ghaemiyeh.com
سرشناسه : پاک، محمدرضا، ۱۳۴۱ -
عنوان و نام پدیدآور : فرهنگ و تمدن اسلامی در قم قرن سوم هجری: به ضمیمه هجرت حضرت معصومه علیهاالسلام به قم و بررسی علل آن/ محمدرضا پاک؛ [بهسفارش] کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام و مکانت فرهنگی قم.
مشخصات نشر : قم : آستانه مقدسه قم، انتشارات زائر، ۱۳۸۴.
مشخصات ظاهری : هشت، ۱۴۴ ص.: مصور، جدول، نقشه، نمودار.
فروست : کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام و مکانت فرهنگی قم. مجموعه آثار؛ ۳۵.
شابک : ۶۰۰۰ریال : 9789648567281
وضعیت فهرست نویسی : برون سپاری
فاپا
یادداشت : کتابنامه: ص. [۱۴۱] - ۱۴۴؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : معصومه(س) بنت موسی کاظم(ع)، ۱۸۳؟ - ۲۰۱؟ق. -- مهاجرت به قم
موضوع : قم -- تمدن -- قرن ۳ق.
موضوع : قم -- زندگی فرهنگی -- قرن ۳ق.
شناسه افزوده : کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام و مکانت فرهنگی قم ( ۱۳۸۳ : قم )
رده بندی کنگره : DSR۲۱۱۳ /م۷۶۵پ۲ ۱۳۸۴
رده بندی دیویی : ۹۵۵/۱۲۸۲
شماره کتابشناسی ملی : م۸۳-۳۸۷۴۰
فرهنگ و تمدن اسلامی در قم
قرن سوم هجری
به ضمیمه
هجرت حضرت معصومه علیها السلام به قم
و بررسی علل آن
محمدرضا پاک
پاک، محمد رضا، 1347ـ
فرهنگ و تمدن اسلامی در قم قرن سوم هجری؛ به ضمیمه هجرت حضرت معصومه علیها السلام به قم و بررسی علل آن / محمد رضا پاک . ـ قم: زائر، 1383.
143 ص. : مصور، عکس، جدول
کتابنامه ص 140-143 همچنین به صورت زیرنویس
کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت معصومه علیها السلام و مکانت فرهنگی قم.
2 پ / 765 م / 2113 DSR
کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام و مکانت فرهنگی قم
مجموعه آثار شماره: 35
فرهنگ و تمدن اسلامی در قم قرن سوم هجری
نویسنده: محمدرضا پاک
صفحهآرا: محمدعلی محمدی
ناشر: زائر ـ آستانه مقدّسه قم
لیتوگرافی، چاپ و صحافی: سازمان چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
نوبت چاپ: اوّل/ زمستان 1383
شمارگان: 1000 نسخه
بهاء: 600 تومان
شابک: x-28-8567-964
کلیه حقوق نشر برای آستانه مقدّسه قم محفوظ است.
مرکز پخش: قم، میدان شهداء (چهار راه بیمارستان)
تلفن: 7742519 ص.پ. 3597-37185
ص: 0
فرهنگ و تمدن اسلامی در قم قرن سوم هجری
مقدمه کنگره··· 1
دیباچه··· 5
مفهوم فرهنگ در قم قرن سوم هجری··· 6
بحران فرهنگی··· 8
حذف، برخورد یا تعامل فرهنگها··· 10
محدوده جغرافیایی قم در قرن سوم هجری··· 13
برخی عوارض جغرافیایی قم در قرن سوم هجری··· 15
معادن نمک در قم··· 18
آثار باستانی و تاریخی قم در قرن سوم هجری··· 18
اوضاع سیاسی جهان در آغاز قرن سوم هجری··· 20
شهرسازی فرقهای··· 22
عوامل مؤثر در شکلگیری شهر قم در قرن سوم هجری··· 26
ارزیابی عوامل مثبت و منفی در روایات مربوط به قم··· 27
سابقه شهرسازی در قم··· 29
فتح قم و از بین رفتن تقسیمات کشوری ایران··· 30
راههای قم··· 31
دیوار و دروازههای قم··· 35
شکل شهر قم··· 38
مسجد جامع و منبر··· 38
شهر مقبرهای··· 40
عامل ماوراء طبیعی در تشکیل شهر قم··· 45
تأسیسات اداری قم در قرن سوم··· 46
دارالاماره و والیان قم در قرن سوم هجری··· 47
تعدادی از ولات و ناظران امور مالیاتی قم در قرن سوم هجری··· 50
دارالسکه··· 51
نظام مالیاتی قم··· 51
تأسیسات عمرانی قم··· 53
بحثی در باب روستاهای قم در قرن سوم هجری··· 57
اقتصاد کشاورزی قم در قرن سوم هجری··· 59
نظام عقاری و مالکیت در قم··· 60
اوضاع اجتماعی قم در قرن سوم هجری··· 61
زرتشتیان قم··· 62
معبد آناهیتا··· 64
طبقه دهقانان و اشراف ساسانی··· 65
آتشکدههای قم··· 66
موالی··· 69
اعراب··· 69
اعراب اشعری··· 70
اوضاع دینی قم در قرن سوم هجری··· 74
مساجد قم در قرن سوم هجری··· 75
قم در میان نواحی سنی نشین··· 77
فرق تشیع در قم قرن سوم هجری··· 77
وجه اهمیت حضرت معصومه علیها السلام··· 78
صد سال ارتباط قم با امامان معصوم··· 81
1ـ سازمان وکالت··· 84
2ـ سازمان نقابت··· 89
اوضاع فرهنگی قم در قرن سوم هجری··· 92
قم در عصر حیرت··· 94
بحران مهدویت در قم··· 95
بحران ارجاف··· 97
اوضاع علمی قم در قرن سوم هجری··· 98
مکتب حدیثی قم··· 99
مکتب فقهی قم··· 101
مکتب کلامی قم در قرن سوم هجری··· 102
مکتب ادبی قم··· 103
هجرت حضرت معصومه علیهاالسلام به قم؛ بررسی علل و مسیر آن
تقویم اجمالی پدیده مهاجرت در 3 قرن نخست هجری··· 107
سیاست انتقال··· 109
اوضاع حجاز هنگام هجرت حضرت معصومه علیها السلام··· 110
آغاز انفجار حجاز··· 111
انگیزه قیام ابن طباطبا··· 114
طبقات طالبیان و علویان در مدینه··· 116
مأمون و تفرقه بین شیعیان··· 118
سرانجام تفرقه شیعیان··· 120
اوضاع قم مقارن سفر حضرت معصومه علیها السلام··· 122
اهمیت سیاسی ـ نظامی ـ اقتصادی «موقعیت جغرافیایی» قم··· 124
برخورد نظامی با کاروان حضرت معصومه علیها السلام··· 127
آثار هجرت حضرت معصومه علیها السلام··· 128
شهر راهها··· 129
مسیر هجرت حضرت معصومه علیها السلام··· 130
از مدینه تا بصره··· 131
مهمترین راههای شناخته شده در قرن سوم از بصره تا خراسان··· 132
مسیرهایی که احتمال بیشتری در عبور حضرت معصومه داشتهاند ··· 133
1ـ مسیر بغداد ـ خراسان··· 133
2ـ مسیر مدینه ـ سیراف ـ شیراز ـ طبس··· 135
3ـ مسیر مدینه ـ کوفه ـ بغداد··· 138
4ـ مسیر مدینه ـ بصره ـ اَرَّجان··· 139
فهرست منابع··· 141
ص: 0
حضرت امام صادق علیهالسلام:
«حرم ما اهل بیت علیهمالسلام، شهر قم است. آنجا بانویی از فرزندانم به نام فاطمه دفن میشود، بهشت بر هر که اورا زیارت کند، واجب میگردد»(1).
قم که به لقب «حرم اهل بیت علیهمالسلام» مفتخر گردید، نه تنها به جهت وجود مردمی است که در آن به حسنِ عبادت و توحید عبادی در قیام و رکوع و سجود شناخته شدهاند(2)، و در آرمان شهر اسلامی گرد حضرت مهدی علیه السلام اجتماع کرده و به یاری آن حضرت قیام خواهند نمود، و نه صرفا به جهت وجود بزرگترین حوزه علمی و حدیثی و معرفتی شیعه در آن، بلکه این شهر مفتخر است که چونان صدفی زمینی، گوهر آسمانی و ملکوتی فرزند باب الحوائج الی الله را در بر گرفته و مسجد اولیای الهی گردیده است. اگر در گذشته شهر قم محل محدّثان بزرگ و معبد و سجدهگاه فاطمه معصومه علیها السلام بوده، امروزه نیز پرچمدار فرهنگ ناب فقه جعفری علیه السلام و
معنویت و عرفان بوده و ضمن تربیت و پرورش یاران امام عصر ارواحنا فداه، زائران حضرتش را با معارف بلند دینی میزبانی میکند. آری، «زیبد اگر خاک قم به عرش کند فخر(1)».
قم، شهری است که بر ولایت و مودّت اهل بیت علیهمالسلام پایهگذاری شده و به همین جهت، پایگاهی برای علویان و شیعیان و دژ تسخیرناپذیری علیه ستمگران بوده است و ائمه علیهمالسلام با تعبیراتی خاص و بلند از این شهر یاد کردهاند(2).
از هنگامی که شهر قم مسکن حضرت ستی، فاطمه معصومهعلیها السلامگردید، بُعد فرهنگی و معنوی آن در کنار تحوّلات اجتماعی و سیاسی متحوّل و شکوفا شد، و از چنان موقعیتی برخوردار شد که جناب حسین بن روح رضوان الله علیه، از نوّاب اربعه، تأیید محتوای یک کتاب علمی و فقهی را مشروط به نظر مساعد علمای قم نمود(3). وجود حوزه غنی و بزرگ شیعه، در این شهر و دفاع علمی از اسلام راستین به وسیله تألیف کتابها، اعزام مبلّغان و زادگاه انقلاب اسلامی بودن و... همه و همه به برکت وجود فرزند رسول خدا، کریمه اهل بیت علیهمالسلام در این شهر است.
از آنجا که سال 1383 ه .ش. با یک هزار و دویست و پنجاهمین سالگرد ولادت آن حضرت، و نیز با پایان تجدید طلاکاری گنبد مطهر ـ که در زیبایی کم نظیر و بلکه بی نظیر است ـ مقارن شده، به منظور
معرفی بیشتر آن حضرت و تبیین جایگاه ویژه شهر قم در ترویج فرهنگ تشیّع، به دستور تولیت عظمای آستانه مقدّسه، حضرت آیة الله مسعودی دامعزه «کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام و مکانت فرهنگی قم» شروع به فعالیت نمود. و در چهار موضوع ذیل:
الف. حضرت معصومه علیها السلام و آستانه مقدسه؛
ب. قم و فرهنگ تشیّع؛
ج. حوزه علمیه قم؛
د. انقلاب اسلامی در قم،
با محوریّت آستانه مقدّسه، دهها جلد کتاب در موضوعات فوق که اکثر آنها جنبه تألیف داشته و برخی دیگر جنبه تراثی دارد و توسط محققان تألیف و تصحیح شده، اهتمام ورزیده است.
آثاری که در محورهای فوق تدوین و نگارش یافته تنها قدم کوچکی است که میتواند نقطه شروعی برای تحقیقات گسترده و عمیقی باشد که سزاوار موضوعات یاد شده است.
آنچه اکنون پیش روی شماست با عنوان «فرهنگ و تمدن اسلامی در قم قرن سوم هجری» یکی از آثار کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومهعلیها السلام و مکانت فرهنگی قم است که قم را از زاویه دیگری مورد تحقیق و بررسی قرار داده است و در اینجا از مؤلف محترم آن، جناب آقای محمد رضا پاک صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم. همچنین از تولیت آستانه حضرت آیة الله مسعودی،
معاون محترم اداری مالی جناب آقای فقیه میرزایی و مدیریت فرهنگی جناب حجةالاسلام و المسلمین عباسی که تلاش فراوانی در این امر داشتهاند، نهایت امتنان و سپاس را داریم.
بر خود لازم میدانم که اذعان و اعتقاد قلبی خود را ابراز دارم که اگر توفیقات خدای متعال و عنایات کریمه اهل بیت علیهمالسلام نبود، از برداشتن کوچکترین قدمی در این راه عاجز و ناتوان بودیم.
و ما توفیقی الا بالله، علیه توکلت و الیه انیب.
احمد عابـدی
دبیر کنگره
تلاش خلفای اموی و عباسی در محو آثار شیعی و جلوگیری از شکلگیری مراکز جمعیتی مستقل شیعی از پدیدههای مسلم تاریخ اسلام است که بررسی آن مغفول مانده است. از جمله اسناد این حادثه قم در قرن سوم هجری است. قم قرن سوم هجری از حیث هجوم بی امان دشمنان مغرض جهت ویرانی آن نمونهای مثال زدنی است. آنچه که در متون تاریخی آمده است گویای چنین مطلبی است. خلافت عباسی اجازه هرگونه تجلیل و اکرام از قبور ائمه شیعی و اتخاذ آن مقابر به عنوان محل تبرک و تجمع شیعیان را نمیداد. از پدیدههای آشکار قرن سوم که توسط دولت عباسی بهشدت دنبال میشد، ممانعت از استقرار شیعه و شهر نشینی آنهاست. خراب کردن چهره شهرهای شیعی از دیگر سیاستهای عباسیان در رابطه با آثار شیعی بود.
چندین بار تلاش برای نابودی کربلا و مقبره امام حسین علیه السلام ؛ جلوگیری از تجمع در نجف؛ به آتش کشیدن محلههای شیعی در بغداد؛ حصر شیعیان در سامره؛ وارد کردن عناصر ترک متعصب سنی در ترکیب جمعیتی عراق؛ سامان دادن سامره در قالب شهری جدید، جهت کاستن از اهمیت شهرهای شیعی؛ کنترل شیعیان در یکی از مراکز
مهم پراکندگی شیعه در موضع ضعف و نابودی قرار دادن شیعیان در قران از جمله اقدامات عباسیان با شیعیان عراق بود.
اما آنچه در این میان جای سخن دارد بی عنایتی و تحریف در بیان واقعیت «قم» و مکانت فرهنگی آن است.
در این نوشته ما در پی نشان دادن چهره واقعی شهر قم در قرن سوم هستیم، شهری که همه عناصر کالبدی شهرهای اسلامی را در این قرن دارا بوده و در مقایسه با شهرهای دیگر از حیث عناصر شهری در مقام بالائی قرار داشته است.
شهر قم در قرن سوم هجری، در جایگاه فرهنگی شهر الگو و نمونه شیعه امامیه است. در این قرن، شهر قم پرچمدار شهرهای فرهنگی و پیشوای شهرهای شیعی در بیان بنیادین و اصولی اندیشههای شیعی بود. از حیث تجربههای شهرسازی در تاریخ، تغییرات شهر قم بهترین موضوع برای بررسی روند شکلگیری و تغییرات شهرها در قرون وسطی از جمله وجوه مطالعه قم در این زمینه، بررسی تأثیر اوضاع فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در نحوه جهتگیری عمران در شهر قم است.
فرهنگ در لغت به معنی «ادب»(1)
ر.ک: مجمع الفرس، ج 1، ص 50.
و در اصطلاح جامعهشناسی و در حوزه علوم انسانی به «شیوه مشترک و یکسانی از زندگی که گروه و1) 1. من از خجالت و حسرت فتاده در کنجی که کس نشان ندهد نام دانش و فرهنگ
جمعیتی در نقطهای انتخاب میکنند»، اطلاق شده است. در این اصطلاح فرهنگ پدیدهای مرکب از عناصر مادی و عناصر معنوی است.
کاربرد مفهوم فرهنگ در خصوص آن چه در قرن سوم در قم رخ داد، هم در مفهوم قرون وسطایی آن(1)[ادب] و هم در مفهوم جدید علمی آن در اصطلاح علمای جامعهشناسی میسور است. عناصر مادی و عناصر معنوی فرهنگ در کالبد شکافی حوادث تمدنی قرن سوم هجری در قم به وضوح قابل مشاهده است.
قم در قرن سوم هجری شاهد پیدایش فرهنگی بود که عناصر مادی آن حاصل قرنها تجربه زندگی مردم در منطقهای باستانی و تاریخی بود. ابزارها، مهارتهای فنی، اصناف و مشاغل و هنرها که در این جامعه ناب ایرانی جاری بود همچنان برقرار ماند. در زمینه آداب و رسوم، بسیاری از آنها در جامعه قم حفظ شد. تنها تغییر اساسی در جامعه قم قرن سوم هجری در زمینه ارزشها روی داد. باورها، اسطورهها، ایدئولوژیها، ارزشها، دیدگاهها و دانشهای مردم تغییرات اساسی و بنیادی پیدا کرد و زیر و رو شد. بنابراین در قرن سوم فرهنگی نوین در قم پدید آمد که جنبه شناختی آن صددرصد تغییر کرد و تنها جنبه مادی آن که میراث فرهنگی گذشته بود حفظ شد. برخی از آداب و رسوم نیز همچنان پایدار ماند.
1) 1. گزارشهای متعددی که در این نوشته میآید نشان میدهد که مکتب ادبی بزرگی در قم پدید آمد که شامل فروع متعددی از تاریخ، حدیث، تفسیر، شعر و... و همه عناصر دانش و فرهنگ یعنی؛ ادب بود.
در قم قرن سوم هر سه جزء و عنصر اساسی سازنده فرهنگ قابل ردیابی است. این عناصر سه گانه [1ـ عنصر مادی و فنی 2ـ عنصر قواعد و قوانین 3ـ عنصر ارزشها(1)] از نیمه قرن دوم هجری در قم در حال شکل گرفتن بود و در آغاز قرن سوم هجری شکل اولیه خود را پیدا کرد و در پایان قرن سوم هجری چهره واقعی خود را نشان داد و در آغاز دوره بویهیان به اوج خود رسید.
از لحاظ زمانی، حاصل پدیده مهاجرت از اقصی نقاط مرزهای غربی ایران به نقاط مرکزی ایران از جمله قم در قرن سوم هجری بهدست آمد. این محصول ثمره آمیزش و تعامل اقوام مهاجر با اقوام بومی ساکن در ناحیه قم بود که باعث پیدایش «فرهنگ و شیوه زندگی واحدی» شد. بنابراین محصول مهاجرت به قم، پیدایش «فرهنگ و شیوه زندگی «یکسان» در قم بود.(2)] فرهنگ قم قرن سوم محصول واقعه جمعیتی ناشی از مهاجرت به قم بود].
بحران فرهنگی از شاخصههای بارز قرن سوم در جهان اسلام بود.
جهان اسلام با امواج فرهنگی مخالف روبرو بود:
1ـ موج دوم هلنیسم (فرهنگ یونانی) که عقاید نوپای اسلامی را تهدید میکرد این بحران عکس العملهای متفاوتی را در جهان اسلام به دنبال داشت.
2ـ امواجی از اباحیگری و زندقه در شکل قیامهای ملی و مردمی در آذربایجان در ماوراءالنهر و... .
3ـ امواج مخالف فرهنگی ناشی از تحرکات ایرانیان زرتشتی.
4ـ امواج مخالف فرهنگی ناشی از ادعای مهدویت.
5 ـ بحران ناشی از فرهنگ تشیّع و تفرقه بین گروههای مختلف تشیّع.
6 ـ بحران ناشی از تحرکات خوارج در شرق ایران و در غرب جهان اسلام در افریقیه و سائر نقاط غرب اسلامی.
7ـ بحران بی هویتی و سردرگُمی در جامعه زرتشتی ایران.
سقوط پایگاه فرهنگی دین زرتشت در پایان قرن دوم هجری در «ری» امواجی از ناامیدی و سردرگمی برای ایرانیان، بویژه ساکنان منطقه جبال در برداشت محصول این ناامیدی «بحران هویت» فرهنگی برای ساکنان بومی بخش بزرگی از ایران بود.
سقوط پایگاه بزرگ فرهنگی دین زرتشت در «ری» بزرگترین خسارت برای فرهنگ بومی ایران در منطقه جبال بود. بطور طبیعی این وضعیت فرصت جدید و بسیار مناسبی برای فرهنگهای جدیدی بود که باید در منطقه جبال حاکم میشد.
مردم بومی منطقه جبال بعد از تحمل چند دوره اشغال نظامی توسط
فاتحان عرب و سپس ولات اموی و والیان دولت عباسی، با بزرگترین شکست فرهنگی دین زرتشت روبرو شدند.
زرتشتیان ایران امکان بازگشت به هویت واحد فرهنگی را برای همیشه از دست دادند و به صورت موجوداتی پراکنده در آمدند که آماده بودند به قطبهای گوناگون فرهنگی که در ایران فعال شده بودند، بپیوندند.
با سقوط آذربایجان و سقوط «گنجک» محل آتش مقدسِ زرتشتیان و سقوط ری، جامعه زرتشتی از هم فروپاشید. ابن ندیم از گروههای زرتشتی در حد فاصل مناطق آذربایجان و مناطق اصفهان با عنوان «لُقطه» [گمشده] یاد کرده است. این مطلب حاکی از بیهویتی و سردرگمی حاکم بر زرتشتیان مناطق ایران است.
ذکر این مقدمه جهت توجه به نقش قم در حوادث فرهنگی جبال است. ظهور فرهنگ تشیّع در قم، طلوع خورشید پر جاذبه و درخشانی در آسمان تاریک منطقه جبال بود که «بحران هویت فرهنگی» و پراکندگی و سردرگمی حاکم در منطقه جبال را به وحدت فرهنگی مبدل ساخت و باعث پیدایش یک قطب واحد فرهنگی شد و زمینه توسعه و شکوفائی مجدد شهر قم را فراهم ساخت.
ورود اسلام به قم مرکز بزرگ و مهم جمعیتی دین زرتشت با وجود مقاومتی که مجوس آنجا تا سالها بعد از خود نشان دادند میتواند به
نظریهای در باب رابطه فرهنگها و تمدنها منجر شود.
چه نسبتی در برخورد میان عرب و عجم در قم میتوان بهدست آورد چنانکه در شعر دعبل ملاحظه میشود، (مابین علج قدتعرب فانتمی...) او در این شعر خود اصل برخورد و آمیزش فرهنگی بین ساکنان بومی قم که بار قرنها فرهنگ و تمدن دین زرتشتی را بهدوش میکشیدند را تأیید کرده است. بعد از حدود دو قرن برخورد عرب با مردم ایران سرانجام نسبتی میان فرهنگ و تمدن ایرانی و فرهنگ عربی برقرار شد.
حاصل این برخورد که در آغاز قرن سوم هجری به ثمر رسید در شاخصه بارز آن گفتگو میان فرهنگها بود. چنین گفتگوهایی در زیر مجموعه فعالیتهای ائمه شیعه از نیمه قرن دوم آغاز شد. در آغازین ماههای قرن سوم هجری گروههایی از پیروان همه ادیان آسمانی در کاخ مأمون در مرو تجمع کردند تا در گفتگویی که اهمیت آن به حضور امام رضا علیه السلام در آن بود، شرکت کنند.
آنچه در قم و به عبارتی وسیعتر در بخشهای بزرگی از ایران اتفاق افتاد. فراگیری فرهنگ نسبت به تمدن بود. فرهنگی عربی اسلامی تشیّع، فرهنگ بومی ایرانی ـ زرتشتی حاکم در قم را به تسلیم کشانید. «پدیده تسلیم فرهنگ زرتشتی» به فرهنگ اسلامی، پدیده مطرح قرن دوم و سوم هجری به ویژه در قم بود.
تصویر نسبت فرهنگ و تمدن در قم
بدون در نظر گرفتن چند برخورد نظامی بین ـ عرب و بومیان ساکن قم بویژه در طی قرن اول هجری محصولات فرهنگی قرن سوم در قم نشانه تعامل و گفتگوی فعّال ـ ایرانی ـ عربی ـ در قم بوده است. از جمله بارزترین این نشانهها، پیدایش شاعران دو زبانه بود که با تسلط به زبان فارسی و عربی به هر دو زبان شعر میسرودند. این پدیده در حد فاصل پایان قرن دوم تا قرن ششم هجری به چشم میخورد. این پدیده چند قرن در محافل ادبی ایران حاکم بود. [«دعویدار قمی»
که دیوان او به دو زبان فارسی ـ عربی موجود است، نشانه اوج این جریان فکری تا قرن ششم در قم است [حداقل سخنی که در مورد برخورد فرهنگها در قم میتوان گفت: اینکه وجود زبان فارسی و عربی در کنار هم، همانقدر که نشانه حذف یک فرهنگ و تمدن [در مقابل فرهنگ دیگر است [حاکی از تعامل و دوستی دو فرهنگ است.
تشیّع قمی قرن سوم که بر محور وجودی حضرت معصومه علیها السلام قرار داشت واسطه اصلی این تعامل در قم بود.
تکویر قم توسط خلیفه عباسی هارون الرشید مهمترین اقدام داخلی دولت عباسی در اعمال تقسیمات جدید اداری بود. این که به چه علت دولت عباسی دست به چنین اقدامی زد در ظاهر نصوص تاریخی از جمله تاریخ قم و متن جغرافیایی «ابن رسته» آمده است، شکایت مردم اصفهان در امر خراج قم و اینکه مسئله خراج قم و دیرکرد آن باعث خسارت به امور اصفهان است باعث شد هارون خراج قم را از اصفهان جدا کند و برای قم خراج جداگانه وضع کند.
