ghaemiyeh.com
سرشناسه : محیطیاردکانی، احمد، ۱۳۳۵-
عنوان و نام پدیدآور : سبزپوشان: نگاهی به زندگینامه امامزادگان مدفون در شهر مقدس قم/ تهیه و تنظیم احمد محیطیاردکانی؛ [به سفارش] کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمهمعصومه علیهاالسلام و مکانت فرهنگی قم.
مشخصات نشر : قم : آستانه مقدسه قم، انتشارات زائر، ۱۳۸۴.
مشخصات ظاهری : ۳۰۲ ص.
فروست : کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمهمعصومه علیهاالسلام و مکانت فرهنگی قم. مجموعه آثار؛ شماره ۳۶.
شابک : ۱۳۰۰۰ ریال:964-8567-26-3
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه: ص. [۲۹۵] - ۳۰۲؛ همچنین به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر : نگاهی به زندگینامه امامزادگان مدفون در شهر مقدس قم
موضوع : قم -- امامزادها.
شناسه افزوده : کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمهمعصومه(ع) و مکانت فرهنگی قم (۱۳۸۳: قم)
رده بندی کنگره : BP۲۶۴/۳/م۳س۲ ۱۳۸۴
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۷۶۷۳
شماره کتابشناسی ملی : م۸۳-۳۸۷۴۱
کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه و مکانت فرهنگی قم
مجموعه آثار شماره 36
سبزپوشان
نویسنده: احمد محیطی اردکانی
صفحهآرا: محمدعلی محمدی
ناشر: زائر ـ آستانه مقدّسه قم
لیتوگرافی: بیات ـ قم
چاپخانه: باقری ـ قم
نوبت چاپ: اوّل/ 1383
شمارگان: 1000
بهاء: 1300 تومان
شابک: 3-26-8567-964
کلیه حقوق نشر برای آستانه مقدّسه قم محفوظ است.
مرکز پخش: قم، میدان شهداء (چهار راه بیمارستان)
تلفن: 7742519 ص.پ. 3597-37185
مقدمه کنگره··· 1
پیشگفتار··· 5
بخش اوّل: امامزادگان مدفون در جهت غرب رودخانه قمرود
43-9
امامزاده ابراهیم··· 11
سلسله نسب··· 13
خاندان··· 14
بارگاه امامزاده ابوجعفر محمّد··· 15
اجداد··· 16
ابراهیم بن موسی الکاظم علیهالسلام··· 16
موسی ابو سُبحه··· 20
گنبد و بارگاه··· 22
امامزاده جعفر··· 25
سلسله نسب··· 26
گنبد و بارگاه··· 28
امامزاده حارث بن احمد (امامزاده خاکفرج)··· 29
سلسله نسب··· 29
گنبد و بارگاه··· 32
امامزاده صفورا و محمد بن جعفر··· 32
سلسله نسب··· 33
تباری پاک··· 35
عمر اطرف··· 36
گنبد و بارگاه··· 36
امامزاده سید عبدالله (قلعه صدری)··· 37
سلسله نسب··· 37
تباری پاک··· 38
گنبد و بارگاه··· 39
امامزاده سید معصوم··· 40
سلسله نسب··· 40
گنبد و بارگاه··· 41
امامزاده سیّد جمال··· 41
گنبد و بارگاه··· 44
بخش دوّم: امامزادگان مدفون در جهت شرق رودخانه قمرود
228-45
امامزاده سید علی (شاه سید علی)··· 47
سلسله نسب··· 47
تباری پاک··· 48
مهاجرت به قم··· 49
فرزندان··· 49
گنبد و بارگاه··· 50
امامزاده ابو احمد محمد (امامزاده میانی)··· 53
سلسله نسب··· 53
شجره طوبی··· 55
فرزندان محمد حنفیّه··· 56
گنبد و بارگاه··· 57
امامزاده حسین بن علی و سه فرزندش (چهار امامزاده)··· 58
سلسله نسب··· 58
احتمالات دیگر در سلسله نسب آنها··· 60
تباری پاک··· 62
گنبد و بارگاه··· 63
امامزاده ناصر الدین علی (شاهزاده ناصر الدین)··· 64
سلسله نسب··· 65
تباری پاک··· 66
کرامات··· 68
فرزندان··· 69
گنبد و بارگاه··· 69
امامزاده حمزه··· 72
سلسله نسب··· 72
احمد بن اسحاق جدّ امامزاده حمزه··· 73
گنبد و بارگاه··· 74
امامزاده موسی مبرقع··· 76
یوسف آل محمد صلیاللهعلیهوآله ··· 76
تباری پاک و معصوم··· 77
ازدواج با سمانه مغربیّه··· 79
منزلت سمانه··· 80
شباهت به مادر··· 81
دوران کودکی··· 83
دیانت و پرهیزکاری··· 84
در منظر علمای رجال··· 86
هجرت به قم··· 92
رحلت··· 95
احمد بن محمد اعرج··· 97
گنبد و بارگاه··· 99
روایات موسی مبرقع··· 101
سئوالات یحیی بن اکثم از موسی مبرقع··· 102
چهل اختران··· 115
بقعه و بارگاه··· 118
امامزاده زید (شاهزاده زید)··· 120
سلسله نسب··· 120
تباری پاک··· 121
گنبد و بارگاه··· 122
امام زاده اسماعیل (سید سربخش)··· 124
سلسله نسب··· 126
شهادت··· 127
گنبد و بارگاه··· 128
امامزاده علی موسی الرّضا··· 130
سلسله نسب··· 130
گنبد و بارگاه··· 130
امامزاده احمد بن قاسم··· 130
خاندان··· 131
هجرت از مدینه··· 133
مزار احمد بن قاسم··· 133
گنبد و بارگاه··· 137
بازسازی بارگاه··· 139
سلطان محمد شریف··· 139
تولد··· 140
سلسله نسب··· 140
تباری پاک··· 141
کسب لقب «سلطان»··· 144
فضیلت و شرافت··· 145
وفات یا شهادت··· 146
فرزندان··· 147
گنبد و بارگاه··· 148
امامزاده ابراهیم موسوی··· 149
سلسه نسب··· 150
تباری پاک··· 152
فرزندان احمد بن موسی··· 155
گنبد و بارگاه··· 156
امامزاده علی بن جعفر علیهما السلام··· 157
تباری پاک و معصوم··· 158
تولد··· 159
امام هفتم و دیگر برادران علی بن جعفر··· 161
اسماعیل··· 162
عبدالله افطح··· 163
اسحاق بن جعفر··· 164
محمد بن جعفر··· 164
عباس بن جعفر··· 164
پیرو حق··· 165
همگام برادر··· 165
اوضاع نابسامان مردم در عصر امام کاظم علیهالسلام··· 166
در محضر امام رضا علیهالسلام··· 170
جنبشها در زمان امام رضا علیهالسلام··· 172
تسلیم ولایت··· 176
ناچار از حکم قیافه شناس!··· 181
در منظر اهل نظر··· 184
اساتید و شاگردان··· 187
اساتید··· 187
شاگردان··· 190
رحلت··· 195
مرقد شریف در عُرَیض··· 196
مزاری در قم!··· 197
بقعه «دربهشت»··· 200
مرقدی در سمنان··· 201
آثاری تا به امروز··· 202
سید کمال الدّین··· 205
سید علی امامی··· 206
سلطان سید علی در نایین··· 206
سادات عریضی در یزد··· 207
انوار تابناکی از علی بن جعفر··· 214
هر سخنی بر زبان جاری مساز··· 215
هم رتبه با پیامبر صلیاللهعلیهوآله ··· 216
خزانهداران پروردگار··· 216
فرمانی که پیروی نشد··· 217
منزلت امیر مؤمنان علی علیهالسلام··· 217
گفتاری به هنگام وفات··· 218
غیبتی که به طول انجامد··· 218
بخش سوم: امامزادگان مدفون در استان قم به ترتیب حروف الفبا
294-229
دیباچه··· 231
منابع و مآخذ··· 295
حضرت امام صادق علیهالسلام:
«حرم ما اهل بیت علیهمالسلام ، شهر قم است. آنجا بانویی از فرزندانم به نام فاطمه دفن میشود، بهشت بر هر که اورا زیارت کند، واجب میگردد»(1).
قم که به لقب «حرم اهل بیت علیهمالسلام» مفتخر گردید، نه تنها به جهت وجود مردمی است که در آن به حسنِ عبادت و توحید عبادی در قیام و رکوع و سجود شناخته شدهاند(2)، و در آرمان شهر اسلامی گرد حضرت مهدی اجتماع کرده و به یاری آن حضرت قیام خواهند نمود، و نه صرفا به جهت وجود بزرگترین حوزه علمی و حدیثی و معرفتی شیعه در آن، بلکه این شهر مفتخر است که چونان صدفی زمینی، گوهر آسمانی و ملکوتی فرزند باب الحوائج الی الله را در بر گرفته و مسجد اولیای الهی گردیده است. اگر در گذشته شهر قم محل محدّثان بزرگ و
معبد و سجدهگاه فاطمه معصومه علیها السلام بوده، امروزه نیز پرچمدار فرهنگ ناب فقه جعفری علیهالسلام و معنویت و عرفان بوده و ضمن تربیت و پرورش یاران امام عصر ارواحنا فداه، زائران حضرتش را با معارف بلند دینی میزبانی میکند. آری، «زیبد اگر خاک قم به عرش کند فخر(1)».
قم، شهری است که بر ولایت و مودّت اهل بیت علیهمالسلام پایهگذاری شده و به همین جهت، پایگاهی برای علویان و شیعیان و دژ تسخیرناپذیری علیه ستمگران بوده است و ائمه علیهمالسلام با تعبیراتی خاص و بلند از این شهر یاد کردهاند(2).
از هنگامی که شهر قم مسکن حضرت ستی، فاطمه معصومه علیها السلام گردید، بُعد فرهنگی و معنوی آن در کنار تحوّلات اجتماعی و سیاسی متحوّل و شکوفا شد، و از چنان موقعیتی برخوردار شد که جناب حسین بن روح رضوان الله علیه، از نوّاب اربعه، تأیید محتوای یک کتاب علمی و فقهی را مشروط به نظر مساعد علمای قم نمود(3). وجود حوزه غنی و بزرگ شیعه، در این شهر و دفاع علمی از اسلام راستین به وسیله تألیف کتابها، اعزام مبلّغان و زادگاه انقلاب اسلامی بودن و... همه و همه به برکت وجود فرزند رسول خدا، کریمه اهل بیت علیهمالسلام در این شهر است.
از آنجا که سال 1383 ه .ش. با یک هزار و دویست و پنجاهمین سالگرد ولادت آن حضرت، و نیز با پایان تجدید طلاکاری گنبد مطهر ـ که در زیبایی کم نظیر و بلکه بی نظیر است ـ مقارن شده، به منظور معرفی بیشتر آن حضرت و تبیین جایگاه ویژه شهر قم در ترویج فرهنگ تشیّع، به دستور تولیت عظمای آستانه مقدّسه، حضرت آیة الله مسعودی دامعزه «کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام و مکانت فرهنگی قم» شروع به فعالیت نمود. و در چهار موضوع ذیل:
الف. حضرت معصومه علیها السلام و آستانه مقدسه؛
ب. قم و فرهنگ تشیّع؛
ج. حوزه علمیه قم؛
د. انقلاب اسلامی در قم،
با محوریّت آستانه مقدّسه، دهها جلد کتاب در موضوعات فوق که اکثر آنها جنبه تألیف داشته و برخی دیگر جنبه تراثی دارد و توسط محققان تألیف و تصحیح شده، اهتمام ورزیده است.
آثاری که در محورهای فوق تدوین و نگارش یافته تنها قدم کوچکی است که میتواند نقطه شروعی برای تحقیقات گسترده و عمیقی باشد که سزاوار موضوعات یاد شده است.
کتاب ارزشمند «سبزپوشان» از جمله آثار کنگره است که به قلم توانای فاضل ارجمند جناب حجةالاسلام و المسلمین آقای محیطی اردکانی نگارش یافته، که لازم است در اینجا کمال تقدیر و سپاس خود
را از ایشان ابراز داشته، همچنین از تولیت آستانه مقدسه، حضرت آیة الله مسعودی، معاون محترم اداری مالی آستانه، جناب آقای فقیه میرزایی و مدیریت فرهنگی حجةالاسلام والمسلمین عباسی که تلاش فراوانی در این امر داشتهاند، نهایت امتنان و سپاس را داریم.
بر خود لازم میدانم که اذعان و اعتقاد قلبی خود را ابراز دارم که اگر توفیقات خدای متعال و عنایات کریمه اهل بیت علیهمالسلام نبود، از برداشتن کوچکترین قدمی در این راه عاجز و ناتوان بودیم.
و ما توفیقی الا بالله، علیه توکلت و الیه انیب.
احمد عابـدی
دبیر کنگره
در روایت آمده است که امام صادق علیهالسلام فرمود: «اَلا وَ اِنَّ قُم الْکُوفَةُ الصَّغیرَةُ، اَلا اِنّ لِلْجَنِّةِ ثَمانِیَةَ اَبْوابٍ، ثَلاثَةٌ مِنْها اِلی قُم، تُقْبَضُ فیها اِمْرَأةٌ مِنْ وُلْدی اسْمُها فاطِمَةُ بِنْتُ مُوْسی، و تَدْخُلُ بِشَفاعَتِها شیعَتیَ الْجَنّةَ بِاَجْمَعِهِمْ»(1)
«قم کوفه کوچک است و بهشت هشت در دارد، سه در آن به روی قم باز است و بانویی از فرزندان من در آنجا دفن خواهد شد که فاطمه دختر موسی نام دارد و با شفاعت وی همه شیعیان من وارد بهشت میشوند».
با ورود عبد الرحمن بن محمد بن اشعث همراه هفده نفر از علمای تابعین و شیعیان برجسته و پارسا، مانند سعید بن جبیر به قم در حدود سال 83 ه .ق و هجرت آلاشعر در دو دهه آخر قرن اوّل هجری به این سرزمین،(2)قم پایگاه مهمّی برای شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام گردید.
بدین جهت وقتی حضرت معصومه علیها السلام در ساوه بیمار
شد، درخواست کرد تا او را به قم ببرند. با ورود حضرت معصومه علیها السلام به قم و وفات و دفن شدن آن حضرت در این سرزمین، قم رونق بیشتری یافت و فرزندان و احفاد ائمه معصوم علیهم السلام که بر اثر فشار حکّام ظالم و دشمنان اهل بیت علیهم السلام در تنگنای شدید بودند، گروه گروه به سوی ایران مخصوصا به شهر قم و اطراف آن که پایگاه شیعیان بود روی آوردند. و در کنار دوستداران اهل بیت با احترام زیاد زندگی کردند و پس از رحلت در قم دفن گردیدند.
زندگینامه حضرت معصومه علیها السلام و معرّفی شخصیت والای آن حضرت و امامزادگان مدفون در جوار روضه مطهّره آن بزرگوار و یا در گوشه و کنار شهر مقدس قم، کتابی مستقل میطلبد که در این زمینه تألیفات خوبی وجود دارد.
در این نوشتار سعی شده است، سیری کوتاه و مختصر در زندگینامه سایر امامزادگان که در شهر مقدس قم دارای قبه و بارگاهی هستند، ارائه گردد.
در این راستا از کتب بسیاری که در این زمینه به رشته تحریر در آمده، مانند: «گنجینه آثار قم»، «بدر فروزان»، «انجم فروزان»، تألیف مرحوم عباس فیض، «تاریخ قم»، تألیف حسن بن محمد، و «تاریخ قم»، ناصر الشریعه، «عمدة الطالب» ابن عنبه «منتهی الآمال»، محدث قمی، «انوار المشعشعین»، شیخ محمد علی کچوئی، و «انوار پراکنده»، تألیف محمد مهدی فقیه محمدی گیلانی و دیگر کتبی که در فهرست منابع، بیان گردیده است استفاده نمودیم. از همه مؤلفین محترمی که در این
زمینه زحمت کشیدهاند قدردانی و تشکّر میشود.
تألیف این کتاب به پیشنهاد دبیرخانه کنگره بزرگداشت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام و مکانت فرهنگی قم انجام شده لذا سعی گردید تا زندگینامه این امامزادگان بزرگوار به صورت گویا و مختصر نوشته شود. به جز زندگینامه علی بن جعفر که قبلاً در فرصتی بیشتر و مفصلتر تحریر یافت و به این مجموعه اضافه گردید.
کتاب در سه بخش تنظیم یافت:
1 ـ امامزادگان مدفون در غرب رودخانه قمرود
2 ـ امامزادگان مدفون در شرق رودخانه قمرود
3 ـ امامزادگان مدفون در استان قم به ترتیب حروف الفبا.
و در بخش اول ودوم امامزادگان مدفون در هر خیابان پشت سر هم قرار گرفت تا بدین صورت نظم خاصی پیدا کند. امید است مرضی حضرت حق و مورد قبول اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و قرار بگیرد.
احمد محیطی اردکانی
اردیبهشت 1383
امامزاده ابراهیم
در شهر مقدس قم دو قبه و بارگاه به نام امامزاده ابراهیم (شاه ابراهیم ـ شاهزاده ابراهیم) معروف و مشهود است.
امامزاده ابراهیم که در طرف غرب قم در خیابان امامزاده ابراهیم نزدیک ایستگاه راهآهن است و در کنار پدر بزرگوارش به نام سید ابو جعفر محمّد در یک ضریح و زیر یک گنبد، مدفون میباشند و در بعضی از کتب وی را با لقب «بخشی» معرّفی نمودهاند.
امامزاده ابراهیم که در کنار گلزار شهدای «در بهشت» نزدیک مشهد منسوب به علی بن جعفر، آخر خیابان چهارمردان جهت شرق قم واقع است و زندگینامه وی در بخش دوم خواهد آمد.
1 ـ امامزاده ابراهیم (بخشی) و پدرش ابو جعفر محمّد.
مرحوم فیض مینویسد: «در این بقعه(1)دو امامزاده جلیل (پدر و پسر) به اسامی ابوجعفر، محمد بن محسن بن ابراهیم عسکری، ابن موسی ابی السُّبْحة، ابن ابراهیم المرتضی، ابن امام موسی الکاظم علیهالسلام، و فرزندش ابو اسماعیل ابراهیم مدفونند. که به واسطه آثار تألیفی امامزاده ابراهیم این قبه و بارگاه به نام وی شهرت یافته است.(2)
درکتیبهایوانچه ورودی بقعه بر رویکاشیهای ملوّن چنیننوشته شده:
«بسم الله الرحمن الرحیم، در این بقعه مبارکه به طوریکه آقای ابو المعالی شهاب الدّین مشهور بالنجفی الحسینی الحسنی المرعشی تعیین نمودهاند: دو نفر از خاندان حضرت رسالت، یکی سیّد جلیل ابو اسماعیل ابراهیم، بن ابی جعفر محمّد، ابن ابی طالب المحسن، بن ابی الحسن ابراهیم العسکری، بن موسی الثّانی ابی السُّبحة، بن ابراهیم المرتضی، بن سیدنا و مولینا الامام موسی بن جعفر علیهما السلام و دیگری سیّد ابو جعفر محمّد، پدر بزرگوار ایشان مدفون میباشد، و سید ابو جعفر محمّد با عم خود اسحاق ـ که بین ساوه و آوه در بقعه معروف به شاهزاده اسحاق مدفون است ـ از عراق عرب مهاجرت به قم نمودند. نظر به این که شاهزاده ابراهیم از بزرگان علما و محدّثین بوده و کتب بسیاری از جمله کتاب «الامامة» و کتاب «القضاء» و غیرهما تألیف نموده، بقعه منوّره به اسم ایشان مشهور شده است. شاهزاده ابراهیم در حدود سنه چهارصد هجری وفات یافت. ساختمان روضه منوّره او را بنا به فرمایش مؤلّف منتقلة الطّالبیین و به طوریکه در سفرنامه خوزستان مرحوم نجم الدّولة حاجی میرزا عبد الغفار خان مهندس، نوشته شده بین سنه هفتصد و هشتصد هجری بوده است. و جناب مستطاب آقای حاجی حسینعلی گرجی آشتیانی بانی شده به سعایت جناب حاجی میرزا محمد و حاجی میرزا محمد علی، اخوان شاکری خرّازی قمی به تعمیرات این بقعه اقدام و در اوّل شهر رجب هزار و سیصد و پنجاه و هفت هجری قمری تعمیر آن خاتمه یافت.
همانگونه که در ایوانچه ورودی بقعه منوّره نوشته شده، نسب این سیّد جلیل با پنج واسطه به امام کاظم علیهالسلام میرسد که در میان آنها، علما، محدّثین و صالحان برگزیده وجود دارند.
نمودار زیر بیانگر سلسله نسب وی و هم نامش ابو القاسم ابراهیم بن احمد بن موسی و بعضی از امامزادگان بزرگوار میباشد که با تفحص در کتب انساب تنظیم گردیده است.(1)
1) 1. ر.ک. عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، ابن عنبة، ص 183-196؛ گنجینه آثار قم، ج 2، ص 265-267؛ رجال سید بحر العلوم، ج 1، ص 424؛ منتهی الآمال، ج 2، ص 254.
اما بعضی از نسبشناسان احتمالات دیگری در سلسله نسب وی دادهاند که مورد تأیید همه نمیباشد.
ناصر الشریعه، سه احتمال در نسب وی و پدرش ذکر کرده است:
1 ـ ابراهیم، بن محمد، بن حسن، بن ابراهیم، بن احمد، بن موسی، بن ابراهیم، بن موسی بن جعفر علیهالسلام.
2 ـ محمد بن حسن، بن احمد، بن اسحاق، بن ابراهیم، بن احمد، بن موسی، بنابراهیم،بن موسی بنابراهیم،بن موسیبن جعفر علیهماالسلام.
3 ـ محمّد بن اسحاق، بن موسی، بن اسحاق، بن ابراهیم، بن موسی، بن ابراهیم بن موسی بن جعفر علیهالسلام.
و این احتمالات را از روی کتب انساب میداند.(1)اما با تدبّر در کتب انساب(2)به خوبی آشکار میشود که هیچکدام از این احتمالات در سلسله نسب امامزاده ابراهیم و پدر بزرگوارش مورد تأیید نیست و شواهدی بر ضعف آنها موجود میباشد، سلسله نسب این دو سید جلیل القدر همان است که آیة الله نجفی مرعشی ـ قدّس سرّه ـ استخراج نمودهاند.
پدر بزرگوار امامزاده ابراهیم، سیّد ابو جعفر محمّد است که با
عموی خود اسحاق(1)بن ابراهیم عسکری فرزند موسی ابوسُبحه، فرزند ابراهیم بن موسی بن جعفر علیهما السلام از عراق عرب به قم مهاجرت نموده است.
علّت مهاجرتشان را اینگونه میتوان بیان کرد: که در آن ایّام سادات و ذراری پیامبر صلی الله علیه و آله در عراق تحت فشار حکّام جور قرار داشتند. و عرصه زندگی برای آنها بسیار تنگ بود. امّا ایران به ویژه شهر قم، مرکز دوستداران اهل بیت علیهمالسلام و راویان حدیث و عالمان دین بود که به ائمه معصومین علیهم السلام و منتسبین به آنها عشق میورزیدند و آنها را با احترام و اکرام در کنار خود میپذیرفتند. بدین جهت سادات بزرگوار به سوی ایران و قم مهاجرت نموده در جایجای ایران خصوصا در قم سکنی گرفتند.
قابل توجه اینکه هیچیک از علمای نسبشناس ذکر نکردهاند که وقتی ابوجعفر محمّد همراه عموی خود اسحاق، وارد قم شد فرزندش ابراهیم را نیز همراه خود آورد. از این مطلب میتوان حدس زد که ابراهیم در قم متولد شده است و در این شهر که در آن روز مرکز علم و دانش و تقوا بود رشد و نمو نمود و صاحب علم و کمال گردید.
ابوجعفر محمّد مورد احترام و اکرام مردم قم بود و تا آخر در این
1) 1. امروز بین ساوه و آوه گنبد و بارگاهی به نام شاهزاده اسحاق معروف است که محل دفن وی میدانند.
شهر مقدّس ماند. سرانجام در حدود نیمه دوم قرن چهارم(1)دار فانی را وداع، و به دیدار معبود متعال شتافت. بدن مطهّر وی را در مکانی که امروزه به امامزاده ابراهیم معروف است به خاک سپردند.
درباره ابوطالب محسن و پدرش ابوالحسن ابراهیم عسکری، دو تن از اجداد امامزاده ابراهیم اطلاع زیادی در دست نیست، و تاریخنویسان و علمای نسبشناس درباره اوصاف این دو بزرگوار و مکان زندگی آنها مطلبی بیان نکردهاند. امّا درباره موسی ابوسُبحه و ابراهیم بن موسی الکاظم علیهالسلام دو جدّ دیگر وی مطالبی ذکر کردهاند که به اختصار بیان میگردد.
ابراهیم ملقّب به مرتضی فرزند بلا فصل امام موسی بن جعفر علیهما السلام است وی سیّدی کریم، بزرگوار، شجاع و با سخاوت بود. حضرت امام موسی کاظم علیهالسلام قبل از ولادتش خبر داد که: یکی از همسرانم فرزندی به دنیا میآورد که در میان فرزندانم(2)در سخاوت و شجاعت و عبادت کسی از او پیشی نخواهد
1) 1. هیچ یک از تاریخنویسان و علمای انساب، تاریخ وفات وی را ذکر نکردهاند؛ ولی از اینکه فرزندش ابراهیم حدود سال چهارصد هجری قمری از دنیا رفته، میتوان حدس زد که وی در حدود نیمه دوّم قرن چهارم دعوت حق را لبیک گفته است.
2) 2. البته مراد غیر از علیبن موسی الرضا(ع) است زیرا هیچکس از امام معصوم پیشی نمیگیرد.
گرفت سؤال شد: نام او چه خواهد بود، حضرت کاظم علیهالسلام فرمود: ابراهیم که مادرش نجیّه نوبیّه است.(1)
ابراهیم شخصی امین و متولی زمینهای موقوفه پدرش بود. امام کاظم علیهالسلام درآمد آن زمینها را بر بینوایان و زنان بیهمسر وقف نمود تا کمک هزینه زندگی آنان باشد.
حضرت فرمود: «هذا ما تَصَدَّقَ بِهِ مُوسَی بنُ جعفر، تَصَدَّقَ بِاَرْضِهِ فی مکان کَذا و کَذا... وَ جَعَلَ صَدَقَتَهُ هذِهِ إلی عَلِیٍّ و اِبْراهیمَ فَاِذا انْقَرَضَ اَحَدُهُما دَخَلَ الْقاسِمُ مَعَ الباقی مِنْهُما... »(2)
این چیزی است که موسی بن جعفر آنرا صدقه قرار داده و زمینی را که در فلان مکان... قرار دارد وقف میکند... و متولی آن علی (امام هشتم) و ابراهیم است، هر گاه یکی از آنان از دنیا رفت. قاسم با آن کسی که از فرزندان آن دو باقی مانده عهدهدار تولیت بر موقوفههای من باشد.
در اینکه امام کاظم علیهالسلام چند فرزند به نام ابراهیم داشته است، دو دیدگاه وجود دارد. یک دیدگاه این است که ابراهیم از اولاد امام کاظم علیهالسلام یک فرد بیش نیست. و ظاهر عبارت اکثر علما و تاریخنگاران مانند شیخ مفید، اربلی، طبرسی(3)و... همین است زیرا در
فرزندان امام کاظم علیهالسلام نام یک ابراهیم بیشتر نبردهاند.
امّا «ابن عنبه» نسبشناس مشهور و شیخ ابونصر بخاری و شیخ تاج الدّین و... بر این باورند که حضرت امام موسی کاظم علیهالسلام دو فرزند به نام ابراهیم داشته، یکی ابراهیم اکبر و دیگری ابراهیم اصغر.
ظاهرا متعدد بودن ابراهیم قویتر است همانطوری که ابن عنبه و دیگر نسبشناسان مشهور به آن تصریح کردهاند. و دیگران تصریح به عدم تعدد نکردهاند. بلکه یک ابراهیم برای امام کاظم علیهالسلام بیشتر نام نبردهاند و این منافات با تعدد ندارد.(1)
تاج الدین ابن زهره حسینی مینویسد: ابراهیم مرتضی سیدی جلیل، عالم و فاضل بود، از پدرانش حدیث نقل میکرد، در زمان قیام «ابو السّرایا» به یمن رفت و مدتی امیر یمن گردید، و مردم را به امامت برادرش علی بن موسی الرّضا علیهالسلام دعوت میکرد، این خبر به مأمون رسید. ولی با شفاعت بعضی، مأمون متعرضش نگردید. وی [با کشته شدن ابو السّرایا] به بغداد بازگشت و در آنجا ماند تا وفات نمود و قبرش در مقابر قریش نزد پدر بزرگوارش در مدفنی جداگانه معروف است.(2)
1) 1. ر.ک. عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، ابن عنبة، ص 196-183، رجال سید بحر العلوم، ج 1، ص 434-424.
2) 2. منتهی الآمال، ج 2، ص 253؛، رجال سید بحر العلوم، ج 1، ص 431 و 434. در رجال سید بحر العلوم آمده است که قبر وی در کربلا پشت ضریح ابا عبدالله الحسین علیهالسلام به فاصله شش ذراع قرار دارد. و در توجیه این اختلاف مینویسد: که شاید بعد از دفن وی در مقابر قریش، به کربلا منتقل شده است مانند آنچه درباره پدر بزرگوار سید مرتضی و سید رضی، ابو احمد حسین نقل شده است.
در ارشاد آمده: ابراهیم بن موسی بن جعفر علیهما السلام مردی با سخاوت و کریم بود و در ایّام مأمون از جانب محمد بن زید بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهالسلام، که «ابو السّرایا» در کوفه با او بیعت کرده بود، امیر یمن گردید. و زمانیکه ابو السّرایا کشته گشت و طالبیّین متفرّق و متواری شدند، مأمون، ابراهیم را امان داد.(1)
باید توجّه داشت. کسانی که برای امام کاظم علیهالسلام بیش از یک ابراهیم قائل نیستند، تمام این صفات و قیام در زمان ابو السّرایا و امارت یمن را، متوجه یک نفر میدانند. امّا همانگونه که بیان شد: حضرت امام موسی بن جعفر علیهما السلام دارای دو فرزند به نام ابراهیم بوده است، بدین جهت به تصریح بعضی از نسبشناسان مشهور مانند ابن عنبه و ابو نصر بخاری و... آن کسیکه در ایّام ابو السّرایا خروج کرد و والی یمن گردید ابراهیم اکبر است و او یکی از پیشوایان زیدیه و بدون نسل میباشد و ابراهیم اصغر ملقّب به مرتضی است و مادرش ام ولد(2)نوبیّه به نام «نجیّه» است او دو پسر به نامهای موسی ابو سُبحه و جعفر دارد که نسل او از این دو نفر ادامه یافته است(3)و بعضی وی را صاحب سه پسر دانستهاند و اسماعیل را به آن دو اضافه کردهاند.(4)
از بعضی از روایات استفاده میشود که ابراهیم نسبت به پدر بزرگوارش موسی بن جعفر علیهالسلام عقیده به وقف داشته است.(1)که این نیز در صورت صحت، با قرائن و شواهد موجود متوجه ابراهیم اکبر است و ساحت وجود ابراهیم اصغر از این نسبت پاک و مبرا است.(2)
یکی از اجداد امامزاده ابراهیم، موسی ابو سُبحه فرزند ابراهیم اصغر (مرتضی) است وی عالمی صالح، باتقوا و اهل عبادت بود. بیشتر اوقات با تسبیحی ملوّن مشغول ذکر گفتن بود، بدین جهت وی را «ابوسُبحه»(3)مینامیدند.
علاوه بر این وی یکی از راویان حدیث نیز بود، چنانچه حدیث معروف ـ «سلسلة الذهب» ـ که امام هشتم علیهالسلام در شهر نیشابور در حالیکه کاتبان بسیاری برای دریافت آن حدیث جمع شده بودند برای مردم بیان کرد ـ به وسیله موسی ابو سُبحه نیز از اجداد طاهرینش
1) 1. در اصول کافی آمده:... محمد بن علی بن اسباط، قال: قلت للرّضا علیهالسلام اِنّ رجلاً ـ اعنی اخاک ابراهیم ـ فذکر له: ان اباک فی الحیاة و انّک تعلم من ذلک ما یعلم، فقال: سبحان الله یموت رسول الله و لا یموت موسی... رجال سید بحر العلوم، ج 1، ص 422، از کافی، ج 1، ص 380، ولی مرحوم مامقانی در تنقیح المقال، ج 1، ص 34 با ادله کافی این اتهام را ردّ میکند.
2) 2. رجال سید بحر العلوم، ج 1، ص 434-430؛ منتهی الآمال، ج 2، ص 254.
3) 3. در رجال سید بحر العلوم، ج 1، ص 431، به نقل از عمدة المطالب وی را با کنیه «أبو شَبَّحه» ذکر نموده و قائل است که این ضبط اکثر علمای نسبشناس است و سپس مینویسد: در نسخه دیگری از عمدة الطالب «ابوسُبحه» ضبط شده است.
نقل شده است.
در غایة الاختصار آمده است: رایت له کتابا فی سلسلة الذّهب یروی عنه الموافق و المخالف، کان یقول: «اخبرنی ابی ابراهیم، قال حدثنی أبی موسی الکاظم علیهالسلام، قال: حدّثنی الامام الصادق جعفر بن محمد، قال حدّثنی محمد الباقر، قال: حدّثنی ابی زین العابدین، قال حدّثنی ابی الامام شهید کربلا، قال: حدثنی ابی امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیهمالسلام قال: حدّثنی رسول الله ـ صلیاللهعلیهوآله ـ قال: حدّثنی جبرائیل عن الله تعالی ـ انّه قال: «لا اِلهَ إلاَّ الله» حصنی. فمن قالها دخل حصنی. و من دخل حصنی امن من عذابی».(1)
از او ـ موسی ابوسبحه ـ کتابی در (حدیث) سلسلة الذهب مشاهده کردم که موافق و مخالف از آن کتاب روایت میکنند: او میگوید: از پدرم ابراهیم [اصغر] شنیدم و او از پدرش موسی کاظم او از پدرش جعفر صادق، او از پدرش محمد باقر، او از پدرش زین العابدین، او از پدرش امام حسین شهید کربلا، او از پدرش امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیهم السلام او از پیامبر صلی الله علیه و آله او از جبرئیل، او از خداوند متعال نقل کرد که خداوند متعال فرمود: کلمه «لا اله الاّ الله» دژ محکم من است هر کس این کلمه را بگوید داخل دژ محکم من میشود و هر کس داخل دژ محکم من شد از عذاب من در امان است.
وی دارای فرزندان زیادی بود. که از هشت فرزند وی نسل او ادامه یافت از آن جمله، ابوجعفر محمد اعرج است که پدر موسی الاصغر
1) 1. غایة الاختصار، تاج الدین ابن زهره حسینی، ص 87 . رجال سید بحر العلوم، ج 1، ص 434؛ منتهی الآمال، ج 2، ص 253.
ملقب به ابرش و جدّ ابو احمد حسین است که ابو احمد حسین نقیب علویّین در بغداد و پدر بزرگوار سید مرتضی و سید رضی است و جلالت شأن آنها بر کسی پوشیده نیست.
فرزند دیگر موسی ابوسُبحه، ابو الحسن ابراهیم عسکری، پدر ابو طالب محسن و جدّ شاهزاده ابو جعفر محمد است، (پدر امامزاده ابراهیم) میباشد.
سید تاج الدّین در «غایة الاختصار» مینویسد: موسی ابوسُبحه در بغداد از دنیا رفت و قبرش در مقابر قریش در جوار پدر و جدّش قرار دارد. و من از قبرش جستجو نمودم، موضعی در دهلیز حجره کوچکی که جزء ملک و منازل جوهری هندی بود، به من نشان دادند.(1)
و در «رجال» سید بحر العلوم آمده است: که قبر وی نزدیک ضریح امام حسین علیهالسلام در کربلا، کنار قبر پدرش ابراهیم بن موسی و فرزندانش میباشد. در جمع این اختلاف چنین آمده است که شاید بعد از دفن در مقابر قریش مانند پدر بزرگوارش به کربلا منتقل گردیده است.(2)
مرحوم فیض مینویسد: گنبد و بارگاه امامزاده ابراهیم در سابق، خارج قم بود. ولی اکنون بر اثر گسترش و توسعه شهر، در میان شهر واقع شده است. این بقعه تا چهل سال قبل در میان گورستانی ترسناک و
ناهموار قرار داشت. گنبد آن در سال 1310 ق. از ناحیه متولی آن روز، مرحوم آقا سید علی نقی، تعمیر و آجرکاری شد.
در سال 1356 ق. به اهتمام آقای حاج حسینعلی گرجی آشتیانی تعمیر و ایوان مدخل آن کاشیکاری و گنبد آن به خشت کاشی آراسته گشت. در سال 1377 به وسیله مرحوم دکتر احسان که طبیبی خیّر و بلند همّت بود مسجد و حسینیه و آب انباری در آنجا ساخته شد و رونق بیشتری یافت. با مساعی آقای حاج سید محمد شاه ابراهیمی، گورستان اطراف امامزاده ابراهیم، تسطیح و در محوطه جنوبی آن نزدیک چاه آب، حوضی با دو لبه بالا و پایین از سنگتراش احداث [شد]، و وضوخانه مردانه و زنانه[ای]، با جدار کاشیکاری [شده [در ضلع شرقی آن بنا نهاد[ه شد].(1)
هم اکنون با تعمیراتی که به کمک و سرپرستی اداره اوقاف انجام شده در مدخل صحن دروازه و ایوان باشکوهی همراه با دو گلدسته مزیّن به کاشیهای گرهای الوان موجود میباشد که در بالای درب بزرگ ورودی صحن با خط نستعلیق سفید در زمینه آبی چنین نوشته شده:
«بسم الله الرحمن الرحیم، آستان مقدس عالم جلیل القدر حضرت امامزاده ابراهیم و پدر بزرگوار ایشان ابو جعفر محمّد. از احفاد امام کاظم علیهالسلام. بنای این ساختمان در سال 1368 ه .ش توسط اوقاف و امور خیریّه قم به اتمام رسید»
در نتیجه افزایش بناهای مذکور و پس از احداث سردر و تعمیرات
1) 1. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 262.
مهم دیگر و دفن شهدای دفاع مقدّس در گورستان مجاور امامزاده ابراهیم، توجه عمومی به این بارگاه رفیع بیشتر گردید و احداث بقعهها و حجرات و تالارهایی در دو ضلع جنوبی به عنوان مقبرههای خانوادگی، باعث شد تا صحن بزرگ امامزاده از چند طرف محفوظ و از نظر معماری از جلوه زیبایی برخوردار گردد.
بقعه امامزاده ابراهیم به صورت هشت ضلعی متساوی چهار متری است، در هر ضلع آن نمایی از کاشیهای ملوّن میباشد که سراسر کاشیهای جدار بقعه و گنبد به رنگ آبی مزیّن گشته است.
در جهت راست و چپ ایوانچه ورودی اصلی به روضه مقدسه امامزاده ابراهیم، کتیبهای است با خط سفید نستعلیق بر روی کاشیهای آبی که در آن چنین نوشته شده است: با تحقّق یافتن جمهوری اسلامی ایران به رهبری حضرت آیة الله العظمی امام خمینی ـ قدّس سرّه ـ و با تشکیل اوّلین هیئت امنای آستان مقدس امامزاده ابراهیم در سال 1361 شمسی تعمیرات اساسی و کاشیکاری اطراف بقعه متبرّکه شروع و در سال 1364 ه . ش اتمام یافت».
بالای همین ایوان در طرفین آن دو گلدسته مزیّن به کاشیکاریهای گرهبندی به رنگ آبی و دو خط 10 سانتیمتری زرد در اوّل و آخر آن مشاهده میگردد.
در وسط بقعه ضریحی از نقره و طلا بر روی قبر امامزاده ابراهیم و پدرش ابو جعفر محمّد قرار دارد که آقایان احمد و عباس پرورش آنرا ساختهاند و توسط حسین عباسپور قلمزنی شده و حاج نعمت الله
حیدر زاده اصفهانی نجّاری آن را به عهده داشته است.
جدار روضه مقدسه، سراسر تا ابتدای سطح بام از سنگهای مرمر پوشیده شده و بر فراز آن گنبدی کلاهخودی فاقد عنق مزیّن به کاشیهای فیروزه فام دوالی، که بر تارکش میله برنجی که در رأس آن تاج کیانی است، به چشم میخورد.
در این اواخر سازمان اوقاف و امور خیریّه استان قم و افراد خیّر در صدد توسعه بقعه امامزاده ابراهیم برآمده و مسجد و حسینیهای متصل به روضه منوّره بنا نمودند که بهواسطه دو در از طرف راست و چپ ورودی اصلی روضه به آن [مسجد و حسینیه] متّصل میباشد.
در شهر قم دو امامزاده به نام جعفر مدفون میباشند.
1 ـ در خیابان امامزاده ابراهیم
2 ـ در جاده کاشان نزدیک قبرستان بقیع و مسجد جمکران
1 ـ امامزاده جعفر موسوی
مرحوم ناصر الشریعة مینویسد: نزدیک شاه ابراهیم به مسافتی جزئی بالاتر از آن بقعهای واقع است و گنبدی متوسط از کاشی دارد که کاشی آن ریخته و همچنین کتیبه بقعه ریخته و محو شده و ظاهرا از اولاد موسی بن جعفر علیهالسلام است(1)
مرحوم فیض مینویسد: «مدفون در این گنبد شخصیت برجسته و
1) 1. تاریخ قم، ناصر الشریعة، ص 128.
مورد احترام و تعظیمی به نام سید جعفر موسوی است. که به نصّ کتیبه قدیمی که بر روی کاشیهای قرن هفتم یعنی همزمان با بنیان بقعه نوشته شده است به عزّ شهادت نائل آمده است».(1)
در معرفی ابو المعالی اسماعیل (سید سربخش) بیان گردید که در یورش سپاه مغول به قم دو تن از سادات و نقیبهای بزرگوار قم به شهادت رسیدند. یکی از آندو امامزاده جعفر موسوی بود.
در میان علمای انساب درباره سلسله نسب وی اختلاف است.
ناصر الشریعة سه احتمال ذکر کرده است. او مینویسد: «نسب او از این قرار است: جعفر الدّقاق بن محمّد بن احمد بن هارون بن موسی بن جعفر علیهالسلام و بنا بر احتمالی: جعفر بن علی بن حمزة بن احمد بن محمد بن اسماعیل بن محمد بن عبدالله الباهر بن امام زین العابدین علیهالسلام، و احتمال میرود: جعفر بن حسین بن علی بن محمّد بن امام جعفر صادق علیهالسلام باشد از موقوفاتش قطعه زمین واقع در مزرعه براودستان و قطعه زمین واقع در مزرعه مزدیجان است».(2)
صاحب «انوار المشعشعین» نوشته است: «احتمال میرود شاهزادهای که در قم معروف و مشهور و مدفن او در خارج شهر قم در
اراضی «هندیجان» است و از شهر تا بقعه او قریب ربع فرسنگ(1)راه باشد جناب امامزاده جلیل یعنی جعفر اشعری بن الحسین که پدر شاهزاده محمّد جمال بن علی بن محمد دیباج بن امام جعفر الصادق علیهالسلام باشد و یا اینکه محتمل است جناب شاهزاده جعفر دقّاق بن محمّد بن احمد بن هارون بن امام موسی کاظم علیهالسلام بوده باشد».(2)مرحوم فیض مینویسد: آنچه که بعضی از مؤلفین در تعیین نسب شاهزاده جعفر نوشتهاند، ناشی از قلّت تتبّع میباشد. زیرا اولاً: امامزادههایی که به نام جعفر در قم و اطراف آن وجود دارند زیاد است.
ثانیا: جعفر دقّاق کشته نشده بلکه بهطور طبیعی از دنیا رفته، ولی مدفون در بقعه مورد نظر به عنوان شهید شناخته شده است.
و ثالثا: جعفر دقّاق نقیب نبود. و مدفون در این بقعه جزء نقباء شمرده شده است.(3)
با این وجود: در این گنبد همانگونه که مرحوم فیض(4)بیان نموده: سید جلیل شاه جعفر موسوی است که از نقبا و شرفای علویه در اواخر قرن ششم و اوائل قرن هفتم بوده است. که شجرهنامهاش در دسترس نمیباشد. وی در یورش سپاه مغول به قم در سال 617 ه . ق در حادثه قتل عام مردم قم به شهادت رسیده است 50 سال پس از وقوع حادثه قتل وی در سال 667 ه . ق بقعهای مجلل بر مزار وی بنا نهادند.
بقعه امامزاده جعفر موسوی (شهید) کمی بالاتر از بقعه امامزاده ابراهیم است و دارای سه درب ورودی به بقعه میباشد که یکی از آنها مقابل خیابان امامزاده ابراهیم و با چند پلّه که متصل به راهرو بزرگی که به حسینیه نیز راه دارد و از آن به داخل روضه مقدسه وارد میشوند. و یکی از دربها در طرف شمال بقعه و درب دیگر در ابتدای کوچه هشت متری واقع است و هر دو در به صحن بزرگ و مشجّر متصل میشود. در وسط این صحن حوض بسیار بزرگ نمایان است. در اطراف این صحن رواق و حجراتی بنا نمودهاند که برای برپایی مراسم و اسکان زوّار مورد استفاده قرار میگیرند.
در وسط این بقعه روضه مطهّر امامزاده وجود دارد. که دیوار آن تماما با سنگ مرمر پوشیده شده و ضریح منوّر شاهزاده جعفر نقرهای و مطلاّ میباشد. روی سنگ قبر مطهر نوشته شده: «بسم الله الرحمن الرحیم، این مرقد مطهّر مدفن سید جلیل القدر و شریف حضرت جعفر بن موسی بن جعفر بن محمّد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب [علیهالسلام است [که در تاریخ 617 هجری به عزّ شهادت نائل گردیده است.
سازندگان ضریح مطهّر آقایان احمد و عباس پرورش میباشند و قلمزنی آقای حسین عباسپور و نجّاری حاج نعمت الله حیدرزاده صورت گرفته و در سال 1368 ه . .ش به اتمام رسیده و نصب گردیده است.
بالای این مرقد گنبد دو جداره بسیار زیبا که به ارتفاع تقریبی 7 متر از سطح بام مشاهده میگردد، روی آن از کاشیهای الوان گرهای به صورت گلهای کوچک و بزرگ ترنج مزیّن است و در زیر آن، آیات قرآنی در زمینه صورتی؛ و خط سفید به زیبایی گنبد افزوده است سقف گنبد هم با کاشیهای الوان، مزیّن به آیات قرآن و اسماء جلاله همراه با گل و بوتههای بسیار زیبا منقّش است.
در اواخر خیابان خاکفرج در جنب بیمارستان و داروخانه الهادی مرقدی تازه تعمیر وجود دارد که بهبقعه امامزاده خاکفرج(1)مشهوراست.
عباس فیض درباره نسب این امامزاده چنین نوشته است: در این بقعه پدر و پسری از سادات سجادی مدفون میباشند که سلسله آندو چنین است: ابو الحسین احمد بن ابی الخیر محمّد بن علی بن عمر بن حسن افطس بن علی الاصغر بن امام زین العابدین علیهالسلام و
1) 1. علّت شهرت این امامزاده به خاکفرج را چنین ذکر کردهاند: در زمانهای گذشته نزدیک امامزاده نقطه گودی بود که مردم برای احتیاجات ساختمانی از آنجا خاک میبردند و به «خاکبرک» معروف بود. کمکم با تعریب این کلمه و تبدیل حرف «با» به «فا» و کاف آخر به جیم به «خاکفرج» شد. و این کلمه به قدری شهرت یافت که خیابان و نام امامزاده را تحت الشعاع قرار داد و به امامزاده خاکفرج مشهور گردید و خیابان را نیز به همین نام ذکر میکنند. ر.ک. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 287-282.
پسرش ابوالقاسم علی، ملقّب به حارث.(1)
یکی از شواهدی که این نسب را تأیید میکند این است که: در لوح قدیمی این مزار که از آثار قرن هفتم است و همزمان با بنای بقعه نوشته شده و امروز در موزه ایران باستان در تهران نگهداری میشود همین نام را ذکر کرده است.
شاهد دیگر اینکه در «تاریخ قم» آمده است، دیگر از امامزادگانی که از فرزندان عمر بن حسن افطس به قم آمدند جناب شاهزاده محمد بن علی بن عمر بن حسن افطس بن علی بن امام زین العابدین علیهالسلام بود و از او در قم دو پسر به نام ابو الحسین احمد و ابو عبدالله حسین به وجود آمدند و مادرِ آنها هم دختر حسن بن علی بن عمر بن امام زین العابدین علیهالسلام بود.
ابو الحسین احمد بن محمّد در قم ماند و با وجه معاشی که داشت اکتفا مینمود و در این شهر از وی ابو القاسم علی ملقّب به حارث به وجود آمد و از علی الحارث بن احمد هم دو پسر به نام ابوالفضل و ابوسهل به وجود آمدند. اما ابوعبدالله حسین بن محمد از قم به بغداد هجرت کرد و در آنجا سکونت گزید تا در سال 375 ه . ق وفات نمود».(2)
بدین طریق امامزاده ابوالحسین احمد در اوّلین جدّ خود «علی بن عمر بن حسن افطس» با پدر امامزاده ابو عبدالله حسین بن علی بن عمر بن حسن الافطس و فرزندانش که در بقعه چهار امامزاده مدفون
میباشند متحد میگردند در واقع امامزاده خاکفرج و چهار امامزاده که تقریبا در یک ردیف به خاک سپرده شدهاند از فرزندان و نوادگان و احفاد علی بن عمر بن حسن افطس بن علی اصغر فرزند امام سجّاد علیهالسلام میباشند.
بعضی احتمال دادهاند که فضل علی و سهل علی که در کوههای نزدیک ساوه مدفونند. از نوههای ابوالحسین احمد و از فرزندان علی الحارث (امامزاده خاکفرج) باشند، ولی عباس فیض این احتمال را بعید شمرده است.(1)احتمالی دیگر در سلسله نسب امامزاده خاکفرج اینکه مرحوم ناصر الشریعة مینویسد: «از قراری که بعضی از ثقات روی قبر را دیده بودند و امروز جایش را با گچ پر کردهاند نوشته بود، حارث بن زید بن علی بن الحسین علیهما السلام، ولی این زمان معروف شده است به شاهزاده احمد از اولاد امام زین العابدین علیهالسلام، و اگر نام احمد صحیح است به احتمالی که بعضی دادهاند، محتمل است که احمد بن محمد بن علی بن عمر بن حسن افطس بن علی بن امام زین العابدین علیهالسلام باشد.(2)اما احتمال اوّل وی قابل قبول نیست چون در هیچ یک از کتب انساب و تاریخ برای زید شهید فرزندی به نام حارث ثبت نشده، و هیچ کدام از فرزندانش هم ملقب به حارث نبودهاند. پس همان احتمال دوم ایشان که با دلایل و شواهد زیادی تأیید گردید، صحیح میباشد.
گنبد و بارگاه جدید التأسیس این دو امامزاده بزرگوار چنین است که: اصل بقعه به صورت هشت ضلعی منتظم و منقّش به نمای آجری که مدخل اصلی آن از خیابان باز میشود و خود بقعه فاقد حجرات و بیوتات است و مطابق بناهای بقاع قرن هفت و هشت هجری ساخته شده که ارتفاع تقریبی گنبد از سطح زمین 10 متر و از سطح بام 4 متر میباشد و به شکل هرمی بنا شده است که حدود سه متر آن را به کاشیهای الوان به رنگ آبی با بوتههای گل مزیّن نمودهاند. تحت گنبد مزبور هم صورت یک قبر که مدفن دو امامزاده میباشد به چشم میخورد و خود قبر را به اندازه 50 سانتیمتر بالا آورده و اطراف آنرا با سنگ مرمر مزیّن نمودهاند که به جهت حفاظت از سنگ روی قبر، شیشهای به ارتفاع 30 سانتیمتر به طول مرقد و عرض آن کشیده تا از استلام و اندراس مصون بماند. جدار روضه مطهّر تا ارتفاع 50/1 سانتیمتر با سنگ مرمر پوشیده شده است و ما بقی آن تا جدار داخلی گنبد مزیّن به کاشیکاری گرهای آبی منقّش به گل و بوته و آیات قرآن و اسماء جلاله میباشد.
پشت بقعه امامزادگان علی حارث و پدر بزرگوارش احمد در خیابان خاکفرج کنار بیمارستان و داروخانه الهادی بقعه متبرکهای وجود دارد که به امامزاده صفورا معروف است که بر اثر قدمت و مرور
زمان بخش زیادی از آجرهای آن خراب شده و احتمال دارد بنای آن به کلّی فرو ریزد شاید به همین علّت مدّتی است که درِ امامزاده به روی زائرین بسته است.
در میان علمای انساب و مورّخین اختلاف است که در این بقعه چه کسی مدفون میباشد، تا جاییکه در بین مردم به غلط شهرت یافته که مدفون در این بقعه صفورا دختر حضرت شعیب پیغمبر علیهالسلام میباشد(1)بعضی از مورّخین وی را امامزاده جلیل القدری از احفاد عمر بن علی بن ابی طالب میدانند(2)و مستند قول خود را مطالبی میدانند که در تاریخ قدیم قم آمده است به اینکه: «دیگر ساداتی که به قم آمدند عمریّهاند از فرزندان عمر بن علی بن ابی طالب علیهالسلام»(3)در تاریخ قدیم قم نام وی را ذکر نکرده، فقط کنیه او را آورده و میگوید: یک نفر از فرزندان عمر بن علی بن ابی طالب به قم آمد که کنیهاش ابو عبدالله است سپس مینویسد: ابو عبدالله سیّدی فاضل بود و در قریه کمیدان(4)قم نزول نمود و در همانجا وفات یافت.(5)
سپس از دو زن از فرزندان عمر بن علی علیهالسلام که وارد قم
شدهاند. نام برده است، اما نام آنها را متذکر نشده است.
مرحوم فیض با توجه به مطالب «تاریخ قم» چنین نتیجهای میگیرد: که مدفونین در این بقعه شاهزاده محمّد بن عبدالله بن عمر بن علی بن ابیطالب علیهالسلام و برادرزادهاش، صفورا میباشد.(1)اما شواهد و قرائن نشان میدهد که یکی از مدفونین در این بقعه فرزندی از جعفر بن احمد بن عبدالله بن محمّد بن جعفر بن محمد بن عمر الاطرف بن امام علی بن ابیطالب علیهالسلام به نام «محمد» است. زیرا اوّلاً: چند تن از علمای نسبشناس به سلسله نسب محمد بن جعفر بن احمد تصریح کردهاند و او را مدفون در این بقعه معرفی نمودهاند.(2)
در کتاب «مهاجران آل ابی طالب» آمده است: برخی از اولاد جعفر بن [احمد بن عبدالله بن] محمد بن جعفر بن محمد بن عمر الاطرف که به قم وارد شدند عبارتند از: محمد، علی و یعقوب(3).
و ثانیا: چنانکه نقل کردهاند؛ تاریخ وفات صفورا خاتون سال 378 ه . ق است(4)و وفات محمد بن عبدالله بن عمر در نیمه قرن دوم است و لازمه آن این است که صفورا بالغ بر دویست سال در قید حیات بوده باشد. که این بعید به نظر میرسد.
و ثالثا: در «تاریخ قم» تعیین نشده است که از چندین نسل عمر
اطرف به شهر قم هجرت نموده و وفات کرده است، پس میتوان نتیجه گرفت که مدفونین در این بقعه عبارتند از: محمد بن جعفر بن احمد بن عبدالله بن محمد بن جعفر بن محمد بن عمر اطرف و برادرزادهاش «صفورا خاتون» میباشد و چون سیده صفورا نخستین شخصیتی است که در این بقعه به خاک سپرده شده این بقعه به نام وی معروف است.(1)
در کتب انساب آمده است که نسل عمر بن امام علی علیهالسلام از یک فرزند به نام محمّد ادامه یافته است، چون محمد بن عمر بن علی علیهالسلام چهار پسر داشته به نامهای 1 ـ عبدالله ابو محمد 2 ـ عبیدالله ابو الحسن 3 ـ عمر الثانی الاصغر که مادر این سه نفر خدیجه خاتون دختر امام سجاد علیهالسلام بوده است 4ـ جعفر که مادرش ام ولد میباشد.
عبدالله بن محمد بن علی بن ابیطالب علیهالسلام: مردی عفیف و بخشنده و محدّث بوده و در سن 57 سالگی فوت نموده و نسل وی از چهار فرزندش باقی مانده است: 1ـ یحیی ابو محمد الصالح الصوفی، 2ـ عیسی الاکبر که محدّث و نسّابه و شاعر بوده است. 3ـ احمد، 4ـ محمد ابو عمر الاکبر که ما در این چهار تن فاطمه ام حسین دختر عبدالله بن امام محمد باقر علیهالسلام است.(2)
جدّ اعلای امامزاده صفورا و محمد بن جعفر، عمر اطرف کوچکترین فرزند امام علی علیهالسلام است وی به جهت اینکه شرافتش فقط از جهت پدرش میباشد به عمر اطرف ملقّب شده است. به خلاف عمر اشرف که فرزند امام سجاد علیهالسلام است که از طرف مادر هم به صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیها السلام میرسد. مادر عمر اطرف بنا به قولی صهباء ثعلبیّه دختر عباد بن ربیعة بن یحیی است. بعضی میگویند وی در جنگ یمن اسیر شد و حضرت علی علیهالسلام او را خریداری کرد. صهباء زنی عفیف و فصیح و خوشسخن بود. بدین جهت امیر المؤمنین او را به همسری خویش پذیرفت.(1)وی دارای شش فرزند (سه دختر و سه پسر) بوده است به نامهای: 1 ـ ام حبیب 2 ـ ام موسی 3 ـ ام یونس 4 ـ محمد 5 ـ علی 6 ـ ابو ابراهیم اسماعیل که نسل محمد اطرف تنهابهواسطه او ادامه یافت.(2)
بقعه مورد نظر فاقد هر گونه تزئینات و حجرات و بیوتات میباشد. تاریخ بنای اصلی آن را در سال 378 ه . ق دانستهاند و نوشتهاند کلمه «صفورا» ماده تاریخ وفات سیده صفورا و تاریخ بنای بقعه میباشد.
