهنگی و ارزشی این سبکها میتوان پی برد.
مفهوم سبک زندگی از مفاهیم جدید است، اما از گذشته، حقیقت آن - که برابر با اخلاق عملییا فقه زندگی است - مهمترین دغدغه ادیان و مکاتب بشری بوده است؛زیرا بشر با درک محدودیت عمر و زندگانی و ابعاد وجودیخود و روابط گسترده خود با مُلک و ملکوت، (جهان غیب و شهود، آشکار و پنهان) همواره بر آن بوده است که در محدوده زندگانی خود بهترین و بیشترین دستاوردها را داشته باشد. مهمترین پرسشهای مشترک انسانها،از درباره فطرت، چیستی و چگونگی زندگی بوده است و به تعداد پاسخها در ادیان و مکاتب و فرقهها شیوهها و الگوهای زندگی را میتوان دید.
موضوع سبک زندگی در جهان مدرن و معاصر چنان جایگاهییافته که به یکی از موارد مهم جنگ نرم یا تهاجم فرهنگی تبدیل شده است؛زیرا امروز برای تسخیر ملتها و کشورها به جای اشغال نظامی، با تغییر سبک زندگی آنان، میتوان با کمترین هزینه سبب وابستگی آن کشورها به قدرتهای بزرگ شد. بدین سبب، امروزه سلاح تهاجم فرهنگی در حوزه سبک زندگی، «جنگ بدون خونریزی و همراه با اثرگذاری بلندمدت» نام گرفته است.
ضرورت بحث سبک زندگی در زندگی امام صادق(ع)
نقش و جایگاه تاریخی امام صادق(ع) در سیر تاریخی جبهه حق، چنان برجسته است که تشیع که امتداد تاریخی جبهه حق است، از زمان آن حضرت تشیع جعفرییا مکتب جعفری نامیده
میشود. تأثیر آن حضرت از جنبههایسیاسی، اقتصادییا اجتماعی نیست، بلکه از جنبه فکریو فرهنگیاست. پرسش اساسیاین است که چگونه این رسالت تاریخی-فرهنگیموجب پیدایش تشیع جعفریشد؟
همواره ادوار تاریخی مکتب حق، ریزشهای فراوانیداشته است. مهمترین علت این ریزشها، وابستگی نوایمانان به شیوههایباطل پیشین و نبود آمادگی برای تحول خالصانه و کامل در مسیر حق و پذیرش شیوه متعالیآن برای نظام زندگی بوده است.این مسئله، به ویژه در تاریخ یهود دیده میشود که به سبب چند قرن زندگیدر مصر و اثرپذیری مستقیم و غیر مستقیم از نظام فرهنگی و ارزشیگذشته مصر، شیوه زندگی آنان به شیوهای در هم آمیخته از حق و باطل تبدیل شده بود. این شیوه التقاطی به مدت هزار سال سبب زحمت تاریخی انبیای آسمانی، از حضرت موسی تا حضرت عیسی،برای راهنمایی آنان به سبک و نظام زندگی توحیدی شد. سرانجام پافشاری آنان بر آن سبک التقاطیسبب شد سنّت تحویل و تبدیل اعمال شود و جریان تاریخی حق از یهود به جزیرةالعرب انتقال یابد.
در جزیرةالعربنیز که در گرداب جاهلیت فرو رفته بود، تلاشهای 23 ساله پیامبر در اولین گام خود، تغییر سبک و نظام زندگی جاهلی به شیوه اسلامی بود، ولی ائتلاف نظامها وسبکهای مشرکانه، منافقانه و اهل کتاب، سرانجام به غصب خلافت پس از رحلت پیامبر منجر شد.
تحلیل تاریخی و فرهنگی غصب خلافت از منظر بازشناسی سبک و نظام زندگی،نشان میدهد که غاصبان خلافت نظام و شیوه زندگی توحیدی خالصانه را برنمیتافتند که حق تعالی در بالاترین جایگاه آن و مبنای نظام زندگیبر پایه قرآن و عترت پیامبر است؛ عترتی که خانههایشان محل نزول وحی و کانون نور و زندگانی است.
غصب خلافت پیامبر؛ یعنی نفی و طرد شیوه زندگانی توحیدی اهلبیت عصمت و طهارت پیامبر، و در برابر آن، طراحی سبکی نو که در ظاهر، اسلامی و در باطن، التقاطی است. از رحلت پیامبر تا حادثه عاشورا، تلاش تاریخیمعصومان برای احیایشیوه زندگانی توحیدیدر جهان اسلام بود. حادثه عاشورا مرزبندی نهایی و همیشگیرا میان دو جریان اسلام
توحیدی اهلبیت پیامبر و اسلام التقاطی ایجاد کرد. پس از عاشورا تا زمان امام صادق(ع)، امامان در محاصره و محدودیت بودند و فرصت احیای این شیوه توحیدی را نیافتند.
امام صادق(ع) با فرصتشناسی تاریخی، به احیا و بازسازی سبک و نظام زندگی توحیدی بر مبنای دانش و ایمان و اخلاقی و فرهنگ آسمانی میپردازد. تشیع پیش از امام صادق(ع)، نزد خواص شیعه، سبک و نظام داشت، اما این سبک و نظام که امتداد سبک و نظام زندگانی خواص صحابه پیامبر بود، در قبایل و گروههای مدعی تشیع نهادینه نشده بود. به ویژه، در شهر کوفه که کانون عمده تجمع قبایل شیعی بود، نام تشیع بیشتر اسمییا اعتقادی و ایمانی بود. این اعتقاد در برخی از حوزههای فقهی و شعایر دینی، تعریف و حدود و ثغور داشت، ولی به فرهنگ عمومی تبدیل نشده بود و جامعهای به نام جامعه شیعه بیرون از ساختار قبیلهای و احساسی و هیجانی شکل نگرفته بود.
در زمان امامت امام صادق(ع) و به یاری مدرسه علمی باقرین با حدود چهار هزار شاگرد و طالب علم و ارتباط نزدیک و گسترده و پیوسته شیعه با امام،فرصتیتاریخی برای بنیانگذاری تشیع در قالب مکتب، فرهنگ و ایجاد نظام اجتماعی توحیدی فراهم شد. از این تاریخ به بعد، شیعه دارای مکتب، جامعه، هویت و نظامهای ارزشی، فرهنگی و اجتماعی مستقل میشود.
مطالعه گزارهها و روایتهای تاریخی، اهتمام امام صادق(ع)را به انتقال و تحول تشیع از وضعیت احساسیو ساختار قبیلهای به وضعیت تشکلیافته اجتماعی دارای نظام و سبک و ساختار تعریف شده نشان میدهد.
براینمونه، وقتی امام صادق(ع) از مفضل بن قیس،تعداد شیعیان کوفه را میپرسد، او میگوید: آنان نزدیک به پنجاه هزار نفر هستند. امام میفرماید: هر آینه دوست داشتم در کوفه 25 نفر آنگونه وجود میداشتند که حق معرفت ما را به گونهای بدانند که ما میدانیم تا از ما جز حق نگویند.(1)همچنین مردی خراسانی نزد امام آمد و از ایشان خواست قیام کنند، با این
15007:30 ب.ظ 02/02/139707:30 ب.ظ 02/02/139707:30 ب.ظ 02/02/1397
1) بحارالانوار، ج64، ص158.
استدلال که در خراسان هزاران نفر آمادهپیکار در رکاب حضرت هستند، ولیامام از او میخواهد که داخل تنور رود. او برای رفتن داخل تنور تردید کرد. در این هنگام، یکی از یاران تربیتشده امام به نامهارون مکّیوارد شد. او به اشاره امام داخل تنور رفت. امام از خراسانیمیپرسد که در خراسان چند نفر شیعه همانند این مرد هستند؟ او میگوید: هیچ.(1)
این موارد بیانگر به چالش کشیدن ادعاهای شیعیان آن زمان به وسیله امام است. در برابر، امام پس از تربیت شاگردان عالم و فرهیخته خود، آنان را به بازگشت به قبایل شیعه و تبلیغ در میان ایشان، به ویژه جوانان شیعه،فرا میخواند و اصرار دارد این رهبران علمی و فکری، مراقب نفوذ سبک زندگی (ارزشی و رفتاری) التقاطی جوانان شیعهباشند که متأثر از فرقههایی همانند مرجئه یا زیدیه بودند. این بدان معناست که از آن زمان و تحت رهبری امام و شاگردانش، مکتب و جامعه، شیعه که آیینه تمامنمای تاریخی حق است، باید دارای نظام و سبک و حدود و ثغور خود باشد.
چگونگی سبکسازی امام صادق(ع)
پیدایش تشیع در زمان پیامبر و در دو کانون جغرافیایی ریشه دارد که عبارتند ازمدینه و یمن. در مدینه که اقلیتی از خواص اصحاب پیامبر کانون صحابه شیعی را تشکیل میدادند، کسانی چون سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار افرادی تربیتشده و دارای هویت شیعی خالص بودند، ولی به دلیل اقلیت بودن و شکل نگرفتن نظام اجتماعی بر محوریت آنان، جامعهای شیعی شکل نگرفت.
دومین کانون شیعییعنیقبایل عرب جنوب جزیرةالعرب.ساکن یمن، تا حدودی متأثر از فرهنگ و تمدن عربی- ایرانی بودند. آنان در سال نهم و دهم ه .ق،در پیدو سفر تاریخی امیرالمؤمنین، علی(ع) به یمن که به سفارش پیامبر بود، به دست آن حضرت اسلام آورده بودند.بنابراین، اسلام آنان رنگ و بوی علوی و اهلبیتی داشت.(2)
پس از رحلت پیامبر، غصب خلافت سبب شد جهان اسلام جز اقلیتی از خواص صحابه، اسلام غیر اهلبیتی و نظام اجتماعی- سیاسیو شیوه زندگی آن را بپذیرند. پس از مدتی، دستگاه خلافت برای تأمین نیروهای نظامیخود در جریان فتوحات در شمال غرب و شمال شرق جزیرةالعرب، ناچار به کوچاندن گسترده قبایل سراسر جزیرةالعرب به مرزهای شمالی و آنگاه ساخت شهرهای جدید برایاسکان آنان در مرزهای سرزمینهای فتح شده شد. در سال 17 ه .ق،شهرهایبصره و کوفه در جنوب و مرکز بین النهرین ایجاد شدند.
مکانیابی و تعیین منطقه کوفه بر عهده سلمان فارسی و حذیفه،(1)دو صحابه شیعی، بود.*پس از اسکان قبایل عرب در این دو شهر، بیشتر قبایل یمن که گرایشهای شیعیداشتند (احتمالاً با تدبیر کسانی چون مالک اشتر و کمیل بن زیاد و دیگر یاران شیعی امیرالمؤمنین علی(ع)) ساکن کوفه شدند.
در دوران خلافت خلفا، سیاستهای فرهنگی و اجتماعی خلفا مبتنیبر منع دانشاندوزی و حدیثآموزی بود. بدین سبب، یاران و خواص اصحاب امیرالمؤمنین برای ارتقای معرفتی و رفتاری و فرهنگی قبایل شیعی فرصت کافی نیافتند و تنها توانستند اصل اعتقاد آنان را حفظ کنند. البته این قبایل شیعی در دوران خلافت کوتاهمدت امیرالمؤمنین علی(ع)، مهمترین بخش از یاران و سپاهیان حضرت در جنگهایش بودند.
پس از شهادت امام علی(ع)و صلح امام حسن(ع)، معاویه بسیار کوشید تا این بافت قبایل شیعی کوفه -که در کوفه جزو اقلیت،اما اقلیتیمهم بودند-از بین ببرد. بنابراین سیاست تبعید و کوچ اجباری آنان را به ایران یا شمال عراق در پیش گرفت و تعدادی از رهبران شیعه را کشت و شماری را نیز زندانییا تبعید کرد. این وضعیت ضربهای بزرگ به جامعه شیعه زد و
1) تاریخ طبریج 4 ص 42 .
سبب شد از اواخر دوران معاویه تا نزدیک دوران امام باقر(ع)، جامعه شیعه کوفه از تشیع آگاهانه به تشیع احساسی و عاطفی و بعضا مستقل و خودرأی تبدیل شود و رهبری این جامعه به جای افراد خالص و فرهیخته در تشیع، همانند مالک اشتر، به افراد متزلزل و خودرأی برسد. این اوضاع از یک سو،سبب دور ماندن مدعیان تشیع از قیام عاشورا و از سوی دیگر، پس از عاشورا،موجب قیامهای خودجوش بدون کسب اجازه از مقام عصمت و امامت شد؛جریانیکه بازتاب آن، به حکومت رسیدن حجاج در عراق و تحقق سیاهترین دوره تاریخی برای جامعه شیعه عراق بود.
بنابراین، جامعه شیعه در زمان امام باقر(ع)،به قبایل مدعی تشیع در کوفه محدود بود.آنان رهبران فکری و اجتماعی مقتدر و فهمیدهای نداشتند و به تنگ آمده از فشارهای سیاسی- اجتماعی،گراینده به قیام یا جذب مدعیان قیام، همانند کیسانیه و زیدیه و... بودند.
بنابراین، جامعه شیعه کوفه در آستانه دوران باقرین؟عهما؟، از سوییجامعهای عمدتاً اسمیو پیوسته در معرض تحریک جریانهای هیجانیبرای قیام بود که باعث ریزشهای فراوان و انشعابهای داخلی در تشیع میشد، و از سوی دیگر، ساختاریقبیلهای، ولیبدون رهبرانیمدیر و مدبّر و آگاه و بصیر داشت.(1)
در این دوران، امام باقر(ع) و در اوج خود امام صادق(ع)، با اجرای طرح جذب جوانان مستعد از عرب و غیر عرب- مانند زراره و خاندان علمی او، اعم از برادران، فرزندان و برادرزادگان که در اصل از بزرگان رومی بودند- در تربیت علمی و اخلاقی آنان کوشیدند. این دوران در تاریخ تشیع و حتی تاریخ اسلام، اولین دورانی است که برنامه اصلی امامان، ایجاد مدرسه علمیو آموزش و تربیت شاگردان به صورت تخصصی و پیوسته،طی چندین سال است. برای نمونه، محمد بن مسلم،چهار سال در کوفه میماند و به حدیثآموزی از امام باقر و امام صادق؟عهما؟میپردازد.(2)
البته باقرین؟عهما؟ در این دورهتنها به آموزش نمیپرداختند، بلکه به پرورش شاگردان و
1) 3به نقل طبری، این دو از طرف خلیفه مأمور یافتن مکان مناسبی در غرب رود فرات برای اسکان اعراب بودند، ولی به سبب تشیع آن دو و نیز صاحب سرّ بودنشان نزد پیامبر و امیرالمؤمنین و پیشگوییهایی که از آنان درباره سرزمین کوفه شنیده بودند، میتوان ادعا کرد انتخاب کوفه با مدیریت پنهانی اهل بیت، برای ایجاد یکی از شهرهای مهم و تاریخی و مقدس در آینده تاریخ اسلام همراه بود.
2) کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی / 320 و ص 470.
نظامبخشی به زندگی فردیآنان بر اساس الگوی حق نیز اهتمام داشتند و میکوشیدند الگوهایی عینی و مجسم از تعالیم اهلبیت؟عهم؟، همراه با تخصص و دانش باشند.
