ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : خورشید پنهان/رضا لکزایی
مشخصات نشر : قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، ۱۳۹۱.
مشخصات ظاهری : ۱۰۸ ص.
وضعیت فهرست نویسی : در انتظار فهرستنویسی (اطلاعات ثبت)
شماره کتابشناسی ملی : ۴۳۵۷۷۹۸
خورشید پنهان
(وظایف منتظران)
حجت الاسلام و المسلمین شهید نعمت الله پیغان
به کوشش رضا لک زایی
مؤسسه فرهنگی - هنری عرشیان کویر تاسوکی
با همکاری بنیاد مهدویت
خورشید پنهان
مؤلف/ حجت الاسلام و المسلمین شهید نعمت الله پیغان
ناشر/ بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)
طراح جلد و صفحهآرا/ عباس فریدی
نوبت چاپ/ اول ـ بهار 91
شمارگان/ ده هزار نسخه
بها/ 1400 تومان
مراکز پخش:
ص. پ: 119-37135 / تلفن: 7737801 /فاکس:7737160
WWW.IMAMMAHDI313.COM
info@imammahdi-s.com
شابک: 3-38-6262-600-978
بسم الله الرحمن الرحیم
پیشگفتار7
مقدمه14
فصل اول: شناخت امام و مفهوم انتظار17
شرح حالی از امام18
ضرورت شناخت حقیقی امام19
مفهوم انتظار22
فصل دوم: عشق به امام25
چرا عشق به امام واجب است؟26
دل زنده29
یک بیت، یک خانه31
ادب31
سلام32
هدیه33
گریه34
فصل سوم: عهد و پیمان37
میثاق38
نیایش43
کفنپوش مسلح45
فصل چهارم: خودسازی47
میخواهم از اصحاب حضرت باشم48
شفاعت49
دریاب که میتوانی50
این دعا را بخوان51
سپر مؤمن52
خودت را بشناس53
ناشناس باش54
سکوت یا ستیز؟55
حقوق بشر56
امان ز لحظۀ غفلت که شاهدم هستی57
جسم آرام، جان بیقرار57
آن خواهم که هیچ نخواهم58
هر عاشقی را معشوقی است59
کنترل زبان60
رضایت61
فصل پنجم: آمادۀ ظهور63
نشانههای ظهور64
سراب حقیقت65
اجتهاد نکن، اطاعت کن65
حق امام66
سرّ صبر66
آن چهره نازنین67
شادی خدا67
دوستم داری؟68
بهتر از هفتاد هزار عابد68
هر کس ایمان دارد، آنجا ننشیند70
فصل ششم: انتظار فرج71
دعا برای فرج72
مبحث اول: فضیلت انتظار72
مبحث دوم: وجوب انتظار73
مبحث سوم: معنای انتظار73
شوق دیدار76
غم فراق76
تعیین وقت قبلی ممنوع82
دروغگو82
نمازی با صد إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِین83
به یاد او و برای تو84
فصل هفتم: متولیان عصر غیبت91
ولایت فقیه93
کتابنامه95
پیوستها97
زندگینامه روحانی شهید تاسوکی98
فاجعه تاسوکی چه بود؟101
بیشتر بدانیم107
«سلام بر زندگی و حیات، سلام بر شور و نشاط، سلام بر غربت افرادی که همواره تنها زیستهاند و سلام بر آنهایی که سر بر سنگ بیابان گذاشتهاند و غریبانه و بیکس از جور و ستم نامردان جان سپردهاند، و سلام بر مردان نیک خدا و سلام بر ائمه و سلام بر حضرت ولی امر عجّل الله تعالی فرجه، آن عاشق بزرگ.»(1)
یا رب آن آهوی مشکین به ختن باز رسان
وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان
دل آزرده ما را به نسیمی بنواز
یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان
از حضرت ولیّ عصر(عج) سخن گفتن، همیشه شیرین و دلنشین و حرکتزا و امید آفرین است، به ویژه آنکه سخنگویش کسی باشد که خود در راه تبلیغ اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم، پا بر سر جان خویش گذشته باشد و شربتی شیرین از باده شهادت نوشیده
1) فرازی از دستنوشته شهید روحانی تاسوکی، حجت الاسلام و المسلمین نعمت الله پیغان.
باشد؛
با صبا در چمن دهر سحر میگفتم
که شهیدان کهاند این همه گلگلون کفنان
کتاب خورشید پنهان، به خامه استادی نگاشته شده که در حال گذراندن مدارج بالای حوزوی و دانشگاهی بود و در عین حال برای انجام وظیفه مهم تبلیغ و تعلیم و تربیت، در مناطق و سطوح مختلف در حال تلاش بود.
خداوند استادم و تمامی شهدا را غریق رحمت کند و برتر از اخلاص آن شهید سعید را به ما ارزانی دارد.
امید است که کتاب خورشید پنهان که به احتمال قوی از حدیث معروفی که امام زمان(عج) را به خورشید پشت ابر تشبیه نموده، اقتباس شده، برای تمامی گروههای سنی مفید باشد.
کتاب حاضر در هفت فصل کوتاه، اما پرمحتوا سامان یافته است. جذابیت، اختصار و مفاهیم بلندی که از احادیث معصومین علیهم السلام نشأت گرفته باعث میشود که خواننده بیآنکه احساس خستگی و کمحوصلهگی کند، کتاب را چونان شربتی شیرین تا آخر سر بکشد.
در فصل اول، درباره اهمیت شناخت امام
یعنی نخستین و کلیدیترین وظیفهای که هر شیعه منتظر و دلداده در مورد امام خویش دارد، و در روایاتی متعدد هم بر این معنی تأکید شده است، آمده و سپس راجع به مفهوم پرشور و حرکتآفرین انتظار و چشم به راه بودن حضرت اباصالح المهدی سخن گفته شده است.
پس از معرفت، نوبت محبت است؛ از این رو در فصل دوم از ضرورت عشق و محبت و مودت نسبت به امام عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ بحث شده و در ادامه راههایی که منتهی به منزل دوستی با امام حاضر ناظر میشود، نشان داده شده است.
شرط محبت وفاست، و در فصل سوم ابر سخن در وادی با طروات وفا و میثاق و عهد و پیمان باریدن گرفته است.
پس از تحکیم پیمان، نوبت پاکی درون است که در فصل چهارم با عنوان خودسازی به آن پرداخته شده است. در وادی وفا، آراسته و پیراسته باید وارد شد، آراسته به خوبیها و پاکیها و و پیراسته از بدیها و تیرگیها. باشد که گذر از پل پاکی و خودسازی ما را به محضر آن پاک طینتِ پاک
نهاد، رهنمون شود.
بعد از خودسازی، و بلکه همراه خودسازی، دیگرسازی و تمدنسازی و دعوت است. دعوت کردن مردم به آن حضرت از مهمترین طاعات و واجبترین عبادات است و بر مسلمین لازم است که تمام سعی و تلاش خود را بنمایند تا در همه ابعاد علمی و عملی و معنوی پیشرفت کنند تا موجبات ظهور حضرت ایشان هر چه زودتر فراهم شود.
در فصل ششم دوباره به انتظار پرداخته شده است. آن انتظار ابتدای راه بود و این انتظار پایان راه. انتظار ضد یأس و ناامیدی است، پس هر چه انتظار شدیدتر باشد آمادگی و مهیا شدن قویتر خواهد بود. چنان که هر چه محبت شدیدتر و دوستی بیشتر باشد مهیا شدن برای دیدار محبوب زیادتر میشود و فراقش دردناکتر. بنابراین مؤمنی که منتظر مولایش باشد هر قدر که انتظارش شدیدتر باشد، تلاشش در آمادگی برای آن به وسیله پرهیز از گناه و کوشش در راه تهذیب نفس و پاکیزه کردن درون از صفات نکوهیده و به دست آوردن خویهای پسندیده بیشتر میشود و بیتردید، هر چه انتظار بیشتر باشد
صاحب آن، مقام و ثواب بیشتری نزد خدای عزوجل خواهد داشت. به این ترتیب این انتظار، تمامی منزلهای قبلی را به همراه دارد. گویی طوافی را به پایان رساندهای وقتی که در مقصد به مبدأ رسیدهای.
و در فصل پایانی از پایان یافتن انتظار و تشکیل حکومت جهانی حضرت حجت میخوانیم که به یاری خداوند جمهوری اسلامی ایران و شکوفه بیداری اسلامی که اکنون شکفته شده، مقدمه آن حکومت سراسر نور است.
امیدواریم به زودی آثار دیگری از شهید روحانی تاسوکی و گلچینی از دستنوشتههای این شهید عزیز و سعید را به علاقمندان راه حقیقت و هدایت تقدیم کنیم.
برخی از عناوین مقالات منتشر نشده ایشان عبارتند از: انسان کامل از دیدگاه عرفا، بررسی مسأله شر، توحید عبادی و شبهات وهابیت، آثار ایمان به معاد و انکار آن، بررسی مسئلۀ رؤیت، تأملی در احادیث اثنی عشریه، بررسی اجمالی عقاید اسلامی، وظایف منتظران، تدوین و تطبیق احادیث حیا، نظریه استعمال در مباحث اصول آیت الله صدر،
تقسیمات الفاظ از حیث ظهور و خفا، معرفی کتاب اوائل المقالات و.... گفتنی این که کتاب «عوامل و موانع انسجام اسلامی از دیدگاه قرآن کریم» از این شهید سعید به همت دانشگاه زابل پیش از این منتشر شده است.(1)
ضمن قدردانی از تلاش بنیاد مهدویت استان سیستان و بلوچستان به خاطر انتشار اثر حاضر، بر خود لازم میدانم از خانواده محترم شهید پیغان که اصل مقالات و دستنوشتههای شهید را در اختیار اینجانب گذاشتهاند؛ از مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام به ویژه مدیر کل روابط عمومی، جناب حجت الاسلام و المسلمین سید علیرضا حسینی عارف، که در آماده سازی و انتشار مقالات شهید روحانی تاسوکی از جمله بخشهایی از همین کتاب را در خبرگزاری اهل بیت علیهم السلام فراهم نمودند، و نیز با تهیه ویژهنامه و انجام مصاحبه و انتشار اخبار صحیح، سریع و دقیق تا حد زیادی مظلومیت رسانهای شهدای
1) نعمت الله پیغان، عوامل و موانع انسجام اسلامی از دیدگاه قرآن کریم، به کوشش مهدی لک زایی، قم، مؤسسه بوستان کتاب، 1386.
فاجعه تروریستی شرق کشور، از جمله شهدای فاجعه تروریستی تاسوکی را برطرف کردند، تشکر کنم. از همکارانم در مؤسسه فرهنگی ـ هنری عرشیان کویر تاسوکی که با مدیریت دکتر شریف لکزایی، چند روز پس از فاجعه تروریستی تاسوکی فعالیتشان را در بینامی و گمنامی آغاز کردند و مظلومانه و مجاهدانه حرکت الهیشان را ادامه دادند، تشکر و قدردانی کنم. همچنین از آقای مهدی لکزایی که آماده سازی اولیه این اثر را بر عهده داشتند، تشکر میکنم. از همسر و فرزندم که همواره در راه تحقیق و پژوهش یاریگرم هستند تقدیر و تشکر میکنم. اینک متن کتاب، پس از آنکه آیات و روایاتش با متون اصلی مقابله شده و برخی تیترها توسط نگارنده بازنویسی و به همراه محتوای متن، ویرایش شده است حضورتان تقدیم میشود.
و الحمدلله رب العالمین
رضا لک زایی
یازدهم آذر ماه 1390
بیتردید امامان معصوم پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بهترین الگوها و اسوهها در صحنههای زندگی فردی و اجتماعی و سیاسی هستند. امامان معصوم علیهم السلام که ادامه دهنده و در واقع تکمیل کننده راه پیامبر اعظم بودهاند، همه در راستای هدفی واحد و مشخص که همان بیان احکام و تعالیم اسلامی بود گام برداشتهاند. اما بر حسب اوضاع و احوال و شرایط اجتماعی، سیاسی جامعه موضع گیریهای متفاوتی داشتهاند.