در کتاب «تربت پاکان» بنای بقعه فعلی را متعلّق به قرن نهم و دهم هجری دانسته و تعمیرات بعدی آن را در سال 1334 ه . ق به محمدرضا میرزا قاجار نسبت داده است.(1)
ساختمان بقعه از خارج شش ضلعی منتظم میباشد بر فراز این بقعه گنبدی عرقچینی است که مزین به کاشیهای آجری فیروزه رنگ میباشد ارتفاع گنبد از سطح زمین به طور تقریبی پنج متر است.
در انتهای خیابان نیروگاه بعد از پل اتوبان کمربندی، نزدیک دهکده قلعه صدری بقعه امامزاده عبدالله قرار دارد. قبلاً از شهر قم تا آنجا یک فرسخ فاصله بود ولی امروز به جهت توسعه جزء شهر محسوب میگردد.
مرحوم ناصر الشریعة به تبع تاریخ قدیم قم مینویسد گویند مدفون در این بقعه: «شاهزاده عبدالله از اولاد امام زین العابدین علیهالسلام است. و ظاهرا نسب او از این قرار است عبدالله بن عبّاس بن عبدالله الشهید بن حسن افطس بن علی بن امام زین العابدین علیهالسلام».(2)
در «تاریخ قم» آمده: «دیگر از امامزادههایی که به قم آمدند؛ عبدالله
بن عباس بن عبدالله الشهید بن حسن افطس بن علی بن امام زین العابدین علیهالسلام بود که از بصره به قم آمده او با علی بن محمد علوی صاحب زنج در بصره بود، چون صاحب زنج را در بصره به قتل رساندند، عبدالله با برادرش حسن بن عباس از بصره... به قم آمد و متوطن شد».(1)
بعضی احتمال دادهاند که این عبدالله فرزند عباس، در شهر ری دفن باشد چونکه در ری نیز مقبرهای به همین نام وجود دارد. اما بنابر تصریح بعضی از مورّخین(2)امامزاده مدفون در شهر ری، جناب حسین بن عبدالله ابیض مکنی به ابو عبدالله میباشد. در تابلویی که بر درب ورودی روضه مطهره وی نصب گردیده و چند تن از علمای ری نیز به آن تصریح نمودهاند. به این حقیقت اشاره شده است.
در «عمدة الطالب» آمده است: ابو نصر بخاری نقل کرده است که مدفون در ری ابو عبدالله حسین بن عبدالله ابیض است وی در سال 319 ه . ق وفات یافت.(3)
جدّ امامزاده عبدالله ابیض جناب سید جلیل القدر امامزاده عبدالله شهید فرزند حسن افطس بن علی اصغر بن امام زین العابدین
علیهالسلام است. وی به دست برامکه به قتل رسید هنگامیکه حسین بن علی شهید فخ علیه خلیفه وقت قیام نمود جناب عبدالله بن حسن هم به یاری وی شتافت.
پس از شهادت حسین بن علی شهید فخ، عبدالله بن افطس به دست سپاهیان هارون الرّشید اسیر شد و در زندان افتاد. هارون الرّشید او را به حبس جعفر بن یحیی برمکی انتقال داد تا اینکه جعفر برمکی در شب عید نوروز، سر عبدالله را از بدن جدا کرد. روز عید سر مطهّر او را با تحفههای دیگر برای خلیفه هدیه فرستاد سپس به تصور اینکه خلیفه از این عمل ظالمانهاش تحسین و تقدیر خواهد کرد شخصا به نزد هارون حاضر گشت و سرپوش را از روی طبق برداشت و هدایا را به خلیفه اظهار نمود چون چشم هارون به سر بریده عبدالله افتاد در غضب شد و پس از رفتن وی به خادم خود دستور داد که سر جعفر را از بدن جدا کند، و مسرور خادم هارون رفت سر او را برید.(1)مرقد مطهّر عبدالله شهید جدّ بزرگوار سید عبدالله ابیض در «سوق الطعام» بغداد است(2).
با اینکه این امامزاده بزرگوار با چهار واسطه به امام سجاد علیهالسلام میرسد، ولی متأسفانه بقعه او هنوز در کمال سادگی
میباشد در داخل صحن بزرگ بقعهای بسیار محقّر، دارای دو کفشکن شمالی و جنوبی است و جدار خارجی بقعه از آجر و خالی از هر گونه تزیین میباشد. بر فراز آن گنبد عرقچینی خشتی به چشم میخورد و زیر گنبد مرقد مطهّر امامزاده عبدالله ابیض است که با ضریح سبز رنگ چوبی مشبّک محفوظ میباشد.
در انتهای خیابان نیروگاه بقعه امامزاده سید معصوم واقع است.
مرحوم ناصر الشریعة مینویسد: «به قدر یک میدان بالاتر از بقعه شاه جعفر بقعه مختصر و محقّری است که گویند مدفن سید معصوم از اولاد امام زین العابدین علیهالسلام است از موقوفاتش قطعه زمین واقع در اراضی ابرستیجان است».(1)
در کتاب «تربت پاکان» آمده است: «در اراضی مزدیجان در غرب شهر بقعهای ساده و کوتاه، از دوره قاجار موجود میباشد».(2)
در تابلویی که بر دیوار امامزاده سید معصوم نصب شده چنین آمده شجره طیّبه سید معصوم ابن احمد بن حسن بن امام زین العابدین امام علی بن الحسین علیهما السلام
بقعه مورد نظر به شکل مربع است که بر فراز آن گنبدی عرقچینی از خشت و آجر قرار دارد و داخل بقعه هیچ آثار هنری و باستانی وجود ندارد. زیر گنبد مرقد مطهّر سید معصوم واقع شده که بر روی آن ضریح مشبک چوبی نصب گردیده. در کنار آن حسینیه بزرگی برای استفاده در مراسم گوناگون بنا گردیده است.
در قم و اطراف آن سه امامزاده به نام سید جمال وجود دارد.
1 ـ در خیابان اراک اوّل اتوبان کمربندی شهر
2 ـ در جاده کاشان جنب قبرستان بقیع معروف به شاه جمال غریب
3 ـ در خارج دهکده لنگرود سر راه قم به کاشان.
اما مدفون در بقعه واقع در خیابان اراک چه کسی است؟ نظرات مختلفی وجود دارد. مرحوم ناصر الشریعة مینویسد: «بقعه امامزاده شاه جمال در جادهای که به سمت سلطانآباد عراق (اراک) میرود واقع
است و قریب یک فرسخ(1)تا شهر مسافت دارد بقعه و گنبدی محقّر و چند ایوان دارد، گویند از اولاد موسی بن جعفر علیهما السلام است و احتمالی که در حق شاه جمال غریب داده شده در حق این امامزاده داده میشود... از موقوفاتش قطعه زمینی است جزء مزرعه ابرستیجان و قطعه زمینی واقع در مزرعه برادستان»(2).
در «انوار المشعشعین» آمده است که: در قم بقعه و مزاری است مشهور به شاهزاده جمال و ظاهرا در همان بقعه، نوه امامزاده حسین به نام محمد جمال بن جعفر بن حسین بن علی بن محمد دیباج ابن امام جعفر الصادق علیهالسلام مدفون میباشد.(3)
عباس فیض نیز مینویسد: «ناگفته نماند در قسمت شرقی و یک فرسنگی خارج شهر قم (نزدیک مسجد جمکران) بقعه و مزاری است که به شاهزاده جعفر غریب معروف و دارای بقعه و گنبد و صحن قدیمی و در نزدیکی آن بقعه هم، امامزاده دیگری است به نام شاهزاده جمال که اگر گفته شود آن دو مزار یکی از جعفر بن حسین و دیگری از فرزند محمد جمال است اقرب به صواب و انسب خواهد بود»(4).
وی در کتاب دیگرش مینویسد: «مدفون در بقعه لنگرود... شاهزاده
1) 1. اکنون بر اثر توسعه شهر مقدس قم، جزء شهر محسوب میشود.
2) 2. یعنی ممکن است مدفون در این بقعه امامزاده محمد جمال بن جعفر بن حسین بن علی بن محمد بن دیباج ابن امام جعفر الصّادق علیهالسلام باشد. ر.ک. تاریخ قم، ناصر الشریعة، ص 132 و 133.
3) 3. انوار المشعشعین، ج 2، ص 195.
4) 4. انجم فروزان، ص 225.
محمد جمال بن جعفر بن حسین بن علی بن محمد دیباج بن امام جعفر الصادق علیهالسلام است. که زیاده با حشمت و ثروت بود و چون صاحب مواشی و شتران بسیار شد او را «جمّال» به تشدید هم میخواندند که به این نام هم شهرت یافت»(1).
وی اضافه میکند که مدفون در بقعه جاده اراک: «به شهادت نام و لقب یکی از شرفاء قم سیّد ابو المعالی محمد جمال الدین نقیب سادات قم و آوه در قرن هشتم مدفون است».(2)
صاحب کتاب «انوار پراکنده» مینویسد: «چون ورود احفاد امام سجاد علیهالسلام در قم در اکثر کتب تاریخی و انساب ثبت شده و اکثر قبور و مشاهد متبرکه موجود در قم هم منسوب به اولاد و احفاد آن حضرت میباشد و با تصریح مؤلف کتاب «سراج الانساب» در ص 165 مبنی بر وفات دو تن از احفاد امام سجاد علیهالسلام از نسل شاه جمال الدین محمد و با تأیید مرحوم فیض مبنی بر مدفون بودن شخصیتی در قرن هشتم در این بقعه، پس بهطور قوی احتمال داده میشود که مدفون در این بقعه: سید جلیل القدر شاهزاده محمد بن علی بن محمد بن محمد بن حسن بن زید بن داعی بن مهدی بن اسماعیل بن حسن بن محمد بن نجم بن حسین بن علی بن حسن بن حسین بن حسن الافطس بن علی الاصغر بن امام زین العابدین علیهالسلام باشد».(3)
مدخل اصلی امامزاده صحن بزرگ مشجر است که اطراف آن حجراتی زیبا همراه با ایوانهای همکف بسیار با شکوه و مجلل ساخته شده که برای قبور خانوادگی و استراحتگاه زوّار از آن، استفاده میشود. این بقعه دارای چهار مدخل و ایوانهای متعدد میباشد که هم اکنون در حال بازسازی است.
روی تابلویی که درب ورودی امامزاده نصب است چنین نوشته شده:
پروژه: بازسازی ساختمان بقعه امامزاده جمال الدین
مساحت: 1200 متر مربع
بانی: حاجیه خانم حُسناء الخفاف
مجری: دفتر فنی و عمران اداره کل اوقاف و امور خیریّه استان قم
بر فراز بقعه گنبدی عرقچینی کوتاه با آجر و خشت که در مرکز آن گنبد کوچکی شلجمی سراپا آراسته به کاشیهای گرهی الوان وجود داشت که آن به کلی از بین رفته و الان گنبد بزرگ آجری بر مزار آن بقعه ساخته شده و در حال تعمیر است. زیر گنبد نیز هنوز هیچگونه تزیینی وجود ندارد و در حال ساخت است. زیر گنبد، ضریح بسیار زیبا از نقره و طلا روی قبر نصب شده است که روی درب ضریح با خط برجسته طلایی چنین نوشته است: «این ضریح مطهّر در سال 1382 به همّت خانم حُسناء مهدی الخفاف و پسران محمد و احمد و با همکاری اداره کل اوقاف و امور خیریه استان قم ساخته شد».
یکی از امامزادگانی که بسیار مورد توجه اهالی قم و توابع بوده، و مرکز اجتماع و محل نذورات صاحبان حاجت قرار دارد، امامزاده سید علی معروف به شاه سید علی میباشد. مزارش در خارج دروازه ری (بلوار 15 خرداد) در قسمت شمال شرقی قم واقع است.
آنچه در بین مردم شهرت یافته که وی از نوادگان حضرت ابوالفضل العباس فرزند امیر المؤمنین علیهالسلام میباشد، خالی از حقیقت و غیر مقرون به صحت است؛ زیرا در هیچیک از کتب انساب و تاریخهای عمومی و خصوصی دیده نشده است که از اعقاب حضرت ابوالفضل العباس کسی به شهر قم آمده باشد.(1)
در تابلویی که بر دیوار امامزاده نصب شده و همچنین در لوح کاشی مرقدش نیز همین اشتباه وجود دارد. سلسله نسب وی در تابلو چنین است: «مرقد شریف امامزاده سید علی ابن ابراهیم ابن ابی جعفر حسن ابن
1) 1. ر.ک. الفخری، انساب الطالبین، ازروقانی، ص 169-165؛ الشجرة المبارکة، ص 184؛ سراج الانساب، ص 175؛ انجم فروزان، ص 144.
عبیدالله بن سیدنا و مولانا الشهید السقّا ابوالفضل العباس، علیهالسلام».
در سراج الانساب آمده: «نسل عباس بن امیرالمؤمنین علیهالسلام به غایت اندک است، در عراق عجم و خراسان کسی از ایشان ندیدم، غالبا در شیراز و طبرستان بودهاند و بیشتر نسل عباس علیهالسلام در حجاز و مغرباند».(1)سلسله نسب وی چنانچه در «تاریخ قم» و «مهاجران آل ابی طالب» آمده، چنین است: «علی بن احمد بن محمد بن علی بن عبدالله بن جعفر اصغر بن عبدالله بن جعفر بن محمد حنفیة بن علی بن ابی طالب علیهالسلام و کنیه وی ابوالحسن است.(2)
پدر بزرگوار شاه سید علی، در زهد و تقوا به مقامی رسید که وی را به عنوان احمد زاهد میشناختند و در زیبایی چهره و درخشندگی به حدی بود که با لقب «باهر» معرفی میگردید. ابو عبدالله حسین فقیه یکی از برادران امامزاده سید علی میباشد که در قزوین مدفون است و ابو زید محمد برادر دیگرش که در شهر ری به خاک سپرده شده است و در کتب انساب، برادران دیگری برای وی ذکر کردهاند.
در «تهذیب الانساب» عبیدلی آمده است: که مادر امامزاده سید علی و چند تن از برادرانش، دختر کسائی کوفی بوده است.(3)
نخستین فرد از اولاد پیغمبر صلی الله علیه و آله که از نصبین وارد شهر ری گردید، احمد پدر بزرگوار شاهزاده سید علی بود، وی در حالیکه پسر خردسالش سید علی را همراه داشت به شهر ری وارد شد. سید علی در «ری» رشد و نمو و تربیت یافت و به کمال رسید. سپس به همراه پدرش به قم مهاجرت نمود. پس از مدتی پدرش به ری برگشت و در آنجا ماند تا از دنیا رفت. پسرش سید علی در شهر قم ماند تا دار فانی را وداع گفت(1)و در خارج دروازه ری، در محل کنونی مزارش به خاک سپرده شد. و از همان روز تا به امروز مزار وی مورد توجه و زیارت مشتاقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است.
امامزاده سید علی در شهر قم ساکن گردید و از زنان متعدد دارای پنج دختر و هفت پسر به نامهای: محمد، حسین، احمد، حسن، طاهر، ابوالقاسم حَمزه و اسماعیل گردیده از فرزندش محمد در شهر قم پسری به نام ابوحمزه به دنیا آمد که پس از آن به شهر «ری» رفت و در آنجا از زن جعفریّه دختری آورد. و خود در آنجا بلاعقب درگذشت ولی نسلش ادامه پیدا نکرد.
ابوالقاسم حمزه هم بدون فرزند وفات یافت.
از فرزند دیگرش به نام حسین، دو پسر به نام ابوطالب محسن
1) 1. همان.
عزیزی و ابوالفضل عباس و یک دختر به دنیا آمد. که ابوطالب محسن از قم به ری هجرت کرد و در آنجا از دخترِ عموی خود (محمد بن علی) دو پسر به نام محمد و علی و یک دختر آورد. ابوالفضل عباس بن حسین بن شاه سید علی در قم وفات نمود و در جوار پدرش حسین بن علی در قبرستان محمدیّه مدفون میباشد و از برای او فرزندی ذکر نشده است.
شاید با غفلتی در سلسله نسب ابوالفضل العباس فرزند حسین بن علی که از نوادگان شاهزاده سید علی میباشد. باعث شده تا اشتباهی در نسب شاهزاده سید علی پیش آید. و به جای اینکه گفته شود: ابوالفضل العباس از نوادگان شاهزاده سید علی است. بر عکس گفته شده شاهزاده سید علی از احفاد ابوالفضل العباس است.
فرزندان و نوادگان امامزاده سید علی همه از بزرگان و رؤسا و علمای روزگار خودشان در شهرهای مختلف بودند. ابونصر بخاری نقل میکند که: سادات محمدیّه که در شهر قزوین از رؤسا و در قم از علما و در ری بزرگ و سرور بودند همه از احفاد همین شاهزاده سید علی میباشند.(1)
بقعه شاهزاده سید علی از داخل به صورت هشت ضلعی مختلف الاضلاع به دهانه 7 و ارتفاع 9 متر است، در جهت جنوبی بقعه ایوانی به
1) 1. عمدة الطالب، ص 321؛ انجم فروزان، ص 145.
دهانه تقریبی 5 متر و عرض و ارتفاع 7 متر خالی از کاشیکاری است و جلو ایوان صحن نسبتا بزرگی است که دارای اشجاری زیبا میباشد.
بقعه و صحن بیش از یک متر بلندتر از سطح خیابان است که با چندین پله به خیابان وصل میشود در صحن امامزاده صورت زیادی از قبور مؤمنین و مؤمنات و شهداء دفاع مقدس وجود دارد که در این مکان مقدس به خاک سپرده شدهاند.
عصرهای پنجشنبه و شبهای جمعه صحن و سرای شاهزاده سید علی مملو از زائرین آن حضرت و قبور مؤمنین و مؤمنات و شهداء انقلاب است که با خیرات میوه و شیرینی یاد گذشتگان خود و امامزاده سید علی را گرامی میدارند.
بر فراز بقعه گنبدی شلجمی است سراپا آراسته به کاشیهای گرهسازی الوان به ارتفاع 7 و قطر 7 متر دارای عنقی استوانهای به ارتفاع 40/2 متر مزیّن به کاشیکاری معقلی با چند کمربند دندانه آجری که پیش داده شده و در مقرنس آجری بر روی یکدیگر که نیز پیشآمدگی دارند و در داخل هر حوضچه مقرنس چند پارچه کاشی کوچک کلوکی فیروزه رنگ و یا مشکی به کار برده شده است.
بالای آنها کتیبهای است به عرض 45% سانتیمتر از کاشیهای خشتی به خط ثلث سفید در زمینه لاجوردی که روی آن آیه مبارکه نور «اللّهَُ نُورُ السَّمَوَاتِ وَالاْءَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ»تا «هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» (صدق الله العظیم فی سنة 1342 حرّره حسین ارسطو) خوانده میشود.
و تارک گنبد شلمجی آراسته به کاشیهای گرهی است که روی آن
در بالا چند نام جلاله و در وسط چند اسم محمد و در پایین در محاذات آنها چند نام علی به طور متعاکس از کاشیهای الوان تجلّی یافته است.
در مدخل بقعه زیر ایوان یک جفت درب منبّتکاری بود که این اشعار در چهارچوب و اطراف آن به خط نستعلیق منبّت شده بودند:
یا علی آن بنده مضطر منم بر در اکرام تو احقر منم
هشتم ذی الحجة 1334 استاد محمد بن ابوالحسن
هر کس به علی روی تولّی نکند در باغ جنان به حشر مأوی نکند
باللّه به جز از علی و اولاد علی دردی ز کسی، کسی مداوا نکند(1)
در سالهای اخیر، از طرف سازمان اوقاف و امور خیریّه استان قم، تعمیرات و توسعه شایان ذکری یافته از آن جمله نصب ضریح مطهّر از نقره و مطلاّ که سازنده آن آقایان احمد و عباس پرورش میباشند و قلمزنی آن توسط حسین عباسپور و نجّاری توسط حاج نعمت الله حیدرزاده در اصفهان به سال 1370 ه . ش به اتمام رسیده و نصب گردیده است و اشعاری اطراف ضریح مطهّر مانند اشعار ضریح امامزاده علی بن جعفر علیهالسلام قلمزنی شده است. که چند بیت از آن چنین است:
چشمی که هست محو تماشای اهل بیت بیند جمال دوست به سیمای اهل بیت
وجه خدا که رنگ تعلّقپذیر نیست پیداست در جمال دلآرای اهل بیت
1) 1. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 630-626.
نور خدا که موسی عمران طلب کند بین جلوهگر به سینه سینای اهل بیت
هر کس که دید نقد دل ز دست داد ای جان فدای طلعت زیبای اهل بیت(1)
در نزدیکی امامزاده سید علی، بارگاه شاهزاده ابو احمد محمد یکی از نوادگان محمد حنفیّه قرار دارد که زیارتگاه اهالی قم و دوستداران اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله میباشد این بقعه چون در میان بقعه چهار امامزاده و امامزاده سید علی واقع شده به امامزاده میانی شهرت یافته است.
در لوح مزار وی، احمد بن محمد حنفیّه ضبط شده که مخففّ ابو احمد محمد بن محمد حنفیّه است. بدون شک بین ابو احمد محمد تا محمد حنفیّه وسائطی نیز بوده که طبق معمول سنگنوشتهها در امامزادگان برای اختصار، آن وسائط حذف شده است.
با تصریحی که «انساب مجدی» به ورود ابو احمد محمد فرزند عبدالله ثانی به قم دارد،(2)و شواهد دیگری چون تطبیق بر لوح مزار
وی، سلسله نسب وی چنین است: «ابو احمد محمد بن عبدالله بن جعفر بن عبدالله بن جعفر بن محمد بن حنفیّه بن امام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام».(1)و لذا شاهزاده سید علی در جد سوّمش با پدر امامزاده ابو احمد محمد یعنی «عبدالله بن جعفر» متحدند و در واقع امامزاده سید علی یکی از نوادگان عموی امامزاده ابو احمد محمد میشود.
بعضی سلسله نسب وی را به گونهای دیگر ترسیم نمودهاند.
در «تاریخ قم» آمده است، «دیگر از اعقاب محمد بن حنفیّه که به قم آمدند؛ ابو احمد عبیدالله بن احمد بن جعفر بن عبدالله بن محمد حنفیّه بن امام علی علیهالسلام است».(2)
ابوالقاسم محمدی(3)روایت میکند که ابو احمد از کوفه به قم آمد و در این شهر ساکن شد و همچنان بود تا اینکه وفات یافت و او را به مقبره مالکآباد به خاک سپردند و از او فرزندی باقی نماند. بدین جهت بعضی احتمال دادهاند که در این بقعه دو تن از احفاد محمد حنفیّه مدفون باشند. ولی آنکه با لوح مزار تطبیق دارد همان ابو احمد محمد است که سلسله نسب وی در اول ذکر گردید.
برای حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام از خوله دختر جعفر بن قیس بن مسلم (مسلمة) بن عبدالله بن ثعلبة بن یربوع بن ثعلبة بن الدُئل بن حنفیّة بن لجیم (الجیم) فرزند پسری به دنیا آمد که بنا به نقلی پیامبر گرامی اسلام قبل از تولّدش به چنین فرزندی خبر داده و نام و کنیه خود را به او عطا کرده بود.(1)
وی در ماه ربیع الاول سال 81 ه . ق در سن 65 سالگی از دنیا رفت محل دفن وی را بعضی طائف و بعضی مدینه و در بقیع میدانند. بنابراین ولادتش باید در سال 16 هجری قمری باشد.
غیر از محمد حنفیّه کسی را این افتخار نبود که نام و کنیه رسول خدا در او جمع شود ولی به اعطاء خود پیامبر صلی الله علیه و آله نامش محمد و کنیهاش ابوالقاسم بود اما چون از مادری از قبیله حنفیّه متولد گردید، به محمد حنفیّه مشهور گشت(2).
محمد حنفیّه بعد از حضرت امام حسن و امام حسین علیهما السلام بزرگترین پسر حضرت علی بن ابیطالب علیهالسلام و مردی عالم و شجاع و قوی بود. در «کشف الغمة» نوشته شده: که به جناب محمد حنفیّه گفتند: پدر بزرگوارت علی علیهالسلام تو را به میدان میفرستد و در فرستادن حسن و حسین علیهما السلام به میدان جنگ بخل میورزد؟
جواب داد: «هُما عَیْناهُ وَ أنَا یَدهُ وَ الاْءنْسانُ یَقی عَیْنَیْهِ بِیَدِهِ؛ حسن و حسین
[به منزله] دو چشم پدرم و من به مانند دست اویم، بدیهی است که انسان چشمهای خود را به وسیله دستش حفظ میکند.
بار دیگر در جواب گفت: «اَنَا وَلَدُهُ وَ هُما وَلَدا رَسُولِ الله صلیاللهعلیهوآله ؛ من فرزند پدرم علی علیهالسلام هستم ولی حسن و حسین فرزندان رسول خدا میباشند یعنی به جاست که من پیشمرگ آنان باشم». وی هیچگاه ادّعای امامت نداشت در حالی که در زهد و تقوا و علم و دانش و شجاعت و قوت سرآمد دیگران بود. بدین جهت جماعت کیسانیّه او را مهدی آخر الزّمان پنداشتند و میگویند در کوه رضوی غائب(1)شده است.
در تعداد فرزندان محمد حنفیّه میان علما اتفاقنظر است، مورّخین برای وی 14 پسر و 10 دختر که جمعا 24 فرزند میشود، ذکر کردهاند و ادامه نسل وی را از دو فرزندش «علی» و «جعفر» دانستهاند، و از نسل وی اعقابی عالم، متّقی در شهرهای مختلف چون قم، اصفهان، فارس و دیگر شهرها زندگی میکردند و مردم از نور وجود آنها بهرهمند میشدند.(2)امروز نیز مرقد بعضی از آنان چون شاهزاده ابو احمد محمد، و شاهزاده سید علی در قم، چون ستارهای درخشان نورافشانی میکنند. و مردم از فیوضات و کرامات آنها بهرهمندند.
بقعه شاهزاده ابو احمد محمد نسبتا در وسط صحن واقع شده، که در جانب شرقی و مدخل آن ایوانچهای است به دهانه 5/2 متر، عرض 2 متر با جدار ساده سفیدکاری شده و پوشش مقرنس گچی که در حسن قطار و زیبایی ممتازند در داخل هر یک از حوضچههای مقرنس اسامی مقدّسات و صلوات بر معصومین گچبری شده بود که در تعمیرات قابل خواندن نمیباشد. در زیر همین مقرنس، کتیبهای از کاشی خشتی که روی آن به خط نستعلیق سفیدی عبارت «شاهزاده احمد بن محمد حنفیّه» نوشته شده است.
در روی بقعه گنبدی هرمی است به ارتفاع تقریبی 4 متر که نماسازی آن با جوزهای ساده آجری که اسپر هر نمایی مزیّن به کاشیهای الوان و فیروزهای که متضمن کتیبهای به خط بنایی از کاشیهای الوان که روی بعضی از آن به جملههای «الملک لله» یا «لا ملک اِلاّ لِله» و در قسمتی نام مبارک امام متقیان حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام به طور تکراری دیده میشود و همچنین در اطراف و منتهی الیه عنق گلوبندی زنجیری است که کلمات سابق الذکر در آن به طور مکرّر به چشم میخورد و بدنه هرمی گنبد هم آراسته به کاشیهای دوالی است که روی هر ترکی از بالا به پایین نام جلاله و اسم محمد صلی الله علیه و آله و دو نام علی به طور متعاکس به خط کوفی بنایی مزیّن گشته است.
در زیر گنبد روی طاقچهها کتیبهای است به عرض 60 سانتیمتر که بسیار زیبا و با خط برجسته ثلثی که آراسته به گل و بوته میباشد، سوره
مبارکه «انّا فتحنا» به طور کامل گچبری شده است که جا دادن این سوره بدون کم و کاست در این کمربند کمال مهارت استاد آن را نشان میدهد. بنای این بقعه در سال 932 ه . ق به امر شاه طهماسب حسینی موسوی صفوی بوده که الان کاشیهای مربوط به آن تخریب و منهدم گشته است(1).
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران توجّهات زیادی به بقعه مبارکه امامزاده ابو احمد محمد مبذول گشته است، که ساخت مدخل بزرگ به صحن و حصار اطراف بقعه و مسطح نمودن اطراف صحن و تعمیر بقعه و نصب ضریح آلومینیم از جمله اقدامات مهمی است که صورت گرفته است.
در منطقه اراضی جمر و سعدآباد، بین امامزاده خاکفرج و امامزاده ابو احمد محمد بن محمد حنفیّه مدفن چهار امامزاده بزرگوار است که زمانی این بقعه شریف به اسم خادمش «ملاّ آقا بابا» نیز معروف بوده است. این بقعه در ابتدای خیابان 15 خرداد به فاصله کمی بعد از میدان جهاد، در خیابان فرعی به نام 20 متری حائری در جنب مدرسه علمیه امام خمینی (قدّس سرّه) قرار دارد.
تعیین مدفونین در این بارگاه شریف به طور دقیق کار آسانی نیست ذکر احتمالاتی که مورّخین دادهاند شاید راهگشای تعیین آنها در
1) 1. ر.ک. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 614.
تحقیقات دیگر محقّقین باشد.
آنچه عباس فیض اختیار نموده و در بازسازی جدید امامزاده در سال 1368 ه . ش، بر سنگ قبر آنان حجّاری شده چنین است: «سید جلیل القدر حضرت ابو عبدالله حسین بن علی بن عمر بن حسن الافطس بن علی الاصغر بن علی بن الحسین زین العابدین علیهالسلام و سه فرزند ایشان به نامهای «ابو محمد حسن» و «ابو علی محمد» و «ابو طالب محسن»(1)شواهدی که در کتب انساب و تاریخ به چشم میخورد، این سلسله نسب را تا اندازه زیادی تأیید میکند. زیرا در تمام کتب انساب و تاریخ نسل علی الاصغر فرزند امام زین العابدین علیهالسلام را از حسن افطس میدانند(2)و حسن افطس دارای فرزندان بسیاری بود، اما نسل وی از پنج پسر باقی ماند: 1 ـ علی الحوری(3)، 2 ـ ابو محمد الحسن المکفوک، 3 ـ عبدالله الشهید 4ـ الحسین، 5 ـ عمر(4).
اما نسل عمر بن حسن افطس بن علی از یک پسر به نام علی ملقّب به بَرْطُله ادامه یافته است و نسل علی بن عمر بن حسن افطس از پنج پسر به نامهای: 1 ـ ابو طاهر ابراهیم، 2 ـ عمر، 3 ـ ابوالحسن محمد،
1) 1. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 591.
2) 2. ر.ک. الفخری فی انساب الطالبیّین، ازروقانی، ص 80 ؛ عمدة الطالب، ص 304؛ تهذیب الانساب، ص 253؛ منتهی الآمال، ج 2، ص 157.
3) 3. الحَوْری، منسوب به حَوْرَه، قریهای در اطراف فرات، و در الفخری، ص 80، و عمدة الطالب، ص 306، به جای کلمه «الحوری» «الخَزَری» یا «الحریری» آمده است.
4) 4. عمر بن حسن افطس از کسانی است که همراه حسین بن علی علیهالسلام در فخ حاضر شد و شهید گردید. ر.ک. المجدی، ص 220؛ الفخری، ص 84 .
4ـ ابو عبدالله الحسین(1)، 5 ـ احمد ادامه یافت.
مرحوم فیض مینویسد: ابو عبدالله الحسین در اصفهان ساکن بود و دارای دو دختر و سه پسر به اسامی: ابوطالب محسن، ابو محمد حسن و ابوالحسن علی بَرْطُله بوده است که با این پنج فرزند به قم هجرت کرده است و در این شهر هم از او پسری به نام ابو علی محمد الرئیس به دنیا آمده است.(2)از آن میان، ابو الحسن علی برطله از قم به «آوه» نقل مکان کرد و در آنجا برای وی پسرانی به نامهای: ابو جعفر محمد، و ابو محمد حسن برطله، و ابوالعباس طیّب و ابوالحسین طاهر به دنیا آمدند. که شاهزاده طیّب و طاهر از آوه به قم آمده متوطّن شدند و در همین شهر وفات یافتند که الآن بقعه متبرکه آنها در جاده سراجه مزار مؤمنین میباشد. با این شواهد و تصریح بعضی از مؤلفین کتب انساب، مدفونین در این بقعه همانگونه که ذکر شد: ابو عبدالله حسین بن علی بن عمر بن حسن افطس فرزند علی اصغر ابن امام زین العابدین علیهالسلام و سه فرزند وی با اسامی که بیان گردید میباشند.
ناصر الشریعة بعد از پذیرش اینکه در این بقعه شریف چهار امامزاده مدفون میباشند در سلسله نسب آنها چند احتمال را ذکر کرده است:
1 ـ احتمال دارد که شاهزاده حسین، جناب حسین بن حسن بن حسین بن حسن افطس بن علی بن امام زین العابدین علیهالسلام باشد.
2 ـ شاید حسن (که در این بقعه مدفون میباشد) پدر همین حسین باشد.
3 ـ احتمال دارد که شاهزاده حسن جناب حسن بن عباس بن عبدالله الشهید ابن حسن افطس بن علی بن امام زین العابدین علیهالسلام باشد.
4 ـ احتمال دارد که شاهزاده حسین، جناب حسین بن علی بن عمر بن حسن افطس بن علی بن امام زین العابدین علیهالسلام باشد.(1)
اما سه احتمال اول وی، دلیل و شاهدی برای آن وجود ندارد و در کتب انساب از ورود آنها به قم ذکری به میان نیامده است.
و احتمال چهارمی که ذکر نموده است همان است که ما قبلاً با شواهد و قرائن تأیید و آنرا اختیار نمودیم.
صاحب «انوار المشعشعین» نیز ابتدا مطابق مشهور بین مردم و موافق لوح قدیم مزارشان، مدفونین در این بقعه را چهار تن از احفاد حضرت امام سجاد علیهالسلام به نامهای: حسین، محمد، احمد و حسن تعیین کرده و بیانات خود را به زیارتنامهای که در بقعه موجود بوده است متکی نموده سپس به استناد کتاب «تاریخ قم» احتمالاتی در سلسله نسب آنها یا احیانا تغییر نامی از آنها ذکر نموده است:
احتمالات انوار المشعشعین:
1 ـ حسن بن عباس بن عبدالله الشهید بن حسن افطس بن علی بن
1) 1. تاریخ قم، ناصر الشریعة، ص 130.
امام زین العابدین علیهالسلام.
2 ـ محمد بن حسن بن عباس بن عبدالله الشهید بن حسن افطس بن علی بن امام زین العابدین علیهالسلام.
3 ـ عبدالله ابیض ابن عباس بن عبدالله الشهید ابن حسن افطس بن علی بن امام زین العابدین علیهالسلام.
4 ـ احمد بن عباس بن عبدالله ابیض بن عباس بن عبدالله الشهید بن حسن افطس بن علی بن امام زین العابدین علیهالسلام.
باز همو گوید احتمال دارد سلسله نسب آنها چنین باشد:
ابوالفضل حسین بن حسن بن حسین بن حسن افطس بن امام زین العابدین علیهالسلام و فرزندش محمد بن حسین، و فرزند محمد به نام ابوالعباس احمد بن محمد بن حسین، و حسن بن عباس بن عبدالله الشهید بن حسن افطس.(1)ولی دلایل و شواهدی که برای این احتمالات ذکر کرده است خالی از ضعف نیست.
همانگونه که گذشت شاهزاده حسین از نوادگان علیاصغر فرزند امام زین العابدین علیهالسلام است. علی اصغر کوچکترین فرزند امام سجاد علیهالسلام میباشد که آن حضرت او را به نام برادرش که در کربلا شهید شد نامید، مادرش ام ولد و کنیهاش ابوالحسن، صاحب شرافت و جلالت قدر و آثار فضائل و مناقب در او هویدا بود. علی اصغر در سن سی
1) 1. انوار المشعشعین، ج 2، ص 89.
سالگی در ینبع فوت کرد و قبرش در همانجا میباشد.(1)
نسل علی اصغر از فرزندش حسن افطس ادامه یافت، قبل از اینکه حسن افطس از مادرش که ام ولد بود متولد گردد پدرش از دنیا رفت. حسن کمکم رشد کرد و جوانی رشید و شجاع گردید، وی با محمد بن عبدالله بن حسن نفس زکیّه قیام نمود و پرچمی سفید در دست داشت هیچکس در شجاعت مانند او در سپاه نفس زکیّه یافت نمیشد، او به سبب طول قامت رمح آل ابی طالب نامیده میشد. چون محمد نفس زکیّه و افراد او به شهادت رسیدند، حسن افطس مخفی گردید و هنگامی که امام صادق علیهالسلام به عراق هجرت کرد، نزد خلیفه منصور دوانقی رفت و به او فرمود آیا میخواهی به رسول خدا صلی الله علیه و آله احسانی کرده باشی؟
منصور گفت: بلی یا ابا عبدالله!
امام صادق فرمود: از حسن افطس در گذر. خلیفه هم پذیرفت و حسن از مخفیگاه خود بیرون آمد(2).
بقعه چهار امامزاده یکی از مشاهد بسیار زیبا و پرمعنویت شهر قم است در صحن اطراف آن درختانی بلند وجود دارد که زائرین از سایه این درختان استفاده میکنند. این بقعه دارای دو مدخل به صحن است
یکی از سوی خیابان که متصل به کفشکنی حرم است. و دومی آن از کوچه پشت امامزاده به صحن مشجّر آن باز میشود در وسط صحن حوضی به طول و عرض تقریبی 4 متر وجود دارد. در مقابل همین حوض، مدخل اصلی روضه مطهّر از صحن به حرم است.
ضریح مطهّر با سنگ مرمر سنگگاری شده و در هر طرف این ضریح دو پنجره مشبّک از نقره و مطلاّ به عرض و ارتفاع 40 سانتیمتر که برای دیدن قبر و انداختن نذورات به داخل مرقد استفاده میشود. در دو طرف ضریح مطّهر دو حجره باز و متصل به روضه مقدسه وجود دارد که برای زوّاری که قصد توسل دارند جای وسیعی است.
بر مزار بقعه گنبدی هرمی شانزده تَرکی به ارتفاع تقریبی 4 متر از سطح بام، آراسته به کاشیهای الوان به رنگ فیروزه که با گلهای کوچک مزیّن شده است و در هر قسمت آن از بالا به پایین اول اسم جلاله «الله» و بعد اسماء مبارک پنج تن آل عبا به ترتیب «محمد صلی الله علیه و آله»، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام به چشم میخورد که به زیبایی گنبد افزوده است.
روبهروی درب شمالی مسجد امام حسن عسکری علیهالسلام مرقد مطهر امامزاده ناصر الدّین علی واقع است.
وی مردی جلیل القدر و دارای شخصیتی برجسته بود که در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم میزیست.
آنگونه که در کتب انساب آمده و روی سنگ قبر نیز حکاکی شده سلسله نسب وی چنین است: «سید جلیل القدر ناصر الدین علی بن مهدی بن محمد بن حسین بن زید بن محمد بن احمد بن جعفر بن محمد بن عبدالرّحمن بن محمد البطحانی(1)بن قاسم بن حسن بن زید بن امام حسن مجتبی علیهالسلام»(2).
بر روی سنگ قبر چنین حکاکی شده: «بسم الله الرحمن الرحیم: مرقد مطهّر سید جلیل ناصر الدین علی بن مهدی بطحانی از نوادگان امام حسن مجتبی علیهالسلام که در سال 828 هجری قمری در قم رحلت یافت به نقل از کتاب «گنجینه آثار قم» بازسازی 1411 هجری قمری اداره اوقاف قم» و اطراف این نوشتار سلسله نسب وی همانگونه که در ابتدا ذکر شد حکاکی شده است.
مرحوم فیض معتقد است که بعضی از افراد از سلسله نسب وی ساقط شده و بر این عقیده استدلالی نیز ذکر کرده است.(3)اما آن چنانکه محدّث قمی و دیگر علمای انساب تصریح کردهاند(4)سلسله نسب وی همان است که ذکر گردید.
1) 1. بطحائی و به روایتی بطحانی، محلهای است در مدینه و بعضی او را منسوب به بطحا دانستهاند، ر.ک. منتهی الآمال، ج 1، ص 300.
2) 2. تاریخ قم، ناصر الشریعة، ص 125 و 126؛ گنجینه آثار قم، ج 2، ص 686.
3) 3. انجم فروزان، ص 156 و 157؛ گنجینه آثار قم، ج 2، ص 686.
4) 4. منتهی الآمال، ج 1، ص 300؛ عمدة الطالب، ص 51؛ گنجینه آثار قم، ج 2، ص 686 و 685.
محدّث قمی از صاحب «عمدة الطالب» نقل کرده است که ناصر الدّین در مدرسهای واقع در محله سورانیک(1)در بازار قم مدفون میباشد.
در سلسله نسب امامزاده ناصر الدّین علی افراد برجسته و فرهیختهای وجود دارد جد اعلای وی ابوالحسن زید بن امام حسن مجتبی علیهالسلام است. شیخ مفید رحمة الله علیه مینویسد: او متولی صدقات رسول الله صلی الله علیه و آله بود. وی شخصی جلیل القدر و کریم الطبع و طیّب النفس و کثیر الاحسان بود، شعرا او را مدح نموده و در فضائل او بسیار سخن گفتهاند. و مردم برای بهرهمندی از احسان او از راههای دور به خدمتش میرسیدند.
تاریخنویسان ذکر نمودهاند: که سلیمان بن عبد الملک وقتی بر مسند خلافت نشست به حاکم مدینه نوشت. «اما بعد فاذا جاءک کتابی هذا فاعزل زیدا عن صدقات رسول الله و ادفعها الی فلان بن فلان رجل من قومه و اعنه ما استعانک علیه و السلام»
یعنی وقتی این نامه من به دستت رسید، زید را از سرپرستی صدقات رسول الله عزل کن و به دست کس دیگری از قوم خودش بسپار و او را کمک کن و السّلام.
1) 1. این کلمه اکنون استعمال نمیشود و ظاهرا اسم این محله است و در انجم فروزان، ص 107، راههایی برای وجه تسمیه آن ذکر شده است.
حاکم مدینه حسب الامر سلیمان، زید را از تولیت صدقات عزل کرد و دیگری را متولی ساخت. وقتی خلافت به عمر بن عبد العزیز رسید به وسیله نامهای به حاکم مدینه دوباره سرپرستی صدقات رسول الله را به زید بازگرداند.
زید بن حسن نود سال عمر کرد و چون از دنیا رفت جماعتی از شعرا در مرثیه او شعر سرودند.(1)
همسر زید بن حسن، لبابه دختر عبدالله بن عباس است که قبلاً همسر حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام بود. چون آن حضرت در کربلا شهید شد زید او را به تزویج خود در آورد. و از او دو فرزند به نام حسن و نفیسه دارد.
ابو محمد حسن بن زید، مردی باسخاوت بود که از جانب منصور دوانیقی پنج سال حکومت مدینه را داشت، پس از آن منصور بر او غضب کرد و او را عزل نمود. اموالش را مصادره و او را در بغداد حبس کرد. تا اینکه منصور از دنیا رفت و مهدی خلیفه شد. مهدی او را از زندان بیرون آورد. و اموالی که از او مصادره شده بود به او باز گرداند و در نهایت حسن بن زید در راه سفر حج در «حاجز» وفات کرد.
حسن بن زید هفت پسر داشت. که بزرگترین همه، ابو محمد قاسم بود، مادرش ام سلمه دختر حسین اثرم است. او مردی پارسا، پرهیزگار و صاحب چهار پسر و دو دختر بود. یکی از فرزندانش محمد بطحانی است که از اجداد ناصر الدّین علی میباشد. او به سبب طول اقامتش در
1) 1. منتهی الآمال، ج 1، ص 294 و 295.
بطحان یا ساکن بودن در بطحان، بطحانی خوانده میشد. وی نیز صاحب اولاد و عشیره و فقیه و عالم و پدر قبایل بود(1).
تمام امامزادگان بزرگوار دارای کرامت هستند. اما خیلی از کرامات این بزرگواران در جایی ثبت و ضبط نشده است.
اما درباره امامزاده ناصر الدّین، بعضی از کراماتش در کتابی به نام «کرامات شاهزاده ناصر» چاپ شده و چاپ اول آن در زمستان 1382 منتشر شده است. در این کتاب بیش از 25 کرامت از این امامزاده بزرگوار ثبت شده که به عنوان نمونه یکی از آنها را ذکر میکنیم:
در تاریخ 9 / 10 / 80 جوانی وارد امامزاده شد گفت آقا شما خادم اینجا هستید گفتم بله گفت خوشا به حالت! گفتم چطور، گفت: آقا شما را خیلی دوست داشته که خادم این مکان مقدس شدید. پرسیدم چرا؟ پاسخ داد خیلی آقاست. گفت برادری دارم که 19 سال دارد. ایشان دچار دل درد و تهوع شدیدی شده بود همه جا دکتر بردم و آزمایش دادم ولی نتیجه نگرفتم. جواب آزمایشات چیزی را نشان نمیداد. یک شب ساعت دو بعد از نیمه شب حالش بدتر شد. او را به بیمارستان بردم. پس از اینکه حالش کمی بهتر شد به طرف منزل به راه افتادیم. در راه راننده تاکسی سؤال کرد چه اتفاقی افتاده؟ من هم ماجرا را گفتم سپس راننده گفت: چرا او را به امامزاده ناصرالدّین نمیبرید. بعد ما را آورد
1) 1. منتهی الآمال، ج 1، ص 294، 300.
مقابل درب امامزاده، متوسل به امامزاده ناصرالدّین شدیم و نذر کردم اگر برادرم خوب شود فردا صبح زود به پابوست خواهم آمد و یک گوسفند قربانی کرده، گوشت آن را بین فقرا تقسیم میکنم. بعد به طرف خانه حرکت کردیم برادرم حالش به یک باره خوب شد. و دیگر آثاری از دل درد و حالت تهوع باقی نماند. از آن روز هر هفته به پا بوس آقا میآیم.(1)
ناصرالدّین علی دارای فرزندانی بوده که نام یکی از آنها در کتب تاریخ آمده: محمد بن ناصرالدین علی، یکی از فرزندان امامزاده ناصرالدّین میباشد که او نیز اعقابی در قم داشته است. یکی از آنها عبدالله بن محمد بن ناصرالدّین علی است وی نیز فرزندی به نام محمد داشته که فرزندش عبدالله بن محمد بن عبدالله بن محمد بن ناصرالدّین در پایین پای حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها مدفون است.(2)
بارگاه ناصرالدّین علی بدون صحن و بیوتات و از آثار قرن دوازدهم یا اواخر دوره صفویه است که همزمان با ایوان مسجدامام حسن
عسکری علیهالسلام بنا گردیده است.
این بقعه به صورت مربع مختلف الاضلاع به طول تقریبی 4 و عرض 5/3 متر است در وسط آن ضریح بسیار عالی است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به زعامت رهبر بزرگ جهان اسلام حضرت امام خمینی رحمة الله علیه ساخته شده و نصب گردیده است جدار این بقعه با کاشیهای فیروزه فام ساده و خشتی کاشیکاری و آیینهکاری شده میباشد.
سازندگان ضریح سید مصطفی و سلیم حمدانی و شیخ شبانی میباشند و نجّاری آن توسط حاج اکبر خموشیان صورت گرفته و در اصفهان به اتمام رسیده است و در سال 1370 بر سر تربت این امامزاده نصب گردیده است. و آیات قرآن از سوره فتح بالای این ضریح مطهّر را مزیّن نموده و زیر آن این اشعار محتشم قلمزنی گردیده است :
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
تا آخر این ابیات .
بر بالای بقعه گنبدی کوچک به ارتفاع 35/1 متر و دو گلدسته به ارتفاع 15/1 متر بدون تزیین و کاشیکاری میباشد.
بعضی این بقعه را متعلق به احمد بن اسحاق دانسته، احتمال دادهاند که وی نیز در این بقعه مدفون باشد. برای توضیح این مطلب باید گفت در قم دو نفر به نام احمد بن اسحاق زندگی میکردند.
1 ـ احمد بن اسحاق بن ابراهیم بن موسی بن ابراهیم بن امام
موسی کاظم علیهالسلام که در فاصله حدود 7 متر از امامزاده حمزه روبهروی میدان کهنه مدفون میباشد و دارای بارگاه مستقلی است. اما محدث قمی، احتمال داده است که وی در بقعه ناصرالدّین علی مدفون باشد.(1)
2 ـ احمد بن اسحاق اشعری که از ناحیه امام حسن عسکری علیهالسلام در قم وکیل آن امام همام بود و در مراجعت از سامرا در «حلوان» که امروز آنرا سر پل ذهاب مینامند وفات کرد و در همانجا مدفون گردید و مزارش تا به امروز زیارتگاه مردم است.
رمز انتساب این بقعه به احمد بن اسحاق این است که وی زمانی که مسجد امام را به امر امام حسن عسکری علیهالسلام بنا نمود، آن بقعه را جهت مدفن خویش آراسته نمود. تا اینکه وی در سر پل ذهاب از دنیا رفت و همانجا به خاک سپرده شد. این بقعه بدون استفاده و رو به خرابی میرفت.
در عصر سلطان «برکیارق امیرایپک» مدرسهای بنا شد و این بقعه یکی از حجرات آن مدرسه گردید. وقتی ناصرالدّین علی بطحانی در سال 828 ق. در قم وفات یافت جسد مطهّر او را در این بقعه که بدون مانع بود به خاک سپردند.(2)بدین جهت این بقعه به نام احمد بن اسحاق اشتهار داشت.
در خیابان آذر (طالقانی) روبهروی میدان ترهبارفروشی (میدان کهنه) داخل کوچه، مرقد مطهّر امامزاده حمزه قرار دارد. بنا به تصریح علمای انساب وی در جوار پدر بزرگوارش حسین و جد ارجمندش احمد بن اسحاق مدفون میباشد، ولی به واسطه شهرت و فضیلتی که حمزه داشته این مجموعه به نام وی شهرت یافته است.(1)
بنا به تصریح تاریخ قم، امامزاده حمزه فرزند حسین در قم دارای موقعیت بزرگی بوده وی مردی عالم، فاضل، و در همین شهر وفات یافته و در همین مکانی که به نام وی میباشد دفن گردیده است.
در اینکه در این بقعه چه کسی مدفون است، نظرات مختلفی وجود دارد. و هر کدام برای عقیده خود دلایلی اقامه نمودهاند. که نقل اقوال و نقض و ابرام آن بحث را طولانی میکند.
آنچه مسلم است و مورد تأیید اکثر تاریخنویسان و علمای انساب میباشد سلسله نسب امامزاده حمزه مدفون دراین بقعه از این قراراست:
حمزة بن ابو عبدالله حسین بن احمد بن اسحق بن ابراهیم المعسکر بن موسی ابی السّبحة بن ابراهیم المرتضی بن امام موسی کاظم علیهالسلام.(2)
در چهار موضع دیگر نیز به نام امامزاده حمزه بارگاه وجود دارد که هر کدام از آنها سلسله نسب خاص دیگری دارند که در جای خودش ثابت شده است آن چهار موضع عبارتند از: 1 ـ شیراز، 2 ـ ترشیز (کاشمر) 3 ـ سیرجان 4 ـ ری (در جوار عبدالعظیم حسنی)(1).
امامزاده ابو علی احمد بن اسحاق موسوی جدّ امامزاده حمزه متوفای اواسط قرن چهارم هجری در بقعهای جداگانه در طرف جنوب مرقد امامزاده حمزه مدفون میباشد.(2)وی همانگونه که در بخش امامزاده ناصرالدّین علی بیان شد، غیر از احمد بن اسحاق اشعری قمی است که وکیل امام حسن عسکری علیهالسلام بود و در راه بازگشت از سامرا در سر پل ذهاب درگذشت و مرقد وی در همانجا زیارتگاه مؤمنین است. مرقد احمد بن اسحاق موسوی در 7 متری مزار نوهاش امامزاده حمزه واقع است.
روی قبرش که با کاشیکاری ملوّن، با رنگهای زرد و آبی لاجوردی مزیّن است با خط سفید در زمینه سبز چنین نوشته شده: «احمد بن اسحق بن ابراهیم بن موسی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر علیهما السلام».
ضریح مشبک از جنس آلومینیم روی قبر قرار دارد. زیر گنبد آیینهکاری است در کمربندی داخل گنبد با خط زرد و زمینه آبی نوشته
شده: «این بنا با همّت حاج میرزا علی بزرگزاده و کمک افراد خیّر در سال 1397 ه . ق به اتمام رسید، با معماری حاج مهدی خداداد». سپس اسماء ائمه معصومین علیهم السلام با خطی زیبا نوشته شده است. بر مزار این بقعه قبهای عرقچینی و آجرپوش وجود دارد مانند گنبد امامزاده احمد بن قاسم که در دروازه قلعه مدفون است.
ابو عبدالله حسین فرزند احمد بن اسحاق موسوی و پدر بزرگوار امامزاده حمزه، مردی عاقل و عالم بود. وی دختر ابوالقاسم حمزه، فرزند امامزاده سید علی (مدفون در بیرون دروازه ری قم) را به همسری خود در آورد و از وی چهار پسر به نام حمزه و ابوالحسن علی، و ابوالفضل محمد و ابو محمد حسین و همچنین چهار دختر به دنیا آمد.(1)مرحوم فیض معتقد است وی در بقعه پدرش احمد بن اسحاق مدفون میباشد و کس دیگری به این مطلب اشاره نکرده است.(2)اسحاق بن ابراهیم، جدّ اعلای امامزاده حمزه نیز در ساوه مدفون است و دارای گنبد و بارگاه مجلّلی است.(3)
بقعه امامزاده حمزه مشتمل بر رواقهای مجلّل و ایوان و کفشکنها و حجرات گوناگونی است که به شهادت سبک بنا از آثار قرن هشتم مینماید علاوه بر اینکه لوح کاشی مرقد وی نیز مؤیّد این سخن است.
و در عصر شاه طهماسب صفوی تزیین و تعمیر کلی و اساسی یافته است. بر مزار بقعه گنبدی از آثار اتابک اعظم است که در سال 1301 ه . ق همزمان با بنای گلدستههای بلند و ایوان آیینه و صحن بزرگ فاطمه معصومه سلام الله علیها ساخته شده است. سبک ساختمان از ابتکارات مرحوم استاد حسن معمار قمی است که در نوع خود یگانه است و در هیچ یک از مشاهد متبرکه دیگر برای آن شبیهی وجود ندارد.
ارتفاع گنبد از سطح بام حدود هشت متر و نیم و سراپا مزیّن به کاشیهای گرهی و احیانا دوالی فیروزه فام میباشد. در جانب شرقی بقعه ایوانی است با شکوه از آثار صفویّه که تزیینات کاشی آن به فرمان اتابک تعمیر شده است.
در پیشانی ایوان بزرگ کاشی خشتی زمینه لاجوردی است که به خط نستعلیق سفید روی آن عبارات و آیاتی نوشته شده است. و این سه بیت متن کتیبه است:
این کفشکن سلیل موسای کظیم کو طعنه زند به طور موسای کلیم
بنیاد اصغر ابراهیم است چونانکه بنای کعبه کرد ابراهیم
این واد مقدّس است فاخلع نعلیک وین باب خداست فادخلوا للتعظیم
بقعه امامزاده حمزه از سه جهت شمالی و جنوبی و شرقی، محاط به سه صحن و از جانب غربی محدود به رواق یا حسینیه است. و صحن شرقی نسبتا وسیع و معمور است. زیر گنبد بزرگ روضه مطهّر امامزاده حمزه وجود دارد که دیوار و زوایای روضه مقرنسکاری و با آیینههای بزرگ و کوچک مزیّن میباشد.
در وسط روضه ضریح امامزاده حمزه که بسیار زیبا و مطلاّ و نقرهکاری شده موجود میباشد این ضریح را جناب آقایان احمد و عباس پرورش ساختهاند و قلمزنی آن توسط حسین عباسپور و نجّاری حاج نعمت الله حیدرزاده، در سال 1371 ه . ق در اصفهان صورت گرفته و بر سر تربت شاهزاده حمزه نصب گردیده است. بالای ضریح مطهّر بعد از بسم الله آیاتی نوشته شده و زیر آن آیات اشعاری قلمزنی گشته است. در بالای درب ورودی ضریح مطهّر بعد از آیه «نَصْرٌ مِنَ اللّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ» اسامی سازندگان و قلمزن و نجّار آن حک گردیده است، و بر اطراف ضریح اسماء ائمه علیهم السلام قلمزنی شده است.(1)
1) 1. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 452-444.