این شاگردان پس از دانش آموختن، به سفارش امام به کوفه باز میگشتند. به قرینه سفارش امام به برخی از آنان که در مسجد کوفه به نشر احادیث بپردازند یا به قرینه آنکه امام شیعیان کوفه را به برخی از شاگردان کوفی خود ارجاع میدادند. امام از آنان میخواست با راهاندازی کلاسهای درس در قبایل شیعه، به تدریج موجی از تحول علمی و فرهنگی و تربیتی در جامعه شیعه بر پا کنند.(1)
بر اساس این طرح، جامعه شیعه - به طور عمده در کوفه - باید از ساختار قبیلهای به جامعه ایمانی شیعه تبدیل شود. البته قبیله و روابط خویشاوندی نفی نمیشد، بلکه تحتالشعاع ارزشهای ایمانی قرار میگرفت. در نتیجه، امام به تدریج با یاران و شاگردان تربیت شده خود میکوشیدند برای جامعه شیعه کوفه، نظامی کامل و جامع از بینش، ارزش و منش طراحی کنند و همواره مراقب نفوذ فرهنگ یا خردهفرهنگهای مهاجم به این جامعه باشند، به ویژه آنکه کوفه در آن سالها نه تنها کانون تشیع، بلکه کانون جریانهای گوناگون سیاسی (زیدیه و عباسیان)، فقهی (مکتب اهل رأی)، کلامی (مرجئه)، اخلاقی (صوفیه) و جریانهای افراطی شیعه (غالیان) بود؛ جریانهایی که هر از چند گاه با ایجاد هیجان اجتماعی به فرهنگ یا تفکر شیعی هجوم میبردند، اما امام با مدیریت درست، به شدت مراقب اوضاع بود و میکوشید جامعه و تفکر و فرهنگ و مکتب تشیع از خطر آمیختگی و انحراف و تحریف در امان ماند.
امام صادق(ع) که در اوج این دوره مکتبسازی قرار داشت، برای تحقق جریان صحیح مکتبسازی جامعه حق، این مراحل را پیمود:
دوره اول و آغازین امامت در دوره اقتدار مروانیان
امام با امتداد و گستردن برنامه شاگردپروری پدرش امام باقر(ع)، سعی در نهادینه کردن فرهنگ
1) موسوعة طبقات الفقهاء آیةا... سبحانی / ج 2 ص 522.
دانشاندوزی در جامعه شیعه و محور قرار دادن آن در نظام و ساختار اجتماعی شیعه داشت.
دوره دوم امامت همزمان با افول خلافت مروانیان
امام با فعالسازی نیروهای تربیت شده در مناطق شیعهنشین و به ویژه در کوفه،برایتبدیل و تحول ساختار اجتماعی شیعه از ساختار قبیلهای به ساختار جامعه ایمانی دانش محور میکوشید. در این دوران به سبب امکان سفرهای حج گسترده شیعیان به مدینه و ارتباط مستقیم آنان با امام، آن حضرت برایالقای مرجعیت و رهبری دینی و اجتماعی شاگردان علمی خود به جامعه شیعه و نهادینه کردن آن نیز تلاش کرد.
دوره سوم امامت همزمان با خلافت تازهتأسیس عباسی
به برکت سفرهای اجباری امام به عراق و کوفه، آن حضرت با حضور مستقیم در مرکز تشیع، ضمن آسیبشناسی و رسیدگی مستقیم به جامعه نوپا و در حال شکلگیریشیعه، اقدام به فرهنگسازی برای جامعه شیعه کرد که محور عمده آن فرهنگ زیارت و انتظار است. در تاریخ امامان شیعه، کسی همانند امام صادق(ع)، فرصت زیارت حضوری مزار نبوی و علوی و حسینی در مدینه و نجف و کربلا و فرهنگ سازی برای آن را نیافته است.
بازتاب مراحل یاد شده، تبدیل جامعه شیعه از جامعهای احساسی و اسمی صِرف به جامعهای علمی، فرهنگی و دارای هویت و تشخص و نظام و سازمان رهبری پنهان است. برخی بازتابهای این جامعه و ساختار اجتماعی جدید چنین است:
کوفه به تدریج، شهری شیعی میشود، ولی نه با سلاح نظامییا سیاسی، بلکه با ابزارهای علمی و فرهنگی؛ به گونهای که در آغاز خلافت عباسی، همه کوفه را شهری با اکثریت شیعه و هویت شیعی میشناسند.
جغرافیای تشیع با محوریت شیعه کوفه در جهان اسلام، به ویژه ایران رو به شکلگیری و گسترش مینهد و مهمترین پایگاه آن قم است که با یاری قبایل شیعی کوفی مهاجر به این
منطقه شکل میگیرد.
مبانی و ساختار سبک زندگی در مکتب جعفری
با توجه به تحلیلهای جامع از جریانهای تاریخی حق، دریافتم مکتبسازی امام صادق(ع) در امتداد رسالت تاریخی انبیا، پیامبر اسلام و اهل بیت ایشان بوده است. در حقیقت، امام صادق(ع) با فرصتشناسی، بخشی از آرزوهای تاریخی پیامبران و امامان پیشین درباره جامعهسازی حق را محقق میکند.
بنابراین، ریشه مکتب جعفری در جامعه اسلامی اولیه مدینة الرسول و نظام و سبک زندگی توحیدی مورد نظر قرآن و پیامبر و عترت اوست. شیوه زندگی توحیدی که از دوران هبوط آدم و حوا، در شکلیساده شروع میشود، به موازات پیشرفت تاریخی جبهه حق و تکامل عقول و علوم و تمدن بشری، رو به تکامل میگذارد تا آنکه سرانجام در دین خاتم پیامبران به شیوهایجامع و کامل تبدیل شود.(2)
1) برای فهم این مدعا، مطالعه رابطه دو سویه امام صادق؟ع؟ و غلات با یاران کوفی حضرت درخور توجه است که چگونه از یک سو، امام در فتنه غلات، معیار را امثال زراره قرار میدهد و از سوی دیگر، زراره مورد هجوم فکری شدید غلات قرار میگیرد. همچنین جریانهای فکری اهل سنّت به سبب ناتوانی علمای خود در برابر شاگردان امام صادق؟ع؟، شروع به اتهامهای فرقهسازییا انحرافات اعتقادییا تضعیف رجالییاران امام میکنند.
2) مفاد آیه اکمال (3 مائده: آیه 3) تمامیت و کامل و جامع بودن دین است و این به معنای جامعیت شیوه زندگی توحیدی است.
با این نگاه، مبانیشیوه زندگی توحیدی بر مبنای مکتب جعفری چنین است:
الف) ضرورت نگاه جامع در طراحی مکتب
موضوع سبک زندگی توحیدی اسلام، هدایت و سعادت و کمال انسان است.بنابراین، اولین اصل در سبکسازی توحیدی، سعی در انسانشناسی جامع و کامل است تا بعد طراحی و مهندسیشیوهها برای جنبهها و حوزههای گوناگون انسانی، دچار نقص و حذف و کمبود یا ناهماهنگی و تناقض یا تضاد و اختلال نشود. معیار و مبنا برای انسانشناسی نیز خودشناسی فطری انسانیاست که درکی مشترک در همه انسانهاست. با کمک انسانشناسی توحیدی قرآن، خودشناسی فطری تعمیق و تکمیل میشود و به نگاهی جامع و هماهنگ میرسد یا برخی فضاها و جنبهها و عوالم مبهم اما درک شده با فطرت، رمزگشایی، و راه و بیراهۀ آن معلوم میشود.
در این زمینه، داستان آفرینش طبق آیات قرآن که به تحلیل انسان و ابعاد و صفات او میپردازد، مبنا قرار میگیرد.
بنابراین، مهمترین مبنا و معیار در سبک زندگی دینی، انسانشناسی جامع و کامل و شناخت ابعاد وجودی انسان است. آنگاه چگونه پی میبریم دین به منزله پدیدهایفرازمینی، طراحی جامع و هماهنگ برای زندگی انسانیداشته است.
ب) ضرورت نگاه توحیدی به ابعاد متکثر و گاهی(به ظاهر) متضاد سبکها
پس از شناخت انسان، توجه به طراحیالگوییکه ضمن نگاه جامع، طرحی واحد و هماهنگ ارائه دهد، ضروری است. با نبود این رویکرد واحد و هویت متحد،مکتب دچار ناقصبینییا آشفتهبینیدرباره ابعاد و اجزا خواهد شد.
بنابراین، مهمترین ویژگی شیوه حق برای نظام زندگی، توحیدی بودن آن است، در حالی که نقص بزرگ همه سبکهای دیگر-که همگی در گروه باطل قرار میگیرند -تکثر و پراکندگی و آشفتگیآنها (با شدت و ضعف) در طراحی سبکهای زندگیاست.
در مکتب حق، با اصل قرار دادن توحید غیبی و غیب توحیدی؛یعنی خداوندی که آفریدگار و منبع و کانون همه هستی است،کوشیده میشود انسان و ابعاد وجودی او را در چارچوب جهتدهی به سوی این آفریدگار نظم و نظام ببخشد. در نتیجه، طرح زندگی اسلام شیعی، طرحی جامع، کامل و واحد است، اما طرحهای باطل به دلیل نداشتن معیار و مبنای واحد، نگاهی جامع و حتی در نگاههای ناقص خود، نظم و نظام و هماهنگی ندارند. در این زمینه،با نگاه به بحث مغالطات در منطق میتوان انواع و ریشهها و چگونگی پیدایش سبکهای باطل را دید.(1)
ج) ضرورت وجود انسانی کامل به عنوان الگو، معیار و مبنای زندگی انسانی
بر اساس طرح نگاه جامع و کامل، انساناز روی فطرت، درک میکند از آغاز تولد و کودکی،
1) در این زمینه، نک: علیاصغر خندان، نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم/ بوستان کتاب/ چاپ چهارم 1388.
استعدادهای بسیاری دارد که به تدریج باید رشد و تربیت یابد. البته رشد و تربیت نباید خودبه خودی و بدون برنامه باشد، بلکه بودن سرمشق و راهنما و برنامه لازم است. بدون آنها، منجر به یک یا چند نوع از مغالطات در نگاه به ابعاد وجودی انسانی خواهد شد. در حقیقت، انسانها از روی فطرت درمییابند که همواره باید انسان یا انسانهایی کامل در همه ابعاد وجودییاریگر دیگر انسانها برای سلوک در مسیر تعالی و کمال باشند. با این نگاه و بر اساس طرح جامع، ابعاد وجودی انسانی، دستهبندی انسانها چنین خواهد بود:
کمال انسان انسان کامل
بنابراین، بر اساس مکتب حق، طرح و نظام کمال و تعالی متشکل از مثلث زیر است:
این مثلث همان مثلث خدا، ولایت و انسان است. بنابراین، ضرورت وجود اصل انسان کامل که همان امام معصوم است- انسانیپاک از هر عیب و نقص و گناه و خطا و آگاه به علوم و دانشهای زمینی و آسمانی-و ضرورت وجود پیوسته جریان امامت و ولایت تا - زمانیکه عالَم انسانی بر روی کره زمین وجود دارد،اثبات میشود.
د) توجه به رابطه ثابت و متغیر در طراحی سبک زندگی دینی
از دیگر مبانی مهم در طراحی سبک و الگو و نظام برای زندگی، توجه به امور ثابت ابعاد وجودی انسان در کنار متغیرهای زمانی و مکانی است. بدین معنا که موضوع این طراحیچون انسان است و ذات انسانی از جنبه جسمی و فطری، هویت و تشخص ثابتی دارد،باید اصول و مبانی سبکسازی برای زندگی انسانینیز بر امور ثابت انسانیمبتنی باشد. بااینحال از جنبه گستره زمانی و مکانی،تغییراتی در فرهنگ و عادتها و ابزارها و امکانات روی میدهد. هر
چند این متغیرها در ذات انسانی تغییری ایجاد نمیکنند، اما در نوع روابط او و کنشها و واکنشهایش موجب دگرگونی میشوند.
بنابراین، در سبکسازی و نظامسازی، نگاه هماهنگ به امور ثابت و متغیر زندگی انسانی، ضرورت نگاه جامع و کامل است تا سبک طراحی شده ضمن پایهگذاری بر اصول ثابت توحیدی و انسانی، پویا، فعال، بانشاط، رو به آینده و مناسب و سازگارپذیر با هر زمان و مکان باشد.(1)
ه) سبکسازی مبتنی بر اصل تقیه
تقیه یعنی پنهانکاری و مراقبت و دوری از افراطیگری سیاسیو اجتماعی در زمانهای که باطل در اکثریت و حق در اقلیت است.
بر اساس خط زمانی درگیری تاریخی حق و باطل، دو نکته به دست میآید: اول آنکه درگیری حق و باطل جریان پیوسته تاریخ بود و تا دوران ظهور که اوج این درگیری است، ادامه مییابد تا در نهایت، به پیروزی حق و نابودی باطل منجر شود. دوم آنکه در طول تاریخ تا پیش از ظهور،همواره حق در اقلیت و باطل در اکثریت خواهد بود و با وجود در اکثریت بودن، برایحفظ خود پیوسته در تمام حوزه ویژگیها و نیازهای انسانی مشغول نوزایی و مدرنسازی و به روزسازیجریانها و گرایشها و مکتبها و فرقههای باطل خود است.
بنابراین، امام صادق(ع) در مقام مکتبسازی، مبنایکار خود را برای سراسر دوران پیش از ظهور قرار میدهد؛یعنی امام میداند جریان حق در امتداد تاریخی آینده دو دورهاساسی دارد: دوران پیش از ظهور و دوران ظهور. مدیریت دوران ظهور - که تجلی کامل حق است -با خاتمالاوصیاست.این دوران با همه دورههای تاریخی تفاوت اساسیدارد و تحقق آن نیز جز به اراده حق تعالی و ظهور خاتمالاوصیا نخواهد بود.بنابراین، امام صادق(ع) و دیگر امامان؟عهم؟ درباره این دوران تنها آگاهیرسانی کردهاند و تأکید شده است که تحقق این دوره جز به دست خاتمالاوصیا نخواهد بود تا مبادا گروهیبپندارند با تلاش انسانی خود میتوانند آن را ایجاد
1) اسلام و نیازهای زمان، شهید مطهری، مجموعه آثار، ج 21، ص 36.
کنند یا در ایجاد آن نقش داشته باشند.
از همین رو، مکتبسازی امام صادق(ع) با درک دوران طولانیدوره غیبت،به زمینهسازی در این دوران معطوف است تا جامعه شیعه ضمن حفظ خود، وضعیتی پویا و رو به گسترش داشته باشد و سرانجام پس از به ستوه آمدن جهانیان و ناکامی مدعیان باطل زمینهساز ظهور باشند.
بدیهی است در این دوران که به سبب شدت فتنهها و هجومهای باطل،غیبتِ آخرین ولی معصوم صورت میگیرد و باطل در اکثریت است، الگو و ساختار کلان برای سبکسازیباید مبتنی بر تقیه باشد.
تقیه،یعنی سبک و ساختاری که به حفظ اقلیت حق در میان انواع باطلها بینجامد.این درست در مقابل جریانهایی همانند خوارج، زیدیه و اسماعیلیه است که به قیام به شمشیر در هر شرایط و محیطی حتی با کمبود امکانات و نیروها معتقدند.(1)
بر این اساس، تقیه به معنایقیام نکردن بیهدف و بدون امکاناتی است که منجر به هدر رفتن نیروها و یا آسیب زدن به جامعه میشود، اما به معنای رکود و سکون نیست، بلکه به معنای پویایی و نشاط علمی و فرهنگی و اجتماعی حق در میان باطلِ حاکم است که با هدفهای سهگانه حفظ و گسترش جبهه حق، نفوذ در باطل و سرانجام نیروگیری از باطل همراه است.
1) البته تقیه با انقلاب منافاتی ندارد؛ زیرا انقلاب همانند انقلاب اسلامی در جامعهای رخ میدهد که اکثریت آن شیعه و دین رسمی جامعه هم تشیع باشد و این غیر از وضعیت جامعه شیعه در کلیت جامعه اسلامی است که همواره در اقلیت است. این در حالی است که وقتی این انقلاب محقق میشود ـ اگر چه مبانی آن تشیع است ـ به ناچار، شعارهایش به گونهای است که وحدت اسلامی حفظ شود. بنابراین، با اینکه انقلاب صورت گرفته است، همین انقلاب برای همزیستی با دیگر مسلمانان ناچار به تقیه است.
بنابراین، تقیه بر اساس روایات شیعی، دوری از هیجانزدگی و زیادهروی و تلاش برای بازدهیبسیار با کمترین نیروها و امید و تلاش با وجود محدودیتها و کمبودها و هجومها و به چالش کشیدن باطل با سلاح فکری و فرهنگیاست تا زمانی که جامعه جهانی آمادهاقدامیجهانی در حوزه سیاسی و اجتماعی علیه باطل شود.
