ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : مهدیپژوهی «گام به گام» سیر مطالعاتی معارف مهدویت/ تحقیق بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) - اصفهان.
مشخصات نشر : قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری : [۲]، ۳۶ ص.
شابک : ۲۵۰۰ ریال :964-8903-17-4
وضعیت فهرست نویسی : برونسپاری.
یادداشت : عنوان روی جلد: مهدیپژوهی «گام به گام» سیر مطالعاتی معارف مهدویت: ویژه جوانان.
یادداشت : کتابنامه: ص. ۳۲ - ۳۶.
عنوان روی جلد : مهدیپژوهی «گام به گام» سیر مطالعاتی معارف مهدویت: ویژه جوانان.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- کتابشناسی
موضوع : مهدویت-- کتابشناسی
شناسه افزوده : بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) اصفهان
رده بندی کنگره : Z۸۷۸۲/م۹ ۱۳۸۵
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۵۹۰۱۶
شماره کتابشناسی ملی : ۲۷۰۹۴۸۲
گام به گام معارف مهدویت
از مهـدی شناسی تا مهـدی یاوری
ویژۀ دانش آموزان راهنمایی و دبیرستان
محمدرضا فؤادیان
گام به گام معارف مهدویت
مؤلف/ مسعود دریس
نوبت چاپ/ اول، تابستان 88
شمارگان/
صفحهآرا/ عباس فریدی
لیتوگرافی/ ترام اسکنر 7830058
بها/ تومان
مقدمه ناشر7
وصف جوان9
امام مهدی در یک نگاه10
ویژگیهای ظاهری و اخلاقی حضرت11
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف درقرآن14
مراحل زندگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 16
غیبت صغری17
غیبت کبری19
فضیلت انتظار و مقام منتظر21
مهدی یاوران24
معرفت25
ایمان و عمل صالح26
عبادت (ذکر)26
معرفت امام27
محبت27
اطاعت28
شهادت طلبی28
وسعت نگاه29
جهاد و مقاومت29
شجاعت29
ایثار30
بردباری30
یکدلی31
استواری31
ستم ستیزی32
احیای سنن32
احیای قرآن32
عصیان ستیزی33
عزتمندی33
بشارتها34
وظایف منتظران (80 وظیفه)36
اندیشه مهدویت و آسیبها41
برداشتهای انحرافی از انتظار فرج41
افراط و تفریط در ارائه چهره مهر و قهر از حضرت42
طرح مباحث غیر ضروری: 43
تعجیل، شتابزدگی؛ 43
توقیت؛ 44
تطبیق44
ملاقات گرایی45
مدعیان دروغین مهدویت، نیابت خاصه و عامه46
راه مبارزه و درمان47
انتظار چیست و منتظر کیست؟ 47
انقلاب اخلاقی مهدوی50
انقلاب علمی و فرهنگی مهدوی51
عدالت جهانی مهدوی52
امنیت و صلح جهانی مهدوی53
چرا مهدویت54
نوشتههای سبز66
نیازهای نسل نو72
حرفهای ما72
سخن پایانی83
آمادگی و انتظار84
رسم دوستی85
معرفی چند کتاب پیرامون امام زمان علیه السلام 88
کتابهای مفید مقطع راهنمایی88
کتابهای مفید مقطع دبیرستان90
اندیشه مهدویت، پاسخگوی کامل و جامع به خواسته و نیاز دیرین انسانها در اصلاح وضعیت نابسامان زندگی بشری است.
مهدویت نه فقط برای فردای مبهم بشریت، روشنی و زیبایی عرضه میکند که امروز بشر نیز در گرو فهم و معرفت به این موضوع است. و نشناختن امام و راه، اهداف و جایگاه امام و وظایف ما در قبال او، همان زندگی جاهلی است که مرگ جاهلی را در پی دارد و روایات بسیاری به آن پرداختهاند.
بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود علیه السلام به همت پژوهشگران مرکز تخصصی مهدویت، در راستای این هدف مهم، مجموعهای را به نام «انتظار» فراهم آورده تا به تبیین مباحث و موضوعات مختلف فرهنگ مهدویت به صورت مختصر و با حجمی اندک بپردازد. و در کنار فصلنامه علمی تخصصی انتظار که ویژه پژوهشگران و متخصصان است؛ رهنمون عموم علاقمندان گردد.
بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)
معاونت پژوهش
جوانی بهار سبز حیات است و فصل شیرین زندگی را در جوانی میتوان جست. نشاط، شادابی، تلاش، اراده، پشکار، نیرو، احساس، نوگرایی، فضیلتجویی و دهها ویژگی دیگر درد این مقطع جلوه میکند.
جرقههای هویتجویی و استقلال طلبی که به نوعی همراه با بازیابی و باز سنجی گذشته خود و جامعه است، نخست در دوران جوانی زده میشود.
و بالاخره امید به آینده بر برجسته ترین نمای زندگی یک جوان است. او وقتی به حال و شرایط موجود خود عشق میورزد و از اراده و تلاش بر خوردار میگردد که افق آینده خود
را شفاف و روشن ببیند. این نشاط امید بخش، به منزله نیروی محرکهای برای حیات و لذت بردن از کار و کوشش است. که این مهم در سایه تربیت و سلوک مهدوی و قرار گرفتن در معرض تابش انوار قدسیه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به کمال می رسد.
دوازدهمین پیشوای معصوم علیه السلام حضرت حجة بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در نیمه شعبان سال 255 هجری قمری در شهر سامراء (از کشور عراق) به دنیا آمد. نام شریف حضرت همان نام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و کنیه حضرت مثل پیامبر «ابو القاسم» است. پدر بزرگوارش پیشوای یازدهم، امام حسن عسکری علیه السلام و مادر گرامیش، نرجس خاتون است که از نظر فضیلت و کرامت به حدّی است که حکیمه خاتون، خواهر امام هادی علیه السلام او را سر آمد و سرور خاندان خویش و خود را خدمتگذلر او مینامد. القاب آن حضرت بسیار است، از جمله:
حضرت است و به معنی هدایت شده از سوی خداست.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: از این جهت قائم ما را قائم نامیدند که پس از فراموش شدن نامش قیام میکند.
لقبهای دیگر حضرت عبارتند از: حجةالله، خلف صالح، منتقم، صاحب الأمر، صاحب الزمان، منصور و منتظر.
حدیث نگاران و تاریخ نویسان بر اساس روایات فراوان، شمایل و اوصاف آن حضرت را بیان کردهاند که به برخی از آنها اشاره میشود: حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چهره اش جوان و گندم گون، ابروانش هلالی و کشیده، چشمانش سیاه و درشت، شانهاش پهن، دندانهایش برّق و گشاده، بینیاش کشیده و زیبا، پیشانی اش بلند و تابنده، استخوان
بندیش استوار، گونه هایش کم گوشت و برگونه راستش خالی مشکین، عضلاتش پیچیده و محکم، اندامش متناسب و زیبا و هیئتش خوش منظر و رباینده است. و اما از نظر اخلاقی در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمودهاند: او شبیهترین مردم به من است در قیافه و گفتار و رفتارهمچنین از ویژگیهای حضرت، شب زنده داری و انس با سجّاده مناجات است و در روایات آمده است به خاطر عبادت و بیداری شب. و از ویژگیهای حضرت آن است که اهل جهاد و مبارزه است. با هیچ ظالم و ستمکاری سازش ندارد و مبارز است. با هیچ ظالم وستم کاری سازش ندارد و با آنان تا آنجا میجنگدکه رشیه ظلم و ستم را از پهنه زمین بر چیند. امام صادق علیه السلام درباره آیه «وَ قاتِلوُهُم حَتّی لا تَکوُنَ الدّینُ کُلُه لِلِّهِ» فرمود: هنوز تأویل این آیه تحقق نیافته است؛ وقتی قائم ما قیام کند آنها که او را درک کنند، تأویل این آیه [و معنی باطنی آن] را خواهند دید. ولی آن حضرت، در کنار جهاد گری و مبارزه و صلابت در مقابل دشمنان، با مردم بسیار
مهربان و صمیمی است. در روایتی از امام رضا علیه السلام آمده است: آن حضرت نسبت به مردم از پدر ومادرشان، مهربا نتر و دلسوزتر است. و حضرت مهدی خود فرمودند: ما هرگز شما (شیعیان) را به حال خود رها نکرده و شما را از یاد نبرده ایم و اگر جز این بود بلاها از هر سو بر شما فرود میآمد و دشمنان، شما را نابود میکردند. یکی دیگر از ویژگیهای رفتاری حضرت زهد و ساده زیستی ایشان است مثل پدران بزرگوارش. امام صادق علیه السلام فرموداند: به خدا قسم لباس مهدی نیست مگر پوششی خشن و خوراک او نیست مگر غذایی ساده. در روایتی از امام صادق علیه السلام سایر ویژگی های حضرت اینگونه مطرح شده است: او در برابر خدا از همه فروتن تراست. آنچه به مردم فرمان میدهدبیش ازدیگران به آن عمل میکند و آنچه مردم را از آن نهی میکند خود بیش از همگان از آن پرهیز میکند… او داناترین، حکیم ترین، پرهیزگارترین، بردبارترین، سخیترین و عابدترین مردم است… دیدگانش در خواب فرو میرود ولی دلش همیشه بیدار است. فرشتگان با او سخن
می گویند. عطر و جودش از هر مشکی خوشبوتر است…
درقرآن کریم، درباره مسایل آینده جهان وحوادث آخرالزمان و حکومت یافتن صالحان ـ گاه به اشاره وگاه به تصریح ـ سخن گفته شده است. مفسران قرآن اینگونه آیات را با استفاده از احادیث پیامبر و اهل بیت علیهم السلام به وجود مقدس حضرت مهدی علیه السلام و یاوران آن حضرت و دوران سبز حاکمیت او تفسیر کردهاند. یکی از این آیات، آیه 55 سوره مبارکه نور است. خداوند تبارک و تعالی میفرماید: خداوند آنان را از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند وعده داده است که البته ایشان را در زمین خلافت خواهد بخشید همانگونه که پیشیان آنها را خلیفه ساخت و دین آنها را که برای آنها پسندیده است استوار و پایدار خواهد گردانید و پس از آنکه گرفتار ترس و بیم بودند، ایمنی و امان خواهد بخشید…
در این آیه شریفه خداوند متعال سه وعده
بزرگ به مؤمنان نیک سیرت داده است: خلافت و حاکمیت بر زمین، استواری و فراگیری آئین و دین الهی و ایمنی و امنیت در همه جهان برای مؤمنان.