2) 2. در تعداد فرزندان امام جواد علیهالسلام میان علمای رجال و تاریخ مورد اختلاف است: شیخ مفید(ره) مینویسد: فرزندان وی عبارتند از: دو پسر و دو دختر به نامهای: 1 ـ علی بن محمد (امام دهم شیعیان) 2ـ حضرت موسی مبرقع 3 ـ فاطمه 4 ـ امامه. ر.ک. الارشاد، ترجمه رسولی محلاّتی، ج 2، ص 284. شیخ مفید تصریح میکند که امام جواد علیهالسلام به غیر از این دو پسر، پسر دیگری نداشته است. ابن شهر آشوب پسران آن حضرت را مانند شیخ مفید نقل کرده است (علی بن محمد و موسی مبرقع) ولی در تعداد دختران اختلاف دارد و چنین مینویسد که آن حضرت سه دختر داشت به نامهای 1ـ حکیمه، 2ـ ام کلثوم، 3- خدیجه، ر.ک. مناقب آل ابیطالب، ج 1، ص 380. مرحوم محدث قمی به نقل از سید فاضل نسّابه، ضامن بن شدقم حسنی مینویسد که امام جواد علیهالسلام چهار پسر و چهار دختر به این اسامی داشت: 1 ـ ابوالحسن امام علی النّقی علیهالسلام 2 ـ ابو احمد موسی مبرقع 3 ـ ابو احمد حسین 4 ـ ابو موسی عمران 5 ـ فاطمه 6 ـ خدیجه 7 ـ ام کلثوم 8 ـ حکیمه. ر.ک. منتهی الآمال، ج 2، ص 398. پس آنچه همه بر آن اتفاقنظر دارند آن است که موسی مبرقع فرزند امام جواد علیهالسلام است.
تاریخ 214 ه . ق دو سال بعد از میلاد علی بن محمد، امام هادی علیهالسلام در مدینه متولد شد.(1)
پدر بزرگوارش، نهمین امام معصوم، حضرت محمد بن علی، جواد الائمه علیهالسلام است. وی در دهم رجب سال 195 ه . ق در مدینه متولد شد. پدر ارجمندش، علی بن موسی الرضا علیهالسلام هنگام تولدش چنین فرمود: «قَدْ وُلِدَ لی شَبیهُ مُوسی بن عِمْران، فالِقِ الْبِحارِ، وَ شَبیهُ عیسَی بْنِ مَرْیَم قُدِّسَتْ اُمٌّ وَلَّدَتْهُ»(2).
فرزندی برای من به دنیا آمد که شبیه حضرت موسی بن عمران علیهالسلام شکافنده دریاها و نظیر حضرت عیسی علیهالسلام، مادرش زنی پاک و مقدس است.
و نیز فرمود: «هذا المَوْلُودُ الَّذی لَمْ یُولَدْ مَوْلُودٌ اَعْظَمُ عَلی شیعَتنا بَرَکَةً مِنْهُ»؛(3)این نوزادی است که مولودی برای شیعیان ما پر برکتتر از او به
دنیا نیامده است». خاندان حضرت امام رضا علیهالسلام شیعیان، از حضرت جواد علیهالسلام به عنوان «مولودی پر خیر و برکت» یاد میکنند، و این عنوان از اینرو به آن حضرت داده شده است که امام رضا علیهالسلام مکرّر او را به این عنوان یاد میکرد.(1)
پس از شهادت حضرت رضا علیهالسلام در سال 203 ه .ق. مأمون در سال 204 به بغداد رفت و آنجا را دارالخلافه قرار داد. در همانجا برای امام جواد علیهالسلام که در مدینه بود، نامه نوشت و او را به بغداد دعوت کرد. امام جواد علیهالسلام به ناچار، این دعوت را پذیرفت و مدینه را به قصد بغداد ترک کرد، هنگامی که وارد بغداد شد، مورد احترام شایان مأمون قرار گرفت، مأمون آن حضرت را در یکی از خانههای مجاور خانه خودش، اسکان داد و دخترش زینب را که با کنیه امّ الفضل خوانده میشد به عقد ازدواج امام جواد درآورد.(2)
«اقدام مأمون به تزویج دخترش امالفضل برای امام جواد علیهالسلام با هدف تظاهر به دوستی و احترام به آن حضرت صورت گرفته است، این رفتار بیش از آن چیزی نیست که پیش از او در مورد پدرش امام رضا علیهالسلام انجام داده بود و دخترش را به همسری آن حضرت در آورده و به اظهار احترام و تعظیم او میپرداخت تا آنجا که برای ولایت عهدی او بیعت گرفت همانطور که آن اقدامات و اعمال قطعا و یقینا از روی زیرکی و تزویر و سوء نیت بوده است در این مورد نیز باید همینطور باشد. به خصوص که دلایل و توجیهات برای ادامه آن مکر و فریبها همچنان وجود دارد. یکی از قراین و شواهد این است که مأمون، امام جواد علیهالسلام را مورد آزمون قرار میدهد. و جلساتی برای این کار اختصاص میدهد و یحیی بن اکثم سؤالات سختی را مطرح میکند... در پاورقی همین صفحه آمده است: از آنجا که ما شکی نداریم در اینکه امام علیهالسلام مقاصد و اهداف واقعی مأمون را از اینگونه کارها میدانست و یقین داشت که این مرد همان کسی است که دیروز مرتکب جنایت قتل پدرش امام رضا علیهالسلام شده،... آیا تن دادن امام علیهالسلام به این ازدواج بر اثر فشاری بوده است که از پیش مأمون بر امام وارد کرده است؟ یا اینکه خود امام مصلحت در انجام چنین ازدواجی میدانسته است. مانند ازدواج پیامبر اکرم (ص) با عایشه و جز او؟ در جواب میگوییم. شاید قسمت اول سؤال به حقیقت نزدیکتر باشد زیرا ازدواجی اینچنین آشکارا به مصلحت مأمون بوده است نه به مصلحت امام علیهالسلام. ر.ک. «الحیاة السیاسیة للامام الرضا علیهالسلام، ص 211-208».
از بعضی از روایات فهمیده میشود، مأمون اصرار داشت که امام جواد علیهالسلام در بغداد بماند، ولی امام جواد علیهالسلام سکونت در مدینه را ترجیح میداد، از اینرو امام در سال 204 یا 205 ق به عنوان شرکت در مراسم حج با همسرش امّ الفضل از بغداد به سوی مکه رهسپار شد، سپس به مدینه بازگشت و حدود پانزده سال در مدینه سکونت نمود.(1)
از ازدواج امام جواد با امّ الفضل دختر مأمون سالها گذشت ولی
1) 1. سیره چهارده معصوم، محمد محمدی اشتهاردی، ص 788.
دارای فرزند نشد، چرا که او عقیم و نازا بود، بدین جهت امام جواد علیهالسلام، با کنیزی پاک سرشت به نام «سمانه» از اهالی مغرب (بین آفریقا و اندلس) ازدواج کرد و از او در سال 212 ه . ق دارای فرزندی شد که همان حضرت هادی علیهالسلام است.(1)
دو سال بعد (214 ق) فرزند دیگرش از سمانه متولد شد که او را «موسی» نام نهاد.
این بانوی بزرگوار در فضایل معنوی ممتاز بود و او را سیّده ومادرِ ارزشها مینامیدند.(2)در زهد و تقوا در عصر خود بینظیر بود، بیشتر روزها، روزه مستحبی میگرفت. هنگامی سمانه با کاروان مغرب، به مدینه آمد و توسط محمد بن فرج به خانه امام جواد علیهالسلام راه یافت و همسر وی گردید، امام جواد در شأن او چنین فرمود:
اِنّ إِسْمَها سَمانَةُ و أنَّها اَمَةٌ عارِفَةٌ بِحَقّی وَ هِیِ مِنَ الْجَنَّةِ لا یَقْرُبُها شَیْطانٌ مارِدٌ، وَ لا یَنالُها کَیْدُ جَبّارٍ عَنیدٍ، وَ هِیَ کانَتُ بِعَیْنِ اللّهِ الّتی لا تَنامُ وَ لا تَخَلَّفُ عَنْ اُمُّهاتِ الصّدّیقینَ وَ الصّالِحینَ.
نام او سمانه است، او بانویی است که حقّ من را میشناسد، او از بانوان بهشت است. شیطان سرکش به او نزدیک نشود، و نیرنگ طاغوت عنود به او راه نیابد، او همواره مورد نظر لطف خداوندی که
هرگز خواب ندارد قرار دارد و در داشتن مقام والای معنوی در ردیف مادران صدیقان و صالحان است.(1)
عالم بزرگ، سید مرتضی در کتاب «عیون المعجزات» در شأن حضرت سمانه مینویسد: «وَ کانَتْ مِنَ الْقانِتاتِ» او از بانوانی بود که در مقام عبادت خدا نهایت خضوع و خشوع را داشت.(2)
یک بانو میتواند به مقامی برسد که به فرموده امام جواد علیهالسلام شایستگی مادریِ صدّیقان و صالحان را پیدا کند و از وی فرزندانی چون امام هادی علیهالسلام و موسی مبرقع به وجود آید.
هنگامی که امام جواد علیهالسلام در سال 220 ق به دعوت اجبارآمیز معتصم عباسی از مدینه به سوی بغداد حرکت کرد پس از آنکه به جانشینی امام هادی علیهالسلام تصریح فرمود او را که در آن هنگام حدود هشت سال داشت، در آغوش گرفت، و فرمود: چه چیزی دوست داری تا از عراق برای تو سوغات بیاورم؟
حضرت هادی علیهالسلام گفت: شمشیری که چون آتش شعلهور است. سپس امام جواد علیهالسلام به پسر دیگرش موسی که حدود شش سال داشت متوجه گردید و فرمود: تو چه دوست داری تا از عراق برایت به عنوان هدیه بیاورم؟
موسی عرض کرد: یک اسب سواری.
امام جواد علیهالسلام فرمود: «أَشْبَهَنی اَبُو الْحَسَن وَ اُشْبَهَ هذا أُمَّهُ» ابوالحسن (امام هادی) علیهالسلام به من شباهت دارد، و موسی به مادرش.(1)
امام جواد علیهالسلام در این بیان گهربارش به یک نکته بسیار مهم درباره امامت اشاره فرمود و آن اینکه هیچ کس نمیتواند به مقام و منزلت امام معصوم برسد. در اینجا با نوع انتخاب سوغات، برتری حضرت هادی علیهالسلام که امام و پیشوای شیعیان خواهد بود بر برادرش موسی مبرقع آشکار گردید خواسته امام هادی علیهالسلام از پدر، نشانه شجاعت ذاتی او است. او شمشیر بُرّان جهاد و دفاع خواست تا از حریم دین و عدل اسلامی نگهبانی کند. اما خواسته موسی مبرقع، یک چیز معمولی است که هرفرزندی ممکن است از پدرش درخواست نماید.
اما نکتهای قابل توجه است و آن شباهت موسی به مادرش سمانه است که در کمالات و فضائل به مقام و منزلتی رسیده که او را مادر ارزشها (ام الفضل) نامیدند. در زهد و تقوا در عصر خود بینظیر بوده، به فرموده امام جواد علیهالسلام شیطان سرکش به او نزدیک نمیشده، و همواره مورد لطف خداوند و از بانوان بهشت و همطراز مادران صدیقان و صالحان بوده است، و این نهایت ارج و منزلت موسی مبرقع نیز خواهد بود.
1) 1. بحار الانوار، ج 50، ص 123؛ عیون المعجزات، ج 5، ص 123.
موسی مبرقع دوران کودکی خود را در شهر مدینه، در دامن مادری پاک و باتقوا، در کنار پدربزرگوارش امام جواد علیهالسلام و برادرش امام هادی علیهالسلام سپری نمود، و شالوده علم و تقوای خود را در خانه وحی و امامت، زهد و تقوا پایهریزی نمود.
با تبعید پدر بزرگوارش از مدینه به بغداد در حالیکه جز شش بهار از زندگی وی نمیگذشت. روح لطیف او در غم فراق پدر تحت فشار زیاد قرار گرفت. ولی سعی کرد با تحصیل علوم دینی و احکام شریعت از برادر ارجمندش به کمالات بالایی دست یابد.(1)سرانجام او در این راه به مرتبهای رسید که مردم وی را به عنوان شخصیتی برجسته در علم و تقوا میشناختند. و لذا گاهی مسائل دینی خود را از وی سؤال میکردند، ولی او به خاطر احترام زیادی که برای برادرش امام هادی علیهالسلام قائل بود سعی میکرد برای پاسخ مسائل به وی مراجعه نماید، و بدون اجازه او به مسائل مهم پاسخ ندهد.
از باب نمونه میتوان به این حدیث که خود راوی آن است توجه کرد: او میگوید: در دیوان عمومی با یحیی بن اَکْثَم(2)برخورد کردم و او
1) 1. اضواء علی حیاة موسی المبرقع و ذریّته، ص 128.
2) 2. یحیی بن اَکْثَمْ به فضل و دانش موصوف و در بحث و جدل معروف و در سن بیست و یک سالگی در شهر بصره به سِمَت قضاوت برگزیده شد و تدریجا مرتبهاش رفیعتر گردیده خود را به خلفای عباسی نزدیک ساخت و در بغداد و سامراء به مقام قاضی القضاة ارتقاء یافت تا اینکه در سال 242 ه . ق در قصبه ربذه وفات یافت. ر.ک. سیره چهارده معصوم، محمد محمدی اشتهاردی، ص 838 .
از من مسائلی پرسید، من نزد برادرم علی بن محمد علیهالسلام (امام هادی) رسیدم و میان من و او پندهایی رد و بدل شد که من را در اطاعت از خودش آگاه و بینا کرد. به او گفتم: قربانت! یحیی بن اَکْثَم نامهای برای من نوشته و مسائلی از من پرسیده تا به او پاسخ دهم.
امام هادی علیهالسلام لبخندی زد، فرمود: پاسخ او را دادی؟!
گفتم: نه. فرمود: آن سؤالها چیست؟...
یکییکی سؤالها را بیان کردم و برادرم امام هادی علیهالسلام جواب فرمود.(1)
از این روایت به خوبی استفاده میشود که موسی مبرقع در مدینه و عراق به عنوان یک شخصیت برجسته علمی، مورد توجه بزرگان بوده است.(2)پس از مهاجرت به قم نیز مورد احترام علمای بزرگی چون احمد بن عیسی اشعری و احمد بن اسحاق و محمد بن یحیی که ریاست دینی و دنیایی مردم قم را دارا بودند، واقع میشود.(3)
پرهیزکاری، امانت و تقوای موسی مبرقع نزد پدرش، امری مسلّم بود تا به آنجا که حضرت امام جواد علیهالسلام او را بعد از برادرش امام هادی علیهالسلام متولی موقوفات و صدقات خود نمود، بی آنکه ناظری بر وی بگمارد.
این موضوع در وصیتنامه امام جواد علیهالسلام به صراحت بیان شده است:
واسطی گوید: از احمد بن ابی خالد، خادم ابو جعفر علیهالسلام شنیدم که آن حضرت او را بر این وصیّت گواه گرفته است و چنین نگاشته است: که «گواهی میدهد احمد بن ابی خالد، خادم ابو جعفر بر اینکه: ابو جعفر محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب علیهم السلام، او را گواه گرفت که او به پسرش علی وصیّت کرد درباره امور خودش و خواهرانش و نیز امر موسی را بعد از بلوغ به خودش واگذاشت. و عبدلله بن مساور را سرپرست املاک و اموال و مخارج و بردگان و سایر ترکه خود نمود. تا زمانیکه علی بن محمد بالغ شود(1)و آنگاه عبدالله بن مساور آنها را به او تحویل دهد تا او به کار خود و خواهرانش قیام کند، و کار موسی را به خود او واگذارد تا او هم بعد از فوت علی النّقی علیهالسلام و ابن مساور، در کار خود مستقل شود و طبق شرط پدرشان راجع به صدقاتی که میدهد قیام کند. به تاریخ یکشنبه سوم ذوالحجّة سنه 220.
احمد بن خالد گواهیش را با دست خود نوشت و حسن بن محمد بن عبدالله بن حسن بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب علیهم السلام معروف به «جَوّانی» گواهی خود را مثل گواهی احمد بن ابی خالد در بالای این مکتوب نوشت و آن را با دست خود هم نوشت، و
1) 1. این عمل از نظر تقیه بود و مقصود این است که به حدّ امامت برسد.
نصر خادم هم گواهی داد و گواهیش را با دست خود نوشت.(1)
هیچیک از علمای رجال درباره موسی مبرقع، قدح و ضعفی نقل نکردهاند، بلکه جمعی از بزرگان شیعه که هیچگاه از افراد ضعیف و غیر موثّق روایت نمیکنند. با اذعان به عدالت و وثاقت و دیانت حضرت موسی مبرقع، از وی روایاتی نقل کردهاند. و به مفاد آن ترتیب اثر دادهاند.
ثقة الاسلام کلینی در «الکافی»، شیخ طوسی در «تهذیب الاحکام»، و شیخ مفید در «الاختصاص» ابن شعبه در «تحف العقول»(2)و... از وی روایاتی نقل کردهاند که حاکی از وثاقت وی میباشد. تنها یک روایت
1) 1. الاصول من الکافی، کلینی، ترجمه مصطفوی، ج 2، ص 112 و 113: ... عن محمد الحسین الواسِطی أنَّهُ سَمِعَ اَحْمَدَ بْنَ أبی خالِدٍ مَوْلی أبی جَعْفَرِ یَحْکی أَنَّه اَشْهَدَه عَلی هذِهِ الوصیّة المنسوخة: «یشهد اَحْمَدُ بْنُ اَبی خالِدِ مَوْلی أَبی جَعْفرٍ أَنَّ اَبا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی بْنِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحُمَّدِ بْنِ عَلِیّ بْنِ الْحسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبیطالِبٍ علیهم السلام اَشْهَدَهُ أَنَّهُ اَوْصی إِلی عَلِیٍّ ابْنِهٍ، بِنَفْسِهِ وَ أَخَواتِهِ وَ جَعَلَ أمْرَ مُوسی إِذا بَلَغَ إلَیْهِ، وَ جَعَلَ عَبْدُ اللّهِ بْنِ الْمُساوِرِ قائِما عَلی تَرَکَتِهِ مِنْ الضِّیاعِ وَ الاَْمْوالِ وَ النَّفَقاتِ وَ الرَّقِیقِ و غَیْرِ ذلِک إِلی اَنْ یَبْلُغَ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، صَیَّرَ عَبْدُاللّهِ بْنُ الْمُساوِرِ ذلِکَ الْیَوْمَ إلَیْهِ، یَقُومُ بِأمْرِ نَفْسِهِ وَ اَخَواتِهِ وَ یُصَیّر اَمْرَ موسی إلَیْه، یَقُومُ لِنَفْسِه بَعْدَهَما عَلی شَرْطِ أبِیهما فی صَدَقاتِهِ الَّتی تَصَدَّقَ بِهَا، وَ ذلِکَ یَوْمُ الاَْحَدِ لِثَلاثِ لَیالٍ خَلَوْنَ مِنْ ذِی الْحَجَّةِ سَنَةَ عِشْرینَ و مِأَتَیْنِ». و کَتَبَ اَحْمَدُ بنُ اَبِی خالِدٍ شهادته بخطّه و شهد الحسن بن محمد بن عبدالله بن الحسن بن علی بن الحسین بن علیّ بن علی ابی طالب علیهم السلام، و هُوَ الجَوّانیّ عَلی مِثْلِ شَهادَةِ احمد بن ابی خالد فی صدر هذا الکتاب و کتب شهادته بیده و شَهِدَ نَصْرٌ الخادِمُ و کَتَبَ شَهادَتَهُ بِیَدِهِ.
2) 2. ر.ک. الکافی، ج 7، ص 158؛ تهذیب الاحکام، ج 9، ص 355؛ الاختصاص، ص 91، تحف العقول، ص 53.
ضعیف در کتاب «ارشاد» شیخ مفید(1)نقل شده است که بعضی از جاهلان را بر آن داشته تا به استناد این حدیث مجعول به موسی مبرقع (نعوذ بالله) نسبت ناروای شرابخواری بدهند.
آنچه در کتاب «ارشاد» آمده چنین است:
و روی الحسین بن الحسن الحسنی قال: حدّثنی ابو الطیّب یعقوب بن یاسر قال: «کانَ الْمُتَوَکِّلُ یَقُولُ: وَیْحَکُم قَدْ أَعْیانِی اَمْرَ ابْنِ الرِّضا وَ جَهَدْتُ أنْ یَشْرِبَ مَعِیَ وَ أَنْ یُنادِ مَنِی فَامْتَنَعَ وَ جَهَدْتُ أَنْ أَجِدَ فُرْصَةً فی هذَا الْمَعنی فَلَمْ أَجِدْهَا؟ فَقالَ لَهُ بَعْضُ مَنْ حَضَرَ: اِنْ لَمْ تَجِدْ مِنْ ابْنِ الرِّضَا ما تَریدُهُ مِنْ هذِهِ الْحالِ فَهذا أَخُوهُ مُوسی قَصّافٌ عَزّافٌ یَأْکُلُ وَ یَشْرَبُ وَ یَعْشَقُ وَ یَتَخالَعُ، فَاحْضَرْهُ وَ أَشْهَرْه، فَاِنَّ الْخَبَرَ یَشیعُ عَنِ ابْنِ الرِّضا بِذلِکَ، فَلا یُفَرِّقِ النّاسُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ أَخیهِ وَ مَنْ عَرَفَهُ إِتَّهَمَ أَخاهُ بِمِثْلِ فِعالِه، فَقالَ: اکْتُبُوا بِأشْخاصِهِ مُکْرِمَا، فَأَشْخَصَ مُکْرِمَا، فَتَقَدَّمَ الْمُتَوَکِّلُ أَنْ یَلقاهُ جَمیعَ بَنی هاشِمِ، وَ القُوّادُ وَ سایِرِ النّاسِ، وَ عَمِلَ عَلی أَنَّهُ اذا وافی أقْطَعَهُ قَطیعَةً وَ بَنی لَهُ فیها وَ قَوَّلَ إلَیْها الخَمّارینَ وَ القَیّانَ، وَ تَقَدَّمَ بِصِلَتِهِ وَ بِرِّهِ وَ أَفْرَدَ لَهُ مَنْزِلاً سَرِیّا یَصْلَحُ أَنْ یَزُورُهُ هُوَ فیهِ.
فَلَمّا وافی مُوسی تَلَقّاهُ اَبُوالحَسنُ(ع) فی قَنْطَرِةٍ وُصَیْفٍ وَ هُوَ مُوْضِعٌ یَتَلَقّی فیهِ القادِمُونَ، فَسَلَّمَ عَلَیْهِ وَ وَفّاهُ حَقَّهُ، ثُمَّ قالَ لَهُ: إنَّ هذا الرَّجُلَ قَد أَحْضُرَکَ لِیَهتِکَکَ وَ یَضَعَ مِنْکَ، فَلا تَقَرَّ لَهُ إنَّکَ شَرِبْتَ نَبیذا قَطُّ، وَ اتَّقِ اللّهَ یا أَخی أَنْ تَرْتَکِبَ مَحْظورا، فَقالَ لَهُ مُوسی: وَ إنَّما دَعانی لِهذا فَما حیلَتی؟ قالَ: فَلا تَضَعُ مِنْ قَدْرِکَ وَ لا تَعْصَ رَبَّکَ وَ لاَ تَفْعَلْ ما یَشینُکَ فَما غَرَضُهُ إِلاّ هَتْکُکَ، فَأَبی عَلَیْهِ مُوسی فَکَرَّرَ عَلَیْهِ اَبُوالحَسنِ الْقَوْلُ وَ الْوَعْظُ و هُوَ مُقیمٌ عَلی خِلافِهِ. فَلَمّا رَآی أَنَّهُ لا یُجیبُ قالَ: أَما أنّ
1) 1. الارشاد، شیخ مفید، ترجمه رسولی محلاتی، ج 2، ص 294.
الْمَجْلِس الَّذی تُریدُ الإجْتِماعُ مَعَهَ عَلَیْهِ، لا تَجْتَمِعُ عَلَیْهِ أَنْتَ وُ هُوَ أَبدَا قالَ: فَأقامَ مُوسی ثَلاثَ سَنینَ یَبْکَرُ کُلَّ یَوْمٍ إِلی بابِ المُتَوَکِّلِ فَیُقالُ لَهُ: قَدْ تَشاغَلَ الْیَوْمَ فَیرُوحُ وَ یَبْکَرُ فَیُقالَ لَهُ: قَدْ سَکَرَ، فیَبْکَر، فَیُقالُ لَهُ: قَد شِرَبَ دَواءَا. فَما زالَ عَلی هذا ثَلاثَ سِنینَ حَتّی قُتِلَ المُتَوکِّلُ، وَ لَمْ یَجْتَمع مَعَهُ عَلی شَرابٍ»:
«حسین بن حسن از یعقوب بن یاسر روایت کرده که گفت: متوکل (با اطرافیانش) میگفت: وای بر شما کار ابن الرّضا (امام هادی علیهالسلام) من را درمانده و عاجز کرده، هرچه کوشش کردهام که با من میگساری و همنشینی کند او خودداری میکند. و هرچه کوشش کردهام که فرصتی از او در اینباره به دست آورم، چنین فرصتی نیافتهام (که در نتیجه او را پیش مردم میگسار و گنهکار معرفی کنم).
یکی از حاضرین گفت: اگر آنچه خواهی از او به دست نیاید و چنین فرصتی از او پیدا نکنی پس به وسیله برادرش موسی این مقصود را انجام ده، که او تا بتواند در خوانندگی و نوازندگی و لهو و لعب کوتاهی نکند. میخورد و مینوشد و عشق میورزد و میخوارگی میکند. پس او را بخواه و در انظار و برابر چشم مردم او را به این کارها وادار کن و در نتیجه در میان مردم خبر بپیچد که ابن الرّضا چنین کرده و مردم میان او و برادرش فرقی نگذارند. هر کس نیز که او را بشناسد (وقتی چنین بداند) برادرش را نیز متّهم به کارهای او میکند (و مقصود تو در هر حال انجام خواهد شد) متوکل گفت: بنویسید او را محترمانه به سامرا بفرستند. پس موسی را با احترام تمام به سامرا فرستادند. و متوکل دستور دارد همه بنی هاشم و سرلشکران و دیگر مردمان به استقبال او
روند، و تصمیم متوکل بر این بود (یا با موسی قرار بسته بودند) که چون به سامرا رود زمین هایی را به او واگذار کند و ساختمانی در آنجا برایش بنا کند، و میگساران و زنان خواننده نزد او بفرستد و دستور داده بود با او احسان کنند و دربارهاش خوشرفتاری شود. و خانه زیبایی جداگانه برایش آماده سازند که خود متوکل در آنجا به دیدنش برود.
چون موسی به سامرا رسید حضرت هادی علیهالسلام در پل وصیف که جایی بود برای استقبال از آنانکه به شهر سامرا وارد میشدند. به دیدار موسی رفت و بر او سلام کرد و احترامات لازم را به جا آورد آنگاه به او فرمود: همانا این مرد تو را به این شهر آورده که آبرویت بریزد، و پرده حرمتت بدرد، و از ارزش تو بکاهد، هیچگاه مبادا نزد او اقرار کنی که شراب خوردهای؟ ای برادر از خدا بترس که مرتکب گناه شوی! موسی گفت: اکنون که من را برای این کار خواسته است چاره کار من چیست؟ فرمود: از ارزش و رتبه خود مکاه و نافرمانی پروردگار خویش مکن و کاری که آبرویت را بریزد انجام مده. زیرا این مرد مقصودی جز ریختن آبرو و پردهدری تو ندارد. موسی نصیحت حضرت هادی علیهالسلام را نپذیرفت. و آن حضرت هر چه به او اصرار کرد و او را پند داد او از سخن خود دست برنداشت و زیر بار نصیحتهای آن حضرت نرفت، همین که حضرت دید موسی اندرز او را نمیپذیرد فرمود: حال که چنین است پس بدانکه آن مجلسی که تو میخواهی با او در آن یکجا جمع شوی هرگز فراهم نخواهد شد. راوی گوید: موسی سه سال در سامرا ماند و هر روز به در
خانه متوکل میآمد (که به نزد او رود) به او میگفتند: امروز متوکل سرگرم کاری است (که ملاقات با او میسور نیست) آن روز میرفت و فردا میآمد به او میگفتند: امروز مست است، روز دیگر میآمد، میگفتند: امروز دوا خورده، و همچنان سه سال بر این منوال گذشت تا اینکه متوکل کشته شد و موسی در مجلس شراب و میخوارگی با او ننشست».
با تمام جلالت شأن و وثاقت و عدالت شیخ مفید، این روایت از جهات مختلف ضعیف و مردود شمرده شده، هیچیک از علمای شیعه و حدیث شناس به آن ترتیب اثر ندادهاند:
1 ـ حسین بن حسن و یعقوب بن یاسر که راوی این حدیث اند، در هیچ یک از کتب رجالی نامی از آنها برده نشده، و لذا محدّث نوری رحمة الله علیه میگوید ایندو مجهول الحال و غیر معروفند.(1)
2 ـ چنانچه محدّث نوری میگوید، از مفاد خبر برمیآید که ابو الطیب یعقوب بن یاسر، از خواص ندیمان متوکّل بوده است که در مجلس عیش و نوش وی شرکت داشته، بر قبایح کردار و رفتار و حتّی بر اسرار وی واقف بوده است، و چه بسا که پدرش یاسر همان یاسر خادم مخصوص مأمون بوده باشد. و لذا استناد به خبر چنین شخص فاسقی هیچ اعتبار ندارد.
اما استناد شیخ مفید رحمة الله علیه به این روایت در مقام اثبات منقبت امام هادی علیهالسلام است، زیرا برای اثبات مناقب، استشهاد به گفته مخالفان و معاندان، دلنشینتر و تأثیرش بیشتر است
1) 1. بدر مشعشع، ص 22.
چونکه:«الفَضْلُ ما شَهِدَتْ بِه الاَْعْداءُ؛ فضیلت آن است که دشمنان به آن شهادت بدهند». ولی به اتفاق آراء، به استناد یک چنین خبری بر جرح و فسق احدی نمیتوان حکم کرد. چه این که روایاتی قویتر از این را هم که در ذمّ بعضی از روات نقل گردیده است از طرف علمای رجال طرح گردیده و به آن ترتیب اثر داده نشده است. پس تفوّه به این نسبتهای ناروا عملی جز افترا و تهمت و عنوانی جز بهتان و اهانت ندارد.(1)
3ـ در مقابل این روایت ضعیف یا بهتر بگوییم روایت مجعول این راوی فاسق اخبار معتبری در شأن و علوّ درجات موسی مبرقع وارد شده است.(2)که با روایت جعلی یعقوب بن یاسر معارضه دارد. چگونه آن روایات معتبر را انکار نکنیم و به این روایت ضعیف با راوی فاسق متمسک شویم! این عمل خلاف سیره علمای رجال است.
4 ـ یکی دیگر از علامتهای جعلی بودن این حدیث این است که مورّخان شیعه و سنّی غیر از این روایت جعلی، هیچ روایت دیگری از یعقوب بن یاسر نقل نکردهاند.
5 ـ تزلزل متن حدیث نیز یکی دیگر از دلایل مجعول بودن آن است زیرا دعوت خلیفه از موسی مبرقع به بغداد با آن همه تجلیل و استقبال با این رفتارش که موسی مدّت سه سال همه روزه درب خانه متوکّل
1) 1. ر.ک. اصول کافی با ترجمه کمرهای، ج 2، ص 112، که امام جواد علیهالسلام موسی مبرقع را وصی خود قرار میدهد. فروع کافی، ج 7، ص 158؛ تهذیب الاحکام، ج 9، ص 355؛ اختصاص شیخ مفید، ص 91، که روایاتی از وی نقل شده و حاکی از وثاقت و عدالت وی میباشد.
2) 2. بدر مشعشع در حال ذریه موسی مبرقع، محدث نوری، ص 24-32.
برود و هر روز به بهانهای او را نپذیرد، سازگار نیست. در نتیجه، این روایت هیچ قابل اعتنا نیست و ساحت مقدس موسی مبرقع از تمام تهمتها پاک و مبرّاست.
علاوه بر اینکه، یکی از شگردهای دشمنان دین در طول تاریخ چنین بوده است که برای فریب دادن مردم و پراکنده کردن آنها از اطراف پیشوایان راستین، تهمتهای ناروا به آنها یا فرزندان یا اصحاب آنها نسبت میدادند. و این روایت یکی از نمونههای بارز آن است. شاهد بر این، مطلبی است که در صدر این روایت مجعول آمده است که متوکّل، از اینکه امام هادی علیهالسلام را گنهکار جلوه دهد عاجز مانده، و با پیشنهاد یکی از ندیمانش این تهمت ناروا را نسبت به برادرش روا میدارد.
اکثر تاریخنویسان و محدثان و علمای انساب اتّفاق دارند بر اینکه موسی مبرقع از کوفه به قم هجرت نموده و در همین شهر رحلت کرده و در محلّی که هم اکنون در خیابان آذر (طالقانی) محله چهل اختران معروف است به خاک سپرده شده است.(1)
در «تاریخ قم» چنین آمده: «دیگر از سادات حسینیّه از سادات رضائیّه از فرزندان امام رضا علیهالسلام، موسی بن محمد بن علی بن
1) 1. ر.ک. عمدة الطالب، ابن عنبة، ص 182؛ بدر مشعشع، نوری، ص 4-2؛ گنجینه دانشمندان، رازی، ج 6، ص 188؛ منتهی الآمال، محدث قمی، ج 2، ص 399.
موسی الرّضا علیهم السلام صاحب رضائیّه است ابو علی الحسین بن محمد بن نصر بن سالم گوید: که اول کسی که از سادات رضویّه به قم آمدند از کوفه،(1)ابوجعفر موسی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر علیهم السلام بود، وی در سنه ستّ و خمسین و مأتین (256 ه . ق) از کوفه به قم آمد، و به قم مقام کرد... »(2).
محدث قمی رحمة الله علیه با استفاده از «تاریخ قم» میگوید: موسی مبرقع جدّ سادات رضویّه است و رشته اولادش تا به حال ـ بحمدالله ـ منقطع نگشته است و بسیاری از سادات، نسب ایشان به او منتهی میشود. و او اول کسی است که از سادات رضویّه در سال 256 ه . ق به قم وارد شده است.(3)
1) 1. اینکه وی از کوفه به قم هجرت نموده، حاکی از آن است که قبل از سال 256 ه . ق مدتی در کوفه ساکن بوده است بعضی بر این عقیدهاند که او در سن سی سالگی یعنی در سال 244 ه . ق از مدینه به بغداد رفت و در سال 247 ه . ق پس از قتل متوکل به کوفه هجرت نمود. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 546.
2) 2. تاریخ قم، حسن بن محمد، ترجمه حسن بن علی، ص 215، البته عبارت تاریخ قم خالی از تشویش نیست و متن عربی آن نیز در دست نمیباشد، بدین جهت بعضی از علمای انساب مثل عباس فیض در گنجینه آثار قم، ج 2، ص 549، به استناد همین عبارتها قائل شده به اینکه موسی مبرقع به قم هجرت نکرده است و اول کسی که از سادات رضویّه به قم هجرت کرده فرزند وی، «محمد» است که کنیهاش ابوجعفر میباشد. و برای این عقیدهاش دلائل و قرائنی اقامه کرده است که مورد پذیرش همه نمیباشد. در کتاب مهاجران آل ابوطالب ترجمه منتقلة الطالبیّة، ابراهیم بن ناصر، ترجمه عطائی، ص 33، نیز از مهاجران از کوفه به قم «محمد بن موسی» را معرفی میکند. و تاریخ وفات وی را 296 ه . ق ذکر مینماید.
3) 3. منتهی الآمال، ج 2، ص 399؛ سفینة البحار، ج 2، ص 653.
ابن فندق، علی بن زید بیهقی متوفای 565 ق در کتاب «لباب الانساب» مینویسد: موسی مبرقع به قم هجرت کرد و در آنجا مدفون میباشد.(1)
در «تاریخ قم» آمده است: موسی مبرقع فرزند امام جواد علیهالسلام وقتی وارد قم شد، پیوسته روی خود را با برقع میپوشاند، رؤسای عرب مقیم قم، به او پیغام دادند که باید از مجاورت و همسایگی ما بیرون روی. موسی به کاشان رفت، و مورد تجلیل و احترام احمد بن عبد العزیز بن دُلف عجلی واقع شد، هدایای گرانقیمتی دریافت کرد. احمد بن عبدالعزیز برای وی، هزار مثقال طلا و یک اسب زینکرده به عنوان مقرّری سالانه تعیین نمود و به وی تسلیم کرد.
پس از آن ابو الصّدیم، حسن بن علی بن آدم اشعری و یکی دیگر از رؤسای عرب، با پیجویی علّت بیرون رفتن موسی مبرقع از قم، اهالی قم را به خاطر این عمل ناشایست توبیخ کردند. و عدهای از بزرگان عرب را به کاشان فرستادند و با عذرخواهی، او را به قم بازگرداندند. احترام و اکرام نموده، از مال خود برای او خانهای خریدند. چند سهم از قریه «هنبرد» و «اندریقان» و «کاریز» را به او واگذار نموده، مبلغ بیست هزار درهم به او عطا کردند.
در روایتی دیگر از غیر ابو علی نقل شده است: که چون عرب قم به موسی مبرقع پیغام دادند که باید از همسایگی ما بیرون روی، او برقع از روی خود برداشت و ایشان او را شناختند، پس درباره موسی همّت و
1) 1. لباب الانساب، ص 121، به نقل از تربت پاکان، جلد 2، ص 78.
اعتقادشان محقّق شد و این خانه و سهام و اموال را به او بخشیدند.(1)
از این دو روایت به خوبی استفاده میشود که یکی از علل بیرون کردن وی از قم نشناختن او بوده است. وقتی او را شناختند بسیار تجلیل و اکرام نمودند.
موسی مبرقع با این اموالی که در اختیارش قرار دادند. چند روستا، و زمینهای کشاورزی خریداری کرد. و به یک زندگی خوبی نائل آمد. آنگاه خواهرانش:، زینب، ام محمد، و میمونه و دخترش بریهه به قم آمدند، و تا پایان عمر در قم ماندند.(2)
موسی مبرقع در سال 256 ه . ق در سن 42 سالگی وارد قم شد و بعد از آن وقایعی که ذکر شد مدت 40 سال در قم مقیم بودو به عنوان یکی از شخصیتهای برجسته از خاندان امامت و ولایت مورد تکریم علما و بزرگان و اهالی قم قرار داشت. تا اینکه در شب چهارشنبه آخر دیماه، هشت روز مانده به آخر ربیع الثانی سال 296 ه . ق در سن 82 سالگی دار فانی را وداع و روح بلندش به ملکوت اعلی پیوست.(3)
امیر قم، عباس بن عمرو غنوی بر او نماز خواند و در سرای خودش موضعی که امروز به مشهد موسی مبرقع در محله چهل اختران معروف
است به خاک سپرده شد.(1)
از همان روز تاکنون مزار وی مورد احترام مؤمنین و دوستداران اهل بیت علیهم السلام میباشد. حتی شیعیان دور از قم، مانند اهالی هندوستان، پاکستان و دیگر کشورها نیز وقتی به قم مشرف میشوند به زیارت موسی مبرقع میروند و احترام مرقد و ضریح بوسی وی را بر خود لازم میدانند. درباره تعداد فرزندان موسی مبرقع میان علمای انساب و مورخان اختلاف است.
1ـ در «تحفة الازهار» آمده است که وی دارای پنج پسر به اسامی: ابوالقاسم حسین، علی، احمد، محمد و جعفر بود.(2)
2 ـ بعضی وی را صاحب دو پسر به نام احمد و محمّد و چهار دختر به اسامی: زینب، ام محمد، میمونه و بریهه دانستهاند.(3)
بدون تردید همه علما اقرار دارند که موسی مبرقع، حداقل دارای دو پسر به نام احمد و محمد بوده(4)که محمد دارای فرزند نشده و نسل موسی مبرقع از فرزند دیگرش، احمد ادامه یافته است. و سادات رضوی، تقوی، نقوی، برقعی، مبرقعی،رضایی و... همه از نسل محمد
1) 1. گنجینه دانشمندان، ج 6، ص 189، در تاریخ قم، ص 216 آمده است که سرای موسی مبرقع که او را در آن دفن کردند، در قدیم سرای محمد بن حسن بن ابی خالد اشعری ملقب به «شیبوله» یا «شنبوله» معروف بوده است. محدث قمی در منتهی الآمال، ج 2، ص 399 مینویسد: محمد بن حسن یکی از روات قم و از اصحاب حضرت امام رضا علیهالسلام و وصیّ سعد بن سعد احوص اشعری قمی بوده است.
2) 2. منتهی الآمال، ج 2، ص 399.
3) 3. انجم فروزان، ص 111 .
4) 4. ر.ک. عمدة الطالب، ص 182؛ بدر مشعشع،
اعرج فرزند احمد بن موسی مبرقع میباشند که تا به امروز از بین آنها علما و صلحا و افراد برجستهای به وجود آمدند و مؤمنین از وجود پر فیض آنها بهرهمند گردیدند.
زیر گنبد و در کنار مرقد مطهّر موسی مبرقع، یکی از نوادگان وی به نام ابوعبدالله احمد بن محمد بن موسی مبرقع مدفون میباشد.
احمد بن محمّد در سال 311 ه . ق در قم متولد گردید، کودکی خود را در کنار پدر بزرگوارش محمد اعرج که عهدهدار سمت نقابت(1)و ریاست مردم بود، سپری نمود و از علوم وی بهرهمند گردید او سیّدی والا مقام و برجسته بود. که در زهد، تقوا، کرامت، سخاوت و عبادت به مقامی رسیده بود که علاوه بر نقابت و ریاست عامّه مردم ـ که بعضی دیگر از نوادگان موسی مبرقع نیز عهدهدار بودند ـ بر دلها نیز حکومت میکرد. مردم از صمیم قلب او را دوست میداشتند.
احمد بن محمد، با تمام محبوبیتی که در میان مردم داشت و اهالی قم پروانهوار دور شمع وجودش جمع و از فضائل و کمالات او بهره میبردند. بیش از 46 سال عمر نکرد و در صفر 357 ق چشم از جهان
1) 1. کسی که از طرف خلیفه یا حاکم، عهدهدار رسیدگی به امور اولاد حضرت ابوطالب یا اولاد عباس یا اصنافی از مردم میشد، او را نقیب میگفتند. و نقیبها از میان افراد برجسته از حیث خانواده و علم و کمال انتخاب میشدند تا برازنده این سمت شریف و بزرگ باشند و مردم در امور زندگیشان بهتر مطیع و فرمانبردار آنها باشند (الاحکام السلطانیة، ابو یعلی، ص 90).
فرو بست و به دیدار معبود خویش شتافت. مردم قم از فراقش در سوگ نشستند و با غم و اندوه فراوان بدن مطهرش را با عظمت خاصی تشییع نمودند و در کنار مرقد جدّ بزرگوارش موسی مبرقع به خاک سپردند. هماکنون در زیر گنبد موسی مبرقع، صورت دو قبر وجود دارد که یکی مرقد مطهّر موسی مبرقع فرزند بلا فصل امام جواد علیهالسلام است و دیگری احمد بن محمد بن احمد بن موسی مبرقع است.(1)
نظر میرزای شیرازی رحمة الله علیه نسبت به سادات رضوی
بر اثر بعضی از ابهاماتی که در میان مردم شایع شده بود و بدون تردید دست دشمنان شیعه در آن بیدخالت نبود. نسبت به بعضی از سادات کشمیری که نسب شریفشان به موسی مبرقع منتهی میشد، تعرّضهایی واقع شد که موجب اذیّت و آزار واقع گردیدند. بدین جهت به محضر آیة الله حاج میرزا محمد حسن شیرازی (مجدّد الشریعة) نامهای ارسال، و از انساب سادات رضویه، استفسار نمودند. که خلاصه آن بدین قرار است:
س: سادات رضویه صحیح النسب از اهل کشمیر، سلسله خود را تا موسی المبرقع فرزند حضرت امام محمد تقی ـ علیه و علی آبائه الصّلاة و السلام ـ میرسانند. بعضی از جهّال در آنجا اشتباه در عوام انداختند
1) 1. منتهی الآمال، ج 2، ص 400، مینویسد: بعضی خیال کردند قبر دوم متعلق به احمد بن موسی فرزند بلا فصل موسی مبرقع است که صحیح نیست زیرا به قم آمدن احمد بن موسی معلوم نیست، و بعضی مثل عباس فیض چنین معتقد است که مدفونین در این بقعه، محمد بن موسی مبرقع و ابوعلی محمد بن احمد بن موسی میباشند و این نیز حاکی از اختلافی است که در اصل ورود موسی مبرقع به قم وجود دارد.
که از موسی مبرقع یا از محمد اعرج که از نواده آن بزرگوار است، نسلی باقی نمانده است. به سبب آن به فقرای سادات رضویه ضرر کلی رسیده. جواب با صواب مرقوم فرمایید.
جواب: بسم الله الرحمن الرحیم، آنچه متفق علیه نسّابین است، بقای نسل محمد اعرج است از سید احمد که مکنّی است به ابوعبدالله. و نقابت قم، چنانچه در «عمدة الطالب» و «تاریخ قم» است راجع به او بوده و اولاد و احفاد او در قم نقابت طالبییّن داشتند و از جمله اشراف اهل البیت محسوب میشدند. و حالات ایشان در «تاریخ قم» که از کتب معتمده شیعه است معلوم میشود. و از احفاد او است سید عبدالله بن موسی بن احمد که ترجمه او در «فهرست» شیخ منتجب الدّین(1)مذکور است. و از جمله مشایخ شیعه بوده است و اولاد او غالبا در قم و ری بودند و از آنجا به قزوین و همدان و خراسان و کشمیر و هند و سایر بلاد منتشر شدند و الان در بلاد شیعه از اعظم و اعزّ طوائف سادات و اشرافند. زادهم الله سؤددا و شرفا، حررّه الاحقر محمد حسن الحسینی.(2)
گنبد و بقعه موسی مبرقع از آثار قبل از صفویه است که در زمان شاه طهماسب صفوی تعمیراتی در آن صورت گرفته است، اما تمام
آثار باستانی بقعه فرسوده شدند و با ساختن گنبد جدید، تمام آن آثار از بین رفت و فقط ضریحی مشبّک از چوب در وسط بقعه زیر گنبد باقی مانده است.
تاریخ تعمیر بقعه بر کتیبهای که بر دیوار نصب شده از این قرار است:
«تاریخ تعمیر بقعه متبرکه حضرت شاهزاده اعظم موسی مبرقع ابن حضرت امام محمد تقی علیهالسلام به سال 1335 که کتیبه آن اشعار زیر است»:
در همایون عهد میمون عهد احمد شاه عادل کز دعای دولتش پاینده شد چرخ مُلَمّح
حضرت شهزاده موسی یوسف آل محمد کز رخش کسب تشعشع کرده خورشید مشعشع
سالها طوف حریمش بود دربار سعادت گرچه هر دم در مزار او ملایک بود مجمع
کیست اندر کنز مخفی شأن او بودی که آمد افسرش از گوهران غیرت عرف مرصّع
بود همنام محمد با علی در لفظ و معنی کز پی این خدمت از شاه خراسان گشت مرجع
آمد از مشهد به قم اجرای این شایسته خدمت سر برون آورد که از جیب دو سر با یک مرقع
سرور آل رضا سیّد محمد در کمر زد با بنی عم معظّم کرد و طالع شد مطلع
همّت قائم مقام تولیت فرخنده پورش امتحان داد و نهاد اجرای خدمت را به موقع
از پی تاریخ تحسین بنا گفتی صبوری رونق جاوید دارد طور موسای مبرقع(1)
تفسیری از آیه مباهله
1 ـ عن محمد بن سعید الأردنی، عن موسی بن محمد بن الرّضا، عن اخیه ابی الحسن علیهالسلام أَنَّهُ قالَ فی هذِهِ الآیَةِ «فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ»(2)وَ لَوْ قالَ: تَعالَوْا نَبْتَهِلُ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ «عَلَیْکُمْ» لَمْ یَکُونُوا یُجیبونَ لِلْمُباهِلَةِ وَ قَدْ عَلِمَ اللّهُ اَنَّ نَبِیّهُ مُؤَدٍ عَنْهُ رِسالاتِهِ وَ ما هُوَ مِنَ الْکاذِبینَ.(3)
موسی مبرقع از برادرش امام هادی علیهالسلام: درباره آیه مباهله اینچنین نقل میکند: که اگر خداوند متعال به جای «فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ» فرموده بود، «لَعْنَة الله عَلَیْکُمْ» یعنی بر شما لعنت خدا باد. آنها پیشنهاد مباهله را نمیپذیرفتند. با اینکه خدا میدانست پیغمبرش همه پیامهای او را میرساند و از دروغگوها نیست.
2 ـ در اینجا حدیثی است که یحیی بن اکثم سؤالات متعددی از موسی مبرقع پرسیده است یا بنا بر بعضی تعابیر برای موسی مبرقع به صورت مکتوب فرستاده است و او از برادرش امام هادی علیهالسلام، با جمله «جُعِلْتُ فِداکَ؛ جانم فدایت»، یکییکی سؤال نموده و جواب آنها را دریافت کرده است در بیشتر جوامع حدیثی ذکر شده است.
در «الاختصاص» شیخ مفید رحمة الله علیه و «مناقب آل ابی طالب»، ابن شهر آشوب و «بحار الانوار»، علامه مجلسی، و «تحف العقول» ابن شعبة و... (1)با کمی اختلاف مسندا و مرسلاً ذکر گردیده است، اینک متن حدیث با ترجمه آن:
قال موسی بن محمّد بن الرِّضا: لقیت یحیی بن أکثم فی دارالعامّة، فسألنی عن مسائل، فجئت إلی أخی علیِّ بن محمّد علیهما السلام فدار بینی و بینه من المواعظ ما حملنی و بصّرنی طاعته، فقلت له: جعلت فداک إنَّ ابن أکثم کتب یسألنی عن مسائل لأفتیه فیها، فضحک علیهالسلام ثمَّ قال: فهل أفتیته؟ قلت: لا، لم أعرفها، قال علیهالسلام: و ما هی؟
قلت: کتب یسألنی عن قول الله: «قال الّذی عنده علم من الکتاب أنا آتیک به قبل أن یرتدّ إلیک طرفک»(2)نبیُّ الله کان محتاجا إلی علم آصف؟
و عن قوله: «و رفع أبویه علی العرش و خرُّوا له سجّدا»(1)سجد یعقوب و ولده لیوسف و هم أنبیاء؟
و عن قوله: «فإن کنت فی شکّ ممّا أنزلنا إلیک فسئل الّذین یقرؤن الکتاب»(2)من المخاطب بالآیة؟ فإن کان المخاطب النّبی صلیاللهعلیهوآله فقد شکَّ. و إن کان المخاطب غیره فعلی من إذا اُنزل الکتاب؟
و عن قوله: «و لو أنَّ ما فی الأَرض من شجرة أقلام و البحر یمدُّه من بعده سبعة أبحر ما نفدت کلمات الله»(3)ما هذه الأَبحر و أین هی؟
موسی بن محمد بن الرضا علیهالسلام گوید در ایوان عمومی به یحیی بن اکثم برخوردم و از من مسائلی پرسید و من نزد برادرم علی بن محمد علیهالسلام (امام هادی) رسیدم و میان من و او پندها گفتگو شد مرا بر لازم بودن طاعت او آگاهی بخشید و بر اطاعت امر واداشت، به او گفتم قربانت شوم ابن اکثم نامهای به من نوشته و مسائلی از من پرسیده تا به او در پاسخ فتوا بدهم، امام خندهای کرد سپس فرمود: تو به او فتوا دادی؟ گفتم: نه، نمیدانستم چگونه فتوا دهم فرمود: آن مسائل چیست؟ گفتم از من پرسیده است:
1 ـ از قول خدا که گفت: آنکه در نزد او بود علمی از کتاب من آنرا [تخت بلقیس [برایت میآورم پیش از اینکه چشم برهم زنی ـ آیا پیغمبر خدا (سلیمان) نیازمند بود به علم آصف؟»
2 ـ از قول خدا که: [یوسف] پدر و مادرش را بر تخت برآورد و همه برادرانش بر خاک افتاده سجده کردند ـ آیا یعقوب و فرزندانش که پیغمبر بودند برای یوسف سجده کردند؟».
3 ـ از قول خدا که: «اگر تو شک داری در آنچه به تو فرو فرستادیم بپرس از کسانیکه کتاب میخوانند». آیا این آیه خطاب به کیست؟ اگر مخاطب خود پیغمبر است پس او در شک بوده است و اگر دیگریست قرآن بر چه کسی (جز پیامبر) نازل شده است؟»
4 ـ و از قول خدا که: و اگر هر آنچه درخت در زمین است قلم باشد و دریا مرکب و به دنبالش هفت دریا باشد [شمارش و محاسبه] کلمات خدا به پایان نرسد ـ این دریاها چیست و کجایند؟
و عن قوله: «و فیها ما تشتهیه الأَنفسُ و تلذُّ الأَعین»(1)فاشتهت نفس آدم علیهالسلامأکل البرِّ فأکل و أطعم [و فیها ما تشتهی الأَنفس] فکیف عوقب؟
و عن قوله: «أو یزوِّجهم ذکرانا و إناثا»(2)یزِّوج اللّه عباده الذُّکران و قد عاقب قوما فعلوا ذلک؟
و عن شهادة المرأة جازت وحدها و قد قال اللّه: «و اشهدوا ذوی عدل منکم»؟(3)
و عن الخنثی و قول علیّ علیهالسلام: «یورث من المبال» فمن ینظر إذا بال إِلیه؟ مع أنّه عسی أن یکون امرأة و قد نظر إِلیها الرِّجال، أو عسی أن یکون رجلاً و
قد نظرت إلیه النّساء و هذا ما لایحلُّ. و شهادة الجارِّ إلی نفسه لاتقبل؟
و عن رجل أتی إلی قطیع غنم فرأی الرَّاعی ینزو علی شاة منها فلمّا بصر بصاحبها خلّی سبیلها، فدخلت بین الغنم کیف تذبح؟ و هل یجوز أکلها أم لا؟
و عن صلاة الفجر لم یجهر فیها بالقراءة و هی من صلاة النّهار و إنّما یجهر فی صلاة اللّیل؟
و عن قول علیّ علیه السلام لابن جرموز: «بشّر قاتل ابن صفیّة بالنّار فلِمَ یقتله و هو إمام؟
و أخبرنی عن علیّ علیهالسلام لم قتل أهل صفّین و أمر بذلک مقبلین و مدبرین و أجاز علی الجرحی، و کان حکمه یوم الجمل أنّه لم یقتل مولّیا و لم یجز علی جریح، و لم یأمر بذلک، و قال: من دخل داره فهو آمن، و من ألقی سلاحه فهو آمن، لم فعل ذلک؟ فإن کان الحکم الأَوَّل صوابا فالثّانی خطأ.
و أخبرنی عن رجل أقرَّ بالّلواط علی نفسه أیحدُّ، أم یدرأ عنه الحدّ؟
قال علیهالسلام: اکتب إلیه، قلت: و ما أکتب؟ قال علیهالسلام: اکتب بسم اللّه الرَّحمن الرَّحیم و أنت فألهمک اللّه الرُّشد أتانی کتابک فامتحنتنا به من تعنّتک لتجد إلی الطّعن سبیلاً إن قصّرنا فیها، و اللّه یکافیک علی نیّتک و قد شرحنا مسائلک فأصغ إلیها سمعک و دلّل لها فهمک و اشغل بها قلبک، فقد لزمتک الحجّة و السّلام.
سألت عن قول اللّه جلَّ و عزَّ؟ «قال الّذی عنده علم من الکتاب» فهو آصف بن برخیا، و لم یعجز سلیمان علیهالسلام عن معرفة ما عرف آصف لکنّه صلوات اللّه علیه أحبَّ أن یعرِّف أمّته من الجنِّ و الإنس أنّه الحجّة من بعده، و ذلک من علم سلیمان علیهالسلام أودعه عند آصف بأمر اللّه، ففهّمه ذلک لئلاّ یختلف علیه فی إمامته و دلالته کما فهّم سلیمان علیهالسلام فی حیاة داود علیهالسلام لتعرف
نبوَّته و إمامته من بعده لتأکّد الحجّة علی الخلق.
5 ـ و از قول خدا که: «در آن بهشت است آنچه دل خواهد و دیده خوش دارد» دل آدم خواست گندم بخورد و از آن خورد (اگر در آن است هر چه دل بخواهد) پس چرا عقوبت شد؟
6 ـ از قول خدا که: «به آنها جفت کند پسران و دختران» خدا به بندههایش مردان را تزویج کرده با این حال قومی را که چنین عمل کردند عقوبت کرد؟
7 ـ از گواهی یک زن که تنها نافذ است با اینکه خدا فرموده که: «گواه بگیرید دو مرد عادل از خود را».
8 ـ از خنثی که به قول علی علیهالسلام به نشانه ادرار بولش ارث برد، چه کسی نحوه بول او را وارسی کند، مردان وارسند بسا که او زن باشد و مرد به او نظر کرده باشند، و زنان وارسند بسا که مرد باشد و زن به او نظر کرده باشد و هر دو اینها حرام است، و گواهی خود او هم چون جلب نفع میکند پذیرفته نیست.
