ghaemiyeh.com
سرشناسه : محدثی، جواد، ۱۳۳۱ -
عنوان قراردادی : نهجالبلاغه .برگزیده. شرح
عنوان و نام پدیدآور : امتحان / جواد محدثی.
مشخصات نشر : مشهد : بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۹۲.
مشخصات ظاهری : ۱۰۴ص..مس۱۱/۵×۸ ؛
فروست : درسهایی از نهجالبلاغه؛ ۶.
شابک : ۸۰۰۰ ریال978-964-444-885-0 :
یادداشت : چاپ هفتم.
یادداشت : چاپ قبلی: بنیادپژوهش های اسلامی٬۱۳۹۱(۴۴ص.).
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق. -- دیدگاه درباره امتحان الهی
موضوع : علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق. . نهجالبلاغه -- نقد و تفسیر
موضوع : امتحان الهی
موضوع : ایمان (اسلام)
شناسه افزوده : علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق. . نهجالبلاغه. برگزیده. شرح
شناسه افزوده : بنیاد پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره : BP۳۸/۰۹ /الف۸۲م۳ ۱۳۹۲
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۵۱۵
شماره کتابشناسی ملی : ۵۰۷۴۰۸۰
امتحان
جواد محدّثی
سخن ناشر··· 7
سرآغاز··· 9
امتحان چیست؟··· 12
حتمیّت آزمایش··· 15
دنیا ، سرای آزمایش··· 19
چرا امتحان میشویم؟··· 24
چگونه امتحان میشویم؟··· 29
آزمون مالی··· 35
حج ، آزمونی دیگر··· 38
آزمون در بوته سختیها··· 43
نهج البلاغه را بیتردید میتوان به دریایی پر گوهر تشبیه کرد که هر چه بیشتر در آن غوّاصی شود، درسها و حکمتهای زندگیساز و پربهای بیشتری بهدست میآید. بیجهت نیست که دانشمندان بسیاری در طول چهارده قرن، در پی درسآموزی از مکتب علوی و کسب معرفت از کلام امیرالمؤمنین علیهالسلام بودهاند و در شرح سخنان پر ارج او کتابها نوشتهاند.
سخنان حضرت علی علیهالسلام، هم در زمینه مباحث نظری و عقلی بسیار ارزنده و راهنماست، هم در قلمرو مسائل عینی و زندگی انسانی و موضوعات کاربردی و عملی کارگشاست و این ابعاد متنوّع کلام آن حضرت، نشأت گرفته از روح بلند و شخصیّت بینظیر و چند بُعدی آن پیشوای بزرگ است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله درباره وی فرمود:
«اَ نَا مَدینَةُ العِلْم و علیٌّ بابُها»(1).
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی
خداوند امر و خداوند نهی
که من شهر علمم علیّم در است
درست این سخن قول پیغمبر است(2)
و چنان که خود امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود:
«عَلَّمنَی رَسُولُ اللّه صلیاللهعلیهوآله اَلفَ بابٍ کلُّ بابٍ فَتَح اَلفَ بابٍ»(1).
رسول خدا - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - به من هزار باب [علم ]آموخت، که هر باب آن هزار باب گشود.
بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، به عنوان گامی هر چند کوچک در راستای تکلیف بزرگِ «شناساندن کلام و شخصیّت علی علیهالسلام»، تصمیم بر عرضه درسهایی زندگیساز از معارف همیشه زنده و الهام بخش نهجالبلاغه گرفته است، با این باور که کلام نورانی امیر سخن حضرت علی علیهالسلام، در حدّ بالایی الگوی رفتاری، معاشرتی و معیشتی هر مسلمان، بهویژه نسل جوان است. از اینرو عرضه و انتشار این سلسله درسها با قلمی روان و خلاصه، میتواند چراغ راه و فروغ زندگی باشد.
از حجّهالاسلام آقای جواد محدّثی که در «پژوهش» و «نگارش» این کتاب همّت گماشتهاند، صمیمانه تقدیر میشود. باشد که این گام و اِقدام، زمینه هر چه بیشتر آشنا شدن نسل جوان امروز را با معارف اهل بیت علیهمالسلام و کتاب جاودانه نهجالبلاغه فراهم آورد.
1) بصائر الدرجات 323.
«امتحان» ، یکی از سنّتهای الهی است.
بسیارند کسانی که ادّعای «ایمان» دارند ، یا خود را قوی و قهرمان میدانند ، یا میپندارند که عدالتخواه و حقطلباند ، یا خود را «مومن» و «مسلمان» و مطیع فرمان خدا میدانند،
امّا... از کجا معلوم شود که راست میگویند؟
گاهی مسأله بر خود انسان هم مشتبه میشود و خود را مقاوم ، صبور ، متّقی ، با انصاف، طرفدار حق و عدل، خدا ترس و با ایمان میداند ، امّا تا آزموده نشود ، میزان مقاومت و انصاف و خداترسی و ایمان او برای خودش هم روشن نمیگردد.
اینجاست که «امتحان»، روشنگر واقعیّت میشود و «آزمون» ، میزانِ توانایی و برخورداری اشخاص را از فضایل آشکار میسازد. مثل یک وزنه سنگین که وسیله امتحان است. آن کس که خود را نیرومند میپندارد ، اگر توانست آن وزنه را بلند کند ، معلوم میشود که قدرتمند است و اگر نتوانست ، ضعف او روشن میشود.
پس، امتحان که سنّت همیشگی و تغییرناپذیر الهی است ، برای این است که افراد به یک شناخت و ارزیابی درست از خودشان و دیگران دست یابند.
فراز و نشیب حوادث و سرد و گرم روزگار ، گاهی جوهره اشخاص را بروز میدهد و درستی ادّعاها را آشکار میکند و پاکی و آلودگی افراد را روشن میسازد.
اینکه حافظ میگوید:
خوش بود گر مَحکِ تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
اشاره به همین موضوع دارد و «محک تجربه» همان صحنهها و وسایل آزمایش است که حقیقت افراد را بر خودشان و بر همگان آشکار میسازد.
توجّه به این مسأله که ما در طول زندگی همواره در معرض آزمونیم و عملکرد ماست که درستی ادعاهای ما را ثابت میکند ، بسیار سازنده است. خداوند هم برای تنبّه و عبرت انسان ، صحنههای امتحان برایش پیش میآورد ، تا از غفلت درآید و واقعگرا شود.
در کلمات نورانی حضرت علی علیهالسلام در نهجالبلاغه، اشاراتی زیبا به این درسِ مهمّ زندگی است و میتواند چراغ راه ما در پیمودن مسیر زندگی گردد.
آنچه در این مجموعه مختصر میخوانید ، فروغی از سخنان حکیمانه آن حضرت است.
گفتنی است که در این جزوه نیز همچون جزوات پیشین ، مبنای جملات و شمارههای خطبهها و نامهها و حکمتها ، نهج البلاغه نسخه «صبحی صالح» است.
امید است که پیوسته درسهای نهجالبلاغه را آویزه گوش و روشنگر جان و صفابخش زندگی خویش قرار دهیم و از این گنجینه نفیس، هر چه بیشتر بهرهمند گردیم.
جواد محدّثی
تابستان 1384 ش
امتحان و آزمون، آن است که برای انسان، صحنه و شرایط و مسائلی پیش آید که میزان آگاهی، توانایی، صبر و شجاعت ، ایمان و تقوا، مهارت و کاردانی او برای خودش یا دیگران روشن شود.
البته هر کسی و هر چیزی به نوع خاص و وسیله جداگانهای امتحان میشود. مثلاً میزان معلومات دانشآموز با امتحان ، قدرت بدنی کسی با وزنهبرداری ، میزان و کیفیّت طلای یک گوهر با محک زدن، قدرت روحی و صبوری کسی با تحمّل سختیها ، شجاعت کسی با رویارویی با حریف در میدان جنگ، سلامتی یا بیماری فرد با مراجعه به پزشک ، میزان بندگی کسی با اطاعت فرمان و... شناخته و معلوم میشود.