با رجوع به اوضاع و احوال امامان مشخص میشود که هرکدام با توجه به امدادها و الهامات غیبی الهی سیره خاصی را در پیش گرفتهاند. برخی از آنان با دشمن صلح نموده، برخی دیگر جنگ؛ یکی از امامان مرکز علمی تأسیس کرده و به پرورش شاگردان پرداخته؛ دیگر امام همام در شعاع دیگری گام برداشته و امامی دیگر خلافت کرده و دیگری پیشنهاد ولیعهدی و خلافت را به اجبار پذیرفته است. در این میان اوضاع و احوال و اتفاقات زمان امام حسن عسکری علیه السلام و به خصوص جانشین
ایشان بسیار متفاوت از دیگر امامان است.
با توجه به خفقان و فشارهایی که به ویژه از زمان امام نهم به بعد بر اهل بیت وارد گشت و گسترش یافت، باعث شد که فعالیتهای امام یازدهم و دوازدهم به حداقل برسد و زمینه مساعد جهت استفاده و بهرهمندی از امامان در جامعه فراهم نشود. لذا حکمت الهی در مورد امام دوازدهم متفاوت از امامان دیگر رقم خورد. خواست و اراده خداوند بر این تعلق گرفت که «او» تا زمانی که آمادگی و زمینۀ لازم در جامعه پیش آید، غیبت کند.
غیبت آخرین امام دلایل خاص خود را دارد. یکی از این دلایل حفظ دین خدا و دیگری آزمایش مردم است؛ - که از سنتهای ثابت الهی بوده - دلیل آزمایش هم انتخاب و شناختن صالحان و گزینش پرهیزگاران است. بیتردید غیبت امام عصر یکی از مصادیق آزمایش الهی در عرصه ایمان، اعتقاد، صبر و انتظار بندگان است.
با توجه به آیات و روایات، ظهور آخرین منجی فرا میرسد و این وعده الهی است برای بندگان و چون وعده و خواست الهی است لذا
هیچ گونه خطا و خلف وعده در آن راه ندارد. اما این که زمان ظهور کی است؟ کسی از آن آگاه نیست.
«حضور او» و سپس «ظهور او» وظایفی را برای ما رقم زده است؛ نوشته حاضر تلاشی است در جهت بر شمردن این وظایف و در بردارنده فلسفه انتظار و علت غیبت حضرت؛ امید میرود مورد استفاده منتظران آن حضرت قرار گیرد.
دوازدهمین پیشوای معصوم و آخرین وصی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در سپیده دم جمعه نیمه شعبان سال 255 یا 256 هجری در سامرا چشم به جهان گشود. پیشوایان معصوم بنا به دلایلی شعیان را از ذکر نام آن حضرت نهی کرده و همین قدر فرمودهاند که او همنام پیامبر اسلام «محمد» و هم کنیه آن حضرت «ابوالقاسم» است. مشهورترین القاب آن حضرت(عج) «مهدی، قائم، حجت، بقیهالله» است.
پدر گرامیاش امام حسن عسکری علیه السلام یازدهمین امام و مادرش جناب نرجس، دختر یشوعا پسر قیصر روم و از نسل شمعون یکی از حواریون حضرت مسیح علیه السلام است و به نامهای
ریحانه، سوسن و صیقل هم از او یاد کردهاند.(1)
اولین و مهمترین وظیفهای که هر شیعه منتظر در مورد امام خویش دارد، به دست آوردن معرفت و شناخت نسبت به آن امام است و در روایات متعدد به این مطلب تصریح شده است؛ از جمله پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمودهاند: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به جاهلیت مرده است.»(2)پس در هر عصری شناخت امام آن زمان امری لازم و ضروری است و پس از آن، اطاعت از امام واجب میشود. در دعای بعد از زیارت آل یاسین میخوانیم:
«خدایا! درود بنویس بر ولی خود و فرزند اولیائت، که اطلاعت آنها را بر خلق لازم و فرض گردانیدی و حق آنها را واجب کردی.»(3)
بر همین اساس هر کس که اطاعتش
واجب باشد باید صفاتش را شناخت تا با شخص دیگری که به دروغ مقام او را مدعی است اشتباه نشود، بنابراین شناخت و دانستن صفات حضرتش واجب میباشد.
شاهد این مطلب، اهتمام پیامبر و ائمه علیهم السلام به بیان نمودن صفات و ویژگیهای خاص آن حضرت در هر زمان میباشد که او را حتی از امامان متمایز مینماید تا چه رسد به مردم دیگر. پس شناخت امام لازم است و این شناخت جز به دو امر حاصل نمیشود:
اول: شناخت شخص امام علیه السلام به نام و نسب.
دوم: شناخت صفات و ویژگی های او.
در زیارت جامعه کبیره می خوانیم:
«فَبِحَقِّهِمُ الذی أوجَبتَ لهم علیکَ أسئلُکَ اَن تُدخِلَنی فی جمله العارفین بهم وَ بِحَقِّهِم؛ خدایا! پس از تو میخواهم به آن حقی که برای ایشان بر خود واجب کردی که مرا در گروه عارفان مقام به حق آنها قرار دهی.»(1)
بنابراین باید معرفت را از خداوند درخواست کرد:
«چرا که علم، فقط با آموزش و درس
1) مفاتیح الجنان.
خواندن نیست، بلکه علم نوری است که خداوند در دل هر کسی که بخواهد هدایتش کند قرار می دهد و هر که را خداوند هدایت کند، هدایت یافته است.»(1)
در کتاب کافی به سند خود از محمد بن حکیم نقل کرده است:
به امام صادق علیه السلام عرضه داشتم معرفت ساخته کیست؟
حضرت فرمود: «از ساختههای خداوند است، بندگان را در ساخت آن بهرهای نیست.»(2)
پس بر بندگان لازم است که از درگاه خداوند شناخت و معرفت امام زمانشان را بخواهند تا آن را برایشان روزی نماید و کامل گرداند.
هنگامی که شناخت و معرفت درباره آن حضرت کسب شد، باید امامت و پشوایی آن حضرت به طور کامل مورد قبول واقع شود. در روایات متعدد انسان بر حذر داشته شده از
اینکه امامت حضرت مهدی(عج) را انکار نماید، چنان که در حدیث آمده است:
«مَن کَذَّبَ بِالمَهدِی فَقَد کَفَر؛ هر کس حضرت مهدی را تکذیب نماید کافر شده است.»(1)
و نیز در حدیثی دیگر است:
«مَن اَنکرَ خُرُوجَ المَهدِی فَقَد کَفَرَ بِما اُنزِلَ عَلَی محمد؛ هر کس خروج حضرت مهدی(عج) را انکار نماید پس همانا کافر گشته است به آنچه بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرود آمده است.»(2)
در معانی انتظار آمده است: انتظار یعنی چشم داشتن و چشم به راه بودن. چشمداشت یک تحول، یک رویداد خوب، یک گشایش و... یا چشم به راه آینده مطلوب، چشم به راه یک عزیز سفر کرده و یا چشم به راه یک منجی.(3)به این معنا انتظار مفهومی است که با نهاد
همه انسانها عجین شده است و می توان گفت که همه انسانها به نوعی منتظرند.
انتظار، امید به آینده را در انسان زنده نگه میدارد و انسان را وادار به حرکت و تکاپو و تلاش مینماید. اگر انتظار نبود امید معنی نداشت، از این رو است که در روایتی از پیامبر آمده است:
«امید برای امت من مایه رحمت است و اگر امید نبود هیچ مادری فرزندش را شیر نمیداد و هیچ باغبانی درختی نمیکاشت».(1)
با توجه به اهمیت انتظار و نقش امید بخش این مفهوم در زندگی، تلاش مکتب اسلامی از یک سو فضیلت بخشیدن به انتظار گشایش و امید به آینده و از سوی دیگر نکوهش یأس و ناامیدی و از بین بردن کسالت و دلسردی در جامعه اسلامی میباشد. چنان که قرآن کریم ناامیدی از رحمت خدا را از ویژگیهای کافران بر شمرده است و میفرماید:
«لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُون؛ جز گروه کافران کسی از رحمت خدا نومید
1) بحارالانوار، ج77، ص173.
نمیشود.»(1)
در واقع در اینجا ناامیدی که از آن به کفر یاد شده همان دلسردی و یأس از حرکت و تکاپو که نیاز انسان و جامعه انسانی است میباشد. این آیه انسان را دعوت به تلاش و حرکت میکند و در واقع مهمترین نکتۀ آیه حرکت و تلاش و امید است.
انتظار فرج نیز با توجه به آیات و روایات دارای همین ویژگیها است. انتظار فرج، امید به آینده و حرکت و تلاش انسانها را برای ساختن جامعه ای خوب نوید میدهد.
1) سوره یوسف، آیه 87.
یاد نمودن فضایل آن حضرت(عج) کاری اختیاری است که مورد تشویق و ترغیب ائمه معصومین - علیهم السلام - قرار گرفته است و این مضمون در ادعیه نیز آمده است.(1)
در دعایی که بعد از زیارت آل یاسین آمده می خوانیم: «وَ اَن تَملَاَ قَلبِی نُورَ الیَقیِنِ... وَ مَوَّدَتِی نُورَ المُوالاهِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ علیهم السلام حَتَّی اَلقاکَ؛ خدایا! از تو میخواهم که سینهام را از نور دوستی محمد و آل محمد، سرشار کنی، تا آن زمان که تو را ملاقات کنم.»(2)
در اینکه محبت تمام ائمه علیهم السلام و دوستیشان
بخشی از ایمان و شرط قبولی اعمال است شکی نیست، ولی در اهتمام به محبت مولایمان حضرت مهدی(عج) خصوصیتی است که سبب شده به طور خصوص به آن امر گردد و این به دو جهت است:
1- عقل حکم می کند که حضرت را دوست بداریم، چون تمام نعمتها و عنایات بیپایان خداوند به واسطه و به برکت وجود مبارک مولایمان ما را در برگرفته است.
2- روایات نیز میرساند که محبت و دوست داشتن آن حضرت لازم است. سید محدث بحرانی در کتاب غایه المرام به نقل از نعمانی به سند خود از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده که ایشان فرمود:
«خداوند در شب معراج به من وحی فرمود: ای محمد! چه کسی را در زمین بر امتت جانشین کردهای؟ و حال آنکه او بهتر میدانست. گفتم: ای پروردگار عموزادهام را. فرمود: علیبنابیطالب را؟ گفتم: آری پروردگارا. فرمود: ای محمد! من به زمین نظری افکندم پس تو را از آن برگزیدم، پس اینکه تو با من یاد شوی من محمود هستم و تو محمد هستی، بار دیگر بر آن نظری افکندم
و علیبنابیطالب را برگزیدم، پس او را جانشین تو قرار دادم که سید پیغمبرانی و علی سید اوصیا و برای او اسمی از اسمهایم را قرار دادم که من اعلی هستم و او علی است. ای محمد! من علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان را در یک نور آفریدم، سپس ولایت شما را بر فرشتگان عرضه نمودم، پس هر که آن را پذیرفت مؤمن شد و هر که آن را انکار نمود از کافران گردید، ای محمد! اگر بندهای از بندگانم آنقدر مرا پرستش نماید تا اینکه بمیرد، سپس در حالی که منکر ولایت شما باشد، مرا ملاقات کند او را به جهنم خواهم برد. سپس فرمود: ای محمد! آیا میخواهی آنها را ببینی؟ گفتم: آری. فرمود: پیش بیا. چون پیش رفتم ناگاه علیبنابیطالب و حسنبنعلی و حسینبنعلی و علیبنحسین و محمدبنعلی و جعفربنمحمد و موسیبنجعفر و علیبنموسی و محمدبنعلی و علیبنمحمد و حسنبنعلی و حجتقائم را که همچون ستارهای درخشان در میان آنان بود، دیدم. گفتم: ای پروردگار من! اینان کیستند؟ فرمود: اینان امامان هستند و این قائم است، حلالم را حلال و حرامم را حرام
مینماید و از دشمنانم انتقام میگیرد، ای محمد او را دوست بدار که من او و دوست دارنده او را دوست دارم.»(1)
این حدیث بیانگر این است که محبت آن حضرت، مقتضی امر مخصوصی از سوی خدای تعالی است.