9 ـ از مردی که بر سر رمه گوسفندی آمده و دیده چوپان با یکی از گوسفندان جماع میکند و چون چشمش به صاحب رمه افتد آن گوسفند را در میان رمه راه دهد [و تشخیص آن مشکل گردد پس جهت حلیت این رمه] چگونه گوسفند این رمه ذبح شود و آیا خوردن گوشت این رمه جائز است یا نه؟
10 ـ از نماز بامداد سؤال کرد که: چگونه قرائت حمد و سوره آن بلند باشد با اینکه از نمازهای روز است و همانا جهرِ به قرائت در
نمازهای شب است.
11 ـ و سؤال کرد از اینکه علی علیهالسلام به ابن جرموز (قاتل زبیر) فرمود: «کشنده فرزند صفیه را به دوزخ مژده ده» ولی خود با اینکه امام بود او را ـ که قاتل زبیر بود ـ نکشت.
12 ـ او نوشته است که: به من بگو علی علیهالسلام چگونه در جنگ صفین فرمان به کشتن مخالفان داد در حال حمله و گریز و اجازه داده زخمیهای آنان را بکشند. با اینکه در روز جنگ جمل حکم داد گریخته را نکشند، و اجازه داد زخمداران را بکشند، و به کشتن آنها فرمان نداد، و فرمود: هر که به خانه خود پناهنده شود در امانست، و هر که اسلحه خود را بر زمین نهد در امانست، چرا چنین کرد و اگر حکم اول درست است دومی نادرست باشد.
13 ـ و چنین نوشته است که: و به من بگو از حکم مردی که بر خود اعتراف بهلواط کرده است حدّ دارد یا حدّ از او ساقط است؟
امام علیهالسلام فرمود به او پاسخ بنویس گفتم چه بنویسم فرمود بنویس به نام خداوند بخشاینده مهربان نامه تو که خدایت به راه حق هدایت کند به من رسید و مقصودت آزمایش ما بوده است و رنج دادن ما تا بلکه راهی برای عیبجویی ما به دست آری اگر پاسخ نارسا باشد خدا تو را طبق نیتی که داری پاداش دهد ما پاسخ مسائلت را شرح دادیم خوب گوش بده و فهمت را رام آن ساز و بدان دل بده حجت بر تو تمام است و السّلام.
1 ـ از قول خدا پرسیدی که «گفت آنکه علمی از کتاب داشت» او
آصف بن برخیا بود سلیمان علیهالسلام از فهم آنچه آصف بن برخیا میدانست عاجز نبود ولی او خواست به امتش از جن و انس بفهماند حجت خدا پس از وی اوست، و همانکه او میدانست از علم خدا سلیمان بود که به امر خدا نزد آصف به امانت گذارده بود و آنرا به وی فهمانید تا درباره امامت و نشانه امامت و اختلافی نباشد. چنانچه به خود سلیمان فهمانده شده بود در زمان زندگی داود علیهالسلام تا نبوت و امامتش پس از وی معلوم باشد، و حجت بر خلق تمام باشد.
و أمّا سجود یعقوب علیهالسلام و ولده کان طاعة الله و محبّة لیوسف علیهالسلام کما أنَّ السّجود من الملائکة لآدم علیهالسلام لم یکن لآدم علیهالسلام و إنّما کان ذلک طاعة لله و محبّة منهم لآدم علیهالسلام، فسجود یعقوب علیهالسلام و ولده و یوسف علیهالسلام معهم کان شکرا لله باجتماع شملهم، ألم تره یقول فی شکره ذلک الوقت: «ربِّ قد آتیتنی من الملک و علّمتنی من تأویل الأَحادیث»(1)إلی آخر الآیة ـ ».
و أمّا قوله: «فإن کنت فی شکّ ممّا أنزلنا إلیک فسئل الّذین یقرؤن الکتاب» فإنَّ المخاطب به رسول الله صلیاللهعلیهوآله و لم یکن فی شکّ ممّا أنزل إلیه و لکن قالت الجهلة: کیف لم یبعث الله نبیّا من الملائکة؟ إذ لم یفرق بین نبیّه و بیننا فی الاستغناء عن المآکل و المشارب و المشی فی الأَسواق، فأوحی الله إلی نبیّه «فسئل الّذین یقرؤن الکتاب»بمحضر الجهلة، هل بعث الله رسولاً قبلک إلاّ و هویا کل الطّعام و یمشی فی الأَسواق و لک بهم أسوة. و إنّما قال: «فإن کنت فی شکّ» و لم یکن شکّ و لکن للنّصفة کما قال: «تعالوا ندع أبناءنا و أبناء کم و
1) 1. سوره یوسف: 12، آیه 101.
نساءنا و نساءکم و أنفسنا و أنفسکم ثمَّ نبتهل فنجعل لعنة اللّه علی الکاذبین» و لو قال: علیکم لم یجیبوا إلی المباهلة، و قد علم اللّه أنَّ نبیّه یؤدِّی عنه رسالته و ما هو من الکاذبین، فکذلک عرف النّبیُّ أنّه صادق فیما یقول و لکن أحبَّ أن ینصف من نفسه.
و أمّا قوله: «و لو أنَّ ما فی الأَرض من شجرة أقلام و البحر یمدُّه من بعده سبعة أبحر ما نفدت کلمات الله» فهو کذلک لو أنَّ أشجار الدُّنیا أقلام و البحر یمدُّه سبعة أبحر و انفجرت الأَرض عیونا لنفدت قبل أن تنقد کلمات الله و هی عین الکبریت و عین النمر و عین [ال] برهوت و عین طبریّة وحمة ماسبندان وحمة إفریقیة یدعی لسان و عین بحرون، و نحن کلمات الله الّتی لا تنفد و لا تُدرک فضائلنا.
و أمّا الجنّة فإنَّ فیها من المآکل و المشارب و الملاهی ما تشتهی الأَنفس و تلذُّ الأَعین و أباح الله ذلک کلّه لآدم علیهالسلام و الشّجرة الّتی نهی الله عنها آدم علیهالسلام و زوجته أن یأکلا منها شجرة الحسد عهد إلیهما أن لا ینظرا إلی من فضّل الله علی خلائقه بعین الحسد فنسی و نظر بعین الحسد و لم یجد له عزما.
و أمّا قوله: «أویزوِّجهم ذکرانا و إناثا» أی یولد له ذکور و یولد له اناث، یقال لکلِّ اثنین مقرنین زوجان کلُّ واحد منهما زوج، و معاذ الله أن یکون عنی الجلیل ما لبّست به علی نفسک تطلب الرُّخص لارتکاب المآثم «و من یفعل ذلک یلق أثاما یضاعف له العذاب یوم القیامة و یخلد فیه مهانا»(1)إن لم یتب.
و أمّا شهادة المرأة وحدها الّتی جازت فهی القابلة جازت شهادتها مع الرِّضا، فإن لم یکن أرضی فلا أقلِّ من امرأتین تقوم المرأتان بدل الرَّجل للضّرورة، لأَنَّ الرَّجل لایمکنه أن یقوم مقامها، فإن کانت وحدها قُبل قولها مع یمینها.
1) 1. سوره فرقان: 25، 69-68.
و أمّا قول علی علیهالسلام فی الخنثی فهی کما قال: ینظر قوم عدول یأخذ کلُّ واحد منهم مرآة و تقوم الخنثی خلفهم عریانة و ینظرون فی المرایا فیرون الشّبح فیحکمون علیه.
و أمّا الرَّجل النّاظر إلی الرَّاعی و قد نزی علی شاة فإن عرفها ذبحها و أحرقها. و إن لم یعرفها قسم الغنم نصفین و ساهم بینهما، فإذا وقع علی أحد النّصفین فقد نجا النّصف الآخر، ثمَّ یفرِّق النّصف الآخر فلایزال کذلک حتّی تبقی شاتان فیقرع بینهما فأیّتها وقع السّهم بها ذبحت و أحرقت، و نجا سائر الغنم.
و أمّا صلاة الفجر فالجهر فیها بالقراءة، لأَنَّ النبیَّ صلیاللهعلیهوآله کان یغلّس بها فقراءتها من اللّیل.
و أمّا قول علیّ علیهالسلام «بشّر قاتل ابن صفیّة بالنّار» فهو لقول رسول الله صلیاللهعلیهوآله و کان ممّن خرج یوم النهروان فلم یقتله أمیر المؤمنین علیهالسلام بالبصرة، لأَنّه یقتل فی فتنة النَّهروان.
و أمّا قولک: إنَّ علیّا علیهالسلام قتل أهل الصّفیّن مقبلین و مدبرین و أجاز علی جریحهم؛ و إنّه یوم الجمل لم یتبع مولّیا و لم یجز علی جریح و من ألقی سلاحه آمنه و من دخل داره آمنه، فإنَّ أهل الجمل قتل إمامهم و لم تکن لهم فئةٌ یرجعون إلیها و إنّما رجع القوم إلی منازلهم غیر محاربین و لا مخالفین و لا منابذین، رضوا بالکفّ عنهم، فکان الحکم فیهم رفع السّیف عنهم و الکفُّ عن أذاهم، إذ لم یطلبوا علیه أعوانا، و أهل صفّین کانوا یرجعون إلی فئة مستعدَّة و إمام یجمع. لهم السّلاح و الدُّروع و الرِّماح والسّیوف و یسنی لهم العطاء، یهیّیء لهم الأَنزال و یعود مریضهم و یجبر کسیرهم و یداوی جریحهم و یحمل راجلهم ویکسوا حاسرهم، و یردُّهم فیرجعون إلی محاربتهم و قتالهم، فلم یساوبین الفریقین فی الحکم لما
عرف من الحکم فی قتال أهل التّوحید، لکنّه شرح ذلک، فمن رغب عرض علی السّیف أو یتوب من ذلک.
و أمّا الرَّجل الّذی اعترف باللّواط فإنّه لم تقم علیه بیّنة و إنّما تطوَّع بالإقرار من نفسه و إذا کان للإمام الّذی من الله أن یعاقب عن الله کان له أن یمنَّ عن الله؛ أما سمعت قول اللّه: «هذا عطاؤنا» ـ الآیة ـ قد أنبأناک بجمیع ما سألتنا عنه فاعلم ذلک.
2 ـ و اما سجده یعقوب و فرزندانش برای اطاعت خدا و دوست داشتن یوسف علیهالسلام بود چنانچه سجده فرشتهها بر آدم علیهالسلام برای خود آدم نبود و همانا طاعت خدا بود و اظهار دوستی فرشتهها با آدم علیهالسلام، و سجده یعقوب و فرزندانش که یوسف با آنها بود شکر خدا بود بر اینکه پراکندگی آنها را جمعآوری ساخته بود آیا ننگری که یوسف علیهالسلام در این وقت برای شکر خدا میگفت پروردگارا تو به من ملک دادی و تأویل احادیث آموختی ـ الی آخر آیه.
3 ـ و اما قول خداا «اگر در شکی، از آنچه نازل کردیم به سوی تو، بپرس از کسانی که کتاب میخوانند»، مخاطب همان رسول خدا صلی الله علیه و آله است و او خود در آنچه بر او نازل میشد شکی نداشت ولی نادانان میگفتند: چگونه خداوند رسولی از فرشتهها مبعوث نکرده، و میان ما و پیغمبر او که فرقی نیست درباره خوردن و نوشیدن و بازار رفتن، خدا به پیغمبرش وحی کرد از آنها که کتاب میخوانند در حضور این نادانها بپرس آیا خدا پیش از تو رسولی مبعوث کرده جز
اینکه غذا میخورده و در بازارها راه میرفته و توهم بمانند آنهایی. و همانا گفته: «اگر تو شکی داری» با اینکه خودش شکی نداشته برای مراعات انصاف در گفتار چنانچه فرموده بیایید پسران ما و پسران شما، و زنان ما و زنان شما، و خود ماها و خود شماها را دعوت کنیم و به درگاه خدا زاری کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان بخواهیم ـ و اگر میفرمود: بر شماها بخواهیم پیشنهاد مباهله را نپذیرفتندی با اینکه خدا میدانست پیغمبرش همه پیامهای او را میرساند و از دروغگوها نیست و همچنین پیغمبر صلی الله علیه و آله هم میدانست که او را در آنچه میگوید راستگو است ولی دوست داشت از طرف خود عادلانه اظهار کند.
4 ـ و اما قول او «اگر که آنچه درخت در زمین است قلم شود و دریا مرکب و در پی آن هفت دریا باشد کلمات خدا به پایان نرسند، واقع آن همچنین است اگر که همه درختهای دنیا قلم شوند و دریا را درما پی باشند و از زمین همه چشمه بجوشند به پایان رسند پیش از آنکه ثبت کلمات خدا به پایان رسند و آن دریاها چشمه کبریت است و چشمه نمر و چشمه برهوت و چشمه طبریه و چشمه گرم ماسبندان و چشمه گرم آفریقیه که زبانش خوانند و چشمه بحرون و مائیم کلمات خدا که به پایان نرسیم و فضائل ما درک نشوند.
5 ـ و اما بهشت دارای همه خوردنیها و همه نوشیدنیها و بازیها است که دل بخواهد و دیده خوش دارد و خدا همه را برای آدم مباح کرد، و آن درخت که خدا آدم و حوا را از خوردنش غدقن کرد درخت
حسد بود که به آنها سفارش کرد تا به هر کس از خلائق که خدا فضیلتی داده به دیده حسد ننگرند و آدم فراموش کرد و به دیده حسد نگریست و تصمیمی برای او نیافت.
6 ـ و اما قول خدا «یا به آنها جفت کند مردان و زنان» یعنی برای او فرزند ذکور آید و یا فرزند اناث به هر دو تا که باهم باشند گویند زوجان هر یک جفت دیگری است و معاذ الله که خداوند والا را مقصود آن باشد که تو خود را بدان فریفتی و میخواهی برای ارتکاب گناه رخصتجویی «هر که این کار کند به گناه آلوده شده، عذابش دو چندان گردد در روز قیامت و جاویدان در آن خوار بماند» اگر توبه نکند.
7 ـ و اما شهادت یک زن که نفوذ دارد آن ماما است با رضایت به وی و اگر رضایت نباشد حداقل باید دو زن باشند که به حکم ضرورت به جای مردند زیرا مرد را امکان جانشینی آنها نیست و اگر تنها باشد قول او با قسم پذیرفته است.
8 ـ و اما قول علی علیهالسلام درباره خنثی چنان است که گفته: مردمی عادل که هر کدام آیینهای به دست دارند بدو نگاه میکنند. آن خنثی برهنه پشت سر آنها میایستد و آنان در آیینهها مینگرند و شبح او را میبینند و بدان حکم میکنند.
9 ـ و اما مردی که بر شبانی نگاه کرده که بر گوسفندی جهیده اگر آن گوسفند را بشناسد سر ببرد و بسوزاند و اگر نشناسد رمه را دو بخش کند و قرعه کشد و چون قرعه به نام نیمی در آید نیم دیگر رها شود واین نیم را هم دو نیم کند و پیوسته چنین کند تا دو گوسفند بمانند و میان آن
دو قرعه کشد و به نام هر کدام در آمد آنرا سر برد و بسوزاند و سایر رمه نجات یابند.
10 ـ و اما نماز بامداد را قرائت به جهر است برای آنکه پیمبرش در تاریکی میخواند و قرائتش ملحق به نماز شبها شد.
11 ـ و اما قول علی علیهالسلام کشنده ابن جرموز را به دوزخ بشارت بده برای این بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین فرموده بود او در جنگ نهروان به همراه خوارج بود و علی علیهالسلام او را در بصره نکشت چون میدانست در فتنه نهروان کشته میشود.
12 ـ و اما اینکه گفتی علی علیهالسلام اهل صفین را در هجوم و گریز هر دو میکشت و زخمدارشان را هم اجازه کشتن میداد و روز جمل به دنبال گریخته نمیرفت و زخمدار را نمیکشت، و هر که سلاح به زمین میگذاشت امانش میداد، و هر که به خانه خود پناهنده میشد امانش میداد، برای این بود که رهبر قشون جمل کشته شده بود و پشتیبانی نداشتند که بدان برگردند و دوباره جنگ را از سر گیرند و مردم به خانه خود برگشتند و دست از جنگ کشیده و مخالفت را کنار گذارده، و قصد تفرقه نداشتند راضی بودند که شمشیر از آنها برداشته شود، حکم آنان برداشتن شمشیر و خودداری از آزارشان بود زیرا کمک برای ادامه جنگ نطلبیدند ولی مردم صفین به یک ستاد آماده و رهبر مقتدری برمیگشتند که اسلحه و زره و نیزه و شمشیر برایشان فراهم میکرد، و عطای وافر به آنها میداد و از آنها پذیرایی میکرد و بیمارشان را عیادت میکرد، و شکسته آنان را بست و بند میکرد، و
زخمدارشان را درمان میکرد، و به هر که پیاده بود مرکبسواری میداد، و به هر که برهنه بود جامه میداد، و آنها را به جنگ و کشتار برمیگردانید، و به این دو دسته یک حکم نکرد چون حکم محارب از خداپرستان را میدانست. بلی این را برایشان توضیح میداد و هر که رو گردان بود کشته میشد یا اینکه باید توبه کند.
13 ـ و اما مردی که بهلواط اعتراف کرده باشد بر او بیّنه اقامه نشده و خود به خود اعتراف کرده است، و امام به حق که میتواند از طرف خدا مجرمی را مجازات کند میتواند هم از طرف خدا منّت بر او نهد و عفوش کند آیا نشنیدی گفته خدا را؟ «این است عطای ما» ـ الآیة ـ ما تو را به همه چیزها که از ما پرسیدی خبر دادیم آن را بدان.
تعدادی از فرزندان و نوادگان موسی مبرقع در بقعه خانوادگی وی در کنار مرقدش معروف به چهل اختران مدفون میباشند، و مورد احترام و زیارت مؤمنین قرار دارند.
تا زمان تألیف «تاریخ قم»(1)به سال 378ه .ق، چهارده تن از سادات رضویه از خاندان موسی و جعفر در این بقعه به خاک سپرده شده بودند که نام آنها در آن تاریخ ثبت گردیده است. و بعد از آن هم از همین خاندان جمع دیگری دفن شدهاند که عدد آنها را به چهل تن میرسانند. ولی منبعی برای معرّفی نام و نسب اکثر آنان در دست نیست.
1) 1. تاریخ قم، ص 224.
در تابلویی که به پنجرههای مشبّک آلومینیومی آن آویخته است چنین نگاشته:
السلام علیک یا امام محمّد التقی الجواد علیهالسلام
بقعه مقابر رضویّون در چهل اختران
آرامگاه خانوادگی امامزاده ابو جعفر موسی مبرقع علیهالسلام
نسب مدفونین این بقعه مبارکه با فرزند بلافصل حضرت امام محمد تقی جواد علیهالسلام یعنی امامزاده ابوجعفر موسی مبرقع
ابو احمد محمد پسر ابوجعفر موسی مبرقع
ابو علی احمد پسر ابوجعفر موسی مبرقع
زینب دختر ابوجعفر موسی مبرقع
ابو علی محمد الاعرج بن احمد (وفات 315ق) نوه ابوجعفر موسی مبرقع
ام محمّد بنت احمد نوه ابوجعفر موسی مبرقع
ام حبیب بنت احمد نوه ابوجعفر موسی مبرقع
فاطمة بنت محمد بن احمد نتیجه ابوجعفر موسی مبرقع
بریهة بنت محمد بن احمد نتیجه ابوجعفر موسی مبرقع
ام کلثوم بنت محمد بن احمد نتیجه ابوجعفر موسی مبرقع
ام سلمة بنت محمد بن احمد نتیجه ابوجعفر موسی مبرقع
یحیی بن احمد بن محمد بن احمد نبیره ابوجعفر موسی مبرقع
ابوجعفر محمد بن موسی بن احمد بن محمد بن احمد ندیده ابوجعفر موسی مبرقع
ابوالفتح عبدالله بن موسی بن احمد بن محمد بن احمد ندیده ابوجعفر موسی مبرقع
بریهة بنت علی بن جعفر بن امام هادی زوجه محمد بن موسی مبرقع عروس ابوجعفر موسی مبرقع
در ذیل این تابلو چنین نوشته شده است: در خاتمه چند نکته قابل ذکر است:
سابقاً در این محل صورت 17 قبر مشهود بود و قبر بزرگ و برجستهای در وسط به طور حتم قبر شریف محمدبن موسی مبرقع و شانزده قبر دیگر دراطراف آن نمایان بود.
امام زادههای شماره 11 ـ 12، 13 در قم ساکن و نقیب [و] راوی اخبار بوده[اند [احتمالاً در این بقعه مدفون [شدهاند] و سایر امام زادههای فوق الذکر طبق اسناد و مدارک معتبر به طور یقین در این بقعه مدفونند.
[امامزاده]شماره 2 ـ احمد بن موسی مبرقع حفظ مطابق نقل کتاب «لباب الانساب» بیهقی، ص 585 در قم و احتمالاً در همین بقعه مدفون است.
امامزادههای شماره 1 ـ 3 ـ 4 ـ 5 ـ 6 ـ 7 ـ 8 ـ 10 و 14 در کتاب معتبر «تاریخ قدیم» تألیف سال 378ه .ق و اکثر کتب انساب محل دفن ایشان را در همین بقعه ذکر نمودهاند.
اسامی شمارههای 15 ـ 16 ـ 17 را نتوانستیم طبق اسناد و مدارک شناسایی کنیم لذا از محققین محترم تقاضا میشود ما را در این امر یاری فرمایند».
در کتاب «گنجینه آثار قم» سه تن دیگر از مدفونین در این بقعه را نام میبرد. به اسامی: ام ولد همسر ابوعلی محمّد بن احمد بن موسی مبرقع و ابو جعفر و فخر الدین فرزندان یحیی صوفی فرزند جعفر بن امام علی النقی علیهالسلام که شاید بتوان به عنوان امام زادگان شماره 15 ـ 16 و 17 ذکر نمود.(1)
گنبد چهل اختران با اینکه دارای جدار آجری است از بناهای باشکوه باستانی و تاریخی اصیل شهر قم است که تاریخ بنای آن را به سال 95 ه .ق و نام بانی آن را شاه طهماسب صفوی و اسم معمار هنرمندش استاد سلطان قمی معرّفی نمودهاند که در کتیبههای داخلی آن هنوز نام وی موجود است.
در بالای سر درب بقعه در کتیبهای که با خط ثلث و از گچبری بیرون آورده شده، نوشته است: این مکان قبور جمعی از سادات و امامزادگان است که در اینجا مدفون شدهاند و در تاریخ 851ه .ق این کتیبه نوشته شده که در سال 953ه .ق به امر شاه طهماسب صفوی سقفی بسیار مرتفع و بنایی عالی بر این مرقد برپا داشته است که اصل بقعه متساوی الاضلاع است و هر ضلع او پانزده ذرع میباشد که از بناهای بسیار خوب و عالی است و کمتر همچون بنایی دیده شده. بنّا و معمار او استاد سلطان قمی است که از مشاهیر معمارهای عصر صفویّه است و نام او
1) 1. ر.ک: گنجینه آثار قم، ص 562؛ انوار پراکنده، ج 1، ص 431.
در این مکان مضبوط است.
متأسفانه در تعمیرات قائم مقام فراهانی در سال 1333 ق آن کتیبه از بین رفته است. در این بقعه دو کتیبه موجود است. یکی به صورت نامرئی که روی زاویه جنوب شرقی زیر نیم طاق به صورت تابلوی مربع و مستطیل گچ بری شده که تا دقت نشود تشخیص داده نمیشود به این عبارت (بنّائی عمل سلطان قمی) و کتیبه دیگر که بر فراز درب ورودی از صحن غربی به طول سه متر به خط ثلثی برجسته که روی آن عبارت ذیل گچ بری شده است موجود میباشد که چنین نوشته شده است: قد صدر الحکم المطاع ببناء هذه العمارة الشریفة عن اعلی حضرت سلطان سلاطین الزمان ابوالمظفر بهادرخان شاه طهماسب خلد الله ملکه و سلطانه و أفاض علی العالمین برّه و احسانه فی شهور سنة خمسین و تسعمأة.
بر فراز این بقعه گنبد عرقچینی و آجری قرار دارد که چهار هواکش در جهات اصلی آن به طور مشبّک آجری دیده میشود و در وسط بقعه مرقدی است سراسری به ارتفاع یک[متر] و طول و عرض 9 متر که روی سطح آن در چند ردیف قبر سازی شده و به وسیله کاشیهای خشتی فیروزهای فرش شده است.(1)
در این اواخر روی این قبور، ضریحی از آلومینیوم از طرف اوقاف و امور خیریه نصب شده است. در صحن و سرای مجموعه چهل اختران تعداد زیادی از علما و صلحا و مؤمنین و مؤمنات مدفون
1) 1. ر.ک: گنجینه آثار قم، ج 2، ص 563؛ تربت پاکان، ج 2.
میباشند که جمع زیادی از مؤمنین در طول هفته به ویژه عصرهای پنج شنبه و شبهای جمعه برای زیارت اهل قبور خصوصاً امامزادگان بزرگوار مدفون در این مکان در آن جا جمع میشوند. و برای شادی ارواح طیبه مدفونین در این مکان دعا و قرآن و حمد و سوره اخلاص میخوانند و ثوابش را نثار میکنند.
درضلع غربی صحن بزرگ چهل اختران بقعه شاه زاده زید واقعاست.
مرحوم عبّاس فیض سلسله نسب وی را چنین ذکر کرده است:
«امام زاده جلیل القدر سیّد اجل جناب شاه زاده زید بن علی بن علی الاکبر ابن محمّد السّلیق ابن عبیدالله بن محمّد بن الحسن بن الحسین الاصغر بن الامام زین العابدین علیهالسلام».(1)
به نظر میرسد امام زاده علی اکبر که در بازار تجریش تهران مورد احترام و زیارت عموم مؤمنین قرار دارد جدّ امام زاده زید باشد.
عباس فیض، سلطان محمود (فرزند محمد بن زید) مدفون در قریه «صرم» قم را از نوادگان وی میشمارد.(2)
شیخ مفید میگوید: حسین بن علی بن الحسین علیهالسلام [جدّ اعلای امام زاده زید [سیّدی فاضل و صاحب کمال و ورع بوده و روایات زیادی از پدر بزرگوارش(1)و از عمّهاش فاطمه بنت الحسین علیهالسلام و از برادرش امام محمّد باقر علیهالسلام نقل نموده است.
و روی احمد بن عیسی قال: حدَّثنا أبی قالَ: کُنْتُ اَری الحُسینَ بن علی بن الحسین علیهالسلام یَدعُو فَکُنتُ اَقُولُ: لا یَضَعُ یَدَهُ حَتّی یُسْتَجابُ لَهُ فِی الخَلْقِ جَمیعاً؛ احمد بن عیسی از پدرش روایت میکند که گفت: حسین بن علی بن الحسین علیهما السلام را میدیدم که دعا میکرد. من (از آن مقام و تقوایی که او داشت) با خود میگفتم: که (این مرد) دست پایین نیاورد تا اینکه دعایش درباره همه مردم به اجابت برسد.
و حرب طحّان از سعید که ملازم حسن بن صالح بود روایت میکند که گفت: ندیدم کسی را از خدا ترسناکتر از حسن بن صالح، تا اینکه به مدینه رفتم و حسین بن علی بن الحسین علیهما السلام را دیدم، و کسی را نسبت به خدا ترسناکتر از او ندیدم. گویا داخل آتش شده بود و بیرون آمده بود به خاطر شدّت ترس و خوفی که داشت.(2)
مرحوم محدث قمی مینویسد: حسین اصغر که کنیهاش ابو عبدالله بوده است، مردی عفیف و محدث و فاضل بوده است و جماعتی از وی
حدیث نقل کردهاند. وی در سال 157ه .ق در سن 64 سالگی وفات کرد و در بقیع به خاک سپرده شد.(1)
جدّ دیگر امام زاده زید، حسن بن حسین بن علی بن الحسین علیهما السلام است. که محدث قمی وی را مردی محدّث معرّفی مینماید و در مکّه ساکن بود سپس در سرزمین روم وفات نموده است.(2)و نسل وی از محمّد اکبر و از محمّد پسرش «عبیدالله» [و بنا به نقل بعضی از کتب «عبدالله» [ادامه یافت.
و از نسل عبیدالله [یا عبدالله] دو پسرش به نام محمّد السلیق و علی المرعشی و از محمّد السلیق علی و از وی نیز علی و از ایشان شاه زاده زید به دنیا آمد.(3)
بقعه امام زاده زید بنایی قدیمی است از خشت و گل و فاقد تزئینات هنری، که ایوان و کفشکن آن بعداً به آن افزوده شده است و گنبد آن نیز جدید میباشد.
بر فراز این بقعه گنبدی شلجمی بنا شده که فاقد کاشیکاری و تزئینات هنری دیگر است در وسط بقعه مرقد امام زاده زید قرار دارد با جدار گچی تعمیری که سطح آن باکاشیکاری خشتی آراسته
شده است و اطراف این مرقد ضریح مشبّک از چوب به رنگ سبز قرار دارد.
در جهت شرقی بقعه ایوانی است که مدخل بقعه از اینجا باز شده و آراسته به کتیبه گچ بری زیبایی است. این ایوان به دهانه 3 و عرض 2/1 و ارتفاع 5/3 متر که در قسمت پائینش تا دو متری ساده و بالای آن آراسته به گچبری با رنگآمیزی آراسته شده است که به خط ثلث برجسته در زمینه منقش به گل و بوتههای نمایان متضمّن آیه و حدیث و عباراتی حاکی از نام بانی ـ خواجه بهاء الدین هبة الله قمی ـ است که از وزرای ابوالمعز میرزا یوسف بن شاهرخ شاه بن امیر تیمور بوده است.
و تاریخ بنا به سال 847 ه .ق به چشم میخورد. متن کتیبه چنین است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم، کل شیء هالک الاّ وجهه، له الحکم و الیه ترجعون. قال النبی الامّی صلیاللهعلیهوآله من زار احداً من ذرّیّتی کانّما زارنی ومن زارنی فقد زار الله عزّوجلّ، هذا مضجع الإمام زید بن الإمام زین العابدین علی بن الإمام الحسین بن علی علیهم السلام تشرّف بهذا البناء الصدر الکبیر خواجه بهاء الدین هبة الله القمّی فی شهور سنة سبع و اربعین وثمانمائة.
در جانب شمالی بقعه که قبلاً مدخل ورودی بقعه بوده و ایوانی قرار داشته است که امروز به صورت رواق و انبار درآوردهاند. این رواق نیز از بناهای 979ه .ق میباشد که در آن علاوه بر طاقچههای قدیمی مقرنس که فقط یکی از آنها باقی مانده، دو اثر هنری باستانی و یک لوحه سنگ یشم وجود داشته ـ که دو تای آن سالم و بقیه در تعمیرات از بین رفته است.
مقرنس گچی زیبا در چهار ردیف که بسیار خوش قطار و مثلث الشکل میباشد که جایگاه قرآن و چراغ بوده و مقداری از آن خراب شده است.
لوحی از سنگ یشم که در جبهه درگاه ورودی بقعه به خط ثلث برجسته عبارات ذیل در چهار سطر بر آن حجّاری شده است: چون داخل روضه شاه زاده زید بن امام زین العابدین شدی بگوی: بسم الله و باللّه و علی ملّة رسول الله صلی الله علیه و آله [تا آخر اذن دخول]. بانی تعمیرات ایوان استاد علی اکبر.(1)
در خیابان آذر (طالقانی) داخل کوچه روبروی چهل اختران در محلهای به نام سید سربخش مرقد مطهّر امام زاده اسماعیل معروف به سیّد سربخش وجود دارد.
بنا به عقیده مرحوم فیض(2)در شهر قم دو بقعه مشهور به سیّد سربخش وجود داشته، که بر اثر توسعه خیابان آذر (طالقانی) یکی از آن دو به کلّی ویران شده است. با قرائن و شواهدی که ذکر خواهد شد بقعهای که امروز باقی است مربوط به امامزاده اسماعیل است که در سال 617ه .ق یعنی دو قرن و نیم پس از تألیف «تاریخ قم» به شهادت رسیده است و لذا نام و نسب وی در آن کتاب ذکر نشده است.
بقعهای که ویران شده مربوط به محمّد عزیزی معروف به سید سربخش میباشد که نام وی در اکثر کتب تاریخ آمده، و گنبد و بارگاه وی در قسمت جنوبی تکیه درخت پیر قرار داشته که بر اثر احداث خیابان آذر (طالقانی) به کلّی منهدم گردیده است.
در بعضی کتب انساب سلسله نسب وی را چنین بیان کردهاند: محمد بن عبدالله عزیزی بن حسین بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن محمد دیباج بن امام صادق علیهالسلام.(1)
وی در نهروان به قتل رسید و در قم به خاک سپرده شد.(2)
مهمترین دلیلی که شاهد بر دفن امام زاده اسماعیل در این بقعه موجود میباشد این است که: نام امام زاده اسماعیل روی لوح مزار و کتیبه قدیمی کمربندی بقعه که مربوط به قرنها پیش میباشد، ثبت گردیده است. ولی چون امامزاده اسماعیل در قرن هفتم میزیسته است و در تاریخ قم از او نامی نیست و امام زاده محمد عزیزی دو قرن و نیم قبل از او میزیسته و نامش در کتب تاریخ قم آمده و هر دو شهید شدهاند و هر دو معروف به سید سربخش بودهاند. و هر دو در یک محلّه نزدیک به هم دفن شدهاند جای این خلط و اشتباه بوده است که بعضی این بقعه را متعلق به محمد عزیزی بدانند.(3)
محدث قمی(ره) مینویسد: از «تاریخ قم» نقل است که محمد
عزیزی از قم به بغداد رفت و او را در نهروان کشتند. جنازهاش به قم آوردند و نزدیک مسجد رضائیه او را دفن کردند... ظاهراً همین امام زاده است که به سید سربخش معروف است و سلسله نسب وی چنین میباشد: «محمد عزیزی فرزند عبدالله بن حسین بن علی بن محمد بن امام جعفر صادق علیهالسلام».(1)
شاید چون محدث قمی نام شخص دیگری در «تاریخ قم» نیافته، احتمال داده این بقعه متعلق به محمد عزیزی باشد. و سلسله نسب وی را نیز با کمی تفاوت ذکر نموده است.
در کتب انساب سلسله نسب امامزاده اسماعیل را چنین رقم زدهاند:
شاه زاده ابوالمعالی اسماعیل بن عبدالله بن حسین بن محمد بن حسین بن احمد بن محمّد عزیزی بن حسین بن محمد اطروش بن علی بن حسین بن علی بن محمّد دیباج بن امام صادق علیهالسلام.(2)
آنگونه که از سلسله نسب امام زاده اسماعیل کاملاً مشهود است وی با پنج واسطه از نوادگان محمد عزیزی است (که مرقد وی در وسط خیابان آذر قرار گرفته و منهدم شده است) و بقعه موجود متعلق به امام زاده اسماعیل میباشد. وی پس از کسب علوم و اکتساب معارف اسلامی به نیشابور دارالملک خراسان رفت و به حدّی رفعت
و منزلت یافت که سلطان محمد خوارزمشاه او را به نقیب النقبائی کشور برگزید.(1)
ابوالمعالی اسماعیل تا سال 617 ه .ق بدون هیچ معارضی در سراسر کشور نقیب النقباء و رئیس بود و در کلیّه امور مهم از نظر و فکر وی تبعیّت میگردید چنانکه در حمله سپاه مغول هم ارکان دولت با نظر وی از تسلیم نیشابور خودداری به عمل آوردند، سپس ابوالمعالی به قم هجرت کرد و در محله رضاباد (رضائیه، که بیشتر جایگاه سادات رضائیّه بود) اقامت گزید.
امیرزاده «جته نویان» پس از قتل مردم ری از راه قم عازم همدان بود. در بین راه چند تن از مخالفین مفسد که در سپاه مغول به نامِ راهنما راه یافته بودند، قتل مردم قم را به عنوان اینکه اینها رافضی مذهبند واجب دانسته و موجب اجر زیاد قلمداد میکردند و جته نویان را برای قتل مردم قم تحریک نمودند.
مردم قم نیز مقاومت نمودند امّا پس از انهدام حصار قم و ورود
1) 1. مقام نقابت نقباء از عناوین رفیع روحانی و سیاسی بود که از آغاز خلافت عبّاسیان در بغداد از ناحیه آنان برای ثبت و ضبط انساب سادات عبّاسی و علوی به افراد برجسته داده میشد. ولی سادات علوی از تبعیت نقبای عباسی خود داری کردند و در نتیجه برای آنان نقیب خاصی انتخاب میگردید که در اکثر ولایات نقیب با شخصیت به عنوان نقیب النقباء انتخاب میشد و در هر حال از وی تبعیّت و جانبداری میگردید. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 385.
مغولان به داخل شهر چنان به قتل و غارت دست زدند که تمام شهر به ویرانهای مبدل گردید. در این کشتار وحشیانه دو تن از نقباء سادات به شهادت رسید. یکی سید جعفر نقیب موسوی است که در نزدیکی امامزاده ابراهیم مدفون و دارای گنبد و بارگاه میباشد.
و دیگری شاه زاده ابوالمعالی اسماعیل معروف به سید سربخش میباشد. چون وی را مسبب عدم تسلیم مردم نیشابور معرّفی کرده بودند سر او را از تن جدا ساخته و نزد امیر زاده بردند. پس از آن که تن وی را در خانه مسکونیش در محلّه «رضاباد» به خاک سپردند، جته نویان از این منطقه دور شد. سر او را از میان سرهای بریده که روی هم انباشته بودند پیدا کرد و در نزدیک بدنش دفن نمودند.(1)
بقعه امام زاده اسماعیل، گنجینه آثار هنری ابو شجاع علی بنّاء است و حاکی از بنای آن به سال 774ه .ق و نام بانی آن میر غیاث الدین محمد فرزند علی صفی شهریار عراق است.
درگاه بقعه کوتاه و تنگ و در جبهه آن کتیبهای است از کاشی خشتی و روی آن به خط نستعلیق سفید چنین نوشته شده است: «شاهزاده اسماعیل بن محمّد بن جعفر الصادق علیهالسلام» که سلسله اجداد امامزاده اسقاط گردیده است.
بر فراز این بقعه گنبدی هرمی شکل است و هشت تَرکی به ارتفاع
1) 1. ر.ک: گنجینه آثار قم، ج 2، ص 384، 389.
تقریبی 4 متر آراسته به کاشیهای دوالی فیروزه فام، تعمیری با نقوشی از کاشیهای الوان که زیباتر از گنبدهای هرمی سایر مشاهد متبرکه است.
در بالای محراب کتیبهای است کمربندی به خط ثلث ممتاز و درشت که بغلهها و اسپر شاه نشینها را هم زینت بخشیده و روی آن سوره مبارکه فتح و یازده آیه از اول سوره دهر خوانده میشود. بر فراز همین کتیبه، کتیبه دیگری به عرض 50 سانتیمتر با دو حاشیه کندهکاری که در زمینه مزیّن به گل و بوتههای برجسته عبارات ذیل گچ بری شده است: «امر ببناء هذه العمارة الرفیعة المنیعة مرقد الامام المعصوم المظلوم اسماعیل بن محمّد بن الامام جعفر الصادق علیهالسلام الصاحب الاعظم الاعدل الاعلم والی اقالیم الفضل و الکرم مستخدم (مستند) ارباب السیف و اصحاب القلم المنصور بنصرة خیر النّاصرین غیاث الحقّ والدّنیا والدّین امیر محمّد بن المولی المخدوم الاعظم الاعدل الأعلم جمال الحق والدّنیا والدّین علی [بن[ الصّفی اعلی الله شأنهما ورفع فوق الفرقدین مکانهما فی محرم الحرام سنة 774ه .ق) یا (776ه .ق).(1)
وسط بقعه مرقدی است که در سال 1370ه .ش از طرف اداره اوقاف و امور خیریه، ضریحی از آلومینیوم بر آن نصب شده و کف روضه مطهّر و جدار آن به ارتفاع یک متر و نیم از سنگهای مرمر آراسته و در جهت شرقی بقعه، مسجدی بنا گردیده که به داخل بقعه نیز راه دارد. و از آن برای مراسمهای مذهبی استفاده میشود.
1) 1. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 393 و 399؛ تاریخ قم، ناصر الشریعة، ص 120 ـ 121؛ تربت پاکان، ج 2، ص 63.
مقابل بیمارستان نکوئی داخل کوچه بقعه امامزاده علی موسیالرّضا واقع شده است.
سلسله نسب این امامزاده بزرگوار به طور دقیق معلوم نیست.
مرحوم ناصر الشریعة مینویسد: «شهر به قدر یک میدان از دروازه ری از سمت کوره پزخانهها که دور میشود بقعه مختصر محقّر و مخروبهای است که محاذی آن حوض مسقفی است، گویند امام زاده علی موسی الرضا است و از قراری که در لوح آن نوشته شده: امام زاده علی از اولاد امام موسی بن جعفر علیهما السلام است.(1)
بقعه کوچک وی داخل کوچه مقابل بیمارستان نکوئی، اخیراً تعمیر شده است. و قبر مطهّر سیدِ معصوم (امامزاده علی موسی الرّضا) با سنگ مرمر به ارتفاع حدود 5/1 متر برجسته است، و داخل بقعه سفیدکاری شده است بدون هیچ تزیین دیگری.
در پایان خیابان معلم قم که از سوی بیت امام خمینی(قدس سرّه) به موازات خیابان چهارمردان ادامه دارد گنبد و بارگاه امامزاده بزرگواری
1) 1. تاریخ قم، ناصر الشریعة، ص 133.
به چشم میخورد که در اینجا با زندگی وی آشنا میشویم:
نسب او [ابوالحسین احمد بن قاسم] با سه واسطه به حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام میرسد. پدر بزرگوارش قاسم بن احمد شعرانی، فرزند علی بن جعفر عریضی است که از راویان مورد اطمینان میباشد.(1)و مادرش ام کلثوم، دختر عبدالله بن اسماعیل بن ابراهیم بن محمّد بن عبدالله بن محمّد بن علی زینبی است.(2)
قاسم بن احمد، پدر ارجمند امامزاده احمد بن قاسم، دارای دو فرزند دیگر به نامهای علی و فاطمه نیز بوده است.
علی بن قاسم نیز مانند پدر از راویان مورد اطمینان بوده(3)
در «عیون اخبار الرضا علیهالسلام ابو جعفر الصدوق به تصحیح حسین اعلمی»، ج 1، ص 37 ـ 36، ح 15، و ص 38، ح 21، دو حدیث آمده که نام علی بن قاسم و پدر بزرگوارش در سلسله سند آنها میباشد.
، امّا از احمد بن قاسم به عنوان راوی ذکری به میان نیامده است.فاطمه، خواهر امامزاده احمد بن قاسم، مادر یکی از امامزادگان بزرگوار مدفون در قم به نام محمد عزیزی است.
سید محمد عزیزی فرزند عبدالله بن حسین بن علی بن محمد بن
الامام جعفر صادق علیهالسلام است که به سید سربخش معروف میباشد. وی سیدی دلاور، تنومند و قوی بود، که در اواخر قرن سوم برای زیارت عتبات مقدس با کاروانی عازم بغداد شد. در نزدیکی نهروان با گروهی از راهزنان روبرو گردید و همراهانش از وی خواستند تا شر آنها را دفع نماید. سید با لباس فاخری که بر تن داشت شمشیر حمایل نموده، عمامه سبزی بر سر نهاد و نزدیک آنها رفت. ابتدا کوشید تا با نصیحت آنها را از این کار خلاف باز دارد اما نتوانست. کار به مشاجره کشید و سید محمد به قتل رسید. راهزنان سرش را از بدن جدا کردند و به پیش امیرشان فرستادند و تمام اموال کاروان را غارت نموده با خود بردند.
کاروانیان برهنه و گرسنه، بدون زاد و توشه از رفتن به عراق منصرف شده، به قم بازگشتند. غلامان سید، تن بیسر مولای خود را به کمک دیگران به قم آوردند و در خانهاش (نزدیک مسجد رضائیه، در خیابان آذر (طالقانی)، حوالی چهل اختران) به خاک سپردند. از آن سو یکی از نزدیکان وی به دنبال راهزنان به راه افتاد و نزد بزرگشان رفته، به هر کیفیت سر بریده سید محمد را از آنها گرفت، و چند روز دیرتر از کاروان به قم آمد و سر او را در گوشه بقعه، جدا از تن دفن کردند.(1)
1) 1. گنجینه آثار قم، عباس فیض، ج 2، ص 389. در ص 391 آمده است که بقعه وی کاملاً وسط خیابان افتاده است. وی معتقد است که در داخل شهر قم دو بقعه مشهور به سیّد سربخش وجود داشته که یکی از آنها به نام اسماعیل و مربوط به قرن هفتم است.
یکی از دلایل مهم مهاجرت سادات علوی از مدینه به ایران در اوایل قرن سوم، ورود حضرت امام رضا علیهالسلام در سال 200ه .ق به ایران است.
احمد بن قاسم نیز در حدود همین سالها به همراه خواهرش فاطمه از مدینه به قم آمد و تا آخر عمر در این شهر ماند.(1)
او سیدی فاضل و پرهیزکار بود. در اواخر عمر بر اثر بیماری آبله که در چشمش پیدا شد، نابینا گردید و بقیه عمر را در گوشهای به تهجّد و عبادت سپری نمود.(2)
ابوالحسین احمد بن قاسم بن احمد شعرانی، فرزند علی بن جعفر عریضی از امامزادگان مشهور قم میباشد.
احمد بن قاسم، سیدی پرهیزگار و عابد بود که همراه خواهرش فاطمه، از مدینه به قم هجرت نمود و در این شهر به عبادت و ریاضت گذراند تا اینکه وفات نمود. جسد مطهّر وی را در مقبره «مالون» در جنوب قم در محل دروازه قلعه به خاک سپردند.(3)
بعضی چنین نگاشتهاند: احمد بن قاسم در اواخر عمر مریض و بر اثر آبلهای که در چشمانش پیدا شد، نابینا گشت.
بر طبق معمول آن روز، بر سر تربت پاکش سایبانی از بوریا ساختند. چون اصحاب خاقان مفلحی در سال 295ه .ق وارد قم شدند، آن سایبان را خراب کردند و مدّتی کسی او را زیارت نمیکرد. تا اینکه در سال 371ه .ق یکی از صالحان قم، خواب دیده در اینجا مردی فاضل مدفون میباشد و زیارت کردن او دارای اجر و ثواب بسیار است. از آن پس دوباره بر آن قبر سایبانی ساختند و مردم برای زیارت و طلب شفا به آنجا رو آوردند.
در این مقبره خواهر احمد بن قاسم به نام فاطمه که همسر عبدالله بن حسین بن علی بن محمد دیباج فرزند امام جعفر صادق علیهالسلام میباشد نیز مدفون است.(1)
تاریخ بنای بقعه و بارگاهش را سال 780ه .ق نوشتهاند.(2)
در این اواخر از طرف اداره اوقاف و امور خیریه قم، تعمیر اساسی گردیده است و ضریح نقرهای و زرنگار مجللی روی قبر نصب نمودهاند.
بعضی دیگراز فرزندان علیبن جعفر علیهالسلام که وارد قم شدند، بدین شرحاست:
ابوعبدالله حسین بن احمد بن حسین بن احمد شعرانی، فرزند علی عریضی.
احمد بن حمزة بن محمد بن احمد بن حسین بن احمد شعرانی پسر علی عریضی.(1)
وی پس از عمری تلاش و مجاهده در راه تهذیب نفس، بدون فرزند(2)به دیدار معبود شتافت و دار فانی را وداع گفت، بدن مطهرش را در مقبره مالون(3)(نزدیک دروازه قلعه) به خاک سپردند(4)و بر فراز تربتش بر طبق معمول آن روز سایبانی از بوریا(5)ساختند.(6)
در سال 258 ه .ق(7)معتمد عباسی برای اشغال شهرهای زنجان، ابهر، سلطانیه و قزوین، که در تحت تصرف یکی از سادات علوی به نام
1) 1. مهاجران آل ابی طالب، ص 337.
2) 2. مهاجران آل ابوطالب، ص 337.
3) 3 مالون نام یکی از هفت قلعه قم بوده است. تاریخ مذهبی قم، علی اصغر فقیهی، ص 187.
4) 4. کتاب تاریخ قم، ص 225.
5) 5. از دیرباز به حکم پارهای از اخبار ظاهراً نخستین بنا بر روی مراقد امامزادگان در زمان دفنشان به صورت سایبانی ساده به وسیله علاقمندان به خاندان نبوت و ارادتمندان اهل بیت(علیهم السلام) به وجود میآمد و به مرور زمان نیکوکاران چیزی بر آن میافزودند تا اینکه زمان چندانی نمیگذشت که به صورت زیارتگاهی مجلل آشکار میگردید. دائرة المعارف تشیع، ج 2، ص 394.
6) 6. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 374؛ انجم فروزان، ص 191؛ منتهی الآمال، ج 2، ص 187.
7) 7. در کتاب تاریخ قم، ص 235 تاریخ آن را 295 ذکر کرده که ظاهراً صحیح نیست چون که معتمد عباسی از 265 تا 279 بیشتر خلیفه نبود و در سال 279 از دنیا رفت... تتمة المنتهی، محدث قمی، ص 349.
حسین کوکبی بود و در آن منطقه حکومت مستقلی تشکیل داده بود، لشکری مجهز، به فرماندهی موسی بن بوغا (بُغا) به آن سو گسیل داشت. و به عبدالله بن طاهر (حاکم خراسان) نامهای نوشت که او را کمک نماید. موسی بن بوغا، خاقان بن مفلح ترک را سردار لشکر خویش گردانید و به او مأموریت داد که در سر راه خود، شورش مردم قم را فرو نشاند و مالیات عقب مانده قم را وصول نماید و کسانی را که از دستورهای وی سرپیچی کنند، سرکوب کند و در ری به اردوی بغداد ملحق گردد.
ابن مفلح پس از چند روز تلاش، از حصار قم گذشت و وارد شهر گردید و تنی چند از سران را به قتل رسانید و مالیات چند ساله قم را وصول نمود. یکی از اعمال ناشایستی که انجام داد این بود که دستور داد سایبانی که روی مزار احمد بن قاسم ساخته بودند خراب کنند! سپس به جانب ری حرکت کرد.(1)
مدتی پس از خراب شدن سایبان کسی او را زیارت نمیکرد، تا اینکه در سال 371ه .ق یکی از مردان صالح قم خواب دید در اینجا مردی فاضل مدفون میباشد و زیارت کردن او دارای اجر و ثواب بسیار است. از آن پس دوباره بر آن قبر سایبانی ساختند و مردم برای زیارت و طلب شفا به آنجا روی آوردند. پس از گذشت زمانی، مردم قم بر فراز تربت وی قبهای بنا نهادند.(2)
این مقبره به مرور ایام رو به خرابی نهاد و بارها تعمیر و بازسازی شد تا اینکه در سال 780ه .ق از ناحیه علی بن عزّالدین اسحاق (فرزند علی بن صفی الدّین) حاکم عراق تجدید بنا شد و گنبد کنونی بر فراز مرقد شریف او بنا نهاده شد.(1)
مؤلف «تاریخ قم» مینویسد:
بعضی از افراد مورد اعتماد چنین نقل کردند که عدهای از کسانی که دارای امراض صعب العلاج بودند و پزشکان از معالجه آنها ناامید گشتند به این بارگاه پناه آوردند و از این بزرگوار شفا گرفتند.(2)
در این بارگاه علاوه بر احمد بن قاسم، خواهرش فاطمه، مادر سید محمد عزیزی نیز مدفون است.(3)گنبد آن، گنجینه آثار هنری و از بناهای اصیل باستانی است که تزئینات گچبری آن تا به حال حفظ شده است و تاریخ بنای آن سال 780ه .ق میباشد.(4)
1) 1. قم نامه، مجموعه مقالات و متون درباره قم، سید حسین مدرسی طباطبایی، ص 16؛ گنجینه آثار قم، ج 2، ص 375.
2) 2. تاریخ قم، حسن بن محمد، ص 225؛ منتهی الآمال، ج 2، ص 187.
3) 3. ریاحین الشریعة، ذبیح الله محلاتی، ج 5، ص 30.
4) 4. در گنجینه آثار قم، ج 2، ص 375 آمده است: این همان تاریخی است که مورد بحث و بررسی نویسندگان واقع شده و تنی چند از آنها به اشتباه افتادهاند و جمله «ثمانین و سبعمأة» را که بر اثر تراشیده شدن «عین»، «سبعمأة» را «ستمأة» خواندهاند، این گنبد را از آثار قرن هفتم دانستهاند. لکن با توجه به نام استاد هنرمندی که گچبری این گنبد و چند گنبد دیگر در قم و حومه را انجام داده، صحت تاریخ فوق (780ه .ق) به خوبی روشن خواهد شد.
کتیبهای که به طور سینهبندی و به خط ثلث برجسته در داخل گنبد وجود دارد و از جنبه تاریخی حائز اهمیت است و روی آن این عبارات گچبری شده، نظر هر بیننده را به خود جلب مینماید:
«للّه الاعانة والاغاثة، امر ببناء هذه العمارة الرفیعة والروضة المنیعة مرقد المعصوم المظلوم احمد بن قاسم بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب علیهم السلام الصاحب الاعظم الاعدل الاعلم ملاذ طوایف الامم مستعبد ارباب السیف واصحاب القلم صاحب دیوان الممالک والامم ملجأ عظماء العالم موئل صنادید بنی آدم، عمیم المواهب والنعم عضد الخواقین المنصور بنصرة خیر الناصرین قوام الحق والدنیا والدین مغیث الخلایق اجمعین علی بن الصاحب الاعظم السعید عز الحق و الدنیا والدین اسحق بن علی الصفی الماضی عظم الله تعالی قدره بعمل ابن محمد علی ابو شجاع البنّاء»(1)
در اینجا تذکر چند نکته ضروری است:
در نسب نامه امامزاده اشتباهی در کتیبه مزبور راه یافته و نام موسی در سلسله انساب افزوده شده است.
این کتیبه در بعضی نشریات با چند اشتباه نقل شده است.
بانی این بنای تاریخی علی بن عزّ الدّین وزیر دولت شیخ ابواسحاق آل مظفر بوده است.(2)
در این اواخر از طرف سازمان اوقاف و امور خیریه قم، این گنبد و بارگاه تعمیر اساسی گردید. ضریح نقرهای و زرنگار مجللی روی قبر نصب نمودهاند که رویش این عبارات منقوش است:
«سازنده ضریح مطهر، احمد و عباس پرورش، قلمزنی علیرضا و حسن اسدی، نجاری حاج نعمت الله حیدرزاده، اصفهان 1369شمسی»
روی قبر سنگ مرمر زیبایی قرار داده شده که این عبارات بر آن کنده شده است: «بسم الله الرحمن الرحیم مرقد مطهر حضرت ابوالحسین احمد بن قاسم بن علی بن جعفر العریضی علیهم صلوات الله، از فرزندان امام صادق علیهالسلام.»
مدفن مقدس حضرت فاطمه خاتون زوجه عبدالله بن عزیز بن حسین بن علی بن محمد دیباج، مادر بزرگوار سید سربخش که در قم مدفون است.(1)بازسازی 1411ه .ق / اوقاف قم.
یکی از امامزادگان بزرگواری که بسیار مورد تکریم و تعظیم اهالی قم و دوستداران اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله میباشد، امامزاده سلطان محمد شریف است مرقد مطهّر وی در خیابان چهار مردان (انقلاب) در محلهای به نام سلطان محمد شریف قرار دارد.
1) 1. گنجینه آثار قم.
وی در خانوادهای دینی و از پدری برگزیده و نقیب به نام علی بن حمزه در سال 343ه .ق از جاریه ترکیه متولد شد(1)نامش را محمد و کنیهاش را ابوالفضل نهادند.
او چهار ساله بود که پدرش رحلت کرد و تحت تکفّل عموی خود، ابو محمد حسن به کسب علم و معرفت پرداخت تا به سن رشد و کمال و بالندگی رسید پس ماترک پدرش را از سرپرست و عموی خود تحویل گرفت و خود در فضل و کیاست و ثروت و سخاوت و علوّ همت سرآمد زمان خود گردید و سمت نقابت سادات علویه قم و آوه به وی واگذار گردید.(2)
درتابلویی که بر دیوار امامزاده سلطان محمد شریف نصب گردیده چنین آمدهاست:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
«امامزاده جلیل القدر از جمله احفاد حضرت امام زین العابدین علیهالسلام حضرت سلطان محمد شریف که ملقّب به نقیب و مکنّی به ابوالفضل است، مزار و آرامگاه مجلل آن بزرگوار در قم در
محلهای که منسوب به آن جناب است واقع میباشد و شجره نامه ایشان همانند ودایع اهل بیت علیهم السلام در کتب انساب رجال پوشیده بود، تا در تاریخ 1389هجری نسابه عالیقدر و مرجع عظیم الشأن شهاب الدین حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره)، نسب نامه آن جناب را به این صورت مکشوف و مرقوم فرمودهاند: این مرقد و آرامگاه حضرت سلطان العترة الطاهرة ابوالفضل محمد شریف نقیب فرزند علی مکنّی به ابوالقاسم نقیب قم، و او پسر محمد و او پسر حمزه و او پسر احمد و او پسر اسماعیل و او پسر محمد و او پسر عبدالله باهر فرزند امام همام حضرت زین العابدین علیهالسلام است و آن بزرگوار در سال «343» متولد شد و در سال «398» یعنی در 55 سالگی در شهری به نام «ری» درگذشت و جنازه محترمش را نقل دادند به قم و در محلهای که اکنون به نام آن بزرگوار است به خاک آرمیده شد و آن جناب را اعقاب و احفاد فراوان است مطابق صورت فوق نسب والای این امامزاده عالیقدر با هفت واسطه به حضرت امام زین العابدین علیهالسلام متصل است.»(1)
ابوالقاسم علی بن محمد، پدر بزرگوار سلطان محمد شریف مردی هوشمند، فاضل، کامل، شجاع و با سخاوت بود. پس از عموی خود علی
1) 1. در منتهی الآمال، ج 2، ص 51، و دیگر کتب انساب سلسله نسب وی بدین صورت آمده است.
