ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : چشمه فیض: شرحی بر زیارتنامه حضرت معصومه سلام الله علیها/قدرت قاسمی
مشخصات نشر : قم: زایر، ۱۳۸۹
مشخصات ظاهری : ۶۵ص.
وضعیت فهرست نویسی : در انتظار فهرستنویسی (اطلاعات ثبت)
شماره کتابشناسی ملی : ۲۳۰۶۵۲۲
عمریست نشستهایم در ایوانت شاید که شَویم لحظهای مهمانت ای چشمهی فیض؛ جلوهی حُسنِ خدا! هرگز نَکِشیم دست از دامانت
م. طلوع
فهرست مطالب
عنوان صفحه
بخش اول : شرح زیارتنامه
فصل اول / فضایل آن حضرت در کلام معصومان (ع)··· 13
بخش دوم : فضایل حضرت معصومه(س) در کلام بزرگان
فصل اول / جایگاه حضرت معصومه(س) در زیارتنامه··· 18
فصل دوم / جایگاه حضرت معصومه(س) در زیارتنامه··· 20
فصل سوم / نگاهی کوتاه به زیارتنامه··· 22
فصل چهارم / منابع زیارت نامه··· 24
فصل پنجم / آداب زیارت··· 26
فصل ششم / تسبیحات حضرت فاطمه زهرا(س)··· 27
فصل هفتم / زیارتنامه··· 30
چکیده / رویکردی دوباره··· 62
کتابنامه··· 64
بخش اول
شرح زیارتنامه
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمن ِ الرَّحیم
اَلْحَمْدُ للّهِ رَبِّ العالَمینَ وَ صَلَّیاللّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ و آلهالطّاهِرین
«اَلسّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ»
خاک پایِ برادری که با آهی جانکاه بر دوری خواهر ناله زد، و با خرسندی از خشنودی حق، اندوه جدایی او را به جان خرید. همو که رنج عاشقانهی خواهر را با رونمای سپیدترین واژگان، سپاس گفت.
تقدیم به: «خورشید هشتم»؛ رضای آل محمّد علیهالسلام .
فلسفهی زیارت
زیارت قبر انسانهای الاهی، پیام هایی گوناگون به همراه دارد ؛ پیام زائر، پیام زیارت شونده، و پیامی به دیگران.
پیام زیارت کننده
معرفت زائر، و این که انسانی قدرشناس است و همیشه کسانی را که وجودشان مایهی فرود آمدن برکات خداوندی است فراموش نمیکند. و پیوسته از آنان به نیکی یاد میکند.
این که انسانهای الاهی هماره به عنوان وسیله در دسترساند و هر که بخواهد، به واسطهی آنان میتواند با خداوند ارتباط برقرار کرده، پیوند بخورد.
زائر به همگان میفهماند که زیارت ، انگیزه و ابزاری است برای مناجات، یا برآورده ساختن نیازها و یا مرهمی بر دردهای آشکار و پنهان.
پیام زیارت شونده
انسانهای الاهی پیوسته زندهاند و در دل اهل ایمان، که بِهترین جایگاههاست جای دارند؛ زیرا: «قَلْبُ الْمُؤمِنِ عَرْشُ الَّرحْمنِ».(1)علاوه این که: جایگاه الاهی آنان روز به روز والاتر و بالاتر میگردد. و این با اهدای برترین هدیهها (قرائت قرآن، صلوات، دعا، و دیگر اعمال نیک با نیّت نیابت از طرف آنها) به پیشگاهشان پدید میآید. بنابراین ، با ترقی جایگاه الاهی آنان، میتوانند مایهی برکات بیش از پیش گردند.
1) 1 . بحاارالانوار: ج 55، ص 390 .
پیام زیارت به دیگران
هان! ای غفلت زدگان ؛ و اِی محرومان! به حرمان خویش پایان دهید. بر خوانِ خداوندی بنشینید و از برکاتی که خدا بر سفرهی بندگان نابش نهاده، بهره گیرید. و بدانید که اولیای خداوند دارای نور الاهیاند و بی توجهی به آنان به هر دلیلی ( از روی غفلت، نادانی، یا دشمنی) نمیتواند گَردی بر رخسارشان بنشانَد.
زیارتنامه و پیام آن
شناساندن اولیای خداوند امکانپذیر نیست، مگر توسط خود خداوند و نیز معصومانی که خدا به آنان آگاهانیده است.
در عین حال که این کار ضرورترین هاست، با موانع گوناگون روبه رو است، که برخی از آنها عبارتاند از:
عدهای دچار ناباوری شده و هرگز فضایل اولیاءاللّه را نخواهند پذیرفت؛
برخی دچار غلوّ گشته، آنها را بیش از اندازه ستایش و تکریم خواهند کرد؛
و گروهی بر نخواهند تافت و با رَشک بردن، در صدد وارد ساختن ضربههایی، از راههای مختلف برخواهند آمد.
اما افرادی نیز شایستگیِ شناختِ اولیای خدا را دارند. بنابراین، عوامل مذکور نباید مانع بیان فضایل اولیاءاللّه گردد. و راه خردمندانه آن است که حقّ این شایستگان به گونهای نیکو ادا گردد.
یکی از لطیفترین راههای شناساندن، معرفی آنها در لفّافه و به صورت مبهم، همراه با رمز و اشاره است. و یکی از برترین ابزار این کار، بهرهگیری از زیارتنامه است. چه بسا لطف خداوند شامل حال زائری گردد و گوشهای از پردهی اسرار کنار رفته، معرفتی حاصل گردد.
به نظر میآید زیارتنامهی حضرت معصومه علیهاالسلام از این قبیل است ؛ زیرا: اولاً: شناخت آن بانوی بزرگوار لازم است ؛ چرا که امام رضا علیهالسلام دربارهی زیارت ایشان میفرماید: «مَن زارَها عارِفا بِحَقِّها، فَلَهُ اَلجَنَّةُ؛ زیارت آن بانو علیهاالسلام آن گاه ثمر خواهد داد که شایستگی هایش شناخته شود».(1)
ثانیا: اگر اما رضا علیهالسلام در ضمن بیانی دیگر ، مانندِ سخنرانی، ابعاد شخصیت خواهر گرامیشان علیهاالسلام را آشکار میفرمودند ؛ احتمال پیداییِ یکی از موانع گفته شده، خارج از انتظار نبود. پس چاره آن است که برای شناساندن ایشان به تشنگان معرفت، از ابزار زیارت بهره گیرد ؛ زیرا ظاهر زیارت، جز سلام دادن و معرفی نَسَب شریف ایشان و توسلی ساده و در عین حال رمزگونه نیست. اما جویندگان حقیقت، میتوانند با موشکافی و تأمّل، به اسراری شگفت واقف گردند.
زیارتنامهی حضرت معصومه علیهاالسلام
پذیرش زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام مشروط به داشتن شناخت است، و یکی از راههای معرفت ایشان، اندیشیدن در زیارتنامهی این
1) 1 . مستدرک الوسائل، ج، ص 368 و بحاالانوار، ج 48، ص 316.
بانوی مکرّم است؛ زیرا از امام معصوم علیهالسلام صادر گردیده.
جا دارد دربارهی این زیارتنامه قلم بزنیم.
اَللّهمَّ اسْتَجِبْ لَنا وَ تَقَبَّلهُ
زندگی نامهی حضرت معصومه علیهاالسلام
نام شریفش «فاطمه» و مشهورترین لقب ایشان «معصومه» است . پدر بزرگوارشان، امام هفتم، حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام است و مادر گرامی شان حضرت نجمه علیهاالسلام ، مادر امام هشتم نیز هستند. بنابراین ، حضرت معصومه علیهاالسلام و امام رضا علیهالسلام از یک پدر و مادرند.
آن حضرت روز اوّل ذی قعدهی 173 ق ، در مدینهی منوره تولد یافت،(1)و به علت زندانی شدن پدر بزرگوارش تحت مراقبت برادر خود، امام رضا قرار گرفت.
در سال 200 ق، امام رضا علیهالسلام توسط مأمون، راهیِ خراسان گردید و بین برادر و خواهر جدایی افتاد.
سالی بعد حضرت معصومه علیهاالسلام به شوق دیدار برادر، و ادای رسالت خویش به سمت خراسان حرکت کرد. هنگامی که به ساوه رسیدند، مورد هجوم دشمنان قرار گرفته، عدهای از همراهانشان شهید گردیدند، و حضرت علیهاالسلام را نیز بنا بر نَقلی مسموم کردند؛ و چون دیگر امکان ادامهی حرکت به طرف خراسان ممکن نبود، روانهی قم شدند. آن بزرگوار، 17
1) 1 . مروج الذهب، ج 3، ص 336.
روز در این شهر زیست و سرانجام در دَهُم ربیعالثّانی سال 201 با اندوه فراوان از دوری برادر، و بیماری، دیده از جهان فرو بست.(1)
همین که قبر آن بانوی ارجمند را مهیا کردند، دو سوار نقابدار از جانب قبله به سرعت نزدیک جنازه آمدند ؛ پیاده شدند و پس از خواندن نماز، یکی از آن دو وارد قبر شد و همراه با دیگری جسد پاک او را در دل خاک نهادند.(2)
فصل اول
فضایل آن حضرت در کلام معصومان علیهمالسلام
حضرت معصومه دلهای پاک امامان معصوم علیهالسلام را شیفتهی خویش ساخته ؛ به گونهای که میتوان جایگاه ایشان را نزدِ معصومین علیهمالسلام آشکارا احساس کرد. این فضیلت از کلام نورانی امام رضا علیهالسلام به دست میآید، که به سعد اشعری قمی فرمود :
«یا سعد! عندکم لنا قبر...؛ ای سعد! نزدِ شما قبری است که از آنِ ماست.»(1)
همانا ارزش قبر، به ارج شخصی باز میگردد که در آن آرمیده است. و امام رضا علیهالسلام در این روایت، جایگاه ویژهی آن بانوی بزرگوار را در دل امامان علیهالسلام گوشزد و دل سپردگی خویش را به خواهر آشکار میکند.
