ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : نگاهی عرفانی- اخلاقی به مناسک حج/ معصومه عبدالحسینی
مشخصات نشر : قم: مرکز پژوهش های اسلامی صداو سیما، ۱۳۸۶ش.
مشخصات ظاهری : ۱۱۴ص.
فروست : مرکزپژوهش های اسلامی صدا وسیما؛ ۱۱۹۴
وضعیت فهرست نویسی : در انتظار فهرستنویسی
شماره کتابشناسی ملی : ۱۱۸۸۷۹۳
نگاهی عرفانی اخلاقی به مناسک حج
کد: 1194
نویسنده: معصومه عبدالحسینی
ویراستار:ابوذر هدایتی
ناشر و تهیه کننده: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
چاپ : زلال کوثر
نوبت چاپ: اول / 1386
شمارگان: 1800
بهاء: 10000 ریال
حق چاپ برای ناشر محفوظ است
نشانی: قم، بلوار امین، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
پست الکترونیکی: Email: IRC@IRIB.COM
تلفن: 2935803 و 2910602 نمابر: 2933892
شابک: 8-82-7808-964ISBN: 964-7808-82-8
فریضه مقدس حج در میان عبادت ها از جایگاه مهم و ویژه ای برخوردار است. خداوند، کعبه را به عنوان مکانی امن و اولین خانه هدایت جهانیان بنا نهاد که در سازندگی فردی و اجتماعی مسلمانان نقش بسیار ارزنده ای دارد. افراد با پاک سازی دل و به دست آوردن نور الهی، می توانند از صفت های اهریمنی همچون خود پرستی و خودرأیی دوری کنند و خود را به اوج نقطه آفرینش که کمال مطلق است، برسانند.
از نظر اجتماعی، افراد با بستن پیمان با امام و پیشوای خود و تلاش برای شکل گیری اتحاد میان مسلمانان، جامعه را برای فردایی بهتر و اجتماعی آماده سازند. از نظر سیاست خارجی نیز می توانند با اتحاد و هم فکری با هم کیشان خود، دشمنان را از سر راه بردارند و رشد و شکوفایی را برای مسلمانان به ارمغان آورند.
در هر یک از اعمال و مناسک حج، راز و رمزی وجود دارد. حاجیان می توانند با از بین رفتن یک صفت ناپسند، صفتی پسندیده را جایگزین کنند. طواف؛ یعنی خارج شدن از محدوده خودرأیی و خودستایی و شناخت حریم خود و گردش دور معبود که هر چه به او نزدیک تر شوی، وظیفه انسان
سنگین تر می شود. قربانی کردن به معنای کشتن نفس اماره و بدخواه است که آدمی را به کارهای شیطانی وا می دارد.
رمی جمرات به معنای دور کردن شیطان در سه مرحله است تا انسان مطمئن شود دیگر محو شده است. تقصیر نیز به معنای دوری از آراستگی ها و زیبایی های دنیوی است.
حج، فرصتی برای پالایش روح و تمرین بندگی و دوره ای کامل برای فراگیری بندگی و شروع زندگی تازه است، همانند نوزاد تازه متولد شده. پس از بازگشت از این سفر الهی، انسان سبک بال تر از پیش تا اوج آسمانها می تواند پر بگشاید. بهترین زمان و مکان، برای توجه و ذکر خدا و دل کندن از وابستگی ها و خواسته های دنیوی و تهذیب نفس، ایام حج است. کوتاه سخن اینکه حج، حرکت انسان به سمت خداست.
هر ساله در ایام حج، شور و نشاط معنوی خاصی در سطح جهان اسلام و ایران اسلامی مشاهده می شود و رسانه دینی می کوشد تا بهترین آموزه های معنوی حج را در اختیار مخاطبان قرار دهد. به منظور پاسخ گویی به این نیاز، پژوهشگر ارجمند، خانم معصومه عبدالحسینی کوشیده است تا از میان آموزه های حج، ره توشه ای برای گزارشگران و دیگر بهره برداران فراهم سازند. امید که در موسم حج و دیگر زمان ها مورد استفاده اصحاب رسانه قرار گیرد.
انه ولي التوفيق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
آنگاه که دعوتش را لبیک میگوییم و به خانهاش مهمان میشویم، لباس عصیان و سرکشی را از تن درمیآوریم و لباس پرهیزکاری و عفاف و بندگی را میپوشیم و چشم دل را مُحرم میکنیم تا مَحرم شویم و به جای گردش دور خود، گرد معبود میچرخیم. طواف عشق را آغاز و سه روز در مشعر و منا بیتوته میکنیم و نفس خود را به قربانگاه میبریم و قربانی میکنیم و به صفای روح و جان میپردازیم. دل را صیقل میدهیم و ابراهیموار زمزمه میکنیم و شیطان نفس را با جمره انابه، سه بار از خود دور میسازیم؛ یکبار به نیت قرب الیالله، بار دوم به نیت فرار الیالله و آخرین بار، به نیت _فنا _الیالله.
گناهان خود را با زمزم اشک و نیایش میشوییم و برای رسیدن به خدا از منیت فاصله میگیریم و نفس میکوشیم و درس بندگی را میآموزیم و برای رسیدن به بالاترین مرتبه بندگی که عَرَفَ رَبة است، تلاش میکنیم.
حج، دریایی است که هر کس قطرهای از آن بنوشد، به اندازه یک اقیانوس تشنه خواهد شد. کتابیاست که الفبای آن تعبد و تسلیم است. حج، درختی است که ریشه آن، تزکیه و پرهیزکاری و شاخههای آن متصل به شاخه طوبا است که هر حاجی، از سایه آمرزش آن برخوردار میشود. حج، اقیانوس مّواجی است که در عمق آن، صدف عرفان و مروارید اجابت و
مغفرت آشکار است. حج، پرواز پرندگان سفیدپوش عاشقپیشه به سوی ملکوت است. حج، شکفتن غنچههای گلهای ابراهیمی است. حاجی، تشنه است؛ تشنه اجابت و مغفرت، تشنه گذشت و انابت، تشنه عشق و محبت و دلدادگی و سرسپردگی.
افزون بر معرفی ابعاد حج، این اثر، متونی توصیفی و بامحتوا درباره مناسک و اماکن حج است که اگر با توجه به شرایط زمانی و مکانی از آن بهرهبرداری شود، تأثیر آن دوچندان میشود و برای مخاطبان ضروری مینماید. بنابراین، انتظار میرود مجریان، گزارشگران و نویسندگان و سردبیران رسانه ملی از این دستمایه مناسب، نهایت استفاده را ببرند.
دین اسلام دارای جنبههای فردی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. حج نیز به عنوان یکی از مسائل اساسی و پایهای دین اسلام، ابعاد مهم زندگی فرد را تشکیل میدهد. در نگاه اول، حج، مجموعهای از مراسم عبادی است که در نگاه نخست، فردی به نظر میرسد، ولی با اندکی اندیشهورزی، متوجه میشویم جنبههای دیگری نیز دارد. در حقیقت، حج، تمرین برای آماده شدن و پیکار در صحنههای مختلف زندگی و بزرگترین مانور عبادی، سیاسی و اجتماعی است. «کنگره عظیم و جهانی حج... در تقویت ساختارهای معنوی جامعه و محکمتر شدن هر چه بیشتر شالودههای اجتماعی، اخلاقی، سیاسی، اقتصادی و علمی جوامع اسلامی اثر فراوانی دارد».
قوام و تقویت دین بر پایه حج استوار است. اگر حج تقویت شود، دین نیز تقویت خواهد شد. امیرمؤمنان علی علیهالسلام در این باره فرمود: «وَ
فَرَضَ... الحَجَّ تَقْوِیَهٌ لِلدِّینِ؛ خداوند حج را برای تقویت دین واجب کرده است».(1)
هر سال در این کنگره عظیم جهانی، مسلمانان بیشماری از کشورهای گوناگون، در روزهای مشخص دور هم جمع میشوند. اگر به درستی به اهداف حج عمل شود، تحولات ویژهای در جامعه مسلمانان رخ میدهد و بسیاری از مشکلات مسلمانان جهان حل میشود و منافع بیشماری خواهد داشت: «لِیَشْهَدُوا مَنَافِع لَهُمْ.» (حج: 28) حج در عین آنکه خودسازی است، وسیلهای برای جامعهسازی هم به شمار میرود.(2)افزون بر رشد اخلاقی، سبب رشد اجتماعی هم میشود. «حج یک کنگره اجتماعی و جهانی، کنگرهای نه در یک تالار در بسته که در یک تنگه کوهستانی باز، نه در زیر یک سقف کوتاه که در زیر آسمان بلند بیدر، بیدیوار، بیقید، بیبند، بیتشریفات. کنگرهای نه از رؤسای کشورها، نه از نمایندگان رسمی، نه از دیپلماتهای حرفهای، نه از رهبران سیاسی، نه از دبیر کلهای حزبی، نه از اساتید دانشگاهها، نه از علمای روحانی، نه از روشنفکران برجسته و نه... کنگرهای از خود مردم.»(3)این اجتماع باشکوه، نه تنها میتواند مسائل و مشکلات مسلمانان را حل کند، بلکه برای مستضعفان جهان هم میتواند راهگشا باشد.
در اجتماع سالانه حج، زائران به دور از هرگونه اختلاف طبقاتی، نژادی و تعصب مذهبی گرد هم میآیند و به هدف مقدس و مشخصی توجه میکنند. این امتیازی است که منافع بسیاری دارد: از جمله بهترین منافع اجتماعی حج، آشنایی زائران با یکدیگر است که زمینه را برای رفع مسائل و مشکلات زائران فراهم میکند و آنان بهتر میتوانند در کنار یکدیگر پیوند برقرار کنند و به تقویت پیوند اجتماعیشان بپردازند.
امام صادق علیهالسلام یکی از فلسفههای حج را چنین بیان میکند:
خداوند این بندگان را آفرید... و دستورهایی را در طریق مصلحت دین و دنیا به آنها داد و از آن جمله اجتماع مردم شرق و غرب را در آیین حج مقرر داشت تا مسلمانان یکدیگر را به خوبی بشناسند و از حال هم آگاه شوند.(1)
همچنین امام خمینی رحمهالله در این باره گفته است:
حج، بهترین میعادگاه معارف ملتهای اسلامی است که مسلمانان با برادران و خواهران دینی و اسلامی خود از سراسر جهان آشنا میشوند و در آن خانهای که متعلق به تمامی جوامع اسلامی و پیروان ابراهیم حنیف است، گرد هم میآیند و با کنار گذاردن تشخصها و رنگها و ملیتها و نژادها به سرزمین و خانه اولین خود رجعت میکنند و با مراعات اخلاق کریمه اسلامی، اجتناب از مجادلات و تجملات، صفای اخوت اسلامی و دورنمایی از تشکیل امت محمد صلیاللهعلیهوآله را در سراسر جهان به نمایش میگذارند.(2)
این پیوند نزدیک سبب تفاهم و تقویت روابط اجتماعی و ارتباط بهتر و بیشتر، همراه با مهربانی میشود و بهتر میتوانند درباره مسائل گوناگون سخن بگویند. بدین ترتیب، زمینه مناسبی برای حقایق و معارف دین اسلام فراهم میشود و هر کدام از آنان به عنوان نمایندگان کشورهایشان میتوانند مسائل خود را به گوش دیگر مسلمانان و هموطنان در دیگر نقاط جهان برسانند و پس از بازگشت از این سفر الهی، بهتر بتوانند به جامعه خویش کمک کنند.
در حقیقت، این آموزهها و آشنایی معنوی، سرآغازی برای چارهاندیشی و چارهجویی خواهد بود. در این اجتماع عمومی که مسلمانان فرقههای گوناگون دور یکدیگر حلقه زدهاند، راحتتر میتوانند درباره آینده اسلام و مدینه فاضله دنیوی مشورت و برای رشد و تکامل جامعه مسلمانان چارهاندیشی کنند؛ درباره منابع و دستآوردهای علمی ـ فرهنگی کشورشان نظر دهند و شرایط را برای ترقی و پیشرفت یکدیگر فراهم آورند و با بیان کاستیهای یکدیگر، برای حل آن بکوشند؛ زیرا سرنوشت همه آنها یکی است.
در دنیای امروز که مسلمانان جهان مشکلات بسیاری دارند، این اجتماع باشکوه به آنان فرصت میدهد تا از مشکلات کشور خود و کشورهای مسلمان دیگر، آگاه شوند و علت مشکلات و گرفتاریهای خود را دریابند. امام صادق علیهالسلام در این باره میفرماید:
... خواستههای مردم اطراف و بلاد مختلف بر اثر گردهمآیی در جاهایی که
وسیله تجمع فراهم میگردد، بررسی و حل و فصل میشود.(1)
مسلمانان در موسم حج میتوانند کمبودها و نواقص خود را بیان و دست نیاز به سوی مسلمانان دراز کنند و از آنان یاری بطلبند. همچنین به کمک دیگر مسلمانان میتوانند مشکلات خود را رفع کنند و برای مسائل دیگر جامعه بزرگ اسلامی تصمیم بهتر و جدیتر بگیرند. امام صادق علیهالسلام در جای دیگر فرموده است: «هرگاه مسلمانی صبح کند و به فکر اصلاح مسلمانان نباشد، مسلمان نیست».(2)
«این همایش بزرگ سالانه، مظهر اقتدار مسلمانان جهان و همچنین زمینهای است تا آنان اختلافهای فرعی خود را کنار زده و به خود آیند و یک هدف مشترک را که همانا اعتلای کلمه الله است، وجهه همت خود سازند و هویت اسلامی خویش را بازیابند و به مصالح جهان اسلام بیندیشند تا عظمت اسلامی را آنگونه که شایسته امت محمد صلیاللهعلیهوآلهاست، به ارمغان آورند».(3)
یکی از مهمترین مسائل در کشورهای اسلامی، اتحاد و همدلی مسلمانان است. ازاینرو، هدف بسیاری از اعمال در مراسم حج، هدایت مسلمانان در مسیر اتحاد و همدلی است. «فلسفه بزرگ حج، رمز وحدت مردم و مرکزی برای اجتماع دلها و استحکام همیشگی و همفکری پیوندهای گوناگون
جوامع و ملل اسلامی است».(1)
انجام یک سلسله اعمال عبادی سبب شکلگیری اتحاد و وحدت و همدلی میشود و به حل مسائل کمک میکند و آثار فرخنده بسیاری دارد: «لِیَشْهدُوا مَنافِعَ لَهُم.» (حج: 28) حج، اتحاد، دوستی، تفاهم و همفکری را در بین مسلمانان نهادینه میکند و سوءتفاهمها را از بین میبرد و سبب میشود با استحکام پیوند آنان، اختلافهای کوچک از یاد برود و در نتیجه، دین اسلام در سراسر جهان گسترش یابد.
«به هم پیوستن مسلمانان و نزدیک شدن آنان به یکدیگر و برقرار ساختن ارتباط همه جانبه، برای ایجاد وحدت و همبستگی، همکاری و همگرایی و همدلی و همفکری بین امتهای اسلامی است. آگاه شدن نسبت به احوال همدیگر و آشنایی از استعدادهای گوناگون نهفته در تکتک جوامع اسلامی، از برکات این اجتماع مهم است».(2)
مسلمانانی که در مراسم باشکوه حج شرکت میکنند، با وجود پیروی از مذاهب گوناگون، نباید به اختلافهای جزیی بپردازند؛ زیرا سبب جدایی و پراکندگی آنان میشود.
مراسم حج، زمینه را برای آشنایی مسلمانان با یکدیگر و حل مشکلات فراهم میسازد، عظمت آنان را نشان میدهد و سبب تقویت اعتماد به نفس
بیشتر مسلمانان میشود و احساس ضعف و حقارت را در بین آنان از بین میبرد. در واقع، حج یک مانور سیاسی است. وحدت و همدلی مسلمانان، سبب تحکیم امنیت و برادری در بین مسلمانان میشود و محیطی صمیمی را پدید میآورد.
امت واحد اسلامی، همانند دانههای زنجیر همفکر و همعقیدهاند. آنان یک پروردگار، پیامبر، قبله، کتاب و هدف مشترک دارند. ازاینرو، همه مسلمانان باید به ریسمان الهی چنگ بزنند و مراقب باشند پراکنده نشود: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرَّقُوا.» (آل عمران: 103)
«اینجا که رمز وحدت و پایگاه و زادگاه و جایگاه توحید است، واجب است برای حفظ وحدت اسلامی همه اقلیتها، مسلمانان خود را در این امواج اکثریت مسلمین ادغام کنند و حساب خود را جدا نگیرند».(1)
این نمایش بینظیر، عظمت و عزت و شکوه مسلمانان را نشان میدهد و شرایط را برای تشکیل دولت بزرگ اسلامی مهیا میسازد. برای تقویت همدلی و وحدت و استحکام، باید در همه مراسم عبادی شرکت کرد و با حضور در اجتماعهای دینی گوناگون و هماهنگی با مسلمانان، خود را نیرومند ساخت و نیز برای انسجام و تقویت فرهنگ برابری و برادری از تکروی پرهیز کرد.
1) [1] . محمد صادقی تهرانی، درسهایی از فقه سیاسی اسلام اسرار، مناسک و ادله حج، نشر صوت اسلام، ص 435.
یکی دیگر از جنبههای مهم این گردهمآیی باشکوه، جنبه فرهنگی آن است که اساس و پایه دین اسلام و مهمترین عامل رشد و بیداری فکری مسلمانان به شمار میآید. جنبه فرهنگی حج، مقدمهای برای گسترش فرهنگ اصیل و پویای اسلام است. حج، نشان دهنده ارزش و فرهنگ اصیل اسلام است. برای نمونه، تماشای آثار تاریخی در سرزمین وحی و مدینهالرسول، گنجینه غنی و مهمی برای مسلمانان است.
حج، بهترین و مناسبترین پایگاه نشر دین و مبادله فکری و فرهنگی است. «حج، فرصتی مناسب برای نشر مرام و مکتب اولیای الهی است تا جهان اسلام هر چه بهتر با این فرهنگ حیاتبخش آشنا شوند و فروغ و جلوه دین را در سیمای خاندان عصمت بنگرند.»(1)دوام و قوام این مراسم باشکوه، مستلزم تقویت این جنبه از جنبههای گوناگون حج است که ضامن سلامت دین است و آن را از جنبههای گوناگون میتوان بررسی کرد.
در این مجمع سالانه، از هر کشوری، شماری به عنوان نمایندگان جامعه خود حضور مییابند. شرکت این افراد، برای آشنایی با اندیشه و افکار و انتقال اطلاعات با یکدیگر است و این تبادل افکار و اندیشه میتواند در زمینههای گوناگون عقیدتی، اجتماعی و سیاسی اثرگذار باشد.یکی از مهمترین عوامل فرهنگی، تبادل فرهنگها و اطلاعات در جهان اسلام است.
1) [1] . جواد محدثی، چهل حدیث، قم، نشر مشعر، 1375، ص 49.
این اجتماع سالانه سبب میشود که اخبار و اطلاعات مربوط به پیامبر و خاندان رسالت بهتر و بیشتر منتقل شود و مسلمانان روش و منش نبوی را گسترش دهند. ازاینرو، حج، مهمترین پایگاه پیامرسانی است.
امام صادق علیهالسلام در این باره چنین میفرماید:
اگر کسی بگوید چرا به حج فرمان داده شده است، در پاسخ گفته میشود به علت اینکه دینشناسی و نقل سخنان و اخبار ائمه اهلبیت علیهمالسلام به هر منطقه و ناحیه است.(1)
امام صادق علیهالسلام در جایی دیگر، درباره فلسفه حج فرموده است:
تا آثار و اخبار رسول خدا شناخته شود و از آن نام برند و فراموش نشوند.(2)
همچنین ایشان میفرماید:
اگر هر ملتی تنها در سرزمین خود گفتوگو میکرد و درباره آنچه در آنجاست فکر میکرد، به هلاکت میرسید و بلاد خراب میشد و منافع و سودها از میان میرفت و اخبار پایان مییافت و به این حقایق واقف نمیگردید، این است فلسفه حج.(3)
اجتماع کنندگان در این گردهمآیی سالانه، با وجود تفاوت در رنگ و نژاد و قومیت، دور هم جمع میشوند و چون دارای ریشه فرهنگی و عقیده مشترک و اسلامی هستند، راحتتر و بهتر میتوانند به تبادل افکار بپردازند.
انتقال فرهنگها سبب میشود هنگامی که به وطن خویش بازگشتند،
آموزههای اسلامی را گسترش دهند و چهره واقعی اسلام را آشکار سازند و بکوشند مسلمانان به قدرتی بزرگ تبدیل شوند. مقام معظم رهبری در این باره به مسلمانان سفارش میکند:
در حج، شما برادران و خواهران که از نقاط مختلف جهان در محشر عظیم حج گرد آمده و در هجرت از من قومی ـ نژادی حرفهای به مای اسلامی و قرآنی پیوستهاید، مناسب است مسائلی را مد نظر داشته باشید و درباره آن با دیگر مسلمین تبادل اندیشه کنید و پس از سفر حج به آن عمل کنید.(1)
شناخت آموزههای اسلامی و گذشته پرافتخار اسلام و آشنا شدن بهتر و بیشتر مسلمانان با فرهنگ پویای اسلام و انتقال آن به نسلهای آینده، سبب حفظ هویت اسلامی میشود.
مکه، سرزمین وحی، پایگاه و پایتخت مسلمانان، دارای شرافت و عظمت ویژهای در میان شهرهای اسلامی است و ویژگیهای منحصر به فردی دارد که برگزاری مراسم باشکوه حج، بر اهمیت این شهر افزوده است.
مراسم حج سبب شده است این شهر مقدس، مطرح و از نظر فرهنگی و تاریخی، جهان اسلام تقویت شود. دین بزرگ اسلام، از این سرزمین مبارک، به سراسر جهان منتشر شد، ولی متأسفانه از این سرزمین نور و رحمت نتوانستهاند به شکل مناسبی سود جویند و اسلام را در جهان تشنه آموزههای آسمانی، گسترش دهند.
در حال حاضر، بخشی از ساکنان مکه، از مهاجران کشورهای هند،
1) [1] . پیام مقام معظم رهبری، 26 خرداد 1370.
پاکستان و افغانستان و.. هستند و سرگرم فعالیتهای اقتصادیاند. ازاینرو، بیشتر فضای اقتصادی و بازرگانی بر شهر مکه حاکم است. تنها هنگام برگزاری مراسم حج و عمره، معنویت در مکه به چشم میآید و دیگر شهری قدیمی نیست.
در مراسم حج باید برای زدودن فرهنگ استعماری بسیار کوشید، ولی متأسفانه جلوههای بیگانگان که به شکل کالاهای رنگارنگ است، وارد این سرزمین مقدس شده است. بازارهای مکه و مدینه، پر از کالاهای بیگانگان است و روح وابستگی به چشم میآید.
از نظر سیاسی نیز سیاست وابستگی به غرب و غربزدگی آشکار است و این نشاندهنده سیاست کشور عربستان است. حکومت عربستان، مردمی و مستقل نیست و حکومتی موروثی است. فرهنگ غرب، در عربستان به شکلی گسترده گسترش یافته است. برای نمونه، لوحهای فشرده مبتذل و مواد مخدر در این سرزمین پخش میشود. سران کشور عربستان، به غرب وابستهاند و گرایش ویژهای به قدرتهای استکباری دارند. آنان برای تکیه زدن بر تخت قدرت، در پی آن هستند که زائران با روح حج بیگانه باشند. آنان خوب میدانند که شکوه و تشریفات ظاهری این مراسم، نه تنها برای آنان زیانی ندارد، بلکه حجی که از معنویت بیبهره باشد، نمیتواند اثر ارزشمندی نیز داشته باشد. ازاینرو، حجی که به رسالت آسمانی خود نپردازد و هیاهوی ظاهری بسیاری داشته باشد، سود بیشماری برای دشمنان دارد.
