ghaemiyeh.com
سرشناسه : قمی، عباس، ۱۲۵۴ - ۱۳۱۹.
عنوان قراردادی : مفاتیحالجنان .فارسی - عربی .برگزیده
قرآن. فارسی - عربی. برگزیده
عنوان و نام پدیدآور : منتخب جدید مفاتیحالجنان ( نگارش آسان )/[عباس قمی] ؛ ترجمه حسین انصاریان.
مشخصات نشر : قم : دارالعرفان ، ۱۳۸۸.
مشخصات ظاهری : ۳۵۲ص.
شابک : ۳۰۰۰۰ریال:978-964-2939-29-9
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
موضوع : قرآن .برگزیدهها --ترجمهها
موضوع : دعاها
شناسه افزوده : انصاریان، حسین، ۱۳۲۳ -، گردآورنده
رده بندی کنگره : BP۲۶۷/۸/ق۹م۷۰۴۲۱۲۷۳۷ ۱۳۸۸
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۷۷۲
شماره کتابشناسی ملی : ۱۸۷۶۰۷۱
بسمه تعالی واقعیتی که در تمام شئون ذرّه ذرّه اجسام و عناصر و موجودات عالم طبیعت و کشور غیب و شهود حکومت دارد و از این راه تمام موجودات هستی،از مبدأ آفرینش در دو مرحلۀ مادی و معنوی به دریافت فیوضات در حد نیاز خود نائل میشوند،دعاست.
اگر دعا نبود ادامۀ حیات مهمانان،هستی امکان نداشت،که موجودیّت تمام موجودات و ظهور همۀ کائنات و وجود تمام عالمیان از برکت دعاست.
دعاء عامل باعظمتی برای رساندن فیض از منبع لطف به تمام جهانیان است.
شیوۀ تربیتی ائمۀ اطهار علیهم السلام بر این امر بوده است که دوستان و یاران و اصحاب خود را با دعا و طریقۀ ارتباط با حضرت حق آشنا نموده و در غالب عالیترین مضامین با کلمات و جملات نورانی خود،طریقۀ ارتباط عبد با مولی را تعلیم فرمودند و علاوه بر آن عالیترین مفاهیم عرشی تربیتی را برای جامعۀ بشری ترسیم مینمودند و عالمان ربانی با گردآوری ادعیه،در این رسالت عظیم سهم بسزائی را ایفاء نمودهاند.
در این میان،کتاب باعظمت مفاتیح الجنان تألیف عالم خبیر ثقة المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی اعلی اللّه مقامه الشریف جایگاه ویژهای را در میان مؤمنان پیدا نموده و خلوص نیّت آن عالم ربانی موجب گشته که این اثر ارزشمند،عامل اتصال بسیاری از محبان با محبوب حقیقی شود.
اندیشمند محقق حضرت استاد حسین انصاریان مد ظله العالی جهت ارائۀ هرچه بهتر این اثر در راستای ترویج فرهنگ غنی اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام،اقدام به ترجمۀ این اثر گرانمایه نمودند.معظم له در خلال ترجمه به این نتیجه رسیدند که برای سهولت فهم همگان اقدام به بازنویسی متن فارسی مفاتیح نمایند.
صفحه مقدمه :1
این اثر حاصل زحمات طاقتفرسای معظم له میباشد که به برخی از ویژگیهای آن نسبت به دیگر ترجمههای مفاتیح و نسخ موجود اشاره میشود:
ترجمۀ دقیق و روان از متن عربی با ملاحظۀ نکات دقیق علمی ادعیه
کارآمد کردن متن فارسی با تغییر شیوۀ نگارش
تقدیم فضائل سور بر متن سوره
تقدیم دعای روز شنبه در ایام هفته
تنظیم ادعیه و اعمال شبهای ماه مبارک رمضان به ترتیب زمان
درج باقیات الصالحات با ترجمه در انتهای کتاب
توضیح اسامی مورد نیاز که به صورت اشاره آمده بوده است
ذکر آدرس آیات
نقل نسخه بدل در داخل گیومه
ذکر ارجاعات مرحوم حاج شیخ عباس قمی با شمارۀ صفحه
کتابت جدید متن و ترجمه
در پایان از کلیه عزیزانی که در نشر این اثر ما را یاری نمودهاند کمال تشکر را داریم
مرکز علمی تحقیقاتی دار العرفان
صفحه مقدمه :2
دعا،راز و نیاز نیازمند با حضرت بینیاز،و مناجات عاشقانه تهیدست با خدای بیانباز،و سخن گفتن عبد با زبان آشکار و نهان،با مولای سببساز،و نهایتا درخواست فقیری ضعیف از توانمندی غنی است.
دعا،درخواست خیر دنیا و آخرت از منبع کمالات،و چشمه فیوضات،و جامع اسماء و صفات است.
دعا،نالۀ پرسوز عاشق به پیشگاه معشوق،و اظهار حاجت به درگاه محبوب،و امید به یافتن مطلوب،و زمینهساز رسیدن به مقصود است.
دعا،سؤال مسکین از مالک وجود،و گدایی مستکین از عالم غیب و شهود،و اعلام نیاز ناتوان به تواناست.
دعا،اتصال بینوا به توانگر،بر خاک نشستن ذلیل در پیشگاه عزیز و ناتوان در محضر نیرومند،و عبد در برابر حق و نیستی مقابل هستی و حقیر در آستانه کبیر،و محدود در حضور نامحدود است.
دعا،عبادتی بس گران،عملی فوقالعاده باارزش،کاری بسیار استوار،روشی نیکو،منشی والا،و کوششی الهی و انسانی است.
دعا،اتصال بینهایت کوچک،به بینهایت بزرگ،ارتباط مخلوق با خالق،عامل درمان روح،علاج نفس،شفای قلب،سلامت تن،نورانیت عقل،و نشانه شخصیت ملکوتی انسان است.
دعا،براساس روایات،برترین عبادت،نردبان سعادت،علّت سلامت،و محبوبترین کار در پیشگاه حضرت رب،و سلاح مؤمن،ستون دین،و نور آسمانها و زمین است.
دعا،کلید کامیابی،راه رهایی،فزونیبخش روزی،اسلحه پیامبران،بر گرداننده قضا و قدر،سبب جلب رحمت حق، وسیله آمرزش،دروازه توبه،مایه جوشش فیوضات الهیه و درمان دردهای فکری و درونی و جسمی است. (1)دعا،عملی الهی،تکلیفی اسلامی،عبادتی کمنظیر،حقیقتی بیقرین،دوست همه ایام به ویژه زمان گرفتاری،یار و مددکار
1) (1)) اصول کافی ج 2 ص 339-341
روزگار تنهائی،پشتیبان انسان به هنگام بینوائی و منبع حقایق و برکات الهی است.
از پیامبران بزرگوار،و رسول باکرامت اسلام،و امامان معصوم و صدیقه کبری فاطمه زهرا علیهم السلام دعاهائی در چهارچوب زیباترین مضامین،و برترین مفاهیم،همراه با جاذبیت و نورانیت،و صورت و سیرتی عرشی صادر شده که خوشبختانه علمای بزرگ شیعه و دانشمندان باکرامت مدرسه اهل بیت،و بینایان راه هدایت دوره به دوره و زمان به زمان آنها را در کتابهایی ویژه به نام کتاب دعا گردآوردهاند که هریک از آن کتابها که در زمینه دعا تدوین شده حاوی عالیترین مسایل اعتقادی،اخلاقی،عملی،سیاسی،اجتماعی،خانوادگی،فردی و دنیایی و آخرتی است،و در زمان خاص خود و اوقات ویژه دعا به ویژه در روزها و شبهای متبرک و مخصوصا هنگام سحر راهنمای اهل حال به سوی حق،و دلیل گمگشتگان به جانب هدایت،و برآورنده و حاجات نیازمندان،و شفای درد دردمندان است.
1-هنگامی که نوبت نورافشانی و بیان حقایق و تربیت نفوس به عالم فرزانه،محدّث مخلص،عابد با کرامت مرحوم ثقة المحدثین حاج شیخ عباس قمی رسید،از کتابهای دعای پیش از خود،و منابع حدیث،کتابی به نام مفاتیح الجنان که الحق مفاتیح الجنان است فراهم ساخت که مناجاتیان را از دیگر کتابها بینیاز نمود.
مفاتیح خانه به خانه،قریهبهقریه،شهر به شهر،کشور به کشور،حرم به حرم را تسخیر کرد و چنانکه سزاوارش بود همه جا در کنار قرآن مجید قرار گرفت،و جلوه نمودن این کتاب به این صورت مایه از پاکی و درستی و خلوص مؤلفش گرفت.
2-مرحوم شیخ عباس بنا به روایت بزرگان علّت تجلی کتابش را همه جا در کنار قرآن بر این پایه میدانست که پس از پایان تألیفش،ثوابش را به روح با عظمت ریشه ارزشها،و آئینه صفات انبیا حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام اللّه علیهما هدیه نموده است.
3-فرزند بزرگوار آن مرحوم حضرت حجة الاسلام حاج شیخ محسن محدثزاده به اینجانب فرمود:پدرم همه این کتاب را با وضو نوشت و همواره ظرفی آب در زمان تألیف این کتاب در کنارش بود تا در صورت لزوم تجدید وضو نماید.
4-نواده فرزانه کمنظیر،عارف معارف الهیه حضرت خمینی به این فقیر فرمود:شخصی درستکار و اهل دعا به آن جناب گفت:ذکری که از اساتید گذشته به شما رسیده و شما از برکت آن مدارج معنوی و سلوک روحی را به انجام رسانیدید اگر مصلحت میدانید در اختیارم بگذارید،خمینی بزرگ و مناجاتی در پاسخ او یک کلمه فرمود و آن این بود:
مفاتیح الجنان.
5-مفاتیح سفره معنوی گستردهای است که هر نوع رزق و روزی عرشی و آسمانی در آن قرار دارد،هر نیازمندی میتواند به اندازه نیاز جان و قلبش از آن بهرهمند شود.
برای گروهی بیخبر و تهیدست از معنویست چه جای ایراد است که میگویند:کسی نمیتواند به این کتاب گرچه ساعات روز و شبش چند برابر گردد عمل کند؟!مگر از اهل دعا دعوت شده که روز و شب خود را خواندن این کتاب اختصاص دهند،مفاتیح منبع فیوضات ربانیّه است،بر هر انسانی لازم است به اندازه طاقتش و به مقدار اندکی از ساعات روز و شبش برای تصفیه جانش و دردمان دردهای درونش،و به خاطر اتصال به دعا از آن استفاده کند.
گروهی به ادعای خودشان روشنفکر و شبه روشنفکر از ثوابهای مقرر شده برای دعاها و زیارتهائی که در مفاتیح است و نیز از آثاری که برای برخی از دعاها بیان شده در شگفتی و ناباوری آن و شاید آن ثوابها و آثار را قبول نداشته باشند،باید به آنان گفت:شما خدا را نشناختهاید و از اجر عظیم و پاداش بیحساب او که از خزانه بینهایتش به گدایان درگاهش عطا میشود بیخبر،هستید،و خیال میکنید خزانه عنایات و الطاف او محدود است،خیالی که با کفر برابر است!چه جای شگفتی و ناباوری است اگر ذات بینهایت او بخواهد از خزانه بینهایت خود پاداش بینهایت به بنده مناجاتیاش بپردازد و نتیجه دعایش را در آثار ظاهری تحقق دهد؟!
6-اهل دعا باید بدانند که برای استجابت دعا لازم است شرایطی را رعایت کنند،شرایطی که در معتبرین کتابهای حدیث از زبان معصومان روایت شده است از جمله:
طهارت ظاهری به خصوص داشتن وضو،و طهارت باطنی مانند خالی بودن شکم از لقمه حرام،پاک بودن قلب از ریا،حسد،کبر،غرور،کینه،نفاق،شهرتخواهی،و خالی بودن فضای زندگی از حقوق مالی مردم،و اشک و فروتنی و تواضع بردن به عرصه دعا،و خواند دعا در دل شب به ویژه هنگام سحر.
7-از آنجا که مفاتیح الجنان مقبول اهل ایمان واقع شد،و کمتر جائی است که از آن خالی باشد،و شبانهروز هزاران مرد و زن مؤمن در منازل و مساجد و مشاهد مشرفه به آن مراجعه میکنند،و فهم و درک بخش مهمّی از متن فارسی آنکه انشائی علمی و غیر مأنوس دارد،برای گروهی از برادران و خواهران مناجاتی به ویژه جوانان اهل دل مشکل است به توفیق حق و با اجازه حضرت حجة الاسلام جناب آقای حاج شیخ محسن محدثزاده فرزند با کرامت مرحوم محدّث قمی تمام متن فارسی را به سبکی روان و قلم روز و درخور فهم همگان برگرداندم،و با لطف پروردگار متن همه دعاها را به نثری ساده ترجمه نمودم.
این فقیر که جز خدمت به علوم اهل بیت نخواستم و نمیخواهم برنامهای داشته باشم در مدتی که مشغول این حقیقت معنوی بودم راه را با وضو و گاهی با اشک چشم و تضرع به درگاه حضرت محبوب به توفیق محبوب طی کردم،و نسبت به این عمل اندک چشمداشت پاداشی،ندارم،چنانچه نزد خدا پاداشی برای آن مقرر باشد آن را به روح با عظمت پیشوای شهیدان،سرور عاشقان،اسوۀ کریمان،چراغ قلب عارفان،شافع روز جزا حضرت ابو عبد اللّه الحسین علیه السّلام تقدیم میدارم و از همه خوانندگان ملتمسانه درخواست دارم در هر جائی از این کتاب استفاده معنوی بردند من و پدر و مادرم و به ویژه همسرم و فرزندانم را که زمینه خدمت ناچیزم را به کتاب خدا و عترت فراهم نمودند دعا کنند و در مشاهد مشرفه به خصوص حرم حضرت سید الشهداء و حضرت رضا علیهما السلام چه در حیات و چه در مماتم از طلب مغفرت از پیشگاه حق برای این تهیدست دریغ ننمایند.
فقیر:حسین انصاریان
در کتاب(مفاتیح الجناح)از پیامبر اکرم صلی اللّه و علیه و آله و سلّم روایت شده:هر که سورۀ(یس)را برای خشنودی حق تعالی بخواند،پروردگار او را مشمول آمرزش فرماید و به او چنان اجری عنایت کند که گویا دوازده مرتبه قرآن را قرائت نموده است.از خواص این سوره آن است که هرگاه نزد بیماری خوانده شود به عوض هر حرفی از آن ده فرشته نازل می شوند که در برابر بیمار به صف ایستاده و برای او طلب آمرزش میکنند.و به هنگام قبض روحش حاضر گردیده و در تشییع جنازهاش شرکت مینمایند و بر او نماز میخوانند و به وقت دفنش در کنار او خواهند بود و هر بیماری که خودش این سوره را هنگام سکرات مرگ بخواند یا برای او بخوانند،رضوان خزانهدار بهشت،جامی از شربت بهشت به او مینوشاند، پس او میمیرد درحالیکه سیراب است و برانگیخته میشود درحالیکه سیراب است و نیازمند به حوضی از حوضهای پیامبران نمیگردد تا زمانی که وارد بهشت میشود درحالیکه سیراب است.و نیز روایت شده:سورۀ(یس)خیر دنیا و آخرت را به قرائت کنندهاش میرساند،و از او بلای دنیا و اهوال آخرت را دفع مینماید بلکه هر شرّی را از او برطرف نموده و همه حاجات او را روا میکند.خواندن این سوره برابر با بیست حج است و برای شنوندۀ آن هزار نور و هزار برکت و هزار رحمت خواهد بود و هرگونه دشمنی و بیماری از او برطرف خواهد شد.
از رسول خدا صلّی الّه و علیه و آله و سلّم روایت شده:هر که وارد قبرستان شود و سوره(یس)را بخواند خدا عذاب مردگان آن قبرستان را،کاهش داده و به تعداد آنها برای او حسنات قرار خواهد داد.از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هرکس سورۀ(یس)را در روز بخواند تا شب مرزوق و محفوظ است و هرکس آن را شبانه پیش از خواب بخواند،خدا هزار فرشته بر او گمارد که او را از شرّ هر شیطان رانده شده و از هر آفتی حفظ کنند و اگر در همان روز مرگش فرا رسد،خدا او را وارد بهشت نماید.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است یس سوگند به قرآن کریم که بیتردید تو از فرستادگانی بر راهی راست[قرار داری]
[قرآن]نازل شدۀ توانای شکستناپذیر و مهربان است تا مردمی را بیم دهی که پدرانشان را بیم ندادهاند و به این علت[از حقایق]بیخبرند.یقینا فرمان عذاب بر بیشترشان محقق و ثابت شده است،به این سبب ایمان نمیآورند مسلما ما غلهایی بر گردنشان نهادهایم که تا چانههایشان قرار دارد بهطوریکه سرهایشان بالا مانده است و از پیش رویشان حایلی و از پشت سرشان[نیز]حایلی قرار دادهایم،و به صورت فراگیر دیدگانشان را فرو پوشاندهایم،به این خاطر حقایق را نمیبینند،و برای آنان یکسان است چه بیمشان دهی یا بیمشان ندهی،ایمان نمیآورند، بیم دادنت فقط برای کسی ثمربخشی است که از قرآن پیروی کند و در نهان از خدای رحمان بترسد،پس او را به آمرزش و پاداشی نیکو و باارزش مژده ده بیتردید ما مردگان را زنده میکنیم و آنچه را پیش فرستادهاند و[خوبیها و بدیهای]برجامانده از ایشان را ثبت میکنیم و همه چیز را در کتابی روشن[که اصل همۀ کتابهاست و آن لوح محفوظ است]بر شمردهایم و برای آنان[که با تو برخورد خصمانه دارند]اهل آن شهر را مثل بزن،هنگامی که پیامبران به آنجا آمدند،زمانی که دو پیامبر را به سوی آنان فرستادیم،پس آن دو را انکار کردند و با پیامبر سومی آنان را تقویت کردیم،پس[همگی]گفتند:ما را به سوی شما فرستادهاند.[اهل شهر] گفتند:شما جز بشرهایی مانند ما نیستید و[خدای]رحمان هیچچیزی نازل نکرده است،شما فقط دورغ میگویید.گفتند:پروردگارمان میداند که یقینا ما به سوی شما فرستاده شدهایم،و بر عهدۀ ما جز رساندن آشکار[پیام وحی]نیست گفتند:همانا ما شما را به شومی و فال بد گرفتهایم،اگر [از دعوت خود]باز نایستید،قطعا شما را سنگسار میکنیم،و از سوی ما شکنجه دردناکی به شما خواهد رسید گفتند:شومی شما از خود شماست[و این شومی نتیجۀ کفر و طغیان و گناه است،شگفتا!]آیا اگر به شما تذکر دهند[آن تذکر سعادتبخش را به شومی و فال بد میگیرید؟نه،شومی از ما نیست]بلکه شما مردمی تجاوزکارید.و از دورترین نقطۀ شهر
مردی شتابان آمد،گفت:ای قوم من!از این فرستادگان[خدا]پیروی کنید،از کسانی پیروی کنید که پاداشی از شما نمیخواهند و آنان راه یافتهاند،و مرا چیست که [از روی یقین]کسی را نپرستم که مرا آفریده و به سوی او بازگردانده میشوید؟آیا به جای او معبودانی را برگزینم که اگر[خدای]رحمان برای من آسیب و گزندی بخواهد نه شفاعتشان چیزی را از من دفع میکند و نه میتوانند نجاتم دهند؟!اگر چنین کنم،بیتردید در گمراهی آشکار خواهم بود،[ای رسولان!]بیتردید به پروردگار شما ایمان آوردهام،بنابراین از من بشنوید،[سرانجام به دست آن مشرکان شهید شد،و به او]گفته شد:به بهشت درآی.گفت:ای کاش قوم من معرفت و آگاهی داشتند،به اینکه پروردگارم مرا آمرزید و از کرامتیافتگان قرارم داد.و بعد از شهادت او هیچ سپاهی از آسمان بر[هلاکت]قومش نازل نکردیم،و بر آن نبودهایم که نازل کنیم.[کیفرشان]جز یک فریاد مرگبار نبود که ناگهان[پس از آن فریاد]همه بیحرکت و خاموش شدند!ای دریغ و افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایتشان نمیآمد مگر اینکه او را مسخره میکردند!آیا[مشرکان مکه]ندانستهاند چه بسیار از اقوام پیش از آنان را[به سبب کفر و طغیانشان] هلاک کردیم که آنان هرگز نزد اینان برنمیگردند،[و در دنیا زندگی دوباره نمییابند]و همۀ آنان[بدون استثنا گردآوری خواهند شد و]در قیامت نزد ما احضار میشوند.
و این زمین مرده برای آنان نشانهای[آشکار بر اینکه ما مردگان را در قیامت زنده میکنیم]میباشد که آن را زنده کردیم و از آن دانه بیرون میآوریم که از آن میخورند،و در ان بوستانهایی از درختان خرما و انگور قرار دادیم،و در آن از چشمههای گوناگون روان ساختیم،تا از میوۀ آن و آنچه دستهایشان به عمل میآورد[مانند شیره،کشمش،شربت و...]بخورند،آیا سپاسگذاری نمیکنند؟منزّه[از هر عیب و نقصی]است آنکه همۀ زوجها را آفرید از آنچه زمین میرویاند و از وجود خودشان و از آنچه نمیدانند، و نشانهای[از نشانههای قدرت و حکمت ما این]برای آنها شب است که[پوشش]روز را از آن بر میکنیم،پس ناگاه آنان به تاریکی درآیند،و خورشید[نیز برای
آنان نشانهای از قدرت ماست]که همواره به سوی قرارگاهش حرکت میکند.این اندازهگیری توانای شکستناپذیر و داناست،و برای ماه منزلهایی قرار دادیم تا اینکه به صورت شاخه کهنۀ بلالیشکل و زردرنگ خرما برگردد[و باز به تدریج بدر کامل شود،]نه برای خورشید این توان هست که به ماه برسد،و نه شب از روز پیشی میگیرد،و هرکدام در مداری شناورند.و برای آنان نشانهای دیگر[از قدرت و رحمت ما]این[است]که فرزندانشان را در کشتیهایی پر[از اجناس و وسایل]حمل کردیم،و برای آنان چیزهایی مانند کشتی[چون اسب،قاطر و دیگر وسایل نقلیه]آفریدیم که بر آن سوار میشوند،و اگر بخواهیم آنان را غرق میکنیم در این صورت هیچ فریادرسی برای آنان نخواهد بود، و نجات هم نیابند،مگر[اینکه]رحمتی از سوی ما[نجاتشان دهد]و تا مدتی[از زندگی دنیا]بهرهمندشان کنیم،و هنگامی که به آنان گویند:از آنچه[از عذابهای دنیا و آخرت] پیش رو و پشت سر شماست بپرهیزید تا مورد رحمت قرار گیرید[به این هشدار قطعی و یقینی توجه نمیکنند،]و هیچ آیهای از آیات پروردگارشان برای آنان نمیآید مگر اینکه ازآنروی میگردانند.و هنگامی که به آنان گویند:از آنچه خدا روزی شما کرده انفاق کنید،کافران به مؤمنان گویند:آیا کسانی را اطعام کنیم که اگر خدا میخواست آنان را اطعام میکرد؟[پس گرسنگی را بر خدا بر آنان خواسته است]ولی شما[ای کفرپیشگان!]جز در گمراهی آشکاری نیستند.و میگویند:اگر راستگویید،این وعده[قیامت و عذاب]کی خواهد بود؟اینان جز یک فریاد مرگبار[آسمانی]را انتظار نمیکشند که آنان را درحالیکه سرگرم مجادله و ستیر[در امور دنیای]انید فراگیرد.[فریادی که وقتی بر سر آنان زده شود]نه میتوانند وصیتی کنند و نه[اگر بیرون خانه باشند]میتوانند به خانواده خود برگردند.و در صور دمیده شود، ناگاه همۀ آنان از قبرها به سوی پروردگارشان میشتابند.میگویند:ای وای بر ما،چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟این واقیعتی است که[خدای]رحمان وعده داده بود و پیامبران راست گفته بودند!![آن صحنۀ عظیم]جز یک فریاد نیست،پس به ناگاه همۀ آنان[گردآوری شده و] ند ما احضار میشودند.در این روز به هیچ کس ذرهای ستم نمیشود،و جز آنچه انجام میدادید پاداش داده نمیشوید.
همانا بهشتیان در چنین روزی در سرگرمی وصفناپذیری شیرینکام و خوشاند.آنان و همسرانشان در زیر سایههایی[آرامبخش]بر تختهایی [آراسته چون حجله عروس]تکیه میزنند.برای آنان در آنجا میوهها[ی عالی و مطبوع]و آنچه دلشان بخواهد فراهم است.با سلام[ای پرارزش و سلامتبخش]که گفتاری از پروردگاری مهربان است.و[ندا آید:]ای گناهکاران!امروز[از صف نیکان]جدا شوید.ای فرزندان آدم!آیا با شما عهد نکردم که شیطان را مپرستید که او بیتردید دشمن آشکاری برای شماست؟و اینکه مرا بپرستید که این راهی است مستقیم،و همانا شیطان گروه بسیاری از شما را گمراه کرد،آیا تعقّل نمیکردید[که پیروانش به چه سرنوشت شومی دچار شدند؟]این است دوزخی که به شما وعده میدادند.
امروز به کیفر کفری که همواره میورزیدید،در آن درآیید.امروز بر دهانهایشان مهر خاموشی نهیم و دستهایشان با ما سخن میگویند و پاهایشان به اعمالی که همواره مرتکب میشدند،گواهی میدهند!و اگر بخواهیم[در همین دنیا]دردگانشان را محو میکنیم،پس به [سوی همان]راه[گمراهی]بر یکدیگر پیشی میگیرند،ولی چگونه میتوانند دید؟و[نیز]اگر بخواهیم آنان را در جای خودشان مسخ میکنیم،[و به صورت جمادی خشک درمیآوریم]که نه بتوانند بروند و نه بازگردند،و به هرکس عمر طولانی دهیم،او را در عرصۀ آفرینش[به سوی حالت ضعف،سستی،نقصان و فراموشی]واژگونش میکنیم،پس آیا تعقّل نمیکنند؟و به پیامبر،شعر نیاموختیم و[شعرگویی]شایسته او نیست.کتاب[او]جز مایۀ یادآوری و قرآنی روشنگر[حقایق]نیست،تا کسانی را که[به عقل و هوش و استداد]زندهاند هشدار دهد،و فرمان عذاب بر کافران محقق و ثابت شود.آیا ندیدهاند که ما از آنچه به قدرت خود انجام دادهایم برای آنان چهارپایانی آفریدهایم که آنان مالکشان هستند.و چهارپایان را برای آنان رام کردیم که برخی از آنها مرکب سواری آنان هستند و از[گوشت]برخی از آنها میخورند، و برای آنان در آن چهارپایان سودهایی[چون پشم،کرک،پوست]و نوشیدنیهایی[چون شیر و فرآوردههای آن]هست،آیا سپاسگذاری نمیکنند؟و به جای خدا معبودانی
انتخاب کردهاند به امید اینکه[به وسیلۀ آنها]یاری شوند،درحالیکه[معبودان]قدرت یاری دادن به آنان را ندارند و آنان[که سبکمغزان روی برتافته از حقاند]برای آن معبودان[از سوی شیطان]سپاهی احضار شدهاند[تا عمر و مالشان را فدای این معبودان باطل کنند]پس گفتارشان تو را اندوهگین نکند،بیتردید ما آنچه را پنهان میدارند و آنچه را آشکار میکنند،میدانیم.آیا انسان ندانسته که ما او را از نطفهای[پست و ناچیز]آفریدهایم و اینک ستیزهگری آشکار است؟در حالی که آفرینش نخستین خود را از یاد برده برای ما مثلی زد[و]گفت:چه کسی این استخوانها را درحالیکه پوسیدهاند،زنده میکند؟بگو:همان کسی که نخستین بار آن را پدید آورد.زندهاش میکند،و او به هر چیزی داناست همان کسی که برای شما از درخت سبز،«آتشزنه»آفرید،که اکنون شما از آن آتش میفروزید.آیا کسی که آسمانها و زمین را آفریده است،قدرت ندارد که[پس از مرگشان]همانند آن را بیافریند؟چرا قدرت دارد،زیرا اوست که آفرینندۀ بسیار داناست.شأن او این است که چون پدید آمدن چیزی را اراده کند،فقط به آن میگوید:باش،پس بیدرنگ موجود میشود.بنابراین [از هر عیب و نقصی]منزّه است خدایی که مالکیّت و فرمانروایی همه چیز به دست اوست،و به سوی او بازگردانده میشوید.
از امام صادق علیه السّلام روایت شده:خواند سورۀ رحمن را ترک نکنید چه این سوره در دل منافقان قرار نمیگیرد،و در روز قیامت به صورت انسانی با زیباترین چهره و خوشبوترین رایحه بر خدا وارد میشود تا در جایگاهی نزد حق بایستد که مقامی نزدیکتر از آن به خدا نیست پس آنگاه خدا به او میگوید:آنکه در حیات دنیا تو را برپا میداشت و بر قرائت تو مداومت مینمود کیست؟عرضه میدارد:فلان و فلان،پس چهرۀ آنان تابناک میشود،پس خدا به آنان میگوید:هر که را میخواهید شفاعت کنید،و آنان تا آنجا شفاعت میکنند که دیگر احدی برای شفاعت آنان باقی نماند.در این هنگام خطاب میرسد:وارد بهشت شوید و در هر کجای آنکه میخواهید مأوی کنید.و نیز از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هرکس سورۀ رحمن را قرائت کند و در پس هر آیۀ فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ بگوید:لا بشیء من آلائک ربّ اکذّب اگر شب بخواند و بمیرد شهید مرده و اگر روز بخواند و از دنیا برود،شهید از دنیا رفته است.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
[خدای]رحمان قرآن را تعلیم داد.انسان را آفرید،به او بیان آموخت خورشید و ماه با حسابی[منظم و دقیق]روانند، و گیاه و درخت همواره[برای او]سجده میکنند.و آسمان را برافراشت و[برای سنجش هر امر معنوی و مادی]ترازو نهاد.تا در[سنجیدن با]ترازو طغیان رواد مدارید[و از مرز عدالت و انصاف مگذرید.]و ترازو را به عدالت بر پا دارید و از ترازو مکاهید،و زمین را برای[زندگی]مردم نهاد،در آن میوهها و نخلها با خوشههای غلافدار است،و دانههای با سبوس و کاه و گیاهان خوشبو است،پس[ای انس و جن!]کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟انسان را از گلی خشکیده مانند سفال آفرید.و جن را از آمیزهای[از شعلههای مختلف]به وجود آورد.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟پروردکار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟دو دریای[شیرین و شور]را روان ساخت در حالی که همواره با هم تلاقی و برخورد دارند،[ولی]میان آن دو؟؟؟است که به هم تجاوز نمیکنند[در نتیجه با هم مخلوط نمیشود!]پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟از آن دو دریا لؤلؤ و مرجان بیرون میآید.پس کدامیک از نعمتهای پردگارتان را انکار میکنید؟و او را در دریا کشتیهای بادبان برافراشته چون کوههاست.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟همۀ آنان که روی این زمین هستند،فانی میشوند.و تنها ذات باشکوه و ارجمند پروردگارت باقی میماند.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟ هرکه در آسمانها و زمین است از او درخواست[حاجت]میکند،او هر روز در کاری است.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان
انکار میکنید؟ای انس و جن!بهزودی به[حساب]شما میپردازیم.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟ای گروه جن و انس!اگر میتوانید از کرانهها و نواحی آسمانها و زمین بیرون روید،پس بیرون روید،نمیتوانید بیرون روید مگر با نوعی توانایی و قدرت.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟بر شما شعلههایی از آتش بیدود و دود آتشآلود فرستاده خواهد شد،در نتیجه نمیتوانید یکدیگر را[برای دفع عذاب]یاری دهید!پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟و ناگهان آسمان بشکافد و چون چرمی سرخرنگ و گلگون شود.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟پس در آن روز[به علت سرعت فوقالعاده حسابرسی و روشن بودن همۀ امور]انس و جنّی را از گناهش نپرسند.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟گناهکاران به نشانههایشان شناخته میشوند،پس آنان را به موهای پیش سر و به پاهایشان میگیرند[و به آتش میاندازند]پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟این همان دوزخی است که گنهگاران آن را دروغ میپنداشتند.آنان در میان آتش و آب جوشان رفت و آمد میکنند پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟و برای کسی که از مقام پروردگارش[که احاطه و تسلّط او بر ظاهر و باطن هستی است]بترسد دو بهشت است.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟ [دو بهشتی که]دارای درختان و شاخسارهای با طروات و انبوه است.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟در آن دو بهشت دو چشمهای است که همواره جاری است.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟در آن دو بهشت از هر میوهای دو نوع فراهم است.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟ [بهشتیان]بر بسترهایی که آستر آنها از حریر درشت بافت است،تکیه میزنند،و میوههای رسیده آن دو بهشت[به آسانی]در دسترس است.پس کدامیک از نعمتهای پرودگارتان را انکار میکنید؟در آن بهشتها زنانی که فقط به همسرانشان عشق میورزند،و پیش از آنان دست انس و جنی به آنان نرسیده است.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را
انکار میکنید گویی آن زنان بهشتی یاقوت و مرجاناند.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟و جز آن دو بهشت،دو بهشت دیگر[هم]هست.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟آن[دو بهشت دیگر]در نهایت سرسبزیاند.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟ در آن دو بهشت دو چشمه همواره جوشان و در حال فوران است.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟در آنها میوههای فراوان و درخت خرما و انار است.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟در آنها زنانی نیکو سیرت و زیبا صورتاند.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟ حوریانی که در سراپردهها مستورند.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟پیش از آنان دست انس و جنّی به آنان نرسیده است.پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟بر بالشهای سبز و فرشهای زیبا تکیه میزنند.
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟همه سودمند و بابرکت است نام پروردگار باشکوه و ارجمندت.
روایت است:که عثمان بن عفان از عبده اللّه بن مسعود در مرضی که به سبب آن از دنیا رفت،عیادت کرد،پس به او گفت:از چه شکوه داری؟عبد اللّه گفت:از گناهانم.گفت:چه چیز میل داری؟گفت:رحمت پروردگارم.گفت:آیا برایت طبیب بیاورم؟ پاسخ داد:طبیب مرا بیمار کرده.گفت:آیا فرمان بدهم عطیهای به تو بدهند؟جواب داد:زمانی که نیازمندترین مردمان به آن بودم به من ندادی،اکنون که از آن بینیازم میخواهی بدهی؟گفت:برای دخترانت باشد.پاسخ داد:آنها را حاجتی به عطای تو نیست چه اینکه ایشان را به قرائت سورۀ واقعه سفارش کردهام،زیرا از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم شنیدم که میفرمود،هرکه سورۀ واقعه را هر شب بخواند هرگز دچار پریشانی نمیشود.و نیز از حضرت صادق علیه السّلام روایت است:که هرکس سورۀ واقعه را قبل از خواب بخواند،خدا را با چهرهای
نورانی همچون قرص ماه ملاقات کند،و نیز از آن حضرت روایت شده:که هرکس مشتاق بهشت و وصف آن میباشد،سورۀ واقعه را بخواند.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
هنگامی که واقعه[بسیار عظیم قیامت]واقع شود،که در واقعشدنش دروغی[در کار]نیست،پستکننده[کافران]و رفعتدهنده[مؤمنان]است.
هنگامی که زمین به شدت لرزانده شود،و کوهها درهم کوبیده و ریزریز شوند.در نتیجه غباری پراکنده گردد،و شما سه گروه شوید:سعادتمندان،چه بلندمرتبهاند سعادتمندان!و شقاوتمندان،چه دونپایهاند شقاوتمندان! و پیشیگیرندگان[به اعمال نیک]که پیشیگیرندگان[به رحمت و آمرزش]اند،اینان مقرباناند،در بهشتهای پر نعمتاند.گروهی بسیار از پیشینیان،و اندکی از پسینیان،بر تختهایی زربافت،که روبروی هم بر آنها تکیه دارند.
نوجوانانی همیشه نوجوان همواره[برای خدمت]پیرامونشان میگروند،با قدحها و کوزهها و جامهایی از بادۀ ناب و پاک، که از نوشیدنش نه سردرد گیرند،و نه مست و بیخرد شوند،و میوهها از هر نوعی که اختیار کنند،و گوشت پرنده از هر گونهای که بخواهند، و حوریانی چشم درشت،همچون مروارید پنهان شده در صدف،پاداشی است در برابر اعمالی که همواره انجام میدادند.در آنجا نه سخن بیهودهای میشوند،نه کلام گناهآلودی،مگر سخنی که سلام است و سلام،و سعادتمندان چه بلندمرتبهاند سعادتمندان!در سایۀ درخت سدر بیخاراند،و درختان موزی که میوههایش خوشهخوشه روی هم چیده شده است،و سایهای گسترده
و پایدار،و آبی ریزان،و میوهای فراوان،که پایان نپذیرد و ممنوع نشود،و همسرانی بلندمرتبه، که ما آنان را با آفرینشی ویژه آفریدیم،پس آنان را همواره دوشیزه قرار دادهایم.عشقورز به شوهران،و هم سن و سال با همسران.[همه این نعمتها]برای سعادتمندان[است.]گروهی بسیار از پیشینیان،و گروهی بسیار از پسینیان،و شقاوتمندان،چه دونپایهاند شقاوتمندان! در میان بادی سوزان و آبی جوشان[قرار دارند]،و سایهای از دودهای بسیار غلیظ و سیاه،نه خنک است و نه آرامبخش،اینان پیش از این از نازپروردگان خودکامه و سرکش بودند،و همواره بر گناهان بزرگ پافشاری داشتند،و پیوسته میگفتند:آیا هنگامی که مردمی و خاک و استخوان شدیم،آیا به راستی برانگیخته میشویم؟!و آیا پدران گذشتۀ ما نیز برانگیخته میشوند؟!بگو:بیتردید همۀ پیشینیان و همۀّ پسینیان،برای وعدهگاه روزی معین گردآورده خواهند شد.آنگاه شما ای گمراهان انکارکننده! قطعا از درختی که از زقّوم است[؟؟؟مایعی جوشان و بسیار بد مزّه و بدبوست]خواهید خورد؛و شکمها را از آن پر خواهید کرد،و روی آن از آب جوشان خواهید نوشید،مانند نوشیدن شترانی که به شدت تشنهاند؛این است پذیرایی از آنان در روز جزا.ما شما را آفریدیم،پس چرا[آفرینش دوبارۀ خود را پس از مرگ]باور نمیکنید؟آیا از[حالات و دگرگونیهای]نطفهای که در رحم میریزید آگاه هستید؟آیا شما آن را[تا انسانی معتدل و آراسته شود]میآفرینید یا ما آفرینندهایم؟ماییم که مرگ را میان شما مقدّر کردیم،و هیچچیز ما را[در جاری کردن مرگ بر شما]مغلوب نمیکند.[آری،مرگ را مقدّر کردیم]تا امثال شما را جایگزین شما کنیم و شما را به صورتی که نمیدانید آفرینشی تازه و جدید بخشیم،و به راستی پیدایش نخستین را[که جهان فعلی است]شناختید،پس چرا متذّکر[پدید شدن جهان دیگر]نمیشوید؟!مرا خبر دهید آنچه را میکاری،آیا شما آن را میرویانید،یا ما میرویانیم؟به یقین اگر بخواهیم آن را ریزریز کرده و خاشاک میکنیم که متأسف
و شگفتزده میشوید،[و میگویید:]مسلما ما خسارت زدهایم،بلکه ناکام و محرومیم به من خبر دهید آبی که مینوشید، آیا شما آن را از ابر بارانزا فرود آوردهاید یا ما فرود آورندهایم؟اگر بخواهیم آن را تلخ میگردانیم،پس چرا سپاسگزاری نمیکنید؟ به من خبر دهید آتشی که میافروزید،آیا شما درختان را آفریدهاید یا ما آفرینندهایم؟ما آن را وسیلۀ تذکر و مایۀ استفاده برای صحرانشینان و بیابانگردان قرار دادهایم.پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی.پس به جایگاه ستارگا سوگند میخورم،و اگر بدانید بیتردی این سوگندی بس بزرگ است.که یقینا این قرآن،قرآنی است ارجمند و باارزش؛[که]در کتابی مصون از هر گونه تحریف و دگرگونی[به نام لوح محفوظ جای دارد.]جز پاکشدگان[از هر نوع آلودگی]به[حقایق و اسرار و لطایف]آن دسترسی ندارند.نازل شده از سوی پروردگار جهانیان است.آیا شما نسبت به این گفتار سهلانگاری میکنید[و آن را قابل اعتنیا نمیدانید؟!]و فقط نصیب خود را این قرار میدهید که آن را انکار کنید؟!پس چرا هنگامی که روح به گلوگاه میرسد،و شما در آنوقت نظارهگر هستید[و پیچ کاری از شما ساخته نیست!]و ما به او از شما نزدیکتریم،ولی نمیبینید.[آری]پس چرا اگر شما پاداش داده نمیشوید [و به گمان خود قیامتی در کار نیست و شما را قدرتی بزرگ و فراتر است؟]آن[روح به گلوگاه رسیده]را[به بدن محتضر]برنمیگردانید،اگر[در ادعای خود]راستگویید؟پس اگر[جان به گلو رسیده]از مقربان باشد،[در]راحت و آسایش و بهشت پرنعمت[خواهد بود.]و اگر از سعادتمندان باشد،[به او گفته میشود:] از سوی سعادتمندان بر تو سلام باد.و اما اگر انکارکنندگان[حقایق و]گمراه باشد،پذیرایی از او با آب جوشان است، و وارد شدن به دوزخ است.[آنچه درباره این سه طایف بیان شد،]بیتردید این است همان حقّ یقینی.پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی.
از امام صادق علیه السّلام روایت شده:بر هر مؤمن پیرو اهل بیت علیهم السّلام لازم است در نماز شب جمعه(ظهرا منظور نماز عشاء است) سورۀ جمعه و سبح اسم ربّک الأعلی و در نماز ظهر جمعه سورۀ جمعه و منافقین را قرائت کند،هرگاه این عمل را انجام دهد گویا عمل رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم را بجا آورده و ثواب و پاداشش از طرف خدای عزّ و جلّ بهشت است.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است،خدا را[به پاک بودن از هر عیب و نقصی]میستایند،خدایی که فرمانروای هستی و بینهایت پاکیزه و توانای شکستناپذیر و حکیم است.اوست که در میان مردم بیسواد،پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و آنان را[از آلودگیهای فکری و روحی]پاکشان کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد،و آنان به یقین پیش از این در گمراهی آشکاری بودند.و[نیز پیامبر را]بر مردمی دیگر[از عرب و غیر عرب]که هنوز به آنان نپیوستهاند [برانگیخت].و او توانای شکستناپذیر و حکیم است.این[برانگیختن به پیامبری و مسئولیت عظیم تعلیم و تربیت]فضل خداست که آن را به هرکس بخواهد عطا میکند،و خدا صاحب فضل بزرگ است.وصف کسانی که عمل کردن به تورات به آنان تکلیف شده است،آنگاه به آن عمل نکردند،مانند درازگوشی است که کتابهایی را[که هیچ آگاهی به محتویات آنها ندارد]حمل میکند.چه بد است سرگذشت مردمی که آیات خدا را تکذیب کردند.و خدا مردم ستمکار را هدایت نمیکند.بگو:ای یهودیان!اگر گمان میکنید که فقط شما دوستان خدایید نه مردم دیگر،پس آرزوی مرگ کنید اگر راستگویید[چون دوستان خدا برای رسیدن به لقاء او مشتاق مرگ هستند.] ولی آنان به سبب گناهانی که مرتکب شدهاند هرگز آرزوی مرگ نمیکنند،و خدا به ستمکاران داناست،بگو:بیتردید مرگی را که از آن
میگریزید با شما دیدار خواهد کرد،سپس به سوی دانای نهان و آشکار بارگردانده میشوید،پس شما را به اعمالی که همواره انجام میدادید، آگاه خواهد کرد.ای مؤمنان!چون برای نماز روز جمعه ندا دهند،به سوی ذکر خدا بشتابید،و خرید و فروش را رها کنید،که این[اقامۀ نماز جمعه و ترک خرید و فروش]برای شما بهتر است اگر[به پاداشش]معرفت و آگاهی داشتید.و چون نماز پایان گیرد،در زمین پراکنده شوید و از فضل و رزق خدا جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید،و[برخی از مردم]چون تجارت یا مایۀ سرگرمی ببینند[از صف یکپارچه نماز]به سوی آن پراکنده شوند و تو را در حالی که[بر خطبه نماز]ایستادهای،رها کنند.بگو:پاداش و ثوابی که نزد خداست از سرگرمی و تجارت بهتر است،و خدا بهترین روزیدهندگان است.
از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هرکس سورۀ ملک را در نماز واجب بخواند،پیش از آنکه بخوابد،همواره در امان خدا خواهد بود تا وارد صبح شود و روز قیامت[نیز]در امان خدا خواهد بود تا داخل بهشت گردد.قطب راوندی از ابن عباس روایت نموده:مردی روی قبری خیمه زد بیآنکه بداند آنجا قبر است،پس سورۀ ملک را خواند،ناگاه شنید فریادکنندهای گفت:این سوره نجاتدهنده است.آن مرد این رویداد را برای حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلّم حکایت کرد،حضرت فرمودند:این سوره انسان را از عذاب قبر نجات میبخشد.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
همیشه سودمند و با برکت است آنکه فرمانروایی[بر همه هستی]به دست اوست و او بر هر کاری تواناست،آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را
بیازماید که کدامتان نیکوکارترید،و او توانای شکستناپذیر و بسیار آمرزنده است.آنکه هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید.در آفرینش[خدای]رحمان،خلل و نابسمانی و ناهمگونی نمیبینی،پس بار دیگر آیا هیچ خلل و نابسمانی و ناهمگونی میبینی؟سپس بار دیگر بنگر تا دیدهات در حالی که خسته و کم سو شده[از یافتن خلل،نابسامانی و ناهمگونی فرو مانده]و درمانده گشته است،به سویت بازگردد.همانا ما آسمان دنیا را با چراغهایی آراستیم و آنها را تیرهایی برای راندن شیطانها قرار دادیم.و برای آنان[در آخرت]آتشی افروخته آماده کردهایم؛و برای کسانی که به پروردگارشان کافر شدند،عذاب دوزخ است و چه بد بازگشتگاهی است.هنگامی که در آن افکنده شوند از آن درحالیکه در جوش و فوران است،صدایی هولناک و دلخراش میشنوند.نزدیک است که از شدت خشم متلاشی و پارهپاره شود.هرگاه گروهی در آن افکنده شوند، نگهبانانش از آن میپرسند:آیا شما را بیمدهندهای نیامد؟میگویند:چرا بیمدهنده آمد،ولی او را انکار کردیم و گفتیم:خدا هیچچیز نازل نکرده است؛شما بیمدهندگان جز در گمراهی بزگی نیستید؛و میگویند:اگر ما[دعوت سعادتبخش آنان را]شنیده بودیم،یا[در حقایقی که برای ما آوردند]تعقّل کرده بودیم، در میان[آتش]اهل آتش سوزان نبودیم.پس به گناه خود اعتراف میکنند.و مرگ و دوری از رحمت بر اهل آتش سوزان باد.بیتردید کسانی که در نهان از پروردگارشان میترسند،برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.و گفتارتان را پنهان کنید یا آن را آشکار سازید،مسلما او به نیّات و اسرار سینهها داناست.
آیا کسی که[همه موجودات را]آفریده است،نمیداند؟و حال آنکه او لطیف و آگاه است.اوست که زمین را برای شما راه قرار داد،بینابراین بر اطراف و جوانب آن راه روید،و از روزی خدا بخورید،و برانگیختن مردگان و رستاخیز به سوی اوست.آیا از کسی که[حاکمیت و فرمانرواییاش]در آسمان قطعی است[چه رسد در زمین]خود را در امان دیدهاید،از اینکه[با شکافتن زمین]شما را در آن فرود برد درحالیکه زلزله و جنبش موج آسایش را ادامه دهد؟آیا از کسی که حاکمیت و فرمانرواییاش
در آسمان قطعی است[چه رسد در زمین]خود را در امان دیدهاید از اینکه توفانی سخت[که با خود ریگ و سنگ میآورد]بر شما فرستد؟پس به زودی خواهید دانست که بیم دادن من چگونه است!و مسلما کسانی که پیش از آنان بودند[آیات خدا و پیامبران را انکار کردند]،پس[بنگر]عذاب من چگونه بود!آیا ندانستهاند که پرندگان بالای سرشان را درحالیکه بال میگشایند و میبندند،فقط[خدای]رحمان در فضا نگه میدارد؟یقینا او بر همه چیز بیناست.آیا این کسیت[از]سپاهتان که شما را به هنگام نزول عذاب در برابر خدای رحمان یاری دهد؟کافران جز دچار فریب[شیطان]نیستند.یا کیست آنکه به شما روزی دهد،اگر خدا روزیاش را از شما بازدارد؟[نه اینکه حقیقت را نمیدانند]بلکه در سرکشی و نفرت[از حق سرسختی و]پافشاری میکنند.آیا کسی که نگونسار و به صورت افتاده حرکت میکند،هدایت یافتهتر است یا آنکه راست قامت بر راه راست میرود؟بگو:اوست که شما را آفرید و برای شما گوش و دیده و دل قرار داد، ولی اندکی سپاس میگزاید.بگو:اوست که شما را در زمین آفرید و به سوی او محشور میشوید.
و میگویند:اگر راستگویید این وعدۀ وقوع[رستاخیز]کی خواهد بود؟بگو:دانش و آگاهی[این حقیقت]فقط نزد خداست و من تنها بیمدهندهای آشکارم.پس زمانی که آن[وعده دادهشده]را از نزدیک ببینند،چهره کافران درهم و زشت گردد[و به آنان گویند:]این است همان چیزی که آن را[از روی مسخره]میخواستید.بگو:به من خبر دهید اگر خدا من را و هر که را با من است هلاک کند،یا مورد رحمت قرار دهد،پس چه کسی کافران را از عذاب دردناک پناه خواهد داد؟بگو:اوست رحمان،به او ایمان آوردیم،و بر او توکل کردیم،پس به زودی خواهید دانست چه کسی در گمراهی آشکار است.بگو:به من خبر دهید اگر آب مورد بهرهبرداری شما[چون آب رودها،چشمهها،سدها و چاهها]در زمین فرو رود[تا آنجا که از دسترس شما خارج گردد]پس کیست که برایتان آب روان و گوارا بیاورد؟!
شیخ صدوق از امام صادق علیه السّلام روایت کرده است:هرکه سورۀ نبأ را بخواند و هر روز بر قرائت آن مداومت نماید سال را سپری نکند مگر اینکه بیت اللّه الحرام را زیارت کند.و شیخ طبری در مجمع البیان از ابیّ بن کعب روایت کرده که حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود:هر که سورۀ نبأ را بخواند خدا او را در قیامت از شراب خنک سیراب نماید،و دانسته باش که در روایات اهل بیت علیهم السّلام آمده است که منظور از نبأ عظیم،ولایت است و نیز وارد شده است که نبأ عظیم حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام است:(هو النّبا العظیم و فلک نوح و باب اللّه و انقطع الخطاب)اوست نبأ عظیم و کشتی نوح در دروازۀ آسمان آن هنگام که خطاب الهی پایان یافت.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
دربارۀ چه چیز از یکدیگر میپرسند؟از آن خبر بزرگ[قیامت کبری]که همواره دربارۀ آن با یکدیگر اختلاف دارند[که واقع میشود یا نه؟]نه چنین است[که میپندارند] به زودی[به حتمی بودن آن]آگاه خواهند شد.باز هم نه چنین است[که میپندارند]به زودی[به حتمی بودن وقوع آن]آگاه خواهند شد.آیا زمین را بستر آرامش قرار ندادیم؟و کوهها را میخهایی [برای استواری آن؟]و شما را جفتهایی[به صورت نر و ماده]آفریدیم،و خوابتان را مایۀ استراحت و آرامش[و تمدّ و اعصاب]قرار دادیم،و شب را پوششی و روز را وسیلۀ معاش مقرّر کردیم:و بر فرازتان هفت آسمان استوار بنا نهادیم،و چراغی روشن و حرارتزا پدید آوردیم، و از ابرهای متراکم و بارانزا آبی ریزان نازل کردیم تا به وسیلۀ آن دانه و گیاه برویانیم،و باغهایی از درختان به هم پیچیده و انبوه بیرون آوردیم.بیتردید روز داوری وعدهگاه است.روزی که در صور میدمند و شما گروهگروه به عرصه محشر میآیید،و آسمان گشوده میشود، پس به صورت درهایی در میآید،و کوهها را[از جای خود]روان کنند و سرابی شوند!بیتردی دوزخ کمینگاه
است.برای سرکشان و طاغیان جای بازگشت است.روزگاری دراز در آن بمانند.در آنجا نه خنکی هوا میجشند و نه آشامیدنی [باب طبع]مگر آب جوشان و چرکاب و خونابهای[از بدن دوزخیان]پاداشی است مناسب[اعمالشان]اینان بودند که به[روز]حساب امیدی نداشتند، و آیات ما را به شدت و با همۀ وجود انکار میکردند و[ما]همه چیز را[از خوبی و بدی آنان]بر شمرده و در نامۀ اعمالشان ثبت کردهایم.[و در قیامت به آنان میگوییم:]پس بچشید که هرگز جز عذاب بر شما نیفزاییم.بیتردی برای پرهیزگاران پیروزی و کامیابی است باغهایی[سرسبز و خرم]و انواع انکورها و دخترانی نورسیده و هم سن و جامهایی لبریز[از بادۀ طهور]در آنجا نه سخن بیهودهای میشوند و نه دوزخ و تکذیبی.[این]پاداشی کافی و به اندازه از سوی پروردگار توست.همان پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست،آن مهربانی که هیچکس را اختیار چونوچرای با او نیست.روزی که روح و فرشتگان در یک صف میایستند و سخن نمیگویند مگر کسی که[خدای]رحمان به او اجزاه دهد و سخن حق و درست گوید.آن[روز] روز حق است،پس هر که بخواهد راه بازگشتی به سوی پروردگارش برگزیند؛ما شما را از عذابی نزدیک هشدار دادیم،روزی که آدم آنچه را[از خیر و شر] پیش فرستاده است بنگرد و کافر گوید:ای کاش من خاک بودم[و موجودی مکلّف آفریده نمیشدم تا چنین روز سختی را ببینم!]
شیخ صدوق از امام صادق علیه السّلام روایت نموده است که فرمودند:هرکس سورۀ(سبحّ اسم ربّک الأعلی)را در نماز واجب یا مستحب بخواند،روز قیامت به او گفته میشود:از هر در از درهای بهشت که میخواهی وارد شود.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
نام پروردگار برتر و بلندمرتبهات را[از هر جه رنگ شرک خفی و جلی دارد]منزه و پاک بدار.آنکه آفرید،پس درست و نیکو گردانید.و آنکه اندازه قرار داد و هدایت کرد،و آنکه چراگاه را رویانید،و آن را خاشاکی سیاه گردانید،به زودی قرآن را بر تو میخوانیم،پس هرگز فراموش نخواهی کرد،جز آنچه را خدا بخواهد،که او آشکار و آنچه را پنهان است میداند.و تو را برای آسانترین راه[که شریعت سمحه و سهله است]آماده میکنیم.پس[مردم را]اندرز ده، اگر اندرز سودمند افتد.کسی که از خدا میترد،به زودی متذکّر میشود،و کسی که از همه بدبختتر است از آن کناره میگیرد.همان کسی که در آتش بزرگتر در میآید.آنگاه در آنجا میمیرد و نه به خوشی زندگی میکند.بیتردید کسی که خود را[از زشتیهای باطن و ظاهر]پاک کرد،رستگار شد.و نام پروردگارش را یاد کرد،پس نماز خواند.[ولی شما منکران لجوج به سوی راه رستگاری نمیروید]بلکه زندگی و نیاز را[بر آن]ترجیح میدهید.درحالیکه آخرت بهتر و پایدارتر است.
همان این[حقایق]در کتابهای آسمانی پیشین هست.[در]کتابهای ابراهیم و موسی.
در مجمع البیان به نقل از أبی بن کعب از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم روایت شده است که فرمودند:کسی که سورۀ شمس را بخواند گویی هر آنچه را که آفتاب و ماه بر آن تابیده صدقه داده است.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
سوگند به خورشید و گسترش روشنیاش و به ماه هنگامی که از پی آن برآید و به روز چون خورشید را به خوبی آشکار کند و به شب هنگامی که خورشید را فرو پوشد و به آسمان و آنکه آن را بنا کرد و به زمین و آنکه آن را گستراند و به نفس و آنکه آن را درست و نیکو نمود،پس بزهکاری و پرهیزکاریاش را به او الهام کرد.بیتردی کسی که نفس را[از آلودگی پاک کرده]رشد داد،رستگار شد.و کسی که آن را[به آلودگیها و امور بازدارنده از رشد]بیالود[و از رحمت حق]نومید شد.قوم ثمود به سبب سرکشی و طغیانش[پیامبرشان را]تکذیب کرد،زمانی که بدبختترینشان به پا خاست.پس فرستادۀ خدا به آنان گفت:ناقۀ خدا و آبشخورش را [واگذارید]ولی به تکذیب او برخاستند و ناقه را پی کردند،و در نتیجه پروردگارشان به خاطر گناهشان عذاب سختی بر آنان فرو ریخت و همه قوم را با خاک یکسان و برابر ساخت؛و خدا از- سرانجام آن کار[که نابودی ستمکاران است]پروایی ندارد.
از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند:هرکس سورۀ قدر را در نماز واجب بخواند،فرشتهای از جانب پروردگار ندا کند:ای بندۀ خدا،خدا گناهان گذشتهات را آمرزید،عمل از نو آغاز کن.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.تو چه میدانی شب قدر چیست؟شب قدر،بهتر از هزار ماه است.فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای[تقدیر و تنظیم]هر کاری نازل میشوند.
این شب تا برآمدن سپیدهدم[سراسر]سلام و رحمت است.
از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم روایت شده است که فرمودند:هرکس سورۀ زلزال را چهار بار قرائت کند مانند کسی است که تمام قرآن را قرائت کرده است.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
هنگامی که زمین را با[شدیدترین]لرزشش بلرزانند،و زمین بارهای گرانش را بیرون اندازد،و انسان بگوید:زمین را چه شده است؟آن روز است که زمین اخبار خود را میگوید:زیرا که پروردگارت به او وحی کرده است.آن روز مردم[پس از پایان حساب]به صورت گروههای پراکنده[به سوی منزلهای ابدی خود بهشت یا دوزخ]باز میگردند،تا اعمالشان را[به صورت تجسمیافته]به آنان نشان دهند.پس هرکس هموزن ذرهای نیکی کند،آن نیکی را ببیند.و هرکس هموزن ذرهای بدی کند،آن بدی را ببیند.
در خبر است هرکس به خواندن آن مداومت نماید با حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام محشور میشود.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
سوگند به اسبان دوندهای که همهمهکنان[به سوی جنگ]میتازند و سوگند به اسبانی که با کوبیدن سمشان از سنگها جرقه میجهانند و سوگند به سوارانی که هنگام صبح غافلگیرانه به دشمن هجوم میبرند و به وسیلۀ هجوم،گرد و غبار فراوانی برانگیزند و ناگاه در آنوقت در میان گروهی دشمن درآیند؛[که]قطعا انسان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است،و بیتردید خود او بر این ناسپاسی گواه است،و همانا او نسبت ثروت و مال سخت علاقمند است[و به این سبب بخل میورزد]آیا نمیداند هنگامی که آنچه در گورهاست برانگیخته شود.و آنچه در سینههاست پدیدار گردد، بیتردید در آن روز پروردگارشان نسبت به آنان آگاه است[و بر پایۀ اعمال نیک و بدشان به آنان پاداش و کیفر دهند.]
در احادیث بسیاری،فضیلت قرائت سورۀ کافرون در نمازهای واجب و مستحب بیان شده است و آن اینکه خواندن آن معادل یک چهارم قرآن است.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
بگو:ای کافران!آنچه را شما میپرستید،من نمیپرستم،و نه شما آنچه را من میپرستم،میپرستید، و نه من آنچه را شما پرستیدهاید،میپرستم،و نه شما آنچه را که من میپرستم،میپرستید.دین شما برای خودتان،و دین من برای خودم.
در حدیث آمده است:قرائت سورۀ نصر در نمازهای واجب یا مستحب موجب پیروزی بر دشمنان میشود.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
هنگامی که یاری خدا و[آن]پیروزی فرا رسد،و مردم را ببینی که گروهگروه در دین خدا درآیند، پس پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی،و از او آمرزش بخواه،که او همواره توبهپذیر است.
خواندن سورۀ توحید،همچون خواندن یک سوم قرآن است.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
بگو:او خدای یکتاست؛خدای بینیاز[که نیازمندان با اعتماد به حضرتش قصد او کنند.]کسی را نزاده،و از زاییده نشده است،و هیچ کس[نه در ذات و نه در صفات] همانند و همتا و شبیه او نمیباشد.
در روایت آمده است:چنانچه شخص از خانۀ خود بیرون رود و معّوذتین(فلق و ناس)را بخواند،چشم بد به او زیان نرساند،و کسی که دچار ترس میشود به هنگام خوابیدن،این دو سوره را به همراه آیة الکرسی[آیۀ 255 سورۀ بقره]بخواند.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
بگو:به پروردگار سپیدهدم پناه میبرم،از زیان آنچه آفرید،و از زیان شب هنگامی که با تاریکیاش درآید[که در آن تاریکی انواع حیوانات موذی و انسانهای فاسق و فاجر برای ضربه زدن به انسان در کمیناند]و از زیان زنان دمنده[که افسون و جادو]در گرهها[میدمند و با این کار شیطانی در زندگی فرد،خانواده و جامعه خسارت به بار میآورند] و از زیان حسود،زمانی که حسد میورزد.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
بگو:پناه میبرم به پروردگار مردم[به]پادشاه مردم[به]معبود مردم از زیان وسوسهگر مخفی و پنهان،آنکه همواره در سینههای مردم وسوسه میکند از جنّیان و آدمیان.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
ستایش خدای را که سپاس خویش را کلید یاد خود قرار داد و تمام موجودات را گویای ستایش و شکرش آفریده و درود و سلام بر پیامبرش محمّد ص که نامش از نام ستودۀ او(محمود)جدا شده است،و بر اهل بیت پاکش که بزرگوار و بخشندهاند.
و بعد این فقیر بیبضاعت و متمسّک به احادیث اهل بیت رسالت علیهم السّلام عبّاس بن محمّد بن رضا القمی که خداوند پایان کار هر دو را به نیکی و سعادت ختم کند چنین گوید:عدهای از برادران اهل ایمان از این دعاگو خواستند که کتاب«مفاتیح الجنان»را که بین مردم متداول است مطالعه نمایم و دعاهای مستند آن کتاب را ذکر نمایم و آنچه را که سندش به نظرم نرسیده از ذکرش خودداری کنم و پارهای از دعاها و زیارات معتبره را که در آن کتبا نیامده بر آن بیفزایم.این کمترین خواهش برادرانم را اجابت کرده و این کتاب را به همان ترتیب نظام داده و آن را«مفاتیح الجنان»[کلیدهای بهشت]نامیدم.این مجموعه را در سه باب مرتّب ساختم؛در باب اوّل تعقیب نمازها و دعاهای روزهای هفته و اعمال شب و روز جمعه و پارهای از دعاهای مشهور و مناجات خمسة عشر و جز اینها گرد آمده است.در باب دوّم:اعمال ماهای سال و فضیلت و اعمال نوروز و اعمال ماههای رومی[شمسی]بیان شده است.در باب سوّم:زیارات و آنچه مربوط به زیارات است آمده.امید است برادران اهل ایمان مطابق آن عمل کنند،و این گنهکار رو سیاه را از دعا و زیارات و طلب آمرزش فراموش نفرمایند.
باب اوّل در بیان تعقیب نمازها و دعاهای روزهای هفته،و اعمال شب و روز جمعه،و پارهای از دعاهای مشهور و مناجات «خمسة عشر»و جز اینها،و در این باب چند فصل است:
از مصباح شیخ طوسی و غیر آن نقل شده:هرگاه نماز را سلام دادی،دستها را تا برابر گوش بالا بر و سه مرتبه تکبیر(اللّه اکبر)گفته و سپس بگو:معبودی جز خدا نیست،معبودی یگانه و ما تسلیم او هستیم،معبودی غیر از خدا نیست و جز او را نمیپرستیم،درحالیکه طاعت خود را برای او خالص مینماییم هرچند برای مشرکان ناخوشآیند باشد،معبودی جز خدا پروردگار ما و پروردگار پدران نخستین ما نیست.معبودی غیر از خدا نیست یگانه و یگانه و یگانه است،به وعدهاش وفا کرد،بندهاش را یاری داد سپاهش را قدرت و عزت بخشید و به تنهایی لشکریان(کفر و شکر)را درهم شکست.پس فرمانروایی و ستایش تنها او را سزاست.زنده میکند و میمیراند و میمیراند و زنده میکند و او است زندهای که نمیمیرد،خیر و نیکی تنها به دست اوست و او بر هر چیز تواناست.آنگاه بگو:
از خدا که جز ما و معبودی نیست آن زنده و پاینده آمرزش میطلبم و به جانب او باز میگردم خدایا مرا از جانب خود راهنمایی کن،و از باران احسانت بر من ببار،و از ابر رحمتت بر من بگستران،و از نعمتهای فراوانت بر من فرود آور،پاک و منزهّی،معبودی جز تو نیست،تمامی گناهانم را بیامرز،زیرا جملگی گناهان را کسی جز تو نمیآمرزد،بار خدایا از تو درخواست میکنم از هر خیری که دانشت بر آن احاطه یافته است و به تو پناه میآورم از هر گزندی که علم تو به آن احاطه دارد.خدایا!در همه کارهایم سلامتی کامل از تو میخواهم،و به تو پناه میآورم از خواری دنیا و عذاب آخرت،و پناه میبرم به
مقام والا،و عزّت دستنایافتنی،و قدرت سرپیچی ناپذیرت،از شر دنیا و آخرت،و از شر همه دردها،و از شر هر حیوانی که زمام وجودش به دست توست،همانا پروردگارم بر راه راست است،هیچ توان و نیرویی نیست جز از جانب خدا بلندمرتبۀ بزرگ.توکل میکنم بر آن زندهای که نمیمیرد،سپاس خدا را که فرزندی نگرفته و در فرمانروایی شریکی برای او نیست و نه سرپرستی تا از ذلّت برهاندش و او را بسیار بزرگ شمار.پس تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام را گفته،(و کیفیت آن چنین است:
تکبیر(اللّه اکبر)34 مرتبه،حمد(الحمد للّه)33 مرتبه،تسبیح(سبحان اللّه)33 مرتبه)و پیش از انکه از جای خود خرکت کنی ده مرتبه میخوانی:
گواهی میدهم که معبودی جز خدای یکتا نیست،برای او شریکی وجود ندارد،معبودی است یگانه و یکتا،بیهمتا و بینیاز است،و هرگز همسر و فرزندی نگرفته است.
مؤلف گوید:فضیلت فراوان این ذکر(أشهد أن لا اله الاّ اللّه...)در روایت وارد شده به ویژه پس از نماز صبح و شام،و هنگام طلوع و غروب آفتاب.آنگاه میگویی:
منزه است خدا هر زمان که چیزی او را تنزیه کند،و آنچنانکه دوست دارد تنزیه شود،و آنچنانکه او شایستۀ آن است، و آنگونه که برای مقام والا و رفعت جلالش سزاوار است و سپاس خدای را هر زمان که او را چیزی سپاس گوید و همان طور که دوست دارد سپاهش گویند و چنانکه شایسته آن است و آنگونه که برای مقام والا و شکوه رفیعش سزاوار است.معبودی جز خدا نیست هر آنکه چیزی به یگانهپرستیاش بانگ برآرد و همان طور که دوست دارد یگانه شمرده شود و آنگونه که سزاوار است و
آنگونه که شایستۀ مقام والا و عزت رفیع او است.و(خدا بزرگتر است)هر زمان که او را چیزی به بزرگی یاد کند و همان طور که دوست دارد به بزرگی یاد شود و چنانکه او شایستۀ آن است و آنگونه که برای مقام والا و عزت رفیعش سزاوار است.منزه است خدا و سپاس تنها خدا راست،و معبودی جز خدا نیست،و خدا بزرگتر است برای هر نعمتی که به من و به هر یک از مخلوقاتش عطا نموده،چه آنان که بودهاند و چه آنان که تا روز قیامت خواهند آمد.خدایا از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و از تو از بهترین چیزی که امید دارم و از بهترین چیزی که امید ندارم درخواست میکنم،و به تو پناه میآورم از شر آنچه که پرهیز میکنم و از شر آنچه که نمیپرهیزم.
سپس سورۀ حمد،آیة الکرسی[آیۀ 255 سورۀ بقره]، شَهِدَ اللّٰهُ [آل عمران:18] قُلِ اللّٰهُمَّ مٰالِکَ الْمُلْکِ [آل عمران:26]و آیۀ سخره را که عبارت از سه آیه از سورۀ اعراف[54-56]که اوّل آن، إِنَّ رَبَّکُمُ اللّٰهُ» و آخر آن «مِنَ الْمُحْسِنِینَ» است میخوانی،و سپس سه مرتبه میگویی:
منزّه است پروردگارت،پرودرگار عزّت،از آنچه مشرکان به او نسبت میدهند،و درود بر فرستادگان او و سپاس برای خدا پروردگار جهانیان پس سه مرتبه میگویی:خدایا!درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد و در کارم برای من گشایش و راه نجات قرار ده و مرا از جانبی که گمان میبرم و از جانبی که گمان نمیبرم روزی عنایت کن.
و این دعایی است که جبرئیل آن را به حضرت یوسف علیه السّلام هنگامی که آن حضرت در زندان بود،تعلیم داد.سپس با دست راست محاسنت را بگیر،و کف دست چپت را به سوی آسمان بگشا و هفت مرتبه بگو:
ای پروردگار محمّد و خاندان محمّد،درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد،و فرج خاندان محمّد را نزدیک فرما.
ای صاحب عظمت و بزرگواری!،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و به من رحم کن و از آتش دوزخ پناهم ده.
پس دوازده مرتبه سورۀ«توحید»را میخوانی و میگویی:خدایا از تو میخواهم به نام پوشیده و پنهان و پاکیزه و پاکیبخش و مبارکت و نیز به نام بزرگت و سلطنت دیرینهات از تو خواستارم ای بخشنده عطاها!و ای آزادیبخش اسیران و ای رهانندۀ انسانها از آتش،از تو میخواهم که بر محمد و خاندان محمد درود فرستی و گردن مرا از آتش دوزخ رهایی بخشی،و از سرای دنیا همراه با سلامت ایمان بیرون بری و در امنیت وارد بهشت نمایی و قرار دهی آغاز دعایم را رستگاری و میانش را موفقیت،و پایانش را صلاح،همانا تویی دانای نهانها.و در«صحیفۀ علویّه»آمده که دنبال هر فریضه چنین میخوانی:
ای کسی که گوش دادن به سخنی از گوش دادن به سخنی دیگر او را باز نمیدارد و درخواست بیشمار خواهندگان به اشتباهش نمیاندازد،ای آنکه اصرار اصراکنندگان آزرده و خسته است نمیکند،بچشان مرا از خنکی گذشت و شیرینی رحمت و آمرزشت معبودا!این است نماز من،آن را بجا آوردم نه به خاطر نیاز و رغبتی از سوی تو به آن،بلکه تنها از جهت تعظیم و اطاعت دستور و اجابت آنچه که مرا به آن فرمان دادی معبودا اگر عیب و نقصی در رکوع و سجودش بود مرا مؤاخذه مکن و بر من با پذیرش عبادات و آمرزش کاستیها تفضّل کن.
و نیز در پی هر نماز،این دعا را که پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلّم برای تقویت حافظه به امیر المؤمنین تعلیم داد میخوانی:منزه است پادشاهی که بر زیردستانش ستم نمیکند،منزه است خدایی که اهل زمین را به عذابهای رنگارنگ گرفتار نمینماید،منزه است آن خدای بندهنواز مهربان.خدایا قرار ده در دلم نور و بینایی و فهم و دانش،مسلّما تو بر هر چیز توانایی.در مصباح کفعمی آمده:بعد از نمازها سه مرتبه بگو:
خودم و دینم و خانوادهام و ثروتم و فرزند و برادران دینیام و آنچه را پروردگارم روزیم نموده و سرانجام کارم و هرکس که سرپرستی او به دست من است،همه و همه را در پناه خدای یگانه و یکتای بینیاز قرار میدهم،خدایی که نزاده است و زاییده نشده است و کسی همتای او نیست،و(پناه میبرم)به آفریدگار سپیدهدم از شر آنچه آفرید و از شر شب تاریک آنگاه که درآید و از شر زنان ساحر دمنده در گردهها و از شر حسود زمانی که حسد ورزد و پناه میبرم به پروردگار آدمیان،فرمانروای آدمیان،معبود آدمیان،از شر شیطان مرموزی که در سینههای مردمان وسوسه میکند،چه شیطان جنی و چه شیطان انسی.و از دستنوشتۀ شیخ شهید نقل است که حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود:هرکه میخواهد خداوند در قیامت اعمال زشتش را بر او عرض نکند و پروندۀ گناهانش را نگشاید،باید این دعا را بعد از هر نماز بخواند:
بار خدایا!همانا آمرزش تو از عمل من امیدوارکنندهتر و مهربانی تو از گناه من گستردهتر است،بار خدایا!اگر گناهانم نزد تو بزرگ است،گذشت تو از گناه من بزرگتر است،بار خدایا!اگرچه شایسته دستیابی
رحمت تو نیستم،امّا رحمت تو سزاوار است به من برسد و مرا فرا گیرد،زیرا رحمتت همه چیز را فرا گرفته است، به حق مهربانیت ای مهربانترین مهربانان!.و از ابن بابویه روایت شده:چون از تسبیح حضرت فاطمه علیها السّلام فارغ شدی بگو:خدایا!تویی خدای سلامت«بیعیب،»و سلامت تنها از تو سرچشمه میگیرد و تنها از آن توست و به سوی تو باز میگردد منزه است پروردگارت پروردگار صاحب عزت از صفاتی که مشرکان برایش بیان میکنند،و سلام بر فرستادگان او و ستایش خدای را است پروردگار جهانیان،سلام و برکات خدا بر تو ای پیامبر!،سلام بر امامان هدایتگر،هدایتیافته،درود و سلام بر همۀ پیامبران خدا و فرستادگان و فرشتگانش،سلام بر ما و بر بندگان شایستۀ خدا،سلام بر علی ع امیر اهل ایمان،سلام بر حسن و حسین دو سرور تمام جوانان اهل بهشت،سلام بر علی بن حسین زینتبخش عابدان،سلام بر محمد بن علی شکافندۀ دانش انبیاء،سلام بر جعفر بن محمّد آن امام راستگو،سلام بر موسی بن جعفر آن امام خورنده خشم،سلام بر علی بن موسی آن امام قانع و خشنود،سلام بر محمد بن علی آن امام بخشنده،سلام بر علی بن محمد آن امام هدایتگر،سلام بر حسن بن علی آن پاکیزه دربند،سلام بر حجبت بن الحسن آن امام قیامکنندۀ هدایت شده،درود و سلام خدا بر تمام آنان باد.آنگاه هر حاجت که داری از خدا بخواه.شیخ کفعمی فرموده:پس از هر نمازی
میگویی: خشنودم به پروردگاری خدا،و دیانت اسلام،و نبوت محمد که درود خدا بر او و خاندانش باد، و امامت علی،و به حسن و حسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و حسن و یادگار شایسته(حضرت مهدی)درود بر آنان باد،که امامان و سروران و پیشوایانم باشند به آنان دوستی میورزم و از دشمنانشان بیزاری میجویم پس سه مرتبه بگو:بار خدایا از تو بخشش و تندرستی و آسایش را در دنیا و آخرت خواستارم.
به دنبال نماز ظهر چنانکه در کتاب مصباح المتهجّد آمده،بگو: معبودی جز خدا نیست خدای بزرگ بردبار معبودی جز خدا نیست پروردگار عرش آن پروردگار کریم،ستایش ویژه خدای پروردگار جهانیان است.خدایا از تو میخواهم مرا موفق به انجام موجبات رحمت خویش و اسباب آمرزش خویش بگردانی و بهرهمندی از هر کار نیک و سلامت از هر کار بدی را از تو میطلبم.خدایا!بر من گناهی مگذار،جز آنکه بیامرزی و اندوهی منه جز آنکه از دلم برداری و نه دردی مگر آنکه شفا دهی و نه عیبی مگر آنکه بپوشانی و نه رزقی مگر آنکه گسترده سازی و نه ترسی جز اینکه مرا از آن ایمنی دهی و نه پیشآمد بدی مگر آنکه آن را برگردانی و نه حاجتی که تو را در آن رضایت و مرا در آن مصلحت است مگر اینکه روا کنی ای مهربانترین مهربانان،دعایم را مستجاب کن ای پروردگار جهانیان.و ده مرتبه میگویی:به ریسمان خدا چنگ میزنم و بر خدا توکل میکنم و به خداوند اعتماد مینمایم
بار خدایا اگر گناهانم بزرگ است تو بزرگتری،و اگر کوتاهی در بندگیام بزرگ است تو بزرگتری و اگر همواره بخل میورزم تو بخشندهتری.خدایا بزرگی گناهانم را به بزرگی گذشتت،و بسیاری کوتاهیام را به بزرگواری آشکارت بیامرز و بخل مرا با جود سرشارت ریشه کن نما.بار الها!هر نعمتی که در دست ماست از سوی توست،معبودی جز تو نیست،از تو آمرزش میخواهم و به سوی تو باز میگردم.
از خدایی که معبودی جز او نیست آن زنده پاینده و بخشندۀ مهربان،آن خداوند دارای عظمت و بزرگواری آمرزش میجویم،و از او میخواهم که توبهام را بپذیرد،توبۀ بندۀ خوار،فروتن،بینوا پریشان زمینگیر و پناهندهای که سود و زیان و مزگ و زندگی و رستاخیز خویش را در اختیار ندارد.سپس میگویی:
خدایا به تو پناه میآورم از نفسی که سیر نمیشود و از دلی که بیم برنمیدارد و از دانشی که سود نمیبخشد،و از نمازی که اوج نمیگیزد و از دعایی که مستجاب نمیشود.خدایا!آسانی پس از سختی و گشایش پس از گرفتاری و آسایش پس از مشقت را از تو خواستارم.خدایا هر آن نعمتی که در دست ماست از جانب توست،معبودی جز تو نیست از تو بخشش گناهانم را میخواهم و به سوی تو باز میگردم.
از حضرت امام صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه پس از نماز عصر هفتاد مرتبه استغفار کند،حق تعالی هفتصد گناه او را
بیامرزد،و از حضرت امام جواد علیه السّلام روایت شده:«کسی که پس از نماز عصر ده مرتبه سورۀ قدر را بخواند،در آن روز،همانند اعمال خلایق بر او بگذرد.و خواندن دعای«عشرات»در هر صبح و شام مستحب است و بهترین زمان برای خوان آن بعد از نماز عصر روز جمعه است.این دعا بعدا ذکر خواهد شد.[صفحۀ 116]
همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر ص درود میفرستند،ای کسانی که ایمان آوردهاید بر او درود فرستید و سلام خاص خویش را نثار وی کنید.خدایا بر محمّ پیامبر و فرزندان او و خاندانش درود فرست.به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است و هیچ نیرو و توان نیست جز آنکه به خدای بلندمرتبۀ بزرگ وابسته است.سپاس خدای را که هرچه بخواهد میکند و جز او نتواند هرچه بخواهد انجام دهد پاک و منزهی تو،معبودی جز تو نیست،همه و همۀ گناهانم را بیامرز زیرا به راستی همه و همۀ گناهانم را جز تو کسی نمیآمرزد
سپس نافلۀ مغرب را به جا میآوری که دو نماز دو رکعتی است و بین آن دو نماز سخن مگو.شیخ فرموده:روایت شده:که در رکعت اول سورۀ«قل یا ایها الکافرون»و در رکعت دوم سورۀ«قل هو اللّه احد»خوانده شود و در دو رکعت دیگر هر سورهای را که بخواهد.و روایت شده که حضرت امام هادی علیه السّلام در رکعت سوم(از آن چهار رکعت نماز نافله)سورۀ«حمد»و آیات اول سورۀ«حدید» تا «وَ هُوَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ» و در رکعت چهارم«حمد»و آیات آخر سورۀ«حشر» «لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ» تا پایان سوره را قرائت میکردند.و مستحب است در سجدۀ آخر نافلهها در هر شب و به ویژه در شب جمعه،هفت مرتبه خوانده شود:
خدایا از تو میخواهم به نگاه بزرگوارانهات و نام بزرگ و فرمانروایی دیرینهات که بر محمد و خاندان او درود فرستی و بیامرزی گناه بزرگ مرا،چه گناه بزرگ را جز آمرزگاری بزرگ نمیآمرزد و چون از نافله فارغ شدی هرچه میخواهی تعقیب بخوان،سپس ده مرتبه بگو:آنچه خدا بخواهد خواهد شد.هیچ نیرویی نیست مگ سرچشمه یافته از خدا،از خدا آمرزش میطلبم آنگاه بگو:خدایا!از تو موجبات رحمتت و اسباب آمرزش حتمیات،و رهایی از آتش دوزخ و از هر بلا و کامیابی به بهشت و خشنودی تو در خانۀ امن آن جهان و همسایگی پیامبرت محمد(درود بر او و خاندانش)را خواستارم.خدایا هر نعمتی که بدست ماست از جانب توست،جز تو شایسته پرستش نیست،از تو آمرزش میجویم و به سوی تو میپویم و بین نماز مغرب و عشاء نماز«غفیله»را میخوانی که دو رکعت است.ر رکعت اول بعد از«حمد»میخوانی:
و همراه ماهی(یونس)را یاد کن آنگاه که خشمناک[از میان قوم خود بیرون]رفت،سپس گمان کرد که بر او تنگ نگیریم،پس در میان تاریکیها ندا داد که شایسته پرستشی جز تو نیست،پاک و منزهی به راستی من از ستمکاران بودم،پس دعایش را مستجاب نمودیم و او را از غم رهانیدیم،و این چنین اهل ایمان را رهایی بخشیم.و کلیدهای غیب نزد اوست آنها را کسی جز او نمیداند، و بر آنچه در خشکی و دریاست آگاه است،و هیچ برگی فرو نمیافتد جز آنکه به آن آگاهی دارد و هیچ دانهای در دل تاریکیهای زمین و هیچ تر و خشکی[در هر کجای عالم]فرو نیفتد جز آنکه در لوح محفوظ ثبت است پس دستها را به حالت قنوت بلند میکنی و میگویی:خدا به حق کلیدهای غیب که کسی جز تو از آنها آگاه نیست از تو میخواهم بر
محمد و خاندان او درود فرستی و با من چنین و چنان کنی.و به جای«ان تفعل بی کذا و کذا»حاجت خویش را بیان میکنی و سپس میگویی:خدایا!تو ولینعمت من هستی و بر انجام خواستۀ من توانایی،حاجتم را میدانی،پس به حق محمد و خاندان او(درود بر او و ایشان)از تو میخواهم که حاجتم را روا سازی
و حاجت خود را میطلبی،زیرا روایت شده:هرکه این نماز را بخواند و حاجت خود را بخواهد،آنچه را طلب نماید حق تعالی به او عطا فرماید.
خدایا من نمیدانم روزیام در کجاست،و آن را تنها بر پایۀ گمانهایی که بر خاطرم میگذرد میجویم، و ازاینرو در جستجوی آن شهرها را زیر پا میگذارم،پس در آنچه که خواهان آنم همچون حیرتزدگانم،نمیدانم آیا در دشت است یا در کوه؟در زمین است یا در آسمان؟در خشکی است یا در دریا؟نمیدانم به دست کیست؟و از جانب چه کسی است؟ولی به یقین میدانم که دانش آن نزد تو و اسباب آن به دست توست و تویی که آن را با لطف خویش تقسیم میکنی و با رحمت خود برای آن سبب فراهم میسازی،خدایا،پس بر محمد و خاندان او درود فرست و بار پروردگارا،روزی خود را بر من گسترده ساز و به دست آوردنش را برایم آسان نما و جای دریافتش را نزدیک قرار ده و با طلب آنچه برایم در آن روزی مقدر نکردهای به زحمتم میفکن،چه تو از آزردن من بینیازی و من به رحمتت نیازمندم،پس بر محمد و خاندان او درود فرست،و با لطف و فضل خویش بر بندهات کرم نما،تو صاحب بخشش بزرگ هستی.
مؤلف گوید:این دعا از دعاهای طلب روزی است و نیز مستحب است در تعقیبات نماز عشاء هفت مرتبه سورۀ.قدر خوانده شود و نیز در نماز«وتیره»که دو رکعت نافلۀ نشسته بعد از نماز عشاءست،صد آیه از قرآن خوانده شود و مستحب است نمازگزار به جای صد آیه،سورۀ«اذا وقعت الواقعه»را در یک رکعت و سورۀ«قل هو اللّه»را در رکعت دیگر بخواند.
خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و مرا به آن حقیقتی که در آن اختلاف شده،به اذن خود راهنمایی کن،تو هرکه را بخواهی به راه راست هدایت میکنی.و ده مرتبه میگویی خدایا برترین درودهایت را بر محمد و خاندان آن جانشینان خشنود و پسندیده نثار کن،و برترین برکات خود را بر آنان سرازیر کن و سلام بر ایشان و بر ارواح و بدنهای پاکشان باد و رحمت و برکات خدا بر آنان باد خواندن این صلوات همچنین در عصرهای جمعه بافضیلت بسیار وارد شده:خدایا زنده بدار مرا بر آن دینی که علی بن ابی طالب را بر آن زنده داشتی،و بمیران مرا بر آن آیینی که علی بن ابی طالب(درود بر او)بر آن از دنیا رفت.
و صد مرتبه بگو:از خدا آمرزش میخواهم و به سوی او بازمیگردم از خدا سلامت کامل میطلبم و صد مرتبه:
پناه میبرم به خدا از آتش دورخ.و صد مرتبه:از او بهشت میخواهم.و صد مرتبه:از خدا حور العین میطلبم.
معبودی جز خدا نیست آن فرمانده و حقیقت آشکار هستی و صد مرتبه سورۀ«توحید»و صد مرتبه:درود خدا بر محمد و خاندان محمد باد و صد مرتبه:پاک و منزه است خدا و سپاس ویژه خداست و معبودی جز خدای یکتا نیست و خدا از هر وصفی برتر است و
هیچ قدرت و نیرویی نیست جز آنکه به خدای بلندمرتبۀ باعظمت وابسته است.و صد مرتبه:آنچه خدا بخواهد میشود،هیچ نیرو و قوتی نیست جز آنکه به خدای بلندمرتبه باعظمت وابسته است.آنگاه بگو:خدایا صبح کردم درحالیکه پناه آوردهام به پناهگاه بلند و استوار تو پناهگاهی که در معرض دستبرد و دگرگونی قرار نمیگیرد از شر هر بیدادگر و هر شبگرد رهزن از هر که و هرچه آفریدی،از آفریدگان خاموش و گویایت،در حفاظتی مصون از گزند هر چیز هراسناکی،همراه با لباسی ساخته از محبّت خاندان پیامبرت،و در پوششی استوار از هرکه قصد آزار مرا دارد در پس دیوار محکمی فراهم آمده،از اخلاص در اعتراف به حق اهل بیت و تمسک به رشتۀ ولایتشان با یقین به اینکه حق از آن ایشان و با ایشان و در ایشان و پابرجا به وجود آن بزرگواران است.دوست دارم کسانی که آنها دوست دارند و برکنارم از آنان که ایشان دوری میگرفتند،خدایا پس به حقشان مرا از گزند هرچه که از آن پروا دارم پناه ده،ای بزرگ،از خود دور ساختم دشمنان را به یاری پدید آورنده آسمانها و زمین،همانطورکه قرآن میفرماید:در برابر و پشت سرشان سدی قرار دادیم پس دیدگان آنها را پوشاندیم،ازاینرو هرگز نمیبینند.
و این دعایی است که هر صبح و شام خوانده میشود.و نیز دعایی است که امیر المؤمنین علیه السّلام شب هجرت پیامبر صلّی اللّه و علیه و آله وقتی در جای آن حضرت خوابید خواند.و در کتاب«تهذیب»روایت شده:هرکس بعد از نماز صبح ده مرتبه بگوید:
پاک و منزه است خدای بزرگ و سپاس از آن اوست و هیچ نیرو و توانی نیست جز انکه به خدای بلندمرتبه باعظمت وابسته است
خداوند او را از کوری و دیوانگی و جذام و فقر و ماندن زیر آوار و تباهی عقل به هنگام پیری در امان قرار میدهد.و شیخ کلینی از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:هرکس پس از نماز صبح و نماز مغرب هفت مرتبه بگوید:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،هیچ نیرو و توانی نیست مگر آنکه به خدای بلندمرتبه و باعظمت وابسته است.خدا(تبارک و تعالی)هفتاد نوع از انواع بلاها را که آسانترین آنها ریح(بیماری ورم معده)و پیسی(نوعی بیماری پوستی)و دیوانگی است از او برطرف سازد،و اگر شقی باشد نامش از دفتر اشقیا محو و در دیوان سعادتمندان ثبت شود.و نیز از آن حضرت نقل کرده که برای امور دنیا و آخرت و رفع درد چشم،پس از نماز صبح و مغرب این دعا را بخوانند:
خدایا!به حق محمد و خاندان محمد بر تو،درود فرست بر محمد و خاندان محمد،و قرار بده در دیدهام نور و در دینم بصیرت و در قلبم یقین و در عملم اخلاص، و در جانم سلامت و در روزیم فراوانی و سپاس جاودان خویش را مادام که زندهام نصیبم ساز.
شیخ ابن فهد در کتاب«عدّة الدّاعی»از امام رضا علیه السّلام روایت کرده:هرکس پس از نماز صبح این کلمات را ادا کند حاجتی نخواهد مگر آنکه برایش فراهم شود،و خداوند آنچه برای او اهمیت دارد برایش آماده سازد،و آن کلمات این است:
به نام خدا،درود خدا بر محمد و خاندانش،کارهایم را تنها به خدا واگذار میکنم چه خدا به حال بندگان خویش آگاه است (غافر آیۀ 45)پس خدا او را از نیرنگ آنها نگاه داشت،معبودی جز تو نیست،پاک و منزهی،همانا من از ستمکاران بودم، پس به درخواست او(یونس)پاسخ گفتیم و او را از غم رهانیدیم و بدینسان مؤمنان را رهایی میبخشیم[انبیاء:8]خدا ما را بس است و نیکو وکیلی است پس همراه با نعمت و فضل خدا و درحالیکه هیچ آسیبی به آنها نرسیده بود بازگشتند:آنچه خدا بخواهد همان میشود،هیچ نیرو و توانی نیست جز آنکه
به خدا متکی است.آنچه خدا بخواهد آن میشود نه آنچه مردمان بخواهند،آنچه خدا بخواهد خواهد شد گرچه مردمان خوش ندارند،پروردگار از یاری پروردگان،آفریدگار از کمک آفریدهها،روزیدهنده از لطف روزیخواران،خدای- یکتا پروردگار جهانیان کفایتم میکند،مرا بس است آنکه به حقیقت مرا بس است،مرا بس است آنکه همواره مرا بس است،مرا بس است آنکه همواره از آنگاهکه بودهام مرا بس بوده است،مرا بس است خدایی که معبودی جز او نیست،بر او توکل نمودم،و اوست پروردگار عرش بزرگ.
مؤلف گوید:شیخ ما ثقة الاسلام نوری(نور الله مرقده)در کتاب دار السلام از شیخ خود مرحوم خلد مقام عالم ربانی،جناب حاج ملاّ فتحعلی سلطانآبادی نقل فرموده:که فاضل مقدس آخوند ملاّ محمّد صادق عراقی در نهایت سختی و پریشانی و بدحالی بود و به هیچ وجه در کارش گشایشی فراهم نمیآمد تا آنکه شبی در خواب دید که در یک وادی خیمۀ بزرگی با گنبدی برپاست، پرسید این خیمه از کیست؟گفتند:از کهف حصین(دژ محکم)و غیاث مضطر مستکین[یاریگر بیچارۀ درمانده]امام قائم حضرت مهدی و امام منتظر مرضیّ عجل اللّه فرجه میباشد.پس باشتاب خدمت آن حضرت شرفیاب شد و سختی حال خود را به آن جناب عرضه داشت و از آن بزرگوار دعایی برای گشایش کار و رفع اندوه خویش خواست،امام عصر او را به سیّدی از اولاد خود ارجاع نمود و به او و خیمهاش اشاره فرمود.آخوند از خدمت حضرت مرخص شده و به خیمهای که حضرت به آن اشاره فرموده بود رفت،دید که سیّد سند و حبر معتمد[دانشمند مورد اطمینان]عالم امجد مؤید،جناب آقا سید محمّد سلطانآبادی است که در آن خیمه روی سجّاده نشسته مشغول دعا و قرائت است.آخوند به محضر سیّد سلام کرد و حکایت حال خود را برای او بازگفت.سیّد او را برای گشایش کار و فراخی روزی دعایی تعلیم کرد.پس از بیدار شدن از خواب درحالیکه آن دعا در خاطر او بود قصد خانۀ سیّد کرد با آنکه آخوند پیش از این خواب با سیّد به دلیلی که بیان نمیکرد رابطۀ خوبی نداشت و او را ترک گفته بود،چون به خدمت سید رسید او را به همان صورت که در خواب دیده بود مشاهده کرد که در مصلاّیش نشسته مشغول ذکر و استغفار است، به سیّد سلام کرد،سیّد جواب سلامش را داد و لبخندی زد،چنانکه گویا از داستان آگاه باشد!پس آخوند از سیّد
برای گشایش امر خود دعایی خواست.سیّد همان دعایی را که در خواب به او آموخته بود تعلیم کرد،آخوند مشغول به آن دعا شد و در اندک مدتی دنیا از هر سو به او روی آورد و از سختی و تنگدستی بیرون آمد.مرحوم حاج ملاّ فتحعلی رحمه اللّه از سیّد به مدح شایستهای تعریف میکرد و چندی به زیارتش نایل شده و زمانی چند هم شاگردی او را نموده بود.
سیّد در خوابوبیداری به آخوند سه چیز را تعلیم نموده بود اوّل:آنکه پس از فجر دست بر سینه گذارد و هفتاد مرتبه یا فتّاح[ای گشایندۀ مشکلات]گوید.دوّم:آنکه به خواندن این دعا که در کتاب کافی است مداومت نماید.
دعایی که حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله به فردی از صحابه خویش که به ناخوشی و پریشانی مبتلا بود تعلیم داد و از برکت خواندن این دعا ناخوشی و پریشانی در اندک زمانی از او برطرف گشت:
هیچ نیرو و توانی نیست مگر آنکه به خدا متکی است،توکل دارم بر زندۀ جاودانی که هرگز نمیمیرد و سپاس خدای را که فرزندی نگرفته،و او را در فرمانروایی انبازی نیست و نیست برای او سرپرستی از خوار و ناتوانی،و او را آنچنانکه شاید بزرگ شمار.سوّم:آنکه به دنبال نمازهای صبح دعایی را که از شیخ بزرگوار ابن فهد روایت شده،بخواند.این اوراد و اذکار را باید غنیمت شمرد و به خواندن آنها اهتمام داشت و از فوائدش غفلت نکرد.و بدان که سجدۀ شکر بعد از نمازها مستحب مؤکد است و دعاها و اذکار بسیاری در آن حال وارد شده است،از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده که اگر خواهی در سجدۀ شکر صد مرتبه«شکرا شکرا»بگو و اگر خواهی صدر مرتبه«عفوا عفوا»و نیز از آن حضرت نقل شده:کمترین ذکری که در این سجده گویند آن است که سه مرتبه بگویند:«شکرا للّه»
و نیز آگاه باش که برای هنگام طلوع آفتاب و غروب آن،دعاها و اذکار بسیاری از حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله و ائمۀ طاهرین علیهم السّلام روایت شده،و نیز تشویق و ترغیب بیشمار بر محافظت این دو زمان چه در آیات و چه در اخبار وارد شده.و ما در این مختصر به ذکر چند دعای معتبر اکتفا میکنیم:اوّل:مشایخ حدیث به سندهای معتبر از امام صادق علیه السّلام روایت کردهاند که بر هر مسلمان واجب و لازم است که این دعا را ده مرتبه پیش از طلوع آفتاب و ده مرتبه پیش از غروب آن بخواند:
شایستۀ پرستشی جز خدای یکتا نیست،یگانه است و انبازی ندارد،فرمانروایی هستی و ستایش تنها زیبندۀ اوست.زنده میکند و میمیراند و میمیراند و زنده مینماید،و فردی زندهای است که هرگز نمیمیرد،نیکی تنها به دست اوست،و او بر هر چیزی تواناست.
و در بعضی از روایات آمده:که اگر این دعا ترک شد لازم است قضا شود.دوم:در روایات معتبر همچنان از آن حضرت وارد شده:
که پیش از طلوع و غروب آفتاب ده مرتبه بگو:پناه میبرم به خدای شنوای دنا از وسوسههای پنهانی شیاطین، پناه میبرم به خدا از اینکه شیاطین برگردم جمع شوند،همانا تنها خدا شنوا و داناست.سوم:از آن حضرت روایت شده:
چه چیز شما را بازمیدارد از اینکه در هر صبح و شام این دعا را سه مرتبه بخوانید:خدایا ای دگرگون کنندۀ دلها و دیدهها،دلم را بر دینت ثابت بدار و آن را پس از اینکه به راهم آوردی گمراه مساز و از نزد خود بر من رحمتی ببخش زیرا تویی که بسیار بخشندهای و به رحمتت از آتش پناهم ده.خدایا بر عمرم بیفزا،و در روزیم وسعت عنایت کن،و رحمتت را بر من بگستران،و اگر نزد تو در کتاب تقدیر و سرنوشت بد فرجام هستم مرا نیکبخت گردان چرا که تو آنچه را بخواهی محو و آنچه را بخواهی ثبت مینمایی و کتاب تقدیر و سرنوشت در اختیار توست.چهارم:از آن حضرت روایت شده:که این دعا را هر صبح و هر شام بخوان:ستایش خدای را که آنچه خواهد انجام دهد،و غیر او آنچه را خواهد نمیتواند انجام دهد،ستایش خدای را چنانکه میپسندد ستوده شود،ستایش خدای را چنانکه شایسته آن است،بار خدایا!مرا در هر خیری که محمد و خاندان محمد را در ان وارد نمودی وارد نما،و مرا از هر شرّی
دعاهای ایّام هفته که محمد و خاندان محمد را از آن خارج نمودی خارج نما،درود خدا بر محمد و خاندان محمد.
پنجم:در هر صبح و شام ده مرتبه بگو:پاک و منزه است خدا و ستایش تنها از آن خداست و شایسته پرستش جز خدای یکتا نیست و خدا از هر وصفی برتر است.
و از جمله دعاهای مخصوص این دو وقت دعای عشرات است که خواهد آمد[صفحۀ 116]
نقل از محلقات صحیفه سجّادیه
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است به نام خدا که کلمۀ پناهجویان و گفتار پرهیزگاران است و پناه میبرم به خدای بلندمرتبه از ستم ستمگران و نیرنگ حسودان و سرکشی ظالمان و او را میستایم ستایشی برتر از ستایش ستایشگران،خدایا!تویی یگانۀ بیانباز،و پادشاه علی الاطلاق،در فرمانرواییات مخالفت نشوی،و در پادشاهیات هماوردی نداری، از تو میخواهم که بر بنده و فرستادهات محمد درود فرستی،و سپاس نعمتهایت را چنان قسمت من کن که مرا به کمال خشنودیات نایل گرداند و به برکت عنایت خویش بر طاعت و مداومت عبادت خود و شایستگی پاداشت یاری نمایی و تا زندهام به بازداشتن از گناهانت بر من مهر ورزی و تا پایان عمر بر انجام آنچه بهرهام رساند توفیقم دهی،و به کتاب خود(قرآن)برای پذیرش حق،سینهام را فراخ گردانی و بار گناهانم را با تلاوتش
از نامه اعمالم فروریزی و در دین و جانم به من سلامت بخشی و کسانی که به آنها انس گرفتهام از من وحشتزده نکنی و در باقیماندۀ عمر احسانت را بر من تمام نمایی چنانکه در گذشتۀ عمرم بر من احسان نمودی.ای مهربانترین مهربانان.
به نام خدا که رحتمش بسیار و مهربانیاش همیشگی است به نام خدایی که جز به فضل و بخشش او امید نبستم،و جز از عدالت او نهراسم،و جز به سخن او اعتماد نمیکنم،و جز به ریسمانش چنگ نزنم،تنها به تو پناه میآورم ای خدای بخشایشگر مهربان از ستم و دشمنی،و مصائب روزگار و اندوههای پیاپی و پیشآمدهای ناگوار دوران و از گذشت عمر پیش از مهیّا شدن و توشه برداشتن و تنها از تو راهنمائی میجویم به سوی آنچه خیر و صلاح من در آن است و فقط از تو یاری میخواهم در آنچه پیروزی و رستگاری با آن همراه است،و در پوشیدن لباس عافیت و کمال آن و فراگیری سلامتی و دوام آن تنها به تو دل میبندم و به تو پناه میآورم ای پروردگار من از وسوسههای شیاطین و به یاری سلطنت تو دوری میجویم از ستم پادشاهان،پس آنچه از نماز و روزهام صورت گرفته پذیرا باش و فردا و روزهای پس از آن مرا بهتر از این ساعت و امروزم قرار ده و مرا در بین خویشاوندان و بستگانم عزیز گردان،و در بیداری و خواب نگهدارم باش،چرا که تویی خدا و بهترین نگهدار و تویی مهربانترین مهربانان.خدایا من در امرزوم
و یکشنبههای دیگر از شرک و بیدینی،به سوی تو بیزاری میجویم و دعایم را تنها برای تو خالص میکنم تا در معرض اجابت قرار گیرد،و به امید پاداش تو بر طاعتت پایداری میکنم،پس درود فرست بر بهترین آفریدهات محمّد آنکه دعوتکنندۀ مردم به حقانیّت تو بود و مرا عزیز گردان با عزّت ذلّت ناپذیر خود و به دیدۀ بیخواب خودت حفظ کن، و کارم را با گسستن از همۀ خلق و پیوستن به تو و عمرم را با آمرزش خویش پایان بخش،همانا تویی بسیار آمرزنده و مهربان.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است ستایش خدای را که هنگام آفرینش آسمانها و زمین احدی را گواه نساخت و به گاه ایجاد جانداران یاوری نگرفت،در پرستش انبازی ندارد،و در یکتاییاش پشتیبانی نخواهد،زبانها از بیان حقیقت وصفش درمانده و خردها از ژرفای معرفتش وامانده و گردنکشان در برابر عظمتش فروتن و چهرهها از بیم او متواضع گشته و هر بزرگی در برابر بزرگیش تسلیم گشته است.ستایش پیاپی و پیوسته و دنبالهدار و پایدار تنها تو راست،و رحمت همیشگی و درود جاودان و بیپایان او بر رسولش باد.بار خدایا!ابتدای امروزم را خیر و صلاح،و میانۀ امروز را رستگاری و پایانش را کامیابی قرار ده و به تو پناه میآورم از روزی که آغازش شیون و میانش بیتابی،و پایانش دردمندی است،خدایا!از تو آمرزش میطلبم برای هر نذری که کردم
و هر وعدهای که دادم و هر پیمانی که بستم سپس به آن وفا نکردم و ادای حقوق بندگانت را که بر عهده دارم از تو درخواست میکنم،پس هر بندهای از بندگانت و هر کنیزی از کنیزانت که او را نزد من حقیّ پایمال شده باشد که در آن به جان یا آبرو یا مال،یا خانوادهاش یا فرزندش ستم روا داشتهام یا غیبتی از او کردهام یا بر اثر میل خود یا خواهش دل یا تکبّر یا غضب یا خودنمایی یا تعصّب بر او یاری نهادهام،این بنده یا کنیزت غایب باشد یا حاضر،زنده باشد یا مرده،و دستم کوتاه شده و وسعم نمیرسد از پرداخت آن حق یا طلب حالیت از او،از تو میخواهم ای کسی که رفع نیازها در اختیار اوست،و آن حاجات در مقابل مشیّت او اجابتپذیر و به جانب ارادهاش شتابانند که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و آن بنده را که بر او ستمی کردم هرگونه که خواهی از من راضی گردانی و از جانب خود مرا رحمت عطا نمایی،چه آمرزیدن از تو نکاهد و بخشیدن به تو زیان نرساند،ای مهربانترین مهربانان خدایا!در هر دوشنبه از سوی خویش دو نعمت بر من عطا کن،خوشبختی بندگیات را در آغازش،و نعمت آمرزشت را در پایانش،ای آنکه تنها او شایستۀ پرستش است و جز او کسی گناهان را نیامرزد.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است ستایش خدا راست و سپاس برازندۀ او آنچنانکه شایستۀ حضرت اوست،ستایشی سیار و به او پناه میبرم از شر نفسم چه نفس همانا به
زشتی بسیار فرمان می دهد جز آنکه پروردگارم رحم کند،و به خدا پناه میبرم از گزند شیطانی که گناه بر گناهم میافزاید،و به قدرت او از هر گردنکش نابکار و پادشاه ستمکار و دشمن قهّار،دوری میجویم،خدایا مرا از سپاهیانت قرار ده،چرا که همانا تنها سپاه تو پیروز است،و مرا زا حزب خود قرار ده که تنها حزب تو رستگار است و هم از دوستانت قرارم ده که بر دوستانت ترسی نیست و اندوهگین نمیشوند،خدایا دینم را برایم سامان ده که آن وسیلۀ در امان بودن و دوری من از گناه است و آخرتم را آباد ساز که آنجا خانۀ پایدار من و گریزگاهم از همسایگی دونصفتان است و زندگی را برایم زمینۀ افزونی در هر خیر و مرگم را برایم آرامش از هر گزندی قرار ده،بار خدایا بر محمّد خاتم پیامبران و کاملکنندۀ شمار رسولان و بر خاندان پاک و پاکیزۀ او و بر یاران برگزیدهاش درود فرست و در روز سهشنبه سه حاجتم را روا کن:گناهی برایم مگذار جز آنکه بیامرزی و نه اندوهی جز آنکه را برطرف سازی و نه دشمنی جز آنکه دور گردانی،به نام خدا که بهترین نامهاست،به نام خدا پروردگار زمین و آسمان،دوری هر ناخوشایندی را که ابتدایش خشم خداست،و نیل به هر محبوبی را که آغازش رضای اوست خواستارم،پس از سوی خود سرانجام را به آمرزش پایان ده ای سرچشمۀ نیکی.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است ستایش خدای را که شب را جامه و خواب را مایۀ آرامش و روز را زمینۀ تکاپو قرار داده،ستایش تنها تو را سزاست که مرا از خوابگاهم برانگیختی و اگر میخواستی خوابم را جاودان میساختی،ستایش دائم که هرگز پایان نیابد،و سپاس بیکران که آفریدگان از شمارش آن ناتوانند،خدایا!ستایش تنها شایستۀ توست که آفریدی و سامان دادی و اندازه مقرر نمودی و فرمان دادی و میراندی و زنده کردی و بیمار نمودی و درمان کردی و بهبودی عنایت فرمودی و فرسوده ساختی و بر عرش هستی استیلا یافتی و بر فرمانروایی جهان چیره گشتی،تو را میخوانم همچون کسی که وسیلهاش ناکارا گشته و رشتۀ چارهاش گسسته و اجلش نزدیک شده و آرزویش در دنیا کاستی یافته و سخت بر رحمت تو نیازمند گشته و حیرتش بر اثر کوتاهی فزونی یافته و لغزش و افتادنش بسیار گشته و بازگشتش به سوی تو خالص شده است،پس بر محمّد خاتم پیامبران و بر خاندان پاکیزه و پاکنهاد او درود فرست،و شفاعت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش باد)را روزیام فرما و از همنشینی با او محرومم مساز،همانا تویی مهربانترین مهربانان،خدایا!در چهارشنبه چهار حاجت مرا روا ساز،نیرویم را در طاعت خود و نشاطم را در بندگی خویش،و رغبتم را در پاداشت و بیرغبتیام را در آنچه که موجب عذاب دردناک توست قرار ده،همانا آنچه را بخواهی لطف میفرمایی.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است سپاس خدای را که شب تاریک را با قدرت خود برد و روز روشن را به رحمتش آورد و لباس پرفروغ آن را درحالیکه قرین نعمتش بودم بر تن من کرد،خدایا!همچنان که مرا برای این روز نگاه داشتی برای امثال آن نیز پابرجا بدار و بر پیامبر اسلام محمّد و خاندان او درود فرست و مرا در این روز و شبها و روزهای دیگر به فاجعۀ انجام گناهان مبتلا مساز،خیر این روز و و خیر آنچه در آن است،و خیر بعد از این روز را روزیام گردان و شرّ این روز و شرّ آنچه در آن است و شرّ بعد از آن را از من دور ساز.خدایا!من با گردن نهادن به دین اسلام به سوی تو وسیله میجویم و با حرمت نهادن به قران بر تو اعتماد میکنم،و دوستی محمّد،بندۀ برگزیده است که(درود خدا بر او و خاندانش باد)نزد تو شفاعت میطلبم،پس بار خدایا پیمانی که روا شدن حاجتم را به آن امید بستهام به حساب اور،ای مهربانترین مهربانان!بار خدایا در روز پنجشنبه پنج حاجت مرا برطرف نما،که آنها را جز کرم تو گنجایش و جز نعمتهای تو طاقت ندارد:سلامتی که با آن برای انجام طاعتت نیرو گیرم و عبادتی که با آن سزاوار پاداش فراوان تو گردم،و گشایشی در حال،من با روزی حلال و اینکه به من با امن خویش در هنگامههای ترس امنیت دهی،و از هر غم و اندوه کوبنده در دژ استوار خویش پناهم دهی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و چارهجوییام را بوسیلۀ او شفیع سودمندی برایم در روز قیامت قرار ده،به یقین تو مهربانترین مهربانانی.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است ستایش خدای را که آغاز هستی است پیش از آفرینش و حیاتبخشی،و پایان هستی است پس از نابودی هر چیز،دانایی که از یاد مبرد آن را که یادش کند و کم نگذارد از آنکه شکرش را به جای آورد و ناامید نسازد آن را که خواندش و قطع کند امید آنکه به او امید بست.بار خدایا!تو را گواه میگیرم و تو برای گواهی کافی هستی و گواه میگیرم همۀ فرشتگانت و ساکنان آسمانهایت و نگهبانان عرشت و رسولان و پیامبرانی که برانگیختی،و انواع مخلوقات که آفریدی (همه و همه را گواه میگیرم)بر اینکه باور دارم که همانا تویی خدا،شایستۀ پرستشی جز تو نیست.یگانهای؛شریکی نداری و بیهمتایی و تخلف و تبدیلی در گفتارت نیست و اینکه محمّد که خدا بر او و خاندان او درود فرستد بنده و فرستادۀ توست.رسالتی را که بر عهدهاش نهاده بودی به بندگانت ادا کرد و در راه خدا به حق کوشید و به پاداشی که حق است مژده داد و از عذابی که راست است بیم داد،خدایا!تا زندهام مرا بر دین خود ثابت بدار و دلم را پس از آنکه به نور هدایت روشن نمودی گمراه مکن و از نزد خود رحمتی بر من ببخش چرا که،تنها تو بخشایندهای،درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد و مرا از پیروان و شیعیان او قرار ده و در گروه او محشورم گردان،و بر انجام واجبات جمعهها و طاعاتی که در ان بر من لازم نمودی توفیقم ده، و عطایی که در رستاخیز برای اهل جمعه قرار دادهای نصیبم گردان،چه همانا تویی قدرتمند حکیم.
آگاه باش که شب و روز جمعه از سایر شبها و روزها به صفت بلندی مقام و شرافت و نامآوری کاملا متمایز است.
از رسولان خدا صلّی اللّه علیه و آله روایت شده:که شب و روز جمعه بیست و چهار ساعت است و حق تعالی در هر ساعت آن ششصد هزار تن را از دورخ آزاد میکند.و از امام صادق علیه السّلام وارد شده:که هرکه ما بین ظهر روز پنجشنبه تا ظهر روز جمعه از دنیا برود،خدا او را از فشار قبر پناه دهد.و نیز از آن حضرت روایت شده که برای جمعه حق و حرمتی بسیار است مبادا حرمت آن را ضایع گردانی و در انجام عبادات حق تعالی و تقرب جستن به خدا با انجام کارهای شایسته و ترک همۀ محرّمات الهی در آن روز کوتاهی نمایی،زیرا خدا ثواب طاعات را در این روز دو چندان میسازد و گناهان را محو میکند،و درجات اهل ایمان را در دو جهان بلند میگرداند.
شب جمعه در فضیلت مانند روز است،پس اگر میتوانی شب جمعه را تا صبح به نماز و دعا زنده بدار،به راستی که خدا در شب جمعه برای اضافه کردن کرامت اهل ایمان،فرشتگان را به آسمان اوّل میفرستند تا بر حسنات ایشان بیفزایند،و گناهانشان را محو کنند و حق تعالی عطایش گسترده و بسیار کریم است.و نیز در حدیث معتبر از آن حضرت روایت شده:گاهی از اوقات شخص مؤمن برای حاجتی دعا میکند و حق تعالی قضای حاجتش را به تأخیر میاندازد تا در روز جمعه حاجتش را براورده سازد و به خاطر فضیلت جمعه درخواستش دو چندان برآورده شود.و فرمود:آنگاه که برادران یوسف از حضرت یعقوب علیه السّلام درخواست کردند تا برای آمرزش گناهانشان از خدا طلب بخشش نماید،گفت:(سوف استغفر لکم ربّی)(یعنی:از پروردگارم برای شما طلب آمرزش خواهم کرد)و این تأخیر به آن سبب ود که این درخواست در سحر شب جمعه واقع گردد تا دعایش اجابت شود.
و نیز از آن حضرت روایت شده:چون شب جمعه فرا رسد،ماهیان دریا سر از آب بیرون آورند،و درندگان صحرا سر برآورند و حق تعالی را ندا کنند که پروردگارا!ما را به سبب گناه آدمیان عذاب مکن!و از حضرت باقر علیه السّلام روایت شده:حضرت حق سبحانه و تعالی فرشتهای را در هر شب جمعه فرمان میدهد که از اول شب تا آخر شب از جانب پروردگار جهانیان از بالای عرش ندا کند:آیا بنده مؤمنی هست که پیش از طلوع صبح برای هر دو جهانش مرا بخواند،تا من درخواستش را اجابت کنم؟ آیا بندۀ مأمنی هست که پیش از طلوع صبح از گناهش توبه کند تا توبهاش را بپذیرم؟آیا بندۀ مومنی هست که در روزی او
تنگ گرفته باشم،و پیش از طلوع صبح از من بخواهد که روزیاش را فزونی بخشم تا به او فراخی در روزی دهم؟آیا بندۀ مؤمن بیماری هست که پیش از برآمدن صبح از من بخواهد شفایش دهم تا به او تندرستی ارزانی کنم؟آیا بندۀ مؤمن غمگین در بندی هست که پیش از طلوع صبح از من بخواهد او را از بند برهانم و اندوهش را برطرف سازم تا دعایش را اجابت نمایم؟آیا بندۀ مؤمن ستمدیدهای هست که پیش از طلوع صبح دفع ستم ستمکار را از من بخواهد تا انتقام او را از ستمکار بگیرم و حقّش را به وی بازگردانم فرشتۀ حق این ندا را پیوسته تا طلوع صبح ادامه میدهد!از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت شده:حق تعالی جمعه را از میان همه روزها انتخاب کرده و روزش را عید نموده و شب آن را در فضیلت همچون روزش گردانیده است،و از جمله فضیلتهای روز جمعه آن است که در آن روز هر حاجتی که از خدا درخواست شود برآورده میشود!و چنانچه جماعتی در اثر نافرمانی مستحق عذاب حق شوند چون شب و روز جمعه را دریابند و دعا کنند،خداوند عذاب را از ایشان برمیگرداند و نیز امور آینده را خدا در شب جمعه استوار و نهایی میگرداند.پس شب جمعه بهترین شبها و روز آن بهترین روزهاست.
و از امام صادق علیه السّلام روایت شده:در شب جمعه از گناه دوری کنید که عقوبت گناهان در ان شب دو چندان است، همان گونه که پاداش کارهای نیک در آن شب دو برابر است.و هرکه در شب جمعه نافرمانی خدا را ترک گوید خدا گناهان گذشتۀ او را بیامرزد و هرکه در شب جمعه گناهی را آشکار انجام دهد،خدا او را به خاطر گناهان همۀ عمرش عذاب نماید و جزای گناه انجام گرفته در شب جمعه را بر او دو چندان گرداند.و به سند معتبر از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده:حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله فرمودند:
روز جمعه سید و بزرگ روزهاست،خدا پاداش نیکیها را در آن روز دو برابر عطا میکند و گناهان را محو میسازد و درجات اهل ایمان را بالا میبرد و دعاها را مستجاب نماید و سختیها را آسان و غمها را از دلها میزداید؛و حاجتهای بزرگ را روا کند.
و روز جمعه روزافزونی است چرا که خدا لطف و مهر خویش را بر بندگان فزونی میبخشد و گروههای بسیاری را از آتش دوزخ نجات میدهد؛پس هرکه خدا را در آن روز بخواند و حق و حرمت آن روز را آنچنانکه شایسته است بشناسد،به یقین خدا او را از آتش دوزخ رهایی دهد.
پس چنانچه در روز جمعه یا شب آن از دنیا برود پاداش شهیدان را دارد و در قیامت ایمن از عذاب الهی برانگیخته میشود؛
و هرکه حرمت جمعه را آنچنانکه شاید نگاه ندارد و حقش را تباه کند،یا اینکه نماز جمعه به جا نیاورد،یا در آن مرتکب محرمات الهی شود،به یقین خدا او را در آتش دوزخ بسوزاند،مگر آنکه توبه کند.و به سندهای معتبر از حضرت باقر علیه السّلام روایت شده:
آفتاب در روزی بهتر از جمعه طلوع نکرده،و هنگامی که پرندگان در روز جمعه به یکدیگر میرسند به هم سلام میکنند و میگویند:
امروز روز باارزشی است.و به سند معتبر از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه روز جمعه را دریابد،باید به کاری جز عبادت نپردازد،چه در این روز خدا گناه بندگان را میآمرزد و رحمت خویش را بر آنان نازل میکند.البته فضایل شب و روز جمعه بیشتر از آن است که در این سطور کوتاه بیان شود.
شب جمعه را اعمال بسیاری است که ما در اینجا تنها به ذکر چند عمل بسنده میکنیم.
اوّل:بسیار گفتن «سبحان اللّه،و اللّه اکبر،و لا اله الاّ اللّه»و زیاد صلوات فرستادن،روایت شده:جمعه،شبش تابناک و روزش بس روشن است،پس ذکر«سبحان اللّه،و اللّه اکبر،و لا اله الاّ اللّه»بگوئید و بر محمّد و آل محمّد بسیار صلوات فرستید و در روایت دیگر آمده:
که کمترین صلوات در این شب،صد مرتبه است،و هرچه بیشتر باشد بهتر است.و از امام صادق علیه السّلام روایت شده:صلوات بر محمّد و آل محمّد در شب جمعه با هزار کار نیک برابر است و هزار گناه را پاک میکند و مقام انسان را هزار درجه بالا میبرد و مستحب است که پس از نماز عصر پنجشنبه تا آخر روز جمعه بر محمّد و آل محمّد بسیار صلوات فرستند.و با سند صحیح از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هنگام عصر روز پنجشنبه فرشتگان از آسمان با قلمهای طلا و صحیفههای نقره فرود میآیند و در عصر پنجشنبه و شب و روز جمعه تا هنگام غروب خورشید جز صلوات بر محمّد و خاندان آن حضرت چیزی ننویسند.و شیخ طوسی فرموده:
در روز پنجشنبه مستحبّ است فرستادن هزار صلوات بر محمّد و آل محمّد.
و در آن بگوید:
خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و فرج ایشان را تعجیل نما،و دشمنانشان را از جن و انس
از اولین و آخرین نابود فرما.و گفتن این صلوات صد مرتبه از بعد از عصر پنجشنبه تا آخر روز جمعه فضیلت بسیار دارد.و نیز شیخ فرموده:مستحب است در آخر روز پنجشنبه به این صورت استغفار کنند:
طلب آمرزش مینمایم از خدایی که نیست معبودی جز او،زنده و پایدار است،و توبه مینمایم به سوی او توبۀ بندۀ فروتن بیچیز که فقیر و عاجز ناتوان است برای نفس خود و نه دفاعی و نه سودی و نه زیانی و نه زندگی و نه مرگی و نه رستاخیزی و درود خدا بر محمّد و خاندان او،پاک و پاکیزگان،از برگزیدگان و نیکان، و درود فراوان فرست.
دوّم:آنکه در شب جمعه این سورهها را بخواند که از برای هریک فوائد و ثواب بسیار روایت شده:بنی اسرائیل[اسراء] کهف،سه طس[شعراء و نمل و قصص]سجده،یس،ص،احقاف،واقعه،حم سجده،حم دخان،طور،اقتربت،جمعه و اگر فرصت نشد همه را تلاوت کند،واقعه و سورههای قبل از آن را انتخاب کند،زیرا از امام صادق علیه السّلام روایت شده هرکه در هر شب جمعه سورۀ«اسراء»را بخواند،نمیمیرد تا خدمت حضرت قائم(عج)رسد و از اصحاب آن حضرت گردد و هرکه در هر شب جمعه سورۀ«کهف»را بخواند،نمیمیرد مگر شهید و خداوند او را در قیامت با شهیدان محشور میکند و در قیامت همراه ایشان نگاهش میدارد و هرکه در شب جمعه سورههای شعراء و نمل و قصص را تلاوت کند،از دوستان خدا گشته و در امان و حمایت حق تعالی قرار میگیرد و نیز در دنیا دچار فقر و تنگدستی نمیشود و خدا در آن جهان چندان از بهشت به او عطا کند که خشنود شود و بلکه افزون بر خشنودیاش بر او کرامت نماید،و صد زن زیبا چشم از زنان دلربای بهشت را به همسری او در آورد و هرکه در شب جمعه سورۀ سجده را بخواند خدا در قیامت نامۀ اعمالش را به دست راست او دهد و در حسابرسی اعمال بر او آسان گیرد.
و از دوستان محمّد و خاندان او باشد.و به سند معتبر از امام باقر علیه السّلام روایت شده:هرکس هر شب جمعه سورۀ«ص»را قرائت کند،از خیر این جهان و جهان دیگر آن اندازه به او ببخشند که جز به پیامبری مرسل یا فرشتهای مقرّب نبخشیده و او را با هرکس از اهل خانهاش
که بخواهد وارد بهشت کنند،حتی خدمتکاری که به او خدمت کرده باشد،هرچند از خانوادۀ او به حساب نیاید و در حدّ شفاعت او نباشد.
و از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه در شب جمعه یا روز جمعه سورۀ«احقاف»را بخواند،در دنیا دچار بیم و هراس نشود و در روز قیامت از وحشت و ترس در امان باشد،و هرکه در شب جمعه سورۀ واقعه را بخواند،خدا او را دوستش بدارد و او را محبوب تمام مردم کند،و در دنیا دچار بدحالی و تنگدستی نشود و آفتی از آفات دنیا به او نرسد،و از دوستان حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام باشد و این سوره مخصوص امیر المؤمنین علیه السّلام است.و روایت شده:هرکه سورۀ«جمعه»را در هر شب جمعه تلاوت کند کفارۀ اعمال او از این جمعه تا جمعۀ دیگر خواهد بود.و نیز همین فضیلت برای کسی که در هر شب جمعه و بعد از ظهر و عصر جمعه سورۀ«کهف»را بخواند وارد شده است.و آگاه باش که برای شب جمعه نمازهای بسیاری وارد شده.اوّل:نماز حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام دوّم:دو رکعت نماز که در هر رکعت، «حمد»و پانزده مرتبه سورۀ«زلزال»در روایت است:هرکه این نماز را بجا آورد،خدا او را از عذاب قبر و هول و هراس قیامت ایمن کند.
سوّم:آنکه در شب جمعه در رکعت اوّل نماز مغرب و رکعت اوّل نماز عشاء سورۀ«جمعه»و در رکعت دوّم نماز مغرب سورۀ«توحید»و در رکعت دوم عشا سورۀ«اعلی»را بخواند.
چهارم:خواند شعر را در شب جمعه ترک کند؛زیرا در حدیث صحیح از امام صادق علیه السّلام روایت شده:برای شخص روزهدار و شخص محرم و نیز در حرم خدا و در روز جمعه و در شب آن روایت کردن شعر مکروه است.راوی به حضرت عرض کرد:هرچند معنای آن شعر مطلب حقی باشد،فرمود:هرچند شعر به حق باشد.
و در حدیث معتبر از امام صادق علیه السّلام روایت شده:رسول خدا فرمود:هرکه در شب یا روز جمعه یک شعر بخواند،در آن شب و روز بهرهای از ثواب به غیر آن نداشته باشد.و براساس روایت معتبر دیگر،در آن شب و روز نمازش مورد قبول واقع نشود [از آنجا که شعر و خواندن آن مورد علاقه مرد و زن،پیر و جوان،عالم و عامی و خلاصه تمام مردم است،شاید اصرار روایات بر ترک خواند شعر در شب و روز جمعه به خاطر این باشد که اهل ایمان از قرائت قرآن و دعا و مستحبات شب و روز جمعه باز نمانند و ثوابهای عظیم و بهرههای وافر الهی را از دست ندهند.مترجم]
پنجم:در حق مؤمنین بسیار دعا کند،چنانکه حضرت زهرا علیها السّلام بسیار دعا میکرد و روایت شده اگر برای ده نفر از برادران مؤمن که از دنیا رفته باشند طلب آمرزش کند بهشت برای او واجب میشود.
ششم:دعاهای مخصوص شب جمعه را بخواند که آن دعاها بسیار است و ما به ذکر برخی از آنها بسنده میکنیم:
به سند صحیح از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هرکس در شب جمعه در سجدۀ آخر نافله شب این دعا را هفت بار، بخواند،هنگامی که از آن فارغ شود،آمرزیده شده باشد.
و اگر در هر شب این دعا را در سجدۀ آخر نافله شب بخواند،بهتر است.
و آن دعا این است:
خدایا!از تو میخواهم به عنایت کریمانه و نام بزرگت که درود فرستی بر محمّد و خاندان محمّد و از گناهانم بزرگم درگذری.و از حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله روایت شده:هرکس در شب یا روز جمعه این دعا را، هفت بار بخواند،اگر در آن شب یا در آن روز از دنیا برود وارد بهشت میشود و آن دعا این است:
خدایا!تویی پروردگار من،شایستۀ پرستشی جز تو نیست،تو مرا آفریدی و من بندۀ تو و فرزند کنیز تو و در دست قدرت توام و زمام زندگیام به دست توست،تا توانستم بر عهد و پیمان روز را به شب آوردم.از شرّ آنچه انجام دادم به خوشبینی و خشنودی تو پناه میآورم،به نعمتت اعتراف و به گناهم اقرار مینمایم پس گناهانم را بیامرز،زیرا گناهان را جز تو نمیآمرزد.شیخ طوسی و سیّد کفعمی و سیّد ابن باقی رحمهم اللّه فرمودهاند:در شب و روز جمعه و شب و روز عرفه مستحب است دعای اللّهم من تعبّا...خوانده شود،ما آن را از کتاب«مصباح شیخ»نقل میکنیم و آن دعا این است:
خدایا!هرکس به امید کمک و طلب عطا و جود و جایزۀ مخلوقی مجهّز و مهیّا و آمادۀ دیدار
او شود،تنها به سوی توست ای پروردگار من استعداد و آمادگی من به امید عفو و درخواست و جایزه است،پس مرا از خواستهام ناامید مساز،ای آنکه پرسندهای از او محروم نگردد و بخشیدهای از او نکاهد من به پشتوانۀ عمل شایستهای که انجام داده باشم،و یا به امید آفریدهای که به او دل بسته باشم به پیشگاهت نیامدهام،به درگاهت آمدهام با با اعتراف بر نفس خویش به بدکاری دستم و با اعتراف به اینکه هیچ دلیل و نه عذری بر بدکاریام نیست،گذشت فراگیرت را که بر آن از خطاکاران درمیگذری امیدوارم،پس پافشاری بر جرم بزرگشان از اینکه بر انان دوباره مهرورزی تو را بازنداشت،پس ای آنکه رحمتش فراگیر و گذشتش بس بزرگ است ای بزرگ،ای بزرگ،ای بزرگ،جز بردباریات خشم تو را برنگرداند و جز زاری به پیشگاهت از ناخشنودیات رهایی نبخشد،پس خدایا!با نیرویی که با آن سرزمینهای مرده را زنده میکنی برایم گشایشی بخش و از اندوه هلاکم مکن تا آنکه دعایم را مستجاب نمایی و مرا به اجابت دعایم آگاه سازی و شیرینی سلامت و تندرستی را تا پایان عمر به من بچشان و مرا در معرض سرزنش دشمنم قرار مده و او را بر من چیره مساز و بر گردنم مسلّط مکن خدایا!اگر تو مرا حقیر و پست بداری،پس چه کسی بلندم گرداند و اگر تو مرا بلند گردانی،پس کیست آنکه مرا خوار کند و اگر هلاکم کنی،پس کیست آنکه دربارۀ بندهات در برابر تو خود نماید؟یا از کار او از تو پرسوجو کند؟با آنکه به یقین میدانم که نه در حکم تو ستمی است و نه در انتقامت شتابی،چه تنها کسی در انتقام شتاب میکند که ازدست دادن فرصت را میهراسد
و فقط کسی محتاج ستمگری است که ناتوان است،و حال آنکه تو ای خدای من!از این امور بسیار برتری.بار خدایا به تو پناه میآورم،پس پناهم ده و از تو امان میجویم پس امانم ده و از تو روزی میطلبم پس روزیام ده و اعتماد میکنم بر تو،پس تو خود مرا کافی باش،و برای غلبه بر دشمنم از تو یاری میخواهم پس یاریام ده،و از تو مدد میجویم پس مرا مدد فرما، ای خدای من!دعایم را بپذیر.بپذیر.بپذیر.
هفتم:دعای«کمیل»را بخواند که در فصل بعد[صفحه 108]خواهد آمد ان شاء اللّه[کمیل بن زیاد نخعی،از اصحاب امیر المؤمنین علیه السّلام است که حضرت به اصرار وی دعای کمیل را انشاء و به او تعلیم فرمود]هشتم:دعای«اللّهمّ یا شاهد کلّ نجوی»را که در شب عرفه هم خوانده میشود،بخواند.این دعا نیز ان شاء اللّه تعالی خواهد آمد[صفحۀ 405].
نهم:ده مرتبه بگوید:ای کسی که جود و بخشش توبه آفریدگان همیشگی است!ای آنکه دو دست سخاوت خود را برای عطا گشودهای!ای صاحب عطاهای گرانبها!بر محمّد و خاندان او،نیکوخوترین مردمان درود فرصت،و ما را ای خدای بلندمرتبه در چنین شبی بیامرز.این ذکر شریف در شب عید فطر نیز خوانده میشود.
دهم:انار بخورد،چنانکه امام صادق علیه السّلام در هر شب جمعه میل میفرمود،و اگر هنگام خوابیدن بخورد،شاید بهتر باشد،چه آنکه روایت شده:
هرکه وقت خوابیدن انان بخورد تا صبح در جان خود ایمن خواهد بود.و سزاوار است هرگاه انار بخورد،در زیر آن دستمالی بگستراند که هر دانهای از ان بیفتد جمع کرده و بعد بخورد و بهتر است دیگری را در آن انار شریک نسازد.شیخ جعفر ابن احمد قمی رحمة اللّه در کتاب، عروس از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:هرکه ما بین دو رکعت نافله و فریصۀ صبح صد مرتبه بگوید:
منزه است پروردگار بزرگ من و به ستایش او را سزاست،از خدا،پروردگار خود،آمرزش میطلبم و به سوی او باز میگردم.خدا در بهشت خانهای برای او
بنا کند.و شیخ طوسی و سید ابن طاووس و دیگران این دعا را ذکر کرده و گفتهاند:مستحب است در سحر شب جمعه این دعا خوانده شود:
خدایا!بر محمّد و خاندان او درود فرست و در این بامداد خشنودی خود را بر من ارزانی بدار،و ترس از خویش را در دلم جای ده،و دلم را از غیر خود ببر،تا به غیر تو امید نبندم و جز از تو نترسم،خدایا!بر محمّد و خاندان او درورد فرست و مرا یقین استوار،و اخلاص بیشائبه و قدر خود،ببخش،ای برآورندۀ نیازهای پرسندگان! ای آنکه هرچه در نهاد خاموشان میگذرد میداند!بر محمد و خاندانش درود فرست و خواهشم را برآور،و گناهم را بیامرز و روزیام را وسعت بخش و نیازهای درونیام و حوائج براداران دینیام و خانوادهام را برآورد،خدای من آروزوهای دور و سرکش جز نزد تو ناکام است،همّتهای بلند جز آنکه بر گرد کوی تو گردد بیهوده باشد و راههای خرد بسته است جز به سوی تو،پس تویی امید دلها و به سوی توست پناهگاه،ای گرامیترین مراد،و بخشندهترین درخواست شده!با همۀ وجودم به سوی تو گریختهام،ای پناهگاه گریختگان،با بارهای گناه که بر دوش میکشم،درحالیکه برای رسیدن به تو یاوری نمییابم جز آگاهی از اینکه تو نزدیکترین کسی هستی که امید جویندگان به اوست و آنچه را که نزد اوست راغبان آرزومندند،ای آنکه خردها را به معرفت خویش شکوفا ساخت،و زبانها را به ستایش خود گشود و آنچه را بر بندگانش منّت گذارد،برای ادای حق خود بسنده ساخت،بر محمّد و خاندان
درود فرست و برای شیطان بر خردم راهی و به سوی باطل بر عملم راهنما و دلیلی قرار مده.
و به هنگام طلوع صبح روز جمعه این دعا را بخواند:
شب را صبح کردم در امان خدا و امان فرشتگان و امان پیامبران و فرستادگان او(درود بر آنان باد)،و امان محمّد(درود خدا بر او و خاندان او باد)،و امانهای جانشینیان خاندان محمّد(درود بر آنان باد)،ایمان آوردم به نهان خاندان محمّد(بر ایشان درود باد)و ظاهر و باطن ایشان،و گواهی میدهم که همانا ایشان در معرفت به خدا و طاعت او همچون محمّد(درود خدا بر او و خاندان او)هستند.روایت شده:هرکس پیش از نماز صبح روز جمعه سه مرتبه بگوید:آمرزش میجویم از خدای که شایسته پرستشی جز آن زندۀ پاینده نیست و به سوی او باز میگردم.
گناهانش آمرزیده شود هرچند از حباب نشسته بر دریا بیشتر باشد.
برای روز جمعه اعمال بسیاری است که در اینجا تنها به بیان چند مورد اکتفا میکنیم:
اول:در رکعت اوّل نماز صبح سورۀ «جمعه»و در رکعت دوّم:«توحید»خوانده شود.
دوّم:پس از نماز صبح،پیش از آنکه سخن بگوید،این دعا را بخواند تا کفّارۀ کناهان او از این جمعه تا جمعۀ دیگر باشد:خدایا!هر سخنی که در این جمعهای بر زبان آورم،و یا هر سوگندی که در آن ادا نمایم و یا هر نذری که در آن جاری کنم،خواست و ارادۀ تو پیشاپیش همۀ اینهاست،پس در این میان هرچه را تو بخواهی که بشود میشود،و هرچه را که نخواهی نشود،بار خدایا!مرا بیامرز و از من درگذر.خدایا!هرکه را تو بر او درود فرستی
پس درودم بر او باد و هرکه را که تو لعنت کنی پس لعنتم بر او باد.و دستکم در هر ماه یک بار این عمل را بجا آورد و نیز روایت شده:هرکس در روز جمعه پس از نماز صبح بنشیند،و به تعقیب بپردازد تا آفتاب برآید،هفتاد درجه در بهشت برین برای او بالا رود.و شیخ طوسی روایت کرده:که سنّت است این دعا را در تعقیب نماز صبح زو جمعه بخواند: خدایا!با حاجت خویش آهنگ تو کردهام و امروز بر تو فرود آوردهام فقر و تنگدستی و درماندگیام را و به آمرزش تو امیدوارتر از کردار خویشم و بخشایش و رحمت تو دامنهدارتر از گناهان من است،پس برآور نیاز مرا با قدرتی که بر آن داری و با سهولتی که نزد تو دارد، و نیازی که من به تو دارم.چه من به خیری دست نیافتهام جز از سوی تو و جز تو هرگز کسی گزندی را از من نرانده است و برای آن جهان و این جانم و نه برای گاه تهیدستیام،آنگاه که مردم در قبرم تنها گذارند و گناهم را به نزد تو آورم،جز به مهر تو امید ندارم.
سوّم:روایت شده:هرکس در روز جمعه و دیگر روزها پس از نماز ظهر و نماز صبح بگوید:خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و طلوع ظهورشان را زود گردان نمیرد تا حضرت قائم(عج)را دریابد.و اگر صد مرتبه این صلوات را بخواند،خدا شصت حاجت،سی حاجت از حاجات دنیا و سی حاجت از حاجات آخرتش را برآورده سازد
چهارم:پس از نماز صبح سورۀ«الرحمن»را بخواند و بعد از آیۀ:کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید.بگوید:هیچیک از نعمتهای تو را ای پروردگارم تکذیب نمیکنم
پنجم:شیخ طوسی رحمة اللّه فرموده:مستحب است پس از نماز صبح روز جمعه صد مرتبه سورۀ«توحید»را بخواند و صد مرتبه بر محمّد و آل محمّد صلوات فرستد و صد مرتبه استغفار کند و سورههای«نساء،هود،کهف،صافات،الرّحمن»را بخواند.
ششم:سورههای:
«احقاف»و«مؤمنون»را بخواند،از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه در هر شب جمعه یا در هر روز جمعه سورۀ«احقاف»را بخواند در دنیا هراسی به دلش راه نیابد و از وحشت بزرگ روز قیامت ایمن گردد و نیز آن حضرت فرمود:هرکس جمعهها بر خواندن سورۀ«مؤمنون»مداومت نماید،خدای تعالی پایان کارش را به نیکبختی و سعادت قرار دهد،و جایگاهش در بهشت برین با پیامبران الهی باشد
هفتم:پیش از طلوع آفتاب ده مرتبه سورۀ«قل یا ایّها الکافرون»را بخواند و دعا کند تا خواستهاش اجابت شود.روایت شده:حضرت زین العابدین علیه السّلام چون صبح روز جمعه میشد تا ظهر«ایة الکرسی»[آیۀ 255 سورۀ بقره: اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ الْحَیُّ ... وَ لاٰ یَؤُدُهُ حِفْظُهُمٰا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ ]را میخواند،و چون از نمازها فراغت مییافت،به تلاوت سورۀ:
«انّا انزلناه»میپرداخت.و آگاه باش برای خواندن آیة الکرسی علی التنزیل در روز جمعه فضیلت بسیار روایت شده است [علاّمه مجلسی گوید:آیة الکرسی علی التنزیل بنا بر روایت علی بن ابراهیم و شیخ کلینی عبارت است از: «اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ الْحَیُّ ....تا: هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ»
هشتم:غسل جمعه کند،و آن از جمله اعمال مستحبی است که بر آن تأکید بسیار شده و در روایت آمده که حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله به امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:یا علی!در هر جمعه غسل کن،گرچه به خاطر آن غذای خود را برای بدست آوردن آب جهت غسل کردن بفروشی و گرسنه بمانی؛زیرا هیچ عمل مستحبّی برتر از غسل روز جمعه نیست و از امام صادق علیه السّلام روایت شده:
هرکه در روز جمعه غسل کند و این دعا را بخواند:
گواهی میدهم که شایستۀ پرستشی جز خدا نیست،شریک و انبازی ندارد،و گواهی میدهم که محمّد بنده و فرستاد اوست، بار خدایا،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا از بسیار توبهکنندگان و پاکان قرار ده.
برای او تا جمعۀ آینده حالت پاکی و طهارت پیدا شود؛یعنی:از گناهان پاک میگردد،یا آنکه اعمال او با طهارت معنوی انجام میگیرد و مورد قبول حق واقع میشود.و به احتیاط نزدیکتر آن است که تا جائی که ممکن است،غسل جمعه را ترک نکنند.باید دانست وقت غسل جمعه پس از طلوع فجر تا زمان ظهر است و هرچه نزدیکتر به ظهر انجام شود،بهتر است.
نهم:سر را با گل خطمی بشوید؛زیرا که این کار از بیماری پیسی و دیوانگی ایمنی میبخشد.
دهم:ناخن و موی پشت لبش را
بزداید زیرا که ثواب بسیار دارد و روزی را افزون میسازد،و او را از گناه تا جمعۀ دیگر دور میکند،و از بیماری دیوانگی و جذام و پیسی ایمنی میدهد،و بهتر است در وقت چیدن ناخن و زدودن موی پشت لب بخواند:
به نام خدا و به یاد خدا و بر روش محمّد و خاندان محمّد و در گرفتن ناخن،از انگشت کوچک دست چپ شروع،و به انگشت کوچک دست راست ختم نماید،و این شیوه را در گرفتن ناخنهای پای خود نیز رعایت کند پس از آن ناخنهای چیده را دفن کند.
یازدهم:بوی خوش استعمال کند و جامههای پاکیزۀ خود را بپوشد.
دوازدهم:صدقه دهد،چه بر طبق یک روایت:ثواب صدقه دادن در شب و روز جمعه،هزار برابر اوقات دیگر است.
سیزدهم:برای خانوادۀ خود خوردنیهای خوب و تازه از قبیل میوه و گوشت تهیه کند تا به آمدن جمعه شاد شوند.
چهاردهم:پیش از خوردن صبحانه انار و پیش از ظهر هفت برگ کاسنی بخورد،از موسی بن جعفر علیهما السّلام روایت شده:هرکه در روز جمعه وقتی که ناشتاست یک انار بخورد،تا چهل روز دل او را نورانی گرداند.و اگر دو انار بخورد تا هشتاد روز و اگر سه انار،تا صد و بیست روز،وسوسۀ شیطان را از او دور گرداند و هرکس وسوسۀ شیطان از او دور شود نافرمانی خدا نکند و هرکه نافرمانی خدا نکند وارد بهشت شود.
شیخ طوسی در کتاب«مصباح»فرموده:در مورد خوردن انار در روز و شب جمعه فضیلت بسیار روایت شده
پانزدهم:
خود را از کارهای دنیا فارغ کند،و به آموختن دین بپردازد،نه آنکه روز جمعه را به گشت و گذار،و تفرّج در باغها و کشتزارهای مردم،و هم سخنی با اراذل و مردمان بیعار و مسخرهگی و عیبگوئی از مردم،و خندههای قهقهه،و خواندن اشعار و غوطهور شدن در کارهای باطل و امثال اینها صرف کند،که مفاسدش بیش از آن است که بیان شود.از امام صادق علیه السّلام نقل شده:بدا به حال مسلمانی که در طول هفته روز جمعه را صرف یادگیری مسائل دینی خود نکند،و برای این عمل مهمّم،خود را از کارهای دیگر فارغ نسازد.از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله روایت شده:هرگاه در روز جمعه ببینید پیرمردی سرگذشت دوران جاهلیت و کفر را برای مردم بیان میکند،بر سرش سنگریزه بزنید.
شانزدهم:هزار مرتبه صلوات فرستد،از اما باقر علیه السّلام روایت شده:هیچ عبادتی در روز جمعه نزد من محبوبتر از صلوات بر محمّد و آل مطهّر او صلی اللّه علیهم اجمعین نیست.مؤلّف گوید:اگر برای هزار مرتبه صلوات فرصت نکرد،دستکم صد مرتبه را ترک نکند،تا در روز قیامت چهرهاش نورانی گردد.و روایت شده:هرکس
روز جمعه صد مرتبه صلوات فرستد و صد مرتبه از خدا؛پروردگارم آمرزش میجویم و به سوی او میپویم گوید و صد مرتبه سورۀ«توحید» را بخواند،آمرزیده خواهد شد.و نیز روایت شده:که ثواب صلوات بر محمّد و آل محمّد،بین نماز ظهر و عصر برابر با ثواب هفتاد حج است.
هفدهم:حضرت رسول و ائمه طاهرین علیهم السّلام را زیارت نماید و کیفیت آن در باب زیارات[صفحۀ 494]خواهد آمد.
هیجدهم:به زیارت گذشتگان به ویژه پدر و مادر یا یکی از ایشان برود،که این عمل ثواب بسیار دارد.از امام باقر علیه السّلام روایت شده:مردگان را در روز جمعه زیارت کنید،زیرا میدانند چه کسی به زیارت ایشان رفته است و ازاینرو شاد میشوند.
نوزدهم:دعای«ندبه»را که از اعمال عیدهای چهارگانه است بخواند.این دعا بعد از این،در جای خودش خواهد، آمد[صفحۀ 813].
بیستم:آگاه باش برای روز جمعه جز نافلۀ آن،که بیست رکعت است،نمازهای بسیاری ذکر شده است.کیفیت نافلۀ مذکور بنا بر مشهور آن است که شش رکعت آن زمانی که نور آفتاب افق را فرا گیرد بجا آورده شود، و شش رکعت دیگر وقتی که خورشید بالا بیاید،و شش رکعت دیگر نزدیک ظهر،و دو رکعت پس از ظهر پیش از نماز ظهر،و یا آنکه شش رکعت اوّل را پس از نماز جمعه یا نماز ظهر بجا آورد،به صورتی که در کتب فقها و(مصابیح)ذکر شده.
البته نمازهای بسیار دیگری نیز نقل شده،که ذکر بعضی از آنها در این مقام مناسبت دارد،هر چند بیشتر آنها اختصاصی به روز جمعه ندارد،ولی بجا آوردن آنها در روز جمعه بیشتر فضیلت دارد:
از جملۀ آنها نماز کامله است که شیخ طوسی،و سیّد ابن طاووس و شهید و علاّمه حلّی و دیگران به سندهای بسیار و معتبر از امام صادق علیه السّلام و ایشان از پدران بزرگوارشان علیهم السّلام از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله روایت کردهاند که آن حضرت فرمود:
«هرکس در روز جمعه پیش از ظهر چهار رکعت نماز بخواند،و در هر رکعت سورۀ«حمد»را ده مرتبه و هر یک از:
«قل اعوذ بربّ النّاس»و«قل اعوذ بربّ الفلق»و«قل هو اللّه احد»و«قل یا ایّها الکافرون»و «ایة الکرسی»را ده مرتبه،و به روایت دیگر:«انّا انزلناه»و آیة «شَهِدَ اللّٰهُ...» [آیۀ 18 سورۀ آل عمران] را نیز هر یک ده مرتبه بخواند،و آنگاه که از چهار رکعت فارغ شود،صد مرتبه استغفار کند،
و صد مرتبه بگوید:
خدا پاک و منزه است و ستایش تنها او را سزاست و خدایی جز او نیست،و خدا بزرگتر از هر وصفی است و هیچ نیرو و توانی جز برآمده از خدای بلند مرتبۀ بزرگ نیست.و پس از آن صد مرتبه صلوات فرستد،خدا شرّ اهل آسمان و شرّ اهل زمین،و شرّ شیطان و شرّ پادشاهان ستمگر را از او برطرف کند»تا پایان روایت که همه در بیان فضیلت این نماز است.نماز دیگر:حارث همدانی از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده:اگر بتوانی روز جمعه ده رکعت نماز بجای آر،و رکوع و سجودش را تمام و کامل ادا کن،و پس از هر دو رکعت صد مرتبه بگو:پاک و منزه است خدایی که ستایش تنها شایسته اوست که فضیلت بسیار دارد.
نماز دیگر:به سند معتبر از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هرکس سورۀ«ابراهیم»و سورۀ«حجر»را در دو رکعت نماز در روز جمعه بخواند،هرگز دچار پریشانی و دیوانگی و یا بلایی دیگر نشود،از جملۀ آن نمازها:نماز حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله است.
سید ابن طاووس رحمة اللّه به سند معتبر از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده که از آن حضرت دربارۀ نماز حضرت جعفر طیار رحمة اللّه پرسیدند.حضرت فرمود:چرا از نماز حضرت رسول غافلی؟شاید رسول خدا صلی اللّه علیه و آله نماز جعفر را بجا نیاورده باشد و شاید جعفر نماز رسول خدا صلی اللّه علیه و آله را نخوانده باشد.سؤالکننده عرضه داشت:یا ابن رسول اللّه!نماز پیامبر را به من بیاموز! حضرت فرمود:دو رکعت نماز میخوانی؛در هر رکعت یک مرتبه سورۀ«حمد»و پانزده مرتبه سورۀ«انا انزلناه»و در رکوع و پس از سر برداشتن،و در سجده اوّل و بعد از آن و در سجدۀ دوّم و پس از آن در هر یک پانزده بار سورۀ«انّا انزلناه»را میخوانی آنگاه تشهّد خوانده و سلام میدهی.چون فارغ شوی بین تو و خدا گناهی نمیماند جز آنکه آمرزیده شود،و هر حاجتی که از حق تعالی بخواهی روا خواهد شد،و پس از آن این دعا را میخوانی:
شایستۀ پرستشی جز خدا نیست،پروردگار پدران نخستین ما شایستۀ پرستشی جز خدا نیست،پرستیدۀ یکتا و ما تنها به فرمان او هستیم.
شایستۀ پرستشی جز خدا نیست،جز او را نمیپرستیم،و دینمان را برای او خالص میکنیم،گرچه مشرکان را خوش نیاید،معبودی جز خدا نیست،یکتا،یگانه و بیهمتاست،به وعده خویش وفا کرد،و بندۀ خود را یاری کرد،و سپاهش را نیرومند ساخت و به تنهایی همه دشمنان را گریزاند و تارومار ساخت،فرمانروایی و ستایش تنها شایستۀ اوست و او بر هر چیز تواناست،خدایا تویی!نور آسمانها و زمین و هر که در آنهاست،پس ستایش تنها برای توست.و تویی برپادارندۀ آسمانها و زمین و هرکه در آنهاست،پس ستایش تنها تو را سزاست،و تو حقیّ و وعدهات حق و گفتارت حق و عملت حق و بهشتت حق و دوزخت حق است.بار خدایا تنها به فرمان تو و به تو ایمان آوردم،و بر تو توکل کردم،و به خاطر تو(با بدان)دشمنی کردم،و تنها به سوی تو دادخواهی نمودم.پروردگارا پروردگارا پروردگارا!ببخش گناهانی را که پیش از این مرتکب شدهام و پس از این مرتکب میشوم و آنچه پنهان و آشکار انجام دادهام،همه را خدای من!شایستۀ پریستۀ پرستشی جز تو نیست.درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد!و مرا بیامرز و به من مهر ورز و توبهام را بپذیر،همانا تنها تویی بسیار توبهپذیر مهربان.
علاّمۀ مجلسی رحمة اللّه فرموده:این نماز از نمازهای مشهور است و سنّی و شیعه آن را در کتابهای خود روایت کردهاند و برخی این نماز را از نمازهای روز جمعه شمردهاند ولی از روایت این نکته به دست نمیآید و ظاهرا در دیگر روزها هم میتوان آن را بجا آورد و نیز از جملۀ آن نمازها«نماز امیر المؤمنین علیه السّلام»است.
شیخ و سیّد از امام صادق علیه السّلام روایت کردهاند:هرکه از شما نماز امیر المؤمنین علیه السّلام را بخواند،از گناهان پاک گردد،همچون روزی که از مادر زاده شده و حاجاتش در پیشگاه حق برآورده شود.این نماز چهار رکعت است:در هر رکعت یک بار سورۀ«حمد»
و پنجاه بار«قل هو اللّه احد»تلاوت شود،و چون از نماز فارغ شود این دعا را بخواند که تسبیح آن حضرت است:
پاک و منزّه است آنکه نشانههای وجودش نابود نشود،پاک و منزّه است آنکه از خزانههایش کاسته نگردد،پاک و منزّه است آنکه فخرش را فروپاشی نباشد،پاک و منزّه است آنکه آنچه نزد اوست پایان نیابد،پاک و منزّه است آنکه دورانش به سر نرسد،پاک و منزّه است آنکه هیچکس را در کارش شرکت ندهد،پاک و منزّه است آنکه شایستۀ پرستشی جز او نیست.پس از این تسبیح دعا کند و بگوید:ای آنکه درگذری از بدیها،و به آنها کیفر نکنی!ای خدا!بر بندهات مهر ورز،وجود مرا دریاب،ای سرور من من بندۀ تو هستم، بندهای ایستاده در پیشگاه تو،پروردگارا!خدایا به هستیات سوگند،ای آرمان من،ای بخشاینده،ای فریادرس،دریاب بندهات را!دریاب بندهات را!بندهات را چارهای نیست،ای واپسین امید،ای روانکنندۀ خون در رگهایم!ای سرور من!ای مالک من،ای او!ای او!پروردگارا!بندهات را دریاب،بندهات را دریاب،چارهای ندارم،از پیش خود هیچ ندارم(که عین نیازم) توان سود و زیان خویش را ندارم،کسی را برای یاری نمییابم،چارهجوییها از من جدا گشته، و هر گمان چارهای نابود گشته است،روزگار مرا تنها به سوی تو روانه ساخته،ازاینرو در اینجا در برابر بارگاهت ایستادهام،همۀ اینها خدایا!با آگاهی تو بوده است پس چگونه با من رفتار خواهی کرد؟ای کاش!میدانستم پاسخ خواهشم را چگونه خواهی داد؟آیا خواهی گفت:آری یا میگویی نه؟اگر بگویی:نه؛پس وای بر من!وای بر من!وای بر من!،وای از درماندگیام!وای از درماندگیام!وای از درماندگیام!وای از بیچارهگیام!از بیچارهگیام!وای از خواریام از
خواریام!از خواریام!آنگاه که تو مرا رها کنی؟به سوی که،و از طرف که،یا نزد که،یا چگونه،یا چه چیز؟یا به سوی چه چیزی پناه برم؟ و به چه کسی امید بندم؟و کیست که با فضل خود بر من کرم نماید؟ای آنکه آمرزشت فراگیر است؟و اگر بگویی:
آری،که همان از تو گمان داردم و امید به تو چنین است،پس خوشا به حال من که خوشبختم!و کامروا شدهام، پس خوشا به حال من که مورد رحمت قرار گرفتم!ای خدای مهربان!ای خدای بندهپرور!ای خدای دلجو ای خدای جبرانگر!ای آنکه هستی به دست توست!ای دادگر!مرا کرداری که به برآمدن حاجتم نایل آیم نیست،از تو میخواهم به حق آن نامت که در پس پردۀ غیب خود مستور ساختی و نزد خویش بنهادی.پس برای هیچ موجودی جز تو پدیدار نشود!به حق آن نام و به حق هستی نابت و به آنکه برترین و شریفترین نامها تو است از تو درخواست مینماید مرا چیزی جز این نیست و کسی خیرخواهتر از تو به من نیست،ای به خود خستی!ای هستیبخش!ای آنکه خویش را به شناساند!ای آنکه به اطاعتش فرمانم داد،ای آن که مرا از فرمانیاش بازداشت،ای خوانده شده!ای خواسته شده!ای مطلوب!سفارشی که به من نموده بودی وانهادم و فرمانت را نخواندم،و اگر تو را در آنچه فرمانم دادی اطاعت میکردم هر آینه مرا در آنچه برایش به سویت برخاستم بس بودی و من با نافرمانیم هم به تو امیدوارم،پس بین من و آنچه به آن امیدوارم جدایی مینداز،ای مهر ورز بر من از پیش روی،و از پشت سر،و از بالای سر،و از زیر پایم و از همۀ جهات احاطه بر من پناهم ده.خدایا!به حق محمّد ص،و سرور من،و به حق علی ع مولای من،و به حق امامان
هدایت یافته(که بر ایشان درود باد)لطف و مهر و رحمتت را بر ما بگستر،و از روزی خود بر ما فراوان ده،و وام ما را بپرداز و همۀ حاجتهای ما را برآور،ای خدا!ای خدا!ای خدا! زیرا تو بر هر چیز توانایی.
پس از آن حضرت فرمود:هرکه این نماز را بجا آورد و این دعا را بخواند،وقتی از آن فارغ شود،بین او و خدا گناهی نماند جز آنکه آمرزیده شود.
مؤلف گوید:احادیث بسیاری در فضیلت خواندن این چهار رکعت نماز،در شب و روز جمعه وارد شده است و اگر پس از نماز بگوید:بار الها!بر پیامبر عرب زبان و خانوادۀ او درود فرست در حدیث آمده که گناهان گذشته و آیندۀ او آمرزیده شود،و مانند کسی شود که دوازده مرتبه قرآن را ختم کرده باشد و حق تعالی گرسنگی و تشنگی قیامت را از او رفع کند...
روایت شده:حضرت فاطمه علیها السّلام دو رکعت نماز میخواند که جبرئیل به ایشان تعلیم داده بود آن حضرت در رکعت اوّل پس از سورۀ «حمد»صدر مرتبه سورۀ«قدر»و در رکعت دوّم بعد از سورۀ«حمد»صد مرتبه سورۀ«توحید»را قرائت میکردند،و چون سلام میدادند این دعا را میخواند:پاک و منزّه است آن خدایی که دارای شکوه افراشته و بلند است،پاک و منزّه است خدایی که صاحب شوکت والا و بزرگ است،پاک و منزّه است خدایی که دارنده فرمانروایی پر افتخار دیرینه است،پاک و منزّه است آنکه لباس خرّمی و زیبایی به بر دارد،پاک و منزّه است آنکه در پوششی از نور وقار است،پاک و منزّه است آنکه ردّ پای مورچه را بر سنگ سخت میبیند، پاک و منزّه است آنکه خطّ سیر پرنده را در هوا میبیند،پاک و منزّه است آنکه او چنین است و جز او چنین نیست.
سیّد ابن طاووس فرموده:در روایت دیگری وارد شده که پس از این نماز تسبیح مشهور حضرت زهرا علیها السّلام را که بعد از هر نماز خوانده میشود بخوانند،و پس از آن صد مرتبه صلوات بر محمّد و خاندان او فرستند.و شیخ در کتاب«مصباح المتهجّدین»فرموده است:نماز حضرت فاطمه علیها السّلام دو رکعت است،در رکعت اوّل سورۀ«حمد»و صد مرتبه سورۀ«قدر»و در رکعت دوّم سورۀ«حمد»و صد مرتبه«توحید»خوانده شود،و چون سلام داده شد تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام را بخوانند،آنگاه دعای«سبحان ذی العزّ الشامخ»را تا آخر قرائت کنند.و شیخ فرموده:کسی که این نماز را بجای آورد،چون از تسبیح فارغ شود زانوها و دستان خود را تا آرنج برهنه نماید و همه مواضع سجود خود را بدون مانع و حایل به زمین بچسپاند و از خدا حاجت بخواهد،و به هر کیفیتی که دوست دارد دعا کند،و در همان حال سجده بگوید:
ای آنکه جز او پروردگاری نیست که خوانده شود،ای آنکه ورای او معبودی نیست که او پروا شود!ای آنکه جز او فرمانروایی نیست که از او پرهیز شود!ای آنکه او را وزیری نیست که به او روی آرند!ای آنکه او را نگهبانی نیست تا به او رشوه داده شود!ای آنکه او را دربانی نیست تا به وسیلۀ او به درگاهش آیند!ای آنکه بر اثر بسیاری درخواست،جز کرم و جود،و بر اثر کثرت گناهان جز عفو،و گذشت نیفزاید،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و با من چنین و چنان کن.و به جای«کذا و کذا»حاجات خویش را از خدا بخواهد.
شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس از صفوان روایت کردهاند که محمّد بن علی حلبی روز جمعه، خدمت امام صادق علیه السّلام شرفیاب شد و عرضه داشت:علاقمندم به من عملی بیاموزی که بهترین کارها در روز جمعه باشد حضرت فرمود:من کسی را که برای رسول خدا عزیزتر از حضرت فاطمه باشد سراغ ندارم،و چیزی را برتر از آنچه پیامبر به فاطمه آموخت،نمیشناسم،پیامبر به دخترش فرمود:هرکه صبح جمعه را دریابد،غسل کند و قدمهایش را بگسترد و چهار رکعت نماز(دو نماز دو رکعتی)بگذارد.در رکعت اوّل پس از سورۀ«حمد»پنجاه مرتبه سورۀ«توحید»و در رکعت دوم،
پس از سورۀ«حمد»پنجاه مرتبه سورۀ«و العادیات»و در رکعت سوّم پس از«حمد»پنجاه مرتبه سورۀ«اذا زلزلت» و در رکعت چهارم پس از سورۀ«حمد»پنجاه مرتبه سورۀ«اذا جاء نصر اللّه...»که مراد از این سوره سورۀ مبارکۀ نصر است یعنی آخرین سورهای که نازل شده است.و چون از نماز فارغ شوند،این دعا را بخوانند:
ای معبود و سرور من!اگر دیگران به امید رسیدن به عطا و مواهب وجود و بخششها و هدایا آماده و مهیّا و مجّهز و مستعد ورود بر آفریدهای چون خو شدهاند،پس خدایا!پس خدایا!آمادگی و مجهّز بودن و مهیّا بودن و استعداد من به امید دستیابی به بهرهها و نیکی و عطایا و هدایا تو تنها به سوی توست،پس مرا از این همه ناامید مساز،ای آنکه خواهش هیچ نیازمندی از او بی ثمر نماند،و بخشش بخشندهای از او نکاهد! من با کردار شایستهای که پیش فرستاده باشم به پیشگاه تو نیامدهام،و با یاری آفریدهای که به او امید بسته باشم و با آن به تو تقرب جویم، به درگاهت بار نیافتم جز به امید شفاعت محمّد و خاندان او که درود تو بر او و بر ایشان باد،در حالی به نزد تو آمدم که گذشت کریمانهات را امید دارم،گذشتی که به آن بر خطاکاران در حال پافشاری بر گناهان است،پس مداومت آنان بر کارهای حرام تو را از اینکه آمرزشت را بر آنان ارزانی داری باز نداشت،و تو ای سرور من!بسیار بر نعمت بخشی بازگردی و من بر خطا کاری،به حق محمّد و خاندان پاکش از تو میخواهم،که گناه بزرگام را بیامرزی،زیرا گناه بزرگ را جز آمرزگار بزرگ نیامرزد؛ای بزرگ!ای بزرگ!ای بزرگ ای بزرگ ای بزرگ!ای بزرگ!
مؤلف گوید:سید ابن طاووس در کتاب«جمال الاسبوع»[زیبایی ایّام هفته]برای هر یک از امامان علیهم السّلام نمازهای به همراه دعا ذکر نموده که شایسته است در اینجا بیان شود.
نماز حضرت مجتبی علیه السّلام در روز جمعه چهار رکعت میباشد که مانند نماز امیر المؤمنین علیه السّلام است.نماز دیگر آن حضرت در روز جمعه نیز چهار رکعت است که در هر رکعت یک بار سورۀ«حمد»و بیست و پنج بار سورۀ«توحید»خوانده میشود.
دعای آن حضرت:خدایا!به امید جود و کرم تو به سویت تقرّب میجویم،و به دوستی محمّد بندۀ و فرستادهات به سوی تو تقرّب میجویم،و به فرشتگان مقرّب به پیشگاه تو تقرّب میجویم،و به پیامبران و فرستادگانت که بر محمّد،بندۀ شایسته و فرستادهات و بر خاندان محمّد درود فرستی و از لغزشم درگذری،و گناهانم را بر من بپوشانی،و آنها را بیامرزی،و نیازهایم را برآورده سازی،و به کار زشتی که از من سرزده عذابم نکنی،چه همانا عفو و بخشش تو بر من فراگیر است،به یقین تو بر هر کاری توانایی.
نماز حضرت حسین علیه السّلام چهار رکعت است که در هر رکعت سورۀ«فاتحه»پنجاه بار و«قل هو اللّه احد»پنجاه بار،و در رکوع، هر یک از سورههای«فاتحه»و«قل هو اللّه احد»ده بار،و پس از سر برداشتن از رکوع نیز هر یک،ده بار و نیز در سجدۀ اوّل و پس از سر برداشتن از سجده،و هم در سجدۀ دوّم هر کدام ده بار خوانده شود،و چون از نماز فارغ شد این دعا را بخواند:اللّهمّ انت الّذی استجبت لآدم و حواء...[بار خدایا!تویی که دعای آدم و حوا را اجابت نمودی]که دعای بلندی است[این دعا در جلد 88 بحار الانوار چاپ بیروت ص 186 نقل شده است]
نماز آن حضرت چهار رکعت است که در هر رکعت یک بار سورۀ«حمد»و صدر بار سورۀ«توحید»خوانده میشود.
دعای آن حضرت:ای آنکه زیبایی را آشکار ساخت،و زشتی را پوشاند،ای آنکه بر جم و گناه سرزنش ننمود،و پرده حرمت بندهاش را ندرید،ای که گذشت بزرک،و بخششت نیکوست،ای که آمرزگاری است دامن گستر،ای که دستانت به مهر گشاده است،ای شنوای هر نجوای پنهان،ای سرانجام هر دادخواهی،ای درگذرندۀ بزرگوار،ای بزرگ سرچشمۀ امید، ای آغاز گر نعمتها پیش از آنکه بندگان سزاوار آن شوند،ای پروردگار و سرور و مولای ما،ای واپسین دلبستگی ما،خدایا!از تو میخواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی.
نماز آن حضرت دو رکعت است که در هر رکعت یک مرتبه سورۀ«حمد»و صدر مرتبه:پاک و منزّه است خدا و ستایش تنها او را سزاست و شایستۀ پرستشی جز خدا نیست و خداوند برتر از هر وصفی است.خوانده میشود.
دعای آن حضرت:خدایا از تو خواستارم ای بردبار دارای رفق و مدارا و ای آمرزگار مهربان،از گناهانم و آنچه از زشتیها نزد من است،به خوبی و زیبایی آنچه نزد خود داری درگذری،و از عطای خود به اندازهای که مرا در بر گیرد به من بدهی و از آنچه به من بخشیدی کردار شایسته به همراه فرمانبرداری از خود و پیامبرت الهام بخشی،و از گذشت خویش به قدری به من ببخشی که در پرتو آن سزوار کرامتت شوم.خدایا چنانچه شایستۀ تو است به من عطا کن و با من آنچه را
سزاوار آنم مکن،چه هستی من تنها به مدد توست،و جز از سوی تو به خیری دست نیافتهام،ای بیناترین بینایان،و ای شنواترین شنوایان،و ای دادگرترین داوران و ای پناه پناهجویان،و ای برآورندۀ دعای درماندگان،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست.
نماز آن بزرگوار دو رکعت است که در هر رکعت یک مرتبه سورۀ«حمد»و صد مرتبه آیۀ شریفه «شَهِدَ اللّٰهُ» [آیۀ 18 از سورۀ آل عمران]خوانده میشود.
دعای آن حضرت:ای آفرینندۀ هر آفریده،ای بر سازندۀ هر شکسته،ای حاضر در هر جا،ای ای شاهد هر راز،ای شاهد بر هر راز،ای دانای هر نهان،ای هماره حاضر و ای پیروزمند بی شکست،ای نزدیک دوری ناپذیر،ای همدم هر تنها،ای زندۀ حیات بخش مردگان، و میرانندۀ زندگان،ای که پاداش هرکس بر وفق کردارش بر پاداری،و ای زنده آنگاه که زندهای نباشد،شایستۀ پرستشی جز تو نیست،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست.
نماز آن حضرت دو رکعت است که در هر رکعت یک مرتبه سورۀ«حمد»و دوازده مرتبه«توحید»خوانده میشود.
دعای آن حضرت:خدایا،آواها در آستانت کوتاه و آهسته گشته،و اندیشهها در شناسایی است سرگردان شده،و هر چیز از
بلندای هیبتت ترسان است،و همۀ آفریدگان به درگاهت گریزان،در برابر هستیات،هستی هر آفریدهای در تنگنای نیستی است و همه چیز را نور هستی تو آکنده است،پس تویی والا در شکوهت،و فروزنده در زیباییات،و بزرگ در تواناییات، و تویی آنکه هیچش درمانده نسازد،ای فرو بارندۀ نعمتم،ای گشایشگر اندوهم،و ای برآورندۀ نیازم،خواهشم را به حق یگانگیات روا ساز،به تو ایمان آوردم ایمانی خالص، بر پیمان و وعدهات صبح کردم تا توان دارم،با عطایت به جانبت آیم و از تو آمرزش میجویم از گناهانم که جز آنها را نمیآمرزد،ای آنکه در اوج بلندای خویش به آفریدهها نزدیک است،و در کمال به آنان فراتر از همگان است و در تابشش پرتوافشان،و در پادشاهیاش بس نیرومند است،بر محمّد و خاندانش درود فرست.
نماز آن بزرگوار شش رکعت است که در هر رکعت یک مرتبه سورۀ«حمد»و ده مرتبه سورۀ«هل اتی علی الانسان»[سوره 76 قران]خوانده میشود.
دعای آن حضرت:ای یار من در سختیها،و ای همراه من در نعمتها و ای معبود من ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب،ای پرودگار «کهیعص» و «یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ» ،از تو درخواست میکنم ای بهترین کسی که از او درخواست شود و ای نیکوترین کسی که خوانده شود،و ای بخشندهترین بخشندگان و ای بهترین مأوای امید بستگان تو خواستارم که درود فرستی بر محمّد و خاندان محمّد.
نماز آن سرچشمۀ جود و کرم دو رکعت است که در هر رکعت یک مرتبه سورۀ«حمد»و هفتاد مرتبه«توحید»خوانده میشود.
دعای آن حضرت:خدایا!ای پروردگار جانهای فنا یافته،و بدنهای پوسیده و در خاک افتاده،از تو درخواست میکنم به حق فرمانبری روانهای بازآینده به بدنهای خویش و بحق فرمانبری بدنهای پیوسته به رگهای خویش،و به حق گفتار پر نفوذت در میان آنها،و دادخواهیات از آنها،آنگاه که آفریدهها بر آستانت در انتظار داوری تو بنشستهاند.و به مهر بیپایانت دل بسته و از شکنجۀ بیسرانجامتت هراسانند.بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و نور فروزان در دیدگانم،و یقین بیگمان در جانم،و یاد جاودان خود در هر شب و روز بر زبانم بنه،و کردار پسندیده روزیام گردان
نماز آن حضرت دو رکعت است که در رکعت اوّل سورۀ«حمد»و سورۀ«یس»و در رکعت دوم سورۀ«حمد»و سورۀ«الرّحمن»خوانده میشود
دعای آن حضرت:ای نیکوکار،ای همواره در پیوند با دلها،ای گواه،هر ناپیدا،ای نزدیک دور ناشدنی و ای پیروز بی شکست،ای آنکه جز او نمیداند که چون است،ای آنکه به قدرتش نمیتوان دست یافت
بار خدایا!از تو درخواست میکنم به حق آن نامت که در پرده است،و در گنجینه است و ناپیدا از هر آنکه تو خواهی،آن نام پاک پاکیبخش،مبرّا از هر نقص،بر همگان پرتوافشان،زنده،به خود پایدار،بزرگ،تویی نور آسمانها و فروغ زمینها،دانای نهان و آشکار، والای بلندمرتبه و بزرگ،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست.
نماز آن وجود مبارک چهار رکعت است که در رکعت اوّل پس از سورۀ«حمد»پانزده بار سورۀ«زلزال»و در رکعت دوّم بعد از«حمد»پانزده بار سورۀ«توحید»خوانده میشود.
دعای آن حضرت:خدایا!از تو میخواهم به حق آنه ستایش تنها از آن توست،شایستۀ پرستشی جز تو نیست،تویی سرآغاز هر آنچه هست،و تویی زنده به خود پایدار و شایستۀ پرستشی جز تو نیست،چیزی خوارت نسازد،و تو هر روز در کاری هستی،شایستۀ پرستشی جز تو نیست،آفرینندۀ هر آنچه به دیده آید و هر آنچه نادیده باشد،دانای به هر چیز بیآنکه آموخته باشی،از تو خواستارم به حق عطایا و نعمتهایت ای آنکه تویی خدا و پروردگار جهانیان،یکتایی که شایسته پرستشی جز او نیست بخشایشگر مهربان،و از تو میخواهم به آنکه تویی خدایی که شایستۀ پرستشی جز تو نیست.یگانۀ یکتای بیهمتای بینیازی که نه زاده است،و نه زاده شده،و برای او همتایی نیست و از تو میخواهم به خداییات که شایستۀ پرستشی جز تو نیست ای مهرورز آگاه و ناظر بر همگان و آنچه فراهم آوردهاند،ای آنکه دیدهبان و نگاهداری و از تو درخواست میکنم به خداییات که سرآغاز است پیش از آنکه چیزی باشد،و سرانجام است پس از هر آنچه هست.و ای ژرفای هر چه هست
و ای زیان رسان،سودبخش،و فرزانۀ دانا و از تو میخواهم،به خداییات که در پرستش یگانهای،زنده و پایندهای ای برانگیزنده،میراثبر،و ای مهرورز،منّت گذار،ای پدیدآوردندۀ آسمانها و زمین،صاحب شکوه و بزرگواری، و ای بخشایشگر عزتمند و دارای سلطنت پایدار،شایستۀ پرستشی جز تو نیست که دانشت همه را فرا گرفته و شمارۀ هر چه هست دانی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست.
نماز آن حضرت دو رکعت است که در هر رکعت در سورۀ«حمد»آیۀ إِیّٰاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّٰاکَ نَسْتَعِینُ را صد مرتبه بخوان و پس از آن سورۀ«حمد»را تا وَ لاَ الضّٰالِّینَ ادامه بده،آنگه سورۀ توحید را یک مرتبه قرائت کن و پس از فراغت از نماز این دعا را بخوان:
خدایا!بلا بسی بزرگ شده،و سختیهای نهان آشکار گشته و پرده برافتاده،و زمین با آنچه آسمان فرا گرفته، تنگ شده،پروردگارا!به سوی تو دادخواهی میکنیم و در سختی و آسانی تنها بر تو تکیه میزنیم.خدایا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد،آنان که ما را به فرمانبرداری از ایشان فرمان دادی.خدایا!در فرج آنان به آمدن قائمشان شتاب فرما،و عزّتش را نمایان ساز،یا محمّد یا علیّ یا علیّ یا محمّد کفایت نمایید مرا که کفایتکنندهام شما هستید،یا محمّد یا علیّ،یا علیّ یا محمّد،یاریام کنیم که یاور من شمایید،یا محمّد یا علیّ یا علیّ یا محمّد،نگهدارم باشید،که شما نگهدارم هستید،ای مولای من ای صاحب الزّمان،ای مولای من ای صاحب الزّمان،ای مولای من ای صاحب الزّمان درخواست یاری دارم،درخواست یاری،درخواست یاری،مرا دریاب،مرا دریاب،امانم بده امان،امان.
این نماز اکسیر اعظم،و کبریت احمر است،و به سندهای بسیار معتبد با فضیلت فراوان که مهمترین آن آمرزش گناهان بزرگ است وارد شده،و بهترین زمان برای بجا آوردن آن،آغاز روز جمعه است،و آن چهار رکعت است با دو تشهد و دو سلام که در رکعت اوّل پس از سورۀ«حمد»سورۀ«زلزال»و در رکعت دوّم بعد از سورۀ«حمد»سورۀ«و العادیات»و در رکعت سوم پس از سورۀ«حمد»سورۀ«اذا جاء نصر اللّه و الفتح»و در رکعت چهارم بعد از سورۀ«حمد»یک بار سورۀ«قل هو اللّه احد» خوانده میشود.
و هر رکعت پس از تمام شدن سورۀ«حمد»و سورههای یاد شده پانزده بار گفته میشود:
پاک و منزه است خدا و ستایش تنها سزاوار اوست و خدایی جز او نیست،و او از هر صفتی برتر است و در رکوع نیز همین تسبیحات ده بار،و پس از برخاستن از رکوع ده بار،و در سجدۀ اوّل ده بار،و پس از سر برداشتن از سجده ده بار و در سجدۀ دوم ده بار،و پس از سجده،پیش از برخاستن برای انجام رکعت دوم ده بار گفته میشود و این ترتیب در هر چهار رکعت رعایت میگردد،که مجموع تسبیحات به سیصد میرسد.
شیخ کلینی از ابو سعید مدائنی روایت کرده،که امام صادق علیه السّلام به من فرمود:آیا نمیخواهی ذکری را به تو تعلیم دهم که آن را در نماز جعفر بخوانی،گفتم:آری میخواهم،فرمود:هنگامی که در رکعت چهارم به آخرین سجدۀ نماز رسیدی، و از تسبیحات فارغ شدی بگو:
پاک و منزه است آنکه لباس عزت و وقار به بر دارد،پاک و منزه است آنکه به بزرگی مهر ورزد،و به آن گرامی باشد،پاک و منزه است آنکه پاکی جز برای او سزاوار نیست.پاک و منزه است آنکه دانشش هر چیز را بر شمارد،پاک و منزه است آن سرچشمۀ
فضل و بخشش،پاک و منزه است آن دارای قدرت و کرم.خدایا از تو خواستارم به حق بندها و گرهگاههای شکوه عرشت، و به حق نهایت مهرت که در کتابت آوردی،و نام بزرگت و کلمات بیعیب و نقصت که در راستی و عدالت بس کمال یافتهاند،بر محمّد و خاندانش درود فرست و با من چنین و چنان کن.
و بجای کلمۀ«کذا و کذا»حاجات خود را از خدا درخواست کند.شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس از مفضل بن عمر، روایت کردهاند که گفت:روزی امام صادق علیه السّلام را دیدم که نماز جعفر بجا آوردند و پس از نماز دستها را بلند نمودند،این دعا را خواندند:«یا ربّ یا ربّ»به اندازهای که یک نفس اجازه دهد،«یا ربّاه یا ربّاه»به قدر یک نفس،«ربّ ربّ»به اندازه یک نفس،«یا اللّه یا اللّه»باز هم به قدر یک نفس،«یا حیّ یا حیّ»همپای یک نفس،«یا رحیم یا رحیم»باز هم به اندازه یک نفس،«یا رحمن یا رحمن»هفت بار،«یا ارحم الرّاحمین»هفت بار،سپس این دعا را خواندند:
خدایا!سخنم را با ستایش تو آغاز میکنم،و با ثنای تو گویا میشوم و تو را به بزرگی میستایم،درحالیکه ستایشت را پایانی نیست،و تو را سپاس میگیرم و کیست آنکه به نهایت سپاست و بلندای بزرگیات برسد؟آفریدگانت را چه رسد که به شناخت ژرفای عظمت تو دست یابد،چه زمانی بوده که به فضل و بخششت ستوده و به عظمت موصوف نبودی،کدامین زمان بوده که با بردباری خویش پیاپی از گنهکاران درنگذشته باشی؟!ساکنان زینت از فرمانبرداری تو سرپیچی کردند،ولی تو با بخشش خویش بر آنان مهر ورزیدی،به فضل خود به آنان بخشیدی و به کرامت پیدرپی به آنان روی کردی،ای که معبودی جز تو نیست،بخشایشگری که دارای شوکت و کرامتی.
پس حضرت فرمود:ای مفضّل هرگاه تو را حاجت ضروری پیش آید نماز جعفر را بخوان،و این دعا را قرائت کن، و حاجتت را از خدا بخواه،که به خواست خدا برآورده میشود.مؤلف گوید:شیخ طوسی برای برآورده شدن حاجت از
امام صادق علیه السّلام روایت کرده:روزهای چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بدار،و چون روز پنجشنبه به آخر رسد به ده مسکین، هر مسکینی یک مدّ[به مقدار تقریبی 10 سیر]طعام صدقه بده.و در آغاز روز جمعه غسل کن و به محراب برو و نماز جناب جعفر را، بخوان،آنگاه زانوها را برهنه ساز و بر زمین بگذار و بگو:
ای آنکه زیبایی را آشکار سازی و زشتی را بپوشانی،از آنکه بندگان را بر خطایشان سرزنش نکنی و پرده حرمتشان را ندری ای بزرگ در بخشش و نیکو در گذشت،ای که آمرزگاریات فراگیر،و دستانت به مهر گشاده است،ای شنوای هر راز و نجومی و سرانجام هر دادخواهی،از که از لغزشها درگذری،ای بزرگوار در چشمپوشی و گذشت،ای بزرگ بخشایشگر ای آغازگر نعمتها پیش از شایستگی بندگان.[ای پروردگار]ده مرتبه،یا اللّه یا اللّه یا اللّه [ای خدا]ده مرتبه،یا سداه یا سیداه[ای سرور]ده مرتبه،«یا مولایاه،یا مولایاه»[ای مولا]ده مرتبه،«یا رجاءاه»[ای امید] ده مرتبه،«یا غیاثاه»[ای پناه]ده مرتبه«یا غایة رغبتاه»[ای نهایت رغبت]ده مرتبه،«یا رحمن»[ای بخشاینده] ده مرتبه،«یا رحیم»[ای مهربان]ده مرتبه،«یا معطی الخیرات»[ای عطابخش]ده مرتبه و درود فراوان و پاکیزه بر محمّد و خاندان محمّد فرست،همچون بهترین درودها که بر بندهای بندان خود فرستی ده مرتبه و سپس حاجت خود را بطلب.مؤلف گوید:دربارۀ روزۀ این سه روز و بجا آوردن دو رکعت نماز مستحب به هنگام ظهر روز جمعه،برای برآورده شدن حاجت،روایات بسیاری وارد شده.
بیست و یکم:از دیگر اعمال روز جمعه این است که چون خورشید به گاه ظهر رسد،دعایی را که محمّد بن مسلم از امام صادق علیه السّلام روایت کرده،بخواند و آن دعا آنگونه که در مصباح المتهجّد شیخ طوسی نقل شده،این است:
معبودی جز خدا نیست،و خدا بزرگتر از هر وصفی است و پاک و منزّه است خدا،و ستایش تنها او را سزاست،هم او که فرزندی نگرفته،و در
فرمانرواییاش شریکی نپذیرفته است،و برای او نگاهداری از خواری نبوده است،پس او را بسیار بزرگ شمار آنگاه بگو:
ای فروریزندۀ نعمتها،ای پیشگیرندۀ بد فرجامیها،ای آفرینندۀ جانداران،ای بلند همّت،ای روشنی تاریکیها،ای صاحب جود و کرم،ای برطرفکننده زیان و درد،ای همدم ترسیدگان در تاریکیها،ای دانای نیاموخته بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست با من چنان کن که تو را سزد،ای آنکه نامش دوا و یادش شفا، و طاعتش توانگری است،مهرورز بر آنکه سرمایهاش امید است،و ساز و برگش گریه،پاک و منزهی،معبودی جز تو نیست ای پرمهر،ای بخشایشگر،ای پدیدآورنده آسمانها و زمین،ای بلند بالا و بزرگوار.
بیست و دوّم:در رکعت اول نماز ظهر جمعه پس از سورۀ«حمد»سورۀ«جمعه»،و در رکعت دوم آن بعد از سورۀ«حمد»سورۀ«منافقین»بخواند،و در رکعت اول نماز عصر پس از سورۀ«حمد»سورۀ«جمعه»و در رکعت دوم پس سورۀ«حمد»سورۀ«توحید»را بخواند.شیخ صدوق از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:از چیزهایی که بر هر مؤمن شیعهای واجب و لازم است این که در شب جمعه را با سورۀ«جمعه»و سورۀ«اعلی»و در روز جمعه نماز را با سورۀ«جمعه» و«منافقین»بخواند،هرگاه این شیوه را رعایت کند،گویا به عمل رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله رفتار نموده،و ثواب و پاداشش از سوی خدا بهشت خواهد بود.
شیخ کلینی به سند حسن (1)سندی که همچون سند صحیح (2)است از حلبی روایت کرده:
از حضرت صادق علیه السّلام سؤال کردم:هرگاه در روز جمعه به تنهایی نماز بخوانم،یعنی به نماز جمعه موفّق نشوم،آیا چهار رکعت نماز ظهر را با صدای بلند بخوانم؟فرمود:آری،ولی در روز جمعه در نماز ظهر پس از«حمد»سورههای«جمعه» و«منافقین»بخوان.
بیست و سوم:شیخ طوسی رحمة اللّه در کتاب مصباح المتهجّد از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:
هرکه پس از سلام نماز روز جمعه سورههای«حمد،ناس،فلق،توحید»و«کافرون»را هر کدام هفت بار بخواند.و نیز آیۀ «لَقَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ» را که در آخر سورۀ برائت[نهمین سورۀ قرآن]است،و آیه «لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ» را که در آخر سورۀ«حشر»قرار دارد تا پایان سوره و پنج آیۀ«آل عمران»را از «إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ» تا «إِنَّکَ لاٰ تُخْلِفُ الْمِیعٰادَ» [168-171]بخواند،از این جمعه تا جمعۀ دیگر،از گزند دشمنان و نیز آسیب بلاها در امان باشد.
بیست و چهارم:شیخ طوسی از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:هر که پس از نماز صبح یا پس از نماز ظهر بگوید:
بار خدایا!رحمت بیکرانت ،و درود فرشتگان و فرستادگانت را بر محمّد و خاندان محمّد قرار ده تا یک سال بر او گناهی نوشته نشود و نیز فرموده هر که بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید:خدای بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و طلوع ظهورشان را زود گردان نمیرد تا حضرت قائم(عج)را درک کند.مؤلف گوید:اگر دعای پیشین را پی از فریضۀ ظهر جمعه بخواند تا جمعۀ دیگر از بلاها در امان باشد.و نیز روایت شده:هر که بین دو نماز روز جمعه،بر محمّد و آل محمّد صلوات فرستد،پاداش آن برابر پاداش هفتاد رکعت نماز خواهد بود.
بیست و پنجم:دعای«یا من یرحم من لا ترحمه العباد»و دعای «الّلهمّ هذا یوم مبارک»را که در از دعاهای«صحیفۀ کامله»[صحیفۀ کامله سجّادیه]است بخواند.
بیست و ششم:شیخ طوسی در کتاب «مصباح المتهجد»فرموده است:از امامان علیهم السّلام روایت شده:هر که در روز جمعه پس از نماز ظهر دو رکعت نماز به جای آورد،و در هر رکعت بعد از سورۀ«حمد»هفت بار«قل هو اللّه احد»بخواند و پس از نماز بگوید:
خدایا!مرا از اهل بهشت قرار ده،آن بهشتی که انباشته از برکت و نعمت است و آبادکنندگانش فرشتگان هستند،در کنار پیامبر،محمّد (درود خدا بر او و خاندانش باد)و پدرمان ابراهیم بر او درود و سلام باد.
تا جمعۀ دیگر دچار فتنهای نشود،و حق تعالی او را در کنار و به همراه محمّد صلی اللّه علیه و آله و اهل بیتش و ابراهیم علیه السّلام بگذارد.علاّمه مجلسی رحمة اللّه فرموده:
اگر این دعا را فردی که سیّد نیست بخواند به جای«و ابینا»بگوید«و ابیه»
بیست و هفتم:روایت شده:بهترین زمان برای فرستادن صلوات در روز جمعه،پس از عصر است.بنابراین در آنوقت صد مرتبه بگو:
خدایا!بر محمّد و خاندانش رحمت فرست و ظهورشان را زود گردان شیخ طوسی فرموده است:
روایت شده:مستحّب است صد مرتبه بگویی:درود خدا و فرشتگان و پیامبران و همۀ آفریدههایش بر محمّد و خاندان محمّد و سلام بر او و بر ایشان و بر روانها و تنهاشان، و رحمت خدا و برکاتش بر آنان باد.شیخ بزرگوار ابن ادریس در کتاب«سرائر»از جامع«بزنطی»نقل کرده:که ابو بصیر گفت:از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرمود:صلوات بر محمّد و آل محمّد در بین ظهر و عصر،برابر با هفتاد رکعت نماز است،و کسی که پس از عصر روز جمعه بگوید:خدایا!درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد،آن جانشینان پسندیدۀ او،برترین درودهایت را،و از بهترین برکاتت به آنان ارزانی کن،و سلام بر ایشان و بر جانها و بدنهاشان و رحمت و برکات خدا بر آنان باد.
برای او همانند پاداش عمل پریان و آدمیان در آن روز خواهد بود.مؤلف گوید:این صلوات ارزنده در نوشتههای بزرگان حدیث با سندهای بسیار معتبر،با فضیلتهای فراوان روایت شده.و چنانچه ده بار و هفت بار خوانده شود بهتر است زیرا از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه پس از نماز عصر روز جمعه،پیش از آنکه از جای خویش برخیزد،این صلوات را ده بار بخواند،فرشتگان از این جمعه تا جمعۀ آینده در همین ساعت بر او صلوات میفرستند،و نیز از آن
حضرت روایت شده:هنگامی که نماز عصر روز جمعه را خواندی هفت بار این صلوات را بخوان.و شیخ کلینی در کتاب«کافی»روایت کرده:وقتیکه در روز جمعه نماز خود را خواندی بگو:
خدایا!درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد که جانشینان پسندیده اویند بهترین درودهایت را،و بهترین برکاتت را بر آنان ارزانی کن،و سلام و رحمت و برکات خدا بر او و بر ایشان باد.
به یقین هر که این صلوات را،پس از نماز عصر بخواند حق تعالی برای او صد هزار کار نیک ثبت کند،و از او صد هزار گناه را محو نماید،و صد هزار حاجتش را روا کند،و صد هزار بار مقامش را در بهشت بلند گرداند.و نیز شیخ کلینی فرموده روایت شده:هر که این صلوات را هفت بار بخواند برای او به تعداد بندگان کار نیک ثبت کنند و عملش در آن روز مورد قبول واقع شود،و در روز قیامت حاضر میشود درحالیکه بین دو چشم او نرو پروفروغی میدرخشد.و در اعمال روز عرفه صلواتی خواهد آمد که هرکس آن را بخواند حضرت محمّد و آل محمّد(صلوات اللّه و سلامه علیهم)را خشنود سازد.
بیست و هشتم:بعد از عصر هفتاد بار بگوید:استغفر اللّه ربّی و اتوب الیه[از خدا،پروردگارم آمرزش میجویم و به سوی او میپویم] تا حق تعالی گناهان او را بیامرزد.
بیست و نهم:صد بار سورۀ«انّا انزلناه»را بخواند.از موسی بن جعفر علیه السّلام روایت شده:
برای خدا در روز جمعه هزار نسیم رحمت است که هرچه بندهاش بخواهد از آن نسیم مهرآمیز به او ببخشد،پس هر که بعد از عصر روز جمعه صد بار سورۀ«انّا انزلناه»را بخواند،حق تعالی آن هزار رحمت را چند برابر گرداند و به او عطا فرماید.
سیام:
دعای عشرات را که در صفحات بعد[صفحۀ:116]خواهد آمد بخواند.
سی و یکم:شیخ طوسی رحمة اللّه فرموده:هنگام اجابت دعا ساعت آخر روز جمعه تا غروب آفتاب است،سزاوار است مؤمن در آن ساعت بسیار دعا کند.و روایت شده:ساعت اجابت دعا،هنگامی است که نیمی از خورشید غروب کرده باشد،و نیمۀ دیگر آن در مغرب دیده شود.حضرت فاطمه علیها السّلام در آن هنگام دعا میکرد،بنابراین دعا در آن ساعت مستحب است.و دعایی را که از پیامبر صلی اللّه علیه و آله روایت شده مستحب است در ساعت اجابت دعا بخواند.و آن دعا این است:
پاک و منزّهی،پرستیدهای جز تو نیست،ای پرمهر ای بخشایشگر،ای پدیدآوردنده آسمانها و زمین،ای دارای بزرگی و کرم.و در ساعت آخر روز جمعه دعای«سمات»را که پس از این[در صفحۀ:121]خواهد آمد بخواند.
یکی آنکه ولادت با سعادت ایشان در آن روز بوده،دیگر آنکه ظهور پر از سرور آن حضرت در روز جمعه خواهد بود، و ازاینرو،انتظار فرج در آن روز بیش از روزهای دیگر است،و در زیارت مختصّ به آن حضرت در روز جمعه آمده است «هذا یوم الجمعة،و هو یومک المتوقّع فیه ظهورک،و الفرج فیه للمؤمنین علی یدک»[این روز جمعه است،روزی که انتظار میرود در آن ظهور کنی و به دست تو برای مومنان گشایش حاصل شود]بلکه عید بودن روز جمعه،و آن را یکی از عیدهای چهارگانه شمردن در حقیقت به خاطر زمان ظهور آن حضرت است،که در آن هنگام زمین را از وجود شرک و کفر،و- آلودگی به گناه و هم از وجود ستمکاران و دینستیزان و کافران و منافقان پاک و پاکیزه میگرداند،و با آشکار ساختن کلمۀ حق و برافراشتن پرچم ایمان و احکام دین،چشم و دل خاصان اهل ایمان را در آن روز روشن و مسرور و خرسند مینماید و اشرقت الارض بنور ربّها[زمین به پرتو پروردگارش تا بنده گشت]-پس شایسته است که در این روز صلوات کبیر را بخوانی،و دعایی را که حضرت رضا علیه السّلام امر به خواند آن برای صاحب الأمر(عج) فرمودهاند قرائت کنی،و آغاز آن دعا این است:«اللّهمّ ادفع عن ولیّک و خلیفتک»که بطور کامل در باب زیارات،در آخر اعمال سرداب[صفحۀ 798]خواهد آمد.و نیز خوب است که دعایی را که شیخ ابو عمرو عمروی قدس اللّه روحه به ابو علی بن همّام املا کرده و فرموده است که آن را در زمان غیبت قائم آل محمّد(عج)بخوانند،بخوانی.و چون آن صلوات و این دعا طولانی است،به جهت رعایت اختصار ذکر نکردیم، علاقمندان میتوانند به کتابهای مصباح المتهجّد و جمال الاسبوع مراجعه کنند.
جا دارد در اینجا صلواتی را که به ابو الحسن ضرّاب اصفهانی منسوب است و شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس آن را در اعمال عصر روز جمعه آوردهاند ذکر کنیم بسیّد ابن طاووس فرموده:این صلوات از مولای ما حضرت مهدی(عج)روایت شده و حتی اگر تعقیب روز جمعه را به جهت، عذری نتوانستی بخوانی،هرگز این صلوات را ترک نکن به جهت امری که خدا جل جلاله ما را به آن آگاه نموده است.آنگاه سیّد در ادامۀ
سند آن را با متن صلوات نقل کرده،امّا شیخ در مصباح المتهجد فرموده:این صلوات از حضرت صاحب الزّمان(عج)روایت شده که در مکّه بدست ابو الحسن ضرّاب اصفهانی رسیده است و ما سند آن را بخاطر اختصار نسخه ذکر نکردیم.و آن دعا این است:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،خدایا!بر محمّد درود فرست،آن سرور فرستادگان و پایانبخش پیامبران و برهان پروردگار جهانیان،آن برگزیده خدا در عالم الست،انتخابشدۀ او در ملکوت،پاکیزه از هر آفت،بری از هر عیب،همان که از او آرزوی نجات برند،و امید شفاعت از او دارند،آنکه دین خدا به او واگذار گشته،بار خدایا بنیادش را شرف بخش،و برهانش را بزرگ گردان،و حجّت او را پیروز کن،و پایهاش را برافراز،و نورش را برافروز و رویش را سپید کن و فضلش عطا کن،و به او جایگاه و دستآویز و رتبۀ بلند عنایت کن،و او را در جایگاه ستودهای که گذشتگان و آیندگان به آن رشک برند برانگیز،و بر علی امیر مؤمنان و وارث رسولان و پیشوای نیکان با چهرههای درخشان و سرور اوصیاء و برهان پروردگار جهانیان درود فرست و بر حسن بن علی پیشوای مؤمنان،و وارث رسولان و برهان پروردگار جهانیان درود فرست!و بر حسین بن علی پیشوای مؤمنان،و وارث رسولان،و برهان پروردگار جهانیان درود فرست و بر علی بن الحسین پیشوای مؤمنان،و وارث رسولان،و برهان پروردگار جهانیان درود فرست و بر محمّد بن علی پیشوای مؤمنان،و وارث رسولان،و برهان
پروردگار جهانیان درود فرست،و بر جعفر بن محمّد پیشوای مؤمنان،و وارث رسولان،و برهان پروردگار جهانیان درود فرست،و بر موسی بن جعفر پیشوای مؤمنان و وارث رسولان و برهان پروردگار جهانیان،درود فرست،و بر علی بن موسی پیشوای مؤمنان و وارث رسولان و برهان پروردگار جهانیان،درود فرست،و بر محمّد بن علی پیشوای مؤمنان و وارث رسولان و برهان پروردگار جهانیان،درود فرست،و بر علی بن محمّد پیشوای مؤمنان و وارث رسولان و برهان پروردگار جهانیان،درود فرست،و بر حسن بن علی پیشوای مؤمنان و وارث رسولان و برهان پروردگار جهانیان،درود فرست،و بر یادگار پیامبران و امامان و هدایتگر هدایتیافته،پیشوای مؤمنان،و وارث رسولان، و برهان پروردگار جهانیان،درود فرست،بار خدایا!بر محمّد و خاندانش درود فرست،آن پیشوایان رهنما و عالمان راستگو،و نیکان پرهیزگار،آنان که ستونهای دین تو و پایههای توحیدت و ترجمان وحیت و حجّتهای تو بر آفریدههایت،و جانشینان تو در زمینت هستند،هم آنان که برای خود اختیار کردی.و و بر بندگانت برگزیدی،و برای دینت پسندیدی،و به شناخت خویش اختصاص دادی،و به کرامت خود بزرگیشان بخشیدی،و به رحمتت فرو گرفتی،و به نعمتت پروراندی،و به حکمتت به ایشان غذا دادی و لباس نور بر اندامشان پوشاندی و مقامشان را در ملکوتت بنلد گردانیدی،و در پوشش و حمایت فرشتگانت درآوردی،و به پیامبرت که درود تو
بر او و خاندانش باد شرافتشان بخشیدی.خدایا!بر محمّد و خاندانش درود فرست،درودی پاکیزه،فزاینده فراوان پیوسته و خوشایند که جز تو به آن احاطه نیابد،جز دانش تو آن را فرا نگیرد،و کسی جز تو شمارش را نداند.
خدایا!درود فرست بر ولیّت که حیاتبخش راه و روشت و بپادارندۀ فرمانت و دعوتکننده به سویت و رهنمای به هستیات، و حجّت بر آفریدگان و جانشینت در زمین،و گواه تو بر بندگانت.بار خدایا!یاریاش را اقتدار بخش و عمرش را طولانی ساز،و زمین را به طول بقایش بیارای.بار خدایا!او را از ستم حسودان کفایت کن، و از گزند مکّاران پناه ده،و ارادۀ بیدادگران را از او بازدار،و از دست گردنگشانش رهایی بخش بار خدایا!به او عطا کن برای خودش و فرزندانش،و پیروانش و رعیتش و خاصانش و همۀ آنان که فرمانش برند و دشمنانش و همۀ اهل دنیا آنچه که دیدگانش را به آن روشن کنی و دلش را به آن شاد نمایی و او را در دنیا و آخرت به برترین آرزوهایش برسان،به یقین تو بر هر چیز توانایی.بار خدایا!به دست او آنچه از دینت فراموش شده را تازه گردان،و آنچه از معانی کتابت تغییر یافته را زنده کن،و آنچه از احکامت دگرگون شده را آشکار ساز،تا دینت به وسیله او و به دست او شاداب،نوین،ناب و بیآلایش گردد آنچنانکه شکی در آن نبوده و شبههای با آن نباشد،و باطل و بدعتی همراه آن نماند.بار خدایا!هر ظلمتی را با نورش روشنی بخش،با استواریاش هر بدعتی را ویران کن،و با پایداریش هر گمراهی را برطرف کن و به دست او پشت هر گردنکشی را با پایداریش بشکن،و آتش هر آشوبی را با شمشیر او خاموش کن و ستم هر ستمگری را با عدل او
نابود ساز،و فرمانش را بر هر فرمانی چیره گردان و هر سلطنتی را به سلطنتش خوار کن.بار خدایا!هرکه را که آهنگ او کند به ذلّت نشان و هر که را با او دشمنی ورزد هلاک ساز و مکر کن با هر که با او نیرنگ بازد،و هرکه حقش را انکار کند و فرمانش را سبک شمارد،و در خاموش کردن نورش بکوشد،و فرونشاندن یادش را اراده نماید از بن برکن،خدایا!درود فرست بر محمّد مصطفی و علی مرتضی،و فاطمۀ زهرا،و حسن خشنود از قضا،و حسین پاک گشته،و همۀ اوصیایی که چراغهای تاریکی،و نشانههای هدایت،و مشعلهای فروزان تقوی،و دستاویز و رشتۀ استوار و راه راستاند،و بر ولیّت و زمامداران پایبند به عهدت که امامان از فرزندانش هستند درود فرست،و بر عمرشان بیفزا و به طول حیاتشان فزونی بخش،و به نهایت آرزوهای دینی و دنیوی و اخرویشان برسان که به یقین تو بر هر چیز توانایی.
بدان که موافق روایتی شب شنبه هم حکم شبه جمعه را دارد و سزاوار است آنچه در شب جمعه خوانده میشود در آن شب هم خوانده شود.
در تعیین اسامی پیامبر اکرم و ائمّۀ طاهرین علیهم السّلام برای روزهای هفته و زیارت آنان در آن روزها.سیّد ابن طاووس ره در کتاب«جمال الاسبوع»فرموده:ابن بابویه با ذکر سند از صقر بن ابی دلف روایت کرده:زمانی که متوکّل عباسی حضرتهای علیه السّلام را به شهر[سامرای کنونی]آورد و نزد دربان خود(زراقی)حبس کرد،روزی برای خبر گرفتن از احوال آن حضرت نزد زراقی رفتم،گفت:چه کاری داری؟گفتم:برای دیدن شما آمدهام.ساعتی با هم نشستیم و از هر دری سخن گفتیم،تا زمانی که مردم را متفرّق کرد و مجلس خلوت شد،باز از من پرسید:برای چه پیش من آمدهای؟
من به همان صورت اوّل پاسخ گفتم،ولی او گفت:گویا آمدهای که خبری از مولای خود،امام هادی علیه السّلام بگیری؟ من ترسیدم،گفتم:مولای من متوکلّ است،گفت:ساکت شو که مولای تو بر حقّ است،و من نیز همعقیدۀ توام.گفتم:«الحمد للّه»سپس گفت:آیا میخواهی نزد آن حضرت بروی؟گفتم:آری.گفت:اندکی بنشین تا پیک از نزد آن حضرت بیرون آید،من نشستم تا زمانی که پیک بیرون آمد،پس از آن پسرکی را مأموریت داد، تا مرا نزد آن حضرت ببرد،وقتی به خدمت آن جناب رسیدم،دیدم بر روی حصیری نشسته و در برابرشان قبری آماده کردهاند!به وجود مبارکشان سلام کردم،سلامم را جواب دادند،سپس دستور دادند بنشینم،فرمودند:برای چه آمدهای؟گفتم:برای خبر گرفتن از احوال شما آمدهام،آنگاه به خاطر دیدن آن قبر گریه کردم.حضرت فرمودند:گریه مکن،که در این زمان از جانب ایشان آسیبی به من نمیرسد،گفتم:«الحمد للّه»سپس گفتم:ای سرور من،حدیثی از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت شده که من معنی آن را نمیفهم،فرمودند آن حدیث کدام است؟عرض کردم:لا تعادوا الایّام فتعادیکم[با روزها دشمنی مکنید تا آنها با شما دشمنی نورزند].فرمودند:مراد از روزها تا زمانی که آسمانها و زمین برپاست ما هستیم.
شنبه:نام رسول خداست،یکشنبه:امیر المؤمنین علیه السّلام،دوشنبه:حسن و حسین علیهما السّلام،سهشنبه:علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد علیهم السّلام، چهارشنبه:موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی و من،پنجشنبه:فرزندم حسن علیه السّلام،جمعه:فرزند فرزندم،که اهل حق بر گردش جمع میشوند.این است معنی ایّام،پس در دنیا با ایشان،دشمنی مکنید،که در آخرت با شما دشمنی خواهند کرد.آنگاه فرمود:
با من خداحافظی کن و برو که بر تو ایمن نیستم و میترسم آزاری به تو رسد.سپس سیّد این حدیث را به سند دیگر از- قطب راوندی نقل کرده،آنگاه فرموده:زیارت حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله در روز شنبه این است:
شهادت میدهم که معبودی جز خدا نیست،یکتاست و شریکی ندارد،و گواهی میدهم که تو فرستاده اویی،و تویی محمّد فرزند عبد اللّه،و شهادت میدهم که تو پیامهای پروردگارت را به مردم رساندی و برای امّتت خیرخواهی نمودی و در راه خدا
با حکمت و اندرز پسندیده کوشیدی،و آنچه را از حق بر عهدۀ تو بد ادا کردی،و همانا تو به مردمان مؤمن مهربانی نمودی،و بر کافران سخت گرفتی،و خدا را با خلوص کامل تا رسیدن مرگ بندگی کردی،پس خداوند تو را به شریفترین مقام اهل کرامت نایل گرداند.سپاس خدای را که ما را به وسیلۀ تو از شرک و گمراهی رهانید.خدایا!بر محمّد و خاندانش درود فرست و درود خود و فرشتگان و پیامبران و فرستادگان و بندگان شایستهات و همۀ اهل آسمانها و زمینها و هر آنکه از پیشینیان و آیندگان تسبیح تو گوید را ای پروردگار جهانیان،بر محمّد بندۀ شایسته و پیامبر و فرستادهات و امین و برگزیده و محبوب و پاک و بنده و خاص و خالصت و اختیار شده از میان بندگانت،قرار ده.خدایا!به او فضل و برتری و مرتبۀ شفاعت و درجۀ بلند عطا کن و او را به مقام ستودهای که پیشینیان و آیندگان بر ان رشک برند برانگیز.خدایا! تو فرمودهای:«اگر ایشان آنگاه که بر خود ستم کردند نزد تو میآمدند پس از خدا طلب آمرزش میکردند و پیامبر نیز برای ایشان درخواست آمرزش مینمود،به یقین خدا را توبهپذیر و مهربان مییافتند»خدایا!من استغفارکنان و پشیمان از گناهانم نزد پیامبرت آمدم،پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و گناهانم را بیامرز.ای سرور ما،دست به دامن تو و خاندانت،به جانب خدای متعال که پروردگار من و توست روی میآورم تا مرا بیامرزد.همه از خداییم و به سوی او باز میگردیم سپس بگو:
ای محبوب دلهای ما،ما به خاطر تو سوگواریم،و چه بزرگ است سوگواری بر تو ازآنرو که وحی از ما بریده و هم ازآنرو که به فقدان تو دچار آمدهایم چه ما از خداییم و به سوی او باز میگردیم،ای سرور ما،ای فرستاده خدا،درود خدا بر تو و بر خاندان پاک پاکیزهات باد.امروز روز شنبه است و آن روز توست،و من در این روز مهمان تو و پناهنده به درگاه توام،پس از من پذیرایی کن و به من پناه ده،زیرا تو بزرگوار و مهماننوازی،و از سوی حق تعالی مأور به پناه دادنی،پس از من پذیرایی کن و نیکو پذیرایی فرما و ما را پناه ده،و نیکو پناهمان ده،به برکت جایگاهی که خدا نزد تو و نزد خاندانت دارد،و بحق منزلی که آنان نزد خداوند دارند و بحق آنچه از دانشش نزد شما سپرده که همانا او گرامیترین گرامیان است.
گردآوردندۀ این کتاب عباس قمی خدایش ببخشاید گوید:من هرگاه خواستم رسول خدا را به این زیارت،زیارت نمایم نخسن آن حضرت را به صورتی که امام هشتم تعلیم بزنطی فرموده زیارت میکنم،پس از آن این زیارت را میخوانم.و آن زیارت[زیارت تعلیم داده شده به بزنطی]به گونهای که با سند صحیح روایت شده چنین است:ابن ابی نصر خدمت- حضرت رضا علیه السّلام عرض کرد:پس از نماز چگونه بر حضرت پیامبر صلی اللّه علیه و آله صلوات و سلام فرستاد؟فرمود میگویی:
سلام و رحمت خدا و برکاتش بر تو ای رسول خدا،سلام بر تو ای محمّد بن عبد اللّه،سلام بر توی ای اختیارشدۀ خدا،سلام بر تو ای محبوب خدا،سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای امین وحی خدا،شهادت میدهم که تو فرستادۀ خدایی و گواهی میدهم که تو محمّد بن عبد اللّه هستی و گواهی میدهم که تو امّت خویش را خیرخواهانه پند گفتی،و در راه پرودگارت جهاد
کردی،و او را تا زمان مرگ پرستیدی،پس خدا پاداشت دهد ای فرستادۀ خدا،بهترین پاداشی که به پیامبری از سوی امّتش میدهد.خدایا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست.برترین درودی که بر ابراهیم و خاندان ابراهیم فرستادی، همانا تو ستوده و بزرگواری
این زیارت به روایت کسی است که امام زمان(عج)را در بیداری مشاهده کرده بود در حالی که آن حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام را در روز یکشنبه که روز آن حضرت است با این عبارات زیارت میکرد:
سلام بر شجرۀ نبوت،و درخت تنومند هاشمی،درخت تابان و بارور به برکت نبوّت و خرّم و سرسبز به حرمت امامت،و بر دو آرمیده در کنارت آدم و نوح(درود بر آنها باد).سلام بر تو و بر اهل بیت پاک و پاکیزهات،سلام بر تو و بر فرشتگان حلقهزننده بر دورت و گرد آمده بر قبرت، ای مولای من ای امیر مؤمنان،امروز روز یکشنبه و روز تو و به نام توست و من در این روز میهمان و پناهنده به توام،ای مولای من از من پذیرایی کن و مرا پناه ده،چه همانا تو کریمی و مهماننوازی را دوست میداری و از سوی خدا مأمور به پناه دادنی،پس برآور خواهشی را که برای آن در این روز بسوی تو میل نمودم و آن را از تو امید دارم،به حق مقام والای خود و جایگاه بنلد اهل بیتت نزد خدا و مقام خدا نزد شما،و بحق پسر عمویت رسول خدا که خدا بر او و خاندانش همه و همه درود و سلام فرستد.
سلام بر تو ای آزموده شده،آنکه تو را آفرید آزمودت،پس تو را به آنچه آزمود شکیبا یافت، من از صمیم قلب به تو ایمان دارم و بر آنچه پدر بزرگوارت و جانشینش(درود خدا بر آن دو باد)آوردند بردبارم و از تو میخواهم از آنجا که مومن به تو هستم مرا به گروندگان آن دو ملحق سازی تا دلشاد گردم،پس گواه باش که همانا من تنها به ولایت تو و ولایت اهل بیتت(که درود خدا بر همۀ آنان باد)پاک گشته و دلگرمم.
زیات حضرت زهرا علیها السّلام به روایتی دیگر:سلام بر تو ای آزموده شده،آزمودت آنکه تو را آفرید پیش از آفریدنت در دنیا،و در آن آزمون شکیبا بودی و ما دوستان و تصدیقکنندگان توییم،و به همۀ آنچه پدر بزرگوارت(درود خدا بر او و خاندانش باد)و جانشینش(درود بر او)آوردند سر میسپاریم خدایا!از تو میخواهیم ازآنرو که تصدیقکنندگان آن بزرگواران بودیم ما را به خاطر این باور به درجۀ والا برسانی،تا خود را بشارت دهیم که پاک گشتیم به ولایت آنان(درود بر آنان)
روز دوشنبه روز امام حسن و امام حسین علیهما السّلام است،در زیارت حضرت امام حسن علیه السّلام میگویی:سلام بر تو ای فرزند فرستادۀ پرودگار جهانیان،سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان،سلام بر تو ای فرزند
فاطمۀ زهرا،سلام بر تو ای محبوب خدا،سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای امین خدا،سلام بر تو ای برهان حکم خدا،سلام بر تو ای نور خدا،سلام بر تو ای راه خدا،سلام بر تو ای بیان حکم خدا،سلام بر تو ای یار دین خدا،سلام بر تو ای سرور پاک نهاد،سلام بر تو ای نیکوکردار وفادار،سلام بر تو ای قیامکنندۀ امین،سلام بر تو ای آگاه به تأویل،سلام بر تو ای راهنمای راهیافته،سلام بر تو ای پاک و پاکیزه،سلام بر تو ای پرهیزکار پاکدامن،سلام بر تو ای حقیقت راستین و آشکار،سلام بر تو ای شهید راستکردار سلام بر تو ای ابا محمّد حسن بن علی،و رحمت و برکات خدا بر تو باد.
سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان،سلام بر تو ای فرزند سرور زنان جهانیان،گواهی میدهم که تو نماز را بپا داشتی،و زکات را پرداختی،و امر به معروف و نهی از منکر نمودی،و خدا را خالصانه عبادت کردی و در راه خدا به نحو شایسته به جهاد برخاستی تا مرگ تو را دربر گرفت،از من بر تو سلام تا هستم و تا شب و روز باقی است و سلام بر خاندان
پاک و پاکیزهات،ای مولای من،من دل بستۀ تو و خاندان تو هستم،در صلحم با آنکه با شما در صلح است،و در جنگم با آنکه با ما در جنگ است،من به نهان و آشکار و ظاهر و باطن شما ایمان دارم،لعنت خدا بر دشمنانتان از گذشتگان و آیندگان،من از آنان به سوی خدا بیزاری میجویم،ای مولای من ای ابا محمّد،ای سرور من ای ابا عبد اللّه،امروز روز دوشنبه است و روز شما دو بزرگوار و به نام شماست و من در این روز مهمان شما هستم،پذیرای من باشید و نیکو پذیرایی کنید،چه خوشبخت میهمانی است آنکه شمار میزبانش باشید،و من در این روز از پناهندگان به شمایم،پس مرا پناه دهید،به یقین شما از سوی خدا مأمور به پذیرایی نمودن و پناه دادنید،خدا بر شما و خاندان پاکتان درود فرستد.
روز سهشنبه به نام حضرت زین العابدین و حضرت باقر و حضرت صادق علیهم السّلام است.زیارت کن ایشنان را در این روز به این زیارت:
سلام بر شما ای خزانهداران علم خدا،سلام بر شما ای مفسرّان وحی خدا،سلام بر شما ای پیشوایان هدایت،سلام بر شما ای نشانههای پارسایی،سلام بر شما ای فرزندان رسول خدا من به حق شما دانا،و به مقام شما بینایم و با دشمنانتان دشمن،و با دوستانتان دوستم،پدر و مادرم فدایتان،درودهای خدا بر شما باد.خدایا!من دوست دارم آخرین اینان را چنانکه دوست داشتم اولینشان را،و از هر صفبندی در برابر ایشان بیزاری میجویم و به جبت و طاغوت و لات و عزی[بتان روزگار جاهلیت]کفر میورزم،ای سروران
من،درودهای خدا و رحمت و برکاتش بر شما باد،سلام بر تو ای سرور عابدان،و زبدۀ جانشینان،سلام بر تو ای شکافندۀ دانش پیامبران،سلام بر تو ای راستگوی پذیرفته در گفتار و کردار،ای سروران من،امروز روز سهشنبه روز شماست و من در این روز میهمان شما و پناهنده به شمایم،پذیرای من باشید،و پناهم دهید،به حق مقام خدا نزد شما و اهل بیت پاکیزه و پاکتان.
روز چهارشنبه به نام حضرت موسی بن جعفر و حضرت رضا و حضرت جواد و حضرت هادی علیهم السلام است.در زیارت آن بزرگواران بگو:
سلام بر شما ای دوستان خدا،سلام بر شما ای حجتّهای خدا،سلام بر شما ای نور خدا در تاریکیهای زمین،سلام بر شما،درودهای خدا بر شما و بر خاندان پاکیزه و پاکتان،پدر و مادرم فدایتان،به راستی خدا را خالصانه پرستیدید و در راه خدا آنچنانکه شایسته بود جهاد نمودید تا مرگ شما را دربر گرفت،لعنت خدا بر دشمنانتان از تمام پریان و آدمیان،من به سوی خدا و به سوی شما از دشمنانتان بیزاری میجویم،ای سرور من یا ابا ابراهیم موسی بن جعفر،ای سرور من یا ابا الحسن علی بن موسی،ای سرور من یا ابا جعفر محمّد بن علی،ای سرور من یا ابا الحسن علی بن محمّد،من
دلبستۀ شما هستم،ایمان دارم به نهان و آشکار شما،در این روز شما که روز چهارشنبه است از شما درخواست پذیرایی دارم، و به بارگاه شما پناه میجویم،پس مرا پذیرا باشید و پناهم دهید،به حقّ خاندان پاکیزه و پاکتان.
روز پنجشنبه به نام حضرت عسکری علیه السّلام است.در زیارت آن حضرت بگو:
سلام بر تو ای ولیّ خدا،سلام بر تو ای حجّت حق و بندۀ پاک خدا،سلام بر تو ای پیشوای مؤمنان،و وارث پیامبران،و برهان محکم پروردگار جهانیان،درود خدا بر تو و اهل بیت پاکیزه و پاکت باد،ای سرور من یا ابا محمّد حسن بن علی،من دلبسته تو و اهل بیت توام،این روز روز پنجشنبه و روز توست و من در آن میهمان و پناهندۀ به توام، پس به نیکی پذیرایم باش و پناهم ده،به حق خاندان پاکیزه و پاکت.
جمعه روز حضرت صاحب الزّمان(عج)و بنام آن حضرت است و همان روزی است که ایشان در آن روز ظهور خواهد فرمود...بگو:
سلام بر تو ای حجّت خدا در زمینش،سلام بر تو ای دیدۀ خدا در میان مخلوقاتش،سلام بر تو ای نور خدا که رهجویان به آن نور ره مییابند و به آن نور از مؤمنان اندوه و غم زدوده میشود،سلام
بر تو ای پاکنهاد و ای هراسان از آشوب دوران،سلام بر تو ای همراه خیرخواه،سلام بر تو ای کشتی نجات،سلام بر تو ای چشمۀ حیات،سلام بر تو،درود خدا بر تو و بر خاندان پاکیزه و و پاکت،سلام بر تو،خدا در تحقق وعدهای که به تو داده از نصرت و ظهور امرت شتاب فرماید،سلام بر تو ای مولای من،من دلبستۀ تو و آگاه به شأن دنیا و آخرت توام،و به دوستی تو و خاندانت به سوی خدا تقرّب میجویم و ظهور تو و ظهور حق را به دست تو انتظار میکشم،و از خدا درخواست میکنم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستد و مرا از منتظران و پیروان و یاوران تو در برابر دشمنانت و از شهدای در آستانت در شمار شیفتگانت قرار دهد،ای سرور من،ای صاحب زمان،درودهای خدا بر تو و بر خاندانت،امروز روز جمعه و روز توست روزی که ظهورت و گشایش کار اهل ایمان به دستت در آن روز و کشتن کافران به سلاحت امید میرود و من ای آقای من در این روز میهمان و پناهنده به توام و تو ای مولای من بزرگواری از فرزندان بزرگواران و از سوی خدا به پذیرایی و پناهدهی مأموری،پس مرا پذیرا باش و پناه ده،درودهای خدا بر تو خاندان پاکیزهات.
سیّد بن طاووس فرموده:من پس از این زیارت به این شعر تمثل میجویم و به آن حضرت اشاره نموده،میگویم:
«در هر کجا و بر سر هر خوان*من میهمان توام ای صاحب الزّمان»
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدایا،ای آنکه زبان صبح را به گویایی تابش و روشناییاش برآورد،شب تار را با تیرگیهای شدید به هم پیچیدهاش به اطراف جهان فرستاد،و ساختمان سپهر گردون را در اندازههای زیبایش محکم نمود،و پرتو خورشید را به روشنایی شعلهورش در همه جا برافروزد،ای آنکه بر ذاتش دلی است و از شباهت و همگونگی با آفریدگانش منزّه است و شأنش از سازگاری با کیفیّات مخلوقاتش برتر است،ای آنکه به باورهای گذرا بر دل نزدیک و از چشمانداز دیدگان سر دور است، و آنچه را هستی پیش از آنکه پدید آید میداند،ای آنکه در گاهوارۀ أمن و امانش خوابانید مرا و به جانب آنچه از نعمتها و احسانش که بیدریغ به من بخشید بیدارم کرد و دستهای حوادث و آفات را با دست لطف و قدرتش از من بازداشت.خدایا،درود فرست به آن راهنمای به سویت در شب تیره و تار جاهلیت و آن چنگ زننده از میان ریسمانهایت به بلندترین رشتۀ شرف و آن دارندۀ حسب پاک و ناب که بر گردۀ استوارترین روشن شرافت قرار دارد،و آن ثابت قدم در لغزشگاههای دوران
پیش از بعثت،و نیز بر خاندان او که بهترین انتخابشدگان و برگزیدگان و نیکانند.خدایا!درهای روز را با کلیدهای رحمت و رستگاری به روی ما بگشا،و بر من از بهترین لباسهای هدایت و صلاح بپوشان، به عظمتت در آبشخور قلبم چشمههای فروتنی را بجوشان،و در برابر هیبتت از گوشههای دیگانم رودهای اشک سوزان جاری ساز،و مرا از بیپروایی و نادانی به مهارهای قناعت و خواری ادب فرما.خدایا اگر رحمت تو با توفیق نیکو از ابتدا شامل حال من نبود چه کسی رهنمای من به سویت در این راه روشن میبود؟و اگر مهلتت مرا تسلیم آمال و آرزوهای باطل کند آنگاه چه کسی لغزشهایم را از فروافتادن در هوای نفس جبران میکند؟و اگر به هنگام جنگ با نفس و شیطان یاریت مرا واگذارد این یاری نکردنت مرا در آغوش رنج و محرومیت اندازد.خدای من،میبینی که به پیشگهت نیامدم مگر از جهتی که نسبت به رحمتت آرزوها داشتم،یا چنگ نزدم به اطراف رشتۀ استوارت مگر آنگاه که گناهانم مرا از خانۀ وصال تو دور ساخت،پس چه بد مرکبی است مرکب خواستههای باطل که نفسم بر آن سوار شده،وای بر این نفس که گمانهای بیمورد و آرزوهای نابجایش با همۀ زشتی در برابرش زیبا جلوه کرده!و مرگ بر او که سرور و مولایش جزات نموده!خدایا با دست امید در رحمتت را کوبیدم و از کثرت هوسرانیام به پاهندگی به سویت گریختم و به کنارههای رشتۀ استوارت انگشتان محبّتم را آویختم.بار خدایا از آنچه در گذشته مرتکب شدم،از لغزش و خطایم چشمپوشی کن و از درافتادن به جامۀ تنگ گناه رهایم ساز که به یقین تویی سرور و مولا،
و پشتیبان و امید من،و تویی منتهای خواسته و آرزوی من،در دنیا و آخرت،خدای من چسان درماندهای را که در حال گریز از گناهان خویش به تو پناه جسته از خود میرانی؟یا چگونه رهجویی را که شتابان قصد آستانت نموده ناامید میکنی؟یا چگونه تشنهای را باز میگردانی که وارد حوضهایت شده؟،البته که چنین نخواهی کرد زیرا حوضهای رحمتت در سختترین خشکسالیها لبریز و درگاه لطفت همواره برای درخواست و وارد شدن باز است،تویی منتهای خواسته و نهایت آرزو.خدای من این مهار نفس من است که به پایبند مشیّت بستم،و این بارهای سنگین گناهان من است که به پیشگاه عفو و رحمتت انداختم،و این هوسهای گمراهکنندۀ من است که به درگاه لطف و مهرت واگذاشتم.بار خدایا!این صبح مرا انگونه آغاز کن که با پرتو هدایت و با سلامت دین و دنیا همراه باشد و شبم را سپری ساز از نیرنگ دشمنان و نگاهبانی گردان از هلاکتهای هوای نفس، که به یقین تو به هر چه بخواهی توانایی،فرمانروایی را به هر که بخواهی عنایت میکنی،و از هر که بخواهی باز میستانی،و هرکه بخواهی عزت میبخشی،و هرکه اراده کنی به ذلت مینشانی، خوبی بدست توست،همانا بر همه چیز توانایی،شب را در روز درمیآوری،و روز را در شب،زنده را از مرده بیرون میآوری،و مرده را از زنده، زنده،و هر که را بخواهی بیحساب روزی میدهی.معبودی جز تو نیست.بار خدایا!تنها تو را منزّه میدارم و سپاس و ستایش میگویم، کیست که قدر تو را بشناسد و از مقام تو نترسد؟و کیست که بداند تو کیستی آنگاه از تو نهراسد؟با قدرت خود پراکنده را الفت بخشیدی و با مهربانیت سپیدهدم را شکافتی و با کرمت تاریکیهای شب را روشن نمودی،و آبهای شیرین و شور
را از دل سنگهای سخت و خارا جاری کردی و از ابرهای گران بارانی فراوان فرو ریختی و خورشید و ماه را برای مردمان چراغی فروزان قرار دادی،بیآنکه در آنچه آغازگر پیدایشش بودی دچار خستگی و ناتوانی و چارهجویی شوی ای آنکه در عزت و بقا یگانه است و بندگانش را به مرگ و فنا مقهور خود ساخته است،درود فرست بر محمّد و خاندان پرهیزگارش و ندای مرا بشنو،و دعایم را اجابت گو،و به فضل خود آرزو و امیدم را محققّ فرما،ای بهترین کسی که برای برطرف ساختن هر بدحالی خوانده و برای هر سختی و آسانی آرزو شدی،نیازم را به پیشگاه تو فرود آوردم،پس از موهبتهای بلندپاینه خود ناامیدانه ردّم مکن ای بزرگوار،ای بزرگوار،ای بزرگوار،به رحمتت ای مهربانترین مهربانان،و درود خدا بر بهترین آفریدهاش محمّد و اهل بیت او همه آنگاه به سجده رود و بگوید:خدای من،دلم در پردههای ظلمت پوشیده شده و جانم دچار کاستی گشته و عقلم مغلوب هوای نفسم شده و هوای نفسم بر من چیره آمده،طاعتم اندک،و نافرمانیم بسیار، و زبانم اقرارکننده به گناهان است،چارۀ من چیست ای پردهپوش عیبها،ای دانای نهانها،ای برطرفکنندۀ غمها،همه گناهان مرا بیامرز،به احترام محمّد و خاندان محمّد،ای آمرزنده،ای آمرزنده،ای آمرزنده به مهربانیت ای مهربانترین مهربانان.
مؤلف گوید:علاّمۀ مجلسی رحمه اللّه این دعا را در کتاب دعای«بحار»و در کتاب صلوات آن همراه با توضیح ذکر کرده و فرموده:این دعا از دعاهای مشهور است ولی من آن را در کتابهای معتبر جز در کتاب مصباح سیّد ابن باقی رحمه اللّه نیافتم.و نیز فرموده است:مشهور خواندن این دعا پس از نماز صبح است درحالیکه سیّد ابن باقی خواندن آن را پس از نافلۀ صبح روایت نموده است و به هر کدام عمل شود مناسب است.
از دعاهای بسیار معروف است،علاّمه مجلسی رحمة اللّه فرموده:این دعا از بهترین دعاهاست و دعای خضر پیمبر است.امیر المؤمنین علیه السّلام آن را به کمیل که از خواصّ اصحاب آن حضرت بود آموخت و نیز فرموده:در شبهای نیمۀ شعبان و در هر شب جمعه خوانده میشود،و برای کفایت از گزند دشمنان و گوشده شدن درهای روزی و آمرزش گناهان سودمند است.شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس آن را در کتابهای دعای خود آوردهاند و من متن این گنجینۀ ملکوتی را از«مصباح المتهجد»روایت مینمایم و آن دعای شریف این است:
خدایا از تو درخواست میکنم،به رحمت که همه چیز را فرا گرفته،و به نیرویت که با آن بر هر چیز چیره گشتی و در برابر آن هر چیز فروتنی نموده و همه چیز خوار شده و به جبروتت که با آن بر همه چیزی فائق آمدی و به عزّتت که چیزی در برابرش تاب نیاورد و به بزرگیات که همه چیز را پر کرده و به پادشاهیات که برتر از همه چیز قرار گرفته،و به جلوهات که پس از نابودی همه چیز باقی است و به نامهایت که پایههای همه چیز را انباشته و به علمت که بر همه چیز احاطه نموده،و به نور ذاتت که همه چیز در پرتو آن تابنده گشته،ای نور،ای پاک از هر عیب،ای آغاز هر آغاز،و ای پایان هر پایان،خدایا!بیامرز برای من آن گناهانی را که پرده حرمتم میدرد،خدایا!بیامرز برای من آن گناهانی را که کیفرها را فرو میبارند،خدایا! بیامرز برایم گناهانی را که نعمتها را دگرگون میسازند،خدایا!بیامرز برایم آن گناهانی را که دعا را باز میدارند،خدایا! بیامرز برایم گناهانی که بلا را نازل میکند،خدایا!بیامرز برایم همۀ گناهانی را که مرتکب شدم،و تمام خطاهایی که به
آنها آلوده گشتم،خدایا!با یاد تو به سویت نزدیکی میجویم،و از ناخشنودی تو به درگاه خودت شفاعت میطلبم،و از تو خواستارم به جودت مرا به بارگاه قرب خویش نزدیک گردانی و سپاس خود را نصیب من کنی،و یادت را به من الهام نمایی،خدایا!از تو درخواست میکنم،درخواست بندهای فروتن،خوار و افتاده،که با من مدارا نمایی و به من رحم کنی و به آنچه روزیام نمودهای خشنود و قانع بداری و در تمام حالات در عرصه تواضعم بگذاری،خدایا!از تو درخواست میکنم درخواست کسی که سخت تهیدست شده و بار نیازش را به هنگام گرفتاریها به آستان تو فرود آورده و میلش به آنچه نزد توست فزونی یافته،خدایا!فرمانروایی بس بزرگ و مقامت والا و تدبیرت پنهان،و فرمانت آشکار،و قهرت چیره،و قدرتت نافذ،و گریز از حکومتت ممکن نیست،خدایا!آمرزندهای برای گناهانم و پردهپوشی برای زشتکاریهایم و تبدیل کنندهای برای کار زشتم به زیبایی،جز تو نمییابم معبودی جز تو نیست،پاک و منزّهی و به ستایشت برخاستهام،به خود ستم کردم و از روی نادانی جرأت نمودم و به یاد دیرینهات از من و بخششت بر من به آرامش نشستم خدایا!ای سرور من چه بسیار زشتی مرا پوشاندی و چه بسیار بالاهای سنگین و بزرگی که از من برگرداندی و چه بسیار لغزشی که مرا از آن نگهداشتی و چه بسیار ناپسند که از من دور کردی و چه بسیار ستایش نیکویی که شایسته آن نبودم و تو در میان مردم پخش کردی،خدایا!بلایم بزرگ شده و زشتی عالم از حدّ گذشته و کردارم خوارم ساخته و زنجیرهای گناه مرا زمینگیر نموده و دوری آرزوهایم مرا زندانی ساخته و دنیا با غرورش و نفسم با جنایتش و امروز و فردا کردنم
در توبه مرا فریفته،ای سرورم از تو درخواست میکنم به عزّتت که مانع نشود از اجابت دعایم به درگاهت،بدی عمل و زشتی کردارم و مرا با آنچه از اسرار نهانم میدانی رسوا مسازی و در کیفر آنچه در خلوتهایم انجام دادم شتاب نکنی،از زشتی کردار و بدی رفتار و تداوم تقصیر و نادانی و بسیاری شهواتم و غفلتم،شتاب نکنی،خدایا!با من در همۀ احوال مهرورز و بر من در هر کارم به دیدۀ لطف بنگر،خدایا،پروردگارا،جز تو که را دارم؟تا برطرف شدن ناراحتی و نظر لطف در کارم را از او درخواست کنم.خدای من و سرور من،حکمی را بر من جاری ساختی که هوای نفسم را در آن پیوری کردم و از فریبکاری آرایش دشمنم نهراسیدم،پس مرا به خواهش دل فریفت و بر این امر اختیار و ارادهام یاریش نمود،پس بدینسان و بر پایه گذشتههایم از حدودت گذشتم،و با برخی از دستوراتت مخالفت نمودم،پس حجت تنها از ان تواست در همه اینها،و مرا هیچ حقی نیست در انچه بر من از سوی قضایت جاری شده و فرمان و آزمایشت ملزمم نموده،ای خدای من اینک پس از کوتاهی در عبادت و زیادهروی در خواهشهای نفس عذرخواه،پشیمان،شکستهدل،جویای گذشت طالب آمرزش،بازگشتکنان با حالت اقرار و اذعان و اعتراف به گناه،بیآنکه گریزگاهی از آنچه از من سرزده بیابم و نه پناهگاهی که به آن رو آورم پیدا کنم،جز اینکه پذیرای عذرم باشی،و مرا در رحمت فراگیرت بگنجایی،خدایا! پس عذرم را بپذیر،و به بدحالیام رحم کن و رهایم ساز از بند محکم گناه،پروردگارا!بر ناتوانی
جسمم و نازکی پوستم و نرمی استخوانم رحم کن.ای که آغازگر آفرینش و یاد و پرورش و نیکی بر من و تغذیهام بودهای،اکنون مرا ببخش به همان کرم نخستت،و پیشینۀ احسانت بر من،ای خدای من و سرور و پروردگارم، آیا مرا به آتش دوزخ عذاب نمایی،پس از اقرار به یگانگیات و پس از آنکه دلم از نور شناخت تو روشنی گرفت و زبانم در پرتو آن به ذکرت گویا گشت و پس از آنکه درونم از عشقت لبریز شد و پس از صداقت در اعتراف و درخواست خاضعانهام در برابر پروردگاریات،باور نمیکنم چه آن بسیار بعید است و تو بزرگوارتر از آن هستی که پروردهات را تباه کنی یا آن را که به خود نزدیک نمودهای دور نمایی یا آن را که پناه دادی از خود برانی یا آن را که خود کفایت نمودهای و به او رحم کردی به موج بلا واگذاری؟!ای کاش میدانستم ای سرورم و معبودم و مولایم،آیا آتش را بر صورتهایی که برای عظمتت سجدهکنان بر زمین نهاده شده مسلطّ میکنی و نیز بر زبانهایی که صادقانه به توحیدت و به سپاست مدحکنان گویا شده و هم بر دلهایی که بر پایه تحقیق به خداوندیت اعتراف کرده و بر نهادهایی که معرفت به تو آنها را فرا گرفته تا آنجا که در پیشگاهت خاضع شده و به اعضایی که مشتاقانه به سوی پرستشگاههایت شتافتهاند و اقرارکنان جویای آمرزش تو بودهاند،شگفتا این همه را به آتش بسوزانی!هرگز چنین گمانی به تو نیست و از فضل تو چنین خبری داده نشده.ای بزرگوار،ای پروردگار و تو از ناتوانیام در برابر اندکی از غم و اندوه دنیا و کیفرهای آن و آنچه که زا ناگواریها بر اهلش میگذرد آگاهی،با آنکه این غم و اندوه و ناگواری درنگش کم بقایش اندک و مدّتش کوتاه است،پس چگونه خواهد بود تابم در برابر بلای آخرت،و
فرود آمدن ناگواریها در آن جهان بر جسم و جانم و حال انکه زمانش طولانی و جایگاهش ابدی است و تخفیفی برای اهل آن بلا نخواهد بو،چرا که مایۀ آن بلا جز از خشم و انتقام و ناخشنودی تو نیست و این چیزی است که تاب نیاورند در برابرش آسمانها و زمین،ای سرور من تا چه رسد به من؟و حال آنکه من بندۀ ناتوان،خوار و کوچک،زمینگیر و درماندۀ توأم.ای خدای من و پروردگارم و سرور و مولایم،برای کدامیک از دردهایم به حضرتت شکوه کنم و برای کدامین گرفتاریم به درگاهت بنالم و اشک بریزیم.آیا برای دردناکی عذاب و سختیاش،یا برای طولانی شدن بلا و زمانش،پس اگر مرا در عقوبت و مجازات با دشمنانت قرار دهی،و بین من و اهل عذابت جمع کنی،و میان من و عاشقان و دوستانت جدایی اندازی، ای خدا و آقا و مولا و پروردگارم،بر فرض که بر عذابت شکیبائی ورزم،ولی بر فراقت چگونه صبر کنم و گیرم ای خدای من بر سوزندگی آتشت صبر کنم،اما چگونه چشمپوشی از کرمت را تاب آورم یا چگونه در آتش،سکونت گزینم و حال آنکه امید من گذشت و عفو تواست.پس به عزّتت ای آقا و مولایم سوگند صادقانه میخورم،اگر مرا در سخن گفتن آزاد بگذاری در میان اهل دوزخ به پیشگاهت سخت ناله سر دهم همانند نالۀ آرزومندان و به درگاهت بانگ بردارم،همچون بانگ آنان که خواهان دادرسی هستند و هر آینه به آستانت گریه کنم چونان که مبتلا به فقدان عزیزی میباشند و صدایت میزنم:کجایی ای سرپرست مؤمنان،آری کجایی ای نهایت آرزوی عارفان،ای فریادرس خواهندگان فریادرس،ای محبوب دلهای راستان و ای معبود جهانیان آیا این چنین است،ای خدای منزّه،و ستوده که در دوزخ بشنوی صدای بندۀ مسلمانی که برای مخالفتش با دستورات تو زندانی
شده و مزه عذابش را به خاطر نافرمانی چشیده و میان درکات دوزخ به علّت جرم و جنایتش محبوس شده،و حال آنکه در درگاهت سخت ناله میزند،همچون نالۀ آنکه آرزومند رحمت توست،و با زبان اهل توحیدت تو را میخواند،و به ربوبیّتت به پیشگاهت توسّل میجوید، ای مولای من،چگونه در عذاب بماند و حال آنکه امید به بردباری گذشتهات دارد یا آتش چگونه او را به درد آورد درحالیکه بخشش و رحمت تو را آرزو دارد یا چگونه شعلۀ آتش او را بسوزاند درحالیکه فریادش را میشنوی و جایش را میبینی یا چگونه آتش او را دربر بگیرد و حال آنکه از ناتوانیاش خبر داری،یا چگونه در طبقات دوزخ به این سو و آن سو کشانده شود درحالیکه راستگویاش را میدانی،یا چگونه فرشتههای عذاب او را با خشم برانند و حال آنکه تو را به پروردگاریت میخواند،یا چگونه ممکن است بخششت را در آزادی از دوزخ امید داشته باشد و تو او را در انجا به همان حال واگذاری؟همۀ این امور از بندهنوازی تو بس دور است،هرگز گمان ما به تو این نیست و نه از فضل تو چنین گویند و نه به آنچه که از خوبی و احسانت با اهل توحید رفتار کردهای شباهتی دارد،پس به یقین میدانم که اگر فرمانت در به عذاب کشیدن منکران نبود و حکمت به همیشگی بودن دشمنانت در آتش صادر نمیشد،هر آینه سرتاسر دوزخ را سرد و سلامت میکردی و برای احدی در انجا قرار و جایگاهی نبود،امّا تو که مقدّس است نامهایت سوگند یاد کردی که دوزخ را از همه کافران چه پری و چه آدمی پر سازی و ستیزهجویان را در انجا همیشگی و جاودانه بداری و هم تو که ثنایت برجسته و والا است به این گفته ابتدا کردی و با نعمتهایت کریمانه تفضّل فرمودی که«آیا مؤمن همانند فاسق است؟نه،مساوی نیستند»ای خدا و سرور من،از تو خواستارم به قدرتی که مقدّر نمودی و به فرمانی
که حتمیتش دادی و بر همه استوارش نمودی و بر کسی که بر او اجرایش کردی چیره ساختی که در این شب و در این ساعت بر من ببخشی هر جرمی که مرتکب شدم و هر گناهی که به آن آلوده گشتم و هر کار زشتی را که پنهان ساختم و هر نادانی که آن را بکار گرفتم خواه پنهان کردم یا آشکار،نهان ساختم یا عیان و هر کار زشتی که دستور ثبت آن را به نویسندگان بزرگوار دادی آنان که بر ضبط آنچه از من سر زند گماشتی و آنان را نیز گواهانی بر من قرار دادی علاوه بر اعضایم و خود فراتر از آنها مراقب من بودی و شاهد بر آنچه که از آنان پنهان ماند و به یقین با رحمتت پنهان ساختی و با فضلت پوشاندی و اینکه از تو میخواهم از هر چیزی که نازل کردی یا احسانی که تفضّل نمودی یا برّ و نیکی که گستردی یا رزقی که پراکندی یا گناهی که بیامرزی یا خطایی که بپوشانی،پرورگارا،پروردگارا،پروردگارا!ای خدای من ای سرور من،ای مولای من و اختیار دارم،ای کسی که مهارم به دست اوست،ای آگاه از پریشانی و ناتوانیام ای دانای تهیدستی و ناداریام،پروردگارا!پروردگارا!پروردگارا!از تو درخواست میکنم به حقّت و قدست و بزرگترین صفات و نامهایت که همۀ اوقاتم را از شب و روز به یادت آباد کنی و به خدمتگزاریت پیوسته بداری و اعمالم را در پیشگاهت قبول فرمایی تا آنکه اعمال و اورادم هماهنگ،همسو و همواره باشد و حالم در خدمت تو پاینده گردد،ای سرور من،ای آنکه بر او تکیه دارم،ای آنکه شکوه حالم را تنها به سوی او برم،ای پروردگارم،ای پروردگارم،ای پروردگارم اعضایم را در راه خدمتت نیرو بخش و دلم را بر عزم و همّت محکم کن،و کوشش
در راستای پروایت و دوام در پیوستن به خدمتت را به من ارزانی دار تا به سویت برانم در میدانهای پیشتازان و به سویت بشتابم در میان شتابندگان و به کوی قربت آیم در میان مشتاقان و همانند مخلصان به تو نزدیک شوم و چون یقین آوردگان از جاه تو بهراسم و با اهل ایمان در جوارت گرد آیم.خدایا! هرکس مرا به بدی قصد کند تو قصدش کن،و هرکس با من مکر ورزد تو با او مکر کن،و مرا از بهرهمندترین بندگانت نزد خود،و نزدیکترینشان در منزلت به تو و مخصوصترینشان در رتبه به پیشگاهت بگردان،زیرا این همه به دست نیاید جز به فضل تو،خدایا! با جودت به من جود کن و با بزرگواریت به من نظر کن و با رحمتت مرا نگاهدار و زبانم را به ذکرت گویا کن،و دلم را به محبتت شیفته و شیدا فرا و بر من منّت گذار با پاسخ نیکویت و لغزشم را نادیده انگار و گناهم را ببخش،زیرا تو بندگانت را به بندگی فرمان دادی و به دعا و درخواست از خود امر کردی و اجابت دعا را برای آنان ضامن شدی،پس ای پروردگار من تنها روی به سوی تو داشتم و دستم را تنها به جانب تو دراز کردم،پس تو را به عزّتت سوگند میدهم که دعایم را اجابت کنی و مرا به آرزویم برسانی،و امیدم را از فضلت ناامید نکنی،و شرّ دشمنانم را از پری و آدمی از من کفایت کنی،ای خدایی که زود از بندهات خشنود میشوی،بیامرز آن را که جز دعا چیزی ندارد،همانا تو هرچه بخواهی انجام میدهی،ای آنکه نامش دوا و یادش شفا و طاعتش توانگری است،رحم کن به کسی که سرمایهاش امید و سازوبرگش اشکریزان است،ای فروریزندۀ نعمتها ای دورکننده بلاها،ای روشنیبخش وحشتزدگان در تاریکیها،ای دانای ناآموخته بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،
و با من چنان کن تو را شاید،و درود و سلام فراوان خدا بر پیامبرش و بر امامان خجسته از خاندانش.