بی تردید معرفت خداوند و معصومان علیهمالسلام از مهمترین واجبات است
1) 1 . المستدرک، ج 10، ص 368 و البحار ، ج 48، ص 316 و ج 99، ص 265.
و حال اگر شناخت بزرگواری دیگر نیز بنابر گهر گفتارهای پیشوایان دین علیهالسلام ضرورت یافت، باید به شأن والایِ او پی برد. از کلام نورانی معصوم علیهالسلام برمیآید که حضرت معصومه علیهاالسلام چنین جایگاهی دارد؛ زیرا امام رضا علیهالسلام میفرماید:
«مَنْ زارَها عَارِفا بِحَقِّها، فَلَهُ الْجَنَّةُ؛ هر کس شایستگی او را بشناسد و زیارتش کند، لایق بهشت است(1)».
پُر واضح است که تلاش بندگان مؤمن الاهی برای رسیدن به بهشت است و چه اندکند کسانی که تلاششان را، فقط برای خداوند، ناب کردهاند. این کوشش با شرایطی خاص پذیرفته و ثمربخش خواهد شد؛ که در برخی امور، از جمله زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام شناخت، شرط پذیرش است. آن جا که امام رضا علیهالسلام میفرماید: زیارت فاطمهی معصومه علیهاالسلام بهشت را در پی دارد؛ به شرط آن که زائر،حضرتش را بشناسد.
مردان خدا ویژگیهایی شگفتانگیز دارند، که یکی از آنها ارزش آفرینی است ؛ به گونهای که هر چیزی که مزیّن به نام آنان میگردد، ارج مییابد، حُرمت پیدا میکند، و حرم میگردد ؛ و اگر همین جریان توسط معصوم علیهاالسلام مُهر تأیید بخورد، دیگر جای هیچ سخنی نمیمانَد.
1) 1 . المستدرک، ج 10، ص 368.
قم، یکی از سرزمینهایی است، که به برکت وجود حضرت معصومه علیهاالسلام «حرم» شد.
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
«اِنَّ لَنا حَرَما، وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ؛ برای ما حرمی در، شهر قم است».
راز حرم بودن قم را آشکار میسازد:
«وَسَتُدْفَنُ فیها اِمْرأَةٌ، مِنْ اَوْلادِی، تُسَمّی فاطِمةُ؛ به زودی بانویی از فرزندان من در آن جا آرام میگیرد، که نامش فاطمه است».(1)
حضرت معصومه علیهاالسلام فضایلی فراوان دارد، که به برخی اشاره کردیم و بعضی دیگر، از زیارتنامه استفاده میشود . در این باره نوشتههایی گوناگون وجود دارد ، که ما به همین اندازه بسنده میکنیم .
1) 1.المستدرک، ج 10، ص 368 و البحار، ج 57، ص 316.
بخش دوم
فضایل حضرت معصومه علیهاالسلام در کلام بزرگان
بزرگان و عالمان دین آن گاه که فضایل و برکات وجود حضرت علیهاالسلام را دیدند، سکوت را روا ندانسته، و هر یک فراخور شناخت خویش یا ظرفیت شنوندگان، نکاتی فرمودند، که شایان ذکر است.(1)
یکی از امتیازات بزرگی که شهر قم دارد ، این است که برگِرد مَضجع شریف یکی از برگزیدگان اهل بیت علیهمالسلام حضرت معصومه علیهاالسلام بنا شده است(2).
به عقیدهی من، بِهترین چیزی که میشود در بارهی آن حضرت گفت، آن جاذبهای است که برای تشکیل حوزهی علمیه در جوار قبر مبارک آن حضرت بوده و هست.(3)
قمیها به واسطهی حضرت معصومه علیهاالسلام ، به بهشت میروند.(1)
کرامات ایشان خیلی بالاتر از این حرفهاست. ایشان کرامات معنوی و علمی نیز دارند، که اهمیت اینها بیشتر است.(2)
فصل اول
جایگاه زیارت ایشان
از چگونگی بیان معصوم علیهاالسلام دربارهی زیارت حضرتش علیهاالسلام روشن میگردد که اصل زیارت ایشان، بدون در نظر گرفتن زیارتنامه، مورد عنایت ویژهی آنان بوده؛ زیرا علاوه بر توجه دادن به زیارت ایشان دست به تشویق زدهاند، و یکی از بزرگترین پاداشهای الاهی، یعنی بهشت را وعده دادهاند، تا علاقهمندان را به زیارتش ترغیب کنند.
نگاهی به روایات، پشتوانهی این گفتار است.
امام رضا علیهالسلام میفرماید:
«مَنْ زارَها، فَلَهُالْجَنَّةُ؛ هرکس او را زیارت کند؛ شایستهی بهشت میگردد».(1)
به همین مضمون روایت دیگری نیز وارد شده است:
امام رضا علیهالسلام میفرماید:
«مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِّها، فَلَهُ الْجَنَّةُ».(2)
امام جواد علیهالسلام نیز میفرماید:
«مَنْ زارَعَمَّتی بِقُمَّ فَلَهُ الجَنَّةُ».(1)
و پیشتر از این دو بزرگوار، امام صادق علیهالسلام فرمود:
«مَنْ زارَها، وَجَبَتْ لَهُ الجَنَّةُ».(2)
و باز فرمود:
«اِنَّ زیارَتَها، تَعادِلُ الجَنَّةَ».(3)
فصل دوم
جایگاه حضرت معصومه علیهاالسلام در زیارتنامه
همان گونه که از روایتهای یاد شده برمیآید ، زائر حضرت معصومه علیهاالسلام بهشت را شایسته میگردد، به شرط این که: حقّ او را بشناسد، به فراخور توان خویش در این راه بکوشد، و بداند که فراخوان معصوم علیهاالسلام به زیارت کسی، خود نشان دهندهی بزرگی اوست.
با دقت در مطالب پیشگفته و با توجه به روایات مربوط میتوان تا حدودی به وادیِ شناختِ حضرتش راه یافت، اما ژرف نگری به متن زیارتنامه تأثیر فراوانی در افزونیِ معرفت دارد.
با بیان نکاتی چند، چراییِ گفتار روشن میگردد:
متن زیارتنامه از معصوم علیهالسلام صادر شده است، و روشنترین نتیجهی آن، این است که: اگر خود نیز به زیارت حضرت علیهالسلام میآمدند، همین زیارت را میخواندند.
بلکه فضایل موجود در شخصیت حضرت معصومه ایشان را بر آن داشته تا به بیان این حقیقتها بپردازند.
پس سزاوار است زائر، پیش از زیارت، در فضای مفاهیم زیارتنامه قرار گیرد و بداند آنچه فرارو دارد، معرفینامهای است در قالب زیارتنامه.
فصل سوم
نگاهی کوتاه به زیارتنامه
توجه دادن به این نکته که: سلام دادن به حضرت معصومه علیهالسلام ، در عرضِ سلام دادن به پیامبران و معصومان علیهمالسلام است.
رعایت مقام معصومان علیهالسلام در چگونگی سلام دادن، برای تشخیص جایگاه ویژه و والای رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ، حضرت زهرا علیهاالسلام و امامان معصوم علیهمالسلام . یعنی: طرز سلام دادن به پیشوایان دین با طرز سلام دادن به پیامبران پیشین تفاوت دارد، بدینسان که به چهارده معصوم علیهاالسلام با «کافِ» خطاب، سلام میکنند، برای نشان دادن حضور آنان در کنار مرقد مطهر. و نیز، شناساندن دیدگاه شیعه به انبیای الاهی، که گر چه نگاه به انسانهای والای الاهی است، هیچ گاه در حد و اندازهی مقام چهارده معصوم نیست.
توجه به این نکته که: چرا در زیارتنامه، حضرت معصومه علیهاالسلام را دختر، خواهر و عمّهی معصوم علیهالسلام معرفی میکند؟
زیرا ایشان کسی است که تربیت معصوم علیهاالسلام را پذیرفته و معصومهی
حقیقی است؛ نَه این که تنها درصدد بیان نَسَب شریف حضرت برآمده است.
وجود دعاهای پیاپی، مهم و سرنوشتساز در انتهای زیارتنامه و توجه به این نکته که : در محضر این بزرگوار، نباید فقط به ذکر حوایج مادّی و زودگذر دنیوی بسنده کرد، بلکه تواناییِ خدادادیِ حضرتش در دستگیری از بیچارگان و درماندگان بسیار فراتر از امور مادی و عادی است.(1)
تفکر دربارهی شأن حضرت معصومه، و این که حضرت، با برخورداری از مراتب مقام ولایت، توانایی شفاعت را نیز دارد؛ که عصمت معصومیّه، از این بخش، قابل درک است(2).
نباید زیارت آن حضرت علیهالسلام را دست کم گرفت: زائر باید عاجزانه از درگاه خداوند بخواهد تا زیارتش را بپذیرد، که پذیرش آن سبب عاقبتبه خیریاش میگردد.
هر کدام از موارد یاد شده ، توضیحاتی بیشتر دارند، که در ادامه خواهد آمد.
فصل چهارم
منابع زیارتنامه
امام رضا علیهالسلام به سعداشعری قمی فرمود: فَاِذا أَتَیْتَالْقَبْرَ...:
چون بر مزار حضرت معصومه حضور یافتی، بالای سرِ مبارکش روبه قبله بِاِیست و 34 بار «اللّه اکبر» و 33 بار «سبحاناللّه» و 33 بار «الحمدللّه» بگو. آن گاه بخوان:
اَلسَّلامُ عَلَی آدَمَ صَفْوَةَ اللّهِ...
در اینجا به نکاتی چند، اشاره میشود:
بسیار غریب و شگفت است که معصومی علیهالسلام برای امامزاده زیارتنامه صادر کرده باشد.
