ghaemiyeh.com
سرشناسه : مکتبی، محمد
عنوان و نام پدیدآور : خبر و اخلاق خبرنگاری/ سیدمحمد مکتبی؛ مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.
مشخصات نشر : قم: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهشهای اسلامی استان قم، ۱۳۸۴.
مشخصات ظاهری : [۴]، ۱۲۲ص.
شابک : ۸۰۰۰ریال:964-8606-94-3
یادداشت : کتابنامه: ص. [۱۲۱-۱۲۲]؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : خبرنگاران و خبرنگاری -- اخلاق حرفهای
موضوع : رسانههای گروهی -- جنبههای اخلاقی
موضوع : اطلاعرسانی -- جنبههای اخلاقی
شناسه افزوده : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی استان قم
رده بندی کنگره : PN۴۷۸۱/م۷خ۲ ۱۳۸۴
رده بندی دیویی : ۰۷۰/۴۳
شماره کتابشناسی ملی : ۳۹۸۵۹۰۵
مکتبی، محمد، 1347 ـ
خبر و اخلاق خبرنگاری / سیدمحمد مکتبی؛ [برای] مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما. ـ قم: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1384.
122ص. (مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما؛ 911 )
8000 ریال: ISBN 964-8606-94-3
فهرست نویسی بر اساس اطلاعات فیپا.
کتابنامه: ص. 121 ـ 122؛ همچنین به صورت زیرنویس.
خبرنگاران و خبرنگاری ـ اخلاق حرفهای. 2. خبرنگاران و خبرنگاری ـ اخلاق حرفهای.
رسانههای گروهی ـ جنبههای اخلاقی. 4. اطلاعرسانی ـ جنبههای اخلاقی. الف. صدا و سیمای
جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما. ب. عنوان.
2خ7م / 4781 PN43 / 070
خبر و اخلاق خبرنگاری
کد: 911
نویسنده: سیدمحمد مکتبی
ناشر و تهیه کننده: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
چاپ: امیران
صحافی: منتظرالمهدی
نوبت چاپ: اول / 1384
شمارگان: 1400
بها: 800 تومان
حق چاپ برای ناشر محفوظ است
نشانی: قم، بلوار امین، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
پست الکترونیکی: Email: IRC@IRIB.COM
تلفن: 2935803 و 2910602 نمابر: 2933892
شابک: 3-94-8606-964ISBN: 964-8606-94-3
خبر فرآیندی است که در طول زمان شکل میگیرد و انتشار مییابد. گزینشگری خبر، یکی از مراحل مهم برای تنظیم خبر است که بر اساس عناصر خبر و ارزشهای خبری شکل میگیرد. همچنین عوامل درون سازمانی و برون سازمانی در فرآیند تولید و انتشار خبر نقشی انکارناپذیر دارند. در تعریف خبر باید گفت: خبر، فرآیند ارزشگذاری عناصر رویداد عینی است. با توجه به منافع فرستند و نیاز مخاطب. شیوههای خبرنگاری را نیز میتوان به چهار دسته: خبرنگاری عینی، تشریحی، تحقیقی و توسعه تقسیم کرد.
ناگفته پیداست که یکی از مسئولیتهای مهم رسانههای خبری، ارائه اطلاعات درست به مخاطبان است. اطمینان از درستی مطالب از ضرورتهای حرفه خبرنگاری است. خبرنگار باید رویداد را آن گونه اتفاق افتاده، نه آنگونه که میخواهد اتفاق افتاده باشد، به آگاهی مخاطبان برساند. انعکاس مطالب نادرست اعتماد مردم را از رسانه خبری سلب و آنان را به سوی دیگر منابع خبری هدایت میکند. بنابراین، باید درباره یک رویداد کاملاً تحقیق کرد و اطلاعات به دست آمده را با منابع دیگر تطبیق داد. هیچگاه نباید درستی خبر را فدای سرعت انتشار کرد. خبر باید جامع و کامل باشد و به پرسشهایی که برای مخاطبان خبر به وجود میآید، پاسخ گوید.
ارزشهای خبری نیز به جریانی اشاره دارد که به انتخاب، ساخت و ارائه مناسب خبر در رادیو ـ تلویزیون میپردازد.
رعایت ارزشها و اخلاق خبرنگاری در رسانه ملی ـ دینی بسیار اهمیت دارد؛ زیرا این رسانه از موقعیت ممتازی برخوردار است. ویژگی اخلاقی خبرنگار مسلمان مانند: احساس مسئولیت اجتماعی، صداقت و واقعنمایی، رعایت عدالت و انصاف، آرامش بخشی و امیدآفرینی، پرهیز از تفرقهافکنی و... ایجاب میکند که بیش از پیش به وظایف خطیر خود آشنا شود و به آن جامه عمل بپوشاند.
پژوهشگر ارجمند جناب آقای سیدمحمد مکتبی کوشیده است تا درباره خبر، عوامل مؤثر در شکلگیری و انتشار خبر همچنین رعایت اخلاق اسلامی و نقش ارزنده آن در فرآیند خبرنگاری، اطلاعات قابل استفادهای برای اصحاب رسانه آماده کند، امید که مورد استفاده قرار گیرد.
انّه ولی التوفیق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
توجه به اخلاق رسانهها، نسبت به اخلاق در دیگر حرفهها اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا حرفههای دیگر بُرد محدودی دارند و کارهای غیر اخلاقی آنها به افراد و صنفهای دیگر منتقل نمیشود، ولی رسانهها، واسطه میان مردم هستند و بخش زیادی از وقت آنها را میگیرند. رسانهها، عامل پیوستگی افراد در یک جامعه به شمار میروند و غیر اخلاقی یا غیر اصولی عمل کردن آنها، نه فقط بر تک تک افراد، بلکه بر روابط میان آنها نیز تأثیر میگذارد. رسانههای خبری، کتابهای منتشر شده، فیلمها، برنامههای تلویزیونی کابلی، نامهها، مواد تبلیغاتی و فعالیتهای دیگر ارتباطی، بر همه جنبههای زندگی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی افراد اثر میگذارند. به همین دلیل، افرادی که در رسانهها کار میکنند، باید چارچوبی اخلاقی فراتر از اخلاق جاری در خانوادهها، کلیساها یا مدرسهها را در نظر بگیرند.(1)
در این میان، شاید بتوان اخلاق در حیطه حرفه خبرنگاری را یکی از مهمترین زمینههای اخلاق رسانهای دانست؛ زیرا امروزه، خبر به صورت یکی از مهمترین و ضروریترین نیازهای بشر در آمده است که هیچگونه گریزی از
1) مجید محمدی، اخلاق رسانهها، تهران، انتشارات نقش و نگار، 1379، ص 11.
آن ندارد. توسعه شبکههای اطلاعرسانی و پیشرفت چشمگیر فنآوری ارتباطات نیز بر اهمیت این موضوع افزوده و مصرف کنندگان این محصول را به شکلی گسترده، به همه افراد بشر تعمیم داده است. پس عجیب نخواهد بود که اهمیت رعایت ضوابط اخلاقی در این حوزه را با اهمیت رعایت بهداشت و سلامت مواد غذایی مقایسه کنیم. اگرچه حتی میتوان مدعی شد که اهمیت آن، به مراتب از رعایت بهداشت بیشتر است؛ زیرا خبر، هرچند تقریباً مانند غذا مورد استفاده همگان قرار میگیرد، ولی دامنه خسارتهای احتمالی آن به انسانها و بلکه به انسانیت، به مراتب بیشتر و گستردهتر از لطمههای ناشی از فاسد یا غیر بهداشتی بودن غذاست. برای نمونه، اطلاعات و اخبار نادرست حتی میتواند سبب شود که مردم یک کشور به فردی خودباخته روی آورند و زمام امور خود را به دست او بسپارند. همچنین اطلاعات مغرضانه و ساختگی ممکن است سبب رویگردانی مردم از افراد دلسوز و باکفایت شود و به طرد و نفی آنها بینجامد. پیداست که پیآمدهای چنین مسائلی برای یک کشور، بسیار سنگین و تعیین کننده خواهد بود. این فقط مثالی از عوارض خطرناک کارکرد نادرست دستگاه خبری است. بی شک، بحث از اخلاق در این حوزه، در سطحی بالاتر قابل طرح است.
بسیاری از صاحبنظران بر این عقیدهاند که: «حرفه روزنامهنگاری (خبرنگاری) را باید از جمله اموری دانست که اصولاً با رفتار اخلاقی درآمیخته است. روزنامهنگاری، هم عملی دیگرخواهانه است و هم ارزشگرایانه. افزون بر آن، تمامی قواعد و رفتارهای روزنامهنگاران، در قالب اجبارهای اجتماعی و قانون نمیگنجد. ضرورت وجود «ساز و کارهای خود
تنظیمی» یا «تعهدات درونی شده» در بسیاری مواقع، بیش و پیش از الزامهای قانونی احساس میشود. به این سبب، اخلاق روزنامهنگاری به عنوان مقولهای مستقل و حتی به عنوان مکمّل و مقوّم «قانون»، کارآمدی خاص دارد».(1)
در واقع، با در نظر داشتن اصول اخلاقی روزنامهنگاری است که حد و مرز آزادی بیان و انتقاد، مشخص و از حریم قانونی، حقوقی و اجتماعی افراد حمایت میشود. باید گفت در چارچوب اصول اخلاقی روزنامهنگاری، خبرنگار بدون آلوده شدن به برخی مسائل غیراخلاقی میتواند در حیطه روزنامهنگاری فعال باشد. بر اساس اصول اخلاقی، هم خبرنگاران و روزنامهنگاران و هم خوانندگان، احساس امنیت و آرامش خاطر میکنند. در چنین فضایی، خوانندگان یقین دارند که اخبار و اطلاعات بدون هیچ زد و بند غیراخلاقی، در اختیار میلیونها خواننده روزنامه، نشریه و مجله قرار میگیرد. در چارچوب رعایت امنیت اخلاقی در مطبوعات و دیگر رسانههای خبری، همه میتوانند به درستی یا نادرستی اطلاعات، اخبار، مطالب، مقالهها، گزارشها و... اطمینان کامل داشته باشند. در سایه رعایت اخلاق است که اشخاص حقیقی و حقوقی میتوانند اطمینان داشته باشند که هویت اجتماعی و شخصیت مدنی آنان در مطبوعات و دیگر رسانههای خبری مخدوش نخواهد
1) هادی خانیکی و منوچهر محمد شمیرانی، «اخلاق مطبوعاتی را نهادینه کنیم» گزارش نخستین هماندیشی اخلاق مطبوعاتی روزنامهنگاران مسلمان، فصلنامه رسانه، دوره هفتم، ش 4 (28 پیاپی)، زمستان 1375، ص 92.
شد.(1)
بدین ترتیب، اخلاق حرفهای، جزو جداییناپذیر حرفه روزنامهنگاری و خبرنگاری است و باید راهگشا و راهنمای روزنامهنگار در زمینههای گوناگون تهیه، تنظیم و نشر خبر باشد. از آنجا که اصولاً اخلاق، متأثر از باورها، رسوم و عرف جوامع است، ناگزیر، اخلاق حرفهای روزنامه نگاری نیز در هر حوزه جغرافیایی، ویژگیهای خود را داراست. به بیان دیگر، چارچوبی مشخص، میزان آزادی و میدان عمل روزنامهنگار در هر جامعهای را تعیین میکند که جنبهها و چارچوب آن را اصول و ضوابط اخلاقی همان جامعه معین کرده است.(2)
اینجاست که در یک جامعه اسلامی، افزون بر معیارهای کلی اخلاقی در حرفه خبرنگاری میتوان از معیارهای دیگری نیز یاد کرد که به مراتب بنیادیتر، فراگیرتر و کارآمدتر هستند. باید گفت این معیارها با برخی معیارهای معمول و متداول، همخوانی ندارند. با این حال، نباید تصور کرد که آنچه از آن به عنوان «اخلاق خبرنگار مسلمان» یاد میشود، در پی زیر و رو کردن فنون و تجربههای حرفهای است، بلکه اصولاً یکی از مبانی مهم اخلاق اسلامی در عرصههای گوناگون فعالیت و تلاش اجتماعی، ضرورت احاطه و تخصص کامل افراد نسبت به زمینههای فعالیت خویش است. به عبارت دیگر، اخلاق و بینش اسلامی ایجاب میکند که فرد مسلمان، بدون آگاهی کامل، به
مقولههایی که زندگی مادی و معنوی دیگران در گرو آن است، نپردازد تا مایه زیان و گمراهی مردم نشود.
بنابراین، اسلام، هم بر اهمیت بهرهمندی از تخصصهای لازم برای همه شغلها، از جمله خبرنگاری تأکید دارد و افراد را در اینباره مسئول میداند و هم دستورها و سفارشهایی برای هدایت فعالیتها در مسیر درست، ارائه میدهد. بیشک، با به کار بستن این سفارشها، تمام امور در چارچوب مصالح واقعی انسان اجرا میشود و در نتیجه، تأثیر مثبتی بر سعادت و نیکبختی او ـ در دنیا و آخرت ـ خواهد داشت.
در این نوشتار کوشیدهایم با تعیین نقش و اهمیت اخلاق در حرفه خبرنگاری، تأثیر اخلاق اسلامی بر فرآیند اطلاعرسانی نیز در حد توان تبیین گردد. بنابراین، برخی معیارها و اصول اخلاقی را که اهمیت بیشتری دارند، برشمردهایم. در پایان، موقعیت ویژه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را در زمینه خبررسانی و مهمترین نکاتی که باید مورد توجه دستاندرکاران این نهاد تبلیغی قرار گیرد، مطرح کردهایم. همچنین درباره ماهیت خبر و خبرنگاری و عوامل مؤثر بر جریان خبررسانی بحث شده است که افزون بر اینکه، زمینه بهرهمندی غیر خبرنگاران را از مطالب دیگر بخشها فراهم میآورد، برای تبیین بهتر نقش اخلاق در حرفه خبرنگاری نیز مفید خواهد بود؛ زیرا در این مباحث درمییابیم که جریان خبررسانی به میزان فراوانی، از ویژگیهای
عامل انسانی، شامل: خبرنگار، خبردهنده، صاحبان رسانه و...، اثر میپذیرد. بنابراین، به یقین باید گفت رعایت کردن یا نکردن اصول اخلاقی از سوی این افراد، اثر بسیاری دارد.
در پایان، یادآوری دو نکته دیگر مفید است؛ اول اینکه به دلیل پرهیز از طولانیتر شدن مطالب برخی قسمتها، توضیحهای بیشتر در پاورقیها آمده است که مطالعه آنها سودمند خواهد بود. دوم اینکه برخی نقل قولها از منابعی است که با عنوان روزنامهنگاری به این موضوع پرداختهاند و به منظور حفظ امانت، واژه «روزنامهنگاری» به «خبرنگاری» تغییر نیافته است، در حالی که منظور نویسنده را میتوان با این واژه منطبق کرد.
خبر، ماده اولیه ارتباطات اجتماعی را تشکیل میدهد. از نظر لغوی، واژه «خبر» که اکنون در زبان فارسیبه کار میرود، از عربی گرفته شده و معادل آن در زبانهای اروپایی، واژه Information است که معانی گوناگونی دارد. در گفتوگوهای عمومی، خبر، شامل آگاهیها و اطلاعاتی است که افراد درباره زندگی مشترک خویش به دست میآورند.(1)در واقع انسان معاصر، برای انجام دادن فعالیتهای فردی و اجتماعی خود، به اطلاعاتی نیاز دارد که محیط زندگی و دنیای پیرامون وی را احاطه کردهاند. انسانها همواره باید از اخبار جهانی که در آن زندگی میکنند و محیطی که در آن به تکاپو میپردازند، آگاه باشند و نیازهای اطلاعاتی خود را نیز همچون نیازهای دیگر زندگی تأمین کنند. به عبارت دیگر، انسان برای دستیابی به زندگی بهتر، انتخاب راه مناسبترِ فعالیت در صحنه اجتماع و پرداختن آگاهانهتر به مسئولیتهای
1) داوود نعمتی انارکی، «مقاله نقش رسانههای گروهی در اطلاعرسانی»، فصلنامه پژوهش و سنجش، سال هشتم، ش 27، پاییز 1380، ص 204.
فردی و اجتماعی، همواره باید از حوادث و اتفاقهایی که در دنیای اطراف او روی میدهد، باخبر باشد.(1)
حتی در آیههای قرآن کریم نیز به این نکته اشاره شده است. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر آیه 6 سوره حجرات(2)که اعتماد نکردن به اخبار افراد غیر موثق را مطرح میکند، در توجیه اهمیت و کارکرد خبر برای انسان چنین مینویسد:
حیات آدمی، حیاتی است علمی و انسان، سلوک طریق زندگیاش را بر این اساس بنا نهاده که آنچه به چشم خود میبیند، به همان عمل کند. حال چه خیر باشد و نافع و چه شر باشد و مضرّ و چون مایحتاج زندگیاش و آنچه مربوط و متعلق به زندگی اوست، منحصر در دیدنیها و شنیدنیهای خودش نیست، بلکه بیشتر آنها از حیطه دید و علم او غایب است، ناگزیر میشود که بقیه حوایج خود را ـ که گفتیم از حیطه علم او غایب است ـ از راه علم دیگران تکمیل و تتمیم کند؛ علمی که دیگران با مشاهده یا با گوش خود به دست آوردهاند و این همان خبر است. پس اعتماد به خبر، به این معناست که عملاً ترتیب اثر به آن بدهیم و با مضمون آن تا حدی معامله علمی بکنیم که خود از راه مشاهده به دست آوردهایم و این، همان طوری که گفتیم، لازمه زندگی اجتماعی انسان است و احتیاج ابتدایی اوست و بنای عقلا و مدار عملکرد آنان
1) همان، ص 198.
2) «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْمًا بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلی ما فَعَلْتُمْ نادِمینَ؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، هرگاه شخصی فاسق برای شما خبری آورد، در مورد آن تحقیق کنید تا مبادا از روی نادانی، به گروه و قومی رنجی برسانید و آنگاه سخت پشیمان شوید».
بر قبول خبر دیگران است.(1)
از همین روست که انسان در طول تاریخ، همواره درصدد رشد قدرت دریافتِ خود و جذب اطلاعات از محیط خویش بوده است. او همزمان میکوشد تا سرعت، صراحت و تنوع شیوههای انتقال این اطلاعات را افزایش دهد. گردش اطلاعات در سایه دستیابی بشر به ابزار و تجهیزات کارآمد ارتباطی میسر شده است. در این بستر، انسان همه تلاش خود را به کار میگیرد تا انتقال اطلاعات در کوتاهترین زمان و بهترین شکل ممکن انجام شود که این، خود، سبب اختراع روزافزون وسایل ارتباطات جمعی شده است. همچنین بر نقش اطلاعات و ارتباطات به عنوان یک منبع ثروت و قدرت تأکید دارد.(2)
ارتباطات نوین، با اختراع چاپ آغاز میشود. فنی که قرن هشتم میلادی در چین و قرن پانزدهم در اروپا به وجود آمد، سبب شد تا تعداد زیادی از نسخههای یک کتاب، بدون استفاده از جریان دشوار نسخه برداری دستی تهیه شود. در قرن هفدهم، در پی روند چاپ کتاب، جزوه و سپس روزنامه پدید آمد. اختراع رادیو در نخستین دهه قرن بیستم، انقلابی بزرگ بود. برخلاف مطبوعات، رادیو نیازمند افراد باسواد نبود و اجباری هم
نداشت که برای رساندن پیام به مخاطبان، به حمل و نقل زمینی متکی باشد.(1)پس از آن، تلویزیون با بهرهگیری از قابلیتهای رسانههای نوشتاری و شنیداری، به بزرگترین وسیله ارتباط جمعی تبدیل شد.
دستیابی انسانها به یافتههای جدید علمی و فنآوری ارتباطی در قرن اخیر، بهویژه نیمه دوم آن، تحولات بزرگی را در حرکت تمدن بشری ایجاد کرد که این تحولات، آثار گسترده و تعیین کنندهای برای جوامع در پی داشته است، بهگونهای که با اختراع ماهواره، اکنون بشر میتواند اطلاعات وسیعی را به دست آورد. او میکوشد تا افزون بر گسترش تسلط خود بر کره زمین، بر فضا نیز هرچه بیشتر مسلط شود. وسایل ارتباط جمعی با ایجاد دگرگونی در جهان، سبب افزایش سرسامآور اطلاعات و گردش سریع آن و توسعه روزافزون دانش بشری شده است. ازاینرو است که با افزایش گستره دانش بشری بهویژه از سال 1970 به بعد، به وجود آمدن پدیده دیگری با عنوان «انفجار اطلاعات» را شاهدیم.(2)به موازات این تحولات چشمگیر، شاخه جدیدی از روزنامه نگاری، یعنی «پخش خبر» نیز به وجود آمد.
در حقیقت، تهیه خبر، یکی از اهداف اساسی وسایل ارتباطی به شمار میرود و رسانههای جمعی اساساً همراه با خبر متولد میشوند. نشر خبر و اطلاعرسانی، در شکلگیری شخصیت اصلی یک رسانه ارتباطی اهمیت ویژهای دارد.بنابراین، وسایل ارتباطی به عنوان نخستین هدف، انتشار اخبار را در رأس فعالیتهای خود قرار دادهاند و میکوشند تا نیازهای خبری مخاطبان خود را تأمین کنند.(1)
برای خبر، بر اساس شرایط و نیازهای جوامع گوناگون و شیوه کاربردی که از آن انتظار میرود، تعریفهای زیادی ارائه شده است. هر چند باید گفت دستیابی به یک تعریف مشترک و جامع و به عبارت دیگر، ارائه یک تعریف جامع و مانع در این زمینه بسیار دشوار است، با این حال، میتوان با کنار هم گذاردن تعریفهای گوناگون، عناصر مشترک آنها را استخراج و به عنوان ارکان تکوین خبر، از آنها یاد کرد. اکنون، به برخی تعریفهای ارائه شده اشاره میکنیم:
ـ خبر، گزارشی عینی از واقعیتهاست که دارای یک یا چند ارزش خبری بوده و احتمالاً تحت تأثیر عوامل درون سازمانی و برون سازمانی شکل گرفته است.(2)
ـ خبر، انتشار منظم جریان وقایع و آگاهیها و دانشهای انسانی و نقل عقاید و افکار عمومی است.
ـ خبر، اعلام و بیان وقایع جالب زندگی اجتماعی و نقل عقاید و افکار عمومی است.
ـ خبر، گزارش بیطرفانه، دقیق و در عین حال، صحیح و عینی از یک رویداد است.(1)
ـ خبر عبارت است از اطلاعات تازهای در مورد رویدادهای مهم که بر شنوندگان و بینندگان تأثیر میگذارد و مورد علاقه آنها واقع میشود.(2)
بر اساس تعریفهای ارائه شده، برای خبر یا اطلاع، دو عنصر اساسی منتشر شدن و نو بودن را میتوان در نظر گرفت. انتشار خبر، هر نوع ارتباط مستقیم مانند گفتوگو و مکاتبه را از حوزه شمول خبر خارج میکند و صفت خصوصی و شخصی بودن را از آن میزداید. به این ترتیب، خبر، در قلمرو امور جمعی، اجتماعی و عمومی قرار میگیرد و عنصر نو بودن و تازگی هم از گسترش شمول آن به اطلاعات مربوط به گذشته یا رخداد و فعالیتهای تکراری جلوگیری میکند؛ زیرا اینگونه رخدادها و فعالیتها معمولاً موضوع مطالعات ادبی، هنری و علمی قرار میگیرند. به عبارت دیگر، اطلاعاتی که درباره حالتهای مستمر پدیدههای قبلی یا جریان وقایع گذشته تهیه میشوند، جنبه خبری ندارند و تنها به یک اقدام جدید و یک واقعه یا حادثه تازه میتوان
عنوان خبر را اطلاق کرد.(1)
باید توجه داشت که اهمیت تازگی اخبار مراتب گوناگونی دارد و همین عامل است که تعیین میکند کدام رویداد را باید یک خبر معمولی (Information) دانست و کدامیک را در تازهها (News) بررسی کرد؛ «زیرا خبر معمولی، شامل اطلاعاتی است که درباره امور و وقایع جاری به دست میآیند. در این نوع اطلاعات، هر چند عنصر نو بودن، اهمیت فراوان دارد، در عین حال اگر در انتشار آنها تأخیری رخ دهد، اشکال اساسی ایجاد نمیشود. در صورتی که در خبرهای تازه، چنانکه از نام آنها پیداست، عنصر نو بودن اهمیت بیشتری دارد، بهگونهای که اگر این نوع خبرها بلافاصله انتشار نیابند، دیگر برای روز بعد یا حتی در ساعات و دقایق بعد، قابل استفاده نیستند. به همین سبب است که خبرهای تازه را به فاسد شدنیترین کالاها مثل سبزی و میوه تشبیه کردهاند که اگر همان روز ورود به بازار، مصرف نشوند، روز بعد فاسد میگردند و دیگر نمیتوان از آنها استفاده کرد».(2)
1) همان.
2) کاظم معتمدنژاد، وسایل ارتباط جمعی، تهران، انتشارات دانشکده علوم اجتماعی، 1355، ص 46. باید توجه داشت که در مورد خبر و تعریف و کارکرد آن، دیدگاههای متفاوت و متضادی وجود دارد. عدهای، خبر را بازتاب و گزارش عینی رویدادها و وقایع میدانند و عدهای، آن را ساخته و پرداخته رسانهها. بنابراین، میتوان مجموعه نگرشها در مورد خبر را به دو دسته «خوشبینانه و عینیتگرا» و «انتقادی» تقسیم کرد. علاقهمندان برای آشنایی با این دو دیدگاه میتوانند به مقاله «ایدئولوژی و اخبار»، نوشته سید محمد مهدیزاده در فصلنامه پژوهش و سنجش سال هشتم، ش 27، مراجعه کنند.
برای آگاهی افراد از رخدادهای جدید، تنها اعلام وقوع رویداد کافی نیست، بلکه باید چگونگی وقوع آن را نیز بیان کرد تا مفهوم و ارزش خبر، شناخته و حس کنجکاویهای مخاطبان ارضا شود. به همین دلیل، در پی اعلام هر واقعه، بیدرنگ، صحنه وقوع و شرایط و علل آن تشریح میشود و کسانی که در آن شرکت دارند یا از آن اثر میپذیرند، معرفی میشوند. بنابراین، خبرنگار پیش از هر چیز باید به شناسایی دقیق خبر بپردازد و با استفاده از دیدههای خود یا استناد به گزارشهای معتبر دیگران، جریان حقیقی آن را بیان و کیفیت و آثار آن را به خوبی تشریح کند. با این شیوه، حقیقی بودن، نو بودن و جالب بودن خبر نیز که مهمترین صفتهای آن را تشکیل میدهند، رعایت خواهد شد. بهطور کلی، هر خبر، هر چند کوچک و کوتاه باشد، باید با توجه به اطلاعات مربوط به عناصر زیر تکمیل شود:
ـ شخص یا اشخاصی که در واقعه شرکت یا مداخله دارند یا واقعه بهگونهای به آنها ارتباط پیدا میکند؛
ـ موضوع و نوع واقعه؛ یعنی آنچه واقعه را تشکیل میدهد؛
ـ علت و انگیزهای که سبب ایجاد واقعه شده است؛
ـ چگونگی وقوع که ترتیب و کیفیت واقعه را مشخص میکند؛
ـ مکان وقوع و زمان آن.
این عناصر را در اصطلاح عناصر خبر مینامند که در واقع، ستونهایی اصلی هستند که خبر بر آنها استوار میشود. دادن پاسخ مناسب به این شش عنصر و شفاف کردن آنها در خبر، به غنا و جامع بودن آن میافزاید. عناصر خبر را
میتوان در این عبارتها خلاصه کرد: کجا، که (چه کسی)، کِی (چه وقت)، چه (چه چیزی)، چرا، چگونه (چطور).
عناصر ششگانه خبر یک کلیشه و الگوست که با بیان مناسب آنها در خبر، اطلاعات رویداد کامل میشود. به بیان دیگر، با طرح مناسب این عناصر در خبر، کمترین ابهامی برای مخاطب باقی نمیماند و نیازهای او از محتوای خبر به میزان قابل توجهی تأمین میشود. عناصر خبر با توجه به نوع خبر اهمیت پیدا میکند.(1)
معیارهایی که به تنهایی یا گاهی با هم، یک رویداد را میسازند و در ماهیت هر رویداد وجود دارند، «ارزشهای خبری» نامیده میشوند. در واقع، آنچه به خبر هویت میدهد، ارزشهای آن است. باید گفت این ارزشها، ساختار خبر را تشکیل میدهند. یک خبرنگار ماهر میکوشد این ارزشها را شناسایی و به شکل شایستهای منعکس کند. نکته مهم این است که ارزشهای خبری، ساخته و پرداخته خبرنگار نیستند، بلکه در درون رویدادها وجود دارند. به تعبیر دیگر، «ارزشهای خبری در دل رویدادها قرار دارند، نه در شمّ روزنامهنگار (خبرنگار)؛ یعنی هر رویداد در وجود خودش دربردارنده یک ارزش یا مجموعهای از ارزشهاست و همین ارزشها هستند که همواره رگههای اصلی خبر را تشکیل میدهند. بی شک، توان تعیین و شناسایی این ارزشها (از
1) اصول کاربردی خبرنگاری و خبررسانی در رادیو و تلویزیون، ص 26.
لحاظ توجه و اهمیت)، مقدمهای مهم و تعیین کننده است».(1)
ویژگیهای مهم ارزشهای خبری این است که افزون بر اینکه خبرنگار را در شناخت و فهم خبر (سوژهیابی) یاری میرسانند، در تهیه و تنظیم خبر، بهویژه لید خبر (جمله آغازین) نیز او را یاری میدهند و به عنوان معیاری برای ارزیابی رویدادهای روز استفاده میشود.(2)
این ارزشها عبارتند از:
رویدادی ارزش دربرگیری دارد که بر تعداد فراوانی از افراد جامعه تأثیرگذار باشد. باید گفت مهم نیست که این تأثیر، مثبت یا منفی، مستقیم یا غیرمستقیم باشد. مثلاً خبر ضرورت تعویض شناسنامهها، یک خبر دارای دربرگیری است؛ زیرا برای همه مخاطبان مهم است و همه آنها را دربرمیگیرد.(3)بنابراین، وقایعی که به عنوان خبر تهیه میشود، باید جنبه عمومی داشته باشد و در زندگی اجتماعی بیشتر افراد تأثیر بگذارد و رویدادهایی که وجود داشتن یا نداشتن آن در وضع عمومی، تغییر یا تأثیری ایجاد نمیکند و فقط ممکن است برای یک نفر یا یک خانواده یا یک گروه جالب توجه باشد، خبر به شمار نمیآید. اگر گاهی برخی رویدادهای زندگی خصوصی اشخاص به عنوان خبر تلقی میشود، به سبب ارتباطی است که با زندگی گروهی و عمومی دارد. به این ترتیب، هر اندازه که موضوع یک خبر، فراگیری بیشتری داشته باشد، خبر
ارزش بیشتری دارد.