بر مبنایشیوه تقیه، جامعه شیعه، به حال خود رهاشده و بدون ساختار نیست، بلکه دارای نظام و ساختار و طرح و برنامه است؛ نظام و ساختاری منحصر به فرد در طول تاریخ و بینظیر در جهان اسلام که مبتنی بر رهبری سیاسی و اجتماعی علما و رهبران فکری و دینی است. اقدامها و موضعگیریهای این رهبران و جامعه باید با درک دوران و شرایط غیبت، مبتنی بر حفظ جامعه حق و گسترش آن با سلاح فکر و فرهنگ باشد.(1)
نتیجه
با توجه بهآنچهدرباره مبانی و ساختار سبکسازی برای زندگی بر مبنای حق بیان شد، در نگاهی کلی و با رویکرد مقایسهای و تطبیقی بین سبک زندگی توحیدیو انواع سبکهای زندگی غیر توحیدیمیتوان ادعا کرد مهمترین ویژگیسبکهای غیر توحیدی،نبود جامعیت و شمول و پوشش همه ابعاد وجودی انسانیاست.
از منظر تاریخی، در برابر مکتب جعفری که طراح سبک زندگی شیعی است، انواع سبکهای زندگی اسلامی وجود دارد که نمونهوار به برخی از آنها و نقاط ضعفشان اشاره میشود:(2)
شیعه غیر امامی
کیسانیه
این فرقه متأثر از محمد حنفیه و در دوران خلأ سیاسی- اجتماعی پس از عاشورا و مرگ یزید ایجاد شد. فرقهای مبهم و با شعارهای حماسی که بسیار زود، بحث مهدویت و انتقام را مطرح کرد و ضمن آنکه چندان دوام نیاورد، بنیعباس و معتزله و مرجئه از برخی افکارش استفاده کردند.
زیدیه
این فرقه در آغاز با ادعای انتقام عاشورا پایهگذاری میشود، ولی در رویارویی با واقعیتهای اجتماعی، با پیش گرفتن شعارهای جزمگرایانه اعتزال و ارجا، در نهایت رو به زوال میرود.
غالیان
از اصول مهم آنان، قیام با شمشیر در هر زمان و مکان است. بدین سبب این
فرقه به فرقهای انقلابی تبدیل شد که لحظهای آرام نیافت و موجب قیامهای بیبنیاد کوتاهمدت شد که به سرعت سرکوب گشت. پس از مدتها هم که چند حکومت کوچک به وجود آورد، به سبب فقر علمی و روشی، در کلام دست به دامان معتزله و در فقه، دست به دامان فقه حنفی اهل سنّت شد و نظام و سبکی التقاطی از شیعی و سنّی پدید آورد که همین امر افول تدریجی آن را در پی داشت.
سنی
سیاسی اجتماعی
اسلام اموی و مروانی
با جمع بین اطاعت مطلق از خلیفه و شرط نبودن عدالت و عمل صالح برای خلیفه و اعتقاد به جبر، نوعی از شیوه زندگی در جامعه اسلامی پیدا شده بود که لازمه آن، دین فردی، جایز نبودن امر به معروف و نهی از منکر در حوزه سیاسی و رضایت داشتن از وضع موجود سیاسی و اجتماعی به سبب اعتقاد به جبر بود.
در این نظام، از نظر اجتماعی، میان عرب و عجم و در تقسیم بیتالمال، تبعیض حاکم بود. این نظام با ممنوعیت حق دخالت مسلمانان در امور سیاسی و اجتماعی، اجازه انواع دینداری از شیوه زاهدانه تا شیوه همراه با لهو و لعب را میداد.
اسلام عباسی
خلافت عباسی، پیدایش خود را وامدار شعار بازگرداندن اسلام به اهل بیت پیامبر بود، اما پس از کسب قدرت، این شعار و طرح را حذف کرد. برای مدتی نیز کوشید به مشی فکری معتزله رو بیاورد و بر اساس آن، نظامسازی کند، ولی اکثریت جامعه اسلامی با برخی اصول فکری آن همراهی نکرد.
بنابراین سرانجام عباسیان با ایجاد تعدیل در اسلام سنّی (حذف برخی تبعیضها و افراطیگریها)، از نظر اعتقادی کوشیدند سبک تاریخی و رایج در جهان اسلام - اسلام سنّی- را مبنای حکومت قرار دهند. در این سبک، بین دین و حکومت تفکیک شده و بدون آنکه در خلیفه التزامی به شرایط خلافت باشد، اطاعت مطلقه از او لازم است. حوزه رفتارهای دینی فرد مسلمان نیز حوزهای فردی است البته نه به معنای سکولار، بلکه به معنای جایز نبودن دخالت در امور سیاسی و لزوم
اطاعت مطلق از خلیفه، چه فاسق و چه عادل، بدون حق اعتراض و قیام و بدون حق امر به معروف و نهی از منکر.
مشکل عمده این نظام و سبک زندگی، فقر اخلاقی و عرفانی، پذیرش جبر و سکوت سیاسی، نداشتن طرح اجتماعی و نگاه آیندهنگر و پیوسته ماندن در وضع موجود بود.
کلامی
جبریه
باور به جبر، آنان را دچار ایستایی اخلاقی و فکری در حوزه فردی و اجتماعی کرد.
مرجئه
باور به جدایی ایمان از عمل و تأثیر نداشتن عمل صالح یا فاسد در ایمان سبب رواج اباحهگری و گسترش مفاسد اخلاقی و اجتماعی در لایههای جامعه شد.
معتزله
این مدرسه از نظر فکری و کلامی در جهان اهل سنّت، جریانی روشنفکری بهشمار آمد. بااینحال، به سبب تناقضهای درونی که از سویی معتقد به عدل و امر به معروف بود و از سوی دیگر، از نظر تاریخی و هم در زمانه خود، جریان سیاسی خلافت را با تمام عیوب و مفاسد خود امضا میکرد نتوانست به جریانی اثرگذار و اجتماعی تبدیل شود و خود به خود رو به زوال گذاشت.
مشبّهه
آنان با انتساب تجسیم و تشبیه به حق تعالی و خدشهدار کردن مسئله توحید در عمل، مهمترین بنیاد اسلام و اعتقاد دینی را که توحید غیبی است، زیر سؤال بردند در نظام زندگی، به شرک و انحراف فکری و رفتاری دچار شدند.
فقهی
مکتب رأی
این مدرسه به سبب نفی حدیث پیامبر و اهل بیت و اولویت دادن به رأی و نظر خودبنیاد فقیه سبب پدید آوردن شریعتی التقاطی از اسلام اصیل و رأی و نظر مجتهدان خودرأی شد؛ روشی که نه استناد قرآنی و سیرهای داشت و نه مبنای عقلانی.
مکتب حدیث
این مدرسه به سبب جمود بر احادیث که همراه با نفی احادیث اهل بیت و پالایش نکردن احادیث نبوی برآمده از مدرسه عامه بود که سبب ایجاد مکتب و شریعتی جامد و ساکن و دارای گرایشهای تشبیه و تجسیم شد. از زمان پیدایش تاکنون، پیروان آن تفکری خشک و گرایش گذشتهگرا در جهان اسلام داشتهاند.
اخلاقی
تصوف
این مکتب به ستوه آمده از انحرافها و انحطاطهای سیاسی- اجتماعی و متأثر از فرهنگهای غیر اسلامی، به زهد و عرفان به معنای انزوا از جریانها و مسائل سیاسی و دنیاگریزی روی آورد. این شیوه در تاریخ اسلام ضمن رکود و سکوت و سکون سیاسی و اجتماعی سبب شد در اوج فتنهها و بحرانها، مسلمانان به جای قیام و حرکتهای امیدبخش به عرفانهای آرام بخش منزویکننده روی آورند.
خوارج
این فرقه اگرچه در آغاز مبتنی بر اصل تکفیر دیگر مسلمانان و معتقد به قیام به شمشیر علیه آنان بود، ولی از قیامهای ناکام فراوان، ناچار به فرقهسازی مستقل برای نظامسازی سیاسی و اجتماعی روی آورد. محصول این جریان، نظامهایی بسته و محدودیتگرا و خشن بود که جز در حاشیههای جهان اسلام طرفداری نیافت.
آنچه ارائه شد، نگاهی اجمالی به مهمترین فرقههای موجود یا در حال پیدایش در زمان امام صادق(ع) بود که غالباً تا زمانه ما استمرار داشتهاند.این استمرار تاریخیبا افت و خیزهای فراوان همراه بوده و سبب پیدایش اوضاع آشفته در دیروز و امروز جهان اسلام، از نظر اجتماعی و فکری شده است.از همین رو، اینک پس از چهارده قرن، مجال بهتری برای قضاوت درباره نظامسازیآنها برای سبک زندگی پیش روی علاقهمندان و پژوهشگران است. شاید دور از انصاف نباشد اگر ادعا شود ارائه سبکهای ناقص و متناقض و گذشتهگرا یا جمودگرا به وسیله این فرقهها و مکتبها، مهمترین علل انحطاط تدریجیجهان اسلام در سدههای اخیر و در دوره معاصر است.
از همین رو، یکی از حوزههایشایسته پژوهش کاربردی و مفید، بررسی تطبیقی و تاریخیشیوههایزندگی پیشنهادی فرقههای گوناگون اسلامی از رؤیا تا واقعیتهای تاریخیاست؛ سبکهایی که در حوزههای کلانتر به مطالعات تمدنی هم میرسد. این بررسی، تلاش تاریخی فرقههای اسلامیرا برای تمدنسازی طبق اصول و موازین خود را به نمایش خواهد
گذاشت که سرانجام یکی پس از دیگری به ناکامی منجر شدند.(1)
براینمونه،یکی از نکات مهم در سبک زندگی در تاریخ جهان اسلام، نظام و سبک غالب زندگی مسلمانان در مکه و مدینه در دوران خلافت مروانیان تا هنگام سقوط آنان است؛ نظامی که از یک سو در برابر نظام و سبک اهلبیت است و از سوی دیگر،با قرار داشتن در مراکز معنوی و فرهنگی و دینی جهان اسلام میتوانست مورد توجه دیگر مناطق اسلامی باشد.
این دو شهر متأثر از نوعی طراحی فرهنگی که پایههای آن در دوران معاویه و یزید گذاشته شده بود، پس از گذار از دوران خلافت زبیریان، به ویژه در دوران امام سجادو امام باقر؟عهما؟و دوران کودکی و جوانی امام صادق(ع)، به مهمترین مراکز غنا و موسیقی و آوازخوانی در جهان اسلام تبدیل شدند، به جایآنکه کانون نشر اخلاق و فرهنگ دینیباشد. علل این امر، سیاست خلافت مروانی، همانند ممنوعیت و متروک شدن امر به معروف و نهی از منکر، جدایی عمل از ایمان، نبود مرجعیت دینی و اخلاقی، نه برای خلیفه و نه برای علما در ساختار کلی جامعه اسلامی،و حمایتهای پنهان و آشکار خلافت از رواج غنا و موسیقی بود. در نتیجه، جامعه به جامعهای رها شده به حال خود تبدیل شد.(2)
در این شرایط، سبک زندگی مسلمانان در حجاز آن روز در سیر تاریخی خود، آمیخته با شیوههایگوناگون بود. شیوه غالب نیز در میان تودهها،اباحهگریو در میان خواص یا قشر متدین عامه، آکنده از سبکهای گوناگون با محوریت شخصیتهای گوناگون فکرییا اجتماعیبود. این آشفتگی اخلاقی و فرهنگی گسترده در حجاز و حتیدر دیگر مراکز اجتماعی اسلامی عربیوجود دارد که سبب انحطاط جامعه اسلامی عربی و سهولت قیام عباسیان با کمک مسلمانان ایرانی و خراسانیشد.
در دوره عباسی نه تنها برای بهبود این آشفتگی در نظامها و سبکهای زندگی و
انسجامسازی و یکپارچگی توحیدی آنها تلاشینشد، بلکه با رویگردانیعباسیان از شعارهای علوی و حمایت از علمای گوناگون عامه، بیش از پیش، به تعدد و تنوع نظامها و سبکهای زندگی اجتماعیدامن زده شد.
براینمونه، در کتاب ارزشمند اطلس شیعه،بررسی نقشه شهرهای بزرگ اسلامیاز قرن سوم تا پنجم هجری-تا پیش از حمله مغول -با توجه به جنبه اجتماعی آن نشان دهد و چگونه شهرهای بزرگ اسلامی در این قرنها از نظر سبکها دچار تشتت اجتماعی و درگیری و رقابتهای درونیاند؛ به گونهای که گاهی رویاروییسبکها، مردم،یک شهر را به درگیریهای بزرگ داخلی میکشاند.(1)
این وضعیت پس از رحلت پیامبر پایهگذاری شد و تا دوران ظهور، نه تنها سیر نظامها و سبک سازیهای اسلامی-در شاخههای گوناگون فکری و عاطفی و رفتاری و...- کند نمیشودیا زوال نمیپذیرد، بلکه هماهنگ با پیشرفت زمانه،سیر سبکسازیهایبیبنیاد به نام اسلام،سیریفزاینده و پیوسته رو به انحطاط بیشتری خواهد داشت.
سیمای کلی سبک زندگی شیعی بر مبنای مکتب جعفری
بر اساسآنچه در اصول و مبانی سبک زندگی شیعی ارائه شد، موضوع اصلی طراحی سبک زندگی انسان است. بر اساس جنبههایسهگانهزندگیانسان که شامل دانش، ارزش، کُنش و منش است، میتوان فهمید تلاش تاریخی امام صادق(ع) برای سبکسازی چگونه بوده است. مطالعه تحلیلی مجموعه 22 جلدیمُسند الامام الصادق-که دربردارندهسخنان آن حضرت است و نیز سیره تاریخی ایشان در سیر مراحل مدیریت، جذب و تربیت شاگردان یا هدایت جامعه شیعه نشاندهنده توجه امام به این جنبههایسهگانه در جریان سبکسازی است. در این بخش،فهرست کلی نظام سبکسازی امام در چارچوب زیر ارائه میشود:
1) اطلس شیعه، رسول جعفریان نقشه 89 ص 217 و نقشه 83 ص 208 و نقشه 82 ص 204.
یادآوری: مهمترین منابع ایدهیابی در این بخش، فهرست تفصیلی مجموعه 22 جلدیمسند الامام الصادق و جلد 48 بحارالانوارو فهرست تفصیلی زیرمجموعه امام صادق(ع) در نرمافزاری«نمایه موضوعی بحارالانوار» از مجموعه «نرمافزارهای مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)» و... است.