استقلال قم و اخذ خراج به طور جداگانه از آنجا، نیازمند تحدید مرزهای جدید استان قم بود. در این تکویر که برقی، مساحت آن را «40 فرسخ در 40 فرسخ» نوشته است چندین رستاق و آبادی به قم اضافه شد. و قم جزو استانهای خاصه، دولت عباسی درآمد.
از جمله انگیزههای دولت عباسی جهت تکویر قم، اعمال قدرت نظامی، سیاسی، اداری دولت عباسی بود. چون بلافاصله بعد از قبول تکویر قم، حمزة بن یسع حاکم قم که در تکویر قم با خلافت عباسی همکاری کرده بود از سوی هارون الرشید، مورد تشویق قرار گرفت. حمزه واحد سنجش مورد قبول دولت عباسی «ذراع رشیدی»(1)را به قم آورد و جایگزین واحد سنجش قبلی قم یعنی؛ «ذراع شاپوری» ساخت.
تصویر ناحیت قم
محدوده جغرافیایی قم در آغاز قرن سوم هجری با محدوده جغرافیایی، «استان ایرانوثارت کواذ»(2)دوره ساسانی که به دست قباد
ایجاد شد، برابر گردید. برقی(1)مرزهای قم از چهار جهت را چنین توصیف کرده است:
حد اول: [از غرب] از ناحیه همدان تا میلاذجرد که آن ساوه است.
حد دوم: [از سمت شمال] از ناحیت ری تا جوسق داود بن عمران اشعری به دو فرسنگ از دیرگچ.
حد سوم: [از سمت جنوب شرقی] از ناحیت فراهان آنجا که ناحیت کرج است.
حد چهارم: [از سمت جنوب غربی] از ناحیت اصفهان تا وادی که میان قریه درام جرقام و میان قریه راوند است.
ناحیت قم در دو شکل: 1ـ دشت پست و وسیع 2ـ منطقهای مرتفع در منطقه جغرافیایی جبال واقع شده است.(2)ارتفاعات این ناحیت در چند منطقه آن پراکنده شده است. در سمت شمال غربی و جنوب شرقی قصبه قم ناحیه کوهستانی قهستان باقلل به ارتفاع 3000 متر و در سمت شمال غربی رشته کوه و تپههایی کم ارتفاع به سمت کوه ملاحّه کشیده شدهاند.
کوه ملاحه(3)از جمله کوههای معدنی قم و محل مهمترین معادن
نمک بود که از آن نمک استخراج و به نقاط دیگر صادر میشد. کوه «ویشویه» و رشته کوههای کم ارتفاع همجوار آن که(1)کوههای یزدان [هزار دره] [که در سمت غرب رودخانه گسترده شده [را قطع میکنند.
نمودار پستی و ارتفاعات جبال
1) 1. تاریخ دارالایمان، ص 49.
کوه «وفس»،(1)کوه «وَر»(2)در تفرش، کوه «ورده»(3)در ساوه کوه «اندس»،(4)«سیاه کوه»،(5)«تیره»(6)در شمال غرب ساوه، «بریچ(7)کوه خور»،(8)«کوه اردهال»،(9)کوه «آرخا»،(10)کوه «خرقان»،(11)«تل ماستر» در فراهان.
نقشه محل دریاچه نمک کاشان
کوهها و معادن نمک و باتلاقهای نمکی از وجوه مشخص عوارض جغرافیایی و طبیعی قم است،(1)دریاچه(2)نمک کاشان، نمکزاری در فراهان و کوه نمک قم، بهعنوان مراکز استحصال و صدور نمک در قرن سوم بود که در تاریخ قم از آنها یاد شده است.(3)تاریخ قم بابی را به، گزارش در مورد چشمههای نمک موجود قم در قرن سوم اختصاص داده است.
حوادث طبیعی: زلزلهای(4)در نیمه قرن سوم هجری در قم گزارش شده که ویرانی زیادی به بار آورده یک مورد سیل نیز در دههای آخر قرن سوم قم گزارش شده است.
بدون تردید قم در بین شهرهای منطقه جبال در قرن سوم هجری شاهد بیشترین تعداد آثار باستانی و آثار تاریخی از ابنیه و قلاع و پرستشگاههای دینی... بوده است. فهرست برخی از آثار قم در قرن سوم هجری که در متون تاریخی به آنها اشاره شده است به ترتیب زیر است:
1ـ دیرگچ [دیر گچین] ساخت آن را به انوشیروان نسبت دادهاند.
ابودلف در سفر خود به قم در قرن سوم هجری آن را وصف کرده است.
2ـ دودهک که ستونی در رستاق آنجا باقی است،(1)
3ـ قلاع: سابقه قعلهها در قم به ساخت قلعههای(2)مادی برمیگردد. در گزارش تاریخ قم از دهها قلعه از قم یاد شده است. گزارش تاریخ یعقوبی(3)نیز آن را تأیید میکند. بطوری که میتوان قم را شهر قلعهها نامید. به همین سبب نام «چهل حصاران» هم به قم اطلاق شده است. قلعه جلین(4)در جمکران، قلعه صرم(5)که مناره آن سیگز بوده است، چشمه صرم،(6)قلعه یزدان افشان،(7)قلعه قالهر،(8)قلعه فک،(9)دژ شهرستان قلعه هنزفر،(10)از این نوع قلاع با عنوان قلعه گبری(11)در کاشان، ساوه، [قلعهگبری ساوه در قرن 4 مدفن فاطمه دختر مرداویج شد] و محلات گزارش شده است.
قلعه نیاستر(12)در اطراف کاشان، قلعه ابل(13)در اطراف نراق قلعه؛ مهرنگار در نیم فرسخی جمکران بر سرکوه دو برادران.
4ـ معابد زرتشتی (آتشکدهها)
[آتشکده فردجان که تا نیمه قرن سوم برپا بود.]
1) 1. تاریخ قم، ص 70، 71.
2) 2. قم در قلب «بلاد ماد از نقاطی بود که ساخت قلاع مادی در آن ماندگار شد.
3) 3. البلدان، ص49.
4) 4. تاریخ قم، ص 60.
5) 5. همان، ص 67.
6) 6. همان، ص 67.
7) 7. همان، ص 73.
8) 8. همان، ص 33.
9) 9. همان، ص 72.
10) 10. همان، ص 78.
11) 11. سفرنامه صفاءالسلطنه، ص 86.
12) 12. خلاصة البلدان، ص 279.
13) 13. همان، ص 228.
5 ـ معبد آناهیتا: در فهرست روستاهای قم از روستای طراز ناهید(1)[آناهیتا [نام برده شده است. معبد برکنار رودخانه گلفشان رودخانه عتیق قم یعنی؛ مسیر قبلی رودخانه قم قرار داشته است. آندره گدار تصویری از معبد آناهیتا بر فراز کوه کم ارتفاعی در آنجا ارائه داده است.
عمدهترین مسئله سیاسی فرهنگی جهان در آغاز قرن سوم هجری، مسئله بیزانس بود. تحرک و تجاوز بلغارها در آسیای صغیر دولت بیزانس را به شدت ضعیف نمود. آثار ضعف بیزانس در جبهههای نبرد با مسلمانان برای این دولت مصیبتبار بود.
«نقفور»(2)امپراطور بیزانس مجبور به پذیرش معاهده صلح با هارون الرشید خلیفه مسلمانان شد.(3)موضع قدرتمندانه مسلمانان در برابر ذلت و خواری امپراطوری مسیحی، پیروزی فرهنگی بزرگی برای اسلام در برابر مسیحیت بود.
این پیروزی ثمرات مثبت برای امپراطوری عباسی داشت و به آنها اجازه داد که مسائل و بحرانهای داخلی امپراطوری خود را به سرعت سامان دهند. مسئله طبرستان و استقرار آرامش در مرزهای آنجا با دیلم از جمله ثمرات مثبت آن بود. سرکوب شورشها در ناحیه جبال و کنترل خراسان از دیگر ثمرات موقت این پیروزی بود.
آغاز دوباره نبرد بین امپراطوری عباسی و بیزانس در آسیای صغیر وضعیت جدید در تصمیمگیریهای خلافت عباسی ایجاد کرد و مواضع آن را در بحرانهای داخلی دچار ضعف ساخت و اجازه داد تا خاندانهای قدرت طلب در گوشه و کنار جهان اسلام سربرآورند.
منطقه جبال آتش زیر خاکستر بود، شدت این آتش در ناحیت قم به حدی بود که در دهه اول قرن سوم مردم قم خود را برای رویارویی بزرگ با دستگاه نظامی دولت عباسی آماده میکردند. سرانجام این شورشهای پنهان ظهور چند قدرت مستقل سیاسی در طبرستان، خراسان و سیستان بود که شرق و غرب و بخش مرکزی ایران را تحت سلطه خود گرفتند.
در منطقه مرکزی قم کانون قدرتمند مخالفت با خلافت عباسی بود آنها مأمون را خلع کردند(1)و به رهبری یحییبن عمران رئیس قم اعلام استقلال کردند. اما قیام آنها سرکوب شد و یحیی و یارانش کشته شدند.
بدینسان قیام قم در جهت کسب قدرت سیاسی و تشکیل دولت شیعی در ناحیت قم متوقف شد. تنها طاهریان و صفاریان و علویان زیدی مسلک بودند که از فرصت خلاء قدرت عباسی در ایران استفاده کردند.
قدرت و نفوذ بغداد با جنگ امین و مأمون در ناحیه جبال و انتقال قدرت مأمون از مرو به بغداد، ضعیف شد و خلافت عباسی کنترل خراسان، طبرستان، سیستان را از دست داد و مجبور شد آن مناطق را به قدرتهای محلی در آنجا واگذار کند. این قدرتهای بومی حاضر به همکاری با مأمون شدند و عقاید سیاسی او بویژه عقاید او را در مسئله
1) 1. تاریخ ابن خلدون، ج 3، ص 319.
امامت پذیرفتند لذا مأمون حکومت این مناطق را به آنها داد و به نوعی با آنها توافق کرد. مسئله در قم به شکل دیگری بود استقلال طلبان قم حاضر به همکاری اقتصادی فرهنگی و سیاسی، با مأمون نشدند و عقاید او در خصوص امامت را رد کردند و خود مأمون را هم شایسته خلافت ندانستند و با عکسالعمل تند مأمون مواجه شدند و مأمون دستور حمله نظامی به قم را صادر کرد.
با شروع قرن سوم هجری تشنج و بحران و «آنارشیسم فرهنگی» ناحیه جبال، خراسان، فارس، یمن، عراق و غرب جهان اسلام حاکم شد.حاصل چنین وضعیتی صفبندی گسترده مسلمانان در شکل فرقههای گوناگون شیعه و سنی در سطح جهان اسلام بود. اولین اقدام هر یک از گروهها و فرقههای مذهبی که به عقاید خود تعصب میورزیدند، این بود که برای حفظ و استقرار اندیشههای خود اقدام به کسب قدرت سیاسی در قالب شهرسازی نمودند. آنها بهدنبال مکانهائی بودند که پیروان اندیشههای آنها در آنجا آزادانه گرد هم آیند و بهدور از تهدید مخالفان به نشر و توسعه عقاید خود بپردازند. فروپاشی هیمنه سیاسی دولت عباسی در مناطق داخلی ایران در نیمه قرن سوم روند شهرسازی فرقهای را شدت بخشید. ظهور طاهریان ـ سامانیان ـ صفاریان در ایران موقعیت بسیار مناسبی برای شکلگیری بزرگترین شهر فرقهای در ناحیه جبال را فراهم ساخت.
مهمترین حادثه در جغرافیای تاریخی منطقه جبال که با توسعه جغرافیائی و فرهنگی و اقتصادی قم همراه شد، شکلگیری قم به عنوان بزرگترین و تنها پایگاه قدرتمند تشیّع امامی در قرن سوم بود.
در حد فاصل سالهای 170 هجری تا 220 هجری چندین شهر فرقهای توسط خداوندان اندیشهها و فرق اسلامی در شرق و غرب جهان اسلام ساخته شد. در این بین شهر قم را میتوان پرچمدار این شهرها در جهان اسلام دانست، ویژگی شهرسازی فرقهای بر سراسر قرن سوم سایه افکنده است، لذا میتوان آن را «قرن شهرسازی فرقهای» نامید.
آنچه در نگاه اجمالی به این شهرها به نظر میرسد نقاط مشترکی است که پیرامون «شکلگیری شهرهای فرقهای» وجود دارد. بطور نمونه همانطور که مهاجرت و فرار ادریس اول از مدینه(1)به مغرب اقصی موجب پیدایش شهر «فاس»(2)شد، مهاجرت حضرت معصومه علیها السلام از مدینه به قم هم که تقریبا با فاصله چند دهه از یکدیگر صورت گرفت، موجب دوام فرهنگ شیعه امامی در قم گردید. مهاجرت جد رستمیان اباضی از شرق به افریقیه باعث شکلگیری چند شهر فرقهای در آن جا شد. در این شهرها جاذبه معنوی شخصیتی که شهر پیرامون مقبره او شکل گرفته است، چنان عظیم و نیرومند بوده است که در مواردی علیرغم آباد بودن بافت قدیمی شهر، به مجرد مهاجرت آن شخصیت، بافت قدیمی به تدریج به سمت مقبره و محل سکونت آن مهاجر، نقل مکان داده است.
موقعیت نام جدید نام قدیم نامبنیانگزار و شخصیتیکهشهر مذهب پیرامون وجود او شکل گرفت
غرب جهان تاهرت در فاصله 5 عبدالرحمن بن رستم 160 ـ 171 خوارج اسلام مایلی شهر قدیم
= = رقاده ابراهیمبناحمداغلبی 263 تسنن
= = عباسیهاول در 8کیلومتریقیروان ابراهیمبن اول غلبی 189 تسنن
= = تَنس نزدیکملیانه ابنعائشه 262 خوارجوتسنن
= = وُهران نزدیکتلمسان محمدبنابیعون 292 تسننوخوراج
= = فاس ادریس دوم 192 شیعه
ثغور جبال و دیلم قزوین قلعه کشوین خلیفه عباسی تسننوتشیّع
یمن زَبید در درهای جعفر مولی زیاد، 204 اسماعیلیه ایام مأمون
ناحیه جبال قم «کوما» دوره مادی... حضرتمعصومه و تجمع 201 شیعه امامی کم سامانی شیعیان در اطراف مرقد او
ناحیه جبال مامونیه تسنن
ناحیه جبال محمدیه ری خلیفه عباسی مهدی 158 تسنن
ناحیه جبال کرجابی دلف کره اصلاحات ابیدلف
غرب جهان عباسیه دوم نزدیک تاهرت ابوالعباس محمدبن اغلب 227 تسنن اسلام
= = سوسه روستایی در ساحل زیادة اللّه اول اغلبی 249 تسنن مدیترانه
عراق سامرا بیابان معتصم عباسی 218 تسنن
عراق بغداد دهکدهایرانی منصورعباسی 148 تسنن
فهرست برخی از شهرهای فرقهای در قرن سوم هجری
این مطلب بطور وضوح در متون تاریخی مربوط به قم مورد توجه قرار گرفته است، شهر قدیم چند دهه بعد از رحلت حضرت معصومه علیها السلام در قم به تدریج از سمت شمال شرقی به سمت جنوب غربی منتقل شد و در اطراف باغ «بابلان» شکل گرفت.
کروکی و تصویر نسبت دو شهر قدیم و جدید قم
شکلگیری هر شهر محصول کارکرد عوامل متعدد مثبت و منفی در مکان جغرافیایی خاص در زمان معینی است.
الف) عوامل مثبت در شکلگیری شهر جدید قم
1ـ عنصر راههای ارتباطی قم
2ـ عنصر رونق اقتصادی قم
3ـ عنصر حیات فرهنگی قم
4ـ عنصر سیاسی فعال قم
5ـ عنصر تجمع و ترکیب و جابجائی جمعیت در ناحیه قم [واقعه جمعیتی]
6 ـ عنصر پیشینه تاریخی و مقاومت ملی
7ـ عنصر ماوراء طبیعی [شخصیت و سیطره وجودی حضرت معصومه علیها السلام]
ب) عوامل منفی مؤثر در شکلگیری شهر قم در قرن سوم هجری
1ـ کارکرد منفی عنصر تعصب کور حاکم در منطقه جبال
2ـ گسترش و کارکرد منفی کویر و موقعیت قم در کویر
3ـ تشتت فرقهایِ گروههای تشیع،
4ـ کارکرد آثار منفی بحران امامت و بحران مهدویت در قم
5 ـ عملکرد منفی ناشی از کنترل فرهنگی و نظامی حاکم بر قم
6 ـ کارکرد منفی برخورد تسنن و تشیّع، ناشی از احاطه تسنن ساوه، اصفهان و ری بر قم
7ـ عملکرد منفی ناشی از ظلم اقتصادی ولات بر قم در جمع انواع مالیات و خراج.
ناحیت قم در قرن سوم هجری، عرصه جنگ عوامل مثبت و منفی در شکلگیری شهر جدید قم بود. در صورت غلبه عوامل مثبت بر عوامل منفی، قم به صورت شهری آباد و مناسب جهت رشد و توسعه فرهنگی در میآمد که چنین شد و در صورت غلبه عوامل منفی قم وارد دوره دیگری از ویرانی و انحطاط میشد.
غلبه عوامل مثبت بر عوامل منفی در قم قرن سوم را میتوان در تعبیر رمزی از فحوای روایات متعدد در باب قم بهدست آورد. روایت معراج پیامبر صلی الله علیه و آله(1)درباره قم [جمله قم یا ملعون[ حاکی از طرد عوامل منفی از قم است.
این عوامل منفی مانع از شکلگیری شهر جدید قم به عنوان پایگاه تشیّع بود. روایت مربوط به برخورد شمشیرهای(2)بغداد و مرو، حاکی از ایجاد زمینه مساعد جهت عملکرد عوامل مثبت در شکلگیری شهر آباد شیعی در قم بود.
در مورد سائر روایات درباب قم نیز با برداشت رمزگونه از آن روایات میتوان آنها را در راستای چگونگی کارکرد عوامل مثبت و
منفی در پیدایش شهر جدید قم در قرن سوم هجری ارزیابی کرد.
40 روایت(1)در مورد فضیلت و شخصیت فرهنگی قم وارد شده است. در این روایات به مطالب مختلفی از مقام معنوی اوضاع سیاسی و فرهنگی قم اشاره شده است. توسعه قم در قرن سوم هجری در آئینه روایات شیعی قابل رؤیت است از نکات جالب توجه این که فاصله میان صدور این روایات و آغاز توسعه قم چند دهه بیشتر نیست.
از زمان صدور روایتی «که خبر از توسعه ارضی قم و افزایش قیمت زمین قم میداد» تا توسعه قم در آغاز قرن سوم هجری 4 دهه بیشتر نمیگذشت. به همین شکل، 4 دهه از صدور روایتی میگذشت که خبر از رویارویی شمشیرهای بغداد و خراسان میداد. سالهای پایانی قرن دوم شاهد چنین رویارویی بین سپاه بغدادی امین و مأمون و سپاه خراسانی او بود.
و نیز روایتی(2)که قم را «آشیانه آل محمد صلی الله علیه و آله» و محل امن آنها میدانست در حوادث مهاجرت به قم به وقوع پیوست. مطلب مشترکی که در روایات مربوط به قم به چشم میخورد، وقوع مضامین این روایات در چند دهه بعد از صدور این روایات است. آنچه متفاهم از همه این روایات میباشد اینکه: قم به عنوان پایگاه مستقل شیعه با عنایت خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله او، محل مهاجرت و سکونت شیعیان خواهد شد.
نگاهی به کارکرد عوامل مثبت و منفی در پیدایش و توسعه و انحطاط شهر قم در ادوار مختلف تاریخ حاکی از عملکرد متفاوت این عوامل در زمانهای مختلف در قم است.
سابقه شهرسازی در قم نشان میدهد که: در طول تاریخ، قم چندین بار مورد تقسیمات کشوری قرار گرفته و بهعنوان نقطهای مناسب جهت عمران و استقرار جمعیت توسط حکومت وقت، مورد توجّه قرار گرفته است.
اولین شهرسازی قم به «قُمسارة بن لهراسب»(1)در دوره کیانی نسبت داده شده است. مستندترین گزارش بعد از این تاریخ مربوط به اقدامات عمرانی و فرهنگی و امنیتی قباد در قم است.
قباد به شهرسازی در تاریخ ایران مشهور است و در تقسیمات کشوری دولت ساسانی تغییرات اساسی داد.(2)از جمله مهمترین اقدامات او، احداث استانی بزرگ در منطقه مرکزی ایران بود. طبق نقشه قباد ناحیه مرکزی ایران هنگامی مفید به حال کل مملکت ساسانی است که به صورت استانی واحد تحت کنترل قدرت مرکزی قرار داشته باشد. کار قباد پیش از آن که کار عمرانی در ناحیت مرکزی ایران باشد، نوعی تقسیم قدرت در این ناحیه بود که مصالح سیاسی اقتصادی فرهنگی دولت را تأمین مینمود و همه ارتباطات در این منطقه با دولت مرکزی را کارآمد میساخت. قباد استان جدید التأسیس در ناحیه
مرکزی ایران را استان «ایرانوثارث کواذ» نامید. این استان به گفته برقی: «40 فرسخ در 40 فرسخ» مساحت داشت.(1)
بهدنبال فتح ایران، اولین اقدام عرب، اعمال تقسیم بندی جدید عربی در سراسر ایران بود. بر اساس تقسیم بندی اولیه خلافت عربی، قم و چند شهر دیگر جزو مضافات «بصره»(2)شد. در متون اسلامی از قم با عنوان «ماه البصره»(3)یاد کردهاند. این تقسیمبندی جدید ایران با جابجایی اجباری ایرانیان به نقاط مختلف همراه بود که در طی خلافت اموی به شدت دنبال شد.
قم که تا زمان ظهور اسلام همچنان مرزهای دوره ساسانی خود را حفظ کرده بود بهدنبال فتح آن(4)در 23 هجری دچار بیشترین تغییرات از ناحیه «تقسیمات عربی» شد.
ناحیه ثروت خیز قم که درآمد سرشاری را عاید خلافت نمود مانند دیگر «بلاد ماه» هدف بیشترین تغییرات سیاسی اجتماعی خلافت مرکزی قرار گرفت. در این میان سهم قم از این تغییرات از سائر بلاد ماه بیشتر بود. بطوری که در فصول بعدی میآید قم در طی قرن سوم هجری هشت بار مساحت شد.
اولین آثار تقسیم بندی عرب در قم این بود که قم از شهری که از
بزرگترین مراکز تجمع جمعیتی در ناحیه جبال بود به بزرگترین «پادگان نظامی عرب» تبدیل شد. این پادگان مهمترین نقطه در میانه محور نظامی عرب از «بغداد تا ماوراءالنهر» بود.
فتوحات عرب از نیمه دوم دهه سوم هجری در ماوراءالنهر شدت گرفته بود. به هم خوردن وضعیت ایران در تقسیمات جدید عرب باعث شد کاربری سیاسی اقتصادی قم در شبکه ارتباطات منطقه جبال به حداقل ممکن برسد اما؛ بار دیگر جایگاه مهم سیاسی ـ اقتصادی قم در تقسیمات کشوری ایران به واسطه حضور فعال عناصر ایرانی، در دولت عباسی تجدید شد.
مهمترین تحول سیاسی در دهه پایانی قرن دوم و آغاز قرن سوم، در منطقه جبال، اعمال تقسیمات جدید کشوری دولت عباسی در ایران بود. این تقسیمات جدید مصالح مالی سیاسی و فرهنگی دولت عباسی را تأمین میکرد. مؤثرترین و چشمگیرترین این تصمیمات، در ناحیت قم صورت گرفت. عباسیان، مرزهای سابق ناحیت قم را تجدید کردند. این تجدید مرزهای قم نشان دادن کاربری مفید و اقتصادی قم هنگامی میسر است که مرزهای ناحیت قم در حد مرزهای قم در دوره ساسانی باشد.
منابع جغرافیایی قرن سوم، موقعیت قم را در ملتقای(1)مهمترین راههای مواصلاتی بین جنوب و شرق ایران نشان دادهاند. یعقوبی از
1) 1. البلدان، ص 49.
وجود هزار گذر در قم سخن گفته است. در این منابع از قم بهعنوان شهری معتبر در سر شاهراه بزرگ و راه اصلی ایران ـ راه خراسان ـ یاد شده است.(1)
حیات هر شهر بستگی به راههایی دارد که از آن شهر عبور میکند. تعداد راهها و کیفیت کاربری راههایی که از یک شهر عبور میکند، حاکی از نقش و جایگاه کالبدی شهر در شبکه ارتباطی بین شهرها است.
این موقعیت قم در حفظ حیات و پویایی راههای مهم مواصلاتی در ایران از قدیمیترین ایام مورد توجه بوده است. آنچه که درباره «دیرگچین»(2)در منابع جغرافیایی آمده است. حاکی از نقش ضروری قم در حفظ راههایی بوده است که قرنها منافع اقتصادی و سیاسی دهها دولت و ملت را تأمین میکرده است.