با اینکه محبت همه ائمه علیهم السلام واجب است ولی دو ویژگی سبب محبت خاص شده است: چیره شدن دین و غالب گردیدن مسلمین بر کافرین به دست آن حضرت.
برپا نمودن مجالسی که حضرت ولیعصر(عج) در آنجا یاد شود و مناقب و فضایل آن حضرت ترویج و منتشر گردد، موجب ترویج دین خداوند و یاری نمودن نیکی، تقوی، تعظیم شعائر الهی و نصرت ولی الله است. امام صادق علیه السلام فرمودند:
«یکدیگر را دیدار کنید، که در دیدارتان زنده شدن دلهایتان و یادآوری احادیث ما هست و احادیث ما، شما را نسبت به یکدیگر
1) غایة المرام، باب 23، حدیث 105، ص88.
مهربان میسازد که اگر آنها را به کار گیرید رستگار شده و نجات یافتهاید و هر گاه آنها را ترک گویید گمراه شده و هلاک میگردید، پس به آنها عمل کنید که من نجات شما را ضمانت میکنم.»(1)
حضور یافتن و نشستن در این گونه مجالس از ارزش بالایی برخوردار است، چنان که حضرت امام رضا علیه السلام میفرماید:
«هر کس در مجلسی بنشیند که امر ما در آن زنده میگردد دلش نخواهد مرد، روزی که دلها میمیرند.»(2)
باید گفت برپا نمودن این مجالس در برخی زمانها واجب است، مانند زمانی که مردم در معرض انحراف و گمراهی باشند و برپایی این مجالس سبب جلوگیری از هلاکت دینی آنان و مایه ارشاد و راهنمایی ایشان به راه هدایت گردد.
خداوند متعال میفرماید:
«وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُوب؛ هر کس شعائر خداوند را بزرگ و
محترم دارد این کار نشانه تقوای دلها است.»(1)
در کتاب مرآة الانوار از امیرالمؤمنین علیه السلام به طور مرسل روایت کرده که فرمود: «نحن الشعائر و الاصحاب؛ مائیم شعائر و اصحاب.»
سرودن و شعر خواندن در فضایل آن بزرگوار در مجالس آن حضرت موجب یاری امام به شمار میآید. امام صادق علیه السلام در این باره فرمودهاند:
«من قال فینا بیت شعر، بنی الله تعالی له بیتا فی الجنه؛ هر کس درباره ما یک بیت شعر بگوید خداوند برای او خانهای در بهشت خواهد ساخت.»(2)
رعایت ادب درباره امام معصوم بسیار زیاد سفارش شده است. تأکید شده مؤمن، باید با القاب شریف و مبارک حضرت را یاد کند.
در زمینه برخاستن برای تعظیم شنیدن
نام مبارک حضرت، بالاخص اگر آن نام مبارک «قائم» باشد، سفارش شده است.
هر روز، مخصوصاً روز دوشنبه و پنج شنبه که اعمال عموم خلایق بر آن حضرت عرضه میشود باید سلام کرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«خداوند عزوجل به هیچ دوست خود که جانش را به اطاعت و خیرخواهی امامش به زحمت انداخته، نظر نیفکند مگر اینکه او در رفیق اعلی [دسته پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحین که در بهشت قرین هم باشند] با ما باشد.»(1)
در دعای بعد از زیارت آل یاسین خیرخواهی برای آن والا مقام را این گونه از خدا طلب میکنیم:
«اَللَّهُم انصُرهُ وَ انتَصِر بِهِ لِدِینِکَ؛ خدایا! یاری نما او را و یاری کن به وسیله او دینت را.»(2)و باز هم در همین دعا میخوانیم: «اَللَّهم اَعِذهُ مِن شَرِّ کُلِّ باغٍ وَ طاغٍ وَ مِن شَرِّ جَمِیعِ
خَلقِکَ وَاحفَظهُ مِن بینِ یَدَیهِ وَ مِن خَلفِهِ وَ عَن یَمِینِهِ وَ عَن شِمالِه؛ خدایا! پناه ده او را از شر هر متجاوز و سرکش و از شر همه خلق خود و نگهدار او را از پیش رو و از پشت سر و طرف راست و از طرف چپ.»(1)
مؤمن میتواند نمازی مخصوص، به عنوان هدیه به آن حضرت علیه السلام یا دیگر ائمه علیهم السلام به جا آورد و هیچ حدّ، وقت و شمارهای برای این نماز نیست و در واقع مؤمن به مقدار محبت و تواناییاش میتواند از این هدیه به محبوبش تقدیم کند.
ابومحمد صمیری میگوید:
ما را ابوعبدالله احمد بن عبدالله بجلی به سندی که به ائمه علیهم السلام متصل است، حدیث کرد که فرمود: «هر کس ثواب نماز خود را برای رسول خدا و امیرالمؤمنین و اوصیای بعد آن حضرت علیه السلام قرار دهد، خداوند ثواب نمازش را آن قدر افزایش میدهد که از شمارش آن نفس قطع میگردد و پیش از آنکه روحش از بدنش
1) مفاتیح الجنان.
برآید به او گفته میشود: فلانی! هدیه تو به ما رسید، پس امروز پاداش و تلافی نیکیهای تو است دلت خوش و چشمت روشن باد به آنچه خداوند برایت مهیا فرمود و گوارایت باد آنچه را به آن رسیدی.»(1)
و همچنین وارده شده که مؤمن، بخشی از دارایی خود را برای امام زمانش هدیه کند و هر سال به این عمل مداومت نماید و در این عمل شریف، غنی و فقیر، حقیر و شریف و مرد و زن یکسانند، الا این که ثروتمند به مقدار توانائیش تکلیف دارد و فقیر به مقدار استطاعت خود مکلف میگردد، خدای عزوجل فرموده:
«لا یکلِّفُ الله نفسا إلّا وُسعَها؛ خداوند هیچ کس را جز به مقدار توانش تکلیف نمیکند.»(2)
از نکات جالب توجه دیگر در وظایف مؤمنان، گریستن در مصیبت امام حسین(3)و خواندن زیارت آن حضرت است و این مورد از
اموری است که هر چند به وسیلۀ آن حق امام علیه السلام ادا نمیگردد، اما این خود، بدون تردید از عظیمترین و مهمترین وسایل تقرب یافتن به اوست.
ایشان مانند سایر پدران بزرگوارش هر صبح و شام برای زوار قبر امام حسین دعا میکنند. زیارت قبر امام حسین علیه السلام (1)نیز صله حضرت صاحب الزمان خدمتی عظیم میباشد و با این عمل، امام مسرور و شادمان میشود.
امام صادق علیه السلام میفرماید:
«هر کس قبر پدرم [ابی عبدالله] را زیارت کند، همانا رسول خدا را صله نموده و پیوند ما را گرامی داشته و غیبتش حرام میگردد و گوشتش بر آتش (دوزخ) حرام میشود.»(2)
در وجود مقدس حضرت ولیّ عصر(عج) اموری جمع گردیده که هر کدام از آنها نصرت و یاری ایشان را موجب میشود، چرا که یاری نمودن این امام، یاری کردن مظلوم و کمک به ذی القربی و نصرت ولی نعمت و یاری نمودن واسطه نعمت و نصرت کسی که خداوند او را یاری میکند، می باشد.
در زیارت آل یاسین میخوانیم: «وَ نُصرَتی مُعَدَّهٌ لَکُم»(1)یاری من برای شما آماده است و آنچه در فضیلت نیت خیر و تصمیم داشتن بر انجام کار نیک روایت شده بر این مطلب
1) مفاتیح الجنان.
دلالت میکند.
در فضیلت جهاد در رکاب آن حضرت در اصول کافی از حضرت ابوجعفر امام باقر علیه السلام روایت آورده که فرمود:
«هر کس قائم ما را درک و با آن حضرت خروج نماید و دشمن ما را بکشد پاداشی همچون پاداش بیست شهید برای او خواهد بود و هر کس که در رکاب قائم کشته شود همانند پاداش بیست و پنج شهید برای او خواهد بود.»(1)
در زیارت آن حضرت علیه السلام این گونه آمده است:
«فَإن اَدرَکتُ اَیّامَکَ الزّاهِرَهَ و اَعلامَکَ الباهِرَهَ فَها اَنا ذا عَبدُکَ المُتَصَرِّفُ بَینَ اَمرِکَ وَ نَهیِکَ اَرجُوبِهِ الشَّهادَهَ بَینَ یَدَیکَ وَ الفَوزَ لَدَیکَ؛ مولای من! اگر درک کردم روزگار درخشان تو را و پرچم های نمایان تو را، من همان بنده مطیع تو هستم که خود را در اختیار امر و نهی تو می گذارم به امید آنکه در رکاب حضرتت شهید شوم و در نزدت کامیاب گردم.»(2)
تجدید بیعت با آن حضرت علیه السلام بعد از هر نماز از نمازهای پنج گانه یا در هر روز و یا در هر جمعه سفارش شده است.(1)
بیعت، هم عهدی و پیمان بستن با آن حضرت به دو امر تحقق مییابد:
اول: تصمیم قلبی محکم و ثابت بر اطاعت آن حضرت علیه السلام و یاری او با نثار جان و مال.
دوم: اظهار نمودن آنچه قصد کرده و دل بر آن نهاده، به وسیله زبان.
مستحب است بیعت یاد شده هر روز تجدید گردد، به دلیل آنچه مرحوم علیبنطاووس در کتاب مصباح الزائر و دیگر علما نیز در کتابهای خود یاد کردهاند، اینکه از جمله اموری که مستحب است هر روز بعد از نماز صبح خوانده شود این است:
«اللهم بلغ مولای صاحب الزمان صلوات الله علیه عن جمیع المؤمنین و گل نرگس المؤمنات فی مشارق الارض و مغاربها سهلها و جبلها و برها و بحرها و....»(2)
و از جمله دعاهای رسیده که مشتمل بر تجدید بیعت برای حضرت صاحب الامر علیه السلام است «دعای عهد» است که سید بن طاووس آن را امام صادق علیه السلام نقل کرده است.(1)در این زمینه در زیارت حضرت حجت بعد از نماز صبح نیز چنین می خوانیم:
«اللهم انی اجدد له فی هذا الیوم و فی کل یوم عهداً و عقداً و بیعه فی رقبتی؛ خدایا! من تجدید بیعت می کنم در این روز و در هر روز، عهد و پیمان و بیعتی را که از آن حضرت بر گردن من است.»(2)
غنیمت دانستن شبهای قدر(3)که شب بروز و ظهور قدر و منزلت و حکومت حضرت مهدی است و نیز شبی است که امور یک سال بندگان تقدیر می شود، دعا و نیایش و استمداد از آن حضرت میتواند در اعمال انسان مؤثر واقع شود و تأکید شده که در شب بیست و سوم این ماه هر چه ممکن است دعای «اللهم کن لولیک...» خوانده شود.
خواندن نماز شب و اینکه در اول و آخر هر رکعتی که می خوانی به امام زمان توجه کنی و بعد بخوانی دعاهایی را که قبل از هر دو رکعت و بعد از هر دو رکعت رسیده است.(1)
همچنین هر یک از روزهای هفته متعلق به یکی از معصومین هست، پس در هر روز به صاحب آن متوسل شوید و حوائج خود را از حضرتش بخواهید و زیارت آن امام را بخوانید.
روزهای معصومین در هفته عبارتند از:
شنبه: حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.
یکشنبه: امام علی علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام.
دوشنبه: امام حسن و امام حسین علیهم السلام.
سه شنبه: حضرت سجاد و امام محمد باقر و امام صادق علیهم السلام.
چهارشنبه: امام موسی کاظم و امام رضا و امام محمد تقی و امام علی النقی علیهم السلام.
پنج شنبه: امام حسن عسکری علیه السلام.
جمعه: حضرت مهدی(عج).
زیارات مخصوصه هر یک را، در ایام مخصوصه به ایشان بخوان، این زیارات در
1) تکالیف الانام فی غیبه الانام، تکلیف 12.
