ghaemiyeh.com
سرشناسه : مکارم شیرازی، ناصر، ۱۳۰۵ -
عنوان و نام پدیدآور : ازدواج : الگوها، معیارها و ارزشها/ مکارم شیرازی.
مشخصات نشر : قم: انتشارات امام علیبنابیطالب(ع)، ۱۳۸۸.
مشخصات ظاهری : ۸۵ص.؛ ۵/۱۴ × ۲۱سم.
شابک : ۸۰۰۰ ریال978-964-533-088-8 :
یادداشت : پشت جلد به انگلیسی: makarem shirazi. exampiary marriage.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : زناشویی (اسلام) -- آداب و رسوم
رده بندی کنگره : BP۲۵۸/۵/م۷الف۴ ۱۳۸۸
شماره کتابشناسی ملی : ۳۵۴۶۲۷۲
یک مشکل بزرگ 7
ارزشهای اسلامی در امر ازدواج 10
ویژگیهای خانواده نمونه 19
بخش اوّل: خواستگاری عجیب / 25
نخستین گام 27
عقدی که در آسمانها بسته شد! 33
دستههای گل بهشتی! 34
هاله حیا ! 35
بخش دوم: مهریه / 39
بحران مهریّه 41
مهر «بانوی اسلام» 45
بخش سوم: جهیزیه / 49
مسأله بغرنج جهیزیّه 51
جهیزیّه دختر گرامی پیامبر صلی الله علیه و آله 54
بخش چهارم: خطبه عقد / 61
مراسم خطبه عقد 63
بخش پنجم: جشن عروسی / 71
مراسم عروسی 73
سرود شادی ! 83
بزم شادی کرّوبیان، و نثار عروس! 84
امروز مسأله تشکیل خانواده و ازدواج جوانان بهصورت یکی از پیچیدهترین مسایل حادّ اجتماعی درآمده است، وکمتر خانوادهای است که دارای دختر و پسر جوانی باشد وبا این موضوع دست به گریبان نباشد.
بسیاری از مشکلات طاقتفرسای این مسأله مهم و در عین حال ساده، زندگی را در کام خود فرو برده و بهصورت هیولایی وحشتناک درآورده است.
دختران زیادی در خانهها مانده و در انتظار ازدواجند، ودرحالی که هیچ مشکل اساسی ندارند، خود را در برابر انبوهی از مشکلات جانکاه و موانع غیرقابل عبوری مشاهده میکنند.
از سویی دیگر نیز، پسران زیادی، سنین شاداب جوانی را پشت سر گذارده، و در زندگی سرگردانند، در حالی که آرزوی تشکیل خانواده را دارند، آداب و رسوم زشت اجتماعی و پیرایههای غلطی که به این امر حیاتی بستهاند، آنها را از رسیدن به مقصود باز میدارد.
و عجیب این است که این مسأله در خانوادههای مرفّه وفقیر از امور پیچیده به حساب میآید ! چرا که هرکدام کوهی از توقّعهای غلط را بر دوش میکشند، و زیر آوار سنگینی از آداب و رسوم موهوم دست و پا میزنند.
و اسفبارتر اینکه چون پایهها از آغاز کج گذارده میشود، بنای بسیاری از خانوادهها، تا گنبد دوّار کج میرود، و چون شالوده محکمی ندارد پیوسته دستخوش نوسانات واضطرابات و ناراحتیها میشود.
این در حالی است که میدانیم «خانواده بزرگ بشری» از همین «خانوادههای کوچک» تشکیل میشود که هر یک به منزله آجری در این ساختمان عظیم است، و استحکام این ساختمان عظیم بستگی به استحکام این واحدهای کوچک دارد.
اگر این آجرها محکم و صاف و با دوام و پرصلابت باشند این مجموعه عمر طولانی و مفید دارد، و بهعکس اگر سست
وناموزون باشد، دائم دستخوش تلاطم و ناهنجاریها است، وبهسرعت از هم فرو میپاشد و متلاشی میشود.
بنابراین، مسأله تشکیل خانواده براساس الگوها ومعیارها وارزشهای صحیح، از یکسو رابطه مستقیم ونزدیکی با حلّ مشکلات خانوادگی و نابسامانیهای شخصی مردم دارد، و از سوی دیگر نیز پیوند روشنی با حلّ مشکلات اجتماعی دارد.
بههمین دلیل برای تحکیم روابط عمومی و اجتماعی انسانها، باید قبل از هر چیز به فکر استحکام ریشه اصلی افتاد، وپایههای خانواده را بر شالوده قوی و محکم بنا نمود.
جالب این است که در روایات اسلامی تشکیل خانواده به ساختن یک بنا تشبیه شده، آن هم بنایی محبوب نزد خدا؛ چنانکه در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله میخوانیم :
ما بُنِیَ بَناءٌ فِی الاِسْلامِ اَحَبُّ اِلی اللّه مِنَ التَّزْوِیِج؛ (1)
بنایی در اسلام نزد خدا محبوبتر از تزویج نیست.
و نیز قابل توجّه اینکه قرآن سرچشمه آرامش و امنیّت را تشکیل زندگی صحیح خانوادگی میشمرد، در آنجا که میفرماید:
1) وسائلالشّیعه؛ جلد 14، صفحه 30، حدیث 3.
(وَمِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجآ لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فِی ذلِکَ لاَیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُوْنَ)؛ (1)
یکی از آیات و نشانههای عظمت خدا این است که همسرانی از جنس شما برای شما آفرید تا آرامش خویش را در کنار آنها پیدا کنید، و در میان شما محبّت و دوستی ورحمت قرار داد، در این نشانههای بسیاری است برای کسانی که اندیشه میکنند!
ولی متأسّفانه بسیاری از عقلا و اندیشمندان نیز به این مرحله که میرسند از اندیشه در عوامل اصلی مودّت ورحمت باز میمانند، و تمام اندیشهها متوجّه آداب و رسوم غلط و ارزشهای موهوم و پندارهای خرافی میشود!
از دلایل عظمت تعلیمات اسلام این است که، این مسأله مهمّ زندگی را با دقّت و موشکافی عجیبی مورد بررسی قرار داده، و برای تشکیل خانواده سالم و خالی از هرگونه کژی وناراستی، از هیچ برنامه مؤثّری فروگذار ننموده است و از نخستین گام برای تشکیل خانواده، هدفهای اصلی این کار
1) سوره روم، آیه 21.
وارزشهای والای حاکم بر آن را مورد توجّه قرار داده، و در برابر «ضدّ ارزشهایی» که گاه از سوی وسواسان خنّاس بهعنوان «ارزش» در تشکیل خانواده قلمداد میشود، هشدار داده است.
این تعلیمات گاه به سراغ صفات زنانی که شایسته همسری هستند و باید به هنگام خواستگاری به آن توجّه داشت رفته، و چنین میگوید:
اِذا تَزَوَّجَ الرّجُلُ الْمَرْئَةَ لِجَمالِها اَوْلِمالِها وُکِّلَ اِلی ذَلِکَ وَاِذا تَزَوَّجَها لِدِینِها رَزَقَهُ الْمالَ وَالْجَمالَ؛ (1)
هنگامی که مردی، همسری را تنها به خاطر زیبایی وثروتش انتخاب کند؛ خداوند او را به همان زیبایی و ثروت وامیگذارد (و از همه چیز محروم میشود) و هرگاه همسرش را بهخاطر دیانتش انتخاب کند، خداوند مال و جمال را نیز به او میدهد.
و در حدیث دیگری از امام باقر علیه السلام چنین آمده است:
شخصی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و درباره ازدواج (وارزشهای حاکم بر آن) با آن حضرت مشورت کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
1) وسائلالشّیعه، جلد 14، صفحه 30، حدیث 1 ؛ این حدیث با سند صحیح از امام صادق علیه السلام نقل شده است.
اِنْکَحْ وَ عَلَیْکَ بِذاتِ الدِّیْنَ تَرَبَتْ یَداکَ؛ (1)
ازدواج کن و بر تو است که به سراغ همسری با ایمان ودیندار بروی که معیشت تو را افزایش میدهد!
و گاه از زنان زیبایی که در خانوادهای آلوده و فاقد تربیت و ایمان پرورش یافتهاند و بسیاری از مردم بهخاطر جمال آنها از عیبهایشان به کلّی چشم میپوشند تعبیر به سبزهها (و گلهایی) که بر «مزبله» میروید فرموده است؛ چنانکه در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله میخوانیم روزی برخاست و در میان مردم خطبه خواند (تعبیر به «قامَ خَطِیبآ» که در روایت آمده دلیل بر اهمّیّت موضوع، و ابتلای قشر وسیعی از مردم به این مساله است) و فرمود:
اَیُّهَا النّاسُ اِیّاکُمْ وَ خَضْراءَ الدَّمَنِ؛
مردم از گیاهان زیبایی که بر مزبلهها میروید، پرهیز کنید!
شخصی پرسید :
ای رسول خدا!
وَ ما خَضراءُ الدَّمَنِ؟
گیاهی که به مزبلهها میروید چیست؟
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود :
1) وسائلالشّیعه، جلد 14، صفحه 30، حدیث 2.
اَلْمَرْئَةُ الْحَسْناءُ فِی مَنْبِتِ السُّوْءِ؛
زنِ زیبایی است که در خانواده آلوده و بدی پرورش یافته! (1)
این برداشت از ارزشهای حاکم بر انتخاب همسر کجا، وآنچه امروزه در میان گروهی رایج است که از مسأله مال وجمال نیز فراتر رفته و به اموال پدر و بستگان او میاندیشند، کجا یعنی انتظار مرگ آنها را میکشند تا صاحب ثروتی شوند!
و گاه در برابر موهوماتی که مردم از نظر طبقات اجتماعی بههنگام ازدواج مطرح میکنند و یک جوان باایمان وپاکدامن را به حکم آنکه پدرش مثلا یک کارگر ساده یا کشاورز است، لایق همسری دختر خود نمیدانند، و حتّی مسایل نژادی وقبیلگی را مقدّم بر این فضایل اخلاقی میشمرند، میگوید :
مؤمنان خونهایشان مساوی، و همه در ازدواج با هم برابرند! (2)
این در حالی است که حتّی بعد از ظهور اسلام و استقرار آن در بخش عظیمی از جهان، باز گروهی از افراد بهظاهر مسلمان ازدواج عرب را با غیرعرب نکوهش میکردند
وازدواج بنیهاشم را با غیر آنها عیب میدانستند!
لذا پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی فرمود:
اَلْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ اَکُفّاءُ بَعْضٍ؛ (1)
مؤمنان برابر و همانند یکدیگرند (و اختلاف قشرهای اجتماعی نمیتواندآنهارا در مسأله ازدواج از هم جدا سازد.)
ولی مگر میتوان اینگونه تعلیمات والای اسلامی را در جوامع کنونی، و حتّی در میان قشرهای بهظاهر متدیّن پیاده کرده، و قیدوبندهای موهومی را که برای شایستگی ازدواج دختران و پسران خود با دیگران قایلند، از زندگی آنها حذف نمود!