منابع قرن سوم بر اهمیت دیر گچین بر حفظ «راهها» تصریح نمودهاند. [بدون دیرگچین عبور کاروانها از کویر(3)ممکن نبوده است.] انوشیروان این دیر را در قم ساخت و(4)قرنها برقرار ماند.(5)در نیمه قرن چهارم ابودلف، سفیر سیاسی خلافت عباسی در سفر خود از قم عبور کرده و بر اهمیت دیر گچین اشاره کرده است.(6)
توجه مهم دیگر به راههای قم در کارهای عمرانی قباد در قم آمده
است. بیان رمزی قباد در مورد سائر شهرهای ایران نیز آمده است. از جمله مهمترین اقدامات عمرانی قباد در قم، تأمین امنیت راههای قم بود. قباد جهت تأمین راههای شهرها در مواضع مختلف هر شهر طلسمهایی تعبیه کرد.(1)
تعبیه طلسم در راهها، کنایه از حفظ امنیت راهها به شکل نوعی از اعمال قدرت [یعنی از طریق طلسمگذاری] بوده است. در مقایسه بین طلسمهایی که قباد در شهرهای بزرگی چون همدان قرار(2)داد و طلسم هایی که در راههای قم نهاد، به اهمیت راههای ارتباطی قم میتوان پیبرد... آنچه در عملیات گسترده ـ طلسمگذاری ـ قباد، در خصوص قم قابل توجه است این که قباد از مهترین طلسمها و قدرتمندترین آنها در قم استفاده کرد. نگاهی به جدول مقایسهای «طلسمها» این مطلب را ثابت میکند. سابقه راههای باستانی ایران که از قم عبور میکرد به پیش از عهد ساسانی میرسد. بقایای «میل سراجه» در محل قم؛ راه «قم ـ ری»، گویای چنین مطلبی است.
کلام آخر در اهمیت راههای قم اینکه: قم در همه ادوار تاریخ از مزیت شاهراه تجاری که در مسیر راه تجاری اصلی ایران قرار داشت، برخوردار بود. راه تجاری از اولین خصوصیات مراکز جمعیت از «شار» پیش از اسلام تا شهرهای بزرگ دوره اسلامی بوده است. عبور بزرگترین راههای تجاری جهان (ادویه ـ ابریشم) از قم گویای این مطلب است.
تصویر راه خراسان
از جمله مطالب مهمی که در خصوص اهمیت راههای قم میتوان به آن استناد کرد، گزارش منابع مبنی بر پرورش اسبهای «برید» در قم است. «تولید اسب برید»(1)یعنی؛ اسب مخصوص «پیکهای تندرو دولتی» که به سرعت پیامهای «سیاسی اقتصادی» دولتی را به نقاط مطلوب میرساندند.
1) 1. تاریخ قم، ص 30.
نامشهر/نامطلسم آفات امنیتراهها امراض اختفاءِکنوز اخلاقمردم آبوهوا
مدائن پایتخت ساسانی × × × × × ×
قرمیسین × ×
همدان × × ×
نهاوند ×
قم × × × × × ×
اصفهان × × × × × ×
ری × ×
«جدول مقایسهای طلسمها در قم و سایر شهرها توسط مهندس حکیم بلنیاس»
تاریخ قم «13 درب» [دروازه] برای قم ذکر کرده است.(1)شش راه از نقاط مهم شهری به این دروازهها ختم میشد.: 1ـ راه ساوه و آوه 2ـ راه خراسان که در امتداد راه اصلی خراسان قرار میگرفت 3ـ راه همدان 4ـ راه جبال 5 ـ راه کاشان 6 ـ راه عراق.(2)
عبور راههای مهم زیارتی، تجاری و سیاسی از قم ایجاب میکرد این شهر از دروازههای متعدد برخوردار باشد. این شهر از حیث دروازهها در ردیف پایتخت امپراطوری عباسی قرار داشت، بغداد که هنوز چند دهه از عمر آن میگذشت تا چندی پیش دهکدهای
ایرانی [در زمان ساسانی] بود که سالیانه در آن بازاری بزرگ تشکیل میشد.
در بررسی تاریخی دروازههای قم، این شهر مقام بالائی نسبت به سائر شهرهای دارای دیوار و دروازه در جهان اسلام دارد. 13 دروازه در اطراف شهر قم، این شهر را با ساوه، همدان، ری، اصفهان، عراق مرتبط میساخت. بعدها دروازهای به نام «دروازه حضرت معصومه علیها السلام» در مجموعه دروازههای قم ذکر شده است.
از جمله نشانههای اهمیت شهری قم دیوار آن بود. تعداد دروازهها حاکی از حد بالای حیات و نشاط اجتماعی ـ سیاسی ـ اقتصادی در آن شهر بود.
نقشه دروازههای قم
فهرست مقایسهی دروازههای شهرها در قرن سوم هجری
اصفهان 4
بغداد 14
قم 13
همدان 4
ری 5
شهر زرنج 5
ربض زرنج 13
مرو 4
هرات 4
بوشنج 3
بلخ 7
شهر بخارا 7
نسف 4
کش 4
فرغانه 6
سوسه 8
رقاده 7
فهرست مقایسهای دروازههای شهرها در قرن سوم هجری
تاریخ قم به بسیاری از نشانههای تمدن در قرن سوم هجری در قم اشاره کرده است: شش راه و 13 دروازه؛ هفت میدان؛ 5 پل؛ زندان؛ دارالاماره؛ 2 مسجد جامع؛ منبر؛ قصبه؛ قلعه؛ دیوار و بارو؛ دیوان آب؛ شبکه گسترده آبیاری؛ چندین مسجد؛ مقبرههای معتبر؛ خانهها و کاخ و کوشکهای عالی؛ چند رودخانه؛ انواع خراج ؛ دارالضرب؛ صرّافان ؛ اصناف مختلف؛ بازار؛ دهها کاریز ؛ آسیابهای متعدد؛ باغات؛ روستاهای متعدد؛ دهها عالم و دانشمند؛ تولید صدها اثر علمی و...
توجه به تأسیسات «فرهنگی تمدنی» که در قرن سوم در قم ایجاد شد؛ شهر قم را بهعنوان یک پدیده تاریخی در بررسی و تحقیقی پیرامون چگونگی پیدایش شهرها در قرون وسطی قرار میدهد. بسیاری از محققان به بررسی شهر قم از حیث شهرسازی بهعنوان نمونه مناسب شهر در قرون وسطی پرداختهاند. شهر قم بسان شهرهای بزرگ قرن سوم از الگوی ثابتی پیروی کرده است. این الگوی ثابت در اکثر شهرهای اسلامی بطور یکسان بهکار گرفته شده است. در این نوشته عناصر اساسی و کالبدی شهرهای اسلامی را در قالب شهر قم بررسی میکنیم:
مسجد جامع و منبر
وجود مسجد جامع و منبر در شهر ملاک اصلی شهر نامیدن یک واحد جمعیتی در ممالک اسلامی بود. جامع و منبر در یک شهر در شهرسازی اسلامی به مفهوم اهمیت سیاسی اقتصادی آن شهر در
مجموع شهرهای مملکت اسلامی بود.
در مقایسه بین شهرهای اسلامی در قرن سوم هجری قم از اولین شهرهایی است که پیش از پایان قرن دوم هجری دارای دو مسجد جامع و منبر(1)بوده است. در حالی که بغداد که در سال 148 ه تأسیس شده بود(2)در پایان قرن دوم از یک مسجد جامع برخوردار بود و قم سابقه یک مسجد جامع را در اوائل قرن دوم هجری و دومین مسجد جامع را در پایان این قرن کسب کرده بود و هنوز قرن دوم به پایان نرسیده بود که خلیفه بزرگ مسلمین هارون در آن منبر نهاد.(3)
مسجد جامع اول قم در کنار دروازه ساوه [«... دوم راه ساوه و آوه که آن راه مسجد جامع است...»(4)] و مسجد جامع دوم قم در محل مسجد جامع موجود قم [واقع در ضلع جنوب شرقی میدان کهنه قم بوده است.(5)]
محل مسجد جامع قم نسبت به سائر اماکن شهر قم، حاکی از نقش کالبدی مسجد جامع نسبت به سائر اماکن شهر در قرن سوم هجری است. الگوئی که سائر شهرهای اسلامی از آن پیروی میکردهاند.
دومین مسجد جامع قم در کنار یکی از دروازههای معتبر شهر «دروازه ری» بوده است. راهی که قم را به شهر بزرگ ری قطب تجاری منطقه جبال و شهر مشهور جاده ابریشم و راه خراسان، متصل میکرد. بازار شهر(6)در کنار راه تجاری و مسجد جامع امتداد پیدا کرده بود.
هنوز قرن دوم به پایان نرسیده بود که مقابر شخصیتهای بزرگ مذهب شیعه در قم مورد توجه قرار گرفت. از (440) امامزاده که در قم مدفون است تنها چند تن حائز اهمیت است. از جمله امامزادگان بدون واسطه و صحابی بزرگ امام صادق علیه السلامو امام موسی کاظم علیه السلام و امام رضا علیه السلام در قم، مانند:
1ـ علی بن جعفر(1)2ـ زکریا بن آدم(2)
3ـ بابا مسافر(3)4ـ احمد بن قاسم(4)
5ـ حمزة بن موسی 6ـ ابراهیم بن موسی(5)
7ـ موسی مبرقع
8 ـ بانوان(6)مدفون در کنار قبر حضرت معصومه علیها السلام[زینب، ام محمد، میمونه دختران امام محمد تقی؛ بریهه دختر موسی و دختران رضائیه و...]
از جمله مهمترین این قبور که نقش اساسی در شکلگیری شهر قم داشت، مقبره حضرت معصومه علیها السلام بود. این قبر باعث تشکیل اولین «شهر مقبرهای» در قرن سوم هجری در منطقه جبال شد. پیرو آن نخستین مراکز آموزشی مقبرهای [مدارس مقبرهای] در قرن سوم هجری در قم شکل گرفت که در جهان اسلام پیشرو مدارس مقبرهای
است. نخستین حلقات سماع حدیث پیرامون مقبره حضرت معصومه علیها السلام بهوجود آمد.
تصویر مقبره امامزاده حمزة بن موسی
تصویر مرقد احمد بن قاسم
قم 2 جامع صاحب منبر در قرن دوم
بغداد 4 جامع پایتخت خلافت از نیمه قرن دوم بنای جامع در نیمه قرن دوم
اصفهان 2 جامع و منبر
ری 1 جامع بنای جامع در نیمه قرن دوم در 158
نیشابور 1 جامع
بلخ 1 جامع
سوسه 1 جامع زیادة اللّه بن اغلب
بخارا 1 جامع
قزوین 1 جامع هارون الرشید
کرج 1 جامع ابودلف
مرو 3 جامع
هرات 1 جامع
جدول مقایسهای منبر و جامع در طی قرن سوم
در آغاز قرن سوم، رحلت حضرت معصومه علیها السلام در قم، باعث شد که در نیمه قرن سوم قم به صورت بزرگترین شهر مقبرهای در جهان اسلام درآید. سرکوب شیعیان در مدینه، بغداد، نجف و کربلا و سائر شهرهایی که مقابر ائمه شیعه علیهم السلام وجود داشت. روند توسعه شهری قم را شدت بخشید.
ویرانی کربلا در دهه چهارم قرن سوم، مهجور ماندن قبر حضرت
علی علیه السلامدر نجف، و حصر قبور ائمه علیهم السلام شیعه در مدینه باعث شد، جمعیت انبوهی از شیعیان سیاست ایجاد شهر مقبرهای را در قم پیاده کنند. بیان رمزگونه ایجاد چنین شهری در بیان ائمه علیهم السلام شیعه آمده است. امام صادق علیه السلام و امام رضا علیه السلاماز وجود قبری متعلق(1)به اهل بیت علیهم السلام در قم خبر داده بودند.
دولت عباسی برای مقابله با این سیاست شیعیان در همه مراکز شهری شیعه سیاست تخریب مقابر مقدس آنها را در پیش گرفت. شاخصه این سیاست آنها در قرن سوم، ویرانی کامل قبر امام حسین علیه السلام در کربلا بود. در راستای همین سیاست دولت عباسی، مراسم تدفین حضرت معصومهعلیها السلامبیرون از شهر قم بهصورت خاصی و با شرکت افراد محدودی با حضور دو سوار(2)ناشناس صورت گرفت.
تشیع جنازه و دفن پیکر مطهر حضرت معصومه علیها السلام به شکلی که نقل شد حاکی از حاکمیت وضع پلیسی بر قم بود به همین علت دو سوار که گویا از بزرگان شیعه بودهاند، به صورت ناشناس در جمع کسانی که مشغول انجام مراسم تدفین بودند، حضور یافتند.(3)
1) 1. تاریخ قم، ص 215.
2) 2. همان، ص 214.
3) 3. برخی از گزارشها در خصوص تشییع جنازه حضرت معصومه علیها السلام با توجه به اوضاع حاکم بر قم در آن برهه نمیتواند توجیه داشته باشد. مانند گزارشی که «تحفة الفقرا» نقل کرده است که پیکر حضرت معصومه علیها السلام را بر شتری نهادند تا هر جا که زانو زد همانجا محل دفن ایشان باشد. (ر.ک: تحفة الفقراء، ص 9).
در طی سالهای 180ه تا 250 هجری دولت عباسی برای جلوگیری از شکلگیری مراکز شهری شیعه در کربلا، نجف، بغداد، قم و... سیاست خاصی را اتخاذ کرد. اقدامات نظامی در رأس سیاست عباسیان در خصوص این شهرها بود.
در این فاصله کربلا چندین بار مورد هجوم قرار گرفت و مرکزیت و تجمع شیعه در آنجا، منهدم شد. قم دوبار مورد هجوم دو لشکر بزرگ عباسی قرار گرفت و تأسیسات عمرانی شهر از جمله دیوار شهر ویران شد و گروه زیادی از مردم قتل عام شدند. بزرگترین هدف دولت عباسی از این اقدامات جلوگیری از پیدایش شهر کاملاً شیعی در ایران بود.
مقاومت شیعه و تجمع و ترکیب جمعیتی شیعه و مخالفان دولت عباسی در ناحیت قم زمینه را جهت تأثیر عناصر ماوراءِ طبیعی در شکلگیری شهر قم فراهم ساخت. چنانکه ملاحظه شد در پیشگویی روایت ائمه علیهم السلام از وجود قبری در قم از خاندان ائمه علیهم السلام آمده بود.
بر اساس همین پیشگوئی، نوعی انتظار نسبت به «موعود منتظر» در قم وجود داشته است. وعده ورود زنی به قم از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله در ذهن گروهی از شیعیان معهود بود.
توجیه داستان «مریم دروغگو»(1)که در قم ادعای مهدویت کرد و خود را «موعود منتظر» نامید، بر اساس وجود اندیشه موعود در قم
1) 1. تاریخ قم، ص 201.
امکانپذیر است. این که در قم زنی ادعای مهدویت کرد در تاریخ اسلام بینظیر است. این حادثه خود قرینهای بر وجود، فکر انتظار در مورد ورود زنی از خاندان ائمه به قم است. زنی که مقبره او زیارتگاه و محط قلوب مردم و محل «شَدِّ رِحال» علمای بزرگ شیعه خواهد شد.(1)
در نهایت آنچه که در خصوص سیاست ایجاد شهرهای مقبرهای در مورد قم میتوان گفت: دخالت عامل ماوراء طبیعی در شکلگیری این شهر در کنار تأثیر سائر عوامل است. به این «عامل ماوراء طبیعی» در پیشگوئی امام علیه السلام[«ان لنا قبربقم» [اشاره شده است. جمله «لناقبر»، حاکی از تعلق قم به اهل بیت علیهم السلام است. علت این وابستگی به خاطر وجود قبری که مورد عنایت، رئیس مذهب شیعه، یعنی؛ امام صادق علیه السلامبوده است میباشد.
شهر قم تا ورود به قرن سوم دو دوره زندگی در تحت حاکمیت حکومت اسلامی را تجربه کرده بود. مقاومت در برابر ولات اموی و سپس درگیری با والیان دوره عباسی در کارنامه قم وجود داشت. در فهرست تشکیلات اداری شهر قم از نهادهای مختلف اداری که در سایر شهرهای بزرگ وجود داشت؛ یاد شده است:
1) 1. از جمله مقابر قم، مقبرهای در انجیلاوند به نام «شودی مریم» است. که باید تحقیقات بیشتری صورت بگیرد که تا چه حد آن مقبره، با این گزارش در خصوص زنی به نام مریم دروغگو که ادعای مهدویت داشت مناسبت دارد.
در قرن سوم هجری، در بسیاری از مناطق جهان اسلام حکومتهای مستقل ملی و دینی تشکیل شد و آن مناطق از حاکمیت ولات منصوب از طرف خلافت آزاد شدند. قم از جمله مناطقی بود که همچنان تحت سلطه «ولات» به سر میبرد، حاکمیت دوره ولات در ناحیت قم نسبت به سائر نقاط جهان اسلام به جز طبرستان صد سال بیشتر به درازا کشید. قم قرن سوم دهها والی عباسی را تجربه کرد.
از نکات جالب توجه در مورد ولات قم در 3 دوره راشدین، اموی، عباسی مقاومت مردم قم در برابر ولات و عدم همکاری با آنهاست.
دارالاماره در خارج از (شهر بیرونی) ربض (حومه) محل سکونت عموم مردم قرار داشت. و ولات هیچگونه تماسی با مردم(1)نداشتند. محل سکونت والیان قم و وابستگان اداری آنها چنانچه در تاریخ قم آمده است: «در کمیدان واقع بود. چون عرب ساکن در قریه ابرشتجان منع میکردند ولات و حاکم را که در میانه شهر فرود آیند». ورود، سازمان اداری وابسته به دستگاه خلافت به بافت اصلی شهر قم حدود یک قرن و نیم طول کشیده است و طی مراحلی از کمیدان [در غرب رودخانه قم و بیرون شهر بوده است ـ] به داخل قم انتقال پیدا کرده است.(2)
مخالفت عرب از ورود ولات به قم چنانچه تاریخ قم به آن تصریح کرده است حاکی از استقلالطلبی عرب در قم بود. تمرد اعراب از
خلافت مرکزی سنت اعراب بیابانگرد در سراسر امپراطوری اسلامی بود. روابط میان عرب و خلافت مرکزی در قم مانند سائر نقاط جهان اسلام اعمال میشد و خلافت عباسی مجبور شد خراج و منافع قم را به عرب واگذار کند.
مردم قم با ولاتی که تنها مأموریت آنها جمع هر چه بیشتر خراج و سامان دادن به وضع مالیاتی قم بود، همواره در حال نزاع بودند. این والیان که در حقیقت صاحبان خراج بودند، قادر به تحمل اوضاع قم نبودند و دولت عباسی مجبور شد والیان متعددی را در فاصله کوتاهی از زمان به قم روانه کند.
چنانکه ذکر شد از قم به عنوان یکی از شهرهای ماه یاد شده است مقاومت مردم قم در پرداخت خراج و مالیات به دولت مرکزی دولت عباسی را مجبور ساخت که در طی قرن سوم والیانی که متخصص در امر جبایه خراج بودند را به قم اعزام کند متعاقب آن ناظر و مشرف جهت بررسی اوضاع و عملکرد ولات میفرستاد نیز مأموریت این ولات عملکرد اقتصادی و جهت رفع بحران خراج در قم و تعیین نظام مالیاتی مشخص برای قم بود.
آنها جهت انجام این کار هشت بار شهر قم را مساحت کردند. مشابه چنین عملیات مالیاتی در سائر شهرها انجام شد. اما کمیت و کیفیت مساحی قم همچنان بی نظیر باقی ماند. قم تنها با روی کار آمدن آلبویه بود که از شرّ خلافت عباسی و مزدوران آنها نجات یافت و سرانجام بویهیان پایان حضور حکام اشعری در قم را اعلام کردند.
در طول قرن سوم قمیها از بحران خراج رنج میبردند و در برابر ولات مقاومت میکردند. سرانجام بحران خراج قم در نیمه اول قرن چهارم در 335 هجری، توسط(1)وزیر بویهی صاحب بن عباد فروکش کرد و نظام مالیاتی جدید و یکسانی برای قم وضع شد. و قمیها از زیر بار فشار مالیاتی خلافت و اقطاع داران عرب آنها که انواع مالیاتها را از مردم میگرفتند رها شدند.
راه بزرگ ارتباطی قم بر سر راههای عمده [خراسان، راه قرار داشت ابریشم، راه ادویه، راه حج، راه تجارت]
راه اداری راه برید از دروازه عراق نامههای اداری و مراسلات والی را به بغداد میبرد.
خیابان چندین خیابان بزرگ در شهر قم نامبرده شده است
گذر و کوچه یعقوبی قمِ قرن سوم را شهر [گذرها] [هزارگذر] خواندهاند.
میادین میادین بزرگی در قم راههای ارتباطی داخل شهر را به هم میپیوست.
پلها اتصال بین دو بخش شهر قم از طریق چندین پل صورت میگرفت.
دروازهها دروازههای متعدد قم را در مسیر راههای ارتباطی منطقه جبال قرار میداد.
اسب برید پرورش اسب برید در قم قرن سوم
مشاغل راهداری و کاروانداری از اشاعره به عنوان مکاری و صاحبان کاروان نام بردهاند.
میل وجودمیل در مسیر ارتباطی قم ـ میل سراجه ـ میل شهرستان
کاروانسرا دیر گچین بزرگترین عنصر کالبدی در نظام ارتباطی منطقه جبال چند قرن پیش از اسلام و در طی قرن سوم هجری دایر و مطرح بود.
عناصر و شکل سازمانی عبور و مرور شهری در قرن سوم هجری
1) 1. تاریخ قم، ص 165.
1ـ حمزة بن یسع اشعری از رؤسای قبیله اشعری و رئیس و حاکم بومی قم(1)
2ـ محمد بن ابی ابراهیم(2)
3ـ عامربن عمران بن عبداللّه(3)
4ـ علی بن عیسی طلحی(4)
5 ـ یسع بن حمزة و محمد بن هاشم بادغیسی امیر قم در 225 ه(5)
6 ـ یحیی بن هرثمة در 240 ه (6)
7ـ محمدبن مجمع (عامل خراج خلیفه در قم)(7)
8ـ ابی الجارود(8)
9ـ بشربن فرج
10ـ یحیی بن اسحق(9)
11ـ اسد بن جمهور در سال 291 ه (10)
12ـ یحیی ابن اسحق(11)
13ـ ابوالحسن بن احمد الصیمری(12)
14ـ کاتب محمد بن ادریس قمی(1)
15ـ علی بن احمد بن محمد بن رستم اصفهانی(2)
16ـ ابوالحسن عبیداللّه بن عیسی بن جراح به عنوان ناظر بر امر والی به قم اعزام شد.(3)
از جمله تأسیسات اداری قم، دارالسکه، دارالضرب بود. تاریخ قم گزارشی از ضرب سکه در نیمه قرن سوم در قم دارد.
از جمله گستردهترین تحول در عرصه نظام مالیاتی در قم قرن سوم هجری روی داد. به عبارتی تاریخ قم در قرن سوم را میتوان تاریخ مبارزات مردم قم در مسئله خراج با دولت عباسی دانست. کتاب تاریخ قم گزارشی ازنظام مالیاتی قم قرن سوم ارائه کرده و در آن از اصطلاحات «اقتصادی ـ تشکیلاتی» مرسوم در دواوین مالیاتی استفاده شده است. اصطلاحاتی مانند: گواهان،(4)شهود عدول، دارالخراج،(5)سرای خراج،(6)جَهْبَذْ، ناظر،(7)صرّاف، زکات، خمس، نصاب و اصطلاحات مربوط به نصاب اغنام ثلاثه،(8)خراج ولدالاب،
روزنامجه،(1)وزّان،(2)مؤدّیان.(3)برات،(4)صَک،(5)صکّاک، مال نصف العشر،(6)مال مشاهره،(7)مرافق،(8)صدقات غلات، دیوان خراج، کاتب دیوان، استیفاء،(9)استخراج.(10)
نوسانات تند منحنی خراج قم در قرن سوم هجری نشان میدهد که مهمترین مسئله این شهر در طی یک قرن مسئله خراج بوده است. بطوری که منابع معتبر تاریخی تصریح میکنند(11)عمدهترین مسئله خلافت عباسی که بخشهای وسیعی از امپراطوری عباسی را فرا گرفته بود، پرداختن خراج توسط مردم بود. قم پرچمدار مقاومت در بحران خراج بود که دولت عباسی را وادار ساخت برای سرکوب مردم قم دوبار آن شهر را مورد هجوم نظامی قرار دهد و خراج سنگینتری بر آنها وضع کند.
در آغاز قرن سوم خراج مردم قم از 3 میلیون درهم به 7 میلیون درهم رسید.(12)عباسیان چون قادر به کنترل قم از طریق والیان اعزامی خود نبودند خراج قم را به اعراب اقطاع دادند. اعراب اشعری با زور بر قم مسلط شده بودند. آنها با تصاحب مراکز درآمد در قم از جمله کشاورزی قم، مجبور به حفظ امنیت و آرامش در قم بودند آنها با اعمال شیوههای خاصی موفق شدند در یک قرن ثروت انبوهی از
طریق مالیات قم کسب کنند و در عین حال منافع سیاسی و مالی دولت عباسی را هم تأمین کنند. به جز مالیاتهای شرعی ثابت، [خمس و زکات] انواع خراج و مالیاتهای دیگر نیز در قم رائج بود. مالیات بر قبائل در شکل خاصی اخذ میشد. از جمله خراج(1)«ولدالاب»: [«از هر قبیله آنکس که مشهور و معروف بود خراج آن قبیله بهنام آن شخص باز خوانند و آن را خراج ولد الاب گویند»] این خراج از صاحبان املاک و ضیاع زراعی در قم اخذ میشد.
