ghaemiyeh.com
زروندی رحمانی، حسین ـ
سحرخیزی / حسین زروندی رحمانی؛ [برای] مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما. ـ قم: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1384.
84ص. ـ (مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما؛ 966)
5500 ریال : ISBN 964-514-033-1
فهرست نویسی بر اساس اطلاعات فیپا.
کتابنامه: ص. [81] ـ 84؛ همچنین به صورت زیرنویس.
3س4ز / 56 / 250BP632 / 297
سحرخیزی
کد: 966
نویسنده: حسین زروندی رحمانی
ناشر و تهیه کننده: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
لیتوگرافی: سروش مهر
چاپ: برهان
نوبت چاپ: اول / 1384
شمارگان: 1750
بها: 550 تومان
حق چاپ برای ناشر محفوظ است
نشانی: قم، بلوار امین، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
پست الکترونیکی: IRC@IRIB.irو Email:WWW.IRC.ir
تلفن: 2919670 - 0251 نمابر: 2915510
شابک: 1-033-514-964ISBN: 964-514-033-1
اساسا بهترین اوقات روز، سحر و ساعات آغازین آن است. در این زمان، عاشقان و دلباختگان کوی دوست، فارغ از دلمشغولیهای دنیا، خلوت با معشوق را بر هر چیزی ترجیح میدهند و زمزمه عارفانهشان گوشنواز افلاکیان خواهد بود. رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله در این باره میفرماید:
بهترین و با برکتترین وقتی که بتوانید خداوند را بخوانید، اوقات سحری است.
سوگمندانه باید گفت که زندگی ماشینی و خستگیها و واماندگیهای جسمانی و تلاشهای بیرویه روزانه و سرگرمیهای رسانهای، انسان را از این نعمت ارزشمند غافل کرده و فرصتهای سازندگی و خودسازی را یکی پس از دیگری از او گرفته است. استفاده نکردن از این لحظات ارزشمند و انسانساز نهتنها سبب دوری از رحمت الهی میگردد، بلکه آثار نامطلوب روحی و روانی همچون کسلی، خستگی و بیحوصله بودن را در طول روز به همراه دارد.
بیشک، برای رسیدن به جامعهای شاداب، پویا و خلاق، باید مردمانی
سحرخیز داشته باشیم. بسترسازی فرهنگی در این زمینه، وظیفه همه نهادها به ویژه رسانه ملی است.
بر این اساس، پژوهشگر ارجمند، جناب آقای حسین زروندی رحمانی در این نوشتار افزون بر پرداختن به آثار معنوی، به آثار مادی این سنت فراموششده نیز توجه کرده است. با سپاس از تلاشهای ایشان، امید است که مورد استفاده برنامهسازان قرار گیرد.
انّه ولیّ التوفیق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
«دگرگونی» و «تحول» یکی از پیآمدهای گریزناپذیر گذر زمان است. اگر از سر تأمل، نگاهی به حال و گذشته داشته باشیم، خواهیم دید که دگرگونیهای اساسی در شیوههای زندگی رخ داده است. بیشتر این دگرگونیها ممکن است خجسته و مبارک باشد؛ زیرا با این تغییر و تحولها، زندگی آدمی نسبت به گذشته بسیار آسان گشته است. با این حال، باید دانست دگرگونیهای رخ داده، تنها در این امور خلاصه نمیشود، بلکه این رخدادهای خجسته تنها یک روی سکه است.
روی دیگر این سکه در جامعه ما، به فراموشی سپرده شدن سنتهای اسلامی و عادتهای بسیار نیکویی همچون: «صله ارحام»، «سحرخیزی»، «احترام به والدین». هر چند همه میدانند که نه پیشرفت و تکنولوژی مانع پایبندی به این سنتهای حسنه است و نه این سنتها، مخالف علم و تکنولوژیاند، امروزه با کمال تأسف شاهد آنیم که هر روز بیتوجهی به این امور پرفضلیت بیشتر میشود. ازاینرو، بیم آن میرود که در آیندهای نهچندان دور، دیگر رنگ و بویی از این سنتهای پسندیده اسلامی در زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان دیده نشود و تنها به عنوان «فضیلتهای فراموش شده» در کتابها مطرح باشند.
«سحرخیزی» یکی از این مقولههاست. در گذشته، بنابر شرایط حاکم آن زمان، بیشتر مردم سحرخیز بودند. پیش از آنکه خورشید هستی، چشمان خود
را بگشاید، چشمان خفته آنها بیدار بود، ولی امروزه برخلاف گذشته، بسیاری از مردم نه تنها سحرخیز نیستند، بلکه اگر بتوانند، تا پاسی از روز در خواب به سر میبرند. بهراستی چرا؟
این پرسش یکی از پرسشهای محوری است که انگیزه پرداختن به این پژوهش شده است تا ابعاد گوناگون این موضوع بررسی گردد. امیدواریم این اثر ناچیز، گامی باشد برای زنده نگاه داشتن یکی از فضیلتهای اسلامی.
«سحرخیزی» موضوعی شایسته پژوهش است، ولی با کمال تعجب، کمتر بدان توجه شده است؛ به گونهای که پژوهشی کامل و جامع در این زمینه شکل نگرفته است. البته باید گفت مراد از سحرخیزی در این نوشتار، شب زنده داری و تهجد نیست، بلکه امری فراتر از این است. منظور از «سحرخیزی»، بیدار بودن در سحر و مابین الطلوعین است. بنابراین، آثاری که درباره نماز شب و شب زنده داری ارائه شده است، نمیتواند تمام نیاز ما را برآورده سازد. این تازگی موضوع و نبود پیشینه پژوهشی یکی از مهمترین تنگناهای این پژوهش به شمار میآید و شایسته است کارشناسان، این موضوع را با نگاهی عمیقتر بررسی کنند.
«سحر» نابترین لحظه شبانه روز است. جایگاه این وقت شریف، آنگاه روشن میشود که سوگندهای خداوند متعال بر این لحظه زمانی را با تعبیرهای گوناگون قدسی در نظر آوریم.(1)سوگندهای قرآن، دلیلی است بر عظمت و اهمیت اموری که به آنها سوگند یاد شده است.(2)
آری «سحر» آنچنان شایسته تأمل است که خداوند متعال با این سوگندهای معنادار در صدد است که اندیشه انسان را بدان معطوف سازد و او را با حقایقی تازه آشنا گرداند.
در آموزههای اسلامی از مسلمانان خواسته شده است که در بعضی از اوقات شبانه روز، بخوابند و در برخی از اوقات بیدار باشند. این درخواست اسلام به دلیل احتمال بروز آسیبهایی است که با خوابیدن در این زمانها،
انسان را تهدید میکند و یا به دلیل به دست آوردن برکتها و رهآوردهایی است که میتوان با نخوابیدن در این زمانها از آنها بهرهمند گشت.
یک نمونه از زمانهایی که خوابیدن در آن از نظر اسلام بسیار نکوهش شده است، وقت سحر و ما بین الطلوعین است. پیآمدهای ناگوار خواب در این زمان به اندازهای است که تنها سبب از میان رفتن هنجارهای فردی و پیآمدهای مثبت سحرخیزی نمیشود، بلکه خوابیدن در این وقت شریف، عامل بروز بیماریهای جسمی و روانی و سبب وارد آمدن آسیبهای فراوانی بر روح و روان آدمی است. به بیان دیگر، خواب سحرگاهی، نه تنها مانع بهرهمندی از رهآوردها و پیآمدهای مثبت سحرخیزی است، بلکه آفتها و آسیبهای فراوانی را برای آدمی در پی دارد. یکی از هدفهای این پژوهش، به لطف الهی، بیان این پیآمدهاست.
از سوی دیگر، اگر کتاب تاریخ را ورق بزنیم، با انسانهایی رو در رو میشویم که جاده صد ساله وادی عشق را به یک آه پیمودهاند و در پایان، به «دولت سر راه» رسیدهاند. به قول شاعر اندیشمند لاهوری:
میشود پرده چشمم پر کاهی، گاهی
دیدهام هر دو جهان را به نگاهی، گاهی
وادی عشق بسی دور و دراز است، ولی
طی شود جاده صد ساله به آهی، گاهی
در طلب کوش مده دامن امید زدست
دولتی هست که یابی سر راهی، گاهی(1)
باریابی این گونه افراد به این مقامها، رهآورد چیزی جز، سحرخیزی نیست. بسیار بوده و هستند انسانهای فرزانهای که پیوسته، پیش از آنکه شب پردههای سیاهش را جمع کند و شعلههای خورشید دامن گسترد، از بستر نرم خواب برخاسته و مسیر الی الله را با شور و شوق پیمودهاند. پیش از گشوده شدن چشمان روز، چشمان آنان بیدار است. پنجره سپیده دم را به روی خود میگشایند و گل سر سبد باغ زندگی را میچینند. ناگفته پیداست که سحرخیزی رمز کامیابی آنان در عرصههای مختلف زندگی بوده است. پس چرا ما به جرگه آنها نپیوندیم؟ و از آبشار برکات این وقت شریف سیراب نگردیم؟ به امید روزی که این سنت الهی، در جامعه اسلامی به فرهنگ تبدیل گردد.
برای رسیدن به این هدف مقدس، تدوین کتاب و مقاله از جمله کارهای بایسته در این عرصه است. پیشتر برخی بزرگواران گامهایی در این وادی برداشتهاند که همه آن تلاشها را ارج مینهیم. با این همه، جای خالی مجموعهای مستقل که ویژه این موضوع باشد، به چشم میخورد. ازاینرو، کوشیدهایم در این پژوهش گامی در این راستا برداریم. امید است این نوشتار، غبار از چهره حقیقت بزداید و راه روشن را بنمایاند، و به سرچشمه خورشید راه گشا باشد.
1) به نقل از: جواد محدثی، هنر در قلمرو مکتب، دفتر تبلیغات اسلامی، 1376، چ 3، ص 131.
از آنجا که در این پژوهش از اصطلاحهای پرکاربردی همچون «سحر»، «فجر صادق»، «فجر کاذب» و «مابین الطلوعین» استفاده شده است، پیش از پرداختن به اصل بحث، به تعریف این واژگان میپردازیم.
«سحر» واژهای عربی است که در لغت، نام اوقات آخر شب و پیش از صبح است.(1)در لسان العرب در اینباره، آمده است: «عدهای به ثلث آخر شب تا طلوع فجر، سحر میگویند».(2)
سحر، دارای دو معنای اصطلاحی است:
اصطلاح شرعی: از نگاه شرع، سحر با معنای لغوی آن مترادف است و
1) خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ترتیب: محمدحسن بکایی، الطبعة الاولی، مؤسسة النشر الاسلامی، 1414 ه . ق، ص 364؛ تاج العروس، ج 11، ص 512؛ ابوالحسن احمد بن فارسی بن زکریا، معجم مقایس اللغة، ج 3، مکتب الاعلام الاسلامی، جمادی الاخر 1404 ه . ق، ص 138؛ ابن منظور، لسان العرب، ج 4، نشر ادب الحوزه، محرم 1405 ه . ق، ص 350.
2) لسان العرب، ج 4، ص 350.
به آخر شب و پیش از صبح گفته میشود.
اصطلاح عرفی: از نگاه عرف مردم، سحر مفهومی گستردهتر از معنای لغوی و شرعی دارد؛ زیرا عرف مردم، به فردی سحرخیز میگویند که زود هنگام از خواب برخیزد، خواه پیش از طلوع سپیده باشد و یا پس از آن.
در این نوشتار، هر دو معنای شرعی و عرفی بررسی خواهد شد. بنابراین، مراد ما از سحرخیزی، بیدار شدن در سحر عرفی و یا شرعی است.
«فجر» به معنای شکافتن است.(1)ازاینرو، به صبح، فجر گویند؛ زیرا شب را میشکافد. به گناه و معصیت نیز فجور گفته میشود؛ چون این دو، پرده دیانت را میشکافند.(2)
فجر کاذب، آن سپیدی نور خورشید در تاریکی شب است که به صورت عمودی در آسمان جلوهگر میشود. فجر کاذب که مدت آن بسیار کوتاه است، لحظات پایانی شب است. این وقت نزد عرب زبانان به «ذنب السرحان؛ دم روباه» معروف است.
فجر صادق، سپیدی شفاف و نور خورشید است که در امتداد افق به صورت افقی منتشر میشود و آغاز صبح میباشد. در این زمان، خوردن و
آشامیدن برای روزه داران ممنوع میشود.(1)خداوند متعال با تعبیر لطیفی برای فجر صادق در قرآن مجید میفرماید: «حَتّی یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ اْلأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ اْلأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ؛ تا رشته سپید صبح از رشته سیاه شب برای شما آشکار گردد». (بقره: 187)
خداوند متعال در این آیه، فجر صادق را به نخ سفیدی تشبیه میکند که در کنار رشته سیاه شب کشیده شده است.(2)
یکی از مهمترین و با فضیلتترین لحظههای شبانه روز، لحظه بینالطلوعین است. روایتهای فراوانی در این زمینه از ائمه اطهار علیهمالسلام وارد شده است. بینالطلوعین در اصطلاح، به فاصله زمانی بین نمایان گشتن فجر صادق و طلوع خورشید گفته میشود.
بنابراین، ترتیب زمانی این چند اصطلاح به این شکل است: نخست وقت سحر است که همان ساعتهای آخر شب است. آنگاه فجر کاذب است که لحظههای پایانی عمر شب است. فجر کاذب، خود جزئی از سحر به شمار میآید. پس از گذشت چند دقیقه در امتداد افق، سفیدی شفافی دیده میشود که فجر صادق نام دارد. صبح، حیات خود را با فجر صادق آغاز میکند و تاریکی شب روبه زوال و نابودی میرود. پس از گذشت یک ساعت و اندی، از طرف مشرق، خورشید طلوع میکند. به فاصله زمانی بین طلوع فجر صادق و خورشید، در اصطلاح، _بین الطلوعین _گویند.
شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
گرد در و بام دوست پرواز کنند
هرجا که دری بود به شب در بندند
الاّ در دوست را که شب باز کنند
(ابوسعید ابوالخیر)
در کتاب تاریخ، فصلی است که به رنگ قشنگ پگاه است و سرشار از نفس سبز شکوفههای شب بو است. این فصل، شرح حال سحرخیزی پیشوایان دین علیهمالسلام و فرهیختگان الهی تاریخ است. لحظه خجستهای که عالمان بزرگ ما و صالحان روزگارمان، همواره در آن وقت بیدار بودهاند و به فراگیری علم و نیایش با مبدأ هستی مشغول بودهاند.
بیتردید، سطر سطر این فصل میتواند بهترین سرلوحه برای پویندگان راه حق باشد. آنان که چشم دل به سیره رهیافتگان و واصلان به حق
میدوزند تا چگونه پیمودن این راه را بیاموزند. ازاینرو، کتاب تاریخ را ورق میزنیم و بخشهایی از این فصل را برمیگزینیم تا سحرخیزی را در سرگذشت این عزیزان، برجسته سازیم.
پیش از بیان موضوع، یادآوری دو نکته خالی از لطف نیست: اول آنکه سینه تاریخ، لبریز از نام انسانهای فرهیخته و دانشمندی است که هرچند از عالمان دین نبودهاند، ولی به طور حتم از جرگه سحرخیزان به شمار میآمدند. با این همه، حرف و حدیثی از برنامههای سحرگاهان آنان در ذهن تاریخ بهجا نمانده است و ایشان در این زمینه گمنام ماندهاند.
دوم اینکه در گذر زمان، برنامههای گوناگون بسیاری، از بزرگان دینی در سحرگاهان آنان بوده است که از آن، تنها مناجاتها و نیایشهایشان ثبت شده و با کمال تأسف، به دیگر فعالیتهای آنان اشارهای نشده است.
با توجه به این نکتهها، دیگر جایی برای خرده گرفتن نمیماند که چرا تنها سرگذشت برخی از عالمان دینی در این فصل بیان شده و به سحرخیزی دیگر بزرگان و فرهیختگان اشارهای نشده است؟ یا چرا در سرگذشت عالمان دینی، بیشتر به نیایشهای آنها توجه شده و از دیگر فعالیتهای آنان کمتر سخن رفته است؟
سحرخیزی و مناجاتهای شبانه اولیای الهی، بهویژه اهل بیت علیهمالسلام که با اشک شوق و سوز دل همراه است، سرچشمه گرفته از شناخت والایی است که آنان نسبت به خداوند متعال دارند. این راز و نیاز سحرگاهی، ثمره درخت
کمال است که این بزرگان در درون خود احساس میکنند. ازاینرو، همواره مناجاتها در کام آنان شیرین است و خواب لذیذ و فراش گرم از آنان دور است. از سوی دیگر، این مناجاتها تنها بخشی از برنامه سحرگاهی ایشان است و به راستی اهل بیت از سحرخیزان راستین تاریخند. در ادامه، به نمونههایی از سحرخیزی ایشان اشاره میکنیم.
عطاء بن ریاح میگوید: «روزی نزد عایشه رفتم و از او پرسیدم: شگفت انگیزترین کاری که در عمرت از پیامبر اسلام دیدی، چه بود؟ گفت: همه کارهای پیامبر شگفتانگیز بود، ولی از همه عجیبتر اینکه شبی پیامبر به استراحت پرداخته و هنوز آرام نگرفته بود که از جا برخاست و وضو گرفت و به نماز ایستاد و آن قدر در حال نماز اشک ریخت که جلوی لباسش از اشک چشمش تر شد. سپس سر به سجده نهاد و چندان گریست که زمین از اشک چشمشتر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود. هنگامی که بلال او را به نماز صبح فرا خواند، پیامبر را گریان دید و عرض کرد: چرا چنین گریانید؟ شما که در پرتو لطف خدایید. پیامبر فرمود: آیا نباید بنده شکرگزار خدا باشم؟»(1)
دوست و دشمن، امام علی علیهالسلام را ستودهاند. اگر بخواهیم ابعاد وجودی
1) حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر ابوالفتوح رازی، تهران، علمی، 1334، ج 3، ص 79؛ تفسیر نمونه، ج 3، ص 213.