اشخاص، اشیا و نهادهایی که دارای شهرت هستند، ارزش خبری دارند.(1)مثلاً در عرصه سیاسی، شخصیتهایی مانند: رهبران انقلاب، رئیسان جمهور و وزیران؛ در زمینه فرهنگی، نویسندگان و هنرمندان؛ در عرصه ورزشی، قهرمانان ورزشی؛ در عرصه اقتصادی، افراد ثروتمند و متفکران اقتصادی و در عرصه اجتماعی، مبتکران و افراد نخبه، مشهور هستند. همچنین اشیایی مانند: کوه نور، تخت طاووس، برج ایفل و نهادهای مشهوری مانند: ارتش، دادگاه و رادیو تلویزیون، ارزش خبری دارند.(2)
اینگونه رویدادها، دربردارنده برخوردهایی هستند که در شکلهای گوناگون جلوهگر میشوند. اینگونه برخوردها، میان افراد، گروهها و ملتها رخ میدهد. این برخوردها به شکل انسان علیه انسان، انسان علیه محیط و انسان علیه طبیعت، فجایع طبیعی و حوادث مربوط به حیات وحش، قابل پیگیری هستند. اخبار مربوط به سرقتها، قتلها، جنگها، تصادفها، زلزلهها و... از این قبیل خبرهای برخوردی به شمار میآیند که کشمکش، محور اصلی آنها را تشکیل میدهد. اینها از رویدادهای مورد علاقه رسانهها هستند.(3)البته نباید از نظر دور داشت که بعضی وقتها، شرایط ویژه اجتماعی و اوضاع و احوال محیط
زندگی بهگونهای است که مخاطبان، همواره از چنین اخباری استقبال نمیکنند یا دستکم از آگاهی یافتن از جزئیات برخی اخبار و مطالب، ناراحت میشوند.
اینگونه رویدادها به سبب غیرعادی یا عجیب و استثنایی بودن، ارزش خبری دارند.(1)برای مثال، خبر متولد شدن نوزاد دوسر، خبری است که ارزش استثنا و شگفتی دارد.
این ارزش خبری، بیشتر به اعداد و ارقام مربوط میشود. فرقی نمیکند که این ارقام مربوط به چیست. هر اندازه که ارقام بزرگتر باشد، چون از جنبه فراگیری اهمیت مییابد، ارزش خبری بیشتری خواهد داشت. برای مثال، مرگ 100 نفر بر اثر یک تصادف، از مرگ 3 نفر در یک تصادف دیگر، برای گزینش و تبدیل شدن به خبر، اهمیت بیشتری دارد.(2)
مخاطبان رسانهها ترجیح میدهند که ابتدا از خبرهای مربوط به محله، شهر، کشور و کشورهای همجوار خود اطلاعات به دست آورند. مجاورت به لحاظ ارزش خبری، در دو شکل گزینش میشود؛ جغرافیایی و معنوی. مجاورت جغرافیایی مثل: شهر، کشور، منطقه مجاور و مجاورت معنوی مثل: مشابهتهای فرهنگی،
عقیدتی، قومی، اجتماعی و مانند آنها.(1)
دانستن اینکه رویداد چه هنگام رخ میدهد، در جهانِ رقابتهای خبری، اهمیت ویژهای دارد. هر اندازه که فاصله رخداد و درج آن به عنوان خبر نزدیکتر باشد، خبر تر و تازه خواهد بود.(2)همانگونه که پیشتر هم اشاره شد، واژه تازهها (News) که در زبانهای اروپایی برای اخبار به کار میرود، بهترین نشانه ضرورت تازگی و نو بودن اخبار است. به همین دلیل، رسانهها همیشه تلاش میکنند تازهترین اطلاعات مربوط به رخدادهای جاری روز را که هنوز در هیچ جا منتشر نشده است، در اختیار مردم بگذارند و از این راه بر رقبای خویش پیشی بگیرند.
گفتنی است که برخی صاحبنظران، دستهبندیهای دیگری هم برای ارزشهای خبری ارائه دادهاند،(3)ولی آنچه بیان شد، برای مقصود این
1) همان.
2) همان.
3) دکتر کاظم معتمدنژاد در کتاب روزنامهنگاری تهران، سپهر، 1368، صص 484 و 485، معیارها و ضابطههای انتخاب اخبار (ارزشهای خبری) را به دو دسته تقسیم کرده است: 1. معیارهای عینی: این معیارها در مورد رویدادهایی به کار گرفته میشود که با واقعیتهای مادی و قابل درک، منطبق هستند. به عبارت دیگر، جنبه منطقی و عقلانی دارند و افراد بامعلومات و تحصیل کرده بیشتر از عامه مردم به آنها توجه میکنند. در معیارهای عینی، رویدادها با سازههایی چون اهمیت ذاتی، مجاورت و ندرت سر و کار داریم: الف) اهمیت ذاتی: منظور، ارزش و اعتباری است که در طبیعت برخی وقایع وجود دارد و برخی دیگر از رویدادها فاقد آنها هستند. اهمیت ذاتی مشتمل است بر: یک ـ بزرگی کارها و اقدامات دو ـ بزرگی و فراوانی تعداد و مقدار سه ـ بزرگی قدرت چهار ـ بزرگی نتایج ب) مجاورت: شامل مجاورت جغرافیایی و مجاورت معنوی. ج) ندرت: که شامل ندرت مطلق و ندرت نسبی است. 2. معیارهای شخصی (عاطفی): معیارهایی هستند که بر خلاف معیارهای عینی، جنبه منطقی و استدلالی ندارند، بلکه با احساسات و عواطف و جنبههای روانی وجود انسان سر و کار دارند. از آنجا که این معیارها، علاقههای شخصی افراد را تحریک میکنند، به آنها «معیارهای شخصی» نیز میگویند، مانند: رویدادهای مربوط به زندگی، مرگ، سرگذشتهای غمانگیز، خوشبختی، بدبختی، روابط عشقی و... . برای اطلاع بیشتر از ارزشهای خبری و دستهبندیهای ارائه شده در این زمینه میتوانید به مقاله «ارزشهای خبری»، تألیف و ترجمه منیژه پورنوروز در فصلنامه پژوهش و سنجش، سال هشتم، ش 27، پاییز 1380، مراجعه کنید.
نوشتار کافی است. در جمعبندی آن باید گفت هر رویدادی که برای مخاطبانِ فراوانی، جالب توجه بوده و اهمیت بالایی داشته باشد و در نتیجه، کاستیهای اطلاعاتی آنها را پر کند، دارای ارزش خبری و قابل انتشار است. البته تشخیص میزان اهمیت و جالب توجه بودن یک خبر، ارتباط نزدیکی با میزان تبحر و تجربه خبرنگار دارد.
نگارش و تنظیم اخبار، یکی از مهمترین مراحل کار رسانههای خبری است که به مهارتهای ویژهای نیاز دارد؛ مواردی همچون: تسلط بر موضوع خبر، آشنایی با فنون خبر، تند نویسی، درست نویسی، ساده نویسی، روان نویسی، خلاصهنویسی، به گزینی کلمهها و عبارتها، گزینش مناسب اطلاعات، تعیین حجم مناسبِ اطلاعات، نوشتن آمار و
ارقام و... .(1)
باید دانست که نگارش خبر به شیوههای گوناگونی صورت میگیرد که مرسومترین آن، شیوه هرم وارونه است. در این روش، عبارت یا بند نخست، مهمترین بخش خبر را تشکیل میدهد. سپس دیگر اطلاعات ارائه میشود و در پایان، کماهمیتترین بخش خبر میآید. به عبارت دیگر، در این روش، هر چه به انتهای خبر میرسیم، اهمیت اطلاعات آن کاهش مییابد، ولی واقعیت این است که روش هرم وارونه با وجود همه ویژگیها و شمولی که یافته، همچون دیگر روشهای خبرنویسی، تکراری و حتی فاقد برخی کارکردهای ضروری خبررسانی شده است. نویسنده کتاب _خبرنویسی مدرن _چنین مینویسد:
مردم میخواهند بدانند در اطراف آنها چه میگذرد. آنها به خبرها نیاز دارند. شیوه اعلام، نمایش یا نگارش خبرها تا حد زیادی تکراری شده است. این تکرار که با نوعی بیروحی و خشکی نیز همراه است، ضرورت تغییر رویههای قدیمی را به دنیای خبررسانی تحمیل کرده است. بهطوری که تقریباً میتوان گفت سبکهای متعدد، ولی نزدیک به هم در خبرنویسی، اکنون به دو گونه تبدیل شدهاند: خبرهای سخت یا سختخبر و خبرهای نرم یا نَرمخبر. سختخبرها، همان خبرهای مبتنی بر شش عنصر خبری هستند: چه چیزی، چه کسی، کجا، چه وقت، چطور و چرا؟ ولی نرم خبرها تا حدودی از رویدادها فاصله میگیرند تا مردم، مکانها و چیزهایی را که به جهان یا یک ملت یا یک جمع شکل میدهند، بررسی کنند. باید گفت سخت خبرها، اولویتهای حرفه روزنامهنگاری را تشکیل میدهند، ولی نرمخبرها تا حدودی ماهیت گزارشی،
1) نک: اصول کاربردی خبرنگاری و خبرنویسی در رادیو و تلویزیون، ص 42.
آن هم از نوع کوتاه آن را دارند... .(1)
و در جای دیگر در توضیح شیوه مدرن خبرنویسی میگوید:
خبر تا دیروز شکلی عمودی داشت... ، اما خبر امروز دیگر شکل عمودی ندارد و به شکل دایره است. به دیگر زبان، خبر اکنون به جایی ختم میشود که آغاز شده است، معنی این ساختار تازه این است که ارزش اطلاعات با سطور پایانی خبر رو به نقصان نمیگذارد،... امروز خبرهای دایرهای به غیر از پاسخگویی به مخاطب، پرسشزا هم هستند. این پرسشسازیها عمدتاً به خاطر ترغیب مخاطب به تعقیب رویداد صورت میگیرد. روزنامهنگاری که به این سبک دایرهای خبر مینویسد، به خوبی میداند که خبر او به پایان میرسد، ولی رویداد به پایان نمیرسد و چون به پایان نرسیده است، مخاطب نباید به چنین احساسی برسد که چون خبر یک رویداد را خوانده، دیگر لازم نیست خود آن رویداد را دنبال کند... . این نوع خبرنویسی غالباً با پرسش به پایان میرسد. این پرسش یا بهطور مستقیم مطرح میشود و یا به صورت استفاده از یک نقل قول مستقیمِ تفکربرانگیز.(2)
گردآوری اطلاعات مربوطه، کسب جزئیات و پیدا کردن مصادیق و تجسم رویداد. یک خبر خوب مبتنی بر یک منبع نیست، بلکه طیفی از منابع خبری را میطلبد. اطلاعات را باید با گفتوگو، دیدن و مراجعه به منابع فراهم کرد.
پیش از آنکه بنویسیم، باید بدانیم اصل ماجرا چیست و چطور باید عرضه شود. امروزه هیچ محصول ارتباطی بدون یک پیشتحلیل و اندیشه اولیه عرضه نمیشود. بخشی از این تفکر در جریان درست نویسی صورت میگیرد. بهویژه اگر رویداد تحت پوشش ما یک تواتر زمانی طولانی هم داشته باشد.
روزنامهنگار حرفهای پیش از آنکه بنویسد، به سازماندهی مواد خود میپردازد. اینگونه روزنامهنگاران، سریعتر و بهتر مینویسند و میدانند ماجرا از کجا آغاز شده است و به کدام سو میرود... . سازماندهی خوب از درک تم و مضمون اصلی رویداد ناشی میشود. تِم اصلی که به دست آمد، جزئیات مربوط به هم گره میخورد و پیکره خبر را میسازد. حرفهایها در خبرنویسی چیزی نمیگویند، بلکه نشان میدهند. مثالهای دیداری خوب، خمیرمایه قدرت نوشتاری خبر هستند.
روزنامهنگار باسابقه، ساز و کار خبر را میشناسد و به دیگر زبان، درک مخاطب را ملاک و هدف میگیرد. ساز و کار زبان، همان میثاقهای مخاطبان است، از واژههای آشنا تا رعایت نقطه و ویرگول... .
سبک، طعم است؛ کیفیت و روحیه است؛ تشخیص قطعه نوشتاری است. سبک، خلاصه و معرف نویسنده است. سبک، نگرش است. روزنامهنگار پر قدرت، خوب و جذاب مینویسد. از کلیشه میپرهیزد و هر بار خودش خلق میکند. جوری مینویسد که قبلاً نوشته نشده است... .
لیدها فراوان شدهاند... لید را ما انتخاب نمیکنیم، محتوای خبر تعیین میکند.
بذرهای خوب نویسی، در اینجا میرویند. اگر روزنامهنگار، اطلاعات و جزئیات کافی را تهیه نکرده باشد، بدنه خبر، شفافیت خود را از دست میدهد و اگر اطلاعات به خوبی سازماندهی نشود، این بدنه معیوب میشود، زجر میکشد و زجر میدهد.
در سبک هرم وارونه، سطور پایانی خبر؛ یعنی بیارزشترین اطلاعات، ولی در خبرنویسی به سبک نرم خبر یا عمقی نویسی، چرخشی در اندیشه یا در عبارتها بروز میکند، تکان میدهد، پرسش میآفریند و به دیگر سخن، خواننده را به تعقیب رویداد ترغیب میکند... . خبر ضمن اطلاعرسانی، باید
پرسشساز هم باشد تا خواننده به تعقیب رویداد، ترغیب و اندیشهاش نقادانهتر شود.
خبرنویس خوب، دبیر سرویس و سردبیر خوبی هم هست. کارش را خوب ویراستاری میکند. ویراستاری خوب، توانفرسا و تلخ است. گویی آدم عیوب خودش یا بچهاش را کشف میکند. خودِ نویسندگی هم یک کشف است و اکثر کشفها در همین مرحله ارزیابی رخ میدهند. آیا خبر شما، جوابگوی رویداد، آنهم با رویکرد مورد نظر شما هست؟ اگر نیست، سبد کاغذهای باطله که هست؛ دوباره بنویسید.
هر نوشتهای از دوبارهنویسی سود میبرد و دوباره نویسی زمان میآفریند. اگر لازم است با یک منبع خبری دوباره تماس بگیرید.(1)
باید توجه داشت که خبرنویسی برای رادیو و تلویزیون، با خبرنویسی برای رسانههای نوشتاری، تفاوتهایی دارد؛ زیرا گفتارهای رادیو و تلویزیونی برای گفتن و شنیدن نوشته میشوند و متنهای نوشتاری برای خواندن. این تفاوتها را میتوان اینگونه فهرست کرد:
1) همان، صص 13 ـ 15.
وجود دارد.
روزنامهها میتوانند چیزهایی که توجه همگان را جلب نمیکند، چاپ کنند. هر خواننده، حق انتخاب، پذیرش یا رد مطالب روزنامه را دارد. چنانچه او پس از خواندن عنوان و مقدمه دریابد به موضوع، علاقهای ندارد، میتواند بدون وقفه در عمل خواندن روزنامه، به متن دیگری بپردازد، ولی در تلویزیون، او نمیتواند از این ستون به آن ستون و از این صفحه به صفحه دیگر برود. او باید اخبار را همچنان که جریان دارد، بپذیرد.
امکان آرشیو خبرهای روزنامه با هزینه کم و در نتیجه، دسترسی عموم وجود دارد، در صورتی که آرشیو خبرهای رادیویی و تلویزیونی برای مخاطبان، امکانپذیر نیست و نیازمند هزینه بسیاری است.
خبرهای رادیویی و تلویزیونی باید ساده و روان باشد و از لغات دشوار در آنها پرهیز شود. در صورتی که در خبرهای مطبوعاتی، چنانچه واژگان دشوار وجود داشته باشد، امکان مراجعه به فرهنگ لغت وجود دارد.
خبرهای رادیویی و تلویزیونی باید کوتاه باشند تا درک شوند، در صورتی که اگر خبرهای مطبوعاتی طولانی باشند، با دوباره خواندن درک میشوند.
مخاطبان رادیو و تلویزیون، قشرهای گوناگون مردم یک جامعه هستند که ممکن است بیسواد نیز باشند، در صورتی که مخاطبان
روزنامهها باید سواد کافی برای مطالعه داشته باشند.
بنابراین، گفتارهای رادیویی یا تلویزیونی باید صحت، نظم، ترتیب و ایجاز داشته باشند. متن باید در اولین شنودن، قابل فهم باشد. اگر شنونده یا بیننده سرگردان شود، توجه او را برای دستکم چند ثانیه از دست دادهاید و این زمان برای بیعلاقگی کامل وی کافی خواهد بود.(1)
افزون بر تمام اینها، باید در نظر داشت که حتی میان نگارش برای رادیو و نگارش برای تلویزیون نیز تفاوتهایی وجود دارد؛ یعنی در نگارش خبر رادیو باید به نکتههای زیر توجه شود:
بیان توصیفی خبر: چون مخاطب، صحنه رویداد را نمیبیند، ازاینرو، گزارشگر باید گزارش خود را نسبت به تلویزیون، با شرح بیشتری تهیه کند تا صحنه رویداد برای مخاطب تصویر شود.
بیان محاورهای: مطالب خبر باید به شیوه محاورهای بیان شود، نه در قالب رسمی.
از واژگانی که تداعی کننده محیط رویداد باشد، استفاده شود.
از واژگان و عبارتهایی استفاده شود که بتوان با جلوههای صوتی، آنها را منتشر کرد.
در رادیو، واژهها و عبارتها برای شنیدن، نوشته میشوند، نه برای دیدن و باید به این مهم دقت شود.
بیان ساده: بیشتر در نقاط روستایی و در جاهایی که امکان دسترسی به برق نیز وجود ندارد، از رادیو بهره گرفته میشود. ازاینرو، باید تلاش شود تا خبر رادیو با عبارتهای ساده و قابل فهم گزارش شود.
باید گفت نگارش خبر تلویزیون که رسانه دیداری است، افزون بر
1) اصول کاربردی خبرنگاری و خبررسانی در رادیو و تلویزیون، ص 41.
مهارتهایی که پیشتر بیان شد، به مهارتهای دیگری نیز نیاز دارد که عبارتند از:
موجز بودن: خبر تلویزیون، مجموعهای از صداها و تصویرهایی است که مخاطب آنها را میبیند یا میشنود. ازاینرو، کمتر نیاز به بیان دارد و متن آن باید کوتاه باشد.
پرهیز از مواردی که در تصویر گویاست، مگر آنکه قصد تأکید بر آن وجود داشته باشد.
تطابق متن و تصویر: میان مطالب متن خبر و تصاویر آن باید تطابق وجود داشته باشد.
مطالبی که برای دیدن نوشته میشوند، به دقت فراوان نیاز دارند تا موجب دوگانگی در ادراک نزد مخاطب نشوند. باید میان مطالب و تصویر، هماهنگی کامل وجود داشته باشد.(1)
خبرنگار، فردی است که با استفاده از منابع خبری، وظیفه تهیه گزارش (مکتوب، صوتی و تصویری) کامل و جامع و قابل پخش از یک واقعه را به عهده دارد.(2)
خبرنگاری از جمله مشاغل مهم و کلیدی در رسانه به شمار میرود و هرقدر دامنه فعالیت رسانه گستردهتر باشد، خبرنگاری در آن رسانه اهمیت زیادتری دارد. مثلاً خبرنگاری فصلنامه، ماهنامه، هفتهنامه،
روزنامه، رادیو و تلویزیون، هر یک اهمیت ویژهای دارند و در این میان، خبرنگاری رادیو و تلویزیون نیازمند تواناییها و آگاهیهای ویژهای است؛ زیرا در دوران کنونی، رادیو و تلویزیون، جهان را زیر سیطره خود گرفتهاند و هر واقعهای را در کوتاهترین زمان به همه نقاط کره زمین مخابره میکنند. بنابراین، دستاندرکاران رسانهها، جایگاه ویژهای برای خبر و انتشار آن در نظر میگیرند و از آن به عنوان ابزار و اهرمی مؤثر برای پیشبرد منافع خود استفاده میکنند. ازاینرو، تربیت و آموزش خبرنگاران و گزارشگران چیرهدست و توانا، برای رسانهها اهمیت زیادی دارد. باید گفت رسانهها معمولاً هزینههای کلانی را در این زمینه مصرف میکنند، بهگونهای که «اعزام خبرنگار به پایتخت یک کشور خارجی، سالانه حدود یکصد و پنجاه هزار دلار هزینه دارد و حقوق و هزینه تلفن و تلگراف نیز مبلغ کلانی خواهد شد»،(1)ولی رسانهها، بیتوجه به این هزینهها همچنان در صدد توسعه شبکه خبرنگاران خود در گوشهوکنار دنیا هستند؛ زیرا در حقیقت، خبرنگاران، مهمترین منبع تأمین اخبار دست اول آنها به شمار میآیند.
با توجه به اهمیت و نقشی که خبرنگاران در تأمین اخبار رسانههای گروهی دارند، درمییابیم که هر کسی نمیتواند به خوبی از عهده این کار بر آید. به
1) آنتونی اسمیت، ژئویولتیک اطلاعات، مترجم: فریدون شیروانی، تهران، سروش، 1369، ص 66.
عبارت دیگر، برای اینکه فردی بتواند به عنوان یک خبرنگار، وظیفه تهیه خبر و اطلاعرسانی را به شکل مطلوب و بهینه به انجام برساند، لازم است که ویژگیها و مهارتهای ویژهای داشته باشد که در اینجا به مهمترین آنها اشاره میشود:
برای یک خبرنگار، پیش از هر چیز، شمّ خبری لازم است. خبرنگار باید شامهای تیز و دیدی قوی و قوّه تشخیصی نیرومند داشته باشد و بداند چه خبری جالب است و کجا، چگونه و کی میتوان آن را به دست آورد. خبرنگار با شامه تیز خبری میتواند همیشه در کمین خبرهای جدید باشد و مانند یک شکارچی ماهر و توانا به جست و جوی خود ادامه دهد. خبرنگار باید مانند شکارچیان به شکار کوچک هم قانع باشد و با تمرین، سرانجام به شکار خبرهای هرچه مفیدتر تسلط پیدا کند.
خبرنگار باید به جای آنکه در انتظار به دست آوردن تصادفی خبر بماند، خود را در مسیر خبر قرار داده باشد. او باید راههای خبرگیری و زمان مناسب آن را خوب بشناسد و با مطالعه دقیق در آن گام بگذارد. همانگونه که برای رسیدن به سرچشمه یک رودخانه باید با صبر و حوصله در خلاف جهت، جریان آب را پیمود، برای دستیابی به یک خبر نیز باید با بردباری به سوی منبع اصلی آن نزدیک شد. البته باید دانست که تنها رسیدن به منبع خبر کافی نیست، بلکه
باید استعداد و شایستگی ورود به منبع را نیز دارا بود.
پیداست که یک خبرنگار نمیتواند از صبح تا شب و بدون برنامه ریزی قبلی در پی یافتن خبرهای تازه باشد و هر خبری را که تصادفی به دست میآورد، در اختیار رسانه قرار دهد. به همین سبب، برای جستوجوی اخبار، حوزههای خبری معیّنی از سوی رسانه در نظر گرفته میشود و هر خبرنگار با توجه به تخصص خود، در یک یا چند حوزه، به جستوجو یا جمعآوری خبر میپردازد. به این ترتیب، عدهای از خبرنگاران بهطور ثابت در حوزههای خبری خود، در مؤسسههای دولتی یا خصوصی مشغول فعالیت میشوند، مانند: خبرنگاران اقتصادی، سیاسی، ورزشی، حوادث و...، ولی نکته مهم در این میان آن است که خبرنگاران باید بکوشند همواره در حوزه فعالیت خود، سطح آگاهی بالایی داشته باشند.
خبر، یک موضوع اجتماعی است که از اجتماع گرفته و به اجتماع بازگردانده میشود. برای آنکه خبرنگار، نیروی خبرشناسی خود را افزایش دهد، باید پیوسته با مردم در ارتباط باشد و از هیچ موضوعی غافل نشود. ارتباط با مردم، نه تنها از جهت به دست آوردن خبر اهمیت دارد، که به این وسیله میتوان از خواستهها و دیدگاههای مردم باخبر شد و آنها را در گزارشهای خود منعکس کرد.
هر چند خبرنگار در نقل وقایع، بیطرف است، ولی نسبت به اجتماع و حفظ مصالح و منافع مردم تعهد دارد و نمیتواند نسبت به آنها بیتوجه بماند؛ زیرا
بیاعتنایی او به بیاعتنایی عموم افراد میانجامد. در حقیقت، تعهد در خدمت، مهمترین وظیفه خبرنگار است و اصولاً همه وظایف حرفهای او در این خدمت خلاصه میشود و شک نیست که اگر این خدمت را با علاقه و صداقت به انجام برساند، از مؤثرترین افراد خواهد بود.
برای موفقیت کامل در خبرگیری، خبرنگار باید در شبکه بزرگ روابط اجتماعی، راه خویش را باز کند و وارد جریانهای خبری شود. آشنایی خبرنگار با کسانی که معمولاً منبع به دست آوردن اخبار هستند، اندک اندک اعتماد متقابل میان آنان به وجود میآورد و در پی آن، خبرنگار و خبر دهنده میتوانند با یکدیگر همکاری مؤثرتری داشته باشند. برای برقراری رابطه موفق خبرنگار با خبر دهندگان، او باید چند صفت مهم داشته باشد که صمیمیت، متانت، تفاهم و حسننیّت و بالاتر از همه، جلب اعتماد و رازداری است.
برای تکمیل معلومات عمومی خبرنگار، هیچ حد و مرزی نمیتوان قائل شد. خبرنگار باید در این زمینه به حدی پیشرفت کند که خود به صورت یک دایرهالمعارف همیشگی و متحرک درآید. خبرنگاری که این ویژگی را به دست آورد، در عین داشتن سرعت، هیچگاه درستی عمل را نیز از دست نمیدهد؛ زیرا به کمک اطلاعات و معلومات شخصی میتواند همه جوانب موضوع را بسنجد و هرگونه ابهام در خبر را
از میان بردارد و اخباری صحیح در اختیار مردم قرار دهد.
خبرنگار برای بیان رخدادهای اجتماعی، همیشه نیازمند اطلاعات تکمیلی است. این اطلاعات را صرفنظر از معلومات عمومی قوی، به کمک مدارک و اسناد و آرشیوها میتوان به دست آورد. به دست آوردن آمار جدید اقتصادی از یک مقام مهم دولتی، بیشک برای یک رسانه ارزش بسیار دارد، ولی اگر این آمار با آمار قبلی مقایسه نشود، ارزش واقعی آنکه آگاه ساختن خوانندگان از تغییرات وضع مالی و اقتصادی کشور است، روشن نمیشود. به این ترتیب، اگر اطلاعات به دست آمده به وسیله خبرنگار، معلومات پیشین خوانندگان را تکمیل نکند و به عبارت دیگر، هرگاه این اطلاعات به شکلی جامع ارائه نشود، انتشار آنها نتیجه زیادی نخواهد داشت.
زمان در وسایل ارتباطی، در درجه اول اهمیت قرار دارد. عوامل تهیه و تنظیم خبر باید کارهای خود را با در نظر گرفتن زمانی که در اختیار دارند، تنظیم کنند. اهمیت سرعت عمل در کار تهیه، ارسال و انتشار خبر به حدی است که همه صفتهای دیگر خبرنگار بدون وجود این ویژگی، کوچک و کم ارزش جلوه میکند. ارزش کار خبرنگاری که با شامه و دید قوی، جریان رویدادی را بهطور کامل درک کند، ولی نتواند به موقع آن را برای چاپ و انتشار به رسانه برساند، از همکارش که خبر را به شکلی ناقص تهیه میکند، ولی میتواند به موقع آن را منتشر سازد، به مراتب کمتر است.
خبرها، بسیار فراوان و گوناگونند و همانگونه که اشاره شد، فرصت شکار، آمادهسازی و انتشار آنها معمولاً بسیار اندک است. بنابراین، هنر خبرنگاران، شناخت تنوع قلمروهای خبری و انتخاب بهینه از میان آنهاست و در واقع، اینجاست که خلاقیت و ابتکار مثل همیشه حرف اول را میزند. باید دانست که دیگر نمیتوان یک الگوی دیکته شده ثابت را برای همیشه حفظ کرد؛ زیرا متناسب با شرایط، نیازها و همچنین دگرگونیهایی که جامعه همواره با آنها روبهروست، قلمرو تولید خبر نیز تغییر میکند و این به هوش و مهارت یک خبرنگار بستگی دارد. او باید خوب بداند که چه موضوعی را در اولویت کاری خود قرار دهد.
خبرنگار، شخصیتی اجتماعی است که با تمام طبقههای اجتماع پیوسته تماس دارد. برای موفقیت در این کار مهم اجتماعی، او باید بهگونهای در اجتماع ظاهر شود که اشخاص همیشه پذیرای او باشند و برای او احترام قائل شوند. بدیهی است رفتار اجتماعی متناسب برای گروههای گوناگونی که خبرنگاران با آنها در تماس هستند، تا حدودی متفاوت است، ولی اصولی مشخص برای معاشرت وجود دارد که از سوی بیشتر افراد جامعه پذیرفته شده است و خبرنگار باید حتماً به این اصول آشنا باشد و آنها را
رعایت کند. در این چارچوب، ادب و احترام به اشخاصی که طرف صحبت هستند، وضع مرتب لباس و موی سر و صورت، وقتشناسی، اظهار علاقه به سخنان دیگران و شنونده خوبی بودن، شیوه صحیح نشست و برخاست و راه رفتن، پرهیز از به کار بردن کلمات ناپسند یا بیان سخنان نابجا و اصول دیگری از این دست، در پیشرفت یا شکست کار خبرنگار بسیار مؤثر است.(1)
به گفته _والتر لیپمن _در کتاب افکار عمومی، «گزارشگری خوب، نیازمند برخورداری از بالاترین فضایل علمی است».(2)
هر خبری که از رسانهها اعلام میشود، باید منبعی معتبر داشته باشد و اگر فاصله فرستنده پیام با گیرنده، به تدریج زیاد شود، در نهایت، به بیاعتباری رسانه نزد مخاطب میانجامد.
باید گفت یکی از مواردی که مخاطبان وسایل ارتباط جمعی معمولاً در پی کشف و ارزیابی آن هستند، هویت منبع پیام و میزان درستی و اعتبار آن است. آوردن منبع پیام در خبرها و مقالهها و دیگر مطالب رسانههای دیداری و
1) برای آگاهی بیشتر از صفات و ویژگیهای خبرنگار نک: جزوه آموزشی صفات خبر و خبرنگار، از سری جزوات آموزشی ویژه مدیریتهای تحقیق و خبر، نمایندگی ولی فقیه در نیروی دریایی سپاه پاسداران.