این دعا از دعاهای بسیار معتبر است و ما بین نسخههای آن تفاوت دیده میشود.ما آن را از کتاب مصباح المتهجّد شیخ طوسی نقل میکنیم.خواندن آن در هر صبح و شام مستحب است و بهترین وقت برای خواندن آن بعد از عصر جمعه است.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است منزّه است خدا و ستایش خاص خداست،و معبودی جز خدا نیست،و او از هر وصفی برتر،و جنبش و نیرویی نیست جز به مدد خدای والای بزرگ،پاک و منزّه است خدا شب هنگام و به گاه روز،پاک و منزّه است خدا صبحگاهان و به گاه عصر،پاک و منزّه است خدا در شامگاه و بامداد،پاک و منزّه است خدا آنگاه که به شب درآیید و گاهی که به صبح برآیید،ستایش برای اوست در آسمانها و زمین،و شب هنگام و گاهی که ظهر میکنید،هم او که زنده را از مرده بیرون میآورد،و مرده را از زنده خارج میسازد، و به زمین پس از مرگش زندگی میبخشد،و به همینگونه شما هم از قبرها بیرون آورده میشوید،منزّه است پروردگارت پروردگار عزّت،از آنچه او را بدان وصف میکنند و سلام بر رسولان و سپاس خدای را پروردگار جهانیان،منزّه است صاحب فرمانروایی و ملکوت منزّه است صاحب عزّت و اقتدار،منزّه است دارندۀ بزرگمنشی و عظمت،همان فرمانروای بر حق سیطرهدار، دارای نهایت پاکی،منزّه است خدای فرمانروای زندهای که هرگز نمیمیرد،منزّه است خدای فرمانروای زنده،دارای نهایت پاکی،منزّه است پایندۀ پایدار،منزّه است پایدار پاینده،منزّه است پروردگار بزرگم،منزّه است پروردگار برترم،
منزّه است آن زنده به خود پاینده،منزّه است آن بلند مرتبۀ برتر،منزّه است او و بلندمرتبه است از هر زشتی و عیب،پاک و پاکیزه است،پروردگار ما و پروردگار فرشتگان و روح،منزّه است آن پایندۀ بی غفلت،منزّه است آن دانای ناآموخته،منزّه است آن آفرینندۀ دیدنیها و نادیدنیها،منزّه است آنکه دیدهها را دریابد و دیدهها او را در نیابند و اوست لطیف آگاه،خدایا،در حالی صبح کردم که از جانب تو بودم در نعمت و خیر و برکت و سلامتی کامل،پس درود فرست بر محمّد و خاندانش و نعمت و خیر و برکات و سلامتی را بر من با نجات از آتش دوزخ تمام کن،شکرگذاری و سلامتی و فضل و کرامتت را همواره تا گاهی که زنده هستم روزیام فرما،خدایا!به نورت هدایت یافتم و به احسانت بینیاز گشته و به نعمتت صبح و شام کردم،خدایا!تو را گواه میگیرم و گواهی تو مرا بس است،و و گواه میگیرم همه فرشتگان و پیامبران و رسولان و حاملان عرش و ساکنان آسمانها و زمین و همۀ آفریدههایت را بر اینکه همانا تویی خدا،معبودی جز تو نیست،یگانه و بیشریکی و اینکه محمّد (درود خدا بر او و خاندانش)بنده و فرستادۀ تو است و اینکه تو بر هر چیز توانایی،زنده میکنی و میمیرانی و میمیرانی و زنده میسازی و گواهی میدهم که بهشت و دوزخ و برانگیخته شدن مردگان حق است و قیامت آمدنی است که تردیدی در آن نیست و اینکه خدا مردگان را برخواهد انگیخت و شهادت میدهم که علی بن ابی طالب امیر مؤمنان بر حق بر حق است و پیشوایان از فرزندانش امامان هدایتگر و رهیافتهاند،نه گمراهند
و نه گمراهکننده و اینکه آنان اولیاء برگزیدۀ تو،و حزب پیروز تو،و بندگان خالص تو بهترین انتخابشدگان از میان مخلوقات تواند و بهترین برگزیدهشدگانی هستند که برای بیان دینت برگزیدی و از میان بندگانت خاص خود ساختی و ایشان را بر بندگانت برگزیدی و بر جهانیان حجّت قرار دادی،درود و سلام و رحمت و برکاتت بر آنان باد،بار الها!این شهادت را نزد خود برای من ثبت کن،تا آن را در روز قیامت بر زبانم جاری کنی درحالیکه از من خشنود باشی،همانا تو بر آنچه میخواهی توانایی.خدایا!تو را سپاس سپاسی که آغازش بالا رود و انجامش پایان نگیرد،خدایا! تو را سپاس،سپاسی که آسمان برای تو بر دوش کشد و زمین و هرکه بر آن است تو را آنچنان تسبیح کند.خدایا! تو را سپاس،سپاسی همواره و همیشگی که گسست و پایانی برایش نباشد و تنها سزاوار تو باشد و به تو بیانجامد،سپاسی که نمایان شود در دلم و بر تنم و نزد من و با من و پیش از من و پس از من و پیش رویم و بالای سرم و زیر پایم و آنگاه که مرگم فرا رسد و یگانه و تنها مانم سپس فانی شو و تو را سپاس گاهی که زنده و برانگیخته شوم،ای سرور من،خدایا!و تو را ستایش و سپاس برای همۀ صفات پسندیدهات و بر همۀ نعمتهایت،سپاسی بلند و بیپایان،که آن را ای پروردگار ما پسندیده داری و از آن خشنود شوی،خدایا!تو را سپاس بر هر خوردن و نوشیدن و هر دست یافتن و هر بست و گشودن،و در برابر هر تار مو که به ما دادی،خدایا!تو را سپاس سپاسی پاینده به پایندگیات و تو را سپاس سپاسی که نهایت آن را جز دانشت نداند و تو را سپاس سپاسی که پایان آن را جز مشیتّت نخواهد و تو را سپاس سپاسی که جز
خشنودی تو مزدی برای گویندهاش نیست و تو را سپاس بر بردباریات پس از آنکه دانستی و تو را سپاس بر گذشتت،پس از آنکه بر عذاب توانا بودی و تو را سپاس ای سرچشمۀ سپاس و تو را سپاس ای به ارثبرنده سپاس و تو را سپاس ای آفرینندۀ سپاس و تو را سپاس ای نهایت سپاس و تو را سپاس ای پدیدآورندۀ سپاس و تو را سپاس ای خریدار سپاس، و تو را سپاس ای صاحب سپاس،و تو را سپاس ای دیرینه سپاس و تو را سپاس ای راست وعده،ای وفادار به عهد ای سپاه توانا،ای مجد و عظمتت پایدار و تو را سپاس ای بلند پایه ،ای پاسخگوی خواستهها،ای فرود آورندۀ آیات از بالای هفت آسمان،ای دارای برکات بزرگ،ای درآورندۀ نور از دل تاریکیها و ای بیرون آورندۀ آنان که در تاریکیهایند به سوی نور،ای دگرگون کنندۀ گناهان به نیکیها،و بالا برندۀ حسنات در مراتب بهشت، خدایا!تو را سپاس ای آمرزندۀ گناه و ای پذیرای توبه و ای عذابت سخت و ای صاحب عطای بیحدّ،معبودی جز تو نیست.بازگشت همه به سوی تو است.خدایا!تو را سپاس در شب گاهی که روز را میپوشاند،و تو را سپاس در روز آنگاه که آشکار میگردد و تو را سپاس در آخرت و دنیا،و تو را سپاس به تعداد همۀ ستارهها و همۀ فرشتگان آسمانی و تو را سپاس به شمارۀ ذرات خاک و ریگ و دانهها و تو را سپاس به عدد آنچه در میان آسمان است و تو را سپاس به عدد آنچه در درون زمین است و تو را سپاس به میزان وزن آبهای دریا،و تو را سپاس به شمارۀ برگ درختان و تو را سپاس به عدد آنچه روی زمین است،و تو را سپاس به تعداد آنچه کتابت برشمرده
و تو را سپاس به عدد آنچه دانشت آن را فراگرفته،و تو را سپاس به شمارۀ آدمیان و پریان و حشرات و پرندگان و چهارپایان و درندگان،سپاسی فراوان و سپاسی پاک که در آن برکت باشد آنچنانکه پذیری،ای پروردگار ما و خشنود گردی،و آنچنانکه سزاوار بزرگواری ذات و بزرگی جلال تواست.پس ده مرتبه میگوئی معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،فرمانروایی و ستایش تنها از آن اوست و اوست،لطیف و آگاه.و نیز ده مرتبه میگویی معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،فرمانروایی و ستایش از آن اوست،زنده میکند،و میمیراند،میمیراند و زنده میکند و او خود زندهای است که هرگز نمینمیرد،نیکی به دست اوست و او بر هر چیزی تواناست.و ده مرتبه:آمرزش میجویم از خدایی که معبودی جز او نیست،زنده و به خود پاینده است،و تنها به سوی او باز میگردم و ده مرتبه:ای خدا ای خدا و ده مرتبه:ای بخشنده ای بخشنده و ده مرتبه:ای مهربان ای مهربان و ده مرتبه:ای پدید آورندۀ آسمانها و زمین و ده مرتبه:ای صاحب جلال و بزرگواری و ده مرتبه:ای مهرورز و صاحب منت و ده مرتبه:ای زنده ای پاینده و ده مرتبه:ای زندهای که شایستۀ پرستشی جز تو نیست و ده مرتبه:ای خدا،ای که شایستۀ پرستشی جز تو نیست.و ده مرتبه:به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و ده مرتبه:خدایا!با من آن کن که شایستۀ تو است و ده مرتبه:اجابت فرما اجابت فرما و ده مرتبه سورۀ توحید پس میگویی خدایا!با من آن کن که شایستۀ تو است،نه آنکه سزاوار من است چه همانا تو شایسته پروا و آمرزشی و من درخور گناهان و خطاهایم،پس به من رحم کن.ای مولای من که تو مهربانترین مهربانانی و ده مرتبه:جنبش و نیرویی نیست جز برآمده از
سوی خدا،توکل نمودم بر زنده پایندهای که نمیمیرد،و ستایش خدای را که فرزندی نگرفته و در فرمانروایی شریکی برایش نبوده و از خواری و ناتوانی سرپرستی نداشته است و بیاندازه بزرگش شمار.
این دعا معروف به دعای شبوّر[دعای عطا و بخشش]است،که خواندن آن در ساعت آخر روز جمعه مستحب است و پوشیده نماند که این دعا از دعاهای مشهور است و بیشتر علمای گذشته بر خواندن این دعا مواظبت مینمودند.در(مصباح)شیخ طوسی و(جمال الاسبوع) سیّد ابن طاووس و کتب کفعمی به سندهای معتبر از جناب محمّد بن عثمان عمروی رضوان الله علیه که از نوّاب حضرت صاحب الامر بود از حضرت باقر علیه السّلام و امام صادق علیه السّلام روایت شده علاّمۀ مجلسی رحمه اللّه این دعا را همراه با شرح در کتاب(بحار)ذکر نموده است.این دعا چنانکه در کتاب(مصباح)شیخ آمده چنین است:
خدایا!از تو خواستارم به نام بزرگت آن نام بزرگتر عزیزتر باشکوهتر گرامیتر،که چون بر درهای بستۀ آسمان با آن نام خوانده شوی که به رحمت گشوده شوند باز میشوند و چون با آن بر درهای ناگشودۀ زمین خوانده شوی برای فرج گشوده شود،و جون با آن برای آسان شدن سختی خوانده شوی،آسان گردند و چون با آن بر مردگان برای زنده شدن خوانده شوی،زنده شوند و چون با آن برای رفع سختی و زیان خوانده شوی برطرف گردد و میخوانمت به شکوه جلوۀ گرامیات،گرامیترین جلوهها و عزیزترین آنان که چهرهها در برابرش خوار گشته و گردنها خاضع شده و صداها آهسته گشته و دلها در برابر آن هراسناک شدهاند از ترس تو و تو را میخوانم به نیرویت که با آن آسمانها را نگاه داشتی از اینکه بر زمین افتد مگر به اجازۀ تو،و
با آن آسمانها و زمین را از اینکه ویران شوند نگاه داشتی و میخوانمت به ارادهات که جهانیان در برابرش مطیعند،و به کلمهات که با آن آسمانها و زمین را آفریدی،و به حکمتت که با آن شگفتیها را ساختی، و تاریکی را با آن پدیدآوردی و آن را شب قرار دادی،و شب را برای آرامش مقرّر داشتی و هم با آن حکمت نور را آفریدی و آن را روز قرار دادی،و روز را مایۀ جنبش و بینایی سنجش ساختی،و نیز با آن خورشید را آفریدی،و خورشید را مایۀ تابش نمودی،و با آن ماه را پدید آوردی و ماه را نورانی ساختی،و با آن ستارگان را خلق کردی و آنها را اخترانی تابناک و برجها و چراغها و زینت و عامل راندن شیاطین قرار دادی برای ستارگان مشرقها و مغربها و نیز طلوعگاهها و گردشگاهها مقرّر ساختی و برای آنها مدارهایی که در آنها شناورند قرار دادی و برای آنها در آسمان منزلگاههایی مقدر فرمودی،پس چه نیکو تقدیر نمودی و صورتگری کردی و چه نیکو صورتشان دادی،و با نامهایت آنها را بر شمردی درخور و به حکمتت تدبیر نمودی تدبیری شایسته و چه نیکو تدبیر کردی و با تسلّط بخشیدن شب و روز و ساعات بر آنها شمارش سالها و ثبت حساب را شناساندی،و دیدن آنها را برای همۀ مردم یکسان نمودی،و خدایا!از تو میخواهم به عظمتت که با آن بنده و فرستادهات موسی بن عمران(درود بر او)در میان قدسیان، برتر از احسان کروبیّان،فراتر از سحابهای نور،بر فراز تابوت شهادت،در عمودی از آتش،و در طور سینا،و در کوه حوریث،در وادی مقدّس،در
بقعۀ با برکت از جانب راست کوه طور،از دل درخت و در زمین مصر،با نه معجزۀ آشکار و روزی که دریا را برای بنی اسرائیل شکافتی،و در چشمههای جوشنده که با آن شگفتیهایی در دریای سوف برساختی و آب دریا را در دل گرداب همانند سنگ سخت بستی و بنی اسرائیل را از دریا به خشکی رساندی و وعدۀ نیکویت بر آنان کامل گشت به خاطر آنکه شکیبائی ورزیدند و آنان را وارث مشارق و مغارب زمینی که در آن جهانیان را برکت دادی نمودی و فرعون و سپاهیان و مرکبهایش را در دریا غرق کردی و به نام بزرگت،آن نام بزرگتر، باشکوهتر،گرامیتر،و به بزرگیات که با آن بر موسی کلیمت(درود بر او)در طور سینا جلوه کردی و نیز برای ابراهیم(درود بر او)خلیلت پیش از آن در مسجد خیف و برای اسحاق برگزیدهات(درود بر او)در چاه شیع و برای یعقوب(درود بر او) پیامبرت در بیت ایل و وفا کردی به پیمانت برای ابراهیم(درود بر او)و به سوگندت برای اسحاق و به شهادتت برای یعقوب و به وعدهات برای اهل ایمان و برای دعاخوانان به نامهایت که اجابتشان کردی و به بزرگیات که برای موسی بن عمران(درود بر او)در قبّه رمّان نمایان شد،و به نشانههایت که در زمین مصر،به بزرگواری عزّت و غلبهات واقع شد،با نشانههای تحسینبرانگیز و حاکمیت نیرومند و در سایۀ قدرت پرشکوت،به مقام کلمۀ تامّه،و کلماتی که با آن بر اهل آسمانها و
زمین و اهل دنیا و آخرت عطا و بخشش نمودی و به رحمتت که با آن بر همۀ آفریدگانت بخشش کردی،و به تواناییات که با آن جهانیان را برپا داشتی،و به نورت که از هراسش طور سینا بر خاک افتاد و به دانش و شکوه و بزرگی و عزّت و جبروتت که زمین تاب آن را نیاورد،و آسمانها در برابرش زانو زدند و در برابرش عمق فروردین زمین فروتر گشت و دریاها و نهرها در آستانش از حرکت ایستاد،و کوهها فروتن شد و زمین با شانههایش آرام گشت، و تسلیم شدند همۀ آفریدگان در برابر آن و بادها در وزیدن خود در برابرش پریشان گشتند،و آتشها به درگاهش در جایگاه خویش خاموش شدند و به فرمانرواییات که با آن همواره به پیروزی شناخته شدی،و با آن در آسمانها و زمین ستوده گشتی،و به کلمات کلمۀ صدقی که به رحمت و بخشش برای پدرمان آدم(درود بر او)و نسلش پیشی گرفت،و از تو خواستارم به کلمهات که بر هر چیز چیره گشت و به نور جلوهات که با آن بر کوه تجلّی نمودی و آن را فرو پاشیدی،و موسی مدهوش در افتاد و به بلندای جاهت که بر طور سینا نمایان شد،پس با آن،سخن گفتی با بنده و رسولت موسی بن عمران و به پرتو فروزانت در ساعیر[کوهی در حجاز]و ظهور پر فروغت در فاران[کوهی نزدیک مکه و محل مناجات پیامبر]در جایگاه بلند قدسیان و با سپاهیان صف کشیده از فرشتگان، و خشوع فرشتگان تسبیح کننده،و به برکاتت که بدانها بر ابراهیم خلیلت(درود بر او)
در امّت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)و بر اسحاق برگزیدهات در امّت عیسی(درود بر آن دو)و بر یعقوب اسرائیلت در امت موسی(درود بر آن دو) و بر محبوب خویش محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)در عترت و فرزندانش و امّتش برکت نهادی.خدایا!و چنان که از آن رخدادها بدور بودیم و آن وقایع را شهد نبودیم و به آنها درحالیکه ندیدیم ایمان آوردیم،ایمان از روی راستی و درستی،از تو خواستارم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و بر محمّد و خاندان محمّد برکت دهی و بر محمّد و خاندان محمّد بسیار مهر ورزی همچون بهترین درود و برکت و رحمتی که بر ابراهیم و خاندان ابراهیم فرستادی،تو ستوده و والایی،هرچه را بخواهی انجام میدهی و تو بر هر چیز توانایی پس حاجت خود را ذکر میکنی و میگویی:خدایا!به حق این دعا و به حق این نامهایی که تفسیر و باطن آنها را جز تو کسی نمیداند،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و با من چنان کن که شایستۀ توست،نه آنچه را من سزاوارم و از گناهانم آنچه را گذشته و آنچه را خواهد آید بیامرز،و بر من وسعت بخش از روزی حلالت و مرا از رنج انسان بد و همسایۀ بد و همنشین بد و پادشاه بد کفایت کن،همانا تو بر هرچه بخواهی توانایی و به همه چیز دانایی،دعایم را اجابت کن ای پروردگار جهانیان مؤلف گوید:در بعضی نسخهها پس از:تو بر هر چیز توانایی آمده:هر حاجت که داری ذکر کن و بگو:ای خدا،ای بسیار مهربان،ای بخشایگر،ای پدید آورندۀ آسمانها و زمین،ای دارندۀ هیبت و شکوه
ای مهربانترین مهربانان،خدایا!به حق این دعا...تا آخر آنچه گذشت.و علاّمۀ مجلسی از کتاب«مصباح» سیّد ابن باقی نقل کرده که بعد از دعای سمات این دعا را بخواند:
خدایا!به حق این دعا و به حق این نامهایی که نه تفسیر و تأویلش و نه باطن و ظاهرش را کسی جز تو نمیداند7از تو خواستارم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و خیر دنیا و آخرت را روزیام گردانی.پس حاجات خود را بخواهد و بگوید با من آنچه شایسته تو است انجام ده نه آنچه سزاوار من است و انتقام مرا از فلان فرزند فلان بگیر و نام دشمن را بگوید،سپس بگوید:گناهانم را آنچه بوده و آنچه خواهد بود بیامبرز و پدر و مادرم و همۀ مردان و زنان باایمان را مشول آمرزشت قرار داده و بر من از روزی حلالت وسعت عنایت کن و مرا از شر انسان بد و همسایۀ بد و پادشاه بد و همنشین بد و روز بد و ساعت بد کفایت فرما و از کسی که بر من حیله میورزد و بر من ستم میکنم انتقام بگیر و هم انتقام بگیر از آنکه بخواهد بر من و خانوادهام و فرزندانم و برادرانم و همسایگانم و نزدیکانم از مردان و زنان باایمان ستم روا کند،همانا تو بر آنچه بخواهی توانایی و به هر چیز دانایی،دعایم را اجابت کن ای پروردگار جهانیان خدایا!به حق این دعا بر تهیدستان از مردان و زنان با ایمان توانگری و ثروت عطا فرما و بر بیماران اهل ایمان از مردان و زنان بهبودی و تندرستی ببخش و بر مؤمنین و مؤمنات در قید حیات با لطف و کرامت و بر مؤمنین و مومنات از دنیا رفته با آمرزش
و رحمت،و بر مؤمنین و مؤمنات سفر کرده با برگشت به وطنهای خویش در لباس سلامت و بهرهمندی عنایت فرما،به رحمتت ای مهربانترین مهربانان و درود خدا بر سرور ما محمّد پایانبخش پیامبران و بر خاندان پاکش و هم سلام بسیار خدا بر ایشان ابن فهد حلّی فرموده است:پس از دعای سمات مستحب است بگویی:خدایا!از تو درخواست میکنم به احترام این دعا و به آنچه از نامهایت که در آن نیامده و به آنچه در بردار از تفسیر و تدبیری که جز تو کسی بر آن احاطه ندارد،که با من چنین و چنان کنی.و به جای(کذا و کذا)حاجت خود را بخواهد.
موسوم به دعای«الشاب المأخوذ بذنبه»[یعنی:جوانی که به سبب گناهش گرفتار عذاب حق شده]
این دعا از کتابهای کفعمی و«؟؟؟الدعوات»نقل شده،و دعایی است که آن را امیر المؤمنین علیه السّلام به جوانی که به خاطر گناه و ستم در حقّ پدرش شل شده بود آموز داد،جوان این دعا را خواند و حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله را در خواب دید که دست مبارکش را بر اندام او کشید و فرمود:بر اسم اعظم خدا محافظ کن که کار تو به خیر خواهد بود،پس بیدار شد درحالیکه سالم شده بود و آن دعا این است:
خدایا!از تو خواستارم به نامت،به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،ای دارای بزرگی و بزرگواری،ای زنده ای همیشه پاینده،ای زنده،معبودی جز تو نیست،ای او،ای آنکه کسی نمیداند او چیست و نمیداند او چگونه است و نمیداند کجاست، و نمیداند در کدام سو است،ای دارای فرمانروایی و ملکوت،ای صاحب عزّت و جبروت،ای فرمانروا،ای منزّه از هر
عیب،ای سلام،ای ایمنیبخش،ای پرشکوه،ای عزّتمند،ای دارندۀ قره،ای بزرگمنش،ای آفریننده،ای پدیدآوردنده،ای صورتگر،ای سودبخش ای تدبیر کننده،ای محکمکار،ای آغازگر،ای نابود کنندۀ ستمگران،ای دوست نیکان،ای ستوده،ای پرستیده،ای دور از هر چیز،ای نزدیک به هر چیز،ای اجابت کننده،ای دیدبان،ای حسابرس،ای نورآفرین،ای بلندمرتبه،ای ارجمند،ای شنوا،ای دانا،ای بردبار،ای بزرگوار،ای فرزانه،ای دیرینه،ای والا،ای بزرگ،ای پرمهر،ای عطابخش،ای جزادهنده،ای یاری کننده،ای با جلالت، ای زیبا،ای کارگزار،ای کفایت کننده،ای بخشنده لغزش،ای رسانندۀ نعمت،ای شریف،ای رهنما،ای هدایتگر،ای آغازگر، ای اوّل،ای آخر،ای آشکار،ای پنهان،ای استوار،ای پایدار،ای آگاه،ای حکمران،ای داور،ای دادگر،ای جدا کننده، ای پیونددهنده،ای پاک،ای پاک کننده،ای توانا،ای نیرومند،ای بزرگ،ای بزگمنش،ای یگانه،ای یکتا،ای مقصود دل نیازمندان،ای آنکه نزاده و زاده نشده،و همتایی ندارد و همسری برایش نباشد و وزیری با او نبوده و برای خود مشاوری نگرفته و به پشتیبانی نیازمند نگشته و با او جز او معبودی نبوده است،نیست معبودی جز تو،تو برتر از آنی که ستمکاران گویند بسیار برتری،ای والا بلندمرتبه،ای عطابخش،ای گشایشگر،ای بخشایشگر،ای فرخبخش دلها،ای غمزدا،ای یاری رسان،ای یاری ستان،ای دریابنده،ای نابود کننده،ای انتقام گیرنده،ای برانگیزنده،ای وارث،ای خواهان،ای چیره،ای که گریزندهای از دستش نگریزد،ای بسیار توبهپذیر،ای بسیار پذیرای بندگان،ای بسیار بخشنده،ای فراهم آورندۀ سببها،ای گشایندۀ درها،ای آنکه هرگاه و هرجا خوانده شود اجابت نماید،ای پاک کننده،ای قدردان صالحان
ای با گذشت،ای آمرزنده،ای روشنایی نور،ای مدبّر امور،ای مهربان،ای آگاه،ای پناهدهنده،ای روشنیبخش،ای مددرسان ای بزرگ،ای یکتا،ای یگانه ای پاینده،ای تکیهگاه،ای بینیاز،ای کفایت کننده،ای شفابخش،ای وفا کننده،ای عافیتبخش، ای نیکوکار،ای زیباییبخش،ای نعمت افزا،ای فزونبخش ای گرامی،ای بیهمتا،ای آنکه بلندی گرفت و چیره گشت،ای آنکه در فرمانرواییاش توانا شد،ای آنکه پنهان و آگاه گشت،ای آنکه پرستیده شد و پذیرفت،ای آنکه نافرمانی شد و آمرزید،ای آنکه اندیشه نگنجایدش،و دیدهای او را در نیابد،و اثری بر او پوشیده نماند،ای روزیدهندۀ بشر،ای اندازهگیر هر اندازه،ای والا جاه،ای استوار پایه،ای گردانندۀ روزگار،ای پذیرندۀ قربانی،ای منتّگذار نیکوکار، ای دارای شکوه و سلطنت،ای مهربان،ای بخشنده،ای کسی که هر روز در کاری است،ای آنکه کاری از کار دیگر بازش ندارد،ای بلندمرتبه،ای آنکه در هر جا هست،ای شنوندۀ نجواها،ای اجابت کنندۀ دعاها،ای برآورندۀ خواستهها و نیازها،ای فرو فرستندۀ برکات،ای رحم کننده بر اشکها،ای درگذرندۀ از لغزشها،ای برطرف کنندۀ ناراحتیها،ای سرچشمۀ خوبیها،ای بالابرندۀ درجات،ای درهندۀ خواستهها،ای زنده کنندۀ مردگان،ای گرد آورندۀ پراکندهها،ای آگاه از نیتّها،ای برگردانندۀ آنچه از دست رفته،ای کسی که نجواها بر او مشتبه نشود،ای کسی که درخواستها او را به ستوه نیاورد،و تاریکیها او را فرا نگیرد،ای روشنی زمین و آسمانها،ای فروریز نعمتها،ای دفع
کنندۀ بدفرجامیها،ای آفرینندۀ آدمیان،ای گرد آورندۀ امّتها،ای شفابخش دردها،ای پدیدآورندۀ روشنی و تاریکیها،ای صاحب جود و کرم،ای آنکه به عرشش قدمی پای ننهد،ای بخشندهترین بخشندگان،ای کریمترین کریمان،ای شنواترین شنوایان،ای بیناترین بینایان،ای پناه پناهجویان،ای امان هراسناکان،ای تکیهگاه پناهندگان ای سرپرست مؤمنان،ای فریادرس فریادکنندگان،ای مقصود دل نیازمندان،ای کس هر بیکس، ای همدم هر تنها،ای پناه هر رانده،ای مأوای هر آواره،ای نگهدار هر گمشده،ای مهرورز سالخوردگان،ای روزیدهندۀ کودکان خردسال،ای ترمیم کنندۀ استخوان شکسته،ای رهانندۀ هر اسیر ای بینیاز کنندۀ هر بینوای تهدیست،ای پناه هر ترسان پناهجو،ای آنکه تدبیر و تقدیر از آن اوست،ای آنکه دشواریها برای او سهل و آسان است،ای آنکه نیازمند به دلیل و تفسیر نیست،ای آنکه بر هر کاری تواناست،ای آنکه به هر چیزی داناست،ای آن به همه چیز بیناست،ای فرستندۀ بادها،ای شکافندۀ روشنی صبح ای برانگیزنده ارواح،ای صاحب جود و بخشش،ای آنکه هر کلیدی به دست اوست،ای شنوندۀ هر نجوا ای پیشتر از هر آنچه گذشته،ای حیاتبخش هر جان پس از مرگ،ای توشهام در سختی،ای نگهدارم در غربت،ای همدمم در تنهایی،ای سرپرستم در نعمت،ای پناهم آنگاه که روشهای ناهنجار درماندهام سازد و نزدیکان رهایم کنند،و هر همدمی دست از یاریام بردارد،ای تکیهگاه آنکه تکیهگاهی ندارد،ای پشتوانه کسی که پشتوپناهی ندارد
ای اندوخته هر بیاندوخته،ای نگهدار آنکه نگهداری ندارد،ای پناه بیپناهان،ای گنجینۀ کسی که برایش گنج نیست ای تکیهگاه هر بیکس،ای فریادرس آنکه برایش فریادرسی نیست،ای همسایۀ بیهمسایگان،ای همسایۀ همراه من ای تکیهگاه محکم،ای خدای من به حقیقت،ای پرورگار خانۀ کعبه،ای مهربان ای دوست،رهایم کن از بندهای تنگناها،و هر غم و اندوه و تنگی را از من برگردان و شرّ آنچه را تاب نیاورم از من دور ساز و بر آنچه میتوانم یاریام ده،ای بازگردانندۀ یوسف نزد یعقوب،ای برطرف کنندۀ رنج ایّوب،ای آمرزندۀ خطای داود،ای بالا برندۀ عیسی بن مریم و رهاییبخش او از دست یهود،ای پاسخدهندۀ به ندای یونس در دل تاریکیها ای برگزینندۀ موسی برای سخنگویی،ای آنکه خطای آدم را بخشید و ادریس را به رحمت خویش به جایگاه بلندی برکشید،ای آنکه نوح را از غرق شدن نجات بخشید،ای آنکه هلاک ساخت قوم عاد نخستین و قوم ثمود را و هیچکس از آنان را باقی نگذاشت،و پیش از آنها قوم نوح را هلاک نمود زیرا آنها ستمکارتر و سرکشتر بودند و نابود ساخت افترازنندگان را که در زمین فرو رفتند،ای آنکه بر قوم لوط واژگون نمود،و بر قوم شعیب عذابی دردناک فرستاد،ای آنکه ابراهیم را دوست خویش ساخت،ای آنکه موسی را همسخن خود ساخت،و محمد(درود خدا بر او و همه خاندانش)را محبوب خویش برگرفت،ای بخشندۀ حکمت به لقمان و بخشندۀ فرمانروایی به سلیمان، چنان فرمانروایی که برای احدی پس او سزاوار نیست،ای آنکه ذو القرنین را بر فرمانروایان سرکش پیروز نمود،ای آنکه به خضر زندگی جاودان عطا فرمود،و خورشید را پس از غروبش برای یوشع بن نون برگرداند،ای آنکه آرامش بخشید به قلب
مادر موسی و عفت و پاکی مریم دختر عمران را حفظ نمود،ای آنکه یحیی پسر زکریّا را از گناه پاک داشت و خشم را از موسی باز نشاند،ای آنکه زکریّا را به تولّد یحیی مژده داد،ای آنکه با فرستادن ذبح عظیم،اسماعیل را از ذبح شدن نجات داد،ای آنکه قربانی هابیل را پذیرفت،و لعنت را بر قابیل قرار داد،ای گرزدهندۀ گروهها دشمن محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)،بر محمّد و خاندان محمّد و بر همۀ فرستادگان و فرشتگان بارگاهت و بر اهل طاعتت همگان درود فرست،و از تو خواستارم هر خواهشی را که بندگان مورد خشنودیت از تو خواستهاند،و اجابت خواهش آنها حتم فرمودی،ای خدا،ای خدا،ای خدا،ای بخشنده،ای بخشنده،ای بخشنده، ای مهربان،ای مهربان،ای مهربان،ای دارای شکوه و کرامت،ای دارای شکوه و کرامت،ای دارای شکوه و کرامت،به او،به او،به او،به او،به او،به او،به او،از تو خواستارم به هر نامی که خود را به آن نامیدی،یا آن را در کتابی از کتابهایت فرو فرستادی،یا آن را در علم غیبت نزد خود نگاه داشتی،و به بندگاههای بلند عرشت،و و بهنتهای رحمت از کتاب سرنوشت خویش و به آنچه در این آیه است:«اگر همۀ درختان روی زمین قلم باشند و دریا هم مرکب شود که از پس آن هفت دریای دیگر مدوش کنند کلمات خدا تمام نمیشود،همانا خدا عزیز است»،و تو را میخوانم به نامهای نیکویت که آنها را در کتابت وصف کرده و گفتی:«و برای خدا نامهای نیکوست،پس خدا را به آنها بخوانید»،و نیز گفتی:
«مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم»،و گفتی:«هرگاه بندگانم از تو دربارۀ من بپرسند پس به یقین من به آنان نزدیکم،دعای
دعا کننده را هرگاه دعا کند پاسخ میدهم»،و گفتی:«ای بندگانم که بر خود اسراف کردید از رحمت خدا ناامید نباشید، همانا خدا همه گناهان را میآمرزد،به یقین او آمرزندۀ مهربان است»و من از تو درخواست میکنم ای خدای من و تو را میخوانم ای پروردگارم،و به تو امیدوارم ای آقایم و در اجابت دعایم به تو طمع دارم ای مولایم،آنطور که به من وعدۀ اجابت دادی،تو را خواندم،و آنگونه که به من امر فرمودی،پس با من چنان رفتار کن که سزاوار تو است ای کریم و سپاس خدای را پروردگار جهانیان و درود خدا بر محمّد و خاندانش همگان.پس خاجت خود را ذکر کن که انشا الله تعالی برآورده خواهد شد و در روایت«مهج الدعوات»است که این دعا را هرگز بدون طهارت نخوان.
سیّد ابن طاووس در کتاب«مهج الدعوات»از امیر المؤمنین علیه السّلام نقل کرده:حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله این دعا را به من تعلیم داد و امر فرمود آن را در هر حال و برای هر سختی و آسانی بخوانم و نیز آن را به جانشین خود تعلیم دهم و خواندن این دعا را ترک نگویم تا حق تعالی را ملاقات کنم و نیز فرمود:یا علی این دعا را هر صبح و هر شام بخوان زیرا که گنجی از گنجهای عرش الهی است.
ابیّ بن کعب،به پیشگاه حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله التماس کرد که آن حضرت فضیلت این دعا را بیان نماید،حضرت اندکی از ثواب بسیار آن را بیان فرمود.هرکه میخواهد به کتاب«مهج الدعوات»مراجعه نماید.متن دعا این است:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
ستایش خدا را که معبودی جز او نیست،آن فرمانروای بر حق آشکار،تدبیرگر،هستی بیآنکه او را وزیری باشد و یا با آفریدهای از بندگانش مشورت نماید،آغازی است که در وصف نگنجد و پابرجاست پس از فنای آفریدگان،
پرودگاریاش بس بزرگ است،روشنایی آسمانها و زمینها و آفرینندۀ و پدیدآورندۀ آن دو است،آسمان و زمین را بیستون آفرید،و از هم گشودشان گشودنی چشمگیر،پس آمانها به فرمان او بر پا شدند،و زمینها با کوههایشان بر فراز آب جا گرفت،سپس بلندی گرفت پروردگار ما در آسمانهای بلند،خدا بخشایندۀ بر فرمانروای یهستی چیره گشت، تنها از آن اوست آنچه در آسمانها و زمین است و هر آنچه بین آن دو و آنچه زیر خاک است،پس من شهادت میدهم که تنها تویی خدا،بالابرندهای برای آنچه بر زمین نشاندی نیست و نه زمین زنندهای برای آنچه بالا بردی و نه عزّت بخشی آن را که تو خوارش کردی،و خوارکنندهای نیست آن را که تو عزیز نمودی و بازدارندهای برای آنچه عطا کردی نیست،و نه عطا کننده ای برای آنچه دریغ کردی،و تویی خدا،معبودی جز تو نیست،تو بودی آنگاه که نه آسمانی بنا شده بود و نه زمینی گسترانیده و نه خورشیدی تابان و نه شبی تاریک و نه روزی فروزان و نه دریایی خروشان و نه کوهی استوار و نه ستارهای روان و نه ماهی تابنده و نه بادی وزان،و نه ابری پرباران،و نه برقی درخشان،و نه صاعقهای تسبیحگویان،و نه روحی دمزنان و نه پرندهای پرآن و نه آتشی فروزان و نه آبی روان بوده باشند،پیش از هر چیز بودی و همه چیز را پدید آوردی و بر هر چیز توانا بودی و همه چیز را نو آفریدی و توانگر نمودی و ناتوان ساختی و میراندی و زنده نمودی و خنداندی و گریاندی،و بر فرمانروایی هستی چیره گشتی،پس خجسته بودی،ای خدا،و بلندی گرفتی،تویی خدایی که معبودی جز تو نیست،آفرینندۀ یاری رسانی که فرمانت چیره
و علمت نافذ،و نیرنگت شگفت،و وعدهات راست،و گفتهات،حق،و داوریات دادگرانه و مخنت هدایتگر و پیامت نور و رحمتت فراگیر،و گذشتت بزرگ و بخششت بسیار،و عطایت فراوان و ریسمانت استوار،و یاریات فراهم و پناهندات عزّتمند و عذابت سخت،و نیرنگت زیرکانه است،تو ای پروردگار من آستانت جایگاه هر شکایتی است و خود حاضر در هر جماعتی و گواه هر گفتگوی نهانی،نهایت هر حاجتی،شادیبخش هر اندوهگین،توانگری هر بر بر خاکنشستهای،دژ استوار هر گریزانی،امان هر هراسانی،نگاهدار ناتوانی،گنجینۀ تهیدستانی،غمزدای غمزدگانی، پشتیبان شایستگانی،آن است خدا،پروردگار ما،معبودی جز او نیست،کفایت میکنی از بندگانت آن را که بر تو توکل کند،و تویی پناه آنکه به تو پناه آورد و به درگاهت زاری نماید،نگهدار کسی که به دامن تو چنگ زند،یار آنکه از تو یاری جوید،میآمرزی گناهان آن را که از تو آمرزش خواهد،جبّار جبّارانی،بزرگ بزرگان،سرور سروران،آقای آقایان،سرآمد مولایان،دادرس دادخواهان،گرهگشای گرفتاران،اجابت کنندۀ دعای بیچارگان،شنواترین شنوندگان،بیناترین بینندگان،داورترین داوران،سریعترین حسابرسان،مهربانترین مهربانان،بهترین آمرزندگان،برآورندۀ حاجات مؤمنان، فریادرس نیکان،تویی خدا،معبودی جز تو نیست،پروردگا جهانیان،تویی آفریدگار و من
آفریده و تویی مالک و من مملوک،و تویی پروردگار و من بنده،و تویی روزیدهنده و من روزیخوار،و تویی بخشنده و من سائل،و تویی دارای جود و من بخیل،و تویی توانمند و من ناتوان،و تویی عزّتمند و من خوار،و تویی بینیاز و من تهیدست،و تویی آقا و من بنده،و تویی آمرزنده و من بدکار،و تویی دانا و من نادان،و تویی بردبار و من شتابزده و تویی رحم کننده و من رحم شده و تویی عافیتبخش و من بلازده و تویی اجابت کننده و من ناچار و پریشان،و گواهی میدهم که تویی خدا،معبودی جز تو نیست،عطابخش بندگانی بدون درخواست ایشان، و گواهی میدهم تویی خدای یگانۀ یکتای بیهمتای بینیاز تک،و بازگشت همه به سوی تو است،خدایا بر محمّد و اهل بیت پاک و پاکیزهاش درود فرست و گناهانم را بیامرز و بر من بپوشان کاستیهایم را و از پیشگامت برای من رحمت و روزی فراوان بگشا،ای مهربانترین مهربانان،و سپاس خدا را پروردگار جهانیان، و خدا ما را بس است و چه نیکو وکیلی است و جنبش و نیرویی نیست جز به عنایت خدای والای بزرگ.
این دعا در بین دعاها از جایگاه بلندی برخوردار است و از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله روایت شده و دعایی است که جبرئیل برای آن حضرت هنگامی که در مقام ابراهیم مشغول نماز بودند آورد و کفعمی در«بلد الامین»و«مصباح»این دعا را ذکر نموده و در حاشیه آن
به فضیلت آن اشاره کرده،از جمله اینکه هر که این دعا را در«ایام البیض»[روزهای سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم]ماه رمضان بخواند گناهش آمرزیده میشود،هرچند به عدد دانههای باران و برگهای درختان و ریگهای بیابان باشد.و خواندن آن برای شفای بیمار و ادای دین و بینیازی و توانگری و رفع غم و اندوه سودمند است.و دعا این است:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
منزّهی تو ای خدا،بلندمرتبه هستی ای بخشنده،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای مهربان،بلندمرتبه هستی ای کریم،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای فرمانروا،بلندمرتبه هستی ای مالک،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای بری از هر عیب،بلندمرتبه هستی ای سلام،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای ایمنبخش، بلندمرتبه هستی ای چیره بر هستی،مار از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای عزّتمند،بلندمرتبه هستی ای جبّار،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای بزرگمنش،بلندمرتبه هستی ای بزرگمنش،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای آفریننده،بلندمرتبه هستی ای آفرینشگر،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای صورت آفرین،بلندمرتبه هستی ای تقدیر کننده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای راهنما،بلندمرتبه هستی ای ماندگار،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده منزّهی تو ای بخشایشگر،بلندمرتبه هستی ای بسیار توبهپذیر،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای گشایشگر، بنلدمرتبه،هستی ای خستگیناپذیر،ما را از آتش پناه ای پناهدهنده،منزّهی تو ای سرورم،بلندمرتبه هستی ای مولایم، ما از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای نزدیک،بلندمرتبه هستی ای نگاهبان،ما را از آتش پناه ده ای پناه هنده،
منزّهی تو ای پدید آورنده،بلندمرتبه هستی ای بازگرداننده،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای ستوده،بلندمرتبه ای دارای عظمت،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای دیرینه،بلن مرتبه هستی ای بزرگ،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای آمرزگار،بلندمرتبه هستی ای ستایشپذیر،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای گواه، بلندمرتبه هستی ای حاضر،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای مهربان،بلندمرتبه هستی ای منتّگذار،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای برانگیزنده،بلندمرتبه هستی ای میراثبر،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده منزّهی تو ای زندگیبخش،بلندمرتبه هستی ای میراننده،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای مهربان،بلندمرتبه هستی ای همراه،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده منزّهی تو ای همدم،بلندمرتبه هستی ای مونس ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای بزرگ منزلت،بلندمرتبه هستی ای زیبا،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای آگاه،بلندمرتبه،هستی ای بینا،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای عطابخش،بلندمرتبه هستی ای امان ده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای معبود،بلندمرتبه هستی ای موجود،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده منزّهی تو ای بسیار آمرزنده،بلندمرتبه هستی ای ستوده،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای یاد شده،بلندمرتبه هستی ای سپاس شده،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای بخشنده،بلندمرتبه هستی ای پناهگاه،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای زیبا،بلندمرتبه هستی ای باشکوه،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای پیش از
همه،بلندمرتبه هستی ای روزیدهنده،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای راستگو،بلندمرتبه هستی ای شکافنده،ما را از ای پناهدهنده،منزّهی تو ای شنوا،بلندمرتبه هستی ای سریع،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای بلندپایه،بلندمرتبه هستی ای نوآفرین،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای همواره در کار،بلندمرتبه هستی ای والاتر، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای قضاوت کننده،بلندمرتبه هستی ای خشنود،مار از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای چیره،بلندمرتبه هستی ای پاک،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده منزّهی تو ای دانا،بلندمرتبه هستی ای حکمران،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای پاینده،بلندمرتبه هستی ای پایدار،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای نگهدارنده،بلندمرتبه هستی ای پخش کننده،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای بینیاز، بلندمرتبه هستی ای بینیاز کننده،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای باوفا،بلندمرتبه هستی ای توانا،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای کفایت کننده،بلندمرتبه هستی ای شفابخش،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای پیشانداز،بلندمرتبه هستی ای پسانداز،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای آغاز،بلندمرتبه هستی ای انجام ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای آشکار،بلندمرتبه هستی ای نهان،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای امید،بلندمرتبه هستی ای امیدبخش،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای عطابخش،بلندمرتبه هستی ای هماره بخشایشگر، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای زنده،بلندمرتبه هستی ای به خود پاینده،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو
ای یگانه،بلندمرتبه هستی ای یکتا،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای سرور،بلندمرتبه هستی ای مقصود همه ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای توانا،بلندمرتبه هستی ای بزرگ،ما از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای ولایت مدار،بلندمرتبه هستی ای بلند پایه ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای والا،بلندمرتبه هستی ای والاتر، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای سرپرست،بلندمرتبه هستی ای مولا،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای پدیدآور،بلندمرتبه هستی ای آفرینشگر،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای فرود آور، بلندمرتبه هستی ای فرازبر،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای دادگر،بلندمرتبه هستی ای گردآور،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای عزّتبخش،بلندمرتبه هستی ای خوارساز،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای نگاهبان،بلندمرتبه هستی این نگاهبان،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای توانا،بلندمرتبه هستی ای توانمند ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای دانا،بلندمرتبه هستی ای بردبار،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای داور،بلندمرتبه هستی ای فرزانه،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای عطابخش،بلندمرتبه هستی ای بازدار، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای زیانرسان،بلندمرتبه هستی ای سودبخش،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای اجابت کننده،بلندمرتبه هستی ای حسابرس،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای دادگر،بلندمرتبه هستی ای جداییانداز،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای مهربان،بلندمرتبه هستی ای شریف،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای پروردگار،بلندمرتبه هستی ای حقیقت
پایدار،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای پرشکوه،بلندمرتبه هستی ای گانه،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای درگذرنده، بلندمرتبه هستی ای انقتام گیرنده،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای بسیار عطابخش،بلندمرتبه هستی ای عطاگستر،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای پرمهر،بلندمرتبه هستی ای نوازشگر،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده منزّهی تو ای یگانه،بلندمرتبه هستی ای بیهمتا،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای روزیبخش،بلندمرتبه هستی ای فراگیر،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای وکیل،بلندمرتبه هستی ای عدالت محض،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده منزّهی تو ای آشکار،بلندمرتبه هستی ای استوار،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای نیکو،بلندمرتبه هستی ای مهروز،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزهی تو ای راهنما،بلندمرتبه هستی ای راهبر،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای روشنایی،بلندمرتبه هستی ای روشنیبخش،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای یاری رسان، بلندمرتبه هستی ای یاور،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای بردبار،بلندمرتبه هستی ای شکیبا،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای شمارشگر،بلندمرتبه هستی ای آفرینشگر،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای پاک و منزّه،بلندمرتبه هستی ای جزادهنده،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای فریادرس،بلندمرتبه هستی ای پناه، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده،منزّهی تو ای آفریننده،بلندمرتبه هستی ای حاضر،ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای صاحب شکوه و زیبایی،بلندمرتبه هستی ای دارای جبروت و جلال،منزّهی تو،معبودی جز
جز تو نیست منزّهی تو،همانا من از ستمکاران بودم،پس دعایش را اجابت کردیم و او را از اندوه رهانیدیم و اینچنین اهل اهل ایمان را رهایی بخشیم،و درود خدا بر آقای ما محمّد و خاندان او همه و سپاس خدا را پروردگار جهانیان و خدا ما را بس است و چه نیکو وکیلی است،و جنبش و نیرویی نیست،جز به عنایت خدای والای بزرگ.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدا برپا دارندۀ عدل و داد گواهی داد که معبودی جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش نیز گواهند که معبودی جز او نیست هم او که عزّتمند و حکمتمدار است،همانا دین راستین نزد خدا اسلام است و من بندۀ ناتوان گنهکار نافرمان نیازمند ناچیز تو گواهی میدهم به نعمتدهنده و آفریننده و روزیبخش و اکرام کنندۀ خویش،چنانکه خود گواهی،داد بر یگانگی ذاتش و هم گواهی دادند فرشتگان و صاحبان دانش از بندگانش بر اینکه معبودی جز او نیست،هم او که صاحب نعمتها و احسان و کرم و بخشش است،آن توانای بیابتدا دانای بیانتها،زندۀ یکتا،موجود همیشگی،شنوای بینا،خواهان ناخواه،دریابندۀ بینیازی،که او شایستۀ این صفات است و او در پردۀ عزّ صفات خویش آنگونه است که تنها خود داند توانا بود پیش از پیدایش توانایی و نیرو،دانا بود پیش از آفریدن دانش و آفرینش،همواره پادشاه بود آنگاه که نه کشوری بود و نه مالی،و همیشه منزّه بود در همه حال،
وجودش پیش از پیش بود در آغاز محض،و بقایش بعد از بعد است بدون جابجایی و دگرگونی، توانگر است در آغاز و انجام،بینیاز است در باطن و ظاهر،در داوریاش ستمی نیست و در ارادهاش انحرافی وجود ندارد،و در تقدیرش بیدادی به چشم نمیخورد،و از حکومتش راه گریزی نیست،و از شدّت خشمش پناهگاهی وجود ندارد و از انتقامش راه نجاتی نمیباشد،رحمتش بر خشمش پیشی گرفت،آن را که بخواهد از چنگش نرهد موانع تکلیف را برطرف ساخته و توفیق را یکسان قرار داده است بین ناتوان و شریف،ممکن نمود ادای وظیفه را و راه دوری جستن از حرام را هموار ساخت،طاعت را تکلیف ننمود جز به کمتر از ظرفیت و طاقت،منزّه است او چه آشکار است کرمش و چه والاتر است مقامش،منزّه است او چه،بزرگ است عطایش و چه بزرگ است احسانش پیامبران را برانگیخت تا دادگریاش را بیان کنند و جانشینان آنان را بگماشت تا نمایان سازد عطای بیحد و فضلش را و ما را از امت سرور انبیاء و بهترین اولیاء و برترین برگزیدهها و والاترین پاکان محمّد، (درود خدا بر او و خاندانش)قرار داد،به او ایمان آوردیم و به آنچه ما را بسوی آن دعوت کرد و به قرآنی که خدا بر او نازل نمود و به جانشینش که در روز غدیر معین کرد و با گفتهاش به او اشاره نمود و فرمود:«این علی است».و شهادت میدهم که امامان نیکو کردار و جانشینان نیکوکار پس از رسول برگزیدۀ خدا،علی سرکوبگر کافران است و پس از او سرور فرزندانش حسن بن علی،سپس برادرش نوادۀ پیامبر،پیرو رضای خدا:حسین،
سپس عبادت کنندۀ علی،سپس باقر محمّ،سپس صادق جعفر،سپس کاظم موسی،سپس رضا علی سپس تقی محمّد،سپس نقی علی،سپس زکیّ عسگری حسن،سپس حجّت،جانشین بر حق،قائم منتظر مهدی،آن امیدبخشی که به بقایش دنیا باقیست،و از برکتش بندگان روزی یافتهاند و به وجودش زمین و آسمان استوار گشته است و خدا به وسیلۀ او زمین را از عدل و داد پر میکند،پس از آنکه از ستم و بیداد پر شده و شهادت میدهم که گفتار آنان حجّت،و پیروی از آنان واجب و اطاعتشان بایسته،و دوستی با آنان لازم و ختم و اقتداری به آنان نجاتبخش و مخالفتشان سرنگون کننده است،و ایشان سروران همۀ اهل بهشت و شفیعان روز جرا و امامان اهل زمین بطور یقین،و برترین جانشینان پسندیده،و شهادت میدهم که مرگ حق است و سؤال قبر و برانگیخته شدن حق و ورود خلایق به محشر و صراط و میزان،و حساب حق و کتاب و بهشت و جهنم همه و و همه بر حق است و ساعت موعود آمدنی است،هیچ تردیدی در آن نیست و اینکه خدا آنان که در قبرها هستند را برخواهد انگیخت.خدایا! بخششت امید من و کرم و رحمتت آرزوی من است،عملی که به آن سزاوار بهشت باشم ندارم و طاعتی که به آن شایستۀ خشنودی گردم در پروندهام نیست،جز اینکه یگانگی و دادگریات را باور دارم،و به احسان و فضلت دل بستم و از محبوبانت:پیامبر و خاندانش را در بارگاه تو شفیع آوردم و تو کریمترین
کریمانی و مهربانترین مهربانانی و درود خدا بر پیامبران محمّد و همه خاندانش آن پاکان و پاکیزگان و سلام بسیار او بر آنان باد،و جنبش و نیرویی نیست جز به عنایت خدای والای بزرگ،خدایا ای مهربانترین مهربانان،این یقین و استواری در دینم را به تو سپردم و تو بهترین امانتداری، چه تو خود ما را به حفظ امانتها فرمان دادی،پس این امانت مرا گاه فرارسیدن مرگم به من برگدان،به رحمتت ای مهربانترین مهربانان.مؤلف گوید:در دعاهای روایت شده چنین آمده:
خدایا من از عدیله به هنگام مرگ به تو پناه میآورم.و عدیله به هنگام مرگ یعنی عدول کردن از حق به سوی باطل به گاه جان دادن،و عدول از حق چنین است که شیطان هنگام مرگ نزد انسان حاضر میشود و او را وسوسه کرده و نسبت به باورهای دینی به شک میاندازد،تا جایی که او را از مدار ایمان بیون کند و به همین دلیل است که در دعاها از این عدول به خدا پناه برده شده.و جناب فخر المحققین رحمة اللّه چنین فرموده:هرکه میخواهد از این وسوسههای به هنگام مرگ در امان باشد، دلایل ایمان و اصول پنجگانه را با برهانهای قطعی و صفای باطن،در ضمیرش حاضر نموده و آنها را به حق تعالی بسپارد که هنگام مرگ به او بازگرداند،بدینسان که پس از اظهار عقاید بر حق بگوید:
خدایا!ای مهربانترین مهربانان همانا من این یقین و استواری دینم را به تو سپردم و تو بهترین امانتدار هستی چه تو خود ما را به حفظ امانتها فرمان دادی،پس آن را به گاه فرارسیدن مرگم به من بازگردان.
بنا بر گفته فخر المحققین رحمة اللّه خواند دعای شریف عدیله و به یاد سپردم معنای آن در ذهن برای به سلامت رستن از خطر«عدیله عند الموت»سودمند است.و امّا این دعای مذکور روایت معصوم است یا انشای علمای شیعه؟باید گفت:بنا بر گواهی عالم برجسته در علم
حدیثشناسی و بررسی کنندۀ روایات و گردآورندۀ تمام اخبار ائمه ع دانشمند زبردست و خبره و محدّث ناقد و بصیر،شیخنا الاکرم و المحدث الأعظم مولانا الحاج میرزا حسین نوری«نور الله مرقده»این دعا از معصومین نیست،چنانکه فرموده است:
دعای عدیله معروف از نوشتههای بعضی از اهل علم است و از معصومین ع روایت نشده است و در کتابهای حاملان حدیث و نقّادان روایت موجود نیست.بدان که شیخ طوسی از محمّد بن سلیمان دیلمی روایت کرده است که به محضر حضرت صادق علیه السّلام عرضه داشتم:شیعیان شما میگویند:ایمان بر دو گونه است:نخستین ایمان مستّقر و دیگر آنکه به امانت نهاده شده و از بین میرود،بنابراین دعایی را به من بیاموز که هرگاه آن را بخوانم ایمانم کامل شود و از بین نرود،ایشان فرمود پس از هر نماز واجب بگو:
خشنودم به اینکه خدا پروردگارم باشد و محمّد(درود خدا بر او و خاندانش باد)پیامبرم،و اسلام آیینم و قرآن کتابم، و کعبه قبلهام،و علی ولی و امامم،و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد و موسی بن جعفر و علی بن موسی،و محمّد بن علی و علی بن محمّد و حسن بن علی و حجة بن الحسن که درود خدا بر همۀ آنان باد پیشوایانم باشند.خدایا! خشنودم به اینکه آنان امامانم باشند،پس مرا مورد پسند و خشنودی ایشان قرار ده زیرا تو بر هر کاری توانایی.
این دعا در کتابهای بلد الامین و مصباح کفعمی آمده،از حضرت سیّد الساجدین علیه السّلام،از پدر ایشان از جدّ بزرگوارش حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله روایت شده:این دعا را جبرئیل برای آن حضرت در یکی از جنگها فرود آورد،درحالیکه زره سنگینی بر تن آن جناب بود به گونهای که سنگینی آن بدن مبارک آن حضرت را به درد آورده بود.جبرئیل عرضه داشت:یا محمّد پروردگارت به تو سلام میرساند و میفرماید:این جوشن(زره) را از تن خود بیرون کن و این دعا را بخوان که برای تو و امّتت موجب ایمنی است.سپس شرحی در فضیلت این دعا ذکر فرموده که اینجا جای
بیان تمام آن نیست ولی به برخی از آن اشاره میکنیم از جمله آنکه هرکه آن را بر کفنش بنویسد،خدا به احترام آن او را به آتش نمیافکند و و هرکه آن را در اول ماه رمضان با نیّت خالص و دلی پاک بخواند،حق تعالی بهرهمندی را روزی او میکند،و برای وی هفتاد هزار فرشته میآفریند که خدا را تسبیح و تقدیس کنند و ثوابش را برای او قرار دهند.در ادامه نیز فضیلت زیادی نقل کرده تا آنکه فرمود:هرکه آن را در ماه رمضان سه بار بخواند،خدا بدن او را بر آتش جهنم حرام میکند،و بهشت را برای او واجب میگرداند،و دو فرشته را بر او میگمارد تا او را از گناهان حفظ کنند،و در طول زندگی خود در امان خدا باشد و در پایان روایت آمده:امام حسین علیه السّلام فرمود:پدرم علی بن ابی طالب علیه السّلام به حفظ این دعا وصیّت کرد،و نیز اینکه آن را بر کفن ایشان بنیوسم و به اهل خود تعلیم دهم و آنان را به خواندنش ترغیب نمایم.
این دعا مشتمل بر هزار نام از نامهای خدا است و اسم اعظم نیز در آن است.
فقیر گوید:از این روایت دو نکته استفاده میشود،اوّل:استحباب نوشتن این دعا بر کفن چنانکه علاّمه بحر العلوم(عطر مرقده) در کتاب«الدرّة»به آن اشاره فرموده است:
شد مستحب نوشتن بر اکفانگواه بر اسلام و هم بر ایمان و هم نوشتن کتاب قرآن*و جوشن آن دعای امن و امان دوّم:استحباب خواندن این دعا در اوّل ماه رمضان،و امّا دربارۀ قرائت آن در خصوص شبهای قدر باید گفت، ذکری از آن در این روایت نیامده است ولی علاّمۀ مجلسی قدس سره روحه در کتاب«زاد المعاد»آن را در ضمن اعمال شبهای قدر ذکر نموده است و در پارهای از روایات نیز وارد شده که دعای«جوشن کبیر»را در هر یک از شبهای قدر بخوانند.و برای ما در این مقام فرمایش علاّمۀ مجلسی احلّه اللّه دار المقام کافی است.
در هر صورت این دعا مشتمل بر صد بند است،و هر بندی مشتمل بر ده نام از نامهای خداست که در آخر هر بند باید گفت:
منزّهی تو ای که معبودی جز تو نیست،فریادرس فریادرس،ما را از آتش برهان ای پروردگار و در کتاب
«بلد الامین»آمده است که در آغاز هر بند«بسم اللّه»بگوید و در آخرش:منزّهی تو ای که معبودی جز تو نیست،فریادرس فریادرس بر محّمد و خاندانش درود فرست و ما را ای پروردگار از آتش رهایی بخش،ای سرچشمۀ هیبت و کرامت،ای مهربانترین مهربانان.و آن دعا این است:به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
(1)خدایا از تو خواستارم به نامت،ای خدا،ای بخشنده،ای مهربان،ای گرامی،ای پایدار،ای بزرگ،ای دیرینه ای دانا،ای شکیفا،ای فرزانه،منزّهی تو ای که معبودی جز تو نیست، فریادرس فریادرس،ما را از آتش برهان ای پروردگار من.(2)ای سرور سروران،ای برآورندۀ دعاها،ای بلندیبخش جایگاهها،ای سرچشمۀ نیکیها،ای درگذرنده از خطاها،ای عطابخش خواستهها،ای پذیرندۀ توبهها،ای شنوندۀ نداها،ای دانای رازها،ای دور کنندۀ بلاها(3)ای بهترین آمرزگاران،ای بهترین گشایشگران ای بهترین یاوران،ای بهترین داوران،ای بهترین روزی دهان،ای بهترین وارثان،ای بهترین ستایشگران ای بهترین یادآوران،ای بهترین عطابخشان،ای بهترین نیکوکاران،(4)ای آنکه شکوه و زیبایی تنها از آن اوست ای آنکه توانایی و برازندگی تنها از آن اوست،ای آنکه فرمانروایی و شوکت تنها از آن اوست،ای آنکه اوست بزرگ و برتر،ای پدیدآورندۀ ابرهای پرباران،ای آنکه نیرومند،و پرتوان است،ای آنکه حسابرسی چالاک است،ای آنکه کیفرش سخت و شدید است،ای آنکه پاداش نیک تنها نزد اوست،ای آنکه دفرت هستی پیش روی اوست(5)
خدایا!از تو خواستارم به نامت ای پرمهر،ای بخشایشگر،ای جزادهنده،ای روشنی خرد،ای فرمانروا،ای خشنودی،ای آمرزش،ای پاک،ای پشتوانه،ای صاحب نعمت و بیان(6)ای آنکه همه در برابر عظمتش فروتن،ای آنکه همه در برابر قدرتش تسلیم،ای آنکه همه در برابر عزّتش خوار، ای آنکه همه در برابر هیبتش هراسان،ای آنکه همه از ترسش فرمانبردار،ای آنکه کوهها از بیمش شکافته،ای آنکه آسمانها به امرش بر پا،ای آنکه زمینها به اجازهاش بر جا،ای آنکه رعد به ستایشش تسبیحگو است،ای آنکه بر اهل مملکتش ستم نمیکند(7)ای درگذرنده از خطاها،ای برطرف کنندۀ بلاها،ای اوج امیدواریها،ای بسیاردهندۀ عطاها،ای بخشندۀ هدایا، ای روزیرسان آفریدهها،ای برآورندۀ آرزوها،ای شنوای گلایهها،ای برانگیزندۀ بندگان،ای بندگشای دربندان(8) ای صاحب سپاس و ستایش،ای صاحب فخر و زیبایی،ای صاحب بزرگواری و والایی،ای صاحب پیمان و وفا، ای صاحب گذشت و رضا،ای صاحب بخشش و عطاء،ای صاحب دادرسی و داوری،ای صاحب عزّت و بقا،ای صاحب کرم و بخشش،ای صاحب عطاها و نعمتها(9)خدایا از تو خواستارم به نامت ای بازدارنده،ای دور کننده،ای بردارنده،ای سازنده،ای سودبخش،ای شنوا،ای گردآورنده،ای یاریگر،ای مهرگستر،ای وسعتبخش(10)ای سازندۀ هر ساخته،ای آفرینندۀ هر آفریده،ای روزیبخش هر روزیخوار ای
دارای هر دارایی،ای غمگسار هر غمزده،ای فرجبخش هر اندوهگین،ای مهرورز بر هر مهرجو ای یاور هر بییاور،ای پردهپوش هر کاستی،ای پناه هر رانده.(11)ای توشهام در سختی،ای امیدم در ناگواری،ای همدم در وحشت،ای همرهم در غربت ای سرپرستم در نعمت،ای فریادرسم در گرفتاری،ای رهنمایم در سرگردانی،ای توانگریام در تنگدستی ای پناهم در دماندگی،ای مددرسانم در پریشانی(12)ای دانای نهانها،ای آمرزندۀ گناهان،ای پردهپوش عیبها،ای غمگسار غمها،ای دگرگونساز دلها،ای پزشک قلبها،ای روشنیبخش دلها،ای همدم جانها،ای گره گشای اندوهها،ای گشایشگر دلتنگیها (13)خدایا!از تو درخواست میکنم به نامت ای والا،ای زیبا،ای کارگشا،ای سرپرست،ای راهنما،ای پذیرا،ای گرداننده،ای عطابخش،ای درگذرنده،ای حال گردان(14)ای رهنمای رهجویان،ای مددرس مددجویان،ای فریادرس فریادکنان،ای پناه پناهندگان،ای ایمنیبخش هراسندگان،ای یاور مؤمنان،ای مهرورز بر خاک نشستگان،ای پناه عصیانگران،ای آمرزندۀ گنهگاران،ای اجابتکنندۀ دعای بیچارگان.(15)ای صاحب جود و نیکی،ای صاحب بخش و عطا،ای صاحب امن و امان،ای صاحب قدس و پاکی،ای صاحب حکمت و بیان،ای صاحب رحمت و رضوان
ای صاحب حجّت و برهان،ای صاحب عظمت و سلطان،ای صاحب مهر و ای پشتیبان،ای صاحب گذشت و غفران(16)ای آنکه پروردگار همه اوست،ای آنکه معبود همه،اوست،ای آنکه آفرینندۀ همه،اوست ای آنکه سازنده همه،اوست،ای آنکه پیش از همه بود،ای آنکه بعد از همه هست،ای آنکه از هر چیز برتر است،ای آنکه به همه چیز داناست،ای آنکه بر هر چیز توانا است،ای آنکه او همیشگی است و همه چیز رفتنی است.(17)خدایا!از تو میخواهم به نامت ای ایمنیبخش،ای چیره بر همه،ای هستیآفرین،ای دلبر،ای خردربا،ای سادگیبخش،ای توانده،ای زینتبخش،ای نمایانگر،ای پخشکن.(18)ای آنکه در فرمانرواییاش پابرجاست ای آنکه در پادشاهیاش دیرینه است،ای آنکه در شکوهش بزرگ است،ای آنکه بر بندگانش مهربان است،ای ای آنکه به هر چیز داناست،ای آنکه بر نافرمانان بردبار است،ای آنکه بر امیدواران اکرام ورزد،ای آنکه در آفرینش حکمت نماید،ای آنکه در حکمتش مهر ورزد،ای آنکه در مهرش دیرینه است.(19)ای آنکه جز به فضلش امید نیست،ای آنکه جز عفوش خواهش نشود،ای آنکه جز به نیکیاش چشم ندوزند،ای آنکه جز از دادش نهراسند،ای آنکه پایدار نماند جز فرمانرواییاش،ای آنکه جز سلطنتش سلطنتی نیست،ای آنکه رحمتش همه را فرا گرفته،ای آنکه رحمتش بر خشمش پیشی گرفته،ای آنکه دانشش همه را فرو گرفته،ای آن که هیچکس همانندش نیست.(20)ای گشایندۀ اندوه،ای برطرف کنندۀ غم،ای آمرزندۀ گناه،ای پذیرندۀ توبه،ای
آفرینندۀ آفریدگان،ای راست وعده،ای وفادار به پیمان،ای دانای راز نهان،ای شکافندۀ دانه،ای روزی دهندۀ بندگان.(21)خدایا!از تو خواستارم به نامت ای والا،ای وفادار،ای توانگر،ای امانده،ای پرمهر،ای خشنود،ای پاک،ای نمایان،ای پرتوان،ای فیضبخش.(22)ای آنکه زیبایی را پدیدار نمودی،ای آنکه زشتی را پوشاندی ای آنکه بر گناه سرزنش نکردی،ای آنکه پردهدری ننمودی،ای که گذشتت بزرگ،ای که نیکو درگذری،ای آمرزگانیت فراگیر،ای دستت به مهر گشوده،ای شنوای هر نجوی،ای سرانجام هر گلایه (23)ای دارای نعمت فراوان،ای دارای رحمت فراگیر،ای دارای بخشش آغازین،ای دارای حکمت رسا،ای دارای نیروی برازنده،ای دارای برهان قطعی،ای دارای کرامت هویدا، ای دارای عزّت پایدار،ای دارای توان استوار،ای دارای عظمت بلندپایه.(24)ای پدیدآورندۀ آسمانها ای برنهندۀ تاریکیها،ای رحم کنندۀ اشکهای ریزان،ای درگذرندۀ از لغزشها،ای پوشندۀ زشتیها،ای زندگیبخش مردگان،ای فرود آور آیات،ای دوچندان کن خوبیها،ای ناپدید کننده بدیها، ای سخت شکنجه.(25)خدایا!از تو درخواست میکنم به نامت ای صورتگر،ای سنجیدهکار،ای گرداننده،ای پاک کننده،ای روشنیبخش،ای سادهساز،ای مژدهده،ای بیمده،ای پیش آور،ای پسآور.(26)ای پروردگار خانۀ محترم،ای پرودگار ماه محترم،ای پرودگار شهر محترم،ای پروردگار رکن و مقام،ای پروردگار
مشعر الحرام،ای پروردگار مسجد الحرام،ای پروردگار حلال و حرام،ای پروردگار روشنی و تاریکی، ای پروردگار تحیّت و سلام،ای پرورندۀ نیرو در مردمان.(27)ای داورترین داوران،ای دادگرترین دادگران،ای راستگوترین راستگویان،ای پاکترین پاکان،ای بهترین آفرینندگان،ای چابکترین حسابگران،ای شنواترین شنوندگان،ای بیناترین بینندگان،ای یاورترین یاوران،ای گرامیترین گرامیان.(28)ای تکیهگاه آنکه تکیهگاه ندارد،ای پشتیبان آنکه پشتیبانی ندارد،ای اندوختۀ آنکه اندوختهای ندارد ای پناه آنکه پناهی ندارد،ای فریادرس آنکه فریادرسی ندارد،ای افتخار آنکه افتخاری ندارد،ای عزّت آنکه عزّتی ندارد ای مددرسان آنکه مددی ندارد،ای همدم آنکه همدمی ندارد،ای ایمنیبخش آنکه ایمنی ندارد(29)خدایا!از تو میخواهم به نامت ای نگهدار،ای پایدار،ای پاینده،ای مهرورز،ای سلامتیبخش،ای داور،ای دانا،ای بخشکن،ای بازگیر،ای فراخیبخش.(30)ای نگهدار آنکه از او نگهداری جوید،ای مهربان بر آنکه از او مهر جوید،ای آمرزندۀ آنکه از او آمرزش خواهد ای یاور آنکه از او یاری طلبد،ای حافظ آنکه از او حفاظت خواهد،ای اکرام کنندۀ آنکه از او اکرام خواهد،ای راهنمای آنکه از او راهنمایی جوید،ای دادرس آنکه از او دادرسی خواهد،ای مددیار آنکه از او مدد جوید،ای فریادرس آنکه از او فریادرسی خواهد(31) ای عزیزی که خوار نگردد،ای لطیفی که دستاندازی نشود،ای پایداری که خوا او را درنیابد،ای پایندهای که فنا نپذیرد،ای زندهای که نمیمیرد، ای پادشاهی که از بین نمیرود،ای همیشگی که فانی نمیشود،ای دانایی که نادانی ندارد،ای بینیازی که خوراک نخواهد،ای توانایی که ناتوان نمیگردد
(32)خدایا!از تو درخواست میکنم به نامت ای یکتا،ای یگانه،ای گواه،ای بزرگوار،ای ستایشپذیر،ای راهنما ای برانگیزنده،ای میراثبرنده،ای زیانرسان،ای سودبخش(33)ای بزرگتر از هر بزرگ،ای کریمتر از هر کریم، ای مهربانتر از هر مهربان،ای داناتر از هر دانا،ای فرزانهتر از هر فرزانه،ای دیرینه از هر دیرینه، ای بزرگتر از هر بزرگ،ای لطیفتر از هر لطیف،ای باشکوهتر از هر باشکوه،ای عزیزتر از هر عزیز.(34)ای گذشت کریمانه،ای نعمتت بزرگ،ای خیرت بسیار،ای فضلت دیرینه،ای لطفت همیشگی، ای ضنعت چشمنواز،ای گرهگشای گرفتاری،ای بردارندۀ زیان،ای پادشاه هستی،ای داور بر حق، (35)ای آنکه در پیمانش وفادار است،ای آنکه در وفاداریاش پایدار است،ای آنکه در پایداریاش والاست،ای آن که در والاییاش نزدیک است،ای آنکه در نزدیکیاش با نرمی است،ای آنکه در نرمیاش شریف است،ای آنکه در شرفش با عزّت است،ای آنکه در عزّتش بزرگ است،ای آنکه در بزرگیاش شکوهمند است،ای آنکه در شکوهش ستوده است.(36)خدایا!از تو درخواست میکنم به نامت ای بسنده،ای درمانبخش،ای وفادار،ای تندرستیده ای راهنما،ای به نیکی خوان،ای داور،ای خشنود،ای بلندمرتبه،ای ماندگار.(37)ای آنکه هر چیز برایش فروتن است،ای آنکه هر چیز از او هراسان است،ای آنکه هستی هر چیز از او است،ای آنکه هر چیز به او پدیدار است،ای آن که هر چیز به سوی او بازگشت کند،ای آنکه هر چیز از او ترسان است،ای آنکه هر چیز به او بر پاست،ای آنکه هر
چیز به سوی او دگرگون میشود،ای آنکه هر چیز به ستایش او تسبیهگو است،ای آنکه هر چیز جز جلوهاش نابود است(38) ای آنکه گریزگاهی نیست جز به بارگاهش،ای آنکه پناهی جز به درگاهش نیست،ای آنکه مقصدی جز به سوی او نیست،ای آنکه از خشمش رهای نیست جز به مهرش،ای آنکه جز به سوی او میلی نیست،ای آنکه جنبش و نیرویی نیست جز به او،ای آنکه جز از او مدد نجویند،ای آنکه جز بر او توکل نشود،ای آنکه جز به او امیدی نیست،ای آنکه جز او پرستیده نشود.(39) ای بهترین هراسانگیزان،ای بهترین شوقآفرینان،ای بهترین جویاشدگان،ای بهترین پاسخ دهان،ای بهترین قصهشدگان ای بهترین یادشدگان،ای بهترین ستودگان،ای بهترین دلبران،ای بهترین خواندگان،ای بهترین همدمان.(40)خدایا!از تو خواستارم به نامت ای آمرزگار،ای پردهپوش،ای توانا،ای چیره،ای آفریننده ای شکننده،ای شکستهبند،ای یادآور،ای بینا،ای یاور.(41)ای آنکه آفرید پس متناسب نمود،ای آنکه اندازه نهاد پس رهنمون شد ای آنکه بلا را برگیرد،ای آنکه زمزمۀ نهان را بشنود،ای آنکه غرقشدگان را برهاند،ای آنکه از نابودی رهایی بخشد،ای آنکه بیماران را شفا دهد.
ای آنکه خنداند و گریاند،ای آنکه میراند و زنده کند،ای آنکه دوگونه مرد و زن آفرید.(42) ای آنکه در خشکی و دریا راه اوست،ای آنکه در کرانههای هستی نشانههای اوست،ای آنکه در نشانههایش برهان روشن اوست،ای آنکه در مرگ آفریدگان قدرتنمایی اوست،ای آنکه در قبرها پندآموزی اوست،ای آنکه در رستاخیز فرمانروایی بیحدّ اوست،ای آنکه در حسابرسی اعمال شکوه اوست،ای آنکه در سنجش کردارها داوری اوست،ای آنکه در بهشت پاداش اوست،ای آنکه در دوزخ
کیفر اوست(43)ای آنکه هراسندگان به درگاه او گریزند،ای آنکه گنهکاران به سوی او پناه برند،ای آنکه پشیمانان آهنگ او کنند،ای آنکه پارسایان به او میل نمایند،ای آنکه سرگشتگان به او پناه برند،ای آنکه ارادتمندان به او انس گیرند،ای آنکه شیفتگان به او افتخار کنند،ای آنکه خطاکاران در عفوش طمع ورزند،ای آنکه یقینیافتگان به سوی او آرام گیرند،ای آنکه توکّلکنندگان بر او توکّل کنند.(44)خدایا!از تو درخواست میکنم به نامت ای دوستداشتنی،ای شفابخش،ای نزدیک،ای دیدهبان،ای حسابرس،ای هراسانگیز،ای پاداشده،ای اجابت کننده،ای آگاه ای بینا.(45)ای نزدیکتر از هر نزدیک،ای محبوبتر از هر محبوب،ای بیناتر از هر بینا،ای آگاهتر از هر آگاه،ای شریفتر از هر شریف،ای برتر از هر بلند،ای تواناتر از هر توانا،ای توانگرتر از هر توانگر،ای بخشندهتر از هر بخشنده،ای مهربانتر از هر مهربان (46)ای چیرۀ شکستناپذیر،ای سازندۀ ناساخته،ای آفرینندۀ ناآفریده،ای مالک ما مملوک،ای چیرۀ چیرهگیناپذیر،ای بلندیبخش بلندیناپذیر،ای نگهدار بینگهدار،ای یاری کنندۀ یاری نشده،ای گواه همیشه حاضر،ای نزدیک دوریناپذیر(47)ای روشنی نور،ای روشنیبخش نور ای آفرینندۀ نور،ای گردانندۀ نور،ای به اندازهساز نور،ای روشنی هر نور،ای روشنایی پیش از هر نور،ای روشنایی پس از هر نور،ای روشنایی بر فراز هر نور،ای نوری که همانندش نوری نیست(48)ای آنکه عطایش
چشمگیر است،ای آنکه کارش چشمنواز است،ای آنکه نوازشش پایدار است،ای آنکه نیکیاش دیرینه است،ای آنکه سخنش حق است ای آنکه وعدهاش راست است،ای آنکه گذشتش فراتر از شایستگی است،ای آنکه کیفرش داد است،ای آنکه یادش شیرین است،ای آن که عطایش همگانی است.(49)خدایا!از تو درخواست میکنم به نامت ای آسانساز،ای جداییبخش،ای دگرگونساز،ای هموار کن،ای فرود آور،ای عطابخش،ای فزونده،ای بسیاربخش،ای امانده،ای زیباییآفرین(50)ای آنکه بینده و دیده نشود،ای آنکه بیافرینده و آفریده نشود،ای آنکه راهنمایی کند و راهنمایی نشود،ای آنکه زنده کند و زندهاش نکنند،ای آنکه پرسد و پرسیده نشود،ای آنکه خوراند و خوراک نخواهد،ای آنکه پناهد دهد و پناه نجوید،ای آنکه داوری کند و بر او داوری نشود،ای آنکه فرمان دهد و فرمانش ندهند،ای آنکه نزاده،و زاده نشده،و برای او همتایی نبوده است.(51)ای که چه خوش حسابگری،ای که چه خوش طبیبی،ای که چه خوش همراهی،ای که چه خوش نزدیکی،ای که چه خوش پاسخدهی، ای که چه خوش دلبری،ای که چه خوش سرپناهی،ای که چه خوش کارگشایی،ای که چه خوش مولایی،ای که چه خوش یاوری(52)ای شادی عارفان،ای آرزوی شیفتگان،ای همدم مریدان،ای محبوب توبهکاران،ای روزیدهندۀ بیچیزان،ای امید گنهکاران،ای نور چشم عبادتکنندگان،ای گشایندۀ اندوه دلگیران،ای غمگسار غمزدگان، ای معبود گذشتگان و آیندگان.(53)خدایا!من از تو درخواست میکنم به نامت ای پروردگار ما،ای معبود ما،ای سرور ما ای مولای ما،ای یاور ما،ای نگهدار ما،ای راهنمای ما،ای مددرسان ما،ای محبوب ما،ای طبیب ما،(54)ای پروردگار
پیامبران و نیکان،ای پروردگار صدّیقان و خوبان،ای پروردگار بهشت و دوزخ،ای پروردگار خردسالان و بزرگسالان،ای پروردگار دانهها و میوهها،ای پروردگار نهرها و درختان،ای پروردگار دشتها و بیشهها،ای پروردگار خشکیها و دریاها،ای پروردگار شب و روز،ای پروردگار آشکارها و نهانها (55)ای آنکه فرمانش در هر چیز نفوذ یافته،ای آنکه دانشش به هر چیز رسیده،ای آنکه قدرتش هر چیز را دربر گرفته،ای آنکه بندگان از شمردن نعمتهایش ناتوانند،ای آنکه آفریدگان به سپاسش نرسند،ای آنکه فهمها بزرگیاش را درنیابند،ای آنکه پندارها به ژرفای هستیاش نرسند،ای آنکه بزرگی و بزرگمنشی پوشش اوست،ای که بندگان توان برگرداندن حکمش را ندارند،ای آنکه فرمانروایی جز فرمانروایی او نیست،ای آنکه عطایی جز عطای او نیست(56) ای آنکه نمونه اعلی از آن اوست،ای آنکه صفات برتر برای اوست،ای آنکه سرانجام و سرآغاز از آن اوست،ای آن که بهشت آسایش از آن اوست،ای آنکه نشانههای بزرگتر از آن اوست،ای آنکه نامهای نیکوتر از آن اوست،ای آن که فرمان و داوری از آن اوست،ای آن هوا و فضا از آن اوست،ای آنکه عرش و فرش از آن اوست،ای آنکه آسمانهای برافراشته از آن اوست.(57)خدایا!از تو میخواهم به نامت ای درگذرنده،ای آمرزنده،ای شکیبا،ای ستایشپذیر،ای مهربان،ای مهرورز،ای خواسته،ای دوست،ای پاک،ای منزّه.(58) ای آنکه بزرگیاش در آسمان است،ای آنکه نشانههایش در زمین است،ای آنکه دلایلش در هر چیز است،ای آنکه
شگفتیهایش در دریاست،ای آنکه گنجینههایش در کوههاست،ای آنکه آفرینش را آغاز کند سپس بازش گرداند،ای آنکه مۀ امور به به سوی او بازگردد،ای آنکه لطفش را در هر چیز نمایان ساخته،ای آنکه آفرینش هر چیز را نیکو پرداخته،ای آنکه توانش در آفریدگان کارگر افتاده است.(59)ای دوست آنکه دوستی ندارد،ای پزشک آنکه پزشکی ندارد،ای پاسخگوی آنکه پاسخگویی ندارد،ای یار مهربان آنکه مهربانی ندارد،ای همراه بیهمرهان،ای فریادرس آنکه فریادرسی ندارد،ای رهنمای آنکه رهنمایی ندارد،ای همدم آنکه همدمی ندارد،ای رحمکنندۀ آنکه رحمکنندهای ندارد ای همنشینی آنکه همنشینی ندارد(60)ای کفایت کنندۀ هرکه از او کفایت خواهد،ای راهنمای هرکه از او راهنمایی جوید، ای نگاهبان هرکه از او نگاهبانی خواهد،ای رعایت کنندۀ هرکه از او رعایت خواهد،ای شفادهندۀ هرکه از او شفا طلبد،ای داور هرکه از او داوری خواهد،ای بینیاز کنندۀ هرکه از او بینیازی جوید،ای وفادار به هر که از او وفا جوید،ای نیروبخش هرکه از او نیرو خواهد،ای سرپرست هرکه از او سرپرستی خواهد.(61)خدایا!از تو میخواهم به نامت ای آفریننده،ای روزیدهنده،ای گویا،ای راستگو ای شکافنده،ای جدا کننده،ای گشاینده،ای پیونددهنده،ای پیشی گیرنده،ای بلند جایگاه.(62)ای آنکه شب و روز را دگرگون سازد،ای آنکه تاریکیها و روشناییها را قرار داد،ای آنکه سایه خنک و گرما را آفرید،ای آنکه خورشید و ماه را مسّخر ساخت،ای آنکه خیر و شر را مقدّر نمود،ای آنکه مرگ و زندگی را آفرید،ای آنکه خلق و امر از آن اوست، ای آنکه همسر و فرزندی نگرفت،ای آنکه در فرمانروایی شریکی برایش نیست،ای آنکه از روی خواری
سرپرستی نخواهد.(63)ای آنکه خواهش خواهشمندان را میداند،ای آنکه از نهاد خاموشان آگاه است،ای آنکه نالۀ درماندگان را میشنود،ای آنکه گریۀ هراسیدگان را میبیند،ای آنکه نیازهای نیازمندان به دست اوست،ای آن بهانۀ توبهکاران را میپذیرد،ای آنکه عمل تبهکاران را صلاح نبخشد،ای آنکه پاداش نیکوکاران را تباه نکند،ای آنکه از دل عارفان دور نباشد ای بخشندهترین بخشندگان.(64)ای همیشه ماندگار،ای شنوندۀ دعا، ای گستردۀ عطا،ای آمرزنده خطا،ای پدید آورندۀ آسمان،ای نیک آزمون،ای نیکو ستایش،ای دیرینه بر فراز،ای بسیار وفادار،ای شریف پاداش.(65)خدایا!از تو میخواهم به نامت ای پردهپوش ای آمرزگار،ای چیره،ای جاهمند،ای بس شکیبا،ای نیکبخش،ای برگزیده،ای گشاینده،ای روحبخش،ای راحتیبخش(66) ای آنکه مرا آفرید و بیاراست،ای آنکه مرا روزی داد و پرورید،ای آنکه به من خورانید و نوشانید،ای آنکه مرا نزدیک نمود و به کنار خویش برد،ای آنکه مرا نگاه داشت و کفایت نمود،ای آنکه مرا حفظ کرد و حمایت نمود،ای آنکه به من عزّت بخشید و بینیازم ساخت،ای آنکه توفیقم داد و راهنمایی کرد،ای آنکه همدمم شد و جایم داد،ای آنکه مرا بمیراند و زنده کند.(67)ای آنکه حق را با کلماتش استوار و برجا کند،ای آنکه توبه را از بندگانش بپذیرد،ای آنکه میان انسان و دلش قرار گیرد،ای آنکه شفاعت جز با اجازهاش سود نبخشد،ای آنکه به گمراهشدگان راهش داناتر است،ای آنکه حکمش دگرگونی نپذیرد،ای آنکه رأیش را بازگردانندهای نیست،ای آنکه هر چیز فرمانش را گردن نهد،ای آنکه آسمانها به دست قدرتش پیچیده گشته،ای
آنکه بادها را مژدهدهندۀ رحمتش فرستد.(68)ای آنکه زمین را بستر زندگی قرار داد،ای آنکه کوهها را میخهای زمین نهاد،ای آنکه خورشیدی را چراغ جهانش کرد،ای آنکه ماه را تابان ساخت،ای آنکه شب را جامۀ آرامش گرداند،ای آنکه روز را مایۀ روزی قرار داد،ای آنکه خواب را وسیلۀ آرامش ساخت،ای آنکه آسمان را بنا نهاد،ای آنکه از هر چیز گونههای مختلف قرار داد،ای آنکه آتش را کمینگاه قرار داد.(69)خدایا!از تو میخواهم به نامت ای شنوا، ای همیار،ای بلندپایه،ای فرازمند،ای شبتابنده،ای نوآفرین،ای بزرگ،ای توانا،ای آگاه،ای پناهده(70) ای زندۀ پیش از هر زنده،ای زندۀ پس از هر زنده،ای زندهای که مانند او زندهای نیست،ای زندهای که هیچ زندهای شریک او نیست،ای زندهای که به زندهای نیاز ندارد،ای زندهای که همۀ زندگان را میمیراند،ای زندهای که به زندهها روزی میدهد،ای زندهای که زندگی را از زندهای دیگر به ارث نبرده،ای زندهای که مردگان را زنده میکند،ای زنده ای به خود پایندهای که او را چرت و خواب درنگیرد.(71)ای آنکه یادی دارد فراموشنشدنی،ای آنکه نوری دارد خاموشنشدنی،ای آنکه عطایایی بخشیده ناشمردنی،ای آن فرمانرواییاش بیزوال است،ای آنکه ستایشش بیآمار است،ای آنکه شکوهش چگونگی نپذیرد،ای آنکه کمالی دارد درک ناشدنی،ای آنکه داوریاش بازگشت ناپذیر است،ای آنکه صفاتی دارد دگرگونپاپذیر ای آنکه جلوههایی دارد غیر قابل تغییر.(72)ای پروردگار جهانیان،ای مالک روز جزا،ای مقصود جویندگان ای پشت و پناه پناهندگان،ای دریابندۀ فراریان،ای آنکه شکیبایان را دوست دارد،ای آنکه توبهکنندگان را دوست دارد
ای آنکه پاکیزگان را دوست دارد،ای آنکه نیکوکاران را دوست دارد،ای آنکه اوست داناتر به راهیافتگان(73)خدایا!از تو خواستارم به نامت ای مهربان،ای همراه،ای نگهدار،ای فراگیر،ای روزیبخش،ای فریادرس،ای عزّتبخش،ای خوارکن،ای آغازگر، ای برگرداننده.(74)ای آنکه یکتاست و ضدّ ندارد،ای آنکه یگانه است و بیمانند،ای آنکه بینیاز و کاستی است، ای آنکه بیهمتای بودن و چگونگی است،ای آنکه داوری دادگر است،ای آنکه پروردگاری بیوزیر است،ای آنکه عزّتمندی بیخواری است،ای آنکه توانگری بینیاز است،ای آنکه پادشاهی عزلناپذیر است،ای آنکه اوصافش بیمانند است.(75)ای آنکه ذکرش برای ذاکران شرف است،ای آنکه شکرش برای شاکران رستگاری است،ای آنکه ستایشش برای ستایشگران عزّت است،ای آنکه طاعتش برای مطعیان مایۀ نجات است،ای آنکه درگاهش گشوده است به روی جویندگان،ای آن که راهش برای توبهکاران هموار است،ای آنکه نشانههایش برای بینندگان لیل قاطع است،ای آنکه کتابش برای پرواپیشگان مایۀ پند و یادآوری است،ای آنکه روزیاش همۀ مطیعان و گنهکاران را فراگیرد،ای آنکه رحمتش به نیکوکاران نزدیک است.(76) ای آنکه نامش خجسته است،ای آنکه عنایتش بس بلند است،ای آنکه معبودی جز او نیست،ای آنکه ستایشش والا است،ای آنکه نامهایش مقدس است،ای آنکه هستیاش پایدار است،ای آنکه بزرگی جلوۀ زیبایی اوست،ای آنکه بزرگمنشی پوشش اوست،ای آنکه عطاهایش در شمار نیاید،ای آنکه نعمتهایش شمرده نشود.(77)خدایا!از تو میخواهم به نامت ای مددرسان،ای امین،ای آشکار ای استوار،ای ارجمند،ای راهنما،ای ستوده،ای بزرگوار،ای سختگیر(گنهکاران)،ای گواه.(78)ای صاحب عرش
پرشکوه،ای صاحب سخن استوار،ای صاحب کردکار برازنده،ای صاحب کوبش سخت،ای صاحب نوید و و تهدید،ای آنکه سرپرست ستوده است،ای آنکه به نیکی انجام دهد آنچه را خواهد،ای آنکه نزدیک دوریناپذیر است،ای آنکه بر هر چیز گواه است،ای آنکه بر بندگان ستمکار نیست.(79)ای آنکه شریک و وزیری ندارد،ای آنکه مثل و مانندی ندارد،ای آفرینندۀ خورشید و ماه تابان،ای بینیاز کنندۀ درماندۀ تهیدست، ای روزیدهندۀ کودک خردسال،ای مهرورز بر پیر بزرگسال،ای پیونددهندۀ استخوان شکسته،ای پناه ترسان پناهجو،ای آنکه بر بندگانش آگاه و بیناست،ای آنکه بر هر چیز تواناست.(80)ای صاحب جود و بخشش ای صاحب فضل و کرم،ای آفرینندۀ لوح و قلم،ای پدیدآورندۀ موران و مردمان،ای صاحب عذاب و انتقام ای الهامبخش عرب و عجم،ای بردارندۀ زیان و درد،ای دانای رازها و قصدها،ای پروردگار کعبه و حرم،ای آفرینندۀ هر چیز از نیستی.(81)خدایا!از تو خواستارم به نامت ای کردگار،ای هستیبخش،ای پذیرنده،ای برازنده،ای جدا،ای پیونددهنده،ای دادگر،ای چیره،ای جویا،ای بخشنده، (82)ای آنکه به کرمش بخشید،ای آنکه به جودش گرامی داشت،ای آنکه به لطفش کرم ورزید،ای آنکه به نیرویش عزّت یافت، ای آنکه به حکمتش سامان داد،ای آنکه به تدبیر خود حکم کرد،ای آنکه با علم خود تدبیر کرد،ای آنکه با بردباریاش درگذرد،ای آنکه به تدبیر خود در عین برتریاش نزدیک است،ای آنکه در عین نزدیکیاش برتر است.(83)ای آنکه هرچه خواهد آفریند،ای آنکه هرچه بخواهد بکند،ای آنکه هرکه را بخواهد
راهنمایی کند،ای آنکه هرکه را بخواهد گمراه سازد،ای آنکه هرکه را بخواهد عذاب کند،ای آنکه هرکه را بخواهد بیامرزد،ای آنکه هرکه را بخواهد عزّت بخشد،ای آنکه هرکه را بخواهد خوار گرداند،ای آنکه در رحم مادران هرچه خواهد صورت بخشد،ای آنکه هرکه را بخواهد به رحمتش مخصوص گرداند.(84)ای آنکه همسر و فرزندی نگرفت،ای آنکه برای هر چیز اندازه نهاد،ای آنکه در حکمش کسی را شریک نساخت،ای آنکه فرشتگان را فرستادگان خویش قرار داد،ای آنکه در آسمانها برجهایی گذارد، ای آنکه زمین را زیستگاه شایسته نمود،ای آنکه آدمی را از آب آفرید،ای آنکه برای هر چیز سرانجامی قرار داد،ای آنکه با علم خویش هر چیز را دربر گرفته است،ای آنکه تعداد هر چیز را شماره نموده است.(85)خدایا!از تو درخواست میکنم به نامت ای آغاز،ای انجام،ای آشکار،ای نهان،ای نیکوکار،ای حق،ای یگانه،ای یکتا،ای بینیاز،ای همیشگی.(86)ای بهترین شناخته شدهای که شناخته شده،ای برترین معبودی که عبادت شده،ای والاترین ثناپذیری که سپاس شده،ای عزیزترین یاد شدهای که یاد شده ای برترین ستودهای که ستایش شده،ای دیرینهترین موجودی که خواسته شده،ای بلندترین وصف شدهای که به وصف آمده،ای بزرگترین مقصودی که قصد شده،ای گرامیترین پرسیدهای که پرسش شده،ای شریفترین محبوبی که دانسته شده.(87)ای محبوب گریهکنندگان،ای سرور توکّلکنندگان،ای راهنمای گمراهان،ای سرپرست مؤمنان،ای همدم ذاکران،ای پناه جان سوختگان ای رهاییبخش راستگویان،ای تواناترین توانایان،ای داناترین دانایان،ای پرستیدۀ همه آفریدگان.(88)ای آنکه فراتر رفت و چیره گشت،ای آنکه دارا گشت و توان یافت،ای آنکه نهان شد و آگاهی یافت،ای آنکه پرستش شد و ارج نهاد،ای آنکه نافرمانی
شد و آمرزید،ای آنکه اندیشهها او را فرا نگیرد،ای آنکه دیدهای او را در نیابد،ای آنکه اثری بر او پوشیده نماند،ای روزیدهندۀ آدمیان،ای اندازه دهندۀ هر انداه.(89)خدایا!از تو درخواست میکنم به نامت ای نگهدار،ای آفریننده،ای پدید آورنده،ای بسیار بخشنده، ای گشایشگر،ای فراخیبخش،ای برگیرندۀ زیان،ای ضمانتکننده،ای فرمانده،ای بازدارنده.(90)ای آنکه جز او غیب نداند،ای آنکه برنگرداند بدی را جز او،ای آنکه آفریدگان را جز او نیافریند،ای آنکه گناه را جز او نیامرزد،ای آنکه نعمت را جز او کامل نکند،ای آنکه دلها را جز او دگرگون نکند،ای آنکه کارها را جز او تدبیر ننماید،ای آنکه باران را جز او فرو نبارد،ای آنکه روزی را جز او نگستراند،ای آنکه مردگان را جز او زنده نسازد.(91)ای یاور ضعیفان،ای همراه غریبان،ای یار دوستان،ای چیره بر دشمنان ای بالا برندۀ آسمان،ای مونس برگزیدگان،ای محبوب پروا پیشگان،ای گنجینۀ تهیدستان،ای معبود توانگران ای کریمترین کریمان.(92)ای کفایتکنندۀ از هر چیز،ای پایندۀ بر هر چیز،ای آنکه چیزی مانند او نیست،ای آنکه چیزی بر فرمانرواییاش نیفزاید،ای آنکه چیزی بر او پوشیده نیست،ای آنکه چیزی از خزانههایش نکاهد،ای آنکه مانندش کسی نیست،ای آنکه چیزی از علمش پنهان نماند،ای آنکه به همه چیز آگاه است، ای آنکه همه رحمتش همه چیز را فرا گرفته است.(93)خدایا!از تو درخواست میکنم به نامت ای اکرام کننده،ای روزیبخش ای نعمتدهنده،ای عطابخش،ای بینیازکننده،ای ذخیرهگذار،ای نابودکننده،ای زندهساز،ای خشنودکننده،ای رهاییبخش.(94)ای آغاز
و انجام هر چیز،ای پرستیده و دارندۀ هر چیز،ای پروردگار و سازندۀ هر چیز،ای آفریننده و برآورندۀ هر چیز،ای گیرنده و گشایندۀ هر چیز،ای آغاز کنندۀ هر چیز،ای پدیدآورنده و اندازهبخش هر چیز،ای هستیبخش و جنبانندۀ هر چیز،ای زندهکننده و میرانندۀ هر چیز،ای آفریننده و میراث بر هر چیز (95)ای بهترین یادکننده و یادشده،ای بهترین ثناپذیر و ثناشده،ای هبترین ستاینده و ستوده،ای بهترین گواه و گواهپذیر،ای بهترین خواهنده و خواندهشده،ای بهترین پاسخدهنده و پاسخ داده شده،ای بهترین یار و همدم، ای بهترین همراه و همنشین،ای بهترین سویه و آهنگ،ای بهترین دوستدار و دوستیپذیر.(96) ای آنکه به خواهندهاش پاسخ گوید،ای آنکه برای فرمانبرش دوست است،ای آنکه به دوستدارش نزدیک است، ای آنکه برای کسی که از او نگهداری طلبد دیدهبان است،ای آنکه به هرکه به او امید بندد کریم است،ای آنکه هرکه از او نافرمانی کند بردبار است،ای ان که در بزرگیاش مهربان است،ای آنکه در فرزانگی بزرگ است،ای آنکه در نیکیاش دیرینه است،ای آنکه به هر که او را خواهد دانا است.(97)خدایا!از تو درخواست میکنم به نامت ای سببساز،ای شوقآفرین،ای برگرداننده،ای پیگیر،ای سامانبخش،ای هراسآور،ای برحذردار،ای یادآور،ای تسخیرگر،ای دگرگونساز(98)ای آنکه علمش پیش است،ای آنکه وعدهاش راست است،ای آنکه لطفش آشکار است،ای آنکه فرمانش چیره است،ای آنکه کتابش استوار است.
ای آنکه حکمش شدنی است،ای آنکه قرآنش باشکوه است،ای آنکه فرمانرواییاش دیرین است،ای آنکه بخشش فراگیر است،ای آنکه پایگاهش
بس بزرگ است.(99)ای آنکه شنیدنی از شنیدن دیگر بازش ندارد،ای آنکه کاری از کار دیگر منعش نکند،ای آنکه گفتاری از گفتار دیگر سرگرمش نکند،ای آنکه درخواستی از درخواست دیگر او را به اشتباه نیافکند،ای آنکه چیزی از چیز دیگر پردهاش نشود، ای آنکه اصرار اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد،ای آنکه آرمان واپسین جویندگان است،ای آنکه نهایت همّت عارفان است،ای آنکه پایان جستجوی جویندگان است،ای آنکه غباری در سراسر هستی بر او پوشیده نیست.(100) ای بردباری که شتاب نکند،ای بخشندهای که بخل نورزد،ای راستگویی که تخلّف نکند،ای عطاکنندهای که خستگی نپذیرد،ای چیرهای که شکستناپذیر است،ای بزرگی که به وصف در نیاید،ای دادگری که ستم ننماید،ای توانگری که نیازمند نشود،ای بزرگی که کوچک نگردد،ای نگهداری که غفلت ننماید.منزّهی تو ای که معبودی جز تو نیست،فریادرس،فریادرس،ما را از آتش رهایی بخش پروردگارا
این دعا در کتابهای معتبر به شرحی گستردهتر از شرح جوشن کبیر نقل شده،و کفعمی در حاشیه کتاب بلد الامین فرموده که این دعا دعایی است بس بلند و پر ارج و هنگامی که هادی عبّاسی کشتن حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام را قصد کرد آن حضرت این دعا را خواند در نتیجه جدّش رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله را در خواب دید که به ایشان فرمود:حق تعالی دشمن تو را هلاک خواهد کرد.
این دعا در کتاب مهج الدعوات سیّد ابن طاووس نیز نقل شده ولی بین نسخه کفعمی و سیّد اختلاف وجود دارد که ما آن را موافق کتاب بلد الامین نقل میکنیم.و آن دعا این است:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است خدایا چه بسیار دشمنی که شمشیر دشمنیاش را به روی من کشید،و لبه تیغش را بر من تیز کرد،و باریک نمود دم برندۀ اسلحهاش را و زهرهای کشندهاش را برای من درهم آمیخت و تیرهای بیخطایش را به سوی من نشانه گرفت و چشم نگهبانش از من به به خواب نرفت و نهانی بر آن است تا مرا در معرض امور ناخوشایند قرار دهد،و به من بچشاند زهر جگر سوزش را،خدایا به ناتوانی من نگریستی که تاب حوادث بزرگ را ندارم،و در درماندگیام را از انتقام گرفتن از ان با ستیزهجوییاش قصد من کرده دیدی،و تنهاییام را در برابر بسیاری از آنان که آزار مرا اراده نمودهاند،و در کمین من نشستند مشاهده کردی و در آنچه که اندیشهام را علیه آنان برای مقابله به مثل بکار نگرفتم،پس مرا به نیرویت تأیید کردی و پشتم را با یاریت محکم نمودی،و تیغ او را به نفع من کند کردی،و او را پس از جمعآوری نفرات و تجهیزاتش خوار نمودی،و مقام و جایگاه مرا بر او برتری دادی،و آنچه را از نیرنگهایش به جانب من هدف گرفته بود به سوی خودش بازگردانی و علیه او به کار بستی،ولی عطش کینهاش فرو ننشست،و سوزش دل برامده از خشمش سرد نشد درحالیکه از غیضش بر من انگشت به دندان گزید و پشت کرده پا به فرار نهاد و سپاه و نفراتش تارومار شد،پس تو را سپاس ای پروردگار از تواناییات که شکست نپذیرد،و بردباریات که شتاب نپذیرد،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا در برابر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار ده،خدایا چه بسیار متجاوزی که با نیرنگهایش به من ستم کرد،و دامهای شکارگیرش را در راهم نهاد،و توجه جستجوگرانهاش را بر من گماشت،و در کمین من نشست همچون کمین گذاردن درندهای برای شکار خویش برای به دست آوردن فرصت مناسب درحالیکه
درحالیکه خوشرویی چاپلوسانه نشان داده و به سختی گشادهرویی مینمود پس چون حیلهگری نهادش،و زشتی پندار نهفتهاش را آن هم بر زیان همکیشش مشاهده نمودی درحالیکه سپیده میکرد به امید آنکه در ستمش بر من هجوم آورد پس تو او را سرنگون ساختی و ریشهاش را از بیخ و بن برکندی،و او را در چاهی که برای من کنده بود و در ژرفای گودالش در انداختی،و گونهاش را همپای خاک پایش قرار دادی،و او را به تن و روزیاش سرگرم کردی،و او را با سنگ خودش زدی،و با زه کمان خودش خفهاش نمودی و با سر نیزههای خودش هلاک کردی و به رو به خاک مذلّت انداختی،و حیلهاش را به گردنش برگرداندی و به بند پشیمانی گرفتارش کردی، و به سبب حسرتش به باد فنایش دادی،ازاینرو پس از کبر و نخوتش خوار و کوچک گشت،و به دنبال گردن فرازیاش خوار و کوبیده شد،و در بند دامی که روز گردنکشیاش آرزو داشت مرا در میان آن ببیند اسیر شد،و چه نزدیک بود پروردگارا اگر رحمتت نبود بر من فرود آید،آنچه که دامن زندگی او را فرا گرفت،پس تو را سپاس پروردگارا که توانای شکست ناپذیری،و بردبار بدون شتابی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده،خدایا چه بسیار حسودی که از روی حسرت برافروخته گشت و دشمنی که بسبب خشمش به سختی اندوهناک شد،و مرا با نیش زبانش آزرده ساخت و مژگانش را چون نیزهای به بدنم فرو برد،و مرا هدف تیرهای سرزنش نمود،و کاستیهایی را به گردنم انداخت که در خود اوست،پروردگارا پناهجویانه تو را خواندم،درحالیکه اطمینان به سرعت اجابت تو داشتم،توکّلکنان به آنچه همواره از خوبی دفاعت میدانستم،با آگاهی به اینکه هرکه
رخت به سایه حمایتت کشد مورد آزار واقع نگردد،و کسی که به قلعه مددجویی تو پناه آورد هرگز حوادث روزگار او را درهم نکوبد،پس به قدرتت مرا از آزار او حفظ کردی،پس تو را سپاس ای پروردگار که توانای شکستناپذیری و بردباری که هرگز شتاب نکنی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده،خدایا چه بسیار ابرهای ناملایمات که از فضای زندگیام زدودی،و آسمان نعمتی که بر من باراندی و نهرهای کرامتی که به سوی من روان ساختی،و چشمههای حوادثی که محو نمودی و نهال رحمتی که گستردی و زره عافیتی که بر من پوشاندی،و گردابهای گرفتاری که برطرف کردی،و امور جاریهای که مقدّر فرمودی،آنگاه که این امور را خواستی درماندهایت نکردند و هر زمان که آنها را اراده فرمودی از فرمانبرداری خودداری ننمودند،پس تو را سپاس ای پروردگار که توانای شکستناپذیری و بردباری که شتاب نورزی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا به نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده،خدایا چه بسیار گمان نیکی که جامۀ عمل پوشاندی و شکست نداری را که جبران نمودی،و بیچیزی توانفرسایی که از من گرداندی و سقوط هلاکتباری که بلندم کردی،و دشواری که آسان نمودی تو بازخواست نشوی از آنچه انجام میدهی و دیگران بازخواست شوند،و از آنچه خرج میکنی چیزی کاسته نشود،هر آینه از تو درخواست شد حالی عطا کردی و درخواست نشد پس آغاز در عطا و او پیشگاه فضلت درخواست احسان شد و تو منع ننمودی و ابا نمودی مگر از نعمتبخشی و اصرار بر رساندن عطا و فزونبخشی و احسان ای پروردگار و من خودداری نمودم مگر از شکستن احترام محرّماتت،و جسارت بر
گناهانت،و تجاوز از قوانینت،و غفلت از تهدیدت،و فرمانبری از دشمنم و دشمنت، ای معبودم و یاورم کوتاهیام در سپاسگزاریات تو را از تمام کردن احسانت بر من باز نداشت،و این چشمپوشی و بزرگواری مرا از انجام کارهای مورد خشمت مانع نشد.خدایا این است جایگاه بنده خواری که برای تو به یگانگی اقرار کرد، و برای خویش به کوتاهی در ادای حق تو،و گواهی داد برای تو به کمال نعمتت بر او و شیوه زیبا و دلنشینت نزد او احسانت بر او،پس به من ببخش ای خدای من و سرور من از فضلت آنچه را که در راه رسیدن به رحمتت میخواهم تا نردبانش قرار دهم که از آن به سوی خشنودیت،بالا روم،و با آن از خشمت امان یابم، به حق عزّت و عطای همیشگیات و به حق پیامبرت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)،پس تو را سپاس ای پروردگار که توانای شکستناپذیری،و بردباری که شتاب نورزی،درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده.خدایا چه بسیار بندهای که شامگاهان و صبحگاهان نمود در سختی مرگ و به شدت و تنگی نفسزنان،و با نگاه به آنچه که بدنها از دیدنش میلرزد،و دلها از آن بیتاب میشود و من از همۀ اینها در عافیت و سلامتی هستم،پس تو را سپاس ای پروردگار که توانای شکستناپذیری،و بردباری که شتاب نورزی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده خدای من چه بسا بندهای که به شامگاهان و صبحگاهان در آمد بیمار و دردمند،در ناله و فریاد،در اندوهش به
خود میپیچد و راه گریزی نمییافت و خوردنی و نوشیدنی گوارایی نمیخورد،و من در تندرستی و سلامت زندگی هستم،همۀ اینها از توست،پس تو را سپاس ای پروردگار توانای شکستناپذیر،و بردباری که شتاب نورزی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده.خدایا چه بسیار بندهای که به شامگاهان و صبحگاهان درآمد ترسان و هراسان،پریشان و اندیشناک،فراری و رانده شده،خرابهنشین در تنگنا و مخفیگاهی از مخفیگاهها که زمین با فراخیاش بر او تنگ شد چاره و راه نجات و پناهگاهی نمییابد،و من از همۀ اینها در امنیت و آرامش و سلامت کاملم، پس تو را سپاس ای پروردگار توانمند شکستناپذیر،و بردباری که شتاب نورزی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده،خدای من و آقای من و چه بسیار بندهای که به شامگاه و بامداد درآمد بسته به زنجیر،پیچیده در آهن آن هم به دست دشمنانش که به او رحم نورزند،دور مانده از زن و فرزند،بریده از برادران و شهر خویش،هر لحظه انتظار دارد که چگونه کشته خواهد شد،و چگونه اعضایش بریده خواهد گشت،و من از همۀ اینها در سلامت کاملم،پس تو را سپاس ای پروردگار توانای شکست ناپذیر و بردباری که شتاب نورزی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا از شاکران، و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده،خدای من و چه بسیار بندهای که به شامگاه صبحگاه درآمد،درحالیکه سختی جنگ و پیکار
را با جانش تحمّل میکند،و دشمنان از هر جانب او را با شمشیرها و نیزهها و ابزار جنگ در محاصره آوردهاند، در میان آهن تلاش میکند،نهایت کوشش را بکار گرفته،راه چارهای نمییابد،و گریزگاهی نمییابند،از سختی جراحات بیمار شده،یا در خون خویش زیر سمها و لگدها غلطان گشته،جرعهآبی را آرزو میکند،یا یک نگاه به اهل و فرزندش را تمّنا مینماید،امّا توانی بر آن را ندارد،و من از همۀ اینها در سلامت کاملم،تو را پس سپاس ای پروردگار توانای شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده.خدای من و چه بسیار بندهای که به شامگاه و صبحگاه درآید،در تاریکیهای دریاها و تندبادها و در دل هراسها و امواج در حالی انتظار غرق شدن و هلاکت را میکشد و توان چارهاندیشی ندارد،یا گرفتار صاعقه یا آوار یا آتشسوزی یا گلوگیر شدن لقمه یا فرو رفتن در زمین یا مسخ شدن یا اتّهام به امر نامشروع است و من از همۀ اینها در سلامت کاملم،پس تو را سپاس ای پروردگار توانای شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار ده.خدای من چه بسیار بندهای که به شامگاه و بامداد در حال مسافرت و دوری از همسر و و فرزند،سرگردان در بیشههای خشک،سرگشته در میان حیوانات وحشی و چهارپایان و حشرات آن هم بییاور و تنها،چارهای نمییابد،و به راهی رهنمون نمیگردد،یا در آزار است از سرمایی سرد یا گرمایی سوزان،یا دچار
گرسنگی یا برهنگی یا غیر اینها از سختیها و گرفتاریهایی که من از آنها در امانم و در سلامتی کامل از همۀ اینها بسر میبرم،پس تو را سپاس ای پروردگار توانای شکستناپذیر،و بردباری که شتاب نورزی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده.خدای من و آقای من و چه بسیار بندهای که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالیکه تهیدست،بیچیز،عریان،نیازمند،پریشان،دچار هجران،گرسنه،تشنه است و انتظار میبرد که چه کسی به او احسان میکند،یا چه بسا بندۀ آبرومندی که نزد تو از من آبرومندتر و عبادتش برای تو بیشتر است، و درعینحال دچار غل و زنجیر و اسیر دست ستمگر است،بار سنگینی از خستگی و رنج و سختی بیگاری و دشواری بردگی و پرداخت وجه سنگین به اربابش بر او تحمیل شده است،یا شخصی که به بلای سختی گرفتار آمده و توان ایستادگی در برابر آن را جز به فضل تو ندارد،اما من مورد احترام دیگران، و در نعمت و تندرستیام،و گرامیام داشتهاند،از آنچه آن درمانده به آن گرفتار است در سلامت کاملم،پس تو را سپاس بر تمام این الطافی که به من بخشیدی ای توانای شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از شاکران،و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده.خدای من و آقای من و چه بسیار بندهای که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالیکه علیل، دردمند،بیمار است و در بستر بیماری و لباس ناخوشی افتاده،و از درد به راست و چپ میغلطد و چیزی از لذّت خوراکی و آشامیدنی را درک نمیکند،با حسرت به خود مینگرد ولی بر دفع زیان و جلب نفعی توان ندارد، و من در سایۀ جود و کرمت از همۀ اینها در آرامش هستم،پس معبودی جز تو نیست،که توانای شکستناپذیر
بردباری که شتاب نورزی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا از عبادتکنندگان قرار بده،و بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده،و به من مهر ورز به حق رحمتت ای مهربانترین مهربانان.
مولایم و سرورم،و چه بسا بندهای که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالیکه به مرگ نزدیک شده،و فرشتۀ مرگ در میان یارانش او را محاصره کرده است،در جستجوی درمانی برای سختیهای جان دادن و گردابهای آن است،چشمانش به راست و چپ میچرخد،به محبوبان و دوستان و یاران صمیمیاش مینگرد،از گفتار بازداشته،و از خطاب محروم گشته و از روی حسرت بر خود مینگرد،بر دفع زیان و جلب سودی توان ندارد،و من از همۀ اینها به جود و کرمت در آرامش هستم،پس معبودی جز تو نیست،پاکی تو که توانای شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده،و به حق مهرت بر من مهر ورز ای مهربانترین مهربانان.خدای من و آقای من،چه بسیار بندهای که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالیکه در تنگناهای زندانها و محبسها و با ناراحتی و خواری و در غل و زنجیر به سر میبرد،و زندانبانها و دژخیمان او را دست به دست میگردانند.
پس نمیداند با او چگونه رفتار خواهد شد،و چگونه اعضایش بریده خواهد گشت،پس او در زندگانی در بدحالی سخت است،و در نهایت تنگی و سختی است،با حسرت به خود مینگرد،بر دفع زیان و جلب سودی توان ندارد،و من به جود و کرمت از همۀ اینها در امان هستم،پس معبودی جز تو نیست،پاکی تو که توانای شکستناپذیر،و
بردباری که شتاب نورزی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا از عبادتکنندگان خویش،و بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده و به حق مهرت بر من مهر آر ای مهربانترین مهربانان،آقای من و مولای من،چه بسیار بندهای که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالیکه سرنوشتش با سختی گره خورده،و گرفتاری او را محاصره کرده، و از دوستان و محبوبان و یاران صمیمی جدا افتاده است،شام کرد در حال اسارت،حقارت،خواری در دست کافران و دشمنان،او را دستبهدست به راست و چپ میگردانند،در سیاهچالها زندانی شده و با غل و زنجیر سنگین گشته،از روشنی دنیا و نسیمش چیزی نمیبیند،با حسرت به خود مینگرد،بر دفع زیان و جلب سودی توان ندارد و من از همۀ اینها به جود و کرمت در آرامش هستم،پس معبودی جز تو نیست،پاکی تو که توانای شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مار از عبادتکنندگان خویش،و بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده،به حق مهرت بر من مهر آر،ای مهربانترین مهربانان،و به حق عزّتت ای کریم هر آینه از تو درخواست میکنم آنچه از عطایا را که نزد تواست و دراینباره بر تو اصرار میورزم،و دستم را با جرمی که نسبت به تو دارد،به جانب آستانت دراز میکنم،پس به که پناه ببرم؟و به که رو کنم؟کسی را جز تو ندارم، آیا مرا از درگاهت میرانی درحالیکه تنها تو تکیهگاه منی و توکلم تنها بر تو است،از تو درخواست میکنم به نامت که چون بر آسمان نهادی پابرجا شد و چون بر زمین گذاردی آرام گرفت و چون بر کوهها گذاشتی استوار گشت و چون بر شب نهادی
تاریک شد و چون بر روز قرار دادی روشنی گرفت،[خدای من]از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و همۀ نیازهای مرا برآورده سازی،و همۀ گناهان کوچک و بزرگم را بیامرزی،و روزیام را گسترده سازی،روزیای که مرا با آن به شرف دنیا و آخرت برسانی،ای مهربانترین مهربانان،آقای من از تو یاری خواهم،پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا یاری ده و به تو پناه جستم پس پناهم ده و مرا با طاعت خود از طاعت بندگانت بینیاز کن، و به خواهش خویش از خواهش خلق مستغنیام گردان و از خواری تنگدستی به عزّت توانگری،و از ذلت گناه به عزّت طاعت دگرگون ساز،همانا تو مرا بر بسیاری از مردمان برتری دادی،نه از روی شایستگی من، بلکه از روی جود و کرمت،خدای من تو را سپاس بر همۀ این عطاها،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا قرار بده بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران.
سپس به سجده برو و بگو: سجده کرد روی خوارم برای ذات عزیز بزرگت،سجده کرد روی فرسودۀ فانیام و برای ذات همیشگی ماندگارت،سجده کرد روی پیوسته به تهیدستیام برای ذات بینیاز بزرگت،سجده کرد رویم و گوشم و چشم و گوشتم و خونم و پوستم و استخوانم،و همۀ آنچه زمنی از بار وجود من برداشته در برابر پروردگار جهانیان.خدایا بر نادانی من به بردباریات،و بر تهیدستی من به توانگریات،و بر خواری من به عزّتت و سلطنتت،بر ناتوانی من به تواناییات،و بر ترس من به ایمنیات،و بر
گناهان و خطاهای من به گذشتت و رحمتت بنگر ای بخشندۀ مهربان.خدایا!من به مدد تو سینه سخت دشمنم فلان پسر فلان را دفع میکنم و از شرّ او به تو پناه میآورم،پس مرا از گزند او کفایت کن بدانسان که کفایت کردی پیامبران و اولیا و بندگان، شایستهات را از گزند فرعونها،و دشمنان سرکشت،و از شرّ همۀ خلقت به مهرت ای مهربانترین مهربانان،همانا تو بر هر چیز توانایی،و خدا ما را بس است و چه نیکو وکیلی است.
شیخ بزرگوار ثقة الاسلام نوری(عطر اللّه مرقده)این دعا را در صحیفۀ ثانیۀ علویه ذکر کرده و فرموده:برای این دعا در کلمات ارباب طلسمات و تسخیرات شرح عجیبی است و برای آن آثار شگفتی ذکر کردهاند و من چون اعتماد بر آن آثار نداشتم از ذکر آنها خودداری کردم،ولی اصل دعا را از باب مسامحه از روی اقتدا به علمای برجسته ذکر میکنم.و آن دعا این است:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است پروردگارا مرا در ژرفای دریای یگانگیات،و در میان اقیانوس یکتاییات وارد ساز،و با نیروی چیرگی سلطنت تنهایات توانمند گردان تا به فضای بیکران رحمتت درآیم،درحالیکه در چهرهام درخشندگیهای پرتو قرب از آثار حمایتت فروزان باشد و به شوکتت پرشکوه باشم،و به عنایتت عزیز باشم،و به آموزش و پرورشت بزرگ و بزرگوار باشم،خدایا خلعتهای عزّت و قبولی را بر من بپوشان،و برایم راههای پیوند و پیوستگی را هموار کن،
و به تاج کرامت و وقار تاجدارم نما،و میان من و شیفتگانت در دنیا و آخرت پیوند انداز، و از نور نامت شوکت و قوّتی به من عنایت کن که دلها و جانها مطیع من گردند، نفوس و بدنها نزد من فروتن شوند،ای آنکه گردن گردنکشان برایش خوار گشته،و پادشاهان در پیشگاهش فروتن شدهاند،پناهگاه و راه رهایی از تو جز به تو نیست و کمکی نیست جز از تو،و تکیهگاهی نیست جز بر تو،خدایا!بداندیشی حسودان،و تیرگیهای شرّ دشمنان را از من دور کن،و به من مهر ورز زیر سراپردههای عرشت،ای گرامیترین گرامیان،ظاهر هستیام را در به دست آوردن خشنودیت تأیید کن،و قلب و نهادم را با آگاهی بر راههای رسیدن به پیشگاهت روشن فرما.خدایا چگونه از در خانهات مأیوس و ناامید بازگردم درحالیکه با اعتماد به تو وارد آن شدم،و چگونه از عطایت ناامیدم میکنی درحالیکه مرا به دعا در پیشگاهت فرمان دادی،اینک به تو روی آوردهام و از تو پناه میجویم بین من و دشمنانم دوری انداز، چنانکه بین دشمنانم دوری انداختی،به نور پاک و عظمت و بزرگواریات دیدگان دشمنانم را از دین من نابینا کن،به یقین تو خدای عطابخش نعمتهای بزرگ و باارزش به بندگان نجواگر خویش هستی،که با لطائف رحمتت تو را میخوانند،ای زنده،ای پاینده ای صاحب بزرگ و کرامت و درود خدا بر مولای ما و پیامبر ما محمّد و بر خاندان پاک و پاکیزهاش همه و همه.
در بیان بعضی از آیات و دعاهای مختصری که سودمند هستند و من آنها را از کتابهای معتبر انتخاب کرده ام
اوّل:سیّد بزرگوار سیّد علی خان شیرازی رضوان اللّه علیه در کتاب کلم طیّب نقل کرده که:اسم اعظم خدای تعالی اسمی است که شروع آن«اللّه»و پایانش«هو»میباشد و در حروف اسم اعظم نقطهای نیست و خواندش تغییر نمییابد چه آن حروف زیر و زبر داشته باشند یا نداشته باشند و این اسم در قرآن مجید در پنج آیۀ مبارکه از پنج سوره موجود است یعنی سورههای:بقره،آل عمران نساء،طه و تغابن شیخ مغربی گفته است:هرکه این پنج آیۀ مبارکه را ورد دائم خود قرار دهد،و هر روز یازده بار بخواند هر آینه برای او هر کار مهمّی از امور کلی و یا جزئی به زودی آسان گردد،ان شاء اللّه تعالی.
آن پنج آیه عبارت است از:1-خدایی که معبودی جز او نیست آن خدا زندۀ به خود پاینده تا پایان آیة الکرسی.
2-خدایی که معبودی جز او نیست،زندۀ به خود پاینده،فرو فرستاد بر تو کتاب را بر حق،تصدیق کنندۀ آنچه پیش از آن بود، و پیش از آن تورات و انجیل را برای هدایت مردم نازل کرد،و فرقان را فرو فرستاد.3-خدایی که معبودی جز او نیست،به راستی شما را برای روز قیامت گرد خواهیم آورد،تردیدی در آن نیست،و چه کسی در گفتار راستگوتر از خدا است؟ 4-خدایی که معبودی جز او نیست برای او است نامهای نیکو.5-خدایی که معبودی جز او نیست و باید که مؤمنان تنها بر خدا توکّل کنند.
دوّم:علاّمۀ مجلسی رحمة اللّه فرموده است:در بعضی از کتابهای معتبر از محمّد بن بابویه نقل کردهاند که این دعا را از امامان علیهم السّلام
روایت کرده و گفته است:در هیچ امری آن را نخواندم مگر آنکه به زودی اثر اجابت آن را یافتم.و دعا این است:
خدایا از تو درخواست دارم و به سویت روی آوردم به وسیلۀ پیامبرت،پیامبر رحمت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)ای ابا القاسم،ای فرستادۀ خدا،ای پیشوای رحمت،ای آقا و مولای ما،به تو رو آوردیم و تو را واسطه قرار قرار دادیم،و به سوی خدا تو را وسیله ساختیم،و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم،ای آبرومند نزد خدا،برای ما نزد خدا شفاعت کن.ای ابا الحسن ای امیر المؤمنین ای علی بن ابی طالب،ای حجّت خدا بر بندگان،ای آقا و مولای ما،به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا،برای ما نزد خدا شفاعت کن.ای فاطمۀ زهرا،ای دختر دلبند محمّد،ای نور چشم رسول خدا ای سرور و بانوی ما،به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی به تو توسّل جستیم،و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم،ای آبرومند نزد خدا،برای ما نزد خدا شفاعت کن،ای ابا محمّد،ای حسن بن علی ای برگزیده ای فرزند فرستادۀ خدا،ای حجّت خدا بر بندگان،ای آقا و مولای ما،به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و و به سوی خدا به تو توسّل جستیم،و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم،ای آبرومند نزد خدا،برای ما نزد خدا شفاعت کن.ای ابا عبد اللّه،ای حسین بن علی،ای شهید،ای فرزند فرستادۀ خدا،ای حجّت خدا بر بندگان،ای آقا و مولای ما،به تو روی آوردیم،و تو را واسطه قرار دادیم،و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی
حاجاتمان نهادیم،ای آبرومند نزد خدا،برای ما نزد خدا شفاعت کن،ای ابا الحسن،ای علی بن الحسین ای زین العابدین،ای فرزند فرستادۀ خدا،ای حجّت خدا بر بندگان ای آقا و مولای ما،به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم،و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم،ای آبرومند نزد خدا برای ما نزد خدا شفاعت کن ای با جعفر،ای محمّد بن علی،ای باقر،ای فرزند فرستادۀ خدا،ای حجّت خدا بر بندگان،ای آقا و مولای ما به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم،و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم،ای آبرومند نزد خدا،برای ما نزد خدا شفاعت کن.ای ابا عبد اللّه،ای جعفر بن محمّدا، ای صادق،ای فرزند رسول خدا،ای حجّت خدا بر بندگان،ای آقا و مولای ما،به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم،ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن،ای ابا الحسن ای موسی بن جعفر،ای کاظم،ای فرزند فرستادۀ خدا،ای حجّت خدا بر بندگان،ای آقا و مولای ما،به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم،ای آبرومند نزد خدا،برای ما نزد خدا شفاعت کن،ای ابا الحسن ای علی بن موسی،ای رضا،ای فرزند فرستادۀ خدا،ای حجّت خدا بر بندگان ای آقا و مولای ما به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم،ای آبرومند
نزد خدا،برایمان نزد خدا شفاعت کن ای ابا جعفر ای محمّد بن علی ای تقی جواد،ای فرزند فرستاده خدا،ای حجّت خدا بر بندگان،ای آقا و مولای ما،به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم،و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم،ای آبرومند نزد خدا،برای ما نزد خدا شفاعت کن،ای ابا الحسن،ای علی بن محمّد،ای هادی نقی،ای فرزند فرستادۀ خدا،ای حجّت خدا بر بندگان، ای آقا و مولای ما،به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم،و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم،ای آبرومند نزد خدا،برای ما نزد خدا شفاعت کن،ای ابا محمّد،ای حسن بن علی،ای پاکنهاد عسگری،ای فرزند فرستادۀ خدا،ای حجّت خدا بر بندگان،ای آقا و مولای ما،به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم،ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن،ای جانشین حسن،ای یادگار شایسته،ای پایدار مورد امید،ای مهدی ای فرزند فرستادۀ خدا،ای حجّت خدا بر بندگان،ای آقا و مولای ما،به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم،و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم،ای آبرومند نزد خدا،برای ما نزد خدا شفاعت کن.پس از خواندن دعا،حاجات خود را بخواهد که به خواست خدا برآورده میشود.و در روایت دیگری وارد شده است که بعد از خواندن دعا چنین گوید:
ای آقایان و سرورانم،من به شما پیشوایان و توشههایم برای روز تنگدستی روی آوردم،و نیازم به سوی خداست، و توسّل جستم به سوی خدا،پس در نزد خدا واسطۀ من شوید،و مرا پیش خدا از گناهانم رهایی بخشید،که تنها شما وسیلۀ من به جانب خدا هستید،من با دوستی با شما و نزدیک شدن به شما امیدوار نجات از جانب خدا هستم، پس نزد خدا امید من باشید،ای آقایان من و دوستداران خدا،خدا بر همۀ آنان درود فرست و لعنت خدا بر دشمنان خدا آن ستمگران به محمّد و خاندان محمّد،از پیشینیان و پسینیان،دعایم را اجابت کن ای پروردگار جهانیان.مؤلف گوید:شیخ کفعمی در کتاب بلد الامین دعای مفصلی موسوم به دعای فرج نقل کرده که این دعای توسّل در ضمن آن آمده است و به گمان من، «دوازده امام»خواجه نصیر الدین طوسی همین دعای توسّل است که آن را با صلوات بر حجّتهای پاک الهی ترکیب کردهاند و مجموعۀ آن در یک خطبۀ بلیغ و رسا جا گرفته است،و کفعمی آن را در بخشهای آخر کتاب«مصباح»ذکر کرده است.
دوم:سیّد علی خان در کتاب کلم طیّب از کتاب قبس المصباح شیخ صهرشتی دعای توسّل دیگری را نقل کرده به شرحی که مقام را گنجایش ذکر آن شرح نیست.و آن دعا این است:
خدایا بر محمّد و دخترش و دو پسر او درود فرست،و به حق آنان از تو میخواهم که مرا بر طاعت خویش و جلب خشنودی خود کمک کنی،و مرا به وسیلۀ آنان به برترین مقامی که اولیائت را رساندی برسانی،به یقین تو بخشندۀ بزرگواری.
خدایا!از تو درخواست میکنم به حق امیر المؤمنین علی بن ابی طالب(درود خدا بر او)که انتقام بگیری از
کسی که به من ظلم و ستم و آزار روا داشته،و در حالی چنین نقشههایی بر زیان من است،و به حق او مرا از گزند هر بدخواهی کفایت نمایی، ای مهربانترین مهربانان،خدایا!از تو درخواست میکنم به حق ولیّت علی بن الحسین(درود خدا بر او)که مرا کفایت کنی از شرّ هر شیطان عصیانگر و هر پادشاه ستیزهجویی که با یورش سختش بر زیان من نیرو گیرد،و به یاری سپاهش بر ضدۀ من یاری جوید همانا تو بخشندۀ بزرگواری،ای عطابخش.خدایا!از تو درخواست میکنم به حقّ ولیّت محمّد بن علی و جعفر بن محمّد(درود خدا بر آنان)که مرا به وسیلۀ آن دو بزرگوار به طاعت و جلب رضایت خود در امر آخرتم کمک کنی،و به وسیلۀ آنان مرا به آنچه تو را خشنود میکند برسانی،به یقین تو هر کاری را که بخواهی انجام میدهی،خدایا!از تو درخواست میکنم به حق ولیّت موسی بن جعفر(درود خدا بر او)که در همۀ اعضایم،چه ظاهری و چه باطنی به من سلامت کامل عنایت کنی،ای بخشنده بزرگوار،خدایا!از تو درخواست میکنم به حقّ ولیّت رضا،علی بن موسی(درود خدا بر او)که مرا در همۀ مسافرتهایم در خشکیها و دریاها و کوهها و بیابانهای خشک و درّهها و بیشهها از آنچه میترسم و پرهیز دارم در امان بداری،همانا تو مهربان و مهرورزی.خدایا!از تو درخواست میکنم به حق ولیّت محمّد بن علی(درود خدا بر او)که بر من از فضلت ببخشی،و از فراخی عنایتت تفضلّ فرمایی، و بر من فراوان سازی روزیات را و از غیر خودت مرا بینیاز گردانی،و حاجتم را در بارگاه خود قرار دهی،و برآوردنش را به عهده خود گذاری،همانا تو بر آنچه بخواهی توانایی.خدایا!من از تو درخواست میکنم به حق ولیّت علی بن محمّد(درود خدا بر آنان)
که مرا بر ادای واجباتت،و نیکی به برادران ایمانیام کمک نمایی،و این امور را بر من آسان گردانی و انجام آنها را قرین خیر و خوبی فرمایی،و مرا به فضل خویش بر طاعتت کمک کنی ای مهربان.خدایا!از تو درخواست میکنم به حق ولیّت حسن بن علی(درود خدا بر آنها)که مرا مدد رسانی به طاعت و جلب خشنودیات بر امر آخرتم،و مرا در گردشگاه و اقامتگاهم دلشاد کنی به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان،خدایا!از تو درخواست میکنم به حق ولی و حجّتت صاحب زمان(درود خدا بر او)که مرا در تمام امور مدد رسانی و از گزند هر مردمآزار و طغیانگر و متجاوز کفایت کنی،و به وسیلۀ آن حضرت مرا پشتیبانی نمایی که طاقتم به سر آمده و هم کفایت کنی مرا به وسیلۀ او از هر دشمنی که دارم و از اندوه و غم و بدهکاری و از خود و فرزندانم و همۀ اهل و برادرانم و هرکه کارش با من است و نیز خاصانم،آمین ای پروردگار جهانیان.
سوّم:شیخ کفعمی در کتاب«بلد الامین»دعایی نقل کرده به روایت از حضرت امیر المؤمنین که هر سوخته دل و مصیبتزده و غمناک و گرفتار آن را بخواند حق تعالی به او گشایش و فرج کرامت فرماید.و آن دعا این است:
ای تکیهگاه آنکه تکیهگاهی ندارد،ای اندوختۀ آنکه اندوختای ندارد،ای پشتیبان آنکه پشتیبانی ندارد،ای نگاهدار آنکه نگاهداری ندارد،ای فریادرس آنکه فریادرسی ندارد،ای گنج آنکه گنجی ندارد،ای عزّت آنکه عزّتی ندارد،ای کریمانه درگذرنده، ای نیکو گذشت،ای پشتیبان ناتوانان،ای غنای تهیدستان،ای بزرگمایۀ امید،ای نجاتدهندۀ غریقان،ای رهاییبخش هلاکشدگان،ای احسان کنده،ای زیباییبخش،ای نعمتده،ای عطابخش،تویی آنکه سیاهی شب و روشنی روز
و پرتو ماه و شعاع خورشید و وزش باد در درخت و صدای آب باریت سجده کرد،ای خدا،ای خدا،ای خدا،معبودی جز تو نیست،یگانه و بیشریکی ای پروردگار،ای خدا،بر محمّد درود فرست و با ما آنچه شایستۀ آنی انجام ده.پس از دعا هرچه حاجت داری درخواست کن.
مؤلف گوید:و نیز برای گشایش مشکلات و رفع گرفتاری،و برطرف شدن غم و اندوه،تداوم بر این ذکر که حضرت جواد علیه السّلام تعلیم فرموده بسیار سودمند است:
ای آنکه از هر چیز کفایت کند و از او چیزی کفایت نکند کارهای مهمّ مرا کفایت فرما.
چهارم:دعای آزاد شدن از بند و زندان.سیّد ابن طاووس در«مهج الدعوات»فرموده:روایت شده که شخصی در شهر شام زمانی طولانی در زندان بود تا اینکه حضرت زهرا علیها السلام را در خواب دید که به او فرمود:این دعا را بخوان،و او با تعلیم حضرت زهرا علیها السلام دعا را خواند و از زندان آزاد شد و به خانۀ خود بازگشت،آن دعا این است:
خدایا!به حق عرش و کسی که بر آن است و به حق وحی و کسی که آن را فرستاد و به حق پیامبر و کسی که پیامش داد،و به حق کعبه و کسی که آن را بنا نهاد،ای شنوندۀ هر نجوا،ای گردآوردندۀ هرچه از دست رفته،ای باز آفرینندۀ جانها پس از مرگ،بر محمّد و اهل بیتش درود فرست و از نزد خود ما را و همه مردان و زنان با ایمان را در تمام شرق و غرب زمین به زودی گشایشی عنایت فرما،به حق شهادت اینکه معبودی نیست جز خدا،و اینکه محمّد بنده و فرستادۀ توست،درود خدا بر او و خاندانش،و بر نسل پاکیزه و پاکش،و سلام
بسیار و کامل بر آنان باد
پنجم:سیّد ابن طاووس در کتاب«مهج الدعوات»از سلمان روایتی نقل کرده که:در آخر روایت مطلبی آمده به این مضمون:
حضرت فاطمه علیها السلام کلامی به من آموخت که از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله فراگرفته بود،ایشان آن را در صبح و شام میخواند به من فرمود:
اگر میخواهی هرگز در دنیا دچار تب نشوی بر آن مداومت کن.و آن کلام این است:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
به نام خدای نور،به نام خدای نور نور،به نام خدای نور بر نور،به نام خدایی که تدبیرگر امور است،به نام خدایی که نور را از نور آفرید،و سپاس خدایی را که نور را از نور آفرید،و نور را در کوه طور فرو فرستاد در کتابی بر نوشته،در ورقهای گشوده،با اندازهای درخور،بر پیامبری آراسته،سپاس خدای را که به عزّت یاد شود،و به عظمت مشهور است،و بر شادی و بدحالی سپاسگزاری شود، درود خدا بر آقای ما محمّد و خاندان پاکش.سلمان فرموده:چون آن را از حضرت فاطمه(س) آموختم به خدا آن را به بیش از هزار نفر از مردم مکه و مدینه که دچار تب بودند تعلیم دادم،پس همه آنان به اذن خدای تعالی شفا یافتند.
ششم:حرز حضرت امام زین العابدین علیه السّلام است،سیّد ابن طاووس در دو موضع از کتاب«مهج الدعوات»این حرز شریف را از حضرت سجّاد علیه السّلام روایت کرده است:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
ای شنواترین شنوایان،ای بیناترین بینایان،ای چابکترین حسابرسان،ای داورترین داوران،ای آفرینندۀ
آفریدگان،ای روزیدهندۀ،روزیمندان،ای یاور یاور شدگان،ای مهربانترین مهربانان،ای راهنمای سرگردانان، ای فریادرس دادجویان،به دادم برس،ای مالک روز جزا،تنها تو را میپرستم و از تو یاری میجویم،ای فریادرس غمزدگان،ای اجابت کنندۀ دعای درماندگان،تویی خدا،پروردگار جهانیان،تویی خدا،معبودی جز تو نیست فرمانروای مطلق،حق آشکار،بزرگمنشی،جامۀ برازنده تو است.خدایا درود فرست بر محمّد برگزیده،و علی پسندیده و فاطمه زهرا و خدیجه کبری،و حسن مجتبی و حسین شهید در کربلا،و علی بن الحسین زینت عبادتکنندگان و محمّد بن علی باقر،و جعفر بن محمّد صادق،و موسی بن جعفر کاظم،و علی بن موسی الرضا،و محمّد بن علی تقی، و علی بن محمّد نقی،و حسن بن علی عسگری،و حجّت قائم امام مهدی مورد انتظار درود خدا بر همۀ آنان.خدایا دوست بدار آنکه آنان را دوست دارد،و دشمن بدار آنکه آنان را دشمن بدارد،و یاری ده آنکه آنان را یاری رساند و خوار کن آنکه آنان را خوار خواهد و لعنت فرست بر آنکه به آنان ستم ورزید و در فرج خاندان محمّد شتاب فرما،و پیروان خاندان محمّد را یاری کن،و دیدار قائم خاندان محمّد را روزیام گردان،و مرا از پیروان و شیعیان او و خرسندان به کار او قرار ده،به مهرت ای مهرورزترین مهرورزان.
هفتم:شیخ کفعمی در کتاب بلد الامین از حضرت زین العابدین علیه السّلام دعایی نقل کرده و فرموده:این دعا را
مقاتل بن سلیمان از آن حضرت روایت کرده و گفته:هرکه این دعا را صد مرتبه بخواند و دعایت اجابت نشود پس مقاتل را لعنت کند.و آن دعا این است: خدایا چگونه تو را بخوانم و حال آنکه من منم،و چگونه امیدم را از تو قطع کنم و حال آنکه تو تویی،خدایا!آنگاه که از تو نخواهم که به من عطا کنی پس کیست که از او درخواست عطا کنم؟ خدایا!آنگاه که تو را نخوانم تا مرا اجابت کنی،پس کیست که او را بخوانم تا اجابتم کند؟،خدایا!آنگاه که به سوی تو زاری نکنم تا به من مهرآوری،پس کیست که به جانب او زاری کنم تا به من مهر آورد،خدایا!چنانکه دریا را برای موسی(درود خدا بر او)شکافتی و نجاتش دادی،از تو درخواست میکنم بر محمّد و خاندانش درود فرستی و از آنچه در آن گرفتارم مرا رهایی بخشی،و بر من گشایش دهی گشایشی فوری نه دیر،به فضل و مهربانیات،ای مهربانترین مهربانان.
هشتم:سیّد ابن طاووس در کتاب مهج الدعوات از حضرت باقر علیه السلام روایت کرده که جبرئیل به محضر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله عرضه داشت:هیچ پیامبری را به اندازه تو دوست نداشتم،پس بسیار بگو:
خدایا!تو میبینی و دیده نمیشوی و تو در چشم انداز برتری و نهایت و بازگشت همه به سوی تو است، و آخرت و دنیا و مرگ و زندگی از آن تو است،پروردگارا به تو پناه میآورم از اینکه خوار یا رسوا شوم.
نهم:کفعمی در کتاب«بلد الامین»دعایی به روایت از موسی بن جعفر علیهما السلام نقل کرده و گفته است:این دعا عظیم الشأن و سریع الاجابة است،و آن دعا این است:
خدایا!تو را در محبوبترین چیزها نزدت که یگانهپرستی است اطاعت نمودم،و تو را در مبغوضترین چیزها که کفر است نافرمانی نکردم،پس آنچه از گناهان بین این دو است بر من بیامرز،ای آنکه گریزگاهم تنها به جانب اوست، از آنچه از آن به سویت پناه آوردم مرا ایمنی بخش،خدایا!بیامرز از نافرمانیهای بسیارم را در پیشگاهت،و طاعت اندکم را در آستانت بپذیر، ای تنها توشهام از میان توشهها،و ای امید و آرامش،و پناه و تکیهگاهم،و ای یگانه و یکتا، ای که گفتی«بگو او خدای یکتاست،خدای بینیاز است،نه زاده و نه زاییده شده،و برایش همتایی نبوده است»،از تو درخواست میکنم به حق آنان که از میان آفریدههایت انتخاب نمودی،و هیچکس را از میان آفریدگانت همانند آنان قرار ندادی،بر محمّد و خاندانش درود فرست،و با من چنان کن که سزاوار آنی،خدایا!از تو درخواست میکنم به حق یگانگی بزرگتر الهی،و مقام تابندۀ محمّدی،و جایگاه برتر علوی،و به تمام آنچه به آن بر بندگانت حجّت نهادی،و به حق آن نامی که از آفریدگان خود پنهان داشتی،که از تو جز برای تو اظهار نگردد،بر محمّد و خاندانش درود فرست و برای من در کارم گشایش و راه نجاتی قرار ده،و از جهاتی که گمان میبرم و یا گمان نمیبرم مرا روزی ده همانا تو هرکه را بخواهی بیحساب روزی میدهد.سپس حاجت خود را درخواست کن.
دهم:کفعمی در کتاب«مصباح»دعایی نقل کرده و فرموده است:سیّد ابن طاووس این دعا را برای ایمن شدن از ستم سلطان و نزول بلا و چیرگی دشمنان و ترس و تنگدستی و دلتنگی ذکر کرده،و آن از دعاهای صحیفه سجّادیه است، پس هرگاه از زیان آنچه ذکر شد در هراس بودی آن را بخوان.و دعا این است:
ای آنکه گرفتاریهای سخت تنها به وسیلۀ او بازگردد،ای آنکه تیزی تیغ دشواریها به او درهم شکسته شود،ای آنکه بیرون آمدن از رنجها و راه یافتن به سوی عرصه گشایش تنها از او درخواست گردد،در برابر تواناییات سختیها رام شد،و به لطف اسباب و وسائل فراهم گشت، و به نیرویت قضا جاری شد،و امور براساس ارادهات گذرد،پس اشیاء تنها نه به گفتارت بلکه به ارادهات فرمان پذیرند،و تنها به ارادهات قبل از نهی کردنت باز داشتهاند،تنها تو برای رفع گرفتاریها خوانده شدی،و در بلاهای سخت پناهگاهی،چیزی از آن بلاهای سخت دفع نگردد جز آنچه تو دفع کردی،و چیزی از آن گشوده نشود مگر آنچه تو گشودی،پروردگارم مشکلی به من رسیده که سنگینیاش مرا به زحمت انداخته است،و دشواری بر من فرود آمده که به دوش کشیدنش مرا گرانبار نموده است آری آن را تو به قدرت خویش بر من فرود آوردی،و با نیرویت متوجّه من ساختی،پس از آنچه مرا در آن وارد کردی بیرون کنندهای نیست و از آنچه متوجه من نمودی بازگردانندهای وجود ندارد و از آنچه تو بستی گشایندهای نمیباشد و از آنچه تو گشودی کسی را یارای بستن نیست و بر آنچه تو سخت گرفتی آسان کنندهای وجود ندارد و برای آنکه تو از یاریاش دریغ ورزیدی یاوری نیست،بر محمّد و خاندانش درود فرست،و گشایش را پروردگارا به کرم و فضلت به روی من بگشا،و چیرگی اندوه را به نیروت از من برگیر،و مرا در آنچه از آن به تو شکایت نمودم خوشبینی عطا فرما،و شیرینی رفتارت را نسبت به آنچه از تو خواستم به من بچشان،و از پیشگاه خود مهر و گشایش گوارایی به من ببخش،و از نزد خود را نجات فوری برایم قرار ده،و از محافظت در انجام واجبات،و به کار گرفتن احکامت در زندگی مرا غافل مساز،پروردگارا از مشکلی که بر من فرود آمده سخت به تنگ آمدم،و وجودم را به خاطر حادثهای که برایم رخ داده اندوه
فرا گرفته است،تنها تو توانایی برای برطرف ساختن آنچه به آن دچار شدم و دفع آنچه در آن افتادم،پس به فضل خویش آن را برایم به انجام برسان،هرچند خود را سزاوار آن از سوی تو نمیدانم،ای صاحب عرش بزرگ،و دارای نعمت کریمانه،تنها تو نیرومندی،ای مهربانترین مهربانان،دعایم را اجابت کن ای پروردگار جهانیان.
یازدهم:کفعمی در کتاب«بلد الامین»فرموده:این دعا دعای امام زمان(عج)است که آن را به شخصی که در زندان بود تعلیم داد،پس آن زندانی با خواندن آن آزاد شد:
خدایا گرفتاری بزرگ شد،و پوشیده بر ملا گشت،و پرده کنار رفت،و امید بریده گشت،و زمین تنگ شد،و خیرات آسمان دریغ شد و پشتیبان تویی،و شکایت تنها به جانب تو است،در سختی و آسانی تنها بر تو اعتماد است،خدایا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست آن صاحبان فرمانی که اطاعتشان را بر ما فرض نمودی،و به این سبب مقامشان را به ما شناساندی،پس به حق ایشان به ما گشایش ده،گشایشی زود و نزدیک همچون چشم بر هم نهادن یا زودتر،ای محمّد و ای علی،ای علی و ای محمّد،مرا کفایت کنید،که تنها شما کفایتکنندگان منید،و یاریام دهید که تنها شما یاریکنندگان منید،ای مولای ما ای صاحب زمان،فریادرس،فریادرس،فریادرس، مرا دریاب،مرا دریاب،مرا دریاب،اکنون،اکنون،اکنون،با شتاب،با شتاب،با شتاب،ای مهربانترین
مهربانان به حق محمّد و خاندان پاک او.
دوازدهم:کفعمی در کتاب«مصباح»فرموده است:این دعای حضرت مهدی(عج)است:
خدایا،توفیق فرمانبری،و دوری از نافرمانی،و درستی نهاد و شناخت واجبات را روزی ما بدار و ما را به هدایت و پایداری گرامی دار،و زبانمان را به راستگویی و حکمت استوار ساز،و دلهایمان را از دانش و بینش پر کن،و شکمهایمان را از حرام و شبهه پاک فرما،و دستانمان را از ستم و دردی بازدار و دیدگانمان را از ناپاکی و خیانت فرو بند،و گوشهایمان را از شنیدن بیهوده و غیبت ببند،و و بر دانشمندانمان زهد و خیرخواهی و بر دانشآموزان تلاش و شوق،و بر شنوندگان پیروی و پندآموزی،و بر بیماران شفا و آرامش،و بر مردگان مهر و رحمت،و بر پیران متانت و آرامش،و بر جوانان بازگشت و توبه و بر زنان حیا و پاکدامنی و بر ثروتمندان فروتنی و گشادگی،و بر تنگدستان شکیبایی و قناعت،و بر جنگجویان نصر و پیروزی،و بر اسیران آزادی و راحتی،و بر حاکمان دادگستری و دلسوزی،و بر زیردستان انصاف و خوشرفتاری تفضّل فرما،و حاجیان و زیارتکنندگان را در زاد و خرجی برکت ده،و آنچه را بر ایشان از حج و عمره واجب کردی توفیق اتمام عنایت کن
به فضل و رحمتت ای مهربانترین مهربانان.
سیزدهم:در«مهج الدّعوات»ذکر شده است که این دعا دعای حضرت حجّت(عج)است:
خدایا!به حق کسی که با تو راز گفت،و به حق کسی که در خشکی و دریا تو را خواند،درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد و بر تهیدستان از مردان و زنان با ایمان توانگری و ثروت عطا فرما،و بر بیماران اهل ایمان از مردان و زنان شفا و تندرستی عطا فرما،و بر زندگانشان لطف و کرامت،و بر مردگان مردان و زنان با ایمان آمرزش و رحمت،و بر غریبان مردان و زنان با ایمان بازگشت به وطن با سلامتی و بهرهمندی عنایت فرما،به حق محمّد و همه اهل بیت او.
چهاردهم:سیّد علی خان شیرازی در کتاب«کلم طیّب»فرموده است:این دعا دعای استغاثه به حضرت صاحب الزّمان(صلوات الله علیه)است،هر کجا که باشی دو رکعت نماز بجای آر و سپس زیر آسمان رو به قبله بایست و بگو:
سلام کامل،تمام،همهجانبه و فراگیر خدا،و درود همیشگی،و برکات پاینده و برازندۀ حق بر حجت خدا و جانشین او در زمین و تمامی سرزمینها،و خلیفۀ او بر همه خلق و بندگان،آن که از نسل نبوّت،و باقیماندۀ عترت،و از برگزیدگان است،صاحب زمان و آشکار کنندۀ ایمان،
و معلّم احکام قرآن،و پاک کنندۀ زمین و گسترانندۀ عدالت در طول و عرض جهان و حجّت پایدار،مهدی،آن امام مورد انتظار،پسندیده،و فرزند امامان پاک، جانشین و فرزند جانشینان پسندیده،رهبر معصوم و فرزند پیشوایان راهبر معصوم، سلام بر تو ای عزّتبخش اهل ایمان و همه آنان که ناتوانشان شمردند،سلام بر تو ای خوار کنندۀ کافران گردنکش و ستمکار،سلام بر تو ای سرورم ای صاحب الزّمان،سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان،سلام بر تو ای فرزند فاطمۀ زهرا،سرور بانوان جهان،سلام بر تو ای فرزند امامان،آن حجّتهای معصوم، و ای پیشوای همۀ خلایق،سلام بر تو ای سرورم،سلامی با کمال خلوص به تو در ولایت و پیروی، گواهی میدهم که مانا تو امام راه یافته در گفتار و کرداری،و تویی آنکه زمین را با عدل و داد پر کنی، پس از آنکه از ستم و جور پر شد،پس خدا در گشایش کارت شتاب ورزد،و آمدنت را آسان نماید،و زمانت را نزدیک فرماید، و بر یاران و یاورانت بیفزاید،و به آنچه به تو وعده داده وفا کند،که خدا راستگوترین گویندگان است که در قرآن فرموده:«و ما میخواهیم بر کسانی که در زمین ناتوان شمرده شدهاند منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان قرار دهیم»،ای سرورم ای صاحب الزّمان،ای فرزند رسول خدا،حاجت من این و آن است.و بجای کذا و کذا حاجات خود را بیان کند و بگوید
در برآورده شدن حاجاتم نزد خدا واسطه شو،من با حاجاتم به سوی تو رو نمودم،چون میدانم شفاعت تو نزد خدا پذیرفته میشود و مقام تو در بارگاهش بس ستوده است،پس به حق آنکه شما ربا به امر خویش خاص گرداند و برای بیان اسرارش برگزید،و به حق جایگاهی که شما در پیشگاه خدا داری که تنها بین شما و اوست،برآوردن خواهشم،و اجابت دعایم،و برطرف شدن اندوهم را از خدا بخواه.سپس بخواه هرچه خواهی که به خواست خدا برآورده شود.
مؤلّف گوید:بهتر آن است که در رکعت اوّل این نماز پس از سورۀ«حمد»سورۀ«انّا فتحنا»و در رکعت دوّم پس از سورۀ«حمد»سورۀ«اذا جاء نصر اللّه»خوانده شود.
مناجات خمس عشرة[یعنی مناجاتهای پانزدهگانه]از مولای ما علی بن الحسین علیهما السلام است،علاّمۀ مجلسی رحمه اللّه علیه در کتاب بحار الانوار فرموده است:من این مناجات را به روایت از آن حضرت در کتابهای بعضی از علما(رضوان اللّه علیهم)یافتم.
مناجات اوّل:راز و نیاز توبهکنندگان
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدایا!گناهان بر من لباس خواری پوشانده،و دوری از تو جامۀ درماندگی بر تنم پیچیده،و بزرگی جنایتم دلم را میرانده،پس آن را با توبه به درگاهت زنده کن،ای آرزویم و مرادم و خواستهام و امیدم،به عزّتت سوگند
برای گناهانم آمرزندهای جز تو نمییابم،و برای دلشکستگیام جبرانکنندهای جز تو نمیبینم،به پیشگاهت با توبه و انابه فروتنی نمودم،و با ذلّت و خواری،به درگاهت تسلیم شدم،اگر مرا از درگاهت برانی به که روی آورم؟و اگر از آستانت بازگردانی به که پناه برم؟در این حال افسوس از شرمندگی و رسواییام،و دریغ از زشتی کردار و فراهم آوردن گناهانم،ای آمرزندۀ گناهان بزرگ،و ای جبران کنندۀ استخوان شکسته،از تو درخواست میکنم که گناهان تباهکنندهام را بر من ببخشایی،و بر من بپوشانی پنهانکاریهای رسواکنندهام را،و مرا در عرصه قیامت از نسیم گذشت و آمرزشت بیبهره مگذاری،و از پوشش زیبای چشمپوشیات عریان و بیپوشش رها نسازی،خدایا سایۀ رحمتت را بر گناهانم بینداز،و ابر مهربانیات را به سوی عیبهایم گسیل کن،خدایا آیا برده فراری جز به جانب مولایش باز میگردد؟یا کسی به او از خشم مولایش جز مولایش پناه میدهد؟خدایا اگر پشیمانی از گناه توبه است، پس به عزّتت سوگند که من از پشیمانانم،و اگر آمرزشطلبی از خطاکاری سبب فرو ریختن خطاها از پرونده است،من از آمرزش خواهانم،حق رضایت با توست تا راضی شوی،خدایا با قدرتت بر من توبهام را بپذیر،و با بردباری است نسبت به من از من درگذر،و با آگاهیات از حال من با من مدارا فرما،خدایا تویی که به روی بندگانت دری به سوی بخششت گشودی و آن را توبه نامیدی،و خود فرمودی:«بازگردید به جانب خدا،بازگشتی خالصانه»،پس عذر کسی که از ورود به این در پس از گشوده شدنش غفلت ورزد چه میتواند باشد؟خدایا اگر نافرمانی و گناه از بندهات زشت بود،پس گذشت از جانب تو
زیباست،خدایا نخستین،کسی نیستم که تو را نافرمانی کرده و حضرتت توبهپذیرش شدی،و خود را در معرض احسانت قرار داده و تو مرا مورد احسانش قرار دادی،ای پاسخگوی درماندگان،ای برطرف کنندۀ زیان،ای بزرگ نیکی،ای دانای نهان،ای زیبا پردهپوش،به جود و کرمت به سوی تو شفاعت میجویم،و توسّل میکنم نزد تو به فضل و رحمتت دعایم را اجابت کن،امیدم را به خود ناامید مساز،و توبهام را بپذیر،و با احسان و مهرت خطاهایم را نادیه گیر،ای مهربانترین مهربانان.
مناجات دوّم:راز و نیاز شاکیان
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدایا از نفسی که فراوان به بدی فرمان میدهد به تو شکایت میکنم،همان نفسی که شتابنده به سوی خطا،و آزمند به انجام گناهان،و در معرض خشم توست،نفسی که مرا به راه هلاکت میکشاند،و هستیام را نزد تو از پستترین تباهشدگان قرار میدهد،بیماریهایش بسیار،آرزویش دراز است،اگر گزندی به او در رسد بیتابی میکند،و اگر خیری به او رسد از انفاقش دریغ میورزد،به بازی و هوسرانی میل بسیار دارد،از غفلت و اشتباه آکنده است،مرا به تندی به جانب گناه میراند،و با من در توبه و ندامت امروز و فردا میکند،خدایا از دشمنی که گمراهم میکند و از شیطانی که به بیراههام میبرد به تو شکایت میکنم،شیطانی که سینهام را از وسوسه انباشته
و زمزمههای خطرناکش قلبک را فرا گرفته است،شیطانی که با هوا و هوس برایم کمک میکند،و عشق به دنیا را در دیدگانم زیور میبخشد،و بین من و بندگی و مقام قرب پرده میافکند،خدایا از دل همچون سنگی که با وسوسه زیر و رو میشود و به آلودگی گناه و سیاسی نافرمانی آلوده شده به تو شکایت میکنم،خدایا از چشمی که از گریه ناشی از هراس تو خشک شده،و در عوض به مناظری که خوشآیند آن است خیره گشته به تو گلایه میکنم،خدایا توان و نیرویی برای من جز به قدرت تو نیست،راه نجاتی از گرفتاریهای دنیا جز نگهداری تو برایم نمیباشد،از تو خواستارم به رسایی حکمتت،و نفوذ ارادهات که مرا جز جودت در معرض چیزی قرار ندهی،و هدف فتنهها نگردانی،و علیه دشمنانم یاور باشی،و پردهپوش رسوائیها و عیوبم گردی،و از بلا نگهدار،و از گناهان بازدارندهام باشی به مهر و رحمتت ای مهربانترین مهربانان.
مناجات سوّم:راز و نیاز ترسیدگان
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدایا آیا چنین مینمایی که پس از ایمانم به تو عذابم نمایی؟یا پس از عشقم به تو از خود دورم سازی،یا با امید به رحمت و چشمپوشیات محرومم سازی،یا با پناه جوییام به گذشتت رهایم نمایی،هرگز چنین نیست!از ذات بزرگوارت به دور است که
محرومم کنی،ای کاش میدانستم که آیا مادرم مرا برای بدبختی به دنیا آورده،یا برای رنج کشیدن و زحمت پرورانده است،اگر چنین است کاش مرا نزاده و نپرورانده بود،و ای کاش آگاه بودم که آیا مرا از اهل سعادت قرار داده و به قرب و جوارت اختصاص دادهای تا به این سبب چشمم روشن و جانم آرام گیرد؟خدایا آیا چهرههایی که در برابر عظمتت سجدهکنان به خاک افتاده سیاه میکنی،یا زبانهایی را که برای بزرگی و شکوهت به ستایش گویا شده ناگویا مینمایی؟یا بر دلهایی که به محبتت پیچیده شده مهر میزنی،یا گوشهایی را که از شنیدن ذکرت در راه رضایت لذّت برده ناشنوا میکنی، یا دستهایی را که آرزوهای به امید مهرورزیات به سویت بلند کرده و به زنجیر میبندی،یا بدنهایی را که در طاعتت کوشیده تا جایی که در راه کوشش در بندگیات لاغر شده مجازات میکنی،یا پاهایی را که در راه عبادتت پوییده به عذاب دچار مینمایی،خدایا درهای رحمتت را بر یکتاپرستان مبند،و شیفتگانت را از نگاه به زیبایی دیدارت محروم مساز، خدایا جانی را که به توحیدت عزّت بخشیدی،چگونه به خواری هجرانت ذلیل میکنی،و باطنی که بر دوستیات پیمان بسته،چگونه به سوز آتشت میسوزانی؟خدایا از دردناکی خشمت و بزرگی ناخشنودیت پناهم ده، ای پرمهر،ای منتّگذار،ای مهربان،ای بخشاینده،ای جبّار،ای چیره،ای آمرزنده،ای پردهپوش،به مهرت مرا از شکنجه آتش و رسوایی ننگ رهایی بخش،آنگاه که نیکان از بدان جدا شوند،و حالتهای دگرگون گردد و هراسندهها بهراسند،و نیکوکاران به خوشبختی نزدیک شوند،و بدکاران از آن دور گردند،و به هرکسی برابر آنچه انجام داده جزای برازنده داده شود
و هرگز به آنان ستم نشود.
مناجات چهارم:راز و نیاز امیدواران
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
ای آنکه هرگاه بندهای از او بخواهد عطایش کند،و هرگاه چیزی را که نزد اوست آرزو کند به آرزویش برساند،و زمانی که به او روی آور مقرّب و نزدیکش کند،و گاهی که تظاهر به گناه کند گناهش را پردهپوشی نماید،و آنگاه که بر او توکل نماید او را بس باشد و کفایت کند،خدای من کیست که بر آستانت وارد شده و خواهان مهمانپذیریات باشد و تو از او پذیرایی نکرده باشی،و کیست که مرکب حاجت را با امید به سخاوتت به درگاهت خوابانده باشد و تو احسانش ننموده باشی آیا خوشایند است که از درگاهت با محرومیت بازگردم،درحالیکه جز تو سروری که به احسان متصّف باشد نشناسم،چگونه به غیر تو امید بندم درحالیکه هر خوبی به دست توست،و چگونه جز تو را آرزو کنم درحالیکه آفرینش و فرمان خاص تو است،آیا امیدم را از تو ببرم درحالیکه از روی احسان آنچه که از تو نخواستم به من عطا فرمودی یا آیا به مانند خودم محتاج میکنی درحالیکه به رشتۀ محکمت چنگ میزنم،ای آنکه قصدکنندگان به رحمتش خوشبخت شدند،و آمرزش خواهان به انتقامش بدبخت نشدند،چگونه فراموشت کنم که همیشه به یادم بودهای،و چگونه از تو غافل شوم که تو نگهبانم هستی،خدای من دستم را به دامن کرمت آویختم،و برای رسیدن به عطایت سفره آرزویم را گستردم،
مرا به خلوص توحیدت خالص کن،و از بندگان برگزیدهات قرار ده،ای آنکه هر گریزانی به او پناه میجوید،و هر جویندهای به او امید میبندد،ای بهترین امیدبخش،ای کریمترین خوانده،ای آنکه پرسندهاش برگردانده نشود،و آرزومندش محروم نگردد،ای آنکه در رحمتش به روی خوانندگان باز است،و پردۀ درگاهش برای امیدواران گشوده است،از تو میخواهم به بزرگواریت که ببخشی از عطای خود بر من آنچنانکه دیدهام به آن روشن شود،و از امید به تو سرشارم سازی به اندازهای که نهادم آرامش یابد،و از یقین آنچنان بر من منّت نهی که با آن ناگواریهای دنیا را برایم آسان نمایی،و با آن از دیدگانم دلم پردههای نابینایی را برگیری به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
مناجات پنجم:راز و نیاز دلدادگان
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدایا هرچند در آمدن به سویت توشهام اندک است ولی گمانم بر توکّل به تو همواره نیکو است،و هرچند گناهم مرا از عذاب تو به هراس افکنده،ولی چشم امیدم ایمنی از انتقامت را به من خبر میدهد، و هرچند نافرمانیام مرا را در معرض عذابت قرار داده ول یح سن اعتمادم مرا به پاداشت آگاهی میدهد،و هرچند بیخبری مرا از آمادگی برای دیدارت به خواب غفلت انداخته ولی آشنایی به کرم و عطاهایت مرا بیدار نموده است،و اگر
زیادهروی در گناه و سرکشی،میانۀ من و تو را تیره ساخته ولی مژده آمرزش و خشنودیات با من انس گرفته است.از تو میخواهم به درخششهای جلوهات و به انوار قدست،و هم به سویت زاری میکنم به عواطف مهرت و لطایف احسانت،که تحقق بخشی گمانم را در آنچه از تو آرزومندم از بزرگی اکرامت و زیبایی انعامت،در راه تقرّب به تو و نزدیکی به درگاهت و بهرهمندی از نگاه به سویت،هم اینک متعرّض نسیمهای رحمت و توّجه تو،و خواهان باران جو و لطف بیپایان تو میباشم،و از خشمت به سوی خشنودیات گریزان،و از تو به سوی خودت فراریام،نیکوترین چیزی را که نزد توست امید دارم،بر بخششهایت اعتماد مینمایم، به عنایتت نیازمندم،خدایا آنچه را از فضلت بر من آغاز کردی به انجام رسان،و آنچه را از کرمت به من دادی از من مگیر،و آنچه را با بردباریات بر من پوشاندی آشکار مکن،و آنچه را از زشتی کردارم دانستی بیامرز، خدای از تو به تو شفاعت میجویم،و از تو به تو پناهنده میشوم،با امید بسیار به احسانت به سوی تو آمدم، به خوبیهایت که بر من منّت گذاری دلبستهام،به فراوانی کرمت تشنهام،ابر فضلت را باران طلبم،خشنودیات را خواهانم، آهنگ آستانت را دارم،به جویبار عطایت وارد آمدم،برترین خیرات را از پیشگاهت خواهشمندم،به جانب حضرت جمالت روانم،ذاتت را اراده دارم،کوبندۀ در رحمتت هستم،درماندهام در برابر شکوه و جلالت،با من از آمرزش و رحمت آنگونه کن که شایستۀ آنی و نه آنگونه که سزاوار عذاب و انتقامم،
به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
مناجات ششم:راز و نیاز شاکران
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدایا،پیاپی آمدن کرمت،بر پا داشتن سپاست را از یاد من برد،و فراوانی بخششت مرا از شمارش ستایشت درمانده ساخت،و در پی هم آمدن احسانت مرا از یاد اوصاف نیکت بازداشت،و پشت هم رسیدن نعمتهایت مرا از گسترش خوبیهایت درمانده نمود،این است جایگاه آنکه به برازندگی نعمتهای تو و در برابر آن به کوتاهی خود اعتراف دارد و به زیان خود به سستی در بندگی و هدر دادن نعمتها گواهی میدهند و تویی دلجو،مهربان،نیکوکار کریم،که خواهندهاش را محروم نمیکند،و آرزومندش را از درگاهش نمیراند،به آستانت فرود میآید بار امیدواران،و در درگاه رحمت تو میایستد آرزوهای عطاخواهان،پس آرزوهایمان را با محرومیت و ناامیدی روبرو مساز،و جامۀ ناامیدی و دوری از رحمت را بر ما بپوشان،خدایا در برابر بزرگی نعمتهایت سپاسم کوچک مینماید،و در کنار اکرامت بر من ستایش و گزارشم از آن خود را پست و ناچیز نشان میدهد،نعمتهایت از انوار ایمان زینتهایی به من پوشاند،و لطایف نیکیات خیمههایی از عزت بالای سرم افراشت،و عطاهایت گردنبندهای زیبندهای به گردنم افکند که هرگز باز نشود،و طوقهایی بر
من آویخت که به هیچ روی گسسته نگردد،عطاهای انبوهت زبانم را از شمردنش ناتوان ساخته،و نعمتهای فراوانت فهمم را از دریافتشان کوتاه نموده،تا چه رسد به بررسی کامل آنها،سپاسگزاریات چگونه برای من امکانپذیر است در حالی که سپاسم نسبت به تو خود نیازمند سپاسی دیگر است،پس هر نوبت که گفتم تو را سپاس،بر من واجب شد که به خاطر آن باز بگویم تو را سپاس، خدایا همان گونه که ما را به لطف طعام دادی و با احسانت پروریدی پس نعمتهای سرشارت را بر ما به انجام رسان،و ناگواریهای ناخوشایند را از ما دور کن،و از بهرههای هر دو جهان بالاتر و برترش را چه اینک و چه در آینده به ما عنایت کن،تو را سپاس بر خوبی آزمونت و بر نعمتهای سرشارت،سپاسی که درخور خشنودیات باشد،و خیر وجودت را به جانب ما جلب کند،ای بزرگ،ای کریم،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
مناجات هفتم:راز و نیاز فرمانبران خدا
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدای فرمانبریات را به ما الهام فرما،و ما را از نافرمانیت دور کن،و راه رسیدن به آنچه از خشنودیات آرزومندیم آسان کن،و ما را در میان بهشتهایت جای ده،و از برابر دیدگان دلهایمان ابرهای شک و دودلی را بزدای،و از قلوبمان پردههای تردید و کوردلی را کنار زن،و از نهادمان باطل را زایل کن،و حق را در
درون ما استوار گردان،زیرا شکها و گمانها بارورکنندۀ آشوبها،تیرهکنندۀ عطاها و بخششهای زلال و بیآلایشاند، خدایا ما را بر کشتیهای نجاتت بنشان،و از لذّت راز و نیازت بهرهمند گردان،و به حوضهای دوستیات وارد کن، و شیرینی محبّت و مقام قربت را به ما بچشان،کوششمان را در راهت و همّتمان را در طاعتت قرار ده،و نیتّهایمان را در معامله با خود خالص گران،چرا که ما با تو و از توییم و برای ما وسیلهای جز به سوی تو نیست،خدایا مرا از گزیدگان بندگان خوبت قرار ده،و به شایستگان نیکوکار ملحق کن،هم آنان که به بندگی پیشی گرفتند، و به سوی خیرات شتافتند و برای باقیات صالحات تلاش کردند،و برای رسیدن به درجات بلند کوشش نمودند همانا تو بر هر چیز توانایی،و به اجابت دعا سزاواری،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
مناجاة هشتم:راز و نیاز ارادتمندان به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
منزّهی تو،چه تنگ است راهها بر کسی که تو راهنمایش نباشی،و چه آشکار است حق نزد کسی که راه را نشانش دادی،خدایا ما را به راههای رسیدن به سرایت بکشان،و ما را از نزدیکترین راههای ورود به بارگاهت ببر،دور را بر ما نزدیک کن،و دشوار و سخت را بر ما آسان گردان،و ما را به آن بندگانت که با چالاکی
به سویت میشتابند،و همواره در رحمتت را میکوبند ملحق نما،آنان که در هر شب و روز تو را عبادت میکنند،و از هیبتت در هراسند،بندگانی که آبشخورها برای آنان زلال کردی و به خواستههایشان با کامیابی رساندی،و آنان را بر جویندههایشان کامروا نمودی،و از روی فضلت حاجاتشان را برآوردی،و نهادشان را از محبّتت آکنده ساختی،و از زلال چشمهات سیرابشان نمودی،اینان به وسیلۀ تو به لذّت مناجاتت دست یافتند،و از حسن عنایت تو دورترین مقاصدشان را فراچنگ آوردند،ای کسی که بر روی آورندگان بر خویش روی آورد و با مهرورزی بر ایشان رویآور و بخشنده است،و به غفلتورزان از یادش دلسوز و مهربان است،و برای جلب آنان به درگاهش با محبّت و عطوف است،از تو میخواهم مرا از کسانی قرار دهی که بهره بیشتری از تو دارند،و برترین جایگاه را نزد تو نصیب خود ساختهاند و از دوستی است سهم برجستهتری به آنان رسیده،و در معرفتت بهرۀ بیشتری نصیب آنان گشته است،همانا همّتم از همه جا بریده و تنها متوجّه تو گشته است،و رغبتم به جانب تو منصرف شده است،پس تنها تو مراد منی نه غیر تو،و شبزندهداری و بیخوابیام تنها برای توست نه برای غیر تو،و دیدارت نور دیدگان من است و وصالت آرزوی هستیام،و تنها به سوی توست اشتیاقم،تنها در مسیر عشق توست شیفتگیام و در هوای توست دلدادگیام، و خشنودیات مقصود من،و دیدارت نیاز من،و جوارت مطلوب من،و قربت نهایت خواسته من است،آسودگی و راحتم در راز و نیاز با توست،داروی دردم و درمان بیماری سینهام،و خنکای آتشم قلبم،و برآمدن اندوهم تنها پیش توست، پس در هنگام ترس همدمم باش،و لغزشم را نادیده گیر،و گناهم را بیامرز،توبهام را بپذیر و دعایم را اجابت کن،
و سرپرست زمامم و توانگری گاه تهیدستیام باش،مرا از خود جدا مکن،و از خویشتن دورم مساز،ای نعمت و بهشت من، و ای دنیا و آخرتم،ای مهربانترین مهربانان.
مناجات نهم:راز و نیاز شیفتگان
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدایا کیست آنکه شیرینی محبتت را چشید پس به جای تو دیگری را برگزید؟و کیست آنکه با مقام قرب تو انس یافت پس مایل به روی برتافتن از تو شد؟خدایا،ما را از کسانی قرار ده که برای قرب و ولایتت برگزیدی،و برای دوستی و محبتت خالص نمودی،و برای دیدارت مشتاق کردی،و به قضایت راضی ساختی،و نعمت نگاه به جمالت را عطایش کردی،و به خشنودیات مخصوص گرداندی،و از غم هجران و دوریات پناه دادی،و در جوارت در جایگاه راستی جای دادی،و به شناخت خود اختصاص دادی،و برای بندگیات سزاوار کردی،و به ارادهات دلباخته فرمودی،و برای تماشای جمالت برگزیدی،و رویش را برای خود از غیر پاک کردی،و دلش را برای عشقت فارغ نمودی،و آن را به سوی آنچه نزد توست راغب فرمودی،و یادت را به او الهام کردی،و شکرت را نصیبش نمودی،و به طاعتت مشغول ساختی،و او را از بندگان شایستهات گرداندی،و برای راز و نیازت انتخاب کردی،و جدا کردی از او هرچه که او را از تو جدا میکند،خدایا ما را
ما را از کسانی قرار ده که شیوههاشان آرام گرفتن به درگاه توست در حال زاری و روزگارشان آه و ناله است،و پیشانیشان در پیشگاه عظمتت بر سجده،و دیدگانشان در خدمتت بیخواب گشته است،و اشکشان از خشیت تو روان، و قلوبشان به عشقت آویخته و دلهایشان از هیبتت از جا کنده است،ای آنکه انوار قدسش برای دیدگان عاشقانش جلوهگر است و بزرگیهای جمالش برای قلوب عارفانش دیدنی است،ای آرمان دل مشتاقان،ای نهایت آروزهای عاشقان،از تو درخواست میکنم دوستی خودت را و دوستی آنان که تو را دوست دارند و دوستی هر کاری که مرا به میدان قرب تو میرساند،و اینکه خودت را نزد من محبوبتر از دیگران قرار دهی و عشقم را به وجودت راهبر به سوی خرسندیات بگردانی و شوقم را به حضرتت بازدارنده از نافرمانیات سازی،خدایا تماشای زیبایی وجودت را بر من منّت گذار و به من به دیدۀ عشق و عاطفه بنگر،و روی از من متاب،و مرا نزد خود از اهل خوشبختی و بهرهمندی قرار ده،از اجابت کننده،ای مهربانترین مهربانان.
مناجاة دهم:راز و نیاز توسّلجویان
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدایا به پیشگاهت وسیلهای جز عواطب مهرت ندارم،و به درگاهت دستآویزی جز آنچه از رحمتت
شناخته شده و جز شفاعت پیامبرت پیامبر رحمت رهاییبخش امت از رنج و ناراحتی ندارم،خدایا!این دو وسیله را برای من سبب رسیدن به آمرزشت قرار ده،و آن دو را رابطهای برای دستیابی به خشنودیت بگردان،همانا امیدم به حریم کرمت فرود آمده، و مرکب طمعم به آستانه جودت بار انداخته است،پس دربارۀ خودت آرزویم را محقّق ساز،و کارم را به خیر پایان ده،و مرا از آن برگزیدگانی قرار ده که در در میان بهشت قرارشان دادی و خانۀ کرامتت را در اختیارشان گذاردی و دیدۀ آنان را در روز قیامت با نگاه به سوی جمال خویش روشن نمودی،و جایگاه راستی را در جوارت به آنان واگذار نمودی،ای آنکه باریافتگان بر کریمتر از او بار نیابند،و قصدکنندگان مهربانتر از او را نیابند،ای بهترین کسی که شخص تنها با او خلوت کند،و ای مهربانترین کسی که انسان رانده به جانب او روی آورده،به سوی گستردگی عفوت دست گدایی دراز کردم،و به دامن کرمت چنگ آویختم،مرا سزاوار حرمان مکن و به ناامیدی و زیان دچار مساز،ای شنوای دعا،ای مهربانترین مهربانان.
مناجات یازدهم:راز و نیاز نیازمندان
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدایا شکستگیام را جز لطف و محبتت جبران نکنند،و تهیدستیام را بینیازی نرساند جز مهر و احسانت، و هراسم را جز امان تو آرام ننماید،و خواریام را جز تواناییات به عزّت تبدیل نکند،و مرا جز فضلت به آرزویم
نرساند و شکاف فقرم را جز احسان تو پر نکند،و حاجتم را کسی جز تو بر نیاورد،و غمزدگیام را جز رحمتت برطرف ننماید و بدحالیام را جز مهرت نگشاید و سوز سینهام را جز وصل تو خنک نکند و آتش درونم را جز دیدارت خاموش نگرداند و بر حرارت شوقم به تو جز نگاه به جمالت آب نریزد، و آرامشم بدون نزدیک شدن به حضرتت برقرار نشود و حسرتم را جز نسیم رحمتت برنگرداند،و بیماریام را جز درمانت شفا ندهند و غمم را جز مقام قربت برطرف نسازد،و زخمم را جز چشمپوشیات التیام ندهد،و آلودگی دلم را جز گذشت تو نزداید،و وسواس سینهام را جز فرمانت از میان نبرد،ای نهایت آرزوی آرزومندان،ای غایت خواهش خواهندگان،ای دورترین مطلوب جویندگان،ای والاترین رغبت راغبان،ای سرپرست شایستگان،ای امان ترسیدگان،ای اجابت کنندۀ دعای بیچارگان،ای ذخیرۀ ناداران، ای گنج بینوایان،ای فریادرس دادخواهان،ای برآورندۀ حاجات تهیدستان و بر خاکنشستگان،ای کریمترین کریمان،ای مهربانترین مهربانان،فروتنی و خواهشم به پیشگاه توست،و زاری و نالهام به سوی تو،از تو میخواهم مرا به نسیم خرسندیات برسانی،و نعمتهای نیکویت را بر من تداوم بخشی،من اینک بر در خانه کرمت ایستادهام،و در معرض نسیمهای نیکیات قرار دارم،و به رشتۀ محکمت چنگ زدهام و به دستآویز استوارت دست آویختم،خدایا بر بندۀ خوارت که زبانش گنگ،و عملش اندک است رحم کن،و
با احسان پیوسته و برجستهات بر او منّت گذار،و او را زیر سایۀ بلندت حمایت فرما،ای گرامی،ای زیبا،ای مهربانترین مهربانان.
مناجاة دوازدهم:راز و نیاز عارفان
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدای زبانها از ادای ثنایت آنچنانکه شایستۀ عظمت توست کوتاه است،و خردها از درک ژرفای جمالت ناتوان است،و دیدهها از تماشای بزرگیهای ذاتت درمانده است،برای خلق راهی به سوی شناساییات جز ناتوانی از شناخت قرار ندادی،خدایا ما را از کسانی قرار ده که شاخسارهای اشتیاق به سویت در بوستانهای سینههایشان استوار و پابرجا شده است و سوز عشقت در کانون دلهایشان برافروخته،از این روی به آشیانۀ اندیشههای و لا جای گیرند،و در گلستان قرب و مکاشفهات میگردند،و از حوضهای محبّتت با جام ملاطفت مینوشند و در کنار نهرهای صفا وارد میشوند،درحالیکه پرده از دیدگانشان برداشته شده،و تاریکی دودلی از باورها و ضمایرشان زدوده گشته،و خلجان شک از دلها و باطنشان بیرون رفته،و سینههایشان با تحقّق معرفت گشوده شده،و همّتشان برای
پیشی گرفتن در میدان خوشبختی بر اثر زهد بلندی گرفته،و نوشیدنشان در چشمۀ زلال کردار گوارا شده،و باطنشان در مجلس انس پاکیزه گشته،و راهشان در جای ترسناک ایمنی یافته،و جانشان با رجوع به رب الارباب اطمینان یافته،و ارواحشان به نیکبختی و رستگاری یقین یافته،و دردگانشان با نظر به محبوبشان روشنی گرفته،و آرامششان با دریافت خواهش و رسیدن به آرزو استقرار یافته،و تجارتشان در فروش دنیا به آخرت سودبخش بوده،خدایا چه لذّتبخش است در دلها خاطرات الهام گرفته از یادت،و چقدر شیرین است پویش به سوی تو با مرکب اندیشهها در راههای غیب،و طعم عشقت چه خوش،و شربت مقام قربت چقدر گوارا است،پس ما را از راندن و دور کردنت پناه ده،و از خاصترین عارفانت و شایستهترین بندگانت و راستگوترین فرمانبرانت و خالصترین پرستندگانت قرار داده،ای بزرگ،ای باشکوه،ای گرامی،ای بخشنده،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
مناجات سیزدهم:راز و نیاز ذاکران
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدایا اگر پذیرش فرمانت بر من واجب نبود هر آینه پاک نگاه میداشتمت از اینکه ذکر تو گویم،چه ذکر من تو را به اندازۀ کاستی من است
نه برازندۀ کمال تو،شأن و اندازۀ من چقدر میتواند بالا رود تا ظرف تقدیس تو قرار گیرم؟از بزرگترین نعمتها بر ما جاری شدن ذکر تو بر زبان ماست،و اجازهات به ماست که تو را بخوانیم و تنزیه و تسبیح گوییم، خدایا پس ذکرت را به ما الهام کن در نهان و آشکار و شب و روز،و پیدا و پنهان،و در خوشی و ناخوشی و ما را به ذکر پنهان مأنوس فرما و به عمل پاکیزه و کوشش پسندیده بکار گیر،و به میزان کامل پاداشمان ده،خدایا دلهای عاشق شیفتۀ تواند،و خردهای جدای از هم بر معرفتت گرد آمدهاند،بدین خاطر دلها آرام نگیرند جز به یاد تو،و جانها جز به هنگام مشاهدهات راحتی نیابند، تو تنزیهشدهای،در هرجا،و پرستیده گشتهای در هرگاه و در همواره روزگار بودهای،و به هر زبان خوانده شدهای،و در هر دلی بزرگداشت شدهای از هر لذّتی به جز ذکر تو،و از هر آسایشی جز همدمی با تو،و از هر شادمانی به غیر قرب تو،و از هر شغلی جز طاعت تو پوزش میجویم،تو گفتی و گفتارت حق است که:ای کسانی که ایمان آوردهاید خدا را بسیار یاد کنید و در بامداد و شامگاه او را تسبیح گویید و تو گفتی و گفتارت حق است:«مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم»ما را به یاد کردنت فرمان دادی،و وعده فرمودی که تو نیز از روی شرافت و عزّت و کرامت بخشیدن به ما،ما را یاد کنی،اکنون برابر با فرمانت تو را یاد میکنیم،پس تو نیز به وعدهات وفا کن، ای یادآور یادکنندگان،و ای مهربانترین مهربانان.
مناجات چهاردهم:راز و نیاز پناهجویان
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدایا ای پشتیبان پناهجویان،و ای پناه پناهندگان،و ای رهاییبخش هلاک شدگان،و ای نگهدار بینوایان، و ای مهرورز بیچیزان،و ای اجابت کنندۀ درماندگان و ای گنجینۀ تهیدستان و ای جبران کنندۀ شکستخوردگان،و ای جایگاه آواردگان،و ای یاور ناتوانشمردگان،و ای پناهدهندۀ ترسیدگان و ای غمگسار غمزدگان، و ای دژ پناهندگان،اگر به عزّتت پانه نیاورم پس به که پناه برم،و اگر به قدرتت پناهنده نشوم،به که پناهنده شوم؟گناهان وادارم ساخته که به دامان گذشتت چنگ زنم،و خطاها محتاجم کرده که از تو خواهم درهای چشمپوشیات را بر من بگشایی،و بدیها مرا فراخوانده تا به آستان عزّتت بار اندازم،و هراس از انتقام وادارم کرده که به دستاویز مهرت چنگ زنم،کسی که به ریسمانت چنگ زده سزاوار نیست خوار گردد،و آنکه به عزّتت پناهنده شده،شایسته نیست رها گردد یا واگذاشته شود،خدایا ما را از حمایتت محروم مکن،و از پوشش رعایتت برهنه مساز، و از پرتگاههای هلاک دورم کن،زیرا ما در سایۀ توجه تو و در حمایت تو به سر میبریم و از توییم،از تو میخواهم به حق خاصان از فرشتگانت،و شایستگانت از بندگانت،که برای ما سپری قرار دهی که ما را از هلاکتها برهاند،و
از آفات برکنار دارد،و از بلاهای سخت نگهداری کند،و هم اینکه آرامش خود را بر ما نازل کنی،و چهرههای ما را به انوار محبتت پرفروغ گردانی،و ما را ر پناهگاه محکمت پناه دهی،و در کنارههای نگهداری خویش بگنجانی،به حق مهر و رحمتت ای مهربانترین مهربانان.
مناجات پانزدهم:راز و نیاز پارسایان
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدایا،ما را در خانهای ساکن نمودهای که گودالهای فریبش را برای ما آماده ساخته،و در شبکههای خیانتش به دستهای مرگ آویخته، از دامهای فریبش به تو پناه میآوریم،و چنگ میزنیم از مغرور شدن به زیورهای آراستهاش به عنایت تو،که این دنیا خواهندگانش را هلاک میسازد،و واردینش را نابود میکند،آکنده به آفتهاست،انباشته از نکبتهاست،خدایا ما را به دنیا بیرغبت کن،و به توفیق و عصمتت ما را از آن سلامت بدار و جامههای مخالفت را از هستیمان برکن،و با حسن کفایتت امرو ما را سرپرستی فرما،و فزونی سهم ما را از رحمت گستردهات کامل گردان،و از چشمهسار مواهبت عطای ما را نیکو گردان،و در سرزمین دلهای ما درختان محبتت را بکار،و انوار معرفتت را بر ما کامل کن،و شیرینی گذشت و لذّت آمرزشت را به ما بچشان،و دیدگان ما را در جهان دیگر به دیدارت روشن فرما،و محبّت دنیا را از دل ما
بیرون کن،آنگونه که دربارۀ نیکوکاران برگزیدهات و خاصان نیکوکردارت انجام دادی،به حق مهربانیات ای مهربانترین مهربانان و ای گرامیترین گرامیان.
به نقل از صحیفۀ علویه
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
ستایش تو راست ای صاحب جود و بزرگواری و برتریفرخنده ای تو عطا کنی به هرکه خواهی و منع کنی ز هرکه خواهیخدایم و آفریدگارم،و نگهدارم و پناهمبه جانب تو در سختی و آسانی پناه میآورمخدایا اگر خطایم بزرگ و انبوه استپس گذشت تو از گناه من بزرگتر و گستردهتر استخدایا اگر خواهش نفسم را به نفسم واگذاشتماینک در مرغزار پشیمانی میگردمخدایا بدحالی و تهیدستی و نیازم را میبینیو تو مناجات پنهان مرا میشنویخدایا امیدم را قطع مکن،و منحرف مسازقلبم را که من به باران جودت طمع دارمخدایا اگر محرومم کنی یا از پیشگاهت برانیپس به چه کسی امیدوار شوم و چه کسی را شفیع گیرمخدایا از عذابت پناهم ده که من*اسیر و خوار و ترسانم و برایت فروتنی میکنم
خدایا با آموزش دلیل راه همراهم باشدر آن زمان که در قبر منزل و خوابگاهم باشدخدایا اگر هزار سال مرا عذاب نماییرشتۀ امید من از تو قطع نمیشودخدایا مزه گذشتت را به من بچشان آنگاه کهنه فرزندان و نه مال در آن زمان سود نرساندخدایا اگر مرا رعایت نکنی تباه شدهامو اگر رعایتم نمایی تباهی نپذیرمخدایا اگر از غیر نیکوکاران نگذریپس امید کسی که با هوس کامروایی میکند کیستخدایا اگر در طلب پروا کوتاهی نمودمپس اینک دنبال گذشت توام و سراغ آن میرومخدایا اگر از روی جهالت خطا کردمتا آنجا به تو امید بستم که دربارهام گفته شد باک نداردخدایا گناهم بلندتر و بزرگتر از کوههای برافراشته شدهولی چشمپوشی تو از گناه من بزرگتر و برفرازتر استخدایا یاد عطای همیشگیات آتش دلم را خنکا میبخشدو یاد گناهان،دیدگانم را اشکبار میسازدخدایا لغزشم را نادیه گیر و گناهم را پاک کنمن اقرار به گناه دارم و هراسان و نالانمخدایا از سوی خود آسایش و راحتی به من دهکه من جز درهای احسان تو را نمیکوبمخدایا اگر مرا دور کنی یا سبکم انگاریپس چه چاره کنم ای پروردگار و چه سازمخدایا سوگند خوردۀ عشق در شب بیدار است*راز و نیاز و دعا میکند ولی شخص غافل میخوابد
خدایا از این مردم گروهی در خوابندو گروهی دیگر شببیدار و زاری میکنند و همۀ آنان عطای تو را امید دارند،و امیدواررحمت بزرگ تواند و به بهشت تو طمع ورزند خدایا امید من در دلم آرزوی سلامتی میکندو زشتی گناهانم مرا به رسوایی تهدید مینماید خدایا اگر بگذری گذشتت نجاتبخش من استور نه با گناهم به عرصه نابودی در افتم خدایا به حق محمّد هاشمی نسبو به حرمت پاکانی که نزد تو فروتنند خدایا به حق محمّد مصطفی و پسر عمویشو به حرمت نیکوکارانی که برای تو خاشعند خدایا مرا در رستاخیز بر دین احمد برانگیزتائب و پرهیزگار و عابد و فروتن در پیشگاهت ای خدای من و آقای من مرا محروم مسازاز شفاعت بزرگ محمّد که شفاعتش پذیرفته است و بر ایشان درود فرست تا هرگاه که موّحدی تو را بخواند*و خوبان با تو مناجات کنند و در برابرت به رکوع پردازند و نیز در«صحیفۀ علویه»مناجات منظوم دیگری از آن حضرت نقل شده که اوّل آن«یا سامع الدّعاء»است.ولی چون مشتمل بر واژههای مشکل و لغات ناآشنا بود و ما بنابر اختصار از ذکر خودداری نمودیم.
خدایا مرا این عزّت بس است که بندۀ تو باشم،و برایم این افتخار کافی است که تو پروردگار من باشی،تو آنچنانی که
دوست دارم،مرا هم چنان کن که دوست داری.
باب دوّم در اعمال ماههای سال و فضیلت و اعمال نوروز و نیز اعمال ماههای رومی(شمسی)و آن در چند فصل است:
بدان که این ماه و ماه شعبان و ماه رمضان در شرافت،کامل و تمامند و روایات بسیاری در فضیلت آنها وارد شده است بلکه از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت شده است که رجب ماه بزرگ خدا است و ماهی در احترام و فضیلت به آن نمیرسد و در این ماه جنگ با کافران حرام است!!و رجب ماه خدا و شعبان ماه من و رمضان ماه امّت من است،کسی که یک روز از ماه رجب را روزه بدارد،مستحقّ خشنودی بزرگ خدا میشود و خشم حق از او دور میگردد و دری از درهای دوزخ به رویش بسته میشود.
و از حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام روایت شده است:هرکه یک روز از ماه رجب را روزه بدارد بهشت بر او واجب میشود.و نیز فرمود:رجب نام نهری در بهشت که از شیر سپیدتر و از عسل شیرینتر است،هرکه یک روز از رجب را روزه بدارد به یقین از آن نهر بیاشامد.و از امام صادق علیه السّلام نقل شده است که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:ماه رجب ماه استغفار امّت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزگار و مهربان است و رجب را«اصبّ»[یعنی فروریزندهتر]میگویند،زیرا رحمت خدا در این ماه بر امّت من بسیار ریخته میشود،پس بسیار بگویید،استغفر اللّه و اساله التّوبة
ابن بابویه به سند معتبر از سالم روایت نموده که گفت:در اواخر ماه رجب که چند روزی از آن مانده بود به خدمت امام صادق علیه السّلام رفتم.چون نظر مبارک آن حضرت بر من افتاد،فرمود:آیا در این ماه روزه گرفتهای؟گفتم:نه به خدا ای پسر رسول خدا.فرمود:آنقدر ثواب از تو فوت شده که اندازۀ آن را جز خدا کسی نمیداند،به یقین این ماهی است که خدا آن را بر ماههای دیگر فضیلت داده و احترام آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزهداران این ماه را بر خود واجب کرده!!گفتم:یا ابن رسول اللّه،اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بخشی از ثواب روزهداران آن نایل میشودم؟فرمود:ای سالم هرکه یک روز از آخر این ماه را روزه
بدارد،خدا او را از سختی سکرات مرگ و از هراس پس از مرگ و از عذاب قبر ایمن میکند،و هرکه دو روز آخر این ماه را روزه بدارد،به آسانی از صراط میگذرد،و هرکه سه روز آخر این ماه را روزه بدارد از وحشت بزرگ روز قیامت،و از سختیها و هولهای آن روز ایمن میشود،و برات آزادی از آتش دوزخ را به او عطا میکنند.
در هر صورت برای روزۀ ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده و در روایت آمده:
اگر کسی قدرت بر روزۀ ماه رجب را ندارد،
هر روز این تسبیحات را صد بار بخواند،
تا ثواب روزۀ ماه رجب را دریابد:
منزّه است خدای بزرگ،منزّه است آنکه تسبیح جز برای او سزاوار نیست،منزّه است خدای عزیزتر و گرامیتر، منزّه است آنکه جامۀ عزّت در پوشید که تنها او برای آن جامه شایسته است.
بخش اوّل:اعمال مشترک آن است که به متعلق به همه ماه است و اختصاص به روز معیّنی ندارد،و آن چند عمل است:
اوّل:در تمام روزهای ماه رجب این دعا را بخواند که روایت شده:حضرت زین العابدین علیه السّلام در آغاز رجب در حجر اسماعیل خواند: ای که مالک حاجاتخواهندگانی،و از باطن لب فروبستگان خبر داری،از سوی تو برای هر خواهشی،گوشی شنوا،و پاسخی آماده است،خدایا به حق وعدههای صادقانه است و نعمتهای فراوانت، رحمت گستردهات،از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و حاجات دنیا و آخرتم را برآوری،
چه همانا تو بر هر کاری توانایی.
دوّم:این دعا را بخواند،دعایی که امام صادق علیه السّلام در هر روز ماه رجب میخواندند:
آنان که بر غیر تو بار یافتند ناامید گشتند،و آنان که به کاری جز تو پرداختند زیانکار شدند،و آنان که به درگاه غیر تو وارد شدند به تباهی رسیدند، و سودجویان دچار قحطی شدند،مگر آنان که از فضل تو سود جستند،در رحمتت به روی مشتاقان باز است،خیرت به خواهندگان عطا شده،احسانت برای نیازمندان گوارا است،و عطایت برای آرزومندان آماده است و روزی است حتی برای روگردانان از فرمانت گسترده است،و بردباری است کسانی را که به دشمنیات برخاستهاند نیز شامل است،شیوهات به بدرکاران احسان،و روشت زندگی بخشیدن به متجاوزان است،خدایا مرا به راه رهیافتگان بدار،و تلاش تلاشگران را روزیام فرما، و مرا از بیخبران دورشده قرار مده،و روز جزا آمرزشت را نصیبم کن.
سوّم:شیخ در کتاب«مصباح»از معلّی بن خنیس از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:در ماه رجب این دعا را بخوان:
خدایا شکیبایی شاکرانت،و کردار ترسیدگانت،و باور عبادتکنندگانت را از تو میخواهم، خدایا تو برتر و بزرگی،و من بندۀ بینوا و تهیدستم،تو بینیاز و ستودهای،و من بندۀ خوارم،خدایا بر محمّد و خاندانش درود فرست،و عطای این خواستهها را بر من منت بگذار به توانگریات بر تهیدستیام،و به بردباریات بر نادانیام، به توانت بر ناتوانیام ای عزیز،خدایا بر محمّد و خاندانش آن جانشینان پسندیده درود فرست،
و مرا از کارهای دنیا و آخرت نسبت به چیزی که بیتابم کرده کفایت کن ای مهربانترین مهربانان.
مؤلف گوید:سیّد ابن طاووس هم این دعا را در کتاب«اقبال»نقل کرده،و از نقل او پیداست که این دعا از جامعترین دعاهاست، و در تمام اوقات میتوان آن را خواند.
چهارم:شیخ طوسی فرموده:در هر روز ماه رجب مستحب است این دعا را بخوانند:
خدایا ای صاحب نعمتهای فراوان و عطاهای قسمت شده،و رحمت گسترده،و قدرت فراگیر،و نعمتهای برجسته،و موهبتهای بزرگ،و بخششهای زیبا،و عنایات درخور،ای آنکه به شباهت با چیزی وصف نشود،و به مثال و نمونهای مثلش نزنند،و از سوی هیچ پنجهای مغلوب نگردد،ای آنکه آفرید و روزی داد،و الهام نمود و به سخن آورد، و نوآوری نمود و آغاز کرد،و برتر شد و بالا رفت،و اندازه داد و نیکو اندازه داد،و شلک داد و استوار نمود و حجّت آورد و رساند،و نعمت بخشید و فراوان گرداند و بخشید و افزون ساخت،و عطا فرمود و فزونی بخشید،ای که در عزّت بالا،پس از دیدگاه دیدهها درگذشت، و در لطف نزدیک شد پس از دغدغۀ افکار بیرون رفت،ای آنکه در فرمانروایی یگانه است پس برای او در عرصه سلطنتش همتایی نیست،و به نعمتها و بزرگمنشی تنهاست،پس برای او در عظمت جایگاهش ضدّی نیست،ای آنکه در شکوه هیبتش دقایق و لطایف اندیشهها سرگردان شده،و در برابر درک عظمتش دیدگان تیزبین خلایق وامانده است،ای آنکه رخساره در برابر جلالتش به خواری افتاده،و گردنها در برابر بزرگیاش فروتن گشته،و دلها از ترسش هراسان شده است،از تو میخواهم به حق این ستایش که جز برای تو شایسته نیست،و به آن وعدهای که
برای خوانندگانت از مؤمنین،خود را به آن پایبند کردهای و به آنچه اجابت آن را برای دعاکنندگان بر خودت ضمانت نمودهای، ای شنواترین شنوایان،ای بیناترین بینایان،ای چابکترین حسابرسان،ای صاحب نیروی استوار،بر محمّد خاتم پیامبران و بر اهل بیتش درود فرست،و در این ماه بهترین چیزی را که قسمت کرده ای نصیب من کن،و بهترین چیزی که در قضای خود حتم نمودهای بر من حتم کن،و آن را برای من به خوشبختی ختم کن،در زمرۀ آنان که کارشان را به خوشبختی ختم نمودی،و تا زندهام زندگی همراه با عنایاتی فراوان روزیام کن،و بمیران خوشحال و آمرزیده،و از پرسش و پاسخ برزخ رهاییام بخش، و نکیر و منکر دو فرشته مأمور بر سؤال مردگان را از من دور کن و مبشر و بشیر را که مژدهدهندگان سعادتند به من بنمایان،و برایم به جانب خشنودی و بهشت راه همواری قرار ده و زندگی خوش و فرمانروایی بزرگی برایم مقرّر فرما،و بر محمّد و خاندانش درود بسیار فرست.
مؤلف گوید:این دعا دعایی است که در مسجد صعصعه هم خوانده میشود.
پنجم:شیخ روایت کرده که از ناحیۀ مقدّسه به دست شیخ کبیر ابی جعفر محمّد بن عثمان بن سعید رضی اللّه عنه این توقیع شریف[یعنی دستنویس شریف]بیرون آمد که هر روز از روزهای رجب بخوان:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
خدایا از تو درخواست میکنم،به حق معانی تمام دعاهایی که متولیان امرت تو را به آن میخوانند،آنان که امین راز تو هستند، و به امر تو شادند،و بیانکنندگان نیرویت و آشکارکنندگان بزرگیات میباشند،از تو میخواهم به حق آنچه از مشیتت درباره ایشان گفته شد،پس آنان را قرار دادی معادن کلماتت و پایههای توحیدت،و آیات و مقاماتت که
تعطیلی برای آنها در جایی نیست،تو را با آنها شناسد هرکه بشناسدت،بین تو و آنها تفاوتی نیست جز اینک ایشان بندگان و آفریدۀ تواند که بازوبسته شدن کارشان به دست توست،آغازشان از تو و انجامشان به جانب توست،آنان بازوان و گواهان و بخشندگان و مدافعان و نگهبانان و بازرساناند،آسمان و زمینت را با حقیقت آنان انباشتی تا آشکار شد که معبودی جز تو نیست،پس به حق همۀ اینها و به جایگاههای عزّت از رحمتت و به مقامات و نشانههای از تو میخواهم که بر محمّد و خاندانش درود فرستی،و بر ایمان و پایداریم بیفزایی،این هان در عین ظهور، ای ظاهر در عین نهان،و مستوری،ای جداکننده بین روشنایی و تاریکی،ای وصف شده بدون اینکه ژرفای وجودش درک شود و ای شناخته شده بدون تشبیه،مرزبند هر محدود،گواه هر گواهی پذیر،هستیبخش هرچه هست،و شماره کننده هر شماره و گمکنندۀ هر گمشده،معبودی غیر تو نیست،اهل بزرگمنشی و جودی، ای که چگونگی نپذیری و به جایی درنگنجی،ای پوشیده از هر دیده،ای جاودان،ای به خود پاینده و دانای هر دانسته،بر محمّد و خاندانش درود فرست،و بر بندگان برگزیدهات،و انسانهای در پردهات،و فرشتگان مقربّت،و شجاعان صف کشیده گرداگرد عرشت،و مبارک گردان بر ما در این ما همان ماه بزرگ و ماه مکرّم،و آنچه پس از این است از ماههای محترم،در این ماه نعمتعایت را بر ما فراوان کن،و نصیبهای ما را سرشار فرما،و سوگندهایمان را به انجام برسان،به حق اسم بزرگتر و بزرگتر،و عظیمتر و گرامیترت که چون بر روز
نهادی روشن شد و چون بر شب گذاردی تاریک گشت،و از گناهانمان بیامرز آنچه را تو میدانی و آنچه را ما نمیدانیم، و ما را از گناهان حفظ کن به بهترین نگاهداری،و ما را از حوادثی که مقدّر نمودهای کفایت فرما،و بر ما به حسن توجّهت منّت گذار، و به غیر خودت وامگذار،و ما را از خیرت منع مکن،و به عمرهایمان به اندازهای که مقدّر فرمودهای برکت ده،و رازهای پنهان ما را سامان ده،و از جانب خود به ما امان بده،و ما را با حسن ایمان به کار گمار،و به ماه رمضان و روزها و سالهای پس از آن برسانمان،ای دارای جلالت و بزرگواری.
ششم:شیخ روایت نموده که:از ناحیۀ مقدّسه به دست شیخ ابو القاسم رحمه الله این دعا در ایّام رجب صادر شده:
خدایا!از تو درخواست میکنم به حقّ دو مولود ماه رجب،محمّد بن علی دوّم(امام جواد ع)،و فرزندش علی بن محمّد برگزیده (امام هادی ع)و به وسیلۀ آن دو امام به جانب تو تقرّب میجویم به بهترین تقرّب،ای آنکه نیکی تنها از سوی او خواسته شده،و تنها در آنچه نزد اوست رغبت شده است،از تو میخواهم خواهش جرمپیشه معصیتکاری که گناهانش او را هلاک نموده،و عیوبش او را به اسارت کشیده، پس عادتش بر گناه طولانی شد،و امورش با بلاهای سخت به هم آمیخت،از تو میخواهد:توبه و خوبی بازگشت،کنده شدن از گناه،رهایی جانش از آتش،گذشت از آنچه بر گردن اوست،زیرا مولای من تو بزرگترین آرزو و امید او هستی.خدایا!از تو میخواهم به حق مسائل شریفت،و وسایل والایت،که مرا در این ماه به رحمت گسترده است،و نعمت تقسیم شدهات فروگیری،و نفسی به من عنایت کنی که به آنچه روزیاش نمودهای قناعت
ورزد تا گاهی که به گور درآید و به آخرت رسد،و به آنچه عاقبت اوست بازگردد.
هفتم:و نیز شیخ از جناب ابو القاسم بن روح رضی الله عنه که نایب خاص حضرت صاحب الامر(عج)است روایت کرده:که فرمود:
در ماه رجب در هر زیارتگاهی از زیارتگاههای شریف که باشی به این زیارت صاحب مزار را زیارت کن.پس چون وارد حرم میشوی بگو:
سپاس خدا را که ما را در ماه رجب در محضر اولیایش حاضر کرد،و آنچه را که از حق ایشان بر ما فرض بود واجب فرمود،و درود خدا بر محمّد برگزیدۀ خدا،و جانشینان پرنجاتبخش،خدایا!چنانکه ما را به محضر ایشان حاضر نمودی،به وعدۀ آنها در حق ما وفا کن،و ما را به جایگاه ورود آنان و فیض وجودشان وارد فرما،بیآنکه از ورود به خانه همیشگی و بهشت جاوید رانده شویم،و سلام بر شما،من به قصد شما آمدهام و در خواهش و حاجتم به شما تکیه کردم،حاجتم آزادیام از دوزخ و جای گرفتن در کنار شما در خانۀ ابدی است،هر ماه با پیروان نیکوکارتان،و سلام بر شما به خاطر شکیباییتان،چه نیکوست این خانۀ آخرت،من خواهنده و آرزومند شمایم در آنچه اختیار و تغییرش به دست شماست.
تنها«به وسیلۀ شما»شکستگی جبران شود و بیمار درمان پذیرد،و آنچه را رحمها بیفزاید و کم کنند انجام پذیرد،من به راز شما ایمان دارم و به گفتارتان تسلیمم،و خدا را به شما سوگند میدهم در اینکه از حرم شما بازگردم به همراه حاجاتم و روا شدن آنها و به امضا رسیدنشان و موفقّانه برآمدنشان و دور شدن سختیهای آنها و به همراه کارهایم نزد شما و اصلاح آنها،و سلام بر شما سلام وداعکنندهای حوایجش را به شما سپرده،از خدا میخواهد دوباره به سوی شما بازگردد،و راهش با جانب شما قطع نشود،و اینکه خدا مرا برگرداند
از محضر شما به بهترین وجه و با دستی پر،به جایی سرسبز،و زیستگاهی خوش و گسترده و راحت و آسوده،تا رسدن مرگ و بهترین سرانجام،و جایگاهی در ناز و نعمت ازلی،و زنگی آیندۀ ابدی،و خوردنیهای مداوم،و نوشیدن شراب طهور،و آب گوارا،نوشیدن چند بار و یکبار،که از نوشیدنش خستگی و ملالی دست ندهد و رحمت خدا و برکات و تحیّاتش بر شما،تا بازگشتم به محضر شما،و رستگاری در حکومتتان،و محشور شدن در زمره شما،و رحمت خدا و برکت و درودها و تحیّاتش بر شما،و او ما را بس است و نیکو وکیلی است.
هشتم:سیّد ابن طاووس از محمّد بن ذکران که معروف به سجّاد است چه آنقدر سجده کرد و در حال سجده گریست که نابینا شد روایت کرده که گفت:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم فدایت شود این ماه ماه رجب است مرا در این ماه دعایی تعلیم کن که حق تعالی مرا به آن سود بخشد،حضرت فرمود:بنویس«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم»و در هر روز از رجب در صبح و شام پس از نمازهای روز و شب بگو: ای آنکه هر خیری را از او امید دارم،و از خشمش در هر شرّی ایمنی جویم،ای آنکه در برابر عبادت اندک مزد بسیار عطا میکند،ای آنکه به هرکه از او بخواهد میبخشد،ای آنکه به هرکه از او نخواهد و او را نشناسد نیز میبخشد، عطایش از روی مهربانی و رحمت است،با درخواستم از تو همۀ خیر دنیا و خیر آخرت را به من عنایت کن،و با درخواستم از تو همۀ شرۀ دنیا و شرۀ آخرت را بازگردان،زیرا آنچه را تو عطا کردی کاستی ندارد،و از احسانت بر من بیفزای ای کریم.راوی گفت:حضرت محاسن(موهای صورت)شریف خود را در پنجۀ چپ گرفت و این دعا را با حالت درماندگی و زاری همراه حرکت دادن انگشت اشارۀ دست راست خواند،و پس از این گفت:
ای دارای بزرگی و بزرگواری،ای دارای بخشش و جود،ای دارای عطا و کرم،محاسنم را بر آتش دوزخ حرام کن.
نهم:از پیامبر روایت شده:هرکه در ما رجب صد مرتبه بگوید:
آمرزش میخواهم از خدایی که معبودی جز او نیست،اوست یگانه،برایش شریکی نمیباشد،و به سوی او باز می گردم.و آن را با صدقه به انجام رساند،حق تعالی پایان کارش را ختم به رحمت و آمرزش کند،و هرکه چهارصد مرتبه بگوید:ثواب شهادت صد شهید را برای او بنویسد.
دهم:و نیز از آن حضرت روایت شده:هرکه در ماه رجب هزار مرتبه بگوید:معبودی جز خدا نیست، خدای عزّتمند پرشکوه صد هزار کار نیک برای او ثبت کند،و برایش صد شهر در بهشت بنا کند.
یازدهم:روایت شده،هرکه در ماه رجب به هنگام صبح،هفتاد مرتبه،و در زمان پسین(شامگاه)هم هفتاد مرتبه بگوید:از خدا آمرزش میطلبم و به او باز میگردم و چون به پایان رساند،دستها را بلند کند و بگوید:
خدایا مرا بیامرز و توبهام را بپذیر پس اگر در ماه رجب از دنیا برود،خدا از او خشنود باشد و به برکت ماه رجب،آتش دوزخ با او تماس نگیرد.
دوازدهم:در همۀ این ماه هزار مرتبه بگوید:از خدای دارای بزرگی و بزرگواری،از همۀ گناهان و گنهکاریها،آمرزش میجویم.تا خدای مهربان او را بیامرزد.
سیزدهم:سیّد ابن طاووس در کتاب«اقبال»از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله برای خواندن سورۀ«قل هو اللّه احد»در ماه رجب ده هزار مرتبه،یا هزار مرتبه،یا صد مرتبه فضیلت بسیار نقل کرده،و نیز روایت کرده:هرکه در روز جمعۀ ماه رجب صد مرتبه سورۀ توحید را بخواند،در قیامت برایش نوری پدید میآید که او را به بهشت راهنمایی کند.
چهاردهم:سیّد روایت کرده:هرکه در ماه رجب یک روز روبه بدارد،و چهار رکعت نماز بگذارد و به این ترتیب که در رکعت
اوّل صد مرتبه«آیة الکرسی»بخواند و در رکعت دوّم دویست مرتبه سورۀ توحید،نمیمیرد تا مقامش را خود در بهشت ببیند،یا دیگری برای او ببیند.
پانزدهم:و نیز سیّد از پیامبر روایت کرده:هرکه در روز جمعۀ ماه رجب بین نماز ظهر و عصر چهار رکعت نماز بخواند به این صورت که در هر رکعت یکبار سورۀ«حمد»و هفت بار«آیة الکرسی»و پنج مرتبه«سوره توحید»سپس ده بار بگوید:
آمرزش میخواهم از خدایی که معبودی جز او نیست و از او درخواست توبه دارم.
حق تعالی برای او از روزی که این نماز را خوانده تا روزی که از دنیا برود برای هر روز هزار کار نیک بنویسد، و در عوض هر آیهای که خوانده است شهری در بهشت از یاقوت سرخ،و به جای هر حرف قصری در بهشت از گوهر سپید عطا کند،و برای او زنان زیباروی بهشتی را به همسری او درآورد و از او خشنود گردد بیآنکه برایش خشمی به دنبال داشته باشد،و در زمرۀ عبادتکنندگان به شمار آید،و سرانجام او را به سعادت و آمرزش پایان دهد ...تا آخر حدیث.
شانزدهم:سه روز این ماه را که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بدارد،زیرا روایت شده:هرکه در یکی از ماههای حرام این سه روز را روزه بدارد،حق تعالی برای او ثواب نهصد سال عبادت را مینویسد.
هفدهم:در تمام ماه رجب شصت رکعت نماز بخواند در هر شب دو رکعت به این ترتیب که در هر رکعت یک مرتبه سورۀ«حمد»و سه مرتبه«قل یا ایّها الکافرون»و یک مرتبه سورۀ توحید بخواند،و چون سلام دهد دستها را بلند کرده و بگوید:معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،فرمانروایی و سپاس مخصوص اوست زنده میکند و میمیراند و او زندهای است که هرگز نمیمیرد،خیز تنها به دست اوست،و او بر هر کاری توانا است،و بازگشت همه به سوی اوست، و جنبش و نیرویی نیست جز به عنایت او،خدای برتر و بزرگ،خدایا!بر محمّد پیامبر درس ناخوانده و خاندانش درود فرست.
سپس دستها را به صورت خویش بمالد،از پیامبر روایت شده،هرکه این عمل را بجا آورد،خدا دعایش اجابت کند،و پاداش شصت حج و شصت عمره را به او عطا فرماید.
هجدهم:از پیامبر صلی اللّه علیه و آله روایت شده:هرکه در یک شب از ماه رجب،در دو رکعت نماز صد مرتبه سورۀ توحید بخواند مانند کسی است که ر راه خدا صد سال روزه گرفته و حق تعالی برای این عمل صد قصر در بهشت به او مرحمت فرماید،هر قصری در جوار پیامبری از پیامبران علیهم السّلام.
نوزدهم:و نیز از آن حضرت روایت شده:هرکه در یک شب از شبهای رجب ده رکعت نماز بجای آورد به این ترتیب که در هر رکعت سوره«حمد»و یک بار«قل یا ایّها الکافرون»و سه بار سورۀ توحید را بخواند حق تعالی هر گناهی که پیش از آن مرتکب شده بیامرزد.تا آخر حدیث.
بیستم:علاّمۀ مجلسی در کتاب«زاد المعاد»فرموده:از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام روایت شده:حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله فرمود:هرکه در هر شب و هر روز ماههای رجب،شعبان و رمضان،هر یک از«حمد»و«ایة الکرسی»و«قل یا ایّها الکافرون» و«قل هو اللّه احد»و«قل اعوذ بربّ الفلق»و«قل اعوذ بربّ النّاس»را سه مرتبه قرائت کند و سه مرتبه بگوید:منزّه است خدا و سپاس خدای را و معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر از هر چیز است و جنبش و نیرویی جز به خدا نیست،خدای برتر و بزرگ و سه مرتبه بگوید:خدایا درود فرست بر محمّد و خاندانش و سه مرتبه:بارخدایا مردان و زنان مؤمن را ببخش و بیامرز و چهارصد مرتبه:از خدا آمرزش میجویم و به سوی او میپویم خدای تعالی گناهانش را بیامرزد،هرچند به عدد قطرههای باران و برگ درختان و کف روی آب دریاها باشد،تا آخر حدیث.و نیز علاّمۀ مجلسی فرموده که در هر شب از شبهای این ماه هزار مرتبه گفتن«لا اله الاّ اللّه»(معبودی جز خدا نیست) وارد شده.
بدان که اولین شب جمعۀ ماه رجب را«لیلة الرغائب»(یعنی شب دلدادگان)میگویند و برای آن عملی با فضیلت بسیار از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله وارد شده که آن را سیّد در کتاب«اقبال»و علاّمۀ حلی در«اجازۀ بنی زهره»نقل کردهاند،بعضی از
فضیلت آن اینکه به سبب انجام آن گناهان بسیار آمرزیده میشود،و نیز نمازی در آن وارد شده که هرکه آن را به جای آورد هنگام شب اوّل قبرش حق تعالی ثواب آن را به نیکوترین صورت و با روی گشاده و درخشان و زبانی گویا به سوی او میفرستد،پس به او میگوید:ای حبیب من تو را بشارت باد که از هر شدّت و سختی نجات یافتی،بنده میگوید تو کیستی؟به خدا سوگند من چهرهای زیباتر از چهرۀ تو ندیدم،و سخنی شیرینتر از سخن تو نشنیدم،و بویی بهتر از بوی تو نبوییدم!!پاسخ میدهد:من ثواب آن نمازم که در فلان شب،از فلان ماه،از فلان سال به جای آوردی امشب نزد تو آمدم تا حقّت را ادا کنم،و مونس تنهایی تو باشم،و هراس را از تو برگیرم و هنگامی که در صور(شیپور قیامت) دمیده شود،در عرصه قیامت سایهای بر سرت خواهم افکند،پس خوشحال باش که خیر هرگز از تو جدا نخواهد شد.کیفیت این نماز چنین است:
اولین پنجشنبه ماه رجب را روزه میداری،چون شب جمعه داخل شود،ما بین نماز مغرب و عشا،دوازده رکعت نماز بجای میآوری،هر دو رکعت با یک سلام به این ترتیب که در هر رکعت یک مرتبه سورۀ«حمد»و سه مرتبه«سوره قدر»و دوازده مرتبه«سورۀ توحید»میخوانی و هنگامی که از نماز فارغ شدی هفتاد مرتبه میگویی:
خدایا!بر محمّد پیامبر درس ناخوانده و خاندانش درود فرست سپس به سجده میروی و هفتاد مرتبه میگویی:
پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح آنگاه سر از سجده بر میداری و هفتاد مرتبه میگویی:
پروردگارا!مرا بیامرز و بر من مهرورز و از آنچه از من میدانی بگذر،تو خدای برتر و بزرگتری دوباره به سجده میروی و هفتاد مرتبه میگویی:پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح سپس حاجت خود را میطلبی که به خواست خدا برآورده خواهد شد.آگاه باش زیارت حضرت رضا علیه السّلام در ماه رجب مستحب است،و انجام آن در این ماه امتیاز خاصی دارد،همان گونه که انجام عمره در ماه رجب فضیلت دارد تا جایی که روایت شده انجام آن
در این ماه،در فضیلت همتای حج است و نیز نقل شده:حضرت سجاد علیه السّلام در ماه رجب به عمره مشرّف شده بود،و شب و روز نزد کعبه نماز میخواند،و در حالی که پیوسته در سجده بود این ذکر از زبان ایشان شنیده میشد:
گناه از بندهات بزرگ شده،پس بگذر گذشت از سوی تو زیبا باشد.
شب اولّ:شب شریفی است،و در آن چند عمل وارد است
اوّل:چون هلال ماه را مشاهده کند بگوید:
خدایا!شروع این ماه را بر ما با ایمنی و ایمان و سلامت و اسلام قرار ده،(ای ماه)پروردگار من و تو خدای عزّتمند و پر شکوه است.و روایت شده:رسول خدا صلی اللّه علیه و آله هنگامی که هلال ماه رجب را میدید میگفت:
خدایا برای ما در ماه رجب و شعبان برکت قرار ده،و ما را به ماه رمضان برسان،و بر روزۀ رمضان و بیداری شب و نگهداری زبان و فروبستن چشم کمک فرما،و بهرۀ ما را از ماه رمضان،گرسنگی و تشنگی قرار مده.
دوّم:چنانکه بعضی از علما فرمودهاند غسل کند .از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت شده:هرکه ماه رجب را بیابد،و در اوّل و وسط و آخر آن غسل کند پس از انجام آن مانند روزی که از مادر متولد شده بود از گناهان خود بیرون آمده و پاک میشود.
سوم:حضرت حسین علیه السّلام را زیارت کند.
چهارم:پس از نماز مغرب بیست رکعت نماز به جای آورد ،به این ترتیب که در هر رکعت پس از سورۀ«حمد»یک مرتبه سورۀ«توحید»را خوانده،و پس از هر دو رکعت سلام دهد،تا خود و اهل و اولاد و مالش محفوظ بماند،و از عذاب قبر ایمنی یابد و از صراط به سرعت برق بدون حسابرسی بگذرد.
پنجم:پس از نماز عشاء دو رکعت نماز به جای آورد به این صورت که در رکعت اوّل پس از سورۀ«حمد»یک مرتبه سورۀ«أ لم نشرح»و سه بار سورۀ«توحید»را بخواند و در رکعت دوّم سورۀ«حمد»و سورههای«أ لم نشرح»
و«قل هو اللّه احد»و قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ بربّ الناس»را هرکدام یک بار بخواند،و هنگامی که سلام نماز را داد سی مرتبه بگوید:
«لا اله الاّ اللّه»و سی مرتبه صلوات فرستد،تا حق تعالی همانند روزی که از مادر متولدّ شده،گناهان او را بیامرزد و پاکش نماید.
ششم:سی رکعت نماز به این ترتیب که در هر رکعت پس از سورۀ«حمد»یک مرتبه سورۀ«قل یا ایّها الکافرون»و سه مرتبه سورۀ «قل هو اللّه احد»را بخواند،
هفتم:عملی را که شیخ در کتاب«مصباح المتهجد»ذکر کرده به جای آورد.شیخ در آن کتاب فرموده:عمل شب اوّل رجب:ابو البختری وهب بن وهب از حضرت صادق علیه السّلام از پدر بزرگوارش علیه السّلام از جدّش علیه السّلام از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده،که برای آن حضرت خوشایند بود،که خود را چهار شب در طول سال از هر کاری فارغ سازد،و آن شبها را به عبادت زنده بدارد و آن چهار شب عبارتند از:شب اوّل رجب،شب نیمۀ شعبان،شب عید فطر و شب عید قربان.
از حضرت جوا علیه السّلام روایت شده که مستحبّ است هرکسی این دعا را در شب اوّل رجب بعد از نماز عشاء آخر بخواند:
خدایا!از تو درخواست میکنم به حق اینکه تو فرمانروایی و بر هر کاری توانایی،و هر کاری که بخواهی میشود،خدایا!من به تو رو میکنم به وسیلۀ پیامبرت محمّد،پیامبر رحمت،درود خدا بر او و خاندانش ای محمّد ای فرستادۀ خدا،من برای توجه به خدای پروردگارت و پروردگارم،به تو روی میآورم،تا خدا به سبب تو حاجتم را برآورد خدای به حق محمّد و پیشوایان از اهل بینش که درود خدا بر او و بر آنان حاجتم را برآورد
سپس حاجتت را از خدا بخواه.علی بن حدید روایت کرده که حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام پس از فراغت از نماز شب در حال سجده چنین میگفت:
شکر و سپاس تنها از آن توست اگر از تو اطاعت کردم و حجّت و برهان تنها از آن توست اگر تو را معصیت کردم،در نیکی کردن نه کاری از من ساخته است و نه از غیر من جز
به عنایت تو،ای هستی پیش از هر چیز،ای هستیبخش هر چیز،تو بر هر کاری توانایی خدایا!از انحراف و ناباوری به هنگام مرگ،و از گزند بازگشت در گورها،و از پشیمانی در روز قیامت به تو پناه میآورم،از تو میخواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و قرار دهی زندگیام را زندگی پاکی،و مرگم را مرگی معتدل،و بازگشتگاهم را بازگشتگاهی کریمانه که در آن خواری و رسوایی نباشد.خدایا! بر محمّد و خاندانش درود فرست،آن امامانی که چشمههای حکمت،و صاحبان نعمت،و ریشههای عصمتاند،و مرا به وسیلۀ آنان از هر بدی نگهدار،و در حالت غرور و غفلت مگیر،و سرانجام کارهایم را حسرت و اندوه قرار مده، و از من راضی شو،زیرا همانا آمرزشت برای ستمگاران است و من از ستمکارانم،خدایا!بر من بیامرز آنچه را به تو زیان نمیرساند،و به من عطا کن آنچه را که کاستیات ندهد،همانا رحمتت گسترده و حکمتت نوین است.خدایا!و به من مرحمت فرما:گشایش،راحتی،امنیت،سلامت،فروتنی،قناعت،سپاسگذاری،تندرستی کامل،پرواپیشگی، شکیبائی،راستی بر تو و دوستانت،آسانی،شکر،و همۀ اینها را پروردگارا به خانواده و فرزند و برادران دینیام و هرکه را دوست دارم و دوستم دارد،و هرکه فرزندم باشد و فرزندش باشم از مسلمانان و مؤمنان عمومیت ده،ای پروردگار جهانیان.
ابن اشیم گفته:وقت خواندن این دعا پس از هشت رکعت نماز شب و پیش از نماز وتر است،پس از آن سه رکعت وتر را به جای میآوری
چون سلام دادی،در حالتی که نشستهای بگو:سپاس خدای را که خزانههایش پایان نمیپذیرد،و آنکه را امان دهد هرگز نمیترسد، پرودگارا اگر مرتکب گناهانی شدم در اثر اطمینانم به کرم تو بود،همانا توبه بندگان را میپذیری،و از بدیهایشان درمیگذری،و لغزشها را میآمرزی،همانا تو خوانندهات را اجابت مینمایانی،و به او نزدیکی،و من از خطاها تنها به جانب تو باز میگردم،و در کامل کردن بهرهام از عطاها تنها به سوی تو رغبت دارم، ای آفرینندۀ آفریدگان،ای نجاتبخش من از هر سختی،ای پناه من از هرچه که هراسناک گردم خوشحالیام را فراوان کن،و مرا از بدفرجامی در کارها کفایت فرما،تویی خدایی که بر نعمتها و عطاهای فراوانت سپاس شده،و برای هر خیری ذخیرۀ بندگانی.
و آگاه باش علما برای هر شب این ماه نماز مخصوصی ذکر کردهاند،که مقام را گنجایش نقل آن نیست.
اعمال روز اوّل ماه رجب:روز شریفی است و در آن چند عمل است:
اوّل:روزه گرفتن،روایت شده:حضرت نوح علیه السّلام در این روز سوار کشتی شد،و به کسانی که با او بودند امر فرمود روزه بدارند.و هرکه در این روز روزه بدارد،آتش دوزخ به فاصله یک سال راه از او دور میشود.
دوّم:غسل کردن.
سوّم:زیارت امام حسین علیه السّلام،شیخ از بشیر دهّان از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:هرکه روز اوّل رجب حسین بن علی علیهما السّلام را زیارت کند بیتردی خدای عالم او را بیامرزد.
چهارم:خواندن دعای طولانی و مفصّلی که سیّد در کتاب«اقبال»نقل کرده.
پنجم:خواندن«نماز سلمان»به این صورت که ده رکعت نماز گذارد،بعد از هر دو رکعت سلام دهد و در هر رکعت یک مرتبه سورۀ«حمد»،سه مرتبه«توحید»و سه مرتبه«قل یا ایّها الکافرون»را خوانده و پس از هر سلام دستها را بلند کند و بگوید:
معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،فرمانروایی و سپاس تنها برای اوست،زنده میکند و میمیراند،و اوست زندهای که نمیمیرد،خیر به دست اوست و او بر هر کاری تواناست.خدایا!از آنچه عطا کردی بازدارندهای نیست، و آنچه را بازداریدهندهای ندارد و شخص کوشا را کوشش از تو بینیاز نمیکند،سپس دستها را بر چهرۀ خود بکشد.و نیز در روز نیمۀ ماهر رجب این نماز را با همین کیفیت بخواند،ولی پس از:
او بر هر کاری تواناست بگوید:معبود:یگانه،یکتا،فرد،مقصود نیازمندان،که همصری و فرزندی نگرفته است و هم در روز آخر ماه این عمل را بجا آورد و بعد از:او بر هر کاری تواناست خدایا!بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست،و جنبش و نیرویی جز به خدا نیست،خدای برتر و بزرگ.پس دستها را بر چهرۀ خود کشیده و حاجتش را بطلب،از فواید این نماز که بسیار است نباید غفلت نمود.و آگاه باش که برای سلمان در روز اوّل ماه رجب نماز دیگری است که آن ده رکعت است:در هر رکعت سورۀ«حمد»یک مرتبه و سوره«قل هو اللّه احد»سه مرتبه خوانده شود.با فضیلت بسیار،که چکیدهاش آمرزش گناهان و در امان ماندن از فتنۀ قبر،و عذاب قیامت و سلامت یافتن از جذام و پیسی و بیماری ذات الجنب (1)برای خوانندۀ آن است،و همچنین سیّد ابن طاووس برای این روز چهار رکعت نماز نقل کرده که هرکه میخواهد به کتاب«اقبال»مراجعه کند.
و در این روز،در سال پنجاه و هفت هجری به قولی ولادت امام باقر علیه السّلام واقع شده، ولی مختار نویسنده در این مورد سوم صفر است.و در روز دوم این ماه در سال 212 به قولی ولادت با سعادت امام هادی علیه السّلام و در روز سوم این ماه شهادت آن حضرت در سال دویست و پنجاه و چهار،در شهر سرّمن رأی [سامرّاء] اتّفاق افتاده است،و به قول ابن عیّاش در روز دهم این ماه ولادت حضرت جواد الائمه علیه السلام واقع شده است.
1) (1)) شاید مقصود بیماریهای مربوط به پهلو باشد.
شب سیزدهم:آگاه باش که در هر یک از ماههای رجب و شعبان و رمضان،در شب سیزدهم مستحب است دو رکعت نماز بگذارند به این صورت که در هر رکعت پس از سورۀ«حمد»سورههای«یس»و«تبارک»و«قل هو اللّه احد»بار خوانند،و در شب چهاردهم:چار رکعت با همین کیفیت و با دو سلام،و در شب پانزدهم شش رکعت با سه سلام و به همین صورت.
از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه چنین کند تمام فضیلت این سه ماه را دریابد،و همۀ گناهانش جز شرک آمرزیده شود.
روز سیزدهم:اوّل«ایّام البیض»است و برای روزۀ این روز و روز چهاردهم و پانزدهم،ثواب بسیاری وارد شده،و اگر کسی بخواهد عمل«امّ داود»را بجا آورد،باید این روز را روزه بدارد،و در روز سیزدهم این ماه بنا بر مشهور،سی سال پس از عام الفیل ولادت با سعادت حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام در کعبۀ معظّمه واقع شده است.
شب نیمۀ ماه رجب:شب شریفی است،و در آن چند عمل مستحبّ است:
اوّل:غسل کردن.
دوّم: شبزندهداری به عبادت،چنانکه علاّمۀ مجلسی فرموده.
سوّم:زیارت حضرت سیدالشّهدا علیه السّلام
چهارم:شش رکعت نماز به کیفیتی که در اعمال شب سیزدهم گذشت.
پنجم:سی رکعت نماز که در هر رکعت سورۀ«حمد»و ده مرتبه سورۀ«قل هو اللّه احد»خوانده شود،و این نماز را سیّد ابن طاووس با فضیلت بسیار از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت کرده.
ششم:دوازده رکعت نماز،هر دو رکعت با یک سلام،و در هر رکعت،هر یک از سورههای«حمد»و«توحید»و«فلق»و«ناس» و«ایة الکرسی»و«قدر»را چهار مرتبه بخواند،و پس از سلام چهار مرتبه بگوید:
خدایا خدایا،پروردگارا چیزی را شریک او نسازم،و جز او سرپرستی نگیردم سپس هر دعایی که میخواهد بخواند.
سیّد این نماز را به این صورت از امام صادق علیه السّلام روایت کرده،ولی شیخ در کتاب«مصباح»فرموده:که داود بن سرحان از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:در شب نیمۀ رجب دوازده رکعت نماز به جا میآوری،در هر رکعت بعد از سورۀ«حمد»یک سوره خوانده،و هنگامی که از نماز فراغت یافتی،هر یک از سورههای«حمد»،«قل اعوذ بربّ الفلق»و«قل اعوذ بربّ النّاس»و«قل هو اللّه احد»و«ایة الکرسی» را چهار مرتبه قرائت میکنی،و پس از آن چهار مرتبه میگویی:
منزّه است خدا و سپاس خاص اوست و معبودی جز او نیست و او بزرگتر از هر وصفی است سپس میخوانی:خدایا خدایا پروردگارا چیزی را شریک او نسازم،و هرچه او خواهد شود نیرویی نیست جز خدای برتر و بزرگ.
و همچنین در شب بیست و هفتم مثل این عمل را به جا میآوری.
روز نیمۀ رجب:روز مبارکی است،و در آن چند عمل مستحب است:
اوّل:غسل کردن،
دوّم:زیارت حضرت سیّد الشهداء علیه السّلام،زیرا از ابن ابی نصر نقل شده که گفت:از حضرت رضا علیه السّلام پرسیدم،امام حسین علیه السّلام،را در کدام ماه زیارت کنیم؟فرمود:در نیمۀ رجب و تمام ماه شعبان.
سوّم:
نماز سلمان به کیفیتی که در اعمال روز اوّل گذشت.