او را بشناسانیم، قلمی به تعداد درختان عالم و دفتری به پهنای گیتی نیاز است. او در سحرخیزی و عبادت و نیایشهای سحرگاهان، به گونهای بود که _ابن ابی الحدید معتزلی _ـ شارح نامدار نهج البلاغه ـ درباره ایشان میگوید: «از همه مردم عابدتر و نماز و روزهاش بیشتر از همگان بود. نماز شب را مردم از او یاد گرفتند و مناجات و راز و نیاز شبانه یادگار آن بزرگوار است. چه میتوان گفت درباره مردی که پایبندی اش به نافله شب و راز و نیاز با خالق تا آنجا بود که در لیلة الهریر، سجادهاش را بین دو لشکر گسترد و در حالی که تیرها از چپ و راست او میگذشت و صدای چکاچک شمشیرها و فریادگران و رزمآوران فضا را آکنده بود، با صلابت بر سجاده نماز ایستاد و شروع به خواندن نافله شب و اوراد آن کرد و تا برنامه شبانه خود را به پایان نبرد، از جای برنخاست؟ چه میتوان گفت درباره مردی که پیشانیاش از کثرت سجده، چون زانوی شتر پینه بسته بود؟»(1)
ابن عباس در مورد سحرخیزی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میگوید: «او در ثلث اول شب میخوابید و در دو ثلث آخر به عبادت و تلاوت قرآن میپرداخت. در هر شب هفتاد رکعت نماز میگزارد و در این نمازها آیات
1) ترجمان حیات امام علی علیهالسلام از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ترجمه و تدوین: رضا رجبزاده، مشهد، رستگار، 1379، ص 26؛ نک: سیری در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 53.
قرآن میخواند و هنگام سحر ذکر خدای متعال ورد زبانش بود».(1)
خود حضرت در این باره میفرماید: «از زمانی که از زبان پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله شنیدم که نماز شب نور است، نماز شب من ترک نشده است.» فردی با شنیدن این سخن، از ایشان میپرسد: «آیا حتی در لیلة الهریر،(2)نماز شب شما ترک نشد؟» و امام فرمود: «حتی در آن شب».(3)
علی آن شیر خدا شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب
شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سرّ الله است
فجر تا سینه آفاق شکافت
چشم بیدار علی خفته نیافت
(شهریار)
1) فتح الله بن شکر الله، تفسیر کبیر: منهج الصادقین، تصحیح: علیاکبر غفاری، تهران، علمی، 1330 ـ 1333، ج 9، ص 33؛ عیدروس بن احمد السقاف العلوی الاندلوینسی المعروف بابن رویش، شواهد التنزیل، قم، المجمع العالمی لاهل البیت علیهمالسلام، 1416 ه . ق، ج 2، ص 268.
2) لیلة الهریر: هریر، آواز سگ کمتر از پارس را گویند. این واژه ترکیب در تاریخ است بر دو شب از شبهای نبرد اطلاق شده است. شب سوم از جنگ قادسیه و شبی از شبهای جنگ صفین؛ زیرا در آن دو شب حمله از سوی لشکر، آن چنان شدید بود و با یکدیگر چنان درآویخته بودند که همهمههایی شبیه به آن صدا سر میدادند. (سیدمصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، [ بینا ] ، ج 8 ، چ 2، ص 792.)
3) نک: بحارالانوار، ج 41، ص 17.
امام سجاد علیهالسلام را به راستی میتوان جمال نیایش و امام نیایشگران نامید. تاریخ شیعه آکنده از اخباری است که بیانگر صحنههای زیبای عبادت و مناجات این امام همام در سحرگاهان است.
_طاووس فقیه _میگوید: امام سجاد علیهالسلام را دیدم که از شامگاه تا سحر طواف و عبادت کرد. چون اطراف خود را خالی دید، نگاهی به آسمان افکند و گفت:
خدایا ستارگان آسمانت فرو رفتند و دیدگان آفریدگانت به خواب و درهای تو، به روی خواهندگانت باز است. اکنون نزد تو آمدم تا مرا بیامرزی! رحمت بی کرانت را بر من ارزانیداری و در صحنههای قیامت چهره جدم محمد را به من بنمایانی.
(سپس) در حالی که گریه میکرد، افزود:
به عزت و جلالت سوگند، با معصیت خود تصمیم به نافرمانی تو نداشتم. درباره تو در شک و تردید نبودم، به کیفر تو بیتوجه نبودم. هیچگاه عقوبت تو را خواستار نگشتم، بلکه این نفس من، مرا گمراه کرد و پردهای که بر گناه من کشیدی، مرا بر آن یاری نمود. چه کسی مرا از عذاب تو میرهاند و اگر رشته خود را با من قطع کنی، به چه کسی پناه بیاورم؟ چه روزگار ناپسندی خواهم داشت، آن گاه که در پیش روی تو میایستم. در آن روز با سبکباران خواهم بود یا با سنگین باران؟ ای وای بر من، هرچه از عمرم میگذرد گناهانم بیشتر میشود و توبه نمیکنم. آیا هنگام آن نرسیده است که از روزگارم شرم کنم؟(1)
1) مناقب آل ابیطالب، ج 4، ص 151.
حضرت زینب کبری علیهاالسلام که الگو و اسوه زنان عالم است، انسی عمیق با سحر و نیایش نیمهشبها داشت. او در شب یازدهم محرم که تاریخ تاریکتر از آن شب بر صفحه روزگار رقم نزد، قافلهسالار اسیران بود و پشتیبان یتیمان. گرچه مصیبتها بسیار سنگین و گران بود، ولی او همچون کوهی استوار در مقابل همه سختیها ایستاد و خم به ابرو نیاورد. او در این ساعتهای پر التهاب و طاقتفرسا، با ناتوانی و خستگی شدید، برنامه سحرگاهی خویش را از یاد نبرد و به مناجات با معبودش پرداخت. این نکته بیانگر آن است که سحرخیزی برنامهای جدانشدنی از زندگی این بانوی بزرگوار بوده است.
امام زین العابدین علیهالسلام درباره ایشان میفرماید:
زینب کبری هرگز نماز شبش را در طول عمرش ترک نکرد، حتی شب یازدهم محرم.(1)
آری زینب کبری علیهاالسلام این گونه بود:
زن مگو مرد آفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو دست خدا در آستین
زن مگو خاک درش، ماه جبین
1) ذبیح الله محلاتی، ریاحین الشریعه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374، ج 3، صص 61 و 62 .
(عمان سامانی)
آخرین سخن امام حسین علیهالسلام به زینب کبری این بود: «لاتَنْسِنی فِی نافلة اللَّیلِ؛ مرا در نماز شب فراموش مکن».(1)
یکیاز برجستهترین الگوهایرفتاری و سیروسلوک معنوی درعصر حاضر،امامراحل رحمهالله است. ایشان عمر مبارک خویش را همواره در طریق بندگی و اخلاص گام برداشت و تمام هستیاش را وقف راه خدا و بندگی او کرد. از جمله اموری که میتواند سرمشق زندگی ما باشد، اهتمام ایشان به سحرخیزی و برنامه مناجات سحرگاهی ایشان است.
نزدیکان ایشان نقل کردهاند که از جوانی، نماز شب و شب زنده داری، جزو برنامههای امام بود. حتی در شبی که از پاریس به تهران میآمد، در هواپیما این برنامه از او ترک نشد.(2)
آقای مصطفی خوانساری نقل میکند: «یک سال در قم، خیلی برف آمده بود که سیل نصف قم را برد. در همان موقع، در همان وضعیت، ایشان (امام خمینی رحمهالله) نصف شب از دارالشفاء میآمد مدرسه فیضیه و به هر زحمتی بود یخ حوض را میشکست و وضو میگرفت و میرفت زیر مدرس مدرسه
و در تاریکی مشغول تهجدش میشد. با حالت خوشی تا اذان صبح مشغول تهجد میشد. هنگام اذان مسجد بالاسر و پشت سر آقای حاج میرزا جواد ملکی به نماز میایستاد و بعد برمیگشت و مشغول مناجاتش میشد. میتوانم بگویم که ایشان در امر عبادت و تهجد اگر در بین علما بینظیر نبود، یقینا کمنظیر بود».(1)
آقای _علی اکبر آشتیانی _درباره سحرخیزی و مناجات شبانه امام میگوید: «حضرت امام بدون استثنا و هر شب، نماز شب را اقامه میکردند. برای این منظور، معمولاً در ساعات پیش از اذان صبح از خواب برمیخاستند و اگر وقت یاری میکرد، نماز مستحبی را نیز برپا میداشتند و چنانچه تا اذان صبح وقتی باقی بود، بولتنهای خبری مختلف را مطالعه میکردند. حضرت امام رحمهالله در بهدست آوردن خبر منعکس شده از رادیوهای بیگانه اهتمام داشتند و غالبا اخبار این رادیوها را گوش میکردند. امام عزیز حتی در بستر بیماری نیز نماز شب را ترک نکردند و (در حال بیماری) از رادیو به منظور کسب خبر استفاده میکردند».(2)
بهشت جاودان خدا گوارای روح بلند او باد که دمی از یاد خدا جدا نبود و هرچه داشت از رهگذر همین پیوند و اتصال بود.
شب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم
خواب در روضه رضوان نکند اهل نعیم
خاک را زنده کند تربت باد بهار
سنگ باشد که دلش زنده نگردد به نسیم
بوی پیراهن گم کرده خود میشنوم
گر بگویم همه گویند ضلالی است قدیم
ای رفیقان سفر، دست بدارید از ما
که بخواهیم نشستن به در دوست مقیم
عجب از کشته نباشد به در خیمه دوست
عجب از زنده که چون جان به درآورد سلیم
(سعدی)
شهید مرتضی مطهری رحمهالله از نادر مردان تاریخ است که علم و حکمت و عرفان را به هم آمیخت و چهرهای نورانی و تابناک از خویش به جای گذاشت. یکی از ابعاد شخصیتی این مرد اندیشه و عمل، شبزندهداری بود که اهتمام ویژهای بدان داشت. مقام معظم رهبری در این باره میفرماید: «ایشان وقتی مشهد میآمد، خیلی از اوقات به منزل ما وارد میشد. گاهی هم ورودشان به منزل خویشاوندان همسرشان بود. هر شبی که با مرحوم مطهری بودیم، این مرد، نیمه شب، تهجد با آه و ناله داشت، یعنی نماز شب میخواند و گریه میکرد؛ بهطوری که صدای گریه و مناجات او افراد را از خواب بیدار
میکرد».(1)
فرزند ایشان نیز خاطره زیبایی در این باره حکایت میکند که بیانگر همین مطلب است. او نقل میکند: «آن شهید سعید، از اوایل دوران طلبگی، مقید به نماز شب بوده است. در آن شبی که به شهادت رسید، پس از آنکه ما از محل ترور و بیمارستان با هزار حسرت و اندوه به منزل بازگشتیم، ساعت دو نیمه شب بود که زنگ ساعت ایشان به صدا در آمد. معلوم شد که استاد برای اقامه نماز شب، قبلاً ساعت را کوک کرده بودند. حالت عجیبی به ما دست داد که بیان آن به وصف نمیآید».(2)
کنون باید ای خفته بیدار بود
چو مرگ اندر آرد ز خوابت چه سود؟
هم اتاقی و هم بحث شهید مطهری نقل میکند: «در همان اوایل آشنایی ما با یکدیگر، او به نماز شب مقید بود و مرا نیز به آن تحریض میکرد و من به بهانه اینکه آب حوض مدرسه شور و کثیف و برای چشمانم مضر است از آن شانه خالی میکردم، تا اینکه شبی در خواب دیدم که در خوابم و مردی مرا بیدار کرد و گفت: «من عثمان بن حنیف، نماینده حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام میباشم. آن حضرت به تو دستور داده به پای خیز، نماز شب را به پا دار و
این نامه را نیز آن حضرت برای تو فرستادهاند». در آن نامه، با حجم کوچکی که داشت با خط سبز و روشنی نوشته بود: «هذِهِ بَرائَةٌ لَکَ مِنَ النّار.» من در عالم خواب با توجه به فاصله زمانی حضرت علی متحیرانه نشسته بودم که ناگاه در همان حال تحیّر، آیت الله مطهری آمد، در حالی که ظرف آبی در دست داشت و گفت: «این آب را از رودخانه تهیه کردهام، برخیز و نماز شب بخوان و بهانه مجو».(1)
درود خدا بر روح پاک این شهید که نه تنها خود سحرخیز بود و برنامه سحرخیزی داشت، بلکه دیگران را نیز بر این امر مهم تشویق میکرد.
آیت الله شاه آبادی، استاد عرفان حضرت امام خمینی رحمهالله بود و امام احترام ویژهای به ایشان میگذاشتند. شهید حجت الاسلام مهدی شاهآبادی درباره پدر بزرگوارشان میفرماید: «موضوعی که مرحوم والد به آن عنایت ویژهای داشتند و آن را در قرب به حق مؤثر میدانستند، بیداری شب و سحرخیزی بود. ایشان میفرمودند: «اگر برای نافله شب بیدار شدید و دیدید برای نافله خواندن آمادگی روحی ندارید، بیدار بمانید. بنشینید حتی چای بخورید. انسان بر اثر همین بیداری، آمادگی برای عبادت را پیدا میکند».
همچنین فرمود: «بیداری سحر هم برای مزاج مادی مفید است و هم برای مزاج معنوی.» بارها در منبرهایشان میفرمود: «برای دنیایتان هم که شده، سحرها بیدار شوید. چون بیداری سحر، وسعت رزق، زیبایی چهره و
1) یادنامه استاد شهید مطهری، کتاب اول، ص 173.
خوشاخلاقی میآورد».(1)
حاج شیخ عباس قمی، نویسنده مفاتیح الجنان، تمام دوره سال، دستکم یک ساعت پیش از طلوع فجر بیدار و مشغول نماز و تهجد بوده است. او به عبادت آخر شب و پیش از سپیدهدم اهمیت زیادی میداد و معتقد بود که بهترین اعمال مستحبی، عبادت و تهجد است. فرزند بزرگش میگفت: «تا آنجا که من به خاطر دارم، بیداری آخر شب از آن مرحوم فوت نشد. حتی در سفرها این وضع جریان داشت.» فرزند دیگر ایشان نقل میکند: «در ایامی که در نجف اشرف اقامت داشتیم، یک شب جمعه پس از نماز شب مشغول قرائت قرآن مجید شد. سوره یس را خواندند تا رسیدند به آیه «هذِهِ جَهَنَّمُ الّتی توعَدون.» چندین بار آیه را تکرار کردند و مکرر گفتند: «اَعُوذُ باللّهِ مِنَ النّار؛ پناه به خدا از آتش جهنم!» سپس چنان منقلب شدند که نتوانستند باقی سوره را بخوانند. به همین حال باقی ماندند تا اذان صبح که شروع به نماز صبح کردند».