2) حسن نمکدوست تهرانی، کنکاشی در مفهوم عینی گرایی در روزنامهنگاری نوین، فصلنامه پژوهش و سنجش، سال هشتم، ش 27، پاییز 1380، ص 43. البته برای خبرنگار ویژگیها و مهارتهای فراوان دیگری را هم میتوان برشمرد که بیشک، در افزایش کارآیی و نتیجهبخشی فعالیت او مؤثر خواهند بود. برخی از آنها بدین قرار است: مناسب بودن تُن و لحن صدا، جذاب بودن چهره و قیافه، قدرت بیان، توانایی نگارش، تسلط بر زبان معیار، آشنایی با مهارتهای ارتباطی، تندنویسی، آگاهیهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، آشنایی با مسائل بینالمللی، تحصیلات دانشگاهی مناسب، آشنایی با یک زبان بینالمللی، هوش و درک بالا، جسم و روان سالم، توانایی استفاده از تجهیزات خبر و... . در این مورد نک: اصول کاربردی خبرنگاری و خبررسانی در رادیو و تلویزیون، صص 53 و 54.
نوشتاری، افزون بر اینکه در جلب اطمینان مخاطب مؤثر است، به پیام و خود رسانه نیز به عنوان منبع پیام، اعتبار بیشتری میبخشد. آوردن منبع در خبرها تا آنجا اهمیت یافته که در برخی کشورها که به اجرای مقررات عهدنامه بینالمللی حفظ حقوق مؤلف پایبندند، گاه ممکن است بیان نکردن و درج منبع در خبرها، به تحت پیگرد قرار گرفتن مسئولان رسانهها بینجامد.(1)افزون بر این، اساساً مطالب نادرست، اشتباه و بدتر از همه مطالبی که بهگونهای تنظیم شده باشند که ذهن مخاطب را از حقیقت دور کنند، سبب بیاعتباری منبع ارتباطی خواهد شد.(2)از سوی دیگر، مطالبی که بهگونهای اطمینان بخش، با نیازها و برداشتهای مخاطب همخوانی داشته باشد، سبب افزایش اعتماد مردم به رسانه خواهد شد و آنها را از توسل به راههای ارتباطی دیگر برای به دست آوردن خبر منصرف میکند. اینک که اهمیت اعتبار منابع خبری روشن شد، به تشریح مهمترین منابع خبری رسانهها میپردازیم.
مهمترین و پرارزشترین منبع خبری مطبوعات (رسانههای خبری)، گزارشهای اختصاصی خبرنگاران خودی است که با توجه به نیازهای خوانندگان (مخاطبان)، با دقت، هوشیاری و موشکافی تهیه و ارسال میشوند.روزنامهها و دیگر رسانهها نیز معمولاً با توجه به تناسب موضوع، ارزش و اهمیت بیشتری به اینگونه اخبار میدهند. در اینباره، بهویژه گذشته از اهمیت و ویژگیهای مثبتی که یک گزارش اختصاصی خبرنگار
خودی میتواند داشته باشد، معمولاً سبب آرامش خیال سردبیران و مسئولان روزنامهها هم میشود.(1)
درباره رادیو و تلویزیون نیز همین قاعده وجود دارد و خبرنگاران هستند که با تهیه و ارسال گزارشهای صوتی و تصویری، بخش خبر را در انجام دادن وظایف یاری میدهند. شبکههای رادیویی و تلویزیونی، متناسب با تواناییهای مالی و مدیریتی خود در سطح ملی و فراملی، دفترهای خبری ایجاد میکنند و دایره فعالیتهای خبری خود را گسترش میدهند. رسانهها با تأسیس دفترهای منطقهای و محلی در سطح ملی، قدرت و توان خبری خود را افزایش میدهند و به شکل گستردهای به تهیه و پخش خبر میپردازند. در هر یک از این دفترها ـ که معمولاً در نقاط استراتژیک و خبرساز جهان برپا میشوند ـ خبرنگاران مجربی هستند که متناسب با آخرین پیشرفتهای ارتباطی و نیازهای رسانه و مخاطبان، به کار تهیه خبر مشغول هستند.(2)
هزینه ایجاد چنین دفترهایی معمولاً زیاد است و هزینه استقرار هر خبرنگار بیش از پنجاه هزار دلار در سال خواهد بود. خبرنگاران این دفترها بر اساس مجموعهای از تواناییهای خبری، آشنایی با زبان کشور محل اقامت و سابقه خبری مفید و دیگر شرایط اختصاصی خبرنگاری انتخاب میشوند. آنها اخبار ارسالی خود را از طریق وسایل مخابراتی به مرکز رسانه در کشور خود میفرستند.(3)
رسانههای داخلی نیز از جمله منابع پخش خبر به شمار میروند. این رسانهها شامل نمایندگیهای داخلی کشور رسانه، خبرگزاریهای ملی، مطبوعات، جراید و اخبار وارده از منابع داخلی است که به شیوههای گوناگون، اخبار خود را برای پخش خبر ارسال میکنند.(1)
افزون بر رسانههای داخلی، شبکهها و بنگاههای خبری بینالمللی نیز از منابع خبر به شمار میروند. معمولاً یک تحریریه جداگانه با بهرهمندی از مترجمان متبحر و مسلط به زبانهای رایج بینالمللی، اخبار دریافتی را پس از انتخاب سردبیر ترجمه میکنند و پس از ویرایش، به تحریریه پخش میفرستند. آنچه در این قسمت مهم است، جلوگیری از القاهای فرهنگ بیگانه و مطالب نادرستی است که رسانههای بینالمللی معمولاً در این زمینه دستی توانا و سابقهای طولانی دارند؛ زیرا برخی اخبار ارسالی از سوی بنگاههای خبری، واقعاً خبر نیستند، بلکه یک مجموعه اطلاعات جعلی است که آن را به صورت خبر در آوردهاند و این از بزرگترین ترفندهایی است که در دوران کنونی، دامنه آن گسترده شده و اعتبار خبرهای واقعی را نیز به خطر انداخته است. انتشار خبرهای ضد و نقیض از یک حادثه در رسانههای بینالمللی که متناسب با منافع هر رسانه صورت میگیرد، ناهماهنگیهای بسیاری را در دایره انتشار
1) همان، ص 107.
اخبار در سطح جهانی ایجاد کرده است. برای همین نمیتوان به بسیاری از اخبار این خبرگزاریها، حتی اگر مستند هم باشند، اعتماد کرد.(1)به همین سبب کشورهای در حال توسعه که هویت فرهنگی مستقلی دارند و میتوانند در برابر فرهنگ بیگانه مقاومت کنند و خود، صاحب ابتکار در زمینه اطلاعرسانی هستند، معمولاً خبرهای بنگاههای خبری بزرگ بینالمللی را با وسواس انتخاب میکنند. این کشورها میکوشند با مطالب از قبل اندیشیده شده و جریانسازی این خبرگزاریها مقابله کنند.
جهان در آغاز قرن نوزدهم میلادی، شاهد ظهور خبرگزاریهای بزرگ در غرب بود که در مدت کوتاهی، دگرگونیهای عظیمی در عرصه انتشار اخبار و رویدادها ایجاد کردند. تحولی که روز به روز بر دامنه جغرافیایی و اطلاعاتی آن افزوده شد و با پشت سر گذاشتن سریع ایام طفولیت، جهان را به عرصه تاخت و تاز خود تبدیل کرد. خبرگزاریهای جهانی با بهرهمندی از شبکه بسیار گسترده خبری، در نقاط گوناگون دنیا با کمک گرفتن از پیشرفتهترین تجهیزات و وسایل ارتباطی، به انتشار اخبار مطابق با اهداف سودجویانه خود در سراسر جهان پرداختند.
امروزه چهار خبرگزاری بزرگ دنیا که از
1) همان، صص 106 و 107.
آنها به عنوان «چهار غول خبری» نام برده میشود؛ یعنی یونایتدپرس، آسوشیتد پرس امریکایی، رویتر انگلیسی و فرانس پرس فرانسوی، بیش از نود درصد اخباری را که در وسایل ارتباط جمعی دنیا، بهویژه مطبوعات، چاپ و منتشر میشود، با توجه به مصالح و منافع نظامهای سلطهگرا از دیدگاههای خاص خود منعکس میکنند. این چهار خبرگزاری، روزانه 35 میلیون کلمه خبر به دنیا مخابره میکنند. بد نیست بدانیم که از این حجم گسترده خبری تنها 41 خبرها به جهان سوم مربوط میشود، حال اینکه 43 جمعیت جهان را جهان سومیها تشکیل میدهند. این خبرگزاریها همگی زاییده رقابتهای دوران استعماری قرن گذشته هستند. اگرچه در جهان، 120 خبرگزاری دیگر نیز به شکلی گسترده فعالیت دارند، ولی هیچ یک از آنها به عنوان رقیبی برای پنج غول خبری جهان(1)مطرح نیستند. آنچه به اثبات رسیده این است که خبرگزاریها در پی بیان پیشرفتها و افتخارات کشورهای در حال توسعه که بیشتر کشورهای جهان را تشکیل میدهند، نبوده و نیستند. آنها تنها در پی بیان افتخارهای خویش و خوار نشان دادن دیگران هستند(2)و در این راه حتی به تحریف واقعیتها و خبرسازی نیز دست میزنند و هیچگاه مبادله و انتقال آزاد اطلاعات را برنمیتابند.(3)
1) خبرگزاری تاس متعلق به شوروی سابق نیز در اینجا مورد نظر است.
2) اصول کاربردی خبرنگاری و خبررسانی در رادیو و تلویزیون، صص 147 و 148.
3) دکتر احمد علی قانع در مقاله «بررسی دیدگاههای فقهی در مورد پیامهای گمراه کننده» که در فصلنامه پژوهش و سنجش، سال دهم، ش 35 به چاپ رسیده، تحت عنوان «تسلط برنامهریزی شده صهیونیسم بر رسانههای عمومی جهان» آورده است: «در سال 1869 میلادی، خاخام یهودی «راشورون» در سخنرانی خود در شهر «پراگ» درباره اهتمام یهود به تبلیغات چنین گفته است: اگر طلا، نخستین ابزار ما در سیطره و حکومت بر جهان باشد، بیتردید، مطبوعات و روزنامهنگاری، دومین ابزار خواهد بود. در اولین کنگره صهیونیسم که در سال 1897 میلادی به ریاست «تئودور هرتزل» در شهر «بال» سوئیس تشکیل شد، همه اعضا بر این نظر اتفاق داشتند که نقشه برپایی دولت اسرائیل جز با تسلط بر سازمانهای خبری جهان بهویژه مطبوعات و روزنامهنگاری میسر نخواهد شد. ازاینرو، در پروتکل دوازدهم فلاسفه صهیونیسم آمده است: ما جریان مطبوعات و روزنامهنگاری را بدین صورت در خدمت خویش میآوریم. آرام آرام به سمت صهیونی کردن مطبوعات حرکت میکنیم و افسار و عنان آن را به دست گرفته و به سمت خود منعطف میسازیم. ما نباید بگذاریم دشمنانمان به روزنامهها و رسانههای خبری که بیانگر آرا و دیدگاههای آنان است، دست یابند. هیچ خبری نباید بدون کنترل و نظارت ما برای مردم بیان شود».
واقعیت این است که تمام رخدادهای جهان پیرامون ما حتی اگر ارزش خبری نیز داشته باشند، همگی به عنوان یک خبر به ما نمیرسند. به عبارت دیگر، میتوان گفت که ارزشهای خبری فقط معین میکنند که چه اتفاقهایی میتوانند به عنوان یک خبر مطرح باشند، ولی اینکه تمام این اخبار وارد فرآیند تهیه، تنظیم و انتشار شوند و در معرض مخاطبان قرار گیرند، تحت تأثیر عوامل دیگری قرار دارد که در اینجا به مهمترین آنها اشاره خواهیم کرد. باید دانست که آگاهی و توجه به این عوامل، در بحث از اخلاق خبرنگاری از این جهت اهمیت دارد که از یک سو اخلاق، خود، یکی از مهمترین عوامل در این میان به شمار میآید و از سوی دیگر، میتواند در هدایت و جهتدهی به دیگر عوامل اثر مهمی داشته باشد.
اخبار و رویدادها پیش از اینکه به گوش ما برسند، از صافیهایی عبور میکنند که بر محتوای خبرها اثر میگذارند. مسکوت گذاشتن برخی اخبار، گفتن بخشی از واقعیت یا تحریف آن، بزرگ و کوچک کردن رویدادها، انتخاب
زمان و شیوه تنظیم و آرایش مطالب یا حتی نوع رسانه حامل پیام، خبر را در چنبرهای از کنش و واکنشهای گوناگون قرار میدهند.(1)افزون بر این، مواردی همچون سانسور، خودسانسوری، گروههای فشار، گرایشهای شخصی و سلیقهای فردی، منافع گروهی، محدودیتهای مکان و زمان، محدودیت فرصت تصمیمگیری، تکنیکهای خاص روزنامهنگاری و... نیز از عواملی هستند که بر جریان گزارشدهی و خبررسانی رسانهها تأثیر میگذارند.(2)
به فرآیندی که در آن، این اثرگذاریها صورت میگیرد و در نتیجه، میلیاردها خبر، خلاصه و جمع و جور و خُرد و به صدها پیام تبدیل میشوند و به اشخاص مفروض در یک زمان مفروض میرسند، اصطلاحاً «دروازهبانی خبر» گفته میشود.(3)به عبارت دیگر، دروازهبانی را میتوان چنین تعریف کرد: «فرآیند گستردهای از کنترل اطلاعات شامل تمام جنبههای رمزگذاری پیام، نه فقط انتخاب، بلکه ممانعت از نشر، انتقال، شکلدهی، ارائه و عرضه، تکرار، زمانبندی در طول مسیر انتقال از منبع به گیرنده. به عبارتی، دروازهبانی شامل تمام جنبههای انتخاب، نگه داشتن و کنترل پیام است. چه با پیام ازطریق
1) مهدخت بروجردی علوی، مقاله «دروازهبانی خبر چیست؟ دروازهبانان کیستند؟»، فصلنامه رسانه، سال چهارم، ش 1، بهار 1372، ص 18.
2) همان، ص 19.
3) همانطور که ملاحظه میشود، مفهوم دروازهبانی خبر، گستره وسیعی دارد و میتواند همه عوامل مؤثر درباره انتشار اخبار ـ از جمله ایدئولوژی، قانون و اخلاق ـ را نیز در بر گیرد. در اینجا برای فایدهرسانی بیشتر، بحث از اخلاق خبرنگاری در کنار دیگر عوامل قرار گرفته است.
رسانهها ارتباط برقرار شود و چه از طریق مجراهای میانفردی».(1)
بنابراین، مفهوم دروازهبانی بهویژه در وسایل ارتباط جمعی، همه شکلهای کنترل اطلاعات را دربرمیگیرد و شامل همه مواردی است که بهگونهای به تصمیمگیری بهویژه درباره آوردن یا حذف یک خبر باز میگردد. به همین دلیل، میتوان دروازه بانی را در همه مواردی چون: گزینش، شکلدهی، عرضه، زمانبندی، محدود سازی، تکرار یک پیام و...، بررسی کرد و ردّ پای آن را یافت. مفهوم سانسور در چاچوب دروازهبانان، مفهوم ملموسی برای روزنامهنگاران است. آنان هم خود در معرض سانسور قرار میگیرند و هم میتوانند، آن را در مورد دیگران به کار برند.(2)
بنابراین و با نگاهی دقیقتر، شاید بتوان مدعی شد که فرآیند دروازهبانی، فرآیند خلق واقعیتهای اجتماعی است؛ زیرا اگر یک رویداد به وسیله دروازهبان رسانهای که ما از آن استفاده میکنیم، رد بشود، آن رویداد جزو واقعیتهای اجتماعی ما نخواهد شد، ولی اگر یک رویداد از دروازه بگذرد و منتشر شود، نه تنها برای ما به عنوان مخاطب، به واقعیتی اجتماعی تبدیل میشود، بلکه به شدت بر جهانبینی ما نیز اثرگذار خواهد بود.
تأثیر برداشتهای دروازهبانان از واقعیتهای
اجتماعی بر روی مخاطبان، بدیهیترین تأثیر دروازهبانی بر روی شناخت مخاطبان و شکلدهی به جهانبینی آنان است. ازاینروست که اطلاعاتی که از دروازه گذشت، جزئی از واقعیتهای اجتماعی میشود و توانایی آن را دارد که نگرش مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهد.(1)
با این حال، شاید بتوان گفت که امروزه، کمترین نقش دروازهبانی را بهویژه در جهان سوم، خودِ روزنامهنگاران دارا هستند؛ زیرا در انتخاب و انتشار اخبارِ دلخواه مردم، اختیاری ندارند. آنان در بسیاری از موارد، با وجود تشخیص این موضوع که بعضی از خبرها بسیار مورد علاقه مردم است، به علل گوناگون قادر به انتشار آنها نیستند.
بهطور کلی، سه گروه را میتوان به عنوان دروازهبانان اصلی خبر نام برد:
الف) هیئت حاکمه و سیاستگذاران که به شیوههای گوناگون جلو انتشار آنچه را به صلاح خود نبینند، میگیرند. گرچه این کار بسیاری از زمانها در پوشش حفظ منافع ملی صورت میگیرد، ولی عملاً در بیشتر موارد و بیشتر کشورها در خدمت حفظ قدرت و مشروع جلوه دادن وضعیت موجود است.
ب) در دوران ما، سرمایه داران و صاحبان قدرتهای مالی با درخواست آگهی، تأمین کنندگان هزینههای مطبوعات به شمار میروند. بر خلاف آنچه در غرب دیده میشود، در کشور ما هنوز به این دلیل که سرمایهداری آنچنان رشدیافته نیست و نقش تولیدی ندارد و بیشتر، دلال و وابسته است، جامعه سرمایهداری این کارکرد را ندارد، ولی به هر حال نمیتوان آن را نادیده انگاشت.
ج) مدیران و سردبیران مطبوعات جهان سوم هستند که در بسیاری از
1) دروازهبانی خبر چیست؟ دروازهبانان چیستند؟، ص 24.
موارد، انتصابیاند. خطر این عامل، از سانسور مستقیم بیشتر است؛ زیرا ظاهراً حکومت را آزادیخواه و مدافع آزادی مطبوعات قلمداد میکند، ولی در عمل، تأثیر منفی آن بر عملکرد مطبوعات، از سانسور مستقیم بیشتر است.(1)
سانسور، معنا، دامنه و کاربردهای بسیار وسیعی دارد. پیشینه تاریخی آن، گواه یکی از کهنترین کشاکشها میان دو گروه از افرادی است که همواره وجود داشتهاند؛ افرادی که حرفهایی برای گفتن دارند و افرادی که آن حرفها را موافق مصالح خود نمیدانند.
مقصود از سانسور، اعمال نظر در جریان خبررسانی به منظور جلوگیری از انتشار اخباری است که ممکن است برای مردم مفید باشد، ولی برای کسی که این اعمال نظر را انجام میدهد، مفید نیست.(2)
سانسور را به دو دسته اصلی تقسیم کردهاند: سانسور قانونی و سانسور غیر قانونی. در سانسور قانونی، اعمال سانسور با اجازه قانون انجام میگیرد و گاه کاملاً آشکار، گاه نیمه آشکار یا پنهانی است. در سانسور قانونی، معمولاً دستگاهها یا نهادهای دولتی، عمل سانسور را انجام میدهند. نمونه برجسته آن، سانسورهای زمان جنگ است که گاه کاملاً رسمی، آشکار و بدون تعارف و پردهپوشی انجام میگیرد؛ زیرا مصالح جنگ اقتضا میکند دشمن نتواند از اطلاعات سودمند سوء استفاده کند.
سانسور قانونی به دو شیوه عمل میکند: سانسور پیشگیری و سانسور پیگیری. در سانسور پیشگیری، از روشهای پیش از چاپ، نشر و ارسال پیام استفاده میشود، ولی در سانسور پیگیری، روشهای قانونی تعقیب استفاده میشوند و کسی که قانونی را نقض کرده باشد، تعقیب و مجازات میشود.
سانسور غیر قانونی، خطرناکترین و زیانبارترین نوع سانسور است و معمولاً زمانی صورت میگیرد که:
ـ دولت غیر مشروع و غیر قانونی بر سر کار باشد.
ـ دولت از قانون اساسی کشور تخطی کرده باشد.
ـ گروههای غیر قانونی، دارای نفوذ، فشار یا بخشهایی از خودِ دولت، با گروهها، افراد و دستههای دیگر جامعه تعارض داشته باشند و حضور و فعالیت آنها را با مصالح خود مغایر بدانند.
ـ نهادهایی در جامعه وجود داشته باشند که فعالیت آنها از دایره نظارت رسمی قدرت حاکم خارج باشد.
سانسور چه به روش قانونی و چه به روش غیر قانونی، انواعی دارد که مهمترین آنها عبارتند از: سیاسی، اجتماعی، مذهبی، فرهنگی، اخلاقی و علمی. از میان همه این موارد، سانسور سیاسی از انواع دیگر رایجتر است. معمولاً هر جا سانسور سیاسی برقرار باشد، سانسورهای اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی نیز برقرار میشود. شدت هر یک از این موارد، به وضعیت، موقعیت، پیشینه و بحران جامعه بستگی دارد.
سانسور دوران جدید، بهویژه با استفاده از فنآوریهای پیشرفته دنیای کنونی، بیش از دورانهای گذشته، پیچیده و گوناگون شده است و دولتها
برای دست زدن به سانسور، راهها و ساز و کارهای
علمی و عملی بیشتری در اختیار دارند. هرگاه رسانههای همگانی در دست دولت متمرکز باشند، خطری که صاحبان اندیشه و هنر را تهدید میکند، بیشتر خواهد بود،(1)ولی خودسانسوری، در واقع، انگیزه یک کنش است که عامل اصلی آن، درجههای گوناگونی از ترس است. _ژاک موسو _درباره خودسانسوری میگوید:
روزنامهنگاران از ترس اینکه هیچ کس ـ بهویژه مقامات و وزیران را ـ ناراحت نکنند و از ترس آنکه علیه آنها اقدامی صورت نگیرد، به نوعی سازشکاری دست میزنند؛ چه از لحاظ محتوا و چه شکل پیام که عملاً به خودسانسوری خواهد انجامید. در چنین شرایطی، روزنامهنگاران بر خلاف آنچه مخاطبان تصور میکنند، هر روز از دیگران دستور نمیگیرند. هیچ کس به آنها نمیگوید چه بنویسند و چه ننویسند، بلکه خود روزنامهنگاران هستند که اغلب به این کار دست میزنند... در واقع، خودسانسوری از سانسور علنی مضرتر است؛ زیرا برای گیرندگان پیام این توهم ایجاد میشود که واقعیات منعکس شده است. خودسانسوری عملاً افکار عمومی را به خواب میبرد و به جای اینکه در خدمت مردم باشد، به زیان آنان کار میکند.(2)
آنچه مسلّم است، خودسانسوری نوعی دروازهبانی پیام است، ولی همه دروازهبانی پیام، خودسانسوری نیست. حجم تلکسهای دریافتی یک روزنامه آن قدر زیاد است که صفحههای محدود روزنامه به هیچ وجه اجازه انتشار
همه آنها را نمیدهد. برای روز بعد نیز نمیتوان آنها را نگه داشت؛ زیرا این حجم، فردا نیز حداقل همان قدر است. پس باید از میان انبوه اطلاعات، مقداری را گزینش کرد. این همان پدیده دروازهبانی است، ولی خودسانسوری، نه ناشی از حجم زیاد اطلاعات، که ناشی از اضطراب و ترس از انتشار اطلاعات است.(1)
ارائه یک پدیده یا رویداد در رسانهها به صورت خبر، گزارش، مصاحبه یا هر ژانر دیگری، از دیدگاه نظریهپردازان انتقادنگر، فعالیت یا کنشی بیطرفانه یا عاری از ارزشگذاری نیست. از دیدگاه این نظریهپردازان که عمدتاً گرایشهای ساختارگرایانه دارند یا به تحلیل گفتمان اتکا میکنند، رسانهها یک کنش هستند. بنابراین، هر اقدام رسانهای و به عبارت دیگر، هر نوع عرضه و ارائه رسانهای بهگونهای حل نشدنی به ادراکات و گرایشهای گزارشگران آغشته است. به عبارت دیگر، رسانهها فقط یک تسمه نقاله برای حمل نیستند. هر ادراکی دربردارنده نوعی نظریه ایدئولوژی است و هیچ واقعیتی نمیتواند عاری از نظریه و به صورت خام باشد. برای اینکه یک ادراک گزارش شود، به رمزگذاری نیاز دارد. بنابراین، فرآیند دیگری که آغشته به ارزشگذاری است، آغاز میشود و هیچ نویسنده یا گویندهای نیست که از انتخاب کلمات، شیوه و سامان ارائه خبر، بینیاز باشد.(2)
گروه زیادی از اندیشمندان حوزه ارتباطات جمعی، ساز و کارهای بازتولید ایدئولوژی را در گفتارهای رسانهای، بهویژه اخبار مطالعه کردهاند. شماری از آنان با بررسی تطبیقی نشان دادهاند که چگونه رویدادهای واحد، از رسانههای جوامع گوناگون به شیوههای کاملاً متفاوت، بازتاب یافتهاند.(1)
یکی از این پژوهشگران به نام راجر فاولر، در جمعبندی پژوهشهای خود مینویسد:
اخبار مطبوعات، مردم و جوامع مختلف را بهگونهای تبعیضآمیز مقولهبندی میکند و برچسبهای نامرئی یا داوریهای صریح را به آنان منتسب میسازد. این عمل، مربوط به زمینههای ایدئولوژیکی است که در بافتِ آن خبرنگاران و گزینشگران اخبار رشد یافته و آموزش حرفهای دیدهاند.
با توجه به گفته این پژوهشگر، پیشداوریها و قضاوتهای نهان و آشکار متن اخبار رسانههای غربی نسبت به طبقههای خاص مردم، گروهها، نژادها، اقوام غیر اروپایی، با توجه به زمینههای ایدئولوژیک غربی، توجیهپذیر است. بدین ترتیب، مطبوعات غرب از راه برچسبزنی منفی یا مثبت، تبعیض در واگذاری نقشها و معانی به افراد، گروهها و طبقههای گوناگون و نیز از راه بر هم زدن توازن کمّی و کیفی در پوشش خبری مناطق گوناگون جهان، به شکلدهی و بازتولید ایدئولوژی حاکم کمک میکنند. چنین کارکردی، شاید ناخواسته و غیر ارادی باشد، ولی آگاهی یا ناآگاهی پیامآفرینان یاد شده، از
1) علی اصغر محکی، مقاله «ایدئولوژی و جانبداری در اخبار»، فصلنامه پژوهش و سنجش، سال هفتم، ش 27، ص 110.
تأثیر و اهمیت عملکرد آنان بر وضعیت حاکم بر جهان نمیکاهد.(1)
اگرچه باید گفت که این روند، بیشتر بهطور آگاهانه صورت میگیرد و امروزه، گروه زیادی از کارشناسان روابط عمومی، کارگزاران، کارشناسان و بازاریابان خبر، بهطور حرفهای و بر اساس علاقه مشتریان، به کار خبرسازی مشغولند. شرکتهای با تجربه در حمل و نقل کالا، اجناس را به صورت استاندارد، بستهبندی و به صورت کانتینر شده حمل میکنند؛ زیرا از نظر اقتصادی مقرون به صرفه است. امروزه، همین کار درباره خبرها نیز صورت میگیرد. هر دیدار یا گفتوگو میان دولتمردان و نیز سخنرانی یا کنفرانس مطبوعاتی اشخاص مشهور در قالب چارگوش سند یا چهار گوشه اتاق گفتوگو، کالایی استاندارد و قابل حمل است... این خبرها باید فضای سفید اطراف آگهیهای تجاری را پر کنند.(2)
1) همان، ص 111.
2) همان، ص 112. پیشتر نیز اشاره شد که خبرگزاریها، گاهی از انتشار اخباری که به شکلی برای منافع ملی کشورها سودمند است، جلوگیری میکنند یا با جعل خبرهای دروغ، در پی بیهویت کردن اقدام مؤثر این کشورها هستند. یک کشور در حال توسعه درباره رشد تولید ناخالص ملی خود گزارشی منتشر میکند که بیانگر رشد خوب اقتصادی در بخشهای گوناگون است. باانتشار این گزارش، خبرگزاریهای بینالمللی که به شکلی، منافع آن کشور را با منافع کشور متبوع در تضاد میبینند، درصدد بیاثر کردن آثار این خبر در سطح بینالمللی برمیآیند و تلاش میکنند با افرادی از این کشورها مصاحبه و از طریق آنان القا کنند که واقعیت اینگونه نیست.
محدودیت و کنترل انتقال پیام، بدون استثنا در همه نظامهای جهان وجود دارد و مطلق نبودن آزادی آن از مطالب ثابت شده نزد بیشتر اندیشمندان است. با نگاهی به قوانین اساسی برخی کشورها بهویژه قوانین مطبوعاتی و رسانهای آنها، به خوبی میتوان این موضوع را دید.
محدودیتهایی مانند: ممنوعیت نشر اخبار دروغین، به هم زدن امنیت اجتماعی، شکستن احترام، آداب و اخلاق حسنه، اشاعه مفاسد اخلاقی، انتشار قضایای محرمانه مانند دعواهایی که محاکم قضایی لزوم سرّی بودن آن را تشخیص دادهاند، نشر مذاکرههای سرّی مجلس نمایندگان، خبرهایی که به امنیت نظامی ارتباط دارد، تبلیغات و تهییج برای ایجاد نفرت و دشمنی اجتماعی، نژادی، ملی و مذهبی، استفاده از مطبوعات و دیگر رسانهها به منظور ارتکاب جرم، افشای اسرار دولتی یا اسرار ویژه تحت حفاظت قانونی، دعوت به غصب قدرت، شدت بخشیدن به خصومتهای ملی، طبقاتی، اجتماعی و مذهبی، تبلیغ جنگ و نشر هر مطلبی که به نوعی بنیان حکومتها یا آرامش جامعه را بر هم بزند، در قوانین بیشتر کشورها وجود دارد(1)که میتوان آنها را در سه دسته کلی زیر قرار داد:
الف) اسرار نظامی و سیاسی و مطالبی که استقلال و یکپارچگی سرزمینی و امنیت کشور را به خطر میافکند.
1) احمد علی قانع، مقاله «بررسی دیدگاههای فقهی در مورد پیامهای گمراه کننده»، فصلنامه پژوهش و سنجش، سال دهم، ش 35، ص 101.
ب) مسایلی که نظم عمومی و آرامش اجتماعی را تهدید و اخلاق حسنه و عفت عمومی را جریحهدار میکند.
ج) مطالبی که به زندگی خصوصی و احترام و حیثیت افراد و آرامش خانوادگی آنها لطمه میزند.
افزون بر ممنوعیتها و محدودیتهای قانونی بالا که جنبه همیشگی دارند، گاهی هم بهطور استثنایی، ممنوعیتهای موقتی، برقرار و از انتشار برخی اخبار جلوگیری میشود.
در اصول 24 و 175 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به این موضوع توجه شده است. در اصل 24 چنین میخوانیم: «نشریات و مطبوعات، در بیان مطالب آزادند، مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین میکند.» و در اصل 175 نیز چنین آمده است: «در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تأمین گردد».