استاد مطهری به این باور است که«در تمام کتب حدیث اهل تسنن: صحیح بخاری، صحیح مسلم، جامع ترمذی، سنن ابیداوودو صحیح نسائی، جز مسائل فرعی چیزی نیست. احکام وضو این است، احکام نماز این است ... و یا سیره است؛ مثلاً پیامبر در فلان سفر این طور عمل کردند، ولی شما به کتابهای حدیث شیعه که وارد میشوید، میبینیداولین مبحث و اولین کتابش کتاب العقلو الجهل است. اصلاً این جور مسائل در کتب اهل تسنن مطرح نبوده. البته نمیخواهم بگویم منشأ همه اینها امام صادق(ع) بود. ریشهاش امیرالمؤمنین است و ریشهریشهاش، خود پیامبر است، ولی اینها این مسیر را ادامه دادند. امام صادق(ع) بود که چون در زمان خودش این فرصت را پیدا کرد، مواریث اجداد خودش را حفظ کرد و بر آن
افزود. بعد از دو کتاب العقلو الجهلوارد کتاب التوحیدمیشویم. ما میبینیم صدها و بلکه هزارها حدیث در باب توحید و صفات خداوند و مسائل مربوط به شئون الهی و قضا و قدر الهی و جبر و اختیار و مسائل تعقلی در کتب شیعه مطرح است که در کتب دیگر نیست. اینها سبب شده است که گفتهاند اولین کسی که مدارس فلسفی را (مدارس عقلی و احادیث عقلی را) در دنیای اسلام تأسیس کرد امام جعفر صادق بود».(1)
بنابراین، بنیان سبکسازی شیعه بر خلاف دیگر مکتبها و فرقهها، بر پایه مدیریت و طراحی مستقیم پیشوای معصوم و معارف عقلی وحیانی است. از این منظر،ساختار مبانی معرفتی شیعی بر همان نظام سهگانهای است که اشاره شد؛یعنی خدا و مسئله توحید غیبی، انسان کامل و ولایت تامه معصوم بر تاریخ و جامعه و انسان که موضوع هدایت و سعادت است. در این سه حوزه، طرح و برنامه امام بر دو برنامه متمرکز است:یکی، ارائه تعریف و مبانی صحیح در هر یک از حوزههای سهگانه، و دیگری، دفع شبهات و افکار انحرافی و باطلِ فرقهها و مکتبها. ازاینرو، برای بازشناسی مبانی معرفتی نظام و سبک زندگی شیعی، فهرست نکات معرفتی در هر یک از حوزههای سهگانه به شرح زیر ارائه میشود:
1-1. خداشناسی و جهانبینی و روششناسی در حوزه دینشناسی
ریشههمه ضعفها و آسیبها در سبک زندگی و نظامسازی اجتماعی، ضعف یا نقصیا تحریف و انحراف در مسئلهاساسیزندگی بشر،یعنی درست خدا و تعریف نقش واقعی او در متن زندگی و رابطه دو سویه بین انسان و خداست.
در زمان امام صادق(ع)، جهان اسلام به سبب ممنوع بودن تدوین احادیث پیامبر و راه یافتن اندیشههای اسرائیلی، مسیحی، بودیسم، مانوی و زرتشتی و ورود فلسفه مادییونانی در جهان اسلام در بحث خداشناسی و توحید، به تدریج دچار آسیبها و چالشهای فراوانی شده بود.افکار تعطیل و تشبیه و تجسیم در حوزه ذات خدا یا صفات ذاتییا فعلیاو نیز به آشفتگیفکری و رفتاری مسلمانان دامن زده بود. ازاینرو، مهمترین برنامههای امام در این
1) مجموعه آثار، ج 18، ص77.
زمینه به شرح زیر بود:(1)
برنامههای کلی
معیار قرار دادن تفکر عقلانی در معرفتشناسی؛
توجه دادن مردم به علمآموزی و تبیین روش صحیح علمآموزی دینی؛
توجه دادن جامعه به قرآن و تفسیر قرآن و روش صحیح تفسیر قرآن و هشدار درباره آسیبهای تفسیر به رأی؛
توجه دادن به حدیث و سنّت و سیره نبوی و تعریف درست و پالایش اقوال و نظریات و آرای صحابه و تابعین که به اسم دین وارد اسلام شده بود؛
توجه دادن خواص یاران به علم کلام و عقاید، و توانافزایی آنان در کلام تطبیقی و مقایسهایبرایدرک بهتر تشیع و دفع شبهات و انحرافها از آن.
برنامههای جزئی
توحیدآموزی تفصیلی برای خواص یاران،مانند توحید مفضّل؛
تعریف درست صفات ذاتی و سلبی خداوند؛
تعریف درست بحث قضا و قدر، و جبر و تفویض، و تبیین حقیقت «امرٌ بین الامرین»؛
تبیین درست صفات متشابه قرآنی خداوند؛
-مناظرههایگسترده با دهریه و زنادقه در زمینه اثبات آفریدگار؛(2)
-مناظرههایگوناگون با فرقههایمختلف اسلامی در بحث صفات خداوند و نقش او در جهان هستی؛
2-1. انسان کامل و امامشناسی
در این زمینه، امام میکوشید با احیای تعریف درست از مقام نبوت و به ویژه، نبوت پیامبر و خاتمیت ایشان، مسئله ضرورت امامت و ولایت معصوم را بر طبق عقل و قرآن و سنّت و سیره نبوی اثبات کند و با معرفی مصادیق واقعی آن در برابر رهبران سیاسی (جریان خلافت اموییا عباسی) و در برابر رهبران مدعی علم و اخلاق (علما و فقها و متصوفه آن زمان)، به تبیین مسئولیتهایغیبی و دنیوی امام معصوم بپردازد و بر اساس آن، جامعه حق را بر محوریت امام و رهبری امام معصوم شکل بخشد و طراحی کند.(1)
فهرست محورهای کلی و جزئی مهم در برنامه و سیره امام صادق(ع) به شرح زیر است:
برنامههای کلی
-تعریف درست تاریخ و فلسفه تاریخ بر محور جریان نبوت و ولایت؛
-تعریف مهدویت به منزله هدف غایی تاریخ؛
-تلاش برای اثبات مسئله عصمت انبیا و ارائه روایت صحیح از تاریخ انبیا در مقابل اسرائیلیات؛
-احیای شخصیت کامل و جامع پیامبر اسلام در برابر روایتهای تحریفی خلفا یا مدرسه حدیثی حجاز؛
-تأکید بر بحث ضرورت و نیاز بشر به امام و حجت معصوم؛
-تأکید بر معیار تشخیص امام حق از باطل و تأکید بر نصوص تاریخی امامان حق؛
-اثبات و تأکید بر دو اصل عصمت و علم غیبی امام معصوم؛
1) مسند الامام الصادق، ج 2 ص 437؛ ج 3 ص 3 کتاب الامامة
-توجه دادن شیعه به مدیریتغیبی امام (علم غیب؛ عرضه اعمال؛ جفر و جامعه؛ کتاب اسامی شیعه؛ علم بلایا و منایا؛ عرضه تقدیر سالانه شب قدر؛ ولایت تکوینی؛ طیالارض و حجاب نبودنِ موانع برای امام و...).
برنامههای جزئی
-احیای شخصیت و سیره امیرالمؤمنین علی(ع) (145 حدیث)؛
-ارائه تفسیر درست از عاشورا و قیام سیدالشهدا (361 حدیث)؛
-احیای شخصیت و جایگاه حضرت زهرا؟عها؟ در میان جامعه شیعه (61 حدیث)؛
-آگاهیبخشی غیبی به بیشتر شیعیان درباره برخی اعمال و رفتارهای آنان برایتثبیت مسئله علم غیب و مدیریت غیبی امام و تقویت باور مراقبت غیبی نزد شیعیان و نهادینه کردن آن؛
-تشویق هشام بن حکم به سبب مناظره تاریخیاش با رئیس معتزله در موضوع امامت؛
-سعی بر حفظ جامعه شیعه از فریفته شدن به رهبران سیاسی و اجتماعی مدعی اصلاح و قیام (زیدیه و عباسیان)؛
-سعی بر دور نگه داشتن جامعه شیعه از خطر جریانهای غلو و افراط و تفریط درباره مقام امام؛
-انجام دادن کرامات موردی برای استحکام و تقویت ایمان شیعیان یا به کار بستن برنامههای تربیتیدرباره آنان؛
-انجام دادن مکاشفات برزخی برای برخییاران؛
3-1. انسانشناسی جامع و کامل
انسانشناسی، شاخهای از علوم جدید شمرده میشود،ولیحقیقت آن و موارد و مصادیق و مباحث آن از مهمترین مباحث علوم دینیاست. مستقل نبودن آن در مباحث دینی، به دلیل پرهیز از خطر انسانگرایییا اُمانیسم است. ازاینرو، اگرچه مباحث انسان شناسی در سراسر مباحث معرفتی و حقوقی و دینیهست، از تمرکز استقلالی بر آن پرهیز شده است. در قرآن -که مهمترین منبع معرفتی اسلام است -آیات انسانشناسی چنان پرشمار است که مجموعههای گوناگونی از آیات را برای حوزههای گوناگون انسانشناسی میتوان شناساییکرد. براینمونه، فهرست برخی از این عنوانهایقرآنی این بحث چنین است:
-آیاتی که در مقام بازشناسی حقیقت جسم و بدن انسان و دورههایرشد آدمی از نطفه تا مرگ است؛
-آیاتی که در مقام بازشناسی حقیقت روح و نفس انسان است؛
-آیاتی که در مقام بازشناسی پیشینه و تبار انسان در قالب مجموعه آیات داستان آفرینش آدم و جریان ابلیس است؛
-آیاتی که در مقام بازشناسی شخصیت و صفات و ویژگیهای مهم روحی و اخلاقی انسان است؛
-آیاتی که در مقام بازشناسی عوالم وجودی (موازی و طولی) حیات انسانی است؛
و....
بنابراین، مهمترین تلاشهای امام صادق(ع) در چارچوب انسانشناسی، در کنار خداشناسی و امامشناسی، سعی در بازشناسی جامع و کامل حقیقت انسان به جامعه اسلامی است. امام به ویژه در مقام مناظره با جریانهای مخالف، کانون بحث را انسان قرار میداد و به یاریادراکهای فطری و مشترک انسانها از خود، به اثبات یا مستدل کردن مباحث توحیدییا امامت میپرداخت. در مقام روشآموزی به شاگردانش هم بر همین روش تأکید داشت. مهمترین ویژگی مناظره معروف هشام با عمرو بن عبید معتزلی-که امام آن را بسیار تشویق کرد -اتکای آن بر مباحث انسانشناسی است. از سوی دیگر، امام به سبب
نبود ظرفیت فکری جامعه،درباره برخیاز مباحث انسانشناسی به صورت مفصل و گسترده بحث نمیکرد، ولیتوجه ویژهایشان به آنها در مقام برنامههای تربیتی و نظامسازی اخلاقی و رفتاری، بیانگر توجه آن حضرت به همه ابعاد وجودی انسان در حوزه سبکسازی و نظامسازی برای زندگی آدمیبود. همچنین وقتی امام در برابر نفیهمه مکتبها و روشها و سبکها و نظامها میفرماید:«چه به سوی شرق بروید چه به سویغرب، هیچ جا دانش صحیحی نخواهید یافت، مگر نزد ما.»(1)نشان میدهد مدعیان دیگر در حوزه دانش انسان و راه کمالشناسی، دچار نقص و کمبود هستند و بازتاب این نقص نیز در نظامسازی آنان دیده میشود. در مقابل در مکتب تشیع، وقتی ضرورت وجود انسان کامل اثبات شد، ضرورت علم غیبی او برای پاسخگویی جامع و کامل به همه نیازهای زندگی انسانی اثبات میشود.
از جنبه تاریخی نیز اثباتپذیر است که هیچ مکتبی همانند تشیع - پس از خاتمیت نبوت - رهبران معصومی نداشتهاند که در جریانیبلندمدت به جامعهسازی عالمانه و مؤمنانه بپردازند.
بنابراین، محورها و برنامههایمهم در حوزه انسانشناسی در زندگانی امام صادق(ع) چنین است:(2)
برنامههای کلی
-استفاده امام از برهان نظم انفسیو آفاقیدر مباحث توحیدی؛
-توجه ویژه امام به داستان آدم و بحث طینت و سرشت انسانها؛
-باب روایتهایجنود عقل و جهل؛
-توجه دادن امام به فرهنگهای ویژه دینی به صورت بزرگنمایی شده، همانند فرهنگ دعا که از امتیازهای شیعه بهشمار میآید؛
روایتهایتفسیری فراوان امام در حوزه آیات گوناگون انسانشناسی؛
روایتهایفراوان امام در حوزههای تربیت اخلاقی؛
روایتهایفراوان امام در حوزه روابط اجتماعی با طبقات و اصناف گوناگون جامعه؛
-سیره عملیو جامع امام برای جامعه شیعه در حوزههای گوناگون تربیتی، فرهنگی، هنری، اقتصادی، اخلاقی و... .
برنامههای جزئی
-توحید مُفضّل و انسانشناسی توحیدی.
امام صادق(ع) در مقام مکتبسازی و طراحی نظام و سبک زندگی مبتنی بر نظام توحیدی، به حوزه گرایشها و باورهای انسانی، به منزله زیربنای ایمان و لزوم تحقق ایمان عالمانه، آگاهانه و عاشقانه که به دور از تعصبهایکور باشد، توجه ویژه داشت. بدین معنا که پس از مشخص شدن حق و باطل در عالم مفاهیم و معانی، تجلی حق و باطل در عالم انسانی و نظام اجتماعی به صورت گرایش و تعلق انسانها به معارف حق یا ارزشهای باطل است. به سبب وجود گرایش یا نبود آن یا وجود گرایش التقاطیاز حق و باطل است که مرزبندیهای ایمانی و اجتماعی و فرهنگی شکل میگیرد. بنابراین، بحث ایمان و کفر یا ایمان و نفاق، تعریف کننده نوع و شکل و جهت گرایشهای انسانیو در حقیقت، تعیینکنندهگستره باورهای انسانی- اعم از حق یا باطل -در عالم زندگی انسانیاست.
امام صادق(ع)بر پایه معارف حق و پس از تبیین جامع و کامل آنها، در مرحله گرایش و باور، به معرفی جریان اعتقادی شیعه برایپیروان و رهروان معارف حق و پیشوایان حق میپرداخت.
در مجموعه احادیث شیعه، بحثهای گستردهای درباره ایمان و کفر و نیز فضائل الشیعه است که بیشترشان از امام صادق(ع)است. در این احادیث، امام در مقطع تاریخی خود، در
مقام طراحی و تبیین و تعریف گرایش صحیح شیعی است، به ویژه، در آن دوران، جامعه مدعی تشیع از یک سو، پیشینه تشیع عراقی (تشیع به معنای محبت عمومی به اهلبیت بدون ملازمه با اعتقاد به اولویت آنان برای خلافت) را داشت و از سوی دیگر،به سبب جریانهای کیسانیه و زیدیه و غالیان،همواره با خطر تحریفهای افراطییا تفریطیاز نظر فکرییا عرفانی روبهرو بود. پس تلاش مهم امام صادق(ع) در این دوران، بر تعیین حدود و ثغور و تعریف روشن از گرایش شیعیبود تا پس از این دوران، شیعه از شیعه احساسی به شیعه اعتقادی تغییر هویت بدهد تا در مرحله بعد که مرحله طراحی نظام رفتاری است، خطر آمیختگیحق و باطل در مکتب تشیع ایجاد نشود. در این زمینه برخلاف مکتبها و فرقههای دیگر که به نوعی گرفتار تعصبها یا باورهای غیر عقلانیبودند، امام میکوشید به کمک مدرسه علمی و تربیتی خود، نظام ایمان و باورهای شیعی را بر باوری عاقلانه و عالمانه قرار دهد؛ ایمانی که حقیقتیدارای مراتب داشته باشد و پیوسته راه ارتقا وتعمیق را بپیماید و مراقب سست شدن یا انحراف و آسیبهایآن باشد. در مکتب تشیع، عوامل ارتقای ایمان، توجه به دانش اندوزی پیوسته دینی، تهذیب نفس و سیر و سلوک اخلاقی و عمل صالحِ رو به رشد کمّی و کیفی است که این ایمان نیز - به صورت مستقیم یا غیر مستقیم -با مواردی همانند عرضه عقاید به کارشناسان دینی پیوسته باید آسیبشناسیشود.
برخی از مهمترین محورها و برنامههایاین بخش چنین است:(1)
برنامههای کلی
-مجموعه احادیث در حوزه اسلام و کفر و اسلام و ایمان؛
-روایات فضائلالشیعه؛
-روایات صفاتالشیعه؛
-مراقبت شیعه از نفوذ گرایشهای زیدی، غالی و... در تشیع.
1) مسند الامام الصادق، ج 5، ص 3 کتاب الایمان و الکفر ج 5 ص 102 کتاب فضائل الشیعه و ج 6 ص 63 کتاب الاداب و المعاشرة.