بیشتر اهالی این سرزمین، اهل تسنن هستند و ورود غیرمسلمانان، به عربستان ممنوع است. با وجود این، حاکمان عربستان، برای از بین بردن
شعایر اسلامی، مکانهای تاریخی و اسلامی را ویران میکنند تا آثار اسلامی را از چهره عربستان بزدایند. آنان به میراث اسلامی بیتوجه هستند و این بیمهری یکی از راههای پیکار وهابیت و استعمارگران با اسلام ناب محمدی است.
این عوامل نشان میدهد که دشمنان اسلام از هر وسیلهای، برای از بین بردن اسلام بهره میبرند. مهم نیست این وسیله، فرهنگی باشد یا سیاسی. تنها مهم این است که دین مبین اسلام آسیب ببیند.
یکپارچگی و همبستگی همواره رمز پیروزی مسلمانان بوده است. «به همین دلیل، دشمنان اسلام و مسلمانان، برای از بین بردن همبستگی، از راههای گوناگونی وارد میشوند تا به هدفهای شوم و پلیدشان دست یابند. دشمنان در چند دهه اخیر، با ایجاد تفرقه و پاشیدن تخم نفاق، میکوشند مسلمانان را از یکدیگر دور کنند. در این راستا، آنان تلاش میکنند مذهب شیعه، در جهان منزوی شود؛ زیرا استراتژی شیعه در طول تاریخ، تکیه بر مکتب اهل بیت علیهمالسلام، همکاری نکردن با ستم و فساد و تجاوز بوده و دست بیعت به ظالمان و غاصبان نداده و غرامت این آزادگی و ستمستیزی را در زندانهای مخوف و بر چوبههای دار و با شهادت و اسارت پرداخته است».(1)
متأسفانه، پیروان برخی از فرقههای اسلامی از روی نادانی یا غرضورزی
1) [1] . محمد تقی رهبر، اخلاق و آداب در حج و زیارت، قم، مشعر، 1383، ص 122.
و در جهت دشمنی با شیعه، با بیان و ترویج عقاید خود و نفی و انکار عقاید شیعه به شبههپراکنی میپردازند. حج، فرصتی بسیار مغتنم است تا با منطق و استدلال و به دور از هرگونه تشنجآفرینی در سمینارها و گفتوگوهای دوطرفه، عقاید اصیل شیعه به دیگران، منتقل و به شبهههای موجود در زمینههای گوناگون از جمله شفاعت، توسل، سجده بر خاک، مهدویت، غدیر و... ، پاسخ داده شود.
یکی از جنبههای مهم و اساسی حج، جنبه سیاسی است که از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و یکی از مصداقهای جدایی ناپذیری دین و سیاست است.
«اصلاً حج بیسیاست، حج نیست و کسانی که بدون در نظر گرفتن جنبههای سیاسی، مراسم حج انجام میدهند و تنها به ظواهر عبادی حج قناعت میکنند، قطعا از محتوای حج خارج شدهاند.»(1)حضرت امام خمینی رحمهالله در این باره چنین فرموده است:
حج از آن روزی که تولد پیدا کرده است، اهمیت بُعد سیاسیاش کمتر از عبادیاش نیست و بُعد سیاسی علاوه بر سیاستش، خودش عبادت است... و شاید جنبههای سیاسی و اجتماعی آن بر جنبههای دیگرش غلبه دارد.(2)
در این کنگره سیاسی ـ عبادی، مسلمانان کشورهای مختلف، از مسائل
گوناگون آگاه میشوند و خطرها و توطئههای دشمنان را به یکدیگر گوشزد میکنند. این جنبه حج را از زاویههای گوناگون میتوان بررسی کرد:
مسلمانان شرکت کننده در این مراسم در کنار خانه امن الهی که مرکز جهان اسلام است، میتوانند بسیاری از گرفتاریها و نابسامانی خود و دیگران را حل کنند. هدف اصلی دشمنان مسلمانان، ایجاد اختلاف میان فرقههای اسلامی است. آنها با پاشیدن بذر نفاق میخواهند به هدفهایشان دست یابند و راحتتر بر مسلمانان حکومت کنند. در این مراسم، مسلمانان به سرنوشت یکدیگر توجه دارند و در پی آن هستند تا دشمن واقعی خود را بشناسند و از توطئهها و نقشههایش آگاه شوند و نقاب از چهره او بردارند و در برابرش بایستند و با او مبارزه کنند.
مسلمانان در حج یاد میگیرند که دشمنان خود را دست کم نگیرند و شعار «تفرقه بیانداز و حکومت کن» آنان را همیشه به خاطر میسپارند. مسلمانان در حج درمییابند که هدف دشمنان اسلام، غارت منابع مسلمانان و استثمار و استعمار است. ازاینرو، به دشمنان اجازه نمیدهند بر آنان تسلط یابند.
این کنگره عظیم، بهترین فرصت برای برنامهریزی برای رویارویی با دشمن است؛ زیرا دشمن همیشه در کمین است. مسلمانان با برگزاری باشکوه مراسم حج، به دشمنان میفهمانند که حج تنها مراسمی عبادی نیست.
مهمترین جنبه سیاسی مراسم حج، خنثی کردن توطئههای دشمنان است. مسلمانان باید همواره هشیار باشند و تکتک توطئههای دشمنان را بشناسند و با قاطعیت با توطئهها برخورد کنند. «امروز استکبار جهانی، حتی پیش از خود مسلمانان به این حقیقت پیبرده است که لایزال الدین قائما ما قامت الکعبه و دانسته است که حج با بار سیاسی و محتوای بیدار کننده و ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی چه حرکتی را در سطح ملل مسلمانان جهان میخواهد بیافریند و هر سال تحول بنیادین را در روابط داخلی و نیز در صحنه جهانی میتواند به وجود آورد».(1)
به همین دلیل، دشمنان همواره میکوشند این حرکت سیاسی را تنها حرکتی عبادی معرفی کنند که محتوای سیاسی ندارد. آنان به خوبی میدانند که اگر این مناسک با تشریفات ظاهری برگزار شود، برای آنان هیچ خطری ندارد و میتوانند در بسیاری از موارد، منافع خود را نیز تأمین کنند و آرام آرام درباره چگونگی برگزاری مراسم حج، نظر بدهند. در حقیقت، حج، قدرت، وحدت، یگانگی و همبستگی مسلمانان را نشان میدهد تا دشمن به این قدرت و وحدت بینظیر پی ببرد. «حج، باشکوهترین تجلی قدرت جهانی اسلام برای همه عصرها و نسلهاست».(2)
در روایت آمده است: امام صادق علیهالسلام فرمود: «اَلْحَجُّ جِهادُ کُلِّ ضَعفٍ؛ حج، جهاد ناتوانان است.»(3)در این جهاد، ناتوانان با استکبار جهانی مبارزه و
توطئههای آنان را خنثی میکنند و چهره شرک و نفاق و توطئهگران را آشکار میسازند.
یکی از نمودهای عینی بعد سیاسی حج، برگزاری مراسم برائت از مشرکان است برائت و بیزاری جستن از مشرکان و کافران، از فروع دین است. خداوند یکتا در این باره چنین فرموده است:
وَ أَذانٌ مِّنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَی النّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ اْلأَکْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَریءٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ. (توبه: 3)
و این آیات اعلامی است از جانب خدا و پیامبرش به مردم در روز حج اکبر که خدا و پیامبرش در برابر مشرکان تعمدی ندارند (و از آنان بیزارند).
امام خمینی رحمهالله نیز درباره مراسم برائت از مشرکان چنین گفته است: «حج بیبرائت، حج نیست».(1)
دوری جستن از شیطان و دشمنان خدا در دیگر اعمال حج نیز دیده میشود، مانند رمی جمرات که نماد شیطانزدایی است. در مراسم برائت از مشرکان نیز شیطانهای کوچک و بزرگ را سرکوب و رسوا میکنیم.
«اعلان برائت در حج تجدید میثاق و مبارزه و تمرین تشکل مجاهدان برای ادامه نبرد با کفر و شرک و بتپرستیهاست که سرآغاز علنی ساختن منشور مبارزه و سازماندهی جنود ابلیس و ابلیسصفتان است».(2)
دشمنان با دیدن چنین اجتماع عظیمی، وحشت در دلشان رخنه میکند و از قدرت بینظیر مسلمانان میهراسند. «فلسفه برائت از مشرکان در جهان امروز مبارزه با سلطهجویی قدرتهای طاغوتی، استقلال، عزت و اقتدار مسلمانان جهان است.»(1)مراسم برائت از مشرکان، نشانه قدرت مسلمانان و عزم آنان برای نابودی دشمن و مبارزه با تبلیغات پوچ و بیاساس آنان است و این اعتماد به نفس مسلمانان، راه را برای رهایی محرومان و مستضعفان، هموار میکند و جلو تجاوز دشمن را به مسلمانان میگیرد.
مراسم حج، بهترین فرصت برای بیزاری جستن از دشمنان خداست، ولی تنها زمان و مکان نیست، بلکه در همه زمانها و مکانها وظیفه مسلمانان این است که بیزاری و برائت خود را به گوش جهانیان برسانند.
از مهمترین مسائل اساسی در عصر ما، مسئله جهانیسازی حج است. جهانیسازی به معنای نهادینه کردن یک الگوی رفتاری برای جهان است. موضوع جهانیسازی حج نیز از جمله مسائلی است که میتوان آن را در سطح بینالمللی مطرح کرد. در همه دینها، مکانهای مقدسی وجود دارد که افراد به آنجا میروند و به عبادت میپردازند. برای نمونه، بیتالمقدس، مکانی مقدس برای همه دینهاست. مکه نیز سرزمین مقدسی است که قداست ویژهای برای مسلمانان دارد. دینهای دیگر نیز قرنهاست که به آن
1) [1] . محمد محمدی ریشهری، حج و عمره در قرآن و حدیث، با همکاری عبدالهادی مسعودی، ترجمه: جواد محدثی، نشر دارالحدیث، چ 1، ص 430.
توجه دارند و نمیتوانند عظمت آن را انکار کنند.
کعبه، نخستین خانهای است که خداوند برای هدایت و رحمت جهانیان بنا کرد. پروردگار یکتا در قرآن میفرماید:
إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکًا وَ هُدًی لِلْعالَمینَ. (آل عمران: 96)
نخستین خانهای که برای مردم بنا شده، همان است که در مکه است؛ خانهای که برای جهانیان سبب برکت و هدایت است.
یادآوری این نکته ضروری است که خداوند همه را در این آیه، با عنوان «ناس» یاد میکند. مکه، محلی برای قیام و حرکت همه مردم، قیام برای آزادی و رد همه محدودیتها و رفع ناامیدی است. همه مردم با همدلی، دور هم جمع میشوند و با یکدیگر سخن میگویند و با هم آشنا میشوند. این آشنایی، آثار و برکتهای فراوانی دارد. مکه، مکانی برای بیان دردها و مشکلات و کاستیها و نشاندهنده چهره واقعی دشمنان است. در این سرای مقدس، دلهای مشتاق و خسته، یکدیگر را میجویند و برای هم دل میسوزانند و در پی چاره خواهند بود.
«اگر به مناسک و اعمال حج به دقت بنگریم، همه اعمال و مناسک را میتوان به عنوان یک دستورالعمل برای عموم جهانیان قابل اجرا دانست؛ زیرا حج به عنوان یک عبادت جهانشمول با مناسک و احکام ویژه حرکات نمادینش، نموداری است از یک جامعه امن اسلامی و تمرینی برای تأمین صلح و ثبات امنیت عمومی در طول حیات اجتماعی انسان در همه جا و هر
زمان است».(1)
مناسک و مراسم حج، چون مانند نوعدوستی و عدالت است، قابل اجراست. مسئله دیگر جهانیسازی، جنبه اقتصادی است. جهانخواران که هدفشان برتری جویی و تسلط بر مردم مستضعف و کشورگشایی است، میخواهند آنها را به خود وابسته کنند. مراسم حج، مردمان جهان را آگاه میکند و آنان را از وابستگی و به ویژه اقتصاد تک محصولی میرهاند. پوششی که خداوند برای زائران در نظر گرفته است، ساده و بیآلایش و به دور از تجمل است و این نشاندهنده سادهزیستی و دوری از مصرفگرایی است. در حقیقت، حج، فرصتی برای فقرزدایی است. به این ترتیب، میتوان نقشههای استعمارگران را نقش بر آب کرد و بر قدرت مسلمانان جهان افزود.
ملتهای جهان میتوانند به راحتی در کنار یکدیگر با آرامش و بدون ترس و جنگ و خونریزی و خشونت، فرهنگ و ارزشهای دینیشان را منتقل کنند و صلح و امنیت جهانی را برقرار سازند. با برگزاری کنگره جهانی و سالانه حج میتوان این ارزشها و هدف را مطرح کرد.
اگر همگان به این فرمان اخلاقی که در این همایش بینظیر آمده است، عمل کنند، صلح و صفای کامل برقرار میشود. حج در واقع، یک منشور اخلاقی عمومی است. یکی از موردهای این منشور اخلاقی، رعایت عدالت و برابری و یکساننگری است. هر کسی، از هر طبقه اجتماعی، در برابر
1) [1] . ابعاد سیاسی و اجتماعی حج، ص 180.
پروردگار بیهمتا یکسان است و تهیدست و توانگر معنا ندارد و ارزش هر کسی، به کردار و پندار و رفتار او بستگی دارد. حتی تبعیض و چشم و همچشمی هم جایی ندارد. همه گرایشهای قومی، قبیلهای و زبانی باطل است و همگان در برابر قانون الهی برابرند. اینگونه است که دیوارهای تبعیض فرو میریزد.
از دیگر موردهای مهم منشور اخلاقی، سادهگرایی و سادهپوشی و دوری از تجمل است که رمز موفقیت و پیشرفت است. کسی بر کسی فخر نمیفروشد و تکبر نمیورزد و همه به یک هدف واحد میاندیشند و به سوی یک مقصد میتازند. ازاینرو، نظم اجتماعی، ویژگی اصلی به شمار میآید.
با کمرنگ شدن خودخواهی و خودپرستی و پر رنگ شدن فرهنگ تجاوز نکردن به حقوق دیگران، آزار نرساندن به دیگران، توجه به نظم اجتماعی و زیستن در کنار یکدیگر بدون جنگ و خونریزی، میتوان با شتاب سوی دهکده جهانی نبوی حرکت کرد.
«طواف، یادآور این نکته است که باید برای کارهای خود حد و حدود قایل شد و از حریم خود تجاوز نکرد و در عین حال پیوسته و با اتحاد و یکدلی به سوی هدف رفت. کنگره سالانه حج، عالیترین نمونه همبستگی و تجمع ویژه مساوات و برابری و برجسته و گویاترین نمونه و شعار مبارزه با اختلافات طبقاتی است».(1)
1) [1] . حسین انصاریان، در بارگاه نور، نشر مشعر، 1382، چ 2، ص 99.
«حج، کنگره ملل متحد است. از جنبه جهان شمولی، حج، بزرگترین واقعه میان فرهنگی است که به طور مداوم از زمان ظهور اسلام تا امروز در سطح جهانی صورت میگیرد. حج تنها جریان ارتباطی میانفردی و میانفرهنگی امت است که به واسطههای سازمانی، رسانهای، ابزاری و تکنولوژی تکیه ندارد و اساس آن بر سه موضوع خلقت وحدت و امت متکی است. حج تنها بسیج جهانی و مردمی است که بر صلح و امنیت برپا میشود و در تمام همایش و کنگرههای جهانی نام افراد با نام، شغل، تابعیت، ملیت، نژاد، لباس، ثروت و قدرت شناخته میشود. در حالیکه در جهان شمولی اسلام که تنها یکی از فرایض مختلف اسلام است، این شناخت هویت به دور ریخته شده است».(1)
### 4. جنبه های اقتصادی حج
یکی از جنبههای مهم حج، جنبه اقتصادی آن است. اسلام، دینی کامل و جامع است که هم به دنیا و هم آخرت نظر دارد. پیامبر خدا درباره جنبههای اقتصادی حج فرمود:
کسی که خواهان دنیا و آخرت است، باید آهنگ حج کند. خداوند، حج را واجب فرمود تا مردم در پرتو آن از داد و ستد از شهری به شهر دیگر سود ببرند و کرایه دهندگان و شترداران (عاملان حمل و نقل) از این آمد و شد بهرهمند شوند.(2)
«این فکر که ما در سفر حج، درآمدی داشته باشیم، به خلوص و اصالت سفر حج آسیب میزند، برای کسی است که پول و درآمدش، آهنگ خدایی نداشته باشد؛ وگرنه کسی که پول درآوردنش آهنگ خدایی دارد، چه منافاتی با خدا دارد».(1)
روزی معاویه بن عمار از امام صادق علیهالسلام پرسید: کسی که به قصد تجارت رهسپار مکه میشود، یا شتران خود را کرایه میدهد، آیا حج او ناقص است یا تمام؟ حضرت پاسخ داد: «مانعی ندارد، حج او تمام است».(2)
اکنون به برخی ابعاد اقتصادی حج به صورت فشرده اشاره میکنیم.
حج، رزق و روزی را افزایش میدهد و سبب خودکفایی افراد میشود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «حُجُّوا تَسْتَغْنُوا؛ حج را به جا آورید تا بینیاز گردید».(3)
امام علی علیهالسلام نیز فرموده است:
ان اَفْضَلَ ما تَوَسَّلَ به المتوسلین... و حَجُّ الْبَیْتِ وَاعْتِمَارُهُ فَاِنَّهُما یَنْفِیَانِ الْفَقْرَ وَ یَرْحَضَانِ الذَّنْبَ.(4)
از بهترین وسایلی که میتوان با آن توسل جست... حج، خانه خدا و به جا آوردن عمره است که فقر را از بین میبرد و گناهان را پاک میگرداند.
همچنین امام کاظم علیهالسلام میفرماید: «لا یَمْلِقُ حاج اَبدا؛ حجگزار هرگز فقیر و تهیدست نمیشود».
همچنین امام سجاد علیهالسلام در این باره میفرماید:
حُجُّوا وَاعْتَمِرُوا تَصِحَّ اَبْدانُکُمْ وَ تَتَّسِعَ اَرْزاقُکُمْ.(1)
به حج و عمره بروید تا تندرست باشید و رزق شما توسعه یابد.
فضل بن شاذان از حضرت رضا علیهالسلام چنین نقل کرده است: «منافع اقتصادی نیز از ناحیه آن [حج] بر همه عالم میرسد».(2)
با برگزاری مراسم حج، تاجران و فروشندگان کالاهای گوناگون نیز سود سرشاری به دست میآورند. همچنین کاسبان و فروشندگان دورهگرد که در اطراف حرم هستند، میتوانند نیاز سالانه خود را در چند روز تأمین کنند. «مسلمانان میتوانند بعد از مراسم، محصولات و کالاهای خود را در معرض فروش بگذارند و بازرگانی خود را رونق دهند و کالاهای تجاری خود را از شهری به شهر دیگر منتقل کنند.»(3)امام رضا علیهالسلام در اینباره میفرماید:
یکی از علل وجوب حج، منافعی است که از آن برای همه خلق میرسد و منافعی است برای کسانی که در شرق و غرب یا خشکی و دریا هستند؛ چه آنهایی که حج میگزارند یا آنان که حج نمیآورند، اعم از تاجر و وارد کننده کالا، فروشنده یا خریدار، کاسب یا مستمند و نیز تأمین کننده نیازهای ساکنان اطراف و امکنهای است که میتوانند در موسم اجتماع کنند تا بدین
وسیله شاهد منافع خود باشند.(1)
گروهی دیگر که از این مراسم سود میبرند، کسانی هستند که با این مراسم فاصله دارند و در انتظار بازگشت زائران هستند. آنان از زائران هدیه و سوغات میگیرند؛ زیرا سوغات حج، رسمی دینی است و اسلام به آن تأکید کرده است.
مسئله مهم و قابل توجه دیگر این است که فرد پیش از سفر حج میکوشد بدهیهایش را بپردازد و برای انجام این مراسم، پساندازی داشته باشد. این جنبه اقتصادی حج، زمینه را برای شکوفایی اقتصاد کشور فراهم میآورد. مسئله قربانی نیز از جمله مناسک حج است که افزون بر جنبههای معنوی آنکه دوری از دلبستگیهای دنیوی است، به مسائل اقتصادی نیز نظر دارد. دستگیری از فقیران و نیازمندان جزو کارهای پسندیده است که پروردگار به آن توجه ویژهای دارد. «فَکُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقیرَ؛ از گوشت قربانی بخورید و بینوایان فقیر را نیز اطعام کنید.» (حج: 28) همچنین رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهدرباره فلسفه قربانی میفرماید:
اِنَّما جَعَلَ اللّه هذَا اَلْاَضْحی لِتَشْبَعَ مَساکِینُکمُ من الْلَحْمِ فَاطْعَمُوهُمْ.(2)
خداوند قربانی را تشریع کرد تا تهیدستان و مستمندان شما از گوشت آنها بهرهمند شوند. پس آنها را اطعام کنید و گوشت قربانی بخورانید.
در حقیقت، یکی از دلایل قربانی در این مراسم باشکوه، زدودن فقر و تهیدستی است. با قربانی کردن، نیاز نیازمندان برطرف میشود و فروشندگان قربانی نیز در این معامله به سود فراوانی دست مییابند.
همان گونه که انجام مراسم حج، سبب رونق اقتصادی میشود، ترک آن پیآمدهای بسیاری دارد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در خطبه الغدیر چنین فرمود:
مَعاشِرَ النّاسِ حُجُّوا الْبَیْتَ فَما وَرَدَهُ اَهْلُ بَیْتٍ اِلاَّ اسْتَغْنُوْا وَ لا تَخَلَّفُوا عَنْهُ اِلاّ افْتَقَرُوا.(1)
ای مردم! برای حج رهسپار بیت شوید؛ زیرا هیچ خاندانی بر آن وارد نشده مگر آنکه بینیاز گشتند و تخلف نکردند، مگر آنکه فقیر و تهیدست شدند.
رونق اقتصادی حج، بر سیاست داخلی و خارجی اثر میگذارد. دادوستدهای کشورهای مسلمان با یکدیگر سبب آشنایی اتباع کشورها با موقعیت اقتصادی یکدیگر میشود و میتوانند اقتصاد کشورشان را توسعه دهند و روابط تجاری تازهای را پدید آوردند. بدین گونه خودباوری اقتصادی شکل میگیرد و دست بیگانگان کوتاه میشود و مسلمانان به استقلال اقتصادی میرسند. استقلال اقتصادی، شرایط را برای رسیدن به استقلال سیاسی مهیا میکند و این گونه مسلمانان میتوانند اسلام را در جهان گسترش دهند.
1) [1] . مستدرک الوسائل، ج 8، ص 43.
«فلسفه عمومی اقتصاد حج، مبارزه با فقر و تهیدستی و بیکاری و تقویت بنیه مسلمانان و قطع وابستگی و توسعه و رشد کشورهای اسلامی از رهگذر حج است. بنابراین، موسم حج نباید فرصتی باشد برای ثروتاندوزان و استثمارگران که از این موقعیت حساس بر حجم اندوختههای خود بیافزایند و شکاف طبقاتی فقر و غنا را افزون سازند یا کمپانیهای خارجی و شرکتهای چند ملیتی غیراسلامی، بازار اقتصاد حج را در قبضه بگیرند».(1)
1) [1] . ابعاد سیاسی و اجتماعی حج، ص 227.
هر مخترعی، برای هدف ویژهای دست به کاری میزند. هدف او از این کار، رفع کاستی و تکامل است. در مقابل، هدف خدای بزرگ چنین نیست. او بینیاز مطلق است. در قرآن میخوانیم:
یا أَیُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللّهِ وَ اللّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ . (فاطر: 15)
مهمترین پرسشی که در ذهن آدمی شکل میگیرد، این است که چرا به دنیا آمده است و به کجا بازخواهد گشت و هدف از زندگی چیست؟
از کجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود؟
به کجا میروم، آخر ننمایی وطنم؟(1)
1) [1] . مولوی.