منبع این زیارتنامه عبارت است از:
الف. بحارالانوار، ج 99، ص 265، باب 1، زیارة فاطمه بنت موسی علیهالسلام بقم.
ب. مستدرک الوسائل، ج 10، ص 265، باب استجاب زیارة فاطمه بنت موسیبنجعفر علیهالسلام .
برای آن حضرت، دو زیارتنامهی دیگر نیز ذکر شده(1)اما چون هدف، شرح این زیارتنامه است، از توضیح دربارهی آنها، صرفنظر میکنیم.
1) 1 . نکته: مجموعهی مقالات محمد صغرینژاد،ج 4،ص 29.
فصل پنجم
آداب زیارت
زائر باید بداند به زیارت کسی میرود که امام معصوم علیهاالسلام به زیارتش عنایتی ویژه داشته و نباید بپندارد که چون او یک امامزاده است نَه امام، هرگونه که بخواهد، وی را زیارت کند، مثل زیارت اهل قبور(1).
و نیز، نباید منّتی به میان آید.
پس سزاوار است زائر، به آداب زیر توجه کند:
5.اجازهی ورود خواستن؛ 6.با یاد حق تعالی وارد شدن؛ 7.زائر باید بداند به زیارت کسی میرود در پرتو الطاف خداوندی از نیّات، گفتار و رفتار وی، آگاه است: بنابراین: نباید با کاری خلافِ رضای الاهی، مایهی رنجش خاطر آن بانوی بزرگوار گردد.(2)
فصل ششم
تسبیحات حضرت فاطمهی زهرا علیهاالسلام
در روایتی از امام رضا علیهالسلام ، در چگونگی زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام چُنین آمده است:
«زیارتنامه را، با تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام آغاز کن».
در این باره به نکاتی اشاره میکنیم:
حضرت زهرا علیهاالسلام از خستگی کارِ منزل، به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله شکوا بُرده، فرمود : برای انجام کارهای خانه، نیاز به کنیزی دارد، که مددکار ایشان باشد. پیامبر اکرم، تسبیحاتی به دخترش آموخت، که به تسبیحات زهرا علیهاالسلام معروف شد، تا بانوی دو عالَم، خستگی خود را با یاد خدا برطرف سازد.(1)
زائر هنگام ورود دچار خستگی است؛ خستگی جسم، که یکی از عوامل آن میتواند پیمودن راه سفر باشد؛یا خستگی روح، که بر اثر گناه، یا مشکلات فراوان زندگی و... پدید میآید؛ یا هردوی آنها.
1) 1 . من لایحضره الفقیه، ج، ص و بحارالانوار، ج 43، ص 82 و ج 82، ص 329.
پس لازم است خستگیها را برطرف سازد و با نشاط، به زیارت بپردازد. یکی از راههای رفع خستگیها، گفتن تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام است. و نیز میتواند با آن، بر نشاط خویش بیفزاید.
خدا در قرآن کریم، بندگان خود را به ذکر فراوان فرا میخوانَد(1). و در روایاتی فراوان آمده است: «اگر کسی تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام را بگوید ، از کسانی است که ذکر فراوان گفته است(2)». چه نیکوست زائر، قبل از زیارت، ذکر خدا بگوید؛ زیرا خاستگاه عظمت زیارت شونده (حضرت معصومه) خداوند است.
این نکته نیز نوشتنی است که:
در زیارت ائمّهی معصومین علیهالسلام به گفتن: «اللّه اکبر»، «لااله الااللّه»،«الحمدللّه»، «سبحاناللّه» و ... تأکید گردیده، ولی در زیارتنامهی حضرت معصومه علیهاالسلام به ذکر تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام دستور داده شده، تا بفهمانند: معصومین علیهاالسلام با داشتن درجات والا هرگز خدا نیستند! و هر چه دارند از خداوند متعال است؛ مبادا کسی با غلوّ، مورد نفرت آن بزرگواران واقع گردد. پس: توسل به آنان نیز طریقهای برای رسیدن به خداوند است، نَه این که خودشان مقصد نهایی باشند.
اما مقام اولیای الاهی، مانندِ حضرت معصومه علیهاالسلام را باید با معصومان سنجید. و باید دانست آنان با وجود داشتن منزلتهای والا، هرگز همرتبهی امام نیستند. و هر چه دارند به برکت امامان است که خداوند به
آنان عطا فرموده است. و یکی از راههای دسترس به امامان، توسل به اولیای گران قدر الاهی است.
بنابر این ، هنگام زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام ، ذکر مطلق وارد نشده، بلکه فرمان به گفتن تسبیحی دادهاند که به نامِ نامیِ یکی از معصومان یعنی حضرت زهرا علیهاالسلام زینت یافته است.
فصل هفتم
زیارتنامه
«اَلسَّلامُ عَلَی آدَمَ صَفْوَةِاللّهِ، ...تا ... اَلسّلام عَلَی الوَصِیّ مِنْ بَعْدِهِ».
زیرا ایمان اسلامی زمانی کامل میگردد که آدمی به هر آن که قرآن فرموده مؤمن باشد؛ و در قرآن کریم، ایمان به پیامبران پیشین، از شرایط ایمان است.(1)
در زیارتنامه فقط نام پیامبران اولوالعزم(2)ذکر شده؛ تا جایگاه خاصّ آنان، با برجستگی نشان داده شود.
1) 1 . بقره / 285.
2) 2 . استاد مطهری مینویسد: «ما دقیقا نمیدانیم پیغمبران اولوالعزم چند نفر بودهاند، خصوصا با توجه به ین که قرآن تصریح میکند فقط داستان بعضی پیامبران را بازگو کرده... ولی میدانیم که نوح و ابراهیم وموسی و عیسی و خاتمالانبیا علیهمالسلام پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت بودند و به هر یک از آنان دستورها و قوانینی وحی شده، که به مردم ابلاغ و آنها را بر اساس آن قوانین تربیت کنند» نک: مجموعهی آثار، ج 2، ص 198 و فرهنگ استاد ، مهدی خلیلیان ، ص 93 ؛ با تلخیص و تصرّف.
زیرا منزلت چهارده معصوم، بالاتر از مقام حضرت معصومه است، و در سایهی برکت آفرین آنهاست که کسانی مانند حضرت معصومه علیهاالسلام پرورش مییابند . علاوه این که، معرفی آنان در معرفی فاطمهی معصومه علیهاالسلام نقش فراوانی دارد؛ چرا که پس از یادآوری رابطهی نَسَبی حضرتش با معصومان علیهالسلام به ارتباط تربیتی میان آنان میپردازد.
پیش از این نیز گفتیم برای نشان دادن برتریِ چهارده معصوم علیهالسلام بر انبیای گذشته، طرز سلام دادن، تغییر یافته ، به جایِ عبارت «السّلامُ عَلی رَسُولِ اللّه» جملهی «السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسوُلَ اللّهِ» وارد شده است.
تعبیر «السَّلامُ عَلَیْکَ» برای معصومان، اِشراف آن بزرگواران بر زائران و حضورشان را، در این مکان مقدس میرسانَد؛ زیرا محبوبیت حضرت، نزدِ معصومان، بسیار زیاد است.
اما سلام بر حضرت مهدی علیهالسلام به گونهای دیگر آمده، تا اشارهای باشد بر غایب بودن آن حضرت: السَّلام عَلَی الوَصِیِ مِنْ بَعْدِه».
جالب آن که حضرتش علیهالسلام علاوه بر «ولیّ»، «وصی»،و «حجت»، با اوصافی در خور تأمل ستوده شده، و آن، تعبیر به «نور» و«سراج» است؛ که در حقیقت میتواند تعبیری دیگر از روایت معروفی باشد که فرمودهاند:
«سودمندی از مهدی علیهالسلام در زمان غیبت، مانندِ بهرهگیری از خورشید
در پشت ابرها است(1)».
سودمندیِ خورشید در پسِ ابر، نور و گرمایی است که به همگان میرسانَد؛ هرچند پرتوافکنیاش دیده نشود. و حضرت مهدی علیهالسلام به گاهِ غیبت، نور است، جهان را روشن میسازد. و سراج (چراغ) است، گرما میبخشد تا نیروی نهفته در بندگان را برای بندگی شکوفا سازد، و آنان سرزنده و پُرنشاط به پرستش معبود خویش بپردازند(2).
اَلسَّلامُ عَلَی آدَمَ صَفْوَةِاللّهِ.
هر وصف از اوصافی که برای انبیا در زیارتنامه آمده، ویژگی خاصّ آن پیامبر نیست، بلکه اشارهای است به برجستهترین ویژگیهای آنان ؛ برای مثال: همان گونه که آدم علیهالسلام «صفیاللّه» است، ابراهیم علیهالسلام و سایر پیامبران علیهالسلام نیز صفیاللّه هستند. فقط وصفِ «خیر خلقاللّه» ویژهی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله است و هرگز کسی به آن، وصف نمیگردد.
همین سخن، دربارهی معصومان علیهالسلام نیز صادق است؛ مثلاً: دربارهی حضرت موسیبنجعفر علیهالسلام صفتهای «طاهرالطّهر» آمده، در حالی که سایر معصومان نیز چُنیناند.
اما قرآن، دربارهی آدم علیهالسلام و این که او «صفوةاللّه» و برگزیدهی خداوند است، میفرماید:
«اِن اللّهَ اصطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ اِبْراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمین»؛(1)همانا خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و عمران را بر جهانیان برگزید.»
اَلسَّلامُ عَلَی نُوحٍ نَبِیِاللّهِ
قرآن میفرماید:
«اِنا اَوْحَیْنا اِلَیْکَ، کَما اَوْحَیْنا اِلی نُوحٍ، وَالنَّبیینَ مِنْ بَعْدِهِ...»(2)ما بر تو وحی فرستادیم؛ همان گونه که بر نوح و پیامبران پس از او وحی فرستادیم .
