ghaemiyeh.com
شابک:۱۲۰۰۰ریال 964-8606-16-1
شماره کتابشناسی ملی:۱۰۴۰۱۰۳
عنوان و نام پدیدآور:علل نمازگریزی و نقش رسانه در گسترش نماز (۲)/نویسنده محسن محمدی ؛ تهیه کننده مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.
مشخصات نشر:قم: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ۱۳۸۳.
مشخصات ظاهری:[۵ ، ۱۹۱] ص.
فروست:مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما؛ ۷۸۳
یادداشت:کتابنامه: ص. [۱۸۷] - ۱۸۹؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع:نماز -- تبلیغات.
موضوع:رسانههای گروهی -- جنبههای مذهبی -- اسلام.
موضوع:نماز -- ترک.
موضوع:تلویزیون و دین -- ایران.
رده بندی دیویی:۲۹۷/۳۵۳
رده بندی کنگره:BP۱۸۶/۲/م۲۸ع۸ ۱۳۸۳
سرشناسه:محمدی، محسن
شناسه افزوده:صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی. استان قم.
عللنمازگریزی و نقشرسانه در گسترشنماز(2)
کد: 783
نویسنده: محسن محمدی
ناشر و تهیهکننده: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
لیتوگرافی: سروش مهر
چاپ و صحافی: نگارش
نوبت چاپ: اول / 1383
شمارگان: 1500
بها: 1200 تومان
حق چاپ برای ناشر محفوظ است
نشانی: قم، بلوار امین، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
پست الکترونیکی: Email: IRC@IRIB.COM
تلفن: 2935803 و 2910602 نمابر: 2933892
شابک: 1-16-8606-964ISBN: 964-8606-16-1
وقتی دلتنگ و خسته از خاک، معراجِ جان و سیر به افلاک را آرزو میکنی، تنها بر بُراق نماز میتوانی گستره آسمانها را بپیمایی که: الصلوةُ معراج المُؤمن.
آنگاه که غوغای زندگی، تو را از خود بیخود میکند، به نمازی عاشقانه بایست و غبار تیرگی را از جسم و جان بزدای و سبکساری تن و روان را به تماشا نشین.
وقتی هراس تردید، سایه وحشت بر جانت میگستراند، آفتاب اطمینان را در سپیدهدم نجوا (نماز صبح) و نیمروز نیایش (ظهر و عصر) و شبانگاه شوق (مغرب و عشا) بر دلت بتابان تا همه دغدغهها و تشویشها خاکستر شوند.
نماز، ریسمان قرب است و با آن، شایستگی همسخنی با محبوب و حلاوت و همزبانی با دوست را در ذرّه ذرّه وجودت احساس میکنی.
به راستی که نماز، نور چشم پیامبر صلیاللهعلیهوآله، ستون دین و استوارترین تکیهگاه و یادآور «راه و مقصد» است. نماز، کلاس سیاسی، فرهنگی، معنوی و تربیتی است که در آن، تواضع و خشوع و صفا و خلوص و معرفت و کمال تدریس میشود.
پس بیاییم با نماز اُنس بگیریم و سراسر وجودمان را با نماز، شستوشوی
معنوی دهیم و همه توان خود را برای حفظ و گسترش فرهنگ نماز به کار بندیم که اگر چنین شود، تمام دسیسهها و نیرنگهای شیطانی بیاثر خواهد گشت.
نماز را تکریم و تعظیم کنیم تا به ساحل سلام و سلامت برسیم و هماره از ژرفای جان از خداوند بیزوال بخواهیم که:
رَبِّ اجْعَلْنی مُقیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ. (ابراهیم: 40)
خدایا! مرا و فرزندانم را از برپاکنندگان نماز قرار ده. پروردگارا! این دعا را بپذیر.
چه خوش باشد که با یاد خداوند
تمام لحظهها دل گیرد آرام
در پایان، از تلاشهای بیشایبه پژوهشگر ارجمند جناب آقای محسن محمدی در ساماندهی این اثر سپاسگزاریم و امید میبریم کار ایشان مقبول طبع بلند برنامهریزان و برنامهسازان ارجمند قرار گیرد.
انّه ولیّ التوفیق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
عبادت، بوییدن گل است و هیچ شامه سالمی به آن بی میل نیست. عبادت از یک سو، قطره قطره آب شدن است و از سوی دیگر، جرعه جرعه آب نوشیدن. عبادت، نزدیک شدن به کانونی است که آنجا هیچ نیازی باقی نمیماند تا عزّت آدمی را تهدید کند و هیچ فقر و کسالتی نیست که بر چهره روح، گرد خاک گزینی و گوشه نشینی بنشاند.
نماز، برترین عبادت عارفانه و ستون دین است که در گسترش فضایل اخلاقی و زدودن رذیلتها بسیار موثر است. نظام عبادی نماز، سبب ایجاد امنیت و آرامش در فرد میشود. در بعد تربیتی، نماز به ایجاد شخصیت بالنده کمک میکند. در عرصه اجتماع، نماز بر عناصر اساسی جامعه در سطح فرد، اثر میگذارد و در صحنه اقتصاد، در بهرهوری موثر است. نماز، عبادتی همه جانبه است که تمامی ابعاد زندگی بشر را دربرمیگیرد. ولی عوامل چندی این عبادت بزرگ را تهدید میکند و سبب نمازگریزی میشود که در این نوشته، ضمن بیان عوامل مختلف نمازگریزی، راهکارهایی را برای رویارویی با آن در سطح اجتماع و خانواده، مطرح میشود.
همچنین نماز، بارزترین جلوه فرهنگ عبودیت است که باید از هر وسیلهای برای گسترش آن استفاده کرد. در این میان، رسانه از بهترین و کارآمدترین ابزارهاست. رسانه، درراستای تفهیم و ترویج این امر مهم، اثر زیادی دارد و میتواند عامل کار آمدی در این مورد باشد. رسانهها، فنآوری گستردهای هستند که را به تسخیر خود در آوردهاند و بر روح افراد جامعه
بسیار اثر گذار هستند. رسانه از نخستین دوران زندگی تا پایان حیات انسان، به عنوان عامل آموزنده و تأثیر گذار نقش قوی دارد. بنابراین، ظهور رسانه تولد دنیای نوینی است که بدون توجه به آثار تربیتی آن، توفیق در آموزش و گرایش به نماز امکانپذیر نیست.
رسانه، آموزشگاه میلیاردها انسان است و در اعماق دل و ذهن اعضای خانوادهها رسوخ کرده است.
رسانهها کلاس همگانی و همه جایی و بدون انحصاری هستند که تمام لحظههای خالی و غیر رسمی انسان را پرکردهاند و در ایجاد انگیزه و پذیرش یک عمل و شکل دادن عادتهای خوب یا بد، نقش بسیار مؤثری ایفا میکنند. اگر برنامهها و زمان پیام رسانهها با باورها و ارزشهای معنوی و مذهبی جامعه، خانه و خانواده هماهنگ نباشد، آموزش و القای پیامهای دینی و تربیتی اثری نخواهد داشت و هر پیامی از طرف پدر، مادر و معلم، همانند یخی در برابر حرارت شدید و همه جانبه، ذوب خواهد شد و از میان خواهد رفت.
تفکر و برنامهریزی برای برپایی نماز، یکی از شایستهترین و ضروریترین کارهایی است که باید در جمهوری اسلامی انجام شود؛ زیرا بر پاداشتن نماز، نخستین ثمره و نشانه حکومت صالحان است و پس از آن است که نوبت به زکات، یعنی تنظیم مالی جامعه و ریشهکنی فقر و نیز امر به معروف و نهی از منکر یعنی سوق دادن به نیکیها و باز داشتن از بدیها میرسد.
الَّذینَ إِنْ مَکَّنّاهُمْ فِی اْلأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ (حج: 41)
آنان کسانی هستند که اگر در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز بر پای دارند و زکات میدهند و به کارهای پسندیده وا میدارند و از کارهای ناپسند بازمیدارند.
نماز، رکن اصلی دین است و باید اصلیترین جایگاه را در زندگی مردم داشته باشد. حیات طیبه انسان در سایه حاکمیت دین خدا هنگامی به دست خواهد آمد که انسانها، دل خود را با یاد خدا زنده نگهدارند و به کمک آن بتوانند با همه جاذبههای شر و فساد مبارزه کنند و همه بتها را بشکنند و دست تطاول همه شیطانهای درونی و برونی را از وجود خود قطع کنند. این ذکر و حضور دایمی، فقط به برکت نماز به دست میآید و نماز در حقیقت، پشتوانه مستحکم و ذخیره تمام نشدنی در میدانی است که آدمی در آن، با شیطان نفس خود که او را به پستی و زبونی میکشد و شیطانهای قدرت که با زر و زور، او را وادار به ذلت و تسلیم میکنند، همیشه در حال مبارزه است. هیچ وسیلهای مستحکمتر از نماز برای ارتباط میان انسان با خدا نیست. مبتدیترین انسانها رابطه خود با خدا را به وسیله نماز آغاز میکنند. بر جستهترین اولیای خدا نیز بهشت خلوت انس خود با محبوب را در نماز میجویند. این گنجینه ذکر و راز را هرگز پایانی نیست و هر که با آن بیشتر آشنا شود، جلوه و درخشش بیشتری در آن مییابد.
واژگان و ذکرهای نماز، هر یک به بخشی از معارف دین اشاره دارد؛ نمازی که با اندیشه در معانی و بدون سهو و غفلت گزارده شود، انسان را روز به روز به معارف الهی آشناتر به آن وابستهتر میسازد... .
آنچه من با قلم قاصر و شناخت ناچیز خود میگویم، آن است که مردم ما و جامعه ما، بهویژه جوانان، باید نماز را منبع قدرتی لایزال بدانند و در برابر جبههای که امروز پیش روی ماست، به تکیه گاه مستحکم ذکر خدا و امید و اعتماد به او بیش از همیشه نیازمندیم و نماز، آن سر چشمه جوشانی است که
امید و اعتماد و قدرت معنوی را به ما میبخشد. نماز با حضور و توجه، نمازی که از یاد و ذکر، سرشار است. نمازی که آدمی در آن با خدای خود سخن میگوید و به او دل میسپارد؛ نمازی که والاترین معارف اسلام را پیوسته به انسان میآموزد.
چنین نمازی انسان را از پوچی و بی هدفی و ضعف میرهاند و افق زندگی را در چشمش روشن میسازد و به او همت و اراده و هدف میبخشد و دل او را از میل به کج روی و گناه و پستی نجات میدهد. از این روست که نماز، در تمام عرصههای زندگی حتی در میدان نبرد و درسختترین آزمایشهای زندگی، اولویت خود را از دست نمیدهد. انسان همیشه به نماز محتاج است و در عرصههای خطر محتاجتر.
حقیقت آن است که در کار معرفی نماز، کوتاهیهای زیادی شده است و در نتیجه نماز هنوز جایگاه شایسته خود را حتی در نظام اسلامی ما به دست نیاورده است. در این نوشتار، کوشیدهایم با توجه به جایگاه مؤثر رسانه در افکار عمومی جامعه، قدمی در راستای ترویج فرهنگ نماز برداشته شود تا نماز، جایگاه حقیقی خود را در جامعه اسلامی ما بیابد.
البته برای رسیدن به این موفقیت بزرگ، تلاشهای زیادی لازم است و باید وقت زیادی را صرف کرد و با استفاده از تمام امکانات و افراد متعهد و مؤثر و دیگر نیروهای فرهنگی، با همتی بلند و پشتکار به سمت قله رفیع نماز حرکت کنیم تا به خواست خداوند متعال و با توجهات حضرت ولی الله الاعظم(عج) کشور و جامعه ما به هدفهای والای نماز نزدیک و از برکات آن بهرهمند شود.
کتاب حاضر در سه بخش سامان یافته است. بخش اول در مورد علل نمازگریزی بحث میکند و شامل پنج فصل است که در فصل اول جایگاه موضوع را در میان مباحث مختلف فرهنگی و اجتماعی بررسی میکنیم. در فصل دوم، علل اجتماعی، فردی، خانوادگی و فکری بی میلی به نماز را بیان میکنیم. در فصل سوم، توصیههای لازم برای برنامه ریزان در سطح کلان بررسی میشود. در فصل چهارم، برای برنامه ریزان فرهنگی و اجتماعی برخی راهکارها در قالب برنامهها و وظایف، بیان شده است. و در فصل پنجم، نقش حوزههای علمیه و خانواده در مورد نمازگزاری بررسی شده است.
در بخش دوم با عنوان نقش رسانه در گسترش نماز، عملکرد رسانه در مورد گسترش فرهنگ نماز در جامعه بررسی شد و راهکارهایی در سطح عموم جامعه، جوانان و نوجوانان و کودک و خردسال در این مورد ارائه شده است.
شاید به نظر برسد که نماز، یک عمل فردی است که ربطی به حکومت و اداره جامعه ندارد و تنها چهره و بازتاب اجتماعی نماز، همان نماز جماعت است، ولی نباید نماز را تنها به عنوان یک ادب دینی، بیشتر در زمینه روانشناسی یا تأثیر روانی آن، بررسی کرد، بلکه باید به کارکردهای اجتماعی آن نیز توجه کرد.
نماز، نماد حکومت صالحان است. قرآن، نماز را یکی از نشانههای حکومت صالحان بر شمردهاست.(1)
حج: 41 «. نماز را برپا می دارند
وظایف حکومت اسلامی، برخلاف مکاتب دیگر، فقط به بعد ظاهری و مادی زندگی فعالیتهای اقتصادی، محدود نمیشود. حکومت اسلامی، افزون بر ایجاد، گسترش و تقویت آرامش و امنیت اقتصادی و سیاسی، وظیفه دارد زمینه مساعدی برای پیشرفت روحی و معنوی افراد جامعه ایجاد کند تا مسلمانان در آن بستر، وظایف دینی و عبادی خود را1) الَّذینَ إِنْ مکَّنّاهم فی اْلأَرضِ أَقاموا الصلاةَ؛ همان کسانی که هرگاه در زمین به آن ها قدرت بخشیدیم، » .1
انجام دهند.فراتر از این حکومت اسلامی، وظیفه اجرای برخی از احکام و مناسک دینی را نیز بر عهده دارد.
حکومت اسلامی، در راستای انجام وظایف خود و هدایت جامعه به سوی حقیقتها و اصالتهای الهی باید اهمیت ویژهای به نماز بدهد. پرداختن به این موضوع، از این نظر بسیار مهم است.
نماز، با توجه به گستره نفوذ و آثارش، چنان فضای معنویای در جامعه ایجاد میکند که افراد جامعه را در دستیابی به زندگی معنوی آرمانی و مسالمتآمیز توانا میسازد و آنها میتوانند اعمال و فرایض دینی را انجام دهند.
دشمنان انقلاب، پس از آزمودن حربههای اقتصادی و نظامی و بی ثمر بودن آنها در برابر ایمان و اراده مردم ایران، برای براندازی انقلاب اسلامی مردم ایران، راه دیگری برگزیدند که زحمت و خرج کمتری داشت. استعمار، در طول تاریخ برای رسیدن به اهداف و منافع خود در کشورهای اسلامی از نیرنگهای گوناگونی برای کم کردن غیرت دینی و مظاهر مذهبی در جامعه استفاده کرده است که میتوان آنها را تهاجم فرهنگی نامید.
امروزه، دشمنان انقلاب و اسلام با هجوم گسترده به فرهنگ مذهبی میکوشند دینداران، به ویژه جوانان را از مسیر دین خارج کنند تا به اهداف ضد انسانی و ضد الهی خود برسند. فرهنگ بیگانه با استفاده از ارتباطات، در تمامی خانهها حضور یافته و همگان را هدف هجوم این فرهنگ قرار داده
است. کودک با تماشای یک فیلم کارتون، چگونگی لباس پوشیدن، سخن گفتن، چگونگی ارتباط افراد با یکدیگر، هدفهای مطرح شده در فیلم را به آموختههای خود میافزاید و این دانایی، به تدریج در شخصیت و هویت وی جای میگیرد.این در حالی است که یکی از مسایل بسیار مهمی که از سوی جامعه شناسان مطرح میشود، میزان تأثیرگذاری قطعی وسایل ارتباطی بر افکار عمومی است. این، بدان معناست که محرک بیرونی، بیش از محرک درونی، بر فرد تأثیر میگذارد.
پس فرهنگ بیگانه، تهاجم همه جانبهای را در ستیز با انقلاب اسلامی طراحی کرده که اگر تدبیر هوشیارانهای اندیشه نشود، فرهنگ غنی دینی ما آسیب میبیند و میزان نمازگزاری کاهش مییابد.
در این شرایط فرهنگی، «نماز» به عنوان بزرگترین نماد دینی در دفاع از ساختار معنوی جامعه و تهاجم به فرهنگ بیگانه برای تحت تأثیر قراردادن آن، نقش بسزایی دارد. بی گمان، گسترش فرهنگ نماز میتواند جریان تهاجم دینی ـ فرهنگی غرب بر جهان اسلام را متوقف کند و حتی میتواند فرهنگ غرب را تحت تأثیر قرار دهد و خلأهای معنوی آن را پرکند. در بحث علل بی میلی به نماز، دراینباره بیشتر بحث خواهیم کرد.
روحیه تعهد و خود باوری که در سایه نمازگزاری در افراد جامعه ایجاد میشود، غیرت و تشخص دینی را افزایش میدهد و مانع خود باختگی فرهنگی میشود. گسترش فرهنگ نماز، جایگاه والای ارزشهای دینی را برای مردم بیان میکند.
اگر ارزشهای جامعه امروز را با سالهای پیش مقایسه کنید، به تغییر و شاید افول نظامارزشی جامعه پی میبرید.تغییر فضایل اخلاقی، یکی از عوامل تغییر و افول نظام ارزشی جامعه دینی ماست.متأسفانه، فرهنگ شهروندی به گونهای تدوین یافته که در بسیاری از موارد، نیاز به فضایل اخلاقی احساس نمیشود و این مسئله سبب دگرگونی و جابهجایی هنجارها شده است. در برخی از برهههای زندگی شهروندان مدرن، امر به معروف و نهی از منکر، سلام کردن، حضور در مسجد، دلسوزی به حال دیگران و رعایت ظواهر دینی، هنجار به شمار نمیآید.
نمازگزاری در چنین جامعهای میتواند نظام ارزشی را سامان دهد و بار دیگر اوضاع آرمانی را به ارمغان آورد. در سایه آموزش نماز، افراد جامعه میآموزند که چه چیز خوب و چه چیز بد است؛ یعنی ارزش و ضد ارزش را با نماز میسنجند و هیچ معیاری بهتر از نماز وجود ندارد.درباره نظام ارزشی در بحث عوامل بی میلی به نماز بیشتر بحث خواهیم کرد.
اگر کمی در نمازهایی که امروزه در جامعه دینی ما بر پا میشود دقت کنید، خواهید دید که فرهنگ نماز، تا چه اندازه تضعیف شده است.(1)
34/ 24 درصد به ندرت و 6 / 33 درصد، گاهی؛ 8 / به مسجد می روید؟ 16 درصد پاسخ داده اند که زیاد می روند. 6
درصد گفته اند که هرگز به مسجد نمی روند.البته بررسی ها نشان می دهد انجام نماز جماعت در شهرستان ها از
تهران بیشتر است
متأسفانه،1) 1. داده های آماری نیز این مطالب را تأیید می کند.مردم تهران به این سؤال که چقدر برای انجام نماز جماعت
نمازگزاری از مسیر واقعی خود که باید به انس با نماز بینجامد، خارج و در حرکات خشک و بی روح ظاهری خلاصه شده است؛ یعنی نماز، بدون حضور قلب برپا میشود. از این رو، آثار نماز به چشم نمیخورد. برخی افراد با اینکه سالها نماز به جا آوردهاند، ولی آثار ملکوتی و فراجهانی نماز در اعمال و رفتار آنها مشاهده نمیشود و تفاوت چندانی با بی نمازها ندارند.
حتی در برخی موارد، نمازگزاری به طور درست و کامل انجام نمیشود؛ یعنی نماز از نظر ظاهر هم به درستی برگزار نمیشود و در اجزای نماز کاستیهایی وجود دارد. نمازگریزی، هم در بعد باطنی نماز و هم در بعد ظاهری آن، یکی از آسیبهای اجتماعی است؛ یعنی نمازگریزی از نظر کمی و کیفی در واقع بیشتر نمازهای جامعه ما در مرحله نمازگزاری باقی مانده است و آسیبشناسی نمازگزاری در این راستا مهم است. از این رو، پرداختن به بحث نمازگریزی برای شناسایی و علت یابی و رفع این آسیب، قابل توجه است.
آثار نماز که ره آورد انس با نماز است، به بسیاری از نیازهای جامعه پاسخ میدهد. نماز در بعد اخلاقی، سبب تکامل و خود سازی و ایجاد فضایل
افراد مجرد یا طلاق گرفته به مسجد مراجعه می کنند. نک: بررسی آگاهی ها، نگرش ها و رفتارهای اجتماعی و
فرهنگی در تهران، منوچهر محسنی، انتشارات زهد، تهران، 1379 ، ص 362 . این درحالی است که نماز جماعت از
مهم ترین جلوه های فرهنگ نماز است.
1) البته افراد مسن بیشتر به مسجد می روند. هم چنین، آمار در سطح شهر تهران نشان می دهد که افزایش سواد، سبب کم شدن مراجعه به مسجد می شود.افرادی که ازدواج کرده اند و یا همسر خود را از دست داده اند، بیشتر از
اخلاقی، مانند صبر، تواضع و اخلاص میشود. در بعد تربیتی، نماز، ثبات شخصیت، نظم و انضباط، احساس قدرت، ادب و تمرکز ذهن را به انسان هدیه میکند. آثار بهداشتی نماز نیز قابل توجه است. نماز نه تنها بر بهداشت فردی و جسمی، بلکه بر بهداشت اجتماعی و روانی نیز موثر است. در بعد اجتماعی، نماز بر عناصر اساسی جامعه، تأثیر میگذارد. در سطح کلان نیز، نماز بر تنظیم سیاسی، تعمیم ساختاری و تنظیم اجتماعی و تفاهم نمادی تأثیر دارد. در بعد اقتصادی، تأثیر نماز بر بهره وری قابل توجه است. در فضای سیاست، نماز نقش مؤثری دارد و مانع تراکم و تمرکز قدرت زیاد و از میان رفتن اختیارات و آزادیهای واقعی است.
نماز، در بعد خانوادگی هم سبب تحکیم بنیان خانواده و ایجاد محبت و فضای معنوی در خانواده میشود و باروری شخصیت را به دنبال دارد. آثار نماز بر زندگی زوجهای جوان و برنامهریزی تحصیلی دانشآموزان نیز، قابل توجه است.(1)
نیم نگاهی به این آثار و توجه به نیازهای جامعه به خوبی جایگاه موضوع را نشان میدهد.
البته با توجه به اهمیت و جایگاه نمازگزاری و انس با نماز در اسلام و آثار ژرف آن، این موضوع، از جنبههای دیگری نیز قابل توجه است که مهمترین آنها ذکر شد.
1) 1. برای مطالعه بیشتر نک: از نمازگزاری تا انس با نماز از نگارنده، فصل آثار انس با نماز.
در این فصل میکوشیم عواملی را بیان کنیم که مانع نمازگزاری است؛ یعنی عواملی که سبب نمازگریزی میشود. به نظر میرسد با توجه به اینکه نمازگزاری، مرحله مقدماتی انس با نماز است، بررسی عوامل نمازگریزی بسیار مهم باشد.این عوامل را در چهار بخش اجتماعی، فکری و شناختی، فردی و خانوادگی پی میگیریم.
عوامل اجتماعی عبارتند از: تغییر نظام ارزشی جامعه، محیط و اجتماع فاسد، مدرسه و تهاجم فرهنگی.
عوامل فردی عبارتند از:تنبلی، احساس محدودیت، مسامحه کاری، احساس تحجر و بی فایده بودن نماز.
عوامل خانوادگی عبارتند از: بیتوجهی والدین به نماز خود، بیتوجهی والدین به نماز فرزندان.
عوامل فکری و شناختی عبارتند از: تکراری بودن نماز، ایمان و چالشهای معاصر.
«ارزش»، واژهای است که معانی گوناگون و کاربردهای متفاوت دارد. از
نظر لغوی، اسم مصدر ارزیدن است و ارز به معنی بها، قیمت، ارج، قدر، زیبندگی و قابلیت است.(1)
بهطور کلی، ارزش در دو مفهوم کاملا متفاوت به کار میرود: یکی ارزش اقتصادی و دیگری ارزش اخلاقی.(2)البته از دیدی دیگر، ارزش به دو دسته ارزشهای وسیلهای و ارزشهای ذاتی و هدفی تقسیم میشود.(3)گستره کاربرد واژه ارزش موجب شده که معانی متفاوتی برای آن بیان کنند. در فرهنگ فلسفی لالاند، چهار معنای متفاوت از ارزش ارایه شده است که بازگو کننده چهار ویژگی است.(4)
ارزشهای حقیقی انسانی، بخش اساسی و مهمی از فرهنگ جوامع است که بدون آن، دیگر عناصر فرهنگی بی روح و بیمحتوا است. ارزشها، هم در پایداری و دوام جوامع و هم در رشد و ارتقای آنها نقش اساسی دارند. ارزشهای انسانی هرگز در قلمرو خاص جغرافیایی یا مقطع خاص زمانی محدود نمیشوند و فراتر از مسلکها و عقاید و ایدئولوژیها، بر پایه فطرت آدمی توجیه و تعریف میشوند. جامعه، تنها مجمع عدهای از افراد بشر که در نقطه واحدی متمرکز شدهاند، نیست. بلکه برخاسته از وجدان جمعی است که در گروهی از انسانها تحقق یافته است.وجود یک نظام ارزشی استوار و پذیرفته شده در جامعه، سرمایه بزرگی برای آن جامعه به شمار میرود که
به پشتوانه آن، تعادل و نظم لازم برای رشد و تعالی فراهم میگردد و مانع صرف هزینههای انسانی و اقتصادی، برای ایجاد ابزارهای کنترل با روشهای متکی به جبر و زور میشود.(1)
اهمیت ارزش ها در زندگی بشری؛ اهمیت ارزش ها و اسلام، معیارها و ضرورت موازین در زندگی اجتماعی،
قانون و ارزش ها، ارتباط ارزش های انسانی با یکدیگر و حقوق مردم و تعاریف ارزش ها به کتاب ارتباط
ارزش های انسانی، نوشته عبدالله ببایی از انتشارات دستان مراجعه کنید.
با توجه به شاخصهای(2)
و اعضای جامعه، ارزش های اخلاقی و رفتاری شخصی وفردی در جامعه، ارزش های خاص دینی و عبادی، و
ارزش های فرهنگی و تربیتی، همگرایی سیاسی جامعه و میزان پیوند دولت با مردم، احساس آزادی سیاسی
اجتماعی و میزان تحقق آن مشارکت سیاسی و حضور اجتماعی مردم و اعتماد به نفس و احساس اقتدار ملی.
انقلاب و ارزش ها، فصل دوم.
مختلفی که در بررسی نظام ارزشی جامعه استفاده میشود، باید گفت در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تحول گسترده و چشمگیری در ارزشهای اجتماعی جامعه ما رخ داده و فضای عمومی جامعه به میزان قابل توجهی، شاخصهای ارزشی مطلوب را پذیرفته و به آن روی آورده است، ولی در اواخر دهه دوم پس از انقلاب، وضعیت جامعه ما نسبت به سالهای اول پس از انقلاب، نشان دهنده افول برخی از شاخصهای ارزشی است؛ بهگونهایکه نسل انقلاب که با تلاشها و مجاهدتهای خود، انقلاب را به ثمر رساند، از میزان رشد و تحول فرهنگی انجام شده، راضی نیست.(3)یکی از علل(1)افول نظام ارزشی این است که روی آوردن به ارزشهای اسلامی پس از پیروزی انقلاب ناشی از واکنش دوران پیش از انقلاب بوده است، نه برخاسته از باورهای اصیل و ریشه دار و یا متکی بر ریشههای نهادینه شده.(2)
نماز، یکی از عمدهترین ارزشهای نظام دینی است که دیگر ارزشها براساس آن شناخته و تنظیم میشوند. باید گفت تغییر نظام ارزشی جامعه میتواند سهم بزرگی در نمازگریزی داشته باشد. وقتی نماز، یک ارزش به شمار آید، تمام افراد جامعه، به سوی آن کشیده میشوند و بی نمازی را یک ضد ارزش میدانند، ولی اگر نظام ارزشی طوری شکل یابد که نمازگزاری، ارزش و بینمازی ضد ارزش نباشد، هویت و تشخص دینی تضعیف شده و مقدمه انس با نماز از میان میرود. از اینرو، تبیین ارزشهای اسلامی، یکی از راههای تقویت هویت دینی است.(3)
سوم.
در جامعهای که دنیازدگی، رشد مادی و به دست آوردن موقعیت اجتماعی و شغلی ارزش باشد، هویت دینی و روابط انسانی کمرنگ میشود و نماز، ارزش شمرده نمیشود و این، همان تحول نظام ارزشی است که نمازگزاری را به طور جدی تهدید میکند.
گرایش جامعه به سوی معنویات، محور قرار گرفتن قرآن در جامعه، ولایت
پذیری، احیا شدن اصل امر به معروف و نهی از منکر در رفتار و عملکرد افراد از آثار و نشانههای تقویت نظام ارزشی دینی است. تضعیف باورهای اعتقادی، گسترش روحیه غربگرایی، از دست دادن هویت اسلامی، پوشش نامناسب دختران و پسران و مفاسد اخلاقی از آثار و نشانههای افول نظام ارزشی است که علت آن را میتوان در خلأ فرهنگی، عدم استقلال اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و بیعدالتی اجتماعی و اقتصادی جستوجو کرد.
انسان، موجودی است اجتماعی که در کنار دیگر انسانها در جامعه انسانی زندگی میکند و بر اثر برخوردهای اجتماعی از دیگر اعضای جامعه اثر میپذیرد. همان گونه که میتواند بر دیگر اعضا اثر بگذارد. یافتههای روانشناسان و دانشمندان رفتار شناس، نشان میدهد که انسان به شدت به محیط اجتماعی خود وابسته است(1)و به سختی از آن جدا میشود. بسیاری از دانشمندان بر این باورند که مسئله اصلی بشر، نه بقا، بلکه یادگیری زیستن با خود است. انسان نمیتواند در زمان و مکان به گونهای تنها زندگی کند. انسان، مسایل بسیار زیادی دارد که جنبه اصلی خیلی از آنها اجتماعی است. این مسایل، بیشتر پی آمد برخورد افراد و گروهها با یکدیگر است.(2)
شخصیت هر کس از پدیدههای فرهنگی بسیار متأثر است و تأثیر هر یک از این پدیدهها به صورتی در عواطف و رفتار اجتماعی او ظاهر میشود. رفتار و منش دیگران، شناخت اجتماعی، متغیرهای محیطی، عوامل فرهنگی
واجتماعی و عوامل زیستشناختی بر احساسها، واکنشها و اندیشههای آدمی در وضعیتهای اجتماعی اثر دارد. فرد از همان کودکی، بیشتر همان شیوههایی را بر میگزیند که فرهنگ جامعه او میپذیرد. به بیان دیگر، شخصیت فرد هنگامی برای جامعه پذیرفته است که کششهای او با انتظارات جمعی هماهنگ شود.حال اگر فردی در یک جامعه و محیطی زندگی کند که افراد آن مذهبی نیستند و به نماز گرایشی ندارند، نمیتوان انتظار داشت چنین فردی نمازگزار شود. در اجتماعی که به مظاهر دینی اهمیت داده نمیشود یا مسجد وجود ندارد، زمینه مناسبی برای نمازگزاری وجود ندارد. در مقابل، محیطی که پر از افراد مذهبی و مقیّد به نماز است، زمینه مناسبی برای نمازگزاری ایجاد میکند.
در صورتیکه افراد مذهبی و نمازگزار در جامعه با افراد دیگر برخورد خوبی نداشته باشند، محیط مناسبی برای گسترش نمازگزاری به وجود نمیآید. اگر در محیط زندگی انسان افراد ناباب حضور داشته باشند، زمینهای مناسب برای نمازگریزی فراهم میشود.
عوامل بسیاری از جامعه و محیط در فرد اثر میگذارند و در او احساس و تصوری برای ترک مذهب و نماز پدید میآورند. آنچه از بیاعتنایی نسبت به نماز در فرد میبینیم، زاییده شرایط ذیل است:
وسوسههای مکاتب الحادی و ایجاد شک و تردید در اذهان؛
احساس اینکه حاکمان دینی فاسدند و در راه اجرای آموزههای مذهب نیستند و در آنها فساد وجود دارد؛
تصور ریاکاری از اولیای دین و احساس اینکه در پیفریب دادن مردم
هستند و افرادی چون او، آلت دستند؛
احساس تحجر، بی منطقی و خشکی در آنهایی که مورد علاقه او هستند؛
آلودگیهای محیط که حال و روح او را میگیرند، مانند فساد در کوچه و خیابان؛
جدایی اخلاقی و معنوی بین او و روحانیت، به هر علت و دلیلی که باشد؛
تبلیغات بر ضد مذهب و دین و گسترش این اندیشه که دین قدیمی شده است؛
تصور ناهماهنگی دین با زندگی و بی ارزشی عبادتها مانند نماز.
عقدهسازیها، ایجاد زمینه برای بد بینیها، نسبت دادن بی مذهبی به فرد، برخورد نامناسب با او در مجامع دینی و یابه شمار نیاوردن او، از عوامل و شرایطی هستند که بر این علل دامن زده و بر شدّت و مدّت آن میافزایند.
با پیوستن کودک به خانه دوم(مدرسه)به ویژه در دوران نوجوانی که زمان گسستگی از خانواده و پیوستن به جامعه دوستان و همسالان است، آفت پذیری روانی و معنوی بیشتر میشود. کودکان و نوجوانان، بخش زیادی از وقت خود را در مدرسه میگذرانند و مدرسه در شکل دهی شخصیت دانشآموز سهم بزرگی دارد. مدرسه به چند دلیل میتواند بر نمازگزاری در دانشآموزان تأثیر منفی داشته باشد.
در صورتی که نماز جماعت در مدرسه برگزار شود و دانشآموزان به نماز
دعوت شوند، ولی معلمان در نماز حاضر نشوند، دانشآموزان از خود میپرسند اگر نماز خوب است و نماز جماعت خوبتر، چرا معلم من که گاهی خودش نیز این موضوع را در کلاس گفته است، در آن شرکت نمیکند؟ وقتی معلم در مورد خوب بودن نماز صحبت میکند و دانشآموزان رابه برپایی آن تشویق میکند، ولی خودش در نماز شرکت نمیکند، سبب میشود که دانشآموز تصور کند، نماز خوب نیست و این توصیه نیز مانند دیگر سفارشهایی است که معلمان و بزرگترها برای دانشآموزان بیان میکنند.در نتیجه، نسبت به نماز میل و رغبت نشان نمیدهند. گذشته از این، حضور معلم در مراسم نماز، هر چند هر کدام از بچهها به تنهایی نماز بخوانند و نماز جماعت بر پا نشود، نوعی ارتباط عاطفی میان معلم و دانشآموز ایجاد میکند که سبب تقویت انگیزه دانشآموز برای نمازگزاری میشود. این رابطه عاطفی، در رشد تحصیلی دانشآموزان نیز بسیار مؤثر است. از اینرو، حضور معلمان و کارکنان مدرسه به عنوان الگوی دانشآموزان در نماز جماعت مدرسه، سهم مهمی در نمازگزاری دانشآموزان دارد.
گاه نبود امکانات لازم سبب میشود انگیزه دانشآموزان برای نمازگزاری از بین برود. خراب بودن دستشویی یا کمبود دستشویی در مدارس، کثیف بودن نمازخانه، تنگ بودن و کوچکی محل نماز خانه، فرشهای نامناسب، طولانی بودن نماز جماعت، صدای نارسا و نارسایی در سیستم صدا، نبودن امکانات برای وضو گرفتن، رعایت نکردن نظافت توسط نمازگزاران، و زمان نامناسب نماز جماعت، همه میتوانند در بی توجهی نسل نوجوان به نماز مؤثر باشند.
زیبا کردن فضای نماز خانه هر چند با امکانات کم، مانند نقاشیها و کاغذهای رنگی، سبب ایجاد طراوت و شادابی در دانشآموزان و حضور آنها در نماز میشود. پس برای گسترش نمازگزاری در میان دانشآموزان، هم باید امکانات برای انجام مقدمات نماز فراهم شود و هم فضای نمازخانه مناسب و جذاب باشد.
شاید نقش امام جماعت از همه این عوامل مهمتر باشد. در برخی موارد مشاهده میشود که با وجود فراهم شدن همه امکانات و وجود نمازخانه زیبا و مناسب، دانشآموزان به علت عملکرد نامناسب امام جماعت که با روحیات و خواستههای آنان هماهنگ نبوده، از حضور در نماز خود داری میکنند.
به نظر میرسد برقراری ارتباط عاطفی میان امام جماعت و دانشآموزان و آشنا شدن امام جماعت با دنیای مخاطبانش، در این راستا بسیار مهم باشد.از این رو، بسیار مفید و موثر است که امام جماعت در ساعتهای غیر از نماز جماعت در مدرسه حاضر شود و با دانشآموزان ارتباط برقرار کند؛ مانند زنگ تفریح و زمانی که ساعت درسی دانشآموزان، ورزش، هنر یا قرآن است، در جمع آنها حاضر شود و با آنها همراهی کند؛ مثلا با آنها فوتبال بازی کند یا نقاشی بکشد. آنگاه شاهد تقویت روحیه و دینداری در مدرسهها و حضور تمامی دانشآموزان در نماز جماعت خواهیم بود. به این ترتیب، مدرسه در روند نمازگزاری دانشآموزان در خارج از مدرسه نیز تأثیر خواهد گذاشت. در ادامه، در مورد مدرسه، آموزش و پرورش و نماز بیشتر بحث میکنیم.
یکی دیگر از عوامل زمینه ساز نمازگریزی، تأثیر پذیری افراد جامعه به
ویژه جوانان و نوجوانان از پدیدههای تهاجم فرهنگی است. دشمنان، با ترویج فرهنگ ضد دینی در تلاشند تا جامعه ما را از همه فضایل انسانی تهی نمایند و جوانان ما را به انسانهایی فاسد، فرمانبر و تسلیم و غافل از یاد خدا و معنویت تبدیل کنند.(1)
. انقلاب اسلامی تهران، بهار 1375
محورهای اصلی و اهداف بلند مدت تهاجم فرهنگی، ایجاد تردید و شبهه در پایههای دینی و اعتقادی، ناکار آمد جلوه دادن نظام جمهوری اسلامی،ایجاد بدبینی نسبت به کانونهای دینی و مذهبی و باز داری جوانان و نوجوانان از شرکت در مراسم عبادی، مانند نماز جمعه و جماعت است.(2)علی اکبری؛ تهاجم فرهنگی از دیدگاه سیاسی، سازمان تحقیقات خودکفایی نیروی مقاومت بسیج، فرهنگ مهاجم
و فرهنگ مولد، جلال رفیع، فرهنگ و تهاجم فرهنگی، مقام معظم رهبری، تهاجم فرهنگی، محمد تقی مصباح
یزدی.
تهاجم فرهنگی میکوشد روحیه دینداری را در جامعه از میان ببرد و در این راستا از هر ابزاری استفاده میکند. در این فضا، نمازگزاری که برترین جلوه دینداری است، به طوری جدی تهدید میشود. میتوان گفت با حذف نماز از برنامه زندگی، بخش اعظم روحیه اسلام پذیری و تعبد از میان میرود. چون پنج نوبت ارتباط با خدای متعال و پنج نوبت مناجات با حضرت حق از برنامه زندگی کنار رفته و این بزرگترین ضربه برای ایمان است.
از عللی که سبب میشود افراد، به ویژه جوانان و نوجوانان نماز را به
صورت دائمی یا مقطعی ترک کنند، «تنبلی و سستی» است. افراد تن پرور و تنبل، اراده قوی برای انجام امور معنوی ندارند و چون عبادت نیز از اموری است که نیازمند روح آزاد و اراده محکم و قوی است، افرادی که تن پرور باشند نمیتوانند به انجام آن موفق شوند. این افراد، بیشتر مایلند در اموری که جنبه احساسی و هیجانی دارد یا اموری که با انگیزه و شناخت قبلی همراه باشد، شرکت کنند. برای این افراد سخت است که در هوای سرد آستین بالا بزنند و کفشها را از پا در آورند و وضو بگیرند. افراد تن پرور، خواب شیرین صبحگاهی را رها نمیکنند تا نماز بخوانند. از اینرو، یکی از موارد نمازگریزی مقطعی، نخواندن نماز صبح است.
روانشناسان، تنبلی را زاییده یک سری عوامل و علل میدانند و در واقع بر این باورند که تنبلی، مانند بی دقّتی خود به خود وجود ندارد، بلکه سستی و تنبلی فقط نشانه یک نارسایی یا بی میلی است که باید علت آن را جستوجو کرد.
روانشناسان علل تنبلی را به سه دسته تقسیم بندی کردهاند: علل جسمانی، علل تربیتی و علل عاطفی.
علل جسمانی تنبلی دایمی نیست، بلکه موقتی است، مانند خستگی که امری مقطعی و موقت است.
علل تربیتی و عاطفی ممکن است از محیط خانوادگی یا اجتماعی نامناسب به وجود آید؛ مانند فقر مادی، کم غذایی، رعایت نکردن بهداشت و والدین نالایق و ناتوان که در خانه یا مدرسه آنها را هدف سرزنشهایی قرار دادهاند که معمولاً نصیب آدمهای تنبل میشد.