آیا مقصود از آفرینش، بهرهگیری از مادیات است که چند صباحی از آن بهرهمند میشویم؟ اگر هدف، تنها ارضای نیازها و خواستههای مادی و نفسانی است، پس فرق انسان و حیوان چیست؟ بیگمان، چنین نیست. خداوند پاسخ این پرسش را اینگونه میدهد:
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ اْلإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ. (ذاریات: 56)
هدف از آفرینش انسان و جن، عبادت خداوند است.
### 2. اسباب دست یابی به هدف آفرینش در میان همه پدیدههای جهان آفرینش، انسان، بهترین آفریده است: «فَتَبارَکَ اللهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ.» (مؤمنون: 14) خداوند روح خود را در کالبد انسان دمیده است تا بتواند به مقامهای عالی الهی برسد. بنابراین، برای رسیدن به این مقصود باید نیازهای واقعی و روحی انسان را شناخت. مهمترین نیاز روحی انسان که او را سیراب میکند و به سر منزل مقصود میرساند، رسیدن به ذات اقدس احدیت است. انسان با سر فروآوردن و تسلیم محض بودن و به رضای او دلبستن، به خدا نزدیک میشود. انسانی که هر گام او برای خاطر خدا باشد، بیگمان، به مقامهای عالی خواهد رسید.
انسان برای رسیدن به این مقام الهی باید بندگی را بیاموزد و خود را به اوج برساند. باید سر تسلیم فرود آورد و چشم روی هواها و هوسها ببندد. نخستین راه برای رسیدن به بندگی، شناخت پروردگار است. آدمی در گام نخست باید خدا را بشناسد تا بتواند به مقام دوستی او برسد و تنها در این صورت میتواند خود را تسلیم معشوق کند و روحش را صیقل دهد و
بندهای نمونه باشد.
میل به کمال و پرستش خدا و نیایش با خدا، از گرایشهای فطری و طبیعی آدمی است. انسان برای اینکه بتواند به نیاز درونی و روحیاش که رسیدن به پروردگار است، پاسخ دهد، باید به قدرتی نامحدود تکیه کند؛ قدرتی که فراتر از قدرت بشر است. ازاینرو، در برابر پروردگار یکتا، سر تسلیم فرو میآورد و با اظهار ناتوانی، به ندای درونش پاسخ میدهد. ممکن است انسان در این مسیر به بیراهه برود، ولی میکوشد برای ارضای نیازهای درونیاش گام بردارد. ازاینرو، نیایش، عالیترین نوع تکریم است.
چه زیبا و تماشایی است کرنش و تعظیم در برابر پروردگار و چه لذتبخش است لحظه ورود به آستانش، به دور از هیاهوهای نفسانی و چه دلنشین است اعتراف به جلال و جبروتش و چه نیکوست او را دیدن و دیگر هیچ ندیدن. همین سرسپردگی آفریده در برابر آفریدگار خویش است که او را از دیگر آفریدهها متمایز میکند. ازاینرو، شایسته نیست آدمی غافل باشد.
از میان همه عبادتها، حج از جایگاه ویژهای برخوردار است. حج یکی از ارکان دین اسلام و باشکوهترین جلوه حقیقی و نماد اسلام است. در
روایت آمده است: «اَلْحَجُّ، تَسْکِینُ القلوب؛ حج، سبب آرامش دلهاست.»(1)همچنین در روایت دیگری آمده است: «لا تَتْرکُوا حَجَّ بَیْتِ رَبِّکُمْ فَتُهْلِکوا؛ حج خانه خدا را ترک نکنید؛ زیرا هلاک میشوید.»(2)حج در عین حال که عبادتی فردی است، باید به شکل گروهی برگزار شود. برخی عبادتها را به صورت فردی و گروهی میتوان انجام داد، ولی حج، عبادتی است که به شکل گروهی معنا پیدا میکند و جز این معنا ندارد. از امتیازهای حج نسبت به بقیه عبادتها این است که مسلمانان روزهای ماه رمضان از خداوند میخواهند تا هر سال به مکه بروند: «اَللّهُمَّ ارْزُقْنی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرام فی عامی هَذا وَ فِی کُلِّ عامٍ...».(3)
همانطور که روزهدار، مهمان خداوند است، وقتی حاجی وارد خانه خدا میشود، مهمان اوست و خداوند، او را ناامید نمیکند و سایه لطف و رحمتش را بر سر او میگستراند. حج تنها عبادتی است که در قرآن یک سوره به آن اختصاص داده شده است، در حالی که به عبادتهای دیگر تنها در برخی آیهها پرداخته شده است. از جمله امتیازهای دیگر حج این است که تنها در شهر مکه و در زمان مشخصی برگزار میشود. در دیگر عبادتها، انسان هر جا که باشد، میتواند آن عبادت را انجام دهد.
حج، نشانه یکپارچگی و همبستگی مسلمانان و نمایش قدرت است. در مراسم حج، همه مسلمانان به دور از اندیشههای قومی و قبیلهای، دور هم
جمع میشوند و این نشانه قدرت است. حج، باشکوهترین مانور سیاسی ـ تبلیغی اسلام است و اینگونه دشمنان اسلام و قرآن میتوانند از قدرت واقعی مسلمانان آگاه شوند. در حج، آدمی همه خواستهها و زنجیرهای وابستگی را پاره و از خودپسندی کوچ میکند و رها میشود و طوق بندگی را بر گردن مینهد.
همه عبادتهایی که خداوند برای انسان برگزیده، برای رسیدن به کمال است. برای نمونه، نماز مایه آرامش، تطهیر روح و جان و دوری از گناه است. روزه، تمرین بردباری، پرهیزکاری، خودسازی و دوری از خواهشهای دنیوی و زکات و خمس، گذشتن از مال و دلبستگیهای دنیوی است. ازاینرو، حج نیز به عنوان یکی از بزرگترین عبادتها، مانند دیگر عبادتها، جنبههای گوناگونی دارد.
حج، میدانی برای خودسازی و بهترین راه توجه به خدا و نمایش عظمت و قدرت است و آثار و فایدههای دیگر عبادتها در آن نهفته است. البته حج را زمانی میتوان عبادتی جامع و کامل به شمار آورد که انسان بتواند خود را به مرحله خودسازی و خودشناسی برساند و روحش را در ورای ظاهر اعمال و مناسک خشک بپروراند. باطن این عبادت، به پیوند قلبی، مراقبت از نفس، بندگی محض و زدودن غبار نظر دارد. حج، بزرگترین و پرسودترین بازار
بندگی و پرهیزکاری است که چشم انسان را به روی راز و رمز آخرت میگشاید. انسان را از خودبینی دور میسازد و روح انسان را میپروراند. حج، عبادتی اجتماعی است، ولی باید نخست به عبادت فردی آن توجه کرد؛ زیرا با اصلاح خود، جامعه اصلاح خواهد شد و اگر تکتک افراد اصلاح شوند، جامعه رشد خواهد کرد. حج سبب تقویت روح دینی و باورهای اعتقادی و مذهبی و استحکام پایههای عبادی میشود.
«حج، کلاس تعلیم و تربیت است و زمینهای برای تحصیل علم و حسن معاشرت و تحکیم مبانی اخلاق اسلامی در عمل است. حج، درس جهاد و فداکاری با مال و جان و دوری از خودخواهیها و جدایی از خواستهها و جاذبههای زندگی عادی و روی آوردن به عالم معنا و حرکت به سوی خداست».(1)
تربیت یکی از مهمترین و زیربناییترین مسائلی است که آدمی با آن روبهروست. همه مسائل اخلاقی و اجتماعی با این مسئله مهم پیوند دارد. البته اگر تربیت درست باشد، انسان به اوج کمال و معنویت میرسد، ولی اگر نادرست باشد، سبب سقوط و تباهی میشود. _امام خمینی _رحمهالله در اینباره گفته است:
باید توجه داشت که تربیت کامل و مفید در پرتو ایمان به خدا و تعالیم انبیا صورت میگیرد.(2)
به طور کلی، میتوان گفت «تربیت؛ یعنی رشد استعداد و قوه و مواهب الهی انسان، تهذیب وجدان، ایجاد عادت خوب و به ثمر رساندن عواطف لطیف و سرانجام به معنی نایل ساختن انسان به کمالات، در جنبههای مادی و معنوی است».(1)
انسان، پیچیدهترین آفریده خدا است که شایستگی مقام جانشینی او را دارد و این شایستگی جز در سایه تربیت میسر نیست و محور اصلی در این تربیت، تربیت نفس است. فطرت خداجو، از جمله عطیههای پروردگار به انسان است که در وجود وی نهاده شده است، ولی بر اثر هجوم اهریمن و چیرگی نفس اماره، آدمی به بیراهه میرود و انسان آلوده میشود. با مراقبت از نفس میتوان با اهریمن جنگید. مراقبت نفس از راههای گوناگونی صورت میگیرد که آنها را برمیشماریم:
تقویت روح دینی و باورهای مذهبی؛
شناخت باورهای درونی و دور نگه داشتن نفس از رذایل اخلاقی؛
فراگیری دانش و کسب آگاهی.
کسی که دنبال علم و آگاهی دینی میرود، پیآمدهای گناه را میشناسد و راحت و زودتر از گناه دوری میکند. مهمترین راه رسیدن به خدا، تزکیه
1) [1] . سید محمدباقر حجتی، اسلام و تعلیم و تربیت، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1368، چ 8، ص 18.
نفس است. «تزکیه، نردبان مدارج عالی و کمالات انسانی است.»(1)برای پیمودن این مرحلهها و رسیدن به بالاترین جایگاه باید مراقب نفس بود و راه گناه و عصیانگری را بست و از آن مراقبت کرد؛ زیرا برای رسیدن به رستگاری باید راه تزکیه را پیمود. خداوند در این باره میفرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها؛ رستگار شد هر کس که نفس خود را پاک گردانید.» (شمس: 9)
همانگونه که اشاره شد، راههای گوناگونی برای رسیدن به کمال حقیقی وجود دارد که عبادت یکی از این راههاست. عبادت، گفتوگوی عاشقانه و خالصانه با خداوند است. _استاد مرتضی مطهری _در این باره بر این باور است:
عبادت برای رساندن انسان به معنویات، رنگ خدایی گرفتن کارها، گسسته شدن از تعلقات مادی است. پس میتوان گفت عبادت نوعی رابطه خاضعانه، ستایشگرایانه و سپاسگزارانه است که انسان با خدای خود از روی معرفت و احساس و با اراده و اخلاص برقرار میکند.(2)
بر اساس این فلسفه، همه عبادتها، ذکر خدا و برای پی بردن به فلسفه آفرینش است. با پیوندی که میان مخلوق و خالق است، میتوان غبار جان ودل را زدود و به تمرین بندگی و خودسازی پرداخت و در سایه پرستش او،
با سبکبالی به سوی حق پرواز کرد.
رمز کمال معنوی انسان در گرو عبادت و تزکیه نفس است و صفات اخلاقی و انسانی خدا در عبادتها ظهور میکند. «عبادت، مکتب عالی تربیت است. اندیشه انسان را بیدار و فکر او را متوجه بینهایت میسازد. گرد و غبار غفلت را از دل و جان میشوید و صفات عالی را در وجود او پرورش میدهد و روح ایمان را تقویت [میکند] و آگاهی و مسئولیت را به انسان میبخشد».(1)
نیایش افزون بر اینکه بر اخلاق و روحیات فرد اثر میگذارد، در اصلاح انسان و توجه به ارزشهای اسلامی نیز اثرگذار است. ازاینرو، اگر فرد دگرگون شود، بیگمان، اجتماع نیز دگرگون خواهد شد. با اصلاح تکتک افراد، ارزشهای اجتماعی آشکار میشود. توجه به عبادت سبب میشود افراد جامعه به اصول اخلاقی پایبند و مسئولیتپذیر باشند.
به طور کلی، حقیقت همه عبادتها، پرواز روح به سوی خداوند است. منظور از عبادت، تنها صورت ظاهری آن نیست، بلکه روح عبادت است. در مناسک و اعمال حج نیز این روح اعمال است که انسان را میپروراند. حج، حرکت روح به سوی بندگی مطلق است. در هر یک از اعمال حج، راز و رمزی نهفته است. در حج، آنگاه که خود را در برابر خدا میبینیم و پروانهوار بر گرد حریمش میچرخیم، گویا او را یافته و خدا را در آغوش
1) [1] . عباس عزیزی، سلامت روح و نماز و عبادت در تفسیر نمونه، انتشارات نبوغ، 1376، چ 2، ص 59.
گرفتهایم. ازاینرو، عاشقانه نجوا میکنیم و هیچ پردهای را میان خود و خدا نمیبینیم و میکوشیم بندگیمان را ثابت کنیم. با سر دادن «لبیک اللهم لبیک» به ندای درونی خود پاسخ میدهیم و فرصت را غنیمت میشماریم و به غنای روح میپردازیم تا با جنبههای عرفانی و معنوی حج آشنا شویم.
در این فرصت استثنایی، با گوشهای از دنیای اسلام آشنا میشویم و مکانهای مقدس تاریخی را میبینیم و با خاطرات مسلمانان صدر اسلام آشنا میشویم. خود را نیز در سرزمین وحی، همراه پیامبر و امامان و یارانشان میبینیم و پیمان خویش را با خدای خود و امامان معصوم محکم میکنیم و خویشتن را برای زندگی پاک و بیآلایش آماده میسازیم. برنامه حج، نمایش کامل و آزمایش است. به همین دلیل، به مناسک حج، به عنوان بهترین وسیله برای تهذیب و تزکیه نفس و ریاضت شرعی برای تحصیل کمالات و آلایش رذایل نگریستهاند».(1)
حج، بزرگترین پناهگاه معنوی برای انسان بیپناه است. انسان با زمزمههای عارفانه که از عمق جان و روح سر میدهد، با معبودش عاشقانه راز و نیاز میکند. پس از هر چه غیر او دل میشوید و دروازه دلش را بر بیگانه میبندد و به یاری توکل و ریاضت، برای فراگیری کمالات میکوشد.
حج، سفری معنوی است که با دیگر سفرها فرق دارد؛ سفر از یک منطقه به منطقهای دیگر نیست، بلکه سفر از یک دنیا به دنیای دیگر است. سفر از
1) [1] . اکبر ترابی شهرفنایی، قطرهای از زمزم معرفت، قم، مؤسسه انتشارات دارالعلم، 1371، چ 1، ص 14.
پلیدی و زشتی به سوی پاکی و روشنی، سفر از عالم سفلا به عالم علیا، سفر از تنگناهای مادی و خودپرستی به سوی معنویات و خداپرستی.
دلدادگان کوی الله برای ورود به حریم کبریاییاش باید نخست خود را آماده کنند و زنگار دل را بشویند و خود را برای پذیرش نور آماده سازند و روح و جان خود را با فضیلتهای اخلاقی آراسته سازند و آلودگیها را از خود بزدایند. باید از خواستهها و دلبستگیهای مادی و دنیوی دوری جویند و توشهای برای جهان آخرت فراهم آورند.
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس
که دراز است ره مقصد و من نو سفرم(1)
برای آمادگی هرچه بیشتر در این سفر، باید مراحلی را پیمود که عبارتند از:
تطهیر؛ یعنی شستوشوی روح و روان، و جان و مال که در سه مرحله انجام میشود:
باید از آلودگیهای اخلاقی چون حسد، نفاق، کینه، دروغ، تهمت و مانند آن دوری جست و روح را صیقل داد. باید کدورتها را نادیده گرفت و از بخل و حسد و نفاق بیزار بود و با کولهباری سبک به سوی خدا پرواز کرد و با مالی پاک به سوی محبوب شتافت.
1) [1] . حافظ.
بنابراین، در این سفر معنوی و ضیافت الهی، باید صفات نیک را در دل پرورش داد و با صفات ناپسند مبارزه کرد. تا نور معرفت الهی در حان انسان بتابد و ریشههای صفات زشت اخلاقی و ناپسند را سوزاند و به جای آن، درخت فضیلت را در اعماق وجود خود کاشت تا نور معرفت الهی در جان انسان بتابد؛ زیرا قلبی که در آن، کینه و کدورت لانه کند، در حرم الهی جایی ندارد.
افزون بر تطهیر روح و روان باید به تزکیه مال نیز پرداخت؛ زیرا روح و روان انسان زمانی پاک میشود که مال او نیز پاک باشد. بیگمان، کسی که مال او آمیخته به حرام باشد، هیچگاه روحش پاک نمیشود. پیامبر اسلام درباره مال حلال، در سفر حج فرمود:
کسی که با مال حرام به حج رود، موقع لبیک گفتن به او جواب رد داده میشود.(1)
اگر از راه نامشروع و درآمد حرام، انسان به حج برود، آن حج باطل است. «فقهای بزرگوار فتوا دادهاند که اگر کسی خمس نداده و لباس طواف تهیه کند و یا قیمت آن را با عین پول خمس نداده بپردازد، طواف و نماز در آن لباس باطل است».(2)
پس انسان باید پیش از مراسم حج، حق خدا یا حق مردم را بپردازد.
پیامبر اسلام در این باره فرموده است:
اگر کسی مالی غیرحلال به دست آورد، سپس حج بگذارد و لبیک گوید، ندا میرسد: لا لبیک و لا سعدیک.(1)
مهمترین مرحله تطهیر، توبه کردن است؛ زیرا پیش از وارد شدن به حریمش باید توبه و برای رسیدن به پیشگاه الهی، گناهان پیشین را ترک کند. همچنین باید از نافرمانی و سرکشی دست بکشد و به خانهتکانی دل بپردازد. _امام صادق _علیهالسلام میفرماید:
هنگامی که قصد حج کردی، با آب توبه خالص گناهانت را بشوی و لباس راستی و پاکی و خضوع و خشوع بر تن کن.(2)
انسان باید روح و جانش را با آب توبه و آمرزش مصفا سازد و خطاهای گذشتهاش را به یاد آورد تا برای پرواز به سوی خدا آماده شود. انسان همواره باید هواهای نفسانی و خواستههای شیطانیاش را سرکوب کند و اگر به وظیفهاش عمل نکرده است، هر چه زودتر آن را انجام دهد و از خداوند مهربان و بخشاینده، آمرزش بخواهد.
انسان باید خواستههای نفسانی رها شده را به بند بکشد و چشم و گوش و دست و زبان و دیگر اعضای خود را با آب توبه بشوید و دگرگون شود و علیه شیطان قیام کند. ازاینرو، باید از گناه دوری کند و شیرینی توبه را
بچشد.
ای دل، اگر عزم دیار یار داری
قصد حج از و کعبه دیدار داری
شوق شهود حضرت دلدار داری
اول ز دل، نقش سوی الله، پاک گردان(1)
یکی از شرطهای اصلی و اساسی در پذیرش عبادت، اخلاص است. انسان باید تنها برای رضای حق و به دور از ریا و خودنمایی و شنیدن ستایش و سرزنش کردن مردم، عبادت کند. در غیر این صورت، خدا هیچکدام از عبادتهای وی را نمیپذیرد.
حج، زمانی حقیقی است که انسان تنها برای رضایت و خشنودی صاحبخانه و انجام درست وظیفه شرعی بکوشد و با وسوسههای شیطانی و غیرالهی مبارزه کند. امام صادق علیهالسلام در اینباره میفرماید:
دو گونه حج وجود دارد: حجی برای خدا و حجی برای مردم. آنکس که برای خدا حج گزارد، خداوند به وی بهشت پاداش دهد و آنکه برای مردم حج گزارد، پاداش آن را در روز قیامت از مردم میگیرد.(2)
اگر فرمانپذیری و انجام واجبات خالصانه باشد، همچون مرکبی است که ما را به سوی مقصد میرساند.
هاتف غیبم رسید مژده به گوش
چون قرب درطلبی، در صفای نیت کوش
بنابراین، در همه عبادتها به ویژه حج باید از هر گونه دلمشغولی که ما را از معبود دور میسازد یا ما را به فکر گناه میاندازد، بپرهیزیم.
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
اِذا اَرَدْتَ الْحَجَّ فَجَرِّد قَلْبَکِ لِلّهِ تَعالی مِنْ کُلِّ شاغِلٍ.(1)
چون اراده حج کردی، دل را از هر چه از خدایت باز دارد، خالی دار.
بهترین توشهای که هر انسانی برای رفتن به حج نیاز دارد، پرهیزکاری است. پرهیزکاری به معنای دوری از گناه و سرکشی است؛ پرهیزکاری، افزون بر آن که آدمی را از خطا و گناه دور نگه میدارد و جلو هوا و هوسها را میگیرد، از دین و ایمان آدمی نیز نگهداری میکند. «تقوا، شعار تمام انبیا و هدف همه پیامبران و رسالت همگی آنان است.»(2)همه انبیا و اولیای الهی، برای رساندن انسان به تقوای الهی قیام کردند و هدف مشترک همه آنان، رسیدن به کمال بود. پس در این سفر مقدس، باید پرهیزکار بود و از دل و جان مراقبت کرد تا از آثار معنوی آن بهرهمند شویم. در مسیر این سفر ملکوتی باید از تقوا چون سپر در برابر معاصی و عصیان سود جست تا از اندیشهها و وسوسههای شیطانی به دور بمانیم و فلسفه اعمال و مناسک حج
را درک کنیم.
شناخت احکام و انجام فرایض، بر هر مسلمان مکلّفی واجب است. یادگیری احکام و مسائل مربوط به مناسک حج نیز از وظایف مهم هر زائری است؛ زیرا برای انجام اعمال حج باید آنها را به طور کامل و درست انجام دهد. شرط درستی حج، انجام درست اعمال حج است. در غیر این صورت، تلاش زائر بیهوده خواهد بود.
بنابراین، هر زائر پیش از سفر باید در مراسم آموزش احکام شرکت کند و مسائل مربوط به حج را یاد بگیرد. در روایت آمده است: «تَعَلَّمُوا َمناسِکَکُم فَاِنَّها مِنْ دینِکُم؛ اعمال مخصوص حج و عمره را یاد بگیرید؛ زیرا از امور دین است».(1)
مسائل و احکام مناسک حج گسترده است، به گونهای که همه را به طور کامل نمیتوان فراگرفت، ولی باید در حد ضرورت آموخت.
زراره از امام صادق علیهالسلام پرسید: چهل سال است مسائل حج را از شما میپرسم و هنوز هم تمام نشده است. حضرت فرمود: «خانهای که پیامبران فراوانی دور آن طواف کردهاند و در قرنهای متمادی، معبد و قبله و مطاف بوده است، احکامش به زودی تمام نمیشود(2).
همچنین امام خمینی رحمهالله بر این باور است:
یکی دیگر از وظایف مهم، قضیه آشنا کردن مردم است به مسائل حج. آدم
بسیار میبیند که حج میروند زحمت میکشند، ولیکن مسئله حج را نمیدانند.(1)
بنابراین، هر حاجی که میخواهد از معنویات حج بهره گیرد، باید احکام و مسائل آن را بداند و بکوشد آداب آن را به خوبی فراگیرد. نباید از یاد برد معنویتی که در حج نهفته است، بدون انجام دقیق و اعمال مناسک به دست نمیآید.
ولایت از اصول اساسی و زیربنایی اسلام است و وسیلهای برای تقویت دنیای اسلام و سدّی در برابر دشمنان دین است. برای تقویت روح معنوی در این سفر ملکوتی و معنابخشی به مناسک و اعمال، باید ایمان به امامت و ولایت در وجود ما شکل گیرد. حج و ولایت، پیوندی ناگسستنی با یکدیگر دارند و اعمال و مناسک حج با وجود ایمان به ولایت معنا مییابد: «بدون رهبر، نه برای حرم، حرمتی است، نه در عرفات، معرفتی و نه در مشعر، شعوری؛ نه در منا، فداکاری؛ نه در صفا، رمز صفایی؛ نه در رمی جمرات، نابودی شیطانی و بالاخره نه در حج، ظهور بینایی و نه در اعمال، شعائری».(2)
تفاوتی که میان حج دوران جاهلیت و حج پس از ظهور اسلام وجود دارد، به دلیل مسئله ولایت و امامت است. رسیدن به حقیقت و معرفت
واقعی، تنها با شناخت اولیای الهی و امامان به حق میسر میشود و تنها آنان هستند که میتوانند سالکان و رهروان خود را از ظلمات جهل و گمراهی و هوای نفسانی نجات دهند تا به سر منزل مقصود برسانند.