آدمی در مسیر ترکیبی دانش و گرایش است که به عمل و رفتار میرسد و این عمل و رفتار، هرگاه در متن زندگی انسان نهادینه شود، به سبک و نظام تبدیل میشود. ازاینروست که عمل در حقیقت،بازده مستقیم یا غیر مستقیم دو مرحله قبل است. بر این اساس، سبک زندگی شیعیبر پایه اصول و مبانی فکری و اعتقادات و گرایشهای شیعی و اهلبیتی شکل میگیرد. چون در مراحل قبل از نظر معرفتی، تلاش دستگاه فکری و معرفتی امامان شیعه برای ایجاد نگاه جامع و کامل به ابعاد و گستره وجودی و نیازهای انسانی بود، در این مرحله نیز در مکتب تشیع -بر خلاف تمام فرقهها و مکاتب-کوشش میشود سبکسازی و نظامسازی جامع و کامل صورت گیرد.
مطالعه تحلیلی جلوههای گوناگون سیره امام صادق(ع) بیانگر آن است که امام در مرحله حساس تاریخی خود و در مقام مکتبسازی، کاملاً مراقب بود ساختار و نظام شیعه را چنان جامع و کامل به جامعه ارائه دهد که در نهایت، جامعه شیعه نه تنها نیازی در هیچ حوزه انسانی به دیگر جوامع و مکاتب و فرقهها نداشته باشد، بلکه تغذیهکننده آنها باشد و مستقیم یا غیر مستقیم بر آنها اثر بگذارد.
در این بخش، به سبب گستردگیعنوانها و فهرستها تلاش میشود بر اساس گستره سبکسازی زندگی که شامل سه مرحله فردی، خانوادگی و اجتماعی است، فهرست مهمترین موارد نظام سبکسازی امام برای زندگی شیعی ارائه شود.
1-3. سبک زندگی شیعی در حوزه فردیزندگی
حوزه فردیزندگی، چه در حوزه جسمی و چه روحی، اولین و بنیادیترین مرحله زندگی در زمینه سبکسازیاست. در این حوزه، به دلیل تعدد و تنوع ابعاد وجودی انسان، دامنهای گسترده از طرحها و برنامهها وجود دارد. مهمترین طرح در این زمینه شریعت اسلامی شیعی است. بنیانهای این شریعت را گذاشته بود، ولی رحلت پیامبر و بحرانهای پس از آن، فرصتی برای نظامبخشی تفصیلیبرایاین شریعت باقینگذاشت. ازاینرو، در آستانه آغاز قرن دوم، جهان
اسلام شاهد موجی از فرقههای فقهی لجامگسیخته بود، اما جهان تشیع با رهبری امام صادق(ع) و بر پایه احادیث اهلبیت عصمت و طهارت؟عهم؟ که متصل به وحی و پیامبر بود، توانست به دور از افراط و تفریط، به نظامی جامع همراه با تعریف اصول و مبانی و تشریح و تبیین کافی فروعات و جزئیات دست یابد. البته نظام و سبک زندگی فردی مسلمان شیعه منحصر به شریعت نیست، بلکه به دلیل تنوع و گستره ویژگیها و نیازهای فردی، مباحث بهداشتی و اخلاقی را نیز شامل میشود. مهمترین موارد برنامههایاین بخش از منظرهای گوناگون چنین است:(1)
از منظر فقهی
آموزش روششناسی کشف فقهالحیاة (فقه زندگی)از قرآن و روایتهایمعتبر پیامبر و اهلبیت به جامعه علمی شیعه،
آموزش احادیثی که دربرگیرنده فقه جامع شیعه در حوزه طهارت و نجاست و عبادتها و به دور از بدعتها، تحریفها یا اجتهاد به رأیاست که از ویژگیهای مکتب و فقه خلفا و فقهای عامه است. امام باقر(ع) پایهگذار این نظام فقهیبود و امام صادق(ع) و انبوه احادیث فقهی و شاگردان فقهی ایشان آن را به اوج رساندند،
طبالصادق که شامل مجموعه احادیث امام در حوزه بهداشت جسمییا بازشناسی اصول دینی شیعه در حوزه تغذیه و بهداشت و درمان پیشگیرانه است،
بر خلاف مکتب علمای رأی عراق، از استفاده از خمر و نبیذ در زمینه درمان در جامعه شیعه جلوگیریمیکرد؛
احیای عید بودن جمعه و تأکید بر نقش آن در بهداشت فردی و تربیت دینی و سلوک عبادی؛
امام با رد تفکر مرجئه (جداییایمان از عمل) و شرط دانستن عمل صالح در ایمان، بر عبادت در زندگی فردی مؤمن تأکید داشت.
1) نقش ائمه در احیای دین، علامه عسگری ج 2 ص 90؛ مسند الامام الصادق، ج 5 ص 3 و ص 102 و ج 6 ص 63.
از منظر اخلاقی
-طراحی سیمای اخلاقی فردی شیعه در قالب عنوانهاییهمانند صفات الشیعه.
کوتاه سخن آنکه در میان مکتبها و فرقههای دنیا، اسلام، و در میان فرقههای اسلامی، تشیع،بیشترین آداب، مناسک و برنامههای دینی در موضوعهایآرایش و پیرایش جسم و نظافت و حتی قضای حاجت و حمام رفتن، تا آداب کلی پوشش و پوشاک و آداب و فرهنگ تغذیه، آداب و برنامهریزی برای خواب، و حتی برنامهریزی برای رؤیاها و مکاشفات و آداب سفر و حضر و... را دارد. بسیاری از روایتهایگفتارییا سیره عملیمکتب شیعه در این زمینه نیز از امام صادق(ع)است.
همچنین در نظام زندگی دینی شیعه یا همان شریعت که در میان همه فرقههای اسلامی، منسجمترین نظام شریعت است، عبادت جایگاه ویژهایبه دور از تحریف و بدعت دارد. مهمترین نشانه شیعه هم از نگاه اهلبیت و هم از نگاه تاریخی-اجتماعی، شناخته شدن آنان به فراوانی عبادت یا انس با مکانهای مقدّس به دور از آسیب تصوف یا رهبانیتزدگیاست.
امام صادق(ع) به سبب جایگاه مهم شریعت در مکتب تشیع توجه و مراقبت ویژهای درباره شریعتآموزی به جامعه شیعه داشت تا ضمن ایجاد نگاه جامع به همه حوزههای فردی زندگی آدمی- شامل نیازها و ویژگیهای جسمی و عاطفی و روحی- مراقب جریانهای موازی در این زمینه نیز باشد؛ جریانهایی که به سبب جدا شدن از مکتب و مرجعیت علمی حق، دچار نگاه ناقص به حوزه نیازهای فردی و افراط یا تفریط شدند. مواردی همانند افراط تصوف در زهد دنیوی در کنار توجه کمّی فراوان به برخی عبادتهای بیروح و معرفت، تفریط برخی گروههای غالی که به اباحیگری در عبادتها یا احکام مرتبط به حدود و حریمهای شرعی منجر شد یا نگاه تفریطی برخی فرقههای اهل سنّت به نفی عمل از ایمان (مرجئه)، نشاندهنده خطرهای سبکهای این سبکها زندگی در فرقههای باطل است. اثرگذاریهای مستقیم و غیر مستقیم
چنین انحرافهایی بر جامعه شیعه میتوانست سبب ناکامی امام در طرح نظامسازی شود، اما امام با طراحی سبک و نظام منسجم علمی و اجتماعی برای این جامعه و مکتب - که در صفحات بعد به آن اشاره خواهد شد - کوشید از این آسیبها یا اثرگذاری خردهفرهنگها بر فرهنگ و نظام و شریعت دینی تشیع جلوگیری کند.
2-3. سبک زندگی شیعی در حوزه خانوادگی
مکتب تشیع بر اساس آیات قرآنی و سنّت و سیره نبوی، به جای فردگرایی (اصالت فرد در تفکر غربی) یا جامعهگرایی (اصالت جامعه درتفکر کمونیستی)، خانوادهگرا است؛ زیرا هم نظام خلقت مبتنی بر زوجیت است و هم آفرینش انسانی با آدم و حوا آغاز میشود و هم وجود آدمی محصول پدر و مادر است. شخصیت و ایمان خود انسان نیز بدون ازدواج به تکامل نمیرسد.
اصالت خانواده ممکن است مورد ادعای برخی دیگر از فرقههای اسلامینیز باشد ولی آنها به سبب نداشتن الگوهای معصومانه و جامع و عملی برای خانواده، در این زمینه دچار شعارزدگی شدهاند.
مکتب تشیع با بیان و طراحی امام صادق(ع)، الگو و نظام خانواده خود را بر خانواده اهلبیت پیامبر و مثلث معصومانه (زن، مرد، فرزندان = معصوم) پایه گذاشته است؛ خانوادهای که در خانهای پاک و نورانی، در همسایگیخانه خدا و خانه پیامبر و کانون وحی و علم و اخلاق و دعا و عرفان و تربیت و ایثار و... تربیت مییابد؛ در خانهای که هم چشم امید پیامبر، هم کانون رفت و آمد فرشتگان و هم کانون امید مسلمانان و به ویژه، صحابه جویای دانش و معرفت بود.
امام صادق(ع) با تمرکز بر نظام الگویی اهلبیت پیامبر میکوشید مهمترین جنبه از سبکسازی در زندگی شیعی را در چارچوب خانه و خانواده شیعی، در محورها و چارچوبهای زیر طراحیکند:
-اهتمام به مسئله ازدواج و حتیسفارش به شاگردان جوانش، همانند زراره به امر ازدواج؛
-فراوانی روایات فقهیایشان در باب نکاح و طلاق و حقوق خانوادگی؛
-فراوانی احادیث تربیتیبه ویژه در مسئله تربیت فرزند؛
سفارشهایتربیتی درباره تربیت دینی و علمی نوجوانان و جوانان شیعه؛
سفارش به رهبران علمی و اجتماعی شیعه درباره حفظ جوانان شیعه از خطر فرقههای انحرافی؛
-دعا برای امر ازدواج و تشکیل خانوادۀ شایسته برای برخییارانش؛
-شادمانی و دعای ویژهایشان درباره برخی خانوادههای شایسته علمی و اخلاقی شیعه همانند خانواده زراره؛
کوتاه سخن آنکه امام صادق(ع) با فرصتشناسی، با دو الگو و روش مستقیم درباره یاران در محضرش و غیر مستقیم درباره جوامع شیعی، نظام خانوادگی تشیع را بر مبنای زندگی اهلبیت پایه گذارد. در این زمینه، علاوه بر سیره عملی آن حضرت، انبوه روایات ایشان در حوزههای ضرورت همسرگزینی، معیارهای انتخاب همسر، حقوق همسران و آداب زناشویی، اهمیت فرزندخواهی در زندگی خانوادگی، آداب تولد فرزند، آداب و اصول تربیت فرزندان، آداب و اصول معاشرت در خانه، اصول و آداب انتخاب یا طراحی خانه و آرایش و پیرایش داخلی آن یا حتینکتههاییدرباره باغدارییا باغچه خانگییا نگهداری حیوانات خانگی با اهداف منافع ظاهرییا ماورایی آن در تأمین زندگی سالم دینی، از نکات ارزنده در نظامسازی برای زندگی خانوادگی شیعی است.
از نکتههایجالب دیگر در این حوزه، مسئله ازدواج موقت است. امام صادق(ع) از نظر تئوری و شاگردان و شیعیان ایشان از نظر برخی موارد علمی،این مسئله را که امتیازی برای
1) بحارالانوار، ج100، ص311.
شیعه است و بعد از رحلت پیامبر مهجور مانده بود، احیا کردند که برایمدیریت غریزه جنسی، فراتر از ازدواج دائم و نهاد خانواده است.
از دیگر موارد، استفاده از برده و کنیز در آن زمان با داشتن نگاه ویژه به آنان به منزله بخشی از اعضای خانواده است که منجر به رعایت اصول انسانی و دینی و تربیتیدرباره آنان در همان حد تربیت فرزندان شد تا بدینگونه، این گروه از طبقه اجتماعی، با گذراندن تربیت عملی در خانههای اسلامی و کسب آزادی فردی، خود، به افرادی ارزشمند برای جامعه اسلامی تبدیل شوند.(1)
3-3. سبک زندگی شیعی در حوزه اجتماعی
ساختار کنونی شیعه در طراحی و پایهگذاری امام صادق(ع) برای نظام اجتماعی شیعه ریشه دارد. در دوران آن حضرت و با توجه به رفع موقت فشارهای سیاسی- اجتماعی از جوامع شیعی در جریان انتقال خلافت و در زمانهای که سراسر جهان اسلام شاهد تحول و دگرگونیبود، امام کوشید به جای تغییر و تحولات محدود و با هدف بهرهوری سیاسی سریع، جامعهای اصولی و مکتبی و غنی از شعایر و فرهنگ والا پایهگذاری کند؛مکتبی که توانایی حفظ خود و بالندگی و گسترش را در سراسر دوران آینده تاریخ تا دوره ظهور داشته باشد. امام برای تحقق این هدف، با توجه به شرایط تقیه، دو جنبه را در نظر گرفت: یکی،جنبه از نظر نظامبخشی داخلیبه شیعه و طراحی جامعه حق و دیگری، در نظر بیرونی و طراحی نوع رویارویی، تعامل و روابط این جامعه با جهان و جوامع اسلامی در سطوح مختلف اجتماعی و سیاسی و علمی.
مهمترین ویژگیهای سبک زندگی و نظام اجتماعی شیعی در لایههای مختلف به این ترتیب است:
1) مسند الامام الصادق، ج 15، ص 418 ؛ ج 16، ص 5.
1-3-3. سبک زندگی اجتماعی شیعه از نظر داخلی
رویکرد اجتماعی (و سیاسی) این جامعه چنین است:
تربیت شاگردان علمی و مرجعیت بخش علمی به شخصیتهای برجسته علمی در جامعه شیعه؛
طراحی سازمان وکالت با محوریت یاران و شاگردان علمی که قدرت مدیریت اجتماعی هم داشتند؛(1)
-هشدار دهی درباره باطل بودن هرگونه جریان مخالف با مشی فکری و اجتماعی رجال علمی شیعه در رویارویی با جریان غلو؛
-کنترل وکلا و رهبران علمی و اجتماعی شیعه و مراقبت از آنان در برابر انحراف و لغزشهای فکرییا مدیریتیبرایتضمین سلامت جامعه شیعه؛
-سفارش درباره بازماندگان برخی رجال شیعه پس از رحلتشان (سلیمان بن خالد)؛
اسکان دادن برخی بزرگان اصحابش در بغداد به ویژه هشام بن حکم در پوشش شغل بازرگانی و برگزاریدرس و کلاسهای علمی شیعی در محل کسب و کار که منجر به جذب و تحول ایمانی برخی از عامه و اهل کتاب در بغداد شد.
در این دوران، با اتکا به برخیاز یاران امام باقر و امام صادق؟عهما؟، اولین نسل از خاندانهای علمی شیعه پایهگذاریشد (خاندانهایی که دو یا سه نسل شخصیتهای علمی برجسته دارند) و این الگو و شیوه از خانواده و تربیت فرزند مورد توجه و حمایت و تشویق ویژه امام قرار گرفت.
زُراره جمعهها که به مسجد کوفه میرفت، از نظر وضعیت ظاهری (پوشش و هیبت راه رفتن) چنان باوقار و عظمت به مسجد میرفت که همه مردم در مسیر راه و در مسجد در
برابرش برمیخاستند و متوجه او میشدند و کار به جایی میرسید که گهگاه از شدت ازدحام مردم به دور او، ناچار به منزل باز میگشت.
امام هنگام رحلت فرزندش، اسماعیل، حدود سینفر از خواص شیعه را فرا خواند و در کنار پیکر اسماعیل، ضمن گواهی گرفتن درباره رحلت وی، پیمانهای محکم از آنان برای وصایت و امامت فرزندش امام کاظم(ع)گرفت و به آنان درباره خطر لغزش یا فرقهسازی انحرافی هشدار داد.
امام هنگام ایجاد اختلاف فکرییا اجتماعی بین شیعیان، وکلای خود را برایرفع اختلافنزد آنان میفرستاد تا با مشاوره فکرییا کمک مالی به حل مشکل بپردازند (ماجرایمُفضّل بن عمر و رفع اختلاف بین دو نفر شیعه با کمک مالی به سفارش امام).