در حقیقت، مرحوم محدث قمی رحمهالله در عمل به عبادت چنان بود که در _مفاتیح _شرح میدهد. او پیش از هرکس، خود معتقد به آن دعاها و زیارتها و تعقیبات و اوراد و اذکار و دارای آن حال و عبادات بود.(2)
مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول
ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید
حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی رحمهالله دارای برنامه سحر ویژهای بود. در یکی از یادداشتهای ایشان آمده است: «هنگامی که در قم سکونت کردم (1334 ه . ق)، صبحها در حرم حضرت معصومه علیهاالسلام اقامه نماز جماعت نمیشد و من تنها کسی بودم که این سنت را در آنجا رواج دادم و از شصت سال پیش به این طرف صبح زود و پیش از باز شدن درهای حرم مطهر، زودتر از دیگران میرفتم و منتظر میایستادم. این انتظار گاهی یک ساعت پیش از طلوع فجر بود تا خدام درها را باز کنند. تابستان و زمستان نداشت. در زمستانها، هنگامی که برف همه جا را میپوشاند، بیلچهای کوچک به دست میگرفتم و راه خود را به طرف صحن باز میکردم تا خود را به حرم مطهر برسانم. در آغاز، خود به تنهایی نماز میخواندم تا پس از مدتی یک نفر به من اقتدا کرد و پس از آن کم کم افراد دیگر اقتدا کردند و به این ترتیب، نماز جماعت را در حرم مطهر آغاز کردم و تا امروز که شصت سال از آن تاریخ میگذرد، ادامه دارد. آهسته آهسته ظهرها و شبها نیز اضافه شد و از آن پس، روزی سه بار در مسجد بالاسر حضرت معصومه
علیهاالسلام و صحن شریف نماز میخواندم».(1)
شیخ مفید از بزرگانی است که تاریخ کمتر مانند او را دیده است. او شیخ و معتمد حضرت ولی عصر امام زمان(عج) بود.(2)در احوال این بزرگ مرد تاریخ آوردهاند که شبها کم میخوابید و باقی شب را به نماز و یا مطالعه، تدریس یا تلاوت قرآن مجید میگذراند.(3)
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
میصبوح و شکر خواب صبحدم تا کی
به قدر نیم شبی کوش و گریه سحری
(حافظ)
بیشک یکی از اسرار موفقیت این عالم وارسته و فقیه بزرگ، سحرخیزی ایشان است. او همیشه دو ساعت پیش از اذان صبح، از بستر برمیخاست و وضو میگرفت و نماز میخواند. سپس در آن دل شب مدتی مطالعه میکرد. آنگاه نماز صبح را در اول وقت بهجا میآورد و پس از تعقیبات نماز و
قرائت قرآن، دوباره مشغول مطالعه کتابهای مختلف میشد.(1)
شب مردان خدا روز جهان افروز است
روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست
درباره این فقیه نامدار آوردهاند: «شیخ در عبادت و صفای باطن و حالت تضرع و زاری به درگاه حضرت باری و تهجد و سحرخیزی و دعا و مناجات، یکی از اوتاد روزگار بود و تا سرحد قدرت نمیگذاشت عملی مستحبی از او فوت شود».(2)
فرزند ایشان ـ شیخ حسن ـ در این باره میگوید: «شیخ کبیر شبها پس از اندکی خواب، برمیخاست و تا وقت نماز شب به مطالعه میپرداخت. بعد به نماز و تضرع و مناجات مشغول میشد تا سپیده صبح».(3)
حضرت آیت الله بهجت، یکی از اولیای الهی است که زندگی مبارک ایشان از ابعاد گوناگون میتواند برای مردم الگو و سرمشق باشد. آیت الله مصباح یزدی درباره استادش چنین میگوید: «بیش از چهل سال است که ایشان را میشناسم. برنامه ایشان این بوده که هر روز صبح به حرم میروند. حدود چهل سال قبل یک برنامه روزانه داشتند که به حرم مشرف میشدند تا اوایل آفتاب و هر روز نماز جعفر و عبادتی دیگر در حرم حضرت
معصومه علیهاالسلام انجام میدادند».(1)
آیت الله شیخ جواد کربلایی به گونهای دیگر به موضوع سحرخیزی در زندگانی ایشان اشاره میکند. او میگوید:
جناب آیت الله بهجت در جدیت در نماز شب و گریه کردن در نیمه شب، مخصوصا شبهای جمعه کوشا بودند. یکی از علما و مشاهیر به من فرمودند که شب جمعه در مدرسه سید رحمهالله در نجف اشرف در نیمه شب بنده شنیدم با صدای حزین و ناله و گریه در حالی که سر به سجده گذاشته بود مکررا به حق تعالی عرضه میداشت: «الهی مَن لی غَیرُک، اسئَلُه کَشفَ ضُرّی و النَّظَر فی اَمری».(2)
چون خدا خواهد که ما یاری کند
میل ما را جانب زاری کند
ای خنک چشمی که او گریان اوست
ای همایون دل که او بریان اوست
از پی هر گریه آخر خندهای است
مرد آخر بین مبارک بندهای است
(مولوی)
این عارف به حق پیوسته، در سحرگاهان، حالاتی روحانی با معبود خویش داشت. ایشان پس از برخاستن در سحر و انجام نوافل سحرگاهی، چشم به ستارگان و آسمان میدوخت و به تأمل فرو میرفت. ایشان میفرمود: «آسمان رمزی از عالم بینهایت و موجب اتصال روح به لامکان میشود».
همسر ایشان ـ طیبه الهی (قربتی) ـ نقل میکند: «(ایشان) نیمه شب از خواب برمیخاست و پس از نوافل و نماز شب در صحن خانه قدم میزد و به سیارات و ستارگان آسمان چشم میدوخت و از شگفتیهای جهان هستی لذت میبرد».(1)
استاد حسنزاده آملی که از شاگردان نزدیک این حکیم الهی است، درباره ایشان مینویسد: «به خلوت شب و بیداری سحر و گفتوگوی با ماه و ستارگان بسیار انس داشت و قسمت اعظم غزلیاتش در این موضوع است...». در نغمه الهی چهل و چهار بیت درباره شب آورده که چشم شبنشینان بساط قرب دوست بدان روشن میگردد. مطلعش این است:
شب آمد، شب رفیق دردمندان
شب آمد، شب حریف مستمندان
شب آمد، شب که نالد عاشق زار
گهی از دست دل گاهی ز دلدار(2)
این استاد بزرگ نه تنها خود سحر خیز بود، بلکه دیگران را در گفتهها و سرودههایش به سحرخیزی و شبزندهداری تشویق میکرد. مانند این بیتها:
بیا تا شبی بر در کبریا
بگرییم بیشرک و ریب و ریا
که صحبت چه آیینه رخشان کند
دلت روشن از نور سبحان کند
(حکیم الهی قمشه ای)
این عارف دلسوخته بر این باور بود که سحر آغاز غلبه نور بر ظلمت است. ازاینرو، رمز امید و ایمان خواهد بود. لذا در سرودهای میگوید:
همه شب از فراقت ناله چون مرغ سحر کردم
که گلزار جهان را چون دل خود پر شرر کردم
به امیدی که ببینم نوگل رویت به گلزاری
سحرگه با نسیم صبحدم عزم سفر کردم
این دو برادر بزرگوار در تمام مراحل زندگی و در تمام منازل علمی و کمالات عرفانی با هم بودند و در سختیها و امور عادی، دو یار مهربان و دلسوز برای هم به شمار میرفتند. گویی این دو یک جان در دوقالب بودند.
این دو بزرگوار در طول اقامت در نجف اشرف، سحرگاهان برنامه ویژهای داشتند. همسر علامه طباطبایی در اینباره میگوید: «حاج آقا بعد از وضو گرفتن و نماز شب خواندن، نمیخوابیدند. میگفتند بین دو نماز ـ نماز شب و نماز صبح ـ نباید خوابید. در این فاصله ایشان و برادرشان ـ سید محمدحسن الهی ـ که همدرسشان بودند، مینشستند و باهم تمرین خط درشت میکردند و بعد از نماز صبح هم به مباحثه میپرداختند».(1)
مرحوم محمدحسن الهی طباطبایی از سحرخیزان زمان خویش بود. ایشان در اثر این شبزندهداریها و سحرخیزیها به همراه سلوک روحانی و توسل به پیشگاه خاندان عصمت و طهارت علیهمالسلام، به ویژه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، به کمالات معنوی دست یافته بود و روزنههایی نورانی برایش فراهم گشته بود. علامه طباطبایی نقل میکند: «در نجف اشرف همراه سید محمدحسن، تحت تربیت اخلاقی مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی بودیم. سحرگاهی بر بالای بام بر سجاده عبادت نشسته بودم. در این هنگام، خواب سبکی به من دست داد و مشاهده کردم دو نفر مقابلم قرار گرفتهاند. یکی از آنها حضرت ادریس علیهالسلام و دیگری برادر ارجمندم حاج سید محمد حسن الهی بود. حضرت ادریس علیهالسلام با من به مذاکره و سخن گفتن مشغول شدند، ولی به گونهای که ایشان القای کلام میکردند، سخنانشان توسط کلام اخوی
1) غلامرضا گلیزواره، جرعههای جانبخش: فرازهایی از زندگی علامه طباطبایی رحمهالله، قم، انتشارات حضور، 1375، چ 1، ص 356.
شنیده میشد».(1)
حضرت آیت الله مصباح یزدی ـ دام ظلّه ـ فیلسوف فرزانه و اسلامشناس ارزشمندی است که سعادت شاگردی و خوشهچینی از خرمن دانش برجستهترین استادان حوزه علمیه قم را داشته است. ایشان با پشتکاری خود توانستهاند پایگاه محکمی برای اسلام در برابر انحرافات و کجوریها باشند. فرزند ایشان میگوید: «حاج آقا درباره دوران تحصیل خویش در قم تعریف میکرد که ما یک ساعت قبل از اذان صبح بیدار میشدیم و قبل از اذان صبح یک مباحثه میکردیم. درسهای ما از اول صبح شروع میشد و لحظهای از وقت خود را هدر نمیدادیم».(2)
م) آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی رحمه الله
این فقیه و اصولی بزرگوار، یکی از ستارگان درخشان دانش و تقوا بود. ایشان با استفاده بهینه از اوقات خویش توانست قلههای علم و اجتهاد را فتح کند. فرزند ایشان، جناب حجت الاسلام آقای صادق لاریجانی میگوید: «معظم له در امور درسی و زندگی و برنامه خواب و فعالیت روزانهشان منظم بودند. ایشان همیشه شبها زودتر از دیگران میخوابید و سحرها که بیدار میشد تا ظهر نمیخوابید. پس از نماز صبح شروع به مطالعه میکرد و پس از
صرف صبحانه آماده تدریس میشد و پس از آن، به پاسخگویی استفتائات و جواب مراجعان میپرداخت. ایشان از شبنشینیهای رایج بین مردم خیلی پرهیز میکرد...» .(1)
این فقیه مبارز از فرزانگان تاریخ شیعه است. ایشان منظمترین و جامعترین تحلیل اصولی و توجیه شرعی را درباره حکومت نوشت تا براساس آن بتوان تشکیلاتی را بهجای دستگاه استبداد پدید آورد.
ایشان به تهذیب نفس و پرهیزگاری اهتمام میورزید. او سحرها برخاسته و به نماز شب میپرداخت. خواندن نماز شب و شب زنده داری از نخستین شرایط حضور در محضر ایشان بود و به این امر اهتمام وافر داشت به سبب همین رفتارهای معنوی بود که این فقیه نامدار در طول حیات پربارش سبب برکات زیادی گشت و شاگردانی مانند علامه طباطبایی را تربیت کرد.
یکی از عالمان معاصر که چند سالی در نجف اشرف در خدمت آیت الله نایینی بوده است، از قول پدرش نقل میکند: «گاهی یک ساعت به اذان صبح مانده میرفتم به حرم، هنوز درب را باز نکرده بودند، اما مرحوم نایینی پشت در مشغول نماز و دعا بودند و بعد از این برنامه عبادی ـ عرفانی به منزل برمیگشت تا به درس و بحث خود برسد. حتی در اواخر عمر که سخت بیمار بود، دو ساعت مانده به اذان صبح از خواب برمیخاست و مشغول
1) مرکز تحقیقات مدرسه ولی عصرعج، آموزگار جاوید، به اهتمام: صادق لاریجانی، قم، مرصاد، 1378، ص 25؛ مجله نور علم، دور پنجم، ش 4 و 5، اسفند 1372، ص 207.
تهجد میشدند و ضمن راز و نیاز با صدای بلند و سوز خاصی میگریستند».(1)
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
مرا در این ظلمات آنکه رهنمایی کرد
نیاز نیم شبی بود و گریه سحری
(حافظ)
1) مجله حوزه، ش 30، ص 50.
هر برنامه، دارای فوایدی است، که انسان به امید رسیدن به آنها، تمام سختیهای راه را تحمل میکند. هر چه شفافیت و روشنی نتایج یک برنامه، بیشتر باشد، دلگرمی و اهتمام فرد به آن برنامه نیز بیشتر میگردد. به بیان دیگر، بین اهتمام به برنامه و روشنی نتیجه برنامه، رابطه برقرار است. ازاینرو، شایسته است در اینجا به این امر همت گماشته و به جستوجوی آثار و برکات سحرخیزی در بعدهای گوناگون بپردازیم. پیش از آن، بیان چند مطلب از باب یادآوری خالی از لطف نیست:
بررسی دقیق و بیان تمام آثار و برکات سحرخیزی در ابعاد مختلف، کاری تخصصی است که همت متخصصان هر زمینه را میطلبد. در این نوشتار، تنها به برخی از این آثار اشاره شده است.
مراد از سحرخیزی، تنها شب زنده داری و تهجد نیست، بلکه فراتر از این مسائل است. به نظر میرسد پیآمدهای شبزندهداری نیز بخشی از برکات سحرخیزی است. مراد از سحرخیزی در این نوشتار، بیدار بودن در سحر شرعی و ما بینالطلوعین است.
آثار سحرخیزی را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
الف) آثار و نتایجی که سحرخیزی تنها، برای تحقق آنها کافی است و به وجود عامل دیگری نیاز نیست.
ب) آثار و نتایجی که برای تحقق آنها، افزون بر سحرخیزی، وجود عامل
دیگری نیز ضروری است؛ به گونهای که اگر یکی از این دو عامل نباشد، آن اثر با آن ویژگی ظاهر نمیشود.
در این بخش، به تبیین هر دو نوع آثار میپردازیم.
آثار معنوی سحرخیزی بسیار فراوان است. ادعای گزافی نیست اگر بگوییم بیشتر این آثار و برکات، با واسطه، بر سحرخیزی مترتب میگردد. در اینجا، به برخی از این آثار اشاره میکنیم.
چشم پوشیدن از دنیا، اگرچه هنر است، ولی چشم پوشیدن از دنیا و آخرت و تنها برای خدا زندگی کردن، هنرمندانهتر است. به گفته شاعر:
دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم
سودا چنان خوش است که یکجا کند کسی
بهراستی چگونه میتوان دنیا و آخرت را به نگاهی، یکجا فروخت و در گذرگاه عشق گام برداشت؟ با کدامین مرکب میتوان به سوی ذات اقدس اله، سیر و سلوک کرد؟ پاسخ این پرسش را میتوان از کلام نورانی امام حسن عسکری علیهالسلام دریافت که میفرماید:
رسیدن به خداوند عزوجل، سفری است که طی نمیشود، مگر بهوسیله
مرکب شب.(1)
با توجه به این کلام نورانی، روشن میشود که رسیدن به مبدأ آفرینش را میتوان از آثار و برکات با واسطه سحرخیزی دانست؛ زیرا سیر و سلوک الهی سفری است که مرکب روز، توان گذراندن آن را ندارد. مرکبی که برای رسیدن به خالق هستی مطمئنتر است، فقط سحرخیزی و شب زندهداری است.
در سحرگاهان، آن گاه که پرده سیاه رنگ شب، بر پیکر طبیعت کشیده شده و آرامش، در رگهای هستی جاری است، زمینه مناسبی است تا انسان با محبوب واقعی خویش خلوت کند و در دل تاریکی، استغفار کند و راز و نیاز به درگاه او برد. بنابر گفته قرآن، نیایش سحرگاهی و راز و نیاز با محبوب در دل شب، تأثیر عمیقتری از لحظههای دیگر، بر پرورش روح و جان دارد و دوام اثر آن نیز بسیار بیشتر است. پروردگار متعال در سوره مزمل میفرماید:
«إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئًا وَ أَقْوَمُ قیلاً؛ به یقین، برخاستن شب، رنجش بیشتر و گفتار (در آن هنگام) راستینتر است». (مزمل: 6)
1) محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، مؤسسة الوفاء، بیروت، لبنان، 1403 ه . ق، چ 2، ج 75، ص 38؛ شیخ عباس قمی، الانوار البهیة فی تواریخ الحجج الالهیة، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1417 ه . ق، چ 1، ص 319.
چو شب گردد بهراه عشق میتاز
زدیده پرده غفلت برانداز
چو شب گردد اگر هوشیاری ای دوست
نباشد خوشتر از بیداری ای دوست
چو شب گردد بساز عشق برخیز
رها کن دل به زلف دلبر آویز
چو شب گردد چو شمع محفل ای جان
بهدل سوز و بهچشم اشکی برافشان
به خاک از آب چشمان آتش افروز
دل از مه طلعتان آسمان سوز
به دیده باش چون ابر گهر بار
به دل سوزان تر از شمع شرر بار
گهی با فکر و گه با ذکر سبّوح
صبوحی زن مگر روشن شود روح
حکیم الهی قمشه ای
ازاینرو، افزایش تقوا و کسب روحیه بندگی یکی از برکات سحرخیزی است که بر سحرخیزی همراه با نیایش بار میشود؛ چرا که روح انسان در آن هنگام از زمان، برخلاف روز، فراغت خاطر بیشتری برای نیایش و ذکر و فکر دارد.
قرآن بهار دلها، شفای دردها، سرچشمه دانشها، زداینده تیرگیها و اساس تفکر ماست. قرآن مشعل فروزانی است که در تاریکیهای زندگی بشر، انسانهای سرگشته را به مقصد اعلی رهنمون میسازد: «کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ؛ کتابی است که آن را به سوی تو فرود آوردیم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون آوری». (ابراهیم: 1)
بیشک، سحر مناسبترین زمان برای به دست گرفتن این مشعل فروزان است. در سحر، دل تفتیده انسان از چشمهسار زلال آموزههای قرآنی نسبت به زمانهای دیگر سیرابتر میشود و از معارف آن بیشتر بهرهمند میگردد. پروردگار سبحان نیز از پیامبرش میخواهد که در نیمه شب، آنگاه که مردم در خوابند، برخاسته و کویر تشنه وجودش را با تلاوت آیات قرآن سیراب کند: «یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ إِلاّ قَلیلاً... وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً؛ ای جامه به خویشتن فرو پیچیده، به پا خیز شب را مگر اندکی، ... و قرآن را شمرده شمرده بخوان». (مزمّل: 4)
ازاینرو، پرهیزکاران و شوریده دلان، از پیامبر خویش سرمشق گرفته و به فرموده علی علیهالسلام، شب هنگام به پا میخیزند و آیات قرآن را با تأمل میخوانند و جانهایشان را با خواندن آن زنده میسازند و داروی درد و بیماریشان را در آن میجویند.(1)
1) نهج البلاغه، خطبه 193.