چهارم:چهار رکعت نماز بخواند،و پس از سلام دست به دعا بردارد و بگوید:
ای خوارکنندۀ هر ستمگر سرکش،از عزّتبخش مؤمنان،تویی پناهگاه من آن هنگام که دیدگاهها و روشها مرا عاجز سازند و تویی پدیدآورندۀ جسم و جانم از روی مهر و رحمت،درحالیکه از آفریدن من بینیاز بودی،و اگر رحمت تو نبود هرآینه از هلاکشدگان بودم،و تویی تأیید کنندۀ من در پیروزی بر دشمنانم،و اگر یاری تو نبود،هرآینه از رسواشدگان بودم،ای فرستندۀ رحمت از سرچشمههایش،و پدید آورندۀ برکت از جاهایش،ای آنکه هستیاش را به نهایت بزرگی و بلندی خاص ساخته،س دوستانش به عزت او عزیز میشوند،ای آنکه پادشاهان در برابرش یوغ خواری بر گردن نهادهاند در نتیجه از حملات انتقامجویانهاش در هراسند،از تو میخواهم به حق وجودت که آن را از کبریایت برون ساختی،و از تو میخواهم به حق کبریایت که آن را از عزّتت برگرفتی و از تو میخواهم
به حق عزّتت که با آن بر حکومت هستی چیره گشتی و با آن همه آفریدگانت را آفریدی،در نتیجه همه آنان بر هستیات اعتراف دارند،که بر محمّد و اهل بیتش درود فرستی.
روایت شده:هر صاحب اندوهی این دعا را بخواند حق تعالی او را از اندوه و غم رهایی بخشد.
پنجم:عمل امّ داود که مهمترین اعمال این روز است،و برای برآمدن حاجات و برطرف شدن سختیها،و دفع ستم ستمکاران بسیار مؤثّر است.
و کیفیت آن بنابر آنچه در کتاب«مصباح»شیخ آمده چنین است:چون بخواهد این عمل را بجا آورد،روزهای سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم را روزه بدارد،سپس در روز پانزدهم هنگام ظهر غسل کند و چون وقت ظهر داخل گردد،نماز ظهر و عصر را با رکوع،و سجود نیکو بجا آورد،در جایی خلوت که چیزی او را مشغول نکند،و کسی با او سخن نگوید.چون از نماز فراغت یابد،رو به جانب قبله کند،و سورۀ«حمد»را صد مرتبه و سورۀ«توحید»را نیز صد مرتبه و«آیة الکرسی» را ده مرتبه بخواند،و بعد از اینها قرائت کند سورههای«انعام،بنی اسرائیل(اسراء)،کهف،لقمان،یس، صافات،حم سجده،حمعسق،حم دخان،فتح،واقعه،ملک،ن،اذا السّماء انشقّت»
و پس از آن را تا آخر قرآن،و چون از اینها فارغ شود،درحالیکه رو به قبله میباشد بگوید:
راست فرمود خدای بزرگ که معبودی جز او نیست،خدای زنده و به خود پاینده،دارای بزرگی و بزرگواری،مهربان و بخشنده،بردبار و کریم،که چیزی همانند او نیست،و او شنوای دانای بینای آگاه است،گواهی داد خدا خدایی که معبودی جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش هم گواهان وحدانیّت اویند و اینکه بر پا دارندۀ عدالت است،معبودی جز او که عزیز حکیم است،نیست،و پیامبران بزرگوارش این حقیقت را به مردم رساندند،و من بر این واقعیت از گواهانم،خدایا!تنها برای توست،سپاس و بزرگواری و عزّت و افتخار،و چیرگی،و نعمت،و
عظمت،و رحمت،و هیبت،و سلطنت،و زیبایی،و نعمتبخشی، و تنزیه،و تقدیس،و یکتایی،و بزرگی،و دیدنیها و نادیدنیها،و آنچه بر فراز آسمانهای بلند است،و آنچه در اعماق زمین است و زمینهای فروتر،و آخرت و دنیا،و آنچه به آن خشنود شوی از ثنا و ستایش و سپاس و نعمتها،خدایا!بر جبرئیل درود فرست آن فرشتۀ امین بر وحیت،و نیرومند بر انجام فرمانت و فرمانبردار در آسمانها و جایگاههای کرامتت،حمل کنندۀ کلماتت،یاور پیامبرانت،نابود کنندۀ دشمنانت،خدایا بر میکائیل درود فرست آن فرشتۀ رحمتت،آفریده برای نمایش رأفتت،و آمرزشخواه و یاور اهل طاعتت،خدایا!بر اسرافیل درود فرست آن فرشتۀ حمل کنندۀ عرشت،و صاحب صور(شیپور)قیامت،آن چشم به راه فرمانت،اندیشناک و بیمناک از هراست،خدایا درود فرست بر حاملان عرش،آن حاملان پاک نهاد،و بر سفیران بزرگوار،آن نیکان پاکیزه،و بر فرشتگانت آن بزرگواران نویسندۀ اعمال بندگان،و بر فرشتگان بهشت،و گماشتگان بر دوزخ،و فرشتۀ مرگ و یارانش،ای صاحب عظمت و بزرگواری،خدایا!درود فرست بر پدرمان آدم،پدیدۀ آفرینشت،که او را گرامی داشتی با سجدۀ فرشتگانت،و بهشت را به او بخشید،خدایا!بر مادرمان
حوّا درود فرست،آن پاکیزه از پلیدی،و صفا یافته از چرکی،و برتر از آدمیان،و گردش کننده در جایگاههای مقدّس،خدای درود فرست بر هابیل و شیث و ادریس و نوح و هود،و صالح و ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و یوسف اسباط و لوط و شعیب و ایّوب و موسی و هارون و یوشع و میشا و خضر و ذی القرنین و یونس و الیاس و یسع و ذی الکفل و طالوت و داود و سلیمان و زکریّا و شعیا و یحیی و تورخ و متی و ارمیا و حیقوق و دانیال و عزیر و عیسی و شمعون و جرجیس و حواریّون و پیروان و خالد و حنظله و لقمان.خدایا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و بر محمّد و خاندان محمّد رحمت فرست و بر محمّد و خاندان محمّد برکت فرست،آنچنانکه درود و رحمت و برکت بر ابراهیم و خاندان ابراهیم فرستادی،به حقیقت تویی ستوده و بزرگوار،خدایا!درود فرست بر اوصیاء،و سعادتمندان و شهیدان و امامان هدایتگر،خدایا!درود فرست بر ابدال و اوتاد و جهانگردان و عبادتکنندگان و مخلصان و پارسایان،و اهل کوشش و تلاش و محمّد و اهل بیتش را خاص گردان،به برترین دردهایت،و بزرگترین کراماتت و بر روح و جسمش از سوی من تحیّت و سلام رسان،و او را آنچنان فضل و شرف و کرامت بیفزای که او را به بالاترین درجات اهل شرف از پیامبران و فرستادگان
و برترین بندگان مقربّت برسانی،خدایا!درود فرست بر آنکه نام بردم و بر آنکه نام نبردم از فرشتگانت و و پیامبرانت و رسولانت و اهل طاعتت،و درودهایم را بر ایشان و بر ارواحشان برسان، و آنان را برادرانم در آستانت،و یارانم بر دعایت قرار بده،خدایا!شفاعت میجویم از تو،و از کرمت به سوی کرمت و از جودت به سوی جودت،و از رحمتت به سوی رحمتت،و از اهل طاعتت به سویت،و از تو میخواهم تمام آنچه را که یکی از بندگان شایستهات از تو درخواست کرده درخواست شرافت افزایی که مردود نشده و میخوانمت به آنچه تو را بدان خواندهاند،خواندنی که اجابت شده و به نومیدی نرسیده،ای خدا ای بخشنده،ای مهربان،ای بردبار،ای کریم،ای بزرگ ای باشکوه،ای بخشنده،ای زیبا،ای سرپرست،ای کارگشا،ای برگیرندۀ لغزشها،ای پناه ده،ای آگاه،ای روشنیبخش،ای نابود کننده،ای والا مقام،ای چرخاننده،ای دگرگونساز،ای بزرگ،ای توانا،ای بینا،ای ستایشپذیر،ای نیکوکردار،ای پاکی،ای پاک،ای چیره ای پیدا،ای پنهان،ای پردهپوش،ای فراگیر،ای توانمند،ای نگهبان،ای بزرگمنش،ای نزدیک،ای مهرورز،ای ستوده ای بزرگوار،ای آغازگر،ای بازگرداننده،ای گواه،ای احسان کننده،ای زیباییبخش،ای عطا بخش،ای فزونیبخش،ای کیرنده،ای دهنده،ای هدایتگر،ای فرستنده،ای ارشاد کننده،ای استوارساز،ای عطا کننده،ای منع کننده،ای دفع کننده،ای بلندیبخش،ای همیشگی،ای نگهدار،ای آفریننده ای بسیار بخشنده،ای توبهپذیر،ای کارگشا،ای فراواندهنده،ای نشاطآفرین،ای آنکه هر کلیدی به دست اوست ای بسیار سود رسان،ای مهرورز،ای عطوف،ای بسنده،ای شفابخش،ای عافیتبخش،ای پاداشدهنده،ای وفاکننده،ای سلطهگر
ای با عزّت،ای جبرانکننده،ای بزرگمنش،ای سلام،ای ایمنیبخش،ای یکتا،ای بینیاز،ای نور،ای تدبیرگو،ای فرو،ای تک، ای قدوس،ای یاور،ای همدم،ای برانگیزنده،ای وارث،ای دانا،ای فرمانده،ای آغازگر،ای برتر،ای صورتگر،ای سلامتیبخش،ای دسوتیورز،ای پایدار،ای همیشه،ای دانا،ای فرزانه،ای بخشنده،ای آفریننده،ای نیکوکار،ای شادیافزا ای دادگر،ای داور،ای جزادهنده،ای پرمهر،ای منّتگذار،ای شنوا،ای پدیدآور،ای پشتیبان،ای یاور،ای زندگیبخش مردگان،ای آمرزنده،ای دیرینه،ای آسانیبخش،ای هموار کننده،ای میراننده،ای زنده کننده،ای سودبخش،ای روزی بخش،ای قدرتمند،ای سببساز ای فریادرس،ای بینیازکننده،ای دارایبخش،ای آفریننده،ای در کمین،ای یگانه،ای حاضر،ای جبران کننده،ای نگهدار،ای استوار، ای فریادرس،ای بازگرداننده،ای گیرنده،ای که بلندی جست و بر فراز آمد،آمد،پس در چشم انداز برتر جای گرفت،ای آنکه نزدیک شد پس در کنار آمد،و دور شد پس نایافتنی شد،و نهان و ناپیداتر را دانست،ای آنکه تدبیر امور با اوست و اندازهها به دست او،ای آنکه هر هر دشواری بر اوس هل و آسان است،ای آنکه بر هرچه بخواهد تواناست،ای فرستندۀ بادها،ای پدیدآوردندۀ روشنی بامداد،ای برانگیزندۀ ارواح،ای صاحب جود و بخشش،ای بازگردانندۀ آنچه از دست رفته،ای زنده کنندۀ مردگان،ای گردآوردندۀ پراکندهها،ای روزیبخش بیحساب به هرکه خواهی،ای انجامدهندۀ آنچه خواهی هرگونه که خواهی،ای صاحب بزرگی و بزرگواری،ای زنده به خو پاینده،ای زنده آنگاه که نباشد زنده،ای زنده کنندۀ مردگان،ای زندهای که معبودی جز تو نیست،پدید آورندۀ آسمانها و زمین،ای خدای من و
آقای من،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و بر محمّد و خاندان محمّد رحمت فرست،و بر محمّد و خاندان محمّد برکت فرست،آنچنانکه درود و برکت و رحمت خویش را بر ابراهیم و خاندان ابراهیم فرستادی،به یقین که ستوده و بزرگواری و رحمت آر بر خواری و نداری،و تهیدستی من،و بر تک بودن و تنهایی و فروتنی من در برابرت،و بر اعتمادم بر تو،و زاریام به درگاهت،تو را میخوانم،خواندن آن فروتن خوار خاشع ترسان بیمناک بینوای پست ناچیز گرسنه نادار پناهنده پناهجوی،معترف به گناه،آمرزشخواه از گناه،درمانده به درگاه پروردگارش،میخوانمت خواندن آنکه معتمدانش او را واگذاشتهاند و دوستانش او را ترگ گفتهاند، و درد جانکاهش بزرگ شده،میخوانمت خواندن آن دلسوختۀ غمگین ناتوان بیمقدار بینوای درماندۀ پناهجو، خدایا!از تو درخواست میکنم به حق اینکه فرمانروایی،و آنچه بخواهی میشود،و بر آنچه بخواهی توانایی، و از تو درخواست میکنم به احترام این ماه محترم و خانۀ محترم،و شهر محترم و رکن و مقام و مشاعر بزرگ،و به حق پیامبرت محمّد که بر او و خاندانش سلام،ای آنکه به آدم شیث را بخشید،و به ابراهیم اسماعیل و اسحاق را،و ای آنکه یوسف را به یعقوب بازگرداند،و ای آنکه بدحالی ایّوب را پس از آزمون برطرف ساخت،ای بازگرداننده موسی به مادرش و فزونیبخش دانش خضر،ای آنکه سلیمان را به داود بخشید،و یحیی را به زکریا،و عیسی را به مریم،ای نگهدار
دختر شعیب،ای سرپرست فرزند مادر موسی،از تو میخواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی، و همۀ گناهان مرا بیامرزی،و از عذابت پناهم دهی،و مرا مستوجب خشنودی و ایمنی و احسان و آمرزش و بهشت خویش قرار دهی،و از تو درخواست میکنم هر حلقهای که میان من و آزاردهندۀ من است باز کنی،و هر سختی را برایم آسان نمایی،و هر مشکلی را برایم هموار کنی،و زبان هر بدگوی از من را ناگویا سازی،و هر متجاوزی را از من بازداری،و هر دشمن و حسود بر من را نابود نمایی،و هر ستمگری را از من بازداری،و مرا از هر مانعی که بین من و حاجتم حایل میشود،و میخواهد بین من و طاعتت جدایی اندازد،و از عبادتت بازدارد کفایت فرمایی،ای آنکه پریان سرکش را مهار نمودی و شیاطین متکبّر را مقهور ساختی،و گردن گردنکشان را به خاک ذلّت افکندی،و بداندیشی چیرهجویان را از مستضعفان بازگرداندی،از تو میخواهم با قدرتت بر هرچه میخواهی،و آسان نمودنت هرچه را بخواهی به هرگونه که بخواهی اینکه برآوردن حاجتم را در زمرۀ آنچه میخواهی قرار دهی.سپس بر زمین سجده کن و دو طرف رخسار خود را بر خاک بگذار و بگو:خدایا!برای تو سجده کردم،و به تو ایمان آوردم،پس رحمت آور بر خواریام،و تنگدستیام،و کوششم،و رازیام،و درماندگیام،و نیازم به سویت ای پروردگار من.
و بکوش که دیدههایت اشکریزان باشد،هرچند به اندازۀ سر سوزن،که این خود نشانۀ برآورده شدن دعاست.
روز بیست و پنجم:در سال صد و هشتاد و سه،شهادت حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام در سن پنجاهوپنج سالگی در شهر بغداد واقع شد،و آن روزی است که غمهای آل محمّد علیهم السّلام و شیعیان ایشان تازه میشو.
شب بیست و هفتم:شب بعثت پیامبر صلی اللّه علیه و آله و از شبهای پربرکت است،و در آن چند عمل مستحبّ است:
اوّل:شیخ طوسی در کتاب«مصباح»فرموده:از حضرت جواد علیه السّلام روایت شده:همانا در ماه رجب شبی است،که از هر آنچه آفتاب بر آن میتابد بهتر است و آن،شب بیست و هفتم رجب است،که در صبح آن پیامبر صلی اللّه علیه و آله به رسالت مبعوث شد.برای کسی که از شیعۀ ما عامل در آن شب است،پاداش نیکوکاری شصت سال مقرّر است،به محضر آن حضرت عرض شد:عمل در آن شب چیست؟ فرمود:چون نماز عشا را خواندی،و به بستر استراحت رفتی،تا پیش از نیمۀ شب،هر ساعتی که خواستی از بستر برمیخیزی،و دوازده رکعت نماز هر دو رکعت به یک سلام به جای میآوری در هر رکعت حمد و سورهای از سورههای کوچک مفصّل میخوانی و کوچک مفصّل از سورۀ محمّد صلی اللّه علیه و آله تا آخر قرآن است،زمانی که از دوازده رکعت فارغ شدی،در همان حال نشسته هر یک از سورههای«حمد»و«قل اعوذ بربّ الفلق»و«قل اعوذ بربّ الناس»و«قل هو اللّه احد»و«قل یا ایّها الکافرون»و«انّا انزلناه»و آیة الکرسی را هفت مرتبه بخوان،و به دنبال همۀ آنها این دعا را بخوان:
سپاس خدای را که فرزندی بر نگرفته،و شریکی در فرمانروایی و یاوری از روی خواری و نیاز برایش نبوده است،او را بسیار بزرگ شمار.خدایا!از تو درخواست میکنم به حق جایگاههای عزّتت بر پایههای عرشت و منتهای رحمتت در قرآنت،و بنام بزرگتر بزرگتر بزرگترت،و ذکر برتر برتر برترت،و به کلمات کاملت،بر محمّد و خاندانش درود فرست،و با من چنان کن که شایستۀ آنی.سپس بخوان هر دعایی را که میخواهی.و نیز غسل در این شب مستحب است.و نمازی که
داود بن سرحان از امام صادق علیه السّلام برای شب نیمۀ رجب روایت کرده و جزو اعمال شب نیمه ذکر شد در این شب هم خوانده میشود.
دوّم:زیارت حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام است که برترین اعمال این شب میباشد.و بدان که ابو عبد اللّه محمّد بن بطوطه که یکی از دانشمندان اهل سنت است در ششصد سال پیش از این زمان(زمان تألیف مفاتیح الجنان)میزیسته،در سفرنامۀ خود معروب به«رحلۀ ابن بطوطه»در بیان ورودش از مکّه معظّمه به نجف اشرف،روضه و قبر مبارک مولایمان امیر المؤمنین علیه السّلام را ذکر نموده،و گفته است همۀ اهل این شهر رافضی هستند،و برای این روضۀ مبارکه کراماتی ظاهر شده:از جمله در شب بیست و هفتم،ماه رجب که نامش نزد ال آنجا«لیلة المحیا»[شب بیداری یا شب زندگانی]است،از عراقین[بصره و کوفه]و خراسان و شهرهای فارس،و روم،افراد شل و مفلوج و زمینگیری را که حدود سی یا چهل نفر میشوند پس از عشا نزد ضریح مقدس علی علیه السّلام میآورند،آنگاه مردم اجتماع میکنند،و به انتظار شفا یافتن و برخاستن آنان میمانند.
گروهی از اجتماعکنندگان نماز میخوانند،و عدهای ذکر میگویند،و گروهی قرآن تلاوت میکنند،و بعضی هم به تماشای روضۀ مبارکه مشغول میشوند،تا آنکه نصف یا دوسوم از شب بگذرد،در این هنگام تمام مبتلایان و زمینگیران که محروم از حرکت بودند،از جای برمیخیزند درحالیکه صحیح و تندرستند و نقصی در آنان نیست و میگویند:لا اله الاّ اللّه (معبودی جز خدا نیست)،«محمّد رسول اللّه»(محمّد فرستادۀ خدا است)،«علیّ ولی اللّه»(علی ولیّ خدا است)، و این امری است مشهور و معروف.
من گرچه آن شب را در آن روضه درنیافتم،ولی از مردمان مورد اطمینان که بر گفتارشان اعتماد داشتم شنیدم.
و همچنین در مدرسهای که مهمانخانۀ آن حضرت است،سه نفر زمینگیر را که قدرت بر حرکت نداشتند مشاهده کردم،یکی از مردمان روم،و دیگری از اهالی اصفهان،و سومی از مردم خراسان بود،از هر سه پرسیدم،چگونه شما درمان نیافته و در اینجا ماندهاید؟گفتند:ما شب بیست و هفتم رجب را درک نکردیم،اینجا ماندهایم تا شب بیست و هفتم آینده برسد،و شفای خود را بگیریم،و به خاطر این شب،مردم زیادی از شهرها جمع میشوند،و بازار بزرگی به مدّت ده روز برپا میگردد.
مؤلف گوید:مبادا این حکایت را دور از واقع بدانی،چه همانا معجزات و کراماتی که این مشاهد مشرّفه به ظهور رسیده،و به حدّ تواتر نقل شده بسیار زیادتر از آن است که در شمار آید.و در ماه شوال گذشته[نسبت به زمان نوشتن این قسمت از مفاتیح الجنان به وسلیۀ مؤلّف بزرگوارش مرحوم محدّث قمی رحمه الله]سال هزار و سیصد و چهل و سه هجری قمری در حرم مطهّر حضرت ثامن الائمة الهداة، و ضامن الامّة العصاة مولانا ابو الحسن علی بن موسی الرضا(صلوات اللّه علیه)،سه زن که هر سه به علت بیماری فلج و مانند آن زمینگیر بودند،و علاجشان از توان پزشکان بیرون بود،شفا یافتند،و این معجزه از آن قبر مطهّر بر همه واضح و آشکار شد همچون پدیدار شدن خورشید در آسمان صاف و بیابر،و باز شدن دروازه نجب به روی عربهای بادیهنشین،و شفا یافتن این سه زن به اندازهای روشن بود،که برای مردم بیان شد،و دکترهایی که از بیماری آنان مطلّع بودند،با اینکه در امر مداوای آنان دقت بسیار داشتند،شفا یافتن معجزهگونه آنان را تصدیق کردند،و بعضی از آنها تصدیق خود را بر شفای آنان به صورت نوشته اعلام داشتند،و اگر ملاحظۀ اختصار،و عدم مناسبت محل نبود،داستان آنها را به تفصیل نقل میکردم.
چه زیبا سروده شیخ ما شیخ حرّ عاملی در قصیدهاش
و آنچه از برکات بارگاهش در همه روز نمایان شدهدیروزش مانند فردایش میباشد و مانند شفای کور و بیماران به سبب عنایتش*اجابت دعا در آستانش میباشد
سوم:شیخ کفعمی در کتاب«بلد الامین»فرموده:شب مبعث این دعا را بخواند:
خدایا!از تو درخواست میکنم،به تجلّی اعظم، در این شب از ماه معظّم،و به حق رسول مکرّم،که درود فرستی بر محمّد و خاندانش،و بیامرزی بر ما،آنچه را تو به آن از ما داناتری،ای آنکه میداند، و ما نمیدانیم،خدایا!بر ما برکت ده در این شب،شبی که آن را به شرف رسالت برتری دادی و به کرامتت
بزرگ نمودی،و به جایگاه شریفی برآوردی،خدایا!ما از تو درخواست میکنیم به حق بعثت شریف و آقای مهربان،و موجود پارسا،که بر محمّد و خاندانش درود فرستی،و اعمال ما را در این شب و در سایر شبها پذیرفتۀ پیشگاهت قرار دهی،و گناهانمان را آمرزیده بداری،و خوبیهایمان را مورد سپاس،و بدیهایمان را پوشیده گردانی،و دلهایمان را به گفتار خوش شادمان سازی،و روزیهایمان را از جانب خود به آسانی فراوان گردانی.خدایا!تو میبینی،و خود دیده نمیشود،و تو در چشمانداز برتری،و بازگشت و سرانجام به سوی توست،و ممات و حیات و آخرت و دنیا از آن تو است.خدایا!به تو پناه میآوریم از اینکه خوار و رسوا شویم،و از اینکه مرتکب عملی شویم که از آن نهی کردهایم.خدایا درخواست بهشت را به رحمتت از تو داریم، و به تو پناه میآوریم از آتش دوزخ،پس ما را به قدرتت از آتش پناه ده،و از تو درخواست حور العین داریم،پس به عزّتت روزی ما فرما،و فراخترین روزی را هنگام پیری ما قرار ده،و نیکوترین اعمالمان را به گاه فرا رسیدن مرگمان،و عمر ما را در طاعتت و در آنچه ما را به سویت نزدیک کند و در نزدت بهرهمندمان نماید و در پیشگاهت بر منزلتمان افزاید،طولانی گردان،و در همۀ حالات و کارها معرفتمان را نیکو گردان،و ما را به احدی از خلقت وامگذار تا بر ما منّت نهد،و بر ما به برآورده ساختن تمام حاجات دنیا و آخرتمان تفضّل فرما،و بخشش آغاز کن به پدرانمان و فرزندانمان، و همۀ برادران با ایمانمان،در همۀ آنچه از تو برای خود درخواست کردیم،ای مهربانترین مهربانان.خدایا!
از تو درخواست میکنیم به نام بزرگت،و فرمانروایی دیرینهات،که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و بیامرزی بر ما گناه بزرگ را،چرا که بزرگ را جز بزرگ نمیآمرزد.خدایا!این ماه مکرّم رجب است که ما را به آن گرامی داشتی،نخستین ماههای حرام است،که ما را به آن از میان امّتها اکرام نمودی،پس تو را سپاس ای دارای بخشش و کرم،از تو درخواست میکنم بر حق ماه رجب،و به حق نام بزرگتر بزرگتر بزرگتر باشکوهتر و گرامیتری که آن را آفریدی،پس در سایهات استقرار یافت،نامی که از تو به غیر تو نرسد،که بر محمّد و اهل بیت پاکش درود فرستی،و ما را در این ماه از برپادارندگان طاعتت،و آرزومندان شفاعتت قرار دهی.خدایا!ما را به راه راست هدایت فرما،و جایگاه ما را نزد خود بهترین استراحتگاه در سایهسار رحمت همیشگی و فرمانروایی عظیمت قرار ده،تو ما را بسی،و چه نیکو کارگشایی.خدایا!ما را به حالت رستگاری و موفقیت برگردان،که در گروه غضب شدگان و در طایفۀ گمراهان نباشیم،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.خدایا! به وسایل موجب آمرزشت،و به رحمتت که بر خود حتم نمودهای،از تو درخواست میکنم،سلامت از هر گناه،و بهرهمندی از هر کار نیک،و رسیدن به بهشت و رهایی از دوزخ را به من عطا فرمایی.خدایا!خوانندگان تو را خواندند و من هم تو را خواندم، و درخواستکنندگان از تو را درخواست کردند،و من هم از تو درخواست نمودم،و جویندگان تو را جویا شدند و من هم جویای تو شدم.خدایا! تو مورد اطمینان و امیدی،و نهایت میل و رغبت در خواندن دعا به سوی توست،خدایا!بر محمّد و خاندانش درود فرست،
و قرار ده یقین را در قلبم،و روشنی را در دیدهام،و خیرخواهی را در سینهام،و ذکرت را در هر شب و روز بر زبانم،و روزی گستردۀ بیمنّت و غیر حرام را روزیام فرما،و در آنچه که روزیام نمودی برکت افزا،و بینیازیام را در خودم،و دلبستگیام را در آنچه نزد توست قرار ده،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.پس به سجده برو و بگو:سپاس خدای را که ما را به معرفتش رهنمون شد،و به ولایتش خاص گرداند،و به طاعتش توفیقمان داد،سپاس سپاس...تا صدر مرتبه.پس سر از سجده بردار و بگو:
خدایا من تو را برای رفع حاجتم قصد کردم،و به خواستهام بر تو اعتماد نمودم،و روی آوردم به تو به واسطۀ امامان و سرورانم.خدایا!ما را به محبتشان سود بخش،و به جایگاه آنان وارد ساز و همنشینی با ایشان را روزی ما گردان و ما را در زمرۀ آنان وارد بهشت کن،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
این دعا را سیّد ابن طاووس برای روز مبعث ذکر فرموده.
روز بیست و هفتم:یکی از اعیاد بزرگ است،و روزی است که حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله به پیامبری مبعوث شد،و جبرئیل برای ابلاغ پیامبری،بر آن حضرت فرود آمد،و برای این روز چند عمل وارد است:
اوّل:غسل کردن،
دوّم:روزه گرفتن و آن یکی از چهار روزی است که در طول سال برای روزه گرفتن امتیاز ویژه دارد،و ثوابی برابر با روزۀ هفتاد سال دارد.
سوّم:صلوات زیاد فرستادن.
چهارم:زیارت حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و امیر المؤمنین علیه السّلام.
پنجم:شیخ طوسی در کتاب«مصباح»فرموده که از ریّان بن الصّلت روایت شده:حضرت جواد علیه السّلام زمانی که در بغداد بود روز نیممه و روز بیست و هفتم رجب را روزه گرفت،و همۀ خدمتکاران آن حضرت نیز روزه گرفتند و هم به ما فرمان داد دوازده رکعت نماز بجا آوریم به این صورت که در هر رکعت یک
مرتبه«حمد»و سوره خوانده و پس از پایان نماز،هر کدام از سورههای«حمد»و«قل هو اللّه احد»و«قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ بربّ الناس»را چهار مرتبه بخوانیم،آنگاه چهار مرتبه بگوئیم:
معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر از هر چیزی است،و منزّه است خدا،و خدا را سپاس،و نیست جنبش و نیرویی جز به عنایت خدای برتر و بزرگ و چهار مرتبه:خدا،خدا،پروردگار من است،چیزی را برای او شریک نمیآورم و چهار مرتبه:هیچکس را برای پرودگارم شریک نسازم
ششم:شیخ طوسی از جناب ابو القاسم حسین بن روح(رحمه الله)روایت کرده که در این روز دوازده رکعت نماز به جا میآوری در هر رکعت سورۀ«حمد»و سورهای که آسان باشد میخوانی،و پس از گفتن تشهّد و سلام بین هر دو رکعت میگویی:
خدا را سپاس که فرزندی بر نگرفته،و برایش در فرمانروایی شریکی و یاوری از روز خواری نبوده است،و او را بزرگ شمار،ای توشهام در همۀ عمر،ای همنشینم در سختیها،ای سرپرستم در نعمت، ای فریادرسم در رغبت،ای پیروزیم در حاجت،ای نگهدارم در غیبت،ای کفایتم در تنهایی ای همدمم در هراس،تو پوشانندۀ کاستی منی،تو را سپاس،تو نادیده گیرندۀ لغزش منی، تو را سپاس،تو بلندیبخش من در وقت افتادگی هست،تو را سپاس،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و عیبم را بپوشان، و هراسم را ایمنی بخش،و لغزشم را نادیه گیر،و از گناهم چشم بپوش،و از زشتیهایم درگذر،و در زمرۀ بهشتیان قرار دهم همراه با آن وعدۀ صادقانهای که به آنها دادهای.
هنگامی که از نماز فارغ شدی،هر یک از سورههای«حمد»و«قل هو اللّه احد»و«قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ بربّ الناس»و قل یا ایّها الکافرون
و«انا انزلنا»و«ایة الکرسی»را هفت مرتبه میخوانی و هفت بار میگویی:
معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است،و پاک است خدا،و جنبش و نیرویی جز به خدا نیست و هفت بار خدا،خدا پروردگار من است و هیچچیر شریکش نگیرم و هر دعایی که بخواهی میخوانی.
هفتم:در کتاب«اقبال»و در بعضی نسخههای«مصباح»آمده است که مستحب است در این روز این دعا را بخوانند:
ای آنکه به عفو و گذشت فرمان داده،و عفو و گذشت را بر عهدۀ خویش ضمانت نموده است،ای آنکه بخشید و در گذشت،مرا عفو کن و از من درگذر ای کریم.خدایا!طلب سخت شده،و چارهجویی و راهیابی مرا به زحمت افکنده و آرزوها کهنه گشته،و رشتۀ امید جز از تو که یگانهای و شریکی نداری بریده شده است.خدایا!من راههای خواهش را بسوی تو باز مییابم،و چشمهسارهای امید نزد تو پرآب است،و درهای دعا را برای هرکه به درگاهت دعا کند گشودهای و یاریات آن را که از تو یاری خواهد فراهم است،و میدانم که برای آنکه تو را خواند در جایگاه اجابتی،و برای فریادکنندهات درصدد فریادرسی هستی،و همانا در طمع ورزیدن به بخششت و اعتماد به وعدهات جایگزینی است برای دریغورزی بخیلان،و گشایشی است از آنچه در دست ثروتاندوزان است،تو از بندگانت در پرده نمیروی،جز اینکه کردارشان بین تو و ایشان پرده میافکند،و هرآینه دانستم که برترین توشۀ کوچکننده به سویت اراده نیرومندی است،که بدان تو را برمیگزیند،و با همین اراده نیرومند دلم با تو مناجات کرده و از تو میخواهم هر دعایی را که تو را
به آن خواند امیدواری که او را به آرزویش رساندی،یا فریادکشی به درگاهت که به دادش رسیدی،یا دلسوختۀ غمزدهای که اندوهش را زدودی،یا گنهکار خطاکاری که او را آمرزیدی،یا تندرستی که نعمت خویش را بر او تمام کردی،یا بیچیزی که توانگریات را به او هدیه دادی و چنین دعایی را بر تو حقّی است و نزدت مقامی،به حق این دعا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و حاجات دنیا و آخرتم را برآور،این رجب مرجّب مکّرم است که ما را به آن گرامی داشتی،نخستین ماههای حرام است،که ما را به خاطر آن از بین ملّتها اکرام نمودی،ای دارای جود و کرم،از تو درخواست میکنیم به حق ماه رجب،و به نام بزرگتر بزرگتر بزرگتر باشکوه و گرامیتری که آن را آفریدی پس در سایهات استقرار یافت و جلوهاش از تو به دیگری نمیرسد،بر محمّد و اهل بیت پاکش درود فرستی،و ما را در این ماه از عاملین به طاعتت،و آرزومندان شفاعتت قرار دهی.خدایا!ما را به راه راست هدایت فرما.
و استراحتگاه ما را در سایهسار همیشگیات نزد خویش بهترین استراحتگاه قرار ده،که تو ما را بسی و چه نیکو کارگشایی هستی، و سلام و درود بر همۀ بندگان برگزیدهاش،خدایا!به ما در این روز برکت ده،روزی که آن را برتری دادی،و به کرامتت بزرگ نمودی،و به جایگاه بزرگ و برتر وارد ساختی، بر آنکه در این روز به سوی بندگانت فرستادی،و او را به مقام با کرامتی برآوردی درود فرست.خدایا!بر او درود فرست درودی همیشگی،برای تو سپاس،و برای ما ذخیرهای باشد،و در کارمان آسانی قرار ده،و پایان عمرمان را
به سعادت و نیکبختی ختم کن،در حالی که اعمال اندک ما را پذیرفته،و با رحمت بیکرانت ما را به برترین آرزوهایمان رسانده باشی،که تو بر هر چیز توانایی،و درود و سلام خدا بر محمّد و خاندانش باد.
مؤلّف گوید:این دعا را حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام در آن روزی که آن جناب را به جانب بغداد حرکت دادند بر زبان جاری ساخت،و آن روز،روز بیست و هفتم رجب بود،و این دعا از دعاهای انتخابی ماه رجب است
هشتم:سیّد ابن طاووس در کتاب «اقبال»فرموده:دعای«اللّهم انی اسالک بالتّجلّی الاعظم»را بخواند،و این دعا به روایت کفعمی جزو اعمال شب بیست و هفتم بیان شد.
روز آخر ماه:در این روز غسل وارد شده،و روزهاش سبب آمرزش گناهان گذشته و آینده است.و نماز سلمان به صورتی که در ضمن اعمال روز اوّل بیان شد بجای آورده شود.
آگاه باش که شعبان ماه بسیار شریفی است،و ه سید انبیاء صلی اللّه علیه و آله انتساب دارد،و آن حضرت همۀ این ماه را روزه میگرفت،و روزه آن را به ماه رمضان وصل میکرد،و میفرمود:شعبان ماه من است،هرکه یک روز از این ماه را روزه بدارد،بهشت بر او واجب میشود.از امام صادق علیه السّلام روایت شده:چون ماه شعبان میرسید حضرت زین العابدین علیه السّلام اصحاب خود را جمع میکرد و میفرمود:ای اصحاب من،میدانید این چه ماهی است؟این ماه شعبان است،و حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله میفرمود شعبان ماه من است،پس در این ماه برای جلب محبّت پیامبر خود،و برای تقرّب به سوی پروردگار خویش، روزه بدارید،به خدایی که جان علی بن الحسین علیهما السّلام به دست قدرت اوست،سوگند یاد میکنم از پدرم حسین بن علی علیهما السّلام شندیم که فرمود:از امیر المؤمنین علیه السّلام شندیم:هرکه شعبان را برای محبّت پیامبر،و تقرّب جستن به سوی خدا روزه دارد،خدا او را دوست بدارد،و در روز قیامت به کرامتش نزدیک و بهشت را بر او واجب گرداند.
شیخ از صفوان جمّال روایت کرده است که امام صادق علیه السّلام به من فرمود:کسانی را که پیرامون تو هستند،به روزۀ شعبان
وادار کن.گفتم:فدایت شوم،مگر در فضیلت آن چیزی میبینی؟فرمود:آری رسول خدا صلی اللّه علیه و آله هرگاه هلال شعبان را میدید،به منادی دستور میداد تا در مدینه ندا کنند:ای اهل مدینه،من از جانب رسول خدا صلی اللّه علیه و آله به سوی شما ارسال شدهام،آن حضرت میفرماید:آگاه باشید،به درستی که شعبان ماه من است،خدا رحمت کند کسی را،که مرا در ماه من یاری کند،یعنی روه بدارد آن را،سپس امام صادق علیه السّلام چنین گفت:
امیر المؤمنین علیه السّلام میفرمود:از هنگامی که شنیدم منادی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله در شعبان ندا داد،روزه شعبان از من فوت نشد و تا زمانی که زنده هستم به خواست خدا از من فوت نخواهد شد.پس میفرمود:روزۀ دو ماه شعبان و رمضان مایۀ توبه و آمرزش خداست.
اسماعیل بن عبد الخالق روایت کرده:نزد امام صادق علیه السّلام بودم،ذکر روزۀ شعبان به میان آمد،حضرت فرمود:
فضیلت روزۀ شعبان چنین و چنان است،تا جایی که انسان مرتکب قتل حرام میشود،پس چنانچه شعبان را روزه بدارد این روزه به او سود میرساند،و به خواست خدا آمرزیده میشود!
آگاه باش اعمال این ماه شریف بر دو بخش است:اعمال مشترک و اعمال خاص.
امّا اعمال مشترک پس چند عمل است:
اوّل:هر روز هفتاد مرتبه بگوید:
از خدا آمرزش و توبه میخواهم
دوّم:هر روز هفتاد مرتبه بخواند:آمرزش میخواهم از خدا معبودی جز او نیست بخشنده مهربان زنده به خود پاینده و به سوی او باز میگردم.در بعضی روایات«الحیّ القیّوم»پیش از«الرّحمن الرّحیم» است،و عمل به هر دو خوب است،و از روایات استفاده میشود،که بهترین دعاها و ذکرها در این ماه استغفار است،و هرکه ر هر روز این ماه هفتاد مرتبه استغفار کند،مانند این است که در ماههای دیگر هفتاد هزار مرتبه استغفار بجا آورد.
سوّم:در این ماه صدقه بدهد،گرچه نصب دانۀ خرما باشد،تا حق تعالی بدن او را بر آتش دوزخ حرام کند.از امام صادق علیه السّلام روایت شده:که از وجود مبارک ایشان درباره فضیلت روزۀ رجب سؤال کردند؟فرمود:چرا از روز شعبان غافل هستید؟راوی عرض کرد
یا ابن رسول اللّه کسی که یک روز از شعبان را روزه بدارد،چه ثوابی دارد؟فرمود:به خدا سوگند بهشت پاداش آن است،عرض کرد یا ابن رسول اللّه بهترین اعمال در این ما چیست؟فرمود:صدقه و استغفار،هرکه در ماه شعبان صدقه دهد حق تعالی آن را رشد و نموّ دهد همان گونه که یکی از شما بچّه شترش را رشد میدهد،تا آنکه در قیامت درحالیکه به اندازۀ کوه احد شده باشد به صاحبش بازگردد.
چهارم:در تمام این ماه هزار مرتبه بگوید:
معبودی جز خدا نیست،و نپرستیم جز او را درحالیکه عبادت را برای او خالص میکنیم،گرچه مشرکان را خوش نیاید.
این ذکر پاداش بسیاری دار،از جمله اینکه در نامۀ عملش عبادت هزار ساله بنویسند.
پنجم:در هر پنجشنبۀ،این ماه دو رکعت نماز بجا آورد در هر رکعت پس از سورۀ«حمد»صد مرتبه سور «قل هو اللّه احد»خوانده و بعد از سلام نماز صد مرتبه صلوات بفرستد،تا حق تعلی هر حاجتی که در این دین و دنیا دارد روا کند و نیز روزۀ هر پنجشنبه این ماه فضیلت بسیار دارد.روایت شده:که در هر پنجشنبۀ ماه شعبان آسمانها را زینت میکنند،پس ملائکه عرض میکنند،خدایا!روزهداران این روز را بیامرز،و دعای آنان را اجابت فرما.در خبر نبوی است هرکه روز دوشنبه و پنجشنبۀ شعبان را روزه بدارد،حق تعالی بیست حاجت از حوایش دنیا و بیست حاجت از حوایج آخرت او را برآورد.
ششم:در این ماه بسیار صلوات فرستد.
هفتم:در هر روز شعبان در وقت زوال[وقت ظهر شرعی]و در شب نیمۀ آن این صلوات را که از حضرت زین العابدین علیه السّلام روایت شده بخواند:
خدایا!بر محمّد و مخاندان محمد درود فرست،درخت نبوت،و جایگاه رسالت،و محل آمد و شد فرشتگان، و معدن دانش،و خانوادۀ وحی،خدایا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،کشتی روان در اقیانوسهای عمیق،هرکه به آن توسّل جوید ایمنی یابد،و هرکه آن را رها کند غرق شود،پیش افتاده از آنها از دین خارج است و عقب مانده از آنان نابود اس،و همراه آنان ملحق به حق است.خدایا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،پناهگاه محکم،و فریادرس بیچارگان درمانده،و پناه گریختگان،و دستاویز استوار برای چنگاندازان،خدایا!
بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،درودی که برای آنان موجب خشنودی،و برای ما مایۀ ادا کردن و بجا آوردن حق محمّد و خاندان محمّد باشد،به حول و نیرویت ای پروردگار جهانیان.خدایا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست آن پاکان و نیکان و خوبان،که حقوقشان را بر همۀ واجب کردی،و پیروی و ولایتشان را بر همگان فرض نمودی.خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و دلم را با طاعتت آباد کن،و به نافرمانی از خود رسوایم مساز،و همیاری با آنکه رزقت را بر او تنگ گرفتی،به مده آنچه از فضلت بر من وسعت دادی،و از عدلت بر من گستردی،و مرا در سایۀ رحمتت زنده داشتی روزی من فرما،این است ماه پیامبرت،آن سرور فرستادگان، شعبانی که آن را به رحمت و رضوانت پوشاندی،ماهی که رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)در روزهداری و بپاداری عبادت در شبها و روزهایش،تا هنگام مرگ،با تمام توان کوشش میکرد،تنها برای فروتنی در برابرت و گرامی داشت ماه شعبان،خدایا!ما را در این ماه به پیروی از روشش،و رسیدن به شفاعتش یاری فرما،خدایا!او را برای من شیعی با شفاعت پذیرفته،و راهی روشن به سویت قرار ده،و ما را پیرو او گردان،تا آنگاه که تو را در قیامت دیدار کنم،درحالیکه از من خشنو باشی،و از گناهانم چشمپوشی،و رحمت و رضوانت را بر من واجب نموده و مرا در بهشت و جایگاه خوبان درآورده باشی.
هشتم:این مناجات را که از ابن خالویه روایت شده بخواند به گفته او این مناجات حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام و امامان پس از
اوست،که در ماه شعبان میخواندند:
خدایا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و شنوای دعایم باش آنگاه که میخوانمت،و صدایم را بشنو گاهی که صدایت میکنم، و به من توجّه کن هنگامی که با تو مناجات مینمایم،همانا به سوی تو گریختم،و در حال درماندگی و زاری در برابرت ایستادم، پاداشی را که نزد توست امیدوارم،آنچه را که در درون دارم میدانی،بر حاجتم خبر داری،نهانم را میشناسی،کار بازگشت به آخرت و خانه ابدیام بر تو پوشیده نیست،و آنچه که میخخواهم به زبان آرم،و خواهش خویش را بازگو کنم و هم آنچه را که برای عاقبتم امید دارم،بر تو پنهان نیست،همانا آنچه تقدیر نمودهای بر من ای آقای من در آنچه که تا پایان عمر بر من فرود میآید از نهان و آشکارم جاری شده است،و تنها به دست توست نه به دست غیر تو فزونی و کاستیام و سود و زیانم،خدایا!اگر محرومم کنی پس کیست آنکه به من روزی دهد؟و اگر خوارمسازی پس کیست آنکه به من یاری رساند،خدایا!به تو پناه میآورم از خشمت و از فرود آمدن غضبت.خدایا!اگر شایستۀ رحمت نیستم،تو سزاواری که بر من با فراوانی فضلت بخشش نمایی،خدایا!گویی من با همۀ هستیام در برابرت ایستادهام،درحالیکه حسن اعتمادم بر تو،بر وجودم سایه افکنده است،و آنچه را تو شایستۀ آنی بر من جاری کردهای و مرا با عفوت پوشاندهای،خدایا!اگر گذشت کنی،چه کسی از تو سزاوارتر به آن است؟و اگر مرگم نزدیک شده باشد و عملم مرا به تو نزدیک نکرده،اعترافم را به گناه وسیلۀ خویش به بارگاهت قرار دادم.
خدایا بر نفسم در فرمانبری از آن گناه بار کردم،پس وای بر او اگر او را نیامرزی،خدایا نیکیات بر من در روزهای زندگیام پیوسته بود،پس نیکی خویش را در هنگام مرگم از من قطع مکن.خدایا چگونه از حسن توجهت پس از مرگم ناامید شوم؟،درحالیکه در طول زندگیام مرا جز به نیکی سرپرستی نکردی.خدا کارم را چنانکه سزاوار آنی بر عهده گیر،خدایا به سوی من با فضلت بازگرد،به سوی گناهکاری که جهلش سراپایش را پوشانده،خدایا گناهانی را در دنیا بر من پوشاندی،که بر پوشاندن آن در آخرت محتاجترم،گناهم را در دنیا برای هیچیک از بندگان شایستهات آشکار نکردی،پس مرا در قیامت در برابر دیدگان مردم رسوا مکن،خدایا جود تو آرزویم را گسترده ساخت،و عفو تو از عمل من برتری گرفت.بار خدایا،روزی که در آن میان بندگانت حکم میکنی، مرا به دیدارت خوشحال کن.خدایا عذرخواهی من از پیشگاهت عذرخواهی کسی است که از پذیرفتن عذرش بینیاز نگشته،پس عذرم را بپذیر ای کریمترین کسی که بدکاران از او پوزش خواستند.خدایا،حاجتم را برمگردان،و طمعم را قرین نومیدی مساز، و امید و آرزویم را از خود مبر.خدایا،اگر خواریام را میخواستی،هدایتم نمینمودی،و اگر رسواییام را خواسته بودی عافیتم نمیبخشیدی،خدایا،این گمان را به تو ندارم که مرا در حاجتی که عمرم را در طلبش سپری کردهام،از درگاهت بازگردانی.خدایا تو را سپاس،سپاسی ابدی و جاودانه،همیشگی و بیپایان،سپاسی که افزون شود و نابود نگردد،آنگونه که پسندی و خشنود گردی،خدایا اگر مرا بر جرمم بگیری،من نیز تو را به عفوت بگیرم،و اگر به گناهانم بنگری،جز به آمرزشت ننگرم،و اگر مرا وارد دوزخ کنی،
به اهل آن آگاهی دهم که تو را دوست دارم.خدایا اگر عملم در برابر طاعتت کوچک بوده،همانا از سر امید به تو آرزویم بزرگ است.خدایا چگونه از بارگاهت با نومیدی و محرومیت بازگردم،درحالیکه خوشگمانیام به بخشش وجودت این بوده که مرا نجاتیافته و بخشیده باز میگردانی،خدایا عمرم را در آزمندی غفلت از تو نابود ساختم، و جوانیام را در مستی دوری از تو پیر نمودم.خدایا در روزگار غرور نسبت به تو،بیدار نشدم و گاه تمایلم به سوی خشم تو آگاه نگشتم.خدایا و من بندۀ تو و فرزند بندۀ توام،در برابرت ایستادهام،به کرمت به حضرت تو متوسّلم.خدایا،بنهای هستم،که به درگاهت از آنچه که با آن با تو روبرو بودهام از کمی حیایم از مراقبتت نسبت به من بیزاری میجویم و از تو درخواست گذشت میکنم،زیرا گذشت صفتی درخور کرم توست.خدایا برایم نیرویی نیست که خود را بوسیلۀ آن از عرصه نافرمانیات بیرون برم،مگر آنگاه که به محبّتت بیدارم سازی،و آنچنانکه خواستی باشم،پس تو را شکر گذارم، برای اینکه در آستان کرمت واردم کردی،و هم اینکه دلم را از آلایههای غفلت از حضرتت پاک نمودی.خدایا بر من نظر کن،نظر به کسی که صدایش کردی و تو را اجابت کرد،و به یاریات به کارش گماشتی و او از تو اطاعت کرد،ای نزدیکی که از فریفتگان دور نمیشود،و ای سخاوتمندی که از امید بستگان به پاداشش دریغ نمیورزد.خدایا،قلبی به من عنایت کن،که اشتیاقش او را به تو نزدیک کند،و زبانی که صدقش به جانب تو بالا برده شود.
و نگاهی که حق بودن او را به تو نزدیک نماید،خدایا،کسی که به تو شناخته شد،ناشناخته نیست،و آنکه به تو پناهنده شد خوار نیسد، و هرکه را تو به او روی آوری برده نیست،خدایا،آنکه به تو راه جوید راهش روشن است،و آنکه به تو پناه جوید در پناه
توست،و من به تو پناه آوردم ای خدای من،پس گمانم را از رحمتت ناامید مساز،و از مهربانیات محرومم مکن، خدایا،در میان هل ولایتت برنشانم،نشاندن آنکه به افزون شدن محبّتت امید بسته،خدایا،شیفتگی به ذکرت را پیوسته به من الهام فرما،و همّتم را در نسیم کامیابی نامهایت و جایگاه قدرست قرار ده.خدایا به حق خودت بر خودت،مرا به جایگاه اهل طاعتت،و جایگاه شایستۀ بر ساخته از خشنودیات برسان،زیراکه من نه بر دفعی از خود قدرت دارم،و نه بر نفع خویش مالک هستم.خدایا،من بندۀ ناتوان گنهکار توام،و مملوک توبهکننده به پیشگاهت، مرا از کسانی که رویت را از آنان برگرداندی قرار مده،و نه از کسانی که غفلتشان از بخششت محرومشان نموده.خدای کمال جدایی از مخلوقات را،برای رسین کامل به خودت به من ارزانی کن،و دیدگان دلهایمان را به پرتو نگاه به سوی خویش روشن کن،تا دیدگان دل پردههای نور را دریده و به سرچشمۀ عظمت دست یابد،و جانهایمان آویخته به شگوه قدست گردد،خدایا مرا از کسانی قرار ده که آوازشان دادی،پس پاسخت دادند،به آنها توجه فرمودی،پس در برابر بزرگیات مدهوش شدند،و با آنان راز پنهان گفتی و آنان آشکارا برای تو کار کردند،خدایا بر خوشبینیام ناامیدی و یأس را چیره نسازم،و امیدم از زیبایی کرمت نبرد.خدایا گر خطاهایم مرا از نظرت انداخته،به خاطر حسن اعتمادم بر تو از من چشمپوشی کن.خدایا،اگر گناهان از جایگاه مکارم لطفت مرا پائین آورده،اما یقین به کرم عنایتت هشیارم نموده.خدایا اگر غفلت از آماده شدن برای دیدارت به خوابم فرو برده،ولی معرفت به نعمتهای کریمانهات مرا بیدار
ساخته است.خدایا اگر بزگی مجازاتت مرا به سوی آتش فرا خوانده،هرآینه ثواب برجستهات مرا به سوی بهشت خوانده است، خدایا از تو درخواست میکنم،و به پیشگاهت زاری نموده،و رغبت میورزم،و از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی، و مرا از کسانی قرار دهی که ذکرت را همواره بر زبان دارند،و پیمانت را نمیشکنند،و از سپاست غافل نمیشوند،و فرمانت را سبک نمیشمارند،خدایا مرا به نور عزّت بسیار زیبایت برسان تا عارف به وجودت گردم،و از غیر تو رویگردان شود،و از تو هراسان و برحذر باشم،ای دارای بزرگی و بزرگواری،و درود خدا و سلام بسیار او بر محمّد فرستادهاش، و بر خاندان پاکش باد.
این راز و نیاز از مناجاتهای جلیل القدر ائمه(ع)بوده،و مشتمل بر مضامین بسیار بلندی است،و هرگاه که حضور قلبی باشد خواندن آن مناسب است.
شب اوّل:در کتاب«اقبال»نمازهای بسیار ذکر شده،از جمله دوازده رکعت که در هر رکعت سورۀ«حمد» یک مرتبه و سورۀ«قل هو اللّه احد»یازده مرتبه خوانده میشود.
روز اوّل:روزۀ این روز فضیلت بسیار دارد،از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه روز اول شعبان را روزه بگیرد،بیتردید بهشت بر او واجب میشود،و سیّد ابن طاووس از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله ثواب بسیاری روایت کرده برای کسی که سه روز اوّل این ماه را روزه بدارد،و در شبهای آن،دو رکعت نماز بجای آورد،با این ترتیب که در هر رکعت سورۀ«حمد»یک بار، و سورۀ«قل هو اللّه احد»یازده بار خوانده شود،بدان که در تفسیر امام علیه السّلام[تفسیر امام حسن عسگری]روایتی در فضیلت ماه شعبان و روز اول
آن ذکر شده،که فواید بسیاری در آن درج شده است،و شیخ ما ثقة الاسلام نوری(نورّ اللّه مقرده)آن روایت را ترجمه کرده و در پایان کتاب«کلمۀ طیّبه»آورده،ولی چون آن روایت طولانی است،و مقام را گنجایش نوشتن تمام آن نیست، خلاصۀ آن را در اینجا ذکر میکنم:حاصل روایت این که حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام در روز اول شعبان به جماعتی برخورد که در مسجد نشسته بودند،و دربارۀ قدر و امثال آن گفتگو میکردند تا آنکه لجاجت و جدالشان،و فریاد و صدایشان سخت بلند شد،حضرت ایستاد و بر آنها سلام کرد،پاسخ سلام را دادند،و به احترام حضرت از جای برخاستند و درخواست کردند کنا آنان بنشیند،ایشان توجّهی به دعوت آنان نکردند و در همان حالت ایستاده فرمودند:ای گروهی که سخن میگویید در مسئلهای که سودی نمیرساند،آیا ندانستید که خدای تعالی را بندگانی است،که آنان را از هراس ساکت نموده بیآنکه لال باشند، یا از سخن گفتن عاجز باشند،اینان هرگاه عظمت خدا را به خاطر میآورند،زبانهایشان شکسته و دلهایشهان از جا کنده میشود، و عقولشان از سر میرود،و دچار بهت و حیرت میگردند،این همه به خاطر بلندای عزت و شوکت و بزرگداشت خداست! هرگاه از این حالت به خود آیند با کردارهای پاکیزه به سوی خدا رو میکنند و وجود خود را در شمار ستمکاران و خطاکاران به حساب میآورند،درحالیکه از تقصیر و کوتاهی پا کند،اینان برای خدا به کردار اندک راضی نمیشوند،و عمل زیاد را برای او بسیار نمیشمارند،پیوسته به کار شایسته و عمل نیک مشغولند،اینان چنانند که هرگاه به ایشان بنگری،ترسان و هراسان و در بیم و اضطراب به عبادت ایستادهاند،ای گروه تازهکاران شما کجا و ایشان کجا،آیا ندانستید که داناترین مردم به«قدر» ساکتترین ایشانند در سخن از آن،و نادانترین مردم به«قدر»سخنگوترین آنانند نسبت به آن،ای تازهکارها امروز غرّۀ شعبان کریم است[به آغاز پیشانی گویند غره]،پرودگار آن را شعبان نامیده به خاطر انشعاب یافتن و پراکنده شدن خیرات در آن،همانا پروردگار شما در شعبان درهای حسنات را باز کرده،و قصرها و خیراتش را به شما جلوه داد به قیمتی ارزان و کارهایی آسان،پس در مقام خرید برآیید،ابلیس دور از رحمت خدا شاخههای شرور و بلاهای خود را برای شما آراسته و شما پیوسته در گمراهی و سرکشی میکوشید و به شاخههای ابلیس تمسّک میجویید،و از شاخههای خیرات که درهایش برای شما باز شده روی میگردانید،و این غرّۀ ماه شعبان است،و شاخههای خیراتش عبارت است از:
نماز،روزه،زکات،امر به معروف،نهی از منکر،نیکی به پدر و مادر و خویشان و همسایگان،ایجاد صلح و صفا بین مردم،صدقه دادن به فقرا و مساکین،در چیزی که مسئولیّتش از شما برداشته شده،به خود زحمت و مشقّت میدهید و آن مسأله قضا و قدر است،و خود را در سختی میاندازید در چیزی که از ژرفاندیشی و تحقیق در آن نهی شدهاید،و آن کشف اسرار الهی است،که هرکه از آنها تفتیش کند از تباهشدگان است.بدانید که اگر شما بر آنچه پرودگار برای مطیعان از بندگانش در امروز آماده نموده آگاه شوید،هرآینه خود را از آنچه بدان پرداختید[بحث در قضا و قدر]بازخواهید داشت، و در آنچه به آن فرمان دادند وارد خواهید شد.گفتند:یا امیر المؤمنین آنچه را خدا در این روز برای مطیعان خود مهیّا نموده چیست؟حضرت داستان آن لشگری را که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله برای جهاد با کافران فرستاده بود،و سپاه دشمن به هنگام شب بر آنها شبیخون زندن نقل کرد و فرمود:شبی تاریک و فرورفته در سیاهی بود،مسلمانان در خواب،و کسی از آنان جز زید بن حارث و عبد اللّه بن رواحه و قتاده بن نعمان و قیس بن عاصم منقری بیدار نبود،هریک از آنان در جانبی از لشگر مشغول نماز و خواندن دعا بود،دشمنان با شبیخون خویش در آن شب تاریخ،مسلمانان را آماج تیرهای خود ساختند و مسلمانان به خاطر سیاهی شب،از دیدن دشمنان عاجز بودند،و راهی برای حفظ خویش نداشند،به این خاطر نزدیک بود هلاک شوند،ناگهان از دهان این چند نفر انواری درخشید،که اردوگاه را روشن ساخت،و باعث قوّت دل و دلیری مسلمانان شد،پس شمشیر کشیده و همۀ دشمنان را کشته و زخمی و اسیر نمودند،پس از بازگشت از جهاد داستان خود را برای رسول خدا صلی اللّه علیه و آله نقل کردند،حضرت فرمود:این انوار به خاطر اعمال برادران شما در آغاز ماه شعبان است،پس حضرت یکیک آن اعمال را نقل کردند تا آنکه فرمودند:چون روز اوّل شعبان میرسد،ابلیس سپاه خویش را در اطراف زمین و کرانههای آن پراکنده میکند و به ایشان میگوید:امروز در کشاندن بعضی از بندگان خدا به سوی خود بکوشید،و خدا(عزّ و جلّ)فرشتگان را در اطراف و آفاق زمین پراکنده میکند و به آنان میفرماید:بندگانم را به راستی و درستی نگاه دارید،و آنان را ارشاد کنید،همۀ بندگانم سعادتمند میشوند،جز آنکه از قبول حق امتناع ورزد و به راه سرکشی رود، که او در شمار حزب ابلیس و سپاهیان او محسوب میشود.چون روز اوّل ماه شعبان شود،خدا(عزّ و جلّ)به باز شدن درهای
بهشت امر میکند،پس باز میشوند،و به درخت طوبی[درختی است در بهشت]فرمان میدهد تا شاخههای خود را دنیا نزدیک کند،آنگاه منادی پروردگار(عزّ و جلّ)ندا سر میدهد:ای بندگان خدا این شاخههای درخت طوبی است، پس به آن درآویزید،که شما را به سوی بهشت برافروزد،و این شاخههای دخت زقّوم است[درختی است از درختان دوزخ که در سورۀ مبارکۀ واقعه از آن یاد شده است]از آن دوری کنید تا شما را به جانب دوزخ نبرد.
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:سوگند به آنکه مرا به راستی مبعوث به رسالت نمود،هرکه در این روز دری از خیر و نیکی را فراگیرد،به تحقیق به شاخهای از شاخههای درخت طوبی در آویخته که او را به سوی بهشت میکشاند،و هرکه در امروز دری از شرّ و بدی را فراگیرد،به یقین به شاخهای از شاخههای زقّوم درآویخته که او را کشاننده به سوی آتش است،سپس رسول خدا صلی اللّه علیه و آله اعمالی که هریک باعث درآویخته شدن به شاخهای از شاخههای طوبی است به این صورت بیان فرمودند:امروز هرکس برای خدا نماز مستحبی بجا آورد،و هرکه در این روز روزه بدارد،و هرکه میان زنی با همسرش،یا پدری با فرزندش،یا خویشاوندان،یا زن و شوهر بیگانهای صلح دهد،و کسی که تخفیف دهد پریشانی را،از طلبی که از او دارد،یا از طلبش از عهدۀ مدیون بکاهد،و کسی که در حساب خود نظر کند،و قرض کهنهای را بر عهدۀ خود ببیند،که طلبکارش از به دست آوردنش مأیوس شده،پس آن را به صاحبش برگداند،و کسی که یتیمی را سرپرستی نماید،و کسی که سفیهی را از ضربه زدن به آبرو و عرض مؤمنی بازدارد،و کسی که قرآن یا بخشی از آن را بخواند،و کسی که خدا را یاد کند،و نعمتهایش را بر شمارد،و اقدام به شکر نماید،و کسی که از بیماری عیادت کند،و کسی که به پدر و مادر یا یکی از آنها نیکی ورزد،و آنکه پیش از رسیدن روز اوّل شعبان پدر و مادر خویش را به خشم آورده بود و در این روز خشنودشان ساخت،و هرکه جنازهای را تشییع کند،و هرکه در این روز مصیبتزدهای را تسلّی بخشد،و هرکس در این روز چیزی از ابواب خیر را بجا آورد از آویختگان به درخت طوبی است.سپس رسول خدا(ص)فرمودند:سوگند به آنکه مرا به راستی به رسالت برانگیخت هرکس در این روز دری از شرّ و گناه را فرا گیرد،به تحقیق به شاخهای از شاخههای درخت زقّوم درآویخته،و آن شاخه کشانندۀ اوست به سوی آتش،آنگاه اعمالی که هریک باعث درآویخته شدن به شاخهای از شاخههای زقّوم است
را به این صورت بیان فرمودند:سوگند به آنکه مرا به راستی به پیامبری فرستاد،هرکس در این روز نسبت به نماز واجب خود کوتاهی کند،و آن را تباه نماید،و هرکس فقیری درمانده نز او آید،که بدی حالش را میداند،و بدون اینکه ضرری متوجه وی گردد،قدرت بر تغییر حال او را دارد،و کس دیگری هم نیست که به جای او،مشکل فقیر را حل کند،پس فقیر را به حال خود خود واگذارد،و دست او را نگیرد،تا از بین رفته و هلاک گردد،و کسی که خطاکاری از او عذرخواهی کند،پس عذر او را نپذیرد، علاوه بر این بیش از اندازهای که بدی کرده،او را عقوبت نماید،و کسی که جدایی اندازد میان شوهری با همسرش،یا پدری با فرزندش،یا برادری با برادرش،یا خویشی با خویشش،یا میان دو همسایه،یا میان دو رفیق،یا دو خواهر،و کسی که بر انسان تنگدستی سخت بگیرد،درحالیکه تنگدستی او را میداند،پس بر خشم و بلای او بیفزاید،و کسی که مدیون باشد و آن را بر صاحبش انکار کند،و بر او ستم ورزد تا دین او را باطل نماید،و آنکه بر یتیمی جفا کند،و به او آزار رساند،و مال او را تباه کند،و کسی که به آبرو و عرض برادر مؤمنی هجوم برد و مردم را هم بر آن وا دارد،و کسی که آوازهخوانی کند،به صورتی که مردم را در آن آوازهخوانی بر انجام گناه تحریک کند.
و کسی که کارهای زشت و قبیح خود را در جنگها،و انواع ستم خود را بر بندگان خدا بر شمارد،و به آن اعمال افتخار نماید، و کسی که همسایهاش بیمار شده،و به جهت سبک شمردن ش.ن او،از او عیادت نکرده،و آنکه همسایهاش مرده و به خاطر خوار بودن آن مرده در نظرش جنازهاش را تشییع نکرده،و آنکه از تسلیت مصیبتزده اعراض کند،و به وی از روی حقارت و پستی جفا کند،و کسی که عاق کند پدر و مادر خود،یا یکی از آن دو را،و کسی که پیش از شعبان ایشان را عاق کرده بود،و در شعبان ایشان را خشنود نساخت،و حال آنکه قدرت بر آن را داشت و همچنین هرکس کاری از سایر اقسام شهر را انجام دهد،آویخته به شاخهای از شاخههای زقّوم است،و سوگند به آنکه مرا به راستی به پیامبری برگزید که در آویختگان به شاخههای درخت طوبی با آن شاخهها به سوی بهشت بلند میشوند.
آنگاه رسول خدا صلی اللّه علیه و آله اندکی نظر خود را به جانب آسمان بلند کرد،و میخندید و مسرور بود،سپس نظر مبارک را به سوی
زمین به زیر انداخت،پس پیشانی مبارک را درهم کشید و روی مبارک عبوس گشت،آنگاه رو به اصحاب خود کرد و فرمود:سوگند به آنکه محمّد را به راستی به پیامبری برگزید به تحقیق دیدم درخت طوبی را که بلند میشد، و بلند میکرد آنان را که به او درآویخته بودند به سوی بهشت،و دیدم از ایشان را که درآویخته بودند به یک شاخه از آن،و بعضی به دو شاخه،یا به چند شاخه،بر حسب پایبندیشان بر طاعات.
و هرآینه زید به حارثه را میبینم که در آویخته به بیشتر شاخههای آن و آن شاخهها بلند میکنند او را به اعلا علیّین[بالاترین مرتبۀ]بهشت،از این جهت خندیدم و خوشحال شدم،آنگاه به سوی زمین نگاه کردم و سوگند به آنکه مرا به راستی به پیامبری برانگیخت درخت زقّوم را دیدم که به پایین میرفت شاخههای آن،و درآویختگان به خود را به سوی دوزخ پایین میبرد.
و دیم گروهی از ایشان را درآویخته به شاخهای،و گروهی به دو شاخه یا چند شاخه بر حسب پافشاریشان بر گناهان.
و هرآینه بعضی از منافقان را میبینم،که به بیشتر شاخههای آن درآویختهاند،و آن شاخهها او را به اسفل درکات[پایینترین مهلکهها]فرو میبرند،از این جهت روی دهم کشیدم،و پیشانیام گرفت.
روز سوّم:روز بسیار مبارکی است،شیخ طوسی در کتاب«مصباح»فرموده است:در این روز حضرت حسین بن علی علیهما السّلام متولّد شد،و در چنین روزی توقیع[دست نوشت]شریف به سوی قاسم بن علاء همدانی وکیل حضرت امام حصن عسگری علیه السّلام بیرون آمد که:مولایمان امام حسین علیه السّلام در روز پنجشنبه سوم شعبان متولّد شد،پس آن روز را روزه بگیر،و این دعا را بخوان:
خدایا از تو میخواهم به حق مولود در این روز،که به شهادتش وعده داده شد پیش از برخاستن صدایش و قبل از ولادتش،آسمان و هرکه در آن است،زمین و هر که بر آن است بر او گریست درحالیکه هنوز قدم در جهان نگذاشته بود،کشتۀ اشک،
سرور خاندان،مددیافته به یاری،روز بازگشت،پاداش شهادتش اینکه امامان از نسل اویند، و شفا در کام اوست،و پیروزی با اوست درگاه بازگشتش،و جانشینان از خاندانش پس از قیامکنندهشان و غیبت او،تا انقتام گیرند و خونخواهی نمایند،و حضرت جبّار را خشنود سازند و بهترین یاران دین حق شوند،درود خدا بر ایشان همگام با رفت و آمد شب و روز.خدایا!به حق آنان به تو توسّل میجویم و از تو درخواست میکنم درخواست گنهکار معترف به گناه و بد کرده به خود با اموری که در امروز دیروزش کوتاهی نموده،از تو تا هنگام رفتن در گورش پناه میخواهد،خدایا!بر محمّد و خاندانش درود فرست،و ما را در جمع او محشور کن،و همراه وی در بهشت و جایگاه ابدی جای ده.خدایا!همچنان که ما را به شناساییاش گرامی داشتی پس ما را به تقرّب به آن حضرت گرامی دار،و رفاقت و سابقۀ محبّت با او را روزی ما فرما،و ما را از کسانی قرار ده که فرمانش را تسلیم میشوند،و به هنگام بردن نامش صلوات زیاد بر او میفرستند،و هم بر همۀ جانشینان و خاندان برگزیدهاش،آن یاریشدگان از سوی تو به عدد دوازده،آن ستارگان درخشانند،و حجّتهای الهی بر تمام بشر،خدایا!ببخش بر ما در این روز بهترین بخشش را،و برآور برای ما هر خواستهای را،چنانکه حسین را به محمّد بخشیدی،و فطرس به گهوارهاش پناهنده شد،و ما پناهنده به مزار اوییم پس از شهادتش،بر تربتش حاضر میشویم و بازگشتش را انتظار میکشیم،آمین ای پروردگار جهانیان.
بعد از این دعا،میخوانی دعای امام حسین علیه السّلام را،و این آخرین دعای آن حضرت است در روزی که دشمنانش فزونی گرفتند،یعنی روز عاشورا خدایا تو بلندمرتبه و بزرگ جبروتی و در عذاب به سختگیری، از آفریدگان بینیازی،کبریاییات فراگیر است،بر هرچه میخواهی توانایی،رحمتت به بندگان نزدیک است،وعدهات راست، نعمتت کامل،و آزمونت نیکوست،هنگامی که خوانده شوی بسیار نزدیکی،به آنچه آفریدی احاطه داری،برای آنکه توبه کند پذیرای توبهای،بر هرچه اراده کنی توانایی،و آنچه را بجویی به دست آوری،هرگاه سپاس شوی،سپاسپذیری،و هرگاه یاد شوی یاد کنی،از سر نیاز تو را میخوانم،و با احتیاج به سوی تو میل میکنم،و بیمناک به جانب تو پناه میآورم و غمگین به درگاهت گریه میکنم،و در کمال ناتوانی از تو کمک میخواهم،و برای کفایت امورم بر تو توکّل مینمایم،بین ما و بین قوم ما[بهحق]داوری کن که آنان ما را فریفتند،و به ما نیرنگ زدند و از یاری ما دست کشیدند،و با ما بیوفایی نمودند و ما را کشتند،و حال آنکه ما عترت پیامبر تو،و فرزند محبوب تو محمّد بن عبد اللّه هستیم،آنکه او را به رسالت برگزیدی،و بر وحی خود امین قرار دادی،در کار ما گشایش و راه رهایی از مشکل قرار ده،به مهرت ای مهربانترین مهربانان.
ابن عیاش گفت:از حسین بن علی بن سفیان بزوفری شنیدم،که میگفت:امام صادق علیه السّلام این دعا را،در این روز میخواند و نیز فرمود این دعا از دعاهای روز سوم شعبان،روز ولادت امام حسین علیه السّلام است.
شب سیزدهم:اوّل لیالی بیض[شبهای روشن که عبارتند از شبهای سیزدهم،چهاردهم و پانزدهم]است،و کیفیت نماز شب سیزدهم و دو شب بعد در اعمال ماه رجب[صفحۀ 238]بیان شد.
شب نیمۀ شعبان:شب بسیار مبارکی است،از امام صادق علیه السّلام روایت شده که از امام باقر علیه السّلام از فضیلت شب نیمۀ شعبان سؤال شد،ایشان فرمود:این شب پس از شب قدر برترین شبهاست.در این شب خدا فضل خود را بر بندگان سرازیر میکند،و آنان را به بخشش و کرم خویش میآمرزد،پس در تقرّب جستن به سوی خدای تعالی در آن بکوشید،که آن شبی است که خدا به ذات مقدّس خود سوگند یاد کرده،که سائلی را از درگاه خویش با دست خالی بازنگرداند مادام که انجام معصیتی را درخواست نکند،و شب نیمۀ شعبان شبی است که حق تعالی آن را برای ما قرار داد و در عوض شب قدر که آن را مخصوص پیامبر صلی اللّه علیه و آله فرمود،پس در دعای و ثنا بر خدای تعالی کوشش کنید...،تا آخر خبر.
از جمله برکات این شب مبارک،ولادت با سعادت حضرت سلطان عصر امام زمان(ارواحنا له الفداء)است که در سحر چنین شبی در سال دویست و پنجاه و پنج هجری قمری در سرّمنرأی[سامرای کنونی]واقع شد،و باعث فزونی شرافت این شب مبارک گشت.برای این شب چند عمل دارد است:
اوّل:غسل کردن که باعث تخفیف گناهان است.
دوّم:شبزندهداری به نماز و دعا و استغفار،چنانکه امام زین العابدین علیه السّلام انجام میدادند،و در روایت آمده:هرکه این شب را به راز و نیاز و عدابت بپردازد دل او نمیرد در روزی که دلها بمیرند.
سوّم:زیارت امام حسین علیه السّلام که افضل اعمال این شب است و باعث آمرزش گناهان است،و هرکه میل دارد تا ارواح صد و بیست و چهار هزار پیامبر با او دست آشنایی دهند،در این شب امام حسین علیه السّلام را زیارت کند،کمترین حدّ زیارت آن حضرت ان است که بر بالای بامی برآید و به جانب راست و چپ نظر کند،سپس سر به جانب آسمان برآرد،و با این کلمات حضرت را زیارت کند:
درود بر تو ای ابا عبد اللّه،درود و رحمت و برکات خدا بر تو
و هرکس در هر کجا باشد و در هر زمان آن حضرت را به این شیوه زیارت کند،امید است که پاداش حجّ و عمره برای او نوشته شود.و ما زیارت مخصوص این شب را در باب زیارات به خواست خدا ذکر خواهیم نمود.[صفحه 687]
چهارم:خواندن دعایی که شیخ و سیّد نقل کردهاند،و به منزلۀ زیارت امام زمان(صلوات اللّه علیه)است:
خدای به حق این شب و مولود در آن،و به حق حجتّت و موعود او،که به فضیلتش فضیلت دیگری را قرین ساختی،پس کامل شد کلمهات به راستی و عدالت،برای کلماتت دگرگون سازی نیست،و برای آیاتت پس زندهای نمیباشد، نور درخشانت،و پرتو فروزانت،و نشانۀ روشنت در شب تاریک،آن غایب پوشیده از نظر، که عظیم بوده ولادتش،و شریف است اصل و نسبش،فرشتگان گواه اویند،و خدا یاور و تأیید کنندهاش آنگاه که وعدۀ ظهورش در رسد و فرشتگان مددکاران اویند،شمشیر خداست که کند نشود،و نور حق است که خاوش نگردد،و با بردباری است که کاری بیمنطق انجام ندهند،مدار روزگار است.[پدرانش]نوامیس عصر،و متولّیان حکومت حقاند،نازل شده بر آنان آنچه در شب قدر نازل میشود،اصحاب حشر و نشرند،و مفسّران وحی خدا،و والیان امر و نهی حق.خدایا! بر خاتم و قائمشان که پوشیده از عوالم ایشان است درود فرست.خدایا!ما را به درک ایام او و ظهور و قیامش نایل فرما،و از یارانش قرارمان ده،و خوخواهی او قرین کن،و ما را در شمار یاران و دلدادگانش ثبت فرما، و در دولتش شاد و خرّم زنده بدار،و از همنشینیاش بهرهمند ساز و برپادارندۀ حقش قرارمان ده،و از بدیها به سلامت بدار،ای مهربانترین مهربانان،و سپاس خدای را پروردگار عالمیان،و درودهای بیپایان خدا بر آقایمان محمّد خاتم پیامبران و رسولان، و بر اهل بیت راستگو و خاندان حقگویش باد،و خدا لعنت فرست بر همۀ ستمکاران،و بین ما و بین آنان داوری کن،ای داورترین داوران.
پنجم:شیخ از اسماعیل بن فضیل هاشمی روایت کرده که گفت:
حضرت صادق علیه السّلام این دعا را به من تعلیم داد که آن را در شب نیمۀ شعبان بخوانم: خدایا تویی زنده به خود پاینده برتر بزرگ،آفرینندۀ روزیبخش،زندگیبخش میرانند،آغاز کنندۀ پدیدآورنده،بزرگی تو راست،برتری تو راست،سپاس از آن توست،نعمت و جود،کرم و فرمان،بزرگواری و شکر تنها تو راست،یگانهای،شریکی برای تو نیست،ای یگانه ای یکتا،ای مقصود خلق،ای آنکه نزاده و زاد هنشده و برایش همتایی نبوه،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بیامرز و به من رحمت آر،و نیازهای مهمّ مرا کفایت فرما، بدهکاریام را ادا کن،روزیام را وسعت ده،به درستی که تو در این شب هر کار استواری را مقدّر میکنی،و هرکه از خلق خود را بخواهی روزی میدهی،پس مرا روزی ده که تو بهترین روزیدهندگانی،تو گفتی و تو بهترین گوینده و سخنگویی:«از فضل خدا بخواهید»بنابراین از فضلت میخواهم،و تو را قصد کردم و به فرزند پیامبرت اعتماد نمودم،و به تو امید بستم،بر من رحم کن،ای مهربانترین مهربانان.
ششم:دعایی را بخواند که حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله در این شب میخواندند خدایا از خشیتت چنان نصیب ما کن،که بین ما و نافرمانی تو حایل شود،و از طاعتت آنچه که ما را به خشنودیات برساند،و از یقین به قدری که گرفتاریهای دنیا را بر ما آسان سازد،خدایا مار را به گوشهایمان و دیدگانمان و نیروهایمان تا گاهی که ما را زنده میداری بهرهمند گردان،و آن را وارث ما قرار بده،و انتقام ما را بر عهدۀ کسی قرار ده که بر ما ستم روا داشته،و ما را بر کسی که با ما دشمنی ورزیده یاری ده،و مصیبت ما را در دین
ما قرار نده،و دنیا را بزرگترین اندیشه و نهایت دانش ما قرار مده،و آن را که به ما رحم نمیکند بر ما چیره مکن، به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.این دعا دعای جامع و کاملی است که خواندن آن در اوقات دیگر هم،مغتنم است،و از کتاب«غوالی اللئالی»چنین روایت شده که حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله همواره این دعا را میخواندند.
هفتم:بخواند صلوات هر روز را که هنگام زوال[هنگام ظهر شرعی]میخواند:اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد شجرة النّبوّة و موضع الرّسالة...»
هشتم:دعای کمیل را بخواند که ورودش در این شب است،و به طور کامل در باب اوّل گذشت.
نهم:هر یک از ذکرهای«سبحان اللّه»و«الحمد للّه»و«اللّه اکبر»و«لا اله الاّ اللّه»را صد مرتبه بگوید،تا خدای تعالی همۀ گناهان گذشتۀ او را بیامرزد،و حاجتهای دنیا و آخرت او را برآورد.
دهم:شیخ طوسی در کتاب (مصباح)از ابو یحیی در ضمن خبری در فضیلت شب نیمۀ شعبان روایت کرده است که گفت:به مولای خود امام صادق علیه السّلام گفتم:بهترین دعاها در این شب کدام است؟فرمود:هرگاه نماز عشا را بجا آوردی،دو رکعت نماز به این ترتیب بخوان در رکعت اول سورۀ«حمد»و سورۀ«کافرون»و در رکعت دوم سورۀ«حمد»و سورۀ«توحید»و چون سلام دادی،بگو:«سبحان اللّه»سی و سه مرتبه،و«الحمد للّه»سی و سه مرتبه و«اللّه اکبر» سی و چهار مرتبه،سپس بگو: ای آنکه پناه بندگان در سختیها به سوی اوست،و بندگان در رخدادهای ناگوار به سوی او پناه میبرند،ای دانای آشکار و نهان،ای آنکه خیالات وهم و فکر،و آنچه را اوهام در نظر میآورد بر او پنهان نمیماند،ای پروردگار خلایق و آفریدهها،ای آنکه ملکوت زمینها و آسمانها به دست اوست،تویی خدا،معبودی جز تو نیست،به اینکه معبودی جز تو نیست توسّل میجویم،پس ای آنکه معبودی جز تو نیست،مرا در این شب از کسانی قرار ده که به ایشان نظر کردی و به آنان رحم نمودی،و دعایشان را شنیدی پس اجابت کردی
و درخواست گذشت از گناهشان را دانستی،پس ایشان را آمرزیدی،و از خطای گذشته و گناه بزرگشان درگذشتی،به تحقیق از گناهانم به تو پناه آوردم،و برای پردهپوشی عیبهایم به تو پناهنده شدم،خدایا!با کرم و فضلت بر من ببخش،و به بردباری و گذشت خطاهایم را بریز،و مرا در این ب با کرامت کاملت فرو پوشان،و از اولیایت که برای طاعتت برگزیدی،و برای عبادتت اختیار کردی و خالص و برگزیده درگاهت نمودی قرار ده.خدایا!مرا از کسانی که کوشششان قرین سعادت شد،و بهرهشان از خیرات کامل گشت قرار ده،و نیز مرا از کسانی قرار ده که سلامت یافتند و نعمتپذیر و رستگار گشته پس بهره بردند،و مرا از گزند آنچه پشت سر گذاردم کفایت فرما،و از زیادهروی در معصیتت نگاه دار،طاعتت و هر آنچه مرا به تو نزدیک میسازد و مقرّب درگاهت مینماید محبوب من قرار ده، سرورم هر فراری به تو پناه میآورد،و هر جوینده به تو التماس میکند،و هر عذرخواه توبهکار بر کرم تو تکیه میزند،بندگانت را با احترام گذاردن به آنان ادب کردی و تو کریمترین کریمانی،و بندگانت را دستور به گذشت دادی و تویی آمرزندۀ مهربان.خدایا!مرا نسبت به آنچه از کرمت امیدوارم بیبهره مکن،و از نعمتهای کاملت ناامید مساز،و از بهرۀ فراوانت که در این شب برای اهل طاعتت مقرّر نمودهای بینصیب مکن،و مرا از شرار مخلوقاتت در سپر استواری قرار ده،پرودگارا هرچند سزاوار آن همه عنایت نباشم،ولی تو اهل کرم و گذشت آمرزشی،بر من چنانکه شایستۀ آنی مرحمت فرما،نه چنانکه سزاوار آنم،زیرا گمانم به تو نیکو است،و امیدم
تو برجا،و به کرمت آویختهام،پس تو مهربانترین مهربانانی،و کریمترین کریمانی،خدایا! خاص گردان مرا از روی کرمت به فراوانی روزی،و پناه میآورم به عفوت از عقابت،و بیامرز بر من گناهی را که زشتخویی آورد،و روزی را بر من تنگ میکند،تا به خشنودی درخورت بپا خیزم،و به فراوانی عطایت متنعم شوم،و به نعمتهای کاملت خوشبخت گردم،هرآینه به آستانت پناه آوردم،و متعرّض کرمت شدم،و به عفوت از مجازاتت،و به بردباریات از خشمت پناه بردم،پس ببخش مرا آنچه که از تو درخواست نمودم،و به به من برسان آنچه را از تو خواهش کردم،از تو میخواهم به حق خودت نه به چیزی که بزرگتر از تو باشد که چیزی بزرگتر از تو نیست.آنگاه به سجده میروی و میگویی:
پرودگارا«یا ربّ»بیست مرتبه،خدایا«یا اللّه»هفت مرتبه،جنبش و نیرویی جز به خدا نیست هفت مرتبه،خواست خواست خدا است ده مرتبه،نیرویی جز به خدا نیست ده مرتبه،پس صلوات میفرستی بر پیامبر و آل او علیهم السّلام.
و از خدا حاجت خود را میخواهی،پس سوگند به خدا که اگر در پی این عمل،به عدد قطرات باران حاجت بخواهی هرآینه خدا(عزّ و جل)به کرم فراگیر و فضل بزرگش،آن حاجت را به تو میرساند.
یازدهم:شیخ طوسی و کفعمی فرمودهاند که در این شب این دعا را بخواند:
الهی در این شب روی آوردند به سوی تو روی آورندگان،و قصد تو نمودند قصدکنندگان،و فضل و احسانت را آرزو کردند جویندگان،از جانب تو در این شب نسیمهای رحمت و هدایا و عطاها و مواهبی است که به هرکس از بندگانت بخواهی تفضّل میکنی،و از هرکس که پیشینه عنایتت شامل حال او نگشته باز میداری،هم اینک من این بنده
کوچک تو،نیازمند به تو،احسان و نیکیات را آرزومندم،چنانچه ای مولای من در جایگاهی که در این شب بر یکی از بندگانت احسان نمودی،و بر او جایزهای عطا کردی،پس بر محمّد و خاندان محمّد که پاکان و پاکیزگان و نیکوکاران و برترینند درود فرست،و از نعمت و نیکیات بر من ببخش ای پروردگار جهانیان،و درود خدا و سلام بسیار بر محمّد خاتم پیامبران و خاندان پاکش باد،به درستی که خدا ستوده و بزرگوار است.خدایا!تو را میخوانم آنچنانکه فرمان دادی،پس دعایم را به اجابت برسان همانطورکه وعده فرمودی،که تو هرگز از وعدۀ خویش تخلّف نکنی.و این دعایی است که در سحرها در پی نماز شفع خوانده میشود.
دوازدهم:بعد از هر دو رکعت از نماز شب و شفع،و بعد از دعاهای وتر دعایی را که شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس روایت کردهاند بخواند.
سیزدهم:سجدهها و دعاهایی را که از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت شده بجا آورد از جمله روایتی است که شیخ از حمّاد بن عیسی از ابان بن تغلب روایت کرده که گفت،امام صادق علیه السّلام فرمودند:شب نیمۀ شعبانی فرا رسید،رسول خدا در آن شب در منزل عایشه بود،چون شب به نیمه رسید از بستر خود برای عبادت برخاست،هنگامی که عایشه بیدار شد،دریافت که پیامبر از خوابگاه خویش بیرون رفته،وی را همچون اغلب زنان وسوسه گرفت،گمان کرد آن حضرت نزد همسر دیگری از همسرانش رفته،از جا برخاست و چادرش را بر خود پیچید و سوگند به خدا که چادر او از ابریشم و کتان نبود،تارش از مو،و پودش از کرک شتر مایه داشت،حجره به حجره در حجرههای زنان رسول خدا جستجو میکرد،در این میان که در جستجوی آن حضرت بود،ناگهان نگاهش به رسول خدا افتاد که مانند جامهای بر زمین چسبیده در حال سجده است،به نزدیک آن حضرت رفت،شنید در سجدهاش چنین میگوید:
همۀ هستی و اندیشهام برایت سجده کرد،و دلم به تو ایمان آورد،این است دستانم و آنچه بر خود جنایت کردم
ای بزرگی که برای هر کار بزرگی به او امید است،از من گناه بزرگ را بیامرز،زیرا گناه بزرگ را جز پروردگار بزرگ نمیآورزد.
سپس سر مبارک خویش را از سجده برداشت،و دوباره به سجده برگشت،عایشه شنید که آن حضرت میگوید:
پناه میآورم به نور جلوهات که آسمانها و زمینها بر آن روشن شد،و تاریکیها با آن برطرف گشت، و با ان کار گذشتگان و آیندگان اصلاح شد،از فرا رسیدن عذاب نابهنگامت و از دگرگونی عافیتت،و از زایل شدن نعمتت.خدایا!دل با تقوا و صفا یافته،و بیزار از شرک،نه کافر و بدبخت روزی من گردان.
سپس دو طرف روی خود را بر خاک نهاد و گفت:روی خویش را به خاک ساییدم،و مرا سراست که تو را سجده کنم.آنگاه که روس خدا صلی اللّه علیه و آله خواست به اطاق برگردد،عایشه با شتاب به جانب بستر خویش رفت،و هنگامی که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله به خوابگاه خویش آمد،شنید که عایشه بلند نفس میزند،فرمود:این بلند نفس زدن چیست؟ آیا ندانستی که امشب چه شبی است؟این شب نیمۀ شعبان است که در آن روزیها قسمت میشود،و زمان مرگ اشخاص ثبت میگردد،و نام کسانی که باید به حج بروند نوشته میشود،به درستی که خدای تعالی آمرزد از میان خلق خود بیش از عدد موهای بزهای قبیله کلب را،و در این شب خدای تعالی فرشتگان را از عالم بالا به سوی مکه در زمین میفرستد.
چهاردهم:نماز جناب جعفر طیّار را بجا آورد،چنانکه شیخ از امام رضا علیه السّلام روایت کرده.
پانزدهم:نمازهای این شب را بجا آورد که بسیار است،از جمله نمازی است که ابو یحیی صنعانی از امام باقر و امام صادق علیه السّلام روایت کرده،و همچنین سی نفر از کسانی که مورد اطمینان و اعتماد هستند از آن دو بزرگوار روایت کردهاند که هرگاه شب نیمۀ شعبان فرا رسید چهار رکعت نماز بجا آور به این ترتیب که در هر رکعت سورۀ«حمد»و پس از آن صد مرتبه سورۀ«توحید»را بخوان.و چون فارغ شدی بگو:
خدایا!نیازمند به توام،و از عذابت بیمناک و به تو پناهندهام،خدایا!نامم را از گروه بندگان به گروهی دیگر تبدیل مکن، جسمم را تغیر مده،آزمونم را سخت مکن،دشمنشادم مساز،پناه میآورم به عفوت از مجازاتت،و به رحمتت از عذابت،و به خشنویت از خشمت،و به تو از تو،ثنایت بس بزرگ است، تو چنانی که خود بر خویش ثنا کردی و برتر از آنچه گویندگان گویند.
و بدان که برای خواندن صد رکعت نماز در این شب به این ترتیب که در هر رکعت سورۀ«حمد»یک مرتبه و سورۀ «توحید»ده مرتبه خوانده شود،فضیلت بسیار بسیار وارد شده،و در اعمال ماه رجب دستور العمل شش رکعت نماز در این شب با سورههای«حمد»و«تبارک»و«یس»و«توحید»گذشت.
روز نیمه شعبان:روز ولادت شریف امام دوازدهم مولانا و امامنا المهدی حضرت حجّة بن الحسن صاحب الزّمان(صلوات اللّه علیه و علی آبائه)است.«و زیارت آن حضرت در هر زمان و مکان و دعا برای تعجیل فرج آن حضرت به هنگام زیارتش مستحبّ است،و زیارت آن حضرت در سراب شهر سامّراء تاکید بیشتری دارد،و اوست که ظهور و فرمانرواییاش یقینی است،و اوست که زمین را پر از عدل و داد میکند،چنانکه از ستم و بیداد پر شده است.»
اعمال سایر روزهای این ماه:از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده:هرکه سه روز آخر ماه شعبان را روزه بدارد و آن را به ماه مبارک رمضان پیوند دهد حق تعلی ثواب روزۀ دو ماه پیدرپی را برای او بنویسد.ابو الصّلت هروی روایت کرده:در جمعۀ آخر ماه شعبان خدمت حضرت رضا علیه السّلام رسیدم،حضرت فرمود،ای ابو الصّلت بیشتر ماه شعبان گذشت،و این روز جمعه آخر آن است.پس تدارک و تلافی کن در انجام آنچه از این ماه باقی مانده و کوتاهیهایی که در گذشتۀ این ماه کردهای،و بر تو باد بر آنچه برای تو سودمند است روی آوری و بسیار دعا و استغفار کرده و قرآن تلاوت کند،و از گناهان خود به سوی خدا توبه کن،تا وقتی ماه مبارک فرا رسد،خود را برای خدا خالص کرده باشی،و امانت و حق کسی را،
بر عهدۀ خود مگذار مگر آنکه ادا کنی،و در دل خویش کینۀ کسی را وامگذار مگر آنکه بیرون کنی،و گناهی را مگذار جز آنکه ترک کنی و از خدا بترس،و در امور پنهان و آشکار خود،بر او توکّل کن،که هرکس بر خدا توکّل کند،خدا او را بس است،و در باقیماندۀ ماه این دعا را بسیار بخوان:
خدایا اگر در آنچه از ماه شعبان گذشت ما را نیامرزیدی،پس در آن مقدار که از آن باقی مانده است ما را بیامرز.
به درستی که حق تعالی در این ماه،بندههای بسیاری را به خاطر حرمت ماه مبارک رمضان،از آتش دوزخ برهاند.شیخ طوسی از حارث بن مغیره نضری روایت کرده است که امام صادق علیه السّلام در شب آخر ماه شعبان،و شب اوّل ماه رمضان چنین میخواند:
خدایا این ماه مبارک که قرآن در آن نازل گشته،و هدایت برای مردم،و دلایل روشنی از هدایت و تمیز میان حق و باطل قرار داده شده است،فرا رسید،پس ما را در آن به سلامت بدار و آن را برایمان سالم نگهدار،و از سوی خویش در حال آسانی و سلامت کامل از ما تحویل بگیرش،ای آنکه اندک را بپذیرد،و بسیار را قدر نهد،از من اندک را بپذیر.خدایا از تو درخواست میکنم برای من به سوی هر خیری راهی،و از هرچه نمیپسندی مانعی قرار دهی،ای مهربانترین مهربانان،ای آنکه از من درگذشت و از آنچه از زشتیها در پنهان انجام دادم چشمپوشی کرد،ای آنکه مرا به سبب ارتکاب گناهان سرزنش ننمود،عفوت،عفوت عفوت را خواهم،ای کریم.خدایا پندم فرمودی،پندیذیر نشدم،و از حرامهایت بازم داشتی،باز نایستادم،پس مرا چه عذری است،از من درگذر ای کریم،عفوت،عفوت را خواهم،خدایا!آسودگی به گاه مرگ و عفو هنگام حساب را از تو میخواهم،گناه از بندهات بزرگ شده،پس شایسته است گذشت از جانب تو نیکو باشد،ای پروا پذیر،
و شایستۀ آمرزش،عفوت،عفوت را خواهم،خدایا!من بندۀ تو،فرزند بندۀ تو،فرزند کنیز توام،ناتوانم به رحمتت نیازمندم،تو فرود آورندۀ دارایی و برکت بر بندگانت هستی،چیره و توانایی،کارهای بندگان را شمردهای،و روزیشان را قسمت کردهای،و زبانها و رنگهایشان را مختلف قرار دادی،آفرینشی از پس آفرینش دیگر،بندگان کرانههای دانشت را نمیدانند،و جایگاهت را اندازه ندارند،و همۀ ما نیازمند به رحمت توییم، روی از من برمتاب،و مرا در عمل و آرزو و قضا و قدر از شایستگان بندگانت قرار ده.خدایا مرا باقی بدار به بهترین بقاء،و بمیران به بهترین مرگ،بر پایۀ دوستی دوستانت،و دشمنی با دشمنانت،و میل به سویت،و ترس از حضرتت،و خشوع و وفا و تسلیم در آستانت،و تصدیق به کتابت،و پیروی از روش پیامبرت.خدایا آنچه در دلم میباشد از شک یا تردید یا انگار یا ناامیدی یا خوشی هواپرستانه یا کبر یا سرکشی یا خودبینی یا ریا یا میل به شهرت یا نفاقافکنی یا دورویی یا کفر یا نافرمانی یا گناه یا فخرفروشی یا هرچه که نزد تو ناخوشایند است،پس از تو درخواست میکنم ای پروردگارم که آنها را تبدیل کنی به ایمان به وعدهات و وفای به پیمانت و خشنودی به قضایت و پارسایی در دنیا و رغبت به آنچه نزد توست،و انتخاب نیکو و آرامش و توبۀ خالص،همۀ اینها را از تو درخواست میکنم ای پروردگار جهانیان،بار خدایا از روی بردباریات نافرمانی شوی،و به خاطر کرم و بخشندگیات اطاعت گردی چنانکه گویا نافرمانی نشدی،و من و هر که نافرمانیات
نکردند،ساکنان زمین توییم،بر ما با فضل بخشنده باش،و با خیر بهره رسان،ای مهربانترین مهربانان، و درود خدا بر محمّد و خاندانش باد،درودی همواره که به شمار و عدد در نیاید،و قدرش را جز تو نداند،ای مهربانترین مهربانان.
شیخ صدوق به سند معتبر،از حضرت رضا علیه السّلام از پدران بزرگوارش،از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده که:روزی رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله برای ما خطبهای خواند و در آن خطبه فرمود:ای مردم ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده، ماهی که نزد خدا بهترین ماهها،و روزهایش بهترین روزها،و شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعتهاست،و آن ماهی است که شما را در آن به سوی میهمانی خدا خواندهاند،و در آن از اهل کرامت خدا شدهاید،نفسهای شما در آن ماه پاداش تسبیح،و خواب شما ثواب عبادت،و اعمال شما پذیرفته،و دعاهای شما مستجاب است،از پروردگار خویش با نیّتهای صادقانه و دلهای پاکیزه از گناهان و صفات ناپسند درخواست کنید که به شما برای روزه داشتن در آن و تلاوت قرآن توفیق دهد، همانا بدبخت و بدعاقبت کسی است که در این ماه بزرگ از آمرزش خدا محروم شود.و به گرسنگی و تشنگی در این ماه،تشنگی و گرسنگی روز قیامت را به یاد آرید،به تهیدستان و از کارافتادگان صدقه دهید،پیران خود را تعظیم و به کودکان مهربانی روا دارید،خویشان خود را نوازش کنید و زبانهای خود را از آنچه نباید گفت بازدارید و دیدههای خویش را از آنچه نگاه به آن روا نیست فرو پوشید، و گوشهای خود را از انچه شنیدنش بر شما سزاوار نیست بازدارید،با یتیمان مهربانی کنید،تا بعد از شما با یتیمان شما مهربانی کنند.
از گناهان خود به سوی خدا توبه کنید،دستهای خود را در اوقات نماز به دعا بردارید،زیرا وقت نماز بهترین ساعتهاست،حق تعالی در این اوقات به سوی بندگانش به رحمت نظر میکند،به آنان پاسخ میدهد هرگاه او را بخوانند و لبیک میگوید،هرگاه او را ندا دهند اجابت مینماید هرگاه او را بخوانند.ای مردم همانا وجود شما در گرو کردههای شماست پس آن را با آمرزش خواهی از خدا از گرو رها سازید.و پشت شما از گناهان گرانبار است،پس آن را به طولانی ساختن سجدهها سبک کنید،و بدانید حق تعالی به عزّت و جلال خود سوگند یاد کرده،که نمازگزاران و سجدهکنندگان در این ماه را عذاب ننماید،و آنان
را در قیامت به آتش دوزخ نترساند.ای مردم هرکه از شما روزهدار مؤمنی را در این ماه افطار دهد،برای او نزد خدا ثواب آزاد کردن بنده و آمرزش گناهان پیشین خواهد بود.بعضی از اصحاب گفتند:یا رسول اللّه همۀ ما توانایی افطار دادن نداریم،فرمود:از آتش دوزخ بپرهیزید به افطار دادن روزهداران،گرچه به نصف دانۀ خرما،یا به یک جرعه آب باشد،همانا خدا به هرکه به همین مقدار افطاری دهد،این پاداش را میدهد،حتی اگر توانایی بیشتر از این را نداشته باشد!!ای مردم هرکه اخلاق خود را در این ماه نیکو کند،آسان و راحت بر صراط بگذرد روزی که قدمها بر ان بلغزد،و هرکه در این ماه بر به کار گرفتن غلام و کنیز خویش آسان گیرد،خدا در قیامت حساب او را آسان کند، و هرکه در این ماه شرّ خود را از مردم بازدارد،حق تعالی خشم خویش را در قیامت از او بازدارد و هرکه در این ماه یتیم بیپدری را نوازش کند،خدا در قیامت او را گرامی دارد و هرکه در این ماه به خویشان خود صله و احسان کند،خدا در قیامت او را به مهر خود پیوند دهد،و هرکه از خویشان خود احسان را قطع کند،خدا در قیامت رحمت خود را از او بردارد،و هرکه در این ماه نماز مستحب بجا آورد،خدا برای او برات بیزاری از آتش دوزخ ثبت کند.و هرکه در این ماه نماز واجبی را ادا کند،خدا به او پاداش هفتاد نماز واجب را که در ماههای دیگر خوانده شود عطا نماید،و هرکه در این ماه صلوات بسیار بر من فرستد،خدا ترازوی عمل او را سنگین گرداند،در روزی که ترازوهای عمل سبک باشند و هرکه در این ماه یک آیه از قرآن بخواند،پاداش کسی را دارد که در ماههای دیگر ختم قرآن کرده باشد.ای مردم به یقین درهای بهشت در این ماه باز است،از خدا بخواهید که به روی شما نبندد،درهای دوزخ در این ماه بسته است،از خدا درخواست نمایید که به روی شما نگشاید،و شیاطین را در این ماه به زنجیر کشیدهاند از خدا بخواهید که آنان را بر شما چیره نسازد تا آخر خبر شیخ صدوق روایت کرده چون ماه رمضان میرسید رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله هر اسیری را آزاد میکرد و به هر خواهندهای عطا میفرمود.مؤلّف گوید:ماه رمضان ماه خدای جهانیان و شریفترین ماههاست ماهی که درهای آسمان و درهای بهشت و رحمت باز میشود،و درهای دوزخ بسته میشود،در این ماه شبی است که عبادت در آن از عبادت هزار ماه بهتر است،پس درنگ کن که در شب و روز خود چگونه خواهی بود،و چگونه اعضا و جوارح خویش را از نافرمانی پروردگار حفظ میکنی؟مبادا شبها خواب باشی،و روزها از یاد خدا غافل، همانا در روایت است،که در پایان هر روز از روزهای ماه مرضان خدا در وقت افطار،هزار هزار نفر را از آتش دوزخ آزاد میکند،و چون شب جمعه و روز جمعه شود،در هر ساعتی هزار هزار نفر را از آتش دوزخ میرهاند،که هریک مستوجب عذاب بوده باشند،و در شب و روز آخر ماه،به تعداد آنچه در تمام ماه رها ساخته آزاد میکند،پس ای عزیز مبادا که ماه رمضان بگذرد،و گناهانت بر عهدهات باقی مانده باشد،
و در وقتی که روزهداران پاداش خود را بگیرند تو از جملۀ محرومان و زیانکاران باشی،و به سوی خدای تبارک و تعالی تقرّب جوی به تلاوت قرآن در شبها و روزهای این ماه،و به خواندن نماز،و کوشش در عبادت و خواندن نمازها در اوقات فضیلت،و کثرت استغفار و دعا.
از امام صادق(درود بر او)روایت شده است:هرکه در ماه رمضان مورد مغفرت قرار نگیرد،تا سال آینده قرار نمیگیرد،مگر آنکه برای آمرزیده شدن در عرفه حاضر شود.
و خود را از آنچه خدا حرام کرده و از افطار دادن به چیزهای حرام،حفظ کن و به گونهای رفتار کن که مولای ما حضرت صادق علیه السّلام وصیت فرموده که:هرگاه روزه هستی باید گوش و چشم و پوست و همۀ اعضای تو روزه باشند،یعنی از انجام محرّمات بلکه مکروهات دوری کنند و نیر فرمود:گاه روزۀ تو نباید همانند روز افطار تو باشد،و همچنین فرمود:روزه به همین خودداری از خوردن و آشامیدن تنهاست،بلکه باید در هنگام روزه،زبان خود را از دروغ نگاه دارید،و دیدههای خود را از حرام بپوشانید و با یکدیگر نزاع نکنید،و بر هم حسد نورزید،و غیبت و گفتگوی بیمنطق ننمایید،و سوگند دروغ بلکه حتی سوگند راست به زبان نیاورید،و دشنام و ناسزا ندهید،و بیخردی نورزید،و دلتنگ نشوید،و از یاد خدا و نماز غفلت نکنید،و از آنچه نباید گفت خاموش باشید،شکیبا باشید، و سخن به راستی گویید،از اهل شرّ دوری کنید،و از گفتار بد و دروغ و افترا و خصومت با مردم و گمان بد بردن و غیبت و سخنچینی اجتناب کنید و خود را در آستانه آخرت بدانید،و در انتظار فرج و ظهور قائم آب محمّد علیهم السّلام باشید و ثوابهای آخرت را آرزو نمایید،و برای سفر آخرت،اعمال شایسته را توشه برگیرید و بر شما باد به آرامش دل و آرامی تن و خضوع و خشوع و شکستگی و فروتنی،مانند بردهای که از مولای خویش بترسد،و از عذاب خدا هراسان باشید،و به رحمتش امیدوار،و ای روزهدار باید که دلت از عیبها و باطنت از حیلهها و مکرها پاک باشد،و تنت پاکیزه از آلودگیها و از آنچه غیر خداست به سوی خدا بیزاری جو،و ولایت و دوستی خویش را به گاه روزه برای خدا خالص گردان،و از بیان آنچه حق تعالی تو را از آن در آشکار و نهان نهی کرده خاموش باش.
و در ایام روزه روح و بدن خویش را به خدای(عزّ و جلّ)ببخش،و دل خویش را برای محبت و یاد او فارغ گردان،و بدن خود را در آنچه خدا تو را به آن امر کرده و فرا خوانده بکار گیر،اگر چنین کنی،آنچه شایستۀ روزه است انجام دادهای،و فرمان خدا را اطاعت
کردهای،و از آنچه بیان شد آنچه را کم بگذاری،به اندازۀ آن از فضل و ثواب روزه تو کم میشود،به درستی که پدرم گفت:
رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله شنید زنی هنگام روزه،کنیز خویش را دشنام داد،حضرت طعامی خواست و به آن زن گفت:میل کن،عرضه داشت:روزه هستم،فرمود:چگونه روزهای که کنیز خود را دشنام دادی!روزه تنها ترک خوردن و آشامیدن نیست، همانا حق تعالی روزه را حجابی از انجام کارهای ناشایست،و کردارهای بد،و گفتارهای ناپسند قرار داده،چه بسیارند روزهداران،و چه بسیارند آنان که تحمّل گرسنگی میکنند.حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:چه بسیار روزهداری که او را از روزه جز تشنگی و گرسنگی بهرهای نیست،و چه بسیار عبادت کنندهای که او را از عبادت سودی جز رنج و زحمت نیست!!ای خوشا خواب زیرکان که بهتر از بیداری و عبادت احمقان میباشد،و خوشا افطار زیرکان که بهتر از روزه داشتن بیخردان است!!
از جابر بن یزید از امام باقر علیه السّلام روایت شده که حضرت رسول صلّی اللّه و علیه و آله به جابر بن عبد اللّه فرمود:ای جابر این ماه ماه رمضان است،هرکه روزه بدارد روزش را،و به عبادت بایستد بخشی از شبش را،و شکم و شهوت خویش را از حرام باز دارد،و زبانش را حفظ کند،از گناهانش همچون بیرون رفتن از ماه رمضان بیرون رود...جابر گوید:گفتم:یا رسول اللّه چه نیکوست این حدیثی که فرمودی؟حضرت فرمود:ای جابر چه دشوار است این شرطهایی که گفتم؟!به هر صورت،اعمال این ماه شریف در دو مطلب و یک خاتمه ذکر میشود:
و آن بر چهار بخش است
.
سیّد ابن طاووس از امام صادق و موسی بن جعفر علیهم السّلام روایت کرده که فرمودند:در ماه رمضان از اوّل آن تا آخر آن پس از هر فریضه بخوان:
خدایا زیارت خانۀ محرّمت را در امسال و در هر سال نصیبم کن،تا زمانی که زندهام داری در آسانی تندرستی و گشادگی روزی،و محرومم نکن مرا از آن اماکن گرامی،و مشاهد شریف خیز
و زیارت قبر پیامبرت که درود تو بر او و بر خاندانش باد،و در تمام حاجات دنیا و آخرت یاور من باش خدایا از تو درخواست میکنم در آنچه که حکم میکنی و مقدّر مینمایی،از فرمان حتمی در شب قدر،از حکمی که برگشت داده نمیشود، و به حکم دیگر تبدیل نمیگردد،اینکه مرا در شمار زائران خانۀ محترمت بنویسی،آن زائرانی که پاک و خالصانه است زیارتشان و پذیرفته است تلاششان و آمرزیده است گناهشان،و نابود شده است بدیهایشان،و قرار ده در آنچه حکم میکنی،و مقدّر مینمای اینکه عمرم را طولانی سازی و روزیام را فراوان کنی،و امانت و قرضم را ادا نمایی،دعایم را اجابت کن ای پروردگار جهانیان
و پس از نمازهای واجب بخوان: ای بلندمرتبه،ای بزرگ،ای آمرزنده،ای مهربان،تویی پروردگار بزرگی که چیزی همانندش نیست،و اوست شنوای بینا،و این ماهی است که به آن عظمت و کرامت و شرافت بخشیدی و بر سایر ماهها برتری دادی،و ماهی است که روزهاش را بر ما واجب نمودی،و آن ماه مرضان است که قرآن را در آن فرود آوردی،برای هدایت مردم و بیان دلایل روشن از هدایت و تمیز حق از باطل،و شب قدر را در آن قرار دادی،و آن را از هزار ماه بهتر ساختی،ای صاحب منت که بر تو منّتی گذاشته نشود،بر من به آزادی از آتش منّت نه،در جمع آنان که بر آنها منّت نهی،و وارد بهشتم گردان ای مربانترین مهربانان.
شیخ کفعمی در«مصباح»و«بلد الامین»و شیخ شهید در مجموعۀ خود از حضرت رسول صلّی اللّه و علیه و آله روایت کردهاند که آن حضرت فرمود:هرکه این دعا را در ماه رمضان،پس از هر نماز واجب بخواند،حق تعالی گناهان او را تا روز قیامت بیامرزد.و آن دعا این است:
خدایا دل اهل قبور را شاد کن،خدایا هر تهیدستی را بینیاز کن،خدایا هر گرسنهای را سیر کن، خدایا هر برهنهای را بپوشان،خدایا قرض هر بدهکاری را ادا کن.خدایا غم هر غمزدهای را برطرف کن، خدایا هر غریبی را به وطن بازگردان،خدایا هر اسیری را آزاد فرما،خدایا هر فسادی را در کار مسلمانان اصلاح گردان، خدایا هر بیماری را درمان ده،خدایا راه تهیدستی ما را با توانگریت ببند،خدایا بدحالی ما را به خوبی حال خود تغییر ده، خدایا وام ما را بپرداز،و ما را از تهیدستی بینیاز کن،همانا تو بر هر چیز توانایی.
شیخ کلینی در کتاب«کافی»از ابو بصیر روایت کرده که امام صادق علیه السّلام در ماه رمضان این دعا را میخواند:
خدایا من به وسیلۀ تو و از تو حاجتم را درخواست میکنم،و هرکه حاجت خویش از مردم بخواهد همانا من حاجتم را نمیخواهم مگر از تو،یگانهای،شریکی برای تو نیست،به حق فضل و رضوانت از تو میخواهم که بر محمّد و اهل بیتش درود فرستی،و در این سال برایم راهی به سوی کعبه قرار دهی،با زیارتی پاک و پذیرفته،پاکیزه و خالص برای خویش،که دیدهام به آن روشن گردد و مرتبهام با آن بالا رود،خدایا به من روزی کن که دیدهام را از حرام فرو بندم،و شهوتم را نگاه دارم،و خود را از همۀ حرامهایت بازدارم،تا آنجا که چیزی نزد من برتر نباشد از طاعت و خشیتت،و عمل به آنچه واجب کردی،و ترک آنچه نپسندیدی و از آن نهی نمودی،و همۀ اینها را در کنار آسانی و فراوانی و تندرستی،و آنچه به من نعمت دادی قرار ده.
و از تو میخواهم مرگم را کشته شدن در راهت در زیر پرچم پیامبرت همراه با اولیایت قرار دهی،و از تو میخواهم که به وسیلۀ من دشمنان خود و رسولت را به قتل رسانی،و از تو درخواست میکنم که مرا گرامی داری با خوار کردن آن از خلق که خودخواهی،و خوار نکنی مرا به گرامی داشتن احدی از اولیایت،خدایا برایم همراه پیامبر راهی به خوشبختی قرار ده،خدا مرا بس است،آنچه خدا خواهد شود.
مؤلّف گوید:این دعا موسوم به دعای حجّ است،سیّد در«اقبال»خواندن آن را در شبهای ماه رمضان، پس از مغرب،از امام صادق علیه السّلام روایت کرده،و کفعمی در کتاب«بلد الامین»فرموده:در هر روز از ماه رمضان و در شب اوّل آن،خواندن این دعا مستحبّ است،و شیخ مفید در کتاب«مقنعه»آن را برای خصوص شب اول ماه پس از نماز مغرب روایت کرده،آگاه باش بهترین اعمال در شبها و روزهای ماه مبارک رمضان خواندن قرآن است،و باید آن را بسیار خواند،چه اینکه قرآن در این ماه نازل شده و در آثار اسلامی وارد شده که هر چیزی را بهاری است،و بهار قرآن ماه رمضان است و در ماههای دیگر یک ختم قرآن مستحبّ است،و کمترینش ختم آن در شش روز است،ولی در ماه رمضان هر سه روز یک ختم مستحبّ است،و اگر بتواند روزی یک ختم قرآن کند بسیار خوب است،علاّمۀ مجلسی فرموده:در حدیث است که بعضی از امامان علیهم السّلام در این ماه چهل ختم قرآن مینمودند و بلکه زیادتر،و اگر ثواب هر ختم قرآنی را به روح مقدس یکی از چهارده معصوم هدیه کند ثوابش دو چندان گردد.و از روایتی ظاهر میشود،که اجر چنین کسی آن است که در روز قیامت با ایشان باشد.در این ماه باید دعا و صلوات و استغفار بسیار نمود،و زیاد«لا اله الاّ اللّه»گفت،و روایت شده که امام چهارم علیه السّلام چون ماه رمضان فرا میرسید،زبان نمیگشود مگر به دعا و تسبیح و استغفار و تکبیر،و نیز باید به عبادت و انجام نافلههای شب و روز اهتمام بسیار ورزید.
اوّل:افطار نمودن و مستحبّ است
پس از نماز شام افطار کند مگر آنکه ضعف بر او چیره شده باشد،یا جمعی جهت فطار منتظر او باشند،
دوّم:با غذایی پاکیزه از حرام و شبهه افطار کند،و بهتر است با خرمای حلال روزه خود را بگشاید،تا ثواب نمازش چهار صد برابر گردد،و به خرما،آب،رطب شیر،حلوا،نبات،آب گرم،به هر کدام که افطار کند خوب است.
سوّم:در وقت افطار دعاهای ویژه آن را بخواند،از جمله بگوید:
خدایا برای تو روزه گرفتم،و بر خوان تو افطار کردم،و بر تو تکیه نمودم.تا خدا ثواب هرکسی را که در این روز روزه داشته به او عطا کند و اگر دعای«اللّهمّ ربّ النّور العظیم»را که سیّد و کفعمی روایت کردهاند بخواند فضیلت بسیار یابد،و روایت شده که امیر المؤمنین علیه السّلام هرگاه میخواست افطار کند میگفت:
به نام خدا،خدایا برای تو روزه گرفتیم،و بر روزی تو افطار کردیم،خدایا از ما بپذیر،که تو شنوا و دانایی
چهارم:در هنگام خوردن لقمه اول بگوید به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،ای گسترده آمرزش،مرا بیامرزتا خدا او را بیامرزد.
در روایت آمده که در پایان هر روز از روزهای ماه رمضان،خدا هزار هزار نفر را از آتش دوزخ آزاد کند،پس از حضرتش بخواه که تو را یکی از آنان قرار دهد.
پنجم:در وقت افطار سورۀ«قدر»را بخواند.
ششم:به هنگام افطار صدقه داده،و به روزه داران افطار دهد،هرچند به قدر چند دانۀ خرما یا جرعهای آب باشد.از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله روایت شده:هرکه روزهداری را افطار دهد همچون اجر آن روزهدار برایش خواهد بود،بیآنکه از پاداش آن روزهدار چیزی کاسته شود.و همچنین برای او خواهد بود همانند آن عمل خوبی که آن افطار کننده به نیروی آن طعام بجا آورد،آیة اللّه علاّمۀ حلی در رسالۀ«سعدیه»از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:هر مؤمنی در ماه رمضان مؤمن دیگری را به لقمهای اطعام کند،حق تعالی برای او بنویسد اجر کسی را که سی بندۀ مؤمن آزاد کرده،و نزد خدا یک دعایش مستجاب شود.
هفتم:در هر شب خواندن هزار مرتبه«انّا انزلناه»وارد است.
هشتم:در هر شب اگر بتواند صد مرتبه سورۀ«حم دخان»را بخواند.
نهم:سیّد روایت کرده است:هرکه این دعا را در هر شب ماه رمضان بخواند،گناهان چهل سال او آمرزیده میشود:
خدایا پروردگار ماه رمضان،که قرآن را در آن فرو فرستادی،و روزه را در آن بر بندگانت واجب نمودی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و زیارت خانهات را در این سال و در هر سال نصیب من فرما،و برایم بیامرز گناهان بزرگی را که آنها را جز تو نیامرزد،ای بخشاینده،ای دارای دانش بیپایان.
دهم:در هر شب پس از مغرب دعای حج را بخواند،که بیان آن در بخش اوّل گذشت.
یازدهم:در هر شب از ماه رمضان بخواند:خدایا،من با سپاس تو ستایش را آغاز میکنم و تویی که با کرمت به سوی درستی توجّه دهی،و یقین دارم که در جای عفو و رحمت مهربانترین مهربانانی.
و در جایگاه مجازات و انتقام،سختترین کیفرکنندهای،و در موضع بزرگمنشی و عظمت بزرگترین جبّاری،خدایا در خواندنت،و در درخواست از حضرتت به من اذن دادی،پس ای شنوا بشنو ستودنم را، و ای مهربان اجابت کن دعایم را،و ای آمرزنده بیامرز لغزشم را،ای خدای من چه بسیار سختیهای که گره گشودی،و اندوهها که برطرف کردی،و لغزشها که آمرزیدی،و رحمت که گستردی،و زنجیر بلا که باز کردی،سپاس خدای را که همسر و فرزندی برنگرفته،و در فرمانروایی شریکی برایش نیست،و سرپرستی از روی ناتوانی نداشته است،و او را بزرگ شمار بسیار بزرگ.سپاس خدای را با همه ستودنیهایش،بر تمام نعمتهایش،سپاس خدای را
که در فرمانروایی رقیبی ندارد،و برای او در کارش نزاعکنندهای نیست،سپاس خدای را که در آفرینش شریکی ندارد،و در بزرگی شبیهی برای او نیست.سپاس خدای را که فرمان و سپاسش در آفریدگان جاری است و بزرگواریاش با کرمش آشکار است،و دست لطفش به سخاوت گشوده،خدایی گنجینههایش نقصان نپذیرد،و بخشش بسیارش جز جود و کرم بر او نیفزاید،همانا او عزیز و بسیار بخشنده است،خدایا اندک از بسیار از تو درخواست میکنم، با نیاز شدیدی که مرا به آن است،و بینیازی تو از ان دیرینه است،و آن اندک نزد من بسیار است،و برای تو هموار و آسان.خدایا بخششت از گناهم،و گذشتت از خطایم،و چشمپوشیات از تجاوزم،و پردهافکنیات بر کردار زشتم،و بردباریات از فراوانی جرمم از آنچه که از خطا و گناه عمدیام بود مرا به طمع انداخت،که از درگاهت چیزی را که شایستۀ آن از سوی تو نیستم درخواست کنم،آنچه که از رحمتت نصیبم نمودی و از قدرتت نشانم دادی،و از اجابتت به من شناساندی،پس بر آن شدم که با اطمینان بخوانمت،و با انس و میل بدون ترس و هراس از تو درخواست میکنم،و در انچه به خاطر آن قصد پیشگاه تو نمودم از تو ناز جویم،اگر برآورده شدن حاجتم تأخیر افتاد،از روی نادانی بر تو عتاب ورزیدم،با آنکه شاید به تأخیر افتادن روا شدن حاجتم برایم بهتر باشد،چه تو به سرانجام امور آگاهی،پس هیچ مولای کریمی را بر بندۀ پستی،شکیباتر از تو بر خود ندیدم،ای پروردگار من،تو مرا میخوانی،و من از تو روی میگردانم، و با من دوستی میورزی و من با تو دشمنی میکنم،به من محبّت مینمای و از تو نمیپذیرم،گویا مرا بر تو منّت است،
و با همۀ اینها چیزی تو را باز نمیدارد از رحمت و احسان بر من،و تفضّل به جود و کرمت بر این بنده،بر بندۀ نادانت رحم کن،و با فزونی احسانت بر او جود آور،زیرا تو بخشندۀ کریمی، سپاس خدای را خدای مالک سلطنت،روانکنندۀ کشتی،تسخیرکنندۀ بادها،شکافندۀ سپیده،حکمفرمای روز جزاء پروردگار جهانیان.سپاس خدای را بر بردباریاش پس از دانشش به نافرمانی بنده،و سپاس خدای را بر عفوش پس از قدرتش بر عقاب،و و سپاس خدای را بر طول بردباریاش در وقت خشم،و حال آنکه او بر آنچه بخواهد تواناست.سپاس خدای را که آفرینندۀ آفریدگان گسترندۀ روزی،شکافندۀ سپیده،دارای عظمت و بزرگواری و احسان و نعمتبخشی است خدایی که از دیدگان دور است پس دیده نمیشود،و به جانها نزدیک است پس شاهد گفتگوهای پنهان است،فرخنده و برتر است.سپاس خدای را که ستیزهجویی ندارد تا با او برابری نماید،و شبیهی ندارد که هم شکل او باشد،و پشتیبانی ندارد که او را یاری کند،با عزّتش همۀ عزیزان را مقهور ساخته و در برابر عظمتش بزرگان فروتن گشتهاند،پس با قدرتش به هرچه خواهد رسد،سپاس خدای را که اجابتم میکند آنگاه که صدایش میزنم،و هر زشتی را بر من میپوشاند و من از او نافرمانی میکنم،و او نعمتش را بر من بزرگ میگرداند،پس من او را شکر نمیکنم،چه بسیار موهبتهای گوارایی که به من عطا فرمود،و حوادث وحشتناکی که مرا از آسیب آنها کفایت نمود،و چه بسیار خرّمی دلنشینی که به من نمایاند، او را سپاسگویان ستایش میکنم،و تسبیحگویان یادیش میکنم،سپاس خدای را که پردهاش دریده نگردد،و در رحمتش بسته نشود، و پرسندهاش ردّ نگردد،و آرزومندش نومید نشود.سپاس خدای را که هراسندگان را ایمنی بخشد،و شایستگان را
نجات دهد،و ناتوان شمردگان را به رفعت رساند،و متکبّران را به خاک اندازد و پادشاهانی را نابود نماید، و دیگران را جانشین آنان سازد،سپاس خدای را که درهم شکنندۀ گردنکشان،نابودکنندۀ ستمکاران،دریابندۀ گریختگان،کیفردهندۀ ستمگران،فریادرس دادجویان،حاجتبخش خواهندگان،تکیهگاه مؤمنان است.سپاس خدای را که از خشیتش آسمان و ساکنانش غرّش کنند،و زمین و آبادکنندگانش بلرزند،و دریاها و هرکه در اعماقش شناور است موج زنند.سپاس خدای را که ما را به شناخت خویش هدایت فرمود و اگر خدا ما را هدایت نکرده بود هرگز هدایت نمیشدیم سپاس خدای را که میآفریند و خود آفریده نشده،و روزی میدهد،و خود روزی داده نمیشود و میخوراند و خود خورانده نمیشود و زندهها را میمیراند،و مردگان را زنده میکند،و اوست زندهای که هرگز نمیمیرد،خیر تنها به دست اوست،و او بر هر چیز تواناست.
خدایا درود فرست بر محمّد بنده و فرستادهات و امین و یار صمیمی و محبوب،و برگزیدهات و حافظ راز و رسانندۀ پیامهایت،درودی برترین و بهترین و زیباترین و کاملترین و پاکیزهترین و پر نماترین و دلپسندترین و پاکترین و بلندترین و بیشترین درودی که فرستادی و برکت دادی و ترحم نمودی و مهر ورزیدی،و سلام دادی بر یکی از بندگان و پیامبران و رسولان و برگزیدگان و اهل کرامت از خلقت.خدایا درود فرست بر علی امیر المؤمنان،و جانشین فرستادۀ پروردگار جهانیان،بنده و ولیّت و برادر رسولت،و حجّتت بر بندگان،و
نشانۀ بزرگترت،و خبر عظیم،و درود فرست بر صدیقۀ طاهره فاطمۀ زهرا سرور زنان جهانیان،و درود فرست بر دو فرزندزادۀ پیامبر رحمت،و دو پیشوای هدایت،حسن و حسین،دو سرور جوانان اهل بهشت،و درود فرست بر امامان مسلمانان،علی بن الحسین و محمّد بن علی،و جعفر بن محمّد،و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی و علی بن محمّد،و حسن بن علی،و یادگار شایستۀ هدایتگر حضرت مهدی،حجّتهای تو بر بندگان،و امینهای تو در سرزمینهایت درودی بسیار و همیشگی.خدایا درود فرست بر ولی امرت،آن قائم آرزو شده،و دادگستر مورد انتظار، واو را در حمایت فرشتگان مقرّبت قرار ده،و به روح القدس تأییدش کن ای پروردگار جهانیان.خدایا او را دعوتکننده به کتابت،و قیامکننده به آئینت قرار ده،او را جانشین خود روی زمین گردان،چنانکه پاکان پیش از او را جانشین خویش قرار دادی،دینی را که برایش پسندیدهای به دست او پابرجا بدار،و ترسش را به امنیت بازگردان،تا با اخلاص کامل تو را بپرستد.خدایا عزیزش بدار،و به دیگران توسط او عزّت بده و یاریاش کن.و به دیگران از سوی او یاری ده یاریاش ده یاری پیروزمندانه و بر پیروزیش با پیروزی آسان،و از پیش خود برای او سلطنتی پیروزی آفرین قرار ده.خدایا به وسیلۀ او دینت و روش پیامبرت را آشکار کن،تا چیزی از حق،از ترس احدی از مردم پنهان نماند.خدایا به سوی تو مشتاقیم برای یافتن دولت کریمهای که اسلام و اهلش را به آن عزیز گردانی،و نفاق و اهلش را به وسیلۀ آن خوار سازی،و
و ما را در آن دولت از دعوتکنندگان به سوی طاعتت،و رهبران به سوی راهت قرار دهی،و کرامت دنیا و آخرت را از برکت آن روزیمان فرمایی.خدایا آنچه از حق به ما شناساندی تاب تحملش را نیز عنایت کن،و آنچه را دررسیدن به آن کوتاهی کردیم،ما را به آن برسان،خدایا پریشانی ما را به یاری او جمع کن،و پراکندگی ما را به او وحدت بخش،و گسیختگی ما را با او پیوند ده،و اندک ما را به او زیاد فرما،و ذلّت ما را به او عزّت ده و تنگدستی ما را به او توانگری بخش،و بدهی ما را از برکت او ادا کن،و فقر ما را به مدد او جبران فرما،و جدایی و دودستگی ما را به او برطرف کن،و دشواری کار ما را به او آسان گردان،و روی ما را به دیدار او سپید کن،و اسیران ما را به یاری او آزاد گردان،و درخواستهای ما را به لطف او برآور،و وعدههای ما را به ظهور او تحقق بخش و دعایمان را به کمک او اجابت کن،و خواستههایمان را به حق او عطا فرما،و ما را به یاری او به آروزهای دنیا و آخرتمان برسان،و لطف به او بالاتر از آرزویمان به ما اعطا کن،ای بهترین خواستهشدگان،و گشادهدستترین بخشندگان،سینههای ما را به او شفا بخش،و کینه دلهایمان را به او برطرف کن،و ما را به مدد او به حقیقت آنچه که در آن اختلاف افتاده از حق به اذن خود راهنمایی فرما،همانا تو هرکه را بخواهی به راه راست هدایت میکنی،و به وسیلۀ او ما را بر دشمنان خود و دشمنان خویش یاری ده،ای معبود حق آمین.خدایا از نبود پیامبران که درودهای تو بر او و خاندانش و از ناپیدایی مولایمان،و بسیاری دشمنانمان و کمی نفراتمان،و سختی فتنهها به سویمان،و از جریان زمان بر زیانمان به درگاه تو شکوه میآوریم،بر محمّد و خاندانش درود فرست و ما را در برابر این همه یاری فرما به گشایشی از جانب خویش که زود برسانی،و بدحالی که برطرف کنی،و پیروزی با عزّت برایمان قرار دهی،و سلطنت حقی که آشکارش فرمایی،و به رحمتی که از سویت ما را فرا گیرد،و به سلامتی کاملی که از جانبت ما را بپوشاند،ای مهربانترین
مهربانان.
دوازدهم:در هر شب این دعا را بخواند: خدایا ما را در زمره شایستگان وارد کن،و در بهشت برین بالا بر،و جامی از نوشیدنی خوشگوار از چشمۀ سلسبیل به ما بنوشان،و به رحمتت از حور العین به همسری ما در آور،و از جاوید پسرانی که همچون مروارید در صدفند،در خدمت ما بگمار،و از میوههای بهشت،و گوشت پرندگان به ما بخوران،و از لباسهای زربفت و حریر و دیبا به ما بپوشان،و ما را برای رسیدن به شب قدر،و زیارت خانۀ کعبه،و کشته شدن در راهت توفیق عنایت کن،و دعای شایستۀ و درخواست ما را اجابت فرما،و آنگاه که پیشینیان و پسینیان را در روز قیامت جمع کردی به ما رحم کن،و رهایی از آتش را برای ما بنویس،و در دوزخ ما را به زنجیر نبند،و در عذاب و خواریات ما را گرفتار مساز،و از زقوم و ضریع دوزخ به ما مخوران،و با شیاطین یکجا قرارمان مده، و ما را به رو در آتش مینداز،و از جامههای آتشین و پیراهنهای فلزی آتشبار بر ما مپوشان،و از هرگونه بدی،ای که معبودی جز تو نیست،بحق اینکه معبودی جز تو نیست ما را رهایی بخش.
سیزدهم:از امام صادق علیه السّلام روایت شده:در هر شب ماه رمضان بخوان: خدایا از تو درخواست میکنم،در آنچه حکم میکنی و مقدّر میفرمایی،از امر حتمی در کار حکیمانه،از فرمانی که برگشت ناپذیرد،و تغییر پیدا نمیکند چنین قرار دهی که مرا در شمار زائران خانهات ثبت کنی،زائرانی که حجشان پذیرفته شده و تلاششان قبول شده،و گناهانشان به آمرزش رسیده،
و بدیهایشان محو گشته،و در آنچه حکم میکنی،و مقدّر میفرمایی قرار دهی،که عمر مرا در خیر و سلامت کامل طولانی کنی،و در روزیام وسعت دهی،و مرا از آنانی قرار دهی که به وسیلۀ آنان دینت را یاری میکنی،و دیگری را به جای من قرار ندهی
چهاردهم:در کتاب«انیس و الصّالحین»آمده است که در هر شب از شبهای ماه رمضان بخواند:
به عظمت ذات کریمانهات پناه میآورم،از اینکه ماه رمضان از من بگذرد،یا سپیدۀ این شب بدمد،و هنوز نزد من حقی برای تو یا گناهی مانده باشد،که بر آن عذابم کنی.
پانزدهم:شیخ کفعمی در حاشیۀ«بلد الامین»از سیّد ابن باقی روایت کرده که مستحب است در هر شب ماه رمضان دو رکعت نماز خوانده شود،در هر رکعت سورۀ«حمد»یک مرتبه و سورۀ«توحید»سه مرتبه و چون سلام داده شد بگوید:
منزّه است آنکه نگهبان است و غفلت نمیکند،منزّه است آنکه مهربان است و شتاب نمیورزد،منزّه است آنکه برپا است و از یاد نمیبرد،منزّه است آنکه همیشگی است و سرگرم نمیشود.سپس تسبیحات اربعه[یعنی:
سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الاّ اللّه و اللّه اکبر]را هفت مرتبه بگوید،آنگاه بخواند:منزّهی تو منزّهی تو،منزّهی تو،ای بزرگ،گناه بزرگ مرا بیامرز.سپس بر پیامبر و آل او علیهم السّلام ده مرتبه صلوات فرستد.کسی که این دو رکعت نماز را بجا آورد،حق تعالی برای او هفتاد هزار گناه را بیامرزد...تا آخر خبر.
شانزدهم:روایت شده که هرکه در هر شب از ماه رمضان سورۀ«انّا فتحنا لک فتحا مبینا»را در نماز نافله بخواند، در آن سال از آسیب محفوظ میماند.آگاه باش از اعمالی که مستحب است در شبهای ماه رمضان بجا آورده شود،هزار رکعت نماز در مجموع این ماه است،که استادان و بزرگان علما در کتابهای خود،که در زمینۀ فقه یا عبادات نوشتهاند
به آن اشاره کردهاند.احادیث در باب کیفیت بجا آوردن آن مختلف است،آنچه موافق روایت ابن ابی قرّه از امام جواد علیه السّلام است،و شیخ مفید در کتاب«غرّیه و اشراف»،آن را اختیار کرده،بلکه مورد اختیار مشهور از علماست،آن است که در دهۀ اول و دوم ماه رمضان،در هر شب بیست رکعت خوانده شود،هر دو رکعت به یک سلام،به این صورت که، هشت رکعت آن را پس از نماز مغرب،و دوازده رکعت دیگر را بعد از نماز عشا بخواند،و در دهۀ آخر ماه در هر شب سی رکعت بخواند،هشت رکعت آن را پس از نماز مغرب و بیست و دو رکعت دیگر را بعد از نماز عشا بخواند،که مجموع این نمازها هفتصد رکعت میشود،و باقی آن را که سیصد رکعت است در شبهای قدر بخواند،شب نوزدهم صد رکعت،و شب بیست و یکم صد رکعت،و در شب بیست و سوم نیز صد رکعت که در جمع هزار رکعت میشود.این هزار رکعت به ترتیب دیگری هم وارد شده است که تفصیلش در جای دیگر آمده،و این مقام گنجایش شرح آن را ندارد،و امید است که اهل خیر در اجرای این هزار رکعت مسامحه و سهلانگاری نکنند،و خودا را از فیض آن بهرهمند کنند.
و نیز روایت شده:که پس از هر دو رکعت از نمازهای مستحبی ماه رمضان بخوان:
خدایا در آنچه حکم میکنی و مقدّر مینمایی از فرمان حتمیات،و در آنچه بسط میدهی از کار حکیمانهات،در شب قدر مقرّر فرما که مرا از حاجیان خانۀ کعبهات قرار دهی،حاجیانی که حجّشان پذیرفته شده،و تلاششان قبول گشته،و گناهانشان آمرزیده شده است،و از تو درخواست میکنم که عمرم را در طاعتت طولانی سازی،و روزیات را بر من گسترده نمایی،ای مهربانترین مهربانان.
:
اوّل:سحری خوردن،و آن را ترک نکند گرچه به خوردن یک خرمای خشک،یا نوشیدن شربتی از آب باشد،و بهترین سحریها سویق یعنی قاووت و خرماست،و در خبر وارد شده:که خدا و فرشتگان صلوات میفرستند بر آنهایی که در سحرها استغفار میکنند،و سحری میخورند.
دوم:هنگام خوردن سحری سورۀ«انّا انزلناه»را بخواند،که هرکه این سورۀ مبارکه را هنگام افطار کردن و سحری خوردن بخواند،در فاصله بین این دو زمان ثواب کسی را دارد که در راه خدا در خون خود غلطیده است.
سوم:دعای عظیم الشأنی را که از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده بخواند،آن حضرت فرموده است:این دعا دعایی است که امام باقر علیه السّلام در سحرهای ماه رمضان میخواندند:
خدایا از تو درخواست میکنم به حق زیباترین مرتبه از زیباییات،و همۀ مراتب زیباییات زیباست،خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب زیباییات.خدایا از تو درخواست میکنم به حق نیکوترین مرتبه از جمالت،و همۀ مراتب جمال تو نیکوست،خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب جمالت.خدا از تو درخواست میکنم به حق برجستهترین مرتبه از جلالت،و همۀ مراتب جلال تو برجسته است خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب جلالت.خدایا از تو درخواست میکنم به حق بالاترین مرتبه از عظمتت،و همۀ مراتب عظمتت عظیم است،خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب عظمتت.خدایا از تو درخواست میکنم به حق نورانیترین مرتبه از نورت،و همۀ مراتب نور تو نورانی است،خدایا از تو درخواست میکنم به حق همه مراتب نورت.خدایا از تو درخواست میکنم به حق گستردهتری مرتبه از رحمتت،و همۀ مراتب رحمتت گسترده است،خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب رحمتت.خدایا از تو درخواست میکنم به حق کاملترین مرتبه از مراتب کلمات،و همۀ مراتب کلماتت کامل است،خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب کلماتت.خدایا از تو درخواست میکنم به حق کاملترین مرتبه از کمالت و همۀ مراتب کمالت کامل است،خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب کمالت.خدایا از تو درخواست میکنم به حق بزرگترین مرتبه از نامهایت،و همۀ مراتب نامهایت بزرگ است،خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب نامهایت خدایا از تو درخواست میکنم به حق عزیزترین مرتبه از عزّتت و همۀ مراتب عزّتت عزیز است،خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب عزتت
خدایا از تو درخواست میکنم به حق نافذترین مرتبه ارادهات و همه مراتب ارادهات نافذ است خدایا از تو درخواست میکنم به حق همه مراتب ارادهات خدایا از تو درخواست میکنم به حق قدرتت که بر همه موجودات احاطه دارد و همه قدرتت بر تمام موجودات احاطه دارد خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب قدرتت،خدایا از تو درخواست میکنم به حق نافذترین مرتبه از مراتب علمت و همۀ مراتب علمت نافذ است، خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب علمت.خدایا از تو درخواست میکنم به حق پسندیدهترین مرتبه از گفتارت،و همۀ مراتب گفتار تو پسندیده است خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب گفتارت،خدایا از تو درخواست میکنم به حق محبوبترین مرتبه از خواستههایت نزد تو،و همۀ مراتب خواستههایت محبوب است خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب خواستههایت.خدایا از تو درخواست میکنم به حق شریفترین مرتبه از شرفت،و همۀ مراتب شرف تو شریف است،خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب شرفت.خدایا از تو درخواست میکنم به حق پایدارترین مرتبه از سلطنتت و همۀ مراتب سلطنت تو پایدار است،خدایا از تو درخواست میکنم به حق مراتب سلطنتت.خدایا از تو درخواست میکنم به حق باافتخارترین مرتبه از فرمانرواییات و همۀ مراتب فرمانرواییات با افتخار است،خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب فرمانرواییات.خدایا از تو درخواست میکنم به حق برترین مرتبه از برتریات و همۀ مراتب برتریات برتر است،خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب برتریات.خدایا از تو درخواست میکنم به حق دیرینهترین مرتبه از کرمت،و همۀ مراتب کرمت دیرینه است،خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب کرمت.خدایا از تو درخواست میکنم به حق گرامیترین مرتبه از نشانههایت،و همۀ مراتب نشانههایت گرامی است.خدایا از تو درخواست میکنم به حق همۀ مراتب نشانههایت.خدایا از تو درخواست میکنم به حق آنچه از جاه و جبروت که در آنی،و از تو میخواهم به حق هر جاه به تنهایی و به حق هر جبروت به تنهایی،
خدایا از تو درخواست میکنم به حق آنچه اجابت میکنی مرا به آن هنگامی که از تو درخواست میکنم پس مرا اجابت کن ای خدا.آنگاه هر حاجت که داری از خدا بخواه،که به یقین براورده خواهد شد.
چهارم:در کتاب«مصباح»شیخ طوسی به نقل از ابو حمزه ثمالی آمده است که حضرت امام زین العابدین علیه السّلام در ماه رمضان بیشتر شب را به نماز میایستاد و چون سحر میرسید این دعا را میخواند:
خدایا مرا به کیفرت ادب منما،و با نقشهای با من نیرنگ مکن،پروردگارا از کجا برایم خیری هست،درحالیکه جز نزد تو یافت نمیشود،و از کجا برایم نجاتی است،درحالیکه جز به تو فراهم نمیگردد،نه آنکه نیکی کرد از کمک و رحمتت بینیاز شد،و نه آنکه بدی کرد و بر تو گستاخی روا داشت،و تو را خشنود نساخت از عرصۀ قدرتت بیرون رفت.
پروردگارا،پروردگارا،پروردگارا.... آنقدر بگوید تا نفس قطع گردد. تو را به تو شناختم،و تو مرا بر هستی خود راهنمایی فرمودی،و به سوی خود خواندی،و اگر راهنمایی تو نبود،من نمیدانستم تو که هستی؟،سپاس خدای را که میخوانمش و او جوابم را میدهد،گرچه سستی میکنم گاهی که او مرا میخواند،و سپاس خدای را که از او درخواست میکنم و او به من عطا مینماید،گرچه بخل میورزم هنگامی که از من قرض بخواهد، و سپاس خدای را که هرگاه خواهم برای رفع حاجتم صدایش کنم،و هرجا که خواهم برای راز و نیاز با او بیپرده خلوت کنم و او حاجتم را برآورد،سپاس خدای را که غیر او را نمیخوانم،که اگر غیر او را میخواندم دعایم را مستجاب نمیکرد،و سپاس خدای را که به غیر او امید نبندم،که اگر جز به او امید میبستم ناامیدم مینمود،و سپاس خدای را که مرا بخویش وا گذاشت،ازاینرو اکرامم نمود،و به مردم وا نگذاشت تا مرا خوار کنند،و سپاس خدای را که با من دوستی
ورزید،درحالیکه از من بینیاز است،و سپاس خدای را که بر من بردباری میکند تا آنجا که گویی مرا گناهی نیست!پروردگارم ستودهترین موجود نزد من بوده و به ستایش من سزاوارتر است.خدایا راههای درخواست حاجتهایم را به جانب تو باز مییابم،و آبشخورهای امید را نزد تو پر میبینم،و یاری خواستن از فضل برای آنکه تو را آرزو کرد بیمانع میبینم،و درهای دعا را برای فریاد کنندگان گشوده مینگرم،و میدانم که تو برای امیدواران در جایگاه اجابتی،و برای دل سوختگان در کمینگاه فریادرسی،و به یقین در اشتیاق به جودت،و خشنودی به قضایت جایگزینی از منع بخیلان است،و گشایشی از آنچه در دست ثروتاندوزان،و همانا مسافر به سوی تو مسافتش نزدیک است، و تو از آفریدگانت هرگز در پرده نیستی،جز اینکه کردارشان آنان را از تو محجوب نماید،من با درخواستم آهنگ تو کردم،و با حاجتم روی به تو آوردم،نیاز خواهیام را به پیشگاه تو قرار دادم،و خواندت را دستآویز خویش نمودم بیآنکه مستحق شنیدن خواهشم،و شایستۀ گذشت از من باشی،بلکه برای اطمینان به کرمت، و آرامش به درستی وعدهات،و پناه جستن به ایمان به یگانگیات و یقین به معرفتت که مرا پروردگاری جز تو نیست،و معبودی جز تو نیست،یگانه و بیشریکی.خدایا تو گفتی و گفتارت بر حق،و وعدهات درست است[فرمودی:]از فضل خدا بخواهید که خدا به شما مهربان است،ای آقای من در شأن تو این نیست که دستور به درخواست دهی و از بخشش خودداری کنی،تو با عطاهایت بر اهل
مملکتت بسیار کریمی،و بر آنان با محبّت و رأفت بسیار احسان کنندهای.خدایا مرا در کودکی در میان نعمتها و احسانت پروریدی،و در بزرگسالی نامم را بلند آوازه ساختی،ای آنکه مرا در دنیا به احسان و فضل نعمتهایش پرورید و برایم در آخرت به گذشت و کرمش اشاره نمود،ای مولای من معرفتم راهنمایم به سوی تو،و عشقم به تو واسطهام به پیشگاه توست،من از دلیلم به دلالت تو مطمئن،و از واسطهام به شفاعت تو در آرامشم، ای آقایم تو را به زبانی میخوانم که گناهش او را ناگویا نموده،و با دلی با تو مناجات میکنم که جرمش او را هلاک ساخته، تو را میخوانم ای پروردگارم در حال هراس و اشتیاق و امید و بیم،مولای من هرگاه گناهانم را میبینم بیتاب میگردم،و هرگاه کرمت را مشاهده میکنم،به طمع میافتم،پس اگر از من درگذری بهترین رحمکنندهای،و اگر عذاب کنی ستم نکردهای،خدایا حجّت من در گستاخی بر درخواست از تو،با ارتکاب آنچه از آن کراهت داری جود و کرم توست،و ذخیرهام در سختیها با کمی حیا همانا رأفت و رحمت توست،و امیدم بر ان است که بین حجّت و ذخیرهام آرزویم را نومید نکنی، پس امیدم را تحقق بخش،و دعایم را بشنو،ای بهترین کسی که خوانندهای او را خوانده،و برترین کسی که امیدواری به او امید بسته،ای آقای من آرزویم بزرگ شده،و کردارم زشت گشته،پس به اندازۀ آرزویم از عفوت به من ببخش،و به زشتترین کردارم مرا سرزنش مکن،زیرا کرمت برتر از کیفر گنهکاران و بردباریت بزرگتر از مکافات تبهکاران است،و من ای آقایم پناهنده به فضل توام،گریزان از تو به سوی توام، خواستار تحقق چیزی هستم که وعده کردی،و آن گذشت تو از کسی که گمانش را به تو نیکو کرده،چه هستم من ای پروردگارم،و اهمیت من چیست؟
به فضلت مرا ببخش،و به گذشتت بر من صدقه بخش،پروردگارا مرا به پرده پوشیات بپوشان،و از توبیخم به کرم ذاتت درگذر،اگر امروز جز تو بر گناهم آگاه میشد،آن را انجام نمیدادم،و اگر از زود رسیدن عقوبت میترسیدم، از آن دوری میکردم،گناهم نه به این خاطر بود که تو سبکترین بینندگانی و بیمقدارترین آگاهان،بلکه پروردگارا از این جهت بود که تو بهترین پردهپوشی،و حاکمترین حاکمان،و کریمترین کریمانی،پوشنده عیبها،آمرزندۀ گناهان،دانای نهانها،گناه را با کرمت میپوشانی،و کیفر با بردباریات به تاخیر میافکنی،سپاس تو را سزاست بر بردباریات پس از انکه دانستی،و بر گذشتت پس از آنکه توانستی،بردباریات مرا به جانب گناه میکشد و بر نافرمانیات جرأت میدهد،پردهپوشیات بر من مرا به کمحیایی میخواند،و شناختم از رحمت گسترده و بزرگی عفوت،به من در تاختن بر محرّماتت سرعت میدهد!ای شکیبا،ای گرامی،ای زنده،ای ای به خود پاینده،ای آمرزگار،ای توبه پذیر،ای بزرگ نعمت،ای دیرینه احسان،پردهپوشی زیبایت کجاست،گذشت بزرگت کجاست،گشایش نزدیکت کجاست،فریادرسی زودت کجاست،رحمت گستردهات کجاست،عطاهای برترت کجاست،موهبتهای گوارایت کجاست،جایزههای شایانت کجاست، فضل بزرگت کجاست،عطای عظیمت کجاست،احسان دیرینهات کجاست،کرمت کجاست،ای کریم،به حق کرمت و«به محمّد و خاندان محمّد»مرا رهایی بخش،و به رحمتت مرا خلاص کن،ای نیکوکار،ای زیباکار،ای نعمتده،ای فزونیبخش،من
آن نیستم که در رهایی از کیفرت بر اعمالمان تکیه کنم،بلکه به احسانت بر ما اعتماد دارم،چرا که تو اهل تقوا و مغفرتی،از باب نعمتدهی ابتدای به احسان میکنی،و از جهت کرم از گناه در میگذری،پس نمیدانم از چه سپاس گویم،از زیبایی که میگسترانی،یا کار زشتی که میپوشانی،یا بزرگ آزمونی که آزمودی و شایستۀ نیکی نمودی،یا آن همه مشکلی که مرا از آن رهانیدی،و سلامت کامل بخشیدی؟!ای محبوب آنکه به تو دوستی ورزید،ای نور چشم کسی که به تو پناه آورد و برای رسیدن به تو از دیگران گسست،تو نیکوکاری و ما بدکارانیم،به زیبایی آنچه نزد توست،از زشتی آنچه پیش ماست درگذر،پروردگارا کدام جهلی است که جود تو گنجایش آن را نداشته باشد،و کدام زمان طولانیتر از مهلت دادن توست،در کنار نعمتهایت ارزش اعمال ما چیست،چگونه اعمال خود را بسیار انگاریم،تا با آنها با کرمت برابری کنیم،بلکه چگونه بر گنهگاران تنگ شود آنچه از رحمتت شاملشان شده؟،ای گستردۀ آمرزش،ای گشادهدست به رحمت،ای آقای من به عزّتت سوگند،اگر مرا برانی از درگاهت دور نخواهم شد،و از چاپلوسی و تملق نسبت به تو دست نخواهم کشید،به خاطر شناختی که به جود و کرمت پیدا کردهام،تو انجام دهی آنچه را که خواهی،هرکه را بخواهی عذاب میکنی به هرچه که بخواهی و به هر صورتی که بخواهی،و رحم میکنی هرکه را بخواهی،به هرچه که بخواهی و به هر کیفیت که بخواهی،از آنچه کنی بازخواست نشوی،و در فرمانرواییات نزاع در نگیرد،و کسی در کارت شریکت نگردد،و در داوریات با تو هماورد نشود،و در تدبیرت احدی بر تو اعتراض نکند،آفرینش و فرمان تو راست،منزّه است خدا پروردگار جهانیان،پروردگارا این است جایگاه کسی که به پناهت آمد،و به کرمت پناهنده
گشت،و به احسان و نعمتهایت الفت جست،تویی آن سخاوتمندی که گذشتت به تنگی نمیرسد،و احسانت کاهش نمیپذیرد،و رحمتت کم نمیشود،و به یقین از چشمپوشی دیرینت،و فضل بزرگت،و رحمت گستردهات اعتماد نمودیم،آیا ممکن است پروردگارا برخلاف گمانهای ما به خویش رفتار کنی،یا آرزوهایمان را نسبت به رحمتت نومید سازی هرگز ای بزرگوار،چنین گمانی به تو نیست،و طمع ما دربارۀ تو این چنین نمیباشد،پروردگارا،ما را دربارۀ تو آروزی طولانی بسیاری است،ما را در حق تو امید بزرگی است،از تو نافرمانی کردیم و حال آنکه امیدواریم گناه را بر ما بپوشانی،و تو را خواندیم،و امیدواریم که بر ما اجابت کنی،مولای ما امیدمان را تحقق بخش،ما دانستیم که با کردارمان سزاوار چه خواهیم بود،ولی دانش تو دربارۀ ما،و و آگاهی ما به اینکه ما را از درگاهت نمیرانی،گرچه ما سزاوار رحمتت نیستیم ولی تو شایستۀ آنی که بر ما و بر گنهکاران به فضل گستردهات جود کنی،پس آنگونه که شایستۀ آنی بر ما منّت گذار،و بر ما جود کن،که ما نیازمند به عطای توییم،ای آمرزگار،به نور تو هدایت شدیم،و به فضل تو بینیاز گشتیم،و به نعمتت بامداد نمودیم و شامگاه کردیم،گناهان ما پیش روی توست،خدایا از گناهانمان از تو آمرزش میخواهیم،و به سوی تو باز میگردیم،تو با نعمتها به ما مهر میورزی و ما با گناهان با تو مقابله میکنیم،خیرت به سوی ما سرازیر است،و بدی ما به سوی تو بالا میآید،همواره فرشتۀ کریمی،از ما کردار زشت به جانب تو میآید،و این امر مانع نمیشود از اینکه ما را با نعمتهایت فراگیری، و به عطاهای برجستهات بر ما تفضّل نمایی،منزّهی تو،چه بردبار و بزرگ و کریمی،آغاز کنندۀ به نیکی و
و تکرار کنندۀ آنی،نامهایت مقدس،و ثنایت عظیم،و رفتارها و کردارهایت کریمانه است،خدایا،فضلت گستردهتر،و بردباریات بزرگتر از آن است که مرا به کردار ناپسند و خطاکاریام بسنجی،پس گذشت نما،گذشت نما، گذشت نما،آقای من،آقای من،آقای من.ما را به ذکرت مشغول کن،و از خشمت پناه ده،و از عذابت نجات بخش،و از مواهبت روزی کن،و از فضلت بر ما انعام فرما،و زیارت خانهات، و زیارت مرقد پیامبرت را روزی ما کن،صلوات و رحمت و مغفرت و رضوانت بر پیامبر و خاندانش، تو نزدیک و جوابدهنده هستی،عمل به طاعتت را روزی ما گردان،و ما را بر دینت و بر روش پیامبرت (درود خدا بر او و خاندانش)بمیران.خدایا من و پدر و مادرم را بیامرز و به هر دو آنها رحم کن،چنانکه مرا به گاه کودکی پروردند،احسان هر دو را به احسان،و بدیهایشان را به آمرزش پاداش ده.خدایا مردان و زنان مؤمن را بیامرز،چه زنده و چه مردۀ آنها را،و بین ما و آنان با نیکیها پیوند ده.خدایا بیامرز زنده و مردۀ ما را، حاضر و غائب ما را،مرد زن ما را،کوچک و بزرگ ما را،آزاد و غیر آزاد ما را،برگشتگان از خدا دروغ گفتند،و گمراه شدند گمراهی دوری،و زیان کردند،زیانی آشکار.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و برایم ختم به خیر فرما،و مرا از آنچه که بیقرارم کرده از کار دنیا و آخرتم کفایت کن،و کسی که مرا رحم نمیکنم بر من چیره مساز، و بر من از سوی خود نگهبانی همیشگی قرار ده،و از من شایستههای آنچه را که انعام کردی مگیر،و از فضلت روزی
گسترده حلال پاکیزه نصیب من کن.خدایا به نگهبانیات مرا نگهبانی کن،و به نگهداریات مرا نگهدار و به پاسداریات از من پاسداری فرما،و زیارت خانهات را در این سال و در هر سال،و زیارت مرقد پیامبرت و امامان(درود بر آنان)را روزی من کن،پروردگارا از این مشاهد پر شرف و مواقف بس گرامی مرا محروم مساز.خدایا به من روی آور تا نافرمانیات نکنم،و خیر و عمل به آن وحشت از خویش را در شب و روز،تا گاهی که زندهام میداری ای پروردگار جهانیان به من الهام فرما.خدایا هرگاه گفتم مهیا و آماده شدم و در پیشگاهت به نماز ایستاد و با تو راز گفتم،چرتی بر من افکندی،آنگاه که وارد نماز شدم،و حال راز گفتن را از من گرفتی آنگاه که با تو راز و نیاز کردم،مرا چه شده؟هرگاه گفتم نهانم شایسته شد،و جایگاهم به جایگاه توبهکنندگان نزدیک گشته برایم گرفتاری پیش آمد،بر اثر آن گرفتاری پایم لغزید،و میان من و خدمت به تو مانع شد سرور من شاید مرا از درگاهت راندهای،و از خدمتت عز نمودهای،یا مرا دیدهای که حقّت را سبک میشمارم پس از پیشگاهت دورم ساختی،یا شاید مرا رویگردان از خود مشاهده کردی،پس مرا مورد خشم قرار دادی یا شاید مرا در جایگاه دروغگویان یافتی،پس به دورم انداختی،یا شاید مرا نسبت به نعمتهایت ناسپاس دیدی،پس محرومم نمودی،یا شاید مرا از همنشینی دانشمندان غایب یافتی،پس خوارم نمودی،یا شاید مرا در گروه غافلان دیدی،پس از رحمتت ناامیدم کردی،یا شاید مرا انس یافته با مجالس بیکارهها دیدی.پس مرا به آنان واگذاشتی،یا شدی دوست نداشتی
دعایم را بشنوی پس دورم نمودی،یا شاید به خاطر جرم و جنایتم کیفرم نمودی،یا شاید برای کمی حیایم از تو مجازاتم نمودی،پس اگر پروردگارا عفو کنی،سابقه اینکه از گناهکاران پیش ار من گذشتهای طولانی است،زیرا کرمت پروردگارا از مجازات اهل تقصیر بسیار بزرگتر است،و من پناهنده به فضل توام،از تو به تو گریزانم، خواهان چیزی هستم که وعده دادهای.و آن چشمپوشی از کسانی است که به تو گمان نیک بردهاند،خدایا فضل تو گستردهتر،و بردباریات بزرگتر از آن است که مرا به کردارم بسنجی،یا به خطایم بلغزانی،ای آقایم من چیستم،و چه ارزشی دارم، سرور من مرا به فضلت ببخش،و با گذشت بر من کرم فرما،و به پردهپوشیات خطاهایم را بپوشان،و به کرم وجودت از توبیخم درگذر،آقای من منم کودکی که پروریدی،منم نادانی که دانا نمودی،منم گمراهی که هدایت کردی،منم افتادهای که بلندش نمودی،منم هراسانی که امانش دادی،و گرسنهای که سیرش نمودی،و تشنهای که سیرابش کردی،و برهنهای که لباسش پوشاندی،و تهیدستی که توانگرش ساختی،و ناتوانی که نیرومندش نمودی،و خواری که عزیزش فرمودی،و بیماری که شفایش دادی، و خواهشمندی که عطایش کردی،و گنهکاری که گناهش را بر او پوشاندی،و خطاکاری که نادیدهاش گرفتی،و اندکی که بسیارش فرمودی،و ناتوان شمردهای که یاریاش دادی،و رانده شدهای که مأوایش بخشیدی،من پروردگارا کسی هستم که در خلوت از تو حیا نکردم،و در آشکار از تو ملاحظ ننمودم،منم صاحب مصیبتهای بزرگ،منم
آنکه بر آقایش گستاخی کرد،منم آنکه جبّار آسمان را نافرمانی کرد،منم آنکه بر معاصی بزرگ رشوه دادم،منم آنکه هرگاه به گناهی مژده داده میشدم شتابان به سویش میرفتم،منم آنکه مهلتم دادی باز نایستادم،و بر من پرده پوشاندی حیا نکردم،و مرتکب گناهان شدم و از اندازه گذراندم و مرا از چشمت انداختی،اهمیت ندادم،پس با بردباریات مهلتم دادی،و با پردهپوشیات مرا پوشاندی تا آنجا که گویی مرا از یاد بردهای،و از مجازات گناهان برکنارم داشتهای،گویا تو از من حیا کردهای!!خدایا،آنگاه که نافرمانی کردم نافرمانیات نکردم چنانکه پروردگاریات باشم،و نه چنانکه سبک شمارندۀ فرمانت باشم،و نه با گستاخی در معرض کیفرت قرار گیرم، و نه تهیدست را ناچیز شمارم،ولی خطایی بود که بر من عارض شد و نفسم آن را برایم آراست،و بدبختیام مرا بر آن یاری نمود،و پردۀ افتادهات بر من مغرورم نمود،در نتیجه با کوششم نافرمانیات نمودم و به مخالفتت برخاستم اکنون چه کس مرا از عذابت نجات میدهند،و فردا از چنگ ستیرهجویان و دشمنیکنندگان چه کسی رهایم میکند،و به رشتۀ چه کسی بپیوندم اگر تو رشتهات را از من بگسلی،مرا چه رسوایی بزرگی است از آنچه کتاب تو از کردارم در شمار آورده،اگر امیدوار به کرم فراوانی رحمتت نبودم،و هم اینکه مرا از ناامیدی نهی نمودهای هرآینه ناامید میشدم به هنگامی که گناهانم را بیاد میآوردم،ای بهترین کسی که خوانندهای او را خواند،و برترین کسی که امیدواری به او امید بست.خدایا به پیمان اسلام به تو توسّل میجویم،و به حرمت قرآن بر تو تکیه میکنم،و به محبّتم نسبت به پیامبر درس ناخواندۀ قریشی هاشمی
عربی تهامی مکّی مدنی،همجواری نزد تو را امید مینمایم،پس انس ایمانی مرا در عرصۀ وحشت نینداز،و و پاداش مرا،پاداش کسی که غیر تو را عبادت کرده قرار مده،چه اینکه مردمی به زبانشان ایمان آوردند تا جانشان را به این وسیله حفظ کنند،پس به آنچه آرزو داشتند رسیدند،و ما با زبان و دلمان به تو ایمان آوردیم،تا از ما درگذری،پس ما را به آنچه آرزومندیم برسان،و امیدت را در سینههایمان استوار کن،و دلهایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودی گمراه مکن،و از جانب خود ما را ببخش،که تو بسیار بخشندهای،به عزتت سوگند اگر مرا برانی،از درگاهت نخواهم رفت،و از چاپلوسی نسبت به تو باز نخواهم ایستاد،به خاطر الهامی که از معرفت به کرمت و گستردگی رحمتت به قلب من شده،بنده به جانب چه کسی جز مولایش میرود؟و آفریده به چه کسی جز آفریدگارش پناه میبرد؟خدایا،اگر مرا با زنجیر ببندی،و عطایت را در میان مردم از من بازداری،و بر رسواییهایم دیدگان بندگانت را بگشایی،و مرا به سوی دوزخ فرمان دهی، و بین من و نیکان پرده گردی،امیدم را از تو نخواهم برید،و آرزویم را از عفو تو باز نخواهم گرداند، و محبتت از قلبم بیرو ن نخواهد رفت،من فراوانی عطایت را نزد خود،و پردهپوشیات را در دار دنیا بر گناهانم فراموش نخواهم کرد،ای آقای من محبت دنیا را از دلم بیرون کن،و میان من و مصطفی پیامبرت و خاندانش،بهترین برگزیدگان از آفریدگانت و پایانبخش پیامبران محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)جمع کن،و مرا به مقام توبه به پیشگاهت برسان، و هر گریه بر خویشتن مرا یاری ده،من عمرم را به امروز و فردا کردن و آرزوهای باطل نابود ساختم،و اینک به جایگاه
به ناامیدان از خیر و صلاح فرود آمدهام،پس بدحالتر از من کیست؟اگر من بر چنین حالی به قبرم وارد شوم،قبری که آن را برای خواب آماده نساختهام،و برای آرمیدن به کار نیک فرش ننمودهام،و مرا چه شده که گریه نکنم،و حال آنکه نمیدانم بازگشت من به جانب چه خواهد بود،من نفسم را مینگرم که با من نیرنگ میبازد،و روزگار را مشاهده میکنم که مرا میفریبد،و حال آنکه بالهای مرگ بالای سرم به حرکت درآمده،پس مرا چه شده که گریه نکنم،گریه میکنم برای بیرون رفتن جان از بدنم،گریه میکنم برای تاریکی قبرم،گریه میکنم برای تنگی لحدم،گریه میکنم برای پرسش دو فرشتۀ قبر منکر و نکیر از من،گریه میکنم برای درآمدنم از قبر عریان و خوار،درحالیکه بار سنگینی را بر دوش میکشم،یک بار از طرف راست و بار دیگر از جانب چپم نگاه میکنم،هنگامی که مردمان در کاری جز کار منند،چه برای هرکسی از آنان در آن روز کاری است که او را بس است،چهرههایی در آن روز روشن و خندان خوشحالاند،و چهرههایی در آن روز بر آنها غبار بدفرجامی نشسته،و سیاهی و خواری آنها را پوشانده،ای آقای من،تکیه و اعتمادم و امید و توکلم بر تو،و آویختنم بر رحمت توست،هرکه را خواهی به رحمتت رسانی،و با کرامتت هرکه را دوست داری هدایت کنی،پس تو را سپاس بر اینکه قلبم را از شرک پاک نمودی،و برای تو سپاس بر گشودن زبانم،آیا با این زبان کندم تو را شکر کنم،یا با نهایت کوشش در کارم تو را خشنود نمایم،پروردگارا ارزش زبانم در کنار شکرت چیست،و قیمت کارم در برابر نعمتهایت و احسانت چه اندازه است؟!خدایا،جودت آرزویم را گسترد،و سپاست عملم را پذیرفت،ای آقای من میلم به سوی توست،و ترسم از جانب توست،و آرزویم به
پیشگاه توست،آرزویم مرا به سوی تو کشانده و همّتم بر درگاه تو ای خدای یگانه معتکف شده،و رغبتم در آنچه نزد توست فزونی یافته،امید خالص و بیمم برای توست،و محبّتم به تو انس گرفته،و دستم را به جانب تو انداختم،و ترسم را به سوی رشتۀ طاعت تو کشیدم،ای مولای من دلم به یاد تو زندگی کرد،و با مناجات با تو آتش هراس را بر خود سرد نمودم،ای مولایم و ای آرزویم و ای نهایت خواستهام،میان من و گناهم جدایی انداز،گناهی که بازدارندۀ من از ملامت طاعت توست،تنها از تو درخواست میکنم،به خاطر امید دیرینه به تو،و بزرگی طمع از تو، که از مهر و رحمت بر خود واجب کردهای،پس فرمان تو راست،یگانهای و شریکی نداری،و همۀ خلق جیرهخوار تو،و در دست قدرت تواند،و هر چیز برای تو فروتن است،منزّهی تو ای پروردگار جهانیان، خدایا به من رحم کن آنگاه که حجّتم بریده شود،و زبانم از پاسخت ناگویا گردد،و به هنگام بازپرسیات هوش از سرم برود،ای بزرگ امیدم،زمانی که بیچارگیام شدّت گیرد محرومم مکن،و به خاطر نادانیام از درگاهت مران،و به علت کم تابیام از رحمتت دریغ مفرما،به جهت تهیدستیام عطایم کن،و به خاطر ناتوانیام به من رحم کن،آقایم اعتماد و تکیه،امید و توکلم بر توست،و آویختنم به رحمت توست،و بارم را به آستان تو اندازم،و خواستهام را به جود و کرم تو جویم،پروردگارا دعایم را آغاز میکنم،و رفع تنگدستیام را به تو امید میبندم،و به توانگری تو ناداریام را جبران میکنم،و ایستادنم زیر سایۀ عفو توست،و به جانب جود و کرمت دیدهام را بلند میکنم،و به سوی احسانت نگاهم را ادامه میدهم،پس مرا به آتش
مسوزان،و حال آنکه تو جایگاه آرزوی منی،و در دوزخ جایم مده که تو نور چشم منی،ای آقای من گمانم را به احسان و نیکیات تکذیب مکن که تویی مورد اطمینانم،و از پاداشت محرومم مگردان که تو عارف به تهیدستی منی خدایا اگر مرگم فرا رسیده و کردارم مرا به تو نزدیک نکرده پس اعتراف به گناهم را به پیشگاهت وسیلۀ عذرخواهیام قرار دادم.خدایا اگر گذشت کنی،پس سزاوارتر از وجود تو به گذشت کیست،و اگر عذاب نمایی پس دادگرتر از تو در داوری کیست؟، در این دنیا به غربت،و به گاه مرگ به سختی جان دادنم،و در قبر به تنهاییام،و در لحد به هراسم رحم کن،و زمانی که برای حساب در برابرت برانگیخته شدم و به خواری جایگاهم رحمت آور،و آنچه از کردارم بر انسانها پوشیده مانده بیامرز،و آنچه را که مرا به آن پوشاندی تداوم بخش،و به من در حال افتادن در بستر مرگ که دستهای دوستانم مرا این طرف و آن طرف کند رحم فرما،و به من محبت فرما در آن حال که روی تخت غسّالخانه به صورت درازا افتادهام،و همسایگان شایسۀ مرا به این سو و آن سو برمیگردانند بر من تفضّل کن،و در وقت حمل شدنم که بستگانم گوشههای جنازهام را به دوش برداشتهاند،و در حالت حمل شدنم،که تنها در قبرم وارد پیشگاه تو شدهام بر من جود نما،و در این خانۀ جدید بر غربتم رحم کن،تا به غیر تو انس نگیرم ای آقای من،اگر مرا به خودم واگذاری هلاک شدهام،ای آقای من،اگر لغزشم را نادیده نگری از چه کسی فریادرسی خواهم،و به چه کسی پناه ببرم اگر عنایتت را در آرامگاهم نداشته باشم،و به چه کسی التجا برم اگر غم و اندوهم را برطرف نکنی؟،ای آقای من که را دارم و چه کسی بر من رحم میکند،اگر تو به من رحم نکنی،و احسان که را آرزو کنم،اگر احسان تو را روز بیچارگیام نداشته باشم،
و گریز از گناهان به سوی کیست،وقتی که عمرم سرآید؟ای آقای من،مرا عذاب مکن که امید به تو دارم،خدایا امیدم را تحقق بخش،و ترسم را ایمنی ده،زیرا من در عین فراوانی گناهانم امیدی جز به گذشت تو ندارم،ای آقای من چیزی را از تو درخواست دارم که شایستۀ آن نیستم،و تو اهل تقوا و آمرزشی،پس مرا بیامرز،و جامهای از لطفت بر من بپوشان،که گناهانم را بر من بپوشاند،و آنها را بیامرزی و نسبت به آنها بازخواست نشوم،که تو داری کرم دیرینه،و چشمپوشی بزرگ و گذشت کریمانهای.خدایا تویی که عطایت را پیدرپی فروریزی،بر کسی که از تو درخواست نمیکند،و بر آنان که منکر پروردگاریت هستند،چه رسد آقای من بر کسی که از تو خواهش کرده و یقین نمود که آفرینش از تو و فرمان تنها به دست توست،منزّه و والایی ای پروردگار جهانیان،ای آقای من بندهات به درگاه توست،تنگدستی او را پیش رویت قرار داده با دعایش در خانۀ احسانت را میکوبد،پس روی کریمانهات را از من برمگردان،و آنچه میگویم از من بپذیر،من تو را به این دعا خواندم،امید دارم که به خاطر معرفتم به رأفت و مهرت مرا باز نگردانی.خدایا تویی آنکه پرسندهای ناتوانت نکند،و عطاگیری از تو نکاهد،تو چنانی که خود گویی،و بالاتر از آنچه ما میگوییم.خدایا از تو صبری زیبنده،و گشایشی نزدیک و گفتاری درست و مزدی بزرگ درخواست میکنم پروردگارا از خیر تمامش را از تو میخواهم،آنچه را از آن دانستهام و آنچه را ندانستهام،خدایا از تو میخواهم بهترین چیزهایی را که بندگان شایستهات از تو خواستند،ای بهترین کسی که از او خواسته میشود،و سخیترین کسی که عطا فرمود،خواستهام را در حق
خودم و خانوادهام و پدر و مادرم و فرزندانم و خاصانم و برادران دینیام به من عطا کن،زندگیام را گوارا گردان،مرّوتم را آشکار ساز،و همۀ احوالم را اصلاح کن،و مرا از کسانی قرار ده که عمرش را طولانی کردی،و کردارش را نیکو ساختی،و نعمتت را بر او تمام کردی،و از او خشنود شدی،و او را به زندگانی پاکیزه زنده داشتی،در بادوامترین خوشیها،و کاملترین کرامتها و کاملترین زندگیها،همانا تو هرچه را بخواهی انجام میدهی و جز تو هرچه را بخواهد توان انجام آن را ندارد.خدای از جانب خود مرا به ذکر خاصت اختصاص ده،و چیزی از آنچه که به وسیلۀ آن به تو تقرّب میجویم را در همّ اوقات شب و روز وسیلۀ ریا و شهرتخواهی و هوسرانی و طغیانگری قرار مده،و مرا از خاشعان درگاهت بگردان،خدای از تو میخواهم که به من عطا کنی:گشایش در روزی امنیّت در وطن،نوز چشم در خانواده و مال و اولاد،و پایداری در نعمتهایی که نزد من است،و تندرستی در جسم،و توانمندی در بدن،و سلامت در دین،و مرا به طاعتت و طاعت رسولت محمّد که درود خدا بر او و خاندانش باد،به کار گمار،همیشه و تا هنگامی که عمرم دادهای،و مرا از پر نصیبترین بندگانت در نزد خود قرار ده،پر نصیبتر در هر خیری که فرو فرستادی،و در ماه رمضان در شب قدر نازل میکنی،و نازل کننده آنی در هر سال،از رحمتی که میگستری،و عافیتی که میپوشانی،و بلایی که دفع میکنی،و خوبیهایی که میپذیری، و بدیهایی که از آن درمیگذری،و در این سال و هر سال زیارت خانهات را نصیبم فرما، و از فضل گستردهات روزی فراخ ارزانی من کن،و بدیها را ای آقای من از من برگردان،و
بدیه مرا بپرداز و جبران ستمهایی که بر عهدۀ من است را ادا فرما تا به خاطر چیزی از آنها آزار نبینیم و گوشها و دیدگان دشمنان و حسودان و متجاوزان بر من را از من برگیر،و مرا بر آنان پیروز کن،و چشمم را روشن فرما،و دلم را شادی بخش و برایم از اندوه و غم گشایش و بیرونرو قرار ده،و هرکه از میان مخلوقاتت نسبت به من به بدی قصد کرده،و زیر گامم قرار ده،و مرا از گزند شیطان و گزند پادشاه و بدیهای کردارم کفایت کن،و از همۀ گناهان پاکم فرما،و به گذشتت از آتش امانم ده،و به رحمتت به بهشت واردم کن،و به احسانت از حور العین به همسریام در آور،و مرا به دوستان شایستهات محمّد و خاندانش آن خوبان و نیکان پاکیزه و پاک ملحق کن،درود بر آنان و بر تنها و جانهایشان،و رحمت خدا و برکاتش بر ایشان،خدای ای آقای من،به عزّت و جلالت سوگند،اگر مرا به گناهانم پیجویی کنی،من تو را به عفوت پی میجویم و اگر مرا به پستیام تعقیب نمایی،من تو را به کرمت میخواهم،و اگر به دوزخم دراندازی اهل دوزخ را به محبتم به تو آگاه میسازم.خدایم و آقایم اگر جز اولیا و اهل طاعتت را نیامرزی،پس گنهکاران به چه کسی پناه برند،و اگر جز اهل وفا را اکرام ننمایی،پس بدکاران از چه کسی فریادرسی خواهند؟،خدایا اگر مرا وارد دوزخ کنی این موجب خرسندی دشمن توست،و اگر مرا به بهشت وارد نمایی،این سبب خوشحالی پیامبر توست،و من به خدا سوگند این را میدانم،که دلشادی پیامبرت نزد تو،از خرسندی دشمنت محبوبتر است.خدایا از تو
درخواست میکنم که دلم را از محبت و خشیتت،و باور به کتابت،و ایمان به وجودت،و هراس از حضرتت،و اشتیاق به ذاتت پر کنی،ای دارای بزرگی و بزرگواری،دیدارت را محبوب من کن،و تو نیز مرا محبوب خود بدار،و در لقایت برای من آرامش و گشایش و کرامت قرار ده.خدایا مرا به شایستگان از بندگان گذشتهات ملحق ساز،و از شایستگان از آنان که در آیندهاند قرار ده،و مرا بر راه شایستگان نگاهدار،و بر مخالفت با خواستههای نفسم یاری ده،آنگونه که شایستگان را بر مخالفت با خواستههای نفسانی یاری میدذهی،و کردارم را به نیکوترین وجه ختم کن،و پاداشم را در کارها به برکت رحمتت بهشت قرار ده،و بر شایستهای آنچه عطا کردی یاریام نما و ثابت قدمم کن،پروردگارا،و در ورطۀ بدیهایی که از آنها نجاتم دادی باز مگردان،ای پروردگار جهانیان.خدایا ایمانی از تو درخواست میکنم،که پایانی جز دیدار تو نداشده باشد،بر آن ایمان پایدارم بدار تا زندهام میداری و بر آن بیمران زمانی که مرا میمرانی،و بر آن برانگیز،هنگامی که مرا برمیانگیزی،و دلم را از ریا و شک و شهرتخواهی در دینت پاک فرما،تا عملم برای تو خالص باشد.خدایا از تو میخواهم که به من عطا کنی:بصیرت در دینت، و فهم در فرمانت،و آگاهی در علمت،و دو نصب از رحمتت،و پرهیزی که مرا از نافرمانیهایت بازدارد، و رخسارم را به فروغ نورت سپید کن،و رغبتم را در آنچه نزد توست قرار ده،و در راه خود و بر آئین پیامبرت درود خدا بر او و خاندانش بمیران.خدایا به تو پناه میآورم از کسالت و سرافکندی و اندوه و ترس و بخل و بیخبری و سنگدلی و ناداری و تهیدستی و بیچارگی و همۀ بلاها
و زشتیهای آشکار و پنهان،و به تو پناه میآورم از نفسی که قانع نمیشود،و از شکمی که سیر نمیگردد،و از قلبی که فروتنی نمیکند،و دعایی که به اجابت نمیرسد،و کرداری که سود نمیبخشد،پروردگارا برای حفظ جان و دین و مال و آنچه که نصیب من فرمودهای،از شیطان رانده شده به تو پناه میآورم،همانا تو شنوا و دانایی.خدایا به یقین جز تو احدی مرا پناه نمیدهد،و به جز تو پناهگاهی نمییابم،پس هستیام را در دامن عذابت قرار نده،و به هلاکت و شکنجه دردناک بازمگردان.خدایا از من بپذیر و نامم را پرآوازه کن،و درجهام را بالا ببر،و بار گناهم را بریز،و مرا به اشتباهم یاد مکن،و پاداش به عبادت نشستن و گفتار و دعایم را خشنودی و بهشت قرار ده،پروردگارا،همه آنچه را از تو خواستم به من عطا فرما،و از احسانت بر من بیفزا،من مشتاق توام،ای پروردگار جهانیان،خدایا تو خود در قرآن فرمودی که از کسی که به ما ستم روا داشته گذشت کنیم،و ما بر خود ستم ورزیدیم،پس از ما درگذر،که حضرتت به گذشت از ما،شایستهتر از ماست،و هم فرمان دادی که فقیری را دست خالی از در خانههایمان نرانیم،و من اکنون به گدایی از تو به درگاهت آمدم،پس مرا جز با روا شدن حاجتم باز نگردان و نیز به نیکی دربارۀ بردگانمان امر فرمودی،و هم اینک ما بردگان توییم،پس ما را از آتش دوزخ برهان،ای پناهگاهم به وقت غم و اندوه، ای فریادرس به هنگام سختی،به تو پناه آوردم،و از تو فریادرسی خواستم،و جز به تو پناه نمیآورم و جز از تو درخواست گشایش نمیکنم،پس به فریادم رس و گشایشی در کارم قرار ده،ای که اسیر را آزاد میکنی،و از گناه
فراوان میگذری،از من عمل اندک را بپذیر،و از گناه بسیارم درگذر،همانا تو مهربان و آمرزنده.خدایا ایمانی از تو میخواهم که دلم با آن همراه شود و باور صادقانهای که بدانم هرگز چیزی به من نمیرسد،مگر آنچه که تو برایم ثبت کردی و مرا از زندگی به آنچه که نصیبم فرمودی خشنود بدار،ای مهربانترین مهربانان.
پنجم:و همچنین شیخ فرموده:این دعا را در سحرها بخوان: ای توشهام در اندوه بسیار،ای همراهم در سختیها،ای سرپرستم در گاه نعمت،ای هدفم در میل و رغبت،تو پوشانندۀ زشتی منی،تو ایمنیبخش هراس منی،تو درگذرنده از لغزش منی،پس خطایم را بیامرز.خدایا از تو فروتنی ایمان را پیش از خواری در دوزخ خواستارم،ای یگانه،ای یکتا،ای تکیهگاه حاجات،ای که نزاده و زاده نشده و هیچ همتایی ندارد،ای آنکه از روی محبت و رحمت به کسی که از او بخواهد عطا میکنی،و از روی فضل و کرم بر کسی که از او درخواست نکرد شروع به خیر مینماید،به حق کرم جاودانت بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا رحمت گسترده و فراگیر بخش،که به سبب آن به خیر دنیا و آخرت برسم.
خدایا از تو آمرزش میجویم،برای گناهانی که پس از توبه از آنها،دوباره مرتکب آنها شدم،و از تو درخواست بخشش میکنم،برای هر عمل خیری که خالصانه برای تو انجام دادم،ولی آنچه برای رضای تو نبود.آمیخته به آن شد.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و از ستم و گناهم به بردباری و جودت درگذر،ای کریم،ای که گدایش را محروم نمیکند،و عطایش پایان ندارد،ای که برتر است و چیزی برتر از او نیست،و نزیک است،و چیزی نزدیکتر از او نمیباشد،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،ای شکافنندۀ دریا پیش
روی موسی،همین شب،همین شب،همین شب،همین ساعت،همین ساعت،همین ساعت،خدایا دلم را از دورویی و کردارم را از ریا،زبانم را از دروغ،و دیدهام را از خیانت پاک کن،همانا تو از خیانت دیدهها و آنچه در سینهها نهان است خبر داری،پروردگارا،این است جایگاه پناهنده به تو از آتش،این است جایگاه پناهخواه از تو از آتش،این است جایگاه دادخواه از تو از آتش،این است جایگاه گریزان به سوی تو از آتش،این است جایگاه کسی که از خطایش به تو بازگشته،و به گناهش اعتراف میکند،و به سوی پروردگارش توبه مینماید،این است جایگاه بینوای تهیدست،این است جایگاه هراسندۀ پناهجو،این است جایگاه اندوهناک غمگین،این است جایگاه دلگیر افسرده،این است جایگاه غریب غرق شده،این است جایگاه ترسندۀ هراسان،این است جایگاه کسی که برای گناهش آمرزگاری جز تو نیابد،و توانبخشی برای ناتوانیاش جز تو پیدا نکند،و برای اندوهش برگزیدهای جز تو نبیند، ای خدا ای کریم،چهرهام را به آتش مسوزان،آن هم پس از سجدهام برای تو،و به خاک ساییدن رویم به درگاهت،بیآنکه منّتی از من بر تو باشد،بلکه تو را بر من و سپاس و منّت و تفضّل است،رحم کن پروردگارا،پروردگارا،پروردگارا،آنقدر بگوید تا نفس قطع شود به ناتوانیام و کمی تدبیرم،و نازکی پوستم،و از هم گسیختن بندهایم،و از هم پاشیدن گوشت و بدن،و پیکرم، و تنهایی و هراسم در قبر،و بیتابیام از بلای کوچک،از تو درخواست میکنم،پروردگارا،ای نور چشم و خوشحالی روز اندوه و ندامتم،پروردگارا چهرهام را سپید کن آن روز که چهرهها سیاه میشود،از هول
بزرگتر امانم ده،از تو درخواست مژده میکنم برای روزی که دلها و دیدهها زیر و رو میشود،و به هنگام جدا شدن از دنیاخاهان بشارتم،سپاس خدای را که به یاری او در زندگیام امید دارم،و او را چونان اندوختۀ روز تهیدستیام مهیّا میسازم سپاس خدای را که او را میخوانم،و جز او را نمیخواهم،اگر جز او را میخواندم،خواندنم بیپاسخ میماند،سپاس خدای را که به او امید میبندم و به غیرش امید ندارم،اگر به جز او امید میبستم،ایمدم ناامید میشد،سپاس خدای را،خدای نعمتبخش نیکوکار زیباکردار فزونبخش دارای بزرگی و اکرام،سرآغاز هر نعمت،و صاحب هر خوبی،و نهایت هر رغبت،و برآورنده هر نیاز.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و باور نیکو و خوشگمانی به خویش را نصیبم کن،و امیدت را در دلم استوار گردان،و رشتۀ امیدم را از غیر خودت ببر،تا به غیر تو امید نبندم،و جز به تو اعتماد ننمایم،ای لطف کننده به هر موجودی که خواهی،در همۀ احوالم آنگونه که میپسندی و خشنود میشودی به من لطف کن،بار پروردگارا در برابر آتش ناتوانم،پس مرا به آتش کیفر مکن،پروردگارا به دعا و زاری و ترس و خواری و مسکنت و پناهندگی و پناهجوییام رحم فرما،ای ز پروردگار من از طلب دنیا درماندهام،و تو وسعت بخش و کریمی،از تو درخواست میکنم پروردگارا به تواناییات بر این کار،و نیرویت بر آن،و بینیازیات از آن،و نیاز من به آن،که در این سال و این ماه،و این روز و این ساعت روزی نصیبم کنی،که به سبب آن از به زحمت افتادن نسبت به آنچه در اختیار مردم است بینیازم نمایی،آری از روزی حلال و پاکیزهات روزیام کن،ای
پروردگارم از تو درخواست میکنم،و به سوی تو میل مینمایم،و به تو امید دارم که تو سزاوار آنی،و به غیر تو امید نمیبندم،و جز تو به کسی اطمینان نمینمایم،ای مهربانترین مهربانان،پروردگارا بر خود ستم کردم،پس مرا بیامرز و به من رحم کن و سلامت کاملم بخش،ای شنوندۀ هر صدا،ای جمعآورندۀ هرچه از دست رفته،ای آفرینندۀ جانها پس از مرگ،ای که تاریکیها او را نپوشاند،و صداها بر او مشتبه نشود،و چیزی او را از چیز دیگر منصرف نکند، به محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)عطا کن برترین چیزی را که از تو خواسته،و برترین چیزی را که از تو درخواست شده،و برترین چیزی را که از تو برای او تا روز قیامت درخواست شود،و مرا تندرستی کامل عنایت فرما،تا زندگی برایم گوارا باشد،و کارم را به خیر پایان ده تا گناهانم به من زیانی نرساند.خدایا به آنچه که نصیبم فرمودی خشنودم ساز،تا چیزی از کسی نخواهم.
خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و خزانههای رحمتت را به رویم باز کن،و به من رحم کن رحمتی که هرگز پس از آن، در دنیا و آخرت عذابم نکنی،و از فضل گستردهات روزی حلال پاکیزهای نصبم فرما،که پس از آن به احدی جز خود نیازمندم نکنی،و به سبب آن رزق و روزی بر سپاسم بیفزایی،و درماندگی نیازم را به جانب خود زیاد کنی،و به تو بینیازی و خویشتنداریام از غیر تو افزون گردد،ای نیکوکار،ای زیباکردار،ای نعمتبخش،ای افزونده،ای زمامدار،ای توانا،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و همۀ کارهای مهمّ ما را کفایت فرما،و بر من به حسن عاقبت داوری کن،و در همۀ امور به من برکت بخش،و تمام حاجاتم را برآور.خدایا سختی را آنچه را میترسم بر من آسان کن،به یقین آسان کردن آنچه من از سختیاش میهراسم
بر تو هموار و ساده است،و آنچه از ناهمواریاش میترسم بر من هموار ساز،و آنچه از تنگیاش وحشت دارم،از من بردار، و آنچه را از اندوهش ترسانم،از من بازدار،و آنچه را از بلایش خوفناکم،از من بازگردان،ای مهربانترین مهربانان.خدایا دلم را از محبت به حضرتت،و ترس از خویش و باور به خود و ایمان به هستیات و هراس از خود،و شوق به سویت آکنده کن،ای دارای بزرگی و بزرگواری.خدایا تو را بر من حقوقی است،آنها را بر من ببخش،و هم برای مردم بر عهدۀ من ستمهای ناخواستهای است ادای آنها را از جانب من بر عهده گیر،تو برای هر میهمانی پذیرایی واجب کردی،و من میهمان توام پس پذیرایی مرا در این شب بهشت قرار ده،ای بخشندۀ بهشت،ای بخشایندۀ آمرزش،جنبش و نیرویی جز به تو نیست
ششم:دعای ادریس را که شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس روایت کردهاند میخوانی.برای متن کامل آن به کتاب «مصباح»یا«اقبال»مراجعه کنید.
هفتم:این دعا را که مختصرترین دعا از دعاهای سحر است،و در کتاب«اقبال» آمده بخوان:
ای پناهگاهم در غم و اندوه،ای دادرسم در دشواریها،به تو پناه آوردم و از تو دادخواهی نمودم،و پناهجوی تو شدم،و به دیگری پناه نمیبرم،و گشایش در کارم را جز از تو نخواهم،پس به فریادم رس،و در کارم گشایش ده،ای که عمل اندک را میپذیری،و از گناه بسیار در میگذری،عبادت اندک را از من بپذیر،و گناه بسیار را از من درگذر،زیرا تو آمرزندۀ مهربانی.
خدایا از تو ایمانی میخواهم که دلم با آن همراه باشد،و باوری میجویم که بدانم هرگز چیزی به من نمیرسد،جز آنچه تو برایم نوشتی مرا از زندگی به آنچه نصیبم فرمودی خشنود ساز،ای مهربانترین مهربانان،ای توشهام در غم و اندوه،ای همراهم
در سختیها،ای سرپرستم در نعمتها،و ای هدف میل و رغبتم،تو پوشانندۀ زشتی من،و ایمنیبخش هراس من،و درگذرندۀ لغزش منی،خطایم را بیامرز،ای مهربانترین مهربانان.
هشتم:این تسبیحات را که در کتاب اقبال آمده بخوان:
منزّه است آنکه قوای پنهانی دلها را میداد،منزّه است آنکه عدد گناهان را بر میشمارد،منزّه است آنکه پوشیدهای در آسمانها و زمینها برای او پوشیده نمیماند،منزّه است پروردگار پرمهر و محبّت،منزّه است آن یگانه و فرد منزّه است بزرگ بزرگتر،منزّه است آنکه بر اهل فرمانرواییاش ستم نمیورزد،منزّه است آنکه اهل زمین را به عذابهای گوناگون کیفر نمیکند،منزّه است آن مهربان نعمتبخش،منزّه است آن رئوف مهربان،منزّه است آن جبّار سخاوتمند،منزّه است آن کریم بردبار،منزّه است آن بینای دانا،منزّه است آن بینای وسعتبخش،منزّه است خدا بر روی آوردن روز،منزّه است خدا بر روی گرداندن روز،منزّه است خدا بر روی گرداندن شب و روی آوردن روز،برای اوست سپاس و بزرگواری و بزرگی و کبریایی،همراه هر نفس و هر چشم برهم زدن و هر برق نگاه که در علم او گذشته، منزّهی تو به انباشتگی آنچه کتابت بر شمرده،منزّهی تو به سنگینی عرشت،منزّهی تو،منزّهی تو،منزّهی تو.
آگاه باش:علما فرمودهاند:اگر پس از خوردن سحر نیّت روزه کند بهتر است،هرچند از آغاز شب تا پایان شب میتوان نیّت روزه کرد و بلکه همین که میداند،و قصدش این است که فردا برای خدا روزه میگیرد،و از مفطرات خوداری میکند کافی است،و شایستهتر است که نماز شب را در سحرها ترک نکند،و شبزندهداری را بجا آورد.
و آن چند عمل است:
اوّل:دعایی را که شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس روایت کردهاند هر روز بخواند:
خدایا این ماه رمضان است،که قرآن را در آن فرو فرستادی،برای راهنمایی مردم،و دلایلی روشن از هدایت و تمیز بین حق و باطل،و این است ماه روزه،و این است ماه بپاداری نماز،و این است ماه بازگشت،و این است ماه توبه،و این است ماه آمرزش و رحمت،و این است ماه رهایی از آتش دوزخ و رسیدن به بهشت،و این ماهی است که شب قدر در آن است شبی که از هزار ماه بهتر است.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست.و مرا بر روزه و شبزنداری در این ماه یاری فرما،آن را برایم سالم بدار و مرا بر آن سلامتی ده،و مرا بر آن به بهترین یاریات یاری ده،و مرا در آن بر طاعتت و طاعت رسول و اولیایت که درود خدا بر آنان توفیق ده،و در آن برای بندگیات و و خواندن دعا و تلاوت قرآنت فراغتم بخش،و در این ماه برکت را برایم بزرگ گردان،و تندرستیام را در آن نیکو بدار و تنم را در آن قرین سلام فرما،و روزیام را در وسعت بخش،و آنچه برایم در آن مهم است کفایت کن، و دعایم را در آن اجابت فرما،و به آرزویم برسان.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و در این ماه از من برطرف کن:خوابآلودگی و کسالت و خستگی و سستی و قساوت و غفلت و غرور را،و در این ماه برکنارم دار از دردها و بیماریها و اندوهها و غصّها و پیشآمدها و مریضیها و خطاها و گناهان،
و در این ماه از من دور کن بدی و زشتکاری و رنج و بلا و زحمت و مشقت را،همانا تو شنوای دعایی.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و پناهم ده در این ماه از شیطان رانده شده و عیبجویی و اشاره به زشتی و سحر و دمیدن و وسوسهانگیزی و بازداشتن و نیرنگ و مکر و دامها و فریبها و آرزوها و گولزدنها و فتنهانگیزیها و دامگستریها و دارودسته و پیروان و دنبالهروها و دوستان و شریکانش و تمام حیلهگریهایش خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و روزی ما کن شبزندهداری و روزه ماه رمضان را،و رسیدن به آرزوهایمان را در این ماه و بپاداری نماز و کامل کردن آنچه که تو را از من خشنود سازد،که همانا صبر و خوشخویی و ایمان و باور است،سپس آن را از من بپذیر به چند برابر بیشتر،و مزدی بزرگ،ای پروردگار جهانیان.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و روزیام گردان حج و عمره،و کوشش و نیرو،و شادابی و بازگشت به سوی حق و توبه کردن و مقام قرب و خیر پذیرفته و رغبت به بهشت،و ترس از دوزخ،و زاری و خشوع،و پاکدلی،و نیّت صادقانه و درستی زبان،و بیم از خود،و امید به خویش و اعتماد بر خود،و اطمینان به خویش و پرهیز از محرمات همراه با گفتار شایسته،و سعی پذیرفته،و عمل بالا رفته و دعای اجابت شده را و میان من و اینها فاصله نگذار به حادثهای و مرضی و نه اندوهی و غمی و دردی و غفلتی و فراموشی بلکه عنایتی کن که با عهدهپذیری و خویشتنداری برای تو و دربارۀ تو،و رعایت حق تو،و وفا کردن به پیمان
و وعدهات کارم سامان پذیرد،به حق رحمتت ای مهربانترین مهرابانان.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و در این ماه روزی من گردان برترین چیزی که آن را نصیف بندگان شایستهات میکنی،و به من عطا کن در آن برترین چیزی را که عطا میکنی به اولیای مقرّبت از رحمت و آمرزش،و مهربانی و اجابت دعا،و عفو و مغفرت همیشگی،و سلامتی کامل و تندرستی دنیا و آخرت و آزادی از آتش دوزخ و رسیدن به بهشت و خیر دنیا و آخرت.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و دعایم را در این ماه به پیشگاهت برسان،و رحمت و خیرت را در ای ماه بر من فرو فرست،و عملم را در آن مقبول و سعیم را پذیرفته،و گناهم را آمرزیده قرار ده،تا سهمم در این ماه بیشتر،و بهرهام کاملتر گردد.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا در این ماه برای درک شب قدر توفیق ده،به برترین حالی که دوست داری یکی از اولیایت بر آن حال باشد و پسندیدهترین حال برای تو،سپس شب قدر را برای من بهتر از هزار شب قرار ده، و در آن شب به من روزی کن برترین چیزی که روزی کردی یکی از کسانی که او را به آن روزی رساندی،و به آن گرامیاش داشتی،و در آن شب قرارم ده از آزادشدگانت از دوزخ،و رهاشدگانت از آتش،و سعادتمندان از خلقت به مغفرت و رضوانت،ای مهربانترین مهربانان.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و روزی ما کن در این ماه کوشش و تلاش و توانمندی و شادابی و آنچه دوست داری و میپسندی.خدایا ای پروردگار سپیدهدم و شبهای دهگانه و زوج و فرد و پروردگار ماه رمضان و آنچه از قرآن در آن نازل کردی،و پروردگار جبرییل و
میکائیل،و اسرافیل،و عزراییل و تمام فرشتگان مقرّب،و پروردگار ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب،و پروردگار موسی،و عسی و همۀ پیامبران و رسولان،و پروردگار محمّد خاتم پیامبران،درودهایت بر او و بر همۀ آنان باد،و از تو درخواست میکنم به حقّت بر ایشان و به حق ایشان بر تو،و به حق بزرگت که درود فرستی بر او و خاندان او و بر همۀ آنان،و نظر کنی بر من نظری از روی مهر که به آن نظر از من خشنود شوی،خشنودشدنی که هرگز پس از آن خشمی بر من نباشد،و عطا کنی به من همۀ خواهش و رغبت و آرزو و خواستهام را،و از من بگردانی آنچه را ناخوش دارم و از آن پرهیز میکنم،و میترسم و نمیترسم بر خود،و نیز همۀ آنها را بگردانی از خانواده و مال و برادران و فرزندانم.خدایا از گناهانمان به جانب تو گریختم،ما را درحالیکه توبهکنندهایم جای ده،و توبهمان را درحالیکه آمرزش طلبیم بپذیر،و درحالیکه پناهندهایم بیامرز،و درحالیکه پناهجوییم پناهمان ده،و درحالیکه تسلیمیم نجاتمان بخش،و درحالیکه،هراسناکیم وامگذار،و درحالیکه مشتاقیم امانمان ده،و درحالیکه خواهندهایم شفاعتمان را بپذیر و به ما عطا کن که تو شنوای دعایی و نزدیک و اجابت کنندهای.خدایا تویی پروردگارم و من بندۀ توام،و شایستهترین کسی که بنده از او بخواهد پروردگار اوست بندگان درخواست نکردند از کسی که در کرم وجود چون تو باشد،ای بارگاه شکوه سائلان،ای نهایت حاجت راغبان،ای فریادرس دادخواهان،ای اجابت کنندۀ دعای بیچارگان،ای پناهگاه گریختگان ای دادرس دادخواهان،ای پروردگار مستضعفان ای برطرف کنندۀ اندوه غمزدگان،ای گشایندۀ اندوه اندوهندگان،ای
برطرف کنندۀ گرفتاری بزرگ،ای خدا،ای بخشنده،ای مهربان،ای مهربانترین مهربانان درود فرست بر محمّد،و خاندان محمّد و گناهان و عیبها و بدرفتاری و ستم و جرم و زیادهروی مرا بر خودم بیامرز،و از فضل و رحمتت روزی من کن،که آن را کسی جز تو مالک نیست،از من درگذر،و همۀ آنچه از گناهانم گذشته بیامرز،و در باقیماندۀ عمرم مرا حفظ کن،و پردهپوشی کن بر من و پدر و مادر و فرزندان و نزدیکان و اهل و عیالم،و هرکه به من نسبت داشته از مردان و زنان مؤمن در دنیا و آخرت،زیرا همۀ این امور به دست توست، و تو گسترندۀ آمرزشی ای آقای من مرا محروم مکن،و دعایم را بدون اجابت و دستم را خالی به سوی سینهام بازنگردان، تا آنچه را خواستم در حقم انجام دهی،و همۀ درخواستهایم را اجابت نمایی،و از احسانت بر من بیفزایی،که تو به هر چیز توانایی،مشتاق به سوی توییم،خدایا نامهای نیکو،و نمونههای برتر،و بزرگمنشی و نعمتها برای توست،از تو درخواست میکنم یه حث نامت«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم»اگر در این شب فرود آمدن فرشتگان و روح را حتم کرده باشی،اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و قرار دهی نامم را در شمار خوشبختان و روحم را با شهیدان،و کار نیکم را در برترین جای بهشت،و بدکاریام را آمرزیده، و بر من ببخشی باوری که دلم با آن همراه باشد،و ایمانی که به دودلی آمیخته نشود،و خشنودی به آنچه نصیبم نمودی،و به من
در دنیا نیکی و در آخرت نیکی عنایت کن،و از شکنجۀ دوزخ حفظ فرما،و اگر نزول فرشتگان و روح را در این شب حتم نکرده باشی،عمر مرا تا آن زمان به تأخیر انداز،و در آن شب ذکر و شکر و طاعتت و نیکو بندگی کردنت را روزی من کن،و بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست به برترین درودهایت ای مهربانترین مهربانان،ای یکتا،ای مقصود نیازمندان،ای پروردگار محمّد،امروز به خاطر محمّد و خوبان از عترش خشم کن، و دشمنانشان را در پریشانی و پراکندگانی به قتل برسان،و آنان را یکبهیک برشمار،و بر روی زمین احدی از آنان را باقی مگذار،و و آنان را هرگز نیامرز،ای نیکو همنشین،ای جانشین پیامبران در کارهاشان،تو مهربانترین مهربانانی،ای آغازگر آفرینش،ای آفریننده که چیزی مانند تو نیست،و جاودان غیر غافل،و زندهای که هرگز نمیمیرد،تو هر روز در کاری هستی،تو خلیفۀ محمّد و یاور محمّد،و برتریدهندۀ محمّدی،از تو میخواهم که یاری رسانی بر وصّی محمّد و جانشین محمّد،و قیام کننده به عدالت از جانشینان محمّد،درودت بر او و بر ایشان،یاریات را متوّجه ایشان فرما،ای که معبودی جز تو نیست،به حق اینکه معبودی جز تو نیست،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا در دنیا و آخرت همراه ایشان قرار ده،و پایان کارم را به آمرزش و رحمتت رسان.ای مهربانترین مهربانان،و همچنان که ای آقای من خود را به لطیف بودن نسبت دادی،آری همانا لطیفی، پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و به هرچه خواهی بر من لطف کن.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و
و این سال حج و عمره روزی من گردان،و با برآوردن همۀ حاجات دنیوی و اخرویام بر من منّت گذار.
سپس سه مرتبه بگوید:از خدای پروردگارم درخواست آمرزش میکنم و به سوی او باز میگردم که پرودگارم نزدیگ و اجابت کننده است،از خداوند پروردگارم درخواست آمرزش میکنم و بسوی او باز میگردم که او مهربان و با محبّت است،از خدای پروردگارم درخواست آمرزش میکنم و بسوی او باز میگردم که بسیار آمرزنده است،خدایا مرا بیامرز که تو مهربانترین مهربانانی،بار پروردگارا من بد کردم،و به خود ستم نمودم پس مرا بیامرز،که کسی جز تو گناهنان را نیامرزد،از خدا درخواست آمرزش میکنم که معبودی جز او نیست زنده و به خود پاینده است،بردبار و بزرگ و بخشنده و آمرزندۀ گناهان بزرگ است،و به سوی او باز میگردم،از خدا درخواست آمرزش میکنم که همانا او آمرزنده و مهربان است.سپس این دعا را بخواند:خدایا از تو میخواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و در آنچه حکم میکنی و مقدّر مینمایی از فرمان بزرگ حتمی در شب قدر،از حکمی که بازگشت و و تغییری برای آن نیست،اینکه مرا از زیارتکنندگان خانه کعبه بنویسی،آنان که حجّشان پذیرفته،و تلاششان قبول، و گناهانشان آمرزیده،و از بدیهایشان گذشت شده،و در آنچه که حکم میکنی،مقدّر فرمایی که عمرم را طولانی کنی، و در روزیام وسعت بخشی،و امانت و دینم را ادا کنی،آمین ای پروردگار جهانیان،خدایا،در کارم گشایشت و راه نجاتی قرار ده،و از جایی که گمان میبرم و از جایی که گمان نمیبرم،مرا روزی بخش،و از جایی که خود را حفظ میکنم و از جایی که خود را حفظ نمیکنم مرا محافظت فرما،بر محمّد و خاندان محمّد درود و سلام بسیار
فرست.
دوّم:فرمودهاند که این تسبحات را در همۀ روزهای ماه مبارک رمضان از اوّل تا آخر ماه بخوان و آن ده بخش است که هر بخش آن مشتمل بر ده«سبحان اللّه»است:
(1)منزۀه است خدا آفرینندۀ هر تنفس کننده،منزّه است خدای صورتگر،منزّه است خدای آفرینندۀ همۀ جفتها، منزّه است خدای قراردهندۀ تاریکیها و نور،منزّه است خدای شکافندۀ دانه و هسته،منزّه است خدای پدیدآورندۀ هر چیز،منزّه است خدای آفرینندۀ آنچه دیده میشود و آنچه دیده نمیشود،منزّه است خدای به امتداد کلمات بیپایانش منزّه است خدا پروردگار جهانیان،منزّه است خدای شنوا،که هیچکس شنواتر از او نیست،از بالای عرشش میشنود آنچه زیر هفت زمین است،و میشنود آنچه در تاریکیهای خشکی و دریاست،و میشنود نالهها و شکوهها را،و میشنود پنهان و پنهانتر را،و میشود وسوسههای نهان در سینهها را، و شنواییاش را هیچ صدایی کر نکند.(2)منزّه است خدای آفرینندۀ هر تنفس کننده،منزّه است خدای صورتآفرین منزّه است خدای آفرینندۀ همۀ جفتها،منزّه است خدای قراردهندۀ تاریکیها و نور،منزّه است خدای شکافندۀ دانه و هسته،منزّه است خدای آفرینندۀ هر چیز،منزّه است خدای آفرینندۀ آنچه دیده میشود،و آنچه دیده نمیشود،منزّه است خدای به امتداد کلمات بیپایانش،منزّه است خدا پروردگار جهانیان،منزّه است خدای بینا، که هیچکس بیناتر از او نیست،از بالای عرشش میبیند آنچه زیر هفت زمین است،و میبیند آنچه
در تاریکیهای خشکی و دریاست،دیدهها او را درک نمیکند،و او دیدهها را درک میکند،و او مهربان و آگاه است،دیدهاش را تاریکی نمیپوشاند،و چیزی از او با پوشش پوشیده نمیشود،و دیوار چیزی را از او پنهان نمیکند،و خشکی و دریا از او غایب نمیگردد و کوه آنچه را در ریشه دارد از او پنهان نمیدارد،و نه دلی آنچه را در نهاد خود دارد،و نه پهلویی آنچه را در دل دارد،و کوچک و بزرگی نمیتواند خود را از او پنهان کند،و چیز کوچکی به خاطر کوچکیاش نمیتواند از او پنهان شود،در زمین و آسمان چیزی بر او پنهان نیست،اوست که شما را به هرگونه که بخواهد در رحمها صورت میبندد معبودی جز او نیست،نیرومند و فرزانه است.(3)منزّه است خدای آفرینندۀ هر تنفّس کننده،منزّه است خدای صورتآفرین،منزّه است خدای آفرینندۀ همۀ جفتها،منزّه است خدای قراردهندۀ تاریکیها و نور،منزّه است خدای شکافنده دانه و هسته،منزّه است خدای آفرینندۀ هر چیز،منزّه است خدای آفرینندۀ آنچه دیده میشود و آنچه دیده نمیشود،و منزّه است خدا به امتداد کلمات بیپایانش،منزّه است خدای پروردگار جهانیان،منزّه است خدای پدیدآورندۀ ابرهای گران و رعد به سپاس او تسبیح میگوید،و فرشتگان از بیمش و صاعقهها را میفرستد و هرکه را بخواهد به آن دچار میکند،و بادها را مژدهای پیشاپیش باران رحمتش میفرستد،و با فرمانش آب را از آسمان نازل میکند و گیاه را با نیرویش میرویاند،و برگ درخت را به دانشش فرو میرید،منزّه است خدایی که به اندازۀ سنگینی غباری در زمین و آسمان از او پنهان نمیماند،و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر از آن چیزی نیست مگر در کتابی روشن نوشته است.
(4)منزّه است خدای آفرینندۀ هر تنفس کننده،منزّه است خدای صورتآفرین،منزّه است خدای آفرینندۀ همۀ جفتها، منزّه است خدای قراردهندۀ تاریکیها و نور،منزّه است خدای شکافندۀ دانه و هسته،منزّه است خدای آفریننده هر چیز،منزّه است خدای آفرینندۀ آنچه دیده میشود و آنچه دیده نمیشود،منزّه است خدا به کشش کلمات بیپایانش،منزّه است خدا پروردگار جهانیان،منزّه است خدایی که میداند آنچه را هر مادری باردار است،و آنچه را رحمها فرو برند و آنچه را بیفزایند،و هر چیز نزد او به اندازه است،دانای پنهان و آشکار است،بزرگ و والاست،برای او برابر است که کسی از شما آهسته سخن گوید یا بلند،و پنهان شونده در شب باشد یا راه رونده آشکار در روز،برای خدا فرشتگان پیگیری است پیش روی انسان و پشت سرش،که از او به فرمان خدا محافظت میکنند،منزّه است خدایی که میمیراند زندهها را،و زنده میکند مردگان را،و آگاه است آنچه را زمین از ایشان میکاهد،خدایی که در رحمها قرار میدهند آنچه را بخواهد تا زمانی معیّن(5)منزّه است خدا آفرینندۀ هر تنفس کننده،منزّه است خدای صورتآفرین،منزّه است خدایی که همۀ جفتها را آفرید، آفرید،منزّه است خدای قراردهندۀ تاریکیها،و نور،منزۀ است خدای شکافننده دانه و هسته،منزّه است خدای آفرینندۀ آنچه دیده میشود و آنچه دیده نمیشود،منزّه است خدا به کشش کلمات بیپایانش،منزّه است خدا پروردگار جهانیان،منزه است خدا،دارنده پادشاهی،به هر که بخواهی پادشاهی میبخشی،و از هرکه بخواهی میستانی،و به هرکه بخواهی عزت میدهی،و به هر که بخواهی به خاک ذلت میکشانی،خیر تنها بدست توست،توبه هر چیز توانایی،شب را وارد روز میکنی
و روز را وارد شب مینمایی،زنده را از مرده،و مرده را از زنده بیرون میآوری،و به هرکه بخواهی بیحساب روزی میدهی.(6)منزّه است خدا آفرینندۀ هر تنفس کننده،منزّه است خدای صورتآفرین،منزّه است خدا آفرینندۀ همۀ جفتها،منزّه است خدا قراردهندۀ تاریکیها و نور،منزّه است خدا شکافنده دانه و هسته، منزّه است خدا آفرینندۀ هر چیزی،منزّه است خدا آفرینندۀ آنچه دیده نمیشود،منزّه است خدا به کشش کلمات بیپایانش،منزّه است خدا پروردگار جهانیان،منزّه است خدای یکه کلیدهای غیب نزد اوست،و آنها را کسی جز او نمیداند،و به هر چه در خشکی و دریاست علم دارد،و برگی از درخت نمیافتد مگر آنکه میداند،و نیست دانهای در تاریکیهای زمین و نه تر و خشکی مگر اینکه در کتابی روشن نوشته است.(7)منزّه است خدا آفرینندۀ هر تنفس کننده،منزّه است خدا صورتآفرین منزّه است خدا آفرینندۀ همۀ جفتها،منزّه است خدا قراردهندۀ تاریکیها و نور،منزّه است خدا شکافننده دانه و هسته،منزّه است خدا آفرینندۀ هر چیز،منزّه است خدا و آفرینندۀ آنچه دیده میشود،و آنچه دیده نمیشود، منزّه است خدا به کشش کلمات بیپایانش،منزّه است خدا پروردگار جهانیان،منزّه است خدایی که مدحکنندگان نمیتوانند مدحش را برشمارند،و سپاسگویان عبادت کننده توان پرداخت پاداش نعمتهایش را ندارند،و او چنان است که خود فرموده،برتر از آنچه ما میگوییم، و خدای پاک چنان است که خودش را ستوده،به چیزی از دانشش احاطه نمییابند مگر به اندازهای که خود خواسته،حکومتش آسمانها و زمین او را به زحمت نمیاندازد،و او والا و بزرگ است.(8)منزّه است خدا آفرینندۀ هر تنفّس کننده،
منزّه است خدای صورتآفرین،منزّه است خدا آفرینندۀ همۀ جفتها،منزّه است خدا قراردهندۀ تاریکیها و نور،منزّه است خدا شکافنده دانه و هسته،منزّه است خدا آفرینندۀ هر چیز،منزّه است خدا آفرینندۀ آنچه دیده میشود،و آنچه دیده نمیشود،منزّه است خدا به کشش کلمات بیپایانش،منزّه است خدا پروردگار جهانیان،منزّه است خدا که آنچه را در زمین فرو میرود و آنچه را از آن بیرون میآید میداند،و از آنچه از آسمان فرو میریزد،و آنچه در آن بالا میرود خبر دارد،و او را سرگرم نکند آنچه در زمین فرو میرود و از آن بیرون میآید،از آنچه از آسمان فرو میریزد و آنچه در آن بالا میرود،و او را سرگرم نسازد و آنچه از آسمان نازل میشود و آنچه در آن بالا میرود،از آنچه در زمین فرو میرود،و از آن بیرون میآید،و او را سرگرم نکند علم به چیزی از علم به چیز دیگر،و او را سرگرم نکند آفریدن چیزی از آفریدن چیزی دیگر،و نه نگهداری چیزی از نگهداری چیزی دیگر،و چیزی برابر او نیست،و چیزی همتای او نمیباشد،چیزی مانند او نیست،و او شنوا و بیناست.(9)منزّه است خدا آفرینندۀ هر تنفّس کننده،منزّه است خدا صورتآفرین،منزّه است خدا آفرینندۀ همۀ جفتها،منزّه است خدا قراردهندۀ تاریکیها و نور منزّه است خدا شکافنده دانه و هسته،منزّه است خدا آفرینندۀ هر چیز،منزّه است خدا آفرینندۀ آنچه دیده میشود،و آنچه دیده نمیشود،منزّه است خدا به کشش کلمات بیپایانش،منزّه است خدا پروردگار جهانیان،منزّه است خدا پدیدآورنده آسمانها و زمین منزّه است خدایی که فرشتگان را فرستادگان خویش قرار داد دارندگان بالهایی دوتایی و سهتایی و چهارتایی در آفرینش میافزاید آنچه را بخواهد،همانا خدا بر هر چیز تواناست،آنچه خدا از سر رحمت برای مردم میگشاید کسی را توان بستن آن
نیست،و آنچه را میبندد،کسی را نیروی گشودن آن نمیباشد،و او نیرومند و حکیم است(10)منزّه است خدا آفرینندۀ هر تنفّس کننده، منزّه است خدا صورتآفرین،منزّه است خدا آفرینندۀ همۀ جفتها،منزّه است خدا قراردهندۀ تاریکیها و نور،منزّه است خدا شکافنده دانه و هسته،منزّه است خدا آفرینندۀ هر چیز،منزّه است خدا آفرینندۀ آنچه دیده میشود و آنچه دیده نمیشود،منزّه است خدا به کشش کلمات بیپایانش،منزّه است خدا پروردگار جهانیان،منزّه است خدا که میداند آنچه را در آسمانها و زمین است،گفتگوی پنهانی هیچ سه نفری نیست مگر اینکه او چهارمی آنهاست، و نه پنج نفری دیگر مگر اینکه او ششمی آنهاست،و نه کمتر از آ و نه بیشتر،مگر آنکه با آنها باشد هرجا که باشند،سپس روز قیامت آنان را به آنچه انجام داند آگاه میسازد،همانا خدا به هر چیز داناست.
سوّم:و نیز فرمودهاند این صلوات را در هر روز ماه رمضان بخوان:به راستی خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند،ای کسانی که ایمان آوردید،بر او درود فرستید و بطور کامل تسلیم او شوید،ای پروردگار تو را اجابت کردم و سعادت پیدرپی از تو درخواست میکنم،منزّهی تو،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و بر محمّد و خاندان محمّد برکت ده،همان گونه که بر ابراهیم و خاندان ابراهیم درود فرستادی و به آنان برکت دادی،همانا تو ستوده و بزرگواری،خدایا به محمّد و خاندان محمّد رحم کن.همان گونه که به ابراهیم و خاندان ابراهیم رحم کردی،همانا تو ستوده و بزرگواری،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد سلام فرست همان گونه که بر نوح در بین جهانیان سلام فرستادی.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد نعمت بخش،همان گونه که به موسی و هارون نعمت بخشیدی،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست همان گونه که ما را به یمن او شرافت دادی،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست همان گونه
که ما را به او هدایت فرمودی،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و او را به مقام پسندیدهای برانگیز،که اولین و آخرین بر آن مقام رشک برند،بر محمّد و خاندانش سلام هر زمان که خورشید برآید یا غروب کند،بر محمّد و خاندانش سلام هر زمان که پلک بر هم نهد چشمی یا برق زند،بر محمّد و خاندانش سلام هر زمان که سلام ذکر شود،بر محمّد و خاندانش سلام هر زمان که فرشتهای خدا را تسبیح یا تقدیس کند،سلام بر محمّد و خاندانش در میان پیشینیان،سلام بر محمّد و خاندانش در میان پسینیان،و سلام بر محمّد و خاندانش در دنیا و آخرت.خدایا ای پروردگار مکّه،و پروردگار رکن و مقام،و پروردگار حلّ و حرام،به محمّد پیامبرت از جانب ما سلام برسان.
خدایا به محمّد عطا کن از زیبایی و شادابی و شادی و بزرگواری و خوشحالی و وسیله و منزلت و مقام و شرف و بلند شأن و شفاعت در پیشگاهت روز قیامت،برترین چیزی که به یکی از بندگانت عطا میکنی،و عطا کن به محمّد بالاترین چیزی را که از خیر به خلایق عطا میکنی،به چندین برابر که آن را غیر تو نتواند به شماره آورد خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست پاکترین و پاکیزهترین و با نشو و نماترین،و برترین درودی که بر یکی از پیشینیان و پسینیان و بر احدی از خلق خود فرستادی ای مهربانترین مهربانان،خدای بر علی امیر مؤمنان درود فرست،و دوست بدار هرکه او را دوس دارد،و دشمن بدار هرکه او را دشمن دارد،و عذابت را بر کسی که در ریختن خونش شرکت جست دوچندان کن.خدایا درود فرست بر فاطمه دختر پیامبرت محمّد که سلام بر او و خاندانش باد،
و لعنت کن کسی را که دربارۀ فاطمه،پیامبرت را آزرد،خدایا بر حسن و حسین دو پیشوای مسلمانان درود فرست،و دوست بدار هرکه آن دو پیشوا را دوست دارد،و دشمن بدار هرکه آن دو را دشمن بدارد،و عذاب کسی را که در ریختن خون آن دو امام شرکت جست دو چندان گردان،خدای بر علی بن حسین پیشوای مسلمانان درود فرست،و دوست بدار هرکه او را دوست دارد و دشمن بدار هرکه او را دشمن دارد،عذاب کسی که بر او ستم ورزید دوچندان گردان.خدایا بر محمّد بن علی پیشوای مسلمانان درود فرست، و دوست بدار و هرکه او را دوست دارد،و دشمن بدار هرکه او را دشمن دارد،و عذاب کسی که بر او ستم ورزید دوچندان گردان.خدایا بر جعفر بن محمّد پیشوای مسلمانان درود فرست،و دوست بدار هرکه او را دوست دارد،و دشمن بدار هرکه او را دشمن دارد،و عذاب کسی که بر او ستم ورزید و دو چندان گردان.خدایا بر موسی بن جعفر پیشوای مسلمانان درود فرست،و دوست بدار هرکه او را دوست دارد و دشمن بدار هرکه او را دشمن دارد،و عذاب کسی که در ریختن خونش شرکت جست دوچندان گردان.خدایا بر علی بن موسی، پیشوای مسلمانان درود فرست،و دوست بدار هرکه او را دوست دارد،و دشمن بدار هرکه او را دشمن دارد و عذاب کسی که در ریختن خونش شرکت جست و دوچندان گردان.خدایا بر محمّد بن علی پیشوای مسلمانان درود فرست،و دوست بدار هرکه او را دوست دارد و دشمن بدار هرکه او را دشمن دارد،دارد و عذاب کسی که بر او ستم ورزید دوچندان گردان.خدایا بر علی بن محمّد پیشوای مسلمانان درود فرست،و دوست بدار هرکه او را دوست دارد ،و دشمن بدار هرکه او را دشمن دارد،و عذاب کسی که بر او ستم ورزید دوچندان گردان.
خدایا بر حسن بن علی پیشوای مسلمانان درود فرست،و دوست بدار هرکه او را دوست دارد،و دشمن بدار هرکه او را دشمن دارد،
و عذاب کسی که بر او ستم ورزید دوچندان گردان.خدایا بر یادگار پس از او پیشوای مسلمانان درود فرست، و دوست بدار هرکه او را دوست دارد،و دشمن بدار هرکه او را دشمن دارد،و گشایش کارش را سرعت بخش،خدایا بر قاسم و طاهر دو پسر پیامبرت درود فرست.خدایا بر رقیّه دختر پیامبرت درود فرست،و لعنت کن کسی را که دربارۀ او پیامبرت را آزرد.خدایا بر امّ کلثوم دختر پیامبرت درود فرست،و لعنت کن کسی را که دربارۀ او پیامبرت را آزرد.خدایا بر فرزندان پیامبرت درود فرست.خدایا به جای پیامبرت سرپرستی اهل بیتش را بر عهده گیر.خدایا حکومتشان را در زمین پا برجا فرما.خدایا ما را از شمار آنان و مددکار و یارشان به حق چه پنهان و چه آشکار قرار ده.خدایا خونخواهی،انتقام و قصاصشان را بستان،و از ما و از ایشان و از هر مرد مؤمن و زن مؤمنهای بازدار شرّ هر متجاوز و سرکش و جانوری که مهارش را به دست گرفتهای،همانا تو در سختگیری از همه سختتر،و در کیفر نمودن از همه شدیدتری.سیّد ابن طاوس فرموده است:و نیز بخوان:
ای توشهام در شدت اندوه،و ای همدمم در سختیها،و ای سرپرستم در نعمت،و ای نهایت اشتیاقم،تو پوشانندۀ زشتیام،و ایمنیبخش ترسم،و نادیده گیرندۀ لغزشم هستی،پس خطایم را بیامرز،ای مهربانترین مهربانان و میگویی:خدایا تو را میخوانم برای اندوهی که کسی جز تو آن را نگشاید،و برای رحمتی که جز به عنایت تو حاصل نگردد،و دفع بلایی که کسی جز تو برطرف ننماید،و برای رغبتی که جز به لطف تو نمیتوان به آن رسید،و حاجتی که کسی جز تو برآورده نکند.خدایا چنانکه همواره از شأنت بوده که درخواست از حضرتت را به من اجازه دادهای،و به ذکرت بر من رحم فرموده،پس باید ای آقای من
از شأنت این باشد که مرا اجابت نمایی در آنچه تو را خواندم،و فواید افزونپذیر در آنچه که به امید بستم،و نجات از آنچه که از آن به تو پناه آوردم،اگر من شایستۀ رسیدن به رحمتت نبودم همانا رحمت تو شایسته است که به من برسد و مرا فرا گیرد،و اگر من سزاوار اجابت دعا نبودم،تو سزاوار فضل بر بندگانی،و زحمت تو هر چیز را فرا گرفته پس باید رحمتت مرا هم فرا بگیرد،ای خدای من،ای کریم از تو میخواهم به حق ذات بزرگوارت،بر محمّد و اهل بیتش درود فرستی، و اندوهم را بگشایی،و بلا و غم را برطرف کنی،و به رحمتت به من رحم فرمایی،و از فضلت روزیام نمایی همانا تو شنوای دعا و نزدیک و پاسخدهندهای.
چهارم:شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس فرمودهاند:در هر روز ماه رمضان بخوان:
خدایا از تو درخواست میکنم از بخششت به برترین مرتبۀ آن،و همۀ بخششت شایسته است،خدایا از تو درخواست میکنم به همۀ بخششت.خدایا از تو درخواست میکنم از روزیات به فراگیرترین آن و همۀ روزیات فراگیر است،خدایا از تو درخواست میکنم به همه روزیات، خدایا از تو درخواست میکنم از عطایت به گواراترین آن،و همۀ عطای تو گواراست،خدایا از تو درخواست میکنم به همۀ عطایت.خدایا از تو درخواست میکنم از خیرات به پرشتابترین آن و همۀ خیر تو پرشتاب است،خدایا از تو درخواست میکنم به همۀ خیرت،خدای از تو درخواست میکنم از احسانت به نیکوترین آن،و همۀ احسانت نیکوست،خدایا از تو درخواست میکنم به همۀ احسانت.خدایا از تو درخواست میکنم به آنچه که به خاطر آن جوابم را میدهی،زمانی که از تو درخواست میکنم، پس جوابم را بده ای خدا،و درود فرست بر محمّد بندۀ پسندیده،و فرستادۀ برگزیده،و امین و محرم رازت از میان بندگان
و انتخاب شدهات در بین بندگانت،و پیامبرت و محبوب راستینت،و درود فرست بر فرستاده و برگزیدهات از جهانیان،آن مژدهدهنده،و بیمدهنده و چراغ روشنیبخش،و بر اهل بیتش آن نیکان پاک، و بر فرشتگانت،آن فرشتگانی که خاص درگاهت نمودی،و آنان را از دیده مخلوقات پنهان داشتی،و بر پیامبرانت که از تو به راستی خبر میدهند،و بر رسولانت که آنان را به وحی خویش اختصاص دادی و با رسالاتت بر جهانیان برتری بخشیدی،و بر بندگان شایستهات که در رحمتت واردشان نمودی،آن امامان ره یافته راهنما و اولیای پاکیزهات،و بر جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و فرشته مرگ،و بر رضوان خزانهدار بهشت،و بر مالک خزانهدار دوزخ،و روح القدس و روح الامین،و حاملان مقرّب عرشت،و بر دو فرشتۀ نگهبان بر من،با درودی که دوست داری درود فرستند بر ایشان با آن درود،اهل آسمانها و اهل زمینها،درودی پاک و فراوان، خجسته رشید یافته و فزاینده،آشکار و نهان،شریف و بافضیلت،که با چنین درودی برتری آنان را بر اولین و آخرین آشکار نمایی.خدایا محمّد را وسیله و شرف و فضیلت عطا کن،و به بهتر چیزی که پیامبر را از امتش پاداش دهی به او پاداش ده خدایا به محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)عطا کن با هر مقامی مقامی دیگر،و با هر وسیلهای وسیلهای دیگر،و با هر فضیلتی فضیلت دیگر،و با هر شرفی شرف دیگر،عطا کن به محمّد و
خاندانش در روز قیامت برترین چیزی که عطا کردی به یکی از گذشتگان و آیندگان.خدایا محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)را در جایگاه نزدیکترین رسولان به خود،و در بهشت در پیشگاهت در منزلگاه جادارترین انبیا، و از بابت وسیله نزدیکترینشان به درگاه خود قرار ده،و او را نخستین شفاعتکننده و نخستین کسی که شفاعتش پذیرفته است،و نخستین گوینده،و حاجترواترین خواهنده گردان،و او را به مقام پسندیدهای برانگیز که گذشتگان و آیندگان به خاطر آن بر او رشک برند،ای مهربانترین مهربانان،و از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و اینکه صدایم را بشنوی و دعایم را اجابت نمایی و از خطایم درگذری،و از ستم چشمپوشی،و مرا به خواستهام رسانی،و حاجتم را روا سازی،و به آنچه وعدهام دادهای وفا کنی،و لغزشم را نادیده گیری،و گناهم را بیامرزی،و از جرمم بگذری،و به من رو کنی،و از من رو نگردانی،و به من مهر ورزی و عذابم نکنی،و در سلامت کاملم بداری و گرفتارم ننمایی،و از روزی پاکیزهترین و فراخترینش را نصیبم کنی،ای پروردگارم مرا محروم مکن،و قرضم را ادا کن،و بارم را از دوشم بردار،و آنچه مرا تاب آن نیست بر عهدهام مگذار،ای مولای من مرا در هر خیری که محمّد و خاندان محمّد را وارد کردی وارد کن،و از هر شرّی که محمّد و خاندان محمّد را از آن خارج کردی خارج نما،درودهایت و سلام و رحمت و برکاتت بر او و بر ایشان باد.
سپس سه مرتبه بگو:خدایا تو را میخوانم چنانکه فرمانم دادی،پس مرا اجابت کن چنانکه وعدهام نمودی آنگاه بگو:خدایا اندکی از بسیار از تو میخواهم،ما نیاز بزرگی که مرا به آن است،و بینیازی دیرینهای که تو را از آن است،و آن اندک نزد من
بسیار است،و بر تو هموار و آسان،پس به آن بر من منّت بگذار،همانا تو بر هر چیز توانایی،آمین ای پروردگار جهانیان
پنجم:خواندن این دعاست:خدایا میخوانمت آنگونه که فرمودی پس اجابتم کن آنگونه که وعده کردی و چون دعایی طولانی است،به خاطر رعایت اختصار ان را ذکر نکردم،هرکه خواهان آن است به کتاب«اقبال»یا«زاد المعاد» مرحوم مجلسی مراجعه کند:
ششم:شیخ مفید در کتاب«مقنعه»از ثقة بزرگوار علی بن مهزیار از حضرت جواد علیه السّلام روایت کرده که مستحب است در هر وقت از شب و روز ماه مبارک رمضان،از اول ماه تا آخر ماه بسیار بگویی:
ای که پیش از هر چیز بوده پس انگاه همه چیز را آفرید،و ماندگار است و همه چیز نابود میشود،ای که چیزی مانند او نیست،ای آنکه نه در آسمانهای برتر،و نه در زمینهای پایینتر، و نه بالای آنها،و نه زیر آنها و نه بین آنها،معبودی جز او نیست که پرستیده شود،سپاس تنها تو راست،سپاسی که کسی بر شمردنش جز تو توان ندارد،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،درودی که کسی جز تو توانایی شمردنش را نداشته باشد.
هفتم:شیخ کفعمی در کتاب«بلد الامین»و«مصباح»از کتاب«اختیار»سیّد ابن باقی نقل کرده است که هرکه این دعا را در هر روز ماه رمضان بخواند،حق تعالی گناهان چهل سالۀ او را بیامرزد خدایا ای پروردگار ماه رمضان که قرآن را در آن نازل کردی، و روزه در آن را بر بندگانت واجب نمودی،حج خانۀ محترمت را در این سال و در هر سال روزی من کن،و گناهان بزرگ را بر من بیامرز،همانا کسی جز تو آنها را نمیآمرزد،ای دارای بزرگی و شکوه.
هشتم:این ذکر را که فیض کاشانی در کتاب«خلاصة الاذکار»فرموده است که در هر روز ماه رمضان صد مرتبه بگوید:
منزّه است زیان رسان به کافران سودرسان به مؤمنان،منزّه است حکم کنند بر حق،منزّه است او و برتر است،منزّه است او و ستایش از ان است، منزّه است او و برتر.
نهم:شیخ مفید در کتاب«مقنعه»فرموده است:از جمله مستحبات ماه رمضان در هر روز،صد مرتبه صلوات فرستادن بر رسول خدا است،و هرکه زیادتر فرستند بهتر است.
شب اوّل:در ان چند عمل مستحب است:
اوّل:استهلال[یعنی جستجوی هلال ماه]،و بعضی استهلال این ماه را واجب دانستهاند.
دوّم:چون رؤیت هلال کرد،به هلال اشاره نکند،بلکه رو به قبله نموده و دستها را به آسمان بردارد و هلال را خطاب کرده و بگوید:
ای ماه،پروردگار من و تو،خدا پروردگار جهانیان است.خدایا ماه را بر ما نو کن به ایمنی و ایمان،و تندرستی و اسلام و شتافتن به سوی آنچه دوست داری و خشنود میشوی.خدایا در این ماه به ما برکت بخش،و خیر و کمکش را روزی ما فرما،و زیان و گزند و بلا و فتنهاش را از ما بگردان.و روایت شده:زمانی که رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله هلال ماه رمضان را رؤیت میکرد،روی شریفش را به جانب قبله میگرداند و میگفت:
خدایا این ماه را بر ما نو کن به ایمنی و ایمان و سلامت و اسلام و عافیت بزرگ،و دفاع در برابر بیماریها،و یاری بر نماز و روزه و شبزندهداری و تلاوت قرآن.خدایا ما را برای ماه رمضان سالم گردان،و ماه رمضان را از ما سالم دریافت کن و ما را در آن تا از ما بگذرد به سلامت دار درحالیکه از گناهان ما درگذشته و ما را مورد آمرزش و رحمت خویش قرار داده باشی
و از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:چون رؤیت هلال نمودی بگو: خدایا ماه رمضان آمد،و تو روزه آن را بر ما واجب کردهای،و قران را در آن برای هدایت و دلایلی روشن از هدایت و وسیله تشخیص حق از باطل نازل نمودهای.خدایا ما را بر روزهاش یاری کن،و آن را از من بپذیر،و ما را در آن و از آن سالم بدار،و آن را برای ما سالم گردان،در آسانی و عافیت از جانب خویش،همانا تو بر هر چیز توانایی،ای بخشنده،ای مهربان.
سوّم:دعای چهل و سوم«صحیفۀ کاملۀ سجادیه»را در هنگام رؤیت هلال بخواند.سیّد ابن طاووس روایت کرده:ورزی حضرت سجّاد علیه السّلام در راهی میگذشت،که به هلال ماه رمضان نظر کرد،پس ایستاد و گفت:
ای آفریدۀ فرمانبردار،روندۀ کوشا و شتابان،رفت و آمدکننده در منزلگاههای معیّن،ای متصرف در چرخ گردان تدبیر،ایمان آوردم به آنکس که با تو تاریکیها را روشن کرد،و آنچه را که به سختی میتوان یافت آشکار ساخت و تو را نشانهای از نشانههای چیرگی،و علامتی از علائم قدرت خود قرار داد،پس زمان را به تو محدود ساخت،و گاهی تو را به نقص و گاهی به کمال،و وقتی به طلوع،و زمانی به غروب،و حالتی پر نور،و حالتی گرفته،مسخّر خویش نمود،تو در تمام این حالات مسّخر اویی،و به سوی ارادهاش شتابانی،منزّه است او چه عجیب است تدبیری که در حق تو به کار برده،و چه دقیق است آنچه دربارۀ تو انجام داده،تو را کلید ماهی تو برای کارهایی نو ساخته،پس از پروردگار که پروردگار من و توست،و آفرینندۀ من و توست،و مهار مقدّرات من و تو در کف قدرت اوست،و صورتگر من و توست،میخواهم که بر محمّد و خاندانش درود فرستد،و تو را ماه برکتی قرار دهد،که
گذشت روزگاران آن را از بین نبرد و ماه پاکی که گناهان آن را آلوده نگرداند،هلال ایمنی از آفات،و سلامتی از زشتیها،هلال خوش طالعی برکنار از بد یمنی،و مبارکی بدون گرفتاری و آسایش بدون دشواری و خیر بدون شرّ،هلال ایمنی و امان،و نعمت و احسان و سلامت و اسلام،خدایا بر محمّد و خاندانش درود فرست،و ما را از پسندیدهترین کسانی قرار ده که این ماه بر آنان طلوع کرده،و پاکیزهترین کسانی که به آنها نظر نموده،و خوشبختترین کسانی که در آن به بندگی تو گردن نهادهاند،و ما را در این ماه توفیق توبه عنایت کن،و از گناه حفظ فرما،و از انجام نافرمانیات بازدار،و ادای شکر نعمتت را به ما ارزانی کن،و لباسهای عافیت را بر ما بپوشان،و به سبب انجام طاعت کامل، نعمتت را در این ماه بر ما تمام کن،زیرا که تو بس بخشنده ستودهای،و درود خدا بر محمّد و خاندان پاکش،و برای ما از جانب خود در این ماه مددی برسان،بر انجام آنچه ما را به آن خواندهای از اطاعت واجبت،و آن را بپذیر،همانا تو کریمتر از هر کریمی،و مهربانتر از هر مهربانی،آمین آمین ای پروردگار جهانیان.
چهارم:با همسر خویش نزدیکی کند،و این عمل از ویژگیهای این ماه است،وگرنه نزدیکی با همسر در شب اول ماههای دیگر مکروه است.
پنجم:غسل شب اول ماه را انجام دهد.روایت شده:هرکه در شب اول ماه رمضان غسل کند،تا ماه رمضان آینده بدنش دچار خارش نشود.
ششم:اگر بتواند در نهر جاری غسل کند،و سی کف آب بر سر بریزد که تا ماه رمضان آینده با طهارت معنوی باشد.
هفتم:مزار امام حسین علیه السّلام را زیارت کند،تا گناهانش ریخته و ثواب حاجیان و اهل عمرۀ آن سال را دریابد.
هشتم:از این شب خواندن هزار رکعت نماز این ماه را که در پایان بخش دوّم[صفحه 299]ذکر شد شروع کند.
نهم:در این شب دو رکعت نماز بجا آورد،در هر رکعت سورۀ«حمد»و سورۀ«انعام»را بخواند،و از خدا درخواست کند که او را
کفایت نماید،و از آنچه از دردهای میترسد حفظ کند.
دهم:دعای«اللّهمّ ان هذا الشّهر المبارک»را که در اعمال شب آخر ماه شعبان گذشت[صحفۀ 282]بخواند.
یازدهم:پس از نماز مغرب دستها را بلند کند،و این دعا را که از امام جواد علیه السّلام وارد شده و در کتاب«اقبال»ذکر شده بخواند:
خدایا ای آنکه مالک تدبیر است،و او بر هر چیز تواناست،ای آنکه میداند خیانت دیدهها را و آنچه را سینهها پنهان میکنند و نهاد نهان میسازد،و او لطیف و آگاه است.خدایا ما را از کسانی قرار ده که تصمیم گرفتند آنگاه انجام دادند،و از کسانی قرار مده که تیرهبخت شدند و در نهایت تنبلی کردند و از انانی قرار مده که بر غیر عمل صالح تکیه نمودند.خدایا بدنهای ما را از بیماریها سلامتی بخش و ما را بر انجام آنچه از عمل بر ما واجب کردهای یاری ده،تا این ماه از ما سپری گردد درحالیکه آنچه را در این ماه بر ما واجب نمودهای ادا کرده باشیم.خدایا ما را بر روزهاش یاری ده،و برای شبزندهداریاش موفق بدار،و برای نماز در این ماه ما را شاداب گردان،و از قرائت قران محروم مساز،و پرداخت زکات را در این ماه بر ما آسان گردان.خدایا درد مزمن،خستگی،بیماری،هلاکت را بر ما چیره مکن.خدایا افطار از روزی حالت را روزی ما کن.خدایا آنچه که از روزیات در این ماه قسمت ما نمودی دست یافتن به آن را برای ما هموار کن،و آنچه را از فرمانت برای ما تقدیر کردهای آسان کن،و آن را حلال و پاک و پاکیزه از گناهان بوده از گرانباریها و بزهکاریها قرار ده.خدایا به ما مخوران جز غذای پاک که نه پلید باشد و نه حرام،و روزیات را برای ما حلال گردان،که آلودگیها و درها با آن در نیامیزد،ای که داناییاش به امور پنهان،همانند داناییاش به امور آشکار است، ای فضلبخش بر بندگانش به احسان،ای آنکه بر هر چیز تواناست،و به هر چیز دانا و آگاه است،یادت را به ما الهام کن،
و از سختی بر ما ما را برکنار دار7و به آسانیات ما را برسان،و به راستی راهنمایمان باش،و به استواری توفیقمان ده،و از بلا نگاهمان بدار.