بن حمزه، نقابت سادات علوی به او واگذار شد. در شوّال سال 345 به حج رفت، معزّ الدّوله و سادات عراق و حجاز او را گرامی داشتند و در سال 346 به قم بازگشت و همیشه پیشوای مؤمنین بود تا اینکه در سال 347ه .ق وفات کرد و در قبه متصل به مشهد پدرش در مقبره بابلان در جوار مرقد مطهّر حضرت معصومه سلام الله علیها دفن گردید.
ابو جعفر محمد بن حمزه قمی جدّ سلطان محمد شریف و حمزة بن احمد جدّ دیگرش از نقباء برگزیده زمان خود بودند. حمزه را بدان سبب قمی میگفتند که از ناحیه طبرستان به قم آمد، وی پس از وفات پدرش رئیس و پیشوای مردم قم گردید و کارهای مهمی برای آبادانی این شهر انجام داد. وی تا آخر عمر در قم ساکن گردید و به تحصیل معاش پرداخت تا اینکه دار فانی را وداع گفت و در مقبره بابلان در جوار مرقد مطهّر حضرت معصومه علیها السلام دفن گردید. پدرش احمد بن محمد نیز در مزار بابلان مدفون میباشد. مرقد این سه بزرگوار دارای قبه و بارگاه(1)بود که در توسعههای حرم مطهر از بین رفته است.
احمد بن محمد دارای پنج پسر(2)به اسامی زیر بود.
ابوالقاسم حمزه.
ابوجعفر محمد الفقیه که به «قیرط» ملقّب بود.
عبدالله مصری که در ایّام مستعین بالله دوازدهمین خلیفه عباسی در سال 252ه .ق در مصر خروج کرد و شکست خورد در حالی که ترس از سربازان و عمّال خلیفه داشت. در سن 55 سالگی مخفیانه از دنیا رفت و محل قبر وی معلوم نیست.(1)
حسین کوکبی که با حمزه از یک مادر به نام رقیّه دختر جعفربن محمد بن اسماعیل بن جعفر الصادق علیهالسلام، متولد گردید در زمان مستعین در قزوین خروج کرد و بعد از غلبه بر قزوین و ابهر و زنجان در سال 255 ه .ق به طبرستان رفت و مورد خشم داعی کبیر پادشاه آنجا قرار گرفت بدین جهت او را در برکه آب غرق نمود و به شهادت رساند برادرش حمزه در طبرستان با او بود، پس از شهادت وی به قم هجرت نمود.(2)
ابو عبدالله جعفر خداع
محمد بن اسماعیل بن محمّد ارقط، جدّ دیگر سلطان محمد شریف است که رجاء بن ابی ضحّاک او را با حضرت علی بن موسی الرّضا علیهالسلام در سال 200ه .ق از مدینه به مرو، نزد مأمون برد.(3)
ابو عبدالله محمد ارقط فرزند عبدالله باهر از محدثین مدینه بود که در سن 58 سالگی از دنیا رفت.
عبدالله باهر فرزند امام سجاد علیهالسلام، متولی صدقات حضرت
رسول صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیهالسلام بود. او مردی فاضل و فقیه و مورد وثوق تمام علمای رجال میباشد و اخبار زیادی از وی روایت شده است.
عبدالله را به خاطر حسن جمال و درخشندگی صورت با لقب «باهر: درخشنده» میشناختند.(1)
وی [محمد بن علی] به جهت خدمتی که به مجد الدوله نمود به عنوان نقیب النقبای عراق منصوب گردید. و لقب «سلطان» محمد شریف به خود گرفت.
چون فخر الدوله در سال 387ه .ق وفات نمود. فرزندش مجد الدّوله صغیر بود و لذا مادرش به نیابت فرزند، با کمال اقتدار عهدهدار مقام سلطنت گردید. وقتی مجد الدوله به سن رشد رسید، با مادر خود در امر سلطنت به منازعت برخواست، و عاقبت مادر بر فرزندش غلبه کرد، و او را به زندان انداخت.
در سال 400ه .ق شاهزاده محمد شریف که رئیس و نقیب النقبای قم و آوه بود به خواسته طرفداران مجد الدّوله به شهر ری سفر کرد و روز عاشورا با لباس و عمامه سبز مجلّلی نزد ملکه بار یافت و زبان به شفاعت فرزند وی مجد الدّوله باز نمود و چندان پند و نصیحت کرد تا ملکه را بر سرِ مهر آورد و مجد الدوله را آزاد
1) 1. همان؛ عمدة الطالب، ص 224.
گردانید و در ماه صفر او را بر سر تخت نشانید و سلطنت را از مادر به وی منتقل نمود.
از این وقت پادشاه مجد الدوله، شاه زاده محمّد شریف را نقیب النّقبای عراق ساخت و به عنوان «سلطان» محمد شریف خوانده شد و در سال 429ه .ق در حکومت علاء الدوله کاکویه در ری رحلت نمود و جسد مطهرش را با کمال تجلیل و احترام به قم نقل داده در کاخ و باغ تفریحگاه وی در شمال رودخانه به خاک سپرده شد که الآن این محل به کوی سلطان محمّد شریف خوانده میشود.(1)
سلطان محمد شریف مردی متدیّن با فضل و کرامت و دارای نقابت سادات علویه و سعه صدر بود.
در «انوار المشعشعین» آمده است: «وَکانَ دَیِّناً فاضِلاً کَرِیماً واسِعَ النَّفْسِ شَرِیفَ الأئِمّةِ وَلِیَّ النُقَباءِ بِالرِّی»(2)
وی نقل میکند که جناب عمدة العلماء آقای آشیخ محمدحسن قمی که در محله چهارمردان قم سکنی داشت خوابی دید و آن خواب چنین است: «در عالم رؤیا دیدم که مشرّف شدهام به بقعه آن امامزاده واجب التّعظیم والتکریم سلطان محمد شریف و شخصی به درب آن بقعه مبارکه ایستاده بود و در میان بقعه شخص جلیل القدری نشسته
و جنازهای در نزد او میباشد و پارچهای روی او کشیده شده، از بقعه بیرون آمدم، از آن شخص سؤال نمودم که این شخص کیست؟ و این جنازه چیست؟ جواب گفت: که این جنازه سلطان محمد شریف میباشد و این شخص جناب سید سجّاد امام زین العابدین علیهالسلام است که به دیدن فرزند خود آمده است»(1).
سزاوار است که مردم به زیارت این بزرگوار همّت گمارند و از برکات وی بهرهمند گردند.
صاحب کتاب «تربت پاکان» بر اساس نوشتاری که بر کاشیهای لوح مزار سلطان محمد شریف نقش بسته و در آن نوشته: «هذا المضجع المبارک للسیّد المظلوم المعصوم الشهید شریف بن شریف من اولاد الامام المعصوم زین العابدین بن الامام الشهید المعصوم ابو عبدالله الحسین بن الامام الهمام مولی جمیع الأنام علی بن ابیطالب علیهالسلام». احتمال داده است که وی به شهادت رسیده است.(2)
ولی مدرک دیگری غیر از همین نوشته بر لوح مزار برای تأیید این احتمال یافت نشد. و در دیگر کتب انساب و تاریخ، وی را به عنوان شهید معرّفی نکردهاند. و لذا درباره کیفیّت وفات این امامزاده بزرگوار نمیتوان به طور قطع اظهار نظر نمود.
ابوالفضل سلطان محمد شریف که جوانی عاقل و بسیار باحیا و نیک خواه و شریف بود از دختر ابوالحسن علی بن احمد موسوی رازی که سیّدی جلیل القدر و بزرگوار بود خواستگاری نمود و آن دوشیزه مجلّله را به همسری برگزید، و از او دارای دو فرزند شد.
در کتب انساب نام یکی از فرزندان وی را ذکر کردهاند، در کتاب «عمدة الطالب»(1)آمده: از دختر ابوالحسن علی بن احمد پسری به نام ابوالحسن علی که بعد او را علی الزّکی خواندند به وجود آمد او نیز مثل اجدادش نقیب شهر ری بود.
شیخ منتجب الدین قمی در وصف او نوشته است: «السیّد الاجل الزّکی ذی الحسبین ابی القاسم علی بن ابی الفضل محمد شریف...»(2)
مراد از «ذو الحسبین» آن است که علی زکی، هم از طرف پدر و هم از طرف مادر دارای شرافت عظیمی بود؛ زیرا سلسله نسب وی از طرف مادر نیز به امام معصوم علیهالسلام منتهی میشود.
علی الزّکی دارای دو پسر به نامهای سیّد مطهر و حسین بود. شیخ منتجب الدین قمی درباره سید مطهّر چنین مینویسد: «السعید شرف الدّوله والدّین عزّ الاسلام والمسلمین السید الأجل الإمام المرتضی الکبیر الأعلم الأزهد ذو الفخرین نقیب النقباء سید السّادات مطهر بن السیّد الأجل الزّکیّ ذی الحسبین ابی القاسم علی...»(3)
در بعضی از کتب انساب آمده: این سید جلیل القدر در فضل و کرامت نفس یگانه عصر خویش بود و تمام محاسن و خوبیها در او جمع گردیده بود. وی عهدهدار نقابت علما و متکلّمین و نویسندگان و شعرایِ ری بود.
مادر سید مطهّر سکینه دختر حسین بن محمد بن علی بن قاسم بن عبدالله بن امام موسی کاظم علیهالسلام است.
سید مطهّر در تمام علوم و فنون متبحّر و دارای رسائلی لطیف بود. او در سفر حج از محضر مرحوم شیخ ابوجعفر طوسی بهرههای وافری برد و جمعی از محدّثین نیز از وی احادیثی نقل نمودهاند.
سید مطهّر دو پسر به نام محمد و علی داشت. محمّد بن مطهّر نیز پسری به نام علی داشت که ملقّب به فخر الدین و در قم نقابت سادات را عهدهدار بود. نوه و نتیجههای این سید بزرگوار در اطراف قم و تهران دارای مرقد بوده و قبور مطهر ایشان زیارتگاه عاشقان میباشد از آن جمله. ابوالقاسم عزّ الدین یحیی فرزند محمد بن علی بن مطهّر بن علی الزّکیّ بن سلطان محمد شریف است که خوارزمشاه او را به شهادت رساند و در تهران مدفون میباشد. وی در قم نقیب النقباء طالبیین قم و ری و آمل بود. امروز مرقد وی در تهران زیارتگاه مردم میباشد.
اکنون بر فراز پوشش عرقچینی و گنبد هلالی شکل آن قبّهای از آجر شلجمی ساخته شده که طول ارتفاع گنبد از سطح بام حدود 7 متر است
که با کاشیهای گرهای ملوّن ساخته و آراسته شده است.(1)در مدخل بقعه ایوانچهای است که الآن به عنوان حسینیّه در مراسم عزاداری استفاده میشود. در دو طرف این مدخل دو گلدسته بسیار زیبا و بلند به ارتفاع 8 متر که بنا شده است که بر شکوه و عظمت بقعه افزوده است.
در زیر گنبد روضه مطهّر امامزاده سلطان محمد شریف واقع شده که جدار آن گچی و زاویههای آن مقرنس بدون کاشی است در وسط این روضه هم ضریح نو بنیان وجود دارد که بر در ورودی آن بعد از بسم الله آیه شریفه «اُدْخُلوها بِسَلامٍ آمِنینَ»(2)قلمزنی شده و در تحت همین آیه نوشته شده: «این ضریح مطهّر همزمان با چهارمین سالگرد جمهوری اسلامی ایران به رهبری زعیم عالیقدر نائب الامام امام خمینی (قدّس سرّه) و به دستور آیت الله العظمی آقای مرعشی نجفی (قدّس سرّه) و به کمک مؤمنین ساخته و تقدیم گردید 1403ه .ق» که مطابق 1361ه .ش میباشد سازنده آن آقای حسن پرورش میباشد و قلمزنی آن توسط آقای حسین اسکندری و نجّاری آن توسط حاج اسدالله رهنما انجام شده است.
بقعهای در جهت شرق قم اواخر خیابان چهارمردان روبهروی گلزار شهدا، نزدیک بارگاه منسوب به علی بن جعفر، وجود دارد که به
عنوان امامزاده ابراهیم مورد توجه و زیارت اهالی قم و دوستداران اهل بیت علیهم السلام میباشد. نسبشناسان وی را با کنیه ابوالقاسم و لقب موسوی میشناسند.
بنابر تصریح اکثر علمای نسبشناس و به استناد کتیبه گچبری شده داخل گنبد، وی فرزند احمد بن موسی (شاه چراغ) میباشد.
در کتیبه گچبری شده با خط ثلث چنین نوشته شده:
«قد امرت بعمارة هذه الروضة الرفیعة و المرقد المنیعة المشهد المنوّر المقدّس المعطّر للامام المعصوم الطّاهر، ابی القاسم ابراهیم بن احمد بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن الامام المفترض الطاعة اسد الله الغالب ابی الحسن امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین. بمنّة الخاتون العظمی البانوی(1)الکبری بلقیس العهد و الاوان خدیجة العصر رابعة الدهر عصمة الدّنیا و الدّین صفوة الاسلام و المسلمین زیدت عصمتها و خلّدت عظمتها فی شهر شوّال سنة خمس و ثمانمأة بمشقّة العبد علی بن حسن الطوسی»(2)
در تاریخ مذهبی قم آمده: در نزدیکی بقعه علی بن جعفر علیهالسلام در وسط یک باغ. سه بقعه و در روبهروی آن یک بقعه دیگر به نام شاهزاده ابراهیم وجود دارد که از نظر بنا و کتیبه و گچبری جزو بناهای نفیس و تاریخی است چون تا چند قرن قبل راه قم به
کاشان از این باغ و بقعهها میگذشته است طبعا مسافران و جهان گردانی که از قم به کاشان میرفتند باغ مذکور و گنبدهای اطراف آنرا میدیدند. از این جهت وصف باغ گنبد سبز و دو گنبد اطراف آن را ـ که بعضی از جهان گردان آنها را با عنوان مقبره شیوخ و علی بن جعفر علیهالسلام و شاهزاده ابراهیم نامیدهاند ـ میتوان در سفرنامههای مربوط به دوره صفویه تا اواخر قاجاریه کم و بیش مشاهده نمود»(1).
پس بدون تردید، بنابر آنچه مرحوم فیض بیان کرده است از نظر تاریخی مسلّم میباشد که مدفون در این بقعه ابوالقاسم ابراهیم بن احمد بن امام موسی کاظم علیهالسلام است. زیرا در «تاریخ قم» از هجرتش به قم خبر داده شده و در کتیبه کمربندی بقعه هم که در سال 805 ه . ق گچبری شده، به نام و نسب وی تصریح گردیده است.
وی مینویسد: مؤلف کتاب «انوار المشعشعین» بدون هیچگونه مستندی برخلاف نصوص گذشته اظهار نموده: آنچه در کتیبه بقعه راجع به نسب وی قید شده از اغلاط مشهور و مشمول «رُبَّ مَشْهُورٍ لا اَصْلَ لَهُ» میباشد. و مدفون در این بقعه: ابراهیم بن احمد بن محمد بن حسین بن حسن بن علی الاصغر بن الامام زین العابدین علیهالسلام میباشد که در تاریخ قم مدفنش را نزدیک مشهد علی بن حسن العلوی العریضی به نزدیکیِ نهر سعد تعیین کرده است.
اما چنانچه واضح است دفن ابراهیم سجادی قرب بقعه علی بن حسن العریضی، دلیل بر دفن او در این بقعه نمیشود، زیرا بقعه مزبور
1) 1. تاریخ مذهبی قم، علی اصغر فقیهی، ص 27.
گنبد دیگری است که در فاصله پنج متری صحن علی بن حسن عریضی است. و معلوم نیست چگونه آن بقعه از نظر مؤلف کتاب مزبور دور و مهجور افتاده است.
بالجمله این نظر به مصداق واقعی اجتهاد در مقابل نصّ و برخلاف منطوق کتیبه باستانی بقعه مورد نظر است و ابراهیم سجّادی با ابو العباس احمد پدر خود در بقعه مجاور صحن علی بن حسن مشهور به علی بن جعفر مدفون است.(1)اما مرحوم فیض در کتاب «انجم فروزان» قائل شده است که به احتمال قوی در کنار امامزاده ابراهیم در زیر آن گنبد، ابو العباس احمد بن محمد بن حسین بن حسن بن حسین بن حسن افطس ابن علی بن امام زین العابدین علیهالسلام، مدفون میباشد.(2)
بالای سردر ورودی بقعه امامزاده ابراهیم نام وی و نام احمد بن علی بن الحسین علیهالسلام نیز نوشته شده و در زیارتنامه وی که بر دیوار بقعه نصب شده نام هر دو را آورده که مؤید دفن این دو بزرگوار در این بقعه میباشد.
امامزاده ابراهیم، فرزند احمد فرزند امام موسی بن جعفر علیهما السلام است. احمد بن موسی معروف به (شاه چراغ) مدفون در شهر
شیراز، مردی کریم و بزرگوار، پارسا و مورد علاقه شدید پدرش موسی بن جعفر علیهالسلام بود. به گونهای که امام کاظم علیهالسلام، او را بر دیگر فرزندانش به غیر از علی بن موسی الرّضا علیهالسلام مقدّم میداشت، مزرعه خود معروف به «یسیره» را به او بخشید، چنانچه نقل کردهاند احمد بن موسی در زمان خود هزار بنده آزاد کرد.(1)
شیخ مفید مینویسد: برای هر یک از فرزندان حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام فضیلت و منقبتی جداگانه و مشهور است. و حضرت رضا علیهالسلام در فضیلت بر دیگران مقدّم بود.(2)
ام احمد، مادر احمد بن موسی از بانوان محترمی است که مورد لطف زیاد امام کاظم علیهالسلام قرار داشت. ام احمد، از داناترین و باتقواترین زنان روزگار خویش بود امام کاظم علیهالسلام، قبل از حرکت به سوی بغداد، ودیعههای امامت ـ اشیاء موروثی از پیامبر صلی الله علیه و آله ـ را به او سپرد و رازهای امامت را فقط به او بیان کرد. و به او فرمود: «کلّ مَنْ جائَکِ وَ طالَبَ مِنْکِ هذِهِ الاْءَمانَةَ فی اَیِّ وَقْتٍ مِنَ الاَْوْقاتِ فَاعْلَمی بِاَنّی اسْتَشْهَدْتُ و أنَّهُ هُوَ الْخَلیفَةُ مِنْ بَعْدی وَ الاِْمامُ الْمُفْتَرَضُ الطّاعَةُ عَلَیْکِ وَ عَلی سائِرِ النّاسِ» شخصی که به تو مراجعه کرد و این امانت را خواست در هر زمانی که باشد، بدانکه من شهید شدهام و آن شخص جانشین بعد از من و امام واجب الاطاعة بر تو و دیگر مردمان است.
امام کاظم علیهالسلام در سال 183 ه . ق روز 25 رجب به دستور
هارون الرشید و توسط سندی بن شاهک پس از تحمل سختیهای فراوان در زندان بغداد به شهادت رسید. علی بن موسی علیهما السلام اوّلین کسی بود که به شهادت پدر آگاهی یافت و نزد ام احمد رفت و فرمود: «هر آنچه پدر به تو سپرده بیاور» ام احمد بیدرنگ فریادی کشید و سیلی بر رخسارش زد و گریبانش را درید و گفت به خدا مولایم وفات کرد» حضرت رضا علیهالسلام مانع گریه و زاری او شد و فرمود: مبادا سخنی بگویی تا خبر شهادت پدرم به حاکم مدینه برسد. آنگاه ام احمد زنبیلی را با دو یا چهار هزار دینار نزد ایشان آورد و به امام رضا علیهالسلام تحویل داد و اوّلین کسی بود که با آن حضرت به عنوان امام بیعت کرد.
مردم مدینه برای عرض تسلیت به خانه «ام احمد» مراجعه میکردند و احمد بن موسی برادر علی بن موسی الرّضا علیهالسلام که در آن خانه بود جواب تسلیتها را میدادند. احمد از پارساترین و عابدترین صالحان زمان خود و مردی کریم و بزرگوار بود. این منزلت احمد بن موسی سبب شد که مردم گمان ببرند که او جانشین پدرش میباشد.
احمد بن موسی متوجه منظور مردم گردید. و خود میدانست که جانشین پدر، علی بن موسی الرّضا علیهالسلام است چیزی به مردم مدینه نگفت. مردم هم با وی بیعت کردند. پس از بیعت گرفتن، احمد بر فراز منبر در مسجد النّبی قرار گرفت، و خطبهای در کمال فصاحت و بلاغت ایراد نمود آنگاه چنین لب به سخن گشود: «اَیُّهَا النّاسُ کَما أنَّکُمْ جمیعا فی بَیْعَتی فَإنّی فی بَیْعَةِ اَخی عَلِیِّ بنِ مُوسَی الرِّضا علیهالسلام وَ اعْلَمُوا اَنَّهُ
الإِمامُ وَ الْخَلیفَةُ مِنْ بَعْدِ أبی وَ هُوَ وَلِیُّ اللّهِ وَ الْفَرْضُ عَلَیَّ و عَلَیْکُمْ مِنَ اللّهِ وَ رَسَولِهِ طاعَتُهُ، بِکُلِّ ما یَأمُرُنا».(1)
ای مردم همچنانکه تمام شما در بیعت من هستید، من نیز در بیعت برادرم، علی بن موسی الرّضا علیهالسلام میباشم، پیشوا و جانشین بعد از پدرم اوست آری او ولی خداست از طرف خدا و رسولش، بر من و شما واجب است به هر چه او فرمان داد فرمانبرداری کنیم.
تمام آنان که شاهد جوانمردی و پارسایی احمد بودند، کلامش را از جان و دل پذیرفتند، در حالیکه احمد بن موسی جلودارشان بود از مسجد خارج شدند و جلوی خانه علی بن موسی الرّضا علیهالسلام گرد آمدند و با او بیعت کردند. احمد بن موسی نیز مجددا با امام خویش بیعت نمود و امام رضا علیهالسلام در حق او دعا کرد.(2)
کیفیت هجرت وی به ایران و شهادت و دفن او در شیراز و علت لقب یافتن وی به شاه چراغ در کتب مفصل بیان شده است.
فخر رازی مینویسد: از فرزندان امام موسی کاظم علیهالسلام که علمای انساب اتفاق بر عدم نسل آنها دارند، ده نفرند. یکی از آنها جناب احمد بن موسی (شاه چراغ)(3)است صاحب «تاریخ قم» مینویسد: یکی از کسانی که به قم وارد شده است ابراهیم فرزند احمد
بن موسی است و در قم دارای گنبد و بارگاه است.
برای جمع بین این دو قول میتوان چنین گفت: که شاهزاده ابراهیم تنها پسر احمد بن موسی بوده و چون او نسلی نداشته است، علمای انساب احمد بن موسی را بدون نسل تصوّر کردهاند آیة الله العظمی علاّمه علم رجال آقای سید موسی زنجانی ـ حفظه الله ـ میفرماید: برای جناب احمد بن موسی دو فرزند پسر بوده و اعقابی از آنها موجود میباشد. که متأسفانه علمای انساب خصوصا از قرن پنج به بعد نوعا از ذکر آن غافل بودهاند.(1)
تاریخ بنای بقعه امامزاده ابراهیم سال 805 ه . ق است. و به سبک قرن هشتم برهنه از رواق و بیوتات تابعه بنا شده است. و از ابنیه تاریخی این شهر به شمار میآید.
ساختمان این بقعه با تزیینات ممتاز گچبری، بدون نیاز به تعمیر و تجدید تا به حال حفظ شده است. بر فراز بقعه، گنبدی است هرمی. شانزده تَرکی به ارتفاع شش متر، مزیّن به کاشیهای فیروزه فام که حدودا 25 سال قبل از این تعمیر و تجدید شده، در قسمت بالای هر ضلع نام جلاله و زیر آن اسم حضرت محمد صلی الله علیه و آله و پایینتر از آن نام علی علیهالسلام با کاشی الوان چیده شده است. این گنبد دارای عنقی نمابندی به ارتفاع دو متر از آجر کاشی تعمیری است.
1) 1. ر.ک. انوار پراکنده، ج 1، ص 283.
بالای سردر ورودی بقعه، با خط نستعلیق به رنگ زرد و زمینه آبی لاجوردی، چنین نوشته: «بسمه تعالی، آرامگاه امامزادگان ابراهیم بن احمد بن موسی الکاظم علیهالسلام، و احمد بن علی بن الحسین علیهالسلام». روبهروی درب ورودی امامزاده ابراهیم، مسجدی به نام مسجد مسلم بن عقیل از بناهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران میباشد. ساختن ضریح آلومینیومی و نصب آن و توسعه صحن و دیوارکشی اطراف آن از اقداماتی است که در این چند سال اخیر صورت گرفته است.
ابوالحسن(1)، علی بن جعفر عُرَیضِی به سبب انتسابش به خاندان وحی و امامت، «حسینی»(2)، «هاشمی»(3)و «علوی»(4)خوانده میشد و چون در مدینه رشد یافت، وی را «مدنی» نیز میخواندند.(5)
امّا مشهورترین نسبش که بر کسی جز او گفته نمیشود، «عُرَیضی» است. چون بیشتر عمر شریفش در قریه «عُرَیض»(6)(از توابع شهر
1) 1. رجال النجاشی، احمد بن علی نجاشی، ص 176.
2) 2. شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ابو الفلاح عبدالحیّ بن المعاد، ج 2، ص 24.
3) 3. تهذیب التهذیب، احمد بن علی بن حجر العسقلانی، ج 7، ص 293، رقم 502.
4) 4. همان؛ تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ذهبی، ج 14، ص 263.
5) 5. رجال الطوسی، ص 241؛ مروج الذهب، مسعودی، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج 2، ص 534 .
6) 6. عُرَیض از قریههای مدینه است که در یک فرسخی آن واقع است. این قریه از آن امام باقر علیهالسلام بود، هنگام وفات وصیت کرد که به فرزند بزرگوارش امام صادق علیهالسلام داده شود. وی نیز هنگام رحلت به کوچکترین فرزندش، علی، بخشید. وقتی علی بن جعفر بزرگ شد، در آن قریه سکنی گزید (کتاب تاریخ قم، حسن بن محمد، ص 224). اکنون این منطقه جزو شهر مدینه منوره و جانب شمال شرقی آن است و مقبره و مسجد علی بن جعفر در سال 1381 تخریب و جنازه دو نفر به بقیع منتقل شد.
مدینه) سپری شد و فرزندان وی نیز در آنجا به سر میبردند و به «عُرَیضیون» معروفند.(1)
علی بن جعفر در خانواده عصمت و طهارت دیده به جهان گشود. پدر بزرگوارش امام جعفر صادق علیهالسلام در سال 83 ه .ق، متولد و در سال 148ه .ق در سن 65 سالگی به تحریک منصور خلیفه عباسی مسموم و شهید شد.(2)
امام جعفر صادق علیهالسلام هفت فرزند پسر داشت(3)که علی کوچکترین آنها بود. و در اوایل جوانی پدر را از دست داد.(4)و با
1) 1. مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، مؤسسة آل البیت، ص 17.
2) 2. اصول کافی، کلینی، ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی، ج 2، ص 377؛ تاریخ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، ترجمه ابراهیم آیتی، ج 2، ص 373.
3) 3. الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، شیخ مفید، ترجمه رسولی محلاتی، ج 2، ص 200 و 201؛ تاریخ الاسلام، ذهبی، ج 14، ص 263، در عمدة الطالب فی انساب آل ابیطالب، ابن عنبه، ص 184، فرزندان پسر وی را پنج نفر ذکر کرده که یکی از آنها «علی» است و در بعضی کتب دیگر شش نفر و بیشتر ذکر کردهاند. ر.ک: بحارالانوار، ج 47، ص 241 و 242.
4) 4. معجم رجال الحدیث، خویی، ج 11، ص 291 و 292؛ عمدة الطالب، ص 241؛ تاریخ قم، ص 224؛ انجم فروزان، عباس فیض، ص 179.
برادرش امام کاظم علیهالسلام رشد و نموّ نمود و به درجات عالی علمی و اخلاقی نایل آمد.(1)
در کتابهای رجالی از تاریخ تولد علی بن جعفر یادی نشده است.
امّا با دقت در بعضی از روایات به خوبی آشکار میشود که او از برادرش امام موسی بن جعفر علیهالسلام بیش از یک یا دو سال کوچکتر نبوده و سال تولدش نزدیک سالهای 129 یا 130ه .ق میباشد.
در روایتی از فیض بن مختار، این گونه نقل شده است که گفت:... روزی در حضور امام صادق علیهالسلام از جانشین وی سخن به میان آمد... حضرت برخاست و پردهای که آویخته بود، بالا زد و پشت پرده رفت. بعد از لحظهای مرا صدا زد و فرمود: ای فیض، داخل شو. داخل شدم، آن حضرت را در محل عبادت مشغول نماز یافتم. نمازش تمام شد. از قبله رو گرداند، روبرویش نشستم. در این هنگام ابوالحسن (موسی بن جعفر علیهالسلام) در حالی که بیش از پنج بهار از عمر شریفش نمیگذشت و تازیانهای در دستش بود، وارد شد.
امام صادق علیهالسلام فرزندش را بر زانوی خود نشاند و گفت: پدر و مادرم قربانت! این تازیانه در دستت برای چیست؟!
1) 1. معجم رجال الحدیث، ج 11، ص 291 و 292؛ معجم المؤلفین، عمر رضا کحّالة، ج 7، ص 53.
ابوالحسن گفت: برادرم علی را دیدم که این تازیانه در دست دارد و حیوانات را آزار میداد، از دستش گرفتم...»(1)حضرت امام صادق علیهالسلام، به دنبال این گفتار امامت فرزندش موسی بن جعفر علیهالسلام را تبیین میکند. فیض بن مختار اوّلین کسی است که این خبر را میشنود و نقل میکند.
از این روایت معلوم میشود که علی بن جعفر، در آن موقع در سن سه یا چهار سالگی بوده، به طوری که میتوانسته با تازیانه حیوانات را بیازارد. با توجه به اینکه علی بن جعفر کوچکترین فرزند امام صادق علیهالسلام است، پس بیشتر از یکی دو سال کوچکتر از امام کاظم علیهالسلام نمیباشد. در این صورت، وی هنگام شهادت پدر 18 یا 19 سال داشته است.
مامقانی میگوید: «لازمه اینکه علی بن جعفر از پدر بزرگوارش امام صادق علیهالسلام حدیث نقل کند؛ این است که وی هنگام رحلت پدر بین 16 تا 20 سال داشته باشد.»(2)پس آنچه را که مؤلف «تاریخ قم»(3)و محدث نوری(4)ذکر کردهاند که وی هنگام وفات پدر، دو سال بیشتر نداشته، بعید است.(5)
1) 1. اختیار معرفة الرجال، (المعروف برجال الکشی)، محمد بن حسن طوسی، ص 355.
2) 2. تنقیح المقال فی علم الرجال، مامقانی، ج 2، ص 273.
3) 3. تاریخ قم، ص 224.
4) 4. مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج 3، ص 626.
5) 5. در تنقیح المقال، ج 2، ص 273 و در «مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، ص 32»، دو ساله بودن وی هنگام وفات پدرش را به بعضی از دلایل ذکر شده، ناصحیح شمردهاند.
تاریخ نویسان مشهور، بر این عقیدهاند که علی بن جعفر، دارای شش برادر به نامهای اسماعیل، عبدالله، اسحاق، محمّد، عباس، و امام موسی بن جعفر علیهالسلام و سه خواهر به نامهای ام فروه، اسماء و فاطمه میباشد.(1)
ولی از این میان امام موسی بن جعفر علیهالسلام است که در قدر و منزلت بزرگوارترین فرزند امام صادق علیهالسلام شناخته میشود. وی در سال 128ه .ق. در ابواء(2)متولد گردید. آوازه بزرگواریش از دیگر برادران بیشتر بود و در آن زمان از همه سخاوتمندتر و خوشرو و گرامیتر، در عبادت سرآمد مردم عصر و پرهیزگارترین آنان و در فهم و دانش از همگان برتر بود.
پس از شهادت امام صادق علیهالسلام عموم شیعیان پدرش، به امامت آن بزرگوار معتقد شدند. و در برابرش سر تعظیم فرود آوردند و از پدر بزرگوارش درباره امامت و جانشینی وی روایات و اشارات زیادی نقل کردند.(3)
با این همه، امام هفتم در عهد بسیار تاریک و دشوار بعضی از خلفای عباسی چون منصور، هادی، مهدی و هارون با تقیه(4)و سختی
میزیست تا اینکه هارون پس از بازگشت از سفر حج به مدینه، دستور داد؛ امام را در حالی که در مسجد پیغمبر صلی الله علیه و آله مشغول نماز بود، گرفته، به زنجیر کشند و زندانی کنند. پس از آن، حضرتش را از مدینه به بصره و از بصره به بغداد بردند و سالها از زندانی به زندان دیگر منتقل کردند تا اینکه در سال 183ه .ق در زندان بغداد، سندی بن شاهک وی را با سم شهید کرد. بدن مطهّر او را در مقابر قریش که هم اکنون شهر کاظمیه نام دارد، دفن نمودند. مدت امامت آن حضرت پس از پدر بزرگوارش 35 سال بود و در روز رحلت 55 سال از عمر شریفش گذشته بود.(1)
اسماعیل، بزرگترین برادر و اوّلین فرزند امام صادق علیهالسلام بود که آن حضرت بسیار او را دوست میداشت و نسبت به او بیش از دیگران نیکی و محبّت مینمود.
گروهی از شیعه به موجب اینکه او بزرگترین فرزند امام صادق علیهالسلام و محبوبترین آنان نزد پدر بود، گمان کردند پس از حضرت او امام و جانشین پدر است ولی اسماعیل در زمان حیات پدر در عُرَیض از دنیا رفت و مردم جنازهاش را از آنجا تا مدینه (در حدود یک فرسخ راه) بر دوش حمل نمودند و نزد امام صادق علیهالسلام
1) 1. الارشاد، ج 2، ص 207؛ شیعه در اسلام، سید محمدحسین طباطبایی، ص 140؛ کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 24. در مروج الذهب، مسعودی، ج 3، ص 365 سال شهادت وی را 186ه .ق ذکر کرده است.
آوردند. سپس در قبرستان بقیع دفن نمودند. چون امام صادق علیهالسلام از دنیا رفت، گروهی به زنده بودن اسماعیل معتقد شدند و او را امام خود دانستند و دستهای امامت را در فرزندان وی دانستند. این دو دسته را «اسماعیلیه» مینامند.(1)
پس از اسماعیل، عبدالله بن جعفر از دیگر برادران خود بزرگتر بود و چون در عقیده متهم به مخالفت با امام صادق علیهالسلام بود، نزد پدر مقام و منزلتی مانند دیگر برادران نداشت.
عبدالله پس از پدر ادعای امامت کرد و برای اثبات این مدعا به بزرگتر بودنش از برادران دیگر استدلال مینمود. گروهی از اصحاب امام صادق علیهالسلام ادعایش را پذیرفتند و ایشان را «فطحیه» لقب دادند. و این لقب بدان علت بود که پاها یا سر عبدالله، افطح (یعنی پهن) بود.
چنانکه امام صادق علیهالسلام به فرزند عزیزش موسی بن جعفر علیهالسلام فرموده بود؛ عبدالله مدتی اندک (هفتاد روز) پس از فوت پدر بزرگوارش درگذشت و چون پسری نداشت که جانشین وی شود معتقدان به وی دانستند که او امام نبوده است. به علاوه که برادرش حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام وی را در حضور جمعی آزمود تا خود و پیروانش بدانند که او امام نیست.
عبدالله پس از مشاهده بیصلاحیتی خود برای عهدهداری مقام
1) 1. الارشاد، ج 2، صص 202 ـ 201.
امامت، و پس از آنکه در پاسخ پرسشهای مردم ناتوان شناخته شد، اگر چه به صراحت اظهار پشیمانی نکرد ولی از ادعاهایش دست برداشت و درحالی درگذشت که هنوز برخیاو را امام میپنداشتند.(1)
وی مردی دانشمند و شایسته و پارسا بود و اهل حدیث از او احادیثی نقل کردهاند.
مردی با سخاوت و دلاور بود. روزها، یک روز روزه میگرفت و یک روز افطار میکرد. وی معتقد بود که امام کسی است که با شمشیر خروج کند. همسرش خدیجه، دختر عبدالله بن الحسین میگوید: نشد روزی که محمد با جامهای از خانه بیرون رود و آن را به مستمندان نپوشاند. و چنان بود که روزی یک گوسفند برای واردین و مهمانان خود میکشت. وی در زمان مأمون در خراسان از دنیا رفت.
او نیز مردی دانشمند و شریف بود.(2)
در ایام امامت امام کاظم علیهالسلام، گروههای زیادی چون اسماعیلیه(1)، سمیطیّه(2)، فطحّیه و ... به وجود آمدند و نیز جوّ اختناق پیش آمده از سوی حاکمان وقت باعث شده بود که تشخیص حق یعنی امامت موسی بن جعفر علیهالسلام کار آسانی نباشد. امّا علی بن جعفر، حقیقت را یافته و هرگز از برادر بزرگوارش امام کاظم علیهالسلام جدا نشد.
علی بن جعفر نه تنها همراه و خدمتگزار برادرش موسی بن جعفر علیهالسلام بود بلکه او را امام، جانشین و برترین فرزند پدر خویش میدانست.
محمد بن ولید میگوید: علی بن جعفر علیهالسلام گفت: از پدرم جعفر بن محمّد علیهالسلام شنیدم که به گروهی از نزدیکان و اصحاب خود میفرمود: وصیت مرا درباره فرزندم موسی بپذیرید. زیرا او برترین فرزندان و یادگار من و جانشین من و پس از من حجّت خدای
1) 1. اسماعیلیه: لقبی است برای همه فرقههایی که به امامت اسماعیل پسر امام جعفر صادق علیهالسلام و پسرش محمد بن اسماعیل قائل بودند. شعبههایی از این فرقه به نامهای دیگری چون؛ قَرامطه، تعلیقات، باطنیه، سبعیه و ملاحِده نیز خوانده شدهاند. (فرق الشیعة نوبختی، ترجمه و تعلیقات محمدجواد مشکور، ص 101، زیرنویس.)
2) 2. سمیطیه: گروهی که بعد از امام صادق علیهالسلام بر امامت محمد بن جعفر علیهما السلام ملقب به دیباج و فرزندانش گردن نهادند و به نام پیشوای خود، یحیی بن ابی سمیط نامیده شدند. (فرق الشیعة، ص 112).
تعالی بر همه مردم است.(1)او در استفاده و بهرهگیری احکام و اصول دین از برادر بزرگوارش کوشا بود و پاسخهای مسائل بسیاری را نقل کرده که خود از آن بزرگوار شنیده بود.(2)
وی میگوید: همگام با برادرم در حالی که اهل و عیالش را همراه داشت، چهار مرتبه پیاده به عمره مشرف شدم. یک بار 26 روز، بار دگر 25 روز، دگر بار 24 روز و آخرین بار 21 روز طول کشید.(3)
خاندان بنی عباس و اطرافیان آنها و نظامیان برجسته و زمینداران بزرگ که از قبایل مختلفی از ملّیتهای غیر عربی به اسلام روی آورده بودند، از طبقه حاکم دوران هارون الرشید به شمار میآمدند.
رؤسای این قبایل همچنان به حال خود باقی بودند و چون در گذشته، کشاورزان و بازرگانان و پیشهوران را استثمار میکردند و با طبقه بلندپایه جامعه؛ یعنی تاجران و زمینداران بزرگ و نظامیان و بیش از همه با خلفای بنی عباس همکاری و همدستی داشتند. همه اینها در مکیدن خون محرومان و به بردگی گرفتن طبقه محروم یکدست بودند و این در حالی رخ میداد که بیشتر مسلمانان در محرومیت کامل به سر میبردند.
بسیار دشوار بود در چنین وضعیتی که بهرهمندی از آسایش و ثروت و پاداشهای فراوان از ویژگیهای آن به شمار میآمد، رهبر یا رییس قبیلهای یافت شود که حکومت، او را با پول نخریده باشد.
بسیاری از علویان که تا دیروز ماهیتی انقلابی داشتند و چه بسا کسانی که پدران و برادران و خویشانشان به دست عباسیان به قتل رسیده بودند، سرانجام در دام مادیّات آنها شکار شدند.(1)
یکی از کسانی که در قبال صد هزار درهم اسرار امام را برای هارون الرشید آشکار ساخت و در شهادت آن حضرت همدست آنها گردید، محمد بن اسماعیل بن جعفر نوه امام صادق علیهالسلام بود.
علی بن جعفر در روایتی چنین میگوید: عمره رجب را گزارده و در مکه بودیم. محمد بن اسماعیل بن جعفر (نوه امام صادق علیهالسلام) نزد من آمد و گفت: عمو جان، میخواهم به بغداد بروم و دوست دارم با عمویم ابوالحسن (موسی بن جعفر علیهالسلام) خداحافظی کنم. دلم میخواهد تو نیز همراهم باشی.(2)
من با او به سوی برادرم که در منزل «حُوْبَه» بود، رهسپار شدیم. اندکی از مغرب گذشته بود که به آنجا رسیدیم. من در زدم. برادرم جواب داد و در را باز کرد و فرمود: کیستی؟
گفتم: علی.
فرمود: اکنون میآیم (و برای وضو گرفتن به اندرون خانه رفت) و او وضو را طول میداد.
گفتم: شتاب کنید.
فرمود: شتاب میکنم، سپس آمد در حالی که پارچه رنگ کردهای به گردنش بسته بود و پایین آستانه در نشست.
من به جانب او خم شدم و سرش را بوسیدم و گفتم: من برای کاری آمدهام که اگر تصویب فرمایی از توفیق خداست و اگر غیر از آن باشد، ما خطای بسیار داریم.
فرمود: چه کار است؟
گفتم: این برادرزاده شماست که میخواهد با شما خداحافظی کند و به بغداد رود.
فرمود: بگو بیاید.
من او را که در کناری ایستاده بود، صدا زدم. او نزدیک آمد و سر حضرت را بوسید. و گفت: قربانت، مرا سفارشی کن.
فرمود: سفارشت میکنم که درباره خون من از خدا بترسی!
او پاسخ داد: هر که بدی تو را خواهد، خدا آن بدی را به خودش رساند. (محمد پیوسته به بدخواه او نفرین میکرد تا) باز سرش را بوسید و گفت: عمویم! مرا سفارشی کن.
فرمود: تو را سفارش میکنم که درباره خون من از خدا بترسی!
گفت: هر که بدی شما را بخواهد، خدا به خودش رساند، به خودش
رساند!
باز سرش را بوسید و گفت: ای عمو! مرا سفارشی کن
فرمود: سفارشت میکنم که درباره خون من از خدا بترسی!
باز او بر بد خواهش نفرین کرد و به کناری رفت.
من نزدیک برادرم رفتم، وی به من فرمود: علی، اینجا باش.
من ایستادم. حضرت به اندرون خانه رفت و مرا صدا زد. من نزدش رفتم. کیسهای که صد دینار در آن بود، به من داد و فرمود: به پسر برادرت بگو، این پول را در سفر کمکِ خرجش سازد.
من آن را گرفتم و در حاشیه عبایم گذاشتم، باز صد دینار دیگرم داد و فرمود: این را هم به او بده. سپس کیسه دیگری داد و فرمود: این را هم به او بده.
گفتم: قربانت! اگر بدانچه فرمودی، از او میترسی، چرا او را بر ضد خود کمک میکنی!؟
فرمود: هر گاه من به او بپیوندم و او از من ببُرد، خدا عمرش را قطع میکند، سپس یک کیسه دیگری که سه هزار درهم خالص داشت، برگرفت و فرمود: این را هم به او بده.
من نزد محمد رفتم و صد دینار اوّل را به او دادم. بسیار خوشحال شد و عمویش را دعا کرد. سپس کیسه دوم و سوم را دادم، چنان خوشحالی کرد که گمان کردم، باز میگردد و به بغداد نمیرود. باز سه هزار درهم را به او دادم ولی او راه خود را پیش گرفت و نزد هارون رفت و به عنوان پذیرش خلافت وی به او سلام کرد و گفت:
من گمان نمیکردم که در روی زمین دو خلیفه باشد تا آنکه دیدم مردم به عمویم موسی بن جعفر علیهالسلام به عنوان خلافت سلام میکنند!
هارون صد هزار درهم برایش فرستاد. ولی خدا او را به بیماری خنازیر و خناق مبتلا کرد و نتوانست به یک درهم از آن اموال نگاه کند و دست برساند.(1)
آری این نمونهای بود از افراد زیادی که سعادت ابدی خویش را به دنیای زودگذر فروختند و آب به آسیاب دشمن ریختند. و امام بحق را تنها گذاشتند. هارون الرشید نیز که در پی فرصت بود تا بزرگترین سدّ راه خوشگذرانیها و چپاولگریهایش را بردارد. با سعایت امثال وی به نقشههای شومش نزدیکتر میشد. تا اینکه سرانجام آن امام همام علیهالسلام را مسموم و شهید کرد.
بعد از شهادت امام کاظم علیهالسلام گروهی چنین پنداشتند که وی از دنیا نرفته و نمیمیرد تا اینکه شرق و غرب زمین از آنِ او گردد و گیتی آکنده از ستم را، پر از عدل و داد کند و او مهدی «قائم» است!
بعضی شهید شدن آن امام را انکار کرده، گفتند: خداوند او را نزد خود به آسمان برده، در هنگام قیامش دوباره باز میگرداند. این گروه را
1) 1. اصول کافی، ج 2، صص 400 ـ 402؛ و اختیار معرفة الرجال (معروف به رجال کشی)، ص 263 و264، حدیث 478. با کمی تفاوت. و عیون اخبار الرضا علیه السلام، صدوق، ج 1، ص 72، حدیث 2، مختصر آن را آورده است.
«واقفه» نامیدند، چون بر امامت موسی بن جعفر علیهالسلام توقف نموده، پس از وی امامی را نپذیرفتند.(1)
امّا علی بن جعفر علیهالسلام به سبب درست تربیت شدن در مکتب برادر بزرگوارش، پیرو هیچ یک از گروههای انحرافی نشد و امامت بحق فرزند برادرش امام رضا علیهالسلام را پذیرفت و از مدافعان وی بود. او از کسانی است که سخن گرانقدر برادرش امام کاظم علیهالسلام را در تعیین و نصب امام رضا علیهالسلام بر منصب امامت و جانشینی پدرش نقل نمود.
حسن بن فضال میگوید: از علی بن جعفر شنیدم که میگفت: نزد برادرم موسی بن جعفر علیهالسلام بودم در حالی که او ـ به خدا سوگند ـ بعد از پدرم، حجّت خدا در روی زمین بود، ناگاه فرزندش علی علیهالسلام وارد شد برادرم به من فرمود: ای علی! این صاحب (امر امامت و ولیّ) تو است. او نسبت به من به منزله من است نسبت به پدرم. [همانطوری که من جانشین پدرم امام صادق علیهالسلام میباشم، او بعد از من جانشین من است و امر امامت به او سپرده میشود.] خداوند تو را بر دین او ثابت قدم بدارد. پس من گریستم و با خود گفتم: به خدا سوگند، پیام مرگ خود را میدهد!
باز فرمود: ای علی! ناچار حکم پروردگار درباره من جاری میشود. من [نیز] به راه رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام میروم. آن حضرت سه روز قبل از
1) 1. ر.ک: فرق الشیعة، صص 118 ـ 119.
اینکه هارون الرشید دوباره او را جلب نماید، این سخنان را با من در میان گذاشت.(1)
علی بن جعفر در روایتی دیگر چنین میگوید: مردی بر برادرم امام کاظم علیهالسلام وارد شد و گفت: قربانت شوم، بعد از شما صاحب امر امامت کیست؟
برادرم فرمود: بعد از وفات من آنها فتنه میکنند و میگویند او «قائم» است در حالی که «قائم» سالها بعد از من خواهد آمد.(2)
امام علیهالسلام پیشاپیش معجزه گونه، گمراهی واقفیه را خبر میدهد. و علی بن جعفر علیهالسلام و جمعی از خواصّ آن حضرت با آگاهی کامل، از آنها دوری میجویند و امامت امام رضا علیهالسلام را میپذیرند.
زکریا بن یحیی میگوید: شنیدم علی بن جعفر به حسن فرزند حسین بن علی بن الحسین چنین میگفت: خداوند ابو الحسن علی بن موسی الرضا علیهالسلام را یاری نمود، زمانی که برادرها و عموهایش بر او ستم روا داشتند.(3)
در عصر امامت آن بزرگوار، نهضتهای فراگیری بر ضد جورپیشگان حاکم شکل گرفت و نفوذ بعضی از آنها تا کوفه، واسط، بصره، اهواز، حجاز و یمن گسترش یافت. نوشتهاند: علی بن جعفر علیهالسلام به
همراه عدهای از علویین در بعضی از این جنبشها چون قیام ابن طباطبا به فرماندهی ابوالسرایا، (199ه .ق)(1)و خروج محمد دیباج (200ه .ق)(2)شرکت داشته است.(3)
برخی این را دلیل بر ضعف عقیده وی نسبت به امامت امام رضا علیهالسلام دانستهاند(4)! امّا با کمی دقّت روشن خواهد شد که بر فرض شرکت وی در این قیامها دلیل ضعف عقیدهاش نیست. زیرا ائمه علیهم السلام بعد از امام حسین علیهالسلام با اینکه خود در هیچ یک از این نهضتها شرکت نکردند و گاهی نسبت به روشها و خطاهای قیام کنندگان اعتراض میکردند، هیچ گاه آنها را از نظر دور نداشتند
1) 1. در این سال محمد بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن علی علیهالسلام ملقب به ابن طباطبا با دستیاری و سپهداری ابوالسرایا در کوفه قیام کرد. پس از گرفتن کوفه، ابن طباطبا ناگهان مرد و ابوالسرایا به جای وی طفلی از علویان به نام محمد بن محمد بن یحیی بن زید ابن علی بن حسین علیهالسلام را برگزید. و قدرت در دست ابوالسرایا بود. مأمون چندین بار با وی درگیر شد و بالاخره با سپاه فراوانی که داشت، بر او پیروز شد و قیام وی را فرو نشاند و این قیام ده ماه طول کشید و محمد در سال 223ه .ق فوت کرد ر.ک: قیام خونین شیعه در طول تاریخ اسلام، عبدالصمد اسلامی، صص99 ـ 100.
2) 2. در این سال محمد بن جعفر(الصادق علیهالسلام) عموی امام رضا علیهالسلام در مکّه قیام کرد و حجاز را گرفت و وی به علت جمال و رونق و جلوه کمالی که داشت به نام دیباج نامیده میشد. او پس از جنگهایی دستگیر و پیش مأمون فرستاده شد. مأمون او را امان داد و با خود به گرگان برده، وی در آنجا ناگهان وفات یافت. (203ه. ق). ر.ک: قیام خونین شیعه در طول تاریخ اسلام، صص100 ـ 101.
3) 3. مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانی، صص 356 و 360.
4) 4. معرفة الحدیث وتاریخ نشره و تدوینه و ثقافتة عند الشیعة الامامیة. محمدباقر بهبودی، ص 172.
و خیلی از آنها را مخفیانه تأیید میکردند.(1)چنانکه از امام کاظم علیهالسلام نقل شده، هنگامی که پسر عمویش، حسین بن علی معروف به قتیل فخّ(2)برای وداع نزد آن حضرت آمد، امام علیهالسلام به او فرمود: «ای پسر عمو! تو کشته میشوی! پس ضربه را محکم فرود بیاور، زیرا که این گروه فاسقند، به ایمان تظاهر میکنند و شرک خود را پنهان میدارند. انا لله و انّا إلیه راجعون. پاداش شهیدان را برای تو و یارانت از خدا میخواهم.»(3)
و از حضرت امام رضا علیهالسلام درباره نهضت علوی ابن طباطبا چنین نقل شده است: «محمد بن اثرم که در زمان ابوالسرایا از جانب محمد بن سلیمان علوی سردسته نگهبانان مدینه بود، میگوید: همه افراد خاندان ابن طباطبا و دیگر مردم از قریش، به گرد او جمع شدند و با وی بیعت کردند و به او گفتند: خوب است برای ابو الحسن علیهالسلام پیغامی بفرستی که به جمع ما درآید. زیرا دعوت ما یکی است.
سلیمان به من گفت: به سوی او برو و سلام برسان و بگو: افراد
1) 1. ر.ک: تحلیلی از زندگانی امام رضا علیهالسلام محمد جواد فضل الله، ترجمه سید محمد صادق عارف، ص 152.
2) 2. ابی عبدالله حسین بن علیّ بن حسن مثلّث معروف به قتیل فخّ از اصحاب امام صادق علیهالسلام و از بزرگان بنی هاشم بود، به نقل تجارب السّلف از تحمل جور و ستم به تنگ آمده، در سال 169ه .ق در مدینه قیام کرد و در همان سال با گروه بسیاری از یارانش در فخّ که محلی میان مکّه و مدینه است، شهید گردید. ر.ک: تحلیلی از زندگانی امام رضا علیهالسلام، زیرنویس ص 152؛ ماهیت قیام شهید فخّ، سید ابوفاضل رضوی اردکانی، ص 16 و 124.
3) 3. مقاتل الطالبیین، ص 298؛ ماهیت قیام شهید فخّ، ص 124.
خاندان تو گرد هم آمدهاند و دوست دارند که شما هم با آنان باشی. اگر مصلحت میدانی، قدم رنجه فرما.
محمد بن اثرم میگوید: من نزد آن حضرت شرفیاب شدم و او در «الحمراء» بود. سلام کردم و پیام را به او رساندم.
حضرت فرمود: سلام مرا به او برسان و بگو: پس از گذشت بیست روز نزد تو خواهم آمد.
او میگوید: پاسخ وی را رساندم. چند روزی درنگ کردم؛ چون روز هیجدهم شد، ورقا، فرمانده جلّودی وارد شد. من از مدینه خارج شدم و به جانب «صورین» فرار کردم. در آن هنگام کسی مرا آواز داد: ای اثرم! چون روی به جانب او کردم، دیدم ابوالحسن علیهالسلام استو میفرماید: «بیست روز گذشته یا نه؟!»(1)
از این بیان چند نکته بخوبی روشن میشود:
این نهضت در دفاع از عدالت و دفع جور و ستم شکل گرفته و افرادی از خاندان اهل بیت علیهم السلام و علویانی که نسبت به اسلام درد و سوزی داشتند، گرد هم جمع شدند و انگیزهای جز ادامه راه ائمه علیهم السلام نداشتند.
امام علیهالسلام با صراحت نهضت را رد نکرد و حرکت و جنبش را مردود نشمارد. پس با اصل جنبش و قیام در مقابل ستمگران مخالف نبوده است؛ لکن بنابر مصالحی از شرکت در آن سرباز زد. شاید
1) 1. تحلیلی از زندگانی امام رضا علیهالسلام، ص 149، به نقل از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 208.
همراهی آشکار امام علیهالسلام با آنها با آن مراقبتهای شدیدی که برای حضرت بود، باعث میشد که آنها نه تنها به اهداف خود نرسند، بلکه زودتر شکست بخورند.
بزرگترین فضیلت علی بن جعفر علیهالسلام این است که نه تنها امر امامت و ولایت را خوب شناخت و آن را از ارزشهای ظاهری جدا
1) 1. ر.ک: امامان شیعه و جنبشهای مکتبی، ص 261.
دانست که خود را تسلیم ولایت کرد و برای امام معصوم علیهالسلام ارج و منزلت ویژهای قایل شد.
بدین سبب امامت برادرش امام کاظم علیهالسلام و فرزند برادرش امام رضا علیهالسلام را به خوبی پذیرفت و در مقابل آنها سر اطاعت و تسلیم فرود آورد. امّا تبلور این فضیلت هنگامی است که وی در کهنسالی بعد از آنکه خود عالمی بزرگ، دارای منزلتی عظیم و شخصیت اجتماعی والایی است، در مقابل فرزندِ فرزند برادرش، امام جواد علیهالسلام، در حالی که بیش از هشت بهار از عمر شریفش نگذشته، سر تعظیم فرود آورده، او را امام خویش معرفی میکند و به گونهای احترامش میکند که برای دوستانش تعجبانگیز است. بر او خرده میگیرند. امّا او بر صحّت رفتار خود تأکید مینماید.
محمد فرزند حسن بن عمار گوید: «من دو سال نزد علی بن جعفر بن محمد (عموی امام رضا علیهالسلام) بودم و هر خبری که او از برادرش، موسی بن جعفر علیهالسلام، شنیده بود، مینوشتم. روزی در مدینه خدمتش نشسته بودم که ابوجعفر محمد بن علی (حضرت جواد علیهالسلام) در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله بر او وارد شد. علی بن جعفر علیهالسلام برجست و بدون کفش و عبا نزد او رفت و دستش را بوسید و احترامش کرد. ابوجعفر علیهالسلام به او فرمود: ای عمو! بنشین، خدایت رحمت کند! او گفت: آقای من! چگونه من بنشینم و شما ایستاده باشی؟!