جالب توجّه اینکه در احادیث متعدّدی، این مضمون از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله یا ائمّه هدی علیهم السلام به چشم میخورد که میفرمایند:
اِذا جائَکُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلْقَهُ وَ دِینَه فَزَوِّجُوهُ، اِنْ لا تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الاَْرْضِ وَ فسادٌ کَبیِرٌ؛ (2)
هرگاه کسی که اخلاق و دین او را میپسندید بهخواستگاری آید، او را به همسری دخترتان بپذیرید؛ اگر چنین نکنید
فتنه عظیم و فساد بزرگی در زمین خواهد افتاد!
این هشدار، ابعاد خطرناک خرافاتی را که در این زمینه بر مسأله ازدواج حاکم است روشن میسازد، و شاید بسیاری از مفاسد عظیم که امروز بر جوامع بشری حاکم است، مصداق همان باشد که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در این احادیث نسبت به آن هشدار دادهاند.
اسلام گاه مسایل مهریّه و جهیزیّه و هزینههای ازدواج را بهطور کلّی مورد توجّه قرار داده و با استفاده از دو مفهوم کاملا آشنا یعنی سعادت و تیرهروزی، مطالب لازم را در این زمینه بازگو میکند.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام میخوانیم:
اَمّا الْمَرْئَةُ فُشُوْمُها غِلاءُ مَهْرِها؛ (1)
امّا شومی و بد قدمی زن آن است که مهرش سنگین باشد!
و در حدیث دیگری آمده:
اِنَّ مِنْ بَرَکَةِ الْمَرْئَةِ قِلَّةُ مَهْرِها وَ مِنْ شُوْمِها کَثْرَةُ مَهْرِها؛ (2)
یکی از برکات همسر، کمی مهر اوست، و از شومی او، زیادی
مهر او!
این مسأله همچنان ادامه مییابد تا به مسأله انعقاد نطفه فرزند، و سپس تغذیه مادر در دوران بارداری، و بعد نامگذاری نوزاد، و سپس صفات زنی که بهعنوان دایه انتخاب میشود که روحیّات و اخلاق خود را از طریق شیر به کودک منتقل میکند، و سرانجام به مسأله معلّم، و وظیفه پدر و مادر در برابر تعلیم و تربیت فرزند خود میرسد که هر کدام از اینها در تعلیمات اسلام جایگاه ویژهای دارد، و دستورات روشن و قاطعی درباره آن در روایات اسلامی دیده میشود، و در همه جا روی ارزشهای انسانی تکیه شده، و مسایل تربیتی در سرلوحه برنامه قرار گرفته، و حتّی از مسایل بهظاهر کوچک غفلت نشده است.
بیبندوباریهای ما در مسایل مربوط به ازدواج و تشکیل خانواده و تربیت فرزند از یکسو، و دقّت نظر اسلام در این مسایل حیاتی از سوی دیگر، ما را به یاد آن مصرع معروف میاندازد که: «ببین تفاوت ره از کجا است تا به کجا!»
کار به جایی رسیده است که مسأله مراسم ازدواج که معمولا باید چشمه جوشانی از شادی برای خانوادههای دو طرف باشد، تبدیل به یک دوران مصیبتبار و غمانگیز شده؛ چرا که پشت داماد در زیر بار مهرهای سنگین، اعم از نقد
ونسیه، و هزینههای کمرشکن جشن عقد و عروسی و انواع تجمّلات و جواهرات، و پشت خانواده عروس در زیر بار سنگین جهیزیّه که چیزی جز چشموهمچشمی و تقلیدهای کورکورانه و موهومات و خیالات، بر آن حاکم نیست، خم میشود و نزدیکان دو طرف گاه تلخترین ساعات عمر خود را در این جلسات به اصطلاح شادی یا مقدّمات آن میگذرانند!
چه آبروهایی که بر باد نمیرود، چه کدورتها ودشمنیهایی که بهوجود نمیآید، و چه مشکلاتی که گاه تا آخر عمر سایه شوم آن بر خانوادهها افتاده است، رخ نمیدهد!
آیا روزی فرا خواهد رسید که واقعیّتهای سازنده و مفید از موهومات و خرافات در این مسأله حیاتی جدا شود و ارزشهای کاذب جای خود را به ارزشهای صحیح، بسپارد و ملّت مسلمان ما، تعلیمات اسلام را جانشین آداب و رسوم غلط و مصیبتبار کند!
ما در این نوشتار برای رسیدن به عمق تعلیمات اسلام در این زمینه، به جای بررسی مشروح آیات و روایات اسلامی، راه دیگری انتخاب کردهایم که فکر میکنیم تأثیر آن در بیدار کردن افکار بیشتر است، و آن اینکه به سراغ یک
خانواده نمونهای برویم که در اسلام نظیر نداشته، و دقیقآ زیر نظر شخص پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و با اِشراف کامل او تشکیل شده است، یعنی پیوند ازدواج علی علیه السلام با بانوی اسلام، فاطمه زهرا علیها السلام تا برای مسلمانان اسوه و الگوی پرارزشی باشد.
ناصر مکارم شیرازی
10/9/1368
این خانواده نمونه با داشتن مشخّصات زیر، میتواند از هر جهت تابلو زندهای از تعلیمات حیاتبخش اسلام باشد :
از این نظر که هر دو سویش با نزدیکترین رابطه، به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله میرسد؛ فاطمه زهرا علیها السلام دختر دلبند او، وتنها کسی است که نسل پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی او در جهان گسترش یافته، و علی علیه السلام پسر عم و یار دیرین پیامبر صلی الله علیه و آله از نخستین روزهایی که آفتاب پر فروغ اسلام طلوع کرد، تا واپسین دقایق عمر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله.
زهرا علیها السلام در اسلام تولّد یافت و علی علیه السلام دهساله بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمان نبوّت را دریافت نمود، و این دو زوج در آغوش اسلام پرورش یافتند و با آداب اسلام بزرگ شدند.
بنابراین، ازدواج مزبور به تمام معنا اسلامی بود، و تمامی ارزشهای والای اسلام در آن تجلّی داشت.
هدف این است که با طرح این مسأله، همراه و همگام با خوانندگان عزیز در مراحل مختلف تشکیل این خانواده نمونه سیر کنیم، و عصاره تعالیم اسلام و مفهوم زندگی صحیح خانوادگی را در آن ببینیم، و بعد وجدان خود را حاکم کنیم و کمی بیندیشیم و ببینیم اسلام اصیل و واقعی کدام است؟ و ما چگونهایم؟ تربیت اسلامی چه میگوید و تربیت ما مسلمانان امروز چگونه است؟
متأسّفانه گروهی از اسلام تنها به یک سلسله آداب سطحی قناعت کردهاند، و نماز و روزه و حجّی بی محتوا، و فاقد روح، و قرآنی خالی از تدبّر، و دعایی تهی از حضور قلب، وزیارتی به قصد سیاحت، انجام میدهند، بیآنکه اسلام در عمق جانشان ریشه دوانده باشد.
به راستی مسأله تشکیل خانواده و ارزشهای حاکم بر آن میتواند محک خوبی برای شناخت مسلمانان راستین، از مسلمانان سطحی باشد.
همانها که دم از حجّ و نماز و روزه میزنند، هنگام شوهر دادن دختران خود چنان برای مهریّههای میلیونی پافشاری میکنند، و حتّی برای محکم کاری و پیشبینی نرخ تورّم در آینده، مبلغ مهریّه را از پول رایج به طلای خالص ناب! تبدیل کرده، و به هنگام تعیین شیربهاء و مقدار طلا و جواهرات، چنان خونشان به جوش میآید و رگهای گردنشان ستبر میشود که گویی تمام موجودیّت آنها به خطر افتاده! آنها مرتب از شغل داماد، و مقدار ثروت او و پدرش و فامیلش، و خانه و اتومبیلش سخن میگویند، خدا را پاک فراموش کرده، و توکّل بر ذات مقدّس او را در زندگی از دست میدهند.
بهسرعت از خانه ملکی داماد سؤال میکنند؛ در حالی که بسیاری از جوانان حقوقبگیر اگر تمام حقوق سی سال کارمندی خود را جمع کنند به زحمت پول یک خانه میشود!
از سوی دیگر، آنها که به سراغ دختری میروند تمام چشمشان را به فرشهای خانه، و تجمّلات و زینتآلات و میزان ارث احتمالی او در آینده، و میزان قدرت آنها در تهیّه یک مشت وسایل تجمّلی بنام جهیزیّه که گاه بعضی از آنها در تمام عمر نیز یکبار مورد نیاز قرار نمیگیرد، دوختهاند.
اینجا است که اگر جسارت نباشد (و اِنْشاءَالله نیست) انسان به یاد حدیث معروف سرور آزادگان جهان امام حسین علیه السلام میافتد که درباره گروهی از مردم فرمود :
اَلنّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیا وَالدِّینُ لَعِقٌ عَلَی اَلْسِنَتِهِمْ؛
مردم بندگان دنیایند، و دین تنها بر زبان آنها دور میزند!
یا در حدیث دیگری از رسول اللّه صلی الله علیه و آله میخوانیم که درباره گروهی میفرماید :
آنها قرآن را میخوانند در حالی که (لایَجُوزُ تَراقیِهِمْ) از شانههای آنها بالاتر نمیرود! و به مغز و اعماق روح آنها نمیرسد. (1)
ولی باید توجّه داشت که اینگونه برخورد با حقایق قرآن و تعلیمات اسلام عواقب دردناکی دارد، و مجازات الهی را به دنبال خواهد داشت، چنانکه در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میخوانیم :
مَن قَرَأَ الْقُرآنَ ثُمَّ شَرِبَ عَلَیْهِ حَرامآ، اَوْ آثَرَ حُبّآ لِلدُّنْیا وَ زِیْنَتِها، اِسْتَوْجَبَ عَلَیْهِ سَخَطَ اللّهِ، اِلّا اَنْ یَتُوْبَ.
کسی که قرآن بخواند و سپس (بر خلاف دستور قرآن)
1) اصول کافی، جلد 2، صفحه 450، حدیث 3. کتاب القرآن، باب 9، ترتیل القرآنبالصّوت الحسن.
مشروب حرامی را بخورد یا محبّت دنیا و زینت آن را بر قرآن مقدّم دارد مستوجب خشم الهی خواهد بود، مگر اینکه توبه کند! (1)
به هرحال، هدف این است که بهخواست خدا، ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام را بهعنوان خانواده نمونه در اسلام، بهترین سرمشق در پایهگذاری زندگی خانوادگی قرار دهیم، و خدا را به حقّ آنان بخوانیم که به ما توفیق پیروی از سنّتهای حسنهای که آنها برای ما به یادگار گذاردهاند، عنایت فرماید «آمین یا ربّ العالمین».
1) بحارالأنوار، جلد 92، صفحه 180، حدیث 13.