و ما را از بارهای گران گناهان و خطاها حفظ کن،ای آنکه گناهان بزرگ را جز او نیامرزد،و احدی بدی را جز او برطرف ننماید،ای مهربانترین مهربانان،و کریمترین کریمان،بر محمّد و اهل بیت پاکش درود فرست،و روزۀ ما را پذیرفته بدار،و به نیکی و تقوا پیوندش ده،و همچنین کوشش ما را مورد قدردانی،و شبزندهداری ما را پذیرفته،و قرائتمان را بالا رفته،و دعایمان را اجابت شده قرار ده،و ما را به عاقبت به خیری هدایت کن،و از دشواری برکنارمان بدار،و ما را برای آسانی آماده ساز،و درجاتمان را بالا بر،و حسناتمان را دوچندان کن،و روزه و نماز ما را بپذیر،و دعاهایمان را شنوا باش،خطاهایمان را بیامرز،و از گناهمان درگذر،و ما را از عاملان رستگار قرار ده،و از غضبشدگان و گمراهان قرار مده، تا ماه رمضان از ما سپری گردد چنانکه روزهها و شبزندهداریمان را در آن پذیرفته باشی،و کردارمان را در آن پاکیزه، و گناهانمان را در آن مورد آمرزش قرار داده،و سهم ما را در آن از هر خیری فراوان ساخته باشی،به یقین تویی معبود اجابتکنندۀ دعاها، و پروردگار نزدیک به بندگان و تویی احاطهکننده بر هر چیز.
دوازدهم:در این شب دعای روایت شده از امام صادق علیه السّلام را که در کتاب«اقبال»آمده بخواند: خدایا ای پروردگار ماه رمضان،ای فرو فرستندۀ قرآن،این ماه رمضان است که قرآن را در آن فرود فرستادی،و در آن دلایل روشنی از هدایت و شناسایی حق از باطل
فرو فرستادی.خدایا روزۀ آن را نصیب ما کن،و بر شبزندهداریاش یاریمان ده،خدایا آن را برای ما سالم بدار،و در آن به ما سلامتی ده و آن را از سوی خویش در آسانی و سلامت کامل از ما تحویل بگیر،و در آنچه حکم میکنی و مقدّر میگردانی از فرمان حتمی خویش،و در انچه جدا میکنی از امر حکیمانهات در شب قدر،از ان حکمی که برگشت نمیپذیرد و دگرگون نمیشود،مقرّر فرما که ما را از حاجیان خانۀ محترمت بنویسی،آنان که حجّشان قبول،و سعیشان پذیرفته،و گناهانشان آمرزیده گشته،و بدیهایشان نادیده گرفته شده است.
و در آنچه حکم میکنی و مقدّر مینمایی مقرّر فرما که عمرم را طولانی گردانی،و از روزی حلالت بر من وسعت بخشی.
سیزدهم:دعای چهل و چهارم صحیفۀ کامله سجادیه را بخواند.
چهاردهم:بخواند عالی«اللّهمّ انّ هذا شهر رمضان...»را که سیّد در کتاب«اقبال»نقل فرموده،و دعایی بسیار طولانی است.
پانزدهم:بخواند:خدایا هر آینه ماه رمضان وارد شد،ماهی که در آن قرآن را فرو فرستادی،و آن را دلایل آشکاری از هدایت و شناسایی حق از باطل قرار دادی.خداوند در ماه رمضان به ما برکت عطا کن،و بر روزه و نمازهایش یاریمان فرما و آن را از ما بپذیز.روایت شده رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله وقتی ماه رمضان میرسید این دعا را میخواندند.
شانزدهم:و نیز روایت شده است که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله در شب اول ماه رمضان این دعا را میخواندند:
سپاس خدای را که به وسیلۀ تو ای ماه مبارک ما را گرامی داشت.خدایا ما را بر روزه و شبزندهداریمان نیرو بخش،و گامهایمان را استوار کن،و بر کافران پیروزمان گردان،خدایا تو یگانهای پس برایت فرزندی نیست،و تو بینیازی
پس شبیهی برایت نمیباشد،و تویی عزیز و چیزی عزیزت نکند،و تویی بینیاز و من تهیدستم،و تویی مولا و من بندهام،و تویی آمرزنده و من گنهکارم،و تویی مهربان و من خطاکارم،و تویی آفریننده و من آفریدهام،و تویی زنده و من مردهام،از تو درخواست میکنم به مهرت که مرا بیامرزی و به من رحم کنی،و از من درگذری،همانا تو بر هر چیز توانایی.
هفدهم:در باب اوّل[صفحۀ 147]بیان استحباب خواندن دعای جوشن کبیر در آغاز ماه گذشت.
هیجدهم:دعای حج را که در اول ماه گذشت بخواند.
نوزدهم:هنگامی که ماه رمضان شروع میشود کثرت تلاوت قرآن شایسته است،و روایت شده که امام صادق علیه السّلام پیش از تلاوت قرآن این دعا را میخواندند:
خدایا گواهی میدهم که این کتاب توست که از سوی تو بر رسولت محمّد بن عبد اللّه(درود خدا بر او و خاندانش)نازل گشته،و سخن گویای توست بر زبان پیامبرت،آن را از سوی خود راهنمایی برای بندگانت قرار دادی، و رشتۀ پیوستهای بین تو و بندگان توست.خدایا پیمان و کتابت را در پیش رویم باز کردهام،خدایا نگاهم را در آن عبادت،و خواندم را در آن اندیشه،و اندیشهام را در آن عبرتآموز قرار بده،و مرا از کسانی قرار ده که از بیان پندهایت در قرآن اندرز گیرند،و از نافرمانیهایت دوری نمایند،و هنگام تلاوت آن بر گوشم مهر مزن، و بر دیدهام پرده منه،و خواندنم را خواندن بیتدبّر قرار مده،بلکه آنچنان قرارم ده که در آیات و احکامش تدبّر کنم،و برگیرندۀ قوانین دینت باشم،و نگاهم را در آن بیخبری،و قرائتم را بیهوده و باطل قرار مده،
تویی رؤف،و مهربان.و پس از قرائت قرآن مجید این دعا را میخواندند خدایا آنچه را از حکم کتابت کرده بودی خواندم،کتابی که بر پیامبر راستگویت(درود خدا بر او و خاندانش)نازل کردی،پس سپاس شایستۀ توست ای پروردگار خدایا مرا از کسانی قرار ده که حلالش را حلال و حرامش را حرام میشمارند،به محکم و متشابهش ایمان میآورند،و آن را مونس در قبر و قیامتم گردان،و مرا از کسانی قرار ده که او را به هر آیهای که میخواند در برترین جایگاه بهشت بالا بری،آمین ای پروردگار جهانیان.
روز اوّل:در آن چند عمل مستحبّ است:
اوّل:غسل نمودن در آب جاری،و بر سر ریختن سی کف دست آب،که در تمام طول سال باعث ایمنی از همۀ دردها و بیماریهاست.
دوم:کفی از گلاب به روی خویش بزند،تا از خواری و پریشانی نجات یابد و قدری هم به سر خود بمالد،تا در آن سال از سرسام[در برخی نسخهها:برسام،به معنی بیماری سینه]ایمن گردد.
سوّم:دو رکعت نماز اول ماه را بجا آورد و صدقه بدهد.
چهارم:دو رکعت نماز بخواند،در رکعت اول سورههای«حمد» و«انّا فتحنا»را و در رکعت دوم سورۀ«حمد»و هر سورۀ دیگری را که بخواهد بخواند،تا حق تعالی در آن سال بدیها را از او دور سازد،و تا سال آینده در پناه خدا باشد.
پنجم:پس از طلوع فجر این دعا را بخواند:
خدایا ماه رمضان رسید،تو روزهاش را بر ما واجب نمودهای،و قرآن را در آن برای هدایت مردم،و دلایل روشنی از هدایت و شناسایی از باطل نازل کردهای.خدایا ما را بر روزهاش یاری کن،و آن را از ما بپذیر، و این ماه را از ما به سلامت دریافت کن،و آن را برای ما از سوی خویش در آسانی و عافیت سالم بدار،همانا تو بر هر چیز توانایی.
ششم:دعای چهل و چهارم صحیفۀ کامله را اگر در شب قبل نخوانده بخواند.
هفتم:علاّمۀ مجلسی در«زاد المعاد»فرموده که شیخ
کلینی و شیخ طوسی و دیگران به سند صحیح روایت کردهاند که حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام فرمود:در ماه مبارک رمضان در آغاز سال،یعنی روز اول این ماه چنانکه علما فهمیدهاند این دعا را بخوان،و فرمود:هرکه این دعا را برای رضای خدا،و بدون آمیختگی با اغراض ناپسند و ریا بخواند،در آن سال فتنه و گمراهی و آفتی که به دین یا بدنش ضرر برساند به او نرسد،و حق تعالی او را از شرّ آنچه از بلاها در آن سال واقع میشود حفظ مینماید.و دعا این است:
خدایا از تو درخواست میکنم به آن نامت که همه چیز در برابرش فروتن شده،و به رحمتت که همه چیز را فرا گرفته، و به عظمتت که همه چیز در آستانش تواضع نموده،و به عزّتت که بر همه چیز چیره گشته،و به نیرویت که همه چیز در برابرش خضوع یافته،و به جبروتت که بر همه چیز غالب گشته،و به علمت که همه چیز را فرا گرفته،ای نور،ای قدوس،ای اول پیش از هر چیز،ای باقی پس از هر چیز،ای خدا،ای مهربان،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و از من بیامرز گناهانی را که نعمتها را دگرگون میسازد،و بیامرز گناهانی را که کینهها را فرو میفرستد، و بیامرز گناهانی را که امید به تو را قطع میکند،و بیامرز گناهانی را که دشمنان را چیره میسازد،و بیامرز گناهانی را که دعا را برمیگرداند،و بیامرز گناهانی را که مردم به سبب آن سزاوار نزول بلا میشوند،و بیامرز گناهانی را که بارش آسمان را باز میدارد،و بیامرز گناهانی را که پردهها را کنار میزند،و بیامرز گناهانی را که در نابودی شتاب میافکند،و بیامرز گناهانی را که سبب پشیمانی میگردد،و بیامرز گناهانی را که پردهها را میدرد،و زره محکمت را بر من بپوشان زرهی که نفوذ ناپذیر است،و مرا از شرّ آنچه در شب و روز
و آیندۀ این سال از آن حذر میکنم عافیت بخش.خدایا پروردگار آسمانهای هفتگانه،و پروردگار زمینهای هفتگانه،و آنچه در آنهاست،و آنچه میان آنهاست،و پروردگار عرش بزرگ،و پروردگار سورۀ«حمد»و قرآن عظیم،و پروردگار اسرافیل و میکاییل و جبرییل،و پروردگار محمّد(درود خدا بر او و خاندانش) آقای رسولان و پایانبخش پیامبران،از تو میخواهم به حق ذات پاکت و به حق آنچه خود را به آن نام نهادی،ای بزرگ تویی که به نعمت بزرگ تفضّل میکنی،و هر محدوزی را دفع میکنی،و هر نعمت برجستهای را عطا مینمایی،و نیکیها را به کم و زیاد دوچندان میسازی،و هر کاری که بخواهی انجام میدهی،ای توانا ای خدا،ای مهربان،بر محمّد و اهل بیتش درود فرست، و در آیندۀ این سال لباس سترت را بر من بپوشان،و چهرهام را به نورت شاداب ساز،و به دوستیات دوستم بدار،و و مرا به خشنودیت،و شریف کرامتت،و بزرگ عطایت برسان،و به من عطا کن از بهترین چیزی که نزد توست و بهترین چیزی که به بندهای از بندگانت عطا میفرمایی،و افزون بر این لباس عافیت و تندرستی بر من بپوشان،ای جایگاه هر شکایت،ای حاضر در هر گفتگوی پنهان،ای دانای هر نهان،ای دفع کنندۀ بلاها آنگونه که خواهی،ای بزرگوار گذشت ای نیکو درگذر،مرا بر آیین ابراهیم و بر فطرت او،و بر دین محمّد(درود خدا بر او و خاندانش باد) و روش او،و بر بهترین مرگها بمیران،بمیران درحالیکه دوستدار اولیایت،و دشمن دشمنانت باشم.خدایا مرا در این سال از هر کار یا گفتار یا کرداری که از تو دورم میکند برکنار دار،و به جانب هر عمل یا
گفتار یا کرداری که مرا در این سال به تو نزدیک میکند جلب نما،ای مهربانترین مهربانان،و بازدار مرا از هر عمل یا گفتار یا کرداری که از من سر میزند،و من از سرانجام زیانبارش میترسم،و از خشمت به خاطر آ بر خود بیمناکم،ترسم از این است که روی کریمانهات را از من بگردانی در نتیجه سزاوار کاستی بهرهای که پیش تو دارم گردم،ای پرلطف ای مهربان خدایا در آیندۀ این سال مرا در حفظ و پناه و حمایت خود قرار ده،و پرده تندرستی را بر من بپوشان،و از کرامتت بر من ببخش،عزیز است پناه تو،و بزرگ است ثنای تو،و معبودی جز تو نیست.خدایا مرا پیرو شایستگان از اولیای گذشتهات قرار ده،و به آنان ملحقم فرما،و تسلیم آنکه از آنان از طرف تو راست گفت قرارم ده،خدایا به تو پناه میآورم از اینکه خطایم و ستمم،و زیادهروی بر نفسم،و پیروی از هوا و هوسم،و سرگرمیام به شهوت بر من احاطه کند،در نتیجۀ همۀ اینها بین من و رحمت و خشنودیات دیوار گردد،و من نزد تو فراموش شوم،و در معرض خشم و کینهات قرار گیرم.خدایا مرا برای هر عمل شایستهای که به سبب آن از من خشنود شودی موفق بدار،و مرا به مقام قربت نزدیک کن.خدایا چنانکه از پیامبرت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)هراس از دشمنش را کفایت کردی،و اندوهش را برطرف نمودی،و غمش را زدودی،و وعدهات را به او وفا کردی،و پیمانت را برایش به پایان آوردی.خدایا به همان گونه هراس این سال و آفات و امراض و فتنهها و شرور و اندوهها و تنگی معیشت را در آن از من کفایت کن،و به رحمتت مرا به کمال عافیت،با کامل کردن ریزش نعمت بر من تا پایان عمرم برسان
از تو درخواست میکنم درخواست کسی که بد کرده و ستم روا داشته و درمانده شده و اعتراف به گناه نموده است،و از تو درخواست میکنم که مرا بیامرزی از آنچه از گناهان بر من گذشته،که آنها را نگهبانانت ثبت نموده و بزرگوار فرشتگانت برشمردهاند و اینکه خدایا در آنچه از عمرم باقی مانده،تا پایان عمر مرا از گناهان نگاه داری،ای خدا،ای بخشنده،ای مهربان،بر محمّد و اهل بیت محمّد درود فرست،و هر آنچه از تو خواستم،و در طلب آن به جانب تو رغبت نمودم به من عنایت فرما،بدرستی که تو مرا به خواستن فرمان دادی و برایم عهدهدار اجابت شدی،ای مهربانترین مهربانان.فقیر گوید:سیّد ابن طاووس این دعا را در شمار اعمال شب اوّل ماه ذکر کرده است.
روز ششم:در چنین روزی در سال دویست و یک،مردم با امام رضا علیه السّلام بیعت کردند،سیّد روایت کرده:که برای شکرانۀ این نعمت در این روز دو رکعت نماز بجا آرند،در هر رکعت پس از«حمد»بیست و پنج مرتبه سورۀ«توحید»بخوانند.
شب سیزدهم:آغاز شبهای بیض[یعنی شبهای روشن و تابناک که عبارتند از شبهای سیزدهم،چهاردهم و پانزدهم ماه]است و در آن سه عمل مستحب است:
اوّل:غسل کردن
دوم:چهار رکعت نماز بخواند،در هر رکعت یک بار سورۀ«حمد» و بیست و پنج بار سورۀ توحید
سوم:دو رکعت نماز،که در اعمال شب سیزدهم رجب و شعبان بیان شد،در هر رکعت پس از سورۀ«حمد»سورههای«یس»و «تَبٰارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ» و«قل هو اللّه احد»را بخواند.و در
شب چهاردهم:این نماز خوانده میشود به صورت چهار رکعت با دو سلام که در صفحات پیش[صفحۀ 37]در شرح دعای مجیر بیان آن گذشت،که هر که آن را در ایام البیض ماه رمضان بخواند،گناهانش آمرزیده میشود هرچند به تعداد قطرات باران،و برگ درختان،و ریگ بیابان باشد.
شب پانزدهم:از شبهای پربرکت است،و در آن چند عمل مستحبّ است:
اوّل:غسل کردن.
دوّم:زیارت امام حسین علیه السّلام.
سوم:شش رکعت نماز که در هر رکعت پس از سورۀ«حمد»سورههای«یس»و «تَبٰارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ
و«قل هو اللّه احد»خوانده شود.
چهارم:صد رکعت نماز بخواند،در هر رکعت پس از سورۀ«حمد»ده مرتبه سورۀ«توحید»خوانده شود.شیخ مفید در کتاب«مقنعه»از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده که هرکه این عمل را بجا آورد حق تعالی ده فرشته به سوی او میفرستد،تا دشمنانش را از پری و آدمی از او دور کنند،و هنگام مرگ او سی فرشته میفرستد،که او را از عذاب دوزخ ایمن کنند.
پنجم:روایت شده که از امام صادق علیه السّلام پرسیدند:چه میفرمایی در حق کسی که در شب نیمۀ ماه رمضان کنار قبر امام حسین علیه السّلام حاضر شود؟حضرت فرمود:خوشا به حال کسی که در شب نیمۀ ماه رمضان پس از نماز عشا ده رکعت نماز کنار قبر آن حضرت بجار آورد،البته این نماز غیر از نافلۀ شب میباشد،و بخواند در هر رکعت پس از سورۀ«حمد»ده مرتبه«توحید»را،و به خدای تعالی از آتش دوزخ پناه ببرد،خدا او را نجات یافته از آتش ثبت میکند،و از دنیا نرود تا فرشتگانی را در خواب ببیند، که او را به بهشت بشارت میدهند،و نیز فرشتگانی که او را از آتش ایمن میکنند.
روز نیمۀ ماه رمضان:در چنین روزی در سال دوم هجری ولادت باسعادت حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام واقع شد،و شیخ مفید فرموده:ولادت امام محمّد تقی علیه السّلام در چنین روزی در سال صد و نود و پنج هجری بوده،اما مشهور از علما برآنند که آن در غیر این روز بوده است،به هر صورت این روز روز بسیار شریفی است،و دادن صدقات و بخششها در این روز فضیلت بسیار دارد.
شب هفدهم:شب بسیار مبارکی است،در آن شب سپاه رسول خدا با کافران قریش در منطقه بدر روبرو شدند، و فردای آن جنگ بدر درگرفت،و خدا سپاه آن حضرت را بر مشرکین پیروز کرد،و آن پیروزی از بزرگترین فتوحات اسلام بود،به همین خاطر علما فرمودهاند:صدقه در چنین روزی،همراه شکرگزاری بسیار به درگاه حق بسیار مستحب است، و همچنین در شبش غسل و عبادت فضیلت بسیار دارد.مؤلف گوید:روایات بسیار وارد شده که رسول خدا در شب بدر به یارانش فرمود:امشب کیست که برود برای ما از چاه آب بیاورد؟یاران سکوت نموده و هیچیک اقدام به این کار نکردند!امیر المؤمنین علیه السّلام برای طلب آب مشکی برداشت و بیرون رفت،آن شب،شبی سرد بود،و باد
تندی میوزید و تاریکی همه جا را فرا گرفته بود،به چاه آب رسید،چاهی بود بسیار عمیق و تاریک،و حضرت دلوی نیافت تا از چاه آب بگیرد به ناچار وارد چاه شد،و مشک را پر کرده بیرون آمد،به جانب اردوی اسلام حرکت کرد ناگاه باد سختی وزید،که آن حضرت از سختی آن نشست،تا برطرف شد،سپس برخواست و به حرکتش ادامه داد که ناگهان باد سخت دیگری مانند آن وزیدن گرفت،آن حضرت دوباره نشست تا آن باد هم آرام گرفت،چون برخاست و به سوی سپاه اسلام حرکت کرد،باز بادی به همان صورت وزید،آن حضرت نشست و پس از فرو نشستن باد،خود را به پیامبر اسلام رساند،حضرت فرمود:یا ابا الحسن چرا دیر آمدی؟عرض کرد سه مرتبه بادی وزیدن گرفت که بسیار سخت بود و مرا لرزه فرا گرفت و دیر آمدنم بخاطر فرو نشستن بادها بود.پیامبر فرمود:یا علی آیا دانستی آنها چه بودند؟عرض کرد:ندانستم،فرمود:بار نخست جبرئیل بود با هزار فرشته که بر تو سلام کرد و سلام کردند و بار دوم میکاییل بود با هزار فرشته که بر تو سلام کرد و سلام کردند،و پس از آن اسرافیل بود با هزار فرشته که بر تو سلام کرد و سلام کردند و آنان برای یاری دادن به ما نازل شدند.فقیر گوید:قول آن کسی که گفته در یک شب برای امیر المؤمنین سه هزار و سه منقبت(کمال و برازندگی)بوده،اشاره به همین شب است و سیّد حمیری در مدح آن حضرت در قصیدۀ خود به این معنا اشاره کرده
به خدا و نعمتهایش سوگند میخورمو شخص در برابر آنچه گفت مسئول است به درستی که علی بن ابی طالبوجودش بر تقوا و نیکی سرشته شده است چنین بود،وقتی برق نیزهها تنور جنگ را میافروختو پهلوانان از عرصه فرار میکردند به جانب حریف میشتافت و در دستش بودشمشیر بر آن تیز صیقلی شده مانند راه رفتن شیر غران در میان بچههایشکه آنها را از بیشه برای شکار به میدان آورده علی همان است که در شبی بر او*میکاییل و جبرییل سلام کرد
میکاییل همراه هزار فرشته و جبرییلبا هزار فرشته و به دنبالشان اسرافیل در شب بدر برای یاری رساندن نازل شدند*گویا آنان مرغان ابابیل بودند
شب نوزدهم:این شب با عظمت آغاز شبهای قدر است،و شب قدر آن شبی است که در طول سال،شبی به خوبی و فضلیت آن یافت نمیشود،و عمل در این شب از عمل در طول هزار ماه بهتر است،و تقدیر امور سال در این شب صورت میگیرد،و فرشتگان و روح که اعظم فرشتگان الهی است،در این شب به اذن پروردگار به زمین فرود میآیند،و به محضر امام زمان(عج) میرسند و آنچه را که برای هر فرد مقدّر شده بر آن حضرت عرضه میدارند.
و اعمال شبهای قدر بر دو نوع است:
یکی اعمالی که در هر سه شب باید انجام داد،و دیگر اعمالی که مخصوص به هر یک از شبهای قدر است.
اوّل:اعمالی است که در هر سه شب باید انجام داد،و آن چند عمل است:
اوّل:غسل کردن.علاّمۀ مجلسی فرموده بهتر است غسل این شبها در هنگام غروب آفتاب انجام گیرد،که نماز شام را با غسل بخواند.
دوم:دو رکعت نماز که در هر رکعت پس از سورۀ«حمد»،هفت مرتبه«توحید»خوانده،و پس از فراغت از نماز هفتاد مرتبه بگوید،استغفر اللّه و اتوب الیه در روایت نبوی است:که از جای برنخیزد تا خدا او و پدر و مادرش را بیامرزد،تا آخر خبر.
سوم:قرآن مجید را باز کند و در برابر خود گرفته و بگوید:
خدای از تو درخواست میکنم به حق کتاب نازل شدهات،و آنچه در آن است،و در آن است نام بزرگتترت،و نامهای نیکوترت و آنچه بیمانگیز است و امیدبخش،اینکه مرا از آزادشدگان از آتش دوزخ قرار دهی.سپس هر حاجت که دارد بخواهد.
چهارم:قرآن مجید را روی سر بگذارد و بگوید:خدایا به حق این قرآن،و به حق کسی که آن را بر او فرستادی،و به حق هر مؤمنی که او را در قرآن ستودی،و به حق خود بر آنان،پس احدی شناساتر از تو به حق تو نیست سپس ده مرتبه بگوید
به ذاتت ای خدا و ده مرتبه به حق محمّد و ده مرتبه به حق علی و ده مرتبه به حق فاطمه و ده مرتبه به حق حسن و ده مرتبه به حق حسین و ده مرتبه به حق علی بن الحسین و ده مرتبه به حق محمّد بن علی و ده مرتبه به حق جعفر بن محمّد و ده مرتبه به حق موسی بن جعفر و ده مرتبه به حق علی بن موسی و ده مرتبه به حق محمد بن علی و ده مرتبه به حق علی بن محمّد و ده مرتبه به حق حسین بن علی و ده مرتبه به حق حجّت.پس هر حاجتی که داری از خدا بخواه.
پنجم:حضرت سیدالشّهدا علیه السّلام را زیارت کند.در روایت آمده:هنگامی که شب قدر میشود،منادی از آسمان هفتم از پشت عرش ندا سر میدهد که خدا هرکه را به زیارت مزار امام حسین علیه السّلام آمده آمرزید.
ششم:این شبها را احیا بدارد،روایت شده هرکه شب قدر را احیا بدارد،گناهانش آمرزیده میشود،هرچند به شمارۀ ستارگان آسمان و سنگینی کوهها و پیمانه دریاها باشد.
هفتم:صد رکعت نماز بجا آورد،که فضلیت بسیار دارد و بهتر آن است که در هر رکعت پس از سورۀ«حمد»،ده مرتبه«توحید»بخواند.
هشتم:این دعا را بخواند،
خدایا شام کردم درحالیکه برای تو تنها بنده کوچک و خواری هستم،که برای خویش سود و زیانی را به دست ندارم،و نمیتوانم از خود پیشآمد بدی را بازگردانم،به این امر بر خویش گواهی میدهم،و در پیشگاهت به ناتوانی و کمی چارهام اعتراف میکنم،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و آنچه را به من و همۀ مردان و زنان مؤمن،از آمرزش در این شب وعده دادی وفا کن، و آنچه را به من عنایت فرمودهای کامل ساز،که من بندۀ بیچاره،درمانده،ناتوان،تهیدست خوار توام.خدایا مرا فراموش کنندۀ ذکرت قرار مده،در آنچه سزاوار آنم فرمودی،و نه فراموش کنندۀ احسانت،در آنچه عطایم نمودی،و نه ناامید از اجابتت،گرچه مدّت
زمانی طولانی گردد،چه در خوشی یا ناخوشی،یا سختی،یا آسانی،یا عافیت،یا بلا،یا تنگدستی،یا در نعمت همانا تو شنوندۀ دعایی.این دعا را کفعمی از امام زین العابدین علیه السّلام روایت کرده که در این شبها،در حال قیام و قعود و رکوع و سجود میخواندند،و علاّمۀ مجلسی فرموده:بهترین اعمال در این شبها،درخواست آمرزش و دعا است،برای حوایج دنیا و آخرت خود،و پدر و مادر و خویشان،و برادران و خواهران مؤمن،چه آنان که زندهاند،و چه آنان که از دنیا رفتهاند،و خواندن اذکار،و صلوات بر محمّد و آل محمّد علیهم السّلام به هر اندازه که بتواند و در بعضی از روایات وارد شده:دعای جوشن کبیر را در این سه شب بخواند.فقیر گوید:که دعای جوشن کبیر را در بخشهای پیش آوردهام.روایت شده که خدمت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله عرض شد:اگر شب قدر را یافتم،از خدای خود چه بخواهم؟فرمود:عافیت.
امّا اعمال شب نوزدهم چند چیز است:
اوّل:گفتن صد مرتبه:
از پروردگارم خدا آمرزش میجویم و به سوی او میپویم
دوم:گفتن صد مرتبه خدایا قاتلان امیر المؤمنین را لعنت کن
سوم:دعای یا ذی الذّی کان را که در قسم چهارم گذشت بخواند.
چهارم:این دعا را بخواند: خدایا مقرّر فرما در آنچه حکم میکنی،و تقدیر مینمایی از فرمان حتمی،و در آنچه جدا میکنی از کار حکیمانه در شب قدر،و در آن حکم حتمی که برگشت و تغییری ندارد،اینکه مرا از حاجیان خانۀ محترمت بنویسی،حاجیانی که حجّشان قبول،سعیشان پذیرفته، گناهانشان آمرزیده،بدیهایشان نادیده گرفته شده است،و در آنچه حکم میکنی و تقدیر مینمایی،مقرّر فرما که عمرم را طولانی نمایی، و در روزیام بر من وسعت بخشی،و با من چنین و چنان کنی.و به جای«کذا و کذا»حاجت خود را بیان کند.
شب بیست و یکم:فضیلت این شب نورانی از شب نوزدهم بیشتر اس و باید اعمال این شب را،از غسل و احیا و زیارت و نماز هفت«توحید»و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعای جوشن کبیر و غیر آنها را انجام دهد و در غسل و احیا و سعی در عبادت،در این شب و شب بیست و سوم اصرار ورزد،در روایات به این معنی که شب قدر یکی از این دو شب میباشد،تاکید شده در چند روایت آمده:
که از معصوم خواسته شد:معین فرمایید که شب قدر کدام یک از این دو شب است؟ایشان تعیین نکرد،بلکه فرمود:
چه آسان است دو شب در آنچه میجویی یا آنکه فرموده:باکی بر تو نیست که در هر دو شب کار خیر انجام دهی مانند ان.و شیخ ما صدوق در آنچه بر بزرگان در یک مجلس راجع به مذهب امامیه دیکته کرده چنین فرمود:هر که این دو شب را با بحثهای علمی احیا بدارد بهتر است به هر صورت از این شب شروع کند به خواندن دعاهای شبهای دهۀ آخر ماه که از جملۀ آنها این دعاست که شیخ کلینی در کتاب کافی از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:
که در دهۀ آخر ماه رمضان در هر شب بخوان:پناه میآورم به عظمت ذات کریمت،از اینکه ماه رمضان از من سپری شود،یا سپیده این شب طلوع کند،و از سوی من نزد تو گناهی یا نتیجه کاری مانده باشد،که مرا بر آن عذاب نمایی کفعمی در حاشیۀ«بلد الامین»نقل کرده که امام صادق علیه السّلام در هر شب از دهۀ آخر این ماه پس از نمازهای واجب و مستحب میخواندند:
خدایا از ما حق آنچه را که از ماه رمضان گذشته ادا فرما،و کوتاهی ما را از عبادت در این ماه بیامرز و ماه رمضان را از ما پذیرفته تحویل گیر،و ما را از زیادهرویهای بر علیه خویشتن مؤاخذه مکن،و از رحمتشدگان قرار ده،نه از محرومان.
و فرموده:هرکه این دعا را بخواند،خدا تقصیری که در گذشته از ماه رمضان از او سر زده بیامرزد،و او را در باقیماندۀ ماه از گناهان بازدارد.سیّد
ابن طاووس در کتاب«اقبال»از ابن ابی عمیر از مرازم نقل کرده:امام صادق علیه السّلام در هر شب از دهۀ آخر این ماه میخواند:
خدایا تو در کتاب نازلشدهات فرمودی:ماه رمضان،ماهی که قرآن برای هدایت مردم در آن نازل شده و دلایلی روشن از هدایت و تمیز دادن حق از باطل است،با نازل کردن قرآن در آن حرمتش را بزرگ شمردی،و آن را به شب قدر اختصاص دادی،شبی که آن را از هزار ماه ماه بهتر قرار دادی.خدایا این روزهای ماه رمضان است که گذشت،و شبهای آن است که از دست رفت،من از این ماه چنان شدهام که تو از من به آن داناتری،و شمارۀ آن را از تمام آفریدگانت شمارندهتری،در نتیجه از تو درخواست میکنم به آنچه از تو درخواست کردند فرشتگان مقرّبت،و پیامبران مرسلت،و بندگان شایستهات،این که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و وجودم را از آتش آزاد کنی،و به رحمتت به بهشتم وارد نمایی،و به عفو و کرمت بر من تفضّل آری،و نزدیکجوییام را بپذیری،و دعایم را به اجابت رسانی،و به امان دادنم در روز وحشت، از هر هراسی که برای قیامتم آماده ساختهای بر من منت نهی،خدایا به ذات کریم و به جلال بزرگت پناه میآورم، از اینکه روزها و شبهای ماه رمضان سپری گردد،و برای من نزد تو نتیجه کاری یا گناهی باشد که مرا به سبب آن مؤاخذه کنی،یا خطایی که بخواهی انتقامش را از من بگیری،و مرا در آنها نیامرزیده باشی،ای آقای من،ای آقای من،ای آقای من از تو میخواهم که معبودی جز تو نیست، آنگاه که معبودی جز تو نبود،اگر در این ماه از من خشنود بودهای،بر خشنودیات از من بیفزا،و اگر خشنود نبودهای
از هم اکنون از من خشنود شو ای مهربانترین مهربانان،ای خدا،ای یکتا،ای بینیاز،ای که نزاییده و زاده نشده،و احدی برایش همتا نبود.و بسیار بگو:ای نرم کنندۀ آهن برای داود(درود بر او)،ای بردارندۀ بدحالی و بلاهای بزرگ از ایّوب(درود بر او)،ای از بینبرندۀ اندوه شدید یعقوب (درود بر او)،ای زایل کنندۀ غم یوسف(درود بر او)،درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد،چنانکه تو سزاواری که درود فرستی بر جملۀ آنان،و با من چنان کن که تو شایستۀ آنی نه چنانکه من سزاوار آنم.
و از جملۀ این دعاها دعایی است که در کتاب«کافی»به صورت روایت مستند،و در کتاب«مقنعه»و«مصباح» بدون ذکر سند نقل شده:که در شب اوّل از دهۀ سوم،یعنی در شب بیست و یکم بخوان:
ای وارد کنندۀ شب و روز،و وارد کنندۀ روز و شب،و بیرون آورندۀ زنده از مرده،و بیرون آورندۀ مرده از زنده،ای روزیدهندۀ بیحساب به هرکه خواهی،ای خدا،ای مهربان،ای خدا ای خدا،ای بخشنده،ای خدا، ای خدا،ای خدا،بر این نامهای نیکوتر،و نمونههای برتر و بزرگمنشی و نعمتها،از تو میخواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و قرار دهی نامم را در این شب از گروه سعادتمندان،و روحم را با شهیدان،و نیکوکاریام را در بلندترین مقام بهشت،و بدکاریام را آمرزیده،و بر من یقینی ببخشی که دلم همراه آن باشد،و ایمانی که دودلی را از من بردارد،و خشنودم نمایی به آنچه نصیبم کردی،و ما را در دنیا و آخرت پاداش نیکو
عنایت کن،و از آتش سوزان حفظ فرما،و در این شب ذکر و شکر و رغبت به سویت، و توبه و توفیق آنچه که محمّد و خاندان محمّد(درود خدا بر او و ایشان)را به آن موفق نمودی نصیب من فرما.
بقیه اعمال شب بیست و یکم:کفعمی از سیّد ابن باقی نقل کرده که در شب بیست و یکم بخوان:
خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و آنچنان بردباری روزی من گردان که در نادانی را به روی من ببندد،و هدایتی که رهیدن از هر گمراهی را به وسیلۀ آن بر من منت نهی،و ثروتی که در هر فقری را به سبب آن بر من ببندی،و نیرویی که به آن هرگونه ضعفی را از من برگیری، و عزّتی که مرا به آن از هر خواری اکرام نمایی،و مرتبۀ بلندی که مرا به آن از هر افتادنی بلند گردانی،و امنیتی که به آن هر ترسی را از من دور سازی،و سلامتی کاملی که مرا به آن از هر بلایی بپوشانی،و دانشی که به آن در هر یقینی را به رویم بگشایی،و یقینی که به آن هر شکی را از من برطرف سازی،و دعایی که به آن سفرۀ اجابت را در امشب و در این ساعت بگسترانی همین ساعت،همین ساعت، همین ساعت ای کریم،و ترسی که به آن هرگونه رحمتی را برایم پخش کن،و بازدارندهای که بین من و گناهانم پرده شود،تا به سبب آن نزد معصومین به درگاهت رستگار شوم،به حق مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
روایت شده:که حماد بن عثمان در شب بیست و یکم بر امام صادق علیه السّلام وارد شد،حضرت پرسید:غسل کردهای؟عرض کرد آری،فدایت شودم،پس حضرت حصری خواست و حمّاد را به نزدیک خود طلبید و مشغول نماز شد و پیوسته نماز خواند و حمّاد هم در کنار حضرت نماز میخواند،تا از نمازهای خود فارغ شدند،آنگاه امام صادق علیه السّلام دعا کرد و حمّا آمین گفت،تا سپیده دمید،سپس آن حضرت اذان و اقامه گفت و بعضی از خدمتکاران خود را خواست و جلو ایستاد و نماز صبح خواند،در
رکعت اول پس از سورۀ«حمد»سورۀ«قدر»و در رکعت دوم بعد از سورۀ«حمد»سورۀ«توحید»را قرائت کرد و بعد از نماز مشغول تسبیح و تحمید و تقدیس و ثنای حق و صلوات بر پیامبر و دعا برای مردان و زنان مومن و مسلمان شد،سپس سر به سجده گذاشت و به اندازۀ یک ساعت به جز صدای تنفس صدایی از آن حضرت شنیده نشد،پس از آن این دعا را خواند:معبودی جز تو نیست زیر و رو کننده دلها و دیدهها تا آخر دعا که در کتاب«اقبال»آمده است.
شیخ کلینی روایت کرده که امام باقر علیه السّلام در شبهای بیست و یکم و بیست و سوم تا نیمۀ شب دعا میخواند،و پس از آن شروع به خواندن نماز میکرد.آگاه باش که در هر شب از شبهای این دهه غسل مستحب است.روایت شده حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله در هر شب این دهه غسل میکرد.و نیز اعتکاف در این دهه استحباب و فضیلت بسیار دارد و بهترین اوقات برای اعتکاف این دهه است و روایت شده که اعتکاف در این دهه برابر دو حج و دو عمره ثواب دارد.«بنای رسول خدا صلی اللّه علیه و آله این بود،که چون دهه آخر ماه رمضان میشد،در مسجد اعتکاف میکرد،چادری مویین برای آن حضرت میزدند و آن جناب کمر عبادت را محکم میبست و بستر خواب را به هم میپچید»و آگاه باش که در چنین شبی در سال چهلم شهادت مولایمان حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام واقع شد و در این شب غصّههای آل محمّد علیهم السّلام و شیعیانش تازه میشود و روایت شده که در آن شب مانند شب شهادت امام حسین علیه السّلام سنگی از روی زمین برداشته نشد،مگر آنکه زیر آن خون تازه بود.شیخ مفید فرموده:
در این شب صلوات بسیار فرست و در نفرین بر ستمکنندگان به آل محمّد علیهم السّلام و لعن فرستادن بر قاتل امیر المؤمنین علیه السّلام سعی و کوشش کن.روز بیست و یکم روز شهادت حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام است و خواندن زیارت آن جناب مناسب است و همچنین کلماتی که در چنین روزی خضر به زبان آورده،که به منزلۀ زیارت آن حضرت در این روز است،و آن کلمات در کتاب«هدیة الزائر»ذکر شده است.
دعای شب بیستودوم:ای برکنندۀ روز از قامت شب،پس به ناگاه ما در تاریکی درآییم،و روان کنندۀ خورشید در جایگاهش به تقدیرت،ای توانا،ای دانا،و اندازه ده ماه در منازل فلکی،تا چون شاخۀ خرمای رسیدۀ برگردد،ای نور هر
نور،و منتهای هر شوق،و سرچشمه هر نعمت،ای خدا،ای بخشنده،ای خدا،ای قدوس،ای یگانه،ای یکتا،ای بیهمتا،ای خدا،ای خدا،ای خدا،نامهای نیکوتر و نمونههای والاتر و بزرگمنشی و نعمتها برای توست،از تو میخواهم بر محمّد و اهل بیتش درود فرستی،و قرار دهی نامم را در این شب در گروه سعادتمندان،و روحم را با شهیدان و کردار نیکم را در بلندمرتبهترین درجۀ بهشت،و بدکاریام را آمرزیده،و یقینی بر من بخشی که دلم همراه آن باشد،و ایمانی که دودلی را از من برطرف کند،و خشنودی به آنچه نصیبم نمودی،و به ما در دنیا و آخرت نیکویی عنایت کن،و از عذاب آتش سوزان نگاه دار،و در این شب ذکر و شکر و رغبت به سوی خود،و توبه و تفیق به آنچه که محمّد و خاندان محمّد درود خدا بر آنان را به آن موفق نمودی روزیام فرما.
بقیه اعمال شب بیست و سوم:این شب از دو شب قدر گذشته افضل است،و از احادیث بسیار استفاده میشود،که شب قدر همین شب است،و این شب شب جهنی است یعنی شبی است که دعاها در آن اجابت میشود،و در این شب تمام کارها بر پایۀ حکمت الهی مقدّر گردد،و برای این شب غیر از اعمالی که با دو شب قدر گذشته مشترک است چند عمل دیگر است:
اوّل:خواندن سورۀ«عنکبوت»و«روم»که امام صادق علیه السّلام سوگند یاد کردند که خواننده این دو سوره در این شب از اهل بهشت خواهد بود.
دوم:خواندن سورۀ«حم دخان»
سوم:هزار مرتبه خواندن سورۀ«قدر»
چهارم:محمّد بن عیسی به سند خود از امامان صالح علیهم السّلام روایت کرده که فرمودند:در شب بیست و سوم از ماه رمضان این دعا را به دفعات بخوان،در حال سجود و قیام و قعود.و بر هر حالی که هستی در تمام ماه،و در طول حیاتت تا جایی که ممکن باشد،و هر زمانی که به یادت آید.بعد از
ستایش پروردگار به بزرگواری،و فرستادن صلوات بر پیامبر صلی اللّه علیه و آله میگویی:
خدایا برای ولیات باش فلان بن فلان و به جای فلان بن فلان بگو:حجت بن الحسن که درودهایت بر او و پدرانش باد،در این ساعت،و در هر ساعت سرپرست و نگهبان و پیشوا و یاور و راهنما و دیدهباه(باش،تا او را با رغبت مردم در زمینت سکونت دهی،و زمانی طولانی بهرهمندش سازی.و همچنین میخوانی ای تدبیرگر امور، ای برانگیزنده مردههای در گور،ای روان کننده دریاها،ای نرم کنندۀ آهن برای داود،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و با من چنین و چنان کن.و به جای«کذا و کذا»حاجات خود را بخواهد:امشب،و دستهای خود را در وقت خواندن«یا مدبّر الامور»تا آخر به سوی آسمان بردار.و این دعا را در حال رکوع و سجود و ایستاده و نشسته بخوان،و آن را تکرار کن،و در شب آخر ماه رمضان هم بخوان.
پنجم:بخواند:
خدایا عمرم را طولانی گردان،و روزیام را وسعت بخش،و بدنم را تندرست بدار،و به آرزویم برسان،و و اگر در زمرۀ بدفرجامان،هستم،مرا از آن گروه محو کن،و در گروه سعادتمندان ثبت فرما،که تو در کتاب فرو فرستاده به پیامبر مرسلت(درود تو بر او و خاندانش)فرمودی:خدا محو میکند آنچه را بخواهد و ثبت مینماید آنچه را اراده کند و کتاب جامع نزد اوست.
ششم:بخواند: خدایا قرار ده در آنچه حکم میکنی،و مقدّر مینمایی،از فرمان حتمی، در آنچه از کار حکیمانه جدا میسازی در شب قدر،از حکمی که بازگشت نپذیرد،و تغییر نیابد،اینکه مرا
در این سال از حاجیان خانۀ محترمت بنویسی،حاجیانی که حجّشان پذیرفته،و سعیشان قبول افتاده،و گناهانشان آمرزیده گشته،و بدیهایشان محو شده است،و قرار ده در آنچه فرمان میدهی و مقدّر مینمایی که عمرم را طولانی گردانی،و در روزیام وسعت بخشی.
هفتم:دعایی را که در کتاب«اقبال»آمده است بخواند:ای پنهان در حال آشکار بودنش،و ای آشکار در حال پنهان بودنش و ای پنهانی که مخفی نمیشود،ای آشکاری که دیده نمیشود،ای به وصف آمدهای که هیچ ممکنی به حقیقتش نمیرسد و هیچ حدّ بستهای به او احاطه پیدا نمیکند،و ای غایب گم نشده،ای حاضری که مشهود نیست،تا آنکه جستجو شود و او را بیابند،آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست،به اندازه چشم برهم زدن از او خالی نیست،به کیفیتی معیّن دانسته نمیشود و محدود به مکان و جهت نمیگردد،تویی روشنایی نور،پروردگار پرورندگان،به همه امور احاطه کردهای، منزّه است آنکه چیزی همانندش نیست،و او شنوا و بیناست،منزّه است آنکه دارای این صفات است و برای غیر او چنین صفاتی نیست سپس آنچه را میخواهی از خدا طلب کن.
هشتم:غیر از غسل اوّل شب،غسلی هم در آخر شب انجام دهد.بدان که برای غسل و شبزندهداری این شب و زیارت امام حسین علیه السّلام،و صد رکعت نماز،فضیلت بسیار نقل شده است،و انجام این اعمال مورد تأکید است.شیخ طوسی در کتاب«تهذیب»از ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:در شبی که امید میرود شب قدر باشد،صد رکعت نماز بخوان در هر رکعت پس از سوره«حمد»ده مرتبه سورۀ«توحید»را قرائت کن،گفتم:فدایت شوم،اگر ایستاده قدرت نداشته باشم چه؟فرمود نشسته بخوان،گفتم اگر نتوانم،فرمود:به همان حالی که در بسترت به پشت خوابیدهای این نماز را بخوان.از کتاب«دعائم الاسلام»روایت شده که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله در دهۀ آخر ماه رمضان بستر خود را جمع میکرد،و برای عبادت کمر همّت را محکم میبست،و در شب
بیست و سوم اهل خود را بیدار میکرد،و آنهایی را که خواب در ربوده بود،به رویشان آب میپاشید،و حضرت فاطمه علیها السلام در این شب اجازه نمیداد احدی از اهلش بخوابد،و خواب آنها را به کمی طعام علاج میفرمود،و آنها را با خواباندن در روز برای بیداری و احیای شب آماده میکرد،و میفرمود:محروم کسی است که از خیر این شب محروم بماند.
روایت شده که امام صادق علیه السّلام به بیماری سختی دچار شده بود،وقتی شب بیست و سوم ماه رمضان رسید،به خدمتکارانش دستور داد او را به مسجد بردند،و تا صبح در مسجد بود.
علاّمۀ مجلسی(ره)فرموده است هر قدر که خواندن قرآن ممکن باشد،در این شب خوانده شود،و دعاهای صحیفۀ کامله(سجادیه)،به ویژه دعای مکارم الأخلاق،و دعای توبه قرائت گردد،و روزهای این شبها را نیز باید حرمت نهاد،و به عبادت و تلاوت قرآن به سر آورد،زیرا در احادیث معتبر آمده است که روز قدر در فضیلت همانند شب قدر است.
دعای شب بیست و سوم:ای پروردگار شب قدر،و قراردهندۀ آن بهتر از هزار ماه،و پروردگار شب و روز،و کوهها و دریاها،و تاریکیها و روشناییها،و زمین و آسمان،ای پدیدآورنده،ای صورتبخش،ای عطا کننده،ای نعمت ده،ای خدا،ای بخشنده،ای خدا،ای به خود پاینده،ای خدا،ای نو آفرین،ای خدا،ای خدا،ای خدا، نامهای نیکوتر،و نمونههای والاتر،و بزرگمنشی و نعمتها از آن توست،از تو درخواست میکنم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و قرار دهی در این شب نامم را در زمرۀ سعادتمندان،و روحم را با شهیدان،و نیکوکاریام را در بلندمرتبهترین درجۀ بهشت،و گناهم را آمرزیده،و ببخشی بر من یقینی که دلم با آن همراه باشد،و ایمانی که شک را از من زدوده گرداند،و خشنودی به آنچه نصیبم نمودهای،و ما را در دنیا و آخرت پاداش نیکو عنایت فرما،و از عذاب آتش
سوزان حفظ کن،و در این شب ذکر و شکر خویش و رغبت به سوی خود،و بازگشت و توبه روزیام فرما،و به آنچه محمّد و و خاندان محمّد(درود خدا بر آنان باد)را به آن موفق کردی توفیقم ده.
دعای شب بیست و چهارم: ای شکافندۀ روشنی سپیده از شب و قراردهندۀ شب برای آرامش،و آفتاب و ماه برای حساب زمان، ای توانا،ای دانا،ای صاحب نعمت و عطا و قوت و قدرت و فضل و نعمتبخشی،و بزرگی و بزرگواری،ای خدا،ای مهربان،ای خدا،ای یگانه،ای تنها،ای خدا،ای آشکار،ای نهان،ای زنده،معبودی جز تو نیست نامهای نیکوتر،و نمونههای برتر و بزرگمنشی و نعمتها از آن توست،از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و اینکه قرار دهی در این شب نام مرا از سعادتمندان،و روحم را با شهیدان، و نیکوکاریام را در بلندمرتبهترین درجۀ بهشت،و گناهم را آمرزیده،و به من ببخشی باوری که قلبم همراه آن باشد،و یقینی که شک را از من برطرف سازد،و خشنودی به آنچه نصیبم نمودی،و در دنیا و آخرت پاداش نیکو به ما عنایت فرما و از عذاب آتش سوزان ما را حفظ کن،و در این شب ذکر و شکر خویش و رغبت به سوی خود و بازگشت و توبه روزیام کن،و به آنچه محمّد و خاندان محمّد را که درودت بر او و بر ایشان باد بر آن موفق کردی توفیقم ده.
دعای شب بیست و پنجم:ای قراردهندۀ شب را جامۀ روز،و روز را مایۀ کسب روزی و زمین را بستر آرامش،و کوهها را میخهای زمین،ای خدا،ای چیره،ای خدا،ای شکوهمند،ای خدا،ای شنوا،ای خدا،ای نزدیک،ای خدا،ای اجابت کننده
ای خدا ای خدا ای خدا،نامهای نیکوتر،و نمونههای برتر،و بزرگمنشی و نعمتها از آن توست، از تو میخواهم که بر محمّد و آل محمّد درود فرست،و در این شب نامم را در شمار سعادتمندان و روحم را با شهیدان،و نیکوکاریام را در بلندمرتبهترین درجۀ بهشت و بدکاریام را آمرزیده قرار دهی،و به من ببخشی یقینی که قلبم با آن همراه باشد،و ایمانی که شک را از من برطرف نماید،و خشنودی به آنچه نصیبم فرمودی،و در دنیا و آخرت پاداش نیکو به ما عنایت کن،و ما را از عذاب آتش سوزان حفظ فرما،و در این شب ذکر و شکر خویش، و رغبت به سوی خود،و بازگشت و توبه را روزیام فرما،و به آنچه محمّد و خاندان محمّد(درود خدا بر آنان)را بر آن موفّق نمودی توفیقم ده.
دعای شب بیست و ششم:ای قراردهنده شب و روز،دو نشانه،ای آنکه نشانۀ شب را محو ساخت،و نشانه روز را روشنیبخش قرار داد،تا فضل و خشنودیاش را طلب کنند،ای جدا کنندۀ هر چیز به دقت بسیار،ای بزرگوار، ای بخشنده،ای خدا،ای سخاوتمند،ای خدا ای خدا ای خدا،نامهای نیکوتر و نمونههای برتر و بزرگمنشی و نعمتها از آن توست،از تو درخواست میکنم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و قرار دهی در این شب نام مرا از سعادتمندان و روحم را با شهیدان،و نیکوکاریام را در بلندمرتبهترین درجۀ بهشت و گناهم را آمرزیده، و به من ببخشی یقینی که قلبم با آن همراه باشد،و باوری که شک را از من زدوه سازد،و خشنودی به آنچه نصیبم نمودی،و در دنیا و آخرت پاداش نیکو به ما عنایت فرما،و از عذاب آتش سوزان ما را حفظ کن،و در این شب
ذکر و شکر خویش و رغبت به سویت،و بازگشت و توبه را روزیام گردان،و به آنچه محمّد و خاندان محمّد را(درود خدا بر او و ایشان)بر آن موفّق نمودی توفیقم ده.
شب بیست و هفتم:در آن غسل کردن وارد شده و روایت شده است که حضرت زین العابدین علیه السّلام این دعا را،در این شب از اول تا آخر شب مکرّر میخواند خدایا دوری از خانۀ فریب،و بازگشت به خانۀ جاویدان،و آمادگی برای مرگ پیش از رسیدن آن را روزیام گردان.
دعای شب بیست و هفتم: ای گسترنده سایه،و اگر میخواستی آن را بیحرکت میساختی،و خورشید را بر آن راهنما قرار دادی،سپس آن را جمع کردی جمعکردنی آسان،ای صاحب جود و عطا و بزرگمنشی و نعمتها، معبودی جز تو نیست،دانای غیب و آشکار،بخشندۀ مهربان،معبودی جز تو نیست،ای قدوس،ای سلام،ای ایمنیبخش،ای چیره،ای توانا،ای پرشکوه،ای بزرگمنش،ای خدا،ای آفریننده،ای پدیدآورنده،ای صورتبخش،ای خدا ای خدا،ای خدا،نامهای نیکوتر،و نمونههای برتر،و بزرگمنشی و نعمتها از آن توست،از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و قرار دهی در این شب نامم را از سعادتمندان،و روحم را با شهیدان،و نیکوکاریام را در بلندمرتبهترین درجۀ بهشت،و بدکاریام را آمرزیده،و به من ببخشی یقینی که قلبم با آن همراه باشد، و ایمانی که شک را از من بزداید،و خشنودی به آنچه که نصیبم کردهای،و پاداش نیکو در دنیا و در آخرت
را به ما عنایت فرما،و ما را از عذاب آتش سوزان حفظ کن،و در این شب ذکر و شکرت و رغبت به سویت،و بازگشت و توبه را روزیام فرما،و به آنچه محمّد و خاندان محمّد(درود خدا بر او و ایشان)را بر آن موفق کردی توفیقم ده.
دعای شب بیست و هشتم: ای قراردهندۀ تاریکی در فضا،و قراردهندۀ روشنایی در آسمان،و بازدارندۀ آسمان از اینکه بر زمین افتد،مگر به اجازه او،و نگاه دارنده آسمان و زمین،از اینکه از جای بدر روند،ای دانا،ای بزرگ،ای آمرزنده ای جاودانه،ای خدا،ای وارث،ای برانگیزندۀ مردگان در قبرها،ای خدا،ای خدا،ای خدا،نامهای نیکوتر و نمونههای برتر،و بزرگمنشی،و نعمتها از آن توست،از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و قرار دهی در امشب نامم را از سعادتمندان،و روحم را با شهیدان،و نیکوکاریام را در بلندمرتبهترین درجۀ بهشت، و گناهانم را آمرزیده،و اینکه ببخشی به من یقینی که قلبم با آن همراه باشد،و ایمانی که شک را از من برطرف سازد،و خشنودی به آنچه که نصیب من کردی،و پاداش نیکو در دنیا و در آخرت به ما عنایت فرما،و ما را از عذاب آتش سوزان حفظ کن، و در این شب ذکر و شکر خویش و رغبت به سوی خود،و بازگشت و توبه را روزیام کن،و به آنچه محمّد و خاندان محمّد(درود خدا بر او و ایشان)را بر آن موفق کردی توفیقم ده.
دعای شب بیست و نهم: ای پیچاننده شب بر روز،و پیچاننده روز بر شب،ای دانا،ای
فرزانه،ای پروردگار پرورندگان و آقای آقایان،معبودی جز تو نیست،ای نزدیکتر از رگ گردن به من،ای خدا ای خدا ای خدا،نامهای نیکوتر و نمونههای برتر،و بزرگمنشی و نعمتها از آن توست،از تو میخواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و قرار دهی نامم را در این شب از سعادتمندان،و روحم را با شهیدان،و نیکوکاریام را در بلندمرتبهترین درجۀ بهشت،و گناهم را آمرزیده،و به من ببخشی یقینی که قلبم با آن همراه باشد،و ایمانی که شک را از من برطرف نماید،و خشنودی به آنچه نصیبم کردی،و پاداش نیکو در دنیا و آخرت به ما عنایت فرما،و ما را از عذاب آتش سوزان حفظ کن،و در این شب ذکر و شکر خویش و رغبت به سوی خود،و بازگشت و توبه را روزیام کن،و به آنچه محمّد و خاندان محمّد(درود خدا بر او و ایشان)را بر آن موفق کردی توفیقم ده.
شب آخر ماه:شب بسیار مبارکی است،و برای این شب چند عمل وارد است:
اوّل:غسل.
امام حسین علیه السّلام]
دوم:زیارت امام حسین علیه السّلام.
سوم:خواندن سورههای«انعام»و«کهف»و«یس»و گفتن صد مرتبه:
از خدا آمرزش میجویم و به سوی او میپویم.
چهارم:این دعا را که شیخ کلینی از امام صادق علیه السّلام روایت کرده بخواند:
خدایا این است ماه رمضان،که قرآن را در آن نازل کردی،اینک در حال گذشتن است،و من به ذات کریمانهات پناه میآورم از اینکه سپیدۀ این شب طلوع کند،یا ماه رمضان بگذرد،و نزد تو برایم نتیجۀ کار ناشایست یا گناهی
باشد که بخواهی مرا به سبب آن روزی که ملاقاتت کنم عذاب نمایی.
پنجم:بخواند دعای«یا مدبّر الامور»را که بیان آن در اعمال شب بیست و سوم گذشت[صفحه 340]
ششم:ماه رمضان را با دعاهای وداع،وداع گوید:دعاهایی که شیخ کلینی و شیخ صدوق و شیخ مفید و شیخ طوسی،و سیّد ابن طاووس(رضوان اللّه علیه)نقل کردهاند و شاید بهترین آنها دعای چهل و پنجم صحیفه کامله باشد.
سیّد ابن طاووس از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که هرکه در شب آخر ماه رمضان،آن ماه شریف را وداع گفته و بگوید:خدایا این ماه را آخرین بار روزهام در ماه رمضان قرار مده،و به تو پناه میآورم از اینکه سپیده این شب سر زند،مگر اینکه مرا آمرزیده باشی.پیش از آنکه سپیده بر آید،حق تعالی او را بیامرزد، و توبه و بازگشت نصیب وی کند.سیّد و شیخ صدوق از جابر بن عبد عبد اللّه انصاری روایت کردهاند که در جمعه آخر ماه رمضان خدمت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله رسیدم،چون نظر آن حضرت بر من افتاد،فرمود:ای جابر این آخرین جمعه از ماه رمضان است،پس آن را وداع کن و بگو:
خدایا این ماه را آخرین بار روزۀ ما در ماه رمضان قرار مده،اگر قرار دادهای پس مرا رحمت شده بدار،نه محروم از رحمت.به راستی هرکه این دعا را در این روز بخواند به یکی از دو خصلت نیکو ظفر یابد:یا رسیدن به ماه رمضان آینده،یا آمرزش خدا و رحمت بیانتهای او.سیّد ابن طاووس و کفعمی از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله روایت کردهاند که فرمود:
هرکه در شب آخر ماه رمضان،ده رکعت نماز به صورت دو رکعت بخواند،در هر رکعت سورۀ«حمد»را یک بار،و«قل هو اللّه احد»راه ده بار،و در هر یک از رکوع و سجود ده مرتبه بگوید:
پاک است خدا و ستایش شایسته اوست و معبودی جز او نیست و خدا بزرگتر است.و هنگامی که از ده رکعت فراغت یافت هزار مرتبه استغفار کند.و پس از استغفار سر به سجده گذارد و در حال سجده بگوید:ای زنده به خود پاینده!ای دارای بزرگی
و بزرگواری،ای بخشنده دنیا و آخرت و ای مهربان دنیا و آخرت،ای مهربانترین مهربانان،ای معبود گذشتگان و آیندگان،گناهانمان را بیامرز،و نماز و روزه و شببیداریمان را قبول کن.سوگند به کسی که مرا به راستی به پیامبری مبعوث کرد،که جبرئیل مرا از اسرافیل خبر داد و اسرافیل از پروردگار خود،که سر از سجده برنداشته،خدا او را بیامرزد،و ماه رمضان را از او قبول کند،و از او درگذرد تا آخر خبر.و این نماز در شب عید فطر هم روایت شده است، ولی در این روایت آمده است که تسبیحات اربعه را در رکوع و سجود به جای ذکر رکوع و سجود بخواند،و به جای «اغفر لنا ذنوبنا»تا آخر بگوید:
گناهم را بیامرز،و روزه و نماز و شبزندهداریام را بپذیر.
دعای شب سیام: خدا را سپاس که شریکی ندارد،خدا را سپاس آنگونه که سزاوار بزرگواری جلوه و عزّت جلال اوست، و چنانکه شایسته اوست،ای قدوس،ای نور،ای مقدس،ای سبّوح،ای نهایت پاکی،ای بخشنده، ای به انجامرسان رحمت،ای خدا،ای دانا،ای بزرگ،ای خدا،ای لطیف،ای برجسته،ای خدا،ای شنوا،ای بینا،ای خدا،ای خدا،ای خدا،نامهای نیکوتر و نمونههای برتر،و بزرگمنشی و نعمتها از آن توست، از تو میخواهم بر محمّد و اهل بیتش درود فرستی،و قرار دهی نامم را در این شب از سعادتمندان، و روحم را با شهیدان،و نیکوکاریام را در بلندمرتبهترین درجۀ بهشت،و گناهم را آمرزیده،و به من ببخشی یقینی که قلبم همراه آن باشد،و ایمانی که شک را از من برطرف کند،و خشنودی به آنچه نصیبم کردی،و پاداش نیکو در دنیا
و در آخرت را به ما عنایت کن،و ما را از عذاب آتش سوزان حفظ فرما،و در این شب ذکر و شکر خویش و رغبت به سوی خود،و بازگشت و توبه را روزیام کن،و به آنچه محمّد و خاندان محمّد(درود خدا بر او و آنان)را بر آن موفق نمودی توفیقم ده.
روز سیام:سیّد در کتاب«اقبال»برای روز آخر دعایی نقل کرده است که ابتدایش این است:الّلهم انّک ارحم الرّاحمین و چون در این روز بیشتر مردم قرآن را ختم میکنند،شایسته است پس از ختم قرآن دعای چهل و دوم صحیفۀ کاملۀ سجادیه را بخوانند و اگر بخواهند میتوانند این دعای مختصر را که شیخ طوسی از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده بخوانند:
خدایا،به قرآن سینهام را بگشا،و به قرآن بدنم را بکار انداز،و به قرآن دیدهام را روشن ساز،و به قرآن زبانم را بازگردان،و به عمل به آن تا زندهام میداری یاریام ده،که جنبش و نیرویی جز به خواست تو نیست.
و همچنین این دعا را که از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام روایت شده است بخواند:
خدایا از تو درخواست میکنم،خشوع خاشعان،و اخلاص اهل یقین،و مدارای نیکان،و شایستگی حقایق ایمان،و بهرهمندی از هر نیکی،و سلامت از هر گناه،و وجوب رحمتت،و ارادههای آمرزشت،و رسیدن به بهشت،و رهایی از آتش را.
خاتمه
در بیان نمازهای شبهای ماه رمضان،و دعاهای روزهای آنکه مشهور است،و علامه مجلسی در کتاب زاد المعاد در فصل آخر ماه رمضان آنها را ذکر کرده و احقر در این قسمت،به بیان آنچه آن بزرگوار نوشته اکتفا میکنم:
نماز شب اول:چهار رکعت،هر رکعت حمد و پانزده مرتبه سورۀ توحید.
شب دوم:چهار رکعت،در هر رکعت حمد و بیست مرتبه سورۀ قدر.
شب سوم:ده رکعت،در هر رکعت حمد و پنجاه مرتبه سورۀ توحید.
شب چهارم:هشت رکعت،در هر رکعت حمد و بیست مرتبه سورۀ قدر.
شب پنجم:دو رکعت،در هر رکعت حمد و پنجاه مرتبه سورۀ توحید،و پس از سلام صدر بار صلوات.
شب ششم:چهار رکعت،در هر رکعت حمد و سورۀ تبارک.
شب هفتم:چهار رکعت،در هر رکعت حمد و سیزده مرتبه سورۀ قدر.
شب هشتم:دو رکعت،در هر رکعت حمد و ده مرتبه سورۀ توحید و پس از سلام هزار مرتبه سبحان اللّه.
شب نهم:شش رکعت در فاصله میان نماز شام و هنگام خوابیدن،در هر رکعت حمد،و هفت مرتبه آیة الکرسی و پس از پایان نماز پنجاه بار صلوات.
شب دهم:بیست رکعت در هر رکعت حمد و سی مرتبه سورۀ توحید.
شب یازدهم:دو رکعت،در هر رکعت حمد و بیست مرتبه سورۀ کوثر.
شب دوازدهم:هشت رکعت،در هر رکعت حمد و سی مرتبه سورۀ قدر.
شب سیزدهم:چهار رکعت در هر رکعت حمد و بیست و پنج مرتبه سورۀ توحید.
شب چهاردهم:شش رکعت،در هر رکعت حمد و سی مرتبه سورۀ زلزال.
شب پانزدهم:چهار رکعت،در دو رکعت اول پس از حمد صد مرتبه سوره توحید،و در رکعت دیگر بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره توحید.
شب شانزدهم:دوازده رکعت در هر رکعت حمد و دوازده مرتبه سورۀ تکاثر.
شب هفدهم:دو رکعت،در رکعت،اول حمد و هر سورهای بخواهد،و در رکعت دوم حمد و صد مرتبه سورۀ توحید،و پس از سلام صدر بار:لا اله الاّ اللّه
شب هجدهم:چهار رکعت در هر رکعت حمد و بیست و پنج مرتبه سورۀ کوثر.
شب نوزدهم:پنجاه رکعت،در هر رکعت حمد و یک مرتبه سورۀ زلزال.
شب بیست تا بیست و چهارم:در هر کدام هشت رکعت با هر سورهای که میّسر شود.
شب بیست و پنجم:هشت رکعت،در هر رکعت حمد و ده مرتبه سورۀ توحید.
شب بیست و ششم:هشت رکعت،در هر رکعت حمد و صد مرتبه سورۀ توحید.
شب بیست و هفتم:چهار رکعت،در هر رکعت حمد و سورۀ ملک،و اگر نتوانست بیست و پنج مرتبه سورۀ توحید.
شب بیست و هشتم:شش رکعت،در هر رکعت حمد و صدر مرتبه آیة الکرسی،و صدر مرتبه سوره توحید،و صد مرتبه سورۀ کوثر،و پس از نماز صد بار صلوات.فقیر گوید:نماز شب بیست و هشتم موافق آنچه من یافتم به این صورت است:شش رکعت،در هر رکعت حمد و ده مرتبه آیة الکرسی،و ده مرتبه سوره کوثر،و ده مرتبه سورۀ توحید،و پس از نماز صد بار صلوات.
شب بیست و نهم:دو رکعت،در هر رکعت حمد،و بیست مرتبه سورۀ توحید.
شب سیام:دوازده رکعت،و در هر رکعت حمد و بیست مرتبه سورۀ توحید و پس از سلام صدر بار صلوات،و این نمازها چنانکه بیان شد هر دو رکعت به یک سلام است.
از ابن عباس روایت کردهاند:که حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله برای روزۀ هر روز ماه مبارک رمضان فضیلت بسیار بیان فرمود و برای هر روز دعای مخصوصی با فضیلت و ثواب بسیار برای آن ذکر کرد که ما به بیان اصل دعا اکتفا میکنیم:
روز اول: خدایا روزهام را در این ماه روزۀ روزهداران قرار ده،و شبزندهداریام را شبزندهداری شبزندهداران،و بیدارم کن در آن از خواب بیخبران،و ببخش گناهم را در آن ای معبود جهانیان،و از من درگذر، ای درگذرنده از گنهکاران.
روز دوم: خدایا مرا در این ماه به خشنودیات نزدیک کن،و از خشم و انتقامت برکنار دار،و به قرائت آیاتت موفق کن،ای مهربانترین مهربانان.
روز سوم: خدایا در این ماه به من تیزهوشی و بیداری عنایت فرما،و از بیخردی و اشتباه دورم ساز،و از هر خیری که در این ماه نازل میکنی،برایم بهرهای قرار ده،و به حق جودت ای جودمندترین جودمندان
روز چهارم: خدایا در این ماه برای برپاداشتن امرت نیرمند ساز مرا،و شیرینی ذکرت را به من بچشان،و ادای شکرت را به من الهام فرما،و به نگهداری و پوششت نگاهم بدار،ای بیناترین بینندگان
روز پنجم: خدایا قرار ده مرا در این ماه از آمرزشجویان،و از بندگان شایستۀ فرمانبردار،و از اولیای مقرّبت،به رأفتت ای مهربانترین مهربانان
روز ششم: خدایا مرا در این ماه به خاطر نزدیک شدن به نافرمانیات وامگذار،و با تازیانههای انتقامت عذاب مکن،و از موجبات خشمت دورم بدار،به فضل و عطاهایت،ای نهایت دلبستگی دلشدگان.
روز هفتم:خدایا مرا در این ماه بر روزه و شبزنداریاش یاری ده،و از لغزشها و گناهانش دورم بدار، و ذکرت را همواره روزیام کن،به توفیقت ای راهنمای گمراهان.
روز هشتم: خدای در این ماه مهرورزی به ایتام،و خواندن طعام،و آشکار کردن سلام،و همنشینی با اهل کرامت را نصبم فرما،به عطایت ای پناهگاه آرزومندان.
روز نهم: خدایا برای من در این ماه بهرهای از رحمت گستردهات قرار ده،و به جانب دلایل درخشانت راهنمایی کن،و به سوی خشنودی فراگیرت متوجه کن،به مهرت ای آرزوی مشتاقان.
روز دهم: خدایا مرا در این ماه از توکلکنندگان،و از رستگاران نزد خود،و از مقرّبان درگاهت قرار بده،به احسانت ای هدف جویندگان.
روز یازدهم: خدای در این ماه نیکی را پسندیده من گردان،و نادرستیها و نافرمانیها را مورد کراهت من قرار ده،و خشم و آتش برافروخته را بر من حرام گردان به یاریات ای فریادرس دادخواهان.
روز دوازدهم: خدایا مرا در این ماه به پوشش و پاکدامنی بیارای،و به لباس قناعت و اکتفا به اندازۀ حاجت بپوشان و بر عدالت و انصاف وادارم نما،و مرا در این ماه از هرچه میترسم ایمنی ده،به نگهداریات ای نگهدارنده هراسندگان.
روز سیزدهم: خدایا مرا در این ماه از آلودگیها و ناپاکیها پاک کن،و بر شدنیهای مورد تقدیرت شکیبایم گردان،و به پرهیزگاری و همنشینی با نیکان توفیقم ده،به یاریات ای نور چشم درماندگان
روز چهاردهم: خدایا مرا در این ماه بر لغزشها سرزنش مکن،و از خطاها و افتادن در گناهان دور بدار،
و هدف بلاها و آفات قرار مده،به عزّتت ای عزّت مسلمانان.
روز پانزدهم: خدایا در در این ماه طاعت فروتنان را نصیبم کن،و سینهام را برای انابه همانند بازگشت خاضعان باز کن به امان دادنت ای امانده هراسندگان.
روز شانزدهم:خدایا مرا در این ماه به همراهی و همسویی با نیکان توفیق ده،و از همنشینی با بدان دور بدار و به حق رحمتت به خانۀ آرامش جایم ده،و به پرستیدگیات ای پرستیدۀ جهانیان.
روز هفدهم: خدایا مرا در این ماه به سوی کارهای شایسته هدایت فرما،و حاجتها و آرزوهایم را برآور،ای آنکه نیاز به روشنگری و پرسش ندارد،ای آگاه به آنچه در سینۀ جهانیان است بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست
روز هجدهم: خدایا مرا در این ماه به برکتهای سحرهایش آگاه کن،و دلم را با روشنایی انوارش روشنی بخش،و تمام اعضایم را به پیروی آثارش بگمار،به نروت ای نوربخش دلهای عارفان.
روز نوزدهم: خدایا در این ماه بهرهام را از برکتهایش کامل گردان،و راهم را به سوی نیکیهایش هموار نما،و از پذیرفته خوبیهایش محرومم مساز،ای هدایت کننده به سوی حق آشکار
روز بیستم: خدایا در این ماه درهای بهشتهایت را به رویم باز کن،و درهای آتش دوزخ را به روزیم بربند،و به تلاوت قرآن موفقم بدار،ای فرو فرستنده آرامش در دل مؤمنان.
روز بیست و یکم: خدایا در این ماه برای من به سوی خشنودیات دلیلی قرار مده،و برای شیطان راهی به سوی من قرار مده،و بهشت را منزل و آسایشگاهم قرار ده،ای برآورنده حاجات خواهندگان.
روز بیستودوم: خدایا در این ماه درهای فضلت را به روی من بگشا،و برکاتت را بر من نازل فرما،و به موجبات خشنودیات موفقم بدار،و در میان بهشتهایت جایم ده،ای برآورندۀ خواهش درماندگان
روز بیست و سوم: خدایا در این ماه از گناهانم شستوشویم ده،و از عیبها پاکم کن،و دلم را به پرهیزکاری دلها بیازمای،ای نادیدهگیرندۀ لغزشهای اهل گناه.
روز بیست و چهارم: خدایا در این ماه آنچه تو را خشنود میکند از تو درخواست میکنم،و از آنچه تو را ناخشنود میکند به تو پناه میآورم،و از تو در این ماه توفیق اطاعت و ترک نافرمانیات را خواستارم،ای بخشنده به نیازمندان.
روز بیست و پنجم: خدایا مرا در این ماه دلبستۀ اولیا، و دشمن دشمنانت قرار ده،و آراسته به راه و روش خاتم پیامبرانت گردان،ای نگهدارنده دلهای پیامبران
روز بیست و ششم:خدایا کوششم را در این ماه مورد سپاس،و گناهم را آمرزیده،و عملم را پذیرفته،و عیبم را پوشیده قرار ده،ای شنواترین شنوایان.روز بیست و هفتم: خدایا در این ماه فضیلت شب قدر را روزیام ساز،و کارهایم را از سختی به آسانی برگردان،و پوزشهایم را بپذیر،و گناه و بار گران را از گردهام بریز،ای مهربان به بندگان شایسته.
روز بیست و هشتم: خدایا بهرهام را در این ماه از مستحبات فراوان کن،و مرا با تحقق درخواستها اکرام فرما،و از میان وسایل وسیلهام را به سویت نزدیک کن،ای که پافشاری اصرارورزان مشغولش نسازد.
روز بیست و نهم: خدایا در این ماه با رحمتت فروگیر
و توفیق و خود نگهداری نصیبم کن،و از تیرگیهای تهمت دلم را پاک گردان،ای مهربان به بندگان با ایمان.
روز سیام:خدایا روزهام را در این ماه،بر پایه آنچه تو و پیامبر آن را میپسندد مورد سپاس و پذیرش قرار ده،درحالیکه فروعش بر اصولش استوار باشد،به حق سرورمان محمّد و اهل بیت پاکش،و سپاس خدای را پروردگار جهانیان.
مؤلف گوید:تقدیم و تأخیر دعاها و عبارات هر یک را در کتابهای متعدّد دعا مختلف ذکر کردهاند،چون روایت مربوط به این دعاها را معتبر نمیدانم،متعرض تقدیم و تأخیر اصل دعاها و عبارات آنها نشدم.کفعمی دعای روز بیست و هفتم را در روز بیست و نهم ذکر نموده و موافق مذهب شیعه خواندن دعای روز بیست و هفتم در روز بیست و سوم دور نیست که مناسبتر باشد.
شب اول:یکی از شبهای شریف است و در فضیلت و ثواب عبادت و احیای آن احادیث بسیاری وارد شده،از جمله در روایت آمده:آن شب کمتر از شب قدر نیست،و برای آن چند عمل مستحبّ است:
اوّل:غسل کردن هنگامی که آفتاب غروب کرد.
دوّم:شبزندهداری به نماز دعا و استغفار و درخواست از خدا و بیتوته[شبزندهداری]در مسجد.
سوم:پس از نماز مغرب و عشا و نماز صبح و نماز عید بخواند:
خدا بزرگتر است،خدا بزرگتر است،معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است،و خدای را سپاس،و سپاس خدای را بر آنچه ما را بدان هدایت کرد، و او را شکر بر آنچه به ما ارزانی داشت.
چهارم:چون نماز مغرب و نافلۀ آن را خواند،دستها را به جانب آسمان بلند کند و بگوید:
ای صاحب نعمت و کرم،ای دارای جود،ای برگزینندۀ محمّد و ای یاور او،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و بر من
بیامرز هر گناهی که شماره نمودیاش،و آن پیش تو در کتابی آشکار است.پس به سجده رود و در سجده صد مرتبه بگوی:«اتوب الی اللّه»[به سوی خدا میپویم]سپس هر حاجتی که دارد از خدا بخواهد،که بخواست خدا برآورده خواهد شد.
و در روایت شیخ آمده است که پس از نماز مغرب به سجده رود و بگوید:
ای صاحب قدرت،ای دارای عطا،ای برگزینندۀ محمّد و ای یاور او،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و بر من بیامرز هر گناهی را که مرتکب شدم و آن را فراموش کردم،و آن گناه نزد تو در کتابی آشکار است.پس صد مرتبه بگوید:
اتوب الی اللّه
پنجم:امام حسین علیه السّلام را زیارت کند که فضیلت بسیار دارد،و زیارت مخصوص این شب در باب زیارات خواهد آمد[صفحه 690]ان شاء اللّه تعالی
ششم:ده مرتبه ذکر«یا دائم الفضل»را که بیان آن در اعمال شب جمعه گذشت بگوید.[صفحه 56]
هفتم:ده رکعت نمازی که در شب آخر ماه رمضان گذشت[صفحه 381]بجا آورد.
هشتم:دو رکعت نماز بجا آورد،در رکعت اوّل پس از سورۀ«حمد»هزار مرتبه«توحید»و در رکعت دوم یک مرتبه بخواند،و پس از سلام سر به سجده گذارد و صد مرتبه بگوید:اتوب الی اللّه آنگاه بگوید:ای دارای نعمت و جود،ای صاحب بخشش و عطا،ای برگزینندۀ محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)،بر محمّد و خاندانش درود فرست،و با من چنین و چنان کن.
و بجای«کذا و کذا»حاجات خود را بخواهد.در روایت آمده که حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام این دو رکعت نماز را به این کیفیت بجای آرود،هر حاجت که از خدا بطلب،به یقین عطا فرماید،و اگر به شماره ریگهای بیابان گناه داشته باشد،خدا آنها را بیامرزد، در روایت دیگری بجای هزار مرتبه سورۀ«توحید»صد مرتبه وارد شده،لیکن این نماز را باید پس از نماز مغرب و نافلۀ
آن بجا آورد.شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس پس از پایان نماز این دعا را نقل کردهاند:
ای خدا،ای خدا،ای خدا،ای مهربان،ای خدا،ای بخشنده،ای خدا،هی فرمانروا،ای خدا،ای پاک،ای خدا،ای سلام،ای خدا،ای ایمنیبخش،ای خدا،ای چیرهگر،ای خدا،ای عزّتمند،ای خدا،ای جبّار،ای خدا،ای بزرگمنش ای خدا،ای آفریننده،ای خدا،ای پدیدآورنده،ای خدا،ای صورتگر،ای خدا،ای دانا،ای خدا،ای بزرگ،ای خدا،ای آگاه،ای خدا،ای کریم،ای خدا،ای بردبار،ای خدا،ای فرزانه،ای خدا،ای شنوا،ای خدا،ای بینا،ای خدا ای نزدیک،ای خدا،ای اجابتکننده،ای خدا،ای سخاوتمند،ای خدا،ای بزرگوار،ای خدا،ای نیرومند،ای خدا،ای وفادار ای خدا،ای سرپرست،ای خدا،ای داور،ای خدا،ای سریع،ای خدا،ای سختگیر،ای خدا،ای مهربان، ای خدا،ای نگهبان،ای خدا،ای باشکوت،ای خدا،ای نگهدار،ای خدا،ای فراگیر،ای خدا،ای آقای آقایان ای خدا،ای آغاز،ای خدا،ای انجام،ای خدا،ای آشکار،ای خدا،ای نهان،ای خدا،ای فخرکننده،ای خدا،ای چیره،ای خدا،ای پروردگار،ای خدا،ای پروردگار،ای خدا،ای پروردگار،ای خدا،ای دوست،ای خدا،ای نور،ای خدا، ای بالابرنده،ای خدا،ای بازدارنده،ای خدا،ای دفعکننده،ای خدا،ای گشاینده،ای خدا،ای بهرهرسان،ای خدا،ای با شکوه،ای خدا،ای زیبا،ای خدا،ای گواه،ای خدا،ای شاهد،ای خدا،ای فریادرس،ای خدا ای حبیب،ای خدا،ای آفرینندۀ،ای خدا،ای پاک کنندۀ،ای خدا،ای پادشاه،ای خدا،ای نیرومند،ای خدا
ای قبضکننده،ای خدا،ای گستراننده،ای خدا،ای زنده کننده،ای خدا،ای میراننده،ای خدا،ای برانگیزنده،ای خدا ای وارث،ای خدا،ای عطابخش،ای خدا،ای فزونیده،ای خدا،ای نعمتدهنده،ای خدا،ای حق،ای حقدا،ای ای آشکار،ای خدا،ای پاکیزه،ای خدا،ای نیکوکار،ای خدا،ای زیباکار،ای آغازگر،ای خدا،ای بازآور،ای خدا،ای پدیدآور،ای خدا،ای نوآفرین،ای خدا،ای هدایتگر،ای خدا،ای کفایتکننده،ای خدا ای شفابخش،ای خدا،ای بلندپایه،ای خدا،ای بزرگ،ای خدا،ای مهربان،ای خدا،ای نعمتبخش،ای خدا،ای عطابخش،ای خدا،ای برتر،ای خدا،ای دادگر،ای خدا،ای صاحب مراتب بلند،ای خدا،ای راستگو ای خدا،ای راستیپیشه،ای خدا،ای جزادهنده،ای خدا،ای پایدار،ای خدا،ای نگهدار،ای خدا،ای صاحب بزرگی ای خدا،ای دارای بزرگواری،ای خدا،ای پسندیده،ای خدا،ای پرستیده،ای خدا،ای سازنده،ای خدا،ای یاریده،ای خدا،ای پدیدآورنده،ای خدا،ای پرکار،ای خدا،ای لطیف،ای خدا،ای آمرزنده،ای خدا، ای سپاسگذار،ای خدا،ای نور،ای خدا،ای توانا،ای خدا،ای پروردگار،ای خدا،ای پروردگار،ای خدا، ای پروردگار،ای خدا،ای پروردگار،ای خدا،ای پروردگار،ای خدا،ای پروردگار،ای خدا،ای پروردگار،ای خدا،ای پروردگار،ای خدا، ای پروردگار،ای خدا،ای پروردگار،ای خدا،از تو درخواست میکنم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و به خشنودیات بر من منّت نهی، و به بردباریات از من درگذری،و از روزی حلال پاکیزهات به من بگستری،از جایی که گمان میبرم،
و از جایی که گمان نمیبرم،من بنده توام و کسی را جز تو ندارم،و نه احدی غیر تو که از او گدایی کنم،ای مهربانترین مهربانان،آنچه را خدا خواهد شود،نیرویی نیست جز به خدای برتر بزرگ.سپس به سجده میروی و میگویی:
ای خدا،ای خدا،ای خدا،ای پروردگار،ای پروردگار،ای پروردگار،ای فرو فرستنده برکات،به عنایت تو هر حاجتی فرود آورده شود، از تو درخواست میکنم،به هر نامی که در خزانۀ غیب نزد توست،و نامهای مشهور در پیشگاهت،که بر سراپردۀ عرشت نوشته شده،اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و ماه رمضان را از من بپذیری و مرا در شمار واردان به خانۀ محترمت بنویسی،و از من گناهان را چشمپوشی،و گنجهای خود را برایم بیرون آوری،ای مهربان.
نهم:چهارده رکعت نماز بجای آورد،در هر رکعت سورۀ«حمد»و آیة الکرسی و سه مرتبه سورۀ«توحید»را بخواند،تا در برابر هر رکعتی ثواب چهل سال عبادت و ثواب عبادت هرکه در آن ماه روزه گرفته،و نماز خوانده برای او باشد.دهم:شیخ طوسی در کتاب«مصباح»فرموده که در آخر شب غسل بجای آر،و تا طلوع فجر در جای نماز خود بنشین.
روز اوّل:روز عید فطر است،و اعمال آن چند چیز است:
اوّل:پس از نماز صبح و نماز عید،تکبیراتی که در شب عید پس از نماز فریضه میخواندی،بخوان.
دوم:پس از نماز صبح دعایی را که سیّد روایت کرده:«اللّهم انی توجّهت الیک بمحمّد امامی»بخوان،و شیخ خواندن این دعا را پس از نماز عید ذکر کرده.
سوم:کنار گذاشتن زکات فطر پیش از نماز عید، به شرحی که در کتابهای فقهی آمده.بدان که زکات فطر،واجب مؤکّد،و شرط قبولی روزۀ ماه رمضان و سبب حفظ انسان تا سال آینده است،و حق تعالی در این آیۀ شریفۀ: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّٰی وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّٰی» زکات را مقدّم بر نماز ذکر فرموده.
چهارم:غسل است،و بهتر آن است اگر ممکن شود آن را در نهر انجام دهند،و وقت آن پس از طلوع فجر است تا زمان بجا آوردن نماز عید،چنانکه شیخ فرموده و در روایتی آمده است که غسل را در زیر سقف پوشیده بجا آور،
و چون خواستی غسل کنی بگو:
خدایا تنها برای ایمان به تو،و تصدیق به کتاب تو،و پیروی از روش پیامبر تو محمّد درود خدا بر او و خاندانش باد آنگاه«بسم اللّه»بگو و غسل را بجای آر،و هنگامی که از غسل فارغ شدی بگو:
خدای این غسل را کفارۀ گناهانم قرار ده،و دینم را پاک کن،خدایا هر آلودگی را از من برطرف فرما.
پنجم:پوشیدن جامۀ نیکو،و بکار بردن بوی خوش،رفتن به صحرا برای بجا آوردن نماز عید در زیر آسمان در غیر شهر مکه.
ششم:افطار کردن پیش از نماز عید،در اول روز،و بهتر آن است که با خرما یا شیرینی باشد،و شیخ مفید فرموده:
خوردن مقدار کمی از تربت سیّدالشهدا علیه السّلام که از هر دردی شفاست مستحبّ است.
هفتم:چون برای رفتن به نماز عید آماده شدی،بیرون نرو مگر پس از طلوع آفتاب،و بخوان دعاهایی را که سیّد ابن طاووس در کتاب«اقبال»نقل کرده از جمله ابو حمزه ثمالی از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که هنگامی که برای نماز عید فطر و قربان و جمعه آمادۀ بیرون رفتن شدی،این دعا را بخوان:
خدایا هرکس در این روز آماده شد یا نیت کرد،یا مهیّا و مستعد شد،برای ورود به درگاه یکی از بندگانت به امید جایزهها و صلهها و بهرهها و عطاها،ولی ای آقای من آماده شدن و قصد کردن و مهیا و مستعد شدن من تنها به جانب توست به امید جایزهها و صلهها و بهرهها و عطاهایت،اینک صبح کردم در عیدی از اعیاد امت پیامبرت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)، درحالیکه به عمل صالحی که به آن اطمینان کنم،و آن را پیش آورده باشم بر تو وارد نشدم،و به مخلوقی که آرزومندش باشم رو نکردم،بلکه در
حال فروتنی تنها به جانب تو آمدهام به گناه و بدی نسبت به خویش اعتراف دارم،پس ای بزرگ،ای بزرگ،ای بزرگ،گناهان بزرگم را بیامرز،که گناهان بزرگ را جز تو نیامرزد،ای که معبودی جز تو نیست،ای مهربانترین مهربانان.
هشتم:خواندن نماز عید است،و آن دو رکعت است:در رکعت اول سورههای«حمد»و «اعلی»و پس از سورۀ«حمد»و«اعلی»پنج تکبیر بگوید،و بعد از هر تکبیری دست به قنوت بردارد،و بگوید:
خدای ای اهل بزرگی و عظمت،و ای اهل جود و سلطنت،و اهل گذشت و رحمت، و اهل تقوا و مغفرت،از تو درخواست میکنم به حق این روز که برای مسلمانان عید قرار دادی،و برای محمّد صلّی اللّه علیه و آله ذخیره و فزونی در شرف،که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و مرا در هر خیری که محمّد و خاندان محمّد را وارد نمودی وارد کنی،و از هر شرّی که محمّد و خاندان محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)را بیرون آوردی مرا بیرون آوری،خدایا از تو درخواست میکنم،بهترین چیزی که بندگان شایستهات درخواست کردند،و به تو پناه میآورم از آنچه بندگان شایستهات به تو پناه بردند.پس تکبیر ششم بگوید و به رکوع رود،و پس از رکوع و سجود برای رکعت دوم قیام کند،و پس از سورۀ«حمد»سورۀ«شمس»را بخواند، سپس چهار تکبیر بگوید،و پس از هر تکبیری دست به قنوت بردارد،و همان دعا را بخواند،چون فارغ شد پنجمین تکبیر را گفته و به رکوع رود،و نماز را به پایان برساند،و پس از سلام تسبیح حضرت زهرا علیها السلام را بجا آورد.پس از نماز عید دعایهای بسیاری
وارد شده که شاید بهترین آنها دعای چهل و ششم صحیفۀ کاملۀ سجادیه باشد.مستحب است نماز عید زیر آسمان و روی زمین بدون فرش واقع شود،و از جایگاه نماز،از غیر آن راهی که به نماز آمده بود بازگردد،و برای قبول شدن اعمال برای برادران دینی خود دعا کند.
نهم:حضرت سیّد الشهداء علیه السّلام را زیارت کند.
دهم:دعای«ندبه»را بخواند که ان شاء اللّه تعالی بعد از این بیاید،و سیّد ابن طاووس فرموده که چون از دعا فارغ شود،به سجده رود و بگوید:
به تو پناه میآوردم از آتشی که حرارتش خاموش نمیشود،و تازهاش کهنه نمیگردد،و تشنهاش سیراب نمیشود.
پس گونۀ راست را بر زمین گذارد و بگوید:خدایا رخسارم را پس از سجده،و به خاک مالیدن آن برای تو در آتش زیر و رو مکن،که من در این کار بر تو منّت ندارم،بلکه تنها تو را بر منّت است سپس گونۀ چپ را بر زمین گذارد و بگوید:رحم کن بر کسی که بد کرده،و مرتکب گناه شده و بیچاره گشته و اعتراف نموده است.آنگاه به حال سجده برگردد و بگوید:اگر من بندۀ بدی بودم،تو پروردگار خوبی هستی،گناه از بندهات بزرگ شده،شایسته است گذشت از جانب تو نیکو باشد ای کریم پس صد مرتبه بگوید:ببخش ببخش آنگاه سیّد فرموده:امروزت را به بازی و اهمال کاری سپری مکن،درحالیکه نمیدانی،آیا از نظر اعمال مردودی،یا پذیرفته؟اگر امید پذیرفته شدن داری،آن را با سپاس زیبا تلافی کن،و اگر از مردود شدن در هراسی،پس دچار اندوه طولانی باش
روز بیست و پنجم:در سال صد و چهل و هشت به گفتۀ بعضی،شهادت امام صادق علیه السّلام واقع شده،و برخی روز شهادت را نیمۀ رجب گفتهاند،و علت شهادت آن حضرت،انگور زهرآلودی بوده که به حضرت خورانده شده،و روایت شده که چون زمان شهادت آن حضرت فرا رسید دیدههای خود را گشود و فرمود:بستگان مرا گرد آورید،چون همه گرد آمدند به جانب
ایشان نظر کرد و فرمود:شفاعت ما به کسی که نماز را سبک شمارد و به جایگاه آن اعتماد نکند نمیرسد.
این ماه آغاز ماههای حرام است،که حق تعالی در قرآن مجید ذکر فرموده
و سیّد ابن طاووس روایتی نقل کرده که ذوالقعده به هنگام سختی شدید گاه استجابت دعاست،و برای روز یکشنبه این ماه نمازی با فضیلت بسیار از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت کرده:مختصر آن فضیلت این است که،هرکه آن را بجا آورد،توبهاش پذیرفته حق و گناهش آمرزیده میشود،و طلبکاران او در قیامت از وی راضی گردند،و با ایمان از دنیا برود،و ایمانش از او گرفته نشود و قبرش وسیع و نورانی گردد و پدر و مادرش ازو او راضی شوند،و آمرزش حق نصیب پدر و مادر و فرزندان و نژاد او گردد،و روزی او توسعه یابد و فرشتۀ مرگ در وقت مردن با او مدارا کند،و جانش را به آسانی بستاند،و کیفیت آن نماز چنین است:روز یکشنبه غسل بجا آورد و وضو بگیرد و چهار رکعت نماز بخواند،در هر رکعت سورۀ«حمد»را یک مرتبه و سورۀ«توحید»را سه مرتبه و سورۀ«فلق»را یک مرتبه و سورۀ «ناس»را یک مرتبه بخواند و پس از نماز هفتاد مرتبه استغفار کند،و استغفار را با:
جنبش و نیرویی جز به خدای والای بزرگ نیست ختم نماید،سپس بگوید:
ای توانا،ای آمرزنده،گناهان من و همۀ مردان و زنان مؤمن را بیامرز،که گناهان را جز تو کسی نمیآمرزد.
روایت شده هرکه در یکی از ماههای حرام سه روزی پیدرپی که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد،ثواب نهصد سال عبادت برای او نوشته شود.شیخ بزرگوار علی بن ابراهیم قمی فرموده در ماههای حرام گناهها و حسنات دوچندان میشود.
روز یازدهم:سال صد و چهل و هشت،ولادت با سعادت حضرت رضا علیه السّلام واقع شده.
شب پانزدهم:شب مبارکی است،خدا بر بندگان مؤمن خو نظر رحمت میفرماید،و چنانکه در روایت نبوی آمده،کسی
که در این شب به طاعت حق مشغول باشد،برای او اجر صد نفر روزهداری است که ملازم مسجد بودهاند،آن هم روزهداری که خدا را به اندازۀ چشمبرهمزدنی معصیت نکرده باشد،پس این شب را غنیمت بشمار،و خود را به طاعت و عبادت و نماز و درخواست حاجات از خدا مشغول کن،روایت شده هرکه در این شب حاجتی از خدا بخواهد حتما به او عطا خواهد شد.
روز بیست و سوم:سال دویست و سه به قولی شهادت حضرت رضا علیه السّلام واقع شده و زیارت آن حضرت از نزدیک و دور مستحبّ است.
سیّد ابن طاووس در کتاب«اقبال»گفت که در بعضی از کتابهای علمای شیعه غیر عرب (رضوان اللّه علیهم)دیدم که مستحبّ است مولایمان حضرت رضا(درود خدا بر او)در روز بیست و سوم از ماه ذیالقعده از نزدیک و دور زیارت شود،به بعضی از زیارتهای معروف،یا به آنچه که همانند زیارت باشد از روایاتی که در این باب رسیده است.
شب بیست و پنجم:شب دحو الارض است،یعنی پهن شدن زمین از زیر کعبه به روی آب،و از شبهای بسیار شریف است که رحمت خدا در آن نازل میشود،و قیام به عبادت در آن اجر بسیار دارد،و از حسن بن علی وشّاء روایت شده که گفته:من کودک بودم که با پدرم در شب بیست و پنجم ماه ذوالقعده،در خدمت حضرت رضا علیه السّلام شام خوردیم،حضرت فرمود امشب حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علیهما السلام متولّد شدهاند،و زمین از زیر کعبه پهن شده،پس هرکه روزش را روزه بدارد،چنان است که شصت ماه روزه داشته باشد،و در روایت دیگر است که فرمود:در این روز حضرت قائم(عج)قیام خواهد کرد.
روز بیست و پنجم:روز دحو الارض است،یکی از آن چهار روزی است،که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است،و در روایتی آمده:که روزۀ این روز همانند روزۀ هفتاد سال است و در روایت دیگر آمده که کفاره هفتاد سال است،و هرکه این روز را روزه بدارد،و شب را به عبادت به سر آورد،برای او عبادت صد سال نوشته شود و برای روزهدار این روز، که هرچه در میان زمین و آسمان است استغفار کند،و این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر شده،و برای عبادت
و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیاری است،و باری این روز جز روزه و عبادت و ذکر خدا و غسل دو عمل دیگر وارد است:
اوّل:نمازی که در کتابهای علمای شیعه از اهل قم روایت شده و آن دو رکعت است در وقت چاشت[بالا آمدن آفتاب تا پیش از گذشتن از وقت ظهر]در هر رکعت پس از سورۀ«حمد»پنج مرتبه سورۀ«و الشّمس»خوانده شود،و پس از سلام بگوید،هیچ جنبش و نیرویی نیست مگر به خدای برتر بزرگ آنگاه دعا کند و بخواند: ای نادیدهگیر لغزشها لغزشم را نادیدهگیر،ای اجابت کننده دعاها،دعایم را اجابت کن،ای شنوای صداها،صدایم را بشنو،و به من رحم کن،و از بدیهایم و آنچه نزد من است درگذر،ای صاحب بزرگی و بزرگواری.
دوّم:خواندن دعایی که شیخ در کتاب«مصباح»فرموده:خواندن آن مستحبّ است:
خدایا ای گسترانندۀ کعبه،و شکافنندۀ دانه،و برگیرندۀ سختی،و برطرف کنندۀ هر گرفتاری،از تو میخواهم در این روز از روزهایت،که حقّش را بزرگ گرداندی،و سبقتش را پیش انداختی،و آن را نزد اهل ایمان امانت و و به سوی خود وسیله قرار دادی،و به رحمت گستردهات که بر محمّد درود فرستی آن بنده برگزیدهات در پیمان نزدیک،روز دیدار،شکافندۀ هر امر بسته،و دعوت کننده به حق،و بر اهل بیت پاکش آن راهنمایان،و روشنکنندگان راه حق،ستونهای جبّار،و متولّیان بهشت و دوزخ،و عطا کن به ما از عطای در خزانهات که نه بریده شود،و نه منع گردد،تا به وسیلۀ آن توبه،و بازگشت خوبی برای ما فراهم نمایی
ای بهترین خوانده شده و کریمترین امید شده،ای کفایت کننده،ای وفادار،ای آنکه لطفش پنهانی است،به لطفت به من لطف کن،و به عفوت خوشبختم نما،و به یاریات تأییدم فرما،و از ذکر کریمانهات فراموشم مکن به حق متولیان امرت و نگهبانان رازت و از گرفتاریهای روزگار تا روز قیامت و برانگیخته شدن خفظم کن هنگام بیرون آمدن جانم،و فرو رفتن در قبرم،و تمام شدن کارم،و سپری شدن عمرم،اولیایت را به بالینم حاضر کن،خدایا یادم کن،بر طول پوسیدگی،زمانی که در میان تودههای خاک فرود آیم،و فراموشکنندگان از مردم فراموشم کنند،و در خانۀ اقامت فرودم آر،و در منزل کرامت جایم ده،و از دوستان اولیایت،و برگزیدگان و خاصان درگاهت قرارم ده،و دیدارت را بر من مبارک گردان،و پیش از فرا رسیدن پایان عمرم حسن عمل روزیام فرما، درحالیکه پاک از لغزشها و گفتار بیپایه و منطق تباه باشم.خدایا مرا به حوض پیامبرت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)وارد کن،و از آن به من بنوشان،نوشاندنی سیراب کننده،روان و گوارا،که پس از آن هرگز تشنه نشوم،و از ورود به آن طرد نگردم،و از آن منع نشوم،و آن را قرار ده برایم بهترین توشه،و کاملترین وعدهگاه،روزی که گواهان بپا میخیزند.خدایا لعنت کن گردنکشان گذشته و آینده را،هم آنان که حقوق اولیایت را به ناحق به خود اختصاص دادند.خدایا پایههایشان را بشکن،و پیروان و عمّالشان را نابود ساز،زمینههای هلاکتشان را به زودی فراهم فرما،و کشورهایشان را از دستشان بگیر،و راههایشان را بر آنان تنگ کن، و بر آنان که با آنان سهیم و شریکند لعنت فرست.خدایا در فرج دوستانت شتاب کن و حقوق تاراجرفتۀ آنان را به آنان بازگردان
و قائم آنان را به حق آشکار کن،و او را یاریرسان دینت بدار،و دربارۀ دشمنانت فرمانده به فرمانت قرار ده.خدایا فرشتگان پیروزی را گرداگرد او همواره بدار،و به آن دستوری که در شب قدر به او القا کردی او را انتقامگیرندۀ خویش قرار ده،تا جایی که خشنود شوی،و دینت به وسیلۀ او،و به دست او به گونهای نو و تازه بازگردد،و حق به طور کامل ناب شود،و باطل به صورت همۀ جانبه به دور افکنده شود.خدایا بر او و همۀ پدرانش درود فرست،و ما را از همنشینان و خاندانش قرار بده،و در زمان بازگشتش ما را برانگیز،تا در دوران او در شمار یارانش باشیم.خدایا درک قیامش را روزی ما کن،و در روزگارش ما را حاضر کن،و بر او درود فرست،و سلام او را به ما باز رسان،درود و رحمت خدا و برکاتش بر او باد.میر داماد(ره)در رسالۀ اربعه ایّام خود،در بیان اعمال روز دحو الارض فرموده است:زیارت امام رضا علیه السّلام در این روز افضل اعمال مستحبّ،و مؤکّدترین آداب میباشد،و همچنین زیارت آن حضرت در روز اول ماه رجب الفرد در نهایت تأکید بوده،و نسبت به آن ترغیب بسیار شده است.
روز آخر ماه:سال دویست و بیست بنابر مشهور،امام جواد علیه السّلام،در بغداد به سبب زهری که معتصم عباسی به ایشان خوراند شهید شد و این حادثه تقریبا پس از درگذشت دو سال و نیم از مرگ مأمون عبّاسی اتفاق افتاد،چنانکه خود آن جناب میفرمود الفرج بعد المامون بثلاثین شهرا[گشایش کار سی ماه پس از مأمون است]و این جمله نشاندهندۀ این است که آن حضرت از سوء معاشرت مأمون در کمال رنج و ناراحتی بوده است،که مرگ خود را فرج و گشایش تعبیر نموده است،چنانکه پدر بزرگوارشان امام رضا علیه السّلام،در زمان و لا یتعدی خویش چنین بوده است و در هر جمعه که از مسجد جامع باز میگشت،به همان حال که عرق ریزان و غبارآلوده بود،دستها را به درگاه الهی بلند نموده و میگفت:الهی اگر فرج و گشایش کار من در مرگ من است پس همین ساعت در مرگ من شتاب ورز و پیوسته در غم و اندوه بود،تا از دنیا رحلت فرمود،و امام جواد علیه السّلام زمانی که وفات
کرد از عمر شریفش بیست و چند سال و چند ماه گذشته بود،مرقد شریف ایشان در بقعۀ مبارکۀ کاظمیه در پشت سر جد بزرگوارشان امام موسی بن جعفر علیهما السّلام قرار دارد.
این ماه از ماههای بسیار شریف است که چون فرا میرسید،نیکان صحابۀ پیامبر و تابعین،اهتمام شدیدی در عبادت اظهار میداشتند،دهۀ اول آن«ایّام معلومات است»که در قرآن مجید ذکر شده،و در نهایت فضیلت و برکت است، و از رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله روایت شده است که در هیچ ایّامی کار نیک و عبادت نزد خدا،محبوبتر و پسندیدهتر از این دهه نیست
و برای این دهه اعمال خاصی است از این قبیل:
اوّل:روزه گرفتن نه روز اول این دهه که ثواب روزۀ تمام عمر را داراست.
دوّم:خواندن دو رکعت نماز،بین مغرب و عشا در تمام شبهای این دهه که در هر رکعت پس از سورۀ«حمد»یک مرتبه سورۀ«توحید»و آیۀ:
با موسی سی شب وعده کردیم،و آن را با ده شب دیگر کامل نمودیم،در نتیجه میقات پروردگارش به چهل شب اتمام یافت و موسی به برادرش هارون گفت:در میان قوم من جانشینم باش،و اصلاح کن،و راه اهل فساد را پیروی مکن.
را بخواند تا با ثواب حاجیان شریک گردد.
سوم:از روز اول تا عصر روز عرفه به دنبال نماز صبح و پیش از مغرب این دعا را که شیخ مفید و سیّد از امام صادق علیه السّلام روایت کردهاند بخواند:
خدایا این روزها روزهایی است،که بر سایر روزها برتری و شرافت دادی و به لطف و رحمتت مرا به آنها رساندی، برکاتت را بر ما فرو فرست،و از نعمتهایت در این روزها بر ما وسعت ده.خدایا از تو میخواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و ما را در این روزها به راه هدایت و پاکدامنی و بینیازی و عمل در آنها به آنچه میپسندی و
خشنود میشود هدایت فرمایی،خدایا از تو درخواست میکنم،ای جایگاه هر شکوایه،و ای شنوای هر راز و نیاز،و ای حاضر در هر جمع،و ای دانای هر نهان،که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و در این روزها بلا را از ما برگردانی،و دعایمان را مستجاب گردانی،و نیرویمان دهی و یاریمان نمایی،و به آنچه ای پروردگار ما دوست داری و خشنود میشود موّفقمان بداری،و بر اموری که از طاعتت و طاعت رسولت و اهل ولایتت بر ما واجب نمودی توفیقمان دهی.خدایا از تو درخواست میکنم ای مهربانترین مهربانان،که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و خشنودی خود را در این روزها به ما ارزانی کنی،که به یقین تو شنوای دعایی،و از خیری که در این ایام از عالم بالا نازل میکنی،ما را محروم مساز و از گناهان ما را پاک ساز، ای دانای نهانها،و در این روزها خانۀ جاودان را بر ما واجب گردان.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و گناهی را برای ما باقی بگذار جز آنکه ببخشی،و نه اندوهی جز آنکه برطرف کنی،و نه بدهی جز انکه بپردازی،و نه غایبی جز انکه به ما برسانی،و نه حاجتی از حاجات دنیا و آخرت جز آنکه هموار و آسان نمایی،به یقین تو بر هر چیز توانایی.خدایا ای دانای نهان،ای رحمکننده به اشکهای روان،ای اجابتکننده دعاها،ای پروردگار زمینها و آسمانها،ای آنکه صداها بر او اشتباه نشود،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و ما را در این روزها از آزادشدگان و رهاگشتگان از آتش،و رسیدگان به بهشت،و از نجاتیافتگان قرار ده به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان،و درود خدا بر آقایمان محمّد و همه اهل بیتش.
چهارم:در هر روز از این دهه بخواند پنج دعایی را که حضرت جبرییل برای حضرت عیسی علیه السّلام از جانب خدا هدیه آورد،تا در این ایام بخواند،و آن پنج دعا این است:
(1)گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،فرمانروایی و سپاس برای اوست،خیر تنها به دست اوست و او بر هر چیز تواناست(2)گواهی میدهم معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،یکتا و بینیاز است همسر و فرزندی نگرفته است.(3)گواهی میدهم معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،یکتا و بینیاز است نه زاده و نه زاییده شده است،و برایش هیچ همتایی نیست.(4)گواهی میدهم معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است، فرمانروایی و سپاس برای اوست،زنده میکند و میمیراند و اوست زندهای که نمیمیرد،خیر تنها به دست اوست،و او بر هر چیز تواناست.(5)خدا مرا بس است و کفایت میکند،خدا گوش فرا دهد برای آنکه او را بخواند،ورای خدا نهایتی نیست،گواهی میدهم برای خدا به آنچه دعوت کرد،و خدا بیزار است از هرکه از او بیزای جوید،و آخرت و دنیا از ان خداست.حضرت عیسی(ع)برای صد مرتبه خواند هر کدام از این دعاها،ثواب بسیاری بیان کرده است و این امر بعید به نظر نمیرسد،چنانکه علامه مجلسی فرموده:اگر کسی هر روز هریک از این دعاها را ده مرتبه بخواند به روایت عمل کرده،ولی اگر هر روز هریک را صد مرتبه بخواند بهتر است.
پنجم:در هر روز این دهه این تهلیلات را که از امیر المؤمنین علیه السّلام با ثواب بسیار روایت شده بخواند.و اگر روزی ده مرتبه بخواند بهتر است: معبودی جز خدا نیست به شمار شبها و روزگاران،معبودی جز خدا نیست به شمار امواج دریاها،معبودی جز خدا نیست،و رحمت او از آنچه گرد میآورند بهتر است،معبودی جز خدا نیست،
به شمار خارها و درختان،معبودی جز خدا نیست به شمار موها و کرکها،معبودی جز خدا نیست به شمار سنگها و کلوخها،معبودی جز خدا نیست به شمار بهمخوردن پلکها،معبودی جز خدا نیست در شب چون سیاهی بنماید و در صبح چون سپیدی سر برآورد،معبودی جز خدا نیست به شمار بادها در صحراها و کوهها،معبودی جز خدا نیست از امروز تا روز دمیده شدن در صور.
روز اوّل:روز بسیار مبارکی است و در آن چند عمل وارد است.
اوّل:روزه که ثواب روزۀ هشتاد ماه را دارد.
دوّم:خواندن نماز حضرت فاطمه علیها السّلام،شیخ فرمود:روایت شده:این نماز چهار رکعت است با دو سلام،مانند نماز امیر المؤمنین علیه السّلام که در هر رکعت سورۀ«حمد» یک مرتبه و سورۀ توحید پنجاه مرتبه خوانده میشود و پس از سلام تسبیحات آن حضرت را گفته،سپس بخواند:
منزّه است آن داری عزّت بلندمرتبه شریف،منزّه است آن دارای عظمت بسیار با شکوه بزرگ،منزّه است آن دارای فرمانروایی گرانمایۀ ازلی،منزّه است آنکه جای پای مورچه را بر سنگ صاف بیند،منزّه است آنکه چگونگی گذر پرنده را در هوا بیند،منزّه است آنکه او چنین است،و جز او چنین نیست.
سوّم:دو رکعت نماز نیم ساعت پیش از رسیدن آفتاب به هنگام ظهر بخواند،در هر رکعت سورۀ«حمد»یک مرتبه و هر یک از«توحید»و«ایة الکرسی»و«قدر»را ده مرتبه بخواند.
چهارم:هرکه از ستمگری وحشت دارد،در این روز بگوید:
مرا کافی است،مرا کافی است،مرا کافی است،آگاهی تو به حالم از درخواست من.تا خدا شرّ ستمکار را از او کفایت کند،و بدان که در این روز حضرت ابراهیم خلیل علیه السّلام متولّد شده است،و نیز در این روز به روایت شیخ کلینی و شیخ طوسی،حضرت فاطم علیها السّلام
به امیر المؤمنین علیه السّلام تزویج شده.
روز هفتم:سال صد و چهارده شهادت امام باقر علیه السّلام در مدینه اتّفاق افتاده و به این سبب روز حزن شیعه است.
روز هشتم:روز ترویه است و روزهاش فضیلت بسیار دارد و روایت شده:روزۀ این روز کفّاره شصت سال است،و شیخ شهید غسل این روز را مستحّب دانسته.
شب نهم:از شبهای پر برکت و شب مناجات با خدا برآورندۀ حاجات است و توبه در آن شب پذیرفته و دعا در آن مستجاب است و کسی که آن شب را به عبادت به سر آورد،اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد،و برای آن شب چند عمل است:
اوّل:این دعا را که روایت شده هرکه آن را در شب عرفه یا شبهای جمعه بخواند،خدا او را بیامرزد:
خدایا ای آگاه از هر گفتوگوی پنهان،و جایگاه هر شکایت،و دانای هر نهان،و نهایت هر حاجت، ای آغازگر نعمتها بر بندگان،ای بزرگوار گذشت،ای نیکو درگذشت،ای بخشنده،ای که چیزی را از او نپوشاند نه شب تار،نه دریای پر موج،نه آسمان دارای برجها،و نه تاریکیهای درهم پیچیدهای آنکه تاریکی نزد او روشنایی است،از تو میخواهم به حق نور جلوۀ پرشکوهت که به آن بر کوه تجلّی کردی،و کوه را با خاک همسان ساختی،و موسی مدهوش بر زمین افتاد،به حق نامت که با آن آسمانها را بیستون برافراشتی،و زمین را بر روی آب منجمد بگستردی،و به حق نام مخزون،پوشیده،نوشته شده پاکیزهات،که چون با آن خوانده شوی،پاسخ دهی،و چون با آن درخواست شوی عطا کنی،و به حق نام منزّه و مقدّس و برهانت که آن نوری است بر فراز هر نور،و نوری است برامده از نور،از آن روشنی میگیرد هر نور،چون به زمین شکافته شود،و چون به آسمانها رسد گشوده گردد،و چون به عرش رسد،عرش به اهتزاز آید،و به حق نامت که از آن
اندام فرشتگانت به لرزه آید،و از تو درخواست میکنم به حق جبرییل و میکاییل و اسرافیل، به حق محمد پیامبر برگزیده،درود خدا بر او و خاندانش و بر همه پیامبران و همۀ فرشتگان،و به حق نامی که به وسیلۀ آن خضر بر روی امواج دریا ره سپرد،چنانکه بر روی زمین سخت راه رفت،و به حق نامت که دریا را به آن برای موسی شکافتی،و فرعون و قومش را در آن غرق نمودی، و به وسیلۀ آن موسی بن عمران و همراهانش را نجات دادی،و به حق نامت که موسی بن عمران از ناحیۀ طور ایمن تو را به آن خواند،پس او را اجابت فرمودی،و از جانب خود بر دلش محبّت انداختی،و به حق نامت که به آن عیسی بن مریم مردگان را زنده کرد،و در حالی کودکی در گهواره سخن گفت،و کور مادرزاد و مبتلای به بیماری پیسی را به اذن تو شفا داد،و به حق نامت که حاملان عرشت تو را به آن خواندند،و جبرییل،و میکاییل،و اسرافیل و محبوبت محمّد[درود خدا بر او و خاندانش باد]و فرشتگان درگاهت،و پیامبران مرسلت،و بندگان شایستهات،از اهل آسمانها و زمین،و به حق نامت که ذو النون[حضرت یونس(ع)]تو را به آن خواند، در ان زمان که خشمناک رفت،و گمان کرد که بر او سخت نگیری،پس در میان تاریکیها فریاد برآورد که معبودی جز تو نیست،منزّهی تو،من از ستمکاران بودم،پس دعایش را اجابت کردی،و او را از اندوه رهانیدی و اینچنین مردم با ایمان را نجات میدهی،و به حق نام بزرگت که داود تو را به آن خواند،و در برابرت بر سجده افتاد،در نتیجه گناهش را
آمرزیدی،و به حق نامت که آسیه همسر فرعون تو را به آن خواند آنگاه که گفت:پروردگارا برای من نزد خود در بهشت خانهای بنا کن،و از فرعون و عملش نجاتم ده،و مرا از چنگ ستمکاران خلاص کن،پس دعایش را مستجاب کردی،و به حق نامت که ایّوب تو را به آن خواند،زمانی که بلا بر او فرود آمد،پس به او عافیت بخشیدی،و اهلش را و مانند آنها را به همراه آنان،از روی رحمت از نزد خود به پیش او بازگرداندی،و این را یادآوری برای بندگان نهادی،و به حق نامت که یعقوب تو تو را به آن خواند،پس بینایی و نور دیدهاش یوسف،را به او بازگرداندی،و پریشانیاش را سرو سامان بخشیدی،و به حق نامت که سلیمان تو را به آن خواند،پس به او سلطنتی دادی که برای هیچکس پس از او شایسته نبود،همانا تو بسیار بخشندهای،و به حق نامت که به آن براق را برای محمّد درود خدا بر او و خاندانش مسخرّ ساختی،آنجا که خدای تعالی فرمود:منزّه است خدایی که بندهاش را شبانه از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی راه برد، و گفتار خدا:منزّه است خدایی که این مرکب را برای ما مسخرّ کرد،وگرنه قدرت تسخیرش را نداشتیم و ما به جانب پروردگارمان باز میگردیم،و به حق نامت که به وسیلۀ آن جبراییل بر محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)نازل میشد،و به حق نامت که آدم تو را به آن خواند،پس گناهش را آمرزیدی،و در بهشت جای دادی،و از تو درخواست میکنم به حق قرآن بزرگ،و به حق محمّد خاتم پیامبران،و به حق ابراهیم،و به حق جدا کردنت حق و باطل را در روز داوری،و به حق ترازوها زمانی که نصب شوند و نامهها وقتی که گشوده شوند،و به حق قلم و آنچه نوشت،و لوح و آنچه شمرد،و به حق اسمی که
بر سراپردۀ عرش نوشتی،به دو هزار سال پیش از آنکه مخلوقات،و دنیا،و آفتاب،و ماه به دست قدرتت آفریده شوند،و گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،و همانا محمّد بنده و فرستاده اوست،و از تو درخواست میکنم به حق آن نامت که در میان گنجینهای از گنجینههای توست،نامی که در علم غیب نزد خود خاص خویش نمودی، نامی که هیچیک از آفریدگانت بر آن آگاه نشد،نه فرشته مقرّبی،و نه پیامبر فرستادهای،و نه بندۀ برگزیدهای و از تو درخواست میکنم به حق نامت،که دریاها را با آن شکافتی،و کوهها را با آن برپا ساختی،و شب و روز با آن در رفت و آمد شد،و به حق سورۀ«حمد»،و قران بزرگ،و به حق نویسندگان بزرگوارت،و به حق سورههای«طه» «یس»،و«کهیعص»و«حمعسق»،و بحق تورات موسی،و انجیل عیسی،و زبور داود،و فرقان محمّد درود خدا بر او و خاندانش و بر همۀ رسولان و به حق باهیّ و شراهیّ[دو نام اعظم،یا دو راز،یا دو تن از اولیای الهی]،خدایا از تو درخواست میکنم به حق آن راز و نیازی که میان تو و موسی بن عمران بر فراز کوه طور سینا انجام گرفت،و از تو میخواهم به حق نامی که برای گرفتن جانها به ملک الموت آموختی7و از تو میخواهم به حق نامی که بر برگ زیتون نوشته شد،و آتش در برابر آن برگ فروتن گشت،پس گفتی:ای آتش سرد سرد و سلامت باش،و از تو میخواهم به حق نامی که آن را بر سراپردۀ بزرگواری و کرامت نوشتی،ای که خواهندهای بازش ندارد،و عطا از خزانههایش نکاهد،ای آنکه از او فریادرسی شود،و از او پناه جویند،از تو درخواست میکنم به
جایگاه عزّت از عرشت،و حدّ نهایی رحمت از کتابت،و اسم اعظمت،و شأن برترت، و کلمات کامل والایت،خدایا ای پروردگار بادها و آنچه پراکنده کردند،و ای پروردگار آسمان و آنچه بر آن سایه افکند،و ای پروردگار زمین و آنچه را با خود برداشت،و ای پروردگار شیاطین و هرکه را گمراه گردند،و ای پروردگار دریاها و آنچه روان شد،و به حق هر حقی که آن بر تو حق است،و به حق فرشتگان درگاهت،و روحانیان و کرّوبیان،و آنان که شب و روز بدون اینکه سستی ورزند برایت تسبیح میگویند،و به حق ابراهیم خلیلت،و به حق هر دوستی که میان صفا و مروه تو را میخواند،و تو دعایش را اجابت میکنی،ای اجابتکننده،از تو درخواست میکنم به حق این نامها،و به حق این دعاها،که ما را بیامرزی از گناهانی که پیش از این انجام دادیم،و از این پس انجام میدهیم،و آنچه پنهان و آنچه آشکار کردیم،و آنچه ظاهر نموده و آنچه نهان ساختیم،و آنچه را تو از ما به آن آگاهتری،همانا تو بر هر چیز توانایی،به مهربانیات،ای مهربانترین مهربانان.
ای نگهدار هر غریب،ای مونس هر تنها،ای نیروی هر ناتوان،ای یار هر ستمدیده،ای روزیبخش هر محروم،ای همدم هر هراسان،ای همراه هر مسافر،ای تکیهگاه هر حاضر،ای آمرزنده هر گناه و خطا،ای فریادرس فریادکنان،ای دادرس دادخواهان،ای برطرف ساز اندوه اندوهگینان،ای غمگسار غمزدگان،ای پدید آورندۀ آسمانها و زمینها،ای نهایت هدف جویندگان،ای اجابتکنندۀ دعای بیچارگان،ای مهربانترین مهربانان،ای پروردگار جهانیان
ای پاداشدهندۀ روز پاداش،ای بخشندهترین بخشندگان،ای کریمترین کریمان،ای شنواترین شنوندگان،ای بیناترین بینایان،ای تواناترین توانایان،بر من بیامرز گناهانی که نعمتها را تغییر میدهد،و گناهانی که پشیمانی به بار میآورد،و گناهانی که باعث بیماریها میشود،و گناهانی که پردههای حرمت حرمت را میدرد،و گناهانی که دعا را پس میزند،و گناهانی که باران آسمان را نگاه میدارد،و گناهانی که نابودی را به شتاب میرساند،و گناهانی که بدبختی میآورد،و گناهانی که هوا را تیره میکند،و گناهانی که پردۀ حیا را بالا میزند، و گناهانی که جز تو کسی آنها را نمیآمرزد،ای خدا،و هر حقی که از یکی از بندگانت به دوش من است بردار،و برای من در کارم گشایش و راه چاره و آسانی قرار ده،و یقینت را در سینهام و امیدت را در دلم فرود آر،تا به غیر تو امید نبندم.خدایا نگاهم دار7و در جایگاهم عافیت ده،و همراه من باش، در شب و در روز،و از پیش رو و پشت سر،و از راست و چپ،و از بالا و زیر پا،و راه را بر من هموار ساز،و سهولت امر را برایم نیکو گردان،و در دشواری خوارم مکن،و مرا راهنما باش ای بهترین راهنما،و در کارها مرا به خود وامگذار،و هرگونه دلخوشی را به دلم انداز7و مرا با رستگاری و سربلندی به خانوادهام بازگردان،آراسته به شادکامی،در دنیا و آخرت،همانا تو بر هر چیز توانایی،و از فضلت نصیبم کن،
و از روزیهای پاکیزهات بر من وسعت ده،و در طاعت به کار گیر،و از عذاب و آتشت پناهم ده،و زمانی که مرا از دنیا بردی از روی رحمت به بهشتت وارد کن.خدایا به تو پناه میآورم از زوال نعمتت، و از تغییر عافیتت،و از فرود آمدن انتقامت،و از نزول عذابت،و به تو پناه میآورم از سختی بلا،و افتادن در بدبختی،و از بدی سرنوشت و سرزنش دشمنان،و از شرّ آنچه از آسمان میرسد،و از شرّ آنچه در کتاب نازل شدهات شرّ قلمداد کردی.خدایا مرا از اشرار و از اهل آتش قرار مده،و از همنشینی نیکان محروم مگردان،و به زندگی پاکیزه زندهام بدار7و به مرگ پاکیزه بمیران،به نیکان پیوندم ده،همنشینی با پیامبران را نصیم فرما،همنشینی در جایگاه صدق،نزد فرمانروایی نیرومند.خدایا تو را سپاس بر نیکی آزمایش و رفتارت،و تو را سپاس بر اسلام و پیروی روش پیامبر،پروردگارا، چنانکه اینان را به دینت هدایت فرمودی،و کتاب خود را به آنها آموختی،ما را هم رهنما باش و به ما هم بیاموز،تو را سپاس بر نیکی آزمایش و رفتارت به ویژه نسبت به من،چنانکه مرا آفریدی،و آفرینشم را نیکو نهادی،و به من آموختی و آموزشم را نیکو نمودی، و راهنماییام فرمودی،و راهنماییام را نیکو گرداندی،پس تو را سپاس بر نعمت بخشیات بر من در گذشته و حال،آقای من چه بسیار محنت غمزایی که از من گشودی،و چه بسیار اندوهی که زدودی،و چه بسیار نگرانی که برطرف ساختی،و چه بسیار بلایی که ای آقای من برگرداندی،و چه بسیار عیبی که
پوشاندی،پس تو را سپاس بر هر حال،در هر مکان و زمان،و هر منزل و مقام،و بر این حال و هر حال.خدایا مرا در این روز از برترین بندگانت در روزی قرار ده،از خیری که پخش میکنی،یا رنجی که برطرف مینمایی،یا امر بدی که برمیگردانی،یا بلایی که دفع میکنی،یا خیری که میفرستی،یا رحمتی که میگسترانی،یا عافیتی که بر بندگان میپوشانی،همانا تو بر هر چیز توانایی،و خزانههای آسمانها و زمین به دست توست،و تو یگانه بزرگوار عطا بخشی هستی که خواهندهاش بازگردانده نشود،و آرزومندش ناامید نگردد،و عطایش کاستی نپذیرد،و آنچه نزد اوست پایان نیابد،بلکه به فزونی عنایت و خاطر پسندی و عطا و بخشش بیفزاید،و مرا روزی کن از خزانههایت که تمام نمیشود،و از رحمت گستردهات،همانا عطایت ممنوع نبوده،و تو بر هر چیز توانایی،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
دوّم:هزار مرتبه تسبیحات عشر را که سیّد به نقل کفعمی ذکر فرموده بخواند،و این تسبیحات در اعمال روز عرفه بیاید.[صفحه 414]
سوّم:دعای اللّهمّ من تعبّا و تهیا»را که در روز عرفه و شب و روز جمعه نیز وارد است بخواند،و متن آن در بیان اعمال شب جمعه گذشت[صفحه 59]
چهارم:حضرت سیّدالشهدا علیه السّلام و زمین کربلا را زیارت کند،و تا روز عید قربان در آنجا بماند،تا از شرّ آن سال محفوظ باشد.
روز نهم:روز عرفه و از اعیاد بزرگ است،گرچه به اسم عید نامیده نشده و روزی است که خدا بندگانش را به عبادت و طاعت خویش دعوت کرده و سفرههای جود و احسانش را برای آنان گسترده،و شیطان در این روز خوارتر و حقیرتر،و راندهتر و خشمناکتر از روزهای دیگر است،و روایت شده که حضرت زین العابدین علیه السّلام در روز عرفه صدای سائلی را شنید که از مردم درخواست کمک میکرد،به او فرمود:وای بر تو،آیا در این روز از غیر خدا درخواست میکنی؟!و حال آنکه برای بچههای در رحم،در
این روز امید میرود،که فضل خدا شامل حالشان گردد،و سعادتمند شوند.و برای این روز چند عمل وارد است:
اوّل:غسل.
دوم:زیارت حضرت سید الشّهداء علیه السّلام که برابر هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد و بلکه افضل از این است،و روایات در کثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است[یعنی از افراد بسیاری نقل شده است]و اگر کسی در این روز توفیق یابد،که زیر قبّۀ مقدّسه آن حضرت باشد،ثوابش کمتر از کسی که در عرفات باشد نیست،بلکه بیشتر و بیشتر است،و کیفیت زیارت آن حضرت بعد از این در باب زیارات ان شاء اللّه تعالی میآید.[صفحه 697]
سوم:پس از نماز عصر،پیش از آنکه مشغول خواندن دعاهای عرفه شود،در زیر آسمان دو رکعت نماز بجا آورد،و به گناهانش نزد خدا اعتراف و اقرار نماید،تا به ثواب عرفات دست یابد،و گناهانش آمرزیده گردد
آنگاه به اعمال و دعاهای عرفه که از ائمۀ طاهره علیهم السّلام روایت شده است مشغول گردد،و آن اعمال و ادعیه بیشتر از ان است که به طور کامل در این مختصر ذکر شود ولی به اندازهای که این کتاب گنجایش آن را داشته باشد نقل میکنیم.
شیخ کفعمی در کتاب«مصباح»فرموده:برای کسی که از دعا خواندن ضعف پیدا نکند روزۀ روز عرفه مستحب است،و پیش از زوال[رسیدن آفتاب به وقت شرعی ظهر]غسل استحباب دارد،و همچنین زیارت امام حسین علیه السّلام در روز و شب عرفه مستحبّ است.و چون وقت زوال رسید،زیر آسمان رود،و نماز ظهر را با رکوع و سجود نیکو بجا آورد،و چون از نماز ظهر و عصر فارغ شود،دو رکعت نماز بخواند،در رکعت اول پس از سورۀ(حمد»سورۀ«توحید»و در رکعت دوم بعد از(حمد)سورۀ(کافرون)بخواند،پس از ان چهار رکعت نماز بجا آورد،در هر رکعت پس از سورۀ(حمد)پنجاه مرتبه سورۀ(توحید)بخواند.
فقیر میگوید:این نماز همان نماز حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام است،که در ضمن اعمال روز جمعه گذشت.
سپس شیخ کفعمی فرموده است:
این تسبیحات را که از حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله روایت شده است،و سیّد ابن طاووس در«اقبال»ذکر فرموده بخوان:
منزّه است خدایی که عرشش در آسمان است،:منزّه است خدایی که حکمش در زمین است،منزّه است خدایی که فرمانش در گورهاست،منزّه است خدایی که راهش در دریاست،منزّه است خدایی که سلطنتش در آتش است، منزّه است خدایی که رحمتش در بهشت است،منزّه است خدایی که عدالتش در قیامت است،منزّه است خدایی که آسمان را برافراشت،منزّه است خدایی که زمین را بگسترد،منزّه است خدایی که پناهگاه و نجاتی از او جز به سوی او نیست
سپس صد مرتبه بگوید:منزّه است خدا،و سپاس از آن خدا است،و معبودی جز خدا نیست،و خدا بزرگتر است.و سورۀ«توحید» را صد مرتبه«ایة الکرسی»را صد مرتبه بخوان،و صد مرتبه بر محمّد و آل محمّد صلوات فرست،و ده مرتبه بگو:
معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،فرمانروایی و سپاس از ان اوست،زنده میکند و میمیراند،و میمیراند و زنده میسازد،و او زنده پاینده است،خیر تنها به دست اوست7و او بر هر چیز تواناست.و ده مرتبه:آمرزش میجویم از خدایی که معبودی جز او نیست،زنده و به خود پاینده است و به سوی او بازمیگردیم.و ده مرتبه ای خدا و ده مرتبه ای مهربان و ده مرتبه ای بخشنده و ده مرتبه ای پدید آورندۀ آسمانها و زمین،ای دارای شوکت و بخشش و ده مرتبه ای زنده ای پاینده و ده مرتبه ای نعمتافزا ای عطابخش.و ده مرتبه ای که خدایی جز تو نیست و ده مرتبه اجابت فرما.آنگاه بگو:خدایا از تو درخواست میکنم،ای کسی که از رگ گردن به من نزدیکتر است،ای کسی که میان انسان و دلش پرده میشود،ای کسی که در چشمانداز برتر و افق آشکار است،ای کسی که بخشنده
و بر حکومت هستی قرار دارد،ای کسی که چیزی مانندش نیست،و او شنوا و بیناست،از تو درخواست میکنم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست.و حاجت خود را بخواه که به خواست خدا برآورده خواهد شد،آنگاه این صلوات را که از امام صادق علیه السّلام روایت شده بخوان،که هرکه بخواهد محمّد و آل محمّد علیهم السّلام را در فرستادن صلوات بر ایشان مسرور نماید،بگوید:
خدایا ای بخشندهترین کسی که عطا فرمود،و ای بهترین کسی که درخواست شد،و ای مهربانترین کسی که از او مهربانی خواسته شد،خدا درود فرست بر محمّد و آلش در بین گذشتگان،و بر محمّد و خاندانش در میان آیندگان،و بر محمّد و خاندانش در میان فرشتگان،و بر محمّد و خاندانش در میان رسولان.خدایا عطا فرما به محمّد و خاندانش وسیله و فضیلت و شرف،و بلندی مقام و درجۀ والا.خدایا ایمان آوردم به محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)درحالیکه او را ندیدم،پس مرا در قیامت از دیدارش محروم مساز،و همنشینی با او را نصیبم فرما،و مرا بر دین او بمیران،و از حوضش سیرابم کن،نوشیدنی بدون تشنگی،دلنشین و گوارا که پس از آن هرگز تشنه نشوم،همانا تو بر هر چیز توانایی.خدایا ایمان آوردم به محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)درحالیکه او را ندیدم،پس در بهشت چهرهاش را به من بشناسان.خدایا به محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)از سوی من تحیّت و سلام بسیار برسان.
پس دعای امّ داود را که بیانش در ضمن اعمال ماه رجب گذشت[صفحۀ 241]بخوان،آنگاه این تسبیح را که ثوابش در زیادتی شماره نمیشود.و ما میزان ثواب آن را به خاطر رعایت اختصار بیان نکردیم بگو:
منزّه است خدا،پیش از هرکس،و منزّه است خدا پس از هرکس،و منزّه است خدا با هرکس و منزّه است خدا،پاینده است پروردگار ما،و فنا میپذیرد هرکس،و منزّه است خدا،تنزیهی که فزونی میگیرد بر تنّزیه تنزیهکنندگان فزونی بسیار پیش از هرکس،و منزّه است خدا،تنزیهی که فزونی میگیرد بر تنزیه تنزیهکنندگان فزونی بسیار پس از هرکس،و منزّه است خدا تنزیهی که فزونی میگیرد بر تنزیه تنزیهکنندگان فزونی بسیار به همراه هرکس،و منزّه است خدا تنزیهی که فزونی میگیرد بر تنزیه تنزیهکنندگان فزونی بسیار،برای پروردگار ما پاینده است و هیچکس نپاید،و منزّه است خدا تنزیهی که شمرده نشود،و دانسته نگردد و فراموش نشود و کهنه نمیگردد.
و فانی نمیشود،و برایش نهایتی نباشد،و منزّه است خدا تنزیهی که دوام یابد به دوامش،و باقی ماند به بقایش در امتداد سالهای جهانیان،و ماههای روزگاران،و روزهای دنیا و ساعات شب و روز،و منزّه است خدا به ابدیت ابد،و همپای ابد،آن تنزیهی که آن را عددی شماره نکند،و مدّتی فنایش نکند،و سرانجامی قطعش نکند، و بزرگ است خدا نیکوترین آفرینندگان.سپس بگو:و سپاس خدای را پیش از هرکس،و سپاس خدای را پس از هرکس تا آخر دعا،ولی به جای هر سبحان اللّه بگو:الحمد لله و چون به احسن الخالقین رسیدی بگو:
«لا اله الاّ اللّه قبل کل احد»تا آخر که بجای سبحان اللّه«لا اله الاّ اللّه»میگویی،و پس از آن بگو:«اللّه اکبر قبل کل احد» تا آخر که بجای سبحان اللّه:(اللّه اکبر)میگوید.سپس میخوانی دعای«اللّهم من تعبّا و تهیا»را که در اعمال شب جمعه گذشت پس بخوان دعای علی بن الحسین علیهما السّلام را که شیخ طوسی در کتاب«مصباح المتهجّد»ذکر فرموده:اللّهم انت اللّه ربّ العالمین
مؤلف گوید:این دعا چون دعای موقف عرفات و بسیار طولانی بود ذکر ننمودیم و در این روزهای چهل و هفتم صحیفۀ کاملۀ آن حضرت را با خشوع و دلشکستگی بخوان،که دعایی است مشتمل بر تمام مطالب دنیا و آخرت،که درود خدا بر انشاء کنندهاش باد.از جمله دعاهای مشهور این روز دعای حضرت سیدالشّهدا علیه السّلام است.بشر و بشیر پسران غالب اسدی روایت کردهاند،که بعد از ظهر روز عرفه در صحرای عرفات خدمت آن حضرت بودیم،پس با گروهی از اهل بیت و فرزندان و شیعیان،با نهایت خاکساری و خشوع،از خیمۀ خود بیرون آمدند،و در جانب چپ کوه ایستادند،و روی مبارک خویش را بسوی کعبه نمودند و دستها را برابر صورت برداشتند مانند مسکینی که طعام طلبد،و این دعا را خواندند:
خدای را سپاس که برای حکمش برگردانندهای،و برای بخشش بازدارندهای و همانند ساختهای ساخته هیچ سازندهای نیست،و او سخاوتمند وسعتبخش است،انواع مخلوقات را پدید آورد،و ساختهها را با حکمتش محکم نمود،طلیعهها بر او پوشیده نمیماند،و ودیعهها نزد او ضایع نمیشود پاداشدهنده هر سازنده،و بینیازکنندۀ هر قناعتگر،و رحمکنندۀ بر هر نالان،و فرو فرستندۀ سودها،و نازلکنندۀ کتاب جامع با نور درخشان است،او شنوندۀ دعاها،و دورکنندۀ بلاها،و بالابرندۀ درجات،و کوبندۀ گردنکشان است،پس معبودی جز او نیست،و چیزی با او برابری نمیکند،و چیزی همانندش نیست،و اوست شنوا و بینا،و لطیف و آگاه،و بر هر چیز تواناست.خدایا به سوی تو رغبت مینمایم،و به پروردگاری تو گواهی میدهم،اقرارکنندهام که تو پروردگار منی،و بازگشت من به سوی تو است،وجودم را با نعمتت آغاز کردی پیش از انکه موجودی قابل ذکر باشم،و مرا از خاک پدید آوردی،سپس در میان صلبها جایم دادی،درحالیکه از حوادث زمانه
و رفت و آمد روزگار و سالها،ایمنی بخشیدی همواره کوچکننده بودم از صلبی به رحمی،درگذشته از ایام و قرنهای پیشین،از باب رأفت و لطف و احسانی که به من داشتی، مرا در حکومت پیشوایان کفر،آنان که پیمانت را شکستند،و پیامبرانت را تکذیب کردند،به دنیا نیاوردی،ولی زمانی به دنیا آوردی به خاطر آنچه در علمت برایم رقم خورده بود و آن عبارت بود از هدایتی که مرا برای پذیرفتن آن آماده ساختی،و در عرصۀ گاهش نشود و نمایم دادی،و پیش از آن هم با رفتار زیبایت،و نعمتهای کاملت بر من مهر ورزیدی،در نتیجه وجودم را پدید آوردی از نطفۀ ریخته شده و در تاریکیهای سهگانه میان گوشت و خون و پوست جایم دادی،و مرا در آفرینش وجودم گواه نگرفتی، و چیزی از کار خلقتم را به من واگذار ننمودی،سپس برای آنچه در علمت از هدایتم گذشته بود مرا کامل میانه به دنیا آوردی،و در حال کودکی و خردسالی در میان گهواره محافظت نمودی،و از بین غذاها شیر گوارا نصیبم کردی،و دل دایهها را بر من مهربان نمودی،و مادران پرمهر را به پرستاریام گماشتی،و از آسیبهای پریان نگهداری فرمودی،و از زیادی و کمی سالمم داشتی،پس تو برتری ای مهربان،ای بخشنده،تا آنگاه که آغاز به سخن کردم.نعمتهای کاملت را بر من تمام کردی،و مرا در هر سال با افزوده شدن به وجودم پرورش دادی،تا آفرینشم کامل شد،و تاب و توانم معتدل گشت،حجّت را بر من واجب نمودی،چنانکه معرفتت را به من الهام فرمودی و با شگفتیهای حکمتت به هراسم افکندی،و به آنچه در آسمان و زمینت از پدیدههای خلقت پدید آوردی
بیدارم نمودی،به سپاسگذاری و یادت آگاهیام دادی،و طاعت و عبادتت را بر من واجب نمودی،و آنچه را پیامبرانت آوردند به من فهماندی،و پذیرفتن خشنودیات را بر من آسان کردی،و در تمام این امور به یاری و لطفت بر من منّت نهادی،سپس وقتی که مرا از بهترین خاک آفریدی،برایم نپسندیدی ای معبود من نعمتی را بدون نعمتی دیگر،و از انواع وسایل زندگی،و اقسام بهرهها نصیب من فرمودی،و این بخاطر نعمتبخشی بزرگ و بزرگتر و احسان دیرینهات بر من بود،تا جایی که همۀ نعمتها را بر من کامل نمودی،و تمام بلاها را از من بازگرداندی،نادانی و گستاخیام بر تو،بازت نداشت،از این که مرا به آنچه به تو نزدیک میکند راهنمایی کردی، و به آنچه مرا به پیشگاهت مقرّب مینماید توفیق دادی،پس اگر بخوانمت،اجابتم نمایی،و اگر از تو درخواست نمایم،عطایم کنی،و اگر اطاعتت کنم قدردانی فرمایی،و اگر به شکرت برخیزم بر نعمتم بیفزایی،همۀ اینها کامل کردن نعمتهایت بر من و احسانت به سوی من است،پس منزّهی تو،منزّهی تو،که آفرینندهای،و بازگردانندهای،و ستودهای و بزرگواری،نامهایت مقدس است،و نعمتهایت بزرگ،خدایا کدامیک از نعمتهایت را به شماره آورم و یاد کنم،یا برای کدامیک از عطاهایت به سپاسگذاری برخیزم درحالیکه پروردگارا، بیش از آن است که شمارهگران برشمارند،یا اینکه یاد دارندگان در دانش به آنها برسند،آنگاه ای خدا،آنچه از بدحالی و پریشانی از من بازگرداندی و دور کردی،از آنچه از سلامتی کامل و خوشحالی برایم نمایان شد،بیشتر است،معبودا،من گواهیی میدهم به حقیقت ایمانم،و باور تصمیمات یقینم،و یکتاپرستی بیشائبه صریحم
و درون پوشیدۀ نهادم،و آویزههای راههای نور چششم،و چینهای صفحۀ پیشانیام،و روزنههای راههای نفسم،و پرّههای نرمه تیغۀ بینیام،و حفرههای پرده شنواییام،و آنچه که ضمیمه شده و بر ان بر هم نهاده دو لبم،و حرکتهای سخن زبانم،و جای فرورفتگی سقف دهان و آروارهام،و محل روییدن دندانهایم،و جای گوارایی خوراک و آشامیدنیام،و بار بر مغز سرم و رسایی رگهایی طولانی گردنم،و آنچه را قفسه سینهام در برگرفته،و بندهای پی شاهرگم،و آویختههای پردۀ دلم،و قطعات کنارههای کبدم،و آنچه را در برگرفته غضروفهای دندههایم،و جایگاههای مفاصلم،و پیوستگی پاهایم،و اطراف انگشتانم،و گوشتم،و خونم، و مویم،و پوستم،و عصبم،و نایم،و استخوانم،و مغزم،و رگهایم و تمام اعضایم، و آنچه در ایام شیرخوارگی بر آنها بافته شد،و آنچه زمین از سنگینی من برداشته،و خوابم و بیداریام و سکونم،و حرکات رکوع و سجودم،خلاصه با تمام این امور گواهی میدهم بر اینکه اگر به حرکت میآمدم و طول روزگاران،و زمانهای بس دراز میکوشیدم،بر فرض که آن همه زمان را عمر میکردم،که شکر یکی از نعمتهایت را بجا آورم نخواهم توانست،جز با منتّت که به سبب آن شکرت بر من واجب میشود،شکری دایم و نو،و ثنایی تازه و فراهم.آری اگر من و همۀ شمارشگران از آفریدگانت،حرص ورزیم که نهایت نعمتهایت،از نعمتهای سابقهدار و بیسابقهات را برشماریم،هرگز نمیتوانیم
به شماره آوریم،و نه اندازۀ آن را حصا کنیم،چه دور است چنین چیزی چگونه ممکن است؟و حال آنکه تو در کتاب گویایت،و خبر صادقانهات اعلام کردهای:اگر نعمتهای خدا را برشمارید،قدرت شمارش آن را ندارید.خدایا کتابت راست گفته، و اخبارت صادقانه است،و پیامبرانت و رسولانت به مردم رساندند،آنچه را از وحیت بر آنان نازل کردی.و برای آنان و به وسیله آنان از دینت شریعت ساختی،معبودا من گواهی میدهم به تلاش و کوششم،و به قدر رسایی طاعت و ظرفیتم،و از باب ایمان و یقین میگویم:سپاس خدای را که فرزندی نگرفته،تا از او ارث برند،و برای او در فرمانرواییاش شریکی نبوده تا با او در آنچه پدید آورده مخالفت کند،و سرپرستی از خواری برایش نبوده،تا او را در آنچه ساخته یاری دهد،پس منزّه است او،منزّه است او،اگر در آسمان و زمین معبودهایی جز خدا بود،هر آینه هر دو تباه میشدند و متلاشی میگشتند،منزّه است خدای یگانه یکتا،و بینیاز،که نزاده،و زاده نشده و احدی همتایش نبوده است.سپاس خدای را،سپاسی که برابری کند با سپاس فرشتگان مقرّب،و انبیای مرسلش را،و درود و سلام خدا بر بهترین برگزیده از خلقش محمّد خاتم پیامبران،و اهل بیت پاک و پاکیزه و ناب گشتۀ او باد.آنگاه آن حضرت،شروع به درخواست از خدا کرد،و در دعا اهتمام ورزید،و درحالیکه اشک از دیدههای مبارکش جاری بود،دعا را به این صورت ادامه داد:
خدایا چنانم کن که از تو بترسم گویا که تو را میبینم،و با پرهیزگاری مرا خوشبخت گردان،و به نافرمانیات بدبختم مکن،و خیر در قضایت را برایم اختیار کن،و به من در تقدیرت برکت ده،تا تعجیل آنچه را تو به تأخیر انداختی نخواهم،و تأخیر آنچه را تو پیش
انداختی میل نکنم.خدایا قرار ده،بینیازی را در ذاتم،و یقین را در دلم،و اخلاص را در عملم، و نور را در دیدهام،و بصیرت را در دینم و مرا به اعضایم بهرهمند کن،و گوش و چشمم را دو وارث من گردان،و مرا بر آنکه به من ستم روا داشته پیروز فرما،و در رابطه با او انتقام و هدفم را نشانم ده،و چشمم را بدین سبب روشن گردان.خدایا گرفتاریام را برطرف کن،و زشتیام را بپوشان،و خطایم را بیامرز و شیطانم را بران و دینم را ادا کن،و برایم معبودا در آخرت و دنیا درجهای برتر قرار ده،خدایا تو را سپاس،مرا آفریدی،و شنوا و بینا قرار دادی،و تو را سپاس که مرا پدید آوردی،و از روی رحمت،آفریدهای متناسب قرار دادی،درحالیکه از آفرینش من بینیاز بودی،پروردگارا به اینکه مرا پدید آوردی.پس در خلقتم تناسب نهادی،پروردگارا به اینکه آفرینشم را آغاز نمودی،و صورتم را نیکو نمودی،پروردگارا به اینکه به من احسان کردی و در خویشتنم عافیت نهادی،پروردگارا به اینکه محافظتم تمودی و موّفقم داشتی،پروردگارا به اینکه بر من نعمت بخشیدی و راهنماییام نمودی،پروردگارا به اینکه سزاوار احسانم کردی،و از هر خیری عطایم کردی،پروردگارا به اینکه مرا خوراندی و نوشاندی،پروردگارا به اینکه بینیازم ساختی و اندوختهام بخشیدی،پروردگارا به اینکه یاریام نمودی و عزّتم بخشیدی،پروردگارا به اینکه به من پوشاندی،از پوشش با صفایت و بر من آسان نمودی،از رفتار کفایتکنندهات،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر بلاهای روزگار،و حوادث شبها و روزها یاری ده،و از هراسهای دنیا،و گرفتاریهای آخرت نجات ده،و مرا از شرّ آنچه ستمگران در زمین انجام میدهند
کفایت کن،خدایا از آنچه میترسم مرا بس باش و از آنچه حذر میکنم نگهداری کن،و در نفسم و دینم از من نگهبانی فرما و مرا در سفرم نگهدار،و در خاندان و مالم جانشین باش،و مرا در آنچه نصیبم فرمودی برکت ده،و در نزد خویش خوارم ساز،و در دیدگان مردم بزرگم کن،و از شرّ جن و انس سالمم بدار و به گناهانم رسوایم مساز،و به باطنم سبکم منما،و به عملم دچارم مکن،و مرا از نعمتایت محروم مفرما،و به غیر خود واگذارم مکن.خدایا،مرا به که واگذار میکنی؟به نزدیک تا با من به دشمنی برخیزد،یا به بیگانه تا با من با ترشرویی برخورد کند یا به آنان که خوارم میشمرند؟،و حال اینکه تو خدای من،و زمامدار کار منی.من به تو شکایت میکنم،از غربتم،و دوری خانۀ آخرتم،و سبکیام نزد کسی که اختیار کارم را به او دادی.خدایا غضبت را بر من فرود نیاور،اگر در مقام خشم کردن بر من نباشی،از غیر تو باک ندارم،منزّهی تو،جز اینکه عافیتت بر من گستردهتر است،از تو درخواست میکنم پروردگارا به نور جمالت،که زمین و آسمانها به آن روشن گشت،و تاریکیها به آن برطرف شد، و کار گذشتگان و آیندگان به وسیله آن به اصلاح رسید،که مرا بر خشمت نمیرانی،و ناخشنودیات را بر من فرود نیاوری، خشنودی حق توست،خشنودی حق توست،تا پیش از ان راضی شوی،معبودی جز تو نیست،پروردگار خانۀ محترم، و مشعر الحرام،و خانۀ کعبه که برکت را در آن نازل فرمودی،و آن را برای مردم ایمن ساختی،ای آنکه با بردباریاش از گناهان بزرگ گذشت،ای آنکه با فضلش نعمتها را کامل ساخت،ای آنکه با کرمش گسترده و فراوان عطا
کرد،ای توشهام در سختیها،ای همراهم در تنهایی،ای فریادرسم در گرفتاریها،ای سرپرستم در نعمتها،ای خدای من و خدای پردانم ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب،و پروردگار جبراییل و میکاییل و اسرافیل و پروردگار محمّد خاتم پیامبران و اهل بیت برگزیدهاش و نازلکننده تورات و انجیل و زبور و قرآن و فروفرستندۀ کهیعص و طه و یس و قرآن حکیم تو پناهگاه منی زمانی که راهها با همه وسعتشان درماندهام کنند،و زمین با همه پهناوریاش بر من تنگ گیرد و اگر رحمت تو نبود،هر آینه من از هلاک شدگان بودم،و نادیده گیرنده لغزشم تویی،و اگر پردهپوشیات بر من نبود،هرآینه من از رسواشدگان بودم،و تویی که مرا با پیروزی بر دشمنانم تأیید میکنی،و اگر یاری تو نبود هر آینه من از شکستخوردگان بودم،ای که وجودش را به بلندی و برتری اختصاص داده،در نتیجه اولیایش به عزّت او عزیز میشوند،ای آنکه پادشاهان در برابرش یوغ ذلّت بر گردنهایشان گذاشتهاند،در نتیجه از حملاتش ترسانند،خیانت چشمها را،و آنچه سینهها پنهان میکنند میداند،و به پنهانیهایی که زمانها و روزگاران میآورد آگاهی دارد،ای آنکه جز او نمیداند او چگونه است،ای آنکه جز او نمیداند او چیست،ای آنکه جز او او را نمیشناسد،ای آنکه زمین را بر آب انباشت،و هوا را به آسمان بست،ای آنکه او راست گرامیترین نامها ای صاحب احسانی که هرگز قطع نگردد،ای آمادهکنندۀ کاروان برای نجات یوسف در سرزمین بیآب و گیاه،و
خارجکنندهاش از چاه،و قراردهندهاش بر تخت پادشاهی پس از دورۀ بندگی ای برگردانندۀ یوسف به نزد یعقوب،پس از انکه دو چشمش از اندوه نابینا شد،و دلش آکنده از غم بود،ای برطرفکنندۀ بدحالی و گرفتاری از ایوب،ای گیرندۀ دستهای ابراهیم از بریدن سر فرزندش،پس از سنّ پیری،و به پایان آمدن عمرش ای که دعای زکریّا را اجابت کرد و یحیی را به او بخشید و او را یگانه و تنها وا نگذاشت،ای که یونس را از دل ماهی به در آورد،ای که دریا را برای بنی اسراییل شکافت و آنان را نجات داد،و فرعون و لشگریانش را از غرق شدگان قرار داد ای که بادها را مژده دهندگانی پیشاپیش باران رحمتش فرستاد،ای که بر عذاب نافرمانان از بندگانش شتاب نورزد،ای آنکه ساحران روزگار موسی را از ورطه هلاکت رهانید،پس از سالیان طولانی که در انکار حق بودند،و در عین حال تنعمّ به نعمت او رزقش را میخوردند،و برای غیر او بندگی میکردند،با او مخالفت داشتند و برای او شبیه قرار داده بودند،و پیامبرانش را تکذیب کردند،ای خدا،ای خدا، ای آغازگر،ای پدیدآور،برای تو همتایی نیست،ای جاودانگی که پایانی برایت نمیباشد،ای زنده وقتی که زندهایی نبود،ای زندهکنندۀ مردگان، ای مراقب بر هرکس به آنچه که انجام داده،ای که شکرم برای او اندک است ولی محرومم نساخت،خطایم بزرگ شد،پس رسوایم نکرد،و مرا بر نافرمانیها دید،ولی در بین مردم رسوایم ننمود،ای که در خردسالی حفظم نمود،و در بزرگسالی رزقم داد،ای که عطاهایش نزد من شماره نشود،و نعمتهایش تلافی نگردد، ای که با من به خیر و احسان روبرو شد،و من با بدی و نافرمانی با او روبرو گشتم،ای که به ایمان
هدایتم نمود،پیش از آنکه سپاس نعمتهایش را بشناسم،ای که در بیماری خواندمش،پس شفایم داد،و در حال برهنگی پوشاند مرا،و در حال گرسنگی سیرم کرد و در حال تشنگی سیرابم نمود،و در حال خواری،عزّتم بخشید،و در حال نادانی معرفتم بخشید،و در حال تنهایی افزونم نمود،و در حال غربت،بازم گرداند،و رد حال نداری،دارایم کرد،و در یاریخواهی،یاریام فرمود،و در ثروتمندی محرومم نکرد،و از درخواست همۀ اینها باز ایستادم،پس او شروع به عنایت بر من نمود،حمد و سپاس تو راست،ای که لغزشم را نادیده گرفت و اندوهم را زدود،و دعایم را اجابت نمود،و عیبم را پوشاند،و گناهم را آمرزید،و مرا به خواستهام رساند و بر دشمنم پیروز گرداند،اگر نعمتها و عطاها و بخششهای باارزشت را برشمارم هرگز نمیتوانم به شماره آرم،ای سرور من،تویی که عطا کردی،تویی که نعمت دادی،تویی که نیکی کردی،تویی که زیبا نمودی،تویی که افزون نمودی،تویی که کامل کردی،تویی که روزی دادی،تویی که موّفق نمودی،تویی که عطا فرمودی،تویی که بینیاز نمودی،تویی که ثروت بخشیدی،تویی که پناه دادی،تویی که کفایت نمودی،تویی که راهنمایی فرمودی،تویی که حفظ کردی،تویی که پردهپوشی نمودی،تویی که آمرزیدی تویی که نادیده گرفتی،تویی که قدرت دادی،تویی که عزّت بخشیدی،تویی که کمک کردی،تویی که مساعدت فرمودی،تویی که تأیید نمودی،تویی که نصرت دادی،تویی که شفا بخشیدی،تویی که سلامت کامل دادی،تویی که گرامی داشتی،بزرگ و برتری،حمد و شکر همیشگی تو راست،
سپس من معبودا اعترافکنندۀ به گناهانم هستم،پس مرا بیامرز،منم که بد کردم،منم که خطا کردم،منم که قصد گناه کردم،منم که نادانی نمودم،منم که غفلت ورزیدم،منم که اشتباه کردم،منم که به غیر تو اعتماد کردم،منم که در گناه تعمّد داشتم،منم که وعده کردم،منم که وعده شکستم، منم که پیمانشکنی نمودم،منم که اقرار کردم،منم که به نعمتت بر خود و پیش خود اعتراف کردم،و به گناهانم اقرار میکنم،پس مرا بیامر،ای آنکه گناهان بندگانش به او زیانی نرساند،و او بینیاز از طاعت آنان است،و توفیقدهندۀ کسی که از آنان به کمک و رحمتش عمل شایسته بجا آورد،تو را سپاس ای معبود من و آقای من،و خدای من،فرمان دادی فرمانت نخواندم،نهیم نمودی،مرتکب نهیت شدم،اکنون چنانم،که نه دارندۀ زمینه برائتم تا عذرخواهی کنم،و نه دارای قدرتم،تا یاری ستانم،ای مولای من با چه وسیلهای با تو روبرو شوم؟،آیا با گوشم،یا با دیدهام،یا با زبانم،یا با دستم،یا با پایم، آیا این همه نعمتهای تو نزد من نیست؟و من به همۀ اینها تو را معصیت کردم،ای مولای من،تو را بر من حجّت و راه است، ای آنکه مرا از پدران و مادران پوشاند،از اینکه مرا از خود برانند،و از خویشان و برادران،از اینکه مرا سرزنش کنند،و از پادشاهان از اینکه مجازاتم نمایند،مولای من اگر اینان آگاه میشدند،بر آنچه تو بر آن از من میدانی،در این صورت مهلتم نمیدانند،و مرا تنها میگذاردند،و از من میبریدند،هم اینک ای خدای من در برابرت هستم،ای آقای من،فروتن و خوار،درمانده و کوچک،نه دارنده زمینه برائتم،تا عذرخواهی کنم،و نه نیروی که یاری بطلبم،و
نه دلیلی که با آن احتجاج نمایم،و نه گویندهای هستم که گناه و کار بد نکرده باشم،انکار گناه کجا؟بر فرض اگر انکار میکردم، چه سود میداد،چگونه؟و چسان این معنا ممکن شود،و حال آنکه همه اعضایم بر آنچه عمل کردم بر من گواهند به یقین دانستم بدون تردید.که تو از کارهای بزرگ من پرسندهای،و تو حاکم عدالتپیشهای هستی که در حکم و داوری ستم نمیکنی،و عدالت تو هلاککنندۀ من است،و من از همۀ عدالت تو گریزانم،معبودا اگر مرا عذاب کنی،به خاطر گناهان من است پس از حجّتی که بر من داری،و اگر از من درگذری،به سب بردباری و جود و کرم توست،معبودی جز تو نیست من از ستمکارانم،معبودی جز تو نیست من از آمرزشخواهانم،معبودی جز تو نیست من از یکتاپرستانم،معبودی جز تو نیست من از هراسندگانم معبودی جز تو نیست،من از بیمناکانم،معبودی جز تو نیست من از امیدوارانم،معبودی جز تو نیست من از مشتاقانم،معبودی جز تو نیست من از «لا اله الّه اللّه»گویانم،معبودی جز تو نیست من از درخواستکنندگانم،معبودی جز تو نیست من از تسبیحکنندگانم،معبودی جز تو نیست منزّهی تو،من از تکبیرگویانم،معبودی جز تو نیست منزّهی تو پروردگار من و پروردگار پدران نخستین من،خدایا این است ثنای من بر تو برای تعظیم تو،و اخلاصم برای یاد تو.برای یکتاپرستی،و اقرارم به نعمتهایت،در شمارش آنان،اگرچه اعتراف دارم نتوانستم آنها را شماره کنم
به خاطر کثرت و کمالش و نمایائی و پیشی جستنش تاکنون،آنچه همواره مرا با آن همراه آنها سرپرستی میکردی، از هنگامی که مرا آفریدی و پدید آوردی،از آغاز عمر،و همه آنچه بر من بخشیدی از:بینیاز گرداندنم از تهیدستی،و برطرف کردن بدحالی و فراهم کردن اسباب راحتی و دفع دشواری و گشودن گره اندوه،و تندرستی در بدن،و سلامت در دین،اگر همۀ جهانیان از گذشتگان و آیندگان به اندازهای که نعمتت را ذکر کنم یاریام دهند،نه من قدرت ذکر آن را دارم نه آنها،مقدّسی و برتری،از اینکه پروردگار کریم،بزرگ،مهربانی،عطاهایت به عدد نیابد،به ثنایت نتوان رسید.نعمتهایت تلافی نگردد،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و نعمتهایت را بر ما تمام کن و به طاعتت خوشبختان فرما،منزّهی تو،معبودی جز تو نیست.خدایا بیچارگان را پاسخ میدهی،و بدی را برطرف میکنی،و به فریاد گرفتاران میرسی،و بیماران را درمان میکنی،و تهیدست را بینیاز میگردانی،و شکست را جبران مینمایی،و به خردسالان رحم میکنی،و به بزرگسالان کمک میدهی،جز تو پشتیبانی نیست،و فوق تو قدرتمندی وجود ندارد،و تو برتر و بزرگی ای رهاکنندۀ اسیر در بند،ای روزیدهندۀ کودک خردسال،ای پناه هراسندۀ پناهخواه،ای که برایت شریک و وزیری نیست،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و در این شب به من عطا کن برترین چیزی که عطا کردی و نائل نمودی یکی از بندگانت را،از نعمتی که میبخشی،و عطاهایی که تجدید مینمایی،و بلایی که برمیگردانی و رنجی که برطرف میکنی،و دعایی که میشنوی،و عمل نیکی که میپذیری،و بدی که میپوشانی،همانا به هرچه
خواهی مهربان و آگاهی،و بر هر چیز توانایی.خدایا تو نزدیکترین کسی هستی که خوانده شود،و سریعترین کسی که جواب دهد، و بزرگوارترین کسی که گذشت کند،و وسیعترین کسی که عطا کند،و شنواترین کسی که سؤال شود،ای مهربان دنیا و آخرت،و بخشنده دنیا و آخرت،همانند تو سؤال شدهای نیست،و غیر تو آرزو شدهای وجود ندارد،خواندمت،پاسخم دادی،از تو درخواست کردم عطایم نمودی،و به سویت میل کردم،به من رحم فرمودی،به تو اطمینان کردم،نجاتم دادی،و به تو پناهنده شدم،کفایتم نمودی، خدایا درود فرست بر محمّد بنده و فرستادهات و پیامبرت،و بر همگی اهل بیت پاک و پاکیزهاش، و نعمتهایت را بر ما تمام کن،و عطاهایت را بر ما گوارا گردان،و ما را نسبت به خود از سپاسگذاران،و در نعمتهایت از یادکنندگان ثبت فرما،آمین آمین ای پروردگار جهانیان،خدایا ای که مالک شد و توانست،و توانست و چیره شد،نافرمانی شد و پوشاند،از او آمرزش خواسته شد و آمرزید،ای هدف خواستاران مشتاق،و نهایت آرزوی امیدواران ای آنکه در دانش بر هر چیز احاطه دارد،و در مهربانی و رحمت و بردباری،جویندگان گذشت از گناه را فرا میگیرد،خدایا در این شب به تو رو میآوریم،شبی که آن را شرافت و عظمت دادی به محمّد پیامبرت و فرستادهات و برگزیده از خلقت،و امین وحیت،آن مژدهدهنده و ترساننده،و چراغ نوربخش،آنکه به سبب او بر مسلمانان نعمت بخشیدی،و او را رحمت برای جهانیان قرار دادی.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،آنچنانکه محمّد از جانب تو شایستۀ آن است،ای بزرگ،بر او بر همۀ خاندان نجیب و پاک و پاکیزهاش درود فرست،
و ما را به گذشت از ما بپوشان،که صداها با انواع لغات به جانب تو بلند است،خدایا در این شب برای ما قرار ده،از هر خیری نصیبی که میان بندگانت تقسیم میکنی،و نوری که با آن هدایت مینمایی،و رحمتی که میگسترانی،و برکتی که فرو میفرستی،و عافیتی که بر اندام حیات بندگان میپوشانی،و رزقی که میگستری،ای مهربانترین مهربانان.خدایا ما را در این وقت از پیشگاه رحمتت پیروز و رستگار و پذیرفته و بهرهمند بازگردان،و ما را از ناامیدان قرار مده، و از رحمتت با دست خالی مگذار،و از آنچه از فضلت امیدواریم مبتلای به حرمان مکن،و از رحمتت محروممان منما،و از افزونی آنچه از عطایت آرزو داریم ناامید مساز،و ناکام باز مگردان،و از درگاهت مران،ای بخشندهترین بخشندگان،و کریمترین کریمان،یقینکنان به درگاهت رو نمودیم،و آهنگکنان و قصدکنان به زیارت خانهات آمدهایم،بر ادای مناسک حج یاریمان ده،و حجّمان را کامل نما،و از ما درگذر و به ما سلامت کامل بده،چرا که دستهای خود را به جانب تو دراز کردهایم،و آن دستها به خواری اعتراف علامتدار است.خدایا آنچه را در این شب از تو خواستیم به ما عطا کن،و کفایت آنچه را از تو خواستین عهدهدار باش،که ما را کفایتکنندهای جز تو نیست،و برای ما پروردگاری جز تو نمیباشد،قانونت بر ما نافذ است،دانشت ما را فراگیر است،قضایت دربارۀ ما عادلانه است،خیر را برای ما حکم کن و ما را اهل خیر قرار بده.خدایا پاداش بزرگ و ذخیرۀ کریمانه و دوام آسایش را به حق جودت بر ما لازم گردان،و گناهان همۀ ما را بیامرز،و با هلاکشدگان هلاکمان مکن،و مهربانی و رحمتت را از ما
باز مگردان،ای مهربانترین مهربانان،خدایا در این وقت ما را از کسانی قرار ده که از تو درخواست کردند،و تو به آنان عطا فرمودی و تو را شکر نمودند پس بر آنان افزودی و به سویت بازگشتند و آنان را پذیرفتی،و به سوی تو از همۀ گناهانشان بیزای جستند پس همۀ گناهانشان را آمرزیدی ای دارای بزرگی و بزرگواری.خدایا ما را پاک کن،و به جانب راست و درستی توجّه ده،و زاری ما را بپذیر،ای بهترین کسی که درخواست شد،و رحمکنندهترین کسی که از او رحمت خواسته شد،ای آنکه بر هم نهادن پلکها،و دقت نظر چشمها بر او پوشیده نیست،و آنچه در نهان مستقرّ شده،و آنچه را پنهانیهای قلوب در برگرفته از او مخفی نیست،آری همه اینها را دانشت شماره کرده،و بردباریات فرا گرفته،تو منزّهی و برتری،از آنچه ستمگران دربارهات میگویند،پس برتری آسمانهای هفتگانه و زمینها و هرکه در آنهاست تو را تسبیح میگویند،و هیچ موجودی نیست مگر اینکه با سپاست تسبیح میگوید،پس تو را سپاس و بزرگواری و بلندی مقام،ای دارنده بزرگی و کرامت و فضل و نعمت، و عطاهای بزرگ،و تویی بخشنده کریم رئوف و مهربان،خدایا از روزی عدالت بر من وسعت ده،و در تن دینم سلامت کامل بخش،و ترسم را امان ده،و وجودم را از آتش آزاد کن، خدایا بلایت را به جریمه گناهانم بر من قرار مده،و مرا به تدریج بر بدیهایم مؤاخذه مکن،و مرا در خیالات باطلم رها مساز،و شر بدکاران جن و انس را از من دور کن.
در این قسمت از دعا سر و دیدۀ خود را به جانب آسمان برداشت،و از دیدههای مبارکش مانند ریزش آب از دو مشک،اشک میریخت،و با صدای بلند به محضر حق عرضه داشت:
ای شنواترین شنوایان،ای بیناترین بینایان،و ای سریعترین حسابرسان،و ای مهربانترین مهربانان،بر محمّد و خاندان محمّد آن سروران با میمنت درود فرست،و از تو درخواست میکنم خدایا حاجتم را که اگر آن را به من عطا کنی،بیشک هرچه را از من دریغ ورزی به من ضرری نرساند،و اگر قضای حاجتم را از من دریغ نمایی،آنچه را عطایم کنی سودی نبخشد،آزادی عهدهام را از آتش از تو درخواست میکنم،معبودی جز تو نیست،یگانهای،برایت شریک نیست،فرمانروایی و سپاس خاص توست،و تو بر هر چیز توانایی،پروردگارا پروردگارا.پیوسته«یا ربّ»میگفت،و همۀ آنان که اطراف حضرت بودند به دعای حضرت گوش فرا دادند و به آمین گفتن اکتفا نمودند،در نتیجه صداهایشان با آن حضرت به گریستن بلند شد،تا آفتاب غروب کرد،سپس زاد و توشۀ خود را بار کرده،به سوی مشعر الحرام حرکت کردند.مؤلّف گوید:کفعمی دعای عرفه حضرت سید الشهداء علیه السّلام را در کتاب (بلد الامین)تا این قسمت ذکر کرده،و علاّمۀ مجلسی در«زاد العماد»این دعای شریف را موافق روایت کفعمی نقل فرموده ولی سید ابن طاووس در کتاب اقبال،پس از«یا ربّ،یا ربّ،یا رب»این اضافه را آورده:خدایا،در عین توانگری تهیدستم،پس چگونه در تهیدستی تهیدست نباشم،خدایا در عین دانایی نادانم،پس چگونه در عین نادانی نادان نباشم.خدایا همانا اختلاف تدبیرت،و سرعت تغییر تقدیراتت،بندگان عارف به تو را، از اطمینان به بخشش و ناامیدی از تو در گرفتاری باز داشته است.خدایا از من است آنچه سزاوار پستی من است،و از توست آنچه شایستۀ بزرگواری توست.خدایا تو خود را با لطف و مهربانی به من توصیف کردهای پیش از پیدایش ناتوانی من، آیا آن دو را از من دریغ ورزی پس از پدید آمدن ناتوانیام،خدایا اگر زیباییهایی از من نمایان شود،به فضل توست،و تو را بر من
منت بسیار است،و اگر زشتیهایی از من ظاهر گردد،به عدل توست و تو را بر من حجت کامل است.خدایا چگونه مرا وا مینهی در صورتی که عهدهدار من شدهای؟و چگونه مورد ستم واقع شوم و حال آنکه تو یار منی؟یا چگونه ناامید گردم،درحالیکه نسبت به من سخت مهربانی اینک به نیازم به تو،متوسل به توام،و چگونه متوسل به تو شوم به آنچه که محال است به تو برسد، یا چگونه از حالم به تو شکایت کنم و حال آنکه بر تو پوشیده نیست؟یا چگونه با گفتارم ترجمه حال نمایم،درحالیکه از تو برای تو واضح است؟یا چگونه آرزوهایم را به عرصه نومیدی بری، درصورتیکه به آستان تو وارد گشته؟یا چگونه احوالم را نیکو نگردانی، درحالیکه احوال من استوار به توست؟خدایا چه اندازه به من لطف داری.با این نادانی فوق العاده من،و چقدر به من مهربانی،با این عمل زشت من؟ خدایا چقدر به من نزدیکی،و من چقدر از تو دورم،و چه اندازه به من مهر میورزی پس چیست.آنچه مرا از تو در پرده میکند؟خدایا از اختلاف آثار،و تغییرات احوال دانستم که خواستهات از من این است که خود را در هر چیز به من بشناسانی تا در هیچچیز نسبت به تو جاهل نباشم،خدایا هر زمان فرومایگیام از سخن مرا بازداشت،کرم تو گویایم نمود،و هروقت اوصافم ناامیدم کرد،نعمتهایت به طمعم انداخت.خدایا کسی که زیباییهایش زشتی بوده،پس چگونه زشتیهایش زشتی نباشد،و کسی که حقیقتگوییهایش ادعای خالی بوده،چگونه ادعاهایش ادعا نباشد؟خدایا دستور نافذت،و مشیت چیرهات،برای صاحب سخن سخنی،و برای صاحب حال حالی نگذشته،خدایا چه بسیار طاعتی که بنا کردم،و چه بسیار حالتی که استوار نمودم.عدالتت اعتمادم را بر آنها ویران کرد،ولی
فضل تو عذر مرا از آنها پذیراست.خدایا همانا میدانی هرچند طاعت از جانب من،به صورت کار جدّی ادامه نداشته،ولی به صورت محبّت و اراده ادامه داشته.خدایا چگونه تصمیم بگیرم و حال آنکه تو چیرهای؛و چگونه تصمیم نگیرم درحالیکه تو دستوردهندهای، خدایا مردّد شدن من در آثار موجب دوری دیدار است،پس مرا با وجودت گرد آور،به وسیلۀ عبادتی که مرا به تو رساند، چگونه بر وجود تو استدلال شود،به موجودی که در وجودش نیازمند به توست؟آیا برای غیر تو ظهوری هست که برای تو نیست،تا آنان غیر وسیلۀ ظهور تو باشد؟!!کی پنهان بودهای،تا نیازمند به دلیلی باشی که بر تو دلالت کند و کی دور بودهای،تا آثار واصل کننده به تو باشند؟کور باد دیدهای که تو را بر آن دیدهبان نبیند و زیانکار باد تجارت بندهای که از محبّتت برای او سهمی قرار ندادهای،خدایا مرا به رجوع به آثار فرمان دادی،پس مرا به پوششی از انوار و هدایتی بصیرتجو به سوی خود بازگردان،تا از آنها به سویت بازگردم همانطور که از آنها به بارگاهت بار یافتم،با نگاهداری نهادم از نگاه به آنها و برگرفتن همّتم از اعتماد بر آنها،همانا تو بر هر چیز توانایی.خدایا این خواری من است که در برابرت عیان است،و این حال من است که بر تو پوشیده نیست،از تو رسیدن به تو را میخواهم،و بر تو استدلال میکنم،پس به نورت مرا به وجودت راهنمایی کن،و در برابرت به صدق بندگی بر پا دار.خدایا از علم مخزونت به من بیاموز،و به پردۀ نگاهداریت حفظم کن.خدایا مرا به حقایق اهل قرب محقق کن،و به راه و روش اهل جذب ببر،
خدایا به تدبیرت نسبت به من مرا از تدبیرم،و به اختیارت از اختیارم بینیاز گردان،و مرا به مواضع بیچارگیام آگاه کن،خدایا مرا از خواری نفسم نجات ده،و از شک شرکم پاک کن و پیش از آنکه وارد قبر شوم، از تو یاری میجویم،پس مرا یاری ده،و بر تو توّکل میکنم،پس مرا وامگذار،و از تو درخواست میکنم.پس ناامیدم مکن،و در فضل تو رغبت مینمایم،پس محرومم مگردان،و خود را به تو منسوب میکنم،پس دورم مکن،و در آستانۀ تو میایستم پس مرانم، خدایا خشنودی تو منزّه است از اینکه علّتی از جانب تو داشته باشد،پس چگونه ممکن است برای آن علّتی از ناحیه من بوده باشد؟خدایا تو بینیازی از اینکه نفعی از جانب خویش به حضرتت رسد،پس چگونه بینیاز از من نباشی؟خدایا قضا و قدر مرا به آرزو انداخت،و هوای نفس مرا در بندهای شهوت اسیر کرد،پس تو یاور من باش تا پیروزم نمایی و بینایم کنی،و به فضل خود بینیازم فرما،تا به وسیلۀ تو از خواستهام بینیاز کردم،تویی که انوار را در قلوب دوستانت تاباندی،تا تو را شناختند و یگانهات دانستند،و تویی که بیگانگان را از قلوب عاشقانت راندی تا غیر تو را دوست نداشتند،و به غیر تو پناه نبردند،تو مونس آنانی آنجا که عوالم آنان را به وحشت اندازد،تویی که آنان را هدایت نمودی،هرجا که نشانههایی برای آنان آشکار شد،کسی که تو را گم کرده چه یافته؟ و چه گم کرده،کسی که تو را یافته،همانا محروم شد کسی که به جای تو به دیگری راضی گشت،و زیانکار شد کسی که از تو به دیگری روی آورد،چگونه به غیر تو امید بست،و حال آنکه احاسنت را بریده نساختی،و چگونه از غیر تو خواسته شود
در صورتی که تو شیوۀ نعمتبخشیات را تغییر ندادهای،ای که به عاشقانش شیرینی همدیم خود را چشاند،در نتیجه گویا نه در برابرش ایستادند،ای که اولیایش را جامههای هیبت پوشاند،پس آمرزشجویانه در مقابلش قرار گرفتند،تویی یاد کننده پیش از یادکنندگان،و تویی شروع کننده به احسان،پیش از توجّه بندگان،و تویی جودکننده به عطا،پیش از خواستن خواهندگان،و تویی بخشنده،و سپس آنچه را که به ما بخشیدی از ما به قرض خواهی، خدایا مرا به رحمتت بخواه تا به تو رسم،و مرا به عطایت جذ کن تا به جانب تو رو کنم.خدایا امیدم از تو قطع نشود،گرچه نافرمانیات کردم،چنانکه ترسم از تو زایل نشود،گرچه اطاعتت نمودم،همانا جهانیان مرا به جانب تو راندهاند،و دانشم به کرمت مرا به آستانه تو انداخته.خدایا من چگونه ناامید شوم و حال آنکه تو آرزوی منی،یا چگونه خوار گردم درصورتیکه اعتمادم بر توست.خدایا چگونه عزّت خواهم،درحالیکه در خواری ثابتم کردهای،و چگونه عزّت نخواهم با آن که به خود نسبتم دادهای؟خدایا چگونه نیازمند نباشم،و حال آنکه مرا در نیازمندان نشاندی،یا چگونه نیازمند باشم در صورتی که تو به جودت بینیازم کردهای،و تویی که معبودی جز تو نیست،خود را به هر چیز شناساندی،پس چیزی جاهل به تو نیست،و تویی که خود را در هر چیز به من شناساندی،پس تو را در هر چیز نمایان دیدم،و تویی نمایان برای هر چیز،ای که به رحمانیّتش چیره شد،در نتیجه عرش در ذاتش پنهان شد،آثار را با آثار نابود کردی،و اغیار را به احاطهکنندگان افلاک انوار محو نمودی،ای که در سراپردههای عرشش پردهنشین
از این شد که دیدهها او را دریابد،ای آنکه به کمال زیباییاش تجلّی کرد،پس تحقق یافت عظمتش از روی استیلا و برتری چگونه پنهان شوی و حال آنکه نمایانی،یا چگونه غایب شوی و حال آنکه دیدهبانی و حاضری،همانا تو بر هر چیز توانایی،و سپاس تنها از آن خداست،خدای یگانه.
به هر صورت هرکه توفیق یابد و روز عرفه را در عرفات باشد،دعاها و اعمال بسیار دارد،و بهترین اعمال در این روز دعاست، و این روز شریف،در تمام روزهای سال به خاطر دعا امتیاز دارد،و برای برادران مؤمن از آنان که زندهاند یا دار فانی را وداع گفتهاند دعای بسیار باید کرد،و روایت وارده در حال عبد اللّه بن جندب،در موقف عرفات و دعای او برای برادران خود مشهور است،و همچنین روایت زید نرسی،در حال ثقۀ جلیل القدر،معاویة بن وهب در صحرای عرفات و دعای او دربارۀ فردفرد از اشخاصی که در آفاق بودند،و روایت او از امام صادق علیه السّلام در فضیلت این عمل،شایستۀ ملاحظه و توّجه است و امید واثق از برادران دینی،آنکه به این بزرگواران اقتدا کرده،و اهل ایمان را در دعا بر خود مقدّم دارند و این گنهکار روسیاه را یکی از آن اشخاص به حساب آرند،و در حال حیات و مرگ از دعای خیر فراموشم نفرمایند،و نیز در این روز زیارت جامعه سوم را قرائت کن[صفحۀ 842]،و در آخر روز عرفه بخوان:
پروردگارا،همانا گناهان من به تو زیانی نمیرساند،و آمرزشت بر من از تو نمیکاهد،پس ببخش به من آنچه نمیکاهدت و بیامرز برایم آنچه که زیانت نرساند،و نیز بخوان:خدایا محرومم مساز از خیر آنچه نزد توست،به خاطر شرّ آنچه پیش من است، پس اگر با خستگی و واماندگیام به من رحم نمیکنی،از پاداش مصیبتدیده بر مصیبتش محرومم مکن.
مؤلّف گوید:سیّد ابن طاووس،در ضمن دعاهای روز عرفه فرموده:چون غروب آفتاب نزدیک شود بگو:«بسم اللّه و باللّه و سبحان اللّه و الحمد لله تا آخر،و این همان دعای عشرات است که پیش از این گذشت[صفحۀ 116]پس زاوار است خواندن
دعای عشرات که خواندن آن در هر صبح و شام مستحب است،در آخر روز عرفه ترک نشود،و این اذکار عشراتی را که کفعمی نقل کرده،همان اذکار آخر دعای عشرات است که سیّد ابن طاووس روایت کرده.
شب دهم:از شبهای پربرکت و از چهار شبی است که شبزندهداری در آنها مستحبّ است و درهای آسمان در این شب باز است،و زیارت حضرت سیّدالشهدا علیه السّلام،و دعای«یا دائم الفضل علی البریّة»که در اعمال شب جمعه گذشت[صفحۀ 61]در این شب مستحبّ است.
روز دهم:روز عید قربان است که بسیار شریف است،و اعمال آن چند چیز است:
اوّل:غسل،که در این روز مستحبّ مؤکدّ است،و بعضی از علما آن را واجب دانستهاند.
دوّم:نماز عید،به همان صورت که در عید فطر ذکر شد،اما در این روز،مستحبّ است پس از نماز از گوشت قربانی افطار شود.
سوم:خواندن دعاهایی که پیش از نماز عید و بعد از آن وارد شده،و آن دعاها در کتاب«اقبال»آمده و شاید بهترین دعاهای این روز،دعای چهل و هشتم صحیفۀ کاملۀ سجادیه باشد،که اوّل آن:«اللّهمّ هذا یوم مبارک»است،و دعای چهل و ششم:«یا من یرحم من لا یرحمه العباد»را نیز بخواند.
چهارم:خواندن دعای ندبه است، که بعد از این ان شاء اللّه خواهد آمد.[صفحۀ 811]
پنجم:قربانی کردن است که مستحبّ مؤکدّ میباشد.
ششم:خواندن تکبیرات است برای کسی که در منی باشد،در پی پانزده نماز که نخستین آنها نماز ظهر روز عید است،و آخر آنها نماز صبح روز سیزدهم،و کسانی که در سایز شهرها هستند،پس از ده نماز،از نماز ظهر عید تا صبح دوازدهم بخوانند،و تکبیرات بر وفق روایت صحیح کتاب«کافی»این است:
خدا بزرگتر است،خدا بزرگتر است،معبودی جز خدا نیست،خدا بزرگتر است،خدا بزرگتر است،تنها برای اوست سپاس،خدا بزرگتر است،بر آنچه ما را هدایت فرمود،خدا بزرگتر است بر آنچه به ما روزی داد از چهارپایان بیزبان و سپاس خدای را بر آنچه ما را آزمود.
و مستحب است تکرار این تکبیرات به دنبال نمازها به قدر امکان،و خواندن آن پس از نمازهای مستحبّ.
روز پانزدهم:سال دویست و دوازده ولادت حضرت هادی علیه السّلام واقع شده.
شب هیجدهم:شب عید غدیر و شب بسیار با شرافتی است،سیّد ابن طاووس در کتاب«اقبال»دوازده رکعت نماز با
یک سلام به کیفیتی مخصوص برای این شب همراه با دعاهایی روایت کرده است.
روز هیجدهم:روز عید غدیر،و«عید اللّه اکبر»،و عید آل محمّد علیهم السّلام و عظیمترین عید است،و حق تعالی هیچ پیامبری را مبعوث نفرموده جز آنکه این روز را عید کرده و حرمت آن را دانسته.نام این روز در آسمان روز«عهد معهود»و در زمین روز«میثاق مأخوذ»و«جمع مشهود»است.روایت شده که از امام صادق علیه السّلام پرسیدند،آیا مسلمانان را غیر از جمعه و قربان و فطر عیدی هست؟فرمود:آری عیدی است که حرمتش از همه اعیاد بیشتر است،راوی گفت:کدام عید است؟حضرت فرمود:
روزی است که حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله امیر المؤمنین علیه السّلام را به جانشینی خود نصب فرمود،و اعلام کرد:هرکه من مولا و آقای اویم،پس علی مولا و آقا و پیشوای اوست،و آن روز هیجدهم،ذو الحجّه است،راوی گفت:در آن روز چه کاری باید انجام داد؟فرمود باید روزه بدارید،و عبادت کنید،و محمّد و آل محمّد علیهم السّلام را یاد آرید،و بر ایشان صلوات فرستید،رسول خدا صلی اللّه علیه و آله امیر المؤمنین علیه السّلام را وصیت کرد،که این روز را عید گرداند،و هر پیامبری به جانشینی خویش وصیت میکرد،که این روز را عید کند.
در حدیث ابن ابی نصر بزنطر از حضرت رضا علیه السّلام آمده:ای پسر ابی نصر هر کجا باشی،بکوش روز عید غدیر نزد قبر مطهّر حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام حاضر شوی، بهدرستی که در این روز،خدا میآمرزد،از هر مرد و زن مؤمن گناه شصت سال ایشان را،و از آتش دوزخ آزاد میکند،دو برابر آنچه در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر آزاد کرده،و پرداخت یک درهم در این روز به برادران مؤمن،برابر هزار درهم در اوقات دیگر است،و در این روز به برادران مؤمن احسان کن،و هر مرد و زن مومن را شاد گردان،به خدا سوگند،اگر مردم فضیلت این روز را چنانکه باید بدانند،هرآینه هر روز فرشتگان با ایشان ده مرتبه مصافحه کنند.در هر صورت بزرگداشت این روز شریف لازم است،و اعمال آن چند چیز است:
اوّل:روزه که کفّاره شصت سال گناه است،و در حدیثی است روزه این روز برابر روزۀ تمامی عمر دنیا و معادل با صد حج و صد عمره است.
دوّم:غسل.
سوّم:زیارت امیر مؤمنان علیه السّلام و شایسته است انسان هر کجا باشد، بکوشد که خود را به قبر مطّهر آن حضرت برساند،و برای آن جناب در این روز سه زیارت مخصوص روایت شده که یکی از آنها زیارت معروف به«امین اللّه»است،که هم از نزدیک و هم از راه دور خوانده میشود،و آن از زیارات جامعۀ
مطلقه است،و در باب زیارات ان شاء الله تعالی خواهد آمد.
چهارم:تعویذی[ذکر مربوط به پناه جستن به خدا از ناملایمات و شرور] را که سیّد ابن طاووس در کتاب«اقبال»از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت کرده بخواند.
پنجم:دو رکعت نماز بجا آورد،و به سجده رود،و صد مرتبه شکر خدا گوید،آنگاه سر از سجده بردارد و بخواند:
خدایا از تو درخواست میکنم به حق اینکه تنها تو راست سپاس،یگانهای شریکی نداری و تویی یکتا،یگانه،بینیاز،نزادهای و نه زاده شدهای،و یکتایی که همتایی نداری،و محمّد بنده و رسول توست،درودهایت بر او و خاندانش،ای آنکه هر روز در کاری است،چنانکه در شأنت بود،که بر من تفضّل نمودی،به اینکه مرا از اهل اجابت و دین و دعوتت قرار دادی،و در آغاز آفرینشم از روی تفضّل و کرم و جود خویش،بر این امور موفقّم داشتی،سپس از روی رأفت و رحمتت،به دنبال آوردی این فضل را با فضلی دیگر،و این جود را با جودی دیگر،و این کرم را با کرمی دیگر،تا اینکه آن پیمان را برایم از نو تازه کردی،پس از تجدید آفرینشم،و حال آنکه در فراموشی کامل بودم،فراموشکار و بیتوجّه و بیخبر،پس نعمتت را بر من تمام کردی،به اینکه آن پیمان را به یادم انداختی،و به آن بر من منّت نهادی،و به آن راهنماییام نمودی،پس از شأن تو باشد،ای خدای من و آقا و مولایم،اینکه آن را بر من تمام کنی،و از دستم نگیری، تا بر پایه آن از دنیایم ببری،درحالیکه از من خشنود باشی،به یقین تو سزاوارترین نعمتدهندگانی،بر اینکه نعمتت را بر من تمام کنی خدایا به لطف تو شنیدیم و اطاعت کردیم،و دعوتکنندهات را اجابت نمودیم،تو را سپاس،آمرزشت را خوهانیم پروردگارا،و بازگشت ما به سوی توست،ایمان آوردیم به خدای یگانه،شریکی برای او نیست،و به رسولش محمّد(درود خدا بر او و خاندانش باد)،او
تصدیق کردیم و خوانندۀ خدا را اجابت نمودیم،و از پیامبرش پیروی کردیم،در رابطه با موالات مولایمان و مولای همۀ اهل ایمان، امیر المؤمنین علی بن ابی طالب،بندۀ خدا و برادر رسول خدا و صدّیق اکبر،و حجّت بر مخلوقات خدا،آن مولایی که خدا پیامبر و دین بر حق و آشکارش را به او تایید کرد،نشانۀ دین خدا و خزانهدار دینش،و ظرف غیب خدا،و جایگاه سرّ خدا،و امین خدا بر خلقش،و گواه او در مخلوقاتش،خدایا پروردگارا ما شنیدیم نداکنندهای که ندا میکرد برای ایمان،که به پروردگارتان ایمان بیاورید،پس ما ایمان آوردیم،پس گناهانمان را بیامرز و بدیهایمان را بپوشان،و ما را با نیکان بمیران،پروردگارا به ما عنایت کن آنچه را وسیلۀ فرستادگانت به ما وعده دادی،و در روز قیامت ما را رسوا مکن،به یقین تو خلف وعده نمیکنی،ما ای پروردگارمان به منّت و لطفت دعوت کنندهات را پاسخ گفتیم،و از پیامبرت پیروی نمودیم و او را تصدیق کردیم،و مولای مؤمنان را باور نمودیم،و به جبت و طاغوت کفر ورزیدیم،ما را تابع آنکه به ولایت پذیرفتیم قرار بده،و با امامانمان محشور فرما،ما به آنان ایمان و باور داریم،و نسبت به آنان تسلیم،ایمان آوردیم به به نهان و آشکارشان،و حاضر و غایبشان و زنده و مردهشان،و به آنان به عنوان پیشوایان و پیشروان و سروران خویش خشنود گشتیم و همانان،بین ما و خدا از سایر خلق بسند،به جای آنان عوضی نجوییم،و جز ایشان کسی را به عنوان خلیفه برنگیریم،و به خدا بیزاری جستیم از هرکه از جنّ و انس،از اولین و آخرین،در برابرشان جنگی بر پا کرد،و کافر شدیم به جبت و طاغوت،و بتهای چهارگانه و شیعیان و
پیروانشان،و هرکه از جنّ و انس دوستشان دارد،از اوّل روزگار تا پایانش.خدایا تو را گواه میگیریم که ما معتقدیم به آنچه معتقد شدند به آن محمّد و خاندان محمّد(درود خدا بر او و خاندانش باد)،و گفتار ما آن است که آنان گفتند،و دینمان همان است که آنها متدّین به آن بودند،هرچه را گفتند گفتیم،و به آنچه معتقد شدند معتقد شدیم،و هرچه را انکار کردند انکار کردیم،و هرکه را دوست داشتند دوست داشتیم،و هرکه را دشمن داشتند دشمن داشتیم،و هرکه را لعنت کردند لعنت کردیم،و از هرکه بیزار شدند،از او بیزار شدیم،و هرکه را مورد رحمت قرار دادند،مورد رحمت قرار دادیم،ایمان آوردیم،و تسلیم و راضی شدیم،و از موالیانمان(درود خدا بر آنان)پیروی کردیم.خدایا آن را بر ما کامل کن،و از دستمان مگیر،و آن را نزد ما مستقرّ و ثابت قرار ده،و موقت مگردان،و ما را بر آن زنده بدار،تا گاهی که زندهمان داری،و بر آن بمیران،تا زمانی که ما را میمیرانی،خاندان محمّد امامان ما هستند،به آنان اقتدا میکنیم،و آنان را دوست میداریم،دشمنانشان را که دشمن خدایند دشمن میداریم،پس ما را در دنیا و آخرت با آنان قرار ده،و از مقرّبان پیشگاهت گردان،که ما به همان راضی هستیم،ای مهربانترین مهربانان.
باز به سجده رود و صد مرتبه«الحمد للّه»و صدر مرتبه«شکر اللّه»بگوید،روایت شده:هرکه این عمل را بجا آورد،ثواب کسی را داشته باشد،که روز عید غدیر،خدمت رسول صلی اللّه علیه و آله حاضر شده،و با آن حضرت بر ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام بیعت کرده باشد تا آخر خبر.بهتر این است که این نماز را نزدیک به هنگام زوال بجا آورد،که حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله امیر المؤمنین علیه السّلام را در آن ساعت برای مردم به امامت و خلافت نصب فرمود.در این نماز در رکعت اول پس از سورۀ«حمد»سورۀ«قدر»،و در رکعت دوم سورۀ«توحید»را بخواند.
ششم:غسل کند،و به نیم ساعت پیش از زوال دو رکعت نماز بجا آورد،در هر رکعت سورۀ«حمد» یک بار،و سورۀ«توحید»ده بار،و«آیة الکرسی»ده بار،و ده بار«انّا انزلنا»خوانده شود،که برابر صد هزار حج و صد هزار عمره است
و باعث برآورده شدن حوایج دنیا و آخرت او،به آسانی و عافیت،از جانب خدای کریم است،و پوشیده نمایند،که در کتاب«اقبال»در بیان این نماز سورۀ«انّا انزلناه»مقدّم بر«ایة الکرسی»ذکر شده،و علاّمۀ مجلسی در«زاد المعاد»از کتاب «اقبال»پیروی کرده و سورۀ«قدر»را مقدّم داشته،چنانکه این حقیر هم در کتب دیگر به این صورت ذکر کردهام،ولی برابر با پیجویی زیادی که کردم،بیشتر«آیة الکرسی»را مقدّم بر«قدر»دیدم.احتمال اینکه از قلم مبارک سیّد در کتاب«اقبال»سهوی شده،یا ناسخان در این نماز،هم در عدد«حمد»و هم در مقدّم داشتن«قدر»بر«آیة الکرسی»اشتباهی کردهاند،یا اینکه این عمل مستقلّی غیر از آن نماز است بسیار بعید به نظر میرسد،و اللّه تعالی عالم.و بهتر این است که پس از این نماز تمام این دعا را بخواند:«ربّنا انّنا سمعنا منادیا...»
هفتم:دعای ندبه را بخواند.
هشتم:این دعا را بخواند،که سیّد ابن طاووس از شیخ مفید روایت کرده:
خدایا از تو درخواست میکنم به حق محمّد پیامبرت،و علی نمایندهات،و شأن و مرتبهای که آن دو را ممتاز از مخلوقات به آن اختصاص دادی،بر محمّد و علی درود فرستی،و در هر خیری که فوری است از آنان آغاز کنی.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،آن امامان پیشرو،و دعوتکنندگان سرور،و ستارگان درخشان،و نشانههای فروزان،و تدبیرکنندگان دنیا و آخرت بندگان،و پایههای ممالک،و ناقه فرستاده شده،و کشتی نجات که روان در دریاهای عمیق است.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،خزانهداران دانشت،و پایههای توحیدت،و ستونهای دینت،و معادن کرامتت،و برگزیدگان از مخلوقاتت و بهترین منتخبان از خلقت،آن پرهیزگاران و پاکیزگان،و نجیبان و نیکوکاران،و دری که مردم مبتلای به آنند،هرکه از آن درآمد نجات یافت،و هرکه سرباز زد در هلاکت سقوط کرد.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،اهل ذکری که به پرسش از آنان
دستور دادی،و خویشاوندی که به دسوتیشان امر فرمودی و حقّشان را واجب نمودی،و بهشت را بازگشتگاه کسی قرار دادی که از آثارشان پیروی نماید.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،چنانکه به طاعتت امر کردند،و از معصیتت نهی نمودند،و بندگانت را بر وحدانیتت دلالت فرمودند.خدایا من از تو درخواست میکنم به حق محمّد پیامبرت و نجیبت و برگزیدهات،و امینت،و فرستادهات به سوی بندگانت،و به حق امیر المؤمنین،رئیس دین و پیشرو سپیدرویان،آن جانشین وفادار،و صدیق اکبر،و جدا کننده بین حق و باطل،و گواه بر تو و رهنمای به سوی تو،و آشکار کنندۀ دستورت،و جهاد کننده در راهت،که او را ملامت ملامت کنندهای دربارۀ تو و نگیرد،که بر محمّد درود فرستی،و مرا در این روز که برای ولیّت،عهد امام را بر عهدۀ بندگانت بستی،و برای آنان دین را کامل نمودی،از آگاهان به حرمتش، و اقرارکنندگان به فضلش قرار دهی،و همچنین از آزادشدگان و رهاگشتگان از آتش به حساب آری،و حسودان نعمتها را به سرزنش من میاور.
خدایا چنانکه آن را عید بزرگترت قرار دادهای،و آن را در آسمان روز عهد معهود،و در زمین روز پیمان گرفتن و انجمن پرسیده نامیدی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و دیدگان ما را به آن روشن فرما،و پراکندگی ما را به آن جمع کن،و پس از آنکه هدایتمان نمودی،گمراهمان مکن،و به نعمتهایت از سپاسگذاران قرار ده،ای مهربانترین مهربانان.خدا را سپاس که برتری این روز را به ما شناساند،و ما را به حرمت آن بینا فرمود،و به آن گرامی داشت،
و با شناختش به ما شرافت داد،و به نورش هدایتمان نمود،ای رسول خدا،ای امیر المؤمنین،بر شما و خاندانتان و بر دوستدارانتان از جانب من برترین سلامها،تا شب و روز باقی است،و به واسطه شما به خدا روی میآورم،پروردگارم و پروردگار شما،در به دست آوردن خواستهام،و برآورده شدن حاجتم،و آسان شدن کارهایم.خدایا از تو درخواست میکنم به حق محمّد و خاندان محمّد که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و لعنت کنی کسی را که حقانیت این روز را منکر شده،و حرمتش را به انکار برخاسته،و از راهت برای خاموش کردن نورت جلوگیری نموده است،ولی خدا هرگز نخواهد،مگر اینکه نورش را به کمال رساند،خدایا گشایش ده به اهل بیت محمّد پیامبرت،و برطرف کن از آنان،و به وسیله آنان گرفتاریها را از اهل ایمان.خدایا زمین را به وسیله آنان پر از دادگری کن،همانطور که از ستم و بیداد پر شده است،به آنچه که به آنان وعده دادهای وفا کن،که تو خلف وعده نمیکنی.و اگر بتواند،دعای مبسوط را که سیّد در کتاب«اقبال»روایت کرده بخواند.
نهم:چون مؤمنی را ملاقات کند این تهیت را گوید: سپاس خدای را،که ما را از چنگزنندگان به ولایت امیر المؤمنین و امامان دیگر درود بر آنان قرار داد.و نیز بخواند:خدای را سپاس که ما را به این روز گرامی داشت،و از وفاکنندگان به عهدش که بر عهده ما نهاده بود،و پیمانش که با ما بسته بود قرار داد،عهد و پیمانی که عبارت است از ولایت سرپرستان امرش،و قیامکنندگان به عدلش،و ما را از انکارکنندگان،و تکذیبکنندگان روز جزا قرار نداده.
دهم:صد مرتبه بگوید:خدای را سپاس،که کمال دینش،و تمام نعمتش را به ولایت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب(درود خدا بر او)قرار داد.
آگاه باش در این روز شریف،برای هریک از امور زیر فضیلت بسیاری است:پوشیدن جامههای نیکو،زینت کردن،استعمال بوی خوش،شادی کردن،و شاد نمودن شیعیان امیر المؤمنین علیه السّلام،گذشت از تقصیرات شیعیان،برآوردن حاجات آنان،صلۀ ارحام،توسعه دادن بر اهل و عیال،اطعام اهل ایمان،افطار دادن به روزهداران،مصافحه با مومنان رفتن به زیارت آنان،تبسّم نمودن بر چهرۀ ایشان،و فرستادن هدایا برای اهل ایمان،و بجا آوردن شکر و سپاس بخاطر نعمت بزرگ ولایت،بسیار صلوات فرستادن،انجام عبادات و طاعات بسیار.کسی که در این روز یک درهم به برادر مؤمن خود بدهد،برابر با صد هزار درهم در غیر این روز است.طعام دادن در این روز به یک مؤمن مانند طعام دادن به همۀ پیامبران و صدّیقان است.در خطبۀ حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام در روز غدیر چنین آمده است:
هرکه مؤمن و روزهدار را به وقت افطارش افطار دهد،مانند آن است که ده«فئام»را افطار داده باشد،شخصی از جای برخاست و عرضه داشت:یا امیر المؤمنین«فئام»چیست؟ایشان فرمود صد هزار پیغمبر و صدیق و شهید،پس چگونه خواهد بود،کثرت فضیلت حال کسی که جمعی از مردان و زنان مؤمن را کفایت کند،من امان او را از کفر و فقر بر خدای تعالی ضامن هستم...تا آخر خبر.
در هر صورت فضیلت این روز شریف،بیش از آن است که ذکر شود،و این روز قبولی اعمال شیعیان،و روز برطرف شدن غمهای ایشان است و روزی است که حضرت موسی علیه السّلام بر ساحران پیروز شد،و خدا آتش را بر ابراهیم علیه السّلام سرد و سلامت نمود و حضرت موسی علیه السّلام یوشع بن نون را جانشین خود کرد،و حضرت عیسی شمعون الصّفا را خلیفه خود قرار داد و حضرت سلیمان علیه السّلام ملّت خود را برای جانشینی آصف بن برخیا گواه گرفت،و جناب رسول خدا بین اصحاب خود عقد برادری برقرار کرد،به این خاطر عقد برادری در این روز با برادران مؤمن سزاوار است و کیفیت آن بصورتی که شیخ ما در کتاب«مستدرک الوسائل»از کتاب«زاد الفردوس»نقل فرموده است چنین است:دست راست خود را بر دست راست برادر مؤمن خود بگذارد،و بگوید:
در راه خدا برادرت شدم،و در راه خدا دوست با صفایت گشتم،و در راه خدا با تو دست دادم،و با خدا و فرشتگان،و کتابهایش و رسولان و پیامبرانش،و امامان معصوم(درود بر آنان)عهد کردم،بر اینکه اگر از اهل
بهشت و شفاعت بودم،و به من اجازه داده شد.که وارد بهشت شوم،به بهشت وارد نشوم مگر اینکه تو هم با من باشی.
آنگاه براد مؤمن بگوید:پذیرفتم سپس بگوید:همۀ حقوق برادری را از تو ساقط کردم،به جز شفاعت و دعا و زیارت.فیض کاشانی در کتاب«خلاصة الاذکار»،صیغۀ اخوّت را قریب به همین صورت ذکر کرده،آنگاه فرموده:طرف مقابل قبول نماید برای خود،یا موکّل خود به لفظی که دلالت بر قبول نماید.سپس از یکدیگر جمیع حقوق برادری را جز دعا و زیارت ساقط کنند.
روز بیست و چهارم:بنابر اشهر روزی است که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله با نصارای نجران مباهله کرد،و پیش از مباهله عبا بر دوش مبارک گرفت،و حضرت امیر المؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام را زیر عبا جا داد و گفت:پروردگارا هر پیامبری را اهل بیتی بوده،که مخصوصترین خلق نسبت به او بودند،خدایا اینان اهل بیت منند،از ایشان شک و گناه را برطرف ساز،و پاک کن ایشان را پاک کردنی کامل،پس جبرائیل نازل شد،و آیۀ تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد،آنگاه رسول خدا صلی اللّه علیه و آله آن چهار بزرگوار را برای مباهله به بیرون برد،چون نگاه نصاری بر ایشان افتاد،و حقیقت آن حضرت و آثار نزول عذاب را مشاهده کردند، جرأت بر مباهله را از دست داده،و استدعای مصالحه و قبول جزیه کردند.در این روز حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام در حال رکوع انگشتر خود را به سائل داد،و آیۀ «إِنَّمٰا وَلِیُّکُمُ اللّٰهُ» در شأن آن حضرت نازل گشت.در هر صورت این روز دارای شرافت بسیاری است،و در آن چند عمل وارد است:
اوّل:غسل.
دوّم:روزه گرفتن.
سوّم:خواندن دو رکعت نماز،که در وقت و کیفیت و ثواب مانند نماز روز عید غدیر است،و اینکه«آیة الکرسی»در نماز مباهله باید تا «هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ» خوانده شود.
چهارم:خواندن دعای مباهله میباشد،که شبیه به دعای سحر ماه رمضان است،و شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس نقل کردهاند،ولی بین روایات آن دو بزرگوار اختلاف زیادی است،و من روایت شیخ طوسی را در کتاب«مصباح»برگزیدهام که فرموده است:
دعای روز مباهله همراه با فضیلت آن،از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده،و آن دعا این است:
خدایا از تو درخواست میکنم از زیباییات به حق برترین مرتبه زیباییات،و همۀ مراتب آن زیباست،خدایا از تو درخواست میکنم به همۀ مراتب زیباییات.خدایا از تو درخواست میکنم از بزرگیات به حق برترین مرتبه بزرگیات،و همۀ مراتب بزرگیات بزرگ است،خدایا از تو درخواست میکنم به همۀ مراتب عظمتت.خدایا از تو درخواست میکنم از جمالت،به حق برترین مرتبه جمالت،و همۀ مراتب جمال تو جمیل است،خدایا از تو درخواست میکنم به همۀ مراتب جمالت.خدایا تو را میخوانم چنانکه فرمان دادی،پس اجابتم کن چنانکه وعده فرمودی،خدایا از تو درخواست میکنم از شکوهت،به حق برترین مرتبۀ شکوهت،و همۀ مراتب شکوهت شکوهمند است،خدایا از تو درخواست میکنم به همۀ مراتب شکوهت.خدایا از تو درخواست میکنم از نورت،به حق برترین مرتبۀ نورت،و همۀ نورت نورانی است،خدای از تو درخواست میکنم به همۀ نورت،خدای از تو درخواست میکنم از رحمتت،به حق وسیعترین مرتبۀ رحمتت و همه رحمتت وسیع است،خدایا از تو درخواست میکنم به همۀ رحمتت.خدایا تو را میخوانم چنانکه فرمانم دادی،پس اجابتم کن چنانکه وعده فرمودی.خدایا از تو درخواست میکنم از کمالت به حق برترین مرتبه کمالت،و همه کمالت کامل است،خدایا از تو درخواست میکنم به همۀ کمالت، خدایا از تو درخواست میکنم از کلماتت به حق تمامترین کلماتت،و همۀ کلماتت تمام است،خدایا از تو درخواست میکنم به همۀ کلماتت،خدایا از تو درخواست میکنم از نامهایت به حق بزرگترین آنها،و همۀ نامهایت بزرگ است،خدایا از تو درخواست میکنم به حق همه نامهایت.خدایا تو را میخوانم،چنانکه فرمانم دادی،پس اجابتم کن،چنانکه وعده فرمودی، خدایا از تو درخواست میکنم از عزّتت،به حق برترین مرتبۀ عزّتت،و همۀ عزّتت عزیز است،خدایا از تو درخواست میکنم به همه
عزّتت،خدایا از تو درخواست میکنم از مشیّتت به حق گذراترین مشیّتت و همه مشیّتت گذراست،خدایا از تو درخواست میکنم به همه مشیّتت.خدایا از تو درخواست میکنم به قدرتت که با آن بر همه چیز برتری گرفتی،و همه قدرت تو برتریگیر است،خدایا از تو درخواست میکنم به همه قدرتت.خدایا تو را میخوانم،چنانکه فرمانم دادی،پس اجابتم کن،چنانکه وعده فرمودی،خدایا از تو درخواست میکنم از علمت به حق نافذترین آن و همه علم تو نافذ است،خدایا از تو درخواست میکنم به همه علمت.خدایا از تو درخواست میکنم از گفتارت به حق پسندیدهترین آن.و همه گفتارت پسندیده است،خدایا از تو درخواست میکنم به همه گفتارت.خدایا از تو درخواست میکنم از خواستههایت به حق محبوبترین آنها،و همه آنها نزد تو محبوب است،خدایا از تو درخواست میکنم به همه خواستههایت.خدایا تو را میخوانم چنانکه فرمانم دادی،پس اجابتم کن چنانکه وعده فرمودی،خدایا از تو درخواست میکنم از شرفت به حق برترین مرتبه شرفت،و همه شرفت شریف است،خدایا از تو درخواست میکنم به همه شرفت.خدایا از تو درخواست میکنم از سلطنتت، به حق پایدارترین آن.و همه سلطنتت پایدار است،خدایا از تو درخواست میکنم به همه سلطنتت.خدایا از تو درخواست میکنم از فرمانرواییات به حق گرانمایهترین آن،و همه فرمانرواییات گرانمایه است،خدایا از تو درخواست میکنم به همه فرمانرواییات.خدایا تو را میخوانم چنانکه فرمانم دادی.پس اجابتم کن چنانکه وعده فرمودی.خدایا از تو درخواست میکنم از والاییات به حق والاترین آن،و همه والاییات والاست،خدایا از تو درخواست میکنم به همه والاییات.خدایا از تو درخواست میکنم از
آیاتت به حق شگفتترین آیاتت،و همه آیاتت شگفت است،خدایا از تو درخواست میکنم به همۀ آیاتت.خدایا از تو درخواست میکنم از نعمتت به حق دیرینهترین آن و همه نعمتت دیرین است،خدایا از تو درخواست میکنم به همه نعمتت.خدایا تو را میخوانم چنانکه فرمانم دادی،پس اجابتم کن،چنانکه وعده فرمودی.خدایا از تو درخواست میکنم،به حق آنچه که در آن قرار دادی از مقام و جبروت،خدایا از تو درخواست میکنم به تمام مقام و تمام جبروتت.خدایا از تو درخواست میکنم به آنچه با آن اجابتم مینمایی،زمانی که از تو میخواهم،ای خدا،ای که معبودی جز تو نیست،از تو میخواهم به زیبایی اینکه معبودی جز تو نیست.ای که معبودی جز تو نیست،از تو میخواهم به بزرگی اینکه معبودی جز تو نیست.ای که معبودی جز تو نیست،از تو میخواهم به حق اینکه معبودی جز تو نیست.خدایا تو را میخوانم چنانکه فرمانم دادی،پس اجابتم کن چنانکه وعده فرمودی.خدایا از درخواست میکنم از روزیات به همگانهترین آن،و همه روزیات همگانی است.خدایا از تو درخواست میکنم به همه روزیات، خدایا از تو درخواست میکنم از عطایت،به حق گواراترین آن،و همه عطایت گواراست.خدایا از تو درخواست میکنم به همه عطایت،خدای از تو درخواست میکنم از خیرت به فوریترین آن،و همه خیرت فوری است.خدایا از تو درخواست میکنم به همه خیرت.خدایا از تو درخواست میکنم از فضلت،به حق فزونترین آن،و همه فضلت فزون است،خدایا از تو درخواست میکنم به همۀ فضلت.خدایا تو را میخوانم چنانکه فرمانم دادی،پس اجابتم کن چنانکه وعده فرمودی.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا برانگیز بر ایمان به خود
و تصدیق به رسولت(درود خدا بر او و خاندانش باد)،و ولایت علی بن ابی طالب(ع)و بیزاری از دشمنش،و اقتدا به امامان از خاندان محمّد(درود خدا بر آنان باد)،که من به این واقعیت راضی شدهام.خدایا درود فرست بر محمّد بنده و رسولت در میان پیشینیان،و درود فرست بر محمّد در میان آیندگان،و درود فرست بر محمّد،در میان آسمانیان،و درود فرست بر محمّد در میان فرستادگان.خدایا به محمّد عطا کن،وسیله و شرف و فضیلت و درجۀ بزرگ.خدایا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد،و به آنچه روزیام نمودی خشنود بدار،و در آنچه به من عنایت کردی برکت ده،و در غیبتم و در غیاب هر غایبی که او از من است نگهدارم باش.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا بر پایه ایمان به خود و باور داشتن به پیامبرت برانگیز،خدای بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و از تو میخواهم خوبترین خوبها را که خشنودیات و بهشت است،و به تو پناه میآورم از بدترین بدها که خشمت و آتش است.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا محافظت فرما از هر مصیبت و هر بلا،و از هر عقوبت،و هر فتنه،و هر آزمایش،و هر شر،و هر امر ناپسند،و هر پیشآمد،و هر آفت که از آسمان بر زمین فرود آید،یا فرود میآید،در این ساعت و در این شب،و در این روز،و در این ماه،و در این سال خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و روزی من کن از هر شادی،و هر خوشحالی،و هر
پایداری و هر گشایش و هر عافیت و هر سلامت و هر کرامت،و هر روزی وسیع حلال پاک و هر نعمت،و هر وسعتی که از آسمان بر زمین نازل شد یا میشود.در این ساعت،و در این شب،و در این روز،و در این ماه و در این سال.خدایا اگر گناهانم مرا در پیشگاهت بیاعتبار ساخته،و میان من و تو پرده شده،و حالم را نزد تو دگرگون نموده.من از تو درخواست میکنم،به حق نور جمالت که هرگز خاموش نشود،و به آبروی محمّد محبوب برگزیدهات،و به آبروی ولیّت علی مرتضی،و به حق اولیایت که آنان را برگزیدی،اینکه بر محمّد و خاندان محمد درود فرستی،و آنچه از گناهانم گذشته بیامرزی،و در باقیمانده عمر حفظم کنی،و به تو پناه میآورم،خدایا،از اینک هرگز به چیزی از نافرمانیهایت بازگردم،تا زندهام بداری و تا بمیرانی،و من فرمانبردار تو باشم،و تو از من خشنود باشی،و اینکه عملم را ختم کنی به نیکوترینش،و پاداش آن را برایم بهشت قرار دهی،و با من آن کنی که شایستۀ آنی،ای هل تقوی و ای اهل مغفرت،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و به رحمتت به من رحم کن،ای مهربانترین مهربانان.
پنجم:دعایی که شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس پس از دو رکعت نماز و هفتاد مرتبه استغفار،روایت کردهاند بخواند،اول آن دعا«الحمد للّه ربّ العالمین»است.در این روز دادن صدقه به تهیدستان به خاطر پیروی از مولای همۀ مردان و زنان با ایمان،و زیارت آن حضرت،شایسته است،و مناسبتر زیارت جامعه است.
روز بیست و پنجم:روز بس شریفی است،و روزی است که سورۀ«هل اتی»در حق اهل بیت نازل شد برای اینکه سه روز روزه گرفتند
و افطاری خود را به مسکین و یتیم و اسیر دادند و خود با آب افطار نمودند!و سزاوار است شیعیان اهل بیت در این ایام به ویژه در شب بیست و پنجم در دادن صدقه به مساکین و ایتام،و سعی در اطعام ایشان،و روزه داشتن این روز پیروی از مولایان خود کنند.از آنجا که بعضی از علما این روز را روز مباهله میدانند،مناسب است زیارت جامعه و دعای مباهله را نیز در این روز بخوانند.
روز آخر ذو الحجه:آخرین روز سال عربها است،سیّد در کتاب«اقبال»براساس یک روایت ذکر کرده است که دو رکعت نماز بجا آورد،و در هر رکعت سورۀ«حمد»یک مرتبه و ده مرتبه قل هو اللّه احد و ده مرتبه ایة الکرسیّ را بخواند و پس از نماز بگوید:
خدایا آنچه در این سال انجام دادم،از عملی که مرا از آن نهی کردی،و به آن راضی نبودم،و من آن را فراموش کردم،ولی تو فراموشش ننمودی،و پس از گستاخیام بر تو،مرا به توبه دعوت کردی،خدایا من از تو آمرزش میخواهم،پس مرا بیامرز،و آنچه انجام دادم از عملی که به تو نزدیکم کند،از من قبول کن،و امیدم را از خودت قطع مکن ای کریم.چون این را بگوید،شیطان فراید میزند:وای بر من،آنچه در این سال علیه او رنج بردم،همه را خراب کرد،و سالی که گذشت برای او گوای میدهد،که سالش را ختم به خیر نمود.
آگاه باش که این ماه،ماه حزن و اندوه اهل بیت علیهم السّلام و شیعیان ایشان است.از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده:چون ماه محرّم فرا میرسید،کسی پدرم را خندان نمیدید،و پیوسته تا روز دهم اندوه و حزن بر او غالب بود،چون روز عاشورا میشد روز مصیبت و حزن و گریه،ایشان بود،و میفرمودند:امروز روزی است که حسین علیه السّلام شهید شد.
شب اول:سیّد ابن طاووس در کتاب«اقبال»برای این شب،چند نماز ذکر فرموده:
اوّل:صدر رکعت که در هر رکعت سورههای«حمد»و سورۀ توحید»خوانده میشود.
دوّم:دو رکعت که در رکعت اول سورههای«حمد»و«انعام»،و در رکعت دوم سورههای«حمد»و«یس»خوانده میشود.
سوم:دو رکعت که در هر رکعت سورۀ«حمد»و یازده سوره«توحید»خوانده
میشود.از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت شده:هرکه این دو رکعت نماز را در این شب بجا آورد،و فردایش را که اول سال است روزه بدارد،مانند کسی است که همۀ طول سال را همواره کار خیر کرده،و در آن سال محفوظ باشد،و اگر بمیرد به بهشت میرود.سیّد ابن طاووس برای هلال این ماه دعای مبسوطی ذکر کرده است.
روز اول:بدان که روز اوّل محرم،اول سال قمری است،و در آن دو عمل وارد شده:
اول:روزه گرفتن،در روایت ریّان بن شبیب از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده:هرکه در این روز روزه بدارد،و خدا را بخواند خدا دعای او را مستجاب کند،چنانکه دعای زکریّا را اجابت فرمود.
دوم:از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده:رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روز اول محرّم دو رکعت نماز بجا آورد،و چون فارغ میشد،دستها را به آسمان برمیداشت و این دعا را سه مرتبه میخواند:
خدایا تویی معبود ازلی،و این است سال نو،در این سال از تو درخواست میکنم حفظ شدنم را از شیطان، و قدرت و غلبه و بر نفس فرمانده به گناه،و مشغول بودن به آنچه که مرا به تو نزدیک میکند،ای صاحب بزرگی و بزرگواری،ای تکیهگاه کسی که تکیهگاهی ندارد،ای اندوختۀ کسی که اندوختۀ کسی که اندوختهای ندارد،ای پناهگاه کسی که پناهگای ندارد،ای فریادرس کسی که فریادرسی ندارد،ای پشتوانۀ کسی که پشتوانهای ندارد،ای گنجینه کسی که گنجی ندارد،ای نیکو آزمایش،ای بزرگ امید،ای عزّت ناتوان،ای نجاتبخش غرقشدگان،ای رهانندۀ هلاک شدگان،ای نعمتدهنده،ای زیباکار،ای فزونبخش،ای نیکوکار،تویی که برایت سجده کرد،سیاهی شب،و روشنی روز،و تابش ماه، و شعاع خورشید،و خروش آب و صدای برگ درختان،ای خدا شرکی برای تو نیست.خدایا ما را بهتر از آنچه گمان میکنند قرار ده،و از ما آنچه را نمیدانند بیامرز،و به آنچه از ما میگویند سرزنشمان مکن،خدا مرا بس است،
معبودی جز او نیست،بر اوء تکیه کردم،و او پروردگار عرش بزرگ است،به او ایمان آوردیم.همه چیزها از جانب پروردگار ماست،و یادآور نشوند مگر صاحبان خرد،پروردگارا دلهای ما را بعد از آنکه هدایتمان فرمودی منحرف مکن،و از نزد خود رحمتی به ما ببخش،همانا تو بخشندهای.شیخ طوسی فرموده:که روزۀ دهۀ اول محرم مستحب است ولی روز عاشورا تا بعد از عصر از خوراکی و آشامیدنی خودداری کند،آنگاه کمی تربت بخورد،و سیّد روایت کرده که روزۀ تمام این ماه فضیلت دارد،و روزه آن روز روزهدار را از هر گناهی حفظ میکند.
روز سوم:روزی است که حضرت یوسف علیه السّلام از زندان آزاد شد،هرکه آن روز را روزه بگیرد،حق تعالی کارهای مشکل را بر او آسان کند و اندوه را از او برطرف سازد،و در روایت نبوی آمده:دعایش اجابت شود.
روز نهم:روز تاسوعات.از امام صادق علیه السّلام روایت شده:تاسوعا روزی است که امام حسین علیه السّلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام برای جنگ با آن حضرت گرد آمدند و ابن مرجانه و عمر سعد،به خاطر کثرت سپاه و بسیاری لشگر،که برای آنها گرد آمده بودند،خوشحال شدند،و امام حسین علیه السّلام و اصحابش را ضعیف به حساب آوردند،و یقین کردند که برای حضرت یاوری نخواهد آمد،و اهل عراق او را مدد نخواهند کرد،سپس فرمود:پدرم فدای آن ضعیف غریب.
شب دهم:شب عاشوراست،سیّد سیّد در کتاب«اقبال»برای این شب دعاها و نمازهای بسیار با فضیلتهای فراوان روایت کرده،از جمله صدر رکعت نماز که در هر رکعت پس از سورۀ حمد سه مرتبه سورۀ توحید خوانده،و بعد از پایان صد رکعت هفتاد مرتبه بگوید:
منزّه است خدا،و سپاس خدای را،و نیست معبودی جز خدا،و خدا بزرگتر است،و جنبش و نیرویی نیست مگر به خدای برتر بزرگ.و در روایت دیگر پس از العلی العظیم استغفار هم ذکر شده.و نیز چهار رکعت نماز در آخر شب که در هر رکعت پس از سورۀ حمد،هرکدام از آیة الکرسی و سورههای توحید و فلق،و ناس را ده مرتبه بخواند،و پس از سلام
صد مرتبه سورۀ تحید را قرائت کند.و دیگر چهار رکعت نماز،در هر رکعت سورۀ حمد و پنجاه مرتبه سورۀ توحید و این نماز برابر است با نماز امیر المؤمنین علیه السّلام که فضیلت بسیار دارد،و فرموده:پس از نماز،بسیار ذکر خدا کند،و صلوات بسیار بر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرستد،و هرچه میتواند بر دشمنان ایشان لعن کند.و در فضیلت احیا این شب روایت کرده:مانند آن است که عبادت کرده باشد به عبادت جمیع فرشتگان،و عبادت در آن،برابر هفتاد سال عبادت است،و اگر کسی را توفیق دست دهد،در چنین شبی در کربلا باشد،و امام حسین علیه السّلام را زیارت کند و نزد آن حضرت تا صبح بیتوته کند،خدا او را آغشته به خون امام حسین علیه السّلام در زمرۀ شهدا با آن حضرت محشور فرماید.
روز دهم:روز شهادت سیّدالشهدا علیه السّلام،و روز مصیب و حزن ائمه طاهرین علیهم السّلام و شیعیان ایشان است،و در این روز سزاوار است شیعیان مشغول کاری از کارهای دنیا نگردند،و برای خانی خود چیزی ذخیره نکنند،و مشغول گریه و نوحه و مصیبت باشند،و عزاداری حضرت امام حسین علیه السّلام را بر پا کنند و اشتغال به ماتم داشته باشند به صورتی که در ماتم عزیزترین اولاد و اقوام خود اشتغال میورزند،و آن حضرت را به زیارت عاشورا که پس از این در باب زیارات [صفحۀ 704]بیاید،زیارت کنند.
و در نفرین و لعن بر قاتلان آن حضرت سعی نمایند.
و یکدیگر را در مصیبت آن وجود مقدّس به این جملات تعزیت گویند:
خدا مزدهای ما را به خاطر سوگواریمان برای حسین(درود بر او باد)بزرگ گرداند،و قرار دهد ما و شما را از خونخواهانش به همراه ولیاش امام مهدی از خاندان محمّد(درود بر ایشان باد).و سزاوار است در این روز مقتل[کتابهایی که پیرامون واقعۀ کربلا نگاشته شده است]بخوانند،و یکدیگر را بگریانند.روایت شده که چون حضرت موسی به ملاقات حضر و فرا گرفتن بعضی از حقایق از آن جناب مأمور شد.اول چیزی که در هنگام ملاقات بین ایشان مذاکره شد،این بود که خضر برای حضرت موسی مصائب و بلاهایی را که بر آل محمّد علیهم السّلام وارد میشود ذکر نمود و هر دو گریستند،و گریستن ایشان
شدّت گرفت.از ابن عباس روایت شده است:در ذی قار خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام رسیدم،صحیفهای به خط خود و املاء پیامبر صلی اللّه علیه و آله بیرون آورد،و از آن صحیفه برای من خواند،در آن صحیفه مقتل امام حسین علیه السّلام بود،و اینکه چگونه شهید میشود،و چه کسی او را به شهادت میرساند،و چه کسی او را یاری میکند،و چه کسی با او شهید میشود،پس آن حضرت گریه کرد و گریهای سخت و مرا به گریه انداخت.فقیر گوید:اگر مقام را گنجایش بود،مختصر مقتلی در اینجا ذکر میکردم،امّا محل را گنجایش آن نیست هرکه بخواهد به کتابهای ما در زمینه مقتل رجوع کند.در هر صورت اگر کسی در این روز نزد قبر مطّهر آن حضرت باشد،و مردم را آب دهد،مانند کسی است که لشگر آن جناب را آب داده باشد،و با آن حضرت در کربلا حاضر بوده،و خواندن هزار مرتبه سورۀ توحید در این روز فضیلت بسیار دارد،و روایت شده:خدای رحمان به سوی او نظر رحمت کند،و سیّد برای این روز دعای ینقل کرده شبیه به دعای عشرات،بلکه موافق بعضی روایات،ظاهرا خود آن دعا باشد.
شیخ طوسی از عبد اللّه بن سنان از امام صادق علیه السّلام چهار رکعت نماز و دعایی نقل کرده است که باید در این روز در وقت چاشت بجا آورد،ما به خاطر اختصار ذکر نکردین،هرکه طالب است به زاد المعاد رجوع کند و نیز شایسته است که شیعیان در این روز بیآنکه قصد روزه کنند،از خوردن و آشامیدن امساک نمایند.و در آخر روز،پس از عصر افطار کنند به غذایی که اهل مصیبت میخورند،ماند ماست یا شیر و امثال آنها،نه مثل غذاهای لذیذ،و جاههای پاکیزه بپوشند،و به هیئت صاحبان مصیبحت دگمهها را بگشایند،و آستینها را بالا بزنند،و علاّمۀ مجلس در زاد المعاد فرموده:بهتر آن است که روز نهم و دهم را روزه نگیرد،زیرا بنی امیّه این دو روز را برای برکت و شماتت بر قتل آن حضرت روزه میداشتند،و به دروغ،احادیث بسیار در فضیلت این دو روز،و روزۀ آنها را به حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله نسبت دادهاند،و از طریق اهل بیت علیهم السّلام احادیث بسیاری در مذمّت روزه این دو روز به ویژه روز عاشورا وارد شده.و نیز بنی امیّه علیهم اللعنه برای برکت، آذوقه سال را در روز عاشورا ذخیره مینمودند!به این خاطر از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده:
هرکه کوشیدن در حوائج خود را در روز عاشورا ترک کند،و به دنبال کاری نرود،حق تعالی حوائج دنیا و آخرت او را برآورد و هرکه روز عاشورا،روز مصیبت و اندوه و گریۀ او باشد،حق تعالی روز قیامت را روز شادی و سرور و خوشحالی او گرداند،
و دیدهاش در بهشت به ما روشن شود،هرکه روز عاشورا را روز برکت نامد،و در آن روز برای منزل خود چیزی ذخیره نماید خدا آن ذخیره را برای او مبارک نکند،و روز قیامت با یزید و عبید اللّه بن زیاد،و عمر بن سعید علیهم اللعنه محشور گردد.بنابراین انسان باید در روز عاشورا مشغول کاری از کارهای دنیا نگردد،بلکه در گریه و نوحه و مصیبت باشد،و اهل خانۀ خود را دستور دهد که عزای آن حضرت را بپا دارند،و مشغول ماتم و سوگواری باشند،چنانکه در سوگ عزیزترین اولاد و اقوام خود مشغول میشوند،و در آن روز بیآنکه قصد روزه کنند،از خوردن و آشامیدن امساک ورزند،و در آخر روز پس از عصر افطار کنند گرچه به جرعه آبی باشد،و روزه کامل نگیرند،مگر آنکه در خصوص آن روز روزۀ واجب داشته باشد،که به نذر یا مثل آن بر او واجب شده باشد،و در آن روز در خانۀ خود آذوقه ذخیره نکند،و لب به خنده نگاشید،و به لهو و لعب نپردازد،و هزار مرتبه قاتلان آن حضرت را لعنت کند و بگوید:خداوند بر قاتلان حسین(درود بر او باد)لعنت فرست مؤلف گوید:از کلام این بزرگوار معلوم میشود،که احادیثی که در فضیلت روز عاشوراست همه جعلی است،و به دروغ به حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله نسبت دادهاند.صاحب کتاب«شفاء الصدور در شرح این قسمت از زیارت عاشورا(اللّهم انّ هذا یوم تبرکت به بنو امیّة سخن را در این مقام بسط داده،خلاصهاش آنکه،تبّرک بنی امیّه به این روز نامیمون بر چند وجه است:اوّل:ذخیره کردن غذا و آذوقه را در این روز مستحبّ شمردند،و آن آذوقه را تا سال دیگر مایۀ سعادت و وسعت رزق،و رفاه زندگی دانستند،چنانکه در اخبار اهل بیت علیهم السّلام،از باب تعریض به ایشان،از این مطلب نهی مکرّر وارد شده دوم:اقامه مراسم عید است،از توسعۀ رزق بر عیال،و نو کردن لباس،و کوتاه کردن شارب،و گرفتن ناخن،و مصافحه،و رسوم دیگر عید،که راه و روش بنی امیّه و پیروان ایشان بر آن جاری است.
سوم:التزام به روزه این روز،که اخبار بسیاری در فضیلت آن جعل کردهاند.
چهارم:دعا و طلب حوائج را در این روز را به عنوان روزی مبارک مستحبّ دانستهاند،و برای این کار در این روز،با جعل و وضع،و افترا،مناقب و فضائلی ساختهاند،و دعاهایی چند تلفیق کرده،تعلیم عاصیان نمودند،تا امر ملتبس،و کار مشتبه شود،چنانکه در خطبهای که در این روز در شهرهای خود میخوانند،برای هر پیامبر وسیله و شرفی در این روز یاد میکنند
مانند خاموش شدن آتش نمرود،استقرا سفینه نوح،غرق شدن لشگریان فرعون،و نجات یافتن عیسی از دار یهودیان،چنانکه جبلۀ مکیّه نقل کرده است که از میثم تمّار شنیدم که فرمود:و اللّه امّت پسر پیامبر خود را در محرّم در روز دهم به قتل میرسانند،و هرآینه دشمنان حق این روز را روز برکت قرار میدهند،و همانا این کار شدنی است،و در علم خدای تعالی گذشته،و من آن را میدانم به عهدی که از مولایم امیر المؤمنین علیه السّلام به من رسیده.جبّله میگوید:گفتم:
چگونه مردم روز شهادت حسین علیه السّلام را روز برکت قرار میدهند؟میثم گریست و فرمود:حدیثی جعل میکنند که روز عاشورا روزی است که خدای تعالی توبۀ آدم را در آن قبول کرد،با اینکه خدا توبۀ آدم را در ذو الحجة پذیرفت،و گمان میکنند که عاشورا روزی است که خدا یونس را از شکم ماهی بیرون آورد،درحالیکه خدا در ذوالقعده یونس را از شکم ماهی بیرون آورد، و گمان میکنند این روز،روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت،با اینکه این واقعه در روز هیجدهم ذو الحجّه رخ داده،و گمان میکنند روزی است که خدا دریا را برای موسی شکافت،درحالیکه این حادثه در ربیع الاول بوده است در هر صورت با این همه تصریح و تأکید که در خبر میثم آمده است و در حقیقت از نشانههای نبوّت و امامت،و دلیل بر حقّانیت طریقۀ شیعه است،که اینگونه اخبار یقینی را در اختیار گذاشته،و مضمون آن مطابق با واقع محسوس است.
از عجایب است که دعایی بر طبق این اکاذیب،تلفیق شده،و در کتابهای بعضی از بیخبران که غافل بودهاند ذکرش به میان آمده و به دست عوام داده شده،و البته خواندن آن دعا بدعت و حرام است و آن دعا این است:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،منزّه است خدا به پری ترازو،و نهایت دانش،و سر حدّ خشنودی و وزن عرش.پس از دو سه سطر چنین دارد:ده مرتبه صلوات فرستد و بگوید:ای پذیرندۀ توبه آدم در روز عاشورا،ای بالا برندۀ ادریس به آسمان در روز عاشورا،ای آرامدهندۀ کشتی نوح بر جودی
در روز عاشورا،ای فریادرس ابراهیم از آتش در روز عاشورا...
شک نیست که این دعا را یکی از ناصبیهای مدینه،یا خوارج مسقط یا امثال اینها جعل کرده و با این جعل کردن ظلم بنی امیه را به کمال رسانده،پایان تلخیص کلام صاحب کتاب شفاء الصدور در هر صورت در پایان روز عاشورا سزاوار است یاد کردن حال اهل حضرت سیّدالشّهدا علیه السّلام و دختران و اطفال آن حضرت که در این وقت،در سرزمین کربلا اسیر دشمنان گشته،و به حزن و گریه مشغول بودند و مصائبی بر ایشان گذشت،که در خاطر هیچ آفریدهای خطور نکند،و قلم را تاب نوشتن آن نباشد.و چه نیکو سروده هرکه سروده:
فاجعهای است اگر بخواهم آن را بنویسمبه صورت اجمال برای یادآوری یادآوران اشکم روان شود،پس پرده گرددمیان نگاه چشمها و صفحات کتاب دلم گوید بر من رحمی کهسوگند به خدا من از سنگ سرشته نشدم بر آن مصیبت زمین و آسمان گریستو هرچه ما بین آن دو میباشد گریهای خونبار من از تحریر این غم ناتوانم که تصویرش زده آتش بجانم
ترا طاقت نباشد از شنیدن شنیدن کی بود مانند دیدن
پس برخیز به رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا و امام مجتبی و سایر امامان از ذریّه سیّد الشهداء علیهم السّلام سلام کن، و ایشان را بر این مصائب جانکاه با دل سوخته و چشم گریان تعزیت بگو،و این زیارت را بخوان:
سلام بر تو ای وارث آدم،برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا،سلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا،سلام بر تو ای وارث موسی همسخن خدا،سلام
بر تو ای وارث عیسی روح خدا،سلام بر تو ای وارث محمّد محبوب خدا،سلام بر تو ای وارث علی امیر مؤمنان ولیّ خدا،سلام بر تو ای وارث حسن شهید نوادۀ رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند بشارتدهندۀ و بیمدهندۀ و فرزند آقای جانشینان،سلام بر تو ای فرزند فاطمه بانوی بانوان جهانیان،سلام بر تو ای ابا عبد اللّه،سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا و فرزند برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا،سلام بر تو ای تنهایی که انتقام خونت گرفته نشد،سلام بر تو ای امام راهنما و پاک، و بر ارواحی که به آستانت فرود آمدند،و در جوارت اقامت گزیدند،و همراه زائرانت وارد شدند،از من بر تو سلام تا زندهام،و تا شب و روز برپاست،همانا عزای تو بزرگ شد،و سوگواری در میان مؤمنان و مسلمانان و در همگی اهل آسمانها و ساکنان زمین عظیم گشت،همه ما از خدا بیم و به سوی او باز میگردیم،درودها و برکات و تحیّات خدا بر تو،و بر پدران پاک و پاکیزه و نجیبت،و بر فرزندان راهنمای رهیافتۀ آنان،سلام بر تو ای مولایم،و بر ایشان و بر روح تو و روح آنان،و بر خاکت و بر خاکشان.خدایا رحمت و خشنودی روح و ریحان بر آنان بیفکن،سلام بر تو،ای مولایم ای ابا عبد اللّه،ای فرزند خاتم انبیاء
و ای فرزند آقای جانشینان،و ای فرزند بانوی بانوان جهانیان،سلام بر تو ای شهید،ای فرزند شهید، ای برادر شهید،ای پدر شهیدان،خدایا از جانب من به حضرت او برسان،در این ساعت،و در این روز، و در این وقت،و در همه وقت،تحیّت بسیار و سلام،سلام و رحمت و برکات خدا بر تو، ای فرزند آقای جهانیان و بر شهید شدگان با تو،سلامی پیوسته،به پیوستگی شب و روز،سلام بر حسین فرزند علیّ شهید،سلام بر علی فرزند حسین شهید، سلام بر عبّاس فرزند امیر مؤمنان شهید،سلام بر شهیدان از فرزندان امیر مؤمنان،سلام بر شهیدان از فرزندان حسن،سلام بر شهیدان از فرزندان حسین،سلام بر شهیدان از فرزندان جعفر و عقیل،سلام بر همه شهیدان همراه آنان از مؤمنان.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و از جانب من تحیّت بسیار و سلام فراوان به ایشان برسان سلام بر تو ای رسول خدا،خدا شکیباییات را در مصیبت فرزندت حسین نیکو گرداند،سلام بر تو ای فاطمه،خدا شکیباییات را در مصیبت فرزندت حسین نیکو گرداند،سلام بر تو ای امیر مؤمنان،خدا شکیباییات را در مصیبت فرزندت حسین نیکو گرداند، سلام بر تو ای ابا محمّد ای حسن مجتبی،خدا شکیباییات را در مصیبت برادرت حسین نیکو گرداند،ای مولای من ای ابا عبد اللّه من مهمان خدا و مهمان تو،و پناهنده به خدا،و پناهنده به توام،برای هر مهمان و پناهندهای پذیراییست،پذیرایی من
در این وقت این است،که از خدای منزّه برتر بخواهی،که آزادی از آتش دوزخ را نصیبم کند،همانا او شنوای دعا و نزدیک و اجابتکننده است.
روز بیست و پنجم:به گفتۀ جمعی از علما در سال نود و چهار،یا روز دوازدهم سال نود و پنج که آن سال را سنة الفقها [سال فقهان]میگفتند،حضرت زین العابدین علیه السّلام از دنیا رحلت کرد.
آگاه باش که این ماه معروف به نحوست و بد یمنی است و برای رفع نحوست و بد یمنی چیزی بهتر از صدقه دادن و خواندن دعاها و استعاذات وارده نیست و اگر کسی بخواهد از بلاهای نازلۀ این ماه،محفوظ بماند،چنانکه محدّث فیض و غیر او فرمودهاند،هر روز ده مرته بخواند:
ای سخت نیرو،و سخت کیفر،ای عزیز،ای عزیز،ای عزیز،همه آفریدگانت در برابر عظمت خوار گشته،مرا از شهر آفریدگانت کفایت کن،ای نیکوکار،ای زیباکار،ای نعمتبخش،ای افزونکن،ای که معبودی جز تو نیست،منزّهی تو،من از ستمکارانم،پس دعایش را مستجاب کردیم،و او را[اشاره به رهایی حضرت یونس از دل ماهی]از اندوه نجات دادیم،و اینچنین مؤمنان را نجات میدهیم، درود خدا بر محمّد و خاندان پاک و پاکیزهاش.سیّد ابن طاووس برای هلال این ماه دعایی روایت کرده.
روز اوّل:در سال سی و هفتم جنگ صفین درگرفت،و در این روز در سال شصت و یکم به قولی سر مبارک حضرت سیّد الشهداء علیه السّلام را وارد دمشق کردند،و بنی امیّه آن روز را عید قرار دادند،و آن روزی است که در ان غصّهها تازه میشود.