اگر آزمونی در کار نباشد ، خوب و بد ، ضعیف و قوی ، خالص و ناخالص ، اصلی و تقلّبی، فرمانبردار و نافرمان و دانا و نادان شناخته نمیشود و هر کس ادّعا میکند که قویترین، پاکترین و داناترین انسان است و هر تولید کنندهای کالای خود را برترین جنس و هر شخصی خود را مسلمانترین افراد معرّفی میکند. آنچه تعیین کننده میزان خلوص و
بندگی و اصالت و قدرت و علم اشخاص است ، «امتحان» است.
امتحان و آزمون ، یک بُعد سازنده هم دارد و آن اینکه افراد ، به ضعفها و کاستیهای خود پی میبرند و دچار غرور نمیشوند. برای جامعه هم مفید است، چون نسبت به اشخاص ، شناخت دقیقتری پیدا میشود و ادّعاهای بیدلیل اشخاص به سادگی پذیرفته نمیشود.
فراز و نشیبهای زندگی و تحوّلات گوناگون اجتماعی ، یکی از وسایل امتحان افراد و نشان دهنده شخصیّت فکری و روحی و عملی آنان است.
حضرت علی علیهالسلام میفرماید:
«فِی تَقَلُّبِ الاَحوالِ عِلْمُ جَواهِرِ الرِّجالِ».(1)
در تغییر و تحوّل حالها [و دگرگونی روزگار] گوهر مردان شناخته میشود.
این همان پیش آمدنِ «محک تجربه» است که در شعر حافظ به آن اشاره شد، تا سیهرویی افراد ، یا صدق و سلامتشان را آشکار سازد.
چه خوب است که انسان ، از شکستها یا پیروزیهای افراد در آزمونهایشان عبرت و درس بگیرد. امتحان ، یک تجربه است، اگر برای ما هم پیش نیامده باشد ، افراد بسیاری امتحان پس دادهاند ، یا خوب یا بد ، یا موفّق یا ناکام ، از محصول آن آزمایشها و تجربهها درسهای گرانبهایی میتوان آموخت. مثل کسی که از جلسه امتحان و کنکور بیرون میآید ، یا از آزمون رانندگی فراغت مییابد ، یا از جلسه مصاحبه یک گزینش و استخدام خارج میشود ، یا با یک حریف قوی مبارزه میکند ،
1) نهج البلاغه ، حکمت 217.
آنچه که از این رهگذر به دست میآید، برای دیگران میتواند راهگشا باشد. به شرط آنکه در پی بهرهگیری از نتایج یک آزمون باشند.
از این رو ، حضرت امیر علیهالسلام به پند گرفتن از چنین تجربههایی سفارش میکند ، تا از حاصل امتحانات دیگران ، در ما آمادگی برای حضور در عرصه آزمون پیدا شود. میفرماید:
«مَنْ لَمْ یَنْفَعْهُ اللّهُ بِالبَلاءِ والتّجارِبِ ، لَمْ یَنْتَفِعْ بِشَیءٍ مِنَ العِظَةِ».(1)
هر کس را که خداوند ، از بلا و آزمون و تجربهها سود نرساند، از هیچ پندی بهره نخواهد گرفت.
اینکه آزمایش، جوهره اشخاص و حقیقت آنان را بر ملا میسازد و خالص و ناخالص را از هم جدا میکند، نکته بسیار مهم و سودمند است.
از امتحان، با واژههای مختلفی در قرآن و احادیث و نهجالبلاغه تعبیر شده است. یکی از آنها «فتنه» و «افتتان» است. فتنه هم معانی گوناگونی دارد که یکی از معروفترین آنها «امتحان» و «ابزار امتحان» است. فتنه در لغت به معنای قراردادن طلا در کوره آتش است ، تا گداخته شود و میزان خلوص و عدم خلوص و عیار آن مشخّص گردد،(2)و اگر طلا مورد چنین آزمایشی قرار نگیرد ، به راحتی طلای تقلّبی به مشتریان داده میشود و مردم خسارت میبینند و فریب میخورند.
آزمایش، یکی از «سنّتهای الهی» است. معنای سنّت، قوانین و مقرّرات حتمی و فراگیر و تغییرناپذیری است که خداوند در خلقت و تاریخ قرار داده است و هیچ انسان و هیچ قومی، از اینکه مورد امتحان الهی قرار گیرند، استثنا نشدهاند.
در قرآن کریم، هم به اینکه مردم به وسیله خیر و شرّ مورد آزمایش قرار میگیرند اشاره شده است،(1)هم به اینکه همه افراد و امّتها امتحان میشوند و به صِرف گفتن اینکه «ما ایمان آوردهایم» رها نمیشوند و مسلمانان نیز - همانند پیشینیان - مورد آزمایش الهی قرار میگیرند(2).
حضرت علی علیهالسلام در سخنی به این حتمیّت آزمایش که در قرآن آمده ، اشاره دارد. در نهج البلاغه آمده است که وقتی آن حضرت با مردم بصره سخن میگفت و به راه راست دعوت میکرد و پند میداد ، کسی برخاست
و از «فتنه» پرسید و اینکه آیا ایشان در این مورد چیزی از پیامبر صلیاللهعلیهوآله پرسیده است یا نه؟ آن حضرت میفرماید : وقتی آیه «أحَسِبَ النّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَهُم لایُفْتَنُونَ»(1)نازل شد (یعنی : آیا مردم میپندارند همین که گفتند : ایمان آوردیم ، رها میشوند و امتحان نمیشوند؟).
از پیامبر درباره این امتحان که پیش خواهد آمد پرسیدم. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود : امّت من پس از من امتحان خواهند شد.
پس از گفتگوهایی، پیامبر صلیاللهعلیهوآله به حضرت علی علیهالسلام فرمود:
«یا علیّ! اِنَّ الْقَوْمَ سَیُفْتَنُونَ بِاَمْوالِهم، وَیَمُنُّونَ بِدِینِهِم عَلی رَبِّهِم وَیَتَمَنَّوْنَ رَحْمَتَهُ ویَأْمَنُونَ سَطْوَتَهُ وَیَسْتَحِلُّونَ حَرامَهُ بالشُّبُهاتِ الْکاذِبَةِ وَالاَهواءِ السّاهِیَةِ...».(2)
یا علی! این مردم پس از این با اموالشان امتحان خواهند شد و با دینداریشان بر خدا منّت میگذارند و تمنای رحمت او را دارند و از خشم و قهر الهی ایمن میشوند ، حرام خدا را با شبهههای دروغ و خواهشهای غفلتآمیز، حلال میشمرند ، شراب را به نام آبانگور ، و رشوه را به نام هدیّه ، و ربا را به نام داد و ستد حلال میدانند!
اینها اشاره به نوعی آزمایش شدن در مسائل مالی و حلال و حرام و شهوات و تمنّیات نفسانی است که تاریخ هم نشان داد برخی از مسلمانان پس از پیامبر ، در این فتنه و آزمون شکست خوردند و امتحان خوبی پس ندادند. (به امتحان الهی در عرصه مالی خواهیم پرداخت).
پس گریزی و گزیری از امتحان نیست. خدا همه را امتحان خواهد کرد. در این مورد ، آن حضرت کلام دیگری هم دارد که خواندنی است.