و همچنین خداوند در آیهای دیگر، سلام خود را بر نوح ارزانی میدارد:
«سَلامٌ عَلی نُوحٍ فیِالْعالَمین»(3).
اَلسَلامُ عَلَی اِبراهیمَ خَلیل اللّهِ
در روایاتی فراوان، نام «ابراهیم علیهالسلام » با لقب «خلیلاللّه» آمده است(4).
قرآن نیز سلام پروردگار بر ابراهیم را، اعلام میدارد:
(سَلامٌ عَلَی اِبْراهیمَ).(5)
اَلسّلامُ عَلَی مُوسی کَلیمِ اللّهِ
قرآن کریم میفرماید: «کَلَّمَ اللّهُ مُوسَی تَکْلِیماً».(1)
خداوند با موسی علیهالسلام جانانه سخن گفت.
اَلسَّلامُ عَلَی عیسی رُوحِ اللّهِ
قرآن میفرماید:
«اِذْ قالَاللّه: یا عِیسَی بْنِ مَرْیَمَ! اذْکُرْ نِعْمَتِی... اِذْ اَیَّدتُکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ».(2)
آن گاه که خداوند فرمود: ای عیسی! یادآور، نعمتم را که تو... را به روحالقدس تأکید کردم.
السَّلام عَلَیْکَ یا رَسُولَاللّهِ. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَیْرَ خَلْقِاللّهِ. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صَفِیَاللّهِ.اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَبْنَ عَبْدِاللّهِ خاتَمَالنَبیّینَ.
2.پیامبر صلیاللهعلیهوآله ؛ بِهترین آفریدهی الاهی ؛ در این باره روایاتی فراوان وجود دارد، که میتواند پشتوانهی این عقیده باشد(4)
3.پیامبر صلیاللهعلیهوآله ؛ برگزیدهی پروردگار؛ خود حضرت میفرماید: اِنَّ اللّه اصْطَفانی؛(5)
4.پیامبر صلیاللهعلیهوآله ؛ محمد فرزند عبداللّه؛
5.پیامبر صلیاللهعلیهوآله ؛ خاتم پیامبران ؛ قرآن میفرماید:
«ماکانَ مُحَمَّدٌ اَبا اَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ، وَلکنْ رَسُولَاللّهِ، وَخاتَمَالنّبیینَ، وَکانَاللّهُ بِکُلِّ شَیءٍ عَلِیماً»(1)
محمّد صلیاللهعلیهوآله پدر هیچ یک از مردان شما نیست، او فرستادهی خداوند، و پایان بخش پیامبران است. و خدابر هر چیز آگاه است.
اَلسّلامُ عُلَیْکَ یا اَمیرَالمُؤمِنینَ عَلِیَبْنَ اَبی طالِبٍ وَصِیَّ رَسُؤلِاللّهِ
مردی نزد امام علی علیهالسلام آمد و گفت: خود را امیر مؤمنان میدانی؟ چه کسی تو را برآنان امیر کرد؟ حضرتش فرمود: «اللّهُ عَزَّوَجَلَّ اَمَّرنی عَلَیْهِم؛ خداوند مرا بر آنان امیر قرار داد.» آن مرد نزدِ رسول خدا صلیاللهعلیهوآله رفت؛ پیامبر نیز گفتار علی علیهالسلام را تصدیق کرد(2).
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در این باره فرمودهاند: «اِنَّ عَلِیّاً وَصیّیِ وَخَلیفَتی(3)
علی علیهالسلام وصی و جانشین من است».
السَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ سَیِّدَةِ نِساءِالْعالَمِینَ
فاطمه علیهاالسلام ؛ سَرور زنان جهان
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«اِنَّ... فاطِمةَ سَیِّدةُ الْعالَمینَ، اِبْنتَی(1)فاطمه سَرور زنان جهان دختر من است».
اَلسَّلامُ عَلَیْکُما یا سِبْطَیْ نَبِیَّ الرَّحمةِ، وَسَیِّدَیْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ
امام هادی علیهالسلام در روایتی به این دو صفت، آشکار اشاره کرده است(2).
اَلسّلامُ عَلَیْکَ یا زَیْنَالْعابِدینَ، وَ قُرَّةَ عَیْنِالنّاظِرینَ
آن گاه که شیطان نتوانست امام سجاد را، از حال و هوای نماز باز دارد، صدایی بلند شد که: «اَنْتَ زَیْنُ الْعابِدینَ(3)».
این تعبیر در مستدرک با عبارت «روی عن الائمه علیهالسلام » آمده است(4)
اَلسَّلام عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَبْنَ عَلِیٍباقِرِالْعِلْمِ بَعْدَالنَّبِیِّ صلیاللهعلیهوآله
امام پنجم؛ شکافندهی علوم
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به جابر دربارهی صفات آن حضرت فرمود:
«یَبْقَرُالْعِلْمَ بَقْراً(1)حقیقتا علم را میشکافد».
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَعْفَرَبْنَ مُحَمَّدٍالصّادِقِالْبارَّالْاَمینَ
این لقب، از رایجترین القاب حضرت علیهالسلام در کتابهای روایی و غیرروایی است.
این لقب نیز به صورت متعدد برای ایشان آمده است(2).
این لقب علاوه بر این جا، در زیارتنامهی جامعهای نیز آمده است(3).
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُوسَی بْنَ جَعْفَرَالطّاهِرالطُّهْرِ
لقبهای «طاهر» و «طهر»، برای امام کاظم علیهالسلام در مأخذی دیگر مشاهده نشد. پس به آنچه در زیارتنامه آمده و معنای ظاهری آن بسنده میکنیم : «درود بر تو ای موسی! فرزند امام صادق؛ ای پاکیبخش؛ پاکیزه!».
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلیِّ بْنَ موُسیَالَّرضَاالْمُرْتَضی
رضا، یعنی خشنود؛ و مرتضی، یعنی مورد خشنودی قرار گرفتن.
این دو صفت در کتابهای روایی، فراوان آمده است(1).
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَبْنَ عَلیٍّ، التَّقی:
سلام بر تو ای امام نُهُم، حضرت جوادالائمه علیهالسلام !
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِیَبْنَمُحَمَّدٍالنَّقیالنّاصِحاْلاَمینِ
لقب «تقی» برای امام جواد علیهالسلام و لقب «نقی» برای امام هادی علیهالسلام ،مشهورتر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد. اما لقب «ناصح» و «امین» را برای امام هادی علیهالسلام در جایی نیافتیم.
اَلسّلامُ عَلَیْکَ حَسَنَبْنَ عَلِیٍّ
درود بر تو این امام حسن عسکری علیهالسلام ، امام یازدهم!
اَلسَّلامُ عَلَی الْوَصِّیِ مِنْ بَعْدِهِ، اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلَی نُورِکَ وَ سِراجِکَ، وَوَلیِّ وَلیِّکَ، وَوَصِیِّ وَصیِّکَ، وَ حُجَّتِکَ عَلَی خَلْقِکَ
درود بر وصیّ امام عسکری علیهالسلام خدایا! تو نیز بر نور و چراغی که خود روشن ساختهای، درود فرست و بر سرپرست ولایت از طرف ولیّ تو، و وصیّ امامت از طرف وصیّ تو، و حجت تو بر آفریدگانت نیز .
1) 1 . برای نمونه، نک: الفقیه، ج2 ،ص 206 و التهذیب، ج 6، ص 86.
در این قسمت القابی همچون «ولی» و «وصی» و «حجت» آمده، که به دلیل روشن بودن، محتاج توضیح خاصّی نیست.
معنای «نور» و «سراج» نیز پیش از این، نوشته آمد.
«اَلسّلامُ عَلَیْکَ یا بِنْتَ رَسوُلِاللّهِ... تا... اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بِنْتَموُسَیبْنَجَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُاللّه و بَرَکاته».
آنچه در این قسمت از زیارتنامه چشمگیر است، شناساندن حضرت معصومه علیهاالسلام از نظر نَسَب شریف ایشان است. این که حضرتش، دختر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فاطمهی زهرا علیهاالسلام خدیجهی کبری علیهاالسلام ، امام حسن علیهالسلام امام حسین علیهالسلام امام سجاد علیهالسلام ، امام باقر علیهالسلام ،امام صادق علیهالسلام ، امام کاظم علیهالسلام ،و نیز خواهر امام رضا علیهالسلام ، و عمّهی سایر امامان علیهالسلام است.
برای روشن شدن پیامبر این بخش، لازم است نگاهی دیگر بر سلام بر انبیا و معصومان علیهمالسلام بیندازیم و پیام آن را دریابیم.
پیام سلام دادن بر انبیا و معصومان علیهالسلام این است که آن بزرگواران علیهالسلام در مدارِ تربیت الاهی قرار گرفتهاند و بر این اساس، مأمور اجرای اوامر خداوندی گردیدهاند.
در این حال ، آن گاه که بر حضرت معصومه علیهاالسلام سلام داده میشود، در حقیقت به این معنا است که: آن بانوی بزرگوار نیز آیین تربیتی آنان را پذیرفته، با تلاش خداپسندانه، خود را در آن طریقه قرار داده است. و چه بسا لقب «معصومه» با همین نکته، گرهزدنی باشد؛ زیرا قطعا لقبی تشریفاتی نیست.
آیا داشتن نَسَب شریف، فضیلت است؟
از داستان عزلشدن فرزند نوح، از فرزندی و اهل پدر(1)، چُنین برمیآید که صِرفِ وابستگی به انسانهای والا، فضیلت محسوب نمیشود ؛ زیرا همه چیز به دست خداوند است، و آن گاه که او نپذیرد، تلاش کوشندگان برای اثبات، یا نفی چیزی بیهوده خواهد بود.