نخستین گام در تشکیل خانواده، خواستگاری است.
در مناطقی که ما زندگی میکنیم، و بسیاری از مناطق دیگر، خواستگاری از سوی خانواده داماد شروع میشود، ولی در بعضی از کشورهای جهان (مانند بعضی از مناطق هند) بسیار دیده میشود که خواستگاری از ناحیه خانواده عروس صورت میگیرد! آنها هستند که به سراغ خانواده داماد و انتخاب او میروند، و حتّی سعی میکنند با تعهّد جهیزیّههای سنگین، دل آنها را به دست آورند!
در بسیاری از کشورهای غربی و حتّی در بعضی از مناطق غربزده شرق هر دو به خواستگاری یکدیگر از طریق روزنامهها میروند، دختر و پسر مشخّصات خود را در بعضی از روزنامهها عنوان کرده و آمادگی خود را برای
ازدواج با همسری که دارای شرایط و مشخّصاتی چنین وچنان بوده باشد، اعلام میدارند.
و عجیب نیست که مشخّصاتی که طرفین عنوان میکنند، مجموعهای از یک سلسله ارزشهای صددرصد ظاهری ومادّی باشد مانند طول قامت، وزن بدن، رنگ مو، رنگ پوست و چشم و میزان بهرهمندی از زیبایی و جمال (البتّه به تشخیص خودشان) و مسایل دیگری از قبیل علاقه به ورزش، و موسیقی و چیزهایی در این راستا؛ چرا که ارزشهای معنوی نه تنها در اینگونه جوامع حاکم نیست، بلکه گاهی آنها را ضدّ ارزش یا جزء خرافات میشمرند وبهباد سخریّه میگیرند.
بهتازگی نوع دیگری از خواستگاری در میان قشرهای مذهبی پیدا شده که مرکزی را برای مراجعه دختران وپسرانی که آماده ازدواج صحیح و سالم هستند، ترتیب میدهند؛ در این مراکز که افرادی مطمئن و متعّهد و آگاه بر آن نظارت دارند، پروندههای محرمانهای برای هر یک از خواستگاران تشکیل داده، و خصوصیّات معنوی و مادّی همسر مورد نظر آنها را بهصورت کلّی ثبت میکنند، وبهطبع هنگامی که تعداد افراد زیاد باشد هر کس به آسانی میتواند فرد مورد نظر خود را پیدا کند.
البتّه ضوابطی بر اینگونه مراکز حاکم است که جلو سوءِ استفاده افراد ناباب و عوامل نفوذی را میگیرد، و اگر این کار به شیوه صحیح و ظریفی گسترش یابد بسیاری از مشکلات همسریابی را حل خواهد کرد؛ ولی این نوع خواستگاری نیز خالی از نقص و عیب نیست.
به هرحال، نمیتوان انکار کرد که هنوز در جوامع اسلامی ارزشهایی که بر مسأله خواستگاری چه از طرف دختر، و چه از طرف پسر، حاکم است، شکل اسلامی به خود نگرفته و در اکثر موارد بر محورهای مادّی، و گاه حتّی بر محور امور موهوم و تخیّلی و دروغین و کاذب دور میزند.
کمتر کسی را میبینید که بههنگام خواستگاری دختر، به مال و ثروت پدر او، و مقدار جهیزیّه احتمالی، و طلا وجواهرات و درجه زیبایی و جمال او نیندیشد.
همچنین در مورد داماد اغلب مسأله شغل پردرآمد، مسکن ملکی، نفوذ اجتماعی پدر، اتومبیل و وسیلههای نقلیّه گرانقیمت و پر زرق و برق مورد توجّه قرار میگیرد.
این روزها پایههای تحصیلی نیز مطرح است، امّا اغلب منظور پایههای مدرکی است که به دنبال آن امکان اشتغال وکار مطرح میگردد، نه علم و سواد و فضل و دانش!
درعین حال نمیتوان انکار کرد که هنوز هستند افرادی که
بیش از هر چیز به عفّت و نجابت و ایمان و اخلاق و حسن سلوک و ایثار و فداکاری و صفا و تقوای همسر آینده خود میاندیشند، و ارزش او را با این مسایل تعیین میکنند، ولی نمیتوان تعیین کرد که چند درصد اجتماع مسلمانان امروز اینچنین فکر میکنند!
حال به سراغ «خانواده نمونه» میرویم تا ببینیم ارزش همسر را با چه معیاری مشخّص میکنند.
در روایات متعدّدی این معنا را از قول امام صادق علیه السلام یا دیگر معصومین علیهم السلام میخوانیم:
لَوْلا اَنَّ اللّهَ خَلَقَ اَمْیرَالْمُؤْمِنینَ علیه السلام لِفاطِمَةَ علیها السلام ما کانَ لَها کُفْوٌ عَلَی الاَْرْضِ؛(1)
اگر خداوند امیرمؤمنان علی علیه السلام را نیافریده بود، فاطمه علیها السلام همتایی برای همسریاش در تمام روی زمین نداشت!
بدیهی است این بیهمتایی نه از نظر ارزشهای ظاهری ومادّی است، بلکه تنها ناظر به ارزشهای معنوی، ایمان وتقوا و تقرب به پروردگار و مقامات فوقالعاده و والای انسانی است.
1) بحارالأنوار، جلد 43، صفحه 97، حدیث 6.
همین مطلب نیز از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: جبرئیل بر من نازل شد و گفت ای محمّد! خداوند جلّجلاله میفرماید :
لَوْ لَمْ اَخْلُقْ عَلِیّآ لَما کانَ لِفاطِمَةَ ابْنَتِکَ کُفْوٌ عَلَی وَجْهِ الاَْرْضِ، آدَمٌ فَمَنْ دُونَهُ؛(1)
اگر من علی را نمیآفریدم همتایی برای همسری دخترت فاطمه در تمام روی زمین پیدا نمیشد، از آدم گرفته تا دیگران!
جالب اینکه، در صدر این حدیث پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید :
گروهی از شخصیّتهای قریش مرا در مورد خواستگاری فاطمه علیها السلام ملامت کردند، و گفتند: ما او را خواستگاری کردیم و تو ما را محروم نمودی، و او را به همسری علی درآوردی!
فرمود :
به خدا سوگند من شما را منع نکردم و من فاطمه را به همسری علی درنیاوردم، این خدا بود که شما را منع کرد و او را به همسری علی درآورد!
سپس جمله فوق را بیان فرمود.
1) بحارالانوار، جلد 43، صفحه 92، حدیث 3.
در حدیث دیگری آمده است ابوبکر و عمر هر کدام، برای خواستگاری فاطمه علیها السلام خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رفتند، و پیامبر صلی الله علیه و آله پاسخ منفی به آنها داد. هنگامی که علی علیه السلام به سراغ حضرت آمد با پیشنهاد او موافقت فرمود؛ در حالی که چیزی جز یک زره برای هزینههای این کار نداشت!
هنگامی که این خبر به بانوی اسلام فاطمه علیها السلام رسید گریه کرد (از بعضی از روایات استفاده میشود، این گریه وناراحتی بهخاطر این بود که جمعی از زنان مدینه فاطمه را
بهخاطر همسری با مرد تهیدستی همچون علی علیه السلام سرزنش کردند و زخمزبان زدند)، پیامبر صلی الله علیه و آله از علّت گریه او سؤال فرمود، هنگامی که از جریان آگاه شد، جمله مهمّی بیان کرد که ارزشهای اسلامی را در مسأله خواستگاری و ازدواج روشن میسازد، فرمود:
وَاللّهِ لَقَدْ اَنْکَحْتُکِ اَکْثَرَهُمْ عِلْمَآ وَ اَفْضَلَهُمْ حِلْمآ وَاَوَّلَهُمْ سِلْمآ؛(1)
به خدا سوگند کسی را به همسری تو درآوردم که از همه آنها علمش بیشتر، و حلمش برتر است، و نخستین کسی است که اسلام آورده!
1) .بحارالانوار، جلد 43، صفحه 136 .
در حدیث دیگری این مطلب به شکل گستردهتری مطرح شده است. در این حدیث میخوانیم: فاطمه علیها السلام هنگامی که سخن بالا را شنید، شادمان و مسرور شد. پیامبر صلی الله علیه و آله در فرصتی دیگر خواست بهره افزونتری در این زمینه به او دهد، فرمود:
یا فاطِمَةُ، لِعَلِیٍّ ثَمانُ خِصالٍ: اِیْمانُهُ بِاللّهِ وَبِرَسُوْلِهِ، وَ عِلْمُهُ، وَ حِکْمَتُهُ وَ زَوْجَتُهُ وَ سِبْطاهُ اَلْحَسَنِ وَاَلْحُسَیْنِ، وَ اَمْرُهُ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهْیُهُ عَنِالْمُنْکَرِ، وَقَضاؤُهُ بِکِتابِاللّهِ؛(1)
ای فاطمه! علی هشت فضیلت دارد: ایمان به خدا وپیامبرش، علم و دانش، و حکمت، و همسر او، و فرزندانش حسن و حسین، و امر به معروف و نهی از منکر نمودن وداوری او به کتاب اللّه!
بهطور قطع ازدواجی که بر پایه اینگونه ارزشهای والا وبرتر بنا میشود، باید عقد آن در آسمانها خوانده شود.
لذا در روایتی آمده است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
خداوند میان من و علی پیمان برادری برقرار ساخت،
1) بحارالانوار، جلد 43، صفحه 98.
ودخترم را برای او بر فراز آسمانهای هفتگانه تزویج نمود، وملائکه مقرّبین را گواه بر آن گرفت، و او را وصیّ و جانشین من قرار داد.(1)
معمول است برای جشن عقد یا عروسی و پیمان جدید همسری، دستههای گل میبرند.
جالب اینکه، در حدیثی میخوانیم :
جبرئیل با دسته گلی از بهشت خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد؛ دسته گل را به محضر پیامبر صلی الله علیه و آله تقدیم داشت، پیامبر صلی الله علیه و آله آن را گرفت و بویید و فرمود :
این دسته گل به چه مناسبت است؟
عرض کرد :
به تمام ساکنان بهشت اعم از فرشتگان و غیر فرشتگان دستور داده شده، بهشت را بیارایند، نسیم بهشتی را مأمور ساخته که انواع عطرها و بوی خوش در فضای بهشت بپراکند، به حورالعین دستور داده سورههایی از قرآن مجید را برخوانند، سپس منادی ندا در داده که امروز روز جشن همسری علیّ بن ابیطالب است، شما گواه باشید که من
1) بحارالأنوار، جلد 43، صفحه 98.