نکته مهم این که از سویی وعده خدا حق است و تخلف ناپذیر و از سوی دیگر جهانی شدن آئین الهی تاکنون اتفاق نیفتاده است به همین جهت مفسّر بزرگ قرآن مرحوم طبرسی در تفسیر این آیه می گوید: چون گسترش دین در سراسر زمین و جهان گیر شدن آیین، از گذشته تاکنون پدیدار نشده است، پس به یقین این امر در آینده اتّفاق خواهد افتاد، زیرا که جهانی شدن دین اسلام وعدهای الهی است و وعده خدا تخلّف بردار نیست. امامان معصوم علیه السلام که مفسّران واقعی قرآن هستند نیز در تفسیر آیه بیانات متعدّد دارند از جمله مرحوم طبرسی از امام سجّاد علیه السلام نقل کرده که آن حضرت پس از تلاوت آیه فوق فرمود: به خدا سوگند اینان شیعیان ما هستند خداوند به دست مردی از ما این کار را در حقّ آنان خواهد کرد و آن مرد مهدی این امت است و او همان کسی است که
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درباره او فرموده است: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد خداوند آن روز را چنان طولانی کند تا مردی از خاندان من حاکم جهان گردد. نام او همنام من است. او زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد همانگونه که از ظلم و ستم لبریز شده باشد.
چنین مطلبی درباره این آیه از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نیز روایت شده است.
در دوران امامت امام دهم و یازدهم علیه السلام در میان خلفای بنی عباس نگرانی عمیقی به وجود آمده بود این نگرانی مربوط به احادیث فراوانی بود که بشارت تولد فرزندی از امام حسن عسکری علیه السلام را میداد که واژگون کننده حکومتهای باطل خواهد بود. به همین علّت بود که دوران حمل و ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از مردم پنهان داشته میشد. پس از ولادت در مدت 5 سال که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روزگار پدر بزرگوارش بسر میبرد زندگی مخفیانه داشت و جز اصحاب و یاران خاص امام عسکری علیه السلام کسی فرزندش را نمیدید آن هم به
صورت پراکنده. امام عسکری علیه السلام در آن دوره دو وظیفه اساسی را عهدهدار بود یکی حفظ جان فرزندش از گزند خلفای عباسی و دیگر اثبات وجود او و اعلام امامتش به شیعیان و به همین جهت در فرصت های مناسب آن حضرت را به یاوران و شیعیان خاص و رازدار معرفی کرد.
چند تن از اصحاب خاص امام یازدهم نقل کردهاند: چهل تن از شیعیان نزد امام عسکری علیه السلام گرد آمدیم؛ آن حضرت فرزندش را به ما نشان داد و فرمود: این امام شما پس از من و جانشین من است. از او پیروی کنید و از گرد او پراکنده نگردید که هلاک میشوید و دینتان تباه میگردد. این را هم بدانید که پس از امروز او را نخواهید دید.
با شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ه. ق غیبت کوتاه مدت امام علیه السلام آغاز شد که تا سال 329 ه. ق به طول انجامید. این دوره نقش بسیار مهمی در ایجاد آمادگی شیعه برای پذیرش غیبت بلند مدت داشت. زیرا در
طول غیبت صغری گرچه امام از نظرها پنهان بود اما کسانی بودند که با آن حضرت در تماس بودند و سمت نائب خاص امام را داشتند. شیعیان به وسیله نائبان خاص امام مشکلات و مسائل خود را به عرض حضرت میرساندند و پاسخ آنها را دریافت میکردند و در مواردی به وسیله آن نائبان به دیدار امام شرفیاب می شدند. نام و شرح داستان شرفیابی آنها در کتب معتبر آمده است.
نائبان خاص که همگی از علما و بزرگان شیعه بودهاند به ترتیب دوران نیابت عبارتند از:
ابو عمر و عثمان بن سعید عَمری که ظاهراً 5 سال نائب حضرت بوده و در سال 265 وفات کرده است.
ابو جعفر، محمد بن عثمان عمری فرزند نائب اول است که 305 هـ. ق زندگی کرده و چهل سال نائب امام عصر علیه السلام بوده است.
ابو القاسم، حسین بن روح نو بختی که تا سال 326 هـ. ق زندگی کرده و 21 سال نیابت کرده است.
ابو الحسن، علی بن محمّد سمری که
تا سال 329 هـ. ق زندگی کرده و سه سال نائب خاص حضرت بوده است.
پس از پایان دوره غیبت صغری، دوران غیبت کبری (دراز مدّت) شروع شد که تاکنون ادامه یافته است و به امر خداوند تا فراهم شدن زمینههای ظهور ادامه خواهد یافت.
آنچه مهم است این که همانگونه که در دوره غیبت صغری، شیعیان حضرت بدون رهبر و سرپرست نبودهاند و به واسطه نائبان خاص با آن حضرت در تماس بودند و وظایف خود را میشناختند در دوره غیبت کبری نیز به وسیله نائبان عام امام، به وظایف و تکالیف خود آشنا میگردند.
تفاوت نائب خاص و عام در این است که در نیابت خاصّه، امام اشخاص معینی را نائب خود قرار داده بود که به اسم و رسم آنها را معرفی نموده و هر کدام را به وسیله نائب پیش از خود به مردم شناسانده بو ولی در نیابت عامّه بر اساس یک ضابطه کلّی، نائبان را معرفی کرده است و هر فردی که آن
ضابطه را در همه ابعاد دارا باشد نایب امام شناخته میشود و به نیابت از امام، ولی مسلمین در امر دین و دنیا خواهد بود.
ای مقام به وسیله خود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عالمان واجد شرایط، واگذار شده است. شیخ طوسی و شیخ صدوق و شیخ طبرسی از علمای بزرگ شیعه از اسحاق بن عمار نقل کردهاند که گفت:
مولای ما حضرت مهدی (در مورد وظیفه شیعیان در عصر غیبت) فرموده است: و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الرواه حدیثنا فأنهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم.
یعنی در حوادث و رخدادهایی که واقع میشود (و پیش میآید) به روایت کنندگان حدیث ما رجوع کنید که آنها حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم. مراد از راویان حدیث، همان فقها و دین شناسان متعهد هستند همانگونه که در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام شرائط علمی آنها اینگونه بیان گردیده است:
«و اما من کان من الفقها صائنا لنفسه حافظاً لدینه
مخالفاً لهواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه.»
یعنی هر یک از فقیهان که مراقب نفسش و نگهبان دینش و مخالف هوای و هوسش و اطاعت کننده فرمان مولایش (ائمه علیهم السلام) باشد، بر مردم لازم است که از او تقلید کنند (و وظایف خود را از او جویا شوند).
بدین ترتیب، امور مسلمین در زمان غیبت کبری به دست «ولی فقیه» قرار گرفت که با نظر او باید انجام گیرد.
ما اکنون در دوره انتظار هستیم. آن هم انتظار مقدم مهدی علیه السلام و ظهور دولت حقّ؛ در روایات فضیلتهای فراوان برای «انتظار فرج» مطرح شده و مقامی بس والا برای منتظران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان گردیده؛ در روایتی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که: بهترین عبادت امّت من انتظار فرج است و در سخنی از امام صادق علیه السلام روایت شده که: منتظر امر (حکومت) ما، مثل کسی است که در راه خدا به خون خود غلتیده باشد.
با توجه به این روایات باید دید انتظار
چیست؟ و منتظر کیست؟ آیا من و شما هم در خیمه انتظار قرار داریم و از جمله منتظران مهدی به شمار میآییم؟ بی تردید «انتظار حقیقی» عمیق است و آثار و لوازم دارد و «منتظر» وظایف و تکالیفی برعهده دارد. «انتظار فرج» امید به آینده ی روشن است و به زندگی انسان منتظر رونق و نشاط میبخشد و او را از حالت یأس و نا امیدی بیرون میبرد.
مقام معظّم رهبری (مدّ ظله العالی) میفرماید: قانع نشدن به وضع موجود و تلاش فزاینده و مستمر در انجام اعمال نیک و خیر یک بعد از انتظار است. به راستی اگر دنیا را خورشیدی روشن خواهد کرد آیا ما باید تا آمدن آن خورشید نورانی در تاریکی بنشینیم یا لازم است اقدامی کنیم و چراغی بیفروزیم؟
بنابراین آنکه منتظر واقعی ظهور است به دنبال کسب آمادگی و زمینه سازی برای ظهور است هم خود را برای یاوری حضرت آماده میکند و با خود سازی و کسب فضائل اخلاقی و تقویت ایمان و معنویت، و هم به نیرو سازی و پرورش و تربیت دیگران همت
میگمارد با امر به معروف و نهی از منکر و کار فرهنگی مداوم. بنابراین «منتظر» نه نسبت به خود بی تفاوت است و نه نسبت به محیط پیرامون خود بی تعهّد؛ چنین فردی پیوسته به دنبال اهداف امام خویش است، نیرو و انرژی خود را در آن سمت و سو صرف میکند بنابراین انسانی است دارای هویت و هدف مند.
البته در نقطه مقابل، دشمن برای رسیدن به اهداف خود همیشه به دنبال ایجاد فضای یأس و نومیدی، در میان ملتها ست و به همین جهت با هر پدیده امید بخشی، مبارزه میکند و چون «اعتقاد به مهدی» و «انتظار فرج»، عاملی اساسی برای امید و حرکت است با شیوههای مختلف با آن مقابله میکند؛ گاهی اصل مهدویت را که مورد قبول همه مسلمین است انکار میکند که تخریب این عقیده مهم اسلامی و الهی است. مقام معظم رهبری (مدّ ظله العالی) در این زمینه میفرماید: امروز سیاستگذاران و طراحان استکباری مهمترین هدف خود را ایجاد میکنند به ملتها اینگونه تفهیم شود که فرهنگ و
اعتقادات و شخصیت ملی و مذهبی ملتها نمیتواند کارساز باشد اما در مقابل آن، تفکر انتظار فرج و گشایش، امید بخش و حرکت آفرین است. و در جای دیگر میفرماید: حرکت آن حضرت هر سمتی باشد باید حرکت پیروان او هم به همان سمت باشد.
بنابراین انتظار به معنی حرکت در مسیر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و منتظر کسی است که پیوسته با ظلم و ستم و بی عدالتی می جنگد و خود را به فساد و آلودگی، گره نمیزند چون در انتظار امامی است که با قیامش جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد و از هر ظلم و ستم پاک خواهد کرد و از هر ظلم و ستم پاک خواهد نمود، به امید آن روز.
یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چه کسانی اند؟ چه ویژگیهایی دارند؟ آیا ما میتوانیم در زمره آنان قرار بگیریم؟
اهمّیت دانستن ویژگیهای یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به این جهت است که:
یکم. آگاهی از این ویژگیها، معیاری است
که به کمک آن، ما میتوانیم خود را محک زده و بدانیم که آیا ما نیز در زمره یاران آن حضرت قرار داریم یا خیر.
دوم. یکی از مهمترین شرایط ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فراهم شدن یاران کار آمد است؛ با فهم این ویژگیها و تلاش در مسیر کسب آنها، میتوانیم یکی از شرایط ظهور را ایجاد کرده و در نتیجه به روز پر شکوه ظهور نزدیکتر شویم.