تجربه نشان میدهد که بیشتر تنبلها به علل عاطفی یا منشی، تنبل هستند؛ یعنی از نظر جسمی سالمند، ولی کار خواسته شده از آنها همگون با ذوق و نیازهای آنان نیست و در واقع، این نوع از تنبلها ناتوان از فعالیت نیستند(1)
. انتشارات علمی تهران، ص 141
در واقع، تنبلی یک مرض نیست، بلکه نداشتن یک انگیزه و علاقه درونی است که آن عامل درونی در فعالیت و عدم فعالیت جسم ظاهر میشود.(2)اضطراب، تناقض، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، حسادت، ترس از سرکوفتها و تنبیه شدن، خیال پروری و تهدید عاطفی در برابر پدر و مادر، همه دلایلی هستند که ممکن است سبب تنبلی آشکار شوند و گاهی این نوع تنبلی، فقط در برابر یک کار مانند درس خواندن است. مهمترین تدبیری که باید اندیشید، این است که مربیان و والدین درباره فردی که تنبلی او نتیجه بی علاقگی و بیدقتی است، او را کمک کنند تا کشمکش روانی و درونی خود را بیابد که فعالیت او را تضمین کند؛(3)یعنی به جای آنکه او را به عملی مجبور کنند، آن شناخت و انگیزه را در او پدید آورند.
پرخوری و پرخوابی نیز از عوامل زمینهساز کسالت و تنبلی است.
نرمش جسمی و ورزش و القای اهمیت نماز به قلب، از راه کارهای رفع کسالت و تنبلی در مورد نماز است.(4)
مهدی قراچه داغی، انتشارات روش نو، تهران، 1371 ه . ش.
برخی احساس میکنند که نماز آنها را محدود میکند و با آزادی عمل آنها مغایرت دارد. افراد برای اعمال روزانه خود برنامه ویژهای دارند که براساس آن زندگی میکنند. نماز نیز در طول شبانه روز دو، سه نوبت برپا میشود. این نوع افراد، نماز را مانعی برای برنامهریزی کارها براساس نظر خودشان میدانند و نمیتوانند نماز را در این برنامه قرار دهند؛ یعنی نماز را مزاحم کارهای شخصی خود میدانند. در نتیجه از آن گریزان هستند. برخی چون در وقت نماز مشغول کارها و اعمال شخصی خود هستند، فرصت اینکه نماز را در اول وقت آن به جا آورند، ندارند. وقتی که فرصتهای اولیه برای برپایی نماز از دست برود، چون بعد از استراحت دوباره مشغول فعالیت میشوند، به تدریج نماز خواندن را مانعی برای انجام کارهای خود میدانند.
یکی دیگر از علل ترک نماز، مسامحه کاری و سهل انگاری نسبت به انجام آن است. این عامل، غیر از عامل تنبلی و بی حالی است؛ زیرا گاه انسان با اینکه در بهترین وضعیت روحی و جسمی به سر میبرد، ولی نسبت به امور معنوی، به ویژه نماز بی توجه است. از این رو، به راحتی آن را ترک میکند و احساس نمیکند که عمل مهمی را ترک کرده است.
از علل مهم مسامحه کاری در نماز، اهمیت ندادن به عبادت و در حقیقت، مهم نبودن نماز برای آدمی است.
برخی افراد، نماز را به صورت دایم ترک نمیکنند، بلکه گاهی اوقات، مثلا
در عروسیها، عزاداریها، میهمانیها و زمان امتحانات نمازشان را ترک میکنند. علت ترک نماز این دسته از افراد این است که آنان اعمال دیگر را نسبت به نماز مهمتر میشمارند.
برخی به علت اینکه نماز را علامت عقب ماندگی میدانند، نماز را ترک میکنند. چنین اشخاصی بر این باورند که دین با زندگی کردن و لذت بردن از دنیا مخالف است و به خود، این معنا را تلقین میکنند که دین قدیمی و ارتجاعی است. آنان استدلال میکنند که نماز، جزیی از مذهب است و مذهب، عقب ماندن از زندگی است. از این رو، نماز، عقب ماندن از زندگی است و اگر بخواهند دینداری کنند و نماز بخوانند، احساس میکنند عقب مانده و واپسگرا هستند. به عبارت دیگر، نماز (عبادت) یا مخالف با فرهنگ و پیشرفت نشان داده میشود یا بیاهمیت و نامربوط. به هر حال، زندگی متمدن در عصر ارتباطات و فنآوری بیربط به نماز و عبادت جلوه میکند و در این الگویِ زندگیِ شهروند، برای عبادت جایی وجود ندارد.
چنین اشخاصی برای آنکه خود را قانع کنند که راهشان درست است، مذهبیان و غیر مذهبیان را مقایسه میکنند و مشاهده میکنند که مذهبیان از واقعیتهای زندگی و از لذات زندگی و از علم، پیشرفت، با زمان بودن و در زمان بودن به دورند و انسانهایی بی سواد، واپسگرا، انعطافناپذیر و عقبافتاده هستند که قدیمی فکر میکنند و گذشتهگرا هستند و در عین حال نماز میخوانند و بسیار به انجام آن مقید هستند و در مقابل، غیر مذهبیان، انسانهایی منطقی، پیشرفته و باسوادند.
ولی این مقایسه درست نیست. دین نه تنها با علم، پیشرفت، زندگی کردن و لذت بردن مخالف نیست، بلکه دستورهای دین برای چگونه زندگی کردن است. این طور نیست که تمام انسانهای دیندار، واپسگرا باشند. بسیاری از انسانهای دیندار، اهل علم و دانش هستند و فهم و کمالات زیادی دارند. عامل عقب افتادگی فرهنگی و علمی برخی از دین داران در دینداری نیست. از این گذشته، بسیاری از بی مذهبان به دور از علم و پیشرفت زندگی میکنند. پس باید گفت چنین افرادی بین دین و دیندار باید فرق بگذارند و دین را با رفتار دینداران نسنجند.
برخی افراد در جواب این پرسش که، چرا نماز نمیخوانند، میگویند: «چون نماز بی فایده است و اثری ندارد.» این بی اثری از دو جنبه است.
این افراد باید بدانند که ارتکاب معصیت، اگر چه حرام و مانع به دست آوردن حضور قلب است، ولی باعث باطل شدن نماز نمیشود. گذشته از این، ترک نماز مشکلی را حل نمیکند؛ بلکه بر بار گناهان میافزاید. باید دانست، ناامیدی از خود و خدای خود، از گناهان بزرگ است. انسان، در هیچ شرایطی نباید از رحمت الهی مأیوس شود.خداوند در قرآن کریم میفرماید:
لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ (زمر: 53)
از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ زیرا خداوند همه گناهکاران را میبخشد.
این افراد باید بدانند که آثار نماز، برای نماز کامل است. نمازی که تنها افعال ظاهری باشد، از آثار عمیق و فرا جهانی نماز بی بهره است و فقط آثار ظاهری نماز مانند بهداشت و نظافت را در بردارد که در اثر وضو ایجاد میشود. گذشته از این، بی اثر بودن نماز دیگران، دلیل مناسبی برای ترک نماز ما نیست و سبب نمیشود که نماز، بی فایده باشد. به طور کلی، نماز دیگران معیار سنجش نماز ما نیست، بلکه گفتار قرآن و ائمه، معیار سنجش نماز است.
خانواده، یکی از مهمترین نمادهای اجتماعی است که در سازندگی و شکوفایی و یا تخریب شخصیت انسان بسیار مؤثر است. از آنجا که بخش زیادی از شخصیت تربیتی انسان در دوران کودکی شکل میگیرد، خانواده از مهمترین عوامل تربیتی انسانها به شمار میآید؛ زیرا کودک از آغاز تولد، با اعضای خانواده به سر میبرد و بیشترین همانندسازی و الگوبرداری را در دوران کودکی از اهل خانواده، به ویژه پدر و مادر میگیرد. انسانها به ویژه کودکان، همواره در حال همانندسازی و تأثیر پذیری از محیط و افراد هستند.
به همین دلیل، رفتار کودکان بیشتر از همه به رفتار پدر و مادر و اهل خانواده شباهت دارد.
یکی از مهمترین علل خانوادگی نمازگریزی، این است که خود پدر و مادر به نماز توجه نکنند و یا نماز نخوانند. در خانوادهای که پدر و مادر به نماز خود اهمیت نمیدهند و نماز را در آخر وقت، بدون رعایت آداب ظاهری و باطنی به جا میآورند و هیچگاه در مسجد حاضر نمیشوند، نمیتوان انتظار داشت که فرزندان نمازگزاری تربیت شوند.
وجود الگویی برای به جا آوردن نماز در منزل، نقش اساسی در معنوی شدن کودکان دارد، چه بسا دیده میشود کودکان برای تقلید از پدر و مادر، همراه آنها نماز میخوانند. بسیاری از افراد علت ترک نماز را نداشتن الگویی در منزل میدانند و میگویند: «علت ترک نماز ما، دلیل خاصی ندارد و تنها چون پدر و مادر و اهل منزل، نماز خوان نیستند، ما هم به پیروی از آنها نماز نمیخوانیم».
با این وجود، میتوان گفت که بزرگترین عامل نمازگریزی، بی توجهی اعضای خانواده به نماز است.
گاهی ممکن است پدر و مادر نماز بخوانند، ولی به نماز فرزندانشان اهمیت ندهند و شیوههای درستی را برای تربیت دینی فرزندانشان در نظر نگیرند.بی توجهی والدین در دو زمینه نمود دارد:
از علل ترک عبادت، به ویژه نماز، وجود فضای آلوده و فساد حاکم بر منزل است. فضای خانه باید زمینه مناسب را برای گرایش فرزندان به ارزشهای دینی فراهم سازد. ممکن است پدر و مادر نماز بخوانند، ولی بین نماز و دیگر اعمالشان هماهنگی نباشد و فضای منزل به شکلی باشد که اعمال ضد ارزشهای اخلاقی در آن انجام شود. پدر و مادر، بدون اینکه متوجه باشند، محیط خانه را به سمتی میبرند که فرزندان تمایلی برای خواندن نماز نداشته باشند. چگونه ممکن است در خانهای که نوارهای موسیقی مبتذل گوش داده میشود، فیلمهای گمراه کننده و فاسد دیده میشود و به مظاهر دینی توجه نمیشود، روح عبادت و بندگی وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، در این موارد پدر و مادر فقط نمازهای ظاهری میخوانند و به آن پایبند نیستند.
نتیجه آنکه باید مدیران منزل (پدر و مادر)، نه تنها عامل خلأ معنوی محیط منزل نباشند، بلکه برای حاکم کردن روح معنویت در فضای خانه بکوشند و نیایش و برنامههای مذهبی و تربیتی را در منزل اجرا کنند.
امروز، بیش و پیش از آنکه نیازمند دانش تربیتی باشیم، نیازمند روش و منش مناسب هستیم. طراحی شیوهای نو، جذاب، ساده و هماهنگ با دنیای کودک و نوجوان، ضرورت کار با نسل نوشکفته امروز است. رفتارهای بشارت آفرین و پرهیز از رفتار نفرتزا، شیوه و سیرهای مطمئن در دعوت فرزندان به سوی نماز است.برقراری یک رابطه عاطفی در این مسیر، بسیار لازم و مفید است.
گاهی علّت ترک نماز در بعضی از نوجوانان و جوانان، سختگیریها و فشارهای بی اندازه و غیر منطقی پدر ومادر است و این واقعیتی است که در بعضی از بی نمازها دیده میشود. رفتار خشونتآمیز با تحکّم و زورگویی در تمام موضوعات تربیتی، به ویژه معنویات، نه تنها اثر مثبت و سازنده ندارد، بلکه چه بسا نتیجه ناشایست بر جا میگذارد و باعث بریدگی و ترک کامل معنویات میشود.
وجود برخی سهلانگاریها در نوجوانان و یا بازی گوشی کودکان در نماز، نباید با خشونت و رفتار تند والدین همراه باشد، بلکه ایجاد فضای معنوی، افزایش آگاهی، وجود رابطه عاطفی بین پدر و مادر و فرزندان، بهترین راه برطرف کردن این موارد است.
پدر و مادر باید با بهکارگیری روشهای درست، فرزندان را به انجام اعمال دینی دعوت کنند و به جای زور و خشونت از روشهای درست، مانند برهان، تشویق، امید، تکریم و آشنا کردن فرزندان با الگوها و متخصصان مذهبی و دعوت به مطالعه کتابهایی که در زمینه نماز نوشته شدهاند و روشهای مناسب دیگر استفاده کنند.
پدر و مادر، با انجام نماز در مقابل چشمان فرزندان، آنها را به نماز دعوت کنند. دعوت کردن فرزندان به نماز صبح، خیلی مهم و حساس است و نباید به گونهای باشد که فرزندان از نماز، خاطره بدی داشته باشند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
وای بر فرزندان آخرالزمان از شیوه ناپسند پدرانشان!
عرض شد: یا رسول الله!پدران مشرکشان؟ فرمود: خیر، بلکه پدران مسلمانی که چیزی از
فرایض اسلامی و معارف دینی را به فرزندانشان نمیآموزند.(1)
یکی از مهمترین و اساسیترین علل نمازگریزی که به طور مستقیم بر نمازگزاری تأثیر دارد، تکراری بودن نماز است. برخی میگویند: «نماز تکراری است؛ هر روزه پنج نوبت نماز را در سه نوبت باید بخوانیم، در حالیکه چگونگی اجرا و محتوای آنها یکسان است و تنها تعداد رکعتهای آنها فرق دارد. به همین دلیل، پس از مدتی نماز برای ما تکراری شده و به یکی از عادتهای روزمره زندگی تبدیل میشود که اهمیت چندانی ندارد. به طور کلی، انسان نسبت به امور تکراری، شور و اشتیاقی ندارد. در نتیجه، نماز مثل هر چیز تکراری دیگر، بی اهمیت شده و هرچند به صورت موقت و مقطعی ترک میشود.
در پاسخ این افراد، میتوان گفت که آیا تا به حال از اینکه روزی سه بار غذا میخورید، خسته نشدهاید؟ چطور از اینکه هر روز صبحانه، ناهار و شام میخورید، خسته نمیشوید؟ انسان، موجودی است دو بعدی و زندگی روحانی نیز دارد. بیشتر انسانها نیازهای جسمی خود را درک میکنند و به فکر برآورده کردن آن هستند، ولی به علت تقویت جنبه جسمانی، از بعد روحانی خود غافلند و در این بعد
1) 1. محدث نوری، مستدرک الوسایل، ج 2، ص 6
احساس نیاز نمیکنند. غذا، نیاز بعد جسمانی را تقویت میکند و نماز، نیاز بعد روحانی را. همان گونه که در بعد جسمانی احساس نیاز میکنیم، در بعد روحانی نیز باید احساس نیاز کنیم و غذای روح را تهیه کنیم. پس مشکل اصلی، نداشتن احساس نیاز در بعد روحانی است.
پس از این پاسخ با مسئله دیگری روبهرو میشویم. برخی میگویند درست است که ما روزی سه بار غذا میخوریم، ولی تنوع غذا بسیار مهم است. اگر بگویند در تمام مدت زندگی، فقط یک نوع غذا بخورید؛ بی گمان از غذا زده میشوید. اشکال در این است که هر چند نماز در سه نوبت گزارده میشود، ولی در هر سه نوبت از شیوه یکسانی برخوردار است؛ مثل اینکه صبحانه و ناهار و شام یک نوع غذا بخوریم. با این وجود بر فرض احساس نیاز، باز هم نبود تنوع سبب بی میلی نسبت به نماز و تکراری شدن آن میشود.
در مقابل این پرسش چند نکته را بیان میکنیم.
گذشته از این، اساس نیاز جسمانی، تکراری است. برای نمونه، بدن به پروتئین و ویتامین نیاز دارد که از راههای گوناگون تأمین میشود؛ یعنی تأمین پروتئین بدن تکراری است، ولی هیچ کس به علت تکراری بودن از تأمین نیاز پروتئینی بدنش خسته نشده است.
هر تکراری بی فایده نیست. امور تکراری زیادی در زندگی ما وجود دارند که اگر از زندگی حذف شوند، بسیاری از امور مختل میگردد. دستیابی به بسیاری از مهارتهااز راه تکرار است و تمرین، یکی از مهمترین شیوههای آموزشی و ورزیدگی است. اگر افراد به دلیل نبود تنوع و تکراری بودن، تمرین را رها کنند، بسیاری از تواناییها را به دست نمیآورند.
نماز انواع مختلفی دارد و بسیار متنوع است. نزدیک به 300 نوع نماز تعیین شده(1)که از نظر درون مایه و زمان به جا آوردن با هم متفاوتند. نمازهای گوناگون، در شرایط مختلف و به علل متعددی در شرع اسلام قرار داده شده است.
برای رفع کسالت و ایجاد شوق نسبت به نماز، راههایی در نظر گرفته شده است. در این زمینه، به امور زیر میتوان اشاره کرد:
الف) شرکت در نماز جماعت و حضور در جمع نمازگزاران، افزون بر ایجاد تنوع در چگونگی اجرای نماز، به علت افزایش فعالیتهای اجتماعی و شرکت در فعالیت گروهی، سبب ایجاد نوعی میل و رغبت به نماز میشود.
ب) هر فردی میتواند در نمازش تنوع ایجاد کند؛ مانند در نظر گرفتن
1) 1. عباس عزیزی. نمازهای مستحبی، ستاد اقامه نماز، تهران.
لباسی خاص برای نماز، طولانی یا کوتاه کردن نماز، تغییر در مکان یا زمان نماز، قرائت قرآن، ادعیه و تعقیبات، هنگام نماز.
ج) آشنایی با فلسفه نماز و آگاهی از اهمیت و ضرورت نماز سبب میشود که فرد نسبت به نماز احساس نیاز کند. در این صورت، هیچگاه از اینکه نیازش را برطرف کند، خسته و کسل نمیشود.
د) مطالعه نماز علما و عرفای بزرگ و دقت در حالات معنوی آنها در هنگام نماز، در ایجاد انگیزه نسبت به نماز بسیار مهم است.
با توجه به نقش عوامل متعدد(1)
صرف نظر از عوامل درونی و جسمی موثر بر شخصیت مسایل ژنتیکی، وضعیت فیزیکی و ظاهری بدن، مسایل
هورمونی و شیمیایی و...، عوامل بیرونی نیز نقش عمده ای دارند. عوامل بیرونی عبارتند از تأثیر والدین و خانواده،
عوامل فرهنگی و اجتماعی و تجارب زندگی. (نک: چهل نکته پزشکی پیرامون نماز، ملک محمدی، مجید،
( موسسه فرهنگی و انتشاراتی معارف تهران، 1376 ، ص 60
بر تشکیل شخصیت، میتوان ثبات شخصیت و برخورداری از آرامش و پایداری شخصیتی را یکی از آرمانیترین، خواستههای بشری دانست؛ زیرا وجود ناهنجاری در هر کدام از عوامل شکل دهنده شخصیت میتواند اثرات فاجعهآمیزی مانند نارساییهای پیچیده چند شخصیتی به بار آورد.بیثباتی شخصیت (پسیکو پاتی) بر یک نوع شایع از اختلال شخصیت دلالت دارد که نیازمند پژوهش میدانی یا نظری کارشناسان است.
1) 1. دانش امروز، عوامل شکل دهنده شخصیت انسان را در دو گروه درونی و بیرونی طبقه بندی می کند.
پذیرفتن مطلق و تسلیم در برابر دین، پیروی از آن و پیمودن یک راه که همان صراط مستقیم است، ویژگی مهم و برجسته نمازگزاران است. نمازگزار با تکرار مکّرر یک مجموعه از الفاظ و اذکار، در نمازهای روزانه خود، پیوسته یک عقیده و یک راه و روش مشخص را در زندگی خود پی میگیرد و بدین ترتیب، گویی یک شخصیت ثابت و یک روش و منش معین و یک ایدئولوژی همیشگی را برای خود بر میگزیند و به هنگام تکرار جزء به جزء اصول اساسی ایدئولوژی خود، که همگی آن اصول در مضامین نماز متجلی است، پیوسته به تثبیت شخصیت واحد و ثابت خود میپردازد. بدین ترتیب، برای آن گروه که نماز را تکرار مکررات میدانند، شاید توجه به همین یک نکته کافی باشد که در پشت همین تکرار همیشگی، موهبت بزرگ ثبات شخصیت و تعادل کامل روانی نهفته است که میتوان آن را به نوعی سرچشمه تمام موفقیتهای بشری دانست.
وجود یک برنامه منظم، از مهمترین علل موفقیت در زندگی است. نظم، یکی از آثار تکراری بودن نماز است. رسیدن به نظم و برنامهریزی منظم به نوعی پایبندی و ثبات قدم نیاز دارد که تکراری بودن نماز آن را تأمین میکند. به عبارت دیگر، پشتکار که یکی از عوامل افزایش ضمانت اجرایی یک برنامه و ایجاد برنامهای منظم است، بر اثر تکراری بودن نماز به انسان آموزش داده میشود. تکراری بودن نماز، به نمازگزار میآموزد که چگونه ثبات قدم داشته باشد و به وسیله نماز پشتکار را تمرین کند.
تقویت اراده نیز یکی از مهمترین آثار نماز است که در اثر تکرار در نماز
ایجاد میشود. فرد با اراده تحت تأثیر محرکهای بیرونی و درونی قرار نمیگیرد و قدرت انجام کارهایی را دارد که بسیار سخت و برخلاف خواسته شخصی اوست. به طور کلی، تقویت اراده به یک ثبات شخصیت و تحول ناپذیری نیاز دارد که در سایه تکرار ایجاد میشود و تکرار در نماز میتواند آنرا فراهم آورد.
دومین عامل فکری و شناختی نمازگریزی را میتوان چالشهای ایمان در عصر حاضر قلمداد کرد. نگاه جدید به دین و باورهای دینی و طرح مسایل نو دراینباره، مدت زمانی است که اندیشمندان دینی را به خود مشغول کرده است. آنچه امروزه به نام فلسفه دین و یا مسایل کلام جدید طرح میشود، با آنکه عمری چندان طولانی ندارد، ولی در همین فاصله اندک گسترش و توسعه زیادی یافته است.
روزگار ما از این رو که مباحث کلامی و فلسفه دین در آن رونق گرفته و توجه بسیاری از اذهان را به خود جلب کرده، عصری کم نظیر و ممتاز است. شاید بسیاری از اندیشمندان سالهای آغازین قرن بیستم که شاهد پیدایش فلسفههای تجربه گرا مانند پوزیتیویسم منطقی بودند، گمان میکردند که مباحث فلسفی به طور عام و مباحث فلسفه دین به طور خاص به بوته فراموشی سپرده خواهند شد، ولی گزافه نیست اگر بگوییم که عصر ما عصر فلسفه دین و کلام جدید است.
فضای فرهنگی ما به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر آن، در طول چند دهه گذشته به شدت رنگ مباحث جدید دینشناسی به خود گرفته و
میدان تضارب آرای گوناگون دراینباره شده است.
برداشتهای جدید و تفسیرهای نو در مورد دین، در واکنش به جریان براندازی دین مطرح شده که گونهای، ایمان دینی را در عصر معاصر در چالشهایی قرار داده است. به طور کلی، تمام جریانهای فکری که به کمرنگ شدن مظاهر دینی و تضعیف دینداری میانجامد و سبب ایجاد نوعی تساهل و تسامح دین و درون گرایی میشوند، نمازگزاری را تهدید میکنند؛ چون نماز، یکی از بارزترین مظاهر عبادت است. اندیشههایی که مظاهر و جلوههای دینی را درونی میکنند و تشخص دینی را متزلزل میگردانند. نمازگزاری را به طور ریشهای تهدید میکند.
تا اینجا کوشیدیم علل مختلف نمازگریزی را بررسی کنیم. در این راستا، بیان پیش زمینه، بیفایده نیست. برخی امور هرچند به طور مستقیم سبب بیمیلی افراد نسبت به نماز نمیشوند، ولی به طور پنهان زمینه را فراهم میکنند و ویژگیهای فردی و شرایط روحی و روانی فرد را به سویی هدایت میکنند که به نماز میلی نداشته باشد.
ازدواج، انحراف جنسی، شکستهای اجتماعی، طلاق والدین، شکستهای تحصیلی مانند پذیرفته نشدن در آزمون ورودی دانشگاه، نقص عضو، از دست دادن پدر یا مادر، عدم رضایت شغلی و به طور کلی شغل. مشکلات مادی، امراض روانی و اختلال شخصیت، اختلافهای خانوادگی، اعتیاد و ازدواج دوم والدین از این امور هستند که ممکن است در برخی موارد بر جریان نمازگزاری تأثیر داشته باشند.
صاحب نظران بر این نکته اساسی، اتفاق نظر دارند که مهمترین ویژگی انقلاب اسلامی که آن را از دیگر حرکتهای انقلابی متمایز میسازد، هویت دینی و رسالت فرهنگی آن است.
هویت در اصطلاح جامعهشناسی کوشش فرد برای تحقق یکتایی خویشتن است، در شرایطی که در حال شکل دادن به رفتار خویش باشد.(2)به عبارت دیگر، هویت داشتن، تصویر روشنی از چگونگی بودن است که در گذشته ریشه دارد، در حال شکل میگیرد و نظر به آینده دارد.
هویت دینی پس از تحکیم ارتباط آدمی با خداوند متعال و پذیرفتن حاکمیت الهی، در وجود انسان و جامعه پدید میآید. پس از تثبیت هویت دینی، رفتارهای فردی و اجتماعی براساس آرمانها و هدفهای دین شکل میگیرد. هویت دینی به انسان نشان میدهد که عالم طبیعت، مرتبه نازل هستی و متأثر از مرتبه برتر آن، یعنی عالم ملکوت است.
امروزه، صاحبان فن آوری با ابداع فرهنگهای مهاجم، در حال رویارویی با هویت دینی انسانها برآمدهاند و هرگونه ارتباط قدسی در جامعه بشری را انکار میکنند؛ در حالی که بشر به برکت ارتباطهای روحانی و معنوی، هزاران سال زندگی خویش را جلوهای الهی بخشیده است. از این رو، نخستین رسالت مسئولان مسایل فرهنگی جامعه، پیشگیری از کم رنگ شدن این ارتباط و در نتیجه از میان رفتن هویت دینی، نزد افراد جامعه به ویژه نسل جوان است، ولی تضاد ذاتی میان فرهنگ مادی غرب و فرهنگ اسلامی، سیاست گذاران غرب را بر آن داشت تا به مبارزه با فرهنگ اسلامی برخیزند. آخرین روش غرب در این رویارویی، استحاله فرهنگی جوانان و بی هویت ساختن آنان است.
«اعتماد به خدا، اعتقاد به معاد، اعتقاد به پیامبر خاتم و اعتقاد به ائمه معصومین»، مهمترین شاخصههای هویت دینی در بعد اعتقادی است. در بعد اخلاقی «توکل، تواضع، همت بلند، بی رغبتی به دنیا و مردمداری»، مهمترین شاخصهها هستند. «اخلاص، اهتمام به دعا و ادای فرایض» نیز مهمترین شاخصهها در بعد عبادی هستند. در بعد سیاسی و اقتصادی «دشمنشناسی، سازش ناپذیری، احتیاط در مصرف بیت المال و ساده زیستی» مهمترین شاخصههای هویت دینی هستند. «شناخت و آگاهی، تبیین جامعیت دینی، تبیین ارزشهای اسلامی، حفظ و گسترش ارزشها و آرمانها، احیای تربیت دینی، ارایه الگوها و زدودن خرافات از چهره دین»، راههای تقویت هویت دینی هستند.
القای ناکارآمدی دین، گسترش اعتیاد و بیحجابی و موسیقی مبتذل، فساد مالی، ناهمگونی فرهنگی، نشر افکار گمراه کننده و فرهنگ مبتذل، نادیده
گرفتن اصل امر به معروف و نهی از منکر، رفاهطلبی و ثروت اندوزی، سبب تضعیف هویت دینی میشود. در نتیجه، دین منزوی و اسلام و رهبری دینی و فرهنگ کفر ستیزی از جامعه حذف میشود.
نظام اعتقادی و جهانبینی اسلامی، برپایه برخی اصول و زیر ساختهاست که بدون آن، ایجاد و تعمیم باورهای دینی ممکن نیست؛ یعنی باورهای دینی برخاسته از یک نظام اعتقادی خاصی است که تقویت آن، سبب شکوفایی باورهای دینی شود. به نظر میرسد اصول اعتقادی پیش نیازی برای پایبندی عملی و علمی به باورهای دینی است. با توجه به جایگاه و اهمیت باورهای دینی در نظام اسلامی و تأثیر آن در شکل دهی به حرکتهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، تقویت این پیش زمینه و ایجاد زیر ساختهای اعتقادی لازم است؛ همان گونه که رشد و توسعه اقتصادی بدون وجود زیر ساختهای اقتصادی ممکن نیست، تحقق نمادهای مذهبی بدون زیر ساختهای عقیدتی نیز امکان ندارد.
تبیین نظام اعتقادی که بر پایه توحید، معاد، امامت، تکریم شعایر دینی، پایبندی به فضایل اخلاقی، تعصب و غیرت دینی، دفاع از ارزشها، تشخص اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر باشد، باعث ایجاد باورها و تقویت آنها میشود. این نظام فکری و جهان بینی، سبب شکل دهی نظام عملی و ایدئولوژی میشود.
یکی از بهترین و مؤثرترین راهها برای گسترش فرهنگ دینی در سطح
جامعه، تقویت باورهای دینی است و این امر مهم، از راه تقویت زیر ساختهای اعتقادی به دست میآید.
نمازگزاری و انس با نماز نیز یکی از بزرگترین باورهای دینی است که بدون وجود زیر ساختهای اعتقادی، تحقق و دوام آن مختل میشود. از این رو، توجه به این زیر ساختها به ایجاد روحیه نمازگزاری مداوم در سطح اجتماع در نسلهای مختلف کمک شایانی میکند.
همه اعضای جامعه دینی از نظر پایبندی به انجام تکالیف شرعی و باورهای مذهبی در یک سطح نیستند. ممکن است برخی از روحیه دینداری بالایی برخوردار باشند، ولی برخی دیگر چندان غیرت دینی و هویت دینی نیرومندی نداشته باشند. گروه اول به اندازه کافی برای انجام امور دینی انگیزه دارند و به محرک خارجی برای شکل دهی بینشهای مذهبی نیازی ندارند. حتی ممکن است سبب حرکت دینی دیگران نیز بشوند، ولی گروه دوم به دلیل نداشتن انگیزه کافی، به طور معمول، در انجام فرایض دینی سستی میکنند. این افراد اگر تشویق یا تحریک شوند، به خوبی اعمال مذهبی را انجام میدهند؛ یعنی گرایشهای مذهبی آنها آنقدر ضعیف نیست که با تحریک و تشویق به انجام فرایض دینی ختم نشود.
وضعیت جامعه ما در مورد نماز نیز چنین است. بسیاری از افراد جامعه، نماز خوان هستند، ولی پایبندی زیادی نسبت به آن ندارند؛ در نتیجه یا با سستی و بی انگیزه نماز میخوانند یا ممکن است در برخی شرایط مانند
مهمانیها، عروسیها و مسافرت نماز را ترک کنند. البته آنقدر بی انگیزه نیستند که نماز را برای همیشه ترک کنند.
یکی از بهترین راهها برای ایجاد و تداوم نمازگزاری در این دسته از افراد جامعه، تحریک و تشویق آنها و کشاندن آنها به نمازهای جماعت و قرار گرفتن در گروه نمازگزاران است. به هر حال، باید به این بینش مذهبی عمومی جامعه جهت داد و آنرا در راه دینداری تقویت کرد.
به نظر میرسد، رسانه با توجه به تنوع و تعدد مخاطبان و امکانات فراوان در راه برقراری ارتباط، به خوبی بتواند با یک برنامهریزی حساب شده و مخاطبشناسی کامل، این بینشها را جهت داده و در راه بالندگی آنها سهیم باشد. تجربه نشان داده رسانه، به ویژه سیما در این مورد بسیار موفق و کارآمد بوده است. برای نمونه، میتوان از برنامهریزی مذهبی رسانه در نوروز 1381 نام برد که به جهت دهی بینشهای عمومی جامعه در مورد عزاداری حضرت ابا عبدالله الحسین علیهالسلام انجامید. اگر این برنامهریزی نبود، با توجه به تقویت اندیشههای ملی گرایانه در دهه اخیر، امکان بزرگداشت شعایر دینی در آن حد، دور از ذهن به نظر میرسید. استقبال خوب ببنندگان و اثر گذاری بالای برنامهها نشان دهنده مخاطبشناسی خوب و کامل برنامه ریزان بود. در مورد جهت دهی به بینش عمومی مذهبی جامعه، توجه به این نکات خالی از لطف نیست: افزایش آگاهیهای دینی در سطح عموم جامعه، پژوهش درباره علل ترک نماز و راههای درمان، توجه به آثار سوء تبلیغات دینی نامنظم و بی حساب و برنامهریزی در راستای تبلیغات منظم و حساب شده، ایجاد انگیزه از راههای مختلف پس از مخاطبشناسی دقیق و کامل و طرح برنامههای بلند
مدت و کوتاه مدت در سطوح مختلف.
در بحث علل بی میلی به نماز، در مورد محیط و تأثیر آن در روند نمازگزاری بحث کردیم. انسان، موجودی اجتماعی است که در کنار دیگر انسانها زندگی میکند و از آنجا که همه انسانها خُلق و خو و ویژگیهای رفتاری یکسانی ندارند، در روابط انسانی بر یکدیگر تأثیر میگذارند. پس، نقش محیط در نظام رفتاری انسان قطعی است.
گاهی محیط به عنوان محرک، به تنهایی بر انسان تأثیر میگذارد و انسان را با خود همراه میکند. فضاهایی که معنوی باشند، ناخودآگاه انسان را تحت تأثیر قرار میدهند و به طور غیر مستقیم، بدون حساسیت فرد، سبب تأثیر گذاری تام میشوند. ایجاد فضای معنوی، گاهی به علت وجود انسانهای با تقوا و روحانی و مذهبی است و گاهی به علت وجود مظاهر دینی پر جاذبه است؛ مانند حرم ائمه و مجالس عزاداری اهلبیت علیهمالسلام، که با وجود اینکه تمام اقشار مردم چه دیندار و چه غیر دیندار، در آن شرکت دارند، ولی فضای معنوی خاصی حاکم است. تأثیر فضای معنوی اگر سبب همراهی فرد با جلوههای دینی نشود، دستکم مانع بیحرمتی به مقدسات دینی، گناه و ابتذال میشود. به نظر میرسد ایجاد فضای معنوی، زمینه لازم را برای گرایش درونی فرد به مظاهر مذهبی فراهم میکند و سبب میشود انسان، آگاهانه و پس از تفکر و تصمیمگیری، با رضایت کامل در مسیر دینداری قرار بگیرد. به عبارت دیگر، ایجاد فضای معنوی، انگیزه کافی برای گرایش به معنویت ایجاد
میکند و مانعی در راه دین گریزی است. شاید بتوان گفت، فرد شرم میکند از اینکه در آن فضای معنوی به امر غیر معنوی بپردازد. اگر فضای عمومی جامعه معنوی باشد، زمینه بسیار مناسبی برای گرایش به معنویات به وجود میآید که مهمترین آن معنویات، نماز است. وجود فضای معنوی در خانواده، مدرسه و دانشگاه نقش ویژهای در تقویت روند نمازگزاری دارد.
به جرأت میتوان گفت، رسانه قویترین عامل و کارآمدترین ابزار برای فضا سازی و ایجاد فضای معنوی در سطح عمومی جامعه است. در مورد نقش رسانه در ایجاد فضای معنوی در جامعه، در بحث راهکارها بحث خواهیم کرد. دیگر سازمانها و نهادهای دیگر نیز در این راستا میتوانند نقش آفرین باشند. اینک، نقش برخی گروهها و سازمانها را در این مورد بررسی میکنیم. راهکارهای موجود از هماهنگی خوبی برخوردار نیستند و برخی از این توصیهها پیشتر در عمل شکست خوردهاند.
سازمان تبلیغات با توجه به محتوا و هدف تشکیل آن، نقش خاصی در این زمینه بر عهده دارد. در این راستا، موارد زیر مهم است:
نصب پلاکارد، تابلو و پارچه نوشتهها در مناسبتهای دینی، مانند شهادت و تولد ائمه علیهمالسلام، برگزاری مسابقاتی با درون مایه دینی در سطح گسترده و با جوایز ارزنده، برگزاری همایشهای دینی با موضوعات جدید، نشر کتابهای دینی، مجله و ماهنامههای مذهبی، برنامهریزی مناسب برای آموزش، اعزام و استقرار روحانیون به تمام نقاط کشور، ایجاد پایگاههای فرهنگی ثابت و سیار در مساجد و منازل، برنامههای متنوع به شکل کلاسهای دینی، تهیه و نشر نوار کاست، ویدئو و سیدیهای مذهبی.
با توجه به نقش ارتباطی گسترده پست و تلفن، مطالب زیر در خور توجه است:
اختصاص شماره تلفن ویژه برای شنیدن صدای قرآن و صوت مداحان اهلبیت علیهمالسلام، نوشتن احادیث، احکام و اشعار دینی و انقلابی در قبض بهابرگ تلفن،(1)
ایجاد فضای معنوی در جامعه تأثیر دارد.
مذهبی بودن آهنگها و گفتهها در مکالمات تلفنی گویا. برای مثال، اگر با شماره تلفن همراهی تماس گرفته شود که خاموش است، این پیام شنیده شود؛ «بسم الله الرحمن الرحیم. دستگاه مورد نظر خاموش است.»، تهیه و نشر تمبرهایی که نمادهای دینی داشته باشند، مانند حرم ائمه علیهمالسلام، و ساخت گوشیهای تلفنی که به جای موزیک انتظار، قرآن پخش کند یا به جای زنگ زدن، آیه خاصی از قرآن را پخش کند.آموزش و پرورش و آموزش عالی با بسیاری از نیروهای جامعه ارتباط دارد که مدت این ارتباط زیاد است و افراد حاضر در این مراکز، در جامعه بسیار اثرگذار هستند؛ زیرا جوانان و نوجوانان که در دانشگاهها و مدرسهها تحصیل میکنند، نقش خاصی در آینده جامعه دارند. از این رو، تربیت آنها بسیار مهم است. برای معنوی شدن فضای مدرسه، دبیرستان و دانشگاه، امور زیر قابل توجه است:
برگزاری نماز جماعت و پخش اذان، نصب نوشتهها و تصاویر با گرایشهای مذهبی با ابتکار عمل و زیبایی خاص، گرامی داشت مناسبتهای دینی مانند ایام شهادت و تولد ائمه علیهمالسلام و اعیاد مذهبی، برگزاری مراسم دعا
1) 1. به طور کلی، نوشته شدن احادیث، احکام فقهی و نوشته های انقلابی بر روی فیش های آب، برق و گاز در
و نیایش، نصب صندوق صدقات، نویسندگی، مشاعره و مسابقه با محتوای دینی، اردوهای زیارتی و سیاحتی و فرهنگی مانند جماران، جمکران، مشهد و مناطق جنگی، تنظیم کتابهای درسی در راستای اشاعه فرهنگ دینی، حضور شخصیتهای دینی، رزمندگان اسلام، جانبازان و آزادگان و بیان خاطرات معنوی توسط آنها، پخش نوارهای دینی مانند قرآن، تواشیح، و ذکر توسل در اوقات فراغت و زنگ تفریح، حضور امام جماعت و شخصیتهای دینی در هنگام زنگ تفریح در محوطه و فضای آموزشی، وجود برنامههای دینی در زنگ تفریح مانند نماز فرادا، برگزاری همایشها و جلسات بررسی شخصیت عرفا، ایجاد هیئتهای عزاداری در فضای آموزشی که مدیریت و برنامهریزی آن برعهده خود جوانان و نوجوانان باشد.
شرکتهای اتوبوسرانی و تاکسیرانی با ایجاد فضای معنوی داخل اتوبوس و تاکسی میتوانند، نقش خاصی در افزایش گرایش دینی مسافران داشته باشند. برای رسیدن به این امر مهم، نصب عکسهای دینی، آیات، روایات و جملههایی مانند «برای سلامتی آقا امام زمان صلوات»، یا اشعاری که محتوای دینی دارد سفارش میشود. نوشتن جملات مذهبی بر روی بلیتها و پخش صوت مذهبی داخل اتوبوس نیز موثر است. همچنین جداشدن قسمت خواهران و برادران در اتوبوس کمک شایانی به ایجاد فضای معنوی میکند.
کمیته امداد نیز با تبلیغ حس نوع دوستی و احیای ارزشهای دینی در راستای کمک به بینوایان، میتواند در ایجاد فضای معنوی جامعه نقش اساسی ایفا کند. ازدواج افراد زیر پوشش، طرح اکرام، طرح اطعام و صدقه از این امور است که در سالهای اخیر، تجربه خوبی به جا گذاشته است.