در عراق ماتمهایی بود که آن را بحساب آوردند*بنی امیّه در شام از عیدهای خود
و در این روز و به قولی در روز سوم،در سال صد و بیست و یک زید بن علی شهید شد.
روز سوم:سیّد ابن طاووس از کتابهای اصحاب ما امامیه نقل کرده است که در این روز خواندن دو رکعت نماز مستحب است که در رکعت اول سورههای حمد و انا فتحنا و در رکعت دوم سورههای حمد و توحید خوانده و پس از سلام صد مرتبه صلوات،و صد مرتبه اللّهمّ العن ال ابی سفیان و صد مرتبه استغفار بگوید،آنگاه حاجت خود را بخواهد.
روز هفتم:به قول شهید و کفعمی و دیگران و از طرفی به قول شیخ کلینی و شیخ طوسی:در روز بیست و هشتم در سال پنجاهم شهادت حضرت مجتبی علیه السّلام واقع شد.[و در این روز در سال 128 ولادت حضرت موسی بن جعفر(ع)در«ابوا»(منزلی بین مکه و مدینه)اتفاق افتاد.از مؤلف]
روز بیستم:روز اربعین و به قول شیخ مفید و شیخ طوسی روز بازگشت خانوادۀ حضرت حسین علیه السّلام از شام به مدینه،و روز ورود جابر بن عبد اللّه انصاری به کربلا برای زیارت امام حسین علیه السّلام است،و جابر نخستین زائر آن حضرت پس از شهادت ایشان است،و زیارت حضرت سیّد الشهداء علیه السّلام در این روز مستحبّ است.از حضرت عسگری علیه السّلام روایت شده:
نشانههای مؤمن پنج چیز است:بجا آوردن پنجاه و یک رکعت نمازهای واجب و نافله در شب و روز،زیارت اربعین،انگشتر به دست راست نمودن،و در سجده جبین را بر خاک گذاشتن،و بلند گفتن«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم»شیخ در کتاب«تهذیب» و«مصباح»زیارت خاص این روز را از امام صادق علیه السّلام نقل کرده که ما ان شاء اللّه در باب زیارات خواهیم آورد.[صفحه 722]
روز بیست و هشتم:سال یازدهم روز وفات حضرت خاتم انبیا(صلوات اللّه و سلامه علیه)است،و روز وفات به اتّفاق همۀ علما روز دوشنبه بوده،و هنگام وفات شصت و سه سال داشتند.در چهل سالگی مبعوث به رسالت شد،سیزده سال در شهر مکّه مردم را به خداپرستی خواند،در سنّ پنجاهوسه سالگی به مدینه هجرت کرد،و در سال دهم هجری از دنیا رفت،غسل و حنوطش را امیر المؤمنین عهدهدار بود،و پس از غسل و کفن بر بدن مطهّرش نماز گذارد،آنگه اصحاب دستهدسته و بدون امام بر ان حضرت نماز خواندند،سپس امیر مؤمنان علیه السّلام آن حضرت را در حجرۀ طاهره،در همان نقطهای که از دنیا رفته بود دفن کرد.
از انس بن مالک روایت شده:زمانی که از دفن پیامبر فارغ شدیم،حضرت فاطمه علیها السّلام به سوی من آمد و گفت:
چگونه جان و روان شما همراهی کرد بر چهرۀ پیامبر خدا خاک فروریزید،سپس گریست و فرمود:
پدرم،پروردگارت را که تو را فرا خواند پاسخ دادی*پدرم،چقدر به پروردگارت نزدیکی چه زیبا سروده شده:
ای دو جهان زیر زمین از چهای خاک نهای خاکنشین از چهای
به روایت معتبر،آن بانوی بانوان،مشتی از خاک پاک آن مرقد مطهّر را بر گرفت،و بر دیدگان نهاد و فرمود:
بر بوینده خاک احمد چیست؟اینکه تا پابان زمان عطرها را نبوید بر من مصائبی فرود آمد که اگر آنها*بر روزها آمده بود شب میشدند شیخ یوسف شامی در کتاب«درّ العظیم»نقل کرده است که فاطمه زهرا علیها السّلام این اشعار را در مرثیه پدر فرمود:
به آنکه در زیر تودههای خاک پنهان شده بگواگر فریاد و صدای مرا میشنیدی * بر من مصائبی فرو ریخت که اگر آنهابر روزها فرو ریخته بود شب میشدند* همانا من در سایۀ محمّد حمایتی داشتمکه از ستم نمیترسیدم و او جورکش من بود اما امروز برای شخص پست تواضع کنم و از ستمبر خود میپرهیزم و ستمگرم را با جامهام دفع کنم اگر قمری به شبانگاهش گریه کندمن در روز از غصّه بر شاخساری بگریم اندوه را پس از تو مونسم قرار میدهم*و دانههای اشک را در حجر تو گرد نبندم
روز آخر ماه:سال دویست و سه به قول شیخ طبرسی و ابن اثیر،شهادت حضرت رضا علیه السّلام به سبب انگور زهرآلود واقع شد.
در آن وقت سن مبارکش پنجاه و پنج سال بود،و قبر شریفش در خانۀ حمید بن قحطبه در قریۀ سناباد در سرزمین طوس قرار گرفت،که قبر هارون الرشید هم در آن خانه است.
شب اوّل:سال سیزدهم بعثت،مبدأ هجرت رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله از مکّه معظمّه به مدینۀ منوّره بود،و در آن شب ایشان در غار ثور پنهان شدند،و حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام برای فدا کردن جان خود به جای آن حضرت خوابید،و از شمشیرهای قبایل مشرکین پروا نکرد،و فضل خود و مواسات و برادری خویش را با رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله به تمام جهانیان آشکار ساخت،و آیۀ کریمۀ: «وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اللّٰهِ» در شأنش نازل شد.
روز اوّل:علما فرمودهاند،برای شکر نعمت سلامتی رسول خدا و امیر المؤمنین صلوات اللّه علیهما،مستحبّ است روزه بدارند، و زیارت آن دو بزرگوار در این روز بسیار مناسب است،سیّد در کتاب«اقبال»برای این روز دعایی روایت فرموده و در این روز به قول شیخ کفعمی حضرت عسگری علیه السّلام وفات یافت،ولی قول مشهور روز هشتم است و شاید ابتدای بیماری آن حضرت در چنین روزی بوده است.
روز هشتم:سال دویست و شصت شهادت حضرت عسگری علیه السّلام واقع شد،و حضرت صاحب الامر صلوات اللّه علیه به منصب جلیل امامت نایل گردید،زیارت این دو بزرگوار در این روز بسیار مناسب است.
روز نهم:روز عید بزرگ است،و روز عید بقر است،و برای آن شرح مفصلی است که در جای خود ذکر شده.در روایتی آمده:هرکه در این روز چیزی انفاق کند،گناهانش آمرزیده میشود.و گفتهاند:در این روز مستحبّ است:اطعام نمودن برادران مؤمن،و خشنود گرداندن ایشان،و توسعه دادن در نفقه بر اهل و عیال،و پوشیدن جامههای نو،و شکر و عبادت حق تعالی،و این روز،روز برطرف شدن غمها،و روز بسیار شریفی است،و چون روز هشتم ماه شهادت امام عسگری علیه السّلام بوده
و این روز،روز اول امامت حضرت صاحب الزمان ارواح العالمین فدا است،سبب مزید شرافتش خواهد بود.
روز دوازدهم:به قول جناب کلینی،و مسعودی،و مشهور بین عامّه،ولادت رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله در این روز بوده،و در آن دو رکعت نماز مستحبّ است که در رکعت اول پس از سورۀ حمد سه مرتبه سورۀ کافرون و در رکعت دوم سه مرتبه سورۀ توحید خوانده میشود،و در این روز رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله به مدینه وارد شدند،و شیخ فرموده:در چنین روزی در سال صد و سی و دو حکومت بنی مروان به پایان رسید.
روز چهاردهم:در سال شصت و چهار یزید بن معاویه به سوی درکات دوزخ شتافت،در کتاب اخبار الدّول آمده است که یزید به بیماری ذات الجنب در منطقه حوران از دنیا رفت،جنازۀ پلیدش را به دمشق آوردند،و در باب صغیر به خاک سپردند، و محل قبرش هم اکنون محّل انباشتن زباله است،سن او در زمان مرگ سی و هفت سال بوده،و سه سال و نه ماه حکومت کرد،انتهی،
شب هفدهم:شب ولادت حضرت خاتم انبیا صلّی اللّه و علیه و آله و شب بسیار مبارکی است،و سیّد نقل کرده که در چنین شبی یک سال پیش از هجرت،معراج آن حضرت واقع شد.
روز هفدهم:بنا بر مشهور بین علمای امامیّه،روز ولادت با سعادت حضرت خاتم انبیا محمّد بن عبد اللّه صلّی اللّه و علیه و آله است،و معروف است که ولادت با سعادتش در مکّه معظمه،در خانۀ خود آن حضرت،در روز جمعه هنگام طلوع فرج در عالم الفیل در ایام سلطنت انو شیروان[مرحوم حاج شیخ عباس(ره)در متن کتاب از انو شیروان به عنوان انو شیروان عادل یاد کرده،و در حاشیۀ آن توجیهی را در رابطه با عدالت او از مجلسی اول نقل کرده است،ولی با مراجعه به کتب تاریخی به ویژه شاهنامۀ فردوسی این معنا به دست میآید که انو شیروان آتشپرست از متکبران و و ستمگران به ملت ایران بوده،و در سه روز صد هزار نفر از مخالفان ستمکاریهایش را به وضع فجیعی کشت از این جهت،از آوردن کلمه عادل خودداری کردم و توجیه مجلسی اول را هم مردود میدانم.انصاریان.]واقع شد،و همچنین در این روز شریف در سال هشتاد و سه ولادت حضرت صادق علیه السّلام اتفاق افتاد،و باعث فزونی فضل و شرافت این روز گردید.
در هر صورت این روز،روز بسیار شریفی است و برای آن چند عمل وارد است:
اوّل:غسل.
دوم:روزه گرفتن که برای آن فضیلت بسیاری است،و روایت شده هرکه این روز را،روزه بدارد،خدا ثواب روزه یک سال را برای او بنویسد،و این روز،یکی از چهار روزی است،که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز
است.
سوّم:زیارت حضرت رسول صلّی اللّه و علیه و آله از نزدیک و دور.
چهارم:زیارت امیر المؤمنین علیه السّلام به همان زیارتی که حضرت صادق علیه السّلام زیارت کرده،و به محمّد بن مسلم تعلیم دادند،و در باب زیارات ان شاء اللّه خواهد آمد.
پنجم:هنگامی که روز بالا آمد،دو رکعت نماز بجا آورد که در هر رکعت،پس از سورۀ حمد ده مرتبه سورۀ قدر و ده مرتبه سورۀ توحید بخواند،و بعد از سلام در مصلاّی خود بنشیند،و این دعا را بخواند:اللّهمّ انت حیّ لا تموت[خدایا تو زندهای هستی که هرگز نمیری]و این دعای مبسوطی است،چون سندش را منتهی به معصوم ندیدم،مراعات اختصار را مهمتر دیدم،هرکه خواهان است،به زاد العماد مراجعه کند.
ششم:لازم است مسلمانان این روز را بزرگ بدارند،و تصدّق و خیرات بنمایند،و مؤمنان را مسرور کنند،و به زیارت مشاهد مشرّفه روند.سیّد در «اقبال»شرحی از لزوم بزرگداشت این روز ذکر نموده،و فرموده است:من طایفهای از نصاری و جمعی از مسلمانان را یافتم.
که بزرگداشت فوق العادهای از روز ولادت عیسی علیه السّلام داشتند،و تعجّب کردم که مسلمانان روز ولادت پیامبرشان را که بزرگترین همۀ انبیاست،و به این مرتبه از عظمت است،چگونه رضایت دهند که آن را بسیار بیمایهتر از بزرگداشت نصاری،نسبت به ولادت مسیح برگزار کنند!!
سیّد بن طاووس برای روز اوّل هر یک از این سه ماه،دعایی نقل کرده،و شیخ مفید فرموده:روز دهم ماه ربیع الثانی سال دویست و سی و دو حضرت عسگری علیه السّلام متولّد شدند،که روز شریف بسیار مبارکی است،و مستحبّ است به شکرانه این نعمت بزرگ روزه بدارند،و در روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه جمادی الاوّل زیارت حضرت فاطمه زهرا علیها السّلام و بپا داشتن سوگ آن مظلومه مناسب است،زیرا در روایت صحیح وارد شده است که آن حضرت پس از پدر بزرگوارش بیش از هفتاد و پنج روز زنده نبود،و بنا بر مشهور که وفات رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله در بیست و هفتم صفر بوده،باید وفات آن بانوی بزرگوار در یکی از این سه روز واقع شده باشد.و در روز نیمۀ این ماه در سال سی و شش فتح بصره برای امیر المؤمنین میّسر گشت،و ولادت حضرت زین العابدین علیه السّلام واقع شد،و در این روز زیارت این هر دو امام مناسب است.
اعمال ماه جمادی الاخر:سیّد ابن طاووس روایت کرده:مؤمن در این ماه هرگاه که خواهد،چهار رکعت نماز بجا آورد همراه با دو سلام
که در رکعت اول پس از سورۀ حمد یک مرتبه آیة الکرسی و بیست و پنج مرتبه سورۀ قدر،و در رکعت دوم پس از سورۀ حمد یک مرتبه سورۀ الهیکم التکاثر و بیست و پنج مرتبه سورۀ توحید و در دو رکعت بعد،در رکعت اول پس از سورۀ حمد یک مرتبه سورۀ کافرون و بیست و پنج مرتبه سورۀ فلق و دو رکعت دوم پس از سورۀ حمد یک مرتبه سورۀ نصر و بیست و پنج مرتبه سورۀ ناس و پس از سلام،هفتاد مرتبه بگوید:
منزه است خدا و ستایش از آن اوست،معبودی جز او نیست،و خدا بزرگتر است و هفتاد مرتبه:خدایا بر محمد و خاندان محمّد، درود فرست آنگاه سه مرتبه بگوید:خدایا مردان و زنان با ایمان را بیامرز پس سر به سجده نهاده و سه مرتبه بگوید:ای زنده،ای پاینده،ای دارای بزرگی و شکوه،ای خدا،ای بخشنده،ای مهربان،ای مهربانترین مهربانان سپس هر حاجت که دارد از خدا بخواهد،هرکه این عمل را بجا آورد،خدا خود و مال و مال و زنان و فرزندان،و دین و دنیایش را تا سال آینده حفظ میکند،و اگر در این سال از دنیا برود بر حال شهادت رفته است،یعنی ثواب شهیدان را دارا میباشد.
روز سوم:در این روز در سال یازدهم وفات حضرت فاطمه صلوات الله علیها واقع شده و شیعیان باید در این روز،به مراسم سوگواری آن حضرت قیام کنند،و آن مظلومه را زیارت،و بر ظالمان و غاصبان حق او نفرین کنند.
سیّد ابن طاووس در کتاب«اقبال»پس از ذکر وفات آن حضرت در این روز،این زیارت را برای آن بانوی بزرگ ذکر کرده:
سلام بر تو ای بانوی بانوان جهانیان،سلام بر تو ای مادر حجتهای الهی بر همۀ مردم.سلام بر تو ای ستمدیده محروم گشته از حق خویش.پس بگو:خدایا درود فرست بر کنیزت،و دختر پیامبرت،و همسر جانشین پیامبر،درودی که بر فراز جایگاه بندگان گرامیات
از اهل آسمانها و زمینها جایش دهد.
به یقین روایت شده:هرکه آن حضرت را به این شیوه زیارت کند،و از خدا آمرزش بخواهد،حق تعالی گناهانش را بیامرزد و او را داخل بهشت کند.
مؤلّف گوید:فرزند سیّد ابن طاووس هم،این زیارت را در کتاب روائد الفوائد نقل کرده،و گفته است که مختص به روز وفات آن حضرت یعنی سوم جمادی الآخر میباشد،و کیفیت زیارت را به این طریق بیان فرموده:که نماز بجا میآوری نماز زیارت،یا نماز خود آن حضرت را که دو رکعت است و در هر رکعت پس از سورۀ حمد شصت مرتبه سوره توحید و اگر نتوانستی در رکعت اول پس از سورۀ حمد سورۀ توحید و در رکعت دوم سورۀ کافرون را میخوانی و چون سلام دادی بگو:السّلام علیک تا آخر زیارت یاد شده
روز بیستم:در این روز در سال پنجم یا دوم از بعثت ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها واقع شده،و در آن انجام چند عمل شایسته است.اول:روزه گرفتن.دوّم:خیرات و صدقات به مؤمنان رساندن.سوم:زیارت نمودن آن بانوی دنیا و آخرت که کیفیت زیارت آن حضرت،پس از این خواهد آمد.[صفحه 497].
اما اعمال هر ماه نو:چند عمل است:
اوّل:خواندن دعاهای نقل شده در وقت دیدن هلال،که بهترین آنها دعای چهل و سوّم صحیفۀ کامله است،که همراه با اعمال اول ماه رمضان ذکر شد.
دوم:خواندن هفت مرتبه سورۀ حمد برای دفع درد چشم.
سوم:اندکی پنیر خوردن،چه روایت شده:هرکه خود را به خوردن آن در اول هر ماه مقیّد کند،امید است در آن ماه حاجتش ردّ نشود.
چهارم:در شب اوّل دو رکعت نماز بجا آورد،در هر رکعت پس از سورۀ حمد سورۀ انعام را بخواند،و از خدا بخواهد او را از هر ترس و دردی ایمن گرداند،و در آن ماه حادثهای را نبیند که ناپسند او باشد.
پنجم:در روز اوّل دو رکعت نماز بجا آورد،در رکعت اول پس از سورۀ حمد سی مرتبه سورۀ توحید،و در رکعت دوم
بعد از سورۀ حمد سی مرتبه سورۀ قدر بخواند و پس از نماز صدقه بدهد،چون چنین کند،سلامتیاش را در آن ماه از خدا خریده است.
و از بعضی روایات استفاده میشود،که پس از نماز بخواند:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،هیچ جنبندهای در زمین نیست،مگر اینکه روزی او بر خدا است و قرارگاه و امانگاهش را خدا میداند،همه اینها در کتابی روشن است.به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،اگر خدا به تو زیانی رساند،جز او کسی برطرفکنندۀ آن نیست،و اگر خیری را برای تو بخواهد،فضل او را بازگردانندهای نیست،آن را به هرکس از بندگانش بخواهد میرساند،و او آمرزنده و مهربان است.به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،خدا به زودی پس از دشواری آسانی قرار میدهد،آنچه خدا خواست همان شود،نیرویی نیست مگر به خدا،خدا ما را بس است و نیکو کارگشایی است،کارم را به خدا وامیگذارم که خدا بینای به بندگان است،معبودی جز تو نیست،من از ستمکاران بودم،پروردگارا من به آنچه از خیر برایم فرود آری نیازمندم،پروردگارا مرا تنها مگذار،که تو بهترین وارثانی.
اعمال عید نوروز:چنان است که امام صادق علیه السّلام به معلّی بن خنیس تعلیم داده:چون روز نوروز شود غسل کن،و پاکیزهترین جامههای خود را بپوش،و به بهترین بوها خویشتن را خوشبو گردان،و در آن روز روزه بدار،و چون از نماز پیشین و پسین[ظهر و عصر]و نافلههای آن دو فارغ گشتی چهار رکعت نماز بخوان،هر دو رکعت به یک سلام،پس از رکعت اول بعد از سورۀ حمد ده مرتبه سورۀ قدر،و در رکعت دوّم بعد از سورۀ حمد ده مرتبه سورۀ کافرون و در رکعت سوم بعد از سورۀ حمد ده مرتبه سورۀ توحید و در رکعت چهارم بعد از سورۀ حمد ده مرتبه سورۀ فلق و ناس را بخوان و پس از نماز بر سجده شکر رفته و این دعا را بخوان:
خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست آن جانشینان پسندیده،و بر تمام پیامبران و رسولانت، با برترین درودهایت،و ایشان را برکت ده به برترین برکتهایت،و درود فرست بر جانها و تنهایشان خدایا بر محمّد و خاندان محمّد برکت ده،و به ما در این روز برکت ده که آن را برتری و کرامت و شرافت دادی، و مرتبهاش را بزرگ نمودی.خدایا به من برکت ده،در آنچه به من نعمت دادی،تا احدی را جز تو سپاس نگویم،و در روزیام بر من وسعت ده،ای صاحب بزرگی و بزرگواری.خدایا هر آنچه از من غایب شده باک نیست مبادا کمک و نگهداریات از من غایب گردد،و هرچه را گم کردهام،یاریات را بر آن از من گم مساز تا در آنچه به آن نیازمند نیستم،خود را بر زحمت نیفکنم،ای صاحب بزرگی و بزرگواری.در کتابهای غیر مشهور روایت کردهاند:در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانند که بعضی به تعداد 366 مرتبه گفتهاند:ای گردانندۀ حول و احوال بگردان حال ما را به نیکوترین حال و به روایت دیگر:ای برگردانندۀ دلها و دیدهها،ای مدبر شب و روز ای برگردانندۀ...تا آخر.چون چنین کنی گناهان پنجاه سالۀ تو آمرزیده شود،و نیز بسیار بگو:یا ذا الجلال و الاکرام
اعمال ماههای رومی[شمسی]:ما در اینجا به بیان آنچه که در زاد المعاد آمده است اکتفا میکنیم.سید جلیل علی بن طاووس(ره)روایت کرده:روزی جمعی از اصحاب نشسته بودند،رسول خدا صلی اللّه علیه و آله وارد شد و به ایشان سلام کرد،و اصحاب جواب سلام ایشان را گفتند حضرت فرمودند:آیا میخواهید دوایی را که جبرییل به من تعلیم داد که نیازمند دوای پزشکان نباشم به شما تعلیم دهم؟امیر المؤمنین علیه السّلام و سلمان و دیگران پرسیدند آن دوا چیست؟حضرت به امیر المؤمنین علیه السّلام خطاب فرمودند که در ماه نیسان رومی آب باران
را میگیری و هر کدام از سورههای فاتحه الکتاب و آیة الکرسی،و توحید و فلق،و ناس،و کافرون را هفتاد مرتبه میخوانی،و در روایت دیگر سورۀ قدر را نیز هفتاد مرتبه،و هفتاد مرتبه اللّه اکبر،و هفتاد مرتبه لا اله الا اللّه گفته و هفتاد مرتبه صلوات میفرستی،آنگاه هفت روز در بامداد و شامگاه از آن آب میآشامی،به حق خدایی که مرا به راستی به رسالت بر خلق برانگیخت سوگند یاد میکنم،که جبرییل گفت:
خدا از کسی که این آب را میآشامد،بر میدارد هر دردی را که در بدنش باشد،و به او عافیت بخشد،و دردها را از تن و استخوانهای او بیرون کند،و اگر در لوح دردی برای او مقدر شده باشد محو میکند.
و به حق پروردگاری که مرا به حق فرستاده،اگر فرزند نداشته باشد،و فرزند بخواهد،آب نیسان را به آن نیّت بیاشامد به او فرزند روزی شود،و اگر زن عقیم باشد،با نیّت از این آب بیاشامد،از او فرزند پدید آید،و اگر مرد و زن پسر یا دختر خواهند،از آن آب بیاشامند مقصود ایشان حاصل گردد.
چنانکه حق تعالی میفرماید:
خدا هرکه را بخواهد دختران و هرکه را بخواهد پسرانی میبخشد،یا پسران و دختران به ایشان عطا میکند و هرکه را بخواهد نازا قرار دهد.سپس فرمود:اگر کسی درد سر داشته باشد،از این آب بیاشامد به قدرت حق درد سر او آرام شود، و اگر درد چشم داشته باشد،و در چشمهای خود قطرهای از این آب بریزد،و چشمهای خود را با آن بشوید،و از آن بیاشامد، به اذن خدا شفا یابد،و آشامیدن از این آب بن دندانها را محکم کند،و دهان را خوشبو نماید،و لعاب بن دندانها،و بلغم را کم کن،و به سبب خوردن و آشامیدن تخمه و امتلاء نگیرد،و از بادهای قولنج و غیر آن اذیّت نشود،و به درد پشت و درد شکم مبتلا نگردد،و از زکام آزار نکشد،و دچار درد دندان نشود،و درد معده و انگل معده را زایل کند،و نیازمند به حجامت نشود،و از بیماری بواسیر،و خارش بدن،و آبله و دیوانگی و پیسی و رعاف و استفراغ نجات یابد،و کور و لال و کر و زمینگیر نشود،و آب سیاه در دیدهاش نیاید،و دردی که موجب افطار روزه و نقصان نمازش گردد عارض او نشود،و از وسوسههای
جنیّان و شیاطین گزندی نبیند.آنگاه رسول خدا فرمود:جبرییل گفت:هرکه از این آب بیاشامد،و به همه دردهایی که در مردم است مبتلا باشد،موجب شفای او از تمام آنها گردد،و نیز گفت:به حق خدایی یکه تو را به راستی فرستاده،هرکه حکمت بر زبان او جاری کند،و دلش را از فهم و بینایی پر کند،و از کرامتهایش به او عطا فرماید،آنچه به احدی از عالمیان عطا نکرده،و هزار آمرزش رحمت بر او فرستد،و غشّ و خیانت و غیبت و حسد و ستم و کبر و بخل و حرص و غضب را از دل او برکند،و از عداوت و دشمنی مردم و بدگویی ایشان نجات یابد.و موجب شفای همه بیماریهای او شود.
مؤلّف گوید:این روایت مشهور دربارۀ آثار آب نیسان به عبد اللّه بن عمر منتهی میشود،و به این خاطر سندش ضعیف است، و فقیر به خطر شیخ شهید دیدم،که این روایت را،از حضرت صادق علیه السّلام با همین خواصّ و سوره روایت کرده،ولی آیات و اذکار به این طریق نقل شده که بر آب نیسان میخوانی:«فاتحه الکتاب»و«آیة الکرسی»و قل یا ایها الکافرون و سبّح اسم ربّک الاعلی «قل اعوذ بربّ الفلق»و«قل اعوذ بربّ الناس»و«قل هو اللّه احد»هر یک را هفتاد مرتبه،و میگویی:هفتاد مرتبه«لا اله الاّ اللّه» و هفتاد مرتبه«اللّه اکبر»و هفتاد مرتبه:«اللّهم صلی علی محمّد و آل محمّد»و هفتاد مرتبه«سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الاّ اللّه و اللّه اکبر» و در خواص آن آمده که اگر در زندان باشد،و از آن بیاشامد،از حبس نجات یابد،و سردی بر طبع او غالب نگردد،و اکثر آن خواص که بیان شد،در این روایت نیز آمده،و آب باران مطلقا مبارک است و منفعت دارد،خواه در نیسان و خواه در غیر آن،چنانکه در حدیث معتبر از حضر امیر المؤمنین علیه السّلام آمده:بیاشامید آب آسمان را که پاک کننده بدن شماست،و دردها را دفع میکند،چنانکه حق تعالی میفرماید:
خدا بر شما از آسمان آبی فرو میفرستد،برای آنکه شما را به آن پاک گرداند،و از شما وسوسه شیطان را برگیرد،و دلهای شما را محکم نماید،و قدمهای شما را با آن ثابت گرداند.و در انجام برنامه نیسان بهتر آن است که اگر جمعی بخوانند،هرکدام مجموع آن سورهها و اذکار را هفتاد مرتبه بخوانند،و برای آنها که میخوانند فایدهاش عظیمتر،و ثوابش بیشتر است،و در این سالها
پس از بیست و سه روز که از نوروز بگذرد،تقریبا داخل نیسان ماه رومی میشوند،و ما نیسان سی روز است.و از حضرت صادق علیه السّلام منقول است که در هفتم حزیران،حتما حجامت کن،و اگر میّسر نشود در چهاردهم،و اول حزیران تقریبا هشتاد و چهارم نوروز است و آن نیز سی روز است،و حزیران ماه نحسی است،چنانکه در حدیث معتبر نقل شده خدمت امام صادق علیه السّلام ماه حزیران ذکر شد،حضرت فرمود:این ماه ماهی است که در آن حضرت موسی بر بنی اسراییل نفرین کرد،و در یک شبانه روز سیصد هزار نفر از ایشان از بین رفتند.باز به سند معتبر از آن حضرت نقل شده:خدای تعالی اجلها را در ماه حزیران نزدیک میکند، یعنی مرگ در آن بسیار است،و آگاه باش ماههای رومی بنایش بر حرکت زمین به دور خورشید است و عدد آنها دوازده ماه است به این ترتیب تشرین اول تشرین آخر،کانون اول کانون آخر،شباط،آذار،نیسان،ایار،حزیران،تموز آب،ایلول و چهار ماه را سی روز میگیرند،که تشرین آخر و نیسان و حزیران و ایلولند،و هفت ماه دیگر غیر شباط را سی و یک روز میگیرند و شباط را در سه سال متوالی بیست و هشت میگیرند،در سال چهارم که سال کبیسه ایشان است بیست و نه روز میگیرند و سال ایشان سیصد و شصت و پنج روز و یک چهارم روز است،و تشرین اول که اول سال ایشان است در این سالها موافق نوزده درجۀ میزان است،و تفصیلش در کتاب«بحار الانوار»مذکور است و چون این ماهها در احادیث آمده در اینجا کوتاه و مختصر ایراد کردیم انتهی.
باب سوم در زیارات است این باب مشتمل بر یک مقدّمه و چند فصل و یک خاتمه
مقدّمه:در بیان آداب سفر است
چون ارادۀ سفر میکنی،شایسته است،روز چهارشنبه،و پنجشنبه،و جمعه را روزه بداری،و برای سفر کردن،روز شنبه،یا روز سهشنبه یا روز پنجشنبه را اختیار کنی،و از سفر کردن در روز دوشنبه و چهارشنبه،و پیش از ظهر روز جمعه اجتناب کن و از سفر کردن در این ایام که در این نظم واقع شده بپرهیز:
هفت روزی نحسن باشد در مهی زان حذر کن تا نیابی هیچ رنج
سه و پنج و سیزده با شانزده بیست و یک با بیست و چهار و بیست و پنج
[در بعضی از روایات نقل شده که در بیست و یکم ماه سفر کردن مطلوب است،و در روز هشتم و بیست و سوم خوب نیست،عباس قمی]
در ایام محاق و در حالی که ماه در برج عقرب است به سفر مرو،و اگر در این اوقات برای سفر کردن ضرورتی پیش آمد،دعای سفر را بخوان و صدقه بده،آنگاه به سفر برو.
روایت شده:مردی از اصحاب حضرت باقر علیه السّلام اراده سفر کرد و برای وداع خدمت آن جناب رسید،حضرت فرمود:پدرم علی بن الحسین علیهما السلام هرگاه اراده میگرد که به سوی بعضی از املاک خود بریون رود،سلامتی خود را از خدا به آنچه آسان بود میخرید، یعنی به صدقه دادن به هرچه که ممکن بود و این عمل زمانی بود که پای خویش را در رکاب میگذاشت.و چون به سلام از سفر بازمیگشت،خدا را شکر میکرد و به آنچه که ممکن بود صدقه میداد،آن مرد حضرت را وداع گفت و رفت و آنچه را حضرت فرموده بود بجا نیاورد،در نتیجه در مسیر سفر هلاک شد این خبر به حضرت باقر علیه السّلام رسید،حضرت فرمود:این مرد پند داده شد اگر میپذیرفت.سزاوار است پیش از روی آوردن به سفر،غسل کنی،و اهل و عیال خود را گرد آوری،و دو ر کعت نماز بگذاری،و از خدا خیر خود را طلب نمایی و آیة الکرسی خوانده و حمد و ثانی الهی را بجا آوری،و بر رسول خدا و آلش صلوات فرستی و بگویی:
خدای امروز به تو میسپارم خودم و خاندانم و مال و فرزندانم و هرکه را به طریقی از من است، حاضر و غایبشان را.خدایا ما را به حفظ ایمان حافظ باش و از ما محافظت فرما.خدایا ما را در حمایت رحمتت قرار ده،و فضلت را از ما مگیر،ما تنها به جانب تو راغبیم.خدایا از رنج سفر،و اندوه بازگشت، و بدی دیدار،در خاندان و مال و فرزند در دنیا و آخرت به تو پناه میبریم خدایا به تو رو میکنم و در این رو نمودن،خواستار خشنودی و تقرّب به سوی توام،پس مرا به آنچه از
تو و اولیایت آرزو میکنم،و امید دارم برسان،ای مهربانترین مهربانان.پس از این،خاندان خود را وداع کن، و بر در خانه بایست،و تسبیح حضرت فاطمه علیها السلام را بخوان،و از پیش رو و طرف راست،و جانب چش سورۀ«حمد»و «آیة الکرسی»را قرائت کن و بگو:خدای رویم را متوجه تو کردم،و در حفظ تو قرار دادم خاندان و مالم،و آنچه که به من عطا فرمودی را من به تو اطمینان کردم،پس مرا محرومم مکن،ای که محرومم نمیکند کسی که او را اراده کرده است،و ضایع نمیکند هرکه را او محافظت نماید،خدایا بر محمّد و خاندانش درود فرست،و مرا در آنچه از آن غایبم محافظت فرما،و مرا به خویشتن وامگذار ای مهربانترین مهربانان.
سپس سورۀ«توحید»را یازده مرتبه بخوان،و سورۀ«قدر»و آیة الکرسی و سورههای(فلق)و(ناس)را قرائت کن،پس با دست خود همه بدنت را مسح کن،و به هرچه میّسر باشد صدقه بده و بگو:
خدایا من با این صدقه سلامت خود،و سفرم،و آنچه با من است را خریدم.خدایا مرا و آنچه با من است حفظ کن،مرا و آنچه با من است سالم بدار،و برسان مرا و آنچه با من است به رساندن نیکوی زیبایت.و عصایی از چوب درخت بادام تلخ با خود بردار،که روایت شده:هرکه به سفری رود،و با خود عصای بادام تلخ بردارد،و این سورۀ(قصص)را بخواند: (وَ لَمّٰا تَوَجَّهَ تِلْقٰاءَ مَدْیَنَ) تا (وَ اللّٰهُ عَلیٰ مٰا نَقُولُ وَکِیلٌ) خدا او را از هر حیوان درنده و از هر دزد ستمگر و از هر حیوان صاحب زهر،ایمن گرداند،تا به خانۀ خود بازگردد،و هفتاد و هفت فرشته با او باشند،که تا به وطن برگردد و عصا را بگذارد،برای او طلب آمرزش کنند و مستحبّ است با عمامه بیرون روی،و سر عمامه را زیر گلو بگردانی.تا از دزد و غرغ شدن
و سوختن آسیبی به تو نرسد،و کمی از تربت حضرت سیدالشّهدا علیه السّلام را با خود بردار،و در وقت برداشتن چنین بگو:
خدایا این تربت قبر حسین(درود بر او باد)ولیّ تو و پسر ولیّ تو است،که آن را پناهگاه خود از آنچه میترسم و نمیترسم قرار دادم.
و با خود انگشتر عقیق و فیروزه بردار،به ویژه انگشتری که عقیقش زرد باشد و یک طرفش منقوش به(ما شاء اللّه لا قوّة الاّ باللّه استغفر اللّه)و طرف دیگرش(محمّد و علی)باشد،سیّد ابن طاووس در کتاب امان الاخطار از ابو محمّد قاسم بن علا از صافی خادم حضرت هادی علیه السّلام روایت کرده:از آن حضرت اجازه خواستم به زیارت جدّش حضرت رضا علیه السّلام بروم،فرمود:با خود انگشتری داشته باش،دارای نگین زرد و نقش نگین آن(ما شاء اللّه لا قوة الاّ باللّه استغفر اللّه)و نقش طرف دیگرش«محمّد و علی»چون این انگشتر را برداری،از شرّ دزدان و راهزنان امان یابی،و برای سلامت تو تمامتر و نسبت به دین تو حفظ- کنندهتر است،خادم گوید:بیرون آمدم و انگشتری که حضرت فرموده بود تهیه کردم،سپس خدمت ایشان بازگشتم که برای سفرم با آن جناب وداع کنم،چون وداع کردم و دور شدم،دستور داد مرا برگردانند،وقتی برگشتم فرمود:ای صافی.عرض کردم:لبیّک ای آقای من:فرمود:انگشتر فیروزه هم باید همراه داشته باشی،زیرا میان طوس و نیشابور شیری به تو برخواهد خورد،که قافله را از ادامه سفر منع خواهد کرد،تو پیش برو،و این انگشتر را به شیر بنما و بگو مولای من میگوید از راه.دور شو،باید بر یک طرف نگین فیروزه«اللّه الملک»و بر طرف دیگرش الملک للّه الواحد القهّار نقش کنی،زیرا نقش انگشتر فیروزۀ امیر المؤمنین علیه السّلام اللّه الملک بود،چون خلافت به آن حضرت برگشت الملک للّه الواحد القهّار را نقش کرد،و چنین نگینی انسان را از حیوانات درنده امان میبخشد،و در جنگها باعث پیروزی و غلبه میشود.صافی میگوید:به سفر رفتم،به خدا سوگند در همان مکان که حضرت فرموده بود شیر بر سر راه آمد،و آنچه فرموده بود انجام دادم،شیر برگشت،چون از زیارت بازگشتم،آنچه واقع شده بود خدمت آن حضرت عرض کردم،فرمودند یک چیز ماند که نگفتی،اگر میخواهی من بگویم،گفتم آقای من شاید فراموش کرده باشم،فرمود شبی در طوس شب را نزدیک قبر شریف به سر میبردی،گروهی از جنیّان به زیارت قبر آن حضرت آمده بودند،آن نگین را
در دست تو دیدند و نقش آن را خواندند،پس آن را از دستت بیرون آوردند و به نزد بیماری که داشتند بردند،انگشتر را در آبی شسته آن آب را به بیمار خود دادند،بیمارشان صحّت یافت،انگشتر را برگرداندند،درحالیکه تو در دست راست داشتی،آنان در دست چپ تو کردند،تو از این امر بسیار تعجّب کردی و سببش را ندانستی،آنگاه نزدیک سر خود یاقوتی یافتی و آن را برداشتی اکنون همراه توست آن را به بازار ببر،که به هشتاد اشرفی خواهی فروخت و این یاقوت هدیۀ آن جنیّان است که برای تو آورده بودند،خادم میگوید:یاقوت را به بازار بردم و به هشتاد اشرفی فروختم همانطور که آقایم فرموده بود.
از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:کسی که هر شب در سفر«آیة الکرسی»را بخواند سالم بماند و آنچه با اوست نیز سالم بماند و در سفر بگوید:
خدای مسیرم را عبرت،و لب فرو بستنم را فکرت،و سخنم را ذکر قرار ده.
از حضرت سجاد علیه السّلام روایت شده:اگر برای ضرر زدن به من جنّ و انس جمع شوند پروا نمیکنم،هرگاه این کلمات را بگویم:
به نام خدا،و با خدا،و از خدا و به سوی خدا و در راه خدا.پروردگارا خود را به تو تسلیم کردم،و رویم را به جانب تو نمودم،و کارم را به تو واگذار کردم،مرا به حفظ ایمان حفظ کن از پیش رویم،و از پشت سرم،و از جانب راستم،و از طرف چپم،و از بالای سرم،و زیر پایم،و به حول و قوّهات از من دفاع کن،چرا که قدرت و نیرویی نیست،مگر به خدای والای بزرگ.
مؤلّف گوید:دعاها و آداب سفر بسیار است،و ما در اینجا به ذکر چند بخش از آنها اکتفا میکنیم.
اوّل:برای شخص سزاوار است،هرگاه سوار مرکب میشود بسم اللّه را ترک نکند.
دوم:توشۀ سفر را حفظ کرده،در جای مورد اطمینان بگذارد،زیرا روایت شده:از فقه مسافر،حفظ کردن توشۀ خود است.
سوم:دوستان را کمک کند،و از خدمت کردن و کار کردن،در رفع ایشان مضایقه نکند،تا خدا هفتاد و سه اندوه را از او برطرف سازد،و او را در دنیا از همّ و
غمّ پناه دهد و اندوه بزرگ روز قیامت را از او دفع کند.روایت شده:حضرت سجاد علیه السّلام سفر نمیکرد مگر با اشخاصی که آن حضرت را نشناسند،به خاطر اینکه به آنها کمک کند،زیرا اگر حضرت را میشناختند نمیگذاشتند ایشان کاری انجام دهد و از اخلاق پسندیده رسول خدا صلی اللّه علیه و آله نقل شده زمانی با اصحاب در سفر بودند،خواستند گوسفندی را ذبح کنند،یکی از اصحاب گفت:ذبح گوسفند با من،دیگری گفت پوست کندنش با من،دیگری گفت:پختش با من،حضرت فرمود:جمع کردن هیزمش با من،عرضه داشتند:شما زحمت نکشید،ما هیزم فراهم میکنیم،فرمودند:میدانم شما این کار را خواهید کرد،ولی من دوست ندارم که نسبت به شما امتیازی داشته باشم،زیرا خدا کراهت دارد،بندهاش را ببیند،که خویش را بر دوستانش فضیلت داده باشد،بدان که تقیلترین مردم نزد دوستان،کسی است که در عین سلامت و صحّت اعضایش،تنبلی میکند و دست به کاری نمیبرد،و منتظر است،کارهایش را دیگران انجام دهند!
چهارم:در سفر،با کسی همراه باشد،که در خرج کردن نظیر اوست.
پنجم:از آب منزلی نیاشامد،مگر بعد از آنکه آن را با آب منزل قبل ممزوج کند و برای مسافر لازم است مقداری از خاک شهر خود و طینتی که بر آن تربیت شده بردارد و به هر منزلی که وارد می گردد،کمی از آن خاک در ظرف آب خود بریزد،و ظرف را حرکت دهد،سپس ظرف را به زمین گذاشته،صبر کند تا آب آن صاف شود،آنگاه بنوشد.
ششم:اخلاقش را نیکو نماید و بردباری را زینت خود گرداند،در آداب زیارت امام حسین علیه السّلام آنچه مناسب این مقام است بیاید[صفحه 642]
هفتم:برای سفرش توشه برگیرد،و از شرافت آدمی است که توشۀ خود را به ویژه در سفر مکّه نیکو گرداند،آری در سفر زیارت حضرت سید الشهداء علیه السّلام برداشتن توشه،از غذاها و خوراکیهای لذیذ پسندیده نیست،چنانکه این نکته در باب زیارت آن حضرت بیاید.و ابن أعسم گفته است:
از شرف انسان در سفرهادلپسند نمودن توشه و فراوان برداشتن به آن است انسان باید در حال سفر نیکو کنداخلاقش را بیشتر از وقتی که در وطن است و باید هنگام انداختن سفره دعوت کند*از برادرانش هرکسی را که حاضر است
و باید به همراهان مزاح کند درحالیکهخدا را به غضب نیاورد و موجب آزار نگردد کسی که به شهری وارد شود مهمان استبر برادرانش تا از آنجا کوچ کند تا دو شب پذیرایی شود،آنگاه باید بخورد*از خوراک معمی اهل خانه تا در آنجاست
هشتم:آنچه در سفر رعایت آن خیلی مهم است،محافظت بر نمازهای واجب است،با شرایط و حدود آن در اوایل اوقات، چه آنکه از حاجیان و زائران بسیار مشاهده شده که در راه سفر نمازهای واجب خود را ضایع کردند،به خاطر آنکه یا در وقت بجا نیاوردند، یا در حال سوار بودن بر مرکب خواندند،یا با تیمم بیجا و یا با نجاست جامه و بدن ادا کردند،که تمام اینها از بیمبالاتی و سبک شمردن شأن نماز بوده،و حال آنکه در روایتی از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده که نماز واجب از بیست حج بهتر است،و یک حج بهتر است از خانهای که پر از طلا باشد،و آن طلاها را صدقه دهند،تا تمام شود،و پس از نمازهای شکسته گفتن سی مرتبه:
(سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الاّ اللّه و اللّه اکبر)را ترک مکن که نسبت به آن تأکید بسیار شده است.
آداب زیارت بسیار است،در این فصل به بیان چند مورد اکتفا میشود:
اوّل:انجام غسل،پیش از بیرون رفتن برای سفر زیارت.
دوم:ترک کلام بیهوده و لغو و مخاصمه و مجادله در راه.
سوم:غسل کردن برای زیارت هر یک از امامان،و نیز اینکه بخواند دعای وارد،دربارۀ آن را و آن دعا در اول زیارت وارث بیاید.[صفحه 664]
چهارم:طهارت از حدث کبری و صغری.
پنجم:پوشیدن جامههای پاک و پاکیزه و نو،و سفید بودن رنگ آن نیکوست.
ششم:گامها را به وقت رفتن به روضۀ مقدّسه کوتاه برداشتن و به آرامی و وقار حرکت کردن،و خاضع و خاشع بودن،و سر به زیر انداختن،و به بالا و اطراف خود التفات نکردن.
هفتم:خشبو نمودن خود،در غیر زیارت امام حسین علیه السّلام.
هشتم:زبان را به وقت رفتن به حرم مطهّر به ذکر و تکبیر و تحمید و تسبیح و تهلیل مشغول ساختن،و به صلوات فرستادن بر محمّد
و آل محمّد علیهم السّلام دهان را معطّر کردن.
نهم:ایستادن بر در حرم شریف و درخواست اذن دخول و سعی در تحصیل رقّت قلب و خضوع و شکستگی خاطر با کمک تصوّر و فکر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد منوّر،با توجه به این نکته که صاحب قبر ایستادن او را میبیند،و کلام او را، میشنود و سلام او را جواب میدهد،چنانکه در وقت خواندن اذن دخول به همۀ این واقعیات گواهی میدهد،و تدبّر نماید در محبّت و لطفی که ایشان به شیعیان و زائران خود دارند و تأمّل کند در خرابیهای حال خود و مخالفتهایی که با آن بزرگواران کرده، و دستورهای زیادی که از ایشان عمل نکرده و آزارها و اذیتهایی که از او به ایشان یا خاصان و دوستان آن بزرگواران رسیده که بازگشت نتیجۀ همه این اعمال،آزردن ایشان است،و اگر به حقیقت و راستی،در وضع خود بنگرد،قدمهایش از رفتن باز بایستد،و قلبش هراسان،و چشمش گریان شود،و این روح تمام آداب است.
در اینجا مناسب است اشعار سخاوی و روایت را که علاّمۀ مجلسی در کتاب بحار الانوار از عیون المعجزات نقل کرده ذکر کنیم،اما اشعار سخاوی که در حال زیارت تمثّل به آنها شایسته است این است:
گفتند فردا به سرزمین قرق شده میرسیمو کاروان به دولتسرای آنان بار اندازد پس هرکه فرمانبردار ایشان بودهبدیدارشان شادمان گردد گفتم چاره من گنهکار چیستو با چه رویی ایشان را دیدار کنم گفتند مگر عفو شیوۀ آنان نیستبه خصوص از کسی که به آنان امید بست به محضرشان آمدم و به درگاهشان شتافت*یک بار به آنان امید دارم و بار دیگر ترس و بیم از آنها و نیز شایسته است متمثل شود به این اشعار:
ها عبدک واقف ذلیل بالباب یمد کف سائل
قد عز علی سوء حالی ما یفعل ما فعلت عاقل
یا اکرم من رجاه راج عن بابک لا یرد سائل
و هم بگوید:
شاها چو تو را سگی بباید گر من شوم آن سگ تو شاید
هستم سگکی ز حبس جسته بر شاخ گل هوات بسته
خود را به خودی کشیده از جل پیش تو کشیده از سر ذل
افکن نظری بر این سگ خویش سنگم مزن و مرانم از پیش
و اما آن روایت شریف به روایت مجلسی:وقتی ابراهیم جمّال که یکی از شیعیان بود،میخواست خدمت علی بن یقطین برسد،از باب اینکه ابراهیم ساربان بود،و علی بن یقطین وزیر هارون الرشید،و از نظر ظاهر،شأن ابراهیم نبود که در مجلس وزیر مملکت وارد شود،او را راه نداد!!اتّفاقا در همان سال علی بن یقطین به حج مشرّف شد،خواست در شهر مدینه خدمت حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام برسد،حضرت او را بار نداد،روز بعد آن حضرت را در بیرون خانه ملاقات کرد،عرضه داشت:ای سیّد من،تقصیر من چه بوده که مرا بار ندادید؟فرمود:به خاطر اینکه برادرت ابراهیم جمّال را بار ندادی و خدا ابا فرموده از اینکه سعی تو را قبول کند،مگر بعد از آنکه ابراهیم تو را عفو کند.علی بن یقطین گفت:گفتم:ای سیّد و مولای من در این وقت ابراهیم را کجا ملاقات کنم،من در مدینه و او در کوفه است؟فرمود:هرگاه شب برسد تنها به بقیع برو،بیآنکه از اصحاب و غلامان تو کسی خبردار شود،در آنجا شتری زین کرده خواهی دید،آن شتر را سوار میشوی و به کوفه میروی،شب به بقیع رفت،بر آن شتر سوار شد به اندک زمانی به خانۀ ابراهیم جمّال رسید،شتر را خوابانید،و در زد،ابراهیم گفت کیستی؟گفت علی بن یقطینم،ابراهیم گفت:علی بن یقطین بر در خانه من چه میکند؟!فرود بیا بیرون که امر من عظیم است و او را سوگند داد که اذن ورود دهد،چون داخل خانۀ ابراهیم شد،گفت:ای ابراهیم آقا و مولا،از اینکه عمل مرا قبول نماید ابا فرموده،مگر آنکه تو از
من بگذری!ابراهیم گفت غفر اللّه لک[خدا تو را بیامرزد]،پس علی بن یقطین صورت خود را بر خاک گذاشت و ابراهیم را قسم داد که پای روی صورت من بگذار و صورتم را زیر پایت بمال،ابراهیم امتناع کرد،علی بن یقطین او را قسم داد که چنین کند.
ابراهیم پا به صورت علی بن یقطین گذاشت،و روی او را زیر پای خود مالید و علی بن یقطین میگفت:«اللّهم اشهد»[خدایا گواه باش]سپس بیرون آمد و سوار بر آن مرکب شد و همان شب به مدینه بازگشت،و شتر را بر در خانۀ حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام خوابانید،آنگاه حضرت او را اذن داد که بر آن جناب وارد شود،و حضرت کار او را قبول فرمود.از دقّت در این خبر معلوم میشود که حقوق برادران دینی تا چه اندازه پر اهمیّت است!
دهم:بوسیدن عتبۀ عالیه و آستانۀ مبارکه است،و شیخ شهید فرموده:اگر زیارت کننده سجده کند و نیّتش این باشد،که خدا را به شکرانۀ اینکه مرا به این مکان رسانده،سجده میکنم بهتر است.
یازدهم:مقدّم داشتن پای راست به وقت وارد شدن،و مقدّم داشتن پای چپ به وقت بیرون آمدن،مانند ورود به مساجد و خروج از آنها
دوازدهم:رفتن به نزد ضریح مطهّر،به طوری که بتواند خود را به آن بچسباند، و توهّم آنکه دور ایستادن ادب است وهم است؟زیرا تکیه کردن بر ضریح و بوسیدن آن،در آثار وارد شده است
سیزدهم:در وقت زیارت پشت به قبله و ایستادن رو به قبر منوّر و ظاهرا این ادبت مختصّ به معصوم است،چون از خواندن زیارت فارغ شد،گونۀ راست را به ضریح بگذارد و به حال تضرّع دعا کند،سپس گونۀ چپ را بگذارد و خدا را به حق صاحب قبر بخواند که او را از اهل شفاعت آن بزرگوار قرار دهد و در دعا مبالغه و اصرار ورزد،آنگاه به سمت سر مطهّر برود،و رو به قبله بایستد و دعا کند
چهاردهم:ایستادن در وقت خواندن زیارت البته اگر عذری از ضعف و درد کمر و درد پا و غیر آنها ندارد
پانزدهم:گفتن تکبیر به هنگام دیدن قبر مطّهر،پیش از شروع زیارت،در روایتی آمده:هرکه پیش روی امام علیه السّلام تکبیر گوید،و پس از آن بگوید:لا اله الاّ اللّه وده لا شریک له برای او رضوان اللّه اکبر نوشته شود.
شانزدهم:خواندن زیارتهای روایت شدۀ در کتب معتبر،و زیارتهای رسیده از سادات أنام أئمۀ طاهرین علیهم السّلام،و ترک خواندن زیارتهای اختراع شده،که بعضی بیخردان از عوام،آنها را با بعضی از زیارات تلفیق کرده،و نادانان را به آن مشغول ساختهاند.
شیخ کلینی از عبد الرحیم قصیر روایت کرده:که گفت:بر امام صادق علیه السّلام وارد شدم،و گفتم:فدایت شوم از پیش خود دعایی
اختراع کردم،فرمود:مرا از اختراع خود واگذار،هرگاه تو را حاجتی دست دهد،به حضرت رسول پناه بر و دو رکعت نماز بجای آر و به سوی آن حضرت هده کن...تا آخر خبر.
هفدهم:بجا آوردن نماز زیارت که اقل آن دو رکعت است شیخ شهید فرموده:اگر زیارت پیامبر است،نماز را در روضۀ مطهّره بجا آورد و اگر در حرم یکی از امامان است،در بالای سر بخواند،و اگر آن دو رکعت را در مسجدی که معمولان بالای سر قبر امامان است بجا آورد جایز است،و علاّمۀ مجلسی(ه) فرموده:نماز زیارت و غیر آن را به گمان فقیر،در پشت قبر و بالای سر بجا آوردن بهتر است،و علاّمۀ بحر العلوم نیز در کتاب«درّه»فرموده است:
از داستان کربلا و کعبه اینکهکربلا را برتری رتبه آشکار شده و غیر آن از سایر مشاهدمانند آن است به موجب روایات با شواهد نزدیکی به قبر را در آن مشاهد رعایت کنو نماز خواندن بالای سر را انتخاب کن و در پشت قبر نماز بخوان که روایت صحیحو غیر صحیح در استحباب آن صریح است و فرق بین این قبور شریفو قبرهای دیگر مانند نور بالای طور است پس سعی برای نماز در کنار آنها مستحب است*و نزدیکی بلکه چسبیدن به آنها مطلوب است
هجدهم:اگر برای آن زیارتی که نماز میخواند،کیفیت مخصوصی برای نمازش ذکر نفرموده باشند،در رکعت اول آن سورۀ یس،و در رکعت دوم سورۀ الرحمن،بخواند،و بعد از نماز به آنچه وارد شده دعا کند،یا به آن چه برای دین و دنیای خود بخاطر او میرسد،و دعا را عمومیست دهد[یعنی در حق دیگران نیز دعا کند]زیرا که به اجابت نزدیکتر است.
نوزدهم:شیخ شهید فرموده:کسی که وارد حرم مطهر شود،و ببیند نماز جماعت بر پا شده،پیش از زیارت ابتدا به نماز کند،و همچنین اگر وقت نماز شده،
زیارت را ترک کند و وارد نماز گردد،و اگر وقت نماز نیست،شروع به زیارت بهتر است،چرا که زیارت نهایت مقصد اوست و اگر بین زیارت نماز اقامه شد،برای زائران مستحب است،زیارت را قطع کنند،و به نماز روی آرند،که ترک نماز کراهت دارد،و بر کارگزاران حرم است که مردم را امر به نما کنند.
بیستم:شیخ شهید تلاوت قرآن را نزد ضرایح مطهره، و هدیه کردن آن را به روح مقدس امام زیارت شده،از جمله آداب زیارت شمرده،که سود آن به زیارت کننده باز میگردد، و متضمن تعظیم امام زیارتشده علیه السلام نیز میگردد.
بیست و یکم:ترک کردن سخنان ناشایست و کلمات لغو و بیهوده و دوری جستن از صحبتهای دنیایی که همیشه در هرجا مذموم و قبیح و مانع رزق و موجب قساوت قلب است،به خصوص در این بارگاههای مطهر،و قبههای بلندپایه،که خدا در سورۀ «نور»از بزرگی و جلالت آنها خبر میدهد،آنجا که میفرماید: فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ تا آخر آیه.
بیستودوم:بلند نکردن صدای خود در وقت زیارت،چنانکه در هدیة الزائرین ذکر کردم.
بیست و سوم:وداع کردن امام در وقت بیرون رفتن از شهر آن حضرت به زیارت و داعی که در روایت رسیده است یا به غیر آن.
بیست و چهارم:توبه و استغفار کردن از گناهان، و بهتر کردن حال و کردار و گفتار خود،پس از فراغ از زیارت از آنچه پیش از زیارت دارا بوده است.
بیست و پنجم:انفاق کردن به خادمان آستانۀ شریفه به اندازهای که میسر است و شایسته است خدام آن محل شریف از اهل خیر و صلاح و صاحب دین و مروت باشند و آنچه از زائران میبینند تحمل کنند،و خشم خود را بر ایشان فرو نشانند.و بر آنان غلظت و درشتی روا ندارند و بر قضای حوایج محتاجان اقدام کنند و غریبان را در صورت گم کردن را مقصد،راهمایی و دلالت نمایند.در هر صورت خدام باید در خدمت لازمه،از تنظیف و حراست و محافظت زائران و غیره به حقیقت و راستی مشغول باشند.
بیست و ششم:
انفاق و احسان بر فقرای مجاور حرم و مساکین آبرومند شهر امام به ویژه سادات و اهل علم و آنان که فقط مشغول تحصیل علمند،و به تلخی غربت و تنگدستی مبتلایند،و همواره پرچم بزرگداشت شعائر الهی را بر پا کرده،و جهاتی را دارا هستند،که ملاحظۀ هر یک از آنها،در لزوم اعانت و رعایت آنها کافی است.
بیست و هفتم:شیخ شهید فرموده:از جمله آداب،شتاب کردن در برگشت از شهر زیارتی است،البته زمانی که بهره خود را از زیارت درک کرده باشد،و این شتاب برای فزونی
تعظیم و احترام و شدت شوق به رجوع،برای زیارت بعد از آن است،و نیز فرموده:زنان در وقت زیارت باید خود را از مردان جدا کرده،و تنها به زیارت بپردازند و اگر شب به زیارت اقدام کنند بهتر است.و باید در وضع ظاهر خود، تغییر دهند،یعنی لباس عالی و خوب را به لباسهای معمولی تبدیل کنند،تا شناخته نشوند،و حتی الامکان مخفی و پنهان بیرون آیند که کمتر دیده شوند،و شناخته گردند،و نیز اگر همراه مردان زیارت کنند جایز نیست،اگر چه کرامت دارد.
مؤلّف گوید:از این کلمات،کثرت قبح و زشتی آنچه فعلا معمول شده،که زنان به اسم تشرّف به زیارت خود را آرایش کرده،با لباسهای نفیس از خانهها بیرون میآیند،و در حرمهای مطهر با نامحرمان برخورد میکنند،و به بدنهای ایشان فشار میآورند،یا خود را متّصل به ضرایح مطهر کرده،یا روبروی مردان نشسته مشغول به زیارت خواندن شده و حواس مردم را پریشان کرده،عبادتکنندگان از زائران و نمازگزاران و متضرّعان،و گریهکنندگان را از کار خود بازداشته،و داخل در زمرۀ صادّین عن سبیل اللّه[آنان که راه خدا را به سوی بندگان خدا میبندند]میشوند،و غیر اینها،در حقیقت،زیارت اینگونه زنان را باید از منکرات شرع شمرد،نه از عبادات،و داخل در محرمات دانست نه قربات.
از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:که امیر المؤمنین علیه السّلام به اهل عراق فرمود:
به من خبر رسیده که زنان شما در کوچه و بازار،به نامحرمان برمیخورند،آیا حیا نمیکنید.سپس فرمود:
خدا لعنت کند کسی را که غیرت ندارد.و در کتاب«من لا یحضره الفقیه»أصبغ بن نباته از امیر المؤمنین روایت کرده است که گوید:
از آن حضرت شنیدم میفرمود:در آخر الزمان،و نزدیکی قیامت،که بدترین زمانهاست نمایان شوند زنانی که برهنه و عریاناند،و خود را برای مردان بیگانه آرایش میکنند،اینها از دین خارجند و در فتنهها داخلند،به شهوات مایلند،و به سوی لذّتها شتابانند،و حلال شمارندگان محرّماتند،
جاودانه در دوزخاند!!
بیست و هشتم:شایسته است،مواقعی که زائر زیاد است،کسانی که نزدیکتر به ضریح هستند،زیارت خود را خلاصهتر نموده،و از ضریح دور شوند،تا دیگران هم مانند آنان به نزدیکی ضریح دست یابند.مؤلّف گوید:ما در مقام زیارات حضرت سیّد الشهداء علیه السّلام آدابی را که باید زائران آن جناب رعایت کنند،نقل خواهیم کرد.[صفحه 642]
در اینجا دو اذن دخول ذکر میشود:
اوّل شیخ کفعمی فرموده:چون خواستی به مسجد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله یا یکی از مشاهد مشرفه ائمه علیهم السّلام وارد شوی بگو:
خدایا بر دری از درهای خانهات پیابرت(درود تو بر او و خاندانش)ایستادهام،تو مردم را از اینکه بدون اجازهاش وارد شوند منع کردهای،در قرآن فرمودی:ای آنان که ایمان آوردهاید،به خانههای پیامبر وارد نشوید،مگر به شما اجازه دهند.خدایا من حرمت صاحب این زیارتگاه شریف را در غیابش باور دارم چنانکه در حضورش،و میدانم که رسولت و جانشینانت(درود بر آنان باد) همواره زندهاند،و نزد تو روزی داده میشوند،محل ایستادنم را میبینند،و سخنم را میشنوند،و به سلامم پاسخ میدهند، ولی تو گوشم را از شنیدن کلامشان محجوب کردهای،و در فهم مرا به چشیدن لذّت مناجاتشان باز کردهای،من از تو ای پروردگارم اجازه میخواهم اولا،و از پیامبرت اذن میخواهم ثانیا،و از خلیفهات امامی که اطاعتش را بر من واجب کردهای اجازه میخواهم و به جای«فلان بن فلان»
آن امام را که میخواهد زیارت کند و پدرش را نام ببرد،مثلا اگر زیارت امام حسین علیه السّلام است بگوید،الحسین بن علیّ،و اگر زیارت امام رضا علیه السّلام است بگوید:علیّ بن موسی الرضا همچنین امامان دیگر.
سپس بگوید:
و فرشتگان گماشته شده به این بارگاه مبارک ثالثا،آیا وارد شوم ای رسول خدا!آیا وارد شوم ای حجّت خدا؟،آیا وارد شوم ای فرشتگان مقرّب خدا،که در این زیارتگاه اقامت دارید،پس مرا برای وارد شدن ای مولایم اجازه ده،به بهترین اجازهای که به یکی از دوستانت دادهای،چنانچه من لایق آن اجازه نیستم ولی تو لایق آنی پس عتبۀ مبارکۀ را ببوس و وارد شو و بگو:
به نام خدا،و به خدا،و در راه خدا،و بر آیین رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد) خدایا مرا بیامرز و به من رحم کن،و توبهام را بپذیر،زیرا تویی بسیار توبهپذیر مهربان.
دوم:اذن دخولی است که علاّمۀ مجلسی(ره)از نسخهای قدیمی از نوشتههای اصحاب برای ورود به سرداب مقدّس،و بارگاههای نورانی ائمۀ علیهم السّلام به این صورت نقل فرموده خدای این بقعهای است که تو پاکش نمودی،و کویی است که شرافتش دادی،و نشانههایی است،که پاکیزهاش ساختی،به خاطر اینکه در آنجا آشکار کردی دلایل توحید،و نمونههای عرش مجید را،آنان که به عنوان فرمانروا برگزیدی،برای حفظ نظام،و انتخاب کردی برای ریاست بر تمام خلق،و برانگیختی برای قیام به عدالت، در آغاز هستی،تا روز قیامت،سپس بر آنان به جانشینی پیامبرانت،برای حفظ قوانین و
و احکامت منّت نهادی،و با خلافت از پیامبران و رسالت بیمدهندگان را کامل ساختی،چنانکه ریاستشان را در فطرت مکلّفین واجب کردی،پس منزّهی در عرصۀ معبودیت که چه اندازه مهربانی،و معبودی جز تو نیست در عرصۀ سلطنت که چقدر دادگری زیرا هماهنگی کرد رفتارت،با آنچه خردها را بر آن سرشتی،و فرمانت موافق آمد،آنچه را در امور عقلی و نقلی مقرّر نمودی،پس سپاس تو راست بر اندازهگیری نیکوی زیبایت،و شکر تو راست بر داوریات، که معلّل به کاملترین علّتهاست،پس منزّه است آنکه از کارش بازخواست نشود،و با او در فرمانش منازعه نگردد،منزّه است آنکه پیش از آغاز خلقش رحمت را بر خود واجب کرد،و خدا را سپاس که به وجود زمامدارانی که جانشینان اویند، بر ما منت نهاد،اگر بر فرض محال در مکانی حاضر میبود،و معبودی جز خدا نیست،که ما را به جانشینانی که قوانینش را در همه زمانها حفظ کنند شرافت داد،و خدا بزرگتر است،که آنان را برای ما به وسیلۀ معجزاتی نمایاند،معجزاتی که جن و انس از آوردنش ناتوانند،جنبش و نیرویی نیست جز به خدای برتر بزرگ،که نعمتهای زیبایش در ملّتهای گذشته را برای ما نیز مقرّر داشت.خدای سپاس و ثنای برتر،تو راست،چنانکه بر ذات ابدی بینهایتت واجب آمد،و همچنان که قرار دادی پیامبر ما را بهترین پیامبران،و امامانمان را برتری مخلوقات،و برگزیدی آنان را از روی دانش،بر تمام جهانیان،ما را تا روز قیامت به شتافتن به درگاه آبادشان موفق بدار،و ارواح ما را چنان قرار ده که عاشقانه به سوی روش و منش ایشان بگراید،و جانهای ما را به صورتی که نظر به
مجالسشان و آستانشان را دوست داشته باشد،به طوری که گویی در حضور خودشان با آنان به سخن برخاستهایم،پس درود خدا بر ایشان، آن آقایان غایب از نظر،و آن پاک نژادان،و آن امام معصوم.خدایا به ما اجازه ورود ورود بده به این آستانهایی که اهل زمینها و آسمانها را به وسیلۀ زیارتشان به عبادت واداشتی، و اشکمان را با خشوع در برابر مهابتت جاری کن،و اعضایمان را با فروتنی بندگی و وجوب طاعت فروتن گردان، تا به اوصافی که برای ایشان حتم کردهای اقرار کنیم،و اعتراف نماییم به اینکه ایشان در روز اعراف،زمانی که ترازوها نصب میشود،شفیعان خلایقند،سپاس خدای را،و سلام بر بندگان برگزیدهاش محمّد و اهل بیت پاکش.
پس عتبه را ببوس،و وارد شو،درحالیکه خاشع و گریان باشی،به درستی که،این جملات اجازۀ ورود به حریم ایشان است،درود خدا بر همۀ آنان.
آگاه باش که در حق تمامی مردم به خصوص حاجیان مستحبّ مؤکد است،مشرّف شدن به زیارت روضۀ مطهّره و آستانه منوّره،فخر عالمیان حضرت سیّد المرسلین محمّد بن عبد اللّه صلوات اللّه و سلام علیه و ترک زیارت آن حضرت،باعث جفا در حق او در قیامت است،و شیخ شهید فرموده:اگر مردم زیارت آن جناب را ترک کنند،بر امام است که ایشان را برای رفتن به زیارت آن حضرت مجبور کند،زیرا ترک زیارت آن حضرت موجب جفای حرام است.شیخ صدوق از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:هرگاه یکی از شما حجّ کند،باید حجّش را به زیارت ما به پایان برساند،زیرا زیارت ما از تمامی حجّ است.
و نیز از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده:حجّ خود را به زیارت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله تمام کنید،که ترک زیارت آن حضرت پس از حجّ جفا و خلاف ادب است،و شما را به این زیارت دستور دادهاند و به زیارت قبری چند که خدا حق آنها و زیارت آنها را بر شما لازم کرده بروید و کنار آن قبرها از خدا طلب روزی کنید،و نیز از ابو الصّلت هروی روایت کرده که:خدمت حضرت رضا علیه السّلام عرض کردم:یا ابن رسول اللّه،چه میفرمایی در حدیثی که اهل آن روایت میکنند،که مؤمنان در بهشت از منازلشان پروردگار خود را زیارت میکنند؟
کنایه از اینکه معنی حدیث اگر حدیث صحیحی باشد چیست؟با آنکه شامل مطلبی است،که به ظاهر با اعتقاد حق هماهنگی ندارد،حضرت پاسخ او را به این صورت فرمودند:
ای ابا صلت خدا پیامبرش محمّد صلی اللّه علیه و آله را از جمیع خلقش حتی از پیامبران و ملائکه افضل قرار داد،و طاعت او را طاعت خود،و بیعت او را بیعت با خود،و زیارت او را زیارت خود شمرد،چنانکه فرمود:
هرکه پیامبر را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده و فرموده:آنان که با تو بیعت میکنند در حقیقت با خدا بیعت میکنند دست خدا بالای دست آنان است
و رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:هرکه مرا در حال حیات،یا پس از مرگ زیارت کند،چنان است که خدا را زیارت کرده باشد تا آخر خبر.حمیری در کتاب«قرب الأسناد»از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:هرکه مرا در حیات،یا پس از ممات زیارت کند،روز قیامت شفیع او میشوم.در حدیثی آمده:امام صادق علیه السّلام روز عیدی در مدینه بود،به زیارت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله رفت،و به آن حضرت سلام داد و فرمود:ما بر اهل همه شهرها خواه مکّه و خواه غیر مکّه برتری داریم،به علّت زیارت و سلاممان به رسول خدا صلی اللّه علیه و آله.شیخ طوسی در«تهذیب»،از یزید بن عبد الملک روایت نموده است و او از پدرش،از جدّش،که خدمت حضرت فاطمه علیهما السلام مشرّف شدم،آن حضرت به سلام بر من پیشی جست،آنگاه از من پرسید برای چه آمدهای؟عرض کردم:برای طلب برکت و ثواب،فرمود:مرا خبر داد پدرم،و اینکه حاضر است،که هر که
بر او و بر من سه روز سلام کند،خدا بهشت را بر او واجب کند،گفتم:در حیات او و شما؟فرمود:آری و نیز پس از مرگ ما.علاّمۀ مجلسی(ره)فرموده:در حدیث معتبر از عبد اللّه بن عبّاس نقل است که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:هرکه امام حسن علیه السّلام را در بقیع زیارت کند،قدمش بر صراط ثابت باشد،روزی که قدمها از آن بلغزد.در کتاب«مقنعه»از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه مرا زیارت کند گناهانش آمرزیده شود،و تهیدست و پریشان نمیرد.شیخ طوسی در«تهذیب»از حضرت عسگری علیه السّلام روایت کرده:هرکه حضرت صادق علیه السّلام و پدرش حضرت باقر علیه السّلام را زیارت کند درد چشم نکشد و بیماری و دردی به او نرسد و مبتلا نمیرد.ابن قولویه در کتاب«کامل الزیارات»،از هشام بن سالم از امام صادق علیه السّلام روایتی طولانی آورده که بخشی از جملات آن این است:مردی به محضر امام صادق علیه السّلام شرفیاب شد،و عرض کرد:آیا پدرت را باید زیارت کرد؟فرمود:آری،عرضه داشت برای کسی که او را زیارت کند چه پاداشی است؟فرمود:اگر اعتقاد به امامت او داشته باشد و از او پیروی کند،بهشت پاداش اوست،عرض کرد کسی که از زیارت او اعراض کند چه خواهد شد؟فرمود در«یوم الحسرة»که روز قیامت است حسرت خواهد داشت.احادیث در این باب بسیار است،و برای متذکّر شدن ما همین اندازه کافی و وافی است.
امّا کیفیت زیارت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله:چنین است:هرگاه به مدینۀ پیامبر صلی اللّه علیه و آله وارد شدی،برای زیارت غسل کن،چون خواستی وارد مسجد آن حضرت شوی کنار در مسجد بایست و اذن دخول اوّل را که در صفحات پیش گذشت بخوان و از در جبرییل وارد شو،و پای راست را وقت ورود مقدّم بدار،سپس صدر مرتبه اللّه اکبر بگو،آنگاه دو رکعت نماز تحیّت مسجد بجا آور،و به جانب حجرۀ شریفه برو،و بر آن دست بگذار و آن را ببوس و بگو:
سلام بر تو ای فرستادۀ خدا،سلام بر تو ای پیامبر خدا،سلام بر تو ای محمّد بن عبد اللّه،سلام بر تو ای خاتم پیامبران،شهادت میدهم که تو رسالت خویش را انجام دادی،و نماز را بپا داشتی، و زکات را پرداختی،و به معروف امر نموده،و از منکر نهی کردی،و خدا را خالصانه عبادت کردی،
تا مرگ تو را دررسید،درودهای خدا و رحمتش بر تو و اهل بیت پاکیزهات.
پس رو به قبله نزد ستون جلو که از جانب راست قبر است بایست،بطوریکه دوش چپ به جانب قبر،و دوش راست به جانب منبر که جایگاه سر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله است قرار گیرد و بگو:
شهادت میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،و شهادت میدهم که محمّد بنده و فرستاده اوست،و شهادت میدهم که تو رسول خدایی و اینکه تویی محمّد بن عبد اللّه،و شهادت میدهم که تو پیامهای پروردگارت را به مردم رساندی و برای امّتت خیرخواهی نمودی،و در راه خدا جهاد کردی با حکمت و موعظه و حسنه،و خدا را عبادت کردی تا مرگ تو را دررسید،و آنچه از حق بر عهدهات بود ادا کردی،و نسبت به مردم مؤمن مهربان،و بر کافران سختگیر بودی،پس خدا تو را به برترین شرف مقام گرامیداشتگان برساند.خدا را سپاس که ما را به وسیلۀ تو،از شرک و گمراهی رهانید.خدایا قرار ده،درودهایت و درودهای فرشتگان مقرّبت و پیامبران مرسلت و بندگان شایستهات و اهل آسمانها و زمینها،و هرکه برایت تسبیح گفت ای پروردگار جهانیان از گذشتگان و آیندگان،بر محمّد بنده و رسول و پیامبرت و امین و محرم راز و محبوبت و دوست خالص و مخصوص و برگزیدهات،و انتخابشدۀ تو از میان خلقت.خدایا او را درجۀ بلند عطا کن،و او را از بهشت وسیله عنایت کن،و او را به مقام پسندیدهای
برانگیز،که گذشتگان و آیندگان به او رشک برند،خدایا تو فرمودی،اگر اینان وقتیکه به خود ستم کردند، نزد تو آمدند،پس از خدا درخواست آمرزش کردند،و رسول برای آنان آمرزش خواست،خدا را توبهپذیر و مهربان مییابند،و من هم اکنون آمرزشخواه و توبهکننده به نزد تو آمدم،و به وسیلۀ تو رو به جانب خدا،پروردگارم و پروردگار تو میکنم،تا گناهانم را بیامرزد.
و اگر تو را حاجتی باشد،قبر مطهّر را پشت کتف خود قرار ده،و رو به جانب قبله کن و دستها را به سوی خدا بردار و حاجت خویش را بخواه،که سزاوار است برآورده شود،ان شاء اللّه تعالی.ابن قولویه به سند معتبر از محمّد بن مسعود روایت کرده که گفت:دیدم امام صادق علیه السّلام نزد قبر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله آمد،و دست مبارک را بر قبر گذاشت و گفت:
از خدا که تو را بزگزید و انتخاب کرد و هدایتت نمود،و مردم را به وسیلۀ تو هدایت کرد،میخواهم که بر تو درود فرستد،سپس چنین خواند:به درستی که خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند،ای کسانی که ایمان آوردهاید بر او درود فرستید و سلام کنید سلامی کامل.
شیخ طوسی در کتاب«مصباح»فرموده:چون کنار قبر شریف از دعا فارغ شدی،نزد منبر برو،و بر آن دست بمال و دو قبّۀ پایین منبر را که مانند انار است بگیر و صورت و چشمهای خود را به آن بمال که در آن شفای چشم است و نزد منبر بایست و حمد و ثنای الهی را بجای آور،و حاجت خود را بخواه،که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:بین قبر و منبر من باغی است از باغهای بهشت و منبر من بر دریست از درهای بهشت،سپس به مقام پیامبر میروی،و در آنجا آنچه خواهی نماز بجا میآوری،و در مسجد پیامبر بسیار نماز بخوان،به درستی که نماز در آن برابر با هزار نماز است و هرگاه داخل مسجد شوی یا بیرون روی بر آن حضرت صلوات فرست و در خانۀ فاطمه زهرا نماز گذار و به مقام جبرییل که زیر ناودان است برو،که محلّ ایستادن جبرییل در هنگام اذن دخول خواستن از پیامبر صلی اللّه علیه و آله آنجا بوده و بگو:
از تو میخواهم ای بخشنده،ای بزرگوار،ای نزدیک،ای دور،که نعمتت را به من بازگردانی.
آنگاه حضرت فاطمه علیها السلام را
نزد روضۀ مطهّره زیارت کن و در تعیین جای قبر آن مظلومه اختلاف شده،طایفهای گفتهاند:در روضه که بین قبر و منبر است مدفون میباشد و بعضی گفتهاند:در خانۀ خودش مدفون است و گروه سوم گفتهاند قبر مطهّرش در بقیع است و آنچه را اصحاب با بیشتر اعتقاد بر آن دارند،این است که آن مظلومه نزد روضه زیارت شود و کسی که آن معظّمه را در این سه موضع زیارت کند افضل است،چون برای زیارت آن ممتحنه،در این مواضع ایستادی بگو:
ای آزموده،آزمودت خدای یکه تو را آفرید،پیش از آنکه تو را بیافریند،پس به آنچه آزمودت تو را شکیبا یافت ما بر این باوریم که دوستان و تصدیقکنندگان توییم،و به تمام آنچه پدرت(درود خدا بر او و خاندانش باد)و وصیاش برای ما آورده صبرکنندهایم،پس از تو درخواست میکنیم،اگر تصدیقکننده تو بودهایم،ما را به تصدیقمان به پدرت و جانشینش ملحق کنی،تا خود را بشارت دهیم،که به سبب ولایت تو پاک گشتهایم.و نیز مستحبّ است بگویی:سلام بر تو ای دختر رسول خدا،سلام بر تو ای دختر پیامبر خدا،سلام بر تو ای دختر محبوب خدا، سلام بر تو ای دختر دوست صمیمی خدا،سلام بر تو ای دختر بزگریدۀ خدا،سلام بر تو ای دختر امین خدا،سلام بر تو ای دختر بهترین خلق خدا،سلام بر تو ای دختر برترین پیامبران خدا،و رسولان و فرشتگان،سلام بر تو ای دختر بهترین مخلوقات،سلام بر تو ای بانوی بانوان جهان از گذشتگان و آیندگان،سلام بر تو ای همسر ولیّ خدا، و بهترین خلق بعد از رسول خدا،سلام بر تو ای مادر حسن و حسین،دو سرور جوانان
اهل بهشت،سلام بر تو ای صدّیقه شهیده،سلام بر تو ای خشنود از خدا، و خدا خشنود از تو،سلام بر تو ای فاضله پاکیزه،سلام بر تو ای حوریه در لباس انسان، سلام بر تو ای پرهیزگار نظیف،سلام بر تو ای همسخن با ملائکه و ای بسیار دانا،سلام بر تو ای ستمدیده،ای که حقت غصب شده،سلام بر تو از سرکوب شده،و مقهور دشمن،سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای فاطمه دختر رسول خدا،درود خدا بر تو و روح و تن تو، گواهی میدهم که بر برهانی روشن از سوی پروردگارت از جهان درگذشتی،و هرکه تو را شاد کرد،رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)را شاد نمود،و هرکه به تو جفا کرد،و به رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)جفا کرد، و هرکه تو را آزرد،رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)را آزرد،و هرکه به تو پیوست،به رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)پیوست و هر از تو برید،از رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد) برید،چرا که تو پارۀ تن او و روح بین دو پهلوی او هستی،خدا و رسولان خدا و فرشتگان را گواه میگیرم که من خشنودم از کسی که تو از او خشنودی،و خشمگینم بر کسی که تو بر او خشمگینی،و بیزارم از هر که تو از او بیزاری،و دوست دارم هرکه را تو دوست داری و دشمنم هرکه را تو با او دشمنی،و متنفّرم از هرکه تو از او نفرت داری و محبّت دارم به هرکه تو به او محبّت داری و خدا برای شهادت و حسابرسی،کیفر دهی و پاداش دهی کافی است.آنگاه بر رسول خدا و ائمۀ
طاهرین علیهم السّلام صلوات میفرستی.
مؤلّف گوید:ما برای روز سوم جمادی الآخر زیارتی دیگر برای حضرت فاطمه علیها السلام نقل کردیم، و نیز علما زیارت مبسوطی برای آن مظلومه نقل کردهاند،که مثل همین زیارت نقل شده از شیخ طوسی است،اول آن(السّلام علیک یا بنت رسول اللّه)است تا(اشهد اللّه و رسله و ملائکته)و از اینجا به بعد آن چنین است:
خدا و فرشتگانش را گواه میگیریم که من دوستم با هرکه تو را دوست دارد،و دشمنم با هرکه با تو دوشمن است،و در جنگم با کسی که با تو بجنگد، من ای سرپرستم یقین دارم به تو و پدر و همسر توو امامان از فرزندانت،و به ولایتشان مؤمنم و به پیروی از آنان ملتزمم،شهادت میدهم،که دین،دین آنهاست،و فرمان فرمان آنها،و آنان از جانب خدا آنچه را باید،ابلاغ کردند،و به راه خدا با حکم و موعظۀ حسنه دعوت نمودند،و در راه خدا به ملامت ملامتکنندگان اعتنا ننمودند،و درودهای خدا بر تو و پدر و همسر تو و فرزندانت،آن امامان پاک، خدایا درود فرست بر محمّد و اهل بیتش،و درود فرست بر بتول پاک،صدّیقه،معصومه، پرهیزکار،پاکیزه،خشنود از حق،خدا خشنود از او،پاک تربیت،رشیده،مظلومه،دشمن چیره،غصب شده حق، منع شده از ارث،پهلو شکسته،ستم شده بر شوهرش،کشته شده فرزندش،فاطمه دختر رسولت،و پارۀ تنش،و خالص قلبش،و جگ گوشهاش،و انتخاب شده از جانب تو،و تحفهای که به جانشینش اختصاص دادی،و محبوبه مصطفی،و همسر مرتضی، بانوی بانوان،و مژدهدهندۀ اولیاء،و هم پیمان ورع و زهد،و سیب
فردوس و بهشت جاوید،بانویی که شرافت دادی تولّدش را به زنان بهشت،و خارج کردی انوار امامان را از صدف وجود او،و انداختی در مقابلش پردۀ نبوّت را.خدایا بر او درود فرست،درودی که بیفزاید بر مقامش نزد تو،و بر شرفش در پیشگاهت،و بر منزلتش از خشنودیات،و به او از جانبت ما تحیّت و سلام برسان،و به ما در راه دوستیاش از جانب خود،فضل و احسان و رحمت و آمرزش عنایت کن،تو صاحب گذشت و بزرگواری هستی.
مؤلّف گوید:شیخ در«تهذیب»فرموده:آنچه در فضل زیارت آن معظّمه روایت شده،بیشتر از آن است که شمارش شود و علاّمۀ مجلسی از کتاب«مصباح الانوار»نقل کرده:از حضرت فاطمه علیها السلام روایت شده:پدرم به من فرمود:هرکه بر تو صلوات فرستد،حق تعالی او را بیامرزد و در هر جای بهشت که باشم به من ملحق کند.
علاّمۀ مجلسی در«زاد المعاد»،در اعمال عید مولود،که روز هفدهم ربیع الأوّل است فرموده:شیخ مفید و شهید و سید ابن طاووس(ره)گفتهاند:چون بخواهی در غیر مدینه طیبه حضرت رسول گرامی صلی اللّه علیه و آله را زیارت کنی،غسل کن و چیزی شبیه قبر در برابر خود بساز،و نام مبارک آن حضرت را بر آن بنویس،سپس بایست و دل خود را متوجه آن حضرت کن و بگو:
شهادت میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،و شهادت میدهم که محمّد بنده و رسول اوست،و آقای پیشینیان و پسینیان،و سرور پیامبران و رسولان است.خدایا بر او و اهل بیتش آن امامان پاک درود فرست.سپس بگو:سلام بر تو ای رسول خدا،سلام
بر تو ای دوست صمیمی خدا،سلام بر تو ای پیامبر خدا،سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای رحمت خدا،سلام بر تو ای منتخب خدا،سلام بر تو ای محبوب خدا،سلام بر تو ای بندۀ نجیب خدا،سلام بر تو ای خاتم پیامبران،سلام بر تو ای سرور رسولان، سلام بر تو ای قیام کننده به عدالت،سلام بر تو ای فتح کنندۀ خیر،سلام بر تو ای معدن وحی و تنزیل،سلام بر تو ای رسانندۀ پیام از سوی خدا،سلام بر تو ای چراغ پرفروغ، سلام بر تو ای مژدهده،سلام بر تو ای بیمدهنده،سلام بر تو ای هشداردهنده،سلام بر تو ای نور خدا،که به آن روشنی جویند،سلام بر تو و بر اهل بیت پاک و پاکیزه و راهنما و راهیافتهات،سلام بر تو و بر جدّت عبد المطلب،و بر پدرت عبد اللّه،سلام بر مادرت آمنه دختر وهب،سلام بر عمویت حمزه سرور شهیدان،سلام بر عمویت عباس فرزند عبد المطلب،سلام بر عمویت و سرپرستت ابو طالب،سلام بر پسر عمویت جعفر،پرواز کننده در بهشت جاوید،سلام بر تو ای محّمد، سلام بر تو ای احمد،سلام بر تو ای حجّت خدا بر پیشینیان و پسینیان،و پیشیگیرنده بر طاعت پروردگار جهانیان،و مهربان بر رسولانش،و خاتم پیامبرانش،و گواه بر بندگانش،
و شفیع به درگاهش،و ارجمند در نزدش،و پیروی شده در ملکوتش،پیامبر ستودهتر در صفات،و پسندیده بر دیگر اشراف،کریم نزد پروردگار،و طرف سخن واقع شده از پس پردههای غیب،آنکه در مسابقۀ بندگی بر همه پیروز آمد و کسی در این مسابقه به او ملحق نگردد،بر تو سلام میدهم،سلام آگاه به حقت،و معترف به تقصیر در قیامش،نسبت به حقوق واجبی که برای تو است،انکار کننده نیست،نسبت به آنچه که رسیده به آن از فضلت،یقین کننده به فزونیهای نصیبت از جانب پروردگارت،مؤمن به کتابی که بر تو نازل شده، حلال شمارندۀ حلالت،و حرام دانندۀ حرامت،شهادت میدهم ای فرستادۀ خدا با هر شاهد،و به عهده برمیدارم از جانب هر انکارکننده،به اینکه پیامهای پروردگارت را رساندی،و برای امّتت خیرخواهی کردی،و در راه پروردگارت کوشیدی،و آشکارا به اجرای دستورش برخاستی،و در کنارش تحمّل آزار نمودی و به راهش با منطق محکم و پند نیکو و زیبا دعوت کردی،و حقیّ که بر عهده تو بود ادا نمودی،به یقین نسبت به اهل ایمان مهربان،و نسبت به کافران سختگیر بودی،و خدا را بندگی نمودی،تا مرگ تو را دررسید،خدا برساند تو را به شریفترین مقام اکرامشدگان،و برترین جایگاههای مقرّبان،و بالاترین درجات رسولان آنجا که رسندهای به تو نرسد،و برتری بر تو برتری نجوید،و پیشیگیرندهای بر تو پیشی نگیرد،و طمعکنندهای در دریافت تو طمع ننماید،خدا را سپاس که ما را به وسیلۀ تو از هلاکت رهاند،و از گمراهی به راه راست هدایت کرد،و از تاریکی به نورانیت آورد،خدا پاداشت دهد ای رسول خدا در نبوّتت،پاداشی برتر از آنچه پیامبری را از امّتش عنایت
نموده و رسولی را از طرف آنان که به سویشان فرستاده شده مرحمت شده مرحمت کرده،پدر و مادرم فدایت ای رسول خدا،زیارتت کردم با آشنایی به حقت و اقرار کنان به فضلت،و با بینایی به گمراهی کسی که با تو و اهل بیتت مخالفت کرد،آشنایم به هدایتی که تو بر آن هستی،پدرم و مادرم و خود و خانوادهام و مال و فرزندانم فدایت باد،من به تو درود میفرستم،چنانکه خدا و فرشتگان و انبیا و رسولانش بر تو درود فرستادند،درودی پیاپی،کامل، پیوسته که نه برایش بریدن باشد و نه اندازه و زمان،درود بر تو و اهل بیت پاک و پاکیزهات،آنچنانکه شما شایستۀ آن هستید.پس دستها را بگشا و بگو:خدایا قرار ده درودهای همهجانبهات و رویندۀ برکاتت، و فزونیهای خیراتت،و شرافتهای تحیاتت،و سلامهایت،و کرامتهایت،و رحمتهایت،و درودهای فرشتگان مقرّبت،و انبیای مرسلت،و امامان برگزیدهات و بندگان شایستهات، و اهل آسمانها و زمینها،و هرکه تسبیح تو گوید،ای پروردگار جهانیان،از گذشتگان و آیندگان، بر محمّد بندهات و فرستادهات و گواه بر خلقت و پیامبرت،و بیمدهندهات،و امینت،و بندۀ با قدرت و ارجمن و نجیبت،و محبوب و دوست صمیمی،و برگزیده و مخصوص،خالص و رحمتت و بهترین انتخاب شده از میان خلقت،پیامبر رحمت،و خزانهدار آمرزش،و پیشرو خیر و برکت،و رهانندۀ بندگان به اجازهات از هلاکت،و فراخوانندۀ آنان به دین استوارت،به فرمانت،اولین پیامبران در پیمان
و آخرینشان در رسالت،آن پیامبری که فرو بردی او را در دریای فضیلت و منزلت بس بزرگ و درجۀ بس بلند و مرتبۀ شریف،و او را در صلبهای پاک به امانت گذاشتی،و وی را از باب لطف و مهرت بر او از آن صلبها به رحمهای پاک منتقل کردی،آنگاه برای حفظ و حراست و نگهداری و پاسبانیاش،از قدرتت دیدهبانی نگهدارنده گماشتی،که از وی به وسیلۀ آن نگهدارنده آلودگیهای مخش و رذیلت و معایب کار زشت را باز داشتی تا اینکه به وسیلۀ آن حضرت دید بندگان را رفعت دادی،و سرزمینهای مرده را زنده کردی،به اینکه از نور ولادتش،تاریکیهای پردهها را برطرف نمودی،و پوشاندی به وسیلۀ او بر حرمت جامههای انوار را.خدایا همچنان که او را به شرف این مرتبۀ کریمانه،و انداخته این منقبت عظیمه اختصاص دادی،بر او درود فرست چنانکه به عهدت وفا کرد،و پیامبهایت را رساند،و بر توحیدت با اهل انکار جنگید،و خویشی خود را با اهل کفر برای سربلندی دینت قطع کرد و جامۀ گرفتاری را در مبارزه با دشمنانت به بر نمود،و تو هم در برابر هر آزادی که به او رسید،یا هر کیدی که آن را احساس کرد،از گروهی که قصد کشتنش را داشتند،واجب فرمودی،فضیلتی که بر فضائل برتری جوید،و به آن مالک شود عطای بس بزرگ را،چرا که آن حضرت اندوهش را پنهان کرد،و نفسهای پر غصهاش را مخفی نمود،و شربت اندوه را چشید،و از آنچه وحیات برایش مشخص کرده بود،پا به فرا نگذاشت،خدایا بر او و اهل بیتش درود فرست،درودی که آن را برای آنها بپسندی و از جانب ما تحیت بسیار و سلام به آنان برسان،و از پیشگاهت بخاطر دوستی ایشان به ما فضل و احسان
و رحمت و آمرزش عنایت کن،تو دارای فضل بسیار بزرگی.
سپس چهار رکعت نماز زیارت با هر سورهای که بخواهی به دو سلام بجا آر،و پس از آن تسبیح حضرت زهرا علیها السلام را بخوان و بگو:
خدایا خود به پیامبرت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش باد)فرمودی:اگر اینان هنگامی که بر خود ستم کردند، نزد تو میآمدند،از خدا آمرزش میخواستند،و پیامبر برای آنان طلب آمرزش میکرد،و به یقین خدا را توبه پذیر و رحیم مییافتند،و من در زمان پیامبرت(درود بر او و خاندانش)حاضر نبودم.خدایا اینک او را زیارت کردم زیارتی با رغبت،از بدی عملم توبهکنندهام،و از گناهانم از حضرتت خواستار آمرزشم،و به آن گناهان اعتراف دارم،و تو آنها را بهتر از من میدانی،به وسیلۀ پیامبرت پیامبر رحمت(درودت بر او و آنان)متوجه به وجود توام،خدایا به محمّد و اهل بیتش مرا نزد خود در دنیا و آخرت آبرومند و از مقرّبان قرار ده،ای محمّد،ای رسول خدا،پدر و مادرم به فدایت،ای پیامبر خدا،ای آقای خلق خدا،من به وسیلۀ تو به پیشگاه خدا رو میکنم پروردگارم و پروردگار تو،تا خدا گناهانم را بیامرزد،و عملم را قبول نماید، و حاجاتم را برآورده سازد،تو هم ای رسول خدا نزد پروردگارت و پروردگارم شفیع من باش،پس چه خوب درخواست شدهای است مولا و پروردگارم، و چه خوب شفیعی هستی تو ای محمّد،بر تو و اهل بیتت سلام.خدایا از جانب خود آمرزش و رحمت،و روزی وسیع و پاکیزه و سودمند،برای من واجب فرما،چنانکه واجب کردی برای کسی که به خدمت پیامبرت محمّد(درود تو بر او و خاندانش)آمد،درحالیکه زنده بود،و به گناهانش اقرار کرد،و پیامبرت(درود بر او و خاندانش)برای او طلب آمرزش کرد،
و تو او را آمرزیدی به حق مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.خدایا به حقیقت تو را آرزومندم،و به تو امید بستم،و در پیشگاهت ایستادم و از غیر تو به تو میل کردم،و پاداش بزرگت را آرزو کردم،من اعتراف کنندهام نه انکار کننده، و از آنچه مرتکب شدم،توبه کننده به سوی تو هستم،و در این مقام پناهنده به توام،از آن اعمالی که پیشتر فرستادم،اعمالی که در آنها به من پیشدستی کردی،و مرا از آنها نهی کردی،و بر آنها به من وعدۀ کیفر دادی،پناه میآورم به بزرگواری ذاتت،از اینکه مرا در مقام رسوایی و خواری بپا داری،روزی که پردهها در آن دریده شود،و اسرار و رسواییها در آن آشکار گردد،و اندامها در آن بلرزد،روز حسرت و پشیمانی،روز تهمت،روز نزدیک،روز زیانکاری،روز جدا کردن،روز پاداش،روزی که طول آن پنجاه هزار سال است،روز دمیدن،روزی که بلزاند لرزانندهای،روزی که از پی آن لرزانندهای دیگر آید،روز گسترش،روز عرض اعمال،روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان بپا خیزند، روزی که فرار کند انسان از برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانش،روزی که شکافته شود زمین،کرانههای آسمان،روزی که هرکسی بیاید،و از وجود خود دفاع کند،روزی که بندگان برگردانده شوند به سوی خدا و به آنچه انجام دادهاند آگاهشان سازند،روزی که از رفیق به رفیق سودی نرسد،و نه آنان یاری شوند،مگر آنکه را خدا رحم کند،که او عزیز و رحیم است،روزی که مردم بازگردانده شوند به سوی دانای نهان و آشکار،روزی که بازگردانده شوند به سوی خدا،سرپروست حقشان روزی که از قبرها شتابان درآیند،گویی به سوی نشانههایی میدوند،و گویی ملخهایی پراکندهاند،
درحالیکه چشم دوختهاند به سوی دعوت کننده به جانب خدا،روز واقعه،روزی که زمین به سختی بلرزد،روزی که آسمان همانند معدن گداخته میشود،و کوهها همانند پنبه زده شده،و خویشی از وضع خویش پرسیده نشود،روز گواه روز گواهی شده، روزی که فرشتگان صف در صف باشند.خدایا به حالم در آن روز،به خاطر وضعی که امروز دارم رحم کن،و در آن حال به آنچه بر خود جنایت کردم رسوایم مکن،و راه مرا در آن روز ای پروردگارم با اولیایت،و محلّ گردآمدن مرا در گروه محمّد و اهل بیتش(درود بر آنان)قرار ده، ورودگاه مرا حوض او،و بازگشتگاهم را در میان سپیدرویان ارجمند مقرّر فرما،و نامۀ عملم را به دست راستم ده،تا به وسیلۀ حسناتم رستگار گردم،تا رویم را به آن سبب سپید گردانی،و حسابم را آسان سازی و ترازویم را سنگین کنی،تا با رستگاران از بندگان صالحت به جانب خشنودیات و بهشتهایت بروم،ای معبود جهانیان.خدایا به تو پناه میآورم از اینکه در آن روز،در برابر خلایق به گناهم رسوایم سازی،یا به خاطر خطایم با خواری و پشیمانی و دمساز گردم،یا در آن روز بدیهایم را بر خوبیهایم غالب گردانی،یا مرا با نامم در میان خلایق ندا دهی،ای بزرگوار،ای بزرگوار،گذشت نما،گذشت نما،پردهپوشی کن،پردهپوشی کن.خدایا به تو پناه میآورم از اینکه در آن روز جایگاه هم در جایگاههای بدکاران باشد،یا مقامم در مقام مردم بدفرجام قرار گیرد،و زمانی که میان بندگانت جدایی اندازی،پس سوق دادی همه را با اعمالشان،گروهگروه به منازلشان،مرا با
رحمتت به میان بندگان شایستهات، در گروه اولیای پرهیزگارت به جانب بهشتیان سوق ده،ای پروردگار جهانیان.
پس آن حضرت را وداع کن و بگو:سلام بر تو ای رسول خدا،سلام بر تو ای مژدهده و بیمده،سلام بر تو ای چراغ نوربخش،سلام بر تو ای سفیر بین خدا و بندگان خدا،گواهی میدهم ای رسول خدا،که تو نوری بودی در صلبهای ارجمند،و رحمهای پاک،جاهلیت با ناپاکیهایش ناپاکت نکرد،و از جامههای چرکینش تو را نپوشاند،و گواهی میدهم ای رسول خدا که من به حضرت تو،و امامان از اهل بیتت ایمان دارم،و به همۀ آنچه تو آوردهای خشنود و معتقدم،و گواهی میدهم که امامان از اهل بیتت مشعلهای هدایت و دستاویزهای استوار و حجّتهای بر اهل جهانند.خدایا این زیارتم را آخرین زیارت پیامبرت(درود بر او و خاندانش)قرار مده،و اگر مرا میراندی،پس من در مردنم شهادت میدهم بر آنچه در حیاتم شهادت دادم،که تویی خدا،معبودی جز تو نیست،یگانه و بیشریکی،و محمّد بنده و فرستادۀ تو است،و امامان از اهل بیتش اولیایت،و یارانت،و حجّتهای تو بر خلقت،و جانشینان تو در میان بندگانت،و نشانههای تو در کشورهایت،و خزانهداران دانشت،و نگهبانان رازت،و ترجمانان وحیت میباشند.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و به روان محمّد و خاندانش در این ساعت و در هر ساعت از جانب من تحیّت و سلام
برسان،و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد ای رسول خدا،خدا این سلام را آخرین سلام من قرار ندهد.
شیخ طوسی در«مصباح»و سیّد ابن طاووس در کتاب جمال الاسبوع در رابطه با اعمال روز جمعه فرمودهاند:زیارت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله در روز جمعه مستحبّ است و از امام صادق علیه السّلام روایت کردهاند:هرکه در شهر خود باشد و بخواهد قبر رسول خدا و امیر المؤمنین و فاطمه و حسن و حسین و سایر حجج طاهره علیهم السّلام را زیارت کند در روز جمعه غسل کند،و دو جامۀ پاکیزه بپوشد،و به صحرایی برود و به روایت دیگر بر بام خانه بالا رود،چهار رکعت نماز با هر سورهای که ممکن شود بخواند،و پس از پیان نماز،رو به قبله بایستد و بگوید:سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای پیامبر، سلام بر تو ای پیامبر فرستاده شده،و بر وصیّ ملقّب به مرتضی،و بانوی بزرگ،و سیّده زهرا و ده فرزندزاده برگزیده،و اولاد برجسته،و امینان نجیبت،آمدم با جدایی از خلق،به جانب شما و پدرانتان،و فرزندتان،آن یادگار صالح به برکت حق،دلم تسلیم شماست،یاریام برای شما آماده است، تا خدا به دینش حکم کند،با شمایم با شما،نه با دشمنان شما،من به فضل شما گویایم و به رجعت شما اقرار دارم،هیچ قدرتی را برای خدا انکار ندارم،و گمان ندارم جز آنچه را خدا خواسته باشد،منزّه است خدا،دارندۀ ملک و ملکوت،خدایا را با نامهایش همه خلقش تسبیح میکنند.سلام بر جانها و بدنهای شما،و سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد.
مؤلّف گوید:روایات بسیار وارد شده که از هر کجا سلام و صلوات بر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرستاده شود،به آن حضرت
خواهد رسید.در روایتی وارد شده:ملکی موکّل است هر مؤمنی بگوید:صلّی اللّه علی محمّد و اله و سلّم آن ملک در جواب او بگوید:و علیک پس از آن به حضرت عرض کند:ای رسول خدا فلان شخص بر شما سلام داد،آن حضرت فرماید:و علیه السلام.در روایت معتبر آمده،آن حضرت فرمود:هرکه قبر مرا پس از مرگ من زیارت کند،مانند کسی است که در حیاتم به سوی من هجرت کرده،پس هرگاه استطاعت ندارید،به زیارت قبر من آیید،به سوی من سلام فرستید،که آن سلام به من خواهد رسید،و اخبار با این مضمون بسیار است،و ما در باب اول در ذکر زیارت حجج طاهره در ایام هفته،دو زیارت برای رسول خدا صلی اللّه علیه و آله در روز شنبه[صفحه 94]نقل کردیم،اگر خواستی به آنجا مراجعه کن،و خود را به فیض خواندن آنها نائل ساز[در زیارت امیر المؤمنین(ع)در اذن دخول رواق مطهرش زیارت مختصری از پیامبر(ص) بیاید.مؤلّف].شایسته است صلوات فرستادن بر آن حضرت به آن صلواتی که حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام در یکی از خطبههای خود در روز جمعه،بر آن جناب فرستاد،این صلوات در کتاب«روضه کافی»چنین است:
به درستی که خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند،ای کسانی که ایمان آوردهاید،بر او درود فرستید و سلام کنید سلامی کامل، خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و بر محمّد و خاندان محمّد برکت ده،و بر محمّد و خاندان محمّد مهر ورز، و بر محمّد و خاندان محمّد سلام فرست،همانند برترین درود و برکت و رحمت و مهرورزی و سلامی که بر ابراهیم و خاندان ابراهیم فرستادی،تو ستوده و بزرگواری.خدایا به محمّد عطا کن وسیله و شرف و برتری و منزلت کریمانه.خدایا قرار ده محمّد و خاندان را بزرگترین همۀ خلایق،از جهت شرافت در روز قیامت،و نزدیکترین آنها به خود از نظر جایگاه،و آبرومندترینشان در روز قیامت از جهت شرف و عزت و برترینشان در پیشگاهت از حیث منزلت و بهرهمندی.خدایا به محمّد شریفترین مقام و جایزه و سلام
و شفاعت اسلام را عطا کن.خدایا ما را به او ملحق گردان نه با رسوایی و پیمانشکنی،و پشیمانی و تغییر حقایق،ای معبود حق دعاها مستجاب باد.
و در اواخر باب زیارت صلواتی بر آن حضرت و خاندان او علیهم السّلام خواهد آمد.
یعنی:حضرت امام حسن مجتبی،و امام زین العابدین و امام محمّد باقر و امام جعفر صادق علیهم السّلام
چون خواستی این بزرگواران را زیارت کنی،باید آنچه در آداب زیارت ذکر شد بجا آوری یعنی غسل و طهارت،و پوشیدن جامههای پاک و پاکیزه،و استعمال بوی خوش و اذن دخول و مانند اینها.و نیز چنین بگو:
ای سرپرستان من،ای فرزندان رسول خدا،بندۀ شما،و فرزن کنیز شمایم،که خوار در برابرتان هستم،و فزاینده در والایی قدرتان،و اعتراف کننده به حق شما،آمده به پیشگاهتان،درحالیکه پناهنده به شما و قصد کننده حرم شما،و متقرّب به سوی شماست،متوسّل به خدا است به وسیلۀ شما،آیا وارد شوم ای سرپرستانم،آیا وارد شوم ای اولیای خدا آیا وارد شوم ای ملائکه خدا،که در برگیرنده این حرم،و مقیم در این زیارتگاهید؟و پس از خشوع و خضوع و رقّت وارد شو،و پای راست را در ورودت مقدّم بدار و بگو:خدا بزرگتر است،بزرگتر،خدا را سپاس بسیار،در بامداد و شامگاه،و سپاس خدای را خدای فرد و بینیاز،و بزرگوار و یکتا تفضّل کننده و نعمتدهنده،و عطابخش و مهروز،خدایی که به کرمش منّت نهاد،و به احسانش زیارت سرورانم را آسان نمود
و از زیارتشان محرومم نکرد،بلکه تفضّل و بخشش بیپایان بیدریغ نمود.پس نزدیک قبور مقدّسه ایشان برو،و پشت به قبله و رو به قبر ایشان بگو:سلام بر شما ای پیشوایان هدایت،سلام بر شما ای اهل پرهیزکاری،سلام بر شما ای حجّتها بر اهل دنیا،سلام بر شما ای قیامکنندگان به عدالت در میان آفریدگان، سلام بر شما ای اهل برگزیدگی،سلام بر شما ای خاندان رسول خدا،سلام بر شما ای اهل راز،شهادت میدهم که دعوت حق را رساندید،و خیرخواهی نمودید،و در راه حق شکیبایی کردید،و تکذیب شدید،و نسبت به شما بدرفتاری شد،ولی شما گذشت کردید،و شهادت میدهم که شما امامان هدایت و هدایت یافتهاید،و طاعت شما واجب، و گفتار شما صدق است،شما دعوت کردید،ولی اجابت نشدید،و دستور دادید،ولی اطاعتتان نکردند،شما ستونهای دین و پایههای زمین هستید،همواره تحت توجّه خدا بودید،که شما را از صلبهای هر انسان پاک بر میداشت،و به رحمهای پاکیزه منتقلتان مینمود،جاهلیت سخت و سنگین شما را آلوده نکرد،و فتنههای هوا در شما شرکت نجست، پاک بودید و جای روییدن شما پاک بود،جزادهندۀ روز جزا به وجود شما بر ما منّت نهاد،پس قرارتان داد در خانههایی که خدا اجازه داد رفعت یابد،و نامشان در آن خانهها ذکر گردد،و درودمان را بر شما رحمت برای ما و کفارۀ گناهانمان قرار داد،زیرا خدا شما را برای ما انتخاب کرد،و آفرینش ما را به آنچه از ولایت شما بر ما منّت نهاد و پاکیزه ساخت،و ما در پیشگاه خدا از نامبردگان به دانش شما و اقرارکنندگان به تصدیقمان نسبت به شما بودیم،این است جایگاه کسی که زیادهروی کرد،و دچار خطا شد،و درمانده گشت،و به آنچه جنایت
کرد اقرار نمود،و به این جایگاهش نجات خود را مید دارد،و اینکه به وسیلۀ شما از ورطه هلاکت برهاندش رهانندۀ هلاک شدگان شما شفیعان من باشید،آنگاه که وارد بر شما شوم همان گاه که مردم دنیا از شما روگرداندهاند،و آیات خدا را به مسخره گرفتند،و از قبول آنها تکبّر کردند،ای که او پابرجاست و غفلت نمیکند،و پاینده است و سرگرم نمیشود،و به همه چیز احاطه دارد،تو را منّت است به آنچه مرا موفّق نمودی،و شناساندی به من آنچه را بر آنم واداشتی،آنگاه که بندگانت از او بازداشتند،و شناختش را نادان بودند،و حقّش را سبک شمردند،و به جانب غیر او میل نمودند،پس از جانب تو بر من منّت بود،با اقوامی که اختصاص دادی آنها را به آنچه مرا به آن اختصاص دادی،پس تو را سپاس،به خاطر اینکه در این جایگاهم نزد تو یاد شده و ثبت شده بودم، از آنچه امید کردم مرا محروم مکن،و در آنچه خواندم ناامید مساز،به حرمت محمّد و خاندان پاکش،و درود خدا بر محمّد و خاندان محمّد.پس برای خود به هرچه که خواهی دعا کن.شیخ طوسی(ره)در کتاب«تهذیب»فرموده:
پس از آن هشت رکعت نماز زیارت بجای آور،برای هر امامی دو رکعت
و شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس گفتهاند چون خواستی ایشان را وداع کنی،بگو:سلام و رحمت و برکات خدا بر شما ای پیشوایان هدایت،شما را به خدا میسپارم،و بر شما سلام میفرستم،به خدا و رسول،و به آنچه شما آورید و بر آن راهنمایی کردید ایمان آوردیم،خدایا ما را با گواهان بنویس.
سپس بسیار دعا کن،و از خدا بخواه،که دیگر بار تو را به زیارت ایشان برگرداند،و زیارت آن بزرگواران آخرین زیارت
تو نباشد.علاّمۀ مجلسی(ره)،در«بحار»از یکی از نسخههای قدیمی،زیارت مبسوطی ایراد فرموده و چون به تصریح ایشان و دیگران،بهترین زیارات برای آن بزرگواران زیارات جامعه است[مجموعهای زیارات است که به هر کدام زیارت جامعه گفته میشود مانند زیارت امین اللّه،جامعه معروفه و...]که پس از این ذکر خواهد شد ان شاء اللّه،به همین خاطر ما در این مقام به همین اندازه اکتفا کردیم و در باب اول،در ذکر زیارات حجج طاهره علیهم السّلام در ایام هفته،زیارتی برای حضرت امام حسن علیه السّلام و زیارتی برای این سه امام بزرگوار نقل کردیم[صفحه 98]،از آنها غفلت نشود بدان که ما در زیارت هر یک از حجج طاهره علیهم السّلام غیز از ائمه بقیع علیهم السّلام صلواتی برای صاحب زیارت ذکر میکنیم،و در صلوات بر این بزرگواران اکتفا میکنیم به صلواتی که در آخر باب زیارات ذکر میشود،به آنجا رجوع شود،و با ذکر صلوات بر ایشان ترازوی اعمال حسنه خود را سنگین کن.
بدان که کثرت شوق این مهجور شکسته به آن مشاهد مشرفه مرا وادار میکند که از قصیدۀ هائیه[یعنی قصیدهای که قافیه آن حرف«ه»است]فاضل اوحدی،مادح آل احمدی جناب شیخ ازری(ره)چند شعری که مناسب با این مقام است ذکر کنم و خود را به آن مشغول نمایم.دربارۀ این قصیده از شیخ الفقهاء العظام خاتم المجتهدین الفخام شیخ محمّد حسن، صاحب«جواهر الکلام»نقل شده،که آرزو میکرد آن قصیده در نامه عمل او نوشته شود و کتاب با عظمت«جواهر» در نامه عمل ارزی ثبت گردد،ازری(ره)چنین فرموده است:
به راستی که شوق این دلها را به پریشانی نشاندهو این چشمها را گریه خونآلود نموده جریحهدار کنندهترین بلاها دیدهام را نگریاندولی عشق دوست آن را به گریه انداخت هر روز برای حوادث بازگشتی استکه کوه رضوی را قدرت برخورد با آنها نیست چگونه امید نجات از آنها میرودمگر با پیمانی از آقای رسولان طه حصار محکم هراسندگان از هر هراسی*کاملترین عرب از جهت تعهّد و وفادارترین آنها
سرچشمۀ دانش جز نزد او نیستخبر کائنات است از ابتدای آنها از او دانش و بردباری بر خلق افاضه شدکه خردها خردمندی خود را از آن دو گرفت نامش را بلند آوازه کرد آسمانهاو زمین،چنانکه بلند آوازه کرد صبح را آفتابش و اینگونه شد که فضائل او را پخش کردندهر قومی با اختلاف زبانهایشان به وجد آمد خاک از نامشو برتری گرفت از بلندترین آسمانها پستترین جایگاهش از نظر ذات از جوهر تقدّس گذشتپیابران در عنای آن مبهوت شدند فکرت را در صفات احمد جولان مدهزیرا همان صورتی است که هرگز آن را نخواهی دیدخدا را کداین آفریده است که بزرگتر از او باشداو هدفی است که خدا آن را استقصا نمودهخدا شرق و غرب را طاهر به باطن زیر و رو کردپس احمد را دید و او را انتخاب کرد من منازل قدس او را فراموش نمیکنمکه آنها را تقوا بنا کرد پس بنایش را برافراشت و مردان با عزّتی را در خانههاییکه خدا اجازه داد حریم آنها عزیز شمرده شود سرورانی که جز رضای خدا را نمیخواستهاندچنانکه خدا هم جز رضای آنان را نمیخواست آنان را از کمال خود به معناهایی اختصاص داد*و آنان را به برترین نامهایش نامید
برای عرش جز گنجهایی نبودندپنهان،منزّه است آنکه آشکارشان کرد برای آنها چه بسیار زبانهایی است که از خدا خبر میدهدآنها قلمهای حکمتی بودند که خدا تراشید آنان دیدگان سالمی هستند که راهنمایی کنندهر چشم نابینایی را دو چشم سالم آنها دانشمندان امامان حکیمانی هستندکه ستارگان با پیروی از هدایت آنها هدایت شوند پیشروانی که دانش و بینش عقلشانشنیدگاه و دیدگاه هر حکمتی است باک ندارم گرچه بر زمین فرو ریزد*آسمانها،پس از نائل شدن به دوستی آنان
به نقل از کتاب«مصباح الزائر»و غیر آن
نزدیک قبر میایستی و میگویی:سلام بر رسول خدا،سلام بر پیامبر خدا، سلام بر محبوب خدا،سلام بر برگزیدۀ خدا،سلام بر راز خدا،سلام بر محمّد بن عبد اللّه،سرور پیامبران و خاتم فرستادگان،و برگزیدۀ خدا از خلقش در زمین و آسمان،سلام بر همۀ پیامبران و رسولان خدا،سلام بر شهیدان و
سعادتمندان و شایستگان،سلام بر ما و بر بندگان شایسته،سلام بر تو ای روح پاک،سلام بر تو ای جان شریف،سلام بر تو ای نسل پاکیزه،سلام بر تو ای انسان پاک،سلام بر تو ای فرزند بهترین مردم،سلام بر تو ای فرزند پیامبر برگزیده،سلام بر تو ای فرزند برانگیخته به سوی تمام مردم،سلام بر تو ای فرزند مژدهدهنده و بیمده،سلام بر تو ای فرزند چراغ نوربخش،سلام بر تو ای فرزند تایید شده به قرآن،سلام بر تو ای فرزند فرستاده شده به سوی انس و جنّ،سلام بر تو ای فرزند دارای پرچم و نشان،سلام بر تو ای فرزند شفیع روز قیامت،سلام بر تو ای فرزند کسی که خدا او را مخصوص به کرامت فرمود،سلام و رحمت و برکات خدا بر تو،شهادت میدهم که خدا خانۀ نعمتش را برای تو برگزید،پیش از آنکه احکامش را بر تو واجب کند،یا تو را به حلال و و حرامش مکلّف گرداند،پس تو را به سوی خود انتقال داد.پاک و پاکیزه،پسندیده و پاک از هر ناپاکی،منزّه از هر چرک،و در بهشت آسایش جایت داد،و به سوی درجات برتر بالایت برد،درود خدا بر تو درودی که دیدۀ رسولش را به آن روشن گرداند،و به بزرگترین آرزویش برساند.خدایا قرار ده برترین و پاکیزهترین درودهایت،و فزایندهترین و کاملترین برکاتت را بر رسول و پیامبر و بزگزیده
از میان بندگانت،محمّد خاتم پیامبران،و بر آنان که پدید آمدند از اولاد پاکش،و بر کسی که یادگار گذاشته از اهل بیت پاکیزهاش،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.خدایا از تو درخواست میکنم به حق محمّد برگزیدهات،و ابراهیم فرزند پیامبرت،اینکه به حق آنان قرار دهی کوششم را مورد سپاس،و گناهم را آمرزیده و زندگیام را سعادتمندانه،و عاقبتم را ستوده،و حاجاتم را روا گشته،و کارهایم را پسنیده،و امورم،را ملازم با سعادت،و شونم را پسندیده.خدایا،و توفیق را برایم نیکو گردان،و هر اندوه و فشاری را از من برطرف ساز.خدایا مرا از کیفرت برکنار دار،و ثوابت را بیدریغ به من ببخش، و در بهشتت جایم ده،و خشنودی و امانت را روزیام کن،و با من در دعهای شایستهام شریک کن پدر و مادر و فرزندانم را،و همه مردان و زنان اهل ایمان را،زنده و مردۀ آنان را،به درستی که تو صاحب ماندنیهای شایستهای،اجابت فرما ای پروردگار جهانیان.پس حاجت خود را بخواه،و دو رکعت نماز زیارت بجا آر
مزء قبر آن مخدّره میایستی و میگویی:سلام بر پیامبر خدا،سلام بر رسول خدا، سلام بر محمّد سرور رسولان،سلام بر محمّد سرور پیشینیان،سلام بر محمّد سرور آیندگان،سلام بر کسی که خدا او را رحمتی برای جهانیان برانگیخت،سلام و رحمت و برکات
خدا بر تو ای پیامبر.سلام بر فاطمه دختر اسد آن بانوی هاشمیه،سلام بر تو ای صدیقه پسندیده، سلام بر تو ای پرهیزگار پاکیزه،سلام بر تو ای بزرگوار خشنود،سلام تو ای کفالت کنندۀ محمّد خاتم پیامبران،سلام بر تو ای مادر سرور اوصیاء،سلام بر تو ای که غمخواریات بر رسول خدا خاتم پیامبران آشکار شد،سلام بر تو ای که پرورشش برای ولی امین خدا بود،سلام بر تو و بر روح و بدن پاک تو،سلام و رحمت و برکات خدا بر تو و فرزنت،شهادت میدهم که به خوبی سرپرستی کردی،و امانت را ادا نمودی،و در راه خشنودی حق کوشیدی،و نهایت زحمت را در حفظ رسول خدا متحمّل شدی،درحالیکه به حقّش عارف بودی،و به راستگوییاش ایمان داشتی،و به نبوّتش معترف بودی،و به نعمتش بصیرت داشتی،تربیتش را عهدهدار،بر وجودش غمخوار، و به خدمتش مهیّا،و خشنودیاش را اختیار نمودی،شهادت میدهم که بر ایمان،و تمسّک به شریفترین ادیان از جهان گذشتی،خشنود و پسندیده،پاک و پاکیزه،پرهیزکار و نظیف، خدا از تو خشنود باشد،و خشنودت نماید،و منزل و جایگاهت را بهشت قرار دهد.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و به زیارت او سودم ده،و بر محبّتش پایدارم کن،و مرا از شفاعتش و شفاعت امامان از نسلش محروم مفرما،و همجواری و محشور شدن با او و فرزندان پاکش را روزیام کن.خدایا
این زیارت را آخرین زیارتم از این بانو قرار مده،بازگشت به زیارتش را همیشه تا زندهام میداری روزیام فرما،و چون مرا میراندی در گروه او محشورم کن،و در شفاعتش واردم نما،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
خدای به حق او مقامش در پیشگاهت،مرا و پدر و مادرم و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز،و به ما در دنیا و آخرت پاداش نیکو عنایت کن،و به رحمتت،از عذاب دوزخ نگاهمان دار سپس دو رکعت نماز زیارت میخوانی و به آنچه که خواهی دعا میکنی و برمیگردی.
چون به زیارت آن حضرت نزد قبرش رفتی بگو:سلام بر تو ای عموی رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)سلام بر تو ای بهترین شهیدان،سلام بر تو ای شیر خدا و شیر رسول خدا،شهادت میدهم که تو در راه خدای عزّ و جلّ جهاد کردی،و جانت را بخشیدی،و برای رسول خدا خیرخواهی نمودی،و آنچه را نزد خدای پاک بود رغبت داشتی،پدر و مادرم فدایت،به سویت آمدم،تا با این آمدن به رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)تقرّب جویم،مشتاق به توام در شفاعت،با زیارتت رهایی جانم را میطلبم،به تو پناهندهام از آتشی که مثل من به خاطر جنایتی که بر خود کردهام مستحقّ آن است، از گناهانی که بر پشتم بار کردهام گریزانم،به امید رحمت پروردگارم به تو پناهندهام،از راه دور
مشقّت باری به سویت آمدم،خواهان آزادیام از آتش دوزخ،پشتم را گناهانم سنگین بار کرده،و بجا آوردهام آنچه را که پروردگارم را به خشم آورده،احدی را برای خود بهتر از شما اهل بیت رحمت نیافتم که به او پناه برم،پس روز تهیدستی و حاجت شفیع من باش،که اندوهگین به سویت سیر کردم،و محزون به جانبت آمدم،و گریهکنان در پیشگاهت اشک ریختم،و تنها به محضرت آمدم،و تو از کسانی هستی که خدا پیوندش را به من دستور داده،و به نیکی بر او فرمانم داده،و بر فضلش دلالتم کرده،و به محبّتش راهنماییام نموده،و به وار شدن بر او تشویقم کرده،و خواستن حوایج را نزد او به من الهام نموده، شما اهل بیتی هستید که هرکه دوستتان بدارد هرگز بدبخت نشود،و هرکه به جانب شما آید هرگز محروم نگردد،و هرکه هوای شما را بدارد هرگز زیانکار نشود، و هرکه شما را دشمن بدارد هرگز به سعادت نرسد.پس رو به قبله میکنی،و دو رکعت نماز زیارت بجا میآوری،و پس از تمام شدن، نماز،خود را به قبر میچسبانی و میگویی:خدای بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،خدایا،من با ملازمت قبر عموی پیامبرت(درود خدا بر او و خاندانش باد)،خود را در معرض رحمتت قرار دادم،تا از انتقامت پناهم دهد،در روزی که نالهها در آن بسیار میشود،و سرگرم شود هرکه به آنچه پیش فرستاده،و از خود دفاع نماید،اگر در آن روز به من رحم کنی،ترس و اندوهی بر من نیست،و اگر کیفرم دهی،پس مولایی هستی که او را بر بندهاش قدرت کامل است،پس از این روز محرومم مساز،و بدون برآورده شدن حاجتم باز مگردان،چرا که خود را به قبر عموی پیامبرت چسباندم،و به وسیلۀ او به سوی تو تقرّب جستم،برای طلب رضای تو،و امید به رحمتت،بنابراین از من بپذیر،
و به بردباریات بر جهلم به من بازگرد،و به مهرت بر جنایتی که بر خود وارد آوردم،هرآینه گناهم بزرگ شد،و از اینکه به من ستم کنی نمیترسم،ولی از بدی حساب میترسم،پس امروز غلطیدنم بر قبر عموی پیامبرت را بنگر،پس به حق حرمت آن دو بزرگوار از آتش آزادم کن،و کوششم را محروم از رحمت مفرما،و زاریام بر تو سبک نیاید،و صدایم از تو محجوب نگردد،و بدون برآورده شدن حاجتم مرا باز نگردان،ای فریادرس هر دلگیر اندوهگین،ای گشایندۀ اندوه از غمزدۀ سرگردان و غرق شده مشرف به هلاکت،پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و به من نظر کن نظر کردنی که بعد از آن بدبخت نشوم هرگز،و به زاری و اشک و تنهاییام رحم کن،من خشنودیات را امید دارم، و جویای آن خیری هستم،که احدی آن را جز تو عطا نمیکند،پس آرزویم را باز مگردان،خدایا اگر کیفر کنی،پس مولایی هستی که بر بندهاش و سزایش به بدی عملش قدرت دارد،پس امروز نومیدم مکن،و بدون حاجتم باز مگردان، و حرکت کردن و آمدنم را ناامید مفرما،زیرا توشهام را خرج کردم،و بدن را به زحمت انداختم،و بیابانهای خطرناک را پشت سر گذاشتم،و اهل و مال و آنچه را به من دادی بجای گذاردم و آنچه را نزد تو است بر خود اختیار نمودم،و به قبر عموی پیامبرت(درود خدا بر او و خاندانش باد)پناه بردم،و به وسیلۀ او برای به دست آوردن رضایت تقرّب جستم،پس به بردباریات بر جهلم،و به رأفتت بر گناهم بازگرد،به راستی بزرگ شده،به مهربانیات ای بزرگوار،ای بزرگوار.
مؤلّف گوید:مدایح جناب حمزه(ره)و فضیلت زیارت آن حضرت پیش از آن است که ذکر شود.فخر المحققین(ره)در
«رسالۀ فخریه»فرموده است:زیارت حمزه و باقی شهدای مدفون در احد مستحبّ است،زیرا از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت شده:هرکه مرا زیارت کند و عمویم حمزه را زیارت نکند،همانا به من جفا کرده است.این فقیر د رکتاب«بیت الأحزان» در مصائب سیّدۀ زنان عالم نقل کردهام که حضرت فاطمه علیها السلام پس از وفات پدر بزرگوار خود،هر روز دوشنبه و پنجشنبه به زیارت حمزه و شهدای احد میرفت و نماز میخواند و دعا میکرد و این عمل را تا زمان وفاتش ترک نکرد.محمود بن لبید گفته است:آن سیّدۀ جلیله کنار قبر حمزه میرفت،و گریه میکرد،من در یکی از روزها به زیارت حمزه مشرّف شدم،دیدم آن مظلومه نزد قبر حمزه مشغول به گریه است،من صبر کردم تا از گریه آرام شد،نزدیک رفتم و سلام کردم و گفتم:ای سیّدۀ زنان،به حق خدا قسم،با این گریهات رگهای دلم را قطع کردی!!فرمود:ای ابا عمر گریستن برای من شایسته است،زیرا مصیبت بهترین پدرها رسول خدا صلی اللّه علیه و آله به من رسیده،آنگاه فرمود:
وا شوقاه الی رسول اللّه و چنین انشاء کرد:
چون بمیرد روزی مردهای یادش کم شود*و یاد پدرم از وقتی که وفات کرد به خدا قسم بیشتر است شیخ مفید(رحمة اللّه علیه)فرمود رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)در زمان حیاتش به زیارت قبر حمزه امر فرمود،و خود آن حضرت به زیارت حمزه و شهداء میآمد،و فاطمه(درود خدا بر او)همواره پس از وفات پیامبر (درود خدا بر او و خاندانش باد)همواره صبح و شب به جانب قبر حمزه میرفت،و مسلمانان هم برای زیارت و ملازمت قبر حمزه نوبت به نوبت میآمدند.
در زیارت ایشان میگویی:سلام بر رسول خدا،سلام بر پیامبر خدا،سلام بر محمّد بن عبد اللّه،سلام بر اهل بیت پاکش،سلام بر شما ای شهیدان مؤمن،
سلام بر شما ای اهل بیت ایمان،و توحید،سلام بر شما ای یاوران دین خدا و رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)سلام بر شما بخاطر آن صبری که کردید،چه خوب است سرانجام خانۀ آخرت،شهادت میدهم که خدا شما را برای دینش برگزید،و برای رسولش انتخاب کرد،و شهادت میدهم که شما در راه خدا جهاد کردید جهادی شایسته، و از دین خدا و پیامبرش دفاع نمودید،و در برابر رسول خدا جانبازی کردید،و شهادت میدهم که بر روش رسول خدا کشته شدید،پس خدا شما را از جانب پیامبر و از سوی اسلام و اهلش پاداش دهد بهترین پاداش،و در محل رضوان و موضع اکرامش شما را به ما بشناسد،در کنار انبیا و صدیقین و شهدا و صالحین،و آنان از جهت رفاقت نیکو رفیقانی هستند،شهادت میدهم که شما حزب خدایی،و اینکه هرکس با شما جنگید،با خدا جنگیده،و شما از مقرّبان و رستگاران هستید،آنان که نزد خدا زندهاند،و روزی داده میشوند،لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان باد که شما را کشتند،ای اهل توحید زیارتکنان به محضرتان آمدم،به حق شما آگاهم و به زیارتتان به سوی خدا تقرّب میجویم،و به آنچه که از اعمال شریفه،و کارهای پسندیده گذشته دانایم، سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد،و لعنت خدا و خشم و غضبش بر آنان که شما را کشتند.
خدایا به زیارت اینان سودم ده،و بر قصدشان ثابتم دار،و بر آنچه آنان را بر آن میراندی مرا بمیران،و در قرارگاه خانۀ رحمتت میان من و آنان جمع کن،شهادت میدهم که شما بر ما پیشی گرفتید،و ما هم به شما ملحق میشویم.
و سورۀ«انا انزلنا»را تا توانی میخوانی و بعضی گفتهاند نزد هر شهیدی که او را زیارت میکنی دو رکعت نماز بجای آر،و برگرد
از جمله مسجد قباست که از آغاز بر پایه پرهیزکاری بنا شده،روایت شده:هرکه به آن مسجد برود و دو رکعت نماز بگذارد،با ثواب عمره باز میگردد.پس به آن مسجد شریف برو،و دو رکعت نماز تحیّت مسجد بجا آور،و تسبیح حضرت زهرا علیها السلام را بخوان و زیارت جامعه را که اوّلش«السّلام علی اولیاء اللّه»است قرائت کن،ما آن را زیارت اول جامعه قرار میدهیم و در اواخر باب ان شاء الله تعالی خواهد آمد،پس خدا را بخوان و بگو:«یا کائنا قبل کلّ شیء»و این دعایی است طولانی و نقلش منافی با اختصار است،هرکه خواهد به باب مزار کتاب بحار الأنوار مراجعه کند.و در مشربه امّ ابراهیم [یعنی غرفه مادر حضرت ابراهیم فرزند رسول خدا(ص)]که مسکن و محّل نماز رسول حق صلی اللّه علیه و آله بوده نماز بگذار،و نیز نماز بخوان در مسجد فضیخ که نزدیک مسجد قباست و آن را مسجد«ردّ شمس»هم میگویند،همچنین در مسجد فتح که مسجد«احزاب»میخوانند زمانی که در مسجد فتح از نماز فارغ شدی بگو:ای فریادرس گرفتاران،ای اجابت کنندۀ دعای ناچاران، ای دادرس اندوهگینان،بدحالی و اندوه و گرفتاری و غمم را برطرف ساز،چنانکه از پیامبرت(درود خدا بر او و خاندانش باد)اندوهش را برطرف کردی و او را از هراس دشمنش کفایت نمودی،در آنچه از کار دنیا و آخرت اندیشه مرا مشغول داشته کفایتم کن، ای مهربانترین مهربانان.
و در خانۀ حضرت سجّاد علیه السّلام،و امام صادق علیه السّلام و مسجد سلمان(ره)،و مسجد امیر المؤمنین علیه السّلام که مقابل قبر حمزه(ره)است، و مسجد مباهله تا جایی که بتوانی نماز بخوان،و به آنچه خواهی دعا کن،
هرگاه خواستی از مدینه بیرون روی،غسل کن،و نزد قبر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله برو،و آنچه پیش از این انجام میدادی انجام ده،آنگاه آن حضرت را وداع کن و بگو سلام بر تو ای رسول خدا،تو را به خدا میسپارمت،و از تو میخواهم رعایتم کنی،و بر تو سلام میفرستم،به خدا و آنچه تو آوردی و به آن راهنمایی کردی ایمان آوردم.خدا این زیارت را آخرین نوبت من از زیارت قبر پیامبرت قرار مده،اگر مرا قبل از اینکه دوباره به زیارت آیم بمیرانی،پس در مرگم شهادت میدهم،آنچه در حیاتم بر آن شهادت دادم،به اینکه معبودی جز تو نیست،و محمّد بنده و رسول توست،درود خدا بر او و خاندانش.حضرت صادق علیه السّلام در وداع قبر پیامبر صلی اللّه علیه و آله به یونس بن یعقوب فرمود چنین بگو:
درود خدا بر تو،سلام بر تو،خدا آن را آخرین سلام من بر تو قرار ندهد.
مؤلّف گوید:ما در کتاب(هدی الزائرین)در بیان تکالیف زائران مدینۀ طیّبه نوشتیم،از چیزهایی که برای ایشان مهم است این است که تا در مدینۀ معظّمه،هستند،فرصت را غنیمت دانسته،در مسجد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله بسیار نماز بجای آورند،که نماز در آنجا برابر ده هزار نماز است که در جای دیگر خوانده شود و بهترین مکانهای مسجد روضۀ شریفه است که بین قبر و منبر قرار دارد.بدان که شیخ ما حاجی نوری در«تحیّه»فرموده است:مقدار جای جسد مبارک پیامبر و ائمه ما«صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین»از کعبه معظّمه به اتفاق جمیع فقها چنانکه شهید(ره)در کتاب«قواعد»به آن تصریح نموده اشرف است.در حدیث حسن،از حضرمی روایت شده است که امام صادق علیه السّلام مرا امر فرموده:در مسجد رسول خدا صلی اللّه علیه و آل تا میتوانم بسیار نماز بخوانم،و فرمود:همیشه ترا میّسر نمیگردد به این مکان شریف بیایی...تا اخر خبر.شیخ طوسی(ره)در کتاب
«تهذیب»به سند معتبر از مزارم روایت کرده است که امام صادق علیه السّلام فرمود:روزه گرفتن در مدینه و نماز خواندن نزد ستونها واجب نیست،بلکه واجب همان نمازهای پنجگانه و روزۀ ماه رمضان است،ولی اگر کسی بخواهد روزه بگیرد برای او بهتر است.و فرمود در این مسجد شریف تا بتوانید بسیار نماز بخوانید،که برای شما بهتر است7بدانید آدمی گاه میشود که در دنیا زیرک است،و مردم او را مدح میکنند،که فلانی چه بسیار زیرک است،پس امر کسی که در کار آخرت زیرک باشد چگونه است؟و رسول خدا و ائمۀ بقیع را در روز به اندازهای که برای تو ممکن است به طور مکرّر زیارت کن،و هرگاه حجرۀ رسول الهی را مشاهده کردی بر آن حضرت سلام بده و تا در مدینه هستی مواظب خود باش، و خویش را از گناهان و مظالم حفظ کن و تدبّر و تفکّر کن در شرافت آنجا،به خصوص در مسجد شریف که قدمهای مبارک رسول خدا بر آن زمینها گذاشته شده و آن بزرگوار در کوچه و بازار آن تردّد نموده،و در آن مسجد نماز خوانده و آنجا جایگاه وحی و تنزیل است، و جبریل امین و ملائکه مقرّب در آنجا نازل میشدند،و چه خوب گفته شده:
زمینی که جبریل در عرصاتش راه یافته*و خدا زمین و آسمانش را شریف گردانده و تا ممکن شود،در مدینه صدقه بده،به خصوص در مسجد و مخصوصا به سادات و ذرّیه رسول خدا صلی اللّه علیه و آله که ثواب جزیل و اجر عظیم بر آن مترتّب است.علاّمۀ مجلسی فرموده:در روایت معتبر وارد شده:درهمی که در آنجا صدقه دهند برابر است با ده هزار درهم صدقه در جای دیگر و اگر برایت ممکن باشد مجاورت آن شهر پاک را اختیار کن،که مجاورت در مدینه مستحبّ است و احادیث مستفیضه در فضیلت آن وارد شده است.
خدا قبری را در مدینه با بارانش سیرا کندکه در آن فرود آمده امنیت با برکتها پیامبر هدایت که خدایش بر او درود فرستدو برساند از ما به روان او هدیهها درود فرستد خدا بر او تا خورشید میتابد*و میدرخشد ستارگان شب شتابان
«و در آن چند مطلب است:
شیخ طوسی به سند صحیح،از محمّد بن مسلم،از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:خدا مخلوقی بیشتر از ملائکه خلق نفرموده،به درستی که هر روز هفتاد هزار ملک نازل میشوند،و به بیت المعمور میآیند و دور آن طواف میکنند،چون از طواف آنجا فارغ میشوند،به طواف کعبه میروند،و چون از طواف کعبه فارغ شدند،به سوی قبر پیامبر صلی اللّه علیه و آله میآیند،و بر آن حضرت سلام میکنند،پس از آن سوی قبر امیر المؤمنان علیه السّلام میآیند،بر آن حضرت سلام میکنند،و بعد از آن نزد قبر حسین علیه السّلام میآیند و بر آن جناب سلام میکنند،پس از آن به آسمان بالا میروند،و مانند ایشان هر روز نازل میشوند،تا روز قیامت.سپس فرمود:هرکه امیر مؤمنان علیه السّلام را زیارت کند و عارف به حق آن حضرت باشد،یعنی آن جناب را امام واجب الاطاعة،و خلیفه بلا فصل بداند،و از روی جبّاریت و تکبر نیامده باشد،حق تعالی اجر صد هزار شهید برای او بنویسد و گناهان گذشته و آیندۀ او را بیامرزد،و روز قیامت از جملۀ ایمنان از هولهای آن روز برانگیخته شود.و خدا حساب را بر او آسان نماید،و هنگام حرکت به سوی زیارت،ملائکه از او استقبال کنند،و چون از زیارت برگدد او را مشایعت نمایند تا به خانۀ خود برگدد،و اگر بیمار شود به عیادت او بیایند،و اگر بمیرد جنازۀ او را مشایعت کنند،و برای او تا کنار قبرش طلب آمرزش نمایند.سیّد عبد الکریم ابن طاووس در کتاب«فرحة الغریّ»از آن حضرت روایت کرده:هرکه پیاده به زیارت امیر مؤمنان علیه السّلام رود،حق تعالی به هر گامی ثواب یک حجّ و یک عمره برای او بنویسد،و اگر پیاده برگردد به هر گامی ثواب دو حجّ و دو عمره برای او بنویسد،و نیز از آن حضرت روایت کرده که به ابن مارد فرمود:ای پسر مارد،هرکه جدّم امیر المؤمنین علیه السّلام را در صورت عرفان به حقّش زیارت کند،حق تعالی برای او به عدد هر گامی حجّ مقبول و عمرۀ پسندیده بنویسد،ای پسر مارد و اللّه آتش جهنم نمیخورد،گامی که در زیارت امیر
المؤمنین غبار آلوده شود،خواه پیاده رود و خواه سواره،ای پسر مارد این حدیث را به آب طلا بنویس.و همچنین از امام صادق علیه السّلام روایت کرده است که فرمود:ما میگوییم در پشت کوفه قبری است،که به آن قبر دردمندی پناه نمیبرد مگر آنکه حق تعالی او را شفا کرامت فرماید.
مؤلّف گوید:از اخبار معتبر ظاهر میشود که حق تعالی قبر امیر المؤمنین و اولاد طاهرینش علیهم السّلام را پناهگاه هراسندگان و ملجأ بیچارگان،و امان اهل زمین قرار داده،هر غمناکی که نزد او برود غمش زائل میشود،و هر دردمندی که خود را به آن بمالد شما میگیرد،و هر که به آن پناه برد در امان باشد.سیّد عبد الکریم بن طاووس از محمّد بن علی شیبانی روایت کرده است که گفت:من و پدر و عمویم حسین،به طور پنهان،در شب تار به زیارت قبر امیر المؤمنین علیه السّلام رفتم،و این کار در سال دویست و شصت و اندی بود و من در آن هنگام کودکی صغیر بودم،چون به قبر آن حضرت رسیدیم دیدیم در اطراف آن قبر سنگهای سیاه گذاشته شده و بنایی ندارد،به قبر نزدیک شدیم،عدّهای از ما مشغول خواندن قرآن،و بعضی مشغول نماز،از آن محل شریف دور شدیم،آن حیوان نزدیک قبر رفت و شروع به مالیدن ذراع خود به قبر کرد،یکی از ما نزدیک شیر رفت و به تماشای آن ایستاد،حیوان متعرض او نشد،برگشت و ما را به حال شیر خبر داد ترس از ما برطرف شد،همگی نزدیک او رفتیم،در وضعش دقّت کردیم،دیدیم در ذراع او جراحتی است و آن حیوان محلّ جراحت را به قبر آن حضرت میمالید،حدود یک ساعت به این حال بود،سپس رفت،ما هم به حال اوّل خود،به نماز و زیارت و قرائت قرآن برگشتیم.شیخ مفید نقل کرده:هارون الرشید روزی به قصد شکار از کوفه بیرون رفت،و به سوی غرییّن و ثویه روی نمود،آهوانی را در آنجا دید،فرمان داد،بازهای شکاری و سگان تعلیم دیده را برای شکار آهوان رها کردند،و خود و افرادش نیز بر آنها تاختند،آهوان با دیدن این وضع فرار کرده،به پشتهای پناه بردند و آنجا آرمیدند،بازهای شکاری در ناحیهای افتادند،و سگها از حرکت بازمانند،رشید از این امر شگفتزده شد،دیگر بار آهوان از فراز پشته به نشیب آمدند،بازها و سگها آهنگ آنان نمودند،باز آهوان به آن
پشته پناه بروند و حیوانات شکاری از قصد آنان بازگشتند.این عمل سه مرتبه تکرار شد.هارون به شدّت شگفت زده شد.
غلامان خود را دستور داد،که هرچه سریعتر،کسی که از موقعیت این مکان با خبر باشد نزد من بیاورید،غلامان رفتند، و از طایفۀ بنی اسد پیرمردی را حاضر کردند.هارون از او پرسید:حال این پشته چیست و این مکان را چه کیفیتی است؟گفت:اگر مرا امان دهی داستان آن را بیان میکنم،هارون گفت:با خدا عهد کردم که تو را آزار ندهم،و در امان باشی،اکنون آنچه را خبر داری بگو،پیرمرد گفت:پدرم مرا از پدران خود خبر داد که میگفتند:قبر مطهّر امیر المؤمنین علیه السّلام در این پشته واقع است و خدا آن را حرم أمن و امان خود قرار داده،که هرچه به آن پناه برد در امان باشد،فقیر گوید:
در امثال عرب است که میگویند:احی من المجیر الجراد فلانی حمایت کردنش،از کسی که در پناه اوست،از پناه دهندۀ ملخها بیشتر است و داستان آن این است:که مردی بادیهنشین از قبیله طیّ،به نام مدلج بن سوید،روزی در خیمهاش نشسته بود،دید گروهی از طایفه طیّ آمدند،در حالی که جوال و ظرفهایی با خود دارند،پرسید:چه خبر است گفتند:ملخهای زیادی در اطراف خیمۀ شما فرود آمدهاند،قصد صید آنها را داریم،مدلج پس از شنیدن این خبر.بر اسب خود نشست و نیزهاش را به دست گرفت و فریاد زد:به خدا سوگند،هرکه متعرض این ملخها شود،او را خواهم کشت:ایکون الجراد فی جواری ثم تریدون اخذه؟آیا این ملخها در پناه من باشند و شما آنها را صید کنید،چنین کاری نخواهد شد.مدلج پیوسته از آنها حمایت کرد تا آفتاب گرم شد و ملخها در گرمای آفتاب پریدند و رفتند،در آن هنگام به آن جمعیّت گفت:این ملخها از جوار من منتقل شدند،خود دانید با آنها!صاحب قاموس گفته است:ذو الاعواد لقب شخصی بسیار عزیز بوده،بعضی گفتهاند جدّ أکثم بن صیفی است،طایفۀ مصر هرسال خراجی به او میپرداختند چون پیر شد او را بالای تختی مینشاندند،و در میان قبائل و کنار چاههای آب عرب برای جمعآوری خراج میگرداندند،به اندازهای عزیز و محترم بود،که هرترسانی خود را به تخت او میرساند ایمن میشد.و هرذلیل و خواری به نزد تخت او میآمد،عزیز و ارجمند میگردید،و هرگرسنه به او میرسید،از گرسنگی میرهید،پس هرگاه تخت یک عرب،به این درجه از عزّت و رفعت رسد،چه عجب باشد که حق تعالی قبر ولّی خود را که حمل کننده تابوتش
جبرییل و میکاییل و امام حسن و امام حسین علیهما السّلام بودهاند،پناه هراسندگان،و ملجأ گریختگان،و فریادرس بیچارگان،و شفای دردمندان،قرار داده باشد؟بنابراین در هر کجا باشی،خود را به آن قبر برسان،و تا ممکن باشد خود را به آن بچسبان، و اصرار کن،تا به فریادت برسد،و تو را از هلاکت دنیا و آخرت برهاند.
به جودش پناه بر،او را ضامنی مییابیبرای نجات گنهگاران روز دیدارش عیادتکننده آرزومندان است و پاسخدهنده*و شنواست آنچه را پنهان کنند از گفتگوی سرّی در کتاب«دار السّلام»از شیخ دیلمی نقل شده که جماعتی از صالحان نجف اشرف روایت کردهاند:کسی در خواب دید، از هر قبری که در آن مشهد شریف و خارج آن است ریسمانی کشیده شده،که متصّل به قبّۀ حضرت حبل اللّه المتین امیر المؤمنین علیه السّلام است،پس آن شخص چنین انشاد کرد:
زمانی که از دنیا رفتم کنار حیدر دفنم کنیدپدر حسن و حسین چه کریم است او در جوار او از آتش نمیترسمو از منکر و نکیر پروا نمیکنم بر حامی قرقگاه ننگ است که در عرصۀ حمایتش*حتی در بیابان قرقگاهش افسار شتری گم شود
آگاه باش زیارتهای روایتشدۀ برای آن حضرت بر دو بخش است:یکی مطلقه،که مقیّد به وقتی از اوقات نیست و دیگر مخصوصه،که مقیّد به وقت معیّن است،و این زیارات در ضمن دو مقصد بیان میشود:
مقصد اول:در زیارات مطلقه که بسیار است ،و ما در اینجا تنها به ذکر چند زیارت اکتفا میکنیم.
اول:زیارتی است که شیخ مفید و شهید و سیّد ابن طاووس و دیگران ذکر کردهاند و کیفیت آن به این صورت است:هرگاه ارادۀ زیارت کنی
غسل کن،و دو جامۀ پاک بپوش و به چیزی از بوی خوش خود را خوشبو کن و اگر بوی خوش نیافتی مانعی ندارد،چون از خانه بیرون آمدی بگو:خدایا از خانهام بیرون آمدم،جویای فضل تو هستم، جانشین پیامبرت(درود تو بر آن دو)را زیارت میکنم.خدایا این زیارت را برایم آسان کن،و سببش را برایم فراهم آر،و مرا نسبت به سرانجام و غمخوارانم جانشین باش به نیکوترین جانشینی،ای مهربانترین مهربانان.
پس روانه شو،درحالیکه زبانت گویا باشد به ذکر:(الحمد للّه و سبحان اللّه و لا اله الاّ اللّه)و چون به حدود کوفه [جایی که در گذشته محّل خندق شهر بوده است]رسیدی بایست و بگو:خدا بزرگتر است،خدا بزرگتر است،شایستۀ کبریایی و بزرگواری و عظمت است،خدا بزرگتر است،شایستۀ بزرگ شمردن و تقدیس و تسبیح و نعمتهاست، خدا بزرگتر است از آنچه میترسم و حذر میکنم،خدا بزرگتر است،تکیهگاه من است،و بر او توکّل میکنم،خدا بزرگتر است،امید من است،و به سوی او باز میگردم.خدایا تو ولی نعمت منی،و بر انجام خواستهام توانایی،حاجتم و آنچه را دغدغههای سینهها و خاطرات نفوس پنهان میکند میدانی،خدایا از تو میخواهم به حق محمّد مصطفی که به وسیلۀ او حجّتهای حجّتتراشان،و عذر عذرخواهان را بریدی،و او را رحمت برای جهانیان قرار دادی،که محرومم نکنی از ثواب زیارت ولیّت و برادر پیامبرت امیر المؤمنین،و توجه به سویش،و مرا از واردان شایسته،و شیعیان پرهیزگارش قرار دهی،به مهربانیات،ای مهربانترین مهربانان.چون قبر شریف آن حضرت برایت نمودار شود چنین بگو:
خدا را سپاس که مرا به پاکی ولادت اختصاص داد،و مرا از باب کرامت،به دوستی نیکان و سفیران پاک و بهترین نشانههای حق برگزید،خدایا کوششم را به درگاهت،و زاریام را به پیشگاهت بپذیر،و گناهانم را که بر تو پوشیده نیست بیامبرز،که تویی خدای فرمانروا و آمرزش پیشه.
مؤلّف گوید:چون به هنگام دیدن بارگاه نورانی،حال نشاط و شوقی به زائر دست میدهد،بطوریکه میل دارد در آن وقت،تمام توجّه خود را به آن حضرت متوّجه کند و به هر زبان و بیانی که بتواند،مدح و ثنای آن بزرگوار را بگوید،به خصوص اگر زائر از اهل علم و کمال باشد،علاقه دارد،اگر شعر بلیغی در نظر داشته باشد،در چنان حالی زبانش به آن شعر گویا شود،به این سبب،به خاطرم رسید که قسمتی از قصیدۀ«هاییه»ازریّه را،که مناسب این مقام است ذکر نمایم،تا هر که خواست آن را زمزمه کند،امید واثق که سلامی از جانب صاحب این کارنامۀ سیاه به صاحب بارگاه روشن و سپید نماید،و از دعای خیر فراموشم نفرماید و اشعار این است:
ای سوار تندور مهلت بدهبه دلهایی که در سوزشان زیر و رو شوند اگر سرزمنی نجف نمایان شد خضوع کنو کفش را بیرون دروازه شهرش بیرون آور چون دیدهات به گنبد عالماعلی افتاد،که انوار پروردگارش پوشاند پس فروتنی کن که آنجا خانۀ قدس استکه افلاک بوسیدن خاکش را آرزو کنند به او بگو درحالیکه اشکها چون عقیق سرخ ریزان استو درون به آتش فروزانش میسوزد ای پسر عمّ پیامبر تو دست خداییکه نم سخایش همه چیز را فرا گرفته
تویی قرآن قدیم و صفات توآیههای آن است که وحی کرد خدا تو را به افتخارات گوناگونی اختصاص دادکه آنها مانند اعداد بیپایان است ای کاش دیدهای که در غیر گلستان تو بچردپر از خاشاک گردد و خاشاک در آن بماند تو پس از پیامبر بهترین خلایقیو آسمان بهتر چیزی که در آن است مهر و ماه است برای تو ذاتی چون ذات پیامبر است و اگر نبودتو را به برادری خود نمیگرفتهر دو از پستان وصال شیر نوشیدهایدکه غذای آن از گوهر تجلّی بود ای برادر پیامبر نزد من گناهانی استکه چون چشم خاشاکدار است و تو جلای آنی تو را در نردبان شأن و شرافتمقاماتی است که از پایینترین آن نتوان بالا رفت تو را جانی است که از معدن لطف ریخته شده*خدا تمام جانها را فدای آن گرداند چون به دروازۀ نجف برسی بگو:خدا را سپاس که ما را به این جایگاه راهنمایی کرد،و نمیتوانستیم به آن راه یابیم اگر خدا راهنماییمان نمیکرد،خدای را سپاس که مرا در شهرهای خود حرکت داد،و بر مرکبهایش سوار نمود،و دور را برایم نزدیک ساخت،و محذور را از من برگرداند،و ناخوشایند را از من دور کرد،تا مرا در حرم برادر رسولش(درود خدا بر او و خاندانش)وارد نمود.پس داخل شهر شو،و بگو:
سپاس خدای را که مرا وارد کرد به این بقعۀ مبارکهای که خدا در آن برکت قرار داد،و آنجا را برای جانشین پیامبرش اختیار نمود،خدا آن را گواه من قرار ده.چون به درگاه اول برسی بگو:خدایا به در خانهات ایستادم و به درگاهت فرود آمدم،و به رشتهات چنگ زدم،و متعرّض رحمتت شدم،و به ولیّات متوسّل شدم،آن را زیارتی پذیرفته،و دعایی مستجاب قرار دهد.چون به در صحن رسیدی بگو:خدایا این حرم،حرم توست،و مقام،مقام توست،و من وارد آن میشوم،و با تو مناجات میکنم،به آنچه تو به آن از من داناتری،و از نهان و راز من آگاهتری،خدای را سپاس خدای مهرورز و نعمتبخش و کرمکننده،که از کرم اوست که زیارت مولایم را به احسانش برای من هموار ساخت،و از زیارتش مرا ممنوع نکرد،و از ولایتش برکنار ننمود،بلکه کرم و احسان کرد.خدایا چنانکه معرفتش بر من منّت نهادی پس مرا از پیروانش قرار ده،و به شفاعتش وارد بهشت کن،این مهربانترین مهربانان.آنگاه داخل صحن شو و بگو:خدای را سپاس که مرا به معرفتش، و معرفت رسولش،و آنکه طاعتش را بر من واجب کرد گرامی داشت،و این از باب رحمت و بخشش به من بود،و به ایمان بر من منّت نهاد،خدای را سپاس که مرا به حرم برادر رسولش وارد نمود،و آن را در حال سلامت کامل به من نشان داد، خدای را سپاس که مرا از زیارتکنندگان قبر جانشین رسولش قرار داد،شهادت میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،و شهادت میدهم که محمّد بنده و فرستادۀ اوست،که به حق از نزد خدا آمد،و شهادت میدهم
که علی بندۀ خدا و برادر رسول خدا است،خدا بزرگتر است،خدا بزرگتر است،خدا بزرگتر است،معبودی جز خدا نیست، و خدا بزرگتر است و سپاس خدای را بر راهنماییاش،و توفیقش به آنچه از راهش به سوی آن فرا خوانده.خدایا تو برترین مقصود و کریمترین کسی هستی که به نزدت آمدهاند،من اینک به سویت آمدهام،به وسیلۀ پیامبرت،پیامبر رحمت،و برادرش امیر المؤمنین علیّ بن ابی طالب(درود خدا بر آن دو باد)به سوی تو تقرّب میجویم،پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و کوششم را نومید مکن،و به من نظر کن،نظری رحیمانه که به وسیلۀ آن مرا از هلاکت نجات دهی،و مرا نزد خود در دنیا و آخرت آبرومند و از مقرّبان قرار ده.چون به رواق برسی بایست و بگو:سلام بر رسول خدا،امین خدا بر وحیاش،و واجبات دستورش،ختمکنندۀ آنچه گذشته،و فتحکنندۀ آنچه خواهد آمد،و مسلّط بر آنچه گذشت و میآید،و بر او باد رحمت خدا و برکاتش،سلام بر دارندۀ آرامش،سلام بر دفن شده در مدینه،سلام بر یاری شدۀ مؤیّد،سلام بر ابو القاسم محمّد بن عبد اللّه و رحمت خدا و برکاتش.پس وارد رواق شو،و وقت ورود پای راست را مقدّم بدار،و بر در حرم بایست و بگو:
گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه است و شریک ندارد،و گواهی میدهم که محمّد بنده و رسول اوست،از نزد او به حق آمده و رسولان را تصدیق کرده،سلام بر تو ای رسول خدا،سلام بر تو ای محبوب خدا،و برگزیده از خلقش،سلام بر امیر مؤمنان بندۀ خدا،و برادر
رسول خدا،ای مولایم ای امیر مؤمنان،بندۀ تو،و فرزند بندۀ تو و فرزند کنیز تو،به نزدت آمده،پناه میجویم به عهدت،قصد میکنم به سوی حرمت،روی مینمایم به مقامت،متوسّل به خدای تعالی هستم به وجودت، آیا وارد شوم ای مولایم،آیا وارد شوم ای امیر مؤمنان،آیا وارد شوم ای حجّت خدا،آیا وارد شوم ای امین خدا، آیا وارد شوم ای ملائکۀ خدا،که مقیم این زیارتگاه هستید؟ای مولای من آیا اجازۀ ورودم میدهی برترین اجازهای که به یکی از دوستانت دادهای.اگر من شایستۀ آن نیستم تو شایستۀ آنی.
پس عتبه را ببوس،و پای راست را برای وارد شدن مقدّم بدار،و در حال ورود بگو:
به نام خدا،و با خدا،و در راه خدا،و بر کیش رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)، خدایا مرا بیامرز،و به من رحم کن و توبهام را بپذیر،تویی توبه پذیر مهربان.
سپس حرکت کن تا در برابر قبر مطّهر قرار گیری،و پیش از رسیدن به قبر توقّف کن، و روی خود را به سوی قبر کرده و بگو:سلام از خدا بر محمّد رسول خدا،امین خدا بر وحی و پیامهایش،و فرمانهای حتمیاش،و معدن وحی و تنزیل،ختمکنندۀ آنچه گذشته، و فتحکنندۀ آنچه میآید،و چیره بر تمام گذشته،و آینده،گواه بر خلق،چراغ تابنده،و سلام و رحمت و برکات خدا بر او.خدایا بر محمّد و اهل بیت مظلومش درود فرست،
برترین و کاملترین و بالاترین،و شریفترین درودی که بر یکی از انبیا و رسولان و برگزیدگانت فرستادی خدایا درود فرست بر امیر مؤمنان بندهات و بهترین خلق خود پس از پیامبرت،و برادر رسولت،و جانشین محبوبت،که او را از میان خلقت برگزیدی،و راهنمایی بر کسی که به پیامهایت برانگیختی،حاکم دین به عدلت،و جداکنندۀ حکم تو میان آفریدگانت،و سلام و رحمت و برکات خدا بر او خدایا درود فرست بر امامان از فرزندانش،آنان قیامکنندگان به فرمانت پس از او،آن پاکانی که آنان را پسندیدی برای یاری دینت،و نگهبانی رازت،و گواهان بر آفریدگانت،و نشانههایی برای بندگانت(درود تو بر همۀ ایشان)،سلام بر امیر مؤمنان علی بن ابی طالب،جانشین و خلیفۀ رسول خدا،قیامکننده به فرمان خدا،پس از پیامبر،سرور جانشینان و رحمت و برکات خدا بر او باد،سلام بر فاطمه دختر رسول خدا(درود خدا بر او خاندانش باد)،سرور زنان جهانیان،سلام بر حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشت از میان همۀ آفریدگان،سلام بر امامان راه یافته،سلام بر انبیا و رسولان،سلام بر امامان که عهد خدا به آنان سپرده شده، سلام بر خاصّۀ خدا از میان خلقش،سلام بر دارندگان صفات شایسته،سلام اهل ایمان بر آنان که به امر خلق قیام کردند،و از اولیای خدا پشتیبانی نمودند،و با ترس آنان ترسیدند،سلام بر فرشتگان
مقرّب،سلام بر ما و بندگان شایستۀ خدا.پس برو تا نزدیک قبر بایستی،رو به قبر و پشت به قبله کن و بگو:سلام بر تو ای امیر مؤمنان،سلام بر تو ای محبوب خدا،سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای ولیّ خدا،سلام بر تو ای حجّت خدا،سلام بر تو ای امام هدایت،سلام بر تو ای نشانۀ تقوا،سلام بر تو ای جانشین نیکوکار پرهیزگار پاکیزه وفادار،سلام بر تو ای پدر حسن و حسین،سلام بر تو ای ستون دین،سلام بر تو ای سرور جانشینان،و امین پروردگار جهانیان،و داور روز جزا،و بهترین مؤمنان،و سرور صدّیقان برگزیده از نژاد انبیا و در حکمت پروردگار جهانیان و خزانهدار وحیش و مخزن علمش،و خیرخواه امّت پیامبرش و پیرو رسولش،و همدردیکننده با او با جانش،و گویای به حجّتش،و دعوتکننده به شریعتش،و درگذرنده بر آئینش.خدایا من شهادت میدهم که آنچه را از رسولت بر عهده داشت به مردم رساند،و نگهداری کرد آنچه نگهداریاش از او خواسته شده بود،حلالت را حلال کرد،و حرامت را حرام کرد،و احکامت را برپا داشت،و با پیمانشکنان در راهت و ستمکاران در حکومتت،و بیرونرفتگان از فرمانت جهاد کرد،شکیبا و جوینده مقام قرب تو بود،و در راه تو سرزنش سرزنشکنندگان را به چیزی نگرفت،خدایا بر او درود فرست،بهترین دروردی که بر یکی از دوستانت،و برگزیدگانت جانشینان
پیامبرانت فرستادی.خدایا این قبر ولیّ توست که اطاعتش را واجب کردی،و بیعتش را بر عهدۀ بندگانت قرار دادی،و خلیفهات که به خاطر او مؤاخذه میکنی،و میبخشی،و به سبب او پاداش میدهی و کیفر مینمایی،من به طمع آنچه برای اولیایت مهیّا کردهای آهنگ زیارت او کردهام،پس به حق بزرگی مرتبهاش نزد تو،و موقعیت فوق العادهاش به پیشگاهت و نزدیکی منزلتش از تو،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و با من چنان کن که تو شایستۀ آنی،به درستی که تو اهل کرم و بخششی،و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای مولایم،و بر دو آرمیده در کنارت آدم و نوح،(درود خدا بر آنان باد)
پس ضریح را ببوس و در کنار سر بایست و بگو:ای مولایم،درودم بر توست،و به وسیلۀ تو به پروردگارم،دررسیدن به مقصودم متوسّل میشوم،و شهادت میدهم که متوسّل به تو محروم نیست،و خواستار به وسیلۀ تو از روی معرفت مردود نمیباشد به یقین حاجات او برآورده شود،پس به درگاه تو خدا پروردگارت و پروردگارم شفیع من باش،در برآمدن حاجاتم،و آسان شدن کارهایم،و برطرف شدن سختیام،و آمرزش گناهم،و وسعت روزیام،و طول عمرم،و عطا کردن خواستهام،در آخرت و دنیایم.خدایا قاتلان امیر مؤمنان را لعنت کن.خدایا قاتلان حسن و حسین و امامان را لعنت کن.و آنان را عذاب نما،عذابی دردناک،که بدانگونه احدی از جهانیان را عذاب نکنی،عذابی بسیار،که قطع شدن و مدّت و اندازه برای آن نباشد،به خاطر دشمینهایی که با والیان حکومتت کردند،و برای آنان عذابی آماده کن،که آن را به احدی از بندگانت فرود نیاورده باشی،خدایا وارد کن بر قاتلان
یاوران رسولت،و بر قاتلان امیر مؤمنان و بر قاتلان حسن و حسین،و بر قاتلان یاوران حسن و حسین،و بر قاتلان کسانی که در راه ولایت خاندان محمّد کشته شده،عذابی دردناک،دو چندان، در پستترین طبقه دوزخ،که عذاب از آنها سبک نشود،درحالیکه در آنجا ناامید و لعنت شده و در پیشگاه پروردگارشان سرافکنده باشند،و ببینند پشیمانی و رسوایی طولانی را به خاطر قتل عترت انبیا و رسولانت و پیروان آنان از بندگان شایستهات.خدایا آنان را در پنهانی پنهان،و آشکار آشکار،در زمین و آسمانت لعنت کن.خدایا دربارۀ اولیایت برای من قدم صدق قرار ده،و زیارتگاهها و قرارگاهشان را محبوب من گردان،تا به آنان ملحقم کنی،و پیرو آنانم گردانی در دنیا و آخرت،ای مهربانترین مهربانان.پس ضریح را ببوس و پشت به قبله و رو به جانب قبر حضرت امام حسین علیه السّلام بایست و بگو:
سلام بر تو ای ابا عبد اللّه،سلام بر تو ای پسر رسول خدا،سلام بر تو ای پسر امیر مؤمنان،سلام بر تو ای پسر فاطمه زهرا سرور زنان جهانیان،سلام بر تو ای پدر امامان هدایتگر شده،سلام بر تو ای کشتۀ اشک جاری،سلام بر تو ای صاحب مصیبت پیدرپی،سلام بر تو و بر جدّ و پدرت،سلام بر تو و بر مادر و برادرت،سلام بر تو و بر امامان از نسل و فرزندانت،شهادت میدهم که
خدا خاک را به وسیلۀ تو پاک کرد،و قرآن را با تو واضح نمودا،و تو را و پدر و جدّت،و برادر و فرزندانت را عبرتی برای صاحبان خرد قرار داد،ای فرزندان پدران با میمنت و پاک،و تلاوتکنندگان کتاب،سلام را متوجّه تو مینمایم درودهای خدا و سلامش بر تو،و قرار دهد دلهای مردم را هواخواه تو،آنکه متمسّک به تو شد،و پناه به تو آورد،هرگز نامید نشد.پس پایین پا بایست،و بگو:
سلام بر پدر امامان،و همراه نبوت،و اختصاص یافته به برادری،سلام بر رییس دین و ایمان،و کلمۀ رحمان،سلام بر ترازوی اعمال و زیروروکنندۀ احوال، و شمشیر خدای ذو الجلال،و ساقی چشمۀ گوارای زلال،سلام بر شایستۀ مؤمنان، و وارث دانش پیامبران،و حاکم روز جزا،سلام بر درخت تقوا،و شنوندۀ راز و نهان،سلام بر حجّت رسای خدا،و نعمت کاملش،و انتقام کوبندهاش.سلام بر راه روشن،و ستاره فروزان،و رهبر خیرخواه،و مایۀ آتشزا علیه کفر و شرک،رحمت و برکات خدا بر او باد.پس بگو:خدایا درود فرست امیر مؤمنان علی بن ابی طالب برادر پیامبرت،و ولی و یاور و جانشین وزیرش،و سپردگاهش دانشش،و جایگاه رازش و دروازۀ حکمتش و گویای به برهانش و دعوتکننده به دینش و جانشین او را در امتّش،و زدایندۀ اندوه از
چهرهاش،شکنندۀ کافران،و به خاک مالندۀ دماغ بدکاران،آنکه او را از پیامبرت به منزله هارون از موسی قرار دادی.خدایا دوست بدار دوستدارش را،و دشمن بدار دشمنش را،و یاری کن یاریدهندهاش را،و خوار کن خوارکنندهاش را،و از پیشینیان و پسینیان لعنت کن هرکه در برابر بایستد،و بر او درود فرست برترین درودی که بر کسی از جانشینان پیامبرانت فرستادی ای پروردگار جهانیان.پس به جانب سر برگرد برای زیارت حضرت آدم علیه السّلام و حضرت نوح علیه السّلام و در زیارت حضرت آدم بگو:
سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای محبوب خدا،سلام بر تو ای پیامبر خدا سلام بر تو ای امین خدا،سلام بر تو ای خلیفۀ خدا در زمینش،سلام بر تو ای پدر بشر،سلام بر تو و بر روان و تنت،و بر پاکان از فرزندان و نسلت،و درود خدا بر تو،درودی که جز خدا آن را شماره نکند،و رحمت و برکات خدا بر تو باد.و در زیارت نوح علیه السّلام نیز بگو:سلام بر تو ای پیامبر خدا،سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای ولیّ خدا،سلام بر تو ای محبوب خدا،سلام بر تو ای بزرگ رسولان،سلام بر تو ای امین خدا در زمینش،درود و سلام خدا بر تو و بر روان و تنت،و بر پاکان از فرزندانت و رحمت و برکات خدا بر تو باد.آگاه شش رکعت نماز بخوان،دو رکعت برای امیر مؤمنان علیه السّلام دو
رکعت اوّل پس از سورۀ(حمد)سورۀ(الرحمن)و در رکعت دوم بعد از سورۀ(حمد)سورۀ مبارکه(یس)و پس از نماز،تسبیح حضرت فاطمه علیها السّلام را بگو و سپس از خدا طلب آمرزش نما،و برای خود دعا کن،و بگو:
خدایا من این دو رکعت نماز را خواندم،به عنوان هدیهای از من به آقا و مولایم،ولیّات و برادر رسولت،امیر مؤمنان،و سرور جانشینان،علی بن ابی طالب(درود خدا بر او و خاندانش).پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و آن را از من قبول کن،و بر آن پاداشم ده پاداش نیکوکاران.خدایا برای تو نماز خواندم،و رکوع و سجده کردم،یگانهای و شریکی نداری،چرا که نماز و رکوع و سجود جز برای تو نیست،تویی خدا،معبودی جز تو وجود ندارد.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و زیارتم را قبول کن،و خواستهام را عطا فرما، به حق محمّد و خاندان پاکش.و چهار رکعت دیگر را هدیه آدم و نوح قرار بده،سپس سجدۀ شکر بجا آور، و در سجده بگو:خدایا به تو روی آوردم،و به تو پناه آوردم،و بر تو توکّل کردم.خدایا تو مورد اطمینان و امید منی،پس آنچه فکر مرا مشغول کرده و مشغول نمیکند،و آنچه را تو را از من به آنان داناتری از من کفایت کن،پناهنده به تو عزیز است،و ثنایت بس عظیم است،و معبودی جز تو نیست،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و گشایش کارشان را نزدیک کن
پس طرف راست صورت را بر زمین بگذار و بگو:رحم کن به خواریام در برابرت،و زاریام به درگاهت و
به ترسم از مردم،و انس من به تو،ای کریم،ای کریم،ای کریم.آنگاه جانب چپ صورت را بر زمین بگذار و بگو:معبودی جز تو نیست به راستی به راستی،ای پروردگارم از باب بندگی و بردگی برایت سجده کردم.خدایا عملم اندک است.آن را دو چندان گردان،ای کریم،ای کریم.پس به سجده برو و صد مرتبه بگو:
«شکرا»و در دعا کردن بکوش،که اینجا محّل خواستن خواهشها است و بسیار استغفار کن که جای آمرزش گناهان است، و حاجات خود را از خدا بخواه،که مقام استجابت دعاهاست.سیّد ابن طاووس در کتاب«مزار»و نیز غیر او گفتهاند:
تا زمانی که در نجف هستی هر نمازی که به جا میآوری چه واجب و چه مستحب،بعد از آن این دعا را بخوان:
خدایا از دستورت و تقدیرت و قضایت چارهای نیست،و جنبش و نیرویی جز به تو نیست.پس آنچه بر ما از قضایی که حتم کردی،یا از تقدیری که مقدّر نمودی،همراه آن به ما صبری عطا کن که بر آن چیره شود،و آن را درهم کوبد،و آن شکیبایی را برای ما،نردبانی به سوی رضوانت قرار ده،که افزوده شود در حسنات ما.و برتری و آقایی و شرف و بزرگواری و نعمتها و کرامت ما در دنیا و آخرت،و از حسنات ما کم نکن.خدایا آنچه به ما از عطایی که عطا کردی،و از فضیلتی که تفضّل فرمودی،یا از کرامتی که کرم کردی،به همراه آن شکری مرحمت فرما که بر آن چیره شود و آن را فرو گیرد،و آن شکر را برای ما، بالارونده در رضوانت،و بالابرنده در حسنات و آقایی،و شرف و نعمتها،و کرامتت در دنیا و آخرت قرار ده،و آن را برای ما نقطه کبر و طغیان و فتنه و کینهتوزی و عذاب و رسوایی
در دنیا و آخرت قرار مده.خدایا به تو پناه میآوریم،از لغزش زبان،و بدی جایگاه،و سبکی میزان اعمال،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و نیکیهای ما را در مردن به ما برسان،و اعمالمان را به ما مایۀ پشیمانی نشان مده،و هنگام داوری ما را شرمسار مکن،و به بدیهایمان رسوا مساز،در آن روزی که با تو ملاقات میکنیم،دلهای ما را طوری قرار ده که یادت کند،و فراموشتم ننماید،و از تو بهراسد،آنچنانکه گویی تو را میبیند،آن هم تا زمانی که تو را ملاقات کنیم،و بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و بدیهای ما را تبدیل به خوبیها کن،و خوبیهای ما را درجات،و درجات ما را غرفههای بهشتی،و غرفههای ما را بلندمرتبه گردان.خدایا به تهیدستانمان وسعت ده،از وسعتی که بر خود حتم کردی.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و بر ما به هدایت منّت گذار تا باقیمان داری و به کرامت تا زندهمان داری و باز به کرامت[و آمرزش]زمانی که ما را بمیرانی،و به نگهدای در آنچه از عمرمان مانده،و برکت در آنچه روزی نمودی،و کمک به آنچه تکلیفمان فرمودی،و به پابرجایی به آنچه به عهدۀ ما قرار دادی و ما را به ستممان مؤاخذه مکن،و به نادانیمان مقایسه منما،و به خطاهایمان غافلگیر مفرما،و بهترین چیزی که میگوییم در دلهایمان ثابت گردان،و ما را در پیشگاهت با عظمت، و در نزد خودمان خوار قرار ده،و از آنچه به ما آموختی سودمان بخش،و به ما دانش با منفعت بیفزا،و به تو پناه میآورم از دلی که رام نگردد،و از چشمی که اشک نریزد،و از نمازی که پذیرفته نشود،ما را از بدی آشوبها پناه ده،ای سرپرست دنیا و آخرت.سیّد در کتاب(مصباح الزائر)فرموده است:دعای دیگری که مستحب است به دنبال نماز
زیارت امیر مؤمنان علیه السّلام خوانده شود:«یا الله یا الله یا الله یا مجیب دعوة المضطرّین»تا آخر،فقیر گوید:این دعا همان دعای صفوان است که به دعای علقمه معروف شده،و در ذیل زیارت عاشورا انشاء اللّه خواهد آمد[صفحه 710].
بدان که زیارت سر مطهّر حضرت سیّدالشّهدا کنار قبر امیر مؤمنان علیه السّلام مستحب است و در کتاب«وسائل»و«مستدرک» فصلی برای آن رقم زدهاند.در مستدرک از کتاب«مزار»محمّد بن مشهدی نقل کرده که امام صادق علیه السّلام سر مبارک امام حسین علیه السّلام را نزد سر امیر مؤمنان علیه السّلام زیارت کرد،و چهار رکعت نماز خواند،و آن زیارت این است:
سلام بر تو ای پسر رسول خدا،سلام بر تو ای پسر امیر مؤمنان،سلام بر تو ای پسر صدیقۀ طاهره،سرور زنان جهانیان،سلام بر تو ای مولای من،ای ابا عبد اللّه و رحمت و برکات خدا بر تو باد،شهادت میدهم که نماز را برپا داشتی،و زکات را پرداختی،و به معروف امر کردی،و از زشتی نهی نمودی،و قرآن را تلاوت کردی و حق تلاوتش را بجا آوردی،و در راه خدا جهاد کردی،و حق جهاد را ادا نمودی،و در جنب خدا،بر آزار دشمنان صبر کردی،درحالیکه عملت را به حساب حق گذاشتی،تا مرگت فرا رسید، و شهادت میدهم کسانی که با تو مخالفت ورزیدند،و با تو جنگیدند،و آنان که از یاریات دریغ نمودند،و آنان که تو را کشتند،بر زبان پیامبر امّی ملعون هستند،و زیانکار شد کسی که افترا بست،خدا ستمکاران بر شما را از گذشتگان و آیندگان لعنت کند، و عذاب دردناک را بر آنان دو چندان سازد،ای مولایم به محضرت آمدم ای پسر رسول خدا،در حال زیارت، و عارف به حقّت،دوستدار دوستانت،و دشمن دشمنانت میباشم،به هدایتی که بر آن هستی
بینایم،و به گمراهی کسانی که با تو مخالفت کردند آشنایم،پس مرا نزد پروردگارت شفاعت کن.
مؤلف گوید:اگر همین زیارت را در مسجد حنّانه بخوانند مناسب است،زیرا شیخ محمّد بن مشهدی روایت کرده:
امام صادق علیه السّلام،امام حسین علیه السّلام را در مسجد حنّانه به این صورت زیارت کرد و چهار رکعت نماز خواند.پوشیده نماند که مسجد حنّانه از مساجد شریفۀ نجف اشرف است و در حدیث رسیده است که سر منوّر حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام آنجاست و در روایتی است که امام صادق علیه السّلام در آنجا دو رکعت نماز خواند،از آن حضرت پرسیدند:این چه نمازی است؟فرمود:این محلّ سر مطهّر جدّم حسین بن علی علیه السّلام است،که وقتی لشگر از کربلا برگشتند،آن را در اینجا نهادند،سپس به نزد عبید اللّه بن زیاد بردند و از آن حضرت روایت شده:در اینجا این دعا را بخوان:
خدایا جایم را میبینی،و کلامم را میشنوی،و چیزی از کارم بر تو پوشیده نیست،و چگونه پوشیده بماند،آنچه تو ایجادکننده و پدیدآورندهاش هستی،اینک به پیشگاهت آمدهام،از پیامبرت پیامبر رحمت شفاعت میجویم و به جانشین رسولت متوسّل هستم،به حقّ آن دو پیشوا از تو درخواست ثبات قدم و هدایت و آمرزش در دنیا و آخرت را دارم.
زیارت دوّم:زیارت معروف به«امین اللّه»است که در نهایت اعتبار میباشد و در تمام کتابهای زیارتی و مصابیح نقل شده.علاّمۀ مجلسی(ره)فرموده:این زیارت از جهت متن و سند از بهترین زیارات است و باید در تمام روضههای ائمه بر آن مواظبت نمایند،دربارۀ این زیارت به سندهای معتبر از جابر،از امام باقر علیه السّلام روایت شده:حضرت زین العابدین علیه السّلام به زیارت امیر المؤمنین علیه السّلام آمد،و در کنار قبر آن حضرت ایستاد و گریست و چنین گفت:سلام بر تو ای امین خدا بر روی زمینش،و حجّت او بر بندگانش،سلام بر تو ای امیر مؤمنان[اگر این زیارت برای امام دیگر خوانده شود،«السلام علیک یا امیر المؤمنین»گفته نمیشود مؤلف
شهادت میدهم که تو در راه خدا آنچنانکه باید جهاد کردی،و به کتابش عمل نمودی،و روشهای پیامبرش(درود خدا بر او خاندانش) را پیروی کردی،تا خدا تو را به جوارش خواند،و با اختیاراتش تو را به جانب خود قبض روح نمود،و دشمنانت را ملزم به حجت کرد،با آنچه تو راست از حجتهای رسا بر همۀ مخلوقاتش.خدایا قرار ده نفسم را آرام در برابر تقدیرت،خشنود به قضاوتت،حریص به ذکر و دعایت،عاشق به برگزیدۀ دوستانت،محبوب در زمین و آسمانت،شکیبا بر نزول بلایت،سپاسگذار بر فزونی نعمتهایت،یادکنندۀ کامل عطاهایت،مشتاق به شادی دیدارت،توشه برگیرندۀ تقوا برای روز پاداشت،پیرو روشهای اولیایت،جداکننده از اخلاق دشمنانت،غافل از دنیا به سپاس و ثنایت.پس روی مبارک خود را بر قبر گذاشت و گفت:خدای دلهای فروتنان،سرگردان به سوی توست،و راههای مشتاقان به درگاهت نمایان است،و نشانههای قاصدان کویات پیداست،و دلهای عارفان از تو هراسان است،و صدای خوانندگان به جانب تو بلند است،و درهای اجابت به رویشان گشوده،و دعای آنکه با تو مناجات کرد مستجاب است،و توبۀ کسی که به سوی تو بازگشت پذیرفته است، و اشک کسی که از ترس تو گریه کرد مورد رحم است،و فریادرسی برای کسی که از تو فریاد خواست آماده است،و کمک برای کسی که از تو کمک خواست رایگان است،و وعدههایت برای بندگانت وفا شده،و لغزش آنکه از
تو پوزش خواست نادیده گرفته شده،و اعمال عملکنندگان نزد تو محفوظ است،و روزیهایت از جانب تو به سوی مخلوقات فرود آینده است،و بهرههای فزون به سویشان پیوسته است،و گناهان آمرزشجویان آمرزیده است،و حاجات خلق نزد تو برآورده است،و جایزههای خواستاران،پیش تو کامل گشته است،و عایدات افزون پیاپی است،و سفرههای خواهندگان طعام آماده،و حوضهای تشنگان لبریز است.خدایا دعایم را مستجاب کن،و ستایشم را بپذیر،و بین من و اولیایم جمع کن،به حق محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین،تو ولینعمت و نهایت آرزو و هدف امید منی در بازگشتگاه و محلّ اقامتم.در کتاب«کامل الزیارات»پس از متن زیارت این جملات آمده است:تو معبود و آقا و مولای منی،دوستانمان را بیامرز،دشمنانمان را از ما بازدار،و از آزار ما غافلشان گردان،و کلمۀ حق را نمایان و و آن را برتر کن،و کلمۀ باطل را بلغزان و آن را پستتر قرار ده،تو بر هر چیز توانایی آنگاه امام باقر علیه السّلام فرمود:هرکه از شیعیان ما این زیارت و دعا را در کنار قبر امیر المؤمنین علیه السّلام،یا نزد قبر یکی از ائمه علیهم السّلام بخواند،البته حق تعالی این زیارت و دعای او را در نامهای از نور بالا برد و مهر حضرت محمّد صلّی اللّه و علیه و آله را بر آن بزند و به این صورت محفوظ باشد،تا به قائم آل محمّد(عج)تسلیم کنند،پس صاحبش را به بشارت و تحیّت و کرامت استقبال نماید ان شاء اللّه تعالی.
مؤلّف گوید:این زیارت شریفه هم از زیارات مطلقه به حساب میآید،و هم از زیارات مخصوصۀ روز غدیر،و هم از زیارات جامعه،که در جمیع روضات مقدسۀ ائمه خوانده میشود.
زیارت سوم:سیّد عبد الکریم بن طاووس از صفوان جمّال روایت کرده:چون با امام صادق علیه السّلام در زمانی که نزد
ابو جعفر دوانیقی میرفتند وارد کوفه شدیم،فرمود:ای صفوان شتر را بخوابان که منطقه نزدیک قبر جدّم امیر المؤمنین علیه السّلام است،پس پیاده شدند،و غسل کردند،و جامه را تغییر دادند،و پای مبارک را برهنه نمودند،و فرمودند:تو نیز چنین کن،پس به جانب نجف روانه شدند،و فرمودند:گامها را کوتاه بردار،و سر را به زیر انداز،که خدا برای تو به عدد هر گامی که بر میداری،صد هزار حسنه مینویسد،و صد هزار گناه محو میکند،و صد هزار درجه برایت بالا میبرد،و صد هزار حاجت از تو برمیآورد،و برای تو ثواب هر صدیق و شهید که بوده باشد،یا به قتل رسیده باشد،ثبت مینماید،پس حضرت میرفتند و من نیز با آن حضرت میرفتم،با آرامش دل و تن،و تسبیح و تنزیه و تهلیل خدا مینمودیم،تا به تلها رسیدیم،پس به جانب راست و چپ نظر کردند،و به چوبی که در دست داشتند خطی کشیدند و فرمودند:جستجو کن،جستجو کردم اثر قبری یافتم،پس اشک دیده به چهرۀ مبارکش جاری شد و گفت «انا للّه و انا الیه راجعون»و چنین ادامه داد:سلام بر تو ای جانشین نیکوکار با تقوا،سلام بر تو ای خبر بزرگ،سلام بر تو ای صدّیق رشید، سلام بر تو ای نیکوکار پاک،سلام بر تو ای جانشین رسول پروردگار جهانیان،سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا بر همۀ خلق،شهادت میدهم که تو محبوب و بندۀ خاصّ و خالص خدایی،سلام بر تو ای ولی خدا،و جایگاه راز و گنجینۀ علم و خزانۀ دار وحی خدا.
سپس خود را به قبر چسبانده و گفتند:
پدر و مادرم فدایت ای امیر مؤمنان،پدر و مادرم فدایت ای حجّت قاطع بر دشمنان،پدر و مادرم فدایت ای دروازۀ مقام،پدر و مادرم فدایت ای نور کامل خدا،شهادت میدهم که تو آنچه را از خدا و رسول خدا(درود خدا بر او
و خاندانش)بر عهده داشتی به طور کاملی رساندی،و آنچه نگهداریاش از تو خواسته شده بو رعایت کردی،و آنچه به تو سپرده شده بود حفظ نمودی،و حلال خدا را حلال کردی،و حرام خدا را حرام ساختی،و احکام خدا را بپا داشتی،و از حدود خدا تجاوز نکردی،و خدا را خالصانه بندگی کردی،تا مرگت فرا رسید،درود خدا بر تو،و بر امامان بعد از تو.آنگاه حضرت صادق علیه السّلام برخاست و بالای سر آن حضرت چند رکعت نماز گذارد، و فرمود:ای صفوان هرکه به این زیارت،امیر مؤمنان علیه السّلام را زیارت کند،و این نماز را بجا آورد،به سوی اهلش بازگردد درحالیکه گناهانش آمرزیده و عملش مقبول و پسندیده شده باشد،و برای او ثواب هرکه از ملائکه آن حضرت را زیارت کرده باشد نوشته شود،صفوان با تعجّب گفت:ثواب هرکه از ملائکه آن حضرت را زیارت کند؟!!فرمود:آری در هر شبی هفتاد قبیله از ملائکه آن حضرت را زیارت میکنند.پرسید:هر قبیله چه تعدادند؟فرمود:صد هزار ملک،پس آن حضرت رو به قبر به پشت خارج شدند،و در اثنای بیرون آمدن گفتند:ای جدّم،ای آقایم،ای پاکیزه و پاکم،خدا این زیارت را آخرین زیارت من از تو قرار ندهد،و روزی من کند،بازگشت به سویت و ماندن در حرمت،و بودن با تو،و با نیکان از فرزندانت را،درود خدا بر تو و بر فرشتگانی که تو را دربر گرفتهاند.صفوان گفت:به حضرت عرض کردم اجازه میدهید اصحاب خود را از اهل کوفه خبر کنم،و این قبر را به ایشان نشان دهم،فرمود:آری،و درهمی چند به من عنایت کردند،که قبر را با آن مرمّت و اصلاح نمودم.
زیارت چهارم:در کتاب«مستدرک الوسائل»از«مزار قدیم»نقل کرده که از مولای ما امام باقر علیه السّلام روایت شده
با پدرم به زیارت قبر جدّم امیر المؤمنین در نجف رفتیم،پدر نزد قبر مطهّر ایستاد و گریست و گفت: سلام بر پدر امامان و دوست نبوّت،و خاصّ به برادری،سلام بر رئیس ایمان،و ترازوی اعمال،و شمشیر خدای دارای بزرگی،سلام بر شایستۀ اهل ایمان،و وارث دانش پیامبران،حاکم در روز جزا،سلام بر درخت تقوا، سلام بر حجّت رسای خدا،و نعمت کامل او،و انتقام کوبندهاش،سلام بر راه روشن،و ستاره فروزان،و پیشوای خیرخواه،و رحمت و برکات خدا بر او باد.سپس گفت تویی وسیله و سببم به سوی خدا،و مراست حق دوستی و آرزومندی به درگاه خدای عزّ و جل،پس شفیع من باش در ایستادگی در بر آوردن حاجتم،و آن حاجت آزادیام از آتش است،و مرا از این جایگاه با موفّقیّت بازگردان،و بدست آوردن همۀ آنچه خواستهام،به حق رحمت و قدرتش.خدایا عقلی کامل و مغزی ممتاز،و دلی پاک،و عملی بسیار،و ادبی برتر نصیبم کن،و همۀ اینها را به سود من قرار ده نه بر زیانم،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
زیارت پنجم:شیخ کلینی از حضرت هادی علیه السّلام روایت کرده نزد قبر امیر مؤمنان میگویی: سلام بر تو ای ولی خدا،تو نخستین ستمدیدهای،و نخستین کسی که حقّش غصب
شد،صبر کردید به حساب خدا گذاشتی تا مرگت رسید،شهادت میدهم که تو خدا را ملاقات کردی.درحالیکه شهید بودی، عذاب کند خدا کشندهات را به انواع عذاب،و بر او عذاب را تازه کند،به سویت آمدم،شناسای به حقّت، و بینای به شأنت،دشمن با دشمنانت و آنکه به تو ستم کرد،ان شاء اللّه بر این عقیده پروردگارم را ملاقات کنم،ای ولی خدا،مرا گناهان زیادی است،از من نزد پروردگارت شفاعت کن،که تو را پیش خدا جایگاه معلومی است، و تو را به درگاه خدا آبرو و حق شفاعت است،و خدای تعالی فرموده است:و شفاعت نکنند جز برای کسی که او پسندد.
زیارت ششم:زیارتی است که جماعتی از علما روایت کردهاند،از جملۀ آنها:شیخ محمّد ابن مشهدی است،که فرموده است:محمّد بن خالد طیالسی،از سیف بن عمیره روایت کرده است که گفت:با صفوان جمّال و جمعی از اصحابمان به جانب نجف بیرون رفتیم،و در آنجا حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام را زیارت کردیم،چون از زیارت فارغ شدیم،صفوان روی خود را به جانب قبر حضرت امام حسین علیه السّلام برگرداند و گفت:زیارت میکنم حضرت حسین علیه السّلام را در این مکان،از بالای سر حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام،آنگاه گفت:با امام صادق علیه السّلام به اینجا آمدیم و حضرت به این صورت زیارت نمود و نماز خواند،و دعا کرد،که من انجام میدهم و فرمود:ای صفوان این زیارت را ضبط کن،و این دعا را بخوان،و همیشه حضرت امیر المؤمن و امام حسین علیهما السّلام را به این کیفیت زیارت کن،که من بر خدا ضامنم که هرکه ایشان را چنین زیارت کند،و این دعا را بخواند،خواه از نزدیک و خواه از دور،زیارتش پذیرفته و عملش با اجر بوده،و سلامش به ایشان برسد،و نزد آنان پسندیده گردد،و حاجتهایش هرچند عظیم باشد برآورده شود.مؤلّف گوید:بقیۀ این خبر،در فضل این عمل در دنبالۀ دعای صفوان در زیارت عاشورا ان شاء اللّه
خواهد آمد،و زیارت امیر المؤمنین علیه السّلام به این کیفیت است:رو به قبر آن حضرت بایست و بگو:
سلام بر تو ای فرستاده خدا،سلام بر تو ای برگزیده خدا،سلام بر تو ای امین خدا،سلام بر کسی که خدا او را برگزیده و به خود مخصوصش گردانید،و او را از میان آفریدگانش اختیار کرد،سلام بر تو ای دوست خدا،تا شب تاریک و ظلمانی شود،و روز روشن و نورانی گردد،سلام بر تو تا آنگاه که ساکت شود ساکتی،و گویا گردد گویایی،و بتابد تابندهای،و رحمت و برکات خدا بر تو باد،سلام بر مولای ما امیر مؤمنان علی بن ابی طالب،دارای سابقههای درخشان،و مناقب نیکو و مردانگی و نابودکنندۀ لشکرهای کفر،سختنبرد، زورآزمای بزرگ،ثابت پاه،ساقی مؤمنان با جام،از حوض رسول پابرجای امین.سلام بر دارندۀ خرد و برتری و احسانهای پیوسته،و کرامات و عطاها.سلام بر قهرمان مؤمنان،و شیر یکتاپرستان،و کشندۀ مشرکان،و جانشین رسول پروردگار عاملیان،و رحمت و برکات خدا بر او باد.سلام بر کسی که خدا به جبرئیل تأییدش نمود،و به میکاییل کمکش کرد،و در دو جهان مقرّبش ساخت،و هرچه را مایۀ چشم روشنی است به او عطا نمود،درود خدا بر او و بر اهل بیت پاکش،و بر فرزندان برگزیدهاش،و بر امامان راه یافته،آنان که به معروف امر کردند،و از زشتی نهی نمودند،و نمازها را بر ما واجب فرموده،و ما را به پرداخت زکات امر کردند،و روزۀ
ماه رمضان و قرائت قرآن را به ما شناساندند.سلام بر تو ای امیر المؤمنین،و رئیس دین،و پیشرو سپیدرویان.سلام بر تو ای درگاه خدا،سلام بر تو ای دیدۀ نگرندۀ خدا،و دست گشودۀ حق،و گوش شنوا،و نگهدارندۀ راز او،و حکمت رسا و نعمت کامل، و کیفر کوبندهاش،سلام بر بخشکنندۀ بهشت و دوزخ.سلام بر نعمت خدا به نیکان و انتقامش علیه ناپاکان.سلام بر سرور پرهیزکاران برگزیده.سلام بر برادر رسول خدا، و پسر عمویش،و همسر دخترش،و آفریده شده از خمیرهاش.سلام بر ریشۀ دیرین و شاخۀ کریم،سلام بر میوۀ چیده.سلام بر ابو الحسن علی.سلام بر درخت طوبی سلام بر سدرة المنتهی.سلام بر آدم برگزیدۀ خدا،و نوح پیامبر خدا،و ابراهیم دوست خدا، و موسی همسخن خدا،و عیشی روح خدا،و محمّد حبیب خدا،و کسانی که میان آنانند از پیامبران و صدّیقان،و شهیدان،و شایستگان،و اینان نیکو دوستانی هستند.سلام بر نور نورها،و عصارۀ پاکان،و عنصرهای برگزیده.سلام بر پدر امامان نیکوکار سلام بر ریسمان محکم خدا،و طرف پا برجای او،و رحمت و برکات خدا بر او باد.سلام بر امین خدا بر روی زمینش،و جانشین،و حاکم به فرمانش،و سرپرست آئینش،و گویای به حکمتش،
و عملکننده به قرآنش،برادر رسول،و همسر بتول،و شمشیر از نیام بیرون آمده خدا.سلام بر صاحب دلیلها،و نشانههای غالب،و معجزات چیره،و رهاییبخش از هلاکتها،آن کسی که خدا در آیات محکم او را ذکر کرده و فرموده است:او در اصل کتاب نزد ما علیّ حکیم است.سلام بر نام پسندیدۀ خدا،و چهرۀ تابان او،و طرف والایش،و رحمت و برکات خدا بر او باد.سلام بر حجّتهای خدا،و جانشینانش و خاصان خدا و برگزیدگانش،و بندگان خالص و امینانش،و رحمت و برکات خدا بر آنان باد،قصد تو کردم ای مولای من،ای امین خدا و حجّتش درحالیکه زائرم،و به حقّت عارفم،و با دوستانت دوستم،و با دشمنانت دشمنم،به وسیلۀ زیارتت متقرّب به خدایم،پس مرا نزد خدا پروردگارم و پروردگارت شفاعت کن،در خلاص شدنم از آتش و برآورده شدن حاجاتم،حاجات دنیا و آخرت.پس خود را به قبر بچسبان،و آن را ببوس،و بگو:
سلام خدا و فرشتگان مقرّبش و آنان که به دلهایشان تسلیم تواند،ای امیر مؤمنان و آنان که گویای به برتری تو هستند،و شاهد بر اینکه تو صادق و امین و صدّیقی،این سلامها و رحمت و برکات خدا بر تو باد،شهادت میدهم که تو پاکطینت و پاک و پاکیزهای،از پدران و مادران پاکطینت و پاک و پاکیزه،برای تو شهادت میدهم ای ولیّ خدا،و ولیّ رسول خدا به رساندن حق و ادای تکلیف،و شهادت میدهم که تویی شیفته خدا،و درگاه رحمت او،و
اینکه تو محبوب خدا،و جلوۀ او هستی که از آن جانب به سوی او آیند،و تو راه خدایی،و بندۀ خدا و برادر رسول خدا هستی،به سوی تو آمدم تا به وسیلۀ زیارتت به خدا تقرّب جویم مشتاق به توام در شفاعت،به شفاعت آزادیام را از آتش طلب میکنم،به تو از دوزخ پناهندهام،از گناهانم که بر پشتم بار کردهام گریزانم،به امید رحمت پروردگار به تو پناه آوردم آمدهام تا تو را شفیع خود قرار دهم ای مولایم،و به خدا تقرّب جویم،تا حاجاتم را برآورد،ای امیر مؤمنان به پیشگاه خدا برایم شفاعت کن،من بندۀ خدا و غلام و زائر توام،و برای تو نزد خدا مقام پسندیده و منزلتی بزرگ و شأن والا،و شفاعت پذیرفته است،خدا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و درود فرست بر امیر مؤمنان بندۀ پسندیدهات،و امین وفادارترت،و دستآویز محکمت،و دست برترت،و سویۀ والایت،و کلمۀ نیکوترت،و حجّتت بر مردم، و صدّیق اکبرت،و سورر جانشینان،و رکن اولیا،و تکیهگاه اصفیا،امیر مؤمنان،و رئیس دین،و مقتدای شایستگان و امام مخلصان،معصوم از نارواییها،پاک از لغزشها،پاکیزه از عیب،منزّه از شک،برادر پیامبرت، و جانشین رسولت،به صبح رساندۀ شب هجرت در خوابگاهش،و کمکدهندۀ به او با دلوجانش،و برطرفکنندۀ اندوه از
چهرهاش،آنکه او را قرار دادی شمشیر،برای نبوّتش،و نشانهای برای رسالتش و گواهی بر امّتش،و دلیلی بر حجّتش،و حملکنندۀ پرچمش،و سپری برای جانش،و راهنمایی برای ملّتش،و نیرویی برای جنگش،و تاجی بر سرش،و دری برای رازش،و کلیدی برای پیروزیاش،تا جایی که سپاه شرک را به اجازۀ تو شکست داد،و ارتشهای کفر را به دستورت نابود کرد،و جانش را در خشنودی رسولت بخشید،و آن را وقف طاعتت نمود،پس درود فرست خدایا بر او،درودی همیشگی و ماندگار.سلام بر تو ای ولیّ خدا،و ستارۀ درخشان،و نور جانشین،ای خلاصۀ پاکان،ای راز خدا،به درستی که میان من و خدا گناهانی است که پشتم را سنگین کرده،و بر آنها بخشودگی نمیآید جز خشنودی او،پس به حق کسی که تو را بر رازش امین دانست، سرپرستی کار بندگانش را از تو درخواست،مرا به درگاه خدا شفیع باش،و از آتش پناه ده،و از حوادث روزگار پشتوپناه باش، که من بندۀ خدا و دوست و زائر تو هستم،درود خدا بر تو باد.
پس شش رکعت نماز زیارت به جای آر،و هر دعا که خواستی بخوان،و بعد از آن بگو:
سلام بر تو ای امیر مؤمنان،از جانب من،همیشه سلام خدا بر تو باد،تا باقیام و شب و روز باقی است.پس اشاره کن و به سوی قبر امام حسین علیه السّلام متوجّه شو و بگو:سلام بر تو ای ابا عبد اللّه،سلام بر تو ای پسر رسول خدا،زائر به سوی شما دو بزرگوار آمدهام،متوسّل به خدا پروردگار
و پروردگار شما هستم،به وسیلۀ شما متوّجه به خدایم،و به مقام شما به درگاه خدا در این حاجتم شفاعت میطلبم.و بخوان تا آخر دعای صفوان انّه قریب مجیب سپس رو به قبله کن و بخوان از اول دعای:ای خدا،ای خدا،ای خدا، ای اجابتکنندۀ دعای ناچاران،ای برطرف کنندۀ اندوه اندوهناکان،مرا بازگردان با برآوردن حاجتم و کفایت آنچه به اندیشهام انداخته اندیشهاش،از امر دنیا و آخرتم،ای مهربانترین مهربانان.
پس روی به جانب قبر امیر مؤمنان علیه السّلام کن و بگو:
سلام بر تو ای امیر مؤمنان،و سلام بر ابی عبد اللّه الحسین تا زندهام، و شب و روز باقی است،خدا این زیارتم را آخرین زیارت شما قرار ندهد،و بین من و شما جدایی نیندازد.مؤلّف گوید:پیش از این ذکر شد که دعای صفوان همان دعایی است که به دعای علقمه مشهور شده و ذکر آن در زیارت روز عاشورا[صفحۀ 710]بیاید ان شاء اللّه.
زیارت هفتم:زیارتی است که سیّد ابن طاووس در کتاب«مصباح الزائر»نقل کرده به این صورت که«باب السّلام»را قصد کن،باب السلام درگاه روضۀ مقدّسۀ امیر مؤمنان است که ضریح مقدّس از آنجا دیده میشود،پس سی و چهار مرتبه اللّه اکبر بگو،آنگاه زیارت را به این کیفیت ادامه بده سلام خدا و سلام فرشتگان مقرّبش،و انبیای مرسلش،و بندگان شایستهاش و همۀ شهیدان و صدّیقان بر تو ای امیر مؤمنان،سلام بر آدم برگزیدۀ خدا،سلام بر نوح پیامبر خدا،سلام بر ابراهیم دوست خدا،سلام
بر موسی همسخن خدا،سلام بر عیسی روح خدا،سلام بر محمّد حبیب خدا،و رحمت و برکاتش بر آنان باد.سلام بر نام پسندیدۀ خدا،و جمال والا،و راه مستقیمش،سلام بر پیراستۀ برگزیده،سلام بر ابو الحسن علی بن ابی طالب و رحمت و برکات خدا بر او باد.سلام بر خالص دوستان صمیمی،سلام بر اختصاص یافته به سرور زنان،سلام بر ولادت یافته در کعبه،و تزویج شده در آسمان،سلام بر شیر خدا در میان کارزار،سلام بر کسی که مکّه و منی به او شرافت یافت،سلام بر صاحب حوض،و حملکنندۀ پرچم توحید،سلام بر پنجمنین نفر اهل عبا،سلام بر صبح رسانندۀ شب هجرت در بستر پیامبر،و فداکنندۀ جانش برای جان او در برابر دشمنان،سلام برکنندۀ در خیبر،و پرتابکنندۀ آن به هوا،سلام بر سخنگوی با اصحاب کهف در غارشان به زبان پیامبران سلام بر جوشانندۀ آب چاه در بیابان بیآبوگیاه،سلام برکنندۀ سنگ سخت،که مردان تنومند از کندنش عاجز شدند،سلام بر سخنگوی با اژدها بالای منبر کوفه با زبان فصیحان،سلام بر خطابکنندۀ به گرگ و گفتگوکنندۀ با جمجمۀ مرده در نهروان،درحالیکه استخوانها از روی کهنگی تکّهتکّه شده بود،سلام بر صاحب شفاعت در روز قیامت،و رحمت
و برکات خدا بر او باد.سلام بر امام پاکیزه،همپیمان با محراب عبادت،سلام بر صاحب معجزۀ چیره،و گویای به حکمت و سخن درست،سلام بر کسی که تأویل محکم و متشابه نزد اوست،و اصل کتاب پیش اوست،سلام بر کسی که آفتاب برای او بازگشت،هنگامی که غروب کرده بود،سلام بر زندهدارندۀ شب تاریک به عبادت و اندوه،سلام بر کسی که بدون شک جبرییل او به لقب امیر المؤمنین خطاب کرد،و رحمت و برکات خدا بر او باد،سلام بر امیر مؤمنان،سلام بر سرور جانشینان،سلام بر آقای آقایان،سلام بر صاحب معجزات،سلام بر کسی که فرشتگان هفت آسمان از حملاتش در جنگها تعجّب کردند،سلام بر کسی که با پیامبر گفتگوی پنهانی کرد،و پیشاپیش گفتار پنهانش صدقهها داد،سلام بر فرماندۀ لشگرها،و صاحب جنگها سلام بر خطابکننده به گرگ بیابانها،سلام بر نور خدا در تاریکیها سلام بر کسی که خورشید برایش بازگشت،در نتیجه نماز از دست رفتهاش را ادا کرد،و رحمت و برکات خدا بر او باد، سلام بر امیر مؤمنان،سلام بر سرور جانشینان،سلام بر پیشوای پرهیزگاران،سلام بر وارث دانش انبیا،سلام بر رئیس دین،سلام بر نگهدار مؤمنان،سلام بر مقتدای اهل صدق،و رحمت و برکات خدا بر او باد.سلام
بر حجّت نیکان،سلام بر پدر امامان پاک،سلام بر اختصاص یافته به شمشیر ذو الفقار،سلام بر ساقی دوستانش از حوضر پیامبر مختار،(درود خدا بر او و خاندانش باد)تا شب و روز از پی هم درآید،سلام بر خبر بزرگ،سلام بر کسی که خدا در حقّش این آیه را نازل کرد:به راستی در اصل کتاب نزد ما علّی حکیم است،سلام بر راه راست خدا،سلام بر وصف شده در تورات و انجیل و قرآن حکیم،و رحمت و برکات خدا بر او باد.
پس خود را بر ضریح میچسبانی و آن را میبوسی و میگویی:ای امین خدا،ای حجّت خدا،ای ولیّ خدا، ای راه خدا،زیارت کرد تو را بنده و دوستت،آنکه به قبرت پناه آورده،و بار حاجاتش را به درگاهت افکنده، به وسیلۀ تو تقرّب جوی و شفیعخواه به درگاه خداست،زیارتش زیارت کسی است که به خاطر تو دست از رفیقان شسته،و تو را پس از خدا برای خویش کافی دانسته،شهادت میدهم که تو طور و کتاب مسطور ورق گشوده و دریای جوشان دانشی،ای ولیّ خدا برای هر زیارتشدهای نسبت به کسی که او را زیارت کرده،و قصد او را نموده و به زیارت وی آمده عنایتی است،و من دوست توام،و بارم را به درگاهت فرود آوردهام،و به حرمت پناهنده شدهام،و به پناه ضریحت آمدهام،به خاطر آگاهیام به بزرگی مقامت،و شرافت پیشگاهت،درحالیکه گناهان پشتم را سنگین کرده،و خوابم را در ربوده،در نتیجه پناهگاه و جای امن و ملجأی نمییابم که به آن پناه برم جز
به خدای تعالی،و توسّلم به وسیلۀ تو به درگاهش،و شفاعتخواهیام به تو در پیشگاهش،اینک همانم که به درگاهت فرود آمدهام،و تو را نزد خدا منزلت بزرگ و مقام کریم است،پس نزد خدا شفیع من باش ای مولای من.پس ضریح را ببوس،و رو به جانب قبله کن و بگو:
خدایا به پیشگاهت تقرّب میجویم،ای شنواترین شنوایان،ای بیناترین بینایان،ای سریعترین حسابرسان، ای بخشندهترین بخشندگان،به محمّد خاتم پیامبران فرستادهات به جانب جهانیان،و به برادر و پسر عمویش،آن فراخ سینه،و عالم آشکارکننده،علی امیر مؤمنان،و حسن و حسین دو امام شهید،و به علی بن الحین زین العابدین،و به محمّد بن علی شکافنده دانش پیشینیان،و به جعفر بن محمّد آن پاکیزه گروه صدیقان،و به موسی بن جعفر فرو برندۀ خشم، و نمایانکنندۀ حق،و زندانی ستمکاران،و به علی بن موسی الرّضای امین،و به محمّد بن علی جواد پرچم راهیافتگان،و علی بن محمّد آن نیکوکار صادق،سرور عبادتکنندگان،و به حسن بن علی عسگری زمامدار مؤمنان،و به یادگار بزرگوار،آن حجّت صاحب امر،و آشکارکننده دلایل روشن، که اندوههای مرا برطرف کنی،و بلای حتمی را از من کفایت کنی،و از آتشی که دارای بادهای پر حرارت زهراگین است مرا پناه دهی،به مهربانیات امی مهربانترین مهربانان.پس برای هرچه بخواهی دعا کن و آن حضرت را وداع کن و بازگرد
مؤلف گوید:سیّد عبد الکریم بن طاووس در کتاب«فرحة الغرّی»روایت کرده:حضرت زین العابدین علیه السّلام به شهر کوفه آمد،و وارد مسجد کوفه شد،ابو حمزه ثمالی که از زاهدان اهل کوفه و از بزرگان آن منطقه بود،در مسجد حضور داشت،امام سجّاد علیه السّلام دو رکعت نماز بجا اورد،ابو حمزه گفت:لهجهای پاکیزهتر از لهجۀ او نشنیدم،نزدیک او رفتم تا بشنوم چه میگوید:شنیدم میگوید:معبود من اگر تو را نافرمانی کردهام در عوض تو را در محبوبترین چیزها به پیشگاهت اطاعت کردهام.و این دعایی است معروف.
مؤلف گوید:ذکر این دعا پس از این در اعمال مسجد کوفه بیاید،و نز ذکر این مطلب هم بیاید که ابو حمزه گفت:آن بزرگوار کنار ستون هفتم آمد،و نعلین خود را از پا درآورد و ایستاد،و دستها را تا برابر گوش برداشت و تکبیر گفت:
که تمام موهای بدنم از ترس آن راست شد،پس چهار رکعت نماز خواند،و رکوع و سجودش را نیکو انجام داد، آنگاه این دعا را خواند:الهی ان کنت قد عصیتک...تا آخر دعا.موافق روایت چند سطر قبل ابو حمزه گفت:آن بزرگوار پس از دو رکعت نماز و دعا از جای برخاست و بیرون رفت،من تا مناخ کوفه:مکانی که شتران را در آنجا میخواباندند دنبال آن حضرت رفتم،در آنجا غلام سیاهی دیدم که شتر گزیده و ناقهای با اوست،به او گفتم ای سیاه این مرد کیست؟گفت:از سیما و شمایلش او را نشناختی؟!او علی بن الحسین علیهما السّلام است.ابو حمزه گفت:خود را به روی قدمهای آن حضرت انداختم و آنها را بوسیدم،آن جناب مانع ادامۀ این عمل شد و با دست مبارک خود سر مرا بلند کرد و فرمود:این کار را مکن،سجده جز برای خدای عزّ و جلّ نشاید،گفتم:یا ابن رسول اللّه برای چه اینجا آمدهاید؟فرمود:برای آنچه دیدی،یعنی نماز در مسجد کوفه،اگر مردم بدانند چه فضیلتی در آن است،به سویش بیایند،گرچه به روش کودکان خود را به زمین کشند،یعنی راه رفتن برای ایشان هرچند در نهایت سختی باشد،مانند اطفالی که هنوز راه نیفتادهاند و نشسته حرکت میکنند.سپس فرمود:آیا میل داری با من قبر جدّم علی بن ابی طالب علیه السّلام را زیارت کنی؟گفتم:آری،حضرت حرکت کرد،و من در سایۀ ناقۀ او بودم،و مرا حدیث میفرمود،تا به غریّین
رسیدیم،و آن بقعهای بود سپید،که نورش میدرخشید،انگاه از مرکبش پیاده شد،و دو طرف روی خود را بر آن زمین نهاد و فرمود:ای ابا حمزه این قبر جدّ من علی بن ابی طالب علیه السّلام است،پس زیارت کرد آن حضرت را به زیارتی که اول آن«السّلام علی اسم اللّه الرضی و نور وجهه المضئ»است،پس با آن قبر مطهّر وداع کرد.و به سوی مدینه رفت و من به جانب کوفه برگشتم.مؤلّف گوید:از اینکه سیّد این زیارت را در کتاب«فرحة الغریّ»ذکر نکرده است تأسّف میخوردم و در جستجوی آن بودم،تا یکیک زیاراتی که برای حضرت امیر علیه السّلام نقل شده بود ملاحظه کردم،زیارتی که در ابتدای آن این،دو جمله باشد نیافتم،مگر این زیارت شریف که جملۀ اوّلش موافق است و جملۀ دوّم مخالف[در اوائل زیارت هفتم به این صورت است:«السّلام علی اسم اللّه الرضی و وجهه العلی و شاید این زیارت که سیّد دو جملهاش را نقل کرده همان زیارت باشد،و این اختلاف اندک چنان اهمیتی ندارد اگر بگویی اوّل این زیارت:«سلام اللّه و سلام ملائکته»است نه:«السّلام علی اسم اللّه»گوییم:اوّل زیارت همان«السّلام علی اسم اللّه الرضی»است،و سلامهای سابق به منزله اذن دخول و طلب رخصت است،و شاهد بر این مطلب،مطابقت داشتن این زیارت است با زیارت روز مولود،که کمال شباهت را با هم دارند،به آنجا رجوع کن تا بر تو معلوم گردد،نیز آگاه باش در زیارت ششم«السّلام علی اسم اللّه الرضی و وجهه المضئ» و زیارت روز مولود،این جمله بدون لفظ نور است ولی نه در اول زیارت بلکه در اواخر زیارت ششم و اوایل زیارت هفتم.و اللّه العالم.در هر صورت از تمام زیارات مطلقه همین هفت زیارت را که نقل کردیم کافی است اگر کسی بیش از این بخواهد زیارات جامعه را بخواند،و نیز زیارت مبسوطی که پس از این برای روز غدیر نقل میکنیم قرائت کند،زیار به خواندن آن زیارت در هر زمان،و هرکجا که شخص قرار داشته باشد،روایت وارد شده و باید زیارت حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام و نماز در آن حرم مطهّر را غنیمت شمرد،زیرا نماز نزد آن بزرگوار برابر دویست هزار نماز است.از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه امام واجب الطاعة را زیارت کند،و نزد او چهار رکعت نماز بخواند،برای او حجّ و عمره نوشته میشود،و ما در کتاب«هدیة الزائرین»به فضیلت مجاورت قبر امیر مؤمنان علیه السّلام اشاره کردیم،ولی به شرط آنکه
مجاور حق جوار آن حضرت را رعایت کند و این کار بسیار مشکلی است که برای هرکسی ممکن نیست و مقام را مقتضی ذکر آن نمیباشد، هرکه خواهد به کتاب«کلمۀ طیّبه»مراجعه کند.
چون خواستی آن حضرت را وداع کنی،این دعای وداع را بخوان،که پس از زیارت پنجم آمده و در کتب علما نقل شده است: سلام و رحمت و برکات خدا بر تو،تو را به خدا میسپارم،و خواهان سرپرستی نسبت به خود هستم،و بر تو سلام میفرستم،ایمان آوردیم به خدا و پیامبران و به آنچه از جانب خدا آوردند،و به آن دعوت نموده و راهنمایی کردند،خدایا ما را همراه با گواهان بنویس.خدایا این زیارت مرا آخرین زیارت ایشان قرار مده،اگر مرا پیش از آن بمیرانی،پس از مرگم شهادت میدهم بر آنچه در زندگی شهادت دادم،شهادت میدهم که امیر مؤمنان علی و حسن و حسین،و علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی و علی بن محمّد و حسن بن علی،و حجّت بن الحسن،(درود تو بر همۀ ایشان)امامان من هستند،و گواهی میدهم:هرکه آنان را کشت و با آنان جنگید مشکر است،و هرکه سخنانشان را مردود دانست جایگاهش در پستترین مرتبه از دوزخ است،و شهادت میدهم کسانی که با آنان جنگیدند دشمنان ما میباشند،و ما از آنان بیزاریم،و آنان حزب شیطانند،و لعنت خدا و فرشتگان خدا و همۀ مردم بر کسانی که آنان را کشتند،و آنان که در ریختن خون ایشان شریک شدند،و از کشته شدنشان شاد گشتند.خدایا از تو میخواهم پس از
نماز و سلام درود فرستی بر محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین،و علی و محمّد،و جعفر و موسی و علی و محمّد و علی و حسن و حضرت حجّت،و آن را آخرین زیارت من از زیارت ایشان قرار مده،اگر قرارش دهی پس مرا با این امامان نام برده محشور کن، و قلوب ما را به طاعت و خیرخواهی و محبّت و کمک نیک و تسلیم شدن در برابر آنان فروتن فرما
مقصد دوّم:در زیارات مخصوصۀ حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام و آن چند زیارت است.
اول:زیارت روز غدیر.از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده که به ابن ابی نصر فرمود:هرجا که باشی،روز غدیر کنار قبر امیر المؤمنان علیه السّلام حاضر شو،به درستی که در این روز حق تعالی،از مرد مؤمن و زن مؤمنه گناه شصت سال را میآمرزد،و از آتش جهنم آزاد میکند و دو برابر آنچه در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر آزاد کرده بدان که برای این روز شریف چند زیارت نقل شده است:
اوّل:زیارت«امین اللّه»که بیان آن در زیارت دوّم مطلقه گذشت[صفحۀ 548]
دوم:زیارتی است که به سندهای معتبر از حضرت هادی علیه السّلام نقل شده است،که با آن زیارت حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام را در روز غدیر در سالی که معتصم آن حضرت را طلبیده بود زیارت کردند،و کیفیت آن به این نحو است:چون ارادۀ زیارت نمایی بر بارگاه نورانی بایست.و رخصت بخواه،و شیخ شهید گفته:
غسل میکنی،و پاکترین جامههای خود را میپوشی،و اذن دخول می طلبی و میگویی:اللّهم انّی وقفت علی باب و این همان اذن دخول اول است که ما در اول باب نقل کردیم،پس پای راست را پیش بگذار،و داخل شو به نزدیک ضریح مقدّس برو و پشت به قبله در برابر ضریح بایست و بگو:
سلام بر محمّد رسول خدا،خاتم پیامبران،و سرور رسولان،و برگزیدۀ پروردگار
جهانیان،امین خدا بر وحی و دستورات قطعی الهی،و ختم کنندۀ آنچه گذشته،و گشاینده آنچه خواهد آمد،و چیره بر همۀ اینها،و رحمت و برکات و درودها و تحیّات خدا بر او باد.سلام بر پیامبران خدا و رسولانش،و فرشتگان مقرّب و بندگان شایستهاش.سلام بر تو ای امیر مؤمنان و سرور جانشینان،و وارث دانش پیامبران،ولی پروردگار جهانیان و مولای من و مولای مؤمنان،و رحمت و برکات خدا بر او باد.سلام بر تو ای مولای من ای امیر مؤمنان،ای امین خدا بر روی زمینش،و سفیر او در خلقش،و حجّت رسایش بر بندگان.سلام بر تو ای دین معتدل خدا،و راه راستش.سلام بر تو ای خبر بزرگی که آنها در آن اختلاف کردند،و از آن بازخواست شوند.سلام بر تو ای امیر مؤمنان،به خدا ایمان آوردی،درحالیکه همه شرک میورزیدند،و حق را تصدیق گفتی وقتی که آنان را تکذیب مینمودند و جاد کردی و آنان از جهاد عقبنشینی میکردند،خدا را عبادت کردی،درحالیکه خالص نمودی برای او دین را،صبر کردی و به حساب خدا گذاشتی،تا مرگ تو را دررسید،آگاه باشید لعنت خدا بر ستمکاران.سلام بر تو ای آقای مسلمانان و رئیس دین،و پیشوای اهل تقوا،و مقتدای سپیدرویان،و رحمت و برکات خدا بر تو باد شهادت میدهم که تویی برادر رسول خدا،جانشین،و وارث علمش،و امین او بر قانونش،و
جانشین او در امّتش،و اوّل کسی که به خدا ایمان آورد،و آنچه را بر پیامبرش نازد شده بود تصدیق کرد،و شهادت میدهم که آن حضرت همۀ آنچه را خدا دربارۀ تو نازل کرد به مردم رساند،و امر خدا را دربارۀ تو با صدای بلند اعلام کرد،و بر امّتش حتمی بودن طاعت و ولایتت را واجب نمود،و بیعت تو را بر عهدّ آنان نهاد،و حضرتت را نسبت به مؤمنان سزاوارتر از خودشان قرار داد،چنانکه خدا خود او را اینچنین قرار داد،سپس پیامبر اسلام خدا را بر مردم شاهد گرفت و فرمود:آیا من آن نیستم که رساندم.همه گفتند:
به خدا آری.پس فرمود:خدایا گواه باش،و تو برای گواهی و حاکمیت بین بندگان بسی.پس خدا لعنت کند منکر ولایتت را بعد از اقرار،و شکنندۀ پیمانت را پس از پیمان بستن،و شهادت میدهم که تو به عهد خدای تعالی وفا کردی،و خدای تعالی وفا کنندۀ به عهد خویش برای توست،و هرکس به آن پیمانی که با خدا بسته وفا کند،خدا پاداش بزرگی به او خواهد داد.و شهادت میدهم که تویی امیر مؤمنان آن حقّی که قرآن به ولایتت گویا شد،و رسول خدا در این زمینه برای تو از امّتت پیمان گرفت،و شهادت میدهم که تو و عمو و برادرت کسانی هستید که با خدا با جانهایتان معامله کردید،پس خدا این آیه را در حق شما نازل کرد:به درستی که خدا از مؤمنان خرید جانها و اموالشان را،که در عوض به آنها بهشت برای آنان باشد،و در راه خدا پیکار میکنند، پس میکشند و کشته میشوند،وعدهای است بر او،محقق شده در تورات و انجیل و قرآن،و کیست که به عهد خود وفادارتر از خدا باشد،پس شادی کنید به معاملهای که انجام دادید،و این است آن رستگاری بزرگ
آنانند توبهکنندگان،عبادتکنندگان،روزهگیران،رکوعکنندگان،سجودکنندگان،امرکنندگان به معروف،نهیکنندگان از منکر،و نگهبانان حدود خدا،و به مؤمنان بشارت ده،شهادت میدهم ای امیر مؤمنان،که شک کننده درباره تو به رسول امین ایمان نیآورده،و اینکه روی گرداننده از ولایت تو به ولایت غیر،معاندانه روی گردان از دین است،دین میانهای که پروردگار جهانیان برای ما پسندیده،و آن را روز غدیر به ولایت تو کامل نموده است،و گواهی میدهم که در این گفته خدای عزیز رحیم،مقصود تویی:به حقیقت این است راه راست من،از آن پیروی کنید،و راههای دیگر را پیروی ننمایید،که شما را از راه او پراکنده کند،به خدا سوگند گمراه شد،و گمراه کرد کسی که از غیر تو پیروی نمود،و کسی که تو را دشمن داشت،ستیزهورزان از حق روی گرداند.خدایا امرت را شنیدیم.و اطاعت کردیم و راه راست تو را پیروی نمودیم پروردگارا ما را هدایت کن،و بعد از اینکه ما را به طاعتت هدایت کردی دلهایمان را منحرف مساز،و ما را از سپاسگذاران نعمتهایت قرار ده،و شهادت میدهم که تو پیوسته با هوای نفس مخالف،و با پرهیزگاری همپیمان،و به فرو خوردن خشم توانا و گذشت کننده از مردم و آمرزندۀ آنان بودی،و زمانی که خدا معصیت میشود خشمناک،و هنگامی که اطاعت میشود خشنودی به آنچه خدا با تو پیمان بسته بود عامل بودی،و آنچه نگهداریاش از تو خواسته شده بود رعایت نمودی،و آنچه به تو سپرده شده بود حفظ کردی،و آنچه از حق بر عهدهات نهاده شده بود رساندی،و آنچه را به آن وعده داده شدی به انتظار نشستی،و شهادت میدهم که از روی زبونی محافظهکاری نکردی،و در اثر بیتابی و عجز از گرفتن حقت باز نایستادی،و به خاطر ترس و وحشت،از پیکار با غصبان ولایتت قدم به عقب نگذاشتی،و به علّت سستی بر خلاف آنچه خدا
را خشنود میکند اظهار خشنودی ننموده،و برای آنچه در راه خدا به تو دررسیده سست نشدی،و به خاطر ترس و زبونی از خواستن حقّت ناتوان و درمانده نگشتی،پناه به خدا از اینکه چنین باشی،بلکه زمانی که مورد ستم واقع شدی.به حساب پروردگارت گذاشتی،و کارت را به او واگذار کردی،و ستمکاران را پند دادی ولی نپذیرفتند،و اندرز دادی ولی قبول نکردند،و آنان را از خدا ترساندی،ولی نترسیدند،و شهادت میدهم که تو ای امیر مؤمنان در راه خدا به حق جهاد کردی،تا اینکه خدا تو را بجوارش فرا خواند،و به اختیارش تو را به جانب خود قبض روح کرد،و حجّتت را بر دشمنانت ختم کرد، با به قتل رساندن تو را،تا حجّت به سود تو و زیان باشد همراه با آنچه برای تو بود از حجّتهای رسا بر همۀ خلق.سلام بر تو ای امیر مؤمنان،خدا را خالصانه عبادت کردی،و صابرانه در راه خدا جهاد نمودی،و به حساب خدا جانبازی کردی،و به کتابش عمل نمودی،و روش پیامبرش را پیروی کردی،و نماز را بپا داشتی،و زکات را پرداختی،و به معروف امر کردی،و تا توانستی از منکر نهی نمودی طالب بودی آنچه را نزد خداست،راغب بودی در آنچه خدا وعده داد،کاسۀ صبرت از پیش آمدها لبریز نشد،و هنگام سختیها سست نگشتی،از مقابل هیچ جنگجویی بازنگشتی،آنکه غیر این امور را به تو نسبت داد تهمت زد،و به باطل دروغ بر تو بست،و مرگ بر کسی که با اصرار بر مخالفت با تو از تو روی گرداند،به راستی در راه خدا به حق جهاد کردی،و بر آزار مردم به نیکی صبر کردی صبری به حساب خدا،تویی اوّل کسی که به خدا ایمان آوردی،و برای او نماز خواندی،و جهاد کردی،و خود را در
خانۀ شرک برای حق آشکار نمودی، درحالیکه زمین انباشته به گمراهی بود،و شیطان آشکارا عبادت میشد،و تویی گویندۀ این سخن:کثرت مردم در پیرامونم عزّتی به من نیفزاید و پراکندهشدنشان ترسی به من اضافه نکند،اگر همۀ مردم از من دست بردارند،نالان نشوم،پناهنده به خدا شدی و عزّت یافتی،آخرت را بر دنیا برگزیدی و پارسا گشتی،خدا تأییدت نمود و راهنمایی فرمود،و در گردونۀ خلوص قرار داد،و تو را برگزید،کردارهایت ضد و نقیض نشد،گفتارهایت اختلاف نیافت،حالاتت زیر و رو نگشت،ادعای بیهوده نکردی،و بر خدا دروغ نبستی،و به متاع اندک دنیا طمع نورزیدی،گناهان تو را آلوده نساخت،همواره امورت بر پایۀ برهانی از سوی پروردگارت بود،در کارت بر یقین بودی،به سوی حق و راه مستقیم هدایت مینمودی،شهادت میدهم شهادت حق،و سوگند میخورم سوگند صدق،که محمّد و خاندانش(درود خدا بر آنان باد) سروران خلقند،و اینکه تو مولای من و مولای همۀ مؤمنانی،تو بندۀ خدا و ولیّ او و برادر جانشین و وارث او هستی،و او گویندۀ این سخن به حضرت توست:سوگند به کسی که مرا به حق برانگیخت به من ایمان نیاورد آنکه به تو کافر شد،و به خدا اقرار ننمود آنکه به انکار تو برخاست،گمراه شد کسی که مردم را از تو بازداشت،و به سوی خدا و به جانب من راه نیافت،و این گفتار پروردگار عزّ و جلّ من است:من آمرزندهام آن کس را که توبه کرد،و ایمان آورد،و عمل شایسته انجام داد،سپس به سوی ولایت تو راه یابد.مولای من فضل تو مخفی نمیماند،و نورت
خاموش نگردد،و آنکه تو را انکار کند ستمکار و بدبخت است،مولای من تو حجّت بر بندگانی و راهنمای به سوی راه راستی،و ذخیرۀ روز معادی،مولای من خدا مقامت را در دنیا بلند کرد، و درجهات را در آخرت والا گردانید،و بینایت نمود به آنچه بر کسی که با تو مخالفت کرد پوشیده ماند،و بین تو و موهبتهای خدا حجاب شد،لعنت خدا بر حلال شمارندگان حرمتت،و دفعکنندگان حقّت، و شهادت میدهم که آنان از زیانکارترین مردمی هستند که آتش چهرۀ آنان را میسوزاند،و در میان دوزخ زشت و عبوس هستند، و شهادت میدهم که اقدام نکردی،و قدم به عقب نگذاشتی،و سخن نگفیتی و باز نایستادی مگر به فرمان خدا و رسولش.
خود فرمودی:سوگند به آنکه جانم در دست اوست،رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)به من نظر کرد، درحالیکه پیشقدمانه شمشیر میزدم،ایشان به من فرمود:ای علی تو نسبت به من به منزلۀ هارونی نسبت به موسی،جز اینکه بعد از من پیغمبری نیست،و من تو را خبر میدهم که مرگ و زندگی تو با من و براساس راه و رسم من است،به خدا سوگند دروغ نگفتم،و به من دروغ گفته نشد،و گمراه نشدم و کسی به وسیلۀ من گمراه نشده،و آنچه را پروردگارم با من عهد کرده فراموش نکردم،من بر برهانی از سوی پروردگارم هستم که برای پیامبرش بیان نموده و پیامبر نیز برای من بیان داشته است و من به راستی بر راه روشن هستم که آن را صریح میگویم با صراحت تمام،ای امیر مؤمنان به خدا سوگند راست گفتی،و حق گفتی.پس خدا لعنت کند کسی را که تو را با آنکه با تو دشمنی کرد برابر قرار داد،درحالیکه خدا میفرماید:آیا کسانی که میدانند،با کسانی که نمیدانند برابرند؟پس خدا لعنت
کند کسی را که مساوی تو قرار داد،آن کس را که خدا ولایتت را بر او واجب کرد،و حال اینکه تو ولیّ خدایی،و برادر رسول خدایی و دفاع کننده از دین خدایی،و کسی هستی که قرآن به برتریاش گویاست،خدای تعالی فرمود:خدا جهادکنندگان را بر نشستگان برتری داد به اجری بزرگ،درجات و مغفرت و رحمت از جانب او برای جهادگنندگان است،و خدا همواره آمرزنده و مهربان است و خدای تعالی فرمود:آیا آبدهی به حاجیان و آباد دادن در مسجد الحرام را قرار دادهاید همانند آن کس که به خدا و روز جزا ایمان آورده،و در راه خدا جهاد کرده است؟هرگز پیش خدا برابر نیستند،خدا گروه ستمکاران را هدایت نمیکند.آنان که ایمان آوردهاند و هجرت کردند،و در راه خدا با اموال و جانهایشان جهاد کردند،از جهت مقام به نزد خدا برترند،و ایشان رستگارانند،نویدشان میدهد پروردگارشان به رحمتی از جانب خود و خشنودی،و بهشتهایی که در آنها نعمت پایدار برای آنان باشد.در آن بهشتها جاودانند،به راستی که نزد خدا پاداشی بزرگ است.شهادت میدهم که تو به ستایش خدا مخصوص گشتهای،و مخلص در طاعت خدایی،برای هدایت جایگزینی نجستی،و در بندگی پروردگارت احدی را شریک نساختی،خدای تعالی دعای پیامبرش(درود خدا بر او و خاندانش)را در حق تو اجابت کرد،سپس اظهار آنچه تو را سزاوار حکومت بر ملّتش کرده بود به او فرمان داد،برای بالا بردن شأنت،و علنی ساختن برهانت،و دفع باطلها،و بریدن بهانهها،پس زمانی که از آشوب اهل فسق بیمانک شد، و دربارۀ تو در برابر منافقان محافظکاری کرد،پروردگار جهانیان به او وحی کرد:ای رسول!آنچه از پروردگارت به تو نازل
شده به مردم برسان،اگر انجام ندهی پیام خدا را نرساندهای،خدا تو را از مردم حفظ میکند پس او بارهای سنگین سفر را بر دوش جان نهاد،و در حرارت شدید نیمۀ روز برخاست،سخنرانی کرد و شنواند،و فریاد زد،پس پیام حق را رساند،سپس از همۀ آنها پرسید:آیا رساندم؟گفتند:به خدا قسم آری.فرمود:
خدایا شاهد باش.سپس به مردم خطاب کرد:آیا من آن نیستم که به مؤمنان از خود آنان سزاوارترم؟گفتند:آری،پس دست تو را گرفت،و فرمود:هرکه را که من مولای اویم،پس این علی مولای اوست،خدایا دوست بدار هرکه او را دوست دارد،و دشمن بدار هرکه او را دشمن دارد،و یاری کن کسی را که یاریاش کند،و خوار کن هرکه خوارش سازد.پس به آنچه خدا دربارۀ تو بر پیامبرش نازل کرد،ایمان نیاورد جز عدهای اندک،و اکثرشان را نیفزود جز زیانکاری،پیش از آن نیز خدا در حق تو این آیه را نازل کرد درحالیکه آنان دوست نداشتند:ای کسانی که ایمان آوردهاید،هرکه از شما از دینش برگردد،خدا به زودی قومی را بیاورد،که آنها را دوست دارد،و آنها هم خدا را دوست دارند،بر مؤمنان نرمند،و بر کافران سخت،در راه خدا جهاد کنند،از سرزنش سرزنشکنندگان نمیترسند،این است فضل خدا،به هر که بخواهد عنایت میکند،خدا گسترنده و دانا است.جز این نیست که شما ولیّ خدا و رسول او و همۀ آنانی هستند که ایمان آورند،و آنانی که نماز را بر پا میدارند و زکات میدهند،درحالیکه رکوع کنندهاند،و هرکه با خدا و رسولش و کسانی که ایمان آوردند دوستی کند،پس حزب خدا حزب پیروز است.پروردگارا به آنچه نازل کردی ایمان آوردیم،و از پیامبر پیروی نمودیم،پس ما را با گواهان بنویس.پروردگارا
دلهای ما را پس از آنکه هدایتمان کردی منحرف مساز،و به ما از نزد خود رحمتی ببخش،که تو بسیار بخشندهای خدایا ما میدانیم که این گفتار از نزد تو حق است،پس لعنت کن کسی را که با آن معارضه کرد،و به آن کبر ورزید،و آن را تکذیب کرد،و کافر شد،و زود است بدانند کسانی که ستم کردند،به چه بازگشتگاهی برگردند.سلام بر تو ای امیر مؤمنان و سروز جانشینان،و رأس عبادتکنندگان،و پارساترین پارسایان،و رحمت خدا و برکات و درودها و تحیّاتش بر تو باد،تویی خورانندۀ طعام در حال دوست داشتن آن،به درمانده و یتیم و اسیر تنها به خاطر خشنودی خدا،که از آنها پاداش و سپاسی نمیخواستی،و خدای تعالی در حق تو چنین گفت:دیگران را بر خود ترجیح میدهند،گرچه خود تهیدست باشند،هرکه از بخل وجودش محفوظ ماند پس آنانند از رستگاران، تویی فروبرندۀ خشم،و گذشتکننده از مردم،و خدا نیکوکاران را دوست دارد،تویی صبرکننده در تنگدستی و پریشانحالی و به هنگام جنگ،تویی بخش کننده به برابری،و دادگر در میان ملّت،و آگاه به مقرّرات خدا،از میان همۀ انسانها،خدای تعالی خبر داد از آنچه سزاوار کرده تو را از فضلش به گفتهاش:آیا کسی که مؤمن است همانند کسی است که فاسق است؟هرگز برابر نیستند.امّا کسانی که ایمان آوردهاند،و کار شایسته کردند،برای آنها بهشتهای خویش جایگاه جهت پذیرایی به پاداش آنچه انجام دادند،و تویی اختصاص یافته به علم قرآن،و حکم تأویل،و صریح گفتار پیامبر،و تو راست موقعیتهای
گواهی شده،و مقامات مشهور،و روزهای یاد شده،روز بدر،و روز احزاب آن زمان که چشمها منحرف،و جانها به گلوها رسید،و به خدا گمان میبردید،گمانهای گوناگجون،در آنجا اهل ایمان آزمایش شدند،و دچار تزلزل روحی گشتند تزلزل سخت.آن هنگام اهل نفاق و آنان که در دلهایشان بیماری بود گفتند:خدا و رسولش جز فریب به ما وعده ندادند.و در آن زمان گروهی از آنان گفتند:ای اهل مدینه جایی برای شما نیست،بازگردید،و جمعی از آنان از پیامبر اجازه میخواستند،میگفتند:خانههای ما باز و بیحفاظ است و حال آنکه بیحفاظ نبود،آنان جز فرار از جنگ قصدی نداشتند،و خدای تعالی فرمود:همینکه اهل ایمان دستههای کفر و شرک را دیدند گفتند:این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داد،خدا و رسولش راست گفتند،و آنان را نیفزود مگر ایمان و تسلیم،پس عمرو قهرمان آنها را کشتی،و جمع آنان را فراری دادی،و خدا آنان را که کافر بودد با خشمشان بازگرداند،درحالیکه به غنیمتی دست نیافتند،و خدا جنگ را از اهل ایمان کفایت کرد،و خدا نیرومند و عزیز است،و روز احد هنگامی که از اطراف پیامبر فرار میکردند،و به احدی اعتنا نمینمودند،و پیامبر آنان را از پشت سرشان به کارزار دعوت میکرد، تو بودی که مشرکان را برای حفظ پیامبر به راست و چپ دفع میکردی،تا خدا گزند آنان را در حالی که ترسان بودند از شما دو بزرگوار برگرداند،و شکستخوردگان را به وسیلۀ تو یاری کرد.و روز حنین،بنابر آنچه قرآن در این آیه به آن گویا شد:
«زمانی که نفرات زیاد شما باعث شگفتی شما شد،ولی شما را به هیچ وجه بینیاز نکرد،و زمین با آن فراخیاش بر شما تنگ شد،سپس
روی گردانده فرار کردید.آنگاه خدا آرامش خود را بر رسولش و بر مؤمنان نازل فرمود».«مؤمنان» تو بودی و همراهانت،و عمویت عباس شکستخوردگان را صدا میزد:ای اصحاب سورۀ بقره،ای اهل بیت شجره،تا جماعتی به او پاسخ دادند،که تو رنج آنها را کفایت کردی،و به جای آنها کمک را عهدهدار شدی،پس نومید از پاداش برگشتند،و امیدوار به وعدۀ خدای تعالی به توبه،و این است سخن خدا که عظیم باد یادش:«آنگاه خدا توبه میپذیرد پس از آن،توبۀ کسی را که بخواهد،درحالیکه تو درجۀ صبر را به دست آوردی،و به مزد بزرگ پیروز شدی،و روز خیبر که خدا شکست منافقان را آشکار کرد،و دنبالۀ کافران را برید،و سپاس خدای را پروردگار جهانیان،درحالیکه آنها از پیش با خدا پیمان بسته بودند که فرار نکنند،و به یقین پیمان خدا مورد بازخواست است.مولای من تویی حجّت رسا،و راه روشن،و نعمت کامل،و برهان تابناک،پس گوارا باد تو را،آنچه خدا از برتری به تو داد، و نابود باد دشمن نادانت،با پیامبر(درود خدا بر او و خاندانش)در تمام جنگها و لشگرکشیهایش حاضر بودی، پیشاپیش پرچم اسلام را به دوش میکشیدی،و در برابرش شمشیر میزدی،سپس تنها برای تدبیر و کاردانی مشهودت و بیناییات در امور،در تمام میدانها تو را به فرماندهی میگماشت،و امیری بر تو نبود،چه بسیار کارهایی که تقوا مانع اجرای تصمیت در آنها شد،اما جز تو در مثل آن از هوای نفس پیروی کرد،پس نادانان گمان کردند،که تو از
آنچه او به آن رسید عاجز شدی،به خدا قسم گمانکنندۀ اینچنین گمراه شد و را نیافت،و تو واضح ساختی آنچه مشکل شده بود از این امور،برای آنکه توهّم و تردید کرد به گفتارت،درود خدا بر تو که فرمودی:گاهی انسان زبردست و چیره روی چاره را میبیند،ولی در برابرش پردهای از تقوای خداست،در نتیجه روی چاره را آشکار رها میکند، ولی فرصت آن را غنیمت میداند کسی در امر باکی ندارد،به خدا سوگند راست گفتی،و یاوهسرایان دچار زیان شدند،هنگامی که آن دو عهدشکن[طلحه و زبیر]با تو به فریبکاری برخاستند،و گفتند قصد عمره داریم،به آنان گفتی:به جان خودتان قسم:قصد عمره ندارید،بکله قصد خیانت دارید،در نتیجه از آن دو نفر بیعت گرفتی،و پیمان را محکم کردی،پس در نفاق کوشیدند،زمانی که بر کار نادرستشان آگاهشان کردی،بیتوجّهی کردند،و به کار خویش بازگشتند،ولی بهرهمند نشدند،و سرانجام کار هر دو خسران شد سپس اهل شام خیانت آن دو را دنبال کردند،و تو پس از بستن راه غدر بر آنان به سویشان حرکت کردی،ولی آنها به دین حق گردن ننهادند.