بعضی از ویژگیها عبارت است از:
اساسیترین ویژگی یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفت عمیق نسبت به خداوند متعال است. این معرفت چنان استوار است که نه شبهات در آن خللی ایجاد کند و نه تردیدها و شکها در حریمش راه مییابد. امام علی علیه السلام میفرماید: «رجال مؤمنون عرفوا الله حق معرفته و هم انصار الهدی فی آخر الزمان». یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آخر الزمان کسانی هستند که به خداوند آن چنان که شایسته است، معرفت دارند».
ثمره معرفت به خداوند، ایمان به او و عمل صالح است. بنابراین یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زندگی مؤمنانهای دارند و اخلاق و رفتارشان، شایسته و انسانی است. برای اهمیت این دو ویژگی همین بس که خداوند، وقتی میخواهد کسانی را که در آخر الزمان حکومت عدل جهانی را بر پا میدارند معرفی کند، ایمان و عمل صالح آنان را مطرح میفرماید: (وعد الله الذین امنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الارض...). «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند وعده میدهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهدکرد…»
معرفت و ایمان ریشه دوانده در دل یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و آنها را به خضوع در برابر حق تعالی و تلاش در مسیر بندگی سوق میدهد. امام صادق علیه السلام عبادت و راز و نیاز یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را اینگونه ترسیم فرموده است: «لهم فی الیل اصوات کاصوات الثواکل حزناً من خشیة الله»؛ «یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در
دل شب از خشیت خداوند نالههایی دارند، مانند نالۀ مادران پسر مرده».
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: «مجدّون فی طاعه الله»؛ «آنان در طریق عبودیت اهل جدّیت و تلاشاند».
ویژگی دیگر یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بینش عمیق آنان نسبت به آن حضرت است. امام سجاد علیه السلام در این خصوص فرموده: «... القائلین بامامه»؛ «آنان به امامت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اعتقادی[راسخ] دارند». این معرفت ژرف دو ثمره اساسی دارد: عشق ورزی به ساحت مقدس امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و اطاعت بی چون و چرا از او (محبت و اطاعت)
دلهای یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سرشار از محبّت به آن حضرت است، به گونهای که در آوردگاه رزم، او را به مانند نگینی در بر میگیرند و جان خود را سپر بلایش میکنند. امام صادق علیه السلام میفرماید: «یحفّون به و یقونه بانفسهم فی الحرب»؛ «یاران
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در میدان رزم گردش میچرخند و با جان خود از او محافظت میکنند».
مقدم داشتن خواست حضرت بر خواست خود، ازدیگر شاخصههای یاوران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است امام صادق در این خصوص فرمودند: «هم اطوع له من الامة لسیدها»؛ «اطاعت آنان از مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از فرمانبرداری کنیز در برابر مولایش بیشتر است».
یاران امام در برابر قرائت آن حضرت، از خود قرائتی ندارند و هیچ گاه به بهانه نواندیشی و روشنبینی، از امام خود سبقت نمیگیرند.
از امام صادق علیه السلام روایت شده است: «... و یتمنون ان یقتلوا فی سبیل الله»؛ «یاران مهدی علیه السلام آرزو میکنند که در راه خدا به شهادت برسند». قیام امام مهدی علیه السلام از نظر جغرافیایی، گستردهترین جنبشها است؛ چرا که حکومت عدل آن حضرت جهانی بوده و همه زمین را در برخواهد گرفت. برای
پیریزی حکومتی با این وسعت و عظمت، یاران آن حضرت باید ویژگیهای مناسب با این کار بزرگ داشته باشند.
اگر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میخواهد جهانی را به معنویت و رشد برساند، یاران حضرت نیز ایدههایی بزرگ، نگاهی جهانی و طرح و برنامههایی فراگیر خواهند داشت.
در مسیر گسترش فضیلت و عدالت در پهنهگیتی، هدایت گریزان و عدالت ستیزان فراوانی وجود دارند که سدّ راه امام شده و در برابرش صف خواهند کشید. بنابراین یاران و همراهان آن حضرت، اهل جهاد و مقاومت در راه خدا هستند.
امام علی علیه السلام در تفسیر آیه (یجاهدون فی سبیل الله) فرمود: «هم اصحاب القائم»؛ «آنان یاران امام قائماند».
اگر جهاد هم مبارزه، جهانی و فراگیر است، پس یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شجاعت و جسارتی در
خور و عزمهایی پولادین دارند. امام سجاد علیه السلام میفرماید: «جعلت قلوبهم کزبر الحدید»؛ «دلهای یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چون پارههای آهن شده است».
این حرکت گسترده، برای هدایت و سازندگی است. بنابراین یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سختیها را به جان خریده و از خوشیها و لذتها چشم میپوشند و با دست های مهربان شان، خوبیها و خوشیها را به دیگران هدیه می دهند؛ تا از این رهگذر، قلبها را نرم کنند و رهیدگان را به دامان پر از مهر و محبت دین برگردانند.
آنان در راه تحقّق آرمانهای جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مشکلات مصائب فراوانی را به جان میخرند؛ ولی از سر اخلاص و تواضع، عمل خود را هیچ پنداشته و به جهت هجوم سختیها و تحمّل مشقتها، بر خداوند منّت نمیگذارند: «قوم... لم یمنّوا علی الله بالصبر»؛ «یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
کسانیاند که به جهت بردباری شان بر خداوند منّت نمیگذارند».
از آنجایی که هواها و خودخواهیها از یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رخت بر بسته و به جای آن، خدا خواهی و خدا پرستی نشسته است، آنان یک رنگ و یک دلاند: «قلوبهم مجتمعة»؛ «یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دلهایی متد دارند».
توجه به وجود تأییدات الهی در حرکت بزرگ ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تأثیر شگرفی بر روان یاران آن حضرت بر جای خواهد گذاشت و ملامت ها و سرزنش های کوتهبینان و عافیت طلبان در عزمشان خللی نخواهد افکند: امام علی علیه السلام در تفسیر آیه (یا ایها الّذین آمنوا من یرید منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه... و لایخافون لومة لائم...) فرمود: «هم اصحاب القائم»؛ «آنان یاران امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند».
از جمله آرمانهای حضرت، ظلم ستیزی است
و کسانی خواهند توانست همراه او برای قطع ریشههای ستم و بی عدالتی گام بردارند و در این مسیر استوار بمانند که خود نیز از ظلم، گریزان باشند و خویشتن را از جور و ستم پیراسته سازند. در دعای ندبه آمده است:
«این المدّ لقطع دابرالظلم»؛ «کجا است مهیا شده برای ریشه کن نمودن نسل ستمگران».
از دیگر رسالتهای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف احیای فریضههای و سنتهای الهی است؛ یاران او نیز نسبت به این امر، باید اهتمام کامل داشته باشند:
«این المدّخر لتجدید الفرائض و السنن»؛ «کجا است، آن ذخیرهای که فریضهها را احیا میکند؟»
آن حضرت قرآن را از غربت به در میآورد و گَردهای نشسته بر رٌخش را میزداید. یاران او نیز نه تنها اهل قرائت قرآناند؛ بلکه آن را در اعماق جانشان جریان بخشیده و با آن زندگی میکنند؛ امام علی علیه السلام میفرماید: «یجلی
بالتنزیل بصائرهم و یرمی بالتفسیر فی مسامعهم»؛ «با قرآن دیدگانشان نورانی میشود و تفسیر آن در گوش جانشان جا میگیرد».
«این المؤمّل لاحیاء الکتاب و حدوده»؛ «کجا است آن که آرزو میرود قرآن و حدودش را زنده کند».
یاران حضرت حقیقتاً از آلودگیهای مختلف پاک هستند. آنها با قول و عمل خویش، با بدیها مبارزه میکنند. امر به معروف و نهی از منکر، یکی از ویژگی هاست که قرآن برای مؤمنان واقعی بر شمرده است.
«این مبید اهل الفسوق و الطغیان و العصیان»؛ «کجا است آن بنیان کن اصحاب فسق و عصیان و طغیان؟»
آن حضرت میآید تا عزت واقعی مؤمنان را در ظاهر، نمایان سازد و بی مایگی و بی پایگی برتری ظاهری جبهه طاغوت را بر ملا کند. کسانی خواهند توانست با او در پیمودن این
مسیر همراه و هم گام باشند که به عزّت واقعی پارسایان، با تمام وجود اعتقاد داشته باشند و باطل را ذلیل و زبون بدانند: «این معزّ الأولیاء و مذلّ الأعداء»؛ «کجا است عزت بخش دوستان و خوار کننده دشمنان؟
جوانان از فطرتهایی پاک و بی آلایش برخودار بوده و تعلّقات و وابستگیها، در اعماق جانشان ریشه ندوانده است؛ از این رو بیشترین یاران آن حضرت را تشکیل خواهند داد. البته جوان بودن یاران امام، لطمهای به جایگاه پیران با ایمان نزده و بر عدم همراهی ایشان گواهی نمیدهد.
بر اساس برخی روایات، بانوان نیز در میان اصحاب ویژه آن حضرت، حضور چشم گیری دارتد و این، نوید شوق انگیز و شعف آوری برای تمامی بانوان مهدی یاور است تا کمر همّت بسته و برای پیوستن بر این جمع پربرکت تمام توان خود را به کار گیرند: «یجیء ـ والله ـ ثلاث مأه و بضعة عشر رجلاً فیهم خمسون
أمرأةً یجتمعون بمکه؛ علی غیر میعاد»؛ «به خدا سوگند 313 تن که پنجاه تن از بانوان نیز در میانشان حضور دارند، بدون هیچ قرار قبلی در مکّه گرد هم جمع خواهند شد».
پس یاوران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به حق از صفاتی عالی و کمالاتی والا برخوردارند و پیوستن به این مجموعه با فضیلت، برای همگان امکان پذیر است؛ زیرا دلیل معتبری در دست نداریم که یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف افرادی معین ـ با نام و مشخصات خاص ـ هستند بنابراین هر کس میتواند با طرح این احتمال که شاید من یکی از یاران ویژه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشم، انگیزه درونی خود را تقویت کند وبا تلاش فراوان، به جرگه یاران ویژه حضرت نائل آید. از طرفی اگر همّت پیوستن به جمع یاران ویژه حضرت را نداشته باشیم؛ میتوانیم جزو خیل عظیم همراهان حضرت و لشگر همگانی آن عزیز قرار گیریم.
آری باید بکوشیم تا جایی که ممکن است در این مسیر گام برداریم و البته نباید نا امید بود چرا که هر کس به مقدار توان و تلاش
خویش درجاتی از یاران امام را خواهد داشت.
تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگیهای آن جناب
رعایت ادب نسبت به یاد او
محبت خاص نسبت به آن حضرت
محبوب نمودن او در میان مردم
انتظار فرج و ظهور آن حضرت
اظهار اشتیاق به دیدار آن حضرت
ذکر مناقب و فضایل آن حضرت
اندوهگین بودن مومن از فراق آن حضرت
حضور در مجالس فضایل و مناقب آن حضرت
تشکیل مجالس ذکر مناقب و فضایل آن حضرت
11و12. سرودن و خواندن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت
14 و 15 و 16. گریستن و گریاندن وخود را به گریه کنندگان شبیه نمودن بر فراق آن حضرت
درخواست معرفت امام عصر از خداوند
تداوم درخواست معرفت آن حضرت
مداوت به خواندن دعای غریق
دعا در زمان غیبت آن حضرت
شناختن علامتهای ظهور آن حضرت
تسلیم بودن و عجله نکردن
صدقه دادن به قصه سلامتی آن حضرت
صدقه دادن به نیابت آن حضرت
25 و 26. حج رفتن به نیابت از آن حضرت و فرستادن نایب از طرف آن جناب
27 و28. طواف بیت الحرام به نیابت از امام و نایب ساختن دیگری تا از طرف ایشان طواف نماید
زیارت مشاهد رسول خدا و ائمه به نیابت از مولایمان
استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت
سعی در خدمت کردن به آن حضرت
اهتمام ورزیدن به یاری آن جناب
تصمیم قلبی بر یاری کردن آن جناب در زمان حضرت و ظهور او
تجدید بیعت با آن حضرت بعد از فرائض همه روزه و هر جمعه
صله آن حضرت به وسیله مال
صله شیعیان و دوستان صالح امام به وسیله مال
خوشحال کردن مومنین
خیرخواهی برای آن حضرت
زیارت کردن آن حضرت 39
دیدار مومنین صالح و سلام کردن بر آنان
درود فرستادن بر آن حضرت
هدیه کردن ثواب نماز به آن جناب
هدیه نماز مخصوص
نماز هدیه به آن حضرت بهگونه مخصوص و در وقت معین
اهدا قرائت قرآن به آن حضرت
توسل و طلب شفاعت نزد خداوند به وسیله آن حضرت
دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت بر آن حضرت
دعوت کردن مردم به آن حضرت
رعایت حقوق آن حضرت و مواظبت بر ادای آنها ورعایت وظایف نسبت به آن بزرگوار
خشوع دل هنگام یاد آن حضرت
عالم باید علمش را آشکار سازد
تقیه کردن از اشرار و مخفی داشتن راز از اغیار
صبر کردن بر اذیت و تکذیب و سایر محنتها
درخواست صبر از خدای تعالی
سفارش یکدیگر به صبر در زمان غیبت حضرت قائم
پرهیز از مجالسی که نام آن حضرت در آنها مورد تمسخر باشد
تظاهر با ستمگران و اهل باطل
ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن
تهذیب نفس
اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت
موفق شدن بر توبه واقعی و بازگرداندن حقوق به صاحبان آنها
62و63. پیوسته به یاد آن حضرت بودن و به آدابش عمل کردن
دعا به درگاه الهی برای جلوگیری از نسیان یاد آن حضرت
اینکه بدنت نسبت به آن جناب خاشع باشد
مقدم داشتن خواسته آن حضرت
برخواسته خود
احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرت
بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت زینت یافته اند
69و70. وقت ظهور را تعیین نکردن وتکذیب وقتگذاران
تکذیب مدعیان نیابت خاصه از آن حضرت در زمان غیبت کبری
درخواست دیدار آن حضرت با عافیت و ایمان
اقتدا و تاسی جستن به اخلاق و اعمال آن حضرت
حفظ زبان از غیر یاد خداوند ومانند آن
نماز آن حضرت
گریستن در معصیت مولایمان حضرت امام حسین
زیارت قبر مولایمان امام حسین
بسیار لعنت کردن بر بنی امیه در آشکار و پنهان
اهتمام در ادای حقوق برادران دینی
مهیا کردن سلاح و اسب در انتظار
ظهور آن جناب
هر امر مهم و خطیری به نسبت اهمیتش در معرض خطرات و آسیب هایی است. مقوله مهم مهدویت با اثرات بسیار حیات بخش و بهجت زا که کمترین نتیجه آن امید به آینده و سر فرود نیاوردن در مقابل حوادث، ظلم و ستم و سختیهاست. نیز از این قائده مستثنی نیست.
هدف این نوشتار، بررسی اجمالی برخی آسیبها با تبیین آثار و خواستگاه، سپس راه مبارزه و درمان آنهاست.
برخی انتظار را صرفاً یک حالت روانی و منفعلانه میپندارند و نهایت وظیفه خویش را دعا برای فرج یا امر به معروف و نهی از منکرهای جزیی میدانند، نه بیشتر؛ رکود و سستی، بی تفاوتی و بی توجهی به شرایط زمان و جامعه خود، سر تسلیم فرود آوردن در مقابل بدیها و ستمها و بازیچه سیاست بازان و منحرفان گشتن و مقابله با هر حرکت
اصلاحی و قیام … برخی از نتایج این دیدگاه است.
برخی امام را چهره خشونت آفرین تصویر کردهاند و به دلیل عدم نگاه جامع به دین، بدون بررسی سندی و دلالی، به شنیدهها و توهّمات خود بسنده میکنند.
گروهی دیگر امام را صرفاً شخصیتی تصور کردهاند که گویا هیچ مبارزه و جهادی ندارند، همه امور به معجزه حل میگردد. این برداشتها، هر دو به وادی افراط و تفریط گراییدهاند. امام مطابق روایات و سیره سلف صالح خویش؛ پدری است مهربان و از مادر مهربانتر «یکون... اشفق علیهم من آبائهم و امهاتهم و...». اما این مهربانی ولی خدا، چون مهر خدا، از حکمت او سر چشمه گرفته است. چون طبیبی حاذق که تیغ جراحی او از مهر و محبّت اوست و پس از به کا بردن انواع مداواهاست.
برخی با طرح مباحث غیر مفید یا کم ثمر، چون ازدواج، مسکن، فرزندان و… اذهان افراد را از وظایف اصلی خویش نسبت به امام و زمینه سازی فردی و اجتماعی برای ظهور باز میدارند. البته این سؤالات پاسخ مناسب خود را میطلبند. ولی از آن جا که لازمه غیبت اخفا است، با توجه به روایات به ضرس قاطع نمیتوان نظریهای را مطرح ساخت اما عدهای همّ خویش را این امور قرار داده و از مسایل واقعی و اصلی غافل میمانند.
شتابزدگی آفت دیگری است که دامن برخی را گرفته است. گر چه نزدیک شمردن ظهور و مهیای ظهور بودن و کوشش برای زمینه سازی ظهور، بسیار مفید و پر ثمر است. لیکن نبایستی شتابزده بود. شتابزدگی بر گرفته از عدم درک حکمت و مصلحت خداست و گاه موجب یأس و ناامیدی یا رویکرد به شیادان و مدعیان دروغین میگردد.
تعیین وقت ظهور مسألهای است که در روایات ما تصریح شده است که هر کس زمانی برای ظهور تعیین کند؛ دروغگو است و بایستی تکذیب گردد. امام باقر علیه السلام در روایتی سه بار فرمودند:
« کذب الوقاتون؛ کذب الوقاتون؛ کذب الوقاتون »
البته امید به نزدیکی ظهور وآمادگی برای آن امری مطلوب است اما تعیین ظهور توسط هر کسی که باشد، بایستی تکذیب گردد.
تذکر: گاه مطالبی به برخی علماء نسبت میدهند که با کمی بررسی مشخص میگردد؛ مسأله چنین نبوده است واین استناد، استنادی صحیح نبوده یا سخن آن عزیز مورد تحریف قرار گرفته است.
عدهای بدون قدرت تشخیص روایات صحیح و سقم از هم و صرفاً بر اساس توهّمات و بافتههای ذهنی خویش یا یافتههای خود از طریق ریاضتهای غیر مشروع گمانههایی میزنند و هر از چند گاه، علامتی را بر شخص
یا اشخاصی منطبق میسازند، در نتیجه با عدم تحقق ظهور در آن دوره، باعث یأس و ناامیدی و حتّی استهزاء و تکذیب باور مهدویت میگردد.
برخی تمام همّ خویش را در دیدار امام خلاصه کردهاند. اینان به دیگران نیز اینگونه القاء میکنند، گویا هیچ وظیفهای جز دیدار امام ندارند. غافل از این که آنچه مهم است؛ توجه و عنایت امام است. خیلیها امام زمان خویش را دیدند و بر امام شمشیر کشیدند. تذکر دیگر اینکه گرچه عدۀ زیادی در تاریخ خدمت امام رسیده اند، ولی فراموش نکنیم که دوران، دوران غیبت است و قرار نیست همه به خدمت امام برسند. بنابراین تأکید زیاد بر دیدار و ملاک محبوبیت و معنویت را دیدار امام قرار دادن، باعث یأس و ناامیدی (در اثر عدم دیدار) و تکذیب باور مهدویت است.
دیدار، امر مطلوبی است: اما آنچه مهم است و ویژگی منتظران امام است، انجام وظایفی است که برای او رقم زدهاند.
همیشه کسانی بودهاند که در مقابل گوهر ناب، بدل آن را ارئه دادهاند. در مقابل پیامبران بدل آن را ارائه داده و مدعیان دروغین پیامبری، قد علم کردهاند. در بحث مهدویت نیز همیشه چنین بوده است. مخصوصاً با حمایت دسیسه بازان و سیاست بازان، فرقه های متفاوتی چون بهائیت و… رخ نشان دادهاند و مردمان بی بصیرت را به وادی گمراهی کشاندهاند. مدعیان نیابت خاصه؛ ارتباط ویژه با امام، وکالت، پیام آوردن از امام و پیام نزد امام بردن، نیز به دلایل سیاسی یا هوی هوس و حتّی مشکلات روحی و روانی هر از چند گاه بر سر میآورند و در آخر، عدهای بر خلاف تأکیدات روایات و استدلال عقلی که بایستی در دوران غیبت به کارشناسان و فقها مراجعه نمود و از ایشان مدد گرفت، در مقابل راه ریاضتها و سیر و سلوکهایی که در دین نیامده و بلکه بر خلاف سنت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار علیه السلام است، به ابتهاجها و لذّتهای روحی
دیگران را میخوانند، و خود را به عنوان جانشینان وحی قلمداد مینمایند و افراد را از وظایف اصلی باز میدارند و…
مهمترین و اصلیترین راه مبارزه؛ حساسیت علماء و اندیشمندان به ورود خرافات و آسیبها و مبارزه جدّی و به موقع و مؤثر با این آسیب هاست.
علم و بصیرت در حوزه دین؛ آشنایی با دین و راه و سیره اهل بیت علیهم السلام از بسیاری از این انحرافات انسان را بیمه میسازد.
علم و بصیرت در حوزه سیاست؛ دشمن شناسی و با خبری از آن چه در عرصه سیاست و جامعه رخ مینماید. دیدن دست پنهان استکبار و سیاست بازان برای تزریق روحیه خمودی و رکود و بی تفاوتی و ایجاد فرقهها و گروهها برای تشتت و انحراف جامعه دینی.
انتظار در لغت به معنای درنگ در امور، نگهبانی، چشم به راه بودن و نوعی امید
داشتن به آینده است. و در اصطلاح نیز معنایی همانند معنای لغوی دارد. انتظار یک حالت روحی است که از درون و ضمیر فرد منتظر برآمده بر تمام اجزاء وجودی و ابعاد زندگی او تأثیر میگذارد.