روابط عمومی در تمام سازمانها و ارگانها با نصب عکس، پلاکارد و نکات زیبا و ظریف دینی در محیط کار در ایجاد فضای معنوی نقش خاصی ایفا میکند. برای مثال، روی در ورودی نوشته شده باشد:«وَ مَنْ تَوکَّل عَلی اللّهِ فَهُوَ حَسبُه» (طلاق: 3) یا احادیثی(1)
. باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 71 ، صص 315 و 3
در مورد رفع حوایج مؤمنان که افزون بر ایجاد فضای معنوی، در ایجاد انگیزه برای گرهگشایی از کار ارباب رجوع بسیار مؤثر است. برای مثال، بر روی میزکار، چنین نوشتهای باشد: « عالم محضر خداست، در محضر خدا گناه نکنید». پخش اذان هنگام نماز و نصب احادیث در تابلو اعلانات و مشکی پوش کردن آن در ایام شهادت و رحلت اهل بیت بسیار مهم است. به طورکلی، تابلو اعلانات باید همواره برای نکات معنوی باشد. در صورتیکه برگزاری مراسم دینی، مانند زیارت عاشورا در صبح پنج شنبه در محل کار امکان داشته باشد، نقش خاصی در ایجاد فضای معنوی خواهد داشت.برای تأثیر بیشتر و بدون عوارض جانبی و بازدهی منفی در اجرای این پیشنهادها، توجه به نکات زیر لازم است:
1) 193 و 104 ؛ نراقی، معراج السعادة، ص 385 ؛ محمد ،367 ،164 ، 1. کلینی، اصول کافی، ج 2، صص 366
اجرای برخی از این پیش زمینهها به پیش نیازهایی نیاز دارد. پیش از اجرای آنها، پیش زمینهها محقق شود.
ذکر این راهکارها به این معنا نیست که اجرای آنها در همه این موارد مفید است، بلکه به این معناست که میتوان از آنها در راه تقویت گرایشهای دینی، با رعایت پیش زمینهها و پس از فضاشناسی بهره برد.
توجه به چند نکته بر ضرورت بهکارگیری سیاستها و برنامهریزیهای درست و دقیق در رسانه برای ایجاد و گسترش فرهنگ نماز اشاره دارد:
تحول و توسعه رسانههای ارتباطی، ترکیب و سرشت زندگی اجتماعی را شکل داده و اشکال جدیدی از عمل و تعامل را به وجود آورده است که دیگر به سهیم بودن مخاطب در مکان مشترک وابسته نیست.(2)
اگر میخواهیم دگرگونیهای فرهنگی ملازم با جوامع مدرن را درک کنیم، باید برای تحول رسانههای ارتباطی و تأثیر آنها نقش اصلی قایل شویم.(3)
. خورخه لارین، ترجمه: فریبرز مجیدی، وزارت امور خارجه، مرکز چاپ و انتشارات، 1
1) 1. در این مورد نک: رسانه و مدرنیته، جان ب تامپسون، ترجمه : مسعود اوحدی، انتشارات سروش،
فصل دوم.
2) 2. رسانه ها و مدرنیته، فصل سوم.
3) 3. نک: ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، همو، مؤسسه فرهنگی آینده پویان، تهران، 1379 ؛ مفهوم ای دئولوژی،
ایجاد و گسترش فرهنگ نماز به زمان زیادی احتیاج دارد، ولی آثار بسیار ژرفی در صحنههای مختلف زندگی و تعالی فرهنگی بر جا خواهد گذاشت. نیم نگاهی به دیگر مفاهیم و اعمال دینی که به صورت فرهنگ در آمدهاند، پیآمدها و جایگاه ایجاد فرهنگ نماز را آشکار میکند. یکی از بهترین فرهنگهای دینی، عزاداری در ماه محرم و صفر است که حتی در زمان حکومتهای غیر دینی در ایران اجرا شده و حتی افرادی که به مطالب دینی، پایبند نیستند، در این مراسم شرکت میکنند. ایجاد فرهنگ نماز بهترین، مؤثرترین و مداومترین شیوه برای گسترش نمازگزاری در جامعه است. وقتی فرهنگ نماز در جامعه پدید آید، دیگر نیاز نیست که برای اقامه نماز تبلیغ شود. همان گونه که برای عزاداری اباعبدالله الحسین علیهالسلام تبلیغ نمیشود و مردم به صورت خود جوش و به طور گسترده در این مراسم شرکت میکنند.
گذشته ازاین، ایجاد فرهنگ نماز در تعادل و اعتلای فرهنگی جامعه، بسیار موثر است و با توجه به آثار و کارکردهای آن، نقش بسیار زیادی در دفاع از ارزشها و رویارویی با تهاجم فرهنگی بازی میکند و اقتدار سیاسی و اقتصادی را در پی خواهد داشت. برای گسترش فرهنگ نماز، برنامهریزی بسیار دقیق و حساب شدهای نیاز است که ممکن است طولانی باشد. قرآن
1) 224 ؛ سیر تکامل فرهنگ، یولیان ،219 ،210 ،186 ،127 ، 1. نک: فرهنگ پیرو، فرهنگ پیشرو، صص 12
لانگ، ترجمه: بیژن دانشور.
مجید این راهکارها را برای گسترش فرهنگ نماز توصیه میکند: « بیان رمز و راز نماز و آثار آن، فرمان مستقیم و آشکار به برپایی نماز، ترسیم چهرهای زیبا و جذاب از نمازگزاردن»(1)
.237
استفاده از روش الگویی، تذکر و یادآوری پیآمدهای، احداث و زیباسازی مسجدها و نماز خانهها، و ویژگیهای شخصیتی امام جماعت در مسجدها و مدرسهها هر کدام به گونهای در ایجاد فرهنگ نماز مؤثرند. در مورد نقش رسانه در این راستا، در بخش راهکارها توضیح خواهیم داد.
تبلیغ، در مفهوم کلی عبارت است از رساندن پیام به گیرنده پیام از راه برقراری ارتباط برای ایجاد تغییر و دگرگونی در بینش و رفتار و افکار. در فرهنگ دهخدا، در معنی تبلیغ چنین آمده است: « تبلیغ یعنی رساندن، فراخواندن کسی به دینی، عقیدهای، مذهبی، مسلکی و روشی و کشیدن کسی به راهی که تبلیغ کننده قصد دارد»، ولی تبلیغ در تمدن امروزی غرب به مجموعهای از شگردها و شیوههای تأثیرگذاری روانی و انفعالی گفته میشود که بزرگترین ویژگی آن در برنداشتن هرگونه پیام آگاهی بخش و بیدار کننده است.
با رشد و توسعه وسایل ارتباطی و از میان برداشته شدن مرزهای جغرافیایی، فصل جدیدی از تاریخ تجاوزات بشری به وجود آمده است.
1) 1. نماز و زندگی، مقالات برگزیده هشتمین اجلاس سراسری نماز، ستاد اقامه نماز، تهران، صص 216
فصلی که در آن، برتریهای فرهنگی، نظامی، سیاسی، و اقتصادی در سایه تبلیغات حساب شده و دقیق به دست میآید. امروزه، تبلیغ بر پایه شیوههای اغفال گرانهای استوار است که بر اهمیت و ضرورت تبلیغ و اتخاذ شیوهای مناسب برای مبارزه با تبلیغ ضد دینی غرب میافزاید.
امروزه، اقناع یکی از مهمترین اهداف تبلیغات است که سبب تأثیرگذاری بر افکار عمومی میشود و این در حالی است که در آستانه قرن بیست و یکم استفاده از زور و روشهای جبری آشکار، رنگ باخته و چیرگی ساز و کارهای بازار بر اقتصادهای دولتی و ابزارهای اقتصادی دولتها برای سلطه بر شهروندان نیز محدود شده است. از سوی دیگر، گسترش روز افزون انواع رسانههای همگانی و حضور فراگیر آنها در عرصههای گوناگون زندگی، اقناع را به بهترین و موثرترین ابزار، برای حل مناسبات میان حاکمان و مردم و نیز میان آحاد مختلف مردم تبدیل کرده است. سادهاندیشی بسیاری از مردم در پذیرش منفعلانه تبلیغات سیاسی و تجاری و بدبینی افراطی عدهای از روشنفکران و منتقدان نسبت به نقش رسانههای همگانی در دوران معاصر، دو نگرش نادرست افکار عمومی در قبال تبلیغات است. ایجاد و تداوم یک دموکراسی، بستگی به وجود ارتباط گرانی دارد که بتوانند پیام خود را به گونهای آشکار و منصفانه به مخاطبان ارایه دهند و از سوی دیگر، به مخاطبانی نیازمند است که بتوانند ارایه منصفانه مطلب را از گفتار فریبکارانه تشخیص دهند. پس تبلیغات، افزون بر زمینه فرهنگی و اقتصادی، در زمینه سیاسی نیز بسیار موثر است. پیام و چگونگی ارایه آن و رویارویی با تاکتیکهای اقناعی
در فن آوری تبلیغات بشر نوین در عصر ارتباطات بسیار مهم است.(1)
ابزار تبلیغات در جهت دهی تبلیغ و عملی شدن اهداف تبلیغی مؤثرند و در تبلیغات دینی باید به آن توجه شود. هنر، صدا و سیما، مطبوعات، خبرگزاریها، شعر و ادبیات، رمان، معماری، موسیقی، مساجد و مبلغان دینی از مهمترین ابزار تبلیغاتی هستند. ابزار تبلیغ اهمیت زیادی دارند که به آفات آن باید توجه شود. فراموش شدن اهداف، کمتر بودن محتوا از حجم، تسلط جّو بیگانه، اصالت سرگرمی، عوامزدگی و نفوذ جناحها و باندها، از آفات ابزار تبلیغ است.(2)صدا و سیما به عنوان اصلیترین ارکان حکومت، نقش ویژهای در اداره و کنترل جامعه دارند. با توجه به گسترش روابط و هدف فاصلههای طبیعی و جغرافیایی و آنچه در مورد تبلیغات بیان شد، جایگاه تبلیغات دینی در رسانه به خوبی آشکار میشود. از آنجا که رسانه در ایجاد و انتقال پیام بسیار مؤثر است، برای پاسداری از فرهنگ دینی استفاده از تبلیغات در رسانه، به ویژه سیما بسیار مفید خواهد بود. رسانه، امکانات زیادی را برای ایجاد و دفاع از ارزشهای اسلامی در اختیار دارد و برای رسالت انقلابی ـ فرهنگی خود میتواند از این رهگذر عبور کند. با توجه به بسیاری مخاطبان، امید موفقیت رسانه در این زمینه بیشتر میشود. سیاستهای تبلیغاتی رسانه در روابط عمومی بسیار مهم است.(3)تهاجم فرهنگی دشمن و تنوع مخاطبان، بر ضرورت این موضوع میافزاید. گسترش نماز و نمازگزاری در جامعه به یک
سلسله تبلیغات دینی یکپارچه و حساب شده نیاز دارد که بدون آن چشم انداز مناسبی در روند نمازگزاری جامعه مشاهده نمیشود. نماز، بزرگترین نماد دینی و بیانگر تشخص و هویت اسلامی است و در بین تبلیغات دینی از اولویت خاصی برخوردار است.
در این موضوع، توجه به چند نکته خالی از لطف نیست:
توسعه سریع رادیو و تلویزیون در زمینههای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، دگرگونیهای بزرگی در زندگی داخلی و بین المللی مردم جهان به وجود آورده است. امروزه، بسیاری از مردم در جهان سبک زندگی و چگونگی پوشش و آرایش و حتی آداب و رسوم خود را با پیامهای این دستگاههای تبلیغاتی هماهنگ میکنند. تأثیر شدید فیلمها، سریالها و برنامههای تلویزیونی بر افکار عمومی به اندازهای است که بررسی این تأثیرها، از موضوعات پژوهشی کارشناسان و محققان به شمار میآید.
تبلیغات باید بر اساس شناخت دقیق مخاطب و بسیار هوشمندانه طراحی شود. توجه به جنبههای روانی و هنری در تبلیغات رسانهای، بسیار مهم و مؤثر است. اگر تبلیغات به خوبی برنامهریزی نشود، ممکن است تأثیری وارونه داشته باشد و به ضد تبلیغ تبدیل شود. به جاست که میگویند: «برای بدگویی از چیزی، خوبیهایش را به سستی تعریف کن».
با توجه به جوّ عمومی فرهنگی کشور در واکنش نسبت به آموزههای دینی، یکی از اصلیترین آسیبهایی که تبلیغات دینی را تهدید میکند، بی توجهی یا کم توجهی مخاطبان به تبلیغات و پیامهای مذهبی است که سبب ناکارآمد شدن تبلیغات دینی میشود. از این رو، باید از تبلیغات غیرمستقیم
بهره برد تا حساسیت مخاطب برانگیخته نشود. برخلاف تصور برخی، این نوع تبلیغات، بسیار اثرگذار خواهد بود و مخاطب بدون اینکه متوجه باشد، در درازمدت تحت تأثیر قرار میگیرد. حتی از پیامهای بازرگانی نیز میتوان در این راستا سود جست.(1)
نگارنده بخش راهکارها در سطح عموم
مبارزه با تهاجم فرهنگی و حفظ و احیای ارزشهای اسلامی برای ایجاد نظام ارزشی پایدار، از سفارشهایی است که برای برنامه ریزان در سطح کلان، قابل طرح است. در بخشهای پیشین در مورد این دو موضوع بحث کردیم.
1) 1. در مورد استفاده از پیام بازرگانی در تبلیغات غیرمستقیم دینی، نک : نقش رسانه در گسترش نماز ، از
عرصه فرهنگ، عرصهای حساس و اثرگذار است که دگرگونیهای آن در زمینههای گوناگون اجتماع مؤثر است و پویایی یا رکود جامعه را در پی دارد. با توجه به اهمیت و ظرافت مسایل فرهنگی، ضرورت برنامهریزی در این راستا آشکار میشود. از آنجا که فرهنگ، مربوط به بخش خاصی از افراد جامعه نمیشود و نماز نیز در تمام عرصههای زندگی فردی و اجتماعی اثرگذار است، از اینرو، باید در سطح کلان و تمام ابعاد اجتماع برنامهریزی شود. در این بخش، میکوشیم برای تقویت، گسترش و تعمیق روحیه نمازگزاری مطالبی را بیان کنیم. این مطالب را در دو بخش، برنامهها، و وظایف پی میگیریم.
دستگاهها و مؤسسههای گوناگون فرهنگی هرکدام به اندازه امکانات و اثرگذاری خود باید در راستای رسالت دینی و انقلابی خود به این برنامهها توجه کنند و برای گسترش فرهنگ مذهبی بکوشند. برخی از این برنامهها برای دستگاههای گوناگون قابل اجراست که چگونگی مدیریت در انجام آنها بسیار مؤثر است.
باید برنامهای همه جانبه، با ضمانت اجرایی قوی تهیه و تدوین گردد و به تمام دستگاههای اجرایی و قانون گذاری کشور ابلاغ شود تا تمامی وزارتخانهها، دستگاهها، مؤسسهها و شرکتهای دولتی، نهادهای عمومی و انقلابی، شهرداریها، بانکها، مراکز پژوهشی و آموزشی و سازمانها و مؤسسههای عمومی مشمول آن قانون قرار بگیرند و موظف به اجرای آن باشند. به این ترتیب، گامی مؤثر در راه ترویج فرهنگ نماز برداشته خواهد شد. هر چند تهیه این برنامه به زمان و نیازشناسی قوی احتیاج دارد، ولی اهمیت و آثار زیادی دارد. به نظر میرسد، مناسبترین گروه برای تهیه چنین برنامهای ستاد اقامه نماز باشد. این ستاد با توجه به اینکه در مورد نماز از جنبههای گوناگون در رابطه با نماز فعالیت دارد میتواند پس از پژوهشهای لازم، برنامهای فراگیر و در خور هر سازمان، تهیه و ابلاغ کند. بهتر است در این برنامه، برخی نکات عمومی در نظر گرفته شود که به تمام دستگاهها مربوط باشد و برخی نکات ویژه که با توجه به چگونگیهای خاص هر سازمان تنظیم شود. بهتر است ستاد اقامه نماز در تهیه این برنامه با سازمان تبلیغات اسلامی، آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی و وزارت کشور همفکری کند.
البته، هیئت دولت برنامهای همه گیر در این مورد تصویب کرده است،(1)
چند از وزیران و تعداد زیادی از اندیشمندان حوزه و دانشگاه، حجت الاسلام والمسلمین قرائتی، در نامه ای
خطاب به آقای حبیبی، معاون اول رئیس جمهور، طرح پیام مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
به اجلاس نماز در هیئت دولت را پیشنهاد کردند. این موضوع به کمیسیون فرهنگی دولت ارجاع گردید و
1) 1. به دنبال برگزاری ششمین اجلاس سراسری نماز در زنجان با حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی و تنی
ولی لازم است ضمانت اجرایی آن افزایش یابد و پس از تحقیقات و شناخت کافی از وضعیت موجود و علل آن، برنامهای حساب شده برای تعمیق نمازگزاری طراحی شود.
ما در عصری زندگی میکنیم که بسیاری از جوانان میتوانند با رایانه کار کنند و از فن آوری اطلاعاتی رایانهای آگاهی دارند. امروزه بسیاری از مبادلات فرهنگی به وسیله رایانه انجام میشود و رایانه به یک ابزار فرهنگی تبدیل شده است؛ بهگونهایکه با جنبه اطلاعاتی آن رقابت میکند. برنامه سایت اینترنتی و محصولات رایانهای در چند زمینه قابل توجه است:
الف) اینترنت به ابزاری برای پاسخ به پرسشها و تبادلات فرهنگی تبدیل شده است، بهگونهایکه به عنوان یک عامل آموزشی در حد گسترده، مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است.
ب) به کمک اینترنت میتوان با حجم گستردهای از افراد ارتباط برقرار کرد و اطلاعات صدها کتاب را به صورت حساب شده و طبقه بندی شده در اختیار آنها قرار داد، بدون اینکه زمان خاصی یا اجتماع مخاطبان لازم باشد.
ج) شاید تعداد زیادی از کسانیکه نمازگزاری یکپارچه و عمیقی ندارند، کسانی باشند که توانایی دسترسی به رایانه و سایتهای اینترنتی را دارند. این نکته با توجه به راه یافتن تهاجم فرهنگی در رایانه و اینترنت تقویت میشود.
به تمامی دستگاه های اجرایی کشور ابلاغ شد.
1) کمیسیون پس از بحث و بررسی موارد پیشنهادی، آیین نامه ترویج و توسعه فرهنگ نماز را به هیئت دولت تقدیم 1376 / 1 / 1375 با حضور رئیس جمهور محترم، تصویب و در تاریخ 31 / 12 / کرد. این آیین نامه در تاریخ 1
بهگونهایکه بسیاری از افرادی که از اینترنت استفاده میکنند، به دنبال تصاویر و روابط مبتذل و مستهجن هستند و انگیزه علمی و فرهنگی ندارند؛ از اینرو، شاید بتوان بسیاری از افراد نمازگریز را از این راه مخاطب توصیهها و راهکارها قرار داد.
د) امروزه این تفکر وجود دارد که دینداری جریانی خشک و انعطافناپذیر است که از علم و فن آوری بهرهای نبرده است. به همین دلیل، بسیاری از افراد، مظاهر دینی از جمله نماز را کنار میگذارند. شاید این افراد هیچ ارتباطی بین برنامههای رایانهای و نماز قایل نباشند. وجود سایت اینترنتی و محصولات رایانهای، با این تفکر و توهم مبارزه میکند. با توجه به این نکات به نظر میرسد استفاده از اینترنت و محصولات رایانهای در راه ترویج فرهنگ نماز، برنامه مناسبی باشد. البته در تهیه محصولات رایانهای باید به نکات مختلفی توجه شود تا اطلاع رسانی، جذاب و مؤثر باشد. بیان اسرار نماز، معارف و حقایق نماز، داستان، سرود، شعر، نکتههای ادبی، آثار متعدد و مختلف نماز، راههای حضور قلب و موانع حضور قلب از موضوعهایی هستند که باید در تهیه محصولات رایانهای به آن توجه شود.
جشنواره و هماندیشی از نظر فرهنگی و علمی جایگاه ویژهای دارد و در افزایش سطح آگاهی و جلب توجه مخاطبان به موضوعی خاص بسیار اثر گذار است. اگر برگزاری جشنواره، همراه با فراخوان مقاله باشد، اثر بیشتری در آگاهی افکار عمومی دارد. برگزاری جلسههای علمی و جشنوارههای فرهنگی ـ پژوهشی در مورد آثار نماز، علل نمازگریزی، راههای ایجاد و
گسترش نمازگزاری، اسرار و فلسفه نماز، نماز و اقتصاد، نماز و آثار پزشکی، نماز و سیاست، نماز و اجتماع و نماز و روانشناسی در نهادینه کردن نمازگزاری و تعمیق آن بسیار مؤثر است.
البته این جشنوارهها باید از نظر تبلیغاتی به گونه مناسب و هدفمند پوشش داده شود تا برافکار عمومی بیشتر اثر بگذارد. نقش رسانه در این مورد بسیار مهم است.
با توجه به اینکه بسیاری از افراد زمان زیادی را در محیط کار سپری میکنند، برگزاری نماز در محل کار، نقش ویژهای در گسترش نمازگزاری دارد. در محیط کار باید مکان مناسبی برای برپایی نماز وجود داشته باشد که از جذابیت و امکانات کافی برخوردار باشد. به نظر میرسد در تمام محیطهای کاری باید زمان خاصی برای نماز در نظر گرفته شود که در آن زمان، کار تعطیل و نماز جماعت برپا شود. به طور کلی، در تمام محیطهای کاری باید برنامهریزی ویژهای برای نماز و نمازگزاری انجام شود. روابط عمومیها میتوانند با تبلیغات هدفمند و حساب شده زمینه لازم را برای برپایی نماز ایجاد کنند. بهتر است که در محیط کار، امکانات لازم برای نماز فرادا نیز وجود داشتهباشد. وجود نمازخانه تمیز و زیبا، تعطیلی کار در هنگام نماز، تبلیغات، وجود امام جماعت خوش برخورد، طولانی نبودن مراسم نماز، حضور کارفرما و مسئولان واحد کاری در نماز، برگزاری برخی از برنامهها همراه با نماز، مانند راهاندازی صندوق قرضالحسنه نماز بین نمازگزاران و برگزاری مسابقه نماز، در برپایی منظم و پر اثر نماز در محل کار مؤثر است.
نامگذاری یک روز در طول سال بر اهمیت آن موضوع دلالت دارد و تبلیغی همه جانبه در مورد آن به شمار میآید که نقش خاصی در گسترش مفاهیمی، مربوط به آن روز دارد. اگر در طول سال روزی به نام نماز، نام گذاری شود، نشان دهنده اهمیت موضوع و فرصت بسیار مناسبی برای صحبت در مورد نماز، برگزاری جشنواره، چاپ کتاب و مسابقه در مورد نماز است. نقش رسانه در گرامی داشت این روز بسیار مهم است. شاید به جا باشد که هر اداره و سازمانی در تشکیلات درونی خود، روزی را به نام نماز در نظر بگیرد و برنامههای خاصی را به بهانه آن روز در مورد نماز اجرا کند تا روحیه نمازگزاری در بین کارکنان عمیقتر شود.
بیتردید یکی از وظایف اصلی آموزش و پرورش، تربیت افراد دیندار، مؤمن و پایبند به ارزشهای اسلامی است. این در حالی است که پایداری و استمرار در یک نظام، به تربیت جوانان و نوجوانان بستگی دارد. با این دید، اهمیت نماز در برنامههای آموزش و پرورش آشکار میشود.
متأسفانه در نظام آموزش، در تبیین و تفسیر مسایل و احکام دینی و توجیه سیاستها و برنامهها، کار زیادی انجام نشده است. به نظر میرسد یکی از مهمترین وظایف آموزش و پرورش در این راستا، برگزاری نماز جماعت در فضاهای آموزشی باشد که دیگر وظایف آموزش و پرورش در راستای نمازگزاری به همین مسئله برمیگردد؛ از این رو، راههای افزایش حضور دانشآموزان در نماز را بررسی میکنیم.
کودکان به عنوان گوهرهایی آسمانی با دلهایی پاک، فطرتهایی زلال، ذهنهایی آماده و گوشهایی حقپذیر، امیدهای آینده اسلام و کشور و نخستین مخاطبان این رسالت بزرگ هستند تا در مراحل آغازین شکلگیری شخصیت، تحت تربیت مفاهیمی قرار گیرند و راههای دشوار و پر نشیب وفراز ورود به دنیای پیچیده و پرشتاب و آکنده از کژیها و ناراستیها را به سلامت بپویند و نسلی شایسته برای پاسداری از آرمانهای اسلام عزیز باشند. همچنین، دانشآموزان در مقطع راهنمایی، آینده سازان جامعه هستند و به مرور زمان حضور جدیتر را در عرصه زندگی تجربه میکنند و با مسئولیتها و تکالیف جدید آشنا میشوند و بیش از گذشته در معرض دسیسههای شیطانی قرار میگیرند و تردیدها گریبانگیر آنها میشود. باورهای خود را در محک منطق احساسی خود میبرند و گذر حساس و سرنوشتسازی را در پیش روی دارند. گذر موفق در شرایطی که باورهای دینی عمق لازم را یافته و از آزمون تردیدهای دوره نوجوانی به سلامت عبور کرده است، لازمه توفیقات بعدی است؛ زیرا این دوره، مهمترین دوره سنی انسان است.
از دیدگاه اسلام، دوره جوانی دوره همرأیی، همراهی و مشورت با پدر و مادر، یادگیری حلال و حرام و دوره دشمنی یا دوستی با والدین است. جوان در این دوره هم مانند دوره نوجوانی باید بار گران مشکلات دوران بلوغ و تکلیف مستقیم بسیاری از کارهای خود را بر دوش کشد. اگر والدین، آموزش و پرورش و دستگاهها و ارگانهای تربیتی، ویژگیهای جوان را در این دوره بشناسند و مسئولیت و حق مشاوره و تصمیمگیری به او بدهند، او هم خود را
به ایجاد ارتباط نزدیک و همکاری با والدین و... پایبند خواهد دید.
راههای افزایش حضور دانشآموزان در نماز جماعت در مدارس را در سه بخش فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی پی میگیریم.
نقش امام جماعت در مدرسهها، بسیار مهم و سرنوشت ساز است. امام جماعت موفق و جوان باور، میتواند با افشاندن بذر محبت در دل نوجوانان، تصویری زیبا و خاطرهانگیز از نماز و دیگر عبادتها بر لوح دل و جان آنان ترسیم کند. به جرئت میتوان گفت که امام جماعت، مؤثرترین عامل حضور دانشآموزان در نماز جماعت مدرسهها است که در صورت فراهم نبودن عوامل دیگر نیز نقش محوری خود را حفظ خواهد کرد.
امام جماعت به تناسب موقعیت دینی و جایگاه مقدس و ویژگیهای صنفی، در زمان حضور در مدرسه، مستقیمترین و مؤثرترین نقش تربیتی را داراست و میتواند کارکردهای مهم تربیتی داشته باشد. الگوی عملی بودن، تشویق دانشآموزان به دینداری و تقویت باورهای دینی در آنان، تعلیم آموزههای دینی، پاسخگویی به پرسشها و مشکلات اخلاقی و روحی دانشآموزان و برپایی منظم نماز جماعت، از این کارکردهاست.
امام جماعت موفق، از ویژگیهای اخلاقی، شخصیتی و اجرایی ممتاز برخوردار است و در پرتو آنها رسالت معنوی و هدایت خویش را به بهترین شکل انجام میدهد. مجموعه این ویژگیها را میتوان به سه بخش تقسیم کرد که به آنها اشاره میشود:
متواضع بودن، صبور و با حوصله بودن، منظم و منضبط بودن، حفظ شئون امام جماعت و آراستگی ظاهر و باطن.
ویژگیهای کاری و اجرایی که عبارتند از: قدرت مدیریت، هدف دار بودن و برنامهریزی برای آن، جمع آوری اطلاعات لازم درباره مدرسه و دانشآموزان و نیازسنجی، فعال و بانشاط بودن، برخورداری از معلومات کافی، همکاری و هماهنگی با ستاد تربیتی مدرسه، ارزیابی مستمر از فعالیت خود در مدرسه، انتقادپذیری و قدرت بیان و تفهیم مطالب.
ویژگیهای امام جماعت در ارتباط با دانشآموزان که عبارتند از: «برخورداری از مهارت کار با کودکان و نوجوانان، آشنایی با ویژگیها و روحیات دانشآموزان، تناسب برنامهها و رفتار با سن، مقطع تحصیلی و جنسیت آنان، نوآوری و تنوع در برنامهها، ایجاد پیوند میان مدرسه و مسجد، توان برقراری ارتباط با دانشآموزان، صمیمی بودن و اظهار محبت و شخصیت دادن به دانشآموزان».
با توجه به ویژگیهای امام جماعت موفق، حساسیت و اهمیت امام جماعت در برگزاری پرشور نماز جماعت آشکار میشود. امام جماعت برای اینکه نقش خود را به خوبی ایفاکند، باید به ابعاد مختلف آموزشی و تربیتی دانشآموزان و مدرسه توجه کند تا بتواند وظیفه سنگین و مهم خود را به خوبی انجام دهد.
یکی از ویژگیهای دانشآموزان، چه در مقطع ابتدایی و چه راهنمایی و دبیرستان، تحرک و نشاط زیاد آنهاست.
بیشتر جوانان و نوجوانان به دلیل ویژگیهای خاص جسمی و روحیشان
پرتحرک و بازیگوش هستند. بنابراین، فضاهایی را دوست دارند که با این روحیه آنها هماهنگ باشند. آنها از فضای محدود و بسته که در آن احساس اختناق کنند، رضایتی ندارند. برای اینکه دانشآموزان به طور چشمگیر در نماز جماعت شرکت کنند، باید به این ویژگی روحی و جسمی آنها بیشتر توجه شود.
به این منظور، فضای نمازخانه باید از نور کافی برخوردار و رنگ در و دیوار آن روشن باشد و از رنگ تیره به هیچ عنوان استفاده نشود. بهتر است که سقف نمازخانه بلندتر از سقف کلاسها باشد. رنگ فرشها، موکتها، جانمازها، جاکفشی، کتابهای دعا و قفسه آنها، پلاکاردهایی که به دیوار نصب شده، همگی در طراوت و شادابی محیط مؤثر است. استفاده از عکسهای بزرگ طبیعت سرسبز نیز در شادابی و طراوت محیط اثر دارد.
بهتر است در فضای نمازخانه از لامپهای رنگی و لوستر استفاده شود. خوش بو کردن فضای نمازخانه نیز بسیار مهم است. مهمتر از همه اینکه تا آنجایی که نظم و انضباط اجازه میدهد، دانشآموزان در فضای نمازخانه آزاد باشند و از سختگیریهای ناظم و معاون خبری نباشد.
استفاده از گلدانهای بزرگ گل طبیعی یا گلدانهای کوچک به تعداد زیاد و یک قفس پرنده آواز خوان جلوی در ورودی، نقش زیادی در شادابی محیط دارد و نمازخانه را به محیطی، مناسب با روحیه دانشآموزان تبدیل میکند. برپایی مسابقه در نماز جماعت و طرح پرسش در هر روز نماز جماعت را از یکنواختی خارج میکند تا دانشآموزان نه تنها از حضور در نمازخانه کسل نشوند، بلکه شاداب و با نشاط گردند.
با توجه به روحیه دانشآموزان برای ایجاد تحرک و نشاط، سفارش میشود که در برگزاری نماز جماعت به دانشآموزان مسئولیت واگذار شود و مسئولان برگزاری نماز به پیشنهادهای دانشآموزان در برگزاری نماز جماعت اهمیت بدهند.
رقابت میان دانشآموزان، عامل مؤثری برای گرایش آنها به زمینههای مختلف است و برگزاری مسابقه نماز نزد دانشآموزان، افزون بر اینکه سبب ایجاد رقابت سازنده بین آنها و تقویت شخصیت اجتماعیشان میشود، در افزایش انگیزه نمازگزاری در آنها مؤثر است. شرکت کنندگان در مسابقه به طور غیر مستقیم آگاهیهای لازم را در مورد نماز کسب میکنند و با افزایش شناخت نسبت به نماز، یکی از عوامل انس با نماز، فراهم میشود.
مسابقه نماز، باید با برنامهریزی دقیق و تبلیغات مناسب انجام شود و برای اینکه طرح، موفقیتآمیز و مؤثر باشد، پشتیبانی مدیر مدرسه نیز لازم است. مدیر، هم در زمینه تهیه جوایز و هم در زمینه تبلیغات و ایجاد فضای خاص، میتواند به برپایی هر چه بهتر مسابقه کمک کند.
مسابقه نماز میتواند به صورت کتابخوانی، شعر، قصه، رمان، نقاشی و طراحی، عکس، روزنامه دیواری و خاطره در مورد نماز اجرا شود. مسئولان تربیتی و آموزشی مدرسه با توجه به شناختی که از روحیه دانشآموزان دارند، برخی از این موارد را انتخاب کنند. با توجه به اهداف مسابقه، بهتر است کتابهایی با موضوع آموزش مفاهیم نماز انتخاب شود. جوایز مسابقه نیز لازم نیست مادی باشد، بلکه جوایز نفیس غیرمادی، مانند نمره انضباط بالا و نماینده کلاس شدن نیز مفید است.
تشویق، یکی از بهترین ابزار تربیتی است که در ایجاد و تقویت باورهای دینی بسیار مؤثر است. در بسیاری از موارد، بی میلی یا کم میلی نسبت به نماز با تشویق برطرف میشود؛ هرچند تشویق، آگاهی در مورد حقایق و معانی نماز را ایجاد نمیکند، ولی زمینه مناسبی برای رغبت و علاقه دانشآموزان به نماز به وجود میآورد تا به مرور زمان معرفتهای لازم در مورد نماز به دست آید؛ یعنی هر چند، تشویق، همیشه سبب نمازگزاری مداوم نمیشود، ولی زمینههای لازم برای نمازگزاری حقیقی و مداوم را ایجاد میکند.
برای تشویق دانشآموزان، شاخصهای زیر قابل توجه است:
الف) حضور بیشتر در نماز: در این مورد میتوان کارتی طراحی کرد که در اختیار تمام دانشآموزان قرار میگیرد و برای هر روز، قسمت خاصی تعیین شود که در صورت حضور دانشآموز در نماز جماعت، مُهر یا علامتزده شود. به این شکل، فرهنگ نماز در مدرسه تقویت میشود. البته برای اینکه این روش توهم اجبار و کنترل را در دانشآموزان ایجاد نکند، زمینه سازی قبلی لازم است.
ب) رعایت نظم: به طور معمول، دانشآموزان در محیط نمازخانه شلوغ میکنند و برپایی نمازجماعت را مختل میسازند. از اینرو، در نظر گرفتن این شاخص، افزون بر ایجاد نظم در فضای مدرسه، در برقراری بهتر نماز جماعت بسیار مؤثر است. ممکن است بعضی از دانشآموزان به علت بی انضباطی و سرو صدایی که دانشآموزان شلوغ و پرشیطنت در فضای نمازخانه ایجاد میکنند، در نماز جماعت شرکت نکنند.
ج) پاسخ به پرسشهای امام جماعت: بهتر است این پرسشها در مورد احکام و
معانی نماز، وضو، تیمم و غسل طراحی شود. این پرسشها افزون بر ایجاد تنوع و نشاط در برنامههای نماز، در افزایش بار علمی و معنوی نماز جماعت مؤثر است و علاقه نمازگزاران را به نماز افزایش میدهد. در این مورد هم لازم نیست جوایز مادی در نظر گرفته شود، بلکه جوایز غیر مادی هم مانند «معرفی به عنوان نمازگزار نمونه» قابل توجه است.
نقش خانواده و والدین در نمازگزاری دانشآموزان بسیار مهم است، ولی به دلیل بیتوجهی برخی از والدین به برنامه ریزی برای تربیت دینی فرزندان، بیشتر والدین این وظیفه مهم خود را به خوبی انجام نمیدهند و دانشآموزان از سوی خانواده در زمینه نمازگزاری تربیت نمیشوند.
خانواده، کانونی است که همواره زمینهساز و تکمیل کننده برنامههای مدرسه است. نمازگزار بودن یا نبودن دانشآموزان در مرحله نخست به پایبندی خانوادهها مربوط است. بسیاری از خانوادهها از نقش خود در مورد تربیت دینی فرزندان و وظایفشان در این مورد بیاطلاعند، ولی در صورت آگاه شدن از این مسایل نسبت به آنها توجه دارند. از اینرو، گاه پدر و مادر اهل نماز هستند و به آن اهمیت میدهند، ولی نسبت به نماز خواندن فرزندانشان توجهی ندارند.
جلسه اولیا و مربیان که هر از چند گاهی برای بررسی مسایل تربیتی و آموزشی و برخی مسایل روزمره مدرسه برپا میشود، فرصت بسیار خوبی است تا والدین از نقش و وظیفه خود در این مورد آگاه شوند. بهتر است در این موانع، فرصت را غنیمت شمرده و با دعوت از کارشناسان تربیت دینی، پدر و مادر را از راهکارهای تربیت مذهبی فرزندان، آگاه کنند.
ارتباط مدرسه با اولیا در مورد نماز، نباید تنها محدود به جلسه اولیاء و مربیان باشد، بلکه به طور موردی نیز میتوان، برخی از پدر و مادرها را دعوت کرد و با آنها در مورد نماز فرزندانشان به گفتوگو نشست. البته این گفتوگوها فقط در راستای آگاهی والدین نیست؛ بلکه میتوان برای تشویق دانشآموزان نمازگزار، پدر و مادر آنها را دعوت و از آنها تشکر کرد. بسیاری از این گفتوگوها میتواند تلفنی باشد، بدون اینکه حضور پدر و مادر در مدرسه لازم باشد؛ چون بیشتر والدین وقت ندارند. مربیان تربیتی میتوانند خارج از وقت اداری نیز با آنها در مورد راههای جلب دانشآموزان به نماز، تلفنی صحبت کنند. به این ترتیب، پدر و مادر بیشتر به اهمیت موضوع پی میبرند و از اینکه خارج از وقت اداری با آنها تماس گرفته شده، احساس شخصیت میکنند.
با توجه به کمی سن و کمی اطلاعات دینی دانشآموزان، یکی از مهمترین امور برای گرایش دانشآموزان به نماز، آگاه کردن آنها از اهمیت، ضرورت، فلسفه، اسرار و احکام، فضیلت و چگونگی نماز جماعت است.(1)
. پژوهشی مطالعاتی نماز، شماره 1 و 2، ص
به این ترتیب، با تغییر بینش، دانشآموزان، بدون اجبار در مسیر نمازگزاری پیوسته قرار میگیرند. برای افزایش آگاهی دانشآموزان در مورد نماز، راههای زیر توصیه میشود:
1) 1. یکی از راه های جذب دانش آموزان به نماز، آموزش چگونگی نماز جماعت است . نیایش، فصل نامه
تهیه و پخش محصولات فرهنگی
امور تربیتی مدرسهها و دبیرستانها باید کتاب، دفتر، جزوه و نوار کاست در مورد نماز تهیه و تنظیم کنند و به صورت امانت در اختیار دانشآموزان قرار دهند. در این راستا، طرح بانک اطلاعات نماز در تمام مدرسههای کشور توصیه میشود.
سخنرانی دینی در مورد نماز
دعوت از سخنرانان، برای صحبت در مورد نماز، در شکل دهی شخصیت دینی دانشآموزان نقش خاصی دارد. این سخنرانیها میتواند به صورت کوتاه و محدود به زمان نماز جماعت باشد. موضوع محصولات فرهنگی و سخنرانی باید در مورد ابعاد مختلف نماز و آثار گوناگون آن باشد. به این ترتیب دانشآموزان با کارکردهای پزشکی، تربیتی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اخلاقی نماز آشنا میشوند و با رویکرد دیگری به نماز نگاه میکنند و پرستش آگاهانه را احساس میکند.
برگزاری جلسههای پرسش و پاسخ
جوانان و نوجوانان، ذهن جستوجوگر و پرسؤالی دارند و با توجه به روحیه کنجکاویشان، پرسشهای بسیاری در ذهن میپرورند. پاسخگویی به این پرسشها، انگیزه زیادی برای نمازگزاری در جوانان ایجاد میکند. از آنجا که روحیه تعبد و فرمان پذیری در جوانان کمتر است، گفتارهای علمی و پاسخ به پرسشهایشان برای دعوت آنها به نماز، راهی بسیار مناسب به نظر میرسد.
لازم نیست که این نشستها، حضوری باشد، بلکه از راه نامه نیز ممکن است. در این راستا، نصب صندوق پاسخ به پرسشهای نمازگزاران، در چند
جا از مدرسه بسیار مفید است. به طور کلی، ارتباط مکاتبهای نمازگزاران با مسئولان برگزاری نماز در مورد مسایل مختلف نماز، به بسیاری از پرسشهای نمازگزاران پاسخ میدهد.(1)
آموزشی برای پاسخ به پرسش ها، بسیار خوب است. البته همیشه لازم نیست دانش آموزان سؤال مطرح کنند و
کارشناسان جلسه جواب بدهند، بلکه گاهی اوقات مطرح کردن سؤال از طرف خود کارشناس مؤثرتر است. این
سؤال باید بسیار دقیق و با در نظر گرفتن جوانب مختلف طرح شود که دانش آموزان با پاسخ گفتن به آن از نکات
متعددی آگاه شوند.
در این راه میتوان به پیشنهادها و انتقادهای دانشآموزان نیز توجه کرد تا آنها احساس شخصیت کنند و فکر کنند که نماز جماعت براساس نظر خودشان برگزار میشود.کتابخانه نماز
برای افزایش آگاهی دانشآموزان در مورد نماز، به جاست که در کتابخانه مدرسهها، قفسهای مخصوص به نماز تهیه شود تا تمام کتابهایی که درباره نماز نوشته شده، در دسترس نمازگزاران قرار بگیرد. فهرست این کتابها در نمازخانه نصب شود تا همه از عناوین آنها آگاه شوند. در این راستا، خوب است ستاد اقامه نماز با آموزش و پرورش همکاری کند و تمام کتابها و محصولات فرهنگی خود مانند فیلم، مجله، عکس و کتاب را در اختیار تمام مدارس کشور قرار دهد. بهتر است موضوع این کتابها داستانی یا به زبان شعر باشد.