قبائل عرب در قم در نواحی مختلف آن در کنار زمینهای آباد پراکنده شدند و آنها را تصرف کردند. و از این بابت به دولت عباسی مقداری خراج پرداخت مینمودند. مالیات بر انواع میوهها و درختان، انواعی دیگر از مالیاتهای غیر شرعی بود که تاریخ قم ذکر کرده است. روند اخذ چنین مالیاتهایی تا نیمه قرن چهارم ادامه داشت در نیمه قرن چهارم و به قدرت رسیدن وزرائی چون صاحببن عباد، اصلاحاتی در نظام مالیاتی قم انجام شد. محاسبه خراج در قم بر اساس مساحت زمین بود. در ناحیت قم دو دارالخراج بود: در قصبه قم و در حومه آن در قریه براوستان.
وجود آسیابهای متعدد در قم، حاکی از پیشرفت تأسیسات آبیاری در قم بود. پیشرفت در آبیاری زمینه اصلی بکارگیری آسیاب در
1) 1. انوار المشعشعین، ج 1، ص 223، 217.
زندگی بوده است. گویا برخی از این آسیابها بادی بوده است. در تاریخ قم گزارشی از نظام آبیاری و استفاده از آب برای مصارف مختلف ذکر شده است.(1)
آب قم از کاریزها، جویها و چند رودخانه و چاههای محجر در زمستان، تأمین میشد. مصب کاریزهای قم از محلی به نام(2)«کسریشت» شروع میشد و بعد از طی مساحتی کاریزها در محلی به نام(3)«هفته دوش» به هم میپیوست و در رودخانه جاری میشد و سرانجام از طریق رودخانه بواسطه جویهای متعدد در نقاط مختلف شهر جاری میشد.
تقسیم و تنظیم میزان آب مصرفی در موارد مختلف، باعث پیدایش قوانین و رسوم خاصی شد. بررسی دقیق مسئله آب در قم از دیرباز، موجب تأسیس دیوانی مستقل در مورد آب شده بود.
اصطلاحات متعددی در خصوص آبیاری، در زیر مجموعه مسائل مربوط به آب و تقسیم آن در قرن سوم در قم رائج بود که بسیاری از آنها ریشه در میراث تمدنی ایران پیش از اسلام دارد که همچنان در قم حفظ(4)شده بود. مانند: ناوقه، سروَزْ و گَوشیه، قومش، قورجات،
در فهرست تاریخ قم(5)به وجود گرمابههای متعدد در قم با عنوان: «حمّامات قم» اشاره شده است.(6)
در گزارش تاریخ قم از خانههای بزرگ و وسیع یاد شده است. انواع آلات و ظروف و فرشها و تزئینات در این خانهها معمول بود. فهرست محصولات کشاورزی که تاریخ قم ارائه داده حاکی از زندگی مرفه مردم در قرن سوم هجری است. بازار در قم، بازار بزرگ و تجاری بوده است. این بازار در کنار راهی که به ری میرفت و در مسیر جاده ابریشم قرار داشت، واقع شده بود. علی بن بابویه محدث بزرگ در بازار قم دکانی داشت. مناظره تاریخی او با حلاج که منجر به اخراج حلاج از قم شد در این بازار صورت گرفت.
منحنی نوسانات خراج ناحیت قم در قرن سوم هجری
تصویر مقبره بنیانگذار مکتب حدیثی قم علی بن بابویه
گزارش منابع قرن سوم هجری در مورد روستاهای انبوه شکل گرفته در اطراف شهرها به حدی یکسان است که میتوان نتیجه گرفت: شاخصه مشترک شهرهای قرن سوم، شکلگیری تعداد انبوهی از روستاها به صورت شبکهای خورشیدی در اطراف یک مادر شهر بوده است. قم، بلخ، نیشابور، اصفهان، نمونه شاخص اینگونه شهرها بود. در جدول مقایسهای، شبکه روستاها دراطراف مادر شهر، قم در مقام نخست قرار دارد. برقی تعداد رساتیق قم را 365 دیه شمرده است. شکل پراکندگی این رساتیق که سطح ناحیت قم در کنار مرکز عمده جمعیتی بافت خاصی در ناحیت قم وجود آورده بود ترکیبی از مراکز کوچک جمعیتی روستاها و مرکز بزرگ جمعیتی قم در گزارشهایی که حسن قمی آن را درستتر پنداشته تعداد رساتیق قم بیست عدد و تعداد دیههای قم 900 عدد است.
گزارش حمزه در این خصوص جالب توجه است او میگوید:(1)«تکویر قم از ترکیب چندین رستاق بود». این رساتیق از رستاقهای اصفهان، همدان، ری و قم بود. این گونه ترکیب مراکز جمعیتی در ناحیت قم، منطقهای با بافت روستا ـ شهر ایجاد کرد واحد جمعیتی کورهها، ده بود که در اطراف شهر اصلی و قصبه آن گرد آمده بودند.
یعقوبی(2)از چند رستاق مهم و مشهور قم در قرن سوم هجری نام برده است:(3)برخی از رساتیق قم [مانند رستاق ساوه، رستاق کاشان
و...] مراکز عمده جمعیتی و دارای مسجد جامع، و دیوار و برخی از مزایای اداری مرکز شهری بود.
نام شهر تعداد رساتیق تعداد دیه
قم 20 900
اصفهان 16 بیش از 3هزار دیه
ری 17
همدان 24 660 دیه
قزوین 760 دیه
جدول مقایسهای رساتیق چند مادر شهر در قرن سوم هجری
تصویر شبکه قم و رساتیق آن
اقتصاد حاکم در جهان قرون وسطی، بویژه در قرن سوم هجری، اقتصاد کشاورزی بود. گزارش منابع تاریخی نشان میدهد قم از این حیث به جهت رونق کشاورزی در مقام بالایی قرار داشت.
همین بافت آباد و ثروتخیز قم باعث شد که انبوهی از اعراب در طی 2 قرن به قم مهاجرت کنند. آنها در حقیقت در قم چراگاه و آب و محیط زندگی مناسب بهدست آوردند. هجوم عرب به زمینهای کشاورزی و آباد قم از نکاتی است که مورد توجه محققان معاصر مانند «لمبتون» قرار گرفته است.
از جمله اقدامات عرب در قم تصرف زمینهای کشاورزی و ضیاع بزرگ قم بود. از عمدهترین گزارشهای تاریخ قم، جنگ میان دهقانان قمی به ریاست «یزدان فاذار» با سران عرب اشعری است که تقریبا ریاست سائر قبائل عرب را بهعهده داشتند. در این نبرد اعراب اشعری مراکز عمده آباد قم را با قتل عام شبانه سران قوم(1)متصرف شدند.
عربها در دهه پایانی قرن دوم هجری با تصرف نقاط آباد قم، یعنی مراکز کشاورزی بزرگترین مرکز ثروت در سطح جبال مسلط شدند. آنها در طی یک قرن از زندگی چادرنشینی به زندگی مرفه شهری دست پیدا کردند و طبقهای از مرفهین عرب در قم شکل گرفت.
این طبقه جدید اشراف عرب جایگزین طبقه دهقانان قم که از طبقات اشراف در دوره ساسانی بودند شد. طبقه دهقانان هدایت امر
1) 1. تاریخ قم، ص 249، 256.
کشاورزی قم را به عهده داشتند.
بر این مبنا پارهای از مراکز آبادی قم را قدیمی دانستهاند و پاره اندکی از آنها را نو و اسلامی معرفی کردهاند. با این حال تجربه اعراب در هدایت کشاورزی قم موفق نبود. چون در آغاز قرن چهارم مسئله آب قم رو به انحطاط(1)گذاشت و در نیمه قرن چهارم اوضاع آن مختل و دیوان آب قم باطل شد و کشاورزی قم از دست رفت.
عمدهترین مسئلهای که بین قمیها و اعراب و خلافت عباسی مورد اختلاف خونین واقع شد؛ «ضیاع و املاک» قم بود. از سویی بحران املاک در ادامه بحرانی بود که از زمان خلیفه دوم شروع شده بود.
مالکیت زمین در قم قرن سوم هجری به چند شکل ذکر شده است:
1ـ زمینهای(2)وقفی
2ـ زمینهای(3)اقطاعی
3ـ زمینهای(4)ایغار و اعطائی
4ـ زمینهای(5)رقبی
5ـ زمینهای حماة
6 ـ زمینهای خالصه دولت اسلامی که در قرق دولت بود.
7ـ زمینهایی که در مالکیت اشخاص حقیقی از مردم بومی قم بود.
از ناحیه زمینهای دایر و پر محصول کشاورزی که به سران عرب به اقطاع واگذار شده بود، مبالغی خراج بر حسب مساحت زمین در مورد انواع محصولات به مأموران مالیاتی پرداخت میشد.
وسعت زمینهای کشاورزی قم به حدی بود که دولت عباسی مجبور شد برای تعیین خراج املاک کشاورزی قم، در طی قرن سوم، 8 بار این زمینها را مساحت کند و میزان خراج آنهارا بررسی مجدد و برآوردکند.
مهاجرت، آمیزش و پیدایش واحد جمعیتی جدید از خصوصیات جمعیتی شهر قم در قرن سوم هجری است. این وضعیت قم را به صورت شهر «چند منظوره و متعلق به طبقات مختلف مردم» در منطقه جبال در آورد. زندگی اجتماعی مردم قم بر اساس تعامل میان اقوامی مختلف از عرب و مجوس شکل گرفته بود.
تنوع جمعیتی در قم از دیرباز مورد توجه مورخان اسلامی قرار گرفته است. اولین بار ابن سعد در کتاب طبقات(1)خود از «طبقات مردم قم» یاد کرده است.(2)شواهد بسیاری در ادبیات و متون تاریخی بر این سخن وجود دارد. از جمله افرادی که به خوبی به این مطلب اشاره کردهاند.(3)شاعر مشهور شیعی [دعبل خزاعی [است که جهت انجام مأموریتی از سوی امام رضا علیه السلام به قم رفت و مدتی در آن
جا بهسر برد. او در اشعار خود، اشارهای به وضع اجتماعی قم و اخلاق اجتماعی مردم دارد.
از جمله متفکران و ادبای قرن سوم که به مسئله طبقات مردم پرداخته است باید از جاحظ معتزلی نام برد که ذهن او متوجه حوادث قم نیز بوده است. این مورخ نوعی دسته بندی کلی و اساسی از مناطق مختلف جهان اسلام ارائه داده است. در تقسیم اقشار مردم در شرق جهان اسلام جاحظ از، اصطلاحات بنوی، موالی، ترک، عرب استفاده کرده است.(1)آنچه در اصطلاحات جاحظ در قم قابل ردیابی میباشد، لفظ «بنوی» است.
جامعه زرتشتی قم از جمله جوامع زرتشتی است که تا قرن سوم محل توجه بسیاری از جوامع زرتشتی بوده است. ناحیت قم در حد فاصل دو پایگاه بزرگ دین زرتشت، اصفهان و ری از اهمیت فوع العادهای نسبت به جوامع زرتشتی برخوردار بود.
مرکز بزرگ فرهنگی و مذهبی، سیاسی زرتشتیان یعنی؛ ری از لحاظ سنتی محل تولد زرتشت(2)و بزرگترین کانون استقرار علمای دین زرتشت بود.تحرکات سیاسی زرتشتیان ری و قم در طی دو قرنی که از فتوحات میگذشت بی وقفه ادامه داشت. قم از طرف منطقه کوهستانی، جنوب و شرق خود حلقه اتصال جوامع زرتشتی منطقه
جبال بود. آتشکده فردجان در این بین نقش اساسی داشت.
بدینسان تحرکات زرتشتیان منطقه جبال، مأمون عباسی را وادار نمود تا بزرگ زرتشتیان ری را به مرو احضار کرد. او در جلسه مناظرات و احتجاجات امام رضا علیه السلامحضور داشت. عباسیان اقدامات گستردهای را در مبارزه با زرتشیان منطقه جبال که نقش اساسی در هدایت زرتشتیان ایران داشتند به عمل آوردند.
این اقدامات عباسیان تا حدود زیادی در قم بینتیجه بود. چون مردم قم همچنان سنن اداری ساسانی را حفظ کردند. ذراع شاپوری(1)در قم رائج بود و مکاتبات خود را با تاریخ یزدگردی ثبت کرده و بسیاری از سنن دین زرتشتی را رعایت میکردند.
نقاط مهمی از قم بطور خالص و یکدست مرکز تجمع زرتشتیان بود. بویژه پراکندگی آنها در فردجان [که همچنان بزرگترین آتش مقدس که قباد به قم منتقل کرده بود در کانون آن شعله میکشید] از اقدامات مهم دولت عباسی تخریب(2)این آتشکده و خاموش کردن آن آتش بود.(3)قریه فردجان و مناطق اطراف آن از نقاط سنتی پراکندگی، دین زرتشت بود که دارای برج و قلعه و دیوار بود. یکی دیگر از نقاط تجمع خالص مجوس «قریة المجوس» در قم بود منابع جغرافیایی قرن سوم از «دیه گبران»(4)یاد کردهاند.
گزارش آتش این آتشکده در اخبار قباد آمده است: به دنبال اصلاحات
مذهبی قم در دین زرتشت، او همه آتشهای مقدس از نقاط مختلف را جمع کرد و کانون آنها را خاموش ساخت و تنها یک آتش را باقی گذارد و به عنوان آتش مقدس زرتشتیان آن را معرفی کرد. بنابر گزارش منابع این آتش در فردجان قم در آتشکدهای که در آنجا بود نگهداری شد.
کلمه ناهید [آناهیتا] در نام روستاهای قم آمده است. در منابع زردشتی و منابع تاریخی گزارشهای متعددی از وجود معابد آناهیتا در نقاط مختلف ایران وجود دارد.
وجود آتشکدههای متعدد در قم بویژه آتشکده فردجان در ناحیت قم، وجود یکی از معابد آناهیتا در قم را تأکید میکند و اختلاف در تطبیق نقاط مختلف قم با یکی از شعب «معبد آناهیتا» محل نزاع است. برخی بیهوده تلاش کردهاند که محل معبد «آناهیتا» را با مرقد مطهر حضرت معصومهعلیها السلامتطبیق دهند.(1)
آه آه از دست صرافان گوهر ناشناس هر زمان خرمهره را با دُر برابر میکنند
این تلاش بیهوده ادامه تلاش سنتی پوچ و بیهوده در تطبیق اماکن مذهبی مسلمانان با معابد آناهیتا است که از گذشته دور مرسوم بوده است و همچنان که آنها بر باد بود این نیز بر باد است.
از جمله مهمترین این تطبیقهای ناروا تطبیق کعبه، قبله مسلمانان
1) 1. اهوار اشون، Comment(O) 1:13 PM
بر معبد آناهیتا است. محل استناد این افراد تنها این بهانه است که «ملوک فرس» [ساسانیان] از دیرباز به زیارت حج میرفتهاند.(1)
«زمزمت الفرس علی زمزم تلک علی سالفه الاقدم»
برخی از محققان معاصر نیز به بیپایه بودن تطبیق مراکز مذهبی مسلمانان با معابد آناهیتا» اشاره کردهاند.(2)معابد آناهیتا بر فراز بلندیها و ارتفاعات و گاه بر کنار مراکز وجود آب بنا میشد.(3)زمین مرقد مطهر حضرت معصومه علیها السلامنسبت به منطقه جنوب قم [محل تقریبی معبد آناهیتا نقطهای در جنوب قم و کنار مسیر قدیمی رودخانه قرار داشت] که حدود یک درجه پایینتر است. قم با شیب یک درجه از جنوب به شمال گسترده شده است.
دهقانان، طبقهای از اشراف دوره ساسانی بودند که امور مهم کشاورزی شهرها را در دست داشتند. اقتصاد کشاورزی که در دوره قرون وسطائی مبنای تجارت و بازار و اقتصاد حاکم بر جهان بود، در دوره ساسانی بر دوش طبقه دهقانان استوار بود. در قم که یکی از قطبهای کشاورزی منطقه جبال بود، دهقانان حضور گستردهای داشتند.
طبقه عمدهای از دهقانان در این شهر به سر میبردند. تاریخ قم از چند گروه دهقانان قم که کشاورزی این منطقه را در دست داشتند نام
برده است. در این کتاب از «سورین قمی» یکی از افراد بزرگ این طبقه یاد شده است.(1)یعقوبی هم یاد کرده که طبقهای از عجمهای کهن در قم زندگی میکنند.(2)
نام قم در تاریخ ایران باستان با نام آتش و آتشکده قرین است. تا پایان دوره ساسانیان قم از مهمترین مراکز سنتی آئین و فرهنگ زرتشتی ایران بود. برخی از نقاط قم نقاط سنتی، برپائی آتشکده بود. از جمله این نقاط، سراجه بود که ابن الفقیه آن را از رساتیق مهم قم شمرده است. تاریخ قم چندین بار به سراجه اشاره کرده است. و دیهای آن را ذکر کرده است مهمترین آتشکدههای قم که تاریخ قم به آنها اشاره کرده است عبارتند از:
1ـ آتشکدههای سراجه و البرز.
این آتشکدهها همواره روشن بودند.
2ـ آتشکده در محل مسجد عتیق.(3)
عبداللّهبن سعد اشعری آن را در پایان قرن اول هجری خراب کرد و به جای آن مسجد ساخت.(4)
3ـ آتشکده مزدجان.(5)
آتشکده مزدجان از جمله مهمترین مراکز سنتی پرستش آتش در ایران بود. در اهمیت این آتشکده همین بس که از زمان بهرام گور و قباد مورد توجه دولت ساسانی و دستگاه مذهبی آن قرار گرفت. این آتشکده یک بار در قرن یکم هجری مورد حمله عمّال حجاج بن یوسف ثقفی قرار گرفت و غارت شد و دو درب طلای آن را برای حجاج بردند حجاج دستور داد آن را به کعبه بردند و بر در کعبه آویختند.
بار دیگر در سال 288 ه آتشکده مزدجان توسط، سردار ترک دولت عباسی بیرون [برون / آبزون]، تخریب شد. اهمیت آتشکده مزدجان در این بود که یکی از سه آتشی بود که قباد آن را روشن نگه داشت. «آتش آذرجشنسف» مقدمترین آتش زرتشتیان بود که در آتشکده مزدجان نگه داری میشد. برخی از نقاط قم به عنوان مرکز تجمع آتشکدهها معرفی شده است مانند:
4ـ تجمع آتشکدهها در جمکران.
تعداد قابل توجهی از آتشکدهها در جمکران(1)همواره روشن بود. در هر دیه از دیهای آن جا یک آتشکده وجود داشت.
5 ـ تجمع آتشکدهها در ابرشتجان.
به گزارش تاریخ قم شانزده آتشکده در ابرشتجان(2)روشن بود.
6 ـ آتشکده در دودهک.(3)
7ـ آتشکده در نیاستر.(4)
آتش این آتشکدهها به ویژه در منطقه سراجه و البرز به خاطر وجود منابع گاز، دائم میسوخت. [بزرگترین مخازن گازی جهان در منطقه البرز و سراجه وجود دارد. [ماکسیم سیرو، که حدود صد سال پیش از قم دیدن کرده است در گزارش خود از قم به تاریخ آتشکدههای قم اشاره کرد و میگوید: بر اساس روایات، قم در هالهای از آتش آتشکدهها روشن بود. او به منبع این روایات اشارهای نکرده است.(1)
8 ـ بقایای آتشکده در روستای طغرود.
9ـ آتشکده «قلعه دختر».
آثار آن در زمان مؤلف کتاب «تاریخ قم» باقی بوده است.(2)
کروکی قلعه دختر قم
از جمله طبقات جدید که بعد از فتوحات اسلامی بویژه در منطقه ایرانی شکل گرفت، طبقه موالی است. موالی به وابستگان اعراب در مناطق فتح شده میگفتند که بر اساس نوعی سنت دوره جاهلیت تعریف شده بود. بر اساس قوانین دوره جاهلیت افراد به صورت جار و پناهنده به قبائل و افراد سرشناس آنها، در سایه «مولای» خود به زندگی ادامه میدادند.
موالی در همه حوادث سیاسی دو قرن نخست اسلامی بویژه در منطقه جبال و در عراق نقش بسیار اساسی بازی کردند. نیروی اساسی قیام مختار در عراق در قرن اول هجری، نیروی محرکه قیام عبداللّه معاویه بن جعفر در نیمه قرن دوم هجری و قیام ابومسلم خراسانی بر دوش موالی ایرانی در منطقه قم، ری و ساوه بود. با روی کار آمدن دولت عباسی طبقهای از موالی بنی عباس(1)در قم شکل گرفت. موالی قم ترکیبی از موالی بنی عباس و موالی شیعه بودند.
هجرت اعراب به قم از جمله مثالزدنیترین مهاجرتهای عرب به نقاط دور دست است. زیرا آنان هیچ فرصتی را در مهاجرت و استقرار در کنار منابع پربرکت آب و غذا در قم از دست ندادند. در مدت کوتاهی از فتح قم به فاصله 6 دهه از فتح قم عرب بر همه منابع اقتصادی قم
1) 1. البلدان، ص 49.
[کشاورزی و منابع آبی [مسلط شد و طبقه دهقانان [ده خدایان] قمی را از صحنه خارج ساخت و راه را برای ادامه مهاجرت سایر اعراب از شبه جزیره عربستان باز نمودند از این پس عربها در همه ناحیت قم منتشر شدند.
ورود اول اعراب به قم به سال 23 هجری(1)و در راستای جریان عام «فتوحات اسلامی» بود که حدود «4 دهه» در ایران به درازا کشید اما ورود دوم اعراب به قم به سال 85 هجری(2)برمی گردد.
در این سال گروهی از اعراب مخالف خلافت اسلامی وارد قم شدند و به سبب آن که با چهره مخالف سرسخت امویان وارد قم شدند در آغاز مورد استقبال مردم قم و دهقانان قمی و رئیس آنها یزدان فاذار [یزدان پایدار] قرار گرفتند.(3)
اعراب اشعری، چند سال بعد از اسلام به مدینه و اطراف آن کوچ کردند و اسلام آوردند و در حوادث سیاسی اجتماعی صدر اسلام شرکت جستند در ابتدا چند تن از اعراب اشعری به همراه [به دنبال درگیری خونین سائب بن مالک با امویان که به کشته شدن او منجر شد[ فرزندان سائب به ناحیه دوردست قم که سابقه مخالفت سرسخت موالی آنجا با فاتحان شایع شده بود مهاجرت کردند.
آغاز ورود آنها به قم حالت التجاءِ و پناهندگی به مجوس قم داشت و در تاریخ قم داستان آن منعکس شده است.(1)هنگام ورود اعراب اشعری به قم، دستجاتی از عرب به صورت پراکنده در نواحی مختلف قم در کنار مجوس به سر میبردند: آل ابی دلف، آل عجل، عرب بنی اسد و گروههای دیگری از اعراب اشعری با سلطه بر منافع اقتصادی قم، حیات سیاسی قم را به تدریج بهدست گرفتند.
از نیمه دوم قرن دوم هجری از بزرگان عرب اشعری در قم با عنوان رئیس یاد شده است. آنها با استفاده از نظام قبائلی موج اعراب را که بعد از استحکام جایگاه آنها در قم به آنجا مهاجرت کردند را سامان دادند و بر اساس نظام قبیلگی قبائل اشعری و سائر قبائل عرب را سامان دادند.
در آغاز قرن سوم قبائل اشعری ریاست کامل شهر قم را در اختیار گرفته بودند و نوعی شبه حکومت قبیلهای در قم دائر کردند. بهطوری که ملاحظه شد تا نیمه قرن سوم «والیان خلافت عباسی» حق ورود به قم را نداشتند و مراکز اداری دولت در ناحیه بیرون از قصبه مرکزی قم بود.
اعراب اشعری که سلطه اقتصادی خود را با در دست گرفتن امر خراج قم اعمال میکردند. با ایجاد ارتباط با خلیفه عباسی هارون الرشید، سلطه اداری و تشکیلاتی را در قم به دست آوردند. از حمزة بن یسع اشعری که به ملاقات هارون الرشید رفت و توسعه قم را خواستار
1) 1. تاریخ قم، ص 257.
شد، به عنوان حاکم قم نامبردهاند. به دنبال سلطه اداری و اقتصادی و سیاسی اعراب اشعری نوعی تشیع امامی سیاسی در قم ایجاد شد.
پس از ورود حضرت معصومه علیها السلام [و مهاجرت انبوه شیعه امامی به قم [تشیّع قم از مرحله سیاسی به مرحله عقیدتی راه پیدا کرد. شیعه امامی و علمای پیرو آن تا نیمه قرن سوم همچنان به عنوان یکی از مذاهب حاکم در قم که پیروان زیادی در خارج از قم داشت، زندگی میکردند.
قبائل اشعری برای اعلام حاکمیت و موجودیت رسمی خود، نوعی تشکیلات ساده اداری داشتند. آنها پرچم(1)رسمی خود را که نشانه اقتدار آنها بود بر مبنای شعارهای سنتی اسلامی تزئین کرده و در مراسم خاصی آنها را با خود میبردند. مراکز عمرانی، کشاورزی، بسیاری به نام اعراب اشعری در کتاب تاریخ قم ذکر شده است. چند میدان، باغهای متعدد، کاریز و آسیاب در قم از جمله مراکزی است که در دوران ریاست اعراب اشعری بر قم در تصرف آنها بوده و یا بهوسیله آنها ایجاد شده است.
از جمله اقدامات گروهی از اعراب اشعری ورود به جرگه مذهب شیعه امامی است. در کتب رجالی شیعه امامی از 12(2)تن از اعراب اشعری با عنوان صحابی ائمه شیعه امامی یاد شده است. این گروه نقش اساسی در گسترش مبانی تشیّع در قم ایفا کردند.