عالم پرهیزگار مؤلف کتاب شریف مکیال المکارم میگوید: «انتظار، کیفیت روحی است که موجب بوجود آمدن حالت آمادگی است برای آنچه که انتظار میکشند و ضدّ آن یأس و ناامیدی است. هرچه انتظار، بیشتر باشد آمادگی نیز بیشتر است. آیا نمیبینی اگر مسافر در راه داشته باشی و چشم به راه آمدن او باشی، هر چه زمان رسیدن او نزدیک گردد، آمادگی برای آمدنش فزونی مییابد.
حالت انتظار، گاهی به پایه ای می رسد که خواب از چشم میگیرد. چنان چه درجات انتظار از این نظر تفاوت میکند و هرچه عشق به «منتَظر» افزون باشد آمادگی برای (فرا رسیدن) محبوب افزون میگردد و (دیر آمدن) و فراق محبوب دردناک میشود تا بدانجا که انسان منتظر از خود، بی خود میشود و دردها و سختیهای دردآور و
مشکلات وحشت انگیز خود را (در راه محبوب) حس نمیکند. انتظار، معمولاً به حالت کسی گفته میشود که از وضع موجود ناراضی است و برای رسیدن به وضع مطلوب تلاش میکند. همانند بیماری که در انتظار شفا و بهبودی است یا پدری که در انتظار بازگشت جگر گوشۀ خویش از یک سفر طولانی است. یکی از بیماری خود ناخرسند است و دیگری از فراق فرزند ناخشنود و هرکدام نیز به نوعی برای رسیدن به وضع بهتر تلاش میکنند. بنابراین انتظار مرکب از دو عنصر است عنصر «نفی» و عنصر «اثبات» و هر کدام از این دو جزء، دو تأثیر متفاوت در سلوک و راه و روش منتظران بر جای میگذارند. منتظر حقیقی از یک سو هرگونه همکاری و هم آوایی با عوامل ظلم و فساد و طغیان را ترک میکند، رنگ جماعت نمیگیرد، در کفر و نفاق جامعه و جهان گم نمی شود (نفی) و از سوی دیگر تلاش میکند خود و جامعۀ خویش را به جامعۀ مطلوب عصر ظهور نزدیکتر کند و با حفظ حالت آماده باش، خطاب به مولای خویش عرضه
می دارد: «و نصرتی معدّه لکم»؛ «من آمادۀ یاری و نصرت شما هستم»
جامعهای میسازد که مردم آن شهوت و غضب دارند و احتیاج به نان و خانه و کار و مطالعه و تفریح، و هنر او آن است که همه اینها را تعدیل میکند نه تعطیل.
مردم به نوعی تربیت میشوند مه به یکدیگر دروغ نمیگویند. چرا که ریشه دروغ در آن زمان کنده خواهد شد.
اخلاق و ارزش انسانی را در جامعه بشری به کمال خواهد رساند.
جامعه، غمگین و عصبانی نخواهد بود، بلکه شادی انسانی (نه حیوانی و نه به قیمت آزار رساندن به دیگران) وجود دارد.
روح سود پرستی و خود محوری بر انداخته خواهد شد. از یکدیگر سود در مطالعه نمی گیرند و مشکلات همدیگر را حل میکنند.
همه به هم کمک میکنند و یک دیگر را تقویت مینمایند و هیچکس ضعف دیگری
را نمیپسندد. و به شکست دیگری نمیخندد و غم هر کسی غم همه و شادی هر کس شادی همه است.
انقلابی معارفی بوجود میآورد و شناخت دین را رواج داده و متحوّل میسازد.
خیمه هایی بپا میکند و قرآن را همانگونه که نازل شده به مردم خواهد آموخت.
بشری را که تا آن روز در حکم نهضت سواد آموزی است به عالیترین سطوح علمی خواهد رسانید.
انقلابی فرهنگی بوجود می آورد و معلومات و اطلاعات جدید در دسترس بشریت قرار میگیرد، در حالی که تا آن روز تنها دو حرف از 27 حرف علوم، اعم از معارف
دینی و بشری کشف شده است و او 25 حرف دیگر را خواهد آموخت.
بدعت ها را از دین بیرون خواهد کرد و با بدعت گران بگونهای مبارزه میکند او را متهم به آوردن دین جدید میکنند.
آتش فتنه ها و آشوب ها سرد می شود و سردرگمیهای بشر به پایان میرسند.
صلح جهانی را برپایۀ عدل جهانی استوار خواهد کرد و بشریت تشنه عدالت را از چشمۀ عدل خویش سیراب خواهد کرد.
قدرتی که همیشه در تاریخ بر ضد عدالت و حقوق بشر و معنویت بکار رفته، برای نخستین بار در سطح جهانی در خدمت عدالت و حقوق بشر و معنویت و آزادی در خواهد آمد.
ثروت بطور عادلانه در میان مردم تقسیم خواهد شد، بگونهای که در دنیا یک انسان نیازمند به زکات وجود نخواهد داشت.
هدف و فلسفه اصلی نهضت تربیتی و انقلابی او، نجات مردم و آرمان وی، احقاق
حقوق بشریت بدون استثناء است و هیچ تبعیض نژادی، قومی و فرقهای در کار او نیست.
عدالتی میآورد که یک مثلث مبارک میطلبد، دو ضلعش به عهدۀ او و یک ضلعش به عهدۀ ماست. چرا که رهبر و قانون عادلند و فقط امتی عدالتخواه میخواهد.
نور توحید و انسانیت و عدالت را همه جا و بر همه چیز میتاباند.
دانش و قانون و قدرت را در اختیار دارد. دانش تا با آن فرهنگ بسازد و قانون تا عدالت ایجاد کند و قدرت که دشمن را بر جای خود بنشاند.
گرگ و میش از یک آبخور مینوشند و درکنارهم میچرند.
یک زن به تنهایی بین عراق تا شام در امنیت کامل میرود در حالیکه همۀ زیور آلات او همراه اوست، ولی نه نگران هجوم حیوان درندهای است ونه گزنده ای.
ترس و وحشت از جهان بر میافتد و مردم
به تدریج ترس را فراموش میکنند.
جنگ فرو نشیند و در هیچ شهری جز امن و امان و بشارت اتفاقی نخواهد افتاد.
چون منتظران راستین حضرت، برترین مردم در همه روزگاران هستند
امام سجاد علیه السلام در این زمینه میفرمایند: مردم زمان غیبت آن امام که معتقد به امامت و منتظر ظهور او هستند از مردم هر زمانی برترند، زیرا خداوند عقل و فهم و معرفتی به آنها داده که غیبت نزد آنان به منزله مشاهده است.(1)
چون منتظران حضرت بسان مجاهدان در راه خدا در رکاب حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم میباشند.(2)
گرامیترین امت و رفیق پیامبر از آنها یاد شده است.(3)
چون اراده خداوند بر پیشوایی مستضعفان
رقم خورده «و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا...»
چون این خاندان معصوم هستند و آیۀ تطهیر در مورد آنها نازل شده است؛ و طهارت شرط عبادت است، «لایمسه الا المطهرون»؛ «انّما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا».
چون عصر ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عصر شکوفایی همۀ استعدادهای عقلی و معرفتی مؤمنان و آشکار شدن علوم پیامبران است.(1)
چون قرآن به صراحت و قاطعیت از پیروزی نهایی اسلام به همۀ مکاتب و مذاهب دیگر «لیظهره علی الدین کله» و غلبه صالحان و پارسایان «یرثها عبادی الصالحون»، «والعاقبه للمتقین»؛ و حکومتهای جهانی آنان، کوتاه شدن دست زورگویان و ستمگران و آینده درخشان و سعادتمندانه بشریت سخن گفته و از آیات فوق الاشاره در روایات
1) بحارالانوار، ص336، حدیث 71و73.
متعددی از سوی پیامبر و سایر امامان به زمان ظهور مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف تطبیق شده است.
وجود شش هزار حدیث در رابطه با مهدویت از مجامع معتبر روایی اعم از اهل سنت و منابع شیعی پاسخ بسیار شفافی به سئوال فوق میباشد.
چون عصر ظهور امام مهدی علیه السلام عصر نابودی همۀ مظاهر بدعت؛ فراگیر شدن ایمان و صلاح و فضیلت؛ شکوفایی همۀ استعدادهای عقلی و معرفتی و آشکار شدن علوم پیامبران؛ نزول همۀ برکات آسمان و زمین برمردمان؛ برقراری امنیت فراگیر؛ رفتار براساس سیره علمی و عملی پیامبر اکرم؛ احیای معارف قرآنی و نبوی در سطح جامعه و الهی کردن خواستهها و امیال مردم است.
چون امامت امام مهدی علیه السلام منصبی الهی است «بلغ ما أُنزل إلیک من ربک» که پس از انقطاع وحی؛ عهدهدار استمرار سایر وظایف پیامبر خاتم است.
چون امامت همچون نبوت جزء اصول دین است و نه از فروع آن، بنابراین مبحث امامت بخشی کلامی است نه فقهی.
چون تفسیر وحی و تشریح مقاصد آن؛ بیان احکام مسائل جدید؛ پاسخگویی به شبهات اعتقادی و دینی؛ جلوگیری از تحریف در دین از جمله از وظایف پیامبر بود که به عقیده شیعه امامت و مهدویت تدبیر الهی و حکیمانه ایست که به منظور استمرار این وظایف تا روز قیامت در متن دین نهاده شده است.
چون امام مهدی علیه السلام قطب و مرکز عالم هستی است و زمین لحظهای از وجود و حضور امام و حجت الهی خالی نخواهد شد. به طوری که اگر 2 نفر روی کرۀ زمین باشند یکی از آنان امام و حجت الهی خواهد بود.
چون امام مهدی رشتۀ پیوند بین زمین و آسمان است «أین السبب المتصل بین الأرض و السماء»
امام مهدی علیه السلام باب الله است «أین باب الله الذی منه یؤتی ـ واتوا البیوت من ابوابها» باید از راه تو زندگی را سامان داد و به خدا رسید و کامل شد. امام مهدی علیه السلام باب الله الاعظم و دروازۀ قرآنی است «انا مدینة العلم و علی بابها» و امروز المهدی بابهاست.
امام مهدی و مهدویت اساسیترین نیاز جهان امروزی است.
چون تمام عالم در محضر خداست و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حجت خداست یعنی عالم در محضر نگاه فراخ اوست؛ «و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون»؛ در کافی ج1، ص 219 حدیث 2؛ از امام صادق علیه السلام سئوال شد: مؤمنون کیانند در این آیه؛ فرمودند: «ائمه علیهم السلام».