فاطمه دختر محمّد را به همسری علیّ بن ابیطالب درآوردم...سپس منادی ندادر داد که ای فرشتگان وساکنان بهشت! به علی و فاطمه تبریک بگویید که من خود به آنها تبریک گفتم، آگاه باشید من محبوبترین زنان را به محبوبترین مردان بعد از پیامبران و مرسلین تزویج نمودم....(1)
و در حدیث دیگری میخوانیم که امام علیّ بن موسی الرّضا علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین نقل فرمود :
ما زَوَّجْتُ فاطِمَةَ اِلّا بَعْدَ ما أَمَرَنِی اللّهُ عزَّوجَلَّ بِتَزْوِیْجِها؛(2)
من فاطمه را به همسری علی علیه السلام درنیاوردم مگر بعد از آن زمان که خداوند به من دستور داد!
همانطور که گفتیم امروز کار به جایی رسیده که در کشورهای «غربی» و «غربزده» پسران و دختران برای یافتن همسر آینده خود در جراید به صورت «زننده» و «زشتی» آگهی میکنند، مشخّصات اعضای بدن خود و
جزئیّات آن را شرح میدهند، و چیزی که در میان آنها مفهوم ندارد، پوشش زیبای حیاست.
در حالی که حیا هنوز بر خانوادههای مذهبی حاکم است وزن را در هاله زیبایی از قداست و پاکی قرار میدهد، و به گوهر گرانبهایی تبدیل میکند که دارای ارزش فوقالعادهای است؛ در صورتی که نبود حیا زن را به ابتذال میکشاند و از ارزش و بهای او میکاهد.
هنوز در میان قشر دیندار، معمول است که در مجالس عقد به هنگام گرفتن وکالت از دختر برای اجرای صیغه ازدواج، شخص وکیل باید چند مرتبه پیشنهاد وکالت را تکرار کند تا زن با آن موافقت نماید، آن هم با گفتن یک کلمه «بله» که تمام گوشهای حاضران منتظر شنیدن آن است، و حیا مانع میشود که عروس بسرعت این کلمه را بگوید، و به هنگامی که این واژه کوچک آمیخته با آن همه حیا در فضای مجلس میپیچد،غریوهلهلهوشادی ازحاضران برمیخیزد.
این حیا و شرم، به زن ارزش میبخشد. حال آن را با ازدواجهای نامناسب و روزنامهای مقایسه کنید و ارزش واعتبار هر دو را مقایسه نمایید.
جالب اینکه در روایات اسلامی آمده است که در مورد دوشیزگان شنیدن «بله» نیز لازم نیست، همان سکوت
معنادار و آمیخته با حجب و حیا که حاکی از رضایت آنها باشد، کافی است.
این الگو از بانوی بزرگ اسلام فاطمه زهرا علیها السلام بجا مانده، هنگامی که افرادی از سرشناسان مکّه و مدینه خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله به خواستگاری دخترش زهرا علیها السلام آمدند و پیشنهاد آنها را برای بانوی اسلام بازگو کرد، فاطمه علیها السلام قیافه درهم کشید، و روی برگردانید و نشان داد که ته دلش هرگز از اینگونه پیشنهادها راضی نیست.
ولی هنگامی که علی علیه السلام برای خواستگاری زهرا علیها السلام خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد، پیامبر صلی الله علیه و آله خوشحال شد و فرمود : همینجا باش تا من نزد تو برگردم.
پیامبر صلی الله علیه و آله وارد منزل شد، دخترش زهرا علیها السلام برخاست، عبا از دوش پدر برگرفت، و نعلین از پای او بیرون آورد، و آب آورد و با دست خود سر و صورت پیامبر صلی الله علیه و آله و پاهای مبارکش را شستشو داد، سپس در برابرش نشست. پیامبر فرمود:
فاطمه!
بانوی اسلام علیها السلام عرض کرد :
لَبَّیْکَ لَبَّیْکَ.
رسول اللّه! مطلبتان را بفرمایید.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود :
تو علیّ بن ابیطالب را بخوبی میشناسی، از نظر خویشاوندیاش با ما، و فضایل و سابقه اسلامیاش، و من از پروردگارم خواستهام بهترین و محبوبترین خلق را نزد خودش به همسری تو برگزیند، او الآن نزد من برای خواستگاری آمده است، نظر تو چیست؟
فاطمه علیها السلام سکوت کرد و صورت برنگرداند، و هیچ نارضایتی از خود نشان نداد.
پیامبر صلی الله علیه و آله برخاست و این جمله را (با خوشحالی) فرمود :
اَللّهُ أکْبَرُ سُکُوتُها اِقْرارُها؛(1)
خدا بزرگتر از آن است که توصیف گردد، سکوت دخترم به منزله اقرار او است!
1) بحارالأنوار، جلد 43، صفحه 93.
برخلاف آنچه بعضی میپندارند اسلام اهمّیّت کمی برای مهریّه قایل است، تا آنجا که اگر زن و مردی ازدواج دایم کنند، و سخنی از مهریّه به میان نیاورند، هیچ مشکلی ایجاد نمیشود و ازدواجشان صحیح است، و باید برای چنین زنی مهریّهای همانند زنان امثال او قایل شد (مهرالمثل).
افراط و تفریط در این مسأله، مانند بسیاری از مسایل دیگر، هنوز بر جامعه ما حاکم است؛ بعضی چنان به سراغ تعیین مهریّههای سنگین میروند که گویی تمام افتخار وارزش زن در آن خلاصه میشود و کم بودن مهریّه را دلیل بر بیشخصیّتی زن، و زیادی آن را مایه افتخار و مباهات ونشانه عظمت او میپندارند.
بسیاری از مردم چنان برای مهریّه چانه میزنند که گویی میخواهند خانه و ملکی را خریدوفروش کنند و نه تنها به مهریّههای نسیه و در ذمّه، بلکه به مهریّههای نقدی از نوع «پول رایج» نیز قانع نیستند، چراکه با گذشت زمان کاهش پیدا میکند و ارزش آن کاسته میشود.
باید حتمآ «سکّههای طلا» و «املاک ششدانگ» و مانند آن باشد.
در برابر این گروه اخیر، بعضی (به تقلید اروپاییها که مهریّه ندارند) بطور کلّی با مهریّه مخالفند، و آن را بیمعنا میدانند؛ درحالی که مهریّه فلسفههایی دارد که این گروه از آن غافل وبیخبرند.
فلسفه مهریه را در چند مورد میتوان خلاصه کرد:
مهریّه یک نوع اکرام و احترام نسبت به مقام والای زن است، و در واقع هدیهای است از سوی شوهر که دلیل محبّت، و نشانه جدّی بودن پیمان زناشویی است.
همه جا معمول است که زن با خود جهیزیّهای به خانه شوهر میبرد و اغلب در تهیّه این جهیزیّه گرفتار مشکلات میشوند، «مهریّه نقدی» کمکی است از سوی شوهر برای تهیّه جهیزیّه و نشانهای است از وفاداری و قبول مسئولیّت نسبت به زندگی آینده.
مهریّه میتواند تا حدّی خسارت اقتصادی زن را در صورت جدایی جبران کند، زیرا میدانیم زنانی که از شوهر خود طلاق میگیرند شانس کمتری برای ازدواج مجدّد دارند تا مردان آنها.
مهریّه غیر نقدی عامل بازدارندهای است در برابر طلاق، و شاید به همین دلیل شارع مقدّس اسلام به هیچوجه حدّ ومرزی برای آن تعیین نکرده و نوع خاصّی قایل نشده، از اموری که تنها جنبه معنوی دارد مانند «تعلیم قرآن» گرفته، تا مهریّههای فراوان مادّی را شامل میشود، چرا که شرایط مختلفاند و اشخاص متفاوت.
در عین حال در اسلام توصیه مؤکّد برای سبک کردن مهریّه شده است؛ چنانکه علی علیه السلام میفرماید :
لا تُغالُوا بِمُهُورِ النِّساءِ فَتَکُونَ عَداوَةً؛(1)
مهریّههای زنان را گران و سنگین نکنید، چرا که سبب عداوت و کینهتوزی میشود.
مرحوم شیخ صدوق در روایت مرسلهای از معصومین علیهم السلام چنین نقل میکند :
مِنْ بَرَکَةِ الْمَرأةِ قِلَّةُ مَهْرِها وَمِنْ شُومِها کَثْرَةُ
1) وسائلالشّیعه، جلد 15، صفحه 11، حدیث 12.
مَهْرِها؛(1)
از برکات زن این است که مهرش کم باشد و از شوم ونامیمونی او، زیادی مهر او است.
مهریّههای سنگین در عصر ما اغلب از سه عامل سرچشمه میگیرد :
گاه از چشم و همچشمیها و مسابقه در اینگونه مسایل است که افرادی از این طریق میخواهند به پندار خویش شخصیّت والاتری برای خود یا فرزندان خویش کسب نمایند.
گاه از غلبه روح مادّیگری و ارزشهای مادّی است که اساسآ تمام تلاشهای گروهی برای رسیدن به آن است، و از آنجا که مهریّه زیاد در کوتاه مدّت یا درازمدّت درآمد بیشتری را همراه دارد، آن را ترجیح میدهند.
و بالاخره گاهی از عدم اعتماد متقابل میان دو همسر یا خانوادههای آنها سرچشمه میگیرد، زیرا از این بیم دارند که زندگانی مشترک آن دو، دوام پیدا نکند، و میخواهند این مهریّه سنگین مانعی بر سر راه جدایی گردد، و یا در فرض جدایی، کمکی به زن در مشکلات ناشی از آن نماید.
1) وسائل الشیعه، صفحه 10، حدیث 8.
روشن است که اگر سه عامل فوق از بین برود، چشم وهمچشمیها و رقابتها در میان نباشد، و نخواهند بهوسیله ازدواج، تجارت کنند، و به زندگی مشترک آینده در سایه ایمان و تقوا امیدوار باشند، دلیلی ندارد که بهدنبال اینگونه مهرهای کمرشکن بروند.
اکنون به سراغ «خانواده نمونه» برویم تا از آن الگو بگیریم و در پرتو هدایتش راه و رسم زندگی توأم با خوشبختی را پیدا کنیم، و مهریّه اسلامی را از غیر اسلامی باز شناسیم.
در حدیث آمده است که تمام مهریّه بانوی اسلام، فاطمه زهرا علیها السلام و هزینههای جهیزیّه و عطریات او از پول زرهی تأمین شد که علی علیه السلام برای جنگ خریده بود.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
زره خود را بفروش، علی علیه السلام میگوید زره را فروختم و پول آن را در دامان مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله ریختم، بی آن که از من سؤال کند چه مقدار است، و یا من خبر دهم، دست کرد ومشتی از آن را گرفت و به بلال داد و فرمود :
با این برای فاطمه عطر و بوی خوش بخر.
باز دست کرد و یک مشت دیگر به جمعی از اصحاب داد
وفرمود برای فاطمه آنچه نیاز دارد، از لباس و اثاثیه منزل تهیّه کنید.(1)
در حدیث دیگری آمده است که صداق و مهریّه فاطمه علیها السلام، زرهی از آهن بود....(2)
ولی در حدیثی آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله، دخترش فاطمه علیها السلام را بههنگام تزویج با علی علیه السلام به چهارصد و هشتاد درهم مهر نمود.