اوضاع دینی قم قرن سوم هجری متأثر از مهاجرتهای دینی و سیاسی که از نیمه قرن دوم اوج گرفته بود و با مهاجرت حضرت معصومه علیها السلام به قم شدت یافت، میباشد. این مهاجرتها بود که چهره ناحیت قم را از یک ناحیت مذهبی ساسانی که متوغل در فرهنگ دینی زرتشتی بود به صورت یک ناحیت متوغل در فرهنگ مذهبی تشیع امامی در آورد. زمینه ذهنی این مهاجرت در ارائه طریق ائمه شیعه امامی از امام علی علیه السلام تا امام صادق علیه السلام بود.
در چند روایت از حضرت علی و امام صادق علیهما السلام شیعیان را به مهاجرت به ناحیت قم توصیه کرده است. برخی از مهمترین مهاجرتهایی که در قرن سوم هجری به ناحیت قم صورت گرفت به قرار زیر است:
1ـ مهاجرت چند تن از منسوبین به امام سجاد علیه السلام
2ـ مهاجرت علیبن محمد باقر علیه السلام به اردهال.
3ـ مهاجرت نوادگان امام صادق علیه السلام که تا پایان قرن سوم هجری ادامه داشت.
4ـ مهاجرت چند تن از فرزندان موسیبن جعفر علیه السلام به کاشان، آوه و قم.
5ـ مهاجرت چندین تن از نوادگان ائمه علیهم السلام به فراهان.
از کاشان و آوه به عنوان مراکز پراکندگی شیعیان نام بردهاند. منطقه
کوهستانی حد فاصل قم، اصفهان، کاشان و ساوه از مناطق بزرگ ناحیت قم بود که بیشترین پراکندگی نوادگان ائمه شیعی در آن به چشم میخورد، به طوری که به علت کثرت مهاجرت این افراد به برخی از نقاط این مناطق مانند: فرمهین، بعدها از منطقه (1)[فراهان [به عنوان «فراهان سادات» یاد شده است.
مهاجرت کسانی که نسب خود را به ائمه معصوم علیهم السلام شیعه امامی میرساندند، مرحلهای جدید از مهاجرت اعراب به ناحیت قم بود که رنگ فرهنگی خاصی به این ناحیت میداد.
قم از اولین نقاط در ناحیه جبال است که بیشترین پراکندگی مساجد در آن گزارش شده است. ساخت اولین مساجد در قم به نیمه اول قرن اول هجری باز میگردد.
مساجد جامع:
ناحیت قم تنها منطقه در ایران است که تا قرن دوم هجری میتوان از ساخت چند مسجد جامع در آن گزارشهایی پیدا کرد:
1ـ مسجد جامع عتیق قم که توسط(2)ابوالصدیم در سال 196، هجری قمری برپاشد.(3)
2ـ مسجد دیگر با نام مسجد سعد آبادی(4)که در بازار قم و محل
برگزاری نماز جمعه بود.(1)و محل کنونی مسجد جامع قم که ساختمان آن به عصر طغرل سلجوقی برمیگردد در همین محل بنا شد.
مسجد جامع ساوه در ناحیت قم:
بنای کنونی جامع ساوه که در جنوب ساوه واقع شده مربوط به عصر سلجوقی است.
3ـ مسجد «رهق» محل کنونی(2)روستای «رهق» در شمال «مشهد اردهال» واقع شده است و روایاتی در رابطه با شهادت حضرت علی بن محمد باقر علیه السلام در این نقطه وجود دارد. مسجد جامع رهق توسط وکیل مالی امام حسن عسکری علیه السلام خریداری شد. این مسجد در زمان نویسنده خلاصة البلدان، به مسجد «اولان» معروف و دایر بوده است. او وجه تسمیه مسجد قریه رهق به «اولان» را ذکر کرده است.
4ـ مسجد دزپل،(3)از اولین مساجدی است که در قم ساخته شد. این مسجد را عبداللّه بن سعد اشعری برای برادرش احوص اشعری ساخت.
5ـ مسجد(4)امام حسن عسکری علیه السلام : از جمله اقدامات وکلای امام حسن عسکری علیه السلام بنای مساجد در قم بود. خلاصة البلدان آن را همان مسجد جامع بیرون شهر میداند که توسط «ابوالصدیم حسن بن علیبن آدم بن عبداللّه» ساخته شد. مناره مسجد
جامع بیرون شهر را در زمانی که یحیی بن اسحاق عامل قم بود، در روز یکشنبه سیزدهم ماه رمضان سال 191 ه بنا نهاد.
قم در میان نواحی سنی نشین
از حیث پراکندگی تسنن در ناحیت قم، ساوه همواره به عنوان قطب مذهب حنفی مطرح بوده است. ری نیز تا سال 275 ه تحت حاکمیت کامل(1)تسنن بود تا اینکه با غلبه مادرانی، بر آنجا، مذهب تشیع وارد ری شد. حاکمان سنی اصفهان نیز همه تحرکات مناطق جنوبی ناحیت قم را کنترل میکردند از جمله این موارد قتل علی بن محمدباقر علیه السلام (2)در اردهال است. در نیمه قرن سوم ناحیت قم در محاصره دو دولت سنی طاهری و صفاری قرار گرفت.
قم صحنه پیکار اندیشههای مختلف پیرامون تشیّع بود. در دهههای اول قرن سوم هجری حداقل 3 شکل از تشیّع در قم قابل ردیابی بود: 1ـ تشیّع قمی 2ـ تشیّع عباسی 3ـ تشیّع زیدی.
مهاجرت علمای بزرگ و صحابی ائمه علیهم السلام شیعه به قم به تدریج قم را به صورت مرکز تشیع درآورد. به طوری که در روایات شیعی(3)از قم به عنوان «عش آل محمد» یاد شد. از جمله علمای بزرگ
که مهاجرت او به قم کارساز بود، ابوجعفر(1)احمد بن خالد برقی (م 274 ه ) است. او از جمله فقهاء و علمای بزرگ شیعه امامی است که نوشتههای زیادی در عرصههای مختلف از خود به جا نهاد.
سابقه برقی در قم(2)به مهاجرت و فرار، جد او محمدبن علی برمیگردد، او از یاران زیدبن علی بن الحسین علیهما السلام بود که وقتی زید به زندان افتاد و کشته شد پدر احمد برقی، که کودکی خردسال بود با پدرش عبدالرحمن به ناحیت قم گریختند و در برق رود ـ جابلق ـ مستقر شد. از برقی به عنوان واضع تشیع امامی در قم نام بردهاند.(3)برخی از منابع از احوص(4)و سعدبن عبداللّه اشعری و سائر برادران او بهعنوان واضعان تشیّع در قم نام بردهاند.(5)
توجه امام صادق و امام کاظم علیهما السلام و بویژه امام رضا علیه السلام به قم در شکلدهی تشیع در قم تأثیر تام داشت. مسجد سازی و کارهای فرهنگی وکلای امام حسن عسکری علیه السلام در ناحیت قم تشیّع حاکم در قم را رونق بخشید.
از جمله مهمترین حوادثی که تشیّع قم را در مسیر تشیع امامی قرار داد، مهاجرت حضرت معصومه علیها السلام به قم بود. این هجرت و
رحلت ایشان در قم باعث مهاجرت و توطن بسیاری از بزرگان شیعه امامی در اطراف حرم ایشان شد.
وجه اهمیت حضرت معصومه علیها السلام نسبت به سائر بزرگان شیعی که در قم مقبره دارند این است که حضرت معصومه علیها السلام علاوه بر اینکه جزو معدود امامزادگان بیواسطه در قم است، مقبره او از چنان جاذبهای برخوردار شد که باعث تشکیل قطب بزرگی از مذهب تشیع امامی در قم گردید. این جمعیت به ابعاد شخصیتی حضرت معصومه علیها السلام و عنایت امام رضا و امام موسی کاظم علیهما السلام به او توجه داشتند و بهشدّت تحت تأثیر جاذبه معنوی حضرت معصومه علیها السلامبودند.
چنین ویژگی در خصوص هیچیک از امامزادگان ناحیت قم گزارش نشده است. از سوئی پیرامون شخصیت حضرت معصومه علیهاالسلام هیچگونه قدحی وجود ندارد. در صورتی که امامزادگان موجود در قم در نسب و اعتقادات آنها مواردی از ضعف و ابهام وجود دارد.
«عبقریت حضرت معصومه علیها السلام» در تأثیر معجزه آسای او در غلبه تشیع امامی بر تشیع زیدی و عباسی در قم است. وجه این عبقریت ورود نص خاص از ائمه شیعی در رابطه با حضرت معصومه علیها السلام و توصیه اکید به زیارت اوست که چنین نصی در رابطه با دیگر امامزادگان(1)قم وجود ندارد.
1) 1. تاریخ قم، ص 215.
صحنه فرهنگی قم از نیمه قرن دوم شاهد رویایی شیعه عباسی و زیدی و امامی شده بود. زیدیه از نیمه قرن سوم قدرت را در طبرستان بهدست آورده و هر لحظه آماده هجوم به قم و جلوگیری از پیشرفت تشیع قمی امامی بودند. زمینههای چنین تهاجمی در کینه سنتی دیلمی علیه قم بطور پنهان باقی مانده بود. [قمیها یک بار در اواخر قرن اول از کمک اعراب اشعری برای رفع تهاجم دیلم سود جسته بودند.]
شهر قم به تدریج چهره شهر خالص امامی به خود میگرفت در نیمه قرن سوم طبقات مختلف اعراب، و جمعیتی انبوه که بعد از دو قرن آمیزش قمیهای بومی و اعراب شکل گرفته بود پرچمدار تشیع امامی بودند.
ری که تا 279 ه همچنان بر تسنن خود پایدار مانده بود، توسط مادرانی(1)خود را برای ورود به جرگه شهرهای امامی مذهب آماده کرد. این حادثه بر زیدیهای طبرستان بسیار گران آمد و نبردی سخت با مادرانی را سامان دادند که شکست سخت و خونین از آن زیدیه بود. بدینسان قم باعث شد که پرچم تشیع امامی در دهههای پایانی قرن سوم در ری نیز برافراشته شود. با این وصف خطر زیدیه همچنان باقی بود.
حسن بن زیدبن محمد زیدبن حسن بن ابی طالب 250 ه در زمان خلافت(2)مستعین قیام کرد. او از ضعف خلفای عباسی استفاده کرد و در طبرستان اعلام حکومت نمود. به قدرت رسیدن زیدیه در طبرستان با بنای بارگاه برفراز مرقد حضرت معصومه علیها السلاممقارن شد. ساختن قبر و بارگاه برفراز قبر حضرت معصومه علیها السلام در
حقیقت به نوعی اظهار مذهب تشیع امامی در قم بود.
سرانجام پس از یک قرن نزاع بین 3 فرقه عمده تشیّع: امامیه، اسماعیلیه و زیدیه، قم از آن امامیه شد و تا پایان قرن سوم سراسر ناحیت قم به جز نقاط کوچکی تحت حاکمیت مطلق شیعه امامی قرار گرفت.
[نیمه دوم قرن دوم هجری تا نیمه اول قرن سوم هجری]
مهمترین ویژگی ممتاز قم عنایت ائمه شیعی به آن است. این عنایت در طی روایاتی که به امام علی علیه السلام، امام صادق علیه السلام، به امام رضا علیه السلام، امام جواد علیه السلام، امام حسن عسکری علیه السلام منسوب است، گزارش شده است.(1)
1ـ ارتباط قم با امام علی علیه السلام :
از امام علی علیه السلام روایتی وارد شده است(2)که شیعیان خود را به سکونت در بهترین موضع یعنی قم توصیه کرده است.
2ـ ارتباط امام صادق علیه السلام :
ارتباط امام صادق علیه السلام با مردم قم به چند حدیث برمیگردد که امام قم را حرم اهل بیت(3)دارالمؤمنین و مأوایِ فاطمیین دانسته و اهل قم را ستوده است.
امام صادق علیه السلام در این روایت با گروههایی از مردم قم و با
علمای قم [مانند؛ عیسیبن عبداللّه قمی،(1)سخن گفته است.
3ـ ارتباط امام کاظم و امام رضا علیه السلام با مردم قم:
بیشترین میزان ارتباط مستقیم مردم قم با امام رضا علیه السلام گزارش شده است. ارتباط امام با سعدبن عبداللّه قمی،(2)زکریابن آدم،(3)یونس بن عبدالرحمن.(4)
4ـ ارتباط قم با امام حسن عسکری علیه السلام :
الف) ارتباط با مردم قم از طریق احمد بن اساحق(5)وکیل امام
ب) بنای چند مسجد در قم(6)توسط احمدبن اسحاق وکیل وقف امام عسکری علیه السلام در قم
ج) نامه امام عسکری علیه السلام (م 260ه ) به علی بن بابویه،(7)با عناوین: «یاشیخی و معتمدی و فقیهی». ارتباط علی بن بابویه با امام عسکری به قدری بود که برخی مورخان از علی بن بابویه به عنوان سفیر امام عسکری در قم یاد کردهاند. علی بابویه با سفیر سوم و چهارم امام زمان(عج) در ارتباط(8)بود. سفیر چهارم امام مهدی علیه السلام هر روز سراغ او را میگرفت تا روزی که از وفات او خبردار شد.
1) 1. همان، ص 63.
2) 2. تاریخ قم، ص 215.
3) 3. نجاشی، ص 174.
4) 4. رجال برقی، ص 118، منتهی المقال، ج 4، ص 190.
5) 5. ریاض المحدثین، ص 34؛ کتاب الغیبة، ص 354.
6) 6. خلاصة البلدان، ص 185.
7) 7. در مقدمه «الامامة و التبصرة»، محقق آن، مصادر این نامه را ذکر کرده است، ص 60.
8) 8. الامامة و التبصرة، ص 61؛ نقض، ص 209.
5ـ ارتباط مردم قم با ناحیه مقدسه در عصر غیبت صغری:
الف) مکاتبه علی بن حسین بن بابویه قمی(1)با سفیر خاص امام مهدی علیه السلام ، سفیر سوم او ابوالقاسم نوبختی و از او خواست که از امام زمان حضرت مهدی علیه السلام بخواهد که نزد خدا دعا کند که به او فرزندانی عطا کند.
ب) ارتباط(2)گروهی از مردم قم در سامرا با امام زمان علیه السلام در دوره غیبت صغری، امام در این ملاقات نماینده خود را به مردم قم معرفی کرد.
ج) ارتباط احمدبن اسحق(3)قمی و محمدبن احمدبن صلت قمی از طریق نامه با امام زمان علیه السلام .
د) ملاقات زنی از آوه(4)[همسر محمدبن عبدیل آبی] با نماینده امام زمان علیه السلام ، حسین بن روح نوبختی.
ه) ارتباط یک تاجر(5)قمی با امام زمان علیه السلام و هدیه پارچه از سوی او با ناحیه مقدسه.
و) ملاقات یک تاجر قمی(6)با سفیر دوم امام زمان علیه السلام در دوره غیبت صغری
ز) توجه امام زمان علیه السلام به نامه(7)شهروندان قمی در امور
مختلف، فقهی، خانوادگی و... حضور چند تن از علمای قم در مجلس 40 نفری سران شیعه که امام حسن عسکری علیه السلام جهت معرفی امام زمان علیه السلام منعقد ساخت.
مجموعه ارتباطات مزبور نشان میدهد که هیچکدام از شهرهای شیعی به اندازه قم در ارتباط مستقیم با ائمه معصوم شیعه امامی نبوده است و تعابیر ائمه علیهم السلام در مورد امنیت قم و ارائه تصویر ماوراء طبیعی از قم گذشته از اسرار معنوی که در خود داشته حامل پیام سیاسی برای شیعه و علمای آن بوده است.
علمای شیعه بر اساس همین پیام سیاسی ائمه بود که شبکه منسجمی از ارتباطات ـ که در نوع خود در جهان اسلام بینظیر بود ـ را ایجاد کردند. در سازمان تشکیلات اداری مسلمین در شرق و غرب جهان اسلام، شیعه به داشتن دو نهاد اداری از سائر فرق جهان اسلام ممتاز است. این دو نهاد تشکیلاتی شیعه که محصول سیاسی فرهنگی قرن سوم هجری شیعه امامی است در دو شکل 1ـ وکالت و سفارت، 2ـ نقابت سامان داده شد.
ائمه شیعه برای مقابله با خطر نابودی جامعه شیعی و اتصال دائم آنها با مقام امامت، شبکهای از ارتباطات مالی، سیاسی و فرهنگی را در نهاد وکالت و سفارت سامان دادند. سازمان وکالت نهادی خود جوش و مستقل شیعی بود که ائمه شیعی جهت ارتباط منسجم با مردم و علمای
قم در طی عصر حضور از آن استفاده کردند.
این سازمان عکسالعملی منطقی در برابر اقدام دولت عباسی در پراکنده ساختن تجمع شیعیان از حجاز و عراق و مهاجرت اجباری آنها بود. مجموعهای از شخصیتها و وجوه برجسته شیعه در چهارچوب نظمی خاص ارتباط امام را با نقاط مختلف شیعه برقرار میساختند و پیامها و دستورالعملهای او به شیعیان و وجوه مالی آنها را منتقل میکردند. تشنج و اضطراب فرهنگی حاکم برجامعه قرن سوم و تفرقه گروههای شیعی و مراقبت دائم دولت عباسی از ائمه، دلیل عمده ضرورت وجود چنین سازمان بود.
اهمیت آن وقتی آشکار میشود که به شدّت بحران فرهنگی حاکم بر قم و نقاط شیعه نشین بویژه کوفه توجه کنیم. سردرگمی شاخصه اصلی دهه 60، 70 و 80 قرن سوم هجری است. تنها از طریق ارتباط منسجم سازمانی به شکل نهاد وکالت و نقابت، دستیابی به بسیاری از امور برای شیعه میسر بود. با این وصف به دلیل نفوذ افراد ناشایست در مواردی کارکرد این سازمانها با مشکلات روبرو بوده است.
این نهاد مردمی از نوعی ارتباط مخفیانه میان یاران امام و مردم سود میجست. هفتاد سال دوره غیبت صغری که امام مجبور بود از طریق نائبان خاص خود با مردم ارتباط برقرار سازد فرصت مناسبی جهت سودجویان بود که با ادعای سفارت و نیابت از سوی «ناحیه مقدسه» باعث اختلال در شبکه ارتباطی ائمه معصومین علیهم السلام با مردم شوند. وجه اهمیت این ادعاهای دروغین در این بود که فعالیت سازمان
مالی خمس و زکات و وجوهات شرعی که مردم نقاط شیعه نشین آن را بر ائمه روا میداشتند در دهههای پایانی قرن دوم و اوائل قرن سوم به اوج خود رسید و مبالغ مالی هنگفتی در دست وکلا و نائبان قرار گرفت. دستیابی به چنین منبع عظیم مالی از انگیزههای مهم ادعای دروغین نیابت از جانب ائمه بود.
علی بن حسکه(1)قمی، قاسم بن یقطین(2)قمی شعرانی و حسن بن محمد بن بابای(3)قم از جمله مدعیان وکالت امام هادی در قم بودند که با تکذیب تند ائمه علیهم السلام روبهرو شدند.
احمدبن(4)اسحق قمی محور اساسی وکالت امام عسکری و امام مهدی علیهما السلام در دوره غیبت صغری در بغداد بود. میمون(5)و مسافر(6)از جمله وکلای مالی امام رضا علیه السلام در قم بودند که مواردی از اختلاف شدید مالی آنها در قم گزارش شده است که با واسطه زکریا(7)بن آدم سروکیل امام رضا علیه السلام در قم حل شد.
این افراد بعد از شهادت امام رضا علیه السلام وکالت(8)امام جواد علیه السلام را نیز بهعهده داشتند. از «محمدبن صالح بن سهل همدانی»(9)به عنوان وکیل وقف امام جواد علیه السلام در قم نام
بردهاند. از جمله وکلا(1)ابراهیم بن محمد همدانی بود که بعد از مرگ یحیی بن ابی عمران(2)وکیل امام جواد علیه السلام در قم شد.
قصبه بخش مرکزی قم
دارالخراج محل استقرار عامل مالیات در دارالخراج در قم گزارش شده است.
دارالاماره محل استقرار والیان اموی و عباسی
دیوار در قرن سوم هجری دوبار دیوار قم خراب و بازسازی شد.
برج و قلعه از دهها قلعه در قم یاد شده است.
مخازن آب آب انبارهای بزرگ جهت حفظ و انتقال آب
ربض شهر بیرونی
دروازه 13 دروازه
خیابان خیابان بکجه ـ خیابان زکریا بن آدم و...
میدان میدان زکریا بن آدم ـ میدان حمزة بن یسع و...
گذر یعقوبی از هزار گذر در قم نام برده است
جبّانه (گورستان) از 3 گورستان در قرن سوم در قم نام بردهاند، مالون، بابلان و...
خندق از خندقی در اطراف شهر قم یاد شده است
پل پل بکجه و چند پل دیگر ـ پل با یازده طاق...
محله محله مشهد و...
اجزای سازنده شهر قم در قرن سوم هجری
تصویر مرقد بابامسافر وکیل مالی امام رضا(ع) در قم
موفقیت وکلای مالی امام در قم و نواحی مرکزی ایران و در کل وجوه مالی را میتوان از عوامل اساسی ایجاد بحران خراج در خراسان و جبال خراسان در این ناحیت دانست که هارون خلیفه عباسی را مجبور ساخت که برای رسیدگی به آن راهی ایران شود.
از جمله سازمانهایی که در قرن سوم هجری مورد استقبال خلافت عباسی و علویان واقع شد، سازمان نقابت بود. این سازمان نیمه دولتی وظیفه سرپرستی علویان و طالبیان و حفظ ارتباطات آنها با دستگاه خلافت و امر نسب آنها و... را بهعهده داشت. نقابت و شخص نقیب تا حدودی از وابستگان خلافت به شمار میرفتند و به نوعی هماهنگ با سیاستهای آنان عمل میکردند. از جمله بحرانهای شیعه در قرن سوم، ادعای نسب دروغین بود، که در طی قرن سوم دهها تن با انتساب خود به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و ادعای نسبت قریشی، بحرانی بزرگ ایجاد کردند سامان دادن به بحران نسب از وظایف نقیب بود.
نقطه مشترک بین شیعه و خلافت عباسی جلوگیری از چنین ادعاهایی بود. چون این گونه حوادث امنیت جامعه را بر هم میزد و فضا را چنان متشنج میساخت که هیچکس قادر به انجام عادی فعالیتهای خود نبود. ماوردی در «الاحکام السلطانیة»(1)وظایف نقیب را چنین توضیح داده است: او تحت عنوان «فی ولایة النقابة علی
1) 1. الاحکام السلطانیة، ص 121.
ذوی الانساب» وظیفه نقیب را در یک جمله وصف کرده است: «حفظ و صیانت از نسب صاحب نسب شریفه از افراد دیگر».
در مورد جایگاه سیاسی این پست در دولت عباسی ماوردی، گزینش افراد به این مقام را از سه طریق میداند:
1ـ از سوی خلیفه 2ـ از سوی وزیر تفویض یا امیر هر منطقه که خلیفه به او اختیار تام در همه امور داده بود. 3ـ از سوی نقیب عام در هر ولایت که میتوانست نقبای خاص را انتخاب کند.
نقیب در امور مختلف اجتماعی طالبیان دخالت میکرد و واسطه بین آنها و مردم و دولت بود. موسی مبرقع از معروفترین نقبای قم در قرن سوم هجری بود که مدتی را در مدینه ـ بغداد و قم بهسر برد.
موسی بن محمدبن علی(1)[مبرقع] در سال 256 هجری(2)وارد قم شد و بعد از برخوردی که علمای قم با او داشتند مجبور شد مدت کوتاهی قم را ترک کند و نزد ابودلف عجلی در کرج سکونت کند ولی سرانجام به قم بازگشت و در آنجا وطن گرفت و در قم از دنیا رفت. محل مقبره او به مشهد معروف شد. در اطراف قبر او گروه زیادی از وابستگان نزدیک و یاران او دفن شدهاند.
قبول پست نقابت به خاطر ارتباط با خلافت عباسی که در آن زمان در اوج شرارت نسبت به علویان به سر میبرد تا حدودی عنوان نرمش در برابر خلافت عباسی محسوب میشد. این پست که از اهمیت سیاسی بالائی برخوردار بود میتوانست عامل ورود ضعف از سوی
علماء نسبت به شخص نقیب باشد.
در مورد موسی مبرقع که پارهای از زندگی او معاصر متوکل عباسی بود، متوکل بر نگه داشتن او در مرکز خلافت پافشاری میکرد. او سال 246 ه . به دعوت متوکل از مدینه به بغداد آمد و به محض قتل متوکل آنجا را ترک کرد. مناقشاتی در خصوص ورود موسی مبرقع به قم و مرگ او در قم و یا کاشان و یا کوفه وجود دارد. ارباب و علامه مجلسی(1)او را ضعیف شمردهاند. مقبرهای در قم منسوب به اوست که تاریخ قم آن را قبر موسی مبرقع میداند.
صاحب «تاریخ دارالایمان قم» در مورد موسی مبرقع آورده است: «حکایت بقعه چهل دختران این است که از فرزندان علی بن موسی الرضا علیه السلام موسی بن محمدبن علی بن موسی الرضا است که برادر حضرت امام علی النقی علیه السلام باشد. در سنه ست و خمسین و مأتین از کوفه به قم آمد [مشهور به مبرقع] در وقت ورود به قم مشایخ اعراب اشعری به او پیغام دادند که از ولایت ما بیرون رو که ما جوار تو را مکروه میداریم.