مفضل بن عمر، وکیل و نماینده ویژه امام در کوفه، ضمن ارتباطهایی که با همه گروههای اجتماعی شیعه داشت، میکوشید گروهی از جوانان را جذب کند که لاابالی و دارایرفتارهای ناپسند بودند. در این طرح، برخی شیعیان از او انتقاد کردند، ولیبا حمایت ضمنی امام و نشان دادن نقش اجتماعی این جوانان، به اقناع شیعیان پرداخت.
امام با توجه به جغرافیا و جامعه شیعه و تعیین وکلا در مناطق گوناگون، سیستم ارتباط غیر مستقیم در قالب مکاتبات دو سویه را طراحی و راهاندازیکرد.
امام در جامعه اسلامی، با شناسایی جوانان بااستعداد یا جوانانی که تخصصی علمییا هنری و گرایشهای عدالتخواهی و حقیقتجوییداشتند، اما گرفتار فرقههای انحرافی شده بودند، به جذب و آشنا کردن آنان با مکتب حق پرداخت و از استعداد و مهارتشان در مسیر حق یاریگرفت (ماجرایرویاروییامام با هشام بن حکم، متکلمِ گرفتار مکتب جهمیه و سید حمیری، شاعر کیسانی مسلک).
کوتاه سخن آنکه امام صادق(ع) در کنار معرفی اصول کلی نظام اجتماعی شیعه در قالب عناوین کلی، مانند حقوق مؤمنان یا صفاتالشیعه یا آداب معاشرت با مؤمنان کوشید این اصول را به منزله راهبرد نرم جامعه حق، جانشین نظامهای قبایلییا سنّتی کند. مدیران اجرایی و تبلیغی این نهضتِ نرمِ فرهنگسازی در جامعه حق، شاگردان علمی و دینی آن حضرت بودند؛ شاگردانی که با
معیارهای علم و تقوا و فارغ از مسئله سن (جوانی) یا طبقه اجتماعی (غیر عرب یا قبایل پست) به ابراز وجود در جامعه پرداختند و ضمن تربیت جامعه، رهبری و مدیریت اجتماعی شیعه را به عهده گرفتند.
امام، در این دوران، با توجه به تحولات زمان و فرصتشناسی، به دو رویکرد کلی در جامعهسازی شیعه هم توجه داشت:یکی، ایجاد جوامع جغرافیایی حق برای اولین بار با اکثریت شیعه و دیگری، جذب خواص سرخورده از جریانهای باطل و هدایت آنان به مکتب حق و استفاده بهینه از جایگاه اجتماعییا فکری و علمی و فرهنگی آنان در شتاببخشیبه نظامسازی اجتماعی برای شیعیان.
2-3-3. رویکرد علمی و فکری مکتب شیعه(1)
-امام، جامعه شیعه جدید را مبتنی بر رویکرد علمی و فرهنگی و با محوریت شاگردان علمی خود پایهگذاریکرد.
-از سیاستها و آرزوهای علمی امام این بود که اگر میتوانستم،همه شیعیان را مجبور میکردم فقه و علوم دینی بیاموزند؛اگرچه به ضرب تازیانه باشد.(2)
-توجه به تربیت شاگردان در حوزههای گوناگون علوم دینی و علوم انسانی و حتی علوم تجربی با رویکرد توحیدی.
-امام ضمن آنکه محل مراجعه علمای بزرگ عامه در مشکلات فقهی و فکری بود، به برخی خواص یاران خود اجازه داده بود در کرسی تدریس خود به تدریس فقه مقارن و جذب استعدادها از مذاهب عامه بپردازند یا به گونهای عمل کنند که مستقیم و غیر مستقیم، محل مراجعه متفکران و علمای اهل سنّت قرار گیرند.
-ایجاد چندگانگی روایی و حدیثی و علمی بین خواص اصحابش تا دشمن متوجه همسویی و نظام متشکل آنان نشود و از جانب آنان احساس خطر نکند.ازاینرو، برایحفظ خواص یاران علمی خود گاهیبه عیبجویی محدود و معنیدار از آنان میپرداخت.
-امام هم خود و هم یارانش را به مناظره علمی و مجادله احسن با انواع و اقسام گروههای فکری و فقهی و سیاسی تشویق میکرد تا بدینگونه ضمن محدود کردن قدرتنماییمکتبهایباطل، برای جامعه حقانیت حق و بطلان باطل، آشکار و قوّت منطق فکری و علمی شیعه معلوم شود.
-مراقبت خواص یاران خود از لغزشهای علمی و گاهیفرستادن پیکهای ویژه نزد آنان برایاصلاح فتوایا روایت حدیث آنان و به ویژه، مراقبت آنان از افکار التقاطی متأثر از فرقهها و جریانهای فقهی و کلامی عامه و غیره.
-امام در مناسبتهای مختلف به ویژه هنگام رحلت فرزندش، اسماعیل، بر وصایت و
امامت امام کاظم(ع) تأکید ورزید و سعی از (فرقهسازی انحرافی به ویژه در شرایط بحرانی هنگام شهادت خود و آغاز امامت فرزندش جلوگیریکند.
-امام پس از مناظره با برخی سران یا عوام مخالفان که منجر به تحول ایمانی و بیداری آنان و علاقهمندی آنان به کسب معارف اهلبیت میشد، آنان را برای کسب معارف کاملتر به خواص شاگردانش میسپرد.
-توجه به تحولات فکری زمانه و برگزاریدورههایویژه تخصصی و تکمیلی برای خواص یارانش در بحرانها و حیرتهای ویژه فکری (توحید مفضّل برای مفضّل در برابر دهریان یا ارشادهای علمی ویژه برای مؤمن الطاق...).
-امام صادق(ع) در بیشتر سفرهای سالانه حج، گروهی از خواص یاران علمیاش را همراه خود میبرد تا ضمن سفر، جلسات علمی و آموزشی (مسائل حج و غیره) برای آنها برگزار کند و به مناظرات کلامی با فرقههای اسلامی، با کمک یارانش در قالب طرحهای آموزشییا با هدف معرفییارانش به جامعه بپردازد و نیز به جایگاه یاران علمیاش را جامعه شیعه نشان دهد و مرجعیت علمی آنان را تثبیت کند.
-تشویق معنوی و اجتماعی ویژه خواص یارانش پس از مناظرههایتاریخی و علمی مهم با رهبران فکری برجسته جریانهای مخالف.
-نیاموختن برخی اسرار و معارف عمیق شیعه به آن دسته از شیعیان یا شاگردانی که ظرفیت تحمل آن معارف را نداشتند یا در معرض خطر غلو بودند.
-روشنگری صریح و مکرّر و به موقع هنگام ایجاد شک و شبهه و حیرت فکری در جامعه شیعه، در مواردی همانند جریان غلات یا توهم برخی شیعیان درباره امامت فرزندش،اسماعیل،یا خطر نفوذ مدرسه رأی در اجتهاد شیعی.
-امام از افتادن شاگردان و شیعیانش به دامن علوم غیر نافع و مضر (ستارهبینی و فالگیری و بخت و اقبال) جلوگیریمیکرد و از آنان میخواست با دورسازی و نابودسازی کتابها و منابع این علومِ بیهوده، خود را از وسوسهها و گرایش به این علوم مضرِ برای ساختار زندگی شیعی دور کنند.
-مناظرههای علمی و جدال احسن امام با رهبران دهریه (بیدینی و زمانهگرایی) سبب تحول ایمانییا رسواییاجتماعی و فکری آنان شد و جریان فکری باطل را از تحرک و پویایی در جهان اسلام انداخت و خطر و فتنه آنها را کماثر کرد).
-امام با مناظره با ارباب علوم تجربی و پزشکی که از نظر فکری بیدین و دهریبودند، نشان داد علوم طبیعی و تجربی و پزشکی در نظم و نظام آیهای جهان هستی ریشه دارد و با کفر و بیاعتقادیدانشمندان خود جمع نمیشود.
کوتاه سخن آنکه امام صادق(ع)برای تحقق آرزوی تاریخی پیامبر و قرآن که در فطرت و سرشت انسانها هم ریشه داشت، کوشید مبنای جامعه حق را بر پویایی تعقل و اندیشه دینی در چارچوب علوم اسلامی (و علوم انسانی اسلامی) قرار دهد. ازاینرو، اگرچه هدف غایی در جامعه شیعه، عبودیت است که نتیجه و بازتاب آن در حوزههای انسانی و دنیوی عدالت آشکار خواهد شد، مبنای این عبودیت و آن عدالت، تعقل و علوم دینی است.
بنابراین، در طراحی و نظامسازی اجتماعی شیعه به وسیله آن حضرت باید در جریان پیوسته تاریخ حق، گروهی از استعدادهای جوان شیعه به دانشاندوزی در حوزه معارف دین و اسلامیبپردازند و پس از کسب شایستگیهای علمی،تربیتی، دینی و مدیریتی (درون دینی)، مدیریت و رهبری جوامع شیعه را بر عهده گیرند.
اگرچه امام صادق(ع)برای تحقق این هدف، اولین دانشگاه شیعی را در مدینه و در مسجدالنبییا منزل خود پایهگذاریکرد، با آگاهی از تعطیلی قریبالوقوع این دانشگاه در مدینه، کوشید کانون این حوزه علمی را به سرعت به کوفه و بغداد و در افقی بلندمدت، به قم و حتی شهرهای دیگر شیعیمنتقل کند. این انتقال بدان سبب بود که در طول تاریخ تشیع،پیوسته در مراکز دینی و مهمترین مراکز اجتماعی شیعی، کانونها و حوزههای علمی شیعی نهادینه شوند و با رواج روحیه دانشاندوزی دینی در همه سطوح اجتماعی، ضمن آنکه نظام اجتماعی شیعه بر نظام و فرهنگی اندیشهمحور مبتنی باشد، رهبری و مدیریت آن به ویژه در دوره غیبت، به عهده رهبران علمی و فکری و مدیران دینی مجتهد و عالم باشد. از آن پس، در مکتب تشیع، بر خلاف دیگر فرقههای اسلامی و غیر اسلامی، مرجعیت و رهبری دینی،
اجتماعی و حتی سیاسی به عهده رهبران علمی و دینی شیعه است. ازاینرو در تاریخ تشیع، اگر گاهی شیعه حکومتهای سیاسی هم داشته است، هیچگاه حاکمیت سیاسی سلاطین و حاکمان شیعینتوانسته است جایگاه و نقش رهبری دینی و اجتماعی و حتی سیاسی علمای شیعه را داشته باشد.
3-3-3. رویکرد فرهنگی (هنری)(1)
-امام در مقام مکتبسازی برای شیعه،به فرهنگسازی و به ویژه ایجاد شعایر مذهبی و عاطفی، از نظر درونی (استحکام فرهنگی) و ایجاد جاذبه پرداخت.
-عاشورا از نظر حماسی و عاطفی،مهمترین کانون فرهنگسازی امام صادق(ع) برای مکتب شیعه است. برای این هدف، امام با مدیریت شاعران شیعه و راهاندازی مجالس سوگ و عزا در خانه خود و سفارش به گسترش آن، به فرهنگسازی در این زمینه پرداخت.
-امام صادق(ع) در سفرهای تاریخی خود به عراق، به فرهنگسازی برای زیارت مزارهای نجف و کربلا اهتمامی ویژه داشت و حتیگاهیبرخیشیعیان عراق را به سبب سهلانگارییا کمتوجهی به این فرهنگ سرزنش میکرد.
-امام در سفر حج یا سفر به کوفه، به احیای اماکن و آثار فرهنگی ولایی و علویو فرهنگسازی درباره غدیر و دیگر مناسبتهای ولایی شیعیپرداخت.
-امام با در نظر گرفتن چشمانداز آینده جغرافیای حق،به ویژه درباره ایران،به فرهنگسازی برای شهرهای مذهبیایران در آینده توجه ویژهایداشت (قم و مشهد).
-امام با توجه به آینده پیش رو و آگاهی از رخداد غیبت، به صورت گسترده و در قالب احادیث فراوان، درباره غیبت امام مهدی]، به فرهنگسازی انتظار برای این دوره پرداخت.
-امام در فرهنگسازی برای زندگی شیعی، به اوضاع زمانه توجه داشت و کوشید از خشکاندیشیو تعصب و سکون در فرهنگ شیعه جلوگیریکند و ضمن معرفی اصول
1) مسند الامام الصادق، ج 15، ص 75، کتاب الزیارة و ج 3 ص 354.
فرهنگی، بروندادهای زمانی آن را انعطافپذیر طراحیکند (پوشیدن لباسهای فاخر و متناسب جامعه خود و پرهیز از فرهنگ صوفیانه یا شیوه تزیین منزل، همانند وضعیت اجتماعی و عرف دینیو فرهنگی روز).
-حمایت از شاعران و شعرهای معارفی و حماسی اهلبیتی در جریان فرهنگسازی برای اهلبیت(امام، مروّج و حامی شعر آیینی در تاریخ تشیع بود).
-امام کوشید با ایجاد ارتباط مناسب با اصحاب فرهنگ و هنر که زمینههای عدالتخواهی و حقیقتجوییداشتند، اما گرفتار فرقههای گوناگون بودند، ضمن جذب آنان به مکتب حق، از سلاح فرهنگی و هنری آنان به نفع جریان و مکتب حق استفاده کند (ماجرای سید حمیری).
-امام در طراحیسبک زندگی شیعی برای دوران حضور امامان، ضمن تأکید به شیعیان برای انجام مراسم حج، پایان آن را زیارت مدینه و مزار پیامبر و دیدار با امام معصوم هر زمان در مدینه قرار داد تا مراسم حج، پل ارتباطی سالانه شیعیان با امامان معصوم باشد.
-امام، جامعه شیعه را از فرهنگ در حال رواج قصاصین (قصهگویان باطل) برحذر داشت.(1)
کوتاه سخن آنکه مکتب شیعه با نگاه به ابعاد عاطفی و احساسی انسان و نیاز به جامعهسازیدر حوزههای فرهنگی و آداب و رسوم کوشید به جایرها کردنِ برنامه فرهنگسازی شیعه و در نتیجه، اثرپذیری از جوامع رهاشده از مدیریت وحیانی همانند جهان اهل سنّت یا مسیحیت،با برنامهایهماهنگ در جمعکردن بین نیازهای انسانی و اصول و مبانی دینی و مبتنی بر رویدادهای تاریخی جبهه حق و اولیای حق به فرهنگ سازی بپردازد. ازاینرو، یکی از ابعاد مهم فرهنگی که رویکرد عاطفی و احساسی بسیار قوی هم دارد، مسئله فرهنگ عاشوراست. فرهنگسازی امام برای شیعه که مبتنی بر عاشورا بود، سبب ایجاد نظامی فرهنگیشد که به شدت عاطفی و احساسی و مبتنی بر اصول و مبانی حق بود
1) بحارالانوار، ج69، ص265.
تا به سبب آن، تشیع در برابر فرهنگهای مهاجم و پیوسته متغیر باطل سالم بماند و نیز مهمترین ابزار تبلیغیبر مبنایاصول عقلی و فطری و علمی و به ویژه، عاطفی این فرهنگ عظیم را در اختیار تشیع بگذارد. امام با ترکیب شور و شعور، فرهنگی غنی ایجاد کرد که به سبب شور و هیجان مقدس آن، جاذبه اولیه را برای فطرتهای پاک پدید میآورد و زمانیکه انسان در عمق این شور قرار میگرفت و با مظلومیت و اشک آن همراه و همنوا و هماهنگ میشد، شعور و فطرت و گرایشهایمتعالی فطریاش شکوفا میشد.
از جلوههای دیگر فرهنگی شیعه، فرهنگ مهدویت و غیبت و انتظار است که ضمن تداومبخشی به جریان پیوسته و تاریخی مکتب حق و جلوگیری از انقطاع مدیریتی غیبی اولیای حق، رویکردی آیندهنگر و پویا وعدالتخواه را به تشیع میدهد، درست برخلاف فرقههای اسلامی و حتیاهل سنّت که همگی گذشتهگرایند.