مسابقههایی که در مورد نماز برگزار میشود، نیز، در افزایش آگاهی دانشآموزان درباره نماز مؤثر است. همچنین از عواملی که در تبلیغات دینی در مدرسه استفاده میشود، میتوان بهره علمی برد. در این راستا، استفاده از
1) 1. برگزاری نشست ها، با حضور کارشناسان در هنگام نماز جماعت، اردوهای زیارتی، تفریحی، فرهنگی و
تابلو اعلانات، مهم و مؤثر به نظر میرسد.
در ایام نوروز، با توجه به تعطیلی مدرسهها و افزایش برنامههای تفریحی، گرایشهای دینی کمتر میشود و ممکن است دانشآموزان به دلیل بازی و تفریح، از نماز غافل شوند. از این رو، بسیار ضروری است که یک یا چند برگ از پیک نوروزی در اختیار ستاد اقامه نماز قرار گیرد تا پس از کارشناسی و جهت بینیهای لازم و دقیق، مطالبی برای افزایش آگاهی و جلب دانشآموزان به نماز طراحی میشود. به این ترتیب، در ایام نوروز هم تبلیغات دینی برای گرایش دانشآموزان فراهم میشود تا پس از تعطیلات نوروز، دانشآموزان بهتر در نماز جماعت مدرسه شرکت کنند. البته این مباحث باید بسیار دقیق طراحی شوند تا سبب واپسزدگی و بیمیلی دانشآموزان نشود. با توجه به اینکه ستاد اقامه نماز، تشکیلاتی یکپارچه و هدفمند در مورد نماز است، بهتر است این کار مهم به این ستاد واگذار شود.
دانشآموزان یک واحد آموزشی، روحیات و نظرهای مختلفی دارند. برگزاری نماز جماعت و حضور همه آنها در نماز جماعت، کاری دقیق و مشکل است. از این رو، افزون بر زمینه سازیهای لازم و توجه به دیگر عوامل، برای دعوت دانشآموزان به نماز، باید از شیوهای مناسب استفاده کرد تا نمازگزاران با احساس شخصیت و احترام، با میل و رغبت در نماز جماعت حاضر شوند.
برخی از شیوههای مناسب دعوت به نماز را بررسی میکنیم:
الف) بیان محبتآمیز و متواضعانه، یکی از مؤثرترین شیوههاست. بهتر
است آموزگاران پیش از اینکه برای معلمِ دانشآموزان باشند، همانند یک دوست صمیمی با آنها برخورد کنند. جوانان و نوجوانان حرفهای معلم را به عنوان یک دوست، بیشتر میپذیرند و با میل و رغبت با رعایت منظم در نماز جماعت حاضر میشوند.
ب) حضور دانشآموزان در نماز جماعت باید آزادانه باشد تا هر کس که مایل است در نماز حاضر شود. اعمال شیوههای اجباری سبب دلزدگی و بیمیلی دانشآموزان به نماز میشود و بر اثر بسیار بدی در روحیه آنها باقی میگذارد. اعمال این شیوه در مدرسه سبب میشود که دانشآموزان نسبت به نماز خاطره بدی داشته باشند و تصویر خوشایندی از نماز در ذهن آنها نقش نبندد. به این ترتیب، شیوه نامناسب دعوت به نماز در مدرسه بر روند نمازگزاری دانشآموزان در خارج از مدرسه نیز مؤثر خواهد بود.
ج) به نظر میرسد بهترین شیوه برای جلب دانشآموزان، پخش اذان باشد؛ بدون اینکه هیچ دعوت یا اجباری در کار باشد. در صورتیکه زمینههای حضور دانشآموزان فراهم شده باشد و عوامل دیگر افزایش حضور دانشآموزان وجود داشته باشد، پخش اذان بهترین تبلیغات و شیوه دعوت به نماز است.
ضرورت و آثار تبلیغات در عصر نوین برکسی پوشیده نیست. امروزه فن آوری تبلیغات به یکی از مهمترین فنون فرهنگی و سیاسی تبدیل شده که در زمینه اقتصاد نیز بسیار استفاده میشود. برای برگزاری نماز جماعت پر شور و پرصلابت در مدرسه، نمیتوان اصل مهم تبلیغات را نادیده گرفت. البته با توجه به روحیات دانشآموزان و جوّ عمومی مراکز آموزشی، تبلیغات دینی در
راستای نمازگزاری به روانشناسی و جوشناسی دقیق و بالایی نیاز دارد.
برای تبلیغ نمازگزاری از این عوامل میتوان سود برد:
تابلو اعلانات: مسئولان برگزاری نماز جماعت میتوانند به وسیله تابلو اعلانات با دانشآموزان ارتباط برقرار کنند و بر آنها تأثیر بگذارند. البته نباید تمام فضای تابلو اعلانات به این امر اختصاص یابد. به فراخور زمان و دیگر رویدادهای تاریخی، باید قسمتی از تابلوی اعلانات برای این امر در نظر گرفته شود. استفاده از رنگهای روشن و خط زیبا، در این مورد مهم است. تابلو اعلانات باید به نسبت بزرگ و تمیز باشد. مطالبی مانند فضیلت نماز جماعت، داستانهای کوتاه و خواندنی درباره نماز، آثار نماز، عکس، نقاشی، شعر و آثار خوشنویسی را میتوان در تابلو اعلانات نصب کرد.
پخش اذان: اذان، طبیعیترین و بهترین تبلیغ نماز است که افزون بر معنوی کردن فضای آموزشی، به خوبی نماز را تبلیغ میکند و از برپایی نماز جماعت خبر میدهد. اگر خود دانشآموزان اذان بگویند، مؤثرتر است. بهتر است کلاسهای درس با صدای اذان تعطیل شوند و بچهها برای برپایی نماز آماده شوند.
ج) نظافت گروهی نمازخانه
دانشآموزان علاقه زیادی به انجام کارهای گروهی دارند و مایلند در این گروهها شرکت کنند. از سوی دیگر، اوضاع ظاهری و نظافت نمازخانه در گرایش دانشآموزان به نماز بسیار مؤثر است. با توجه به روحیه با نشاط و پرتحرک دانشآموزان، نظافت دسته جمعی نمازخانه، تبلیغات مناسبی برای گسترش نمازگزاری به شمار میآید. بهتر است این کار در دهه غبارروبی
مساجد در دهه آخر ماه شعبان، همزمان با نظافت مساجد انجام شود.
مسئولان تربیتی مدرسه میکوشند فضای دوستانه و بامحبتی هنگام نظافت نمازخانه ایجاد کنند و افزون بر نظافت، به آراستن نمازخانه هم توجه کنند.
برای اینکه دانشآموزان، بیشتر احساس مشارکت کنند و با انگیزه بیشتری در نماز حاضر شوند، هرکس بنا به تواناییهایش در آراستن و نظافت نمازخانه وجهی را بپردازد یا کالایی را تهیه کند.
درون مایه کتابهای درسی در انتقال ارزشهای اسلامی، نقش زیادی دارد؛ از این رو، آموزش و پرورش باید در تهیه و تدوین کتابهای درسی به این مسئله مهم توجه کند. چاپ تصاویر و مطالب در مورد نماز و مفاهیم مربوط به آن در کتابهای درسی سبب میشود دانشآموزان بیشتر در نماز جماعت شرکت کنند. در تمرین درس انشا، بهتر است یکی از موضوعات به نماز اختصاص یابد و در هر پایه درسی به فراخور توانایی ذهنی دانشآموزان، درسی ویژه نماز، تدوین شود تا دانشآموزان از تمام ابعاد نماز آگاه شوند.
برای تشویق دانشآموزان به حضور در نمازخانه، باید امکانات کافی برای برگزاری نماز جماعت را در آن نمازخانه فراهم کرد. در غیر این صورت، نمیتوان انتظار داشت که دانشآموزان در نمازخانهای که امکانات اولیه را ندارد، حضوری پرشور داشته باشند. برخی امکانات لازم عبارتند از: جانماز و
1) 1. برای تحلیل محتوای کتاب های درسی ابتدایی به منظور ایجاد زمینه های گرایش به نماز، در دانش آموزان، . نک: نیایش، فصل نامه پژوهشی مطالعاتی نماز، شماره 1 و 2، صص 4 11
سجاده، مهر، تسبیح، قرآن، کتاب دعا و قفسه آن، جامهری، جاکفشی، فرش، لامپ، لوستر وگلدان. در چنین نمازخانهای با چنین امکاناتی زمینه مناسبتری برای گرایش دانشآموزان به نماز وجود دارد.
البته، امکانات مادی برای افزایش حضور دانشآموزان کافی نیست و توجه به دیگر عوامل نیز ضروری است. گاه دیده میشود که نمازخانهها امکانات قابل توجهی دارند، ولی شمار شرکت کنندگان در نماز خیلی کم است، ولی به هر صورت باید نمازخانه امکانات لازم و کافی برای برقراری نماز را دارا باشد.
آموزش و پرورش باید بودجه خاصی برای تأمین امکانات نمازخانههای مدارس در نظر بگیرد. البته از طریق همیاری دانشآموزان نیز میتوان امکانات را تهیه کرد. به این ترتیب، دانشآموزان احساس میکنند در نمازخانهای نماز میخوانند که خودشان ایجاد کردهاند. در تهیه امکانات نمازخانه نباید فقط به وسایل ابتدایی بسنده شود، بلکه افزون بر آن باید قابهای عکس، امکانات راحتی و آسایش نمازگزاران مانند کولر، پنکه و بخاری نیز فراهم باشد.
گاه دیده میشود، تعداد دانشآموزان با سرویسهای بهداشتی تناسب ندارد، بهگونهایکه اگر تمام دانشآموزان بخواهند در نماز جماعت شرکت کنند و در مدرسه برای نماز آماده شوند، وقت بسیار زیادی لازم است؛ به حدی که ممکن است تعدادی به نماز نرسند. به همین دلیل، لازم است بودجه خاصی برای تهیه سرویسهای بهداشتی به اندازه کافی اختصاص داده شود. البته کیفیت سرویسهای بهداشتی نیز بسیار مهم است. نظافت وضوخانه، وجود صابون و کارآمدی سرویسهای بهداشتی قابل توجه است. عدهای از
دانشآموزان به علت پایین بودن کیفیت سرویسهای بهداشتی و یا کم بودن تعداد آنها یا نبود آب گرم برای وضو گرفتن، در نماز جماعت شرکت نمیکنند.
دانشآموزان با روحیات گوناگونی در نماز حاضر میشوند، ولی شاید چیزی که همه آنها را خوشحال میکند و سبب میشود آنها از نماز خاطره خوبی داشته باشند، این است که در هنگام شرکت در نماز به آنها خوراکی داده شود. این احساس در دانشآموزان دبستانی خیلی قویتر است. البته لازم نیست هر روز این کار انجام شود، ولی اگر در طول هفته یک روز نامعین، از نمازگزاران پذیرایی شود بسیار بسیار مؤثر است. این پذیرایی همیشه به بودجه زیادی نیاز ندارد، بلکه گاهی با یک شکلات میتوان روز شادی را برای دانشآموزان فراهم کرد تا آنها از نماز، خاطره خوشی داشته باشند؛ چون بیشتر دانشآموزان انتظار ندارند در هنگام نماز جماعت از آنها پذیرایی شود، پخش خوراکی، سبب تغییر بینش آنها نسبت به مراسم نماز جماعت میشود. اگر طرح تغذیه در مدارس کشور، همگانی شود، میتوان آن را در نماز جماعت اجرا کرد. گذشته از این، شرکتهای مواد غذایی و میتوانند برای تبلیغات همهگیر خود به اجرای این طرح کمک کنند. به هر حال، اگر آموزش و پرورش بودجهای را به این منظور اختصاص دهد، مفید خواهد بود.
فضای عمومی مدرسه در گرایش دینی دانشآموزان و نمازگزاری آنها بسیار موثر است. گاهی فضای مدرسه مذهبی و معنوی نیست. در چنین
فضایی نمیتوان انتظار داشت دانشآموزان گرایشهای مذهبی داشته باشند و در نماز جماعت شرکت کنند. وقتی نظام گفتاری و رفتاری دانشآموزان مذهبی نیست، عفت کلام ندارند و به یکدیگر بیاحترامی میکنند، با القاب و نامهای زشت یکدیگر را صدا میزنند، عکسها و نوارهای مبتذل ویدئویی یا کاست یا سیدی و مجلههای منحرف و مبتذل در مدرسه رد و بدل میشود، معلمان ظاهر دینی ندارند و ظواهر دینی در مدرسه رعایت نمیشود، آنگاه فضای عمومی حاکم در مدرسه برای برپایی نماز جماعت مستمر و پرشور، مهیا نیست. فضای معنوی مدرسه، یکی از پیش زمینههای عملی تقویت گرایشهای مذهبی است که در تدوین نظام ارزشی دانشآموزان بسیار مؤثر است. اگر مدیریت به گونهای باشد که فضای حاکم در فضای آموزشی معنوی و مذهبی باشد، زمینه مناسبی برای انجام اعمال دینی ایجاد میشود، مخالفتهای ضد دینی کم میشود، کاستیهای خانواده در تربیت دینی فرزندان تا اندازه زیادی جبران میشود و در سایه فضای معنوی مدرسه، گسترش فرهنگ دینی و نمازگزاری، سریعتر و راحتتر انجام میشود. در این صورت، رفتار دانشآموزان در این فرهنگ به شکلی تنظیم میشود که به بسیاری از نظارتهای رفتاری مسئولان نیازی نیست و نظم نسبی در مدرسه حاکم میشود. برای ایجاد فضای معنوی در مدرسه، مسایل زیر قابل توجه است:
درون مایه کتابهای درسی باید در راستای تقویت ارزشهای دینی و گرایشهای مذهبی باشد.
شخصیت معلمان، وضع ظاهری و پوشش آنها نیز در ایجاد فضای معنوی در مدرسه خیلی مهم است. به ویژه اینکه، دانشآموزان از معلمان الگو میپذیرند.
زنگ تفریح، صوت دینی مانند قرآن و ذکر توسل پخش شود.
در و دیوار مدرسه در ایجاد فضای معنوی خیلی مؤثر است. نصب نوشتههای مذهبی، احادیث و آیههای قرآن نقش خاصی در زمینه سازی تقویت نگرش دینی بر عهده دارد.
مناسبتهای مذهبی، فرصت مناسبی برای سخنرانیهای دینی است. گرامی داشتن مناسبتهای دینی، مانند شهادت و تولد ائمه و اعیاد مذهبی، در ایجاد فضای معنوی و افزایش گرایشهای مذهبی بسیار مؤثر است.
نصب صندوق صدقه در مدرسه و گسترش فرهنگ صدقه و کمک به فقرا نیز در ایجاد فضای معنوی مؤثر است.
اردوهای زیارتی و مذهبی، مانند سفر به جماران، مشهد، قم و جمکران شوق خاصی در دانشآموزان ایجاد میکند و فضای مدرسه را معنوی میکند.
مسابقات نویسندگی، مشاعره و مسابقه در موضوعات دینی که مورد علاقه دانشآموزان باشد، نقش خاصی در ایجاد فضای معنوی در مدرسه ایفا میکند.
شاید هرکدام از دانشآموزان که در نماز جماعت شرکت نمیکنند، دلیل خاصی داشته باشند. از این رو، بررسی علل عدم حضور دانشآموزان در نماز
جماعت، بسیار مهم است. تهیه و تنظیم پرسشنامه، راهی برای پی بردن به علل عدم حضور دانشآموزان در نماز جماعت است. طرح پرسشنامه برای دست یابی به علل حاضر نشدن دانشآموزان از چند نظر قابل توجه است:
شناخت این علل راه را برای برطرف کردن آنها هموار میکند. بدون شناخت علل، نمیتوان برنامهریزی لازم را انجام داد.
دانشآموزان از اینکه میبینند مسئولان مدرسه به آنها اهمیت میدهند و به صورت رسمی علل حاضر نشدن آنها را در نماز جماعت بررسی میکنند، احساس شخصیت میکنند و میکوشند در نماز جماعت شرکت کنند.
طرح پرسشنامه سبب میشود موضوع نماز در افکار عمومی مدرسه به طور جدی مطرح شود و فرصتهای زیادی برای تفکر و گرایش به نماز ایجاد شود.
ممکن است برخی از دانشآموزان به این نتیجه برسند که دلیل قانع کنندهای برای حاضر نشدن در مراسم نماز ندارند. طرح پرسش نامه، دانش آموزان را در برابر یک سری پرسشها قرار میدهد که برای پاسخگویی به آنها باید به بسیاری از نکات فکر کنند و به مطالب زیادی متوجه شوند. به این ترتیب، بدون اینکه کسی به آنها امر کرده باشد، به صورت خودجوش تصمیم میگیرند در نماز جماعت حاضر شوند و این تصمیم بسیار عمیق و قوی است؛ زیرا تحت تأثیر علل خارجی و سطحی اتخاذ نشده است. البته باید به خاطر داشت، مطالب پرسشنامه با دقت و ظرافت بسیار زیادی طراحی شود تا این هدفها عملی شود.
رابطه و برخورد مسئولان تربیتی و آموزشی با دانشآموزان در فرمان
پذیری دانشآموزان و حضور دانشآموزان در برنامههایی که مسئولان مدرسه تنظیم کردهاند، بسیار مؤثر است. اگر رابطه مسئولان و دانشآموزان، محبتآمیز و دوستانه نباشد و در روابط خشک و رسمی خلاصه شود، نمیتوان انتظار داشت که دانشآموزان نسبت به شرکت در نماز جماعت مایل باشند. تجربه نشان داده دانش آموزانی که با مسئولان تربیتی و آموزشی مدرسه دوست هستند در نماز جماعت شرکت میکنند. از این رو، به نظر میرسد مسئولان تربیتی و پرورشی، پیش از اینکه معلم باشند، باید با دانشآموزان درست باشند و روحیات آنها را بشناسند.
معلمان و مدیران در حضور دانشآموزان در نماز جماعت نقش بسیار دارند. معلمان و مدیران با ارایه الگو و حضور در نماز جماعت میتوانند دانشآموزان را به نماز جماعت مایل کنند. معلمان در سر کلاس میتوانند با دانشآموزان صحبت کنند و آنها را به شرکت در نماز جماعت دعوت کنند. معلمان باید همواره فضیلت و ثواب نماز جماعت را به دانشآموزان تذکر دهند. معلمان باید راههای آموزش درست خوانی نماز را بدانند و به دانشآموزان بیاموزند.
مدیر مدرسه با دعوت از شخصیتهای محبوب دانشآموزان برای حضور در نماز جماعت، گام بزرگی را در راستای برپایی نماز جماعت پرشور و با نشاط بر میدارد.
نظام مدیریتی آموزشی باید به گونهای باشد که امکانات لازم برای نماز
فرادا فراهم باشد. نماز جماعت، گونهای از برپایی نماز است که فضیلت زیادی دارد و نماز فرادا نیز یکی از این مراحل است که میتواند نقش مقدماتی در حضور فرد در نماز جماعت داشته باشد. نماز فرادا سبب تقویت نمازگزاری میشود؛ بهگونهایکه شخص پس از مدتی خود برای برپایی نماز جماعت نیز آماده میشود. ممکن است برخی از افراد، به هر دلیلی مایل به شرکت در نماز جماعت نباشند، ولی نماز خوان باشند و بخواهند نماز فرادا بخوانند.
به این ترتیب، حساسیت دانشآموزان نسبت به نماز جماعت، کم میشود و دانشآموزان احساس میکنند دین سبب محدودیت آنها نمیشود. بهتر است در تمام زنگهای تفریح، امکان برپایی نماز فرادا فراهم باشد.
مسئولان برقراری نماز جماعت، باید به وقت برگزاری نماز توجه کنند. باید زمانی به این کار اختصاص داده شود که حضور دانشآموزان ممکن باشد. به نظر میرسد بهترین وقت، پس از اذان ظهر و پیش از شروع کلاسها باشد. البته زنگ تفریح اول، تا اندازهای زمان مناسبی است، ولی زنگ تفریح، فرصت استراحت دانشآموزان است؛ در نتیجه تعداد کمی در نماز شرکت خواهند کرد.
در اردوهای تربیتی باید مسایل مختلف مربوط به نماز گنجانده و نماز جماعت برپا شود. به طور معمول، در این اردوها دانشآموزان در فکر گردش و تفریح هستند و ممکن است نسبت به نماز سستی کنند. به این ترتیب، دانشآموزان از نماز جماعت خاطره خوبی پیدا خواهند کرد و در نماز جماعت مدرسه حاضر میشوند.
«برنامهریزی برای سیر مطالعاتی مسئولان آموزش و پرورش، مدیران، معلمان و مربیان تربیتی»، «بررسی عملکرد سالانه»، «آموزش ضمن خدمت معلمان برای آموزش درست خوانی و مسایل مربوط به نماز به دانشآموزان»، «برگزاری مراسم جشن تکلیف»، «آشنا کردن دانشآموزان با مسجد» و «به وجود آوردن خاطرات خوش از نمازخانه و نماز جماعت در ذهن دانشآموزان»، از دیگر عوامل مدیریتی ارتقای نماز جماعت در مدارس است. ستاد اقامه نماز نیز میتواند در برپایی نماز جماعت مدرسهها مؤثر باشد.(1)
ط
بررسی وضع موجود و علت یابی آن
امروزه با توجه به تغییر فرهنگ آموزش و تحصیل و تغییر شیوههای تربیتی اولیا، برپایی نماز جماعت در مدارس به شکل خاصی در آمده است. پس از بررسی وضع موجود، علت حاضر نشدن دانشآموزان در نماز جماعت چنین است:(2)«نبودن مکان بهداشتی برای وضو گرفتن در مدرسهها رعایت نکردن اصول بهداشتی توسط شرکت کنندهها در نماز جماعت، نبودن مکانی مناسب و بهداشتی برای برگزاری نماز جماعت (به عنوان نمازخانه)، نبودن افرادی که به عنوان امام جماعت مورد اعتماد همه باشند، نامناسب بودن زمان برگزاری نماز جماعت، آگاهی نداشتن دانشآموزان از اثرات نماز در زندگی فردی و اجتماعی، مشکلات مالی و اجرایی دعوت از روحانیون، آگاه نبودن دانشآموزان از چگونگی نماز جماعت و احساس ریاکاری از شرکت در نماز جماعت».
توجه به این نکته نیز خالی از لطف نیست که در مدرسهها به جنبه روانی، حرکتی و عاطفی مسایل مذهبی توجه بسیار کمی شده است. در نتیجه، نگرشها بیشتر شناختی و ذهنی هستند و کمتر به رفتار تبدیل میشوند و افراد به انجام آن تمایل درونی نشان نمیدهند.
در پاسخ به علل شرکت نکردن برخی از دانش آموزان در نماز میتوان موارد زیر را از دیدگاه دانشآموزان بر شمرد:(1)
جورابها و پاها در محیط نمازخانه، بوی بدی دارند و باعث آزار میشوند؛
نامناسب بودن محیط وضو گرفتن؛
غیر بهداشتی بودن محیط وضوخانه؛
نامناسب بودن زمان برگزاری نماز جماعت؛
ریاکاری بعضی افرادی که در نماز جماعت شرکت میکنند؛
شرکت نکردن مدیر مدرسه در نماز جماعت؛
سخت بودن درآوردن جوراب و کفش برای وضو و نماز؛
کثیف بودن موکت نمازخانه؛
غیر بهداشتی بودن محیط نمازخانه؛
سنگین بودن درسها و نداشتن وقت برای شرکت در نماز؛
شرکت نکردن دبیران مدرسه در نماز جماعت؛
نامناسب بودن مکان برگزاری نماز جماعت؛
1) . 1. همان، ص44.
نامناسب بودن امام جماعت مدرسه؛
شرکت نکردن مربیان پرورشی، در نماز جماعت؛
کوچک بودن نماز خانه مدرسه؛
نبود مهر و سجاده به تعداد کافی در نمازخانه؛
بدرفتاری مربی پرورشی و کارکنان مدرسه با دانشآموزان؛
ریاکاری دانستن شرکت در نماز جماعت؛
مسخره دوستان برای شرکت در مراسم نماز جماعت؛
مخالفت دوستان برای شرکت در نماز جماعت؛
مخالفت پدر با شرکت در نماز جماعت؛
مخالفت مادر با شرکت در نماز جماعت.
همچنین نتایج نشان میدهد میان جنسیت افراد و شرکت نکردن در نماز جماعت، ارتباط معناداری وجود دارد.
امروزه، مطبوعات یکی از مهمترین ابزار فرهنگی هستند که در تغییر و جهت دهی به افکار عمومی و ترویج تفکری خاص نقش محوری دارند. با توجه به اینکه مطبوعات، مخاطبان زیادی دارند و روزنامهها هر روز با مردم در ارتباطند، نقش آنها در عرصه فرهنگ و اجتماع بیشتر میشود. مطبوعات در شکل دهی نظام ارزشی و زیر ساختهای اعتقادی مردم نقش خاصی دارند؛ به اندازهای که در این مورد قابلیت رقابت با رسانههای دیگر را دارند. به هر حال، تأثیر گذاری مطبوعات بر مردم بر کسی پوشیده نیست.
با توجه به این مطالب، باید گفت مطبوعات در ایجاد و تقویت فرهنگ
نماز مؤثرند. اثر مطبوعات در این مورد به دو صورت است:
الف) اثر مستقیم: با توجه به تعدد و تنوع مطبوعات، آنها میتوانند موضوعات مختلف مربوط به نماز را به طور مستقیم پیگیری کنند. لازم نیست صفحه یا ستون خاصی برای این امر در نظر گرفته شود، بلکه درج آیه قرآن یا روایتی در مورد نماز در بالای صفحه برای تبرک، نیز کافی است.
در این راستا، چاپ مجله تخصصی نماز بسیار مفید است. در این مجله به آثار، ضرورتها، اهمیت و احکام نماز پرداخته شود و از زوایای گوناگون موضوع نماز بررسی شود تا در سراسر کشور، همه محققان و دانش پژوهان آثار تحقیقی خود را برای مجله بفرستند. مناسب است هر پنجشنبه، روزنامهها در مورد نماز جمعه مطلبی را ـ دست کم جملهای از گفتار رهبر انقلاب ـ چاپ کنند.
ب) اثر غیرمستقیم: با توجه به گستره نفوذ و تأثیر، مطبوعات در ایجاد زمینههای نمازگزاری نقش ویژهای دارند. روزنامهها و مجلات در ایجاد فضای معنوی، تقویت نظام ارزشی دینی، مبارزه با مکتبهای منحرف ضد دینی، تعمیق و ترویج ظواهر و شعایر دینی، تقویت دینداری و گسترش فرهنگ نماز بسیار مؤثر هستند و به این ترتیب، بستر مناسبی برای نمازگزاری ایجاد میکنند.
بسیاری از مجرمان و زندانیها نماز نمیخوانند و از دینداری آگاهی ندارند. زندان، فرصت مناسبی برای اصلاح زندانیهاست. به ویژه اینکه یکی از بهترین راههای جلوگیری از جرم، تغییر و اصلاح مجرم است؛ که با افزایش
آگاهی ممکن میشود. این در حالی است که جلوگیری از جرم، بهتر از مجازات مجرم است.
مجرم در زندان به طور تمام وقت در اختیار قانون است و اگر اصلاح گران، برنامهریزی مناسبی داشته باشند، به خوبی میتوانند بر زندانیها اثر بگذارند و آنها را اصلاح کنند. اداره زندانها نباید فقط به فکر نگهداری مجرم باشد، بلکه اصلاح او نیز بسیار مهم است. به نظر میرسد ترویج و گسترش فرهنگ نماز در میان زندانیها کار بسیار مشکلی است که به مخاطبشناسی بسیار قوی نیاز دارد. از اینرو، این کار به مبلّغ روانشناسی احتیاج دارد تا مجرمان لجوج و فرمانناپذیر را رام کند و در پای منبر وعظ و نصیحت بنشاند. چنین مبلغی باید با زندانیها ارتباط عاطفی و دوستانه قوی برقرار کند و با برنامهریزی حساب شده، در دراز مدت آنها را نمازخوان کند. راههای زیر برای تقویت و ترویج نمازگزاری در زندان، توصیه میشود:
برقراری منظم و پرشور نماز جماعت با حضور مسئولان زندان، حضور علما و عرفا در زندان، سخنرانیهای دینی متنوع و جذاب، برقراری مسابقات دینی، تشویق نمازگزاران، برگزاری مجلس دعا و نیایش، پخش نوارهای مذهبی در فضای زندان، پخش اذان، ارتباط نزدیک امام جماعت با زندانیها. برای مثال، امام جماعت چندین ساعت با آنها باشد یا با آنها غذا بخورد، نصب آیات و روایات در مورد نماز در تابلو اعلانات و اتاقهای زندانیان، پخش فیلمهای متنوع مذهبی، افتتاح کتابخانه و نوارخانه نماز برای استفاده زندانیها.
به هر حال، زندان باید به مدرسهای تبدیل شود که هدفش تزکیه و اصلاح
روان و روح زندانیهاست و از این راه قدم مؤثری برای کاهش جرم و جنایت برداشته میشود.
امروزه، شهرداریها یکی از مهمترین مراکز رسمی کشور هستند که در اداره شهر به گونههای مختلف نقش دارند. شهرداریها از چند نظر در تقویت فرهنگ نماز تأثیرگذارند.
ساخت مسجد و کمک به آبادانی آن؛
بنا سازی شهر بر اساس مسجد؛ یعنی نخست مسجد ساخته شود و بعد مجوز ساخت واحدهای مسکونی صادر شود؛
نامگذاری محلهها یا میدان یا خیابان به نام نماز؛
بهسازی، پاکسازی، تعمیر و تجهیز مساجد؛
گنجاندن موضوعات گوناگون درباره نماز در برنامههای ویژه کودکان و نوجوانان، در فرهنگ سراها و خانههای فرهنگ محله؛
ساختن نماز خانههای مناسب در پارکها و فضاهای سبز؛
برخی کارهای نمادین، مانند نوشتن کلمه « نماز» با گل و سبزه در فضای سبز.
وظایف دبیرخانه در مورد نشر فرهنگ نماز را میتوان چنین بیان کرد:
تبیین ضرورت، اهمیت و فلسفه نماز در خطبههای نماز پرشکوه جمعه توسط ائمه محترم جمعه؛
پشتیبانی ستاد اقامه نماز شهرستان و توصیه و درخواست از تمامی سازمانها، نهادها و شهرستانها برای کمک جدی به ستادهای اقامه نماز توسط
ائمه محترم جمعه.
همکاری با ستاد اقامه نماز وآموزش و پرورش در اجرای دقیق طرح پیوند دانش آموزن با مساجد؛
همکاری با آموزش و پرورش در بهسازی، پاکسازی، تقویت و تجهیز نمازخانههای مدارس؛
همکاری با ستاد اقامه نماز و آموزش و پرورش برای تعیین امامان جماعت مدرسهها و تأمین بخشی از هزینههای مالی مربوط به آن و همکاری در تهیه سجاده، جانماز، مهر و.... برای نمازخانه مدارس؛
تلاش برای ایجاد جذابیتهای نو در مساجد برای جذب هر چه بیشتر جوانان؛
ایجاد کانونهای فرهنگی ـ هنری فعال در مساجد برای افزایش فعالیتهای مسجد و گرایش جوانان و نوجوانان؛
برگزاری مسابقههای دینی در سطح مساجد؛
کمک به تعمیر، تجهیز و آراستن مساجد.
با توجه به گرایش بیشتر جوانان و نوجوانان به ورزش و رواج این بینش نادرست که ورزش وجهه دینی ندارد و با توجه به اینکه ورزشکاران به عنوان چهرههای دیندار جامعه شناخته نمیشوند، وظایف زیر در مورد اداره تربیت بدنی در نظر گرفته میشود:
اقدام برای ایجاد نمازخانه در تمامی مکانهای ورزشی؛
برگزاری نماز جماعت در تمامی مکانهای ورزشی؛
برگزاری دورههای توجیهی برای مربیان تربیت بدنی در ارتباط با مسایل مختلف مربوط به نماز؛
برگزاری مسابقات ویژه ورزشی، مانند مسابقه دوچرخه سواری و یا دو همگانی «از مسجد تا مسجد»؛
اقدام برای برگزاری نمازهای جماعت در کوه، به ویژه در روزهای تعطیل؛
انجام تبلیغات لازم، در ارتباط با نماز در میدانها، به ویژه در مسیرهای مختلف، مکانهای ورزشی و کوه.
با توجه به اینکه انتقال و آموزش مفاهیم دینی برای کودکان و نوجوانان مشکل و حساس است، وظایف کانون را چنین بر میشماریم:
اقدام برای چاپ نشریههایی ویژه نماز؛
درج مسایل مختلف نماز در چاپ کتابها؛
آموزش نماز و احکام در کلاسهای کانون؛
تولید فیلم و نمایش فیلمهای مناسب و همچنین اجرای تئاتر با موضوعهای مختلف نماز؛
برگزاری مسابقات متنوع و شاد، ویژه معارف و احکام نماز؛
برگزاری نمایشگاه ویژه نماز، همراه با غرفه نقاشی در مورد نماز، قصه گویی، شعر خوانی و ثبت خاطرات کودکان و نوجوانان در مورد نماز.
تقریبا تمام جوانها دو سال از عمرشان را به طور تمام وقت در خدمت سربازی میگذارنند. این دوران، فرصت بسیار مناسبی برای تربیت و تزکیه
جوانان است. در این دوران، میتوان نماز را در جوانان نهادینه کرد و روحیه دینداری را در آنها تقویت کرد. خدمت سربازی باید به مدرسهای تبدیل شود که افزون بر آموزش نظامی، به آموزشهای علمی، فرهنگی و مذهبی نیز پرداخته شود. برای گسترش فرهنگ نماز در دوران خدمت وظیفه، امور زیر باید انجام گیرد:
نماز جماعت باید به طور منظم، برگزار شود و امام جماعت منظم، مداوم و به موقع حاضر شود؛
مسئولان و رتبههای بالاتر نظامی، در نماز جماعت حضور یابند؛
مکان برگزاری نماز باید مناسب باشد. بهتر است در تمام سرباز خانهها، مسجدی زیبا و پرجاذبه ساخته شود؛
بعد از نماز، مسئولان به مشکلات کارکنان و سربازان رسیدگی کنند؛
کلاسهای ویژه عقیدتی در موضوع احکام و معارف نماز برای ترویج نمازگزاری برنامهریزی شود؛
سربازانی که به طور منظم در نماز جماعت شرکت میکنند باید تشویق شوند؛
سخنرانیهای دینی در موضوع نماز در زمانهای مختلف برگزار شود؛
تبلیغات دینی در فضای سربازخانه، در مورد نماز، بسیار مهم است و مسئولان فرهنگی سربازخانهها باید به آن توجه کنند. پخش صوت اذان و نصب آیات و روایات درباره نماز در آسایشگاه سربازان در راستای تبلیغات نمازگزاری مفید و کارساز است.
وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی موظفند به منظور گسترش فرهنگ
برپایی نماز اقدامات زیر را انجام دهند:
بخشی از مطالب کتابها و جزوههای آموزش معارف اسلامی به بیان فلسفه و راز و رمزهای نماز اختصاص یابد؛
ساعتهای درسی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی به گونهای تنظیم شود که با فرارسیدن وقت نماز، نماز برپا شود؛
بخشی از فعالیتهای پژوهشی و نگارش پایان نامههای دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا در رشتههای مربوط، به پژوهش درباره نماز اختصاص یابد؛
در تمام مراکز آموزشی، درمانی و بهداشتی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی محل مناسب و پاکیزهای با گنجایش کافی برای برگزاری نماز در نظر گرفته و برای برپایی نماز توسط بیماران نیز تسهیلات لازم فراهم شود؛
سازمان بهزیستی کشور، بخشی از جزوههای آموزشی مهد کودکها را به نماز اختصاص دهد تا خردسالان، به صورت تشریحی و تصویری با نماز آشنا شوند؛
تبلیغات دینی برای گسترش نماز در تمام مراکز آموزشی و پزشکی به صورت هدفمند و حساب شده انجام پذیرد؛
اقدامات لازم برای ایجاد فضای معنوی در مراکز مربوط انجام شود.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، موظف است به منظور گسترش فرهنگ برپایی نماز، اقدامات زیر را انجام دهد:
فیلمها، نمایشها، و فعالیتهای هنری شامل شعر، نقاشی، سرود، مقاله و قصه که در آنها به تعمیق و گسترش فرهنگ نماز پرداخته شده و بیانگر فلسفه نماز هستند، پشتیبانی مالی و... شوند و تسهیلات لازم در اختیار تولید کنندگان آنها قرار گیرد و آثار برتر تشویق شوند؛
صاحبان مطبوعات و مجلات، شعرا، نویسندگان و ناشران، ترغیب شوند که فرهنگ نماز را در آثار و نشریات خود مورد توجه قرار دهند و به نشر و تعمیق آن، در جامعه بپردازند؛
در تمام کتابخانههای عمومی زیر پوشش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، جایگاه ویژهای برای کتابهای در رابطه با نماز در نظر گرفته و آثار منتشر شده درباره نماز برای استفاده علاقهمندان جمعآوری شود. مناسب است ستاد اقامه نماز در این مورد با وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی همکاری کند و آثار تألیفی و تحقیقی خود را برای تمام کتابخانههای کشور، ارسال کند.
در موضوع نماز، جشنوارهها و نمایشگاههای فرهنگی، معنوی و مسابقات کتابخوانی برگزار شود.
تدابیر لازم برای پیشبینی محل مناسب و پاکیزه، امکانات لازم برای برگزاری نماز و نظافت و نگهداری آنها در مهمانخانهها (هتلها) مهمانسراها و مهمانپذیرها، مراکز ایرانگردی و جهانگردی و به ویژه خوراکسراهای (رستورانها) مستقر در جادهها، اتخاذ شود؛
در طرحهای جدید ساختمانی، مهمانخانهها (هتلها)، مهمانسراها، مهمانپذیرها، مراکز ایرانگردی و جهانگردی، نمایشگاهها و مراکز فرهنگی ـ
هنری و گنجینهها (موزهها)، فضای لازم برای مسجد یا نمازخانه به صورت شاخص پیش بینی شود.
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با انجام مطالعات بین المللی در مورد نماز، نوآوریها و خلاقیتهای موجود در دیگر کشورهای مسلمان درباره نماز را جمع آوری کند و فرهنگ برپایی نماز را در سطح جهان با تهیه و ارسال کتاب، نوار، فیلم و جزوههای متناسب با هر کشور ترویج کند؛
تهیه کنندگان فیلم، ناشران مجلات کتابهای کودکان و نوجوانان برای در نظر گرفتن ابعاد مختلف نماز، در تولیدات سمعی و بصری، ترغیب، تشویق و توجیه شوند؛
در ابتدای فیلمهای مدرسه، رسانههای تصویری و پیش پرده فیلمهای سینمایی، نماآهنگ و تبلیغات مناسب نماز تولید و پخش شود، به شرطی که عوارض جانبی نداشته باشد و به ضد تبلیغ تبدیل نشود.
سازمان تبلیغات اسلامی باید برای گسترش فرهنگ نماز و تأمین نیروی انسانی مورد نیاز برای برگزاری نماز جماعت در مساجد و نمازخانههای دستگاههای اجرایی، برنامهریزی کند و از محل اعتبارات خود برای امر نماز تأمین اعتبار کند.
این سازمان باید مسایل مختلف مربوط به نماز را در تمام فعالیتهای فوق برنامه خود درج کند؛
استفاده از شیوههای نوین تبلیغاتی برای تبیین اهمیت، ضرورت و فلسفه نماز، یکی دیگر از وظایف این سازمان است که با توجه به ماهیت آن بسیار
مهم و قابل توجه است.
وزارت راه و ترابری موظف است برای گسترش فرهنگ نماز، اقدامات زیر را به عمل آورد:
برنامه حرکت قطارها و تا حد امکان، پرواز هواپیماها به گونهای تنظیم شود که امکان برپایی نماز برای مسافران فراهم باشد؛
در تمام جادهها، علایم و تابلوهای مربوط به مساجد بین راهی، به صورت زیبا و مناسب تهیه و نصب شود؛
وزارت راه و ترابری تمام پمپ بنزینهای بین راهی را موظف کند که نمازخانه و وضو خانهای مناسب در کنار پمپ بنزین بسازند. در غیر این صورت، پروانه ساخت و تأسیس به آنها ندهد و خدماتی برایشان در نظر نگیرد. بهجا است وزارت نفت در تکمیل نمازخانه در کنار جایگاههای سوخت رسانی بین راهی کمک کند.
سازمان تربیت بدنی میتواند به منظور گسترش فرهنگ نماز، اقدامات زیر را انجام دهد:
یکی از معاونان سازمان با حفظ سمت، مسئولیت اقامه نماز در ورزشگاهها را عهده دار شود؛
در اردوها و برنامههای آموزشی و تمرینها، ورزشکاران با فرهنگ نماز آشنا شوند؛
در اردوها، مسابقهها و تمرینهای داخلی و خارجی، با فرارسیدن وقت نماز، نماز برپا شود؛
در ورزشگاهها برای برپایی نماز توسط تماشاگران، تسهیلات لازم فراهم شود؛
در حد امکان، دیدارها و مسابقههای ورزشی به گونهای تنظیم شوند که هنگام نماز، امکان برپایی نماز برای همه ایجاد شود.
شایسته است سازمان امور اداری و استخدامی کشور برای ترویج نمازگزاری کارهای زیر را انجام دهد:
در نظام گزینش و ارزیابی عملکرد مدیران و کارکنان دولت، میزان پایبندی آنان به برپایی نماز، به عنوان یکی از معیارهای ارزیابی افراد منظور شود؛
در دورههای توجیهی بدو استخدام کارکنان و دستگاههای دولتی و دیگر دورههای آموزشی مرکز آموزش مدیریت دولتی، فلسفه نماز به کارگزاران دولت آموزش داده شود.