چون علی بن جعفر به جایگاه خود برگشت، اصحابش او را
سرزنش کرده، گفتند: شما عموی پدر او هستید و با او این گونه رفتار میکنید؟!! او دست به ریش خود گرفت و گفت: خاموش باشید! اگر خداوند عزّوجلّ (صاحب) این ریش را سزاوار (امامت) ندانست و این کودک را شایسته دانست و به او چنان مقامی داد، من فضیلت او را انکار کنم؟!! پناه به خدا از سخن شما، من بنده او هستم.(1)
آری! اگر کسی بنده خدا باشد، در مقابل انتخاب خداوند اعتراض ندارد و تسلیم محض است.
حسن(2)فرزند موسی بن جعفر علیهالسلام میگوید: در مدینه خدمت ابو جعفر (امام جواد علیهالسلام) بودم، که علی بن جعفر علیهالسلام و مردی بیابانی از اهل مدینه نیز نشسته بودند. آن مرد در حالی که با دستش به حضرت اشاره میکرد، به من گفت: این جوان کیست؟
گفتم: او جانشین رسول الله صلی الله علیه و آله است.
گفت: سبحان الله! رسول خدا صلی الله علیه و آله حدود دویست و اندی سال پیش، از دنیا رفت و او جوانی بیش نیست. چگونه جانشین پیامبر خواهد بود؟!
گفتم: او وصیّ علی بن موسی (الرضا علیهالسلام) است. و علی وصیّ موسی بن جعفر علیهالسلام، و موسی وصیّ جعفر بن محمّد، و جعفر وصیّ محمّد بن علی و محمّد وصیّ علی بن الحسین و علی
وصیّ حسین بن علی و حسین وصیّ حسن بن علی و حسن وصیّ علیّ بن ابیطالب و علی وصیّ رسول الله علیهم السلام است.
(در این هنگام) طبیب آمد، خواست (برای مداوا) او را رگ زند(1)، پس علی بن جعفر بلند شد و گفت: سرورم (اجازه دهید) اوّل رگ مرا قطع کند تا اینکه قبل از شما تیزی آهن را بچشم.
او میگوید: به (علی بن جعفر) گفتم بر تو مبارک باشد. سپس روی به سوی اعرابی (یا طبیب) کرده، گفتم: او عموی پدرش است.
بدین ترتیب رگ علی بن جعفر علیهالسلام زده شد. سپس امام جواد علیهالسلام بلند شد تا آنجا را ترک کند، علی بن جعفر علیهالسلام نیز بلند شد و کفشهای امام را جفت کرد تا بپوشد.(2)
در روایت دیگر آمده است:
علی بن جعفر علیهالسلام گفت: مردی که او را واقفی میپنداشتم از من پرسید: برادرت امام کاظم علیهالسلام چه شد؟
گفتم: از دنیا رفت.
گفت: به چه دلیل این را میگویی؟!
گفتم: اموالش تقسیم شد. همسرانش زندگی جدید شروع کردند و امامِ بعد از وی تعیین گردید.
گفت: امام بعد از او کیست؟
گفتم: فرزندش علی.
گفت: او چه شد؟
گفتم: او نیز از دنیا رفت.
گفت: از کجا میدانی وفات کرده است؟!
گفتم: اموالش تقسیم شد و زنانش به خانههای جدید رفتند و امام بعد از وی معلوم گردید.
گفت: امام بعد از او کیست؟
گفتم: فرزندش ابوجعفر.
گفت: شما با این سن زیاد و قدر و منزلت و در حالی که فرزند امام صادق علیهالسلام هستید درباره این نوجوان چنین میگویی؟!
گفتم: تو را جز شیطان چیز دیگری نمیبینم. چه کنم اگر خداوند او را برای (امامت) شایسته دیده، امّا این ریش سفید را برای آن، اهل ندانسته است.(1)
و نیز چنین نقل شده است: که ابو جعفر، محمد بن علی بن موسی (امام جواد علیهالسلام)، بر علی بن جعفر عُریضی وارد شد. وی از جا برخاست و آن حضرت را بر جای خود نشاند و هیچ سخنی نگفت تا اینکه آن امام بزرگوار برخاست. اصحاب و دوستان علی بن جعفر گفتند:
آیا با امام جواد علیهالسلام در حالی که عموی پدرش هستی، این گونه تواضع میکنی؟!
1) 1. اختیار معرفة الرجال، معروف برجال الکشی، ص 429.
علی بن جعفر دستی به ریش خود زد و گفت: وقتی خداوند این ریش سفید را برای امامت اهل نداند، من آن را برای سوختن در آتش شایسته بدانم؟!(1)
ناچار از حکم قیافه شناس!
زکریا بن یحیی میگوید: از علی بن جعفر علیهالسلام که برای حسن بن حسین بن علی علیهالسلام سخن میگفت، چنین شنیدم: به خدا سوگند! خداوند متعال، ابوالحسن حضرت رضا علیهالسلام را یاری کرد.
حسن گفت: آری به خدا، قربانت گردم، همانا برادرانش نسبت به او ستم کردند.
علی بن جعفر علیهالسلام گفت: آری به خدا، ما عموهایش هم به او ستم کردیم.
گفت: [عموهایش به وی گفتند] هرگز در میان ما خاندان امامی(2)کسی که رنگش دگرگون باشد، نبوده است.
حضرت امام رضا علیهالسلام فرمود: او پسر من است.
آنها گفتند: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله، به حکم قیافه شناس داوری فرمود(3)، میان شما و ما هم قیافه شناس، داور باشد (تا
1) 1. مسائل علی بن جعفر، صص 24 ـ 25، به نقل از عمدة الطالب، ص 241.
2) 2. مقصودشان این بود که امام محمّد تقی علیهالسلام به شما شباهت ندارد.
3) 3. اسامة سیاه رنگ بود و پدرش زید از پنبه سفیدتر، مردم جاهلیت در نسب او طعن میزدند تا آنکه قیافهشناس حکم کرد که او پسر زید است و ملت عرب هم سخن قیافهشناس را پذیرفتند، به این سبب پیامبر اسلام(ص) نیز مسرور گشت؛ زیرا طعن آنها به آن حضرت نیز مربوط میشد (اصول کافی، ترجمه مصطفوی، ج 2، ص 109).
معلوم شود که حضرت جواد علیهالسلام فرزند شماست).
حضرت فرمود: من دنبال آنها نمیفرستم، شما بفرستید و به آنها اطلاع ندهید که برای چه دعوتشان میکنید و شما در خانه خود باشید.
چون که آنها آمدند. ما همه در باغی نشستیم و عموها و برادران و خواهران امام رضا علیهالسلام صف کشیدند و به حضرت رضا علیهالسلام لباس کهنه و کلاهی پشمین پوشانیدند و بیلی بر دوشش گذاشتند و گفتند: به صورت باغبانی در باغ مشغول کار شود. سپس ابو جعفر علیهالسلام را آوردند و به قیافهشناسان گفتند: این پسر را به پدرش منسوب کنید.
آنها گفتند: پدر او در اینجا نیست ولی این و این عموی پدر او هستند و این عموی خود اوست و این عمّه او میباشد. اگر او را در اینجا پدری باشد، همین صاحب باغ است که قدمهای او با قدمهای این پسر یکسان است و چون حضرت رضا علیهالسلام برگشت، گفتند: همین شخص، پدر اوست.(1)
توضیح: قیافهشناسی آن است که شخص قیافهشناس از روی آثار و علایم صورت و دست و پا و سایر اعضا شباهت دو نفر را به یکدیگر میفهمد و نسبت و قرابت میان آنها را تشخیص میدهد. این علم در شرع مقدس اسلام اعتباری ندارد و هیچ گونه نسبتی با آن ثابت نمیشود. بلکه برای تعیین انتساب در اسلام موازین و مقررات دیگری است.
ولی در صورتی که به مسلمانی تهمتی زنند، او میتواند برای دفع تهمت از خود به قیافهشناس رجوع کند.
و حضرت رضا علیهالسلام چون درباره پسرش مورد تهمت واقع گشت، به حکم قیافه شناس تن داد و پس از آنکه حق روشن شد،امام رضا علیهالسلام از قول رسول خدا(ص) خبر غیبی ظلم و فتنهانگیزی بنی عباس را نسبت به فرزندانش که منتهی به غیبت و پنهان شدن حضرت مهدی (امام دوازدهم عجّل الله تعالی فرجه الشریف) میگردد، بیان کردند (اصول کافی، ترجمه مصطفوی، ج 2، ص 109).
1) 1. گویا ابتدا از آثار قدم حضرت که روی زمین نقش بسته بود احتمالی دادند، سپس خود آن حضرت را که دیدند، یقین کردند.
علی بن جعفر گوید: من برخاستم و لب ابو جعفر علیهالسلام را چنان بوسیدم که آب دهانش را مکیدم و به او عرض کردم: گواهی میدهم که تو نزد خدا امام من هستی.
پس حضرت امام رضا علیهالسلام گریه کرد و فرمود: ای عمو، مگر نشنیدی که پدرم میفرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: پدرم فدای پسرِ بهترین کنیزان، پسر کنیز نوبیه(1)که دهانش خوشبو و زهدانش نجیب زاست...(2)
از فرزندان اوست آن غایب و خونخواه پدر و جدش، آن کس که از دیدهها پنهان شود، پس مردم بگویند، مُرد، یا اینکه هلاک شد، یا در کدام بیابان و صحرا گم گشته است؟!
عرض کردم: راست گفتی قربانت شوم.(3)
علی بن جعفر، یکی از راویان بزرگواری است که فقها و محدثان در فضیلت و وثاقت و اعتماد بر روایتش، اتفاق نظر دارند.(1)
رجال شناس معروف احمد بن محمد بن خالد برقی (متوفی 274 یا 280ه .ق) او را از اصحاب امام صادق علیهالسلام و امام رضا علیهالسلام شمرده است(2)و این در حالی است که وی تا کسی را مورد اطمینان نداند، او را از اصحاب امام نمیشمارد.
ابوالحسن محمد بن احمد بن داوود (وفات 378ه .ق) وی را در ردیف موثقین نام برده است و او را به بزرگواری ستوده است.(3)
شیخ مفید محمد بن نعمان (متوفی 413ه .ق) چنین میگوید: «علی بن جعفر و برادرش اسحاق دو شخصیتی هستند که هیچ کس در فضل و تقوایشان اختلاف نکرده است.»(4)وی در جای دیگر میگوید: «علی بن جعفر از کسانی است که بسیار حدیث نقل کرده و روشی استوار داشته است. بسیار پارسا و دانشمند و در خدمت برادر ارجمندش، امام موسی بن جعفر علیهالسلام، بوده و خبرهای زیادی از آن حضرت نقل
1) 1. ر.ک: به فهرست شیخ طوسی، زیرنویس ص 87 ؛ معجم رجال الحدیث، ج 21، صص 289ـ292؛ و تنقیح المقال، ج 2، صص 272ـ 273؛ و بهجة الآمال، فی شرح زبدة المقال، ملا علی علیاری، ج 5، ص 386؛ مستدرک الوسائل، محدّث نوری، ج 3، ص 626.
2) 2. رجال البرقی، صص 25 ـ 59.
3) 3. رجال ابن داوود، ص 238.
4) 4. الارشاد، ج 2، ص 208.
نموده است.»(1)
نجاشی (372 ـ 450ه .ق) میگوید: «علی بن جعفر کتابی درباره حلال و حرام دارد که از راههای گوناگونی به ما رسیده است.»(2)
گویا فضیلت و تقوای علی بن جعفر علیهالسلام در نزد نجاشی به گونهای آشکار بوده است که آن را لازم ندانسته است.(3)
شیخ طوسی (385 ـ 460ه .ق) درباره وی این گونه اظهار نظر میکند: «علی بن جعفر، برادر موسی بن جعفر صلوات الله علیهم ـ شخصی بزرگوار و مورد اطمینان است. کتاب «مناسک و مسائل» از اوست».(4)
وی در کتاب رجالش، علی بن جعفر را از اصحاب امام کاظم علیهالسلام و امام رضا علیهالسلام میداند و او را مورد اطمینان و صاحب کتاب معرّفی میکند.(5)
رشید الدین محمد بن علی بن شهرآشوب (متوفی 588ه .ق) میگوید: «علی بن جعفر یکی از افراد مورد وثوق امام کاظم علیهالسلام بود.»(6)
علاّمه حلّی (648 ـ 726ه .ق) درباره او چنین آورده است: «علی بن جعفر برادر امام موسی بن جعفر الکاظم علیهالسلام، از اصحاب امام
1) 1. همان، ص 206 ـ ابو الحسن علی بن عیسی اربلی (693ه .ق) نیز وی را چنین ستوده است. کشف الغمّة فی معرفة الائمة، ج 2، ص 398).
2) 2. رجال النجاشی، ص 176.
3) 3. ر.ک: تنقیح المقال فی علم الرجال، ج 2، ص 273.
4) 4. الفهرست، شیخ طوسی، ص 87 .
5) 5. رجال، شیخ طوسی، ص 353 و 379.
6) 6. المناقب، ج 4، صص 325 ـ 321.
رضا علیهالسلام و مورد اطمینان است.
مرحوم کشی درباره او روایاتی آورده است که بر صحّت عقیده و ادب وی با امام هادی علیهالسلام دلالت دارد و شأن وی برتر از اینها میباشد.»(1)
ابن عنبة (متوفی 828ه .ق) میگوید: «علی عُریضِی کوچکترین فرزند امام صادق علیهالسلام عالمی بزرگوار میباشد که از برادرش، امام موسی بن جعفر علیهالسلام و پسر عموی برادرش شهید حسین بن زید روایت نقل کرده است.»(2)
علامه ملا محمدباقر مجلسی (متوفی 1111ه . ق) میگوید: «علی بن جعفر بسیار با فضیلت و با تقوا و استوار بود و از برادرش موسی بن جعفر علیهالسلام احادیث زیادی نقل کرده است، به تربیت وی رشد نموده و تاکنون مورد احترام شیعیان بوده، چهار یا پنج امام معصوم علیهم السلام را درک کرده است. دربارهاش چنین نقل شده که: از نظر پارسایی و فضیلت کسی به منزلت وی نمیرسید.»(3)
محدث قمی (1294 ـ 1359ه . ق) مینویسد: «جلالت شأن و عظمت قدر آن بزرگوار بیشتر از آن است که ذکر شود و بالاتر از آن است که بر کسی پوشیده بماند. آن بزرگوار تربیت شده برادر ارجمندش امام موسی بن جعفر علیهالسلام است و از بزرگان راویان
و صاحبان تصنیف بوده، چهار امام را درک نموده [و] خدمت کرده [است [و تمامی علمای رجال او را ستایش بلیغ نمودهاند.(1)
علی بن جعفر از نظر وثاقت و فضیلت به مقامی رسیده که بعضی از مخالفین نیز وی را به عظمت و بزرگی ستودهاند. شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ذهبی (متوفی 748ه . ق)(2)و ابو الفلاح عبدالحیّ بن العماد حنبلی (متوفی 1089ه . ق)(3)وی را از بزرگان سادات و از اشراف میشمارند. شهاب الدین ابوالفضل احمد بن علی بن حجر عسقلانی (متوفی 852ه . ق)(4)میگوید: علی بن جعفر ... هاشمی و علوی است و از پدر و برادر و پسر عموی پدرش حسین بن زید بن علی بن الحسین علیهما السلام حدیث نقل میکند.
اساتید
در علم رجال، به افرادی که راوی از آنها حدیث نقل میکند، «مشایخ» یا «اساتید» گفته میشود. علی بن جعفر علیهالسلام از این نظر ویژگی خاصی دارد، که شاید کمتر کسی بدین شرافت و افتخار رسیده باشد.
وی پنج امام معصوم علیهم السلام را درک کرده، از محضر سه تن از آن بزرگواران بهرهمند گردیده است.
1 ـ پدرش، امام صادق علیهالسلام:
بنابر تصریح جمعی از محدثان بزرگوار چون برقی، شیخ مفید، شیخ طوسی، ابن شهرآشوب، ابن داوود(1)رحمةالله علیهم علی بن جعفر از پدر بزرگوارش امام صادق علیهالسلام روایت نقل کرده و لذا از اصحاب وی محسوب میشود.
2 ـ برادرش، امام کاظم علیهالسلام:
علی بن جعفر علیهالسلام بیشترین بهره علمی و اخلاقیش را از برادرش امام موسی بن جعفر علیهالسلام گرفت و در مکتب وی رشد نمود و به درجات عالی رسید.
حاصل آن همه تلاش، علاوه بر رشد انسانی خود کتاب (المسائل) وی میباشد که امروز یکی از مآخذ فقهی شیعه است و او اکثر روایاتش را از برادر بزرگوارش نقل نموده است.(2)
3 ـ فرزند برادرش، امام رضا علیهالسلام:
علامه حلی و شیخ طوسی و بعضی دیگر(3)، علی بن جعفر علیهالسلام را از اصحاب امام رضا علیهالسلام دانسته و میگویند: روایاتی از آن امام همام نقل فرموده است.
1) 1. رجال البرقی، ص 25؛ الارشاد، ص 29؛ رجال شیخ الطوسی، ص 241؛ المناقب، ج 4، ص 380؛ رجال ابن داوود، ص 238.
2) 2. ر.ک: الارشاد، ج 2، ص 287؛ رجال شیخ طوسی، ص 353؛ معالم العلماء، ابن شهرآشوب، ص 71؛ مستدرک الوسائل، ج 3، ص 626.
3) 3. رجال العلامة الحلی، ص 92؛ رجال شیخ طوسی، ج 1، ص 359؛ رجال البرقی، ص 59.
بدون شک، وی زمان امام جواد و امام هادی علیهما السلام را درک کرده امّا مشاهده نشده است که از آن دو بزرگوار روایتی نقل کند.(1)
علی بن جعفر مشایخ دیگری نیز داشته که عبارتند از:
1) 1. مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، ص 56 و 57 .
2) 2. حسین فرزند دوم زید شهید است که در شام متولد گردید. کنیهاش ابا عبدالله و لقبش، ذوالدمعة و ذوالعبرة (صاحب اشک) میباشد. امام صادق علیهالسلام بعد از شهادت پدرش، چون فرزند خود به تربیتش پرداخت. و به او دانش آموخت، شیخ طوسی و ابن شهرآشوب و علامه حلّی و دیگران وی را از راویان صاحب کتاب معرفی نمودهاند، و او را شخصی مورد وثوق میشناسند. علت آنکه او را صاحب اشک لقب دادهاند، این بود که او بسیار میگریست. فرزندش یحیی میگوید: زمانی مادرم به پدرم گفت: چقدر گریههایت زیاد است؟!
پدرم گفت: آیا آتش و آن دو تیر برای من خوشحالی باقی گذاشته تا بتوانم نگریم. مقصود او از آتش، یادآوری خاطره جانگداز سوزاندن جسد مقدس پدرش زید میباشد و منظور از دو تیر آن دو تیری بود که یکی به پدرش و دیگری به برادرش یحیی اصابت کرد و آن دو را شهید نمود. ر.ک: شخصیت و قیام زید بن علی، سید ابوالفضل رضوی اردکانی، صص 592 ـ 594؛ بحارالانوار، ج 46، ص 157؛ معالم العلماء، ص 40؛ رجال العلامة الحلی، ص 51؛ الجامع فی الرجال، زنجانی، ص 598.
3) 3. سفیان بن عیینة فرزند ابو عمران میمون، در کوفه متولد گردید و در مکه اقامت گزید و در آنجا وفات کرد (198ه .ق، در 91 سالگی). وی از همپیمانان بنی هلال، قبیله میمونه میباشد و از تابعینِ تابعین و محدثان شهیر بود. و در تفسیر و احادیث نبوی توانمند بوده است.
هفت هزار حدیث از زهری و غیره روایت کرده و شافعی و یحیی بن اکثم قاضی و ... از وی حدیث نقل کردهاند. خطیب بغدادی وی را بسیار ستوده است و ابن خلّکان میگوید: او هفتاد مرتبه به حج رفته است (ریحانة الادب، ج 8 ، ص 130).
وی چهار سال در مدینه از محضر امام باقر علیهالسلام کسب فیض نمود. پس از آن از محضر امام صادق علیهالسلام بهرههای علمی زیادی نصیب خود ساخت. چنانکه روایت شده است سی هزار حدیث از امام باقر علیهالسلام و شانزده هزار حدیث از امام صادق علیهالسلام نقل نموده است. منتهی الآمال، ج 2، ص 200.
عبدالملک بن قدامة
مُعَتّب از محبان امام صادق علیهالسلام.
معتب یکی از ده موالی امام صادق علیهالسلام میباشد که از همه برتر و با فضیلتتر میباشد.(2)
کسانی که از راوی، روایت نقل میکنند، شاگردان وی محسوب میشوند. علی بن جعفر به موجب انتسابش به خاندان وحی و امامت،
1) 1. محمد بن مسلم کوفی، فرزند رَباح یکی از برجستگان اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام بوده، علما در صحّت روایات وی اتفاق نظر دارند و وی را از اصحاب اجماع میشمارند (رجال کشی، ص 238). و یکی از باتقواترین و فقیهترین افراد زمان خویش بود و کتاب «اربعمأة مسألة فی ابواب الحلال و الحرام» از وی میباشد (رجال النجاشی، ص 226).
امام صادق علیهالسلام میفرماید: محبوبترین مردم نزد من ـ زنده یا مرده ـ چهار نفرند، بُرَید عجلی و زرارة بن اعین و محمد بن مسلم و اَحْوَل. (محمد بن علی بن النعمان معروف به مؤمن الطاق) این چهار نفر ـ زنده یا مرده ـ از همه مردم نزد من محبوبترند. (کمال الدین و تمام النعمة، صدوق، ص 76).
2) 2. اختیار معرفة الرجال، ص 250.
3) 3. مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، صص 57 ـ 58 .
و ارتباط نزدیکش با ائمه معصومین علیهم السلام بیشتر مورد توجه بوده است و چون خورشیدی عالمتاب، گردش جمع میشدند تا از نور وجودش، راههای تاریک زندگی خویش و آیندگان را روشن نمایند.
بدین سبب تشنگان حقیقت به واسطه وی از دریای بیکران علم خاندان عصمت و طهارت، آب حیات نوشیده، مشکلات علمی و دینی خویش را حل مینمودند. از همین رو وی توفیق یافت که با پرورش شاگردان زیاد، علوم اهل بیت علیهم السلام را در اختیار آنها قرار دهد.
در کتابهای رجالی و مجموعههای روایی ذکر شده است که بیش از چهل راوی از خوان نعمت علمی وی بهرهمند شدند. اسامی آنها به ترتیب حروف الفبا چنین است:
احمد بزی (احمد بن زید)؛
احمد بن علی بن جعفر (فرزندش)؛
احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی؛
احمد بن محمد بن عبدالله؛
احمد بن موسی؛
احمد بن یزید؛
اسحاق بن محمد بن اسحاق بن جعفر؛
اسحاق بن موسی بن جعفر (فرزند برادرش)؛
اسماعیل بن محمد بن اسحاق بن جعفر (فرزندِ پسر برادرش)؛ وی مانند استادش علی بن جعفر علیهالسلام از راویان مورد وثوق
و صاحب کتاب میباشد.(1)
وی نیز از نظر علمای رجال مورد اطمینان بوده و دارای کتابی است.(2)
اسماعیل بن یسار (بشار)؛
ایوب بن نوح؛
وی نزد امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السلام دارای منزلتی عظیم بود و بسیار باتقوا و اهل عبادت و مورد وثوق بود.(3)
الحسن بن الحسین بن علی بن الحسین؛
الحسن بن علی بن عثمان بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهالسلام؛ (الحسن بن علی بن عمر و العمرکی)؛
حسین بن زید بن علی بن الحسین علیهالسلام؛
شرح حال وی در بخش اساتید ذکر شد.
الحسین بن عیسی بن عبدالله؛
الحسین بن موسی بن جعفر علیهالسلام (پسر برادرش)؛
داوود بن محمد نهدی؛ که خود از راویان مورد وثوق است.
زکریا بن یحیی بن نعمان صیرفی، بصری؛
زید بن علی بن الحسین علیهالسلام؛
سلمة بن شعیب؛
سلیمان بن جعفر؛
عبدالجبار بن عمرو یمامی؛
عبدالعزیز بن عبدالله اویسی؛
عبدالعظیم حسنی؛
عبدالله بن الحسن بن علی بن جعفر (نواده وی)؛
عبدالله نهیکی؛
علی بن اسباط بن سالم؛
علی بن حسن بن علی بن عمر بن علی بن الحسین علیهالسلام؛
علی بن حسین بن علی بن عمر بن علی بن الحسین علیهالسلام؛ (شاید این همان علی بن حسن باشد).
علی بن محمد بن حفص، ابوقتاده قمی؛
عمرکی بن علی بوفکی خراسانی، نیشابوری؛
عمرو بن ابی معمر؛
عیسی بن عبدالله؛
محمد بن حسن بن عمار؛
محمد بن عبدالله بن مهران؛
محمد بن علی بن جعفر (فرزندش)؛
موسی بن حسن؛
موسی بن قاسم بجلی؛
نصر بن علی جَهْضَمِّی؛
بعضی از شاگردان علی بن جعفر از علمای بزرگ و راویان بنام و برجسته بودهاند که زندگینامه تنی چند از آنها را به طور خلاصه ذکر میکنیم:
احمد بن محمّد بن ابی نصر بزنطی (متوفی 221ق.): از محدثان بلندپایه شیعه و از اصحاب امام موسی بن جعفر و امام رضا و امام جواد علیهم السلام بوده و علما، روایات وی را صحیح و او را از اصحاب اجماع میدانند. کتاب «الجامع»، «ما رواه عن الرضا علیهالسلام»، «المسائل» و «النوادر» از تألیفات اوست.(2)
زید بن علی بن الحسین: وی بعد از حضرت امام باقر علیهالسلام از دیگر برادران خود بهتر و فاضلتر بود. شخصی عابد، پرهیزگار، سخاوتمند و شجاع بود که در پی امر به معروف و نهی از منکر و خونخواهی امام حسین علیهالسلام با شمشیر قیام کرد. او پیوسته مشغول قرائت قرآن مجید بود و از خوف خدا میگریست.
قیام وی برای دفاع از حق امامت و ولایت بود و برادرش امام باقر علیهالسلام را شایسته این امر میدانست.(3)
در تاریخ وفات علی بن جعفر علیهالسلام اتفاق نظر وجود ندارد. بعضی چون ذهبی(2)، ابن حجر(3)، یاحقی(4)، ابن العماد(5)و از متأخرین آقا بزرگ تهرانی(6)و ... رحلت وی را سال 210ه . ق دانستهاند. بعضی چون ابن عنبة و ... میگویند: علی بن جعفر زمان امام هادی علیهالسلام را درک نموده و تا حدود سال 220 ه . ق در قید حیات بوده است.(7)
مامقانی(ره)(8)طول حیات وی را تا سال 252 ه . ق بعید نشمرده، و مدت عمرش را 120 سال، بلکه بیشتر از آن دانسته است.
1) 1. همان، ص 446 و 447.
2) 2. العبر فی خبر من غبر، ذهبی، ج 1، ص 358.
3) 3. تهذیب التهذیب، ج 2، ص 33.
4) 4. مرآة الجنان، یاحقی، ج 2، ص 84 .
5) 5. شذرات الذهب، ابن العماد، ج 2، ص 24.
6) 6. الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج 20، ص 360.
7) 7. عمدة الطالب، ص 231؛ معجم رجال الحدیث، ج 21، ص 291 و 292.
8) 8. تنقیح المقال، ج 2، ص 273.
مسعودی مینویسد: «وفات علی بن جعفر مدنی روز دوشنبه سه روز به آخر ماه ذوالحجة سال 234 ه . ق واقع شد و در آن موقع هفتاد و دو سال از عمرش گذشته بود.»(1)
بعضی بدین نتیجه رسیدهاند که تولد وی زودتر از سال 135 ه .ق و وفاتش بعد از سال 220 ه . ق نمیباشد. پس هنگام وفات 85 ساله بوده است.(2)امّا با تحقیقی که گذشت، تولد علی بن جعفر حدود سال 130(3)و وفاتش از سال 220 ه .ق فراتر نبوده و سن شریف وی در هنگام وفات حدود نود سال بوده است.
محدث نوری(ره) میگوید: «مرقد شریف علی بن جعفر(ره) در عُریض حدود یک فرسخی مدینه است، و من در بعضی از سفرها آنجا را زیارت کردم. دارای بقعه و بارگاه مجللی است.»(4)محدث قمی(ره)(5)و جمعی از نسب شناسان نیز بر همین عقیدهاند.(6)
1) 1. مروج الذهب، مسعودی، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج 2، ص 534.
2) 2. مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، ص 32.
3) 3. همان، ص 107.
4) 4. مستدرک الوسائل، ج 3، صص 627 و 628.
5) 5. منتهی الآمال، محدث قمی، ج 2، ص 186.
6) 6. ر.ک: اعیان الشیعة، سید محسن امین، ج 8، ص 177؛ و اختران تابناک، ج 1، ص 336؛ و تربت پاکان، ج 2، ص 43؛ گنجینه آثار قم، عباس فیض، ج 2، ص 324؛ ریحانة الادب، میرزا محمد علی مدرس، ج 4، ص 125 ـ 126؛ تهذیب التهذیب، ج 7، ص 293.
در شرق شهر مقدس قم [اواخر خیابان چهار مردان (انقلاب) جنب گلزار شهدا [بارگاهی وجود دارد که به «دربهشت» مشهور است و از آن و کاشیهای نفیس مرقد و محراب و ازاره و درگاه آن در بسیاری از مآخذ داخلی و خارجی یاد شده است.
آن تربت را «علی بن جعفر عریضی» فرزند امام صادق علیهالسلام میپندارند. ولی بعید است این انتساب صحیح باشد.(1)
علامه ملا محمدتقی مجلسی(ره) (1003 ـ 1070 ه . ق) مینویسد: «قبر علی بن جعفر در شهر قم مشهور و معروف است. شنیدم که اهل کوفه از او تقاضا کردند، به کوفه بیاید. علی بن جعفر دعوت آنها را پذیرفت و به کوفه رفت و مدتی در آنجا ماند. مردم کوفه از وی احادیثی آموختند و او نیز از آنها، احادیثی گرفت. سپس مردم قم از وی خواستند به قم بیاید. او به قم آمد و تا آخر عمر در آنجا ماند و بعد از رحلت در قم به خاک سپرده شد.»(2)
محدث نوری(ره) این نظر را نادرست شمرده و برای آن چند دلیل آورده است:
علمایی که به شهر دیگری وارد و ساکن میشدند، نام و مشخصاتشان را ثبت کنند.
تاریخ نویس شهیر، حسن بن محمد بن حسن قمی که همزمان با شیخ صدوق علیه الرحمة (281 ه . ق) بوده، کتاب «تاریخ شهر قم» را نگاشته و عموم ساداتی که به قم هجرت کردهاند، مخصوصاً سادات عریضی را در آن کتاب ذکر کرده است و مینویسد: اوّل کسی که از سادات عریضی وارد شهر قم شد، حسن بن عیسی بن محمد بن علی بن جعفر الصادق علیهالسلام است. و آن گاه شرح حال فرزندان علی بن جعفر علیهالسلام را هر کدام جداگانه نوشته است.
امّا چه شد که هیچ کس از ورود و فوت سرسلسله سادات عُرَیضی علی بن جعفر علیهالسلام به قم یادی نکرده است!
بدین سبب، مرقد شریف وی در قم نمیباشد و آنچه امروز در قم به نام علی بن جعفر علیهالسلام مشهور است، از نوادگان اوست.
1) 1. ر.ک: مستدرک الوسائل، ج 3، صص 626 ـ 627.
محدّث قمی رحمة الله علیه در برشماری فرزندان علی بن جعفر چنین میگوید:
«از او چهار پسر به نامهای محمّد و احمد شعرانی، حسن و جعفر باقی ماند. از جعفر اصغر نیز فرزندی به وجود آمد که علی نام داشت. و حال وی پوشیده است. این قبری که در قم است، احتمال دارد قبر همین علی بن جعفر بن علی بن جعفر الصادق علیهالسلام باشد.(1)
با این بیان مزار موجود در قم متعلق به نوه علی بن جعفر عریضی است. بعضی این قبر را به نواده دیگر علی بن جعفر، به نام «علی بن حسن بن عیسی علوی عریضی» منتسب دانستهاند که وی همراه پدرش از مدینه به قم آمده است.(2)اگر این نسبت صحیح باشد، باید وی را علی بن حسن نامید؛ مگر بگوییم وی را به اسم جدّش علی بن جعفر گفتهاند.
1) 1. منتهی الآمال، ج 2، صص 186 ـ 187؛ در گنجینه آثار قم، ج 2، ص 324 آمده است: مرحوم عبدالغفار خان منجم (منجم الدولة) در کتاب خط الرجال و شدالازار. بر وجود مقبره علی بن جعفر عریضی، در عریض مدینه تصریح کرده و افزوده است: مقبره منتسب به علی بن جعفر در قم، از علی بن جعفر بن احمد بن علی بن جعفر عریضی است. ولی ظاهراً اسم «احمد» زاید باشد، چون که از احمد فرزندی به نام جعفر ذکر نشده است. ر.ک: عمدة الطالب، صص 231 ـ 235).
2) 2. تربت پاکان، ج 2، ص 42، به نقل از ترجمه کتاب تاریخ قم، ص 224 و در گنجینه آثار قم، تألیف عباس فیض، ج 2، ص 322 آمده: مدفون در اینجا؛ علی بن حسن العلوی ابن عیسی بن محمد بن علی بن جعفر عریضی است. که در تاریخ قم، بر هجرت وی از عراق به سوی قم و رحلت وی و دفنش در نزدیکی نهر سعد، تصریح نموده است.
بنا و تزیینات بقعه «دربهشت» از نیمه نخستین قرن هشتم است. این بقعه به دستور عطاملک میر محمد حسنی بنیاد و با گچبریهای رنگین آراسته شد. کار بنا و تکمیل و تزیین آن در سال 740 ه . ق. پایان یافته است.(1)سمت راست آن، این عبارت نوشته شده است:
هذا الضریح الشریف والمرقد المنیف للإمام الطاهر محمد بن الامام المعصوم موسی الکاظم؛ ابن الامام المعصوم جعفر الصادق؛ ابن الامام المعصوم محمد الباقر؛ ابن الامام المعصوم السجاد علی زین العابدین؛ ابن الامام المعصوم الشهید ابی عبدالله الحسین؛ ابن الامام المعصوم الشهید المولی الامیرالمؤمنین(2)ابی الحسن علیّ بن ابیطالب ـ صلوات الله علیهم اجمعین.
و سمت چپ آن چنین نگاشته شده:
هذا المرقد و المزار المتبرک للامام المعصوم المظلوم الراوی علیّ العریضی؛ ابن مولانا والسیدنا(3)الامام المعصوم جعفر الصادق، ابن الامام المعصوم محمّد الباقر، ابن الامام المعصوم
السجّاد، علی زین العابدین؛ ابن الامام المعصوم الشهید المظلوم ابی عبدالله، الحسین؛ ابن الامام الشهید الأمیر(1)المؤمنین علیّ بن ابیطالب ـ صلوات الله علیهم.
از این بیان معلوم میشود در زیر این بقعه دو تن از نوادگان امام علیهالسلام مدفون هستند. علامه محمد باقر مجلسی(ره) نیز با توجه به نوشته روی قبر یکی از آن دو را به علی بن جعفر الصادق علیهالسلام منتسب دانسته است، در صورتی که با دقّتی که به عمل آمد، معلوم شد که این، قبر علی بن جعفر عریضی(2)نمیباشد.(3)
در خارج شهر سمنان، در وسط باغی سرسبز و خرّم، بقعه و بارگاه مجللی وجود دارد که به علی بن جعفر عریضی منسوب است.
با بیانی که گذشت، روشن شد که این مرقد نیز از آن وی نمیباشد بلکه مرقد شخص دیگری است که همنام او یا از نوادگانش است.(4)
1) 1. کلمات المولانا والسیّدنا والأمیر، چنین بود که ذکر شد.
2) 2. اگر قبل از نام علی بن جعفر کلمه دیگری نبوده باشد، باز هم ثابت نمیشود که این قبر متعلق به علی بن جعفر عریضی است. چون که معمول چنین بوده که در الواح قبور نام متوفی و جدّ اعلای او را مینوشتند و وسایط را ذکر نمیکردند. و این لوحها از قرن هشتم هجری یعنی چهار قرن بعد از رحلت آنان تهیه شده و هیچ گاه سند شمرده نمیشوند. ر.ک: گنجینه: آثار قم، ج 2، ص 322.
3) 3. اختران تابناک، ج 1، ص 333.
4) 4. اعیان الشیعة، ج 8 ، ص 177؛ مستدرک الوسائل، ج 3، صص 627 ـ 628 .
الف: یادگاری از قلم
«مسائل» علی بن جعفر علیهالسلام
یکی از کتابهای معتبری که از مصادر کتاب ارزشمند «بحارالانوار» میباشد، «مسائل علی بن جعفر علیهالسلام» است.
رجال شناسان بر این عقیدهاند که علی بن جعفر علیهالسلام کتابی دارد که مطالبش را از برادرش امام موسی بن جعفر علیهالسلام نقل کرده است. امّا در نامگذاری آن اختلاف دارند. و همین سبب شده که بعضی گمان کنند وی دارای دو کتاب یا سه کتاب است.
محدث نوری میگوید: «کتاب علی بن جعفر علیهالسلام در این زمان از کتب معتبر و اصیل است. بسیاری از علمای بزرگ از آن استفاده نموده، روایات آن را مورد توجه قرار میدهند. و این مثل جلالت و عظمت شأن او از واضحات است.»(1)
نجاشی وی را صاحب یک کتاب میداند. در یک جا میگوید: او کتابی در حلال و حرام دارد(2)و در جای دیگر آن را «المسائل» مینامد.(3)
ابوغالب زراری (متوفی 368ه. ق) در منابع کتابش، نام کتاب «مسائل علی بن جعفر علیهالسلام» را ذکر کرده است.(4)
محمد بن علی بن شهرآشوب (متوفی 588ه .ق) میگوید: علی بن
جعفر الصادق علیهالسلام دارای کتابی به نام «مسائل» میباشد.(1)
شیخ طوسی(ره) وی را صاحب کتابی میداند که آنچه از برادرش سؤال نموده، درآن جمع است.(2)اما در فهرست شیخ آمده که: علی بن جعفر دارای کتابی به نام «مناسک و مسائل» است.(3)
ظاهر عبارت آن است که وی دو کتاب دارد. از همین رو برخی با صراحت وی را صاحب دو کتاب دانستهاند.(4)
بعضی برای او نام سه کتاب را آوردهاند: 1. «المناسک»؛ 2. «المسائل»؛ 3. «کتابی در حلال و حرام».(5)
ولی همانگونه که ذکر شد؛ علی بن جعفر، یک کتاب بیشتر آن هم به نام «المسائل» ندارد که از برادرش امام کاظم علیهالسلام سؤالاتی کرده و جواب گرفته و آنها را در آن کتاب جمعآوری نموده است که شامل ابواب مختلفی از حلال و حرام میباشد.(6)
ب: خاندان
در بعضی از کتابهای نسبشناسی، فاطمه کبری دختر محمد بن عبدالله باهر فرزند امام زین العابدین علیهالسلام را همسر علی بن
جعفر علیهالسلام دانستهاند.(1)فرزندان او به عُریضیّون مشهور بودهاند و اسامی آنها بدین شرح است:
محمد اکبر؛
محمد اصغر؛
حسن؛
احمد شعرانی؛
علی؛
جعفر اصغر؛
کلثوم (ام کلثوم)؛
ملیکه؛
خدیجه؛
حمدونه؛
زینب؛
فاطمة.(2)
و بعضی فرزندی به نام عبدالله نیز برای وی شمردهاند.(3)
از فرزندان و نوادگان علی بن جعفر عریضی خانواده بزرگی شکل گرفت که بیشتر شهرها به سبب مهاجرت این بزرگواران بدان سرزمینها از برکت وجودشان بهرهمند گردیدند.
امروز نیز مراقد شریف بزرگانی از این خاندان در دورافتادهترین نقاط عالم، چشم و چراغ آن دیارند. ذکر و یاد همه آنها، کتابی مستقل میطلبد و از حوصله این مختصر، بیرون است. ما در اینجا به ذکر تنی چند از آنها اکتفا میکنیم:
مقبرهاش در قریه «سین خوار» در استان اصفهان زیارتگاه مؤمنان است. بیشتر سادات شهر نطنز از فرزندان این امامزاده بزرگوار میباشند، از آن جمله سید ابوالمعالی و سید ابو علی است که فرزندان بزرگوارشان در اصفهان از برجستگان دین به شمار میروند.(1)یکی از آنها سید ارجمند مجد الدین حلبی استاد محقق حلّی(ره) است.
نسبنامهاش را چنین نوشتهاند: علی بن حسن بن ابراهیم بن علی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسن بن عیسی بن محمد بن عیسی(2)بن علی بن جعفر عریضی.(3)
1) 1. روضة المتقین، محمدتقی مجلسی، ج 14، ص 191.
2) 2. ظاهراً بعد از عیسی، «محمد اکبر» ساقط شده است چون که از نسب شناسان کسی، برای علی بن جعفر عریضی فرزندی به نام عیسی ذکر نکرده است. علاوه بر اینکه در کتاب «مهاجران آل ابیطالب ص 95» یکی از مهاجران به اصفهان را شخصی به نام ابوالحسن محمد بن عیسی اکبر نقیب، پسر محمد اکبر فرزند علی عریضی را میشمارد و این مجد الدین حلبی نیز از نوادگان وی میباشد. در منتهی الامال، ج 2، ص 187 نیز بعد از عیسی، محمد را ذکر کرده است.
3) 3. ریحانة الادب، ج 5، ص 186؛ مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، ص 28؛ منتهی الآمال، ج 2، ص 187.
این عالم متقی فرزند سید محمد اصفهانی مشهور به امامی، از شاگردان برجسته علامه مجلسی است. تألیفاتش عبارتند از:
کتاب تراجیح در فقه؛
ترجمه شفا و اشارات ابن سینا؛
کتاب هشت بهشت، که ترجمه هشت کتاب از قبیل: خصال، کمال الدین، عیون اخبار الرضا علیهالسلام، امالی و غیر آن میباشد.
وی را امامی نامیدند زیرا انتسابش به امامزاده، ابوالحسن علی زین العابدین بن نظام الدین احمد بن شمس الدین عیسی (ملقب به رومی) بن جمال الدین محمد بن علی عریضی، فرزند امام جعفر صادق علیهالسلام میرسد که در محله جملان اصفهان مدفون است.(1)
افراد دیگری از این خاندان که به اصفهان آمدند، عبارتند از: ابوطیب زید بن حسن بن احمد بن عبیدالله بن محمد بن علی بن عبیدالله بن احمد شعرانی پسر علی بن جعفر عریضی. و ابوالحسن محمد بن عیسی اکبر نقیب پسر محمد اکبر فرزند علی بن جعفر.(2)
جمعی از افراد خاندان عریضی در نایین مقیم بودند که مقابر عدهای از برجستگان آنها هم اکنون در آن شهر موجود است.
مردم نایین معتقدند نخستین فردی که از این خانواده به نایین آمد،
بعد از رحلت در آن شهر مدفون گردید، علی بن عبیدالله بن احمد شعرانی فرزند ابو الحسن علی عریضی است که امروز بارگاهی به نام وی، زیارتگاه مؤمنان است.(1)
سادات عریضی از قرن پنجم هجری در یزد مقیم بودهاند.(2)
ماجرای آمدن امامزاده ابوجعفر محمد، به یزد در تمام کتب تاریخ یزد به یک نحو نقل شده که خلاصه آن چنین است: وی در زمان خلافت متوکل عباسی به علت بیدادی که به خاندان رسالت میشد، به طور ناشناس از مدینه به یزد آمد و به پیشه آهنگری رو آورد.
در این میان، حاکم یزد به نام «امیر اوجش» دو شب متوالی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را در خواب میبیند که به او میفرماید: یکی از فرزندان من در این شهر میباشد، باید مقدم او را گرامی بداری! حاکم از حال وی جویا میشود و از محل کارش اطلاع مییابد و نزد وی میرود، دست و پای او را بوسیده، خواب خود را برای او باز میکند.
در این حال ابو جعفر نسب خود را آشکار مینماید و حاکم او را گرامی
میدارد و دخترش را به ازدواج وی در میآورد و خانهای در اختیارش میگذارد و اراضی «طِزِرجان» و «فَرْجَ» را برای معاش وی معین میکند. ابوجعفر محمّد در سال 424ه .ق از دنیا میرود و در محله مصلای عتیق او را به خاک میسپارند. هم اکنون مقبره وی دارای بارگاه مجللی است که زیارتگاه شیفتگان اهل بیت علیهم السلام میباشد و به خاطر کنیهاش (ابوجعفر) در نزد عموم مردم به امامزاده جعفر معروف است.(1)
شجرهنامه وی که به کوشش متولی و رئیس هیأت امنای امامزاده از کتب مختلف استخراج و بررسی شده و به تأیید دفتر حضرت آیت الله نجفی مرعشی رسیده، از این قرار است:
امامزاده سید جعفر بن علی بن عبدالله بن احمد شعرانی بن حسن بن علی عریضی فرزند امام جعفر صادق علیهالسلام.(2)
1) 1. ر.ک: تاریخ جدید یزد، احمد کاتب، ص 152؛ تاریخ یزد، جعفری، ص 130؛ یادگارهای یزد، ج 2، صص 296 ـ 297؛ مهاجران آل ابی طالب، ص 435، زیرنویس به نقل از تاریخ یزد، طاهری، صص 41 ـ 42؛ جامع مفیدی، ج 3، صص 520 ـ 530؛ سیمای یزد، سرای پاسداران، مؤلف همین کتاب.
2) 2. بررسی سنگ نبشته مزار شهدا، کارشناسان مردمشناسی سازمان میراث فرهنگی کشور، ص 91.
به نام «جامع الخیرات» به چاپ رسیده، درج شده است. بدین سبب نام این دو بزرگوار تداعی بخش احیای وقف و رونق این سنّت الهی است.
سید رکن الدین برای مراکز علمی و دینی خود در یزد، اصفهان، ابرقو، کازرون، قم، کاشان و حدود آن، موقوفات بسیار داشته و امّا اکنون از آن همه آثار بجز بنای مسجد جامع یزد، مسجد محلّه مصلای عتیق و گنبد مدرسهاش که محل دفن اوست، چیزی باقی نمانده است.
سید رکن الدین در سال 732ه .ق وفات کرد و در زیر گنبد مدرسه خود نزدیک مسجد جامع مدفون گردید و مرقدش زیارتگاه مؤمنان است. نسبنامه او چنین است:
سید رکن الدین محمد بن قوام الدین محمد بن نظام الدین محمد حسینی «نقیب» ابن ابی محمد شرفشاه بن ابی المعالی عربشاه بن ابی محمد بن ابی الطیب زید بن ابی محمد الحسن بن احمد بن عبیدالله بن ابی جعفر محمد بن علی بن عبیدالله بن احمد شعرانی بن ابی الحسن علی عریضی بن امام جعفر صادق علیهالسلام.(1)
سید شمس الدین در سال 733ه .ق یک سال بعد از فوت پدر، از دنیا
1) 1. یادگارهای یزد، ج 2، ص 558 و 559 و 562، و جامع الخیرات، مقدمه.
رفت و در زیر گنبد مدرسهاش در محله چهار منار یزد به خاک سپرده شد و بارگاهش جزء آثار باستانی و زیارتگاه مؤمنان است.(1)
1) 1. همان. و تاریخ جدید یزد، ص 129 ـ 131.
ترجمه فارسی «مبدأ و معاد» تألیف مرحوم ملاّصدرا را در سال 1242ه .ق به اتمام رسانده و به خوبی از عهده آن برآمده است. گاه توضیحاتی از خود بر آن افزوده یا مطالبی مناسب، از کتابهای دیگر مؤلف شاهد آورده است. بدین سبب بعضی آن را «شرح مبدأ و معاد» یا «شرح و ترجمه مبدأ و معاد» دانستهاند. نثر ترجمه اغلب روان و رساست.
وی درباره شرح زندگی خود در پایان «محبوب القلوب» چنین نگاشته:
«وبالجملة مترجم این کتاب مستطاب، احمد بن محمد الحسینی العریضی به عرض برادران ایمانی و دوستان روحانی میرساند که سلسله نسب بنده حقیر به فخر سادات و مظهر و منبع سعادات، امامزاده لازم التکریم علیبن الامام الهمام جعفر بن محمّد الصادق علیهالسلام میرسد.
سپس میافزاید: یکی از نوادگان آن بزرگوار که به «ابو جعفر» معروف بود، به موجب شدّت آزار دشمنان از موطن خود هجرت نموده و به طور ناشناس وارد یزد میشود. والی یزد از حال او اطلاع مییابد و او را تکریم مینماید. و دختر خود را به او تزویج مینماید.(1)
اولاد آن بزرگوار در آن دیار زیاد میشوند. پدران من از شهرستان یزد به اردکان میآیند و در اینجا ساکن میشوند.
1) 1. شرح آن چند صفحه قبل گذشت.
تألیفاتی که از او نام بردهاند، چنین است:
احوالات امام حسین علیهالسلام؛
احوالات امام زمان «عجل الله فرجه»؛
احوالات موسی بن جعفر علیهالسلام؛
ترجمه جامع السعادات نراقی به فارسی؛
ترجمه زیارات و دعوات به فارسی؛
ترجمه عوالم العلوم والمعارف به فارسی؛
ترجمه محبوب القلوب به فارسی؛
8 . سرور المؤمنین در احوال حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام؛
شجرة الاولیاء، یا الانساب المشجرة؛
شرح اسباب نفیسی (در طب)؛
شرح تجرید الکلام مرحوم خواجه؛
شرح زیارت جامعه کبیره؛
شرح شرایع الاسلام محقق حلّی؛
شرح کتاب مختصر؛
ضیاء العیون در تعزیه امام حسین علیهالسلام؛
طریقة بیضاء در بیان اجتهاد و اخبار؛
فضائل الشیعه؛
کتابی در طب؛
فضائل الصلوات؛(1)
1) 1. ر.ک: تاریخ اردکان، علی سپهری، ج 1، صص 196 ـ 200؛ الذریعه، ج 21، ص 213 و ج20، ص 239؛ جامع الشواهد، ص 2؛ کشف الارتیاب، آیة الله شهاب الدین مرعشی نجفی، ص 666؛ فوائد الرضویة، محدث قمی، ص 13 و 14 و 29؛ مبدأ و معاد، ترجمه احمد بن محمد حسینی اردکانی به کوشش عبدالله نوری، ص 14.
افراد دیگری از این خاندان به شهرهای دیگری هجرت نمودهاند که اسامی تنی چند از آنها و شهرهای محل سکونتشان بدین شرح است:
مدینه: علی خواری، فرزند حسن بن علی بن جعفر عریضی که در مدینه نقیب سادات بود.(1)
مصر: جعفر بن حسن بن عیسی بن محمد بن عیسی نقیب، فرزند محمد اکبر پسر علی بن جعفر علیهالسلام.
و علی بن علی بن حسین بن محمد اکبر معروف به ابن کلثوم که فرزندانش را کلثومیون میگفتند و در مصر میزیستند.(2)
مرو: ابوطالب جعفر، فرزند علی بن احمد بن علی بن عبدالله بن حسن بن علی بن جعفر علیهالسلام.
و ابو علی احمد بن حسین جذوعی فرزند احمد بن حسین بن احمد شعرانی پسر علی بن جعفر علیهالسلام.(3)
نصیبین(4): حسن بن احمد بن حسن بن علی عریضی.(5)
توس: حمزة بن احمد بن حسین بن احمد شعرانی فرزند علی بن
جعفر علیهالسلام.(1)
نیشابور: جعفر بن حسن بن عیسی رومی فرزند محمد اشرف ازرق فرزند عیسی بن محمد اکبر، پسر علی بن جعفر و ناصر بن حسن بن علی بن حسین بن احمد بن حسین بن احمد شعرانی فرزند علی عریضی.(2)
واسط(3): یحیی بن حمزة بن عبیدالله حسن بن محمد اکبر فرزند علی بن جعفر علیهالسلام(4).
همدان: اسحاق (بن عیسی) فرزند محمد اکبر پسر علی بن جعفر علیهالسلام.
و برخی از فرزندان ابوالحسن عیسی بن ابراهیم بن عیسی نقیب، فرزند محمد اکبر پسر علی بن جعفر علیهالسلام.(5)
در این فصل به ذکر روایاتی چند میپردازیم که علی بن جعفر علیهالسلام از امامان معصوم نقل کرده است.
1) 1. مهاجران آل ابی طالب، ص 299.
2) 2. همان، صص 417 ـ 418.
3) 3. واسط اسم چند محل در عراق است، مهمترین آنها شهری بود، میان کوفه و بصره که در حدود سال 83ه .ق به دستور حجاج بن یوسف بنا گردید و در روزگار بنی امیه پایتخت عراق بود و در دولت بنی عباس رو به ویرانی گذاشت. و چون فاصله این شهر تا کوفه و بصره هر یک 50 فرسنگ بود، آن را واسط نامیده بودند، فرهنگ فارسی معین، ج 6، ص 2182.
4) 4. همان، ص 425.
5) 5. همان، ص 429.
با هر کس که پیش آمد، همنشین مباش چون که خداوند متعال میفرماید: «چون گروهی را دیدی که برای خردهگیری و طعن زدن بر آیات ما، گفتگو میکنند از آنان دوری گزین، تا آن زمان که در سخنی دیگر وارد شوند. و چنانچه شیطان دچار فراموشیت ساخت، بعد از آنکه به یاد کلام خدا افتادی، دیگر با گروه ستمگر مجالست نکن.»(1)و هر سخنی بر زبان جاری مساز، چون که خدا میفرماید: «هر چه را نمیدانی متابعت و دنبال مکن»(2)
و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله میفرماید: خدا رحمت کند بندهای که اگر سخن بگوید، خوبی بر زبانش جاری است و غنیمت میبرد و گرنه سکوت اختیار میکند و سالم میماند و هر سخنی را گوش مده، زیرا خداوند متعال میفرماید(3): «همانا گوش و چشم و دل، همه مورد پرسش واقع میشوند.»(4)
1) 1. سوره انعام: (6)، آیه 68: «وَإذا رَأَیْتَ الّذینَ یَخُوضُونَ فی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّی یَخُوضُوا فی حَدیثِ غَیْرِهِ وَإِمّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظّالِمِینَ».
2) 2. سوره اسراء: (17)، آیه 36: «وَلا تَقْفُ ما لَیْس لَکَ بِهِ عِلْمٌ».
3) 3. همان.
4) 4. بحارالانوار، ج 2، ص 116.
بدین سبب امامت و ولایت رکن اصلی هدایت بشر است و شناخت آن و اطاعت از آن از عالیترین معارف و اعمال میباشد.
علی بن جعفر از افراد شایستهای است که بدین معارف بلند امامت دست یافته، آن را برای آیندگان نیز نقل نموده است.
1) 1. الجامع الصحیح من سنن الترمذی، ج 5، صص 599 ـ 600؛ امالی شیخ صدوق، ص 190 در مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، ص 50 به نقل از: تاریخ بغداد، ج 13، ص 288 چنین آمده: «وقتی نصر این حدیث را نقل کرد، متوکل دستور داد او را صد تازیانه بزنند.»
2) 2. الاصول من الکافی، به تصحیح آیت الله حسن زاده آملی، ج 1، ص 149.
اینهایند که تا بالاترین درجه قدرت بشری در شناخت خداوند متعال پیش رفتهاند و با عبادت و بندگیشان پروردگار عالمیان عبادت میشود. اگر ائمه معصومین علیهمالسلام نبودند، هیچ کس خداوند متعال را عبادت نمیکرد و زندگی انسانها از اطاعت امیال و غرایز فراتر نمیرفت.
یعنی به سبب شناخت پرستش ما نسبت به خدا و هدایت و راهنمایی ما، مردم به پرستش خداوند روی میآورند.(1)
علی بن جعفر میگوید: امام ابوالحسن موسی بن جعفر علیهالسلام فرمود: چون رسول خدا صلی الله علیه و آله [در خواب] دید که تیم وعدی و بنی امیّه بر منبر او مینشینند، هراسناک و غمگین شد. خدای تبارک و تعالی آیهای چنین نازل فرمود تا مایه دلداریش باشد: «و چون به فرشتگان گفتیم آدم را سجده کنید، همه سجده کردند مگر ابلیس که از این فرمان سرپیچی کرد.»(2)سپس به پیامبر خدا وحی کرد که: «ای محمد! من امر میکنم، فرمان نمیبرند، پس اگر تو هم درباره وصی و جانشینت امر کردی و فرمان نبردند، بیتابی نکن.»(3)
پشتهای پاکی از صلب آدم علیهالسلام آفرید، تا اینکه از صلب پدرمان متولد شدیم. پس از آن حضرت رسول صلی الله علیه و آله انگشت سبابه را به وسطی چسباند و فرمود: من به اندازه بلندی این انگشت بر آن فرد همراهم، پیشی گرفتم و آن «نبوّت» است.