دعا، پاسخی است به ندای سروش غیبی و استجابت دعا وعدهای است تضمین شده از سوی ذات پروردگار سبحان: «ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُمْ؛ بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را». یکی از آثار با واسطه سحرخیزی، استجابت دعا است. بیتردید، بندهای که سحرگاهان، خالصانه، از بستر گرم و نرم خواب برخاسته و با معبود خویش به نیایش بپردازد و دستان دعای خویش را به سوی درهای باز شده آسمان دراز کند، دعایش به استجابت میرسد.
بر پایه کلام پیشوایان دینی، «سحر»، بهترین وقت دعا کردن است. حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «بهترین وقت دعا، سحر است».(1)
از سوی دیگر، در روایات آمده است در سحرگاهان ـ از سحر تا طلوع فجر ـ درهای آسمان گشوده و آرزوهای بزرگ مستجاب است. امام در این زمینه میفرماید:
در سحر تا طلوع خورشید، دعا کن؛ زیرا درهای آسمان باز است و بادها میوزند و روزیها در آن تقسیم میگردد و حوائج بزرگ در آن مستجاب است.(2)
در هر سحر با تو همی گویم راز
بر درگه تو، همی کنم عرض نیاز
بیمنت بندگانت ای بنده نواز
کار من بیچاره سرگشته ساز
(ابوسعید ابوالخیر)
امام صادق علیهالسلام در این زمینه، میفرماید: «در هر شبی ساعتی است که هر بنده مسلمان، نماز نمیخواند و دعا نمیکند، مگر اینکه دعایش به استجابت میرسد». راوی از ایشان میپرسد آن کدامین ساعت از شب است و امام در پاسخ میفرماید: «هنگامی که شب از نیمه گذشت».(1)
امام صادق علیهالسلام در تفسیر آیه «سوف استغفرلکم ربی» (یوسف: 98) چنین میفرماید:
هنگامی که فرزندان [حضرت یعقوب علیهالسلام] از کار خود پشیمان گشتند و از پدر خویش خواستند که برایشان نزد پروردگار متعال طلب بخشش نماید، حضرت یعقوب علیهالسلام طلب بخشش را به وقت سحر موکول کرد.(2)
1) یعقوب ابن اسحاق کلینی، اصول کافی، تعلیقات: علیاکبر غفاری، طهران، دارالکتب الاسلامیه، 1389 ه . ق، چ 2، ج 2، ص 478؛ تهذیبالاحکام، تحقیق: سیدحسن خراسانی و شیخمحمد آخوندی، ج 2، ص 117؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، تحقیق، محمدرضا حسینی جلالی، قم، مؤسسه آل البیت، 1414 ه . ق، چ 2، ج 7، ص 69 ؛ بحارالانوار، ج 84 ، ص 167.
2) بحارالانوار، ج 84 ، ص 164.
با پیشرفت سریع علم و تکنولوژی، هر روز نظارهگر پژوهشهای گستردهای هستیم که در زمینه فواید سحرخیزی و آثار آن بر جسم و روان آدمی است. سحرخیزی آثار روحی و روانی با واسطه و بیواسطه فراوانی دارد که برخی از آنها به قرار زیر است:
یکی از بهترین لذتهای این دنیا، لذت خوابیدن است و یکی از شیرینترین خوابها، خواب نوشین بامدادی است. بیتردید، چشم پوشی از این لذت شیرین، کاری است دشوار و به ارادهای سستیناپذیر و عزمی پولادین نیاز دارد. یکی از مهمترین پیآمدهای روانی سحرخیزی آن است که فرد احساس میکند آنقدر توانا و با اراده است که میتواند بر نفس خود تسلط یابد. ازاینرو، خود را فردی با اراده میانگارد. داشتن چنین تصور ذهنی مثبت نسبت به خویش و خود را مصمم و بااراده تلقی کردن، ثمرههای خوبی در بردارد. یکی از آنها، این است که فرد در لحظههای پرالتهاب و موقعیتهای نگران کننده، همچون کوهی استوار در برابر توفان سختیها و بحرانها مقاومت میکند.
از جمله آثار بیواسطه سحرخیزی، شادابی و نشاط روح است. باید دانست که شادابی و نشاط، هنر زیستن است و این هنر، کاملاً آموختنی است. فقط لازم است با تأمل به زندگانی افراد شاداب نگاهی افکنیم و از زندگی آنان سرمشق بگیریم. بهطور حتم یکی از راههای تحصیل نشاط و
شادابی سحرخیزی است. تجربه و آمار و ارقام نشان میدهد، انسانهایی که در سحر و یا مابین الطلوعین از خواب برخاسته و روز خود را آغاز میکنند، نسبت به افرادی که این لحظه از زمان را در خوابند، از شادابی و نشاط بیشتری برخوردارند و این مسئله ـ شادابی و نشاط سحرخیزی ـ به ویژگیهای سحر و مابین الطلوعین برمیگردد. بنابراین، ما نیز میتوانیم بدون هزینه، از افراد سرحال و پرتکاپو باشیم و از لحظههای زندگی به بهترین شکل بهره گیریم.
با کمی تأمل و درنگ در ویژگیهای سحر و لحظه بامدادان روشن میشود که سحرخیزی میتواند در یک نگاه، در مسائل اقتصادی تک تک افراد جامعه و در نگاه گستردهتر در چرخه کلان اقتصاد جامعه، مستقیم یا غیرمستقیم تأثیرگذار باشد و در آن ایفای نقش کند. در ادامه، به پارهای از این آثار به طور اجمال اشاره میکنیم. اما پیش از آن، باید گفت زیان مسائل بی ارزش و یا کم ارزش در نظر آدمی، بیشتر از ضرر و زیان عواملی است که آدمی از آنها هراس دارد و در برابر آنها، مراقبتهای لازم را به عمل میآورد؛ زیرا پیآمدهای ناگوار مسائل حاد و شدید، ملموس است و به سرعت نظر هر فردی را به خود جلب میکند. در نتیجه، آدمی درصدد دفع آن برمی آید و بیگمان از آن پرهیز میکند، ولی در مسائل غیرملموس و جزئی چنین نیست. ازاینرو، اگر درباره پیآمدهای اقتصادی سحرخیزی بحث شود، لازم نیست آن پیآمد به گونهای باشد که بتوان آن را با گوشت و پوست لمس
کرد، بلکه چه بسا آثار آن جزئی باشد. به طور حتم، این آثار جزئی در درازمدت اثر کلی پدید میآورد که نتیجه اساسی در زندگی انسان از خود به جا میگذارد.
سحرخیزی در افزایش و اعتلای بازده فعالیتها نقش اساسی ایفا میکند و با آن رابطه مستقیم دارد. این تأثیرگذاری در جنبه کیفی و کمی کار دیده میشود. بدون تردید، هرچه فعالیتهای روزانه، زودتر آغاز گردد، از نظر کمی، زمان بیشتری برای به انجام رساندن آنها وجود خواهد داشت و سپیده دم، نخستین زمان مناسب برای شروع فعالیت است؛ زیرا وضعیت بدنی و شرایط محیطی همگی آمادهاند تا انسان تکاپوی خویش را آغاز کند.
از سوی دیگر، اعضای بدن و فکر و ذهن انسان بهدلیل استراحت شبانه، در هنگام سحر نه تنها خسته و فرسوده نیستند، بلکه آماده هرگونه فعالیت ذهنی یا جسمیاند. هوشیاری و کارآیی ذهن و بدن در این زمان بسیار بالاست. ازاینرو، کار در ابتدای روز، دارای کیفیت بهتری است.
پیشوایان دینی نیز، ما را به فعالیت در بامدادان تشویق کردهاند و سحرخیزی را مایه برکت دانستهاند. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در این زمینه فرموده است:
باکِرُوا فِی طَلَبِ الرِّزقِ وَ الْحوائجِ فَانَّ الغُدوَّ بَرَکَةٌ و نَجاحٌ.(1)
1) ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحة، تهران، جاویدان، 1360، ح 1078؛ جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، بیروت، دارالفکر، 1401 ه . ق، چ 1، ج 1، ص 482؛ متقی هندی، کنزالعمال؛ تحقیق: شیخ بکری حیانی، لبنان، بیروت، مؤسسة الرساله، ج 4، ص 48.
صبح زود در طلب روزی و حاجتهای خود بروید؛ زیرا سحرخیزی مایه برکت و رستگاری است.
از مهمترین اموری که همواره ذهن و فکر آدمیان را به خود مشغول ساخته است، موضوع کسب رزق و روزی است. ازاینرو، شگفتآور نخواهد بود اگر بگوییم در این باره روایتهای بسیاری از ائمه اطهار علیهمالسلامنقل شده و ابعاد گوناگون آن، بررسی شده است. زمان تقسیم روزی، یکی از جنبههای این موضوع است که دستهای از روایتها در این بارهاند. این روایتها را میتوان از سه زاویه بررسی کرد:
یک ـ قلمرو زمانی
بر پایه این روایتها زمان تقسیم روزی در دو وقت است:
اول ـ مابین الطلوعین؛ مانند این روایت از امام صادق علیهالسلام:
اَلْأرزاقُ مَوْظُوفَةٌ مَقْسُومةٌ وَلِلّهِ فَضلٌ یَقْسِمُه مِنْ طُلوعِ الْفَجرِ إلی طُلُوعِ الشَّمسِ.(1)
رزقها تقسیم شدهاند و خداوند فضل و کرمی دارد که روزیها را از طلوع فجر تا طلوع خورشید تقسیم میکند.
دوم ـ از سحر تا طلوع خورشید؛ مانند این روایت از امام باقر علیهالسلام:
اِنَّ اللّه تَعالی یُحبُّ مِنْ عِبادِه الْمُؤمنینَ کُلَّ دُعاءٍ فَعَلَیکُم بِالدُّعاءِ فِی السَّحرِ
1) محقق طبرسی، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، 1409 ه . ق، چ 2، ج 5، صص 57 و 200؛ محقق بحرانی، الحدائق الناظرة، تحقیق: محمدتقی امیرانی، قم، جماعة المدرسین، ج 8 ، ص 515؛ بحارالانوار، ج 5، ص 147؛ ج 82 ، ص 323.
إلی طُلوعِ الشَّمسِ، فَإنَّها ساعَةٌ تُفتَحُ فِیها أبوابُ السَّماءِ وَ تهبُ الرِّیاحُ و تُقسَّمُ فِیها الْأرزاقُ و تُقْضی فِیها الْحَوائجُ العِظامُ.(1)
خداوند متعال تمام دعاها را از بندگانش دوست دارد. پس بر شما باد دعا کردن در سحر تا طلوع خورشید؛ زیرا در این زمان درهای آسمان گشوده است و بادها میوزند و روزیها تقسیم میگردد و حاجتهای بزرگ در آن برآورده میگردد.
براساس این دو روایت، زمان تقسیم روزی از آغاز سحر تا طلوع خورشید است و منحصر در سحر و یا پس از طلوع فجر نیست.
دو ـ چگونگی افزایش روزی
درباره چگونگی افزایش روزی، نمیتوان نظر دقیق و قاطعی داد، بلکه در این باره دو احتمال وجود دارد.
احتمال اول اینکه بگوییم، بنابر ظاهر روایتها، افزایش روزی تنها معلول بیدار شدن در سحر نیست، بلکه افزون برآن، عامل دیگری مانند دعا کردن، ذکر خداوند، به پا داشتن نماز شب یا انجام کار اقتصادی برای دستیابی به این مهم شرط است.
احتمال دوم این است که بگوییم افزایش روزی از آثار و برکات بیواسطه سحرخیزی است، بدون اینکه به عامل دیگری نیاز باشد. ناگفته پیداست که بنابراین احتمال، اگر به همراه سحرخیزی، نماز شب و یا دعا کردن و مانند آن باشد، مقدار افزایش روزی هم به همان نسبت بیشتر خواهد گردید. کلام
1) بحارالانوار، ج 84 ، ص 165؛ وسائل الشیعه، ج 6 ، ص 496؛ قطب الدین راوندی، الدعوات، تحقیق: مدرسة الامام المهدی، 1407 ه . ق، چ 1، ص 34.
برخی از عارفان و بزرگان اهل دل مانند مرحوم شاه آبادی؛ که پیشتر آمد، به همین احتمال اشاره دارد.
سه ـ تأثیر دعای بین الطلوعین در کسب روزی
از مطالب گذشته روشن شد که افزایش روزی به طور حتم از پیآمدهای (باواسطه یا بیواسطه) سحرخیزی است. براساس روایتها، روزی بهدست آمده از سحرخیزی، ویژگیهای خاصی دارد. روزیی که از دعای سحرگاهی نصیب انسان میگردد، معادل کار و تلاش بر روی زمین است. امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیهالسلام در این زمینه میفرماید:
وِ اللّه إِنَّ ذِکْرَ اللّهِ بَعدَ صَلاةِ الْغداءِ إلی طُلوعِ الشَّمسِ أَسرعُ فِی طَلَبِ الرِّزقِ مِنَ الضَّربِ فِی الْأرضِ.(1)
به خدا سوگند، ذکر و یاد خداوند پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب در طلب روزی سریعتر عمل میکند از کار و کوشش بر روی زمین.
حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز میفرماید:
وَالَّذی نَفْسُ مُحمّدٍ بیَدِه لَدُعاءُ الرَّجُلِ بَعدَ طُلوعِ الْفَجرِ إلی طلوع الشَّمسِ لَأنْجَحُ فِی الْحاجاتِ مِنَ الضّاربِ بِما لَهُ فِی الْأرضِ.(2)
سوگند به خدایی که جان محمد در دست او است، دعای انسان بعد از طلوع فجر تا طلوع خورشید، کامیابتر است از کار بر روی زمین در برآورده شدن حاجات.
امام صادق علیهالسلام نیز بیداری بر حالت نماز بین الطلوعین را پرثمرتر از کار بر روی زمین میداند. ایشان میفرماید:
هرکس نماز صبح بخواند و تا طلوع خورشید مکث کند و بر حالت نماز باشد، ثمره این عمل او در طلب روزی از کار بر روی زمین بیشتر است.(1)
با این بیان روشن میشود که چرا در آموزههای اسلامی خواب بین الطلوعین بیخردی و بلاهت(2)شمرده شده است.
تا اینجا به پارهای از پیآمدهای سحرخیزی اشاره شد. در ادامه، برخی از پیآمدهای اجتماعی این مسئله را مطرح میکنیم. البته برخی از پیآمدهای سحرخیزی که پیشتر بیان شد، در نگاهی دیگر رویکرد اجتماعی است و میتواند به عنوان اثر اجتماعی معرفی شود. ازاینرو، در اینجا به آنها اشارهای نمیکنیم.
##### الف) تنظیم وقت
اهتمام به سحرخیزی، ناخودآگاه زندگی انسان را تحت تأثیر گذاشته و انسان را منظم و زندگی او را نظاممند میکند. سرگذشت انسانهای موفق حکایت از آن دارد که آنان با سحرخیزی، به هدفهای مادی و معنوی بسیاری رسیدهاند. همچنین جامعههای متمدن، جوامعی هستند که عنصر
سحرخیزی در زندگی آنها نقش چشمگیری دارد. در مقابل، انسانهای نامنظم در وقت، از برخاستن در سحر و سپیده دم و کسب فیض از برکتهای آن محرومند و اگر هم برخیزند، سحرخیزی آنها برههای و مقطعی است؛ نه یک برنامه همیشگی و روزانه؛ زیرا موفقیت در این امر وابسته به آن است که نخست انسان اموری را به عنوان اصل، در زندگی خویش بپذیرد و سپس به آن اصلها پایبند باشد. ساعت بیداری و خواب انسان سحرخیز کاملاً مشخص است و مقدار خواب و استراحت او نیز در طول شبانه روز، هماهنگ با شرایط جسمانی اوست. چنین انسانی در سحرها برنامه مخصوصی دارد. ازاینرو، پس از بیدار گشتن از خواب به هنگام سحر هرگز سردرگم نیست و از تمامی لحظهها به خوبی استفاده میکند. از سوی دیگر، فعالیتها و برنامههای دیگر او در جامعه و خانواده همچون دید و بازدید از اقوام، مطالعه روزانه، خوردن شام و صبحانه و... همگی با توجه به این برنامه شکل میگیرد.
یکی از مشکلات اجتماعی در جوامع امروزی، به ویژه در کلان شهرها مسئله ترافیک میباشد که پیآمدهای متعددی از جمله مشکلات روحی و پیآمدهای منفی اقتصادی به همراه دارد. تراکم ترافیک بهویژه در نواحی مرکزی شهرهای پرجمعیت در ابتدای روز، هدر رفتن مقادیر هنگفتی سوخت و نیز اتلاف وقت را به دنبال دارد. از سوی دیگر، به طور مستقیم به افزایش آلودگیهای هوا و صدا در آن محدوده میانجامد که پیآمدهای ویرانگر جبران ناپذیری بر محیط زیست میگذارد.
سحرخیزی میتواند راهکاری مناسب در کاهش ترافیک در آغاز روز باشد. اگر هر یک از افراد جامعه، ملتزم گردند که هنگام صبح، کمی زودتر از منزل خارج شوند و برنامه حرکت خود را برای پیش از ساعتهای ترافیک تنظیم کنند، به طور طبیعی، بخش زیادی از گره ترافیک گشوده میشود.
همانگونه که گذشت، سحرخیزی، آثار و برکات فراوانی برای فرد و جامعه در پی دارد. در مقابل این پیآمدهای خجسته، خواب سحرگاهی نه تنها مانع رسیدن به این برکات است، بلکه افزون بر آن، دارای پیآمدهای منفی است که گریبانگیر فرد میگردد. در این فصل، به بررسی پارهای از این پیآمدها میپردازیم.