و در حدیثی پانصد درهم آمده است.(3)
در حدیث دیگری آمده، هنگامی که سخن از کمی این مهریّه به میان آمد رسول اللّه صلی الله علیه و آله به بانوی اسلام فرمود:
من تو را به علی تزویج نکردم، بلکه خدا تو را به علی تزویج فرموده، و مهر تو را یک پنجم تمام دنیا تا زمانی که آسمان و زمین برپاست، قرار داده است! (وَ جَعَلَ مَهْرَکِ خُمْسَ الدُّنْیا مادامَتِ السَّمواتُ والاَْرْضُ).(4)
این مهریّه عظیم معنوی و الهی پاداش آن گذشتی است که زهرا علیها السلام از خود نشان داد؛ حتّی در حدیثی که در
«مصباحالانوار» آمده است میخوانیم که پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود:
اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ زَوَّجَکَ فاطِمَةَ وَ جَعَلَ صَداقَهَا الاَْرْضَ فَمَنْ مَشی عَلَیْها مُبْغِضآ لَکَ مَشی عَلَیْها حَرامآ؛(1)
خداوند فاطمه را به همسری تو درآورد، و مهر او را تمام زمین قرار داد، کسی که بر روی آن راه رود در حالی که دشمن تو باشد، قدم به حرام برداشته است (و استفاده از زمین و آنچه بر آن است حرامش باد)!
معمولا نزدیکان داماد نسبت به اموال خانواده عروس کنجکاو و حسّاسند، همچنین اقوام عروس نسبت به ثروت داماد؛ و لذا اغلب به جای تحقیق در ارزشهای معنوی وکمالات انسانی و فضایل اخلاقی طرفین، جستجو از ثروتهای موجود یا بالقوّه یکدیگر میکنند، و آن را به رخ هم میکشند.
از پست و مقامهای بستگان عروس و داماد سخن میگویند که پدرش چه کاره است و پسر عمویش چه کاره، وپسر پسر عمویش یا نوه داییاش چه پست و مقامی دارد!
1) بحارالانوار، جلد 43، صفحه 145 .
ولی در حدیث میخوانیم هنگامی که علی علیه السلام به محضر پیامبر صلی الله علیه و آله برای خواستگاری فاطمه علیها السلام آمد، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود :
چه چیز صداق و مهریّه قرار خواهی داد؟
عرض کرد :
شمشیر و اسب و زره و شتری را که با آن آبیاری میکنم (یعنی تمام داراییام).
فرمود :
«شتر» و «شمشیر» و «اسب» مورد نیاز تو است و بدون آن نمیتوانی با دشمن جهاد کنی، اما زرهت مانعی ندارد!
اینجا بود که علی علیه السلام رفت و زره را فروخت و پول آن را در دامان پیامبر صلی الله علیه و آله ریخت...
هر کسی فلسفه جهیزیّه را درک میکند.
دو همسر که میخواهند زندگی مشترک جدیدی را آغاز کنند باید حدّاقلّ وسایل زندگی داخلی را دارا باشند، وگرنه مجبورند سربار پدر و مادر گردند که این موضوع هم مایه ناراحتی آنهاست، و هم استقلال زوجین را از بین میبرد.
لذا همه جا معمول است که بستگان عروس، لوازم اوّلیّه زندگی را همراه او به خانه داماد میفرستد، و در مقابل، داماد هزینههای دیگر عروسی، و حتّی بخشی از هزینههای جهیزیّه را (از طریق پرداختن مهریّه نقدی) پذیرا میگردد، وبا این همکاری و همیاری مشکلات حل میشود.
ولی بیشتر مردم این حقیقت را فراموش میکنند که صلاح و مصلحت دو همسر آن است که زندگی را از جای
سادهای شروع کنند و اگر میخواهند توسعه دهند، این کار را بهتدریج انجام دهند؛ چرا که کشیدن بار چنین زندگی آسانتر است، وروح محبّت و دوستی و صفا و معنویّت در چنین زندگی سادهای موج میزند، و ارزشهای والای اخلاقی در زیر آوارهای جهیزیّه سنگین دفن نمیشود.
ولی ما در جامعه شاهد آن هستیم که چگونه رقابتها وچشمهمچشمیها، تجمّل پرستیها و خرافات و موهومات در این مسأله ساده نفوذ کرده است! گاه از سالیان دراز، هَمّ وغمّ پدر و مادر دختر تهیّه جهیزیّه است، حتّی از خوراک روز، و شام شب، باید بکاهند، تا یک جهیزیّه سنگین را تهیّه کنند، و به اصطلاح آبروی خود را حفظ کرده، و بهپندار خود دخترشان را سربلند سازند!
در بسیاری از نقاط هنگام فرستادن جهیزیّه، طی یک نمایش مسخره و خندهدار قافله حاملان جهیزیّه با یک دنیا سروصدا به راه میافتد، چنان جار و جنجالی برپا میکنند که نه تنها همسایگان، بلکه تمام محل، و گاهی همه شهر با خبر شوند که فلان کس فلان مقدار جهیزیّه را برای دختر خود به خانه داماد فرستاده است، و این مایه فخر و مباهات آنها است!
در بعضی از مناطق هنگامی که قافله حمل جهیزیّه کار
خود را تمام کرد، آنها را در اطاق یا اطاقهای متعدّدی در کنار هم میچینند، و بهصورت موزههای تماشایی درمیآورند، واز فامیل و دوستان دعوت میکنند که بهتماشای این موزه بیایند!
چه عادت شوم و زشت و رسم ناپسندی!
بدیهی است اگر جهیزیّه از نظر کیفیّت و کمیّت در سطح پایین باشد، عرق شرمساری بر چهره عروس و نزدیکان او مینشیند، و بگومگوها شروع میشود، یکی طنز میگوید، دیگری پشت چشم نازک کرده و با نیشخند میگوید : انشاءاللّه مبارکشان باشد! دیگری از روی ترحّم میگوید : اینها مهم نیست مهم آن است که یکدیگر را دوست بدارند!
و اگر زیاد باشد، باد به غبغب انداخته، به شرح گستردهای درباره تهیّه هر یک از قسمتهای آن پرداخته، و زحماتی را که برای تهیّه آن از بازارها به قیمتهای گزاف، از سفر مکّه وزیارت سوریه، از فروشگاههای درجه اوّل و منحصر به فرد کشیدهاند، میپردازند.
کسی نیست از این افراد بپرسد اگر جهیزیّه برای زندگی خصوصی عروس و داماد تهیّه شده، نمایش آن برای دیگران چه معنایی دارد! هدف از این نمایش مضحک و بیمعنا چیست!
مگر ما هر وقت وسایلی برای خانه خود میخریم دیگران را دعوت برای تماشا میکنیم!
متأسفانه گاه بگومگوها و گلههای مربوط به آن، سالها در میان فامیل باقی میماند و آثار شوم و سوءِ آن در روحیّه عروس و داماد، شَهْد شیرین زندگی را در کام آنها تلخ میسازد.
در حالی که میدانیم فلسفه جهیزیّه، آغاز یک زندگی ساده و آبرومند و توأم با خوشبختی و شادکامی است، نه مسابقههای زشت و نمایشهای مسخره و شرمآور.
از همه بدتر اینکه، در چنان مجلسی بهسرعت مقایسهها شروع میشود و جهیزیّه این دختر و آن دختر را با هم میسنجند، در نتیجه این مقایسه آتش کینه و حسد و عداوت را در دل گروهی از حاضران میافروزد، و مفاسد دیگری را بهدنبال دارد، چراکه همیشه کارِ بد، زنجیروار کارهای بد دیگری را سبب میشود.
حال به سراغ «خانواده نمونه» برویم و جهیزیّه ازدواج برترین زنان جهان با برگزیدهترین مردان تاریخ بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را مورد توجّه قرار دهیم و از آن الهام بگیریم.
در بحثهای گذشته خواندیم که تمام سرمایه مولای متّقیان علیه السلام برای مراسم ازدواج تنها پول زرهی بود که به فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله آن را فروخت و از آن «عطریات» و «لباس» و «جهیزیّه» حضرت زهرا علیها السلام تهیّه شد.
قیمت این زره به روایتی، سی درهم، و به روایات دیگر 480 یا 500 درهم بود(1)و با توجّه به اینکه «درهم» تقریباً
نیممثقال نقره مسکوک است، مجموع قیمت زره و بهای تمام وسایلی را که بهعنوان جهیزیّه تهیه کردند، بهآسانی میتوان محاسبه نمود.
از روایتی استفاده میشود که تنها یک سوم قیمت زره برای جهیزیّه مصرف شد، و از آن بخوبی برمیآید که تا چه حد وسایل زندگی جدید این دو زوج خوشبخت جهان بشریّت سادهوبیآلایش ودورازهرگونه تشریفات بوده است.
صورت جهیزیّه بانوی اسلام علیها السلام و به اصطلاح ریز اقلام آن را نیز مورّخان در تاریخهای خود ثبت کردهاند که مطالعه آن، انسان را با عالَمی از صفا و زهد و وارستگی عجیب روبهرومیسازد،که عظمت وشکوه بینظیروخیرهکنندهاش
1) مرحوم علّامه مجلسی در «بحارالانوار» میگوید: ممکن است قیمت واقعی آنهمان 30 درهم بوده، ولی بعضی از علاقهمندان، آن را به مبلغ زیادتری خریدهباشند.
هر انسان آزادهای را به خضوع در برابر آن وامیدارد.
صورت جهیزیّهای که یاران پیامبر صلی الله علیه و آله با آن وجه مختصر برای یگانه دختر پیامبر صلی الله علیه و آله تهیّه کردند به این ترتیب بود :
یک فرش مصری که داخل آن پشم بود.
یک سفره چرمی.
یک متّکای چرمی که داخل آن لیف درخت خرما بود.
یک عبای خیبری.
یک مشک آب.
چند کوزه.
چند ظرف و کاسه سفالین.
یک ظرف برای آب و آبکشی (مطهره).
یک پرده نازک پشمی.
این بود مجموعه جهیزیّه زهرا علیها السلام طبق روایت.(1)
هنگامی که وسایل فوق را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آوردند نگاهی به آن کرد و گریست، سپس سر به سوی آسمان بلند کرد ودعای عجیبی کرد و گفت :
اَللّهُمَّ بارِکْ لِقَوْمٍ جُلُّ آنِیَتِهِمُ الْخَزَفُ؛(2)
خداوندا به قومی که غالب ظروف آنها سفالین است، مبارک
گردان!