جای خود آمده است.(1)
مداومت بر دعایی که ثقه الاسلام کلینی، شیخ نعمانی و شیخ طوسی به سندهای خود از زراره نقل کردهاند که زراره گفت: شنیدم حضرت ابوعبدالله امام صادق علیه السلام فرمود:
«برای آن جوان (حضرت مهدی) پیش از قیامش، غیبتی خواهد بود. گفتم: چرا؟ فرمود: می ترسد ـ و به شکمش اشاره کرد ـ سپس فرمود: ای زراره! اوست منتظر و اوست که در ولادتش شک میکنند. بعضی میگویند پدرش بدون بازمانده از دنیا رفت و برخی میگویند در حالی که در شکم مادر بود، پدرش فوت کرد و عدهای میگویند: دو سال پیش از فوت پدرش متولد شد و او است منتظر مگر اینکه خداوند عزوجل دوست دارد که شیعه را امتحان کند. پس در آن هنگام، تشکیک و توهم اهل باطل آغاز میشود، ای زراره! اگر آن زمان را درک کردی این دعا را بخوان:
1) مفاتیح الجنان.
«اللَّهُمَّ عَرِّفنِی نَفسَک فَإنَّکَ إن لَم تُعَرِّفنِی نَفسَکَ لَم أعرِف نَبِیَّک، اَللَّهُمَّ عَرِّفنِی رَسُولَک فَإنَّک إن لَم تُعَرِّفنِی رَسُولَکَ لَم أعرِف حُجَّتَک، اَللَّهُمَّ عَرِّفنِی حُجَّتَک فَإنَّک إن لَم تُعَرِّفنِی حُجَّتَک ضَلَلتُ عَنَ دِینِی؛ بار خدایا! تو مرا به خود بشناسان که اگر خودت را به من نشناسانی، پیغمبرت را نخواهم شناخت؛ بار خدایا! تو رسولت را به من بشناسان که اگر رسول خود را به من نشناسانی حجتت را نخواهم شناخت؛ پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی از دین خود گمراه خواهم شد.»(1)
دعایی که شیخ صدوق به سند خود از عبدالله بن سنان روایت کرده که گفت: حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند:
«پس از این شبههای شما را خواهد رسید که بدون نشانۀ دیده شدنی و امام هدایت کنندهای خواهید ماند و از آن نجات نمییابید
1) اصول کافی، ج2، باب الغیبه، حدیث 3، ص133.
مگر اینکه دعای غریق را بخواند. راوی میگوید: عرضه داشتم دعای غریق چگونه است؟ فرمود: چنین بگوید: یا الله یا رحمن یا رحیم، یا مقلب القلوب، ثبت قلبی علی دینک؛ ای خداوند! ای مهربان! ای دگرگون کننده قلب ها! دل مرا بر دینت پایدار کن.»(1)
در زیارت حضرت میخوانیم:
«وَ اجعَلنِی مِنَ المُستَشهَدینَ بَینَ یَدیه، طائعاً غیرَ مکره؛ بارالها! مرا از شهادت یافتگان در پیش روی آن حضرت(عج) از روی میل و رغبت و بدون اکراه قرار بده.»(2)
از خداوند بخواهیم که اگر در حین ظهور مرده باشیم ما را زنده نماید، تا در رکاب حضرت به حمایت از ایشان برخیزیم، در دعای عهد میخوانیم:
«اَللَّهمَّ اِن حالَ بَینِی وَ بَینَهُ المَوت الَّذی جَعَلتَهُ عَلی عِبادِکَ حَتماً مَقضیاً فَاخرِجنِی مِن
قَبرِی مُؤتَزِراً کَفَنی شاهِراً سَیفِی مُجرِّداً قَناتِی مُلَبِّیاً دَعوَه داعی فی الحاضرِ و البَادی؛ خدایا اگر مرگ حائل شد بین من و او، آن چنان که مرگ را بر بندگانت قضای حتمی قرار دادی، بیرون آور مرا از قبر که کفن خود را به کمر بسته باشم و با شمشیر کشیده و نیزه افراشته، در حالی که به ندای [آن] دعوت کننده در شهر و بادیه لبیک گو باشم.»(1)
1) مفاتیح الجنان.
خودسازی، پاکسازی درون(1)از صفات پلید و زیور دادن آن با فضائل اخلاقی است. این امر در هر زمان واجب است؛ به خصوص اهمیت تهذیب نفس در وظایف زمان غیبت حضرت ولی عصر(عج) از این جهت است که درک فضیل مصاحبت او و قرار گرفتن در اعداد اصحاب آن جناب بستگی به این مطلب دارد.
نعمانی روایتی از امام صادق علیه السلام نقل نموده که حضرت میفرماید:
«هر کس دوست دارد از اصحاب حضرت قائم علیه السلام باشد باید که منتظر باشد و در این حال
1) مکیال المکارم، ج2، ص305.
به پرهیزگاری و اخلاق نیکو رفتار نماید.»(1)
شفاعت(2)
آن جناب علیه السلام «باب الله» است که از آن در آیند؛ و راه به سوی رضوان خداوند است و اوست شفیع به سوی خدای تعالی که بندگان را امر فرموده به آن توسل جویند؛ چنان که در روایات از ائمه علیهم السلام آمده که درباره فرموده خداوند ـ «وَ لِلّهِ الاَسماءُ الحُسنی فادعُوهُ بِها؛ برای خداوند نامهای نیکی است، او را با آنها بخوانید.» (3)ـ فرمودند:
«به خدا قسم مائیم آن اسماء حسنائی که خداوند بندگانش را امر فرموده، به وسیله آنها، او را بخوانند.» و نیز در در زیارت آن حضرت علیه السلام میخوانیم: «وَ قَد إتَکَلتُ عَلی شَفاعَتِکَ وَ رَجَوتُ بِمُوَالاتِکَ وَ شَفاعَتِکَ مَحوَ ذُنُوبِی وَ سَترَ عُیُوبِی وَ مَغفِرَهَ زَلَلی؛ و بر شفاعت تو تکیه کردم و به دوست داشتن و شفاعت تو امیدوارم که گناهانم محو و نابود شود و عیبهایم پرده پوشی شود و لغزشهایم
آمرزیده شود.»(1)
استمداد و استعانت و استغاثه از آن بزرگوار در هنگام شدائد، بلایا، امراض، روآوردن شبهات و فتنه از اطراف و جوانب، خود به اذن خداوند متعال، راه چاره است. بدین منظور ایشان بر حسب قدرت الهیه بر حال هر کس دانا و بر اجابت خواستهاش تواناست و فیضش عام و از نظر در امور رعایا و پیروان خود غفلت نکرده و نمیکند و خود حضرت در توقیعی که برای شیخ مفید فرستادند، مرقوم فرمودند:
«علم ما محیط و فراگیر است خبرهای شما را و غایب نمیشود از علم ما هیچ چیز از اخبار شما و معرفت به بلایی که به شما میرسد.»(2)
صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود:
«به درستی که از برای صاحب این امر، غیبتی است که متمسک به دین در آن غیبت، مانند کسی است که به دست خود خار درخت خاردار را بتراشد تا صاف و هموار شود؛ و از این جهت امر فرمودهاند به خواندن جملهای از دعاها از جمله، از زراره و اوست منتظَر و اوست کسی که شک میشود در ولادتش پس بعضی از مردم میگویند که پدرش مرد و جانشین نگذاشت و برخی میگویند که حمل بود و عدهای میگویند که او غایب است و جمعی میگویند دو سال قبل از وفات پدرش متولد شد؛ و اوست منتظر، غیر اینکه خداوند خواسته که امتحان کند قلوب شیعه را؛ پس در این زمان اهل باطل به شک میافتند. زراره گفت: فدای تو شوم اگر درک کردم آن زمان را، کدام عمل را بکنیم؟ فرمود: ای زراره! اگر درک کردی آن زمان را پس این دعا را بخوان: اللَّهم عَرِّفنی نَفسک فَإنَّکَ إن لَم تُعَرِّفنی نَفسَک لَم أعرِف نَبیَّک اللَّهم عَرِّفنی رَسُولَک فَإنَّکَ إن لم تُعَرِّفنی رَسُولَک لَم أعرِف
حُجَّتَک اللَّهم عَرِّفنی حُجَّتک فَإنَّکَ إن لَم تُعَرِّفنِی حُجَّتَک ضَلَلتُ عن دینی.»(1)
سپر مؤمن(2)
در کتاب کافی از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود:
«تقیه سپر مؤمن و تقیّه نگهدار مؤمن است و هر کس را تقیه نیست ایمان ندارد، همانا حدیثی از احادیث ما به بندهای میرسد، پس خدای عزوجل را بین خود و خدا با آن دینداری میکند و مایه عزت او در دنیا و نور او در آخرت میگردد و بنده دیگر حدیثی از احادیث ما به او میرسد پس او آن حدیث را فاش میسازد و موجب خواری او در دنیا میشود و خداوند آن نور را از او میگیرد.»(3)
خودت را بشناس(4)
از وظایف مؤمن آن است که در زمان غیبت از درگاه خداوند عزوجل بخواهد که او
را در مواقعی که وظیفهاش صبر کردن است به آن توفیق دهد، هم چنان که در دعاهای رسیده از معصومین علیهم السلام این مطلب وارد شده است.
در کتاب کافی از امام صادق علیه السلام روایت کرده که حضرت فرمود:
«خداوند رسولان خود را به مکارم اخلاق اختصاص داده پس خودتان را بیازمایید که اگر در شما آن اخلاق بود، پس خداوند را حمد گویید و بدانید که آن از خوبی شما است و اگر آن اخلاق در شما نبود، پس از خداوند مسألت نمایید و برای دستیابی به آنها به درگاه خداوند التماس کنید، سپس آن حضرت ده چیز را شمرد: یقین، قناعت، صبر، شکر، خویشتنداری، خلق نیکو، سخاوت، غیرت، شجاعت و مروت.»(1)
میفرماید:
«وَ ذلِکَ زمانٌ لایَنجُو فیه إلَّا کُلُ مؤمنٍ نَومَهٍ إن شَهِدَ لَم یُعرَف وَ إن غابَ لَم یُفتَقَدَ اُولئِکَ مَصابِیحُ الهُدی و أعلامِ السری لیسوا بالمسابیح و لا المذابیع البذر اُولئِکَ یَفتَحُ اللهُ لَهم ابواب رحمتِهِ و یکشف عنهم ضَرّاءَ نِعمَتِهِ ایها الناس سیأتی علیکم زمانُ یُکَفَأُ فیه الاسلام کما یُکَفَأُ الآباء بما فیه؛ و آن زمانی است که در آن نجات نمییابد مگر هر مؤمن بی نام و نشان، که اگر [در مجالس] حضور یابد شناخته نشود و هر گاه غایب باشد در جست و جویش برنیایند؛ اینان چراغهای هدایت و روشنگران راه شب روانند که به فتنه و فساد و سخن چینی در میان مردم آمد و شد نکنند و دهان به عیب گویی از مردم و یاوه سرایی نگشایند؛ برای آنان خداوند درهای رحمتش را باز میکند و از ایشان سختی عذابش را برطرف مینماید. ای مردم! زمانی بر شما خواهد رسید که اسلام در
آن واژگون میشود و آن چه در آن است بریزد.»
آنچه در دوران غیبت کبری واقع شده و ما ملاحظه کردهایم و اخبار و روایات، گویای این است که در عصر غیبت کبری، ظلم و فساد همه جا را فرا میگیرد حال وظیفه یک فرد مسلمان در مقابل این حالت چیست؟ آیا از جامعه کنارهگیری کند و دست به کاری نزند و هیچگونه وظیفهای برای برپایی عدالت و از بین بردن کژیها و انحرافات ندارد؟ یا اینکه وظیفهاش تلاش و کوشش اجتماعی و جهاد و پیکار قطعی در راه خدا، مقابل ظلم و طغیان است؟ آیات قرآن دال بر این است که جهاد واجب است مثل این آیه شریفه:
«وَ أَعِدُّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّه؛ تا آن اندازه که توان دارید، در مقام مبارزه با کافران، خود را مهیا کنید.»(1)
در این زمینه بحثهای زیادی مطرح است که در جای خود بحث شده است و از
1) سوره انفال، آیه 60.