در قوانین مطبوعاتی کشور نیز موارد گوناگونی وجود دارد که مطبوعات از انتشار آنها منع شدهاند. مواردی مانند:
ـ نشر مطالب الحادی و مخالف موازین اسلامی و ترویج مطالبی که به اساس جمهوری اسلامی لطمه وارد میکند؛
ـ ترویج فحشا و منکرات و انتشار عکسها و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی؛
ـ تبلیغ و ترویج اسراف؛
ـ ایجاد اختلاف میان قشرهای جامعه بهویژه با طرح مسائل نژادی و قومی؛
ـ تشویق افراد و گروهها به ارتکاب اعمالی علیه امنیت، حیثیت و منافع جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج؛
ـ فاش کردن و انتشار اسناد و دستورها و مسائل محرمانه، اسرار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، نقشه و استحکامات نظامی، انتشار مذاکرههای غیرعلنی مجلس شورای اسلامی و محاکم غیرعلنی دادگستری و تحقیقات مراجع قضایی بدون مجوز قانون؛
ـ اهانت به دین مبین اسلام و مقدسات آن و همچنین اهانت به مقام معظم رهبری و مراجع مسلّم تقلید؛
ـ افترا به مقامات، نهادها، ارگانها و هر یک از افراد کشور و توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی که حرمت شرعی دارند، اگرچه از طریق انتشار عکس یا کاریکاتور باشد؛
ـ سرقتهای ادبی و همچنین نقل مطالب از مطبوعات احزاب و گروههای منحرف و مخالف اسلام بهگونهای که تبلیغ آنها باشد و... .
مبانی روزنامهنگاری و خبرنگاری باتوجه به نقش فردی روزنامهنگار و خبرنگار در خدمت به جامعه، بر اخلاق استوار است. شیوههای رفتاری روزنامهنگار در برخورد با رخدادهای اجتماعی میتواند بازتاب گستردهای داشته باشد. باید گفت این مسئله از یک واکنش فردی فراتر است. دریافت نادرست خبرنگار از یک واقعه به عمد یا غیر عمد، در تیراژ گستردهای، میلیونها مخاطب را دربرمیگیرد. به همین دلیل، سرمایه گذاری عظیم گردانندگان وسایل ارتباط جمعی در حکومتهای سلطهگر، با هدف
جهت دادن به افکار عمومی انجام میشود.
نبود اخلاق روزنامهنگاری میتواند در چنین شرایطی، قلم به دستان مطبوعات (رسانهها) را به صورت ابزاری کارآمد در سیر اهداف ویژه و حتی ضد بشری قرار دهد. اخلاق در اصول حرفهای روزنامهنگاری و خبرنگاری به صورت یک عامل بازدارنده، پاسدار حقوق و ارزشهای جامعه و حفظ حرمت مردم و آزادیهای قانونی است.(1)در واقع، اخلاق، در حیطه وظایف و کارکرد مطبوعات و دیگر رسانههای خبری، بخش مهمی از رسالت رسانه را تشکیل میدهد. دریافت و انتقال درست اخبار و رویدادها، افشای کژیها، موضعگیری آشکار نسبت به همه موانعی که بر سر راه رشد و شکوفایی اندیشه و آزادی وجود دارد، بخشی از اخلاق مطبوعاتی را تشکیل میدهد.(2)ناگفته نماند که اصول کلی زیر به عنوان اصول بینالمللی اخلاق حرفهای روزنامهنگاری به وسیله سازمانهای بینالمللی تدوین شده است(3)که به بعضی از آنها اشاره میشود:
1) اسماعیل عباسی و لیلا رستگار، «اخلاق حرفهای و روزنامهنگاران ایرانی» گزارش ویژه، فصلنامه رسانه، سال هفتم، ش 3 (27)، پاییز 1375، ص 12.
2) همان، ص 11.
3) چند سازمان روزنامهنگاری منطقهای و بینالمللی این اصول را در نشستهایی از سال 1978 تا 1983 تهیه و تصویب کردهاند. سازمانهایی چون سازمان بینالمللی روزنامهنگاران، فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران، اتحادیه کاتولیک بینالمللی مطبوعات، فدراسیون روزنامهنگاران عرب، اتحادیه روزنامهنگاران آفریقا، فدراسیون روزنامهنگاران امریکای لاتین، فدراسیون کارگران مطبوعات امریکای لاتین و کنفدراسیون روزنامه نگاران آسیا در تهیه و تدوین این اصول که میتواند اصول پایهای در این زمینه باشد، نقش داشتهاند و تنها فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران، در نشست نهایی این سازمانها که در 20 نوامبر 1983 29 آبان 1362 در پاریس تشکیل شد، شرکت نکرد. (منبع: همان، ص 4)
مردم و افراد حق دارند از طریق اطلاعات دقیق و جامع، به تصویری عینی از واقعیت دست یابند و نظر خود را آزادانه از طریق رسانههای گوناگون فرهنگ و ارتباطات، بیان کنند.
برجستهترین وظیفه روزنامهنگار این است که با وقف صادقانه خویش نسبت به واقعیت عینی، خود را در خدمت حق مردم در راه دستیابی به اطلاعات حقیقی و موثق قرار دهد و بهگونهای رویدادها را در گستره صحیحشان با ترسیم مناسبات اصلی و بدون تحریف و با کاربرد ظرفیت خلاقانه خود انعکاس دهد تا مطالب کافی در اختیار مردم قرار گیرد و بتوانند با استفاده از این مطالب، به تصویری جامع و صحیح از جهان دست یابند؛ جهانی که در آن منشأ، ماهیت و جوهره رویدادها و نیز فرآیند وضعیت امور به عینیترین شکل ممکن قابل درک باشد.
اطلاعات در روزنامهنگاری، نه یک کالا، که یک «خبر اجتماعی» است و این امر به این معناست که روزنامهنگار در مسئولیت انتقال اطلاعات سهیم است. بنابراین، نه تنها در برابر کسانی که رسانهها را کنترل میکنند، بلکه بهطور کلی در برابر مردم پاسخگو باشد. مسئولیت اجتماعی روزنامهنگاری، وی را ملزم میسازد که تحت هر شرایطی، همسو با وجدان اخلاقی خود عمل کند.
نقش اجتماعی روزنامهنگار اقتضا میکند که معیارهای عالی شرافت در این حرفه، از جمله حق روزنامهنگار برای خودداری از کار برخلاف اعتقاد شخصی، حق افشا نکردن منبع اطلاعات و همچنین حق شرکت در روند تصمیمگیری در رسانهای که برای آن کار میکند، محفوظ بماند. شرافت حرفهای، به روزنامهنگار اجازه نمیدهد که رشوه بپذیرد یا برخلاف رفاه عمومی، به ارتقای منافع خصوصی بپردازد. همچنین احترام گذاشتن به داراییهای معنوی و بهویژه پرهیز از سرقت ادبی، جزو اخلاق حرفهای به شمار میآید.
ماهیت این حرفه چنین میطلبد که روزنامهنگار، دسترسی همگان را به اطلاعات و مشارکت مردم را در رسانهها، مشتمل بر حق تصحیح یا اصلاح و حق پاسخگویی ارتقا دهد.
احترام به حق فردی، حفظ حریم و اسرار خصوصی و شئون انسانی که با قوانین ملی و بینالمللی مربوط به حفظ حقوق و شهرت افراد، منع افترا، تهمت، توهین و مخدوش کردن شهرت افراد، هماهنگ است، بخش جداییناپذیر معیارهای حرفهای روزنامهنگار به شمار میآید.
معیارهای حرفهای روزنامهنگار، احترام بایسته را برای جامعه ملی، نهادهای دموکراتیک و عفت عمومی تجویز میکند.
یک روزنامهنگار واقعی در حالی که به شخصیت ویژه، ارزش و شأن هر فرهنگ و همچنین حق انتخاب و توسعه آزادانه نظامهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی به وسیله مردم احترام میگذارد، مدافع ارزشهای عام انسانی و بالاتر از همه، مدافع صلح، دموکراسی، حقوق بشر، پیشرفت اجتماعی و رهایی ملت است. به این ترتیب، روزنامهنگار بهگونهای فعال، باید در تبدیل جامعه به جامعهای دموکراتیکتر مشارکت کند و از طریق گفت و شنود، به ایجاد فضایی آکنده از اعتماد در مناسبات بینالمللی یاری رساند تا صلح و عدالت، تشنج زدایی، خلع سلاح و توسعه ملی در سراسر جهان تحقق یابد. آگاهی روزنامهنگار از مقررات مندرج در کنوانسیونها، بیانیهها و قطعنامههای بینالمللی جزو اخلاق حرفهای به شمار میآید.
تعهد اخلاقی نسبت به ارزشهای عام انسانی، روزنامهنگار را به پرهیز از هر نوع توجیه یا تحریک به جنگهای متجاوزکارانه و مسابقه تسلیحاتی، بهویژه درباره تسلیحات هستهای و پرهیز از همه شکلهای خشونت، نفرت یا تبعیض بهویژه نژادپرستی و آپارتاید، سرکوبگری رژیمهای استبدادی، استعمار و استعمار نوین و همچنین پرهیز از دیگر مصیبتهای بزرگ مضر به حال بشریت نظیر: فقر، سوء تغذیه و بیماریها ملزم میکند. با تعقیب چنین رویهای است که روزنامهنگار میتواند به از میان بردن جهل و سوء تفاهم در میان مردم کمک کند و اتباع یک کشور را درباره نیازها و خواستههای دیگران حساس
سازد و احترام به حقوق و شئون همه ملل، مردم و افراد را بدون در نظر گرفتن نژاد، زبان، ملیت، مذهب و باورهای فلسفی تضمین کند.
بر اساس همین اصول و همچنین اصل آزادی عقیده و بیان و وظیفه بنیادی خبرنگاران در انعکاس واقعیتهای اجتماعی و...، میثاق اخلاق حرفهای روزنامهنگاری که به وسیله _دکتر معتمدنژاد _ارائه شده، وظایف و مسئولیتهای روزنامهنگاران و بهطور کلی، همه دستاندرکاران رسانههای خبری را چنین برمیشمارد:
روزنامه نگار برای آگاهی از وقایع و مسائل اجتماعی و بیان و انتقاد آزادانه آنها، بر مبنای حق همگان برای شناخت حقایق، باید به واقعیتهای عینی توجه کند و اخبار و اطلاعات صحیح و دقیق و مقالهها و تفسیرهای منطقی و منصفانه را در اختیار خوانندگان بگذارد.
در کار روزنامهنگاری، خبر باید به منزله یک خدمت اجتماعی و نه یک کالای بازرگانی، نگریسته شود. به همین سبب، روزنامهنگار در انجام وظایف حرفهای خویش نه تنها در برابر صاحبان و مدیران مطبوعات، بلکه در مقابل جمع وسیع خوانندگان و منافع و مصالح عمومی جامعه نیز مسئولیت دارد و این مسئولیت اجتماعی ایجاب میکند که در شرایط و اوضاع و احوال گوناگون، همیشه بر اساس وجدان اخلاقی خاص خود عمل کند.
روزنامهنگار باید به درستی عمل حرفهای خویش توجه داشته باشد و تنها اخبار و اطلاعاتی را که منشأ و منبع آنها مشخص است، منتشر کند و در صورت لزوم، قید رعایت احتیاط نسبت به صحت آنها را نیز یادآور شود.
سرقت ادبی، مخدوش ساختن متنها و سندها و حذف اطلاعات اساسی مربوط به رویدادها باید همیشه مذموم و مطرود باشد و برای به دست آوردن اخبار و اسناد و عکسها، شیوههای نادرست و غیرقانونی به کار گرفته نشود.
شرافت حرفهای روزنامهنگار ایجاب میکند که از پذیرش هرگونه پاداش مادی غیرقانونی و نامشروع برای پیشبرد منافع خصوصی مغایر با منافع و مصالح عمومی خودداری کند.
روزنامهنگار موظف است شغل روزنامهنگاری را با شغل آگهی بازرگانی یا شغل تبلیغ سیاسی به هم نیامیزد و از آگهیدهندگان، هیچ دستور و پاداش مستقیم و غیرمستقیمی نپذیرد.
آزادی و استقلال حرفهای روزنامهنگاری مستلزم آن است که روزنامهنگار از پذیرش هرگونه فشار و تهدید برای انتشار یا منتشر نکردن مطالب یا تغییر محتوای آنها بپرهیزد و همیشه از خطمشی عمومی هیئت تحریریه و اصول شرافت حرفهای خویش پیروی کند.
روزنامهنگار باید برای کمک به بهرهمندی همگان از اخبار و اطلاعات صحیح و مؤثر، هر مطلب منتشر شدهای را که نادرستی آن مشخص میشود، تصحیح کند و به حق پاسخ خوانندگان و افراد درباره مندرجات و محتویات نشریات احترام بگذارد.
احترام به استقلال و حاکمیت ملی و نظم و امنیت عمومی و همچنین آسایش و سلامت جامعه و دفاع از منافع و مصالح همگانی و نهادهای قانونی حکومت مردمی، از وظایف اجتماعی مهم روزنامهنگار به شمار میرود.
روزنامهنگار باید به اصول و باورهای مذهبی، آداب و سنن قومی و ملی، مبانی اخلاق حسنه و عفت عمومی همیشه احترام بگذارد و از هرگونه گرایش به تبعیض جنسی، نژادی، قومی و تبلیغ خصومتآمیز در این زمینهها و همچنین تشویق و تحریک به جنگ تجاوزکارانه و توسعه طلبانه نسبت به کشورهای دیگر بپرهیزد.
کوشش در راه حفظ صلح و آرامش بینالمللی و همزیستی مسالمتآمیز ملتها، مقابله با گسترش سلاحهای هستهای، شیمیایی و میکروبی، جلوگیری از آلودگی محیط زیست و مبارزه علیه سلطه فرهنگی و ارتباطی جهانی نیز در رسالت روزنامهنگار مقام برجستهای دارد.
روزنامهنگار باید برای ارزشهای جهانی بشریت و از جمله اصول دموکراسی، حقوق بشر، توسعه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشورها و پشتیبانی از جنبشهای آزادیبخش و همچنین گوناگونی فرهنگها، احترامی خاص قائل شود و برای تنشزدایی در روابط منطقهای و بینالمللی و کمک به گفتوگوی فرهنگها و تمدنها، از هیچ کوششی دریغ نورزد.
احترام به حیثیت شخصی و زندگی خصوصی افراد، پرهیز از توهین و تهمت زدن به اشخاص، حمایت ویژه از حقوق کودکان و نوجوانان و جلب کمک به سالمندان و بیماران و نیازمندان نیز از وظایف مهم روزنامه نگاران به شمار میرود.
تفاوت قانون و اخلاق
نکته مهم درباره اصول اخلاقی مطرح شده این است که نزدیکی این اصول با قوانین حقوقی موجود در مورد فعالیت رسانههای خبری نباید این توهم را به وجود آورد که با وجود قانون، دیگر نیازی به اصول اخلاقی نخواهد بود و میتوان تمام ضرورتها و بایستههای کار خبری را به صورت قانون در آورد و جنبه حقوقی به آن بخشید؛(2)زیرا پیداست که هر یک از قوانین و اخلاقیات،
1) نک: کاظم معتمدنژاد، مقاله «میثاق اخلاق حرفهای روزنامهنگاری»، فصلنامه رسانه، سال نهم، ش 2، تابستان 1377، ص 86.
2) حقوق و اخلاق، با وجود همبستگی و ارتباط کامل، مفهومی واحد ندارند و از پارهای جهات با هم متفاوتند. همین تفاوتهاست که لزوم وضع قوانین را در کنار قواعد اخلاقی نشان میدهد همانگونه که با وجود قانون، از اخلاق هم بینیاز نیستیم. هدف از اخلاق، اصلاح عیبهای شخص و ایجاد جامعه فاضله است و بر وجدان و افکار باطنی نیز حکومت میکند، ولی حقوق به حفظ صلح و نظم در اجتماع بیش از پاکی روح و حسن نیت توجه دارد. مقصود از قواعد حقوقی این است که در روابط اجتماعی، نظم و عدالت نسبی برقرار شود، هر چند که در این راه، اخلاق نیز رعایت نشده باشد. تفاوتی که میان هدف اخلاق و حقوق وجود دارد و همچنین اشکالهای مربوط به فنون قانونگذاری و اجرای آن، سبب شده است که قلمرو این دو نیز یکسان نباشد. برای مثال، دروغگویی در اخلاق ناپسند است، ولی حقوق تنها در شرایط خاصی برای آن مجازات معین میکند. قواعد حقوقی، ضمانت اجرای مادی و اجتماعی دارد و قانونگذار به انواع وسایل، اشخاص را ناگزیر به اطاعت از آنها میسازد، در حالی که ضمانت اجرای قواعد اخلاقی، فقط جنبه درونی و مذهبی دارد و مکافات بیاعتنایی به آن پاداش در جزا یا تأثر وجدان شخص است. با این حال، با وجود جدایی قواعد حقوقی و اخلاقی، هنوز هم اخلاق را باید مهمترین منبع حقوقی به شمار آورد؛ زیرا قانونگذار خواه ناخواه، از نفوذ اخلاق محیط خود مصون نیست و ناچار است برای حفظ نظم و تأمین اجرای قانون، قواعد اخلاقی جامعه را رعایت کند و تا حد امکان به کاری فرمان دهد که مردم نیز آن را نیکو میشمارند و عادتی را نهی کند که وجدان عمومی هم از آن گریزان است. نک: حمید مقدمفر، مقاله «اخلاق حرفهای و قوانین مطبوعاتی»، فصلنامه رسانه، سال هفتم، ش سوم، پاییز 1375، ص 88.
کارکرد خاص خود را دارد و به هیچ روی نمیتوان یکی را جایگزین دیگری دانست. درباره موضوع مورد بحث باید گفت «اخلاقیات رسانهای اگر از طریق قانون اعمال شود، معیارهای روزنامهنگاری را نزد کسانی که گرفتار قانون شدهاند، تضعیف میکند؛ [زیرا] هدف از وضع قوانین دو چیز است: تنبیه متخلف بهگونهای که یاد بگیرد خلاف را دیگر تکرار نکند و بازداشتن دیگران از ارتکاب خلاف، از طریق تنبیه متخلف. اگر از قانون اخلاقیات رسانهای تخلف شود و به این سبب تنبیهی صورت بگیرد، تضمینی وجود ندارد که در آینده تکرار نشود. روزنامهنگارانی هم که میبینند دوست آنها به دلیل نقض اخلاقیات رسانهای تنبیه میشود، معلوم نیست که همان جرم را مرتکب نشوند. آن عده از کارکنان رسانهها که به دلیل تخلفات اخلاقی مورد تعقیب قرار گرفتهاند، به جای آنکه به اخلاقیات روزنامهنگاری به عنوان یک ویژگی مثبت بنگرند که رعایتش برای روزنامهنگار ضروری
است، صرفاً از شکستن قانون اجتناب میورزند تا بار دیگر دچار زحمت نشوند. [به عبارت بهتر، ]احتمال نمیرود که تعقیب قانونی بتواند همان تغییر فکری را سبب شود که از طریق متقاعد کردن متخلفان میتوان بدان دست یافت؛ یعنی باید متخلفان را متقاعد کرد که خطای آنها در حرفه روزنامهنگاری از خطای ایشان نسبت به حکومت بزرگتر است».(1)
1) اف. پی. کاموسا، مقاله «اخلاق حرفهای یا قانون اصول اخلاقی»، فصلنامه رسانه، سال هفتم، ش 3، پاییز 1375، ص 37.
اخلاقیات رسانهای اگر از راه قانون اعمال شود، سبب میشود که روزنامهنگاران به جای وفاداری به حرفه روزنامهنگاری، به دولت وفادار شوند. سپس به تدریج، این تصور غلط در روزنامهنگاران پدید میآید که با تخلف از قوانین مربوط به اخلاقیات رسانهای، خطایی در حق دولت مرتکب شدهاند، در حالی که آنچه باید مایه نگرانی آنها باشد این است که با پایبند نبودن به اخلاقیات، به حرفه روزنامهنگاری، آسیب جبرانناپذیری میرسانند. افزون بر این، بسیاری از معیارهای اخلاقی در روزنامهنگاری، در همه جای دنیا معمول نیستند. حتی برخی پژوهشگران نظیر دیکسون (Dickson) ادعا میکنند نبود توافق جهانی بر سر هنجارهای اخلاقی از مشخصههای روزنامهنگاری هست و خواهد بود. در نتیجه، بسیاری از مقررات اخلاقی که در این مورد وضع شدهاند، در بهترین شکل خود، تنها رهنمودهای هنجاری هستند که مبتنی بر هیچ فلسفه اخلاقی مشترکی نیستند و روزنامهنگاران، بسته به موقعیت، به شکلی ویژه با آنها روبهرو میشوند. تصویب قوانین گسترده برای اعمال چنین هنجارهایی که دوام و مقبولیت آنها مورد تردید است، بسیار غیر عملی است.(1)
مراعات اخلاقیات روزنامهنگاری ـ اگر قانون آن را تحمیل کرده باشد ـ نه تنها آزادی مطبوعات را کاهش میدهد، بلکه به عزت نفس روزنامهنگاران نیز لطمه میزند. عزت نفس سبب میشود که یک روزنامهنگار باور کند که میتواند آزادانه، کاری انجام دهد، کاری سودمند و از نظر اجتماعی برجسته. حتی وقتی این آزادی به مشکلی میانجامد و روزنامهنگار را به دردسر
1) همان، ص 38.
میاندازد، عزت نفس او هنوز آسیب ندیده است؛ زیرا میداند کاری انجام داده است و شخصاً در برابر آن مسئولیت دارد.(1)
از سوی دیگر، پدیده اخلاقی که اخلاقیات روزنامهنگاری زاییده آن است، در سه مقوله مشخص و کاملاً وابسته به هم بررسی میشود. این سه عبارتند از: قضاوت اخلاقی، عاطفه اخلاقی و اراده و اختیار اخلاقی. وقتی که قانون به شکلی مشخص، روزنامهنگار را از اجرای اعمالی به ظاهر غیراخلاقی باز میدارد، به سختی میتوان گفت که چیزی از قضاوت اخلاقی برای آن روزنامهنگار باقی میماند. به دیگر سخن، باید گفت قانونگذار پیشتر به جای او قضاوت کرده است. وقتی خبرنگار، آن مقررات اخلاقی را که برای خود او ارزش دارد، زیر پا میگذارد، بیشک، پیآمدهای عاطفی قضیه مثل پشیمانی یا ملامت درون، از جنبه مسئولیتپذیری و حیثیتی، شدیدتر از ترس از تنبیه یا حالت شرمساری است که معمولاً به یک قانونشکن دست میدهد.(2)
رعایت اخلاقیات روزنامهنگاری، مثل همه اخلاقیات، مبتنی بر ارزشها، فضیلتها و اصول است. اصول، رهنمودهایی کلی هستند که درست یا نادرست بودن موضوعها را مشخص میکنند، در حالی که ارزشها، چه اخلاقی و چه غیر اخلاقی مشخص میکنند چه چیزی خوب و چه چیزی بد است. فضایل، آن دسته از ویژگیهای شخصیتی یا وابسته به منشِ شخصی
هستند که به فرد کمک میکنند تا به اصول یا یک نظام اخلاقی وفادار بماند یا به آنها توجه کند.
اصولی که قانون مبتنی بر آنهاست، در تعیین درست یا نادرست بودن موضوعها، لزوماً منطقی نیستند. در قانون از میان دو امر درست، یکی ممکن است به شکلی دلخواهانه، نادرست به شمار آید و دیگری بدون هیچ استدلال منطقی، درست نامیده شود. کسانی که قرار است از قانون پیروی کنند، نباید به معقول بودن آن توجهی داشته باشند: وظیفه آنها فقط پیروی از قانون است.(1)
در اخلاقیات روزنامهنگاری، بیشک مثل همه انواع اخلاقیات، گزینش، همواره امری روشن نیست. گزینش همیشه میان دو شیوه درست و غلط صورت نمیگیرد. گاهی گزینش باید میان دو شیوه درست یا دو شیوه نادرست انجام شود و روزنامهنگار ناچار است آن را که صحیحتر است یا آن را که کمتر غلط است، انتخاب کند. در قوانین مربوط به اخلاقیات روزنامهنگاری به این حالتها توجه نمیشود.(2)
وقتی اصول اخلاقی روزنامهنگاری از سوی قانون تجویز شوند، بسیاری از روزنامهنگاران از آنها دفاع نمیکنند و آنها را اموری تحمیلی از سوی دولت میپندارند. در نتیجه، اندیشه حفظ اصول در آنها پدید نمیآید؛ زیرا روزنامهنگار فقط از قانون پیروی میکند؛ قانونی که تأیید کننده اصولی است که لزومی ندارد روزنامهنگار حتی به آن اصول اعتقاد داشته باشد. در قوانین
مربوط به اخلاقیات رسانهای، به روزنامهنگار فرصت داده نمیشود تا پیش از اطاعت از یک قانون خاص، ارزشهای آن را ملاحظه کند. به هر حال این امر، در صورتی که خبرنگار دریابد ارزش یا ارزشهای منتسب به اطاعت از یک قانون ویژه در زمینه اخلاقیات رسانهای از نظر منطقی قابل دفاع نیست، چندان کمکی به او نمیکند.
ارزشها تنها وقتی ارزشمندند که آگاهانه و هوشیارانه در پی آنها و خواهان دستیابی به آنها باشیم. به بیان دیگر، اعتقاد به ارزشها، به زور رعایت قانون، ارزشی ندارد. افزون بر این، ارزشهای روزنامهنگاری بهویژه ارزشهایی که ربطی به مسائل اخلاقی ندارند، مثل همه ارزشهای انسانی که به یک عمل اخلاقی ویژه منتسب شدهاند، تا ابد ثابت و پایدار نیستند. آنها معمولاً در پی تغییر شرایط، دگرگون میشوند. ارزش منتسب به یک قانون اخلاقی خاص، تا ابد با آن همراه نخواهد بود.(1)
تصمیمگیریهای اخلاقی در روزنامهنگاری به شکل جداییناپذیری با آزادی مطبوعات گره خورده است. خبرنگاران با پیروی از روزنامهنگاری اخلاقی سبب پیشبرد آزادی مطبوعات میشوند. آزادی مطبوعات؛ یعنی آزادی در خدمت به اجتماع، نه مجوزی برای اینکه روزنامهنگار بدون توجه به نیازهای جامعه، خواستههای خود را انجام دهد. روزنامهنگار، گرچه فکر میکند آزاد است که هر کاری را انجام دهد و هرچه را خواست گزارش کند، ولی این آزادی را ندارد که به تمامی جامعه یا افراد آن صدمه بزند.
1) همان.
روزنامهنگاران، آزاد نیستند که به هنجارهای اجتماعی توهین کنند؛ شایستگی و نزاکت را زیر پا نهند؛ آگاهانه، دروغهای فاحش بگویند؛ گزارشهای نادقیق بدهند؛ در گزارشهای خود غرضورزی داشته باشند؛ رشوه بگیرند و گزارشهای مغرضانه تهیه کنند؛ بدون ضرورت به حریم خصوصی افراد تجاوز کنند؛ بدون رضایت منابع خبر، نام آنها را فاش کنند؛ خبرهای نیمه پخته به مردم تحویل دهند؛ آسوده بنشینند و خبرهای مورد نیاز مردم را در اختیار آنها قرار ندهند و... . همه این شرایط را نمیتوان به شکل مطلوب در پوشش قانون قرار داد، ولی خبرنگاران حرفهای میدانند که رعایت نکردن این موارد برابر است با خطر از دست دادن افتخار، احترام و اعتباری که بدون آن، خبرنگاران نمیتوانند در کار خود به اندازه کافی موفق باشند.(1)
روزنامهنگاری مبتنی بر اخلاقیات، در کلیت خود تنها زمانی تحقق مییابد که روزنامهنگاران ـ چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی ـ خود را متعهد بدانند که در هر وضعیتی درست عمل کنند. قوانین رسانهای تنها میتواند به اِعمال برخی رفتارهای قانونی در میان گروهی از روزنامه نگاران منجر شود. حتی در این صورت هم، موفقیت قانون، به اشتیاق روزنامهنگاران در استفاده از این قوانین به عنوان راهنمای رفتار روزنامهنگاری بستگی دارد.(2)
همانگونه که اشاره شد، فرآیند توجه به اخلاق و معیارهای اخلاقی، در حرفه خبرنگاری و روزنامهنگاری، به تدوین «اصول بینالمللی اخلاق حرفهای روزنامهنگاری» انجامید. باید گفت هر کسی که به این حرفه وارد میشود، با آگاهی یافتن از این اصول، خود را ملزم به رعایت آنها خواهد دانست. این اصول همچنان که از واژه «حرفهای» نیز دریافت میشود، بیشتر یک مسئله صنفی و حرفهای است؛ یعنی رعایت آنها بیشتر از منحرف شدن خود حرفه، جلوگیری و برخی انتظارها را نیز برآورده میکند که بسیار ضروری هم هست. درباره دیگر حرفهها هم میتوان به چنین اصولی ـ نوشته یا نانوشته ـ دست یافت، ولی واقعیت این است که موضوع اخلاق را در سطحی بالاتر و کیفیتی برتر نیز میتوان جستوجو کرد؛ یعنی اخلاق را از مقوله ملکه نفسانی که مبدئی درونی و پالاینده دارد، بدانیم که در حقیقت چنین است.(1)مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر آیه 4 سوره قلم(2)به همین نکته اشاره میکند و میگوید:
کلمه خلق به معنای ملکه نفسانی است که افعال بدنی مطابق اقتضای آن ملکه به آسانی از آدمی سرمیزند. حال چه اینکه آن ملکه از فضایل باشد، مانند عفت و شجاعت و امثال آن و چه از رذایل مانند حرص و جبن و امثال آن، ولی اگر مطلق ذکر شود، فضیلت و خلق نیکو از آن فهمیده میشود.