وظیفه هر مسلمانی این است که ولیّ امر زمان خود را بشناسد؛ زیرا رسول گرامی اسلام فرموده است:
مَن ماتَ وَلَم یَعرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مِیتَهَ الْجاهِلیّة.(1)
هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، مرگ او مرگ جاهلیت است.
ازاینرو، کسی که امام زمان خود را نشناسد یا به ولایت او ایمان نیاورد، مرگ و زندگی او با زندگی و مرگ در جاهلیت فرقی ندارد.
ازاینرو، راز قبولی عبادتی چون حج، رهبری و ولایتپذیری است؛ زیرا حیات و دوام جامعه اسلامی در پذیرش امامت و ولایت است. امام، بهترین و مطمئنترین پایگاه و تکیهگاهی است که مسلمانان میتوانند مسائل و امور جامعه خود را با او در میان بگذارند. او افزون بر اینکه از جنبههای معنوی و مذهبی جامعه آگاه است، میتواند جامعه را راهنمایی کند.
درباره اهمیت و ارزش پذیرش ولایت و امامت، پیامبر اسلام به مولای متقیان علی علیهالسلاممیفرماید:
یا علی! قسم به کسی که مرا به نبوت برانگیخته و از میان خلایق برگزیده است، اگر بندهای هزار سال خدا را عبادت کند، عبادت او مقبول درگاه حق نمیشود، مگر به ولایت تو و ولایت فرزندان تو و حقیقت آنکه، ولایت تو پذیرفته نمیشود، مگر به برائت از دشمنان تو و دشمنان امامان از نسل تو. این
1) [1] . وسائل الشیعه، ج 16، ص 246.
مطلبی است که جبریل به من خبر داده است. پس هر که میخواهد، بپذیرد و مؤمن شود و هر که میخواهد، انکار کند و کافر شود.(1)
امام حسین علیهالسلام نیز فرموده است:
اگر کسی به اندازه نوح علیهالسلام عمر کند و به عبادت خدا بپردازد و روزها روزهدار و شبها شبزندهدار باشد، ولی خدا را بدون ولایت ما دیدار کند، هیچ بهرهای از آن همه عبادت نخواهد داشت.(2)
پس نه تنها «تمام الحج لقاء الامام است، بلکه تمام اسلام لقاء الامام است.»(3)«حرمت کعبه به احترام امامت است. جان کعبه، ولایت و روح کعبه، امامت است.»(4)«نتیجه آنکه عبادت بدون معرفت امام، قالبی است بیروح و با عرفان فرسنگها فاصله دارد و عارف کسی است که فانی در ولایت الهیه باشد».(5)
یک طواف سر کوی ولیّ حق کردن
به ز صد حج قبول است، به دیوان بردن
ایستادن نفسی نزد مسیحا نفسی
1) [1] . بحارالانوار، ج 27، ص 199.
2) [2] . محمد بن علی بن بابویه قمی صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ترجمه: علیاکبر غفاری، تهران، نشر صدوق، بیتا، ص 243.
3) [3] . من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 334.
4) [4] . عبداللّه جوادی آملی، عرفان حج، ویراستار: علی ورسهای، نشر مشعر، 1383، ص 108.
5) [5] . محمدتقی رهبر، مقاله «امام خمینی و عرفان حج و عرفان گریز و عرفان ستیز»، میقات حج، ش 30، ص 18.
به ز صد سال نماز است به پایان بردن(1)
وجود پربرکت امام در همه لحظات زندگی انسانها جاری است و لطف و کرمشان شامل هر ذینفعی میشود و از سایه مهربانی آنان هیچ کسی بینصیب نمیماند. حضور امام و ولی و زحمت آنان، لازمه بقای زندگی اجتماعی و فردی است و همه میتوانند از فیض وجودشان بهرهمند شوند. امام صادق علیهالسلام در اینباره میفرماید:
خدا ما را آفرید و خُلق ما را نیکو ساخت و... ما را چشم خویش در بندگان نهاد و زبان گویای خویش در آفریدگان و دست باز خویش در بندگان. به وسیله ما درخت میوه داد و رودها جریان یافت. باران نازل شد و گیاه زمین رویید و با عبادتها خدا پرستیده شد. اگر ما نبودیم، او پرستیده نمیشد.(2)
پیامبر اسلام در اینباره به علی علیهالسلام چنین میفرماید:
امامان از فرزندان تو هستند. به وسیله آنان باران رحمت و مهر به امتم برسند و به وسیله آنان دعایشان مستجاب میشود و به وسیله آنان بلا از آنان دور و به وسیله آنان رحمت و مهر از آسمان نازل میشود.(3)
امام مانند خورشید پشت ابر است که دیده نمیشود، ولی فیض و برکت خود را نثار همه میکند و همه از وجود این نعمت الهی کم و بیش بهرهمند میشوند. امام و ولیّ حق در هر زمان و هر مکانی که باشد، سبب تداوم و حیات جامعه اسلامی میشود و آموزههای اسلامی و آسمانی را زنده نگه میدارد. با وجود آنان، جامعه اسلامی رشد میکند و به شکوفایی میرسد و
کشتی انسانیت به ساحل نجات میرسد.
هر ساله میلیونها مسلمان از سراسر دنیا، در مراسم باشکوه حج گرد هم میآیند. حضرت ولی عصر(عج) نیز در این اجتماع بزرگ حضور دارد و ناظر رفتار و عملکرد مسلمانان است. البته حجاج با چشم سر نمیتوانند آن حضرت را ببینند.
عبید بن زواره میگوید از امام صادق علیهالسلام شنیدم که فرمود: «یَفْقُدُ الناسُ اِمامَهُم فَیَشهِدُ المَوْسِمَ فَیرَاهُمْ وَ لَا یَرونَهُ؛ مردم امام خود را نمیبینند. آن حضرت در هنگام حج حاضر میشود و مردم او را نمیبینند و او مردم را میبیند».(1)
از_ محمدبن عثمان عمری _نقل شده است:
به خدا سوگند، صاحب امر هر سال و در این سال در موسم شرکت کرده است و مردم را میبیند و آنان را میشناسد، ولی مردم آن حضرت را میبینند و نمیشناسند.(2)
_عبداللّه بن جعفر حمیری _میگوید:
از محمدبن عثمان عمری پرسیدم: آیا صاحب الامر را دیدهای؟ او گفت: بله آخرین بار در کنار خانه خدا آن حضرت را زیارت کردم و او فرمود: اَللّهُمَّ اَنْجِزْلِی مَا وَعَدْتَنِی.(3)
باید بکوشیم چشم دل را بگشاییم و غبار گناه و آلودگی را بزداییم تا
بتوانیم حضورش را درک کنیم و به محضرش راه یابیم و ظهورش را از خودش بخواهیم؛ زیرا دعا و زمزمه خود او نیز در طواف خانه عشق همین است. ازاینرو، در طواف، منا، سعی و صفا و همه اعمال و مناسک دعا میکند زمان ظهورش هر چه زودتر فرا برسد.
درک فلسفه و اسرار مناسک حج، در پاکسازی درونی و روحی و تقویت ایمان راهیان قبله عشق نقش مهمی دارد و سبب رشد و بالندگی و صفای درونی و نورانیت دل عاشقان کویش خواهد شد. هدف از انجام مناسک و اعمال حج، تنها انجام اعمال بیروح و خشک نیست که به ظاهر، سروکار
انسان با سنگ و صحرا و صخره و ریگی است که نه سودی دارد و نه زیان.(1)
در ورای این اعمال و مناسک ظاهری، هدفی بزرگ و مهم نهفته است که دگرگونی روحی و آزمایش بزرگ بندگان خداست. در هر کدام از این اعمال، رمزی عمیق برای تعالی و تکامل بشری نهفته است. «حج تنها مناسک نیست، بلکه سیر و سلوک باطنی و قلبی منازل روحانی است تا منزل قرب و هر یک از منازل و مشاهد رازهای عرفانی معنوی اخلاقی تربیتی و ارشادی دارد و همینهاست که به حج معنا و مفهوم میبخشد و دگرگونی اخلاقی و معنوی را در زائر پدید میآورد».(2)
در حج، پردهها و زنگارهای دل کنار میرود و دل، نورانی و آماده میشود تا با خدا دیدار کند و به محبوب ازلی و ابدی دست یابد. هدف اصلی در این سفر مقدس، سیر الیالله، تهذیب نفس، طهارت روحی و پاک شدن از گناه و آلودگیهای گذشته و حال است و مهمترین فلسفه و اسرار و حکمت حج، در یک کلام، حَوِّل حالَنا اِلی اَحسَنِ الحال است.
در واقع، حج، فرصتی برای زندگی دوباره و شنا کردن در دریای معنویت و روحانیت است تا همراه با جزر و مدش، روح و جان را جلا دهیم و برای رسیدن به کویش همچون پروانه شیدا گردیم و در آتش اشتیاقش خاکستر شویم.
اعمال و مناسک حج، تحول ایجاد میکند و انسان را از پلیدیها میرهاند
و با طهارت و قداست آشنا میسازد. انسان باید به غنای روحی برسد و از مادیات دوری جوید و به تصفیه روح و روان بپردازد و برای آراستن نفس بکوشد تا به مقام قرب الهی و کمال انسانیت دست یابد. میتوان گفت «خدا هر چه را که خواسته به آدمی بگوید، در حج ریخته است. حج تمام اسلام است».(1)
اگر فلسفه و اسرار اعمال این مناسک را به خوبی درک کنیم، حج برای همه یک دوره کامل پالایش روح و سازندگی معنوی به شمار میآید. در این سفر مقدس، هر کس که معرفتش بیشتر باشد، سود او بیشتر خواهد بود. پس بر منادیان حرم الهی است که با مطالعه و تأمل درباره فلسفه اعمال و مناسک حج، با جنبههای گوناگون این عبادت آشنا شوند و در خود تحول روحی و اخلاقی ایجاد کنند. شاید نتوان با همه اسرار و فلسفه حج آشنا شد، ولی به اندازه توان خود باید کوشید.
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید(2)
واژه میقات به معنای وقت است،(3)وقت دوری از خودپسندی و بندگی.
وقت حرکت، حرکت به سوی انسانیت و کرامت، حرکت از ابتدا تا انتهای بندگی. پس وقت سکون و توقف نیست؛ زیرا یک لحظه سکون و توقف سبب محرومیت از نعمتهای الهی میشود. ازاینرو، باید وقت را غنیمت شمرد و شتاب کرد.
وقت دل دادن و دل کندن است. دل کندن از رنگها و خواستههای دنیوی و مادی است. وقت دل دادن به اوست. باید دل را به او سپرد و با او یکی شد. تا به او دل ندهی، تا با او یکی نشوی، نمیتوانی با او باشی. وقت بیرون آمدن از مرداب گناه و بندگی نفس است. میقات، توقفگاه است؛ توقفگاه حرص و آز، کینه و کدورت، توقفگاه شیاطین نفس، ابلیسهای کوچک و بزرگ. میقات، مکانی است که زنجیرهای وابستگیها پاره میشود و مظاهر دنیوی رنگ میبازند و انسان در اقیانوس بیکران بندگی سیر میکند. میقات، محل دفن منیتها و زشتیها و ناپاکیها و ایستگاه گناه و آلودگی است. میقات، مرز میان دیروز و فرداست، مرز بودن و شدن، آنچه بودی و آنچه میخواهی شوی. پس باید حرکت کرد و وقت را مغتنم شمرد. پس باید بندهای اهریمن را از هم گسست و به آرزوها و تمناهای شیطان پشت کرد. باید به فردای واقعی خود رسید. باید پوست انداخت و از نو متولد شد.
میقات، فصل تولد و رویش دوباره بر اساس پیمانی جدید است. باید همانند نوزادی پاک، با جامهای نو و پاکیزه، بدون هیچ پلیدی، چشم به روی
دنیایی نو گشود. میقات، راه میانبُری برای رسیدن به خدا و نقطه پایان سرگردانی است. میقات، سرزمین عهد و پیمان با معبود است. باید اولین مرحله را آغاز کرد. میقات، محل هجرت است؛ هجرت از گناه و زشتی. باید هاجر شد؛ یعنی از سرزمین دلبستگیها و وابستگیها هجرت کرد.
«میقات، ورود به محشر خلق و شروع قیامت صغراست. آغاز زیارت خانه خداست. محل استجابت دعاست. محل پذیرش توبه و بازگشت به خداست. محل هجرت از گناه و آنچه در دنیاست. محل قیام بهاری و زندگی نو برای خداست. محل آموزش و تعلیم مکتب ابراهیمی است. محل قرنطینه الهی و تزریق واکس ضد طاغوتی است. محل دگرگونی بزرگ و تغییر و تحول انقلابی است. محل ورود از خود به خدا [و] از اسارت به آزادی است. محل ورود از پلیدی به پاکی و جهالت به آگاهی است».(1)
میقات، جای پای صالحان و سالکان و پاکان و میعادگاه پیامبران است. جای پای بهترین و برگزیدهترین بندگان خداست. در میقات میتوان گامهای _آدم _علیهالسلام، _ابراهیم _علیهالسلام، _اسماعیل _علیهالسلام، _هاجر _علیهاالسلامو _محمد _صلیاللهعلیهوآلهرا دید. میقات، یادآور خشوع و خضوع و تسلیم و بندگی است. سرزمین پیروی و پرهیزکاری و آزمون است. باید برای ورود به این سرزمین پاک، همه چیز را رها کرد و دل به خدا بست. خداوند میفرماید:
فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُویً. (طه: 12)
1) [1] . یوسف رضایی، حج، صص 101 و 102.
پایپوش خویش بیرون آور که تو در سرزمین مقدس «طوی» هستی.
در پایان باید خسی در میقات گردی. «میقات، جای خوبی برای آشتی با خدا و روی آوردن به درگاه لطیف و رحمت حضرت اوست. مُحرم شدن در میقات؛ یعنی ورود به میهمانی خدا و نشستن کنار سفره رحمت حضرت حق.»(1)در میقات، حاجی برای یک ضیافت الهی آماده میشود. پس باید پیش از ورود به آستانش آماده شد و جامه پرهیزکاری بر تن کرد. لباس گناه و نافرمانی را از تن درآورد و پیراهن پیروی و بندگی را پوشید و روح را صیقل و جان را صفا داد. در این ضیافت بزرگ الهی، نخست باید به همه تعلقات و دلبستگیها پشت و از مظاهر دنیوی دوری کرد و هر چه را آسمانی نیست، حرام شمرد.
بهوش ای دل که میقات است اینجا
محل نفی و اثبات است اینجا
از اینجا ساز وحدت میشود ساز
از اینجا میشود پرواز آغاز
از اینجا باید آهنگ سفر کرد
یقین خویشتن را بارور کرد
محل نیت پاک است اینجا
1) [1] . سید کاظم ارفع، سوغات حج، نشر تربت، طلوع آزادی، 1375، چ 1، صص 28 ـ 30.
«احرام یعنی پشت کردن به دنیا و آنچه در دنیاست و رو کردن به خدا و اجابت امر خدا.»(3)در واقع، «احرام، اعلام خاکساری و تواضع و فروتنی و ناچیزی انسان در برابر پروردگار خویش است.»(4)به ظاهر، احرام، درآوردن لباس معمولی و پوشیدن لباس سفید و مخصوص است که برای انجام بعضی اعمال آن را میپوشیم، ولی این درآوردن لباس و بر تن کردن لباس دیگر، راز و رمز بسیار دارد. احرام، تجلی قیامت است. با درآوردن لباس دنیوی، انسان یاد قیامت و روز محشر میافتد که لباس آخرت را بر تن میکند. همان صحنهای که همه انسانها با لباسی یک شکل سر از قبرها درمیآورند. احرام نیز همینگونه است. همه با لباسی یک رنگ و یک شکل در روزهای خاص، در مکانی مشخص گرد میآیند. احرام، یادآور روز رستاخیز است. فلسفه دیگر احرام این است که با درآوردن لباس دنیوی، از گناهان خارج و از تمام دلبستگیهای دنیا رها میشویم تا وارد حریمش شویم. برای مَحرم شدن باید مُحرم شویم. باید از آلودگیها و گناهان دوری کنیم و از هر چیزی که ما را به غیر او مشغول میسازد، رها شویم و دل را همانند لباسمان، یک دست
و سفید کنیم و حرمت آن را نگاه داریم و از هر آنچه حرمت و شخصیت و کرامت انسانی را ضایع میکند و میشکند، دوری کنیم. امام صادق علیهالسلام در این باره فرموده است:
آنگاه با آب توبه، خالصانه از گناهان غسل کن. جامه صدق و صفا بپوش و از آنچه مانع ذکر خداوند است و تو را از اطاعت او محجوب میگرداند، احرام بند.(1)
«غسل، پیرایش درون و تصفیه قلب و روان از گناهانی است که نفس را تیره میسازد و حجاب چهره جان میشود و این توبه خالص و انابه خدا و پشیمانی از معاصی و تصمیم بر ترک گناه در آینده محقق میشود و ریاضت و مجاهده میخواهد».(2)
با پوشیدن لباس احرام با خداوند پیمان میبندیم؛ پیمان عبودیت و بندگی و پیمانهای اهریمنی را میشکنیم.
هر که پیمان با هوالموجود بست
گردنش را بند هر موجود رست(3)
در واقع، با درآوردن لباس دنیوی، لباس اسارت و دلبستگیها، لباس گناهها و غرورها، لباس امتیازهای اجتماعی و قومی و پُستها و مقامها و برتریجوییها را از تن درمیآوریم و لباس واقعی انسانیت، شرافت، بندگی،
طاعت، دلدادگی و آزادگی را بر تن میکنیم.
تن آدمی، شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت(1)
آنگاه هواها و هوسها را به بند میکشیم و نفس را لگام میزنیم و خود را در اقیانوس توحید غرق میکنیم و یکرنگ و یک سو، برای فتح کعبه دلها رهسپار میشویم؛ زیرا هدف از پوشیدن و در آوردن لباس، فتح کعبه دل است، نه کعبه گِل.
احرام نشانه تسلیم و صلح است؛ تسلیم در برابر فرمانهای الهی و صلح و آشتی با حضرت حق و تنها بنده او بودن و سر تعظیم در برابر او فرود آوردن. لباس احرام، لباس پرهیزکاری و خاکساری است. احرام، آغاز هجرت است. هجرت به خویشتن گمشدهای که باید آن را جست. لباسی که انسان هنگام احرام میپوشد، رنگ لباس تولد و مرگ است. روزی که به دنیا میآییم و روزی که از دنیا میرویم، در هر دو حالت لباس مان را خودمان برنمیگزینیم، ولی این دو با هم فرق دارد. در مراسم حج، جامه سپید را بر تن میکنیم و میخواهیم مانند لحظه تولد که پاک و معصوم و همچون کبوتر سبک بال هستیم، پرواز کنیم تا به بالاترین نقطه کمال برسیم.
بپوش احرام و ترک ما و من کن
1) [1] . سعدی.
به دست خود منیت را کفن کن
کفن کن خویش را بیخویش آنگاه
برآر از پرده پر شور دل آه
بگو یا رب دگر کارم تمام است
به من جز شوق وصل حق حرام است
پس آن لب فرجام شوق تو کن
فروشان نغمه لبیک سر کن
بگو لبیک لبیک یا معبود لبیک
مرا تنها تویی مقصود لبیک(1)
تلبیه، اجابت ندای الهی و سروش آسمانی و زیباترین سرود وحدت و همبستگی مسلمانان است. آنگاه که همه مسلمانان دل خود را به سوی آستانهاش روانه میکنند و جان و روح خود را آماده میسازند و همه یکدل و یک صدا، بلند و رسا، همراه با فرشتگان آسمان و زمین، گهواره تن را به لای لای لبیک میسپارند و دعوت خدا را اجابت میکنند.
تلبیه، آهنگ فتح دلهاست. تشکر از همه انبیا و اولیای الهی است که دلهای آنان با نور الهی آشنا بوده و راه رستگاری و سعادت را خدا به آنها نشان داده است. هنگامی که اولین زمزمه آسمانی در فضا میپیچد، دلها را از زمین جدا میکند و روح را در عالم ملکوت به پرواز درمیآورد. «این نغمه
1) [1] . احد دهبزرگی.
عاشقانه هر چه بیشتر تکرار شود، ... بر شادابی و لطافت روح میافزاید».(1)
لبیک یا همان تلبیه گفتن، به معنای پاسخ دادن مثبت به تمام دستورهای اسلام و اجابت کردن دعوت حضرت حق است. در واقع، ما با گفتن لبیک متعهد میشویم که در برابر شیاطین درون و برون بایستیم. «آن که به ندای خدای احد و واحد پاسخ مثبت داده و با او پیمان میبندد، از هر بندی خود را رها میسازد و دیگر به هیچ ندایی لبیک نمیگوید».(2)
تلبیه، کلید ورود به اعمال و محرمات حج است، کوتاهترین سخن با هزاران مفهوم. با گفتن «لبیک اللهم لبیک» وارد حج میشویم و دریچه دل را به روی شیطان میبندیم و همه ناپاکیها و آلودگیها را از خود دور میکنیم و به بیعت نفس «نه» میگوییم و با اعماق وجود صاف و صیقل داده شده و پاک و بیآلایش به ندای حق پاسخ میدهیم و همگام و همصدا، چون قطرهای در دریای رحمتش غرق میشویم. امام صادق علیهالسلامدرباره تلبیه چنین میفرماید:
تلبیه صاف و پاک، آن هم خالص و بیشایبه برای خدا، در حالیکه با تمام وجودت به عروهالوثقی حق در قرآن مجید و اهل بیت علیهمالسلاممتمسک و متصل باشی.(3)
«لبیک اللهم لبیک»، ملکوتیترین شعار آسمانی است که از اعماق وجود
انسان عاشقانه برمیخیزد. در واقع، زیباترین سرود و شعر بندگی و دوستی و تنها شعار ایمان است. وجودمان را در سایه این شعار الهی از گزند شیطان و شیطنت طاغوت و طاغوتزدگان نجات میدهیم. تلبیه، اجابت کردن دعوت میزبان است که ما را به میهمانی فرا خوانده است. میزبان کسی است که دوستت دارد و دعوتت میکند. میهمان نیز جواب کسی را داده است که دوستش دارد و اجابت میکند. ما به ندای کسی لبیک میگوییم که فرمانبردار و مطیع محض او باشیم. در غیر این صورت، حضرت حق ندای ما را جواب نمیدهد و در جواب لبیک ما «لالبیک» میگوید. «از امام زین العابدین علیهالسلام روایت است هنگامی که محرم شد و بر مرکب قرار گرفت، رنگش زرد شد و لرزه بر اندامش افتاد. توان لبیک گفتن را از دست داد و فرمود: میترسم بگویند لالبیک و لاسعدیک».(1)
«لبیک اللهم لبیک»؛ یعنی دور انداختن هر چه غیر اوست و «لا شریک لک لبیک»، یعنی شریکی برای او نیست و یکتا و بیهمتاست. راز لبیک گفتن نیز همین است. امام سجاد علیهالسلام راز لبیک گفتن را چنین بیان میکند:
خدایا با تو پیمان میبندم که از این پس جز به طاعت تو زبان نگشایم و زبانم را بر همه گناهان ببندم.(2)
تلبیه، تغییر زبان از همه گناهان مربوط به آن است. زبان به حق و طاعت گشودن و از گفتار باطل و معصیت رستن است.(3)تلبیه؛ یعنی اعلام آمادگی
کردن بر هر نوع اطاعت و عبادتی و پاک کردن دل و زبان از هر نافرمانی و معصیتی، مانند دروغ، حسد و کینه که روح آدمی را تیره میسازد. این آهنگ روحافزای آسمانی در موسم حج از حلقوم صدها هزار عاشق دلباخته حق برمیآید و درههای کوهستانی مکه را پر میکند. روح را از تنگنای عالم ماده و خاک بالا میکشد و در فضای بلند و وسیع و منور الهی به پرواز درمیآید.