وزارتخانههای صنایع، معادن و فلزات و کار و امور اجتماعی نیز برای گسترش فرهنگ نماز، باید تدابیر لازم را برای تحقق موارد زیر اتخاذ کنند:
در تمام کارخانهها، مؤسسهها، شرکتها و واحدهای پیرو وزارتخانههای نام برده شده، محل مناسب و پاکیزهای برای برپایی نماز با گنجایش کافی، متناسب با تعداد کارگران و کارکنان هر واحد تعیین و تجهیز شود؛
برنامه ساعات کارکنان به گونهای تنظیم شود که با وقت نماز تداخل نداشته باشد و اگر تداخل اجتنابناپذیر باشد، کارگران به صورت نوبتی در
مراسم برپایی نماز شرکت نمایند؛
سازمان برنامه و بودجه موظف است برای توسعه نمازگزاری، اقدامات زیر را انجام دهد:
تأمین اعتبار خاص در بودجه جاری تمام دستگاههای اجرایی کشور برای تأمین مخارج جاری مسجد، نمازخانهها، وضوخانهها و سرویسهای بهداشتی در واحدهای زیر پوشش آنها.
واگذاری مجوز لازم به تمام دستگاههای اجرایی کشور برای استفاده از اعتبار مربوط به آموزش کارکنان در زمینه ارایه آموزش نماز و ترویج فرهنگ نماز؛
تأمین اعتبار ویژه برای وزارتخانههای آموزش و پرورش، فرهنگ و آموزش عالی، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان تربیت بدنی به منظور اجرای برنامههای پیش بینی شده در این آیین نامه برای وزارتخانههای مزبور در زمینه ترویج فرهنگ نماز؛
تأمین اعتبار ویژه برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برای استفاده از ابزار هنر در امر ترویج نماز؛
تأمین اعتبار خاص برای وزارتخانههای راه و ترابری و فرهنگ و ارشاد اسلامی برای احداث، تجهیز و نگهداری مساجد و نمازخانههای واقع در جادهها، پایانهها، مبادی ورودی کشور و خوراکسراهای (رستورانهای) بین راهی و وضوخانهها و سرویسهای بهداشتی آنها؛
تأمین اعتبار لازم برای دیگر دستگاههای اجرایی کشور به منظور اجرای برنامههای پیش بینی شده در مورد نماز. در پایان این بخش، لازم به یادآوری است که وزارت بازرگانی موظف است تمهیدات و اقدامات لازم را به منظور ترغیب و تشویق بازارها و صنوف برای برگزاری نماز جماعت در اول وقت انجام دهد.
تا به اینجا، وظایف هر یک از نهادها برنامهریزان اجتماعی و فرهنگی را جداگانه بررسی کردیم، ولی برخی مطالب مربوط به همه مراکز است و در اجرای برنامههای اختصاصی مؤثر است. اینک وظایف عمومی را بررسی میکنیم:
در تمام دستگاههای اجرایی سراسر کشور برای برپایی فریضه نماز، حداکثر مدت بیست دقیقه در وقت فضیلت که بهتر است بیدرنگ پس از اذان باشد، در نظر گرفته شود تا امکان شرکت تمام مدیران و کارکنان آنها در مراسم نماز جماعت فراهم شود.
در تمام واحدهای اجرایی کشور، برای ایجاد امکان برگزاری نماز در وقت فضیلت آن، اقدامات زیر صورت گیرد:
الف) برنامه تمام جلسهها و اجتماعها و همچنین برنامه صرف غذای کارکنان تا حد امکان، به گونهای تنظیم شود که با وقت نماز برخورد نداشته
باشد و در هر حال با فرارسیدن وقت نماز، نماز برپا شود.
ب) محل مناسب و آراستهای که گنجایش آن با تعداد کارکنان و مراجعه کنندگان، متناسب باشد به عنوان نمازخانه پیشبینی شود.
در این فصل برای برنامه ریزان فرهنگی و اجتماعی در مورد نماز، توصیههایی بیان شد که به نظر میرسد بیشترین ارتباط این مباحث با رسانه، به بعد اطلاع رسانی رسانه مربوط باشد. متأسفانه برخی از سازمانها و مؤسسهها برای موضوع نماز اهمیت خاصی قایل نیستند. مناسب است رسانه در این مورد، بستر فرهنگی مناسبی را فراهم کند و توجه عمومی جامعه را نسبت به این موضوع مهم جلب کند. اطلاعرسانی در این مورد به چند شکل ممکن است:
میزگردها و نشستهای علمی و تخصصی با حضور کارشناسان و مسئولان سازمان یا مؤسسه مربوط، در گسترش نماز و اجرای شایسته آن نقش مهمی بر عهده دارد. در این میزگردها باید کارشناسان راهکارها و اصول مدیریتی را در مورد برپایی نماز میان کنند و مسئولان فرهنگی و اجتماعی نیز به بیان وظایف، برنامهها و اقداماتی که تاکنون انجام دادهاند، بپردازند.
بهتر است این میزگردها همراه با حضور گزارشهای مستند تصویری از آن
مؤسسه و سازمان انجام شود. افزون بر این، مسئولان باید پاسخگوی تماسهای تلفنی برقرار شده با برنامه باشند.
فیلمسازی، یکی از راههای متنوع و مؤثر اطلاع رسانی است که در خیزش و جهت دهی افکار عمومی، نقش خاصی دارد. برای مثال، میتوان فیلمی ساخت که در مدرسهای نماز جماعت برقرار میشود، ولی بسیار ناهماهنگ است و دانشآموزان هم از آن استقبال نمیکنند. با تغییر مربی تربیتی مدرسه، شیوههای مختلف تقویت حضور دانشآموزان در نماز جماعت مدرسه اجرا میشود. سرانجام، نماز جماعت با شور و رونق زیادی برپا میشود. اگر پس از پایان فیلم یا سریال، یک نشست تخصصی با حضور کارشناسان و مسئولان برگزار شود، بسیار مؤثر خواهد بود. به این ترتیب، رسانه به خوبی اطلاع رسانی کرده و در مطرح کردن و رفع مشکلات اجتماعی، گامی مؤثر برداشته است.
در این راستا، توجه به نماز و مسایل مربوط به آن در دو برنامه «آن سوی خبرها» (بعد از اخبار ساعت 19، شبکه اول) و «مصاحبه زنده»، با پرسشهای دقیق و هدفمند بعد از اخبار شبکه دو توصیه میشود.
خانواده، مهمترین واحد اجتماعی است که در تربیت و شکلگیری نظام رفتاری افراد، بسیار مؤثر است. فرزندان از آغاز تولد در خانواده رشد میکنند و خوب و بد را در آن محیط درک میکنند. پدر، مادر و به طور کلی خانواده، ارایه دهنده اولین الگوهای عملی فرزندان هستند که بیشترین تأثیر را در آنها به جا میگذارد. بسیاری از افکار و رفتارهای افراد از خانواده منشأ میگیرد. ویژگیهای الگوی اثرگذار در پدر و مادر وجود دارد. در حالیکه هنوز شخصیت فرزندان شکل نگرفته و نظام ارزشی و عقیدتی آنها به وجود نیامدهاست، پدر و مادر بیشترین زمان را با فرزندان میگذرانند و وجود رابطه عاطفی بین آنها عامل بسیار مهمی در تشریح و قوام الگوپذیری است. پس خانواده در تکوین و شکلگیری شخصیت افراد نقش بسیار مهمی دارد.
نماز نیز به عنوان یکی از مهمترین اعمال دینی، تحت تأثیر خانواده قرار میگیرد. پدر و مادر با رفتارهای دینی خود و به کار بستن شیوههای تربیتی مناسب در نمازگزاری فرزندانشان بسیار نقش دارند. اگر خود پدر و مادر نماز بخوانند و فرزندان از آغاز این رفتار پدر و مادر و اهتمام آنها را به نماز ببینند، از رفتار آنها الگوبرداری میکنند و اهل نماز میشوند. البته تنها نمازگزاری
والدین کافی نیست. گاه دیده میشود پدر و مادر نمازخوان هستند، ولی فرزندان در نمازگزاری سست و بیانگیزه عمل میکنند. علت این گونه رفتارها، نبودن شیوههای تربیتی درست و بی توجهی والدین نسبت به نماز فرزندانشان است. این نکته جنبه دیگر نقش خانواده در نمازگزاری فرزندان را روشن میکند؛ یعنی والدین افزون بر اینکه در تربیت الگویی فرزندانشان سهیماند، با بهکارگیری شیوههای تربیتی در تعمیق نمازگزاری آنها هم بسیار مؤثرند.
والدین، افزون بر اینکه باید از شیوههای تربیتی دینی آگاه شوند، باید در مورد نماز، شناخت کافی داشته باشند و از اسرار، احکام و فلسفه آن به طور کامل آگاه باشند؛ در غیر این صورت، نمیتوانند مربی خوبی باشند و شیوههای تربیتی را به کار ببرند؛ چون یکی از شرایط به کار بستن آن راهکارها آگاهی و شناخت کامل نسبت به نماز است. با این وجود، میتوان گفت که شرایط و وظایف والدین در مورد تربیت دینی فرزندان در راستای نمازگزاری عمیق و مداوم، سه چیز است: « عامل بودن( خود والدین نماز بخوانند)، آگاهی از شیوههای تربیتی و آگاهی از معارف و احکام نماز».
در روایات نیز برای توجه به نماز و اعمال دینی اعضای خانواده، ثواب زیادی در نظر گرفته شده است: «وقتی مؤمنی از گناهان بپرهیزد و به واجبات عمل کند و خانواده خود را نیز از گناهان باز دارد و آنها را به عبادت وا دارد، در قیامت زن و فرزندش به او میگویند: خدا تو را جزای خیر دهد که در دنیا به ما تعلیم دادی و به آنچه که مأمور بودی ما را امر کردی و از زشتیها ما را نهی کردی و به سبب آن خود را نجات دادی و ما را از عذاب رهانیدی. آنگاه
او با تمام اهل و عیالش به بهشت میرود».(1)
. ص 340
پیامبرانالهی و ائمهاطهار علیهمالسلام، نسبت بهبرپایی نماز در خانوادهشان اهمیت میدادند.(2)
.1375
در این بخش، به برخی شیوههای تربیتی اشاره میکنیم که بهکارگیری آنها در گسترش فرهنگ نماز در اعضای خانواده بسیار مؤثر است. با توجه به اینکه امروزه نگرش والدین نسبت به راههای تربیت کردن فرزندان تغییر کرده و والدین به فرزندان خود آزادی عمل بیشتری میدهند، بررسی راهکارهای خانواده برای ترویج نماز در خانواده بسیار مهم است. از این رو، به دقت آنها را برمی شماریم تا برنامه سازان در محتوای برنامههای خود و کارشناسان در میز گردهای تخصصی با موضوع خانواده و دین از آنها بهره گیرند.
«اولین وجدان فطری و سرمایه طبیعی که اسلام آن را جزو سرشت بشر میداند، معرفت خداست. بنابراین، لازم است مربی از اول به وجدان فطری کودک توجه کند و تمایلات الهامی طفل را احیا و تربیت را براساس فطرت استوار کند. البته چنین تربیتی در عین پاکی و فضیلت، ثابت و پایدار خواهد
ماند».(1)
. معارف اسلامی، صص 300 و 301
مربی وظیفه شناس کسی است که از دوران کودکی، طفل را به خداوند عالم متوجه کند و با زبانی ساده و در خور فهم کودک، به او درس ایمان بدهد. لازم است مربی دلسوز با کودک از رحمت نامحدود خدا سخن بگوید و از همان آغاز بذر امید را در دل او بکارد و به او بفهماند که ناامیدی از رحمت خدا، گناه بزرگی است.
«لازم است مربی از دوران کودکی حس مسئولیت طفل را در پیشگاه پروردگار بیدار نماید و او را با حس وظیفهشناسی بار آورد. باید با زبان ساده به او بفهماند که خداوند، تو را در هرحال میبیند و از کارهای خوب و بد تو آگاه است و چیزی از خداوند پنهان نیست. در کارهای خوب به تو پاداش میدهد و در بدیها مجازات مینماید.»(2)
به این ترتیب، والدین با بیدار کردن فطرت فرزندان، گام بزرگی در شکلگیری زیر ساختهای اعتقادی برداشتهاند و این خود، مقدمهای برای تربیت دینی مقاوم و مداوم است.
باید دانست که کودک پیش از اینکه عقلش به فعلیت برسد و قادر به درک مطالب علمی باشد، فطرت توحیدی و عواطف اخلاقی در ضمیر او فعلیت دارد و برای پذیرش تربیت آماده است. لازم است پدر و مادر به ارزش این فرصت مهم، توجه کنند و از بیداری فطرت ایمانی و احساسات کودک،
بیشترین استفاده را ببرند و ایمان به خدا و سجایای اخلاقی را در او پرورش دهند. به این ترتیب، بدون حساسیت و ناخوشایندی کودک، پدر و مادر با زبان خود او، مهمترین معارف دین را در سطح فهم کودک به او میآموزند و او را برای گفتارهای دقیق منطقی، عقلی و اعتقادی آماده میکنند.
«احساسات کودک قبل از عقل او ظهور میکند و بهره برداری از سرمایههای عاطفی طفل، خیلی زودتر از ذخایر عقلی او شروع میشود»(1)
بر این اساس، مهمترین عامل شکوفایی فطرت مذهبی کودکان، پرورش درست احساسات آنهاست؛ یعنی به کمک تقویت احساس دینی در کودکان، فطرت خدایی آنها بیدار شده و کودکان در مسیر دینداری قرار میگیرند. منطق و استدلالهای دقیق نه تنها به کار نمیآید، بلکه چه بسا نتیجه معکوس به بار خواهد آورد. پس در سن کودکی بهترین شیوه تربیتی، شیوههای احساسی و عاطفی است و راههای عقلایی به هیچ عنوان توصیه نمیشود.(2)با این توضیحات، حساسیت بهکارگیری شیوههای درست تربیتی در شکلگیری رفتارهای دینی پیشتر مشخص شد.
کودکان، دنیای عجیب و پرفراز و نشیبی دارند که بزرگترها به سختی قادر به درک و پذیرفتن آن هستند. اگر پدر و مادر از دید خودشان به مسایل نگاه کنند و توقع داشته باشند که کودکان و فرزندانشان نیز چنین باشند، ضربه سنگینی بر تربیت دینی فرزندان وارد میشود. تربیتی موفق و اثرگذار است که
مربی از دید کودک به مسایل بنگرد. نه اینکه همه چیز را از دیدگاه خود به تماشا بنشیند و آن را بر کودک تحمیل کند. یکی از مقدمات تربیت موفق و مؤثر، برقراری ارتباط با کودک است. در صورتیکه مربی از دید کودک به قضایا بنگرد، به خوبی میتواند با کودک ارتباط برقرار کند و سپس با درک دنیای کودک و وارد شدن در آن بر کودک تأثیر بگذارد. هدف ما در تربیت دینی، تأثیر گذاشتن بر کودک است. پس باید راهی را برگزینیم که بتوانیم بر او تأثیر بگذاریم. با در نظر گرفتن بینش و نگرش خودمان نمیتوانیم بر کودک تأثیر بگذاریم، بلکه باید به دیدگاه کودک احترام بگذاریم و با او همراه شویم. بر این اساس، به نظر میرسد که شرایط زیر برای دعوت کودک به نماز لازم است:
کودک را باید در شرایطی به نماز دعوت کنیم که از درد و بیماری رنج نمیبرد و از نظر جسمی به طور کامل آماده است. در غیر این صورت، اگر بدون توجه به شرایط جسمی کودک، او را به نماز دعوت کنیم، احساس مذهبی او لطمه میخورد و خاطره بسیار بدی از نماز پیدا میکند. هر چند در آن لحظه، نماز بخواند، ولی در آینده در نمازگزاری دچار بی انگیزگی میشود. برای مثال در شرایطی که کودک، دلدرد دارد، انتظار میرود که پدر و مادر به او رسیدگی کنند، نه اینکه او را به نماز دعوت کنند.
وقتی کودک به نماز دعوت میشود، باید در حالت عادی باشد؛ نه در حالت خشم یا بغض (به ویژه، نسبت به فرد دعوت کننده) در این شرایط، نخست باید با برخورد احساسی و عاطفی، کودک را آرام کرد یا اینکه پس از
گذشت مدت زمانی با مهربانی و نوازش او را به نماز فراخواند. در غیر این صورت، نتیجه خوبی از دعوت به نماز به دست نمیآید.
در شرایطی که عزم و اراده کودک برای نماز آماده نیست، نباید او را به نماز دعوت کرد. کودکان روحیات خاصی دارند و به اندازه کافی از نماز و فضیلت آن آگاهی ندارند. از این رو، ممکن است در برخی موارد بگویند که حال و حوصله نماز خواندن را ندارند. در این شرایط به هیچ عنوان نباید آنها را وادار به خواندن نماز کرد، بلکه با بیان محبتآمیز باید مفاهیم و معانی نماز برای کودک بیان شود. برای مثال، پدر یا مادر فرزند را در آغوش کشیده و بگوید: «پسر گلم، دختر گلم، بیا برویم با هم با خدا صحبت کنیم. خداوند بچههای نمازخوان را دوست دارد....» البته این برخورد در صورتی است که فرزند حال و حوصله نماز خواندن نداشته باشد. به هیچ عنوان توصیه نمیشود که همیشه به این شکل و از این شیوه استفاده شود. نباید بچهها در جریان دینداری پرتوقع و لوس بار بیایند.
محیط خانه باید از هر نظر برای برپایی نماز، آماده شود. اگر پدر و مادر، خودشان به کار دیگری مشغول هستند یا تعداد زیادی مهمان در خانه وجود دارد، محیط آمادهای برای نمازگزاری وجود ندارد. در چنین شرایطی دعوت به نماز توصیه نمیشود. برای مثال، فرض کنید پدر و مادر، سجاده را پهن کرده، مشغول وضو هستند و صدای اذان نیز به گوش میرسد.(1)و تمام
1) 1. اگر نماز در اول وقت برپا شود، صدای اذان تلویزیون مناسب است وگرنه خود والدین اذان بگویند.
فعالیتهای منزل به خاطر نماز، تعطیل شده است و کسی به کاری جز نماز مشغول نیست. در چنین شرایطی، محیط به طور کامل برای نماز آماده است. اگر محیط، آماده نباشد و کودک به نماز دعوت شود، احساس خوشآیندی از نماز در او به وجود نمیآید و هرگاه کسی او را به نماز دعوت نکند، نماز نمیخواند.
اعمال هر فرد، براساس عقیده و باور اوست. رفتار کودکان نیز براساس عقیده و باور آنها است. از این رو، نخست باید باورهای کودکان را در مسیر دینداری شکل داد و پس از آمادگی عقیدتی، او را به نماز دعوت کرد. یکی از راههای ایجاد آمادگی عقیدتی در کودکان، تقویت و شکوفایی فطرت مذهبی آنهاست که پیشتر مطالبی در مورد اهمیت آن بیان شد. اگر نظام عقیدتی کودک به طور کامل و درست شکل نیافته باشد، دعوت به نماز کار ثمربخشی نخواهد بود. باید نظام عقیدتی کودک، شکل یابد تا زمنیه و انگیزه لازم برای نمازگزاری به وجود آید.
با توجه به پیش زمینههای یاد شده، رعایت موارد زیر ضروری است:
الف) زمانیکه کودکان مشغول بازی و کار و تفریح هستند، مانند تماشای کارتون مورد علاقه شان، آنها را برای نماز دعوت نکنید، به ویژه، اگر او در میان جمعی باشد و والدین فقط او را به نماز دعوت کنند.
ب) تأکید والدین و مربیان در فراگیری و برپایی نماز، بر نقاط مثبت و توانمندیهای کودکان و نوجوانان باشد؛ نه ضعفها و ناتوانیهایشان تا آنها با اعتقاد و انگیزه بیشتر به نماز بپردازند.
ج) از فراخواندن و دعوت کودکان برای نماز در هنگام خستگی و کسالت
و بی رغبتی آنها خودداری کنید.
د) یکی از آموزههای اسلام، میانه روی در عبادت است؛ به ویژه در مورد کودکان و نوجوانان که کم طاقتتر و بازیگوش هستند. باید دقت شود که آنها از عبادت و نماز خسته، ملول و افسرده نشوند.
شیوههای دعوت به نماز بسیار مهم است؛ یعنی بر فرض آمادگی کامل فرزندان، چگونگی عمل و دعوت والدین برای نماز خواندن کودکان، بسیار مهم است و در انگیزه و روحیه کودک بسیار مؤثر است. از این رو، بهکارگیری شیوه درست برای دعوت فرزندان به نماز، بسیار ضروری است. برای واداشتن کودک به نماز، در خانه میتوان به صورت زیر عمل کرد:
«دقایقی پیش از نماز، والدین آماده تطهیر شوند و وضو بسازند. با شنیدن صدای اذان، والدین، آماده، رو به قبله بنشینند و ذکر اذان را زمزمه کنند. حتی از فرزندشان بخواهند که او هم اذان بگوید. والدین با محبت و خوشرویی از پسر یا دخترشان بخواهند که نماز بخواند. به او بگویند: « وقت نماز است، زمان سخن گفتن با خداست. بیایید آماده شوید که نماز بخوانیم.» سپس جانمازی زیبا، مهری قشنگ و تسبیحی پرجاذبه برای او قرار دهند. در این زمان از جاذبههای کلامی مناسب و پرنشاط و عبارات موزون و شعرگونه استفاده شود. تسریع در آمادگی برای نماز به گونهای که کودک احساس مسئولیت والدین را در آن مورد دریابد و ببیند که آنها چگونه همه کارهای خود را به خاطر نماز رها کرده و آماده انجام فریضه شدهاند. بهترین شیوه
دعوت کودکان به نماز است».(1)
در این شیوه، افزون بر اینکه به نکات تبلیغاتی نماز به خوبی توجه شده، جنبههای عاطفی و احساسی شخصیت کودبک نیز رعایت شده است و کودکان به نمازی پرنشاط و پرجاذبه دعوت شدهاند. به این ترتیب، خاطرات بسیار خوبی از نماز در ذهن کودک نقش میبندد و زمینه کافی و لازم برای نمازگزاری حقیقی و مداوم فراهم میشود.
دعوت کودکان برای نماز صبح، حساستر و مهمتر است. چون بیشتر بچهها عادت ندارند که صبح زود از خواب بیدار شوند و در مورد اهمیت و فضیلت نماز، آگاهی زیادی ندارند تا نماز را برخواب ترجیح دهند؛ از این رو، ممکن است پدر و مادر با مشاهده بیمیلی کودکان به نماز صبح، از دعوت آنها به نماز خودداری کنند و این مسئله هرگز به صلاح نیست و در دراز مدت آثار منفی درپی خواهد داشت. والدین باید با بهکارگیری شیوههای درست، آنها را برای نماز صبح آماده کنند. بهتر است فرزندان را به این شیوه برای نماز صبح از خواب بیدار کنند:
«والدین، فرزندان را با صدای خوب، گرم و دلپذیر بیدار کنند. به این صورت: علی جان من! فاطمه جان من! برخیز، وقت نماز است. اگر از خواب بیدار نشدند با صدای دلپذیر، با دست کشیدن بر سر و روی آنها، با نوازش بدنی گاهی هم تحت عنوان شوخی به بچهها به صورت بغل کردن و ایستانیدن آنها بیدارشان کنند و به دستشویی راهنماییشان نمایند و حتی صورتشان را
1) . 1. علی قائمی، اقامه نماز در دوران کودکی و نوجوانی، ستاد اقامه نماز، 1376 ه . ش، ص
بشویند تا کاملا هوشیار و آماده نماز شوند».(1)
در هر حال، باید کوشید خاطره بیدار کردن برای نماز را برای بچهها دلپذیر ساخت؛ به گونهای که از آن صحنهها خاطره تلخی در ذهن نداشته باشند. گاهی ممکن است کودک در حال سجده در نماز صبح به خواب رود. برای بیدار کردن دوباره او، هرگز از خود خشونتی نشان ندهید و با مهر و محبت او را به رختخواب ببرید. با توجه به این مطالب، سه نکته را در مورد دعوت فرزندان به نماز توسط والدین میتوان گفت:(2)
الف) پدر و مادر، نقش الگو را بازی میکنند و باید با اعمال و رفتار خود فرزندان را به نماز دعوت کنند. فرزندان نیز از رفتار والدین، الگو میگیرند و اعمال آنها را تقلید میکنند. بر این اساس، والدین باید در هنگام نماز تمام کارها را رها کنند و به گونهای آشکار مشغول برپایی نماز شوند تا فرزندان متوجه شوند.
ب) والدین باید در دعوت بهنماز از جاذبههایصوتی و کلامی برای جلب و جذب کودکان، استفاده کنند. مانند قرائت نماز با صوت خوب، بالحن جذب کننده و سخنان آهنگدار.
ج) بهترین و کارسازترین عامل در دعوت به نماز، احساس است که پدر و مادر باید به خوبی از آن استفاده کنند. پدر و مادر باید با استفاده از عواطف گرم خانوادگی با فرزندان ارتباط برقرار کنند و به عنوان یک دوست صمیمی آنها را به نماز فرا خوانند؛ نه اینکه به عنوان پدر و مادر آنها را به نماز امر
کنند.
کودکان، روحیات حساس و لطیفی دارند و در دنیای عجیب خود وقایع را تجزیه و تحلیل میکنند. پدر و مادر باید به روحیات گوناگون فرزندان توجه کنند و راهکارهای تربیتی و دینی خود را در این راستا تنظیم کنند. برخی از کودکان از یک چیز خوششان میآید و برخی دیگر از چیز دیگر برخی زودتر قهر میکنند و برخی دیرتر برخی حرف شنواترند، تماشای تلویزیون برای برخی کودکان خیلی مهم است، برخی کودکان کم حرفترند و برخی پرتحرکترند. پدر و مادر باید به تمام این موارد توجه کنند تا کودکان از نماز زده نشوند، بلکه باید با توجه کردن به روحیات آنها، نظر مثبتی نسبت به نماز در آنها ایجاد شود.
«احساسات، عواطف و خوشایندیها، خمیر مایه نخستین گرایشهای مذهبی و تقویت نگرشها و رفتارهای مکتبی در بین همه انسانها، به ویژه کودکان و نوجوانان است. کودکان و نوجوانان در یادگیری و کسب عادات مطلوب، متأثر از زبان مهر و محبتند. با ایجاد احساسات خوشایند در کودکان و نوجوانان زمینه یادگیری رفتارهای مطلوب، پیدایش انگیزههای رشد، همانند سازی و اتصاف به صفات الگوهای دلخواه فراهم میگردد.(1)
. انجمن اولیا و مربیان، صص 7 و 12
پس از اینکه کودکان به نماز دعوت شدند و در روند نمازگزاری قرار
1) 1. روش های پرورش احساس مذهبی نماز، در کودکان و نوجوانان، غلامعلی افروز، واحد انتشارات
گرفتند، برای تداوم آن، تشویق و تنبیه مؤثر است. تشویق و تنبیه، دو ابزار تربیتی حساس است که استفاده از آنها به مهارت خاصی نیاز دارد. استفاده به موقع و مناسب از آنها در ایجاد انگیزه و تقویت و تداوم گرایشهای دینی و تربیتی بسیار مؤثر است و محرک مناسبی در راستای پیشبرد اهداف آموزشی و تربیتی به شمار میرود. استفاده نابهجا از تشویق سبب سستی و تنبلی کودکان میشود و آنها را پرتوقع بار میآورد؛ به گونهای که به تشویق عادت کرده و بدون تشویق کاری نمیکنند و ممکن است هر روز بخواهند تشویقها از نظر کمی و کیفی افزایش یابد. از طرف دیگر، تنبیه نابهجا نیز سبب دلزدگی میشود و انگیزه خود را برای انجام کار از میان میبرد؛ هر چند آن کار را از روی اجبار و بیمیلی انجام دهد.
با این توضیحات، ضرورت و حساسیت تنبیه یا تشویق کودکان نمازگزار معلوم میشود. پدر و مادر باید با توجه به روحیات و احساسات فرزندانشان از این دو اهرم تربیتی استفاده کنند. برای مثال، بگویند: «به شرطی پارک یا سینما میرویم که یک هفته تمام نمازهایت را منظم و سر موقع بخوانی.» و سپس نخست کودک را به پارک یا سینما ببرند و بعد قرار شود او تا یک هفته به طور منظم نمازهایش را بخواند. به نظر میرسد با توجه به روحیات کودکان، این شیوه مناسب باشد. البته باید این تشویقها به شکلی انجام شود که کودک برای نماز خواندن منتظر تشویق نباشد و بدون تشویق هم نماز بخواند. به این منظور، باید اطلاعات کافی در مورد اهمیت و ضرورت نماز به صورت داستان و شعر در اختیار کودکان قرار گیرد.
برای تنبیه کودک هم مثلا پدر یا مادر به فرزندش بگوید: «دیگر تو را
دوست ندارم. توجه به این نکته ضروری است که تنبیه باید بعد از نصیحت و موعظه و چندینبار تخلف انجام شود. اگر کودکی که هنوز از اهمیت نماز اطلاعی ندارد و به تازگی نماز خواندن را آغاز کرده، تنبیه شود از نماز زده میشود.
پس میتوان گفت تنبیه و تشویق، در مراحل ابتدایی نمازگزاری کودکان بسیار کارساز است، ولی با مرور زمان باید فرزندان را با معارف نماز آگاه کرد و از تشویق و تنبیه کاست تا کودک به صورت خودجوش، بدون اینکه تشویق یا تنبیه شود نماز بخواند. البته تشویق و تنبیه در تمام مراحل تربیتی مؤثر است، ولی در تمام مراحل به طور یکسان از آن استفاده نمیشود.
یکی از مهمترین مراحل تربیت دینی نمازگزاری، آموزش نماز و بیان احکام فقهی و ظاهری آن است. هر چند در روزهای اولیه نمازگزاری فرزندان، نباید در مورد چگونگی نماز خواندن آنها سختگیری کرد و باید به تجربههای کودکانه شان احترام گذاشت، ولی با گذشت زمان باید چگونگی خواندن تمام نماز و احکام آن آموزش داده شود. برای نمونه، اگر کودک به جای سجده بر مهر دراز میکشد یا اینکه آن را میبوسد، به هیچ روی نباید او را به حالت سجده در آورد، بلکه باید این گونه نماز خواندن را به رسمیت شناخت و با برنامهریزی آموزشی درست، چگونگی سجده درست را به او آموخت.
به نظر میرسد آموزش نماز باید از آموزش وضو آغاز شود و سپس بقیه اعمال و احکام نماز آموزش داده شود. در این راستا چند نکته قابل توجه است:
الف) آموزش در تمام مراحل باید عملی باشد و هرگز به بیان نظری و شفاهی بسنده نشود.
ب) زمان مناسبی برای آموزش در نظر گرفته شود که هم فرزندان و هم والدین، آمادگی و حال و حوصله یاد دادن و یادگیری را داشته باشند.
ج) آموزش باید حساب شده و مرحله به مرحله باشد. به حسب میزان توانایی کودک هر روز یا هر چند روز یکبار یک عمل یا حکم فقهی نماز، آموزش داده شود.
ح) در تمام مراحل و زمان آموزش، والدین باید با سعه صدر، متانت و آرامشی خاص با کودکان برخورد کنند و به پرسشهای آنها پاسخ دهند. در همه لحظات فراگیری، پدر و مادر باید مهربان و خوش اخلاق باشند تا یادگیری افزایش یابد.
خ) با توجه به روحیات کودکان، بهتر است احکام نماز در قالب شعر و داستان آموزش داده شود.
چ) پدر و مادر به یاد داشته باشند که در آموزش فرزندانشان نقش الگویی دارند. آشکارا، مواظب اعمال و رفتار خود باشند و آنچه را به کودکان خود آموزش میدهند، خود نیز انجام دهند.
د) پدر و مادر نباید از فرزندانشان توقع زیادی داشته باشند که سریع احکام را یاد بگیرند و انجام دهند. به جاست سختگیری زیادی در این مورد نشود. گذشت زمان خیلی از مسایل را حل میکند. البته اگر با گذشت زمان، سهلانگاری فرزندان بیشتر شود، باید جدیتر برخورد کرد، ولی هرگز نباید از
خشونت استفاده کرد.
ذ) نکات کلی آموزشی مانند تشویق، تنبیه، بیان شفاف و آشکار و استفاده از وسایل کمک آموزشی باید رعایت شود.
ر) تنها آموزش کافی نیست، بلکه باید مطالب تمرین شود. برای مثال، آموختهها همچون کلاس درس به صورت پرسش و پاسخ پیگیری شود. البته نه به صورت رسمی، بلکه کوتاه و گذرا و شاید در قالب گفتارهای کودکانه و به صورت بازی.
هر چند در سنین کودکی، خانواده اصلیترین و مهمترین عامل اثر گذار در شخصیت فرد است، ولی با گذشت زمان و فرارسیدن دوره نوجوانی، محیط و دوستان نیز نقش زیادی در شخصیت فرد باقی میگذارند که ممکن است نقش خانواده را کمرنگ کند. از اینرو، دیده میشود برخی نوجوانان در خانوادههای مذهبی رشد کردهاند، ولی نسبت به مسایل دینی مقید نیستند؛ چون دوستان و محیطی که در آن قرار دارند، در راستای ایدههای دینی نیست. پس با توجه به نقش مهم و اساسی محیط و دوستان، پدر و مادر باید از دوستان و محیطی که فرزندان خارج از خانه در آن به سر میبرند، آگاه باشند. البته این اطلاع یابی، نباید به شکلی باشد که نوجوانان فکر کنند آزادی عمل ندارند و پدر و مادر جاسوس آنها هستند و نسبت به روابط و گفتههای والدین حساس شوند، بلکه بهترین راه، محبت و موعظه است. پدر و مادر باید آگاهیهای نوجوانان را افزایش دهند و آنها را به موقعیت خاص سنی و نقش دوستان و محیط در شخصیت و آیندهشان آگاه کنند تا خود نوجوانان فکر کنند و تصمیم بگیرند.
به این ترتیب، بدون اینکه بین روابط والدین و فرزندان تنشی ایجاد شود، نوجوانان احساس شخصیت میکنند و قدرت تصمیمگیریشان افزایش مییابد. به هرحال، از والدین بیشتر از فرزندان انتظار میرود که متین، عاقل و خویشتن دار باشند و با روشنبینی خاصی این مسئله را حل کنند. البته اگر روابط عاطفی بین والدین و نوجوانان، قوی باشد، نیازی به تحقیق و تفحص نیست، بلکه فرزندان و پدر و مادر به صورت دو دوست با یکدیگر برخورد میکنند و از وضعیت یکدیگر آگاه میشوند. در این صورت، تأثیر گذاری پدر و مادر بیشتر میشود و امید بیشتری نسبت به اصلاح این مورد به وجود میآید.
گذشته از اینکه رفتار پدر و مادر برای فرزندان الگوست، همراهی پدر و مادر با فرزندان در فعالیتهای دینی نقش خاصی در شکلگیری ارزشهای دینی ایفا میکند. رفتن دسته جمعی پدر و مادر و فرزندان به مسجد یا نمازجمعه، سبب نهادینه شدن نماز در خانواده میشود و از چند نظر قابل توجه است:
الف) نماز، ابعاد مختلفی دارد و تنها به بعد فردی محدود نمیشود. فرزندان در خانواده، فقط با بعد فردی نماز آشنا میشوند. شرکت در نماز جمعه، بعد سیاسی و فرهنگی نماز و شرکت در نماز جماعت، بعد اجتماعی نماز را به فرزندان نشان میدهد.
ب) بیشتر کودکان روحیهای پرنشاط و پرتحرک دارند و اگر چندین بار، یک کار را انجام دهند، از آن خسته میشوند. از این رو، تنوع در برنامههای نماز، در استمرار نمازگزاری کودکان بسیار مؤثر است. شرکت دسته جمعی در
مراسم دینی و حضور در جمع دیگر نمازگزاران سبب ایجاد نوعی نشاط و طراوت در بین آنها میشود و نماز را از یکنواختی و کسالت خارج میکند و سبب میشود میل و رغبت اعضای خانواده به نماز افزایش یابد.
ج) میتوان گفت اینگونه شرکت در مراسم دینی، نوعی آموزش عملی برای فرزندان به شمار میآید و نقش خاصی در آموزش دیگر ابعاد نماز ایفا میکند.
سن تکلیف، یکی از مهمترین ایام تقویم عبادی هر فرد مسلمان است و در مسیر تحول عبادی او نقطه حساس و سرنوشت سازی است. فرد بعد از اینکه به سن تکلیف میرسد، مخاطب اوامر و نواهی خداوند قرار میگیرد. او به اندازهای از رشد و بالندگی رسیده که باید در محضر خداوند پاسخگو باشد و خداوند او را شایسته انجام تکالیف الهی میداند تا مراحل رشد و سلوک را پشت سر بگذارد. حرکت انسان به سوی جاودانگی، بعد از سن تکلیف سازماندهی و قانونمند میشود. او وظیفه دارد برای تعالی و پرواز روحش، واجبات را انجام دهد و نواهی را ترک کند. والدین باید این مطالب را با زبانی شیوا و با احساس برای فرزندان بیان کنند تا آنها با انگیزه و معرفت کامل در مسیر دینداری قرار گیرند و در آن ثابت قدم باشند. والدین باید این احساس را در فرزندانشان ایجاد کنند که به مقام بسیار بزرگی رسیدهاند که خداوند آنها را شایسته دانسته و مورد خطاب قرار داده است. به این شکل، با میل و رغبت تکالیف شرعی را انجام میدهد و احساس شخصیت میکند، نه احساس محدودیت.
بهتر است در میهمانی مختصری مراسمی شبیه جشن تولد، با حضور همسالان فرزند خانواده برگزار شود. وقتی والدین فرا رسیدن سن تکلیف فرزندشان را جشن میگیرند، او از دینداری و انجام فرایض مذهبی خاطره خوشی خواهد داشت که اثر آن ممکن است تا آخر عمر باقی باشد. شاید بهترین هدیه این جشن، جانمازی زیبا، همراه با عطری خوشبو باشد. البته هدایای دیگر نیز مفید خواهد بود.
لباس نمازگزار، شرایط و احکام خاصی دارد، مستحب است لباس نمازگزار سفید، تمیز و خوشبو باشد. استفاده از عبا نیز مستحب است. اختصاص دادن لباس خاص و تعویض لباس هنگام نماز، نشانگر اهتمام فرد به نماز است و این امر در ایجاد و تداوم حضور قلب مؤثر است.
کودکان از لباس نو و جدید بسیار لذت میبرند. وقتی لباس نو برای آنها خریده شود تا فقط با آن نماز بخوانند، افزون بر اینکه از نماز بسیار خوششان میآید، اهمیت و ضرورت نماز به آنها القا میشود. بهتر است سجاده، مهر، تسبیح، لباس سفید و عبا، مخصوص نماز فرزندان تهیه شود تا آنها با شور و نشاط زیاد با میل و رغبت نماز بخوانند.
بهتر است والدین و فرزندانشان به طور دسته جمعی همزمان با هم، نماز بخوانند. به این ترتیب، دینداری به طور گروهی و منظم انجام میشود و پدر و مادر نقش الگویی و آموزشی خود را به خوبی ایفا میکنند. همچنین سهل انگاری فرزندان در نماز کم میشود. بسیار مناسب است که روزی چند بار تمام اعضای خانواده در کنار هم جمع شوند و خدا را عبادت کنند. این عمل
سبب تقویت بنیان خانواده و افزایش روابط عاطفی بین اعضای آن میشود. وقتی نماز به طور دسته جمعی برپا میشود، اعضای خانواده با جمع، همراه شده و به نماز میپردازند. به این ترتیب، احتمال ترک نماز از میان میرود. این کار سبب تقویت نظم عمومی خانواده نیز میشود و روحیه تعاون و همبستگی را در بین اعضا ایجاد میکند و مانع ایجاد فاصله بین آنها میشود.
فضای عمومی خانه، در نمازگزاری فرزندان بسیار مؤثر است. اگر فضای منزل معنوی باشد، دعوت فرزندان به نماز راحتتر و با نتیجهتر است. در فضای معنوی، امکان مخالفت با مظاهر و شعایر دینی کم است. فضا و محیط معنوی، زمینه آمادهای را برای گرایشهای دینی ایجاد میکند. پدر و مادر باید به مظاهر و احکام دینی پایبند باشند و مانع انجام محرمات شوند. در صورت بیتفاوتی اعضای خانواده به محرمات و واجبات، باید امر به معروف و نهی از منکر کنند. گرامیداشت مناسبتهای دینی نیز، در ایجاد فضای معنوی مؤثر است. برای معنوی شدن محیط خانه توصیه میشود از تابلوهایی که آیات قرآن، احادیث، اشعار دینی و تصاویر مذهبی در آن وجود دارد استفاده شود. پخش صوت دینی مانند اذان، نیایش و ذکر اهل بیت در تحول محیط خانه و ایجاد فضایی معنوی بسیار مؤثر است. رفتار و برخورد خود والدین نیز در فضاسازی خانه بسیار مؤثر است و نقش خاصی در تربیت دینی فرزندان به جا میگذارد.
حوزههای علمیه، از مهمترین مراکز علمی و فرهنگی کشورند که در تقویت و اجرای برنامههای دینی نقش اساسی دارند. با مطالعه تاریخ و بررسی نقش حوزههای علمیه در جنبشهای دینی، به جایگاه مهم حوزههای علمیه پی خواهیم برد. این موضوع به اندازهای است که استعمار، همواره در راه ضربه زدن به روند دینداری در جوامع اسلامی، حوزههای علمیه را بزرگترین مانع برای دست یابی به اهداف پلید استعماری خود دیده است. حوزههای علمیه که علما و مراجع در رأس آن قرار دارند، در بیدارکردن مردم و تقویت بینش مذهبی در افکار عمومی بسیار اثر گذاشته و همیشه بزرگترین مدافع اسلام به شمار آمده است.