دقّت در اقلام این جهیزیّه عجیب و تاریخی، و دعایی که پیامبر صلی الله علیه و آله بهدنبال آن فرمود، چیزهای بسیاری به انسان میآموزد. عظمت و شکوهی که در این جهیزیّه ساده نهفته است، و پیام و الهامی که به فرزندان اسلام در تمام قرنها میدهد، غیرقابل توصیف است.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله با این کار میخواهد درس بزرگی برای تمام اعصار و برای تمام نسلها به یادگار بگذارد، و نشان دهد که اسلام بر محور تجمّلپرستی و رقابتهای کمرشکن مادّی که مایه سختی کار ازدواج، و بهتأخیر افتادن برنامه جوانان، وآلودگی اجتماع مسلمین میگردد، نیست. اساس و پایه کار، همه جا بر سهولت و سادگی، و وارستگی و آزادگی و صفا و صمیمیّت استوار است.
آنچه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به عنوان نمونه و سرمشق نشان داد نه تنها در مقیاس امروز ساده و بیتکلّف بود، بلکه در اجتماع آن زمان نیز بسیار ساده تلقّی میشد، تا آنجا که دنیاپرستان آن عصر که هنوز رسوبات «ارزشهای جاهلی» در اعماق روح و جان تاریکشان بود، زهرای عزیز را بر این زندگی ساده شوهرش سرزنش کردند، و جوابی با آن عظمت را از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله شنیدند که قبلا ذکر کردیم.
اینها همه هشداری است به آنها که نه تنها روی قلم به قلم وسایل تجمّلی جهیزیّه که گاه بسیاری از آنها در تمام طول عمر هم یکبار مورد استفاده قرار نمیگیرد، اصرار دارند، بلکه حتّی روی مارکهای مختلف داخلی یا خارجی و رنگ ونقش و نگار آنها نیز حسّاسیت آمیخته با وسواس نشان میدهند؛ آری هشداری است به همه آنها!
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با امکاناتی که در آن زمان داشت، میتوانست وسایلی بسیار بهتر و با ارزشتر از آنچه گفتیم برای تنها دخترش زهرا علیها السلام و تنها یادگار همسر محبوبش خدیجه، و تنها یار و یاور همیشگیاش علی علیه السلام فراهم سازد، ولی به عمد این کار را نکرد، که اگر میکرد دستور جاویدان: (لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللّهِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) ارزش خود را از دست میداد.
جالب اینکه، گروهی از مسلمانان، این سخنان را میشنوند، و بیخیال از کنار آن بسادگی میگذرند، و گاه اسم این بیاعتنایی را ضرورتهای عصر و زمان میگذارند، ضرورتی که آبرو و حیثیّت آنها در گرو آن است!
در حالی که ضرورت بودن آن، «بهانه» یا «خیال» و«توهّمی» بیش نیست، مانند همه خیالها و پندارها در صحنه زندگی که:
از خیالی صلحشان و جنگشان
وز خیالی نامشان و ننگشان
و از همه مضحکتر اینکه، گاه برای تیمّن و تبرّک در کنار مهریّههای سنگین چند میلیونی، مهریّه پانصد درهمی حضرت زهرا علیها السلام را نیز ضمیمه میکنند! یا بعضی از قلمهای جهیزیّه آن حضرت را برای تأسّی به آن بزرگوار در کنار اجناس لوکس و وسایل پر زرق و برق و گرانقیمت خود قرار میدهند.
این درست به آن میماند که در کنار سفرهای که انواع غذاهای رنگین داخلی و خارجی، و سنّتی و مد روز، در آن جمع است، مقداری نان جو و نمک هم قرار دهیم که این خوراک مولای متّقیان و پیشوای آزادگان جهان، علی علیه السلام است و ما شیعیان و پیروان مکتب او هستیم! چقدر این کار سطحی و شرمآور است!
من معتقدم بیرون آوردن بسیاری از پدران و مادران تجمّلپرست متعصّب از زیر آوار تقلیدها و آداب و رسوم غلط و خرافی کار آسانی نیست. جوانان، اعم از دختران وپسران که روح بیآلایشتری دارند برای سنّتشکنی، ودرهم کوبیدن آداب و رسوم غلط آمادهترند، آنها باید بپاخیزند و اجازه ندهند سرنوشتشان بازیچه دست این
سنّتهای زشت، و رقابتها و چشم و همچشمیهای ویرانگر بزرگترها شود، و صفا و صمیمیّت همسرانشان در آتش این رسوم غلط و غیر منطقی بسوزد.
آنها باید حاکم بر سرنوشت خود شوند، و دستهای معمارانی را که سنگ اوّل زیربنای زندگی آنها را از اوّل کج مینهند، و بعد از آن تا گنبد دوّار کج میرود، از این مسأله حیاتی کوتاه کنند، و در حرف و عمل ثابت نمایند طرفدار مهریّههای معقول، جهیزیّههای ساده، و مراسم ازدواج بیتکلّف و آمیخته با صمیمیّت و صفای اسلام هستند.
پسران جوان باید ثابت کنند رهروان مخلص راه امیرمؤمنان علیّ مرتضی علیه السلام میباشند.
دختران جوان نیز باید ثابت کنند از زندگی زهرای مرضیّه علیها السلام بزرگترین شخصیت زن در جهان بشریّت الگو میگیرند، و به وسوسههای این و آن دل نسپرده، و به دشمنیهای در لباس خیرخواهی، توجّهی نمیکنند؛ و من به تأثیر این سخنان در جوانان بسیار امیدوارم.
این مراسم نیز اغلب با تشریفات زیادی همراه است، و گاه آمیخته با انواع گناهان میباشد، ولی در مقایسه با مراسم شب زفاف (جشن عروسی) سادهتر است.
در این مراسم قسمتهای جالبی دیده میشود که یا پیروی از یک سنّت اسلامی است، مانند خواندن خطبهای که مشتمل بر آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السلام درباره اهمّیّت ازدواج برای جوانان و ارزشهای حاکم بر آن است و وظیفه بزرگسالان را در برابر این امر حیاتی روشن میسازد؛ یا تبعیّت از یک سنّت حسنه است، مانند نشستن عروس بر سجّاده (جانماز) رو به قبله، در حضور قرآن که نشانه ایمان وتقوای الهی است، و در برابر آیینه و شمعدان که سمبل صفا وپاکی و روشنی است؛ و یک سلسله کارهای ساده
سمبلیک دیگر که شاید خوانندگان از نویسنده نسبت به آن آشناترند، اینها همه در جای خود خوب است و جالب.
ولی متأسفانه مصیبت از آنجا شروع میشود که دعوتشوندگان، چنان مسابقهای با هم در لباسهای تجمّلی وآرایشهای جلف و زننده، و آویختن انواع زینتآلات به خود میدهند که گاه عروس در میان آنها گم میشود! وطبیعی است که در چنین جلسه شومی همه در اندیشه خودآرایی و خودنمایی هستند.
وای بر آن وقتی که پای مردان نیز به بهانههای مختلف به این مجلس باز شود و اختلاط برقرار شود، و فیلمبرداران وعکّاسان از این مراسم که یکپارچه گناه و معصیت ونافرمانی خداست عکس و فیلم بردارند، و به گناهان خود رنگ جاودانگی بزنند!
چه بهتر که شرح این فجایع را رها کنیم و به سراغ خانواده نمونهای برویم که بهراستی آنچه خوبان همه دارند آنها بهتنهایی دارند.
از خطبههای عقد بانوی اسلام فاطمه زهرا علیها السلام شروع میکنیم:
خطبهای که خدا خواند؛ خطبهای که رسول الله صلی الله علیه و آله
خواند؛ و خطبهای که علی علیه السلام خواند که همه معنادار وآموزنده است :
در خطبه الهی آمده است:
اَلْحَمْدُ رِدائی وَ الْعَظَمَةُ کِبْرِیائِی وَ الْخَلْقُ کُلُّهُمْ عَبِیدِی وَ اِمائِی، زَوَّجْتُ فاطِمَةَ اَمَتِی مِنْ عَلِیٍّ صَفْوَتِی، اِشْهَدُوا مَلائِکَتِی؛
حمد شایسته من است و عظمت به من میبرازد، و تمام خلق، بندگان و کنیزان من هستند، من کنیزم «فاطمه» را به همسری «علی» درآوردم، ای فرشتگان من، همه گواه باشید!
جملههای آغاز این خطبه، بینی مستکبران و خود برتربینان را به خاک میمالد، و عظمت و بزرگی را مخصوص خدا میشمرد، و جملههای بعد، آخرین حدّ انسان را بندگی خدا میشمرد.
سپس افتخار بزرگ فاطمه علیها السلام را همین مقام بندگی حق، وافتخار علی علیه السلام را برگزیده خدا از میان بندگان بودن، معرفی میکند.
بعد خداوند با ولایت مطلقهاش عقد همسری این دو وجود پر جود عالم بشریّت را میبندد، و تمامی فرشتگان مقرّب را گواه بر آن میگیرد، تا سرمشقی برای همگان باشد.
دومین خطبه از آنِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است که طبق روایات چهل روز بعد از آن اجرا شد (این فاصله اربعین، خواه برای مراعات جانب ادب باشد یا رمز تکامل، در هر حال پرمعناست).
خطبه به این شرح بود :
اَلْحَمْدُلِلّهِ الْمَحْمُودِ بِنِعْمَتِهِ، اَلْمَعْبُودِ بِقُدْرَتِهِ، اَلْمُطاعِ فِی سُلْطانِهِ، اَلْمَرْهُوْبِ مِنْ عَذابِهِ، اَلْمَرْغُوبِ اِلَیْهِ فِیْما عِنْدَهُ، اَلنّافِذِ اَمْرُهُ فِی اَرْضِهِ وَ سَمائِهِ، اَلَّذِی خَلَقَ الْخَلْقَ بِقُدْرَتِهِ وَ مَیَّزَهُمْ بِاَحْکامِهِ، وَ اَعَزَّهُمْ بِدِینِهِ وَ اَکْرَمَهُمْ بِنَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ - ثُمَّ اِنَّ اللّهَ جَعَلَ الْمُصاهَرَةَ نَسَبآ لاحِقآ، وَاَمْرآ مُفْتَرَضآ، وَ شَجَّ بِهَا الاَْرْحامَ وَ اَلْزَمَهَا الاَْنامَ، فَقالَ تَبارَکَ اسْمُهُ وَ تَعالَی جَدُّهُ: وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَرآ فَجَعَلَهُ نَسَبآ وَصِهْرآ وَ کانَ رَبُّکَ قَدِیرآ...
ثُمَّ اِنِّی اُشْهِدُکُمْ اَنِّی قَدْ زَوَّجْتُ فاطِمَةَ مِنْ عَلِیٍّ عَلی اَرْبَعْمِأَةِ مِثْقالِ فِضَّةٍ...
حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که بهخاطر نعمتهایش شایسته حمد است، و بهخاطر قدرتش در خور عبودیّت، و بهخاطر سلطه و حاکمیّتش سزاوار اطاعت، خدایی که عذابش موجب وحشت، و پاداشهایش مایه
رغبت، و حکمش در آسمان و زمین نافذ است، خدایی که خلق را با قدرتش آفرید، و آنها را با احکامش از هم جدا نمود، با دینش آنان را عِزّت بخشید، و با پیامبرش محمّد گرامی داشت.