آری، اگر کسی علاوه بر فرزند بودن، پذیرای آیین تربیتی نیز باشدو به آن، جامهی عمل بپوشانَد، فرزند بودن هم فضیلت میشود؛ زیرا علاوه بر داشتن تربیت صحیح، زینت و مایهی افتخار و سُرور، برای اجداد طاهرینش است؛ که بیتردید همهی اینها مایهی خشنودی آن بزرگوار و در نتیجه خداوند است.
چرا حضرت معصومه علیهاالسلام به نَسَب معرفی میگردد؟
همان گونه که گفتیم، صِرفِ فرزند انسان شریف بودن، فضیلت آفرین نیست؛ زیرا هم، داستان فرزند نوح علیهالسلام بر آن اشاره دارد، و هَم با عدالت خداوند سازگار نیست. چرا که اگر چنین معیاری، فضیلت به شمار آید و در هدایت آفرینی و تقرب به پیشگاه الاهی کافی باشد، گناه دیگران که از داشتن نَسَب شریف محروماند چیست، که بدین واسطه، بهرههای یادشده، شامل حالشان نمیگردد؟
بنابراین ، حضرت معصومه علیهاالسلام با پذیرش آیین تربیتی اجداد پاک خویش آن هم نَه به واسطهی فرزند معصوم بودن، بلکه از روی اختیار و
1) 1 . هود/ 46.
در سایهی عمل به آن، به مقامی رسیده که علاوه بر نَسَب، استحقاقِ دختر، خواهر و عمّهی معصوم بودن از نظر تربیت را نیز یافته است.
چرا که بسیاری افراد، با داشتن موقعیتی همانندِ آن حضرت، به واسطهی عملکردهای ناشایست، لقبهایی مانندِ «کذّاب» و... را گرفتند!
به عبارت دیگر: حضرت معصومه علیهاالسلام بر اساس نَسَبْ دختر، خواهر، عمّهی معصوم بود و توانست با اعمال خداپسندانه، شایستگی این عنوانها را برای خود حفظ کند.
چرا دختر حسن و حسین علیهماالسلام ؟
این زیارتنامه ، حضرت معصومه علیهاالسلام رادختر امام حسن و امام حسین علیهماالسلام معرفی میکند، در حالی که امامان بعد از امام حسین علیهالسلام فرزندانِ ایشان هستند؛ و حضرت معصومه از نوادههای امام حسین است!
در پاسخ باید گفت:
اولاً: فرزند تربیتی هر شخص بر فرزند مربی او نیز اطلاق میشود.و بدیهی است که حضرت معصومه علاوه برتربیت حسینی از تربیت حَسَنی نیز برخوردار بود و همین جمله با توضیحات پیشین میتواند دلیل گفتار محسوب گردد.
ثانیا: گرچه حضرت معصومه علیهاالسلام از طرف پدر به امام حسن علیهالسلام نمیرسد، نَسَبش از سوی مادر به ایشان میرسد زیرا امام سجاد علیهالسلام با دخترعموی خویش فاطمه (فرزند امام حسن) ازدواج کرد.
بنابراین ، امام باقر، فرزند آن دو بزرگوار (امام سجاد و فاطمه) است. و همهی امامان، پس از امام باقر علیهالسلام از نظر نَسَبی، بینِ امام حسن و امام حسین مشترکند.
در نتیجه: حضرت معصومه علیهاالسلام را میتوان افزون بر دختر امام حسین، دختر امام حسن نیز نامید؛ یعنی ایشان با چهار واسطه به امام حسین، و با سه واسطه به امام حسن میرسد.
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ ... تا... اَنْ لا یَسْلُبَنا مَعْرِفَتِکُمْ
فضای حاکم بر این قسمت از زیارتنامه، فضای ارائهی حاجت، و تقاضای اجابتِ آن است. حوایجی که در این قسمت عَرضه میگردد، پیامهایی متعدد دارد:
پیام اول
مقام حضرت معصومه علیهاالسلام بسی فراتر از آن است که در محضرشان، تنها به تقاضاهای کوچک دنیوی و مادّی اکتفا گردد؛ بلکه باید علاوه بر خواستههای مادّی، ایشان را چارهساز نیازهایی بس بزرگتر دانست.
پیام دوم
نوع حوایج معنوی مطرح شده، جملگی دارای بارِ معنایی فوق العادهای هستند، که رسیدن به آن، بدون وساطت اولیای ویژهی خداوند امکانپذیر نیست؛ و حضرت معصومه علیهاالسلام یکی از آنان است.
پیام سوم
معرفی حوایج بسیار مهم، که عبارتاند از:
جریان آشناسازی میان ما و آن بزرگواران در بهشت؛
محشور شدن در گروه آنان؛
وارد شدن بر حوض کوثر که متعلق به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله است؛
سیراب شدن از جامی که آن نیز متعلق به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله است، به ویژه که با دستهای مبارک امیرمؤمنان صورت گیرد؛
احساس شادمانی در جوار آن بزرگواران؛
گِرد آمدن با آنان در سایهی سرپرستی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ؛
7.فراموش نکردن راهِ رسیدن به این مقام و دریافتن این معنا که رسیدن به آن فقط با داشتن معرفت امکانپذیر است، و نباید آن رااز دست داد.
عَرَّفَ اللّهُ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ فِی الْجَنَّةِ؛
خداوند در بهشت، ما و شما را به هم میرسانَد.
بی تردید، لذتهای بهشتی در سایهی نعمتهای الاهی فراهم میگردد، اما باید دانست که چیزی مانند همدم مورد علاقه نمیتواند این لذایذ را به اوج برساند؛ چه بسا برای برخی ، داشتن همدم مناسب در بهشت، از نعمتهای بهشتی جالبتر و جذابتر باشد. آری ممکن است کسی همدم کنار خود را نشناسد، و بر اثر این نادانی از پارهای بهرههامحروم گردد.
مخصوصا اگر انسان در بهشت، کنار معصومان علیهالسلام قرار گیرد، ولی آنان را نشناسد، از فیضی بزرگ، محروم شده است.
در این هنگام زائر از خداوند میخواهد بینِ او و اولیایش در بهشت آشنایی دهد، تا بداند همدم چه کسانی است.
وَ حَشَرَنا فی زُمْرَتِکُمْ؛
محشورشدن با اولیای حق، نَه تنها یک مقام، بلکه آرزوی هر مؤمن آگاه از مقام آنان است.
این مقام، به گروهی خاص وعده داده شده ، همچون:
1.دوستاران اهل بیت علیهمالسلام ؛
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
«مَعاشِرَ اَصْحابی! مَنْ اَحَبَّ اَهْلَ بیتی حُشِرَ معنا(1)ای اصحاب من! هرکس اهل بیت مرا دوست بدارد، با ما محشور میشود».
2.مؤمنی که مرگش سهشنبه فرا رسد؛
حضرت علی علیهالسلام میفرماید:
«مَنْ ماتَ یَوْمَ الثُلاثاءِ مِنْ الْمُؤمِنینَ، حَشَرَهُاللّه عَزَّوَجَلَّ مَعَنَا(2)اگر مؤمنی سهشنبه بمیرد، خداوند او را با ما محشور میگردانَد».
بر اهل دقت پنهان نیست که قید «ایمان» در روایت، شایستهی تأمل است.
3.چشمی که بر مصیبت اهل بیت علیهالسلام بگرید؛
امام رضا علیهالسلام میفرماید:
«یا دِعْبَلُ مَنْ ذَرَفَت عَیْناهُ عَلَی مُصابِنا، وَبَکَی لِما اَصابَنا مِنْ اَعْدائِنا، حَشَرهُ اللّهُ
مَعَنا وَ فی زُمْرَتِنا(1)ای دعبل! چشمی که در مصیبت ما و آنچه از طرف دشمنان به ما رسیده بگرید، خداوند او را با ما محشور میسازد».
4.کسی که دارای ایمان حقیقی است؛
امام باقر علیهالسلام ضمن برشماریِ حقوق مؤمن بر خداوند میفرماید:
«وَلَهُ عَلَیاللّهِ اَنْ یَجْعَلَ مَعَنا فِیالدُّنْیا وَالآخِرةِ؛ برخداوند است که او را در دنیا و آخرت با ما قرار دهد».
5.از آن جا که وعدهی الاهی بر اجابت دعای بندگانش تعلق گرفته،
زائر حضرت معصومه علیهاالسلام ضمن زیارت، با توجه به واسطه قراردادن آن بانو علیهاالسلام از خداوند میخواهد او را با اهل بیت علیهالسلام قرار دهد. و از کَرَم خداوند کریم، در سرای کریمهی اهل بیت، جز این انتظار نیست.
وَاَوْرَدَنا حَوْضَ نَبِیِّکُمْ؛
خدا! ما را بر حوض پیامبر، بار دهد.
حوض ، یکی از میعادگاههای اهل محشر است؛ جایی که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله منتظر انسانهای مؤمن میماند، و این دیدار، شادمانی آن بزرگوار، و نیز مؤمنان را، در پی دارد.
نشانهی سُرور، رسیدن به مرحلهی پس از آن است، یعنی این گونه نیست که هر کس بر حوض بار یابد، از شادیها بهره خواهد برد؛ زیرا علی علیهالسلام در روایتی که خواهد آمد ، میفرماید: حوض جایی است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله دربارهی اهل بیت علیهمالسلام میپرسد.
1) 1 . المستدرک، ج 10، ص 386 و البحار، ج 45،ص 257.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله برای تشویق مؤمنان به اعمال صالح، وعدهی دیدار در کنار حوض، فراوان دادهاند(1). برخی را نیز محرومان این دیدار برشمردهاند.(2)گفتار در این باره مفصّل است و نوشتاری مستقل را میطلبد.
پس در این جا بسنده میکنیم به آنچه اساس همهی اعمال است، که با توجه داشتن، میتوان به حوض و مراحل بعدی دست یافت؛ یعنی اگر انسان، دیگر اعمال دینی را براساس قوانین دین انجام داده ولی از ولایت اهل بیت علیهمالسلام بیبهره باشد، از حضور بر حوض و مراحلِ بعد از آن، محروم است.