میفرماید:
«لا یَقُولَنَّ اَحَدُکُم : «اَللّهُمَّ اِنِّی اَعُوذُ بِکَ مِنَ الفِتْنَةِ» ، لاَِنَّهُ لَیْسَ اَحَدٌ اِلاّ وَهُو مُشْتَمِلٌ عَلی فِتْنَةٍ ، ولکنْ مَنِ اسْتَعاذَ فَلْیَسْتعِذْ مِنْ مُضِلاّتِ الفِتَنِ...».(1)
هیچ کدام از شما چنین نگوید : «خدایا ، از فتنه و امتحان به تو پناه میبرم» ، چرا که هیچ کس نیست مگر آنکه دچار فتنه و آزمونی میشود ، لیکن هر کس میخواهد پناه ببرد ، از فتنههای گمراه کننده و آزمونهای لغزاننده به خدا پناه ببرد.
بنابراین اگر کسی بگوید: خدایا برای من امتحان پیش نیاور! این غلط است، این مخالفت با سنّت الهی است، چون او بدون استثنا همه را خواهد آزمود. مهم پیروزی و روسفیدی در امتحانهای الهی است.
در ادامه سخن ، حضرت میفرماید :
خداوند فرموده است : اموال و فرزندان شما وسیله امتحاناند. معنایش آن است که او بندگان را با اموال و اولاد ، امتحان میکند ، تا روشن سازد که چه کسی به روزیِ خدا اعتراض دارد و چه کسی به تقسیم رزق الهی راضی است ، در حالی که خدا از خودشان نسبت به آنان داناتر است، ولی میخواهد کارهایی از آنان آشکار شود و سر بزند که به خاطر آنها مستحقّ ثواب و پاداش ، یا سزاوار کیفر شوند. برخی فرزند پسر را دوست دارند و از فرزند دختر بدشان میآید ، بعضی
1) نهج البلاغه ، حکمت 93 .
افزایش ثروت را دوست میدارند و از آسیبهای مالی و آشفتگی حال، ناراحت میشوند (ولی اینها گاهی وسیله امتحان است).
آیهای هم که در کلام آن حضرت به آن استناد شده است ، بیانگر تصوّر نادرست کسانی از مسلمانان است که پیش از هجرت در مکّه بودند و به خاطر ترس و بیم از شکنجه و تهدیدهای مشرکان، از ایمان خود دست کشیدند ، چون فکر نمیکردند مسلمان شدن ، آن همه خطر و سختی برایشان داشته باشد و چون دیدند که به خاطر ایمان آوردن مورد فتنه و آزار مشرکان قرار میگیرند ، در ایمان خود سست شدند.(1)
این امتحان و هشدار خدایی ، مایه عبرت دیگران است، تا در راه دینداری و اسلام ، صبور و مقاوم باشند و از تهدیدها و خطرها نهراسند.
1) تفسیر المیزان ، 16/ 101.
یکی از سوملهای همیشگی انسان، این بوده که چرا آفریده شده است؟ چرا به دنیا میآید و چرا پس از مدّتی میمیرد؟ به کجا میرود و هدف از این آمدن و رفتن چه بوده است؟
از میان پاسخهای متعدّد ، یکی هم این است که حضور انسان در این مرحله، برای امتحان عبودیّت و بندگی و رسیدن به کمال است. همه شرایط برای برگزاری یک آزمایش دقیق برای انسان فراهم است. دنیا ، جایگاه اصلی و همیشگی او نیست. اینجا معبر است و مقصد جای دیگر است و در اینجا باید امتحان شود تا در ابدیّت، نتیجه انتخاب خوب یا بد خود را ببیند.
حضرت علی علیهالسلام میفرماید:
«اِنَّ اللّهَ سُبحانَهُ جَعَلَ الدُّنیا لِمَا بَعدَها وَابْتَلی فِیها اَهلَها لِیَعْلَمَ اَیُّهُم اَحْسَنُ عَمَلاً ، وَلَسْنا لِلدُّنیا خُلِقنا وَلا بِالسَّعْیِ فِیها اُمِرنا وَاِنّما وُضِعنا فِیها لِنُبْتَلی
بِها».(1)
خدای سبحان، دنیا را برای آنچه پس از دنیاست قرار داده است و اهل دنیا را در دنیا امتحان کرده، تا روشن کند چه کسی از مردم بهتر عمل میکند. ما برای دنیا آفریده نشدهایم و مأمور نگشتهایم که در دنیا [و برای دنیا ]تلاش کنیم ، بلکه ما را در این دنیا قرار دادهاند تا به وسیله
آن مورد آزمایش قرار گیریم.
این همان حقیقتی است که در آغاز سوره مُلک هم در بیان فلسفه خلقت انسان و آفرینش مرگ و زندگی بیان شده است که :
خداوند، مرگ و زندگی را آفرید ، تا معلوم کند و شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل میکنید.(2)
دنیا با همه آنچه در آن است، از عمر و زندگی ، از جوانی و نیروهای آن، ثروت و قدرت ، فرزندان و دوستان ، فقر و غنا ، بیماری و تندرستی، آمدن و رفتن ، همه و همه وسیله آزمایش انسان است ، تا روشن گردد چه کسی در دام آن گرفتار میشود و در باتلاق دنیا فرو میرود ، و چه کسی پای خود را از دام آن رها میسازد و دنیا را وسیله کسب آخرت و نجات خویش قرار میدهد.
امام علی علیهالسلام در این مورد میفرماید:
«اَلا وَاِنَّ الدُّنیا دارٌ لا یُسْلَمُ مِنها اِلاّ فِیها. وَلا یُنجی بِشَیءٍ کانَ لَها. ابتُلِیَ
النّاسُ بِها فِتنَةً...»(1).
هان! دنیا سرایی است که از آن نمیتوان به سلامت رست. مگر [با تقوا و پرهیزکاری] در آن. از کارهای دنیایی کسی نجات نمییابد. مردم به آزمون دنیا دچار شدهاند. از دنیا آنچه را برای دنیا برگیرند ، از کف میدهند و بر همان مومخذه میشوند و از دنیا آنچه برای غیر آن برگیرند ، برایشان ماندگار است. دنیا نزد خردمندان چونان بازگشت سایه است ، در همان حال که سایه را گسترده میبینی جمع میشود و در همان حال که افزودهاش میبینی کاسته میشود.
در این عبارات به ناپایداری دنیا و بیوفایی آن اشاره شده است و برنده آنانند که با رهتوشه گرفتن از دنیا برایآباد ساختن آخرت خویش ، از این امتحان سربلند بیرون میآیند و در دنیا در جا نمیزنند.
پیشتر هم اشاره شد که حوادث تلخ و شیرین جهان ، هر دو وسیله آزمایش است ، گاهی بر نعمت باید شکر کرد و گاهی بر سختی باید صبر نمود. آن که ناشکری و بیصبری از خود نشان میدهد ، شکست خورده این امتحان است.
قرآن کریم ، از قول حضرت سلیمان نقل میکند که نسبت به آن سلطنت الهی و قدرت بینظیر که خدا به وی عطا کرده بود ، گفت :
این از فضل و احسان پروردگار من است ، تا مرا بیازماید که شکر
میگزارم یا ناسپاسی میکنم.(2)
در سخنان امام حسین علیهالسلام نیز چنین آمده است که:
مردم بنده و برده دنیایند و دین بر زبانشان میچرخد و تا وقتی زندگیهاشان بر محور دین بگردد ، در پی آنند ، امّا وقتی به وسیله «بلا» آزموده شوند ، دینداران اندک میشوند : «فَإذا مُحِّصُوا بِالبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانُونَ».(1)
تا حادثه و سختی پیش نیاید و امتحانهای دشوارِ راه دینداری چهره نشان ندهد ، بسیاری از افراد در صفِ اهل ایمان و یاران حقّاند، امّا با ظهور صحنههای آزمون ، رنگ میبازند و چهره عوض میکنند.
بسا کساند از این همراهانِ آری گوی
که دل به وسوسه راه دیگری دارند...