گاهی، برخی افراد که تفکرات ضد دینی دارند، اوضاع فرهنگی و سیاسی جامعه را به سویی میکشاند که در پایان، گرایشهای دینی و مذهبی تضعیف شود. در این شرایط، حوزههای علمیه با روشنگری و هدایت مردم، اهداف پلید و ضد انسانی آنها را نقش بر آب میکنند.
با توجه به نفوذ کلام علما، مراجع و روحانیون در مردم و رسالت حوزههای علمیه در برابر اوضاع فرهنگی و مذهبی جامعه، به نظر میرسد نماز باید مهمترین برنامههای حوزه باشد؛ زیرا با گسترش فرهنگ نماز، دین در تمام ابعاد، بیمه میشود. نیم نگاهی به کارکردهای تربیتی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور و نیازهای کنونی جامعه ما بر اهمیت و ضرورت تصمیمگیریهای کاربردی و کارشناسی برای تنظیم و اجرای برنامهای فراگیر، دلالت دارد. حوزههای علمیه برای گسترش نماز باید به این نکات توجه کنند:
مساجد، مؤثرترین پایگاه مذهبی هستند که در زمینه مسایل فرهنگی و سیاسی نیز بسیار مؤثرند. مهمترین مسجدی که در تاریخ اسلام ساخته شد؛ یعنی مسجدالنبی، تنها برای اهداف عبادی نبود، بلکه جنبههای نظامی و آموزشی نیز داشت. در صورتی مسجد میتواند تمامی این نقشها را به خوبی ایفا کند که از مدیریت هدفمند و آگاهانه برخوردار باشد. در غیر این صورت، ممکن است حتی جنبه عبادی مسجد نیز از میان برود. در اینجا، اهمیت امام جماعت در ایفاشدن نقش مسجد مشخص میشود. امام جماعت آگاه، متعهد و دلسوز است که با در نظر گرفتن تمامی جنبههای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مسجد را به خوبی اداره کرده و با ایجاد اتحاد و وحدت در بین مردم، آرامش لازم را برای اجرای برنامههای دینی و مذهبی تأمین میکند. امام جماعت یکی از مهمترین علل حضور مردم در مسجد است و در چگونگی بینش مردم نسبت به مسجد و دین بسیار موثر است. پس، امام جماعت در تقویت گرایشهای مذهبی در جامعه مؤثر است.
در بخش عوامل انس با نماز، در مورد مسجد و امام جماعت بحث شد. همچنین بیان شد که امام جماعت، مهمترین عامل گرایش دانشآموزان به نماز جماعت در مدارس است.
حوزههای علمیه در راستای تعمیق و ترویج فرهنگ نماز در تمام سطوح جامعه، باید به نقش محوری امام جماعت اهمیت خاصی بدهند و برای تربیت امام جماعت موفق و با نفوذ، آموزشهای ویژهای را در نظر بگیرند و در این
راه سرمایهگذاری کنند. در این صورت، برای نهادیه شدن ارزشهای دینی، گام بزرگی برداشته میشود.
در مورد اهمیت و ضرورت این طرح، دو نکته را بیان میکنیم تا پیش زمینههای فکری این طرح معین و بودجه لازم و برنامههای کافی برای اجرای آن، در نظر گرفته شود.
کودک و نوجوان دو قشر بسیار مهم جامعه هستند که در حال رشد و تربیتاند و هنوز شخصیت آنها به طور کامل شکل نگرفته است و از طرفی، آنهاآینده سازان کشور هستند و نسل پویای آینده را تشکیل میدهند.
متأسفانه ارتباط یکپارچه و شکل یافتهای بین روحانیون، کودکان و نوجوانان وجود ندارد. علل این امر را میتوان چنین بیان کرد:
یک) دین، امر مهم و بزرگی است که افکار عمومی جامعه آن را به برزگترها و افرادی که به طور فعال در صحنه اجتماع حاضر هستند مربوط میدانند که با امور بچهگانه و بیارزش که کودکان به آن مشغولند، ارتباطی ندارد. پس روحانیون نیز که در مسایل دینی فعالیت میکنند، با کودکان و نوجوانان ارتباطی ندارند.
دو) تکالیف دینی، خطاب به مکلفان و افرادی است که از رشد جسمی و فکری برخوردارند. به عبارت دیگر، به نظر میرسد دین، کودک و نوجوان را مورد خطاب قرار نداده تا روحانیون آن مطالب را برای آنها نقل کنند؛ چون آنها به سن تکلیف نرسیده و مکلف نیستند.
سه) امام جماعت موقعیت خاص اجتماعی و جایگاه ویژه معنوی دارد و
ارتباط کودکان و نوجوانان با چنین افرادی گسترده نیست.
با توجه به دو نکته بالا، مشخص شد از طرفی ارتباط امام جماعت با کودکان و نوجوانان لازم است و در انجام جامعه دینی آینده نقش دارد و از طرف دیگر، ارتباط دادن دین با کودکان و نوجوانان مشکل به نظر میرسد. پس حوزههای علمیه برای آیندهسازی جامعه دینی و تربیت امام جماعت موفق که بتواند با تمام افراد جامعه ارتباط برقرار کند، باید به پایه گذاری چنین طرحی، اقدام کنند تا تربیت دینی کودکان و نوجوانان بسیار حساب شده و با برنامه انجام شود.
در این مورد دو نکته، با اهمیت است:
اول) هر چند دین، در ارتباط با شئون مختلف زندگی و مربوط به افرادی است که به سن تکلیف رسیدهاند، ولی تربیت دینی کودکان امری دیگر است. معارف و مفاهیم دینی را باید با زبانی شیوا و کودکانه به آنها آموزش داد تا پیش از اینکه، شخصیت آنها بهطور کامل شکل گیرد، نظام عقیدتی، رفتاری و ارزشی آنها براساس معیارهای دینی شکل بگیرد. این طرح برای تربیت مربیانی است که به تربیت دینی کودکان و نوجوانان و آموزش آنها بپردازند.
دوم) چون سطح آگاهی و قوه تجزیه و تحلیل کودکان ضعیف است، بیان دیگر مطالب ( غیر از دین) نیز برای آنها مشکل است و این مسئله مربوط به دین و نماز نیست. از این رو، نوشتن کتاب برای این گروه سنی مشکل است.
سوم) در دین، موارد متعددی مربوط به کودک و نوجوان وجود دارد که با زبان و گفتار آنها متناسب است. برای مثال، داستانهای گوناگونی از کودکان و نوجوانان در سیره اهل بیت و قرآن بیان شده که برای ارتباط امام جماعت و
کودک و نوجوان مفید است.
حوزههای علمیه باید افرادی را تربیت کنند که با آموزش و تربیت کودکان و نوجوانان، با آنها ارتباط برقرار کرده و شخصیت دینی و مذهبی آنها را تقویت کنند. نماز در این راستا، مهمترین و مؤثرترین معیار است که باید به آن بسیار توجه شود و مربیان تمامی احکام و معارف نماز را به زبانی شیوا و مؤثر به کودکان و نوجوانان منتقل کنند.
با توجه به اهمیت نماز، مسجد، امام جماعت و مسایل فرهنگی و اجتماعی کشور که بر ضرورت برنامهریزی برای تربیت دینی نسل کنونی میافزاید، بسیار مناسب است که حوزههای علمیه افراد خاصی را برای تبلیغ دین و مبانی علمی و نظری آن تربیت کنند که قدرت برقراری ارتباط و اثرگذاری بر مردم و افکار عمومی جامعه را داشته باشند. متأسفانه فاصله میان روحانیان و مردم افزایش یافته و نظام ارزشی جامعه به سستی گراییده که گویا روحانی از مردم بیگانه شدهاند و فاصله زیادی بین آنها ایجاد شده است. بهگونهایکه روحانیون فقط با افراد دیندار و سالخورده ارتباط دارند و ارتباط آنها با نسل جدید انقلاب بسیار کم است. حوزههای علمیه باید روحانیانی را تربیت کنند که به اصول و راههای تبلیغ آگاه باشند و با شناخت کافی از روانشناسی ارتباط، مخاطبانشان را بشناسند و با آنها ارتباط برقرار کنند. در پرتو این ارتباط، روحانیان میتوانند افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند و نظام ارزشی جامعه را براساس معیارهای دینی و اسلامی بسازند. با توجه به مباحثی که در فصلهای پیشین بیان شد، جایگاه و ضرورت سخن در مورد نماز در
این ارتباطات بین روحانی و مردم آشکار میشود. در این طرح، باید روحانیان برجسته و ماهری تربیت شوند که رفتارهای تبلیغی را به خوبی انجام دهند و بر تمامی افراد جامعه تأثیر بگذارند. به این ترتیب، حوزه علمیه گام بزرگی در راستای تربیت دینی جامعه برداشته است و این در حالی است که نماز، بزرگترین شاخصه تربیت دینی است که بدون آن تربیت دینی بیمعناست. پس این طرح، تمام معارف دینی، به ویژه نماز را در برمی گیرد و به نشر آموزههای الهی در تمامی اقشار جامعه منتهی میشود.
هماکنون در سرتاسر کشور پهناور اسلامیمان، مساجد متعددی وجود دارد که در همه آنها، نماز جماعت برپا نمیشود. در بسیاری از نقاط کشور، به ویژه روستاها به علت نبود روحانی و امام جماعت، فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی مساجد تعطیل شده و نماز جماعت برپا نیست. نبودن روحانی در صحنه اجتماع و فاصله زیاد بین روحانیون و مردم، سبب تضعیف باورهای دینی مردم و کمرنگ شدن ارزشهای مذهبی در نسل جدید انقلاب شده است. وجود مستمر روحانی در مسجد، سبب فعال شدن مسجد میشود و برگزاری منظم و مداوم نماز جماعت، زمینه تضعیف باورهای شرعی و دینی را از میان میبرد و مانع بزرگی بر سر راه تهاجم فرهنگی میشود. وجود روحانی که از موقعیت اجتماعی مطلوبی برخوردار است، در تکریم شعایر الهی و آشنایی نسل جدید انقلاب با ارزشهای آن بسیار مؤثر است و روند بیدینی را متوقف میکند و سبب میشود مسایل ضد دینی از نظر افکار عمومی، زشت و ناپسند باشد.
حوزههای علمیه، باید طرحی را برنامهریزی کنند که روحانیان به سراسر کشور هجرت کنند و در شهر خاصی مانند قم، مشهد یا اصفهان متمرکز نشوند. روحانیون باید در میان مردم باشند و همراه با آنها زندگی کنند تا در این میان، افزون بر برقراری ارتباط مسالمتآمیز اجتماعی، بر آنها تأثیر بگذارند. باید در تمام مساجد کشور نماز جماعت برپا شود و روحانیان متعهد، کارشناسی و دلسوز، با افزایش فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی مسجد، زمینه مناسبی برای تربیت فراگیر دینی در تمام سطوح ایجاد کنند و با ایجاد رابطه عاطفی با همه اقشار جامعه، آنها را تحت تأثیر قرار دهند و نظام ارزشی دینی را حاکم کنند. به این ترتیب، جامعه از نظر فرهنگی و دینی تقویت میشود و تهاجم فرهنگی، ره به جایی نمیبرد. نقش نماز در این میان، بسیار با اهمیت است. روحانیان با برپایی نماز در مساجد و فعال کردن مساجد، زمینه گسترش معارف الهی و تقویت گرایشهای دینی را فراهم میکنند. در این فضا، دیگر احکام شرع مطرح و تربیت دینی تکمیل میشود.
با توجه به اینکه رسانه در سطحی گسترده با افکار عمومی ارتباط دارد و نقش بسیار مهمی در فرهنگ سازی جوامع امروزی بر عهده دارد، میتواند در ترویج فرهنگ نماز، بسیار مؤثر باشد.
پس، به جاست نقاط ضعف و قوت آن را بررسی کنیم تا در برنامهریزیهای مسئولان به کار آید و نقاط مثبت، تقویت و نقاط ضعف، برطرف شود.
نماز، ابعاد مختلفی دارد و فقط به بعد فردی مربوط نیست. بُعد فردی نماز، هم تنها به بعد ظاهری مربوط نیست، بلکه نماز باطنی دارد که حقایق و آثار نماز، مربوط به آن است. نمازی که در رسانه مطرح شده، فقط افعال ظاهری را به تصویر کشیده و معانی باطنی و رفیع آن را بیان نکرده است، بهگونهایکه هدف و آثار نماز نشان داده نشده است.
تبلیغات دینی و ترویج فرهنگ نماز در تمام سطوح جامعه به مخاطب شناسی و برنامهای حساب شده و دقیق نیاز دارد، ولی مجموعه برنامههای صدا و سیما نشانگر وجود یک برنامه فراگیر نیست. با توجه به اینکه، مخاطبان رسانه متعدد و گوناگون هستند، باید پس از روان شناسی مخاطب، برنامهریزی لازم صورت گیرد؛ برای نمونه، به پیش نیازها، پیش زمینهها، موانع و عوامل گسترش فرهنگ نماز توجه شود، ولی متاسفانه مشاهده میشود که برنامههای رسانه، مقطعی و ظاهری است و به صورت سلسلهای نیست که در دراز مدت هدفی را دنبال کند.
از این رو، معمولا با حساسیت مخاطبان روبه رو میشود.
بر اساس فرهنگ پویای اسلامی، نماز جزیی از زندگی انسان است و در ایجاد امنیت و ثبات روحی در صحنه زندگی او نقش زیادی دارد. این به هیچ وجه درست نیست که نماز جزیی از زندگی بشر نباشد. این دیدگاه که برای نماز در صحنه زندگی نقشی قایل نیست و آن را جزیی از زندگی نمیداند، بلکه به عنوان یک فوق برنامه به آن مینگرد، دیدگاه سکولاریستی است که جدایی دین از امور زندگی بشری را تبلیغ میکند. متاسفانه برخی برنامههای صدا و سیما، با این دید، نماز را مطرح میکنند. در برخی فیلمها یا سریالها، نماز به تصویر کشیده میشود، ولی نه به عنوان یک امر ضروری زندگی، بلکه به عنوان یک فوق برنامه. این برنامهها، نماز را در صحنه زندگی به تصویر نمیکشند، بلکه آن را در حاشیه زندگی قرار میدهند این دیدگاه، بسیار خطرناک است و به تضعیف نمازگزاری میانجامد.
شخصیت نمازگزاران در گرایش دیگران به نماز و تصوری که از نماز در ذهن آنها ایجاد میشود، مؤثر است. بسیاری از افراد بر اساس شخصیت نمازگزاران، درباره خود تصمیم میگیرند. با توجه به فرهنگ عمومی جامعه ما که جریانهای کلی فرهنگی و مردمی در بینش افراد بسیار مؤثر است، این امر اهمیت بیشتری پیدا میکند.
متأسفانه، در برخی از برنامهها و فیلمهای رسانه، تصویر مناسبی از نمازگزاران ارایه نشده است.
اینگونه نمایش داده میشود که نمازگزاران با مشاغل مطلوب و مقبول اجتماعی مرتبط نیستند، یا اینکه تحصیلات بالا و دانشگاهی ندارند و معمولا از اقشار پایین جامعه هستند. ارایه چنین تصویری از نمازگزاران سبب میشود که، افکار عمومی جامعه، از نماز تصویر حقیقی نداشته باشند و از معارف و آثار متعالی نماز آگاه نشوند.این مسئله زمینهای برای نمازگریزی است.
باید نمازگزارانی به تصویر کشیده شوند که در راستای تربیت الگویی، سبب گرایش بسیاری از افراد جامعه به سوی نماز شوند. برای نمونه، نماز هنرمندان، ورزشکاران، استادان دانشگاه، بازیگران سینما و خوانندگان به تصویرکشیده شود. البته افرادی انتخاب شوند که از محبوبیت عمومی برخوردارند.
صدا و سیما، رسالت فرهنگی و دینی سنگینی بر عهده دارد و باید احکام و
معارف دینی و ارزشهای انقلاب را به خیل عظیم مخاطبانش منتقل کند. از این رو، نیروهای دین دار و انقلابی از صدا و سیما توقع زیادی دارند. بر این اساس، برخی از افراد جامعه دینی بر این باورند که صدا و سیما در زمینه گسترش و تعمیق نمازگزاری گام مثبتی بر نداشته است و نتوانسته نظام ارزشی جامعه را به سمت و سوی نماز هدایت کند.
با این حال، میتوان نکات زیر را از نقاط مثبت فعالیتهای رسانهای در مورد نماز بیان کرد.
یکی از ابعاد تبلیغات نمازگزاری و راههای ترویج فرهنگ نماز، بیان احکام فقهی و ظاهری نماز است. رسانه، بهویژه صدا، در این مورد اقدامات مثبتی انجام داده است. گسترش این فعالیتها یکی از مهمترین زیرساختهای فرهنگ نماز را فراهم میکند.
برنامههای نمایشی، مسابقه، سخنرانی، ارتباط تلفنی یا مکاتبهای و پاسخ به پرسشها از راههای مطلوب و مفیدی است که در طول سال به فراخور مناسبتهای مذهبی، میتوان برای آزمایش احکام نماز از آنها استفاده کرد.
ماه مبارک رمضان، که زمینه یادگیری نیز در مردم وجود دارد فرصت بسیار مناسبی است.
در این راستا، باید راههای جدید و متنوعی برای آموزش اعمال نماز به نوجوانان و کودکان در نظر گرفته شود. استفاده از کتابهای درسی و هماهنگی با آموزش و پرورش و همکاری مدرسه و خانواده در این راه مؤثر است.
پخش مراسم نماز، افزون بر معنوی کردن فضا، نوعی تبلیغ در راستای نمازگزاری به شمار میآید.
همچنین، نمایش مجالس مذهبی، سبب گرامیداشت شعایر مذهبی و تقویت باورهای دینی در سطح افکار عمومی میشود و مشخص است که مراسم نماز، یکی از مهمترین مجالس مذهبی است.
به تصویر کشیدن مراسم نماز جماعت پس از پخش اذان و تصاویری از نماز جمعه، از نقاط مثبت کار رسانه در ارتباط با نماز است که در ترویج فرهنگ نماز مؤثر است.
نشان دادن نمازهای خاص مانند نماز جمعیت انبوه عزاداران حسینی در ظهر عاشورا، نماز در پارک و فضای سبز، قله کوه، حیاط دانشگاه، نمازهای فرادا در مهمانخانهها، غذاخوریها و تالارهای پذیرایی، نقش بیشتری در هدایت عمومی جامعه به سوی نماز ایفا میکند.
«در مجموع، میتوان گفت هر چند تعداد و ساعات برنامههای ساخته شده در مورد نماز، سیر صعودی دارد، ولی با وضعیت مطلوب فاصله زیادی وجود دارد.»(1)
. نماز، سخنرانی معاونت صدا و سیما جناب آقای محمدی درباره برنامه های صدا و سیما در مورد نماز، ص 83
بررسی الگوهای روان شناختی و جامعه شناختی در فیلمهای سینمایی نشان میدهد که در فیلمهای سینمایی نیز وضعیت مطلوبی در مورد به تصویر
1) 1. نماز راهی به سوی کامیابی، مجموعه سخنرانی ها، میز گردها و کمیسیون های ششمین اجلاس سراسری
کشیدن نماز وجود ندارد.(1)
نماز، از عبادتهای دین اسلام است که بیشترین تبلیغات را داراست. این فریضه پر ارج، از طریق اذان روزی سه بار تبلیغ میشود و مسلمانان به گرامیداشت و به پا داشتن آن دعوت میشوند.
اذان، یکی از مهمترین آواهای روحانی است که در آماده سازی شرایط برای برپایی نماز، بسیار مؤثر است. با پخش اذان، حال و هوای خاصی ایجاد میشود.
پخش اذان با صدای زیبا، از کارهای بسیار مفید رسانه در راستای اشاعه فرهنگ نماز در جامعه است.
تهیه ویژه برنامه پیش و پس از اذان، بر تأثیر و روح انگیزی اذان میافزاید و فضای مناسبتری را برای این منظور آماده میکند.
در اینجا، مناسب است برخی نقاط ضعف و قوت رسانه را از دیدگاه مقام معظم رهبری بررسی کنیم:
این کار با سهل انگاری و کمهمتی به سرانجام خود نمیرسد. از برترین شیوهها و فنیترین و هنریترین ابزارها باید بهره گرفته شود. نمایش نماز جماعت مهجوری با جمع محدودی آن هم از فرسودگان بی نشاط، ترویج نماز جماعت نیست. هم چنان که پخش صدای اذان از رسانههای صوت و تصویر کافی نیست.(2)
در پایان، باید دانست که ابعاد علمی و تربیتی نماز در رسانه بررسی نشده
است؛ در حالی که آگاهی مردم از این ابعاد نماز، در گسترش نمازگزاری بسیار مؤثر است و دید گاه افکار عمومی را از سطح فردی و اخلاقی نماز خارج و به ابعاد تربیتی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و شخصیتی و فرهنگی نماز آگاه میکند.
در بین کانالهای ارتباطی، رسانه از مهمترین راههای ارتباطی است که در انتقال کامل و همه جانبه پیام نقش مهمی دارد.
با توجه به تواناییهای بالقوه و بالفعل رسانه و سطح گسترده مخاطبان که رسانه در بین آنها نفوذ و تأثیر زیادی دارد، میتوان گفت رسانه یکی از مهمترین عوامل گسترش فرهنگ نماز است.
رسانه در انتقال پیام نماز و بیان حقیقت و درون مایه آن بسیار کار آمد و مفید است.
تهیه فیلم، پخش عکس، داستان سرایی و شعر در انتقال نماز مؤثرند و رسانه میتواند از تمام این ابزار بهره گیرد.
پخش نماز جماعت و اذان و آموزش احکام فقهی و اعمال ظاهری نماز در رسانه نیز به گونهای مؤثر است.
رسانه از سه طریق میتواند در برنامهریزی برای گسترش فرهنگ نماز نقش داشته باشد:
برگزاری نشستهای علمی و تخصصی در مورد ابعاد تربیتی، اجتماعی، عرفانی، و سیاسی نماز؛
بیان راهکارها برای گسترش نماز در دیگر مراکز و مؤسسهها. برای نمونه، برنامهای تخصصی با حضور کارشناسان در مورد راههای افزایش حضور دانشآموزان در نماز جماعت مدارس طراحی شود.
رسانه با بهرهگیری از ابزار زیر به خوبی میتواند نقش خود را در ارتباط با گسترش و تعمیق نماز در بین مخاطبان ایفا کند:
استفاده از هنر در تبلیغ و گسترش مفاهیم و شعایر دینی، راهی بدون حساسیت و عوارض جانبی است.
با توجه به مطالبی که در پی خواهد آمد، استفاده از ابزار هنر در انتقال پیامهای دینی به نسل جدید انقلاب مؤثر خواهد بود.
الف) رویکرد افکار عمومی در مسایل هنری به شکلی است که از شیوههای هنری استقبال میکند. مقبولیت یک شیوه در ابزار و افکار عمومی در موفقیت و تأثیر کار تبلیغاتی، عنصری حیاتی است.
ب) دشمن در تهاجم فرهنگی از ابزار و شیوههای هنری بسیار استفاده میکند و فرهنگ مسموم و فرسوده خود را تزیین میکند تا ارزشهای اسلامی و معارف بلند آن را از میان ببرد. از این رو، در راه تدافع فرهنگی و شاید تهاجم فرهنگی به دشمن، استفاده از ابزار هنری راه گشا خواهد بود.
ج) انسان به طور فطری به ظرایف و لطافتهای هنری متمایل است.
به این ترتیب، با استفاده از کشش و جاذبه هنری، مفاهیم دینی به خوبی
ترویج میشود.
اینک، برخی جلوهها و نمودهای هنری در عرصه رسانه که به طور مستقیم و غیرمستقیم در گسترش فرهنگ نماز مؤثرند، بررسی میکنیم.
صحنه و دکوری که برنامههای تلویزیونی در آن اجرا میشود، میتواند بسیاری از پیامها را به بینندگان منتقل کند. تصویر پشت سر گوینده تلویزیون میتواند تابلوی گویا، زیبا و ظریفی در مورد نماز باشد که با هنرمندی خاصی جاسازی شده است.
در دیگر برنامهها نیز که در مورد موضوعهای مختلف علمی، سیاسی، اجتماعی، ورزشی، خانوادگی، هنری، تفریحی و سرگرمی، برنامههای کودک و نوجوان، خبر و اجرایی است، طراح دکور بهطور غیرمستقیم به موضوع نماز مربوط باشد، برای نمونه، یکی از کارهای نماز مانند ذکر رکوع یا «بسم الله الرحمن الرحیم» یا ذکر صلوات یا تصویری از یک نیایشگر، به صورتی زیبا و جذاب در دکور قرار بگیرد. این نوع طراحی دکور، سبب معنوی شدن فضای برنامهها میشود و به طور غیرمستقیم به گسترش نمازگزاری کمک میکند.
در فیلمها و سریالهای نمایشی نیز طرح دکور باید به شکلی باشد که از معارف دینی حکایت کند. برای نمونه، اگر صحنه فیلم، منزل است یک تابلوی آیات قرآن در اتاق پذیرایی نصب شده باشد، یا اگر محل کار است بالای سر کارمند اداره تابلوی «بسم الله الرحمن الرحیم» وجود داشته باشد یاروی پنجره مغازه عبارت «هنگام نماز تعطیل است»، نوشته شده باشد.
نمایشنامه نویسی یکی از مهمترین و مؤثرترین هنرهای رسانهای است که
محتوا و حقیقت نمایش و فیلم از آن برخاسته است. در نوشتن نمایشنامه، باید به نکات ظریفی توجه کرد که نه تنها در سیر کلی و محتوای نمایشنامه خللی ایجاد نمیکنند، بلکه سبب معنوی شدن فضای نمایش و بستر سازی برای نمازگزاری میشود. بدون اینکه از نماز حرفی به میان آید یا موضوع نمایشنامه نماز باشد؛ در تمامی نمایشنامهها در موضوعات مختلف میتوان موضوع نماز را به شکلی خاص گنجاند، بدون اینکه بیننده یا شنونده حساس شود. برای نمونه به جای اینکه گفته شود «ساعت 30/12 میآیم.» بگوید «پس از نماز ظهر میآیم».
بهطور کلی، میتوان بدون اینکه موضوع نمایشنامه نماز باشد و بدون اینکه نماز به تصویر کشیده شود، از نماز صحبت کرد و به این وسیله وضعیتی را که متأسفانه امروزه شاهد آن هستیم ـ یعنی بیگانه بودن نمایشنامههای رسانهای ما با نماز و حذف نماز از صحنه زندگی افراد جامعه ـ اصلاح کرد.
امروزه، قصه و رمان یکی از مهمترین ابزار فرهنگی هستند که در تبلیغات و گسترش طرز تفکری خاص، بسیار مورد استفاده قرار میگیرند. حتی اندیشههای فلسفی و عرفانی نیز از این راه ترویج میشوند.
نوشتن رمانها و قصههای زیبا توسط هنرمندان متعهد و متخصص، راه مطلوبی برای اشاعه فرهنگ دینداری و نماز در جامعه است. به ویژه اینکه، امروزه جوانان از رمان استقبال میکنند. متأسفانه رمانهای دینی در این عرصه، موفقیتی کسب نکردهاند و نتوانستهاند توجه جوانان را جلب کنند.
برداشت بیشتر افراد جامعه از سرود، تصوری غیر دینی است و کمتر به نظر میرسد که از این ابزار هنری بتوان بهره دینی برد، ولی با توجه به تأثیر پذیری افکار عمومی از سرود و روانشناسی اجتماعی مخاطبان، باید گفت که در فرایند تبلیغات دینی، «سرود» بسیار راه گشاست.
البته چگونگی انتخاب و اجرای سرود بسیار مهم است که باید دقت شود تا باروحیه مخاطبان تناسب داشته باشد، در غیر این صورت مؤثر نخواهد بود.
شعار، مشاعره(1)و قطعه ادبی، سه عنوان دیگر هنری و ادبی هستند که هر کدام به نحوی برای گسترش و تعمیق فرهنگ نماز مؤثر خواهند بود.
حساسیت و اهمیت نماز، دین داران متعهد جامعه را به سمتی راهنمایی میکند که از هر ابزاری بهره گیرند تا سرانجام با استفاده از تمام این ابزارها و امکانات به هدف مقدس خود برسند.
1) 1. در این مورد، کتاب مشاعره و نماز نوشته سوسن آروری، توسط ستاد اقامه نماز چاپ شده است
راهکارهای پیشنهادی به رسانه را بر اساس تنوع مخاطبان، به سه دسته تقسیم میکنیم:
نماز جمعه، یکی از اعمال عبادی، سیاسی و اجتماعی است که به برکت انقلاب بر پا میشود. پخش مستقیم نماز جمعه از صدا یا سیما، آثار خاصی در پی خواهد داشت:
الف) نشانگر اهمیت نماز جمعه و نوعی تبلیغ برای گسترش برپایی این نماز است.
ب) نماز، ابعاد مختلفی دارد. به تصویر کشیدن نماز جمعه سبب آشنایی مردم با دیگر ابعاد نماز میشود و نگرش آنها را نسبت به نماز تغییر میدهد. همچنین این امر به فراگیری نماز کمک میکند.
ج) پخش نماز جمعه بر فضای عمومی جامعه تأثیر مثبت دارد و به آن رنگ و بوی انقلابی و دینی میدهد.
د) نماز جمعه با نمازهای روزانه تفاوت دارد و از تنوع و نشاط خاصی برخوردار است. خارج شدن از منزل در یک روز تعطیل و حضور در جمع انبوه نمازگزاران، سبب ایجاد نوعی نشاط اجتماعی و دینی در فرد میشود. این
نشاط در تداوم نمازگزاری بسیار مؤثر است.
پخش مستقیم نماز جمعه از رسانه تا اندازهای این آثار را در پی دارد و زمینههای نمازگزاری را ایجاد و تقویت میکند.
نماز جماعت، آثار اجتماعی و اخلاقی زیادی دارد و از بار اخلاقی و معنوی زیادی بر خوردار است. شخصیت علمی و اخلاقی و عرفانی علما نیز بر آثار و تقویت معنوی فضای نماز جماعت میافزاید.
پخش نماز جماعت عالمانی که جنبههای عرفانی شخصیت آنها بیشتر است، پس از پخش اذان، تأثیر مثبتی بر نمازگزاری بینندگان خواهد داشت و به طور غیر مستقیم آنها را بر این کار بر میانگیزاند و به گسترش فرهنگ نماز جماعت نیز کمک میکند.
این کار از نظر تربیت الگویی نیز قابل توجه است.
علما و مراجع، الگویی دینی و معنوی مردم هستند و به تصویر کشاندن چنین نماز جماعتهایی با شور و حال معنوی، در تقویت گرایشهایی دینی در سطح عمومی جامعه مؤثر است.
پخش تصاویر زیبا در مورد نماز با توجه به جنبههای روانشناسی و زیباشناسی آن، در ایجاد و تقویت حس مذهبی افراد جامعه مؤثر است؛ بهویژه اینکه، جنبههای هنری این کار با روحیات و فرهنگ کنونی و رایج در جامعه ما تناسب زیادی دارد.
شایسته است که با دقت و مخاطبشناسی کامل و همه جانبه و با رعایت پیشرفتهترین نکات هنری و زیباشناسی تصاویری جالب و هدفمند در مورد
نماز تهیه شود. برای تأثیرگذاری بیشتر، باید در تهیه این تصاویر به نکات روانشناسی و شناخت رنگها توجه کامل شود. بهتر است این تصاویر، پیش یا پس از اذان پخش شود.
این تصاویر، ناخواسته بیننده را با خود همراه میکند و او را در جریان نمازگزاری قرار میدهد و انگیزههای روحی و روانی در سطح قوی در او ایجاد میکند.
به این ترتیب، حس مذهبی به خوبی در کل جامعه تقویت میشود و پیش زمینه مناسبی برای گسترش و تقویت فرهنگ دینی بهوجود میآید.
گفتارها و گفتوگوهای رسانه، چه در فیلمها و برنامههای نمایشی و چه در موارد اطلاع رسانی، دارای اهمیت زیادی است و در ایجاد فضای حاکم بر رسانه بسیار مؤثر است. جهت دهی گفتارهای رسانهای باید کاملاً دینی باشد.
لازم نیست در تمام برنامهها و تمامی گفتارها، لحن و سیاق کلام، کاملاً دینی باشد و از آیات و روایات به طور مستقیم استفاده شده باشد، بلکه باید جهت دهی و فضای گفتاری دینی باشد. برای نمونه، به جای اینکه هنر پیشه در فیلم بگوید «صبح خیلی زود»، بگوید «پس از نماز صبح» یا به جای اینکه بگوید «جمعه ساعت یک برای ناهار میآییم» بگوید «پس از نماز جمعه میآییم».
مجری برنامه، در انتها پس از خداحافظی بگوید: «التماس دعا».
بهطور کلی، هر برنامهای به فراخور مخاطبان، محتوا، زمان پخش، موضوع و شخصیت مجری و کارشناسان، باید در تهیه و تنظیم گفتارها، جهت دهی
دینی داشته باشد.
این کار در برخی موارد به طور مستقیم و در برخی موارد به طور غیر مستقیم به ترویج نمازگزاری کمک میکند و نماز را با تمام ابعادش به صحنه زندگی افراد جامعه میکشاند و فضای حاکم بر جامعه را دینی میکند. نماز بزرگترین نمود دینی شخصیت یک مسلمان است که در چنین فضایی زمینه مناسبی برای بروز آن وجود دارد.
به سخن دیگر، گسترش نماز و نمازگزاری به برخی پیش زمینهها نیاز دارد که فضای معنوی یکی از آنهاست. جهتدهی دینی گفتوگوها گام مؤثری در این زمینه است و یکی از مهمترین پیش نیازها را تأمین میکند.
احادیث ائمه، سرشار از آموزههای معرفتی و معنوی است که قلب را زنده نگه میدارد. آشنایی مردم با احادیث مربوط به نماز، تأثیر قابل توجهی در هدایت و پرورش انگیزههای دینی مردم دارد.
احادیث مربوط به نماز را میتوان در سطح گستردهای در رسانه به کار برد. در برنامه کودک و نوجوان، مجری برنامه میتواند در قالب مباحث تربیتی، روایات نماز را بیان کند.
در میان برنامههای مختلف، پخش روایات با تصاویر زیبا همراه با صوت و تصویر مناسب، کار گشاست. نوشته شدن احادیث در پشت سر مجری تلویزیونی یا به صورت زیرنویس، خالی از لطف نیست.
این کار افزون بر آشنایی مردم با معارف اهل بیت علیهمالسلام و تقویت رابطه عاطفی بین مردم و ائمه، در تقویت گرایشهای دینی و گسترش فرهنگ نماز
مؤثر است.
در دینداری و سیر سلوک، علما و عرفا، تجربههای عملی ارزشمندی دارند و شاید در برخی موارد، گفتار آنها بیشتر از روایات و احادیث در افکار عمومی تأثیر داشته باشد.
برای نمونه، پخش برنامهای به نام «بر بال اندیشهها» در بین برنامهها، که هر از چند گاهی گفتار علما را با صدای خودشان یا صدای مناسب دیگری پخش میکند، بسیار مفید است. بهتر است برای تأثیرگذاری بیشتر، از سخنان علما و مراجعی استفاده شود که شناخته شده ترند و شخصیت عرفانی دارند.
به این ترتیب، رابطه مردم با علما و روحانیون نیز تقویت و یکی از پیش نیازهای تربیت الگویی دینی ایجاد میشود.
اگر پیش از بیان سخنان ایشان کمی در مورد شخصیت و مقام آن عالم عارف سخن گفته شود، بیتردید آن سخنان اثر بیشتری خواهد داشت.
گفتار اندیشمندان و متفکران غربی در مورد نماز، بسیار قابل توجه و مؤثر است و دیدگاه افکار عمومی را به ابعاد مختلف نماز جلب میکند.(1)
. تهران، پاییز 13
مخاطبان رسانه، بسیار گوناگونند و هر کدام، نظام رفتاری و ارزشی خاصی دارند. ممکن است بینش مذهبی آنها در اندازهای نباشد که با احادیث و روایات و گفتار علما و مراجع، تحت تاثیر قرار گیرند و در روند نمازگزاری
1) 1. در این مورد، نک: نماز از دیدگاه دانشمندان و متفکران، رحیم کارگر محمد یاری، ستاد اقامه نماز،
ثابت قدم شوند. از این رو، استفاده از سخنان مسئولان حکومتی ـ که در میان مردم از محبوبیت بیشتری برخوردارند ـ در مورد نماز، بیاثر نیست. برای نمونه، سخنان مقام معظم رهبری و رئیس جمهور در مورد نماز، بر بسیاری از افراد جامعه تأثیر زیادی دارد. اگر این کار، همراه با تصویر نماز خواندن آن فرد باشد، بهتر است.
برای نمونه، سخنان مسئول هنگامی که در صف نماز جماعت نشسته است، تهیه و پخش شود. به این ترتیب، رابطه عاطفی بین مردم و مسئولان نیز تقویت میشود.
بزرگان، علما و عرفا نماز را به شکلی خاص و با رعایت کامل آداب ظاهری و باطنی آن به جا میآورند؛ در حالی که بیشتر مردم از آن آداب غافلند.
علما، بزرگترین الگوهای دینی مردم هستند که شیوه زندگی آنها معیاری برای تنظیم نظام ارزشی دینی جامعه به شمار میآید.
پخش تصاویری از وضو گرفتن، سجاده، تسبیح، مهر، رکوع، سجود و قنوت نماز علما و عرفا که به صورت فرادا در منزلی ساده و بی آلایش اقامه میشود، اثر زیادی در تقویت باورهای معنوی افراد جامعه خواهد داشت. این برنامهها باید زمانی پخش شود که رسانه، بینندگان زیادی دارد؛ مانند ساعت هشت شب. پیش از پخش تصاویر، بهتر است در مورد شخصیت و مقام آن عالم عارف اندکی صحبت شود و پس از پخش تصاویر، با اعضای خانواده او یا برخی شاگردانش در مورد نماز و عبادت آن عالم عارف سخن بگویند.
میتوان برنامه، تلویزیونی به نام «بر کرانه آفتاب» تهیه کرد که در هر جلسه، در مورد سیره عبادی یکی از علما یا عرفا سخن بگوید. در ابتدای برنامه، بهتر است در مورد شخصیت عالم مورد نظر با مردم و جوانان مصاحبه شود و گزارشی در این مورد پخش گردد.
پرسشهای این گزارش در بهره برداری معرفتی و عرفانی از برنامه بسیار مؤثر است.
داستان، ابزار فرهنگی قوی و مؤثری است که در عرصه تبلیغات دینی، کارایی زیادی دارد. پخش داستانهای نماز در سطوح مختلف سنی و اجتماعی، نقش خاصی در الگوسازی تربیت دینی افراد جامعه ایفا میکند. داستانهایی از بزرگان، علما، عرفا، شخصیتهای حکومتی، شهدا، آزادگان و کودکان، مفید و جالب است.
داستان را به صورتهای مختلف میتوان اجرا کرد: گفتاری، نمایشی، صوتی و تصویری.
در انتخاب داستان و چگونگی اجرای آن، باید بسیار دقت کرد تا داستان بر مخاطبان مؤثر باشد. در این میان، به ادبیات داستانی نیز باید توجه بسیار کرد.
نماز، ابعاد مختلفی دارد و تنها به ابعاد فردی و عرفانی محدود نمیشود. نماز، کارکردهای عرفانی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، تربیتی، فرهنگی، شخصیتی و اخلاقی فراوانی دارد که آگاهی مردم از تمام این ابعاد، در گرایش و ذهنیت آنها نسبت به نماز بسیار مؤثر است.
در این راستا، باید نشستهای تخصصی تشکیل شود تا تمام جنبههای نماز، به طور کامل شناسانده شود. این نشستها را میتوان با حضور دانشجویان و جوانان، به صورت پرسش و پاسخ بر پا کرد و بینندگان و شنوندگان نیز با این برنامه به صورت مکاتبهای یا تلفنی در ارتباط باشند.
این روند، سبب تغییر طرز فکر کسانی میشود که نماز را در ابعاد فردی آن خلاصه میکنند و نماز خواندن را عملی برخلاف علمگرایی و پیشرفت صنعتی و نشانگر ارتجاع میدانند. به این ترتیب، دیدگاه جدیدی به نام بینش علمی نسبت به نماز ایجاد میشود و کسانی که نماز میخوانند، دیگر چنین احساسی ندارند که فقط یک کار عبادی انجام میدهند.
برگزار شدن این نشستها با فضای علمی و فرهنگی کشور تناسب دارد و قشر روشنفکر جامعه را با خود همراه میکند.
همچنین، در این نشستها باید راههای گسترش فرهنگ نماز در قسمتهای مختلف جامعه بررسی شود. برای رسیدن به این هدف، باید مسئولان مختلف فرهنگی و تبلیغی کشور دراین نشستها حاضر شوند و همراه با کارشناسان راههای ترویج و تعمیق نمازگزاری را بررسی کنند.
تهیه گزارشهای دقیق و حساب شده با جهت دهی تبلیغاتی مناسب، در ترویج نماز اثر خاصی دارد. گاهی، تأثیر این گزارشها از سخنرانیها، موعظهها و اجلاسها بیشتر است، ولی در انتخاب سوژه و چگونگی گزارش، باید به مطالب زیادی توجه شود تا گزارش اثر گذار باشد.