البته نظام فرهنگی شیعه،جدا از حوزههای کلان فرهنگی عاشورا و انتظار و دیگر مناسبتهای ولایی، به سبب حضور دوازده امام و مدرسه علمی باقرین؟عهما؟کوشیده است برایهمه حوزههای زندگی خانوادگی و اجتماعی، فرهنگسازیهایکوچک و بزرگ و آشکار و پنهان داشته باشد تا تشیع از نظر آداب و رسوم و شعایر، به غنیترین مکتب فرهنگی تبدیل شود؛ چه در حوزه فرهنگهای دینی و چه در حوزه فرهنگهای اجتماعی و چه در زمینهتأیید فرهنگهای عرفی سالم منطقهای.
4-3-3. رویکرد اقتصادی(1)
اقتصاد و نظام معیشت زندگی پس از اصل حیات،مهمترین بخش از نظام زندگانی است؛زیرا پشتوانهایبرای دیگر فعالیتهایانساناست. ازاینرو، نبود تعریف درست و نگاه جامع به نظام اقتصادی، مشکل همه ادیان و فرقههای زمینییا آسمانی تحریف شده است.
در دوران پیامبر، اصول کلی اقتصاد اسلامی با روایت اهلبیتی، تبیین و طراحیشد، ولی
1) مسند الامام الصادق ج 12 ص 209 و ص 281 کتاب المعیشة
غصب خلافت و درآمیختن ارزشها و روشهای اقتصادی خرد و کلان جاهلی با اقتصاد اسلامیسببمهجور شدن نظام اقتصادی راستین اسلامیگشت. همین امر، انحراف گسترده اقتصادیرا در جامعه اسلامیبه وجود آورد، بهگونه که قیامها و شورشها و درگیریهاییرا به سبب بیعدالتی و تبعیضدر پی داشت.
نظام اجتماعی تشیع پس از پیامبر تا زمان امام صادق(ع) به سبب ضعف و پراکندگی و در اقلیت بودن یا قطع ارتباط با رهبران معصوم خود یا محاصرهها و محرومیتهای شدید اقتصادی، به حدی از توانمندی و بلوغ برای نظامسازی نرسیده بود، به گونهای که حتی در دوران امام باقر(ع)، گزارشهای چندان قابل اعتنایی از ارتباط اقتصادی جامعه شیعه با امام موجود نیست.(1)
در زمان امام صادق(ع)که تحولات اجتماعی تدریجی در جامعه شیعه به موازات تحولات اجتماعی در جهان اسلام صورت گرفت، جامعه شیعه در حاشیه جهان اسلام به نوعی نشاط اقتصادی دست یافت و به تدریج، به حدیاز تواناییرسید که براینخستین بار در تاریخ تشیع، شاهد سرازیر شدن اموال از شرق و غرب به مدینه نزد امام معصوم هستیم. همین بالندگی اقتصادی صحیح، با وجود در حاشیه بودن،یکی از عواملی است که امام،ساختار و نظام وکالت را برای جامعه شیعه طراحیکرد. رویکرد اقتصادی امام در این دوره تاریخی، مبتنی بر طراحی و آموزش مبانی کلی و اجرایعملی نظام اقتصادی شیعه که برخی جلوههای آن چنین است:(2)
-تبیین و طراحی اصول کلی معیشت و کسب روزی حلال در قالب فقه و اخلاق اقتصادی؛
-احیای مسئله خمس (و زکات) و ضرورت رساندن آن به امام معصوم در جامعه شیعه؛
-تفویض رسالت جمعآوری خمس به وکلای خود و فرستادن آشکار و پنهان آن نزد امام؛
-فرستادن وکیلی همراه اموال بسیار برایتوزیع بین خانواده شهدای قیام زید و حمایت اقتصادی از آنان (البته امام پس از ایجاد خط سیاسی فکری و اجتماعی زیدیه، از کمک و صدقهدهی شیعیان به زید جلوگیریکرد)؛
-فرصتشناسیدر سفرهای اجباری به عراق و کوفه برای نظمدادن به مسئله خمس و نهادینه کردن آن در جامعه شیعه؛
-رسیدگی مخفیانه و دستگیری اقتصادی از نیازمندان شیعه (و غیر شیعه) و ترویج این رفتار در میان شیعیان؛
باز داشتن شاگردان و شیعیان از شیوههای باطل و انحرافی اقتصادی، همانند گرانفروشی و احتکار و تبلیغ کاذب و معرفی الگوهای تجارت و اقتصاد سالم دینی و اسلامی؛
ویژگیاجتماعیبیشتر یاران امام، جمع کردن آنان بین تخصص علمی و علمآموزی و عبادت و داشتن شغلیویژه برایمعیشت زندگیاست (مثلاً صفوان جمال عالم حدیث، کثیرالعباده و شتردار بود یا جمیل بن دراج عالم فقه، کثیرالسجودو بقّال بود)؛
-امام، شعیان توانگر اقتصادییا دارای وجهه اجتماعی را به سببب رد کردن فقرای شیعه از خانه خود و دوریجستن از آنان، به شدت سرزنش میکرد؛(1)
-اعطای برخی اموال به شیعیان برایتحصیل سرمایه اولیه برای راهاندازی کار (قرضالحسنه بدون سود و ربا یا مضاربه)؛(2)
-دستور دادن به فروش انبار غله سالانهخود هنگام قحطی در مدینه؛
-انفاق مخفیانه در مدینه، حتیبه نیازمندانی که دشمنش بودند و به وابستگانی که با امام قطع رحم کرده بودند؛
-در مواردی، امام ضمن خبر دادن از بلایای طبیعی، شیعیان خود را از معاملههایاقتصادی
ضرربخش برحذر میداشت؛
-در مواردی، امام، اموال شیعیان توانگر را که به انگیزههایی چون خرید خانه به مدینه فرستاده میشد، به انفاق اجتماعی تبدیل میکرد و در برابر، ضامن خانهایبهشتی برای آنان میشد؛
-امام صادق(ع) همانند جدش، امام سجاد(ع)، طرح تربیتی خرید غلامان و تربیت آنان و آزاد کردنشان به بهانهای اندک را اجرا میکرد.
کوتاه سخن آنکهامام صادق(ع) برایاحیای سیره پیامبر و اجداد معصوم خود، ضمن پرهیز از روحیه دنیاگریزی صوفیانه یا اقتصادهای دنیوی باطل، همانند ربا و احتکار، بر پایه اصول اقتصادی قرآن، نظامی را برای جامعه شیعه پایهگذاریکرد که مبتنی بر تلاش حداکثری اقتصادی، اما بهرهمندی حداقلی فردی در کنار خیر رسانی حداکثری اجتماعیاست.
در این زمینه، امام در فرصتهای غیر علمی را به کشاورزی میپرداخت و اهتمام داشت شیعیان و حتی شاگردان علمیاش با وجود بینیازی، در فراغتهای خود به فعالیت اقتصادی کشاورزییا بازرگانی و... بپردازند.
همچنین امام با وجود کسب درآمد بسیار از فعالیتهای اقتصادی خود یا از مسیر خمس دریافتی، هیچگاه خانه یا وضعیت معیشتی و رفاهی منزل را تغییر نداد و به شدت مراقب رفاهزدگی و رواج اخلاق تجملگرایی و ایجاد فاصله بین ثروتمندان و فقیران در جامعه شیعه بود. همچنین، از شیعیان میخواست با ایجاد نظام مواسات اقتصادی بر مبنای اصول عقد اخوت که در زمان پیامبر طراحی شده بود، به از بین بردن فقر از جامعه شیعه بپردازند و آن را با وجود همه محدودیتهای نظام خلافت، از نظر اقتصادی به جامعهای پویا، غنی و الگو و با کمترین وابستگی تبدیل کنند.
امام در رویاروییجامعه شیعه و جامعه اسلامی، ضمن حلال و پاک شمردن بازار اسلامی، از جامعه شیعه میخواست با حضور فعال و بانشاط و مبتنی بر اصول اخلاقی، اقتصاد اسلامی راستین را با شیوههای مستقیم و غیر مستقیم در معرض دید بازار و فعالان اقتصادی جامعه اسلامی قرار دهند و در نتیجه، این جامعه به امین و معتمد جامعه اسلامی تبدیل شود.
امام از حضور و فعالیت اقتصادی شیعیان در حاکمیت و نظام اداری جریان باطل جلوگیری
میکرد، ولی گاهیاز نفوذ افراد شایسته و متخصص در ساختار اداری و حاکمیتی باطل که نتیجه نهایی آن، دفع ظلم اقتصادی از جامعه شیعه یا کسب منافع برای جامعه شیعه بود، حمایت میکرد. امام از فعالیت اقتصادی مستقیم توانگران شیعه با حاکمیت باطل (و نه جامعه اسلامی) و با اشتغال آنان در ساختار اداریکه منجر به خدمترسانییکسویه به ساختار حاکمیتی باطل میشد، خشنود نبود و شیعیان را به شدت از آن باز میداشت.
همچنین با احیای مسئله خمس میکوشید ضمن پاکسازی اموال شیعه، نوعی مالیات اسلامی بر اساس قرآن برای جامعه قرار دهد تا شیعیان با دادن خمس به امام معصوم، ایشان را برای مدیریت اقتصادی جامعه شیعه یاری رسانند.
5-3-3. رویکرد تربیتی و اخلاقی جامعهشیعه
-امام سفارش اکید داشت که افراد و جامعه شیعه، با توجه به شرایط تقیه، باید پیوسته با رفتار و عمل خود، نشانه خیر و دعوتگر جامعه به سوی اهلبیت و مکتب حق باشند و دلهای مردم را متوجه ایشان کنند.
-امام با نگاه جامع به ابعاد وجودی انسانمیکوشید از وجود افراط و تفریط در قالب (تصوف) یا دنیازدگی در جامعه شیعه جلوگیریکند و با ایجاد طرح تقسیم فرصتهای زمانی بر حسب نیازها، طرحیجامع برای زندگی شیعی ارائه کند. (طرح جامع تقسیم اوقات روزانه بر اساس عبادت، کار، تفریح خانوادگی، حضور اجتماعی و خواب).
-امام در نظام اجتماعی شیعی با تبیین و تعریف حقوق شیعه بر یکدیگر و صفات و نشانههای شیعی، برایتربیت شیعیان بر اساس مبانی تربیتی توحیدی اهلبیت وایجاد همگرایی دینیاستوار میان آنان میکوشید.
1) مسند الامام الصادق، ج4 ص 274.
-امام به تربیت و نظارت اخلاقی بر روابط یارانش در حوزه محرم و نامحرم و جنس مخالف اهتمامی ویژه داشت و موارد لغزش رابه آنان گوشزد میکرد. (نگاه؛ شوخی؛ صدای نامحرم و...).
-فرهنگسازی برای شیعیان رشدیافته که هر از چند گاهیبه عرضه دین خود به امام میپرداختند تا از آسیبها و انحرافهای احتمالی جلوگیری شود. حتی شاگردان علمیامام نیز روشهای فقهی و اجتهادی خود را به امام عرضه میداشتند تا از خطا و لغزش در روششناسی فقه و عقاید شیعی مصون باشند.
-مدیریت مرگآگاهی خواص یارانش و آمادهسازی افرادی که مرگشان نزدیک بود. گاهیپس از درگذشت آنان نیز به زیارت قبورشان میرفت.
6-3-3. رویکرد طراحی جغرافیایی
-پس از مهاجرت جریانهای فکری و سیاسی مخالف از کوفه به سبب ایجاد شهر جدید بغداد، امام صادق(ع)برایایجاد جامعهای متمرکز و تعریفشده از شیعه در کوفه، با محوریت و رهبری شخصیتهای علمی شیعه میکوشید.
-پس از ایجاد بغداد، ایشان شخصیتهای برجسته فکرییا اجتماعی شیعه را به اقامت در بغداد توصیه و تشویق میکرد و به تعریف نقش آنان نیز میپرداخت کسانی همانند هشام بن حکم و علی بن یقطین و... . نقش هشام، ایجاد مدرسه و پایگاهی علمی در بازار بغداد است و نقش علی، با توجه به جایگاه پدرش در خلافت عباسیان، نفوذ در ساختار حاکمیتی-سیاسی خلافت عباسی،برایدفع بلایا و خدمترسانی به جامعه شیعه در آینده).
-در آستانه تحول خلافت و ایجاد ارتباط آسان با جامعه ایرانی، امام تبلیغات متمرکزی را درباره آینده قریبالوقوع و دور شهر قم به عنوان حرم اهلبیت و کانون تشیع در ایران به راه انداخت.
-یکی از شیعیان ساکن مرزها، از امام درباره مسافرتش به سرزمینهای کفر برای تجارت و بازرگانیپرسید. امام پاسخ داد: اگر هنگام سفر و اقامت در سرزمینهای کفر، بر مکتب حق هستی و در شرایط مناسب، اهالی آنجا را به اهلبیت دعوت میکنی، این سفر و تجارت اشکالی ندارد.
کوتاه سخن آنکه در زمان امام صادق(ع)که تقریباً مرزهای جغرافیایی و تاریخی جهان اسلام مشخص شده بود، امام با شناسایی مناطق مستعد از نظر اجتماعی و تمدنی و سرزمینی، با محوریت خاورمیانه، که در طول تاریخ همواره کانون جریانهای حق پیامبران و امامان بوده است،کوشید پس از نومیدی از کانونهای سنتی اسلامی در حجاز، به طراحی کانونهای جغرافیایی شیعی و شهرهای مقدس شیعی (کربلا، نجف، کوفه و قم) بپردازد و برایسرزمینهایآینده فرهنگسازیکند (کاظمین و مشهد).همچنین با پراکندن یاران علمی خود در جهان اسلام و حتی سرزمینهای غیر اسلامی، با سلاح علم و فرهنگو شور و شعور،تشیع را تبلیغ کنند.
7-3-3. امام و رویاروییبا جریانهای انحرافی در جامعه شیعه(1)
-امام صادق(ع)در رویارویی با جریان غلو، به تبیین معرفت صحیح حق و تأکید دوباره بر آن برای جامعه شیعه پرداخت.
-امام در رویارویی با تفکر، غلو عرفانیو صوفیانه یا قیامهای سیاسی زیدیه، به مرزبندی شیعه، از آنها به صورت شفاف و روشن اهتمام داشت.
-امام آشکارا غالیان را لعن و طرد کرد و از رهبران و جامعه شیعه خواست آنان را از خود
1) غالیان، صفری فروشانی، ص 90 الامام الصادق و المذاهب الاربعه / اسد حیدر / ج 1 ص 373.
برانند.
-امام به علما و خواص جامعه شیعه سفارش کرد که جوانان را از خطر تفکر غلو محافظت کنند.
امام در ماجرای قیامهای زیدیه، از رهبران علمی شیعه خواست با مناظره علمی، آنان را از نظر فکری به چالش بکشند و ماهیت حقیقی آنان را برای جامعه افشا کنند.
امام هنگام اوجگیری جریانهای انحرافی در جامعه شیعه، رهبران علمی و فکری شیعی را ملاک حق و باطل قرار داد و از جامعه شیعه خواست آنان را کانون توجه خود قرار دهند.
امام هنگام آشکار شدن انحراف برخی شیعیان، برخی دوستان سابق آنان را که از علما نیز بودند، برایاتمام حجت، مناظره علمی، هدایت آنان یا در نهایت،اعلام تبریامام از ایشان، نزد آنان فرستاد.
-موضعگیری در برابر جریانهای فکری و اجتماعی که سبب بدنامی اسلام و تشیع و ایجاد دافعه برای آن میشد؛ همانند فردی که اموال دزدی را انفاق میکرد و گمان میکرد نُه دَهم ثواب داردیا مسلمانی که با سختگیری عبادی بر تازهمسلمانی،سبب گریز او از اسلام شد.