از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سؤال شد: آن شخص همراه شما که بود؟ فرمود: علی بن ابیطالب.(1)
پسر جان! صاحب الامر بناچار غیبتی دارد، به گونهای که افراد معتقد به
او از اعتقادشان برمیگردند. و این غیبت از جانب خدا وسیلهای است که بندگان خویش را با آن میآزماید. و اگر پدران و نیاکان شما، دینی را درستتر از این دین میشناختند، از آن پیروی میکردند...(1)
8 . علی بن جعفر میگوید: از برادرم موسی بن جعفر علیهالسلام پرسیدم: تأویل این قول خداوند که میفرماید: «قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماوءُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ مَعِینٍ»(2)چیست؟
فرمود: منظور این است؛ هنگامی که امامتان غایب شود و شما او را نبینید، چه میکنید؟!(3)
و در بعضی روایات آمده: زمانی که امامتان غایب شود، چه کسی امام جدید برای شما میآورد.(4)یعنی غیبت امام علیهالسلام به فرو رفتن آب که مایه حیات است، تشبیه شده است.
اوّل ـ علمی که ملائکه و پیامبرانش را به آن آگاه ساخته است. پس آنچه ملائکه و رسولانش را به آن آگاه نموده، ما هم میدانیم.
1) 1. ر.ک: الغیبة، نعمانی، با ترجمه فهری، ص 174؛ کمال الدین و تمام النعمة، صدوق، ص 359؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص 204؛ الاصول من الکافی، ج 1، ص 271.
2) 2. سوره ملک: (67)، آیه 30، یعنی: [ای رسول ما] بگو: اگر آب که مایه زندگی است، در صبحگاهی همه به زمین فرو رود [جز خدا [کیست که باز آب گوارا برای شما پدید آورد؟
3) 3. کمال الدین وتمام النعمة، ص 360.
4) 4. الاصول من الکافی، ج 1، ص 274.
دوم ـ علمی که به خودش اختصاص دارد. هر گاه در موضوعی از آن علم تغییر نظری حاصل شود، ما را آگاه سازد و بر امامان پیش از ما نیز عرضه میشد.»(1)
10 ـ وی میگوید: برادرم موسی بن جعفر علیهالسلام به من فرمود: ما (امامان) در علم و شجاعت همرتبه هستیم، و در بخشیدن (علم و مال به مردم) به هر اندازه که دستور داریم، میبخشیم.(2)
پس به آنها جواب داده میشود: مگر به اندازهای که به خود آیید به شما عمر ندادیم؟! و یا کسی که چون پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شما را هشدار دهد، نیامد؟!. پس آتش را بچشید که برای ستمگران به
حقوق آل محمّد، یاوری نیست و حجاب و نجات دهندهای از آتش برای آنها وجود ندارد.(1)
علی بن جعفر میگوید: امام حسن علیهالسلام، روز شهادت امیرالمؤمنین، خطبه خواند و فرمود: ما از اهل بیتی هستیم که خداوند متعال دوستی ما را بر هر مسلمانی واجب کرده است. خداوند میفرماید:«لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً».(2)«اقتراف حسنه»؛ یعنی: دوستی ما اهل بیت.(3)
و در روایت دیگر از علی بن جعفر چنین آمده که امام حسن مجتبی علیهالسلام روز شهادت پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین علیهالسلام خطبه خواند و فرمود:
«در این شب شخصیتی از دنیا رفت که گذشتگان در دانش و معرفت از وی سبقت نگرفتند و آیندگان به پایه وی نمیرسند. از خود طلا و نقرهای جز هفتصد درهم که قصد داشت برای خانوادهاش خادمی بخرد، بر جای نگذاشت.
سپس فرمود: ای مردم! هر کس مرا میشناسد که میشناسد و هر کس نمیشناسد، من حسن بن علی فرزند بشارت دهنده و هشدار
1) 1. البرهان فی تفسیر القرآن، البحرانی، ج 3، ص 366؛ مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، ص 328.
2) 2. سوره الشوری: (42)، آیه 23، یعنی: «من از شما اجر (رسالتم را) نمیخواهم، جز اینکه دوستدار آل محمد باشید و هر که کار نیکو انجام دهد، ما بر نیکوییش میافزاییم.»
3) 3. مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، ص 328 از تأویل الآیات الظاهره، ج 2، ص 542 .
دهندهام. فرزند کسی که به اذن خدا، مردم را به سوی او دعوت مینمود و چراغ روشن هدایت بود.(1)
من از خاندانی هستم که جبرئیل در میان آنان رفت و آمد داشت. و از خاندانی هستم که خداوند ناپاکیها و پلیدیها را از آنها دور ساخت و آنها را پاکیزه گردانید.»(2)
علی بن جعفر گوید: شنیدم امام کاظم علیهالسلام میفرمود: «چنین نیست هر که به ولایت ما معتقد شد، مؤمن باشد، بلکه آنها همدم مؤمنان هستند. مؤمنان راستین از کمی افراد خود هراسناک نشوند. چه اینکه علاوه بر اعتقاد به ولایت، عمل صالح نیز لازم است».(3)
علی بن جعفر گوید: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روزی به اصحاب خود فرمود: آیا میدانید ناتوانی چیست؟ عرض کردند: خدا و رسولش داناترند.
فرمود: ناتوانی سه چیز است:
اوّل: کسی که خوراکی برای رفیقش آماده کند و او خلف وعده کند و برای صرف غذا پیش او نیاید.
دوّم: یکی از شما با دیگری رفیق شود یا با او همنشین گردد و دوست داشته باشد، بداند او کیست و اهل کجاست، امّا پیش از آشنایی از او جدا شود.
سوم: درباره کار زنان است که یکی از شما با همسر خود درآمیزد و قبل از رضایت وی، خود کامروا شود و از او فاصله گیرد...(1)
منظور آنکه دست و زبان را تحت کنترل عقل و دین قرار دهد تا موجب اذیت دیگران نشود و در راه خیر گام نهد.
آری، توفیقات و پیشرفتهای مؤمن از عنایت و لطف پروردگار
سرچشمه میگیرد.
علی بن جعفر میگوید: از برادرم ابوالحسن شنیدم که میفرمود: هر کس برادر مؤمنش در پی حاجتی نزد او آید، رحمتی است که خداوند متعال برای او فرستاده است. پس اگر او را بپذیرد، همین امر، وی را به ولایت ما پیوند دهد و ولایت ما به ولایت خدا پیوسته است. و اگر با وجود آنکه میتواند حاجتش را برآورد، او را رد کند. خدا در قبر ماری از آتش بر او مسلط گرداند که تا روز قیامت او را نیش زند، چه گناه دیگری داشته باشد یا نداشته باشد...(1)
علی بن جعفر میگوید: از برادرم موسی بن جعفر علیهالسلام شنیدم که میفرمود: هر کس مردی از برادران مؤمنش به او رو کند و در پارهای از گرفتاریهایش به او پناه آورد. و او پناهش ندهد با اینکه قدرت بر آن دارد، همانا پیوند خود را با خدای متعال بریده است.(2)
علی بن جعفر میگوید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: در روز قیامت دستور داده میشود که مردانی را به سوی آتش ببرند. پس خداوند متعال به مالک (خازن دوزخ) میفرماید: به آتش بگو: قدمهای آنها را نسوزاند، چون با آن به سوی مساجد میرفتند! و چهره آنها را نسوزاند، چون برای دعا به سوی بالا رو میکردند! و زبانهایشان را نسوزاند، چون قرآن زیاد تلاوت میکردند. پس خازن دوزخ میگوید: ای بدبختها، چرا به این حال درآمدهاید؟! میگویند: ما تمام
این اعمال را برای غیر خدا انجام میدادیم! پس گفته میشود: مزد اعمالتان را هم از کسانی بگیرید که برای آنها عمل را انجام میدادید.(1)
علی بن جعفر میگوید: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: حاجت کسی که دستش به من نمیرسد، به من برسانید، زیرا هر کس حاجت شخصی را به صاحب قدرتی برساند، در حالی که خود او دستش از چاره کوتاه است، خداوند متعال او را بر صراط، ثابت قدم میدارد.(2)
علی بن جعفر میگوید: برادرم امام موسی بن جعفر علیهالسلام فرمود: زمانی پدرم دستم را گرفت و فرمود: ای فرزندم، روزی پدرم امام علی بن الحسین علیهالسلام دست مرا گرفت و فرمود: ای فرزندم، هر کس از تو خیری خواست به جای آور. اگر او از اهل خیر باشد که بجا انجام دادهای و اگر از اهل خوبی نباشد تو از اهل خیر هستی.
و اگر شخصی از طرف راست تو را دشنام داد سپس طرف چپ تو قرار گرفت و عذرخواهی کرد، عذرش را بپذیر.(3)
وی میگوید: برادرم از پدرش نقل کرد که خداوند متعال به حضرت موسی علیهالسلام وحی فرمود: ای موسی، به زیادی مال خوشحال مباش و یاد مرا در هیچ حالی فراموش مکن زیرا زیادی مال گناهان را به فراموشی میسپارد و ترک یاد من، دلها را سخت میکند.(1)
علی بن جعفر میگوید: امام موسی بن جعفر علیهالسلام فرمود: بهشت بر سه دسته حرام گردیده است: سخن چین، شراب خوار و فاسق بدکردار.(2)
علی بن جعفر از اجدادش نقل میکند که خداوند متعال هنگامی که بخواهد اهل زمین را دچار عذاب کند، میگوید: اگر آنهایی که به بزرگی و جلال من عشق میورزند و مساجد مرا آباد میکنند و سحرگاهان در حال استغفار به سر میبردند، نبودند عذاب خود را نازل میکردم.(3)
1) 1. مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، از علل الشرایع، ص 81 .
2) 2. مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، ص 349، از عقاب الاعمال، ص 262.
3) 3. مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، ص 344 از علل الشرایع، ص 521 .
4) 4. سوره الحاقة: (69)، آیه 12، یعنی: «غرق کفّار و نجات مؤمنان را مایه عبرت و پند شما قرار دادیم» ولی آیا گوش شنوای هوشمندان این پند و تذکر را تواند شنید؟!
5) 5. مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، ص 330، از تأویل الآیات الظاهرة، ج 2، ص 728 .
یعنی تو ای علی، آن هوشمندی هستی که از غرق شدن کفار (مانند فرعونیان) و نجات مؤمنان پند گرفته، متذکر خواهی بود و یقین میکنی که باطل نابود شدنی و حق پیروز است و خداوند پیوسته در کمین ستمکاران است.
علی بن جعفر، از پدرش از اجدادش چنین نقل میکند که امام سجاد علیهالسلام به فرزندانش میفرمود: با اهل دین و معرفت همنشین شوید اگر آنها را نیافتید، به تنهایی خو کنید تا سالم بمانید، و اگر ناچار باید با مردم مجالست داشته باشید، با جوانمردان همنشین گردید زیرا در بین آنها ناسزاگویی وجود ندارد.(1)
علی بن جعفر میگوید: برادرم موسی بن جعفر علیهما السلام از پدرش امام صادق علیهالسلام چنین نقل کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
هنگامی که قیامت برپا میشود، منادی ندا میدهد؛ ای بندگان! چشمهایتان را فرو نهید و سرهایتان را به زیر افکنید تا فاطمه علیها السلام دختر محمّد صلی الله علیه و آله بگذرد. و او اوّلین کسی است که پوشیده میشود و وارد بهشت میگردد و دوازده هزار حورالعین از فردوس و پنجاه هزار فرشته بر اسبهایی از یاقوت، با بالها و افسارهایی از لؤلؤ با طراوت با رکابهایی از زبرجد و زینهایی از دُرّ، بر هر کدام پارچهای از سندس نهاده، سوارند و به استقبال وی میآیند و او را وارد بهشت فردوس میکنند. پس از آن اهل بهشت وارد میشوند. و فاطمه
1) 1. همان، ص 338 از اختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 788 .
بر کرسیای از نور و دیگران دور او مینشینند. سقف جنت فردوس، عرش رحمان است و در آن یک قصر سفید و یک قصر زرد از لؤلؤ وجود دارد. در قصر سفید هفتاد هزار خانه است که محل استقرار محمّد و آل محمّد است و در قصر زرد هفتاد هزار خانه است که از آنِ ابراهیم و آل ابراهیم است. سپس خداوند متعال برای فاطمه علیها السلام فرشتهای میفرستد که قبل از آن برای هیچ کس نفرستاده است و بعد از آن نیز برای کسی نخواهد فرستاد.
پس آن فرشته میگوید: [ای فاطمه] پروردگارت به تو سلام میرساند و میفرماید: [آنچه دوست داری [از من بخواه.
حضرت فاطمه علیها السلام جواب میدهد، همانا خداوند نعمتش را بر من تمام کرد و کرامتش را بر من ارزانی داشت و بهشتش را در اختیارم نهاد و بر همه آفریدگانش برتریم بخشید. تقاضا دارم فرزندان و نوادگان و دوستداران آنها و نگهدارندگان آنها را نجات بخشد.
از جانب خداوند متعال به آن فرشته در همان حال وحی میشود: به فاطمه خبر بده که من شفاعتش را درباره فرزندان و نوادگان و دوستداران و حافظان آنها پذیرفتم.
پس فاطمه علیها السلام میگوید: سپاس خدای را که غم مرا برطرف و دیدگانم را روشن گردانید. و بدین وسیله خداوند متعال چشمان حضرت محمد صلی الله علیه و آله را نیز روشن میکند.(1)
1) 1. مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، ص 346، از دلایل الامامة، ص 57.
به ترتیب حروف الفبا
دیباچه
پس از وفات حضرت معصومه علیها السلام در شهر قم، بسیاری از سادات عالی مقام و امام زادگان بزرگوار که برای دیدار حضرت امام رضا علیهالسلام و جهات مختلف دیگر از مدینه و عراق وارد ایران شده بودند در قم سکونت گزیدند. زیرا قم در آن روزگار مرکز شیعیان و طرفداران خاندان نبوت بود، و پس از وفات، در جوار کریمه اهل بیت حضرت معصومه علیها السلام و در اطرف و اکناف شهر قم به خاک سپرده شدند.
نوشتار حاضر اسامی این امام زادگان به ردیف حروف الفبا میباشد.(1)
سلسله نسب: از احفاد امام سجاد علیهالسلام
محل دفن: روستای فُرْدو(2)
سلسله نسب: احتمالاً از احفاد
جعفر بن امام علی النّقی علیهالسلام و بعضی از اهالی او را از نوادگان امام عسکری علیهالسلام میدانند. (این نسب وجهی ندارد).
محل دفن: در فاصله 10 متری بقعه خدیجه خاتون در 30 کیلومتری قم در جاده قدیم قم - اصفهان. نزدیک روستای خدیجه خاتون.
ویژگیها: بقعه نام برده یک اتاق تقریبا 5×4 متر است که در بقعه هیچ نوشته و آثاری به چشم نمیخورد. ولی مشهور است که در این بقعه وی باامامزاده اسماعیل پهلوی هم میباشند. (1)
سلسله نسب: از نوادگان امام باقر علیهالسلام و بعضی او را فرزند بلافصل امام باقر دانستهاند.
محل دفن: در روستای شاه ابراهیم از مزارع قهستان نزدیک کیکوهه و سیرویه.
ویژگیها: بنای کنونی این مزار از دوره صفوی است. گنبد به بلندی 7 متر هرمی برجی، آراسته به کاشی فیروزهای. (2)
محل دفن: در بخش خلجستان، روستای دستگرد (دستجرد)
ویژگیها: بنایی ساده، با گنبدی مخروطی از نیمه دوم دوره صفوی.
سلسله نسب: از احفاد امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: مزرعه نیوند از مزارع ورجان (3)
6 . نام: ابراهیم
محل دفن: روستای ابرجس از
توابع کهک(1)
سلسله نسب: از احفاد امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: مزرعه نیوند از مزارع ورجان (2)
8 .نام: ابراهیم بن احمد
کنیه: ابوالقاسم
لقب: موسوی
سلسله نسب: ابوالقاسم ابراهیم بن احمد (شاه چراغ)، بن موسی بن جعفر علیهالسلام
محل دفن: در جهت شرق قم، اواخر خیابان چهارمردان، مقابل گلزار شهدای در بهشت، روبه روی مشهد منسوب به علی بن جعفر.(3)
لقب: سجّادی
سلسه نسب: ابراهیم بن احمد بن محمّد بن حسین بن حسن بن علی الاصغر بن الامام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: نزدیک مشهد علی بن حسن علوی عریضی (معروف به علی بن جعفر) نزدیک نهر سعد.
ویژگیها: بعضی وی را همراه پدرش ابوالعباس احمد در بقعهای مجاور بقعه علی بن جعفر مدفون میدانند. (4)
کنیه: ابو اسماعیل
لقب: بخشی و بعضی وی را (عسکری) لقب دادهاند.
تولد و وفات: وفات حدود سال 400 ه . ق.
سلسه نسب: ابواسماعیل ابراهیم،
بن ابو جعفر محمّد. ابن ابی طالب المحسن، بن ابی الحسن ابراهیم العسکری، بن موسی الثّانی ابی السُّبحه، بن ابراهیم المرتضی، بن الامام موسی بن جعفر علیهالسلام.
محل دفن: در جهت غرب قم نزدیک ایستگاه راه آهن، در کنار پدر بزرگوارش ابی جعفر محمد بن محسن. زیر یک گنبد و بارگاه.
ویژگیها: عالم و محدّثی بزرگ و صاحب تألیفات مانند «الامامة » و «القضاء» و دارای گنبد و بارگاه.(1)
کنیه: ابو جعفر
سلسله نسب: ابو جعفر فرزند یحیی صوفی ابن جعفر بن امام علی النقی علیهالسلام
محل دفن: خیابان آذر، بقعه چهل اختران(2)
محل دفن: روستای کاسوا از توابع
خلجستان (3)
محل دفن: روستای کهندان از توابع خلجستان در کنار امامزاده حسین
سلسله نسب: از اولاد احمد بن موسی (شاه چراغ)
محل دفن: مزرعه «نوره» از مزارع فُردَو (4)
سلسله نسب: از احفاد امام کاظم علیهالسلام
محل دفن:روستای سیرو، سه
فرسخی قم(1)
نام: احمد (امام زاده احمد)
محل دفن: روستای کاسوا، از توابع خلجستان (2)
لقب: موسوی
سلسله نسب: احمد بن اسحق بن ابراهیم بن موسی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر علیهالسلام
محل دفن: خیابان آذر، روبروی میدان کهنه (میدان زکریا بن آدم) در کنار مرقد امام زاده حمزه.
ویژگیها: روی قبر مربعی برجسته به ارتفاع یک متر کاشی کاری شده، با کاشیهای ملوّن، وسط آن روی قبر سلسله نسب با خط نستعلیق نوشته شده و روی آن ضریح مشبّک از جنس آلومینیوم. و زیر سقف گنبد آئینه کاری شده و در کمربندی گنبد، با خط زرد بر زمینه آبی چنین نوشته: «این بنا با همّت
حاج میرزا علی بزرگ زاده و کمک افراد خیّر در سال 1397 ق به اتمام رسید، با معماری حاج مهدی خداداد». فیض میگوید: آنچه محدث قمی در منتهی الامال احتمال داده که محل دفن وی مقابل مسجد امام حسن عسکری در مقبره معروف به ناصر الدین دفن باشد، وجهی ندارد. (3)
سلسله نسب: احمد بن ابراهیم بن موسی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر علیهالسلام
محل دفن: در بقعهای متصل به بقعه شاه زاده حمزه. (4)
کنیه: ابوالحسین
سلسله نسب: ابو الحسین احمد بن
ابیالخیر محمّدبن علیبن عمربن حسن الافطس ابن علی الاصغر ابن امام زینالعابدین (ع) (پدر امامزاده خاکفرج ابوالقاسم علی حارث)
محل دفن: در اواخر خیابان خاک فرج، نزدیک مزار وادی السلام، در بقعه فرزندش ابوالقاسم علی حارث نزدیک داروخانه و بیمارستان الهادی. (1)
کنیه: ابو علی
وفات: پنج شنبه ماه ربیع الآخر سال 371 ه ق.
سلسله نسب: ابوعلی احمد بن ابو محمد حسن بن احمد الخطیب الشجری، ابن علی بن محمد بن عمر الشجری ابن علی بن عمر الاشرف ابن امام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: مزار بابلان در اطراف حرم حضرت معصومه علیها السلام. ولی از قبر وی اثری نیست و جزو
بیوتات حرم مطهّر گردیده است. (2)
کنیه: ابو علی
لقب: الخطیب الشجری
سلسله نسب: ابو علی احمد الخطیب الشجری ابن علی بن محمد بن عمر الشجری ابن علی بن عمر الاشرف ابن امام زین العابدین علیه السلام.
محل دفن: مزار بابلان در اطراف حرم حضرت معصومه علیها السلام ولی از قبر وی اثری نیست و جزء بیوتات حرم مطهر گردیده است. (3)
محل دفن: روستای ابرجس از توابع کهک(4)
کنیه: ابو الحسین
سلسله نسب: ابو الحسین احمد بن قاسم بن احمد شعرانی، فرزند علی بن جعفر عریضی.
محل دفن: مقبره مالون در جنوب قم در محل دروازه قلعه
ویژگیها: پرهیزکار، عابد، که همراه خواهرش، فاطمه از مدینه به قم آمد و بعضی نقل کردهاند اواخر عمر بر اثر آبله نابینا شد. دارای بقعه و بارگاه.(1)
کنیه: ابو عبد الله
وفات: پنج شنبه، نیمه ماه صفر 358 ه . ق.
سلسله نسب: ابو عبد الله احمد بن ابی علی محمد اعرج بن احمد بن موسی مبرقع
محل دفن:خیابان آذر، در بقعه چهل اختران. یا در بقعه موسی
مبرقع در کنار بقعه چهل اختران
ویژگیها: وی نقابت سادات قم را عهده دار بود. (2)
کنیه: ابو العبّاس
سلسله نسب: ابو العباس احمد بن محمد بن حسین بن حسن بن حسین بن حسن افطس بن علی بن امام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: اواخر خیابان چهارمردان، روبروی گلزار شهدای «در بهشت» روبروی مشهد علی بن جعفر، در کنار امامزاده ابراهیم بن احمد بن موسی زیر یک گنبد و بارگاه. اما با تحقیقی که فیض درکتاب گنجینه آثار قم نموده است (3)و قائل شده به اینکه
در مجاورت علی بن حسن (معروف به علی بن جعفر) به فاصله 5 متری بقعهای وجود دارد که در آن ابو العباس احمد مدفون میباشد و در بقعه شاه زاده ابراهیم نمیباشد و شواهدی بر آن اقامه نموده است.
و وفات وی را بعد از سالهای 316 هجری قمری در عهد سلطنت رکن الدوله میدانند.(1)
کنیه: ابو علی
سلسله نسب: ابو علی احمد بن موسی مبرقع
محل دفن: خیابان آذر، بقعه چهل اختران(2)
محل دفن: روستای لنگرود(3)
محل دفن: روستای ونارج از توابع
کهک(1)
محل دفن: روستای نایه، از توابع خلجستان
کنیه: ابوالمعالی
لقب: سید سر بخش
وفات: 617 ه . ق.
سلسله نسب: شاه زاده ابو المعالی اسماعیل بن عبد الله بن حسین بن محمّد بن حسین بن احمد بن محمد عزیزی بن حسین بن محمد اطروش بن علی بن حسین بن علی بن محمد دیباج بن امام صادق علیهالسلام
محل دفن: خیابان آذر، مقابل چهل اختران، در محلّهای موسوم به سید سربخش.
ویژگیها: وی از اعاظم نقباء و شرفاء و فضلای سادات در خطه خراسان بود. (2)نقابت نقباء سادات برگزیده شد.
وی به علت مسبب بودن در عدم تسلیم مردم نیشابور در مقابل حمله امیر زاده «جته نویان» سرش را از تن جدا کردند و تن وی را در خانه مسکونیش در محلّه (رضا آباد) به خاک سپردند. و بعدا سروی را به آن ملحق کردند و معروف شد به سید سربخش، وی بعد از ویرانی قم به شهادت رسید. (3)
سلسله نسب: از نوادگان امام جعفر صادق. ظاهرعلیهالسلاما نسب شریفش: اسماعیل بن احمد بن الحسین الجذوعی ابن احمد صاحب السجادة ابن حسن (حسین
نابی) ابن احمد بن علی العریضی ابن امام جعفر صادق علیهالسلام.
محل دفن: در دامنه کوه بیرقان در روستای شاه اسماعیل از توابع شهر کهک.(4)
ویژگیها: بنا بر اطلاعیهای که این اواخر بر در و دیوارهای چندین امام زاده نصب شده چنین آمده: مرحوم میرزای قمی نگاشتهاند: محقق قمی صاحب قوانین اعلی الله مقامه از جهت آن که نسب شاه اسماعیل بر ایشان معلوم نبود به زیارت او نمیرفتند. بلکه مردم را هم از زیارت او منع مینمودند، تا شبی آن امام زاده بزرگوار را به هیبتی بسیار خوش و ریش سفید در خواب میبیند که به ایشان
میفرماید خودت که به زیارت ما نمیآیید هیچ، چرا مردم را از زیارت ما منع میکنی. از آن به بعد سالی یک مرتبه آن جناب به آستان مبارک آن امام زاده مشرّف میشدند و زیارت میکردند. بدین جهت رغبت و نیل اهالی قم بدان آستان مبارک زیاد شد و هر سالی یک مرتبه غالب اهالی قم درایام پاییز بدان آستان مشرف میشدند.(1)
کتاب منتخب البلاد و تاریخ قم. و در کارتی که عکس بارگاه امام زاده اسماعیل چاپ شده چنین آمده: آستان مقدس امام زاده اسماعیل و امام زاده حمزه از فرزندان امام صادق علیهالسلام و امام زاده محمد فرزند موسی بن جعفر علیهالسلام، روستای شاه اسماعیل، کهک.
سلسله نسب: احتمالاً از احفاد جعفر بن امام علی النقی علیهالسلام
میباشد.
محل دفن: در فاصله 10 متری بقعه خدیجه خاتون نزدیک روستای خدیجه خاتون، در 30 کیلومتری قم در جاده قم - اصفهان میباشد.
ویژگیها: وی در کنار امام زاده ابراهیم در یک بقعه ساده در اطاقی 5×4 متری مدفون میباشد. (2)
سلسله نسب: اسحق بن موسی بن اسحق بن ابراهیم بن موسی بن ابراهیم بن امام موسی کاظم علیهالسلام
محل دفن: ظاهرا در روستای «مِیَم» در حدود 30 کیلومتری قم.
ویژگیها: در سال 1280 قمری بر اثر خواب یکی از بزرگان و کندن
زمین و دیدن بدن سالم بر آن قبه و بارگاه ساختند. (1)
سلسله نسب: ام احمد دختر موسی مبرقع
محل دفن: در جوار حرم حضرت معصومه علیها السلام
ویژگیها: برخی معتقد هستند که وی همان ام محمّد است. (2)
محل دفن: روستای نایه،از توابع خلجستان(3)
محل دفن: روستای نایه از توابع خلجستان(4)
کنیه: ام محمّد
سلسله نسب: ام محمد بنت محمد بن علی الجواد علیهالسلام
محل دفن: درمزار بابلان در روضه
حضرت معصومه علیها السلام
ویژگیها: دارای فضل و کمال، همراه دو خواهرش، زینب و میمونه بعد از رحلت حضرت معصومه علیهاالسلام از کوفه به قم آمدند. (5)
اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج 3، ص 268، در تاریخ قم، محمد حسین، ناصر الشریعه، ص 122 چنین آمده: وی دختر احمد بن ابو علی محمد بن احمد بن موسی بن محمد بن علی الرّضا علیهالسلام که روز پنج شنبه، 21 ربیع الثانی سال 343 قمری وفات کرد. انوار المشعشعین، ج 1، ص 505.
1) 1. جدی فروزان، ص 19، «مِیَم» بر وزن عنب قریه معتبری است در کوهستان قم که در قدیم تاکستانهای فراوانی داشته. و آنجا را «مییم» یعنی دریای می میخواندند. تربت پاکان، ج 2، ص 189.
2) 2. گنجینه آثار قم، چ 1، ص 393، ریاحین الشریعه، ج 3، ص 359.
3) 3. سیمای قم، ص 94
4) 4. سیمای قم، ص 94.
5) 5. ر. ک: کتاب تاریخ قم، حسن بن محمد، ترجمه حسن بن علی، ص 216.
سلسله نسب: ام محمد دختر موسی مبرقع.
محل دفن: احتمالاً درمزار بابلان در روضه حضرت معصومه علیهاالسلام(1)
تولد و وفات: 343 ه ق.
سلسله نسب: ام محمد دختر احمد بن موسی مبرقع.
محل دفن: خیابان آذر، بقعه چهل اختران(2)
سلسله نسب: ام قاسم دختر علی کوکبی
محل دفن: در مزار بابلان، در نزدیکی حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام(3)
سلسله نسب: ام کلثوم، دختر محمد بن احمد بن موسی مبرقع فرزند
امام جواد علیهالسلام
محل دفن: چهل اختران، خیابان آذر قم. (4)
سلسله نسب: ام سلمه، بنت محمد بن احمد بن موسی مبرقع، فرزند امام جواد علیهالسلام
محل دفن: چهل اختران،خیابان آذر قم. (5)
کنیه: ام حبیب
سلسله نسب: ام حبیب دختر احمد بن موسی مبرقع.
محل دفن: خیابان آذر قم، چهل اختران، در جوار محمد بن موسی مبرقع، یا مزار بابلان در جوار حضرت معصومه علیها السلام.
ویژگیها: وی همراه فرزندان برادرش محمد اعرج از کوفه به قم آمد: وی بانویی پرهیزکار بود. (1)
محل دفن: آبادی کوشک نصرت: از توابع بخش مرکزی قم. (2)
سلسله نسب: از احفاد امام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن:روستای فُرْدو (3)
سلسله نسب: بُرَیهه دختر علی بن جعفر بن امام هادی علیهالسلام، همسر محمد بن موسی مبرقع.
محل دفن: خیابان آذر، چهل اختران.
ویژگیها: وی همسر محمد بن
موسی مبرقع است.بعضی وی را دختر جعفر بن امام هادی علیهالسلام و همسر موسی مبرقع معرفی نمودهاند. (4)
سلسله نسب: بُرَیهه دختر ابو علی محمد بن احمد بن موسی مبرقع.
محل دفن: خیابان آذر، چهل اختران.
ویژگیها: وی همراه خواهرانش فاطمه و ام سلمة و ام کلثوم و پدرش ابو علی محمّد در بقعه چهل اختران مدفون میباشند. (5)
سلسله نسب: از اولاد امام موسی کاظم علیهالسلام
محل دفن:روستای سیرو، سه فرسخی قم(1)
محل دفن: شهر قم، قسمت غربی رودخانه کوه یزدان روبروی قلعه صدری(2)
محل دفن: روستای ویزجان، از توابع جلستان (3)
سلسله نسب: از احفاد امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: مزرعه نیوته از مزارع ورجان. (4)
سلسله نسب: فرزند بلافصل امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: روستای «گیو» در
نزدیکی قریه دستجرد از توابع جلستان. (5)
سلسله نسب: از احفاد امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: روستای «راهجرد» آغاز راه فرعی روستا، از راه قم - اراک. بنای بقعه از سنگ و گچ به صورت برجی، از آثار قرن ششم و هفتم. (6)
لقب: موسوی
تولد و وفات: شهادت در سال 617 ق در فتنه امیر زاده «جته نویان» در قتل عام قم به وسیله یورش سپاه چنگیزی.
سلسله نسب: سید جلیل شاه جعفر موسوی که از نقباء و شرفای علویه در اواخر قرن ششم و اوائل قرن هفتم بوده و شجره نامهاش در دسترس نیست . ولی احتمالاتی در سلسله نسبب وی داده شده:
مثل: جعفر بن علی بن حمزه بن احمد بن محمد بن اسماعیل بن محمد بن عبد الله الباهر بن امام سجاد علیهالسلام.
احتمال دیگر: جعفر الشعرانی، بن الحسین (پدر شاه زاده محمد جمال) بن علی بن محمد دیباج بن امام صادق علیهالسلام
و احتمال دارد : جعفر بن حسین بن علی بن محمد بن امام جعفر صادق علیهالسلام باشد که در کتب نسبشناسی تمام این احتمالات تصنیف شده بر کتیبه کاشی فیروزه رنگ چنین نوشته شده:
«هذا مشهد طاهر المطهّر الشهید
جعفر بن امام جعفر صادق بن الباقر بن امام علی زین العابدین بن امام حسین بن امام المظلوم امیر المؤمنین سید الوصیین صلوات الله علیهم اجمعین فی تاریخ محرم سبع و ستین و ستمأه 677 »
محل دفن: خیابان شاه ابراهیم در جهت غربی شهر قم، نزدیک امامزاده شاه ابراهیم در محله مزدیجان.(1)
لقب: دقاق
سلسله نسب: از احفاد امام کاظم علیهالسلام
احتمالاً: جعفر دقاق بن محمد بن احمد بن هارون بن امام موسی کاظم علیهالسلام
محل دفن: در 3 کیلومتری شرقی قم، نزدیک قبرستان بقیع، و نزدیک
1) 1. انجم فروزان، ص 223، انوار المشعشعین، ج 2، ص 154 ؛ گنجینه آثار قم، ج 2، ص 255.
مسجد مقدس جمکران.
ویژگیها:جدیدا تعمیر شده و ضریح آلومینیوم مشبک به رنگ مشکی بر روی قبرنصب شده، تا یک متری دیوار داخل بقعه سنگ و بقیه با گچ سفید شده و سقف داخل گنبد به رنگ سبز کم رنگ می باشد. تا چندی قبل این امام زاده در وسط یک باغ پر درختی قرار داشت و راه ورودی به امام زاده باریک بود.
در این اواخر که در نزدیکی جاده قدیم - جمکران قرار گرفته اطراف امام زاده را تستطیع نمودند و امکانات رفاهی برای مسافرین و زائرین در آن جا ایجاد شده است. (1)
سلسله نسب: شاه زاده جعفر فرزند ناصر الدین محمد بن ابی الفضل احمد بن ابی القاسم حمزة الاصم ابن عبدالله بن حسین بنفسج ابن اسماعیل ابن ارقط ابن عبد الله الباهر
ابن امام زین العابدین علیهالسلام
احتمال دیگر: وی فرزند علی بن حمزة بن احمد بن محمد بن اسماعیل بن عبد الله الباهر ابن امام سجاد علیهالسلام
محل دفن: روستای گرگاب، نزدیک جمکران، در چند متری بقعه هادی و مهدی و ناصر الدین محمد. (2)
لقب: معروف به جمال زینب
سلسله نسب: شاه زاده جمال از نوادگان امام موسی بن جعفر علیهالسلام
احتمالاً محمّد جمال بن جعفر بن حسین بن علی بن محمد دیباج بن امام جعفر الصادق علیهالسلام
محل دفن: جاده کاشان جنب قبرستان بقیع.
ویژگیها: بر اثر « خواب نما» پدیدار شده است. (1)
لقب: جمال الدین
تولد و وفات: در قرن هشتم
سلسله نسب: سید جمال الدین محمد بن علی بن محمد بن محمد بن حسن بن زید بن داعی بن مهدی بن اسماعیل بن حسن بن محمد بن نجم بن حسین بن علی بن حسن بن حسین بن حسن الأفطس بن علی الأصغر بن امام زین العابدین علیهالسلام
که در سر در ورودی امام زاده نوشته شده، امام زاده محمد جمال الدین از احفاد امام موسی کاظم علیهالسلام است.
محل دفن: جاده اراک، اول اتوبان کمربندی شهر قم. (2)
ویژگیها: دو امام زاده دیگر نیز به اسم «جمال» در قم و اطراف آن مدفون میباشند که در فهرست ذکر شده است و مرحوم ناصر الشریعه: احتمال داده که این بقعه متعلق به امام زاده محمد جمال بن جعفر بن حسین بن علی بن محمد بن دیباج ابن امام جعفر صادق علیهالسلام باشد. (3)
سلسله نسب: احتمالاً: شاه زاده محمد جمال بن جعفر بن حسین بن علی بن محمد دیباج بن اما جعفر صادق علیهالسلام.
محل دفن: در خارج دهکده لنجرود (لنگرود) 20 کیلومتری
شهر قم، سر راه کاشان. (1)
کنیه: ابو محمد
وفات: دو شنبه 9 صفر 349 ه ق.
سلسله نسب: ابو محمد حسن بن احمد الخطیب الشجری ابن علی بن محمد بن عمر الشجری ابن علی بن عمر الاشرف ابن امام زین العابدینعلیهالسلام.
محل دفن: مزار بابلان در اطراف حرم حضرت معصومه علیها السلام ولی از قبر وی اثری نیست و جزء بیوتات حرم مطهر گردیده.(2)
سلسله نسب: از نوادگان امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: در روستای قمرود، در بقعه شش امام زاده در کنار رقیه، خالد، حمزه، قاسم، محمد.(3)
کنیه: ابو محمد
سلسله نسب: ابو محمد حسن بن ابو عبد الله حسین بن علی بن عمر بن حسن الافطس بن علی الاصغر بن امام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: بلوار 15 خرداد، نزدیک بقعه شاه سید علی، که قبلاً آن را اراضی جمر و سعد آباد مینامیدند در بقعه چهار امام زاده، نزد پدرشان و دو برادر دیگر معروف به اسم خادم آنها امام زاده «ملّا آقا بابا» (4)
سلسله نسب: از احفاد امام کاظم
علیهالسلام
محل دفن: روستای نیوند از مزارع ورجان (1)
محل دفن: روستای کهندان از توابع قاهان بخش خلجستان(2)در کنار امامزاده ابوطالب
محل دفن: روستای فردو از توابع بخش کهک(3)
کنیه: ابو عبد الله
سلسله نسب: ابو عبد الله حسین بن احمد بن علی بن جعفر عریضی،
و بعضی: ابو عبد الله حسین بن احمد بن حسین بن احمد شعرانی ابن علی بن جعفر عریضی دانستهاند.
محل دفن: در قم وفات کرده اما محل دفن معلوم نیست. (4)
کنیه: ابو عبد الله
سلسله نسب: حسین بن احمد بن اسحق بن ابراهیم بن موسی بن ابراهیم بن امام موسی کاظم علیهالسلام
پدر بزرگوار شاه زاده حمزه که در قم مدفون است.
محل دفن: مرحوم فیض قائل است که در بقعه فرزندش شاه زاده حمزه در خیابان آذر مقابل میدان کهنه مدفون است. (5)
لقب: سید ابو الحسن
سلسله نسب: سید ابو الحسن
حسین بن الحسین بن جعفر بن محمد بن اسماعیل بن امام جعفر صادق علیهالسلام
محل دفن: در مزار بابلان، نزدیک مرقد مطهر حضرت معصومه علیها السلام. الآن اثری از قبر وی مشهود نمیباشد و جزء بیوتات حرم مطهر گردیده است. (1)
سلسله نسب: حسین فرزند شاه زاده سید علی ( مدفون در خارج دروازه ری - خیابان 15 خرداد) ابن احمد بن محمد بن علی بن عبد الله بن جعفر بن عبد الله بن جعفر بن محمد حنفیّه (بن علی بن ابیطالب علیهالسلام)
محل دفن: در قبرستان محمدیّه درجوار فرزندش عباس بن حسین.(2)
کنیه: ابو عبد الله
سلسله نسب: سید جلیل القدر شاه
زاده ابو عبد الله حسین بن علی بن عمر بن حسن الافطس بن علی الاصغر بن امام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: بلوار 15 خرداد، در نزدیکی بقعه شاه سید علی، که قبلاً آن را اراضی جمر و سعدآباد مینامیدند در بقعه چهار امام زاده که سه نفر دیگر فرزندان وی میباشند و معروف به اسم خادم آنها (ملا آقا بابا). (3)
سلسله نسب: از اولاد احمد بن موسی (شاه چراغ)
محل دفن: در مزرعه نوره از مزارع
فردو (1)
سلسله نسب: از نوادگان امام محمد باقر علیهالسلام
محل دفن: روستای وشنوه. در کنار بقعه زینب، هادی، شهر بانو و... بعضی معتقدند وی همسر هادی است. (2)
سلسله نسب: حلیمه دختر ابوالحسن موسی بن احمد ابو عبد الله، بن ابو علی محمد بن ابو علی احمد بن موسی مبرقع فرزند امام جواد علیهالسلام
محل دفن: روستای علی آباد نزدیک روستای چاله گنبد، حدود 15 کیلومتری در روستای قلعه جم (سه راه جاده قدیم اصفهان) با فاصله 17 کیلومتری از امام زاده عبد الله.
ویژگیها: وی در کنار برادرش امام
زاده یحیی زیر یک گنبد و در یک ضریح آلومینیومی مدفون میباشد.(3)
محل دفن: روستای دستگرد، از بخش خلجستان، نزدیک بقعه شاه زاده ابراهیم. (4)
سلسله نسب: از نوادگان امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: در بقعه چهار امام زاده - واقع در روستای لنجرود، در قهستان قم در کنار بقعه خواهرش زینب.
ویژگیها: روی صندوق مزارش کتیبهای با صلوات کبیره و تاریخ «غرّة شهر جمادی الاولی سنة اثنتین و
ثلاثین و الف من هجرة النبویه صلی الله علیه و آله العبد نور الله بن حبیب الله» نوشته شده.(1)
محل دفن: روستای نایه از توابع خلجستان(2)
لقب: القمی
سلسله نسب: حمزة بن احمد الرّخ بن محمد بن اسماعیل بن محمد بن عبد الله الباهر بن امام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: مزار بابلان، در مقبره حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام. الآن اثری از قبر وی معلوم نیست و جزء بیوتات حرم مطهر گردیده. (3)
سلسله نسب:احتمالاً حمزة فرزند ابو الحسن محمد صورانی بن حسین بن اسحق بن امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: در روستای قمرود، در
بقعه شش امام زاده، پهلوی رقیه، خالد، حسن، قاسم، محمد. (4)
سلسله نسب: از احفاد علی بن جعفر عریضی فرزند امام صادق علیهالسلام
محل دفن: در روستای شاه اسماعیل در دامنه کوه بیرقان (بید قان) از توابع شهر کهک در کنار پدرش شاه زاده اسماعیل. (5)
تولد و وفات: وفات در اواسط قرن چهارم هجری.
سلسله نسب: حمزة بن حسین (ابو عبد الله)، بن احمد بن اسحق بن ابراهیم بن موسی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر علیهالسلام
وی نوه احمد بن اسحق است که در مجاورت بقعه جدّ خود احمد بن اسحق به خاک سپرده شده است.
احتمالات دیگری هم وجود دارد.
محل دفن: خیابان آذر، مقابل میدان کهنه، (میدان زکریا بن آدم) در مجاورت بقعه جدّ خود احمد بن اسحق.
ویژگیها: هر کس به اسم او سوگندی دورغ و بر خلاف حقیقت یاد کند بی شبهه به جزای خود هر چه زودتر خواهد رسید.
داخل گنبد تمام سقف آئینه کاری است و دارای ضریح نقره و طلا.
سازنده ضریح مطهر: احمد و عباس پرورش قلمزنی حسین عباسپور و نجاری حاج نعمت الله
حیدرزاده اصفهانی 1371 ه ش.(1)
سلسله نسب: از اولاد موسی بن جعفر علیهالسلام
محل دفن: مزرعه نیوند از مزارع ورجان.(2)
محل دفن: در جاده قم - اراک. روستای «راهجرد» (3)
سلسله نسب: احتمالاً فرزند ابو جعفر محمد صورانی بن حسین بن اسحق بن امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: در روستای قمرود، در بقعه شش امام زاده، کنار رقیه، حسن، قاسم، حمزه، محمد. (4)
سلسله نسب: از احفاد امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: در روستای خلجستان، چهار فرسخی قم. (1)
سلسله نسب: از نوادگان امام سجاد علیهالسلام
و احتمال دارد از دختران ابو طالب محسن بن حسین بن علی بن عمر بن حسن الافطس ابن علی اصغر ابن امام سجاد علیهالسلام باشد.
محل دفن:در قسمت شرقی قم و جهت شرقی امام زاده طیّب و طاهر در اراضی نجم آباد. در کنار سکینه و فاطمه و رقیه مدفون است. (2)
سلسله نسب: خدیجه خاتون یکی از نوادگان امام جعفر صادق علیهالسلام است.
بعضی: وی را از نوادگان علی بن حسن العلوی العریضی میدانند.
فیض میگوید: آنچه که اهل محل درباره وی معتقدند که نام برده فرزند بلافصل امام صادق علیهالسلام و عمّه فاطمه معصومه است. با هیچ مستندی وفق نمیدهد. چونکه خدیجه اولاد امام صادق نام برده نشده.
محل دفن: در قریه خدیجه خاتون، در جنوب قم در جاده قدیم قم - اصفهان، سه کیلومتر از جاده اصلی فاصله دارد.
ویژگیها: بقعه امام زاده خدیجه خاتون بنائی هشت ظلعی، با گنبد منشوری است و یکی از هفت امام زاده ارزشمند و تاریخی قم میباشد کهبه دستور غیاث الدین امیر محمد فرزند خواجه علی
صفی از امرای مستقل قم در سال 770 هجری قمری بنا شده است. (1)
محل دفن: روستای اَبَرْجَس ( ابرگس) در مزرعه «ازناوه» در مدخل ابرجس. (2)
محل دفن: روستای اَبَرجس، از توابع کهک(3)
سلسله نسب: از احفاد امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: در روستای لنجرود، در بقعه حلیمه خاتون. (4)
سلسله نسب: از نوادگان امام محمد باقر علیهالسلام
محل دفن: روستای وشنوه در کنار زینب شهر بانو، هادی، حلیمه، رقیه و... بعضی قائلند که وی همسر هادی میباشد. (5)
سلسله نسب:وی از نوادگان امام سجاد علیهالسلام:
احتمال دارد: از دختران ابو طالب محسن بن حسین بن علی بن عمر بن حسن الافطس ابن علی اصغر ابن امام سجاد علیهالسلام میباشد.
محل دفن: در قسمت شرقی قم در جهت شرقی امام زاده طیب و طاهر در اراضی نجم آباد. درکنار سکینه و فاطمه و رقیه مدفون است. (6)
1) 1. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 427، ارشاد مفید، ج 2، ص 172 و تربت پاکان، ج 2، ص 202.
2) 2. تربت پاکان، ج 2 7 ص 186.
3) 3. سیمای قم، ص 93.
4) 4. گنجینه دانشمندان، ج 2، ص 518 و تاریخ قم، ناصر الشریعه، ص 141.
5) 5. تاریخ قم، ناصر الشریعه، ص 40 و تربت پاکان، ج 2، ص 195 و گنجینه آثار قم، ج 2، ص 594.
6) 6. انجم فروزان، ص 156، و انوار المشعشعین، ج 2.
سلسله نسب: از فرزندان یا نوادگان امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: در بقعه خدیجه خاتون در روستای خدیجه خاتون در جاده سراجه نزدیک طیب و طاهر.
ویژگیها: وی در کنار برادرانش، عبد الرحمن و عبد الله و زینب و خدیجه و... مدفون میباشد. (1)
سلسله نسب: از احفاد امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: روستای خلجستان، چهار فرسخی قم. (2)
محل دفن: روستای فردو(3)
سلسله نسب: از نوادگان امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: روستای قمرود، در بقعه شش امام زاده در کنار خالد، حسن، حمزه، قاسم و محمد. (4)
سلسله نسب: از احفاد امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: روستای جنداب، بیرون ده نزدیک روستای قاضی و مزرعه زیبکان در کنار شاه زاده عباس.(5)
سلسله نسب: از نوادگان امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: در 25 متری بقعه ابراهیم و اسماعیل نزدیک بقعه خدیجه خاتون در 30 کیلومتری قم در جهت جنوب در جاده قدیم قم - اصفهان.
ویژگیها:این بقعه ساده و قدیمی
است. و قبری در وسط آن بدون نام و نشان با جدار گچی و بدون ضریح میباشد.(1)
سلسله نسب: فرزند امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: روستای میدانک از توابع خلجستان (2)
سلسله نسب: زید بن علی بن علی اکبر بن محمد السلیق ابن عبید الله بن محمد بن الحسن بن الحسین الأصغر بن الامام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن:در خیابان آذر، در مجاورت بقعه چهل اختران، در بقعهای جدا مدفون میباشد. (3)
سلسله نسب: از احفاد امام سجاد علیهالسلام: زید بن حسن عزیزی، بن علی ابن حمزه القمی، ابن احمد
بن محمّد بن اسماعیل بن محمّد ابن عبدالله الباهر ابن امام الهمام زین العابدین علیهالسلام(4)
محل دفن: بازارچه شاه زاده حمزه، آخر کوچه پنجه علی دارای مرقد و مقبره کاشیکاری شده و قدیمی.
ویژگیها: در جهت غربی بقعه، مسجد شاه زاده زید وجود دارد. (5)
سلسله نسب: از اولاد احمد بن موسی (شاه چراغ)
محل دفن: مزرعه نوره از مزارع فُردو (6)
سلسله نسب: از احفاد امام سجاد علیهالسلام
محل دفن: روستای فردو (1)
سلسله نسب:از نوادگان امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: روستای صَرم در بقعه سلطان محمود. این روستا در جنوب شرقی قم قرار دارد. (2)
سلسله نسب:از دختران امام موسی بن جعفر علیهالسلام
محل دفن: بقعه خدیجه خاتون، در قریه خدیجه خاتون در جهت شرقی قم جاده سراجه، نزدیک طیب طاهر.
ویژگیها: وی در کنار خواهرش مریم مدفون است. بر روی خشت چنین نوشته شده است: «هذا ضریح اولاد الامام المعصوم موسی بن جعفر و هما...».
و روی خشت دوم چنین نوشته شده است: «... و الاختین اسمهما زینب و مریم بنتا الامام الشهید المطهر موسی بن جعفر علیهما السلام.
و بر کتیبه سنگی ایوان شرقی بقعه این عبارت دیده میشود:
هذا مرقد المطهر المعصوم امام زادگان واجب التعظیم و التکریم شاه زاده عبد الرحمن، عبد الله ابنا موسی بن جعفر علیهما السلام، و زینب خاتون و فاطمه خاتون و خدیجه خاتون و مریم خاتون و رقیه خاتون بنات موسی بن جعفر علیما السلام».
البته امام موسی بن جعفر دختری به نام مریم نداشت از این روی احتمال میرود از نوادگان آن حضرت باشد. اصل بقعه در دوره ایلخانیان ساخته شده و در دوره
صفویه مرمّت شده است. (1)
تربت پاکان، ج 2، ص 172 تا 173.
سلسله نسب:از نوادگان امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: روستای وشنوِه در کنار هادی، رقیه، حلیمه، شهربانو و... (2)
گنجینه آثار قم، ج 2، ص 594.
سلسله نسب: از نوادگان امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: در بقعه چهار امام زاده واقع در قهستان قم.
ویژگیها: بر صندوق مزارش صلوات بر معصومین که چنین ختم مییابد دیده میشود «... و الحجة القائم الخلف الصالح الامام الهمام المنتظر محمد المهدی».
و در کنار محمد، حسین، حلیمه، از نوادگان امام کاظم خفته است. (3)
سلسله نسب: زینب بنت امام جواد
علیهالسلام
محل دفن: مقبره بابلان داخل روضه حضرت معصومه علیها السلام
ویژگیها: بعد از وفات حضرت معصومه به قم آمد، و بوریای روی قبرحضرت معصومه علیهاالسلام را برداشت و گنبدی بر مزارش ساخت.(4)
تولد و وفات: وفات 320 ق
سلسله نسب: زینب دختر موسی
مبرقع. بعضی وی را جدای از زینب دختر موسی بن جعفر علیهالسلام ندانستهاند.
محل دفن: در کنار قبر برادرش محمد بن موسی مبرقع در چهل اختران.
ویژگیها: بعضی معتقدند وی بعد از تصرف در اموالی که از برادرش ارث برده بود به مرمّت مزار حضرت معصومه علیها السلام پرداخت. (1)
محل دفن: در جاده اصفهان نزدیک روستای نیزار(2)
سلسله نسب: احتمالاً سکینه دختر حسین بن محمد بن علی بن قاسم بن عبد الله بن موسی کاظم علیهالسلام
احتمال دیگر: سکینه دختر حسین بن علی بن محمد بن علی بن قاسم بن عبد الله بن موسی کاظم علیهالسلام
محل دفن: 30 کیلومتری شرق قم
نزدیک جاده کنونی قم - کاشان، در حوالی روستای قاسم آباد و نزدیک دهکده زالون آباد.
ویژگیها: وی مادر سید مطهر فرزند علی بن سلطان محمد شریف است. (3)
سلسله نسب: از نوادگان امام سجاد علیهالسلام
احتمال دارد: از دختران ابو طالب محسن بن حسین بن علی بن عمر بن حسن الافطس ابن علی اصغر بن امام سجاد علیهالسلام باشد.
محل دفن: در قسمت شرقی قم و جهت شرقی امام زاده طیّب طاهر در اراضی نجم آباد در کنار خدیجه و فاطمه و رقیه مدفون است. (1)
درگنجینه آثار قم، سکینه را در این جا مدفون نمیداند. (2)
سلسله نسب: سکینه خاتون دختر ناصر الدین محمد بن ابی الفضل احمد بن ابی القاسم حمزة الاصم ابن عبد الله بن حسین بنفسج ابن اسماعیل ابن محمد ارقط ابن عبد الله الباهر ابن امام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: روستای گرگاب نزدیک جمکران، کنار برادرش جعفر، و نزدیکی بقعه پدرش و دو برادر دیگرش هادی و مهدی. (3)
سلسله نسب: سلیمان بن سلطان محمود بن محمد بن زید (مدفون
در روبروی بقعه چهل اختران) بن علی بن علی الاکبر بن محمد السّلیق ابن عبید الله بن محمد بن الحسن بن الحسین الاصغر بن امام زین العابدین.
محل دفن: روستای صرم، در جنوب شرقی قم. در کنار مادرش زینب از نوادگان امام کاظم علیهالسلام و پدرش سلطان محمود.(4)
محل دفن: روستای صفرآباد از
1) 1. فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، محمد حسین پاپلی، ص 631 ؛ انجم فروزان، ص 156 ؛ انوار المشعشعین، ج 2، ؛ تربت پاکان، ج 2، ص 173.
2) 2. گنجینه دانشمندان، ج 2، ص 505 - 514.
3) 3. بنا بر تابلویی از تحقیقات شیخ هادی نورائی یگانه ؛ تربت پاکان، ج 2، ص 167 ؛ گنجینه آثار قم، ج 2، ص 289.
4) 4. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 586 ؛ تربت پاکان، ج 2، ص 177.
توابع بخش مرکزی(1)
محل دفن: روستای خورآباد از توابع کهک(2)
سلسله نسب: فرزند امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: روستای آوه از توابع جعفرآباد
ویژگیها: به قسمت «موسی» مراجعه شود.(3)
محل دفن: روستای راهجرد، مزرعه «ریزاه»، میان روستای «دیزیجان» و «ریزاه». (4)
محل دفن: روستای کوشک نصرت از توابع بخش مرکزی قم. (5)
سلسله نسب: از نوادگان امام سجاد علیهالسلام
محل دفن: روستای وِشنوِه در کنار هادی و حلیمه و رقیه و زینب و...
بعضی معتقدند: وی خواهر هادی است. (6)
محل دفن: آبادی نویس، از توابع خلجستان(7)
محل دفن: روستای ورزنه از توابع خلجستان(8)
1) 1. امامزادگان استان قم، اداره اوقاف قم.
2) 2. همان.
3) 3. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 99 - 103.
4) 4. تربت پاکان، ج 2، ص 208.
5) 5. سیمای قم، ص 95.
6) 6. تاریخ قم، ناصر الشریعه، ص 40؛ تربت پاکان، ج 2 ،ص 195 ؛ دائرة المعارف تشیع، ج 2، ص 478 ؛ گنجینه آثار قم، ج 2، ص 594.
7) 7. سیمای قم، ص 94.
8) 8. امامزادگاه استان قم، اداره اوقاف قم.
سلسله نسب: از احفاد امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: مزرعه نیوند از مزارع ورجان. (1)
لقب: علمدار
وفات: در نیمه قرن دوم هجری
سلسله نسب: امیر صالح بن محمد بن ابراهیم بن مالک اشتر نخعی، که در لشکر زید بن علی بن الحسین علمدار بود.
محل دفن: روستای کیاب از توابع خلجستان
ویژگیها: وی پس از شهادت زید و یارانش متواری شد و از کوفه به ایران آمد و در دامنه کوه کیاب به زراعت مشغول شد و در همین مکان وفات یافت و به خاک سپرده شد.(2)
وفات: 378 ه . ق.
سلسله نسب: برادر زاده محمد بن
جعفر بن احمد بن عبد الله بن محمد بن جعفر بن محمد بن عمر الاطرف بن امام علی علیهالسلام
احتمال دیگر :برادر زاده محمد بن جعفر بن محمد بن عمر الاطرف بن امام علی علیهالسلام
بعضی نام برادران محمد بن جعفر را «اسحاق» و «یعقوب» دانستهاند.
محل دفن: پشت بارگاه امام زادگان علی حارث و احمد، خاک فرج، کنار داروخانه الهادی.
ویژگیها: به علت اختلاف در نسب وی بعضی به غلط وی را دختر حضرت شعیب پیغمبر علیهالسلام دانستهاند.