سعی به معنای تلاش و کوشش، صبر و مقاومت است. سعی بین صفا و مروه، یادآور خاطره شجاعت و مقاومت همسر ابراهیم علیهالسلاماست.
سعی، گرامیداشت خاطره ایمان و اخلاص و تسلیم و رضا و اطاعت یک زن نمونه است. در ظاهر، سعی، پیمودن مسافت دو کوه صفا و مروه است، ولی در این رفتوآمد، اسرار و رموز خاصی نهفته است. خداوند در این عبادت به بندگان خود یادآور میشود که همیشه و در همه مراحل زندگی، از تولد تا مرگ، با سعی و تلاش خستگیناپذیر و صبر و توکل وارد میدان زندگی شوید و هیچگاه از رحمت و عنایت الهی ناامید نگردید.
هاجر، در بیابانی خشک و سوزان، برای یافتن آب و سیراب کردن فرزند خویش اسماعیل، هفت بار فاصله دو کوه را پیمود و هر بار امیدوارتر از پیش کوشید تا سرانجام به هدف خود رسید. پس باید در صحنههای مختلف زندگی از هیچ نیرویی نهراسیم و دل ما با او باشد.
آب، مایع حیات و نشانه رحمت و مظهر پاکی و طهارت و تطهیرکننده هر چیز نجس و برطرفکننده تشنگی است. پس برای برطرف شدن تشنگی
درونی و پاک شدن روح آدمی و زدودن آلودگیهای باطنی، نباید از هیچ تلاش و کوششی دریغ ورزیم و همیشه باید امیدوار باشیم. البته امید نباید آدمی را مغرور کند. بلکه باید همواره به خوف و رجا توجه داشت؛ امید به رحمت خدا و ترس از کیفر گناهان. این خوف و رجا سبب تعادل میشود و جایی برای افراط و تفریط نمیگذارد.
«مسعی از یک طرف محل بروز و ظهور فضیلتهای عالی صبر و توکل و عبودیت انسان و از طرف دیگر، جلوهگاه کرم و رأفت و رحمت و عطوفت حضرت ایزد منان است».(1)
در این رفت و برگشتهای پیاپی، بیماریها و گناهانی چون حرص، کبر، غرور، بخل، ریا و خودنمایی رنگ میبازد و انسان برای رفتن به مرحله بعدی، پاک و مطهر میشود و غبار کینه و کدورت را میزداید و فلسفه تکرار آن این است که در هر مرتبه، رذیلتی را از خود دور کنیم. در واقع، سعی، راه میانبُری برای رسیدن به عرفان الهی و شناخت خداست و برای رسیدن به این مقام باید سختیها و دشواریها را تحمل کرد و بسیار کوشید. انسان هرولهکنان این مسیر را میپیماید. هروله، نشانه فرار از شیطان و دوری از هوا و هوسهاست.
به میپرستی از آن نقش خود بر آب زدم
که تا خواب کنم نقش خود پرستیدن(2)
«هروله موجب فرو ریختن بادهای سنگین کبر و خودبینی و انانیّت و خودپرستی است.»(1)«هروله و سعی بین صفا و مروه، نشانه تواضع و افتادگی انسان در پیشگاه خداست و بقایای کبر و خودخواهی و آنچه را در ظاهر و باطنش بوده است، از بین میبرد.»(2)امام صادق علیهالسلام میفرماید:
ما لِلّهِ عَزَّ وَ جَل مَنْسِکٌ اَحَبُّ اِلَی اللّه تَبارَکَ وَ تَعالَی مِنْ مَوْضِعِ السَّعْیِ و ذلک أنَّه یَذِلُّ فِیهِ کُلُّ جَبّارٍ عَنیدٍ.(3)
هیچ مکان عبادتی نزد خدا محبوبتر از مکان سعی نیست؛ زیرا در آنجا هر متکبر و گردنکشی خاضع میشود.
خداوند درباره صفا و مروه میفرماید:
اِنَّ الصَّفاءَ وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللهِ. (بقره: 198)
پس باید خاطره آن تا همیشه تاریخ زنده و باقی بماند و تجدید شود؛ زیرا هر کدام از دو کوه (صفا و مروه) یادآور شجاعت و ایثار است. «سعی زائر آنگاه که به جانب صفا دارد، این است که خود را تصفیه کند و از صفای الهی برخوردار شود و وقتی به سوی مروه میرود، سعی میکند تا مروت و مردانگی به دست آورد؛ زیرا مروه، رمز مروت و مردانگی و صفا نشان تصفیه و تهذیب روح است.»(4)«چه بجاست که انسان در این مکان مقدس اندکی بیندیشد و هم زمان با سعی تن، به سعی جان و سیر فکری نیز بپردازد که
چگونه باب رحمت حق به روی بندگان صالح و مخلص باز است».(1)
عرفات، سرزمین شناخت و معرفت، شناخت ربالعالمین، شناخت خود و گناهان خویش، شناخت دیگران و نیازهای آنان است. عرفات، سرزمین یادها و نشانهها، سرزمین خاطرهها و نالهها و اشکها و نیایشها و ستایشها و توبههاست. عرفات، سرزمین ولایت و امامت، سرزمین امام عصر علیهالسلام، محل تولد دوباره انسان و بازگشت به خویشتن، محل کسب کمالات و آموختن بندگی، سرزمین پذیرش توبه اولین گناهکاران جهان (آدم و حوا) است. عرفات، سرزمین مقدسی است که خداوند از میهمانان خود پذیرایی میکند و آنان را به سفره خویش میخواند. کوه «جبلالرحمة» در این سرزمین، نشانه رحمت خداوندی است که مشمول همه از گناهکار و بیگناه میشود و این نعمت و کرامت را خداوند به هر کسی، به اندازه لیاقتش عطا میکند. «عرفات، جایگاه امضای ورقه عبودیت به مشعر و منا و وصل و لقاست.»(2)عرفات، مکان انتشار نور خداوند و محل نزول رحمت بیکران الهی است. اینجا سرزمین «شناخت آدم و حوا پس از رانده شدن از بهشت است. پس در این سرزمین باید خود را شناخت. شناخت همکیشان خود، شناخت همه کسانی که به یک قبله رو میکنند. همه با هم در این سرزمین جمع میشوند تا قدرت سیاسی و اجتماعیشان را به دشمنان نشان دهند و با
یکدیگر دوست شوند تا همبستگی شکل گیرد. وقوف در عرفات، به معنای تسلیم و اطاعت است. سر بر زمین میگذاریم و اعتراف میکنیم که چه گناهانی از ما سر زده است. ساعت حضور در عرفات، ساعت شناختن روح و بیداری افکار و دلهاست».(1)
«تشنگان رویش و عارفان کویش، همه ساله در عرفات، منتظر دیدار با حضرت صاحبالامر هستند تا شاید بتوانند در این مکان مقدس، حضرت را زیارت کنند. وادی عرفات، محل راز و نیاز، جایگاه درمان دردهای باطن و مرکز دعا و عرصه مناجات و میدان طلب رحمت و مغفرت و موضع گذاشتن پیشانی ذلت به درگاه مالکالملوک است.»(2)«عرفات، سرزمینی است که خداوند به خاطر اشکها و دعاهای زائران خانه خود بر فرشتگان مباهات میکند».(3)
عرفه، روز تلاش و کوشش برای کسب معرفت و رسیدن به درجات عرفانی حج اکبر است. روز دعا و تضرع، روز انابه و توبه، روز عفو و بخشش است. به گفته رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، سختترین روز شیطان است. روز امید و امیدواری، روز اعتراف به گناهان است.
1) [1] . بنتالهدی، مقاله «شهر یاد ما و نشانهها»، ترجمه: جواد محدثی، فصلنامه میقات حج، ش 10، ص 178.
2) [2] . حسین انصاریان، چهل حدیث حج، نشر مشعر، 1374، چ 1، ص 104.
3) [3] . حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، بیروت، مؤسسه آل البیت علیهمالسلاملاحیاء التراث، 1408 هـ . ق، چ 2، ج 10، ص 26.
روز عرفه، روز پرواز به سوی آزادی و رهایی از اسارت و گسستن رنجیرههای گناه و عصیان است. روز عرفه، روز تمرین بندگی، روز اوج پرواز به سوی انسانیت، روز اجابت ندای درون در کنار جبلالرحمة است. عرفه، روز جاری شدن در جویبار رحمت و فیض الهی است. روز عرفه، روز بارش رحمت و مغفرت است؛ روزی که هیچ نیازمندی ناامید از درگاهش برنمیگردد. زینت عابدان، امام زین العابدین علیهالسلام به نیازمندی که در روز عرفه گدایی میکرد، فرمود:
امید میرود در این روز برای بچههای در شکم، فضل خدا شامل حال آنها شود.(1)
روز عرفه، روزی است که ناامیدی، بزرگترین گناه به شمار میآید. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در این باره میفرماید:
اَعْظَمُ اَهْلِ عَرَفاتٍ جُرْما مَنْ اِنْصَرَفَ وَ هُوَ یَظُنُّ اَنَّهُ لَمْ یَغْفِر لَهُ.(2)
در میان کسانی که به عرفات رفتهاند، بزرگترین گناه را کسی مرتکب شده است که از عرفات برود و گمان کند که خداوند او را نبخشیده است.
عرفه، روز اصلاح نفس، جبران گذشته و درمان بیماریها است. توقف و درنگ در صحرایی بدون هیچ رنگ و امتیازی، آدمی را به یاد صحرای محشر میاندازد و روز قیامت را به یاد میآورد؛ روزی که همه با لباس یکدست و یکرنگ، سر از قبر درمیآورند و گریان و نالان، منتظر رحمت و بخشش خداوند هستند. در آنجا، موقعیت و قوم و نژاد، امتیاز به شمار نمیآید. در
واقع، صحرای عرفات، قیامت صغراست. عرفه، فرصتی برای اندیشیدن و تفکر است. بیندیشیم و ببینیم که چه کردهایم و چه باید بکنیم؟ به درگاهش چنگ بزنیم و از حضرتش آمرزش بخواهیم. ششمین پیشوای شیعیان، امام صادق علیهالسلام درباره اسرار و معرفت این سرزمین چنین فرموده است:
درنگ مردم در عرفات، برای دعا و مناجات، شوق و اشتیاق و گدایی از خدا و فضل بیکران اوست. آنان به اندازه توانایی خود به ستایش و نیایش خداوند میپردازند تا خورشید در کرانه مغرب فرو رود.(1)
در صحرای عرفات، در روز عرفه و در کنار جبلالرحمة با معشوق خود به راز و نیاز میپردازیم و خود را به آغوش رحمتش میسپاریم تا بار دیگر لیاقت ورود به حریمش را پیدا کنیم. در این لحظه تنها سرمایهمان همان آب توبه است که از چشمانمان جاری میشود و با ناتوانی زمزمه میکنیم:
اِلهی اَنَا الْفَقیرُ فی غِنایَ، فکیف لا أکُونُ فَقیرا فِی فَقْرِی، اِلهی ما اَلْطَفَکَ بی مَعَ عَظیم جَهْلٍ وَ ما اَرْحَمَکَ بی مَعَ قَبیح فِعْلی.(2)
خدایا! در بینیازی، فقیر و نیازمندم. چگونه در فقر و ناداری نیازمند نباشم. الهی! چه مقدار مرا مورد رحمت و لطف خویش قرار میدهی با این همه نادانی و کار زشت و ناپسند من.
همنوا با آدم علیهالسلام و ابراهیم علیهالسلام و همه پیشوایان دین، سلاح و سپر بنده مؤمن را که دعاست، برمیداریم و به درگاهش میرویم تا به معرفت و یقین کامل برسیم. چه باشکوه است گفتوگوی مولا و بنده. چشم
خود میگردانیم تا مولای خودمان را که در همین حوالی است، بیابیم و با دلی شکسته و چشمانی اشکبار، چشم خود را به روی غیر میبندیم، به این امید که با چشم دل، او را ببینیم.
واژه «مشعر» به معنای محل درک و شعور(1)و محل آگاهی و بصیرت است. «شب مشعر، شب اندیشه است. اندیشه درباره آنچه انجام دادی و انجام خواهی داد. شب مشعر، شب آرامش و سکوت است. شب تفکر درباره اسرار آفرینش است. انسان به دور از هیاهوی مظاهر دنیوی و به دور از دغدغههای روزانه، در این شب میاندیشد. در اشعار، علامت و نشان و مشعر؛ یعنی محلی که شعار خدا و نشان خداجویی و خداخواهی در آن کاملاً پیداست».(2)
انسان در آرامش شب به تفکر و تأمل برمیخیزد؛ زیرا یک ساعت تفکر، بهتر از هفتاد سال عبادت است. تفکری که دنیا را در برابر چشم آدمی، تغییر و شکل دیگر زندگی را نشان میدهد. حاجی پس از به دست آوردن معرفت و خودسازی در عرفات، با قدری تأمل در حکمت الهی، نهایت ناتوانی و بندگی را نشان میدهد و اظهار عبودیت میکند. آنگاه سبکبال و پرنشاط، خود را برای ورود به آغوش رحمت الهی آماده میکند و با سر پرشور و دلی
آکنده از شوق و امید و با زمزمههای عاشقانه و عارفانه به راز و نیاز با معشوق میپردازد. وی با قلبی پاک و کولهباری از اندوختههای معنوی، از خدا میخواهد بار دیگر توفیق حق رفیق راهش شود و از صراط مستقیم منحرف نگردد و اسیر بند شیاطین نشود. آنگاه است که آدمی نسیم رحمت و لطفش را در روح و روان خود احساس میکند. «سرزمین مشعر، سرزمین پایان هجر و نقطه شروع وصال و لقاست.»(1)«امشب وقت آن است که حصار دل را بشکنی و پرده از روی زشتیها برگیری».(2)
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است، آن بینی(3)
«امشب عقدههای زندگی را بگشا و علقههای دنیوی را رها کن و ناخالصیهایی را که دنیا برایت به ارمغان آورده، دور ساز.»(4)شبی ملکوتی و روحافزاست و باید به دور از هیاهو، گوشهای آرام بگیری، به گونهای که هیچ صدایی به جز صدای مناجات به گوشت نرسد. در بیابان پر از سنگریزه و خاک، در شبی مهتابی که ستارگان چشمکزنان در انتظار گفتوگوی تو با معبود هستند، دست نیاز به سویش دراز کن.
چه روزها به شب آوردهام در این امید
که با وجود عزیزت، شبی به روز آرم(1)
همه زیباییهای دنیا را کنار بزن و صورت خود را بر خاک این سرزمین مقدس بگذار و راز دل را بازگو کن تا روح و جانت تازه شود و نسیم کوی دوست را استشمام کنی. امام صادق علیهالسلام در این باره چنین میفرماید:
به گاه وقوف در مشعر به خداوند تقرب جوی، در حالی که به او اطمینان داری و با صعود بر کوه مشعر با روحت به سوی ملأ اعلی بالا رو.(2)
امشب تو مهمان خداوند هستی و میزبان، خداوند است. همین بس که به تو توفیق داده است که در بهترین سرزمینها به تصفیه روح و روان بپردازی و آماده نبرد با شیطان شوی و سلامت را در خاک جستوجو کنی. شب مشعر، شب آگاهی یافتن است، شب شناخت خدا و خودت و دشمنت. شب فعال شدن شیاطین است و اهریمن، آخرین حربه را به کار میگیرد تا این شب عزیز و این فرصت استثنایی را از تو بگیرد. «شب مشعر، شب یقین و تجلی باور و تمرین تعبد است. خاکی بودن را تمرین میکنی تا در روزهای دیگر هم از بند تن و دام نفس رها شوی.»(3)مشعر، بهترین سرزمین و بهترین زمان برای گردآوری سلاح برای نبرد با شیاطین است. باید از تاریکی و سیاهی شب بهرهمند شوی تا فردا، شیطان، این دشمن خطرناک را سه بار سنگباران کنی؛ دشمنی که سدّ راه توست . با جستوجو در خاک،
خاکساری و خاکنشینی را تجربه کن؛ زیرا نشانه مردان حق و افتخارشان و نشانه بندگیشان، بر خاک نشستن با خاکیان است.
شب مشعر، شبی پر از بیم و هراس است؛ چون باید انسان، خود را برای فردایی مهم آماده سازد. هم باید با شیطان درون خود، نفس اماره به نبرد بپردازد و او را قربانی کند و هم باید با سنگریزههایی که جمع کرده است، به جنگ با شیطان رجیم برود.
چه مبارزه سختی است. انسان عمری را با شیطان خو کرده و همیشه و همه جا همراه او بوده و بر اساس فرمان او زندگی کرده است و اکنون میخواهد او را از خود براند. شیطان هم حاضر به این جدایی نیست، ولی انسان باید با امید به فضل و رحمت پروردگارش، آماده پیکار شود؛ زیرا غیر او پناهگاهی ندارد.
هم دانههای سنگ و هم قطرههای اشک، هر دو وسیلهای است؛ یکی برای محو شیطان و دیگری برای محو آتش. برای روز قیامت هم باید از لابهلای ظلمات دنیا، وسایل نجات خود را آماده کنیم. قطره اشک مؤمنان در شبها، وسیله نجات آنان در روز قیامت است.
برای به دست آوردن حالتهای معنوی و آمادگی برای نبرد با شیاطین و لیاقت یافتن در محضر الهی باید تهذیب نفس داشت. بدون تهذیب نفس نمیتوان هیچ کدام از مراحل را در عرفات و مشعر پیمود و تهذیب نفس هم با یاد خدا امکانپذیر است. به ویژه در مشعر که خداوند فرموده است:
فَاذْکُرُوا اللّه َ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرام. (بقره: 198)
خدا را در مشعر الحرام یاد کنید.
منا، به معنای آرزو، خواهش و تمنا است. امام صادق علیهالسلام علت نامگذاری این سرزمین را چنین بیان میکند:
چون جبرئیل در این سرزمین به حضرت ابراهیم علیهالسلام گفت: «تَمَنّی؛ آرزوی خود را بیان کن»، نامش منا شد.(1)
در این سرزمین بیحاصل، تمنای چه چیزی را داری؟ ورود به سرزمین منا، ورود به سرزمین آرزوهاست. وقتی وارد منا میشوی، در واقع، به سرزمین آرزوهایت رسیدهای. چه آرزویی از این بالاتر که به مقام قرب الهی برسی؟ چه آرزویی از این برتر که به مقام انسانیت برسی؟ چه خواستهای از این برتر که رذایل اخلاقی، چون کبر و غرور و حسد را از خود دور و هوا و هوس را قربانی کنی؟ در لحظه ورود به این سرزمین مقدس، به یکی از بزرگترین آرزوهایت میرسی. شیطان درونی و بیرونی را سنگباران میکنی و عامل همه گمراهیهایت را از بین میبری و این عمل را سه بار تکرار میکنی تا مطمئن بشوی که دیگر برنمیگردد. منا، بزرگترین نمایشگاه تسلیم و بندگی و امتحان و آزمایش است. پس باید همچون ابراهیم علیهالسلام بنده نمونهای باشیم و همچون او فرمانبردار و مطیع.
سعی کن از این امتحان بزرگ سربلند بیرون آیی و آرزوهای باطل نداشته باشی. از سر احساس و هوس چیزی را نخواهی و تنها او را طلب کنی و به آنچه به تو میدهد، راضی باش و بدان که هر چه از دوست رسد،
1) [1] . بحارالانوار، ج 99، ص 271.
نیکوست.
«منا، نمایشگاهی است که سرمایههای روحی بسیار ارزنده انسانهای تکامل یافته را که نماینده آثار تربیتی پیغمبران و رجال آسمانی هستند، در معرض نمایش گذارده و تمام جهانیان را به تماشای آن میخواند. منا وادی قرب و تجلیگاه عنایات خاص حضرت معبود است».(1)
### 8 . طرد شیطان با رمی جمرات اولین کاری که در سرزمین آرزوهایت انجام میدهی، باید طرد شیطان و شیطانصفتان و نشان دادن تنفر از آنان باشد. واژه شیطان در قرآن بارها با عنوانهای گوناگون آمده است که عبارتند از: برادران شیطان، حزب شیطان، شیطان نفس و... . این شیاطین، خواه داخلی یا خارجی باشند، خواه مرئی یا نامرئی، خواه درونی و بیرونی، در همین سرزمین مقدس باید از بین بروند و برای اطمینان خاطر در سه مرحله باید آنها را نابود کرد. رمی جمرات، یادآور خاطره قهرمان بزرگ توحید، حضرت ابراهیم علیهالسلام است که در راه قربانی کردن فرزندش، _اسماعیل _علیهالسلام، شیطان، او را در سه مرحله وسوسه کرد تا از این کار باز دارد، ولی او از این آزمون دشوار سربلند و پیروز بیرون آمد.
«رمی جمرات، یک تمرین عملی و هدفدار است. رمی جمرات برای زنده نگه داشتن روح مبارزه و مجاهدت با صفات زشت شیطانی و زدودن اوهام و وسوسههای ابلیسی و رذایل و مفاسد اخلاقی و شرک و آلودگی از
1) [1] . حج؛ برنامه تکامل، صص 174 و 175.
درون وجود آدمی و محیط زندگی است.»(1)مبارزه با هر گونه بدی و پلیدی که در مسیر راه تقرب خداوندی است و هر چیزی که مانع از بندگی و پیشانیسایی در محضر دوست شود.
در واقع، در هر مرتبه از سنگ زدن به شیطان باید یکی از صفات شیطانی همچون حسد، غرور، کبر و ریا را از خود دور کنیم. امام صادق علیهالسلام میفرماید:
هنگامی که جمرات را رمی میکنی، افعال زشت و ناپسند و پستی و شهوتپرستی را از خود دور کن.(2)
برای پیکار با دشمنان، چه درونی و چه بیرونی، باید در دل خوف و ترسی نباشد. پروردگار در این باره میفرماید: «فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ.» (بقره: 38) همچنین دعا و استغفار «اللهم ادمر عنی شیطان»(3)بر زبان جاری باشد و در دست، سلاح «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ» (انفال: 60) باشد.
سلاح ما هفت سنگریزه به ظاهر بیارزش است که شب قبل در سرزمین مشعر جمع کردهایم، نه یک عدد کمتر و نه یک عدد بیشتر. این یک دستور و قانون است. زن و مرد، کوچک و بزرگ، از هر نژاد و قومی که باشند، باید به این فرمان تن دهند. امت اسلام همیشه و همه جا باید آماده حمله به دشمن
باشد. هر یک از ستونهایی که باید سنگ زده شوند، نمادی از دشمن و شیاطین است.
«اینک با پرتاب سنگریزهها به سوی ستونی که آن را شیطان فرض میکند، عزم و نیت و تصمیم خود را برای دست شستن از گناه و زشتکاری و تسلیم نشدن به جاذبهها و وسوسههای شیطانی به صورت محسوس و ملموس اعلام میکند و با این عمل ظاهری، نیت باطنی خویش را نشان میدهد و آن را تقویت و تثبیت میکند».(1)
### 9. اسرار قربانی در کتاب _مجمع البحرین _آمده است:
قربان عبارت از هر عملی است که انسان به وسیله آن بخواهد خود را به رحمت الهی نزدیک کند.(2)
پس قربانی، وسیله رحمت الهی است. قربانی کردن، فرصت تقرب به خداوند و پاکی نفس از آلودگیها و وابستگیها و رهایی از همه مظاهر غیر الهی و بهای آزادی از آتش قیامت است. امام صادق علیهالسلام از امام سجاد علیهالسلام نقل میکند:
چون حاجی در وادی منا قربانی کند، قربانی او بهای آزادیاش از آتش قیامت است.(3)
پس از سنگسار کردن شیاطین، نوبت خنجر کشیدن بر روی هوسها و
تمناهای دل است. گردن طمع را ببر و گردن خواستهها و آرزوهای نامشروع را بزن. این آخرین کار، فرصت حیات و فعالیت را از شیطان میگیرد. «وقتی حج حاجی تمام است که توانسته باشد نفسانیات را در «مذبح ایمان» ذبح کند و خود را در قربانگاه منا زیر پا نهد و تیغ بر حلق نفس اماره بگذارد».(1)
امام صادق علیهالسلام در این زمینه میفرماید:
وَ اَذْبِحْ حَنْجرَةَ الْهوَی وَ الْطَّمعِ عِنْدَ الذَّبیحةِ.(2)
موقع ذبح قربانی، گلوی هوای نفس و طمع را قطع کن.