و در قرآن تدبّر ننمودند،بیخردان پست و گمراهان ناجوانمرد،به آنچه در حق تو بر محمّد نازل شده بود کافرند، و یاوران مخالف تو،درحالیکه خدا به پیروی از تو امر کرد،و مؤمنان را به یاری تو فرا خواند،و فرمود خدای عزّ و جلّ:ای کسانی که ایمان آوردهاید خدا را پروا کنید،و با راستگویان باشید.
مولای من حق بر تو نمایان شد،درحالیکه مردم آن را به یک سو انداختند،و تو روشهای دینی را پس از کهنگی و نابودی آشکار ساختی،تو راست پیشینۀ جهاد بر پایه تصدیق به قرآن،و تو راست فضیلت جهاد بر
پایۀ تحقّق تأویل،و دشمن تو دشمن خدا،و انکارکنندۀ رسول خدا است،دعوت میکند دعوت باطل، حکومت میکند به ستم،فرمان میدهد غاصبانه،دارودستهاش را به دوزخ میخواند،درحالیکه عمّار جهاد میکرد و میان دو لشگر فریاد میزد:
کوچ کنید،کوچ کنید به سوی بهشت،و زمانی که آب خواست،با شیر سیراب شد و تکبیر زد و گفت:رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش)به من فرمود:آخرین نوشیدنیات از دنیا مخلوطی است از شیر،و تو را گروه متجاوز به قتل میرساند،پس ابو العادیه فزاری راه را بر عمّار گرفت و او را کشت،بر ابو العادیه لعنت خدا و لعنت فرشتگان خدا و همۀ پیامبران،و لعنت بر کسی که شمشیر به روی تو کشید،و تو به روی او شمشیر کشیدی،ای امیر مؤمنان،از مشرکان و منافقان تا روز قیامت،و بر آن که خشنود شد به آنچه تو را غمگین ساخت،و غم تو را ناخوش نداشت و دیده برهم نهاد و بیتفاوت گذشت،و علّت و عاملش را نکار نکرد، یا علیه تو به دست و زبان کمک کرد،یا از یاریات دست کشید،یا از جهاد نمودن به همراه تو،کنارهگیری کرد،یا فضل تو را کوچک شمرد، و حقّت را انکار کرد،یا با تو برابر نمود کسی را که خدا قرار داد تو را سزاوارتر به او از خود او،و درودهای خدا و رحمت و برکات و سلام و تحیّاتش بر تو و بر امامان از خاندان پاک تو، که خدا ستوده و بزرگوار است،کار شگفتتر و حادثۀ زشتتر،پس از انکار حق تو،غصب فدک صدّیقه طاهره زهرا سرور زنان،و نپذیرفتن گواهی تو و گواهی
دو سرور از نژادت و عترت مصطفی است!!(درود خدا بر شما باد)،و حال آنکه خدا درجۀ شما را بر امّت برتر گرداند،و منزلت شما را رفیع قرار داد،و فضل و شرفتان را بر جهانیان آشکار ساخت، و پلیدی را از شما برد،و پاکتان ساخت پاکساختنی ویژه،خدا عزّ و جلّ فرمود:انسان بسیار حریص آفریده شده،چون گزندی به او در رسد بیصبری کند،و چون خیری به او در رسد دریغ ورزد،چز نمازگزاران،پس خدای متعالی،پیامبر برگزیدهاش را و تو را،ای سرور جانشینان از همۀ خلق استثنا کرد،پس آنان که به تو ستم کردند،چقدر از دیدن حق کور بودند،سپس سهم خویشان پیامبر را از باب فریب برای تو مقرّر داشتند،ولی به جور و ستم از اهلش برگرداندند چون حکومت به تو برگشت با خویشان پیامبر درحالیکه از آن دو نفر رویگردان بودی،بخاطر پاداشی که نزد خدا برای تو بود،به همان صورت عمل کردی که آن دو نفر عمل کردند،پس گرفتاری تو به آن دو نفر به گرفتاری پیامبران(درود خدا بر ایشان)در هنگام تنهایی و بییاوری شبیه شد،و در آرمیدن در بستر پیامبر شبیه به اسماعیل ذبیح(درود بر او)شدی چه آنکه تو نیز مانند او قبول کردی،و اطاعت نمودی به همان صورت که اسماعیل صابرانه و پاداشخواهانه اطاعت کرد،وقتی که ابراهیم به او گفت:«پسرم در خواب دیدم که ترا ذبح میکنم،بنگر که رأی تو چیست»؟گفت:«پدر به آنچه دستور داده شدهای اقدام کن،اگر خدا بخواهد مرا از بردباران خواهید یافت»،و تو نیز زمانی که پیامبر(درود خدا بر او و خاندانش)در بسترش خواباندت و به تو فرمان داد در خوابگاهش بیارامی،و او را با جانت از شر دشمنانش حفظ کنی،فرمانبردارانه به پذیرش دعوتش شتافتی،و خو را برای کشته
شدن آماده کردی،در نتیجه خدا از فرمانبرداریت قدردانی کرد،و از کار زیبایت به گفتارش جلّ ذکره در قرآن پرده برداشت،آنجا که فرمود:«و از مردم کسی است که جانش را برای بدست آوردن خوشنودی خدا میفروشد»سپس گرفتاریت در جنگ صفین،درحالیکه قرآنها از روی حیله و فریب به نیزهها بالا رفته بود،در نتیجه شک و تردید پیدا شد،و حق به یک سو افتاد،و از گمان پیروی شد،این گرفتاریات شبیه به گرفتاری هارون شد،زمانی که موسی او را بر قوم خود امارت داد،آنها از او پراکنده شدند،هارون بر سر آنان فریاد میزد و میگفت:
ای مردم شما به گوساله آزمایش شدهاید به درستی که پروردگار شما خدای بخشنده است،از من پیروی کنید.و از دستورم پیروی نمایید،گفتند همچنان روی آور به گوساله خواهیم بود،تا موسی به سوی ما بازگردد!!و همچنین تو ای امیر مومنان،همین که قرآنها بالا رفت گفتی:ای ملّت شما به آن آزمایش شدید و گرفتار نیرنگ گشتهاید،امّا از خواستۀ تو سرپیچی کردند،و با تو به مخالفت برخاستند،و گماشتن دو داور را از تو تقاضا نمودند، تو از تقاضای آنان سرباز زدی،و از عمل آنان به سوی خدا بیزاری جستی،و آن را به خودشان واگذاشتی،پس زمانی که حق آشکار شد، و خطای منکر روشن گشت،و به لغزش و انحراف از راه حق اعتراف کردند،پس از آن دچار اختلاف شدند،و از روی بیخردی تو را مجبور به پذیرفتن حکمیّت کردند،حکمیتی که از آن سرباز زدی و آنان میخواستند و تو از آن باز داشتی،روا دانستند گناهانشان را که مرتکب شدند، تو بر راه بینایی و هدایت بودی،و ایشان بر روشهای گمراهی و کوری،همچنان بر نفاق اصرار داشتند، و در گمراهی سرگردان بودند،تا خدا سنگینی کار ناپسندشان را به آنان چشاند،و کسی را که با تو دشمنی کرد با شمشیرت به نابودی کشید،پس بدبخت و نگونسار شد،و با حجّت تو زنده کرد کسی را که سعادت یافت،و راهنمایی شد.درود خدا
بر تو باد بامداد و شامگاه،در حضر و در سفر،بر وصفت مدحکنندهای احاطه نکند،و عیبجویی برتریات را نابود ننماید،تو در عبادت بهترین خلقی،و در پارسایی خالصترین آنانی،و در دفاع از دین سرسختترین ایشان،با کوششت حدود خدا را بپا داشتی،و با شمشیرت اردوهای خارج از دین را فراری دادی،با سرانگشتهایت شعلۀ جنگها را خاموش ساختی،و با بیانت پردههای شبه را دریدی،و آمیختگی باطل را از حق روشن برطرف کردی،سرزنش هیچ سرزنشکنندهای تو را در راه خدا نگرفت،مدح خدای تعالی تو را بینیاز کرد از مدح مدّاحان و ستایش وصفکنندگان،خدای تعالی فرمود:از مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با خدا بر آن پیمان بسته بودند صادقانه وفا کردند،گروهی بر سر پیمان خود به شهادت رسیدند،و جمعی از آنان انتظار میشکند،و به هیچ روی تغییر نکردند.
زمانی که دیدی پیمانشکنان و ستمکاران و بیرونرفتگان از دین را کشتی،و رسول خدا(که درود خدا بر او و خاندانش باد)وعدهاش را به تو راست گفته بود،و تو هم به عهدش وفا کردی،گفتی:آیا وقت آن نرسیده که این محاسن به خون سر رنگین شود؟،با چه زمان بدبختترین این ملّت برای این کار برانگیخته میشود،اطمینان داشتی به اینکه بر پایۀ برهانی از پروردگارت و بصیرت از کارت هستی،وارد شونده بارگاه خدایی،شادان به معاملهای که انجام دادی،و این است آن راستگاری بزرگ.خدایا کشندگان پیامبرانت،و جانشینان انبیایت را به تمام لعنتهایت لعنت کن،و آنان را ملازم حرارت آتشت گردان،و لعنت کن کسی را که حقّ ولیّات را غصب کرد،و پیمانش را انکار نمود،و او را پس از یقین و
اقرار به ولایتش روزی که دین را برای او کامل کردی منکر شد،خدایا قاتلان امیر مؤمنان و کسانی که به او ستم کردند،و پیروان و یاران آنان را لعنت کن.خدایا ستمکنندگان بر حسین را لعنت کن،و همچنین قاتلانش،و پیرویکنندگان از دشمنش و یاوران دشمنش،و راضیان به قتلش،و دریغکنندگان از یاریاش لعنتی شدید و سخت،خدایا لعنت کن اول ستمکاری که به خاندان محمّد ستم کرد،و آنان را از حقوقشان بازداشت،خدایا اوّل ستمکار و غاصب حق خاندان محمّد را به لعنت اختصاص ده،و هر پیروی کننده از آنچه او شیوه ساخت تا روز قیامت.خدایا درود فرست بر محمّد خاتم پیامبران،و بر علی سرور اوصیا،و خاندان پاکش،و ما را قرار ده از متمسّکین به آنان،و از کامیابان به ولایتشان،و ایمنانی که نه بیمی بر آنان است،و نه اندوهگین میشوند.
مؤلّف گوید:ما در کتاب«هدیة الزائرین»به سند این زیارت اشاره کردیم و اینکه این زیارت را هر روز از نزدیک و دور میشود خواند،و این فایدۀ بزرگی است که البته مشتاقان به عبادت،و شائقان زیارت حضرت شاه ولایت علیه السّلام آن را غنیمت خواهند شمرد.
سوّم:زیارتی است که در کتاب«اقبال»از امام صادق علیه السّلام روایت شده که فرمود:هرگاه در روز عید غدیر،کنار قبر شریف حضرت امیر مومنان علیه السّلام باشی،نزدیک قبر شریف آن جناب برو،و پس از نماز و دعا،و اگر در شهرهای دیگر باشی بعد از نماز اشاره کن به جانب آن حضرت،و دعا این است:خدایا درود فرست بر ولیّات،و برادر پیامبرت،و وزیر و حبیب و دوستش،و جایگاه راز،و برگزیده از
خانوادهاش،و جانشینش،و پاک و خالص و امین و ولیّاش و شریفترین عترتش،آنان که به او ایمان آوردند،و پدر نسل و درگاه حکمت و گویای به حجّت و دعوت کننده به شریعتش،و رهرو روشش،و جانشین او بر ملّتش،سرور مسلمانان،و امیر مؤمنان،و پیشرو سپیدرویان،برترین درودی که بر یکی از خلق خود،و برگزیدگان و جانشینان پیامبرانت فرستادی،خدایا من شهادت میدهم که او از جانب پیامبرت(درود خدا بر او و خاندانش)آنچه را بر عهده داشت رساند،و آنچه رساند،و آنچه نگهداریاش از او خواسته شده بود رعایت کرد،و آنچه را به او سپرده شده بود حفظ کرد،حلال کرد حلالت را،و حرام کرد حرامت را،و بپاداشت احکامت را و فرا خواند به راهت،و دوست داشت دوستانت را،و دشمن داشت دشمنانت را،و با پیمانشکنان از راهت،و ستمکاران،و خارجشدگان از فرمانت نبرد کرد،درحالیکه شکیبایی به خرج داد،و به حساب خدا گذاشت،رویکنان نه روی گردان،و از سرزنشکنندگان،در راه خدا باکی به خود راه نداد،تا در این زمینه به مقام رضا رسید،و قضا را تسلیم تو کرد،و خالصانه تو را پرستید،و با کوششی سخت خیرخواهی نمود،تا مرگ او فرا رسید،پس به سوی خود شهید و خوشبخت و ولی پرهیزگار و پسندیده و پاک و هدایتگر و هدایتشده قبض روحش نمودی.خدای بر محمّد و خاندان او درود فرست،برترین درودی که بر یکی از پیامبران و برگزیدگانت فرستادی،ای پروردگار جهانیان.
مؤلّف گوید:سیّد ابن طاووس در کتاب«مصابح الزائر»برای این روز شریف،زیارتی دیگر نقل کرده،که اختصاصش
به این روز معلوم نیست و آن زیارت مرکّب از دور زیارت است،که علاّمۀ مجلسی آنها را زیارت دوم و سوم کتاب «تحفه»قرار داده است.
زیارت امیر المؤمنین علیه السّلام در روز ولادت پیغمبر صلی اللّه علیه و آله دوّمین زیارت از زیارت مخصوصۀ حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام زیارت روز ولادت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله است.شیخ مفید و شهید و سیّد ابن طاووس رحمه اللّه روایت کردهاند که حضرت صادق علیه السّلام امیر مؤمنان علیه السّلام را در هفدهم ربیع الاول زیارت کرد به این زیارت،و آن را به ثقۀ جلیل القدر محمّد بن مسلم ثقفی رضی اللّه عنه تعلیم داد،و به او فرمود:چون به مشهد امیر مؤمنان علیه السّلام بیایی،غسل زیارت کن،و پاکیزهترین جامههای خود را بپوش،و خویش را به بوی خوش معطّر کن،و به آرامی و وقار برو،چون به«باب السّلام»یعنی درگاه حرم مطهّر رسیدی،رو به قبله بایست و سی مرتبه اللّه اکبر بگو و پس از آن بخوان سلام بر رسول خدا،سلام بر برگزیدۀ خدا،سلام بر مژدهدهندۀ بیمده و چراغ نوربخش،و رحمت و برکات خدا،سلام بر پاک و پاکیزه،سلام بر پرچم درخشان، سلام بر یاریشدۀ تأیید گشته،سلام بر ابو القاسم محمّد،و رحمت و برکات خدا سلام بر پیامبران مرسل خدا،و بندگان شایستۀ حق،سلام بر فرشتگان خدا،که مقیم اطراف این حرم و این ضریح و پناهندگان به آنانند.سپس به نزدک قبر برو و بگو:
سلام بر تو ای جانشین جانشینان،سلام بر تو ای تکیهگاه اهل تقوا،سلام بر تو ای سرپرست اولیا،سلام بر تو ای آقای شهیدان،سلام بر تو ای نشانۀ بزرگ
خدا،سلام بر تو ای پنجمین اهل عبا،سلام بر تو ای پیشوای سپیدرویان با تقوا،سلام بر تو ای پناه اولیا،سلام بر تو ای زینت یکتاپرستان برگزیده، سلام بر تو ای خالص دوستان،سلام بر تو ای پدر امامان امین،سلام بر تو ای صاحب حوض،و حملکنندۀ پرچم،سلام بر تو ای بخشکنندۀ بهشت و دوزخ، سلام بر تو ای که مکّه و منی به او شرافت یافت،سلام بر تو ای دریای دانشها،و پناه تهیدستان،سلام بر تو ای که در کعبه به دنیا آمد،و در آسمان با سروز زنان ازدواج داده شد و گواهانش فرشتگان برگزیده بودند،سلام بر تو ای چراغ روشن،سلام بر تو ای که پیامبر به عطای بزرگ اختصاصش داد،سلام بر تو ای که بر بستر خاتم پیامبران خوابید،و او را با جانش از گزند دشمنان حفظ کرد،سلام بر تو ای که خورشید برایش بازگشت،و همطراز شمعون صفا شد،سلام بر تو ای که خدا کشتی نوح را به اسم او و برادرش نجات داد،آنجا که آب در پیرامونش به خروش آمد و لبریز شد،سلام بر تو ای که خدا به وسیلۀ او و برادرش توبۀ آدم را پذیرفت،زمانی که به بیراهه شد،سلام بر تو ای کشتی نجاتی که هرکس متمسّک به آن شد نجات یافت،و هر که از آن پس ماند سرنگون گشت،سلام بر تو ای که با اژدها و گرگ بیابان سخن گفت،سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای امیر مؤمنان،سلام بر تو ای حجّت خدا بر
کسی که کافر شد،بازگشت،سلام بر تو ای پیشوای صاحبان خرد،سلام بر تو ای معدن حکمت و جداکننده بین حق و باطل،سلام بر تو ای که علم کتاب نزد اوست،سلام بر تو ای میزان روز حساب،سلام بر تو ای فیصلهبخش حکم،و گویای به درستی سلام بر تو ای صدقهدهندۀ انگشتر در محراب،سلام بر تو ای خدا در احزاب به وسیلۀ تو جنگ را از اهل ایمان کفایت کرد،سلام بر تو،ای که یگانگی را برای خدا خالص نمود و بازگشت،سلام بر تو ای قاتل خیبر و کنندۀ در،سلام بر تو ای که فرا خواند او را بهترین همۀ خلق،برای خوابیدن در بسترش،و او جان خود را تسلیم مرگ کرد و دعوت پیامبر را به جان خرید،سلام بر تو ای که طوبی و سرانجام نیکو برای اوست،و رحمت و برکات خدا بر او باد،سلام بر تو ای ولیّ زمام دین، و ای آقای آقایان،سلام بر تو ای صاحب معجزات،سلام بر تو ای که در برتریاش سورۀ عادیات نازل شد،سلام بر تو ای که نامش در آسمان بر سراپردهها نوشته شده،سلام بر تو ای آشکارکنندۀ معجزات و نشانهها،سلام بر تو ای فرماندۀ جنگها،سلام بر تو ای خبردهندۀ از آنچه گذشته و از آنچه میآید،سلام بر تو ای خطاب کننده گرگ بیابانها،سلام بر تو ای مهرزننده به سنگریزه،و بیان کنندۀ مسائل مشکل،سلام
بر تو ای که فرشتگان آسمانها از حملاتش در جنگ تعجّب کردند،سلام بر تو ای که با پیامبر رازگویی نهان داشت و پیشاپیش رازگویی صدقهها در راه خدا داد،سلام بر تو ای پدر امامان نیکوکار و سروران،و رحمت و برکات خدا بر او باد،سلام بر تو ای دنبالهرو پیامبر،سلام بر تو ای وارث دانش بهترین میراثگذار،و رحمت و برکات خدا بر او باد،سلام بر تو ای سرور جانشینان،سلام بر تو ای پیشوای پرهیزگاران،سلام بر تو ای فریادرس حادثهدیدگان، سلام بر تو ای پناه مؤمنان،سلام بر تو ای آشکارکنندۀ دلایل،سلام بر تو ای طه و یس،سلام برت و ای ریسمان محکم خدا،سلام بر تو ای که انگشتر را در نماز به مسکین صدقه داد،سلام بر تو ای برکنندۀ سنگ از دهانۀ چاه،و ظاهرکنندۀ آب گوارا،سلام بر تو ای دیدۀ نگرندۀ خدا،و دست گشودهاش،و زبان تفسیرکنندۀ او در میان تمام آفریدگان،سلام بر تو ای وارث دانش پیامبران،و خزانۀ علم گذشتگان و آیندگان،و صاحب پرچم حمد،و ساقی اولیای خدا از حوض خاتم انبیا، سلام بر تو ای رییس دین،و پیشوای سپیدرویان،و پدر امامان پسندیدۀ، و رحمت و برکات خدا بر او باد،سلام بر نام پسندیدۀ خدا،و جمال نورانیاش،و طرف
نیرومندش،و راه راستش.سلام بر امام پرهیزگار مخلص برگزیده.سلام بر ستاره درخشان،سلام بر امام ابو الحسن علیّ و رحمت و برکات خدا بر او باد.سلام بر امامان هدایت و چراغهای تاریکیها،و نشانههای پرهیزگاری،و مشعلهای هدایت،و صاحبان خرد،و پناهگاه مردم و دستاویز محکم و حجّت بر اهل دنیا،و رحمت و برکات خدا بر آنان،سلام بر نور انوار،و حجّت جبّار،و پدر امامان پاک،و قسمتکنندۀ بهشت و دوزخ،خبردهنده از آثار،فروریزندۀ مرگ بر کفّار،نجاتدهندۀ شیعیان مخلص از بارهای بزرگ گناهان.سلام بر اختصاص یافته به بانوی پاک پرهیزگار دختر پیامبر مختار،ولادت یافته در کعبۀ صاحب پردهها تزویج شده در آسمان به بانوی نیکوکار پاک پسندیده مرضیّه مادر امامان پاک،و رحمت و برکات خدا بر او باد.سلام بر خبر بزرگ که امّت در حقّش اختلاف کردند،و امّت بر آن عرضه شوند، و از آن بازخواست گردند.سلام بر نور انور خدا،و روشنایی روشنترش،و رحمت و برکات خدا بر او باد،سلام بر تو ای ولیّ خدا،و حجّت و بندۀ خالص و خاص حق،من گواهی میدهم که تو ای ولیّ خدا همانا در راه خدا جهاد کردی جهادی شایسته،و از راه رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)پیروی نمودی،و حلال دانستی حلال خدا را،و حرام دانستی حرام
خدا را،و تشریع کردید احکام الهی را،و بپا داشتی نماز را،و پرداختی زکات را،و به معروف امر کردی و از منکر نهی نمودی،و در راه خدا به جهاد برخاستی با صبر و خیرخواهی و سختکوشی،و حسابگر پاداش بزرگ نزد خدا،تا مرگ فرا رسید،خدا لعنت کند کسی را که از حقّت منع کرد،و از مقامت کنار گذاشت،و خدا لعنت کند کسی را که این اخبار به او رسید و به آن خشنود شد.خدا و فرشتگان و پیامبران و رسولانش را شاهد میگیرم،که من دوستم با کسی که تو را دوست دارد،و دشمنم با آنکه تو را دشمن دارد.سلام و رحمت و برکات خدا بر او باد.سپس خود را به قبر بچسبان،و آن را ببوس و بگو:شهادت میدهم که سخنم را میشنوی و جایم را میبینی،و دربارهات شهادت میدهم ای ولیّ خدا،به رساندن دین به مردم و ادا کردن وظیفه،ای مولای من.ای حجّت خدا،ای امین خدا،ای ولیّ خدا،همانا میان من و خدای عزّ و جلّ گناهانی است که پشتم را سنگین کرده،و از خواب آرام مانعم گشته،و یاد آنها اعضای درونم را میلرزاند،البته من به سوی خدای عزّ و جلّ و به جانب تو گریختهام،به حق کسی که تو را امین بر راز خود نمود،و سرپرستی کار خلقش را به تو وانهاد،و طاعتش را به طاعت تو مقرون کرد،و دوستیاش را به دوستی تو پیوند داد،برایم به درگاه خدا شفیع،و از آتش دوزخ پناه،و در روزگار پیشتیبان باش.باز خود را به قبر بچسبان و آن را ببوس و بگو:ای ولیّ خدا،ای حجّت خدا،ای درگاه مغفرت خدا،دوستت و زائرت،و پناهنده به قبرت،و فرود آمده به درگاهت،و بارانداز در جوارت،از تو درخواست
میکند،که برایش به پیشگاه خدا،در برآمدن حاجتش،و کامیاب شدن به خواستهاش در دنیا و آخرت شفاعت کنی،همانا برای تو نزد خدا منزلتی بزرگ و شفاعت پذیرفته شده است،ای مولای من مرا از موارد توجّه خود قرار ده،و در حزب خود وارد کن،و سلام بر تو،و بر دو آرمیده در کنار تو آدم و نوح،و سلام بر تو و بر دو فرزندت حسن و حسین و بر امامان پاک از نسلت،و رحمت و برکات خدا بر تو باد.
سپس شش رکعت نماز زیارت بجای آر،دو رکعت برای امیر مؤمنان علیه السّلام و دو رکعت برای جناب آدم علیه السّلام و دو رکعت برای حضرت نوح علیه السّلام و خدا را بسیار بخوان که به اجابت خواهد رسید ان شاء اللّه تعالی.مؤلّف گوید:صاحب کتاب «مزار کبیر»گفته:این زیارت را باید در هفدهم ربیع الاوّل هنگام طلوع آفتاب خواند و علاّمۀ مجلسی قدس سره فرموده:این زیارت در میان زیارات بهترین زیارت است و به سندهای معتبر در کتب معتبره مذکور است و ظاهر بعضی از روایات است که اختصاصی به این روز ندارد،هروقت که این زیارت را بخوانند خوب است.مؤلّف گوید:اگر کسی بگوید:چگونه است که در روز ولادت پیامبر صلی اللّه علیه و آله یا مبعث آن حضرت،زیارت امیر مؤمنان علیه السّلام وارد شده و برای رسول خدا صلی اللّه علیه و آله در این دو روز زیارت نیست،با آنکه سزاوار بود،زیارت مخصوصی در این اوقات برای پیامبر صلی اللّه علیه و آله وارد شده باشد؟جواب گوییم که این به خاطر شدّت اتصال این دو بزرگوار و کمال اتّحاد این دو نور پاک با هم است،که هرکه امیر مؤمنان علیه السّلام را زیارت کند،رسول خدا صلی اللّه علیه و آله را زیارت کرده و شاهد بر این حقیقت از قرآن آیۀ «أَنْفُسَنٰا» است،«و آن حضرت در آیه مباهله جان مصطفی است و غیر او جان وی نیست»و نیز شاهد آن از معارف اسلامی بسیاری از روایات است.از جمله شیخ محمّد بن مشهدی از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:مردی اعرابی خدمت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله مشرّف شد،عرضه داشت:یا رسول اللّه،منزل من از منزل تو دور است،من مشتاق زیارت و دیدن تو میشوم،چون به دیدنت میآیم ملاقاتت
برایم حاصل نمیشود،علی بن ابی طالب علیه السّلام را زیارت میکنم،آن جناب مرا به حدیث و مواعظ خود مؤنوس میکند،پس از آن به خاطر ندیدند تو با حالت اندوه و حسرت برمیگردم،فرمود:هرکه علی را زیارت کند مرا زیارت کرده،و هرکه او را دوست بدارد،مرا دوست داشته و کسی که او را دشمن بدارد،مرا دشمن داشته،این مطالب را از جانب من به قوم خود ابلاغ کن و هرکه به زیارت او برود،به تحقیق نزد من آمده و من و جبرئیل و صالح مؤمنان،او را در روز قیامت جزا خواهیم داد.در حدیث معتبری از امام صادق علیه السّلام روایت شده:چون جانب نجف را زیارت کنی،زیارت کن استخوانهای آدم و بدن نوح و جسم علی بن ابی طالب را که به این زیارت،زیارت کردهای پدران گذشته و محمّد خاتم پیامبران و علی بهترین اوصیا را و در زیارت ششم گذشت که فرمودند:رو به قبر امیر مؤمنان علیه السّلام بایست و بگو:«السّلام علیک یا رسول الله،السلام علیک یا صفوة الله»الی غیر ذلک،به راستی که زیبا سروده شیخ جابر در نوعی تضمین خود به قصیده ازرّیه در حال اشاره به گنبد علوی:
تکیه کن به بزرگترین قبر برای پیامبرکه در آن احمد پاک را چه جانی مدفون است یا عرش خدا را یعنی که در آن نورانیترین خورشید استپس تواضع کن که آنجا خانۀ پاکی است افلاک بوسیدن خاکش را آرزو کنند و حکیم سنایی گفته: مرتضایی که کرد یزدانش همره جان مصطفی جانش
هر دو یک قبله و خردشان دو هر دو یک روح کالبدشان دو
دو رونده چو اختر گردون دو برادر چو موسی و هارون
هر دو یک درّ یک صدف بودند هر دو پیرایۀ شرف بودند
تا نه بگشاد علم حیدر در ندهند سنّت پیمبر بر
زیارت امیر المؤمنین علیه السّلام در مبعث سومین زیارت از زیارات مخصوصۀ حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام زیارت شب مبعث و روز آن است،یعنی شب بیست و هفتم رجب و روز آنکه در آن سه زیارت وارد است:
اوّل:زیارت رجبیّه:الحمد للّه الّذی اشهدنا مشهد اولیائه که در اعمال ماه رجب گذشت و آن زیارتی است که در ماه رجب،در هر یک از مشاهد مشرّفه خوانده میشود،ولی صاحب کتاب«مزار قدیم»و شیخ محمّد بن مشهدی آن را نیز از زیارت مخصوصۀ شب مبعث شمردهاند چون آن زیارت را خواندی،فرمودهاند:بعد از آن دو رکعت نماز زیارت بجا آور،و هرچه خواهی دعا کن.
دوم:زیارت السّلام علی أب الائمه و معدن النبوه است،که علاّمۀ مجلسی آن را زیارت هفتم کتاب«تحفه»قرار داده است.و صاحب کتاب«مزار قدیم»گفته است،مختص به شب بیست و هفتم رجب است،چنانکه ما آن را در«هدیة الزائر» ذکر کردیم.
سوم:زیارتی است که شیخ مفید و سیّد و شهید نقل کردهاند،به این صورت که چون در شب مبعث یا روز آن،خواستی امیر مؤمنان علیه السّلام را زیارت کنی،بر در بارگاه شریفش مقابل قبر آن حضرت بایست و بگو:
شهادت میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه است و شریکی ندارد،و شهادت میدهم که محمّد بنده و فرستادۀ اوست،و علی بن ابی طالب امیر مؤمنان بندۀ خدا،و برادر رسول اوست،و امامان پاک از فرزندانش حجّتهای خدا بر خلق اویند.
پس وارد شو،و نزدیک قبر آن حضرت بایست،به طوری که رویت به جانب قبر،و پشت به قبله باشی،آنگاه صد مرتبه اللّه اکبر بگو و بخوان:سلام بر تو ای وارث آدم جانشین خدا،سلام بر تو ای وارث نوح برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا،
سلام بر تو ای وارث موسی همسخن خدا،سلام بر تو ای وارث عیسی روح خدا، سلام بر تو ای وارث محمّد سرور رسولان خدا،سلام بر تو ای امیر مؤمنان سلام بر تو ای پیشوای پرهیزگاران،سلام بر تو ای سرور جانشینان،سلام بر تو ای جانشین رسول پروردگار جهانیان،سلام بر تو ای وارث دانش پیشینیان، سلام بر تو ای خبر بزرگ سلام بر تو ای راه راست،سلام بر تو ای پیراستۀ بزرگوار،سلام بر تو ای جانشین پرهیزگار،سلام بر تو ای پسندیدۀ پاک،سلام بر تو ای ماه نوربخش،سلام بر تو ای بزرگترین صدّیق،سلام بر تو ای بزرگترین جداکنندۀ حق و باطل،سلام بر تو ای چراغ نورافشان،سلام بر تو ای امام هدایت،سلام بر تو ای پرچم پرهیزگاری،سلام بر تو ای حجّت بزرگتر خدا، سلام بر تو ای بندۀ خاص و خالص حق،و امین و برگزیدۀ خدا و درگاه خدا،و معدن حکم خدا،و راز و گنجینۀ علم و خزانهدار و سفیر خدا در میان بندگان،شهادت میدهم که تو نماز را بپا داشتی،و زکات را پرداختی،و امری به معروف و نهی از منکر کردی،و قرآن را تلاوت نموده آنگونه که شایسته تلاوت است،و از جانب خدا دین را به مردم رساندی،و به پیمان خدا وفا
کردی،و کلمات خدا به وسیله تو کامل شد،و در راه خدا جهاد کردی جهادی شایسته،و برای خدا و رسولش (درود خدا بر او و خاندانش باد)خیرخواهی نمودی،و به جانبازی برخاستی،با صبر و برای خدا،درحالیکه دفاع کننده بودی از دین خدا،و حفظ کنندۀ جان رسول خدا،خواهان آنچه نزد خداست،مشتاق به آنچه خدا وعده داد،و از جهاد رفتی بر روشنی که بر آن بودی،حاضر و گواه و گواهی شده،خدا پاداش دهد از جانب پیامبرش،و از سوی اسلام و اهلش از چنین صدّیقی!برترین پاداشها،شهادت میدهم تو اولین فرد ملّت بودی در اسلام،و خالصترینشان در ایمان،و شدیدترینشان در یقین،و ترسندهترینشان از خدا،و بزرگترینشان در قبول زحمت،و بااحیتاطترینشان نسبت به رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش باد)،و برترینشان در فضائل،و زیادترینشان در سوابق،و بلندترینشان در درجه،و شریفترینشان در منزلت،و بزرگوارترینشان در پیشگاه او،پس نیرومند بودی هنگامی که مردم سست بودند،و لمازم بودی راه رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)را،و شهادت میدهم که تو جانشین پیامبر بودی،جانشینی بر حق،در این امر به رغم خواهش منافقان و خشم کافران،و کینۀ فاسقان،و تو را کشمکشی نبود،به کار حکومت قیام کردی،هنگامی که آنها کاهلی کردند و نطق کردی،زمانی که آنان از سخن گفتن دم زدند،به نور خدا پیش رفتی،آن زمان که آنها توقّف کردند،پس هرکه تو را پیروی کرد راه یافت،تو اول آنان بودی در سخن گفتن،و سختترینشان در دفاع،و درستترینشان در گفتار،و استوارترینشان در رأی،و شجاعترینشان در قلب، و زیادترینشان در یقین،و نیکوترینشان در عمل،و آگاهترینشان به امور،برای اهل ایمان پدری مهربان بودی،
زمانی که تدبیر امورشان به دست تو افتاد پس تو به دوش کشیدی،آنچه آنان از آن ناتوان شدند،و حفظ کردی آنچه را آنها ضایع نمودند،و رعایت کردی آنچه را آنها فرو گذاردند،و دامن همّت به کمر زدی زمانی که ترسیدند،و برتر شدی وقتی آزمند شدند،و صبر کردی آنگاه که صبر نکردند،بر کافران عذابی ریزان بودی و شدید،و خشمگین،و برای مومنان باران رحمت و نعمت فراوان و دانش بیپایان بودی،دلیلت کند نشد،دلت منحرف نگشت،بصیرتت به ناتوانی ننشست،وجودت نترسید،مانند کوه بودی که تندبادها حرکتش ندهد،و شکنندهها از جا برش ندارد،آنچنان بودی که رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)فرمود:قوی در بدن،فروتن پیش خود،عظیم نزد خدا،بزرگ در زمین، با عظمت در آسمان،برای احدی دربارۀ تو جای طعنه زدن نبود،و برای گویندهای در حقت زمینۀ عیبجویی وجود نداشت،و برای خلق نسبت به تو برای خواستههای باطلشان جای طمعی،و نه کسی را پیش تو توّقع نرمشی،ناتوان و خوار نزد تو،نیرومند و عزیز به حساب میآید، تا حقّش را به نفع او بگیری،و نیرومند و عزیز پیش تو،ناتوان و خوار شمرده میشد تا حق را از چنگ او درآوری نزدیک و دور نزد تو در این زمینه برابرند،کار تو حق و درستی و خوشرفتاری است،و گفتهات حکم و حتم،و دستورت بردباری و تصمیم،و رأیت دانش و تدبیر،دین به تو اعتدال یافت،و سختی به تو آسان شد،و آتشها به وسیلۀ تو خاموش گشت،و ایمان به جناب تو نیرومندی یافت،و اسلام به تو پایدار شد،و مصیبتت مردم را درهم شکست،پس ما از آن خداییم و به سوی او باز میگردیم،خدا لعنت کند کس
که تو را کشت،و آنکه با تو مخالفت ورزید،و آنکه به تو دروغ بست،و آنکه بر تو ستم روا داشت، و حقّت را غصب کرد،و خدا لعنت کند کسی را که این خبر به او رسید و به آن خشنود شد،ما با توجّه به خدا از ایشان بیزاریم،خدا لعنت کند ملّتی را که با تو مخالفت ورزیدند،و ولایتت را انکار نمودند،و بر علیه تو به هم کمک رساندند و تو را کشتند،و از تو منحرف شده، و از یاریات دریغ کردند،خدا را سپاس که آتش را جایگاه آنان قرار داد،و چه جایگاهی است برای واردشدگان، برایت شهادت میدهم ای ولیّ خدا،و ولیّ رسولش(درود خدا بر او و خاندانش باد)به رساندن پیام حق، و ادای وظیفه،و شهادت میدهم که تو حبیب و درگاه و همراه خدایی،و سویهای هستی که از آن به جانب خدا میآیند،و تویی راه خدا،و تویی بندۀ خدا،و برادر رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد) به نزدت آمدهام،یارت کننده به خاطر بزرگ بودن حال و منزلتت نزد خدا،و رسولش،و به زیارتت به سوی خدا تقرّب میجویم مشتاق به سوی توام،در شفاعت،به شفاعتت رهایی خویش را میطلبم،از آتش به تو پناهندهام از گناهانم که بر پشت خود بار کردهام گریزانم،هراسان به سوی توام،درحالیکه امید به رحمت پروردگار دارم،به سوی تو آمدهام،تو را به جانب خدا به شفاعت میگیرم ای مولایم.تقرّب میجویم به وسیلۀ تو به خدا،تا به عنایت تو حاجاتم برآورده شود،ای امیر مؤمنان مرا به درگاه خدا شفاعت کن،من بندۀ خدا،و دوست و زائر تو هستم،برای تو نزد خدا مقام معلوم و منزلت و مقام بزرگ و شفاعت پذیرفته است.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست
و درود فرست بر بنده و امین وفادارت،و دستآویز محکم و دوست برترت،و کلمۀ نیکوتر و حجّت بر بندگانت و صدّیق اکبر و سرور جانشینان و پایۀ اولیا و تکیهگاه برگزیدگان،امیر مومنان در پیش پرهیزگاران،و مقتدای صدّیقان،و پیشوای شایستگان،آن معصوم از لغزشها،و بریده از نقایص،و پیراسته از عیب،و پاک از شک،برادر پیامبرت،و جانشین رسولت،و خوابیده بر بسترش،و کمکدهنده به پیامبر با جانش،و برطرف کنندۀ اندوه از چهرهاش،آنکه او را قرار دادی شمیشیری برای نبوّتش و معجزهای برای رسالتش و دلالتی روشن برای حجّتش،و حملکنندۀ پرچمش،و نگهدارندۀ جانش،و راهنمایی امّتش،و قدت برای نبردش،و تاجی بر سرش و درگاهی برای یاریاش و کلیدی برای پیروزیاش،تا سپاهیان شرک را با یاریات شکست داد،و اردوهای کفر را به دستورت نابود ساخت و جانش را در راه خشنودی تو و رسولت بخشید، و آن را وقف بر اطاعت او،و سپری در برابر گرفتاریهای پیامبر قرار داد،تا جان پیامبر(درود خدا بر او و خاندانش باد)در میان مشت او برآمد،و از خنکی آن را در ربود،و بر چهرۀ خود کشید،و فرشتگان او را بر غسل و تجهیز رسول خدا کمک کردند،آن حضرت بر پیامبر نماز خواند،و جنازهاش را در خاک گذاشت،و قرض او را ادا کرد،و به وعدهاش وفا نمود،و ملازم پیمانش شد،و پا جای پایش نهاد،و وصیّتش را حفظ کرد،و زمانی که یاورانی برای خود یافت،خود به
کارهای سنگین خلافت قیام کرد،درحالیکه با قدرت تمام بارهای گران امامت را به دوش کشید،پس پرچم هدایت را در میان بندگانت برافراشت،و جامۀ امنیّت را در کشورهایت گشود،و عدالت را در میان مخلوقاتت گستراند،در بین مردم به قرآنت حکومت کرد،و مقررّاتت را بر پا نمود،و انکار را مقهور و خوار کرد،کجی را راست نمود،و فتنه را آرام ساخت،و سستی را به نابودی کشید،و شکاف اجتماعی را بست،و پیمانشکنان و ستمکاران و خارجشدگان از دین را کشت،و همواره زندگی کرد بر راه و روش رسول خدا(درود خدا ب راو و خاندانش باد)و طریق او،و نرمی خوی او،و زیبایی روش او،درحالیکه به روشش اقتدا کرد،و به عزّتش آویخت،و عهدهدار طریق او شد،و نمونههای عالی کارهای حضرتش را نصب العین خود قرار داد.بندگانت را به آن کارها وادار میکرد،و به آن امور دعوت مینمود،تا وقتی که محاسنش به خون سرش رنگین شد.خدایا همچنان که او در طاعت تو شک را بر یقین ترجیح نداد،و به اندازۀ چشم برهمزدنی بر تو شرک نیاورد،بر او درود فرست درودی پاکیزه،روینده که به وسیلۀ آن در بهشت به درجۀ نبوت برسد،و از جانب ما به او درود و سلام برسان،و عنایت کن به ما از جانبت خود،در دوستیاش فضل و احسان و مغفرت و خشنودی را،که تو دارندۀ فضل تنومندی،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
سپس ضریح را ببوس،و طرف راست صورت خود را بر آن بگذار و پس از آن جانب چپ را،آنگاه به سوی قبله برگرد، و نماز زیارت بجای آر،و پس از نماز هرچه خواهی دعا کن،و بعد از گفتن تسبیح حضرت فاطمۀ زهرا علیها السلام بگو:
خدایا تو بر زبان پیامبر و رسولت محمّد(درود تو بر او و خاندانش)به من بشارت دادی و فرمودی:«و بشارت ده کسانی را که ایمان آوردند،که برای آنان است نزد پروردگارشان قدم راستی.خدای من به همۀ پیامبران و رسولانت (درود تو بر ایشان)مؤمنم،پس از معرفت به آنان در موقعیتی قرارم مده که در بر مردم رسوایم سازی،بلکه مرا با آنان قرار ده،و با تصدیق به آنان بمیران.خدایا تو آنان را مخصوص به کرامتت گرداندی،و مرا به پیروی از ایشان فرمان دادی.خدایا من بنده و زائر توام،و به تو تقرّب میجویم با زیارت برادر رسولت،و بر هر آمدهای و زیارت شدهای،برای کسی که به نزد او آمده و زیارت کرده حقیّ است،و تو بهترین دیدار شده،و بزرگوارترین زیارت شدهای،پس از تو درخواست میکنم ای خدا،ای مهربان،ای بخشنده،ای جواد،ای بزرگوار،ای یکتا، ای بینیاز،ای کسی که نزاده و زائیده نشده،واحدی همتایش نبوده،و همسر و فرزندی برنگرفته،اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و قرار دهی تحفهات را برایم در زیارتم نسبت به رسولت رهایی از آتش دوزخ، و قرارم دهی از آنان که به سوی خیرات میشتابند،و تو را با امید و بیم میخوانند،و از خشوعکنندگان برای خود مقرّرم داری.خدایا بر من منّت نهادی به زیارت مولایم علی بن ابی طالب و به ولایت و معرفتش،پس قرارم ده از کسانی که او را یاری میکنند،و از او یاری میستانند،و بر من منّت بنه به یاریات برای دین.خدایا مرا از شیعیانش قرار ده و بر دینش بمیران.خدایا برای من واجب گردان،از رحمت و خشنودی و مغفرت
و احسان و روزی وسیع حلال پاکیزه،آنچنانکه تو شایستۀ آنی،ای مهربانترین مهربانان،و سپاس خدای را پروردگار جهانیان.مؤلف گوید:در روایت معتبر آمده حضرت خضر علیه السّلام روز شهادت امیر مؤمنان علیه السّلام گریهکنان و استرجاع انّا للّه و انّا الیه راجعون گویان به شتاب آمد،و بر در حانۀ آن حضرت ایستاد،پس گفت:
خدا رحمت کند ای ابو الحسن،تو اولین نفر ملّت در گرویدن به اسلام،و خالصترینشان در ایمان،و سختترینشان در یقین و ترسندهترینشان از خدا بودی و بسیاری از فضائل آن حضرت را نزدیک به این عباراتی که در همین زیارت است برشمرد پس اگر در این روز یعنی روز شهادت هم خوانده شود مناسب است،و اصل آن کلمات را که به منزلۀ زیارت روز شهادت است در کتاب هدیه ذکر کردهایم،هرکه خواهد به آن کتاب مراجعه کند.بدان که ما پیش از این در ضمن اعمال شب مبعث کلامی از سفرنامۀ ابن بطوطه نقل کردیم که به این روضه شریفه«صلوات الله علی مشرفها»متعلّق بود،شایسته است به آنجا رجوع شود
آگاه باش کوفه یکی از آن چهار شهری است که حق تعالی آن را اختیار فرموده و طور سینین تفسیر به آن شده،و در روایت آمده:کوفه حرم خدا،و حرم رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و حرم امیر مؤمنان علیه السّلام است،و یک درهم صدقه در آن،به صد درهم در جای دیگر حساب میشود و دو رکعت نماز در آن به صدر رکعت محاسبه میگردد.
فضیلت مسجد کوفه زیاده از آن است که ذکر شود،و در بیان شرافت آن کافی است که یکی از چهار مسجدی است که شایسته است برای درک فیوضاتشان به شتاب به سوی آنها کوچ کردن،و یکی از محلهایی است که مسافر بین قصر و اتمام نماز در آن مخیّر است.و نماز واجب در آن برابر حجّ مقبول و معادل هزار نماز است که
در جای دیگر بجا آورده شود.در روایات وارد شده:مسجد کوفه محّل نماز پیامبران است،و جایگاه نماز حضرت مهدی(عج) خواهد شد،و در روایتی است که هزار پیامبر و هزار جانشین پیامبر در آن،نماز بجا آوردهاند،و از بعضی روایات استفاده میشود،که مسجد کوفه از مسجد اقصی که در بیت المقدس قرار دارد افضل است.ابن قولویه از حضرت امام باقر علیه السّلام روایت کرده:اگر مردم بدانند مسجد کوفه چه اندازه فضیلت دارد،هر آینه از شهرهای دور،تهیه زاد و راحله کنند،و به سوی این مسجد بیایند،و نیز فرمود:نماز واجب در آن،برابر است با حجّ مقبول،و نماز مستحب برابر است با عمرۀ مقبوله،به بیان روایت دیگر نماز واجب و مستحبّ در آن همانند حج و عمرهای است که با رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله بجا آورده باشند.شیخ کلینی و غیر او را از مشایخ عظام روایت کردهاند،از هارون بن خارجه که امام صادق علیه السّلام به من فرمود:ای هارون بین تو و مسجد کوفه چه اندازه مسافت است،یک میل میشود؟گفتم:نه،فرمود:همۀ نمازهای خود را در آنجا میخوانی؟گفتم نه،فرمود:
اگر من نزدیک آن مسجد بودم امید داشتم از من یک نماز در آن فوت نمیشد،هیچ میدانی که فضیلت آن مکان چیست؟نبوده بندۀ صالحی و نه پیامبری مگر آنکه در مسجد کوفه نماز گذارده،حتی در شبی که رسول خدا را به معراج میبردند،جبرئیل به آن حضرت عرضه داشت میدانی کجایی؟اکنون در برابر مسجد کوفهای،فرمود:از پروردگارم اجازه بخواه تا در آن مسجد بروم و دو رکعت نماز بگذارم،جبرئیل از حضرت حق اذن خواست،حق تعالی مرحمت فرمود،پس آن حضرت را فرود آورد و در آن دو رکعت نماز گذارد،بدرستی که جانب راست آن باغی است از باغهای بهشت و وسط آن باغی از باغهای بهشت و پشت آن باغی از باغهای بهشت،همانا نماز واجب در ان برابر است با هزار نماز،و نماز مستحب در ان برابر است با پانصد نماز،و نشستن در ان،بدون تلاوت قرآن و ذکر،عبادت است و اگر مردم بدانند چه اندازه فضیلت در آن است به جانب آن بیایند گرچه به روش کودکان،خود را به زمین کشند و در روایت دیگر آمده:نماز واجب در ان برابر حج است، و نماز مستحبّ به اندازۀ عمره در ذیل زیارت هفتم حضرت امیر علیه السّلام اشاره فضیلت این مسجد شریف گذشت،[صفحه 560]و از پارهای روایات معلوم میشود که جانب راست این مسجد از جانب چپ آن افضل است.
اعمال مسجد کوفه:به صورتی که در کتاب«مصباح الزائر»و غیر آن میباشد
آن است که چون وارد کوفه شدی بگو:
به نام خدا و به خدا،و در راه خدا،و بر آیین رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد) خدایا فرود آر مرا فرود آمدنی با برکت،که تو بهترین فرود آورندگانی.پس به سوی مسجد کوفه روانه شو،و در حال رفتن بگو:
خدا بزرگتر است و معبودی جز خدا نیست،و سپاس خدای را،و منزّه است خدا.
چون به در مسجد وارد شوی،نزد در بایست و بگو:سلام بر سرور ما رسول خدا،محمّد بن عبد الّه،و خاندان طاهرینش سلام و رحمت و برکات خدا بر امیر مؤمنان علی بن ابی طالب،و بر مجالس و جایگاه حضور،و مقام حکمتش،و آثار پدرانش آدم و نوح و ابراهیم و اسماعیل و بیان دلایلش،سلام بر امام حکیم،دادگر،صدّیق اکبر،جداکننده به داد که خدا به وسیلۀ او میان حق و باطل،و کفر و ایمان و شرک و توحید را جدا کرد، تا هر که هلاک گردد از روی دلیل هلاک شود،و هرکه زنده ماند از روی دلیل زنده ماند،شهادت میدهم که تویی امیر مؤمنان و خاصّۀ جان برگزیدگان،و زیور صدّیقان،و بردبار امتحانشدگان،و داور خدا بر روی زمین،و اداکنندۀ امر او،و درگاه حکمتش،و گرهزنندۀ پیمانش،و گویای به وعدهاش،و رشتۀ وصلشده بین او بندگانش،و پناهگاه نجات،و راه تقوی،و درجۀ برتر،و گواه داور عالیتر،ای امیر مؤمنان،به وسیلۀ تو تقرّب به خدا میجویم،تقرّب کامل،تو ولیّ و آقا و وسیلۀ من
در دنیا و آخرتی.پس وارد مسجد میشوی.مؤلّف گوید:بهتر آن است از دری که در عقب مسجد است،و مشهور به باب الفیل است وارد شوی،آنگاه میگویی: خدا بزرگتر است،خدا بزرگتر است،خدا بزرگتر است،این است جایگاه پناهنده به خدا،و به محمّد حبیب خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)و به ولایت امیر مؤمنان و امامان آن رهیافتگان و صادقان و سخنوران و راشدان،آنان که خدا پلیدی را از ایشان دور کرد و پاکشان ساخت پاک ساختنی مخصوص،به آنان به عنوان امامان و هادیان و سرپرستان راضی شدم،تسلیم امر خدا گشتم به او شرک نیاورم چیزی،و همراه او سرپرستی نگیرم،شریک قراردهندگان برای خدا دروغ گفتند،و گمراه شدند گمراهی بس دور،کافی است مرا خدا و اولیای خدا،شهادت میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه است،و برای او شریکی نیست،و شهادت میدهم که محمّد بنده و رسول اوست،و اینکه علی و امامان رهیافته از نسلش(درود خدا بر آنان باد) سرپرستان منند،و حجّتهای خدا بر بندگانش.
سپس به جانب ستو چهارم،که در جنب باب انماط،و برابر ستون پنجم است برو،و آن ستون حضرت ابراهیم علیه السّلام است،پس چهار رکعت نماز بجای آر،دو رکعت ان را با(حمد)و(توحید)و دو رکعت دیگر را با(حمد)و سورۀ(قدر)،چون از نماز فارغ شدی،تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام را بگو و بخوان:
سلام بر بندگان شایسته راهیافته خدا،آنان که خدا پلیدی را از ایشان پرده،و پاکشان ساخته پاک کردنی خاص و قرارشان داده پیامبرانی مرسل،و حجّت بر همۀ بندگان،سلام بر
رسولان،و سپاس خدای را پروردگار جهانیان،این است اندازهبخشی عزیز علیم.و هفت مرتبه بگو:
سلام بر نوح در جهانیان.پس بگو:ما تعهّد به وصیّت توییم ای سرپرست مؤمنان ای نوح که ذریّهات را به آن وصیّت کردی،از رسولان و صدّیقان،و ما از شیعیان تو و شیعیان پیامبرمان محمّدیم،درود خدا بر او و بر خاندانش،و بر همۀ رسولان و پیامبران و صادقان،و ما بر آیین ابراهیم،و دین محمّد امیّ،و امامان رهیافته،و ولایت مولایمان علی امیر مؤمنان.سلام بر مژدهدهنده و بیمده،درودها و رحمت و رضوان و برکات خدا بر او،و بر وصی و جانشینش،آن شاهد برای خدا پس از او بر بندگانش علی امیر مؤمنان،صدّیق اکبر،و تمیزدهندۀ روشن آنکه بیعتش را بر جهانیان گرفتی،به آنان خشنودم از جهت سرپرستی و سروری و حکمرانی در جانم و فرزندانم و خاندانم و مالم و نصیبم و آزادی و محدودیتم و اسلام و دینم و دنیا و آخرتم،و حیات و مرگم،شمایید امامان در کتاب خدا،و فیصلهدهندۀ هر مقام و جداکنندۀ بین حق و باطل،و دیدگان آن زندهای که نمیخوابد،شمایید حکیمان الهی،و به وسیلۀ شما خدا حکم کرد و حق خدا به توسط شما شناخته شد،معبودی جز خدا نیست،محمّد رسول خداست،شما نور خدایید از پیش رو
و پشت سر ما،شما آیین خدایید که حکم قطعی بر آن پیشی گرفت،ای امیر مؤمنان من تسلیم شمایم،تسلیمی که چیزی را شریک خدا نسازم،و جز او سرپرستی نگیرم،سپاس خدای را که به وسیلۀ شما مرا هدایت کرد،درحالیکه من هدایت نمییافتم،اگر خدا هدایتم نمیکرد،خدا بزرگتر است،خدا بزرگتر است.خدا بزرگتر است،سپاس خدای را برای آنکه ما را هدایت کرد.
اعمال دکّة القضاء و بیت الطشت:بدان که«دکّة القضا»دکّانچهای در مسجد کوفه بوده که امیر مؤمنان علیه السّلام روی آن مینشستند و قضاوت میکردند و در آن محّل ستون کوتاهی وجود داشت که بر آن آیۀ کریمۀ (إِنَّ اللّٰهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسٰانِ) نوشته شده بود.
و بیت الطشت همان جایی است که معجزۀ امیر مؤمنان در حق آن دختر ظاهر شد،دختر بیشوهری که بر اثر نشستن میان آب،زالویی در شکمش وارد شد،و اندکاندک از مکیدن خون بزرگ،و شکم دختر را بمانند شکم زن حامله کرد،برادران دختر به او گمان فرزنددار شدن از راه نامشروع بردند و درصدد کشتن او برآمدند،برای قضاوت این مشکل نزد امیر مؤمنان آمدند،حضرت دستور داد در طرفی از مسجد پرده کشیدند و آن دختر را پشت پرده نشاندند،سپس قابلۀ کوفه را دستور داد،آن دختر را معاینه کند،زن قابله پس از معاینه عرضه داشت،یا امیر المؤمنین این دختر آبستن است و فرزندی در رحم دارد،حضرت دستور داد طشتی پر از لجن آوردند و دختر را به روی آن قرار دادند،زالو وقتی بوی لجن شنید از شکم دختر بیرون آمد.در بعضی از روایات است که حضرت دست دراز کرد و از کوههای شام قطعه برفی حاضر نمود و در آن طشت نهادند تا زالو از شکم دختر بیرون آمد.
بدان که مشهور در ترتیب اعمال مسجد آن است که پس از اعمال ستون چهارم به وسط مسجد میروند و اعمال آنجا را بجا میآورند و اعمال دکّة القضاء و بیت الطشت را در پایان همۀ اعمال پس از فراغت از دکّۀ امام صادق علیه السّلام به جا میآورند.امّا این فقیر به همان ترتیبی که سیّد ابن طاووس در کتاب«مصباح الزائر»و علاّمۀ مجلسی در«بحار»و شیخ خضر در کتاب«مزار»نقل کردهاند ذکر میکنم.اگر کسی بخواهد بترتیب مشهور عمل نماید،اعمال دکّة القضا و بیت الطشت را بعد از اعمال ستون چهارم بجا نیاورد،در هر صورت بسوی دکّة القضا برو،و در آن محّل
دو رکعت نماز،به حمد و هر سوره که خواهی بخوان،چون فارغ شدی،تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام را بجای آور و بگو:
ای مالک و مالککنندهام،و پوشانندهام به نعمتهای عظیم بدون داشتن شایستگی،رویم فروتن است برای آنچه قدمها بالای آن قرار میگیرد،برای عظمت ذات بزرگوارت،این سختی و نه این محنت را متّصل به هلاکت قرار مده،از فضلت به من ببخش،چیزی که بدون درخواست به کسی نبخشیدی،تویی،دیرین اوّل که همواره بودهای،و خواهی بود،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بیامرز و به من رحم کن،عملم را پاک نما،و در عمرم برکت ده،و مرا از آزادشدگان و رها شدگان از آتش قرار ده،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
اعمال بیت الطشت:این محّل متصّل به دکّة القضا است.در این جایگاه دو رکعت نماز بخوان و پس از سلام و تسبیح حضرت علیها السّلام بگو:خدایا من یکتاپرستیام و معرفتم و اخلاصم نسبت به تو و اقرارم به ربوبیّت را ذخیره کنم،و نیز ولایت کسانی که به خاطر معرفتشان از میان مخلوقات به من نعمت دادی اندوخته قرار دادم،و آن ولایت محمّد و عترت او(درود خدا بر او و خاندانش باد)است،برای روز پناهندگیام به تو در دنیا و آخرت،و اکنون به تو به آنان ای مولایم در این روز و در این موقعیتم پناه آوردهام،و از تو درخواستم تداوم نعمتت را بر خودم،و از بین بردن آنچه میترسم از آن از کیفرت،و برکت در انچه نصیبم فرمود،و نگهداشتن سینهام از هر نگرانی و سختی شدید،و
گناهی در دین و دنیا و آخرتم،ای مهربانترین مهربانان.روایت شده است که امام صادق علیه السّلام در بیت الطشت دو رکعت نماز بجا آوردند.
انجام نماز و دعا در وسط مسجد:دو رکعت نماز در وسط مسجد بجا میآوری در رکعت او(حمد)و(توحید)و در رکعت دوم(حمد)و(کافرون)میخوانی پس از سلام و تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام بگو:
خدایا تویی سلام و از توست سلام و به تو برمیگردد سلام و خانۀ توست خانه سلام،پروردگارا تحیّت ده ما را از جانب خود به سلام.خدایا من این نماز را تنها برای طلب رحمت و رضوان و آمرزشت و بخاطر مسجدت خواندم.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و این نماز را در محل بلند بهشت بالا ببر،و از من بپذیر،ای مهربانترین مهربانان.مؤلف گوید:این مقام را که دکّة المعراج گفتهاند و ظاهرا به ملاحظۀ آن است که در شب معراج رسول خدا صلی اللّه علیه و آله از خدا اذن طلبید و در این محلّ فرود آمد و دو رکعت نماز خواند،البته در اول فصل به روایت آن اشاره شد.
اعمال ستون هفتم:این محّل مقامی است که حق تعالی در آن،توفیق توبه و بازگشت به آدم را عنایت فرمود، پس به جانب آن برو و پیش آن رو به قبله بایست و بگو:به نام خدا و با خدا و بر آیین رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)،و معبودی جز خدا نیست،محمّد رسول خداست، سلام بر پدرمان آدم و مادرمان حوا،و سلام بر هابیل،کشته شده ستم و دشمنی از روی حسادت قابیل بر موهبتهای خدا و خشنودیش نسبت به هابیل،سلام بر شیث برگزیدۀ خدا،آن انتخاب شده امین
و برگزیدۀ صادقان از نسل پاکش،آغاز و انجامشان.سلام بر ابراهیم و اسماعیل،و اسحاق و یعقوب و بر نسل انتخاب شدۀ آنان.سلام بر موسی همسخن خدا،سلام بر عیسی روح خدا،سلام بر محمّد بن عبد اللّه خاتم الانبیاء،سلام بر امیر مومنان و نسل پاکش،و رحمت و برکات خدا بر او باد،سلام بر شما در پیشینیان،سلام بر شما در پسینیان،سلام بر فاطمه زهرا،سلام بر امامان هدایت کننده،گواهان خدا بر بندگانش،سلام بر دیدهبان و گواه بر امّتها برای خدا پروردگار جهانیان.سپس نزد این ستون چهار رکعت نماز میخوانی،در رکعت اول (حمد)و(قدر)و در بکعت دوم(حمد)و(توحید)بخوان و در رکعت سوم و چهارم هم به همین ترتیب عمل کن، پس از فراغت از چهار رکعت و تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام بگو:خدایا اگر کسی بودهام که تو را معصیت کردم،در مقابل اطاعتت کردم در ایمانم به تو،از باب مّنتی که از سوی تو بر من است نه منّتی که از من بر توست،و اطاعتت کردم در محبوبترین چیزها پیش تو،و آن اینکه مانند بیخردان فرزندی برای تو نگرفتم،و شریکی برایت نخواندم،البته در بسیاری از امور معصیت تو را مرتکب شدم نه از روی عناد و دشمنی،و نه از باب بیرون رفتن از عرضۀ بندگیات،و نه از جهت انکار مقام ربوبیّتت،بلکه هوای نفسم را پیروی کردم و شیطان
مرا لغزاند،آن هم بعد از حجّت و بیان تو بر من،پس اگر عذابم کنی،به خاطر گناهانم میباشد،و در این عذاب ستمکار به من نیستی و اگر از من گذشت کنی و ترحّم فرمایی تنها از روی جود و کرم توست ای کریم،خدایا برای گناهانم نمانده،مگر امید عفوت،و اینک تقدیم میکنم ابزار محرومیت را که تهیدستی و نیاز من است،پس از تو خواستارم چیزی را که سزاوار آن نیستم،و از تو میطلبم آنچه را که مستحقّش نمیباشم.خدایا اگر عذابم کنی به گناهانم عذاب کردی،و هیچ ستمی بر من روا نداشتی،و اگر مرا بیامرزی پس تو بهترین رحمکنندگانی ای آقای من.خدایا تو تویی و من منم،تو بسیار بازگشت کننده به آمرزشی،و من بسیار بازگشت کننده به گناهانم،و تو تفضّل کنندهای از روی بردباری،و من بازگشتکنندهام از روی نادانی.خدایا پس من از تو درخواست میکنم ای گنج ناتوانان،ای بزرگ امید،ای رهانندۀ غریقان،ای نجات هلاکشدگان،ای میرانندۀ زندگان ای زندهکنندۀ مردگان،تویی خدایی که معبودی جز تو نیست،تویی آنکه برایت سجده کردم شعاع خورشید و خروش آب،و صدای درخت،و نور ماه،و تاریکی شب و روشنایی روز،و حرکت بال پرندگان،پس از تو درخواست میکنم خدایا،ای بزرگ به حقی که بر محمّد و خاندان صادقش داری،و به حقیّ که محمّد و خاندان صادقش بر تو دارند،و به حقّ تو بر علی،و به حق علی بر تو،و به حقّ تو بر فاطمه،و به حق فاطمه بر تو،و به حق تو بر حسن،و به حق حسن بر تو،و به حق تو بر حسین،و به حق حسین بر تو،که حقوق ایشان بر تو از برترین نعمت دادن
نعمت دادن،تو بر آنهاست،و به حق ش.نی که برای تو نزد ایشان است،و به شأنی که برای آنان نزد توست بر ایشان درود فرست ای پروردگار،درودی پاینده تا نهایت خشنودیات،و به حق آنان بر من بیامرز گناهانی را که بین من و توست،و بندگانت را از من راضی کن،و نعمتت را بر من کامل فرما،چنانکه از پیش بر پدرانم کامل کردی،و برای احدی از بندگانت در آن بر من منّتی قرار مده،و بر من منّت نه،چنانکه از پیش بر پدرانم منّت نهادی،ای کهیعص.خدایا چنانکه بر محمّد و خاندانش درود فرستی،دعایم را در آنچه از تو درخواست کردم اجابت کن،ای کریم،ای کریم،ای کریم.پس به سجده برو،و در سجده بگو:ای آنکه بر برآوردن حاجات خواهندگان قدرت دارد،و آنچه در نهاد لب فروبستگان است میداند،ای به آنکه به تفسیر محتاج نمیگردد،ای آنکه میداند خیانت دیدهها را و آنچه که سینهها پنهان کند،ای آنکه عذاب را بر قوم یونس فرو فرستاد،و اراده داشت آنان را عذاب کند،ولی او را خواندند،و به درگاهش زاری کردند پس عذاب را از آنان برطرف ساخت و تا مدّتی از زندگی بهرهمندشان نمود البته جایم را میبینی،و دعایم را میشنوی،و نهان و آشکار حالم را میدانی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا کفایت کن از آنچه به اندوهم برده،از کار دین و دنیا و آخرتم.پس هفتاد مرتبه بگو:
یا سیّدی آنگاه سر از سجده بردار و بگو:پروردگارا از تو درخواست میکنم برکت جایگاه،و برکت اهلش را،و از تو درخواست میخواهم که نصیبم کنی از روزیات روزی حلال و پاکیزه،که سوق دهی آن را به سوی من،به
؟؟؟و نیرویت،درحالیکه من در تندرستی کامل فرو رفته باشم ای مهربانترین مهربانان.
مؤلف گوید:در کتاب«مزار قدیم»در دعای این مقام بعد از«یا کریم یا کریم یا کریم»و پیش از سجده ذکر شده دعای «اللّهم یا من تحلّ به عقد المکاره»که از دعاهای سجّادیّه است و متن آن در باب اول در ضمن دعاهای ایمنی از شرّ دشمنان و بلاها و ترس گذشت[صفحۀ 192].پس از آن فرمود:آنگاه بگو:
خدایا تو میدانی و من نمیدانم و تو میتوانی و من نمیتوانم،و تو دانای غیبهایی،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا بیامرز و به من رحم کن،و از من درگذر،و بر من تصّدق کن آنچه را تو سزاوار آنی ای مهربانترین مهربانان.سپس به سجده برو و بگو:«یا من یقدر علی حوائج السّائلین»تا آخر دعا.و نیز آگاه باش احادیث بسیار در فضیلت ستون هفتم،وارد شده.شیخ کلینی به سند معتبر روایت کرده:امیر مؤمنان علیه السّلام،رو به این ستون نماز میخواند و چنان نزدیک به آن میایستاد،که بین آن حضرت و ستون فاصله در حدّی بود که بزی عبور کند و در روایت معتبر دیگر وارد شده:هر شب شصت هزار فرشته،از عالم بالا نازل میشوند و کنار ستون هفتم نماز میخوانند و این به صورتی است که تا قیامت به هر شصت هزار نفر یک بار نوبت میرسد و فرصتی برای مراجعۀ دوبارۀ آنان نیست،در حدیث معتبر از امام صادق علیه السّلام آمده:که ستون هفتم مقام حضرت ابراهیم است.شیخ کلینی در کتاب کافی به سند صحیح از ابو اسماعیل سرّاج روایت کرده:معاویة بن وهب دست مرا گرفت و گفت:ابو حمزه ثمالی دست مرا گرفت و گفت:اصبغ بن نباته دست مرا گرفت و ستون هفتم را به من نشان داد و گفت:این ستون مقام حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام است که نزد آن نماز میخواند و امام مجتبی علیه السّلام کنار ستون پنجم نماز میخواند و وقتی امیر مؤمنان علیه السّلام حضور نداشت امام مجتبی علیه السّلام به جای آن حضرت نماز اقامه میکرد و آن از در کنده است درهرصورت ،اخبار در فضیلت این ستون بسیار است و بنای ما بر اختصار میباشد.
عمل ستون پنجم:از جمله مواضع ممتاز مسجد کوفه ستون پنجم است،که باید کنار آن نماز بخوانند و حاجات خود را از خدا بطلبند
زیرا در روایات معتبر وارد شده:محّل نماز حضرت ابراهیم خلیل بوده و با روایات دیگر منافات ندارد،زیرا ممکن است آن حضرت در همۀ این مواضع نماز خوانده باشد،در حدیث معتبر از امام صادق علیه السّلام روایت شده:ستون پنجم مقام جبرییل است و از روایت سطور گذشته استفاده میشود که مقام امام مجتبی علیه السّلام است،در نهایت آنچه از احادیث فهمیده میشود،این است که محل ستون هفتم و پنجم از سایر مواضع مسجد شریفتر است.سیّد ابن طاووس گفته است:نزد ستون پنجم دو رکعت نماز بخوان به حمد و هر سورهای که خواهی،و پس از سلام و تسبیح بگو:خدایا از تو میخواهم،به حق تمام نامهایت آنچه از آنها دانستهایم و آنچه نمیدانیم،و از تو درخواست میکنم به حق نام بزرگت و بزرگترت و کبیر و اکبرت،که هرکس تو را به آن خواند،جوابش را دادی،و هرکه به آن از تو درخواست کرد عطایش نمودی،و هرکه به آن از تو یاری طلبید یاریاش کردی،و هرکه به آن از تو آمرزش خواست او را آمرزیدی،و هرکه به آن از تو کمک طلبید کمکش کردی،و هرکه به آن از تو درخواست روزی کرد روزیاش دادی،و هرکه به آن از تو فریادرسی طلبید به فریادش رسیدی،و هرکه به آن از تو رحم خواست رحمتش فرمودی،و هرکه به آن از تو پناه جست پناهش دادی،و هرکه به آن بر تو توکّل کرد،کفایتش نمودی،و هرکه به آن از تو نگهداری خواست،نگهداریاش کردی،و هرکه به آن از تو رهایی از آتش خواست نجاتش دادی،و هرکه به آن از تو تقاضای عطوفت نمود،به او عطوفت فرمودی،و هرکه به آن تو را آرزو کرد،عطایش کردی،نامی که با آن آدم را برگزیده،و نوح را رهایی یافته،و ابراهیم را دوست،و موسی را همسخن،و عیسی را روح،و محمّد را محبوب،و علی را جانشین برگرفتی،درود خدا بر همۀ آنها به حق آن نامها که حاجاتم را برآوردی،و از آنچه از گناهان از من گذشته درگذری،و بر من تفضّل کنی به آنچه تو
سزاوار آنی،و نیز به تمام مردان و زنان با ایمان در دنیا و آخرت،ای زدایندۀ اندوه اندوهگینان،ای فریادرس ستمدیدگان،معبودی جز تو نیست،منزّهی تو ای پروردگار جهانیان.مؤلّف گوید:از امام صادق علیه السّلام روایت شده:به بعضی از اصحاب خود فرمودند:نزد ستون پنجم دو رکعت نماز بخوان،که آن مصلاّی ابراهیم است و بگو:السّلام علی ابنیا ادم و امّنا حوّاء تا آخر،نزدیک به آنچه که کنار ستون هفتم،به طرف قبله خواندی.
عمل ستون سوم:که مقام حضرت زین العابدین علیه السّلام است.آنگاه به جانب دکّه زین العابدین علیه السّلام حرکت کن و آن در کنار ستون سوم است،از جانب متصّل به باب کنده.مؤلّف گوید:این مقام از طرف قبله برابر با دکّۀ بابد امیر مؤمنان علیه السّلام و از طرف غرب مقابل با باب کنده بوده که مسدود شده است و گفته شده که شایسته است نماز به اندازۀ پنج زراع دورتر از ستون خوانده شود،زیرا دکّه در آن محل بوده است.به هر حال در آنجا دو رکعت نماز به حمد و هر سورهای که خواهی بجای آر و پس از سلام و تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام بگو:به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،خدایا گناهانم زیاد شده،و برای آنها جز امیدت عفوت نمانده،اکنون ابزار محرومیت را که تهیدستی و نیازمندی است تقدیم کردم خدایا از تو میخواهم آنچه را سزاوارش نیستم،و از تو میطلبم آنچه را مستحقّش نمیباشم.خدایا اگر عذابم کنی علّت عذاب گناهان من است،به من هیچ ستمی نکردی،و اگر مرا ببخشی،پس تو بهترین رحمکنندگانی،ای آقای من،خدایا تو تویی و من منم،تو بسیار معتاد به آمرزشی،و من بسیار معتاد به گناهانم،تویی که تفضّل میکنی به بردباری،منم که بسیار معتادم به نادانی.خدایا از تو درخواست میکنم ای گنج ناتوانان،ای بزرگ امید ای دستگیر غریقان،ای نجاتدهندۀ هلاکشدگان،ای میرانندۀ زندگان،ای زندهکنندۀ مردگان،تویی خدایی
که معبودی جز تو نیست،تویی که سجده کرد برایت شعاع خورشید،و نور ماه،و تاریکی شب،و روشنی روز،و حرکت بال پرندگان،از تو میخواهم ای بزرگ به حق تو ای کریم بر محمّد و اهل بیت صادقش،و به حق محمّد و اهل بیت صادقش بر تو،و به حق تو بر علی و به حق علی بر تو،و به حق تو بر فاطمه و به حق فاطمه بر تو و به حق تو بر حسن و به حق حسن بر تو،و به حق تو بر حسین،و به حق حسین بر تو،همانا حقوق ایشان از برترین نعمتبخشیهای تو بر آنان است،و به حق شأنی که برای تو نزد آنان است،و شأنی که برای آنان نزد توست،درود فرست ای پروردگار بر ایشان،درودی دائمی تا نهایت خشنودیات،و به حق ایشان گناهانی که بین من و توست بر من ببخش،و نعمتت را بر من کامل کن چنانکه بر پدرانم از پیش کامل کردی ای کهیعص.خدایا چنانکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستادی،در آنچه از تو خواستم دعایم را اجابت کن.پس به سجده برو و طرف راست صورت را بر زمین بگذار و بگو:
ای آقای من،ای آقای من،ای آقای من،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا بیامرز و مرا بیامرز و این کلمات را با خشوع و گریه بسیار بگو،آنگاه طرف چپ صورت را بر زمین بگذار و باز این کلمات را بگو،پس دعا کن به آنچه که خواهی.مولّف گوید:بر پایۀ بعضی مجموعههای غیر معتبر و مشهوری بین مردم،آن است که در این مقام بجا میآورند عملی را که امام صادق علیه السّلام تعلیم یکی از اصحاب خود نموده،ولی این عمل مقیّد به این مقام نیست.و کیفیّت آن این است که از
آن حضرت نقل شده که به بعضی از اصحاب خود فرمودند:آیا بامداد دنبال حاجتی نمیروی که به مسجد بزرگ کوفه گذر کنی؟عرض کرد چرا،فرمود:در آن مسجد چهار رکعت نماز بخوان و بگو:معبودم اگر من کسی بودهام که تو را معصیت کردم،در مقابل در محبوبترین چیزها به نزد تو اطاعتت کردم،و آن اینکه در اعتقادم برای تو فرزندی نگرفتم،و شریک برایت نخواندم البته در بسیاری از امور معصیت تو را کردهام،نه به رسم دشمنی با تو،و نه از باب تکبّر کردن از بندگیات،و نه از جهت انکار ربوبّیت و نه به خاطر خروج از عرصۀ بندگی،ولی از هوای نفسم پیروی کردهام و بعد از برهان و بیان شیطان مرا لغزاند،در نتیجه اگر عذابم کنی،به گناهانم عذابم کردی و ستمکار بر من نیستی،و اگر از من گذشت کنی و به من ترحّم فرمایی به جود و کرمت با من معامله کردی ای کریم.و همچنین میگویی:
صبح کردم به نیرو و قدرت خدا،صبح کردم بدون حول و قوّت خویش،ولی به حول و قوت خدا،ای پروردگار از تو میخواهم برکت این خانه و اهلش را،و از تو درخواست میکنم که روزی حلال و پاکیزه نصیبم کنی،که مرا به جانب حول و قوّت تو سوق دهد درحالیکه من در سلامتی کاملت غوطهور باشم.
شیخ شهید و محمّد بن مشهدی این عمل را برای صحن مسجد پس از عمل ستون چهارم ذکر کردهاند،در دو رکعت اول حمد و توحید و در دو رکعت دیگر حمد و انّا انزلناه و پس از سلام،تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام را بگو.در حدیث معتبر از ابو حمزه ثمالی نقل شده:
که روزی در مسجد کوفه نشسته بودم،ناگاه دیدم شخصی از در کنده وارد شد،از همه کس خوشروتر و خشبوتر و پاکیزهجامهتر عمامه به سر بسته و پیراهن و درّاعه پوشیده و دو نعل عربی در پای مبارکش بود،نعلین را از پا درآورد،و نزد ستون هفتم
ایستاد و دستها را تا برابر گوش بالا برد،و تکبیری گفت که تمام موهای من از دشهت آن راست ایستاد،پس چهار رکعت نماز خواند،و رکوع و سجودش را نیکو انجام داد،سپس این دعا را خواند:الهی ان کنت قد عصیتک دعا را ادامه داد تا رسید به یا کریم در اینجا به سجده رفت و مکرّر یا کریم گفت به اندازهای که یک نفس را پر کند،آنگاه در سجدهاش گفت یا من یقدر علی حوائج السّائلین و دعا را ادامه داد تا هفتاد مرتبه یا سیّدی که در اعمال ستون هفتم ذکر شد،چون سر از سجده برداشت و من به دقّت ملاحظه کردم،دیدم حضرت زین العابدین علیه السّلام است،دستهای مبارکش را بوسیدم و پرسیدم برای چه اینجا آمدید،فرمود برای آنچه دیدی یعنی نماز در مسجد کوفه.در روایتی که در زیل زیارت هفتم[صفحه 560] نقل کردیم این مطلب هم بود که ابو حمزه را با خود به زیارت امیر مؤمنان علیه السّلام برد.
اعمال باب الفرج معروف به مقام نوح علیه السّلام:چون از عمل ستون سوم فارغ شدی،به دکّۀ باب امیر مؤمنان علیه السّلام برو،و آن صفّهای است متصّل به دری که از مسجد،به سوی خانۀ امیر مؤمنان علیه السّلام باز میشده است.پس چهار رکعت نماز بخوان به حمد و هر سوره که خواستی،چون فارغ شدی،تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام را بجا آورد،و بگو:
خدایا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد،و حاجتم را برآور ای خدا،ای آنکه سؤال کنندهاش هرگز ناامید نمیشود و عطایش به پایان نمیرسد،ای برآورنده حاجات،ای اجابتکننده دعاها،ای پروردگار زمینها و آسمانها ای برطرف کننده گرفتاریها،ای بخشایشگر عطاها،ای دفع کننده کیفرها،ای تبدیل کننده بدیها به خوبیها،با عطا و فضل و احسانت به سوی من بازگرد،و اجابت کن دعایم را،در آنچه از تو خواستم و از تو طلبیدم،به حق پیامبر و وصیّ و اولیا شایستهات.
چگونگی نمازی دیگر در این مقام:و آن دو رکعت است،پس از سلام و تسبیح بگو:
خدایا به آستانت فرود آمدم،به خاطر دانشم به یگانگی و بینیازیات،و اینکه توانایی نیست جز تو بر برآوردن حاجتم،ای پروردگارم دانستم که هر زمان نعمت را بر خود مشاهده کردم،نیازمندیام به تو فوق العادهتر شده،اینک ای پروردگارم از کارهای مهم چیزی عارض من شده که تو آن را میدانی،زیرا تو عالم بدون معلّمی از تو درخواست میکنم به حق آن نامی که بر آسمانها نهادی و شکافته شدند،و بر زمینها نهادی و گسترده گشتند و بر ستارگان نهادی و پخش شدند،و بر کوهها نهادی و مستقر گشتند،و از تو درخواست میکنم به حق نامی که قرار دادی نزد محمّد و علی و نزد حسن و حسین و همۀ امامان درود خدا بر همۀ ایشان،اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و ای پروردگار حاجتم را برایم برآوری و آسان کنی دشوار آن را،و مهمّ آن را کفایت نمایی،و قفل آن را برایم بگشایی،اگر این کار را انجام دهی پس تو را سپاس،و اگر انجام ندهی باز هم تو را سپاس،که ستمکار در حکم،و متجاوز از عدلت نیستی پس طرف راست صورت را بر زمین میگذاری و میگویی:خدایا یونس بن متی بنده و پیامبرت تو را در شکم ماهی خواند،دعایش را اجابت کردی،و من هم تو را میخوانم پس دعایم را اجابت کن به حق محمّد و خاندان محمّد آنگاه به آنچه میخواهی دعا کن،سپس طرف چب صورت را بر زمین بگذار و بگو:خدایا به دعا امر
کردی،و اجابتش را عهدهدار شدی،و من چنانکه دستورم دادی دعا میکنم،پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و آنطور که وعده نمودی دعایم را مستجاب کن ای کریم.سپس پیشانی خود را بر زمین بگذار و بگو ای عزیزکنندۀ هر خوار،و خوارکنندۀ هر عزیز،گرفتاریام را میدانی،پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و به من گشایش ده ای کریم.
ذکر نمازی برای رفع حاجت در محلّ مذکور:و آنچنان است که چهار رکعت نماز میگذاری،پس از سلام و تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام بگو:
خدایا از تو میخواهم،ای آنکه چشمها نبیندش،و گمانها فرانگیرندش،و وصف نکنند وصفکنندگان او را و حوادث دگرگونش ننمایند،و روزگاران فانیاش نکند،تو میدانی سنگینی کوهها را،و پیمانۀ دریاها را و برگهای درختان را،و ریگهای صحراها را،و آنچه را روشنی دهد خورشید و ماه،و شب بر آن تاریکی اندازد،و روز بر آن روشن گردد،از تو پنهان نمیکند آسمانی آسمان دیگر را،و نه زمینی زمین دیگر را،و نه کوهی آنچه را در ریشۀ آن است،و نه دریایی آنچه را در قعر ان است،از تو درخواست میکنم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و اینکه بهترین کارم را آخرین کار،و بهترین اعمالم را سرانجام آنها،و بهترین روزهایم را روزی که ملاقاتت کنم قرار ده،البته تو بر هر چیز توانایی.خدایا هرکه به بدی قصد من کند قصدش کن،و هرکه به من بداندیشی کند با او بداندیشی کن،و هرکه به عامل هلاکتی تجاوز به من نماید او را هلاک کن،و مرا آنچه نگران کرده،از کسی که نگرانش بر من وارد شده کفایت کن.خدایا مرا در زره محکمت در آور،
و مرا با پوشش حفظ کنندهات بپوشان،ای آنکه از همه چیز کفایت کند،و از او چیزی کفایت ننماید،از انچه از کار دنیا و آخرت مرا نگران کرده کفایتم کن،گفتار و کردارم را تصدیق کن،ای غمخوار،ای رفیق،تنگنایی را از من گشایش ده،و چیزی که طاقتش را ندارم بر من تحمیل مکن.خدایا با دیدهات مرا نگهبانی کن،که هرگز نمیخوابد،و به قدرتت بر من رحم فرما،ای مهربانترین مهربانان،ای والا،ای بزرگ،تو به حاجت من دانایی و بر برآوردنش توانایی،و این کار نزد تو آسان است،و من به تو نیازمندم،پس در بر آوردن حاجتم بر من منّت گذار،ای بزرگوار،البته تو بر هر چیز توانایی.
سپس به سجده میروی و میگویی:معبود من تو حاجاتم را دانستهای،پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و آنها را بر آور،البته تو گناهانم را شمردهای،پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و آنها را بیامرز ای کریم.سپس طرف راست صورت خود را بر زمین میگذاری و میگویی:اگر بد بندهای بودم،تو خوب پروردگاری هستی،با من آن کن که شایستۀ آنی،و آن مکن که من سزاوار آنم،ای مهربانترین مهربانان سپس طرف چپ صورت خود را بر زمین میگذاری و میگویی:خدایا اگر گناه بزرگ شد از بندهات،باید گذشت از جانب تو نیکو شد ای کریم.پس پیشانی را بر زمین میگذاری و میگویی:
رحم کن به کسی که بد کرده،و مرتکب گناه شده،و درمانده گشته و به اعتراف برخاسته.
مؤلّف گوید:این دعاها تا و اغفرها یا کریم همان دعایی است که در کتاب«مزار قدیم»در اعمال صحن مسجد سهله در مقام امام زین العابدین علیه السّلام نقل شده
اعمال محراب امیر مؤمنان علیه السّلام:در مکانی که امیر مؤمنان علیه السّلام را ضربت زدند،دو رکعت نماز بخوان، و پس از سلام و تسبیح حضرت زهرا علیه السّلام بگو: ای آنکه زیبا را آشکار ساخت،و کار زشت را پوشاند،ای آنکه بر معصیت سرزنش نکرد،و پرده و باطن را ندرید،ای بزرگ گذشت،ای نیکو درگذر،ای پهناور آمرزش،ای هر دو دست به رحمت گسترده،ای صاحب هر راز،ای نهایت هر شکایت ای بزرگوار چشمپوش،ای بزرگ امید،ای آقای من،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و با من آن کن که تو شایستۀ آنی ای کریم.
مناجات حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام:خدای از تو امان میخواهم،روزی که سودی ندهد مال و فرزندان مگر کسی که ولی به تمام معنی سالم نزد خدا آرد،و از تو امان میخواهم روزی که ستمکار میگزد هر دو دستش را،و میگوید ای کاش همراه پیامبر راه خدا را انتخاب میکردم،و از تو امان میخواهم روزی که شناخته شوند گناهکاران به نشانههایشان،و به پیشانیها و قدمها بگیرندشان و از تو امان میخواهم روزی که کفایت نمیکند پدری از فرزندش،و نه فرزندی کفایتکننده است از پدرش به هیچ وجه،البته وعده خدا حق است.و از تو امان میخواهم روزی که عذرخواهی ستمکاران سود نمیدهد،و بر ایشان است لعنت،و عذاب و شکنجه سرای آخرت و از تو امان میخواهم روزی که کسی برای کسی اختیار چیزی را ندارد،و اختیار همه چیز در آن روز برای خداست،و از تو امان میخواهم روزی که
انسان فرار میکند از برادر و پدر و مادر و همسر و فرزندانش،و برای هرکدام از آنها در آن روز کاری است،که آن کار او را بس است،و از تو امان میخواهم روزی که گنهکار دوست دارد،اگر بتواند از عذاب آن روز،پسرانش و همسرش و برادرش و خویشانش که او را در بر میگیرند و هرکه در روی زمین است بها بدهد سپس این بها دادن او را نجات دهد هرگز!همانا عذاب الهی آتشی شعلهور است،برکنندۀ پوست اعضا برای سوزاندن است!مولایم ای مولای من،تو مولایی و من بندهام،آیا رحم میکند به بنده جز مولا؟مولایم ای مولای من،تو مالکی و من مملوکم،آیا رحم میکند به بنده جز مولا؟مولایم ای مولای من،تو عزیزی و من خوار،آیا رحم میکند به خوار جز عزیز؟ مولایم ای مولای من،تو خالقی،من مخلوق،آیا رحم میکند به مخلوق جز خالق؟مولایم ای مولای من تو باعظمتی و من ناچیز،آیا رحم میکند به ناچیز جز باعظمت؟مولایم ای مولای من،تو نیرومندی و من ناتوان آیا رحم میکند به ناتوان جز نیرومند؟،مولایم ای مولای من تو بینیازی و من نیازمند،آیا رحم میکند به نیازمند جز بینیاز؟مولایم ای مولای من،تو عطا بخشی و من سائل،آیا رحم میکند به سائل جز عطابخش؟مولایم ای مولای من،تو زندهای و من مرده آیا رحم میکند به مرده جز زنده؟،مولایم مولای من تو باقی هستی و من فانی،آیا رحم میکند به فانی جز باقی؟،مولایم ای مولای من تو پایندهای و من از بین رونده،آیا رحم میکند به از بین رونده
جز پاینده؟مولایم ای مولای من،تو روزیدهندهای و من روزی دادهشده،آیا رحم میکند به روزی دادهشده جز روزی دهنده؟مولایم ای مولای من،تو جودمندی و من بخیل،آیا رحم میکند به بخیل جز جودمند؟مولایم ای مولای من،تو عافیتبخشی و من گرفتار،آیا رحم میکند به گرفتار جز عافیتبخش؟مولایم ای مولای من تو بزرگی و من کوچکم،آیا رحم میکند به کوچک جز بزرگ؟مولایم ای مولای من،تو راهنمایی و من گمراه،آیا رحم میکند به گمراه جز راهنما؟مولایم ای مولای من تو رحمکنندهای و من رحمشده،آیا رحم میکند به رحمشده جز رحمکننده؟مولایم ای مولایم من،تو سلطانی و من آزمایششده به بلاها،آیا رحم میکند به آزمایششده به بلاها جز سلطان؟،مولایم ای مولای من تو دلیلی و رهنما و من سرگردان،آیا رحم میکند به سرگردان جز دلیل و رهنما؟،مولایم ای مولای من تو آمرزندهای و من گناهکار،آیا رحم میکند به گناهکار جز آمرزنده؟،مولایم ای مولای من،تو غالبی و من مغلوب،آیا رحم میکند به مغلوب جز غالب؟،مولایم ای مولای من تو پرورندهای و من پروریده،آیا رحم میکند به پروریده جز پرورنده؟مولایم ای مولای من،تو بزرگمنشی و من فروتن،آیا رحم میکند به فروتن جز بزرگمنش؟مولایم ای مولای من به من رحم کن به رحمتت و به جود و کرم،و فضلت از من راضی شو،ای دارای جود و احسان و عطا و بخشندگی،
به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.مؤلّف گوید:سیّد ابن طاووس بعد از این مناجات،دعایی طولانی از آن حضرت روایت کرده،به نام دعای امان،مقام را گنجایش ذکر آن نیست.و همچنین در این مقام شریف میخوانی دعایی را که در برنامۀ مسجد زید ذکر میکنیم ان شاء اللّه[صفحۀ 637].آگاه باش ما در کتاب«هدیة الزائرین» به اختلاف در محرابی که محّل ضربت خوردن امیر مؤمنان علیه السّلام است اشاره کردیم،که آیا همین محراب معروف است یا آن محراب متروک و گفتم نهایت احتیاط در این است که اعمال محراب را در هر دو محل بجا آورند یا گاهی در موضع معروف،گاهی در محّل متروک،
اعمال دکّۀ امام صادق علیه السّلام:مقام امام صادق علیه السّلام در نزدیکی مسلم بن عقیل رحمه اللّه است،در انجا دو رکعت نماز بجای آر،و پس از سلام و تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام بگو:
ای سازندۀ هر ساخته،ای جبرانکنندۀ هر شکسته،و ای حاضر هر انجمن،و ای گواه هر گفتگوی نهان،و ای دانای هر پنهان،و ای حاضر غیر غایب،و ای غالب غیر مغلوب،و ای نزدیک غیر دور،و ای همدم هر تنها،و ای زنده آن زمان که زندهای نبود غیز از او،ای زندهکنندۀ مردگان و ای میرانندۀ زندگان،ای مراقب هرکس به آنچه انجام داده،نیست معبودی جز تو،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست.پس بخوان هرچه خواهی.
مؤلّف گوید:من پیش از این گفتم،در اینجا باز هم میگویم که در کتاب«مزار قدیم»و مشهور بین مردم در ترتیب اعمال مسجد آن است که بعد از این مقام،اعمال دکّة القضا و بیت الطشت را بجا میآورند،که ما این اعمال را موافق کتاب «مصباح»و«بحار»و کتب دیگران بعد از اعمال ستون چهارم نقل کردیم،اگر خواستی به کیفیت مشهور عمل کنی به کتاب «مزار قدیم»مراجعه کن و اعمال این دو مقام را ان شاء اللّه بجا آر.
ذکر نماز برای رفع حاجت در جامع کوفه:از امام صادق علیه السّلام روایت شده:کسی که در مسجد کوفه دو رکعت نماز بخواند
در هر رکعت سورههای حمد و الفلق و النّاس و قل هو اللّه احد و قدر و سبّح اسم ربّک الاعلی را خوانده و سلام دهد و تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام بگوید،از خدا هر حاجتی را بطلبد،خدا حاجتش را برآورده و دعایش را مستجاب خواهد کرد.مؤلف گوید:ترتیب در سورههای در این دو رکعت،موافق روایت سیّد ابن طاووس در کتاب«مصباح»است و در روایت شیخ طوسی در کتاب«امالی»سورۀ قدر بعد از سبّح اسم است و شاید ترتیب در آنها لازم نباشد،عمده این است که پس از سورۀ حمد این هفت سوره خوانده شود،و اللّه العالم.
چون از اعمال مسجد کوفه فراغت یافتی،به جانب قبر مسلم بن عقیل برو،و کنار قبر بایست و بگو:
سپاس خدای را،آن پادشاه حق آشکار،که گردنکشان متجاوز،خود را در برابر عظمتش ناچیز شمارند،و همۀ اهل آسمانها و زمینها به پروردگاریاش اعترافکنندهاند،و اقرارکنندهاند دیگر مخلوقات همه به توحیدش و درود خدا بر سرور تمام انسانها،و اهل بیت گرامش،درودی که دیدگانشان به آن روشن گردد،و بینی بدگویشان به خاک مالیده شود،بدگویان از جنّ و انس همگی،سلام خدای والای بزرگ،و سلام فرشتگان مقرّبش،و انبیای مرسلش،و امامان برگزیدهاش و بندگان شایستهاش،و همۀ شهیدان و صدّیقان،و درودهای پاک و پاکیزه در آنچه میآید و میرود،بر تو باد ای مسلم
بن عقیل بن ابی طالب و رحمت و برکات خدا بر تو باد،شهادت میدهم که تو نماز را بپا داشتی،و پرداختی زکات را،و امر به معروف و نهی از منکر کردی،و در راه خدا جهاد نمودی جهادی شایسته و به راه و روش مجاهدان در راه او کشته شدی،تا خدای عزّ و جل را درحالیکه از تو راضی بود،ملاقات نمودی و شهادت میدهم که تو به عهد خدا وفا کردی،و جانت را در راه یاری حجّت خدا و پسر حجّت خدا دادی تا مرگ تو دررسید،شهادت میدهم برای تو،به تسلیم و وفاداری و خیرخواهی،برای یادگار نبیّ مرسل،و نوۀ برگزیده،و راهنمای عالم،و جانشین تبلیغکننده و ستمدیده حق غارتشده،خدایا پاداشت دهد از جانب رسولش و امیر مؤمنان و حسن و حسین بهترین پاداش به خاطر آنکه صبر کردی و کارت را به حساب حق گذاشتی و کمک کردی.چه خوب است سرانجام سرای آخرت،خدا لعنت کند کسی که تو را کشت،و کسی که به کشتنت فرمان داد،و کسی که به تو ستم کرد،و کسی که بر تو دروغ بست،و حقّت را جاهل شد،و حرمتت را سبک شمرد،و خدا لعنت کند کسی را که با تو بیعت کرد،ولی به حضرتت خیانت ورزید و از یاریات دست کشید و تو را وا گذاشت و تشویق به جنگ علیه تو داد و تو را یاری نداد،خدا را شکر که آتش را جایگاه آنان قرار داد،که برای واردان بد جایگاهی است،شهادت میدهم که تو مظلوم کشته شدی،و همانا خدا وفا کند آنچه را به شما وعده داد،من زائر و عارف به حق شما به درگاهت آمدهام،تسلیم شما و پیرو روش شمایم،یاریام برای شما مهیّاست،تا خدا حکم کند و او
بهترین حکمکنندگان است،پس با شمایم با شما،نه با دشمن شما،درود خدا بر شما و بر ارواح و اجساد و حاضر و غائب شما،و سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد،خدا بکشد امّتی را که شما را با دستها و زبانها کشتند.
در کتاب«مزار کبیر»این متن را به منزلۀ اذن دخول قرار داده،و با گفتن آن وارد شو،و خود را به قبر بچسبان و به روایت سابقه است که به ضریح آن جناب اشاره کن و بگو:
سلام بر تو ای بندۀ شایسته فرمانبر خدا و رسولش و امیر مؤمنان و حسن و حسین(درود خدا بر آنان باد)خدا را سپاس و سلام بر بندگان برگزیدۀ خدا،محمّد و خاندانش،و سلام و رحمت و برکات و مغفرت خدا بر شما،و بر روح و بدن تو ای مسلم،شهادت میدهم که تو بر آن راهی رفتی،که بر آن راه بدریّون رفتند،آن جهادکنندگان در راه خدا و کوششکنندگان در جهاد با دشمنان خدا و یاری اولیایش،خدا تو را بهترین پاداش و بیشترین پاداش و وافرترین پاداشی که به یکی از آنان که به بیعتش وفا کرد،و دعوتش را پاسخ گفت،و از اولیان امر اطاعت کرد،بدهد.شهادت میدهم که تو در خیرخواهی مبالغه نمودی،و نهایت کوشش را عطا کردی،تا خدا تو را در میان شهیدان برانگیخت،و روحت را با ارواح اهل سعادت قرار داد،و از بهشتهایش به تو بخشید،از نظر منزل وسیعترینش را،و از جهت غرفه
برترینش را،و نامت را در علییّن بالا برد،و تو را با پیامبران و صدّیقان و شهیدان،و شایستگان محشور کرد،و آنان نیکو رفیقانی هستند،شهادت میدهم که تو سستی نکردی،و کندی ننمودی و بر بینایی از کارت درگذشتی،درحالیکه به شایستگان اقتدا کردی،و از پیامبران متابعت نمودی،خدا بین ما و تو را و بین رسول و اولیایش در منزلهای فروتنان گرد آورد که او مهربانترین مهربانان است.آنگاه در طرف سر دو رکعت نماز بجای آری و آن را به آن جناب هدیه کن و بگو:اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و لا تدع لی ذنبا و این همان دعایی است که در حرم قمر بنی هاشم خوانده میشود و ذکرش بیاید و اگر خواستی حضرت مسلم را وداع کنی، همان و داعی را بخوان که در زیارت حضرت عباس علیه السّلام ذکر میشود.
کنار قبر او میایستی و به رسول خدا صلی اللّه علی و آله و سلّم سلام میکنی و میگویی:سلام خدای بزرگ،و درودهایش بر تو ای هانی بن عروه،سلام بر تو ای عبد شایسته و خیرخواه برای خدا و رسولش و امیر مؤمنان و حسن و حسین(درود خدا بر آنان باد)،شهادت میدهم که مظلوم کشته شدی خدا لعنت کند کسانی که تو را کشتند،و خونت را حلال شمردند،گورهایشان را آکنده از آتش کند،شهادت میدهم که تو خدا را ملاقات و او از تو خشنود بود،بخاطر آنچه انجام دادی و خیرخواهی که نمودی،و شهادت میدهم که تو به درجۀ شهیدان رسیدی و روحت با ارواح اهل سعادت قرار داده شد،به خاطر آنکه خیرخواهی کردی برای خدا و رسولش،درحالیکه
دربارۀ خدا و خشنودیاش بذل نمودی،پس خدا تو را رحمت کند و از تو راضی شود و با محمّد و خاندان پاکش محشور فرماید،و جمع کند ما را و شما را با محمّد و خاندان محمّد در خانۀ نعمت و سلامت،و رحمت و برکات خدا بر تو باد.پس دو رکعت نماز بگذار،و آن را به روح هانی هدیه کن و به آنچه خواهی برای خود دعا کن و وداع کن او را به آنچه مسلم را به آن وداع کردی.
در فضیلت و اعمال مسجد سهله و اعمال مسجد زید و صعصعه
آگاه باش پس از مسجد کبیر کوفه،مسجدی به فضیلت مسجد سهله در آن منطقه نیست،آن محّل مبارک،خانه حضرت ادریس علیه السّلام و حضرت ابراهیم علیه السّلام و محل ورود حضرت خضر علیه السّلام و مسکن آن حضرت است.از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:به ابو بصیر فرمود:ای ابو محمّد گویا میبینم حضرت صاحب الأمر با اهل و عیالش در مسجد سهله فرود آید و منزل آن حضرت باشد و حق تعالی هیچ پیامبر نفرستاده،مگر آنکه در ان مسجد نماز گذارده و هرکه در آن مسجد اقامت نماید،چنان است که در خیمه رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم اقامت کرده و هیچ مرد و زن مؤمنی نیست مگر آنکه دلش به سوی آن مسجد مایل است و در آن مسجد سنگی است که در آن صورت هر پیامبر هست و هیچکس در ان مسجد با نیّت صادقه نماز و دعا نمیکند،مگر آنکه با حاجت برآمده بر میگردد و هیچکس در آن مسجد امان نمیطلبد،مگر آنکه از هرچه میترسد امان مییابد،گفتم این است فضیلتی که برای این مسجد است؟حضرت فرمود:زیادتر بگویم؟عرض کردم:آری فرمود:این مسجد از جمله بقعههایی است که خدا دوست دارد او را در آنها بخوانند و هیچ شب و روزی نیست مگر آنکه فرشتگان به زیارت آن میآیند و خدا را در آن مسجد عبادت میکنند،سپس فرمود:اگر من به شما نزدیک بودم همه نمازهایم را در آن مسجد بجا میآوردم.آنگاه فرمود:ای ابا محمّد آنچه را فضیلت این مسجد،وصف نکردم،
بیش از آن است که گفتم،عرضه داشتم:فدایت شوم،حضرت قائم علیه السّلام همیشه در آن مسجد خواهد بود؟فرمود:آری...تا آخر خبر
اعمال مسجد سهله:دو رکعت نماز بین شام و خفتن مستحب است.
از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هر غمناکی چنین کند و دعا نماید،حق تعالی غمش را برطرف کند و از بعض کتب مزاریه نقل شده:که چون خواستی وارد مسجد شوی،نزد درگاه بایست و بگو:
به نام خدا و به خدا و از خدا،و به سوی خدا و آنچه خدا خواست،و بهترین نامها از آن خداست،بر خدا توکل کردم و جنبش و نیرویی نیست مگر به خدای والای بزرگ.خدایا مرا از آبادکنندگان مساجد و خانههایت قرار ده.خدایا من به وسیلۀ محمّد و خاندان محمّد به تو رو میکنم و آنان را پیشاپیش حوایجم پیش میاندازم خدایا به حق آنان مرا در پیشگاهت آبرومند دنیا و آخرت و از مقرّبان قرار ده.خدایا به حق آنان قرار ده نمازم را پذیرفته و گناهم را آمرزیده و روزیام را گسترده،و دعایم را مستجاب،و حاجاتم را برآورده ساز،و به حق ذاتت به من نظر کن نظری رحیمانه،که به سبب آن در پیشگاهت مستحق کرامت شوم،سپس آن نظر را هیچگاه از من باز نگردان،ای مهربانترین مهربانان،ای زیروروکننده دلها و دیدهها،دلم را بر دینت و دین پیامبرت و ولیّات پابرجا کن،و قلبم را پس از این که هدایتم نمودی منحرف مساز،و از نزد خویش به من رحمتی ببخش،که تو بسیار بخشندهای.خدایا به جانب تو رو کردم و خشنودیات را طلبیدم،و پاداشت را جستم،و به تو ایمان آوردم و بر تو توکّل کردم.خدایا رویت را
به سویم کن،و رویم را به جانبت قرار ده.سپس(اید الکرسی)و سوره(فلق)و سورۀ(ناس)را بخوان و خدا را هفت مرتبه تسبیح و هفت مرتبه حمد و هفت مرتبه تهلیل و هفت مرتبه تکبیر بگو یعنی هریک از سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الاّ اللّه و اللّه اکبر را هفت مرتبه بگو و بخوان:
خدایا تو را سپاس بر اینکه مرا هدایت کردی،و تو را سپاس بر اینکه به من برتری دادی،و تو را سپاس بر اینکه به من شرافت بخشیدی،و تو را سپاس بر هر پیش آمد نیکویی که مرا با آن آزمودی.خدایا نماز و دعایم را بپذیر،و دلم را پاک کن و سینهام را بازگردان،و توبهام را بپذیر که تو بسیار توبهپذیر مهربانی.
سید ابن طاووس رحمة اللّه علیه فرموده:چون اراده کردی به مسجد سهله بروی،در شب چهارشنبه بین مغرب و عشا وارد آن مسجد شو.که فضیلت آن از اوقات دیگر بیشتر است همین که وارد مسجد شدی نماز مغرب و نافلۀ آن را بجا آور،آنگاه دو رکعت نماز تحیّت مسجد قربة الی اللّه بخوان،چون فارغ شدی دستها را به جانب آسمان بلند کن و بگو:
تویی خدا،معبودی جز تو نیست،آغازکنندۀ خلق و بازگردانندۀ آنهایی و تویی خدا،معبودی جز تو نیست آفرینندۀ خلق و روزیدهندۀ آنانی،و تویی خدا،معبودی جز تو نیست،گیرنده و گسترندهای7و تویی خدا،معبودی جز تو نیست،تدبیرکنندۀ اموری،و برانگیزانندۀ کسانی که در گورهایند،تویی وارث زمین و هرکه روی آن است از تو درخواست میکنم به حق نام محفوظ و مستور و زنده و پایندهات،و تویی خدا،معبودی جز تو نیست،دانای پنهان و پنهانتری.از تو درخواست میکنم به حق نامت که چون به آن خوانده شوی اجابت کنی،و هرگاه به آن درخواست شوی عطا نمایی
و از تو درخواست میکنم به حقّت بر محمّد و اهل بیتش،و به حق آنان که آن را بر خود واجب نمودهای،اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و در همین ساعت و همین ساعت حاجتم را برآوری،ای شنوندۀ دعا ای آقای من،ای مولای من،ای فریادرس من،از تو درخواست میکنم به هر نامی که خودت را به آن نام نامیدی،یا در علم غیب نزد خود آن نام را تنها برای خود برگزیدی،اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و در گشایش کار ما در همین ساعت شتاب نمایی،ای زیروروکنندۀ دلها و دیدهها،ای شنوندۀ دعا.سپس به سجده برو و خشوع کن،و خدا را به جهت هرچه خواهی بخوان پس از ان دو رکعت نماز در گوشهای که طرف مغرب و شمال است بخوان،که آن محل خانۀ حضرت ابراهیم علیه السّلام است و از آنجا به جنگ«عمالقه»رفت،چون از نماز و تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام فارغ شدی چنین بگو:
خدایا به حق این بقعه شریف،و به حق کسانی که تو را در آن عبادت کردند،به یقین حوائجم را دانستهای پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و آنها را برآور،و گناهانم را شمردهای،پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و آنها را بیامرز.خدایا زندهام بدار تا وقتیکه زنده بودن برایم خیر است،و بمیران آن هنگام که مردن برایم خیر باشد براساس دوستی با دوستانت،و دشمنی با دشمنانت،و با من آن کن که شایستۀ آنی،ای ای مهربانترین مهربانان
پس در گوشهای دیگر که سمت مغرب و قبله است دو رکعت نماز بگذار،و دستها را بردار و بگو:
خدایا من این نماز را خواندم برای جستن خشنودیات و طلب عطایت،و امید کمک و
و هدایایت،پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و به نیکو پذیرفتن از من بپذیر و به رحمتت مرا به آرزویم برسان و با من آن کن که شایستۀ آنی.ای مهربانترین مهربانان.سپس به سجده برو،و دو طرف صورت خویش را به خاک بگذار،انگاه به گوشهای که بر طرف مشرق است برو،و در آنجا دو رکعت نماز بخوان و دستهایت را بگشا و بگو:خدایا اگر گناهان و خطاها مرا نزد تو بیآبرو ساخته و در اثر آن نگذاشتی نالهام به سویت بلند شود،و دعایم را مستجاب نکردی،از تو درخواست میکنم ای خدایی که احدی همانندت نیست،و به محمّد و خاندان محمّد به تو توسل میجویم،و از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و با روی کریمانهات به من روی آوری،و رویم را به سویت بگردانی،و هنگامی که تو را میخوانم ناامیدم نسازی و وقتی به تو امید میبندم محرومم نکنی،ای مهربانترین مهربانان.مؤلف گوید:از بعض کتب مزاریه[مربوط به زیارت] غیر معروفه نقل شده:که پس از آن میروی به گوشهی دیگر که در جانب مشرق قرار گرفته،و در آنجا دو رکعت نماز میخوانی و میگویی:خدایا از تو درخواست میکنم به حق نامت که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی، و قرار دهی بهترین زمان عمرم را پایانش،و بهترین اعمالم را سرانجامش،و بهترین ایّامم را روزی که تو را در آن ملاقات میکنم تو بر هر چیز توانایی.خدایا دعایم را بپذیر،و رازم را بشنو،ای والا،ای بزرگ، ای توانا،ای چیره،ای زندهای که هرگز نمیمیرد،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و گناهانی را که میان من و توست
بیامرز،و در حضور مردم رسوایم مکن،و به دیدهات که هرگز نمیخوابد نگهبانیام فرما،و با قدرتت به من رحم کن،ای مهربانترین مهربانان،و درود خدا بر آقای ما محمّد و اهل بیت پاکش ای پروردگار جهانیان.پس از آن دو رکعت نماز در خانهای که میان مسجد است بجا میآوری و میگویی:
ای آنکه به من از رگ گردن نزدیکتر است،ای که انجامدهنده است،آنچه را که میخواهد،ای که پرده میشود میان انسان و دلش،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و پرده شو میان ما و کسانی که ما را آزار میدهند،به حول و نیرویت ای کفایتکننده از هر چیز که کفایت نمیکند از تو چیزی،مهمترین کارهای دنیا و آخرت ما را کفایت کن،ای مهربانترین مهربانان.
سپس دو طرف صورت خود را بر خاک بگذار.مؤلّف گوید:این مکان شریف در این زمان معروف به مقام امام زین العابدین علیه السّلام است و در کتاب«مزار قدیم»نقل کرده:بعد از دو رکعت نماز در این مقام بخواند دعای:اللّهمّ انّی اسالک یا من لا تراه العیون را و این دعا در اعمال دکّۀ باب امیر مؤمنّان علیه السّلام در مسجد کوفه ذکر شد،به آنجا[صفحۀ 621] رجوع شود و در نزدیک همین مکان بقعهای است معروف به مقام مهدی علیه السّلام زیارت آن حضرت در آن محل شریف مناسب است و از بعض کتب مزاریه نقل شده که شایسته است آن حضرت را در حال ایستاده،به زیارت سلام اللّه الکامل التّامّ زیارت کنند،و این همان استغاثهای است که ما در فصل هفتم از باب اوّل[صفحۀ 195]از کتاب«کلم طیّب»نقل کردیم،و تکرارش را مناسب نمیدانیم.سیّد ابن طاووس آن را بعد از دو رکعت نماز یکی از زیارات سرداب مقدّس بر شمرده است.
ذکر نماز و دعا در مسجد زید:سپس به مسجد زد میروی که نزدیک سهله است،و در آن دو رکعت نماز میگذاری،و دستها را میگشایی و میگویی:
معبودم این بندۀ خطاکار گنهکار دستهایش را به جانب تو دراز کرده،به خاطر خوشگمانیاش به تو،معبودم این بدکار در برابرت نشسته درحالیکه به بدی عملش اقرار دارد،و چشمپوشی از لغزشش را از تو امیدوار است،معبودم این بنده ستمکار دو دستش را به سوی تو برداشته به امید آنچه پیش توست،به حق رحمتت او را از فضلت ناامید مکن،معبودم،بازگشتکننده به سوی گناهان در برابرت زانو زده،درحالیکه ترسناک از روزی است که خلایق در آن روز در برابرت زانو میزنند،معبودم بندۀ خطاکار به محضرت آمده،بیتاب و بیمناک،حذرکنان و امیدوار گوشه چشمش را به تو دوخته،و آمرزشخواه و پشیمان اشکش جاری شده،سوگند به عزّت و جلالت،من با نافرمانی کردنم قصد مخالفت با تو را نداشتم،و گناه نکردم آن زمانی که گناه کردم درحالیکه نسبت به تو نادان بودم و نه بخاطر اینکه متعرّض کیفرت کردم،و نه اینکه نظرت را سبک شمارنده بوده باشم،بلکه نفس همه اینها را برایم بیاراست،و شقاوتم بر انجام آنها مرا یاری کرد،و آبروداریات نسبت به من مغرورم ساخت،پس الان چه کسی مرا از عذابت نجات میدهد،و به ریسمان چه کسی جنگ زنم،اگر ریسمانت را از من قطع کنی،پس ای وای فردای قیامت از رسوایی هنگام ایستادن در برابرت،وقتی به سبکباران گفته شود بگذرید،و به سنگینباران امر شود به آتش فروریزید،آیا با سبکباران خواهم گذشت،یا با سنگینباران فرو خواهم،ریخت؟،وای بر من هرچه سنّم بیشتر شد گناهانم زیاد شد،وای بر من،هرچه عمرم طولانی شد،نافرمانیام فزونی یافت،چقدر توبه کنم،چه اندازه برگردم؟آیا مرا وقت آن نرسیده،که از پروردگارم حیا کنم،خدایا به حق محمّد و خاندان محمّد مرا بیامرز و به من رحم کن،ای مهربانترین مهربانان
و بهترین آمرزندگان.سپس گریه کن و صورت به خاک بگذار و بگو:رحم کن به کسی که بد کرده و مرتکب گناه شده و درمانده شده و به اعتراف برخاسته.پس از آن طرف راست صورت خود را به خاک بگذار و بگو:
اگر من بد بندهای بودم،تو خوب پروردگاری هستی.بعد طرف چپ را به خاک بگذار و بگو:
گناه از بندهات بزرگ بشد،پس گذشت از تو نیکو باشد ای کریم.
آنگاه به حال سجده برگرد و صد مرتبه بگو العفو:[از من درگذر].
مؤلّف گوید:این مسجد از مساجد شریف کوفه است،و منسوب به زید بن صوحان میباشد،که از بزرگان اصحاب امیر مؤمنان علیه السّلام و از ابدال به شمار میرفته،و در جنگ جمل در یاری حضرت شهید شد و دعایی که در چند سطر قبل ذکر شد دعالی او بوده که در نماز شب میخوانده و در نزدیکی مسجد او مسجد برادرش صعصعة بن صوحان است که او نیز از اصحاب امیر مؤمنان علیه السّلام و از عارفان به حق آن حضرت است،و از بزرگان اهل ایمان است و آنقدر فصیح و بلیغ بوده که امیر مؤمنان او را خطیب شحشح[روان در گفتار سخنرانی] گفته و به مهارت در سخنرانیها و فصاحت در زبان از او تعریف کرده و هم او را به قلّت مؤونه[قانع و بینیاز از مردم]،و کثرت معونه[یاریدهنده به مردم در حدّ زیاد]مدح فرموده و در شبی که امیر مؤمنان علیه السّلام از دنیا رفت و فرزندان آن حضرت جنازۀ نازنینش را از کوفه به نجف حمل کردند،صعصعه از جمله مشایعتکنندگان جنازۀ آن جناب بود و چون اهل بیت از کار دفن امام فارغ شدند،صعصعه کنار قبر مقدّس ایستاد و مشتی از خاک قبر بر گرفت و بر سر خود ریخت و گفت:پدر و مادرم فدایت ای امیر مؤمنان علیه السّلام گوارا باد تو را کرامتهای خدا ای ابو الحسن،به راستی زادگاه تو پاکیزه و صبر تو نیرومند و جهادت بزرگ بود و به آنچه آرزو داشتی رسیدی و تجارت سودمندی کردی و به نزد پروردگار خود رفتی،و از این نوع کلمات بسیار گفت و به سختی گریست و دیگران را به گریه وا داشت و در حقیقت کنار قبر آن حضرت در ان دل شب مجلس روضه برقرار شد و صعصعه به منزلۀ روضه خوان بود،و مستمعین او جناب امام حسن و امام حسین علیهما السّلام و محمّد حنفیه
و قمر بنی هاشم و سایر فرزندان و بستگان آن حضرت بودند و چون این کلمات به پایان رسید،رو به جانب امام حسن و امام حسین علیهم السّلام و سایر آقازادگان کرد و ایشان را تعزیت و تسلیت گفت،سپس همگی به کوفه بازگشتند،در هر صورت مسجد صعصعه از مساجد شریف کوفه است و جماعتی امام زمان(صلوات اللّه علیه)را در ماه رجب،در آن مسجد مبارک مشاهده کردهاند،که دو رکعت نماز بجا آورده و این دعا را خوانده است:«اللّهمّ یا ذا المنن السّابغة و الالاء الوازعة...» و ظاهر عمل آن حضرت نشان میدهد که این دعا مخصوص این مسجد شریف و از اعمال آن است،نظیر دعاهای مسجد سهله و زید،اما چون در ماه رجب بوده است این دعا را خواندهاند و احتمال داده شده که شاید این دعا از دعاهای ایام رجب باشد،بنابراین در کتب علما در اعمال ماه رجب ذکر شده و ما نیز چون این دعا را در اعمال ماه رجب ذکر کرده بودیم به همان جمله اکتفا کردیم و به تکرارش نپرداختیم،هرکه بخواهد میتواند مراجعه کند ان شاء اللّه تعالی.
فصل هفتم در فضیلت زیارت حضرت ابی عبد اللّه الحسین علیه السّلام و آدابی که زائر آن جنابر باید در راه زیارت و در آن حرم مطهر رعایت کند و کیفیت زیارت آن حضرت و آن در صه مقصد است:
بدان که فضیلت زیارت امام حسین علیه السّلام از دایرۀ بیان بیرون است و در روایات بسیاری وارد شده که معادل حجّ عمره و جهاد و بلکه به مراتب بالاتر و افضل است و باعث مغفرت و سبکی حساب و بالا رفتن درجات و اجابت دعاها گشته و موجب طول عمر و حفظ بدن و مال و زیاد شدن روزی و برآمدن حاجات و برطرف شدن غصّهها و گرفتاریهاست و ترک آن سبب نقصان دین و ایمان و ترک حقّ بزرگی از حقوق پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است و دستکم ثوابی که نصیب زائر آن قبر شریف میشود،این است که گناهانش آمرزیده شده و حق تعالی جان و مالش را حفظ کند،تا او را به اهلش
بازگرداند و چون روز قیامت شود،خدا او را حافظتر از دنیا خواهد بود و در روایت بسیاری آمده:زیارت آن حضرت غم را زایل و شدّت جان دادن و هراس قبر را برطرف میکند و هر مالی که در راه زیارت آن حضرت خرج شود،هر درهمی برای او به هزار درهم،بلکه به ده هزار درهم حساب میشود،و چون به طرف قبر آن حضرت رود،چهار هزار فرشته از او استقبال کنند و چون بازگردد،او را مشایعت میکنند.پیامبران و اوصیای آنها و امامان معصوم و ملائکه سلام اللّه علیهم اجمعین به زیارت آن حضرت میآیند و برای زائران آن حضرت دعا میکنند و ایشان را بشارتهای میدهند و حضرت حق به جانب زائران آن حضرت،پیش از نظر به اهل عرفات نظر میفرماید و هرکسی در روز قیامت آرزو میکند،ای کاش زائر آن حضرت بود،بخاطر بسیاری کرامت و بزرگواری زائران آن جناب که در آن روز مشاهده میکند،روایات در این باب بیاندازه است و ما در ضمن زیارات مخصوصه[صفحه 680]اشاره به بخشی از فضیلت زیارت آن حضرت خواهیم کرد در این قسمت فقط اکتفا به ذکر یک روایت میکنیم:
ابن قولویه و کلینی و سیّد ابن طاووس و دیگران به سندهای معتبر از ثقۀ جلیل القدر معاویة بن وهب بجلّی کوفی،روایت کردهاند که گفته:زمانی خدمت امام صادق علیه السّلام رفتم،آن حضرت را در مصلاّی خویش مشغول نماز دیدم،صبر کردم تا نمازش به پایان رسید،پس از آن شنیدم با پروردگار خود مناجات میکرد و میگفت:ای خدایی که ما را به کرامت مخصوص کردی و به ما وعدۀ شفاعت دادی و علوم رسالت را به ما عنایت کردی و ما را وارث انبیا قرار دادی،و امّتهای گذشته را به ما ختم فرموده و ما را به وصیّت پیامبر اختصاص داده و علم گذشته و آینده را به ما عطا فرموده و دلهای مردم را به جانب ما میل دادهای اغفر لی و لاخوانی و زوّار قبر ابی الحسین بن علیّ صلوات اللّه علیهما آنان که اموال خود را خرج کردهاند و بدنهای خود را از شهرها بیرون آوردهاند،به خاطر رغبت در نیکی ما و امید به ثوابهای تو،در امر صله به ما و برای شاد نمودن پیامبرت و اجابت کردن امر ما و به علّت خشمی که بر دشمنان وارد کردهاند و قصد ایشان از این عمل خشنودی توست،پس ایشان را از جانب ما به خشنودی جزا ده،و شب و روز آنها را حفظ کن و در اهل و اولادشان که در وطن گذاشتهاند خلیفۀ آنان باش به خلافت نیکو،و رفیق ایشان باش و شرّ هر جبّار معاند و هر ضعیف و شدید از
آفریدگانت و شرّ شیاطین جن و انس را از آنان دفع فرما،و به ایشان زیاده از آنچه از تو امید دارند عنایت کن،امید به تو در دور شدن از وطنهایشان،و اختیار کردنشان ما را،بر فرزندان و اهالی و خویشان خود.خدایا دشمنان،بیرون آمدن آنان را به زیارت ما عیب گرفتند،و این مخالفت دشمنان مانع ایشان از قصد و بیرون آمدن بسوی ما نشد، پس رحم کن آن صورتها را که آفتاب تغییر داده و رحم کن گونههای آنان را که بر قبر امام حسین علیه السلام میگردانند.
و رحم کن آن دیدهها را که برای دلسوزی بر ما اشکشان جاری شد و رحم کن آن دلها را که زاری کردند،و سوختند برای مصیبت ما، و رحم کن آن صداها را که در مصیبت ما بلند کردهاند.خدایا آن جانها و بدنها را به تو میسپارم،تا آنها را از حوض کوثر در روز تشنگی سیراب کنی و پیوسته آن حضرت به این صورت در سجده دعا میکرد،چون فارغ شدی،عرضه داشتم،این دعایی که من از شما شنیدم،اگر در حق کسی میکردید که خدا را نمیشناخت،گمان داشتم هرگز آتش دوزخ به او نرسد،و اللّه آرزو کردم که آن حضرت را زیارت کرده بودم و حجّ انجام نداده بودم!!امام فرمود:تو چه بسیار نزدیکی به آن حضرت تو را از زیارت چه چیز مانع است؟معاویه ترک زیارت مکن،گفتم:فدایت شوم،نمیدانستم این اندازه فضیلت دارد،فرمود:ای معاویه،آنها که در آسمان برای زیارتکنندگان آن حضرت دعا میکنند،زیاده از آنهایند که در زمین دعا میکنند،زیارت آن حضرت را برای ترس از احدی ترک مکن،که هرکس به خاطر ترس،ترک زیارت کند آنقدر حسرت میبرد،که آرزو میکند ای کاش به اندازهای نزد قبر آن حضرت میماندم که در آنجا دفن میشدم!آیا دوست نداری خدا تو را در میان آنهایی که رسول خدا و علی و فاطمه و امامان معصوم علیهم السّلام بر آنها دعا میکنند؟ببیند آیا نمیخواهی از آنها باشی که ملائکه در قیامت با آنان مصافحه میکنند؟آیا نمیخواهی از آنها باشی که در قیامت وارد شوند و هیچ گناهی بر آنها نباشد؟آیا نمیخواهی از آنها باشی که در قیامت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم با آنان مصافحه میکند؟!
سیّدالشّهدا علیه السّلام باید آنها را در راه زیارت و در آن حرم مطهر مراعات کند
و آن چند چیز است:
اوّل:پیش از آنکه از خانه بیرون رود،سه روز روزه بدارد و روز سوم غسل کند،چنانکه امام صادق علیه السّلام به صفوان دستور العمل دادند و در ذکر زیارت هفتم [صفحه 664]خواهد آمد و شیخ محمّد بن مشهدی در مقدمات زیارت«عیدین»ذکر فرموده که چون زیارت آن حضرت را اراده کنی،سه روز روزه بدار و روز سوم غسل کن و اهل و عیال خود را نزد خود جمع کن و بگو:
خدایا من امروز به تو میسپارم خودم و خاندانم و مال و فرزندم،و هرکه را به شکلی از من بوده،حاضرشان و غیبشان را.خدایا نگهدار ما را با نگهداریات،به نگهداری ایمان و بر ما حافظ باش.خدایا ما را در پناهت قرار ده،و نعمتت را از ما مگیر،و آنچه ما راست از نعمت و سلامت کامل تغییر مده،و از فضلت بر ما بیفزا،که ما مشتاق به سوی توایم.آنگاه از منزل خود با حال خشوع بیرون رو و بسیار بگو:لا اله الاّ اللّه و اللّه اکبر و الحمد للّهو ثنای خدا بر زبان جاری کن و بر پیامبر و آلش صلّی اللّه علیه و آله و سلّم صلوات فرست و به آرامی و وقار حرکت کن،روایت شده:خدا از عرق زائر امام حسین علیه السّلام از هر قطرهای هفتاد هزار فرشته خلق میکند،که خدای تعالی را تسبیح میکنند و از خدا آمرزش میخواهند برای او و زائران آن حضرت تا روز قیامت برپا شود.
دوم:از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل شده چون به زیارت امام حسین علیه السّلام بروی،آن حضرت را محزون و غمناک و ژولیدهمو و غبارآلود و گرسنه و تشنه زیارت کن که آن جناب با این احوال شهید شد و حاجات خود را بخواه و از کربلا بازگرد،و آن را وطن خود قرار مده.
سوم:زائر در سفر زیارت آن حضرت توشۀ خود را از غذاهای لذیذ مانند بریانی و حلواجات قرار ندهد،بلکه خوارکش را نان با شیر یا ماست تهیّه ببیند.
از امام صادق علیه السّلام روایت شده که فرمود:شنیدم جماعتی به زیارت امام حسین علیه السّلام میروند،و با خود سفرههایی برمیدارند که در آنها بزغالههای بریان و حلواجات هست،اگر به زیارت قبر پدران یا دوستان خود بروند قطعا این خوراکیها را با خود برنمیدارند.در حدیث معتبر دیگری نقل شده است که امام صادق علیه السّلام به مفضل بن عمر فرمود:زیارت کنید امام حسین علیه السّلام را بهتر از آن است که زیارت نکنید،و زیارت نکنید بهتر از آن است که زیارت کنید،مفّضل عرضه داشت:پشتم را شکستی!فرمود:و اللّه اگر به زیارت قبر پدران خود بروید،اندوهگین و غمناک میروید،و به زیارت آن حضرت که میروید سفرهها با خود برمیدارید،درحالیکه باید ژولیدهمو و گردآلود بروید.
مولّف گوید:پس برای اغنیا و تجّار چه اندازه شایسته است،که این مطلب را در این سفر ملاحظه کنند و هرگاه در شهرهایی که تا کربلا بین راه ایشان است،عدّهای از دوستانشان ایشان را دعوت و میهمانی میکنند و در زمان حرکت سفرههای آنان را از پختههای لذیذ،و مرغ بریان و سایر غذاها پر میکنند،نپذیرند و بگویند:ما مسافر کربلا هستیم،و برای ما تغذیه به این غذاها شایسته نیست.شیخ کلینی روایت کرده:بعد از شهادت حضرت سیّدالشّهدا علیه السّلام همسر کلبیّه آن حضرت اقامۀ عزا نمود،گریست و سایر زنها و خدمتکاران گریستند،تا حدی که اشکهای آنها خشک شد،از جایی برای آن مخدّره«جونی»هدیه فرستادند،که معنی آن را مرغ قطا گفتهاند،این هدیه برای این بود که از خوردن آن در گریستن بر امام حسین علیه السّلام قوّت بگیرند،چون آن بانوی محترمه آن را دید پرسید چیست؟گفتند:
هدیهای است که فلانی برای شما فرستاده،تا در ماتم امام حسین علیه السّلام به آن استعانت بجویید،فرمود:«ما که در جشن عروسی نیستیم،ما را چه به این خوراک؟»پس دستور داد تا آن را از خانه بیرون بردند.
چهارم:از مسائلی که در سفر زیارت امام حسین علیه السّلام مستحب است،تواضع و فروتنی و خشوع و راه رفتن همانند بندۀ ذلیل است،پس کسانی که در راه زیارت آن حضرت،بر این مرکبهای جدید سوار میشوند،باید خیلی متوجه خود باشند،که بر سایر زائران و بندگان خدا،که به سختی و مشقّت به کربلا میروند،بزرگی ننمایند و تکبّر نورزند و آنان را زه چشم حقارت نبینند.علما در احوال اصحاب کهف نقل کردهاند که آنها از خاصان دقیانوس و به منزله و زاری او بودند
وقتی حق تعالی رحمت خود را شامل حال آنها فرمود،و به فکر خداپرستی و اصلاح کار خود برآمدند،مصلحت خویش را در این دیدند،که از مردم کناره گیرند،و در غاری پناه گرفته به عبادت حق مشغول شوند،به این خاطر سوار بر اسبها شده، از شهر بیرون آمدند،همینکه سه میل راه رفتند،تملیخا که یکی از آنان بود گفت:«برادران این راه،راه آخرت است و باید به صورت نداری و مسکنت رفت،و ملک و ریاست دنیا را کنار گذاشت،اکنون از اسبها پیاده شوید،و با پای پیاده به درگاه حق روید،شاید خدا به شما رحم کند،و در کار شما گشایشی نصیب شما فرماید،همگی از اسبها خود پیاده شدند،و آن افراد محترم و معظّم در آن روز،هفت فرسخ با پای پیاده راه رفتند،تا پاهایشان مجروح و خونچکان شد! پس زائران قبر مطهر امام حسین علیه السّلام این واقعیت را در نظر داشته باشند،و بدانند شخص در این راه هرچه برای خدا تواضع کند،باعث رفعت مقام او خواهد شد،بنابراین در آداب زیارت آن جناب از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه پیاده به زیارت قبر امام حسین علیه السّلام برود،حق تعالی برای او به عدد هر گام هزار حسنه مینویسد،و هزار گناه را از او محو میکند،و برای او هزار درجه در بهشت بلند میکند،چون به شطّ فرات رسیدی غسل کن و پایت را برهنه نما،و کفشهای خود را در دست گیر،و راه برو همانند راه رفتن بندهای خوار.
پنجم:اگر در بین راه زائر پیادهای را دید،که وامانده و خسته شده،و از او کمک خواست تا تواند در کار او اهتمام ورزد و او را به منزل رساند،و مبادا که او را سبک شمارد،و به او بیاعتنایی کند.شیخ کلینی به سند معتبر از ابو هارون روایت کرده:من در خدمت امام صادق علیه السّلام بودم،به جمعیتی که نزد ایشان بودند فرمود:شما را چه شده که به ما استخفاف مینمایید؟از میان آنها مردی از اهل خراسان برخاست و گفت:پناه میبریم به خدا از این که ما به شما یا به چیزی از امر شما استخفاف کنیم و آن را کوچک شماریم،فرمود:آری تو خودت یکی از آنانی هستی،که سبک شمردی و خوار کردی مرا!آن مرد گفت:به خدا پناه میبرم که من شما را خوار کرده باشم.فرمود:وای بر تو،وقتی که نزدیک به جحفه بودیم،آیا نشنیدی که فلان کس به تو گفت:مرا به اندازه یک میل راه سوار کن،به خدا سوگند من از پیمودن راه خسته شدم،به خدا قسم تو سر به سوی او بلند نکردی،و او را سبک شمردی،و هرکه مؤمنی را خوار کند ما را خوار کرده،و
حرمت ما را تباه کرده است!!مؤلف گوید:ما در فصول گذشته در آداب زیارت،در ادب نهم کلامی با روایتی از علی بن یقطین که مناسب با این مقام است ذکر کردیم،به آنجا رجوع کن،که در آن روایت موعظۀ نیکویی است و این ادب که در اینجا ذکر شد،اختصاص به زائران امام حسین علیه السّلام ندارد،ولی چون این مطلب در راه زیارت آن حضرت بسیار اتفاق میافتد،به این خاطر آن را در اینجا ذکر کردیم.
ششم:از ثقۀ جلیل القدر محمّد بن مسلم روایت شده است که به حضرت باقر علیه السّلام عرض کرد:ما زمانی که به زیارت پدرتان حسین بن علی علیه السّلام میرویم آیا چنین است که در حج خانه خداییم؟فرمود:آری،عرضه داشت:پس آنچه بر حاجیان لازم است بر ما لازم است؟فرمود:بر تو لازم است با هرکه رفیق توست نیکو مصاحبت کنی،و بر تو لازم است که کم سخن بگویی،مگر سخن خیر،و بر تو لازم است که بسیار یاد خدا کنی و لازم است که جامههایت پاکیزه باشد،و پیش از آنکه داخل حایر شوی غسل کنی،و لازم است که با خشوع و رقّت باشی و نماز بسیار بخوانی و بر محمّد و آل محمّد صلوات بسیار فرستی،و باید خود را از چیزهایی که سزاوار تو نیست حفظ کنی،و دیدهات را از حرام و شبهه بپوشانی،و به برادران مؤمن پریشان خود احسان کنی،و اگر کسی را ببینی که خرجیاش تمام شده از او دستگیری کرده،و خرجی خود را بین او و خود به طور برابر قسمت کنی و تقیّه بر تو لازم است که قوام دین تو به آن است،و همچنین پرهیز از اموری که خدا از آنها نهی فرموده و خصومت و بسیار قسم خوردن و مجادله و منازعهای که در آن سوگند باشد ترک کنی،چون چنین رفتار کنی به اندازه ثواب حج و عمره برای تو تمام میشود و از جانب کسی که به مال خرج کردن،و از اهل خود دور افتادن طلب ثواب او کردهای،مستوجب میشوی به اینکه به آمرزش گناهان و رحمت و خشنودی خدا به وطن بازگردی.
هفتم:در روایت ابو حمزه ثمالی(رضوان اللّه علیه)،از امام صادق علیه السّلام باب زیارت حضرت امام حسین علیه السّلام نقل شده:
چون به نینوا رسیدی بارهای خود را در آنجا بگذار،و به خود روغن ممال،و به چشم سرمه مکش،و گوشت مخور،البته تا زمانی که در آنجا اقامت داری.
هشتم:غسل کردن با آب فرات است،که روایات در فضیلت آن بسیار وارد شده،در حدیثی از امام صادق علیه السّلام
نقل شده:هرکه به آب فرات غسل کند و قبر امام حسین علیه السّلام را زیارت کند،از گناهان خالی شود،همانند روزی که از مادر متولد شده اگرچه گناهانش از گناهان کبیره بوده باشد و روایت شده:خدمت آن حضرت عرض شد،که بسا شود که ما به زیارت قبر امام حسین علیه السّلام برویم و غسل زیارت به سبب سروری هوا یا غیر آن بر ما دشوار باشد،فرمود:هرکه در فرات غسل کند و حضرت حسین علیه السّلام را زیارت نماید،آنقدر از فضیلت برای او نوشته شود که به شماره درنیاید.از بشیر دهّان روایت شده:امام صادق علیه السّلام فرمود:هرکه به زیارت قبر حسین بن علی علیه السّلام برود،پس وضو بگیرد و در فرات غسل کند،قدمی بر ندارد و قدمی نگذارد مگر آنکه حق تعالی برای او حجّ و عمره بنویسد و در بعضی از روایات آمده:غسل کن از فرات،از جایی که برابر قبر آن حضرت واقع شود و چنانکه از بعضی روایات استفاده میشود خوب است چون به فرات برسد صد مرتبه اللّه اکبر و صد مرتبه لا اله الاّ اللّه و صد مرتبه صلوات بر پیامبر و آل آن حضرت فرستد.
نهم:چون خواستی وارد حایر مقدّس شوی،از دری که در جانب مشرق قرار دارد وارد شو،چنانکه امام صادق علیه السّلام به یوسف کنّاسی فرمودند.
دهم:در روایت ابن قولویه آمده:امام صادق علیه السلام به مفضل بن عمر فرمود:ای مفضّل چون به قبر امام حسین علیه السّلام رسیدی بر در روضه بایست و این کلمات را بخوان که تو را به هر کلمه نصیبی از رحمت الهی خواهد بود:
سلام بر تو ای وارث آدم برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا سلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا،سلام بر تو ای وارث موسی همسخن خدا،سلام بر تو ای وارث عیسی روح خدا،سلام بر تو ای وارث محمّد حبیب خدا،سلام بر تو ای وارث علی،جانشین رسول خدا،سلام بر تو ای وارث حسن آن پیشوای پسندیده،سلام بر تو ای وارث فاطمه دختر رسول خدا،سلام بر تو ای شهید صدّیق،سلام بر تو ای جانشین نیکوکار با تقوا،سلام بر ارواحی که به
آستانت فرود آمدند،و به درگاهت بار انداختند،سلام بر فرشتگان خدا که گرداگرد تواند،شهادت میدهم که تو نماز برپاداشتی،و زکات پرداختی،و امر به معروف و نهی از منکر نمودی و خدا را خالصانه عبادت کردی،تا مرگ تو را دررسید،سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد.سپس به سوی قبر روانه میشوی،و به هر گامی که بر میداری یا میگذاری،همانند ثواب کسی را داری که در راه خدا در خون خود دست و پا زده باشد چون نزدیک قبر رسیدی به قبر دست بمال و بگو:سلام بر تو ای حجّت خدا در زمین و آسمانش.پس از آن از قبر فاصله گرفته متوجه نماز میشوی،و به هر رکعت که نزد آن حضرت بجا میآوری همانند ثواب کسی را داری،که هزار مرتبه حج و عمره انجام داده و هزار بنده آزاد کرده و هزار مرتبه همراه پیامبر مرسل،برای خدا به جهاد برخاسته باشد.
یازدهم:از ابو سعید مدائنی نقل شده:خدمت امام صادق علیه السّلام مشرّف شده،پرسیدم:به زیارت قبر امام حسین علیه السّلام بروم؟آری برو به زیارت قبر امام حسین علیه السّلام فرزند رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نیکترین نیکان و پاکیزهترین پاکیزگان و نیکوکارترین نیکوکاران و چون آن حضرت را زیارت کنی،نزد سر آن حضرت هزار مرتبه تسبیح امیر مؤمنان علیه السّلام و نزد پای آن حضرت هزار مرتبه تسبیح حضرت فاطمه علیها السّلام را بخوان،پس کنار آن حضرت دو رکعت نماز بخوان و در آن دو رکعت سورههای(یس)و(الرّحمن)را قرائت کن چون این عمل را بجا آوری ثواب بزرگی برای تو خواهد بود،گفتم:فدایت شودم:تسبیح علی و فاطمه علیهما السّلام را به من بیاموز،فرمود:باشد ای، ابو سعید،تسبیح علی علیه السّلام این است: منزّه است آنکه خزانههایش تمام نمیشود،منزّه است آنکه نشانههایش نابود نمیگردد،منزّه است آنکه هرچه نزد اوست فنا نمیپذیرد،منزّه است آنکه هیچکس را در حکمش شریک قرار
نمیدهد،منزّه است آنکه برای فخرش از همپاشیدگی نیست،منزّه است آنکه برای دورانش انقطاعی وجود ندارد،منزّه است آنکه معبودی جز او نیست.و تسبیح حضرت فاطمه علیها السّلام چنین است منزّه است صاحب شوکت و والایی و بزرگی نزّه است صاحب عزّت بلند مقام فرازمند،منزّه است صاحب فرمانروایی گرانمایۀ ازلی،منزّه است صاحب حسن و جمال،منزّه است آنکه خود را با نور و وقار پوشانده،منزّه است آنکه جای پای مورچه را بر سنگ صاف،و ردّ پای عبور پرنده را در هوا میبیند.
دوازدهم:نماز واجب و مستحبّ را نزد قبر امام حسین علیه السّلام بخواند،زیرا نماز نزد آن حضرت مورد قبول است.سیّد ابن طاووس فرموده:با تمام وجود بکوش که نماز واجب و مستحب در حایر شریف از تو فوت نشود،همانا روایت شده:نماز واجب نزد آن حضرت برابر است با حج و نماز مستحب مساوی است با عمره.مؤلف گوید:ثواب بسیاری برای نماز در حایر شریف در روایت مفضّل گذشت.در روایت معتبری از امام صادق علیه السّلام نقل شده:هرکه آن حضرت را زیارت کند و دو رکعت یا چهار رکعت نماز نزد آن حضرت بجا آورد ثواب حج و عمره برای او نوشته میشود.آنچه از روایات ظاهر میشود این است که نماز زیارت و غیر آن را در پشت قبر و بالای سر بجا آوردن،هر دو خوب است،و اگر بنای خواندن در بالای سر را دارد،عقبتر بایستد که محاذی اصل قبر مقدّس نباشد.در روایت ابو حمزه ثمالی از امام صادق علیه السّلام آمده:نزد سر آن حضرت دو رکعت نماز بگذارد،در رکعت اول پس از سورۀ حمد سورۀ یس و در رکعت دوم پس از سوره حمد سوری الرّحمن بخوان و اگر خواهی پشت قبر این نماز را به جای آر.و البته در بالای سر بهتر است،چون از این نماز فراغت یافتی،هرچه نماز میخواهی بخوان،ولی از این دو رکعت نماز زیارت،نزد هر قبری که زیارت کنند نباید غفلت ورزید.ابن قولویه از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که به شخصی فرمود:ای فلان تو را چه مانع است،که هرگاه حاجتی برایت روی دهد،نزد قبر حسین صلوات اللّه علیه بروی،و چهار رکعت نماز نزد او بخوانی،آنگاه حاجت خود را از خدا بخواهی
به درتی که نماز واجب نزد آن حضرت برابر با حجّ،و نماز مستحبّ مساوی با عمره است.
سیزدهم:بدان که عمده اعمال در روضۀ مطهرۀ امام حسین علیه السّلام دعاست،زیرا اجابت دعا در زیر آن قبّه با رفعت یکی از اموری است که خدا به عوض شهادت به آن حضرت ارزانی داشته و زائر باید آن را غنیمت دانسته،در تضرّع و انابه و توبه و عرض حاجات کوتاهی نکند و در طی زیارات آن حضرت دعاهای بسیار،با مضامین عالیه وارد شده که اگر بنای اختصار نبود،چند دعایی در اینجا ذکر میکردم و بهتر آن است که زائر آنچه بتواند از دعاهای صحیفه کامله بخواند،که بهترین دعاها است و ما در اواخر این باب بعد از زیارات جامعه دعایی نقل میکنیم،که در همه حرمهای شریفه خوانده میشود[بدان که در ملحقات این کتاب دعایی ذکر میشود که جامعترین دعاهاست و در روضات ائمه خوانده میشود،از خواندن آن غفلت ننمایی]و برای اینکه این قسمت را خالی نگذاریم،این دعای مختصر را که در ضمن یکی از زیارات نقل شده ذکر میکنیم و آن دعا این است:که در آن حرم شریف درحالیکه دستها را به جانب آسمان برداشته باشی بگو:
خدایا همانا جایم را میبینی و سخنم را میشنوی و موقعیتم و زاریام و پناهآوردنم به قبر حجّتت و فرزند پیامبرت را مینگری ای آقای من حاجتهایم را دانستهای،و حالم بر تو پوشیده نیست اینک به وسیله فرزند پیامبر و حجّت و امینت به تو رو کردهام،و به واسطه او تقرّبجویان به درگاه تو و پیامبرت آمدم،به حق او مرا در پیشگاهت در دنیا و آخرت آبرومند و از نزدیکان خویش گردان،و با زیارتم خواستهام را به من عطا کن،و آرمانم را به من ببخش،و به خواسته و رغبتم بر من تفضّل کن،و حاجاتم را برآور و مرا ناامید بازمگردان،و رشتۀ امیدم را قطع نکن،و دعایم را از هدف اجابت محروم مفرما،و در آنچه که در کار دین و دنیا و آخرت،به درگاهت دعا کردم،اجابتش را به من بشناسان،و مرا از آن بندگانی قرار ده که بلاها و
بیماریها و فتنهها و عارضهها را از آنان بازگرداندی،از آنان که در سلامت کامل زنده میداریشان و در سلامت کامل میمیرانیشان،و در سلامت کامل وارد بهشتیان مینمایی،و در سلامت کامل از آتش پناهشان میدهی.و برایم به منّتی از سوی خود فراهم کن:صلاح آنچه آرزو میکنم دربارۀ خودم و خاندانم و فرزندانم و برادرانم و مالم و آنچه نعمت به من عنایت کردی ای مهربانترین مهربانان.
چهاردهم:از جمله اعمال در حرم امام حسین علیه السّلام صلوات فرستادن بر آن حضرت است.روایت شده:پشت سر نزد کتف شریف آن حضرت میایستی و بر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و امام حسین علیه السّلام صلوات میفرستی.سیّد ابن طاووس در کتاب «مصباح الزائر»در ضمن یکی از زیارات این صلوات را بر آن حضرت نقل کرده است:
خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و درود فرست بر حسین ستم کشیده و شهید و کشتۀ اشکها و دچار گرفتاریها،درودی فزاینده،پاکیزه،با برکت،درحالیکه آغازش بالا رود و انجامش سپری نشود،برتری درودی که بر یکی از فرزندان پیامبران و رسولان فرستادی،ای پروردگار جهانیان.خدایا درود فرست بر امام،شهید،کشته،ستم کشیده،بییار،آقا،پیشوا،عابد،زاهد، جانشین،خلیفه،امام راستیپیشه،پاک،پاکیزه،طیّب،با برکت،خدا از او خشنود،پسندیدۀ حق،پرهیزگار،هدایتگر،راهیافته،زاهد،مدافع دین،جهادگر،عالم،پیشوای هدایت،فرزندزاده رسول،نور چشم بتول،درود و سلام خدا بر او و خاندانش.خدایا بر آقا و مولای من درود فرست
چنانچه به اطاعتت عمل کرد،و از معصیتت نهی فرمود،و در راه خشنودیات کوشید،و بر ایمانت روی آورد،بیآنکه درباره تو پذیرندۀ بهانهای باشد،چه در پنهان و چه در آشکار،بندگان را به جانب تو میخواند،و به سوی تو دلالت مینماید و پیش روی تو قیام کرد،ستم را ویران میکند با درستی،و روش پیامبر را زنده میکند با قرآن،پس با مشقّت و سختی در خشنودیات زندگی کرد،و بر طاعتت و در زمرۀ اولیایت،در حال رنج و ناراحتی از دنیا گذشت،و چون عزیزی گمگشته به تو جان داد تو را معصیت نکرد نه در شبی و نه در روزی،بلکه در راه تو با منافقان و کافران جنگید.خدایا جزایش ده،بهترین جزای صادقان نیکوکار،و عذاب را بر منافقان و کافران و کشندهگان او دوچندان کن.به راستی جوانمردانه پیکار کرد،و مظلومانه کشته شد،و غرق در رحمت خدا درگذشت،درحالیکه میگفت:منم فرزند رسول خدا محمّد،و فرزند کسی که پاک پرورید و بندگی کرد،پس او را دانسته و از به عمد کشتند،آری بر حال ایمان او را کشتند،و در کشتنش از شیطان اطاعت کردند و دربارۀ او خدای رحمن را ملاحظه ننمودند.خدایا پس بر آقا و مولایم درود فرست،درودی که یادش را با آن بلند گردانی و امرش را با آن آشکار نمایی،و پیروزیاش را با آن شتاب ورزی،و او را در روز قیامت به برترین اقسام فضایل خاصش گردان و در بلندترین درجات شرفش را بیفزا،و او را به عالیترین مقام ارجمندان برسان،و بالا بر او را از شرف رحمتت در شرف مقرّبان در مقام رفیع برتر،و او را به وسیله،و منزلت بزرگ و برتری و فضیلت،و کرامت برجسته برسان.خدایا او را از جانب ما جزا ده،به برترین پاداشی که به پیشوایی از طرف رعیتش دادهای
و بر آقا و مولای من درود فرست،هرگاه که یاد شود،و هر زمان که یاد نشود،ای آقای و مولای من،مرا در حزب و گروهت وارد کن،و بخششم را از پروردگارت و پروردگام بخواه،زیرا تو را در پیشگاه خدا آبرو و قدر و منزلت بلند است،اگر بخواهی عطا شوی،و اگر شفاعت کنی شفاعتت پذیرفته شود،خدا را خدا را دربارۀ بنده و دوستدارت،هنگام سختیها و هراسها رهایم مکن آن هم به خاطر بدی کارم و زشتی کردارم،و بزرگی جرمم که تو آرزو و امید و تکیهگاه و محل اعتماد منی،و وسیلۀ من به درگاه خدا پروردگارم و پروردگار تو تویی،توسّلکنندگان به درگاه خدا متوسّل نشدند نزد او،به وسیلهای از نظر حق بزرگتر،و از جهت حرمت لازمتر،و از حیث مقام برجستهتر از شما اهل بیت،خدا به خاطر گناهانم مرا از شما محروم نکند،و میان من و شما را در بهشت عدن که برای شما و دوستانتان آماده نموده جمع کند،او بهترین آمرزندگان،و مهربانترین مهربانان است.خدایا به آقا و مولایم تحیّت و سلام بسیار برسان،و از جانب او سلام بسیار به ما بازگردان،که تو بخشنده و کریمی،و بر او درود فرست،هر زمان که سلام یاد شود،و هر زمان که یاد نشود،ای پروردگار جهانیان.
مؤلّف گوید:ما آن زیارات را در اعمال روز عاشورا نقل کردهایم[صفحه 456]و در اواخر این باب صلواتی بر حجج طاهره علیهم السّلام نقل خواهیم کرد که صلوات مختصری بر امام حسین علیه السّلام نیز در آن مندرج است خواندن آن را نیز ترک نکن.
پانزدهم:از جمله اعمال این روضۀ منورۀ دعای مظلوم علیه ظالم است یعنی سزاوار است برای کسی که از ستم ستمکاری مضطّر شده این دعا را در آن حرم نورانی بخواند و دعا چنان است که شیخ الطائفه در«مصباح المتهجّد» در اعمال روز جمعه ذکر کرده که مستحبّ است دعای مظلوم را نزد قبر ابی عبد اللّه الحسین علیه السّلام بخوانند،و آن دعا این است:
خدایا من خود را به دینت عزیز میشمارم،و به هدایتت گرامی میدانم،فلانی مرا با شرّش خوار میدارد،و به آزارش پستم میکند و به خاطر دوستی اولیایت،از من عیب میگیرد،و با ادّعای پوچش مبهوتم میکند،من به جایگاه دعا و عهدهداریات به اجابت آن آمدم،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا در همین ساعت بر او پیروز گردان.
پس خود را بر روی قبر انداخته و بگوید:مولایم،امامم ستمیدهای علیه ستمگرش یاری می طلبد،یاری ده،یاری ده.آنقدر تکرار کند که عبارت النّصر النّصر را تا نفس قطع شود.
شانزدهم:از جمله اعمال در آن حرم دعایی است که ابن فهد قدّس سرّه در کتاب«عدّة الداعی»از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که حضرت فرمودند هرکه حاجتی به درگاه خدا برای او باشد،نزد سر امام حسین علیه السّلام بایستد و بگوید:ای ابا عبد اللّه گواهی میدهم که جای مرا مینگری،و سخنم را میشنوی،و تو نزد پروردگارت زندهای و روزی داده میشوی،از پروردگارت و پروردگارم،برآورده شدن حاجاتم را بخواه.ان شاء اللّه تعالی حاجت او برآورده میشود.
هفدهم:از جمله اعمال دو رکعت نماز،در آن حرم مطهّر نزد سر مقدّس با سورۀ الرّحمن و سورۀ تبارک است.سیّد ابن طاووس روایت کرده هرکه این نماز را بخواند،خداوند عطابخش برای او بیست و پنج حجّ پذیرفته و نیکو که با رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم انجام داده باشد مینویسد.
هیجدهم:از جمله اعمال در آن بارگاه بلند ارج استخاره است،علاّمۀ مجلسی کیفیّت آن را ذکر کرده و اصل روایت به سند صحیح از امام صادق علیه السّلام در کتاب«قرب الإسناد»حمیری است،که هرکسی در امری از امور درحالیکه نزد حضرت امام حسین علیه السّلام بایستد،و از خدای عالمیان صد مرتبه طلب خیر کند،و بگوید:الحمد للّه و لا اله الاّ اللّه و سبحان اللّه
و خدا را به عظمت یاد کند،و حمد و ثنای حضرتش را بگوید،چنانکه سزاوار شأن حق است،البته حق تعالی آنچه در آن امر خیر اوست به او مینمایاند،و برای او پیش میآورد،و موافق روایات دیگر،به این صورت طلب خیر میکند که صد مرتبه میگوید:استخیر اللّه برحمته خیرة فی عافیة
نوزدهم:شیخ اجل کامل ابو القاسم جعفر بن قولویه قمی رحمة الله از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:هرگاه حضرت ابو عبد اللّه را زیارت کردید،ملازم سکوت باشید مگر از خیر،به درستی که ملائکه شب و روز،از گروه حفظ،نزد ملائکهای که در حایرند حاضر میشوند و با ایشان مصافحه میکنند،و ملائکهای که در حایرند از شدّت گریستن جواب ایشان را نمیدهند و پیوسته مشغول گریه و زاریاند،مگر در وقت زوال شمس،و وقت طلوع فجر،که در این دو موقعیت ساکت میشوند،پس ملائکۀ حفظ منتظر میمانند تا ظهر شود و فجر ظاهر گردد،در این دو وقت با ایشان سخن میگویند و ایشان را چیزهایی از امر آسمان از آنها سؤال میکنند،ولی در بین این دو وقت ملائکه حائر نطق نمیکنند،و از دعا و گریستن آرام نمیگیرند،و نیز از آن حضرت روایت کردهاند:حق تعالی تنها برای قبر امام حسین علیه السّلام چهار هزار فرشته را ژولیدهمو،و گردآلود موکل نموده و به شکل اصحاب مصیبت از طلوع صبح تا ظهر بر آن حضرت گریه میکنند،و احادیث به این مضمون بسیار است،و از این روایات ظاهر میشود که گریستن بر آن حضرت در آن حرم مطّهر محبوب،و بلکه شایسته است که از اعمال آن بارگاه مبارک که«بیت الاحزان»شیعیان است شمرده شود.و از حدیثی که از امام صادق علیه السّلام است و به وسیله صفوان روایت شده استفاده میشود،که زاری ملائکه در درگاه خدا،در لعنت کردن بر قاتلان امیر مؤمنان علیه السّلام، و بر قاتلان امام حسین علیه السّلام و نوحه نمودن پریان بر آنان،و گریه کردن ملائکه،که گرداگرد ضریح امام حسین علیهالسّلاماند،و بسیاری اندوه ایشان،به حدّی است،که اگر کسی آنها را بشنود،خوردن و آشامیدن،و خواب بر او گوارا نخواهد بود در حدیث عبد اللّه بن حمّاد بصری است،که امام صادق علیه السّلام به او فرمود:به من خبر رسیده،که گروهی از اطراف کوفه و مردمانی غیر ایشان و زنانی که برای آن حضرت نوحهگری میکنند،کنار قبر امام حسین علیه السّلام میآیند،و این کار در نیمۀ ماه شعبان است،پس بعضی قرائت میکنند و گروهی داستان میخوانند(یعنی کیفیت شهادت و سایر مصایب را
ذکر میکنند)و عدّهای نوحهگری دارند،و بعضی مرثیه میخوانند،گفتم:آری فدایت شوم،قسمتی از آنچه را بیان فرمودی من مشاهده کردهام.امام فرمود:حمد خدایی را که در میان مردم کسانی را قرار داد،که نزد ما میآیند،و ما را مدح میکنند و برای ما مرثیه میخوانند،و قرار داد دشمن ما را،کسانی که به شیعیان ما طعنه میزنند،از خویشان ما یا غیر ایشان،و آنان را تهدید میکنند،و کارشان را زشت میشمارند.و در صدر همین حدیث آمده:هرکه به زیارت او میرود میگرید، و هرکه نمیرود،بر مصیبت او اندوهناک میباشد،و هرکه او را به یاد میآورد،دلش میسوزد،و نیز هرکه به جانب قبر پسرش که در پایین پای او قرار دارد و نظر میاندازد ترحّم میکند،در بیابانی که خویشی و دوستی نزد او نیست،و حق او را غصب کردند و جمعی از کافران و مرتدان از دین اجتماع کردند و یکدیگر کمک دادند،تا او را کشتند و دفن نکرده در بیابان رها کردندو او را از آب فراتی که حیوانات میخوردند منع کردند و حق رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و وصیّتی که درباره حسین و اهل بیتش کرده بود ضایع نمودند!!و نیز ابن قولویه از حارث اعور روایت کرده:امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:پدر و مادرم فدای حسین شهید در پشت کوفه،به خدا قسم گویا میبینم جانوران وحشی را،از هر نوعی که گردنها را به سوی قبر او کشیدهاند و بر او شب تا به صبح میگریند،پس حالا که چنین بوده،مبادا شما جفا کنید و اخبار در این باب بسیار است.
بیستم:سیّد ابن طاووس فرموده:بر زائر مستحب است هروقت از زیارت آن حضرت فارغ شود و بخواهد از روضۀ مقدسه بیرون رود،خود را به ضریح بچسباند و آن را ببوسد و بگوید:
سلام بر تو ای مولایم،سلام بر تو ای حجّت خدا،سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا سلام بر تو ای خالص شده از سوی خدا،سلام بر تو ای کشتۀ تشنگی،سلام بر تو ای غریب غریبان،سلام بر تو ای وداعکنندهای که نه خسته است و نه دلتنگ،پس اگر بروم نه از روی ملالت است و اگر بمانم نه از روی بدگمانی به آنچه خدا به صابران وعده داده،خدا این زیارت را آخرین عهد من از زیارتت قرار ندهد و بازگشت به سوی زیارتگاهت و ماندن در آستانت و ایستادن در حرمت را روزی من کند،و از او میخواهم که مرا
به وسیلۀ شما خوشبخت نماید و در دنیا و آخرت با شما قرار دهد.
و زیارت حضرت عباس(قدس اللّه روحه)است
بدان که زیارات بیان شده برای امام حسین علیه السّلام بر دو صورت است:یکی مطلقه،که مقیّد به وقتی نیست و دیگری مخصوصه که مقیّد به اوقات معیّنی است،و ذکر این زارات در ضمن سه بخش خواهد آمد:
زیارات مطلقه بسیار است،و ما در این فصل به ذکر چند زیارت از آن زیارات اکتفا میکنیم.
شیخ کلینی در کتاب«کافی»به سند خود،از حسین بن ثویر روایت کرده که گفت:من و یونس بن ظبیان و مفضّل بن عمر و ابو سلمه سرّاج،در محضر حضرت ابی عبد اللّه جعفر بن محمّد علیهما السّلام نشسته بودیم،در میان ما،سخنگو یونس بود،که از نظر سنئ از همۀ ما بزرگتر بود.پس به حضرت عرضه داشت:فدایت شوم من در مجلس این قوم،یعنی اولا عباس بن عبد المطلب،حاضر میشوم،پس چه بگویم؟فرمود:هرگاه حاضر شدی و ما را به یاد آوردی بگو:اللّهم ارنا الرّخاء و السّرور که آنچه از ثواب و بازگشت به وطن خواهی در هنگام بازگشت،به دریافتش نایل گردی.گفت:فدایتم شوم بسیار میشود که امام حسین علیه السّلام را یاد میکنم،آن وقت چه بگویم؟فرمود:سه مرتبه بگو:صلی اللّه علیک یا ابا عبد اللّه سلام به آن حضرت از نزدیک و دور میرسد،آنگاه حضرت فرمود:زمانی که حضرت ابو عبد اللّه الحسین شهید شد،بر آن حضرت آسمانهای هفتگانه و هفت زمین،و آنچه در آنهاست گریست،و هرکه در بهشت و دوزخ است از آفریدگان پروردگارمان،و آنچه دیده میشود،و دیده نمیشود،همه بر ابو عبد اللّه الحسین علیه السّلام گریستند مگر سه چیز.گفتم:فدایت شوم آن سه چیز کداماند؟
فرمودند بصره و دمشق و آل عثمان بر آن حضرت گریه نکردند.گفتم فدایت شوم،میخواهم به زیارت آن حضرت بروم،چه بگویم و چه کاری انجام دهم؟فرمود:چون به زیارت آن حضرت روی،در کنار فرات غسل کن، و جامههای پاک خود را بپوش،آنگاه با پای برهنه روانه شو،به درستی که تو در حرمی هستی از حرمهای خدا و حرم رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و در وقت رفتن بسیار بگو:اللّه اکبر و لا اله الاّ اللّه و سبحان اللّه و همچنین هر ذکری که متضمّن تمجید و تعظیم حق تعالی باشد،و بر محمّد و اهل بیت او صلوات فرست،تا به درگاه حائر برسی،پس بگو:
سلام بر تو ای حجّت خدا و فرزند حجّت خدا،سلام بر شما ای فرشتگان خدا،و زیارتکنندگان قبر فرزند پیامبر خدا.سپس ده گام بردار،آنگاه بایست و سی مرتبه بگو:اللّه اکبر به دنبال آن از پیش رو به جانب قبر برو روی خود را با روی آن حضرت مقابل کن،به عبارت دیگر پشت به قبله و روبروی آن جناب باش و بگو:
سلام بر تو ای حجّت خدا و فرزند حجّت خدا،سلام بر تو ای کشتۀ خدا و فرزند کشتۀ خدا،سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا،سلام بر تو ای فرد خدایی در آسمانها و زمین،ای ستمدیده،شهادت میدهم که خونت در بهشت جاوید جا گرفت،و برای آن سقفهای عرش لرزید و برایش تمام آفریدگان گریستند،و به خاطر آن آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه گریست،و آنچه در آنها و بین آنها نیز،و هرکه در بهشت و دوزخ از مخلوقات پروردگار ما زیر و رو میگردد،و آنچه دیده شود،و دیده نشود برای آن خون گریه کرد!!شهادت میدهم که تو حجّت خدا و فرزند حجّت خدایی،و شهادت میدهم که تو کشتۀ راه خدایی و فرزند کشتۀ راه خدایی،و شهادت میدهم که
تو خون خدا،و فرزند خون خدایی،و شهادت میدهم که تو فرد خدایی ستمدیده در آسمانها و زمینی،و شهادت میدهم که تو فرامین حق را رساندی،و خیرخواهی کردی،و وفا نمودی،در وفاداری پایداری داشتی،و در راه خدا جهاد کردی،و از جهان بر پایۀ آ چه بر آن شهید و شهادتجو و شاهد بودی گذشتی،من بنده و دوستدار توام،و در قید طاعت تو و وارد به درگاه تو هستم،درخواست میکنم کمال منزلت نزد خدا را،و استواری قدم در هجرت به سویت را،و راهی که از رسیدن به تو قطع نمیگردد،و از وارد شدن در سایۀ سرپرستیات که مأمور شدهای به آن هرکه خدا را خواست،از شما شروع کرد،خدا به وسیلۀ شما دروغ را آشکار کند،و خدا به خاطر شما دور نماید روزگار گزینده را،و به شما بگشاید،و به شما ببندد،و به شما آنچه بخواهد محو کند،و پابرجا نماید،و به شما رشته خواری را از گردن ما باز کند انتقام خون هر مؤمنی را که مورد مطالبه است به شما بگیرد،به شما زمین درختانش را برویاند،و به شما زمین میوههایش را بیرون آورد،و آسمان به شما نازل نماید باران و روزیاش را،خدا به شما گرفتاریها را برطرف کند،و به شما باران فرو بارد،و به شما تسبیح میگوید زمینی که حامل بدنهای شماست،و کوهایش به وسیلۀ لنگرهای آن مستقر میگردد،خواست پروردگار در اندازهگیریهای امورش به سوی شما فرود میآید،و از خانههای شما صادر میگردد،و صادر شونده از شماست آنچه به تفضیل بیان شده از احکام بندگان،ملعون باد امتی که شما را کشت،و امتی که با شما مخالفت نمود،و امتی که ولایت شما را انکار کرد،و امتی که علیه شما یکدیگر را پشتیبانی نمود،و امّتی که حاضر بود و شهادتخواهی ننمود،خدا را سپاس که قرار داد آتش
را جایگاهشان،و بد جایی است برای واردشوندگان،و بد است آن ورودگاه وارد شده،و خدا را سپاس پروردگار جهانیان سپس سه مرتبه بگو:و درود خدا بر تو ای ابا عبد اللّه بعد سه مرتبه بگو:من به جانب خدا از کسانی که با تو مخالفت کردند بیزاری میجویم پس از آن به نزد قبر فرزند آن حضرت،علی بن الحسین علیه السّلام که پائین پای پدر مدفون است میروی و میگویی:سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان،سلام بر تو ای فرزند حسن و حسین،سلام بر تو ای فرزند خدیجه و فاطمه،درود خدا بر تو درود خدا بر تو،درود خدا بر تو،خدا لعنت کند کسانی را که تو را کشتند.این لعن را سه مرتبه میگویی،و نیز سه مرتبه میگویی:ما به جانب خدا از آنان بیزارم.آنگاه برمیخیزی و به دست خود به جانب شهدا(رضی اللّه عنهم)اشاره میکنی و میگویی:سلام بر شما،سلام بر شما،سلام بر شما،به خدا رستگار شدید،به خدا رستگار شدید،به خدا رستگار شدید،ای کاش من هم با شما بودم،و به رستگاری بزرگ نایل میشدم.پس برمیگردی،و قبر ابو عبد اللّه علیه السّلام را مقابل خود قرار میدهی،یعنی پشت قبر مطهّر میایستی،و شش رکعت نماز میگذاری،چون این کار را انجام دادی زیارتت تمام شده،اگر خواستی برگردید برگرد.مؤلّف گوید:شیخ طوسی در«تهذیب»،و صدوق در کتاب«من لا یحضره الفقیه»نیز این زیارت را نقل کردهاند،و شیخ صدوق فرموده:من در کتاب«مزار و مقتل»انواعی از زیارات را نقل کردم،و برای کتاب«من لا یحضر الفقیه»این زیارت را انتخاب کردم،زیرا به اعتبار سند،صحیحترین زیارت نزد من است،و همین زیارت شریف ما را کافی و وافی است.
شیخ کلینی از امام علی النقی علیه السّلام روایت کرده است که آن حضرت فرمود:نزد امام حسین علیه السّلام میگویی:
سلام بر تو ای ابا عبد اللّه،سلام بر تو ای حجّت خدا بر روی زمین،و گواه او بر خلق سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند علی مرتضی،سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا،شهادت میدهم که تو نماز را برپا داشتی،و زکات را پرداختی،و امر به معروف،و نهی از منکر نمودی،و در راه خدا جهاد کردی،تا مرگ تو دررسید،پس درود خدا بر تو در زندگی و پس از مرگ.آنگاه گونۀ راست صورت را بر قبر بگذار و بگو:شهادتم دهم که تو در همه کارهایت بر برهانی از پروردگارت هستی،به درگاه تو با اقرار به گناهان آمدم،تا نزد پروردگارت ای فرزند رسول خدا برای من شفاعت کنی پس یکیک امامان را به نامهایشان یاد کن و بگو:شهادت میدهم که شما حجتهای خدایی آنگاه بگو:نزد خود برای من پیمان محکم و عهدی بنویس،که من برای تجدید کردن پیمان نزد تو آمدم،پس شهادت ده برای من نزد پروردگارت،زیرا که تو نیکو شاهدی هستی.
زیارت مختصری است که سیّد ابن طاووس،در کتاب«مزار»نقل کرده،و در آن فضل بسیاری آمده است، فرمود[با حذف اسناد روایت]:از جابر جعفی،از امام صادق علیه السّلام روایت شده:که به جابر فرمود:بین شما و قبر حسین علیه السّلام چه
اندازه مسافت است؟عرضه داشتم:یک روز و پارهای از روز،فرمود:آن حضرت را زیارت میکنی؟گفتم:آری فرمود:آیا تو را خشنود نکنم،آیا تو را به ثواب ایشان بشارت ندهم؟گفتم:آری فدایت شوم،فرمود:مردی از شما،چون برای زیارت او مهیّا شود،اهل آسمان یکدیگر را مژده دهند،و چو از منزلش،سوار یا پیاده بیرون رود،حق تعالی هزار فرشته از فرشتگان را بر او بگمارد،که بر او صلوات فرستند،تا به قبر امام حسین علیه السّلام آمدی،بر درگاه روضه بایست و این کلمات را بگو،که برای توبه عوض هر کلمه از آن،بهرهای از رحمت الهی خواهد بود.عرضه داشتم:فدایت شوم آن کلمات کدام است؟فرمود:میگویی:
سلام بر تو ای وارث آدم برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا،سلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا،سلام بر تو ای وارث موسی همسخن خدا،سلام بر تو ای وارث عیسی روح خدا،سلام بر تو ای وارث محمّد حبیب خدا، سلام بر تو ای وارث علی امیر مؤمنان و بهترین جانشینان،سلام بر تو ای وارث حسن پسندیده،و پاک و راضی و مورد خشنودی حق،سلام بر تو ای صدیق اکبر،سلام بر تو ای جانشین نیکوکار پرهیزگار،سلام بر تو و بر ارواحی که به درگاهت فرود آمدند،و مرکب به بارگاهت خواباندند،سلام بر تو و فرشتگان چرخنده گرداگردت،شهادت میدهم که ماز به پا داشتی،و زکات پرداختی،و امر نمودی به معروف و از منکر نهی کردی،با ملحدان جهاد کردی و خدا را پرستیدی تا مرگت دررسید،سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد.آنگاه به جانب
قبر مطهر میروی،و برای تو به هر قدمی که برداری و بگذاری،ثواب کسی که در راه خدا کشته شده و در خون خود غلطیده خواهد بود.چون به قبر رسیدی،دست خود را به قبر بمال و بگو:السّلام علیک یا حجّة اللّه فی ارضه سپس برای انجام نماز برو،به هر رکعتی که نزد آن حضرت بجا آوری،برای تو همانند ثواب کسی که هزار حج و عمره بجا آورده،و هزار بنده آزاد کرده خواهد بود،و همانند کسی که هزار موقف با پیامبر مرسلی ایستاده باشد پاداشی میگیری...تا آخر خبر.و این روایت با اختلاف کمی به روایت مفضّل بن عمر،در آداب زیارت امام حسین علیه السّلام گذشت.
از معاویة بن عمّار نقل شده:خدمت امام صادق علیه السّلام عرضه داشتم:چون به زیارت حضرت امام حسین علیه السّلام بروم چه بگویم؟فرمود:بگو: سلام بر تو ای ابا عبد اللّه،درود خدا بر تو ای ابا عبد اللّه،خدا رحمتت کند ای ابا عبد اللّه،خدا لعنت کند کسی را که در خونت شریک شد،و خدا لعنت کند کسی را که این واقعه به او رسید،و با آن خشنود شد،من به سوی خدا از این واقعۀ هولناک بیزارم.
به سند معتبر روایت شده:حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام به ابراهیم بن ابی البلاد فرمود:هنگامی که به زیارت امام حسین علیه السّلام میروی چه میگویی؟گفت میگویم: سلام بر تو ای ابا عبد اللّه سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،شهادت میدهم که تو نماز بپا داشتی،و زکات پرداختی
و به خوبی امر کردی،و از بدی نهی نمودی،و به سوی راه پروردگارت با حکمت و موعظۀ نیکو فرا خواندی،و شهادت میدهم آنان که خونت را ریختند،و حرمتت را حلال شمردند،در لعنت و شکنجه بر زبان داود و عیسی پسر مریماند،به خاطر گناهی که مرتکب شدند،و اهل ستم و تجاوز بودند.حضرت فرمود آری چنین است.
از امام صادق علیه السّلام روایت شده:به عمار ساباطی فرمود:چون به قبر امام حسین علیه السّلام برسی بگو:
سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان،سلام بر تو ای ابا عبد اللّه،سلام بر تو ای سرور جوانان اهل بهشت،و رحمت و برکات خدا بر تو باد ای آنکه خشنودیاش از خشنودی خدای رحمن،و خشمش از خشم خدای رحمن است،سلام بر تو ای امین خدا،و حجّت خدا و باب خدا،و راهنمای به راه خدا،و دعوت کنندۀ خدا،شهادت میدهم که تو حلال خدا را حلال کردی،و حرام خدا را حرام نمودی،و نماز را برپا داشتی،و زکات دادی،و امر به معروف،و نهی از منکر نمودی،و به سوی راه پروردگارت با حکمت و موعظه نیکو فرا خواندی،و شهادت میدهم که تو و کسانی که کشته شدند،با همه شهیدند،نزد پروردگارتان زندهاید و روزی داده میشوید،و شهادت میدهم که قاتل تو در آتش دوزخ است،خدا را پیروی میکنم،با بیزاری از کسی که با تو جنگید،و بر علیه تو از دشمن پیروی کرد،و از کسی
که بر علیه تو گرد آمد،و از کسی که صدایت را شنید،و یاریات ننمود،ای کاش با شما بودم،و به رستگاری بزرگ میرسیدم.
مؤلّف گوید:این سه زیارت[چهارم و پنجم و ششم]از کتاب«مزار»ابن قولویه منقول است.
(زیارت وارث)
شیخ طوسی در کتاب«مصباح»از صفوان جمّال روایت کرده:از امام صادق علیه السّلام برای زیارت مولایمان حسین علیه السّلام اجازه خواستم،و استدعا نمودم،برای من جهت زیارت آن حضرت دستور العملی ذکر کند،که به آن صورت به زیارت اقدام کنم،فرمود:ای صفوان،پیش از حرکت به سفر،سه روز روزه بدار،و روز سوم غسل کن،پس اهل و عیال خود را نزد خویش جمع کن و چنین بگو اللّهم انیّ استودعک تا آخر دعا که قبلا ذکر شد.آنگاه دعایی تعلیم او فرمود که وقتی به فرات برسد بگوید.سپس فرمود:با آب فرات غسل کن،به درستی که پدرم مرا از پدرانش علیهم السّلام خبر داد که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود:همانا فرزند من حسین،پس از من در کنار فرات کشته خواهد شد،هرکه او را زیارت کند،و از فرات غسل نماید،گناهان او بریزد و مانند روزی شود که مادر او را به دنیا آورده است.
چون غسل کنی در حال انجام غسل بگو:به خدا،و با خدا.خدایا آن را قرار ده روشنی و پاک کننده و نگهدارنده،و شفای از هر درد و بیماری و آفت و آسیب،خدایا دلم را با آن پاک کن،و سینهام را بگشای،و کارم را با ان آسان گردان.چون از غسل فارغ شوی دو جامه پاکیزه بپوش،و در مشرعه دو رکعت نماز بجای آر،که آن همان مکانی است که حق تعالی دربارۀ شأنش فرمود:«در زمین قطعههایی است نزدیک
یکدیگر،و بوستانهاست از انواع انگور،و کشتزار و باغستانهایی است از خرما،دو تا از یک ریشه رسته،و غیر دو تا از یک اصل روییده شده،به یک آب،آبخورده میشوند،و بعضی از آنها را بر بعض دیگر از میوه زیادتی میدهیم».
چون از نماز فارغ شوی،با حالتی آرام،و همراه با وقار به جانب حائر حرکت کن،و گامهای خود را کوتاه بردار،به درستی که خدای تعالی برای گامی که برمیداری برایت حجّ و عمره مینویسد،و با دل فروتن و دیدۀ گریان راه برو و بسیار کن ذکر اللّه اکبر و لا اله الاّ اللّه و ثنا بر خدا،و صلوات بر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و به ویژه صلوات بر حسین علیه السّلام را.و بسیار کن لعنت بر قاتلان آن حضرت و بیزاری جستن از کسانی که در ابتدا،پایۀ ظلم و جور بر اهل بیت علیهم السّلام را بنا گذاشتند.هرگاه به درگاه حائر رسیدی بایست و بگو:
خدا بزرگتر است بزرگتر،و سپاس خدا راست بسیار،و منزّه است خدا هر صبح و شب،سپاس خدای را که ما را به این مسیر هدایت کرد،و ما نبودیم کسانی که هدایت شویم،اگر خدا هدایتمان نمیکرد،همانا رسولان پروردگار ما به حق آمدند.پس بگو:
سلام بر تو ای رسول خدا،سلام بر تو ای پیامبر خدا،سلام بر تو ای خاتم پیامبران،سلام بر تو ای سرور رسولان،سلام بر تو ای حبیب خدا،سلام بر تو ای امیر مؤمنان،سلام بر تو ای آقای جانشینان،سلام بر تو ای پیشوای سپیدرویان،سلام بر تو ای فرزند فاطمه،سرور زنان جهانیان،سلام بر تو و بر امامان از فرزندانت،سلام بر تو ای جانشین امیر مؤمنان،سلام بر تو ای صدّیق شهید،سلام بر شما ای فرشتگان که مقیّم در این مقام شریفید،
سلام بر شما ای فرشتگان پروردگارم،که گرداگرد قبر حسین(درود بر او)هستید،سلام بر شما از سوی من همیشه تا هستم و شب و روز برپاست.سپس میگویی سلام بر تو ای ابا عبد اللّه سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان،بندهات و فرزند بندهات و فرزند کنیزت هستم،اقرار به غلامی شما دارم،و ترک کننده مخالفت با شمایم،دوستدار دوستانتان،و دشمن دشمنانتان میباشم،حرمت را قصد کرده،و به زیارتگاهت پناه آورده،و به سوی تو با قصد کردنت تقرّب جسته،آیا وارد شوم ای رسول خدا؟،آیا وارد شوم ای پیامبر خدا،آیا وارد شوم ای امیر مؤمنان،آیا وارد شوم ای سرور جانشینان آیا وارد شوم ای فاطمه سرور زنان جهانیان،آیا وارد شوم ای مولایم ای ابا عبد اللّه،آیا وارد شوم ای مولایم ای فرزند رسول خدا!پس اگر دلت فروتن و دیدهات گریان شد،نشانۀ اجازه ورود است،پس وارد شو و بگو:سپاس خدای را آن یگانه و یکتا و فرد و بینیازی که مرا به ولایتت هدایت نمود،و به زیارتت اختصاصم داد،و آهنگ به سوی تو را برایم آسان نمود.آنگاه تا درگاه قبّه مطهره برو،و برابر بالا سر بایست و بگو:
سلام بر تو ای وارث آدم برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا سلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا،سلام بر تو ای وارث موسی همسخن خدا،سلام بر تو ای وارث عیسی روح خدا،سلام بر تو ای وارث محمّد
حبیب خدا،سلام بر تو ای وارث امیر مؤمنان ولیّ خدا،سلام بر تو ای فرزند محمّد مصطفی،سلام بر تو ای فرزند علی مرتضی،سلام بر تو ای فرزند فاطمۀ زهرا،سلام بر تو ای فرزند خدیجۀ کبری،سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا،و تنهای ستمدیده،شهادت میدهم که تو نماز بپا داشتی،و زکات پرداختی،و امر به معروف و نهی از منکر نمودی،و خدا و رسولش را اطاعت کردی،تا مرگ تو را دررسید،خدا لعنت کند ملتی را که تو را کشتند و لعنت کند مردمی را که به تو ستم نمودند،و لعنت کند ملّتی را که این واقعه را شنیدند و به آن راضی شدند،ای مولای من ای ابا عبد اللّه،شهادت میدهم که تو نوری بودی در صلبهای شامخ،و رحمهای پاکیزه جاهیت با ناپاکیهایش،آلودهات نکرد،و به تو نپوشاند از جامههای تیره و تارش،و شهادت میدهم که تو از ستونهای دین،و پایههای مردم با ایمانی،و شهادت میدهم که تویی پیشوای نیکوکار با تقوای پسندیده پاکیزه هدایتگر و رهیافته و شهادت میدهم که امامان از فرزندانت ریشۀ تقوا،و نشانههای هدایت،و دستاویز محکم،و حجّت بر اهل دنیا هستند،و گواه میگیرم خدا و فرشتگان و پیامبران و رسولاش را که من به شما ایمان دارم و بر یقین به بازگشت شمایم،براساس قوانین دینم و عواقب عملم،و دلم تسلیم دل شما،و کارم پیرو کار شماست درود خدا بر شما،و بر ارواح و اجساد و پیکرهایتان و بر
حاضر و غایب و آشکار و باطنتان.پس خود را به روی قبر بینداز،و آن را ببوس و بگو:پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا،پدر و مادرم فدایت ای ابا عبد اللّه،بزرگ شد عزا و مصیبت تو بر ما و بر همۀ اهل آسمانها و زمین خدا لعنت کند قومی که اسبها را زین کردند،و دهانه زدند،و آماده پیکار با تو شدند،ای مولایم ای ابا عبد اللّه،آهنگ حرمت نمودم،و به زیارتگاهت آمدم،از خدا درخواست میکنم به مقامی که برایت و نزد اوست،و منزلتی که برای تو پیش اوست،که درود فرستد بر محمّد و خاندان محمّد،و مرا در دنیا و آخرت همراه شما قرار دهد.
آنگاه برخیز و بالای سر دو رکعت نماز بگذار،و در آن دو رکعت پس از سورۀ حمد هر سورهای را که میخواهی بخوان،و پس از نماز بگو:خدایا نماز خواندم و برای تو که یگانه و بیشریکی رکوع و سجود نمودم،زیرا نماز و رکوع و سجود،نمیباشد مگر برای تو،همانا تویی خدا که معبودی جز تو نیست.خدای درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد،و از جانب من به آنها بهترین سلام و تحیّت را برسان،و بر من بازگردان از جانب آنان سلام را.خدایا این دو رکعت نماز هدیهای است از سوی من به مولایم حسین بن علی(درود خدا بر آنان باد)خدایا بر محمّد و آن حضرت درود فرست،و از من بپذیر و پاداشم ده بر آن،براساس بهترین آرزو و امیدم دربارۀ تو و ولّیات ای سرپرست مؤمنان.
پس برخیز،و به طرف پایین قبر آن حضرت برو،و نزد سر علی بن الحسن علیه السّلام بایست و بگو:
سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند پیامبر خدا،سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان،سلام بر تو ای فرزند حسین شهید،سلام بر تو ای شهید، سلام بر تو ای ستمدیده،و پسر ستمدیده،خدا لعنت کند امّتی را که تو را کشت،و خدا لعنت امّتی را که به تو ستم روا داشت و خدا لعنت کند امّتی که این واقعه را شنید و به آن رضایت داد.پس خود را بر قبرش بینداز،و آن را ببوس و بگو:
سلام بر تو ای ولیّ خدا و پسر خدا،همانا مصیبت و عزای تو بر ما و بر همۀ مسلمانان بزرگ شد،پس خدا لعنت کند امّتی را که تو را کشت،و من به جانب خدا و به سوی تو از آنان بیزاری میجویم سپس از دری که پایین پای علی بن الحسین علیهما السّلام است بیرون بیا،و به سوی شهدا متوجه شود و بگو:
سلام بر شما ای اولیای خدا و عاشقانش،سلام بر شما ای برگزیدگان خدا و دوستدارانش،سلام بر شما ای یاران دین خدا،سلام بر شما ای یاران رسول خدا،سلام بر شما ای یاران امیر مؤمنان،سلام بر شما ای یاران فاطمه سرور زنان جهانیان،سلام بر شما ای یاران ابی محمّد حسن بن علی آن ولیّ خیرخواه،سلام بر شما ای یاران ابا عبد اللّه پدر و مادرم فدای شما،پاکیزه شدید،و پاکیزه شد زمینی که شما در آن دفن شدید،و به رستگاری بزرگی رسیدید،ای کاش منهم
با شما بودم تا همراه شما به رستگاری میرسیدیم.آنگاه به جانب بالای سر امام حسین علیه السّلام برگرد،و برای خود و اهل و اولاد و پدر و مادر و برادران خود،بسیار دعا کن،زیرا در آن روضۀ مطهره دعای دعاکننده،و درخواست درخواستکننده ردّ نمیشود.
مؤلّف گوید:این زیارت،معروب به زیارت وارث است و مأخذش کتاب«مصباح المتهجد» شیخ طوسی میباشد،که از کتب بسیار معتبر و معروف نزد علماست،من این زیارت را بدون واسطه،از همان کتاب شریف نقل کردم،و پایان زیارت شهدا همان بود که ذکر شد:فیا لیتنی کنت معکم فافوز معکم پس این اضافههایی که بعضی بعد از فافوز معکم ذکر نمودهاند:فی الجنان مع النّبیّین و الصّدیقین و الشّهداء و الصّالحین و حسن اولئک رفیقا.السّلام علی من کان فی الحائر معکم و علی من لم یکن فی الحائر معکم الخ....
تمامی آنها زیادی و اضافی است.شیخ ما در کتاب«لؤلؤ مرجان»فرموده است که این کلمات متضمّن چند دروغ واضح است،علاوه بر جسارت ارتکاب بدعت،و جسارت افزودن بر فرمودۀ امام علیه السّلام چنان شایع و متعارف شده،که چند هزار مرتبه در شب و روز،در عرصهگاه مرقد منوّر ابی عبد اللّه الحسین علیه السّلام و محضر فرشتگان مقرّب و مطاف پیامبران مرسل علیهم السّلام به آواز بلند خوانده میشود،و احدی به این خوانندگان ایراد نمیگیرد،و از گفتن این دروغ و ارتکاب این معصیت نهی نمیکند،و کمکم این کلمات،در مجموعههایی که در زیارت و ادعیه نادانان از عوام جمع میکنند،و گاهی اسمی برای آن میگذارند،راه پیدا کرده و به چاپ رسیده است.و از مجموعه این نادانان،به مجموعۀ آن نادان نقل شده،و کار به جایی رسیده که بر بعضی از طلاّب نیز امر مشتبه شده است.روزی طلبهای را دیدم که آن دروغهای ناروا را برای شهدا میخواند،دست بر کتفش گذاشتم،ملتفت من شد،گفتم:از اهل علم چنین اکاذیب در چنین محضری قبیح نیست؟گفت:مگر روایت نشده؟تعجب کردم گفتم،نه،گفت:در کتابی دیدم،گفتم در کدام کتاب؟گفت:«مفتاح الجنان»،ساکت شدم،چه اینکه کسی در بیاطلاعی کارش به اینجا رسد،که جمعآوری بعضی عوام را کتاب بشمارد،و مستند قرار دهد،قابل سخن گفتن نیست،سپس شیخ مرحوم کلام را در این مقام طول داده،و فرموده است:به حال خود گذاشتن عوام در امثال این امور جزئی و بدعتهای مختصر مثل غسل اویس قرن
و آش ابو الدرداء که تابع و مخلص حقیقی معاویه بوده،و روزه صمت که در روز سخن نگویند،و غیر آنها که احدی در مقام نهی برنیامده،سبب جسارت و جرت شده است،که در هر ماه و سال پیامبر و امام تازهای پیدا میشود،و دسته دسته از دین خدا بیرون میروند،انتهی کلامه رفع مقامه.این فقیر گوید:در فرمایش این عالم بزرگ که به مذاق شرع مقدم آگاه است،خوب تأمّل کن،چگونه این مطلب غمی بزرگ و عقدهای گلوگیر در دل او شده،چه او به طور کامل مفاسد این کار را میداند،به خلاف آنان که از علوم اهل بیت علیهم السّلام محروم و بیبهره ماندند،و به دانستن سخنی وفق آن عمل کنند،لا جرم کار به جایی میرسد که کتابهایی همچون«مصباح المتهجد،اقبال،مهج الدعوات،جماع الاسبوع،مصباح الزائر،بلد الامین،جنة الواقیة،مفتاح الفلاح،مقیاس،ربیع الاسابیع،تحفة،زاد المعاد».
و امثال این کتب متروک و مهجور شود،و این مجموعههای احمقانه شایع شود،که در دعای مجیر که از دعاهای معتبره مروّیه است،در هشتاد موضع آن کلمه بعفوک زیاد کنند،و کسی انکار نکند،و در دعای جوشن که مشتمل بر صد فصل است،برای هر فصلی یک خاصیتی وضع کنند،و با بودن این همه زیارت مأثوره،زیارت مفجعه جعل نمایند،و با بودن این همه دعاهای معتبر مروّیه با مضامین عالیه و کلمات فصیحه بلیغه،دعایی بیربط در کمال برودت جعل کنند،و نام آن را دعای حبّی گذارند،و از کنگره عرش آن را ناز کنند،و چندان فضیلت برای آن وضع نمایند که انسان را متحیّر و سراسیمه کنند.از جمله آنکه العیاذ باللّه،جبرئیل از جانب حق سبحانه و تعالی به رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم گفته باشد:هر بندهای که این دعا را با خود دارد،او را عذاب نکنم،اگرچه مستوجب دوزخ باشد،و عمرش را به معصیت گذرانده،و مرا هیچ وقت سجده نکرده باشد،و عنایت کنم آن بنده را ثواب هفتاد هزار پیغمبر،و ثواب هفتاد هزار زاهد،و ثواب هفتاد هزار شهید،و ثواب هفتاد هزار نمازگزار،و ثواب پوشاندن هفتاد هزار برهنه،و ثواب سیر کردن هفتاد هزار گرسنه،و ثوابی مطابق ریگهای بیابان،و ثواب هفتاد هزار بقعه زمین،و ثواب مهر نبوت رسالتپناه و ثواب عیسی روح اللّه و ابراهیم خلیل اللّه،و اسماعیل ذبیح اللّه،و موسی کلیم اللّه،و یعقوب نبی اللّه،و آدم
صفی اللّه،و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل و دیگر فرشتگان،یا محمّد هرکه این دعای بزرگوار حبّی را بخواند یا با خود بردارد،او را بیامرزم،و شرم دارم که او را عذاب کنم...الخ!!و سزاوار است،انسان از شنیدن اینها عوض خنده بگرید.کتابهای دعای شیعه،به مرتبهای متقن و محکم بوده،که غالب آنها که استنساخ میکردند، خودشان از اهل علم بودند،و از روی نسخههایی که به خط اهل علم و تصحیح شده علما بوده مقابله و تصیحیح مینمودند و اگر اختلافی بود،در حاشیهاش به آن اختلاف اشاره میکردند،مثلا در دعای مکارم الاخلاق،«و بلّغ ایمانی»در حاشیهاش اشاره میکنند،در نسخه ابن اشناس و ابلغ بایمانی است،و در روایت ابن شاذان اللّهم ابلغ ایمانی است،یا مثلا فلان کلمه به خط ابن سکون چنین است،و به خط شهید چنین،و همچنین کار کتابهای معتبر دعا به جایی رسیده،که منحصر به کتاب مفتاح شده که فی الجمله وصفش را شنیدی،و این کتاب مرجع عوام و خواص و عرب و عجم شده،و این نیست،جز از بیاعتنایی اهل علم به حدیث،و اخبار،و رجوع ننمودن به کتب علما و فقهای اهل بیت اطهار و نهی نکردن از امثال این بدعتها،و اضافات،و دسیسه وضّاعان[آنان که از پیش خود جعل حدیث میکنند،و به پیامبر و امام میبندند]و تحریف جاهلان،و جلو نگرفتن از نااهلان،و از تصرّفات بیخردان،تا کار به جایی رسیده که دعاها موافق سلیقهها تلفیق شده،و زیارتها و مفجعهها و صلواتها اختراع گشته،و مجموعههای بسیار از دعاهای ساختگی و قلابی چاپ شده،و بچّه مفتاحها متولد گشته،و کمکم سرایت کرده،به سایر کتب رسیده،و شایع و رواج یافته است.مثلا کتاب منتهی الآمال این احقر را تازه طبع کردهاند،بعضی از خطّاطان آن،به سلیقی خود تصرّفاتی در آن نموده،از جمله در احوال مالک بن یسر ملعون نوشته:از دعای امام حسین علیه السّلام هر دو دست او از کار افتاده بود،الحمد للّه،در تابستان همانند دو چوب خشک میگردید الحمد للّه،در زمستان خون از آنها میچکید الحمد للّه،و بر این حال خسران مآل بود الحمد للّه در این دو سطر عبارت،چهار لفظ«الحمد للّه»را کاتب موافق سلیقۀ خود جزو عبارت کرده است،و نیز در بعضی از مواضع کتاب پس از نام جناب زینب یا امّ کلثوم،به سلیقۀ خود لفظ خانم اضافه کرده،که زینب خانم،و امّ کلثوم خانم گفته شود،به خاطر آنکه از آن مخدّرات تجلیل شود،و کاتب حمید بن قحطبه را چون دشمن داشته،به علت بدی او
حمید بن قحبه نوشته،ولی احتیاط نموده قحطبه را به عنوان نسخه بدل آن یادداشت کرده،و عبد ربّه را صلاح دیده عبد اللّه نوشته،و زحر بن قیس را که حاء بی نقطه است،در هر کجای کتاب بوده،به جیم نوشته،و امّ سلمه را غلط دانسته،و تا در امکانش بودهام ام السلمه کرده،الی غیر ذلک،غرضم از ذکر این مطلب در اینجا دو چیز بود:
یکی آنکه تصرفاتی که این شخص به سلیقۀ خود کرده،آن را کمال دانسته،و خلافش را نقص فرض کرده،درحالیکه آن چیزی که او کمال دانسته باعث نقصان شده است،بنابراین از اینجا قیاس کنیم به چیزهایی که ما از روی جهل و نادانی در دعاها داخل میکنیم،یا به سلیقۀ ناقص خود بعض تصرفات مینماییم،و آن را کمال فرض میکنیم بدانیم که همان چیزها نزد اهلش سبب نقصان،و بیاعتباری آن دعاها،یا زیارت خواهد بود،پس شایسته است،که ما به هیچ وجه در این باب مداخله نکنیم،و هرچه دستور العمل دادند،به همان رفتار کرده و از آن تخطّی نکنیم،و دیگر غرضم آن بود که معلوم گردد هرگاه نسخهای که مؤلفش زنده،و حاضر،و نگهبان او باشد،با آن این گونه رفتار کنند،پس با سایر نسخهها چه کردند، و به کتابهای چاپی دیگر چه اعتماد است؟مگر کتابی که از مصنّفات مشهور علمای معروف باشد،و به نظر ثقهای از علمای آن فن رسیده،و امضا فرموده باشد.در حال ثقۀ جلیل،فقیه پیشین در اصحاب ائمه علیهم السّلام یونس بن عبد الرحمن روایت شده است که کتابی در اعمال شبانهروز نوشته بود،جناب ابو هاشم جعفری آن کتاب را به نظر مبارک حضرت عسگری رساند،حضرت تمام آن را مطالعه و به دقت بررسی نمود،پس از آن فرمود:هذا دینی و دین ابائی کلّه و هو الحقّ کلّه این دین من و دین پدران من است،و تمامش حق میباشد،ملاحظ کن که ابو هاشم جعفری،با آنکه بر کثرت علم و فقاهت و جلالت و دیانت جناب یونس مطلّع بوده،در عمل کردن به کتاب او اکتفا نکرده،تا آنکه آن را به نظر مبارک امام خود رسانید.و نیز روایت شده از بورق شنجانی هراتی که مردی معروف به صدق و صلاح و ورع بوده،در سامره خدمت امام حسن عسگری علیه السّلام رسید،و کتاب«یوم و لیله»شیخ جلیل القدر فضل بن شاذان نیشابوری را به آن حضرت داد و گفت:فدایت شوم،میخواهم در این کتاب نظر فرمایی،و ورق ورق آن را ملاحظه کنی،حضرت فرمود:
هذا صحیح ینبغی ان تعمل به این کتاب صحیح است و شایسته است به آن عمل کنی الی غیر ذلک.و این احقر با این
که مذاق مردم این زمان،و عدم اهتمامشان را در امثال این امرو میدانستم،برای اتمام حجت سعی و کوشش بسیار کردم که دعاها و زیارات منقول در این کتاب حتی الامکان،از نسخههای اصل نقل شود،و بر نسخههای متعددی عرضه گردد و به اندازهای که از عهده بر آید تصحیح آن نمایم،تا عامل به آن از روی اطمینان عمل کند ان شاء اللّه،به شرط آنکه کاتبان و ناسخان،در آن تصرف ننمایند،و خوانندگان،اختراع و سلیقههای خو را کنار گذارند.شیخ کلینی رحمه اللّه از عبد الرحیم قصیر نقل کرده:خدمت امام صادق علیه السّلام رسید،و عرض کرد:فدایت شوم،من از پیش خود دعایی اختراع کردهام،حضرت فرمود:مرا از اختراع خود بگذار،یعنی آن را کنار گذار،و برای من نقل مکن،و اجازه نداد،دعای جمعکردهاش را نقل کند و خود حضرت برای او دستور العملی عنایت فرمود.شیخ صدوق رحمه اللّه از عبد اللّه بن سنان روایت کرده:امام صادق علیه السّلام فرمود:به همین زودی به شما شبههای میرسد،پس میمانید بدون نشانه و راهنما و پیشوای هدایتگر و در آن شبه نجات نمییابد مگر کسی که دعای غریق را بخواند،گفتم:دعای غریق چگونه است؟فرمود:میگویی:
ای خدا،ای بخشنده،ای مهربان،ای زیروروکنندۀ دلها،دلم را بر دینت پا برجا کن.پس گفتم:ای زیر و رو کنندۀ دلها و دیدهها،دلم را بر دینت پا برجا کن.حضرت فرمود:خدای عزّ و جلّ مقلّب قلوب و ابصار است،ولی چنانکه من میگویم بگو:یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی علی دینک تأمل در این دو حدیث شریف،برای بیداری کسانی که در دعاها به سلیقۀ خود،بعضی کلمات را زیاد میکنند،و پارهای تصرّفات مینمایند کافی است،و اللّه العاصم.
شیخ اجل،جعفر بن قولویه قمی به سند معتبر از ابو حمزه ثمالی روایت کرده:امام صادق علیه السّلام فرموده:هرگاه قصد کردی که قبر عبّاس بن علی علیه السّلام را زیارت کنی که در کنار فرات برابر حایر است،بر در روضه میایستی
و میگویی:سلام خدا و سلام فرشتگان مقرّبش،و پیامبران مرسلش،و بندگان شایستهاش،و همۀ شهیدان و صدّیقان و درودهای پاک و پاکیزه در آنچه میآید و میرود بر تو باد ای فرزند امیر مؤمنان،شهادت میدهم برای حضرتت به تسلیم و تصدیق و وفا،و خیرخواهی،برای یادگار پیامبر مرسل(درود خدا بر او و خاندانش باد)،و فرزندزادۀ برگزیده،و راهنمای دانا،و جانشین تبلیغگر،و ستمدیدۀ غارتزاده،خدا از جانب پیامبر و امیر مؤمنان و حسن و حسین(درود خدا بر ایشان)جزایت دهد برترین جزا به خاطر این که صبر کردی و کار خویش را تنها به حساب خدا گذاشتی،و یاری نمودی پس چه نیکو سرانجامی است خانه آخرت.خدا لعنت کند کند کسی را که کشت،و لعنت کند کسی را که جاهل بود به حقّت،و حرمتت را سبک شمرد،و خدا لعنت کند کسی را که بین تو و آب فرات پرده شد،شهادت میدهم که تو مظلومانه کشته شدی،و خدا به وعدهای که به شما داده وفا میکند،به سوی تو آمدم ای فرزند امیر مؤمنان دارد به محضر شمایم دلم تسلیم و پیرو شماست،و خود نیز پیرو شمایم،یاریام برای شما مهیّاست،تا خدا حکم کند،و او بهترین حکمکنندگان است،پس با شمایم تنها با شما نه با دشمن شما،من به شما و بازگشتتان مؤمن،و به آنان که با شما مخالفت کردند،و شمار را کشتند کافرم،خدا بکشد امّتی را که شما را با دستها و زبانهایشان کشتند.
سپس وارد روضه شو،و خود را به ضریح بچسبان و بگو:
سلام بر تو ای بندۀ شایستۀ فرمانبر خدا و رسول خدا،و امیر مؤمنان و حسن و حسین(درود خدا بر آنان باد)،سلام و رحمت خدا و برکات و مغفرت و رضوانش بر تو بر روان و تن تو،شهادت میدهم و خدا را شاهد میگیرم،که تو به همان مسیری رفتی که اهل بدر رفتند،و در آن راه از دنیا گذشتند،آن مجاهدان در راه خدا،و خیرخواهان برای خدا،در مبارزه با دشمنان خدا،و تلاشگران در یاری اولیایش،آن دفاعکنندگان از عاشقانش،خدا پاداشت دهد،به برترین و بیشترین،و کاملترین پاداش،و وفاکنندهترین پاداش،یکی از آنان که به بیعت او وفا کرد،و دعوتش را اجابت نمود،و از والیان امر اطاعت کرد شهادت میدهم،که در خیرخواهی کوشیدی،و نهایت تلاش را انجام دادی،خدا تو را در زمرۀ شهیدان برانگیزد و روحت را در کنار ارواح نیکبختان قرار دهد،و از بهشتش وسیعترین منزل را به تو عطا کند،و برترین غرفهها را ارزانی نماید،و نامت را در بالاترین درجات بالا برد،و با پیامبران و صدّیقان و شهدا و شایستگان مشحور نماید،آنها خوب رفیقانی هستند،شهادت میدهم که تو سستی نورزیدی،و باز نایستادی،و بر آگاهی از کارت از دنیا رفتی،در حال پیروی از شایستگان،و پیروی از پیامبران پس خدا بین ما و رسول خود و اولیایش در جایگاهای فروتنان گرد آورد که او مهربانترین مهربانان است.
مؤلف گوید:خوب است این زیارت را،پشت سر قبر،به طرف قبله بخوانی،چنانکه شیخ در«تهذیب»
چنین فرموده:سپس وارد شو.و خود را با رو به قبر بیانداز،و چنین بگو درحالیکه رو به جانب قبلهای السّلام علیک ایّها العبد الصّالح و بدان که زیارت قمر بنی هاشم موافق روایت مذکور،همین بود که ذکر شد،ولی سید ابن طاووس و شیخ مفید و دیگران پس از این زیارت فرمودهاند که به سمت بالا سر برو،و دو رکعت نماز بخوان،و بعد از آن هرچه خواهی نماز بجا آور،و بسیار خدا را بخوان و پس از نماز بگو:خدایا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد،و در این مکان مکرّم،و زیارتگاه بزرگ،برای من گناهی مگذار جز آنکه بیامرزی،و نه اندوهی جز آنکه برطرف نمایی،و نه بیماری جز آنکه شفا دهی،و نه عیبی جز آنکه بپوشانی،و نه رزقی جز آنکه بگسترانی،و نه ترسی جز آنکه ایمنی دهی،و نه پراکندگی جز آنکه گرد آوری،و نه دور از نظری جز آنکه حفظ کنی و دیدارش را نزدیک نمایی،و نه حاجتی از حاجتهای دنیا و آخرت،که تو را در آن رضایت و مرا در آن مصلحت است جز آنکه برآوری،ای مهربانترین مهربانان.بعد به جانب ضریح بازگرد،و نزد پاهای مبارک بایست و بگو:سلام بر تو ای ابا الفضل العباس فرزند امیر مؤمنان،سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان،سلام بر تو ای فرزند اولین نفر امت در اسلام آوردن،و پیشترینشان در ایمان و استوارترینشان در پایبندی به دین خدا،و بااحتیاطترینشان بر اسلام،شهادت میدهم که تو برای خدا و رسولش و برادرت خیرخواهی نمودی،پس چه خوب برادر همدردی بودی،خدا لعنت کند امتی را که تو را کشت،و لعنت کند امتی را که به تو ستم روا داشت،و لعنت کند امتی را که حرمتهای تو را حلال شمرد،و پردۀ احترام اسلام را درید،پس چه نیکو صبرکننده،جهادگر حامی،یاریدهنده و برادر دفاعکننده از برادرش بودی،و پاسخدهنده طاعت پروردگارش،و علاقمند به آنچه دیگران به
بیرغبت شدند،که همان پاداش بزرگ،و ستایش زیباست،و خدا تو را به درجۀ پدرانت،در بهشتهای پرنعمت ملحق کرد.خدایا معترض زیارت اولیایت شدم به خاطر رغبت در پاداشت،و امید به آمرزشت،و احسان فراوانت،پس از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان پاکش درود فرستی،و روزیام را به خاطر ایشان زیاد نمایی و زندگیام را به خاطر آنان برقرار داری،و زیارتم را به حق آنان مقبول قرار دهی،و حیاتم را دلپسند فرمایی،و مرا با گروه اهل کرامت همراه نمایی و از کسانی قرار دهی که از زیارت زیارتگاههای عاشقانت رستگار و کامیاب بازمیگردند،درحالیکه مستوجب آمرزش گناهان،و پوشیدن عیبها،و برطرف شدن گرفتاریها شده باشد،به راستی تو اهل پروا و آمرزشی.
چون بخواهی آن حضرت را وداع کنی،به نزد قبر شریف برو،و این جملات را که در روایت ابو حمزه ثمالی است،و علما هم ذکر کردهاند بگو:تو را به خدا میسپارم و خواستار رعایت توأم،و بر تو سلام میفرستم،ایمان آوردیم به خدا و رسول و کتابش،و به آنچه پیامبر از پیش خدا آورد،خدایا ما را با گواهان این حوادث بنویس،خدا آن را آخر عهد من از زیارت قبر فرزند برادر رسولت(درود خدا بر او و خاندانش باد)قرار مده،و زیارتش را همواره تا زندهام میداری روزی من فرما،و مرا با او و با پدرانش در بهشت محشور گردان،و میان من و او و رسول و اولیایت شناسایی ایجاد کن.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا بمیران،بر پایۀ ایمان به خود،و باور نسبت به پیامبرت،و ولایت امیر مؤمنان
و امامان از فرزندانش(درود بر آنان باد)و بیزاری از دشمنانشان،که من ای پروردگارم همانا به این امر خشنودم،و درود خدا بر محمّد و خاندان محمّد.پس برای خود،و برای پدر و مادر و مؤمنان و مسلمانان دعا کن،و از دعاها هر دعایی را که میخواهی اختیار کن.
مؤلّف گوید:در خبری از حضرت سجاد علیه السّلام آنچه حاصلش این است روایت شده:خدا رحمت کند عباس علیه السّلام را که نسبت به برادر خود ایثار کرد،و جانش را فدای آن حضرت نمود،تا این که در راه یاری او دو دستش را از بدن جدا کردند و خدا به جای دو دست او دو بال به آن جناب عنایت فرمود،که مانند جعفر بن ابی طالب با آن دو بال همراه فرشتگان در بهشت پرواز میکند،و برای عباس در قیامت نزد خدا مقامی است که مورد غبطه همۀ شهداست،و تمام شهیدان را آرزوی مقام اوست،روایت شده:قمر بنی هاشم به هنگام شهادت سی و چهار ساله بود،و امّ البنین مادر آن حضرت در ماتم او و سه برادر دیگر عباس به بقیع میرفت و چنان ندبه و گریه میکرد،که هر شخصی از آنجا میگذشت گریان میشد،گریستن دوستان عجبی نیست،مروان بن حکم که از بزرگترین دشمنان خاندان نبوّت بود،چون بر ماتم امّ البنین عبور میکرد،از اثر گریۀ او گریه میکرد و این اشعار از امّ البنین در مرثیۀ قمر بنی هاشم و دیگر پسرانش نقل شده است:
ای که عباس را دیدی حمله میکرد بر تودههای فرومایهو از فرزندان حیدر هر شیر یال داری دنبال او بود خبردار شدهام که به سر فرزندم ضربت وارد شده درحالیکه بریدهدست بودوای بر من بر شیر بچهام که ضربت عمود سرش را خمیده کرد اگر شمشیرت در دستت بود کسی نمیتوانست به تو نزدیک شود و نیز از اوست:
وای بر تو مرا دیگر مادر پسران مخوانکه مرا به یاد شیران بیشهام میاندازی
مرا پسرانی بود،که به آنان خوانده میشوماما امروز برای من پسرانی نیست چهار پسر مانند کرکسان بلندیهاکه با بریده شدن رگ حیات یکی پس از دیگری به مرگ پیوستند نیزهها بر پیکرهایشان ستیزه داشتندهمه آنان با تن مجروح به خاک افتادند ای کاش میدانستم آنچنان است که خبر دادند*این که دست عباسم بریده شده بود
و آن چند زیارت است:
از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه در روز اول ماه رجب امام حسین علیه السّلام را زیارت کند.البته حق تعالی او را بیامرزد،از ابن ابی نصر نقل شده:از حضرت رضا علیه السّلام پرسید،در کدام وقت بهتر است امام حسین علیه السّلام را زیارت کنیم،ایشان فرمود:در نیمۀ رجب و نیمۀ شعبان.شیخ مفید و سیّد ابن طاووس گفتهاند:این زیارت که ذکر میشود برای روز اول رجب و شب نیمۀ شعبان است،ولی شهید شب اول رجب و شب و روز نیمۀ رجب و روز نیمۀ شعبان را،بر آن افزوده.پس بنا بر فرموده شهید،این زیارت برای شش وقت است.کیفیت این زیارت چنین است:هرگاه در این اوقات خواستی ابو عبد اللّه الحسین علیه السّلام را زیارت کنی.غسل کنی.و پاکیزهترین جامههای خود را بپوش و بر در بارگاه آن حضرت به طرف قبله بایست و سلام کن بر جناب رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم و بر امیر مؤمنان علیه السّلام و بر حضرت فاطمه و بر امام حسن و امام حسین و بر دیگر امامان علیهم السّلام،پس از این در اذن دخول زیارت عرفه،کیفیّت سلام کردن بر این بزرگواران خواهد آمد[صفحۀ 698]،سپس وارد شو،و نزد ضریح مقدّس بایست و صد مرتبه بگو:اللّه اکبر آنگاه بخوان:
سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند خاتم پیامبران،سلام بر تو
ای فرزند آقای رسولان،سلام بر تو ای فرزند آقای جانشینان،سلام بر تو ای ابا عبد اللّه،سلام بر تو ای حسین بن علی،سلام بر تو ای فرزند فاطمه سرور بانوان جهانیان سلام بر تو ای ولیّ خدا و فرزند ولیّ خدا،سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا،و فرزند برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای حجّت خدا و فرزند حجّت خدا،سلام بر تو ای حبیب خدا و فرزند حبیب خدا،سلام بر تو ای نمایندۀ خدا و فرزند نمایندۀ خدا،سلام بر تو ای خزانهدار کتاب بر نوشته،سلام بر تو ای وارث تورات و انجیل و زبور،سلام بر تو ای امین رحمان،سلام تو ای همردیف قرآن،سلام بر تو ای ستون دین،سلام بر تو این دروازۀ حکمت پروردگار جهانیان،سلام بر تو ای دروازه و فروریزی گناهان،که هرکه بر آن وارد شد،از ایمنان بوده سلام بر تو ای خزانهدار علم خدا،سلام بر تو ای جایگاه راز خدا،سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا،و ای تنهای مظلوم،سلام بر تو و بر ارواحی که به درگاهت فرود آمدند و به بارگاهت بار انداختند،پدر و مادر و جانم به فدایت ای ابا عبد اللّه هر آینه مصیبتت بر ما و همۀ اهل اسلام بزرگ شده و عزایت برجسته گشته،خدا لعنت کند امّتی را که اساس ستم ولی عدالتی را بر شما اهل بیت بنیان نهاد،خدا لعنت کند امتی را که شما را از مقامتان دور کرد،و از مرتبههایتان
که خدا برای شما چیده بود برکنار نمود،پدر و مادر و جانم به فدایت ای ابا عبد اللّه،هر آینه به خاطر خونهای شما سقفهای عرش،با نهادهای خلایق به لرزه افتاد،و آسمان و زمین و ساکنان بهشت،و خشکی و دریا بر شما گریست،درود خدا بر تو،به شمارۀ آنچه در عالم خداست،لبیّک خوانندۀ خدا،اگر بدنم هنگام استغاثهات،و زبانم وقت یاری خواستنت،پاسخت را نداد هر آینه دل و گوش و چشمم پاسخت را داد،منزّه است پروردگار ما که وعده پروردگار ما به راستی انجام شدنی است،گواهی میدهم که تو پاک و پاکیزه پاک شدهای،از نسل پاک و پاکیزه و پاک گشته،پاک شدی و شهرها به وسیلۀ تو پاک شد،و پاک شد زمینی که تو در آن هستی،و پاک شد حرمت،گواهی میدهم که تو امر به عدل و داد نمودی،و دعوت کردی به آن دو حقیقت،و هر آینه تو راستگو و راست پیشهای،در آنچه به سوی آن دعوت کردی راست گفتی،و تو خون خدا در زمین هستی،و شهادت میدهم که آنچه وظیفهات بود به خوبی رساندی از جانب خدا،و جدّت رسول خدا،و پدرت امیر مؤمنان،و برادرت حسن و خیرخواهی نمودی،و در راه خدا جهاد کردی،و خدا را مخلصانۀ بندگی نمودی تا مرگ تو را دررسید،خدا پاداشت دهد،بهترین پاداشت پیشیگیران،درود و سلام کامل خدا بر تو،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و درود فرست بر حسین مظلوم،حسین شهید و رشید،کشتۀ اشکها و دچار اندوهها و نارحتیها،درودی فزاینده،مبارک،که بالا رود آغازش،و سپری نگردد انجامش،برترین
درودی که بر یکی از فرزندان پیامبران مرسلت فرستادی،ای معبود جهانیان.آنگاه قبر مطهّر را ببوس و طرف راست صورت خود را بر قبر بگذار،و پس از آن طرف چپ را،سپس دور قبر بگرد،و چهار جانب قبر را ببوس،شیخ مفید رحمه اللّه فرموده است:آنگاه به سوی قبر علی بن الحسین علیه السّلام برو،و نزد قبر آن جانب بایست و بگو:
سلام بر تو ای صدّیق پاک و پاکیزه،محبوب و مقرّب،و فرزند گل معطّر رسول خدا،سلام بر تو ازآنرو که شهیدی و عامل در راه خدا،و رحمت و برکات خدا بر تو باد،چه گرامی است مقاومت و چه باشرافت است بازگشتگاهت،گواهی میدهم که خدا از کوششت قدردانی نمود،و پاداشت را شایان ساخت،و به مرتبهای بس بلند ملحقت نمود،جایی که شرف است،همۀ شرف،و در غرفههای بلند چنانکه از پیش بر تو منّت نهاد،و تو را از اهل بیتی قرار داد،که خدا،پلیدی را از آنها دور ساخت و پاکشان نمود،پاک ساختنی کامل،درود و رحمت و برکات و خشنودی خدا بر تو باد،به سوی پروردگارت،ای آقای پاک شفیع شو،در فرو ریختن گناهان از پروندهام،و سبک شدن آنها از من،رحم کن به خواری و فروتنیام در برابرت،و در برابر سرور پدرت،درود خدا بر شما هر دو باد.پس خود را به قبر بچسبان و بگو:خدا در شرفتان در آخرت بیفزاید،چنانکه در دنیا شما را شرافت داد،و خوشبختتان کند چنانکه خوشبخت گردانید،و من گواهی میدهم که شما نشانههای دین و ستارگان جهانید و سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد.سپس به جانب شهدا رو کن و بگو:
سلام بر شما ای یاوران خدا،و یاوران رسول خدا،و یاوران علی بن ابی طالب،و یاوران فاطمه،و یاوران حسن و حسین،و یاوران اسلام،گواهی میدهم که شما برای خدا خیرخواهی نمودید،و در راهش جهاد گردید،پس خدا شما را از سوی اسلام و اهلش،پاداش ارزنده دهد،برترین پاداش،به رستگاری رسیدید به خدا قسم،رستگاری بزرگ،ای کاش من هم با شما بودم،و به رستگاری بزرگ میرسیدم،گواهی میدهم که شما نزد خدا زنده هستید و روزی داده میشوید،و گواهی میدهم که شما شهیدان و سعادتمندانید،و رستگاران در درجات بلند،سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد.پس از آن بازگرد،و نزدیک سر مبارک آن حضرت بیا،و نماز زیارت بخوان و برای خود و پدر و مادر و برادران مؤمن دعا کن.بدان که سیّد ابن طاووس برای حضرت علی اکبر و دیگر شهدا(قدّس اللّه ارواحهم)زیارتی مشتمل بر اسامی آنان نقل کرده که ما به ملاحظۀ اختصار و شایع بودن و اشتهار ان زیارت،از ذکر ان خودداری کردیم.
غیر زیارتی که گذشت،و آن زیارتی است که شیخ مفید رحمه اللّه در کتاب«مزار»نقل کرده،و از زیارات مخصوصۀ نیمۀ رجب است،نیمۀ رجبی که آن را«غفیله»میگویند،به سبب غفلت عموم مردم از فضیلت آن،چون در این وقت زیارت آن حضرت را قصد کردی،وارد حرم مطهّر شو و سه مرتبه بگو:اللّه اکبر و نزد قبر نورانی حضرت بایست و بگو:
سلام بر شما ای خاندان خدا،سلام بر شما ای برگزیدگان خدا،سلام بر شما ای انتخابگشتههای خدا از میان خلق،سلام بر شما ای آقایان آقاها،سلام بر شما ای شیران بیشهها،
سلام بر شما ای کشتیهای نجات،سلام بر تو ای ابا عبد اللّه الحسین،سلام بر تو ای وارث دانش پیامبران،رحمت و برکات خدا بر تو باد،سلام بر تو ای وارث آدم برگزیدۀ خدا سلام بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا،سلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا سلام بر تو ای وارث اسماعیل قربانی خدا،سلام بر تو ای وارث موسی همسخن خدا سلام بر تو ای وارث عیسی روح خدا،سلام بر تو ای وارث محمّد حبیب خدا سلام بر تو ای فرزند محمّد مصطفی،سلام بر تو ای فرزند علی مرتضی،سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا،سلام بر تو ای فرزند خدیجه کبری،سلام بر تو ای شهید فرزند شهید،سلام بر تو ای کشته فرزند کشته،سلام بر تو ای ولیّ خدا و فرزند ولیّ خدا سلام بر تو ای حجّت خدا و فرزند حجّت خدا بر خلقش،گواهی میدهم که تو نماز بپا داشتی،و زکات پرداختی،و به معروف امر کردی،و از منکر نهی نمودی،و مصیبتزدۀ پدر و مادر شدی،و با دشمنت جهاد کردی،و گواهی میدهم که تو سخن را میشنوی،و پاسخ میدهی،و تو حبیب و دوست و بندۀ نجیب و برگزیده و فرزند برگزیدۀ خدایی،ای مولای من و فرزند مولای من مشتاقانه تو را زیارت نمودم.ای آقای من به درگاه خدا شفیع من باش،ای آقای من،به درگاه خدا طلب شفاعت میکنم به وسیلۀ جدّت سرور پیامبران،و پدرت سرور
جانشینان،و مادرت فاطمه سرور بانوان جهانیان،خدایا لعنت کند قاتل و ستمگر و غارتگر و دشمنت را از گذشتگان و آیندگان،و درود خدا بر آقای ما محمّد و خاندان پاک و پاکیزهاش.سپس قبر مطهّر را ببوس و رو به جانب علی بن الحسین علیه السّلام کن و در زیارت آن جناب بگو:سلام بر تو ای مولای من و فرزند مولای من،خدا لعنت کند کشندۀ تو و ستمکننده بر تو را،من به زیارت شما و محبتّتان به خدا تقرب میجویم،و از دشمنانتان اعلام بیزاری میکنم سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای مولایم.بعد برو تا به قبور شهدا(رضوان اللّه علیهم)برسی آنجا بایست و بگو:سلام بر ارواح خفته در کنار قبر ابی عبد اللّه الحسین (درود بر او)،سلام بر شما ای پاکان از آلودگی،سلام بر شما ای هدایتشدهگان سلام بر شما ای نیکان خدا،سلام بر شما و بر همۀ فرشتگان پیرامون قبرهایتان خدا ما و شما را در جایگاه رحمتش و زیر عرشش گرد آورد،که او مهربانترین مهربانان است،و سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد.
بعد از آن به حرم عباس بن امیر المؤمنین رفته و چون به آنجا رسیدی بر در بارگاه آن جناب بایست و بگو:
سلام اللّه و سلام ملائکته المقربّین تا آخر زیارت آن حضرت که پیش از این گذشت[صفحۀ 675]
بدان که احادیث بسیاری در فضیلت زیارت آن حضرت،در نیمۀ شعبان وارد شده که در این باب کافی است تنها به برخی از آنها اشاره شود.از جمله به چندین سند معتبر از حضرت زین العابدین و امام صادق علیهما السّلام نقل شده:هرکه میخواهد صد و بیست و چهار هزار پیامبر با او مصافحه کنند،باید قبر ابی عبد اللّه الحسین علیه السّلام را در نیمۀ شعبان زیارت کند به درستی که فرشتگان و ارواح پیامبران رخصت میطلبند،و به زیارت آن حضرت میآیند،پس خوشا به حال آنکه مصافحه کند با ایشان،و ایشان مصافحه کنند با او،و با آنانند پنج پیامبر اولوالعزم:نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمّد صلّی اللّه علی و آله و علیهم اجمعین).راوی گفت:پرسیدم،برای چه آنان را اولوالعزم مینامند؟فرمود:به خاطر اینکه ایشان به مشرق و مغرب و جنّ و انس مبعوث شدهاند.و اما الفاظ زیارت،پس به دو صورت نقل شده:
یکی همان زیارت که برای اوّل رجب روایت شده بود و دیگر زیارتی است که شیخ کفعمی در کتاب«بلد الأمین»از امام صادق علیه السّلام آورده،و آن زیارت چنین است:نزد قبر آن حضرت میایستی و میگویی: سپاس خدای والای بزرگ را و سلام بر تو ای بندۀ شایسته پاکیزه،گواهی و شهادتی را از جانب خود به تو میسپارم،تا در روز شفاعتت به تو نزدیکم کند،گواهی میداهم که تو کشته شدی،و هرگز نمردی،بلکه به امید زنده بودنت دلهای شیعیانت زنده شد،و خواهندگان به روشنایی نورت،به سوی تو راه یافتند،و گواهی میدهم که تویی نور خدا،که هرگز خاموش نشد و هیچگاه نخواهد شد،و اینکه تویی جلوۀ خدا که نابود نشد،و هرگز نمیشود،و گواهی میدهم که این تربت،تربت توست،و این حرم،حرم توست،و این جایگاه،جایگاه توست،به خدا قسم،خوار
نیست عزیز دارندهات،و مغلوب نیست یارت،این شهادتی است برای من نزد تو،تا روز تسلیم جانم در حضورت،و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد.
بدان که احادیث در فضیلت زیارت امام حسین علیه السّلام در ماه مبارک رمضان به ویژه شب اوّل و نیمه و آخر و در خصوص شب قدر بسیار است.از امام جواد علیه السّلام نقل شده هر که امام حسین علیه السّلام را در شب بیست و سوم ماه رمضان زیارت کند،و آن شبی است که امید میرود شب قدر باشد،و در آن شب هر امر محکمی جدا و مقدّر میگردد،روح بیست و چهار هزار فرشته و پیغمبر،که همه از خدا در این شب برای زیارت آن حضرت رخصت میطلبند،با او مصافحه کنند.و در حدیث معتبر دیگری از امام صادق علیه السّلام روایت شده:چون شب قدر میشود،منادی از آسمان هفتم از پشت عرش ندا سر میدهد:حقتعالی آمرزید هرکه را به زیارت قبر حسین علیه السّلام آمده و در روایت دیگری است هر که شب قدر نزد قبر آن حضرت باشد و دو رکعت نماز یا آنچه میسیر میشود نزد آن حضرت بخواند و از خدا بهشت درخواست کند و از آتش پناه ببرد حقتعالی خواهش او را به او عطا فرماید و از آتش پناهش دهد.ابن قولویه از امام صادق علیه السّلام روایت کرده هر که در ماه رمضان قبر امام حسین علیه السّلام را زیارت کند و در راه زیارت بمیرد و برای او عرض و حسابی نخواهد بود و به او بگویند بدون ترس و بیم وارد بهشت شود اما متنی که در شب قدر امام حسین علیه السّلام به آن زیارت میشود چنان است که شیخ مفید و محمّد بن مشهدی و ابن طاووس و شهید رحمهم اللّه در کتب«مزار»ذکر کردهاند و آن زیارت را مختصّ به این شب و روزهای عید فطر و قربان قرار دادهاند و شیخ محمّد بن مشهدی به اسناد معتبر خود آن را از امام صادق علیه السّلام روایت کرده و گفته که آن حضرت فرمودند:وقتی خواستی ابو عبد اللّه الحسین علیه السّلام را زیارت کنی به مشهد آن حضرت برو البته بعد از آنکه غسل کرده و پاکیزهترین جامههای خود را پوشیده باشی چون نزد قبر آن حضرت ایستادی،روی خود را به جانب آن حضرت کن و قبله را میان دو کتف خود قرار ده و بگو:
سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان،سلام بر تو ای فرزند صدّیقه طاهره فاطمه،سرور زنان جهانیان،سلام و رحمت و برکات خدا بر
تو ای مولایم ابا عبد اللّه،گواهی میدهم که تو نماز بپا داشتی،و زکات پرداختی،و امر به معروف نمودی،و نهی از منکر کردی،و قرآن را تلاوت نمودی تلاوتی شایسته،و برای خدا جهاد کردی جهادی درخور،دربارۀ خدا بر آزارها صبر کردی.درحالیکه به حساب خدا گذاشتی،تا مرگت دررسید،گواهی میدهم انان که با تو مخالفت کردند و جنگیدند،و از یاریات دریغ ورزیدند و تو را کشتند،بر زبان پیامبر درس ناخوانده معلونند و البته زیانکار است کسی که دروغ است،خدا ستمکاران بر شما را از گذشتگان و آیندگان لعنت کند،و عذاب دردناک را بر آنان دو چندان نماید،ای مولایم ای فرزند رسول خدا به زیارتت آمدم،عارف به حقّت،دوستدار دوستانت،دشمن دشمنانت،بینا بر آن هدایتی که بر آن بودی،آگاه به گمراهی کسی که با تو مخالفت ورزید،پس برایم نزد پروردگارت.انگاه خود را به قبر بچسبان،و صورت خویش را بر آن گذار،سپس به جانب سر مقدس رفته و بگو:سلام بر تو ای حجّت خدا در زمین و آسمان،درود خدا بر روح پاک و پیکر پاکیزهات،و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای مولایم.پس خود را به قبر مبارک بچسبان،و آن را ببوس،و صورت خود را بر آن بگذار،و به جانب سر مبارک بازگرد،آنگاه دو رکعت نماز زیارت بجای آر،و بعد از آن به هر اندازهای که توانستی نماز بخوان،پس از آن به سمت پایین پا برو و علی بن الحسین علیهما السّلام را زیارت کن و بگو:
سلام و رحمت و برکات خدا بر تو،ای مولای من و پسر مولای من،خدا لعنت کند کسی را که به تو ستم کرد
خدا لعنت کند کسی را که تو را کشت،و عذاب دردناک را بر آنان دو چندان کند.و به آنچه میخواهی دعا کن سپس شهدا را درحالیکه میل کنی از سمت پا به طرف قبله،زیارت کن و بگو:سلام بر شما ای راستی پیشگان سلام بر شما ای شهیدان شکیبا،گواهی میدهم که شما در راه خدا جهاد کردید،و در بارۀ خدا بر آزارها صبر کردید،و برای خدا و رسولش خیرخواهی نمودید،تا مرگتان فرا رسید،گواهی میدهم که شما نزد پروردگارتان زندهاید و روزی داده میشوید،خدا از سوی اسلام و اهلش،به شما پاداش دهد،برترین پاداش نیکوکاران، و در جایگاه ناز و نعمت میان ما و شما جمع کند.پس به زیارت قمر بنی هاشم میروی،همین که آنجا رسیدی و نزد آن جناب ایستادی و بگو:سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان،سلام بر تو ای بندۀ شایسته، فرمانبردار خدا و رسول خدا،گواهی میدهم که تو جهاد کردی و خیرخواهی نمودی و شکیبایی ورزیدی تا مرگ تو را دررسید خدا ستمکنندگان به شما را،از گذشتگان و آیندگان لعنت کند،و به هلاکتگاه دوزخ ملحق نماید.
آنگاه زائر در مسجد آن جناب هرچه که خواهد نماز مستحبّی بجا آورد،و سپس بیرون رود.
به سند معتبر از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه در یک شب از سه شب ذیل قبر امام حسین علیه السّلام را زیارت کند، گناهان گذشته و آیندهاش آمرزیده شود:شب عید فطر یا قربان یا نیمۀ شعبان.و به روایت معتبر از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت شده:سه شب است که هر که در آنها حضرت امام حسین علیه السّلام را زیارت کند،گناهان گذشته و آیندهاش آمرزیده
میشود:شب نیمۀ شعبان و شب بیست و سوم ماه رمضان و شب عید فطر،از امام صادق علیه السّلام روایت شده:کسی که امام حسین علیه السّلام را در شب نیمۀ شعبان و شب عید فطر و شب عرفه زیارت کند،حق تعالی برای او در یک سال:هزار حجّ پذیرفته و هزار عمره پذیرفته بنویسد و برای او هزار حاجت دنیا و آخرت را برآورده کند.و از امام باقر علیه السّلام روایت شده:هرکه شب عرفه در زمین کربلا باشد و آنجا بماند تا زیارت روز عید قربان کند و برگردد حقتعالی او را از شرّ آن سال نگاه دارد.بدان که علما برای این دو عید شریف دو زیارت نقل کردهاند:یکی زیارتی که برای شبهای قدر ذکر شده و دیگر این زیارت است که ذکر میشود و از کلمات ایشان ظاهر میگردد که زیارتی که گذشت برای روزهای عید فطر و عید قربان است و زیارتی که ذکر میشود برای شبهای عید فطر و قربان در هر صورت فرمودهاند:چون در این دو شب زیارت آن حضرت را اراده کنی بر در بارگاه بایست و به جانب قبر نظر کن و برای اذن دخول بگو:
ای مولای من ای ابا عبد اللّه،ای فرزند رسول خدا،بندهات و فرزند کنیزت،خوار در برابرت،و کوچکشده در برابر بلندی مقامت،و اعترافکننده به حقّت،پناهخواه به سویت آمد،آهنگ حرمت نموده رو به سوی مقامت کرده،به وسیلۀ تو متوسّل به خدای تعالی است،آیا وارد شوم ای مولای من،آیا وارد شوم ای ولی خدا،آیا وارد شوم ای فرشتگان خدا،ای در بر گیرندگان این حرم،ای مأوی گزیدگان در این زیارتگاه.
پس اگر دلت خاشع شد،و دیدهات گریان گشت،وارد شو،و پای راست را بر پای چپ مقدّم بدار و بگو:
به نام خدا و در راه خدا،و بر آیین رسول خدا.خدایا مرا در منزلی با برکت فرود آر،که تو بهترین فرود آورندگانی.خدا بزرگتر است بزرگتر،و سپاس بسیار خدای را،و منزّه است در هر بامداد شامگاه،سپاس خدای را،خدای فرد،بینیاز،بزرگوار،تفضّلکننده،نعمتبخش،بزرگوار به بخشش
به بخشش،بسیار مهربان،آنکه از بزرگواری در بخشش،زیارت مولایم را به احسانش بر من آسان نمود،و از زیارتش مرا باز نداشت و از پناهش دورم ننمود،بلکه بر من لطف و احسان فرمود.پس وارد شو،چون به میان روضه رسیدی با حال خضوع و گریه و تضرّع،برابر قبر مطهّر بایست و بگو:سلام بر تو ای وارث آدم برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا،سلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا،سلام بر تو ای وارث موسی همنشین خدا،سلام بر تو ای وارث عیسی روح خدا،سلام بر تو ای وارث محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)حبیب خدا،سلام بر تو ای وارث علی حجّت خدا،سلام بر تو ای جانشین نیکوکار باتقوا،سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا،و ای تنهایی ستمدیده،گواهیمیدهم که تو نماز بپا داشتی،و زکات پرداختی،و امر به معروف نمودی و نهی از منکر کردی،و در راه خدا به جهاد برخواستی،جادی شایسته،تا حرم تو مباح شمرده شد،و مظلومانه کشته شدی.
پس با دلی خاشع و چشمی گریان نزد سر مقدس بایست و بگو:
سلام بر تو ای ابا عبد اللّه،سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند آقای جانشینان،سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا،سرور بانوان جهانیان،سلام بر تو ای قهرمان مسلمانان،ای مولای من،گواهی میدهم که تو نوری بودی در صلبهای بلندمرتبه،و
رحمهای پاکیزه،جاهلیت تو را نیالود به ناپاکیهایش،و از جامههای تیره و تارش به تو نپوشانید و گواهی میدهم،که تو از استوانههای دین و پایههای مسلمانان،و پناهگاه مردم مؤمنی،و گواهی میدهم که تویی پیشوای نیکوکار،باتقوا،خشنودکنندۀ حق،پاک،هدایتگر،هدایتشده،و گواهی میدهم که امامان از فرزندانت پایههای تقوا،و نشانههای هدایت،و دستاویز محکم،و حجّت بر اهل دنیا هستند.
پس خود را به قبر بچسبان و بگو:ما از خداییم و به سوی او باز میگردیم،ای مولای من،من دوستدار دوست شما،و دشمن دشمن شماییم،به شما مؤمنم،به بازگشتتان یقین دارم،بر پایۀ قوانین دین و عواقب عملم،لدم نسبت به دل شما تسلیم و کارم پیرو کار شماست،ای مولای من ترسان به نزدت آمدم،پس مرا ایمین ده،و آمدم پناهنده،پس پناهم ده و تهیدست آمدم،پس بینیازم گردان،آقا و مولای من،تو مولای منی،حجّت خدا بر همۀ خلقی، ایمان آوردم به نها و آشکارتان،به ظاهر و باطتنتان،و اوّل و آخرتان،و گواهی میدهم که تو البته تلاوتکنندۀ کتاب خدایی و امین خدا،و دعوتکننده به سوی خدا با حکمت و موظعه حسنهای،خدا لعنت کند امّتی را که به تو ستم کردند،و تو را کشتند،و خدا لعنت کند امّتی را که این حادثه را شنیدند و به آن خشنود شدند.سپس دو رکعت نماز،نزد سر آن حضرت بخوان و چون سلام دادی بگو:خدایا برای تو نماز خواندم،و برای تو رکوع کردم،و برای تو سجده نمودم،یکتایی و شریکی نداری،همانا نماز و رکوع و سجود،جز برای تو
جایز نمیباشد،زیرا تو خدایی که معبودی جز تو نیست.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و برترین سلام و تحیّت را از سوی من به ایشان برسان،و سلام ایشان را به من بازگردان.خدایا و این دو رکعت هدیهای است از جانب من به آقایم حسین بن علی(درود بر ایشان).خدایا بر محمّد و بر او درود فرست این دو رکعت نماز را از من بپذیر،و بر آن دو رکعت پاداشم ده به برترین امید و آرزویم نسبت به تو و ولیّات ای ولیّ مردم مومن
پس خود را به قبر بچسبان و آن را ببوس و بگو:سلام بر حسین بن علی مظلوم شهید کشتۀ اشکها،گرفتار غمها و غصهها.خدایا شهادت میدهم او ولیّ تو و فرزند ولیّ تو،و برگزیدی تو و قیامکننده به حق تو است،او را گرامی داشتی به کرامتت،و برای او به شهادت ختم کردی،و او را آقایی از آقایان و پیشوایی از پیشوایان قرار دادی،و به پاکی ولادت گرامیاش داشتی،و میراثهای پیامبران را به او اعطا نمودی،و قرار دادی او را حجّت بر خلق از میان پیشوایان،پس در دعوت به خدا،برهان وحّت را القاء کرد،و در خیرخواهی کوتاهی ننمود،و نثار کرد جانش را در راه تو،تا بنگانت را از نادانی و سرگردانی و گمراهی نجات داد،در صورتی که بر ضدّش همدست شدند،کسانی که دنیا فریبشان داد و بهره خود را از آخرت به پایینترین چیزی فروختند،و خود را در هوای نفس خویش سرنگون کردند،و تو را و پیامبرت را به خشم آوردند،و از میان بندگانت از شکافاندازان دورو و آنان که بارکشان گناه،و سزاوار آتش دوزخ بودند اطاعت کردند،پس با آنها برای تو شکیبایی و به حساب تو جهاد کرد،بدون اینکه از دشمن رو برگرداند،برای تو سرزنش ملامتگران را
به چیزی نگرفت،تا جایی که خونش در طاعت تو ریخته شد،و هتک حریمش حلال شمرده شد.خدایا آنان را لعنت کن لعنتی ناگوار و سخت و عذابشان کن عذابی دردناک.بعد به جانب علی بن الحسین علیهما السّلام برگرد،و آن جناب در طرف پای مبارک حضرت حسین علیه السّلام است،آنگاه بگو:سلام بر تو ای ولیّ خدا،سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند خاتم انبیا،سلام بر تو ای فرزند فاطمه،سرور بانوان جهانیان،سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان،سلام بر تو ای مظلوم شهید پدر و مادرم به فدایت،خوشبخت زندگی کردی،و مظلوم و شهید کشته شدی.پس به جانب قبر سایر شهدا رضوان اللّه علیهم رو کن و بگو:سلام بر شما ای دفاعکنندگان از توحید خدا،سلام بر شما در برابر آنچه که صبر کردید،چه نیکو سرانجامی است خانۀ آخرت،پدر و مادرم به فدایتان،به رستگاری رسیدید،رستگاری بس بزرگ.سپس به مشهد عباس بن علی علیهما السّلام برو و نزد ضریح شریف آن جناب بایست و بگو:سلام بر تو ای بندۀ شایسته و صدّیق همدرد،گواهی میدهم که ایمان آوردی به خدا،و فرزند رسول خدا را یاری نمودی،و به راه خدا دعوت کردی،و با جانت به فداکاری برخاستی،از جانب خدا برترین تحیّت و سلام بر تو باد
سپس خود را به قبر بچسبان و بگو:پدرم و مادرم فدایت،ای یاور دین خدا،سلام بر تو ای یاور حسین صدّیق،سلام بر تو ای یاور حسین شهید،از سوی من سلام بر تو باد
تا زندهام و تا باقی است شب و روز.بعد نزد سر آن حضرت دو رکعت نماز بخوان و دعای«اللّهمّ انّی صلّیت...»را که بالای سر حضرت امام حسین علیه السّلام بعد از دو رکعت نماز زیارت خواندی،در اینجا هم بخوان.آنگاه به جانب مشهد حسین علیه السّلام بازگردد و آنچه خواهی نزد آن حضرت بمان،جز اینکه مستحب است آنجا را خوابگاه خود قرار ندهی،و چون بخواهی آن حضرت را وداع کنی،نزد سر بایست و گریه کن و بگو:
سلام بر تو ای مولای من،سلام وداعکنندهای که،او را نه کراهت است نه خستگی،اگر بازگردم از روی ملالت نیست،و اگر بمانم نه از جهت بدگمانی به آنچه خدا صابران را وعده داد،ای مولای من،خدا این زیارتم را آخرین بار از زیارتم قرار ندهد،و بازگشت به سویت و توقف در حرمت و بودن در مشهدت را روزیام کند،آمین ای پروردگار جهانیان.پس ضریح را ببوس و تمام بدنت را به آن بمال،که باعث امان و حفظ است و از نزد سر آن حضرت بیورن برو،به طوری که رویت به جانب قبر باشد و تا خروج از حرم پشت به قبر مکن،و در همان حال بگو:
سلام بر تو ای درگاه مقام،سلام بر تو ای همردیف قرآن،سلام بر تو ای حجّت بر اهل دشمنی،سلام بر تو ای کشتی نجات،سلام بر شما ای فرشتگان پروردگارم که بر گرد این حرم هستید،سلام بر تو همیشه،تا زندهام و شب و روز باقی است.ما از خداییم و به سوی او باز میگردیم،و جنبش و نیرویی نیست جز به خدای بزرگ.آنگاه بیرون رو سیّد بن طاووس و محمّد بن مشهدی گفتهاند:وقتی که اینگونه اعمال را انجام دادی،همانند کسی هستی که خدا را در عرش زیارت کرده باشد.