راغب میگوید:
کلمه خلق چه با فتحه خاء خوانده شود و چه با ضمه آن، در اصل به یک معنا بوده... و لکن در اثر استعمال بیشتر، فعلاً چنین شده که اگر با فتحه اول استعمال شود، معنای صورت ظاهر و قیافه و هیئت را که با بصر دیده میشود، میرساند و اگر به ضمه خاء استعمال شود، معنای قوا و سجایای اخلاقی را که با بصیرت احساس میشود، افاده میکند.(1)
بنابراین، اخلاق، امری است که در آغاز باید از درون خودِ فرد بجوشد و آنگاه در همه اعمال او ـ چه فردی و چه اجتماعی ـ نمود پیدا کند، ولی اینکه چه چیزی و چه نیرویی سبب این جوشش درونی شده و فرد را به فضایل اخلاقی، آراسته و از پلیدیهای اخلاقی دور میکند، بحثی است که هر یک از مکتبهای انسانشناسانه، دیدگاههای متفاوتی درباره آن مطرح کردهاند.(2)آنچه اسلام به عنوان زمینه اصلی آراستگی به اخلاق
الهی مطرح میکند، احترام به فطرت پاک انسانی و احساس عزت و کرامت نفس است. به تعبیر استاد مطهری: «تمام اخبار اسلامی [در باب اخلاق] یک فلسفه خاص دارد و اخلاق در اسلام بر محور خودشناسی و احساس کرامت در خود واقعی است و اخلاق اسلامی بر اساس این پایه بنا شده است».(1)
در واقع، همین احساس ارزشمندی و والایی است که انسان را از غلتیدن به وادی شهوتها و پستیها باز میدارد و او را به کسب نیکیها و پاکیها تشویق میکند. به تعبیر امام علی (ع): «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهوته؛کسی که نفسش در نظرش کریم و عزیز باشد، آن را با ناپاکیها و آلودگیها خوار و حقیر نمیکند».(2)
از سوی دیگر، باید توجه داشت که اصیلترین و نابترین عامل به وجود آورنده احساس بزرگی و کرامت نفس در آدمی، باور استوار به وجود خدای بزرگ و یگانگی ذات حق تعالی است. به عبارت دیگر، درباره اخلاق، فضایلی، حقیقت، اصالت و دوام دارند که از توحید سرچشمه گرفته باشند. توجیه و تبیین این مطلب را مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر آیههای 22 تا 24 سوره یوسف،(3)با بیانی مفصل و مستدل مطرح کرده است که برای پرهیز از طولانی شدن کلام، از بیان همه مقدمات مطرح شده میپرهیزیم و به همین عبارت ایشان بسنده میکنیم:(4)فضایل اخلاقی هم [چه رسد به قوانین اجتماعی
1) مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، تهران، انتشارات صدرا، 1369، ص 179.
2) محمد محمدی ریشهری، میزان الحکمة عربی، بیروت، مرکز الاعلام الاسلامی، ج 10، ص 147. روایات مشابه را نیز میتوان در همین منبع دید.
3) «وَ راوَدَتْهُ الَّتی هُوَ فی بَیْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ اْلأَبْوابَ وَ قالَتْ هَیْتَ لَکَ قالَ مَعاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبّی أَحْسَنَ مَثْوایَ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الظّالِمُونَ»* وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأی بُرْهانَ رَبِّهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ».
4) علاقهمندان حتماً به تفسیر کامل آیههای یاد شده مراجعه کنند. بهویژه بحثی را که علامه با عنوان «قانون و اخلاق کریمه و توحید» مطرح کرده است با دقت بخوانند.
و بشری] به تنهایی در تأمین سعادت اجتماع و سوق انسان به سوی صلاح عمل کافی نیست، مگر وقتی که بر اساس توحید تکیه داشته باشد و مردم ایمان داشته باشند به اینکه عالم ـ که انسان جزئی از آن است ـ آفریدگار و معبودی دارد یکتا و ازلی و سرمدی که هیچ چیز از علم و احاطه او بیرون نیست و قدرتش مقهور هیچ قدرتی نمیشود. خدایی است که همه اشیا را بر کاملترین نظام آفریده، بدون اینکه به یکی از آنها احتیاجی داشته باشد و به زودی خلایق را به سوی خود بازگردانیده، به حسابشان میرسد. نیکوکاران را به احسانش، پاداش و بدکاران را به بدیشان، کیفر داده، آن را مخلّد در نعمت و این را مخلد در عذاب میکند و این، خود، روشن است که وقتی اخلاق بر چنین عقیدهای اتکا داشته باشد برای آدمیان جز مراقبت رضای خدا همّتی باقی نمیماند. در آن صورت، تمامی همّ آدمی این میشود که یکیک کارهایش مورد رضای خدا باشد و چنین مردمی از داخل دلهایشان، رادعی به نام «تقوا» دارند که از ارتکاب جرم جلوگیرشان میشود و اگر اخلاق از چنین اعتقادی سرچشمه نگیرد، برای آدمی در کارهای حیاتیاش، هدفی جز تمتع به متاع دنیای فانی و التذاذ به لذایذ حیات مادی باقی نمیماند. نهایت چیزی که بتواند زندگی او را عادلانه و او را وادار به حفظ قوانین اجتماعی خود کند، این فکر است که اگر من این قوانین را رعایت نکنم و ملزم به آن نباشم، اجتماع من متلاشی گشته و در نتیجه، زندگی خودم هم متلاشی میشود. پس لازم است که من پارهای از مشتهیاتم را به خاطر حفظ جامعه صرفنظر کنم، تا به پاره
دیگر آن نایل شوم که اگر چنین کنم، هم به بعضی از آرزوهایم میرسم و هم اینکه مردم، مادام که زندهام، مرا مدح و تعریف میکنند و نام من در صفحات تاریخ با خطوطی طلایین باقی میماند.
امّا مسئله مدح و تعریف مردم البته تا حدی مشوّق هست و لکن تنها در امور مهمی که مردم از آن آگاه میشوند، جریان دارد، برخلاف امور جزئی و شخصی یا امور مهمی که مردم خبردار نشوند و امّا مسئله خطوط طلایی تاریخ و نام نیک، آن هم غالباً در مواردی صورت میگیرد که پای از جان گذشتگی و فداکاری در میان بیاید، مانند کشته شدن در راه وطن و یا بذل مال و صرف وقت در ترفیع مبانی دولت و امثال آن و چنین فداکاری از کسانی سرمیزند که به حیات دیگری ماورای این زندگی معتقد باشند و کسی که چنین اعتقادی ندارد، جز به یک عقیده خرافی، دست به چنین فداکاری نمیزند؛ زیرا با نبود اعتقاد به یک زندگی دیگر، هیچ عاقلی از جان خود نمیگذرد تا بعد از او، نامش را به نیکی یاد کنند؛ چون او بعد از مرگ وجود ندارد تا از آن مدح و ثنا و یا هر نفع دیگری که تصور شود، برخوردار گردد...».(1)
بنابراین، میبینیم که حتی برای رعایت تعهدات اخلاقی و حرفهای که به عنوان میثاق یا سوگندنامه و چیزهایی از این قبیل در مورد برخی حرفهها مطرح میشود، باز هم این اعتقاد به توحید است که بالاترین ضمانت اجرا را فراهم میسازد. باید گفت توحید و پیآمد آن؛ یعنی باورداشت اخلاق الهی از
1) تفسیر المیزان، ج 21، صص 251 و 252.
دو جنبه دیگر نیز فرد را در اجرای صحیح وظایف و مسئولیتهای خویش یاری میکند.
اول اینکه در چنین چارچوبی، کار و فعالیت اجتماعی تنها برای حضور اجتماعی یا به دست آوردن درآمد و گذران زندگی نیست و مفاهیمی همچون تعهد و مسئولیت اجتماعی، مغشوش نبودن، مفید بودن، صداقت و... را هم میتوان و باید در آن سراغ گرفت. به عبارت دیگر، یکی از مظاهر اعتقاد و باور به خدای قادر یکتا در عرصه زندگی اجتماعی آدمی، این است که نقش اجتماعی خویش و از جمله کار و کسب خود را در بهترین و صحیحترین شکل ممکن به انجام برساند و حتی برای به دست آوردن مقدمات آن نیز بسیار بکوشد؛ زیرا در ورای مسئولیت فرد در برابر دیگران، مسئولیت بزرگ او در برابر مالک یکتای جهان است.
پیداست که این موضوع بهویژه در مسئولیتها و فعالیتهایی که با فکر و روح و سرنوشت انسانها در ارتباط است، اهمیت بیشتری دارد و انسان موحد در چنین موقعیتهایی یا بیشترین آگاهی و توانمندی را در خود ایجاد میکند یا از پذیرش ورود در آن میپرهیزد.
یکی دیگر از دلایل مؤثر واقع شدن باورداشت اخلاق الهی در اجرای صحیح کارها، به سبب تأثیری است که تقوای الهی در روشنبینی و صفای باطن آدمی دارد؛ زیرا بنابر نص صریح قرآن کریم، تقوای الهی که بالاترین مرتبه خودسازی و سلوک اخلاقی است، سبب هدایت و روشنبینی و درک صحیح از واقعیتها خواهد بود. برای مثال، خداوند در آیه 29 سوره مبارکه انفال میفرماید که ای اهل ایمان! اگر تقوای الهی را پیشه کنید، خدا به شما
فرقان میبخشد. توضیح فرقان این است که به شما دیده بصیرت میدهد تا با نور باطن خود، حق را از باطل تشخیص دهید و راه سعادت و شقاوت و نفع و ضرر دنیوی و اخروی را از هم جدا کنید.
استاد مطهری نیز در این باره میگوید:
یک تجربه در جلو چشم صدها نفر واقع میشود، ولی آیا همه آنها به یک نحو از آن تجربه استفاده میکنند؟ البته نه؛ استفاده هر کدام بستگی دارد به دو چیز. یکی، میزان عقل و علم و هوش و ذکاوت هر کدام از آنها و دیگری، میزان صفا و خلوص نیت و طهارت و پاکی روح آنها. قرآن کریم میفرماید: «کسانی که در راه ما (یعنی راه رسیدن به حقیقت و خیر و سعادت) مجاهده میکنند و از روی صدق گام بردارند، ما روی عنایت و لطف عمیمی که داریم، به هر مستعدی به اندازه استعدادش فیض و رحمت میرسانیم، او را هدایت و راهنمایی میکنیم. ما به او روشنی و بصیرت میدهیم که بهتر ببیند و بهتر درک کند و بهتر قضاوت کند.»(1)در آیه دیگر میفرماید: «آیا آن کس که روحی مرده داشت و ما او را زنده ساختیم و نوری به او دادیم که با آن نور در میان مردم حرکت کند و معاشرت نماید، با آن نور با مردم برخورد کند، با آن نور، روابط اجتماعی خود را با دیگران تحت نظر بگیرد، آیا اینچنین آدم روشن با آن کسی که عناد و لجاج و سایر صفات رذیله، او را تیره و تاریک کرده است و در تاریکی گام برمیدارد، در میان شک و حیرت و تردید و اضطراب گرفتار است و راه بیرون شدن را نمیداند، آیا این دو نفر مساوی با یکدیگرند؟(2)این است که بزرگان و پیشوایان دین و اخلاق گفتهاند تا انسان
1) «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ». عنکبوت: 69
2) «أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُورًا یَمْشی بِهِ فِی النّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْکافِرینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ» انعام: 122
روشنبین نباشد، راه سعادت خودش را پیدا نمیکند و تا دودهای آتش حسد و کینه و خودپرستی و تکبر و دیو صفتی و سایر صفات رذیله را از بین نبرد، نورافکن عقلش نمیتواند راه را بر او روشن کند.(1)
با این وصف باید گفت تمسک به تقوا و اخلاق الهی، یگانه راه روشنبینی و هدایت و سعادت است. بنابراین، به دست آوردن آن برای کسانی که بهگونهای در جایگاه تعلیم و تربیت، آموزش و اطلاعرسانی یا هدایت و راهنمایی دیگران هستند، فریضهای واجب و بسیار ضروری است؛ زیرا کسی که خود در مسیر هدایت نیست، چگونه میتواند هدایتگر دیگران باشد.(2)
پس بهطور خلاصه میتوان گفت آنگاه که سخن از اخلاق خبرنگاری در یک جامعه اسلامی به میان میآید، امری فراتر از اصول یا میثاقهای بینالمللی اخلاق حرفهای منظور نظر است؛ امری که به سبب ریشه داشتن در توحید و وحدانیت ذات حق، همه جنبههای مادی و معنوی این حرفه را دربرمیگیرد و خبرنگار مسلمان را همانگونه که به بالاترین سطح ممکن اخلاق فردی و اجتماعی فرا میخواند، به رعایت اصول حرفهای و به دست آوردن تخصص کافی هم ملزم میسازد.(3)بر این اساس، خبرنگار مسلمان باید پیش از هر چیز
1) مرتضی مطهری، اندرزها و حکمتها، تهران، صدرا، 1369، ص 172.
2) ذات نایافته از هستیبخشکی تواند که شود هستیبخش
3) برخی صاحبنظران حسن پوشنگر معتقدند که ویژگیهای خبرنگار مسلمان را باید در دو بخش بررسی کرد: 1. ویژگیهای حرفهای (به معنای عام): الف) کسب مهارت: از آنجا که خبرنگار بنا به وظیفه خود اهل قلم است، باید آگاهیهای ادبی، سیاسی و اجتماعی داشته باشد. پس از آن، قدرت نگارش و آشنایی با فرهنگ و ادب از ضرورتهای دیگر است که با تجربه به دست میآید. یکی دیگر از صفات مهم، شجاعت است که با خشونت تفاوت دارد. ب) صدق و کذب: امانتداری حکم میکند امانت را به صاحب آن بسپاریم. بنابراین، یک خبرنگار نباید به واسطه ترس از کذب خبر، سکوت اختیار کند تا از وسوسه صدق و کذب مبرا باشد. بلکه باید امانترسان باشد؛ زیرا دایره تحریف از دروغ تا کتمان است... . بیماریهای اهل قلم از کذب و دروغ تا تحریف، نان به نرخ روز خوردن، تظاهر تا ایجاد تشنج، همه و همه از این بیماری ریشه میگیرد. ج) توجه به ژرف ساخت خبر: رسالت خبرنگار در ثبت وقایع، آن گونه که هست و نه آنچنان که او میخواهد، از مهمترین وظایف است. هنر آن نیست که چشمان ظاهربین میبینند، بلکه کنکاش و ثبت خبر از مجموعهای است که خبر را ساخته و به پیدایش حادثهای انجامیده که ارزش خبری یافته است. د) تفکیک خبر از توصیف: بیشتر چالشهای خبرنگاری و برانگیختن احساسات نادرست از آنجا سرچشمه میگیرد که خبرنگار به جای نقل خبر از مکشوفات قلبی اشخاص، به توصیف گوینده بسنده کرده است. خلط توصیف و اخبار لزوماً به خلط کلمات محدود نمیشود، بلکه گاهی با کنار هم نهادن در خبر و ایجاد یک واسطه ناپیدا در آنها نوعی توصیف به خواننده القا میشود. 2. ویژگیهای ممتاز خبرنگار مسلمان (به معنای خاص): الف) حوزه مبانی نظری ـ زاویه دید و مکتب فلسفی: از آنجا که انسانها فارغ از دخالت بینش خاص اعتقادی و سیاسی خود در انتخاب خبر نیستند، رهایی از تعارض «توجه به دیدگاهها» و «امانت داری» در انتقال پیام، از هنرهای خبرنگار صدیق است. ـ اتخاذ استراتژی خبری: با توجه به قدرت خبرنگار در قلب واقعیات، باید صدق در خبر مورد نظر باشد. در این راه، داشتن سیاست خبری، تلاش خبرنگار را به یک فرآیند خاص تبدیل میکند که غایتمندی خاص آنها به عمل او ارزش ویژهای میبخشد. ب) حوزه اخلاق عملی ـ ملکه امانت: خبرنگار مسلمان باید در نقل امانت خبری، همّت به خرج دهد و بی هیچ دخل و تصرف غیرمشروعی، آن را به خوانندگان تحویل دهد. ـ ملکه عدالت: این ویژگی، خبرنگار را مانند قاضی در امان نگه میدارد تا از روی ترحم و یا تطمیع، فریفته نشود. این دو خصلت، سرچشمه تمامی ویژگیهای یک خبرنگار مسلمان است. نک: اخلاق مطبوعاتی را نهادینه کنیم گزارش، صص 91 و 92.
به این باور دست یابد که حرفه او نقش مهمی در آگاه کردن مردم، تکمیل اطلاعات، شکلدهی و جهتدهی به دیدگاههای آنها دارد و این باور را در تمام مراحل کار خود در نظر بگیرد. از سویی، او باید بکوشد تا به برداشتی جامع و صحیح از نظام هستی و نقش و موقعیت انسان در این جهان دست یابد تا وظیفه اطلاعرسانی و آگاهیدهی به مردم را در همان چارچوب به انجام برساند و به این وسیله، افراد را در اجرای وظایف واقعی خود و رویارویی صحیح و مناسب با مشکلاتی که بر سر راه خود میبینند، یاری رساند؛(1)چون کسی که عالم به زمان خویش باشد، دچار شبهه و تردید
1) علامه محمد حسین فضل الله، در مقاله «جستاری در ویژگیهای عمومی اطلاع رسانی» آورده است: «اطلاعرسانی اسلامی، بیانگر روش خاصی در مسیر اطلاعرسانی، برآمده از روش اسلام دراندیشه و عمل و موقعیت انسان در رویارویی عقیدتی برای حرکت زندگی است. چنانکه در اجزای گوناگون خود، همه اهداف اسلامی و واقعیتها را در برگیرد، چه در پیوند با اصل اسلام به مثابه دین و راه و روش زندگی، چه با انگیزش واقعیت در گستره مفاهیمی که با انگارههای عدل و آزادی و برابری و خیر فراگیر برای همه مردمپیوند مییابند... . کانونهای اصلی که واژههای قرآنی حاوی مفاهیم مربوط به نقش اطلاعرسانی در آگاهیبخشی به انسان در آن تمرکز مییابد، کدامند؟ در این مورد به واژههایی مانند: «تذکیر»، «ذکری» و دیگر مشتقات این ماده برمیخوریم...؛ زیرا از دیدگاه قرآن، علت گرایش انسان به کفر و انحراف و ستمگری و سلطهطلبی، غفلت او از حوزههای ایمان و پایداری و سلوک عارفانه و ارزشگذاری به انسانهاست و این به علت فرو رفتن در ویژگیهای خود، خودخواهیها و امور مربوط به دیگران است که انسان از توجه به حقایق امور بازمیماند. بنابراین، پیامبر وظیفه دارد سخن هدایتگر، معنویتبخش و آگاهی بخش خود را بگوید و انسان را در هنگام مناسب به فراسوی امور واقعی رهنمون شود تا از این [ آگاهی ] برای دگرگونی شرایط و بهینه کردن سلوک و راه سپردن در جهت درست سود جوید. هر دعوت کننده به اسلام و هر کس که با سخنان و واژهها برای ایجاد دگرگونیهای فردی یا اجتماعی میکوشد، چنین وظیفهای بر عهده دارد». علامه محمدحسین فضلالله، فصلنامه پژوهش و سنجش، سال دهم، ش 35، پاییز 1382، صص 58 ـ 61.
به این باور دست یابد که حرفه او نقش مهمی در آگاه کردن مردم، تکمیل اطلاعات، شکلدهی و جهتدهی به دیدگاههای آنها دارد و این باور را در تمام مراحل کار خود در نظر بگیرد. از سویی، او باید بکوشد تا به برداشتی جامع و صحیح از نظام هستی و نقش و موقعیت انسان در این جهان دست یابد تا وظیفه اطلاعرسانی و آگاهیدهی به مردم را در همان چارچوب به انجام برساند و به این وسیله، افراد را در اجرای وظایف واقعی خود و رویارویی صحیح و مناسب با مشکلاتی که بر سر راه خود میبینند، یاری رساند؛(1)چون کسی که عالم به زمان خویش باشد، دچار شبهه و تردید
1) علامه محمد حسین فضل الله، در مقاله «جستاری در ویژگیهای عمومی اطلاع رسانی» آورده است: «اطلاعرسانی اسلامی، بیانگر روش خاصی در مسیر اطلاعرسانی، برآمده از روش اسلام دراندیشه و عمل و موقعیت انسان در رویارویی عقیدتی برای حرکت زندگی است. چنانکه در اجزای گوناگون خود، همه اهداف اسلامی و واقعیتها را در برگیرد، چه در پیوند با اصل اسلام به مثابه دین و راه و روش زندگی، چه با انگیزش واقعیت در گستره مفاهیمی که با انگارههای عدل و آزادی و برابری و خیر فراگیر برای همه مردمپیوند مییابند... . کانونهای اصلی که واژههای قرآنی حاوی مفاهیم مربوط به نقش اطلاعرسانی در آگاهیبخشی به انسان در آن تمرکز مییابد، کدامند؟ در این مورد به واژههایی مانند: «تذکیر»، «ذکری» و دیگر مشتقات این ماده برمیخوریم...؛ زیرا از دیدگاه قرآن، علت گرایش انسان به کفر و انحراف و ستمگری و سلطهطلبی، غفلت او از حوزههای ایمان و پایداری و سلوک عارفانه و ارزشگذاری به انسانهاست و این به علت فرو رفتن در ویژگیهای خود، خودخواهیها و امور مربوط به دیگران است که انسان از توجه به حقایق امور بازمیماند. بنابراین، پیامبر وظیفه دارد سخن هدایتگر، معنویتبخش و آگاهی بخش خود را بگوید و انسان را در هنگام مناسب به فراسوی امور واقعی رهنمون شود تا از این [ آگاهی ] برای دگرگونی شرایط و بهینه کردن سلوک و راه سپردن در جهت درست سود جوید. هر دعوت کننده به اسلام و هر کس که با سخنان و واژهها برای ایجاد دگرگونیهای فردی یا اجتماعی میکوشد، چنین وظیفهای بر عهده دارد». علامه محمدحسین فضلالله، فصلنامه پژوهش و سنجش، سال دهم، ش 35، پاییز 1382، صص 58 ـ 61.
نمیگردد.(1)بهویژه اینکه در حال حاضر، مسلمانان با مناسبات پیچیده جهانی و دشواریهای بسیاری روبهرو هستند و یکی از مهمترین مشکلاتِ موجود این است که خبرگزاریهای بزرگ استکباری، تلاش فراوانی برای منحرف کردن افکار عمومی و هدایت آن در مسیر منافع خود به کار بستهاند. به این ترتیب، وظیفه سنگین دیگری نیز متوجه رسانههای اسلامی و در پی آن، خبرنگار مسلمان است که باید با تلاش فراوان برای اعتمادسازی نزد مخاطب، از مراجعه او به رسانههای بیگانه ـ که نتیجهای جز تحقق اهداف استکباری در پی ندارد ـ جلوگیری کنند. در مباحث آینده، به عوامل بیاعتمادی اشاره خواهد شد.
موضوع دیگری که خبرنگار مسلمان بهطور جدی باید به آن توجه کند، دستیابی حقیقی و به دور از ظاهرسازی و ریا، به فضایل اخلاقی است؛ زیرا وقتی هدف اصلی رسانهها در یک جامعه اسلامی، ترغیب و آموزش مردم به سوی خیر و خوبی است، از خبرنگار مسلمان انتظار میرود تا پیش از آنکه دیگران را به نیکی فرا بخواند، خود، بدین وظیفه عمل کند.(2)به این ترتیب،
خبرنگار مسلمان باید به نیکوترین نیت دست یافته باشد و با قصد قربت به حق و توانی که شک در آن راه نیافته باشد، به بهترین شکل عمل کند و با عاقبتاندیشی، به اصلاح خود بپردازد.(1)در این صورت است که تمام ویژگیهایی که برای خبرنگار مسلمان به عنوان وظیفه اخلاقی یا فضیلت انسانی مطرح میشود، مجال ظهور مییابد.
1) منوچهر محمد شمیرانی، اخلاق مطبوعاتی را نهادینه کنیم، گزارش، رسانه، سال هفتم، ش 4، زمستان 1375، ص 87.
وظیفه دیگر خبرنگار مسلمان نیز همانگونه که پیشتر به آن اشاره شد، کوشش در به دست آوردن تخصص حرفهای در بالاترین سطح خود و آشنایی با مباحث نظری درباره آن است. بیشک، این تلاش، به افزایش کارآیی و بهبود کیفیت فعالیتهای او میانجامد و بهترین ضامن تحقق آن نیز ـ چنانکه گذشت ـ باورداشت اخلاق الهی و اسلامی است.
ویژگی های اخلاقی خبرنگار مسلمان(اصول اخلاقی حرفه خبرنگاری)
همانگونه که گفتیم، باور به خدای بزرگ و اعتقاد به یگانگی ذات بیهمتای او، سرچشمه همه خوبیهای اخلاقی است. خبرنگار مسلمان از زلال این موهبت و معرفت و آثار و برکات آن بهرهمند میشود. او به عنوان کسی که بخش مهمی از نیازهای اطلاعاتی مردم را ـ که نقش به سزایی در جهتگیریها و قضاوتهای آنها دارد ـ تأمین میکند، خود را متعهد و ملزم به رعایت مصالح و منافع واقعی آنان خواهد دانست. پس برای شناخت و درک صحیح این مصالح و منافع، نهایت تلاش خود را به کار خواهد بست. باید گفت این، خود، مهمترین بخش از وظایف اخلاقی خبرنگار مسلمان است که در کنار افزایش آگاهیها، نیازمند یاری گرفتن از پروردگار است. شاید هیچکس در ضرورت رعایت مواردی که به عنوان ویژگیهای اخلاقی خبرنگار مسلمان ـ و به تعبیر دیگر، صفات و بایستههای خبر از دید یک خبرنگار مسلمان ـ بر خواهیم شمرد، تردیدی به خود راه ندهد، ولی بعید نیست که بسیاری از افراد، در تشخیص مصداقهای آنها دچار تردید، انحراف یا خدای نخواسته جهل مرکب شوند. بنابراین، شایسته است که تأکید کنیم خبرنگار مسلمان نباید در اینباره، یاری خواستن از پروردگار و همچنین آماده کردن
خود برای بهرهمندی از این مدد الهی را فراموش کند. اکنون چند ویژگی مهم خبرنگار مسلمان را برمیشماریم:
مهمترین اصل رعایت اخلاق خبرنگاری، پذیرش مسئولیت اجتماعی است.(1)این ویژگی در حقیقت زیربنای ویژگیهای خبرنگار مسلمان به شمار میرود و راهنمای او در تشخیص درستی و نادرستی تصمیمگیریهایش است. به عبارت دقیقتر، این اصل، بیان کننده تمام وظایف اجتماعی یک مسلمان ـ بهطور مطلق ـ است و همه عناصر اصلی اخلاق اجتماعی از دیدگاه اسلام را دربرمیگیرد. به همین سبب، اگر درک صحیح و کاملی از این اصل برای فرد به دست نیاید، نمیتوان انتظار داشت که همه کارها و رفتار اجتماعی او بر مدار حقطلبی، استقرار خوبیها، نفی بدیها و زدودن زشتیها استوار گردد.
تبیین کامل این اصل از حوصله و هدف این نوشتار خارج است و علاقهمندان میتوانند به منابع موجود در این زمینه، مراجعه کنند،(2)ولی نکته قابل توجه این است که اصل اسلامی مسئولیتپذیری اجتماعی، خود، بر مفهوم امر به معروف و نهی از منکر مبتنی است و معنای تلویحی این اصل آن
1) از نظر اسلام، همه مسلمانان صرفنظر از هر شغل و منصبی که دارند، در قبال دیگران و در قبال جامعه خود مسئول هستند. حدیث معروف نبی اکرم (ص)که میفرماید: «الا کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته...» میزان الحکمة، ج 4، ص 327 گویای این اصل مهم اجتماعی است.
2) برای آگاهی بیشتر از مبنای مسئولیت اجتماعی، نک: جامعه و تاریخ، استاد شهید مرتضی مطهری و کتاب شناخت اسلام نوشته سید محمد حسین بهشتی، محمد جواد باهنر، علی گلزاده، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، صص 343 ـ 450.
است که هر فرد و گروه، بهویژه نهادهای ارتباطات اجتماعی همچون مطبوعات، رادیو و تلویزیون مسئولیت دارند تا در مجموع، افراد جامعه را برای پذیرش اصول اسلامی و عمل بدان آماده سازند.(1)بهطور کلی، رسانههای جمعی باید مسئولیت نگهبانی جامعه را به دوش بگیرند و با هوشیاری، اطلاعات لازم را درباره معروف (یعنی آنچه با معیارهای جامعه اسلامی سازگار است) ارائه و از آن حمایت کنند و منکر را (یعنی آنچه را با معیارهای جامعه اسلامی مغایر است) مشخص سازند و با آن مخالفت ورزند.
رسانههای جمعی همچنین باید به ایجاد و توسعه درونساز و استفاده از عرصههای مناسب مشروعیت اقدام کنند؛ یعنی مشخص شود رسانههای جمعی چه مطالبی را کی و چگونه پوشش دهند و با در نظر داشت شرایط فرهنگ اسلامی و در صورت لزوم، به چه چیزهایی توجه نکنند. به این ترتیب، رسانههای اسلامی، ترغیب کننده خیر و خوبی و بازدارنده شر و بدی هستند. رسانههای اسلامی از این جهت، با رسانههای مدرن تفاوت دارند. از نظر رسانههای اسلامی، اخبار؛ یعنی صلح، ثبات و تداوم، نه برخورد، اختلاف و بینظمی.(2)
خبر، همیشه معرّف یک واقعیت عینی است و اگر رویدادی پدید نیاید، خبری ایجاد نمیشود. بنابراین، رخدادهایی به عنوان خبر تلقی میشوند که حقیقت
باشند و هرگز افسانهسازی و خیالپردازی در آن راه نداشته باشد. به این ترتیب، عینی و واقعی بودن رویدادها، مهمترین اصل تهیه اخبار است و این اصل، ایجاب میکند که خبرنگار، هیچگاه در ماهیت واقعهای که گزارش میکند، کوچکترین دخل و تصرفی نداشته باشد و با کمال بیغرضی و بیطرفی، واقعیت را بیان کند. بهترین سرمشق عینی بودن اخبار، رعایت این دستور است: «هر چیز را آن طور که هست، بنگرید و کوشش کنید آن را همانطور که دیدهاید، بیان کنید».(1)
ارزش حقیقتگویی اخبار، در نظریه فرهنگی اسلامی، آنقدر برجسته است که به مسئله منش، کفایت، استحکام شخصیت خبرنگاران و منابع آنها در جمعآوری اخبار و فرآیندهای گزارشگری اهمیتی حیاتی میبخشد.(2)
ارزش راستگویی در کار اطلاعرسانی از آن روست که اطمینان را در جانهای مردم میکارد. راستگویی، ارتباطی عمیق میان اسلام، به مثابه سمت و سوی حرکت اطلاعرسانی و مردمی که از حرکت آگاه میشوند و آن را امانتدار مصالح در زندگی حال و آینده خود مییابند، ایجاد میکند.(3)البته در بحث از
1) جزوه آموزشی انتخاب اخبار، از سری جزوات آموزشی ویژه مدیریتهای تحقیق و خبر، نمایندگیولی فقیه در نیروی دریایی سپاه پاسداران، ص 10.
2) چارچوب اسلامی اخلاق رسانهای؛ مسائل و چالشها، ص 23.
3) جستاری در ویژگیهای عمومی اطلاعرسانی اسلامی، ص 65. علامه محمد حسین فضل الله در ادامه آورده است: «راستگویی در اطلاعرسانی اسلامی، این اطمینان را برای حرکت اسلامی ایجاد میکند که با آرمانهای متعهدانه در امور اخلاقی مکتب که مسلمان را وامیدارد تا در خط راست و معتدل پایدار باشد، هماهنگی دارد و مردم را از طریق دوست داشتن منادیان مکتب به آن علاقهمند میکند؛ زیرا آنان با آرمانهایشان همراهند. چنانکه حقگویی در سلوک دعوتکنندگان تجسم مییابد؛ زیرااسلام تنها یک شعارنیست،بلکه دیدگاهی قابل تجسم است و در همین مکتب، پیامبر را به جهان عرضه داشته است تا با راستگویی و امانتداریاش، اطمینان همگان را جلب کند... . بنابراین، در منابع خبری که باید در نظام اطلاعرسانی اسلامی به آگاهی مردم برسد، ناگزیریم بسیار دقت کنیم؛ زیرا این به راستگویی خدشه وارد میکند و راستگویی در خبر، اصل است. پخش اخبار غیردقیق، جامعه را دچار تنش میکند و راه را میگشاید تا دستگاههای جاسوسی بیگانه، از طریق سیستمهای اطلاعرسانی، شایعات دروغ پخش کنند که آثار منفی در زندگی جامعه بر جای خواهد گذاشت. خداوند تعالی به همین نکته اشاره میکند: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر فاسقی برایتان خبری آورد، نیک بررسی کنید. مبادا به نادانی، گروهی را آسیب برسانید و [ بعد ] از آنچه کردهاید، پشیمان شوید.» حجرات: 6 این حکم، هم پخش کننده خبر و هم کسی که خبر را میشنود را شامل میشود و هر دو گروه میخواهند در زندگی فردی یا اجتماعی خود از آن سود جویند.