بنابراین میتوان دنیا را سرای آزمون نامید و انسانها را طلاهایی که در کوره گداخته حوادث و ابتلاءات قرار میگیرند ، تا پخته و آزموده شوند و جوهره ناب کمالات انسانی آنان آشکار و برجسته گردد.
در سخنی دیگر، حضرت علی علیهالسلاممیفرماید:
«فَفِیها اخْتُبِرتُم ولِغَیرِها خُلِقْتُم».(2)
در دنیا آزمایش شدهاید و برای غیر دنیا آفریده شدهاید.
مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساختهاند از بدنم
ای خوش آن روز که پرواز کنم تا برِ دوست
به هوای سرِکویش پر و بالی بزنم(1)
انسانها را میتوان در دنیا همچون شاگردانی دانست که در «کلاس زندگی» یا جلسه امتحان نشستهاند.
در کلاس عُمر ، هر کس را یک بار مینشانند و درس میدهند و امتحان میگیرند. خوشا آنان که هوشیارانه در این آزمون شرکت میکنند و برنده میشوند ، چرا که : بسیاری از آنان که میروند ، نمیرسند و بسیاری از کسانی که میدوند ، نمیبرند!...
1) منسوب به مولوی.
آن که دیگری را میآزماید ، برای کشف و فهم چیزی است که آن را نمیداند. مثل معلّمی که شاگردش را در امتحان میآزماید ، یا دوستی که دوستش را در شداید و سختیها امتحان میکند ، یا افسری که یک درخواست کننده گواهینامه رانندگی را آزمایش میکند.
امّا امتحان الهی برای کشف یک مجهول یا افزایش علم خدا نیست ، چون او از همه چیز خبر دارد. میآزماید ، تا هم وضعیّت بر خود شخص روشن گردد ، هم برای دیگران. به علاوه در آزمونهای الهی ، عبرتها و پندهای فراوانی برای مردم است که اگر هوشیار باشند ، از این امتحانها درس میگیرند و راه زندگی را درست میپیمایند و به چاله و چاه غفلت و گناه نمیافتند.
حضرت علی علیهالسلام در سخنی ، واجب ساختن روزه را برای آزمونِ اخلاص مردم میداند : «وَالصِّیامَ ابْتِلاءً لاِِخلاصِ الْخَلْقِ».(1)از آنجا که روزه،
1) نهج البلاغه ، حکمت 252.
یک عبادتِ پنهانی و بدون نمود است ، یعنی نخوردن و نیاشامیدن است، نه کاری که نمود و جلوه ظاهری داشته باشد ، بنابراین عرصه آزمون اخلاص مردم است و مردم میزان خلوص و بیریایی خود را از رهگذر انجام این عبادت و تکلیف، میشناسند.
خداوند، بندگان را آفرید و به پرستش فرمانشان داد و طاعت و عصیان را به اختیار خودشان گذاشت ، تا آگاهانه راه خیر و عمل صالح را برگزینند و بر این انتخاب ، پاداش یا کیفر یابند. او میدانست که هر کس با استفاده از قدرت اختیار ، چه راهی را خواهد پیمود و چه سرنوشتی خواهد داشت. دوزخیان و بهشتیان برای خدا از آغاز روشناند ، امّا برای اتمام حجّت و برای اثبات ایمان و صداقت در عقیده و برای اینکه خودشان نتیجه امتحان را ببینند و فردای قیامت ادّعایی علیه خدا نداشته باشند، صحنههای آزمایش برای بشر پیش آورده است تا هر کس سیمای واقعی خود را در «آیینه امتحان» تماشا کند.
امام علی علیهالسلام در یکی از خطبهها میفرماید:
«اِنَّ اللّهَ تَعالی قَد کَشَفَ الْخَلْقَ کَشْفَةً ، لا اَ نّه جَهِلَ ما اَخْفَوهُ مِن مَصُونِ اَسرارِهِم ومَکْنُونِ ضَمائِرهِم ، «وَلکِنْ لِیَبْلُوَهُم اَیُّهُمْ اَحْسَنُ عَمَلاً» ، فَیَکُونَ الثَّوابُ جَزاءً والعِقابُ بَواءً».(1)
خداوند متعال، وضع و حال مردم را روشن و آشکار ساخت ، نه آنکه
آنچه را از اسرار پوشیده و رازهای درونی دارند نداند ، بلکه برای آنکه
آنان را بیازماید که کدامشان بهتر عمل میکنند ، تا ثواب، پاداش آنان
1) نهج البلاغه ، خطبه 144.
باشد و عقاب، کیفر زشتکاریشان.
اگر امتحانی که جداکننده خوب و بد و فرمانبردار و نافرمان است در کار نباشد ، هر کس خود را «بهترین» میداند و اگر تنها به ادّعای افراد اکتفا شود ، هیچ کس حاضر نیست که قصور و خطا و ناخالصی خود را بپذیرد. به قول سعدی:
گر ار بسیط زمین عقل منعدم گردد
گمان به خود نبرد هیچ کس که نادانم
امتحانهای الهی، مخصوص آدمیان نیست. حتّی برای فرشتگان هم آزمایش وجود دارد، تا صف آنان هم به تناسب عبادت و اطاعتشان از هم جدا شود.
حضرت علی علیهالسلام در ماجرای فرمان الهی نسبت به سجده ملائکه بر آدم میفرماید:
«ثُمّ اخْتَبَر بِذلِکَ مَلائِکَتَهُ المُقَرَّبینَ، لِیَمیزَ المُتَواضِعینَ مِنْهُمْ مِنَ المُتَکَبِّرینَ».(1)
خداوند بدان وسیله فرشتگان مقرّب خویش را آزمود ، تا متواضعان را از متکبّران بازشناخته و جدا سازد.
البته فرشتگان، همه فرمانبردارند ، امّا ابلیس که در اصل از جنّیان بود و در صف فرشتگان به عبادت الهی مشغول بود ، تکبّر کرد و در آزمایش الهی که بر محور «اطاعت فرمان» بود ، شکست خورد و رانده درگاه حق گشت. اینگونه ابتلاءات و آزمونها مایه عبرت و تنبّه دیگران است.
1) نهج البلاغه ، خطبه 192.
«ما در تمام عمر،
هر لحظه در کشاکش یک آزمایشیم
ایمان و اعتقاد،
هنگام آزمایش و در صحنه عمل
اثبات میشود
ورنه در ادّعا، همه بیعیب و کاملاند
با این همه شعار مسلمانی
باید عیان شود که «مسلمان» کیست،
یعنی کسی که تابع و تسلیم امر اوست».
سنگینی امتحان نیز آنجاست که امتحان شونده، یا رمز و راز و فلسفه
یک دستورالعمل را نداند ، یا آن را مطابق فهم و عقل خویش نشناسد ، یا نظر و خواسته دیگری داشته باشد. اینجاست که میزان تعبّد و تسلیم در اجرای فرمان شناخته میشود.
داستان سجده فرشتگان بر آدم که از خاک و گل است، و اجرای فرمان از سوی فرشتگانی که وجود نوری دارند و به ظاهر برترند ، به همین سبب از آزمونهای دشوار به شمار میرود. حضرت علی علیهالسلام میفرماید:
اگر خداوند میخواست که «آدم» را از نوری درخشان و خیره کننده چشمها و مبهوت کننده عقلها خلق کند که چنان خوشبو و معطّر باشد که جانها را بیاکند ، میتوانست. و اگر چنان میکرد ، همه گردن اطاعت خم میکردند و آزمایش بر فرشتگان بسیار سبک و آسان میشد. امّا خدای سبحان، بندگان را به برخی از چیزها که اصلش را نمیدانند
میآزماید ، تا هم جوهره آنان را با این امتحان روشن کند ، هم تکبّر و غرور را از ایشان دور و طرد کند.(1)
آن گاه توصیه میفرماید که از سرگذشت ابلیس عبرت بگیرند که آن
همه عبادتهای طولانی و تلاشهایش در راه بندگی ، با یک ساعت تکبّر و یک نافرمانی تباه و نابود شد. وقتی ابلیس با شش هزار سال عبادت ، نافرمانی کرد و مطرود شد ، چه تضمینی است که انسان از این ورطه و آزمایش سالم به در آید و مصون بماند؟!