کشتن هوا و هوسها و خواهشهای نفسانی، بدون پرهیزکاری امکانپذیر نیست. «در حقیقت، ذبح قربانی، رمزی از تهذیب نفس، تطهیر قلب و بریدن رگهای حرص و طمع و هوسبازیها و هواپرستیها است»(3)«تا میدان تجلی تقوای الهی در پهنه حیات و زندگی باز شود و زائر به حریم قدس دوست تا مرحله لقا و وصال سفر کند».(4)
شاید قربانی کردن در ظاهر، ذبح حیوان باشد، ولی در واقع، از بین بردن صفات حیوانی است و مبارزه با هر چه مانع رسیدن به کمال واقعی میشود. قربانی، هدیهای برای رهایی از گناهان است. امام صادق علیهالسلامدرباره فلسفه قربانی میفرماید:
اِنّهُ یُغْفَرُ لِصاحِبها عِندَ اَوّلِ قَطْرَةٍ تَقْطُرُ مِنْ دَمِها اِلَی الأرضِ.(5)
کسی که قربانی میکند، هنگامی که اولین قطره از خون قربانی به زمین برسد، گناهانش بخشیده میشود.
قربانی کردن؛ یعنی فدا کردن بهترینهای خود در راه محبوب و گذشتن از بهترینها برای رسیدن به معشوق، به این امید که همه رذایل شیطانی و خواستهها و میلهای درونی و بیرونی از انسان دور شود. اگر انسان سر خواهشهای نفسانی را نَبُرد و پایههای ایمان را در دل خود محکم نکند، به راحتی نمیتواند در برابر اهریمن بایستد.
قربانی کردن، اثبات عشق و تسلیم، تعبد و بندگی محض، فداکاری و ازخودگذشتگی و ایثار و زنده کردن خاطره بتشکن توحید، ابراهیم علیهالسلام و اسماعیل علیهالسلام است که از آزمون بندگی، پیروزمندانه بیرون آمدند و روحیه تسلیم و رضا و اطاعت را به نمایش گذاشتند.
ذبح اسماعیلت کار چندان آسانی نیست. باید نخست به معرفت برسی و شعور و آگاهی یابی و آرزوهایت را تعدیل کنی و دشمن درون و برون را سرکوب سازی. آنگاه میتوانی اسماعیلت را (مال، ثروت، مقام، موقعیت) و هر آنچه تو را به خود وابسته میکند، در راه رسیدن به معشوق قربانی کنی. البته باید چشمانت را ببندی تا وسوسه نشوی.
«در قربانی کردن، هدف اصلی، گذشت از مال و اظهار علاقه و عشق نسبت به خداست.»(1)«قربانیات هرچه بهتر و بزرگتر باشد، علاقه و عشقت را بهتر و بیشتر به معبودت نشان دادهای. قربانی، کشتن نفس اماره در راه خدا
1) [1] . حج، ص 135.
و بریدن حلقوم طمع است».(1)
یکی دیگر از اعمال پر راز و رمز مناسک حج، تقصیر یا حلق است؛ یعنی زائر در ظاهر باید مو یا ناخن خود را کوتاه کند. این کار، زدودن ناپاکیها و پاک شدن بدن از آلودگیهاست، ولی افزون بر ظاهر آراسته، باید باطن خود را نیز آراست و آلودگیهای باطنی چون غرور و نخوت و تکبر و را از خود زدود. امام صادق علیهالسلام در این باره چنین میفرماید: «با تراشیدن سر، تمام عیوب ظاهری و باطنی را بتراش».(2)
با تراشیدن و کوتاه کردن مو، غرور و تکبر را از سر بیرون میکنیم و به تطهیر روح و روان میپردازیم. به همین دلیل، هر موی آن، نوری در قیامت برای زائر به شمار میآید. ابوبصیر در روایتی نقل میکند:
مویی از سر حلق نمیشود، مگر اینکه خداوند مهربان به خاطر آن نوری در قیامت برای زائر قرار میدهد.(3)
با حلق و تقصیر کردن، آخرین نشانههای هواپرستی و خودخواهی را از وجود و روح و روان خود دور و فضایل انسانی را جایگزین رذایل حیوانی میکنیم.
فلسفه دیگر این عمل، پیروی محض و بندگی مطلق است. با این کار نشان میدهیم که تنها خدا را میپرستیم و بدون درنگ، به فرمانهای الهی عمل میکنیم. در واقع، تراشیدن مو، نشاندهنده نهایت خضوع و تسلیم در برابر فرمانهای الهی است که انسان، خود را در برابر خداوند، بینهایت خوار و حقیر ببیند.(1)امام صادق علیهالسلاممیفرماید:«فَاحْلَقْ رأسَکَ تواضُعاً للّه ؛ موی سرت را به نشان تواضع و خشوع در برابر اوامر الهی بتراش».(2)
ممکن است هدف از حلق کردن، افزون بر زدودن آلودگیهای درونی خود، زدودن آلودگیهای اجتماعی باشد تا بدین وسیله محیط اطراف را نیز از مفاسد و رذایل اجتماعی بزداییم و اولین قدم برای این کار را باید فرد بردارد.
از بین رفتن زیبایی ظاهری؛ یعنی پایان دلبستگیهای دنیوی و اینکه به خاطر محبوب حاضر میشوی زیباییهایت را از دست بدهی. به همین دلیل است که پس از آن آزاد میشود و مجوز استفاده از نعمتها را به دست میآورد. «انسان با انجام حلق اعلام میکند که این زیبایی و جمال را در پای آن جمیل نثار میکند و در واقع، زینتهای ظاهری را از خود دور میکند که این اوج تواضع و خضوع است و با تقصیر، خود را از آلودگیها میرهاند که این نیز اوج پالایش و زدودن زشتیهاست».(3)
بیتوته کردن و توقف کوتاه در منا، فرصتی بسیار مناسب برای تفکر و اندیشیدن درباره آنچه بوده و آنچه میخواهد باشد و بهترین فرصت برای توشه برداشتن برای قیامت است تا رهتوشهای معنوی برای تمام عمر و حیات جاودانه خود باشد. باید دل را از هرچه غیر دوست است، تطهیر کند و بیتوته، بهترین زمان برای دوری از دغدغهها و سرگرمیهای دنیاست؛ زیرا دیگر چیزی از دنیا وجود ندارد که چشم دل را اسیر کند و قلب را تسخیر سازد.
بیتوته، نابترین لحظه برای پاکسازی و خانهتکانی دل از هوا و هوسها و وسوسههای شیاطین و سرگرمیهای دنیاست. در آنجا نه تفریحی است، نه بازاری و نه چیزی که دل را مشغول سازد، این روزها و شبها، برای رسیدن به سعادت اخروی و ذخیره بهرههای بیپایان معنوی، فرصتی عالی است که به دست آوردن آن آسان نیست.
قرآن کریم دستور میدهد شبها را که در منا بیتوته میکنید، به یاد خدا باشید و اوقات خود را به تحصیل علوم و معارف و مناجات بگذرانید. آن سرزمین، سرزمین دستیابی به خواستههای الهی است.(1)
در سکوت و آرامش شب که هیچ صدایی جز دعا و انابه به گوش نمیرسد و همه، آرامش زندگی را از خداوند طلب میکنند، فرصت مناسبی
1) [1] . عرفان حج، ص 96.
است تا با دلی امیدوار و قلبی محزون، به پاکسازی روح بپردازیم و برای دریافت لطف حق تعالی بکوشیم.
زمانی این آلودگیها از بین میرود که جام دل شکسته شود. آنگاه حق تعالی متجلی میشود؛ زیرا خداوند فرموده است:«أَناعِنْد الْمُنکَسِرُ قُلُوبُهْمْ؛ من نزد شکستهدلانم».(1)
در کوی ما شکستهدلی میخرند و بس
بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است
انسان در جستوجوی بهشت گمشده خود، به تزکیه نفس میپردازد و دردها و نیازها و آرزوهایش را با او بازگو میکند. بیتوته کردن، فصل رویش دوباره جوانههای امید و زندگی و فرصت مناسبی برای شناسایی دشمن و آمادگی برای مبارزه با اوست. به فردایی باید اندیشید که با وجود مبارزههای سختی که در پیش داری، باید دشمن را سنگسار کنی و با رفتن به قتلگاه، کینه، حسد، آز و همه صفتهای ناپسند را نابود کنی.
بیتوته کردن، تولدی دوباره است. باید با دلی امیدوار و چشمانی اشکبار و دستی پر نیاز، به درگاه خداوند پناه ببریم و خود را نزدش بیمه کنیم تا از وسوسههای اهریمن قسمخورده در امان بمانیم و از او بخواهیم تا ما را از غفلت و دنیازدگی و خودمحوری برهاند.
در ظاهر، توقف و ایستادن و سکون است، ولی در باطن آن، دنیایی از
1) [1] . بحارالانوار، ج 93، ص 344، ح 51.
تفکر و پویایی درباره حال و گذشته نهفته است؛ اینکه چه اندوختهایم و چه باید بیندوزیم و کالای گرانبهای عمر را چگونه مصرف کردهایم. تا کنون چه محصولی را از کشتزار دنیا، برای آخرت برداشت کردهایم و اکنون در کجا هستیم و چه اندوختهایم و برای آینده چه تصمیمی گرفتهایم و چه برنامهای برای خودسازی داریم و عمر تلف شده خود را چگونه میخواهیم جبران کنیم؟ «چنین وقوفی سرشار از پویایی در تفکر و اندیشه است که اگر درست انجام گیرد، به تحرکی بس شگرف در زندگانی تبدیل میشود و به خودسازی و شخصیت انسانی میانجامد».(1)
بیتوته، مرور کارنامه زندگی و خوبیها و بدیهاست. «فرصتی است تا دفتر دل را بگشایی و کتاب عمل را بازخوانی کنی.»(2)همچنین فرصت بسیار مناسبی برای اندیشیدن درباره معاد و کولهباری است که باید با خود ببریم. پس از آن، صحرای عرفات و مشعر است. همه با لباسی متحدالشکل، همانند لباس قیامت حاضر شدهاند و هرکس با هر زبانی با معبود خود راز و نیاز و عقدهگشایی میکند و هر کس به زبانی، او را میستاید. گذشته خود را به یاد میآورد و بر عمر از دست رفته، حسرت میخورد و با توبه از گناهان خود، آمرزش طلب میکند تا دیگر باگناه و آلودگی، قلب خود را تیره و تار نکند.
پس از گفتوگوی عاشقانه با معبود و خلوت کردن با حضرت دوست،
اینک تا چند قدمی خانهاش چیزی نمانده است. باید به اقیانوس بپیوندی و با دیگر کبوتران سپیدپوش، با دلی پر امید و رویاندن شکوفه لبیک بر لب خود، به جویبار رحمت الهی برسی و گردش حلقه بزنی، همچون زنبور که به دور کندوی عسل میچرخد.
خورشید که در دل طلوع کند، برف تمناهای دنیا را آب میکند. حرم، قطعه جدا شدهای از بهشت موعود در این عالم خاکی است. شرط ورود به حریمش، دوری از آلودگی و تیرگیهاست.
طواف، نماد توحید است و خشوع در پیشگاه عظمت توحیدی. طواف، پروانه شدن و پرواز دادن روح تا قله بندگی در مدار توحیدی است. طواف، پرواز در مسیر عشق و پیوند با رب العالمین است.
طواف، ملاقات با خداوند است. طواف، از روحانیترین و ملکوتیترین حالات در مناسک حج است. در این مرحله تو قطرهای میشوی و همراه با پروانههای سفیدپوش، با بالی از عشق و ایمان و دلی سرشار از امید و رحمت، همگام با فرشتگان الهی در عرش، همدل و همرنگ، زمزمهکنان خود را به اقیانوس بندگی میاندازی.
«طواف، شاهبیت پر طراوت و دلنواز غزل شیوا و شکوهمند حج است و تبلور مقام قرب و وصل عبد و معبود است. طواف و نماز، نشاندهنده مطهرترین و مقدسترین و پرشکوهترین و پرجذبهترین و روحانیترین و ملکوتیترین حالات یک انسان است و آدمی در هیچ حالتی تا بدین حد از قرب و وصال و نزدیکی تام و تمام به راز آفرینش و کُنه هستی و معشوق
همه جهان و معبود کل هستی بهرهمند نمیگردد».(1)
در واقع، طواف مسلمانان در یک روز معیّن و مشخص بر گرد خانه حضرت دوست برای خودسازی و تهذیب نفس و غنای روح به دور از امتیازهای قومی و قبیلهای و نژاد و رنگ، قدرت آنان را در جهان نشان میدهد. دیدنیترین صحنه، حرکت آرام زائران است که با وجود اختلاف در رنگ و زبان و ملیت،(2)در کمال صمیمیت و مهربانی، بر گرد خانه یار میچرخند. آغاز و پایان طواف، برای یک هدف است که آن، طاعت و بندگی و آزاد شدن از بند شهوت و غضب و گذشتن از خود و خواستههای درونی و پیوستن به جمع و رفتن از خاک به افلاک است. در طواف حرم خدا که نشانه عشق به حق است، دل را از دیگران تهی کنید و جان از خوف غیر حق پاک سازید و به موازات عشق، از بتهای کوچک و بزرگ و طاغوتها و وابستگانش برائت جویید.
رو به سویش میایستی. درست در چند قدمیاش هستی. مروارید اشک مجالت نمیدهد و گونههایت تر میشود و تو میشوی سبکبال و بیوزن و تا کهکشان دوست، بال و پر میزنی و قطره میشوی و خجل میشوی چون دریا میبینی.(3)
یکی قطره باران ز ابری چکید
خجل شد چو پهنای دریا بدید
هنگامی نسیم رحمت را احساس میکنی که یاد و نام او ورد زبانت میشود؛ چون اصل فلسفه نام این است که تو را به یاد خدا بیندازد. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
به درستی که خداوند طواف خانه خود را به یاد داشتن نام خود قرار داد. گوش دل را که باز کنی، صدای بال فرشتگان را میشنوی که بهشت را پاداش عملت قرار دادهاند.(1)
حضرت علی علیهالسلام در این باره فرموده است:
خداوند طواف را قرار داد تا بدان وسیله بر بندگانش رحمت و مغفرت فرو فرستد و بهشت را به ایشان پاداش دهد.(2)
کعبه را همچون نگینی در برمیگیری.کعبه، عرش زمین و فرش آسمان و سند اعتبار مکتب است. کعبه، بوسهگاه هزاران مجنون است که در پی لیلای دیدار، رنج بادیه بر دوش کشیده و سختی هجران را تحمل کردهاند تا به مطاف و مسعی برسند.(3)
در واقع، نگاه به کعبه همه دلبستگیها و منافع دنیوی را از دیده و دل میزداید و دلهای شیفتگان را غرق معرفت و معنویت و خودشیفتگی
میگرداند و تو را به یاد بزرگمردانی میاندازد که در جوارش آرمیدهاند؛ هاجر و اسماعیل که الگوی صبر و مقاومت و اسوه پرهیزکاری و مظهر فداکاری بودند.
با طواف اول، هستی خود را از حجاب کفر نجات بخشیدهای که سایهای خطرناک بر چهره ظاهر و باطن و مانعی سنگین در مقابل تابش نور توحید بر عمق قلب است. با طواف دوم، وجود خود را از شرک خفی و جلی که ظلمی عظیم بر پیکره انسان و انسانیت است، رها ساز. با طواف سوم، دست و پای جان را از هر نفاق و دورویی آزاد شو. با طواف چهارم، خود را از آلودگی هوا و هوس و اسارت و زرق و برق و زنجیر مادیت و گرفتاری به طبیعت نجات ده. با طواف پنجم، از زنجیر طمع و حرص و بخل و آز بیرون آی. با طواف ششم، از چاه خطرناک عجب و خودبینی و ربا و سمعه به درآی و با طواف هفتم، از کبر و استعلا و استغبا دور شو.(1)
خلاصه همه دینها، دین اسلام و خلاصه همه عبادتها حج است و طواف، زینت کعبه است.(2)طواف، نهایت عشق به دلدار است و گریز از هر نوع دلدادگی و عشق به غیر اوست و پاسخ مثبت دلدار به خواستهها و استجابت خواهشهاست و زندهدلان عاشق و عاشقان زندهدل، آرام و خاشع و خاضع و همدل و همراه یکدیگر، محو جمال ربوبیاش شدهاند و در جستوجوی گمشده خود هستند.
«طواف، اوج حج و زیباترین و باشکوهترین منظره آن است. طواف، نقطه جوش و بالاترین حد پرستش است».(1)در میان کعبه، دست خدا؛ یعنی حجرالاسود قرار دارد. حجرالاسود به منزله دست خدا در زمین است که دلدادگانش با او مصافحه میکنند و پیمان میبندند.
از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نقل شده است:
اَلْحَجَرُالاَْسودُ یَمینُ اللّه ِ فِی الْأَرْضِ یُصافِحُ بها مَنْ یَشاءُ مِنْ خَلْقِهِ.(2)حجرالاسود، دست خدا در زمین است که خداوند در آنجا با هر یک از بندگانش که بخواهد مصافحه میکند.
همچنین در جای دیگر میفرماید:
اِسْتَلِموا الرُّکنَ فَإِنَّه یَمینُ اللّه ِ فی خَلْقِه یُصافِحُ بهَا خَلقهُ.(3)
رکن را لمس کنید؛ زیرا آن دست خدا در میان خلق است که با آن زائران بیت مصافحه میکنند.
با او دست میدهی، با او آشتی میکنی، با او عهد و پیمان میبندی که دیگر با لجاجتها و آلودگیها و کجرویها وداع کنی و قدم به جهانی دیگر بگذاری و تعهدهای فردی و اجتماعی را تجدید کنی و دست به طرف گناه دراز نکنی و از هرچه تو را از مدار بندگی دور میکند، فاصله بگیری.
حجرالاسود، گواه عهد و پیمان ماست. نشانه قرارداد خالق و مخلوق و پیمان بستن با بزرگترین قدرتی است که پشتوانهای بزرگ و محکم در برابر
دیگر قدرتهای شیطانی است. با لمس حجرالاسود، با خدا بیعت کنید تا با دشمنان رسولان و صالحان و آزادگان، دشمن باشید و به اطاعت و بندگی آنان هرکه باشد و هرچه باشد، سر ننهید و خوف و زبونی را از دل بزدایید.(1)
بر این عهد و پیمان و قرارداد، حجرالاسود را برای روز قیامت گواه بگیرید. امام صادق علیهالسلام در این باره فرموده است:
دست بر حجرالاسود بگذارید و چنین بگویید: «امانتی که بر ذمه من در زیارت خانه خدا، ادا کردم و پیمان خود را بر عهده گرفتم تا روز جزا گواه بر وفاداری من باش».(2)
حجرالاسود، بوسهگاه پیامبران و صالحان و اولیای خداوند است. پس وقتی که حجر را استلام میکنیم و پیمان میبندیم، در واقع با صالحان و اولیای الهی پیمان بستهایم و پیمان با خداوند، پیمان با رسولش و اولیایش است. در روایتی از امام صادق علیهالسلام آمده است:
حجرالاسود، تکیهگاه حضرت مهدی(عج) به هنگام بیعت با آن امام و آغاز قیام جهانی و عدالتگستر آن حضرت است.(3)
پس وقتی با خدا عهد میبندیم، در واقع با حضرت ولی عصر علیهالسلامپیمان بستهایم. «حجرالاسود در تصویری دیگر، قلب بیت است که گویی هرچه قدس و جلال و معنویت و جذبه و شکوه است، از همین عضو
به سراسر بیت تزریق میگردد.»(1)همانطور که قلب، خون را به سراسر بدن میرساند، حجرالاسود نیز شیفتگی و جبروت و معنویت را به سراسر کعبه میرساند.
در توصیفی، خال محبوب است. الهی قمشه ای در توصیف حجرالاسود چنین میسراید:
بوسی حجر خال لب لعل نگاران، حجرالاسود خال لب لعل است و این خال را ببوس تا به محبوبت برسی.(2)
امام صادق علیهالسلام، رکن یمانی را شبیه در بهشت دانسته است که استلام آن سبب میشود وارد بهشت شویم و نیز آن را به نهر تشبیه کرده است که گناهان را میشوید. پس حجرالاسود، دری از درهای بهشت است که خداوند آن را گشود و هیچگاه نبست.
در کوچ به سرزمین وحی و قرار گرفتن در جوار خانهاش، تنها انگیزههای معنوی و رسیدن به درجه بندگی مهم است. مراسم و مناسک حج، مجموعهای از احکام و اعمال ظاهری و صوری نیست که تنها برای انجام وظیفه باشد و بس، بلکه هدف از این اعمال، هجرت از خانه خودپسندی و تکبر به سوی خداوندگار است.
اعمال حج، برای تهذیب نفس و پیروز شدن بر شیطان و تلاش برای
رسیدن به کمال مطلق و بالا رفتن از نردبان معرفت است. حج؛ یعنی تفکر در حال، آینده و گذشته. حج؛ یعنی حرکت به سوی آینده، برای ساختن دنیایی نو و آخرتی آباد. با انجام مناسک حج، وارد حریم الهی میشویم و فرصتی مناسب، برای پالایش و دگرگون شدن پیدا میکنیم.
هر یک از مراحل حج، سنگ محکمی برای زائر است تا جوهر ایمانش را بیازماید و سره را از ناسره بشناسد. تحول روحی و اخلاقی فرد پس از حج، نشانه پذیرش اعمال اوست. حج، سیر و سلوک است و مرز عبور از خود به خدا و فنا شدن در محبوب و رنگ الهی گرفتن و با خدا در میان خلق بودن و از میان خلق به حق سفر کردن است.
حج، نفسکُشی و ریاضت و مبارزه با هوسها و خواهشهای نفسانی است. حج، تضعیف و مهار خصلتهای حیوانی و مسلط شدن بر شهوتها و گرایشهای جنسی است. در واقع، حج، تمرین اراده و مقاومت و پرهیز از خودبینی و خودآرایی، با ننگریستن به آینه است. ممنوع بودن آزار خود و حیوانات، تمرینی برای جلوگیری از ستم به دیگران و پرخاشگری و تجاوز به حریم دیگران است و اگر تکتک افراد ساخته شوند، جامعه نیز ساخته خواهد شد.
حاجی با این ممنوعیتها و محدودیتها، وجودش را تقدیم خدا میکند و اجازه نمیدهد اهریمن به محدوده وجودی او گام نهد و حرم امن الهی را در درون پدید میآورد. خداوند در این باره میفرماید: «وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِنًا». (آل عمران :97)
آنگاه که لباس احرام را میپوشیم و لباس دنیوی را از تن درمیآوریم، جامه گناه و ریا و تکبر را از تن بیرون میکنیم و لباس دلبستگیها را بیرون میریزیم و لباسی ساده و سفید میپوشیم. جامه ادب و تواضع و جامه سفر مرگ بر تن میکنیم.