سپس خداوند پیمان زناشویی را همردیف خویشاوندی نسبی قرار داد و تاروپود آن دو را درهم آمیخت، و بر بندگان واجب شمرد، و در همین زمینه خداوند متعال میفرماید: او کسی است که انسان را از آب آفرید و (گسترش نسل) او را از طریق نسب و زناشوئی قرار داد و پروردگار تو توانا است...
سپس من، شما (یارانم) را گواه میگیرم که دخترم فاطمه را با مهریّهای برابر 400 مثقال نقره به همسری علی درآوردم.(1)
در این خطبه نیز ضمن برشمردن نکات دقیق و ظریفی از معارف توحیدی و اوصاف جمال و جلال و افعال خدا که پایه اصلی اعتماد خانواده را تشکیل میدهد، و اشاره به آفرینش عجیب انسان از آب (نطفه) و گسترش نسل او از طریق نسب و زناشویی میکند، به اهمّیّت مسأله ازدواج
1) بحارالانوار، جلد 42، صفحه 119 - تعبیر به 400 مثقال نقره که در این روایتآمده شاذ است و ممکن است از اشتباه روات باشد وگرنه معروف 500 درهم است واین غیر از مهر نقدی است که از پول زره پرداخته شد.
پرداخته و آن را بهعنوان وسیلهای برای بقای نوع بشر فرض و واجب میشمرد، سپس به اجرای عقد بزرگ بانوی اسلام برای بزرگمرد جهان انسانیّت میپردازد.
و بالاخره در خطبه فصیح و بلیغ خود امیرمؤمنان علی علیه السلام چنین میخوانیم: که پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود برای خودت خطبه بخوان، علی علیه السلام عرضه داشت:
اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذِی قَرُبَ مِنْ حامِدِیِهِ وَ دَنا مِنْ سائِلِیهِ، وَ وَعَدَ الْجَنَّةَ مَنْ یَتَّقِیْهِ، وَاَنْذَرَ بِالنّارِ مَنْ یَعْصِیْهِ، نَحْمِدُهُ عَلی قَدِیمِ اِحْسانِهِ وَاَیادِیْهِ، حَمْدَ مَنْ یَعْلَمُ اَنَّهُ خالِقَهُ وَبارِیْهِ، وَمُمِیْتَهُ وَمُحْیِیْهِ، وَمُسائِلَهُ عَنْ مُساوِیْهِ، وَنَسْتَعِینُهُ وَنَسْتَهْدِیهِ، وَنُؤْمِنُ بِهِ وَنَسْتَکْفِیِه، نَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ شَهادَةً تَبْلُغُهُ وَ تُرْضِیْهِ، وَ اَنَّ مُحَمَّدآ عَبْدُهُ وَ رَسُوْلُهُ صَلوةً تُزْلِفُهُ وَ تُحْظِیهِ، وَ تَرْفَعُهُ وَ تَصْطَفِیهِ، وَالنِّکاحُ مِمّا اَمَرَ اللّهُ بِهِ وَیُرْضِیهِ، وَآجْتِماعُنا مِمّا قَدَّرَهُ اللّهُ وَاَذِنَ فِیْهِ، وَهذا رَسُولُ اللّهِ زَوَّجَنِی اِبْنَتَهُ فاطِمَةَ عَلَی خَمْسَ مِأَةَ دِرْهمٍ وَ قَدْ رَضِیتُ فَاسْأَلُوهُ وَاشْهَدُوا(1)
1) بحارالانوار، ج 43، صفحه 112.
ستایش ویژه خداوندی است که نسبت به ستایش کنندگانش نزدیک و به درخواست کنندگانش قریب است، به پرهیزگاران بهشت و به گهنکاران دوزخ، وعده داده است.
من او را بر احسان قدیم و انواع نعمتهایش حمد میگویم، حمد کسی که او را خالق و آفریدگار خود میداند، و میراننده و زندهکننده خود میشناسد، و یقین دارد او را در برابر اعمال بدش موأخذه میکند.
من از او یاری میطلبم و هدایت میجویم و به او ایمان میآورم و از او کفایت امورم را میخواهم.
و شهادت میدهیم هیچ معبودی جز خداوند یکتا نیست، یگانه است و شریک ندارد، شهادتی که به ساحت قدسش میرسد، و او را راضی میکند، و نیز گواهی میدهیم که محمّد بنده و فرستاده او است، و به او درود میفرستیم که وی را به خدا نزدیکتر و از لطفش بهرهمندتر، و مقامش را والاتر و برگزیدهتر سازد.
(امّا بعد) ازدواج از اموری است که خدا به آن امر کرده، و مایه خوشنودی او است، و ازدواج ما از اموری است که خدا آن را مقدّر فرموده، و اجازه داده، این رسول خدا است که دخترش فاطمه را به مهریّهای به مقدار پانصد درهم به همسری من درآورده است و من به این امر راضی شدهام از او (این مطلب را) جویا شوید و (بر آن) گواهی دهید.
یکی از آرزوهای بسیاری از پدران و مادران آن است که زنده بمانند و مراسم زفاف فرزندان خود را ببینند، که در واقع دیدنی هم است، به شرط آنکه با ندانم کاریها و اعمال بیرویّه خود، آن شب شادمانی را به عزا مبدّل نکنند.
این مراسم در اسلام نیز وجود دارد و بهعنوان «ولیمه» زفاف در اخبار و احادیث آمده است.(1)
هر کس میتواند با اندکی اندیشه و تأمّل، فلسفه آن را نیز درک کند، زیرا :
اوّلا، این مراسم با حضور سرشناسان فامیل و دوستان وآشنایان انجام میگیرد و به زندگی مشترک جدید زوجین رسمیّت میبخشد، و آنها را به قبول مسئولیّت در برابر آن
1) وسائل الشّیعه، جلد 14، باب 40 - از ابواب مقدّمات النّکاح.
وادار میسازد، چرا که اگر در خفا و بدون هیچگونه مراسمی انجام میشد، هر دو طرف ممکن بود به آسانی تعهّدات خود را زیرپا بگذارند، و با برخورد با اوّلین مشکلات در زندگی جدید، راه جدایی را در پیش گیرند!
ولی کاری که با آن همه سروصدا و در حضور آن جمع سرشناس و آشنا انجام میگیرد چیز سادهای نیست که بهآسانی بتوانند از آن چشم بپوشند، یا بهصورت یک مطلب خصوصی و کوچک با آن برخورد کنند؛ بنابراین، مراسم فوق در درجه اول به عقد زناشویی استحکام میبخشد، و به آن رسمیّت و عینیّت میدهد.
ثانیآ، وقتی پایه شروع زندگی جدید بر شادمانی و سرور گذارده شود، خاطره خوبی که از آن در ذهن طرفین باقی میماند سبب میشود که آن را بهعنوان یک حادثه مسرّتبخش و سرورآفرین در تمام طول عمر، بدانند، وبهطبع بسیاری از مشکلات را بهخاطر آن تحمّل کنند، و با خوشبینی به مسایل مربوط به آینده بنگرند.
ثالثآ، این مراسم، آشنایان و بستگان را نیز دعوت میکند که با شرکت در آن، خود را در حلّ مشکلات خانواده جدید، در حال و آینده شریک و سهیم بدانند، و با توجّه به اینکه تشکیل زندگی مشترک به هر حال مشکلاتی دارد
سهیم شدن آنان در حلّ آنها بسیار مفید و با ارزش خواهد بود و فواید مهمّ دیگری که بر این کار مترتب است.
ولی مشکل از زمانی شروع میشود که این مراسم مفید و با ارزش و شادیآفرین، با تجمّلپرستی، و انواع هوا و هوسها، و ولخرجیها و بیبند و باریها و اسراف و تبذیرها، وانواع گناهان آلوده شود، و در اینجا نتیجه بهطور کامل معکوس خواهد شد.
شبی غمانگیز، با هزینههایی کمرشکن، و خاطرهای تلخ ودردناک خواهد بود.
شبی با انواع آلودگیها و مفاسدی که خداوند بزرگ را به خشم میآورد.
و بالاخره شبی که آثار سوءِ آن نه تنها در روح دو زوج جوان، بلکه در اطرافیان و بستگان آنها تا سالیان دراز باقی میماند.
آنچه در این زمینه میگوییم مطالبی است که از دور شنیدهایم، و بهطور قطع آنها که از نزدیک دیدهاند به عمق این فجایع آشناترند چرا که «شنیدن کی بود مانند دیدن!»
شب زفاف در خانوادههای تجمّلپرست نه تنها مصیبتی است برای پدر و مادر و عروس و داماد، بلکه شب بسیار پر زحمتی است برای تمام دعوتشدگان، چرا که شب مسابقه
تجمّل و خودآرایی، و شب به رخ کشیدن لباسهای گرانقیمت و جواهرات رنگارنگ به یکدیگر است.
بسیاری از زنان آنها، از هفتهها و ماهها قبل خود را برای نمایش ثروت در آن شب آماده میکنند، و لباسهای تازه وجواهرات نوین سفارش میدهند.
بسیاری از بزرگترها چنان خودآرایی میکنند که گویی فراموش کردهاند عروس، دختر آنها است نه خود آنها!
و از آنجا که در میدان مسابقه، هر کس تلاش میکند از رقبا عقب نیفتد باید هر کدام هزینه زیاد و رنج طاقتفرسایی را متحمّل شوند، و چه بسا همین مسایل باعث اختلافاتی میان آنها و شوهرانشان میشود که چرا در این زمینه ولخرجی لازم را نکردهاند، تا از رقیبان عقب نمانند؛ و آبرویشان در میان جمع نرود!
حال فکر کنید اگر در این جلسات زنان و مردان با هم مختلط شوند چه مفاسد وحشتناکی بهبار میآید! بهطور قطع محیطی بهوجود میآید «آماده» و «مهیّا» برای انواع گناهان؛ و روشن است که این گناهان اثر شوم خود را نشان خواهد داد و ازدواجی این چنین، قرین سعادت و خوشبختی نخواهد بود.
چیزی که در اینگونه مجالس معنا و مفهوم ندارد، یاد
خدا و پاکی و تقوا و خوشبختی دو زوج جدید است.
تاریخ نیز اسراف کاریهای جنونآمیزی را از سوی ثروتمندان مرفّه و بیدرد، و طاغوتهای هر زمان، بهخاطر دارد، و از آن جمله ریخت و پاشهای بیحساب «عبّاسیان» از «بیتالمال مسلمین» در عروسیهای پر خرجشان است.
در یکی از اینگونه مراسم، خلفای عباسی بهجای «نُقل» یا «سکّههای کوچک» که بعضی از مردم بر سر عروس میپاشند (و به تعبیر عربها «نثار» میکنند) ورقههای کوچکی را که هر کدام سند مالکیّت یک ملک و آبادی ششدانگ! بود، بر سر عروسشان پاشیدند و هر کس یکی از آنها را بهدست میآورد مالک یک آبادی میشد (و جالب است که افراد حاضر در آن مجالس، همان درباریان پر پول و ثروتمندان حاشیهنشین بودند).