1) «وَلَوْ اَرادَ اللّهُ اَنْ یَخْلُقَ آدَمَ مِنْ نُورٍ یَخْطَفُ الاَبصارَ ضِیاومهُ...» نهج البلاغه ، خطبه 192.
ابزار امتحان هر کس گاهی با دیگری متفاوت است.
گاهی فقر و غنا مایه امتحان است ، به ویژه تنگدستی و فقر که
تحمّلش دشوار و زمینه لغزش در آن بسیار است.
برخی افراد به خاطر کمبود امکانات، تنگدستی، نیازمندی و فقر ، دچار فساد و فحشا میشوند ، یا دزدی و اختلاس میکنند، یا به درگاه الهی ناسپاسی و کفران نعمت میکنند، یا به تقدیر و قسمت الهی ناراضی میشوند.
بعضی هم به وسیله برخورداریها و داشتههایشان امتحان میشوند و ثروتشان وسیله امتحان است که آیا از آن در راه درست استفاده میکنند یا غلط ، طاعت میکنند یا گناه ، به فقرا میرسند یا خودشان بهره میگیرند ، حقوق واجب دینی را ادا میکنند یا طفره میروند ، انفاق و احسان دارند یا بخل میورزند ، شکر میکنند یا از نعمت و صاحب نعمت غافلاند و ناسپاسی میکنند؟ پس همه اینها صحنههای آزمایش الهی است.
امیرمومنان ، با اشاره به اینکه دنیا خانه عبور است و آخرت سرای
ابدی ، و توصیه به اینکه از این «گذرگاه» برای آن «قرارگاه» توشه برگیرید و دلبسته این دنیا نباشید و پیش از اینکه بدنهای شما را از دنیا ببرند ، دلهای خود را از دنیا بیرون ببرید ، میفرماید:
«اِنَّ الْمَرْءَ اِذا هَلَکَ قالَ النّاسُ : ما تَرَکَ؟ وقالَتِ المَلائکَةُ: ما قَدَّمَ؟».(1)
وقتی انسان میمیرد ، مردم میگویند : چه برجا گذاشت؟ و فرشتگان
میپرسند : چه پیش فرستاد؟
و آیا این امتحان نیست؟ و آیا برنده آنان نیستند که در دنیا با دنیا خانه آخرتشان را آباد میکنند؟
برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد زپس ، تو پیش فرست
آنچه در اختیار ماست، از خداست. در عین حال، خدا از ما خواسته
که از موهبتهای او در راه خیر و رفع نیاز بینوایان استفاده کنیم. او به ما داده ، امّا از ما قرض خواسته است. برخی افراد حاضر نیستند به خدایی که صاحب اصلی نعمتها و دادههاست ، قرض دهند. آیا این شکست در آزمون نیست؟ خداوند سرچشمه نصرت و امداد و یاری است، امّا از مسلمانان خواسته که با جهاد در راه حق و اسلام ، خدا را یاری کنند. این هم نوعی امتحان است.
حضرت علی علیهالسلام در یکی از خطبههای پندآمیز خویش ، از مردم میخواهند که تا سالم و تندرستاند ، عبادت و کار خیر کنند و تا مجال باقی است، برای آخرت بکوشند و خود را آزاد کنند ، در راه نیکی گام
1) نهج البلاغه ، خطبه 203.
بردارند و از اموالشان انفاق کنند و جسمها و بدنهای خود را خرج روح و روان خود کنند. سپس آیاتی از قرآن را یاد میآورد که پروردگار، از بندگانش نصرت و یاری خواسته است «إِنْ تَنْصُرُوا اللّهَ یَنْصُرْکُمْ...»(1)و آیاتی که به مردم میگوید به خدا وام نیکو بدهند تا برایشان بیفزاید «مَنْ ذَا الَّذِی یُقرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافاً کَثِیرَةً»(2)و میفرماید:
خدا از روی ناداری و فقر از شما قرض نمیگیرد، و از شما که یاری
خواسته ، نه به خاطر ضعف و ناتوانی است ، چرا که سپاه آسمانها و زمین، همه از آنِ اوست و همه گنجینههای عالم در زمین و آسمان از آنِ خداست ، بلکه خواسته است شما را امتحان کند که کدامتان بهتر عمل میکنید. پس با کارهای نیکتان بشتابید تا در سرای ابدی از همسایگان و مقرّبان پروردگار باشید : «واِنَّما اَرادَ اَنْ یَبْلُوَکُم اَیُّکُم اَحْسَنُ عَمَلاً...».(3)
این یک نمونه از «امتحان مالی» است که متأسّفانه بعضی در آن ناکام میشوند و شکست میخورند.
کمی و زیادی روزی و وسعت معیشت و تنگنای آن نیز یکی از صحنههای امتحان است . حضرت امیر علیهالسلاممیفرماید:
«وقَدَّرَ الاَرْزاقَ فَکَثَّرَهَا وقَلَّلَها وقَسَّمَها عَلَی الضِّیقِ وَالسَّعَةِ فَعَدَلَ فِیها لِیَبْتَلِیَ مَنْ اَرادَ بِمَیْسُورِها ومَعْسُورِها ، ولِیَخْتَبِرَ بِذلکَ الشُّکرَ وَالصَّبرَ مِن غَنِیِّها
وَفَقِیرِها...».(1)
خداوند، روزیها را مقدّر و معیّن ساخت ، بعضی را فراوان و بعضی را اندک ، در کار برخی گشایش داد و بر برخی تنگ گرفت و در هر مورد عدالت رعایت گردید، تا هر کس را بخواهد با وسعت رزق یا تنگدستی بیازماید ، تا بدین وسیله شکر توانگر و صبر تنگدست را امتحان کند.
همانطور که قرآن ، گاهی کاهش ثمرات و مرگ و میرها و مصیبتها و گرسنگی و ترس را وسیله آزمایش میداند،(2)امیرمومنان هم اینگونه سختیها را آزمایش الهی معرّفی میکند، تا هشدار و بیدارباشی برای غافلان و بدکاران شود و بدانند که اینگونه ناملایمات در زندگی ، نتیجه گناهان خودشان است و دست از بدی و فساد بردارند.
کلام نورانی آن حضرت چنین است :
«اِنَّ اللّهَ یَبْتَلِیَ عِبادَهُ عِنْدَ الاَعمالِ السَّیِّئَةِ بِنَقْصِ الثَّمَراتِ وحَبْسِ البَرکَاتِ واِغلاقِ خَزائنِ الخَیْراتِ ، لِیَتُوبَ تائِبٌ ویُقْلِعَ مُقْلِعٌ وَیَتَذَکَّرَ مُتَذَکِّرٌ وَیَزْدَجِرَ مُزْدَجِرٌ.»(3)
خداوند ، بندگانش را هنگام انجام کارهای ناپسند، دچار کاهش میوه درختان و قطع شدن برکتها (ناباریدن باران) و بسته شدن گنجینههای خیرات میسازد [و بدین وسیله آنان را میآزماید] ، بلکه توبه کنندهای
باز گردد ، و گناهکار از گناه دست بردارد ، و پند گیرنده پند گیرد، و
بازدارنده ، راه نافرمانی را [بر بندگان خدا ]بگیرد.
از نسیمی دفتر ایّام بر هم میخورد
از ورق گردانی لیل و نهار اندیشه کن(1)
گاهی هم امتحان ، به مهلت دادن و نعمت بخشیدن و پردهپوشی است.