بررسی آمار طول عمر مردم کشورهای مختلف جهان و نیز پژوهشهای کارشناسان مدیریت زمان، مؤید این واقعیت است که بخش عمده موفقیت هرکس در جهت عملی شدن اهداف، آرمانها و آرزوهایش به استفاده مؤثر و بهینه از وقت بستگی دارد. مثلا برای پر کردن ظرفی از آب، میتوان آن را زیر شیر قرار داد و قطره قطره پر کرد و یا با بازکردن شیر، ظرف را به سرعت پر کرد. به همین ترتیب، هرکس با کنترل وقت خویش، میتواند دستیابی به اهدافش را سرعت بخشیده و سرنوشت خود را تا حد ممکن کنترل کند.
بنابراین و با توجه به پیآمدها و برکات سحرخیزی روشن میشود که خواب در این زمان، برای رسیدن به اهداف و آرمانها نه تنها صحیح نیست،
بلکه ناعاقلانه است. در آموزههای اسلامی نیز این خواب، بلاهت و بیخردی دانسته شده است. متأسفانه کم نیستند افرادی که این فرصت طلایی را بدون استفاده بهینه از کف میدهند. این گونه افراد فراموش کردهاند که این عمر گرانمایه محدود است و در ورای تک تک این لحظههای طلایی، معجزهای نهفته است؛ معجزهای که دستیابی ما را به آرمانهایمان پر شتاب میکند.
مقتضای فطرت آدمی این است که هماهنگ با طبیعت با فرا رسیدن شب، دست از کار بکشد و به استراحت بپردازد تا بدین وسیله تجدید قوا کند. از سوی دیگر، با طلوع آفتاب، فعالیت روزانه خویش را آغاز کند.
خداوند متعال این مطلب را به انسان گوشزد میکند و میفرماید:
وَ جَعَلْنا نَوْمَکُمْ سُباتًا وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِباسًا وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشًا. (نباء: 9 ـ 11)
و خواب شما را (مایه) آسایش گردانیدیم و شب را (برای شما) پوششی قرار دادیم و روز را (برای) معاش (شما) نهادیم.
حال اگر فردی شب تا دیروقت بیدار باشد و صبح را به خواب سپری کند، بدیهی است که نوعی ناهماهنگی بین فعالیت عمومی بدن انسان و فعالیت عمومی طبیعت به وجود آورده است. در این ناهماهنگی، اگرچه به ظاهر ساعتهای فعالیت افزایش یافته، ولی در واقع، از یک سو زمان استفاده بهینه از لحظهها در طول شبانه روز، کاهش مییابد و از سوی دیگر، مقاومت بدن در اثر مداومت بر بیخوابی کاهش مییابد. ازاینرو، زمینه شیوع انواع بیماریها فراهم میشود و از طول عمر طبیعی انسان به طور محسوسی کاسته
میشود؛ زیرا نوری که در روز تابیده میشود، باعث فعال شدن اکسیژنی میشود که همواره تنفس میکنیم. این اکسیژن فعال، به تشدید فعالیت در انسان کمک میکند و از میزان خواب طبیعی میکاهد.(1)از سوی دیگر، خواب روز، مانند خواب شب، آرامش دهنده نیست؛ زیرا افزایش انرژی طبیعت، از اذان مغرب شروع میشود و تا اذان صبح افزایش مییابد؛ به گونهای که هنگام اذان صبح، انرژی طبیعت به اوج خود میرسد و از اذان صبح تا اذان مغرب کم کم کاسته میشود. خوابیدن در زمان افزایش انرژی طبیعت، سبب نشاط عصبی انسان میشود.(2)این دو امر، سبب میگردد که جایگزینی خواب شب با روز به کاهش طول عمر کمک کند.
از دیگر آسیبهای خواب بینالطلوعین که آدمی را به سستی میکشاند، خوابآلودگی و احساس خستگی در طول روز است. تجربه نشان میدهد که با خوابیدن پس از نماز صبح، بدن همچنان خسته و بیانگیزه است. این خستگی پس از برخاستن نیز تا نزدیک ظهر، در تن آدمی باقی میماند و با خمیازههای پیدرپی و سستی و بیحالی بدن، خود را نشان میدهد و این امر سبب پایین آمدن بازده کار میشود. در مقابل، افراد سحرخیز، در طول روز، سرزنده و پرتکاپو هستند و امور روزانه خود را با شادابی و نشاط بیشتری انجام میدهند.
غفلت براساس باورهای اسلامی ریشه اصلی بدبختی و تباهی آدمی و آبشخور تمام مفاسد و بدیهاست. غفلت و بیتوجهی از مبدأ هستی بخش، آن گونه تأثیر نامطلوب بر وجود آدمی میگذارد که ارزش او را از مقام خلیفة اللهی به مقام چارپایان میرساند. قرآن در این باره میفرماید:
أُولئِکَ کَاْلأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ. (اعراف: 179)
آنان همانند چارپایان و بلکه گمراهتر از چارپایان هستند. آنان همان غفلتزدگانند.
همین آفت برای خواب سحرگاهی بس که این خواب سبب میشود انسان از جمله غافلان و غفلتزدگان به شمار آید. در متون اسلامی از زمان ما بینالطلوعین و زمان مابین غروب خورشید و زوال شفق به عنوان ساعتهای غفلت یاد شده است. شیطان که کاری جز گمراه کردن بندگان خدا ندارد، لشکریانش را در این زمان پراکنده میکند تا بنیآدم را از یاد پروردگار باز دارند. ازاینرو، پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله به پیروان خود توصیه میفرماید که در این دو برهه از زمان، ذکر و یاد خداوند را بیشتر کنند و از شر شیطان رجیم به خالق جهانیان پناه ببرند.(1)
چه بسا، یکی از دلایل نهی کردن از خواب بینالطلوعین از سوی ائمه اطهار علیهمالسلام نیز همین باشد. امام سجاد علیهالسلام در این زمینه، خطاب به ابوحمزه
1) نک: اصول کافی، ج 2، ص 522.
میفرماید: «هرگز پیش از طلوع خورشید مخواب، من این خواب را برای تو، دوست ندارم».(1)
فراموش نکنیم که امر و نهیهای شرعی، همگی تابع مصالح و مفاسد است. بنابراین، این نهی به آفات و آسیبهایی اشاره دارد که حضرت دوست ندارد آنها گریبانگیر دوستانش شود.
به همان اندازه که سحرخیزی مایه برکت و افزایش روزی است، خواب سپیده دم نیز مانع از رسیدن روزی است. امام صادق علیهالسلام دراین باره میفرماید: «نَومُ الغَداةِ شُؤم تَطْرُدُ الرِّزقَ؛ خواب سپیده دم، شوم است و روزی را فراری میدهد».(2)
این مسئله به این سبب است که بخشی از روزی در این زمان تقسیم میشود و هرکسی که این زمان را به غفلت سپری کند، بهرهای از این تقسیم روزی نخواهد برد. حضرت در ادامه، شاهدی برای گفته خود میآورند و میفرماید:
«مَنّ» (گز انگبین) و «سلوی» (بلدرچین) در فاصله بین طلوع فجر و طلوع خورشید برای بنی اسرائیل فرو فرستاده میشد. اگر فردی در این زمان خواب میماند، سهم او فرستاده نمیشد (و به دست او نمیرسید) و این فرد پس از برخاستن از خواب، دیگر سهم خود را نمییافت. و بنابراین، ناچار بود (که) از دیگران درخواست کند که چیزی به او بدهند.(3)
خواب نوشین بامداد رحیل
باز دارد پیاده را زسبیل
از جمله پیآمدهای خواب بین الطلوعین ایناست که موجب بروز ناراحتیهای جسمی میشود. امام صادق علیهالسلام میفرماید: «خواب صبح، شوم و بدبختی است، روزی را منع و رنگ چهره را زرد میکند».(1)
1) نک: وسائل الشیعه، ج 6 ، ص 496.
دین باوران و خداپرستان راستین، برای اینکه در زمان خواب و استراحت نیز در جرگه عابدان قرار گیرند، هرشب هنگام خواب، وضو ساخته و با تنی طاهر به بستر خواب میروند و در عین حال که تن را به سوی کوی معشوق ـ کعبه معظمه ـ قرار میدهند، دل را نیز به جانب محبوب گراییده و با یاد و ذکر او میخوابند.
در آرزوی رویت ما و امیدواری
در عشرت وصالت ما و خیال خوابی
روم به خواب که شاید تورا به خواب بینم
کجاست خواب مگر خواب را به خواب بینم
آنگاه در دل شب سر از خواب برمیدارند و سحر خود را با آدابی مخصوص میگذرانند.
یکی از زیباترین سنتهای ائمه اطهار علیهمالسلام که یاران خویش را به آن تشویق میکردهاند، مسئله بهداشت دهان و مسواک زدن دندانها بوده است.
امروزه با پیشرفت دانش، فایدههای بسیاری برای این عمل کشف شده است. یکی از کارهای مطلوب سحر میتواند مسواک زدن باشد. روایات فراوانی در این زمینه از ائمه هدی علیهمالسلام وارد شده است.
از برجستهترین اموری که بر هر مسلمانی نیکو است و زمان آن هم در سحرگاهان میباشد، نماز شب و تهجد سحرگاهی است. آیهها و روایتهای فراوانی درباره فضیلت نماز شب و نکوهش ترککنندگان آن وجود دارد. در فضیلت این نماز همین بس که امام صادق علیهالسلام میفرماید: «لَیسَ مِنْ شَیعتِنا مَنْ لَم یُصلِّ صَلاةَ اللَّیل؛ کسی که نماز شب نخواند، از شیعیان و پیروان ما نیست».(1)
قرآن مجید کتاب زندگانی است که انس با آن و مراقبت در تلاوتش سزاوار هر انسان باایمانی است. در روایتی آمده است:
اِنَّ هذِه الْقُلوبَ لَتَصدَاُ کَما یَصْدأُ الْحَدیدُ وَ إنَّ جَلاها قَراءَةُ الْقُرآنِ.(2)
این دلها همانند آهنی است که زنگ میزند و بیگمان، جلای آن قرائت قرآن است.
اگرچه تلاوت قرآن در هر فرصتی پسندیده و نیکو است، ولی همدمی با قرآن و سیراب گشتن از جرعههای زلال این سرچشمه جوشان وحی در تاریکی شب، لذت و شیرینی ویژهای دارد که تنها شبزندهداران از آن
آگاهند. خداوند متعال این مطلب را در آغاز سوره مزمل به رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله گوشزد میکند و از او میخواهد که در نیمههای شب سر از خواب برداشته و آیات روح بخش قرآن را تلاوت کند: «و رتّل القرآن ترتیلا».
همه شب تا سحر آن عشق بازان
زشوق دوست چون شمع گدازان
کنند از فکر در آیات قرآن
هزاران درد جان خویش درمان
کتاب عشق قرآن است دریاب
صحیفه سدّ سبحان است دریاب
میشیرین پاک آسمان است
زقرآن جو که تاک آسمان است
شهود غیبی و غیب شهودی است
صعود قوسی و قوس صعودی است
خوشا آنان که شب ز این دفتر عشق
همی خوانند نام دلبر عشق
خوشا آنان که هر شب تا سحرگاه
بدین خوش نغمه از دل برکنند آه
الهی قمشه ای
اندیشیدن و تفکر از دیگر کارهای شایسته در سحرگاهان است که
خداوند سبحان آن را به انسان سفارش میکند و سزاوار است که این موهبت الهی درباره مهمترین مسائل سرنوشت ساز بهکار گرفته شود. ریشهایترین مسائلی که برای هر انسان آگاه مطرح است و در سرنوشت فردی و اجتماعی بشر نقش اساسی ایفا میکند، این گونه پرسشهاست که «از کجا آمدهام؟»، «به کجا خواهم رفت؟» و «چگونه؟»:
روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود؟
به کجا میروم؟ آخر ننمایی وطنم
ماندهام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بودهست مراد وی از این ساختنم
(مولوی)
امام سجاد علیهالسلام شبی از خواب برای نماز شب برخاست، هنگام وضو گرفتن ناگهان چشمشان به آسمان افتاد و با حالتی خاص به درخشش ستارگان نگاه کرد و غرق در تفکر شد؛ به گونهای که وقتی سپیده سحر دمید و صدای مؤذن بلند شد، هنوز دستان امام در ظرف آب بود.(1)
اندیشه آن حضرت در آفرینش ستارگان و آفریدگار آنها بود و در حقیقت، سیمای مبدأ هستی را در آینه ستارگان میدید.
در اسلام، نمازهای مستحبی فراوانی وجود دارد که آنها را نافله گویند. در بین نمازهای مستحبی، نافلههای شبانه روز که نافله صبح یکی از آنها است، از جایگاه والایی برخوردارند. نافله صبح، دو رکعت است و زمان آن پس از اذان صبح و قبل از نماز صبح میباشد. یکی از مهمترین و نخستین اعمال مستحبی بین الطلوعین، بهجا آوردن نافله صبح است.
نماز تجلی عشق در آینه عرفان است و نردبان صعود بر بام نور. نماز گشایش دروازههای دعاست و بارش ابر کرامت بر کویر تشنه وجود آدمی. بهجا آوردن نماز صبح در اول وقت، از دیگر آداب بین الطلوعین است. در متون روایی بر اقامه نمازها، بهویژه نماز صبح، در اول وقت سفارش فراوان
1) نک: محمدی اشتهاردی، داستان دوستان، ج 4، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چ 3، ص 98.
شده است.
شاید بتوان فلسفه تأکید براین مطلب را این گونه بیان کرد که آدمی با برپا کردن نماز، پا به پای تحولات طبیعت و دگرگونیهایی که در وضع جسمی و روحی او شکل میگیرد، به خالق هستی پناه میبرد. اول وقت در نمازهای روزانه، با یک تحول مهم در سراسر طبیعت هم زمان است؛ زیرا طلوع فجر (زمان فریضه صبح) ابتدای تابش نور و زوال ظهر (هنگامه نماز ظهر و عصر) آغاز کاهش شدت نورافشانی خورشید به سوی زمین است. اول وقت نماز مغرب و عشاء نیز با قطع کامل نورخورشید از کره زمین و آغاز تاریکی شب هم زمان است.
ازاینرو، اسلام با توجه به نقش و اثر نور در روح و روان آدمی، برای ایجاد هماهنگی بین فطرت انسان با قوانین طبیعت و برخورداری از آثار مفید آنها در زندگی مادی و معنوی، برپایی نماز را پیش بینی کرده است. نماز در اول این زمانها، بی تردید به لطافت روح و آمادگی قلب در انسان کمک میکند.
یکی از بهترین زمانهای تحصیل گوهر علم و معرفت، سحر و بینالطلوعین است. سرگذشت زندگی بزرگان عرصه علم و دانش، بهترین مؤید این مطلب است. از سوی دیگر، حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز دوستداران دانش را به این امر سفارش میکند و میفرماید: «اُغْدُوا فِی طَلَبِ الْعِلمِ فَإنَّ الْغُدوَّ بَرَکَةٌ وَ نَجاحٌ؛ در طلب علم زودخیز باشید، زیرا زودخیزی مایه برکت و
کامیابی است».(1)
ازاینرو، فراگیری علم یکی از مهمترین اعمال در این زمان است.
امام خمینی رحمهالله و همحجره ایشان آیت الله _سید محمدصادق لواسانی _ که بیشتر درسها را با یکدیگر مباحثه میکردند، صبح زود را برای مباحثههای خود برگزیده بودند. ایشان در این باره میگوید: «حتی در سفرها و زیارت که گاهی مشهد مشرف میشدیم، در هر فرصتی که حاصل میشد مشغول مباحثات علمی فلسفی میشدیم. در مدرسه فیضیه، صبحهای زود، در کنار رودخانه ساحلی مشغول مباحثه میشدیم. حتی در روزهای سرد هم این کار انجام میشد و چقدر زیبا و با لطف و صفا، صورت میگرفت».(2)
امروزه ورزش به عنوان یک ضرورت و نیاز اساسی در زندگی افراد، به طور فزایندهای مورد توجه قرار گرفته است. از آثار مثبت این امر، تأمین سلامتی و بهداشت جسمانی و روانی و کاهش هزینههای درمانی است. ورزش و تمرین جسمانی خون را به گردش وا میدارد و چربی و کالریها را میسوزاند و خطر ابتلا به بسیاری بیماریها را کاهش میدهد.
ورزش صبحگاهی میتواند از دیگر کارهای بین الطلوعین باشد. این امر ـ حتی مقدار کمی از آن ـ سبب میشود که فرد احساس شادی کند و نگرانیهایش کاهش یابد. ورزش صبحگاهی تأثیر شگفتانگیزی در بالا بردن بازده فعالیتهای آدمی دارد.
دعاها و ذکرهای مناسب این زمان فراوان است؛ به گونهای که مجال بیان تمام آنها در این بخش نیست. بیشتر این دعاها و ذکرها در مفاتیح الجنان نقل شده است.