این بنده سبب اکراه ایشان را این دانستم که متوکل (لعنة اللّه علیه) که از خلفای بنی عباس بود حضرت امام علی النقی علیه السلام را خواهش نمود که در مجلس لهو و لعب حاضر شود. آن حضرت امتناع فرمود. مقصود متوکل آن بود که قدر آن جناب در انظار مردم کم شود. بعد از یأس از آن جناب وزیر متوکل به او گفت که موسی مبرقع برادر
1) 1. تاریخ دارالایمان قم، ص 40.
امام علی النقی علیه السلام است و از لهو و لعب مضایقه ندارد و او را بیاورید و هرگاه مردم او را ببینند چنان خیال کنند که حضرت امام هم از این قبیل است. او را طلبیدند و اظهار مطلب نمودند. موسی مبرقع به توقع و تقرب خلیفه عباسی شادمانی نمود هر چند حضرت امام علی النقی علیه السلام او را منع فرمودند فایده نکرد از تأثیر نفس امام این تقرب از برای موسی حاصل نشد تا یک سال همه روزه به جهت ملاقات خلیفه به در خانه خلیفه رفت و گفتند: خلیفه مشغول کاری است. از آنجا مأیوس شد به قم آمد... .
اوضاع فرهنگی قم متأثر از بحرانهای بزرگی بود که حدود یک قرن مراکز جمعیتی شیعه را در خود فرود برده بود. این بحرانها ناشی از تشنج حاصل از ادعاهای «مهدویت» بود. بحران مهدویت سرانجام سامان نهایی خود را در قم به دست آورد و این به برکت آرامشی بود که قمیها در کنار مقبره حضرت معصومه علیها السلاماحساس میکردند.
یکی از نکاتی که از بیان امام رضا علیه السلام به سعدبن عبداللّه بهدست میآید: این که [امام فرمود: ای سعد آیا ما را نزد شما قبری است؟ گفت: بله در شهر ما قبر حضرت فاطمه معصومه علیها السلاماست. امام فرمود: هر کس او را با معرفت زیارت کند او راست بهشت.] این است که امام در این حدیث، یکی از بزرگان قمی را متوجه ضرورت حیاتی اتخاذ نوعی خط مشی سیاسی شیعه امامی نموده
است. استفهام امام از سعد استفهام تقریری است و امام در صدد ارائه مفهومی شیعی به سعد بوده است: «مفهوم ملازمت و پیوستگی و همبستگی و احساس هویت جوامع شیعی در کنار قبور ائمه معصومین».
در سخن سائر ائمه علیهم السلام نیز به قم اشاره شده است. اینکه دلیل توصیه ائمه علیهم السلام از امام علی علیه السلام تا امام عسکری علیه السلام به ملازمت و وابستگی به قم چه بوده است؟ تنها وجهی که میتوان برای آن قائل شد، آن است که راه نجات از حیرت و سردرگمی [که بر فضای فرهنگی شهرهای شیعی از جمله قم حاکم شده بود.] وابستگی و تعلق مردم و علمای قم به معنویت وجود حضرت معصومه علیها السلاماست.
این بیان روایات در چهار چوب سیاست احترام به قبور ائمه شیعی قابل بررسی است. شهرسازی بر اساس گسترش شهر در اطراف مقابر مقدس، سیاست حاکم بر همه گروههای مذهبی در طول تاریخ ادیان مختلف بوده است. بزرگترین شهرهای جهان در قرون وسطی بر همین اساس شکل گرفتهاند.
ائمه شیعی با اینگونه پیامها در صدد نجات شیعیان و اصحاب خاص خود از گرداب بحرانهایی بودند که بر سراسر عصر حضور ائمه سایه افکنده بود. حال به بررسی این بحرانها میپردازیم. در زیر مجموعه «بحران امامت»، سه بحران عمده قابل تشخیص بود [1ـ بحران امامت 2ـ بحران مهدویت «حیرت» 3ـ بحران ارجاف]
در متون قرن سوم از عنوان «الحیرة» استفاده شده است. دهها عنوان کتاب با عناوین مختلف پیرامون مباحث امامت شاخصه بحران قرن سوم بود. از جمله مهمترین این کتابها که در خصوص رفع «بحران حیرت» [که ناشی از تحیر در مسئله امامت بود [با عنوان «الامامة و التبصرة من الحیرة» توسط علی بن بابویه شیخ القمیین نوشته شد. این کتاب در اوج بحران حیرت و جهت چاره جویی و ارائه راه حل نهایی به شیعه در خصوص مسئله امامت بود.
بررسی اجمالی رئوس کتاب «الامامة و التبصرة من الحیرة» در بررسی بحران مهدویت میآید. آنچه که در خصوص مسئله امامت در این کتاب حائز اهمیت میباشد سیر تاریخی و منصوص امامت ائمه شیعی از امام علی علیه السلام تا امام مهدی علیه السلام است. از جمله موارد مهم کتاب، تصریح به اینکه امامت از نسل حسین علیه السلام (1)است که نوعی مقابله با زیدیه بود که قائل به ادامه امامت در فرزندان امام حسن علیه السلام بودند و بر آن پای میفشردند. همین مفهوم در مجموع احادیث منسوب به حضرت معصومه علیها السلاممنعکس شده است.
مسئله دیگری که در این کتاب مطرح شده است، نفی امامت بهواسطه خویشاوندی است(2)این کار جهت توجه دادن به «فرهنگ
امامت منصوص» در جامعه شیعی است. در همین راستا حدیثی(1)در ارتباط با اسماعیل بن جعفر و عبداللّه بن جعفر آورده و ادعای آنها در خصوص امامت به واسطه خویشاوندی را باطل شمرده است و در بخش دیگر کتاب به مسئله اعتقاد به وقف(2)در مسأله امامت پرداخته و وجه بطلان آن را نشان داده و به اثبات امامت امام رضا علیه السلام پرداخته است. بدین ترتیب علی بن بابویه شیخ القمیین رئوس بحران امامت، پیرامون نظریات زیدیه، اسماعیلیه، واقفیه و امامیه که در رأس جریانهای سیاسی فرهنگی قم قرار داشتند را مطرح کرده است.
قرن سوم را به تعبیری میتوان قرن مهدویت نامید. بی نظیرترین شکل بحران «مهدویت» در این قرن در قم روی داد. در بین انبوه موارد ادعای مهدویت، قم در صدر این رقابت قرار دارد. بینظیرترین ادعای مهدویت در قم، این شهر را از حیث کیفیت بحران مهدویت در بین همه شهرهایی که با این بحران مواجه بودند، متمایز ساخت. ادعای مهدویت زنی در قم [در نیمه قرن سوم هجری] که به نام «مریم دروغگو»(3)معروف شد در سراسر جهان اسلام بینظیر بود.
سهم قم در حل بحران مهدویت در تلاش علی بن بابویه در کتاب «الامامة و التبصرة» متجلی شد. او این کتاب را در حل اساسی مسئله
امام مهدی علیه السلام نوشت. در عصر علی بن بابویه، مقصود از حیرت و سرگردانی حیرت ناشی، از غیبت بود. علی بن بابویه که در اتصال دائم با نواب امام مهدی علیه السلام بود، اساس کتاب خود «الامامة» را در حقیقت جهت معرفی مهدی علیه السلام به عنوان امام دوازدهم شیعه امامی و غیبت او نوشت. او در این کتاب تصویری(1)از مهدویت ارائه داده است. رئوس کتاب علیبن بابویه در خصوص تصویر مسئله مهدویت بدین قراراست:
1ـ ضرورت و جایگاه وصایت در تاریخ انبیاء.
2ـ ضرورت تکوینی وجود حجت بر روی زمین.
3ـ امامت مقامی الهی است.
4ـ اختصاص امامت به آلمحمد صلی الله علیه و آله.
5ـ ابطال امامت محمد بن حنفیه.
6ـ ابطال امامت اسماعیل بن جعفر.
7ـ ابطال امامت عبداللّه بن جعفر.
8ـ ابطال اندیشه واقفیه.
9ـ ضرورت شناخت امام زمان.
رئوس نامه امام عسکری علیه السلام به علی بن بابویه، در خصوص بیان حقیقت مسئله مهدویت است. امام شیعیان را به «انتظار فرج»(2)فراخوانده و آنرا مهمترین وظیفه آنها در عصرغیبت کبری دانستهاست.
جوسازی و شایعه سازی از جمله عوامل حرکت سازی در فضای فرهنگی سیاسی قرن سوم بود. محور اصلی این جوسازی در خصوص امامت و تعداد ائمه و مهدویت بود. از جمله بحرانهایی که به دنبال فوت خلفا و بزرگان سیاست و دین روی میداد، کثرت شایعات پیرامون آنها بود. موارد متعددی از این قبیل تشنجات در جامعه مسلمانان گزارش شده است.
هدف اصلی از شایعاتی که بلافاصله بعد از رحلت یکی از ائمه منتشر میشد، تیره ساختن اذهان شیعیان پیرامون شخصیت ائمه بود.
پیرامون ائمه شیعه در قم سه مرحله اساسی که شایعات در آنها اوج گرفت قابل اشاره است:
1ـ شایعات بعد از رحلت امام کاظم علیه السلام به جهت جلوگیری از امامت امام رضا علیه السلام .
2ـ شایعات بعد از رحلت امام حسن عسکری علیه السلام .
3ـ شایعات در دوره غیبت صغری. هنگامی که به ماهیت افکار افرادی که نقش اساسی در تولید شایعات داشتهاند ـ شایعاتی که جامعه را تحت تأثیر قرار میداد و افکار را منحرف میساخت ـ نگاه میکنیم به دو مورد اساسی در افکار آنها برخورد میکنیم: 1ـ اباحی گری و ایجاد وهن در اصول و فروع دین ـ قول به تناسخ و حلول؛ 2ـ مخدوش ساختن چهره ائمه منصوص در روایات شیعه امامی با ادعای غلو در مورد آنها.
غلو درباره شخصیت ائمه علیه السلام بهترین راه تیره ساختن
فضای دینی قم در نیمه اول قرن سوم هجری در قم بود. علمای قم به توصیه ائمه معصومین علیهم السلام در برابر غلات بسیج شدند در کلامی از امام حسن عسکری به مخدوش ساختن چهره ائمه توسط غلات اشاره شده است. امام در مورد(1)«حسین بن محمدبن بابای قمی» به شایعه پردازی و به مسخره گرفتن مقام امامت و دین خدا توسط او تصریح [از بزرگان غلات قم [فرموده است.
افکار «ابن بابای قمی» را میتوان در دو عنوان خلاصه کرد:(2)1ـ ادعای الوهیت ائمه 2ـ اباحیگری و انکار فرائض در حقیقت ادعای الوهیت و اباحیگری نوعی تیره سازی فضای جامعه بود که مردم را از حقیقت وجود ائمه منحرف میساخت و بین آنها تفرقه ایجاد میکرد.
وجه اصلی آثار هجرت طالبیان از شهرهای حجاز و عراق به قم، خصیصه فرهنگی و علمی آن بود. وجه غالب این هجرت در حقیقت انتقال دستگاه علمی و تحقیقاتی شیعه بود.
شیعه که در خانه اصلی خودش مدینه و سپس کوفه اجازه رشد نیافت، به قم مهاجرت کرد. مهاجرت دهها تن از صحابی ائمه شیعه و صدها تن از علماء، فقها و محدثان بزرگ شیعه به قم و سکونت در آنجا، نسل محقق و پرکاری از شیعیان در قم ایجاد کرد که در قرن سوم هجری انبوهی از آثار شیعی در زمینههای مختلف علوم دینی را پدید
آوردند. حجم این آثار و بدیع بودن آنها به حدی است که در برخی عرصهها میتوان قمیها را مؤسس و صاحب مکتب دانست. بیشترین آثار علمی که در قم قرن سوم عرضه شد، پیرامون «حدیث» است.
قرن سوم در قم با انتقال مکتب حدیثی شیعه از کوفه به قم آغاز شد. وجه دیگر آثار علمی قم رنگ مفاهیم کلامی حاکم بر آنهاست، آثار کلامی قرن سوم قم پیرامون امر امامت بود. دیگر «چهره علمی» قم قرن سوم، چهره «ادبی» این دوره است که شامل تاریخنگاری، قرآن و تفسیر میشد.
وجه علمی قم در 4 مدرسه و مکتب تجلی کرد ـ قرن سوم، که قرن اعتلای فرهنگی و آغاز شکلگیری مذاهب و فرق گوناگون اسلامی در نقاط مختلف بود ـ این 4 مدرسه عبارتند از: مدرسه حدیثی قم، مدرسه فقهی قم، مدرسه کلامی قم، مدرسه ادبی قم.
در قرن سوم نام قم با نام شهر حدیث شیعه قرین شد. مؤسسان مدرسه حدیثی شیعه در قم ظهور کردند. علمای قم بهدلیل ارتباط دائم با ائمه، توانستند مجموعههایی از نصوص معتبر ارائه دهند و قم را پایگاه حدیث شیعه سازند. از ابراهیم بن هاشم(1)(م 217 ه) به عنوان اولین کسی که مکتب حدیثی کوفه را به قم آورد یاد کردهاند. رقم مبالغهآمیز(2)حضور 200 هزار تن محدث در قم در آغاز قرن سوم هجری حاکی از کثرت تجمع محدثان در قم بود.
رئوس ویژگیهای مکتب حدیثی قم
1ـ تأکید بر روایات منصوص از طریق ائمه معصومین علیهم السلام.
2ـ تأکید بر اصل سلیم بن قیس هلالی؛ راویان(1)اصلی، این اصل محدثان قمی بودند.
3ـ شکلگیری مفاهیم خاصی در مورد ثقات که در چگونگی اخذ به اخبار آحاد مؤثر افتاد.
4ـ بهکارگیری حدیث در خدمت، فقه و کلام،(2)از علیبن بابویه به عنوان اولین کسی که طریقه جمع بین روایات را ابداع کرد نام بردهاند.
چندتن از بزرگان مدرسه حدیثی قم در قرن سوم
1ـ علی بن ابراهیم قمی(3)(م 307ه ) استاد شیخ کلینی.(4)
2ـ علی بن حسینبن موسی بن بابویه(5)(م 329ه ) سفیر امام حسن عسکری علیه السلام در قم و پدر شیخ صدوق کتب مختلف حدیثی در ابواب فقه از او به جا مانده است. او زندگی خود را وقف فقه و حدیث کرد. قبر او در قم است. شیخ صدوق(6)(م 381 ه) نیز مدت بیست سال از عمر خود را در قم به تحصیل پرداخت.
3ـ آدم بن اسحق بن عبداللّه قمی(7)از اصحاب امام هادی علیه السلام .
4ـ آدم بن عبداللّه قمی(1)از اصحاب امام صادق علیه السلام . کچوئی قمی(2)در ریاض المحدثین، ترجمه محدثان قمی در طی چند قرن را آورده است.
از شیخ القمیین علی بن بابویه(3)(م 328 ه) در نامه امام حسن عسکری علیه السلام با عنوان «فقیهی» [فقیه من] یاد شده است. بدون تردید علیبن بابویه در تعیین چهارچوبهای فقهی علمای قم نقش اساسی ایفا کرد. صاحبان رجال از او با عنوان فقیه جلیل القدر و فقیه قم یاد کردهاند.(4)
ویژگیهای مکتب فقهی قم در قرن سوم را در نوآوریهای اندیشه علی بن بابویه که در افکار پسر او شیخ صدوق متجلی شد و حداقل حدود یک قرن در قم پایدار ماند، باید جستجو کرد. برخی از این ویژگیها عبارتنداز:
1ـ استنتاج فقهی(5)بر اساس روایات و ارائه مسائل فقهی به صورت حدیث،
2ـ اجتهاد فقهی و ارائه فتوی،(6)
3ـ نزدیکی فتاوا به روایات، بطوری که فتاوای علیبن حسین را
مهمترین شاخصه معنوی قم قرن سوم هجری، پیام قم به عنوان حامی و مدافع تشیّع امامی است. بزرگترین مناظرات کلامی قرن سوم در قم روی داد. ویژگیهای اساسی مکتب کلامی قم عبارتنداز:
1ـ اعتماد بر احادیث منصوص در امامت ائمه 12 گانه شیعی(3)
2ـ انکار امامت شیخین و امتناع از ترک سب آنها(4)
3ـ تأکید برنقش تکوینی ائمه شیعه در امور عالم(5)
4ـ اعتقاد به علم غیب امام معصوم علیه السلام (6)
5 ـ رد نظریه معتزله درخصوص، انتخاب امام بهاجماع واختیارامت(7)
6 ـ تولید دهها محصول کلامی در رد عقاید معتزله و غلات در خصوص امامت.(8)
1) 1. همان، ص 456.
2) 2. رجال نجاشی،ص 135، 76،77؛ریاض،ص 181،182،187،235،237،447،409،391.
3) 3. رجال نجاشی، ص 219، 320، 349، 177، 354.
4) 4. معجم البلدان، ج 4، ص 175؛ نقض، ج 2، ص 210.
5) 5. کتاب الغیبة، ص 293، 294؛ اصول کافی، ص 274.
6) 6. اصول کافی، ج 1، ص 324، 374، 375، 382.
7) 7. فهرست طوسی، ص 256، 327، 329.
8) 8. ریاض المحدثین، ص 235، 240، 247، 346، نجاشی، 177.
قم کانون تجمع گروههای مختلف شیعی اعم از زیدی و اسماعیلی و کیسانی و عباسی بود که بر عقاید خود اصرار میورزیدند. در این میان دولت عباسی با استفاده از «حربه اعتزال» و با کمک کارگزاران معتزله سعی داشت نظم نوینی در بین اندیشههای کلامی در خصوص مسئله «امامت» ایجاد کند.
بیرون از ناحیت قم مکتب کلامی قم در مقابل دو دیدگاه حاکم در محافل شیعی در ری قرن سوم به پیشوایی ابن قبه رازی،(1)و در نیشابور، فضل بن شاذان نیشابوری(2)قرار داشت که نظریات کاملاً مخالف با دیدگاه کلامی شیوخ قم به ویژه در خصوص صفات امام داشتند.
از جمله مناظرات مهم مکتب قم با ری، در مناظره(3)شیخ القمیین، «علی بن بابویه» با ابن قبه در خصوص امامت بود.
ظهور ادب به معنی واقعی کلمه در قرن سوم هجری در قم به ظهور رسید. در زیر مجموعه محصولات فرهنگی که در قرن سوم هجری در قم توسط علما ارائه شد آثاری در زمینه کتب تاریخ و جغرافیا،(4)تفسیر(5)مسائل اخلاقی(6)و ادبیات(7)شعوبی ارائه شد. در فهرست تاریخ قم به
کثرت شاعران دو زبانه اشاره شده است که به دو زبان عربی و فارسی شعر میسرودهاند.(1)کارهای تاریخی در عرصه رجال،(2)مناقب،(3)فضل شهرها،(4)تاریخ ائمه شیعه،(5)فرق، تاریخ خلفا(6)و... پدید آمد. براین مبنا میتوان از مکتب «تاریخنگاری قم» یاد کرد. مسعودی مورخ بزرگ مدتی در قم بهسر برد و با علمای قم ملاقات کرد.(7)در زمینه سائر علوم نیز [در طب و نجوم] پیشرفت هایی در قم قرن سوم حاصل شد.
به قم
بررسی علل و مسیر آن
بدون تردید بزرگترین حادثهای که در آغاز دهه اول قرن سوم هجری، چهره تاریخ ایران و منطقه جبال را تغییر داد، دو هجرت بزرگ از مدینه به ایران بود. این دو هجرت [هجرت امام رضا علیه السلام به خراسان و هجرت حضرت معصومه به قم] که به فاصله یکسال از یکدیگر روی داد آثار شگفتی از خود در مسیر حوادث ایران به جای گذارد، با توجه به اینکه در این زمینه تا کنون کاری مستقل صورت نگرفته است، در این نوشته به علت هجرت حضرت معصومه میپردازیم و تا سر حد امکان بر اساس منابع و قرائن و شواهد معتبر به جستجو و بررسی مسیری میرویم که حضرت معصومه علیها السلام از آن مسیر به قم سفر کرده است.
تقویم اجمالی پدیده مهاجرت در 3 قرن نخست هجری
هجرت حضرت معصومه علیها السلام از حیث ساختار مادی و بیان کیفیت و کمیت مسیر و حوادث طول راه در هیچ ضبط تاریخی
نیامده و در غبار صدها حادثه که قرن سوم، در هیاهوی آن گم شد، همچنان پنهان مانده است. تاریخ اسلام شاهد، هجرتهای بزرگ تاریخی است که در اهداف و غایاتی که از آنها حاصل شده وجه اشتراک دارند. بطوری که در مجموعه حوادث تاریخ اسلام میتوان از پدیده مطرحی به نام «پدیده هجرت» نام برد.
هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام ، هجرت امام حسین علیه السلام ، هجرت حضرت زینب علیها السلام، هجرت اصحاب و فرزندان امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام به نقاط مختلف جهان اسلام، فراخوانی اجباری موسی بن جعفر علیهما السلام از مدینه به بغداد، هجرت بسیاری از اصحاب شاخص ائمه علیهم السلام از کوفه و مدینه به قم، مانند: فرار(1)و هجرت حضرت عبدالعظیم حسنی به ری، هجرت نوادگان امام حسن علیه السلام (زیدیه) به دنبال شهادت امام رضا علیه السلام به طبرستان، هجرت ادریس اول به مغرب اقصی، در نیمه قرن دوم= هجرت امام رضا علیه السلام به مرو و فراخوانی اجباری امام محمدتقی علیه السلام از مدینه به بغداد و... دامنه مهاجرتها چنان وسیع و گسترده و حاکمیت آن چندان قابل توجه بود، که ابن مسکویه سال 200ه .ق را سال طرد علویان از عراق دانسته است.(2)
منابع متأخر بدون ارائه سندی از منابع متقدم ارقام مبالغه آمیزی در مورد سفرهای طالبیان و علویان به ایران ارائه کردهاند از جمله ارقامی
که ارائه شده مربوط به سفر احمد بن موسی علیه السلام (شاهچراغ) است که از بغداد یا از مدینه به قصد مرو حرکت کرد.
او را در این سفر 12 هزار(1)تن از امامزادگان و اصحاب و یاران آنها از سادات همراهی میکردند، با وجود اینکه این عدد مبالغهآمیز است اما حاکی از هجوم انبوه این افراد به ایران است.
همین مطلب باعث گردید که در مجموعه کتب تاریخی پایان قرن دوم، نوشتههای متعددی پیرامون نقل و انتقالات طالبیان و کوچهای اجباری طوائف مختلف آنها تألیف گردید. از مهمترین این کتابها، باید به کتاب «المنتقلة الطالبیه» اشاره کرد. از جمله شاخصههای این کتاب پرداختن به ابن طباطبا که از بازیگران عمده صحنه سیاسی پایان قرن دوم و اوایل قرن سوم هجری بود. انقلاب او در مهاجرت و طرد علویان از عراق و حجاز نقش اساسی داشت. ابن ندیم از کتاب «نزول العرب به خراسان و اصفهان» نام برده است.
از جمله سیاستهای حاکم بر دستگاه خلافت مسلمین از عصر پیامبر تا عصر راشدین و سپس عصر اموی سیاست کوچ اجباری و نقل و انتقال حساب شده افراد و طوائف به نقاط دلخواه حکومت بود، همچون کوچ اجباری یهود از جزیرةالعرب و نقل و انتقال اجباری اسواران و دهقانان ایرانی، توسط حجاج بن یوسف ثقفی که در عصر
1) 1. بحرالانساب، ص 53، 69، 66؛ جامع الانساب، ص 127.
معاویه و با سیاست او آغاز شده بود.
همین سیاست با شدت بسیار بیشتری توسط دولت عباسی و در سطح وسیعی دنبال شد. دولت عباسی تنها با سیاست نقل و انتقال اجباری علویان از مناطق مرکزی جزیرةالعرب به ویژه از مدینه، موفق شد، بسیاری از منویات خود درباره علویان را محقق سازد. مراحلی از شکلگیری قدرت سیاسی دولت عباسی در چهارچوب همین نقل و انتقالات صورت گرفته است که ابزار کارآمدی برای حکام عباسی تا پایان خلافت عباسیان شد.
مأمون عباسی در بین خلفای عباسی بیشتر از دیگران از چنین ابزار کار آمد سود جست. با همین سیاست بود که او زمینهساز و مسبب هجرت امام رضا علیه السلام به ایران شد، هجرتی که چهره تاریخ ایران را تغییر داد و سرنوشت ایران را تابع خود کرد.
گویا یکی از نقاط عمده مشترک بین سیاست معاویه و مأمون، استفاده از سیاست انتقال بود، و به سبب نقاط مشترکی که بین معاویه و مأمون بود [در جابجایی طالبیان و گروههای مختلف مردم] مورخان از مأمون با عنوان معاویه دوم یاد کردهاند.
مدینه و مکه در آتش اضطراب میسوخت. از سال 169ه .ق تا 200 ه .ق مکه در تحت سلطه افرادی از علویان، اوضاع بسیار متشنجی را پشت سر میگذاشت. برداشته شدن سلطه بغداد از حجاز، با
انفجاری بزرگ در آنجا همراه شد. سرمایه این خیزش و محرکههای بزرگ آن در عراق و جزیره بود.