در قرآن کریم از این نوع آزمون به «استدراج» ، و «امهال» و «املاء» یاد شده است و استدراج ، یکی از سنّتهای الهی است ، یعنی خداوند دست انسان را باز میگذارد و با همه بدیهایش به او مهلت میدهد و نعمتش را قطع نمیکند ، تا ببیند آیا دست بر میدارد یا نه؟ متنبّه میشود یا نه؟
در کلام امیرالمومنین علیهالسلام به این شیوه آزمایش الهی نیز اشاره شده است:
«کَم مِن مُسْتَدْرَجٍ بِالاِحْسانِ اِلَیهِ ومَغرُورٍ بِالسَّتْرِ عَلَیهِ وَمَفْتُونٍ بِحُسنِ القَوْلِ فِیهِ ، وَمَا ابْتَلَی اللّهُ اَحَداً بِمِثلِ الاِملاءِ لَهُ».(2)
چه بسا کسی که با نعمتی که بدو دهند ، به دام افتد و چه بسا کسی که با پوشاندن خطایش ، دچار غرور گردد و چه بسا کسی که با سخن نیک دیگران درباره وی ، فریفته شود. خداوند هرگز کسی را به امتحانی همچون «مهلت دادن» نیازموده است.
اگر کسی راز این مهلت دهی را درنیابد و از حلم و ستّاریّت خدا سوء استفاده کند و همچنان به گناه ادامه دهد ، در لحظهای و با حالتی مچ او را میگیرند و مومخذه میکنند که نه راه برگشت دارد ، نه انکار و نه جبران. پس باید چنین هشدارهایی را جدّی گرفت و فرصت و مهلت الهی را
نباید به حساب این گذاشت که خداوند پیگیر نخواهد بود.
امام علی علیهالسلام در هشدار دیگری چنین میفرماید:
«اَلحَذَر! الحَذَر! فَوَاللّهِ لَقَدْ سَتَرَ، حتّی کَأَ نّه قَدْ غَفَرَ».(1)
بترسید ، بترسید، به خدا سوگند که گاهچنان گناه را میپوشاند که گویا آن را آمرزیده است!
1) نهج البلاغه ، حکمت 30.
در بخش چگونگی آزمایش و انواع امتحانهای الهی ، به امتحان مالی
هم اشاره شد. امّا به دلیل اهمیّت این آزمون و اینکه بسیاری از مردم با «پرداختهای مالی» و ادای حقاللّه و حقالناس در مسائل مالی امتحان میشوند و فقر و غنا میدان مهمّی برای آزمایش افراد است ، در این زمینه توضیح بیشتری میخوانید.
در کلامی حضرت امیر علیهالسلام میفرماید:
«اِنَّ لِلّهِ عِبادًا یَخْتَصُّهُمُ اللّهُ بِالنِّعَمِ لِمَنافِعِ العِبادِ ، فَیُقِرُّها فِی اَیدِیهِمْ ما بَذَلُوها فَاِذا مَنَعُوها نَزَعَها مِنْهُم ثُمَّ حَوَّلَها اِلی غَیرِهِم».(1)
خداوند بندگانی دارد که آنان را با نعمتها مخصوص ساخته است تا به بندگان سود برسانند ، پس تا وقتی که از آن نعمت ، بذل و بخشش میکنند ، آن را در دستشان برقرار میدارد ، هرگاه که از دادن و بخشیدن آن رویگردان شوند ، آن نعمت را از ایشان میگیرد و به دیگران میسپارد.
1) نهج البلاغه ، حکمت 425.
سنّت استدراج و مهلت دهی که در بخش قبل به آن اشاره شد ، در
مسائل مالی هم وجود دارد ، آن حضرت میفرماید:
«اِذَا رَاَیتَ رَبَّکَ سُبْحانَهُ یُتابِعُ عَلَیکَ نِعَمَهُ واَنتَ تَعصِیهِ فَاحْذَرْهُ».(1)
هرگاه دیدی خداوند ، پیوسته نعمتهایش را در اختیار تو میگذارد ، در حالی که تو او را نافرمانی میکنی ، پس از او بترس!
این هشدار برای آن است که طبق قانون الهی، وقتی کسی از نعمتی
سوء استفاده کند ، یا نسبت به صاحب نعمت ، نافرمانی کند ، باید آن نعمت از او گرفته شود. ولی، اگر هم معصیت ادامه مییابد ، هم نعمت خدا استمرار دارد ، ممکن است برنامهای در کار باشد تا سرِ بزنگاه ، مچ بنده خطا کار را بگیرد و با پروندهای سنگین به پای میز محاکمهاش بکشد.
پس هم باید از انتقام الهی بیمناک بود ، هم از نعمتبخشی خداوند ، آنجا که طبق سنّت و برنامه استدراج، نعمت میبخشد تا بندهاش را بیازماید.
از سخنان آن حضرت است:
ای مردم! خداوند باید شما را از نعمت، هراسان و بیمناک ببیند، آنگونه که شما را از انتقام کیفر، ترسان و نالان میبیند ، کسی که به او وسعت مالی و ثروت داده شود ، امّا این را «استدراج» نبیند ، خود را از کاری ترسناک، ایمن پنداشته است و هر کس دچار تنگدستی و فقر گردد و این را آزمایش نپندارد، آنچه را میتوانست پاداشآور باشد تباه
1) نهج البلاغه ، حکمت 25.
ساخته است.(1)
در جای دیگر فرموده است:
خداوند، امّتهای پیشین را با مخمصه و تنگناها و سختیها مورد آزمایش قرار داده است.(2)
نیز در کلامی دیگر فرموده است : «اِنَّ مِنَ البَلاءِ الفاقَةُ...».(3)
فقر و تنگدستی از جمله بلا (و امتحانها)ست...
کسی که چنان دلبسته به مال دنیا باشد که نه حقوق واجب دینی را
بپردازد ، نه از آنچه دارد به بینوایان کمک کند ، نه در راه عقیده و ادای تکلیف ، دست از آنچه دارد بکشد، نه اهل انفاق و صدقات و مشارکت در امور خیر باشد و نه خیرش به کسی برسد ، شایسته برخورداری از نعمتهای خدا نیست و داشتههایش در معرض زوال قرار میگیرد و مردودی در امتحانِ مالی برایش گران تمام میشود.
و چه بسیار کسانی که به سبب همین وابستگی مادّی، از دین و معنویّت و راه خدا فاصله گرفتند و امر الهی را نافرمانی کردند. داستان قارون که در قرآن نیز آمده است، یکی از بهترین نمونههاست.
گفتیم که از رموز و اسرار آزمایش، امتحانِ میزانِ تسلیم و اطاعت
بیچون و چرای بندگان در برابر فرمان مولاست. بنده واقعی بندهای است که در برابر امر مولایش، چون و چرا نکند و تسلیم محض باشد و هر چه گفت، بیدرنگ بپذیرد و عمل کند، هر چند نداند که «چرا». مثل تسلیم بودن حضرت ابراهیم علیهالسلام برای ذبح فرزند عزیزش اسماعیل ، نیز آمادگی
اسماعیلِ ذبیحاللّه برای قربانی شدن.
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
هر چند که امیرالمومنین علیهالسلام در سخنان خویش ، گاهی فایده و حکمت و اسرار برخی دستورهای دینی را بیان فرموده است،(1)امّا در
1) از جمله در حکمتِ 252 نهج البلاغه : «فَرَضَ اللّهُ الاِیمانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرکِ...» ، نیز در بخشی از خطبه 192 : «وعَن ذلک ماحَرَس اللّهُ عِبادَهُ المُومِنینَ بِالصَّلَواتِ والزَّکَوَاتِ ومُجاهَدَةِ الصِّیَامِ فِی الاَیّامِ المَفْرُوضاتِ...».