گنجایش در این مجموعه خارج است.(1)
حقوق بشر(2)
از جمله اسباب طولانی شدن غیبت امام علیه السلام گناهان و معصیتهایی است که از بندگان میبیند چنان که در توقیع شریف حضرت آمده:
«پس تنها چیزی که ما را از آنها پوشیده می دارد همانا چیزهای ناخوشایندی است که از ایشان به ما می رسد و خوشایند نیست و از آنان انتظار نمیرود.»(3)
امان ز لحظۀ غفلت که شاهدم هستی(4)
به دلالت اخبار قطعی، تردیدی در این که امام علیه السلام ناظر و شاهد اعمال ماست، نیست و بر حرکات و سکنات ما اطلاع دارد؛ پس تو در هر حال و هر کجا که هستی در پیش رویش قرار داری، بلکه باید آن حضرت نیز در جلوی
چشمت باشد و چنان چه دانستی که آن حضرت پیش چشمت قرار دارد. البته همتت در جهت رعایت آداب آن جناب و مراسم ادب و انجام وظایفی که نسبت به آن حضرت داری مصروف خواهد شد.
جسم آرام، جان بیقرار(1)
بدن نسبت به یاد حضرت نیز باید خاشع باشد و دلیل بر همین مطلب است آنچه سید اجل علیبنطاووس در کتاب جماع الاسبوع به سند خود از محمد بن سناق از امام صادق علیه السلام در دعای روز جمعه آورده:
«اَللَّهم إنِّی أتَقَرَّبُ إلَیکَ بقلبٍ خاضع و إلی وَلیِّک ببدنٍ خاشع و إلی الائمه الراشیدین بفؤادٍ متواضع.»(2)
آن خواهم که هیچ نخواهم(3)
اینکه در هر امری که بر تو وارد میشود و میخواهی در آن اقدام کنی بیندیشی که آیا
موافق رضای آن حضرت است یا مخالف آن؟ پس چنانچه موافق رضای او بود آن را انجام میدهی و بر آن اقدام نمایی نه به خاطر هوای نفس خود، بلکه به جهت موافقت داشتن آن عمل با رضای حضرت و اگر مخالف رضای او بود آن را واگذاری و با هوای نفست مخالفت کنی برای بدست آوردن رضای حضرت که اگر چنین بود نزد آن بزرگوار محبوب خواهی بود.
شاهد بر این مطلب روایتی است که محدث نوری در کتاب نفس رحمان به نقل از امالی شیخ طوسی به سند خود از منصور برزج آورده که میگفت:
به حضرت امام صادق علیه السلام عرضه داشتم: ای آقای من! چه بسیار از شما یاد سلمان فارسی را میشنوم؟ حضرت فرمود: «نگو سلمان فارسی، بلکه بگو سلمان محمدی، آیا میدانی چرا بسیار از او یاد میکنم؟ عرض کردم نه؛ فرمود: برای سه صفت؛ اول: مقدم داشتن خواسته امیرالمؤمنین بر خواسته خودش؛ دوم: دوست داشتن فقرا و برگزیدن آنها بر اهل ثروت و مکنت؛ و سوم: دوست داشتن علم و علما. همانا سلمان بنده صالح و
درستکار، مسلمان بود و از مشرکین نبود.»(1)
هر عاشقی را معشوقی است(2)
پیروی کردن از آن بزرگوار و الگو قرار دادن او در اخلاق و اعمال در آنچه مؤمن به حسب حال خود میتواند انجام دهد، معنی تشیع و حقیقت مأموم بودن همین است و کمال ایمان و تمامیت موالات امام و همراهی با او در روز قیامت و مجاورت با حضرتش در بهشت با این کار انجام میشود.
در نامه امیرالمؤمنین به عثمان بن حنیف فرماندار بصره از سوی آن حضرت چنین آمده است:
«توجه کنید که هر مأمومی را امامی هست که به او اقتدا میکند و از نور علمش برخوردار میگردد.»(3)
پسندیده است، ولی چون انسان در زمان غیبت حضرت صاحب الزمان علیه السلام بیشتر در معرض خطر، زیان و امتحان است، باید اهتمامش به این امر، مهمتر از سایر زمانها باشد. در کتاب کافی از امام کاظم آمده که شخصی به آن حضرت عرضه داشت: مرا سفارش بنما، فرمود:
«زبانت را حفظ کن که عزیز شوی و زمام امورت را به دست مردم مده که خوار و زبون گردی.»(1)
همچنین روایتی که صدوق در کتابش کمال الدین و تمام النعمه از امام باقر نقل کرده حضرت علیه السلام بهترین روشی را که ممکن است یک مؤمن در زمان غیبت در پیش بگیرد حفظ زبان در فتنهها دانستهاند.
ابو داوود از حضرت رسول روایت کرده که فرمود:
«به زودی فتنهای کر و گنگ و کور به وجود خواهد آمد، هر کس خود را در معرض آن قرار دهد گرفتارش میشود و دخالت در آن از
1) اصول کافی، ج 2، باب الصمت، حدیث 4.، ص113.
طریق زبان، همچون وارد شدن با شمشیر است.»(1)
از خداوند بخواهیم که حضرت را از ما راضی نگهدارد؛ در این زمینه در دعای ندبه میخوانیم:
«وامنُن علینا برضاه؛ خدایا منت بگذار بر ما به خشنودی آن حضرت علیه السلام.»(2)
نشانههای ظهور(1)
شناختن علائم ظهور حضرت علیه السلام به ویژه علائم حتمی که امامان علیهم السلام آنها را خبر دادهاند، چون بر همه لازم است که بعد از ظهور حضرت به او روی آورده و با حضرتش بیعت نمایند و روی آوردن به سوی آن حضرت هنگام ظهورش از شهرها، جز بعد از علم به ظهور، امکان پذیر نیست و این علم، به سبب آشکار شدن علائم حتمیه ظهور که وعده شدهاند حاصل میگردد، پس بایستی علامات ظهور حضرتش را شناخت، این علامات مفصلاً در کتب مربوطه آمده است، بر طالبین است که بدان کتب مراجعه نمایند.
1) مکیال المکارم، ج 2، ص191.
در کتاب کافی از عبد الرحمن بن کثیر آورده که گفت: در محضر امام صادق علیه السلام بودم که مهزم بر او وارد شد و عرضه داشت: فدایت شوم خبر ده مرا از این امری که منتظرش هستیم، که کی خواهد بود؟ امام فرمود: «ای مهزم، وقت گذاران دروغ میگویند و عجله کنندگان هلاک گردند و تسلیم شدگان نجات یابند.»(1)
کسانی که در امر فرج عجله میکنند، همین که به یک فردی برخورد میکنند که مدعی منصب امام زمان است و مقام آن حضرت را مدعی است عجله کرده گمراه میشوند و او را به عنوان امام زمان پذیرفته و دنباله روی او میشوند.
اجتهاد نکن، اطاعت کن(2)
عبد باید رأی، سلیقه، اجتهاد و استنباط خود را کنار نهاده و قدم به قدم به دستورالعملهای مولای خود حضرت مهدی علیه السلام عمل نماید.
حق امام علیه السلام پس از خدا و رسول از همه حقوق عالم مهمتر است؛ نظر به مراتبی که خدای تعالی به او اختصاص داده و او را از سایر خلایق برگزیده است و او واسطه رسیدن هر گونه فیض به آنها میباشد. در دعای ندبه میخوانیم:
«[خدایا] یاریمان کن تا حقوق او را ادا کنیم، و در راه اطاعتش بکوشیم و از نافرمانیاش بپرهیزیم.»(1)
خداوند متعال بندگان خود را در زمان غیبت ولیّاش به انواع محنتها و بلاها امتحان میکند تا بد از خوب جدا شود؛ پس درجات خوبان را بالا برده و پلیدان را بعضی با بعضی دیگر در آمیزد و با هم گرد آورد، آنگاه همه را در آتش دوزخ افکند.
از جمله محنتها و ابتلائات این است که میبینید بسیاری از اهل باطل در وسعت و ثروت، زندگی میکنند و دارای شوکت و
1) مفاتیح الجنان.
قدرت هستند و بسیاری از اهل حق را میبینید که در سختی و تنگدستی زندگی میکنند و اهل باطل آنها را با دست و زبان، اذیت و مسخره میکنند، خداوند در قرآن کریم میفرماید:
«وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ؛ قطعاً شما را با چیزی از ترس، گرسنگی و کاهش در مالها و جانها و محصولات میآزماییم.»(1)
از خدای عزوجل مسألت نماییم که دیدار مولایمان صاحب الزمان را در حال عافیت و ایمان به ما روزی فرماید؛ در دعای عهد که از امام صادق علیه السلام روایت شده، چنین آمده:
«اللهم أرنی الطلعه الرشیده و الغره الحمیده؛ بار خدایا آن طلعت رشید و آن چهره نازنین را به من نشان بده.»(2)
یاری کردن آن جناب، چنگ زدن به
ریسمان ولایت ایشان، شادمان نمودن و احسان کردن به حضرتش میباشد و برخی اخبار بر این دلالت دارند. در کتاب شریف کافی به سند خود از مفضل عمر از امام صادق علیه السلام آورده که فرمود:
«چنین نپندارد کسی از شما که چون مؤمنی را شادمان ساخت فقط او را مسرور نموده، بلکه به خدا سوگند، ما را خوشحال کرده بلکه به خدا سوگند، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را مسرور ساخته است.»
باید طوری زندگی کنیم و با مردم به نحوی معاشرت نماییم که مایه زینت و سر افرازی آن بزرگوار باشیم، نه این که موجب رنجش و شرمندگی آن حضرت علیه السلام باشیم.
بالاخص اگر در محیطی زندگی کنیم که در پیرامونمان پیروان مذاهب دیگر باشند باید طوری عمل کنیم که مخالفین را نیز به مکتب تشیع امیدوار، خوشبین و راغب سازیم.
امر به معروف و نهی از منکر در همه زمانها وظیفه همه مسلمین است و عمل
بدان بسیار تاکید شده است تا جایی که امام علیه السلام میفرماید:
«امر به معروف و نهی از منکر کنید و الا اشرار از شما بر شما مسلط میشوند، پس دعا میکنید ولی دعایتان مستجاب نمیشود.»
امر به معروف و نهی از منکر شرایطی دارد که در کتاب مفصله و نیز در برخی از رسالههای عملیه ذکر شده است.
دعوت کردن مردم به آن حضرت از مهمترین طاعات و واجبترین عبادات است و تمام آنچه در فضیلت امر به معروف از آیات و روایات آمده و تمام آنچه در فضیلت هدایت و ارشاد مردم به راه حق وارد گردیده، بر ارزش آن تأکید دارد. اضافه بر اینکه بهترین خلایق پس از ایشان کسی است که او را دوست دارد و مردم را به ایشان دعوت کند چنانچه در روایت آمده: «همانا عالمی که به مردم، معارف دینشان را بیاموزد و آنان را به امامشان دعوت کند از هفتاد هزار عابد بهتر است.»(1)و برای مهیا سازی زمینههای ظهور حضرت، ما بایستی وظایف شرعیه خودمان را عمل نماییم
1) مکیال المکارم، ج2، ص 389
و از امر به معروف و نهی از منکر غفلت نورزیم و برای ظهور حضرت دعا کنیم.
بنابراین چنانچه کسانی معتقد باشند که برای مهیا شدن زمینه های ظهور آن حضرت بایستی اجازه دهیم تا فساد همه جا را بگیرد و ما فقط شاهد باشیم و امر به معروف را طرد نمائیم، این کلامی باطل و عبث خواهد بود و خلاف مبانی دینی است.