چون دوستی با او دوستی با خداست و دشمنی با او دشمنی با خداست. «من والاهم فقد وال الله و من عاداهم فقد عادالله»
چون هرکس اورا شناخت (امام مهدی علیه السلام ) خدا را شناخته؛ شناخت و معرفت خدا در گرو شناخت امام است. «من عرفهم فقد عرف الله و من جهلهم فقد جهل الله»
چون امام تنها راه پیوند با خداست «من اعتصم بهم فقد اعتصم بالله و من تخلی منهم فقد تخلی من الله عزوجل»
چون دولت کریمه و مدینه فاضله او این چنین در دعای افتتاح توصیف شده است: «اللهم إنا نرغب الیک (رغبت
اجتماعی) فی دولة الکریمه تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فیها من الدعاه الی طاعتک و القاده الی سبیلک و ترزقنا بها کرامة الدنیا والاخره»
چون به واسطه وجود حضرت مهدی علیه السلام زمین و آسمان پایدار است و همه روزی دارند «بیمنک رزق الوری و بوجودک ثبتت الارض و السماء»
چون او عزت بخش دوستان و ذلت ساز دشمنان است «أین معز الاولیاء و مذل الاعداء؛ أین وجه الله؛ أین جامع الکلمه علی التقوا»؛ «ولقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم أن اتقواالله»
چون ظهور او پایان دورویی، ستم، سختی و اندوه، غربت و محرومیت، پستی، کژی، پوچی، انحطاط، انحراف، تباهی و سرگردانی است. «اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره...»
چون بواسطه وجود نازنین آن حضرت خداوند انسانها را از تاریکی جهل و نادانی و ماده مداری و دنیا گرایی و… به نور علم ایمان و انگیزهها، شایستگیها، همدلیها،
ارزشها،، رویکردهای روحانی، خداپرستانه، آخرت گرایانه و راه راست رهنمون میسازد. «یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات إلی النوربإذنه و یهدیهم إلی صراط مستقیم».(1)
شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن
مگر آنکه شمع رویت به رهم چراغ دارد
عالم تمام گشت و به پایان رسید عمر
ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم.
چون آئین امامان علیه السلام حق است امام صادق علیه السلام می فرمایند: «از آئین امامان است؛ تقوا، عفت، صالح بودن و صبر و شکیبایی در انتظار فرج»؛(2)
چون آغاز و پایان دنیا بواسطه فیض وجودی آن امام همام است؛ «بکم فتح الله و بکم یختم»
چون هر جامعهای برای حفظ تشکیلات خود و ادامه راه تا رسیدن به مقصد مورد نظر، نیاز به وجود رهبری آگاه دارد تا اجتماع تحت
نظر و فرماندهی او در مسیر صحیح حرکت کند. وجود رهبر پشتوانه بزرگی برای افراد است تا در یک سازماندهی منظم دستاوردهای قبلی را حفظ کنند و به تقویت برنامههای آینده همت گمارند.
چون مهدی شناسی تنها راه خداشناسی است، امام حسین علیه السلام می فرمایند: «ایها الناس إن الله عزوجل ما خلق العباد الّا لیعرفوه (معرفة الله) معرفه کل زمان امامهم الذی یجب علیهم طاعته»؛ (1)
چون مهدویت و مهدی شناسی روح خداپرستی است؛ امام باقر علیه السلام فرمودند: «بنا عبد الله و بنا عرف الله و بنا وحدالله تبارک و تعالی»
چون امام زمان تنها راه دینداری است «اللهم عرفنی نفسک فانک... .»
چون امام زمان علیه السلام رحمت فراگیر الهی است. «السلام علیک ایها العلم المنصوب و العلم المصبوب والغوث والرحمة الواسعه وعداً غیر مکذوب»؛ (2)
همراهی او باعث نجات و رها کردن او باعث گمراهی؛ شناخت امام باعث جلوگیری از انحرافات و گمراهیها ست؛ امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودهاند: «امام حجت بندگان است هرکه او را رها کند گمراه میشود و هر که همراه او باشد نجات مییابد و رستگار میشود».(1)«اللهم عرفنی حجتک فانک أن لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی»
چون شناخت امام مهدی علیه السلام رسیدن به حیات معنوی است همانطور که پیامبر فرمود: «ای مردم هر کس بخواهد در زندگی همانند من باشد و همانند من از دنیا برود؛ ولایت علی را بپذیرد و از امامان پس از او پیروی نماید.(2)
چون عهد با امام زمان عهد با خداست همانطور که امام صادق علیه السلام فرمودند: «من دان بولایه امیرالمؤمنین و الائمه من بعده فهو العهد
عندالله».(1)
در روایات دیگر امام صادق علیه السلام : «نحن عهدالله فمن وفی بعهدنا فقد وفی بعهد الله».
چون نشانه رضایت اهل بیت و نشانه شیعه بودن و همراهی ائمه در قیامت است؛ امام کاظم علیه السلام خوشا بحال شیعیان ما «آنان که در زمان غیبت قائم ما به ریسمان دوستی ما چنگ میزنند و بر دوستی ما و بیزاری از دشمنان ما استوار بمانند، آنها از ما هستند و ما از آنها – آنها به پیشوایی ما راضی شدند و امامت ما را پذیرفتند و ما به شیعه بودن آنها راضی و خشنود شدیم، خوشا به حال ایشان به خدا قسم اینان در قیامت با ما و در رتبه و درجه ما خواهند بود.(2)
چون مهدویت و مهدی یاوری آرزوی امامان معصوم بوده است؛ امام حسین علیه السلام و امام صادق علیه السلام فرمودهاند: «لو أدرکته لخدمته ایام حیاتی»؛ اگر زمان او
(قائم) را درک میکردم تمام زندگی ام را وقف خدمتگزاری به او خواهم میکردم.(1)
چون راه مهدی همان راه محمد و علی و راه قرآن است – در گذشتۀ نه چندان دور راه محمد عرضه شد «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» و راه قرآن منتشر گردید؛ راه علی نشان داده شد اینک راه مهدی چهارمین راه است، چهار راهی که به یک مقصد منتهی میشود و آن حق و حقیقت است. پس چهاری است که با یک مساوی است راه محمد راه خداست، راه علی راه خداست، راه قرآن راه خداست، راه مهدی هم راه خداست«السلام علیک یا سبیل الله الذی...» «فأینما تولوا فثم وجه الله»؛ (2)«أین وجه الله الذی یتوجه الیه الاولیاء»
چون تنها کسی که میتواند به اختلاف میان ملتها و آیینها پایان دهد امام زمان است. امام صادق علیه السلام فرمود: به خدا سوگندای مفضل (امام قائم) از میان ملتها و آیینها
اختلاف را بر میدارد و یک دین بر همه حاکم میگردد.(1)
چون یکی از مشکلات امروز جهان بشریت تبعیض نژادی است و امام زمان اولین کاری که میکند مقابله با تبعیض نژادی و برتری برخی عناصر و انسانها بر برخی دیگر که امروزه باب شده است، سخت مقابله خواهد کرد و ملاکهای برتری در اسلام را احیاء میکند که عبارتند از علم، تقوا، جهاد و…
چون با آمدن حضرتش فصل رشد وبالندگی زمینه و شرایط و عوامل اصلی صلاح ـ شایستگی ـ رفاه اجتماعی ـ عدالت ـ دادگری قانون شناسی ـ تعهد پذیری ـ مهرورزی ـ حجت ـ ایثار و فدا کاری ـ رشد تربیتی ـ و صلح و صفا و آرامش ـ و ظهوروبروز تمام خوبیها و نیکی ها عصر ظهور حضرتش عصر زیبایی ها ـ نو آوریها ـ شکوفایی خیر و خوبی است دوران معنویت گرایی خردورزی و دادگری مطلق است ـ هنگام رویش و بالندگی روحی و تکامل واقعی
1) بحار الانوار، ج53، ص4.
است. زمان نعمت ـ رحمت، برکت و پیشرفت است ـ دوران حاکمیت دین، قانون و نظم است. زمان تغییرات و تحولات گسترده و فراگیر در تمامی عرصههای زندگی و حکایت گر نو شدن، شکوفا شدن و به اوج رسیدن است. البته کمال انسان با وجود انسان کامل و به دست کمال بخش او قابل دستیابی است. و به همین جهت عصر ظهور دوران تجلی تبلورخیرات و زیباییها است مصلح کل و منجی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف مهدی است.
یک جور نگرانی مثل خوره افتاده توی ما که نکند شما به کل ما را فراموش کرده اید. ببینید آقا! این جا. قضیه ما را یادتان هست؟
یک قراری بود که شما جلو بروید و ما پشت سر تان راه بیافتیم و این حرفها… یادتان هست؟
حتما این خاطرتان هست که شب رسیدیم بیابان؟ از بخت بد شاید مهتاب که بماند، یک ستاره هم نبود. ابرها چفت هم، ظلماتی درست کرده بودند: غلیظ، تو در تو چشم، چشم را نمیدید. چنگ میزدیم به ردای هم که یکهو جانمانیم: چون گم اگر میشدیم دیگر واویلا بود.
لرز هم گرفته بودیم، چه جور. عین جوجه ی یک روزه که پر و بال مادرش را پیدا نکند میلرزیدیم. لاکردار، یک سرمایی شده بود: انگاری رفتیم سرزمین یخ بندان. سوز میزد توی چشم و چال آدم.
هیچ کی هم نبود. رهگذری، خارکنی، مسافری… . هیچ. فقط باد بود. هی هو میکشید و هماورد میخواست. بوته خارها را بلند میکرد و دیر میجنبیدیم میکوفت روی سرو رویمان. مثل یک زن بیابانی دور خودش میرقصید و شن میپاشید هوا. شن ریزه لای دندانها قرچ قرچ میکرد.
هی یکی میافتاد زمین. صف میایستاد تا آه و نالهاش را بکند وپا شود. تا یکی دیگر. شما گفتید: «اینطور که نمی شود، جلوی پایتان را هم نمی بینید». راستی هم نمیدیدیم. پا که میگذاشتیم، اصلا نمیفهمیدیم کجا است. خار است، خاک است، سنگ است… ولی شما مثل ما نبودید… چه جور آدم کف دستش را میشناسد؟ شما همچین رهوار میرفتید که خیال کن کوره را هها، شیار کف دستتان هستند. بلد راه بودید آقا، چه بلدی.
بعدش یک تپه ماهوری، چیزی پیدا شد ما منتظر دستوروحرف شما دیگر نشدیم. همان دجا وا رفتیم. مثل شلهای ولو شدیم. شما هی دور ما چرخ زدید. رفتید این ورـآن ور. دلتان شور مارا میزد که ما تا صبح آیا دوام میآوریم یا نه؟
یاد آوری اش البته شرمندگی است، ولی چه می شود کرد؟ اول زیر لبی بعد که رویمان باز شد، شروع کردیم به ایراد بنی اسرائیلی گرفتن. یک چیزهایی شبیه این که «ما را برگردان پیش فرعون، ان جا خوشتر بودیم».
«یک چیز بده همین جا بپرستیم، خدای تو خیلی دوره». حتی اشتباه نکنم آخرش یکی مان درآمد وگفت: «تو وخدایت برید جلو، کارها که کردید، بیایید دنبال ما».