بهرهمندی از عطر ممنوع میشود؛ زیرا بوی خوش بندگی کافی است. در آینه نگاه کردن ممنوع است؛ زیرا باید تنها او را بنگریم و دل خود را به او بسپاریم. طواف و گشتن به دور معبود، به معنای گشتن تنها بر گرداگرد حریم او و ممنوع بودن از خودمحوری و سرزمینمحوری و ملتمحوری است. هرچه به او نزدیکتر شویم، از خود دور میشویم. دشواری برخی اعمال و محروم شدن از برخی حلالها، سبب میشود جسم و جان خود را در برابر سختیهای دنیوی آماده سازیم. ازاینرو، در برابر دستورهایش باید فرمانبردار باشیم و همه اعمال را بی کم و کاست، در کمال بندگی محض انجام دهیم.
به طور کلی، فلسفه همه اعمال و مناسک، تمرین خودسازی و گناه نکردن است. در روایت چنین آمده است:
حج، بدن را به سختی انداختن، از زن و فرزند دور شدن و جان را از هواهای نفسانی و شهوتها و لذتهای نامشروع منع کردن و تمرین خودسازی و گناه نکردن است.(1)
1) [1] . وسائل الشیعه، ج 11، ص 13.
«در طواف حرم خداکه نشانه عشق حق است، دل را از دیگران تهی کنید و جان را از خوف غیر خدا پاک سازید و به موازات عشق به حق از بتهای بزرگ و کوچک و طاغوتها و وابستگانش برائت جویید که خدای تعالی و دوستان او از آن برائت جستند و همه آزادگان جهان از آنان بری هستند و در لمس «حجرالاسود» بیعت با خدا بندید که با دشمنان او و رسولانش و صالحان و آزادگان، دشمن باشید و به اطاعت و بندگی آنان، هرکه باشد و هر جا باشد، سر ننهید و خوف و زبونی را از دل بزدایید. در سعی بین صفا و مروه، با صدق و صفا، سعی در یافتن محبوب کنید که با یافتن او همه بافتهای دنیایی گسسته میشود و همه شکستها و تردیدها فرو میریزد. با حالت شعور و عرفان به مشعرالحرام و عرفات روید و در هر موقف به اطمینان قلب بر وعدههای حق و حکومت مستضعفان بیفزایید. پس به منا روید و آرزوهای حقانی را در آنجا دریابید که آن قربانی نمودن محبوبترین چیز خویش در راه محبوب مطلق است و بدانید تا از این محبوبها که بالاترین حب نفس است و حب دنیا تابع آن است، نگذرید، به محبوب مطلق نرسید و در این حال است که شیطان را رجم کنید و شیطان از شما بگریزد و رجم شیطان را در مورد مختلف با دستورهای الهی تکرار کنید که شیطان و شیطانزادگان همه گریزان شوند».(1)
پس از شستوشوی روح از آلودگیها و پلیدیها و پیمان دوباره با مبدأ
1) [1] . صحیفه نور، ج 18، ص 97.
آفرینش، اینک با روحی آزاد و پاک و به دور از هیاهوهای مادی، به حرم پاک نبی، مدینه منوره قدم میگذاریم؛ زیرا زیارت مدینه مکمّل حج است. امام رضا علیهالسلام در این باره میفرماید: «زیارت حضرت رسول، زیارت خداست».(1)
به محضرش میرویم و با او خلوت میکنیم و از شیطان رجیم به او پناه میبریم. او که طبیب نفوس است و حبیب قلوب و داروی درد نفس آدمی را به او دادند و شفای قلب و روح بیمار بشر در کلام او نهفته است. او نسخه همه دردهای بیدرمان و وجود مبارکش، خورشید هدایت گمگشتگان جهان است.
مناجاتهای علی علیهالسلام، نالههای فاطمه علیهاالسلام و صدای اذان بلال را با تمام وجودت احساس میکنی. در واقع، مدینه، مصدر ولایت و امامت است و عزت و شکوه مسلمانان را تا ابدیت پایهریزی کرده است. هر مسلمان عاشقی، مشتاق دیدار و زیارت پیامبر و این شهر است.
حج و زیارت مدینه، یعنی درک پیوند توحید و نبوت و امامت. امام باقر علیهالسلام در این باره میفرماید:
از مکه آغاز کن و به مدینه ختم کن که این فضیلت بیشتری دارد.(2)
همچنین رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در این باره فرمود:
مَنْ أتَی مَکَّةَ حاجّاً و لمْ یَزُرْنِی اِلَی الْمدینَةِ جَفانی.(3)
کسی که برای حج به مکه آید و در مدینه به زیارت من نپردازد، در حق من جفا کرده است.
حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود:
هر کس سه روز حضرت رسول را زیارت کند، بهشت بر او واجب میشود.(1)
پیامبر در کلامی دیگر درباره زیارت خود چنین میفرماید: «مَن أَتانی زائرا کُنْتُ شَفیعَهُ یَوْمَ القِیامَةِ؛ آن کس که به زیارت من آید، او را شفاعت میکنم».(2)
پیامبر شفاعت خویش را برای کسی میخواهد که با دل او را زیارت کند. همچنین آن حضرت فرمود: «مَنْ زارَ قَبْری وَجب لَهُ شَفاعتی؛ کسی که قبر مرا زیارت کند، شفاعت من بر او واجب است».(3)
از آن جهت به مدینه، منوره گویند که از مدینه، نور هدایت، انسانیت، ایمان، عدالت، علم، معرفت و مکارم الاخلاق میتابد. در همه جای این شهر، جای پای مبارک رسول رحمة للعالمین را میتوان یافت. مدینه، مقدسترین شهر اسلامی پس از مکه معظمه است و قداست آن همپای مکه است. این شهر مورد رحمت پیامبر قرار گرفته است. هنگامی که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله وارد شهر مدینه شد، برای ساکنان آن دعا کرد و از خدا خواست، خدا مدینه را همچون مکه و بلکه بیشتر از آن محبوب پیامبر و
یارانش سازد و به برکات و خیراتش بیفزاید و تب و وبا را از آن دور سازد.(1)
در جایی دیگر نیز چنین فرمود:
بار خدایا! برکت را بر مدینه نازل گردان...، سوگند به کسی که جان من در دست اوست، هر راه و کورهراهی که به مدینه منتهی میشود، ملکی از آن حفاظت و پاسبانی میکند.(2)
مدینه مانند دیگر شهرها نیست. مدینه نخستین مرکز حکومت اسلامی، محل نشر و گسترش دین اسلام، محل تردد فرشتگان، محل نشر وحی و نزول آیههای الهی است. اولین مسجد در این شهر، بنا و نخستین نماز جمعه در این شهر برپا شد. همچنین مدینه محل زندگی بزرگترین انسانهاست. در مدینه مقاومتها و ایثارها و رادمردیها و عظمتها و فداکاری و جانفشانیهای بسیاری رخ داده است. اگر چشم دل باز کنیم و گوش جان بسپاریم، تمام کوچه پس کوچههای مدینه با آدم سخن میگوید.
بناهای تاریخی مدینه همچون مسجد قبا، مسجد قبلتین، مسجد فضیح، مسجد سلمان، مشربه ام ابراهیم، آرامگاه شهیدان، کوچههای بنیهاشم، نخلستانهای مدینه و چاههای علی علیهالسلام، یادآور خاطرههای صدر اسلام است. در مورد مکانهای مقدس در مدینة النبی روایات زیادی وجود دارد. رسول خدا درباره مسجد قبا فرموده است: «الصلاةُ فی مَسْجد قُباءَ کَعُمرةٍ؛ نماز در مسجد قبا مانند یک عمره است.» همچنین فرمود: «هر کس بیرون آید تا به این
مسجد ـ مسجد قبا ـ بیاید و در آن نماز بخواند، برای او پاداشی برابر عمره است».(1)
نماز خواندن در مسجدالنبی ثواب حج را دارد. پیامبر خدا فرمودند:
هر کس با طهارت بیرون شود و قصدی جز آمدن به این مسجد نداشته باشد، تا در آن نماز بخواند، مانند انجام حج است.
امام باقر علیهالسلام به ابوحمزه ثمالی فرمود:
ثواب نماز واجب در مسجدالحرام و مسجدالنبی برابر است با ثواب یک حج و ثواب نماز نافله در آن برابر است با ثواب عمره.
با توجه به قدر و منزلتی که این مسجد عزیز دارد، باید قدر فرصتهای ناب و کمیاب را بدانیم. پیامبر اسلام در این باره میفرماید:
الصَّلوةُ فِی مَسْجِدی کَأَلْفِ صَلوةٍ فی غیره اِلاَّ المْسْجِدَ الحَرامِ.(2)
یک نماز در مسجد من بهتر از هزار نماز در دیگر مساجد است مگر مسجدالحرام.
همچنین امام صادق علیهالسلام در این باره میفرماید: «الصَّلاةُ فی مَسْجِدِ النَّبی صلی اللّه علیه و آله تَعْدِلُ بِعَشَرَةِ آلافِ صَلوةٍ؛ یک رکعت نماز در مسجد پیامبر برابر است با دههزار رکعت نماز.»(3)در این مسجد که پر از خاطرات گوناگون است، تو فقط باید چشم دل بگشایی. هنوز صدای نازنین پیامبر از این منبر به گوش میرسد. هنوز محراب، دل به پژواک صدای رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بسته
است. کجاست کسی که گوش جان به پیامبر بسپارد؟ کجاست قلبی که با بلال همنوا گردد؟ تو باید خودت را گم کنی تا شاید معشوق خودت را بیابی.
«زیارت قبر رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله، افزون بر ثواب اخروی، منافع دنیوی نیز دارد. گفتهاند که خدا برای زائر قبر رسول، ده کرامت قرار داده است: رتبه والا؛ دست یافتن به خواستهها و برآوردن حاجت؛ موهبت یافتن، ایمنی و پاکیزگی از عیوب؛ آسان شدن مصیبتها؛ برطرف شدن گرفتاریها؛ فرجام نیک؛ رحمت پروردگار. همچنین زیارت قبر حضرت رسول، از برترین طاعات و موجب قرب به خداست».(1)
امام صادق علیهالسلام پاداش زیارت قبر پیامبر را زیارت خدا میداند. همچنین امام صادق علیهالسلام در پاسخ به پرسش زید شحام که پرسید: پاداش زیارت قبر پیامبر چیست؟ فرمود: «پاداش زیارت پیامبر چنان بالاست، مثل اینکه خدا را در عرش زیارت کنید».(2)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره مردم آخرالزمان، یا بهتر امت بگوییم مردمانی که پس از درگذشت آن حضرت سر قبرشان میروند، فرموده است:
مَن زارَ قَبری بَعْدَ مَوتی کَمَنْ هاجَر لِی فی حَیاتی.(3)
هر کس قبر مرا بعد از مرگم زیارت کند، همانند کسی است که در زمان حیاتم به سوی
من هجرت کرده است.
در جای دیگر ایشان چنین فرمود:
مَن زارَنی فی حَیاتی وَ بَعدَ مَماتی کانَ فی جَواری یَومَ القِیامَة.(1)
کسی که مرا زیارت کند، در زمان حیاتم و بعد از درگذشتم، روز قیامت در کنار من خواهد بود.
همچنین ایشان فرموده است: «من در قیامت همسایه زائران خود خواهم بود».(2)زیرا هر دیدی را بازدیدی است و اگر دیدار در دنیا باشد، بازدید در آخرت است. برای رفتن به بارگاه ملکوتی آخرین فرستاده خدا باید همانند رفتن به حریم کبریایی خداوند محرم شویم؛ یعنی قلب و روح خود را از نفسانیات پاک کنیم. باید نیتی خالص و قلبی خاضع و خاشع و لباس و بدنی پاکیزه داشته باشیم و با اجازه او به آستان شریفش گام گذاریم: «رَبِّ أَدْخِلْنی مُدْخَلَ صِدْقٍ.» در کنار قبر مطهرش باید رفتار شایسته یک مسلمان را داشته باشیم و ادب را رعایت کنیم. خدا در سوره حجرات فرموده است:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ. (حجرات:2)
ای کسانی که ایمان آوردهاید، صدای خود را از صدای پیامبر بلندتر نکنید و همچنان که با یکدیگر بلند صحبت میکنید، با او به آواز بلند سخن نگویید که اعمالتان ناچیز شود، در حالی که شما نمیدانید.
پس ما به عنوان مهمان حضرت باید آداب میهمانی را رعایت کنیم و از
گفتن سخنهای بیهوده و حتی سخنان روزانه نیز دوری کنیم و قدر لحظات را بدانیم؛ زیرا کارهای بیهوده، پیامبر را آزار میدهد.
یکی از مقدسترین و پرخاطرهترین مکانهای مدینه، بقیع است که ستارگان درخشان و گوهرهای تابناکی را در آغوش گرفته است. بقیع، بارگاه چهار امام غریب و یاران پیامبر است که سرشار از یاد و خاطره دلاوریها و شهامتها و رادمردیهاست. بقیع، یک گورستان معمولی نیست، بلکه یک تاریخ کهن است؛ تاریخ یک دین و مذهب است. محل تنزیل هزاران فرشته و یادآور جنگ خندق، خیبر و تبوک است. درباره فضیلت این خاک مقدس، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
از بقیع هفتاد هزار نفر محشور خواهند شد که صورت آنان مانند ماه شب چهارده خواهد بود.(1)
پیامبر در جایی دیگر میفرماید: «سرزمین بقیع نخستین مکانی است که در روز قیامت شناخته میشود و به خاک سپردهشدگان آن، سر از خاک بیرون میآورند.» پیامبر به اهل بقیع فرمود:
اِنّی بُعِثتُ اِلی اَهْلِ الْبَقیعِ لأِصَلِّی عَلَیْهم.(2)
من مأموریت دارم تا به اهل بقیع درود فرستم.
بقیع، تاریخ مظلومیت و سند غربت چهارده قرنه آل طه است. آرام و
ساکت است، ولی فریاد در سکوت پنهان است و سکوت، رمز گفتوگو با آنهاست و فریادی در سکوت پرپر میزند. قلب تشیع و نبض حیات اسلام در بقیع میتپد. بقیع، شهر اهل بیت و نشانه استمرار نبوت و ولایت است و زیارت این قبرستان، نوعی اظهار ارادت و محبت و تجدید عهد با آنان است که همان تجدید عهد با رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله است. زیارت بقیع، همانند زیارت رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله است. حضرت صادق علیهالسلام درباره زیارت امامان مطهر چنین فرموده است: «مَنْ زارَنا بَعْدَ مَمَاتِنا کَانَّها زارنا فی حَیاتِنا؛ هر کس ما و امامان را پس از فوتمان زیارت کند، گویی ما را در حال زنده بودنمان دیدار کرده است».(1)
زید شحام میگوید از امام صادق علیهالسلام پرسیدم: پاداش کسی که شما را زیارت کند، چیست؟ فرمود: «مانند کسی است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را زیارت کند».(2)
همچنین از امام رضا علیهالسلام نقل شده است که فرمود:
برای هر امام و رهبری عهدی است در گردن دوست و شیعیانش از کمال و وفای به عهد و زیارت قبر ائمه. کسی که با میل و رغبت آنها را زیارت کند و آنچه را در آن رغبت فرمودهاند، تصدیق کند، ائمه در روز قیامت شفاعتکننده آنها هستند.(3)
ما با زیارت قبورشان تولاّ و تبرای خود را اعلام میکنیم. این تنها چیزی
است که پیامبر از ما میخواهد. قرآن از زبان پیامبر چنین میفرماید: «لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی؛ من پاداشی از شما نمیخواهم مگر محبت بر اهلبیتم». زیارت، پلی از گذشته به آینده است. به یاری این سنت ارزشمند میتوان فرهنگ و ارزشهای معنوی و ناب محمدی و دستآوردهای فرهنگی امامان اطهار و اسلام عزیز را به نسلهای بعد و آیندگان منتقل کرد. زیارت در ارزشهای فرهنگی ما ریشه دارد و افزون بر جنبه عبادی آن، دارای جنبه فرهنگی وسیعی است.
حج بدون زیارت و تجدید عهد با اولیالامر، ناتمام است. تمام حج در دیدار با امام نهفته است. در واقع، حاجی پس از زیارت خانه خدا و عهد و پیمان بستن با او باید با رسول او و امام خود پیمان ببندد؛ زیرا «أَطیعُوا اللّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْکُمْ.» روح عبادت در سایه ولایت معنا مییابد. حج بیولایت، حجی بیروح است. نه تنها حج، بلکه دیگر عبادتها نیز در سایه ولایت معنا و مفهوم پیدا میکند.
در حجة الوداع، پیامبر مسئله ولایت را بیان کرد. بدون اعلام عمومی ولایت، همه کوششهای پیامبر از بین میرفت. حضور همیشه امام عصر(عج) در عرفات و موسم حج نیز دلیل دیگری بر اهمیت این موضوع است.
«بقیع، این کانون اسرار پنهان، این مجموعه کرامتهای مدفون در خاک، این سند مظلومیت حق، این تجسم اشکها و دردها و داغهای شیعه در طول تاریخ، این خانه غم و ماتم، این آشیان دلهای سوخته و پرستوهای پر
شکسته، این بقعه مقدس ولی بیسایبان برای ما معنای دیگری دارد.»(1)«در بقیع، روضه لازم نیست، خود، مرثیه مجسم است. در بقیع، اشک است که سخن میگوید.
همیشه هنگام ورود، حرف بسیار است و هنگام خداحافظی، حرفها به پایان میرسد و اشک و آه و حسرت و تلخی سکوت، در جان لانه میکند. شب، شب آخر است. فرصتها را باید غنیمت شمرد. باید به پای ثانیهها بیفتی. ای عقربهها! عقب بکشید و بایستید. عمر سفر خود را کوتاه نکنید. باید دل کند. جدایی یک قانون است.
پایان سفر، برگشتن به دنیای خاکی و روزمرگی همیشگی و تنزل از افلاک به خاک است. میرویم با حسرتی بر دل و غمی سنگین بر سینه و آرزویی بر دل مانده؛ آرزوی نیافتن قبر گمشده!
گریه امان نمیدهد، برای آخرین بار جام وجودت را متوجه قلب نگین مدینه، قبة الخضرا میکنی و روحت را در باران ترنم اشکهایت شستوشو میدهی: «اَخْرِجنی مُخْرَجَ صِدْقٍ» و با حسرت زمزمه میکنی: «السلام علیک یا رسولَ اللهِ.» با خود آرزو میکنی: «وَ لا جَعَلَهُ اللّه آخِرَ الْعَهدِ مِنّی لِزیارَتِکم».
ما جملگی ای مدینه بیمار توییم
رفتیم، ولی عاشق دیدار توییم
هر چند تو را گران فروشند به ما
1) [1] . روح حج، ص 39.
باکی نبود، باز خریدار توییم(1)
..
زائر خانه خدا و حرم نبوی، افزون بر اینکه پیش از سفر باید آمادگی پیدا کند و وظایفی را انجام دهد، پس از سفر نیز مسئولیت او بیشتر خواهد شد که برای آشنایی بیشتر مؤمنان، این وظیفهها را برمیشماریم:
بر اساس آداب و سنن، حاجی پس از بازگشت از سفر الهی و معنوی حج، برخی کارها را انجام میدهد که اگر با تعادل همراه باشد، بسیار نیکو و بجاست. اگر این آداب و رسوم با اسراف و تظاهر و ولخرجی همراه باشد، نه تنها نیکو و شایسته نیست، بلکه بسیار ناپسند است. متأسفانه این فرهنگ و
1) [1] . جواد محدثی.
رسم نادرست، در جامعه ما نهادینه شده است. امام صادق علیهالسلام در این باره میفرماید:
هَدِیَّةُ الْحَجِّ مِنَ الْحَجِّ یا اَلْهَدِیَّةُ مِن نَفَقةِ الْحَجِّ.(1)
سوغات حج جزو حج است یا سوغات از هزینه حج است.
این سوغات یا هدیه هر قدر هم که اندک باشد، باز هم پسندیده و ارزشمند است. امام صادق علیهالسلامدر این باره چنین فرمود: «به هر مقدار که توان مالی دارید، هر چند یک سنگ، برای زن و فرزندانتان هدیه بیاورید».(2)
همچنین در جایی دیگر فرمود:
اِذا سافَرَ اَحَدُکُم فَقَدِمَ مِنْ سَفَرهِ فَلْیَاْتِ اَهْلَهُ بِما تَیَسَّرَ وَ لَوْ بِحَجَرٍ.(3)
هرگاه یکی از شما به سفر برود، چون به جانب اهل خود برگردد، چیزی بر آنان هدیه بیاورد، هر چند حقیر و کمارزش باشد.
این تأکید برای هدیه و سوغات، به دلیل آثار مطلوبی است که در روابط خانوادگی به جا میگذارد. هدیه دادن، محبت و مهر را زیاد میکند، کینهها و کدورتها را از بین میبرد، اختلافهای خانوادگی را کاهش میدهد و مشکلات بسیاری را حل میکند. از نظر اسلام، اهمیت هدیه به دلیل آثار معنوی آن است.
باید برای خرید سوغات به این نکته توجه کرد که نباید وقت حاجی را بگیرد. ازاینرو، حاجیان باید از اسراف و ولخرجی بپرهیزند. امام صادق
علیهالسلام میفرماید:
اَقْلِلِ النَّفَقَهَ فِی الْحَجِّ تَنْشَطْ وَ لا تُکْثِرِ النَّفَقَهَ فِی الْحَجِّ فَتَمَلَّ الْحَجَّ.(1)
از صرف بودجههای غیرضروری در حج، صرفنظر کن تا نشاط حج در تو همچنان زنده بماند.
اسلام به مسئله اطعام و ولیمه دادن، نظر ویژهای دارد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهولیمه دادن در پنج مورد را سفارش کرده که از جمله ولیمه دادن پس از بازگشت از سفر حج است، ولی باید دقت کرد تا دچار خودنمایی و ولخرجی نشویم. دادن غذاهای رنگارنگ و گرفتن مراسم در تالارها، به روح حج آسیب میرساند.
همچنین از دیگر مواردی که در سفر حج صورت میگیرد، استقبال از زائر خانه خداست که اگر به درستی صورت گیرد، نه تنها ناپسند نیست که پسندیده و ارزشمند است. امام سجاد علیهالسلام در این باره میفرماید:
یا مَشْعَر مَنْ لَمْ یَحُجَّ اِسْتَبشِرُوا بِالْحاجِّ اِذا قَدِمُوا فصافِحُوهُمْ وَ عَظِّمُوهُمْ فَاِنَّ ذلِکَ یَجِبُ عَلَیْکُم تُشارِکُوهُمْ فِی الْاَجْرِ.(2)
ای کسانی که به حج نرفتهاید، زائران خانه خدا وقتی که از حج برمیگردند، خوشحالی کنید و مژده دهید. با آنان دست دهید و بزرگشان بدارید. این کار بر شما لازم است تا در پاداش حج با آنان شریک بشوید.
این شیوه شریف و نیکو سبب حفظ حرمت حاجی و سفر الهی میشود و نوعی شور و شوق در دل دیگران برای رفتن به این سفر مقدس معنوی شکل
میگیرد.
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
کسی که حاجی را در آغوش بگیرد و با او معانقه کند و گردی از راه حج که در لباس حاجی است، بر لباس او بنشیند، مانند آن است که حجرالاسود را لمس کرده است.(1)
در این باره به این نکته مهم باید توجه کرد که ولخرجی و زیادهروی در برگزاری مراسم استقبال از حاجیان، کاری ناپسند است و نباید این شیوه در جامعه اسلامی نهادینه شود؛ زیرا به قداست جامعه اسلامی آسیب میرساند.