پرهیز کردن و دوری جستن از مجالس اهل بطالت و ضلالت، آنها که یاد امام علیه السلام را به مسخره میگیرند یا آن حضرت را به بدی یاد میکنند یا بر آن بزرگوار خرده میگیرند، یا وجود شریفش را انکار مینمایند، یا این که از یاد کردن حضرتش روی گردانند، یا مؤمنان منتظر آن جناب را مسخره مینمایند، در کتاب کافی از امام صادق علیه السلام آمده که حضرت فرمودهاند:
«هر کس به خدا و روز واپسین ایمان دارد در جایی ننشیند که امامی در آن مذمت شود، یا به مؤمنی اهانت گردد.»(1)
1) اصول کافی، ج2، باب مجالسه اهل معاصی، حدیث 9، ص87،
در اینباره چند مبحث وجود دارد:
در اینباره همین بس که امام زینالعابدین علیه السلام در دعای عرفه بر منتظران درود فرستاده و برای آنان دعا کرده و بعد از دعا کردن برای مولایشان امام زمان، نیز مرحوم شیخ صدوق در کتابش کمال الدین از امام صادق علیه السلام روایت نموده است که حضرت فرموده:
«هر کس از شما بر این امر در حال انتظار بمیرد همچون کسی است که در خیمه قائم علیه السلام بوده است.»(1)
1) کمال الدین، ج 2، باب 55، حدیث 1، ص 653.
روایتی که مرحوم شیخ صدوق در کتاب کمال الدین از حضرت عبدالعظیم حسنی آورده بر این مطلب دلالت دارد که فرمود:
«بر آقایم محمد بن علی بن موسیبن جعفر بن علی بن ابیطالب علیهم السلام وارد شدم و خواستم که درباره قائم از آن حضرت سئوال کنم که آیا همان مهدی است یا غیر او؟ پس خود آن حضرت آغاز سخن کرد و به من فرمود: ای ابوالقاسم، به درستی که قائم از ماست و اوست مهدی، که واجب است در زمان غیبتش انتظار کشیده شود و در ظهورش اطاعت گردد و او سومین، از فرزندان من است.»(1)
انتظار حالتی است نفسانی که آمادگی برای آنچه انتظارش را میکشیم از آن بر میآید و ضد آن، یأس و ناامیدی است؛ پس هر چه انتظار شدیدتر باشد آمادگی و مهیا شدن قویتر خواهد بود کما این که هر چه
1) کمال الدین، ج 2، باب 36، حدیث 1، ص377.
محبت شدیدتر و دوستی بیشتر باشد مهیا شدن برای محبوب زیادتر میشود و فراقش دردناکتر.
بنابراین مؤمنی که منتظر مولایش باشد هر قدر که انتظارش شدیدتر باشد، تلاشش در آمادگی برای آن به وسیله پرهیز از گناه و کوشش در راه تهذیب نفس و پاکیزه کردن درون از صفات نکوهیده و به دست آوردن خویهای پسندیده بیشتر میشود و بیتردید، هر چه انتظار بیشتر باشد صاحب آن، مقام و ثواب بیشتری نزد خدای عزوجل خواهد داشت.
در زمان غیبت دعایی است از سیدبنطاووس در کتاب مهج الدعوات، در حدیثی که غیبت حضرت مهدی در آن یاد شده، راوی میگوید:
عرض کردم شیعیانت چه کار کنند؟ فرمود: بر شما باد به دعا کردن و انتظار فرج کشیدن، تا آنجا که گوید: عرضه داشتم به چه چیزی دعا کنیم؟ فرمود: میگویی «اللهم انت عَرَّفتَنی نفسک و عَرَّفتَنی رسولَکَ و عَرَّفتنی ملائکتَکَ و عَرَّفتَنی نبیَّک و عَرَّفتَنی ولاهَ أمرِک، اللهم لا آخُذُ الّا ما أَعطَیتَ و لا أَوقی الاّ
ما وَقَیتَ، اللهم لا تُغَیِّبنی عن منازِلِ اولیائک و لا تُزِغ قَلبی بعدَ اذ هدیتَنی اللهم اهدِنی لولایهِ مَن فرضتَ طاعته؛ بار خدایا! تو خودت و فرستادهات و فرشتگانت و پیغمبرت و والیان امرت را به من شناساندی؛ بار خدایا! من نگیرم جز آنچه تو عطا کنی و هیچ نگهدارندهای جز تو برایم نیست؛ بار خدایا! مرا از منازل دوستانت دور مگردان و دلم را پس از آنکه هدایت کردهای منحرف منمای؛ بار خدایا! مرا به ولایت کسی که اطاعتش را بر من واجب ساختهای هدایت فرمای.»(1)
در عصر غیبت دعای ندبه از جمله دعاهایی است که سفارش شده تا برای آن حضرت ندبه و گریه نمایند. این دعا در مفاتیح الجنان آمده و اغلب در صبح جمعه خوانده میشود.(2)
این نشانههای دوستان و موالیان آن جناب است و در خوبی و استحباب آن هیچ تردیدی
نیست چون در دعاهای روایت شده برای آن جناب، این معنی آمده است.
در زیارت آن حضرت میخوانیم:
«اَللَّهم اَرِنا وَجهَ وَلیِّکَ المیمونَ فی حَیاتِنا وَ بَعدَ المَنُون؛ خدایا! بنما بر ما روی مبارک ولی خود در زندگی ما و پس از مرگ.»(1)
و در دعای ندبه این چنین میخوانیم:
«عَزیزٌ عَلَیَّ أن اَرَی الخَلقَ وَ لا تُری؛ چه سخت است بر من که همه را ببینم، جز تو!»(2)
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید (چنانچه شیخ صدوق در امالی و نیز شیخ طوسی در کتاب امالی خود آورده):
«ایمان نیاورده بنده تا این که بوده باشم من نزد او محبوبتر از جان او و اهل بیت من محبوبتر نزد او از اهل او و عترت من محبوبتر نزد او از عترت او و ذات من محبوبتر از ذات او.»
پس سزاوار است که ما در غیبت محبوب ترین عزیزمان، برای حضرتش محزون باشیم.
نیز از امام رضا علیه السلام روایتی است که در ضمن خبری متعلق به آن جناب فرمود: چه بسیار مردان و زنان مؤمنی که متأسف و حیرانند در وقت فقدان حضرت حجت؛ نیز در فقرات شریفه دعای ندبه به این مقام اشاره شده است، آنجا که میگوییم:
«کاش میدانستم که جای تو کجاست! کاش میدانستم که کدامین زمین، کدامین خاک، جای پای توست! آیا تو در کوه «رضوی» هستی یا جایی دیگر؟ تو در «ذی طُوی» هستی یا جایی دیگر؟ تو کجایی؟ عزیز دل! چه سخت است بر من، که همه را ببینم، جز تو! چه دشوار است بر من که هیچ ترنّمی، صدایی، نجوایی از تو نشنوم. چه شکننده است برای من که غمی تو را ـ و نه مرا ـ بیازارد، اندوهی تو را ـ و نه مرا ـ احاطه کند و هیچ صدایی از من، به تو نرسد و فریاد و شکوایی از من، به گوش تو آشنا نگردد. جانم فدای تو!ای غایبی که ظهور، به تو معنا میشود و وجود، از تو تجسم مییابد و دلهای ما، هماره آکنده از حضور حیاتبخش توست! جانم فدای تو!ای دور از وطنی که خود موطن مایی! وطن حیات، بیتاب توست
و تو، روح این تنهای بیقراری.... چه سخت است بر من، که صداهای دیگران در دهلیزهای گوشم بپیچد، اما از آوای دلانگیز تو محروم بمانم. شنیدن هر نوایی، جز پاسخ تو و جز کلام اجابت تو، بر من گران و شکننده است. چه طاقت سوز است که خلایق، دست از یاریات بدارند و من، تنها گریستن را بتوانم. چه مشکل است که ببینم، آنچه دیگران را سزاست، بر تو میگذرد....»(1)
اینک نمونه ای از حزن ائمه در غیبت آن عزیز را ذکر میکنیم.
روایت شده از سدیر صیرفی که گفت:
من و مفضل بن عمر و ابوبصیر و ابان بن تغلب به خدمت مولای خود حضرت امام جعفر صادق علیه السلام داخل شدیم و آن حضرت را دیدیم که بر روی خاک نشسته بود و از شدت اندوه، واله بود و مانند زنی که عزیزش مرده، گریه میکرد، مانند جگر سوخته آثار حزن و اندوه در صورتش ظاهر و هویدا بود و اشک از دیدههای حق بینش جاری بود و میفرمود: ای سید من! غیبت تو خواب مرا برده و
1) مفاتیح الجنان (ترجمه سیدمهدی شجاعی).
استراحت مرا زایل گردانیده و سرور را از دل من ربوده است، ای سید من! غیبت تو مصیبت مرا دائم گردانید و نوائب را بر من پیاپی گردانید و آب دیده مرا جاری کرد و ناله و فغان و حزن را از سینه من بیرون آورد و بلاها را بر من پیاپی گردانید و بلاها را بر من متصل گردانید؛ صدیر گفت چون حضرت را به آن حالت مشاهده کردیم عقلهای ما پرواز کرد و واله و حیران شدیم و دلهای ما از آن جزع نزدیک بود پاره گردد و گمان کردیم آن حضرت را زهر دادهاند، یا آن که بلیّه عظیمی از بلاهای دهر بر او حادث شده است؛ پس عرض کردم که ای فرزند بهترین خلق، خدا هرگز چشم تو را گریان نگرداند چه حادثهای تو را گریان گردانیده و چه حالت روی داده است که چنین ماتم گرفتهای؟ پس آن حضرت از شدت غصه و گریه، آه سوزناک از دل غمگین برکشید و فرمود که من در صبح این روز نظر در کتاب جفر نمودم و آن کتابی است مشتمل بر علم منایا و بلایا و در آنجا مذکور است بلاهایی که بر ما میرسد و در آنجا علم گذشته و آینده هست تا روز قیامت و خدا آن علم را مخصوص محمد صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام
بعد از او گردانیده است، نگاه کردم در آنجا ولادت حضرت صاحب الامر و غیبت آن حضرت و طول غیبت و درازی عمر او را و ابتلای مؤمنان را در زمان غیبت و بسیار شدن شک و شبهه در دل مردم از جهت طول غیبت او و مرتد شدن اکثر مردم در دین خود و بیرون کردن ریسمان اسلام از گردن خود که حق تعالی در گردن بندگان قرار داده است از این رو حزن بر من غالب شده است.»
اگر تحیر و تفرقه و ابتلای شیعه در ایام غیبت و تولد شکوک و شبهات در قلوب ایشان سبب گریستن امام صادق علیه السلام پیش از وقوع آن و بردن خواب از چشمهای مبارکش شود، پس مؤمن مبتلای به آن حادثه عظیم، غرق شده در آن گرداب بی کرانه تاریکِ موّاج سزاوارتر است به گریه و زاری و ناله و بیقراری و حزن و اندوه دائمی و تضرع به سوی حضرت باری جلّ و اعلی.
گریستن و گریانیدن و خود را به گریه کنندگان شبیه نمودن به خاطر فراق آن حضرت به جهت مصیبتها و محنتها و اندوههایی که به ایشان رسیده است در روایات متعددی مطرح شده است؛ از جمله این
مطلب که در کتاب بحارالانوار آمده که حضرت امام صادق علیه السلام میفرمایند:
«هر کس ما را یاد کند یا نزد او یاد شویم پس از چشمش به اندازه بال پشهای اشک بیرون آید خداوند گناهانش را میآمرزد، هر چند که همچون کف دریا باشد.»(1)
و در دعای ندبه این چنین آمده که:
«هَل مِن مُعینٍ فَاُطیلَ مَعه العَویلَ وَ البُکاءَ هَل مِن جَزُوعٍ فَاُساعِدَ جَزَعَه... ؛آیا کسی هست، که من اشکهایم را به گریههایش پیوند بزنم؟ آیا کسی هست که من، غریبانه سر بر شانه هایش بگذارم وهای های بگریم؟ آیا شعلۀ هیچ چشمی، همزبان اشکهای من خواهد شد؟...»(2)
حکمت الهی بر این است که وقت ظهور صاحب الامر را پیش از فرا رسیدن آن، از بندگانش مخفی بدارد، چون که علم به آن از اسرار الله است که از خلق خود مستور داشته
است. در کتاب کافی از ابوبصیر نقل شده که گفت: از حضرت امام صادق درباره حضرت قائم علیه السلام پرسیدم، فرمود: وقت گذاران دروغ میگویند. ما خاندانی هستیم که وقت را تعیین نکنیم.