این انفجار بزرگ که با تحرکات گسترده علویان و مخالفان دولت عباسی همراه بود، منجر به شکلگیری چندین محور مواصلاتی بین حجاز و عراق با ایران و بسیاری از دیگر نقاط شد.
از جمله مهمترین محورهای مواصلاتیِ «سیاسی نظامی» شیعه در حد فاصل قم تا مدینه شکل گرفت. مسیر «قم ـ ارجان ـ کوفه ـ مدینه» بیش از نیم قرن شاهد بزرگترین مهاجرتهای علویان و نیروهای وابسته به آنها بود.
وجود این مسیر که بخشهای بزرگی از آن سابقه دیرینه رفت و آمد اقوام مختلف در حدفاصل بین ایران و بین النهرین و عربستان را داشت، در شکلگیری آسان و سریع یک محور مناسب جهت رفت و آمد علویان نقش بهسزایی داشت.
محمدبن ابراهیم (ابن اسماعیل بن ابراهیمبن الحسنبن الحسن بن علی بن ابی طالب) ابن طباطبا، ساکن مدینه به تحریک(1)نضربن شبث، ساکن جزیره، به خونخواهی امام حسین علیه السلام و رفع ستم از علویان مکه و مدینه و نجات آنان از وضعیت رقّت بار و توهینآمیزی که آنها در حجاز تحمّل میکردند، قیام کرد. پیوستن سردار شورشی
1) 1. المنتقلة الطالبیة، ص 425.
دستگاه نظامی مأمون «ابوالسرایا» در قرن دوم ه . ق به جنبش علویان، چهره خشن یک قیام نظامی داد.
شکست این قیام خونین که ده ماه ـ از 199 ه .ق تا 200 ه .ق ـ به طول انجامید، منجر به بازگشت سلطه کوبنده بغداد بر حجاز شد و اوضاع رقّت باری را برای علویان حجاز فراهم ساخت.
مأمون، عیسیبن یزید جلّودی را، که در سرکوب علویان سابقه داشت و در زمان هارون خانههای علویان را در مدینه غارت کرده و به آتش کشیده بود، همراه با چند نفر دیگر از یاران او که در سرکوبی علویان و طالبیان تجربه داشتند، به مدینه فرستاد.
اما مهمترین اثر منفی این جنبش و شورش شیعی، تصمیم مأمون بر احضار ـ جماعتی بزرگ از مهمترین افراد طالبیان؛ از جمله امام رضا علیه السلام ، از مدینه به مرو بود، که سفر حضرت معصومه علیها السلام و گروهی از خانواده او را بههمراه داشت.
مدینه در آتش نفاق داخلی و توهین کینهتوزان به اهل بیت علیهم السلام میسوخت و جای امنی برای خاندان امام رضا علیه السلام و افراد وابسته نبود. بهدنبال سفر امام رضا علیه السلام به ایران، مأمون در مدت کوتاهی همه گروههای طالبیان و علویان حجاز را تحت کنترل خود در آورد. چنانکه ثبت حوادث 199 تا 202 ه .ق نشان میدهد، سرانجام مشترک این نقل و انتقالات حذف رهبران علوی جنبش و دور کردن آنها از مرکز سنتی قدرت علویان یعنی؛ عراق بود.
در این راستا، ابوالسرایا، سردار تحت امر هرثمة بن اعین از فرماندهان عالیرتبه سپاه مأمون [ابن طباطبا ـ رهبر علوی جنبش عراق ـ و به نوعی سر سلسله ـ جنبشهای علویان] را مسموم و از صحنه مبارزه علیه خلافت عباسی حذف کرد.
ابن افطس، دیباج، زیدالنّار و ابراهیم و امام رضا علیه السلام نیز به اشکال مشابهی از صحنه قدرت سیاسی خارج شدند. [چنانچه ابن مسکویه سال 200 ه .ق را سال(1)طرد علویان از عراق دانست میتوان گفت سال 201 ه .ق نیز سال حذف رهبران جنبش علویان در حجاز و عراق بود. [سال 200 ه .ق را باید سال افول قدرت سیاسی ـ نظامی شیعه بویژه شیعه زیدی در عراق و حجاز و بازگشت سلطه عبّاسیاسان بر عراق دانست.
با این وصف قتل عام و حذف کاروان حضرت معصومه علیها السلام [و هر کاروانی دیگر از علویان] که چندین تن [از برادران ایشان[ او را همراهی میکردهاند حادثهای عادی با اوضاع آن زمان و متوقع بود و همزمان با قتلعام سایر علویان مبارز در دیگر نقاط صورت گرفته است و بر این مبنا سالهای 200 تا 202 هجری، سالهای قتل عام فرزندان موسیبن جعفر علیهما السلام است.
حضرت معصومه علیها السلام نیز در معرض سرنوشتی چون سرنوشت سایر فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام قرار داشت.
1) 1. تجارب الامم، ج 4، ص 120.
به فاصله کوتاهی از شکست ابوالسرایا و سرکوب خونین قیام مدینه، محمدبن جعفر بن محمدبن علیبن حسین بن علی علیهم السلام (1)(دیباج) قیام کرد. قیام او چند ماه بیشتر طول نکشید (3 ربیع الاول سال 200ه .ق تا 5 جمادی الاول سال 200).
شکست دیباج و امان خواستن او از نماینده مأمون؛ دستیابی موقت ابراهیم بن موسی الکاظم علیه السلام بر مکه به سال 202ه .ق؛ سلطه موقت (57 روزه) اسماعیلبن یوسف (حسن السبط) بر مکه و اخراج والی عباسی از آنجا؛ شورش و خشم زیدالناربن موسی الکاظم علیه السلام بر عباسیها در اهواز و نواحی اطراف و قیام ابن الافطس؛ سلسلهای از تحرکات نظامی سیاسی بود که بهدنبال قیام ابن طباطبا آغاز شد.
انگیزههای ظاهری و اولیه قیام ابن طباطبا:
1ـ رفع ستم از علویان و طالبیان حجاز و کوفه،
2ـ مقابله با اهانت و تحقیر اهل بیت علیهم السلام بویژه توهین افرادی در مدینه به ساحت مقدس فاطمه زهرا علیها السلام.
3ـ خونخواهی امام حسین علیه السلام .
اما انگیزه سیاسی علویان، اخراج خلافت از دست عباسیان بود که همزمان با سقوط موقت بغداد [بهدست طاهر ذوالیمینن] شدت گرفته بود و چنانچه ذکر شد رفع موقت سلطه بغداد از حجاز، خروج طبیعی
1) 1. المنتقلة الطالبیه، ص 425.
خشمگینانه مردم حجاز را به همراه داشت. مردم این منطقه به تحریک مردم کوفه، ناگهان فرصت مناسبی برای ابراز خشم نیم قرن فروخفته خود از عباسیان را بهدست آوردند.
در این برهه کوتاه از تاریخ، شاهد رویارویی کنیه توزانه مردم بغداد با مردم کوفه و مدینه هستیم. در این زمان سخنان توهینآمیزی از مردم بغداد نسبت به مردم مدینه گزارش شده است.
مردم بغداد در موضع تهدیدآمیز نسبت به مردم مدینه قرار گرفته بودند و آنها را به سبب شورش علیه بغداد و خلافت عباسی سرزنش میکردند. بنابراین به تعبیری برخورد توهینآمیز گروهی از مردم مدینه نسبت به حضرت فاطمه زهرا علیها السلام و سایر اهل بیت علیهم السلام انگیزه اصلی قیام «محمدبن جعفر علیه السلام » شد.(1)
شدت این برخوردهای ظالمانه با فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام باعث شد که آنها مدینه را ترک کردند و در قریهای در سه مایلی مدینه [«مریاه» [سکونت گزیدند.
با این وصف از اوضاع مدینه، امام رضا علیه السلام و سایر فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام مخیّر بین همکاری و یا کشته شدن در مدینه به دست عمّال دولت عباسی و یا مهاجرت و فرار به قم و سایر نقاط امن در جهان اسلام بودند. [بویژه به نقاطی که بهخاطر مقاومت سنّتی بومیان همچنان به صورت دژهای مخالفت با حاکمان عرب پابرجا باقی مانده بود؛ قم از شاخصترین و بهترین این گونه
1) 1. المنتقله الطالبیة، ص 439.
اماکن بود.]
به علت فرار و پراکندگی فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام در نقاط مختلف جهان اسلام، بیشترین نقاط پراکندگی امامزادهها مربوط به فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام است.
از قبر دختران حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام در رشت، باکو و اصفهان و چند جای دیگر یاد کردهاند. سیاست آزار و اخراج علویان از مدینه همچنان ادامه داشت. بطوری که هنگامی که خبر مرگ «عمربن فرج» والی مدینه توسط وکیل امام جواد علیه السلام به او رسید. امام علیه السلام تا 24 بار الحمدللّه گفت.(1)
مواردی از آزار و اذیت و توهین بعضی از مردم که در مدینه موسی بن جعفر علیهما السلام را میدیدند گزارش شده است. این وضعیت، جایی را در مدینه برای ادامه سکونت فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام باقی نمیگذاشت. با این وجود تحرکات طالبیان در مدینه هرگز خاموش نشد و مواضع سیاسی و اقدامات امام جواد علیه السلام و امام هادی علیه السلام و مقاومت مخفی آنها قابل توجه است.(2)
طبقات شیعیان مدینه و مکه در فاصله سالهای 170 ه .ق تا 200 ه .ق در چهار (4) صورت زیر است.
1ـ قاعدین: گروهی انزوا گزیده و مشغول عبادت و تهجّد و... بودند.
2ـ افراد فعال سیاسی: افرادی که متّهم به مخالفت سیاسی و نظامی با خلافت عباسی بوده و به صورت فراری و مخفی از چشم مردم و با ترس و لرز زندگی را میگذرانیدهاند.
3ـ صاحبان قدرت مذهبی: گروهی از رهبران قدرتمند شیعی که مورد اعتماد و رجوع مردم بودند، در عین حال از حمایت سیاسی دولت برخوردار بودند و گاهی «نقابت» علویان را عهده دار میشدهاند.
سادات حسنی چهرههای مشخص این طبقه از شیعیان حجاز بودند که مورد رجوع خیل عظیم شیعیان حجاز و عراق بودند که هنوز خون انتقام حادثه کربلا در رگهای آنها میجوشید و هر لحظه آماده بودند که به «بهانه خونخواهی امام حسین علیه السلام » قیام کنند.
4ـ ائمه شیعه امامی و پیراون آنها: پیروان امامت شیعی دوازده امامی؛ موضع مسلط آنها توجه به مسایل عقیدتی و دینی و پرداختن به حقایقی از این قبیل و حفاظت از مرزهای عقیدتی دین و مذهب بود.
علیرغم طبقه بندی که ذکر شد، همه طبقات شیعه در مدینه و مکه و عراق به امامت شیعه امامی رجوع میکردند و بهراحتی حول آن محور متّحد میشدند. رایزنیها و تلاشهای بزرگان شیعه در طول سالهای (200ه .ق ـ 170 ه .ق) گویای همین مطلب است. در این بین گروهی از مخالفان صددرصد سیاسی خلافت عباسی که رنگ مذهبی شیعی نداشتند نیز در میان شیعیان بهسر میبردند و به آسانی آماده هرگونه همکاری با شیعیان بودند.
این نکته که همه طبقات شیعیان میتوانستند بهراحتی پیرامون امامت شیعه امامی متحد شوند، دولت عباسی را به تکاپوی وسیعی وادار نمود. از جمله اقدامات آنها در مورد موسی بن جعفر علیهما السلام بود. مأمون نیز عباسیان را سرشماری نمود و آنها را سامان دهی کرد. مهمترین اقدام مأمون ایجاد تفرقه وسیع بین گروههای شیعی بود. او تنها در این زمینه اتحاد میان شیعیان را با انجام اقدامات نظامی ـ سیاسی ـ فرهنگی نابود کرد و در این راستا نزاع میان شیعیان حسنی و زیدی در خصوص مسائل مختلف عقیدتی را به شدت دامن زد.
نوع ارتباط محمدبن جعفر با امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام و ارتباط او با مالک بن انس در مدینه و برخورد دوگانه مأمون با علویان و طالبیان، حاکی از سیاست حساب شدهای است که مأمون در مورد گروههای مخالف شیعی در پیش گرفته بود؛ [گروههایی که اکنون در اثر خلأ قدرت در بغداد، به ناگهان در کنار یکدیگر قرار گرفته و متحد شده بودند]مأمون همین سیاست را تا ایجاد اختلاف گسترده و عمیق بین گروههای مختلف شیعی ادامه داد و بهره مناسب را از آن برد و صفوف گروههای متحد شیعی را پراکنده ساخت. بلافاصله بعد از بازگشت قدرت به بغداد، اضطراب و انفجار و شورش، که سراسر عراق و حجاز و منطقه جبال ایران را فراگرفته بود رو به سستی نهاد.
اعمال قدرت خلافت بغداد از طرف مأمون در حجاز و کوفه نتایج اسف باری برای قیام بزرگ علویان در حجاز بهبار آورد و بار دیگر حادثهای که نوع مشابه آن در تاریخ کوفه کم نیست ـ در پرونده ـ مردم این شهر ثبت شد. 200 هزار تن مردمی که قول همکاری به ابوالسرّایا ـ همکار نظامی ابن طباطبا ـ داده بودند، با امان خواستن اشراف کوفه از نمایندگان مأمون، قیام ده ماهه علویان را به شکست آشکاری کشاندند.(1)
گروههای مختلف شیعی در برابر مواضع سیاسی ـ فرهنگی مأمون، دچار اختلاف شدیدی شدند وصف اتحاد آنها به صف نزاع و جنگ تبدیل شد. بطور کلّی مواضع سیاسی ـ عقیدتی مأمون، چالش گستردهای را در عرصه قدرت و مسائل فرهنگی ـ عقیدتی در بغداد، مرو، حجاز و کوفه به همراه داشت.
مأمون با همکاری کارگزاران ایرانی خود، بهراحتی، جریانهای قدرتطلب حجاز و کوفه را متفرّق ساخت و قدرت سیاسی آنها را به نفع خود سامان داد و صفوف سُنیّان مرو و بغداد را متحد ساخت و اندکی بعد بر کرسی خلافت در بغداد تکیه زد.
بدینسان مأمون از پراکندگی شیعیان حجاز و عراق که از شدت تفرقه به «جراد» [ملخ] تشبیه شدهاند، نهایت استفاده را برد و اقدامات گستردهای جهت پاکسازی فرقهای «فرق شیعی» و سامان دادن نوین آنها صورت داد.
1) 1. المنتقلة الطالبیة، ص 443.
جریان پاکسازی و کنترل فِرق، سیاستی بود که مهدی عباسی پیشتر آن را زیر پوشش مبارزه با کفر و کجروی و با تشکیل «دیوان الزنادقه»(1)آغاز کرده بود.
مأمون موفّق شد بیشترین وظایف و منویات این دیوان را محقق سازد. بزرگترین پاکسازی و سرکوب فِرق شیعی در همین زمان صورت گرفت؛ مأمون از دو جبهه فرهنگی و نظامی «فرق» را کنترل کرد و از قدرت آنها به نحو مطلوب خود استفاده کرد.
او قدرتمندترین سردار خود ـ طاهر ـ را مسئول کنترل، سرکوب و سامان دهی علویان و طالبیان، بویژه در خراسان و ناحیت جبال نمود.(2)یکی از چهرههای «طاهر» در تاریخ اسلام که به آن مشهور شد و برخی از شعرای آن زمان آن را به شعر درآوردند، همین مأموریت [کنترل و سرکوب فرق شیعی [«طاهر» بود که آن را به شکل موفقیتآمیزی انجام داد.
نتایج درگیری بین «فرق شیعی» برای جهان تشیّع خسارت بار بود؛ رئوس مهمترین این نتایج عبارت است از:
1ـ خالی شدن صحنه سیاسی حجاز از قدرت سیاسی ـ نظامی شیعه؛ این عقب نشینی شیعه از حجاز که محل تولّد این مذهب بود، شکل
مستمر و ابدی گرفت و هیمنه سیاسی ـ نظامی شیعه برای همیشه از حجاز برافتاد، این بزرگترین مقصود دولت عباسی و خاتمه اضطراب و تشویش دائمی آنان بود.
عباسیان از این پس به آسانی در بغداد بر تخت خلافت تکیه زدند و از فتاوای متعدد شیوخ سنی متحد خلافت در مدینه و مکه بهره جسته و مبانی قداست خلافت خود را روزافزون ساختند.
2ـ هجرت امام رضا علیه السلام و سفر حضرت معصومه علیها السلام و به دنبال آن امام جواد علیه السلام و سایر ائمّه شیعی به ایران و عراق؛ حجاز را که میتوانست به عنوان پایگاه فرهنگی شیعه امامی باقی بماند، برای همیشه به پایگاه فرهنگی تسنّن عباسی مبدّل ساخت.
3ـ زیدیّه و سایر فرق شیعی ـ که همواره به عنوان بازوی نظامی شیعه و مخل امنیت عباسیان بودند ـ عناصر قدرت طلب سیاسی و متحد با عباسیان شدند و در پایان نیمه اول قرن سوم، دولت عباسی اجازه داد که آنها در طبرستان دولت مستقل تشکیل دهند و از قدرت آنها در برابر نیروهای قدرت طلب در خراسان غربی سود جست.
4ـ دور شدن فرق قدرت طلب شیعی از عراق که همواره آماده قیام بودند، زمینه را برای هرگونه اقدام خلافت عباسی در خصوص مقابله با مبانی تشیّع و محو آثار آن از عراق فراهم ساخت، بطوری که متوکّل عباسی، قبر امام حسین علیه السلام را که مقدسترین اثر شیعه و مایه حیات و حرکت شیعه در عراق بود را ویران ساخت.
حدود 180 سال از فتح قم توسط اعراب میگذشت، در آن هنگام میزبان مجموعهای از طالبیان و علویان بود که پنج دهه از هجرت بیوقفه آنها به قم سپری شده بود. کانونی قدرتمند از شیعیان متعصّب به اهل بیت علیهم السلام در قم در حال شکل گرفتن بود. دستهجات مختلفی از اعراب تحت سرپرستی اعراب اشعری که ریاست قم را بهدست داشتند از سالها پیش در قم سکونت گزیده بودند. در کنار آنها تعدادی از مردم بومی قم هنوز در منازل اجدادی خود بهسر میبردند و مالیات و جزیه به عربها پرداخت میکردند.
به آن هنگام هارون بدلایل متعدد سیاسی ـ اقتصادی ـ امنیتی راهی ایران شد؛ او مدّت چند ماه در «ری که چندی پیش شَبَه پایتخت ایرانی را برای عباسیان بازی کرده بود، مستقر شد؛ از جمله مسائل مهمی که هارون در ری» به آن پرداخت «مسئله قم» بود. پس از مرگ هارون همچنان «مسئله قم» مهمترین مسئله داخلی خلافت عباسی بود. رئوس بحرانهایی که قم را فراگرفته بود عبارت بود از:
1ـ تشنج ناشی از بحران خراج.
2ـ اضطراب و قحطی ناشی از جنگ «امین و مأمون» در منطقه قم.
3ـ حضور انبوهی از صحابه امام رضا علیه السلام در قم و رایزنیهای متعدد آنها و شکلگیری محور مواصلاتی سیاسی ـ نظامی شیعه امامی [قم ـ مدینه [بویژه آن که سپاهی از جوانان قم مخفیانه به
ابوالسرایا پیوسته بودند. این وضعیت، خلفای عباسی را نسبت به قم و مدینه بهشدت نگران ساخته بود.
در قم وضعیتی شبیه مدینه در چینش فرق بویژه میان فرق شیعی وجود داشت؛ اعراب در موافقت و مخالفت با قیام طالبیان دچار اختلاف بودند و وضع مشابهی که در کوفه در رابطه با ابن طباطبا و ابوالسّرایا رخ داد در درجات بسیار کمتری در قم در حال شکل گرفتن بود.
بویژه اینکه خبر شکست سهمگین ابوالسّرایا در کوفه و جعفر بن محمد در مدینه در شکستن روحیّه مردم قم مؤثر افتاد. چرخش صددرصدی سیاست مأمون بر علیه علویان، نیروهای عباسی موجود در قم را فعال نمود و آنها را در اتخاذ اقدامات پیشگیرانه در سرکوب هرگونه قیامی در قم، هشیار کرد. سرانجام با وجود همه تمهیدات پیشگیرانه مزدوران دولت عباسی که ریاست قم را در اختیار داشتند، جمعی از مردم قم به ریاست «یحیی بن عمران» بر علیه خلافت عباسی شوریدند و خلع مأمون و نامشروع بودن خلافت او را اعلام کردند.
خیانت اعراب و عدم همکاری آنها با یحیی و تنها گذاشتن او در صحنه قیام قم، باعث شکست قیام یحیی و کشته شدن او و علیبن خزرج و کسانی که در انتقال حضرت معصومه علیها السلام به قم دخالت کرده بودند، شد. علی بن هشام ـ سردار مأمون ـ بعد از سرکوب این قیام، تاخت و تاز نمایانی در قم کرد؛ دیوار شهر را هم خراب کرد و سلطه نظامی دولت عباسی را در قم برقرار ساخت.(1)
1) 1. تاریخ طبری، ج 5، ص 174.
شهر باستانی قم که محل تلاقی راههای سیاسی و بازرگانی و حساسترین نقطه مرکزی ایران در ناحیت جبال در همسایگی ری و ساوه قرار داشت، بطوری که راهها از ری و همدان و ساوه و اصفهان از قم(1)عبور کرده، در آنجا از یکدیگر جدا میشد. این شهر در آغاز قرن سوم هجری اهمیت یک استان ساسانی را حداقل از حیث اینکه مرزهای دوره ساسانی آن توسط دولت عباسی دوباره برقرار شد، حفظ کرد.
مهمترین راه بازرگانی قرون وسطی راه خراسان بود؛ این راه مواصلاتی بین عراق و خراسان در مسیر راه ابریشم قرار داشت. تولید انبوه محصولات کشاورزی و برخی صنایع قم که در کنار این راه واقع شده بود، بر اهمیت موقعیت جغرافیائی آن افزوده بود.
تجمع انبوهی از طالبیان در قم، آنجا را مهمترین شهر در جغرافیای سیاسی تشیّع در قرن سوم مطرح ساخت. همین اهمیت قم از حیث جغرافیایی اقتصادی ـ سیاسی و مذهبی بود که خلیفه عباسی ـ هارون ـ را مجبور به ایجاد تغییرات در مرزهای قم و اصلاحات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در قم نمود.
تغییر مرزهای جغرافیایی قم موقعیت جغرافیایی آنرا به نفع دولت عباسی برقرار میساخت. به همین سبب کارگزاران این امر از پاداش مطلوبی نزد خلیفه عباسی برخوردار شدند.
1) 1. البلدان، یعقوبی، ص 49.
انگیزه واقعی هجرت حضرت معصومه علیها السلام به قم هر چه باشد، حوادث پایان قرن دوم مدینه نشان داد، اوضاع این شهر به هیچ وجه اجازه سکونت به خانواده موسی بن جعفر علیهما السلام را در مدینه نمیداد.
گزارش وداع اشکبار امام رضا علیه السلام با قبر پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه، بیشباهت به وداع اشکبار پیامبر صلی الله علیه و آله با مکه و وداع حضرت علی علیه السلام با مدینه و انتقال پایتخت از مدینه به کوفه و نیز سفر اجباری امام حسین علیه السلام از مدینه نیست!
امام حسین علیه السلام در یکی از منازل مسیر خود در پاسخ فرزدق در مورد علّت حرکت و سفر خود میگوید: «لوتُرِکَ القطاةُ لناموا...» و حضرت معصومه علیها السلامبه عنوان یکی از اعضاء شاخص خانواده موسی بن جعفر علیهما السلام که از زمان کودکی مورد عنایت و تجلیل و تکریم پدر بود، در مدینه با همین موقعیت روبهرو شد. انگیزه ظاهری سفر ایشان روشن است؛ آن حضرت چارهای جز ترک مدینه نداشته است و هجرت ایشان در چهار چوب سیاست دولت عباسی در نقل و انتقال اجباری شیعیان و اخراج آنها از مدینه، قابل توجیه است.
برخی از نوشتهها انگیزهها و دلائلی غیر مستند برای سفر ایشان نقل کردهاند. از جمله مواردی که تا حدودی مطرح شده است: 1ـ خواستگاری مأمون از حضرت معصومه علیها السلام بود.
2ـ علت دیگری که برای سفر حضرت معصومه علیها السلام ذکر کردهاند و از بیشترین مقبولیت نزد همگان برخوردار بوده است، این که، حضرت به طلب برادر از مدینه به قصد مرو خارج شد.(1)
در مورد فرض خواستگاری مأمون و دعوت حضرت معصومه علیها السلامبه مرو هیچگونه سند معتبری در دست نیست. مانند گزارشی که در نوشتههایی چون «جامع الانساب» در تاریخچه امامزادهها آمده است؛ او مینویسد: «چون مأمون احساس دشمنی با علویان نموده از حضرت رضا علیه السلام حضرت معصومه علیها السلام را خواستگاری کرد و...».(2)
«جامع الانساب» هیچ سندی بر ادعای خود ارائه نکرده است. به عقیده وی مقصد کاروان قم بوده است. او مینویسد:
«کاروان 23 نفری فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام روی به قم نهادند و چون به قم رسیدند ملحدان ساوه خبر یافتند و روی به ولایت قم نهادند و امامزادگان را شهید کردند...».