وی در کنار عموی خود، محمد بن جعفر بن احمد بن عبد الله... مدفون میباشد و علت این که این بقعه را به اسم صفورا خاتون
شناخته میشود این باشد اول او در این بقعه به خاک سپرده شده است یا این که صفورا ماده تاریخ بنای بقعه و وفات صفورا خاتون است که 378 میشود. بقعه فاقد هر گونه تزئینات و حجرات و بیوتات است که بنای فعلی را به قرن نهم و دهم هجری نسبت دادهاند. و تعمیرات بعدی در سال 1334 ه ق به وسیله محمد رضای میرزا قاجار انجام شده. توضیح بیشتر به نام محمد بن جعفر مراجعه شود. (1)
محل دفن: روستای تقرود (یا طغرود) از توابع خلجستان که امروز از توابع جعفرآباد است بنای آن از دوره صفوی است ساده و تهی از هر گونه تزئین، در کنار بقعه میرزا رضا وزیر دفتر از رجال دوره قاجار. (2)
کنیه: ابو عبد الله و بعضی او را ابو
العباس خواندند
لقب: طیّب
سلسله نسب: درایوان غربی بقعه کتیبهای کمربندی از کاشی خشتی دارد به نستعلیق سفید چنین نوشته: بسمه تعالی، در مجلد دوم انور المشعشعین است که شاه زاده طیب و طاهر در قم حسین و محسن هستند و نسب آنها این است: حسین بن علی بن عمر بن الحسن الافطس ابن علی الاصغر ابن زین العابدین علیهالسلام و محسن پسر اوست که ملقبند به طیّب و طاهر.
محل دفن: در جاده قم - سراجه، با فاصله دوکیلومتری خارج از جاده اصلی در بقعهای بهنام طیّب
و طاهر.(1)
ویژگیها: گنبد این مزار برجی هرمی شانزده ترکی و نمای درون آن نخست چهار گوشه که در بالا به هشت گوشه و سپس در قاعدة گنبد به شانزده ضلعی تبدیل شده، بلندی سقف از سطح بقعه بیش از ده متر است. روی مرقد میان بقعه با درازای و پهنای 2 × 3 و بلندی 20/1 با کاشی معرق لاجوردی آراسته، که بی هیچ تردید از قرن دهم است....
روی مرقد ضریخ آلومینیوم مشبّک قرار دارد. ولی در گنجینه آثار قم: وی را: ابو العباس طیّب بن ابو الحسن علی ابن ابو عبد الله حسین بن علی بن عمر بن حسن الافطس ابن علی الاصغر بن امام زین العابدین علیهالسلام معرفی میکند.
کنیه: ابو الحسین
لقب: طاهر
سلسله نسب: بنا بر آنچه در کتیبه کمر بندی بقعه نوشته:
وی: محسن بن حسین بن علی بن عمر بن الحسن الافطس ابن علی الاصغر ابن زین العابدین علیهالسلام فرزند طیّب است.
و در گنجینه آثار قم: وی را ابو الحسین طاهر فرزند ابو الحسن علی ابن ابی عبد الله حسین بن علی بن عمربن الحسن الافطس... میداند.
محل دفن: جاده قم - سراجه، با فرعی دو کیلومتری در کنار پدرش طیّب در بقعه طیب و طاهر. (2)
سلسله نسب: از فرزندان امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: در شمال قریه جمزقان
(جیزقان) در روستای «بنابر» از توابع خلجستان.
ویژگیها: در بازار کاشان، امامزادهای به نام ابوالحارث بن عاقب وجود دارد که شاید پسر این امامزاده باشد. (1)
نام: عباس (شاه زاده عباس).
سلسله نسب: عباس فرزند شاه ابراهیم، از نوادگان امام باقر علیهالسلام
محل دفن: در کنار مزرعه نیوند از مزارع ورجان در جهت شرقی قم.
بعضی وی را در روستای شاه ابراهیم پهلوی پدرش مدفون میدانند.(2)
سلسله نسب: از احفاد امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: روستای جَنداب، بیرون ده، نزدیک روستای قاضی پایین و مزرعه زیبکان، گنبدی ساده از نیمه
نخستین دوره قاجار. و در این بقعه بیبی زبیده خاتون از احفاد امام کاظم علیهالسلام دفن شده است. (3)
کنیه: ابوالفضل
سلسله نسب: عباس بن حسین فرزند شاه زاده سید علی (مدفون در خارج دروازه ری خیابان 15 خرداد) بن احمد بن محمد بن علی بن عبد الله بن جعفر بن عبد الله بن جعفر بن محمد حنفیّه ابن علی ابن ابی طالب علیهالسلام
محل دفن: در قبرستان محمدیّه در جوار پدرش حسین بن شاه زاده سید علی. (4)
محل دفن: خور آباد، دو فرسخی قم. (1)
نام: عبدالرّحمن
سلسله نسب: از نوادگان امام موسی بن جعفر علیهالسلام
محل دفن: در بقعه خدیجه خاتون: در جهت شرقی قم، نزدیک امامزاده طیب و طاهر در روستای خدیجه خاتون.
ویژگیها: وی در کنار برادرش عبد الله و خواهرانش زینب، مریم، خدیجه، فاطمه، رقیه مدفون است.(2)
نام: عبد الله
سلسله نسب: از نوادگان یا فرزندان امام کاظم علیهالسلام، برادر عبد الرحمن.
محل دفن: در بقعه خدیجه خاتون، در جهت شرقی قم، نزدیک بقعه طیب و طاهر در روستای خدیجه
خاتون.
ویژگیها: وی در کنار برادرش عبد الرحمن و خواهرانش زینب، فاطمه، رقیه، خدیجه، مریم... مدفون میباشد. (3)
نام: عبدالله (شاهزاده عبدالله)
سلسله نسب: از نوادگان امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: حدود چهل کیلومتری جنوب قم، کنار راه اصفهان، در بستر رود انار بار، غرب دهکده قلعه چم.
ویژگیها: پیدایش این گنبد مستند به رؤیای زن صالحهای از مردم دهکده قلعه چم در سال 1324 قمری. (4)
سلسله نسب: فرزند بلافصل امام موسی بن جعفر علیهالسلام
احتمال دیگر: عبد الله محنف ابو عبد الله اسحق بن ابراهیم العسکر ابن موسی ابی السُّبحة بن ابراهیم المرتضی ابن امام کاظم علیهالسلام این احتمال در تاریخ قم آمده که وی در آوه میزیسته و دختر دهخدا شاهین را در طریز ناهید تزویج کرد و او را پسری بود به نام احمد بن اسحق که با پسر خود حسین و پسر زادهاش شاه زاده حمزه در یک نقطه قم مدفونند.
ولی عباس فیض میگوید ابو عبد الله اسحق در ساوه مدفون است. (1)
محل دفن: در یک فرسنگی آوه از توابع جعفرآباد. (2)
محل دفن: بیرون کهک جلو جاده بیدهند در بقعه چهار امامزاده.(3)
محل دفن: روستای راهجرد، جاده قم - اراک، اول فرعی همین روستا، در بقعه سه امام زاده (عبد الصالح، شاه زاده جعفر، و عبد الخالق).(4)
محل دفن: روستای راهجرد، جاده قم - اراک، آغاز راه فرعی روستا، در بقعه سه امام زاده. (5)
محل دفن: روستای فوجرد(6)
سلسله نسب: از نوادگان شاه چراغ.
محل دفن: در یک فرسخی فردو، بر فراز کوه جنوبی مزرعه باوره (بورِه) در بقعه چهار امام زاده. (1)
سلسله نسب: ظاهرا: شاه زاده عبد الله بن عبّاس بن عبد الله الشهید بن حسن افطس بن علی بن امام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: انتهای خیابان نیروگاه، در محلهای به نام دهکده قلعه صدری.
و بعضی میگویند: وی در شهر ری مدفون است و بقعهای به نام عبد الله بن عباس مشهور است. و بعضی بقعه عبدالله در شهر ری را متعلق به فرزندش ابو عبد الله حسین بن عبد الله بن عباس دانستهاند. و ابو عبد الله کم کم به عبد الله تبدیل شده است و ممکن هم است که فرزند حسین عبد الله بن ابو عبد الله حسین بن عبد الله نیز در کنار پدرش در آنجا مدفون باشد و لذا به اسم فرزندش مشهور
گردیده باشد.(2)
سلسله نسب: عبد الله بن محمد بن عبدالله بن محمد بن ناصر الدین علی (که مقابل مسجد اما حسن عسکری مدفون است) بن مهدی بن محمد بن حسین بن زید بن محمد بن احمد بن جعفر بن محمد بن عبد الرحمن بن محمد البطحائی ابن قاسم بن حسن بن زید بن امام حسن مجتبی علیهالسلام
محل دفن:پایین پای حضرت فاطمه معصومه علیها السلام(3)
کنیه: ابو الفتح
سلسله نسب: ابو الفتح عبد الله بن موسی بن احمد بن محمد بن احمدبن موسی مبرقع
محل دفن: خیابان آذر، بقعه چهل اختران(1)
کنیه: ابو الحسن
سلسله نسب: سید علی بن احمد بن محمد بن علی بن عبد الله بن جعفر بن عبد الله بن جعفر بن محمد حنفیّه بن علی ابن ابی طالب علیهالسلام
در السنه و افواه عامه اشتباها وی به عنوان یکی از فرزندان ابو الفضل العباس فرزند امیر المؤمنین علیهالسلام اشتهار یافته، و این ناشی از این است که دو احفاد شاه زاده سید علی ابوالفضل العباس و پدر او حسین بن علی وجود دارد.
محل دفن: بلوار 15 خرداد، خارج
دروازه ری(2)
کنیه: ابو القاسم
لقب: حارث
سلسله نسب:ابوالقاسم علی الحارث بن ابو الحسن احمد بن ابی الخیر محمد بن علی بن عمر بن حسن الافطس ابن علی الاصغر ابن امام زینالعابدین علیهالسلام
بعید نیست امام زاده فضل علی حارث و سهل علی حارث در ساوه فرزندان وی باشند.
محل دفن: خیابان خاک فرج، نزدیک قبرستان وادی السلام، کنار داروخانه الهادی. (3)
ویژگیها: بیرون بقعه امام زاده خاک فرج صورت سه قبر با سنگ مرمر برجسته به فاصله دو سه متری وجود دارد که نوشتههای آن چنین است:
روی سنگ اول: آرامگاه مرحومه مغفوره خانم هاجر خاتون مادر حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (ره) تاریخ وفات 1336 هجری قمری.
روی سنگ دوم: آرامگاه مرحومه مغفوره صاحب جان خانم عمّه حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (ره) تاریخ وفات 1336 هجری قمری.
روی سنگ سوم: آرامگاه مرحومه مغفوره خانم مولوده آغا خواهر حضرت امام خمینی (ره)
تولد جمعه هیجده جمادی الثانی 1305 هجری قمری، وفات 23 رجب 1343 هجری قمری.
سلسله نسب: احتمالاً: علی رضا بن محمد بن رضی الدین محمد بن محمد بن زید بن علی بن حسین بن حسن بن علی بن شرف بن علی بن محمد بن علی بن علی الحوری بن حسن الافطس ابن علی بن امام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: یک فرسخ و نیم بالای مسجد جمکران. که به اسم خادمش «امام زاده حاجی صفر» مشهور است.(1)
کنیه: ابو الحسن
لقب: حسینی، هاشمی، علوی، مدنی، عُرَیضی
تولد و وفات: تولد حدود 129 -
1) 1. تاریخ قم، ناصر الشریعه، ص 133.
130 ه ق. وفات: 210 - یا 220، یا 252 یا 334 هجری.
سلسله نسب: ابو الحسن علی فرزند بلافصل امام جعفر صادق علیهالسلام
محل دفن: بنا بر تحقیق در عُرَیض یک فرسخی مدینه. بعضی مزار وی را در قم اواخر خیابان چهارمردان، جنب گلزار شهدا دانستهاند. و مرقدی در سمنان بدین نام است. بعضی مدفون در قم را علی بن جعفر بن علی بن جعفر الصادق علیهالسلام میدانند. (1)و بعضی علی بن حسن بن عیسی بن محمد بن علی بن جعفر عریضی دانستهاند (2)
ویژگیها:علی فرزند امام جعفر صادق علیهالسلام عالم محدث صاحب کتاب «مسائل علی بن جعفر» با ورع، تسلیم ولایت...
و علی بن جعفر مدفون در قم،
مورد احترام مردم قم و دارای بقعه و بارگاه، و ضریح مطلّا...
در جوار یکی دیگر از نوادگان امام موسی بن جعفر علیهالسلام به نام محمد میباشد. (3)
لقب: الرّضا
سلسله نسب: از نوادگان امام موسی بن جعفر علیهالسلام
محل دفن: خیابان آذر، روبروی بیمارستان نکوئی داخل کوچه.
ویژگیها: ظاهرا بنای امامزاده مربوط به دوران قاجار است که داخل آن تعمیر شده و بدون هیچ
گچ بری، یا تزئین خاص است. (1)
سلسله نسب: آنگونه که در تابلوی منصوب به دیوار امامزاده آمده چنین است: امامزاده سیدعلی بن الرضا بن محمد بن رضی بن محمد بن زید بن مرام بن زید بن علی بن حسین بن حسن بن علی بن شرف بن علی بن محمد بن علی (ساکن آوه از توابع ساوه) بن علی حریری بن حسن افطس بن علی الاصغر بن الامام علی بن الحسین السجاد علیهالسلام و در کتاب سراج الانسان در باب نسب شریف سادات آوه و توابع ساوه چنین آمده:... علی بن رضا ابن محمد بن محمد بن محمد بن زید بن داعی بن علی بن حسین بن علی بن محمد بن علی بن ابو محمد الحسن بن علی بن علی بن محمد الخزری بن علی الخزری بن حسن الافطس
بن علی الاصغر بن امام زین العابدین علیهالسلام.(2)
محل دفن: در فاصله چند کیلومتری جنوب غربی مسجد جمکران
ویژگیها: دارای بقعهای کوچک که در زیر آن صورت قبری برجسته به ارتقاع تقریبی یک متر و طول و عرض 2×5/1 که با کاشی سبز و لاجوردی، تزیین شده قرار دارد و بقعه به صورت یک هشت ضلعی میباشد. در کنار آن باغی است که وقف امامزاده است و همچنین قدری از زمینهای آنجا وقف بر امامزاده میباشد.
سلسله نسب: علی بن حمزة بن
احمد الرّخ بن محمد بن اسماعیل بن محمد بن عبد الله الباهر بن امام زین العابدین. وی برادر محمد بن حمزة است که او نیز در اطراف حرم مدفون است.
محل دفن: درمزار بابلان، در اطراف حرم حضرت معصومه علیها السلام، قبر وی معلوم نیست و جزء بیوتات حرم مطهر گردیده است. (1)
کنیه: ابو القاسم
سلسله نسب: علی بن محمد بن حمزة بن احمد الرّخ بن محمد بن اسماعیل بن محمد بن عبد الله الباهر ابن امام زین العابدین.
محل دفن: در مزار بابلان، در اطراف حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام ولی از قبر وی اثری نیست و جزء بیوتات حرم مطهر گردیده است.(2)
محل دفن: روستای گلستان(3)
محل دفن: روستای طایقان (طاقان)، از توابع خلجستان، در 25 کیلومتری قم. بر اساس «خواب نما» در سال 1352 پدیدار گشت. (4)
لقب: معصومه، طاهره، رشیده، صدیقه، سیده، رضیّه، مرضیّه و...
تولد: اول ذی قعده 173 ه . ق در مدینه در این باره احتمالات دیگری هم وجود دارد.
وفات: دهم ربیع الثانی 201 ه . ق در قم، درباره روز وفات وی اقوال دیگری هم هست مانند هشتم شعبان و دوازدهم ربیع الثانی.
و لذا برای جمع بین بعضی از اقوال، از روز دهم تا دوازدهم ربیع الثانی، به عنوان سوگواری معصومیّه در قم مراسم برگزار میشود. اما درباره سال وفات اتفاق نظر است.
سلسله نسب: فرزند بلافصل حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام و برادر حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام. که هر دو از یک مادر به نام «نجمه» متولد شدند. برای «نجمه» نام هایی چون تُکْتَم، خَیْزران و... هم وجود دارد.
محل دفن: قم، مزار بابلان، در همین محلّی که هم اکنون زیارتگاه عاشقان اهل بیت علیهم السلام است.
ویژگیها: حضرت امام رضا علیهالسلام درباره وی فرمود: مَنْ زارَ المَعْصومة بِقُم کَمَنْ زارَنی. هر کس حضرت معصومه را در قم زیارت کند مانند کسی است که من را زیارت کرده است. بقیه ویژگیها
به کتب مفصل مراجعه شود. (1)
تولد و وفات: وفات شب پنج شنبه، 343 ه . ق.
سلسله نسب: فاطمه دختر محمد بن احمد بن موسی مبرقع
محل دفن: خیابان آذر، چهل اختران.
ویژگیها: وی از راویان حدیث است. یکی از روایاتی که اکثر افراد در سلسله سند به نام فاطمه هستند وی نیز در سلسله سند آن میباشد.
عن فاطمة بنت الحسین الرضوی... عن فاطمه بنت محمد بن احمد بن موسی المبرقع... عن فاطمة بنت رسول الله (ص) قالت قال رسول الله(ص): «اَلا مَنْ ماتَ عَلی حبِّ آلِ
1) 1. مستدرک سفینة البحار، شیخ علی نمازی، ماده «فَطَمَ» ؛ گنجینه آثار قم، ج 1، ص 384 ؛ منتهی الامال، ج 2، ص 242 ؛ ریاحین الشریعه، ج 5، ص 30 - 32 ؛ اعیان الشیعه، ج 8، ص 391.
مُحَمَّد ماتَ شهیدا». (1)
سلسله نسب: از نوادگان امام سجاد علیهالسلام
احتمال دارد از دختران ابوطاب محسن بن حسین بن علی بن عمر بن حسن الافطس ابن علی اصغر ابن امام سجاد علیهالسلام باشد.
محل دفن: در قسمت شرقی قم، در جهت شرقی امام زاده طیّب و طاهر در اراضی نجم آباد در کنار خدیجه و رقیه و سکینه مدفون است. (2)
سلسله نسب: فاطمه بنت قاسم بن احمد شعرانی فرزند علی بن جعفر عریضی. وی خواهر احمد بن قاسم است که همراه برادر به قم مهاجرت نموده است.
محل دفن: در مقبره برادرش امام زاده احمد بن قاسم در جنوب قم در محل دروازه قلعه، مقبره مالون.
ویژگیها: وی همسر عبد الله بن حسین بن علی بن محمد دیباج فرزند امام جعفر صادق علیهالسلام بود. و مادر شهید محمد عزیزی (سید سر بخش) .درباره این فاطمه نظرات دیگری هم وجود دارد. بعضی: وی را دختر احمد بن قاسم بن احمد بن علی بن جعفر دانسته. و همسر عبیدالله بن عزیز بن حسین بن علی بن محمد دیباج. (3)
1) 1. گنجینه آثار قم؛ آثار الحجة، محمد رازی، ج 1، ص 8 و 9؛ الّؤلؤة الثمینه، محمد بن محمد بن احمد الحسینی الداغستانی، ص 217.
2) 2. انجم فروزان، ص؛ انوار المشعشعین، ج ؛تربت پاکان، ج2 ، ص 173.
3) 3. ر.ک: گنجینه آثار قم، ج 2، ص 374-375؛ منتهی الامال، ج 2، ص 187... عمدة الطالب، ص 233. خلاصة المقال، فیض، ص 583؛ گنجینه آثار قم، ج 2، ص 273؛ و احتمال هم دارد که این دو با هم متفاوت باشند و دو نفر باشند.
سلسله نسب: فرزند امام موسی کاظم علیهالسلام
محل دفن: روستای آوه، از توابع جعفر آباد
ویژگیها: به قسمت «موسی» مراجعه شود.(1)
محل دفن: روستای بید هند (وید هند)، بیرون روستا، بالای کوهی کوچک. (2)
سلسله نسب: فخر الدّین ابن یحیی صوفی ابن جعفر بن امام علی النّقی علیهالسلام
محل دفن: خیابان چهارمردان،، بقعه چهل اختران. (3)
محل دفن: خارج مزرعه نیونه کنار دهکده ورجان در بقعه هفت امامزاده(4)
سلسله نسب: از احفاد امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: مزرعه نیوند از مزارع ورجان (5)
محل دفن: در یک کیلومتری جنوب شرقی کهک در مزرعه «نره».(6)
محل دفن: بالای قریه اَبَرْجَس (ابرگس) (7)
سلسله نسب:از نوادگان امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: روستای قمرود، در بقعه شش امام زاده کنار رقیه، حسن، خالد، حمزده، محمد. (1)
محل دفن: روستای زواریان از توابع خلجستان (2)
محل دفن: روستای «قُباد بِزَن» (3)
کنیه: ابو طالب
سلسله نسب: ابوطالب محسن بن ابو عبد الله حسین بن علی بن عمر بن حسن الافطس بن علی الاصغر بن امام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: بلوار 15 خرداد، نزدیک بقعه شاه سید علی، که قبلاً آن را اراضی جمر و سعد آباد مینامیدند. در بقعه چهارامام زاده، نزد پدر و دو برادرش معروف به اسم خادم آنها، امام زاده «ملا آقا بابا». (4)
محل دفن: بیرون کهک، کنار جاده بیدهند در بقعه چهار امامزاده.(5)
سلسله نسب: از اولاد احمد بن موسی (شاه چراغ)
محل دفن: مزرعه نوره از مزارع فُردو(6)
محل دفن: روستای رستگان از توابع خلجستان.(7)
1) 1. دائرة المعارف تشیع، ج 3، ص 363 ؛ تربت پاکان، ج 2، ص 169.
2) 2. سیمای قم، ص 94.
3) 3. تربت پاکان، ج 2، ص 189 ؛ تاریخ قم، ناصر الشریعه، ص 140.
4) 4. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 497؛ عمدة الطالب، ص 379 ؛ المجدی، ص 220.
5) 5. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 738.
6) 6. تاریخ قم، ناصر الشریعه، ص 141.
7) 7. امامزادگان استان قم، اداره اوقاف قم.
لقب: پیغمبری یا پیغمبر
وفات: در سال 320 هجری قمری
سلسله نسب: سید جلیل محمد بن محمد بن زید بن علی الاحول ابن محمد السلیق از احفاد امام کاظم علیهالسلام
احتمال دیگر: سید جلیل احمد ابحر ابن ابی محمد حسن الدلال ابن محمد بن علی بن محمد بن ابی جعفر احمد بن عیسی الرومی از احفاد علی بن جعفر عریضی است که در دولت رکن الدّوله دیلمی به استخراج نفت در اطراف کوه نمک پرداخت. (1)
محل دفن: روستای آوه
ویژگیها: وی در سال 299 در اهواز بر مقتدر عباسی خروج کرد و شهر واسط را هم تسخیر کرد و خلیفه عباسی بااو مقابله کرد او متواری شد و به قم آمد و از آنجا با لباسی سفید به آوه رفت و زیبایی روی و ظاهر او باعث شد که وی را
به پیغمبر یا پیغمبری ملقب کنند.
محل دفن: در روستای «حصار سرخ» در نزدیک «نیزار» با گنبدی ساده در مزاری به نام «آقای غائب».(2)
کنیه: ابو علی
لقب: الاعرج
وفات: یک شنبه، سوم ربیع الاول 315 ق.
سلسله نسب: ابو علی محمد الاعرج بن احمد بن موسی مبرقع.
محل دفن: خیابان آذر، بقعه چهل اختران.
ویژگیها: رئیس و نقیب و پیشوای سادات در قم. (3)
کنیه: ابو جعفر
سلسله نسب: ابو جعفر بن احمد الخطیب الشجری ابن علی بن محمد بن عمر الشجری ابن علی بن عمر الاشرف ابن امام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: مزار بابلان، در اطراف حرم حضرت معصومه علیها السلام. ولی از قبر وی اثری نیست و جزء بیوتات حرم مطهر گردید. (1)
سلسله نسب: احتمالاً محمد بن ابو جعفر محمد صورانی بن حسین بن اسحاق بن امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: روستای قمرود، در بقعه شش امام زاده، در کنار رقیه، حسن، خالد و حمزه و قاسم. (2)
کنیه: ابو الفضل
لقب: شریف
سلسله نسب:علامه محمد شریف فرزند علّامه سید ابوالقاسم علی بن ابی جعفر محمد بن حمزة قمی بن احمد بن محمد بن اسماعیل بن محمد بن عبد الله الباهر بن الامام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: خیابان چهارمردان، دروازه قدیم قلعه، در محلهای به نام خود او مدفون میباشد.
ویژگیها: وی شخصیتی دانشور و صاحب کرامات است. پدرش سید ابوالقاسم علی و دو جدّش محمد و حمزه در مزار بابلان در جوار حضرت معصومه علیها السلام مدفون میباشند. (3)
سلسله نسب: محمد بن جعفر بن
احمد بن عبد الله بن محمد بن جعفر بن محمد بن عمر الاطرف بن امام علی علیهالسلام. که با قرائن و شواهد ثابت شده است بعضی مثل عباس فیض، میگوید وی شاه زاده محمد بن عبد الله بن عمر بن علی بن ابیطالب علیهالسلام است که شاید دلیل محکمی بر آن ارائه نشده است.
محل دفن: پشت بارگاه امام زادگان علی حارث و احمد مشهور به امام زاده خاک فرج، در نزدیکی داروخانه الهادی. در بقعه برادر زاده خودش صفورا خاتون .
ویژگیها:در بقعهای فاقد هر گونه تزئینات و حجرات و بیوتات، که بنای اصلی بقعه به سال 378 ه . ق نوشتهاند.
بنای فعلی را به قرن نهم و دهم هجری دانسته و تعمیرات بعدی در سال 1334 ق به وسیله محمد رضای میرزا قاجار نسبت داده است.
شکل ساختمان بقعه از خارج، شش ضلعی منتظم میباشد. بر فراز بقعه، گنبدی عرقچینی است که مزیّن به کاشیهای آجری فیروزه رنگ به ارتفاع 2 متر از سطح بام میباشد.(1)
کنیه: ابو علی
سلسله نسب: ابو علی محمد بن حسین (ابو عبد الله) بن علی بن عمر بن حسن الافطس بن علی الاصغر بن امام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: بلوار 15 خرداد، نزدیک بقعه شاه سید علی که قبلاً آن را اراضی جمر و سعد آباد مینامیدند. در بقعه چهار امام زاده، نزد پدر و
1) 1. انجم فروزان، ص 146، گنجینه آثار قم، ج 2، ص 288 ؛ تاریخ قم، ناصر الشریعه، ص 127 ؛ منتقلة الطالبیة، چاپ اول، نجف، ص 258؛ الشجرة المبارکه، ص 202 ؛لباب الانساب، ج 1، ص 230؛ انوار المشعشعین، ج 1، ص 235.
دو برادرش معروف به اسم خادم آنها امام زاده «ملا آقا بابا». (1)
سلسله نسب: محمد بن حمزة بن احمد الرّخ بن محمد بن اسماعیل بن محمد بن عبد الله الباهر بن امام زین العابدین.
محل دفن: در مزار بابلان، اطراف حرم حضرت معصومه علیها السلام. که الآن اثری از قبر وی معلوم نمیباشد و جزء بیوتات حرم گردیده است.(2)
کنیه: ابو احمد
سلسله نسب: ابو احمد محمد بن عبد الله بن جعفر بن عبد الله بن جعفر بن محمد حنفیّه بن امام امیر المؤمنین علیهالسلام در گنجینه آثار قم آمده: ابو احمد محمد بن علی بن عبد الله بن جعفر بن عبد
الله بن جعفر بن محمد حنفیه بن امام علی علیهالسلام
احتمال دیگر: ابو احمد عبید الله بن احمد بن جعفر بن عبد الله بن محمد بن حنفیه بن امام امیر المؤمنین علیهالسلام. و احتمال دارد که ابو احمد عبید الله شخص دیگری باشد که در این بقعه با ابو احمد محمّد دفن شده است.
محل دفن:خیابان 15 خرداد، میانه بقعههای چهارامامزاده و امامزاده شاه سیدعلی.(3)و بدین جهت به «امامزاده میانی» مشهور گشتهاست.
لقب: عزیزی (سید سر بخش)
سلسله نسب: محمد بن عبد الله بن حسین بن علی بن محمد دیباج بن امام جعفر صادق علیهالسلام ولی بعضی قائلند که این نسبت کامل نیست، بلکه سلسله نسبت وی چنین است: محمد بن عبد الله عزیزی ابن حسین بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن محمد بن امام صادق علیهالسلام.
محل دفن: خیابان آذر، روبروی چهل اختران، نزدیک امام زاده اسماعیل (سید سر بخش) که در اثر گسترش خیابان آذر بقعه و بارگاه وی کاملاً در خیابان قرار گرفته و منهدم شده و اثری از آن باقی نمیباشد.
ویژگیها: مادر وی: فاطمه دختر قاسم بن احمد بن علی بن جعفر عریضی است که خواهر شاه زاده احمد بن قاسم است و در قبّه شاه
زاده احمد بن قاسم مدفون است. سید محمد عزیزی سیدی دلاور، قوی الجثه و شجاع بود. که در اواخر قرن سوم برای زیارت عتبات عالیات با کاروانی عازم بغداد گشت. در نزدیکی نهروان با گروهی از راه زنان روبرو شدند و اهل کاروان به او متوسل شدند. و سید به مبارزه پرداخت و سرانجام او را به قتل رساندند و سر او را بریدند و برای رئیس خودشان فرستادند. سپس مردم آن را پس گرفتند و به قم آوردند. (1)
کنیه: ابی جعفر
سلسله نسب: ابی جعفر محمد، بن
1) 1. انوار المشعشعین، ج 1، ص 234 ؛ الشجرة المبارکه، ص 106 ؛ انساب فخری، ص 527 ؛ منتهی الامال، ج 2، ص 302 ؛ انجم فروزان، ص 222 - 221 ؛ گنجینه آثار قم، ج 2، ص 383 ؛ تاریخ قم، ص 164 - 228.
ابی طالب المحسن، بن ابی الحسن ابراهیم العسکری، بن موسی الثانی ابی السُّبحه، بن ابراهیم المترضی، بن الامام موسی بن جعفر علیهالسلام.
محل دفن: کنار فرزندش در مشهد امام زاده ابراهیم در طرف غرب قم، نزدیک ایستگاه راه آهن، زیر یک گنبد. (1)
کنیه: ابو جعفر
سلسله نسب: ابو جعفر محمد بن موسی بن احمد بن محمد بن احمد بن موسی مبرقع.
محل دفن: خیابان آذر، بقعه چهل اختران(2)
کنیه: ابو احمد
سلسله نسب: ابو احمد محمد بن موسی مبرقع، فرزند امام جواد علیهالسلام
محل دفن: خیابان آذر، بقعه چهل
اختران.(3)
سلسله نسب: از احفاد امام کاظم علیهالسلام
محل دفن: در روستای شاه اسماعیل در دامنه کوه بیرقان، در بقعه کوچکی در جوار بقعه شاه اسماعیل. (4)
لقب: فقیه
سلسله نسب: بنا بر سنگ نوشته روی قبر وی یکی از احفاد امام موسی بن جعفر علیهالسلام است.
احتمالاً: محمد بن موسی پسر اسحق بن ابراهیم العسکری ابن موسی ابی السُبحه بن ابراهیم المرتضی بن امام موسی کاظم علیهالسلام باشد.
محل دفن: در بقعه علی بن جعفر در اواخر خیابان چهارمردان قم. (1)
محل دفن: روستای کاسوا از توابع خلجستان(2)
سلسله نسب: محمود بن محمد بن زید (مدفون در روبروی بقعه چهل اختران) بن علی بن علی الاکبر بن محمد السّلیق ابن عبید الله بن محمد السحن بن الحسین الاصغر بن امام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: روستای صَرم در جنوب شرقی قم در کنار زینب از نوادگان امام کاظم علیهالسلام. و در تلفظ روستایی «سلم» گفته میشود.(3)
سلسله نسب: از فرزندان یا نوادگان امام کاظم علیهالسلام.
محل دفن: در بقعه خدیجه خاتون در قریه خدیجه خاتون نزدیک طیب طاهر، در جهت شرقی قم.
ویژگیها: وی در کنار زینب و فاطمه و خدیجه و رقیه و عبد الرحمن و عبد الله از فرزندان امام کاظم علیهالسلام در زیر یک گنبد و در یکبقعه(4)
1) 1. ر. ک: گنجینه آثار قم، ج 2، ص 322 ؛ اختران تابناک، ج 1، ص 333 ؛ اعیان الشیعه، ج 8، ص 177 ؛ تاریخ قم، ناصر الشریعه، ص 118 ؛ بدر فروزان، ص 17.
2) 2. امامزادگان استان قم، اداره اوقاف قم.
3) 3. دائرة المعارف تشیع، ج 3، ص 344؛ گنجینه آثار قم، ج 2 ؛ ص 585 ؛ تربت پاکان، ج 2، ص 177.
4) 4. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 505 تا 514 ؛ تربت پاکان، ج 2، ص 173.
سلسله نسب:سید معصوم بن احمد بن حسن بن امام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: آخر خیابان نیروگاه، نزدیک امام زاده عبد الله. (1)
سلسله نسب: از نوادگان امام موسی بن جعفر علیهالسلام
محل دفن: در دامنه کوهی در شمال غربی کهک.
ویژگیها: بنای این مزار از آثار دوره صفویه است. تعمیر آن توسط شاه بیگم، بانوی نیکوکاری که در سال 969 وفات یافت و طبق وصیت خود در حرم حضرت معصومه دفن شد.
نمای داخلی بقعه با بلندی حدود هفت متر چهار گوشه و گرداگرد آن جز درِ سوی جنوبی، ایوانها و
حجرات و تالارهاست.
گنبد هرمی برجی مزار به سبک خاص تزئین یافته است.(3)
محل دفن: روستای آوه (4)
محل دفن: امام زاده معین در روستای خلج آباد قم در جهت جنوب شهر به فاصله حدود 25 کیلومتر، واقع است.
ویژگیها: گنبد و بارگاهی که در حال ساختمان هستند. بر مرقد
1) 1. بر اساس تابلویی که در امام زاده موجود است از کتاب کنز الانساب، ترجمه سید مرتضی علم الهدی، تاریخ قم، ناصر الشریعه، ص 129؛ تربت پاکان، ج 2، ص 103.
2) 2. سیمای قم، عبد الوحید وفائی، ص 93.
3) 3. تربت پاکان، ج 2، ص 182؛ گنجینه آثار قم، ج 2، ص 618 - 622 ؛ تاریخ قم، ناصر الشریعه، ص 138.
4) 4. سیمای قم، عبد الوحید وفائی، ص 95.
مطهری روی گنبد به رنگ سبز، رنگ شده و داخل گنبد هنوز آجری و نیمه تمام است. (1)
سلسله نسب:ازاحفاد امام زینالعابدین علیهالسلام
محل دفن: روستای فُردو(2)
سلسله نسب: از نوادگان شاه چراغ
محل دفن: در یک فرسخی «فردو» بر فراز کوه جنوبی، مزرعه بوره (باوره) در بقعه چهار امام زاده. (3)
کنیه: ابو احمد
لقب: مبرقع
تولد و وفات: 214 ه . ق در مدینه متولد و 256 ه . ق درقم وفات یافت.
سلسله نسب: ابو احمد موسی مبرقع فرزند امام جواد علیهالسلام
محل دفن: سرای خودش در خیابان آذر، محلّه چهل اختران.
ویژگیها: عالم، محدّث، پرهیزکار،
امانت دار، متولی موقوفات و صدقات پدرش امام جواد علیهالسلام بعد از برادرش امام هادی علیهالسلام.
زیبا به گونهای که اغلب برقع بر روی میانداخت.(4)
سلسله نسب:از فرزندان بلافصل امام موسی کاظم علیهالسلام
محل دفن: در فاصله پانصد متری روستای آوه از توابع جعفر آباد
ویژگیها: طبق تصریح کتاب النقص، تألیف شیخ عبد الجلیل قزوینی در سال 556 و کتاب مجالس المؤمنین
1) 1. تربت پاکان، ج 2، ص 206 - 207: در اینجا نام امام زاده نیامده است. اما در لسان اهالی به امام زاده معین مشهور است.
2) 2. تاریخ قم، ناصر الشریعه، ص 141 .
3) 3. تربت پاکان، ج 2، ص 196 - 199.
4) 4. ر. ک: اصول کافی با ترجمه، ج 2، ص 112؛ عمدة الطالب، ابن عنبه، ص 179؛ گنجینه آثار قم، ج 2، ص 546 ؛ راهنمای قم، ص 18.
قاضی نور الله شوشتری مدفن موسی و فضل و سلیمان و چه بسا عبد الله فرزندان بلافصل امام کاظم علیهالسلام میباشد. (1)
سلسله نسب: میمونه بنت محمد بن علی الجواد علیهالسلام
محل دفن: در مزار بابلان در روضه حضرت معصومه علیها السلام
ویژگیها: وی همراه دو خواهرش زینب و ام محمّد از کوفه به قم آمدند. بعد از رحلت حضرت معصومه علیها السلام بنا بر کشفی که در عصر ناصرالدین شاه قاجار (1313 ق) اتفاق افتاد و در قسمت پایین پای حضرت معصومه علیها السلام روزنهای پیدا شد. دو نفر از بانوان با چراغ به سرداب رفتند. در پایین قبر حضرت معصومه علیها السلام سه پیکر مطهر،تر و تازه مشاهده کردند.
یک تن بانوان، دو تن دیگر سیاه چهره و کنیز بودند.
از بررسی کتب و قرائن به دست میآید که آن بانو حضرت میمونه دختر امام جواد علیهالسلام و آن دو کنیز 1 - ام سحاق (کنیز محمد بن موسی بن امام جواد علیهالسلام).
2 - ام حبیب (کنیز محمد بن احمد بن موسی) میباشد.(2)
ر. ک: حضرت معصومه، چشمه جوشان کوثر. محمد محمدی اشتهاردی، ص 99، از اقامة البرهان در اصول دین، میرزا موسی فراهانی، ص 479 ؛ کریمه اهل بیت، ص 183-187.
سلسله نسب: میمونه دختر موسی مبرقع بن محمد بن علی بن موسی
الرضا علیهالسلام
محل دفن: در حرم حضرت معصومه علیها السلام
ویژگیها: وی از زنان عفیف و پرهیزکار، بعد از بریهه وفات یافت. مزارش قبل از توسعه حرم حضرت معصومه علیها السلام درکنار آن بارگاه دارای گنبدی جداگانه بود. (1)
سلسله نسب:مهدی بن شاه زاده ناصر الدین محمد بن ابی الفضل احمد بن ابی القاسم حمزة بن الاصم ابن عبد الله بن حسین بن بنفسج ابن اسماعیل ابن محمد ارقط ابن عبد الله الباهر ابن امام سجاد علیهالسلام
محل دفن: روستای گرگاب، قریه هادی مهدی نزدیک جمکران.
ویژگیها: دارای گنبد و بارگاه در کنار هادی مدفون میباشد.(2)
محل دفن: بیرون کهک کنار جاده بیدهند در بقعه چهار امامزاده(3)
تولد و وفات: زندگی در اواخر قرن هشتم و اوائل قرن نهم. بعضی وفات وی را 828 ه ق دانستهاند.
سلسله نسب: ناصر الدین علی بن مهدی بن محمد بن حسین بن زید بن محمد بن احمد بن جعفر بن محمد بن عبد الرحمن بن محمد البطحائی ابن قاسم بن حسن بن زید بن امام حسن مجتبی علیهالسلام
محل دفن: روبروی مسجد امام حسن عسکری علیهالسلام، خیابان آذر، که سابقا به نام بقعه احمد بن
اسحق خوانده میشد.
ویژگیها: وی سید جلیل و شخصیت والائی داشت. بقعه خالی از بیوتات و صحن میباشد. از آثار قرن دوازدهم یا اواخر صفویّه است.
این بقعه به صورت مربع مختلف الاضلاع به طول تقریبی 4 و عرض 5/3 متر که در وسط آن ضریح بسیار عالی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ساخته شده است.
سازنده ضریح سید مصطفی و سلیم حمدانی و شیخ شبانی و نجّاری از حاج اکبر خموشیان در اصفهان اتمام و در سال 1370 بر سر تربت وی نصب گردیده است.(1)
لقب: ناصر الدّین
سلسله نسب: شاه زاده ناصر الدین محمد بن ابی الفضل احمد بن ابی القاسم حمزة الاصم ابن عبد الله بن حسین بنفسج ابن اسماعیل بن
محمد ارقط ابن عبد الله الباهر ابن امام زین العابدین علیهالسلام
محل دفن: در روستای گرگاب نزدیک جمکران.
ویژگیها: وی پیشوای شیعیان در جمکران و گرگاب بود، و مزرعه گرگاب از آنِ خودش بود. و در آن مزرعه به عبادت و خود سازی پرداخته و بنا بر وصیت خودش در همان مزرعه خودش به خاک سپرده شد. سپس دو فرزندش شاه زاده هادی و مهدی به خاک سپرده شدند. و در زیر یک گنبد و در یک ضریح آلومینیوم قرار دارند.
و در فاصله چند متری این بقعه، گنبد و بقعه شاه زاده جعفر و سکنیه خاتون دو فرزند دیگرش مدفون میباشند و این مکان به عنوان مرقد
1) 1. گنجینه آثار قم، ج 2، ص 686 ؛ منتهی الامال، ج 1، ص 461، انجم فروزان، ص 156 ؛ عمدة الطالب، ص 205.
پنج امام زاده مشهور میباشد و روستا به نام روستای «هادی مهدی» خوانده میشود. (1)
محل دفن: روستای کرمجکان، یکی از مزارع آن به نام «در باغ». (2)
سلسله نسب: از نوادگان امام سجاد علیهالسلام. فیض او را از نوادگان امام کاظم علیهالسلام میداند و امامزاده هادی در نزدیک جمکران از نوادگان امام سجاد علیهالسلام میداند.
محل دفن: روستای وشنوه، در کنار شهر بانو، حلیمه، و رقیه، و زینب و...(3)
سلسله نسب:از نوادگان امام کاظم علیهالسلام، که فیض او را از نوادگان امام سجاد معرفی میکنند و در سلسله نسب وی آمده: وی
فرزند ناصرالدین محمد بن احمد بن ابی القاسم حمزة الاصم بن عبد الله بن حسین ابن اسماعیل بن محمد ارقط ابن عبد الله الباهر ابن امام سجاد علیهالسلام میباشد.
محل دفن: روستای گرگاب، قریه هادی و مهدی، نزدیک جمکران در کنار برادرش مهدی و پدرشان ناصر الدین محمد.
ویژگیها: دارای بقعه و بارگاه و در کنار مهدی مدفون میباشد.(4)
1) 1. بنا بر تابلویی از تحقیقات شیخ هادی نورائی یگانه ؛ تربت پاکان، ج 2، ص 165 ؛ گنجینه آثار قم، ج 2، ص 290.
2) 2. تربت پاکان، ج 2، ص 188
3) 3. تاریخ قم، ناصر الشریعه، ص 40 ؛تربت پاکان، ج 2، ص 195 - 194 ؛ و بدر فروزان، ص 10 ؛ گنجینه آثار قم، ج 2، ص 594.
4) 4. بدر فروزان، ص 10 ؛ تربت پاکان، ج 2، ص 165؛ گنجینه آثار قم، ج 2، ص 290.
سلسله نسب: از فرزندان امام کاظم علیهالسلام
احتمال دیگر: از فرزندان امام سجاد علیهالسلام
محل دفن: روستای جیزقان یا (جمزقان) در شمال قریه قاهان و از توابع خلجستان است.
ویژگیها: مردم ساوه و قرای تابعه درباره وی و کراماتش اعتقاد تمام است و صحن و سرایش اکثر اوقات مرکز تجمع زائرین است.(1)
محل دفن: بیرون کهک، کنار جاده بیدهند، در بقعه چهار امامزاده.(2)
سلسله نسب: یحیی فرزند ابو عبد الله احمد بن ابو علی محمد بن ابو علی احمد بن موسی مبرقع فرزند امام جواد علیهالسلام
محل دفن: روستای علی آباد نزدیک روستای چاله گنبد.
حدود 15 کیلومتری روستای قلعه چم (نزدیک امام زاده عبدالله)
ویژگیها: وی در کنار خواهرش حلمیه در زیر یک گنبد و ضریح آلومینیوم، و یک سنگ مرمر برجسته مدفون میباشد. روی سنگ با خط نستعلیق و برجسته چنین نوشته شده: «مرقد مطهر امام زاده یحیی و خواهر گرامیش حلیمه خاتون از احفاد امام محمد تقی علیهالسلام. اتمام و نوسازی ساختمان سنه 1377 دفتر فنی اوقاف و عمران قم. - کتبه بخشی». وی کریم و واسع الجاه بوده است. (3)
سلسله نسب: یحیی بن احمد بن
محمد بن احمد بن موسی مبرقع.
محل دفن: خیابان آذر، در بقعه چهل اختران. (1)
کنیه: ابو القاسم
لقب: عزّ الدین
وفات: حدود 592 ه ق.
سلسله نسب: سید عزّ الدین یحیی ابن شرف الدین محمد (ابوالفضل المرتضی) ابن علی (ابو القاسم) بن ابی الفضل محمد بن ابی الحسن المطهر ابن ابی القاسم علی بن ابی الفضل محمد بن ابی القاسم علیّ بن ابی جعفر محمد بن حمزة بن احمد بن محمد بن اسماعیل الدّیباج ابن محمد الاکبر ابن عبد الله الباهر ابن الامام زین العابدین علیهالسلام.
محل دفن: احتمالاً در قم، ولی جای آن مشخص نیست.
و احتمال دیگر: در تهران در محله امام زاده یحیی، خیابان 15 خرداد
شرقی
ویژگیها: وی ریاست نقیبان ری، قم و آمل را عهده دار بوده، شیخ منتخب الدین کتاب فهرس را به درخواست وی نگاشته و کتاب «الاربعین عن الاربعین فی الاربعین» در فضائل امیر المؤمنین علیهالسلام به جهت وی تصنیف کرده است.
و سرانجام در حمله خوارزمشاه به ری به بهانه واهی به شهادت رسید.
هم اکنون در تهران در محلهای به اسم وی دارای مرقد و بارگاه است و مورد احترام مردم میباشد. (2)
محل دفن: روستای نورآباد در جاده کاشان.(1)
محل دفن: روستای صفرآباد از توابع بخش مرکزی(2)
قرآن کریم
اختران تابناک یا کثب الکواکب، ذبیح الله محلاتی، تصحیح محمدجواد نجفی، اسلامیه، 1349ش.
الاختصاص، شیخ مفید.
اختیار معرفة الرجال، المعروف برجال الکشی، محمد بن حسن طوسی، دانشگاه مشهد، 1348ش.
الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، محمد بن محمد بن نعمان المفید، ترجمه و شرح رسولی محلاتی، اسلامیه تهران.
الاصول من الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی، اسلامیه تهران، 1362 ش.
اضواء علی حیاة موسی المبرقع، کشمیری، چاپ قم.
اعیان الشیعة، سید محسن امین (جبل عاملی).
امالی الصدوق، محمد بن علی صدوق، اعلمی بیروت، چاپ پنجم، 1400ق.
امالی شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی، ترجمه حسین استاد ولی، آستان قدس رضوی، 1364.
امامان شیعه و جنبشهای مکتبی، محمد تقی مدرسی، ج سوم، قدس رضوی، 1372.
انجم فروزان، عباس فیض، 1322 ش، قم.
انوار المشعشعین، محمد علی نائینی کچوئی قمی، چاپ اول، 1381.
انوار پراکنده، محمد مهدی فقیه محمّدی گیلانی، چاپ اوّل، 1376.
بحارالانوار، علامه محمدباقر مجلسی، اسلامیه، 1385ه .ش.
بدر فروزان، عباس فیض، انتشارات بنگاه چاپ قم.
بدر مشعشع فی احوال موسی المبرقع، حاج علی نوری، چاپ سنگی، قم.
بررسی سنگ نبشته مزار شهدا، کارشناسان مردمشناسی سازمان میراث فرهنگی کشور، ج اول، سحاب، 1370.
البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم حسینی البحرانی، اسماعیلیان.
بهجة الآمال فی شرح زبدة المقال، ملا علی علیاری، تصحیح هدایت الله مسترحمی، علمیه قم، 1365ش.
تاریخ اردکان، علی سپهری، چاپ دوم، کانون کتاب ولی عصر اردکان، 1364.
تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام، شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ذهبی، ج 14.
تاریخ جدید یزد، احمد بن حسین بن علی کاتب، بهمن، تهران.
کتاب تاریخ قم، حسن بن محمد قمی، ترجمه حسن بن علی قمی، تصحیح سید جلال الدین تهرانی، چاپ مجلس.
تاریخ قم، محمدحسین ناصر الشریعة، مقدمه علی دوانی، چاپ 1350.
تاریخ طبرستان، بهاءالدین محمد بن حسن بن اسفندیار، تصحیح عباس
اقبا، چ 1330.
تاریخ مذهبی قم، علی اصغر فقیهی، چاپ 1391، قم.
تاریخ یزد، جعفر بن محمد جعفری، تهران، 1343.
تاریخ یعقوبی احمد بن ابی یعقوب، ترجمه ابراهیم آیتی، ج ششم، انتشارات علمی و فرهنگی، 1371.
تحف العقول، ابن شعبة، ترجمه کمرهای، چاپ 1400ه .ق.
تحفة الاحباب فی نوادر آثار الاصحاب، حاج شیخ عباس قمی، اسلامیه، تهران، چاپ اول، 1370.
تحلیلی از زندگانی امام رضا علیهالسلام، محمد جواد فضل الله، ترجمه سید محمد صادق عارف، آستان قدس رضوی، چاپ سوم، 1372.
تذکره هفت اقلیم، امین احمد رازی، تصحیح سید محمدرضا دهلوی، 1378.
تربت پاکان، سید حسین مدرسی طباطبایی، چاپ مهر، 1335ه .ق.
تنقیح المقال فی علم الرجال، المامقانی، چاپ نجف، 1350.
تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج سوم، 1364ش.
تهذیب الانساب، ابی الحسن محمد بن شرف العبیدلی، 1413ه .ق، قم.
تهذیب التهذیب، احمد بن علی بن حجر العسقلانی، چاپ اول، هند، 1329.
جامع الخیرات (وقفنامه) سید رکن الدین و سید شمس الدین، ترجمه سید جعفر غضبان، اداره کل حج و اوقاف یزد، گلبهار یزد.
الجامع الصحیح و هو سنن الترمذی، دارالفکر، بیروت.
الجامع فی الرجال، موسی زنجانی، پیروز قم، 1394ه .ق.
جامع مفیدی، محمد مفید مستوفی یاحقّی اسدی، تهران، 1342.
حضرت معصومه علیها السلام، چشمه جوشان کوثر، محمد محمدی اشتهاردی، چاپ اول، 1378.
حضرت معصومه، فاطمه دوم، محمد محمدی اشتهاردی، چ اول، 1381.
خلاصة المقال، فیض.
دایرة المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر، تهران، 1370.
راهنمای قم، انتشارات دفتر آستانه قم، مهرماه 1317.
الذریعة الی تصانیف الشیعة، آقا بزرگ تهرانی.
رجال ابن داوود.
رجال البرقی.
رجال العلامة الحلی، حسن بن یوسف بن مطهر حلی، رضی قم، 1402ه .ق.
رجال النجاشی، احمد بن علی نجاشی، داوری، قم، 1398ه .ق.
رجال سید بحر العلوم، سید محمدمهدی بحرالعلوم طباطبایی، چاپ 1363، نجف.
رجال شیخ طوسی، محمد بن حسن طوسی.
رسالة فی آل اعین، ابوغالب زراری، شرح سید محمد علی موسوی موحدی.
روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، محمدتقی مجلسی، ج 14، کوشانپور، علمیه قم، 1399ه .ق.
الروضة من الکافی، محمّد بن یعقوب کلینی، اسلامیه.
ریاحین الشریعة، ذبیح الله محلاتی، چاپ تهران، دارالکتب الاسلامیة.
ریحانة الادب، میرزا محمدعلی مدرس، چاپ سوم، حیدری، 1369ش.
زندگانی حضرت معصومه و تاریخ قم، سید مهدی صحفی، چاپ پنجم.
سراج الانساب، سید احمد کیاء گیلانی، 1409ه .ق، قم.
سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، حاج شیخ عباس قمی، مهارت، 1363.
سیره چهارده معصوم، محمد مهدی اشتهاردی، 1377ش.
سیمای قم، عبدالوحید وفایی، چ اول، 1373 ه .ش
شاگردان مکتب ائمه علیهم السلام، محمد علی عالمی دامغانی، چاپ اول، علمیه، قم، 1371.
الشجرة المبارکة فی انساب الطالبیّة، فخر رازی، 1409ه .ق.
شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ابن الفلاح عبدالحیّ ابن العماد، بیروت، ج 2.
شهیدان راه فضیلت، علامه شیخ عبدالحسین امینی، ترجمه ف.ج.
شیعه در اسلام، سید محمدحسین طباطبایی، هجرت.
العبر فی خبر من غَبَر، ذهبی، تحقیق صلاح الدین المنجد، چاپ کویت، 1960 میلادی.
عمدة الطالب فی انساب آل ابیطالب، جمال الدین احمد بن علی بن الحسین بن علی بن مهنا ابن عنبة، چ نجف.
عیون اخبار الرضا علیهالسلام، محمد بن حسن، صدوق، تصحیح علمی، چاپ بیروت، 1404ه .ق.
غایة الاختصار، تاج الدین ابن زهره حسینی.
الفخری فی انساب الطالبیّین، اسماعیل مروزی، چاپ اول، 1409ه .ق.
فرق الشیعة، نوبختی، ترجمه و تعلیقات: محمدجواد مشکور، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، 1361.
فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، محمدحسین پاپلی یزدی، 1367 ش.
الفروع من الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، چاپ اسلامیه، تهران، 1362.
فوائد الرضویّة، حاج شیخ عباس قمی.
الفهرست، شیخ محمد بن حسن طوسی، رضی، قم.
قرب الاسناد، عبدالله بن جعفر حمیری، چاپ اسلامیه، 1370.
قم نامه، مجموعه مقالات و متون درباره قم، سید حسین مدرسی طباطبائی.
قیام خونین شیعه در طول تاریخ اسلام، عبدالصمد اسلامی، سیما آذر، چاپ اول، 1370.
کامل الزیارات، جعفر بن محمد بن قولویه، تصحیح علامه امینی، چ نجف، 1356.
کتاب الغیبة، شیخ محمد بن حسن طوسی، اسلامیه، تهران.
کتاب الغیبة، محمد بن ابراهیم نعمانی، ترجمه سید احمد فهری، اسلامیه، تهران، 1362.
کرامات شاهزاده ناصر، انتشارات ظهور، 1382.
کریمه اهل بیت، علی اکبر مهدیپور، قم، 1415 ق.
کشف الارتیاب، در مقدمه لباب الالباب بیهقی، آیةالله شهاب الدین مرعشی نجفی، چاپ اوّل، قدس رضوی، 1372.
کشف الغمة فی معرفة الأئمّة، علی بن عیسی اربلی، دارالاضواء بیروت.
کمال الدین و تمام النعمة، محمد بن علی صدوق، جامعه مدرسین، قم، 1363ه .ق.
گنجینه آثار قم، عباس فیض، چ اول، 1350.
گنجینه دانشمندان، شیخ محمد شریف رازی، 1352، تهران.
لباب الانساب، ابوالحسن علی بن زید بیهقی، چاپ قم.
ماهیت قیام شهید فخ، سید ابو فاضل رضوی اردکانی، چاپ اول، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، 1370ه .ش.
مجالس المؤمنین، قاضی نور الله شوشتری، تهران.
مجمع الرجال، عنایت الله علی قهپایی، اصفهان، 1384ه .ق.
المجدی فی انساب الطالبیّین، علی بن ابی الغنائم العمری، 1409ه .ق
مرآة الجنان، یاحقّی.
مروج الذهب، علی بن حسین مسعودی، ترجمه ابوالقاسم پاینده، چاپ چهارم، علمی، 1370.
مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، تحقیق و تصحیح مؤسسه آل البیت، چاپ اول، 1409ه .ق.
مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، چاپ رحلی، ج 3.
معالم العلماء محمد بن علی بن شهرآشوب، حیدریه، نجف، 1380ه .ق.
معجم المؤلفین و تراجم مصنفی الکتب العربیة، عمر رضا کحّالة، بیروت، دارالاحیاء.
معجم رجال الحدیث، سید ابوالقاسم خویی، ج 4، مرکز نشر آثار الشیعة، 1369.
معرفة الحدیث وتاریخ و نشره و تدوینه و ثقافته عند الشیعة الامامیة،
محمد باقر بهبودی، انتشارات علمی و فرهنگی، 1362.
مقاتل الطالبیّین، ابوالفرج اصفهانی، چاپ دوم، رضی زاهدی، 1405ه .ق.
مناقب آل ابی طالب، رشید الدین محمد بن علی بن شهرآشوب، چاپ چهارم، تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، علامه قم، 1362ه .ق.
منتقلة الطالبیّة، ابو اسماعیل ابراهیم بن ناصر بن طباطبا، 1388، نجف.
منتهی الآمال، حاج شیخ عباس قمی، چاپ علمی، ج 2.
مهاجران آل ابی طالب، ابن طباطبا، ترجمه محمد رضا عطایی، چاپ اول، قدس رضوی، 1372.
نوادر الراوندی، فضل الله بن علی حسینی، منشورات حیدریه، نجف، چاپ اول، 1370 ق.
وسائل الشیعة، شیخ حرّ عاملی، چاپ بیروت.
یادگارهای یزد، ایرج افشار انتشارات انجمن ملی، 1354، چاپ دوم.