گزارشهای کلیشهای و بی محتوا، اثر ویرانگری دارند و سبب بی تفاوتی و
حساسیت مخاطبان میشوند. برای نمونه، تهیه گزارش از نماز جماعتی در دامنه کوه در یک روز تعطیل که جوانان زیادی برای کوه نوردی به آنجا آمدهاند؛ در حالی که شئون مذهبی در آن مکان رعایت نمیشود.
در این گزارش، باید با کسانی که در نماز شرکت کردهاند و کسانی که در نماز شرکت نکردهاند، صحبت شود. سخنان و پرسشهای گزارشگر، بسیار مهم و تعیین کننده است؛ مثلا از کسانی که در نماز جماعت شرکت نکردهاند، بپرسد: «نظر شما در مورد کسانی که در نماز شرکت کردهاند چیست؟ به نظر شما، نماز جماعت در این مکان چه حال و هوایی دارد؟ نظر شما در مورد نماز چیست؟ اگر خداوند میگفت اختیار با شما، میتوانید نماز بخوانید یا نخوانید، شما کدام را انتخاب میکردید؟»
افرادی که برای مصاحبه انتخاب میشوند نیز، بسیار مهم هستند. زن یا مرد بودن آنها و همچنین وضع ظاهری و سن آنها، همه مهم است.
گزارش از نماز جمعهای که در سرما یا هنگام ریزش برف یا باران شدید بر پا میشود، یا نماز جماعتی که تعداد زیادی از دانشآموزان آن را بر پا میکنند، میتواند مؤثر و مفید باشد.
در برخی موارد برپایی نماز، جلوههای زیبایی هنری و تصویری دارد که در روحیه دینی افراد جامعه، بسیار تأثیر میگذارد. به تصویر کشاندن این جلوهها، فطرت دینی بینندگان را بیدار میکند. فرض کنید هوا سرد است و باران شدیدی میبارد و نماز جماعت، نماز عید فطر یا نماز جمعه بر پا شده است. فردی، فرزندش را در بغل گرفته و چتری در دست دارد و به سوی جایگاه
برپایی نماز حرکت میکند.
این جلوه، زیباست! وقتی نماز بر پا میشود، به علت انبوهی جمعیت، تعدادی از افراد باید در فضای باز نماز بخوانند، وقتی نمازگزار سر از سجده بر میدارد، به علت شدت و تراکم ریزش باران، قطرههای آب از محاسنش میچکد این، یک جلوه است. یا خانمی در حالی که فرزندش را در آغوش دارد، دست فرزند دیگرش را گرفته است و برای بر پایی نماز، به سوی جایگاه نماز جمعه در حال حرکت است.
فردی در هنگام نماز در پیادهروی جلوی مغازهاش اذان میگوید، یا فردی در هنگام اذان، از شیر آب کنار پیادهرو وضو میگیرد یا دختر بچهای در حال پهن کردن جانمازش است. چادر سفید قشنگش را به سر میکند یا پسر بچهای در حال وضو گرفتن است.
پخش این جلوهها، همراه با موسیقی مناسب بسیار مؤثر است و احساسات دینی مردم را تقویت میکند.
این راهکار، با روحیه بسیاری از افراد و فضای حاکم بر بسیاری از منازل، سازگار است و چون تا اندازهای کار هنری به شمار میآید و از جنبههای زیباییشناسی بهره میگیرد، موفقیت آن قابل پیشبینی است.
علما و عرفا، نمازگزاران برجستهای هستند که راهی را تجربه کردهاند که سر انجام آن عشق به عبادت است.
سخنان این افراد، افزون بر تاثیر معنوی آن، سبب آشنایی بسیاری از افراد با نمودها و جلوههای نماز میشود. حال و هوای معنوی که در اثر این مصاحبهها
ایجاد میشود، زمینه مناسبی برای گرایشهای دینی ایجاد میکند.
افزون بر این، این نوع مصاحبهها سبب میشود که مردم با علما و عرفا و الگوهای دینی آشنا شوند.
در این گفتوگوها، باید از حال و هوای معنوی و ملکوتی نماز و نمازگزاری صحبت شود و تجربههای دینی و سیر و سلوک علما در اختیار مردم قرار گیرد تا جنبهها ی عرفانی و اخلاقی نماز در افکار عمومی تقویت شود. به این ترتیب، شعایر دینی بهویژه نمازگزاری ترویج میشود.
تبلیغات در عرصه نوین فرهنگی، نقش تعیین کنندهای دارد و بسیار مهم است. با توجه به تنوع و گستره تهاجم فرهنگی، به نظر میرسد یکی از راههای رویارویی با تهاجم فرهنگی، تبلیغات دینی منظم و حساب شده و بر پایه مخاطبشناسی کامل و دقیق است.
متأسفانه، وضعیت فرهنگی و نظام ارزشی جامعه به شکلی است که تبلیغات دینی مستقیم همیشه مؤثر نیست و گاهی با حساسیت مخاطبان روبه رو میشود. این امر، از سویی به علت حساب نشده بودن تبلیغات دینی است و از سوی دیگر، شاید حاکی از موفقیت تهاجم فرهنگی باشد. در نتیجه، بهترین راه، تبلیغات غیرمستقیم است که بدون ایجاد حساسیت در مخاطب، ناخودآگاه او را با خود همراه میکند و مؤثر واقع میشود. تبلیغات غیر مستقیم، عرصه گستردهای است که هر چند ممکن است دیر پاسخ بدهد، ولی مؤثر و مفید است.
یک جنبه تبلیغات دینی غیرمستقیم، ایجاد فضای معنوی است که در ادامه،
به طور کامل درباره آن بحث میشود. یکی دیگر از جنبهها، پیام بازرگانی است. شاید در آغاز ارتباط روشنی بین تبلیغات دینی و پیام بازرگانی وجود نداشته باشد و به نظر برسد که این رویه با فضای تبلیغات و پیام بازرگانی مخالف است و توجه به این نکات، اثر تبلیغات را کم میکند، ولی میتوان پیامهای بازرگانی را به شکلی طراحی کرد که به طور غیر مستقیم، مفاهیم دینی را نیز تبلیغ کند و در عین حال، روند اقتصادی تبلیغات به هیچ عنوان آسیب نبیند. مهم این است که جهت دهی کلی، معنوی و دینی باشد؛ نه اینکه به طور مستقیم از مفاهیم دینی استفاده شود.
به این ترتیب، آثار سوء اجتماعی و فرهنگی تبلیغات نیز کم میشود. برای توضیح بیشتر، چند پیام بازرگانی با جهت دهی دینی را در راستای تبلیغات دینی غیر مستقیم مثال میزنیم:
در تبلیغ یک کالا، برای نشان دادن کیفیت بالای کالا، کارخانه و دستگاههای مربوط به تصویر کشیده میشود؛ در این میان، یک لحظه دوربین از سر در نماز خانه عبور کند.
در تبلیغ یک تلویزیون برای نشان دادن وضوح و کیفیت تصویر، تصویر مکه و مدینه نشان داده شود. از آن جا که مکه، قبله گاه نماز است، جنبههای دینی و عرفانی آن زیاد است.
در تبلیغ اتومبیل، موتور یا دو چرخه، در حالی که وسیله نقلیه در حال حرکت است، از محل سنتی و قدیمی که مسجد نیز دارد، بگذرد، مانند میدان امام اصفهان.
در تبلیغ عطر و ادکلن، یک لحظه جانمازی نشان داده شود که در آن
عطر یا ادکلن است. (استفاده از عطر در نماز مستحب است و به کار بردن عطر، از آداب ظاهری نماز است.)
6 . در تبلیغ صابون، فردی نشان داده شود که آستینش را بالا زده و دستانش را میشوید (لازم نیست وضو گرفتن به تصویر کشیده شود، همین که حالت وضو دارد، کافی است.)
8 . در تبلیغات فرش، فرشهایی که به صورت سجاده یا مخصوص مسجد است، به تصویر کشیده شود.
همان طور که مشاهده میشود، در این موارد بدون اینکه به روند اقتصادی و تبلیغاتی پیام لطمه بخورد و بدون اینکه بیننده احساس کند، میتوان پیام دینی خود را به طور غیر مستقیم به او منتقل کرد.
تبلیغ کتابهای دینی چاپ شده و اعلام مراسم دینی نیز نوعی تبلیغات دینی به شمار میآید.
در پوشش فعالیتهای فرهنگی میتوان بسیاری از مفاهیم دینی را تبلیغ کرد. تنوع فعالیتهای فرهنگی، بستر مناسبی را برای گسترش فعالیتهای مذهبی ایجاد میکند. تشکیل کتابخانه تخصصی، نمایشگاه تخصصی و کتاب
فروشی تخصصی نماز بسیار مؤثر است. مکان کتابفروشی و نمایشگاه و زمان آن بسیار مهم است.
پارکها و فضای سبز در بهار و تابستان، دبیرستانها و دانشگاهها و مراکز فرهنگی در ماه رمضان و حسینیههای بزرگ در ماه محرم، موارد مناسبی به نظر میرسند.
در نمایشگاه بین المللی کتاب در تهران نیز باید به موضوع نماز توجه شود. نمایشگاه عکس، خطاطی و نقاشی با موضوع نماز نیز بسیار مهم است.
محتوا، زمان، مکان و تبلیغات این نمایشگاهها بسیار مهم و تأثیرگذار هستند.
پوشش خبری و تصویری کامل و همه جانبه همراه با تهیه گزارش و مصاحبه در این مراکز توسط رسانه، گام بلندی در موفقیت این نمایشگاهها است.
یکی از مهمترین ابعاد کار رسانه، آموزش است که در رشد فرهنگی نیز بسیار مؤثر است. نمازگزاری، در مراحل ابتدایی به آموزش نیاز دارد. برخی از نوجوانان از چگونگی نماز جماعت آگاه نیستند؛ از این رو، به نظر میرسد رسانه در مورد آموزش اعمال ظاهری و احکام فقهی نماز، وظیفه سنگینی بر عهده دارد. برنامه کودک و نوجوان باید برنامهریزی دقیق و هدفمندی را برای آموزش نماز پیریزی کند تا به تمامی بینندگان، چگونگی انجام نماز، آموزش داده شود.
برای نمونه، تعدادی از بچهها در برنامه حاضر شوند و نماز بخوانند، برخی
بچهها بپرسند و مجری برنامه یا یک روحانی ماهر و آگاه که قادر به برقراری ارتباط با کودکان و نوجوانان باشد، به آنها پاسخ دهد.
برای آموزش احکام نماز به کودکان، استفاده از ابزارهای شعر، داستان، مسابقه، نقاشی، خاطره و کاتونهای مناسب و برنامهریزی شده مؤثر خواهد بود. در این برنامهها، باید از مجریانی استفاده شود که از مسایل فقهی نماز آگاه باشند و به خوبی بتوانند با کودکان ارتباط برقرار کنند و احکام نماز را به آنها آموزش دهند.
در سطح عمومی جامعه نیز، برخی افراد با وجود اینکه سن بالایی دارند، احکام نماز را به طور کامل نمیدانند. در این راه نیز باید برنامهریزی کامل و دقیقی انجام شود. برنامههایی با حضور روحانیان و مردم برقرار شود و به پرسشهای تلفنی و مکاتبهای در مورد نماز پاسخ داده شود یا گزارشهایی در سطح شهر تهیه شود و به پرسشهای مطرح شده، پاسخ داده شود. برنامههای رادیویی در این مورد مناسبتر است.
وجود چنین برنامههایی، اهمیت و ضرورت نماز را برای افکار عمومی آشکار میکند. در جامعه اسلامی ما که در طول روز شاید چندین برنامه آموزشی آشپزی از تلویزیون پخش میشود، جای سؤال دارد که چرا در طول هفته یک بار برنامه آموزش احکام نماز پخش نمیشود؟
نیایش، حالتی زیبا و ظریف است که قطره را با دریا همصحبت میکند. این صحبت آن قدر دلنشین است که قطره، دریایی میشود و وجودی بیکرانه میگیرد.
نیایش، نوایی دلنشین با معشوقی است که جهان، با اراده و عشق او میتپد. نیایش، جریان زلال نیاز به درگاه منتهای بی نیاز است. نیایش، نجوای کوچکترین در گوش بزرگترین است.
نیایش، زیباترین گفتار هستی، عاشقانهترین ترنّم بهاری، پایدارترین ارتباط وجودی و پر جاذبهترین کشش عالم و... است.
جنبههای هنری، عرفانی و روانی نیایش، انسان را از گرداب پوچگرایی و مهلکه تنهایی میرهاند و نماز، نیایشی عالی و پرمحتواست که پرتوهایش گوشه گوشه دل تاریک را روشن میکند.
گسترش روحیه نیایش در بین افراد جامعه، به طور غیر مستقیم جریان نمازگزاری را تقویت میکند.
رسانه برای گسترش روحیه نیایش، اقدامات زیر را میتواند انجام دهد:
الف) به تصویر کشیدن دعا و مناجات با صوت جذاب همراه با تصاویر جالب و هدفمند در بیان زیبایهای مناجات.
ب) پخش مراسم دعاهای معروف و معمول مانند دعای ندبه، توسل، کمیل، زیارت عاشورا، دعای عرفه و مناجات شبهای قدر.
ج) به تصویر کشیدن حرم ائمه همراه با موسیقی برای ایجاد ارتباط عاطفی با ائمه علیهمالسلام.
د) اشعار مناجات در سحر گاهان و پیش از اذان و پس از نیمه شب.
الف) میز گرد علمی و تخصصی در مورد کارکردهای دعا.
ب) گفت و گوی آزاد اقشار مختلف جامعه در مورد نیایش و مناجات.
ج) تهیه گزارش از مکانهای مقدس مانند جمکران و حرم ائمه در حال دعا و نیایش.
د) بیان حالات عرفانی علما و عرفا در نیایش و مصاحبه با شاگردان آنها در این مورد.
ه ) گفتمان و سخنرانی دینی در مورد نیایش با هدف الگوسازی توسط سخنرانانی که شخصیت اخلاقی و عرفانی دارند.
و) گزارش خبری و مصاحبه با اقشار عمومی جامعه در مورد نیایش و تجربیات شخصی آنها در مورد نیایش.
با موضوعهای: آثار دعا، نیاز جامعه به دعا و نیایش، خلأ معنوی جهان غرب و فرهنگ نیایش
فیلمهایی که در مورد نماز ساخته میشود، از حساسیت و اهمیت خاصی بر خوردار است و شخصیت نمازگزاران در این فیلمها بسیار مهم است و نقش خاصی در ایجاد ذهنیت و بینش افراد نسبت به نماز ایفا میکند.
بر این اساس، به فیلم سازانی که میخواهند الگوی مطلوبی از نماز و نمازگزار ارایه کنند سفارش میشود:
نماز را با مشاغل پسندیده و قابل قبول اجتماعی مرتبط کنند. این گونه نباشد که نمازگزاران تنها از میان قشرهایی باشند که شغلهای سطح پایینی دارند.
به گونهای برنامهریزی شود که درفیلمها، افراد دارای تحصیلات بالا و دانشگاهی نیز نماز بخوانند تا مخاطبان و تماشاچیان دریابند که علم و دین با
هم تضاد ندارند.
اگر نماز خواندن با متغیرهایی چون تحصیلات عالی و موفقیت تحصیلی همراه باشد، بهتر است.
در فیلمی که ساخته میشود، نمازگزار، تنها از میان اقشار پایین جامعه یا روستاییان نباشند، بلکه نمازگزاران را از میان اقشار مختلف نمایش دهند و در صورتی که نمازگزاران از سطوح پایین جامعه باشد، ویژگیهای مثبت دیگری داشته باشد.
در فیلمها، نمازگزاران کودک، نوجوان و جوان نیز نمایش داده شوند. از آنجا که بیشتر جمعیت کشورمان را این گروههای سنی تشکیل میدهند و این گروه بیشتر در معرض تهاجم فرهنگی هستند، از این رو، نشان دادن الگوهای نمازگزار از گروههای سنی بالا به جای نشان دادن پیرمردان و پیرزنان نمازگزار، تأثیر بیشتری دارد.
نمازگزار در فیلم از شخصیتهایی انتخاب شود که از سلامت روانی مناسب و دیگر ویژگیهای پسندیده مانند محبوبیت، موقعیت اجتماعی، عادات رفتاری مناسب و هوش بالا، برخوردار باشد.
اینگونه جلوه داده نشود که انسان در هنگام گرفتاری و مشکل نماز میخواند، بلکه در دیگر موارد نیز صحنههایی از نماز ارایه دهند.
در نمایش صحنههای نماز بیشتر، از صحنههای رکن (مانند رکوع و سجود) که نشانه اوج فروتنی است، استفاد کنند.
بکوشند مکان و محل نمازگزار را پاکیزه و تمیز و نمازگزار را نیز با لباس مرتب و پاکیزه و آراسته نشان دهند.
در فیلمها نشان دهند که مسلمان، اول وقت نماز میخواند و بیشتر نماز صبح را به تصویر بکشند.
برای نماز خواندن از شخصیتهایی استفاده کنند که دارای نگرش مذهبی متناسب با نماز هستند و در رفتارهای آنها از این نظر دوگانگی نباشد.
نمایش نماز در فیلمهایی با موضوعهای مذهبی و دینی، تبلیغ مستقیم نماز به شمار میآید؛ روشن است اثرگذاری آن بر مخاطب و تماشاچی کمتر خواهد بود. پیشنهاد میشود که در فیلمهایی با موضوعات غیرمذهبی، همچون موضوعات اجتماعی، خانوادگی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نیز نماز به تصویر کشیده شود.
نماز به قشر خاصی از افراد جامعه محدود نشود و نماز خواندن افراد جامعه در زمانها و مکانهای مناسب به تصویر کشیده شود.
تا اینجا، راهکارهای مختلفی را در سطح جامعه بیان کردیم که هر کدام به گونهای در بخشی از اقشار جامعه اثر میگذارد. همان گونه که در بحث عوامل انس با نماز بیان شد، در نشر فرهنگ نماز و نمازگزاری، برخی پیش نیازها لازم است که بدون آنها اقدامات هفده گانهای که تا کنون بیان کردیم، مفید نخواهد بود.
یکی از مهمترین پیش نیازهای فعالیتهای تبلیغاتی و فرهنگی رسانه در مورد نمازگزاری، «فضای معنوی» است. نماز، یکی از با اهمیتترین نمودهای عرفانی و اخلاقی در اسلام است که در فضای معنوی قابل طرح و تبلیغ است.
نمیتوان انتظار داشت در حالی که انواع فیلمهای خارجی و ایرانی با سمت
و سوهای غیردینی و گاه ضددینی پخش میشود، صحبت در مورد نماز مفید باشد.
فضای معنوی، بیشترین زمینه را برای مؤثر بودن راهکارها ایجاد میکند. البته ایجاد فضای معنوی به این معنا نیست که همه فعالیتهای رسانه کاملا دینی باشد و به طور مستقیم آموزههای مذهبی را مطرح کند و به تصویر بکشد، بلکه در این راستا، به گوناگون بودن و گنجایش مخاطبان نیز باید توجه بسیار کرد.
برخی از راهکارهای معنوی شدن فضای رسانه را بیان میکنیم:
الف) به تصویر کشیدن مجالس مذهبی که هنرمندان و ورزشکاران محبوب در آن حضور دارند، همراه با مصاحبه باآنها.
ب) به تصویر کشیدن زندگی خصوصی هنرمندان و ورزشکاران مذهبی مانند رفتن به خانه آنها و صحبت در جمع خانواده آنها.
ج) آشنا کردن جوانان با هنرمندان و ورزشکاران شهید، جانباز و آزاده.
د) فعالیتهای فرهنگی و نمادین: برای نمونه، صدا و سیما اردویی فرهنگی
را طرحریزی کند که در یک روز تعطیل تمامی هنرمندان، بازیگران سینما و ورزشکاران محبوب و معروف در برنامه کوه نوردی شرکت کنند و هنگام ظهر در کنار مزار شهدای گمنام، نماز جماعت بخوانند.
در این اردو، با آنها مصاحبه شود و پرسشهایی در مورد نمادهای دینی و مذهبی مانند نماز، فرهنگ شهادت، نیایش، عبودیت و عشق پرسیده شود.
تفسیر قرآن با شیوه جدید، جذاب و کاربردی با حضور جوانان و اندیشمندان دانشگاهی.
هر سهشنبه شب، برنامهای در ارتباط با مسجد مقدس جمکران پخش شود و ارتباط مستقیم با این مسجد برقرار شود.
در این راستا اقدامات زیر مهم است:
الف) مصاحبه با کسانی که از کرامات حضرت ولی عصر(عج) بهرهمند شدهاند؛ بیماری آنها درمان یا مشکلشان حل شده است.
ب) پخش فضای معنوی و دعا و نیایش مسجد و صحبت با زایران (تهیه گزارش)
گزارشهای دینی و مصاحبه با جوانان در مورد مفاهیم دینی.
پخش قرآن در زمان کوتاه بین برنامهها.
زیر نویس آیات و روایات همراه با ترجمه، نکات عرفانی و اخلاقی، احکام فقهی رساله توضیح المسائل.
گرامیداشت مناسبتهای دینی و تهیه و پخش ویژه برنامههای جالب، پر محتوا، متنوع و جدید. تولد و شهادت ائمه. اعیاد اسلامی، ماه محرم، صفر و رمضان باید گرامی داشته شود.
چهره و وضع ظاهری بازیگران، مجریان و شخصیتهای اول فیلم، پوشش و حجاب خانمها و گفت و گوها در ایجاد فضای معنوی مؤثر است.
ایام حج، فرصت مناسبی برای بیان نکات عرفانی این فریضه الهی است. برقراری ارتباط مستقیم با مکه و مدینه، گفتوگو با حجاج، به ویژه جوانان و تهیه گزارشهایی که از بار عاطفی و معرفتی بالایی برخوردارند، در انتقال حال و هوای معنوی حج به مردم مؤثر است.
سخنرانی دینی با جهتگیری و موضوعات خاص که مورد پسند و استفاده همه افراد جامعه باشد.
پخش مراسم مذهبی که شخصیتهای سیاسی در آنها حضور دارند؛ مانند مراسم کمک به فقرا، شبی با قرآن، شبی با شهدا و نماز جماعت. اجرای برنامههای مذهبی مانند سخنرانی، عزاداری و قرآن به سر گرفتن این شخصیتها بر تأثیر کار میافزاید.
رسانه، در الگوسازی دینی بسیار مؤثر است. تهیه و تنظیم برنامههایی با حضور جوانان و نوجوانان قاری و حافظ قرآن، مداحان اهل بیت، بسیجی و انقلابی، حافظان نهج البلاغه و به تصویر کشیدن زندگی شخصی آنها، در ایجاد فضای معنوی رسانه و الگوهای دینی مؤثر است. این برنامهها باید به فراخور موقعیت زمانی و مناسبتهای مختلف، طرح ریزی شوند. برنامه کودک و نوجوان در این راستا، باید فعالیت بیشتری داشته باشد.
تهیه و تنظیم برنامههای متنوع و جذابی با عنوان اخلاق در خانواده، اخلاق در محل کار، اخلاق در خانه، اخلاق در مدرسه، اخلاق در دانشگاه، اخلاق در اجتماع، اخلاق در بازار، اخلاق در بیمارستان و ... .
برنامههای پاسخ به پرسشهای شرعی، حدیثی و قرآنی.
بیان فرهنگ شهادت.
افکار عمومی، از فرهنگ شهادت تصور درستی ندارد و آن را در فضای جنگ و جبهه جست و جو میکند و تصویری خشن از آن دارد، ولی باید توجه داشت که هر چند شهادت، برخاسته از فرهنگ شهادت است، ولی ثمره فرهنگ شهادت، فقط شهادت نیست؛ فرهنگ شهادت در تمام زمانها و مکانها کاربرد دارد.
جانبازی، عشق، عرق ملی، دفاع از میهن، وطن دوستی، غیرت دینی، آزاد اندیشی، اسلام گرایی، حفظ شعایر دینی، احترام به نمادهای مقدس، گذشت، تلاش و سازندگی، از ارکان و نمادهای فرهنگ شهادت است.
بیان نکات عرفانی شهادت، در گسترش فرهنگ شهادت و معنوی شدن فضای رسانه مؤثر است.
پیش از بیان راهکارهای پیشنهادی در سطح جوانان، به جهت اهمیت و ضرورت موضوع، دو نکته را بررسی میکنیم.
آثار نماز، تنها در ابعاد عرفانی و اخلاقی آن نیست، بلکه بر روحیه و شخصیت انسان بسیار مؤثر است. روح و حقیقت نماز، بندگی و فروتنی در برابر خداوند و شامل بعد ظاهری و فردی آن است.
در شکلگیری شخصیت هر فرد، دوره جوانی نقش خاصی دارد.
«نوجوانی و جوانی، یکی از مراحل بارور هستی است که طی آن
ساحتهای قطعی شخصیت و هویت بزرگسال تثبیت شده یا دوباره مطرح میگردند».(1)
روحیه تأثیر پذیری نسل جوان، قوی است. جوانی، با نوعی اثر پذیری روحی و حالات انفعالی و تشویشهای ذهنی آمیخته است که کمتر رنگ عقلی و استدلالی میپذیرد؛ به همین دلیل، عوامل خارجی در جنبههای مثبت یا منفی، بیشترین اثر را در او میگذارد. شفافیت روحیه جوان و حساسیت او، عامل اصلی توجه دستگاههای تبلیغاتی استکبار و بنگاههای فرهنگی غرب برای سوق دادن آنها به انحرفات اخلاقی و دینی بوده است.
در بخش آثار انس بانماز، آثار تربیتی نماز را بررسی کردیم. در آنجا نقش نماز در ثبات و بالندگی شخصیت، بررسی و بیان شد که نماز سبب تقویت اراده، افزایش قدرت تمرکز ذهن، نظم و ادب میشود. در بحث آثار نماز در زندگی زوجهای جوان، آثار دیگر نماز در شخصیت جوانان را بررسی کردیم. نماز، نیازمندیهای نسل جوان را برطرف میکند و سببب ایجاد تواضع و گذشت در زندگی میشود.
نماز، حس مسئولیت پذیری را افزایش میدهد و با خود کامگی مبارزه میکند. نماز، سبب استحکام پایههای زندگی زوجهای جوان، حفظ کیان خانواده، تربیت نسل صالح، کاهش فشارهای روانی و غلبه بر خودبینی و خودمحوری میشود.
در بخش نیایش نیز به برخی آثار تربیتی نیایش، مانند امید، اعتماد به نفس
1) 1. مای لی، شخصیت، ترجمه: محمود منصور، ص 120
و امنیت روانی اشاره شد.
نماز، برترین و جامعترین نیایش است که بهترین نوع رابطه انسان با خداوند متعال است.
آثار اخلاقی نماز نیز در ثبات و بالندگی شخصیت بسیار مؤثر است؛ جبر، تواضع، اخلاص و خود سازی هر کدام در شکل دهی شخصیتی آرمانی و شکوفا بسیار مؤثرند.
به طور کلی، نماز در شخصیت انسان مؤثر است و این موضوع با توجه به اینکه جوانی، دوره شکلگیری و جهت دهی شخصیت و بسیار حساس است، در مورد جوانان اهمیت بیشتری پیدا میکند.
همه جوانان، بحران انقلاب ژرف و شدید شخصیتی را میگذرانند و غریزه جنسی، نیروی محرک پنهانی آنهاست که جهتیابی آن، ناآگاهانه انجام میشود. جنبه انفعالی و عاطفی شخصیت او به سرعت گسترش مییابد و سراسر شخصیت جوان را فرا میگیرد. حیات روانی آشکار در کارکردها و رفتارها، به تدریج درونی شده و رفتار وی به سرعت فردی و شخصی میشود؛ مخالفت با عقیده بزرگسالان، به ویژه پدر و مادر، نشانهای از میل به شخصیت جویی و تشخّصطلبی است.
آمادگی کژروی، بحران پذیری، موضعگیری، ذهنیتپردازی و اشتیاق به خود محوری در جوان پدیدار و حساسیت و هیجان به شوریدگی تبدیل میشود.
ذهن او بیشتر سرگرم مسایلی میشود که به زمان حال مربوط نیست
و با واقعیات تناسبی ندارد، هر چند که عملکرد او جز این را نشان میدهد.
هر جوانی بر اساس نوع شخصیت خود، به دستهای از ارزشها روی میآورد، به شدت به دنبال اصلاح اجتماعی است و سکوت و بی حرکتی بزرگسالان را ضد ارزش میداند.
همه پذیرفتههای دوران کودکی، به ویژه مسایل مربوط به مذهب را زیر سؤال میبرد و میخواهد با توجه به شخصیت شکلپذیر و استقلالجوی خود، نظامی از ارزشها را درباره دین، حقیقت، زیبایی و قدرت به دست آورد.
بازتاب درون گرایی او، در خود فرو رفتن و بیزاری از جامعه است؛ زیرا عوامل و شرایط پیرامون را برای خود، محدودیت عمدهای میداند. (این مسئله بیشتر برای دختران مطرح است.)
در بازتابهای برون گرایی، برتری جویی، و باور به تفاوت داشتن با دیگران در راستای حس خود نمایی در او پدیدار میشود. (این مسئله بیشتر در مورد پسران مطرح است.)
در تدوین راهکارها افزون بر شناخت جوان میبایست به عوامل بازدارنده در باورمندی جوان به نماز نیز توجه کرد و برنامهسازان نیز جهت تهیه برنامهای مؤثر و پرمخاطب باید از آنها آگاهی داشته باشند. خانواده، محیط آموزشی و اجتماع هر کدام به نوعی میتوانند از اعتقاد و گرایش جوان بهسوی نماز جلوگیری کنند. رفاهزدگی، تجددطلبی و ناهماهنگی بین گفتار و کردار والدین در خانواده مانع گسترش نماز در خانواده است. ضعف نهادهای ارشادی، علمزدگی و روشنفکر مأبی نیز در اجتماع از اعتقاد نماز به جوان
جلوگیری میکند.
دوره نوجوانی، هم زمان با بروز بیداریهای متعددی است که هر کدام از آنها میتواند زمینه و سرچشمهای برای رشد و سعادت و در صورت هدایت نشدن آنها موجب بد بختیها و سقوطهایی باشد. مهمترین آنها عبارتند از: «بیداری فطرت، بیداری مذهب، بیداری جهان بینی، بیداری وجدان، بیداری رغبت به تعالی، بیداری استقلال و بیداری غدد.»(1)در دوران نوجوانی اخلاق، خوی اجتماعی، استقلال و منطق، اعتلای مذهبی و سلامت و رشد بدن، روان و عاطفه پایهگذاری میشود.(2)همچنین، باید دانست که ترس و نگرانی، دو وضعیت اصلی است که برای نوجوانان پدید میآید که هر کدام میتواند زمینه خطر روانی یا رفتاری برای نوجوان باشد.(3)
ماهیت و حقیقت نماز، ایجاب میکند که نوجوان به سوی نماز روی آورد؛ حتی اگر نماز به قصد قربت هم نباشد، دست کم برای تأمین سلامت جسم، ذهن و روان، امری واجب و ضروری است، ولی هر گونه اعمال زور در این راه پیآمدهای نا خوشایندی دربردارد. بنابراین، باید تمامی شیوهها بررسی و راهی انتخاب شود که بدون ایجاد حساسیت و واکنش نوجوان، سبب هدایت او به سوی نماز شود.
در اینجا، تمامی شیوهها را در حد امکان بررسی میکنیم تا به فراخور
حال و روحیات نوجوان در هر زمانی، از یکی از آنها استفاده شود.
روشهای فراخواندن نوجوانان به نماز:(1)
روشهای خیر خواهانه؛ مانند وصیت، نصیحت، وعظ و حکمت؛
روشهای اقناعی، مانند استدلال، محاجّه، مجادله، تحدی، برهان و محبت؛
روشهای تبیینی؛ مانند تشریح، تحلیل، محاوره و گفتوگوی آزاد؛
روشهای برانگیزاننده؛ مانند تحسین، تأیید، تشکر و سپاس، ترغیب، تحریض، تشویق، پاداش و انعام؛
روشهای امید ساز؛ مانند وعده و بشارت؛
روشهای ترغیبی؛ مانند ذکر صالحان، داستان و بازی؛
روشهای عنایتآمیز؛ مانند مطایبه و شوخی، گذشت کریمانه، تغافل، تسامح، تجاهل، امهال (مهلت دادن)؛
برخوردهای غیر مستقیم؛ مانند کنایه، تعریض، اشاره، تلویح؛
روشهای جدی در برخورد؛ مانند اعلام تعجب، ذم و قدح، تقبیح، تنفیر، قطع محبت و قهر؛
روشهای اعتراضی؛ مانند عقاب، اعتراض، ابراز تأسف، نهی، محروم کردن؛
روش سرزنشها و تعبیر؛ مانند ملامت، توبیخ، تحقیر عمل؛
روشهای هشدار دهنده؛ مانند اخطار، عقاب، افشا؛
1) . 1. برای مطالعه بیشتر، نک: هدایت نوجوان به سوی نماز، صص 42 و 43
روشهای تهدیدی، مانند ارعاب، وعید، تحذیر، تخویف (ترساندن)؛
روشهای تنبیهی؛ مانند اخذ، بطش امکانات، نکال، تعزیر، رجز، خزی؛
در اعمال این روشها، برخی اصول باید رعایت شود: رفع عوارض ذهنی، در نظر داشتن شرایط سن و جنس، یاری جستن از خود فرد، پرهیز از تمسخر، طرد و رد، به خود واگذاری، حیله، فریب، استبداد و خشونت، تکیه بر آگاهی و تفهیم، تمرین و تداوم، مراقبت در اسوه سازی، فریضه سازی و سهلگیری مانند کوتاه کردن نماز و تکیه نکردن بر تعقیبات.(1)
زمینههای متعددی در نوجوانان وجود دارد که راه را برای تربیت مذهبی و هدایت او به نماز و عبادت فراهم میکند. والدین باید به این زمینهها توجه کنند تا در تربیت پایدار و اصلی مذهبی فرزندانشان موفق باشند.
آن زمینهها عبارتند از: بحران شناخت، تعیین هویت، جستوجوی ماورای طبیعت، مرحله ایمان، مرحله بر افروختگی، بیداری فطرت، رشد تفکر، مرحله اسوه جویی و بیداری حس اخلاقی.(2)
در پایان، چند پیشنهاد برای کاشتن بذر دین باوری در فرزندان ارایه میشود:
ایجاد ارتباط کلامی و عاطفی با فرزندان؛
ایجاد امنیت روانی برای فرزندان؛
دیدگان مثبت نگر؛ (بر نکات مثبت شخصیتی فرزندانتان توجه کنید نه ضعفها و کاستیها)
دوران جوانی، دوران انقلاب فکری و هیجانی است. در بحث عوامل گرایش جوانان به نماز، مطالبی در مورد روحیه جوان و موضع او در مورد نماز و مفاهیم دینی مطرح شد. با توجه به این مطالب، به نظر میرسد هر جوانی در مورد نماز نظر خاصی داشته باشد؛ باید تمامی آنها را در مرحله اول گرامی داشت و به آنها احترام گذاشت. جوانان به طور آزادانه باید دیدگاههای خود را در مورد نماز مطرح کنند تا احساس نکنند بزرگترها، به ویژه قشر دیندار، قصد دارند باورهایشان را به جوانان تحمیل کنند و برای جوانان احترامی قایل نیستند. وقتی جوانان احساس کردند که تفکر و باورشان محترم شمرده میشود و میتوانند آزادانه نظر خود را مطرح کنند، نظر خود را در مورد نماز بیان میکنند و با عزت و اختیار و آرامش نماز میخوانند. روحیه جوان، به صورتی است که اگر احساس کند دیگران او را به کاری مجبور میکنند و نظرش را نادیده میگیرند، ممکن است سر باز زند و واکنش نشان دهد. از این رو، باید نخست، تمامی سخنان جوانان را با دیده احترام بنگریم. در این راستا، به جاست برنامهای تهیه شود تا جوانان در آن، نظر خود را بیان کنند. لازم نیست جوانان را به استودیوی پخش برنامه بکشانیم، بلکه میتوانیم به میان جوانها برویم و نظر آنها را بپرسیم. به مسجدها، زمینهای ورزشی، مدارس، دبیرستانها، دانشگاهها، بازار، کارخانه، زمینهای کشاورزی، کتابخانهها و کافینتها برویم و نظر جوانان را در فضایی گرم و دوستانه بپرسیم و در دنیای پر تلاطم و زیبای آنها وارد شویم. تا زمانیکه جوان را نشناسیم،
نمیتوانیم به او کمک کنیم و او را همراه خود سازیم. باید از دیدگاه جوان آگاه شویم و از همان دیدگاه به مسئله نگاه کنیم و بر همان پایه حقایق را بازگو کنیم.
باید پس از شنیدن سخنان جوانان و آشنا شدن با دیدگاه آنان، به اصلاح و هدایت آنها پرداخت. پس از شناسایی روحیات جوان در مورد نماز، با برنامهریزی دقیق و حساب شده، میتوانیم روند نمازگزاری جوانان را طراحی کنیم.
انسان، در مراحل مختلف حیات خویش، نیاز به الگو دارد. اندیشمندان بر این باورند که پیروی و همانند سازی به دو صورت ناآگاهانه و آگاهانه انجام میشود. تقلید نا آگاهانه، در کودکی است، ولی در دوران خودشناسی و تسلّط و نظارت بر قوای ادراکی و تحریکی و شناخت سود و زیان خود در جامعه، عمل تقلید در بزرگسالان، بی تردید، با انگیزههای آگاهانه است.(1)
ه . ش.
پیروی گاهی در اطاعت از فرد تبلور مییابد و گاهی هم در اطاعت از گروه.(2)در تربیت الگویی، مربی میکوشد نمونه رفتار و کردار پسندیده را به طور عملی، در معرض دید متربّی قرار دهد و بدینگونه موقعیت اجتماعی او را دگرگون کند.(3)
. و برنامه ریزی، تهران، 1368
حقیقت این است که تربیت به معنای دقیق آن، انتخاب بهترین روشها در موقعیت و شرایط خاص است.
الگوگیری، یکی از این روشهای تربیتی است. هر چه الگوها مناسبتر باشد، انسان در رسیدن به کمال موفقتر است.
انسان، بهطور فطری عاشق کمال است و این عشق به کمال، آدمی را به الگوطلبی و الگوپذیری میکشاند. از این رو، ارایه الگوهای متعالی و قابل پیروی، از مهمترین امور تربیت انسانی است؛ زیرا روش یادگیری غیر مستقیم و از راه مشاهده، از مؤثرترین و پایدارترین انواع یادگیریهاست.
جوان، از سویی به علت کم تجربگی و آگاهی کم، نیاز به یک الگوی کامل و متعالی دارد و از سوی دیگر، به علت تأثیر پذیری و عدم تقلید آگاهانه، ممکن است الگوهای نا مناسبی را برگزیند و شخصیت خود را به خوبی سامان ندهد.
پس الگو پذیری، اصل مسلم تربیتی است که در مورد جوانان، اهمیت و اثر بیشتری دارد.
رسانه، با الگو سازی و مطرح کردن الگوهای متعالی در امر نمازگزاری، میتواند در راه گسترش فرهنگ نماز در میان جوانان گام بزرگی بردارد. در انتخاب و ارایه الگو، باید بسیار دقت کرد تا جوانان آن را بپذیرند.
استفاده از شخصیتهای محبوب و شناخته شده جوانان در این راستا، قابل توجه است. البته با توجه به امکانات رسانهای، میتوان با مخاطبشناسی و روانشناسی اجتماعی دقیق، الگوهای جدیدی ساخت که بسیار مؤثر باشند.
گفتوگو با جوانان در مورد نماز، گام بلندی در ارتقای باورهای دینی آنهاست.
این گفتوگو به چند شکل امکانپذیر است:
برخی جوانان، اهل نماز و مسجد هستند و برخی دیگر با نماز میانه خوبی ندارند. گفتوگوهای دو طرفه این دو دسته از جوانان، دیدنی است.
خود جوانان بهتر از دیگران از روحیات یکدیگر آگاهند و حرف یکدیگر را بهتر میفهمند. این کار افزون بر کم کردن فاصله بین این دو دسته از جوانان، در باورمندی آنها به نماز مؤثر است.
بهتر است برنامهای تهیه شود و موضوعهای خاصی در نظر گرفته شود تا طرفین نظر خودشان را بیان کنند. پرسشی از هر دو طرف پرسیده شود؛ یا اینکه یک فیلم تهیه شود که در آن دو جوان حضور داشته باشند، یکی نماز خوان و دیگری بی نماز. به فراخور حال، صحبتهای هر یک در مورد نماز مطرح شود. لازم نیست موضوع فیلم هم نماز باشد. ممکن است جمع کردن جوانان در کنار یکدیگر با عنوان نمازخوان و بینماز مشکل باشد. میتوان پرسشهایی را آماده کرد و به صورت مصاحبه و تهیه گزارش، از افراد مختلف پرسید و سپس آنها را به دو دسته تقسیم کرد و برنامه را به این شکل پخش کرد.
برای نمونه، عنوان برنامه پرسشهای ما، پاسخهای جوانان، باشد.
گفتوگو را میتوان به شکل پرسش و پاسخ نیز برگزار کرد.
تشکیل جلسهای با حضور اندیشمندی خوش ذوق و توانا که با روحیات
جوانان آشناست، گام بلندی است در نهادینه کردن نماز در جوانان. به ویژه اینکه، جوانان ذهنی کاوشگر و پر سؤال دارند و تا زمانی که پاسخی برای پرسشهای خود نیابند، به راحتی مطلبی را نمیپذیرند.