صداقت و راستگویی، به عنوان یکی از مهمترین ویژگیهای اطلاعرسانی اسلامی یا خبرنگار مسلمان، توجه به چند نکته ضروری است:
1) علیرضا پویا، مقاله «مدخلی بر مبانی خبر در قرآن»، فصلنامه سنجش و پژوهش، سال هشتم، ش 27، ص 91.
2) علامه محمد حسین فضل الله، در مقاله «جستاری در ویژگیهای عمومی اطلاعرسانی اسلامی»، بحثی را با عنوان «راستگویی در ترازوی مصالح و مفاسد» مطرح کرده است که از ظاهر آن چنین برمیآید که ایشان در پارهای موارد حتی دروغ گفتن را نیز جایز میشمارد. سخن ایشان این است: آیا راستگویی در اسلام بهطور مطلق ارزش مثبت است، بهگونهای که در هیچ شرایطی امکان ندارد به ارزش منفی تبدیل شود؟ آیا دروغ چنان ارزش منفی مطلقی است که هیچگاه امکان ندارد به ارزش مثبت تبدیل شود؟ گاه ممکن است چنین نباشد؛ زیرا احکام، در ملاکهای واقعی شریعت، تابع مصالح و مفاسد امور هستند. اگر در ارزشی مصلحت بر مفسده چیره شود، آن ارزش، مثبت و کار (مربوط)، حلال خواهد بود و اگر مفسده بر مصلحت غالب باشد، آن ارزش، منفی و آن کار، حرام خواهد بود. گفته خداوند تعالی هم به همین نکته اشاره دارد: «درباره شراب و قمار از تو میپرسند. بگو در آن دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم است، ولی گناهشان از سودشان بزرگتر است.» (بقره: 219) خداوند شراب و قمار را برای این حرام کرد که گناهان بزرگی هستند. بهگونهای که بر سود آنها چیره شود و ازاینرو، حمایت از مردم در برابر این گناه بزرگ که نشان دهنده زیان بزرگ است، لازم است. هر چند این به معنای نادیده گرفتن سودهای کوچک باشد... . با این وصف، گاهی برخی عنوانها رخ مینمایند که مصلحت بزرگی با خود دارند و بر مفسده چیره میشوند و حکم حرمت را متوقف میکنند، چنان که برخی عنوانها بر کار حلال واقع میشود و با مفسده بزرگی که به آن میبخشند، حکم حلال بودن را متوقف میکنند. فقیهان اینها را عنوانهایی ثانویه میگویند که با احکام اضطراری خود بر عنوانهای اولیه که دارای احکامی واقعی هستند، وارد میشوند... .گاه عالمان علم اصول این موضوع را در مسئله تزاحم مورد بحث قرار میدهند. آنگاه که امری اهمیت تازهای را که نداشته، به دست میآورد. به همین سبب، اهم بر مهم، تقدم مییابد. در چنین شرایطی، ممکن است اگر مفسده مهمی برای سلامت فرد یا جامعه پیش آید، راستگویی حرام شود. برای مثال، اگر ستمگری به دنبال شناسایی فرد بیگناهی باشد تا او را زندانی کند یا به قتل برساند، آیا فقیهی میتواند در اینجا راستگویی را روا شمرد یا اینکه اگر حفظ جان فرد بیگناه ایجاب کند، به روا بودن دروغگویی فتوا خواهد داد... . در زمینه اطلاعرسانی نیز گاهی در موقعیتهای خاص سیاسی یا جهادی نیاز به برخی خبرهای سیاسی، نظامی یا امنیتی است که در این شرایط برای افزایش روحیه مجاهدان، از میان بردن برخی سنگرهای خط مقدم سیاسی یا امنیتی دشمن، دفاع از امت یا دفع تهاجم سنگین رسانهای که اوضاع را متزلزل میکند، مصلحت عالی اسلامی، پناه بردن به برخی روشها را برای دستیابی به مصلحت مهمتر و تحریک احساسات عمومی به نفع موضع اسلامی ایجاب میکند تا دشمن را تحت فشار قرار دهد یا از مواضع مجاهدان در پهنه درگیری حمایت کند. البته منوط به اینکه نیاز مبرمی به این کار وجود داشته باشد و به مثابه یک سلاح جنگی سیاسی، نظامی یا امنیتی در حد ضرورت و در تنگناها مورد استفاده قرار گیرد... . روشن است که برای دریافت موارد ضرورت یا موارد مهم، دریافتن مرزها و چگونگی کشف مصلحت از مفسده باید از کارشناسان سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی طرفِ مشورت حکومت درخواست کرد تا این مسئله بهگونهای هرج و مرج در رفتار سیاسی و اطلاعرسانی تبدیل نشود و همچنین به سیمای تابناک روش اسلامی در مسیر حرکت اسلامی زیان نرساند و تصویر بدی از اختلاف در پویش عملی التزام به اسلام ارائه نکند. در پایان این بحث، میتوانیم بر یک حقیقت شرعی پای فشاریم و آن این است که اصل در اطلاعرسانی، راستگویی است، ولی در تنگنای حالات اضطراری که ضرورت به معنای عام پدیدار میشود، میتوان دروغ را روا شمرد. البته در صورتی که با شیوهای لطیف، به موارد خاص بسنده شود و موضوع بهگونهای مدیریت شود که سیمای تابناک اسلام در راستگویی و اطلاعرسانی، تیره نشود.
کند، موظف است خبر را با قید احتیاط بفرستد.(1)
به سبب حساسیت بالای مخاطب نسبت به درستی خبر، رسانههای خبری، گزارشهای خبرنگاران را پیش از انتشار بررسی میکنند تا اشتباههای احتمالی آنها تصحیح شود و مطالب عینی و حقیقی به اطلاع خوانندگان برسد. بدیهی است که خبرنگاران شایسته و باتجربه، هنگام دریافت خبرها، به درستی
اطلاعات دریافتی، توجه کامل دارند و میکوشند چیزی برخلاف واقعیت ننویسند. با این حال، در برخی موارد، با تمام کوششهای خبرنگاران برای تهیه اخبار درست، به سبب کماطلاعی خبردهندگان یا خطاهای گویندگان و عوامل دیگر، ممکن است اصالت اخبار حفظ نشود. پس برای رفع هر گونه اشتباه، کنترل و ارزیابی تمام اخبار، پیش از انتشار ضروری است.(1)
نکته قابل توجه در خبرنگاری و خبررسانی، اصل «خبر برای همه» است. به عبارت روشنتر، خبرنگار باید توجه داشته باشد که خبررسانی یک خدمت ارزشمند اجتماعی است و نقش بهسزایی در شکلگیری دیدگاهها و قضاوتهای مردم و برخی تصمیمگیریهای آنها ـ که میتواند بسیار هم مفید باشد ـ دارد. بنابراین، کسی که عهدهدار اجرای این وظیفه مهم است، نباید آنان را از داشتن اطلاعات مفید و مورد نیازشان محروم کند یا این اطلاعات را تنها در اختیار گروه ویژهای از مردم قرار دهد.
هر چند گاهی به سبب برخی مصالح مهمتر، نمیتوان همه اخبار و اطلاعات را در اختیار همگان گذاشت، ولی اگر چنین مصلحتی وجود نداشته باشد، اصل این است که همه افراد برای به دست آوردن خبر در شرایطی یکسان قرار داشته باشند. بهویژه اگر دانستن آن، نفعی در پی داشته باشد یا ندانستنش، ضرری را متوجه افراد کند، اهمیت این موضوع بیشتر میشود. از روایتهای گوناگون هم میتوان این مفهوم را دریافت که هر کس اطلاعات
1) انتخاب اخبار، ص 5.
مفیدی در اختیار داشته باشد، حق ندارد آن را کتمان کند و نزد خود نگه دارد. برای مثال، از نبی اکرم (ص) نقل شده است: «کسی که علم سودمندی را کتمان کند، در روز قیامت، خدای تبارک و تعالی، لجامی از آتش بر صورت و دهان او خواهد زد».(1)
حتی شاید بتوان از آیههایی از قرآن کریم که در اینباره نازل شده،(2)در این بحث بهره گرفت که البته تشخیص آن بر عهده اهل فن خواهد بود.
عدالت را باید از جمله ارزشهایی دانست که تقریباً هیچکس در اهمیت و ضرورت آن تردیدی ندارد و اسلام نیز بسیار بر آن تأکید دارد و دامنه آن را به همه رفتار آدمی توسعه داده است. به این ترتیب، خبرنگار مسلمان باید عدالت را هم به عنوان یک ارزش انسانی و هم به عنوان یک دستور دینی مورد توجه و رعایت قرار دهد و هیچگاه به دلایل واهی، از دایره انصاف خارج نشود.
باید گفت خبرنگاران مسلمان رسانههای اسلامی نباید حدس و گمان صِرف را مبنای گزارشهای خبری خود قرار دهند. همچنین نباید به شکلی غیرمنصفانه، آبروی مردم را بر باد دهند. آنها نباید رخدادهای خبری بی محتوا را هدف خود قرار دهند و به عرصه شایعه پراکنی، رسوا کردن افراد، گوشه و کنایهزدن، بدگویی و ترور شخصیت وارد شوند؛(3)زیرا اینها مواردی است که
قرآن کریم، آشکارا به نهی آنها پرداخته است.(1)
انصاف، به خبرنگار مسلمان اجازه نمیدهد که با اتهامهای دروغین، حتی با دشمن روبهرو شود و بهطور کلی، دوستیها و دشمنیهای فردی و گروهی را مبنای حقیقت و واقعیت قرار دهد. به عبارت دیگر، موضعگیری خبرنگار یا بنگاه خبری درباره خبر باید بر اساس حق باشد؛ یعنی موضعی که ثابت، زوالناپذیر و استوار است. این نوع جهتگیری در عرصه تحلیل اخبار، بالاتر از موضع بیطرفی و ارائه نظریههای بیطرفانه در تحلیل خبر است.(2)
1) در آیههای 11 و 12 سوره حجرات آمده است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسی أَنْ یَکُونُوا خَیْرًا مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسی أَنْ یَکُنَّ خَیْرًا مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِاْلأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ اْلإیمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظّالِمُونَ* یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ تَوّابٌ رَحیمٌ ».
2) مدخلی بر مبانی خبر در قرآن، ص 91.
قرآن کریم نیز بر اهمیت عدالت و حرکت بر مدار حق و حقیقت تأکید میکند: «مبادا زشتکاری و عداوت گروهی از مردم سبب شود که شما از راه عدالت خارج شوید. پس به عدالت رفتار کنید که این روش به تقوای الهی نزدیکتر است... .»(1)به این ترتیب، قرآن کریم حتی زشتکاری دیگران را هم مجوز بیعدالتی نمیداند و دستور میدهد که در همه حال بر اساس عدالت رفتار کنید؛ زیرا چنین رفتاری به تقوا نزدیکتر است. پیداست که رعایت عدالت و به تعبیر دیگر، حرکت بر مدار حق در مقام یک خبرنگار، کار چندان سادهای هم نیست؛ زیرا تشخیص موارد و مصداقهای آن دشوار است و ممکن است پافشاری بر آن، پیآمدهایی برای خبرگو داشته و حتی مستلزم چشمپوشی از برخی منافع و مزایا باشد. اینجاست که باز هم تقوا و خودسازی به کمک فرد میآید و او را در تشخیص مصداقهای عدالت یاری میرساند. از سویی نیز او را در این مسیر، ثابتقدم میسازد.
رخدادهای پیرامون انسان گرچه دارای ارزشهای خبری هستند، ولی گاهی آگاهی یافتن از آنها سودمند نیست. برای خبرنگار مسلمان، سودمندی، یکی از مهمترین ملاکهای گزینش و انتشار خبر بهشمار میآید. این اهمیت، بدان سبب است که رسانههای خبری، همواره برای انتشار همه رخدادها، با محدودیتهای گوناگون روبهرو هستند. پس اولویت را باید به خبرهای مفید بدهند. از سوی دیگر، وظیفه آنها؛ یعنی خبررسانی نیز ماهیتی آموزشی دارد و
1) «... وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی أَلاّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی...». انفال: 8
خبرنگار مسلمان به حکم وظیفه دینی و اجتماعی خود باید مروّج خوبیها باشد و به انتشار خبرهای سودمند برای مردم بپردازد. افزون بر این، حتی اگر انتشار کلیت و اصل یک خبر، بنا به دلایلی ضرورت پیدا کند، ولی طرح جزئیات آن سودی دربرنداشته، بلکه حتی نوعی بدآموزی به همراه داشته باشد، باز هم باید از انتشار آن پرهیز کرد.
قرآن کریم نیز در شیوه خبررسانی خود، سوددهی برای مخاطب را در نظر گرفته است و در نقل رویدادها با آنکه بر واقعگویی تأکید دارد، به بیان همه جزئیات نمیپردازد؛ جزئیاتی که شاید برای برخی افراد ضعیف و کمظرفیت، باعث گمراهی و انحراف شود. قرآن در این باره میفرماید: «همانا در وقایعی که نقل میکنیم، عبرتهایی وجود دارد»؛(1)یعنی به جهت همین عبرتهاست که این داستانها را مطرح کردهایم و منظور دیگری نداریم.
قرآن کریم با پخش اخبار زشت و ناپسندی که افراد ضعیف را به آلودگی میکشاند، مخالف است و درباره کسانی که اشاعه فحشا میان مؤمنان را دوست دارند، با بیان بسیار تند و کوبندهای میفرماید: «آنان که دوست دارند عمل زشتی میان مؤمنان شایع شود، در دنیا و آخرت، عذاب دردناکی در انتظارشان خواهد بود.»(2)در این آیه، رواج فحشا در میان مردم که رواج کلامی را هم شامل میشود، به قدری ناپسند تلقی شده که به انجام دهنده آن عذاب دنیا و آخرت وعده داده شده است. از این آیه و از اینکه در آیههای گزارش اخبار
گذشتگان، جزئیات مفسدهانگیز بیان نمیشود، درمییابیم که هدف اینها حفظ سلامت اخلاقی انسان است که رسیدن به کمال روحی و فکری را در پی دارد.(1)
یک گزارش درست، در صورتی که به منافع جامعه صدمه میزند، نباید منتشر شود و این موضوعی فراتر از منعهای قانونی انتشار خبر است. به عبارت دیگر، در برخی موارد، حتی اگر در مورد انتشار اخبار، ممنوعیت قانونی وجود نداشته باشد، خبرنگار مسلمان باید از انتشار مطالبی که مصالح عمومی جامعه را به خطر میاندازد، بپرهیزد. این مصلحت، حتی شاید یک مصلحت موقت باشد و پس از مدتی منتفی شود.
بنابراین، خبرنگارانی که میخواهند برای انتشار اخبار تصمیم بگیرند، پیش از هرگونه اقدام باید از خود بپرسند آیا میتوان همه چیز را بیان کرد و آیا مصلحت اجتماع ایجاب میکند که تمام خبرها منتشر شوند؟ خبرهایی که منتشر میشوند، چه پیآمدها و نتایجی به بار میآورند و منتشر نشدن برخی اخبار و آگاه نساختن مردم از آنها چه زیانهایی در پی دارد؟ به این ترتیب، در تمام مواردی که مصلحتهای گوناگونی مطرح میشود، رعایت احتیاط در انتشار اخبار، ضروری است.
در عین حال، نباید در این زمینه زیادهروی کرد؛ چون گاهی منتشر نشدن اخبار نیز آثار نامطلوبی پدید میآورد. این موضوع، بهویژه در تعارض میان
1) مدخلی بر مبانی خبر در قرآن، ص 93.
مصالح عمومی و مصالح حکومت یا دولتمردان، قابل توجه است؛ زیرا در بررسی روابط میان مردم و دولتها، بهویژه در کشورهای جهان سوم، فراوان دیده میشود که به بهانه حمایت از نظام و منافع ملی، منافع مردم قربانی یک گروه میشود و در مقابل، گاهی با سادهانگاری تصور میشود که برای حفظ منافع مردم، باید همه جریانهای مربوط به دولت و حکومت را در همان لحظه وقوع آشکار کرد و در اختیار همگان قرار داد.
بنابراین، میبینیم که مصالح عمومی، مفهوم چندان سادهای هم نیست که به راحتی بتوان مصداقهای آن را تشخیص داد. اگر خبرنگار، آگاهی، تعهد، شجاعت و وارستگی کافی نداشته باشد، شاید عملی را انجام دهد که به سود مصالح عمومی میداند، ولی آن کار نتیجه معکوس بدهد؛ زیرا این علم و آگاهی است که او را در درک صحیح موضوع یاری میکند و تعهد است که مسئولیت او را در قبال مردم، همواره به یادش میآورد. شجاعت، او را از نگرانی در قبال پیآمدهای انجام وظیفه میرهاند و دست آخر و از همه مهمتر، وارستگی و تقوای الهی، به علم و تعهد و شجاعت او استحکام میبخشد.
شیوه گزارش از رخدادها، ممکن است سبب آرامش و امیدواری مخاطب شود و شاید هم آرامش و امید او را به اضطراب و ناامیدی بدل سازد. در خبر رسانی حرفهای، تیتر اخبار بهویژه تیترهای استنباطی چنین نقشی دارند، بهگونهای که در یک تیتر کوتاه، بیشتر دو موقعیت یاد شده قابل توجه است؛
گاه تیتر آرامشبخش و امیدزاست و گاه اضطرابآور و مأیوسکننده.(1)وظیفه یک خبرنگار مسلمان و متعهد این است که همواره در پی آرامشبخشی و امیدزایی باشد و هرگز برای جلب توجه بیشتر مخاطب از آن عدول نکند؛ زیرا امید و آرامش، زمینه اصلی هرگونه خیر و پیشرفت برای فرد و جامعه است. در مقابل، ناامیدی و اضطراب، زمینهساز هرگونه زشتی، بدی و شکست خواهد بود. از روایتهای معصومین نیز میتوان همین مضمونها را دریافت. به عنوان نمونه، نبی اکرم (ص)، امید و آرزو را از مصداقهای رحمت و انگیزه اصلی هر فعالیت معرفی میکند و میفرماید: «امید و آرزو، برای امت من رحمت است و اگر امید و آرزویی وجود نداشت، نه مادری به فرزندش شیر
1) همان. نویسنده، نمونه قرآنی این موضوع را چنین توضیح میدهد: در قرآن، ابتدای سوره یوسف، پس از آنکه بحثی از واقعه را نقل میکند تا آنجا که میفرماید یوسف به چاه افکنده میشود و او را به بهای اندک میفروشند، پیش از اینکه به ادامه ماجرا بپردازد، به بخشی از واقعه که در آیههای بعد مطرح خواهد شد، اشاره میکند: «وَ کَذلِکَ مَکَّنّا لِیُوسُفَ فِی اْلأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْویلِ اْلأَحادیثِ.» یوسف: 21 یعنی: «و بدینسان یوسف را در زمین مکانت داده و تعبیر خواب میآموزیم.» این سبک قرآن که در اثنای بیان ماجرا، به بخش آینده ماجرا اشاره میکند، با توجه به مفاد آن، نوعی آرامش و امیدزایی برای مخاطب است که این سختیهای پیش آمده برای یوسف که شخصیت محبوب قصه است، وی را مضطرب و ناراحت نسازد. از این نمونه و آیههای دیگر، چنین منظوری از قرآن به دست میآید که البته این برداشت با دیگر آموزههای قرآنی نیز هماهنگی دارد؛ زیرا اساساً از آیههای فراوانی در قرآن فهمیده میشود که امیدزایی، کاری با ارزش است و در مواردی به خدای تعالی نسبت داده میشود و متقابلاً القای غم، اضطراب و ناامیدی ناپسند، تا جایی که به کفر و شیطان نسبت داده شده است.
میداد و نه باغبانی درختی غرس میکرد.»(1)امیرالمؤمنین علی (ع) نیز نا امیدی را بزرگترین بلا و مصیبت میخواند: «اَعظَمُ الْبَلاءِ اِنْقِطاعُ الرَّجاءِ».(2)
پیداست که برخی رخدادها اصولاً ناراحت کننده و آزار دهنده هستند؛ چون با سرنوشت مردم ارتباط دارد و نمیتوان مردم را از آنها آگاه نکرد. موارد زیادی هم درباره ضعف عملکرد دولت و حکومت پیش میآید که وظیفه خبرنگاری ایجاب میکند نسبت به آنها بیتفاوت نباشد و با چاپلوسی بر آنها سرپوش نگذارد. با این حال، اجرای این وظیفه، هیچ منافاتی با وظیفه آرامشبخشی و امیدزایی ندارد؛ زیرا همانگونه که اشاره شد، این مطلب، به شیوه و تنظیم یک خبر یا گزارش خبری مربوط است که میتواند امیدزا یا یأسآور باشد.
یکی از صفتهای اصلی خبرنگاران، رعایت اصل بیطرفی است. خبرنگار باید هنگام تهیه خبر، ملاحظات و اغراض شخصی و دوستیهای خویش را کنار بگذارد و خبر را بهطور عینی گزارش کند.
رعایت اصول بیطرفی، خبرنگاران را موظف میسازد که هنگام نگارش خبر، از قضاوت درباره واقعه بپرهیزند و له یا علیه کسی اظهار نظر نکنند. اگر چه اظهار نظر در پارهای از موارد، ضروری و حتی مورد درخواست مردم است،
ولی نباید فراموش کرد که مقالهنویسی یا تفسیرنویسی(1)غیر از خبرنویسی است که تنها به بیان چگونگی رویداد بسنده میکند.
باید توجه کرد که اصل بیطرفی در روزنامهنگاری غربی، به عنوان بیطرفی ارزشی تلقی میشود، در حالی که روزنامهنگاری [خبرنگاری] در یک جامعه اسلامی، به دلیل جایگاه والای ارزشها در فلسفه اسلامی، نمیتواند روزنامه نگاری از نوع بیطرفی ارزشی باشد. آنچه نامشخص میماند این است که چنین روزنامهنگاری باید به کدام ارزشها بیشتر وابسته باشد و چگونه میتوان آن وابستگی را با ویژگیهای این حرفه، آن هم در آغاز قرن بیست و یکم که تحولات مهمی در بخش سختافزاری رسانهها مطرح است، منطبق یا عملی کرد.(2)اینجاست که بار دیگر، خودساختگی و باور داشتن خبرنگار مسلمان بهویژه آشنایی دقیق و عالمانه او با ارزشهای انسانی و
1) باید دانست که تشریح یک خبر با تفسیر آن متفاوت است. تشریح خبر عبارت از توصیف عینی و واقعی یک رویداد است و خبرنگاری که این وظیفه را به عهده میگیرد، هرگز نظریههای شخصی خود را در آن دخالت نمیدهد، بلکه آنچه را دیده یا شنیده یا از منابع گوناگون جمعآوری کرده است، بیان میکند، ولی تفسیر خبر، تا حدودی جنبه شخصی دارد و شامل ارزیابی ذهنی و ابراز عقاید خاص درباره وقایع اجتماعی است. به همین سبب، هر نویسنده و مفسری که درباره رویدادی اظهار نظر میکند، استنباطها و اندیشهها و قضاوتهای شخصی خود را مطرح میسازد. اگر هم از نظریههای دیگران استفاده کند، نظریههایی را که مورد پذیرش خود اوست، بیان میکند. به این شیوه، تفسیرهایی که درباره یک موضوع از سوی مفسران گوناگون نوشته میشود، با هم تفاوت دارند. در صورتی که خبر مربوط به یک واقعه از هر منبعی که گرفته شود، ویژگیهای عینی خود را حفظ میکند.
2) مهدی محسنیان راد، مقاله «ارائه مدلی برای روزنامهنگاری در جوامع اسلامی»، فصلنامه رسانه، سال هفتم، ش 4، زمستان 1375، ص 70.
اسلامی، اهمیت خود را به خوبی نشان میدهد و به خبرنگار مسلمان کمک میکند که نه به بهانه واقعنمایی و بیطرفی به ورطه بیتوجهی به ارزشها بیفتد و نه به بهانه پاسداری از ارزشها، اصل بیطرفی را زیر پا بگذارد.
«در اطلاعرسانی اسلامی، ریزبینی در انتخاب واژههای خبر اجتنابناپذیر است؛ زیرا واژهها، رمزهایی در ارائه اخبار هستند و هر یک با دیگری متفاوتند. گاهی ممکن است گزینش نامناسب، تصویر نادرستی ایجاد کند یا احساسات را در جهت وارونه برانگیزد یا حساسیتهایی ایجاد کند.» قرآن کریم در این باره بر تبدیل برخی واژههای هم معنی تأکید کرده است؛ نگویید «راعنا» و بگویید «انظرنا»(1)و گفته خدای تعالی: «و به بندگانم بگو آنچه را بهتر است، بگویند؛ که شیطان میانشان را به هم میزند؛ زیرا شیطان همواره برای انسان، دشمنی آشکار است».(2)
واژه «احسن» در این آیه، اینگونه معنی میشود که هم واژه گزینش شده بهترین واژه و هم روش انتخاب شده برترین روش باشد. در این آیه، بر کاربرد واژههایی تأکید میشود که احساسات کینهتوزانه شیطان را چه در محتوا یا الهامها و چه در اجزای آن برنینگیزد؛ یعنی رسانه تنها به دور شدن از نتایج
1) بقره: 140. در این آیه چون واژه «راعنا» متضمن نوعی بیاحترامی است در زبان یهودیان، مؤمنان از اینکه آن را در خطاب به نبی اکرم (ص) به کار ببرند، منع شدهاند و از آنها خواسته شده که واژه مترادف آن را یعنی «انظرنا» را به کار ببرند.
2) اسراء: 53: «وَ قُلْ لِعِبادی یَقُولُوا الَّتی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِْلإِنْسانِ عَدُوًّا مُبینًا».
منفی بسنده نکند، بلکه به عنصر مثبت بیندیشد، بهگونهای که دوستی و راستی را برانگیزد، مانند کاربرد واژه «احسن» که به این معنی است که واژه انتخابی باید بهترین واژه باشد.(1)
باید توجه داشت رعایت ادب و احترام در رفتار و گفتار و بهطور کلی در تمام حرکات و سکنات، از سفارشهای اسلامی است و در قرآن کریم و احادیث معصومان (ع)، آثار فراوانی برای آن در جنبههای فردی و اجتماعی به چشم میخورد. برای مثال، در قرآن آمده است که حضرت موسی (ع) و برادرش هنگام ابلاغ پیام الهی به فرعون، مأمور شدند که از کلمهها و جملههای نرم و مؤدبانه استفاده کنند؛ زیرا این شیوه میتواند در هدایت او تأثیر داشته باشد. (طه: 44) قرآن سفارش میکند که حتی با غیر مؤمنان هم مؤدبانه صحبت کنید
1) جستاری در ویژگیهای عمومی اطلاع رسانی اسلامی، صص 71 ـ 73. علامه فضل الله در ادامه آورده است: «اگردر پویش روابط انسانی، واژه «احسن»، به مثابه شعار اسلامی، برای حل مشکلات موجود در میان افراد یا جوامع، بازشناخته شود، شاید بتوانیم از این موضوع برای اطلاعرسانی اسلامی الهام بگیریم؛ زیرا اطلاعرسانی، گونهای از فعالیتهای انسانی است در عرصه بهکارگیری سخن و روش دگرگونی مفاهیم و توضیح دیدگاهها و استوارسازی موضعها و یادآوری بیخبران. در این گفته حق تعالی به همین برمیخوریم: «و نیکی با بدی یکسان نیست. [ بدی را ] به آنچه خود بهتر است، دفع کن. آنگاه کسی که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی یکدل میگردد و این خصلت را جز کسانی که شکیبا بودهاند، نمییابند و آن را جز صاحب بهرهای بزرگ نخواهد یافت». فصلت: 34 و 35 اینگونه میتوانیم هدف اسلامی همگانی را توضیح دهیم؛ کنش در جهت به دست آوردن دوستی مردم با تبدیل دشمنان به دوستان و نگه داشتن دوستی دوستان و این را سرشت واژه ایجاب میکند که حساسیتهای آزار دهنده برانگیخته نشود و با روشی متمایز و روحیهای باز با دیگران برخورد شود و عقلها و احساسهایشان از نزدیکترین راه و بدون پیمودن راههای پیچیده، مورد خطاب قرار گیرد.
و آنها را دشنام ندهید؛ زیرا چهبسا آنان با نادانی خود، خدا را دشنام دهند. (انعام: 108) چنانکه میبینیم، این سفارش قرآن در مؤدبانه سخن گفتن با غیرمؤمنان، به سبب در نظر گرفتن واکنش احتمالی مخاطبان است؛ یعنی پیام همراه با درشتی و خشونت، سبب واکنش غیر منطقی و ناپسند مخاطب میشود و عمل برقراری ارتباط و تأثیرگذاری را مختل میکند.(1)
بنابراین، خبرنگار مسلمان، هم به حکم وظیفه فردی و هم به حکم وظیفه اجتماعی و تبلیغی خود، باید در گزینش واژهها و جملهها و عبارتها، دقت بسیاری داشته باشد و ادب و احترام را در همه حال، مبنای کار خویش قرار دهد.