بدان که آنچه از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام در مورد زیارت عرفه رسیده،از زیادتی روایات،و بسیاری فضیلت و ثواب،بیشتر از آن است که شمرده شود،و ما به خاطر تشویق زائران،به ذکر چند حدیث اکتفا میکنیم.از بشیر دّهان به سند معتبر روایت شده:خدمت امام صادق علیه السّلام عرض کردم:گاه هست که حجّ از من فوت میشود،و روز عرفه را نزد قبر امام علیه السّلام میگذارانم،فرمود:ای بشیر کار خوبی انجام میدهی،هر مؤمنی که در روز غیر عید با معرفت به حق آن حضرت به زیارت قبر حضرتش برود،ثواب بیست حجّ و بیست عمره پسندیدۀ پذیرفته،و بیست جهاد همراه پیامبر مرسل یا امام عادل برای او نوشته میشود و هرکه آن حضرت را در روز عید زیارت کند،حق تعالی برای او ثواب صد حجّ و صد عمره و صد جهاد همراه با پیامبر مرسل یا امام عادل را مینویسد و هر که آن حضرت را در روز عرفه با معرفت به حق حضرتش زیارت کند،برای او ثواب هزار حجّ و هزار عمره پسندیدۀ پذیرفته،و هزار جهاد با پیامبر مرسل یا امام عادل بنویسد.به حضرت گفتم:ثواب موقف عرفات برای من کجا حاصل میشود؟آن حضرت به جانب من نظر کرد،مانند کسی که خشمناک باشد و فرمود:ای بشیر،هرگاه مؤمنی در روز عرفه،به زیارت قبر امام حسین علیه السّلام برود،و در رود فرات غسل کند،سپس به سوی قبر آن حضرت متوجّه شود،حق تعالی به هر گامی که بر میدارد،برای او ثواب حجّی که با همۀ مناسک به طور کامل انجام داده باشد مینویسد،و چنین گمان دارم که فرمود«و عمره».و در احادیث بسیار به نهایت معتبر وارد شده:حق تعالی در روز عرفه،پیش از آنکه نظر به اهل موقف عرفات کند،ابتدا نظر رحمت به سوی زائران قبر حسین علیه السّلام میافکند.در حدیث معتبر از رفاعه روایت شده است که حضرت امام صادق علیه السّلام به من فرمود:امسال حجّ کردی؟گفتم:فدایت شوم،مالی نداشتم که به حج روم،ولی عرفه را نزد قبر امام حسین علیه السّلام گذراندم،فرمود:ای رفاعه از آنچه اهل منی در آن بودند،هیچ کوتاهی نکردی،اگر نه این بود،که کراهت دارم مردم ترک حج کنند،هر آینه برای تو حدیثی میگفتم،که هرگز زیارت قبر آن حضرت را ترک نکنی،پس ساعتی
ساکت شد،بعد از آن فرمود:پدرم به من خبر داد،هر که به سوی قبر امام حسین علیه السّلام بیرون رود،و با تکبّر حرکت نکند،عارف به حق آن حضرت باشد،هزار فرشته از طرف راست و هزار فرشته از طرف چپ همراه او میشوند و برای او ثواب هزار حجّ و هزار عمره که با پیغمبر یا وصیّ پیغمبر بجا آورده باشد نوشته میشود.امّا کیفیّت زیارت آن حضرت،چنان است که علمای بزرگوار،و رؤسای مذهب و ملّت فرمودهاند:چون خواستی حضرت را در این روز زیارت کنی،اگر توانستی از فرات غسل کن وگرنه از هر آبی که برایت میسّر شد،و پاکیزهترین جامههای خود را بپوش و زیارت آن حضرت را قصد کن،درحالیکه به آرامی و وقار و دقّت باشی،چون به در حائر رسیدی بگو:اللّه اکبر و بخوان:
خدا بزرگتر است بزرگتر،خدا را سپاس بسیار،منزّه است خدای صبح و شام،سپاس خدای را که ما را به این راه هدایت نمود،و ما آنگونه نبودیم که هدایت شویم،اگر خدا ما را راهنمایی نمیکرد،همانا رسولان پروردگار ما به حق آمدند.سلام بر رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش).سلام بر امیر مؤمنان،سلام بر فاطمه زهرا سرور بانوان جهانیان،سلام بر حسن و حسین،سلام بر علی بن الحسین،سلام بر محمّد بن علی،سلام بر جعفر بن محمّد،سلام بر موسی بن جعفر،سلام بر علی بن موسی،سلام بر محمّد بن علی،سلام بر علی بن محمّد،سلام بر حسن بن علی،سلام بر یادگار شایسته،آن امام مورد انتظار،سلام بر تو ای ابا عبد اللّه،سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،بنده و فرزند بندهات و فرزند کنیزت هستم،دوستدار دوستت،و دشمن دشمنت میباشم،به زیارتگاهت پناه آورده،و با آهنگ به سویت تقرّب جسته
به خدا،سپاس خدای را که مرا به ولایتت هدایت کرد و به زیارتت اختصاص داد،و برایم هموار ساخت آهنگ کردنت را پس داخل روضه شو،و برابر بایست و بگو سلام بر تو ای وارث آدم برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا،سلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا،سلام بر تو ای وارث موسی همسخن خدا،سلام بر تو ای وارث عیسی روح خدا،سلام بر تو ای وارث محمّد حبیب خدا،سلام بر او ای وارث امیر مؤمنان،سلام بر تو ای وارث فاطمه زهرا،سلام تو ای فرزند محمّد مصطفی،سلام بر تو ای فرزند علی مرتضی،سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا،سلام بر تو ای فرزند خدیجه کبری،سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا،و ای تنهای ستمدیده،گواهی میدهم که تو بپا داشتی نماز را،و زکات دادی،و امر به معروف کردی،و نهی از منکر نمودی،و خدا را اطاعت کردی تا مرگ تو را دررسید،خدا لعنت کند امّتی که تو را کشتند،و لعنت،لعنت کند امّتی را که به تو ستم کردند،و لعنت کند امّتی را که این واقعه را شیدند،و به آن خشنود شدند،ای مولای من ای ابا عبد اللّه،گواه میگیرم خدا و فرشتگان و پیامبران و رسولانش را که مؤمن به شمایم،و به بازگشتتان یقین دارم،بر پایۀ قوانین دینم،و عواقب عملم،و بازگشتگاهم به جانب پروردگارم،پس درود خدا بر جانهایتان،و تنهایتان و حاضران،و غایبتان،و ظاهرتان،
و باطنتان،سلام بر تو ای فرزند خاتم پیامبران،و فرزند آقای پیشوایان،و فرزند پیشوای پرهیزکاران و فرزند پیشوای سپیدرویان به جانب بهشتهای پر نعمت،و چگونه این چنین نباشی؟،در صورتی که تو درگاه هدایت و پیشوای تقوا،و دستاویز محکم خدا،و حجّت بر اهل دنیا،و پنجم اصحاب کسایی دست رحمت غذایت داد،و از سینه ایمان شیر داده شدی،و در دامن اسلام پرورش یافتی،دل به فراقت راضی نیست،و تردیدی در زنده بودنت نمیباشد،درود خدا بر تو و بر پدران و فرزندانت سلام بر تو ای به خاک افتادۀ اشک روان،و همدم مصیبت پیدرپی،خدا لعنت کند امّتی را که حلال شمردند حرمتهای تو را«و درباره تو پرده حرمت اسلام را دریدند»کشته شدی(درود خدا بر تو)به قهر،رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش)به تو مظلوم گشت،و کتاب خدا به فقدانت مهجور شد سلام بر تو و جد و پدر و مادر و برادر و امامان از فرزندانت،و شهید شدگان به همراهت،و بر فرشتگان دربرگیرندۀ قبرت،و حاضران از زائران،آمینگوی برای قبولی دعای شیعیانت،و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد،پدر و مادرم به فدایت ای فرزند رسول خدا،پدر و مادرم فدایت ای ابا عبد اللّه،عزایت بزرگ شد،و عظیم گشت مصیبتت،بر ما و همۀ اهل آسمانها و زمین،خدا لعنت کند امّتی را که برای
کشتنت اسبها را زین کرده،و درنه زدند و آماده شدند.ای مولایم ای ابا عبد اللّه،قصد حرمت کردم،و به زیارتگاهت آمدم،از خدا میخواهم به مقامی که برای تو نزد اوست،و جایگاهی که پیش او داری،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستد و مرا در دنیا و آخرت با شما قرار دهی،به منّت و جود و کرمش.
آنگاه ضریح را ببوس،و بالای سر دو رکعت نماز،به هر سوره که بعد از سورۀ«حمد»خواستی بجا آور، و چون فارغ شدی بگو:خدایا برای تو نماز خواندم و رکوع و سجود بجا آوردم یگانهای و شریکی برایت نیست،به درستی که نماز و رکوع و سجود جز برای تو نیست،زیرا تویی خدا معبودی جز تو نیست.خدایا درود فرست بر محمّد و خندان محمّد،برترین تحیّت و سلام را از جانب من به ایشان برسان و به سوی من برگردان از جانب آنان تحیّت و سلام،خدایا این دو رکعت،هدیهای است از سوی من به مولایم و آقا و امامم حسین بن علی(درود بر ایشان)،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و آن را از من بپذیر،و بر آن نماز به من پاداش ده،به برترین آرزو و امیدم دربارۀ تو و ولیات،ای مهربانترین مهربانان.سپس به جانب پای مبارک حضرت امام حسین علیه السّلام رفته و علی بن الحسین علیهما السّلام را که قبرشان پایین پای ابی عبد اللّه است زیارت کن و در زیارت حضرتش بگو:سلام بر تو ای فرزند فرستاده خدا،سلام بر تو ای فرزند پیامبر خدا،سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان،سلام
بر تو ای فرزند حسین شهید،سلام بر تو ای شهید فرزند شهید،سلام بر تو ای ستمدیده،فرزند ستمدیده،خدا لعنت کند امّتی را که تو را کشتند،و بر تو ستم ورزیدند،و این واقعه را شنیدند و به آن خشنود شدند،سلام بر تو ای مولایم،سلام بر تو ای ولیّ خدا و فرزند ولیّ خدا،این مصیبت بزرگ شد بر ما و همه مؤمنان،و این عزا عظیم گشت،خدا لعنت کند امّتی را که تو را کشتند،به سوی خدا به جانب تو،از ایشان در دنیا و آخرت بیزاری میجویم.بعد به جانب سایر شهدا رو کن و ایشان را به این صورت زیارت کن سلام بر شما ای اولیای خدا و عاشقانش،سلام بر شما ای برگزیدگان خدا و دوستانش،سلام بر شما ای یاران دین خدا،و یاران پیامبر خدا،و یاران امیر مؤمنان،و یاران فاطمه سرور بانوان جهانیان،سلام بر شما ای یاران ابی محمّد حسن ولّی خیرخواه،سلام بر شما ای یاران ابی عبد اللّه حسین شهید مظلوم درود خدا بر همۀ آنان باد،پدر و مادرم فدایتان،پاک گشتید،و همچنین زمینی که در آن دفن هستید سوگند به خدا که به رستگاری رسیدید،رستگاری بزرگ،ای کاش من هم با شما بودم،و با شما در بهشت رستگار میشدم با شهیدان و شایستگان و چه خوب رفقایی هستید،و سلام و برکات خدا بر شما باد.آنگاه به جانب سر امام حسین علیه السّلام برگرد،و برای خود و اهل و عیال و برادران با ایمانت بسیار دعا کن.سیّد ابن طاووس و شهید
فرمودهاند،سپس به مشهد جناب عباس رضی اللّه عنه برو،همینکه به آنجا رسیدی،نزد قبر آن حضرت بایست و بگو:سلام بر تو ای ابا الفضل عباس فرزند امیر مؤمنان،سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان،سلام بر تو ای فرزند نخستین مؤمن این امّت،در قبول اسلام،و پیشترین آنان در ایمان،و پابرجاترینشان در دین خدا،و مراقبترینشان بر اسلام،گواهی میدهم که تو برای خدا و رسول خدا و برادرت خیرخواهی کردی،پس چه نیکو برادر همدردی بودی،خدا لعنت کند امّتی را که تو را کشت و به تو ستم روا داشت،و حلال شمرد از تو حرمتها را،و در کشتنت پردۀ حرمت اسلام را درید،پس چه نیکو برادر شکیبا،مجاهد،پشتیبان،یاور،مدافع از برادرش بود،پاسخدهنده به طاعت پروردگارش،مشتاق به آنچه دیگران بیرغبت به آن بودند،از پاداش برجسته،و ستایش زیبا،و خدا تو را در خانۀ نعمت جاودان به مقام پدرانت برساند،که خدا ستوده و بزرگوار است.پس خود را به قبر بیفکن،و بگو:خدایا من متعرّض تو و زیارت اولیایت شدم،قصد کردم آن را از روی اشتیاق به ثوابت و امید به آمرزشت،و بسیاری احسانت از تو درخواست میکنم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و قرار د هی روزیام را به حق ایشان سرشار،و خوشیام را پابرجا و زیارتم را پذیرفته،و گناهم را آمرزیده،و به حق ایشان بازگردان مرا رستگار و موفق،در حال اجابت دعایم،به برترین صورتی که یکی از زائران حضرتش،و آهنگکنندگان به سویش،بازمیگردد،به مهربانیات،ای مهربانترین
مهربانان.پس ضریح را ببوس و نزد آن حضرت نماز زیارت بخوان و نیز آنچه خواسته باشی از دعا و قرآن و ذکر بجای آر و چون خواستی آن حضرت را وداع کنی،آنچه را که پیش از این[صفحۀ 696]ذکر کردیم،در وداع آن حضرت بگو.
بدان که زیارت نقل شده برای روز عاشورا چند زیارت است،و ما در اینجا به ملاحظۀ اختصار تنها به ذکر دو زیارت اکتفا میکنیم و البته در باب دوّم در بیان اعمال روز عاشورا نیز زیارتی را نقل کردیم[صفحه 456]-با مطالبی دیگر که مناسب این مقام است.امّا آن دو زیارت
اول:زیارت عاشورای معروفه است:که از نزدیک و دور خوانده میشود،و شرح آنچنانکه شیخ ابو جعفر طوسی در«مصباح»ذکر فرموده چنین است:محمّد ابن اسماعیل بن بزیع،از صالح بن عقبه،از پدرش،از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده:هرکه حسین بن علی علیهما السّلام را در روز دهم محرّم نزد قبر آن حضرت زیارت کند تا آنکه گریان شود،خدا را در روز قیامت ملاقات کند،با ثوابی به اندازۀ ثواب دو هزار عمره،و دو هزار جهاد،که ثواب آنها همانند ثواب کسی میباشد که در خدمت رسول خدا و ائمۀ طاهرین علیهم السّلام جهاد کرده باشد.راوی گفت:فدایت شوم چه ثوابی است،برای کسی که در شهرهای دور از کربلا باشد،و برایش در مانند این روز رفتن به سوی قبر آن حضرت ممکن نباشد؟فرمود:هرگاه چنین باشد به سوی صحرا بیرون رود،یا در خانه خود،بر بام بلندی بالا رود،و به سوی آن حضرت به سلام اشاره کند،و در نفرین کردن بر قاتلین آن حضرت بکوشد و پس از آن دو رکعت نماز بخواند.و این کار را در اوایل روز،پیش از زوال آفتاب انجام دهد،پس بر امام حسین علیه السّلام زاری و گریه کند و کسانی را که در خانهاش هستند،هرگاه از ایشان تقیه نمیکند،به گریه کردن بر آن حضرت امر کند،و در خانۀ خود به اظهار جزع بر آن حضرت عزا بپا دارد و یکدیگر را به مصیبتشان به حسین علیه السّلام تعزیت گویند،و من بر خدا برای ایشان همۀ آن ثوابها را ضامنم،هرگاه این عمل را بیاورند.گفتم:فدایت شوم این ثوابها را برای ایشان ضامن میشوی،و آنها را کفیل میگردی؟فرمود:
آری من ضامن و کفیلم برای کسی که این عمل را بجا آورد.گفتم:یکدیگر را چگونه تعزیت گویند؟فرمود:بگویند:
خدای بزرگ فرماید اجرهایمان را به مصیبتمان بر حسین(درود بر او)،و ما و شما را از خواهندگان خون او همراه با ولیّاش امام مهدی از خاندان محمّد(درود بر ایشان)قرار دهد.و اگر بتوانی آن روز را به دنبال حاجتی بیرون نروی،بیرون نرو،زیرا روز نحسی است،که در آن حاجت مؤمن برآورده نمیشود،و اگر برآورده شود برای او مبارک نخواهد بود،و در آن خیر و رشدی نخواهد دید،و در آن روز هیچکدام از شما برای منزلش،البته چیزی ذخیره نکند،چرا که هرکه در آن روز چیزی ذخیره کند،در آن چیز برکت نخواهد دید،و برای او و اهلش که جهت آنها ذخیره کرده گویا همه را با رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم انجام داده باشد و برای اوست مزد و پاداش مصیبت هر پیامبر و رسول و وصیّ و صدّیق و شهیدی که مرده یا کشته شده باشد،از زمانی که حق تعالی خلق فرموده دنیا را تا زمانی که قیامت بر پا شود.صالح بن عقبه و سیف بن عمیری گفتهاند:علقمة بن محمّد حضرمی گفت:به حضرت باقر علیه السّلام گفتم:به من دعایی تعلیم فرما که آن در این روز بخوانم هرگاه آن جناب را از نزدیک زیارت کنم،و دعایی که آن را بخوانم هرگاه او را از نزدیک زیارت ننمایم و بخواهم به سلام به جانب او از شهرهای دور از خانهام اشاره کنم.به من فرمود:ای علقمه هرگاه آن دو رکعت نماز را بجای آوردی به سوی آن حضرت به سلام اشاره کن و در وقت اشاره به آن حضرت پس از گفتن تکبیر این کلام را بگو:[زیارتی که چند سطر بعد ذکر میشود]به درستی که هرگاه این کلام را گفتی،دعا کردهای به آن چیزی که دعا میکنند،به آن زائران آن حضرت از ملائکه و خدا برای تو صد هزار هزار درجه بنویسد و همانند کسی باشی که با امام حسین علیه السّلام شهید شده باشد تا مشارکت کنی با ایشان در درجاتشان و شناخته نشوی مگر در زمرۀ شهیدانی که با آن حضرت شهید شدهاند و برای تو نوشته شود و زیارت هر پیامبر و رسولی و پاداش زیارت هرکه زیارت کرده امام حسین علیه السّلام را از روزی که شهید شده،سلام خدا بر آن حضرت و اهل بیتش باد،میگویی:
سلام بر تو ای ابا عبد اللّه،سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،
سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان،و فرزند سرور جانشینان،سلام بر تو ای فرزند فاطمه سرور بانوان جهانیان،سلام بر تو ای خون خدا،و فرزند خون خدا و ای تنهای مظلوم،سلام بر تو و جانهایی که به درگاهت فرود آمدند،از جانب من بر همگی شما سلام خدا برای همیشه،تا هستم و تا شب و روز باقی است،ای ابا عبد اللّه،هرآینه عزایت بزرگ و سنگین شد،و مصیبت تو بر ما و بر همۀ اهل اسلام بس بزرگ گشت،و سنگین و بزرگ شد مصیبتت در آسمانها بر همۀ اهل آسمان،خدا لعنت کند امّتی را که بنای ستم و بیداد را بر شما اهل بیت بنیان نهادند،و خدا لعنت کند قومی را که شما را از مقامتان دور کرد،و از مرتبههایتان برکنار نمود،مرتبههایی که خدا شما را در آنها جای داد و خدا لعنت کند امّتی را که شما را کشتند،و خدا لعنت کند آنان را که امکان و توان جنگ با شما را برای ایشان تدارک دیدند من بیزاری میجویم به سوی خدا و به جانب شما از ایشان و از شیعیان و پیروان و دوستدارانشان،ای ابا عبد اللّه من در صلحم ما کسی که با شما صلح کرد،و در جنگم با کسی که با شما جنگید تا روز قیامت،و خدا لعنت کند خاندان زیاد و خاندان مردان را و خدا همۀ بنی امیه را لعنت کند،و لعنت کند پسر مرجانه و عمر بن سعد و شمر را،و لعنت کند امّتی را که مرکبها را زین کردند و لگام زدند و جنگ با تو را دنبال کردند،پدر و مادرم به فدایت همانا مصیبت بر من سنگین شد،از خدا که مقامت را گرامی داشت،و مرا به وسیلۀ تو کرامت بخشید،درخواست میکنم،که
خونخواهی تو را همراه پیشوای یاری شده از اهل بیت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)روزی من کند،خدایا به حق حسین مرا نزد خود در دنیا و آخرت آبرومند قرار ده،ای ابا عبد اللّه من به خدا و رسولش و امیر مؤمنان،و فاطمه و حسن تقرّب میجویم،به دوستی تو و به بیزاری.از کسی که پایهگذاری کرد اساس این واقعه را،و بنا نهاد بر آن بنیانش را،و روان شد در ستم و بیدادش بر شما،و شیعیان شما،از ایشان به سوی خدا و شما بیزارم و به خدا تقرّب میجویم،و پس از آن به شما نیز با دوستی نسبت به شما و دوستی نسبت به دوستان شما،و به بیزاری از دشمنانتان شما،و به بیزاری از دشمنانتان،و برپاکنندگان جنگ با شما،و به بیزاری از شیعیان و پیروان آنها،من در صلحم با کسی که با شما صلح کرد،و در جنگم با کسی که با شما جنگید،و دوستم با کسی که شما را دوست داشت،و دشمنم با کسی که شما را دشمن داشت،پس درخواست میکنم از خدا که مرا به معرفت و دوستان شما گرامی داشت و بیزاری از دشمنان شما را نصیب من کرد،اینکه مرا در دنیا و آخرت با شما قرار دهد،و جایگاهم را نزد شما استوار بدارد،و از او میخواهم که مرا برساند به مقام ستودهای که برای شما نزد خداست و روزی کند خونخواهیام را به همراه امام هدایتگر آشکار و گویای به حق از خاندان شما،و از خدا درخواست میکنم به حق شما،و شأنی که برای شما نزد اوست،که عطا کند به من به خاطر مصیبتزدگیام به شما برترین چیزی را که عطا
کند به مصیبتزدهای به خاطر مصیبتش،چه مصیبتی بزرگ است آن مصیبت،و چه عظیم است آن عزا در اسلام،و در همۀ آسمانها و زمین.خدایا در این جایگاه مرا از کسانی قرار ده،که از جانب تو به آنان درود و رحمت و آمرزش میرسد خدایا حیاتم را حیات[آمیخته به عشق]محمّد و خاندان محمّد،و مرگم را مرگ[در حال شیفتگی به]محمّد و خاندان محمّد قرار دهد.خدایا این روز روزی است که به آن تبرّک جستند بنی امیّه،و فرزند جگرخوار،آن لعنتشده فرزند لعنت شده بر زبان تو و زبان پیامبرت(درود خدا بر او و خاندانش)در هر کجا و هر موقفی که پیامبرت(درود خدا بر او و خاندانش)در آن ایستاد.خدایا لعنت کن ابا سفیان،و معاویه و یزید فرزند معاویه را،که از جانب تو بر آنان لعنت باد به جاودانگی جاودانها،و امروز روزی است که خوشحال شدند به این روز خاندان زیاد و خاندان مردان،بخاطر کشتن حضرت امام حسین را(درود خدا بر او)خدایا پس لعنت و شکنجهات را بر آنان دوچندان کن،خدای من در این روز و در این جایگاه و همۀ روزهای زندگیام به تو تقرّب میجویم،به بیزاریام از اینان و لعنت بر ایشان،و به دوستی پیامبر و خاندان پیامبرت(درود بر او و ایشان)سپس صد مرتبه میگویی خدا لعنت کن نخستین ستمکاری را که به حق محمّد و خاندان محمّد ستم کرد،و آخرین کسی را که در این ستم از او پیروی نمود.خدایا لعنت کن جمعیتی را که با حسین کردند،و همراهی نمودند و پیمان بستند،و پیروی کردند بر کشتن آن حضرت،خدایا همۀ آنان را لعنت کن،بعد صد مرتبه میگویی:سلام بر تو ای ابا عبد اللّه،و بر
جانهایی که به درگاهت فرود آمدند،از جانب من سلام خدا بر تو باد همیشه تا هستم و تا شب و روز باقی است و خدا زیارت شما آخرین زیارت از سوی من قرار ندهد،سلام بر حسین و بر علی بن الحسین و فرزندان حسین،و یاران حسین.آنگاه میگویی:خدایا اختصاص ده،اوّلین ستمکار را از جانب من به لعنت،و آغاز کن به آن لعنت اولین را،سپس دومین و سومین و چهارمین را،خدایا یزید پنجم آنان را لعنت کن،و لعنت کن عبید اللّه بن زیاد و پسر مرجانه و عمر بن سعد و شمر و خاندان ابو سفیان خاندان زیاد و خاندان مروان را تا روز قیامت.سپس به سجده میروی و میگویی:
خدایا سپاس تو را سپاس شکرگزاران بر مصیبتزدگی آنان،خدای را سپاس بر بزرگی عزایم، خدایا شفاعت حسین را در روز ورود[به قیامت]نصیبم کن،و ثابت بدار قدم صدق مرا نزد خود به همراه حسین و یاران حسین،آنان که جانشان را در دفاع از حسین(درود بر او)بخشیدند.علقمه گفت:
حضرت باقر علیه السّلام فرمود:اگر بتوانی آن حضرت را هر روز به این زیارت در خانۀ خود زیارت کنی زیارت کن،که تمام این ثوابها برای تو خواهد بود.محمّد بن خالد طیالسی از سیف بن عمیره روایت کرده:با صفوان بن مهران و جمعی دیگر از اصحاب خودمان به سوی نجف بیرون رفتیم پس از خروج حضرت صادق علیه السّلام از حیره به جانب مدینه زمانی که از زیارت امیر مؤمنان فارغ شدیم،صفوان صورت خود را به جانب مشهد ابا عبد اللّه گردانید،آنگاه به ما گفت:از نزد سر مقدّس امیر مؤمنان،حسین علیه السّلام را زیارت کنید،که از اینجا امام صادق علیه السّلام ایما و اشاره کرد،به سلام بر آن حضرت و من در آنوقت خدمت آن حضرت بودم.سیف گفت:صفوان همان زیارتی را خواند،که علقمة بن محمّد حضرمی
از امام باقر علیه السّلام در روز عاشورا روایت کرده بود،سپس دو رکعت نماز نزد سر امیر مؤمنان علیه السّلام بجا آورد،و پس از آن نماز،امیر مؤمنان علیه السّلام را وداع کرد و اشاره کرد به جانب قبر امام حسین علیه السّلام درحالیکه روی خود را به جانب او کرده بود و پس از زیارت او وداع گفت،و از جمله دعاهایی که بعد از نماز خواندن این بود:
ای خدا،ای خدا،ای پاسخدهندۀ خواسته بیچارگان،ای برطرف کنندۀ اندوه اندوهگینان،ای فریادرس داخواهان،ای دادرس دادجویان،ای آنکه به من از رگ گردن نزدیک است،ای آنکه میان شخص و دلش پرده میشود،ای آنکه بر دیدگاه برتر است،و بر سپهبد روش،ای آنکه بخشنده و مهربان است،و بر حکومت کشور هستی استیلا دارد،ای آنکه خیانت چشمها،و آنچه را سینهها پنهان کنند میداند،ای آنکه هیچ پوشیدهای بر او مخفی نیست،ای آنکه صداها بر او مشتبه نشود،ای آنکه نیازمندیها،او را به اشتباه نیندازند ای آنکه اصرار اصرارکنندگان او را به ستون نیاورد،ای دریابنده هر از دست رفته،ای گردآورندۀ هر پراکنده،ای آفرینندۀ جانها پس از مرگ،ای آنکه هر روز در کاری است،ای برآورندۀ حاجات،ای بیرون آورندۀ غمها از دلها،ای بخشندۀ خواهشها،ای سرپرست رغبتها،ای کفایت کنندۀ امور مهمّ،ای آنکه از هر چیز کفایت کند،و کفایت نکند از او چیزی در آسمانها و زمین،از تو درخواست میکنم به حق محمّد خاتم پیامبران،و علی امیر مؤمنان و به حق فاطمه دختر پیامبرت،و به حق حسین و حسین،من در این جایگاه به وسیلۀ آنان به تو توجه میکنم و به ایشان متوسّل میشوم،و به آنان به درگاه شفاعت میخواهم،و به حق آنان از تو درخواست میکنم و سوگند میخورم و تو را سوگند میدهم و
به شأنی که برای آنان نزد توست،و به حق قدری که برای آنان پیش تو است،و به آنچه آنان را بر جهانیان برتری دادی،و به حق نامت که آن را نزد آنان قرار دادی،و از میان جهانیان،آنان را به آن نام اختصاص دادی،و به آن نام وجودشان و فضلشان را از فضل جهانیان آشکار نمودی،تا فضل آنان بر فضل همۀ جهانیان برتری گرفت،از تو میخواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و غم و نگرانی و گرفتاریم را برطرف کنی،و مرا از مهمّ امورم کفایت نمایی و قرضم را ادا کنی،و از تهیدستی و درماندگی پناهم دهی،و از درخواست نمودن از مخلوقات بینیازم نمایی،و از من کفایت کنی اندوه کسی را که از اندوهش میترسم،و دشواری کسی را که از دشواری هراس دارم، و ناهمواری کسی را که از ناهمواریش بیم دارم،و شر کسی که از شرش میترسم،و فریب کسی که از فریبش وحشت دارم، و تجاوز کسی که از تجاوزش بیم دارم،و بیعدالتی کسی که از بیعدالتیاش میترسم،و سلطه کسی که از سلطه کسی که از سلطهاش وحشت دارم،و نقشه کسی که از نقشهاش بیم دارم،و قدرت کسی که از قدرتش به خود میترسم،و از تو میخواهم که بداندیشی بداندیشان مکر مکّاران را امن بگردانی خدایا هرکه قصد من کرده قصدش کن،و هرکه دربارۀ من بداندیشی کرد،در حقش بداندیشی کن،و از من حیله و نیرنگ و نیرو و آرزویش را بازگردان،و او را از من بازدار هرگونه که خواهی،و هر کجا که خواهی،خدایا او را از من سرگرم کن به فقری که جبرانش نکنی،و به بلایی که نپوشانیاش،و به نیازی که سدّش نکنی،و به دردی که عافیتش ندهی،و ذلّتی که عزیزش ننمایی،و مسکنتی که جبرانش نفرمایی.خدایا بزن خواری که در برابر دو چشمش،و وارد کن تهیدستی را
بر او در منزلش،و بیماری و درد را در بدنش،تا او را از من سرگرم کنندهای که فراغتی برایش نباشد،و یاد مرا از یادش ببر،همچنان که یاد خودت را از یادش بردی و نگاهدار از من گوش و چشم و زبان و دست و پا و قلب و همۀ اعضایش را،و در همۀ آنها بر او بیماری وارد کن،و شفایش مده،تا آن را قرار دهی برای او سرگرمی سرگرمکنندهای،از من و یاد من،و کفایت کن ای کفایت کننده،آنچه را که غیر تو کفایت نکند،به درستی که تویی کفایت کنندهای که کفایت کنندهای جز تو نیست،و گشایندهای جز تو نیست،و پناهدهندهای جز تو نیست نومید گشت کسی که پناهدهندهاش جز تو،و فریادرسش جز تو،و پناهگاهش جز تو،و گریزگاهش جز تو،و ملجأش جز تو،و جای نجاتش از مخلوق غیر توست،پس تویی آرامش و امیدم،و پناهگاه و گریزگاهم و ملجأ و جای نجاتم،به تو گشایش میخواهم،و به تو رستگاری میجویم،و به محمّد و خاندان محمّد سوی تو رو میکنم،و متوسّل میشوم،و شفاعت میخواهم،ای خدا،ای خدا،ای خدا،سپاس و شکر تو راست،شکایت تنها به سوی توست،و تویی که به یاری خواستهشدهای،از تو میخواهم ای خدا،ای خدا،ای خدا،به حق محمّد و خاندان محمّد،که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و غم و نگرانی و اندوه شدید مرا در این حالت برطرف کنی،همچنان که از پیامبرت نگرانی و غم و اندوه را برطرف نمودی،و او را از هراس دشمنش کفایت کردی از من برطرف کن همچنان که از او برطرف نمودی،و از من بگشای همچنان که از او گشودی،و مرا کفایت کن همچنان که او را کفایت کردی
از من برگردان هراس آنچه را که از هراسش میترسم،و هزینۀ آنچه را که از هزینهاش میترسم،و نگرانی آنچه را که از نگرانیاش بیم دارم،بدون هیچ زحمتی از این بابت بر هستیام،و مرا بازگردان به برآوردن حاجاتم،و کفایت آنچه مرا نگران کرده،نگرانیاش از کار آخرت و دنیایم،ای امیر مومنان و ای ابا عبد اللّه،بر شما از جانب من سلام خدا همیشه تا هستم و تا شب و روز هست،و خدا این زیارت را آخرین بار از زیارت شما قرار ندهد،و بین من و شما جدایی نیندازد،خدایا زنده بدار مرا چون زندگی محمّد و فرزندان او،و بمیران مرا چون مرگ آنان،و جانم را بگیر بر آیین ایشان،و محشور کن مرا در زمرۀ آنان،و بین من و ایشان هیچگاه جدایی مینداز،حتی به اندازۀ چشم برهمزدنی در دنیا و آخرت.
ای امیر مؤمنان،و ای ابا عبد اللّه،به خاطر زیارتتان به جانب شما آمدم،و به خدای پروردگارم و پروردگارتان متوسّلم،و به وسیلۀ شما متوجّه به سوی اویم،و به پیشگاه خدا به وسیلۀ شما دربارۀ این حاجتم خواستار شفاعتم،پس شما برای من شفاعت کنید،که برای شما نزد خدا مقام ستوده و منزلتی آبرومند و جایگاهی بلند و وسیله است،من از نزد شما باز میگردم،درحالیکه چشم به راه تحقق حاجت،و برآمدن و به انجام رسیدنش،از جانب خدا،به شفاعت شما به درگاه خدا برای خدا برای خود دربارۀ آن هستم،پس ناامید نگردم و نمیباشد بازگشتگاهم نومیدانه و زیانکارانه،بلکه بازگشتگاهم بازگشتم بر آنچه خدا خواست در جنبش و نیرویی نیست مگر به خدا،واگذار کنندهام،کارم را به خدا،با تکیه دادنم به خدا،در حال توکّل
بر خدا،و میگویم خدا مرا بس است و کافی است،میشنود خدا صدای کسی را که او را خواند،برای من ورای خدا و ورای شما ای سرورانم سرحدّی نیست،آنچه پروردگارم خواست شد،و آنچه نخواهد نمیشود،جنبش و نیرویی نیست جز به خدا شما را به خدا میسپارم،و خدا این زیارت را آخرین زیارت من از شما قرار ندهد،بازگشتم،ای آقای من ای امیر مؤمنان و مولای من،و تو ای ابا عبد اللّه ای سرور من و سلامم بر شما پیوسته باد،تا شب و روز پیوسته است،این سلام به شما رسنده است،نه اینکه سلامم از شما پوشیده باشد اگر خدا خواهد،و از او میخواهم به حق شما اینکه بخواهد آن را و انجام دهد،زیرا او ستوده و بزرگوار است،ای دو سرورم از نزد شما بازگشتم،در حال توبه و سپاس برای خدا،و شکرگذاری و امیدوار به اجابت،بدون یأس و ناامیدی،درحالیکه بازگردنده و بازگشت کننده و رجوع کننده به سوی زیارت شمایم،نه روگردان از شما،و نه از زیارتتان،بلکه رجوع کننده و بازگشت کنندهام اگر خدا بخواهد،و جنبش و نیرویی نیست جز بخدا،ای آقایانم به سوی شما و زیارتتان رغبت نمودم،پس از آنکه اهل دنیا نسبت به شما و زیارتتان بیرغبت شدند،خدا مرا از آنچه در زیارت شما امید و آرزو کردم ناامید نسازد به درستی که او نزدیک و پاسخدهنده است.
سیف بن عمیره میگوید:به صفوان گفتم:علقمة بن محمّد،این دعا را برای ما از حضرت باقر علیه السّلام روایت نکرد،بلکه همان زیارت را حدیث کرد.صفوان گفت:با سیّد خودم امام صادق علیه السّلام به این مکان وارد شدم،آن حضرت زیارت بجا آورد، مثل آنچه را که ما بجا آوردیم،و دعا کرد به این دعا هنگام وداع،پس از اینکه دو رکعت نماز بجا آورد،چنانکه ما نماز
بجا آوردیم و وداع کرد چنانکه ما وداع کردیم.آنگاه صفوان گفت:امام صادق علیه السّلام به من فرمود:بر این زیارت مواظبت کن و این دعا را بخوان و به آن زیارت کن،به درستی که من بر خدا ضامنم،برای هرکه زیارت کند به این زیارت و دعا کند به این دعا،از نزدیک یا دور،به اینکه زیارتش پذیرفته و سعیش پسندیده باشد و سلامش به آن حضرت برسد و آن سلام از آن جناب پوشیده نماند و حاجت او از جانب خدای تعالی روا شود،به هر مرتبه که خواهد برسد و او را ناامید باز نگرداند.ای صفوان این زیارت را به این ضمان یافتم از پدرم و پدرم از پدرش علی بن الحسین علیهم السّلام به مین ضمان و او از حسین علیه السّلام به همین ضمان و حسین علیه السّلام از برادرش حسن علیه السّلام به همین ضمان و حسن از پدرش امیر مؤمنان علیهما السّلام از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم با همین ضمان و رسول خدا صلی اللّه علیه و آله از جبراییل با همین ضمان و جبراییل از خدای تعالی با همین ضمان.به تحقیق خدای عزّ و جلّ به ذات مقدّس خود سوگند یاد کرده که هرکه حسین علیه السّلام را به این زیارت زیارت کند،از نزدیک یا دور،و دعا کند به این دعا،زیارت او را قبول میکنم و خواهش او را میپذیرم هر اندازه که باشد و خواستهاش را عنایت میکنم و از حضرت من با ناامیدی و خسارت باز نگردد و با خوشحالی بازش گردانم به برآوردن حاجت و رسیدن به بهشت و آزادی از دوزخ و شفاعت او را در حقّ هرکس که شفاعت کند میپذیرم،حضرت فرمود:جز دشمن ما اهل بیت که شفاعت در حق او قبول نشود.حق تعالی به این واقعیت بر ذات اقدسش سوگند خورده و ما را گواه گرفته بر آنچه ملائکه ملکوت به آن گواهی دادند.پس جبرائیل گفت:یا رسول اللّه خدا مرا بسوی تو فرستاده برای سرور و بشارت تو و شادی و بشارت علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان از اولاد تو علیهم السّلام تا روز قیامت مستّمر و پاینده باد شادمانی تو و علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان علیهم السّلام و شیعۀ شما تا روز رستاخیز آنگاه صفوان گفت:امام صادق علیه السّلام به من فرمود:هرگاه برایت بسوی خدای عزّ و جلّ حاجتی روی داد،زیارت کن به این زیارت از هر مکانی که بودی و این دعا را بخوان و حاجتت را از پروردگار خود بخواه از جانب خدا برآورده میشود و خدا وعدۀ خود را به رسول خود خلاف نخواهد فرمود،به جود و امتنانش و الحمد للّه.مؤلف گوید:در کتاب«نجم الثاقب»در زیل تشرّف جناب حاج سید احمد رشتی به محضر امام عصر ارواحنا فداه در سفر حجّ و فرمایش آن حضرت به او که شما چرا عاشورا نمیخوانید،عاشورا،عاشورا،عاشورا،«دلیل بر فضیلت و آثار و فواید این زیارت است»و ما آن حکایت را ان شاء اللّه پس از زیارت جامعه کبیره نقل خواهید کرد.[صفحه 839]شیخ ما ثقة الاسلام نوری رحمة اللّه علیه فرموده:اما زیارت عاشورا،در فضل و مقام آن بس که از سنخ سایر زیارات نیست که به ظاهر از انشاء و المای معصومی باشد،هر چند که از قلوب مطهّره ایشان چیزی جز آنچه از عالم بالا به آن رسد بیرون نیاید بلکه از سنخ احادیث قدسیّه است که به همین ترتیب از زیارت و لعن و سلام و دعا،از حضرت احدیّت جلّت عظمته به جبراییل امین و از او به خاتم انبیا صلی اللّه علیه و آله و سلّم رسیده و بنا بر تجربه،مداومت به آن در چهل روز یا کمتر در قضای حاجات و رسیدن به مقاصد و دفع دشمنان بینظیر است اما از بهترین فواید آنکه از مواظبت و مداومت بر آن
به دست آمده،فایدهای است که:ثقۀ صالح متقّی،حاج ملاّ حسین یزدی که از نیکان مجاور نجف اشرف است و پیوسته مشغول عبادت و زیارت از ثقۀ امین حاج محمّد یزدی نقل کرد که در شهر یزد مرد فاضل صالحی بود که همواره اشتغال به اصلاح امر آخرت خود داشت و شبها در مقبرۀ خارج یزد که در آن جماعتی از صالحان مدفونند و معروف به مزار است به سر میبرد و او را همسایهای بود که از کودکی با هم بزرگ شده بودند و برای درس پیش یک معلّم میرفتند،تا آنکه بزرگ شد و شغل عشّاری[ده یک گرفتن به زور و به ناحق مأمور مالیات]پیش گرفت تا از دنیا رفت و در همان مقبره نزدیک محلّی که آن مرد صالح بیتوته میکرد دفن کردند،پس از گذشتن کمتر از ماهی او را در خواب دید که در هیئت نیکویی است،به نزد او رفت و گفت:من آغاز و انجام و ظاهر و باطن کار تو را میدانم و میدانم از آنهایی نبودی که نیکی در باطن ایشان احتمال رود و شغل تو جز عذاب را نمیطلبد،پس به کدام عمل به این مقام رسیدی؟گفت:چنان است که گفتی،من از روز مردن در شدیدترین عذاب بودم، تا دیروز که زوجۀ استاد اشرف حدّاد فورت شد،و او را در این مکان دفن کردندو اشاره کرد به موضعی که قریب صدر ذرع از او دور بود و در شب وفات او،حضرت ابو عبد اللّه الحسین علیه السّلام سه مرتبه او را زیارت کرد و در مرتبۀ سوم به برداشته شدن عذاب این مقبره امر فرمود،پس حالت ما نیکو شد و در سعه و نعمت افتادیم،آن مرد صالح متحیّرانه از خواب بیدار شد،درحالیکه حدّاد را نمیشناخت و محّل او را نمیدانست،در بازار حدّادان از او پرسید،و او را یافت،از او پرسید:آیا برای تو همسری بود؟گفت آری دیروز وفات کرد،و او را در فلان مکان(و همان موضع را اسم برد)دفن کردیم،پرسید:او به زیارت ابی عبد اللّه علیه السّلام رفته بود؟گفت نه:گفت:ذکر مصائب او میکرد؟گفت:نه،گفت مجلس عزاداری داشت؟گفت:نه،حدّاد پرسید چه میجویی؟خواب را نقل کرد،گفت آن زن به خواندن زیارت عاشورا مواظبت و مداومت داشت.
دوم:زیارت عاشورای غیر معروفه:این زیارت،با زیارت معروفه متداوله در اجر و ثواب همسان است،و مشقّت گفتن صد مرتبه لعن،و صد مرتبه سلام را ندارد،و صورت آنکه در کتاب«مزار قدیم»نقل شده،بدون ذکر شرح آن،چنین است:هرکس دوست دارد آن حضرت را از شهرهای دور یا نزدیک زیارت کند،غسل نماید و به صحرا یا بام خانۀ خود رود، آنگاه دو رکعت نماز بجا آورد،و در آن سورۀ«توحید»را بخواند،چون سلام داد،به سوی آن حضرت به سلام اشاره کند و به این سلام و اشاره و نیّت،متوجّه شود به آن جهتی که ابو عبد اللّه الحسین علیه السّلام در آن است،یعنی رو به کربلای معلّی کند،آنگاه
با خشوع و استکانت بگوید:
سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر او ای فرزند مژدهدهنده و بیمدهنده،و فرزند آقای جانشینان،سلام بر تو ای فرزند فاطمه سرور بانوان جهانیان،سلام بر تو ای منتخب خدا و فرزند منتخبش،سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا،سلام بر تو ای تنهای مظلوم،سلام بر تو ای پیشوای هدایتگر پاک،و بر جانهایی که به درگاهت فرود آمدند و در جوارت اقامت کردند،و وارد شدند همراه زیارتکنندگانت،از سوی من سلام بر تو تا هستم،و تا شب و روز هست به راستی که مصیبت به تو بزرگ شد،و در میان مؤمنان و مسلمانان و همۀ اهل آسمانها و زمینها عظیم گشت،پس ما از خداییم و بسوی او باز میگردیم درودها و برکات و تحیّات خدا بر تو ای ابا عبد اللّه الحسین،و بر پدران اک و نجیبت،و بر نسلهای راهنما و رهیافتۀ شما،خدا لعنت کند امّتی را که از یاریات دریغ کردندو نصرت و کمک به تو را رها نمودند،و خدا لعنت کند امّتی را که بنیان ستم بر شما را بنا نهادند و زمینۀ بیعدالتی بر شما را آماده کردند،و برای آزار و ظلم به شما،راه را باز کردند و این ظلم و جور را در شهرهای شما و شیعیانتان جاری ساختند،به سوی خدا و شما ای آقایان و سرپرستانم،بیزار شدم از اینان و شیعیان و پیروانشان،از خدا ای سرپرستانم،که گرامی داشت
مقامتان را،و شرافت داد منزلت و شأنتان را،درخواست میکنم،که مرا به ولایت و اقتدای به شما و برائت از دشمنانتان گرامی بدارد،و از خدای نیکوکار مهربان میخواهم که دوستی شما را روزی من کند،و به طلب خونخواهی شما همراه امام مورد انتظار هدایتگر از خاندان محمّد موفّق نماید،و اینکه در دنیا و آخرت مرا با شما همراه کند،و به مقام پسندیدهای که برای شما نزد خداست برساند،و از خدای عزّ و جلّ درخواست میکنم،به حق شما،و به شأنی که برای قرار داده،که عطا کند به من به خاطر مصیبتزدگیام به شما،برترین چیزی را که به مصیبتزدهای به خاطر مصیبتش عطا کرد،و ما از خدایی و به سوی او باز میگردیم،و ای از مصیبتی که چه دردناک و سخت بود،برای دلهای مؤمنان و مسلمانان،پس ما از خداییم و به سوی او باز میگردیم.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا در این حالت از آنانی قرار ده که از جانب تو به آنها درودها و رحمت و آمرزش میرسد،و مرا در دنیا و آخرت در پیش خود آبرومند و از مقرّبان بدار،زیرا من به محمّد و خاندان محمّد(درود تو بر او و همۀ ایشان)به تو تقرّب میجوییم.خدایا من متوسّل میشوم،به برگزیده از خلقت،و منتخب از آفریدگانت محمّد و علی و پاکان از فرزندان آن دو بزرگوار.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و زندگی مرا زندگی(آمیخته به عشق)آنان و مردن مرا مردن(با شیفتگی به)آنان قرار ده،و در دنیا و آخرت بین من و آنان جدایی مینداز،که تو شنونده دعایی،خدایا امروز روزی است که انتقام در آن تازه میشود،و لعنت فرود میآید در آن بر لعنتشدگان
یزید و خاندان یزید،و بر خاندان زیاد،و عمر بن سعد و شمر،خدایا آنان را لعنت کن،و لعنت کن کسی که به گفتار و کردارشان راضی شد،از آغاز تا پایان لعنتی بسیار،و آنان را در آتش سوزانت وارد کن،و در دوزخ جایشان ده،دوزخی که بد جایگاهی است،و دوزخ را واجب گردان بر آنان و هرکه با آنان همکاری کرد،و با آنان همپیمان شد،و به آنان مساعدت نمود،و به کردارشان راضی شد،و باز کن بر روی ایشان و بر آنان،و بر هر که به این حادثه راضی شد لعنتهایت را که به آن لعنت کردی هر ستمکار،و هر غاصب و هر منکر و هر کافر و هر مشرک و هر شیطان رانده شده و هر گردنکش لجبازی را،خدایا یزید و خاندانش و فرزندان مروان همه را لعنت کن.دوچندان کن غضب و خشم و عذاب و انتقامت را بر اول ستمگری که به اهل بیت پیامبرت ستم کرد،خدایا تمام ستمکنندگان بر آنها را لعنت کن،و از آنان انتقام بگیر،زیرا تو صاحب انتقام از تبهکاران هستی،خدایا و لعنت کن اولین ستمکاری را که به خاندان محمّد ستم کرد،و لعنت کن ارواح و شهرها و گورهایشان را،و خدایا لعنت کن جمعیتی را که به کارزار با حسین فرزند دختر پیامبرت فرود آمدند،و با او جنگیدند،و یاران و یاوران و کمککاران و دوستان و شیعیان و دوستداران اهل بیت و فرزندانش را کشتند،و خدایا لعنت کن کسانی را که مالش را غارت کردند،و حریمش را ربودند،و سخن و گفتارش را نشنیدند،و خدایا لعنت کن هرکه این حادثه به اوء رسید و به آن راضی شد از گذشتگان و آیندگان و همۀ خلایق تا روز قیامت سلام بر تو ای ابا عبد اللّه الحسین،و بر آنان که با تو همراهی کردند و یاریات نمودند،و با جانشان با تو به مواسات برخاستند،و جانشان را در دفاع از تو بخشیدند،سلام بر تو ای مولایم و بر آنان،و بر روح تو
و بر ارواحشان،و بر خاک تو و بر خاکشان،خدایا رحمت و رضوان و راحت و ریحان به آنان عطا کن،سلام بر تو ای مولایم ای ابا عبد اللّه،ای فرزند خاتم پیامبران،و ای فرزند سرور جانشینان،و از فرزند سرور بانوان جهانیان،سلام بر تو ای شهید،ای فرزند شهید.خدایا در این ساعت،و در این روز،و در این وقت،و هروقت از جانب من تحیّت و سلام به او برسان،سلام بر تو ای فرزند سرور جهانیان،و بر کشتهشدگان به همراه تو،سلامی پیوسته تا شب و روز پیوسته است،سلام بر حسین بن علی شهید،سلام بر علی بن حسین شهید،سلام بر عباس فرزند شهید امیر مؤمنان،سلام بر شهیدان از فرزندان امیر مؤمنان،سلام بر شهیدان از فرزندان جعفر و عقیل سلام بر هر شهید گشته از مؤمنان.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و به آنان از جانب من تحیّت و سلام برسان.سلام بر تو ای رسول خدا،و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد،خدایا پاداشت را در مصیبت فرزندت حسین نیکو گرداند،سلام بر تو ای ابا الحسن ای امیر مؤمنان،و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد،خدا پاداشت را در مصیبت فرزندت حسین نیکو گرداند،سلام بر تو فاطمه دختر رسول پروردگار جهانیان،
سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد،خدا پاداشت را در مصیبت فرزندت حسین نیکو گرداند سلام بر تو ای ابا محمّد ای حسن،و سلام و رحمت و برکات بر تو باد،خدا پاداشت را در مصیبت برادرت حسین نیکو گرداند،سلام بر ارواح مردان و زنان با ایمان زندهها و مردههایشان،سلام و رحمت خدا و برکات خدا بر آنان باد،خدا پاداش آنان را در مصیبت مولایشان حسین نیکو گرداند،خدایا قرار ده ما را از خواستاران خونخواهی او به همراه امام دادگر،که اسلام و اهلش را به او عزیز گردانی،ای پروردگار جهانیان.بعد به سجده رو و بگو:خدایا تو را سپاس بر همۀ آنچه از امر عظیم نازل شد،و تو را سپاس بر هر امری و به سوی توست شکایت در امور بس مهم بزرگ،که به برگزیدگان و اولیایت اصابت کرد،و این به خاطر کرامت و فضل بسیاری است که بر آنان واجب کردهای.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و شفاعت حسین(درود بر او)را نصیب من کن،روز ورود به قیامت،و مقام مشهود،و حوض وارد شده،و برایم نزد خود قدم صدق قرار ده با حسین و یاران حسین(درود بر ایشان)آنان که با وجودشان با او مواسات نمودند، و جانشان را در برابر او بخشیدند،و همراه او با دشمنانت جهاد نمودند،به خاطر به دست آوردن خشنودیات و امید به تو،تصدیق به وعدهات،و ترس از تهدیدت،زیرا که تو لطف کنندهای به هر که بخواهی،ای مهربانترین مهربانان.
اربعین سیّدالشّهدا علیه السّلام مصادف با روز بیستم صفر است،شیخ طوسی در کتاب تهذیب و مصباح از حضرت حسن عسگری علیه السّلام روایت کرده:نشانههای مؤمن پنج چیز است:پنجاه و یک رکعت نماز گذاردن،که مراد هفده رکعت واجب،و سی و چهار رکعت نافله[مستحب]در هر شب و روز است،و زیارت اربعین،و انگشتر به دست راست نمودن،و پیشانی را در سجده بر خاک نهادن،و بلند گفتن«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» کیفیت زیارت حضرت امام حسین علیه السّلام در روز اربعین به دو صورت رسیده:
اول:زیارتی است که شیخ در دو کتاب تهذیب و مصباح از صفوان جمّال روایت کرده،که صفوان گفت:مولایم امام صادق علیه السّلام دربارۀ زیارت اربعین به من گفت:هنگامی که قسمت قابل توجهی از روز برآمده،بخوان:
سلام بر ولیّ خدا و حبیبش،سلام بر دوست خدا و نجیبش،سلام بر بندۀ برگزیدۀ خدا و فرزند برگزیدهاش،سلام بر حسین مظلوم شهید،سلام بر آن دچار گرفتاریها و کشتۀ اشکها،خدایا من گواهی میدهم که حسین ولیّ تو و فرزند ولیّ تو،و فرزند برگزیدۀ توست حسینی که به کرامتت رسیده،او را به شهادت گرامی داشتی،و به خوشبختی اختصاصش دادی،و به پاکی ولادت برگزیدی،و او را آقایی از آقایان،و پیشروی از پیشرویان،و مدافعی از مدافعان حق قرار دادی،و میراثهای پیامبران را به او عطا فرمودی،و او را از میان جانشینان حجّت بر بندگانت قرار دادی،و در دعوتش جای عذری باقی نگذاشت،و از خیرخواهی دریغ نورزید،و جانش را در راه تو بذل کرد،تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی
گمراهی برهاند،درحالیکه بر علیه او به کمک هم برخاستند،کسانی که دنیا مغرورشان کرد،و بهره واقعی خود را به فرومایهتر و پستتر چیز فروختند،و و آخرتشان را به کمترین بها به گردونه فروش گذاشتند،تکبّر کردند و خود را در دامن هوای نفس انداختند،تو را و پیامبرت را به خشم آوردند،و اطاعت کردند از میان بندگانت،اهل شکافافکنی و نفاق و بارکشان گناهان سنگین،و سزواران آتش را پس با آنان دربارۀ تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد،تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت خدایا آنان را لعنت کن لعنتی سنگین،و عذابشان کن عذابی دردناک،سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان،شهادت میدهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی،خوشبخت زیستی،و ستوده درگذشتی،و از دنیا رفتی گمگشته،و مظلوم و شهید،گواهی میدهم که خدا وفاکننده است آنچه را به تو وعده داده،و نابودکنندۀ کسانی را که از یاریات دریغ ورزیدند،و عذاب کنندۀ کسانی را که تو را کشتند،و گواهی میدهم که تو به عهد خدا وفا کردید و در راهش به به جهاد برخاستی تا مرگ فرا رسید،پس خدا لعنت کند کسانی را که تو را کشتند،و به تو ستم کردند،و این جریان را شنیدند و به آن خشنود شدند،خدای من تو را شاهد میگیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند،و دشمن با آنان که با او دشمنند،پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا،گواهی میدهم که تو در صلبهای بلندمرتبه و رحمهای پاک نوری بودی،جاهلیت با ناپاکیهایش تو را آلوده نکرد،و از جامههای تیره و تارش به تو نپوشاند،و گواهی میدهم که تو از ستونهای دین،و پایههای مسلمانان،و پناهگاه مردم مؤمنی،و
گواهی میدهم که پیشوای نیکوکار،با تقوا،راضی به مقدرات حق،پاکیزه،هدایت کننده،و هدایت شدهای،و گواهی میدهم که امامان از فرزندانت،اصل تقوا،و نشانههای هدایت،و دستگیره محکم،و حجّت بر اهل دنیا هستند و گواهی میدهم که من به یقین مؤمن به شمایم،و به بازگشتتان یقین دارم،براساس قوانین دینم،و عواقب عملم،و قبلم با قلبتان در در صلح،و کارم پیرو کارتان،و یاریام برای شما آماده است،تا خدا به شما اجازه دهد،پس با شمایم نه با دشمنانتان،درودهای خدا بر شما،و بر ارواح و پیکرهایتان،و بر حاضر و غایبتان،و بر ظاهر و باطنتان،آمین ای پروردگار جهانیان.
پس دو رکعت نماز میخوانی،و به آنچه میخواهی دعا میکنی و برمیگردی.
دوم:زیارتی است که از جابر روایت شده،و کیفیت آنچنان است که از عطا[ظاهرا همان عطیه عوفی کوفی همسفر جابر در اربعین برای زیارت حضرت امام حسین علیه السّلام است]نقل شده:در روز بیستم ماه صفر با جابر بن عبد اللّه انصاری بودم،چون به غاضریه رسیدیم در آب فرات غسل کرد،و پیراهن پاکیزهای که با خود داشت پوشیده،آنگاه به من گفت:آیا از بوی خوش چیزی،با تو هست ای عطا؟گفتم:سعد با من هست،قدری از آن گرفت و بر سر و بدن پاشید،و پابرهنه روانه شد،تا نزد سر مبارک امام حسین علیه السّلام ایستاد،و سه مرتبه اللّه اکبر گفت.پس افتاد و بیهوش شد،چون به هوش آمد شنیدم میگفت:«السّلام علیکم یا آل اللّه...»که درست همان زیارت نیمۀ رجب است که قبلان ذکر کردیم،و با آن جز در چند کلمه تفاوت ندارد،که آن هم احتمالا ناشی از اختلاف نسخههاست،چنانکه شیخ مرحوم احتمال داده.در هر صورت اگر کسی بخواهد آن را هم بخواند،به زیارت نیمۀ رجب رجوع کند،و همان را بخواند.
مؤلف گوید:زیارت امام حسین علیه السّلام در اوقات شریفه و شبها و روزهای متبرکه،به غیر این اوقات که ذکر شد،نیز افضل است،به ویژه اوقاتی که به آن حضرت نسبتی داشته باشد،مانند
روز مباهله و روز نزولا هل اتی و روز ولادت آن حضرت و نیز شبهای جمعه.و از روایتی استفاده میشود که حق تعالی در هر شب جمعه نظر لطفی بر آن حضرت مینماید،و همۀ پیامبران و اوصیای ایشان را به زیارت حضرتش میفرستد.ابن قولویه از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:هرکه قبر امام حسین علیه السّلام را در هر جمعه زیارت کند،البته آمرزیده میشود،و از دنیا با حالت حسرت بیرون نرود،و مسکنش در بهشت با امام حسین علیه السّلام باشد.در خبر اعمش آمده:همسایۀ او برایش گفت:در خواب دیدم رقعههایی از آسمان فرو میریزد،که در آنها برای هرکه امام حسین علیه السّلام را در شب جمعه زیارت کند امان نوشتهاند،و بعد از این در اعمال کاظمین در ضمن حکایت حاج علی بغدادی[صفحه 746]به این مطلب اشاره خواهد شد.و در غیر این اوقات از اوقات شریفه دیگر نیز خوب است آن حضرت زیارت شود.روایت شده از امام صادق علیه السّلام پرسیدند:آیا برای زیارت امام حسین علیه السّلام خاصی است که بهتر از زمانهای دیگر باشد؟فرمود:آن حضرت را در هروقت و هر زمان زیارت کنید که در زیارت آن حضرت خیر مقرّری است،هرکه آن را بیشتر به عمل آورد،خیر بیشتری خواهد یافت و هرکه کمتر انجام دهد خیر کمتری به دست میآورد،و در زیارت کردن آن حضرت در اوقات شریفه بکوشید،که اعمال صالحه در آن اوقات ثوابش دو چندان است و در آن اوقات شریفه فرشتگان الهی برای زیارت آن حضرت از آسمان نازل میشوند الخ.و برای خصوص این اوقات یاد شده زیارت منقولی یافت نشده،تنها برای روز سوم شعبان که روز ولادت حضرت امام حسین علیه السّلام است،دعایی از ناحیۀ مبارکه بیرون آمده که باید آن را خواند،و ما آن را در ضمن اعمال ماه شعبان ذکر کردیم،و همچنین بدان که زیارت آن حضرت در غیر کربلا،از شهرهای دور فضیلت زیادی دارد،و ما در اینجا به ذکر دو روایت که در کتابهای«کافی»،«تهذیب»و«من لا یحضره الفقیه»است قناعت میکنیم.
روایت اوّل: ابن ابی عمیر از هشام روایت کرده:امام صادق علیه السّلام فرمود:هرگاه راه یکی از شما دور،و از خانهاش تا قبور ما مسافت زیادی باشد،به پشت بام بلندتر منزل خود بالا رود،و دو رکعت نماز بجا آورد،و به سلام کردن به سوی قبرهای ما اشاره کند،به درستی که آن نماز و سلام به ما میرسد.
روایت دوم: از حنّان بن سدیر از پدرش نقل شده:امام صادق علیه السّلام به من فرمود:ای سدیر آیا هر روز قبر حسین علیه السّلام
را زیارت میکنی؟عرض کردم:فدایت شوم نه،فرمود:شما جفاکارید،آیا در هر جمعه او را زیارت میکنید؟گفتم:نه،فرمود آیا در هر ماهی زیارت میکنید؟گفتم:نه،فرمود:آیا در هر سالی زیارت میکنید؟گفتم:گاهی از سالها شده که زیارت کردهام فرمود:ای سدیر شما به امام حسین علیه السّلام چه جفاکارید!آیا نمیدانید که حق تعالی دو هزارهزار فرشته[در کتاب«تهذیب»و «فقیه»هزارهزار فرتشه آمده است]ژولیدهموی و غبارآلود گمارده تا بر آن حضرت گریه کنند و زیارت نمایند که هرگز سست نمیشوند،و برای تو ای سدیر چه میشود،که زیارت کنی قبر امام حسین علیه السّلام را در هر جمعه پنج مرتبه،و در هر روزی یک مرتبه؟گفتم:فدایت شوم بین ما و او فاصله بسیاری است،فرمود:به بام خانهات بالا رو و سپس به راست و چپ نظر کن،آنگاه سر خود را به سوی آسمان بردار،سپس قصد کن جانب قبر آن حضرت را و بگو:السّلام علیک یا ابا عبد اللّه،السّلام علیک و رحمة اللّه و برکاته به خاطر این عمل زیارتی برای تو نوشته میشود،و آن زیارت حجّ و عمره است.سدیر گفت:باشد که این را در ماه بیش از بیست مرتبه بجا آوردم،و در آغاز زیارت اوّل از زیارت مطلقه[صفحه 656]مطلبی که مناسب این مقام بود گذشت،مراجعه کنید.
در فضیلت و آداب تربت مقدسۀ امام حسین علیه السّلام
بدان که روایات بسیاری وارد شده که در تربت آن حضرت شفای هر درد و بیماری است بجز مرگ،و امان است از هر بلا،و باعث ایمنی است از هر خوف و بیم،و اخبار در این باب متواتر[یعنی از طرق بسیاری نقل شده]است،و معجزاتی که به سبب این تربت مقدّسه ظاهر گردیده بیشتر از آن است که به ذکر آید،و من در کتاب«الفوائد الرضویه»که که در تراجم علمای امامیه است،در احوال سیّد محدّث متبحّر آقا سیّد نعمت اللّه جزایری(ره)نوشتم،که آن سیّد جلیل القدر در تحصیل علم زحمت بسیار کشیده،و سختی و رنج فراوان برده است و حتی در اوایل تحصیل چون قادر به تهیه چراغ نبوده،در روشنی ماه مطالعه میکرده،لا جزم از کثرت مطالعه در پرتو نور مهتاب و بسیار نوشتن،چشمانش ضعیف شده
بود،بنابراین برای روشنی چشم خود،به تربت مقدّسه حضرت سید الشهداء علیه السّلام،و تربتهای سایر مراقد شریفۀ ائمه عراق اکتحال میکرد[مانند سرمه،به چشم میکشید]و به برکت آن تربتها چشمانش روشن میشد،و برای اینکه مبادا اهالی زمان ما به واسطۀ معاشرت با کفّار و افراد بیدین،این واقعیت را عجیب بشمارند،نگاشتم:همانا کمال الدین دمیری در کتاب «حیات الحیوان»نقل کرد:افعی هرگاه از عمرش هزار سال بگذرد،چشمانش کور میشود،حق تعالی به او الهام کرده است که برای رفع کوری خود،چشمانش را به رازیانۀ تر(نمناک)بمالد،او هم با چشم کور از بیابان به قصد باغها،و محلهایی ک در آنجا رازیانه باشد بیرون میآید،گرچه مسافیتی طولانی در بین باشد تا خود را به ان گیاه رسانده و چشم خویش را بر آن بمالد و روشنی چشمش بازگردد،و این مطلب را زمخشری و غیر او نیز نقل کردهاند.پس هرگاه حق تعالی در گیاه تری این خاصیت را قرار داده باشد،که مار کور به آن پی ببرد،و بهره خود را از آن بگیرد،چه جای تعجّب و شگفتی دارد،که خدا در تربت پسر پیامبر صلی اللّه علیه و آله که خود و عترتش در راه خدا کشته شدند،شفایی از همۀ امراض و فوائد و برکاتی قرار داده باشد،که شیعیان و محبّان از آن بهرهها ببرند،و ما در این مقام به ذکر چند خبر اکتفا میکنیم:
اوّل: روایت شده،حوریان بهشت،چون یکی از ملائکه را میبینند که برای کاری به زمین میآید،از او التماس میکنند که برای ما تسبیح و تربت قبر امام حسین علیه السّلام را به عنوان هدیه بیاور. دوم: به سند معتبر روایت شده است که شخصی گفت:
حضرت رضا علیه السّلام برای من از خراسان بستهای متاع فرستاد،چون گشودم در میان آن خاکی بود،از کسی که آورده بود پرسیدم این خاک چیست؟گفت:خاک قبر امام حسین علیه السّلام است و امام رضا علیه السّلام هرگز از جام و غیر جامه چیزی به جایی نمیفرستد مگر آنکه این خاک را در میانش میگذارد و میفرماید:این به اذن و مشیّت خدا،امان از بلاهاست. سوم: روایت شده عبد اللّه بن ابی یعفور خدمت امام صادق علیه السّلام عرض کرد:شخصی از خاک قبر امام حسین علیه السّلام برمیدارد،و بهرهمند میشود و دیگری برمیدارد،و سودی نمیبرد،فرمود:نه و اللّه هرکه بردارد و اعتقاد داشته باشد که به او سود میبخشد،البته سودی میبرد، چهارم:
از ابو حمزه ثمالی روایت شده:به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:میبینم اصحاب ما،خاک قبر امام حسین علیه السّلام را میگیرند،و از آن طلب شفا میکنند،آیا در آن شفایی هست؟فرمود:میتوان طلب شفا کرد،از خاکی که از فاصله میان قبر تا چهار میل
بردارند.و همچنین است خاک قبر جدّم رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و قبر امام حسن علیه السّلام و امام زین العابدین علیه السّلام و امام محمّد باقر علیه السّلام،پس بگیر از آن خاک که شفای هر درد است و سپری است برای دفع هرچه از آن میترسی و هیچچیز از چیزهایی که از آن طلب شفا میکنند با آن برابری نمیکند به غیز از دعا و چیزی که آن را فاسد میکند آن است که در ظرفها و جاهای بد میگذارند و آنها که با آن معالجه میکنند،یقینشان کم است،هرکه یقین داشته باشد که این تربت برای او شفاست،هرگاه با آن معالجه کند برایش کافی است و محتاج به دوای دیگر نخواهد شد.و آن تربت را شیاطین و کافران از جنّیان،که خود را بر آن میمالند فاسد میگردانند و نیز هر چیز را که آن تربت از آن میگذرد،بو میکنند،و امّا شیاطین و کافران جنّ به فرزندان آدم بر آن حسد میبرند،به همین دلیل خود را بر آن میمالند،که اکثر نیکی و بوی خوشش برطرف میشود.و هیچ تربتی از حایر بیرون نمیآید،مگر اینکه مهیّا میشوند از شیاطین و کافران جنّ برای آن تربت،به اندازهای که عدد آنها را کسی به غیر از خدا نمیشمارد،و آن تربت در دست صاحب آن است و ایشان خود را بر آن میمالند و ملائکه نمیگذارند ایشان داخل حایر مطهّر شوند و اگر تربت از گزند آنان سالم بماند،هر بیمار را که با آن معالجه نمایند،البته در آن ساعت شفا مییابد.بنابراین چون تربت را برداشتی پنهان کن و نام خدا را بر آن بسیار بخوان و شنیدهام که بعضی از مردم که تربت را بر میدارند،حتی عدهای از ایشان،آن را در توبرۀ چهارپایان،یا در ظرف طعام یا چیزهایی که دست به آن بسیار مالیده میشود،از خورجینها و جوالها میاندازند،پس چگونه از آن تربت شفا یابد کسی که به این نوع با این گوهر گرانبها معامله میکند؟البته دلی که در آن یقین نیست و سبک میشمارد چیزی را که صلاحش در آن است عمل خود را فاسد میکند. پنجم: روایت شده:هرگاه یکی از شما بخواهد تربت بردارد و با نوک انگشتان خویش بردارد،آن هم به اندازۀ یک نخود.پس آن را ببوسد و بر هر دو دیده گذارد و بر سایر بدن نیز بمالد و بگوید:
خدایا به حق این تربت،و به حق آنکه در آن فرود آمد،و در آن دفن شد،و به حق جدّ و پدر و مادر و برادرش و امامان از فرزندانش،و به حق ملائکۀ در برگیرندهاش از تو میخواهم که آن تربت را شفای از هر درد،و بهبود از
هر بیماری،و نجات از هر آفت،و پناه از آنچه میترسم و حذر میکنم قرار دهدی.سپس از آن استفاده کند.
روایت شده:که مهر کردن تربت امام حسین علیه السّلام آن است،که بر آن سورۀ انّا انزلناه بخوانی.و نیز روایت شده،هرگاه خواستی تربت را بخوری،یا به کسی بخورانی بگو:
به نام خدا و به خدا،خدایا ان را روزی فراخ،و دانش سودمند،و شفا از هر درد قرار بده،و درستی که تو بر هر چیز توانایی مؤلف گوید:فوائد تربت شریفۀ آن حضرت بسیار است،از جملۀ گذاشتن آن همراه میّت در قبر،و نوشتن کفن با آن مستحبّ است و دیگر سجده کردن بر آن است،روایت شده سجده بر آن،هفت حجاب را برمیدارد،یعنی باعث قبولی نماز میشود،نمازی که به عوالم بالا صعود کند و نیز ساختن تسبیح از تربت آن حضرت و ذکر گفتن با آن تسبیح و در دست داشتن آن است،که فضیلت بسیاری دارد،و از خاصیت آن تسبیح این است،که در دست آدمی تسبیح میگوید:بیآنکه صاحبش تسبیح گوید و معلوم است که این تسبیح غیر از آن تسبیحی است که در تمام موجودات است چنانکه خدای تعالی فرموده:«هیچ موجودی نیست جز آنکه تسبیح میگوید همراه با سپاس خدا،ولی شما تسبیح آنها را نمیفهمید»و عارف رومی در بیان آن چنین گفته:
گر تو را از غیب چشمی باز شد با تو ذرّات جهان همراز شد
نطق خاک و نطق آب و نطق گل هست محسوس حواس اهل دل
جملۀ ذرّات در عالم نهان با تو میگویند روزان و شبان
ما سمیعیم و بصیریم و هشیم با شما نامحرمان ما خامشیم
از جمادی سوی جان جان شوید غلغل اجزای عالم بشنوید
فاش تسبیح جمادات آیدت وسوسۀ تاویلها بزدایدت
در هر صورت این تسبیحی که در این روایت است،تسبیحی است که از خصوصیات تربت حضرت سید الشهداء(ارواحنا له الفداء)
است. ششم: از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده:هرکه تسبیح ساختهشدۀ از تربت امام حسین علیه السّلام را در دست بگرداند و بگوید:سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الاّ اللّه و اللّه اکبر»حق تعالی عوض هر دانه برای او شش هزار حسنه بنویسد،و از او شش هزار گناه محو کند،و به او شش هزار درجه ترفیع دهد و برای او شش هزار شفاعت ثبت کند.از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه در دست خود بگرداند سنگهایی که از تربت امام حسین علیه السّلام میرساند،یعنی تسبیح پخته،پس یک بار استغفار کند،هفتاد استغار برای او نوشته میشود،و اگر تسبیحی را در دست نگاه دارد،و تسبیح نگوید به عدد هر دانه هفت مرتبه برای او نوشته میشود. هفتم: در حدیث معتبری نقل شده:چون امام صادق علیه السّلام به عراق تشریف آوردند،گروهی خدمت حضرت رسیدند و عرض کردند:دانستهایم که تربت امام حسین علیه السّلام موجب شفای هر درد است،آیا باعث ایمی از هر خوف نیز هست؟فرمود:آری،هرگاه کسی بخواهد که او را از هر بیمی امان بخشد،باید تسبیحی که از تربت آن حضرت ساخته باشند،در دست بگیرد،و سه مرتبه این دعا را بخواند:
صبح کردم خدایا چنگزنان به پیمان و جوار محکمت،که مورد دستبرد واقع نگردد،و از دست قدرتت گرفته نشود،از شرّ هر زورگو و شبیخونزننده در شب،از همۀ آنان که آفریدی،و آنچه آفریدی از مخلوقاتت،خاموش و گویا،در سپری محکم از هر موجود ترسناک،با پوششی سرشار و قلعهدار،و آن سپر ولایت اهل بیت پیامبرت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)است درحالیکه نگاهدار خود هستم از هرکه قصد آزارم را دارد، با دیوار محکم اخلاص،در اعتراف به حقّشان،و چنگ زدن به رشتۀ ولایت تمامی آنان،درحالیکه یقین دارم که حق برای آنان و با آنان،و از سوی آنان،و در میان آنان و به واسطۀ آنان است.دوست دارم کسی را که آنان دوست دارند،و دشمن دارم کسی را که آنان دشمن دارند و کنارهگیری میکنم از هرکه آنها از او کناره گرفتند،پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا نگهدار،خدایا به حق ایشان از شرّ هر چه از آن
میپرهیزم،ای بزرگ دور ساختم دشمنانم را از خود به وسیلۀ پدیدآورندۀ آسمانها و زمین،ما را از پیش روی ایشان و پشت سرشان سدی قرار داریم پس ایشان نمیبینند.پس تسبیح را ببوسد و بر هر دو چشم بمالد و بگوید:خدایا از تو میخواهم به حق این تربت مبارک،و به حق صاحبش،و به حق جدّ و پدر و مادر و برادرش،و به حق فرزندان پاکش،آن را شفایی از هر درد، و ایمنی از هر بیم،و نگهدار از هر بدی قرار ده.بعد تسبیح را بر جبین خود بگذارد،اگر در صبح چنین کند،تا شام در امان خدا باشد و اگر در شام چنین کند تا صبح در امان خدا باشد.در روایت دیگری نقل شده:هرکه از پادشاهی یا غیر او بترسد،چون از خانه بیرون آید،این عمل را انجام دهد،تا نگهداری و حافظی از شرّ ایشان برای او باشد.مؤلف گوید:
مشهور میان علما آن است که خوردن گل و خاک مطلقا جایز نیست،مگر تربت مقدّسۀ امام حسین علیه السّلام به قصد شفا بدون قصد لذّت.آن هم به اندازۀ یک نخود،بلکه احوط آن است که به اندازۀ یک عدس باشد،و خوب است تربت را در دهان بگذارد،و پس از آن جرعهای از آب بخورد و بگوید:
خدایا آن را روزی فراخ،و دانش سودمند،و شفای از هر درد و بیماری قرار ده.
علاّمۀ مجلسی رحمة اللّه فرموده:احوط آن است که مهر و تسبیح و تربت آن حضرت را خرید و فروش نکنند،بلکه به هدیه و بخشش بدهند و در برابر آنها اگر تراضی کنند،بیآنکه اوّل شرط کرده باشند شاید بد نباشد،چنانکه در حدیث معتبری از امام صادق علیه السّلام نقل شده:هرکه خاک قبر امام حسین علیه السّلام را بفروشد،چنان است که گوشت آن حضرت را فروخته و خریده.
مؤلف گوید:شیخ ما محدّث چیرهدست ثقة الاسلام نوری رحمة اللّه در کتاب«دار السلام»نقل کرده:روزی یکی از برادران
من خدمت مرحومه والدهام رسید،مادرم دید تربت امام حسین علیه السّلام را،در جیب پایین قبای خود گذاشته،مادرم او را نهی کرد،که این بیادبی به تربت مقدّسه است،چه اینکه بسا شود زیر ران قرار گیرد و شکسته شود،برادرم گفت:چنین است که فرمودی و تاکنون دو مهر شکستهام،ولی عهد کرد که پس از آن تربت را در جیب پایین خود نگذارد،چند روزی از این قضیّه گذشت،علاّمه و الدم بدون اینکه از این مطلب اطلاع داشته باشد،خواب دید که مولای ما حضرت ابا عبد اللّه السحین علیه السّلام برای دیدن او به خانه تشریف آورد،و در اطاق کتابخانه نشست،و ملاطفت و مهربانی بسیار کرد و فرمود:پسران خود را دعوت کن بیایند تا آنها را اکرام کنم.پس پسرها را خواست،و با من پنج نفر بودند،همۀ آنها کنار در مقابل آن حضرت ایستادند،و نزد حضرت جامهها و چیزهای دیگری بود،یکیک را میخواند،و چیزی از آنها به او میداد،نوبت به برادر مزبور رحمه اللّه رسید،حضرت نظری به او انداخت،مانند کسی که در غضب باشد.و التفات به پدرم نمود و فرمود:این پسر تو دو تربت از تربتهای قبر مرا در زیر ران خود شکسته،پس آن حضرت او را مثل برادران دیگر نخواند،بلکه چیزی به سوی او افکند،و الآن در ذهن من است که گویا قاب شانۀ ترمه به او داد،بعد علاّمۀ والد بیدار شد و خواب خود را برای مرحومه والده نقل کرد،و والده حکایت برادرم را برای او بیان نمود،ولاد از صدق این خواب شگفتزده شد.
در فضیلت و کیفیت زیارت کاظمین یعنی امام موسی کاظم و امام محمّد تقی علیهما السّلام و ذکر مسجد براثا
و زیارت نواب اربعه و زیارت جناب سلمان و مشتمل بر چند بخش است:
بدان که برای زیارت این دو امام معصوم علیهما السّلام فضیلت بسیاری ذکر شده،و در اخبار بیشماری وارد شده که زیارت موسی بن جعفر علیهما السّلام مثل زیارت پیامبر صلی اللّه علیه و آله است.و در روایتی است:هرکه او را زیارت کند،مانند آن است که حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و امیر مؤمنان را زیارت کرده،و در روایت دیگری:مثل آن است که امام حسین علیه السّلام را زیارت کرده
باشد،و در حدیث دیگری:هرکه او را زیارت کند،بهشت برای اوست.
شیخ جلیل محمّد بن شهر آشوب در«مناقب»از تاریخ بغداد نقل کرده:که خطیب مؤلّف آن کتاب به سند خود از علی بن خلال روایت نموده:هیچ امر دشواری مرا روی نداد،که بعد از آن به نزد قبر حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام روم،و متوسّل به آن جناب شوم،مگر آنکه خدا،آن را برایم آسان کرد.و نیز گفته است:زنی در بغداد دیده شد که میدوید به و گفتند:کجا میروی؟گفت:به سوی قبر موسی بن جعفر علیها السّلام میروم،برای پسرم که او را حبس کردهاند دعا کنم،مردی حنبلی مذهب در آنجا حاضر بود،آن زن را مسخره کرد،و گفت:پسرت در زندان از دنیا رفت، آن زن گفت:خدایا از تو درخواست میکنم،به حق کسی که در زندان شهیدش کردند[مرادش موسی بن جعفر علیه السّلام بود] قدرت خود را به من بنما،به ناگاه پسر آن زن را رها کردند،و فرزند آن مرد حنبلی را که مسخره کرده بود،به جنایت او گرفتند شیخ صدوق از ابراهیم بن عقبه روایت کرده:
خدمت امام هادی علیه السّلام نامهای نوشتم،و در نامه پرسیدم از زیارت ابی عبد اللّه السحین علیه السّلام،و از زیارت حضرت موسی بن جعفر و حضرت جواد علیهما السّلام،منظور از پرسش آن بود که بدانم کدام یک از این دو زیارت افضل است؟ حضرت در جواب نوشته بودند:ابو عبد اللّه علیه السّلام مقدم است،و زیارت این دو معصوم جامعتر،و ثوابش عظیمتر است.
اما کیفیّت زیارت کاظمین علیهما السّلام:بدان که زیارات آن حرم شریف،بعضی اختصاص به هر یک از آن دو بزرگوار دارد،و بعضی مشترک ما بین آن دو امام است.
اما زیارت مختصّ به حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام چنانکه سیّد ابن طاووس در کتاب«مزار»نقل کرده:آن است که چون خواستی آن حضرت را زیارت کنی،سزاوار است غسل کنی و بعد با آرامش و وقار به زیارت،روانه شوی همین که به در حرم رسیدی بایست و بگو:
خدا بزرگتر است،خدا بزرگتر است،معبودی جز خدا نیست،و خدا بزرگتر است،خدا را سپاس بر هدایت نمودن به سوی دینش،و موفق نمودن بر
آنچه فرا خواند به سوی آن از راهش.خدایا تویی کریمترین قصد شده،و کریمترین آمده شده،نزد تو آمدهام درحالیکه به تو تقرّب میجویم،به وسیلۀ فرزند دختر پیامبرت،درودهایت بر او،و بر پدران پاک،و فرزندان پاکیزهاش باد.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و کوششم را بیثمر مکن،و امیدم را قطع مساز،و مرا نزد خود در دنیا و آخرت آبرومند و از مقرّبان قرار ده.بعد وارد شو،و پای راست خود را مقدّم دار و بگو:
به نام خدا و با خدا،و در راه خدا،و بر آیین رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)،خدایا بیامرز مرا و پدرم و مادرم و همۀ مردان و زنان مؤمن را.همین که به در بارگاه شریف رسیدی بایست،و طلب اذن کن و بگو:آیا وارد شوم ای رسول خدا،آیا وارد شوم ای پیامبر خدا آیا وارد شوم ای محمّد بن عبد اللّه،آیا وارد شوم ای امیر مؤمنان،آیا وارد شوم ای ابا محمّد حسن،آیا وارد شوم ای ابا عبد اللّه الحسین،آیا وارد شوم ای ابا محمّد علی بن السحین،آیا وارد شوم ای ابا جعفر محمّد بن علی،آیا وارد شوم ای ابا عبد اللّه جعفر بن محمّد،آیا وارد شوم ای مولایم ای ابا الحسن موسی بن جعفر،آیا وارد شوم ای مولای من ای ابا جعفر،آیا وارد شوم ای مولای من ای محمّد بن علی.سپس وارد شو،و چهار مرتبه بگو:اللّه اکبر و مقابل قبر بایست،و قبله را پشت کتف خود قرار بده،آنگاه بگو:
سلام بر تو ای ولیّ خدا،و فرزند ولیّ خدا،سلام بر تو ای حجّت خدا،و فرزند حجّت خدا،سلام بر
تو ای برگزیدۀ خدا و فرزند برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای امین خدا و فرزند امین خدا،سلام بر تو ای نور خدا در تاریکیهای زمین،سلام بر تو ای پیشوای هدایت،سلام بر تو ای پرچم دین و تقوا،سلام بر تو ای خزانهدار دانش پیامبران،سلام بر تو ای خزانهدار دانش رسولان،سلام بر تو ای جانشین اوصیای گذشته،سلام بر تو ای معدن وحی آشکار،سلام بر تو ای صاحب دانش یقینی،سلام بر تو ای خزانۀ دانش رسولان،سلام بر تو ای امام شایسته،سلام بر تو ای پیشوای زاهد،سلام بر تو ای امام عابد،سلام بر تو ای امام سرور و رشید،سلام بر تو ای کشتۀ شهید گشته،سلام بر تو ای فرزند رسول خدا و فرزند جانشینش،سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای مولای من موسی بن جعفر، گواهی میدهم که تو از جانب خدا آنچه را بر عهده داشتی رساندی،و از آنچه به تو سپرده بود نگهداری نمودی،و حلال خدا را حلال،و حرام خدا را حرام کردی،و احکام خدا را بپا داشتی،و کتاب خدا را تلاوت نمودی،و در راه خدا بر آزار مردم صبر کردی،و در راه خدا آنگونه که باید جهاد کردی تا مرگ تو را دررسید،و گواهی میدهم که درگذشتی،بر آنچه پدران پاک،و اجداد پاکیزه،و جانشینان راهنما،آن پیشوایان هدایتیافته درگذشتند،گمراهی را بر هدایت ترجیح ندادی،و از حق به جانب باطل منحرف نشدی،و
گواهی میدهم که برای خدا و رسول خدا و امیر مومنان خیرخواهی کردی،و امانت را ادا نمودی،و از خیانت دوری گزیدی،و نماز بپا داشتی،و زکات دادی،و امر به معروف و نهی از منکر نمودی،و خدا را تنها از روی اخلاص،و اجتهاد و تنها برای او عبادت کردی،تا مرگت فرا رسید،پس خدا از سوی اسلام و اهلش پاداشت دهد،برترین و شریفترین پاداش ای فرزند رسول خدا،به سویت آمدم برای زیارت،درحالیکه،عارف به حقّت هستم،و به فضلت اقرار دارم،متحمّل دانشت میباشم،پوشیده به پیمانت،و پناهآورنده به قبرت،زره گزیده به ضریحت،شفاعتخواه به واسطۀ تو به سوی خدا،دوستدار دوستانت،دشمن دشمنانت،بینای به مقامت،و هدایتی که تو بر آن هستی،دانای به گمراهی کسی که با تو مخالفت کرد،و کوردلی ای که آنان برآنند،پدر و مادر و جان و خاندان و مال و فرزندانم فدایت ای پسر رسول خدا،به سوی تو آمدم درحالیکه به زیارتت به سوی خدای تعالی تقرّب میجویم،و به پیشگاهش به وسیلۀ تو طلب شفاعت میکنم،پس مرا نزد پروردگارت شفاعت کن،تا گناهانم را بیامرزد،و از جرمم درگذرد،و از بدیهایم چشم بپوشد،و خطاهایم را محو نماید،و وارد بهشتم کند،و بر من آنگونه که او شایستۀ آن است تفّضل نماید،و مرا و پدران و برادران و خواهرانم و همۀ مردان و زنان با ایمان را در مشارق و مغارب زمین بیامرزد،به فضل وجود و احسانش.سپس خود را بر قبر بینداز،و آن را ببوس،و دو طرف صورت خود را بر آن بگذار،و به آنچه که خواهی دعا کن،آنگاه رو به جانب سر برگرد و بگو:
سلام بر تو ای مولای من ای موسی بن جعفر و رحمت و برکات خدا بر تو باد،گواهی میدهم که تویی پیشوای راهنما و سرپرست ارشاد کننده،و تویی معدن تنزیل،و صاحب تأویل،و حامل تورات و انجیل،و عالم عادل،و راستگوی عمل کننده،ای مولای من،من به سوی خدا از دشمنانت بیزاری میجویم،و به دوستیات به خدا تقرّب مینمایم،پس درود و رحمت و برکات خدا بر تو و پدران و اجداد و فرزندان و شیعیان و دوستدارانت باد.آنگاه دو رکعت نماز زیارت بجا آر،و در آن دو رکعت سورۀ یس و الرّحمن یا هر سورهای از قرآن که برایت آسان باشد بخوان،سپس به آنچه میخواهی دعا کن.
زیارت دیگر:شیخ مفید و شیخ شهید و محمّد بن مشهدی فرمودهاند:چون خواستی موسی بن جعفر علیهما السّلام را در بغداد زیارت کنی، غسل کن،و حرم شریف را قصد نما،و بر در حرم بایست،و اذن دخول بطلب، آنگاه وارد حرم شو،درحالیکه میگویی:به نام خدا و با خدا و در راه خدا،و بر آیین رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش)و سلام بر اولیای خدا سپس برو تا برابر قبر حضرت موسی بن جعفر قرار گیری،چون نزد قبر ایستادی بگو:
سلام بر تو ای نوز خدا در تاریکیهای زمین،سلام بر تو ای ولیّ خدا،سلام بر تو ای حجّت خدا،سلم بر تو ای باب خدا.گواهی میدهم که تو نماز بپا داشتی،و زکات پرداخیت،و امر به معروف و نهی از منکر نمودی،و کتاب خدا را آنگونه که باید تلاوت کردی،و در راه خدا
کوشیدی کوشش شایسته،و بر آزار و اذیت در راه خدا تنها برای خدا صبر نمودی،و او را خالصانه عبادت کردی،تا مرگ تو را دررسید،گواهی میدهم که تو به خدا و رسول خدا سزاوارتری،و اینکه تو به حق فرزند رسول خدایی،به سوی خدا از دشمنانت بیزاری میجویم،و با دوستیات به خدا تقرّب مینمایم،ای مولای من به حضورت آمدم عارف به حقّت،دوستدار دوستانت،دشمن دشمنانت،پس مرا نزد خدا شفاعت کن.پس خود را بر قبر بینداز،و آن را ببوس و گونههایت را به روی آن بگذار،آنگاه برگرد و به جانب سر بیا و بایست و بگو:
سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،گواهی میدهم که تو صادق،خیرخواهانه،ادای وظیفه کردی،و امینانه گفتی،و به حال شهادت درگذشتی،و کوردلی را بر هدایت ترجیح ندادی،و از حق به جانب باطل منحرف نشدی،درود خدا بر تو و پدران و فرزندان پاک تو.پس قبر نورانی را ببوس و دو رکعت نماز زیارت بجای آر،و بعد از این دو رکعت،هر نمازی که خواستی بخوان،آنگاه به سجده رو و بگو:
خدایا به تو اعتماد نمودم،و آهنگ تو کردم،و به فضلت امیدوار شدم،و قبر امامم را که اطاعتش را بر من واجب نمودی زیارت کردم،و به وسیلۀ او به سوی تو توسّل جستم،پس به حق آنان که بر خود واجب نمودهای مرا و پدر و مادرم و همه اهل ایمان را بیامرز،ای کریم.پس طرف راست صورت خود را بر قبر بگذار و بگو:
خدایا حاجات مرا دانستهای پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و آنها را برآور.آنگاه جانب چپ صورت را بر قبر بگذار و بگو:
خدایا تو گناهانم را برشمردهای،پس به حق محمّد و خاندان محمّد،درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد،و آنها را بیامرز و به آنچه تو شایستۀ آنی بر من تصدّق فرما.سپس به سجده برو،و صد مرتبه بگو:شکرا شکرا آنگاه سر از سجده بردار،و به آنچه خواهی و برای هرکه خواهی و او را دوست داری،دعا کن.
مؤلّف گوید:سیّد جلیل علی بن طاووس رضی اللّه عنه در کتاب «مصباح الزائر»در یکی از زیارت حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام این صلوات بر حضرت را که مشتمل بر شمّهای از فضایل و مناقب و عبادات و مصائب آن جناب است نقل کرده:البته زائر،خود را از فیض خواندن آن محروم نسازد.
خدایا درود فرست بر محمّد و اهل بیتش،و درود فرست بر موسی بن جعفر،جانشین نیکوکاران،و پیشوای خوبان و خزانۀ انوار،و وارث آرامش و متانت و حکمتها و آثار،آنکه همواره شب را با بیداری تا سحر،با به هم پیوستن استغفار زنده میداشت،همپیمان سجدههای طولانی،و اشکهای سرشار و راز و نیاز بسیار،و نالههای به هم پیوسته،و قرارگاه خرد و عدالت و خوبی و کرم و بذل،و خو گرفته به بلا و صبر،پایمال شده به ستم،و دفن شده به بیعدالتی و معذّب در عمق زندانها و تاریکیهای زیرزمینها،با ساق کوبیده،به حلقههای زنجیرها،و جنازهای که با خواری و سبک انگاشتن بر آن جار زده شده،وارد شونده بر جدّش مصطفی و پدرش مرتضی و مادرش سرور بانوان،با ارثی غصب شده،و حکومتی ربوده،و فرمانی مغلوب،و خونی خواسته،و زهری نوشانده،خدایا همچنان که او بر سختی محنتها صبر کرد،جام اندوه گرفتاریها را نوشید،و در برابر خشنودیات
تسلیم شد،و طاعت را برایت خالص نمود،و خشوع را بیآلایش کرد،و فروتنی را شعار خود ساخت،و با بدعت و اهلش دشمنی نمود،و ملامت ملامتگری در چیزی از اوامر و نواهی تو در او اثر نکرد،بر او درود فرست درودی بالنده عالی،پاک،که با آن درود باری او واجب گردانی شفاعت امتهایی از آفریدگانت،و گروههایی از مخلوقت،و از جانب ما به او تحیت و سلام برسان،و از نزد خود در موالاتش به ما فضل و احسان و آمرزش و رضوان عنایت کن،که تو دارای فضل فراگیر و گذشت فراوان هستی،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
همان سه عالم بزرگوار فرمودهاند:متوجه به جانب قبر ابی جعفر محمّد بن علیّ الجواد علیه السّلام شو،که پشت سر جدّ بزرگوار خود مدفون است.چون نزد قبر آن حضرت ایستادگی بگو:سلام بر تو ای ولیّ خدا،سلام بر تو ای حجّت خدا،سلام بر تو ای نور خدا در تاریکیهای روی زمین،سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو و بر پدرانت،سلام بر تو و بر فرزندانت سلام بر تو و بر دوستانت.گواهی میدهم که نماز بپا داشتی،و زکات پرداختی،و امر به معروف و نهی از منکر نمودی،و کتاب خدا را آنگونه که باید تلاوت کردی،و در راه خدا جهاد کردی جهادی شایسته،و در راه او بر آزار صبر نمودی تا مرگ تو را دررسید،زائر به سویت آمدهام،و به حقّت عارفم
دوستدار دوستانت،و دشمن دشمنانت هستم،مرا نزد پروردگارت شفاعت کند.آنگاه قبر را ببوس و صورت خود را بر آن بگذار،سپس دو رکعت نماز زیارت بجا آر،و بعد از آن هر نمازی که خواهی بخوان،پس به سجده رو و بگو:به کسی که بد کرده و مرتکب گناه شده و درمانده گشته،و اعتراف نموده رحم کن.آنگاه طرف راست صورت را بر زمین بگذار و بگو اگر من بندهای بودم،تو نیکو پروردگاری هستی.سپس طرف چپ صورت را روی زمین بگذارد و بگو:بزرگ شده گناه از بندهات،پس باشد نیکو گذاشت از جانبت ای کریم.
آنگاه به سجده بازگرد و صد مرتبه بگو:شکرا شکرا[سپاس سپاس].
زیارتی دیگر:سیّد ابن طاووس در کتاب«مزار»فرموده:چون موسی بن جعفر علیهما السّلام را زیارت کردی،نزد قبر حضرت جواد علیه السّلام میایستی،و آن را میبوسی و میگویی:
سلام بر تو ای ابا جعفر محمّد بن علی نیکوکار پرهیزگار،پیشوای وفادار،سلام بر تو ای خشنود از خدا و پاکیزه،سلام بر تو ای ولیّ خدا،سلام بر تو ای محرم راز خدا،سلام بر تو ای سفیر خدا،سلام بر تو ای راز خدا،سلام بر تو ای روشنایی خدا،سلام بر تو ای تابش خدا،سلام بر تو ای کلمۀ خدا،سلام بر تو ای رحمت خدا،سلام بر تو ای نور درخشان،سلام بر تو ای ماه برآمده،سلام بر تو ای پاکزاد از پاکزادان سلام بر تو ای پاک از پاکان،سلام بر تو ای نشانۀ بزرگتر،سلام بر
بر تو ای حجّت اکبر،سلام بر تو ای پاک و پاکیزه از لغزشها،سلام بر تو ای منزّه از دشواریها،سلام بر تو ای برتر از نقص اوصاف،سلام بر تو ای پسندیده نزد مردم شرافتمند،سلام بر تو ای ستون دین،گواهی میدهم که تو ولیّ خدا و حجّت او در زمینش هستی،و تو مقرّب خدا و منتخب حق،و سپردگاه علم خدا،و پیامبران،و پایۀ ایمان،و ترجمان قرآنی،گواهی میدهم هرکه از تو پیروی کرد بر حق و هدایت است و هرکه تو را انکار کرد و با تو از در دشمنی درآمد بر گمراهی و هلاکت است،به خدا و به تو،در دنیا و آخرت از آنان بیزاری میجویم،سلام بر تو تا هستم و تا شب و روز هست.و در صلوات بر آن حضرت بگو:خدایا درود فرست بر محمّد و اهل بیتش،و درود فرست بر محمّد بن علی پاک،پرهیزگار،نیکوکار وفادار،پیراسته،بیعیب،راهنمای امّت،و وارث امامان،و خزانهدار رحمت،و چشمههای حکمت،و پیشرو برکت،و همسان قرآن در وجوب از او،و یگانۀ جانشینان در اخلاص و عبادت،و حجّت والایت،و نمونه برترت،و کلمۀ زیباترت،دعوتکننده به سویت،و دلالت کننده بر وجودت،که او را چونان پرچی برای بندگانت نصب کردی،و او را قرار دادی مترجم کتابت،و آشکارا اجرا کننده امرا،و یاور دینت،و حجّت بر بندگانت،و نوری که به وسیلۀ او پردۀ تاریکیها دریده شود،و مقتدایی که هدایت به وسیلۀ او دریافت گردد
و شفیعی که به وسیلۀ آن به بهشت توان رسید.خدایا همچنان که در خشوع برای تو بهرهاش را گرفت،و از خشیت تو سهمش را کامل نمود پس بر او درود فرست،چندین برابر آنچه درود فرستادی،بر نمایندهای که طاعتش را پسندیدی،و خدمتش را پذیرفتی و از جانب ما به او تحیّت و سلام برسان،و به ما از پیش خود،در دوستیاش فضل و احسان و آمرزش و رضوان عنایت کن تو صاحب احسان دیرینه،و چشمپوشی زیبا هستی.آنگاه نماز زیارت بخوان و پس از سلام بگو:تویی پروردگار و منم پروریده تا آخر دعا که در کتابهای زیارتی معتبر روایت شده است.
زیارتی دیگر:شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه روایت کرده:چون خواستی آن حضرت را زیارت کنی،غسل کن،و خود را پاکیزه نما،و دو جامۀ پاک بپوش،و در زیارت آن جناب بگو:
خدایا درود فرست بر محمّد بن علی پیشوای با تقوا،بیعیب،راضی به حق،پسنیده،و حجّت بر هر که روی زمین و زیر زمین است،درودی بسیار،بالنده،پاکیزه،مبارک،پیوسته،پیدرپی پیاپی همانند برترین درودی که بر یکی از اولیایت فرستادی،و سلام بر تو ای ولیّ خدا،سلام بر تو ای نور خدا،سلام بر تو ای حجّت خدا،سلام بر تو ای پیشوای مومنان،و وارث علم پیامبران،و چکیدۀ جانشینان،سلام بر تو ای نور خدا در تاریکیهای زمین،زائر به سویت آمدم،عارف به حقّت،دشمن دشمنانت،دوستدار دوستانت،پس مرا نزد پروردگارت شفاعت کن.
آنگاه حاجت خود را بخواه،و بعد از آن در بارگاهی که قبر حضرت جواد علیه السّلام است چهار رکعت نماز بالای سر بخوان،دو رکعت برای حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام،دو رکعت برای حضرت جواد علیه السّلام و نزد سر حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام که مقابل قبور قریش است نماز بجا نیاور،که آنها را قبله خود قرار دادن جایز نیست.مؤلّف گوید:از کلام شیخ صدوق،ظاهر میشود،که در آن زمانها قبر شریف موسی بن جعفر علیهما السّلام جدا بود،و بارگاه و در جداگانه داشته،مردم پس از زیارت موسی بن جعفر علیهما السّلام بیرون رفته و در بارگاه حضرت جواد علیه السّلام وارد میشدند.
بخش اوّل:آنکه برای هر کدام جداگانه باید خواند.شیخ جلیل جعفر بن محمّد قولویه در کتاب«کامل الزیارات»از حضرت هادی علیه السّلام روایت کرده:در زیارت هر یک از آن دو امام بگو:
سلام بر تو ای ولیّ خدا،سلام بر تو ای حجّت خدا،سلام بر تو ای نور خدا در تاریکیهای زمین،سلام بر تو ای آنکه اراده خدا دربارهاش تغییر کرد،زائر به حضورت آمدم،عارف به حقّت دشمن با دشمنانت،دوست با دوستانت،ای مولای من نزد پروردگارت برای من شفاعت کن.این زیارت در نهایت اعتبار است و شیخ صدوق و شیخ کلینی و شیخ طوسی هم با اختلاف کمی آن را ذکر کردهاند.
بخش دوم:زیارتی است که به قرائتش،آن دو امام دو امام علیهما السّلام زیارت میشوند،و آنچنان است که شیخ مفید و شهید و محمّد بن مشهدی ذکر کردهاند،که در زیارت آن بزرگواران،همین که نزد ضریح ایستادی میگویی:
سلام بر شما ای دو نمایندۀ خدا،سلام بر شما ای دو حجّت خدا،سلام بر شما ای دو نور خدا در تاریکیهای زمین.گواهی میدهم که شما از سوی خدا آنچه را بر عهدۀ هر دو وجود شریفتان گذاشته شده بود رسانیدید،و آنچه بر آنچه سپرده شده بود
حفظ کردید،حلال نمودید حلال خدا را،و حرام کردید حرام خدا را،و بپا نمودید حدود خدا را،و تلاوت کردید کتاب خدا را،و در راه او بر آزار مردم شکیبایی ورزیدید،و به حساب خدا گذاشتید تا مرگ شما را دررسید،از دشمنانتان به خدا بیزاری میجویم،و به دوستی شما متقرّب به خدا میشوم،زائر به حضورتان آمدم،عارف به حقّتان،دوستدار دوستانتان،دشمن دشمنانتان،بینا به هدایتی که بر آن هستید،آگاه به گمراهی کسی که با شما مخالفت ورزید،پس نزد شما نزد پروردگارتان برای من شفاعت کنید،که برای شما پیش خدا آبرویی بس عظیم و مقامی بس ستوده است.آنگاه تربت شریف آنجا را ببوس و سمت راست صورت خویش را بر آن بگذار،سپس به جانب سر مقدس آن بزرگواران برو و بگو:سلام بر شما دو تن،ای دو حجّت خدا در زمین و آسمان،بنده و دوست شمایم،زیارت کننده شما دو امامم،به زیارتتان به سوی خدا تقرّب میجویم،خدایا برای من در میان اولیای برگزیدهات،زبان راستی قرار بده،و زیارتگاههای آنان را محبوبم گردان،و در دنیا و آخرت با آنان همراهم کن،ای مهربانترین مهربانان.
آنگاه برای هر یک دو رکعت نماز بجا آر،و خدا را به آنچه میخواهی بخوان.
مؤلّف گوید:چون در گذشته تقیّه بسیار شدید بود،برای زیارت این دو امام همام علیهما السّلام زیارتهای مختصر و کوتاه تعلیم میدادند برای اینکه شیعیان از آسیب طاغوتیان محفوظ باشند،و اگر زائری خواهان زیارت مفصّل و بلند باشد زیارت جامعه را بخواند که برای ایشان بهترین زیارت است،به ویژه یکی از زیارات جامعه که از روایتش ظاهر میشود اختصاص بیشتری به حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام دارد،و آن زیارت،پس از این در آغاز زیارات جامعه خواهد آمد.[صفحه 829]جون زائر قصد خروج از شهر را کرد آن دو بزرگوار را وداع کند،با دعاهای و داعی که از جملۀ آنها دعایی است که شیخ طوسی علیه الرّحمه در کتاب«تهذیب»
ذکر فرموده:که چون خواستی حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام را وداع گویی نزد قبر بایست و بگو:سلام بر تو ای مولایم ای ابا الحسن،و رحمت و برکات خدا بر تو باد،به خدا میسپارمت،و بر تو سلام میفرستم،به خدا و رسول و به آنچه تو آوردهای،و بر آن نشانه نهادی ایمان آوردیم.خدایا ما را در شمار گواهان بنویس.
همچنین در وداع حضرت جواد علیه السّلام میگویی:سلام بر تو ای مولایم ای ابا الحسن،و رحمت و برکات خدا بر تو،به خدا میسپارمت و بر تو سلام میفرستم،به خدا و رسول و آنچه تو آوردهای و بر آن نشانه نهادی ایمان آوردیم.خدایا ما را در شمار گواهان بنویس.آنگاه از خدا بخواه،که این آخرین زیارت تو نباشد و دوباره توفیق بازگشتن به دست آوری،و قبر را ببوس و دو سمت صورتت را بر قبر بگذار.
مؤلف گوید:از اموری که مناسب است در اینجا نقل شود،داستان سعید صالح صفیّ متقیّ حاج علی بغدادی است که شیخ ما در کتاب جنّة المأوی و النّجم الثاقب نقل کرده،و در النّجم الثّاقب فرموده:اگر نبود در این کتاب شریف،جز این حکایت معتبر صحیح که در آن فواید بسیاری است،و در همین نزدیکیها واقع شده،هرآینه در شرافت و نفاست آن کافی بود،آنگاه بعد از مقدماتی فرموده:حاجی مذکور ایّده اللّه نقل کرده:بر گردن من هشتاد تومان سهم امام جمع شد.به نجف اشراف رفتم بیست تومان آن را به جناب علم الهدی و التّقی شیخ مرتضی اعلی اللّه مقامه و بیست تومان به جناب شیخ محمّد حسین مجتهد کاظمینی،و بیست تومان به جناب شیخ محمّد حسن شروقی دادم،و بر عهدهام بیست تومان باقی ماند،که قصد داشتم،در بازگشت به جناب شیخ محمّد حسن کاظمینی آل یاسین بدهم،چون به بغداد بازگشتم،خوش داشتم در ادای آنچه بر گردن من بود شتاب کنم،روز پنجشنبه بود،که به زیارت دو امام همام کاظمین علیهما السّلام مشرف شدم،پس از آن خدمت جناب شیخ سلّه اللّه رفتم و مقداری از آن بیست تومان را به ایشان دادم،و بقیّه را وعده کردم که پس از فروش بعضی از اجناس به تدریج به من حواله کنند،
تا به اهلش برسانم،در بعد از ظهر آن روز تصمیم به بازگشت به بغداد گرفتم،ولی جناب شیخ فرمود بمانم،عذر آوردم که باید مزد کارگران کارخانۀ ریسبافی خود را بدهم،چون شیوهام با پرداخت مزد آنان در عصر هر پنجشنبه بود،بر این پایه برگشتم چون یک سوم راه را تقریبا پیمودم،سید جلیلی را دیدم که از جانب بغداد رو به من میآید،چون نزدیک شد سلام کرد و دستهای خود را برای مصافحه و معانقه گشود،و فرمود:اهلا و سهلا،سپس مرا در آغوش گرفت،معانقه کردیم،و هر دو یکدیگر را بوسیدیم،بر سر عمامه سبز روشنی داشت،و بر رخسار مبارکش خال سیاه بزرگی بود،پس ایستاد و فرمود:حاج علی خیر است،کجا میروی؟گفتم:کاظمین علیهما السّلام را زیارت کردم،و به بغداد باز میگردم،فرمود:امشب شب جمعه است برگرد،گفتم:ای سرور من،متمکّن نیستم،فرمود:هستی،برگرد تا برای تو گواهی دهم که از موالیان جدّ من امیر مؤمنان علیه السّلام و از موالیان مایی،و نیز شیخ گواهی دهد،زیرا خدای تعالی امر فرموده:دو شاهد بگیرید.و این اشاره به مطلبی بود که در خاطر داشتم،که از جناب شیخ خواهش کنم،نوشتهای به من بدهد،که من از موالیان اهل بیت علیهم السّلام هستم و آن را در کفن خود بگذارم.پس گفتم:تو چه میدانی،و چگونه شهادت میدهی؟فرمود:کسی که حق او را به او میرسانند،چگونه آن رساننده را نمیشناسد؟گفتم:کدام حق؟فرمود:آنچه به وکیل من رساندی،گفتم:وکیل تو کیست؟فرمود:شیخ محمّد حسن،گفتم وکیل توست؟فرمود:وکیل من است،و به جناب آقا سید محمّد گفته بود،که ناگهان در خاطرم خطور کرد این سیّد بزرگوار،مرا به اسم خواند،با آنکه او را نمیشناسم؟به خود گفتم شاید او مرا میشناسد،ولی من او را فراموش کردهام باز در باطن خود گفتم:این سید از حق سادات،چیزی از من میخواهد،خوش دارم از سهم امام چیزی به او برسانم،گفتم:
ای سیّد،نزد من از حق شما چیزی مانده،در امر آن به جناب شیخ محمّد حسن مراجعه کردم،تا حق شما را[یعنی حق سادات]به اجازۀ او ادا کنم،پس بر چهرۀ من تبسمی کرد و فرمود:آری بعضی از حق ما را به وکلای ما در نجف اشرف رساندی،گفتم:آنچه ادا کردم پذیرفته شد؟فرمود:آری.پس در خاطرم گذشت که این سیّد،نسبت به علمای اعلام میگوید:«وکلای ما!»و این در نظرم گران آمد،به خود گفتم:علما در گرفتن حقوق سادات،وکلایند و مرا غفلت گرفت.آنگاه فرمود:بازگرد جدّم را زیارت کن،بازگشتم درحالیکه دست راست او،در دست چپ من بود.چون به راه افتادیم،دیدم طرف راست
نهر آب سپید صافی جاری است،و درختان لیمو و نارنج و انار و انگور و غیر آن،همه با میوه همزمان،بی آنکه فصل آنها باشد بالای سر ما سایه انداخته،گفتم:این نهر و این درختان چیست؟فرمود:هرکس از موالیان ما زیارت کند جدّ ما را و نیز خود ما را،اینها با او خواهد بود.گفتم:میخواهم سؤالی بپرسم،فرمود:بپرس،گفتم:شیخ عبد الرّزاق مرحوم،مردی مدرّس بود،روزی نزد او رفتم،شنیدم میگفت:کسی که در طول عمر خود،روزها را روزه باشد،و شبها را به عبادت به سر برد،و چهل حج و چهل عمره بجا آورد،و در میان صفا و مروه بمیرد،و از موالیان امیر مؤمنان علیه السّلام نباشد،برای او چیزی نیست،فرمود:آری و اللّه برای او چیزی نیست،آنگاه از حال یکی از خویشان خود پرسیدم،که آیا او از موالیان امیر مؤمنان علیه السّلام است؟فرمود:آری او و هر که متعلق به توست،گفتم:آقای ما،برای من پرسشی است،فرمود:بپرس،گفتم:تعزیهخوانان امام حسین علیه السّلام میخوانند که سلیمان اعمش نزد شخصی آمد،و از زیارت سید الشهداء علیه السّلام پرسید،گفت:بدعت است!پس در خواب هودجی را میان زمین و آسمان دید،پرسید:در آن هودج کیست؟گفتند:فاطمه زهرا و خدیجه کبری علیهما السّلام گفت:کجا میروند؟گفتند:
در این شب که شب جمعه است به زیارت امام حسین علیه السّلام میروند،آنگاه نوشتههایی را دید که از هودج فرو میریزد،و در آن نوشته شده:
امانی است از آتش برای زائران حسین(درود بر او)در شب جمعه،امانی است از آتش در روز قیامت آیا این حدیث صحیح است؟فرمود:آری خبری راست و تمام است.گفتم:آقای ما آیا صحیح است که میگویند هرکه حسین علیه السّلام را در شب جمعه زیارت کند،برای او امان است؟فرمود:آری و اللّه،سپس اشک از دیدگان مبارکش جاری شد و گریست.گفتم:آقای ما پرسشی دیگر.فرمود:بپرس،گفتم:سال هزار و دویست و شصت و نه امام رضا علیه السّلام را زیارت کردیم،و در درّود یکی از عربهای شروقیّه را،که از بادیهنشینان طرف شرقی نجف اشرفند،ملاقات کرده و او را مهمان کرده،از او پرسیدم ولایت امام رضا علیه السّلام چگونه است؟گفت:بهشت،امروز پانزده روز است که من
از مال مولایم امام رضا علیه السّلام خوردهام،نکیر و منکر را چه رسد که در قبر نزد من آیند!!گوشت و خون من از طعام آن حضرت در مهمانخانهاش روییده،این صحیح است؟علی بن موسی الرضا علیه السّلام میآید،و او را از منکر و نکیر خلاص میکند؟ فرمود:آری و اللّه جدّ من ضامن است.گفتم:آقای ما پرسشش کوچکی است که میخواهم بپرسم،فرمود:بپرس گفتم:زیارت من از امام رضا علیه السّلام پذیرفته است؟فرمود:پذیرفته است ان شاء اللّه تعالی،گفتم آقای ما پرسشی دیگر،فرمود:بسم اللّه،گفتم:حاج محمّد حسین بزّازباشی فرزند محروم حاج احمد بزّاز باشی آیا زیارتش پذیرفته است یا نه، و او با من در راه مشهد رضا علیه السّلام رفیق و شریک در هزینهها بوده است؟فرمود:عبد صالح زیارتش پذیرفته است.
گفتم:آقای ما پرسشی دیگر.فرمود:بسم اللّه،گفتم:فلان که از اهل بغداد همسفر ما بود آیا زیارتش پذیرفته است؟سکوت کرد،گفتم:آقای ما پرسش دیگر،فرمود:بسم اللّه،گفتم:سخنم را شنیدی یا نه؟زیارتش پذیرفته است،یا پذیرفته نیست؟باز جوابی نداد!حاجی مذکور نقل کرد که آنان چند نفر از مرفهّین اهل بغداد بودند که در این سفر پیوسته به لهو و لعب مشغول بودند،و آن شخص هم مادر خود را کشته بود،پس در راه به موضعی وسیع از جادّه رسیدیم که دو طرف آن باغها و روبروی شهر شریف کاظمین است،و موضعی از آن جادّه از طرف راست پیوسته به باغهاست که از بغداد میآید،و آن متعلّق به بعضی از یتیمان سادات بود،که حکومت آن را به ستم داخل در جادّه کرد،و اهل تقوا و ورع ساکن این دو شهر[بغداد و کاظمین]همیشه از راه رفتن در آن در آن قطعه از زمین کناره میگیرند،ولی آن جناب را دیدم در آن قطعه راه میرود! گفتم:ای سید من این موضع مالع بعضی از یتیمان سادات است،تصرّف در آن روا نیست.فرمود:این موضع از اموال جدّ ما امیر مؤمنان علیه السّلام و فرزندان او و اولاد ماست،تصرّف در آن برای موالیان ما حلال است.در نزدیکی آن مکان در طرف راست باغی است متعلّق به شخصی که او را حاجی میرزا هادی میگفتند،و او از ثروتمندان غیر عرب در بغداد بود،گفتم:آقای ما آیا راست است که میگویند زمین باغ حاج میرزا هادی متعلّق به موسی بن جعفر علیهما السّلام است؟ فرموده:به این مسئله چه کار داری و از جواب روی گرداند.پس به نهر آبی که از رود دجله برای آبیاری مزارع و باغهای آن حدود جدا میکنند و از جاده میگذرد رسیدیم،آنجا به طرف شهر دو راه وجود دارد:یکی راه سلطانی و دیگر راه سادات و آن جناب به راه سادات
میل فرمود،گفتم بیار از راه سلطانی برویم.فرمود:نه از این راه مربوط به خود میرویم،پس آمدیم،چند قدمی نرفتیم که خود را بدون دیدن کوچه و بازار در صحن مقدّس موسی بن جعفر علیهما السّلام نزد کفشداری دیدیم،از طرف باب المراد که از سمت مشرق و طرف پایین پاست وارد ایوان شدیم و کنار در رواق مطهّر مکث نفرمود،و اذن دخول نخواند،داخل شد و کنار در حرم ایستاد سپس فرمود:زیارت کن،گفتم قاری نیستم،فرمود:برایت بخوانم؟گفتم:آری،فرموده:
ای خدا آیا وارد شوم،سلام بر تو ای رسول خدا،سلام بر تو ای امیر مؤمنان.
همچنین بر یکیک امامان سلام کردند تا رسیدند به حضرت امام حسن عسگری علیه السّلام،فرمودند:سلام بر تو ای ابا محمّد حسن عسگری.آنگاه فرمود:امام زمان خود را میشناسی؟گفتم:چرا نمیشناسم!فرمود:بر امام زمان خود سلام کن،گفتم:سلام بر تو ای حجّت خدا،ای صاحب زمان،ای فرزند حسن.
پس تبسّم نمود و فرمود:سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد.پس داخل حرم مطهر شدیم،و به ضریح مقدّس چسبیدیم و آن را بوسیدیم،آنگاه به من فرمود:زیارت کن،گفتم:من قاری نیستم.فرمود:برای تو زیارت بخوانم؟گفتم:آری،فرمود کدام زیارت را میخواهی؟گفتم:هر زیارت که افضل است مرا به آن زیارت ده،فرمود:
زیارت«امین اللّه»افضل است،مشغول به خواندن شد و فرمود:
سلام بر سما ای دو امین خدا بر روی زمین،و دو حجّت خدا بر بندگانش.در این حال چراغهای حرم را روشن کردند،من دیدم شمعها روشن است،ولی حرم نورانی به نوری دیگر است،نوری همانند نور آفتاب و شمعها همانند چراغی بودند که روز در آفتاب روشن کنند و من آنچنان در غفلت بودم،که هیچ ملتفت این آیات نمیشدم،چون از زیارت فارغ شدند،از سمت پایین پا به پشت سر آمدند،و در طرف شرق ایستادند و فرمودند:آیا جدّم حسین علیه السّلام را زیارت میکنی؟ گفتم:آری شب جمعه است زیارت میکنم،پس زیارت وارث را خواندند،درحالیکه اذانگوها از اذان مغرب فارغ
شدند و به من فرمود:به جماعت ملحق شو و نماز بخوان،و خود تشریف آورد،در مسجد پشت سر حرم مطهر در آنجا نماز جماعت منعقد بود،ولی ایشان در سمت راست امام جماعت،محاذی او ایستادند،و من وارد صف اول شدم و برایم برای ادای نماز جایی باز شد،چون فارغ شدم ایشنان را ندیدم،از مسجد بیرون آمدم،در حرم جستجو کردم ایشان را نیافتم، قصد داشتم ایشان را ملاقات کنم،و چند ریالی به ایشان بدهم،و شب نیز ایشان را نزد خود نگاه دارم که مهمان من باشد ناگاه از خود پرسیدم که آن سیّد که بود؟و آیات و معجزات گذشته را مورد توجه قرار دادم،از اطاعتم نسبت به او،در بازگشتن به کاظمین،با آن کار مهمی که در بغداد داشتم،و مرا به اسم خواندن با اینکه او را ندیده بودم،و گفتار او که گفت:
موالیان ما و اینکه من شهادت میدهم،و دیدن نهر جاری،و درختان میوهها در غیر فصل مناسب و وقایع دیگری که گذشت همه سبب یقین من شد،که او حضرت مهدی علیه السّلام است،به ویژه در قسمت اذن دخول،و سؤال از من،بعد از سلام بر امام عسگری علیه السّلام که امام زمان خود را میشناسی؟چون پاسخ دادم میشناسم،فرمود:سلام کن،چون سلام کردم تبسّم کرد و جواب داد.با شتاب نزد کفشدار آمدم،و از حال حضرتش پرسیدم،گفت:بیرون رفت،سپس پرسید این سیّد رفیق تو بود؟گفتم:آری.در هر صورت به خانۀ مهماندار خود آمدم،و شب را در آنجا ماندم،چون صبح شد،نزد جناب شیخ محمّد حسن رفتم،و آنچه را دیده بودم نقل کردم،شیخ دستش را بر دهان خود گذاشت،و از اظهار این قصه و افشایر این سرّ نهی کرد،و و فرمود:خدا تو را موفّق کند.من این واقعه را مخفی میداشتم،و برای هیچکس اظهار نمیکردم،تا یک ماه از این قضیه گذشت،روزی در حرم مطهر بودم،سیّد بزرگواری را دیدم،که نزدیک من آمد و پرسید چه دیدی؟و به داستان آن روز اشاره کرد،گفتم:چیزی ندیدم،باز آن سخن را تکرار کرد،و من به شدت انکار کردم،ناگهان از نظرم ناپدید شد و دیگر او را ندیم.
بدان که مسجد براثا از مساجد معروف و متبرّک است،و در بین بغداد و کاظمین در راه زائران واقع شده،ولی غالبا از فیض آن محروم بوده و با همه فضایل و شرافتی که برای آن نقل شده مورد بیاعتنایی است.حموی که از مورّخان سال
ششصد است،در کتاب«معجم البلدان»گفته:براثا محلهای بود در طرف بغداد،در قبلۀ کرخ،و در جنوب باب محول،و در آن مسجد جامعی بوده که شیعیان در آن نماز میخواندند که خراب شده و نیز گفته:شیعیان ما از زمان راضی باللّه خلیفۀ عباسی،در آن مسجد جمع میشدند،و سبّ[بدگویی]صحابه میکردند ولی به دستور راضی باللّه،ناگهان در آن مسجد ریختند، و هرکه را یافتند گرفتند و حبس کردند،و مسجد را خراب و با خاک یکسان کردند.شیعیان این خبر را به امیر الامرای بغداد «بحکم ما کافی»رساندند،او هم به تجدید بنا،و گسترش بنای مسجد،و محکم ساختن آن فرمان داد،و در بالای مسجد اسم راضی باللّه را نوشت.پیوسته آن مسجد آباد و محّل اقامۀ نماز بود،ولی پس از سال چهارصد و پنجاه تا الآن معطّل مانده! براثا پیش از بنای بغداد روستایی بوده،که گمان مردم آن است که حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام در زمانی که به جنگ خوارج نهروان میرفت گذارش به آنجا افتاد،و در مسجد جامع مذکور نماز خواند،و در حمّامی که در آن روستا بود وارد شد.«براثا»منسوب به او شعیب براثی عابد است،و او نخستین کسی بود که در«براثا»در کوخی[یعنی خانهای که از نی ساخته بود] ساکن شد،و در آن کوخ خدا را عبادت میکرد،تا دختری از اولاد مستوفیان بزرگ که تربیتشدۀ قصرها بود،گذارش به کوخ او افتاد،همین که به ابو شعیب افتاد و حال او را دید،از آن حال معنوی بسیار لذّت برد،و جذبه ابو شعیب او را در ربود،به اندازهای که پایبند او شد،به ناچار نزد آن عابد زاهد آمد و گفت:میخواهم خادم تو باشم،گفت:میپذیرم به شرط اینکه از این شک و هیبئت خارج شوی،آن سعادتمند پذیرفت و از آنچه در اختیار داشت چشم پوشید،و آراسته به لباس عابدان شد.ابو شعیب او را به همسری برگزید،همین که آن دختر وارد کوخ شد،قطعۀ حصیری دید،که ابو شعیب آن را برای حفظ خویش از رطوبت زمین زیر بدن خود انداخته بود،دختر گفت:
من نزد تو نخواهم ماند،مگر وقتی که این قطعه حصیر را از زیر خود دور اندازی،زیرا از تو شنیدم که میگفتی زمین میگوید:
پسر آدم بین من و خود حجاب قرار میدهی،و حال آنکه فردا در شکم من خواهی بود.ابو شعیب آن حصیر را دور انداخت
و آن دختر چند سالی نزد او ماند و با هم به بهترین وجه عبادت میکردند،تا از دنیا رخت بربستند.
مؤلّف گوید:ما د رکتاب«هدیة الزائرین»تعدادی از روایاتی را که در فضیلت این مسجد شریف است ذکر کردیم و گفتیم:از مجموع این اخبار چند فضیلت برای این مسجد به دست میآید که اگر هریک از آنها در هر مسجد باشد، سزاوار است انسان کولهبار خود برگیرد،و سختی راه را به جان بخرد،تا به فیض نماز و دعای در آن نائل و بهرهمند شود:
اول: حق تعالی مقرّر فرموده که در آن زمین فرو نیاید،هیچ رهبری با لشگرش جز پیغمبر یا وصی او. دوم: خانۀ حضرت مریم سلام الله علیها است. سوم: زمین حضرت عیسی علیه السّلام است. چهارم: اینکه چشمهای در آنجاست که برای حضرت مریم سلام الله علیها ظاهر شده.
پنجم: ظاهر ساختن حضرت امیر علیه السّلام آن چشمه را به اعجاز خویش. ششم: بودن سنگ سپید متبرکی که مریم سلام الله علیها حضرت عیسی علیه السّلام را در آن محل بر آن سنگ نهاده بود. هفتم: بیرون آوردن امیر مؤمنان آن سنگ را با اعجاز و نصب آن به سمت قبله،و خواندن نماز به سوی آن. هشتم: اینکه حضرت امیر مومنان علیه السّلام و دو نوباوۀ او حضرت مجتبی و سیّدالشّهدا علیهم السّلام در آن مکان نماز بجا آوردند. نهم: توقف امیر مؤمنان علیه السّلام به مدت چهار روز در آنجا،به خاطر شرافت مکان و قداست آن زمین. دهم: اینکه انبیا به ویژه حضرت ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام در آنجا نماز خواندند. یازدهم: اینکه قبر پیامبری در آنجا است.و شاید آن پیامبر حضرت یوشع باشد،که شیخ مرحوم فرموده:قبرش در خارج کاظمین در قبلۀ مسجد براثاست. دوازدهم: برگشتن آفتاب برای حضرت امیر علیه السّلام در آنجا.با این شرافت و فضیلت،و بروز آیات الهی و معجزات حیدری در آن مکان،معلوم نیست از هزار نفر زائر یکی هم به آنجا برود،با اینکه مسجد سر راه آنان است و به کرّات از آنجا عبور میکنند،و اگر به طور اتفاق کسی بخواهد آن مواهب را درک کند،چون به آنجا برسد و ببیند در مسجد بسته است،از دادن اندکی پول،برای بازکردن آن دریغ میکند،و خود را از این همه مواهب بزرگ محروم میکند،و حال آنکه گاهی برای تماشای بغداد،و عمارات ستمگران پولهای گزافی میپردازند.چه رسد به پرداخت پولهای بسیاری که برای تنوع در معاش و خرید اجناس نحس نجس یهودیان بغداد،که گویا این مصارف سنگین،و خرجهای فوق العاده،و پرداختهای اضافی،از شرایط کامل شدن زیارت بیشتر زائران است و اللّه المستعان!
یعنی،جناب ابو عمرو عثمان بن سعید اسدی،و جناب ابو جعفر محمّد بن عثمان،و شیخ ابو القاسم حسین بن روح نوبختی،و شیخ جلیل ابو الحسن علی بن محمّد سمری(رضی اللّه عنهم).بدان که از جمله تکالیف زائران در ایّام توقّف در شهر مقدّس کاظمین رفتن به بغداد،برای زیارت این چهار نایب خاص امام عصر(صلوات اللّه علیه)است،که حتی اگر قبر هر یک از آنها در شهرهای دوردست قرار میداشت،شایسته بود انسان راههای سخت و طولانی را طی کند و رنج و سختی سفر را به جان بپذیرد،و به فیض زیارت آنها نایل گردد،زیرا در میان همه اصحاب خاصّ امامان علیهم السّلام کسی به بزرگی و جلالت قدر ایشان نمیرسد.اینان نزدیک هفتاد سال به منصب سفارت و وساطت میان امام علیه السّلام و مؤمنان فایز شدند،و بر دست ایشان کرامات بسیار و خوارق عادات بیشمار جاری گردید،و گفته شده:
بعضی از علما قایل به عصمت ایشان شدهاند،و مخفی نیست که همچنان که این بزرگواران در زمان حیات خود،واسط میان ولی عصر(صلوات اللّه علیه)و مردم بودند،و از جمله مناصب ایشان،رساندن درخواستها و نامههای حاجات مردم به آن حضرت بود،اکنون هم به همان منصب شریف مفتخرند،و باید نامههای حاجات،که در سختیها نوشته میشود توسط ایشان،به آن حضرت برسد،چنانکه در جای خود معلوم گریده.خلاصه،فضایل و مناقب ایشان بیشتر از آن است که ذکر شود،و همین اندازه برای ترغیب زائران،برای درک فیض زیارتشان کافی است.
اما کیفیّت زیارت ایشان:به صورتی است که شیخ طوسی در کتاب«تهذیب»و سیّد ابن طاووس در«مصباح الزائر»ذکر کردهاند،و آن را به جناب ابو القاسم حسین بن روح(رحمة اللّه علیه)نسبت دادهاند که فرموه است در زیارت ایشان بر رسول خدا سلام میکنی،و بعد از آن حضرت،به امیر مومنان و خدیجه کبری و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین و بر هر یک از امامان علیهم السّلام تا صاحب الزمان(صلوات اللّه علیه)و آنگاه میگویی:
سلام بر تو ای فلان بن فلان و به جای«فلان بن فلان»اسم صاحب قبر و پدر او را ذکر میکنی
گواهی میدهم که تو دروازه فیض مولایی،از جانب او انجام وظیفه کردی،و نسبت به ادای تکلیف نمودی،با او مخالفت نکردی،و علیه او به مخالفت برنخاستی به نیابت خاص قیام نمودی،و پیشیگیرنده بازگشتی،نزد تو آمدم شناسای به حقی که تو بر آنی،و اینکه در ادای وظیفه و سفارت خیانت نکردی،سلام بر تو در دریچه فیض امام بودن،چقدر پهناور است آن دریچه،و در سفیر بودن،چه اندازه تو امینی،و در مورد اطمینان بودن،چه بسیار با اقتداری تو،گواهی میدهم که خدا تو را به نورش اختصاص داد،تا آن حضرت را به وضوح دیدی پس از جانب او و نسبت به او ادای وظیفه کردی.بعد باز میگردی و دوباره بر معصومان از رسول خدا تا صاحب الزمان علیهم السّلام سلام میکنی،و پس از آن میگویی:به خدمتت آمدم،در حال اخلاص به یگانگی خدا،و دوستی با اولیای خدا،و بیزاری از دشمنان ایشان،و از کسانی که با تو مخالفت کردند،ای حجّت مولا،روی من به وسیلۀ تو به سوی ایشان است،و به آنان است توسّلم به سوی خدا.سپس دعا میکنی و از حق تعالی میطلبی آنچه را که میخواهی،که ان شاء اللّه اجابت میشود.
مؤلّف گوید:سزاوار است در بغداد زیارت شود،شیخ اجلّ عالی مقام ثقة الاسلام محمّد بن یعقوب کلینی عطر الله مرقده که شیخ و رئیس شیعیه و أوثق و أثبت ایشان در حدیث بود،و کتاب شریف کافی را که روشنی چشم شیعه است،در مدت بیست سال تألیف کرد،و الحق منّت عظیم بر شیعه،به ویژه بر اهل علم نهاد،و به خاطر جلالت و عظمت شأن آن بزرگ،ابن اثیر او را احیا کنندۀ مذهب امامیه در آغاز سال سیصد هجری برشمرده است،پس از آنکه مولای ما حضرت ثامن الائمه صلوات اللّه علیه را احیاگر این مذهب در آغاز سال دویست هجری به حساب آورده است و ما در کتاب«مدّیه»بیشتر علمایی را که در مشاهد مشرّفه مدفونند ذکر کردیم،به آنجا رجوع کنید.
بدان که از تکالیف زائران در شهر کاظمین،رفتن به مدائن است،برای زیارت عبد صالح الهی،جناب سلمان
محمّدی رضوان اللّه علیه که نخستین ارکان اربعه است،و خاص به شرافت سلمان منّا اهل البیت و درآمده در شمار اهل بیت نبوّت و عصمت است.در فضیلت او جناب رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:«سلمانی دریایی است که نخشکد،و گنجی است که پایان نپذیرد،سلمان از ما اهل بیت است،حکمت میبخشد و برهان میآورد.»حضرت امیر علیه السّلام او را مانند لقمان،بلکه امام صادق علیه السّلام او را بهتر از لقمان دانسته،و حضرت باقر علیه السّلام او را از متوسّمین[کسانی که با تمام وجودشان در صدد شناخت حق و در جستجوی حقایق الهیاند]برشمرده.
از روایات استفاده میشود که آن جناب اسم اعظم را میدانست و از محدّثین به فتح دال-[کسی که فرشتگان با او سخن میگویند]بوده است.
برای ایمان ده درجه است و او در درجۀ دهم قرار داشت و عالم به غیب و زمان مرگ افراد بود،و در دنیا از خوراکیهای بهشت تناول فرمود و بهشت مشتاق و عاشق او بود و خدا و رسول او را دوست داشتند و حق تعالی پیامبر صلی اللّه علیه و آله را به محبّت چهار نفر امر فرمود که سلمان یکی از ایشان است و آیاتی در مدح او و همتایان او ناز شد و جبراییل هرگاه بر حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله فرود میآمد امر میکرد از جانب پروردگار به سلمان سلام برساند و او را به علم منایا[زمان مرگ افراد]و بلایا و انساب مطلّع گرداند و شبها برای او در خدمت پیامبر صلی اللّه علیه و آله مجلس انسی بوده حضرت رسول و امیر مؤمنان علیهما السّلام چیزهایی از مخزون و مکنون علم خدا به او تعلیم کردند که غیر او قابلیت و قدرت تحمّل آن را نداشتنه و به مرتبهای رسید که امام صادق علیه السّلام فرمود:«سلمان دانش اول و آخر را یافت و او دریایی است که هرچه از او برگرفته شود پایان نپذیرد و او از ما اهلبیت است»برای شوق زائران و رغبتشان به زیات آن جناب کافی است تفکّر کردن در اختصاص و امتیازش در میان تمام صحابه و جمیع امّت به اینکه حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام در یک شب از مدینه به مدان رفت،و به دست مبارک خود او را غسل داد و کفن کرد و بر او با صفوفی بسیار از ملائکه نماز خواند و در همان شب به مدینه بازگشت زهی شرافت و مودّت و محبّت به خانوادۀ رسالت که انسان را به این مرتبه از شکوه و عظمت میرساند
امّا کیفیّت زیارت آن جناب:بدان که سیّد ابن طاووس در کتاب «مصباح الزّائر»برای آن بزرگوار چهار زیارت نقل کرده و ما در اینجا به همان زیارت اول اکتفا میکنیم و در کتاب«مدّیه»زیارت چهارم را که شیخ در«تهذیب» ذکر فرموده نقل کردیم.چون خواستی آن جناب را زیارت کنی،نزد قبر او به طرف قبله میایستی و میگویی:
سلام بر رسول خدا،محمّد بن عبد اللّه خاتم پیامبران،سلام بر امیر مؤمنان سرور جانشینان،سلام بر امامان معصوم هدایتگر،سلام بر فرشتگان مقرّب
سلام بر تو ای یار امین رسول خدا،سلام بر تو ای دوست امیر مؤمنان سلام بر تو ای سپرده شدۀ اسرار پرمیمنت،سلام بر تو ای باقیماندۀ خدا،از نیکان پیشین،سلام بر تو ای ابا عبد اللّه و رحمت و برکات خدا.گواهی میدهم که تو خدا را آنگونه که فرمان داد فرمان بردی،و از رسولش آن طور که تو را فرا خواند پیروی نمودی،و خلیفهاش را متابعت کردی چنانکه بر تو واجب نمود،و به نکوداشت فرزندانش دعوت کردی،آنچنانکه تو را آگاه ساخت،و حق را به یقین دانستی،و به آنچنانکه فرمان دادی اعتماد کردی،گواهی میدهم که تو درگاه جانشین مصطفی،و راه حجّت خدا مرتضی،و امین خدایی در آنچه از علوم برگزیدگان به تو سپرده شده،گواهی میدهم که تو از اهل بیت پیامبری،آن شرافتمندان برگزیده برای یاری جانشین آن حضرت گواهی میدهم که تو صاحب درجات دهگانۀ ایمان،و دلایل مغلوب کنندهای،و تو نماز را به پا داشتی،و زکات را دادی و امر به معروف و نهی از منکر کردی،و امانت الهی را ادا نمودی،و برای خدا و رسولش خیرخواهی کردی،و در جنب خدا بر آزار مردم صبر نمودی،تا مرگ تو را دررسید،خدا لعنت کند کسی را که حق تو را انکار کرد،و از مقامت کاست،خدا لعنت کند کسی را که تو دربارۀ سرورانت آزرد،خدا لعنت کند کسی را که تو دربارۀ خانوادهات به زحمت افکند.خدا لعنت کند کسی را که تو را دربارۀ سرورانت سرزنش نمود،خدا لعنت کند دشمن خاندان محمّد را،از پری و آدمی،از پیشینیان و پسینیان،و بر آنان عذاب دردناک را دوچندان گرداند،درود خدا بر تو ای ابا عبد اللّه،درود
خدا بر تو ای یار رسول خدا،(درود خدا بر او و خاندانش)،و بر تو ای دوست امیر مؤمنان و درود خدا بر روح پاکیزه و پیکر پاک تو،و خدا هنگامی که ما را میمیراند،به منّت و مهرش به تو و به جایگاه سروران با میمنت ملحق سازد،و ما را همراه آنان و جوار ایشان در بهشتهای پرنعمت گرد آورد،درود خدا بر تو ای ابا عبد اللّه،و درود خدا بر برادرانت شیعیان نیکوکار از گذشتگان پر میمنت،و وارد کن نسیم رحمت و رضوان را،بر بازماندگان از اهل ایمان،و ملحق کند ما و آنان را به کسانی که سلمان دوست داشت از عترت پاک و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو و بر ایشان.آنگاه سورۀ انّا انزلناه فی لیلة القدر را هفت مرتبه بخوان،سپس هرچه خواهی نماز مستحبّ بجا آر.
مؤلّف گوید:چون خواستی از زیارت سلمان بازگردی،به جهت وداع نزد قبر بایست،و این وداع را که سیّد در آخر زیارت چهارم ذکر فرموده است بگو:
سلام بر تو ای ابا عبد اللّه،تو درگاه خدایی که از آن درآیند،و از آن برگیرند،گواهی میدهم که حق گفتی،و صادقانه سخن راندی،و به سوی مولایم در آشکار و نهان دعوت کردی،زائر به جانب تو آمدم،درحالیکه سپارنده حاجاتم به توام،و من اینک تو را وداع میگویم،دین و امانت و عواقب کار و همۀ آرزویم را در طول عمرم به تو میسپارم،و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد، و درود خدا بر محمّد و خاندان نیکویش.آنگاه خدا را بسیار بخوان و بازگرد.
مؤلّف گوید:چون زائر به زیارت
سلمان مشرّف شد،پس از زیارت دو وظیفۀ دیگر دارد:اول:نماز خواندن در طاق کسری،دو رکعت یا بیشتر،چون آنجا مصلاّی حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام است.از عمّار ساباطی روایت شده:امیر مؤمنان به مدائن آمد و در ایوان کسری نزول فرمود،درحالیکه ابو دلف بن بحیر با او بود،در آنجا نماز خواند،پس از آن برخاست و به دلف فرمود:
با من برخیز.و جماعتی از اهل ساباط در خدمت آن حضرت بود،در منازل کسری گردش کرد و به دلف میفرمود:برای کسری در این مکان چنین و چنان بوده،و دلف میگفت:به خدا قسم چنین است که میفرمایی،پس با آن جماعت در تمام آن مواضع گردش کرد،و دلف میگفت:ای سیّد و مولای من،شما چنان به این مکانها آگاهی دارید،که گویا شما این چیزها را در این مکانها نهادهاید!!روایت شده وقتی حضرت بر مداین مرور فرمود،و آثار کسری و خرابی آن را مشاهده میکرد،یکی از افرادی که در خدمت آن حضرت بود،از روی عبرت این شعر را خواند:
بادها بر خرابههای دیارشان وزید*گویا اینان بر وعدهگاهی بودهاند حضرت فرمود:چرا نخواندی چه بسیار باغها و چشمهها،و مقام کریم.و نعمتی که در آن کامیاب بودند و واگذاشتند.چنین بود،و ما آنها را به مردمان دیگری ارث دادیم.پس گریه نکرد بر آنها آسمان و زمین،و نبودند مهلت داده شده.پس از آن فرمود:البته آنان ارث بودند،اما اکنون ارث برده شدهاند،نعمت را شکر نکردند،در نتیجه دنیایشان بر اثر معصیت از دستشان گرفته شد،از ناسپاسی نسبت به نعمت بپرهیزید،تا انتقامهای بر شما فرود نیاید.فقیر گوید:حاصل این معنی را حکیم خاقانی،در قالب شعر آورده،آنجا که فرموده:
هان ای دل عبرتبین از دیده نظر کن هان ایوان مدائن را آیینه عبر دان
پرویز که بنهادی بر خوان تره زرّین زرّین تره کو بر خوان،رو«کم ترکوا»برخوان
دوم:زیارت جناب حذیفه بن الیمان میباشد،که از بزرگان اصحاب رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و خاصان امیر مؤمنان علیه السّلام است،و در میان صحابه به شناختن منافقان و آگاهی بر اسامی آنان جایگاه خاصی داشت،و اگر در نماز جنازۀ کسی حاضر نمیشد،خلیفه ثانی بر او نماز نمیخواند.او از جانب خلیفه ثانی سالها والی مداین بود،و پس از عزل کردندش جناب سلمان والی آنجا شد.چون سلمان از دنیا رفت دوباره حذیفه والی مداین شد،و ولایتش مستقر گشت تا نوبت خلافت به شاه ولایت علیه السّلام رسید،از جانب حضرت از مدینه فرمانی مبارک به او و به اهل مداین صادر شد،که در آن فرمان مبارک،از خلافت خود،و استقرار حکومت حذیفه بر مداین اطلاع دادند.ولی حذیفه پس از حرکت آن حضرت از مدینه به جانب بصره،به خاطر دفع شرّ اصحاب جمل و پیش از نزول موکب همایون امیر مؤمنان به کوفه وفات یافت و در همان مدائن دفن شد.از ابو حمزه ثمالی روایت شده:چون حذیفه مشرف به وفات شد فرزند خود را خواست و او را به عمل کردن به این نصیحتهای پرفایده وصیت کرد:پسر جان من،آشکار کن ناامیدی خویش از آنچه را در دست مردم است،که در این ناامیدی بینیازی و توانگری است،و از مردم حاجات خود را مخواه،که در آن فقر هویدا است،و همواره چنان باش،که روزی که در آن هستی،از روز گذشتهات بهتر باشد،و هرگاه نماز میخوانی، چنان بخوان که گویا نماز وداع و آخرین نماز توست،و کاری مکن که از آن پوزش بخواهی.و بدان که در جنب حرم جناب سلمان مسجد جامع مداین میباشد که منسوب به حضرت عسگری علیه السّلام است،معلوم نیست چه کسی آن را ساخته یا در آنجا نماز خوانده،شایسته است زائر در آن محل شریف خود را از فیض دو رکعت نماز تحیّت محروم نکند.
در بیان فضیلت و کیفیت زیارت امام الانس و الجنّة المدفون بارض الغربة بضعة
سید الوری،مولانان ابو الحسن علی بن موسی الرضا(صلوات اللّه علیه و علی آبائه و اولاده ائمة الهدی)
فضیلت زیارت آن حضرت بیش از آن است که به شمار آید،و ما در اینجا تنها به ذکر چند خبر تبرّک میجوییم،و بیشتر آن را از«تحفة الزائر»نقل میکنیم. اول: از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت شده:زود باشد که پارهای از تن من،در زمین خراسان مدفون شود،هیچ مؤمنی او را زیارت نکند،مگر آنکه حق تعالی بهشت را برای او واجب کند و بدنش را بر آتش دوزخ حرام سازد،و در حدیث معتبر دیگری فرمود:پارهای از بدن من در خراسان مدفون خواهد شد،هر غمناکی او را زیارت کند،البته حق تعالی اندوهش را برطرف کند،و هر گناهکاری او را زیارت نماید،البته گناهانش را بیامرزد. دوم: به سند معتبر روایت حج پذیرفته باشد.راوی بعید دانست و گفت:هفتاد حجّ پذیرفته؟!حضرت فرمود:آری هفتاد هزار حج،گفت:هفتاد هزار حجّ؟!فرمود:چه بسا حجّی که پذیرفته نباشد،هرکه آن حضرت را زیارت کند یا یک شب نزد آن حضرت بیتوته کند چنان باشد که خدا را در عرش زیارت کرده باشد،گفت:چنانکه خدا را در عرش زیارت کرده باشد؟فرمود:آری چون روز قیامت شود،چهار نفر از پیشینیان و چهار نفر از پسینیان بر عرش الهی خواهند بود،اما پیشینیان،نوح و ابراهیم و موسی و عیسی علیهم السّلام هستند و اما پسینیان،محمّد و علی و حسن و حسین علیهمالسّلاماند،آنگاه ریسمانی در پای عرش میکشند،پس زیارتکنندگان قبور امامان با ما مینشینند و به تحقیق زیارتکنندگان قبر فرزندم علی،درجۀ ایشان از همه بالاتر و عطایشان از همه بیشتر خواهد بود. سوم: از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده:در خراسان بقعهای است،که زمانی بر آن خواهد آمد،که محل رفت و آمد ملائکه شود پس پیوسته گروههایی از ملائکه از آسمان فرود خواهند آمد و گروههایی بالا خواهند رفت تا در صور بدمند،پرسیدند:یا ابن رسول اللّه کدام بقعه است؟فرمود:آن
بقعه در زمین طوس است و آن و اللّه باغی است از باغهای بهشت،هرکه مرا در آن بقعه زیارت کند،چنان است که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله را زیارت کرده و حق تعالی برای او به سبب آن زیارت،ثواب هزار حجّ پسندیده و هزار عمرۀ پذیرفته بنویسد و من و پدرانم در روز قیامت شفیع او باشیم. چهارم: به چندین سند صحیح از ابن ابی نصر نقل شده که گفت:نامۀ امام رضا علیه السّلام را خواندم در آن نوشته شده بود:به شیعیان من برسانید،که زیارت من نزد خدا برابر است با هزار حج،پس من این حدیث را خدمت حضرت جواد علیه السّلام عرض کردم،فرمود:آری و اللّه هزار حج است،برای کسی که آن حضرت را زیارت کند و حق او را بشناسد. پنجم: به دو سند معتبر روایت شده:حضرت رضا علیه السّلام فرمود:هرکه مرا با این دوری بارگاه زیارت کند،من در سه موطن روز قیامت نزد او آیم تا او را از اهوال آنها خلاصی بخشم:نخست وقتی که نامههای نیکوکاران در دست راست ایشان و نامههاب بدکاران در دست چپ ایشان پرواز کند و دیگر نز صراط و سوم نزد ترازوی اعمال. ششم: در حدیث معتبر دیگری فرمود زود باشد که بر اثر ظلم و ستم با زهر به قتل برسم و کنار هارون الرشید به خاک سپرده شوم و خدا تربت مرا محلّ تردّد شیعیان و دوستان من گرداند پس هرکه مرا در این غربت زیارت کند،برای او واجب میشود،که من او را در روز قیامت زیارت کنم و سوگند میخورم،به خدایی که محمّد صلی اللّه علیه و آله را به پیامبری گرامی داشته و او را بر تمام حلایق برگزیده،که هرکه از شما شیعیان نزد قبر من دو رکعت بجا آورد،البته از جانب خدای عالمیان در روز قیامت آمرزش گناهان را مستحقّ شود و به حق آن خدایی که ما بعد از محمّد صلی اللّه علیه و آله به امامت گرامی داشته،و به وصیّت آن حضرت مخصوص گردانید،سوگند یاد میکنم که زیارتکنندگان قبر من در روز قیامت بر خدا گرامیتر از هر گروه دیگری هستند و هر مؤمنی که مرا زیارت کند و بر روی او قطرهای از باران برسد،البته حق تعالی جسم او را بر آتش دوزخ حرام گرداند. هفتم: به سند معتبر روایت شده:محمّ بن سلیمان از حضرت جواد علیه السّلام پرسید:شخصی به عنوان حج تمتع،حج واجب خود را انجام داد و پس از آن به مدینه رفت و حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله را زیارت نمود،آنگاه به نجف رفت و پدرتان امیر مؤمنان علیه السّلام را زیات کرد،درحالیکه حق او را میشناخت و میدانست که او حجت خدا بر خلق و باب اللّه است که از آن باب باید به خدا رسید،بر آن حضرت سلام کرد و به کربلا رفت و حضرت امام حسین علیه السّلام را زیارت کرد.سپس به بغداد رفت و حضرت امام موسی کاظم علیه السّلام را زیارت کرد و پس از این زیارتها به شهر خود بازگشت، در این وقت خدا آنقدر مال به او روزی کرد که میتواند به حج برود،برای این مرد که حج واجب
خود را انجام داده کدام یک از این دو عمل بهتر است،آیا برگردد و دوباره حج کند،یا به خراسان رفته و پدرتان حضرت رضا علیه السّلام را زیارت کند؟فرمود:بلکه برود بر پدرم سلام کند که این افضل است و باید که در ماه رجب باشد و در این زمان انجام ندهید،که بر ما و شما از خلیفۀ زمان خوف رسوا ساختن و عیبجویی است. هشتم: شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه از حضرت امام جواد علیه السّلام روایت کرده:در میان دو کوه طوس قطعهای از زمین است که از بهشت برداشته شده،هرکه وارد آن شود در روز قیامت از آتشی ایمنی یابد. نهم: و نیز از آن حضرت روایت کرده:من از جانب حق تعالی بهشت را ضمانت میکنم برای هرکه قبر پدرم را در طوس زیارت کند،درحالیکه عارف به حق آن حضرت باشد. دهم: شیخ صدوق در کتاب عیون اخبار الرّضا روایت کرده:مردی از نیکان، حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله را در خواب دید،خدمت آن حضرت عرضه داشت:یا رسول اللّه از فرزندانت کدام یک را زیارت کنم؟فرمود بعضی از فرزندان من زهر نوشیده و برخی کشته شده پیش من آمدند.گفتم:با پراکنده شدن مشاهد ایشان کدامیک از آنان را زیارت کنم؟ فرمود:آن را که به تو نزدیکتر است زیارت کن.یعنی آن را که محل تو به بارگاهش نزدیکتر است و او را در زمین غربت به خاک سپردهاند، گفتم:یا رسول اللّه از این فرمایش«رضا»را قصد کردید،فرمود:بگو صلی اللّه علیه بگو:صلی اللّه علیه بگو:صلی اللّه علیه،این جمله را سه بار فرمود.مؤلّف گوید:در کتاب«وسائل»و«مستدرک»فصول و ابوابی ذکر شده در مورد استحباب تبرّک به مشهد امام رضا و مشاهد امامان علیهم السّلام و استحباب اختیار زیارت امام رضا بر زیارت امام حسین علیهما السّلام و بر زیارت دیگر امامان علیهم السّلام و بر حجّ مستحب و عمرۀ مستحب و چون این کتاب گنجایش بسط مطلب را ندارد،ما به همین چند روایت که عشرۀ کامله است اکتفا کردید.
بدان که برای آن بزرگوار زیارات چندی نقل شده و زیارت مشهور آن حضرت زیارتی است که در کتب معتبر مذکور است و به شیخ جلیل القدر محمّد بن حسن بن ولید که از مشایخ جناب صدوق است منسوب کردهاند و از کتاب«مزار»ابن قولویه معلوم میشود که از ائمه علیهم السّلام روایت شده و کیفیّت آن موافق کتاب من لا یحضره الفقیه چنان است که:چون زیارت قبر امام رضا علیه السّلام را در طوس قصد کنی،پیش از آنکه از خانه بیرون روی غسل کن،و وقتی که غسل میکنی بگو:
خدایا مرا پا کن،و دلم را پاک گردان،و سینهام را بگشا،و مدح و ثنای خودت را بر زبانم جاری ساز،که نیرویی نیست جز به تو.خدایا این غسل را برایم پاک کننده و شفابخش قرار ده.
و در وقت بیرون رفتن از خانه میگویی:به نام خدا و با خدا و به سوی خدا،و به جانب فرزند رسول خدا خدا مرا بس است،بر خدا توکّل نمودم.خدایا به سوی تو رو نمودم،و به جانب تو قصد کردم،و آنچه را نزد توست خواستم.چون بیرون رفتی بر در خانۀ خود بایست و بگو:خدایا رویم را به سوی تو کردم،و به امید تو پشت سر گذاشتم خاندان و مال و آنچه را به من بخشیدی،و به تو اعتماد کردم،پس مرا محروم مکن،ای آنکه هرکه او را قصد کند محرومش نسازد،و کسی را که حفظ کرد تباهش نسازد،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا به نگهداریات نگاهدار،که هرکه را تو حفظ کردی تباه نشود.چون به سلام رسیدی ان شاء اللّه،هرگاه خواستی به زیارت بروی غسل کن و وقتی که غسل میکنی بگو:خدایا مرا پاک کن،و دلم را پاک گردان،و سینهام را بگشا،و مدح و و محبّت و ثنایت را بر زبانم جاری ساز،که نیوزیی جز به تو نیست،به یقین دانستم که پایه و اساس دین من تسلیم بودن به فرمان تو،و پیروی از راه و رسم پیامبرت،و گواهی بر تمام خلق توست.خدایا این این غسل را برای من شفا و نور قرار ده،که تو بر چیز توانایی پس پاکیزهترین جامههای خویش را بپوش،و با پای برهنه به آرامی و وقار راه برو،و دلت به یاد خدا باشد،و اللّه اکبر و لا اله الاّ اللّه و سبحان اللّه و الحمد للّه بگو،و گامهای
خود را کوتا بردار،و زمانی که وارد روضۀ مقدّسه شوی بگو:
به نام خدا،و با خدا،و بر آیین رسول خدا،درود خدا بر او و خاندانش،گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست،و شریکی برای او نیست،و گواهی میدهم که محمّد بنده و فرستاده اوست،و اینکه لی ولیّ خداست آنگاه به نزد ضریح برو و قبله را پشت سر خود قرار بده و روبروی آن حضرت بایست و بگو:
گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه است و شریکی برایش نمیباشد،و گواهی میدهم که محمّد بنده و رسول اوست،و اینکه او آقای پیشینیان و پسینیان،و آقای پیامبران و رسولان است.خدایا درود فرست بر محمّد بنده و رسول و پیامبر و آقای تمام آفریدگانت،درودی که نیروی شمردن آن را کسی جز تو نداشته باشد.خدایا درود فرست بر امیر مؤمنان علی بن ابی طالب بندهات و برادر رسولت،آن وجود مبارکی که او را به علم خود برگزیدی،و برای هرکه از بندگانت خواستی او را راهنما قرار دادی،و دلیل بر وجود پیامبری که او را با رسالتهایت برانگیختی و او را به عدالتت داور دین و فیصلهبخش حکم خود در میان بندگانت نهادی،و بر تمام اینها مسلّط نمودی،سلام و رحمت و برکات خدا بر او باد.خدایا درود فرست بر فاطمه دختر پیامبرت،و همسر ولیّات،و مادر دو فرزندزاده پیامبره،حسن و حسین،دو سرور جوانان اهل بهشت،آن بانوی پاک و پاکیزه و پاک گشته و بیعیب و پسندیه و زکیّه،سرور بانوان همۀ اهل بهشت،درودی که توان شمردن آن
را کسی جز تو نداشته باشد.خدایا درود فرست بر حسن و حسین،دو فرزندزادۀ پیامبرت،و دو سرور جوانان اهل بهشت،دو قیام کننده در میان بندگانت،و دو راهنما بر وجود پیامبری که او را به رسالتهایت برگزیدی و دو داور دین به دادگری و دو فیصلهبخش حکم خود در میان بندگانت.خدایا درود فرست بر علی بن الحسین بندۀ قیام کننده در میان بندگانت،و راهنما بر پیامبری که او را به رسالتهایت برگزیدی،و داور دین به دادگری و فیصلهبخش حکم خود در میان بندگانت،سرور بندگیکنندگانت.خدایا درود فرست بر محمّد بن علی بنده و خلیفهات در زمین،شکافندۀ دانش پیامبران.خدایا درود فرست بر جعفر بن محمّد صادق،بنده و ولی دینت،و حجّت بر همۀ بندگان،آن راستگوی نیکوکار.خدایا درود فرست بر موسی بن جعفر،بندۀش ایستهات،و زبانت در بین بندگانت،آن گویای به قانون و فرمانت و حجّت بر مخلوقاتت.خدایا درود فرست بر علی بن موسی الرضا،آن پسندیده پیشگاهت و بنده و ولیّ دینت،قیام کننده به دادگری و دعوتکننده به سوی دین تو،و دین پدران راستگویش،درودی که توان شمردن آن را کسی جز تو نداشته باشد.خدایا درود فرست بر محمّد بن علی بنده و ولیّات قیام کننده به امرت،و دعوت کننده به راهت خدایا درود فرست بر علی بن محمّد بنده و ولیّ دینت.خدایا درود فرست بر حسن بن علی عمل کننده به فرمانت،قیام کننده در میان بندگانت،و حجّت که ادا کننده بود از طرف پیامبرت،و گواهت بر بندگانت
اختصاص یافته به کرامتت،دعوت کننده به طاعتت و طاعت رسولت،درودهایت بر همۀ آنان باد خدایا درود فرست بر حجّت و ولیّات،قیام کننده در میان بندگانت،درودی کامل،روینده،پایدار که به آن درود در گشایش امرش شتاب کنی،و به آن یاریاش نمایی،و ما را در دنیا و آخرت با او قرار دهی.خدای من به محبّت ایشان به تو تقرّب میجویم و دوست دارم دوست ایشان را،و دشمن دارم دشمن آنان را،پس به حق آنان خیر دنیا و آخرت را نصیبم کن،و شرّ دنیا و آخرت و هراسهای روز قیامت را از من بازگردان.سپس نزد سر آن حضرت مینشینی و میگویی:
سلام بر تو ای ولیّ خدا،سلام بر تو ای حجّت خدا،سلام بر تو ای نور خدا در تاریکیهای زمین،سلام بر تو ای ستون دین،سلام بر تو ای وارث آدم برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا،سلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا سلام بر تو ای وارث اسماعیل قربانی خدا،سلام بر تو ای وارث موسی همسخن خدا سلام بر تو ای وارث عیسی روح خدا،سلام بر تو ای وارث محمّد فرستادۀ خدا سلام بر تو ای وارث امیر مؤمنان علی ولّی خدا،و جانشین فرستادۀ پروردگار جهانیان سلام بر تو ای وارث فاطمۀ زهرا،سلام بر تو ای وارث حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشت،سلام بر تو ای وارث علی بن الحسین زیور پرستندگان
سلام بر تو ای وارث محمّد بن علی،شکافندۀ دانش پیشینیان و پسینیان،سلام بر تو ای وارث جعفر بن محمّد،راستگوی نیکوکار،سلام بر تو ای وارث موسی بن جعفر،سلام بر تو ای راستگوی شهید،سلام بر تو ای جانشین نیکوکار پرهیزگار.گواهی میدهم که تو نماز را بپا داشتی،و زکات دادی،و امر به معروف و نهی از منکر نمودی،و خدا را(خالصانه)عبادت کردی،تا مرگ تو را دررسید،سلام بر تو باد ای ابا الحسن و رحمت و برکات خدا.بعد خود را به ضریح میچسبانی و میگویی:خدایا از وطنم آهنگ تو کردم،و به امید رحمتت شهرها را پشت سر گذاشتم،پس ناامیدم مکن،و بدون برآوردن حاجتم،بازم مگردان،و رفت و آمدم را بر قبر برادر فرزند فرستادهات،(درود تو بر او و خاندانش)رحم کن،پدر و مادرم فدایت ای مولایم،به سوی تو برای زیارت آمدم،بر تو واردم،از آنچه خود جنایت کردهام،و بر پشتم بار کردهام به تو پناه آوردم،به درگاه خدا شفیع من باش در روز تهیدستی و نداری،برای تو نزد خدا مقامی بس ستوده است،و تو نزد او بس آبرومندی.پس دست راست را بلند میکنی و دست چپ را بر قبر میگشایی و میگویی خدایا به سوی تو تقرب میجویم با دوستی و ولایت ایشان،آخرین آنها را دوست دارم،آنگونه که دوست داشتم اولین آنها را،و بیزاری میجویم از هر یاری غیر ایشان.خدایا لعنت کن کسانی را که نعمتت را دگرگون کردند،و پیامبرت را متهمّ نمودند،و آیاتت را منکر شدند،و امام برگزیدهات را ریشخند زدند،و مردم را علیه خاندان محمّد مسلط کردند،خدایا من با لعنت بر آنان و
بیزاری از ایشان در دنیا و آخرت به تو تقرّب میجویم ای مهربان.آنگاه بازمیگردی،و به نزد پای آن حضرت میروی و میگویی درود خدا بر تو ای ابا الحسن،درود خدا بر روح و پیکرت شکیبایی نمودی،تویی راستگوی تصدیق شده،خدا بکشد کسانی را که تو را با دستها و زیانهایشان کشتند.
سپس زاری کن و در لعنت بر قاتل امیر مؤمنان علیه السّلام و قاتلان حسن و حسین علیهم السّلام و قاتلان همۀ اهل بیت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله بیفزای،آنگاه از پشت قبر برو،و بالای سر آن حضرت دو رکعت نماز بجا آر،در رکعت اول سورۀ یس،و در رکعت دوم سورۀ الرّحمن را بخوان و در دعا و زاری بکوش و برای خود و پدر و مادرت و همه برادران اهل ایمان خویش،بسیار دعا کن و آنچه خواهی نزد سر آن حضرت توقف کن،و توجه داشته باش که باید نمازهای خود را نزد قبر بجا آوری.
مولّف گوید:این زیارت،بهترین زیارات آن حضرت است.در کتاب«فقیه»و«عیون»و کتب علاّمۀ مجلسی و غیر ایشان و سخروا بامامک که در آخر زیارت است با دو میم است،یعنی خدایا لعنت کن،کسانی را که استهزا نمودند به امامی که برای ایشان قرار دادی،ولی در کتاب مصباح الزائر؛سخروا بایّامک است،که این نیز صحیح است،بلکه شاید از جهتی اولی باشد،چه آنکه مراد از ایّام ائمه علیهم السّلا هستند،همانطور که در روایت صقر بن ابی دلف در فصل پنجم از باب اول گذشت[صفحۀ 93]این را هم بدان،که لعنت کردن بر قاتلان ائمه علیهم السّلام به هر زبانی انجام گیرد خوب است و اگر زائرین این عبارت را که از بعضی دعاها گرفته شده بخواند،شاید مناسبتر باشد:
خدایا قاتلان امیر مؤمنان،و قاتلان حسن و حسین(درود بر ایشان)و قاتلان اهل بیت پیامبرت را لعنت کن.خدایا دشمنان و قاتلان خاندان محمّد را لعنت کن،و بر آنان بیفزا عذابی بر عذاب،و خواری بر خواری،و زبونی بر زبونی،و رسوایی بر رسوایی.خدایا آنان را به سوی آتش پرتاب کن،پرتابی سخت
و در عذاب دردناکت نگونسارشان گردان نگونساری شدید،و ایشان و پیروانشان را گروهگروه به سوی دوزخ محشور کن.
شیخ مفید ذکر کرده:پس از نماز زیارت حضرت امام رضا علیه السّلام مستحب است این دعا را بخوانند:
خدایا از تو درخواست میکنم،ای خدایی که در فرمانرواییاش پاینده،و در شکوهش پا برجا،و در سلطنتش مطاع،و در کبریاییاش یکتا،و در دوام همیشگیاش بیهمتا است،در مخلوقاتش دادگر،و در داوریاش دانا،و در به تأخیر انداختن کیفرش بزرگوار است.خدایا حاجاتم بازگردانده به سوی تو،و آرزوهایم ایستاده در پیشگاه توست،و هر زمان مرا به کار نیکی توفیق دادی،راهنمایم بر آن،و راهم به سوی آن تو بودی،ای توانایی که خواستهها درماندهاش نکند،ای عطابخش دائمی که هر مشتاقی به جانب او پناه میآورد،همواره از جانب تو همنشین با نعمتهایت بودهام،روان بر عادت احسان و کرم،از تو میخواهم به آن نیروی نافذ در تمام اشیا و حکم استوارت که آن را با آسانترین دعا باز میداری،و به آن نظری که به وسیلۀ آن به جانب کوهها نظر کردی و کوهها بلندی گرفتند،و به زمینها توجه کردی و آنها مسطّح شدد و با آسمانها عنایت فرمودی پس مرتفع گردید،و به دیارها نگریستی پس روان شدند،ای که از ابزارهای نگاههای بشر بالاتری و از دسترس دقایق افکار دوری،ای آقای من سپاس نشوی مگر به توفیقی از سوی خودت،که آن نیز موجب سپاس دیگری است،و بر کوچکترین نعمت شکر نشوی مگر آنکه به آن شکر،شکری دیگر را سزاوار گردی،پس چه زمانی نعمتهایت برشمرده شود ای خدای من،و به عطاهایت جزا داده شود ای مولای من،و پاداش متقابل به ساختههایت داده شود،ای آقای من،از نعمتهای توست که سپاسکنندگان
سپاس مینمایند،و از شکرپذیری توست که شاکران شکرگذاری میکنند،تویی مورد اعتماد،در امر گذشت بر گناهان،و تویی گسترندۀ بال پردهپوشیاست بر خطاکاران،و تویی برطرفکنندۀ سختی با دست قدرتت،چه بسیار زشتی که آن را با بردباریات پوشاندی،تا از بین رفت،و چه بسیار خوبیای که آن را فضلت چندین برابر کرد،تا پاداش دادنت بر آن بزرگ شد،بزرگی از اینکه از تو ترسیده شود جز به عدل،و امید رود مگر احسان و فضل تو،بر من به آنچه که فضلت آن را واجب نموده منّت گذار،و به آنچه عدالتت به آن حکم میکند خوارم مکن،آقای من اگر زمین گناهان مرا میدانست هرآینه فرو میبردم،یا اگر کوهها خبر میداشتند مرا درهم میشکستند،یا آسمانها مطلع میبودند مرا میبردند،یا دریاها آگاه میبودند مرا غرق میکردند،آقای من،آقای من آقای من،مولایم،مولایم،مولایم،توقفم برای میهمانیات تکرار شده،پس مرا از آنچه به درخواستکنندگان از حضرتت وعده دادی محروم مکن،ای شناختۀ عارفان،ای پرستیدۀ پرستندگان،ای سپاسشدۀ سپاسگذاران ای همنشین یادکنندگان،ای ستودۀ کسی که او را ستوده،ای موجود برای کسی که او را جست،ای وصفشده کسی که او را به وحدانیّت وصف نمود،ای محبوب کسی که او را دوست داشت،ای فریادرس کسی که او را اراده کرد،ای مقصود کسی که به سویش باز آمد،ای که غیب را جز او نداند،ای که بدی را جز او باز نگرداند،ای آنکه امر را جز او تدبیر نکند،ای که نیامرزد گناهان را جز او،ای که پدید نیاورد مخلوق را جز او،ای که نازل نمیکند باران را جز او،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بیامرز ای بهترین آمرزندگان،پروردگارا من از تو درخواست آمرزش میکنم،آمرزش شرمساری،و درخواست آمرزش میکنم،آمرزش
امیدواری،و درخواست آمرزش میکنم،آمرزش بازگشتن،و درخواست آمرزش میکنم،آمرزش شوق،و درخواست آمرزش میکنم،آمرزش بیم،و درخواست آمرزش میکنم،آمرزش طاعت،و درخواست آمرزش میکنم،آمرزش ایمان،و درخواست آمرزش میکنم آمرزش اقرار،و درخواست آمرزش میکنم،آمرزش اخلاص،و درخواست آمرزش میکنم،آمرزش تقوا،و درخواست آمرزش میکنم،آمرزش توکّل،و درخواست آمرزش میکنم،آمرزش خواری،و درخواست آمرزش میکنم،آمرزش عمل کننده برای تو،گریزان از تو به سوی تو پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و بر من و پدر و مادرم پذیرای توبه باش،به آنچه بر تمام بندگانت توبهپذیرفتنی و میپذیری ای مهربانترین مهربانان،ای آنکه به آمرزنده و مهربان نامیده شوی،ای آنکه به آمرزنده مهربان نامیده شدی،ای آنکه به آمرزنده و مهربان نامیده شدی،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و توبهام را بپذیر،و عملم را پاک کن،و از کوششم قدردانی فرما،و به زاریام رحم کن،و صدایم را در پرده قرار مده،و درخواستم را ناامید مکن،ای فریادرس دادخواهان،و سلام و دعایم را به امامان برسان،و در تمام آنچه از تو درخواست کردم،آنان را شفیع من قرار ده،و هدیۀ مرا به آنان برسان،آنچنانکه سزاوار ایشا است،و از این هدیه برای ایشان به چندین برابر بیفزا،چنانکه سزاوار توست،افزایشی که آن را جز تو شماره نکند،جنبش و نیرویی نیست جز به خدای برتر و بزرگ،و درود خدا بر پاکترین فرستادگان محمّد و خاندان پاک او.
مؤلّف گوید:علاّمۀ مجلسی در«بحار الانوار»،از برخی نوشتههای قدمای اصحاب زیارتی برای حضرت امام رضا علیه السّلام نقل کرده که معروف به«جوادیّه»است،و در آخر آن زیارت است که نماز زیارت و تسبیح بجا آر،و آن را به آن حضرت هدیه کن،آنگاه بگو:«اللّهم انّی اسالک یا اللّه الدّائم...»و این دعا را تا آخر آن نقل کرده،پس هر زمان
آن زیارت را در آن مشهد مقدسّ خواندی،این دعا را ترک مکن.
زیارتی دیگر:این زیارتی است که ابن قولویه از بعضی ائمه علیهم السّلام روایت کرده که فرمودند:چون به نزد قبر امام رضا علیه السّلام رفتی بگو:
خدایا درود فرست بر علی بن موسی الرّضا،امام پسندیده با تقوای بیعیب،و حجّتت بر هر که بر زمین،و هر که زیر زمین است،آن راستگوی شهید،درودی بسیار و کامل،و پاک و به هم پیوسته و پیاپی و در پی هم،مانند برترین درودی که بر یکی از اولیایت فرستادی.
زیارت دیگر:زیارتی است که شیخ مفید در کتاب«مقنعه»نقل کرده و فرموده:پس از آنکه غسل زیارت کردی و پاکیزهترین جامههای خود را در بر کردی نزد قبر آن حضرت میایستی و میگویی:سلام بر تو ای ولیّ خدا و فرزند ولیّ خدا،سلام بر تو ای حجّت خدا و فرزند حجّت خدا،سلام بر تو ای امام هدایت،و دستاویز استوارتر،و رحمت و برکات خدا بر تو باد،گواهی میدهم که تو گذشتی بر آنچه پدران پاک تو گذشتند،کوردلی را بر هدایت ترجیح ندادی،و از حق به باطل منحرف نگشتی،و برای خدا و رسولش خیرخواهی نمودی،و امانت را ادا کردی،خدا از سوی اسلام و اهلش تو را پاداش دهد،بهترین پاداش،من زائر به حضورت آمدم،به حقّت عارفم،دوستدار دوستانت،و دشمن دشمنانت هستم،مرا نزد پروردگارت شفاعت کن.سپس خود را به قبر بچسبان،و آن را ببوس و دو طرف صورت
خود را بر آن بگذار،آنگاه به جانب سر بازگرد و بگو:سلام بر تو ای مولایم ای فرزند رسول خدا و رحمت و برکات خدا بر تو باد.گواهی میدهم که تو پیشوای راهنما،و سرپرست ارشاد کنندهای،به سوی خدا از دشمنانت بیزاری مینمایم،و به ولایتت به جانب خدا تقرّب میجویم،درود و رحمت و برکات خدا بر تو باد، آنگاه دو رکعت نماز زیارت به جای آر،و بعد از آن هرچه خواستی نماز بخوان،و به طرف پایین پا بازگرد،و به آنچه میخواهی دعا کن،ان شاء اللّه.
مؤلّف گوید:زیارت آن حضرت در ایّام و اوقات شریفۀ خاصه به آن جناب فضیلت بسیار دارد،به ویژه در ماه رجب و بیست و سوم و بیست و پنجم ذوالقعده،و ششم ماه رمضان، چنانکه در محل خود در اعمال ماهها ذکر شد،و غیر این روزها از ایام دیگر،که به آن حضرت اختصاصی دارد.چون خواستی آن حضرت را وداع کنی،آنچه را در وداع حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله میگفتی بگو:«لا جلعه اللّه آخر تسلیمی علیک...»و اگر خواستی بگو:
سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد ای ولیّ خدا.خدایا این زیارت را آخرین بار از زیارت من فرزند پیامبرت،و حجّت بر بندگانت قرا رمده،و من و او را در بهشت گردآور،و با او در حزبش محشور کن همراه با شهدا و شایستگان،و آنان از جهت رفیق بودن خوبند،و به خدا میسپارمت،و خواستار رعایت توام،و بر تو سلام میخوانم،به خدا و به پیامبر و به آنچه تو آوردی و بر آن دلالت نمودی ایمان آوردیم،پس ما را با گواهان بنویس.
مؤلّف گوید:در اینجا به ذکر چند مطلب میپردازیم که ذکر آنها شایسته و مناسب است.
اوّل:به سند معتبر از حضرت هادی علیه السّلام نقل شده:هرکه را به سوی خدا حاجتی باشد،قبر جدّم حضرت رضا علیه السّلام را
در شهر طوس زیارت کند،درحالیکه غسل کرده باشد،و نزد سر آن حضرت دو رکعت نماز بخواند،و در قنوت نماز حاجت خود را بخواهد،به درستی که مستجاب میشود،مگر آنکه خواسته او برای گناه یا قطع رحمی باشد.به تحقیق موضع قبر آن حضرت بارگاهی است از بارگاههای بهشت،و هیچ مؤمنی او را زیارت نمیکند مگر آنکه حق تعالی او را از آتش دوزخ آزاد میکند،و وارد بهشت مینماید.
دوم:علاّمۀ مجلسی از خط شیخ جلیل حسین بن عبد الصمد،پدر شیخ بهایی نقل کرده:شیخ ابو الطّیب حسین بن احمد فقیه رازی ذکر کرده:هرکس حضرت امام رضا علیه السّلام یا دیگر از امامان را زیارت کند،آنگاه نزد آن امام نماز جعفر بجای آورد،برای او به هر رکعتی نوشته میشود،ثواب کسی که هزار حجّ و هزار عمره بجا آورده،و هزار بنده در راه خدا آزاد کرده،و هزار مرتبه همراه با پیامبر مرسل به جهاد برخاسته و به هر گامی که بر میدارد، برای اوست ثواب صد حجّ و عمره،و صد بنده آزاد کردن،در راه خدای تعالی،و برای او نوشته میشود صد کار نیک و از او محو میشود صد گناه،و کیفیّت نماز جعفر در اعمال روز جمعه گذشت[صفحۀ 81].
سوم:از محوّل سجستانی روایت شده است:چون مأمون حضرت رضا علیه السّلام را از مدینه به خراسان خواست.حضرت برای وداع با قبر پیامبر صلی اللّه علیه و آله وارد مسجد شد،و مکرّر با قبر آن حضرت وداع میکرد،و بیرون میآمد و نزد قبر برمیگشت و هر بار صدای مبارکش به گریه بلند بود،من نزدیک آن حضرت رفته و سلام کردم و آن جناب جواب داد،آنگاه حضرت را به آن سفر تهنیت گفتم،فرمود:مرا زیات کن،همانا از جوار جدّم بیرون میشوم،و در غربت میمیرم،و مجاور هارون مدفون میشوم.شیخ یوسف بن حاتم شامی در کتاب«درّ النظیم»فرموده:جماعتی از اصحاب امام رضا علیه السّلام روایت کردند که آن حضرت فرمود:زمانی که خواستم از مدینه به جانب خراسان بیرون بیایم،عیال خود را جمع کردم آنان را دستور دادم که بر من گریه کنند،تا گریۀ آنان را بشنوم،آنگاه دوازده هزار دینار بین ایشان تقسیم کردم،و به آنها گفتم من هرگز به سوی عیالم برنمیگردم،سپس ابو جعفر جواد را برگرفتم و او را به مسجد پیامبر صلی اللّه علیه و آله بروم،و دست او را کنار قبر گذاشتم، و وی را به آن قبر شریف چسبانیدم،و حفظ او را به سبب رسول خدا صلی اللّه علیه و آله خواستم،و جمیع وکلا و خدمتکاران خود را به شنیدن،و اطاعت فرمایش اوامر کردم،و اینکه با او مخالفت نکنند و به آنان فهماندم که او جانشین من است.سیّد عبد الکریم
بن طاووس روایت کرده:
زمانی که مأمون امام رضا علیه السّلام را از مدینه به خراسان طلبید،حضرت از مدینه به جانب بصره حرکت کرد،و به کوفه نرفت و از بصره بر طریق کوفه به بغداد توجّه نمود،و از آنجا به شهر قم و سپس وارد قم شد،اهل قم به استقبال حضرت آمدند، و برای مهمانی کردن آن حضرت با هم مخاصمه مینمودند،و هرکدام میل داشتند،آن بزرگوار به خانۀ او وارد شود، حضرت فرمود:شتر من مأمور است!یعنی هر کجا زانو زد،من آنجا وارد میشوم،پس آن شتر آمد تا در یک خانه خوابید،و صاحب آن خانه،در شب آن روز خواب دیده بود که حضرت رضا علیه السّلام فردا میهمان او خواهد بود!چندی نگذشت که آن محلّ مقام رفیعی یافت و در زمان ما مدرسهای آباد است.
شیخ صدوق به سند خود از اسحاق بن راهویه نقل کرده:چون حضرت رضا علیه السّلام به نیشابور آمد،و خواست از آنجا حرکت کند،اصحاب حدیث خدمت آن حضرت جمع شدند،و عرضه داشتند:یا ابن رسول اللّه از نزد ما میروی و برای ما حدیثی نمیفرمایی که با واسطۀ آن از حضورتان استفاده کنیم؟آن حضرت در آن هنگام در عماری نشسته بود،سر خود را بیرون کرد و فرمود:شنیدم پدرم موسی بن جعفر علیهما السّلام فرمود:شنیدم پدرم جعفر بن محمّد فرمود:
شنیدم پدرم محمّد بن علی فرمود:شنیدم پدرم علی بن الحسین فرمود:شنیدم پدرم حسین بن علی فرمود:شنیدم پدرم امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیهم السّلام فرمود:شنیدم رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:شنیدم جبرئیل میگفت:شنیدم خدا عزّ و جلّ فرمود:
توحید قلعه من است،هرکه وارد قلعه من شد از عذابم ایمن گشت.این حدیث شریف را فرمود و حرکت کرد،چون شتر به راه افتاد،ما را خواند و فرمود:به شرطهای آن،و من از از شرطهای آن هستم ابو الصلت روایت کرده:امام رضا علیه السّلام زمانی که به نزد مأمون میرفت چون به منطقه ده سرخ رسید،گفتند:یا ابن رسول اللّه ظهر شده،نماز میخوانید؟حضرت پیاده شد و آب طلبید،عرضه داشتند آب به همراه نداریم،پس به دست مبارک خود،زمین را کاوید،به اندازهای که آب جوشید،که آن حضرت و هرکه با او بود وضو ساختند،و اثرش تا امروز باقی
است،چون وارد سناباد شد،پشت مبارک خود را به کوهی گذاشت،که از آن دیگها میتراشند،و فرمود:
خدایا به این کوه سود ببخش،و در ظرفی از این کوه تراشند،هرچه گذارند،برکت ده،و فرمود:برای آن حضرت دیگها از سنگ تراشیدند،و دستور داد طعامش را جز در آن دیگها نپزند،مردم از آنروز به بعد،دیگها و ظرفها از آن تراشیدند و برکت یافتند.
چهارم:صاحب«مطلع الشمس»نقل کرده:در بیست و پنجم ذو الحجة سال هزار و شش،شاه عباس اول وارد مشهد مقدس شد،مشاهد کرد،عبد المؤمن خان اوزبکی حرم مطهر را غارت کرده،و غیر از محجّر طلا چیز دیگری در آنجا نگذاشته،در بیست و هشتم ذو الحجة از مشهد به هرات رفت،و هرات را به ایران بازگرداند و پس از ساماندهی آنجا،به مشهد بازگشت و یک ماه در آنجا ماند،و صحن مقدّس را مرمّت کرد،و خدّام بارگاه مبارک را مورد احسان و لطف خویش قرار داد،و به عراق بازگشت،و در اواخر سال هزار و هشت،دوباره به مشهد مقدّس رفته،زمستان را در آنجا گذرانید،و خدمت افتخاری آستانه را خود به گردن گرفت و مشغول بود،چنانکه شبی با قیچی سر شمعها را میگرفت،شیخ بهایی علیه الرحمه«بالبداهه»این رباعی را سرود:
پیوسته بود ملائک علیّین پروانۀ شمع روضۀ خلد آیین
مقراض به احتیاط زن ای خادم ترسم ببری شهپر جبریل امین
و در سال هزار و نه،بنا به نذری که شاه عباس کرده بود تا پیاده به مشهد برود،پیاده به مشهد مشرّف شد،و آن مسافت دور را در بیست و هشت روز طی کرد.صاحب تاریخ«عالمآرا»این اشعار را به همین مناسبت نگاشته است:
غلام شاه مردان شاه عباس شه والا گهر خاقان امجد
به طوف مرقد شاه خراسان پیاده رفت با اخلاص بیحدّ
تا آنجا که گفته است:
پیاده رفت شد تاریخ رفتن ز اصفاهان پیاده تا به مشهد
[1009 به حروف ابجد] چون به مشهد مقدّس رسید،صحن مبارک را وسعت داد،و ایوان علی شیر،که درگاه روضۀ متبرکه از آنجا بوده،و در یک
گوشۀ صحن قرار داشت و بد نما بود،در وسط قرار داد،و ایوانی برابر آن در طرف دیگر ساخت و خیابانی از دروازۀ غربی شهر تا شرقی طرح کرد که از هر طرف به صحن رسیده از میان ایوانها بگذشت و چشمهها و قناتها احداث کرد و به شهر آورد،و نهری از میان خیابان و حوضی بزرگ در وسط ایجاد کرد،که آب از حوض گذشته به خیابان شرقی جاری گردد،و در بناهای مذکور کتیبهها به خط میرزا محمّد رضا«صدر الکتاب»و علیرضا عبّاسی و محمّد رضا امامی رسم شد و بارگاه مطهّر را به طلا تذهیب کرد،چنانکه در کتیبۀ بارگاه مطهر به آن اشاره شده و نوشتۀ آن کتیبه چنین است:
به نام خدا که رحمتش بسیار مهربانیاش همیشگی است،از بزرگ توفیقات خدای سبحان اینکه موفق نمود سلطان اعظم سرور پادشاهان عرب و عجم،دارندۀ نسب پاک نبوی،و حسب تابناک علوی خاک قدمهای خدمتکاران این قبّۀ مطهّر لاهوتی،غبار کفشهای زائران این گلشن نورانی،رواجدهندۀ آثار اجداد معصومینش،سلطان فرزند سلطان،ابو المظفر شاه عباس حسینی موسوی صفوی بهادر خان،پس سعادت یافت به آمدن با پای پیاده از اصفهان پایتخت کشور،به زیارت این حرم شریف و به طلاکاری این گنبد از مال خالصش در سال هزار و ده تشرّف پیدا کرد و در سال هزار و شانزده به پایان رسید.
شیخ طبرسی در کتاب«اعلام الوری»،پس از بیان پارهای از معجزات حضرت رضا علیه السّلام گفته:اما آنچه برای مردم پس از شهادت آن حضرت تا زمان ما ظاهر شده،از برکت مشهد مقدّس آن حضرت و علامات و عجایبی که مردم بسیار مشاهده نمودد،و عام و خاص تصدیقش کردند،و مخالف و موافق به آن اقرار نمودند،بسیار بلکه خارج از شماره است،و همانا در آن مشهد مقدّس کور مادرزاد،و ابرص[نوعی بیماری پوستی]شفا یافتند،و دعاها مستجاب
شده و حاجات برآورده گشته و شداید و مصایب برطرف شده است و ما بسیاری از اینها را خود مشاهده کردیم و علم و یقینی یافتیم که شک در آن راه نیابد.شیخ بزرگوار حرّ عاملی در کتاب«اثبات الهداة»پس از نقل این کلام از شیخ طبرسی فرموده:که مؤلّف این کتاب محمّد بن الحسن الحرّ میگوید:
من بسیاری از این معجزات را دیدم و مشاهد کردم همچنان که شیخ طبرسی مشاهده کرده است و برای من یقین حاصل شد همچنان که برای او یقین حاصل شده و در مدت مجاورت من در مشهد مقدس که 26 سال میشود چیزهایی در این باب شنیدم که از حدّ تواتر گذشته و من در خاطر ندارم که در این مشهد دعا کرده باشم و از خدا حاجتی خواسته باشم مگر آنکه الحمد للّه برآورده شد و مقام را گنجایش تفصیل نیست،لهذا به اجمال اکتفا کردیم.مؤلّف این کتاب عباس قمی گوید:در هر زمان آن قدر کرامات و معجزات از این روضۀ مقدّسۀ ظاهر میشود،که نیاز به نقل وقایع گذشته نیست و ما در باب دوم در اعمال شب بیست و هفتم رجب به برخی مطالب که مناسب این مقام بود اشاره کردیم[صفحۀ 248]و فعلا مقام را گنجایش تطویل نیست بهتر است آنکه این فصل را به همین جا ختم کنیم و این چند بیت شعر را که از جامی در مدح آن حضرت نقل شده است ذکر نماییم.
سلام علی ال طه و یس سلام علی ال خیر النّبیین
سلام علی روضة حلّ فیها امام یباهی به الملک و الدّین
امام به حق شاه مطلق که آمد حریم درش قبلهگاه سلاطین
شه کاخ عرفان گل شاخ احسان در درج امکان مه برج تمکین
علی بن موسی الرضا کز خدایش رضا شد لقب چون رضا بودش آیین
ز فضل و شرف بینی او را جهانی اگر نبودت تیره چشم جهانبین
پی عطر روبند حوران جنّت غبار درش را به گیسوی مشگین
اگر خواهی آری به کف دامن او برو دامن از هرچه جز اوست برچین
در زیارت ائمه سرمن رأی و اعمال سرداب مطهر و آن در دو مقام است
مقام اول:در زیارت دو امام معصوم حضرت هادی و حضرت حسن عسگری صلوات اللّه علیهما.
هرگاه ان شاء اللّه بر سرّمنرای وارد شدی،و خواستی آن دو امام همام علیهما السّلام را زیارت کنی،غسل کن،و پس از رعایت آداب ورود به حرمهای شریفه،تا در حرم مطهر با آرامش و وقار روانه شو،و اذن دخول عامّی را که در اوایل این باب ذکر شد بخوان،آنگاه وارد حرم مطهر شو،و آن دو بزرگوار را به این عبارت که صحیحترین زیارات است زیارت کن سلام بر شما ای دو نمایندۀ خدا،سلام بر شما ای دو حجّت خدا،سلام بر شما این دو نور خدا در تاریکیهای زمین،سلام بر شما ای آنان که خدا ارادهاش را دربارۀ شما تغییر داد،زیارتکنان به حضور شما آمدم،به حق شما آگاهم دشمن دارم دشمنانتان را،و دوستدار دوستانتان هستم،به آنچه به آن ایمان آوردیم مؤمنم،و به آنچه به آن کافر شدید کافرم،حق میدانم آنچه را حق دانستید،و باطل میدانم آنچه را باطل دانستید،از خدا،پروردگارم و پروردگارتان درخواست میکنم،بهرهام را از زیارت شما دو تن درود بر محمّد و خاندانش قرار دهد،و همراهی شما را در بهشتها نصیب من کند همراه پدران شایستۀ شما،و از او میخواهم که مرا از آتش دوزخ آزاد گرداند،و روزی من فرماید شفاعت و مصاحبت شما را،و بین من و شما شناسایی پدید آورد،و دوستی پدران شایستۀ شما را از من نگیرد،و این زیارت مرا آخرین بار از زیارت شما قرار ندهد،و مرا به رحمتش با شما محشور کند در بهشت.خدایا دوستی این دو بزرگوار را نصیبم کن،و مرا بر آیین آن دو امام بمیران.خدایا ستمکنندگان به حق خاندان محمّد را لعنت کن،و از آنان انتقام بگیر.خدایا اوّلین و آخرینشان را لعنت نما،و عذاب را بر آنان دوچندان کن،و آنان و شیعیان و دوستدران و پیروانشان را به پستترین گودی دوزخ برسان،چه تو بر هر چیز توانایی.خدایا در گشایش کار ولیّات و فرزند ولیّات شتاب کن،و گشایش کار ما را با گشایش کار ایشان
قرار ده،ای مهربانترین مهربانان.و در دعا کردن برای خود،و پدر و مادرت بکوش و دعا کن به هر دعایی که میخواهی، و اگر بتوانی نزدیک قبر ایشان بروی،برو،و دو رکعت نماز قبر بخوان،و اگر نتوانی وارد مسجد شو و دو رکعت نماز بجا آر،و دعا کن به هر دعایی که خواستی که مستجاب است،و این مسجد مجاور خانۀ ایشان است،و حضرت امام هادی و محمّد بن المشهدی و شیخ مفید و شهید نیز این زیارت را در کتاب«مزار»خود،با اختلافی اندک نقل کردهاند.و بعد از جملۀ «فی الجنّة برحمته»فرمودهاند:آنگاه برو،و خود را بر هر یک از آن دو قبر بینداز و آن را ببوس و طرف راست و چپ صورت خود را بر قبر بگذار،و پس از آن سر بردار و بگو:«اللّهمّ ارزقنی حبّهم و توفّنی علی ملّتهم...تا آخر زیارت.و گفتهاند نزدیک سر مقدّس چهار رکعت نماز بخوان،و پس از نماز زیارت،هر اندازه خواهی نماز بگذار و پوشیده نماند که آن دو بزگوار در خانۀ خود دفن شدند،و برای آن خانه دری بود،که گاهی باز میکردند و شیعیان وارد میشدند،و کنار قبر زیارت میکردند،و گاهی بسته بود از بیرون مقابل پنجرهای که بر دیوار،روبروی قبر مطهّر بود زیارت میکردند،در صدر همین روایت مربوطه به زیارت ذکر شده است که غسل میکنی و اگر بتوانی نزد قبر ایشان میروی وگرنه،از برابر پنجرهای که به سور قبر باز میشود به سلام اشاره میکنی،و چنین زائری نماز زیارت خود را در مسجد بجای آورد.چون به همّت دوستان آن خانه برداشته شد،و به جای آن بارگاه و حرم و رواق قرار گرفت،آن مسجد داخل در فضای حرم شد،و اکنون در بین مردم معروف است،که ایوان مستطیل،که در صحن پشت سر عسگریّین علیهما السّلام به رواق متصّل است،همان مسجد مذکور است.در هر صورت،زائران از این جهت آسوده شدند.برای آن دو بزرگوار زیارت مخصوص به هر کدام،و مشترک میان هر دو امام،در کتابهای زیارتی ذکر شده است که زائران اگر خواستند،نسخۀ آن کتابها فراوان است،و اگر زائر را حالی و مجالی باشد،مناسب است زیارت جامعه کبیره را،که پس از این ان شاء اللّه تعالی ذکر میشود[صفحه 830]بخواند،زیرا که صدور آن کلمات رسا،که دارای تمام مراتب اظهار بندگی و تذلّل،و اعتراف به عظمت و جلالت امامان است،از مصدر جلال حضرت هادی علیه السّلام میباشد.
سیّد ابن طاووس در کتاب«مصباح الزائر»برای هر یک از این دو بزرگوار
زیارت مبسوط،با صلوات بر آنان و دعای پس از نماز زیارت نقل کرده،که آوردنش در این کتاب،گرچه موجب تطویل میباشد،شایسته است،زیرا فواید بسیاری در آن مندرج است.فرمود:هرگاه به«سرّمنرای»رسیدی،غسل کن،غسل زیارت و پاکیزهترین جامههای خود را بپوش و با آرامی و وقار روانه شو،تا به درگاه حرم شریف برسی،وقتی رسیدی،طلب رخصت کن و بگو:
آیا وارد شوم ای پیامبر خدا،آیا وارد شوم ای امیر مؤمنان،آیا وارد شوم ای فاطمه زهرا،سرور بانوان جهانیان آیا وارد شوم ای مولایم حسن بن علی،آیا وارد شوم ای مولایم حسین بن علی،آیا وارد شوم ای مولایم علی بن الحسین،آیا وارد شوم ای مولایم محمّد بن علی،آیا وارد شوم ای مولایم جعفر بن محمّد،آیا وارد شوم ای مولایم موسی بن جعفر،آیا وارد شوم ای مولایم علی بن موسی،آیا وارد شوم ای مولایم محمّد بن علی آیا وارد شوم ای مولایم ای ابا الحسن علی بن محمّد،آیا وارد شوم ای مولایم ای ابا محمّد حسن بن علی آیا وارد شوم ای فرشتگان خدا،ای گماشتگان به آستان این حرف شریف.آنگاه وارد شو،و در وقت وارد شدن پای راست را پیش گذار،و نزد ضریح حضرت امام هادی علیه السّلام رو به قبر،و پشت به قبله بایست و صدر مرتبه«اللّه اکبر»بگو و بخوان:
سلام بر تو ای ابا الحسن علی بن محمّد،امام پاک و راهنما و نور تابان و رحمت و برکات خدا بر تو باد،سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای سرّ خدا،سلام بر تو ای ریسمان خدا،سلام بر تو ای خاندان خدا،سلام بر تو ای منتخب خدا،سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای امین خدا،سلام بر تو ای حق خدا،سلام بر تو ای حبیب
خدا،سلام بر تو ای نور نورها،سلام بر تو ای زیور نیکان،سلام بر تو ای چکیدۀ خوبان،سلام بر تو ای عنصر پاکان،سلام بر تو ای حجت رحمن،سلام بر تو ای اساس ایمان،سلام بر تو ای مولای مؤمنان،سلام بر تو ای سرپرست شایستگان سلام بر تو ای پرچم هدایت،سلام بر تو ای همپیمان تقوا،سلام بر تو ای ستون دین سلام بر تو ای فرزند خاتم پیامبران،سلام بر تو ای فرزند آقای جانشینان،سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا،سرور بانوان جهانیان،سلام بر تو ای امین وفادار،سلام بر تو ای پرچم خشنود،سلام بر تو ای زاهد باتقوا،سلام بر تو ای حجت بر همۀ خلق،سلام بر تو ای تلاوتکنندۀ قرآن،سلام بر تو ای بیانکنندۀ حلال از حرام سلام بر تو ای سرپرست خیرخواه،سلام بر تو ای راه روشن،سلام بر تو ای ستاره درخشان.گواهی میدهم ای مولایم،ای ابا الحسن که تویی حجت خدا بر خلق،و جانشین او در میان آفریدگان،و امین او در شهرها،و گواه او بر بندگان،و گواهی میدهم که تویی کلمۀ تقوا،و دروازۀ هدایت و رشتۀ استوارتر،و حجّت بر هرکه بر زمین و در زمین است،و گواهی میدهم که تویی پاک از گناهان،و مبرّای از عیوب،و اختصاص یافته به کرامت خدا،و تکریم شده به برهان خدا،و کسی که کلمۀ خدا
به او بخشیده شده،و پایهای که بندگان خدا به او پناه میبرند،و شهرها به وسیلۀ او زنده میشود،و گواهی میدهم ای مولایم که من نسبت به تو و پدرانت و فرزندانت،دارای یقین و اقرار و تابع شمایم،در کنه وجودم و احکام دینم،و سرانجام کارم و بازگشتگاه و منزلم،و دوستم با کسی که شما را دوست بدارد،و دشمنم با آنکه شما را دشمن بدارد،مؤمنم به نهان و آشکار و آغاز و انجام شما،پدر و مادرم به فدایت،سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد.آنگاه ضریح را ببوس،و طرف راست صورت خود،و سپس طرف چپ آن را بر ضریح بگذار و بگو:خدایا بر محمّد و خاندان و خاندان محمّد درود فرست،و درود خدا بر حجّت وفادارت،ولیّ پاکیزهات،و امین پسندیدهات،و راهنمای برگزیدهات،و راه راستت،و آن جاده بزرگتر،و راه میانهتر،روشنی دلهای اهل ایمان و سرپرست پرهیزکاران،و یار مخلصان،خدایا بر آقای ما محمّد و اهل بیتش درود فرست،و درود فرست بر علی بن محمّد آن راهنمای معصوم از لغزش،و پاک از نقایص،و آرزو بریده از مردم به سوی تو،گرفتار آشوبها،و آزموده به مصایب سخت،و سنجیده به آزمون نیکو،و شکیبای در شکایت،و راهنمای بندگانت،و برکت شهرهایت،و جایگاه رحمتت،و جای سپردن حکمتت،و پیشرو به سوی بهشتت آگاه در میان آفریدگانت،و راهنمای در میان خلقت،که پسندیدی و برگزیدی و انتخاب نمودی،و او را برای جانشینی پیامبرت در میان امّت به نگهداری شریعتش ملزم نمودی،پس او نیز به تنهایی به انجام وظایف سنگین جانشینی اقدام کرد،و به آن قیام نمود
و مقتدرانه به دوش کشید،نه در مشکلی لغزید،و نه در کار دشواری،بلکه اندوه را برطرف ساخت،و هر رخنه را سدّ نمود و هر فریضهای را ادا کرد،خدایا چنانکه دردگانت پیامبرت را به او روشن ساختی،بالا بر درجهاش را،و پاداشش را نزد خود زیاد گردان،و بر او درود فرست،و از جانب ما به او تحیّت و سلام برسان،و به ما از نزد خود در دوستی او فضل و احسان و آمرزش و رضوان بخش،به درستی که تو دارای فضل بزرگی.سپس نماز زیارت بخوان و چون سلام نماز دادی بگو:ای صاحب قدرت همهجانبه،و رحمت گسترده،و نعمتهای پیوسته،و عطاهای پیدرپی و بخششهای بزرگ،و موهبتهای شایان،بر محمّد و خاندان محمّد،آن راستگویان درود فرست،و عطا کن خواستهام را،و پراکندگیام را گرد آور،و آنچه از کار من متفرق شده جمع کن،و عملم را پاک گردان،و قلبم را پس از اینکه هدایت نمودی منحرف مساز،و گامم را نلغزان و چشم بر هم زدنی،مرا به خویشتن وامگذار،و طعمم را به حضرتت ناامید مکن،و عیبم را آشکار نساز،و پرودهام را ندر و به وحشتم میانداز و ناامیدم مکن،و نسبت به من مهربان و بخشنه باش،و راهنماییام فرما،و پاک و پاکیزهام کن،و تصفیهام نما و مرا برگزین،و خلاص و خالصم کن و نیکویم ساز و به آداب خود موّدبم فرما،و به خود نزدیک کن،و از خود دور مفرما،و به من لطف آر، و از درگاهت دور مکن،و گرامیام بدار و خوارم مساز و نسبت به آنچه از تو درخواست میکنم محرومم مکن،و آنچه را از تو نمیخواهم،برایم جمع فرما،ای مهربانترین مهربانان،از تو میخواهم به حرمت ذات کریمت،و به حرمت پیامبرت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)،و به حرمت اهل بیت رسولت امیر مؤمنان علی و حسن
و حسی و علی و محمّد و جعفر و موسی و علی و محمّد بن علی و حسن و یادگار باقی مانده درودها و برکاتت بر ایشان،که بر همۀ آنان درود فرستی،و گشایش کار قیامکنندۀ ایشان را به امرت شتاب کنی،و یاریاش دهی،و به او برای دینت یاری ستانی،و مرا در گروه نجاتیافتگان به او،مخلصان در طاعتش قرار دهی،و و به حق ایشان از تو میخواهم،که دعایم را مستجاب نمایی،و حاجتم را برآوری،و عطا کنی خواستهام را،و آنچه مرا از کار دنیا و آخرتم به اندیشه برده کفایت فرمایی،ای مهربانترین مهربانان،ای نور برهان،ای نوربخش، ای آشکار کننده،ای پروردگار،شرّ شرور و آفات روزگاران را از من کفایت کن،و از تو نجات میخواهم روزی که در صور دمیده شود.
سپس برای هرچه خواهی دعا کن،و بسیار بگو:ای توشهام پیش توشهها،و ای امید و مورد اعتمادم،و ای پناهگاه و تکیهگاهم،ای یگانه،ای یکتا،ای که گفتی:بگو،او خدای یکتاست.خدایا از تو میخواهم،بحق کسانی که آفریدی از آفریدههایت،و در آفریدههایت کسی را مانند آنها قرار ندادی،بر همگی آنان درود فرست،و با من چنین و چنان کن.و به جای این جلمه[کذا و کذا]حاجت خویش را بخواه،همانا از آن حضرت روایت شده:من از خدای عزّ و جلّ خواستهام:کسی را که این دعا را در روضۀ من،پس از من بخواند،ناامید بازنگرداند.
شیخ به سند معتبر از آن حضرت روایت کرده:قبر من در سرّمنرأی[سامرّای کنونی در عراق]برای اهل دو جانب،از بلاها و عذاب خدا،امان است.مجلسی اوّل«اهل دو جانب»را به شیعه و سنیّ معنا کرده و فرموده است:برکت آن حضرت
دوست و دشمن را احاطه کرده،چنانکه قبر کاظمین[امام کاظم علیه السّلام و امام جواد علیه السّلام]سبب امان بغداد شد تا آخر مطلب.سید ابن طاووس فرموده:چون خواستی حضرت عسگری علیه السّلام را زیارت کنی،جمیع آنچه را در زیات پدرش حضرت هادی بجا آوردی،بجا آر،آنگاه نزد ضریح آن حضرت بایست و بگو:
سلام بر تو ای مولایم ای ابا محمّد حسن بن علی،راهنمای راه یافته،و رحمت و برکات خدا بر تو باد سلام بر تو ای ولیّ خدا و فرزند اولیای خدا،سلام بر تو ای حجّت خدا و فرزند حجتهایش،سلام بر بر تو ای برگزیدۀ خدا و فرزند برگزیدگانش،سلام بر تو ای خلیفۀ خدا و فرزند خلیفههای خدا و پدر خلیفه خدا سلام بر تو ای فرزند خاتم پیامبران،سلام بر تو ای فرزند آقای جانشینان،سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان،سلام بر تو ای فرزند سرور بانوان جهانیان،سلام بر تو ای فرزند امامان هدایتگر،سلام بر تو ای فرزند جانشینان راشد،سلام بر تو ای امان پرهیزگاران سلام بر تو ای پیشوای رستگاران،سلام بر تو ای پایۀ اهل ایمان،سلام بر تو ای گشایش اندوهناکان،سلام بر تو ای وارث پیامبران برگزیده،سلام بر تو ای خزانهدار دانش جانشین رسول خدا،سلام بر تو ای دعوت کننده به حکم خدا،سلام بر تو ای گویای به کتاب خدا،سلام بر تو ای حجت حجتها،سلام بر تو ای هدایتگر امتها،سلام بر تو ای صاحب نعمتها،سلام بر تو ای گنجینه دانش،سلام بر تو ای کشتی بردباری،سلام بر
تو ای پدر امام مورد انتظار،آن امامی که برهانش برای خردمند آشکار،و شناختنش در عرصۀ یقین ثابت است،آنکه از دید ستمکاران پوشیده،و از دسترس دولت بدکاران پنهان است،بزرگواری که پروردگارمان دین اسلام را به وسیلۀ او پس از نابودی دوباره تازه گرداند،و قرآن را پس از کهنگی بازآورد،من گواهیم میدهم ای مولایم که تو نماز بپا داشتی و زکات پرداختی،و امر به معروف و نهی از منکر نمودی،و مردم را به راه خدا،با حکمت و موعظۀ پسندیده دعوت کردی،و پرستیدی خدا را خالصانه،تا تو را مرگ دررسید،از خدا درخواست میکنم به حق مقامی که برای شما نزد اوست،اینکه زیارتم را نسبت به شما بپذیرد،و از کوششم در کنار شما قدردانی نماید،و دعایم را به خاطر شما مستجاب کند،و مرا از یاران و پیروان و شیعیان و دوستان حق قرار دهد،و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد آنگاه ضریح را ببوس،و دو طرف صورت خود را بر آن بگذار و بگو:خدایا درود فرست بر آقای ما محمّد و اهل بیتش،و درود فرست بر حسن بن علی،هدایت کننده به سوی دینت،و دعوت کننده به راهت،آن پرچم هدایت،و علامت تقوا،و سرچشمۀ خرد،و جایگاه عقول،و باران عنایت و خیر برای آفریدگان،و ابر حکمت،و دریای پند،و وارث امامان و گواه بر امت،معصوم پیراسته،فاضل مقرّب،پاک از پلیدی،آنکه دانش قرآن را به او ارث دادی،و جداسازی بین حق و باطل را به او الهام نمودی و او را به عنوان پرچم اهل قبلهات نصب کردی،و طاعتش را به طاعتت مقرون نمودی،و واجب نمودی مؤدّتش را بر همۀ
آفریدگانت واجب فرمودی.خدایا چنانکه آن حضرت با نیکی اخلاص در یکتاپرستیات باز آمد،و کسانی که در چاه خیال تشبیه توبه مخلوقاتت فرو رفته بودند هلاک کرد،و اهل ایمان به تو را حمایت نمود،پس تو ای پروردگارم بر او درود فرست،درودی که به وسیلۀ آن به جایگاه فروتنان ملحق گردد،و در بهشت به درجۀ جدم خاتم پیامبران برآید،و به او از جانب ما،تحیّت و سلام برسان، و به ما در دوستیاش از جانب خود،فضل و احسان،و آمرزش و رضوان عنایت کن،که تو دارای فضل بزرگ و احسان تن آوری.آنگاه نماز زیارت بجا آور.و هنگامی که فارغ شدی بگو:ای همیشگی،ای ابدی، ای زنده،ای پایدار،ای برطرف کنندۀ مشکل و اندوه،ای زدایندۀ غم،و ای برانگیزندۀ رسولان،ای راست وعده،و ای زنده،معبودی جز تو نیست،به درگاهت توسل میجویم به وسیلۀ حبیبت محمّد،و جانشینش علی پسر عمویش،و دامادش آن همسر دخترش،که شریعتها را به آن دو تن ختم کردی،و گشودی تأویل آیات و ابتدای هر چیز را به آن دو،پس بر هر دو بزرگوار درود فرست درودی که پیشینیان و پسینیان به آن گواهی دهند،و نجات یابند به آن دوستان و شایستگان،و به درگاهت توسل م جویم،به فاطمه زهرا،مادر پیشوایان رهیافته،و سرور بانوان جهانیان،آن شفاع پذیرفته دربارۀ شیعه و فرزندان پاکش،پس بر او درود فرست درودی همواره به هموارگی جاودانان و پرپایی روزگاران،و به درگاهت توسل میجویم به حسن آن راضی به قضا،و پاک و پاکیزه،و حسین مظلوم پسندیده نیکوکار،پرهیزگار،دو سرور جوانان اهل بهشت،دو امام برگزیده پاک باتقوا،بیعیب،پاکیزه
شهید،ستم کشیده،کشته شده،پس بر آن دو بزرگوار درود فرست،تا که خورشیدی طلوع کند و غروب نماید،درودی پیوسته و پیدرپی،و به درگاهت توسل میجویم به علی بن الحسین سرور عبادتکنندگان،مستور از بیم ستمکاران و به محمّد بن علی الباقر،آن پاک و نور تابناک،و دو پیشوا،دو سرور،دو کلید برکات،و دو چراغ تاریکیها،پس درود فرست بر آن دو بزرگوار،تا تاریک گردد شبی،و روشن شود روزی،درودی تا روز و شب برآید و به درگاهت توسل میجویم به جعفر بن محمّد آن راستگوی از سوی خدا،و گویای به دانش حق،و به موسی بن جعفر آن بندۀ شایسته در نهادش،و جانشین خیرخواه،دو پیشوا،دو هدایت کننده،دو هدایتیافته،دو کامل کنندۀ وظیفه،دو کفایت کننده،پس بر آنان درود فرست،تا تو را تسبیح نماید ملکی،و حرکت کند برای تو فلکی،درودی که نما یابد و افزون شود،و فانی نگردد،و تباه نشود،و به درگاهت توسل میجویم به علی بن موسی الرضا،و به محمّد بن علی آن نفس پسندیده،دو امام،دو پاک دو برگزیده،پس بر آنان درود فرست،تا روشنی دهد بامدادی،و دوام یابد درودی،درودی که آن دو بزرگوار را به سوی رضوانت،در بلندترین جای بهشت بالا برد،و به درگاهت توسل میجویم به علی بن محمّد هدایتگر،و حسن بن علی آن راهنما،دو قیام کننده به کار بندگانت،و آزموده به مصایب هراسانگیز،و دو صبرپیشه در دشمنیهای گوناگون،پس بر آن دو بزرگوار درود فرست،همتای پاداش صابران،و برابر ثواب رستگاران،درودی که بلندی مقام را برای آن دو امام آماده سازد،و به درگاهت توسل میجویم ای پروردگار،به پیشوای ایمان و محقق زمانمان،آن روز موعود،و شاهد و شهادت یافته،و نور
درخشندهتر،و روشنایی تابندهتر،یاریشده،با نهادن بیم در دلها،و پیروزی یافته به خوشبختی،پس بر او درود فرست به عدد میوه،و برگهای درختان،و جزءجزء ریگها،و به عدد موها و کرکها،و عدد آنچه دانشت به آن احاطه دارد و کتاب تو آن را برمیشمارد،درودی که پیشینیان و پسینیان به آن غبط خورند.خدایا ما را در گروه او محشور کن و ما را بر طاعتش نگهدار،و به دولتش محفوظمان بدار،و به ولایتش ما را گرامی بدار،و به شوکتش ما را به دشمنانمان پیروز کن و ما را ای پروردگار،از توبهکنندگان قرار ده،ای مهربانترین مهربانان.خدایا ابلیس سرکش ملعون از تو برای گمراه کردن آفریدگانت فرصت خواست،و تو فرصتش دادی،و از تو برای بدر بردن از راه بندگانت،مهلت خواست،تو از روی علمت که از پیش دربارۀ او گذشته بود مهلتش دادی،به تحقیق او آشیانه کرده،و سپاهش فزونی یافته،و لشگریانش انبوه گشته،و دعوتکنندگان به سوی او در اطراف زمین پخش شده،در نتیجه بندگانت را گمراه کردند،و آیینت را فاسد نمودند و واقعیتها را از جایگاهش منحرف کردند،و بندگانت را گروهگروه پراکنده کردند،و قرار دادند دستههای سرکش، درحالیکه درهم شکستن بنیادش و از هم پاشیدن شأنش را وعده دادی،پس فرزندان و لشگریان را نابود کن،و کشورها را از بدعتها و اختلافاتش پاک فرما،و بندگانت را از روشها و سنجشهای غلط او راحت کن،و گردش ناروای روزگار را علیه آنان قرار ده،و عدالتت را بگستران،و دینت را نمایان کن،و اولیایت را نیرومند ساز،و دشمنانت را ناتوان کن،و سرزمینهای ابلیس و دوستانش را به او اولیایت واگذار فرما،و ابلیس و پیروانش را در دوزخ ابدی کن،و به آنان از عذاب دردناکت
بچشان،و لعنتهای به ودیعت گذاشته در مراکز نحس آفرینش،و مناظر زشت طبیعت را،گردش کننده و گماشته بر آنان قرار ده،درحالیکه آن لعنتها هر صبح و شام،و هر چاشت و پسین،بر آنان جریان داشته باشد،پروردگارا در دنیا دنیا و آخرت،به ما حسنه عنایت کن،و ما را به مهربانات از شکنجۀ آتش نگاه بدار،ای مهربانترین مهربانان.
آنگاه به آنچه برای خود و برادرانت خواهی دعا کن،
سپس ملکۀ دنیا و آخرت،مادر بزرگوار امام قائم علیهم السّلام را،که قبرش پشت ضریح مولایمان امام عسگری علیه السّلام است زیارت کن،و در زیارت آن بزرگ بانو بگو:سلام بر رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش)آن راستگوی امین،سلام بر مولایمان امیر مؤمنان سلام بر پیشوایان پاک،حجّتهای مبارک،سلام بر مادر امام،و مأمن اسرار فرمانروای بسیار دانا،و باردار به شریفترین مخلوقات،سلام بر تو ای صدّیقه پسندیده سلام بر تو ای همانند مادر موسی،و دختر یاران عیسی،سلام بر تو ای پرهیزکار بی عیب،سلام بر تو ای خرسند به قضای حق و ای بانوی پسندیده،سلام بر تو ای وصف شده در انجیل و خواستگاری شده از روح اللّه امین،و ای کسی که محمّد سرور رسولان در پیوند با او علاقمند شد،و ای مأمن اسرار پروردگار جهانیان،سلام بر تو و پدران حواریّ تو،سلام بر تو و بر همسر و فرزندت،سلام بر تو و بر روح و جسم پاکیزهات.گواهی میدهم که تو
از امام زمان نیکو کفالت کردی،و ادا نمودی امانت را،و در عرصۀ خشنودی خدا کوشیدی،و در بارۀ خدا صبر کردی و راز خدا را نگاه داشتی،و ولیّ خدا را باردار شدی،و در نگهداری حجّت خدا سخت کوشیدی،و نسبت به پیوند با فرزندان رسول خدا رغبت ورزیدی،درحالیکه به حقّشان عارف،و به صدقشان مؤمن،و به مقامشان معترف،و به کارشان بینا و بر آنان غمخوار بودی،و محّبت آنان را بر محبّت دیگران ترجیح دادی،و گواهی میدهم که تو از دنیا بر پایۀ بینایی از کارت درگذشتی،درحالیکه به شایستگان اقتدا نمودی،راضی به قضای حق،پسندیده،پرهیزگار،بیعیب،پاکیزه،خدا از تو خشنود باشد،و تو را خشنود نماید،و بهشت را جایگاه و نادای تو گرداند،او تو را سزاوار همه خوبیها کرد،به آنچه سزاوار نمود،و به تو بخشید از شرافت،آنچه که به سبب آن تو را بینیاز نمود،خدا آن کرامتی را که به تو بخشید،بر تو گوارا و سودمند گرداند.آنگاه سر خود را بالا کرده و میگویی:
خدایا به تو اعتماد کردم،و خشنودیات را خواستم،و به اولیایت به سوی تو متوسّل شدم،و بر آمرزش و بردباریات توکل نمودم،و در پناه تو آمدم،و به قبر مادر ولیّ تو پناهنده شدم،پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا به وسیلۀ زیارتش منفعت بخش،و بر دوستیاش ثابت بدار،و از شفاعتش و شفاعت فرزندش محرومم مکن،و همجواریاش را نصیبم فرما،و محشورم نما با او و با فرزندش،چنانکه به زیارت فرزندش و خودش موفقّم نمودی.خدایا به سویت به وسیلۀ امامان پاک توجه میکنم،به حجّتهای با میمنت از خاندان طه و یس توسل به جانب تو میجویم از تو میخواهم بر محمّد و خاندان پاک او درود فرستی،و قرار دهی مرا از آرام گرفتگان،رستگاران،شادمانان
مژده گیرندگان،که هیچ بیمی بر آنان نیست و هرگز اندوهگین نمیشوند،و قرار ده مرا از آنان که سعیشان را پذیرفته،و کارشان را آسان نموده،و گرفتاریشان را بر طرف ساخته،و ترسشان را ایمین داده.خدایا به حق محمّد و خاندان محمّد،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و این زیارت را آخرین بار من از زیارت این بانوی بزرگوار قرار مده،و برگشت به زیارتش را تا زندهام داشتی نصیبم فرما و هنگامی که مرا بمیرانی،محشورم نما در گروهش،و در شفاعت فرزندش و خودش واردم فرما،و مرا و پدر و مادرم و مردان و زنان با ایمان را بیامرز،و به ما در دنیا و آخرت خوبی عنایت کن،و نگهدار ما را به رحمتت از عذاب دوزخ،ای سرورانم،سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد.
مؤلّف گوید:از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:وقتی که زید شحّام خدمت آن جناب عرضه داشت،برای کسی که یکی از شما امامان را زیارت کند،چه ثوابی است؟فرمود:مانند این است که رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله را زیارت کرده باشد.ما در صفحات گذشته نوشتیم،که روایتی از حضرت صادق علیه السّلام به این مضمون نقل شده:هر که امام واجب الطاعه را زیارت کند،و چهار رکعت نماز کنار قبرش بجا آورد،برای او ثواب حج و عمره نوشته میشود،
و در کتاب «هدیة الزائرین»فضایل جناب حکیمه دختر امام محمّد تقی علیه السّلام را،که قبرش پایین پا،متصل به ضریح عسگریّین علیهما السّلام است نقل کردیم و گفتیم با مرتبه والایی که برای اوست،در کتابهای زیارتی،برای آن بانوی بزرگ زیارتی ذکر نشده بنابراین شایسته است او را به جملاتی که در زیارت اولاد امامان علیهما السّلام نقل شده زیارت کنند،یا او را از زیارت نمایند به این جملات که در زیارت عمّۀ مکرّمهاش حضرت فاطمه دختر موسی بن جعفر علیه السّلام وارد شده است،و آن به این صورت است،که به طرف قبله میایستی و میگویی:
سلام بر آدم برگزیدۀ خدا،سلام بر نوح پیامبر خدا،سلام بر ابراهیم دوست خدا،سلام
موسی همسخن خدا،سلام بر عیسی روح خدا،سلام بر تو ای رسول خدا،سلام بر تو ای بهترین خلق خدا،سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای محمّد بن عبد اللّه خاتم پیامبران،سلام بر تو ای امیر مؤمنان علی بن ابی طالب،جانشین رسول خدا،سلام بر تو ای فاطمه سرور بانوان جهانیان،سلام بر شما ای دو فرزندزادۀ پیامبر رحمت،و دو سرور جوانان اهل بهشت سلام بر تو ای علی بن الحسین،آقای پرستندگان،و نور چشم بینندگان،سلام بر تو ای محمّد بن علی،شکافندۀ دانش پس از نبی،سلام بر تو ای جعفر بن محمد،راستگوی نیکوکار و امین سلام بر تو ای موسی بن جعفر،ای پاک و پاکیزه،سلام بر تو ای علی بن موسی الرضا،ای امام پسندیده،سلام بر تو ای محمد بن علی تقی،سلام بر تو ای علی بن محمد نقی،ای خیرخواه امین سلام بر تو ای حسن بن علی،سلام بر جانشین بعد از او،خدایا درود فرست بر نورت و چراغت و نمایندۀ نمایندهات،و جانشین جانشین پیامبرت،و حجّتت بر بندگانت،سلام بر تو ای دختر رسول خدا سلام بر تو ای دختر فاطمه و خدیجه،سلام بر تو ای دختر امیر مؤمنان،سلام بر تو ای دختر حسن و حسین،سلام بر تو ای دختر ولیّ خدا،سلام بر تو ای خواهر ولیّ خدا،سلام بر تو ای عمّۀ ولیّ خدا،سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای دختر محمد بن علیّ
پرهیزکار،سلام بر تو،خدا بین من و شما در بهشت آشنایی برقرار کند،و ما را در گروه شما محشور نماید،و وارد کند به حوض پیامبرتان،و با جام جدّتان از دست علی بن ابی طالب سیراب نماید،درود خدا بر شما باد،از خدا میخواهم که در بارۀ شما،خوشحالی و گشایش را به ما بنمایاند،و ما و شما را در گروه جدّتان محمّد(درود خدا بر او خاندانش) گرد آورد،و معرفت شما را از ما نگیرد،که او سرپرستی تواناست،به خدا نزدیکی میجویم،به دوستی شما،و بیزاری از دشمنانتان،و تسلیم بودن به خدا،در حالی خشنودی به آن،بدون انکار و تکبّر،و براساس یقین به آنچه محمد آن را آورده،و به آن خشنودم،درحالیکه میطلبم به وسیلۀ آن رضای تو را ای آقای من،خدایا و خواستار خشنودی تو و سرای آخرتم،ای حکیمه شفاعت کن برایم در بهشت،به درستی که تو را نزد خدا مقامی از مقامات بلند است.خدایا از تو میخواهم سرانجام را ختم کنی به خوشبختی،و آنچه را که در آنم از من باز نگیری،و جنبش و نیرویی نیست جز به خدای والای بزرگ،خدایا دعایمان را مستجاب کن،و به کرم و عزّت و رحمت و عافیتت از ما بپذیر،و درود و سلام کامل بر محمد و همگی خاندانش،ای مهربانترین مهربانان.
مؤلف گوید:معروف است که در کنار قبر عسگریین علیهما السّلام قبور عدّهای از سادات عظام است،که از جمله آنها حسین پسر حضرت هادی علیه السّلام است و من بر حال حسین آگاه نشدم،ولی آنچه به نظرم میرسد آن است که سیّدی جلیل القدر و عظیم الشأن بوده،زیرا از بعضی روایات استفاده میشود که از مولای ما حضرت عسگری علیه السّلام و برادرش حسین بن علی تعبیر به سبطین میکردند،و این دو برادر را به دو جدّشان،دو سبط پیامبر رحمت حسن و حسین علیهما السّلام تشبیه میکردند،و در
روایت ابو الطیّب است،که صدای حضرت حجّت شبیه به صدای حسین بود.در کتاب«شجرة الاولیا»نوشتۀ سید فقیه محدّث حکیم سیّد احمد اردکانی یزدی،در ذکر اولاد حضرت هادی علیه السّلام است،که حسین فرزند آن حضرت از زاهدان و عابدان بود،و به امامت برادرش اعتراف داشت و شاید جستجوگر ماهر،غیر از آنچه ذکر شد،چیزی را بیابد که دلالت بر جلالت حسین کند،و همچنین امامزاده سید محمّد،فرزند حضرت هادی علیه السّلام را در نزدیکی قریه بلد،یک منزلی سامره،مزاری است مشهور و به جلالت مقام و بروز کرامات معروف،عموم مردم به زیارتش مشرّف میشوند و نذرها و هدایای بسیار به آنجا میبرند،و حاجات میطلبند و تمامی اعراب آن حدود از او بیم دارند و حساب میبرند،کرامات بسیار از آن بزرگوار نقل شده که این مختصر جای ذکرش نیست و در جلالت آن جناب بس است که قابلیت و صلاحیت مقام امامت داشت و فرزند بزرگتر حضرت هادی علیه السّلام بود،و حضرت عسگری علیه السّلام در مرگ او گریبان چاک زد!شیخ ما ثقة الاسلام نوری اعتقاد عظیمی به زیارت آن بزرگوار داشته و در تعمیر بقعه و ضریح مبارکش کوشش کرده است و صورت کتیبهای که بر ضریح شریفش نوشته چنین است:
این آرامگاه سیّد بزرگوار ابی جعفر محمد فرزند امام ابی الحسن علیّ هادی(درود بر او)است وی را شأنی عظیم و منزلتی والا است،شیعه گمان میکرده او پس از پدرش(درود بر او)امام میباشد،زمانی که از دنیا رفت،پدر او،بر امامت برادرش ابی محمد زکیّ(درود بر او)تصریح کرد و به او فرمود:برای خدا شکری تازه کن،که دستورش را درباره تو تازه کرد،پدرش او را درحالیکه کودک بود،در مدینه گذاشت و او پس از اینکه جوانی برومند شد در سامّرا به حضور پدر رسید،آنگاه تصمیم به بازگشت به حجاز گرفت،زمانی که به منطقه«بلد»در نه فرسنگی سامرا رسید بیمار شد و از دنیا رفت،و زیارتگاهش در همان جاست همین که وفات یافت ابو محمد برای او گریبان چاک کرد،و در پاسخ کسانی که بر او عیب گرفتند فرمود:موسی هم برای برادرش هارون گریبان چاک زد،و سال وفاتش در حدود دویست و پنجاه و دو بود.
در هر صورت چون
خواستی عسگریّین را وداع کنی،نزد قبر مطهر بایست و بگو: سلام بر تو ای دو نماینده خدا به خدا میسپارمتان و بر شما سلام میرسانم،به خدا و پیامبر،و آنچه شما آوردید،و بر آن راهنمایی کردید ایمان آوردیم،خدایا ما را در گروه گواهان بنویس.خدایا این زیارت را آخرین زیارت من از این دو بزرگوار قرار مده،و بازگشت:
زیارتشان را نصیبم کن،و با این دو امام و پدران پاکشان و حضرت قائم حجت از نسل این دو بزرگوار محشورم فرما ای مهربانترین مهربانان.
بقیة اللّه فی البلاد و الامام المهدی حضرت حجة بن الحسن صاحب الزمان(صلوات اللّه علیه و علی آبائه)است
پیش از شروع بر مطلبی آگاهی میدهم،که در کتاب«هدّیة»،از کتاب«تحیّة»نقل کردیم و آن مطلب این است که سرداب مطهّر داخل در خانۀ ان بزرگواران بود،و راه ورود به آن سرداب در قدیم،یعنی پیش از بنای جدید،و ساختن صحن و قبّه و حرم،از پشت سر،نزدیک به قبر نرجس خاتون بود،و شاید الآن در رواق باشد،از آنجا پایین میرفتند،دالان طولانی تاریکی داشت،چون از انجا میگذشتند به در سرداب غیبت میرسیدند،که اکنون آینهکاری شده،و از طرف قبله پنجرهای به صحن عسکریّین باز میشود،و آن در از وسط این سرداب باز میشد،که اکنون جای کاشیکاری دیوار آن را به صورت محرابی ساختهاند،و همه اعمال این سه امام علیهم السّلام از یک حرم انجام میشد،لذا شهید اول در کتاب«مزار»بعد از زیارت عسگریین علیهما السّلام زیارت سرداب را ذکر کرده پس از آن زیارت نرجس خاتون را.در حدود یکصد سال و اندی پیش از این،مؤمن مؤید،و انسان مسدّد،احمد خان دنبلی،صحن آن دو امام علیهما السّلام را به صورتی که اکنون موجود است با هزینه کردن مبلغی گزاف جدا کرد،و برای آن روضه و قبّۀ عالیهای ساخت،و برای سرداب مطهّر،صحنی جداگانه،و ایوان و راه
و پلّهای مستقل و دهلیز و سردابی جدا،برای زنان بنا کرد،به شکلی که الآن دیده میشود،و راه اولیّه و پلهها و در سرداب به کلّی بسته شد،و نشانی از آنها نیست،و جایی برای بجا آوردن بعضی از آداب وارده نمانده است،ولی جایگاه قسمتی از زیارت،که اصل سرداب شریف است تغییری نکرده.اما درخواست اجازه ورود،و خواندن اذن دخول پس باید بگویم براساس پیجویی در تمام زیارات و تصریح علما بر این مسئله که از هر دری که ورود به حرم شریف هر امامی از انجا رسم شده خواندن اذن دخول را باید رعایت کرد و در آن حرم محترم نباید بدون اذن وارد شد.
اکنون شروع به بیان کیفیت زیارت میکنم،بدان که اذن دخول ویژه سرداب مطهّر،همان زیارتی است که پس از این خواهد آمد و ابتدای آن«السّلام علیک یا خلیفة اللّه »است.و در پایان آن اذن دخول گرفته میشود،و باید آن زیارت را،در کنار در سرداب،پیش از پایین رفتن دوم از باب زیارات نقل کردیم و اذن دخولی دیگر،علاّمۀ مجلسی از نسخهای قدیمی نقل فرموده:که اول آن این عبارات است:
«اللّهمّ انّ هذه بقعة طهّرتها و عقوة شرّفتها»که ما نیز آن را پس از اذن دخول عام نقل کردیم،به آنجا رجوع کن[صفحۀ 490]و به آن جملات اذن دخول بطلب،پس از آن وارد سرداب مطهّر شو،و حضرت را به آنچه خود دستور العمل دادهاند زیارت کن، چنانکه شیخ جلیل احمد بن ابی طالب طبرسی در کتاب شریف«احتجاج»روایت کرده که از ناحیه مقدّسه،به سوی محمّد حمیری پس از جواب مسائلی که از آن حضرت پرسیده بود،این مضمون شرف صدور یافت:
به نام خدا که رحمتش بسیار و رحمتش همیشگی است،نه فرمانش را تعقل میکنید،و نه از اولیایش میپذیرید،حکمتی است رسا،ولی بیم دادنها سودشان ندهد،سلام بر ما و بر بندگان شایستۀ خدا.هرگاه خواستید به وسیلۀ ما به سوی خدای تبارک و تعالی و به سوی ما توجه کنید،پس بگویید چنانکه خدای تعالی فرموده است:
سلام بر خاندان یس،سلام بر تو ای دعوتکننده به سوی خدا،و آگاه به آیاتش،سلام بر تو ای باب خدا
و سیاستمدار دینش،سلام بر تو ای خلیفۀ خدا و یاور حقّش،سلام بر تو ای حجّت خدا،و راهنما به سوی ارادهاش،سلام بر تو ای تلاوتکنندۀ کتاب خدا و تفسیرکنندهاش،سلام بر تو در تمام ساعات شب و روز،سلام بر تو ای بجا ماندۀ خدا در زمینش،سلام بر تو ای پیمان خدا که آن را برگرفت و محکمش کرد،سلام بر تو ای وعدۀ خدا که آن را ضمانت نمود،سلام بر تو ای پرچم برافراشته و دانش سرریز،و فریادرس و رحمت گسترده،و وعدۀ بیدروغ،سلام بر تو هنگامی که بر میخیزی،سلام بر تو زمانی که مینشینی،سلام بر تو وقتی که میخوانی و بیان می کنی،سلام بر تو هنگامی که نماز میخوانی و قنوت بجا میآوری،سلام بر تو زمانی که رکوع و سجود مینمایی،سلام بر تو وقتی که تهلیل و تکبیر میگویی سلام بر تو هنگامی که سپاس و استغفار مینمایی،سلام بر تو زمانی که صبح و شام میکنی،سلام بر تو در شب هنگامی که میپوشاند،و در روز وقتیکه آشکار میشود،سلام بر تو ای پیشوای امین،سلام بر تو ای پیش نهاده آرزو شده،سلام بر تو به همۀ سلامها،تو را گواه میگیرم ای مولایم،که گواهی میدهم معبودی جز خدا نیست،یگانه است و شریکی ندارد،و محمد بنده و فرستادۀ اوست،محبوبی جز او و اهل بیتش نیست و تو را گواه میگیرم ای مولایم،بر اینکه علی امیر مؤمنان و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر،و
علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی،حجّتهای خدایند و گواهی میدهم که تو حجّت خدایی،شما آغاز و انجام هستید،و همانا بازگشت شما حق است،تردیدی در آن نیست،روزی که کسی را ایمانش سود نبخشد،که پیش از این ایمان نیاورده بود یا در ایمانش کسب خیری نکرده بود،و گواهی میدهم که مرگ،و ناکر و نکیر و زنده شدن و برانگیختن و صراط و کمینگاه و میزان و گره آوردن و حساب و بهشت و دوزخ و وعده تهدید به هر دو حق است ای مولای من،بدبخت شد کسی که با شما مخالفت ورزید،و خوشبخت شد کسی که از شما اطاعت کرد،پس گواه باش بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم،و من دوست تو،و بیزار از دشمن توام،پس حق آن است که شما به آن خشنود شدید،و باطل آن است که شما از ان ناخشنود گشتید،و معروف آن است که شما به آن امر فرمودید،و منکر آن است که شما از آن نهی کردید،پس نهاد من مؤمن به خدای یگانه بیشریک،و به رسول او،و به امیر مؤمنان و به شماست ای مولای من،به آغاز و انجام شما،و یاریام برای شما آماده،و دوستیام نسبت به شما بیآلایش است،اجابت فرما،اجابت فرما.و پس از آن،این دعا خوانده شود:خدایا من از تو میخواهم که بر محمّد پیامبر رحمتت،و کلمۀ نورت درود فرستی،و پر کنی دلم را با نور یقین،و سینهام را با نور ایمان،و فکرم را با نور تصمیم،و ارادهام را با نور دانش،و نیرویم را با نور عمل،و زبانم را با نور راستی،و دینم را با نور بینایی از سوی خود،و دیدهام را با نور روشنایی،و گوشم را با نور حکمت،و مؤدّتم را با نور دوستی
محمّد و خاندانش(درود بر ایشان)تا دیدارت کنم درحالیکه به عهد و پیمانت وفا کردهام،پس فرا بگیرد رحمتت مرا ای سرپرست و ای ستوده،خدایا درود فرست بر محمّد[نامبارک امام دوازدهم]،حجّتت در زمینت،و خلیفهات در کشورهایت،و دعوتکننده به راهت،و قیامکننده به عدلت،و انقلابکننده به فرمانت،دوست اهل ایمان و نابودکنندۀ کافران،و زدایندۀ تاریکی،و روشنیبخش حق،و گویای به حکمت و راستی،و کلمۀ کاملت در زمین،آن منتظر بیمناک،و ولیّ خیرخواه،کشتی نجات،و پرچم هدایت،و روشنی دیدگان مردم،و بهترین کسی که جامه و ردای خلافت پوشید،و زدایندۀ کوردلی،که زمین را پر از عدل و داد میکند،چنانکه از ستم ستمکاران پر شده که تو بر هر چیز توانایی.خدایا درود فرست بر ولیّات و فرزند اولیایت،آنان که اطاعتشان را لازم نمودی و حقّشان را واجب کردی،و پلیدی را از ایشان زدودی،و پاکشان نمودی پاک ساختنی درخور.خدایا او را یاری کن،و به وسیلۀ او برای دینت پیروزی آور،و اولیایت،و اولیایش،و پیروان و یارانش را،به سبب او یاری ده.خدایا پناهش ده از شرّ هر متجاوز و سرکش،و از شرّ تمام آفریدگانت،و او را محافظت فرما از پیش رو و پشت سرش،و از راست و چپ،و از او پاسداری کن،و از اینکه به او آسیبی رسد نگهداریاش فرما،و حفظ کن بوسیلۀ او رسول و خاندان رسولت را،و عدالت را به وسیلۀ او آشکار نما،و او را به پیروزی تایید کن،و یاورش را یاری ده،و واگذارندهاش را به خواری نشان و شکنندهاش را بشکن،و به وسیلۀ او گردنکشان کفر را درهم بکوب،و کافران را به قتل برسان و منافقان و همۀ بیدینان را از میان برادر
هر کجا که باشند،از مشارق و مغارب زمین،و خشکی و دریای کرۀ خاک،و به وسیلۀ او زمین را از عدالت پر کن،و دین پیامبرت را به او نمایان ساز،خدایا قرار ده مرا از یاوران،و کمککاران و پیروان و شیعیانش،و به من بنمایان در بارۀ خاندان محمد(درود بر ایشان)،آنچه آنان آرزو دارند،و دربارۀ دشمنانشان آنچه از ان پرهیز مینمایند ای معبود حق آمین،ای صاحب بزرگی و بزرگواری،ای مهربانترین مهربانان.