«ریاض الانساب»(3)نیز وفات حضرت معصومه علیها السلام را در اثر غم و غصّه ناشی از شنیدن خبر شهادت امام رضا علیه السلام و به نوعی، «شهادت» دانسته است.
نظیر همین خبر در مورد احمدبن موسی، [«شاهچراغ»] وجود دارد که در شیراز از شهادت امام رضا علیه السلام مطلع شد.
با این وصف از مجموع اخبار وارده در مورد سرنوشت کاروان حضرت معصومه علیها السلام ورود ایشان به قم و طبیعی نبودن مرگ ایشان قطعی است.
پایان سیاست دوستی ظاهری مأمون با طالبیان و در پیش گرفتن سیاست جدیدی در رابطه با آنها، پیامدهای خونین نظامی برای طالبیان بهدنبال داشت. مسأله خواستگاری و یا دعوت از حضرت معصومه علیها السلام [به فرض صحت [با پیش آمدن اوضاع ذکر شده منتفی شد. برخورد نظامی با فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام ـ که از سال 201 اواخر ولایتعهدی امام رضا علیه السلام آغاز شد ـ در مدینه، بصره، یمن و شیراز و قم با کاروان حضرت معصومه علیها السلامقطعی و اجتنابناپذیر بوده است.
وجود مقبره حداقل چند امامزاده در مسیر ساوه تا قم ـ از جمله(1)«امامزاده عبداللّه» و «امامزاده هارون» به احتمال قطعی از شهدای این کاروان ـ از قرائن مسلّم و مؤید این برخورد نظامی و فرار با ترس کاروان به قم است. فاصله پایان سال 201 ه .ق تا اواسط سال 202 ه .ق، دوره قتل عام فرزندان(2)موسی بن جعفر علیهما السلام بود.
از جمله نتایج آنی سرکوب طالبیان پایان قدرتطلبی برخی از
فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام بود که باعث شد دولت عباسی دخالت فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام و اصحاب و یاران آنها در مسئله سیاست و خلافت را به طور قاطع خاتمه دهد؛ مسئلهای که حدود دو دهه گریبانگیر دولت عباسی بود. مواضع سیاسی اقتصادی موسی بن جعفر و امام رضا علیهما السلام دولت عباسی را وارد چنین سیاست دوگانه سیاسی ـ نظامی ـ فرهنگی در رابطه با فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام نمود که از مشخصههای بزرگ آن سرکوب و قتل عام و نقل و انتقال فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام بود. بهترین توجیه هجرت حضرت معصومه علیه السلام تنها در چهار چوب همین سیاست «هارونی ـ مأمونی» [یعنی حذف بزرگان شیعه امامی] قابل جستجو، تحقیق و اثبات است.
هجرت حضرت معصومه علیها السلام از مدینه به قم در قلب همه هجرتهای صدساله از نیمه قرن دوم تا نیمه قرن سوم میدرخشد و نقطه عطف اساسی در تاریخ مهاجرتهای طالبیان و نقل و انتقالات اعراب در طی دو قرن و نیم در ایران است. دو هجرت چهره تاریخ ایران را بطور اساسی دگرگون ساخت: هجرت امام رضا علیه السلام و هجرت حضرت معصومه علیها السلام.
هجرت امام رضا علیه السلام که از موضوع بحث ما خارج است، خراسان مرکزی را با بزرگترین تحوّل مذهبی روبهرو ساخت، این
منطقه در طی چندین قرن در بین دو قطب سنّی حنفی در خراسان شرقی و خراسان غربی قرار گرفته بود با هجرت امام رضا علیه السلام به تدریج در قرون بعدی خراسان مرکزی مهد تشیّع امامی و قدرتمندترین و ثروتمندترین مرکز شیعه امامی گردید.
هجرت حضرت معصومه علیها السلام نیز شبیه همان آثار هجرت حضرت رضا علیه السلام در خراسان را در قم و منطقه جبال با سرعت بیشتری به بار آورد. شهر قم بین دو قطب سنّی حنفی و سنّی شافعی در ری و ساوه و اصفهان قرار گرفته بود. به دنبال هجرت حضرت معصومه علیها السلام هنوز قرن سوم به پایان نرسیده بود که قم مرکز تشیّع امامی گردید.
قم در محل تلاقی راههای(1)مواصلاتی در منطقه جبال قرار داشت و راههایی از همدان، ساوه، کاشان و ری از آنجا عبور میکرد. این شهر قرنها بود که این موقعیت را حفظ کرده و عامل پیوستگی راههای متعددی بود که از اهمیت فوقالعاده اقتصادی ـ سیاسی ـ فرهنگی برخوردار بودند.
قرار گرفتن در مسیر جاده بزرگ و باستانی ابریشم و در امتداد جاده بزرگ خراسان ـ راه حج ـ باعث رونق فرهنگی ـ اقتصادی و اهمیت
1) 1. البلدان، یعقوبی، ص 49؛ ممالک و مسالک، ص 238.
سیاسی قم در تصمیمگیریهای مرکز خلافت ـ بغداد ـ بود.
محور قم ـ بغداد، مهمترین راه مواصلاتی قرون وسطی از حیث بار فرهنگی ـ سیاسی بود. چنین موقعیت مهم به اعراب امکان داد تا از قم بهعنوان پایگاه مهم «سیاسی ـ نظامی» جهت کنترل سراسر ناحیت جبال استفاده کنند. همین موقعیت مهم جغرافیایی ناحیت قم نسبت به راههای ایران باعث شد این شهر، در اندک زمانی، شهر مهاجران گردد. بیشترین حجم عرب نسبت به وسعت منطقه قم، در این ناحیت جمع شد.
3
در رابطه با مسیری که حضرت معصومه علیها السلام از طریق آن به قم رسید با توجه به راههای مواصلاتی دایر در قرن سوم هجری و اندکی پیش از آن بین شرق و جنوب ایران میتوان چند مسیر را مطرح کرد؛ انتخاب مسیر مورد نظر بستگی به قرائن و شواهدی دارد که در اطراف آن راه وجود داشته و آن راه را مسیر متناسب با اهدافی میساخته است که در بخش نخست این نوشته به آن پرداختیم.
راههایی که در زیر بطور اجمالی ذکر میکنیم، مسیرهایی است که در طی قرون اولیه هجری دایر بوده و برخی از آنها در طی قرون اول مسیر فتوحات اعراب به شرق بود.
مسیر فتح فارس، مسیر فتح خوزستان، مسیر فتح اصفهان، مسیر فتح کاشان، مسیر فتح قم و مسیر فتح ری و... . در نیمه دوم قرن اول هجری و قرن دوم هجری و سراسر قرن سوم هجری و نیز در قرن
چهارم بطور پراکنده برخی از این مسیرها، مسیر مهاجرت افراد و اقوام مختلف از حجاز و عراق عرب به داخل ایران بوده است. راه حج، راه ابریشم، راه خراسان بزرگ، شاهراه بزرگ مواصلاتی شرق و جنوب ایران از جمله این راهها بود.
مسافران و کاروانهای حج و تجاری که از مدینه به قصد ایران حرکت میکردند. بعد از طی 20 منزل به کوفه و یا با طی 18 منزل وارد بصره میشدند. قرنها بود که این مسیر حفظ شده بود. کاروانها در جایی به نام «معدن النقره» به هم میرسیدند آنگاه بستگی به مقصدی که [بصره یا کوفه [داشتند ادامه مسیر میدادند.(1)نقطه شناخته شده در مسیر مدینه ـ بصره، در حد فاصل «معدن النقره» بصره ـ نباج(2)بود بعد از توقف در نباج وارد بصره میشدند. چون حضرت معصومه علیها السلاممسیر «مدینه ـ بصره» را طی کرده است. به بررسی مسیرهای بصره تا خراسان میپردازیم. با این وصف بنابر انتخاب ما در مورد مسیر هجرت حضرت معصومه علیه السلام از مدینه تا بصره ـ بر اساس گزارش «ابن جبیر» که در قرن ششم خود این مسیر را پیموده است(3)ـ نقاط این مسیر به ترتیب زیر است:
1ـ مدینه 2ـ رکابیه(4)
13ـ بصره.
1ـ راه بصره ـ بغداد ـ خراسان(11)این راه همان راه بزرگ خراسان، راه حج بوده که در مسیر و امتداد جاده ابریشم قرار داشت.(12)
2ـ مسیر بصره ـ اهواز ـ شیراز.
3ـ مسیر سیراف ـ شیراز ـ طبس ـ خراسان
4ـ مسیر مدینه ـ بصره ـ ارّجان ـ نائین (راه کنار کویر و مسیر احتمالی که حضرت معصومه آن را پیمودند.)
5ـ مسیر کوفه ـ قادسیه ـ بغداد ـ خراسان(13)
6 ـ مسیر کرمان ـ فارس ـ اصفهان ـ قم
7ـ مسیر بصره ـ فارس ـ اصفهان ـ ری(1)
8 ـ مسیر کرمان ـ خراسان
9ـ بصره ـ اهواز ـ ارّجان ـ نائین ـ طبس (اولین مسیر احتمالی امام رضا علیه السلام بنابراین فرض که ایشان از قم عبور نکرده باشند.(2)
10ـ بصره ـ ارّجان ـ نائین ـ اردستان ـ کاشان ـ قم ـ ری ـ سمنان ـ نیشابور ـ سرخس مرو (دومین مسیر احتمالی سفر امام رضا علیه السلام؛ بنابراین فرض که حضرت در سفر اجباری به مرو از قم عبور کرده باشد که همان راه کنار کویر است).
11ـ راه اصفهان تا ری (اصفهان ـ برخوار ـ ... قاص ـ قم ... ری)(3)
12ـ راه یزد به خراسان(4)
نام فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام که مجبور بودهاند از حجاز به بین النهرین و نقاط مختلف ایران بگریزند در جای جای جاده بزرگ خراسان جاودان شده است. جاده خراسانی که بخش اعظمی از جاده ابریشم در ایران را شکل داده است و سابقه طولانی رفت و آمد اقوام و افراد مختلف را در خود دارد، اما بیشترین خاطرات او از حدود چند صد سال جنگ و گریز علویان و طالبیان به نواحی مختلف ایران است.
گر چه در سایر نقاط ایران، مقابری به فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام منسوب است ولی بیشترین حدّ پراکندگی آن در مسیر جاده خراسان است. این مسیر با عبور از بغداد ـ قرمیسین (کرمانشاه) ـ همدان ـ ساوه ـ قم ـ ری به سمت خراسان میرفته است.
این مسیر از مسیرهای بسیار معروف و پر رفت و آمد اداری دولت عباسی در اوائل قرن سوم هجری بود. ـ مانند سفر ابودلف و ابن فضلان ـ و بعید نیست که امام رضا علیه السلام هم از همین مسیر حجاز ـ بغداد سفر کرده باشند و به دستور مأمون ـ مبنی بر اینکه امام علیه السلام از قم عبور نکنند ـ نیز عمل شده است.
مسافران حجاز به طور معمول از دو مسیر وارد بغداد میشدهاند:
1ـ مسیر بصره ـ واسط ـ بغداد.
2ـ مسیر قادسیه ـ کوفه ـ بغداد.
اوضاع بغداد چنان نابسامان و آشفته بود که در هر دو مسیر منتهی به بغداد، آتش شورش و جنگ زبانه میکشیده است. بغداد یکپارچه خشم علیه مأمون و علویان و طالبیان بود. عباسیان حاکم بر بغداد که از مخالفان قسم خورده طالبیان بودند، اجازه نمیدادند هیچکدام از آنها با آزادی در بغداد حضور پیدا کنند. بنابراین ورود حضرت معصومه علیها السلامبه بغداد، چه به صورت عادی (به قصد دیدار برادر و یا مقاصد دیگر که برخی منابع متأخر از جمله نوشتههایی که
مربوط به تاریخ امامزادههاست، ذکر کردهاند) و چه بهصورت فرار از مدینه، امکانپذیر نبوده است.
در مجموع گزارشهایی که درباره حضرت معصومه علیها السلام وجود دارد، چیزی که حاکی از حضور وی در بغداد باشد وجود ندارد.
گویا حضور ده ساله پدر ایشان ـ موسی بن جعفر علیهما السلام ـ در بغداد و گزارشهایی مبنی بر حضور امام رضا علیه السلام و برخی برادران او چون احمدبن موسی (شاهچراغ) در بغداد، میتواند زمینه مناسبی برای طرح مسأله حضور یافتن حضرت معصومه علیها السلام در بغداد باشد. بر این اساس حضرت حداقل یکبار برای زیارت پدر به بغداد رفته است. اما باید به این نکته توجه داشت که در آن زمان سفر طالبیان به بغداد به ویژه خانواده موسی بن جعفر علیهما السلام از مسیر بغداد (هر دو مسیر بصره ـ واسط ـ بغداد و کوفه ـ قادسیّه ـ بغداد) با موانع متعددی روبهرو بوده است.
مسیر مذکور و یا سایر مسیرهایی که از بصره و اهواز به شیراز منتهی و به سمت خراسان ادامه پیدا میکرد، با محذورات بزرگی روبهرو بوده است. سرکوب و متوقف ساختن کاروانهای علویان در دستور کار حاکمان شیراز قرار داشته است. چنانکه حرکت کاروان احمدبن موسی علیه السلام ـ شاهچراغ ـ به سال 201 هجری مقارن با سفر حضرت معصومه علیها السلام توسط قُلْتُع خان حاکم عباسی شیراز
متوقف و بهشدت سرکوب شد.(1)
با وجود گزارشهایی متعدد و مختلفی که در مورد احمدبن موسی علیه السلام (شاهچراغ) وجود دارد، قدر مسلّم آن است که ایشان از مسیر سیراف ـ شیراز یا بغداد ـ اهواز ـ شیراز، یا بصره ـ ارّجان ـ شیراز قصد حرکت به طبس و سپس مرو را داشتهاند.
توقف کاروانهای متعدد علویان در شیراز که در خبر مبالغهآمیز برخی نوشتهها تا 12 هزار تن علوی را ذکر کردهاند، حاکی از مقابله گسترده حاکمان منطقه شیراز جهت جلوگیری از ورود علویان به ایران بوده است. با این وصف حرکت حضرت معصومه علیها السلام از مسیر مزبور کاملاً منتفی بود.
اما نقطه قوتی که در مورد راه خراسان وجود دارد اینکه در خبر تاریخ قم آمده است:(2)«کاروان حضرت معصومه علیها السلامچون به ساوه رسید...» که تصریح بر این مطلب است که کاروان در مسیر جاده سنتی خراسان حرکت میکرده است. نقطه قوّت دیگری که در مورد راه ساوه وجود دارد اینکه، در مسیر ساوه تا قم در «آوِه» و فراهان، مقبره چندین امامزاده از فرزندان موسی بن جعفر علیهما السلام وجود دارد.
گرچه همین پراکندگی مقابر در مسیر کاشان نیز وجود دارد، مضافا اینکه دو امامزاده با نامهای هارون بن موسی بن جعفر علیهما السلام یکی در کاشان و دیگری در ساوه وجود دارد. امامزاده ولی بن موسی بن جعفر علیهما السلام در کاشان و هفت امامزاده در ساوه از جمله
قرائنی است که میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
از جمله دیگر قرائن بر گزینش مسیر ساوه مطلبی است که در خصوص کشاورزان دِهی در این مسیر است که به علت همکاری با مهاجمان به کاروان حضرت معصومه علیها السلامنسل آنها شش انگشتی شد. صرف وجود این خبر که در صحت آن تردید است [وقوع چنین حادثهای و حوادث مشابه در رابطه باسایر امامزادهها مورد بحث نیست.] میتواند قرینهای بر این باشد که اخباری در خصوص سفر حضرت از این مسیر وجود داشته است که این حکایت شش انگشتی از روی آن ساخته شده است.
[پذیرش این قرائن منوط به فرض صحت آنهاست.] با این وصف قرائن متعددی در مورد مسیر خراسان فراهم شد که حرکت کاروان از مسیر مزبور را تأیید مینماید.
نقاط و شهرهای مسیر بغداد به شکلی که در منابع جغرافیایی آمده به ترتیب زیر میباشد:(1)
بغداد ـ نهروان ـ دیر تِمه ـ دَسکِرِه ـ جُلولا ـ خانقین ـ قصر شیرین دیرکان ـ حُلوان ـ قَرماشین ـ دُکان ـ قصر اللُّصوص ـ همدان ـ خَرَقان ـ زَرَه ـ سونقین ـ ساوه ـ مشکویه ـ قُسطانه ـ ری ـ ... ـ مرو.
این راه علاوه بر عبور از کوهستانهای صعب العبور با خطر عبور از مناطق تجمع اکراد روبرو بود. «ابن رسته» در برخی از مقاطع این راه تصریح میکند که: این راه خطرناک است.
1) 1. الاعلاق النفیسه،ص 193، 194، 195.
در منابع جغرافیایی قرن سوم و چهارم بطور مبسوط به آن پرداخته شده است، به دلیل شورش و موقعیت متشنّج نظامی کوفه مناسب نیست. بصره نیز تحت سلطه والی عباسی و درگیری شدید با علویان بود و جنگ و وحشت سراسر آن را فرا گرفته بود. با این وصف عبور از مسیر بصره هم با موانع بزرگی روبرو بوده و امکان درگیری نظامی کاروان فرزندان موسیبن جعفر علیهما السلام با نیروهای مخالف وجود داشته است.
نقشه مسیر بصره ـ ارجان
تنها مسیری که از موانع موجود در سایر مسیرها خالی است و انتخاب آن نقاط قوّت زیادی داشته است و همواره برای علویان و طالبیان بویژه در شرایط خاص مانند فرار و سفر مخفی مطلوب بوده همین مسیر بود.
در اطراف این راه، شهرهایی قرار داشتند که از مراکز سنتی تجمع علویان بود. نیروهای سنتی مخالف دولت عباسی چون ایرانیان زرتشتی همچنان مصرانه در موضع مقاومت در برابر خلافت عباسی قرار داشتند. در آغاز قرن سوم هجری چنین شرایطی را در ارّجان، لردگان، سمیرم، خان لنجان، نائین،(1)اردستان، کاشان، قم،... ملاحظه میکنیم.
این شهرها با وجود آنکه کانونهای مقاومت و مخالفت با خلافت عباسی بودهاند، زندگی آرام شهری که سابقه دیرینه سنتی داشت در آنها در جریان بود. نقطه مهم قوت آنها اینکه این شهرها در سر راه مواصلاتی سنّتی قرار داشتهاند که قرنها مسیر عبور و مرور افراد و کاروانها بوده و کوچها و مسافرتهای بزرگی را در حافظه خود دارد.
با این وصف امکان حرکت در مسیر بصره ـ بغداد منتفی بوده است. شهر بصره محل درگیری والی عباسی و هواداران زیدیّه بود و در آتش
1) 1. از جمله نقاط قوت بسیار مهم در این مسیر وجود مقبرهای در این شهر [نائین] است که منسوب به خادمه [فاطمه موصلیه] حضرت معصومه علیها السلام میباشد. ر.ک: تاریخ نائین، ج 1، ص 66.
شورش میسوخت. والی عباسی بصره از جمله مخالفان سرسخت ولایتعهدی امام رضا علیه السلام بود و خلیفه را تهدید به شورش میکرد.
مسیر بصره ـ اهواز ـ شیراز نیز با محذوراتی مواجه بود. حاکم منطقه فارس که در شیراز مستقر بود ارتباطاتی از سال 201 با بغداد و مرو برقرار کرده بود و مکاتباتی بین «شیراز ـ مرو» جهت کنترل عبور و مرور بویژه برای علویان صادر شده بود و بر این اساس قلتع خان حاکم شیراز، احمدبن موسی علیه السلام و همراهان او را با بنبست بزرگی در مرزهای فارس مواجه ساخت که باعث شد گروهی از طالبیان از سایر مسیرها به داخل ایران فرار کنند.
در منابع در مورد سرنوشت احمدبن موسی علیه السلام چند قول وجود دارد؛ از قتل او در شیراز، فرار او به اسفراین و قتل او در قم همه منقول است. اما به هر صورت مستندترین اقوال در مورد احمدبن موسی علیه السلام ـ شاهچراغ ـ که اکثر منابع معتبر بر آن اتفاق نظر دارند، درگیری نظامی او با قلتع خان و شهادت احمدبن موسی علیه السلام و چند تن از یاران او در شیراز است.
آثار ایران، آندره گدار، ترجمه ابوالحسن سرو قد مقدم، تهران، انتشارات آستان قدس رضوی، 1371.
اسنی المطالب فی مناقب علی بن ابی طالب، مکه، مطبعة امیر بمکة المحمیة، 1324.
اصول کافی، کلینی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت، بیتا.
الاحکام السلطانیة، ماوردی، ابوالحسن، بیروت، بیتا.
الاعلاق النفیسه، ابن رسته، ترجمه حسین قرهچانلو، تهران، 1365، ط اول.
الاعلاق النفیسه، ابن رسته، بیروت، دار صادر، 1982م.
الامامة و التبصرة من الحیرة، ابن بابویه، علی، تحقیق محمد رضا حسینی، بیروت، آل البیت، ط اول، 1407.
البلدان، یعقوبی، ترجمه آیتی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
البلدان، ابن الفقیه همدانی، بیروت، عالم الکتب، 1996.
التهذیب تاریخ، ابن عساکر، بیروت، مطبعة روضه، 1332.
الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1418ق.
المسالک و الممالک، تهران، دار احیاء التراث العربی، 1408 ق.
المنتقلة الطالبیه، ابی الفرج اصفهانی، قم، رضی، 1416، ط 2.
انوار المشعشعین فی ذکر شرافة القم و القمیین، کچوئی، قم، کتابخانه آیت الله العظمی نجفی، 1423 ق.
بحار الانوار، مجلسی، بیروت، 1403.
بحر الانساب، تهران، کتابفروشی اسلامیه، بیتا.
تاریخ فخری، ابن طباطبا، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360.
تاریخ نائین، سید عبدالحجة بلاغی، تهران، 1369 ق.
تاریخ گزیده، حمد الله مستوفی، امیرکبیر، 1381، ج 4.
تاریخ، ابن خلدون، بیروت، دارالفکر، 1408ق.
تاریخ سیاسی اسلام، حسن ابراهیم حسن، تهران، جاویدان، 1366.
تاریخ الامم و الملوک، طبری، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1417.
تاریخ قم، قمی، حسن بن محمد بن حسن، تصحیح سید جلالالدین تهرانی، تهران، طوس، 1361.
تاریخ دارالایمان، محمد تقی بیک ارباب، قم، به کوشش مدرسی، بیتا.
تجارب الامم، ابن مسکویه، تهران، سروش، 1376.
تربت پاکان، مدرسی طباطبائی، قم، شهریور 1335.
تقویم البلدان، ابوالفداء، بیروت، لیدن، 1840.
جامع الانساب، احمدی، تهران، 1378، ط اول.
دائرة المعارف تشیع، بنیاد دائرة المعارف، تهران، 1372.
دائرة المعارف التشیع، حسن امین، دارالتعارف للمطبوعات، 1418.
دیوان دعبل، دعبل بن علی، دارالکتاب اللبنانی، ط 2، 1972.
رجال النجاشی، قم، النشر الاسلامی، 1418.
رحله، ابن جبیر، دار صادر، بیروت، 1384.
رسائل جاحظ، جاحظ، بیروت، دار مکتبة الهلال، ط 1، 1995.
ریاض الانساب، ملک الکتاب شیرازی، میرزا محمد بن محمد رفیع، بمبئی، 1355.
ریاض المحدثین، کچوئی، قم، ط اول، 1381.
سفرنامه ابودلف، طباطبایی، تهران، زوار، 1341.
سنی ملوک الارض، اصفهانی، حمزة بن حسن، ترجمه دکتر جعفر شعار، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1366.
شد الازار، انتشارات روزنامه اطلاعات، تهران، 1366.
عیون اخبار الرضا علیهالسلام، شیخ صدوق، قم، رضی، 1378.
فتوح البلدان، البلاذری، قم، انتشارات ارومیه، ط 1، 10404ه .
فهرست، ابن ندیم، تهران، نشر ابن سینا، 1343ش.
فهرست، طوسی، تهران، نشر الفقاهة، 1417ق.
کتاب محاسن، ابوجعفر احمد بن محمد بن خالد برقی، مصحح ارموی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1370ش.
کتاب سلیم بن قیس الهلالی، سلیم بن قیس الهلالی، قم، تحقیق انصاری، نشر الهادی، ط 1، 1373.
کتاب الخراج و صنعة الکتابة، قدامة بن جعفر، تجرمه دکتر حسین قرهچانلو، تهران، البرز، 1370.
کتاب الغیبة، طوسی، مؤسسه معارف اسلامی، قم، ط اول، 1411.
مجمع الفرس، سروری، عالمی، قم، 1341 ش.
مسالک و ممالک، ابن خردازبه، ترجمه خاکرند، 1371، تهران، مؤسسه میراث ملل.
مسالک و ممالک، اصطخری، انتشارات علمی و فرهنگی، 1367، ط 3.
معجم البلدان، یاقوت، بیروت، دار صادر، 1995.
مفاتیح العلوم، خوارزمی، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1347.
ممالک و مسالک، ابو اسحاق ابراهیم اصطخری، ترجمه، محمد بن اسعد بن عبدالله تستری، به کوشش ایرج افشار، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، 1373.
مناقب، ابن شهر آشوب، بیروت، 1412ق.