شما بدتان نمی آمد که هیچ، ول کن هم نبودید. ناز خریدید. وعده دادید… دستمان را کشیدید. دورمان راه رفتید، تا بلکه ما به «رفتن» رضا بدهیم. یادم نمیآید یکبارگفته باشید. «اکه هی! ساربان یک مشت علیل و ذلیل». حتی نشستید برای پاهای تاولی مان گریه کردید، گفتید: «یک جوری باید گرمتان کرد.» گفتید: «اگر بشود کاری کرد جلویتان را ببینید!»
ما فقط گوش می کردیم. پشت آن تپه، کرخت و مات نشسته بودیم و مثل گنگها، شما را دید میزدیم که دست سایبان چشم میکردید. نگران، افق دور بیابان را میدید وب دلهره میگفتید: «این جا، یخ میزنید!» «این جا، گم می شوید!» «این جا می ترسید». راست هم می گفتید، ولی ما دیگر حوصله ی تائید هم نداشتیم همه جل و پلاسمان را پیچیده بودیم دورمان. فقط چشم هامان پیدا
بود. آن هم نیمه با زو خمار. اولش چرتها ی نیمه کاره زدیم، بعد دیگر راستی ندیدیمتان. صداتان البته تا چند وقتی میآمد توی گوشمان. التماس میکردید: «نخوابید، حالا نه، حالا نه.»
من یکی که آخرین صدایی که از گلوتان شنیدم فریاد بود. داد می کشیدید: «من یک آتش میبینم». توی همان خماری با خودم گفتم، لابد شما فکر کردید ما ساده ایم. به هوای یک آتشی آن دورها چشممان را دوباره باز میکنیم و از این سکر کیفوری می آییم بیرون، ولی نه. ما سنگین خوابیده بودیم. رفیقمان می گوید: «شما بعد میگفتید میروم شعله بیاورم». گفتید: «نور باشد، همه چی درست میشود». ما لای خرناسه ها توی دلمان گفتیم: «طفلک ساربان جوان». گفتیم: «چرا دل نمی کنی از ما، بابا راه خودت را برو دیگر.» صدای پایی نشنیدیم که بفهمیم رفتید به کدام طرف یا چه کار کردید؟ داشتیم هفت تا پادشاه و هفت تا دولت را خواب می دیدیم. نصفه های شب، ولی پریدیم. دندان ها از سرما کلید، یک نرمه یخ روی مو و
ابروهامان. دیدیم نیستید. پتو، ردا و لباس هاتان را انداختید روی پاهای برهنه ما و رفتید. دیدیم با دستهایتان دور تا دور، تپههای شنی درست کردید که شغالها ما را دیرتر ببینند. شتر خودتان را دو زانو زده، کرده بودید حائل ما که نکند طوفان شن بیاید یا گردبادی. حتی تکه نانها و ته مشک آبتان را هم گذاشته بودید کنار دستمان.
گفتیم حتما جایی همین دور و بر هائید، ولی نبودید. نه یک قدم، نه ده قدم دورتر. فقط چیزی که بود، یک رگۀ مهتاب از آن ابرهای تو در تو زده بود بیرون که میشد با همان باریکه نور، رد پایتان را پیدا کنیم. چهار دست و پا، وحشت زده افتادیم روی رد. رد پا رفت تا یک بوتۀ گزنک، بعد جلوتر، جلوتر و ناگهان قطع شد. ته نعلین هایتان. گفتم حتما خواستید بدوید. نعلینها را هم کندید وبه دو رفتید که شعله را برایمان بیاورید، ولی ردی از پاهای برهنه نبود. هیچی نبود. همه چیز همان جا روی نعلین تمام شد.
فکر میکنید ما الان کجاییم؟ همان بیابان. همان شب. وحشت زده و یخ کرده
کنار شما که یک هو، تمام شده؛ همین. نشسته ایم این جا و باریکهای نور از پشت تودۀ ابرها افتاده توی صورتمان.
آقای ساربان جوان!
یعنی ممکن است ما را یادتان رفته باشد؟
امروزه کمتر خانوادهای را میتوان یافت که نوجوان یا جوان داشته باشد واز درگیری با او شکوه نکند و شاید هخم نتوان معلم یا استادی پیدا کرد که از بی انگیزه بودن این دو گروه درتحصیل و حتی زندگی، گله مند نباشد.
آری، اکثر بزرگ سالان معتقدند که جوانان امروزی حد و مرز نمیشناسند. انگیزه کاری ندارند، سطح سوادشان پایین است و…
اما این نوع داوریها، در واقع تنها به قاضی رفتن و راضی برگشتن است. باید از والدین، معلمان، استادان و کلا بزرگسالان ناراضی از نسل جوان، پرسید که اگر جوان امروزی انگیزه کاری ندارند، اگر هنجارهای
اجتماعی را رعایت نمیکنندو بسیاری اگرهای دیگر، پس چرا جهان، روز به روز پیشرفت میکند و هر روز اختراعات جدیدی به وجود میآید. اگر باور ندارید، بیایید دیوارهای سر به فلک کشیده بین خود و نسل جوان را بردارید. آن وقت خواهید دید که چه کسی قدرت پرواز دارد، میتواند اوج بگیردو به قله ترقی وتعالی برسد… .
نسل جوان ما، اگر درک شود، مشکلات و نیازهایش شناخته شود و بستر مناسبی برای رفع خواسته هایشان فراهم گردد، مجال خودشکوفایی خواهند یافت.
با در نظرگرفتن بیش از پانزده میلیون نوجوان وجوان کشور، که نیروی محرکه و پویای جامعه محسوب می شوند، بررسی نیازها و خواسته های آنها، بحثی در خور تأمل است. برای رسیدن به چنین هدفی، شناخت زبان ارتباطی، خصایص رفتاری و شناخت ویژگیهای مربوط به این دوران، شایسته توجه و دارای اهمیت است؛ چرا که در این دوره، نوجوان وجوان، به حرکات و رفتارهای منطقی نیاز دارد. و هر چیز را از دیدگاه
رفاقت، صمیمیت ودوستی، قابل حل میداند.
* * *
با یک کاوش در متون روانشناسی، روشن میشود که انسانها، در این مرحله از زندگی (نوجوانیـ جوانی)، نیازهای خاصی دارند که میتوان به ترتیب زیر به آنها اشاره کرد:
نیاز به دوستی و مهربانی: کمبود محبت در اکثر مواقع، باعث بروز رفتارهایی از سوی فرزندان میشود که در نتیجۀ احساس حقارت است و ممکن است باعث احساس تنهایی و انزوا در نوجوان و جوان شود.
نیاز به امنیت و آسایش: احساس امنیت و آسایش بیش از هر چیز دیگری ادامه زندگی را سهل و آسان میکند. . چنانچه جوان، امنیت آرامش را در محیط زندگی خود و از آن بهتر در درون خود احساس نماید، راحتتر میتواند خود را با محیط اطراف وفق دهد و آن را نیز کاملتر بشناسد وبا این شناخت آیندهای روشن و سرشار از سعادت و نیکبختی را برای خود رقم بزند.
نیاز به «احساس تعلق»: در بعضی مواقع، معیارهای گروهی بیشتر از معیارهای خانواده
ومدرسه در رفتار نوجوانان وجوانان تأثیر دارد و آنها تلاش میکنند که در اکثر معاشرتها و رابطۀ صمیمانه با آنها خود را با معیار گروه مطابق سازند. گروه همسالان جایی است که نوجوان وجوان متوانند تواناییها و استعدادهای خود را در حد اعلا نشان دهد و رضایت خاطر کسب کنند حتی اگر آنان در شمار گروههای مخرّب و ضد اجتماعی باشند. جوانان برای گریز از تنهایی و غربت، اشتیاق عمیق به گروه پیدا میکنند و شاید به وجود آمدن این همه گروههای علنی و غیر علنی، به علت نیاز به «احساس تعلق» باشد که در جایی دیگر برآورده نمیشود.
نیاز به مقبولیت و احترام: نیاز به مقبولیت و احترام، گویای این حقیقت است که کنترل محیط، همیشه بریا انسان، لذت بخش است و ذاتا موجب سر بلندی و رضایت خاطر میگردد. نوجوانان وجوانان به خاطر ارزشهای ثابت و استوار ومعمولا عالیشان، به احترام خود یا عزت نفس و احترام دیگران، نیاز وتمایل دارند. لذا، وقتی آنان تصور میکنند انتظارات توقعات محیط واطرافیان را به خوبی
میتوانند برآورده کنند، در این جهت نیز حرکت میکنند.
داشتن توقع احترام از دیگران و احترامی که فرد به خویشتن میگذارد، باعث میشود که نیاز فرد به احترام و عزت نفس، در جامعه ارضا شود. البته همه اینها مبتنی بر رفتار مسئولانه نوجوانان وجوانان است که استحقاق احترام را داشته باشند، نه بر اساس تعریف و تمجیدهای ظاهری و بی مورد که صرفا جهت خوشامد آنان بیان میشود.
نیاز به استقلال: داشتن استقلال و نیاز به آن، جزءنیازهای اساسی برای هرانسانی است؛ زیرا چنانچه فرد، احساس کند که تحت تسلط ونفوذ دیگران است، علاقه و اشتیاق به زندگی را از دست میدهد. در دوره نوجوانی وجوانی، انسان، بیش از سایر دورههای زندگی خود، مجال خود نمایی پیدا میکند. چنانچه با فرصت کافی، تواناییها علایق واقعی خویش را به عرصه ظهور برساند، میتواند واقعیت درونی خود را بهتر بشناسد. چنین شناختی منجر به خودشناسی خواهد شد. و کسی که تواناییها و امکانات و ضعف خود را بشناسد،
آینده بهتری را برای خود ترسیم میکند.
نیاز به قدردانی: در دوره نوجوانی وجوانی، انسان نیاز به این دارد که اطرافیانش از تلاشها و کارهای مفیدش قدردانی و از او تشکر کنند. چنانچه از وی تشکر و قدردانی نشود و مورد حمایت و تشویق قرار نگیرد، نوعی بی انگیزگی و نا امیدی به فرد دست خواهد داد.
نیاز به داشتن هدفی مشخص در زندگی: چون زندگی انسان بدون هدف، فاقد معناست، انسانها سعی میکنند دست به فعالیتهایی بزنند که برای آن، هدفی در نظر گرفتهاند و این هدف است که نیروی تحرک آنها را چندین برابر میکند تا بتوانند رضایتی را در این مسیر به دست آورند. لذا، بین هدف و تحرک، نوعی همبستگی مثبت وجود دارد (یعنی هرچه هدف بزرگتر باشد، تحرک و فعالیت، بیشتر است). به همین دلیل، جوانانی که در زندگی شان هدف مشخصی ندارند و یا هدف کوچکی را تعقیب میکنند، زندگی شان فاقد ارزش است و دائما افسردگی، بیانگیزگی و نا امیدی همراه با احساس تنهایی، پوچی و
سردرگمی به آنها دست میدهد.
نیاز به احساس هویت وشناخت خود: از مهمترین نیازهایی که نوجوان وجوان در خود احساس میکند، نیاز به احساس هویت وشناخت خود است. یافتن هویت واحد و مشخص، این امکان را به آنها می دهد که بتوانند در سایۀ آن به شناخت خود و محیط اطراف خود دست یابند.