از نظر اسلام، متهم ساختن غیرعادلانه دیگران، چه مسلمان و چه غیرمسلمان مجاز نیست و کسی که قربانی اتهامی شده است، حق دارد شکایت خود را اعلام کند و متخلف را متهم سازد. این امر آشکارا در قرآن کریم مجاز شناخته شده است. قرآن میفرماید: «خدا، بلند کردن صدا را به بدگویی دوست ندارد، مگر از آن کس که به او ستمی شده باشد و خدا شنوا و داناست.»(2)بنابراین، رسانه اسلامی و خبرنگار مسلمان باید در پرهیز از افترا زدن یا متهم کردن
غیرعادلانه و بدون دلیل دیگران، نهایت وسواس را به خرج دهد؛(1)چه اینکه طرح مواردی از این قبیل، از طریق رسانههای خبری، معمولاً شکل گستردهای مییابد و چه بسا که موقعیت فرد را بهطور کلی به خطر اندازد. گاهی حتی حقی که معمولاً قانون، برای پاسخگویی و انتشار آن به وسیله همان رسانه در نظر گرفته، بیاثر خواهد بود. افزون بر این، شاید بتوان پا را از این هم فراتر گذاشت و مدعی شد که رسانه اسلامی حتی وظیفه دارد چنانچه کسی بهطور ناعادلانه و غیرمنصفانه متهم میشود، امکانات خود را در اختیار او بگذارد تا او بتواند خود را از اتهام برهاند، حتی اگر خودِ رسانه هیچ نقشی در انتشار آن نداشته باشد.(2)
تحقیر و توهین، مصداقهایی از رعایت نکردن ادب هستند. بیشک، خبرنگاری که کار خود را بر اساس رعایت ادب و رفتار نیکو قرار داده است، از تحقیر و اهانت به دیگران میپرهیزد. در عین حال، تأکید بر این خصلت خبرنگار مسلمان از آن رو اهمیت دارد که گاهی این کار بهگونهای ناخواسته و بسیار خفیف صورت میپذیرد، بهویژه اینکه در حال حاضر، نگارش خبر را باید نوعی نگارش ظریف و ادبی پنداشت که رفته رفته صنایع ادبی را نیز در
1) این یک شرط اصلی است و صرفاًبه خاطر اینکه فرد مورد نظر، یک مقاله نویس یا خبرنگار است و میتواند مهارتهای خود را در برابر مخاطبان عرضه کند، از آن صرفنظر نمیشود. نک: چارچوب اسلامی اخلاق حرفهای، ص 26.
2) شاید یکی از مصادیق «جهر بالسوء من القول» از جانب کسی مورد ستم واقع شده، در عصر حاضر همین باشد.
خود جای میدهد. این زمینه، سبب میشود که خبرنگار یا تنظیم کننده خبر، بسیاری از نکات مثبت و منفی مورد نظر خود را بهگونهای غیرمستقیم در ذهن مخاطب جا دهد. حال ممکن است این نکات دربردارنده تحقیر، توهین و تمسخر، ضایع کردن شأن و اعتبار اجتماعی افراد و مواردی از این دست باشد.
حق حفظ حرمت افراد در امور شخصی، یک حق مقدس انسانی است که هیچ کس، از جمله خبرنگاران نمیتوانند متعرض آن شوند؛ زیرا قوانین الهی درباره همه اجرا میشود و این قرآن است که خطاب به ما میگوید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، به خانهای غیر از خانه خودتان، بی آنکه اجازه بخواهید و بر ساکنانش سلام کرده باشید، داخل نشوید، این برای شما بهتر است.»(1)بنابراین اسلام اجازه نمیدهد که انسان حتی در جستوجوی خیر و نیکی، دست به تجسس بزند یا از راههای غیر مشروع و ناصواب دیگر استفاده کند. همچنین اسلام اجازه نمیدهد که مسائل پنهان از دید مردم که دخالتی هم در سرنوشت آنها ندارد و خصوصی است، آشکار شود. آیه 12 سوره مبارکه حجرات که پیشتر نیز بدان اشاره شد، به خوبی این مفاهیم را آشکار میکند.
رسانهها در غرب، یکی از کارآمدترین ابزارهای حکومتها برای تأثیرگذاری بر جریان افکار عمومی هستند و بدین منظور، با شیوههای گوناگون در صدد
1) «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتّی تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلی أَهْلِها ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ». نور: 27.
تلقین و تحمیل دیدگاههای مورد نظر حکومت در ذهن و روح مردمند، ولی از نظر یک رسانه دینی یا یک خبرنگار مسلمان، مردم، نیاز و در پی آن حق دارند تا از دانش و آموزش، بدون وجود فشار و اجبار، فریب، دروغ، دستکاری، ارعاب یا موارد بدتر از اینها بهرهمند شوند. نبی اکرم (ص)نیز مجاز نبود که برای رسیدن به اهداف تبلیغی و آموزشی متعالی و الهی از اجبار استفاده کند.(1)خداوند در قرآن، با استفاده از منطق و استدلال با مردم سخن میگوید. برای مثال، استفاده بسیار از مشتقات واژه «بیّنه» را که در موارد گوناگون به معنی اثبات، تشریح کردن و روشن کردن است، میتوان بیان کرد.(2)
بنابراین، خبرنگار مسلمان باید توجه داشته باشد ابزاری در اختیار دارد که این ابزار همانگونه که میتواند وسیلهای برای افزایش آگاهی واقعی و آموزش مردم باشد، ممکن است وسیلهای برای القای یک دیدگاه ناصواب یا انحراف آنها از واقعیتهای اجتماعی و تلقین یک امر دروغین و غیرحقیقی باشد. حال او نه تنها وظیفه دارد این وسیله را هرگز در راه دوم بهکار نبرد، بلکه حتی برای ترویج و تثبیت اندیشههای صحیح و دیدگاههای درست هم از روش
1) آیههای گوناگونی از قرآن کریم تصریح کرده است که نبی اکرم مانند دیگر پیامبران الهی فقط نقش تذکر دهنده و مبلغ را داشته و هیچگونه تسلطی برای اینکه حتماً همه افراد را به راه صحیح هدایت کنند ندارند. به عنوان نمونه، در آیه 99 سوره یونس آمده است: «وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ َلآمَنَ مَنْ فِی اْلأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمیعًا أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النّاسَ حَتّی یَکُونُوا مُو ٔ مِنینَ ؛ ای رسول اگر خدا میخواست، اهل زمین، همه یکسره ایمان میآوردند و تو کی توانی به جبر و اکراه همه را مؤمن و خداپرست کنی».
2) چارچوب اسلامی اخلاق رسانهای، ص 25.
تحمیل و تلقین پرهیز کند.
بدیهی است که خبرنگار مسلمان، یکی از وظایف خود را تلاش برای استحکام وحدت ملی، به عنوان یکی از ضروریترین نیازهای جامعه ـ و یک معروف بزرگ اجتماعی ـ میداند و به حکم وظیفه آرامشبخشی، از تفرقهافکنی در جامعه پرهیز دارد، ولی واقعیت این است که این مورد نیز از جمله مواردی است که تشخیص مصداقهای آن، دقت و تأمل زیادی را میطلبد؛ زیرا منظور از این عنوان، هرگز از میان بردن همه اختلاف نظرها و دیدگاهها و دستیابی به اتحاد همه جانبه در تمام بخشها نیست. چنین چیزی نه امکانپذیر است و نه برای رشد و تکامل جامعه مفید خواهد بود، بلکه منظور این است که در عین تأکید بر بنیانهای اعتقادی و اجتماعی جامعه، باید اختلاف سلیقهها و تفاوت دیدگاهها نیز محترم شمرده شود؛ زیرا بیتوجهی به اختلاف دیدگاهها یا حتی دعوت به اتحاد بر مبنای یک دیدگاه ویژه، خود، یکی از اصلیترین عوامل بروز اختلاف در جامعه است. پس خبرنگار مسلمان باید با هوشیاری و تعهد کافی، از بهکارگیری چنین روشی بپرهیزد. افزون بر این اشاره شد که اصولاً اختلاف نظر در غیر مسائل بنیادی، یکی از اصلیترین زمینههای رشد و توسعه جامعه، چه در جنبههای نظری و چه در جنبههای عملی و اجرایی است؛ زیرا باعث ایجاد اندیشه نوتر، برداشتهای درستتر، ادراکات عمیقتر و انباشت تجربههای تازهتر خواهد شد. چهبسا از کلام نبی اکرم (ص)که
فرموده است: «اختلاف امتی رحمة»(1)و اختلاف را رحمت برای جامعه اسلامی قلمداد کرده است، بتوان همین معنا را استفاده کرد.
تمام مواردی که تاکنون با عنوان ویژگیهای خبرنگار مسلمان یا رسانه خبری اسلامی برشمردیم، مفهوم پرهیز از بدآموزی را نیز با خود همراه دارد و جدا آوردن آن، تنها به منظور تأکید و جلب توجه بیشتر است. در هر حال، خبرنگار مسلمان باید بداند که بدآموزی، نقطه مقابل وظیفه واقعی و تعهد دینی و اخلاقی اوست و به همین سبب، لازم است با دقت و وسواس هر چه تمامتر، مراقب باشد که فعالیت اطلاعرسانی او به هیچ وجه دربردارنده بدآموزی نباشد؛ چه در روشهایی که برای کسب خبر استفاده میشود و چه در انتخاب اخبار و تنظیم و گزارش آنها. در تمام این مراحل، احتمال خطا و اشتباه وجود دارد. با این حال، واقعیت این است که گاهی روند حرفهای شدن، این احتمال را افزایش میدهد و چهبسا بهگونهای ناخواسته، به معیارهای اخلاقی و ارزشی بیتوجهی شود. به همین سبب، باید تأکید کرد که خبرنگار مسلمان در این مورد، نیازمند وسواس و دقت کافی است. به عنوان مثال، او باید حتی از خفیفترین شکل تجسس و ورود به حریم خصوصی افراد بپرهیزد؛ پذیرش کمترین و نامحسوسترین هدیه و پاداش در ازای اعمال نظر شخصی در فرآیند تهیه و انتشار اخبار ویژه را رد کند. تنظیم خبر بهگونهای هیجانبرانگیز و دور از واقعیت عینی؛ سهلانگاری در استفاده از واژهها و عبارتها،
1) میزان الحکمة، ج 3، ص 76.
بهگونهای که در بردارنده توهین و تحقیر افراد، گروهها و یا صنفها باشد؛ بیتوجهی و سادهانگاشتن احتمال تشویش اذهان عمومی در اثر انتشار برخی اخبارِ هرچند پرجاذبه و... از مواردی است که خبرنگار باید از آنهابه دور بماند. بنابراین باید تأکید کرد که پرهیز از بدآموزی مورد نظر در اینجا، شامل همه مراحل کار اطلاعرسانی است و گرنه شاید انتشار اخبار که از نظر محتوا بدآموزی دارند، بسیار اندک و در جامعه اسلامی، نزدیک به صفر است.
در پایان این بخش باید بگوییم ویژگیهای گوناگون دیگری را هم میتوان برای خبرنگار مسلمان بیان کرد. همانگونه که میتوان تمام این ویژگیها را در همان عنوان نخست؛ یعنی احساس مسئولیت اجتماعی جا داد. بنابراین، مواردی که در بالا به آنها اشاره شد، تنها به منظور یادآوری مهمترین و مؤثرترین ویژگیهای یک خبرنگار مسلمان، مطرح شده است.
همانگونه که در ابتدای این نوشتار اشاره شد، خبرنگاری و خبرنویسی برای رسانههای الکترونیک مانند: رادیو و تلویزیون، با رسانههای نوشتاری مثل: روزنامه، تفاوتهایی دارد که بیشک، بر خبرنگاران این رسانه بزرگ پوشیده نیست. علاقهمندان میتوانند به کتابها و مطالبی که در اینباره نگاشته شده، است مراجعه کنند. باید گفت رسانههای الکترونیک و رسانههای نوشتاری از نظر مباحث مربوط به اخلاق رسانهای نیز موقعیت تقریباً متفاوتی دارند. به این معنی که «رسانههای الکترونیک، به دلیل گستردگی و حساسیت بیشتر نسبت به رسانههای مکتوب و نیز سرمایهگذاری سنگین که از سوی دولتها انجام میشود، از نظر رعایت اصول اخلاقی، محدودیت بیشتری دارند؛ زیرا افکار عمومی، فشار بیشتری بر آنها وارد میکند، ولی رسانههای مکتوب، به دلیل برد اندک و سرمایه کمتر (که همه افراد میتوانند به آن وارد شوند)، محدودیت کمتری برای خویش میبینند. حکومتها نیز کمتر میتوانند رسانههای مکتوب را محدود کنند.
افزون بر این، فرهنگ مکتوب در چاچوب زبانی ویژهای قرار میگیرد و تا حد زیادی، سبب تحکیم نظامهای ارزشی در درون یک حوزه زبانی میشود،
ولی فرهنگ تصویری، عام و جهانی است و همه میتوانند در معرض آن قرار گیرند. این فرهنگ میتواند نظامهای ارزشی را از شکل نابشان خارج کند و در تقابل با یکدیگر قرار دهد. در نهایت نیز نظام ارزشی جامعه را درهم بریزد».(1)
فرهنگ مکتوب بر صنعتهای گوناگون لفظی (مجاز، استعاره، تشبیه، ایهام و...) تکیه بسیار دارد و از این نظر چندان روشن نیست. این صراحت نداشتن، در آثار ادبی و بهویژه شعر افزایش مییابد و همین ابهام، از دایره نفوذ و پوشش مستقیم آنها میکاهد. نمادپردازی نیز پیشه عموم نویسندگان بوده است، ولی صنایع بدیعی و تکنیکهای به کار گرفته شده در رسانههای تصویری، همه در خدمت باورپذیری و روشنسازی بیشتر هستند. آنگاه که نوبت به نمایش نابهنجاریهای جاری در متن جامعه میرسد، این صراحت میتواند سبب خدشهدار شدن باورهای ارزشی افراد شود.(2)
تفاوت بنیادی دیگر میان رسانههای نوشتاری و رسانههای الکترونیک این است که رسانههای تصویری، کمتر نیازمند تلاش مخاطب برای درک آن هستند و تماشاگر خود را همواره منفعل میخواهند (یا منفعل میدانند). باید گفت برخی فیلمهای مستند جدی، فیلمهای سینمایی تأمل برانگیز و مصاحبههای فعال و عمیق، از این قاعده مستثنا هستند (البته آنها نیز با بسیاری از نظامهای اخلاقی همخوانی ندارند)، ولی حجم آنها بسیار اندک است و برنامههای «منفعل خواه» بیشترند. حتی بیشتر برنامههای آموزشی رسانهها،
فعالیت زیادی از مخاطب نمیخواهند. فرهنگ مکتوب از این نظر، درست در برابر فرهنگ رسانههای تصویری قرار دارد؛ زیرا بیشتر آثار مکتوب، نیاز به مشارکت دارند... .
اخلاقیون، به این سبب با رسانههای تصویری و کارکرد تفننآمیز آنها مشکل دارند که این رسانهها، مردم را به انفعال عادت میدهند و جماعت منفعل، به راحتی، هرگونه خلق و خو را میپذیرند.(1)
پیداست که با این موارد میتوان تمام وظایف و کارکردهای رسانه را بررسی کرد. چهبسا در مقیاس جهانی، «اخبار و گزارشهای خبری» به میزان کمتری، ویژگیهای «تولیدات و خدمات رسانهای» و «تفریحات و سرگرمیها» را داشته باشند؛(2)زیرا در بررسی عمومی رسانههای گروهی موجود در سطح جهان، مباحث و مسائل و نگرانیهای اخلاقی، بهطور کلی بیشتر در دو زمینه «خدمات و تولیدات» و «تفریحات و سرگرمیها» به وجود آمده است. مسائل اخلاقی مربوط به اخبار و گزارشهای خبری در محدودهای کوچکتر با عنوانهایی مانند: امپریالیسم خبری، انحصار رسانهها و قدرتمداری و...، مطرح میشود.(3)
1) همان، ص 38.
2) اخلاق در رسانهها بر اساس وظایف خاص سیستمهای اطلاعاتی و به دلیل سهولت استفاده از آنها، میتواند به سه شاخه اصلی تقسیم شود: گزارشهای خبری، خدمات، تولیدها، تفریحها، و سرگرمیها. نک: کلیفورد.جی.کریستیانز، ترجمه: مینو بهتاش، فصلنامه رسانه، سال هفتم، ش 3، پاییز 1375.
3) نک: مجید محمدی، اخلاق رسانهها؛ محمد حسن زورق، مبانی تبلیغ، تهران، سروش، 1368، فصلهای رسانهشناسی و امپریالیسم خبری.
با این وجود، باید اعتراف کرد که در بررسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی، موضوع تا حدودی متفاوت است. به این معنا که نه تنها نمیتوان موضوع اخلاق در بخش اخبار و گزارشهای خبری را در این رسانه، از دو بخش دیگر؛ یعنی «تولیدات و خدمات» و «تفریحات و سرگرمیها» کم اهمیتتر پنداشت، بلکه چه بسا باید بیشتر به آنها توجه کرد؛ زیرا از یک سو، اصولاً بسیاری از دغدغههای جدی درباره مسائل اخلاقی در تولیدات رادیو تلویزیونی و برنامههای سرگرمکننده و تفریحی رسانههای الکترونیک، جایی ندارند. مثلاً امور جنسی، خشونت و انحرافهای کلامی بسیار کمرنگ و غیرمستقیم نمایش داده میشوند. از سوی دیگر، صدا و سیما مهمترین منبع کسب خبر برای بیشتر مردم کشور به شمار میآید و قدرت تأثیرگذاری فراوانی بر آنها دارد.
نکته دیگری که درباره صدا و سیما قابل توجه است و حتی در مقایسه با دو عامل گفته شده، نقش بیشتری در اهمیت یافتن اخلاق خبرنگاری در این رسانه ملی ایفا میکند، موقعیت ویژه و انحصاری آن است، بهگونهای که تمام سطوح اخلاق خبرنگاری را دربرمیگیرد.
اخلاق خبرنگاری را نمیتوان و نباید امری شخصی و در محدوده تربیت و رفتارِ شخصِ خبرنگار تلقی کرد؛ زیرا این سطح از اخلاق، تنها بخشی از نیازها را پاسخ میدهد و با وجود اهمیتی که دارد، شاید کمترین بخش را تشکیل دهد. بخش مهمترِ تحقق اخلاق خبرنگاری، بهوسیله مدیران رسانهها و ساز و کارهایی که مبتنی بر اهداف و برنامههای خود طراحی کردهاند، رقم میخورد. به عبارت دیگر، این سیاستهای کلی یک رسانه خبری است که چارچوب
فعالیت خبرنگارانِ خود را روشن میکند. میبینیم که این رسانه چنان اصراری بر پیگیری خط مشی خود دارد که وجود خبرنگاران مستقلی را که خارج از محدوده تعیین شده عمل کنند، برنمیتابد. بنابراین، از ادامه فعالیت آنها به شکلهای گوناگون جلوگیری میکند. البته مسئله به همینجا پایان نمیپذیرد، بلکه تحقق واقعی و بنیادین اخلاق خبرنگاری را باید در سطحی بالاتر جستوجو کرد و آن، سطح فرهنگ و اجتماعی جامعه است؛ یعنی همان منبعی که اصولاً معرف و مبیّن خوبیها و بدیها و ارزشها و ضد ارزشهاست؛ جایگاهی که مشخص میکند استحکام شالودههای فرهنگی جامعه با چه رفتارها و هنجارهایی تضمین و تداوم مییابد.(1)
حال اگر به موقعیت ویژه و انحصاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی توجه کنیم، درمییابیم که این رسانه، در هر سه سطح، نقشی بینظیر و انکار ناشدنی دارد؛ زیرا با بیشترین حجم ورودی و خروجی اخبار روبهروست و
1) هادی خانیکی، در زمینه اخلاق روزنامهنگاری معتقد است: «اخلاق روزنامهنگاری پدیدهای معرفتی، حسی و تجربی است که در قالب ارزشها، هنجارها، نهادها و ساختهای مناسب شکل میگیرد، زندگی میکند و استمرار مییابد. اخلاق روزنامهنگار مسلمان در سه سطح تربیت فردی، رفتار سازمانی و فرهنگ اجتماعی قابلیت ظهور دارد و غفلت از هر سطح، زمینه تحقق کامل و جامع آن را از میان میبرد. ازاینرو، تنظیم و تدوین رفتار اخلاقی روزنامهنگار مسلمان متضمن توجه به وظایف و مسئولیتهای سهگانه زیر است: روزنامه نگاران اخلاق فردی، نهادهای صنفی و مطبوعاتی (اخلاق سازمانی)، نهادهای اجتماعی و دولتی (اخلاق کارگزاران). روشن است که در هر یک از این سطوح باید میان «اخلاق»، «منافع»، اصول اخلاقی و رویکردهای فایدهگرایانه به اخلاق، تفکیک قائل شد و مباحث پاک اخلاق اسلامی را با عمل خالصانه به موازین اسلامی در زمینه روزنامهنگاری متجلی کرد.» نک: اخلاق مطبوعاتی را نهادینه کنیم، ص 93.
چون در نوع خود بینظیر است، در پی آن، بیشترین جمعیت خبرنگاری کشور (و مشاغل وابسته) را در اختیار دارد. به همین سبب باید سرمایهگذاری برای تربیت حرفهای و اخلاقی آنان را مقرون به صرفه پنداشت و در این مورد، به شکلی ویژه تلاش کرد.
صدا و سیما خواه ناخواه به عنوان یکی از جدیترین مظاهر حکومت اسلامی به شمار میآید و به سبب موقعیت و ماهیت تبلیغی خود، انتظار میرود که در تمام زمینهها، پیشرو رعایت حدود الهی و آداب دینی و اخلاق اسلامی باشد. به تعبیر حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، صدا و سیما، باید یک دانشگاه باشد. صداو سیما، موقعیت ویژهای در ساختار حکومتی دارد. از سوی دیگر با ارکان نظام بهویژه بخشهای فرهنگی و اجتماعی در ارتباط مستقیم، مؤثر و مستمری است. پس نقش مهمی در برنامهریزیهای فرهنگی و اجتماعی کشور خواهد داشت، بهگونهای که مهمترین عامل فرهنگ سازی به شمار میرود.
با این وصف، شاید بتوان ادعا کرد که تحقق کامل اخلاق خبرنگاری در سطح ملی، جز با پیشگامی و جدیت صدا و سیما امکانپذیر نیست. افزون بر این، باید توجه داشت که موقعیت انحصاری و ویژه صدا و سیما، سیاستهای خبری آن را با ضرورتها و بایستههای مهمی روبهرو میکند که مهمترین آنها چنین است:
مفاهیم اسلامی مانند: وحدانیت خداوند، جهان آخرت، رسالت، مسئولیت اجتماعی، وحدت امّت اسلام، امر به معروف و نهی از منکر و تقوا، اصول و
راهنمایی هستند که بنیان قواعد اخلاقی را درباره رسانهها در چارچوب اسلامی شکل میدهند.(1)صدا و سیمای جمهوری اسلامی به عنوان مصداق برجسته و از جهاتی منحصر به فرد رسانه اسلامی باید آثار و لوازم این مفاهیم اصولی را در همه ارکان و اجزای فعالیت خود، جاری گرداند، بهگونهای که بر مدار تقویت این اصول حرکت کند و کمترین انحراف از آن را برنتابد. پرفسور _حمید مولانا _در تبیین این اصول و چگونگی تأثیرشان بر سیاستهای رسانههای اسلامی میگوید:
اولین و اساسیترین جهانبینی درباره بشر و هستی در اسلام، نظریه توحید است که طبق آن، محتوای تبلیغ نباید در جهت خلق و دوام بتهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باشد... طبق همین اصل، نکته اخلاقی اساسی دیگری در تبلیغ مشخص و روشن میشود؛ انهدام ساخت تفکرات بناشده بر پایههای ثنویت، نژادگرایی، قومگرایی و برتری خانوادگی. طبق این اصل، نقش و وظیفه نظام ارتباطات در جامعه اسلامی عبارت است از شکستن بتها، محو وابستگی به خارجیان و به حرکت انداختن جامعه به سوی آینده.
اصل دوم که اصل امر به معروف و نهی از منکر است بهطور واضحی مسئولیت فرد و گروه را در آمادهسازی نسل بعد برای قبول فرامین اسلامی و استفاده از آنها مشخص میکند.
1) چارچوب اسلامی اخلاق حرفهای، ص 28.
سومین مفهوم بنیادین در تعیین ماهیت و حدود و ثغور تبلیغ و اخلاق اجتماعی، بهویژه آنچه ممکن است به زندگی سیاسی فرد و جامعه اسلامی مربوط باشد، امت یا جامعه است. مفهوم امت، ماورای مرزهای ملی و سیاسی حرکت میکند. جامعه اسلامی برتر از تصور سیستم دولت ـ ملت مدرن است و تحت لوای امت. اسلام تفاوتی بین افراد به عنوان اعضای جامعهاش قائل نیست. پس هرگونه نژادگرایی، قبیلهگرایی، ماهیتگرایی جایی برای تفوق شخص بر فرد دیگر در جامعه ندارد.
چهارمین اصل، تقوا میباشد. بهطور معمول در جوامع اسلامی، تقوا به معنای ترس از خداوند و داشتن توانایی برای حفظ خود از نیروهای غیراخلاقی که ممکن است محیط را فراگیرند، تعبیر میشود. در رابطه با سطح رهبری امت و جامعه، این سطح بالای تقواست که باید بیش از هر چیز دیگر بر آن تأکید شود و بدان ارزش داده شود. دانش فنی، توانایی مدیریت، معلومات علمی، مهارتهای برقراری ارتباط و... اگر همراه با تقوا نباشند، نمیتوانند و نباید ملاک ترقی در مضمونی اسلامی باشند.(1)
دانستیم که صدا و سیما، مهمترین ابزار تبلیغی حکومت اسلامی است و موقعیتی که در ساختار سیاسی و فرهنگی کشور دارد، آن را به منزله آینه تمام نمای نظام اسلامی قرار داده است. به همین سبب، باید هنگام پرداختن به وظایف و کارکردهای خود، معیارهای اسلامی را به طور جدی رعایت و بر
1) اخلاق مطبوعاتی را نهادینه کنیم، ص 89.
مبنای معارف و آموزههای دینی عمل کند؛ زیرا این رویه، خود، بهترین شیوه تبلیغ و ترویج فرهنگ اسلامی در جامعه خواهد بود. از سوی دیگر باید گفت چنانچه خط مشی و عملکرد سازمان بر خلاف باورهای راستین اعتقادی باشد، شاید هیچ عامل مخربی با آن برابری نکند. به این ترتیب، سیاستگذاران، مدیران، برنامهریزان، مجریان و بهطور کلی تمام عوامل و دستاندرکاران صدا و سیما، هر کدام به سهم خود باید درکی صحیح و کافی از آموزههای دینی بهویژه شیوه اعمال و اجرای آن در جامعه داشته باشند و از اعمال سلیقه در این زمینه به طور جدی بپرهیزند و پیوسته حساسیت و حیاتی بودن رفتار خود را در نظر داشته باشند.
این موضوع بهویژه در حوزه وظیفه و کارکرد خبررسانی صدا و سیما اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا تمام ویژگیهایی که برای خبرنگار مسلمان مطرح است، پیش و بیش از هر چیز نیازمند همین درک و اشراف خواهد بود. برای مثال، تشخیص اینکه مصلحت عمومی جامعه ایجاب میکند یک خبر ویژه منتشر شود یا پنهان بماند، همواره کار چندان سادهای نیست. همچنین تعیین مرز میان بیطرفی و واقعنمایی، همیشه روشن نخواهد بود، همانگونه که شاید پافشاری بر آرامشبخشی و امیدزایی، ناخواسته به دخالت در ماهیت یک خبر بینجامد یا از همه مهمتر، خلط میان «احساس مسئولیت اجتماعی» و «متولی هدایت و ارشاد مردم بودن» ممکن است به اندیشه محجور پنداشتن مخاطبان پایان پذیرد. اینجاست که مراجعه به سیره نبی اکرم (ص) و ائمه هدی (ع) و پیروی از سلوک اجتماعی و تبلیغی آن بزرگواران که شاید بتوان گفت ماهیتی مشابه با وظیفه همه نهادهای تبلیغی و از جمله صدا و سیما دارد، برای رسانه
اسلامی و خبرنگار مسلمان بسیار مهم است، بهگونهای که راهگشای آنان در عمل به وظیفه واقعی و الهیشان خواهد بود.
مثلاً در سیره امیرالمؤمنین علی (ع) میبینیم که حضرت برای رسیدن به خلافت که طبعاً عین خیر و مصلحت واقعی امت اسلام بوده است، حتی به گفتن یک دروغ مصلحتآمیز مبنی بر پذیرش عمل به روش دو خلیفه پیشین راضی نمیشود. از آنجا که ذات مقدس امام علی (ع) از بیتوجهی به مصالح اسلام و مسلمانان منزّه است، پس باید بپذیریم که از نظر ایشان، حرکت همیشگی در دایره صداقت، ضروری بوده است. همچنان که با اندکی دقت، درستی این کار برای دیگران نیز آشکار میشود. زندگی معصومین (ع) پر است از رفتاری که در آغاز، با نگاهی ظاهربین به نتایج ناخوشایندی انجامیده است و فقط نگاههای تیزبین، پیش از آنکه گذشت زمان، درستی آن تصمیمها را نشان دهد، به عاقلانه بودن آن پی بردهاند.
پیداست که سطح ادراک و اقدام ائمه طاهرین (ع) را نمیتوان با دیگران مقایسه کرد، ولی بیشک، رفتار آن بزرگواران باید الگو و میزان عمل پیروانشان باشد. از همینجا میتوان به اهمیت دوچندان تمسک به تقوا و آداب و اخلاق الهی برای کسانی که در مسند ارائه خدمات فرهنگی و اجتماعی قرار میگیرند، پی برد؛ زیرا همانگونه که پیداست، در بسیاری از موارد، تشخیص صواب و صلاح امور و اقدامات، بهسادگی امکانپذیر نیست. پیش از این اشاره شد که تقوای الهی، یگانه راهی است که به تصریح قرآن کریم و روایتهای امامان (ع)، نوعی روشنبینی برای انسان به همراه خواهد آورد و او را از انحراف و
اشتباه ایمن خواهد ساخت.(1)
اعتمادسازی یکی از مسائل بنیادی و بسیار مهم در حوزه اطلاعرسانی است و رسانههای خبری، همواره در تلاشند تا ضریب اعتماد مخاطبان را نسبت به اخباری که ارائه میکنند، افزایش دهند؛ زیرا ادامه فعالیت این رسانهها، در گرو همین اعتماد و اطمینان است. به عبارت دیگر، اعتماد، واکنشی است که نتیجه آن، پذیرفتن رسانه و بیاعتمادی، واکنشی است که نتیجه آن، طرد و نفی رسانه خواهد بود.(2)
بنابراین، مسئله اعتمادسازی برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز بهطور طبیعی بسیار مهم قلمداد میشود. با توجه به وضعیت ویژه این رسانه از نظر منحصربهفرد بودن، ارگان رسمی نظام بودن، شأن تبلیغی داشتن و...، میتوان ادعا کرد که در اینجا اهمیت موضوع از حد معمول هم بیشتر است. بنابراین، بر همه عوامل و دستاندرکاران بخش خبر لازم است که با شناسایی عوامل مؤثر در بروز بیاعتمادی مردم نسبت به صدا و سیما، تمام تلاش خود را برای پیشگیری و مقابله با آن بهکار ببرند.
عوامل بیاعتمادی را بر اساس آنچه در مقاله «نقش رسانههای گروهی در اطلاعرسانی و عوامل
بروز بیاعتمادی مخاطب نسبت به خبر» آمده است، میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
وسایل ارتباط جمعی بیوقفه در تلاشند تا انبوه اطلاعات را به مخاطبان خود عرضه کنند، ولی بسیاری از این اطلاعات، به دلایل گوناگون اجازه نشر نمییابند و برخی دیگر از آنها در فرآیند انتشار، با تناقضگویی، مبالغه و اغراق، تحریف خبر و سانسور رسانهها روبهرو میشوند. همه این شاخصها را میتوان با عنوان «بیصداقتی» در ارائه اخبار تعریف کرد.