حال ببینیم در مراسم جشن عروسی این خانواده نمونه وبینظیر چه گذشت.
یک ماه از مراسم عقد بانوی اسلام علیها السلام با علی علیه السلام گذشت. روزی «امّ ایمن» با جمعی از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله به محضرش شرفیاب شدند، «اُمّ ایمن» مطلب را از جای جالبی که قلب پاک پیامبر صلی الله علیه و آله را به شوق میآورد شروع کرد و گفت :
اگر خدیجه امروز در حیات بود چشمش به عروسی «فاطمه» علیها السلام روشن میشد؛
سپس افزود :
علی علیه السلام خواهان همسر خویش است، چشم فاطمه را به همسرش روشن فرما، و جمع آنها را سامان ده، و چشم ما را نیز با آن روشن کن...
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود :
بروید و اطاقی را در خانه من برای زفاف آنها فراهم سازید.
«امّ ایمن» عرض کرد :
اطاق کدامیک از ما؟
فرمود :
اطاق خودت!
سپس رو به سایرین کرد و فرمود :
بروید و امّسلمه را برای آماده ساختن اطاق یاری کنید.
بعد رو به علی علیه السلام کرد و فرمود:
برو غذای خوبی برای این مراسم آماده کن!
سپس افزود :
گوشت و نان از ما، و خرما و روغن از تو!
علی علیه السلام مقداری خرما و روغن (برای ساختن حلوا، شیرینی لازم برای این مراسم) تهیّه فرمود و خدمت
پیامبر صلی الله علیه و آله آورد، پیامبر صلی الله علیه و آله آستین مبارک را بالا زد و خرما را در روغن مالش داد و حلوا آماده شد.
سپس دستور داد گوسفندی فربه با «نان» فراوان آماده ساختند، بعد به علی علیه السلام فرمود :
اکنون برو و هرکس را میل داری برای جشن عروسی دعوت کن!
علی علیه السلام میگوید :
به مسجد آمدم در حالی که مملو از جمعیّت بود، شرمم آمد که گروهی را دعوت کنم و گروهی را دعوت نکنم، روی یک بلندی قرار گرفتم و صدا زدم ای مسلمانان! همه شما را به «ولیمه» و (جشن عروسی) فاطمه علیها السلام دعوت میکنم. مردم مانند سیل رو به سوی خانه پیامبر صلی الله علیه و آله آوردند، شرم سراپای مرا فرا گرفت چرا که جمعیّت بسیار زیاد بود و غذا کم!
پیامبر صلی الله علیه و آله از آنچه در قلبم گذشت آگاه شد فرمود: علی! غصه مخور من دعا میکنم خدا به این غذا برکت دهد.
مردم گروه گروه آمدند و «نشستند و خوردند و برخاستند» وبرای من دعا کردند و تبریک گفتند، در حالی که عدد آنها بسیار زیاد به نظر میرسید ولی غذا به همه میهمانان رسید!
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد ظرفها را آوردند و از غذا پر کرد و برای خانه همسرانش فرستاد، سپس ظرفی را پر از غذا کرد و گفت این هم برای فاطمه و شوهرش.
آفتاب غروب کرد و پیامبر صلی الله علیه و آله به «امّسلمه» فرمود دخترم فاطمه را بیاور.
امّسلمه میگوید :
رفتم فاطمه علیها السلام را با خود آوردم در حالی که از شدّت شرم وحیا در برابر پدر، عرق از صورت مبارکش فرو میچکید، ناگهان دستپاچه شد و پایش لغزید، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : دخترم خدا تو را در دنیا و آخرت از لغزش حفظ کند.
هنگامی که نزد پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاد پیامبر صلی الله علیه و آله گوشه چادر را از صورتش کنار زد و علی علیه السلام چهره مبارکش را دید، سپس دست او را گرفت و در دست علی نهاد و فرمود:
دختر رسول خدا فاطمه بر تو مبارک باد!
سپس افزود :
ای علی! فاطمه زن خوبی است.
و بعد رو به فاطمه کرد و فرمود:
دخترم! علی شوهر خوبی است، برخیزید و به منزل بروید وبرجای باشید تا من بیایم.
علی علیه السلام دست همسرش زهرا علیها السلام را گرفت و به منزل
رفت.
چیزی نگذشت که پیامبر صلی الله علیه و آله آمد، اجازه گرفت و وارد شد. فاطمه علیها السلام را در کنار خود نشانید، و فرمود:
حال برو ظرف آبی برای من بیاور، فاطمه علیها السلام ظرف آبی آورد، پیامبر صلی الله علیه و آله کمی از آب دهان مبارک خود را با آن آب آمیخت، سپس مقداری از آن آب بر سر فاطمه علیها السلام ریخت، بعد فرمود رو به من کن، مقداری از آن را نیز در سینه او ریخت، باز فرمود :
روی برگردان، مقداری از آب را هم میان دو شانه او ریخت، سپس این جمله پرمعنا را به پیشگاه خداوند عرضه داشت :
خداوندا! این دخترم فاطمه و محبوبترین خلق نزد من است. و این برادرم علی و محبوبترین خلق نزد من است.
خدایا! او را ولیّ خود قرار ده و همسرش را بر او مبارک کن!
سپس به علی علیه السلام تبریک گفت و خارج شد.(1)
یک بار دیگر این حدیث را مرور کنیم، و در بندبند آن وپیامهای صریح و کنایی آن بیندیشیم، و صفا و سادگی ونورانیّتی که بر جزء جزء این مراسم زیبا و باشکوه وروحانی حکمفرما بوده، در نظر مجسّم کنیم :
-- میهمانان، تمام یاران پیامبر صلی الله علیه و آله حاضر در مسجد
1) بحارالانوار، جلد 43، صفحه 95 و 96 (با تلخیص).
بودند، یعنی چهار هزار نفر!
-- طرز دعوت به آن سادگی از طریق یک پیام شفاهی وعمومی توسّط خود داماد.
-- پذیرش دعوت از سوی همه و شرکت عمومی در این مجلس جشن با شکوه.
-- غذا، منحصر به نان و گوشت و مقداری حلوای خرما بهعنوان شیرینی.
-- تهیّه شیرینی با دست خود پیامبر صلی الله علیه و آله صورت گرفت.
-- تقسیم هزینه میان پدر عروس و داماد.
-- برکت عجیب غذا به دعای پیامبر صلی الله علیه و آله و غذاخوردن بیتکلّف اصحاب و تبریک گفتن و رفتن.
-- فرستادن باقیمانده غذا به خانه همسران پیامبر صلی الله علیه و آله.
-- و آخرین مرحله کنار گذاشتن غذای عروس و داماد از همان باقیمانده غذا.
-- حیا و حجب فوقالعاده عروس.
-- سفارش کردن عروس و داماد را به یکدیگر، و تبریک گفتن صمیمانه پیامبر صلی الله علیه و آله به آن دو عزیز.
-- اعلام پایان مراسم جشن عروسی از سوی رسولالله صلی الله علیه و آله.
چه زیبا و باشکوه و با صفاست چنین جشن و چنین
مراسمی!
هرگز انتظار نداریم مردم عینآ چنین کنند، ولی این انتظار هست که از آن هزینههای کمرشکن و اسراف کاریهای جنونآمیز و آلوده شدن بهانواع گناهان و بی عفّتیها بپرهیزند.
در آن شب تاریخی زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و بسیاری از زنان مهاجر و انصار نیز شرکت داشتند، و در مجلس خودشان سرود شادی میخواندند که تاریخ سرود چهار نفر را ضبط کرده است:
«امّسلمه» ، «معاذه» (مادر سعدبن معاذ) و «عایشه» (دختر ابوبکر) و «حفصه» (دختر عمر) و ما در اینجا تنها به نقل سرود «حفصه» قناعت میکنیم که از زبان او سخن شنیدن در اینجا بهتر است:
فاطِمَةُ خَیْرُ نِساءِ الْبَشَرِ وَ مَنْ لَها وُجَهٌ کَوَجْهِ الْقَمَرِ
فَضَّلَکِ اللّهُ عَلَی کُلِّ الْوَری بِفَضْلِ مَنْ خَصَّ بِآیِ الزُّمَرِ
زَوَجَّکِ اللّهُ فَتًی فاضِلا اَعْنی عَلِیّآ خَیْرَ مَنْ فی الْحَضَرَ
فَسِرْنَ جاراتی بِها اِنَّها کَرِیْمَةٌ بِنْتُ عَظِیْمِ الْخَطَرِ(1)
1) بحارالانوار، جلد 43، صفحه 116.
فاطمه بهترین زنان بشر است و صورتی همچون ماه دارد.
خدا تو را بر تمام خلق برتری داده، به فضیلتی مخصوص ]داشته[ که در آیات سوره زمر بیان کرده است.
خداوند تو را به همسری جوانی با فضیلت درآورد، یعنی علی بهترین مردان جهان.
همسایگان! او را به خانه شوهرش برید که او بزرگواری است دختر مردی گرانمایه.
تمام سرودها - که با آهنگی نه گناهآلود خوانده میشد - پرمحتوا، آموزنده، و الهامبخش بود، و فضای آن جشن روحانی را صفای تازهای میبخشید، و دوست و دشمن، خود را با آن بزم الهی هماهنگ و همنوا ساخته بودند.
اینها همه یک سوی قضیّه و در عالم پایین بود، ولی از روایات اسلامی استفاده میشود که در محفل کرّوبیان و عالم بالا نیز جشنی بسیار گستردهتر و باشکوهتر برپا بود :
مأموران بهشتی به فرمان خدا بهشت را به زیباترین صورتی آراستند.
نسیم عطرآگین بهشتی دستور داشت انواع بوی عطر را در فضای بهشت بیفشاند، و آن را خوشبوتر از همیشه کند.
حوریان بهشتی سورههای قرآن زمزمه میکردند... وگویندهای از زیر عرش الهی صدا زد همه آگاه باشید که امروز روز جشن عروسی علی (و زهرا) است.
سپس خداوند ابر سفیدی را به آسمان فرستاد تا بر آنها دانههای لؤلؤ و زبرجد و یاقوت ببارد!
و فرشتگان مأموریّت داشتند دستههای گل بهشتی نثار کنند که جبرئیل امین (آنگونه که قبلا گفتیم) یک دسته از این گلها را همراه با تبریک خود به محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آورد. (1)
آری! محفلی آنچنان پاک و با صفا و روحانی در روی زمین ممکن نیست که جدا از محفل بهشتیان و ملائکه مقرّبین باشد، چرا که عالم هستی یک واحد بههم پیوسته و هماهنگ است.
بیایید کاری کنید که محفل جشن عروسی فرزندان شما نیز الگویی از آن گیرد، و ساکنان عالم بالا با آن همصدا شوند.
پایان
1) بحارالانوار، جلد 43، صفحه 102.