شمه ای از دستور العمل ها
گفتاری از ملا حسین قلی همدانی رحمه الله
این عارف بزرگ در نامهای به یکی از سالکان مینویسد:
بعد از سعی در مراقبت، البته طالب قرب، بیداری و قیام سحر را لااقل یکی دو ساعت به طلوع فجر مانده الی مطلع الشمس از دست ندهد و نماز شب را با آداب و حضور قلب به جا بیاورد. و اگر وقتش زیادتر باشد، به ذکر یا فکر یا مناجات مشغول بشود، لیکن قدر معینی از شب باید مشغول ذکر با حضور بشود. در تمام حالاتش خالی از حزن نبوده باشد، اگر ندارد تحصیل نماید به اسبابش و بعد از فراغ، تسبیح سیده نساء علیهالسلام و دوازده مرتبه سوره توحید و ده مرتبه «لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الملک» الی آخر و صد مرتبه «لا اله الا الله» و هفتاد مرتبه استغفار بخواند. قدری از قرآن شریف تلاوت نماید و دعای معروف صباح، یعنی یا من دَلَعَ لسان الصباح الی آخر البته خوانده شود.(1)
سخنی از شیخ محمد بهاری رحمه الله
این عارف کامل، در نامهای به یکی از دوستانش به نام _شیخ احمد تبریزی _چنین مینگارد: «در هر مرتبه که هستی، آن نیم رمق که داری، آنقدر را که به
1) تذکرة المتقین، صص 211 ـ 213.
سهولت میتوانی به عمل آوری، اگر در آن مسامحهای نکردی، آن را به جا آوردی، یک چنین هم بر قوت تو میافزاید، بلکه زیاده؛ زیرا که فرمود: تو یک وجب بیا، من یک زراع و اگر مسامحهای کردی، آن مقدار قوتت هم در معرض زوال است. مثلاً شب را تا صبح خوابیدی، بنای بیداری داشتی نشد. حالا که اول صبح است تا ملتفت شدی پاشو. بین الطلوعین را بیدار بودن، این خودش هم فیض علی حدّه و توفیقی است از جانب حضرت اله (جل جلاله). این را به مسامحه بر خودت تقویت مکن. به شیطان گوش نده که میگوید حالا وقت برای نماز صبح زیاد است. قدری بخواب. غرض او معلوم است و همچنین در مجلسی نشستی خیلی لغو و بیهوده گفتی دلت سیاه شد، اما میتوانی نیم ساعت زودتر پاشوی به تدبیر و حیل، پس این نیم ساعت را از دست مده. بلند شو و مگو چه فایده دارد؟ من از صبح به خرابی مشغولم، باز میتوانی به این جزئی خیلی از کارها پیش ببری، ان شاء الله تعالی.
پس بر شیخ احمد لازم آمده عمل کردن این ترتیب که مینویسم: اولاً هر کاری دارد، باید اوقات خود را ضایع نکند. (نباید) بعضی از اوقات او مهمل در برود. باید برای هر چیز وقتی قرار دهد، اوقات او منقسم گردد؛ وقتی را وقت کسب و تحصیل و معاش خود قرار دهد و وقتی را برای رسیدگی به امور اهل و عیال خود و وقتی را برای خور و خواب خود قرار دهد. ترتیب اینها را به هم نزند تا همه اوقات او ضایع گردد.
مهما امکن، اول شب را وقت خواب قرار دهد. بیخود ننشیند آخر شب از او فوت شود و او را خواب ببرد. با طهارت بخوابد و ادعیه مأثوره را
بخواند، خصوص تسبیح حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام و در سیری شکم هیچ وقت خود را جنب نکند و پیش از صبح بیدار شود. تا بیدار شد سجده شکر به جا آورد. اگر خودش هم بیدار نمیشود، اسباب بیداری را فراهم آورد. بعد از بیدار شدن به اطراف آسمان نگاه کند».(1)
1) تذکرة المتقین، صص 104 ـ 110؛ مجله حوزه، ش 2، ص 60 و 61 ؛ ش 3، صص 51 و 52.
پس از شناخت اهمیت سحرخیزی و آشنایی با پیآمدهای مطلوب آن، نخست باید موانع سحرخیزی بررسی شود و سپس عوامل دستیابی به این امر مهم بیان گردد. تا به این وسیله، زمینه برای زندهکردن روحیه سحرخیزی در خانواده و جامعه فراهم گردد.
موانع زیادی در این زمینه وجود دارد. این موانع را میتوان در قالب موانع فردی، موانع اجتماعی و موانع تربیتی، دستهبندی کرد.
برخی از موانع سحرخیزی، موانع فردی و شخصی است و به اجتماع یا تربیت خانواده و مدرسه و یا فرهنگ مرتبط نیست. به بیان دیگر، دلیل بیدار نشدن در سحر رفتارهای خود فرد است؛ همچنانکه رفع این موانع نیز به تغییر این رفتارهای نادرست بستگی دارد. در ادامه به پارهای از موانع شخصی سحرخیزی اشاره میکنیم.
یکی از ناپسندترین خلقیات انسانی پرخوری است که پیآمدهای منفی فراوانی برای انسان در بردارد. یکی از این پیآمدهای منفی که بی ارتباط با
موضوع بحث نیست، جلوگیری از بیداری در سحر و بینالطلوعین است. تجربه نشان میدهد پرخوری در شب، نه تنها سبب خوابهای آشفته و پریشانی انسان است، بلکه مانع سحرخیزی هم است. ازاینرو، در آموزههای اسلامی، پرخوری، بهویژه در شب، نکوهش شده است.
امام علی علیهالسلام میفرماید:
از پرخوری بپرهیزید که هر که پایبند به آن باشد، بیماریهایش زیاد میشود و خوابهای پریشان میبیند.(1)
در کلام نورانی خاتم الانبیاء صلیاللهعلیهوآله درباره نکوهش پرخوری آمده است:
نور حکمت در گرسنگی است و دوری از خدا در سیری است. دلها را با زیاده خوردن و آشامیدن نمیرانید؛ زیرا دل نیز مانند کشتزار است که آب زیاد موجب نابودی آن میشود. پرخوری نکنید که نور معرفت از دلهایتان میرود.(2)
ایشان در جای دیگر میفرماید:
با سه چیز طمع سه چیز را نداشته باش: طمع به شب زندهداری با سیر خوردن در شب؛ طمع به داشتن چهره شاداب و نورانی با خوابیدن در تمام شب؛ طمع به آسوده بودن از پیشآمدهای بد روزگار، با رفاقت کردن با فاسقها.(3)
نداشتن برنامه در انجام کارها از دیگر موانع سحرخیزی است. افراد ناتوان از اداره زمان، به طور معمول کارهای روزانه خویش را در وقت مخصوص انجام نمیدهند و آنها را به وقت دیگری موکول میکنند. ازاینرو، اینگونه افراد شاید کار چندانی هم در روز نداشته باشند، ولی با این همه، تا آخر شب بیدار میمانند و پیگیر کارهای ناتمام خود هستند. بیگمان این نوع شب بیداریها، سحرخیزی را از فرد میگیرد. از سوی دیگر، این افراد پذیرفتهاند که «هر چه پیش آید، خوش آید» و به عنوان یک اصل، بدان پای بندند. نتیجه التزام به چنین اصلی، سرگردانی و آشفتگی در برنامههای شبانه روز است. این افراد بدون اینکه بخواهند، شبها تا دیر وقت بیدارند و صبحها نیز برخلاف شب تا دیر وقت در خواب.
سستی و تنبلی بلای جسم و روان و بستر مناسبی برای رشد بدیهاست. سستی و تنبلی، انسان را به ناتوانی روحی و جسمی دچار میکند. آنگاه انسان نسبت به کار بیعلاقه میشود و کوچکترین کارها در نظر انسان سختترین امور عالم میگردد. با این توصیف، یکی از علل خواب ماندن در سحر و بینالطلوعین همین امر است؛ زیرا برخی از مردم با اینکه تمام شرایط سحرخیزی برای آنها فراهم است، ولی، تنبلی کرده و صبحها از خواب ناز برنمیخیزند.
اینگونه افراد میتوانند با توجه به پیآمدهای ویرانگر تنبلی و پیآمدهای مثبت سحرخیزی و مقداری اراده، این عادت ناپسند را ترک کنند.
خواب در سحر و ما بین الطلوعین و نیز ترک سحرخیزی، یک نوع محرومیت از توفیق بزرگ الهی است. با کمال تأسف، برخی از مردم از این سفره گسترده الهی بهدلیل گناه و نافرمانی محرومند؛ زیرا گناه پیآمدهای فراوانی دارد که مهمترین آنها سلب توفیق است.
البته نباید گمان شود که هرکس سحرخیز نیست، گنهکار است، بلکه گناه میتواند برای برخی مانع سحرخیزی به شمار آید. مانند اینکه بگوییم ورزش نکردن باعث بیماری میگردد. این جمله به این معنا نیست که همه بیماران اهل ورزش نیستند.
از سوی دیگر، مراد از گناه در اینجا، گناه کبیره یا صغیره نیست، بلکه منظور، هر کار مکروه و یا ناشایستی است که به سلب توفیق از انسان کمک میکند و این در هر فردی متفاوت است. ممکن است کاری مانند خنده بیجا و یا کلام بیهوده، برای یک فرد سلب توفیق کند و برای دیگری نکند. به هر حال، گناه و نافرمانی یکی از موانع سحرخیزی است.
شهید مطهری درباره _حاج میرزا علی آقای شیرازی اصفهانی _رحمهالله میگوید: «یک شب در قم که ایشان مهمان ما بودند، ما را به منزل یکی از فضلای قم دعوت کردند و بعضی از اهل ذوق و ادب و شعر هم در آنجا بودند. در آن شب، بحث پیرامون شعر و ادب بود. تازه من آن شب فهمیدم که این مرد چقدر اهل شعر و ادب است و چقدر بهترین شعرها را در عربی و فارسی میشناسد. دیگران یک شعرهایی میخواندند، البته شعرهای خیلی عادی، شعرهای سعدی، شعرهای حافظ، ایشان هم میخواند و اظهار نظر میکرد که
این شعر از آن شعر بهتر است. این مضمون را این بهتر گفته است، فلان مضمون را فلان کس بهتر گفته است و کی چنین گفته، کی چنان گفته... شعر خواندن آنهم اینجور شعرها که گناه نیست، اما در شب، شعر خواندن مکروه است. خدا میداند وقتی آمدم بیرون، چه بگویم، این آدم داشت میلرزید و با خود میگفت: من این قدر تصمیم میگیرم که شب، شعر نخوانم، ولی جلوی خودم را نمیتوانم بگیرم. او «استغفرالله ربّی و اتوب الیه» میگفت؛ مثل کسی که یک معصیت بسیار بزرگ را مرتکب شده است. العیاذ بالله اگر ماها شراب خورده بودیم، این قدر مضطرب نمیشدیم که این مرد به واسطه یک عمل مکروهی مضطرب شده بود. این جور اشخاص چون محبوب خدا هستند، از ناحیه خدا یک نوع مجازاتهایی دارند که ما و شما ارزش و لیاقت این جور مجازاتها را نداریم. هر شب این مرد اقلاً از دو ساعت به طلوع صبح بیدار بود و من معنی شب زنده داری را آنجا فهمیدم. معنی اینکه «شب مردان خدا روز جهانافروز است» را آنجا فهمیدم. معنی عبادت را آنجا فهمیدم. معنی خداشناسی را آنجا فهمیدم، معنی استغفار را آنجا فهمیدم، معنی حال را و معنی مجذوب شدن به خدا را آنجا فهمیدم. آن شب این مرد وقتی بیدار شد که اذان صبح بود، خدا مجازاتش کرد. تا بیدار شد ما را بیدار کرد و گفت: فلانی اثر شعرهای دیشب بود».(1)
فردی نزد امیرالمؤمنین علی علیهالسلام آمد و گفت: «یا علی من از نماز شب محروم شدهام،
1) گفتارهای معنوی، ص 120.
حضرت پاسخ داد: «تو مردی هستی که گناهانت تو را به بند کشیده است».(1)
از دیگر موانع سحرخیزی، پرخوابی است. برخی از مردم به خاطر این روحیه ناپسند، سحر و بینالطلوعین را هم به خواب میگذرانند.
یکی از نیازهای طبیعی انسان خواب است و ارضای آن، امری ضروری است؛ زیرا حیات جسمی، روانی و عقلی انسان بدان وابسته است؛ با این همه از نظر اسلام، ارضای خواب تابع میزان نیاز فرد است؛ یعنی خواب به میزانی که تعادل زیستی و روانی فرد را تحقق میبخشد، ضرورت دارد. اگر در خوابیدن زیادهروی شود، آثار منفی به دنبال خواهد داشت. ازاینرو، پرهیز از زیادهروی در خواب، در احادیث فراوانی وارد شده است. در پارهای از روایات آمده است پرخوابی منفور پروردگار است. امام صادق علیهالسلام در این زمینه میفرماید: «إنَّ اللّهَ عَزَّوَجلَّ یُبغِضُ کَثرةَ النَّومِ وَ کَثرَة الْفِراغِ؛ خداوند عزوجل از پرخوابی و بیکاری زیاد نفرت دارد».(2)
در حدیثی دیگر آمده است «زیادهروی در خواب، سببب نابودی دین و دنیاست».(3)با این توضیح، خواب زیاد موجب کاهش فرصتهای دنیا و آخرت میگردد.
نادانی و ناآگاهی از اصلیترین موانع سحرخیزی است. اساسا نادانی و ناآگاهی عامل بسیاری از محرومیتها در تمام ابعاد زندگی است؛ چنانکه
آگاهی ریشه و اساس بسیاری از موفقیتهاست. کم نیستند افرادی که به ورزش، مطالعه، سحرخیزی و... توجهی ندارند و خاستگاه این بی توجهی، چیزی جز نادانی و ناآگاهی نیست. اگر این افراد با برکات سحرخیزی و آفتهای ترک آن آشنا شوند، نیرویی در آنها پدید میآید که آنان را به سوی سحرخیزی سوق میدهد و تنها راه علاج و چاره برای این افراد اطلاع رسانی گسترده است. از آنجا که یکی از وظایف و رسالتهای صدا و سیما، اطلاعرسانی است، عملکرد این نهاد را در این زمینه، در فصل بعدی نقد و بررسی میکنیم.
ممکن است هیچ یک از موانع یاد شده، سد راه انسانها در سحرخیزی نباشد، ولی با این همه در زمره سحرخیزان قرار نگیرند. ایشان از برکات سحرخیزی و آفتهای ترک آن آگاهند، ولی چون ایمان و اعتقادی به سحرخیزی ندارند و پیآمدهای آن را باور نکردهاند، سحرخیز نیستند. بنابراین، نداشتن اعتقاد و ایمان از دیگر موانع سحرخیزی میتواند باشد.
برخی از موانع سحرخیزی، در امور اجتماعی و فرهنگی جامعه ریشه دارد و رفع این موانع نیز با برنامه ریزی و تدبیر متولیان فرهنگی و اجتماعی امکانپذیر است.
یکی از شایعترین موانع سحرخیزی، شب نشینی و پرداختن به کارهای بیهوده است. مجالسی که تا پاسی از نیمه شب به طول میانجامد که نه به کار
دنیا میآید و نه به کار آخرت. اگر در این شبنشینیها گناهی هم صورت نگیرد، ولی با این همه بسیار مورد نکوهش قرار گرفته است؛ زیرا از یک سو باعث ضایع شدن وقت میشود و آدمی را از یاد خداوند غافل میسازد و از سوی دیگر، با اینگونه شبنشینیها دیگر نمیتوان توقع سحرخیزی داشت؛ زیرا دیگر بدن توان بیدار ماندن در سحر یا بینالطلوعین را ندارد و این زمانهای طلایی به رایگان از کف میرود.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در این زمینه میفرماید: «شَرُّ ما شَغَلَ بِه الْمَرءُ وَقْتُه الْفُضولُ؛ بدترین چیزی که انسان به آن وقت خود را مشغول میسازد، زیاده کاریهایی است که بهکار نمیآید».(1)
فراموش نکنیم که موفقیت ما در زندگی به چگونگی استفاده از گوهر گرانبهای وقت، بهویژه زمان سحر تا طلوع آفتاب بستگی دارد؛ نه تنها موفقیت مالی، بلکه موفقیت در تمام سطوح زندگی و متأسفانه کم نیستند افرادی که از این مسئله مهم غافل هستند.
میتوان برنامههای جذاب تلویزیون را یکی از گستردهترین موانع سحرخیزی دانست. پخش این برنامهها درساعتهای آخر شب، سبب محرومیت از سحرخیزی برای بسیاری از مردم است.
مسئولان رسانه ملی میتوانند زمان اینگونه برنامههای جذاب را تغییر
1) غرر الحکم، ج 1، ص 403.
دهند و یا دستکم تکرار آن را در ساعت مناسبی پخش کنند تا افراد علاقهمند بتوانند هم به تماشای برنامه برسند و هم خواب سرشب را از دست ندهند.
اگر نگاهی گذرا به شهرها، بهویژه کلان شهرها بیندازیم، خواهیم دید که کار و کوشش و فعالیتهای اقتصادی در بازارها و فروشگاهها و مجتمعهای بازرگانی، دیر هنگام آغاز میشود و در مقابل شبها تا دیروقت ادامه دارد. این مسئله تأثیر منفی بر برخی افراد میگذارد و بیشک، برای فرد سحرخیز مشکلآفرین است؛ در حالی که اگر این مکانها، کار خود را صبح زود آغاز کنند و شبها نیز سرشب، به کار خود پایان دهند، نه تنها خود از رهآوردهای مثبت سحرخیزی برخوردار میگردند، بلکه سبب از میان رفتن یکی از موانع سحرخیزی در دیگران میشوند.
سوگواری و عزاداری برای ائمه اطهار در فرهنگ تشیع از جایگاه والایی برخودار است و خود ائمه، پیروان خویش را بر این کار تشویق میکردند، ولی امروزه میبینیم که هیئتهای سوگواری در شبهای عزا، بهویژه در ماه محرم و صفر، برنامه خود را تا دیروقت ادامه میدهند و این کار با کمال تأسف تبدیل به یک سنت شده است. این عمل در برخی از موارد نه تنها موجب آزار و اذیت دیگران میگردد و آسایش آنها را مختل میکند، بلکه گاه سبب قضا شدن فریضه صبح نیز میگردد. به بیان دیگر، به خاطر یک کار مستحب، ممکن است مرتکب گناه و یا ترک یک واجب شوند. بنابراین، این
مسئله را میتوان از دیگر موانع سحرخیزی بهشمار آورد.