موارد متعدّدی، روح اسلام و دینداری را تعبد و تسلیم در برابر فرمان خدا دانسته است. یکی از این دستورها انجام فریضه حج است. گرچه تکتک حرکات و اعمال حج دارای فلسفه و درس و نکته است ، امّا یک بنده مخلص و مطیع ، اگر هم رموز و فلسفه برخی از آنها را نداند ، چون خداوند فرمان داده است و او مولا و صاحب اختیار است ، میپذیرد و بی چون و چرا عمل میکند ، آن هم دقیق و مو به مو. و این یکی از امتحانهای الهی و نشانه رهایی از خودبینی و رسیدن به خدا خواهی است.
در یکی از خطبههای طولانی نهجالبلاغه که به نام خطبه «قاصعه» معروف است، امیرمومنان با مثالهای متعدّد و بیانها و تعبیرهای مختلف ، به مقابله با روحیه غرور و تکبّر و استکبار بشر میپردازد و به تعبّد و اطاعت و تسلیم بودن در مقابل امر خدا و کنار گذاشتن تعصّب و لجاجت فرا میخواند.
در بخشی از این خطبه، بر محور این نکته که گاهی آزمون الهی به این است که به چیزی فرمان میدهد ، و مخاطبان اصل آن و دلیل فرمان را نمیدانند ، ولی امر خدا برای آزمودن میزان تبعیّت و فرمانبرداری بندگان است ، به «حج» و زیارت خانه خدا و انجام اعمال و مناسک آن مثال میزند و میفرماید:
«اَلا تَرَوْنَ اَنَّ اللّهَ سُبحانَهُ اِخْتَبَرَ الاَوَّلِینَ مِنْ لَدُنْ آدَمَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِ، اِلَی
الآخِرینَ مِنْ هذَا العالَمِ ؛ باَحْجارٍ لاتَضُرُّ وَلا تَنْفَعُ...».(1)
1) چون متن عربی طولانی است ، به ترجمه آن اکتفا میشود. نهج البلاغه ، خطبه 192.
آیا نمیبینید که خداوند سبحان، همگان را از حضرت آدم تا کسانی که پس از آنها آمدهاند ، در این جهان به وسیله سنگهایی آزموده(1)که نه زیان میزند و نه سود میبخشد ، نه میبیند و نه میشنود. آن را خانه با حرمتِ خود ساخت و برای فراهم آمدن و عبادت مردم قرار داد. سپس این خانه را در سنگلاخترین سرزمین و بیگیاهترین جای دنیا و کم فاصلهترین درّهها قرار داد ، در میان کوههای خشن و سخت ، و سنگریزههای انبوه و چشمههای کم آب و آبادیهای دور از هم ، که نه شتر در این سرزمین میآساید ، نه اسب و نه گاو و گوسفند. سپس به آدم صلیاللهعلیهوآله و فرزندان او فرمان داد که به سوی کعبه آیند.
این چنین، خانه خدا مرکز تجمّع سفرهایشان و سرمنزل کوچیدنهایشان گشت ، به گونهای که مردم با دلهای شیفته از صحراهای خشک و دشتهای دور و درّههای عمیق و از شهرها و جزیرههای پراکنده دریاها به سوی آن روی میآورند و خاشعانه بر گرِد کعبه میچرخند و لا اله الاّ اللّه میگویند ، با موهای آشفته و غبارآلود ، در حالی که جامههای خویش را که نشانه شخصیّت و امتیاز است درآوردهاند و با اصلاح نکردن موهای خود ، زیباییهای خود را پوشیده میدارند. آزمونی بزرگ و امتحانی دشوار و گزینشی آشکار و پاکسازی روشن و رسایی است! خداوند، آن (دیدار خانه خود) را سببی برای رحمتش و پیوند دهنده و رساننده به بهشتش قرارداده است.
و اگر خداوند میخواست که خانه با حرمت و عبادتگاه با عظمت
1) مقصود ، خانه کعبه است که از سنگهای عادی بنا شده است.
خویش را در میان باغستانها و نهرها و سرزمینهای سرسبز و هموار و پردرخت و پرمیوه و در دل مناطقآباد و پرجمعیت و روستاهای به هم پیوسته و گندمزارها و باغات پر از گل و گیاه و خوش منظره و چشمنواز و پرآب و آبادانی و بوستان و جادههای آباد قرار دهد به همان اندازه که آزمایش ساده بود ، پاداش نیز کم میشد.
و اگر شالوده و پایههای خانه خدا و سنگهای به کار رفته در این بنا ، از زمرّد سبز و یاقوت سرخ و دارای نور و روشنایی بود ، سبب میشد که دلها دیرتر به شک افتد و تلاش شیطان را برای برگرداندن دلها از توجّه به این خانه، دور میکرد و وسوسه و تردید را از سینه مردم میکاست.
ولی خداوند، بندگانش را با سختیهای گوناگون میآزماید و با ناملایمات مختلف امتحانشان مینماید ، تا تکبّر را از دلهایشان بیرون کند و فروتنی را در جانهایشان جای دهد و این عبادت را درهایی گشوده به فضل و رحمتش، و اسبابی فراهم و آماده برای بخشایش الهی قرار دهد.(1)
مهمترین نکته و کلید این آزمون، همین است که بنده ، مطیع مولا و تسلیم فرمان او باشد ، حتّی اگر نمیداند چرا؟
به تعبیر یکی از بزرگان ، اگر بنا باشد در دستورهای خدا ، فقط آنچه را بفهمیم برای چیست اطاعت کنیم و بپذیریم، در واقع ما بنده فهم خودمان شدهایم ، نه بنده پروردگارمان و مطیع عقل خود شدهایم نه مطیع خدا!
1) «وَلکِنَّ اللّهَ یَخْتَبِرُ عِبادَهُ بِاَنواعِ الشَّدائدِ وَیَتَعَبَّدُهُمْ بِاَنواعِ المَجاهِدِ ، ویَبْتَلِیهِم بِضُروبِ المَکارِهِ ، اِخراجاً لِلتَّکَبُّرِ مِن قُلُوبِهِم وَاِسکاناً لِلتَّذَلُّلِ فِی نُفُوسِهِم...» نهج البلاغه ، خطبه 192.
این امتحان سخت ، برای حضرت موسی علیهالسلام نیز پیش آمد ، آنجا که با خِضر همسفر شد ، امّا با این شرط که نسبت به آنچه در طول سفر میبیند ، سومل و چون و چرا نکند. وقتی خضر نبی، آن کشتی را سوراخ کرد و آن نوجوان را کشت و آن دیوار رو به ویرانی را تعمیر و بازسازی کرد ، در هر سه مورد ، موسی زبان به اعتراض گشود که چرا چنین کردی؟ و چون راز جریان را از زبان خضر شنید، دانست که در امتحان شکست خورده است ، چون قرار بود نسبت به آنچه میبیند، چون و چرا نکند.(1)
1) داستان آن مفصّل است. برای اطّلاع بیشتر بنگرید به: تفسیر آیات 60 تا 82 سوره کهف.
از صحنهها و وسیلههای امتحان انسان از سوی خداوند ، پیش آمدهای دشوار و صحنههای خطیر و داغها و بیمهاست و هر چه رتبه بندگان بالاتر باشد ، آزمونهای سخت و ابتلاءات بزرگتری پیش میآورد ، تا هم بندگانش را در کوره گداخته سختیها آبدیدهتر و پختهتر کند ، هم عظمت آنان را به مردم بهتر نشان دهد ، هم پاداش بزرگتری به آنان عطا کند.