رسول خدا میفرماید:
«اِنَّکُمْ سَتَرِدوُنَ عَلَیَالحَوْضَ، فَاَسْأَدُلُکُمْ عَمّا فَعَلْتُمْ، فیِالثَقَلَیْنِ؛ به زودی شما بر حوض، نزدم حاضر خواهید شد، و من از شما دربارهی کتاب خدا، و اهل بیتم خواهم پرسید(3)».
«وَسَقانا بِکَاْسِ جَدِّکُمْ، مِنْ یَدِ عَلِیِّ بْنِ اَبیِ طالِبِ؛ خداوند با جامهای جَدِّتان، ما را به دست علی علیهالسلام سیراب سازد.»
همان گونه که نوشته آمد، اصل ورود در کنار حوض، سعادت آفرین نیست، بلکه آن گاه آدمی از نتیجهی اَعمالش آرامش خاطر مییابد، که در مرحلهی بعدی یعنی از آب حوض کوثر بیاشامد.
از روایتِ گذشته بر میآید که داشتن ولایت اهلبیت، قطعا از شرایط لازم است، و بر همین اساس، سقایت آب حوض کوثر به دست مبارک علی علیهالسلام سپرده شده، تا همگان دریابند که رمز این موهبت الاهی، «ولایت امیر مؤمنان» و «خشنودی» اوست.
وَاَسْئَلُاللّهَ اَنْیُرِیَنا فیکُمُالسُّررُرَ وُالفَرَجَ؛
و از خداوند میخواهم شادمانی و گشایش را در میان شما به ما بنمایانَد. از دغدغههای هر انسانِ عاقبتاندیش گرفتارشدن به حزن و بلاهایی است که در آینده احتمال ابتلا به آنها وجود دارد.
خداوند متعال در قرآن عزیز از این پیامد خبر داده است؛ اما با «فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلایَحْزَنُونَ».(1)
و مانند آن، جریان را استثناپذیر معرفی کرده، بندگانش را امیدوار ساخته است.
از این قسمت استفاده میگردد که در سایهی پُربرکت حضرت معصومه علیهاالسلام میتوان به آینده بسی امیدوار بود و تمامت گرهها را گشود.
وَاَنْیَجْمَعَناوَاِیّاکُمْ فی زُمْرَةِ جَدِّکُمْ مُحَمَّدٍ صلیاللهعلیهوآله
خداوند، ما و شما را در گروه ، جَدّتان حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله گِرد آوَرَد.
1) 1 . مائده / 69.
در این بخش به توضیحی که در ذیل «عَرَّفَاللّهُ... » و «حَشَرنا... » دادهایم، بسنده میکنیم.
وَ اَنْلایَسْلُبَنا مَعْرِفَتَکُمْ، اِنَّهُ وَلِیٌّ قَدِیرٌ:
خداوند بهرهی شناختِ ما از شما را نگیرد، که او سرپرستی بس تواناست.
از هدفهای بسیار مُهّم این زیارتنامه، معرفی حضرت معصومه علیهاالسلام است؛ و چون این شناخت، از شرایط پذیرش زیارت محسوب میشود زائر باید اولاً : آن بزرگوار را بشناسد. و ثانیا: بکوشد تا معرفت خویش را، پاس داشته، هرگز از دست ندهد.
بنابر همین اساس، حتّا در این قسمت (وسط زیارتنامه) نیز گوشزد میکند که روح معرفت باید همچنان حاکم باشد.
و با جملهی «اِنَّهُ وَلِیٌّ قَدیرٌ» میفمهماند که معرفت یافتن، و به ویژه حفظ آن، بسیار دشوار است که باید از خداوند توانا مدد جُست. وگرنه کاری مُحال و حدّاقل، طاقت فرسا خواهد بود.
«اَتَقَرَّبُ اِلَیاللّهِ بِحُبِّکُمْ... تا... نَطْلُبُ بِذلِکَ وَجْهَکَ، یا سَیِّدی!».
مواردی که از این قسمتِ زیارتنامه استفاده میشود، عبارتاند از:
راه تقرب به خداوند؛ مَحبّت به اهل بیت علیهمالسلام و حضرت معصومه علیهاالسلام است.
تنها مَحبّت داشتن به آنان کافی نیست، بلکه باید با دشمنانشان
دشمن بود. و به دیگر سخن: دوستی با اهل بیت علیهالسلام آن گاه کامل است، که دشمنی با دشمنانشان را نیز همراه داشته باشد.
هنگامی که خداوند به شخصی مقام و درجهای میبخشد، بر دیگران لازم است در برابر خواستِ حق، تسلیم و خشنود بوده، منکِر نشده، سرکشی نیز نکنند.
هر کس به درجهای از باور، دستیافت، باید در افزودن و رساندن آن مرحلهی به یقین و باور کامل، سخت بکوشد.
اَتَقَرَّبُ اِلَیاللّهِ بِحُبِّکُمْ، وَالْبَرائةِ مِنْ اَعْدائِکُمْ؛
من به وسیلهی دوستی با شما و دشمنی با دشمنانتان، به خداوند نزدیکی میجویَم.
مِهر ورزیدن به دوستان خدا و قهرکردن با دشمنان آنان، از ضرورترین نشانههای ایمان حقیقی است؛ به گونهای که با نبودِ آن دو، ایمان مُحقَّق نمیگردد.
امام صادق علیهالسلام میفرماید:«ثَلاثٌ مِنْ عَلاماتِالْمُؤمِنِ؛ عِلْمُهُ بِاللّهِ، وَمَنْ یُحِبُّ، وَمَنْ یُبْغِضُ(1)
از نشانههای مؤمن، سه چیز است: 1. خدا را شناختن؛ 2. چه کسی را دوست دارد؛ 3. با چه کسی دشمن است».
بدون دوست داشتن دوستان خدا ، تقربجویی به خداوند، امکانپذیر نیست.
1) 1 . الکافی، ج 2، ص 126.
این مَحبّت، آنگاه تکمیل میگردد که با دشمنیِ دشمنان خداوند نیز همراه شود. هر اندازه مَحبت به خداوند و محبوبان او، نَوَسان یابد، نشاندهندهی میزان تزلزل ایمان شخص است. این بخش از زیارتنامه، آشکارا بیانگر گفتار پیشین است.
علاوه بر این، معیار و محدودهی مَحبّت به افراد را نیز مشخص میکند. نباید پنداشت تنها، مَحبّت به خداوند و معصومان علیهالسلام ، و دشمنی با دشمنان آنان در تقرب به پروردگار کافی است، بلکه دامنهی آن را باید به دوستیِ محبّان اهل بیت علیهمالسلام و دشمنی با دشمنان آنان نیز بسط داد؛ چون در زیارتنامه واژهی «بِحُبِّکُمْ» آمده، که در این صورت نمیتوان ادعا کرد حضرت معصومه علیهاالسلام جزوِ اهل بیت، به مفهوم چهارده معصوم علیهالسلام است، بلکه ایشان کسی است که در مَحبّت به آنان در حدّی بسیار والا و غیر قابل تصور قرار دارد.
بنابراین ، حضرت معصومه علیهاالسلام از اولیای بزرگ الاهی است، و مَحبّت به او و دوری از دشمنانش، تقرب خداوند محسوب میشود.
وَالتَّسْلیِمِ اِلَیاللّه، راضِیاً به غَیْرَ مُنْکِرٍ، وَلامُسْتَکْبِرٍ؛
و تسلیم خداوندم، و به این شیوه خرسند؛ بیآن که ناباوری پیشه کنم و بزرگی بفروشم.
کم نیستند انسانهایی ک حقیقت را نمیپذیرند، حتّا آن گاه که بر آنان آشکار میگردد.
و به عبارت روشنتر: افرادی فراوان زمانی که حقیقت را درک کرده،
متوجه میشوند که تشخیص نزدِ خدا، جایگاهی و یژه دارد، با مشکلاتی درونی مواجه میگردند؛ که به مواردی اشاره میکنیم:
نپذیرفتن و تسلیم شدن، و انکارِ حقیقی، که فرارو دارند.
ناخشنودی و تحمل نکردن این حقیقت، به واسطهی حسادت درونیشان، تا جایی که از خود تکبر نشان داده، برای نابودی حقیقت اقدام میکنند.
بر اهل تحقیق پنهان نیست که صاحبان این دو رذیلهی اخلاقی، ضربههایی بر پیکرهی دین زدند، که تا روز رستاخیز جبرانپذیر نخواهد بود.
قرآن کریم از گروههایی با ناخرسندی یاد کرده، که از آن جملهاند:
گروه اوّل: کسانی که در عین شناختِ کامل حق، آن را انکار کردند(1).
گروه دوم: شیطان، که به فضایل حضرت آدم علیهالسلام رشک بُرده، احساس خود را در برابر فرمان الاهی مبنی بر ادای احترام در مقابل آدم بروز داد، و برای انحراف او دست به کار شد(2).
در این قسمت از زیارتنامه، پیامهایی در خور توجه به چشم میخورد: زائر حضرت معصومه علیهالسلام باید خویش را از خصایص پَست، پاک سازد؛ روحیهی تسلیم را در خود تقویت کند؛ از مواهب الاهی به اولیای خویش خرسند گردد؛ با تنگ نظری یا خودبرتربینی دچار انکار فضایل آنان نگردد؛ برای خاموش کردن نور آنان اقدام نکند؛ با شنیدن یا دیدن
کرامات از جانب آن حضرت، با دیدهی انکار به ایشان ننگرد؛ و... بلکه زائر باید بداند که روشنترین پیام دیگر زُوّار؛ به ویژه عالمان بزرگ و فقیهان گرانقدر این است که: دری از درهای رحمت خداوندبه دست حضرت معصومه علیهاالسلام گشوده میگردد.