شیعیان امامیه معتقد هستند که با فوت «شیخ جلیل علی بن محمد سمری» وکالت منقطع شده و نیابت خاصه پایان یافته است، «شیخ سمری» چهارمین نفر از نواب اربعه است که در زمان غیبت صغری مرجع شیعیان بودهاند و پس از درگذشت آن جناب تا زمان ظهور حضرت مهدی(عج) به هیچ وجه نائب خاصی از آن حضرت در میان شیعیان نخواهد بود و مرجع شیعیان در زمان غیبت کبری، علمای عامل هستند که حافظ احکام الهی میباشند و هر کسی نیابت خاصه را ادعا کند، دروغ گو و مردود است.
نماز حضرت ایشان علیه السلام دو رکعت است، در هر رکعت سوره حمد را تا «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ
نَسْتَعِین» میخوانی، سپس صد بار میگویی «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِین»، آنگاه سوره حمد را ادامه میدهی و بعد سوره توحید را یک بار میخوانی و رکعت دوم را هم با همین ترتیب میخوانی و در پایان نماز میگویی:
«الهی عَظُمَ البلاءُ و انکَشَفَ الغِطاءُ و ضاقَتِ الارضُ بما وَسَعَتِ السماءُ و الیکَ یا رَبَّ المُشتَکی و علیک المُعَوَّلُ فی الشدهِ و الرخاءِ اللهم صَلِّ عَلَی مُحمدٍ و آل محمد الذین أَمَرتَنا بِطاعَتِهم وَ عَجِّلِ اللهم فَرَجَهُم بقائمِهِم و اَظهِر إِعزازَهُ یا محمدُ یا علیُ یا علیُ یا محمدُ إکفِیانی فَإِنَّکُما کافِیای یا محمدُ یا علیُ یا علیُ یا محمدُ اُنصُرانی فَإنَّکما ناصِرای یا محمدُ یا علیُ یا علیُ یا محمدُ إحفِظانی فَإنَّکُما حافظای یا مولایَ یا صاحبَ الزمانِ الغَوث الغوث الغوث اَدرِکنی اَدرِکنی اَدرِکنی اَلأمان اَلأمان اَلأمان.»(1)
1) جمال الاسبوع، ص280، فصل 29؛ همچنین تمام این مطلب در مفاتیح الجنان ص74 تحت عنوان نماز حضرت صاحب الزمان درج شده است.
صدقه دادن برای سلامتی حضرت از نشانههای مودت و دوستی حضرت و ولایت اوست و آنچه در مدح صدقه دادن به نیابت از سایر مؤمنین وارد گردیده بر خوبی و رجحان آن دلالت دارد، چون که مولای مؤمنین، افضل افراد آنان است و صدقه دادن از سوی او، از صدقه دادن به نیابت از آنان بهتر و برتر میباشد.
نیز سید بزرگوار علی بن طاووس در کتاب کشف المحجه، فرزندش را سفارش و امر کرده به انجام اموری که مربوط به آداب و وظایف او نسبت به مولایمان صاحب الزمان علیه السلام تا آنجا که گفته:
«پس در پیروزی و وفاداری و تعلق خاطر و دلبستگی نسبت به آن حضرت علیه السلام به گونهای باش که خداوند و رسول او و پدران آن حضرت و خود او از تو میخواهند و حوائج آن بزرگوار را بر خواستههای خود مقدم بدار، هنگامی که نمازهای حاجت را به جا میآوری و صدقه دادن از سوی آن جناب را پیش از صدقه دادن خودت و عزیزانت قرار ده و دعا برای آن حضرت را مقدم بدار بر دعا کردن
برای خودت و نیز در هر کار خیری که مایه وفای به آن حضرت است آن بزرگوار را مقدم بدار که سبب میشود به سوی تو توجه فرماید و به تو احسان نماید.»(1)
در رجحان و استحباب صدقه دادن برای سلامتی حضرت نیز تردیدی نیست، نظر به این که این کار از گونههای مودت نسبت به قربی و بستگان پیغمبر است که خداوند بندگانش را در کتاب خود به آن امر فرمود: «قُل لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی؛(2)بگو: بر این رسالت مزدی از شما، جز دوست داشتن خویشاوندان، نمیخواهم.» نمیبینی که هر گاه فرزندت یا کسی از عزیزانت را دوست میداری و بر او بیمناک هستی به قصد سلامتی او صدقه میدهی؟ پس مولای تو از هر کسی به این امر سزاوارتر است.
حج رفتن به نیابت از حضرت و فرستادن نایب تا از طرف آن جناب حج نماید؛ زیارت مشاهد و حج رفتن به نیابت از بزرگواران معصوم بین شیعیان در روزگار قدیم متداول و
مرسوم بوده و بر خوبی این عمل چندین روایت ذکر گردیده از جمله: شیخ صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه از امام صادق آورده علیه السلام که از آن حضرت سؤال شد درباره شخصی که از سوی دیگری حج بجا آورد آیا چیزی از اجر و ثواب برای او هست؟ فرمود:
«برای کسی که از سوی دیگری حج بجا میآورد، اجر و ثواب ده حج هست و او، پدر، مادر، پسر، دختر، برادر، خواهر، عمو، عمه، دایی و خالهاش آمرزیده میشوند، خدای تعالی رحمتش وسیع و او کریم است.»(1)
و آنچه بر استحباب طواف کردن از سوی امام زنده به طور خاص دلالت دارد روایتی است که مرحوم کلینی در کتاب کافی از موسیبنالقاسم آورده است. او میگوید به امام جواد علیه السلام عرض کردم: میخواستم از سوی شما و پدر شما طواف کنم؛ به من گفته شد به نیابت از اوصیا طواف کردن درست نیست، آن حضرت علیه السلام به من فرمود:
بلکه هر قدر که توانستی طواف کن که آن جایز است؛ سپس بعد از سه سال به آن
1) من لایحضره الفقیه، ج2، حدیث9، ص222 ـ 223.
حضرت عرضه داشتم: پیش از این از شما اجازه خواستم که از سوی شما و پدرتان طواف کنم به من اجازه فرمودید، پس آنچه خدا خواسته بود از شما و پدرتان طواف کردم، سپس چیزی بر من گذشت و به آن عمل کردم، فرمود: آن چه بود؟ عرض کردم: روزی از طرف رسول خدا طواف نمودم آن حضرت سه مرتبه فرمود: درود خدا بر رسول خدا، عرض کردم: روز دوم از طرف امیرالمؤمنین علیه السلام و روز سوم از طرف امام حسن و روز چهارم از طرف امام حسین و... و روز نهم از طرف پدرت علیبنموسیالرضا و روز دهم از طرف شما ای آقای من! طواف کردم و اینان هستند کسانی که به ولایتشان خداوند را دینداری میکنم؛ فرمود: بنابراین به خدا سوگند خدای را دینداری میکنی به دینی که جز آن را از بندگان نمیپذیرد، عرض نمودم: و چه بسا از طرف مادرت فاطمه علیها السلام طواف کردم؛ فرمود: این طواف را بسیار کن که ان شاء الله بهترین عملی است که تو انجام دادهای.
امام صادق علیه السلام در مورد خدمت به حضرت مهدی میفرمایند: «و اگر دوران او را دریابم
تمام مدت زندگانیم او را خدمت خواهم کرد». از این سخن حضرت علیه السلام معلوم میشود که اهتمام به خدمت کردن حضرت قائم برترین طاعات و بالاترین وسایل تقرب به خداوند است.
و در خصوص توجه و خدمت به دوستان اهل بیت در کتاب من لایحضره الفقیه آمده که امام صادق علیه السلام فرمودند:
«هر کس نتواند ما را صله نماید، باید صله کند دوستان (شیعیان) صالح ما را که ثواب صله، برای او نوشته میشود و هر کس نتواند ما را زیارت کند، صالحین از دوستانمان را دیدار نماید ثواب زیارت ما برایش نوشته میشود.»
در کتاب کافی از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«یک درهم که با آن امام علیه السلام صله شود از دو میلیون درهم در سایر کارهای نیک بهتر است.»
صله امام علیه السلام در زمان غیبت، با مصرف کردن مال در مصارف و مخارجی که میداند آن حضرت علیه السلام به آنها رضایت دارد و محبوب اوست با قصد صله او انجام میگیرد. مانند چاپ
کردن کتابهای مربوط به آن حضرت، و برپا کردن مجالس یادآوری آن جناب و دعوت به او، صله شیعیان و دوستانش به خصوص سادات علوی، علمای ترویج دهنده شرع اسلام، راویان احادیث و ائمه طاهرین و مانند اینها.
خوشحال کردن مؤمنین مایه سرور و خرسندی مولایمان صاحب الزمان علیه السلام میباشد و خوشحال کردن مؤمنین، گاهی با کمک مالی به آنها انجام میگیرد و گاهی با برآوردن حوائج و برطرف کردن غصههای آنان و با وساطت و شفاعت در حق ایشان و به وسیله دعا کردن در حق آنان و احترام نمودن آنها و گاهی با یاری خاندان و فرزندان ایشان و نیز با قرض دادن به آنان یا به تعویق طلب قرضهایی که بر عهده آنها است و یا به غیر اینها از گونههای خرسند نمودن مؤمنین.
هر کس این کار را نکند، لعنت خدا بر او
در کتاب کافی از پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده است که فرمودهاند:
«هر گاه بدعتها در امت من ظاهر شد پس باید که عالم دانش خود را آشکار نماید که هر کس این کار نکند، لعنت خدا بر او خواهد بود.»(1)
ائمه علیهم السلام تکلیف ما را در زمان غیبت و عدم دسترسی به امام معصوم مشخص کرده و به ما امر فرمودهاند که به فقهای جامع الشرایط مراجعه کنیم. چنان که در روایتی که امام حسن عسکری علیه السلام از امام صادق علیه السلام نقل میکند، چنین میخوانیم:
1) اصول کافی، ج1، باب البدع، حدیث 2، ص70.
«اما هر یک از فقها که نفس خود را بازدارنده، دین خود را نگهدارنده، هوای خود را پس زننده و از اوامر مولای خود اطاعت کننده بود، بر مردم لازم است که از او پیروی کنند و تنها بعضی از فقهای شیعه هستند که از این صفات برخوردارند نه همه آنها.»(1)
روایات متعددی از ائمه علیهم السلام در مورد اینکه در دوران غیبت باید از فقهای جامع الشرایط تبعیت نمود، فقهایی که از هوای نفس تبعیت نکرده و مطیع اوامر الهی باشند و تقوی پیشه سازند، در کتب روایی واد شده است.
بر اساس قرآن کریم،(2)حاکمیت از آن خداوند متعال است و کسانی که خداوند به آنان اذن حکومت داده است که پیامبر و ائمه باشند و ائمه نیز حاکمیت در عصر غیبت را به علماء و فقهای دینی افاضه نمودهاند و فرمودهاند: اینان حجت ما بر شما و ما حجت خدا بر ایشان هستیم، لذا ولایت مطلقه برای
فقیه می باشد و اطاعت از ولی فقیه اطاعت از ائمه است و سرپیچی از دستورشان، سرپیچی از فرامین معصومین است.
1.قرآن کریم
2.نهج البلاغه
3.مفاتیح الجنان
4.آقاداوودی، سیدکریم، دیدار با امام زمان، قم: صاحب الامر، 1382ش.
5.ابن قولویه، کامل الزیارات، نجف: مرتضوی، 1356 ق.
6.بحرانی، سید هاشم، غایه المرام، بیروت: موسسة التاریخ العربی، ۱۴۲۲ق.
7.پیغان، نعمت الله، عوامل و موانع انسجام اسلامی از دیدگاه قرآن کریم، قم: بوستان کتاب، 1386ش.
8.جمعی از نویسندگان مجله حوزه، چشم به راه مهدی (عج)، قم: بوستان کتاب، 1375ش.
9.سید بن طاووس، جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع، تهران: آفاق، 1371ش.
10.ـــــــ، کشف المحجة لثمرة المهجة، قم: بوستان کتاب، 1375ش.