هر که در این بزم ، مقرّبتر است
جام بلا بیشترش میدهند
امام علی علیهالسلام در ستایش از روحیه تواضع و خاکساری انبیا و مردمگرایی و نوعدوستی آنان ، میفرماید:
«قَدِ اخْتَبَرَهُم بِالْمَخْمَصَةِ وَابْتَلاهُم بِالْمَجْهَدَةِ وَامْتَحَنَهُم بِالْمَخاوِفِ ومَخَضَهُمْ
بالْمَکارِهِ...».(1)
خداوند آنان را با گرسنگی آزمود و به سختی دچارشان ساخت و با
1) نهج البلاغه ، خطبه 192.
بیمها و ترسها امتحانشان کرد و با مشکلات و ناگواریها خالصشان ساخت. پس مال و فرزندان را میزان خشم یا خشنودی خدا ندانید ، که این نشان ناآگاهی از موارد امتحان و آزمون در بینیازی و قدرت است.
چنان نیست که هر کس قدرت و مال داشت ، محبوب خدا باشد و هر که تنگدست و بینوا بود ، از چشم الهی بیفتد. گاهی توانگران از آزمون الهی روسفید بیرون نمیآیند ، امّا مستضعفان با صبر و عفاف ، در امتحان پیروز میگردند. در ادامه همان سخن، حضرت میفرماید:
خداوند ، گاهی مستکبرانِ خود بزرگبین را، به ارزشی که دوستان
مستضعف او در دیده آنان دارند، میآزماید. موسی بن عمران همراه برادرش هارون ، وارد دربار فرعون شدند ، در حالی که جامهای پشمین بر تن و هر یک عصایی در دست داشتند و به فرعون گفتند : اگر تسلیم خدا شود، عزّت و حکومتش باقی خواهد ماند. فرعون به دیده تحقیر در آن دو نگریست و به حاضران گفت : «آیا تعجّب نمیکنید که این دو میخواهند دوام عزّت و قدرت مرا تضمین کنند ، در حالی که خودشان چنین فقیر و خوارند و دستبندهای طلا به همراه ندارند و...». وی طلا و زر اندوزی را مهم انگاشت و پشمینهپوشی را تحقیر کرد. در حالی که اگر خداوند میخواست ، وقتی پیامبرانش را بر میانگیخت ، همه گنجینههای طلا و جواهرات و باغ و بوستانها را برایشان میگشود و پرندگان آسمان و حیوانات وحشی صحرا را همراهشان میساخت و اگر چنین میکرد ، دیگر امتحانی نبود و پاداشی در کار نمیآمد و همه بشارتها و خبرهای آسمانی تباه میشد و برای پذیرندگانِ دعوت انبیا ، پاداش امتحان شدگان لازم نمیگشت و مومنان نیکوکار ، پاداش
نیکوکاران را در نمییافتند. لیکن خدای متعال ، پیامبرانش را فرستاد که ارادهای استوار، ولی در چشم مردم ظاهری ساده و فقیر داشتند و با قناعتی که دلها و دیدهها را از بی نیازی پر سازد و گرسنگی و فقری که چشمها و گوشها را بیازارد. اگر پیامبران الهی، مقتدرانی بیشکست و حاکمانی بی زوال بودند که همه گردنها به سوی آنان کشیده میشد و مردم به طرف آنان بار سفر میبستند و به دربارشان میشتافتند، این ویژگیها، شرایط را برای امتحان شدن مردم آسان میساخت و از گردنکشی در برابر انبیا دور میماندند و از روی رغبت یا ترس به آنان ایمان میآوردند... ولی خداوند خواسته است که پیروی مردم از پیامبران و پذیرش کتب آسمانی و تسلیم شدن به آیین الهی، از روی ایمان قلبی و خشوع و پیروی و اطاعت واقعی و دور از هر شائبهای باشد. هر چه که امتحان بزرگتر باشد، پاداش الهی بزرگتر خواهد بود.(1)
این، هم برای خود انبیا وسیله آزمایش است که با دست خالی از ثروت و نداشتن پشتوانه قدرت و ریاست و ایل و تبار، باید با قدرتها و بدعتها و موهومات در افتند ، هم برای طاغوتها و توده مردم وسیله آزمایش است، که باید دعوت چنین فرستادگانی از سوی خدا را بپذیرند و پذیرای همه پیامدهای دعوت و ایمان باشند.
میزان تسلیم بودن بندگان در برابر فرمان خدا و آیین آسمانی ، از
1) فَاِنَّ اللّهَ یَخْتَبِرُ عِبادَهُ المُستَکبِرینَ فِی اَنفُسِهمْ بِاَولِیائِه المُستَضعَفِینَ فِی اَعیُنِهِم... نهجالبلاغه ، خطبه 192.
همین پذیرشها و اطاعتها و بهانه نیاوردنها معلوم میشود.
نسبت به پذیرش ولایتِ ولیّ خدا نیز ، همچون قبول یا عدم قبول نبوّت انبیا ، گاهی مردم در بوته آزمایش قرار میگیرند. اگر به بهانههای مختلف، سر از اطاعت «ولی اللّه» برتابند و به شرایط و لوازم بیعت با «امام» پایبند نباشند ، در این صحنه آزمون شکست خوردهاند.
دوران خلافت و حکومت امیرالمومنین علیهالسلامیکی از همین صحنهها و عرصهها بود. حضرت میفرماید:
«اَحْمَدُ اللّهَ عَلی مَا قَضی مِنْ اَمرٍ وَ قَدَّرَ مِنْ فِعْلٍ، وعَلَی ابْتِلائِی بِکُم اَیَّتُهَا الفِرقَةُ الَّتِی اِذا اَمَرْتُ لَمْ تُطِعْ وَاِذا دَعَوْتُ لَمْ تُجِبْ...».(1)
خدا را سپاس میگویم بر هر امری که خواسته و هر کاری که مقدّر کرده است ، و بر این که مرا گرفتار شما - و به وسیله شما امتحان - کرد ، ای گروهی که هرگاه فرمان میدهم اطاعت نمیکنید ، و هرگاه دعوت میکنم اجابت نمیکنید. وقتی به شما مهلت داده میشود در بیهودگی فرو میروید ، و هرگاه با شما میجنگند سستی میکنید.
این صحنه ، هم برای علی علیهالسلام آزمایش است که گرفتار چنین پیروان سست و بیاراده و نافرمان شده است، هم برای آن قوم نافرمان ، آزمون است که با داشتن پیشوایی چون حیدر کرّار و علیّ مرتضی علیهالسلام ، در نبرد با دشمنان حق و ولایت ، نافرمانی و کوتاهی میکردند ، با آنکه پیمانهای استوار و بیعتهای محکم بسته بودند.
هزاران دست بیعتگر کجا رفت؟
وفا با آل پیغمبر کجا رفت؟
1) نهج البلاغه ، خطبه 180.
در تفسیر خواجه عبداللّه انصاری آمده است:
«مثال ربّانی از حضرت ربوبیّت ، آن است که: بلا از درگه ما خلعتِ
دوستان است ، هر که در مقام دوستی بر اغیار مرتبتی جوید ، در بوستان نزهت دوستان ، گُل بلا بیشتر بوید».(1)
باری... گذراندن «دوره زندگی» همراه با امتحانهای گوناگون است.
آنچه عبور از این دوره را با موفّقیت همراه میسازد ، تقویت ایمان ، خودسازی، تمرین برای تحمّل سختیها و توجّه به مرحله «آخرت» است که پاداش صابران و مومنان داده میشود.
کسی که در دنیا ، از امتحانهای سخت سرافراز بیرون آمده باشد ، در آخرت هم حسابش آسان و عبورش از «صراط»، سریع و بی خطر و جایگاهش «بهشت» خواهد بود. به این امید که از «فرزندان آخرت» باشیم، نه از «بردگان دنیا»!
1) تفسیر کشف الأسرار ، میبدی، 7/375.