در جامعهای که خوابیدن در سحر و بینالطلوعین به یک فرهنگ تبدیل شده است، دیگر کمتر کسی تمایل به سحرخیزی خواهد داشت. در چنین جامعهای، سحرخیزی نه تنها ارزش به شمار نمیآید، بلکه امری غیرعادی و چه بسا امری خندهدار شمرده میشود. اگر فرهنگ سازان یک جامعه و آنان که امکانات فرهنگسازی در اختیار دارند، روی این موضوع سرمایه گذاری کنند، خواه ناخواه این مسئله، امری فراگیر و به شکل فرهنگ در خواهد آمد. برای نمونه، نویسندگان با قلم، کارگردانان رادیو و تلویزیون با برنامههای گیرا و استادان و واعظان با سخنانشان، همه میتوانند در این زمینه تأثیرگذار باشند. همچنان که بیتوجهی و نداشتن اهتمام به این مقوله، اثر کاملاً منفی در جامعه خواهد گذاشت.
برخی از موانع سحرخیزی به چگونگی تربیت و پرورش افراد برمی گردد؛ زیرا تربیت ناصحیح و عادت ندادن به سحرخیزی در سنین کودکی، نقش بسزایی در سحرخیز بار نیامدن آنان در آینده دارد، در حالی که در پرتو تربیت و پرورش صحیح میتوان طبع سرکش کودک را رام کرد و سحرخیزی را در رفتار او ملکه ساخت. بیشک ایجاد این روحیه در سنین بالاتر بسی دشوار و سخت است. همانگونه که شکلگیری این نوع موانع بر اثر رفتار نادرست خانواده و مدرسه است، برطرف کردن آن نیز بیشتر متوجه خانواده و مدرسه خواهد بود. این نوع موانع، شکلهای گوناگونی دارند.
اهتمام نداشتن پدر و مادر به ساعت خواب و بیداری فرزندان، سحرخیز نبودن و تفاوت قائل نشدن بین دانشآموزان سحرخیز با دیگران از سوی آموزگاران، از جمله اموری است که در تربیت فرزندان تأثیرگذار است.
اگر والدین از همان آغاز کودکی، فرزندانشان را به هر شکل و ترفندی، برای نماز و بیداری پس از آن، آماده کنند و یا اعضای خانواده همگی سحرخیز باشند، در این صورت روحیه سحرخیزی در این فرزندان نهادینه میشود. فرزند شیخ جعفر کاشف الغطاء ـ یکی از عالمان و محققان بزرگ شیعه ـ درباره پدرش میگوید: «عادت شیخ جعفر آن بود که هرشب وقت سحر بیدار بود و میآمد دم در اتاقها و عیال و اطفال و همه را بیدار میکرد و میگفت: برخیزید و نماز شب بخوانید و همه برمیخاستند».(1)
اگر آموزگاران جایگاه و اهمیت سحرخیزی را برای دانشآموزان تشریح کنند و بر این امر، اصرار ورزند، به طور حتم، انسانهایی سحرخیز تحویل جامعه خواهند داد؛ زیرا کلام استاد بر شاگرد، خواه ناخواه تأثیر میگذارد. به ویژه اگر آموزگار خود اهل عمل باشد. علامه طباطبایی نقل میکند: «چون به نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم. از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی و رحمیت گاهگاهی به محضر مرحوم قاضی (استاد عرفان ایشان) شرفیاب میشدم، تا یک روز در مدرسهای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آنجا عبور میکردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و
1) قصص العلماء، ص 185.
گفتند: ای فرزند! دنیا میخواهی نماز شب بخوان و آخرت میخواهی نماز شب بخوان. این سخن آنقدر در من اثر کرد که از آن به بعد تا زمانی که به ایران مراجعت کردم، پنج سال تمام در محضر قاضی روز و شب به سر میبردم و آنی از ادراک فیض ایشان دریغ نمیکردم و از آن وقت که به وطن مألوف بازگشتم تا وقت رحلت استاد، پیوسته روابط ما برقرار بود و مرحوم قاضی طبق روابط استاد و شاگردی، دستوراتی میدادند و مکاتباتی از طرفین برقرار بود».(1)علامه میفرمود: «ما هرچه داریم از مرحوم قاضی داریم».(2)
همچنین نقل شده است که سید بحرالعلوم هر شب در کوچههای نجف میگشت و برای بینوایان غذا میبرد. اتفاقا چند روزی درس را تعطیل کرد. طلاب، _ملا زین العابدین سلماسی _را که از ملازمان و خواص علامه بود، شفیع کردند تا علت این امر را بپرسد. وقتی ایشان از علامه درباره سبب ترک تدریس پرسید، علامه پاسخ میدهد: درس نمیگویم! پس از چند روز، دوباره ماجرا تکرار میشود و ایشان دوباره انگیزه ترک تدریس را میپرسد: علامه این بار میگوید: «هرگز نشنیدم که این طلاب در نیمههای شب با خداوند متعال مناجات کنند و به تضرع و زاری مشغول باشند، با اینکه من شبها در کوچههای نجف گردش میکنم و اینگونه طلبهها سزاوار نیستند که آنان را آموزش دهم! «وقتی طلبهها از گفته علامه آگاه شدند، همه مشغول تضرع و زاری شدند و شبها صدای گریه و مناجات آنان از هر سر بلند
شد.» و ایشان بار دیگر تدریس را آغاز کردند.(1)
آری، اگر استادان و آموزگاران خود اهل عمل باشند، میتوانند این گونه بر شاگردانشان تأثیر گذارند.
نیاز به تشویق، از گرایشهای فطری آدمی است که تا پایان عمر در او باقی میماند. نباید گمان کرد که وقتی شخص بزرگ شد و خوب و بد را فهمید، نیاز به تشویق ندارد؛ زیرا بسیاری از تلاشها و رقابتهای بزرگسالان همانند کودکان، به منظور به دست آوردن تشویق و تحسین دیگران است. از سوی دیگر، اصل تنبیه به عنوان یک عامل بازدارنده در اسلام پذیرفته شده است.
تشویق و تنبیه میتواند از عوامل دستیابی به روحیه سحرخیزی باشد. تشویق و تکریم افرادی که سحرخیزند، افزون براینکه آنان را به عملکرد خود، دلگرم میسازد، خود تنبیهی برای افراد غیر سحرخیز است. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در این زمینه میفرماید: «خطاکار را به وسیله پاداش دادن به نیکوکار، تنبیه کن.»(2)البته ناگفته پیداست که تشویق هر فردی متناسب با شأن و مقام اوست.
دوستان سحرخیز، تأثیر شگرفی در زنده کردن روحیه سحرخیزی در آدمی دارند. نشست و برخاست با چنین افرادی میتواند از دیگر عوامل دست یابی به روحیه سحرخیزی در انسان به شمار آید؛ زیرا خلق و خوی زشت و یا نیکوی دوستان، خواه ناخواه رفتار و کردار فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. ازاینرو، ائمه هدی علیهمالسلام با توجه به تأثیر شایان آن، نه تنها شیعیان خود را به دوستی با افراد شایسته و نیکوکار سفارش میکنند، بلکه آنها را از دوستی با نااهلان برحذر میدارند.
این یک قانون کلی است که رفتار و اعمال انسان، معمولاً واکنش تصدیق و تصورهای ذهنی اوست. پس با کنترل باورها و شناختهای ذهنی انسان میتوان رفتار او را تاحدودی کنترل کرد.
ازاینرو، اگر فردی از اثر شگرف سحرخیزی در موفقیت انسانهای بزرگ آگاه شود و از سوی دیگر، پیآمدهای زیان بار ترک سحرخیزی را بداند، خواه ناخواه با این اطلاع و شناخت، زمینه برای ایجادشدن انگیزه سحرخیزی در وی فراهم میشود و عادت ناپسند او درمان میگردد.
یکی از سادهترین راهکارهای سحرخیزی، خواب سرشب است. در این زمینه امام محمد باقر علیهالسلام میفرماید: «شیعتُنا ینَامُون فِی اوَّلِ اللَّیل؛ شیعیان ما
سرشب میخوابند».(1)
این کلام امام از آن روست که تأثیر عمیق خواب سرشب، به بهداشت عقلی و روانی در ارضای نیاز به خواب از دیگر خوابها بیشتر است. پژوهشهای علمیاز دستگاه ثبت جریانهای الکتریکی صادره از مغز، مراحلی را برای خواب آشکار ساخت که در بین زمانهای مختلف خواب، خواب پیش از نیمه شب، نسبت به دیگر مراحل شب، از عمق بیشتری برخوردار است و این خواب عمیق، شادابی بیشتری را برای فرد به ارمغان میآورد. ازاینرو، این خواب سر شب میتواند یکی از مهمترین عوامل دستیابی به سحرخیزی باشد و از سوی دیگر، سحرخیزی بنابر روایات فراوان در بهداشت روانی و جسمی مؤثر و سهیم است.(2)
از دیگر عوامل دستیابی به سحرخیزی، استواری و پایداری در آن است. روحیه سحرخیزی، مانند دیگر فضیلتهای اخلاقی، جز با پایداری و استواری به دست نمیآید. امام سجاد علیهالسلام در این زمینه میفرماید: «من کاری را که بر آن پایداری شود، دوست میدارم، هرچند که اندک باشد».(3)
خواب نیم روز (قیلوله) یکی از بهترین خوابها است؛ زیرا با صرف نظر
از فواید فراوان آن، مورد سفارش آموزههای اسلامی است. امام باقر علیهالسلام میفرماید: «اَلقائِلةُ نعمة؛ قیلوله نعمت است».(1)
از سوی دیگر بر پایه کلام ائمه اطهار علیهمالسلام این خواب به بیدار شدن در شب و سحرخیزی کمک فراوانی میکند و چه بسا بهترین راهکار در این زمینه باشد. در حدیثی از حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله آمده است:
تَعاوَنُوا بِأَکْلِ السَّحرِ عَلی الصِّیامِ النَّهارِ وَ بِالنَّومِ عِندَ الْقَیلُولَةِ عَلی قِیامِ اللَّیلِ.(2)
با خوردن غذا در سحر بر روزه و با خوابیدن در نیم روز بر بیداری در شب، کمک کنید.
در حدیثی دیگر آمده است:
نِعمَ الْمُعینُ السُّحورُ عَلی الصِّیامِ وَ الْقیلُولةُ عَلی السّهرِ وَ هِی النَّومُ قَبلَ الزَّوالِ قَریبا إلیه.(3)
خوردن سحری، بهترین کمک و یاریدهنده به روزه و خواب قیلوله ـ خواب پیش از ظهر ـ بهترین کمکرسان به شبزندهداری است.
بنابراین، با برنامهریزی و خوابیدن نیمروزی، میتوانیم سحرها بهتر و آسانتر از بستر خواب بیدار شویم. برای بیدار شدن در نیمه شب دو راه دیگر وجود دارد که بسیاری به آن عمل کردهاند و به نتیجه نیز رسیدهاند.
الف) پیش از خواب آیه «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحی إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ
فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحًا وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا». (کهف: 110) را بخواند و پس از آن ساعتی که قصد بیدار شدن در آن را دارد، در نظر بگیرد.
ب) پیش از خواب یک بار سوره حمد و یازده مرتبه سوره اخلاص را تلاوت کند و ساعت بیداریاش را در نظر بگیرد.
امروزه نیاز به رسانههای عمومی جزئی از زندگی آدمی شده است. وظیفه این رسانهها، دیگر صرف ایجاد سرگرمی نیست، بلکه فراتر از آن است. امروزه رسانهها تأثیر شگفت انگیزی بر فرهنگ و زندگی انسانها دارند. یکی از دانشمندان علوم ارتباطات در این زمینه میگوید:
تنها اندکی از مردم منکر این مسئله خواهند شد که ماهیت تجارب فرهنگی در جوامع مدرن تحت تأثیر تکامل وسایل ارتباط جمعی قرار گرفته است. کتابها، مجلات، روزنامهها، رادیو، تلویزیون و سینما، نوار کاست و ویدیو و دیگر وسایل ارتباط جمعی در زندگی ما نقش عمدهای بازی میکنند.
براین اساس، شایسته است پیوسته عملکرد سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را که یکی از مهمترین رسانههای عمومی را در اختیار دارد و از سوی دیگر، نماد یک رسانه انقلابی و اسلامی در جهان است در بوته نقد قرار دهیم تا روشن شود که آیا این نهاد از عهده اجرای رسالت سنگین خویش برآمده است یا خیر؟
از جمله موضوعهای شایسته بحث و بررسی در این زمینه، موضوع سحرخیزی است. ازاینرو، در این جا، به نقد و بررسی عملکرد این رسانه در دو شاخه برنامههای سحرگاهی و غیر سحرگاهی میپردازیم.
در مباحث گذشته، جایگاه و اهمیت سحر و مابین الطلوعین و همچنین آثار و برکات سحرخیزی بیان شد. بنابر آنچه گفته شد سزاوار است که در رسانه ملی برنامههای مفیدی برای این ساعتها تولید شود. ناگفته پیداست که جذابیت و گیرایی برنامههای سحرگاهی، خواه ناخواه شمار فراوانی از مردم را به بهانه دیدن و تماشای برنامهها سحرخیز میگرداند و در پرتو این اقدام برکات فراوانی نصیب افراد و جامعه میگردد. در این جا، برنامههای سحرگاهی را بررسی میکنیم.
درباره این بخش از برنامهها باید گفت: به لطف خداوند متعال، چند سالی است که هر روز پیش از اذان صبح، برنامههایی از شبکه اول پخش میشود. این برنامهها معمولاً شامل یک نماهنگ، تلاوت آیاتی از قرآن مجید، اذان صبح و سرانجام نماهنگ دیگری است. این امر جای بسی خوشحالی و سرور دارد؛ زیرا چنین برنامههایی تا چندسال گذشته، در سیما وجود نداشت. با این همه، برنامه حاضر نیز، مطلوب نیست و کاستیهایی دارد. از جمله این کاستیها، زمان بسیار کوتاه و اجرای ساده است. باید با اهتمام مسئولان و با برنامه ریزی دقیق، محتوای برنامههای این بخش غنیتر شود و زمان آن هم افزایش یابد. از برنامههایی همچون تواشیح، مناجات، سخنرانی و... میتوان در این بخش بهره جست. فراموش نکنیم که زنده بودن برنامهها و گیرایی و متناسب بودن آنها با فضای سحرگاهی میتواند نقش مهمی در جلب توجه مخاطبان خود داشته باشد.
«سحر» در آموزههای اسلامی، زمانی مقدس است و اعمال و ادعیهای دارد که در هر سحر میتوان آنها را به جا آورد. افزون بر این، برخی از شبها، از جایگاه و شرافت والایی برخوردارند. ازاینرو، اعمال و دعاهای ویژهای از ائمه هدی علیهمالسلام برای این شبها نقل شده است. این شبها، شبهای عبادت و مناجات است و ارتباط با خداوند، پیآمدهای خوبی در زدودن غبارهای غفلت و رشد و شکوفایی ایمان به توحید و معاد دارد. این شبها عبارتند از: شب نیمه رجب، بیست و هفتم رجب (مبعث)؛ پانزدهم ذی القعده (شب دَحْوالارض)؛ شب عرفه؛ تمامی شبهای ماه مبارک رمضان؛ نیمه شعبان، عید فطر و عید قربان و همچنین شبهای قدر و شب دهم محرم (شب عاشورا)... . این شبها نه تنها شب عبادت است، بلکه از سوی ائمه اطهار علیهمالسلام بر احیا و زنده نگه داشتن آن به عبادت و مناجات نیز بسیار سفارش و تأکید شده است. بنابراین، بر دست اندرکاران صدا و سیما لازم است که برای اینگونه شبها، برنامههای ویژهای در نظر گیرند تا با پخش آنها، روح تشنه مردم را از معارف زلال اسلامی سیراب سازند و گامی در ترویج فرهنگ اسلامی و مقابله با تهاجم فرهنگی برداشته باشند. هرچند برخی از شبکههای سیما چند سالی است که برای سحرهای ماه مبارک رمضان برنامههایی دارند، ولی تا رواج معارف ادعیه و مناجاتها در جامعه، راه بسیاری در پیش داریم. از سوی دیگر، این برنامهها تنها برای ماه مبارک در نظر گرفته شده است و در دیگر سحرهای مهم، خبری از اینگونه برنامهها نیست. این مسئله به هیچ وجه زیبنده یک رسانه اسلامی نیست.
بخش دوم برنامههای سحرگاهی برنامههای بین الطلوعین است. این زمان، برخلاف زمان سحر، زمان آغاز به کار بیشتر شبکههای سیما است. برنامههای بین الطلوعین شبکهها متفاوت است و مخاطبان آنها هم گوناگونند. چون میانگین افراد بیدار در بین الطلوعین بیش از افراد بیدار در سحر است، پس بهجا است که مسئولان امر، این فرصت را غنیمت شمرده و برنامههای خود را به گونهای جذاب و مفید ارائه کنند تا این برنامهها عاملی برای بیداری آنها در سپیده دم باشد. به هرحال، برای افزایش تأثیرگذاری برنامههای سحرگاهی پیشنهادهای زیر کارساز خواهد بود:
الف) باید از خشک و خسته کننده بودن برنامهها پرهیز کرد. در غیر این صورت، پخش این برنامهها، بهویژه برنامههای مذهبی، پیآمدهای منفی خواهد داشت. فراموش نکنیم پخش نکردن، بهتر از پخش برنامههای ضعیف و بیمحتواست.