حاجی پیش از رفتن به این سفر مقدس خود را آماده میکند و نیت خود را خالص میگرداند و صفتهای ناپسند را از خود دور میکند و در این سفر با خدا پیمان میبندد که انسانی والا و شایسته باشد. پس از بازگشت از حج، تازه راهی نو آغاز شده است و مسئولیت او سنگینتر میشود. بنابراین، حفظ حالتهای روحانی به دست آمده، سختتر از انجام اعمال و مناسک حج است. حاجی باید تلاش کند نورانیتی را که در این سفر پدید آمده است، حفظ کند و با گناه و معصیت، این نورانیت را از بین نبرد. «حج، نورانیتی به ارمغان میآورد و تا زمانی که آلودگی به گناه پیدا نکرده، آن نور در چهره او باقی میماند.»(2)پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهدر این زمینه میفرماید: «نشانه
قبول شدن حج آن است که انسان بعد از بازگشت از مکه، دست از گناهان خود بردارد».(1)
حج، درمان همه دردها و رذایل اخلاقی و فردی همچون غرور تکبر و حسد است و اگر غیر از این باشد، حاجی کار بیهودهای انجام داده و تنها خودش را آزار داده است.
در جامعه اسلامی ما، لقب حاجی بسیار مقدس و محترم است و مردم محترمانه به حاجی نگاه میکنند و از او میخواهند فراتر از مردم عادی باشد. ازاینرو، حاجی باید ارج و قرب خود را نگه دارد. بنابراین، باید با اعمال و رفتار خود دیگران را به این کار تشویق کند. حاجی میتواند با بیان احساسات و حالتهای معنوی خود و خاطرات سفر، دلها را مشتاق و روانه مکه کند. «در واقع، این آموزشی بزرگ است که هر سال اقلیتی که توانستهاند عملاً و اکثریتی که نتوانستهاند، نظرا در حج شرکت میکنند».(2)
حاجی میتواند با بیان واقعیتها و آنچه در ذهن مردم شکل گرفته است، چهره واقعی و درست اعمال و مناسک الهی را به گوش مردم برساند و مسائلی را که برای دیگران شک و شبهه ایجاد میکند، حل کند و دیده دیگران را به روی واقعیتها بگشاید.
بنابراین، حاجیان پس از اثرپذیری از حج دگرگونی روحی و اخلاقی در وجود خویش باید بتوانند اعضای خانواده خود را نیز متحول کنند و این دگرگونی اثرپذیری را نهادینه سازند.
رسانه، وسیلهای فراگیر و عمومی است که با افکار انسانها سر و کار دارد و روی آنان اثر میگذارد. این اثرگذاری میتواند سبب گسترش دین اسلام شود. ارزشهایی که هر کدام میتواند هزاران نکته مثبت و ارزنده داشته باشد. یکی از موردهای مهم و ارزشمند مراسم مقدس حج این است که هر سال در زمان خاصی برگزار میشود. ازاینرو، رسانه میتواند بیننده یا شنونده را وارد آن فضای معنوی کند تا دیگر مسلمانان بتوانند آن فضا را حس و با
بینشی عمیق در این مراسم شرکت کنند. این وظیفه و رسالت رسانه، تنها نباید در موسم و زمان خاصی صورت گیرد، بلکه باید در طول سال، رسانه به رسالت خود پایبند باشد. در میان وسایل ارتباط جمعی، رادیو و تلویزیون از پایگاه ویژهای برخوردارند و به عنوان رسانه ملی ـ دینی نقش محوری اثرگذاری دارند.
صدا و سیما، به دلیل تنوع مخاطب، وسیله ارتباطی اثرگذاری در آموزش و رشد و تحول افراد جامعه در زمینههای گوناگون است. صدا و سیما در زمینه گسترش فرهنگ زیارت، پل ارتباطی مهمی به شمار میآید و میتواند با تعامل و همکاری با سازمانهای دیگر، مانند حج و زیارت و بعثه مقام معظم رهبری، زائران را برای این سفر روحانی آماده کند.
رسانه در جهت آموزش و انتقال ارزشهای حج میتواند با تهیه برنامههای متنوع درباره موضوعهای گوناگون، افزون بر اطلاعرسانی دقیق و درست، بستر مناسبی را برای رشد روحیه خدامحوری و احیای شعایر الهی و تقویت پرهیزکاری عمومی فراهم کند.
رسانه ملی با ساخت برنامههای معنوی، میتواند افراد کمسواد یا بیسواد را پیش از سفر آموزش دهد. یادآوری جنبه معنوی این سفر به حاجیان، برای بهرهمندی بهینه از فرصت کمنظیر و استثنایی که نصیب آنان شده است، بسیار راهگشا خواهد بود.
رسانه باید به حاجیان یادآوری کند که حج، عبادتی فردی نیست، بلکه عبادتی گروهی است و برگزاری باشکوه این مراسم میتواند سبب عزت و سربلندی جامعه مسلمانان شود. رسانه افزون بر اینکه زائر را آماده سفر
میکند و او را مشتاق میسازد، کسانی را که مسافر سرزمین وحی نیستند، برای رفتن به مکه علاقهمند میکند.
خوشبختانه صدا و سیما، در سالهای اخیر تا حدودی توانسته است گامهایی در این زمینه بردارد و کارهای ارزشمندی انجام دهد. راهاندازی پایگاه اینترنتی _لبیک _و برنامههای گوناگون چون _روضه رضوان _جزو کارهای رسانه است. باید یادآوری کنیم که رسانه در این زمینه از تهیه برنامههای عاطفی بپرهیزد.
از دیگر برنامههایی که صدا و سیما در این زمینه انجام داده است و میتوان به آنها اشاره کرد، گزارشهای زنده و گفتوگو با حاجیان و پخش زنده مراسم دعای کمیل مدینه و تبلیغ حج دانشجویی و دانشآموزی و پوشش خبری برائت از مشرکان است. امید است که رسانه در سالهای آینده، گامهای بلند و اثرگذاری در این جهت بردارد.
امروزه صدا و سیما در عرصه فرهنگسازی، جایگاه مهم و ویژهای دارد که سبب تحول و تکامل و رشد و شکوفایی جامعه است. امید است پیشنهادهای زیر راهگشا باشد:
برگزاری مسابقههای خاطرهنویسی، شعر و متن ادبی؛
برگزاری نشستهایی با کارشناسان گوناگون و بهرهگیری از نظر کارشناسان؛
بیان خاطره از زبان بزرگان یا کسانی که به این سفر الهی رفتهاند؛
ساخت برنامههای مستند، مانند روضه رضوان؛
تهیه گزارش از مکانها و آثار تاریخی (مدینه و مکه) و اطلاعرسانی دقیق درباره این مکانهای دینی؛
آموزش مناسک و اعمال حج؛
آموزش آداب معاشرت و همزیستی حجاج با یکدیگر و با حاجیان دیگر کشورهای مسلمان؛
رسانه باید به حجاج یادآوری کند که آنها نمایندگان جمهوری اسلامی ایران هستند. ازاینرو، هنگام نماز، هشیار باشند و بانوان نیز حجاب اسلامی را رعایت کنند؛
9. همکاری با سازمان حج و زیارت برای انجام مراسم حج؛
آشنا کردن زائران با اخلاق و سیره نبوی و امامان اطهار علیهمالسلام؛
تشویق زائران به ثبت خاطرهها و رویدادهای سفر حج؛
آموزش بهرهمندی بهینه از زمان؛
ساخت مجموعههای تلویزیونی، برای شناخت شخصیتهای تاریخی، مانند بلال و ابوذر؛
آموزش باورهای اسلامی به حجاج در برخورد با مسلمانان اهل سنت، برای حفظ آبروی تشیع؛
آموزش و ساخت برنامههای مناسب در زمینه چگونگی بازگشت حجّاج؛
گسترش فرهنگ معنوی حج و زیارت در میان گروههای تحصیلکرده؛
آشنا کردن حجّاج با فضایل و برکتهای زیارت؛
بیان کاستیها و کمبودها برای حجّاج در سفر؛
رسانه میتواند با روحیه بخشیدن و ایجاد آرامش و پرهیز از دشوار نشان دادن اعمال حج، اضطراب و دلهره را بزداید و زمینه را برای انجام اعمال فراهم آورد؛
باید حجّاج را در برابر وقوع وضعیت بحرانی آگاه کرد و به آنان یاد داد که چه کار کنند؛
اطاعت حاجیان از مدیر کاروان، روحانی کاروان و پرهیز از تکروی؛
پیشبینی مسابقه غیر حضوری در تلویزیون و طرح پرسشهای مربوط به مناسک و اعمال حج و پاسخگویی حجّاجی که به مکه رفتهاند؛
تهیه گزارش از حاجیان و پخش آن در ایام حج؛
گفتوگو تلویزیونی با روحانیان موفق، درباره خاطرهها و آموزههای حج؛
معرفی روزهای ویژه، مانند عرفه، قربان، مباهله که در ایام حج مورد توجه است، به ویژه معرفی اعمال و نیایشها برای کسانی که به حج نرفتهاند تا در ثواب حج شریک شوند.
بهترین خاطرهتان را در طول سفر بنویسید.
این سخن از کیست: «میان منبر من و خانه من، باغی از باغهای بهشت است».
مسجدهای سبعه در کجا قرار دارند. آنها را نام ببرید؟
در قبرستان بقیع، غیر از امامان اطهار علیهمالسلام چه شخصیتهایی
آرمیدهاند؟
ایوان صفه در کجاست و چرا به این نام مشهور شده است؟
چرا مسجد ذو قبلتین، به این نام مشهور شده است؟
حج را در یک بیت شعر یا یک جمله توصیف کنید.
مراحل مناسک حج را به ترتیب نام ببرید.
در زمان احرام، چه چیزهایی بر محرم حرام است؟
قربانی چه ویژگیهای باید داشته باشد (مستحبات)؟
بیتوته در منا، چند روز طول میکشد و زائران چه کارهایی انجام میدهند؟
روز نهم ذیحجه، چه روزی است و حاجیان چه وظیفهای در این روز دارند؟
13. برای بهتر برگزار شدن مراسم حج چه پیشنهادهایی دارید؟
بهترین خاطره خود را در طول سفر حج بیان کنید.
از این سفر معنوی چه درسها و بهرههایی میتوان گرفت؟
بهترین سوغاتی که برای خانواده و اطرافیان میتوان آورد، چیست؟
برداشت شما از مراسم سعی و صفا چیست؟
نظرتان درباره طواف خانه خدا چیست؟
وظایف اخلاقی و عبادی و سیاسی زائران در طول سفر حج را برشمارید؟
زیارت مقبول، چگونه زیارتی است؟
لحظه ورود به مسجدالنبی و بقیع چه احساسی داشتید؟
زیارت بارگاه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و امامان چه اثری داشت و چه اهمیتی دارد؟
هنگام لبیک گفتن، چه هدفی داشتید؟
صدا و سیما برای گسترش فرهنگ زیارت چه کارهایی میتواند انجام دهد؟
یک زائر خوب باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
زیارت بر فرد و اجتماع چه اثری میگذارد؟
حج در اسلام از چه جایگاهی برخوردار است؟
چه کارهایی برای دگرگونی روحی و اخلاقی زائران میتوان انجام داد؟
حج را از چه جنبههایی میتوان بررسی کرد؟
کدام یک از جنبههای حج در زمان ما مهمتر است؟
5. با برگزاری مراسم حج، از نظر فرهنگی ـ سیاسی چه بهرههایی میتوان برد؟
مراسم باشکوه حج در نزدیکی مذهبها و حل اختلافها چه نقشی دارد؟
به نظر شما چگونه میتوان با ملتهای مسلمان پیوند برقرار کرد؟
رسانه در گسترش فرهنگ حج چه نقشی دارد؟
اوج عظمت حج را در کدام یک از اعمال آن میتوان یافت؟
میان برگزاری حج در پیش از انقلاب و پس از انقلاب چه فرقی وجود دارد؟
فلسفه دینی و سیاسی برائت از مشرکان چیست؟
میان مراسم حج در اسلام و مراسم عبادی در دیگر دینهای الهی چه تفاوت و شباهتی وجود دارد؟
چرا باید در حفظ آثار اسلامی مکه و مدینه کوشید؟
برای برگزاری مراسم باشکوه حج چه کارهایی میتوان انجام داد؟
حج بر فرد و اجتماع چه اثری میگذارد؟
«مردی از سفر حج برگشته بود و ماجرای سفرش را برای امام صادق علیهالسلام تعریف کرد. او از یکی از همسفران خویش بسیار به نیکی یاد میکرد. او میگفت: مرد بزرگواری بود و ما به همنشینی همچون مرد شریفی مفتخر بودیم. او یکسره مشغول عبادت و طاعت بود. همین که در منزلی فرود میآمدیم، او زود به گوشهای میرفت و سجاده خویش را پهن میکرد و به طاعت و عبادت مشغول میشد.
امام صادق علیهالسلام فرمود: پس چه کسی کارهای او را انجام میداد و حیوانش را تیمار میکرد. آن مرد گفت: البته افتخار این کار با ما بود. او فقط به کارهای مقدس خویش مشغول بود و کاری به این کارها نداشت. امام
فرمود: بنابراین، همه شما از او برتر بودهاید».(1)
«شیخی همراه جوانی به حج رفت. همین که شیخ احرام بست و گفت: «اللهم لبیک»، از آسمان صدایی آمد: «لا لبیک.» جوان همراهش به شیخ گفت: «آیا این جواب را میشنوی؟» جواب داد: هفتاد سال است هر ساله به حج میآیم و این جواب را میشنوم، ولی صبر از کف نداده و ناامید نشدهام. جوان گفت: در این صورت نباید این همه سال رنج میکشیدی و به حج میآمدی. همان لحظه ندا آمد: به راستی، حج او را قبول کردیم».(2)
زن عابدی حج کرد. زمانی که داخل مکه شد، ایستاد و پرسید: «خانه پروردگارم کجاست؟» به او گفتند: «این خانه خداست.» پس او شتاب برداشت و با سرعت خود را به کعبه رسانید و پیشانیاش را به دیوار خانه خدا چسبانید. او در همان حال درگذشت.(3)
«بزرگی گفت: عزم حج کردم. چون به بغداد رسیدم، نزدیک ابو جازم رفتم. او در خواب بود. صبر کردم تا بیدار شد و گفت: این ساعت، پیامبر را
به خواب دیدم، مرا به تو پیغامی داد و فرمود حق مادر نگه دار که تو را بهتر از حج کردن است. باز گرد و رضای او را طلب کن».(1)
ابان بن تغلب گفت: به همراه امام صادق علیهالسلام مشغول طواف کعبه بودم. هنگام طواف، یکی از دوستانم از من خواست که کنارش بروم و به حرف و خواسته او گوش بدهم. من دلم نمیخواست که از حضرت صادق علیهالسلامجدا شوم و به سوی او بروم. ازاینرو، توجهی نکردم. در دور بعد نیز آن شخص به من اشاره کرد که به سوی او بروم. این بار امام صادق علیهالسلام اشاره او را دید. به من فرمود: ای ابان، آیا با تو کار دارد؟ گفتم: آری. فرمود: او کیست؟ گفتم: از دوستان من است. فرمود: او هم مؤمن و شیعه است؟ گفتم: آری. فرمود: پس به سوی او برو و خواستهاش را برآورده کن. عرض کردم: آیا طواف را قطع کنم؟ فرمود: آری. گفتم: آیا اگر طواف واجب هم باشد، میتوان آن را به جهت برآورده شدن حاجت مؤمنی قطع کرد و کار را رها کرد. فرمود: آری. من نیز طواف را قطع کردم و نزد آن شخص رفتم.(2)
قرآن کریم.
نهج البلاغه.
ابن بابویه قمی (شیخ صدوق)، ابو جعفر محمد بن علی بن حسین، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ترجمه: علی اکبر غفاری، تهران، نشر صدوق، 1373.
ــــــــــــــــــــ ، عیون الاخبار الرضا علیهالسلام، تصحیح و تحقیق: حسین الاعلمی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، بیتا.
ــــــــــــــــــــ ، مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، ترجمه: عبدالرزاق عقیلانی، بیروت. مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیتا.
ــــــــــــــــــــ ، من لا یحضره الفقیه، تصحیح و تعلیقه: علی اکبر غفاری، قم، صدف، چاپ اول، 1369.
ابن حیون، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام و ذکر الاحلال و الحرام و القضایا و الاحکام، تحقیق: آصف بن علی اصغر فیضی، قاهره، دارالمعارف، 1383.
ابی داوود سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن ابن داوود، بیروت، دارالفکر، 1414هـ . ق.
ادیانی، حسین حج مقبول، حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، چاپ ششم، 1376.
ارفع، سید کاظم، سوغات حج، نشر تربت، طلوع آزادی، چاپ اول، 1375.
الهی قمشهای، مهدی، دیوان اشعار، تهران، روزنه، چاپ سوم، 1378.
امام جعفر صادق علیهالسلام، علل الشرایع، بی جا، مکتب حیدریه، 1386 هـ . ق.
امام خمینی رحمهالله، صحیفه نور، تهران، انتشارات سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1371.
انصاریان، حسین، چهل حدیث، قم، نشر مشعر، چاپ اول، 1374.
ــــــــــــــــــــ ، در بارگاه نور، قم، نشر مشعر، چاپ دوم، 1382.
بهشتی، محمد حسین، حج در قرآن، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ چهارم، 1374.
پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، محمد علی علمی، چاپ بیست و دوم، 1369.
ترابی شهرفنایی، اکبر، قطره ای از زمزم معرفت، قم، مؤسسه انتشارات دارالعلم، چاپ اول، 1371.
16. جامع نایینی، بتول، راهی به سوی نور، قم، نسیم، چاپ اول، 1385.
جمعی از صاحبنظران، کتاب حج (مجموعه مقالات)، شرکت سهامی چاپخانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1361.
جناتی، محمد ابراهیم، حج از دیدگاه مذاهب، ترجمه: حسین علی محمدینژاد، نشر مشعر، چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
جوادی آملی، عبدالله، جرعه ای از بی کران زمزم، ترجمه و تحقیق: علی حجتی کرمانی، قم، نشر مشعر، 1383.
ــــــــــــــــــــ ، عرفان حج، به کوشش: علی ورسهای، نشر مشعر، 1383.
ــــــــــــــــــــ ، مهیای حج، مرکز نشر اسراء، 1378.
جویباریرستگاری،ولیالله،آثار معنوی و تربیتی حج،تهران، نفیس، چاپاول، 1377.
حبیباللهی، علی، اعمال و آداب مکه مکرمه، قم، نشر مشعر، 1383.
حجتی کرمانی، سید محمدباقر، اسلام و تعلیم و تربیت، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ هشتم، 1368.
حجتی کرمانی، سید محمدباقر، در حریم کعبه، قم، نشر مشعر، چاپ اول، 1377.
حداد عادل، غلامعلی، حج؛ نماز بزرگ، قم، نشر مشعر، چاپ چهارم، 1382.
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، بیروت، مؤسسه آلالبیت لاحیاء التراث، چاپ سوم، 1416 ه . ق.
حسینی نسب، سید رضا، شیعه پاسخ می دهد، قم، نشر مشعر، چاپ هفتم، 1381.
دوستمحمدی، هادی، حج، با شکوه ترین تجلی وحدت، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1370.
دهخدا، علیاکبر، لغت نامه دهخدا، تهران، مؤسسه و انتشارات دانشگاه تهران،
رحیمیان، محمد حسن، محمد تقی رهبر، آیین تزکیه، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، بوستان کتاب، چاپ اول، 1380.
رضایی، یوسف، حج.
رفیعی، سید جعفر، تزکیه روح، مؤسسه یاران قائم، چاپ دوم، بیتا.
رهبر، محمد تقی، ابعاد سیاسی ـ اجتماعی حج، قم، نشر مشعر، چاپ دوم، 1381.
ــــــــــــــــــــ ، اخلاق و آداب در حج و زیارت، قم، نشر مشعر، 1383.
ــــــــــــــــــــ ، همراه با زائران خانه خدا، قم، نشر مشعر، چاپ ششم، 1382.
37. زارعی سبزواری، عباسعلی، پرتویی از اسرار حج، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1376.
سقلاطونی، مریم، مقاله «خاتم عشق»، ماهنامه اشارات، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1385.
سیاح، احمد، فرهنگ بزرگ جامع نوین (عربی به فارسی)، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ سیزدهم، 1370.
شریعتی، علی، تحلیلی از مناسک حج، تهران، الهام، چاپ پنجم، 1376.
صادقی تهرانی، درس هایی از فقه سیاسی اسلام، بیجا، نشر صوت اسلام، 1362.
صحراییان، محمد حسن، سفرنامه عشق، شیراز، نوید، چاپ اول، 1376.
صدر حاج سید جوادی، احمد، کامران فانی، بهاء الدین خرمشاهی و حسین یوسفی اشکوری، دایرة المعارف شیعه، قم، ستاره، چاپ اول، 1376.
صفری، احمد، چگونه به حج برویم؟ (راهنمای حج ایرانیان)، اصفهان، انتشارات فرهنگ مردم، چاپ اول، 1384.
ضیاء آبادی، سید محمد، حج؛ برنامه تکامل، قم، نشر مشعر، چاپ اول، 1384.
عزیزی، عباس، سلامت روح و نماز و عبادت در تفسیر نمونه، انتشارات نبوغ، چاپ دوم، 1376.
عطایی اصفهانی، علی، مشعل زائر، قم، انتشارات دار العلم، چاپ اول، 1381.
عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، امیر کبیر، چاپ هفتم، 1369.
عمید زنجانی، عباس علی، در راه برپایی حج ابراهیمی، قم، نشر مشعر، 1375.
غفوری، علی، کنگره اسلامی حج، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1353.
قرائتی، محسن، حج، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، چاپ پنجم، 1373.
کارگر، رحیم، داستان ها و حکایت های حج، قم، نشر مشعر، چاپ هشتم، 1382.
کلینی، ابو جعفر محمد بن یعقوب، اصول کافی، تصحیح و تعلیق: علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ه . ق.
ــــــــــــــــــــ ، فروع کافی، تصحیح و تعلیق: علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1388، ه . ق.
ــــــــــــــــــــ ، اصول کافی، بیروت، آلالبیت، 1363.
مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403 ه . ق.
محبی، جلال، چهل حدیث، قم، نشر مشعر، 1375.
ــــــــــــــــــــ ، در حریم حرم، قم، نشر مشعر، چاپ اول، 1375.
ــــــــــــــــــــ ، مناسک حج با روش ابتکاری، چاپ پیمان، چاپ دوم، 1381.
محدثی، جواد (تدوین و ترجمه)، زیارت، مرکز پژوهشهای فارسی الغدیر وابسته به دایرة المعارف فقه اسلامی بر مذاهب اهل بیت علیهمالسلام، 1376.
ــــــــــــــــــــ ، روح حج، قم، نشر مشعر، چاپ اول، 1383.
ــــــــــــــــــــ ، زیارت، قم، نشر مشعر، چاپ اول، 1383.
محمد بن علی بن بابویه قمی (صدوق)، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ترجمه: علیاکبر غفاری، تهران، نشر صدوق.
محمد ری شهری، محمد، حج و عمره در قرآن و حدیث، ترجمه: جواد محدثی، قم، نشر دارالحدیث، چاپ اول، بیتا.
ــــــــــــــــــــ ، میزان الحکمه، مکتب الاعلام الاسلام، چاپ دوم، 1367.
مطهری، مرتضی، گفتارهای معنوی، قم، انتشارات صدرا، 1374.
موسوی، سید علیاصغر، مقاله «مظلومترین نگاه تاریخ»، ماهنامه اشارات شماره 43، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، آذر 1381.
مولانا حمید، مقاله «اتحادیه امت اسلام طرحی در پیآمد و ساختار جهان شمولی اسلام»، فصلنامه اندیشه تقریب، سال اول، زمستان 1382.
میقات حج، فصلنامه فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، تاریخی، تهران، حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت.
نجفی روحانی، نجف، آشنایی با اسرار عمره، تهران، مشعر، چاپ دوم، 1381.
نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام من شرح شرایع الاسلام، بیجا، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوم، 1365.
نجمی، محمدصادق، تاریخ حرم ائمه بقیع و آثار دیگر در مدینه منوره، تهران، نشر مشعر 1383.
نوری طبرسی، حسن، مستدرک الوسائل و مستبط المسائل، بیروت، مؤسسه آل البیت علیهمالسلام لاحیاء التراث، چاپ دوم، 1408، ه . ق.