11.ـــــــ، مهج الدعوات و منهج العبادات، قم: دار الذخائر، 1411 ق.
12.شفیعی سروستانی، ابراهیم، «انتظار، بایدها و نبایدها»، چاپ دوم: پیام تهران، 1384ش.
13.شیخ صدوق، خصال، قم: جامعه مدرسین، 1362ش.
14.ـــــــ، کمال الدین و تمام النعمه، چاپ دوم، تهران: اسلامیه، 1395 ق.
15.ـــــــ، من لایحضره الفقیه، قم: ناشر: جامعه مدرسین، 1404 ق.
16.طبرسی نوری، میرزا حسین، النجم الثاقب، تهران: علمیه اسلامیه، بیتا.
17.عاملی، شیخ حر، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، محدث عاملی، قم: آل البیت، 1409 ق.
18.قمی، شیخ عباس، منتهی الامال، قم: هجرت، 1368ش.
19.کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، قم: اسلامی، 1372ش.
20.مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، تهران: اسلامیه، بی تا.
21.محمد بن نعمانی، الغیبه، تبریز: المکتبه الصابری، 1383ق.
22.موسوی، سیدمحمدتقی، مکیال المکارم، قم: المطبعه العلمیه،1398ق.
23.مهدی پور، علی اکبر، چهل حدیث پیرامون یوسف زهرا؛ موسسه نشر و مطبوعات حاذق، 1372ش.
24.همدانی، صدر الاسلام، تکالیف الانام فی الغیبه الانام، تهران: بدر، 1361ش.
حضرت حجتالاسلام و المسلمین نعمتالله پیغان
گل دارالولایة سیستان، شهید نعمت الله پیغان سال 1354 در زابل دیده به جهان گشود. او را نعمت الله نام نهادند چرا که نعمت خدا به خانواده پیغان بود. این افتخار برای نعمت الله پیغان بس که خداوند او را در دامن مادری مؤمنه آفرید. نعمت الله دست پرورده خانواده ای است که همه همّ و غم خود را تربیت فرزندان قرار دادند.
نعمتالله همه سختیها و رنجهای پدر و مادر را دیده بود و میدانست که از او چه میخواهند. دوران ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت گذراند. اما درس و مدرسه معمولی او را راضی نمیکرد. به حوزۀ علمیۀ امام صادق علیه السلام زابل وارد شد. چشمۀ گوارای علوم نبوی صلی الله علیه و آله و سلم و علوم علوی علیه السلام عطش نعمتالله را بیشتر کرد.
نعمتالله برای رفع این عطش معنوی راهی بارگاه رضوی علیه السلام شد. مدت 8 سال از بحر علوم رضوی علیه السلام توشه برگرفت. وقتی کارشناسی
علوم قرآن و حدیث را از دانشگاه رضوی گرفت، خیلی ها او را به کار تشویق می کردند. ولی او در لایتناهی این مسیر، نوری یافته بود که کار و زندگی معمولی او را به آن سرانجام نمی برد.
نعمتالله در کنار آموختن علوم، به تهذیب نفس و کسب معارف اخلاقی و فضایل معنوی روی آورد. عشق و عطش زایدالوصف، او را به بارگاه کریمۀ اهل بیت حضرت معصومه علیها السلام نیز کشاند.
نعمتالله با عزم تحصیل در سطح خارج فقه و اصول و کسب فیض از محضر علمای اسلام وارد حوزۀ علمیه قم شد. سال 1382 در مقطع کارشناسی ارشد علوم قرآن وحدیث شهرری پذیرفته شد.
نعمتالله، حالا روحانی وارستهای بود که میبایست آموزههای مکتب اهل بیت علیهم السلام را به دیگران نیز میآموخت. کوی به کوی و شهر به شهر طی مسیر کرد و همچون چراغی برافروخته در اقصی نقاط کشور را به انوار تابناک قرآن و حدیث، نورانی نمود.
نعمتالله در آخرین مأموریت تبلیغی به منطقۀ سیستان زادگاه خود، در شامگاه
25/12/1384 هدف کینۀ دشمنان واقعی اسلام قرار گرفت و مزد سالها تعبد و تلمذ در محضر قرآن و اسلام را با نوشیدن شهد شیرین شهادت گرفت.
گلزار شهدای حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شهر ادیمی بر شهید پیغان آغوش گشود و او را بر سفره ارتزاق عند الرب میهمان برادر و دوستان شهیدش کرد.
عقربههای ساعت، 20:45 شامگاه پنجشنبه 25 اسفند 1384 را نشان میدادند و دشت تاسوکی، واقع در میانه جاده زابل ـ زاهدان، آبستن حادثهای تلخ و جانگداز بود.
خفاشانی که هویت اشرار داشتند و با گرفتن جیره از صهیونیسم و استکبار، ننگ سرسپردگی به پیشانی زده بودند، از نقطه صفر مرزی، در استتار رمل و تپههای ماهور و درختچههای گز شدند. آنان پس از طی مسافتی، در دوازده کیلومتری مرز ایران ـ افغانستان، در محور زابل ـ زاهدان و در فاصله چهارده کیلومتری «پاسگاه تاسوکی» ایجاد راهبندان نموده و با لباس مبدل نیروی انتظامی و استتار چهره، اقدام به توقف خودروهای عبوری کردند تا با هدف اسارت و ترور شهروندان، و بر پا کردن فتنهای قومی ـ مذهبی، مدال مزدوری را از اربابانشان دریافت دارند.
بدین منظور خودروهای عبوری را متوقف
نموده و با جداسازی زنان و مردان، به تفکیک فارس و بلوچ و شیعه و سنی، در مقابل چشمان وحشتزده زنان، فریاد بیقراری مادران سپیدگیسو و گریههای کودکان حیرتآلود، مردان و جوانان و نوجوانان بیگناه را ـ تنها بدان دلیل که غیر بلوچ یا شیعه بودند ـ با شنیعترین و فجیعترین وضع ممکن به حدود یکصد و پنجاه متری جاده اصلی و در کناره خاکریز، هدایت کردند.
تروریستها سپس، چشم و دست و دهان قربانیان را بستند؛ آنان را به فاصله حدود یک متر از یکدیگر قرار دادند و بیرحمانه زیر رگبار گلوله گرفتند. سپس با بهرهگیری از دوربینهای فیلمبرداری از این صحنه کشتار جمعی تصویر گرفتند تا با فروش و ارائه آن به اربابان و رسانه های خارجی، مزد شقاوت و بیرحمی و خوش خدمتی خویش را دریوزه کنند.
به گفته شاهدان ـ و نیز کارشناسان ـ تعداد تروریستها در جاده و پشت خاکریز، بین بیست تا سی نفر نفر بوده که از القاب "سرهنگ" و "سروان" در مکالمات درونگروهی خود استفاده مینمودند. تعداد
دیگری از اشرار نیز در سایر نقاط منطقه پراکنده بودند و نظارت و پشتیبانی این عملیات کور و ننگآور را به عهده داشتند. این گروه شرور که نام «جندالله» را برگزیده و سرکرده خویش (عبدالمالک ریگی شرور) را امیر المؤمنین میخواندند (!!) چنان در جهل و نادانی دست و پا میزدند که هنگام زدن تیر خلاص به مردم بیگناه «بسم الله» گفته و پس از اطمینان از شهادت آن کبوتران سرخ بال حسینی، با گفتن «الله اکبر» افتخار و خشنودیشان را از این جنایت ابراز میکردند.
این قتل عام هولناک، حدود یک ساعت به درازا کشید و به شهادت بیست و دو تن از محبان اهلبیت علیهم السلام اعم از دانش آموز، کارمند، کارگر، دانشجو، طلبه، خبرنگار، سرباز و کاسب انجامید؛ ضمن اینکه شش نفر زخمی شدند و هفت شیعه مظلوم نیز به گروگان گرفته شدند؛ و نام «شهادتگاه تاسوکی» را برای همیشه بر لوح تاریخ منطقه حک نمودند.
آنانکه در این فاجعه، به عرشیان پیوستند، در فرش اینگونه نامیده میشدند:
غلامرضا سرگلزائی
محمود سرگزی
منوچهر حیدری
جواد روحاللهطیبی
جابر قویدل
محسن ذوالفقاری
صادق کیخا
مهدی کیخا
حمید کیخازاده
مجتبی کیخائی
مهدی گرگ
امیر واعظی
محمدحسین واعظی
علیرضا قیصری
مهدی نوری
عیسی کوهستانی
حسین صیادی
مسلم لکزایی
مهدی نجفی
باقر فتوت
محبعلی یوسفی
در هیچ مرام، مسلک، عقیده و مذهبی، کشتن نوجوان معصوم چهارده ساله و نو داماد
بیگناه بیست ساله، مایه مباهات و سرافرازی نیست. چگونه ممکن است افرادی آن قدر در برزخ شقاوت و سنگدلی فرو غلتند که فرزندی را در مقابل پیکر لرزان مادری سپیدمو، پدری را در برابر بهت نگاه فرزندی ترسان، چشم و دست و پا بندند و در آستانه سال نو و اربعین شهدای کربلا، پیکرشان را به زخم باران تیر، از هم بدرانند و آنگاه بر جنازه چاکچاکشان ندای تکبیر سر دهند!
به راستی... أین تذهبون؟
خونآشامان، پس از آنکه عطش شیطانی خویش را با خون حسینیان فرونشاندند، هفت تن از شیعیان مظلوم دیگر را نیز چشم و دست بسته بر مرکب نشاندند و با خود به گروگان بردند، تا عاشورای تاسوکی، بدون "بهاسارترفتگانِ زینبی" غروب نشود:
1.خدابخش باغبانی
2.علی پورشمسیان
3.خدابخش سرگزی
4.شهید محمد شاهبازی
5.رضا لکزایی
6.مجید نجار
7.امیر هراتی
این گروگانها، بین 60 تا 200 روز در اسارت دژخیمان باقی ماندند؛ و تروریستها در این فاصله، حتی نتوانستند کبوتران محبوس را نیز تحمل کنند و یکی از آنان را به کاروان شهداء رساندند....
چگونه میتوان شرح هجران جگرهای آتشگرفته زنان و کودکان چشم انتظار و مردان به خاک و خون غلطیده سیستان را در شهادتگاه تاسوکی به صحیفه جان نگاشت و از سر سوز، فریاد «بای ذنب قُتلت» و ندای سرخ یا لثارات الحسین برنیاورد...؟
وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُون(1)
1) سوره شعراء، آیه 227.
گفتنی است تا کنون آثار مختلفی درباره فاجعه تروریستی تاسوکی منتشر شده است که خوانندگان می توانند به آنها مراجعه فرمایند. از جمله این آثار می توان به موارد زیر اشاره کرد:
غربت خونبار، به کوشش: کمیته علمی ستاد یادواره شهدای تاسوکی سیستان، تهران: دستان، 1385. این اثر، که نخستین کتاب منتشره شده در مورد شهدای مظلوم تاسوکی است به معرفی شهدای فاجعه تروریستی تاسوکی و برخی بازتاب های آن می پردازد.
تاسوکی؛ خاطرات یک گروگان، رضا لکزایی، قم: بوستان کتاب، 1387، 328 صفحه مصوّر. این اثر خاطرات نویسنده دربند تروریست های شرور گروهک تروریستی جندالله را به تصویر کشیده است.
گروهک عبدالمالک: قطعه پازل جنگ نرم، علیرضا کیخا، قم: سپهر آذین، 1385، 176 صفحه مصوّر. این کتاب به تجزیه و
تحلیل اقدامات تروریستی گروهک عبدالمالک ریگی در استان سیستان و بلوچستان می پردازد.
همچنین برای کسب اطلاعات بیشتر میتوان به پایگاه های اینترنتی زیر نیز مراجعه کرد:
پایگاه اطلاع رسانی تاسوکی؛ www.tasooki.com
پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی ـ هنری عرشیان کویر تاسوکی؛www.arshiyankavir.ir
لطفاً هر گونه نظر و پیشنهادی داشتید از طریق دو پایگاه اطلاع رسانی فوق و یا به پست الکترونیکی زیر برای ما ارسال نمایید:
arshiyank avir@gmail.com