تناقض خبر به معنای ارائه خبرهای ضد و نقیض در رسانههای جمعی است. رسانهها در عملکرد روزانه خود، صحنه مناظره بینشها و میدان منازعه کلمات و معانی هستند. در این صحنه منازعه، تناقضگویی را میتوان دید. خبری که از سوی رسانهها منتشر میشود، ممکن است با بیانی متناقض همراه باشد و این در بیشتر موارد به سیاستهای خبری رسانهها باز میگردد. بنابراین، تناقضگویی در خبر را میتوان به مفهوم ارائه خبرهای ضد و نقیض از سوی رسانههای ارتباطی بیان کرد.(1)
اخباری که از طریق رسانهها منتشر میشوند، زمانی با مبالغه و اغراق همراه
1) همان، ص 205.
خواهند بود که بزرگ جلوه دادن بعضی از آنها مورد نظر باشد. خبر سادهای که به وسیله رسانهها به دلایل گوناگون بزرگنمایی میشود، نشان دهنده این مطلب است که در آن خبر، بهجز ارزشهای خبری موجود، ویژگی دیگری نیز که البته جنبه منفی دارد، به چشم میخورد و آن، مبالغه و اغراق است. وجود چنین صفتی در اخبار یک رسانه، بیاعتمادی افکار عمومی به آن رسانه را در پی خواهد داشت.
تحریف خبر را میتوان به معنای دستبردن در خبر و تغییر دادن مفهوم آن دانست. یکی از وظایف اصلی سازمانهای خبری، ارائه اخبار و اطلاعات درست و جامع به مردم است. اگر مخاطب نتواند نیازهای خبری خود را از رسانههای مورد نظر تأمین کند، به مرور زمان برای به دست آوردن خبر به سوی راههای دیگر هدایت خواهد شد. بهطور کلی، دست بردن در اخبار و عرضه اطلاعات نادرست به مخاطب، نوعی اختلال در فرآیند نشر خبر به شمار میآید که نتیجه آن، سلب اعتماد افکار عمومی از رسانه خواهد بود.(1)
موضوع سانسور پیشتر در بحث از عوامل مؤثر بر شکلگیری و انتشار اخبار مطرح شد. در اینجا فقط به همین مقدار بسنده میکنیم که نگفتن حقایق، سبب بدبینی مردم نسبت به رسانههای ارتباطجمعی میشود و این، خود، زیربنای بسیاری از انحرافها و فسادهای اجتماعی و فرهنگی خواهد بود. همچنین
1) همان، ص 206.
سبب پایین آمدن سطح فرهنگی مردم میشود. این در حالی است که اگر وسایل ارتباط جمعی، درباره قضایا و مسائل اجتماعی، دیدگاههای متفاوتی را مطرح و مسائل مربوط به معضلات را منعکس کنند، افراد جامعه نیز خود را غیرمستقیم در بطن مسائل جامعه میبینند و همین موضوع سبب اعتماد بیشتر مردم به رسانه خواهد شد.(1)
برای برقراری یک ارتباط کامل میان وسایل ارتباط جمعی و مخاطبان، آنهم زمانی که مسئله خبررسانی مطرح میشود، معتبر بودن منبع، شرط لازم برقراری ارتباط خواهد بود. اعتبار و اهمیت منابع خبری به حدی است که بیشتر، میزان موثق بودن هر خبر، با توجه به منبع آن ارزیابی میشود.
یکی از مواردی که مخاطبان وسایل ارتباط جمعی معمولاً در پی کشف و ارزیابی آن هستند، هویت منبع پیام و میزان درستی و اعتبار آن است. آوردن منبع پیام، مقالهها و دیگر مطالب رسانههای دیداری و نوشتاری، افزون بر اینکه در جلب اطمینان مخاطب مؤثر است، به پیام و خود رسانه نیز به عنوان منبع پیام، اعتبار بیشتری میبخشد. آوردن منبع در خبرها تا آنجا اهمیت یافته است که در برخی کشورها که به اجرای مقررات عهدنامه بینالمللی حفظ حقوق مؤلف پایبندند، گاهی ممکن است نیاوردن منبع خبرها، سبب مجازات مسئولان رسانهها شود.(2)
وسایل ارتباط جمعی میتوانند نقش آگاه کنندهای برای سیاستمداران یک کشور داشته باشند و آنان را از وضعیت افکار عمومی باخبر کنند. همانگونه که پیشتر اشاره شد، یکی از مهمترین وظایف وسایل ارتباط جمعی، انتشار اخبار و رویدادهای دنیای اطراف ماست که اگر به موقع و به شکلی مطلوب، انعکاس یابند، در پویایی و بیداری افکار عمومی، مؤثر خواهند بود. انتشار اخبار، زمانی بیشترین تأثیر را خواهد گذاشت که در میان مخاطبان بازتاب مطلوبی داشته باشد و این زمانی انجام میشود که خبر پخش شده عینی و واقعی و به دور از غرضورزی باشد. با وجود این، چون وسایل ارتباط جمعی به دور از هدف و مقاصد سیاسی، اقتصادی و هدفهای دیگر نیستند، (بعضی از این وسایل ارتباط جمعی) اخبار را با واقعیت بیان نمیکنند و در نتیجه، سبب سلب اعتماد افکار عمومی خواهند شد.(1)
این امر زمانی معنا مییابد که در ارائه اخبار، بر اساس جریانها و گروهبندیهای جامعه، جهتگیری وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، جهتگیریها در وسایل ارتباط جمعی بر دو عامل استوار است: نخست، دولتی بودن وسیله ارتباط جمعی که نتیجه آن نفوذ شدید دولت و اعمال نظر آن به گونهای است که رسانه را تنها به سخنگوی خود تبدیل کند. دوم،
1) همان، ص 209.
وابستگی به گروهی ویژه که نتیجه آن اعمال نظر بر اخبار و اطلاعات، به سود آن گروه است.
رعایت یک اصل عمده به وسیله وسایل ارتباط جمعی در جلب اعتماد افکار عمومی نسبت به رسانهها نقش اساسی دارد و آن این است که در جنبههای اطلاعرسانی، رعایت بیطرفی، تا حد ممکن رعایت شود.(1)
در فرآیند نشر خبر، نوعی جهتگیری را میتوان دید که میتواند تأثیر برنامههای نوشته خبری، قید و بندهای موجود در تهیه خبر، ارزشهای نهفته در آن یا باورها و افکار روزنامهنگاران و خبرنگاران باشد.
البته بعضی از جهتگیریها اجتناب ناپذیرند. روزنامهنگاران نیز مانند هر فرد دیگری برای خود باورها و افکاری دارند و نمیتوانند حوادث را در یک قالب کاملاً بدون جهتگیری مطرح کنند، ولی چنین نفوذها و جهتگیریهایی، پیش از آنکه طرفداریهای عمدی و حساب شده به شمار آیند، پیآمدهای غیرعمدی و اجتنابناپذیر هستند که خود سازمان خبری ایجاد میکند.
رسانههای گروهی در شکل ارائه خبر باید شیوهای را در پیش بگیرند که خبر را از یکنواختی خارج کنند. جذابیت نداشتن در ارائه خبر سبب بیتوجهی مخاطبان خواهد شد. مهمترین عوامل در این زمینه عبارتند از؛
1) همان، ص 210.
وسایل ارتباط جمعی، بستگی به نوع آنها (نوشتاری، شنیداری و دیداری)، در شکل ارائه اخبار با یکدیگر تفاوت دارند. در رسانههای نوشتاری، با سبک نگارش، صفحهبندی مناسب، استفاده از تیترهای مناسب مطلب، استفاده از لید، سوتیتر، عکس، رنگ و...، میتوان از یکنواختی ارائه خبر کاست و به آن جذابیت داد. در وسایل شنیداری نیز عوامل گوناگونی در این زمینه نقش دارند که استفاده از گویندگانی که صدای مناسبی دارند با توجه به ساعت پخش اخبار وانتخاب ساعتی که شنوندگان بیشتری داشته باشد و استفاده از روشهای مختلف صدابرداری، توجه به قرائت صحیح متن خبر و...، از این جمله است.
در وسایل ارتباطی شنیداری و دیداری (تلویزیون)، اجرای برنامههای خبری ویژگیهایی داردکه میتوان به شرح زیر بیان کرد: توجه به گویندگان خوشصدایی که چهره مناسبی نیز دارند؛ توجه به روشها و فنون صدابرداری و نورپردازی؛ انتخاب دکور مناسب با خبرهای مختلف؛ برخورد صمیمی گوینده خبر با مخاطبان و توجه به اصول روانشناسی برقراری ارتباط؛ استفاده از تصویرهای خبری بر روی متن خبر؛ توجه به ساعتهای مناسب و فن بیان و تسلط گوینده.
اخباری که در وسایل ارتباط جمعی انتشار مییابند، برای مخاطبان قابل درک باشند. این ویژگی خبر را میتوان به دو عامل ارتباط داد: استفاده نکردن از جملههای
مشکل، پیچیده و ناآشنا و به کار نبردن واژگان و اصطلاحات خارجی. اگر خبری این دو شرط را نداشته باشد، با نوعی پارازیت همراه است که به آن «پارازیت استنباطی» میگویند.(1)
با توجه به ویژگیهایی که تا کنون برای خبر بیان شده است، میتوان نتیجه گرفت که سه عامل در ارضای نیازهای خبری مخاطبان نقش اساسی دارد. نخست اینکه مخاطبان به نیازهای مورد نیاز خود دسترسی داشته باشند؛ چه در غیر این صورت، برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر یا به اخبارخواهی (شایعه) میپردازند یا نیازهای خبری خود را از گذرگاههای دیگر (وسایل ارتباط جمعی بیگانه) به دست خواهند آورد.
عامل دیگری که در ارضای نیازهای خبری مخاطبان نقش دارد، توجه به تازگی خبرها و زیاد بودن آنهاست. به عبارت دیگر، اگر ارائه اخبار با تأخیر صورت گیرد و خبر زمانی به دست افراد برسد که تازگی خود را از دست داده باشد، نیازهای خبری مخاطبان ارضا نخواهد شد. عامل سوم، موثق بودن خبر است؛ زیرا اگر مخاطبان به درستی یا نادرستی خبرهای اعلان شده اطمینان نداشته باشند، خبرهای پخش شده، نیازهای آنها را تأمین نخواهد کرد.(2)
از آنجا که ادامه حیات یک رسانه، در گرو جلب اعتماد مخاطبان و شیوه اطلاعرسانی آن در موضوعهای گوناگون است، هرگونه کوتاهی نسبت به این مقوله، خودبهخود، بر نگرش مخاطبان نسبت به مشروعیت رسانه، تأثیر منفی خواهد گذاشت و به تدریج از نفوذ آن بر مردم خواهد کاست؛ زیرا هرگاه کارکرد خبررسانی یک رسانه خدشهدار شود، تلاش برای انجام کارکردهای دیگر نیز کمکی به موفقیت آن نخواهد کرد.
آنچه اهمیت موضوع را درباره صدا و سیمای جمهوری اسلامی دوچندان میکند این است که مشروعیت و مقبولیت آن با مشروعیت و مقبولیت اصل نظام گره خورده است. بنابراین، جنبههای بیاعتمادی مردم نسبت به این رسانه، بسیار گستردهتر و مهمتر خواهد بود و میتواند حتی به بیاعتمادی نسبت به تمام ارکان نظام بینجامد.
افزون بر این، نباید فراموش کرد که نتیجه قهری بیاعتمادی به یک رسانه، روی آوردن به دیگر رسانههاست و در دنیایی که یکی از وجوه مشخصه آن قدرتنمایی رسانههای گروهی و مسابقه تعطیلناپذیر و همه سویه آنها برای جذب مخاطب است، این کار به سادگی هرچه تمامتر صورت میپذیرد. میدانیم که سیاستهای خبری و منافع پیدا و پنهان بسیاری از این رسانهها، که بزرگترین و مؤثرترین آنها هم هستند، هرگز با مصالح جمهوری اسلامی هماهنگ و همجهت نیست و اصولاً یکی از حربههای قدرتمند نظام سلطه برای
مقابله با نظام جمهوری اسلامی، بهرهگیری از همین ابزار اطلاع رسانی است.
پس صدا و سیما باید به شکلی جدی، با تمام عوامل و زمینههای بروز بیاعتمادی مردم نسبت به اخبار پخش شده از این سازمان مقابله کند، تا هم اعتبار و وجاهت خود را از دست ندهد و هم مشروعیت نظام را خدشهدار نسازد و همچنین از روی آوردن مردم به رسانههای بیگانه و مغرض جلوگیری کند.
خبرنگاری، خدمت مهم اجتماعی است؛ زیرا عهدهدار تأمین یک نیاز مهم اجتماعی، یعنی خبر است و همین موضوع برای اینکه نیاز به اخلاق نیکو را در این حرفه ضروری بدانیم، کافی خواهد بود. با این حال، نقش مهمی که جریان اطلاعرسانی در شکل دهی به افکار عمومی و موضعگیریهای فردی و اجتماعی ایفا میکند، اهمیت و ضرورت پایبندی به ضوابط اخلاقی حرفه خبرنگاری را دوچندان کرده است. نتیجه این کوشش، به تدوین اصول بینالمللی اخلاق روزنامهنگاری انجامیده است.
اگر از دیدگاه اسلام به موضوع بنگریم، باز هم اهمیت اخلاق در این حرفه بیشتر و بیشتر خواهد شد و حتی جنبههایی فراتر از میثاقهای بینالمللی اخلاق حرفهای مییابد و مفاهیمی عمیقتر، مؤثرتر و اصیلتر را شامل میشود؛ زیرا اخلاق از دید اسلام، یک امر واقعی درونی است و در ارتباط میان فرد با خدای خویش، معنا و مفهوم مییابد. از آنجا که اخلاق بر درک عمیق از جهان هستی و خالق آن مبتنی است، از هرگونه ظاهرسازی، مصلحت اندیشی، تکلّف و اجبار مبرّاست و صاحب خود را یکسره بر مدار حق و خیر، ثبات قدم میبخشد. با این وصف، پیداست که بالاترین حد اخلاق خبرنگاری را میتوان و باید در
صدا و سیمای جمهوری اسلامی سراغ گرفت و برای تحقق آن در تمام سطوح بسیار کوشید.
موضوع دیگری که اهمیت توجه به اخلاق خبرنگاری را در این سازمان دوچندان میکند، این است که صدا و سیما، یگانه ارگان رسمی نظام جمهوری اسلامی است. بنابراین، وجههای که به نمایش میگذارد، برداشتها و قضاوتهایی که در ذهن مخاطب ایجاد میکند، مقبولیتی که مییابد یا از دست میدهد و...، بهطور طبیعی به کل نظام مربوط میشود. پس پایبندی واقعی و حقیقی آن به اخلاق ناب اسلامی، از جمله در حوزه خبر و اطلاعرسانی، نشانهای از اعتبار اخلاق در کل نظام خواهد بود. در مقابل، نادیده گرفتن اصول و ضوابط اخلاقی و حرفهای، با ایجاد خدشه در کارکرد اطلاعرسانی سازمان، حقمداری نظام و پایبندیاش به اصول را نیز با شبهه روبهرو خواهد کرد. باید گفت این، جز بیاعتمادی به نظام و رسانه خبریاش و در پی آن، روی آوردن به رسانههای بیگانه، نتیجهای نخواهد داشت.
بنابراین، میبینیم که حاکمیت اخلاق بر فعالیتهای صدا و سیما و از جمله بخش خبر، اهمیت بسیاری دارد و گام اول تحققِ آن، باور داشتن این موقعیت بهویژه از سوی سیاستگذاران و برنامهریزان و دیگر دستاندرکاران خواهد بود. گام دوم، رسیدن به درکی صحیح از مفهوم اخلاق اسلامی، شناخت مبانی آن، آگاهی از زمینهها و عوامل تحقق آن و شناسایی موانع و دشواریها خواهد بود؛ زیرا فقط در این صورت است که میتوان
رسیدن به واقعیت و حقیقت اخلاق را انتظار داشت. به جز این، تمسک به برخی آداب و عادتهای ظاهری، نتیجه قطعی در پی نخواهد داشت.
گام سوم، یاری خواستن از پروردگار است؛ زیرا اخلاق اسلامی، اگرچه به واسطه اصالت و حقیقت نابش، بسیار ارزشمند و تأثیرگذار است، در عین حال چندان هم در دسترس نیست و رسیدن به مراتب بالای آنکه بیشترین تضمین را برای حرکت بر اساس اصول و ضوابط الهی فراهم میآورد، از عهده هر کسی برنمیآید. این در حالی است که برای کسانی که در مسند فعالیتهای مهم اجتماعی قرار دارند، همین مراتب بالا و روشنبینی، ناشی از آن است که میتواند کارساز باشد.
گام چهارم، آشنایی کامل با اصول اخلاقی حرفه خبرنگاری، آثار رعایت آنها و همچنین پیآمدهای بیتوجهی به آنهاست. افزون بر این، آگاهی یافتن از شیوههای کاربردی کردن و التزام عملی به این اصول نیز اهمیت فراوانی دارد و بدون یافتن راهکارهای مناسب در این زمینه، همه اقدامات و تلاشها بینتیجه خواهد ماند.
کلام آخر اینکه توجه به اخلاق خبرنگاری برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی یک ضرورت است. مسئولان این رسانه بزرگ ملی باید در انتخاب و آموزش خبرنگاران و دیگر عوامل خبر با دقت عمل کنند. همچنین سفارشها و تأکیدهای حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری را همواره مورد توجه قرار دهند. بخشی از این سفارشها چنین است:
مطبوعات باید این توجه را داشته باشند که چیزهایی که برای ملت مفید نیست، در روزنامهها ننویسند. کاغذ صرف این نکنند، وقت صرف این نکنند. باید رادیو تلویزیون توجه به این معنا داشته باشند که این از بیت المال مسلمین است. باید وقتش صرف چیزهایی که مربوط به مصالح مسلمین است شود. مسئولیت دارد اینها.(1)
باید با اخبار به مردم آموزش داد؛ یعنی اخبار باید برای مردم سودمند باشد.(2)
البته روزنامهها باید مسائلی که پیش میآید را نظر کنند. یک وقت انتقادات؛ یعنی انتقاد سالم است، این مفید است. یک وقت انتقام است، نه انتقاد. این نباید باشد، این با موازین جور در نمیآید. انسان، چون با یکی خوب نیست، در مطبوعات او را بکوبد، کار درستی نیست؛ امّا اگر کسی خلاف کرده است، باید او را نصیحت کرد. پرده دری نباشد، ولی انتقاد خوب است. باید در این امور خیلی ملاحظه بفرمایید تا مطبوعات، مرکزی باشد برای استفاده عموم و اینکه مردم بفهمند باید چه بکنند و باید
چه بشود.(1)
به عقیده من، این سه روزنامه (کیهان، اطلاعات، جمهوری اسلامی) با هم تفاهم کنند و مسائل را مختصرتر بنویسند، مفیدتر و کمتر بنویسند، طولانی و تکراری نباشد. مردم وقتی میخوانند استفاده کنند، احساس کنند مطلبی است. اینکه بگویید من [امام؛] هر روز به کی، چه گفتم! این تکراری است. آخر هر روز من یک مسئله را میگویم و هی تکرار میکنند که فلانی چه گفت! این چه فایدهای دارد، امّا در هر گوشه کشور اگر اتفاقی افتاده باشد، این خبر است و اخبار را برای مردم گفتن مفید است.(2)
رادیو، تلویزیون و مطبوعات مال عموم است. چنانچه شما هم همین اعتقاد را دارید که عموم بر آنها حق دارند، از این جهت، من به سهم خود خیال دارم که راجع به من کم باشد، مگر در مواقع حساسی که لازم است که آن هم باید از ما سؤال شود که آیا مطلبی را باید نقل بکنند یا خیر. و الّا آنچه خوب است در رادیو و تلویزیون و مطبوعات باشد، آن است که برای کشور اثری داشته باشد، مثلاً اگر زارعی خوب زراعت کرده و زراعتش خوب بود، شما این شخص را به جای مقامات کشور در صفحه اول بگذارید و زیرش بنویسید این زارع چگونه بوده است،
این منتشر بشود و یا کارمندی خوب کار کرد و یا اگر طبیبی عمل خوبی انجام داد، عکس او را در صفحه اول چاپ کنید و بنویسید این عملش چطور بوده است. این باعث تشویق اطبا میشود و بیشتر دنبال کار میروند. یا مثلاً اگر کسی کشفی کرد، باید مفصل با عکس و مطلب باشد یا اگر کسی سارقی را دستگیر نمود و یا یک کشاورز یا هنرمند و یا جراح ـ که متأسفانه نه اسمشان است و نه عکسشان! ـ در حالی که اینها لایقند تا در روزنامهها مطرح شوند.(1)
گویندگان صدا و سیما و ارتباطات عمومی و رسانههای جمعی و روزنامهها و همه کسانی که با مردم سروکار دارند، موظفند مردم را نسبت به مسائل مهم کشور و انقلاب و آنچه که بر انقلاب و سیر آن میگذرد و دشمنیهایی که میشود و نفوذیهای داخلی آن دشمنها، آگاه و روشن کنند. باید مردم همه مسائل مهم کشور را بدانند.(2)
خبر، یک کار چند جانبه است. اولاً یک عمل سیاسی است؛ یعنی همین خبری که شما مینشینید و در آن بخش مربوطه، تنظیم و اجرا میکنید، یک عمل سیاسی است. اینکه ما دقت کنیم کدام خبر را خواهیم گفت، کدام را برجسته خواهیم کرد، کدام را به کلی
نخواهیم گفت، کدام عبارت را برای یک حادثه انتخاب خواهیم کرد که فلان برداشت خاص را به ذهن مخاطب منعکس بکند، از کدام تعبیر اجتناب خواهیم ورزید، یک عمل سیاسی است.(1)
یک نکته دیگر این است که شما سلاحی در دست اسلام هستید و اسلام از شما منتفع است؛ یعنی شما سرباز همین جناح عظیم اسلامی هستید. شما باید در همه شعاع گسترش این خبر و این موج صدا، به خصوص در داخل مرزهای خودمان، جاذبه داشته باشید. این را یک اصل بدانید و در جهت ایجاد جاذبه، کوشش کنید. اصل این است که هر وقت خبر و تفسیر سیاسی و سخن هفته و... پخش میشود، مستمع شما در هر جا که هست، به سمت رادیو و تلویزیون بشتابد، تا سخن شما را بشنود.(2)
سعی کنید خوراک فکری سیاسی مردم را در هر هفته، بلکه در هر روز، به همین منظور و با همین توجه که عدهای را میخواهید از لحاظ سیاسی تجهیز و توجیه کنید، بدهید یا برسانید.(3)
این خبری که شما میخواهید بدهید و این تحلیل و تفسیری که میخواهید ارائه کنید،
باید با آن زبانی تنظیم شود که فراغ و خلأ ذهنی مردم ما را پر کند؛ یعنی تا کسی پیچ رادیو را باز کرد، یک خط فکری از شما دریافت کند. این کار، چیز بسیار مثبت و خوبی است. منتها همیشه با هدف گستردهنگری مردم انجام شود؛ یعنی یادتان باشد که یکی از هدفهای ما این است که ذهن مردم باز باشد. البته سیاستهای ما با سیاستهای جوامع سوسیالیستی گذشته تفاوت دارد. آنها تمام اخبار و حوادث را کانالیزه میکردند و حتی دروغ به مردم تحویل میدادند. من شنیده بودم و بعد هم خودم دیدم که رادیوهای دایر بین مردم طوری بود که رادیوهای بیگانه را نمیگرفت؛ یعنی گیرندهها را دستکاری میکردند که کسی نتواند جاهای دیگر را بگیرد! ما اینطوری فکر نمیکنیم، ما مایلیم که مردم گسترده فکر کنند. با اطلاع از حوادث عالم است که مردم در مقابل بسیاری از بددلیها و توطئههای ذهنی و فکری واکسینه میشوند.(1)
خبر فقط این نیست که اتفاقی در دنیا افتاده و حالا باید آن را بگوییم. نه! خیلی از خبرها اصلاً ارزش این را ندارند که گفته بشوند. بعضی از خبرها اصلاً مضر است. یک حالت روشنفکری خام وجود دارد که معتقد است همه چیز را باید به مردم گفت. من این را قبول ندارم. چطور هر چیزی را باید به مردم گفت؟ آیا در خانه شما، هر اتفاقی که
1) همان.
برایتان بیفتد، به بچهتان میگویید؟ باید گفت یا نباید گفت؟ چرا شما همه خبرهای داخل خانهتان را به بچهتان نمیگویید؟ چون بعضی از خبرها برای او مضر است و یا اصلاً جالب نیست.(1)
بعضی از خبرها، اصلاً مضر است. حادثهای در جایی درست میکنند و میلیونها و میلیاردها دلار خرج میکنند تا آن را به گوش ما برسانند. آنگاه ما بیاییم همین حادثه را از طریق رسانههای گروهی خودمان، به گوش مردممان برسانیم. آیا این عاقلانه است؟ آن چیزی که دشمن درست کرده و میلیاردها دلار خرجش میکند تا به گوش ما برساند، ما حتی جلویش را میگیریم و اگر بخواهد برساند، ما پارازیت هم پخش میکنیم که پخش نشود.(2)
واقعاً جامعه ما، انتخاب و گزینش خبر و فعالیت یک باند علیه یک باند دیگر را برنمیتابد. خدای ناکرده، اگر آنچنان گرایشهایی پیدا بشود، به نظام خیانت خواهد شد. خیلی مواظب باشید و با دقت [و] وسواس در این جهت حرکت کنید.(3)
کار شما دقیقاً یک کار هنری است. این متن باید طوری تنظیم بشود و به گونهای ارائه گردد و خوانده شود که جاذبه داشته باشد.
از چیزهایی که جاذبه را از بین میبرد، غلطخوانی است. غلطخوانی دو گونه است. یکی غلطخوانی متن صحیح است. یکی هم تنظیم متن غلط است؛ یعنی صحیحخوانی متن غلط.(1)
ظرافتها و زیباییهای ادبی و نگارشی را در نوشته خبر به کار ببرید. یک متن زیبا و در عین حال آسان درست کنید. متن معضل و معوج و پیچ و خم دار و مخصوص خواص، فایده ندارد. خبر بایستی در نهایت زیبایی و گستردگی باشد؛ یعنی همه بفهمند. یک پیرزن بیسواد هم که در خانه نشسته، وقتی رادیو یا تلویزیون خود را باز کرد، بفهمد شما به او چه میگویید. این کار هنری است و تمرین لازم دارد.(2)
الف) کتاب ها
اسمیت، آنتونی، ژئوپولتیک اطلاعات، مترجم: فریدون شیروانی، تهران،سروش، 1369.
بهشتی، سید محمد حسین، جواد باهنر و علی گلزاده، شناخت اسلام، تهران،دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
جامعه و تاریخ، تهران، صدرا، 1369.
خامنهای، سید علی، حدیث ولایت، تهران، سازمان مدارک فرهنگی انقلاباسلامی، 1375.
زورق، محمد حسن، مبانی تبلیغ، تهران، سروش، 1368.
شکرخواه، یونس، خبرنویسی مدرن، تهران، خجسته، 1381.
طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان (ترجمه 40 جلدی)، مترجم:سید محمد باقر موسوی همدانی، انتشارات محمدی.
عباسی، حجتاللّه، اصول کاربردی خبرنگاری و خبررسانی در رادیووتلویزیون، تهران،سروش،1379.
فلسفه اخلاق، تهران، صدرا، 1369.
لویی، ژان، نیروی پیام، مترجم: سروش حبیبی، تهران، سروش، 1371.
محدثی، جواد، هنر در قلمرو مکتب، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1376.
محسنیان راد، مهدی، روش های مصاحبه خبری، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها، 1371.
محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمة، بیروت، مکتب الاعلام الاسلامی،1367.
محمدی، مجید، اخلاق رسانه ها، تهران، نقش و نگار، 1379.
مطهری، مرتضی، اندرزها و حکمت ها، تهران، صدرا، 1369.
ــــــــــــــــــ ، ده گفتار، تهران، صدرا، 1368.
معتمدنژاد، کاظم، وسایل ارتباط جمعی، تهران، دانشکده علوم اجتماعی،1355.
مک براید، شن، یک جهان، چند صدا، مترجم: ایرج پاد، تهران، سروش، 1369.
موسوی خمینی، سید روح الله، صحیفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی، 1368.
مولانا، حمید، جریان بین المللی اطلاعات، مترجم: یونس
شکرخواه،تهران،مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها، 1371.
ب) مقاله ها
ادیب هاشمی، فرید، اعتبار منبع، رسانه، سال چهارم، شماره 4، زمستان 1372.
بدیعی، مینو، اخلاق حرفه ای و خبرنگاران ایرانی، رسانه، سال هفتم،شماره 3، پاییز 1375.
بروجردی علوی، مهردخت، دروازه بانی خبر چیست، دروازه بانان کیستند؟، رسانه، سال چهارم، شماره 1، بهار 1372.
پور نوروز، منیژه، ارزش های خبری، پژوهش و سنجش، سال هشتم، شماره 27، پاییز 1380.
پویا، علی رضا، مدخلی بر مبانی خبر، همان.
شکرخواه، یونس، خبر، رسانه های خبری و کنترل دروازه ها،پژوهشوسنجش، سالهشتم، شماره 27.
شیخ، مغیث الدین، چارچوب اسلامی اخلاق رسانه ای، مسائل وچالشها، رسانه، سال هفتم، شماره 3.
فضل الله، محمد حسین، جستاری در ویژگی های عمومی اطلاع رسانی اسلامی، همان.
قانع، احمد علی، بررسی دیدگاه های فقهی در مورد پیام های گمراه کننده، پژوهش و سنجش، سال دهم، شماره 35.
کاموسا، اف.پی، اخلاق حرفه ای یا قانون اصول اخلاقی، همان.
محسنیان راد، مهدی، ارائه مدلی برای روزنامه نگاری در جوامع اسلامی، همان.
ــــــــــــــــــ ، سانسور و خودسانسوری در ایران، رسانه، سال سوم، شماره 2، تابستان 1371.
محکی، علی اصغر، ایدئولوژی و جانب داری در اخبار، همان.
محمدشمیرانی، منوچهر، اخلاق مطبوعاتی را نهادینه کنیم (گزارش)،رسانه، سال هفتم، ش 4، زمستان 1375.
معتمدنژاد، کاظم، میثاق اخلاق حرفه ای، رسانه، سال نهم، شماره 2، تابستان1377.
مقدمفر، حمید، اخلاق حرفه ای و قوانین مطبوعاتی، همان.
مهدیزاده، سید محمد، ایدئولوژی و اخبار، پژوهش و سنجش، سال هشتم،شماره 27.
نعمتی انارکی، داوود، نقش رسانه های گروهی در اطلاع رسانی،پژوهش و سنجش، سال هشتم، شماره27.
نمکدوست تهرانی، حسن، کنکاشی در مفهوم عینی گرایی درروزنامه نگاری نوین، پژوهش و سنجش، سال هشتم، شماره 27.