کوتاه سخن اینکهامام با آگاهیاز وجود افراد کمظرفیت یا کمدانش یا دچار وسوسههای گوناگون فکری و اجتماعی و اقتصادی، ضمن اینکه مسئله وجود ریزشها در جامعه حق را امری طبیعیمیدانست، میکوشید با آگاهیدادن و ارتقای علمی و فکری و فرهنگی جامعۀ حق و سفارش مؤمنان به برنامههای عبادی و تربیتی و اخلاقی، خطر ریزشها را به حداقل برساند. در صورت تحقق ریزش در جامعه و پیدایش جریانی انحرافی، در آغاز با ایجاد ارتباط با رهبرانِ جریان انحرافی، ضمن آگاهسازییا سفارشهایاخلاقییا هشداردهیبه پیآمدهایآن، به اصلاح آنان میپرداخت و در صورت پافشاری آنان، ضمن اعلامبیزاریو موضعگیری شفاف میکوشید در جامعه به تدابیر پیشگیرانه بپردازد. ازاینرو، محور قرار دادن شخصیتهای علمی و فکری شیعه در فتنهها و نیز درخواست از علمای شیعه برای حضور
فعال در برابر رهبران انحراف و فتنه از راهبردهای اجتماعی و فرهنگی امام بود.
4-3. سبک زندگی اجتماعی شیعه از نظر رویارویی با جامعه اسلامی
در زمان امام صادق(ع) با طراحی مکتب و جامعه مستقل شیعه و هماهنگ با تحولات اجتماعی در جهان اسلام و پیدایش خلافت عباسی، پرسش مهم، نوع رویاروییجامعه حق با جامعه اسلامی بود.
امام با مرزبندیمیان جامعه اسلامی و حاکمیت آن، از جامعه شیعه خواست بهترین و بیشترین تعامل را با جامعه اسلامی مبتنی بر اصول فطری مکتب تشیع،یعنی عدالت، صداقت و امانت داشته باشند و حتی در این جامعه تا آنجا خود را رشد و ارتقا دهند و نفوذ کنند که به مرجعیت علمی، اجتماعی و اقتصادی جامعه تبدیل شوند. سیره تربیتی امام صادق(ع)برای جامعه شیعه آن بود که چون جامعه اسلامی خود را از اهلبیت و معارف اصیل اسلامی جدا کرده است، هیچگاه نخواهد توانست به جامعهسازی و تمدنسازی جامع و کامل توفیق یابد و پیوسته از جنبههایگوناگون دچار آسیبها و بحرانها و چالشهای فکری و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی خواهد بود. حال اگر شیعیان ملتزم به اصول تربیتی اهلبیت به رشد و تعالی خود بپردازند و در جامعه اسلامی نفوذ کنند، به تدریج به سبب سیره علمی و عملی جامع خود، کانون توجه جامعه اسلامی و غیر اسلامی قرار خواهند گرفت و به گونهای غیر مستقیم، نقش تبلیغی و ترویجیخود را برای جامعه حق ایفا خواهند کرد. البته انجام این رسالت به شخصیت رشدیافته شیعیان وابسته است که هنگام حضور در جوامع گوناگون اسلامی و حتی غیر اسلامی، به جایاثرپذیرییا داشتن شخصیت انفعالی، به تدریج و با عمل صالح و ابراز اخلاق عملی مبتنی بر مکتب تشیع، به نفوذ اجتماعی و ایفای نقش فعال بدون حساسیتبرانگیزی مستقیم بپردازند.
امام در رویاروییبا جریان حاکمیت درجهان اسلام، جامعه شیعه را از همراهی و همکاری انفعالی با حاکمیت باطل باز میداشت، اما در شرایط ویژه، برای شیعیان فهمیده و متخصص،
تقیه را با هدف نفوذ و یاریرسانی پنهانی به جامعه شیعه اجازه میداد.
1-4-3. موضعگیری سیاسی(1)
-تأکید ویژه امام بر رعایت شدید تقیه برای حفظ نیروها و جامعه شیعه از هجومها و آسیبهای حاکمان ستمگر.
-امام در برابر خلافت امویان، شیعیان را از هرگونه همکاری و مشارکت در نهادهای سیاسیو اجتماعی آنان باز میداشت. در زمان خلافت عباسیان، با استمرار اصول کلی این سیاست برایجامعه شیعه، تنها به خواص آگاه و بصیر شیعه اجازه نفوذ در ساختار حکومتی باطل را براییاریرسانی به جامعه شیعه میداد و به الگوسازی برای تقیه نفوذی در حکومت باطل با هدف خدمت به جامعه حق میپرداخت.
-امام در آستانه شهادت با درک حساسیت شدید عباسیان به وصی خود، در وصیتنامهاش،شش نفر را وصی خود قرار داد و به روشی غیر مستقیم، ضمن حفظ جان امام بعدی و وصی خود، بر اساس نشانههایکلامی شیعه، در به معرفی ایشان پوشش تقیه پرداخت.
1) الامام الصادق و المذاهب الاربعه ج 1 ص 109 و ص 373.
2-4-3. موضعگیری اجتماعی (تربیتی)
-جوانی شیعه به سبب داشتن مهارت کتابت و محاسبه دیوان و به واسطه برادرش که از کارگزاران عباسیان بود، در سازمان اداری عباسیان به اجبار به کار گرفته شد. او جریان را هنگام سفر امام به کوفه با ایشان مطرح کرد. امام فرمود:ای کاش کتابت خود را آشکار نمیکردی (کاری نمیکردی که در شرایط و جامعه باطل به تخصص خاص شناخته و به اشتغال در جامعه باطل مجبور گردیو یاریگر حکومت آنان باشی).(1)
-امام از شیعیان خود میخواست در جامعه اسلامی با در پیش گرفتن اخلاق نیکو با همسایگان خود،به تدریج، به جذب آنان به مکتب تشیع و تحول ایمانی و رفتاری آنان بپردازند. (داستان ابابصیر و همسایگی با مردی که در دستگاه امویان شاغل بود).
-امام کمکهای اقتصادی خود به محرومان و نیازمندان را به شیعیان منحصر نمیکرد و به همه محرومان مدینه، آشکار و پنهان،یاریمیرساند.
-امام در زندگی اقتصادی خود با در نظر گرفتن شرایط عمومی اقتصادی جامعهاسلامی، میکوشید در سختی و رفاه جامعه، در مقام رهبر شیعه، همراه و همانند آنان باشد و در سختیها و قحطی و بلا به تافته جدا بافته و بیاعتنا در جامعه اسلامی تبدیل نشود.
3-4-3. موضعگیری علمی
-امام قدریه، حروریه و مرجئهرا لعنت میکرد؛ زیرا نتیجه باور آنان، تطهیر و اثبات ایمان دشمنان اهلبیت؟عهم؟و حقانیتبخشی به آنان بود.
-امام در رویاروییبا علمای اهل رأی و رهبران فکریآنان به ویژه ابوحنیفه، آنان را به سبب ایجاد مکتب و روش فقهی باطل هشدار میداد و در مناظره علمی، روش آنان را به چالش میکشید.
-امام در رویاروییبا معتزله، مبانی کلامی آنان را در حوزه رهبری و سیاست اسلامی به
1) مسند الامام الصادق، ج4، ص548.
چالش میکشید و نظام فکری و کلامیشان را ابطال میکرد.
-امام با مناظره و موضعگیری شفاف فکری، از همراهیبا جریان افراطی و شتابزده زیدیه و حتی سکوت و رضایت در برابر آن پرهیز میکرد.
-امام به شدت مراقب اثرپذیری علمی و فرهنگی علما و جامعه شیعه از افکار التقاطی و خردهفرهنگهای جامعه اسلامیبود و با مشاهده آن،به سرعت به افراد یا جامعه هشدار میداد و از گسترش آن جلوگیریمیکرد.
-امام صادق(ع)، پایهگذار مناظرههای متنوع کلامی و فکری و فقهی و حتی علمی (در علوم تجربی، همانند طب و نجوم) بود و از شاگردانش میخواست با توجه به اوضاع زمانه، به ترویج فرهنگ مناظره علمی بپردازند.
سخن پایانی
سبک زندگی و نظام اجتماعی شیعی از نظر اصول و مبانی فکری و همچنین طراحی اولیه اجتماعی، در زمان امام صادق(ع)پایهگذاریشد، اما بدیهی است این اصول و نظامسازیهنوز کلیبود و در رویاروییبا شرایط گوناگون و تغییر و تحولات زمانه و مسائل داخلی و بیرونی، نیازمند غنیسازی و پرورش بیشتر بود. اگر این اصول در حد نظامسازی امام صادق(ع)متوقف میشد، تشیع جعفرینیز در امتداد تاریخ دچار آسیبها و چالشهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی فرقههایی همانند اسماعیلیه و واقفیه و زیدیه میشد که اگرچه در دورههاییاز تاریخ، حکومتهای مقتدر و بزرگی تشکیل دادند، پس از گذشت مدتیبه تاریخ پیوستند و اینک در دنیای علمی و اجتماعی امروز جایی ندارند.
ازاینرو، نظام اجتماعی و سبک زندگی شیعی پس از امام صادق(ع)، به ویژه از این نظر که برای دوران غیبت طراحی شده بود،باید بیش از یک قرن دیگر (از 148 تا 260 ه .ق از شهادت امام صادق(ع) تا شهادت امام عسکری(ع)) با مدیریت مستقیم امامان معصوم ادارهمیشد و رشد و بالندگی بیشتری مییافت. به ویژه در دورانی که جامعه شیعه به سرعت رو به گسترش بود و امامان نیز دیگر در کانون حوزههای علمی شیعه نبودند، بلکه حوزهای علمی شیعیبه تدریج در کوفه، بغداد و قم شکل گرفته بود.در این شرایط، باید امامان معصوم؟عهم؟ پیوسته ساختار اجتماعی و نظامهای فکریآن را کنترل میکردند تا از هرگونه خطر و آسیب و انحراف دور باشد.
امتیاز منحصر به فرد تشیع از نظر نمودار خط زمانی نظامسازی اجتماعی و طراحی سبک زندگی شیعی این است که این نظامسازیرا باقرین؟عهما؟طراحیکردند و یک قرن بعد تا زمان شهادت امام عسکری(ع)، رشد و گسترش یافت و آسیبزدایینیز شد. آنگاه به مدت 69 سال دوران غیبت صغرا، در الگوییکه فاصلهای در میان حضور و غیبت کلی است،دوباره آزموده شد و پس از دو قرن آزمودن و بالندگی، برای دوران غیبت کبرابه شیعیان توصیه و اجرا شد.
آنچه ارائه شد، نگاهی کلی و از منظر برنامهیابی، به رندگانی امام صادق(ع) بود؛ به امید آنکه امروز، ما و رسانه ملی با بازشناسی ابعاد جامع و کامل این نظام و سبک و ایدهیابیها و برنامهسازیهای مناسب با آن، بر اساس تنوع مخاطب داخلی و خارجی،بتوانیم آرزوهای بزرگ امام صادق(ع)را از دریچه رسانه عینیت ببخشیم؛ آرزوهایی همانند اینکه:
کتابنامه
زیر فصل ها
کتاب:
نرمافزار:
کتاب:
قرآن کریم
آقانوری، علی، خاستگاه تشیع و پیدایش فرقههای شیعی در عصر امامان، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1385
ابن ابی الحدید عبد الحمید بن محمد، شرح نهج البلاغه، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی
ابن عبد ربه، ا حمد بن محمد، عقد الفرید، بیروت، دار الکتاب العربی، 1411 ق.
ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبین، بیروت، الرالمعرفه
ابوجعفر محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دار التراث، ط الثانیه، 1967
اسد حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعه، دار الکتاب المصطفی، دوره 4 ج لدی، 2004 میلادی
بابایی، سعید، سیره امام صادق در برخورد با اهلسنت، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، قم، 1384
بلاذری احمد بن یحیی، فتوح البلدان، مؤسسه المعارف، بیروت لبنان، 1407ه . ق
تاریخ تشیع، جمعی از مؤلفان زیرنظر احمد رضا خضری - تهران، انتشارات سمت، 1384
جباری، محمد رضا، سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه، مؤسسه آموزشی، پژوهشی امام خمینی
جعفریان، رسول، تاریخ تحول دولت و خلافت؛ از برآمدن اسلام تا برافتادن سفیانیان، مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی، 1377
جعفریان، رسول، تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن دهم هجری، ج 1، قم، انصاریان، 1380
جوادی (آیةالله)، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، صورت و سیرت انسان در قرآن، قم، اسراء، 1379
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، فطرت در قرآن، قم، اسراء، 1376
حسن ابراهیم حسن، تاریخ الاسلام، الجزء الثانی الحصر العباسی الاول، دار الجبل، بیروت، 2001
خضری، احمد رضا، تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) 1378
خمینی، روح الله، امامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی، فروع السادات رحیمپور، تهران مؤسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی، 1381
رجبی، محمد حسین، کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی، دانشگاه امام حسین، تهران 1378
رجبی، محمود، انسانشناسی، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1384.
سهرابی، فرامرز، مهدویت و فلسفه تاریخ، آینده روشن، قم، 1389
شریف القرشی، باقر، موسوعة سیرة اهلبیت، الامام جعفر بن محمد الصادق مجلد 19 تا 27، دار المعروف وزارت ارشاد، قم، 1340
شناختنامه اهلبیت، معاونت فرهنگی مجمع جهانی اهلبیت، تهران، 1383
صفائی حائری (ع - ص)، علی، حرکت، قم، لیلةالقدر، 1385
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، درسهایی از انقلاب، دفتر دوم: تقیه، 1386
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، صراط، قم، لیلة القدر، 1385
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، مسئولیت زندگی، قم، لیلة القدر، 1382
صفری فروشانی، نعمتالله، غالیان و کاروشی در جریانها و برآیندها تا پایان سده سوم، مشهد آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1378
طالبی(مهدی) و محققین، تبار انحراف: پژوهش در جریان شناسی انحراف تاریخی، قم، لوح و قلم 1383
عسکری، سید مرتضی، نقش ائمه در احیای دین (2 جلد) تهران، مرکز فرهنگی انتشاراتی منبر، 1382، معالم المدرسین (3 جلدی) تهران
عطاردی قوچانی، شیخ عزیز الله، مسند الامام الصادق، تهران، عطارد، 1384 دوره 22 جلدی
علیزاده موسوی، از اوج تا فرود: نگاهی به جامعه اسلامی در عصر اسلامی
فاضلی، نعمتالله، سبک زندگی، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، 1383.
فرمانیان، مهدی، فرق تسنن، قم، نشر ادیان، 1386
قرا ملکی، فرامرز، روششناسی مطالعات دینی، دانشگاه رضوی، مشهد، 1388.
کارگر، رحیم، آینده جهان، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، قم، 1383
کاظمی پوران، محمد، قیامهای شیعه در عصر عباسی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سازمان چاپ و انتشارات، 1380
مجلسی، محمد تقی، بحار الانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1372
مجموعه مقالات همایش امام صادق، مرکز چاپ و نشر مجمع جهانی اهلبیت، تهران
محمد بن سعد بصری، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1990
محمد رضایی، آیین برنامهسازی زندگانی امام کاظم، مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما، 1389
مطهری، مرتضی، مجموعه آثار مجلات 1، 2، 3 و 18، قم، صدرا، 1368
منتظر القائم، اصغر، نقش قبایل یمنی در حمایت از اهلبیت (در قرن اول هجری) قم، بوستان کتاب، 1380
منطورنژاد، محمد، هدف و معنای زندگی، چاپ اول، تهران، انتشارات جوان پویا، 1386
مونس، حسین، اطلس تاریخ اسلام، مترجم آذرتاش آذرنوش، تهران، سازمان جغرافیای نیروهای مسلح، 1375
نصری، عبدالله، سیمای انسان کامل از دیدگاه مکاتب، تهران، دانشگاه تهران، 1376
نرمافزار:
نرمافزارهای مرکز کامپیوتری نور:
جغرافیای جهان اسلام
معجم موضوعی بحارالانوار
گنجینه روایات نور
درایة النور، 2، 1 (نرم افزار تخصصی علم رجال)
نور السیرة 2؛ جامع منابع تاریخ اسلام.
مجموعه آثار آیة الله سبحانی
نرم افزار آثار علامه عسگری