جوانان، پرسش هاو تردیدهای زیادی در مورد نمازگزاری دارند که باید به آنها پاسخ گفت. ممکن است جوانی بپرسد: «چه میشد اگر به جای اینکه در زمان خاص و به شکلی ویژه نماز بخوانیم، در هر زمان و به هر شکلی که میخواستیم، با خدا به صورت قلبی ارتباط برقرار میکردیم و هر کس در دلش با خدا نجوا میکرد؛ یعنی جنبههای عاطفی عبادت بیشتر میشد؟!»
میتوان در سطح شهر در ایستگاه اتوبوس، پارک، اغذیه فروشی، حیاط دبیرستان، زمین ورزشی، کتابخانه، مسجد و دامنه کوه، به سراغ جوانها، رفت و از آنجا با برنامه، ارتباط مستقیم برقرار کرد تا جوانان پرسشهای خود را مطرح کنند.
مصاحبه، فقط ابزاری برای اطلاع رسانی و تهیه گزارش نیست، بلکه میتوان از آن در عرصه فرهنگی و مذهبی نیز بهره برد.
حاضر شدن در جمع جوانان در مکانها و زمانها مختلف، بدون برنامه قبلی و تهیه گزارش با یک مصاحبه دوستانه و صمیمی، در تحول فکری جوانان نسبت به نماز مؤثر است.
پرسشهایی که در این مصاحبه مطرح میشود، باید بسیار دقیق و کارشناسانه باشد تا جوانان برای پاسخ گفتن به آنها مطالبی را به یاد آورند و یادآور شوند که در سامان روحی آنها مؤثر باشد و نگرش آنها را نسبت به
نماز تغییر دهد.
برای نمونه، پرسیده شود «آیا برای نماز جای گزینی وجود دارد؟ اگر نماز نخوانیم چه میشود؟ شما فکر میکنید چرا خداوند به انسانها گفته روزی پنج بار نماز بخوانند؟ صحبت کردن با خدا یعنی چه؟ چطور میتوان با خدا صحبت کرد؟ صحبت با خدا لذت بخشتر است یا جستوجو در اینترنت؟
در بخشهای پیشین، در مورد نماز و آموزش و پرورش و راههای گسترش آن در مدرسهها بحث کردیم. به تصویر کشیدن نمازخانهها، وضو گرفتن دانش آموزان و صفهای نماز جماعت دبیرستان و دانشگاهها، روحیه خاصی در جوانها ایجاد میکند و سبب تقویت نماز جماعت در مدارس میشود و از این راه میتوان نماز را در بین جوانان گسترش داد. اگر همراه با پخش این تصاویر، با دانشآموزانی که در نماز شرکت کردهاند مصاحبه هم شود، اثر بیشتری دارد.
روحیات جوانان بیشتر با بحثهای استدلالی ـ اقناعی همخوانی دارد و کمتر مطالب را به صورت تعبّدی یا استدلالی ـ علمی میپذیرند. با توجه به فضای حاکم در محافل جوانان و نظام ارزشی و فرهنگی کشور، نمیتوان انتظار داشت جوانان، فقط با سفارشهای اخلاقی و دینی بزرگترها و دینداران در مسیر نمازگزاری قرار بگیرند و ثابت قدم شوند. گاهی اوقات، روایات معصومین و آیات قرآن در مورد فضیلت و اهمیت نماز و عذاب ترک نماز، چندان در فضای فکری جوانان جا نمیگیرد و آنها را دگرگون نمیکند؛ وگرنه همه جوانان میدانند که در اسلام به نماز اهمیت زیادی داده شده و
ترک نماز، گناه بزرگی است. با توجه به روحیات جوان، باید در مسیر فرا خوانی جوان به نماز، نخست بحثهای علمی روز را مطرح و سپس آیات و روایات را بیان کرد؛ یعنی نخست جنبه شخصیتی، سیاسی، تربیتی، اقتصادی، اجتماعی، روانی و فرهنگی نماز را مطرح ساخت و سپس ابعاد اخلافی و عرفانی آن را بیان کرد. به این ترتیب، جوانان در مسیر دین داری ثابت قدم میشوند و به پرستشی آگاهانه میپردازند. رسانه، در این مورد باید برنامههای گوناگون و جذابی تهیه کند.
انبیا، ائمه و عالمان دینی از انسانهای بر جسته و شخصیتهای بزرگ دینی هستند که خط مشی آنها در روند سلوک و حرکت به سمت خدا، راه گشای همه انسان هاست. پخش داستانهایی از جوانی انبیاو ائمه و علما در مورد نماز به صورت نمایش فیلم یا بیان گفتاری نقش بهسزایی در نمازگزاری جوانان ایفا میکند که به برخی از آنها اشاره میشود:
جوانان الگو پذیرند؛ جوانی انبیا و ائمه و علما، برای جوانان، الگوهایی متعالی و قابل درک است که میتوانند زندگی مذهبی و معنوی خود را با آن وفق دهند.
جوانان از اینکه احساس میکنند کاری شبیه کار پیامبران و امامان انجام میدهند، احساس غرور میکنند. هنگامی که یک جوان، داستانی از نماز امام حسین علیهالسلام در دوران جوانی بشنود، احساس میکند میتواند کاری را انجام دهد که امام علیهالسلامانجام داده است و این، خوشحالی و غرور خاصی در او ایجاد میکند.
افزایش ارتباط جوانان با الگوهای بزرگ دینی و انسانهای کامل و دین دار، موجب افزایش گرایشهای دینی در بین جوانان میشود. در این راستا، دیدار جوانان با علما و عرفا دارای اهمیت بسیار است. بهجاست که مسئولان تربیتی دبیرستانها، هماهنگی لازم را دراین مورد انجام دهند و هر از چند گاهی، تعدادی از دانشآموزان را در فضایی شاد و معنوی، برای دیدار با علما و عرفا ببرند. در سطح دانشگاهها، این کار لزوم بیشتر و آثار بهتری دارد. در پایان دیدار، نماز جماعت با شکوهی برگزار شود.
میتوان از علما و عرفا دعوت کرد تا در دبیرستان و دانشگاه حاضر شوند و پس از دیدار با جوانان، نماز جماعت بر پا شود. لازم نیست جوانان در محلی اجتماع کنند و سپس سخنرانی انجام شود، بلکه با هماهنگی لازم، علما و عرفا به قسمتهای مختلف واحد آموزشی بروند و با جوانان سخن بگویند.
پخش تصاویر این دیدارها و بازتاب حالت معنوی وشاد این فضاها، اثر خاصی در تقویت دین باوری جوانان به جا خواهد گذاشت و آنها را در مسیر نمازگزاری مصمم و ثابت قدم خواهد کرد.
نماز، آثار و کار کردهای مختلفی دارد، ولی برخی از آنها با زندگی جوانان بیشتر ارتباط دارد و نیازهای جوانان را و بسیاری از بحرانهای دوره جوانی را
بر طرف میکند.
آشنایی جوانان با این ابعاد نماز، سبب تغییر نگرش آنها نسبت به نماز میشود و به ترویج فرهنگ نماز در جامعه کمک میکند. لازم است نشستهای تخصصی با حضور کارشناسان و اندیشمندان برتر تشکیل شود و تمامی این آثار بررسی شود. به نظر میرسد جوانان نیز از این برنامهها استقبال میکنند. برخی از این آثار را بررسی میکنیم:
الف) ازدواج
زوجهای جوان، در آغاز زندگی با مسایل متعددی روبهرو میشوند که کم تجربگی و احساس گرایی آنها ممکن است به استحکام پایههای زندگی نو بنیانشان آسیب برساند. در بخشهای پیشین، نقش نماز در زندگی زوجهای جوان را بررسی کردیم و روشن شد که نماز تا چه اندازه به گرمی و تقویت کانون خانواده کمک میکند.
پیش از ازدواج نیز، نماز عفت و پاکدامنی جوانان را افزایش میدهد و فضای آرام و بی تنشی را برای انتخاب همسر به وجود میآورد تا ملاکهای واقعی و اصیل، رهگشای آینده زندگی جوانان باشد.
ب) تحصیل
یکی از مهمترین ابعاد زندگی جوانان تحصیل است. جوانانی که در تحصیل موفق هستند، از وجهه اجتماعی خوبی برخوردارند و بزرگترها آنان را جوانانی موفق و خوش آتیه میدانند. تحصیل موفق به برخی پیش زمینهها نیاز دارد که نمازگزاری واقعی و مداوم آن را تأمین میکند. تمرکز، ثبات، نظم، اراده، امنیت روحی و روانی، امید و اعتماد به نفس، از کار کردهای تربیتی و شخصیتی نماز است که در تحصیل موفق مؤثرند.
با توجه به اهمیت تحصیل برای جوانان، به نظر میرسد آگاهی از این ابعاد در نهادینه شدن نماز در آنها مؤثر باشد.
با توجه به کار کردهای مختلف نماز و مفاهیم متعالی آن در تغییر نگرش و تقویت انگیزههای متعالی در انسان، میتوان گفت که نماز در نجات جوانان از برخی بحرانها، مانند بحران هویت مؤثر است.
به هر حال، باید نشستهای تخصصی در مورد نماز و جوانان برگزار شود تا جوانان به آثار نماز در زندگی خود پی ببرند.
«بیان خاطرات»، «گزارشهای جذاب از مساجد و صحبت با جوانان فعال مسجد» و «پخش سخنرانی شخصیتهای مورد قبول جوانان در مورد اهمیت، جایگاه، آثار، اسرار و انس با نماز» نیز از راهکارهای رسانهای گسترش نماز در سطح نوجوانان و جوانان است.
پیش از بیان راهکارها، برخی نکات را بررسی میکنیم تا برنامه سازان در تهیه برنامه برای گسترش نماز در بین کودکان و خردسالان از آن بهرهمند شوند.
کودکی، دوران ابتدایی و مهمی از زندگی انسان است که بسیاری از باورها و روحیات، از آن زمان سر چشمه میگیرد. دنیای کودک، دنیایی جالب و پیچیده است و وارد شدن به این دنیا و ارتباط همه جانبه با آن، به راحتی ممکن نیست. از سوی دیگر، تأثیر گذاشتن بر کودک و همراه نمودن او با دنیای بزرگترها، بدون بر قراری ارتباط کامل و همه جانبه، کمتر به دست
میآید. انتقال مفاهیم و اعمال دینی، در این میان از همه مشکلتر است؛ چون این امور غیر ملموس هستند و در دنیای کودکانه کودکان به راحتی جای نمیگیرند. کودکان تصور سادهای از هستی دارند. آنها همه چیز را در بازی خود میبینند. جای دادن نکته مهمی مانند هدف خلقت (عبادت) در دنیای کودک، کمی مشکل به نظر میرسد. از این رو روش القای نماز به کودک، بسیار مهم است و در روند نمازگزاری او در آینده بسیار تأثیر میگذارد. بینش و تصور هر فردی در مورد نماز، از همین زمان شکل میگیرد. بهتر است کودکان از نماز بهویژه اولین نماز، خاطره خوشی داشته باشند تا در آینده، بدون نیاز به نظارت و سختگیری بزرگترها، به صورت خود جوش نماز را به پا دارند. به دلیل اهمیت بحث چگونگی القای نماز به کودکان را بررسی میکنیم.
باید زمانی برای آموزش نماز به کودک در نظر گرفته شود که او آمادگی کامل داشته باشد. او باید از لحاظ جسمی، روانی، ارادی، محیطی و عقیدتی آماده باشد و قدرت تکلم و تلفظ حروف نماز را داشته باشد. با توجه به روحیات و احساسات کودک، مهمترین آمادگی، آمادگی عاطفی است. زمانی که کودک در حالت خشم، بغض، ترس و اضطراب است، زمان مناسبی برای القای نماز نیست.
باید شرایط را به گونهای فراهم کنیم که کودک بخواهد نماز بخواند و نسبت به آن راغب باشد. به این منظور، لازم است برای او جا نمازی قشنگ و مهر و تسبیحی زیبا و پر زرق و برق تهیه کنند. لباسی زیبا و دوست داشتنی
مخصوص نماز یا به مناسبت نماز برای او بخرند؛ سخن و کلام را در هنگام دعوت به نماز، زیبا و دلپذیر کنند. از ادبیات کودک به صورت شعر، استفاده کنند تا بتوانند با او ارتباط عاطفی برقرار کنند؛ نعمتهای خدا را به یاد او بیاورند و خودشان نیز برای نماز آماده شوند.
آسانگیری، تکرار و مداومت، رعایت ضوابط و احکام نماز، رعایت تدریج، تشویق و تأیید، از دیگر مواردی هستند که در القای نماز به کودکان باید به آنها توجه شود.
از مسایل مهم در آموزش و بر پایی نماز همراه کردن آنها با القائات سازنده و جهت دهنده است. این القائات در دو بعد و دو جنبه، مورد توجه قرار میگیرند:
جنبه اثباتی:
ـ چون بچه نماز خوانی هستی، خدا تو را بیشتر دوست دارد.
ـ من که پدر (مادر) تو هستم، تو را وقتی که نماز میخوانی، از وقتی که نماز نمیخوانی بیشتر دوست دارم.
ـ پسرم (دخترم) نماز خوان است و خدا نماز خوان را به بهشت میبرد.
ـ خداوند از نماز خوان راضی است، من هم از تو راضی هستم.
جنبه منفی:
ـ تو آدم نماز خوانی هستی، دروغ گفتن از تو بعید است.
ـ از تو که آدم نماز خوانی هستی، باور ندارم پدر و مادرت را اذیت کنی.
ـ آدم نماز خوان که تنبل نمیشود، بی کاره و تن پرور نمیشود.
ـ آدم نماز خوان که تقلب نمیکند، ادای کسی را در نمیآورد، دزدی
نمیکند.
ـ آدم نماز خوان که حرف بد نمیزند، کار بد نمیکند، مسخره نمیکند.
در وا داشتن کودک به نماز، پرهیزهایی از سوی والدین و مربیان باید مورد توجه قرار گیرد تا نماز موجب نفی و ترک واقع نشود. این موارد عبارتند از:
ـ پرهیز از خسته کردن کودک با برنامههای اضافی و تعقیبات نماز و یا بیدار کردن کودک از خواب شیرنش برای نماز شب؛
ـ پرهیز از گرفتن وقت تفریح کودک مانند وقت بازی و تماشای فیلم؛
ـ پرهیز از اعمال قدرت و مجبور کردن کودک به نماز؛
ـ پرهیز از دعوت کودک به نماز در زمانی که به تازگی او را تنبیه کردهاید؛
ـ پرهیز از خشکی و بی روحی نماز.
با توجه به نکات فوق، راهکارها را بررسی میکنیم. در اجرای این راهکارها میبایست به نکات قبل توجه کرد.
پیش از تأثیر گذاری بر کودک، باید به بر قراری ارتباط با کودک فکر کرد. نقاشی، یکی از عوامل مهم، در این راستاست که سبب تأمین زیر ساختهای فکری کودکان و تمایل آنها به نماز میشود. در برنامه کودک و خردسال، از بچهها خواسته شود تا نقاشیهای خود را در مورد نماز، به برنامه ارسال کنند. وقتی کودکی نقاشی خود را در مورد نماز تمام میکند، احساس خوشحالی و غرور به او دست میدهد. این خاطره خوب از نماز، در ذهن کودک باقی میماند و در آینده او مؤثر است.
پخش نقاشیهای ارسالی به برنامه، همچنین نقاشیهایی که کودکان آنها را
نکشیدهاند، ولی در مورد نماز است، در روحیه کودکان مؤثر است و به زبان کودکان آنها را به نماز فرا میخواند.
کودکان و خردسالان، به داستان بسیار علاقه دارند و به خوبی از داستان الگو برداری میکنند. کودکان و خردسالان با شخصیتهای داستان ارتباط بر قرار میکنند و به این ترتیب، داستانها بر روحیات و آینده شخصیتی آنها مؤثر است. پخش داستانهایی از خردسالی ائمه در مورد نماز، در نمازگزاری کودکان و خردسالان مؤثر است و زمینه لازم برای نمازگزاری در سنین بلوغ را آماده میکند. سخنان مجری برنامه، پس از پخش داستان، در جهتدهی و تأثیر آن ثمربخش است.
پخش داستان، باید همراه با صورت و تصویر مناسب و جذاب باشد تا کودکان بتوانند با شخصیتهای ان ارتباط برقرار کنند.
کودکان و خردسالان از چگونگی نماز خواندن اطلاعی ندارند. به جاست در برنامه کودک و خردسال، برنامهای برای آموزش نماز تهیه و پخش شود. این برنامه بهتر است با حضور کودکان انجام شود و مرحله به مرحله و با رعایت زمان بندی خاصی پیش رود. از آنجا که برخی خانوادهها به نکات تربیتی دینی فرزندانشان کمتر توجه میکنند، چنین برنامههایی میتواند تأثیرگذار باشد.
استفاده از شعر، داستان و نقاشی در آموزش نماز به کودکان و خردسالان مفید و مؤثر است.
مسابقه، انگیزههای قابل توجهی در کودکان و خردسالان ایجاد میکند.
برای نمونه، برنامهای با عنوان «مسابقه نماز» طراحی شود که در آن مسایل مختلف مربوط به نماز به مسابقه گذارده شود. کودکان در مورد نماز شعر بخوانند، داستان تعریف کنند، خاطره اولین نماز شان را بیان کنند. یا اینکه در مورد اذکار و افعال و برخی احکام ساده نماز، مسابقهای طراحی شود.
فضای مسابقه باید بسیار شاد و جذاب، با طراوت و پر عاطفه باشد.
اگر برنامهای تهیه شود که به منازل بروند و با پدر و مادر کودکان و خردسالان نماز خوان و خود آنها مصاحبه کنند و نماز آنها به تصویر کشیده شود، بسیار مؤثر است.
مصاحبه باید در فضای دوستانه عاطفی بر گزار و پرسشها با دقت خاصی تهیه و تنظیم شود که با روحیات کودکان و خردسالان متناسب باشد و سبب تقویت احساس مذهبی بچههایی شود که آن برنامه را میبینند.
در همین برنامه، رفتن به مهد کودکها و تهیه گزارشها جالب و هدفمند با سمت و سوی دینی، بسیار مؤثر است.
رسانه، تنها عامل مؤثر در نمازگزاری کودکان و خردسالان نیست، بلکه خانواده، مسجد، مهد کودک، دبستان و کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان نیز در این زمینه مؤثرند. باید برنامههایی ساخته شود که راهکارهای دیگر عوامل نیز بررسی شود.
خانوادهها در مورد نماز فرزندان، نقش بسیار مؤثری دارند، ولی بیشتر آنها از نقش خود و شیوههای تریبتی آگاه نیستند.
باید برنامههای ارشادی برای والدین تهیه و تنظیم شود و مطالب از این قبیل بررسی شود:
«عادت دادن بچهها به نماز پیش از بلوغ، سنین آموزش و تربیت از دیدگاه امامان معصوم علیهمالسلام سنی که درآن کودک نماز را درک میکند، سنی که در آن از کودک بخواهیم نماز بخواند، نقش الگوها در تربیت دینی فرزندان، راههای تقویت احساس مذهبی کودکان، شیوههای آموزش نماز به کودکان، شیوههای نمازخوان کردن کودکان، شیوه پاسخ گفتن به پرسشهای کودکان در مورد نماز و...»
پخش سرود و شعر در مورد نماز و نمازهای جماعت کودکان با حضور شخصیتها؛ مانند نماز جماعتی که مقام معظم رهبری در جشن تکلیف دختران به پا کردند، از دیگر راهکارهاست.
گفتار مجری برنامه کودک و خردسال نیز، بسیار مهم است. مجری برنامه میتواند از موقعیت خود در نزد کودکان و خردسالان استفاده کند و در زمانی که آنها از دیدن برنامه دلخواه خود خوشحال هستند، آنها را هدایت و سخنان مستقیم و غیر مستقیم در مورد نماز مطرح کند و زمینه لازم برای نمازگزاری کودکان را فراهم کند.
نکاتی که پیش از راهکارها بیان شد، باید در گفتار مجری مورد توجه قرار گیرد.
گفتوگو و مصاحبه با مردم، در ترویج فرهنگ و تقویت افکار عمومی مؤثر است و پخش این گفت و گوها در بخشهای خبری نیز مفید است.
در این بخش، سعی شده پرسشهای هدفمندی طراحی شود که هر فردی برای پاسخ گفتن به آنها متوجه برخی مسایل شود که در تقویت گرایشهای دینیاش مؤثر است.
این پرسشها فضای فکری مناسبی را برای حرکتهای دینی در سطح عموم جامعه ایجاد میکند.
این پرسشها در موضوعهای مختلف است و هر کدام برخی از ابعاد نماز را مطرح میکند که با توجه به شرایط مکان و زمان، برای گفت و گو با مردم قابل استفاده است.
اگر به شما بگویند یکی از نمازهایی را که در طول عمرتان خواندهاید، به عنوان بهترین انتخاب کنید، کدام را انتخاب میکنید؟
اگر بگویند نیم ساعت وقت دارید تا آخرین نمازتان را بخوانید، چه میکنید؟ چگونه نماز میخوانید؟ آیا تا به حال نمازی را به عنوان آخرین نماز خواندهاید؟
اگر در بین نماز احساس کنید در کنار کعبه یا ضریح ابا عبدالله الحسین علیهالسلام هستید، چگونه نماز میخوانید؟
آیا تا به حال در بین نماز به چنین حالاتی دست یافتهاید؟
تا به حال نماز را با این نیت که آقا امام زمان(عج) شما را میبیند خواندهاید؟
نماز شما در زندگی و رفتار و گفتارتان چه تأثیری داشته است؟ از نمازتان چه توقعی دارید؟
نماز شما چقدر طول میکشد؟ چقدر از وقتتان را صرف مقدمات نماز میکنید؟
در حال نماز تا چه حد به لباس یا مکان خود توجه دارید؟ آیا برای نماز لباس مخصوصی دارید؟
از کجا میفهمید که نمازتان قبول شده؟ آیا تا به حال احساس کردهاید که نمازتان قبول نشده و یا اینکه نماز خوبی نخواندهاید؟ در این حالت خودتان را ملامت کردهاید و تصمیم به بهتر بودن گرفتهاید؟
نماز جماعت بهتر است یا نماز فرادا؟ چرا؟ چرا به خانه خدا میگویند «خانه خدا» نظرتان در مورد رفتن به خانه خدا چیست؟ خانه خدا کجاست؟ خدا چند خانه دارد؟
آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا نماز میخوانید؟ تا به حال از نماز خواندن خسته شدهاید؟
به نظر شما، جانماز زیبا و گران قیمت کادوی مناسبی برای جشن تکلیف یا جشن تولد است؟ به نظر شما عطر، برای نماز مهمتر است یا مهمانی؟ اگر فقط، برای یک بار مصرف عطر داشته باشید، برای نماز استفاده میکنید یا برای مهمانی؟
تا به حال فکر کردهاید که زندگی بدون نماز چگونه است؟
اگر نمازتان قضا شود، چه حالتی به شما دست میدهد؟ آیا تا به حال
فراموش کردهاید که نماز بخوانید؟
اگر بخواهید یک بینماز را نمازخوان کنید، به او چه میگویید؟ اگر بفهمید دوستتان نماز نمیخواند، چه میکنید؟ آیا دوستی خود را با او ادامه میدهید؟
اگر گرسنه باشید و نماز نخوانده باشید، اول نماز میخوانید یا غذا میخورید؟ حاضرید به خاطر اینکه نمازتان با حضور قلب بیشتری باشد، کمتر غذا بخورید؟
به نظر شما، نماز در روابط خانوادگی تأثیر دارد؟ اگر فرزندتان نماز نخواند، آیا باز هم او را دوست دارید؟
اگر یک بینماز پولدار و یک نماز خوان کم پول (نه فقیر و بی پول) به خواستگاری شما بیاید، کدام را انتخاب میکنید؟
بهنظر شما برای نما ز، جای گزینی وجود دارد؟ از اینکه با خدا صحبت میکنید، چه احساسی به شما دست میدهد؟
چرا نماز خوب است؟
پرسشهای دیگری را نیز میتوان در همین راستا طراحی کرد.
گاهی، بار عاطفی از جنبههای معرفتی آن مؤثرتر است؛ مانند این پرسشها:
نمیخوانید چه احساسی به شما دست میدهد؟
آیا تا به حال فکر کردهاید که موقعیت شما نزد خداوند به چه شکل است و خداوند با چه دیدی به شما مینگرد؟
برای شما مهم است که خداوند از شما راضی باشد؟ برای شما مهم است که خدا شما را دوست داشته باشد؟
آیا تا به حال محبت خدا، لبخند خدا و رضایت او را تصور کردهاید و به فکر به دست آوردن آن بودهاید؟»
در انتخاب و تهیه پرسشها به این نکته باید توجه شود که سؤالهایی مؤثرترند که ریشهایتر باشند و مخاطب را در گیر برخی مطالب ریشهای کنند تا او به هدف خود از زندگی و عبادت پی ببرد.
در بخشهای پیشین، ابعاد مختلف نماز مطرح شد و روشن گشت که نماز، آثار و کارکردهای مختلفی دارد که برخی از آنها ناشناخته باقی مانده است. برگزاری نشستهای تخصصی با حضور کارشناسان برجسته برای بررسی جنبههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، تربیتی، فرهنگی، عرفانی، اخلاقی و شخصیتی نماز، لازم است.
در این کتاب، این جنبهها به اختصار بیان شد.
میز گردهای تخصصی، اهمیت زیادی دارند و در ترویج فرهنگ نماز در سطح جامه مؤثرند.
با توجه به ابعاد مختلف نماز، میتوان میز گردهای مختلفی در موضوعات گوناگون ترتیب داد که تمام جنبههای نماز را به مردم بشناساند.
برخی موضوعات را یادآور میشویم که پرسشهای گوناگونی ذیل آنها مطرح میشود: «آثار پزشکی نماز،(1)منطق لذت، عبودیت، عشق، زندگی بدون نماز، نیایش و نماز از نظر دانشمندان غربی.(2)آثار نماز در موفقیت تحصیلی، تأثیر نماز در شکل دهی شخصیت، تأثیر پدر و مادر در مورد نماز، نماز و نیازهای واقعی زوجهای جوان، کارکردهای سیاسی نماز، کار کردهای اجتماعی نماز، کارکردهای اقتصادی نماز، نماز و عرفان، کارکردهای تربیتی نماز، نماز و بحران هویت، نماز و خانوده».
با توجه به گستردگی تأثیر نماز، پرسشها در مورد نماز، متعدد است.
در اینجا تعدادی از آنها را بیان میکنیم:
هدف از نماز خواندن در زمانهای خاص چیست؟ چرا این همه به نماز سفارش شده است؟ فلسفه اوقات نماز چیست؟ فلسفه وضو چیست؟ خداوند نیازی به نماز ما ندارد، برای چه نماز بخوانیم؟ فلسفه نمازخواندن با زبان عربی چیست؟ هدف از اذان چیست؟ چرا زنان در نماز باید حجاب داشته باشند (مگر خدا نامحرم است)؟
چرا باید نماز را رو به قبله بخوانیم؟ چرا نماز شکل خاصی دارد و به صورت گفت و گوی آزادانه با خدا نیست؟
آثار نماز در روح انسان چیست؟ ترک نماز چه عواقبی دارد؟ چرا نماز برخی افراد بیتأثیر است؟ نماز اول وقت چه آثاری دارد؟ چرا هر نمازی انسان
را از بدی باز نمیدارد؟ چه کنیم در نماز اخلاص داشته باشیم؟ شرایط قبولی و تأثیر نماز چیست؟ تأثیر نماز در خانواده و اجتماع چیست؟
در انتها، برخی پرسشها را مطرح میکنیم که جای بررسی دارند:
نماز اول وقت مهمتر است یا نماز با حضور قلب؟
چگونه میتوان با نماز انس گرفت؟
موضوع زکات دادن حضرت علی علیهالسلام در رکوع با حضور قلب حضرت منافات ندارد؟
برای حضور قلب چه باید کرد؟
چگونه در نماز فقط به یاد خدا باشیم؟
فرق میان مسافرت نه روزه و ده روزه چیست که نماز یکی شکسته و یکی تمام است؟ مقدار پوشش مرد در نماز چقدر است؟ چگونه قبله را تشخیص بدهیم؟ در قنوت، میتوان دعای فارسی خواند؟ هنگام شک در طلوع آفتاب، نماز را چگونه بخوانیم؟ آیا گریه باعث بطلان نماز است؟ آیا لبخند نماز را باطل میکند؟ اگر در بین نماز بفهمیم در تعیین قبله اشتباه کردهایم، چه کنیم؟
بهترین نهادی که در مورد نماز، فعالیتهای یکپارچه و هماهنگی ارایه داده است، «ستاد اقامه نماز» است که در ابعاد مختلف به نشر فرهنگ نماز اقدام کرده است. چاپ و نشر کتاب، برگزاری مسابقات کتاب نویسی، اذان، مقاله نویسی در مورد نماز، هماندیشی نماز، تحقیقات، چاپ فصل نامه «نیایش»، دفتر نمایندگی در نقاط مختلف کشور، برنامهریزی برای برپایی نماز در مدارس و عرضه محصولات فرهنگی در ارتباط با نماز، مانند کارت پستال، از
مهمترین کارهای این ستاد است.
نهادهای دیگری نیز در مؤسسههای مختلف به طور پراکنده و نامنظم در قالب امور فرهنگی، به مسئله نماز پرداختهاند.
چون نماز، آثار و کارکردهای مختلفی دارد و از جنبههای مختلفی قابل بررسی است، در هر موردی، باید به کارشناسان مربوط مراجعه کرد. از این رو، کارشناسان متعددی را میتوان در مورد نماز برشمرد.
برخی از نویسندگان، کتابهای متعددی، در مورد نماز نگاشتهاند.
در این میان، میتوان از آقای عباس عزیزی نام برد که در مورد جنبههای عبادی، تفسیری و روایی نماز، کتابهای متعددی را نگاشته است که تعدادی از آنها توسط ستاد اقامه نماز چاپ شده است.
داستان، امروزه یکی از مهمترین ابزار فرهنگی است که در نشر و گسترش عقیدهای خاص، مورد استفاده قرار میگیرد و بدون اینکه حساسیت ایجاد کند، بستر مناسبی برای تولد و رشد یک عقیده ایجاد میکند.
داستان، حرکت خزندهای برای امور تبلیغاتی است که در تهاجم فرهنگی نیز ابزار کار آمدی به شمار میآید.
با توجه به وجهه فرهنگی و روشنفکری نمایانه داستان، افکار عمومی با بینشی مثبت به آن مینگرد و کمتر از جنبههای مخرب و مخفی آن آگاهی دارد.
از این رو، امروزه دشمنان انقلاب در تهاجم فرهنگی، از داستان به خوبی استفاده میکنند. با توجه به کارکرد تبلیغاتی مثبت داستان، باید در راه گسترش
فرهنگ دینی از آن استفاده کرد.
نماز نیز، یکی از مهمترین افعال دینی است که در گسترش آن میتوان به خوبی از داستان بهره گرفت.
داستانهای مفید و مؤثر در مورد نماز را میتوان به چند دسته تقسیم کرد:
باید گفت جهاد در راه خدا و جنگیدن با دشمنان او، بدون ایمان و عرفان، حقیقی و ناب نخواهد بود. همان گونه که عرفان خالص هم بدون ایثار مال و جاه و نثار جان حاصل نخواهد شد.(1)
رزمندگان اسلام، نمازگزاران برجستهای هستند که تابلوی تمام نمایی از کمال و دنیا گذشتن را به تماشای عالمیان گذاشتند. داستانهای زیبا و لطیفی که در مورد نماز در سنگرهای نور در خط مقدم بیان شده، حکایات ناب و بی نظیری است که به خوبی رسالت داستان را به جا میآورند.
در مورد جبهه و نماز، سه کتاب نماز در اسارت، کوتاه و خواندنی از نماز و پیشانی سوخته را میتوان نام برد که هر سه کتاب بهوسیله ستاد اقامه نماز چاپ شده است.
علما و عرفا، بزرگترین الگوهای دینی مردم هستند که عبادت را در وادی عمل به زیبایی معنا کردهاند. داستانهای نماز علما و عرفا بسیار مؤثر و زیباست و در افکار عمومی مؤثر خواهد بود.
کتاب امام در سنگر نماز، به وسیله ستاد اقامه نمازو کتاب عطر بوی نماز به
1) 1. برای مطالعه بیشتر نک: حماسه و عرفان، عبد الله جوادی آملی، انتشارات اسراء، قم.
وسیله انتشارات کتابهای قاصدک در مورد نماز امام خمینی چاپ شده است.
کتاب نماز ابرار نیز به وسیله ستاد اقامه نماز چاپ شده که داستانهای نماز علما را بیان میکند.
کتابهای سرود شکفتن،(1)داستانهایی از نماز، داستانهایی از نماز اول وقت،(2)داستان نماز عارفان(3)و بهترین پناهگاه(4)نیز در مورد نماز به چاپ رسیدهاند.
رسانه، امکانات زیادی دارد و میتواند داستانپردازی و اسطوره سازی کند. بهتر است داستانهایی ساخته شود که یک فرد بی نماز، در فرآیندی با نماز آشنا شود و جزو نمازگزاران قرار گیرد. همچنین آثار بی نمازی و نمازگزاری در این داستانها بیان شود.
به نظر میرسد این نوع داستانها از موفقیت بیشتری بر خوردارند. به ویژه اینکه، نویسنده اختیارات بیشتری دارد و مفاهیم و نکات بیشتری را میتواند در داستان جای دهد.
نماز عبادتی است عظیم که ارتباط انسان با خدا را در بر دارد و گسترش آن مستلزم بهکارگیری ابزار مختلف اطلاع رسانی و تبلیغاتی است. در این میان، رسانه از اهمیت خاصی برخوردار است.
رسانه، در ایجاد و چگونگی فرهنگ نوین اجتماعی بسیار مؤثر است وبا توجه به گستره مخاطبان و امکانات بالقوه و بالفعلش در انتقال و پردازش پیام، ابزار کار آمدی به شمار میآید.
از آنجا که ارزشها و ماهیت انقلاب اسلامی ایران، از سوی دشمنان اسلام همواره مورد تهاجم است، رسانه در گسترش فرهنگ نماز، رسالت انقلابی خاصی بر عهده دارد. بررسی عملکرد رسانه، نقاط ضعف و قوتی را نشان میدهد که بر لزوم برنامهریزی یکپارچه و دقیق میافزاید. رسانه، باید راهکارهای گوناگونی در سطوح مختلف سنی را با دقت پیریزی کند تا به رسالت خویش در تقویت فرهنگ دینی عمل کند. پیش از تدوین این راهکارها، باید مخاطبشناسی با دقت انجام شود تا راهکارهای اصلاحی، مؤثر واقع شود و اثر منفی نداشته باشد.
در مورد نماز، کتابهای زیادی چاپ شده است. انتشارات ستاد اقامه نماز، کتابهای زیادی در ابعاد مختلف با موضوع نماز چاپ کرده است که استفاده از آنها، بسیار راهگشاست. این کتابها در موضوعات ادبی، عرفانی، تاریخی، تربیتی و اجتماعی در مورد نماز است. در هر رده سنی، کتابهایی ویژه آن رده چاپ شده است.
ستاد اقامه نماز، مقالات و سخنرانیهای اجلاس نماز را نیز چاپ کرده است. فصلنامه «نیایش»، مجلهای پژوهشی ـ مطالعاتی در مورد نماز است که توسط ستاد اقامه نماز چاپ میشود.
دیگر انتشارات و نهادها نیز کتابهایی در این مورد چاپ کردهاند.
برخی از آنها را بیان میکنیم.
کتابهای امام خمینی قدسسره در مورد نماز؛ مانند آداب نماز، سر الصلاة، چهل حدیث و تفسیر سوره حمد، چاپ مؤسسه نشر آثار امام.
کتاب اسرار الصلوة میرزا جوادآقا ملکی تبریزی، انتشارات پیام آزادی.
نقش نماز در شخصیت جوانان،نوشته مصطفی خلیلی، انتشارات زایر.
هزار و یک نکته در مورد نماز، نوشته حسن دیلمی، انتشارات نهاد ولی فقیه در بسیج وزارتخانهها و ادارات.
بهرهوری در آموزشهای نماز، نوشته حسن توانایان فرد، چاپ نگارنده.
آروری، سوسن، مشاعره و نماز، ستاد اقامه نماز، تهران.
ادوانس بلس، ترجمه: مهری قراچه داغی، روانشناسی تنبلی، انتشارات روش نو، تهران، 1371.
افروز، غلامعلی، روشهای پرورش احساس مذهبی «نماز» در کودکان و نوجوانان، واحد انتشارات انجمن اولیا و مربیان، تهران.
بابایی، عبدالله، ارتباط ارزشهای انسانی، انتشارات دستان، تهران، 1372.
بازرگان، مهدی، مرز دین و سیاست.
ــــــــــــــــ ، آخرت و خدا، هدف بعثت، خدمات فرهنگی رسا، 1377.
باقری، خسرو، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، وزارت آموزش و پرورش و سازمان پژوهش و برنامهریزی، تهران، 1368.
تاج لنگرودی، محمد مهدی، نماز در خانواده، دفتر نشر ممتاز، چاپ دوم، زمستان 1375.
جان. ب. تامپسون، رسانه و مدرنیته، ترجمه: مسعود اوحدی، انتشارات سروش.
ــــــــــــــــ ، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ترجمه: مسعود اوحدی، موسسه فرهنگی آیندهپویان، تهران، 1379.
جعفری، محمد تقی، فرهنگ پیرو، فرهنگ پیشرو، موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، تهران، 1379.
جوادی آملی، عبد الله، حماسه و عرفان، مرکز نشر اسراء، زمستان 1377، قم.
خامنهای، علی، فرهنگ و تهاجم فرهنگی، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، تهران، بهار 1375.
خورخه لارین، مفهوم ایدئولوژی، ترجمه: فریبرز مجیدی، وزارت امور خارجه، مرکز چاپ و انتشارات، 1380.
دهخدا، علی اکبر، لغتنامه دهخدا، موسسه فرهنگ دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران، 1377.
ذوعلم، علی، انقلاب و ارزشها، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، قم.
رحمتی، محمد صادق، روانشناسی اجتماعی معاصر، انتشارات سینا، قم، 1371.
رزاقی، احمد، تبلیغات دینی، ابزار و شیوهها.
رهبر، محمدتقی، پژوهشی در تبلیغ، سازمان تبلیغات ـ معاونت پژوهشی، 1371.
ساروخانی، باقر، درآمدی بر دائرة المعارف علوم اجتماعی. نشر کیهان، تهران، 1375 ـ 1376.
ستاد اقامه نماز، تهران، نماز راهی به سوی کامیابی، مجموعه سخنرانیها، میز گردها و کمیسیونهای ششمین اجلاس نماز
ستاد اقامه نماز، نماز و زندگی، مقالات برگزیده هشتمین اجلاس سراسری نماز.
ستاد اقامه نماز، نیایش، فصل نامه مطالعاتی ـ تحقیقاتی نماز، شماره 1 و 2.
ستاد اقامه نماز، نیایشنامه، فصل نامه پژوهشی ـ مطالعاتی نماز، پیش شماره(3) زمستان 1378، تهران.
صانعی، پرویز، جامعهشناسی ارزشها، کتابخانه گنج دانش، تهران، 1372.
عزیزی، عباس، نمازهای مستحبی، ستاد اقامه نماز.
فلسفی، محمد تقی، گفتار فلسفی، کودک از نظر وراثت و تربیت، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1378.
قائمی، علی، هدایت نوجوان به سوی نماز، چاپ ششم، ستاد اقامه نماز، تهران، پاییز 1373.
ــــــــــــــــ ، اقامه نماز در دوران کودکی و نوجوانی، ستاد اقامه نماز، 1376.
ــــــــــــــــ ، هدایت نوجوانان به سوی نماز، ستاد اقامه نماز، تابستان 1376.
کارگر محمد یاری، رحیم، نماز از دیدگاه دانشمندان و متفکران، چاپ سوم، ستاد اقامه نماز، تهران، پاییز 1377.
کاشانی، ملا فتح الله، منهج الصادقین فی الزام المخالفین، انتشارات علمیه اسلامیه، تهران، 1360.
کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، اصول کافی، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت، تهران.
مای لی، شخصیت، ترجمه: محمود منصور.
مجلسی، محمد تقی، بحارالانوار، دارالمکتب الاسلامی، تهران، 1362.
محسنی، منوچهر، بررسی آگاهیها، نگرشها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی درتهران، انتشارات زهد، تهران، 1379.
محسنی، منوچهر، جامعهشناسی عمومی، تهران، طهوری، 1374.
محمدی، حسین، قرائت دین، انتشارات ظفر، قم، 1380.
مصباح، محمد تقی، فلسفه اخلاق، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1381.
معین، حسن، فرهنگ معین، تهران، انتشارات معین.
ملک محمدی، مجید، چهل نکته پزشکی پیرامون نماز، موسسه فرهنگی انتشاراتی معارف، تهران، شهریور 1376.
ــــــــــــــــ ، چهل نکته پزشکی پیرامون نماز، موسسه فرهنگی و انتشاراتی معارف، چاپ اول، تهران، شهریور، 1376.
موریس دو بس، هانری پیرن، تفاوتهای فردی، روانشناسی اختلافی، ترجمه: محمد حسن سروری، انتشارات علمی، تهران، 1368.
نراقی، احمد، معراج السعادة، موسسه انتشارات هجرت، قم، 1374.
نگارش، حمید، هویت دینی و انقطاع فرهنگی، نمایندگی ولی فقیه در سپاه، مرکز تحقیقات اسلامی.
نیک خلق، علی اکبر، مبانی جامعهشناسی، نشر بهینه، تهران، 1379.
هاشمی، سید مجتبی، تربیت و شخصیت انسانی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1372.
یولیان لانگ، سیر تکامل فرهنگ، ترجمه: بیژن دانشور.