ب) برنامههای سحرگاهی (سحر و بین الطلوعین) تا حد امکان به صورت مستقیم و زنده پخش شود. این اقدام، تأثیر روانی مثبتی خواهد داشت.
ج) برنامهها متناسب با حال و هوای ظرف زمانی خود باشد، خواه از نظر شکل و قالب برنامه و یا از نظر محتوا.
د) برای این گونه برنامهها، اطلاعرسانی مفیدی وجود داشته باشد؛ زیرا تولید برنامههای خوب، ولی بدون اطلاعرسانی، ثمره چندانی نخواهد داشت. در این زمینه، میتوان از تبلیغات و اطلاعرسانی زمان پخش مسابقات ورزشی و یا سریالها و فیلمها الگو گرفت. اگر این اطلاعرسانی به شکل و قالبهای
گوناگونی باشد، بهتر است. اگر بتوان موضوع یا نیازها و چالشهایی را که سخنرانیها و یا دیگر برنامههای مذهبی پاسخگوی آنهاست پیش از پخش، به اطلاع مردم رساند، شاهد تأثیر بیشتری خواهیم بود.
با نگاهی گذرا به موانع سحرخیزی متوجه میشویم که با کمال تأسف، یکی از اساسیترین موانع سحرخیزی، عملکرد نهاد صدا و سیماست. این سازمان نه تنها در فرهنگسازی و نهادینه کردن سحرخیزی گامی اساسی برنداشته است، بلکه با سیاست گذاریهای نادرست و شاید الگوگیری از سیاستگذاریهای غربی، در این زمینه سیری قهقرایی داشته است. برنامههای غیر سحرگاهی سیما را در این زمینه، میتوان از دو زاویه بررسی کرد.
متأسفانه پخش بسیاری از برنامههای جذاب و پرطرفدار سیما در آخر شب است. اینگونه سیاستگذاری، الگو گرفته از رسانههای کشورهای غربی است که مخاطبان خود را تا دیروقت بیدار نگه میدارند؛ در حالی که در فرهنگ اسلامی، سحرخیزی از جایگاه والایی برخوردار است و اساسا فرهنگ اسلامی با اینگونه سیاستگذاریها ناسازگاری دارد. در اینجا برای روشن شدن مطلب، به نمونههایی از عملکرد نادرست در سیما اشاره میشود.
اول ـ گاه سریالها و فیلمهای سینمایی در برخی شبکههای سیما، پس از ساعت 22 است.
دوم ـ در ایام نوروز، هر ساله شبکه دوم سیما، فیلمهای جذاب و پر
بینندهای را در ساعت 24 به نمایش میگذارد. در شبهای دهه فجر و یا دفاع مقدس، روال شبکههای دیگر نیز به همین شکل است.
سوم ـ گفتوگوی خبری ساعت 30:22 و اخبار شبکه دوم سیما، معمولاً تا پاسی از شب به طول میانجامد و علاقهمندان به این برنامه، به ناچار تا دیروقت بیدار میمانند.
چهارم ـ پخش فیلمهای سینمایی شبهای جمعه در شبکه اول و شبکه تهران و همچنین تکرار فیلمهای شبکه تهران در آخر شب است.
پنجم ـ بسیاری از نوجوانان، جوانان و افراد ورزش دوست، برای تماشای مسابقات لیگ فوتبال کشورهای اروپایی و یا تماشای برنامههایی مانند برنامه 90 از شبکه سوم سیما، تا پاسی از نیمه شب به تلویزیون چشم دوختهاند. آیا با این سیاست گذاری میتوان توقع سحرخیزی افراد را داشت. آیا صدا و سیما با پخش این برنامهها با این شکل، سحرخیزی را در جامعه رواج میدهد؟
آیا نمیتوان این برنامههای جذاب را با برنامههایی که طرفدار زیادی ندارند، از نظر زمانی جایگزین کرد؟ امیدواریم در آینده نه چندان دور، شاهد رفع این کاستیها از سوی مسئولان امر باشیم.
کم نیستند برنامههایی که در قالب طنز و یا فیلم و سریال از رسانه عمومی پخش میشوند و زندگی بدون سحرخیزی را ترویج میکنند. معمولاً در این برنامهها قهرمان داستان تا دیروقت بیدار است و یا صبحها تا دیرهنگام در بستر خواب به سر میبرد. صحنههای این برنامهها، به گونهای
است که به کودکان، مستقیم یا غیرمستقیم تلقین میشود که ترک سحرخیزی، امری عادی و خالی از هرگونه زشتی است.
از سوی دیگر، در این برنامهها کمتر صحنهای درباره سحرخیزی میبینیم. مجموع این مسائل سبب میشود که سحرخیزی از جامعه رخت بربندد و به یک فضیلت فراموش شده تبدیل شود.
با توجه به نقش مهم صدا و سیما ناگفته پیداست که یکی از اقدامات بنیادین در راستای نهادینه کردن سحرخیزی و زنده نگه داشتن فرهنگ آن در جامعه، برنامهریزی برای گروههای سنی مختلف است. در این زمینه، وظیفه حساسی بر دوش رسانه عمومی صدا و سیماست. در ادامه، پارهای از پیشنهادهای برنامهای ارائه میگردد.
در گذشته، نزدیکترین فرد به کودک پس از پدر و مادر، دایه بود. امروزه تلویزیون یا _دایه الکترونیکی _پس از پدر و مادر نزدیکترین فرد به کودک است و چه بسا در بعضی اوقات از مادر هم پیشی میگیرد؛ زیرا کودک، صبح با صدای تلویزیون برمی خیزد و تا پایان شب همراه آن است. با توجه به اینکه گرایش به «تقلید» و «الگوگیری» در این گروه سنی بسیار فراوان است، شایسته است، در فیلمها و کارتونها به طور غیرمستقیم سحرخیزی را نشان داده و برای آن الگوهایی معرفی شود.
کودکان معمولاً به داستان علاقه دارند. کارگردانان برنامههای کودک میتوانند از این ویژگی به بهترین شکل استفاده کنند و ارزشهای دینی مانند
سحرخیزی را در قالب قصههای کوتاه، همراه با تصویر به بچهها بیاموزند.
4. علاقه نوجوانان و جوانان، برخلاف کودکان، به داستانهای واقعی بیشتر است تا به افسانهها. ازاینرو، موضوع سحرخیزی بزرگان دین و دانشمندان و آثار و برکات سحرخیزی را میتوان به شکل غیرمستقیم در قالب داستانهای واقعی به آنها آموخت.
6 . ساخت برنامههای مستند به منظور ارائه آمار و ارقام مربوط به افراد سحرخیز و غیرسحرخیز در کشور و مقایسه آن با کشورهای پیشرفته که اغلب مردم آنها سحرخیزند. همچنین گوشزد کردن برکات سحرخیزی و یا بیان پیآمدهای ناگوار ترک این امر در قالب اعداد و ارقام.
میخیزند، بیشتر از افرادی است که شبها تا دیروقت بیدارند و صبحها نیز دیر از خواب برمی خیزند.
8 . گنجاندن نمادهایی از سحرخیزی در درون سریالها و فیلمها، به صورت جذاب و غیر مستقیم بسیار مهم است. به تناسب فیلم نامههای اجتماعی، باید به صورت غیر مستقیم، جایی برای انتقال دادن ارزش سحرخیزی گنجانده شود و با نمادهایی مانند خواندن نماز صبح، مطالعه در صبح، سحرخیزی، ورزش صبحگاهی و یا نان خریدن بازیگران مشهور و محبوب، بار ارزشی به این مسئله بخشید. به یقین تأثیر این شیوه، اگر بیشتر از روش مستقیم نباشد، کمتر نیست.
9. از برنامههای طنز میتوان برای ناپسند جلوه دادن ترک سحرخیزی و یا بیان آفتهای ترک سحرخیزی استفاده مناسبی کرد؛ زیرا طنز همان واقعیت تلخ است، ولی به زبان شوخی.
آیا شما سحرخیز هستید؟
برای اینکه انسان سحرخیز باشید چه باید کرد؟
شما در صبح زود چه برنامههایی دارید؟
صبح زود، چه ویژگیهایی دارد؟ (توصیف کنید؟)
چه تجربههای مثبتی از سحرخیزی دارید؟
6 . آیا به نظر شما سحرخیزی در اقتصاد یک فرد تأثیر دارد؟ چگونه؟
8 . آیا از خواب بودن بین الطلوعین تجربههای منفی دارید؟
پرسش های کارشناسی
سحر و بینالطلوعین چه وقتی است؟
سحرخیزی چه آثار و برکات اجتماعی دارد؟
سحرخیزی چه آثار و برکات روحی ـ روانی دارد؟
آثار اقتصادی سحرخیزی کدام است؟
چرا خوابیدن بین الطلوعین در اسلام نکوهش شده است؟
برکات معنوی سحرخیزی چیست؟
زیانهای خواب در سحر و بین الطلوعین چیست؟
8 . چگونه میتوان جامعه و یا خانوادهای سحرخیز داشته باشیم؟
کتاب
قرآن کریم.
نهج البلاغه.
آمدی تمیمی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، الطبعة الاولی، 1407 ق ـ 1987 م.
ابن ابی الحدید، ترجمان حیات امام علی علیهالسلام از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ترجمه و تدوین: رضا رجبزاده، مشهد، رستگار، 1379.
ابن العماد، شهاب الدین ابی الفلاح عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، بیروت، دارابن کثیر، 1406 ه . ق.
ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، بیروت، دارالاضواء، 1405 ق.
ابن منظور، لسان العرب، نشر ادب الحوزة، 1405 ه . ش.
ابوالحسن احمد بن فارسی بن زکریا، معجم مقاییس اللغة، مکتب الاعلام الاسلامی، جمادی الآخر 1404 ه . ق.
ابوالفتوح رازی، تفسیر ابوالفتوح رازی، تهران، علمی، 1334 ـ 1320.
اردبیلی، محقق، مجمع الفائدة و البرهان، اشتهاردی، عراقی و یزدی، جامعهالمدرسین، 1403 ه . ق.
امام در سنگر نماز، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمهالله، 1376.
باقی زاده گیلانی، رضا، برگی از دفتر آفتاب، قم، دفتر نشر مشهور، 1378.
بحرانی اصفهانی، عبدالله، عوالم العلوم و المعارف و الاحوال من الآیات و الاخبار و الاقوال، محمد باقر بن المرتضی الموحد الابطحی الاصفهانی، قم، مؤسسه الامام المهدی علیهالسلام، 1413 ه . ق.
بحرانی، شیخ یوسف، الحدائق الناظرة فی احکام العترة الطاهرة، محرم الحرام، 1409 ه . ق، قم، طبعة الاولی، مؤسسة النشر الاسلامی، التابعة لجماعة المدرسین.
بدیعی، محمد، گفت وگو با علامه حسن زاده آملی، قم، تشیع، 1380.
بهاری همدانی، محمدباقر، تذکرة المتقین.
پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، تهران، جاویدان، 1360.
16. تمیمی، احمد بن حیون، دعائم الاسلام، التحقیق: آصف بن علی اصغر فیضی،
دارالمعارف، 1383 ه . ق / 1963 م.
تنکابنی، محمد بن سلیمان، قصص العلماء، طهران، کتابفروشی علمیه اسلامیه،[بیتا].
حر عاملی، وسائل الشیعه، تحقیق و نشر: محمد رضا حسینی جلالی، قم المشرفة، موسسه آل البیت علیهمالسلام لاحیاء التراث، الطبعة الثانیه، 1414 ه . ق.
حسن زاده آملی، حسن، نامه ها و برنامه ها، قم، قیام، 1373.
حسینی دشتی، سیدمصطفی، معارف و معاریف، قم، چاپ دوم، [بینا]، 1376.
حسینی زبیدی، سید محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دارالهدایة، 1385، 1965 م.
حسینی طهرانی، سید محمدحسین، رساله لب اللباب، در سیر و سلوک اولی اللباب، مشهد مقدس، انتشارات علامه طباطبایی، چاپ هفتم، ربیع الثانی 1417 ه . ق.
حسینی طهرانی، محمدحسین، مهر تابان، قم، باقرالعلوم، [بیتا].
حورایی، مجتبی، همه چیز با خدا ممکن است، تهران، دکلمه گران، 1381.
دوانی، علی، زندگانی زعیم بزرگ عالم تشیع، آیت الله بروجردی، قم، چاپخانهحکمت، 1340.
ـــــــــــــــــــ ، مفاخر اسلام، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1363.
دهخدا، علیاکبر، لغت نامه، تهران، دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، 1337.
راغب اصفهانی، حسین بن احمد، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داوودی، بیروت، الدار الشامیة، دمشق، دارالعلم، 1416ه . ق.
راوندی، قطب الدین، الدعوات، تحقیق: مدرسة الامام المهدی، الطبعة الاولی، 1407 ه . ق.
رفیعی، علی (علامه و دشتی)، شهاب شریعت: درنگی در زندگی حضرت آیتالله العظمی مرعشی نجفی رحمهالله، چاپ اول، 1373.
سیوطی، جلال الدین، الجامع الصغیر، بیروت، دارالمنکر، الطبعة الاولی، 1401ه . ق.
شیخ صدوق، ثواب الاعمال، قم، منشورات الرضی، الطبعة الثانیة، 1368.
شیخ مفید، محمد بن نعمان، المقنعه، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، الطبعة الثانیه،1410 ق.
صبوری اردوبادی، احمد، آیین بهزیستی در اسلام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1367.
36. صدوقی، محمد علی و دیگران، سرگذشت های ویژه از زندگی استاد شهید مرتضی مطهری، موسسه نشر و تحقیقات ذکر.
صدوقی، منوچهر، تاریخ حکما و عرفاء متأخرین صدرالمتأهلین، تهران، انجمناسلامی حکمت و فلسفه ایران، 1359.
طبرسی، مکارم الاخلاق، قم، منشورات الشریف الرضی، الطبعة السادسة، 1392ه . ق، 1972م.
طوسی، ابیجعفر محمد بن حسن، من لایحضره الفقیه، تحقیق: علی اکبر غفاری، جامعة المدرسین، الطبعة الثانیه، 1404 ه . ق.
طوسی، شیخ الطائفة محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق: سید حسن خراسانی و شیخ محمد آخوندی، دارالکتب الاسلامیة، طبعة الرابعه، 1365.
طهرانی، آقا بزرگ، طبقات اعلام الشیعة و هو نقباه ء البشر فی القرن الرابع عشر، دارالمرتضی.
عبدالواحد الآمدی التمیمی، غررالحکم و دررالکلم، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، الطبعة الاولی، 1407 ه . ق ـ 1987 م.
عرب، حسین علی، حقیقت شرق، قم، زلال کوثر، 1381.
عیدروس بن احمد السقاف، شواهد التنزیل لمن خص بالتفضیل، العلوی الاندلونیسی المعروف بابن رویش، قم، المجمع العالمی لاهل البیت علیهمالسلام، 1416ه . ق.
فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ترتیب: محمد حسن بکائی، موسسة النشرالاسلامی، الطبعة الاولی، 1414 ه . ق.
قرشی بنابی، علیاکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1361.
قمی، شیخ عباس، الانوار البهیة فی تواریخ الحجج الالهیة، موسسه نشراسلامی،چاپ اول، 1417 ه . ق.
کاشانی، فتح الله بن شکر الله، تفسیر کبیر: منهج الصادقین فی الزام المخالفین، 988 ه . ق، تصحیح: علیاکبر غفاری، تهران، محمدحسن علمی، 1330 ـ 1333.
کلینی رازی، یعقوب ابن اسحاق، اصول کافی، تعلیقات: علیاکبر غفاری، طهران، دارالکتب الاسلامیة، الطبعة الثانیة، 1389 ه . ق، 1348.
گروهی از نویسندگان ماهنامه کوثر، ستارگان حرم، قم، آستانه مقدسه قم، زائر، 1381.
51. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار علیهمالسلام، بیروت، موسسة الوفاء، الطبعة الثانیة، 1403 ه . ق، 1983 م.
محقق بحرانی، الحدائق الناظرة، تحقیق: محمدتقی الایروانی، قم، جماعة المدرسین.
محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعة در ترجمه دانشمندان بانوان شیعه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1374.
مختاری، رضا، سیمای فرزانگان، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپاول، 1366.
مدرس، محمد علی، ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیة و اللقب، شرکتسهامی طبع، کتاب، 1335.
معاونت پژوهشی بنیاد فرهنگی شهید شاهآبادی، عارف کامل، تهران، ستاد بزرگداشت مقام عرفان و شهادت، 1380.
نوری طبرسی، مستدرک الوسایل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسه آل بیت علیهمالسلاملاحیاء التراث، الطبعة الثانیه، 1409 ه . ق.
هندی متقی، علی بن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، التحقیق: الشیخ بکری حیانی، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1405 ق.
یادنامه استاد شهید مرتضی مطهری، زیر نظر عبدالکریم سروش، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1360 ـ 1363.
نشریه
پاسدار اسلام، زیر نظر جمعی از اساتید حوزه علمیه قم، دفتر تبلیغات اسلامی.
حوزه، (ویژه حوزههای علوم دینی)، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
روزنامه رسالت.
نور علم، نشریه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مدیر مسئول، محمد یزدی.