یافتن الگو توسط جوانان در این دوره متداول است تا بتوانند در پناه آن قرار گرفته، با قرار دادن خویش به جای آن الگو، خود را فردی جدید به اطرافیان بشناسانند.
شناخت خود ودرک این نکته که نوجوان بداند که کیست و چیست، باعث احساس هویت و حفظ تعادل روانی و عاطفی در مقابل فشارهای درونی و بیرونیاش می شود.
نیاز به رشد، کمال و خود شکوفایی: علاقه نوجوانان و جوانان فحول این محور، دور میزند که آنچه را در درون خود به صورت بالقوه دارند، به صورت بالفعل درآورند تا به دیگران نمایش دهند. پیامد چنین رفتاری، احساس بزرگ شدن، بلوغ و سلامت روان است. هر
چند که ممکن است فرد در رسیدن به چنین اهدافی موفقیت زیادی نداشته باشد و شکوفا نگردد، لیکن نیاز به آن را درخود احساس میکند و لذا با اینگونه اعمال نیز ظرفیتها و توانایی های علمی خود را محک میزند. در این راستا، نوجوان، سعی میکند تا هر کاری را به او واگذار شده است، به بهترین شکل انجام دهد.
شاید تحقق بخشیدن به ارزشها و آرمانها و اعمال مذهبی، انسانی، اجتماعی و نظایر آن، مربوط به ارضای این نیاز باشد. فرد برای رسیدن به این هدف، حتی از جان خود نیز مایه میگذارد، مانند شهدا که همه چیز را فدای اعتقادات و آرمانهای خود کردهاند تا به حد کمال برسند.
نیاز به معنویت و مذهب: نجات از بسیاری از تشویشها و اضظرابهای روحی، به وسیله گرایش انسان به مذهب و یاد خدا تحقق مییابد. به نظر روان شناسان، دوران بلوغ و جوانی دوره بروز احساسات مذهبی و شکفته شدن تمایلات ایمانی و اخلاقی است. در این دوره، جوانان به طور فطری از عالم مبدأ با
خبر میشو ند و در جستجوی پیدا کردن حق هستند.
امروزه یکی از مهمترین مشکلات مذهبی جامعه ما، کمبود معنویت است (خصوصا در قشر نوجوان و جوان کشور)، در حالی که نیاز به معنویت از سوی روان شناسان برجسته ای ذکر شده است. به طور مثال، گالانژ (به سال 1986م)، فیز (به سال1991م) و برگین (به سال1991م) اظهار میدارند که «مذهب»، با «سلامتی روانی»، همبستگی مثبتی(1)دارد. به عبارتی، افراد مذهبی دارای سلامت روانی و انعطاف پذیری بیشتری نسبت به افراد غیر مذهبی هستند.
همچنین «ویلیام جیمز» می گوید: «موثرترین داروی شفابخش نگرانیهای انسان، همان ایمان و اعتقاد مذهبی انسان به خداست».
مانسون(2)نیز در سال 1998م، در پی تحقیقی در باب نقش مذهب در بهداشت
روانی افراد به این نتیجه رسید که دعا، یکی از رفتارهای مذهبی مرتبط با سلامت روانی و تندرستی است(1)
برخی از روانشناسان معتبر، اذعان داشتهاند که اعتقاد به خدا و توکل به او، نیرویی در انسان ایجاد میکند که در برخورد با مشکلات، با تلاشی مضاعف، امیدوارانه راه رسیدن به کمال و موفقیت را طی نماید.
همان گونه که حضرت علی علیه السلام میفرماید: «هر کس برخدا توکل کند، امور سخت و سنگین بر او خوار و نرم و آسان میشود و اسباب و وسیلهها برایش فراهم میگردد و در آسایش، راحتی وکرامت، جای می گیرد.(2)
در واقع، اعتقاد به چنین سخنان حکمت آمیزی، انسان را به یک منبع قوی معرفتی متصل نگه میدارد که دائما از آن منبع عرفانی، فیض می گیرد و تقویت میشود. در حقیقت، روان شناسی امروزی میرود تا
آرامش و اطمینان را در «یاد خداوند»(1)
جستجو کند.
1) قرآن مگوید: «دل آرام گیرد به یاد خدای» (سوره رعد،آیه 28)
«خدایا، درود فرست بر مولا و سرورم صاحب الزمان، و مرا از یاران، پیروان، مدافعان و نصرت کنندگانش قرار ده، از آنان که در رکابش شربت شهادت مینوشند، با شوق و رغبت، بی هیچگونه کراهت.»
هادیان، همواره آرزومند همراهی آن حضرت را بر «گام در گام گل» نهادن توصیه فرموده اند.
مصلحت دیدِ من آنست که یاران همه کار
بگذارید و خم طرّه یاری گیرند
خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی
گر فلکشان بگذارد که قراری گیرند
انتظار و آماده بودن نخستین شرط وفا داری است، آراستگی رفتار و پیرایش کردار و همانند سازی جلوههای زندگی با الگوهای پذیرفته شده امام، نمادهای آمادگی است
«هر یک از شما خودش را برای خروج قائم آماده کند ولو با تهیه یک تیر، که اگر خداوند این آمادگی را در نیت شما ببیند امیدوار هستم که خداوند در اجلتان مهلت دهد تا ظهور او را درک کرده از اعوان و انصار آ«بزرگوار باشید.»
زیباترین اثر انتظار همراه با آمادگی، شکلدهی شخصیت و ساماندهی زندگی بر اساس معیارهای دینی است، در اینصورت شایسته این بشارت خواهیم بود:
«خوشا بحال پیروان قائم؛ آنان که در دوران غیبت، ظهورش را به انتظار می کشند و در عصر ظهورش در پیروی از او پای می فشارند، آنان اولیاء خداوند هستند که نه ترسی در دل و نه چیزی واهمه دارند.»
دوستی مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، همراهی و متابعت او را میطلبد تا توفیق «یار» بودن به جوان ارزانی داده شود، بنابراین با درنگ در «نشانهها» میتوان خود را محک زد، ناسره را زدود و حریم دل را برای درک قائم آذین بست و به «انتظار» موعود مهیا شد؛ انتظاری که امام صادق علیه السلام چنین از آن یاد میکند:
«بخدا سوگند من اگر آن روز را درک می کردم جانم را برای حضرت صاحب الأمر عجل الله تعالی فرجه الشریف فدا می کردم.»
و در گفتاری دیگر میفرماید:
«اگر او را درک می کردم، تمام عمرم را در خدمتگزاری او می گذراندم.»
این کلام امیر مؤمنان علی علیه السلام را میتوان به عنوان منشور جوان، دلیل و راهنمای راه دانست؛ چه در عصر غیبت و چه در عصر ظهور؛ امام فرمود:
«از او تخلف نکن اگر او را درک کنی، از او مگذر اگر بسوی او هدایت شدی.»
سایه حق بر سر بنده بود
عاقبت جوینده یابنده بود
گفت پیغمبر که چون کوبی دری
عاقبت ز آن در برون آید سری
چون نشینی بر سر کوی کسی
عاقبت بینی تو هم روی کسی
جمله دانند این اگر تو نگروی
هر چه میکاریش روزی بِدرَوی
کلام را با چند فراز از «دعا عهد» به پایان می بریم؛
بار خدایا ! ما را از یاوران و کمک کنندگان و مدافعان وی قرار ده؛
آنانی که:
از پی انجام مقاصدش شتافته،
اوامرش را امتثال کرده،
به حمایت او بر خواسته
و به سوی ارادهاش مشتاقانه سبقت میگیرند.
و در حضور حضرتش به درجه رفیع شهادت میرسند.
پروردگار ! گر میان من و او مرگ جدائی افکند، پس مرا از قبر بر انگیز؛ در حالی که کفنم را ازار خود کرده و شمشیر را از نیام بر
کشیده و لبیک گویان دعوتش را ـ که اطاعتش بر تمام شهر و دیار عالم لازم است ـ اجابت کنم.
ای خدا !
آن طلعت بلند بالا و چهره زیبا را به من بنما،
و او را از پرده غیبت پدیدار کن،
و بر چشمانم با نگاهی که بر او میافکنم سرمه کش.
و آن که دیرتر آمد (الهه بخشی؛ انتشارات مسجد مقدس جمکران)
صبح امید (جواد محدثی؛ مؤسسۀ فرهنگی انتظار نور ـ بوستان کتاب)
غریبۀ آشنا (احمد پهلوانیان؛ بوستان کتاب)
سرود سرخ انار (الهه بخشی؛ انتشارات مسجد مقدس جمکران)
اولین شب بهار (محمد تقی اختیاری؛ ناشر مدرسه)
آن سواران سیاهپوش (مجید ملا احمدی؛ عروج اندیشه)
انقلاب جهانی حضرت مهدی، آیت الله مکارم شیرازی؛ انتشارات هدف.
نوید امن و امان (آیت الله صافی گلپایگانی؛ انتشارات حضرت معصومه)
دادگستر جهان (آیت الله امینی؛ شفیق)
نگاهی دوباره به انتظار (مجید حیدری نیک؛ مرکز تخصصی مهدویت قم)
انتظار پویا (آیت الله آصفی؛ مرکز تخصصی مهدویت قم)
شرح دعای اللهم کن لولیک (محمد رضا فؤادیان؛ سبط النبی)
قرآن، مهدی و جوانان (محمد رضا نصوری، مرکز تخصصی مهدویت قم)
بهاریترین فصل انسان (حسن مهدویان؛ بوستان کتاب قم)
مهدی ستیزان (دکتر محمد صابر جعفری، مرکز تخصصی مهدویت قم)
معرفی سایت های مهدوی
WWW. mosleh313. ir
این سایت شامل دروس مهدوی ـ غرب و مهدویت ـ پیامک های انتظار ـ مقالات گوناگون ـ تواشیح و سرودهای مهدوی ـ لینکستان ـ نگارخانه و… .
WWW. Imammahdis. com
پایگاه اطلاع رسانی بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف و مرکز تخصصی مهدویت در بر دارندۀ جامع منابع مهدویت (بیش از 3300 عنوان کتاب و مقاله)، فصلنامۀ علمی تخصصی انتظار، پرسش و پاسخ، مرکز آموزش و پژوهش مجازی مهدویت و…
پایگاه اطلاع رسانی مؤسسۀ فرهنگی انتظار نور
WWW. Monjee. org
در بردارندۀ گفتمان مهدویت، پرسش و پاسخ، کتاب شناسی، کتابخانه، نگارخانه و…
پایگاه اطلاع رسانی موعود
WWW. Mouood. org
حاوی مجلات موعود، موعود جوان، پرسش و پاسخ، مقالات برترینهای سایت و…
WWW. intizar. ir
حاوی مجلات مشرق موعود، الموعود، انتظار نوجوان، ملیکا و پژوهشها و اطلاعات دیگر مؤسسۀ آیندۀ روشن