وَعَلی یَقَین مااَتَی بِهِ مُحَمّدٍ، وَ بِهِ راضٍ؛
من به آوردههای حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله یقین دارم و به آن خرسندم.
از اساسیترین شرایط ایمان ، اعتقاد و یقین داشتن به اصول دین است. هر گونه تردید در این باب ممنوع است؛ به طور کلی اندیشه و عمل انسان به یقیین وابستگی دارد.
امام صادق علیهالسلام در این زمینه میفرماید:
«اِنَالْعَمَل الّلهمَّ الْقَلیلَ، عَلَیالْیَقینِ، اَفْضَلُ عِنْدَاللّهِ مِنَالْعَمَلِالْکَثیرِ، عَلَی غَیْرِ یَقِینٍ(1)کارِ اندکِ استوار بر اساس یقین ، نزدِ خداوند از کارِ فراوان بر پایهی ناباوری، برتر است».
یکی از اصول دین اسلام، نبوت است که از عقاید وابسته به آن، باور داشتن به آوردههای رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله از طرف خداوند، و راضی بودن به آن است.
زائر حضرت معصومه علیهاالسلام اعتراف میکند به همهی ارمغانهای رسول خدا صلیاللهعلیهوآله باورمند و از همهی آنها خرسند است.
1) 1 . الکافی ، ج 2 ص 57؛ المستدرک، ج 11 ص 198 و البحار، ج 75، ص 198.
نَطْلُبُ بِذلِکَ وَجْهَکَ، یا سَیِّدی! اَلّلهُمَّ وَ رِضاکَ وَالدّارَاْلاخِرَةَ؛
به این وسیله دیدار تو را میجوییم ای سَرور من! و نیز خشنودیات را، و سرای دیگر را.
صفای باطنی که در حریم حرم حضرت معصومه علیهاالسلام بهرهی زائر گردیده، جاری شدن عقیده بر زبانش، شخصیت جدید او را نمایان میکند. این که انسانی خداجوست و کارهایش با انگیزهی دیدار و لقای حق انجام میگیرد.
«یا فاطِمَةُ! اشْفَعِی ... تا ... مِنَ الشَّأنِ»
همان گونه که بارها نوشته آمد ، از اهداف مهمّ زیارتنامه ، شناساندن مقام والای حضرت معصومه علیهاالسلام است؛ که این قسمت به معرفی مقامهای شفاعت، و نیز شأنیت ایشان میپردازد.
«یا فاطِمَةُ! اشْفَعِی لی فیِالجَنَّةِ؛ ای فاطمهی معصومه! مرا در بهشت شفاعت فرما».
یکی از راههای گریز گناهکاران و کسانی که از بررسی اعمال خویش هراسانند، تمنّا کردن از اشخاصی است که خداوند آنان را میپذیرد. حضرت معصومه علیهاالسلام بیتردید از والاترین آبرومندان درگاه الاهی، و درخواستش نزدِ خدوند، پذیرفته است.
از این قسمتِ زیارتنامه میتوان چُنین استفاده کرد که محدودهی شفاعت حضرتش شامل همهی افراد میشود. زیرا به هر زائری اعم از عَرَب و عَجَم ، زن و مرد، مسلمان و غیرمسلمان، عارف و... این حق داده
شده که بگوید: «یا فاطِمَةُ!اشْفَعِی لی فیِالْجَنَّةِ».
امتیاز و حق برای این زائر آن گاه مفهوم دارد که شفاعتکننده ، بُرد کافی داشته باشد، و گرنه یا اجازه بیهوده خواهد بود، یا استهزای زائر است! و حاشا که امام رضا علیهالسلام در حقّ خواهر و زائر ایشان زبان به گفتاری چُنین بگشاید. همچنین این قسمت زیارتنامه، از مقام عصمت حضرت نیز حکایت میکند و هرگونه ابهام و تردیدی را از لقب «معصومه» میزَداید؛ زیرا زائر میخواهد دربارهی بهشت، او را شفاعت کند، که لازمهی آن، این است که: اولا: خودشان بهشتی هستند و بهشت جای گنهکار نیست. و ثانیا: گنهکار نیست ؛ زیرا گنهکار نباید شفاعت کند؛ چون خود نیازمند شفاعت است، پیش از آن که شفیع باشد.
فَاِنَّ لَکِ عِنْدَاللّهِ شَأناً مِنَالشُّأنِ؛
همانا تو نزدِ خداوند، مقامی والا داری.
به نظر میرسد بِهترین راه برای درک معنای شأن، بهرهگیری از واژههای معادل آن باشد؛ بنابراین به سراغ کتاب فرهنگ واژههای معادل اثر زندهیاد حجت الاسلام محمد دشتی رحمهالله میرَویم.
از جمله واژگان معادل «شأن» عبارتاند از:
عفیف، شریف، وجیه، حرمت، ثمن، خطر، قیمت، جلال، اعتبار، غریزه، قدر، مقام، منزلت، درجه، ملک، موضوع، محل، و...(1)!از میان این
1) 1 . نک: فرهنگ واژههای معادل / 31،71 ،229 ،238 ،407 ،486 ،495 ،566 ، 573 و 578.
کلمات آنچه با معنای واژهی «شأن» در زیارتنامه، مناسبتر به نظر میرسد مقام، اعتبار، قدر و منزلت است.
بنابراین ، مفهوم ظاهری «شأن» یکی از این چهار معنا، یا واژگانی همانند است، که این مفهوم را دارند.
مقام شأن، چه مقامی است؟
عدهای در درک مقام «شأن»، اظهار ناتوانی کرده آن را از حیطهی ادراک بشر عادی خارج دانستهاند.(1)
این بیان، گرچه درجای خود دُرُست است؛ چیزی به دست نمیدهد. البته میتوان با کمک «الشأن» گامهایی برداشت.
یکی از صفات خداوند «ذیالشّأن» است. و تعبیر «سبحاناللّه ذیالشأن» در روایات، فراوان وارد شده است.(2)
از طرفی دربارهی اهل بیت علیهمالسلام نیز، عبارتِ «وَلَکُمُ... الشَّأنُالْکَبیرَ ...» رسیده است(3).
بنابراین، شأنیت، مقامی است که خداوند آن را به معصومان علیهمالسلام عطا کرده؛ و از برترین عنایات خداوند به اهل بیت علیهمالسلام ، بخشیدنِ مقام ولایت به آنان است. پس میتوان چُنین نتیجه گرفت که: مراد از «الشأن» همان ولایت است.
آری، «شأنا» قسمتی از مقام ولایت، و شأن از شؤون آن است، که درک
کمّیت و کیفیت آن برای بشر عادی امکانپذیر نیست.
واژهی شأنا» را، میتوان از دو نظر بررسی کرد:
1.خود کلمه، که نکره آمده و نشاندهندهی عظمت مقام است.
2.در کنار کلمهی «الشان» که میرساند منزلت فاطمهی معصومه با تمام ارجمندیاش با مقام معصومان که ولایت مطلق دارند، قابل مقایسه نیست.
«اَلّلهُمَّ اِنی اَسْاَلُکَ... تا... وَصلَّی اللّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلهِالطّاهِرینَ»
پیامهای این قسمت از زیارتنامه عبارتند از:
2.از دست ندادن دستاوردها؛
3.امداد از نیروی الاهی در حفظ دستاوردها؛
4.درخواست از خداوند برای پذیرش دعا و قبولی زیارت؛
5.تحقّق همهی اهداف، در سایهی صلوات بر محمد و آل او صلیاللهعلیهوآله ، در سایهی مهر خدایی.
اَلّلهُمَّ اِنی اَسْاَلُکَ اَنْ تَخْتِمَ لی بِالسَّعادَةِ، فَلا تَسْلُبْ مِنِّی ما اَنَا فیهِ، وَ لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلاّبِاللّهِالْعَلِیِالْعَظیم؛
خدایا! از تو میخواهم پایانِ کارم را سعادتآفرین سازی و حالتی را که به آن دست یافتهام از من نگیری؛ که هیچ نیرو و توانی نیست مگر برای خداوند بلند مرتبهی بزرگ.
دغدغهی همهی انسانهای الاهی، عاقبت به خیر شدن است، که در قالب درخواست، فراوان بر زبان معصومان علیهمالسلام جاری شده است.
نگاهی به برخی از این گونه درخواستها، خالی از فایده نیست.
در زیارت عاشورا: «مماتی مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».
در دعای ابوحمزهی شمالی: «اَلّلهُمَّ اِنّی اَساَلُکَ ایماناً، لااَجَلَ لَهُ دوُنَ لِقائِکَ».
در دعای ماه مبارک رمضان:«وَاجْعَلْ عاقِبَةَ اَمْرِی اِلی غُفْرانِکَ، وَ رَحْمَتِکَ، یا اَرْحَمَالّراحِمین».
حضرت علی علیهالسلام در پایان عهدنامهی مالک اَشتر رحمهالله آوردهاند:
«وَ اَنْ یَخْتِمَ لی وَلَکَ بِالسَّعادَةِ وَالشَّهادَةِ(1)».
جا دارد در این جا، به کلام خدای بخشندهی مهربان گوش دل سپرده به آن عمل کنیم؛ آن جا که میفرماید:
«یا اَیُّهَا الذِینَ آمَنُو،اتَّقُوااللّهُ حَقَّ تْقاتِهِ، وَلاتَمُوتُنَّ اِلاّ واَنْتُم مُسْلِمِونَ»(2)ای مؤمنان! حقِّ تقوای الاهی را به جا آورید، و نمیرید، مگر در حالی که مسلمان هستید.
با توجّه به اهمیت عاقبت به خیری، جا دارد زائر حضرت معصومه علیهاالسلام نگران آیندهی خویش بوده، التماس کند که: خدواند! پایان امورم رابه سعادت ختم فرما!
فَلا تَسْلُب مِنّی ما اَنَا فیه؛
موقعیتی که در آن واقع شدهام، از من نگیر.
فضایی که زائر حضرت معصومه علیهاالسلام در آن قرار گرفته، فضایی سرشار از معرفت، خضوع، خشوع، ایمان، تقوا و بسیاری از خصلتهای نیکوی دیگری است، که مُنجیِ انسانِ خواهانِ نجات است.
زائر، پس از زیارت، معرفتی ویژه حاصل کرده است. لحظاتی از گناه و زشتی دور گشته ، خود را به دریای ولایت پیوند داده است. لذت تقوا و پرهیزگاری را چشیده و در فرجام مشمول عنایت حضرت معصومه علیهاالسلام و معصومان علیهمالسلام و خداوند تعالی شده است. جا دارد که او قدردانِ این لحظهها باشد و بداند خارج شدن از حرم به منزلهی رفتن از محضر آنان نیست؛ بلکه همواره و همه جا باید خود را در پیشگاه آنان ببیند و این تأثیرات ملکوتی را پیوسته، از هنوز تا همیشه، برای خود حفظ کند.
زائر باید بداند که شیطان تا پیش از این، سخت میکوشید مانعِ زیارت گردد، و پس از آن، به واسطهی کینهای که از او به دلیل پیروی نکردن از آن، در دل گرفته، تلاش خویش را چندین برابر کرده، تا تمام دستاورد زائر را با انواع دسیسه از دستش درآورده، تباه سازد؛ و وی را به حال و هوای قبل از زیارت باز گردانَد. بنابراین ، زائر نباید هرگز خود را از شرّ شیاطین، ایمن و آسوده بدانَد. جا دارد زائر به تمام خطرها توجه کرده، از ژرفای جان و دل از خداوند تمنا کند این احوال خوش و جدید را از او نستانَد.
وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِالْعَلِیِالْعَظیمِ؛
نیرو وتوانی نیست ، مگر برای خداوند بلند مرتبه بزرگ.
حفظ ایمان و دستاوردهای آن، در قالب زیارت اولیای خداوند را، هرگز نباید کاری ساده انگاشت.
دستیابی به این مهم، ممکن نیست مگر آن که آدمی از توان الاهی، بهرهمند گردد. این است که زائر از خداوند استمداد میکند، و از نیروی لایزال او یاری میجویَد، تا این دستاورد را به سرمنزل مقصود برساند.
دربارهی «وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِالْعَلِیِّ الْعَظیمِ» فراون در روایات آمده که ارتباط آن با مطالب ذکر شده، محسوس است.
در این باره از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله چنین نقل شده: «اِنَّ آدَمَ شَکی اِلَی اللّهِ مَا یَلْقی مِنْ حَدِیثِ النَّفْسِ وَ الْحُزْنِ، فَنَظَر عَلَیْهِ جَبْرِئیلُ، فَقال لَهُ: یا آدَمُ! قُلْ: لا حَوْلَ وَلا قَوَّةَ الاّ بِاللّهِ» فَقالَها، فَذَهَب عَنْهُ الْوَسْوَسةُ وَالْحُزْنُ(1)
حضرت آدم علیهالسلام به خداوند از خود سخن گویی و ناراحتی گله گزاری کرد، جبرئیل علیهالسلام براو فرود آمد و گفت: ای آدم! بگو: لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ. آدم آن را گفت و وسوسه و ناراحتی او برطرف شد».
بیتردید شیطان در کمین نشسته و زائر را وسوسه میکند. تا جایی که زیارت کننده با خود میاندیشد: تمام سختی راه را به جان خریدم و به زیارت آمدم. برای چه؟ چه فایده؟ و به دنبال آن، دچار ناراحتی گشته، نشانههای ناخشنودی را در خود میبیند؛ که در حقیقت ناخرسندی از
1) 1 . الوسائل، ج 7، ص 217.
خداوند و اولیای اوست. یکی از راههای مقابله با این وسوسهها، گفتنِ ذکر: «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِالْعَلِیِالْعَظیمِ» است.
اَلّلهُمَّ اسْتَجِبْ لَنا، وَتَقَبَّلْهُ بِکَرَمِکَ وَعِزَّتِکَ وَرَحْمَتِکَ وَ عافِیَتِکَ؛
خدایا! ما را اجابت فرما و نیازمان را قبول کن! به بزرگواری و عزتت، و به مهربانی و بندهنوازیات.
اعمال انسان آن گاه ارزش دارد و برای او جایگاهی سامان میدهد، که خداوند آن را بپذیرد.
زیارت ، گرچه برای مجاوران اولیای خداوند از نظر طیّ مسافت آسان است، برای کسانی که از راه دور، سختیِ راه را به جان میخرند، با مشکلاتی فراوان همراه است. وبیتردید در زمانهای گذشته، مشکلات سفر به دلیل کمبود امکانات رفاهی، افزونتر نیز بود.
جای بسی افسوس است اگر زائری، چنین رنجهایی را، تاب آوَرَد، و پس از زیارت، به جایگاهی دست نیابد، و تمامتِ آرزوهایش را بر باد رفته یابد.
تنها راه چاره برای مبتلا نشدن به این ماجرای رنجآور، خواهش کردن به درگاه پروردگار است. و براین که از خداوند بخواهد: جایگاه یک زائر حقیقی به تمام معنا باشد، و ثانیا: دعاهای او را پذیرفته، به اجابت برسانَد. برای اجابت دعا نیز باید خدا را به صفات حُسنایش همچون: مِهر، عافیت و... شُکوهش سوگند دهد.
وَ صَلَّیاللّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِهِ اَجْمَعِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلیماً؛
درود خداوند بر محمد و همهی خاندان او، و سلام فراوان بر آنان باد.
ذکر درود و صلوات بر محمد و خاندان پاکش که نشان دهندهی ولایت مداریِ فرد و مَحبّت به خاندان عصمت است، از دیگر دژهایی هست که زائر به آن پناه میبَرد تا عاملی برای اجابت دعایش بوده و از شرّ شیطان در امان باشد.
یا اَرْحَمَالرّاحِمینَ؛
ای مهربانترین مهربانان!
آری، از آغاز که زائر توفیق زیارت پیدا میکند، تا اتمام آن، پیوسته در سایهی مِهر الاهی است، و با ندای «یا اَرْحَمَالرّحِمین» معرفت خود را نشان میدهد.
چکیده
رویکردی دوباره
هدف اصلی این نوشتار، علاوه بر شرح زیارت، تبیین مقام والای دختر موسیبنجعفر علیهالسلام ، حضرت فاطمهی معصومه علیهاالسلام است.
سلام دادن به حضرت معصومه علیهاالسلام در عَرضِ سلام دادن به معصومان علیهالسلام (انبیا و چهارده معصوم علیهاالسلام )، نشان دهندهی در یک راستا بودن مقام آنان با یکدیگر، و دریافتن منزلت ایشان در سلسله مراتب عصمت است.
صِرف فرزند معصوم بودن، افتخارآفرین نیست، بلکه مسؤولیّت آفرین است. پیام این نکته که، معصومی حضرت معصومه علیهاالسلام را که به نَسَبَش میشناساند این است که ایشان تربیت معصومین را پذیرفته، و با عمل به آن ، «استحقاق» «دختر بودن» را یافته است؛ و با منطبق کردن آیین تربیتی آنان برخود، به درجهی عصمت رسیده است.
حضرت، به مقام شفاعتگری رسیده، میتواند از جایگاه بهشتی خویش دستگیر بندگانِ خداوند باشد. با توضیح این که: گناهکار نَه تنها بهشتی نیست و نمیتواند شفاعت کند، بلکه خود محتاج شفاعت است.
پس میتوان چُنین نتیجه گرفت که : حضرت معصومه علیهاالسلام از مقام عصمت برخوردار بوده، به معنای واقعی، معصوم است(1).
1) 1 . بر جویندگان حقیقت پنهان نیست که مراد از عصمت در این جا، عصمت در مرحلهی عمل است. یعنی کسی که به کار حرام دچار نشده و عمل واجب را رها نکرده است؛ نَه عصمت در مرحلهی گرفتن وحی، و نَه عصمت در تبلیغ آن و بیان اصول و فروع دین ، که از ویژگیهای چهارده معصوم و پیامبران الاهی علیهمالسلام است.
کتابنامه
قرآن کریم.
نهج البلاغه .
اصول کافی : ثقهالاسلام کلینی ، دارالکتابالاسلامیه ، تهران، 1365 .
بحارالانوار : علاّمه مجلسی ، مؤسّسة الوفاء بیروت ، لبنان ، 1404 ق.
تاریخ قم : حسنبنمحمّد قمر (378 ق) ، ترجمهی حسنبن عج (805) ، تحقیق سیّد جلالالّدین تهرانی، توس ، تهران، توس، 1361 ش.
عیون اخبار الرضا علیهالسلام : شیخ صدوق ، انتشارات جهان ، بیجا ، 1378 ق.
فرهنگ واژههای معادل : محمّد دشتی ، مؤسسهی تحقیقاتی امیرالمؤمنین علیهالسلام ، قم ، چاپ دوم ، 1376 .
مجموعهی رسایل : گروهی از نویسندگان ، نرمافزار گلشن قم .
مجموعهی مقالات : گروهی از نویسندگان ، نرمافزار گلشن قم .
مروج الذهب : مسعودی (ابوالحسنعلیبنالحسین) ، قم، دارالهجره، چاپ دوم ، قم ، 1409 ق.
مستدرکالوسایل : محدث نوری ، مؤسسه آل البیت، قم ، 1408 ق.
من لایحضره الفقیه : شیخ صدوق ، جامعهی مدرّسین، قم ، 1413 ق.
وسائل الشّیعه : شیخ حرّ عاملی ، مؤسسهی آل البیت، قم ، 1409 ق .
همگام بازائران عارف : علی اشرف عبدی ، نرمافزار گلشن قم .
غلطگیری ویراستاری انجام شد 31 / 5 / 1389