زیارتی دیگر:به نقل از کتابهای معتبر علما،و ان اینکه بر در حرم آن حضرت بایست و بگو:
سلام بر تو ای خلیفۀ خدا و خلیفۀ پدران راه یافتهاش،سلام بر تو ای وصیّ جانشینان گذشته،سلام بر تو ای نگهبان رازهای پروردگار جهانیان،سلام بر تو ای باقیماندۀ خدا از زبده برگزیدگان،سلام بر تو ای فرزند نورهای درخشان،سلام بر تو ای فرزند پرچمهای خوشنما،سلام بر تو ای فرزند عترت پاکیزه،سلام بر تو ای سرچشمۀ علوم نبوی سلام بر تو ای درگاه خدا که آمده نشود جز از آن،سلام بر تو ای راه خدا،که هر که جز آن پیمود،هلاک شد،سلام بر تو ای نظرکننده به درخت طوبی و سدرة المنتهی،سلام بر تو ای نور خدا که خاموش نگردد،سلام بر تو ای حجّت خدا که پنهان نماند،سلام بر تو ای حجّت خدا بر هر که در زمین و آسمان است،سلام بر تو سلام کسی که تو را شناخته،به آنگونه که خدا تو
را به آن شناسانده،و تو را وصف کرد،به برخی اوصافت،که تو سزاوار آنی،و برتر از آنی.گواهی میدهم که تو حجّتی بر آنان که در گذشتهاند و آنان که ماندهاند،و اینکه گروه تو گروه پیروز،و دوستانت دوستان رستگار،و دشمنانت زیانکارند و تو خزانهدار هر دانشی،و گشایندۀ هر بستهای،و بپادارندۀ هر حقیّ،و باطلکنندۀ هر باطلی،من به تو راضی شدم ای مولایم برای پیشوا بودن،و راهنما و سرپرست و رهبری،و دیگری را به جای تو نجویم،و به غیر تو سرپرستی نگیرم گواهی میدهم که تویی آن حق ثابت،که عیبی در آن نیست،و وعدۀ خدا درباره تو حقّ است،و من به خاطر طول غیبت و درازای مدت،شک نمیکنم،و با آنان که تو را نشناختند و به تو جهل ورزیدند،سرگردان نشوم،منتظر و متوّقع روزهای توام و تویی شفاعتکنندهای که با تو نزاع نشود،و سرپرستی که مزاحمتی برایت ایجاد نگردد،خدا تو را برای دین،و عزّت مؤمنان،و انتقام از منکران بیرون رفته از دین مهیّا نمود.گواهی میدهم که به وسیلۀ ولایتت اعمال پذیرفته میشود، و کردار پاک میگردد،و خوبیها چند برابر گردد،و بدیها از بین میرود،پس هرکه ولایتت را آورد و به امامتت اعتراف نمود،اعمالش پذیرفته شود،و گفتههایش مورد تصدیق قرار گیرد،و خوبیهایش چند برابر گردد،و بدیهایش محو شود، و هرکه از ولایتت منحرف شد،و به شناختت جهل ورزید،و تو را با دیگری عوض کرد خدا او را با صورتت به آتش دراندازد،و عملی را از او نپذیرد،و برای او در قیامت میزان سنجشی بر پا نکند خدا و فرشتگان و تو را ای مولایم به این حقایق،که ظاهرش مانند باطن آن و نهانش چون آشکار آن است گواه میگیرم
و تو ر این و بر آن گواهی،و آن عهد من با تو،و پیمانم نزد توست،زیرا تویی نظام دین و رییس پرهیزگاران،و عزّت یکتاپرستان،و به همین معنا پروردگار جهانیان به من دستور داده،پس اگر روزگارها طولانی گردد و عمرها امتداد یابد،مرا نیفزاید دربارۀ تو جز یقین،و نسبت به تو جز محبت،و بر تو جز توکل،و اعتماد،و برای ظهورت جز توقع و انتظار،و برای جهادم در پیشگاهت چشم براهی،پس جان و مال و فرزند و خاندام و همۀ آنچه را خدا به من داده، پیش رویت و در مقابل امر و نهیت نثار میکنم،مولای من،اگر دوران درخشان و پرچمهای روشنت را درک کنم پس من همان بندۀ دست به کار امر و نهی توام،که شهادت پیش رویت و کامیابی تو را به آن آرزو میکنم،مولای من اگر مرگ پیش از ظهور تو مرا دریابد،من به تو و پدران پاک تو به خدا متوسل میشوم،و از او میخواهم که بر محمّد و خاندان محمد درود فرستد،و برای من بازگشت دوباره به دنیا در زمان ظهورت، و رجوعی در دورانت منت فرماید،تا به خاطر طاعتت به مقصودم برسم،و زخم قلبم را از دشمنانت شفا دهم،مولای من،برای زیارتت ایستادهام،ایستادن خطاکاران،پشیمانان،بیمناکان،ترسیدگان از عذاب پروردگار جهانیان،و حال اینکه به شفاعتت اعتماد کردهام،و به دوستی و شفاعتت امیدوار شدهام،به خاطر محو شدن گناهانم،و پردهپوشی عیبهایم،و آمرزش لغزشهایم،پس برای دوستت ای مولای من،در مقام تحقق آروزیش یار باش،و آمرزش لغزشش را از خدا بخواه،که او به ریسمان محبّتت
آویخته،و به ولایتت تمسّک جسته،و از دشمنانت بیزاری نموده.خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست،و آنچه را به ولیّات وعده دادهای وفا کن.خدایا سخنش را آشکار کن،و دعوتش را والا گردان،و بر دشمنش و دشمنت پیروز فرما،ای پروردگار جهانیان.خدایا درود فرست بر محمد و خاندان محمد،و سخن کاملت و پنهانشده در زمینت آن بیمناک نگران را آشکار کن.خدایا او را یاری ده یاری نیرومند،و بگشا برایش گشایشی آسان،خدایا دین را پس از گمنامی به وسیلۀ او نیرومند گردان،و حق را پس از غروب،به دست او طالع فرما،و تاریکی را به وسیلۀ او برطرف نما،و سختی را به وسیلۀ او برطرف کن،خدایا کشورها را به او ایمن گردان،و بندگان را به وسیلۀ او هدایت کن.خدایا پر کن زمین را به وجود او از عدل و داد،چنانکه از ستم و بیداد پر شده،که تو شنوا و پاسخدهندهای.سلام بر تو ای ولیّ خدا،به دوستت برای ورود به حرمت اجازه ده،درودها،و رحمت و برکات خدا بر تو و پدران پاک تو.
آنگاه نزد سرداب غیبت آن حضرت برو،و بین دو در بایست،و درها را با دست خود بگیر،و صدا را در سینه رفت و برگشت بده،همانند کسی که اجازه وارد شدن میخواهد،و «بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ» بگو،و به آرامی،و با حضور قلب پایین برو،و در فضای سرداب دو رکعت نماز بخوان،سپس بگو:
خدا بزرگتر است،خدایا بزرگتر است،خدا بزرگتر است،معبودی جز خدا نیست،و خدا بزرگتر است،و سپاس خاص خدا است،سپاس خدا را،که ما را به سوی این حقیقت راهنمایی فرمود،و دوستان و دوشمنانش را به ما شناساند،و ما را به زیارت امامانمان موّفق نمود،و ما را از دشمنان و کینهورزان،و از غلوکنندگان و معتقدان به واگذاری همه امور هستی به اهل بیت،و از شکداران و کوتاهیکنندگان در حق امامان قرار نداد.سلام بر ولیّ خدا،و فرزند
اولیایش،سلام بر ذخیرۀ الهی برای کرامت اولیای حق،و تارومار نمودن دشمنان خدا،سلام بر نوری که اهل کفر خاموشیاش را خواستند،ولی خدا نخواست جز آنکه نورش را در عین ناخوش داشتن آنان کامل گرداند،و آن را با زندگی طولانی تأیید کند،تا حق را به دست او علیرغم دشمنان ظاهر نماید،گواهی میدهم که خدا تو را در خردسالی برگزید،و علومش را برای تو در بزرگسالی کامل کرد،و تو زندهای و نمیمیری،تا معبودی ساختگی،و سرکشان را از میان برداری.خدایا درود فرست بر او و بر خدمتکاران،و یارانش،به گاه غیبت و دوریاش،و او را بپوشان پوشاندنی نیرومند،و برای او پناهگاه محکمی قرار ده،او پایمالی و فشارت از خدا بر دشمنانش سخت گردان،و دوستان و زائرانش را نگهبان باش،خدایا چنانکه دلم را با یادش آباد قرار دادی،پس اسلحهام را در جهت یاریاش برکشیده گردان،و اگر مگی که بر بندگانت حتم قرار دادری و با آن بر آفریدههایت علیرغم آنان قدرت نمایی کردی،بین من و دیدارش پرده گردد،پس مرا به هنگام ظهورش برانگیز،تا از گورم سر برآورم،درحالیکه کفن پوشیدهام،در پیش رویش به جهاد برخیزم،در صفی که در قرآنت،بر اهل آن ستایش نمودی،و فرمودی گویی آنان بنای استوارند.خدایا انتظار ما طولانی شد،و ناپاکان ما را شماتت کردند،و به دست آوردن پیروزی بر ما سخت گشت.خدایا جمال بامیمنت ولیّات را در زنده بودنمان،و پس از مرگ به ما بنمایان.خدایا به تو تسلیم میشوم به بازگشت پیش روی صاحب این بارگاه،فریاد،فریاد،فریاد،ای صاحب زمان در مسیر پیوند با تو،از دوستان صمیمیام بریدم،و برای زیارت تو،وطنها را ترک کردم،و کارهایم را از اهل شهرها پنهان
نمودم،تا تو شفیع باشی نزد پروردگارت و پروردگارم،و پیش پدرانت و سرورانم،در خوبی توفیق برای من، و فراوانی نعمت برایم،و روان شدن احسان به سویم.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد ملازمان حق و راهبران خلق درود فرست،و آنچه از تو خواستم به اجابت رسان،و آنچه در دعایم به زبان نیاوردم،از صلاح دین و دنیایم به من عطا کن،به درستی که تو ستوده و بزرگواری،و درود خدا بر محمّد و خاندان پاکش باد.آنگاه وارد صفّه شو،و دو رکعت نماز بخوان و بگو: خدایا بندۀ زائرت در درگاه ولی زیارت شده توست،که اطاعت او را بر همگان از برده و آزاد واجب ساختی،و دوستانت را به وسیلۀ او از عذاب دوزخ نجات دادی،خدایا این زیارت را زیارتی پذیرفته قرار ده زیارتی با دعای مستجاب،از تصدیقکننده به ولیّات،تصدیقی بدون شک و تردید،خدایا آن را آخرین عهد و زیارت نسبت به او قرار مده،و آمدنم را به زیارتگاه او و زیارت پدر و جدّش را قطع مکن،خدایا عوض آنچه در این مسیر خرج کردم به من عنایت کن،و برای من سودبخش قرار ده آنچه در دنیا و آخرتم نصیب من کردی،و نیز سودمند قرار ده برای برادرانم و پدر و مادرم،و همۀ خانوادهام تو را به خدا میسپارم،ای امامی که به وسیلۀ او اهل ایمان رستگار میشوند،و به دست او کافران و تکذیبکنندگان به هلاکت میرسند،ای مولای من ای فرزند حسن بن علی،به جانب تو و پدر و جدّت برای زیارت آمدم،درحالیکه به رستگاری به وسیلۀ شما یقین دارم،و به امامت شما معتقدم،خدایا این شهادت و این زیارت را برای من،نزد خوت در برترین جایگاهها ثبت کن،و مرا به آنجا که شایستگان رسیدند برسان،و مرا به دوستی آنان منفعت بخش،ای پروردگار جهانیان.
زیارت دیگر:از زیارتهای حضرت صاحب الامر:زیارتی است که سید ابن طاووس نقل کرده است که در آن میگویی:
سلام بر حق تازه،و عالمی که دانشش نابود نگردد،سلام بر حیاتبخش مؤمنان،و نابودکننده کافران،سلام بر مهدی امّتها،و جمعکنندۀ سخنها،سلام بر یادگار گذشتگان و صاحب شرافت،سلام بر حجّت معبود،و سخن[خدای]ستوده،سلام بر عزیزکنندۀ دوستان و خوارکنندۀ دشمنان،سلام بر وارث پیامبران،و خاتم جانشینان،سلام بر قیامکنندۀ مورد انتظار،و عدل آشکار،سلام بر شمشیر برکشیده،و ماه درخشان،و نور غالب سلام بر آفتاب تاریکی،و ماه تمام،سلام بر بهار مردمان،و شادابی و سرسبزی ایام،سلام بر شمشیر برّان،و شکافندۀ سرها،سلام بر دین رسیده از جانب حق،و کتاب نگاشته،سلام بر باقی ماندۀ خدا در کشورهایش،و حجّت او بر بندگانش،آنکه میراث پیامبران به او رسیده،و آثار برگزیدگان نزد او سپرده است،آن امین بر راز،و ولیّ امر،سلام بر مهدی که خدای عزّ و جلّ امّتها را به وجود او وعده داد،که به وسیلۀ او سخنها را جمع کند،و پراکندهها را گرد آورد،و زمین را به او پر از عدل و داد نماید،و به او جایگاه و قدرت دهد،و وعدهاش را به اهل ایمان به وسیلۀ او وفا کند،ای مولای من،گواهی میدهم که تو و امامان از پدرانت،امامان و سرپرستان من هستید،هم در دنیا و هم روزی که
گواهان بپا میخیزند،از تو میخواهم ای مولای من که از خدای تبارک و تعالی بخواهی،اصلاح کارم، و برآمده شدن حاجاتم،و آمرزش گناهانم را،و اینکه دستم را بگیری،در دین و دنیا و آخرتم،و همچنین دست برادران و خواهرانم،و همه مردان و زنان مؤمن را،به درستی که او آمرزنده و مهربان است.
آنگاه نماز زیارت را آنچنانکه پیش از این ذکر کردیم بجای آر،یعنی دوازده رکعت که پس از هر دو رکعت سلام داده،و پس از پایان نمازها تسبیح حضرت زهرا،و هدیه نمودن آن به محضر حضرت است و پس از فراغت نمازها بگو:
خدایا درود فرست بر حجّتت در زمینت،و خلیفهات در کشورهایت،و دعوتکننده به راهت،و قیام کننده به عدالتت،و کامیاب به فرمانت،و سرپرست مؤمنان،و نابودکنندۀ کافران،و زدایندۀ تاریکی،و نوربخش حق، و آشکارگوی به حکمت و پند نیکو و راستی،و کلمهات و گنجینهات،و دیدهات در زمین آن نگران بیمناک،و ولیّ خیرخواه،کشتی نجات،و پرچم هدایت،و نور دیدگان مردم،و بهترین کسی که پیراهن و قبای خلافت پوشید،و تنها،و انتقامگیرنده خون مظلوم،و گشایندۀ غم،و زدایندۀ اندوه،و برطرفکنندۀ بلا درودهای خدا بر او و پدرانش،امامان راهنما،و پیشروان با میمنت،تا گاهی که ستارگان سحر سرزند،و درختان برگ دهد،و میوهها برسد،و شب و روز رفت و آمد نماید،و پرندگان نغمهسرایی کنند.خدایا ما را به دوستیاش منفعت ده،و در گروهش و زیر پرچمش محشور کن،ای معبود حق،آمین ای پروردگار جهانیان.
خدایا بر محمد و اهل بیتش درود فرست،و بر نماینده و جانشین و وارث حسن درود فرست،آن قیامکننده به فرمانت و پنهان در میان بندگانت،و چشمانتظار اجازهات،خدایا بر او درود فرست،و دوریاش را نزدیک ساز،و وعدهاش را به انجام رسان و عهدش را وفا کن،و از سطوتش پردۀ غیبت را برطرف فرما،و به ظهورش اوراق محنت را پشت سر انداز،و ترس در دل دشمنان را پیش رویش پیش انداز،و دل را به او آرامش ده،و جنگ با سرکشان را به او برپا کن،و به لشگری از فرشتگان نشاندار تأییدش نما و بر تمام دشمنان دینت،چیرهاش ساز،و به او الهام کن،که پایهای از دشمنان را نگذارد جز اینکه درهم کوبد،و سری را مگر دو نیم کند،و نیرنگی را مگر بازگرداند،و بدکاری را مگر حدّ بزند،و فرعون مسلکی را مگر هلاک کند،و پردهای را مگر بدرد،و پرچمی را مگر سرنگون نماید،و قدرتی را مگر به دست گیرد،و نیزهای را مگر دو نیم کند،و زد بینی را مگر پاره کند،و لشگری را مگر پارکنده سازد،و منبری را مگر بسوزاند،و شمشیری را مگر بشکند،و بتی را مگر لگدکوب نماید،و خونی را مگر بریزد،و ستمی را مگر از میان بردارد،و قلعهای را مگر ویران کند،و دری را مگر ببندد،و کاخی را مگر خراب کند،و مسکنی را مگر بازرسی نماید،و زمین همواری را مگر زیر پا گذارد،و کوهی را مگر بالا رود،و گنجی را مگر بیرون آورد،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
مؤلّف گوید:شیخ مفید پس از نقل زیارت سابق که اول آن«اللّه اکبر اللّه اکبر لا اله الاّ اللّه و اللّه اکبر»است فرموده:
به روایت دیگر نقل است:پس از وارد شدن در سرداب مقدس چنین میخوانی:السّلام علی الحقّ الجدید»و سپس آن زیارت را تا انجام نماز زیارت نقل کرد و فرمود:دوازده رکعت نماز زیارت میخوانی،هر دو رکعت به یک سلام و پس از آن دعایی را که از ان حضرت روایت شده است میخوانی:
خدایا بلا بزرگ شد،و پنهان آشکار گشت،و پرده بر افتاد،و زمین تنگ شد،و آسمان خودداری کرد به درگاه تو شکایت است ای پروردگار،و در سختی و آسانی بر تو اعتماد است.خدایا بر محمّد و خاندانش درود فرست آنان که اطاعتشان را بر ما واجب کردی،و به این وسیله مقامشان را به ما شناساندی،به حق ایشان به ما گشایشی ده،گشایشی فوری،چون چشم به هم زدن،یا نزدیکتر از آن،ای محمّد ای علی،ای علی ای محمّد،مرا یاری دهید که شما یاور من هستید و کفایتم کنید،که شما کفایتکنندۀ من میباشید،ای مولایم ای صاحب الزمان،فریاد،فریاد،فریاد، مرا دریاب،دریاب،دریاب.مؤلّف گوید:این دعا دعای شریفی است،و خواندن آن در سرداب،به طور مکرّر،و در غیر آنجا،سزاوار است،و ما این دعا را با اندکی تفاوت،در باب او لذکر نمودیم.
زیارت دیگر:زیارتی است که سیّد ابن طاوس نقل کرده،و فرموده:زائر دو رکعت نماز بخواند،و پس از آن بگوید:
«سلام اللّه الکامل التّامّ الشّامل»تا آخر،و ما این زیارت را در فصل هفتم از باب اول،[صفحه 195]به عنوان استغاثه به آن حضرت از کتاب«کلم طیّب»نقل کردیم،به آنجا رجوع شود.
مؤلّف گوید:سیّد ابن طاووس در کتاب«مصباح الزائر»فصلی در اعمال سرداب مقدّس آورده و در آن فصل شش زیارت نقل کرده،پس از آن فرموده:دعای ندبه به این فصل ملحق میشود،و همچنین زیارتی که هر روز،مولای ما صاحب الامر پس از نماز صبح به آن زیارت میشود،و آن زیارت هفتم حساب میشود،و دعای عهدی که به خواندن آن در حال غیبت امر شده،و دعایی که آن را وقتی که میخواهند از آن حرم
شریف بازگردند بخوانند،آنگاه در کتاب خود به ذکر این چهار عمل شروع کرده است[چهار عمل عبارتند از:1-دعای ندبه، 2-زیارت پس از نماز صبح،3-دعای عهد،4-دعای هنگام خروج از حرم]ما هم در این کتاب مبارک از آن بزرگوار پیروی کرده و آن چهار عمل را ذکر میکنیم:
عمل اول:دعای ندبه است.مستحب است دعای ندبه را در چهار عید،یعنی فطر و قربان و غدیر و روز جمعه بخوانند،و دعا این است:
ستایش خاص خدا،پروردگار جهانیان است،و درود و سلام خدا،سلامی کامل،بر سرور ما محمد،پیامبرش و اهل بیت او،خدایا تو را ستایش،بر آنچه به آن جاری شد قضای تو دربارۀ اولیایت،آنان که تنها برای خود دینت برگزیدی،آنگاه که برای ایشان اختیار کردی،فراوانی نعمت پابرجایی که نزد توست،نعمتی که تباهی و نابودی ندارد،پس از آنکه بیمیل بودن نسبت به رتبههای این دنیای فرومیاه،و زیب و زیورش را با آنان شرط نمودی،آنان هم آن شرط را از تو پذیرفتند،و تو هم وفا نمودن به آن را از جانب آنان دانستی،پس قبولشان کردی،و مقرّب درگاهشان نمودی،و برای آنان یاد والا،و ثنای روشن پیش آوردی،و فرشتگانت را بر آنها فرو فرستادی،و به وحیات اکرامشان فرمودی،و به دانشت به آنان عطا کردی،و ایشان را دستآویز به سویت و وسیله به جانب خشنودیات قرار دادی،پس بعضی را در بهشت جای دادی،و بعضی را برای خود دوست صمیمی گرفتی،و از تو درخواست نام نیک،در میان آیندگان کرد،و تو درخواست او را اجابت نمودی،و نامش را بلند آوازه کردی،و با بعضی از میان درخت سخن گفتی،سخن گفتنی خاص،و برای او برادرش را یاور و وزیر قرار دادی،و بعضی را بدون پدر
به وجود آوردی،و دلایل آشکار به او عنایت فرمودی و به روح القدس او را تأیید نمودی،و برای همۀ آنان شریعت مقرّر کردی،و راه را روشن و واضح ساختی،و جانشینانی اختیار کردی،نگهبانی پس از نگهبان،از زمانی تا زمانی دیگر،برای برپا داشتن دینت،و حجّتی بر بندگانت،برای اینکه حق از جایگاهش برداشته نشود،و باطل بر اهل حق پیروز نگردد،و احدی نگوید چه میشد اگر برای ما پیامبری بیمدهنده میفرستادی،و پرچم هدایت برای ما برپا مینمودی تا بر این اساس از آیاتت پیروی میکردیم،پیش از آنکه خوار و رسوا شویم،تا اینکه مقام رسالت و هدایت را به حبیب و برگزیدهات محمد(درود خدا بر او خاندانش)را رساندی،پس بود همان گونه که او را برگزیدی،سرور مخلوقاتت،و برگزیدۀ برگزیدگانت،و برترین انتخاب شدگانت،و گرامیترین معتمدانت،او را بر پیامبرانت مقدم نمودی،و بر جنّ و انس از بندگانت برانگیختی و مشرقها و مغربهایت را زیر پایش گذاردی،و براق را برایش مسخّر ساختی،و آن شخصیت بزرگ را به آسمانت بالا بردی،و دانش آنچه بوده،و خواهد بود تا سپری شدن آفرینشت به او سپردی،سپس او را با فرو انداختن هراس در دل دشمن یاری دادی،و به جبرائیل و میکائیل و نشانداران از فرشتگانت قرار گرفتی،و به او وعده دادی که دینش را بر همه دینها پیروز گردانی گرچه مشرکان را خوش نیاید،و این کار پس از آن بود که در جایگاه راستی از اهلش جایش دادی،و قرار دادی برای او و ایشان نخستین خانهای که برای مردم بنا شد،که در مکه است،خانۀ بابرکت،و مایۀ راهنمایی برای جهانیان،در آن خانه نشانههای آشکاری است،مقام ابراهیم،و هرکه وارد آن شد،در امان بود،در حق آنان فرمودی:جز این نیست که خدا اراده فرموده،پلیدی را از شما خانواده ببرد،و شما را پاک
گرداند،پاککردنی شایسته،سپس پاداش محمد را در قرآنت موّدت اهل بیت او قرار دادی،و فرمودی بگو من از شما برای رسالت پاداشی جز مودّت نزدیکانم نمیخواهم،و فرمودی:آنچه به عنوان پاداش از شما خواستم،آن هم به سود شماست،و فرمودی:من از شما برای رسالت پاداشی نمیخواهم،جز کسی که بخواهد،راهی به جانب پروردگارش بگیرد،پس آنان راه به سوی تو بودند،و راه به حریم خشنودیات،انگاه که روزگار آن حضرت سپری شد،نمایندهاش علی بن ابی طالب(درود تو بر آن دو و خاندانشان باد)را،برای راهنمایی برگماشت،چرا که او بیمدهنده،و برای هر قومی راهنما بود،پس درحالیکه انبوهی از مردم در برابرش بودند فرمود:هرکه من سرپرست او بودم،پس علی سرپرست اوست،خدایا دوست بدار کسی که علی را دوست دارد،و دشمن بدار کسی را که دشمن علی است،و یاری کن هرکه او را یاری کند،و خوار کن هرکه او را وا گذارد،و فرمود:هر که من پیامبرش بودم،پس علی فرمانروای اوست،و فرمود:من و علی از یک درخت هستیم،و سایر مردم از درختهای گوناگونند،و جایگاه او را نسبت به خود همچون جایگاه هارون به موسی قرار داد،و به او فرمود:تو نسبت به من به منزلۀ هارون نسبت به موسایی،جز اینکه پس از من پیامبر نیست،و دخترش سرور بانوان جهانیان را به همسری او در آورد،و از مسجدش برای او حلال کرد،آنچه را برای خودش حلال بود،و همه درهایی را که به مسجد باز میشد بست مگر در خانۀ او را،آنگاه علم و حکمتش را به او سپرد،و فرمود:من شهر علمم و علی در آن شهر است،پس هر که اراده شهر علم و حکمت کند،باید از در آن وارد شود،سپس گفت:تو برادر و جانشین و وارث منی،گوشتت از گوشت من،و خونت از خون من،و آشتی با تو،آشتی با من،و جنگ با تو،جنگ با من است،و ایمان با گوشت و خونت آمیخته شده،چنانکه با گوشت و خون من درآمیخته
و تو فردای قیامت کنار حوض کوثر جانشین منی،و تو قرضم را میپردازی،و به وعدههای من وفا میکنی،و شیعیان تو بر منبرهایی از نورند،درحالیکه رویشان سپید،و در بهشت پیرامون من،و همسایگان منند،و اگر تو ای علی نبودی،اهل ایمان پس از من شناخته نمیشدند،و آن حضرت پس از پیامبر،مایۀ هدایت از گمراهی،و نور از نابینایی و ریسمان استوار خدا و راه راست او بود،با نزدیکاش در خویشاوندی به رسول خدا،کسی بر او پیشی نگرفت،و همچنین با سابقهاش در دین،کسی بر او مقدم نبود،و در فضیلتی از فضائل هیچکس به او نرسید،کار پیامبر(درود خدا بر او خاندانش)را پی گرفت،و براساس تأویل قران جنگ میکرد،و دربارۀ خدا سرزنش هیچ سرزنشکنندهای را به خود نمیگرفت،خون شجاعان عرب را،در راه خدا به زمین ریخت،و دلاورانشان را از دم تیغ گذراند و با گرگانشان در افتاد،پس به دلهایشان کینه سپرد،کینه جنگ بدر و خیبر و حنین و غیر آنها را،پس دشمنی او را در نهاد خود جا دادند و به جنگ با او رو آوردند،تا پیمانشکنان و جفا پیشگان و خارجشدگان از دایره دین را کشت،و هنگامی که درگذشت و او را بدبختترین پسینیان،که از بدبختترین پیشینیان کرد،به قتل رساند،دستور رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش) درباره هدایتکنندگان،از پس هدایتکنندگان[امامان بعد از پیامبر]اطاعت نشد،دامّت بر دشمنی نسبت به آن حضرت پافشاری کردند،و برای قطع رحم او،و تبعید فرزندانش گرد آمدند،مگر اندکی از کسانی که برای رعایت حق دربارۀ ایشان به پیمان پیامبر وفا کردند پس کشته شد آنکه کشته شد،و اسیر گشت آنکه اسیر گشت،و تبعید شد آنکه تبعید شد،و قضا بر آنان جاری شد به آنچه که بر آن امید پاداش نیک میرود،زیرا زمین از خداست،آن را به هرکه از بندگانش بخواهد به ارث میدهد،و سرانجام از آن پرهیزگاران است
و منزّه است پروردگار ما که به یقین وعده پرورگارمان انجامشدنی است،و خدا هرگز از وعده خویش تخلّف نمیکند و او نیرومند حکیم است، پس بر پاکیزگان از اهل بیت محمّد و علی(درود خدا بر ایشان و خاندانشان)،باید گریهکنندکان بگریند،و زاریکنندگان بر ایشان زاری کنند،و برای مانند آنان باید اشکها روان شود،و فریادکنندگان فریاد زنند،و شیونکنندگان شیون کنند،و خروشندگان بخروشند،حسن کجاست؟حسین کجاست؟فرزندان حسین کجایند؟شایستهای پس از شایستۀ دیگر راستگویی پس از راستگویی دیگر،راه از پس راه کجاست؟کجاست بهترین برگزیده بعد از بهترین برگزید؟کجایند خورشیدهای تابان،کجایند ماههای نورافشان،کجایند ستارگان فروزان،کجایند پرچمهای دین،و پایههای دانش،کجاست آن باقیماندۀ خدا که از عترت هدایتگر خالی نشود،کجاست آن مهیّا گشته برای ریشهکن کردن ستمکاران،کجاست آنکه برای راست نمودن انحراف و کجی به انتظار اویند،کجاست آن امید شدۀ برای از بین بردن ستم و دشمنی،کجاست آن ذخیره برای تجدید فریضهها و سنّتها،کجاست آن برگزیده برای بازگرداندن دین و شریعت،کجاست آن آرزو شده برای زنده کردن قرآن و حدود آن،کجاست احیاگر نشانههای دین و اهل دین،کجاست درهم شکنندۀ شوکت متجاوزان،کجاست ویرانکنندۀ بناهای شرک و دورویی،کجاست نابودکنندۀ اهل فسق و عصیان و طغیان،کجاست دروکنندۀ شاخههای گمراهی و شکافاندازی،کجاست محوکنندۀ آثار انحراف و هواهای نفسانی،کجاست قطعکنندۀ دامهای دروغ و بهتان،کجاست نابودکنندۀ سرکشان و سرپیچیکنندگان،کجاست ریشهکنکنندۀ اهل لجاجت و گمراهی،و بیدینی
کجاست عزّتبخش دوستان،و خوارکنندۀ دشمنان،کجاست گردآورندۀ سخن بر پایۀ تقوا،کجاست در راه خدا که از آن آمده شود،کجاست جلوۀ خدا،که دوستان به سویش روی آورند،کجاست آن وسیلۀ پیوند بین زمین و آسمان،کجاست صاحب روز پیروزی،و گسترندۀ پرچم هدایت،کجاست گردآورندۀ پراکندگی صلاح و رضا،کجاست خواهندۀ خون پیامبران و فرزندان پیامبران،کجاست خواهندۀ خون کشته در کربلا،کجاست آن پیروز شده بر هر که به او ستم کرد و بهتان زد،کجاست آن مضطّری که اجابت شود هنگامی که دعا کند،کجاست سرسلسلۀ مخلوقات،دارای نیکی و تقوا،کجاست فرزند پیامبر برگزیده،و فرزند علی مرتضی،و فرزند خدیجه روشن جبین،و فرزند فاطمه کبری؟،پدر و مادر و جانم فردایت شود،برایت سپر و حصار باشم،ای فرزند سروران مقرّب،ای فرزند نجیبان گرامی،ای فرزند راهنمایان راه یافته،ای فرزند برگزیدگان پاکیزه،ای فرزند بزرگواران نجیب،ای فرزند پاکان پاکیزه،ای فرزند بزرگواران برگزیده،ای فرزند دریاهای بیکران بخشش گرامیتر،ای فرزند ماههای نورافشان،ای فرزند چراغهای تابان،ای فرزند ستارگان فروزان،ای فرزند اختران درخشان،ای فرزند راههای روشن،ای فرزند نشانههای آشکار،ای فرزند دانشهای کامل،ای فرزند آیینهای مشهور،ای فرزند نشانههای حفظ شده،ای معجزات موجود،ای فرزند دلیلهای محسوس،ای فرزند راه مستقیم،ای فرزند خبر بزرگ،
ای فرزند کسی که در امّ الکتاب،نزد خدا،والا و حکیم است،ای فرزند آیات و نشانهها،ای فرزند دلیلهای آشکار،ای فرزند برهانهای نمایان،ای فرزند حجّتهای رسا،ای فرزند نعمتهای کامل،ای فرزند طه و آیات محکم،ای فرزند یس و ذاریات،ای فرزند طور و عادیات،ای فرزند کسی که نزدیک شد،آنگاه درآویخت،تا آنکه در دسترسی و نزدیکی به خدای علیّ اعلی،به فاصله دو کمان یا کمتر بود،ای کاش میدانستم خانهات در کجا قرار گرفته،بلکه میدانستم کدام زمین تو را برداشته،یا چه خاکی؟آیا در کوه رضوایی یا در غیر آن،یا در زمین ذی طوایی؟بر من سخت است که مردم را میبینم،ولی تو دیده نمیشوی،و از تو نمیشنوم صدای محسوسی و نه راز و نیازی،بر من سخت است که تو را بدون من گرفتاری فرا گیرد،و از من به تو فریاد و شکایتی نرسد،جانم فدایت،تو پنهان شدهای هستی که از میان ما بیرون نیستی،جانم فدایت،تو دوری هستی که از ما دور نیست،جانم فدایت،تو آرزوی هر مشتاقی که آرزو کند،از مردان و زنان مؤمن که تو را یاد کرده،از فراقت ناله کنند،جانم فدایت،تو قرین عزّتی،که کسی بر او برتری نگیرد،جانم فدایت،تو درخت ریشهدار مجدی که همطرازی نپذیرد،جانم فدایت،تو نعمت دیرینهای،که او را مانندی نیست،جانم فدایت،تو قرین شرفی،که وی را برابری نیست،تا چه زمانی نسبت به تو سرگردان باشم،ای مولایم،و تا چه زمان،و با کدام بیان،تو را وصف کنم،و با چه راز و نیازی؟،بر من سخت است که از سوی غیر تو پاسخ داده شوم،و سخن مسرّتبخش بشنوم،بر من سخت است که برای تو گریه کنم،ولی مردم تو را وا گذارند،بر من سخت است،که بر تو بگذرد و نه بر دیگران آنچه گذشت،آیا کمک کنندهای هست،که فریاد و گریه را در کنارش طولانی کنم؟
آیا بیتابی هست؟که او را در بیتابیاش،هنگامی که خلوت کند یاری رسانم،آیا چشمی هست که خار فراق در آنجا گرفته،پس چشم من او را بر آن خار خلیدگی مساعدت کند،آیا به جانب تو ای پسر احمد راهی هست،تا ملاقات شوی،آیا روز ما به تو با وعدهای در میپیوندد تا بهرهمند گردیم،چه زمان به چشمههای پر آبت وارد میشویم،تا سیراب گردیم،چه زمان از آب وصل خشگوارت بهرهمند میشویم؟که تشنگی ما طولانی شد،چه زمان با تو صبح و شام میکنیم،تا دیده از این کار روشن کنیم،چه زمان مارا میبینی و ما تو را میبینیم،درحالیکه پرچم پیروزی را گستردهای،آیا آن روز در میرسد که ما را ببینی که تو را احاطه کنیم،و تو جامعۀ جهانی را پیشوا میشوی درحالیکه زمین را از عدالت انباشتی،و دشمنانت را خواری و کیفر چشاندهای،و متکبّران و منکران حق را نابود کردهای و ریشۀ سرکشان را قطع نمودهای،و بیخ و بن ستمکاران را برکندهای،تا ما بگوییم:ستایش خاص خدا،پروردگار جهانیان است.خدایا تو برطرف کنندۀ سختیها و حوادث ناگواری،از تو یاری میطلبم،که یاری و کمک تنها نزد توست،و تو پروردگار آخرت و دنیایی،پس ای فریادرس درماندگان،به فریاد بندۀ کوچک گرفتارت برس،و سرورش را به او نشان بده ای صاحب نیروهای شگرف،و به دیدار سرورش،اندوه و سوز دل را از او بزدای،و آتش تشنگیاش را خاموش کن،ای که بر عرش چیرهای،و بازگشت و سرانجام به سوی اوست،خدایا،ما بندگان به شدّت مشتاق به سوی ولیّ تو هستیم،آنکه مردم را به یاد تو و پیامبرت اندازد،و تو او را برای ما نگهبان و پناهگاه آفریدی،و او را قوم و امان ما قرار دادی،و او را پیشوای اهل ایمان از ما گرداندی،از جانب ما به او تحیّت و سلام برسان،و به این وسیله اکرام بر ما را ای پروردگار بیفزا،و جایگاه او را،جایگاه و اقامتگاه ما قرار ده،و نعمتت را با پیش انداختن او در پیش روی ما کامل گردان،تا ما
را وارد بهشتهایت نماید،و به همنشینی شهیدان از بندگان خالصت نایل نماید.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و درود فرست بر محمّد جدّ او و رسولت،آن سرور بزرگتر،و بر پدرش آن سرور پس از پیامبر و بر جدّهاش صدّیقۀ کبری،فاطمه دختر محمّد،و بر کسانی که بزگزیدی،از پدران نیکوکار و بر خودش،برترین و کاملترین و تمامترین و بادوامترین و بیشترین و فراوانترین درودی که بر یکی از برگزیدگانت و انتخابشدگانت از میان آفریدگانت فرستادی،و بر او درود فرست،درودی که پایانی برای عدوش،و نهایتی برای مدتش،و به آخر رسیدنی برای زمانش نباشد،خدایا حق را به وسیلۀ او برپا دار،و باطل را به او نابود کن،و دوستانت را به سبب آن جناب به دولت برسان،و دشمنانت را به دست او خوار گردان،و پیوند خدایا بین ما و او،پیوندی که ما را به رفاقت گذشتگان او برساند،و ما را از آنانی قرار ده که به دامان عنایتشان چنگ زنند و در سایۀ لطفشان اقامت کنند،و ما را بر پرداخت حقوقش،و کوشش در فرمانبرداریاش،و دوری از نافرمانیاش کمک کن،و بر ما به خشنودیاش منّت نه،و رأفت و رحمت و دعای خیر آن حضرت را به ما ببخش،تا حدّی که به سبب آن به رحمت گستردهات،و رستگاری در پیشگاهت برسیم،خدایا به وسیلۀ او نمازمان را پذیرفته،و گناهانمان را آمرزیده و دعاهایمان را مستجاب گردان،خدایا روزیهایمان را به سبب او گسترده،و اندوهمان را برطرف شده،و حاجتهایمان را برآورده فرما،و به جانب ما به جلوۀ کریمت روی آور،و تقرّبان را به سویت بپذیر،و به ما نظر کن نظری مهربانانه که کرامت را نزد تو،به وسیلۀ آن نظر به کمال برسانیم،و آن نظر مهربانانه را به حق جودت از ما مگردان،و از حوض جدّش(درود خدا بر او
و خاندانش)با جام او و به دست او،سیرابمان کن،سرابشدنی کامل،و گوارا و خوش،که پس از آن تشنگی نباشد،ای مهربانترین مهربانان آنگاه به صورتی که گذشت نماز زیارت بجا میآوری و به آن چه خواهی دعا میکنی،که ان شاء اللّه به اجابت خواهد رسید.
عمل دوم:زیارتی است،که هر روز پس از نماز صبح مولای ما صاحب الزمان علیه السّلام به آن زیارت میشود،و آن زیارت چنین است:
خدایا برسان به مولایم صاحب الزمان،(درود خدا بر او)از جانب همه مردان و زنان مؤمن در مشرقها و مغربهای زمین،و خشکیها و دریاهایش،و همواریها و کوههایش،زنده و مردۀ آنان،و همچنین از طرف پدر و مادرم و فرزندانم و خودم،درودها و تحیتهایی به گرانی عرش خدا و کشیدگی کلماتش،و نهایت خشنودیاش،و شمار آنچه کتابش برشمرده،و دانشش به آن احاطه یافته است.خدایا در این روز و در هر روز برای آن حضرت،عهد و پیمان و بیعت،بر عهدهام تجدید میکنم.خدایا همچنان که مرا به این شرافت نمودی،و به این فضیلت برتریام دادی،و به این نعمت خاصم فرمودی،پس درود فرست بر مولا و سرورم صاحب الزمان،و مرا قرار ده از یاران و پیروان و دفاعکنندگان از آن حضرت،و از کشتهشدگان پیش رویش،از روی میل و رغبت،نه ناراحتی و اکراه،در صفی که اهل آن را در قرآنت وصف نموده،فرمودهای:گویی آنان بنایی محکم و استوارند.این عمل را از من بر پایۀ اطاعتت،و اطاعت رسولت و خاندانش(درود بر ایشان)قرار ده.خدایا این بیعتی است بر او،بر عهدۀ من تا روز قیامت.
مؤلّف گوید:علاّمۀ مجلسی رحمه اللّه در کتاب«بحار الانوار»فرموده:من در بعضی از کتابهای قدیمی دیدهام،که پس از این زیارت،دست راست را به دست چپ بگذارند،مانند قراردادن در بیعت.و نیز بدان که ما در اعمال سرداب مقدّس چهار زیارت نقل کردیم،و این زیارت،پنجمین زیارت کتاب ما محسوب میگردد،و در باب اول،در ذکر زیارات حجج طاهره،در ایام هفته،زیارتی برای آن حضرت نقل کردیم،که در روزهای جمعه به آن زیارت میشود.
عمل سوم:دعای عهد است:از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه چهل صبحگاه این عهد را بخواند،از یاوران قائم ما باشد،و اگر پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود،خدا او را از قبر بیرون آورد،که در خدمت آن حضرت باشد،و حق تعالی بر هر کلمه هزار حسنه به او کرامت فرماید،و هزار گناه از او محو سازد،و آن عهد این است:
خدای ای پروردگار نور بزرگ،و پروردگار کرسی بلند،و پروردگار دریای جوشان،و فرو فرستندۀ تورات و انجیل و زبور،و پروردگار سایه و حرارت آفتاب،و نازل کنندۀ قرآن بزرگ،و پروردگار فرشتگان مقرّب،و پیامبران و رسولان.خدایا از تو میخواهم به روی کریمت،و به نور وجه نوربخشت،و فرمانروایی دیرینهات،ای زنده و پا برجای دائم،از تو میخواهم به حق نامت،که به آن آسمانها و زمینها روشن شد،و به حق نامت که پیشینیا و پسینیان به آن شایسته میشوند،ای زنده پیش از هر زنده،ای زنده پس از هر زنده،ای زنده در آن وقتی که زندهای نبود،ای زنده کنندۀ مردگان،و میرانندۀ زندگان،ای زنده،معبودی جز تو نیست خدایا برسان به مولای ما امام راهنمای راهیافته،قیام کننده به فرمانت که درودهای خدا بر او و پدران پاکش،از جانب همۀ مردان و زنان مؤمن،در مشرقها زمین و مغربهایش،همواریها
و کوههایش،خشکیها و دریاهایش،و از طرف من و پدر و مادرم،از درودها به گرانی عرش خدا،و کشش کلماتش،و آنچه دانشش برشمرده،و کتابش به آن احاطه یافته،خدایا در صبح این روز و تا زندگی کنم از روزهایم،برای آن حضرت بر عهدهام،عهد و پیمان و بیعت تجدید میکنم،که ازآنرو نگردانم،و هیچگاه دست برندارم.خدایا مرا،از یاران و مددکاران و دفاعکنندگان از او قرار ده،و از شتابندگان به سویش،در برآوردن خواستههایش،و اطاعتکنندگان اوامرش،و مدافعان حضرتش،و پیشگیرندگان به جانب خواستهاش،و کشتهشدگان در پیشگاهش.خدایا اگر بین من و او مرگی که بر بندگانت حتم و قطعی ساختی حائل شد، کفن پوشیده از قبر مرا بیرون آور،با شمشیر از نیام برکشیده،و نیزۀ برهنه،پاسخگو به دعوت آن دعوت کننده،در میان شهرنشین و بادیهنشین.خدایا آن جمال با رشادت،و پیشانی ستوده را به من بنمایان،و با نگاهی از من به او دیدهام را سرمه بنه،و در گشایش امرش شتاب کن،و درآمدنش را آسان گردان،و راهش را وسعت بخش،و مرا به راهش در آور،و فرمانش را نافذ کن و پشتش را محکم گردان،خدای به دست او کشورهایت را آباد کن،و بندگانت را به وسیلۀ او زنده فرما،به درستی که تو فرمودی،و گفتهات حق است که:فساد در خشکی و دریا،در اثر اعمال مردم نمایان شد،خدایا ولیّات،و فرزند دختر پیامبرت که به نام رسولت نامیده شده،برای ما آشکار کن،تا به چیزی از باطل دست نیابد،مگر آن را از هم بپاشد،و حق را پابرجا و ثابت نماید،خدایا او را قرار ده پناهگاهی برای ستمدیدگان از بندگانت،و یاور برای کسی که یاری برای خود جز تو نمییابد،و
تجدیدکنندۀ آنچه از احکام کتابت تعطیل شده،و محکم کنندۀ آنچه از نشانههای دینت و روشهای پیامبرت (درود خدا بر او و خاندانش)رسیده است،و او را قرار ده،خدایا،از آنان که از حملۀ متجاوزان،نگاهش داری،خدایا پیامبرت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)را به دیدار او،و کسانی که بر پایه دعوتش از او پیروی کردند شاد کن،و پس از او به درماندگی ما رحم فرما،خدایا این اندوه را از این امت به حضور آن حضرت برطرف کن،و در ظهورش برای ما شتاب فرما،که دیگران ظهورش را دور میبینند،و ما نزدیک میبینیم،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
آنگاه سه بار بر ران خود دست میزنی،و در هر مرتبه میگویی:العجل،العجل،یا مولای یا صاحب الزّمان
عمل چهارم:سیّد ابن طاووس فرموده:چون خواستی از حرم مطهّر آن حضرت مرخصّ شوی،به سوی سرداب شریف برگرد،و در آنجا هرچه میخواهی نماز بخوان،آنگاه رو به قبله بایست و بگو:«اللّهم ادفع عن ولیّک...»و این دعا را تا پایان آن ذکر کرد و سپس فرمود:خدا را بسیار بخوان،و با خوشبختی بازگرد ان شاء اللّه تعالی.
مؤلّف گوید:شیخ در کتاب«مصباح»این دعا را در اعمال روز جمعه از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرده،و ما هم این دعا را به صورتی که شیخ از آن حضرت نقل نموده،در اینجا میآوریم،شیخ فرموده:یونس بن عبد الرحمن روایت کرده که حضرت رضا علیه السّلام امر میفرمودند به دعا نمودن،برای حضرت صاحب الامر عجل اللّه تعالی فرجه به این دعا:
خدایا دفاع کن،از ولیّات،و خلیفهات و حجّت بر آفریدگانت،و زبان سخنگوی از جانبت،و گویای به حکمتت،و دیدۀ نگرنده به اجازهات،و گواه بر بندگانت،آن سرور بزرگوار مجاهد،پناهنده به تو،عبادتکننده نزد تو،و پناهش ده از شرّ تمام آنچه آفریدی و پدید کردی و پروردی،و صورت دادی،و او را نگهدار
از پیش رویش،و پشت سرش،و از جانب راست و چپش،و بالای سر،و زیر پایش،به نگهداریات که تباه نشود هر که را به آن نگهداری،و حفظ کن در وجود او پیامبرت،و پدرانش،آن امامان از جانب تو،و پایههای دینت و او را قرار ده در سپردۀ خود که تباه نمیشود،و در جوارت که امنیتش از بین نمیرود،و در بازدارندگی و نیرومندیات که مقهور نگردد،و او را ایمن دار،و به امان محکمت،که هرکه را به آن ایمن نمودی،هرگز خوار نمیشود،و قرارش ده در حمایتتت،که هرکه در آن باشد،مورد دستبرد واقع نگردد،و یاریاش ده به یاری نیرومندت،و کمکش کن،با لشگر چیرهات و نیرومندش ساز به نیرویت،و پشت سر او قرار بده فرشتگانت را،و دوست بدار کسی را که دوستش دارد،و دشمن بدار کسی را که دشمنش دارد،و زره محکمت را به او بپوشان،و او را به احاطۀ فرشتگان در آور،احاطهای سامانیافته،خدایا شکاف در هر امور را به او اصلاح کن،و گسیختگی را به او پیوند ده،و ستم را به دستش نابود گردان،و عدالت را به او بنمایان،و زمین را با طول ماندش بیارای،و او را به پیروزی کمک کن،و به وسیلۀ در انداختن ترس در دل دشمنان یاریاش ده،و یاورانش را نیرومند ساز،و واگذارندهاش را خوار کن،و کسی را که نسبت به او دشمنی ورزد هلاک ساز،و هرکه به او خیانت کند نابود گردان،و به دست او گردنکشان کفر،و تکیهگاهها و ستونهای آن را به قتل برسان،و به وسیلۀ او سران گمراهی،و پدیدآورندگان بدعت،و میرانندگان سنّت،و تقویتکنندگان باطل را درهم شکن،و به دست او گردنکشان را خوار کن،و کافران و تمام بیدینان را نابود ساز،در مشرقهای زمین و مغربهایش،و خشکیها و دریاهایش،و هموارها و کوههایش،تا دیاری از آنان،و آثاری از ایشان را باقی نگذاری.خدایا کشورهایت را از وجود آلودۀ آنان پاک کن،و با محو ایشان شفا ده بندگانت را،و مؤمنان را به وجود آن حضرت عزیز گردان،و روشهای رسولان و احکام کهنۀ پیامبران را
به او زنده کن،و به وسیلۀ او آنچه را از دینت محو شده و از قانونت تغییر یافته،تجدید فرما،تا دینت را به وجود او بازگردانی،و بر دو دست او جدید و تازه و خالص و صحیح نمایی که کجی در آن دیده نشود و بدعت و پیرایهای همراهش نباشد،تا اینکه با عدالتش تاریکیهای نابرابری را روشن کنی،و به وسیلۀ او آتشهای کفر را خاموش نمایی،و گرهبندهای حق،و ناشناخته عدالت را به او روشن سازی،زیرا او بندۀ توست،بندهای که او را برای خود برگزیدی،و او را برای غیب خود انتخاب نمودی،و از گناهان بازش داشتی و از عیبها پاکیزهاش کردی،و از آلودگی پاکش فرمودی،و از چرکینی سالمش نمودی.خدایا ما در روز قیامت،و روز فرارسیدن حادثۀ بزرگ،برای او گواهی میدهیم،که گناهی انجام نداد،و بزمی نیاورد،و مرتکب معصیتی نشد،و طاعتی را در پیشگاه تو تباه نکرد،و حرمتی را از تو هتک نکرد،و فریضهای را دگرگون نساخت،و آیینی را تغییر نداد،و به درستی که اوست راهنمای،راه یافته،پاک،پرهیزگار،بیعیب،دوستدار،پاکیزه،خدایا به او عطا کن،در وجودش و اهلش،و فرزندان و نژادش و امت و همه رعیتش،چیزی که چشمش را به آن روشن کنی،و وجودش را به آن خوشحال نمایی،و برای او گردآوری،فرمانروایی همۀ مملکتها را نزدیک و دورش را،و نیرومند و خوارش را،تا فرمانش را بر فراز هر فرمانی جاری سازی،و حق او را بر هر باطلی چیره گردانی.خدایا ما را به دو دست آن بزرگوار به راه هدایت،و جادّه بزرگتر،و طریقۀ معتدل بدار،که گمراه تندرو به آن بار گردد،و عقب مانده،خود را به آن ملحق نماید،و بر طاعتش نیرویمان بخش،و بر پیرویاش پابرجایمان کن و به متابعتش بر ما منّت بنه،و ما را در گروه او قرار بده،آن گروهی که به شدّت قیام کننده به دستورش هستند،و همراه او شکیبا میباشند،و با خیرخواهیاش
جویندگان خشنودی تواند،تا ما را در روز قیامت،در شمار یاران و مددکاران،و تقویتکنندگان حکومتش محشور نمایی و این واقعیت را برای ما،خالص از هر شک و شبهه و خودنمایی،و شهرتطلبی قرار بده،تا در این کار به غیر تو اعتماد نکنیم،و به آن جز خشنودی تو را نخواهیم،و تا جایی ما را به جایگاه او وارد کنی،و در بهشت با او قرار دهی،و از خستگی و کسالت و سیتی پناهمان ده،و ما را از کسانی قرار ده که به دست آنها برای دینت پیروزی آوری،و یاری ولیّات را به آنها نیرومند سازی،و ما در این زمینه با دیگران عوض مکن،زیرا عوض کردن ما با دیگران بر تو آسان،ولی بر ما کار بسیار دشوار است.خدایا بر متولّیان عهدش،و پیشوایان پس از او درود فرست،و آنان را به آرزوهایشان برسان،و در عمرش بیفزا،و پیروزیشان را نیرومند ساز،و برای آنان کامل کن،آنچه از دستوراتت به آنان مستند کردی،و پایههای حکومتشان را ثابت بدار،و ما را از مددکاران آنان،و نسبت به دینت از یاوران قرار ده،به درستی که آنانند،معادن کلماتت،و خزانهداران دانشت،و پایههای توحیدت،و استوانههای دینت،و زبدههای از بندگانت، و برگزیدگان از آفریدگانت،و اولیایت و گزیدههای دوستانت،و انتخاب شده فرزندان پیامبرت و سلام و رحمت و برکات خدا بر او و بر آنان باد.
مقام اول:در زیارات جامعه:که هر امامی را میتوان به آن زیارت کرد و این زیارات بسیار است که ما به ذکر چند نمونه از میان آنها اکتفا میکنیم
زیارت اول:شیخ صدوق در کتاب«من لا یحضره الفقیه»روایت کرده:که از حضرت رضا علیه السّلام در باب آمدن نزد قبر حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام پرسیدند،آن حضرت فرمود:در مساجدی که در اطراف آن قبر آن حضرت است نماز بگذارید.و در همۀ مواضع جایز است:یعنی در زیارت هر یک از امامان علیهم السّلام یا مطلق مزارهای شریفۀ مقدّسه،مانند مراقد[آرامگاههای] پیامبران و سایر اوصیا علیهم السّلام کما هو الظاهر،و اینکه بگوئید:سلام بر اولیای خدا و برگزیدگانش،سلام بر امینان خدا و دوستانش،سلام بر یاران خدا و خلیفهگانش،سلام بر امینان خدا و دوستانش،سلام بر یاران خدا و خلیفههایش،سلام بر جاهگاههای معرفت خدا، سلام بر خانههای ذکر خدا،سلام بر آشکارکنندگان امر و نهی خدا،سلام بر دعوتکنندگان به سوی خدا،سلام بر استقراریافتگان در عرصۀ رضایت خدا،سلام بر مخلصان در طاعت خدا،سلام بر راهنمایان به سوی خدا،سلام بر آنان که هرکه دوستشان داشته،خدا را دوست داشته،و هرکه دشمنشان داشته،خدا را دشمن داشته،و هرکه آنان را شناخت،خدا را شناخته،و هرکه آنان را نشناخت،خدا را نشناخته و هر که به آنان چنگ زد،در حقیقت به خدا چنگ زده،و هرکه آنان را ترک گفت،همان خدای عزّ و جلّ را ترک گفته است،و خدا را گواه میگیرم که من در صلحم با هر که شما با او در صلح هستید،و در جنگم با هر که شما با او در جنگید،به پنهان و آشکار شما ایمان دارم،و اختیار همۀ این امور را واگذارنده به شمایم،خدا دشمن خاندان محمد را،از جنّ و انس لعنت کند،از ایشان به جانب خدا بیزاری میجویم،و درود خدا بر محمّد و خاندانش.این زیارت در کتابهای«کافی»و«تهذیب»و«کامل الزیارت»نقل شده،و در همۀ کتابها پس از پایان
زیارت،مذکور است،که این یعنی این کلماتی که ذکر شد در همۀ زیارتها مجزی است.و بر محمّد و خاندان محمّد علیهم السّلام بسیار صلوات میفرستی،و یکیک را به نامهای خودشان نام میبری و از دشمنانشان بیزاری میجویی،و هر دعایی که میخواهی برای خود،و مردان و زنان با ایمان اختیار میکنی.مؤلّف گوید:ظاهرا این باقیمانده«یعنی جملۀ:در همۀ زیارتها مجزی است» جزو روایت و از کلام معصوم علیه السّلام است،ولی اگر فرض کنیم این باقیمانده خارج از روایت باشد و بگوییم عبارت و کلام بعضی از راویان است،باز هم مطمئن هستیم به اینکه زیارت،زیارت جامعه است،چون بزرگان مشایخ حدیث،چنین فهمیدهاند،که در همۀ زیارتها مجزی است چنانکه ظاهر ابتدای حدیث بر آن دلالت دارد،پس آن را در باب زیارات جامعه نقل کردهاند،و تعابیر وارده در زیارت،نیز تماما از صفات جامعه است،که اختصاص به بعضی غیر بعض دیگر ندارد، پس مناسب است در تمام مشاهد مشرّفه،به آن زیارت،زیارت شود،حتی مشاهد انبیا و اوصیا چنانکه جمعی از علما در مشهد جناب یونس علیه السّلام نقل کردهاند.و چون در ذیل زیارت،امر به صلوات بر هر یک از امامان علیهم السّلام شد،صلواتی مخصوص به خود آن امام وارد شده است،اگر صلوات منسبوب به ابو الحسن ضرّاب اصفهانی را،که در آخر اعمال روز جمعه نقل کردیم[صحفه 63]بخوانی، بسیار مناسب است.
زیارت جامعۀ کبیره زیارت دوم:شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه و عیون اخبار الرضا از موسی بن عبد اللّه نخعی روایت کرده که گفت خدمت حضرت هادی علیه السّلام عرض کردم:یا ابن رسول اللّه،مرا زیارتی با بلاغت تعلیم فرما که کامل باشد،تا اینکه هرگاه خواستم یکی از شما را زیارت کنم،آن را بخوانم.فرمود:چون به درگاه حرم رسیدی،بیایست و شهادتین را بگو یعنی:
گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه و شریکی ندارد،و گواهی که محمد بنده و فرستادۀ اوست.در این هنگام باید با حالت غسل باشی،چون داخل حرم شوی،و قبر را ببینی بایست و سی مرتبه اللّه اکبر بگو،سپس اندکی با آرامش و وقار راه برو،و در این راه رفتن،گامها را نزدیک یکدیگر گذار،آنگاه بایست و سی مرتبه اللّه اکبر بگو،پس نزدیک قبر مطهّر برو و چهل مرتبه اللّه اکبر بگو،تا صد تکبیر کامل شود.و شاید چنانکه مجلسی اول فرموده:وجه این صد تکبیر این باشد،که اکثر
طبایع مردم مایل به غلّو در حق محبوبان خود هستند،مبادا از عبارات امثال این زیارت گرفتار غلو و افراط در اعتقاد و سخن شوند،یا از بزرگی حق تعالی غافل گردند یا غیر این امور.پس بگو:
سلام بر شما ای اهل بیت نبوّت،و جایگاه رسالت،و عرصۀ رفت و آمد فرشتگان،و مرکز فرود آمدن وحی و معدن رحمت،و خزانهداران بهشت،و نهایت بردباری،و ریشههای کرم،و رهبران امّتها،و سرپرستان نعمتها،و بنیادهای نیکان،و استوانههای خوبان،و رهبران سیاسی بندگان،و پایههای کشورها،و درهای ایمان،و امینان خدای رحمان،و چکیدۀ پیامبران،و برگزیدۀ رسولان،و عترت بهترین گزیدۀ پروردگار جهانیان و رحمت و برکات خدا بر آنان باد،سلام بر پیشوایان هدایت،و چراغهای تاریکی،و پرچمهای پرهیزگاری،و صاحبان خرد،و دارندگان خد زیرکی،و پناهگاه مردمان،و وارثان پیامبران،و نمونۀ برتر،و دعوت نیکوتر و حجّتهای خدا بر اهل دنیا و آخرت و این جهان،و رحمت و برکات خدا بر آنان باد،سلام بر جایگاههای شناخت خدا،و مسکنهای برکت خدا،و معدنهای حکمت خدا،و نگهبانان راز خدا،و حاملان کتاب خدا،و جانشینان پیامبر خدا،و فرزندان رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش)،و رحمت و برکات خدا بر آنان باد سلام بر دعوتکنندگان به سوی خدا،و راهنمایان بر خشنودی خدا،و استقراریافتگان در امر خدا،و کاملان در محبّت خدا،و مخلصان در توحید خدا،و آشکارکنندگان امر و نهی خدا،و بندگان گرامی خدا
آنان که به گفتار بر خدا پیشی نمیگیرند،و به دستورش عمل میکنند،و رحمت و برکات خدا بر آنان باد،سلام بر پیشوایان دعوت کننده،و پیشروان هدایت کننده،و سروران سرپرست،و مدافعان حمایت کننده،و اهل ذکر و صاحبان فرمان و باقیمانۀ خدا و برگزیدگان او،و گروه و صندوق دانش حق،و حجّت و راه و نور و برهان خدا،و رحمت و برکات خدا بر آنان باد،گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه است،و برای او شریکی نیست،چنانکه خدا برای خویش گواهی داده، فرشتگانش و دانشمندان از بندگانش برای او گواهی دادند،معبودی جز او نیست،عزیز و حکیم است،و گواهی میدهم که محمد بندۀ برگزیده،و فرستادۀ پسندیده اوست،او را به هدایت و دین حق فرستاد،تا بر همۀ آیینها پیروزش گرداند هرچند مشرکان ناخوش دارند،و گواهی میدهم که شمایید پیشوایان راهنما،راهیافته،معصوم،مکرّم،مقرّب پرهیزگار،راستگو،برگزیده،فرمانبردار خدا،قیام کننده به فرمانش،عمل کننده به خواستهاش دستیافته به کرامتش،شما را با دانشش برگزید،و برای غیبش پسندید،و برای رازش انتخاب کرد،و به قدرتش اختیار کرد،و به هدایتش عزیز نمود،و برهانش اختصاص داد،و برای نورش برگزید،و به روحش تأیید فرمود و شما را پسندید برای جانشینی در زمینش،و دلایل محکمی بر مخلوقاتش،و یاورانی برای دینش،و نگهبانانی برای رازش،و خزانهدارانی برای دانشش،و محل نگهداری برای حکمتش،و مفسّران وحیش،و پایههای یگانهپرستیاش،و گواهانی بر خلقش و پرچشمهایی برای بندگانش،و مراکز نوری در کشورهایش،و راهنمایانی بر راهش،خدا شما را از لغزشها حفظ کرد،و
از فتنهها ایمن داشت،و از آلودگی پاک کرد،و پلیدی را از شما ببرد،و پاکتان نمود،پاککردنی شایسته پس شما هم عظیم شمردید،شوکتش را،و بزرگ دانستید مقامش را،و ستودید کرمش را،و ادامه دادید ذکرش را،و استوار نمودید پیمانش را،و محکم کردید گره طاعتش را،و در نهان و آشکار برای او خیرخواهی نمودید،و مردم را با حکمت و پند نیکو به راه او دعوت کردید،و جان خود را در خشنودی او نثار نمودید،و بر آنچه در کنار او به شما دررسید صبر کردید و نماز را بپا داشتید،و زکات پرداختید،و به معروف امر نمودید،و از منکر نهی کردید،و جهاد فی اللّه نمودید،آنگونه که شایسته بود،تا دعوتش را آشکار کردید،و واجباتش را بیان فرمودید،و حدودش را بر پا داشتید،و قوانین احکامش را پخش نمودید،و روش او را انجام دادید،و در این امور از جانب خدا به مقام رضا دررسیدید،و تسلیم قضای او گشتید،و رسولان گذشته او را تصدیق نمودید،پس روگردان از شما خارج از دین،و ملازمتان ملحق شونده به شما،و کوتاهی کننده در حقّتان قرین نابودی است،و حق همراه شما و در شما و از شما و به سوی شماست،و شما اهل حق و سرچشمۀ آن هستید و میراث نبوّت نزد شماست،و بازگشت خلق به سوی شما،و حسابشان با شماست،و سخن جدا کنندۀ حق از باطل نزد شماست،آیات خدا پیش شما،و تصیمات قطعیاش در شما،و نور و برهانش نزد شماست،و امر او متوجه شماست،آن که شما را دوست داشت،خدا را دوست داشته،و هر که شما را دشمن داشت خدا را دشمن داشته،و هر که به شما محبّت ورزید به خدا محبت ورزیده و هرکه با شما کینهتوزی نمود،با خدا کینهورزی نموده است،و هرکه به شما چنگ زد،به خدا چنگ زده است،شمایید راه راستتر
و گواهان خانۀ فنا،و شفیعان خانۀ بقا،و رحمت پیوسته،و نشانۀ انباشته و امانت نگاه داشته،و درگاه حقّی که مردم به آن آزموده میشوند،آنکه به سوی شما آمد نجات یافت،و هرکه نیامد هلاک شد،شما مردم را به سوی خدا میخوانید،و به وجود او راهنمایی میکنید،و همواره در حال ایمان به او هستید،و تسلیم او میباشید،و به فرمانش عمل میکنید،و به راهش ارشاد مینمایید و به گفتهاش حکم میکنید،هرکه شما را دوست داشت،خوشبخت شد،و هرکه شما را دشمن داشت به هلاکت رسید،و هر که شما را انکار کرد زیانکار شد و هرکه از شما جدایی نمود گمراه گشت،هرکه به شما تمسّک جست به رستگاری رسید،و هرکه به شما پناه آورد ایمنی یافت،کسی که شما را تصدیق نمود سالم ماند،و هرکه متمسّک به شما شد هدایت یافت،کسی که از شما پیروز کرد،بهشت جای اوست،و هرکه با شما مخالفت ورزید،آتش جایگاه اوست،هرکه منکر شما شد کافر است،و هر که با شما جنگید مشرک است،و هر که شما را ردّ کرد،در پستترین جایگاه از دوزخ است،گواهی میدهم که این شأن و مقام درگذشته برای شما پیشی داشت و برایتان در آیندۀ زمان جاری است،و همانا ارواح و نور و سرشت شما یکی است،پاکیزه و پاک شد،برخی از آن از برخی دیگر است،خدا شما را نورهایی آفرید،و گرداگرد،عرش خود قرار داد،تا با آوردشان به دنیا بر ما منّت نهاد،و قرارتان داد در خانههایی که اجازه داد رفعت یابند و نام او در آنها ذکر شود،و درودهای ما بر شما قرار داد،و آنچه ما را از ولایت شما به آن مخصوص داشت،مایۀ پاکی برای خلقت ما،و طهارت برای جان ما،و تزکیه برای وجود ما،و کفارۀ گناهان ماست،پس ما در نزد خدا از تسلیم شدگان به فضل شما،و شناختهشدگان به تصدیق جایگاه شما بودیم،خدا شما را به شریفترین جایگاه گرامیان و برترین منازل مقرّبان،و رفیعترین درجات فرستادگان برساند،چنانکه از پیرسندهای به آن نرسد،و بالا روندهای به
آن راه نیابد،و سبقتگیرندهای از آن پیشی نجوید،و طمع کنندهای در یافتن آن طمع نورزد،از آنجا که باقی نمیماند ملک مقرّبی،و نه پیامبر مرسلی،و نه صدّیقی و نه شهیدی و نه دانایی و نه نادانی و نه پستی و نه والایی،و نه مؤمن شایستهای،و نه فاجر بدکاری،و نه گردنکش لجوجی،و نه شیطان نافرمانی،و نه خلق دیگری که در این میان گواه باشد مگر اینکه خدا بر آنان بشناساند،جلالت امر شما،و عظمت مقام،و بزرگی شأن،و کامل بودن نور،و درستی مسندها و ثابت بودن مقام،و شرافت موقعیت،و منزلت شما را نزد خویش،و کرامتتان را بر او،و خصوصیتی که نزد او دارید و نزدیکی مقامی که نسبت به او برای شماست،پدر و مادرم و اهل و مال و طایفهام فدای شما،خدا و شما را گواه میگیرم،که من به شما و به آنچه شما ایمان آوردید باور دارم،نسبت به دشمنتان و آنچه را شما به آن کفر ورزیدید کافرم،بینایم به مقام شما،و به گمراهی آنکه با شما مخالفت کرد،دوستدار شما و دوستان شمایم،خشمناک نسبت به دشمنان شما و دشمن آنانم،در صلحم با هرکه با شما در صلح است و در جنگم با هر که با شما جنگید،حق میدانم آنچه را شما حق دانستید،و باطل میدانم آنچه را شما باطل دانستید،به فرمان شمایم،عارف به حقّتان هستم،به برتری شما اقرار دارم،تحملّ کنندۀ دانش شمایم،پردهنشین پیمان و حرمت شما می باشم،به شما معترفم،به بازگشتتان مؤمنم،رجعتتان را تصدیق دارم چشم به راه فرمان شمایم،در انتظار حکومت شما به سر میبرم،گیرینده گفتۀ شما هستم،عمل کننده به فرمان شما میباشم،پناهنده به شمایم،زائر شما هستم،ملتجی و پناهنده به قبر شمایم،خواهنده شفاعت به درگاه خدای عزّ و جلّ به وسیلۀ شما میباشم،و به سوی او به سبب شما تقرّب میجویم،و مقدّم کنندۀ شما پیش روزی خواستهام و حاجاتم و ارادتم در همۀ احوال و امورم،به نهان و آشکارتان،و حاضر و
غائبتان،و اوّل و آخرتان ایمان دارم،و در همۀ اینها واگذارندۀ کار به شمایم،و در اینها به همراه شما تسلیم،دلم تسلیم شماست،رأیم تابع شماست،و یاریام برای شما مهیّاست،تا زمانی که خدا دینش را به وسیلۀ شما زنده کند،و شما را در ایّامش بازگرداند،و برای عدالتش آشکارتان نماید،و در زمینش پابرجایتان فرماید،پس با شمایم با شما،نه با غیر شما به شما ایمان آوردم،آخری شما را دوست دارم،همانطور که اوّلین شما را دوست داشتم،به سوی خدا از دشمنانتان بیزاری میجویم و و نیز بیزاری نمودم از جبت و طاغوت و شیاطین و گروهشان،آن ستمکنندگان به شما،و منکران حقّتان،و خارجشدگان از ولایتتان،و غصبکنندگان میراثتان،و شککنندگان در حقانیتتان،و منحرفشوندگان از حضرتتان،و از هر آنچه به غیر شما وارد در دین شده و از دین نیست،و از هر اطاعت شدهای جز شما،و از رهبرانی که مردم را به آتش دوزخ میخوانند،پس خدا همیشه پابرجایم بدارد،تا که زندهام بر مولات و محبّت و دین شما،و به اطاعت از شما موفّقم فرماید،و شفاعت شما را نصیبم کند و مرا از برگزیدگان دوستان قرار دهد،و از پیرویکنندگان نسبت به آنچه شما به آن دعوت کردید،و مرا از آنانی قرار دهد که از آثار شما متابعت میکنند و به راه شما میروند،و به هدایت شما هدایت میجویند،و در گروه شما محشور میشوند،و در زمان رجعتتان دوباره به دنیا بازمیگردد،و در دولت شما به فرمانروایی میرسند،و در دوران سلامت کامل شما مفتخر میگردند،و در روزگار شما اقتدار مییابند،و فردا چشمشان به دیدار شما روشن میشود،پدر و مادر و جان و خانواده و مالم فدای شما،هرکه آهنگ خدا کند،به وسیلۀ شما آغاز میکند،و هرکه او را به یکتایی پرستد،طریق توحیدش را از شما میپذیرد،و هرکه قصد حق کند.به شما توجه مینماید،ای سرورانم،نمیتوانم ثنای شما را شماره کنم،و در امر مداح گفتن قدرت رسیدن به حقیقت شما را ندارم،و در مقام وصف نمودن،توانایی
بیان منزلت شما در من نیست،و حال آنکه شما نور خوبان و هادیان نیکان و حجّتهای خدای جبّارید،خدا با شما آغاز کرد،و با شما ختم میکند،و به خاطر شما باران فرو میریزد،و تنها برای شما آسمان را از اینکه بر زمین فرو افتد نگاه میدارد،مگر با اجازه خودش،و به وسیله شما اندوه را میزداید،و سختی را برطرف مینماید،و نزد شماست آنچه را بر رسولانش نازل فرموده،و فرشتگانش به زمین فرود آوردهاند،و به جانب جد شما(و اگر زیارت امیر مؤمنان علیه السّلام باشد،به جای«والی جدّکم»بگو:و به سوی برادرت)روح المین برانگیخته شد،خدا آنچه به شما عنایت کرده به احدی از جهانیان مرحمت نفرموده،هر شرافتمندی در برابر شما سر به زیر انداخته،و هر متکبّری در مقابل طاعت شما گردن نهاده،و هر جبّاری نسبت به برتری شما فروتن گشته است،و هر چیزی برای شما خوار شده است،و زمین به نورتان روشن گشت،و رسیدگان به ولایت شما رستگار شدند با شما راه به سوی بهشت را میتوان پیمود،خشم حضرت رحمان است بر کسی که منکر ولایت شما شد،پدر و مادر و جان و اهل و مالم فدای شما باد،یاد شما در قلوب یادکنندگان،و نامتان در نامها،و تنهایتان در تنها،و ارواحتان در ارواح،و جانهایتان در جانها،و آثارتان در آثار،و قبرهایتان در قبرهاست،چه شیرین است نامهایتان،و گرامی است جانهایتان،و بزرگ است مقامتان،و عظیم است مرتبه بلندتان،و با وفاست پیمانتان،و راست است وعدهتان،سخن شما نور،و دستورتان راهنما،و سفارشتان تقوا،و کارتان،خیر،و روشتان احسان،و اخلاق و خویتان بزرگواری،و کار و رفتارتان حق و راستی و مدارا،و گفتارتان حکم و حتم،و رأیتان دانش و بردباری و دوراندیشی است،اگر از خوبی یاد شود،آغاز و ریشه و شاخه و سرچشمه و جایگاه و نهایتش شمایید،پدر و
و مادر و جانم فدای شما،چگونه ثنای نیکوی شما را وصف کنم،و آزمایشهای زیبای شما را بشمارم،خدا ما را به وسیلۀ شما از خواری درآورد،و غمهای غرق کننده را از ما زدود،و ما را از پرتگاه هلاکتها و آتش دوزخ رهانید،پدر و مادر و جانم فدای شما،خدا در پرتو دوستی شما،دستورات دینمان را به ما آموخت،و از دنیایمان آنچه که فاسد شده بود،اصلاح نموده، و به موالات شما دین کامل شد،و نعمت عظمت یافت،و جدایی به گردهمایی رسید،و به مولات شما طاعت واجب شده پذیرفته میگردد،و برای شماست موّدت واجب،و درجات بلند،و مقام پسندیده،و جایگاه معلوم نزد خدای عزّ و جلّ،و شرف عظیم،و رتبۀ کبیر،و شفاعت پذیرفته،ای پروردگار ما به آنچه نازل فرمودی ایمان آوردیم،و از پیامبر پیروی کردیم،پس ما را در شمار گواهان بنویس،ای پروردگار ما،دلهای ما را پس از اینکه هدایت نمودی منحرف مکن،و به ما از نزد خود رحمت ببخش،همانا تو بسیار بخشندهای،منزّه است پروردگار ما،که وعدۀ پروردگار ما امری انجام یافته است ای ولیّ خدا به درستی که بین من و خدای عزّ و جلّ گناهانی است که آنها را جز رضایت شما پاک نمیکند،پس به حقّ خدایی که شما را امین بر راز خود قرار داد،و زیر نظر گرفتن،زندگی بندگانش را از شما خواست،و طاعت خود را به طاعت شما مقرون نمود،هرآینه بخشش گناهانم را از خدا بخواهید و شفیعان من شوید،که من فرمانبردار شمایم،کسی که شما را اطاعت کرد،خدا را اطاعت نموده،و هر که از شما نافرمانی نمود،خدا را نافرمانی کرده است،و هرکه شما را دوست داشت،خدا را دوست داشته،و هر که شما را دشمن داشت خدا را دشمن داشته است.خدایا اگر من شفیعانی را به درگاه تو نزدیکتر از محمّد و اهل بیتش،آن خوبان و پیشوایان و نیکان مییافتم،آنها را شفیعان خود قرار میدادم
پس به حقشّان که برای آنان بر خود واجب کردهای،مرا در گروه عارفان به آنها و آشنای به حقّشان،و در شمار رحمشدگان به شفاعت آن بزرگواران وارد کن،به درستی که تو مهربانترین مهربانانی،و درود خدا بر محمّد و خاندان پاکش و سلام خدا،سلامی بسیار،بر آنان باد،و خدا ما را بس است،و نیکو کارگشایی است.
مؤلّف گوید:این زیارت را شیخ هم در کتاب«تهذیب»نقل کرده،و علما بعد از این دعا دعای و داعی نقل کردهاند که ما آن را به ملاحظ اختصار ذکر نکردیم.این زیارت چنانکه،علاّمۀ مجلسی فرموده،بهترین زیارات جامعه،از جهت متن و سند و فصاحت و بلاغت است،و والد بزرگوارش در شرح من لا یحضره الفقیه فرموده:این زیارت احسن و اکمل زیارات است.و من تا در عتبات عالیات بودم،ائمه علیهم السّلام را زیارت نکردم،مگر با این زیارت.شیخ ما در کتاب «نجم الثاقب»حکاتی نقل کرده که از آن استفاده میشود،باید به خواندن این زیارت مواظبت کرد،و از آن غافل نشد،و آن حکایت چنین است:جناب مستطاب تقیّ صالح،سید احمد بن سیّد هاشم بن سیّد حسن موسوی رشتی،تاجر ساکن رشت(ایّده اللّه)تقریبا در هفتده سال پیش،به نجف اشرف مشرّف شد،و با عالم ربّانی و فاضل صمدانی،شیخ علی رشتی(طاب ثراه) که در حکایت آینده ان شاء اللّه ذکر خواهند شد به منزل حقیر آمدند،چون برخاستند،شیخ به صلاح و سداد سیّد احمد بن هاشم اشاره کرد،و فرمود داستان شگفتی دارد،ولی در آن وقت مجال بیان نبود.پس از چند روزی شیخ علی را ملاقات کردم،فرمود سیّد رفت،اما داستان را با قسمتی از حالات سیّد برایم نقل کرد،از نشنیدن آنها از خود او،بسیار تأسف خوردم،گرچه مقام شیخ(رحمه اللّه علیه)بزرگتر از آن بود،که اندکی احتمال خلاف در نقل ایشان برود،و از آن سال تا چند ماه قبل این مطلب در خاطرم بود،تا در ماه جمادی الآخر این سال،از نجف اشرف برگشته بودم،در کاظمین سیّد صالح سیّد احمد بن سید هاشم را ملاقات کردم،که از سامره بازگشته،عازم ایران بود،پس شرح حال او را چنانکه شنیده بودم پرسیدم،از آن جمله داستان معهود را مطابق شنیده من بیان کرد،و آن داستان این است که گفت:در سال هزار و دویست و هشتاد به قصد حجّ بیت اللّه الحرام از دار المرز رشت،به تبریز آمدم،و در خانۀ حاج صفر علی تاجر معروف تبریزی منزل کردم
چون قافله نبود سرگردان ماندم،تا حاجی جبّار جلودار سدهی اصفهانی قافلهای را جهت رفتن به«طرابوزن»حرکت داد،به تنهایی از او مرکبی را کرایه نمودم و حرکت کردم.وقتی به منزل اول رسیدیم،سه نفر دیگر به تشویق حاج صفر علی به من ملحق شدند،حاج ملاّ باقر تبریزی،که به نیابت از جانب دیگران حج انجام میداد،و نزد علما معروف بود، و حاج سید حسین تاجر تبریزی،و مردی به نام حاج علی،که کارش خدمت به افراد بود،به اتفاق روانه شدیم تا به«ارزنة الروم»رسیدیم،و از آنجا عازم«طرابوزن»شدیم،در یکی از منازل بین این دو شهر،حاجی جبّار جلودار نزد ما آمد و گفت:این منزل که در پیش داریم بس ترسناک است،زودتر بار کنید که همراه قافله باشید،چون در سایر منازل غالبا با رعایت مقداری فاصله،به دنبال قافله حرکت میکردیم،ما هم حدود دو ساعت و نیم،یا سه ساعت به صبح مانده به اتّفاق قافله حرکت کردیم،به اندازۀ نیم یا سه ربع فرسخ از محل حرکت دور شده بودیم،که هوا تاریک شد،و به طوری برف گرفت،که دوستان هر کدام سر خود را پوشانده به سرعت راندند،من هرچه تلاش کردم با آنها بروم ممکن نشد تا آنکه آنها رفتند و من تنها شدم،از اسب فرو آمده،در کنار راه نشستم،درحالیکه به شدت مضطرب بودم،زیرا نزدیک به ششصد تومان برای مخارج راه همراه داشتم،و نمیدانستم عاقبت کار چه خواهد شد؟!پس از تأمّل و تفکّر،بنا را بر این گذاشتم که در همین موضع بمانم،تا سپیده طلوع کند،سپس به همان محلی که از آنجا حرکت کردیم بازگردم،و از آنجا چند نفر نگهبان همراه خود برداشته،به قافله ملحق شوم،در آن حال در برابر خود باغی دیدم،و در آن باغ باغبانی بیل به دست به درختان بیل میزد که برفش بریزد،به طرف من آمد،به اندازۀ فاصلۀ کمی ایستاد و فرمود:کیستی؟عرض کردم:دوستان رفتند،و من جا ماندهام،اطلاعی از جاده ندارم،مسیر را گم کردهام،به زبان فارسی فرمود:نافله بخوان تا راه پیدا کنی من مشغول نافله شدم،پس از فراغت از تهجّد،دوباره آمد و فرمود:نرفتی،گفتم:و اللّه راه را نمیدانم،فرمود:جامعه بخوان،من جامعه را حفظ نداشتم،و تاکنون هم حفظ ندارم،با آنکه مکرّر به زیارت عتبات مشرّف شدهام،از جای برخاستم و تمام زیارت جامعه را از حفظ خواندم،باز نمایان شد و فرمود:نرفتی،هنوز هستی؟بیاختیار گریستم و گفتم:هستم راه را نمیدانم،فرمود:عاشورا بخوان،و عاشورا را نیز از حفظ نداشتم،و تاکنون نیز ندارم،پس برخاستم و از حفظ مشغول زیارت
عاشورا شدم،تا آنکه تمام لعن و سلام و دعای علقمه را خواندم،دیدم باز آمد و فرمود:نرفتی،هستی؟گفتم:
نه تا صبح هستم،فرمود:من اکنون تا را به قافله میرسانم،رفت بر الاغی سوار شد،و بیل خود را به دوش گرفت،و فرمود:ردیف من بر الاغ سوار شو.سوار شدم،آنگاه عنان اسب خود را کشیدم،مقاومت کرد،و حرکت نکرد،فرمود عنان اسب را به من بده،دادم،پس بیل را به دوش چپ گذاشت،و عنان اسب را به دست راست گرفت،و به راه افتاد،اسب در نهایت تمکین متابعت کرد،آنگاه دست خود را بر زانوی من گذاشت و فرمود:شما چرا نافله نمیخوانید؟سه مرتبه فرمود:
نافله،نافله،نافله
و باز فرمود:شما چرا عاشورا نمیخوانید؟سه مرتبه فرمود:
عاشورا،عاشورا،عاشورا
و بعد فرمود:شما چرا جامعه نمیخوانید؟
جامعه،جامعه،جامعه
و در هنگامی طی مسافت دایرهوار راه را پیمود،یک مرتبه برگشت و فرمود:اینانند دوستان شما،که در کنار نهر آبی فرود آمده،مشغول وضو برای نماز صبح هستند!من از الاغ پیاده شدم،که سوار مرکب خود شوم ولی نتوانستم،پس آن جناب پیاده شد و بیل را در برف فرو برد،و مرا بر مرکب نشاند،و سر اسب را به جانب دوستان بازگرداند،من در آن حال به این خیال افتادم که این شخص کیست که با من به زبان فارسی حرف زد؟و حال آنکه در آن حدود زبانی جز ترکی و غالبا مذهبی جز مذهب عیسوی نبود،و او چگونه به این سرعت مرا به دوستانم رساند؟!پس به پشت سر خود نظر کردم،کسی را ندیدم،و از او اثری نیافتم،آنگاه به دوستان خود ملحق شدم.
زیارت سوم:زیارتی است که علاّمۀ مجلسی آن را در کتاب تحفة الزائر،زیارت هشتم از زیارتهای جامعه قرار داده،و فرموده:این زیارتی است که سیّد ابن طاووس،در ضمن دعاهای عرفه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده،و در هر زمان،و هر مکان که باشد میتوان آن را خواند به ویژه در روز عرفه،و زیارت این است:
سلام بر تو ای رسول خدا،سلام بر تو ای پیامبر خدا،سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا از میان آفریدگان،و امین او بر وحی،سلام بر تو ای مولایم،ای امیر مؤمنان،سلام بر تو ای مولایم،تویی حجّت خدا بر بندگان خدا،و دروازۀ علم خدا،و جانشین پیامبر خدا،و خلیفۀ پس از او در امّتش خدا لعنت کند امّتی را که حق تو را غصب کردند،و به جای تو نشستند،من از آنان و پیروانشان بیزارم،سلام بر تو ای فاطمۀ بتو،سلام بر تو ای زینت بانوان جهانیان سلام بر تو ای دختر رسول پروردگار جهانیان،درود خدا بر تو و بر او باد،سلام بر تو ای مادر حسن و حسین،خدا لعنت کند امّتی را که حقّ تو را غصب کردند،و تو را از آنچه خدا برایت حلال کرد منع نمودند،من به پیشگاه تو،از آنان و پیروانشان بیزارم،سلام بر تو ای مولایم،ای ابا محمّد حسن زکیّ،سلام بر تو ای مولایم،خدا لعنت کند امّتی را که تو را کشتند،و در کار کشتن تو با یکدیگر همدست و همکار شدند،من در درگاه تو از آنان و پیروانشان بیزارم،سلام بر تو ای مولایم،ای ابا عبد اللّه ای حسین بن علی،درود خدا بر تو،و بر پدر و جدّت محمّد(درود خدا بر او و
و خاندانش،خدا لعنت کند امّتی را که خون تو را حلال شمردند،و خدا لعنت کند امّتی را که تو را کشتند،و هتک حرمتت را مباح دانستند،و خدا لعنت کند همراهان و پیروانشان را،و خدا لعنت کند آنان را که زمینههای کار را برای قاتلان تو فراهم کردند،من به پیشگاه خدا و به محضر تو از آنان بیزارم،سلام بر تو ای مولایم ای ابا محمّد علی بن الحسین،سلام بر تو ای مولایم ای ابا جعفر محمد بن علی،سلام بر تو ای مولایم ای ابا عبد اللّه جعفر بن محمّد،سلام بر تو ای مولایم ای ابا الحسن موسی بن جعفر،سلام بر تو ای مولایم ای ابا الحسن علی بن موسی،سلام بر تو ای مولایم ای ابا جعفر محمد بن علی،سلام بر تو ای مولایم ای ابا الحسن علی بن محمّد،سلام بر تو ای مولایم ای ابا محمد حسن بن علی،سلام بر تو ای مولایم ای ابا القاسم،محمد بن حسن صاحب زمان،درود خدا بر تو بر عترت پاک و پاکیزهات،ای سرپرستان من،شما در ریختن بار گناه و خطاهایم شفیعان من باشید،من به خدا و آنچه به شما نازل شده،ایمان آوردم،و دوست دارم آخرین شما را همان گونه که دوست دارم اولین شما را،و از جبت و طاغوت و لات و عزّی(نام بتهای زمان جاهلی در مکّه)بیزار شدم،ای سرپرستانم من در صلحم،با آنکه با شما صلح کرد،و در جنگم با آنکه با شما جنگید و دشمنم با کسی که با شما دشمنی ورزید،و دوستم با کسی که با شما دوستی کرد،تا روز قیامت،خدا ستمکنندگان بر شما و غاصبان حق شما را لعنت کند و خدا شیعیان و پیروان اهل مذهب آنان را لعنت نماید،من به پیشگاه خدا و شما،از آنان بیزاری میجویم.
زیارت چهارم:زیارت معروف به امین اللّه میباشد،که ابتدایش:السّلام علیک یا امین اللّه فی ارضه و حجته علی عباده اشهد انّک جاهدت فی اللّه تا پایان زیارت،که در زیارتهای حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام گذشت،زیرا ما آن را زیارت دوم آن حضرت قرار دادیم
زیارت پنجم:زیارت الحمد للّه الذی اشهدنا مشهد اولیائه فی رجب است که در اعمال ماه رجب ذکر شد.پس آنچه از زیارات جامعه در این کتاب مبارک است پنج زیارت است،و ان شاء اللّه تعالی کفایت میکند.
سیّد ابن طاووس فرموده:مستحب است این دعا بعد از زیارت ائمه علیهم السّلام خوانده شود:
خدایا اگر گناهانم مرا در پیشگاه تو بیآبرو نموده،و دعایم را از تو پوشانده،و میان من و تو پرده گشته،از تو میخواهم،که به سوی من با جلوۀ کریمت رو آوری،و رحمتت را بر من بگسترانی،و برکاتت بر من نازل کنی،و اگر گناهانم مانع شده،که از من به جانب خود صدایی را بالا بری،یا برایم گناهی را بیامرزی،یا از خطای هلاک کنندهای گذشت کنی،اینک من آنم،که پناه جوینده به کرم جلوه،و عزّت توام،متوسّل به سوی تو،و متقرّب به جانب توام،به محبوبترین آفریدهات در پیشگاه تو،و گرامیترینشان نزد تو،و شایستهترینشان به تو،و فرمان بردارترینشان برای تو،و بزرگترینشان در منزلت و موقعیت نزد تو،محمّد،و به عترت پاکش،پیشوایان رهنما و رهیافته،آنان که طاعتشان را بر بندگانت واجب نمودی،و به مودّتشان امر فرمودی،و آنان را پس از پیامبرت،درود خدا بر بر او و خاندانش،متولیّان حکومت قرار دادی،ای خوارکننده هر گردنکش لجوج،و ای عزیز کننده مؤمنان،تاب و توانم به سر رسید،پس همین ساعت مرا ببخش،و رحمتی را از جانب خود به من عنایت کن،که با آن بر من منّت نهی،ای مهربانترین مهربانان.پس ضریح را ببوس،و هر دو
طرف صورت خود را بر آن گذار و بگو:خدایا به درستی که این محل،زیارتگاهی است،که اگر کسی در اینجا رحمتت به او نرسد امید ندارد،که در جای دیگر به او رسد،و نه احدی بدبختتر از کسی است،آرزوکنان اینجا را قصد کند،و از آن ناامید بازگردد.خدایا به تو پناه میآورم از شرّ چنان بازگشتی،و از نومیدی محلّ مراجعت[قیامت]و سختگیری به هنگام حساب،از تو بعید است ای پروردگارم،که مقرون سازی طاعت،ولیّات را به طاعتت،و دوستیاش را به دوستیات،و نافرمانیاش را به نافرمانیات،سپس زائر او را ناامید کنی،و کسی که دوری شهرها را برای زیارت قبرش تحمّل نموده ناامید نمایی!!به عزّتت سوگند ای پروردگارم،که نهادم بر این کار منعقد نمیشود زیرا دلها به جانب تو به احسان اشاره کردهاند.سپس نماز زیارت بخوان،و چون خواستی وداع گویی،و از آنجا بازگردی بگو:سلام بر شما ای اهل بیت نبوّت،و سرچشمه رسالت،سلام وداع کننده،نه سلام خسته و خشمگین،و رحمت و برکات خدا بر شما باد.تا آخر،و شیخ مفید هم این دعا را نقل کرده است،ولی بعد از بالجمیل تشیر فرموده است:پس بگو:ای ولیّ خدا،همانا بین من و خدای عزّ و جلّ گناهانی است،که آنها را جز خشنودی تو از بین نمیبرد،پس به جق آنکه تو را بر رازش امین قرار داده،و زیر نظر داشتن کار بندگانش را از تو خواسته،و طاعت تو را به طاعتش،و دوستیات را به دوستیاش مقرون نموده،اصلاح حال مرا با خدای عزّ و جلّ به عهده گیر،و بهرۀ مرا از زیارتت،آمیختنم با زائران خالصت قرار ده،آنان که آزادی آنها را از عذاب قیامت،از خدا درخواست میکنی،و به او در خوبی پاداششان رغبت مینمایی،اینک من امروز به قبر تو پناهنده شدهام،و به خوبی دفاعت از من،به قبر تو پناه جستهام،پس کار مرا تدارک کن ای مولایم و مرا دریاب،و از خدای
عزّ و جلّ،اصلاح در کارم را بخواه،که برای تو نزد خدای مقام کریم،و منزلتی عظیم است،درود و سلام خدا بر تو سلامی خاص و شایسته.
مؤلّف گوید:بهتر آن است که زائر در مشاهد مشرفه،چون بخواهد دعا کند،بلکه هر دعاکنندهای،در هر کجا که باشد،برای هر مطلب و حاجتی که بخواهد دعا نماید،بر دعای خود مقدم کند،دعا برای سلامتی وجود مقدّس حجّت عصر،حضرت صاحب الامر علیه السّلام را،و این مطلب،مطلبی بسیار مهم و دارای فواید فوق العاده است،که شرحش مناسب اینجا نیست.و مرحوم شیخ نوری،در باب دهم کتاب«نجم ثاقب»،این مطلب را مشروحان ذکر کرده،و بعضی از دعاهای مخصوص به این مقام را نوشته،هرکه میخواهد به آنجا رجوع کند،و مختصرترین آنها دعایی است،که در اعمال شب بیست و سوم ماه رمضان،در ضمن دعاهای شبهای دهۀ آخر ذکر شد،و نیز در ذکر آداب زائر امام حسین علیه السّلام دعایی نقل کردیم،که در همۀ مشاهد مشرّفه خوانده میشود.
شیخ طوسی در کتاب«مصباح»در اعمال روز جمعه فرموده:جماعتی از اصحابمان،از ابو المفضّل شیبانی خبر دادند،که گفت:ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد عابد بدالیه حدیثی نقل کرد و به زبان خویش گفت:از مولای خود امام حسن عسگری علیه السّلام در منزلشان در سرّمنرأی،سال دویست و پنجاه و پنج خواستهام،که بر من املا فرماید،[یعنی کلمهکلمه بگوید]،کیفیّت فرستادن صلوات بر پیامبر و جانشینان آن حضرت را(صلوات اللّه علیهم)،و با خود کاغذ بزرگی حاضر کردم،پس بر من املا کرد با لفظ خود،بدون آنکه از کتابی ببیند.فرمود:
خدایا بر محمّد درود فرست،چنانکه وحیات را به دوش جان کشید،و رسالات تو را به مردم رساند.و بر محمّد درود فرست همچنان که حلال کرد حلالت را
و حرام نمود حرامت را،و قرآنت را به مردم آموخت،و بر محمّد درود فرست،همچنان که نماز را بپا داشت،و زکات پرداخت،و به دینت دعوت نمود،و بر محمّد درود فرست،چنانکه وعدهات را تصدیق کرد،و مردم را از تهدیدات بیم داد،و بر محمّد درود فرست،چنانکه به خاطر او گناهان را آمرزیدی،و عیوب را پوشاندی،و گرفتاریها را برطرف ساختی،و بر محمّد درود فرست،چنانکه بدبختی را به او دفع کردی،و غمگینی را به سبب وجود او زدودی،و دعا را اجابت فرمودی،و از بلا نجات دادی،و بر محمّد درود فرست،چنانکه بندگان را به خاطر او رحم کردی،و کشورها را به او زنده نمودی،و گردنکشان را به وسیلۀ او درهم شکستی،و فرعونها را هلاک کردی،و بر محمّد درود فرست،چنانکه اموال را به او چند برادر فرمودی،و از هراسها پناه دادی،و بتها را شکستی،و به مردمان رحم نمودی،و بر محمّد درود فرست،چنانکه او به بهترین دینها برانگیختی،و ایمان را به او عزّت دادی،و بتها را به وسیلۀ او نابود کردی،و خانۀ کعبه را به او عظمت دادی،و بر محمّد و اهل بیت پاک نیکوکارش درود و سلام فرست سلامی خاص و شایسته.
خدایا بر امیر مؤمنان علی بن ابی طالب درود فرست،برادر پیامبرت و ولیّ و برگزیدهاش،و وزیر و جایگاه سپردن دانشش،و موضع راز و درگاه حکمتش،و گویای به حجّت،و دعوتکننده به شریعتش و جانشین او در امّتش،و برطرف کنندۀ رنج و اندوه از چهرهاش،و درهم شکنندۀ کافران،و به خاک مالندۀ بینی بدکاران،آنکه
او را نسبت به پیامبرت به منزلۀ هارون از موسی قرار دادی.خدای دوست بدار هرکه دوستش دارد،و دشمن بدار هرکه دشمنش دارد،و یاری کن هر که یاریاش نماید،و خوار کن هرکه او را واگذارد،و لعنت کن هرکه به دشمنیاش برخاست،از پیشینیان و پسینیان،و بر او درود فرست برترین درودی که بر یکی از جانشینیان پیامبرت فرستادی،ای پروردگار جهانیان.
خدایا درود فرست،بر صدّیقه فاطمه زکیّه،محبوبۀ حبیبت،و پیامبرت،و مادر دوستانت و برگزیدگانت که او را انتخاب نمودی،و برتری دادی و برگزیدی،بر فراز بانوان جهانیان.خدای از کسانی که به او ستم کردند،و حق او را سبک شمردند،انتقامش را بگیر،و خونخواه خون فرزندانش باش.خدایا همچنان که او را مادر امامان هدایت و همسر صاحب پرچم در قیامت،و گرامی در انجمن والاتر قرار دادی،پس بر او و مادرش درود فرست،درودی که آبروی محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)را به آن گرامی بداری،و دیدۀ فرزندانش را روشن کنی،و برسان به ایشان از جانب من،در این ساعت برترین تحیّت و سلام را.
خدایا بر حسن و حسین درود فرست،دو بندهات و دو نمایندهات،دو فرزند رسولت،دو فرزندزادۀ رحمت و دو سرور جوانان اهل بهشت،برترین درودی که بر یکی از فرزندان پیامبران و رسولان فرستادی
خدایا بر حسن درود فرست،فرزند سرور پیامبران،و جانشین امیر مؤمنان،سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان،گواهی میدهم ای فرزند امیر مؤمنان،که تو امین خدا و فرزند امین خدایی،مظلومانه زیستی،و شهید از دنیا رفتی،و گواهی میدهم که تویی امام پاکیزه راهنما،راهیافته.خدایا بر او درود فرست،و از جانب من در این ساعت به روح و جسدش بهترین تحیّت و سلام را برسان.خدایا بر حسین بن علی درود فرست،آن مظلوم شهید،کشتۀ کافران،به خاک افتادۀ بدکاران،سلام بر تو ای ابا عبد اللّه،سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان،به یقین گواهی میدهم که تو امین خدا،و فرزند امین خدایی،مظلومانه کشته شدی،و شهید از دنیا رفتی،و گوهی میدهم که خدای تعالی خواستار انتقام توست،و وفا کننده به وعدهای که به تو داده،بر یاریات،و تأیید در نابودی دشمنت،و آشکار ساختن دعوتت.و گواهی میدهم که تو به عهد خدا وفا کردی،و در راه خدا جهاد نمودی،و مخلصانه خدا را عبادت کردی،تا مرگ تو را دررسید،خدا لعنت کند امّتی که تو را کشتند،و خدا لعنت کند امّتی را که دست از یاریات کشیدند،و خدا لعنت کند امّتی که دیگران را علیه تو ترغیب کردند،به پیشگاه خدا بیزاری میجویم،از کسی که تو را تکذیب کرد،و حق تو را سبک شمرد،و خونت را حلا دانست،پدر و مادرم به فدایت ای ابا عبد اللّه،خدا لعنت کند قاتلت را،و لعنت کند دریغ کننده از یاریات را،و خدا لعنت کند کسی را که فریادت را شنید و پاسخت را نداد،و یاریات نکرد،و خدا لعنت کند کسی را که زنانت را اسیر کرد
من به سوی خدا،از اینان بیزارم،و از هرکه دوستشان داشت،و از آنان پیروی نمود و یاریشان داد،و گواهی میدهم که تو و امامان از فرزندانت،کلمۀ تقوا و درگاه هدایت،و دستاویز محکم،و حجّت بر اهل دنیایید،و گواهی میدهم که من به شما مؤمن،و به مقام شما یقین دارم،و پیرو شمایم با تمام وجودم،و در قوانین دینم،و سرانجام عملم و بازگشتگاهم،در دنیا و آخرتم.
خدایا بر علی بن الحسین،سرور عبادتکنندگان درود فرست،که او را برای خود برگزیدی،و از نسل او امان هدایت را قرار دادی،امامانی که به حق هدایت میکنند،و به حق باز میگردند،او را برای خود انتخاب کردی،و از پلیدی پاکش ساختی،و برگزیدی،و او را راهنما و راه یافته قرار دادی.پس بر او درود فرست،بهترین درودی که بر یکی از فرزندان پیامبرانت فرستادی،تا او را به مقامی رسانی،که دیدهاش به آن در دنیا آخرت روشن شود،که تو عزیز و حلیمی.
خدایا درود فرست بر محمّد بن علی،شکافندۀ دانش،و پیشوای هدایت،و رهبر اهل تقوا،و برگزیده از بندگانت.خدایا چنانکه او را قرار دادی برای بندگانت نشانه،و برای کشورهایت مشعل نور،و محلّ سپردن حکمتت و تفسیرگرت وحیات،و به فرمان بردن از او فرمان دادی،و از نافرمانیاش برحذر داشتی،پس بر او درود فرست،ای پروردگار
برترین درودی که بر یکی از فرزندان پیامبرانت و برگزیدگانت،و رسولانت و امینهایت فرستادی،ای پروردگار جهانیان
خدایا درود فرست،بر جعفر بن محمد صادق،خزانهدار دانش،دعوت کنده به سوی تو بر پایۀ حق،آن نور آشکار خدایا چنانکه او را قرار دادی معدن کلامت،و وحیات،و خزانهدار دانشت،و زبان توحیدت و سرپرست فرمانت،و نگهدارنده دینت،پس بر او درود فرست،بهترین درودی که بر یکی از برگزیدگانت،و حجّتهایت فرستادی که تو ستوده و بزرگواری.
خدایا درود فرست بر امین مورد اعتماد،موسی بن جعفر،نیکوکار وفادار،پاک و پاکیزه،نور آشکار تلاش کننده،و عمل کننده،برای خدا،شکیبا بر آزار در راه تو.خدایا چنانکه از سوی پدرانش،آنچه از امر و نهی تو،به او سپرده شده بود،به مردم رساند،و بندگانت را به راه روشن واداشت،و از اهل تکبّر و سرسختی،در اموری که از نادانان ملّت خود میدید،متحملّ زحمت و مصیبت شد،پس بر او درود فرست،برترین و کاملترین درودی که بر یکی از فرمانبران و خیرخواهان بندگانت فرستادی،به درستی که تو آمرزنده و مهربانی.
خدایا درود فرست بر علی بن موسی،که او پسندیدی،و به وسیلۀ او هرکه را از آفریدگانت خواستی،خشنود ساختی.و همچنان که او را قرار دادی،حجّت بر بندگانت،و قیامکننده به فرمانت،و یاور دینت،و گواه بر بندگانت،و چنان که برای آنان،در نهان و آشکار خیرخواهی نمود،و با حکمت و اندرز پسندیده،به راهت خواند،پس بر او درود فرست،برترین درودی که بر یکی از اولیایت،و برگزیدگان از آفریدگانت فرستادی،که تو بخشندۀ کریمی.
خدایا درود فرست بر محمّد بن علی بن موسی،نشانۀ تقوا،و نور هدایت،و معدن وفا،و نژاد پاکان،و جانشین اوصیا،و امین تو بر وحی.خدایا چنانکه به وسیلۀ و مردم را از گمراهی به عرصه هدایت آوردی،و از سرگردانی رهایی بخشیدی،و به وجود او راهنمایی کردی هرکه را که هدایت یافت،و تربیت نمودی هرکه را که تربیت شد،پس بر او درود فرست،برترین درودی که بر یکی از اولیایت،و باقیماندۀ اوصیایت فرستادی،به درستی که تو عزیز حکیمی.
خدایا درود فرست بر علی بن محمد،جانشین اوصیا،و پیشوای پرهیزگاران،و یادگار امامان دین،و حجّت بر همۀ آفریدگان.خدایا چنانکه او را نوری قرار دادی،که مؤمنان به وسیلۀ او روشنی جویند،پس به پاداش شایانت مژده داد،و به کیفر دردناکت بیم داد،و از صولتت برحذر داشت،و آیاتت را به یاد مردم انداخت،و حلالت را حلال و حرامت
را حرام کرد،و قوانین و واجباتت را بیان فرمود،و مردم را به بندگیات ترغیب نمود و به طاعتت فرمان داد،و از نافرمانیات بازداشت،پس بر او درود فرست،برترین درودی که بر یکی از اولیایت،و نسل پیامبرانت فرستادی،ای معبود جهانیان راوی این صلوات،ابو محمد یمنی گفت:چون حضرت عسگری علیه السّلام از ذکر صلوات بر پدرشان فارغ شد،و نوبت به خود آن جناب رسید،ساکت ماند،عرضه داشتم:کیفیت صلوات بر باقی را بفرمایید،فرمود:اگر نه این بود،که ذکر این نکته از نشانههای دین است و خدا ما را امر فرموده که به اهلش برسانیم،هرآینه دوست داشتم ساکت بمانم،ولی چون در بیان دین است پس بنویس.
خدایا درود فرست بر حسن بن علی بن محمّد،نیکوکار،پرهیزگار،صادق،وفادار،نور تابنده،خزانهدار دانشت،به یاد اندازۀ توحیدت،و ولیّ امرت،و یادگار پیشوایان دین،آن راهنمایان رشد یافته،و حجّت بر اهل دنیا،پس بر او درود فرست،ای پروردگار،برترین درودی که بر یکی از برگزیدگان و حجّتهایت،و اولاد رسولانت فرستادی،ای معبود جهانیان.
خدایا درود فرست بر نمایندهات و فرزند نمایندگانت،آنان که فرمانبرداری از آنها را لازم نمودی،و حقّشان را واجب گرداندی،و پلیدی را از آنها بردی،و پاکشان نمودی،پاککردنی درخور و شایسته.خدایا یاریاش کن،و به وسیلۀ او برای دینت یاری رسان،و به دست او یاری فرما دوستانت و دوستانش و شیعیان و یاورانش را،و ما را از آنان قرار ده.خدایا به او پناه ده.از شرّ هر متجاوز و سرکش،و از شرّ همۀ
آفریدگانت،و او را حفظ کن،از پیش رویش و از پشت سرش،و از جانب راستش،و از طرف چپش،و نگهبانیاش کن و جلوگیری فرما از اینکه پیشآمد بدی به او در رسد،و پیامبرت و خاندان پیامبرت را در وجود او حفظ فرما،و عدالت را به او آشکار کن،و وی را با پیروزی تأیید کن،یاورش را یاری ده،و دریغ کننده از یاریاش را خوار گردان،و به دست او گردنکشان کفر را درهم شکن،و کافران و منافقان و تمام بیدینان را به قتل برسان،هر کجا هستند،در مشرقهای زمین و مغربهایش،در خشیها و دریاهایش و به وسیلۀ او زمین را از عدالت پر کن،و دین پیامبرت(بر او و خاندانش درود باد)را به او نمایان فرما،و قرار ده مرا خدایا از یاران و مددکاران و پیروان و شیعیانش،و دربارۀ خاندان محمّد به من بنمایان،آنچه را که آرزو دارند،و درباره دشمنانشان آنچه را که بیم دارند،ای معبود حق آمین.
در بیان زیارت پیامبران عظام و امامزادگان عالی مقام و زیارت قبور مؤمنان اسکن اللّه دار السلام و مشتمل است،
بر سه بخش:
بخش اول:در زیارت پیامبران عظام است.بدان که تکریم و تعظیم پیامبران علیهم السّلام عقلا و شرعا لازم(لا نفرّق بی احد من رسله)و زیارتشان،پسندیده و راحج است.علما به استحباب زیارت آن بزرگواران تصریح فرمودهاند،و عدد آن بزرگواران گرچه بسیار،ولی قبرهای معلوم آنان بسیار اندک است،و قبور آنهایی که فعلا در خاطر خود حاضر دارم از این قرار است:حضرت آدم و حضرت نوح که این دو بزرگوار در مرقد منوّر حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام مدفونند.حضر ابراهیم علیه السّلام در قدس خلیل،که نزدیکی بیت المقدس قرار دارد،مدفون است،و در جوار آن حضرت جناب ساره زوجۀ او،و جناب اسحاق
و یعقوب و یوسف علیهم السّلام مدفونند.و حضرت اسماعیل علیه السّلام و مادرش هاجر در مسجد الحرام در پیرامون حجر مدفونند.و نیز قبور بعضی از پیامبران علیهم السّلام در آنجاست.از حضرت باقر علیه السّلام روایت شده:ما بین رکن و مقام مملو از قبور پیامبران است،و از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:ما بین رکن یمانی و حجر الاسود،هفتاد پیامبر مدفونند.در بیت المقدس،قبور عدهای از پیامبران مانند حضرت داود و سلیمان علیهما السّلام و غیر آن دو بزرگوار قرار دارد،که نزد اهل آنجا معروفند.قبر جناب زکریا علیه السّلام در شهر حلب مشهور است،و برای جناب یونس علیه السّلام در شریعۀ کوفه بقعه و قبهای معروف است،و قبر حضرت هود و صالح علیه السّلام در نجف اشرف مشهور،و مرقد حضرت ذی الکفل علیه السّلام در کنار شطّ فراط نزدیک کوفه به مساحت چند فرسخ معروف و در شهر موصل مرقد جرجیس پیغمبر علیه السّلام،و در بیرون شهر قبر شیث هبة اللّه علیه السّلام،و در شهر شوش قبر دانیال علیه السّلام،و در برابر مسجد براثا قبر جناب یوشع و غیر اینها سلام اللّه علیهم اجمعین واقع شده است.
کیفیت زیارت پیامبران:در اخبار،زیارت ویژهای برای این بزرگواران به نظر نرسیده مگر زیارت آدم و نوح علیهما السّلام که در باب زیارت حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام گذشت،ولی از روایت زیارت جامعه که ما آن را اول زیارات جامعه قرار دادیم،استفاده میشود،که پیامبران هم به آن زیارت میشوند.شاید بر این مطلب آن شیخ بزرگوار محمد بن مشهدی در کتاب مزار،و سیّد اجلّ علی ابن طاووس در کتاب«مصباح الزائر»و غیر ایشان رضوان اللّه علیهم در آداب ورود به کوفه،همین زیارت شریفه را برای مشهد حضرت یونس علیه السّلام ذکر کردهاند.و گمان آن است که نقل زیارت مذکور توسط ایشان،از مفهوم عامّ روایت استفاده شده.در هر صورت،اگر کسی آن زیارت جامعه را در آرامگاههای شریف پیامبران علیهم السّلام بخواند مناسب است،و چون زیارت در صفحات گذشته ذکر شد،نیازمند به نقل آن در اینجا نیستیم،هرکه میخواهد،به زیارت اول زیارات جامعه[صفحۀ 829]مراجعه کند،و از فیض عظیم آن،خود را بهرهمند سازد.
بخش دوم:در زیارت امامزادگان عظام:که قبورشان محلّ فیوضات و برکات،و موضع نزول رحمت و عنایات الهیّه است،و علمای اعلام به استحباب زیارت قبور ایشان تصریح فرمودهاند.و بحمد اللّه تعالی در اکثر شهرهای
شیعه قبورشان موجود،بلکه در روستاها و بیابانها،و اطراف کوهها و درّهها،پیوسته پناهگاه درماندگان،و مأوای واماندگان و پناه ستمدیدگان،و موجب تسلّی دلهای پژمردگان بوده است.و تا روز قیامت خواهد بود،و از بسیاری از ایشان کرامات و خوارق عادات مشاهده شده.ولی پوشیده نماند که امامزادهای که انسان،با اطمینان خاطر،به خاطر درک فیوضات،و زدودن رنجها و غصهها،به جانب قبر شریفش،بار سفر ببندد،و شدّ رحال کند،باید نسبت به او دو مطلب را رعایت کند،آنگاه به قصد زیارت حرکت کند.اول:جلالت مقام،و عظمت شأن صاحب آن مرقد،علاوه بر شرافت نسب او،که این دو معنا،از کتابهای حدیث و انساب[علم نسبشناسی]و تاریخ شناخته میشود.دوم:معلوم بودن قبر آن سیّد جلیل و صحت نسبت قبر به او،و زمینۀ جمع بین این دو مطلب بسیار کم است.و ما در کتاب«هدیة الزائر»به ذکر جمعی از ایشان اشاره کردهایم.و در کتاب«نفثة المصدور»و«منتهی الآمال»اشاره به محسن بن حسین علیه السّلام نمودیم،و چون در این کتاب گنجایش ذکر نیست،تنها به ذکر دو نفر از ایشان اکتفا مینماییم.
اول:سیّدۀ جلیله معظّمه حضرت فاطمه دختر موسی بن جعفر علیه السّلام که به حضرت معصومه علیها السّلام شهرت دارد و قبر شریفش در شهر مقدس قم،معروف و مشهور است و دارای بارگاه والا و ضریح متعدد و خدمۀ بسیار،و موقوفات زیادی میباشد و روشنی چشم اهل قم و مأوی و پناهگاه عموم مردم است و هر سال جمیعتی فراوان از شهرهای دور،بار سفر میبندند و رنج راه میکشند،تا به درک فیوضات از زیارت آن معظمّه نایل گردند و فضیلت و جلالت آن حضرت از اخبار بسیار،استفاده میشود.شیخ صدوق به سند حسن،[سندی در حد صحیح]از سعد بن سعد روایت کرده که از حضرت رضا علیه السّلام دربارۀ فاطمۀ دختر موسی بن جعفر علیه السّلام سؤال کرد؟حضرت فرمود:هر که او را زیارت کند،برای او بهشت است.و به سند معتبر دیگر،از فرزند آن حضرت،امام جواد علیه السّلام روایت شده که هرکه مرا در قم زیارت کند،بهشت برای اوست.علاّمۀ مجلسی رحمة اللّه از بعضی کتابهای زیارات،نقل کرده:علی بن ابراهیم،از پدرش،از سعد اشعری قمی،از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:ای سعد،از ما نزد شما قبری هست،گفتم فدایت شوم قبر فاطمه،دختر امام موسی علیه السّلام را میفرمایی؟فرمود:
آری هرکه او را زیارت کند،درحالیکه عارف به حقش باشد،بهشت برای اوست.
چون به نزد قبر آن حضرت برسی،بالای سر،رو به قبره بایست،و سی و چهار مرتبه اللّه اکبر و سی و سه مرتبه سبحان اللّه و سی و سه مرتبه الحمد للّه بگو،آنگاه بخوان:
سلام بر آدم برگزیدۀ خدا،سلام بر نوح پیامبر خدا،سلام بر ابراهیم دوست خدا سلام بر موسی همسخن خدا،سلام بر عیسی روح خدا،سلام بر تو ای رسول خدا سلام بر تو ای بهترین خلق خدا،سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای محمد بن عبد اللّه خاتم پیامبران،سلام بر تو ای امیر مؤمنان علی بن ابی طالب،جانشین رسول خدا،سلام بر تو ای فاطمه سرور بانوان جهانیان،سلام بر شما ای دو فرزندزادۀ پیامبر رحمت،و دو سرور جوانان اهل بهشت،سلام بر تو ای علی بن الحسین،سرور عبادکنندگان،و روشنی چشم بینندگان،سلام بر تو ای محمد بن علی،شکافندۀ دانش پس از پیامبر،سلام بر تو ای جعفر بن محمد،راستگوی نیکوکار امین،سلام بر تو ای موسی بن جعفر،امام پاک و پاکیزه،سلام بر تو ای علی بن موسی الرضا امام پسندیده،سلام بر تو ای محمد بن علی تقی،سلام بر تو ای علی بن محمّد نقی اندرزگوی امین،سلام بر تو ای حسن بن علی،سلام بر وصی پس از او.خدایا درود فرست بر نورت،و چراغت،و نمایندۀ نمایندهات،و جانشین جانشینت،حجّتت بر آفریدگانت،سلام بر تو
ای دختر رسول خدا،سلام بر تو ای دختر فاطمه و خدیجه،سلام بر تو ای دختر امیر مؤمنان،سلام بر تو ای دخرت حسن و حسین،سلام بر تو ای دختر ولیّ خدا،سلام بر تو ای خواهر ولیّ خدا،سلام بر تو ای عمّۀ ولیّ خدا،سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای دختر موسی بن جعفر،سلام بر تو،خدا بین ما و شما در بهشت شناسایی برقرار کند،و در گروهتان محشور دارد،و بر حوض پیامبرتان واردمان نماید،و به ما با جام جدّتان،از دست علی بن ابی طالب بنوشاند درودهای خدا بر شما باد،از خدا خواستارم که به ما دربارۀ شما خوشحالی و گشایش بنمایاند،و ما و شما را در گروه جدّتان محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)گرد آورد،و معرفت شما را از ما باز نگیرد،به راستی او سرپرستی تواناست.به درگاه خدا به سبب دوستی شما،و بیزاری از دشمنانتان،و تسلیم بودن به خدا،تقرّب میجویم،در حال خشنودی به آن،نه با انکار و تکبّر بلکه بر پایۀ یقین به آنچه محمد آن را آورده،و به آن خشنودم،به این امور خاطر تو را میخواهم ای آقای من،خدایا خشنودیات و خانۀ آخرت را میخواهم،ای فاطمه دربارۀ بهشت برایم شفاعت کن،به درستی که برای تو نزد خدا مقامی از مقامات بلند است.خدایا از تو میخواهم،که سرانجام کارم را به خوشبختی ختم کنی،و آنچه را در آنم از دستم مگیری،و جنبش و نیرویی جز به خدای والای بزرگ نیست.خدایا برای ما اجابت کن،و آن را به کرم و عزّتت و به رحمت و عافیت بپذیر،و درود خدا بر محمّد و همۀ خاندان او،و بر آنان سلام،سلامی کامل،ای مهربانترین مهربانان.
دوم:امامزاده لازم التعظیم،جناب عبد العظیم،که نسب شریفش به چهار واسطه،به سبط جلیل حضرت خیر الوری امام حسن مجتبی علیه السّلام به این طریق منتهی میگردد:عبد العظیم بن عبد اللّه بن علیّ بن الحسن بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب.قبر شریفش در منطقه ری معلوم و مشهور،و مأوی و پناهگاه عموم مردم است،و بلندی مقام و جلالت شأن آن حضرت،روشنتر از آفتاب است،چه آن جناب علاوه بر آنکه از دودمان حضرت خاتم النبیین صلی اللّه علیه و آله میباشد از بزرگان راویان و اعاظم علما و زاهدان و عابدان و صاحب تقوا و پرهیز و از اصحاب حضرت جواد،و حضرت هادی علیهما السّلام است،و به خدمت ایشان،نهایت توسّل و انقطاع را داشته است،و زا آن بزرگواران،احادیث بسیار روایت کرده.صاحب کتاب«خطب امیر المؤمنین»و کتاب«یوم و لیله»است و اوست که دین خود را بر امام زمانش حضرت هادی علیه السّلام عرضه کرد و حضرت او را تصدیق کرد و فرمود:ای ابا القاسم،این است به خدا قسم دین خدا،که برای بندگانش پسندیده،پس بر آن پایدار باش،خدا تو را در دنیا و آخرت بر گفتار پایدار،پاینده بدارد.صاحب بن عبّاد، رسالۀ مختصری در حالات آن جناب نوشته که شیخ ما،مرحوم ثقة الاسلام نوری،در خاتمۀ مستدرک،آن را نقل کرده در آن کتاب و در رجال شیخ نجاشی آمده:حضرت عبد العظیم از سلطان زمان خود ترسید،و گریخت،و به عنوان آنکه قاصد و پیک است،در شهرها گردش میکرد تا به ری آمد،و در ساربانان مخفی شد،و بنا بر روایت نجاشی در سردابی در خانۀ یکی از شیعیان،در سکّة الموالی پنهان گشت،و در آنجا عبادت خدا میکرد و روزها را روزه میداشت و شبها به نماز میایستاد،و پنهان از دید مردم بیرون میآمد،و قبری را که برابر قبر او به فاصله یک راهرو است زیارت میکرد،و میگفت:این قبر مردی از فرزندان موسی بن جعفر علیه السّلام است،و پیوسته در آنجا بود و یکی دو نفر از شیعه،از احوال او با خبر میشدند،تا آنکه بیشتر مردم ری او را شناختند،پس شخصی از شیعیان،حضرت رسالت پناه را در خواب دید،که فرمود:مردی از فرزندان مرا،از سکّة الموالی برخواهند داشت،و کنار درخت سیب،در باغ عبد الجبّار بن عبد الوّهاب،دفن خواهند کرد،و اشاره فرمود به همان مکانی که در آنجا دفن شد،بیننده خواب نزد صاحب
باغر رفت،تا آن درخت و جایش را از صاحب باغ بخرد،مالک باغ به او گفت:این درخت و جایش را برای چه میخری؟خریدار خوابش را تعریف کرد،صاحب باغ گفت:من نیز چنین خوابی دیدهام،و جای این درخت را با تمام باغ وقف بر آن سیّد،و سایر شیعیان کردهام،که اموات خود را در آنجا دفن کنند.حضرت عبد العظیم پس از مدتی بیمار شد،و بر اثر آن بیماری به رحمت ایزدی پیوست،چون او را برای غسل دادن برهنه کردند،در جیب لباسش ورقهای یافتند،که نسب شریف خود را در آن نوشته بود:منم ابو القاسم عبد العظیم فرزند عبد اللّه فرزند علی،فرزند حسن،فرزند زید،فرزند امام حسن،فرزند علی بن ابی طالب علیهم السّلام.
صاحب بن عبّاد،در وصف دانش عبد العظیم فرموده:ابو تراب رویانی روایت کرده که گفت:از ابو حمّاد رازی شنیدم که میگفت:در شهر سرّمنرأی بر حضرت امام علیّ النقی علیه السّلام وارد شدم،پس پارهای از مسائل حلال و حرام خود را،از آن حضرت پرسیدم.سؤالات مرا پاسخ دادند،زمانی که برای بیرون آمدن از سرّمنرای،با آن حضرت وداع کردم به من فرمودند:ای حمّاد هرگاه چیزی از امور دینت بر تو مشکل شد،در ناحیه خود،یعنی در شهر ری،از عبد العظیم بن عبد اللّه حسنی بپرس،و سلام مرا به او برسان.محققّ داماد در کتاب«رواشح»گفته،احادیث بسیاری در فضیلت زیارت حضرت عبد العظیم روایت شده،از جمله آمده است:هرکه قبر او را زیارت کند،بهشت بر او واجب میشود،و شیخ بزرگوار شهید ثانی در حواشی کتاب«خلاصه»همین روایت را از بعض نسبشناسان نقل فرموده،و ابن بابویه و ابن قولویه به سند معتبر روایت کردهاند،که مردی از اهل ری،خدمت حضرت امام علی النقی علیه السّلام رفت،حضرت پرسید کجا بودی؟عرض کرد به زیارت امام حسین علیه السّلام رفته بودم،فرمود:اگر قبر عبد العظیم را که نزد شماست،زیارت میکردی،هرآینه مانند کسی بودی که امام حسین علیه السّلام را زیارت کرده باشد.
فقیر گوید:علما برای آن بزرگوار زیاراتی نقل نکردهاند،مگر فخر المحققین آقا جمال الدین،که در کتاب«مزار»خود فرموده زیارت آن حضرت به این صورت مناسب است:
سلام بر آدم برگزیدۀ خدا،سلام بر نوح پیامبر خدا،سلام بر ابراهیم دوست خدا
سلام بر موسی همسخن خدا،سلام بر عیسی روح خدا،سلام بر تو ای رسول خدا سلام بر تو ای بهترین خلق خدا،سلام بر تو ای برگزیدۀ خدا،سلام بر تو ای محمّد بن عبد اللّه خاتم پیامبران،سلام بر تو ای امیر مؤمنان علی بن ابی طالب،جانشین رسول خدا سلام بر تو ای فاطمه سرور بانوان جهانیان،سلام بر شما ای دو فرزندزادۀ پیامبر رحمت،و دو سرور جوانان اهل بهشت،سلام بر تو ای علی بن الحسین سرور عبادکنندگان،و نور چشم بینندگان،سلام بر تو ای محمد بن علی،شکافنده دانش،پس از پیامبر،سلام بر تو ای جعفر بن محمد راستگوی نیکوکار امین،سلام بر تو ای موسی بن جعفر،پاک و پاکیزه،سلام بر تو ای علی بن موسی الرضا،امام پسندیده،سلام بر تو ای محمد بن علی پرهیزگار،سلم بر تو ای علی بن محمد النّقی،خیرخواه امین،سلام بر تو ای حسن بن علی،سلام بر جانشین پس از او،پروردگارا درود فرست بر نورت و چراغت،و نمایندۀ نمایندهات،و جانشین جانشینت،و حجّتت بر آفریدگانت،سلام بر تو ای سرور پاکیزه و پاک و برگزیده،سلام بر تو ای فرزند سروران پاک،سلام بر تو ای فرزند برگزیدگان و خوبان،سلام و رحمت و برکات خدا بر رسول خدا و بر فرزندان رسول خدا.سلام بر بندۀ شایسته،فرمانبردار پروردگار
جهانیان،و پیرو رسول او و امیر مؤمنان،سلام بر تو ای ابا القاسم فرزند سبط نجیب برگزیده،سلام بر تو ای کسی که به زیارتش،ثواب زیارت سیّدالشّهدا امید میرود،سلام بر تو، خدا میان ما و شما در بهشت،شناسایی برقرار کند،و در گروهتان محشور فرماید،و به حوض پیامبرتان وارد سازد،و به ما با جام جدّتان از دست علی بن ابی طالب بنوشاند،درود خدا بر شما،از خدا میخواهم که به ما دربارۀ شما، خوشحالی و گشایش بنمایاند،و ما و شما را در گروه جدّتان محمد درود خدا بر او و خاندانش گرد آورد،و معرفت شما را از ما باز نگیرد،به درستی که او سرپرسست توانایی است،من با دوستی شما،و بیزاری از دشمنانتان،و تسلیم بودن به خدا، تقرّب به خدا میجویم،با خشنود بودن به آن،بدون انکار و تکبّر،و به یقین به آنچه محمّد آن را آورده،به این امر و خاطر تو را میجویم ای سرور من،خدایا خشنودی تو،و خانۀ آخرت را میخواهم،ای سرور من و فرزند سرور من،برایم دربارۀ بهشت شفاعت کن، زیرا برای تو نزد خدا مقامی از مقامات والا است.خدایا از تو میخواهم که سرانجام کارم را به خوشبختی ختم کنی،و آنچه را در آنم از دستم نگیری،جنبش و نیرویی جز به خدای والای بزرگ نیست.خدایا برای ما اجابت کن،و آن را به کرم و عزّتت،و رحمت و عافیتت بپذیر،و درود خدا بر محمّد و خاندان او و بر آنان سلام باد،سلامی کامل،ای مهربانترین مهربانان.
فخر المحققین فرموده:در پارهای از اخبار ذکر شده،که امامزاده عبد العظیم،در هنگام توقّف در شهر ری،به طور پنهان
از منزل بیرون میآمد،و قبری که برابر قبر او به فاصله یک راهرو قرار دارد،زیارت میکرد،و میفرمود:این قبر مردی از فرزندان موسی بن جعفر علیهما السّلام است،و اکنون قبری در آنجاست،منسوب به امامزاده حمزه،فرزند موسی بن جعفر علیهما السّلام،و ظاهرا همان قبری است که امامزاده عبد العظیم آن را زیارت مینمود،ان شاء اللّه او را هم باید زیارت کرد،و در زیارتش،همین زیارت را تا«المطیع للّه ربّ العالمین و لرسوله و لامیر المؤمنین»میتوان خواند،و دنباله زیارت را که خاص حضرت عبد العظیم است نباید خواند.پایان سخن فخر المحققّین.پنهان نباشد،که در صحن امامزاده حمزه،قبر شیخ جلیل سعید،قدوة المفسّرین،جمال الدین ابو الفتوح حسین بن علی خزاعی رحمه اللّه صاحب تفسیر معروف قرار دادر،باید آن جناب را هم زیارت نمود،و همچنین از زیارت جناب شیخ صدوق رئیس المحدثین،معروف به ابن بابویه،که در نزدیکی شهر حضرت عبد العظیم است،نباید غفلت کرد.
شیخ ثقة جلیل القدر،جعفر بن قولویه قمی،از عمرو بن عثمان رازی روایت کرده که گفت:از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام شنیدم که میفرمود:هرکه بر زیارت ما قادر نباشد،پس زیارت کند صالحان از دوستان ما را،تا ثواب زیارت ما را برای او نوشته شود،و کسی که بر صله و نیکی به ما ناتوان باشد،با صالحان از دوستان ما از در صله و نیکی برآید،تا برای او ثواب صله و نیکی به ما نوشته شود.و نیز به سند صحیح از محمد بن احمد بن یحیی الاشعری روایت کرده که من در فید[جایی است در راه مکه]با علی بن بلال به جانب قبر محمّد بن اسماعیل بن بزیع روانه شدیم،علی بن بلال به من گفت:صاحب این قبر برای من،از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرد:هرکه به نزد قبر برادر مؤمن خود بیاید،و دست بر قبر گذارد،و هفت بار سورۀ«قدر»را بخواند،و روز فزع اکبر[یعنی ترس بزرگ روز قیامت]ایمن شود.
و در روایت دیگری مانند همین مطلب را نقل کرده،جز آنکه در آن آمده:رو به قبله کند.فقیر گوید:این ایمن بودن که،روایت بر آن دلالت دارد،ممکن است برای خواننده باشد،چنانکه ظاهر حدیث چنین است و احتمال دارد برای صاحب قبر باشد چنانکه آن را تایید میکند حدیثی که بعد از این از سید ابن طاووس نقل میشود.و نیز در کامل الزیارات به سند معتبر نقل شده،عبد الرحمن بن ابی عبد اللّه،به حضرت صادق علیه السّلام عرضه داشت،چگونه دست خود را بر قبور
مسلمانان بگذارم؟پس حضرت با دست خود اشاره به زمین فرمود،و دست را بر زمین نهاد در حالی که مقابل قبله بودند.و نیز به سند صحیح روایت شده عبد اللّه بن سنان به حضرت صادق علیه السّلام عرض کرد،چگونه باید بر اهل قبور سلام کرد؟فرمود:میگویی:سلام بر اهل دیار از مؤمنان و مسلمانان،شما پیشروان ما بودید،و ما هم انشاء اللّه به شما ملحق میشویم.
و از حضرت حسین علیه السّلام روایت شده:هرکه وارد قبرستان شود و بگوید:ای پروردگار این ارواح فناپذیر و پیکرهای پوسیده و استخوانهای خاکسترشدهای که از دنیا خارج شدند،درحالیکه مؤمن به تو بودند،نسیم رحمتی از جانب خود،و سلامی از من بر آنان وارد کن.حق تعالی برای او به عدد خلق،از زمان آدم تا قیام قیامت،حسنات بنویسد،و از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت شده است،هرکه وارد قبرستان شود و بگوید:
سلام بر اهل لا اله الا اللّه،از اهل لا اله الا اللّه،ای اهل لا اله الا اللّه،به حق لا اله الا اللّه،چگونه یافتید سخن لا اله الا اللّه،را از لا اله الا اللّه،ای لا اله الا اللّه،به حق لا اله الا اللّه،بیامرز هرکه را گفت لا اله الا اللّه،و ما را محشور کن در گروه آنان که گفتند:لا اله الا اللّه،محمد رسول اللّه علی ولی اللّه.حق سبحانه و تعالی ثواب پنجاه سال عبادت را برای او بنویسد و گناه پنجاه ساله را از او و پدر و مادرش محو نماید.و در روایت دیگری وارد شده است:بهتر سخنی که در قبرستان بگویی،وقتی که از آنجا بگذری،این است که بایستی و بگویی:خدایا دوست آنان گردان،آنچه را دوست داشتند،و آنان را با هرکه دوست داشتند محشور فرما.
سیّد ابن طاووس در«مصباح الزائر»گفته:چون زیارت اهل ایمان را قصد کنی،شایسته است روز پنجشنبه باشد،و گرنه هر وقت که خواستی،و کیفیت زیارت ایشان چنین است،که رو به جانب قبله نمایی،و دست خود را بر قبر گذاری، و بگویی:خدایا به غربتش رحم کن،و به تنهاییاش برس،و وحشتش را همدم باش،و ترسش را ایمنی ده، و از رحمتت به او آرامش ده،رحمتی که به سبب آن از رحمت غیر تو بینیاز گردد،و او را به هرکه دوستش دارد ملحق کن سپس سوره«قدر»را هفت بار میخوانی.و در صفت زیارتشان،و ثواب آن،حدیث دیگری از فضیل روایت شده است که هرکه سوره«قدر»را هفت بار نزد قبر مؤمنی بخواند،حق تعالی فرشتهای به سوی قبر او بفرستد،که خدا را نزد قبر او عبادت کند،و حق تعالی ثواب عمل این فرشته را برای آن مرده بنویسد،پس زمانی که از قبرش برانگیخته شود،به هیچ هراسی از هراسهای قیامت نگذرد،جز آنکه خدا آن هراس را به سبب آن فرشته از او ب گرداند،تا خدا او را وارد بهشت سازد،و با هفت بار«قدر»،سورۀ«حمد»و«فلق»و«ناس»و«توحید»و«آیة الکرسی»را هر کدام سه بار بخواند.
و نیز در صفت زیارت آنها،روایت دیگری از محمد بن مسلم روایت شده که گفت:خدمت حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:مردگان را زیارت کنیم؟فرمود:آری،گفتم:آیا آنها میدانند که ما به زیارتشان رفتهایم؟فرمود:آری به خدا قسم میدانند،و شاد میشوند،و به شما انس میگیرند،عرض کردم وقتی به زیارتشان میرویم چه بگوییم؟ فرمود بگو:
خدایا زمین را از پهلوهایشان خالی گذار،و ارواحشان را به سوی خود بالا ببر،و از خشنودی خود به آنها عنایت کن، و از رحمتت به آنان آرامش ده،به طوری که با آنان تنهاییشان را برطرف کنی،و به وسیلۀ آن ترسشان را همدم شوی به درستی که تو بر هر کار توانایی.سپس سیّد ابن طاووس فرموده است:وقتی که بین قبرهای مؤمنان میباشی،یازده مرتبه «توحید»بخوان،و آن را برای ایشان هدیه کن،به تحقیق روایت شده:که خدا به خواننده آن به عدد مردگان ثواب
میدهد.در کتاب«کامل الزیارات»از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:چون مردگان را پیش از طلوع آفتاب زیارت کنید میشنوند،و به شما پاسخ میدهند،و اگر پس از طلوع آفتاب زیارت کنید،میشنوند و پاسخ نمیدهند.در کتاب دعوات راوندی حدیثی در کراهت زیارت مردگان در شب از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله روایت شده،چنانکه به حضرت ابی ذر فرمود:
آنان را احیانا در شب زیارت مکن.در مجموعۀ شیخ شهید از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آل روایت شده:که هیچ کس نزد قبر مردهای سه مرتبه نمیگوید:خدایا از تو میخواهم به حق محمّد و خاندان محمّد،که این مرده را عذاب نکنی.مگر اینکه خدای تعالی عذاب را در روز قیامت،از او دور گرداند.از کتاب«جامع الاخبار»نقل شده:بعضی از صحابه،از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله نقل کردهاند:که آن حضرت فرمود:برای اموات خود هدیه بفرستید،پرسیدیم:هدیه برای اموات چیست؟فرمود:صدقه و دعا.و فرمود:هر جمعه ارواح مؤمنان به آسمان دنیا میآیند،و در برابر خانهها و منازل خود قرار میگیرند،و هر یک از ایشان به آواز حزین با گریه فریاد میکنند:ای اهل من، و اولاد من،ای پدر و مادر من،ای خویشان من،به ما به آنچه در دنیا در دست ما بود مهربانی کنید،عذاب و حساب آن بر ما،و سودش برای غیر ماست،و هر یک خویشان خود را فریاد میکنند:به ما مهربانی کنید به درهمی،یا قرص نانی، یا جامهای،که خدا شمار را از جامۀ بهشت بپوشاند.پس رسول خدا صلی اللّه علیه و آله گریه کرد،و ما گریه کردیم،و آن حضرت از زیادی گریستن قدرت بر سخن گفتن نداشت،آنگاه فرمود:اینان برادران دینی شمایند،که پس از شادی و نعمت،تبدیل به خاک پوسیده شدهاند،اینان به عذاب و هلاکت بر جانهای خود فریاد میکنند،و میگویند:وای بر ما،اگر آنچه در دست ما بود در طاعت و رضای خدا انفاق میکردیم،نیازمند به شما نبودیم،پس با حسرت و پشیمانی باز میگردند،و فریاد میزنند، صدقۀ مردگان را زود بفرستید،و نیز از آن حضرت روایت کرده:هر صدقهای که برای میّت داده میشود،فرشتهای آن را در طبقی میگیرد،که شعاع آن درخشان است،و به هفت آسمان میرسد،پس لب قبر میایستد،و فریاد میکند:
السّلام علیکم یا اهل القبور اهل شما این هدیه را به سوی شما فرستادند،پس میّت آن را میگیرد،و وارد قبر خود میکند،و
خوابگاهش با آن گسترده میشود،سپس فرمود:هرکس میّت را با دادن صدقه مهربانی کند،برای اوست نزد خدا از پاداش،مانند کوه احد،و روز قیامت در سایۀ عرش خدا میباشد،روزی که سایهای جز سایۀ عرش خدا نیست.زنده و و مرده به این صدقه نجات مییابند.حکایت شده:امیر خراسان را در خواب دیدند،که میگفت:برای من آنچه را که برای سگان خود میاندازید بفرستید،که به آن نیازمندم.بدان که زیارت قبور مؤمنان ثواب بسیار دارد،و علاوه بر فواید عظیمهای که بر آن مترتّب است،باعث عبرت و آگاهی و زهد و بیمیلی به دنیا،و رغبت در آخرت میشود،و به هنگام اندوه بسیار،و شادی فراوان،باید به قبرستان رفت،عاقل آن است که در قبرستان از اموات عبرت بگیرد،تا حلاوت دنیا از دلش بیرون رود،و شهد کالای دنیوی در کامش تلخ گردد،و در فنای دنیا و دگرگونی احوال آن تفکر کند و توجه کند که او نیز به نزدیکترین زمان مثل ایشان خواهد شد و دستش از عمل کوتاه و باعث عبرت دیگران شود.راستی که شیخ نظامی در گفتهاش زیبا سروده است:
زنده ولی در صف افسردگان رفت به همسایگی مردگان
حرف فنا خوان ز هر لوح پاک روح بقا جست ز هر روح پاک
کارشناسی پی تفتیش حال کرد از او بر سر راهی سؤال
کین همه از زنده رمیدن چراست رخت سوی مرده کشیدن چراست
گفت پلیدان به مغاک اندرند پاک نهادان ته خاک اندرند
مردهدلالنند به روی زمین بهر چه با مرده شوم همنشین
همدمی مرده دهد مردگی صبحت افسردهدل افسردگی
زیر گل آنان که پراکندهاند گرچه به تن مرده به دل زندهاند
مردهدلی بود مرا پیش از این بسته هر چونوچرا پیش از این
زنده شدم از نظر پاکشان آب حیات است مرا خاکشان
روایت شده است که خدای متعالی به عیسی(دورد بر او)وحی فرمود:از دیدهات به من اشک ببخش،
و از دلت به من فروتنی واگذار،آن هنگام که بیکارهها میخندند با میله حزن چشمانت را سرمه بکش،بالای سر قبر مردگان بایست،و آنان را با صدای بلند صدا کن،شاید موعظهات را از آنان بگیری،و بگو من هم در گروه ملحقشوندگان به آنان ملحق میشوم.
«آنچه ثبت آن در این کتاب شریف مقدر شده بود،در شب یکشنبه دهم ذو القعدة الحرام سال هراز و سیصد و چهل و چهار قمری،شب ولادت باسعادت حضرت ثامن الائمه مولانا ابو الحسن الرضا(صلوات اللّه علیه)پایان یافت،و چون در این روز بوسیله نامه خبر فوت مادرم به من رسید،از برادران ایمانی که از این کتاب بهرهمند میشوند،برای آن مرحومه مغفوره و برای خودم و و الدم در حیات و ممات،التماس دعا و زیارت دارم.و الحمد للّه أوّلا و آخرا و صلّی اللّه علی محمّد و آله الطاهرین».
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم الحمد للّه و سلام علی عباده الّذین اصطفی چنین گوید این گنهکار روسیاه،عبّاس قمی که خدا او را ببخشاید:پس از آنکه به کمک خدای تعالی کتاب«مفاتیح الجنان»را تألیف کردم،و در گوشه و کنار منتشر شد،به خاطرم رسید،که در چاپ دومش،برای آن موارد زیر را بیفزایم:دعای وداعی برای ماه رمضان،و خطبۀ روز عید فطر،و زیارت جامعه ائمه مؤمنان،و دعای«اللّهمّ انّی رزت هذا الامر»که بعد از زیارتها خوانده میشود،و زیارت و داعی که هر یک از ائمه علیهم السّلام را،به آن وداع کنند،و نوشتههایی که برای رفع حاجت مینویسند،و دعایی که در غیبت امام عصر عج اللّه تعالی فرجه باید خوانده شود،و آداب زیارت به نیابت،به سبب کثرت نیاز به اینها.ولی از سویی دیدم هرگاه چنین کاری را انجام دهم،فتح بابی میشود،برای تصرّف در کتاب«مفاتیح»،و بسا شود که بعضی از فضولان،بعد از این در این کتاب،بعضی از دعاهای دیگر بیفزایند،یا از آن کم کنند،و به اسم«مفاتیح الجنان»در میان مردم رواج دهند،چنانکه در کتاب «مفاتیح الجنان»مشاهده میشود.به ناچار کتاب را به همان وضع خود گذاشتم.و این هشت مطلب را پس از پایان مفاتیح، ملحق به آن کردم،و به لعنت خدای قهّار و نفرین رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السّلام واگذار و حواله نمودم کسی را که در «مفاتیح»تصرف کند.اینک به ذکر آن هشت مطلب میپردازم:
مطلب اول:دعای وداع ماه مبارک رمضان:شیخ کلینی رضوان اللّه علیه در کتاب«کافی»از ابو بصیر،از امام صادق علیه السّلام این دعا را برای وداع ماه رمضان روایت کرده:
خدایا تو در کتاب فرو فرستادهات فرمود:«ماه رمضان که در آن قرآن نازل شده»،و این است ماه رمضان که گذشت،به جلوۀ کریمت،و کلمات کاملت،از تو میخواهم،اگر بر من گناهی باقی مانده،که نیامرزیدهای،یا میخواهی بر آن عذابم کنی،یا به آن مرا بسنجی،اینکه سپیده امشب طلوع نکند،یا این ماه بگذرد، مگر اینکه آن گناه را از من آمرزیده باشی،ای مهربانترین مهربانان،خدایا تو را ستایش به همۀ ستایشهایت آغاز و انجام آن،چه آن ستایشهایی که برای خود گفتی،و چه آنچه آفریدگان ستایشکننده و کوشنده و شمارنده و فراوان بجا آورنده ذکر و سپاست گفتهاند،آنان که بر ادای حقّت،یاریشان نمودی،از گروههای آفریدگانت:از فرشتگان مقرّب،و پیامبران،و رسولان،و طبقات گویندگان،و تسبیحکنندگان حضرتت،از همۀ جهانیان.آری ستایش میکنم بر اینکه ما را به ماه رمضان رساندی،و حال آنکه نعمتهایت بر عهده ما بود، و بهرهها و احسانت،و نیکیهای پیدرپیات پیش ما بود،به این خاطر تنها برای تو است آخرین حدّ ستایش،ستایشی جاودان،همواره،پایدار، همیشگی،بینهایت،تا در ابدیت پایانی نداشته باشد،بزرگ است ثنایت،ما را بر انجام تکالیف ماه رمضان یاری دادی تا از ما روزه و به پا داشتن نمازش را گذراندی،و نیز آنچه از ما در آن انجام گرفته،از کار نیک و سپاس و ذکر،خدایا آن را از ما به
نیکوترین پذیرش،و گذشت و عفو و چشمپوشی و آمرزش و خشنودیات بپذیر،تا جایی که ما را در این ماه،به هر خیر خواسته و شایان عطای بخشیده شده برسانی،و از هر امر هراسناک و بلای فرود آمده و گناه پیشه شده نگاه داری.خدایا از تو میخواهم،به حق بزرگترین چیزی که یکی از آفریدگانت از تو خواست،از نامهای گرامیات،و ثنای زیبایت،و دعای خاصت،که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و این ماه را بزرگترین ماه رمضانی قرار دهی که بر ما گذشته،از زمانی که ما را به دنیا آوردی تاکنون از جهت برکت در حفظ دینم،و رهایی جانم،و برآمدن حاجتم،و اینکه شفاعتم را در خواستههایم بپذیری،و در کامل کردن نعمتت بر من،و برگرداندن پیشآمد بد از من و پوشاندن لباس عافیت به من،و مرا به رحمتت از کسانی قرار دهی،که شب قدر را برای آنان اختیار نمودی،و آن شب را برای آنها بهتر از هزار ماه قرار دادی،در بزرگترین پاداش،و اندوختههای با ارزش،و نیکی شکر،و درازی عمر، و پایندگی آسایش،خدایا و از تو میخواهم به رحمت و بخشش و گذشتت،و نعمتها و جلالت،و دیرینۀ احسان و عطایت،اینکه آن را آخرین بهره از ماه رمضان قرار ندهی،تا ما در سال آینده به آن برسانی،آن هم بر پایۀ بهترین حال،و هلال ماهش را همراه بینندگان به سوی آن و اعترافکنندگان به آن به من بشناسانی در کاملترین عافیتت،و خوبترین نعمتت،و گستردهترین رحمتت،و برجستهترین نصیبهایت،ای پروردگارم،که برایم پروردگاری غیر او نیست،این وداع نسبت به ماه رمضان وداع فنا و آخرین بهرۀ من از دیدار نباشد،
تا آن را در سال آینده به من بنمایانی،در فراخترین نعمتها،و برترین امیدها،درحالیکه من برای تو بر پایۀ بهترین وفاداری باشم،به درستی که تو شنوای دعایی.خدایا دعایم را بشنو،و به زاری و خواری و درماندگی،و توکّلم بر خویش رحم کن،من تسلیم توام،امید به موفقیت و سلامت کامل و شرافت و رسیدن به جایگاه رفیع،جز به تو و از جانب تو ندارم،بر من منّت بنه،ای که ثنایت بزرگ،و نامهایت مقدّس است،به رساندنم به ماه رمضان،و درحالیکه از هر ناخوشایند و محذوری،و از همۀ ناگواریها سالم باشم،ستایش خدای را که بر روزه این ماه،و بپاداری عبادتش ما را یاری نمود تا مرا به آخرین شب آن رساند.
دوم:خطبۀ روز عید فطر است،که امام جماعت،پس از بجا آوردن نماز عید میخواند،و آن به صورتی که شیخ صدوق در کتاب«من لا یحضره الفقیه»از حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام نقل کرده است چنین است:ستایش خدای را، که آسمانها و زمین را آفرید،و تاریکیها را قرار داد و نور را،پس آنان که به پروردگارشان کافر شدند،غیر او را با او برابر قرار میدهند!!ما چیزی را با خدا شریک نمیدهیم،و جز او برای خود سرپرستی برنمیگیریم،و ستایش خدای را که آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست،و ستایش در آخرت خاص اوست،و او حکیم و آگاه است،میداند آنچه را در زمین فرو میرود،و آنچه را از آن بیرون میآید،و آنچه را از آسمان نازل میگردد،و آنچه را در آن بالا میرود،و او مهربان و آمرزنده است، اینچنین است خدا،معبودی جز او نیست،بازگشت همه به سوی اوست،ستایش خدای را،که آسمان را از اینکه بر زمین فرو افتد نگاه
میدارد جز به اجازهاش،خدا بر مردم رؤوف و مهربان است.خدایا به ما رحم کن به رحمتت،و فراگیر ما را به آمرزشت،به درستی که تو برتر و بزرگی،ستایش خدای را که ناامید شدهای از رحمتش،و تهیدستی از نعمتش،و مأیوسی از بخشایشش،و بازداشتهای از بندگیاش وجود ندارد،به فرمانش بر پا شد آسمانهای هفتگانه،و زمین گسترده استقرار یافت،و کوههای بلند بر پا گشت،و بادهای بارور کننده روان شد،و ابرها در فضای آسمان حرکت کردند،و دریاها بر کرانههای خود ایستادند،و او معبود آنهاست،و چیرهای است که عزّتمندان در برابرش خوار میشوند،و در مقابلش ناچیز میگردند بزرگمنشان،و جهانیان با اختیار و بیاختیار در پیشگاهش تسلیم میشوند،او را میستاییم،چنانکه او خود را ستود،و چنانکه او شایستۀ آن است،و از او یاری میخواهیم،و آمرزش میجوییم،و راهنمایی میطلبیم، و گواهی میدهمی که معبودی جز خدا نیست،یگانه است و شریکی برای او نیست،میداند آنچه را نفوس پنهان میکنند،و آنچه را دریاها میپوشانند و تاریکی چیزی را از او در پرده نبرد،و غایبی از او غایب نگردد،و نیفتد برگی از درخت و نه دانهای در تاریکی،جز آنکه آن را میداند،معبودی جز او نیست،و تروخشکی نیست،جز اینکه در کتابی روشن است، و میداند آنچه را عملکنندگان انجام میدهند،و از کدام گذرگاه میگذرند،و به کدام بازگشتگاه باز میگردند،از خدا راهنمایی به سوی هدایت را میخواهیم،و گواهی میدهیم که محمّد بنده و پیامبر و فرستادۀ او به سوی آفریدگانش،و امینش بر وحی اوست، و اینکه او رسالات پروردگارش را رسانید،و در مورد خدا جهاد کرد،با کسانی که از حق کناره گرفتند،و برای حضرتش شریک قرار دادند،و خدا
را پرستید تا مرگ او را دررسید،درود و سلام خدا بر او و خاندان او باد،شما را به تقوای خدا سفارش میکنم،که همواره از جانب او نعمت بوده،و رحمت از سوی او پایان نمیپذیرد،و بندگان از او بینیاز نمیشوند،و اعمال بندگان هرگز پاداش نعمتهای او نمیگردد.خدایی که مردم را به پرهیزگاری تشویق نمود،و به بیمیلی نسبت به دنیا واداشت،و از گناهان برحذر کرد،و با پایندگی عزیز شد،و آفریدگانش را با مرگ و نیستی رام ساخت،و مرگ سرانجام آفریدگان،و راه جهانیان،و نوشته شده بر پیشانی بازماندگان است،او را درمانده نمیکند فرار فراریان،و به هنگام رسیدنش[یعنی مرگ]اهل هوا را گرفتار مینماید،بنای هر لذّتی را فرو میریزد،و هر نعمتی را تباه مینماید،و هر نشاطی را قطع میکند،دنیا خانهای است که خدا فنا را برای آن،و کوچ کردن اهلش را از آن مقرّر نموده است، پس اکثر مردم ماندنش را قصد میکنند،و بنایش را بزرگ میشمارند،به ظاهر شیرین و سبز و خرم است،به شتاب گذشته،هرآینه برای جوینده، و بر دل بیننده مشتبه گشته،صاحب ثروت ناتوان را به نزاری اندازد،و میداندش هراسان اندیشناک ناخوشایند.
پس کوچ کنید از آن،خدا شما را رحمت کند،به بهترین چیزی که نزد شما است[عمل صالح]بیش از اندک از آن[دنیا]نجویید،و بیشتر از نیاز از آن مخواهید،به اندک آن راضی شوید،و دیدگان خود را به آنچه خوشگذر آنها از آن بهره میگیرند ندوزید،دنیا را سبک شمارید،و آن را وطن خود قرار ندهید،و نسبت به آن خود را به رنج و زیان اندازید،شما را برحذر میدارم از رفاهطلبی و بازیگری و خوشگذرانی،به درستی که در اینها غفلت و غرور است،و بدانید دنیا خود را به بیگانگی زده،و پشت کرده و شیرین شده،و اعلام نموده است وداع را،بدانید آخرت حرکت کرده پس به شما روی آورده،و نمایان شده،و اعلام در آمدن کرده
است،بدانید به درستی که میدان تمرین امروز است،و گاه مسابقه فردا،و جایزه مسابقه بهشت،جایگاه بازنده دوزخ است، آیا کسی نیست که از خطایش،پیش از رسیدن روز مرگ توبه کند،آیا کسی نیست تا برای خویش،پیش از رسیدن روز فلاکت و تهیدستیاش کار کند؟خدا ما و شما را از کسانی قرار دهد که از او میترسند،و پاداشش را امید دارند،بدانید،این روز،روزی است که خدا برای شما عید قرار داده،و شما را سزاوار آن نموده،پس خدا را یاد کنید،تا خدا شما را یاد کند،او را بخوانید تا شما را اجابت کند،زکات فطر خود را بپردازید،که سنّت پیامبر شما و فریضه و واجبی از پروردگار شماست،پس بپردازد،هر یک از شما از جانب خویش و همۀ نانخورانش،مرد و زنشان،و کوچک و بزرگشان،و آزاد و غیر آزادشان،از جانب هر انسانی از آنان نزدیک سه کیلو،از گندم،یا خرما،یا جو،و خدا را در آنچه به شما واجب نموده،و به آن امر فرموده،اطاعت کنید،از بپا داشتن نماز،و پرداختن زکات،و حجّ خانۀ خدا،و روزه ماه رمضان،و امر به معروف،و نهی از منکر، و نیکی کردن به زنان خود،و زیردستانتان،و خدا را اطاعت کنید در آنچه شما را از آن نهی فرموده است از تهمت زدن به پاکدامنان، و ارتکاب زشتی،و میگساری،و کم کردن جنس پیمانهای،و کاستن ترازو،و شهادت به ناحق،و گریختن از جنگ،خدا ما و شما را به کمک تقوا حفظ کند،و آخرت را برای ما و شما،بهتر از دنیا قرار دهد، به درستی که بهترین سخن،و رساترین پند پرهیزگاران،کتاب خدا نیرومند حکیم است،پناه میبرم به خدا از شیطان رانده شده،به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،بگو او خدای یکتا و بینیاز است،نزاده و زاده نشده است،
و احدی همتایش نبوده است.سپس اندکی پس از فراغ از خطبه،مانند کسی که شتاب داشته باشد مینشیند،آنگاه برخاسته، خطبۀ دوم را میخواند و این همان خطبهای است که حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام در روز جمعه،پس از نشستن و برخاستن از خطبه اوّل میخواندند،و آن خطبه این است: ستایش خدای را،او را میستاییم،و از او کمک میخواهیم،و به او ایمان میآوریم،و بر او توکل میکنیم،گواهی میدهیم که معبودی جز خدا نیست،یگانه است و شریکی برایش نیست،و گواهی میدهیم که محمد بنده و فرستاده اوست،درود و سلام و آمرزش و رضوان خدا بر او و بر خاندانش باد.خدایا درود فرست بر محمد بنده و رسول و پیامبرت،دروردی افزاینده و پاکیزه،و پاکیزه،که درجهاش را به آن بالا بری،و برتریاش را آشکار نمایی،و درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد، و برکت ده بر محمّد و خاندان محمّد،چنانکه درود فرستادی و برکت دادی،و رحم کردی بر ابراهیم و خاندان ابراهیم، بهدرستی که تو ستوده و بزرگواری.خدایا عذاب کن کافران اهل کتاب را آنان که بندگانت را از راه تو باز میدارند،و آیاتت را انکار میکنند،و تکذیب مینمایند رسولانت را،خدای در میانشان اختلاف کلمه قرار ده،و در دلهایشهان هراس انداز،و فرود آور بر آنان عذاب و انتقام و شکنجهات را،شکنجهای که از مردم بدکار باز نگردانی.خدایا سپاهیان مسلمانان و گروههای آنان،و مرزدارانشان را،در مشرقها و مغربهای زمین یاری کن،به درستی که تو بر هر چیز توانایی،خدایا مردان و زنان مؤمن و مسلمان را بیامرز،خدایا تقوا را زادشان،و ایمان و حکمت را در دلهایشان قرار ده،و به آنان الهام فرما سپاسگذاری نعمتت را که به ایشان عنایت کردی،و
وفاداری به عهدت را که با آنان عهد کردی،ای معبود،حق و آفریدگار خلق،خدایا بیامرز،آنانی را که در گذشتهاند:
از مردان و زنان مؤمن و مسلمان،و هرکه پس از ایشان به آنها ملحق میشود، به درستی که تو نیرومند و حکیمی،همانا خدا امر میکند به عدالت و نیکی،و بخشش به خویشان،و نهی میکند، از بدی آشکار،و زشتی پنهان،و تجاوز،به شما پند میدهد،تا شاید متذکّر شوید،خدا را یاد کنید،تا یادتان کند،به درستی که او یاد کنندۀ کسی است که یادش کند،و از رحمت و فضل او بخواهید،که ناامید نشود از او هیچ خوانندهای که او را بخواند،پروردگارا به ما در دنیا خوبی عنایت کن،و در آخرت حسنه عطا فرما،و ما را از عذاب دوزخ حفظ کن.
سوم:زیارت جامعه ائمۀ مؤمنان است،که هر امامی را،در هر زمان از ماهها و ایام،میتوان به آن زیارت کرد،و این زیارت را سیّد ابن طاووس در کتاب«مصباح الزائر»با مقدّماتی از دعا و نماز،در وقت رفتن به سفر زیارت،از ائمه علیهم السّلام روایت کرده و فرموده است:چون خواستی غسل زیارت کنی،در وقتی که غسل میکنی بگو:به نام خدا،و به خدا،و در راه خدا،و بر آیین رسول خدا،خدایا از من ناپاکی گناهان،و آلودگی عیوب را بشوی،و به آب توبه پاکیزهام کن،و جامۀ خودداری بر وجودم بپوشان، و به لطفی از جانب خود یاریام کن،که مرا موفق نماید به اعمال شایسته،به درستی که تو دارندۀ فضل بزرگی.پس هرگاه به در حرم مطهّر نزدیک شدی بگو:ستایش خدای را،که مرا به قصد ولیّاش،و زیارت حجّتش موّفق نمود،و به حرم او وارد ساخت،و بهرهام را از زیارت بارگاهش،و فرود آمدن به کوی دور از انظارش،و آستانۀ تربتش،نکاست
ستایش خدای را،که به محرومیّت از آنچه آرزو داشتم داغدارم نکرد،و آنچه را به آن امید داشتم از من بازنگرداند،و امیدم را در آنچه متوقّع بودم قطع نکرد،بلکه لباس عافیت را به وجودم پوشاند،و از نعمتش بهرهمند نمود،و از کرامتش به من عنایت فرمود.پس هرگاه وارد حرم شدی در برابر ضریح مقدّس بایست و بگو:سلام بر شما پیشوایان مؤمنان،و سروران پرهیزگاران،و بزرگان صدّیقان،و امیران صالحان،و رهبران نیکوکاران،و نشانههای راهیافتگان،و نورهای عارفان،و وارثان پیامبران،و برگزیدۀ جانشینان،و خورشیدهای پرهیزگاران،و ماههای کامل جانشینان،و بندگان رحمان،و شریکن قرآن،و راه ایمان،و سرچشمههای حقایق،و شفیعان خلایق،و رحمت و برکات خدا بر شما باد،گواهی میدهم که شمایید درگاههای خدا،و کلیدهای رحمتش،و وسائل آمرزشش،و ابرهای خشنودیاش،و چراغهای بهشتش و حاملان قرآنش،و خزانهداران علمش،و حافظان رازش،و فرودگاه وحیاش،و امانتهای نبوّت، و سپردههای رسالت نزد شماست،شمایید امینان خدا،و دوستان و بندگانش و برگزیدگانش و یاران توحیدش،و پایههای تمجیدش،و خوانندگان به سوی کتابهایش،و پاسداران خلایقش،و نگهبانان و ودیعههایش،ثنای فرشتگان نسبت به خدا،در اخلاص و فروتنی از شما پیشی نگیرد،و صاحب زاری و فروتنی با شما ضدّیت ننماید،از کجا توانند؟و حال آنکه برای شما دلهایی است،که خدا عهدهدار تهذیب آنها با بیم و امید شده است،و آنها را ظرفهایی برای شکر و ثنا قرار داد،و از عارضههای غفلت ایمن نموده،و از بدی سستی تصفیه کرده است،بلکه اهل آسمانها به خدا تقرّب میجویند،به دوستی شما،و به بیزاری از دشمنانتان،و پیدرپی گریستن
به مصیبتهایتان،و آمرزشخواهی برای شیعیان،و دوستانتان،من گواه میگیرم خدا را که آفرینندۀ من است،و گواه میگیرم فرشتگان و پیامبران را،و گواه میگیرم شما را ای سرپرستان من،که من به ولایت شما مؤمنم،و به امامت شما معتقدم،و به خلافت شما اقرار دارم،و به مقام شما عارفم،و به معصوم بودنتان یقین دارم،نسبت به ولایت شما فروتنم.به دوستی شما،و بیزاری از دشمنانتان،به سوی خدا تقرّب میجویم، آگاهم به اینکه خدا شما را پاک کرده از زشتیهای آشکار و پنهان،و از هر شک و دودلی،و آلودگی و پستی و پلیدی، و به شما عطا کرده پرچم حقّی را که هرکه بر آن پیشی جسته گمراه شده است،و هرکه از آن عقب مانده،لغزیده است،و طاعت شما را بر هر سیاه و سپیدی واجب نموده است،و گواهی میدهم که شما به عهد و پیمان خدا و به هر چه در کتابش بر شما شرط کرده بود وفا کردید،و به راه خدا خواندید،و نیروی خود را در خشنودیاش صرف نمودید،و خلایق را بر طریق نبوّت،و راههای رسالت واداشتید،و در این راه به روش پیامبران،و روشهای جانشینان قدم برداشتید،اما فرمانی از شما پیروی نشد،و گوشی در برابر سخنان شما برای گوش دادن قرار نگرفت،دوردهای خدا بر ارواح و اجسادتان.پس خود را به قبر منوّر میچسبانی و میگویی:پدر و مادرم به فدایت ای حجّت خدا،تو از سینۀ ایمان شیر داده شدی،و به نور اسلام از شیر بازت داشتند،و با خنکای یقین تغذیه شدی،و جامههای عصمت به تو پوشانده شد،و علم کتاب را وارث گشتی،و به جداسازی حق و باطل تلقین شدی،و با منزلتت معارف قرآن،و مشکلات تأویل روشن شد،و پرچم حق تسلیم
تو گشت،و هدایت بندگان به تو تکلیف شد،و عهد امامت،در اختیار تو قرار گرفت،و به حفظ شریعت ملزم شدی،و گواهی میدهم ای مولایم که تو به شرایط وصیت وفا کردی،و از حدّ اطاعت،آنچه را تکلیف داشتی انجام دادی،و به مسئولیتهای سنگین امامت قیام نمودی،و به مقام نبوّت اقتدا کردی،در صبر و کوشش و خیرخواهی نسبت به بندگان و فروخوردن خشم و گذشت از مردم و بر عدالت در میان مردم و انصاف در قضاوت مصمّم شدی،و حجّتها را بر امّت استوار ساختی با دلایل صادقانه،و شریعت گویا،و با حکمت رسا،و پند نیکو دعوت به خدا کردی،اما بازداشته شدی از راست کردن کجیها،و گرفتن رخنهها،و اصلاح تباهی،و شکستن دشمن،و زنده نمودن سنّتها،و میراندن بدعتها،تا از دنیا جدا شدی درحالیکه شهید بودی،و رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش)را ملاقات نمودی درحالیکه ستوده بودی،درودهای خدا بر تو،پیاپی شود،و افزود گردد.سپس به طرف پایین پای مبارک برو و بگو:
ای سروران من،ای خاندان رسول خدا،به وسیلۀ شما به خدای جلّ و علا تقرّب میجویم،با مخالفت کردن با آنان که به شما خیانت کردند،و پیمان شما را شکستند،و ولایت و منزلت شما را منکر شدند،و کمند طاعت شما را از وجود خود برکندند، و وسایل دوستی شما را ترک نمودند،و به فرعونهایشان با بیزاری و رویگردانی از شما،نزدیک شدند، و شما را از اقامۀ حدود،و ریشهکن کردن انکارها،و پر کردن شکاف،و جمع کردن پراکندگی،و
بستن رخنهها،و صاف کردن کجیها،و اجرای احکام،و بیپیرایه ساختن اسلام،و قلع و قمع کردن گناهان بازداشتید،و بر ضدّ شما برانگیختند گرد و غبار جنگها و آشوبها را،و شمشیرهای کینه را بر شما زدند،و پردههای حرمت شما را دریدند،و با خمس شما شرابها خریدند،و حقوق بیچارگان را در امر دلقکها و مسخرهپیشگان خرج کردند،و این امور به خاطر این بود که برای آنان راه باز کردند بدکاران گمراه،و حسودان متجاوز،اهل پیمانشکنی و خیانت و خلافکاری و نیرنگ،و دلهای بویافته از آلودگی بتپرستی،و بدنهای انباشه از چرک کفر،آنان که سخت به نفاق چسبیدند،و به رشتههای تفرقه روی آورند،زمانی که مصطفی(درود خدا بر او و خاندانش)درگذشت، غفلگیری را ربودند،و فرصت را غنیمت شمردند،و پردۀ حرمت را دریدند،و او را در کمال بیوفایی بر بستر مرگ وانهادند، و شتافتند،برای شکستن بیعت،و مخالفت پیمانهای محکم تأکیدشده،و خیانت نسبت به امانتی که به کوهها استوار پا برجا عرضه شده بود،و آنها از اینکه آن را حمل کنند،خودداری کردند،و آن را حمل کرد انسان به غایت ستمکار،و به شدت نادان،صاحب شکاف افکنی و مباهات به گناهان دردناک،و گردن فراز از گردن نهادن برای دستیابی به عاقبتی ستوده،پس گرد آورده شدند فرومایگان اعراب،و و باقیمانده دستههای کافر،به در خانۀ نبوّت و رسالت،و فرودگاه وحی و فرشتگان،و قرارگاه سلطنت ولایت،و معدن وصیت و خلافت و امامت،تا آنکه شکستند پیمان مصطفی را در حقّ برادرش،پرچم هدایت،و بیان کنند راه هدایت از راههای هلاکت،و جریحهدار کردند جگر بهترین خلق را،
در ستم به دخترش،و لگدکوب کردن محبوبش،و غصب کردن حق عزیزش،پاره تنش،و جگرگوشهاش، و شوهرش را واگذاشتند،و مقامش را کوچک شمردند،و حرامهایش را حلال کردند،و رحمش را قطع نمودند،و برادریاش را انکار کردند و دوستیاش را ترک گفتند،و اطاعتش را شکستند،و ولایتش را منکر شدند،و بردگان را در خلافت او به طمع انداختند، و او را به طرف بیعتشان کشاندند،با شمشیرهای برکشیدۀ بیعتگران ناحق،و سرنیزههای برهنۀ عمّال حکومت،درحالیکه او خشمگیندل، خروشیده غضب،سخت شکیب،و فروبرندۀ خشم خود بود،او را دعوت میکردند به بیعتشان،که شومی آن اسلام را فرا گرفت،و در دل اهل آن تخم گناهان را کاشت،و با سلمانش نامهربانی کرد،و مقدادش را طرد گفت و ابوذرش را به عرصۀ تبعید برد،و سینۀ عمّارش را شکافت،و مفاهیم قرآن را تحریف کرد،و احکام الهی را به احکامی دیگر تبدیل نمود،و مقام را دگرگون ساخت،و خمس را برای آزادشدگان فتح مکه مباح کرد،و اولاد لعنتشدگان را بر نوامیس و خون مردم مسلّط نمود، و حلال را با حرام مخلوط کرد،و ایمان و اسلام را سبک شمرد،و کعبه را ویران کرد،و غارتگرانه بر خانۀ هجرت روز حادثه جرّه حمله برد،و دختران مهاجران و انصار را،برای شکنجه سخت،و بیداد سنگین از پرده بیرون کشید،و جامۀ ننگ و رسوایی بر آنان پوشاند،و به اهل شبهه اجازه و آزادی داد، برای کشتن اهل بیت برگزیدۀ پیامبر،و نابود کردن نسلش،و ریشهکن کردن بیخوبنش،و اسیر کردن حرمش،و به قتل رساندن یاورانش،و شکستن منبرش،و وارونه نمودن مایۀ فخرش،و پنهان کردن دینش،و از میان بردن نامش!!ای سروران من،چه حالی داشت
محمّد مصطفی اگر شما را میدید درحالیکه تیرهای ملت،در جگرهای شما فرو رفته،و نیزههایشان در گلوهای شما قرار گرفتۀ و شمشیرهای خونآشامشان در خون شما نشسته بود،زنازادگان تشنگی شدید خود را به تبهکاری از پروای شما،و خشم بسیار سخت کفر خود را از میان شما فرو مینشانند،و شما بودید بین:به خاک افتاده در محرابی،که شمشیر تارک سرش را شکافته بود،و شهید بالای تابوت که کفنش با تیرهایی سوراخسوراخ شده بود،و کشته در بیابان افتاده که سرش بالای نیزهها رفته بود،و بکند و زنجیر کشیده شده در زندان،که با آهن اعضایش کوفته شده بود،و مسمومی که با جرعههای سمّ مهلک،رودههایش،پارهپاره گشته، و جمع شما در این سو و آن سو پراکنده شده،بردگان و بردهزادگان آنها را نابود میکردند،پس ای سروان من آیا محنتها غیر آن است که ملازم شما شد،و مصایب جز آن است که شما را فرا گرفت،و فاجعهها جز آن است که اختصاص به شما یافت،و حوادث کوبنده جز آن است که شما را کوبید؟!درود خدا بر شما و بر ارواح و پیکرهایتان،و رحمت و برکات خدا بر شما.پس از این،قبر منوّر را ببوس،و بگو:
پدر و مادرم فدای شما ای خاندان مصطفی،در دست ما چیزی نیست،جز اینکه پیرامون زیارتگاههای شما طواف کنیم،و به ارواح شما در آن زیارتگاهها تسلیت گوییم،بر این مصیبتهای بزرگی که به آستان شما دررسید،و پیشآمدهای گرانی که به ساحت شما فرود آمد،که در قلوب شیعیانتان زخمها ثبت کرد،و در جگرهایشان جراحتها به ارث گذاشت،و در سینههایشان غصهها کاشت،پس ما خدا را گواه میگیریم بر اینکه در حقیقت شرکت نمودیم با دوستان و یاران گذشتۀ شما،در ریختن خون پیمانشکنان،و متجاوزان،و بیرونرفتگان از دین،و کشندگان
ابی عبد اللّه،سرور جوانان اهل بهشت(درود بر او)در روز کربلا،به وسیلۀ نیّتها و دلهایمان،و تأسف بر از دست رفتن موقعیّتهایی که آنان برای یاری شما حاضر شدند،سلام و رحمت و برکات خدا از سوی ما بر شما باد.سپس قبر شریف را بین خود و قبله قرار بده و بگو:خدایا ای صاحب قدرتی که جهان از آن قدرت هستی یافت،و بر آن قدرت بدون عیب پدید آورده شد،و در زیر سایۀ عظمت آفریده گشت،شواهد آفرینشت در آن گویا شد،بر اینکه تویی خدا،معبودی جز تو نیست،پدیدآوردندهاش،و آفرینندهاش و خلقکنندهاش،جهان را پدید آوردی،نه از چیزی،و نه بر روی چیزی،و نه در چیزی،و نه به خاطر ترسی که بر تو وارد شده باشد،آنگاه که غیر از تو نبود،و نه به خاطر نیازی که در آفرینشش برای تو پیدا شده باشد،و نه برای اینکه پس از آفرینش جهان،به آن استعانت جویی،بلکه آن را به وجود آوردی تا راهنمایی بر تو باشد،به اینکه تو از ساختمان آفرینش جدایی،پس انصافدهنده به عقلش،طاقت انکار تو را نمیآورد،و موسوم به سلامت معرفت تاب باور نکردن تو را ندارد،از تو میخواهم،به شرف اخلاص در یکتاپرستیات،و حرمت علاقمندی به کتابت،و اهل بیت پیامبرت،اینکه درود فرستی بر آدم،پدیدۀ آفرینشت،و اول حجتت،و زبان قدرتت،و جانشین در زمین پهناورت،و بر محمّد زبدۀ برگزیدگانت،و کاوشگر معرفتت،و آن شناور امین بر راز پنهانت،به آنچه سزاوارش نمودی از نعمتت به یاری خویش،و بر آنانی که بین آدم و محمّد بودند،از پیامبران،و اکرامشدگان،و راستیپیشهگان،و اینکه مرا به این پیشوایم ببخشی.پس پهلوی
روی خود را بر ضریح مبارک بگذار و بگو:خدایا به جایگاه این آقا،بر طاعتت،و به مقامش در پیشگاهت، مرا ناگهان نمیران،و از توبه محرومم مساز،و پرهیز از حرامهایت را چه دینی و چه دنیایی نصیبم فرما،و از طلب دنیا، به آخرت مشغولم نما،و به آنچه دوست داری و خشنودی موفقم بدار،و از پیروی هوا،و فریب خوردن به امور باطل و آرزو برکنارم دار.خدایا قرار ده در گفتارم استواری،و در کردارم درستی،،و در پیمان و وعدهام راستی و وفا و حفظ و انسگیری را مقرون به پیمان و وعدهام،و نیکی و احسان را در شمار رفتار و اخلاقم،و قرار ده سلامتی را برایم فراگیر،و عافیت را بر من احاطه کننده و پیچیده،و رفتار لطیفت،و یاریات را متوجه من،و حسن توفیقت و آسانیات را بر من کامل شده،و زندهام بدار پروردگارا خوشبخت،و بمیرانم شهید،و برای مرگ و پس از آن پاکم فرما.خدایا قرار بده سلامت و نور را در گوشم و دیدهام،و منفعت و خیر را در راههایم،و هدایت و بصیرت را در دین و آیینم، و میزان حق را همیشه در برابر چشم،و ذکر و پند را شعارم و جامۀ باطنم،و فکر و عبرت گرفتن را انیس و تکیهگاهم،و جایگیر فرما یقین را در دلم،و آن را قرار ده استوارترین چیزها در نهادم،و چیره کن آن را بر رأی و تصمیم،و قرار ده ارشاد را در کردارم،و تسلیم شدن به امرت را بستر و پشتوانهام،و راضی بودن به قضا و قدرت را،آخرین کرانه تصمیم و نهایتم،و دورترین اندیشه و هدفم،تا از احدی از بندگانت در
امر دینم ملاحظه نکنم،و به آن جز آخرتم را نجویم،و از آن ثناگویی و تعریف را نجویم،و قرار ده بهترین عاقبتها را عاقبت من،و بهترین بازگشتگاه را،بازگشتگاه من،و با ناز و نعمتترین زندگیها را،زندگی من،و برترین هدایتها را هدایت من،و کاملترین بهرهها را بهرۀ من،و شایانترین نصیبها را نصیب من،و باش ای پروردگارم،برای من از هر پیشآمد بدی نگهدار،و به جانب هر خیری راهنما و راهبر،و از هر متجاوز حسودی پشتیبان و جلوگیر.خدایا به توست سازوبرگ و زمامم و اطمینان و توفیق و جنبش و نیرویم،و برای توست حیات و مرگم،و در کف توست آرامش،و حرکتم،و به دستاویز محکمتر توست چنگ زدن و پیوندم،و بر توست در همۀ کارها اعتماد و توکّلم،و از عذاب دوزخ،و تماس آتش نجات و رهاییام،و در خانۀ امن و کرامت توست منزل و مأوایم،و به دست آقایان و سرورانم،خاندان مصطفی است رستگاری و گشایشم.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و بیامرز مردان و زنان مؤمن و مسلمان را،و بیامرز مرا و پدر و مادرم و آنچه زادهاند،و همسایگانم،و هر زن و مرد باایمانی را که حقّی بر گردن من دارد،همانا تو دارای فضل بزرگی.
چهارم:دعایی است با مضامین بسیار بلند که پس از زیارت هر یک از امامان علیهم السّلام خوانده میشود،و این دعا را سیّد ابن طاووس در کتاب«مصباح الزائر» بعد از این زیارت جامعه نقل فرموده است،و آن دعای شریف این است:خدایا این امام را زیارت
کردم،به امامتش اقرار دارم،واجب بودن اطاعتش را معتقدم،پس زیارتگاهش را قصد کردم،با گناهان،و عیبها،و جرمهای هلاکتبار،و بسیاری بدیها و خطاهایم،و آنچه را تو از من خبر داری،پناهندهام به گذشت،و بردباریات، امیدوارم به رحمتت،پناه بردهام به پایۀ عنایتت،پناه آورندهام به مهرت،خواهان شفاعتم،از ولیّات و فرزند اولیایت و برگزیدهات،فرزند برگزیدگانت،و امینت و فرزند امنایت و خلیفهات،و فرزند خلیفههایت،[هرگاه این دعا پس از زیارت امیر مؤمنان(ع) باشد به جای کلمه«ابن»در هر چهار موضع«آبی»بگوید]آنان که قرارشان دادی،وسیلهای به سوی رحمت و خشنودیات.و سببی به جانب مهر و آمرزشت،خدای اول حاجتم به پیشگاه تو این است،که گناهان گذشتۀ مرا،در عین زیادبودنش بیامرزی،و در آنچه از عمرم باقی مانده،مرا حفظ کنی،و پاک نمایی دینم را از آنچه آلودهاش کند،و بد نمایش سازد،و معیوبش گرداند،و نگاهش داری،از شک و دودلی و تباهی و شرک،و پایدارم بداری بر طاعتت و طاعت رسولت،و فرزندان نجیب و خوشبختش،درود و رحمت و سلام و برکاتت فراوان بر ایشان،و زندهام بداری،تا زندهام میداری بر فرمانبرداری از ایشان،و بمیرانیام، هرگاه بمیرانی بر طاعت از آنان،و از دلم پاک نکنی موّدت و دوستی آن بزرگواران،و کینۀ دشمنانتان را،و رفاقت دوستانشان،و به نیکی به آنان را نصیب من فرما،و از تو میخواهم،ای پروردگارم،که این زیارت را از من بپذیری،و عبادتت، و مواظبت بر آن را محبوب من گردانی،و برای بندگی به نشاطم آوری،و گناهان و محرّماتت را منفور من کنی،و از آنها بازم داری،و از کوتاهی کردن در نمازهایم،و سبک شمردم و کاهلی از آنها برکنارم داری،و موفقّم بداری بر ادای آنها،
همانطور که واجب کردی،و به آن بر پایۀ روش رسولت فرمان دادی،درودها و رحمت و برکات تو بر او باد، نمازی با کمال خضوع و خشوع،و باز کنی سینهام،را برای پرداخت زکات،دادن صدقات،و بذل خوبی و احسان به شیعۀ خاندان محمّد(درود بر ایشان)و مواسات و همدردی با آنان،و مرا از دنیا نبرید مگر بعد از آنکه حجّ خانهات،و زیارت قبر پیامبرت،و قبور امامان(درود بر ایشان)را نصیبم کنی،و از تو میخواهم ای پروردگارم توبهای خالص،که آن را بپسندی،و نیّتی که آن را ستایش کنی،و عمل شایستهای که بپذیری،و اینکه مرا بیامرزی،و به من رحم کنی،هنگامی که مرا بمیرانی،و سکرات مرگ را بر من آسان نمایی،و محشورم کنی،در گروه محمّد خاندان او(درود خدا بر او و خاندانش)،و به رحمتت مرا وارد بهشت فرمایی،و اشکم را در طاعتت فراوان کنی،و سرشکم را در آنچه مرا به تو نزدیک گرداند جاری سازی،و دلم را نسبت به دوستانت مهربان نمایی،و در این دنیا مصونم بداری، از آسیبها،و آفات،و بیماریهای سخت،و دردهای کهنه،و همۀ انواع بلاها و حوادث،و دلم را از توجه به حرام بگردانی،و نافرمانیهایت را مورد خشم من قرار دهی،و حلال را نزد من محبوب گردانی،و درهای آن را به رویم بگشایی،و نیّت و کارم را بر آن استوار سازی،و عمرم را طولانی کنی،و به رویم درهای محنتها را ببندی،و نعمتهایی را که به من عنایت کردی،از دستم نگیری،و چیزی از احسانهایت را از من پس نگیری،و نعمتهایی که به من دادی، از من جدا نسازی،و بر آنچه مرا مالک آن نمودی بیفزایی،و چندین برابر نمایی،و نصیبم کنی مال بسیار،
روان،گوارا،روینده،رسا،و عزّتی پایدار کافی،و آبرویی پهناور بلند و نعمتی کامل و فراگیر،و به این امور بینیازم کن از جستنیهای پر مشقت،و موارد دشوار،و از آنها رهاییام ده، با سلامتی کامل در دین و جان و فرزندانم و آنچه به من عطا کردی،و بخشیدهای،و نگهداری برای من مالم،و آنچه مرا مالک آن نمودی،و از سر من برگیری دستهای ستم گردنکشان را،و به وطنم بازم گردانی،و به نهایت آرزویم،در دنیا و آخرتم برسانی،و قرار دهی سرانجام کارم را پسندیده و نیکو و سالم،و بگردانی مرا فراخسینه،وسیع حال،نیکو اخلاق،دور از بخل و دریغورزی و دورویی و دروغ و بهتان،و زورگویی، و در قلبم ریشهدار کنی محبّت محمّد و خاندان محمّد و شیعیانشان را،و محافظتم فرمایی ای پروردگارم در خودم و خاندان و مال و فرزندان،و اهل غمخواری و برادران،و دوستان و نژادم،به مهربانی ذاتت.خدایا اینها حاجات من نزد تو،و اینکه زیادشان کردم به خاطر خوی فقر و حرص من است،ولی همۀ آنها نزد تو کوچک و اندک و روا کردنش بر تو سهل و آسان است،پس از تو میخواهم به منزلت محمّد و خاندان محمّد(درود بر او و ایشان)نزد تو،و به حقّشان بر تو،و به آنچه بر آنان واجب کردهای،و به حق پیامبران،و رسولان،و برگزیدگانت،و دوستان با اخلاص از بندگانت،و به حق بزرگترین اسم اعظمت که تمام این حاجتها را برایم برآوردی،و به آنها کامروایم فرمایی،و از آرزو و امیدم ناامیدم نکنی.خدایا و شفاعت صاحب این قبر را در حق من بپذیر،ای سرور من،ای ولیّ خدا،
ای امین خدا،از تو میخواهم،که از من به درگاه خدای عزّ و جل،در تمام این حاجتها،شفاعت کنی،به حق پدران پاک،و به حق فرزندان برگزیدهات،به درستی که برای تو نزد خدا،که منزّه باد نامهایش،منزلتی شریف، و مرتبهای عظیم،و مقامی پهناور است.خدایا،اگر من کسی را میشناختم که نزد تو آبرومندتر از این امام، و از پدران و فرزندان پاکیزهاش(درود بر ایشان)بود،هرآینه آنها را شفیعان خود قرار میدادم،و پیش روی حاجتم و خواستههایم قرار میدادم،پس دعایم را بشنو،و برایم به اجابت برسان،و آنچه تو شایستۀ آنی،دربارۀ من انجام ده، ای مهربانترین مهربانان.خدایا و هرچه را از آن کوتاه آمد درخواست من،و نیرویم از آن ناتوان شد،و هوشم به آن نرسید،از صلاح دین و دنیا و آخرتم،پس عطای آنها را بر من منّت گذار،و محافظم فرما،و نگهبانیام کن،و بر من ببخش، و مرا بیامرز،و هرکه مرا قصد کند،به بدی،یا کاری ناخوشآیند،از شیطان سرپیج،و لطان لجوج یا مخالف در دین یا ستیزهجویی در دنیا،یا حسدورز در نعمتی بر من،یا ستمکار،یا متجاوز،پس دستش را از سر من بردار، و نقشهاش را از من بگردان،و او را از من به خودش مشغول کن،و شر خود و پیروان و شیاطینش را از من کفایت فرما،و پناهم ده از هرچه به من زیان رساند،و احجاف و ظلم کند،و همۀ خیر را به من عطا کن،از آنچه میدانم،و از آنچه نمیدانم، خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و بیامرز مرا،و پدر و مادرم،و برادران و خواهرانم،و عموها و عمّههایم،و داییها و خالههایم،و اجداد و جدّههایم،و فرزندان و نژادشان،و همسران،
و نژاد،و خویشان،و رفقا و همسایگانم،و برادران دینیام را،از اهل شرق و غرب، و تمام اهل موّدتم،از مردان و زنان مومن،زنده و مردۀ آنان را،و همۀ آنهایی که خیری را به من یاد دادند،یا از من دانشی آموختند.خدایا آنان را شریک کن،در شایستۀ دعایم،و زیارتم نسبت به زیارتگاه حجّت و ولیّات،و مرا نیز در شایستۀ دعای ایشان شریک کن،ای مهربانترین مهربانان،و از جانب ایشان به ولیّات سلام برسان،و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای سرور و مولای من ای فلان پسر فلان به جای این کلمه،نام امامی را که زیارت میکند،و نام پدر آن بزرگوار را بگوید) درود خدا بر تو،و بر روح و تنت،تویی وسیلۀ من به سوی خدا،و واسطهام به درگاهش، برای من است حق دوستی و آرزومندی،پس به پیشگاه خدای عزّ و جلّ شفیع من باش،در ایستادن بر این داستانم، و بازگرداندن من از این موقعیتم با کامیابی،به آنچه درخواست کردهام،همه را به مهربانی و توان او،خدایا نصیبم کن عقلی کامل،و خردی ممتاز،و عزّتی پایدار،و دلی پاک،و عملی بسیار،و ادبی برتر،و همه ر ابه سود من قرار ده نه به زیان من،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
پنجم:در ذکر زیارت وداع،هر یک از امامان به آن وداع میشوند.بدان که از جمله آداب زیارت،چنانکه در محل خود ذکر شد،وداع زیارت کننده است،نسبت به زیارت شده،به وقت بیرون رفتن از شهر آن بزرگوار،آن هم به زیارت و داعی که از ایشان رسیده باشد،چنانکه در اکثر زیارات مشاهده میشود،و ما در این کتاب شریف در ابواب زیارات
امامان علیهم السّلام برای هر یک از ایشان و داعی نقل کردیم و در وداع حضرت سیّدالشّهدا علیه السّلام اکتفا نمودیم،به همان زیارت و داعی که در آداب بیستم از آداب زائر آن حضرت ذکر شد،و به هر صورت در اینجا ذکر میکنیم این زیارت وداع را که شیخ محمد بن المشهدی،آن را در باب وداع،کتاب مزار کبیر نقل کرده و سیّد ابن طاووس رحمه اللّه پس از زیارت جامعۀ مذکوره آورده است،و ما آن را از کتاب «مصباح الزائر»نقل میکنیم،سیّد فرموده:وقتی خواستی وداع کنی و برگردی،البته در هر یک ای مشاهد مشرّفه که باشی،بگو:
سلام بر شما ای اهل بیت نبوّت،و معدن رسالت،سالم وداعکننده نه به ستو آمده و عصبانی، و رحمت و برکات خدا بر شما اهل بیت،به درستی که خدا،ستوده و بزرگوار است،سلام دوستی که نه روگردان از شما،و نه منحرف از شماست،و نه عوضکنندۀ شما،و نه پیشاندازۀ کسی بر شما،و نه بیرغبت به قرب شما،خدا این زیارت را آخر زیارت قبورتان،و آمدن به زیارتگاههایتان قرار ندهد،سلام بر شما،و خدا مرا در گروه شما محشور کند،و به حوض شما وارد نماید،و شما را از من خشنود سازد،و تمکّنی در دولت شما به من بدهد،و در بازگشت شما زندهام کند،و مرا در ایام شما فرمانروایم فرماید،و کوششم را برای شما قدردانی کند،و به شفاعت شما گناهانم را بیامرزد،و به محبت شما لغزشم را نادیده بگیرد،و به دوستی شما مقامم را بلند گرداند،و به طاعت شما مفتخرم نماید،و به هدایت شما عزیزم کند،و قرارم دهد از کسانی که بازگرداند رستگار کامیاب سالم بهرهمند با عافیت توانگر،و رسیده به خشنودی خدا و فضل و کفایتش،به برترین وضعی که بازگردد به آن،یکی از زائران و دوستداران و عاشقان و شیعیان شما،و خدا نصیبم کند بازگشت به این حرم را،سپس بازگشت و باز هم بازگشت تا باقیام داشته پروردگارم به نیّت صادقانه و ایمان و تقوا،و فروتین و روزی گستردۀ حلال پاک.
خدایا قرار مده این زیارت را آخرین زیارت من از ایشان و ذکر ایشان،و درود بر ایشان،و برای من واجب گردان آمرزش و رحمت و خیر و برکت،و نور و ایمان و حسن اجابت چنانکه برای اولیایت واجب نمودی،آن آگاهان به حق ایشان و واجبشمارندگان طاعت آنان،و مشتاقان در زیارت ایشان،و تقرّبکنندگان به تو و به سوی ایشان،پدر و مادرم و خودم و مال و خاندانم فدای شما،مرا از جمله اندیشههایتان قرار دهید،و از حزب خودتان گردانید،و در شفاعتتان واردم کنید،و نزد پروردگارتان یادم نمایید.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و از جانب من بر ارواح و اجسادشان برسان،تحیّت و درود بسیار،و سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد.
ششم:در کتاب«تحفة الزائر»از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده،هرگاه تو را حاجتی به سوی خدای تعالی باشد،یا از امری بیمناک و ترسان باشی در کاغذی بنویس:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،خدایا به سوی تو رو میکنم با محبوبترین نامها به پیشگاهت،و بزرگترین آنها در نزدت،و تقرّب و توسّل میجویم،به کسی که حقّش را بر خودت واجب کردی،به محمّد و علی و فاطمه،و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد و موسی بن جعفر،و علی بن موسی،و محمّد بن علی و علی بن محمّد و حسن بن علی،و حجّت منتظر که درودهای خدا بر همۀ ایشان باد،کفایت کن برایم چنین و چنان.به جای کذا و کذا حاجت خود را ذکر میکنی،سپس
کاغذ را تا کن و در میان تکّهای از گل بگذار،و در میان آب جاری،یا چاهی بینداز،که حق تعالی به زودی گشایشی در مشگلت کرامت میکند.
هفتم:به سند معتبر روایت شده که شیخ ابو عمرو نایب اول امام عصر صلوات اللّه علیه به ابو علی محمد بن همّام املا فرمود،و به او امر کرد که آن را بخواند.سیّد ابن طاووس در کتاب(جمال الاسبوع،پس از ذکر دعاهای وارد بعد از نماز عصر جمعه،و صلوات کبیره،این دعا را ذکر کرده و گفته:اگر برای تو،از تمام آنچه ذکر کردیم عذری باشد،پس بپرهیز از اینکه خواندن این دعا را واگذاری،به دستی که ما داشتن این دعا را از فضل خدا«جل جلاله»میدانیم که ما را به آن ممتاز ساخته،پس به آن اعتماد کن.و دعا این است:
خدایا خود را به من بشناسان،اگر خود را به من نشناسانی،پیامبرت را نشناسم،خدایا پیامبرت را به من بشناسان،اگر پیامبرت را به من نشناسانی،حجّتت را نشناسم،خدایا حجّتت را به من بشناسان،اگر حجّتت را به من نشناسانی،از دینم گمراه شوم.خدایا مرا به مرگ جاهلیّت نمیران،و دلم را پس از اینکه هدایت نمودی،منحرف مکن.خدایا چنانکه به ولایت کسی که طاعتش را بر من واجب کردی،از ولایت والیان امر خود پس از پیامبرت(درود تو بر او و خاندانش)تا زمامداری والیان امرت امیر مؤمنان علی بن ابی طالب و حسن و حسین و علی و محمّد و جعفر و موسی و علی و محمّد و علی و حسن و حجّت قائم مهدی(درود تو بر همه ایشان)قبول کردم،خدایا پس مرا بر دینت ثابت بدار،و تحت فرمانم بکار گیر،و دلم را برای ولیّ امرت نرم کن،و در سلامت کاملم بدار،از آنچه بندگانت را به آن آزمودی،و بر طاعت ولیّ امرت استوارم کن آنکه او را از دیده بندگانت پوشیده داشتی،و به اذن تو از آفریدگانت پنهان شد،و فرمان تو را انتظار میکشد،و تو
دانای بدون تعلیمی به آن هنگامی که صلاح کار ولیّ امرت در آن است در اجازه دادن به او برای آشکار ساختن حکومتش،و برطرف نمودن پردۀ غیبتش،پس مرا بر این حقیقت شکیبا گردان،تا دوست نداشته باشم پیش افتادن چیزی که به تأخیر انداختی،و به تأخیر انداختن چیزی که پیش انداختی،و نه آشکار نمودن چیزی که پنهان ساختی،و نه کنجکاوی در آنچه کتمان کردی،و نه با تو نزاع کنم در تدبیرت،و نه بگویم:برای چه،و چگونه، و چه شده ولی امر ظهور نمیکند،و حال آنکه زمین از ستم پر شده،و من واگذار میکنم همۀ امورم را به تو،خدایا از تو میخواهم ولیّ امرت را آشکار و نافذ الامر به من بنمایانی،با اینکه میدانم تنها برای توست سلطنت و قدرت و برهان،و حجۀت و مشیّت و حول و قوّت،این خواهش را نسبت به من و همۀ اهل ایمان انجام ده، تا ولیّ امرت(درود تو بر او)را ببینم،نمایان گفتار،روشن دلالت،هدایتگر از گمراهی، شفابخش از نادانی،آشکار فرما ای پروردگارم دیدارش را،و استوار کن پایههای کارش را،و ما را از آنانی قرار ده که چشمش به دیدار حضرتش روشن شود،و ما را به خدمتش بگمار،و بر آیینش بمیران،و در گروهش محشور گردان،خدایا پناهش ده از شرّ همۀ آنچه خلق کردی و آفریدی و پدید آوردی و پروریدی و صورت دادی،و او را نگاه دار از پیشرویش و از پشت سرش،و از طرف راست و چپش و بالای سر و زیر پایش،به نگاهداری خویش که تباه نمیگردد هر که را به آن نگاه داری،و حفظ کن در وجود او رسول و جانشین رسولت را(بر او و خاندانش درود باد)، خدایا عمرش را طولانی کن،و بر زندگیاش بیفزای،و بر آنچه سرپرستیاش دادی،و رعایتش را از او خواستی اریاش ده،و در کرامتت
بر او بیفزای،و به درستی که او هدایتگر و هدایت شده و پاینده و رهیافته،و پاک و پرهیزگار و پاکیزه و بیعیب،و خشنود و پسندیده و شکیبا و سپاسگذار و کوشاست،خدایا یقین را از ما مگیر،به خاطر طول زمان غیبتش،و قطع شدن خبرش و یادش را به فراموشی مسپار،و همچنین کشیدن انتظارش و ایمان به حضرتش و نیرومندی یقین در ظهورش،و دعا به وجودش،و درود بر او را از یاد ما مبر تا جایی که طول غیبت او از قیامش ناامیدمان نکند،و یقینمان در این موضوع همانند یقینمان در قیامت پیامبرت(درود تو بر او و خاندانش)،و آنچه از وحی و قرآنت آورده باشد،پس دلهای ما را بر ایمان به او نیرومند ساز،تا ببری ما را به دست او در مسیر هدایت،و بزرگراه بزرگتر،و راه میانهتر،و ما را بر طاعت او نیرومند کن،و بر پیرویاش استوار فرما،و قرارمان ده در گروه و یاوران و یاران او،و کسانی که به کار حضرتش خشنودند،و این حقایق را در زندگی و نه در هنگام مرگ از ما مگیر،تا ما را بمیرانی و ما بر این حقایق باشیم،و از شککنندگان و پیمانشکنان و تردیدداران،و تکذیبگران نباشیم.خدایا در گشایش امرش شتاب کن،و به یاری خود تأییدش کن،و یارش را یاری ده،و واگذارکنندهاش را خوار نما،و هلاک کن هرکه را که با او طرح دشمنی اندازد،و او را تکذیب کند،و حق را بر او آشکار کن،و ستم را به وسیلۀ او بمیران،و بندگان مؤمنت را به وسیله او از خواری رهایی ده،و کشورهایت را او زنده و سرسبز کن،و گردنکشان کفر را به دست او به قتل برسان،و سرکردههای گمراهی را به او درهم شکن،و جبّاران و کافران را به وسیلۀ او خوار کن،و به قدرت او نابود کن منافقان،و پیمانشکنان و همۀ مخالفان و بیدینان را
در مشرقهای زمین و مغربهایش،در خشکیها و دریاهایش،و همواریها و کوههایش،تا نگذاری از آنان احدی را، و باقی نگذاری برای آنان آثاری را،کشورهایت را از این ناپاکان پاک کن،و با انتقام گرفتن از آنان،سینههای بندگانت را شفا بخش،و به وسیلۀ او تازه کن،آنچه از دینت کهنه شده،و به او اصلاح کن آنچه از قانونت،به قانون دیگر تبدیل شده،و از آیینت دگرگون گشته،تا دین تو به وجود او،و به دست او بازگردد،با طراوت و تازه و بیعیب که نباشد در آن هیچ کجی،و نه همراه آن هیچ بدعت،تا به دادگریاش خاموش کنی،آتش کافران را،چه او بندۀ توست بندهای که برای خود برگزیدی،و او را برای دینت پسندیدی، و با دانشت اختیارش نمودی،و از گناهان نگاهش داشتی،و از عیوب مبّرایش کردی،و بر نهانها آگاهش فرمودی،و به او نعمت دادی،و از پلیدی پاکش ساختی،و از ناپاکی،نظیفش فرمودی.خدایا درود فرست بر او و بر پدرانش آن امامان پاک،و بر شیعیان نجیبش،و آنان را به آرزوهایشان،هر آنچه آرزو میکنند برسان،و این خواستهها را از ما خالص گردان،از هر شک و شبهه و خودنمایی و شهرتطلبی،تا با آه غیر تو را نخواهیم،و جز خاطر تو را نجوییم.خدایا به تو شکایت میکنیم،از فقدان پیامبران،و غیبت اماممان، و سختی زمانه علیه وجودمان،و فرود آمدن فتنهها بر سرمان،و پشتبهپشت هم دادن دشمنان به زیانمان،و بسیاری دشمنانمان،و کمی نفراتمان،خدایا این گرفتاریها را از ما بگشا،به گشایشی از جانب خویش که آن را زود برسانی،و نصرتی از سوی خود که با عزّت توأمش فرمایی،و پیشوای عدالتی که آشکارش سازی،ای پرستیدۀ حق آمین،خدای از تو میخواهیم،به ولیّات برای آشکار کردن دادگری در
میان بندگانت،و کشتن دشمنان در کشورهایت اجازه دهی،تا ستونی برای ستم،ای پروردگارم باقی نگذاری مگر آنکه درهم شکنی،و نه باقی ماندهای جز آنکه نابود گردانی،و نه نیرویی مگر سستش نمایی،و نه پایهای جز آنکه در هم فروریزی،و نه برّندهای جز آنکه کند کنی،و نه اسلحهای جز آنکه از کار اندازی،و نه پرچمی جز آنکه سرنگون سازی،و نه پهلوانی جز آنکه به قتل رسانی،و نه لشگری جز آنکه شکست دهی،و سنگ بارانشان کن،به سنگ درهم کوبندهات،و بزن آنان را به شمشیر برندهات،و انتقامت که آن را از مردمان بدکار بازنمیگردانی،و عذاب کن دشمنانت،و دشمنانت،و دشمنان ولیّات و دشمنان رسولت(درود تو بر او و خاندانش) به دست ولیت و دست بندگانت با ایمانت.خدایا کفایت کن ولیّات،و حجّتت را در زمین،از هراس دشمنش،و از نیرنگ هر که قصد او کند،و حیله کن با هرکه به او حیله ورزد،و بگردان گردشهای بد روزگار را علیه هرکس که به او قصد بد کند، و ریشۀ آنها را از او قطع کن،و رعب او را در دلهای آنان درانداز،و قدمهایشان را بلغزان،و آنها را آشکارا و ناگهان بگیر، و عذابت را بر آنان سخت کن،و در میان بندگانت رسوایشان ساز،و در کشورهایت به لعنت گرفتارشان گردان،و در قعر آتش جایشان ده،و شدیدترین عذابت را بر آنان فرو انداز،و با آتش دوزخ ملازمشان نما،و گورهای مردگانشان را از آتش پر کن،و در سوز آتشت واردشان ساز،که اینان نماز را تباه کردند،و از شهوات پیروی نمودند،و بندگانت را به گمراهی کشیدند،و کشورهایت را ویران کردند.
خدایا به دست ولیّات قرآن را زنده کن،و همیشه نورش را به ما بنمایان که شبی در آن نباشد،و دلهای مرده را به وسیلۀ او زنده کن، و سینههای آکنده از کینه را به او بهبودی بخش،و آرای پراکنده را به دست او بر پایۀ حق گرد آورد،و حدود معطّل شده و احکام
فرو گذاشته را به او بر پا بدار،تا حقّی بجا نماند جز آنکه آشکار گردد،و نه عدالتی جز آنکه شکوفا شود،و قرار ده ما را ای پروردگار از یاران و نیرودهدنگان سلطنت و فرمانبرداران فرمان و خشنودان به عمل و تسلیمشوندگان به احکامش،و از آنانی که نیاز به پنهانکاری از بیم مردم نداشته باشند،و تو ای پروردگارم که گرفتاری را بر طرف میکنی،و بیچاره را اگر خواندت اجابت میکنی،و نجات میدهی از اندوه بزرگ،پس گرفتاری را از ولیّات برطرف کن،و او را خلیفۀ خود،در زمینت قرار ده،چنانکه برای او تعهّد نمودهای.خدایا،ما را قرار مده،از رودروشدگان با خاندان محمّد(درود بر ایشان)،و از دشمنان خاندان محمّد(درود بر ایشان)،و از کینهتوزان بر خاندان محمّد(درود بر ایشان)،که من از این امور به تو پناه میآورم،پس پناهم بده،و از تو پناه میخواهم پس در پناهم بگیر،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا از جانب خود به وسیلۀ ایشان رستگار کن،در دنیا و آخرت، و از مقرّبان درگاهت قرار ده،آمین ای پروردگار جهانیان.
هشتم:در آداب زیارت به نیابت است.بدان که ثواب زیارت هر یک از رسول خدا،و ائمۀ هدی علیهم السّلام را میتوان هدیه به روح مقدّس هر یک از آنان نمود،و همچنین به روح هر یک از مؤمنان میتوان هدیه کرد،و نیز میتوان به نیابت از ایشان زیارت نمود،چنانکه به سند معتبر نقل شده:داود صرمی به حضرت هادی علیه السّلام عرضه داشت:من پدر شما را زیارت کردم،و ثوابش را برای شما قرار دادم.فرمود:برای تو از جانب خدا،پاداش و ثواب بزرگی است، و از جانب ما ستایش و ثنا.و در حدیث دیگری وارد شده:حضرت هادی علیه السّلام شخصی را به حایر امام حسین علیه السّلام فرستاد که برای حضرت زیارت و دعا کند.هم به سند معتبر از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت شده:چون به
زیارت مرقد منوّر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله بروی و از اعمال زیارت فارغ شوی،دو رکعت نماز بخوان،و نزد سر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله بایست و بگو:
سلام بر تو ای پیامبر خدا،از سوی پدر و مادر و همسر و فرزند و نزدیکانم و از سوی تمامی اهل شهرم،آزاد و بردهشان و سپید و سیاهشان.پس به هرکس از شهر خود بگویی که من به نیابت از تو،به پیامبر صلی اللّه علیه و آله سلام دادم،راستگو خواهی بود.و در بعضی از روایات وارد شده:از بعضی از ائمه طاهرین پرسیدند:از مردی که دو رکعت نماز بجا میآورد،یا یک روز روزه میدارد،یا حجّ و عمره بجا میآورد،یا رسول خدا صلی اللّه علیه و آله یا یکی از ائمه طاهرین علیهم السّلام را زیارت میکند،و ثواب آن را برای پدر و مادر خود،یا برادر مؤمن خود هدیه میکند،آیا برای او ثوابی هست؟فرمود:ثواب آن عمل به آن شخص میرسد،بدون اینکه از ثواب نایب چیزی کم شود.شیخ طوسی قدّس سره در کتاب تهذیب فرموده:کسی که با گرفتن اجرت،به نیابت برادر مومن به زیارت میرود،چون از غسل فارغ شود،[و موافق بعضی از نسخهها:از عمل زیارت فارغ گردد]بگوید:خدایا آنچه به من رسیده:از خستگی، ماندگی،ژولیدگی،کوفتگکی،پس به خاطر آن فلان فرزند فلان را پاداش ده،و مرا هم در بجا آوردنم از جانب او پاداش عنایت کن.
پس چون زیارت کند در آخر زیارت بگوید:درود بر تو ای سرورم از فلان فرزند فلان، آمدم نزد تو زیارتکننده از طرف او،پس برای او نزد خدا شفاعت کن.پس هر دعا را که خواهد برای او بنماید،و نیز فرموده:چون کسی بخواهد،به نیابت دیگری زیارت کند بگوید:خدایا فلان فرزند فلان مرا به نمایندگی،به جانب سرپرستانش و سرپرستانم فرستاده،تا از جانب او زیارت کنم،به امید پاداش فراوان،و گزیر از بدی حساب.
خدایا او به درگاهت توجّه میکند،به وسیلۀ سرورانش،آن دلیلان بر تو،در جهت آمرزش گناهان،و فروریزی بدیهایش،و به وسیلۀ ایشان به تو توسّل میجوید،کنار زیارتگاه امامش(درود خدا بر ایشان).خدایا از او بپذیر،و شفاعت سرورانش را(درود خدا بر ایشان)دربارۀ او قبول کن،خدایا پاداشش ده بر این خوبی نیّتش،و باور صحیحش،و درستی دوستیاش،بهترین پاداشی که به یکی از بندگانت مؤمنت عطا کنی،و تداوم بخش برای او آنچه که او را مالکش نمودی،و به شایستگی وادارش در آنچه به او مرحمت فرمودی،و مرا آخرین نمایندهای که میفرستد قرار مده،خدایا او را از آتش رهایی بخش،و از روزی حلال پاکیزهات،بر او وسعت ده،و او را از رفقای محمّد و خاندان محمّد قرار بده، و به او در فرزندان مال و اهل و زیردستانش برکت ده،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و میان او و نافرمانیهایت پرده شو،تا تو را نافرمانی نکند،و او را بر طاعت خویش و طاعت اولیایت یاری رسان،تا در جا فرمانش دادهای مفقودش نبینی،او را در هر جا نهی نمودهای مشاهده ننمایی.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و او را بیامرزد، و مورد رحمتش قرار ده،و از او و همۀ مردان و زنان مؤمن گذشت کن.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و پناهش ده از هراس روز جزا،و از وحشت روز قیامت و بدی بازگشتگاه و تاریکی و وحشت قبر،و از توقفگاههای خواری در دنیا و آخرت.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و جایزۀ او را در این جایی که ایستادهام آمرزشت قرار بده،و تحفهاش در این جایگاهم نزد امام(درود بر او)این باشد
که از لغزشش چشم بپوشی،و عذرش را بپذیری،و از خطایش درگذری،و تقوا را توشهاش قرار دهی، و آنچه نزد توست در معادش برای او خیر گردانی،و در گروه محمّد و خاندان محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)محشورش نمایی،و او را و پدر و مادرش را بیامرزی،تو بهترین کسی هستی که به سویت رغبت شده،و بزرگترین درخواست شدهای هستی که بندگان بر تو اعتماد مینمایند، خدایا برای هر پیکی جایزهای است،و برای هر زیارتکنندهای کرامتی است،پس جایزۀ او و همۀ مردان و زنان مؤمن را در این حال آمرزش و بهشت قرار ده،خدایا و من بندۀ خطاکار،گنهکار و معترف به گناهانم هستم، از تو میخواهم ای خدا،به حق محمّد و خاندان محمّد،که پس از این اجر و پاداش،از فزونی عطایت و کرم تفضلّت مرا محروم نکنی.آنگاه نزد ضریح مقدّس رفته و دستها را رو به قبله به سوی آسمان بردارد و بگوید:ای سرور من،ای پیشوای من،بندهات،فلان فرزند فلان،مرا به نمایندگی به زیارت بارگاهت فرستاده،و با این عمل،به پیشگاه خدای عزّ و جلّ و رسولش و به سوی تو تقرّب میجوید،و با این عمل آزادیاش را از آتش،و از عقبوت امید دارد،پس او و همۀ مردان و زنان مؤمن را بیامرز ای خدا،ای خدا،ای خدا،ای خدا،ای خدا ای خدا،ای خدا،معبودی نیست جز خدای بردبار کریم،معبودی نیست جز خدای والای بزرگ،از تو میخواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و دعایم را دربارۀ آنکه مرا نماینده خود قرار ده،و همۀ برادران و خواهران و فرزندان و خانوادهام اجابت کنی،به جود کرمت،ای مهربانترین مهربانان.
«رسالۀ»باقیات الصالحات در دعاها و نمازهای مستحب»
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است
ستایش خدا را که آسمان را برافراشت،و بندگانش را به جانب دعا تشویق نمود،و درود و سلام بر وجود کسی که او را در برگزیدن مقدّم داشت،یعنی محمّد خاتم پیامبران،و بر خاندان پاکش،چراغهای تاریکی به ویژه بر قائم آنان خاتم جانشینان.
و بعد چنین گوید:این گنهکار روسیاه،و مقصّر درگاه اله،عبّاس بن محمّد رضا القمی که این مجموعهای است،مشتمل بر مختصری از اعمال شبانهروز،و ذکر بعضی از نمازها که در روایات آمده،و پارهای از عوذات و احراز[دعاهایی که برای پناه جستن از خطرات خوانده میشود]،و اذکار،و دعاهای کوتاه،و خواصّ بعضی از سورهها و آیات،و چکیدهای از آداب اموات،آنها را جمع کردم،تا به«مفاتیح»ضمیمه گردد،و این کتاب شریف از هر جهت کامل و نفعش تمامتر شود،آن را نامیدم به «الباقیات الصّالحات فی الادعیّة و الصّلوات المندوبات»
خدای تعالی فرمود:باقیات صالحات[کارهای پایدار و شایسته]نزد پروردگارت،از جهت پاداش و آرزو بهتر است.[کهف،46].
و آن را بر شش باب و یک خاتمه مرتّب ساختم:
باب اوّل:در بیان مختصری از اعمال شب و روز.
باب دوم:در ذکر بعضی از نمازهای مستحبّ.
باب سوم:در بیان دعاها و عوذات مربوط به دردها و بیماریها و نقص و ناراحتی اعضای بدن و تب و غیره.
باب چهارم:در بیان دعاهایی که از کتاب شریف کافی انتخاب شده.
باب پنجم:در ذکر بعضی از احراز[جمع حرز به معنای دعای نگهداشت و پرهیز]و دعاهای کوتاه،که از کتاب«مهج الدّعوات»و کتاب«مجتبنی»گرفته شده.
باب ششم:در ذکر خواصّ بعضی از سورهها و آیات،و ذکر برخی از دعاها و مطالب متفرّقه.
خاتمه:در مختصر و مجملی از احکام اموات.
رجای واثق و امید صادق که برادران مؤمن و شیعیان حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام این گنهکار عاصی را از دعا،و طلب مغفرت در حال حیات،و پس از ممات فراموش نفرمایند.
بدان که از جملۀ اوقات شریف بین الطلوعین[زمان بین طلوع فجر صادق و طلوع خورشید]است،و اخبار بسیاری از اهل بیت علیهم السّلام در فضیلت این وقت،و تشویق بر عبادت،و ذکر و تسبیح در آن وارد شده،و در برخی اخبار،از این وقت تعبیر به ساعت غفلت شده،چنانکه از حضرت محمد باقر علیه السّلام روایت شده:ابلیس راندهشده لشگرهای خویش را، در دو وقت پراکنده میسازد:وقت غروب آفتاب،و زمان طلوع آن،پس در این دو ساعت،خدا را بسیار یاد کنید،و از شرّ ابلیس و لشگرش،به خدا پناه بجویید،و در این دو ساعت کودکان خود را به پناه خدا درآورید،
زیرا آن دو ساعت،ساعت غفلت است.و بدان که خواب در این دو وقت مکروه است.از حضرت باقر علیه السّلام روایت شده:خواب در وقت صبح خوابی است شوم و مانع روزی است،و رنگ رخسار را زرد و دگرگون میکند،و به درستی که حق تعالی روزیها را در ما بین طلوع فجر،تا طلوع آفتاب قسمت میکند،بنابراین از خوابیدن در این وقت بپرهیزید شیخ طوسی این دعا را در کتاب«مصباح»نقل کرده است که در وقت طلوع فجر صادق خوانده شود.
خدایا تو یاور مایی،پس بر محمّد و خاندانش درود فرست،و برما فزونی بخش،خدایا به نعمت تو کارهای شایسته به پایان میرسد،پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست،و آنها را برای ما به پایان رسان،پناهندهام به خدا از آتش،پناهندهام به خدا از آتش،پناهندهام به خدا از آتش ای شکافندۀ سپیده از جایی که نمیبینم،و بیرونآورندۀ آن از جایی که میبینم،بر محمّد و خاندانش درود فرست،و قرار ده آغاز این روز را شایستگی،و میانهاش را رستگاری،و پایانش را کامیابی،آگاه ده مرتبه میگویی خدایا من تو را گواه میگیرم که هرچه سپیدهدمان به من میرسد،از نعمت یا سلامت کامل در دین یا دنیا تنها از جانب توست،یگانهای و برای تو شریکی نیست،تو را ستایش و بر من است سپاس بر آن،تا خشنود شوی، و بالاتر از خشنودی.و ذکرهای وارد بر این وقت،غیر از آنچه ذکر شد بسیار است،و بهترین آنها ذکر خدا پاک و منزّه است و ستایش تنها او را سزاست و خدایی جز او نیست و خدا بزرگتر از هر وصفی است.است که از آن به«باقیات صالحات»تعبیر شده و نیز خواندن این دعاست:معبودی جز خدا نیست،یگانه است و شریکی ندارد،فرمانروایی و ستایش از آن اوست،زنده میکند،و میمیراند و میمیراند و زنده میکند،و او زندای است که نمیمیرد،خیر تنها به دست اوست،و او بر هر چیز تواناست.چون ندای اذان
صبح را شنیدی میگویی: خدایا از تو میخواهم به آمدن روزت،و رفتن شبت،و رسیدن نمازهایت، و بانگهای دعایت و تسبیح فرشتگانت،اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و توبهام را بپذیری که تویی توبهپذیر و بخشنده.
چون خواستی به نماز رو کنی،ولی به رفتن به بیت الخلاء نیازمندی،پس به آن ابتدا کن،و آداب آن بسیار است،و پارهای از آن به طور اختصار این است که پای چپ را وقت وارد شدن مقدّم بداری و بگویی:
به نام خدا و به وسیلۀ خدا،پناه میبرم به خدا از پلید،ناپاک،آلوده،شیطان رانده شده.
چون لباس به یک سو قرار دادی به نام خدا میگویی،و واجب در این حال،بلکه در تمام حالات،پوشاندن عورت از بینندۀ محترم است.و در این حال به طرف قبله،و پشت به قبله نشستن حرام میباشد،و مستحبّ است در حال قضای حاجت بگویی:خدا در تندرستی کامل غذای پاک به من بخوران،و در سلامت کامل،آن را از من،ناپاک خارج کن.
که بر آنچه از تو دفع شد.نگاهت افتاد بگو خدایا حلال روزیام فرما،و از حرام برکنارم دار چون خواستی از بول تطهیر کنی، اول استبراء مینمایی،سپس دعای رؤیت آب را میخوانی ستایش خدای را که آب را پاککننده قرار داد،و آن را ناپاک نگرداند و در وقت طهارت از بول میگویی،خدایا عضو جنسیام را از گناه نگاهدار،و آن را عفیف گردان،و عورتم را بپوشان،و آتش را بر من حرام کن.و چون از جای خود برخاستی،دست راست را بر شکم خود میکشی و میگویی:ستایش خدای را،که آزار را از من دور ساخت،و خوراک و نوشیدنیام را بر من گوارا نمود،و از بلا به سلامتم داشت.آنگاه با مقدّم نمودن پای راست
بر پای چپ از انجا بیرون میآیی،و این دعا را میخوانی: ستایش خدای را،که لذّت غذا را به من شناساند، و نیروی آن را در پیکرم باقی گذاشت،و آزارش را از من بیرون کرد،وه که چه نعمتی،وه که چه نعمتی،سنجش گران توان سنجیدن آن را ندارد.
چون خواستی وضو بگیری،با مسواک آغاز کن،که دهان را پاکیزه،و بلغم را برطرف،و نیروی حافظه را زیاد میکند، و موجب فزونی حسنات و خشنودی حق تعالی است،و دو رکعت نماز با مسواک،بهتر از هفتاد رکعت نماز بدون مسواک است،و اگر مسواک نباشد.انگشت نیز کفایت میکند.و سزاوار است وقت وضو گرفتن به طرف قبله بنشینی،و ظرف آب را در جانب راست خود گذاری،و چون نگاهت به آب افتاد،این دعا را بخوانی:
ستایش خدای را که آب را پاککننده قرار داد،و آن را ناپاک نگردانید.پس دست خود را پیش از آنکه داخل ظرف آب کنی میشویی،و به هنگام وارد کردن دست در ظرف آب میگویی:به نام خدا،و به ذات خدا،خدایا مرا از توبهکنندگان،و پاکیطلبان قرار ده.پس سه بار به سه کف آب،مضمضه[آب در دهان گرداندن]میکنی و میگویی:خدایا روزی که ملاقاتت میکنم دلیل محکم را به من تلقین فرما،و زبانم را به ذات گویا کن.پس سه بار استنشاق میکنی و میگویی:خدایا بوی بهشت را بر من حرام مکن،و از کسانی قرارم ده که بو و نسیم و عطر آن را ببوید.و در آغاز شستن صورت میگویی:
خدایا چهرهام را سپید کن،روزی که چهرهها سیاه میشود،و چهرهام را سیاه مکن،روزی که چهرهها سپید میگردد.
در هنگام شستن دست راست میگویی:خدایا پروندهام را به دست راستم بده،و نامۀ جاوید بودن در بهشت را به دست چپم،و حسابم را به حسابی آسان رسیدگی کن.و به وقت شستن دست چپ میگویی خدایا پروندهام را به دست چپم
وا مگذار،و از پشت سرم در اختیارم قرار مده،و آن را بسته به گردنم ننما،و از پارههای آتش به تو پناه میبرم.پس با رطوبت دست راست جلوی سر را مسح کن،و در آن حال بگو:خدایا رحمت و برکاتت را بر من بپوشان.آنگاه پاهای خود را مسح کن،و هنگام مسح بگو:خدایا مرا بر صراط ثابت بدار،روزی که قدمها میلغزد،و کوششم را در انچه تو را از من خشنود میکند قرار ده،ای دارای بزرگی و اکرام.چون از وضو فارغ شدی بگو:خدایا از تو میخواهم کمال وضو،و کمال نماز،و کمال خشنودیات و بهشت را.و بگو:
ستایش خاص خدای پروردگار جهانیان است.و سورۀ«قدر»را سه مرتبه میخوانی
آنگاه پس از فراغت از وضو،بوی خوش استعمال میکنی،و با حالت آرامش و وقار به جانب مسجد روانه میشوی،و به وقت بیرون رفتن از خانه به قصد مسجد میگویی:به نام خدایی که مرا آفرید،پس مرا هدایت میکند،و به من میخوراند و مینوشاندم،و چون بیمار شوم شفایم میدهد،و آنکه مرا میمیراند،سپس زنده میکند،و آنکه طمع دارم خطایم را در روز جزا بیامرزد،خدایا به من حکم ببخش،و به شایستگان ملحق کن،و نزد آیندگان خوش نامم فرما، و مرا از وارثان بهشت نعیم قرار ده،و پدرم را بیامرز.چون خواستی وارد مسجد شوی،ابتدا کف کفش خود را ملاحظه کن که آلودگی همراه آن نباشد بعد پای راست را مقدّم بدار،آنگاه این دعا را بخوان: به نام خدا، و به ذات خدا،و از خدا،و به سوی خدا،و بهترین همه نامها برای خداست،بر خدا توکّل نمودم،و جنبش و نیرویی نیست
مگر به خدا،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و درهای رحمت و توبهات را به روی من باز کن،و درهای نافرمانیات را به روی من ببندد،و مرا از زائرانت و آبادکنندگان مساجدت قرار ده،و از کسانی که در شب و روز،با تو راز و نیاز میکنند،و از آنان که در نمازشان افتاده حالند،و شیطان رانده شده،و تمام لشگرهای ابلیس را از من دور کن.
و چون اراده کردی نماز بخوانی بگو:خدایا من محمّد درود خدا بر او و خاندانش را پیشاپیش حاجتم به درگاهت پیش آرم،و به وسیلۀ او به سویت رو میکنم،پس مرا به خاطر او آبرومند نزد خود در دنیا و آخرت،و از مقرّبان قرار ده،و نمازم را به او پذیرفته،و گناهم را آمرزیده،و دعایم را مستجاب گردان،به درستی که تو آمرزنده و مهربانی.پس برای نماز،اذان و اقامه میگویی،و بین اذان و اقامه با یک سجده،یا نشستن فاصله میاندازی،و این دعا را میخوانی:خدایا قرار ده،دلم را شایسته،و زندگیام را بر قرار،و روزیام را فراوان،و قرار ده برایم،کنار آرامگاه رسولت(درود خدا بر او و خاندانش)جایگاه و قرارگاه.و آنچه خواهی دعا میکنی،و حاجتت را از حق تعالی درخواست میکنی،زیرا دعا بین اذان و اقامه ردّ نمیشود، خدایا به سوی تو رو کردم،و خشنودی تو را خواستم، و پاداش تو را اراده کردم،و به تو ایمان آوردم،و بر تو توکّل کردم،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و گوشهای دلم را به ذکرت باز کن،و بر دینت و دین پیامبرت پایدارم بدار،و دلم را پس از آنکه هدایت کردی منحرف مساز،
و بر من از نزد خود رحمتی ببخش،به راستی که تو بسیار بخشندهای.آنگاه برای نماز آماده میشوی،و قلب خود را حاضر میکنی،و خواری شأن خود،و عظمت و جلال مولایت را،که در مقام مناجات با او برآمدهای ملاحظه میکنی،و چنان باش که گویا او را میبینی،و حیا کن،از اینکه با او سخن گویی،و دلت متوجه جانب دیگر باشد!پس با وقار و خشوع میایستی،در حالتی که دستهایت را بر رانهای خود،برابر سر زانو گذاشته باشی،و بین قدمهایت را،به اندازۀ سه انگشت،یا یک وجب باز کرده،گشادگی قرار میدهی،و نگاهت را به موضع سجده میاندازی،سپس قربة الی اللّه نیّت نماز واجب صبح کن،و تکبیرة الاحرام بگو.و مستحبّ است پیش از تکبیرة الاحرام نماز،شش تکبیر بر آن اضافه کنی، و هر تکبیری دستها را تا مقابل نرمی گوش بلند کنی،درحالیکه کف دستها به طرف قبله و انگشتها،غیر از انگشت بزرگ،به هم چسبیده باشد،و بخوانی دعاهای تکبیرات را،به این صورت،که پس از تکبیر سوم بگویی:
خدایا تویی فرمانروای حق آشکار،معبودی جز تو نیست،منزّهی تو،من بر خود ستم کردم،گناه مرا ببخش که جز تو گناهان را نمیبخشد.و پس از تکبیر پنجم میگویی:آری،آمادۀ خدمتم،و خیر در دست توست،و شرّ از تو نیست،و هدایت یافته کسی است که تو هدایت کردی،بندهات،و فرزند بندهات،ذلیل است در برابرت، از تو،و به تو،و برای تو،و به سوی تو،نیست پناهگاهی،و نه راه رهایی،و نه گریزگاهی از تو مگر به سوی تو،منزّهی تو،پیاپی به من رحم کن، مبارک و برتری،منزّهی تو،ای پروردگار کعبه.و پس از تکبیر هفتم میگویی:رویم را به سوی وجودی نمودم، که آسمانها و زمین را آفرید،دانای پنهان و آشکار است،رو کردنی با حال اعتدال و تسلیم،و از بتپرستان نیستم،به درستی که نماز و عبادت و زندگی و مرگم برای خدا پروردگار جهانیان است،برای او شریکی نیست،به این امر
فرمان داده شدم،و من از مسلمانانم.چون بخواهی قرائت را شروع کنی،استعاذه اعوذ باللّه من الشّیطان الرّجیم را آهسته بگو، آنگاه سورۀ«حمد»را،با آداب تمام و حضور قلب و تفکّر در معانی ان بخوان،و پس از تمام شدن سورۀ«حمد»به اندازه یک نفس ساکت شو،و بعد از آن سورههای دیگر از قرآن را بخوان،و خوب است که سورههایی مانند عمّ و هل اتی و لا اقسم باشد،پس از آن به اندازه یک نفس ساکت میایستی،و سپس دستها را برای تکبیر،به طریقی که پیش از این ذکر شد بلند میکنی،بعد از آن به رکوع برو،و دست راست را سر زانوی راست میگذاری،پیش از آنکه دست چپ را بر زانوی چپ بگذاری،و انگشتان دو دست را باز کرده،و از زانوهای خود پر میکنی،و کمر را خم کرده،و گردن را کشیده، مساوی با کمر قرار میدهی،و نگاه خویش را بین قدمها انداخته و بگو:
منزّه است پروردگار بزرگم و ستایش از آن اوست.و سزاوار است این ذکر را هفت یا پنج یا سه مرتبه بگویی،و پیش از گفتن ذکر این دعا را بخوانی:خدایا برای تو رکوع کردم،و تسلیم تو شدم،و به تو ایمان آوردم،و بر تو توکّل نمودم،و تویی پروردگارم، فروتن شد برای تو گوشم و چششم و مویم و پوستم و گوشتم و خونم و مغزم و پیام و استخوانهایم، و آنچه را قدمهایم با خود برداشته،بدون سرپیچی و نه برتریجویی و نه خستگی.آنگاه از رکوع برخیز و بایست، و در این حال بگو:سمع اللّه لمن حمده[خدا هرکس را که حمدش کند شنواست]بعد تکبیر بگو،و با نهایت خضوع و خشوع به سجده برو،در حال سجده کف دستها را پهن کرده،جلوتر از زانوها بر زمین بگذار،و بر تربت امام حسین علیه السّلام سجده کن،و ذکر سجود را بگو، و بهتر آن است که ذکر سجود را،هفت یا پنج یا سه بار بگویی،و پیش از گفتن ذکر،این دعا را بخوان:
خدایا برای تو سجده کردم،و به تو ایمان آوردم،و تسلیم تو شدم،و بر تو توکّل نمودم،و تو پروردگار منی،سجده کرد رویم،برای کسی که آن را آفرید،و گوش و چشمش را گشود،و ستایش خدای را پروردگار جهانیان،مبارک باد خدا،بهترین
آفرینندگان.پس ذکر را بگو،و سر از سجده بردار و بنشین،و مستحبّ است تکبیر بگویی و روی کفل خود بنشینی و بگویی:
استغفر اللّه ربّی و اتوب الیه و نیز بگویی:خداوندا مرا بیامرز و به من رحم کن،و شکستگیام را اصلاح فرما،و از من دفاع کن، و مرا سالم بدار،من نسبت به خیری که برایم فرو فرستی نیازمندم،مبارک است خداوند پروردگار جهانیان.آنگاه تکبیر میگویی و به سجدۀ دوم میروی و انجام میدهی آنچه را که در سجدۀ اول انجام دادی،سپس سر از سجده برداشته و جلسه[نشستن] استراحت را بجا میآوری،و برای رکعت دوم بر میخیزی،و در حال برخاستن میگویی:بحول اللّه و قوّته اقوم و اقعد [به نیرو و جنبش خدا برخیزم و بنشینم]چون به حالت آرامش قرار گرفتی حمد و سوره بخوان،و بهتر آن است که سورۀ توحید را بخوانی،و پس از پایان آن،سه مرتبه گفتن:کذلک اللّه ربی مستحبّ است،بعد تکبیر گفته،دستها را برای قنوت،تا برابر صورت بلند میکنی،و باطن دستها را به سوی آسمان قرار میدهی،و غیر از انگشت بزرگ سایر انگشتان،را به هم میچسبانی و خوب است برای قنوت خواندن کلمات فرج را برگزینی و پس از آن بگویی:
خداوندا،ما را بیامرز،و به ما رحم کن،و از عافیت بهرهمندمان گردان و ما را در دنیا و آخرت بسلامت دار،بدرستی که تو بر هر چیز توانائی آنگاه میگویی:خداوندا،هرکس که صبح کند و برای او تکیهگاه و امیدی جز تو باشد ولی تو پناه و امید منی ای بخشندهترین کسی که از او درخواست شده،و ای مهربانترین کسی که از او طلب مهربانی شده،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و به ناتوانی و درماندگی و بیچارگیام رحم کن و بر من به احسان از جانب خود به بهشت منّت گذار،و از آتش رهایم ساز،و در وجودم و همۀ امورم،سلامتم بدار، به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.و طول دادن قنوت سزاوار است،و دعاهایی که در قنوت خوانده میشود بسیار است،آنگاه تکبیر میگویی و رکوع و سجود را به همان صورتی که ذکر شد به جا میآوری و پس از
اتمام دو سجده،برای تشهّد و سلام بنشین،و مستحبّ است که روی کفل خود بنشینی،و پیش از تشهّد بگویی:
به نام خدا و به جلوۀ خدا،و همۀ نامهای نیکوتر برای خداست،و ستایش خدای را،و بهترین نامها برای خداست،گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست.تا آخر تشهّد.
و چون از نماز فارغ شدی،شروع به خواندن تعقیب کن که تأکید و امر بسیار بر آن شده،و حق تعالی فرموده:زمانی که فراغت یافتی در عبادت بکوش،و به جانب پروردگارت رغبت کن.
در تفسیر این آیه روایت شده:چون از نماز فارغ شوی،خود را در دعا به زحمت انداز،و به سوی پروردگار خود میل کن، و حاجات خود را از او بطلب،و امیدت را از غیر او قطع کن.و از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام روایت شده:هر کدام از شما که از نماز فارغ شد،باید دستها را به سوی آسمان بلند کند،و خود را در دعا به سختی اندازد.از روایات استفاده میشود، که تعقیب زیاد کنندۀ روزی است،و مؤمن در نماز است،و ثواب نماز را دارد تا گاهی که مشغول به ذکر حق تعالی است،و خواندن دعا پس از نماز واجب،بهتر از خواندن نماز مستحبّ است.علاّمۀ مجلسی رحمه اللّه فرموده:از کلمه «تعقیب»ظاهر میشود،که قرآن و دعا و ذکر وقتی متصّل به نماز است،عرفا تعقیب میباشد،ولی بهتر آن است که با وضو،و در حال نشستن رو به قبله باشد،و افضل در وقت خواندن تعقیب نشستن بر طریق تشهّد[یعنی متورکّا و بروی کفل] است،و در اثنای تعقیب به ویژه در تعقیب نماز شام سخن نگوید،و بعضی گفتهاند:تمام شرایط نماز را در تعقیب رعایت کنند،و ظاهر آن است که پس از نماز،به هر حالی که مشغول قرآن و ذکر و دعا باشد،ثوابی برای آن مقرّر است هر چند در حال راه رفتن انجام گیرد.مؤلف گوید:برای دین و دنیا،دعاهای بسیار،از ائمه اطهار علیهم السّلام در تعقیب نمازها وارد شده،و چون اشرف عبادات بدنی نماز است،و تعقیبات روایت شده را،در تکمیل نمازها دخالتی بس عظیم است،و همچنین موجب بالا رفتن درجات،و فرو ریختن گناهان،و حصول خواستهها،و حاجات میشود،به خاطر این دعاگو رسید،که قسمتی از آنها را در این رساله ذکر نمایم،و اکثر آن را از کتاب«بحار»و«مقباس»
علاّمۀ مجلسی عطّر اللّه مرقده الشریف نقل میکنم،پس میگویم:تعقیبات بر دو قسم است:تعقیبات مشترک،و تعقیبات مختصّ.
اما مشترک:تعقیباتی است که پس از هر نماز خوانده میشود،و بسیار است،و ما در اینجا به چند قسمت از آن اکتفا میکنیم.
اوّل:تسبیح حضرت فاطمۀ زهرا علیها السّلام است،و احادیث در فضیلت آن بیش از حدّ و خارج از شماره است، از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده است:ما کودکان خود را به تسبیح حضرت فاطمه علیها السّلام امر میکنیم،چنانکه ایشان را به نماز دستور میدهیم،بنابراین آن را ترک مکن،که هرکه بر آن مداومت کند،شقّی و بدبخت نمیشود.
در روایات معتبر وارد شده:ذکر کثیری که خدا،در قرآن به آن امر فرموده،تسبیح حضرت فاطمه علیها السّلام است،و هرکه بعد از هر نماز،مداومت بر آن داشته باشد،خدا را بسیار یاد کرده،و به آیۀ اُذْکُرُوا اللّٰهَ ذِکْراً کَثِیراً عمل کرده است.به سند معتبر از حضرت باقر علیه السّلام روایت شده:هر که تسبیح فاطمه علیها السّلام را بگوید،و بعد از آن استغفار کند، خدا او را بیامرزد،و آن را بر زبان صد است،و در میزان عمل هزار،و شیطان را دور میکند،و خدا را خشنود مینماید.به سندهای صحیح از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه تسبیح فاطمه علیها السّلام را پس از هر نماز بگوید،پیش از آنکه پاها را از حالت نماز بگرداند،آمرزیده شود،و برایش بهشت واجب میشود.و در حدیث معتبر دیگری فرمود:
پس از هر نماز،تسبیح فاطمه را خواندن،نزد من بهتر است از آنکه در هر روز هزار رکعت نماز بخوانند.در روایت معتبری از حضرت باقر علیه السّلام نقل شده:به چیزی از تسبیح و تمجید،عبادت الهی انجام نشده که بهتر از تسبیح فاطمه علیها السّلام باشد،و اگر چیزی از آن بهتر بود،حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله آن را به فاطمه علیها السّلام عطا میفرمود.و احادیث در فضل آن، زیاده از آن است،که بتوان در این رساله ایرا نمود،و در کیفیّت آن اختلافی در احادیث دیده میشود،و اشهر و اظهر[مشهورتر و محتملتر]آن است،که سی و چهار مرتبه اللّه اکبر و سی و سه مرتبه الحمد للّه و سی و سه مرتبه سبحان اللّه بگوید.
و در بعضی از روایات سبحان اللّه پیش از الحمد للّه وارد شده،و بعضی از علما به این صورت جمع بین روایات کردهاند،که پس از نماز به طریق اول بخواند،و هنگام خوابیدن به صورت دوم،و ظاهرا انجام دادنش در هر وقت، به طریق اول که مشهور است بهتر است.و مستحبّ است بعد از تمام شدن تسبیح،یک مرتبه لا اله الاّ اللّه بگوید،
چنانکه از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه پس از هر نماز واجب،تسبیح حضرت فاطمه علیها السّلام را بجا آورد،و به دنبال آن یک مرتبه بگوید لا اله الاّ اللّه خدا او را بیامرزد،
و بهتر آن است که حساب آن را با تسبیح ساخته از تربت حضرت حسین علیه السّلام نگاه دارد،و نگاه داشتن حساب تمام ذکرها با تسبیح ترتب حضرت حسین علیه السّلام مستحبّ است،و با خود داشتن تربت آن حضرت به طور پیوسته،مستحبّ و نگهدار از بلاها،و باعث ثواب بیانتهاست.نقل شده:حضرت فاطمه علیها السّلام در ابتدا رشتهای از پشم تابیده،و بر آن گرهها زده بود،که به آن تسبیح میگفتند،تا حضرت حمزة بن عبد المطلّب رضی اللّه عنه شهید شد،پس حضرت فاطمه علیها السّلام از تربت قبر آن شهید بزرگوار،خاک برگرفت، و تسبیح ساخت،و به آن خدا را تسبیح میکرد،مردم نیز چنان کردند.چون حضرت حسین علیه السّلام به شهادت رسید،ساختن تسبیح و ذکر گفتن با آن از تربت آن امام مظلوم مستحبّ شد.از حضرت صاحب الامر علیه السّلام روایت شده:هرکه تسبیح تربت امام حسین علیه السّلام را در دست داشته باشد،و ذکر را فراموش کند،ثواب ذکر برای او نوشته میشود.از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:تسبیح تربت آن حضرت خود ذکر میکند،بیآنکه آدمی بگوید:و فرمود:یک ذکر،یا استغفار،که با آن گفته میشود،برابر با هفتاد ذکر است،که با چیز دیگری گفته شود،و اگر بدون ذکر بگرداند،به هر دانه هفت تسبیح برای او نوشته میشود،و به روایت دیگر،اگر با ذکر بگرداند،به ازای هر دانه چهل حسنه برای او نوشته میشود،و روایت شده:حوریان بهشت،چون فرشتهای را میبینند به زمین میآید،از او درخواست میکنند که تسبیح و تربت حضرت امام حسین علیه السّلام برای ما بیاور.در حدیث صحیح از حضرت موسی بن جعفر علیهما لاسّلام نقل شده:مؤمن میباید خالی از پنج چیز نباشد:مسواک،شانه،سجّادهای که بر روی آن نماز بجا آورد،و تسبیحی که در آن سی و چهار دانه باشد،و انگشتر عقیق.و ظاهر آن است که تسبیح خام و پخته هر دو خوب است،و خام بهتر است.از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:هرکه با تسبیح تربت قبر امام حسین علیه السّلام یک تسبیح بگوید،حق تعالی برای او چهارصد حسنه بنویسد،و چهارصد گناه از او محو کند،و چهارصد حاجت او را برآورد،و چهارصد درجه برای او بالا برد.و نیز روایت شده:مستحب است رشتۀ تسبیح کبود باشد به رنگ آسمان،و از بعضی روایات استفاده میشود،که اگر زنان عدد ذکر را به انگشتان خود بشمارند افضل است،ولی احادیث فضیلت تربت به طور مطلق اکثر و اقوی است.
دوم:مستحب است پس از سلام نماز واجب،سه مرتبه دست را تا روبروی صورت بلند کند و تا به زانو،یا نزدیک زانو بازگرداند،و با هر
مرتبه یک اللّه اکبر بگوید،چنانکه علیّ بن ابراهیم و سیّد ابن طاووس،و ابن بابویه،به سندهای معتبر،از حضرت امام صادق علیه السّلام روایت کردهاند:مفضّل بن عمر از آن حضرت پرسید:به چه علت نمازگزار،پس از سلام نماز سه مرتبه تکبیر میگوید و دست بر میدارد؟فرمود:
برای آنکه چون حضرت رسالت پناه صلی اللّه علیه و آله فتح مکه نمود،نماز ظهر را با اصحاب،کنار«حجر الأسود»بجا آورد،چون سلام نماز را به پایان برد،سه مرتبه تکبیر گفت،و با هر نوبت دست برداشت،آنگاه گفت:
معبودی جز خدا نیست،یکتاست،یکتاست،یکتاست،به وعدهاش وفا کرد،و بندهاش را یاری نمود،و سپاهش را نیرومند گرداند،و بر گروههای کفر به تنهایی چیره شد،پس فرمانروایی و ستایش برای اوست،زنده میکند،و میمیراند،و او بر هر چیز تواناست.
آنگاه رو به جانب اصحاب کرد و فرمود:این تکبیر و این دعا را،پس از هر نماز واجب ترک نکنید چه هر که پس از سلام نماز چنین کند،شکر نعمت خدا را بر تقویت اسلام و لشکر اسلام ادا کرده است.در حدیث صحیح نقل شده:چون حضرت صادق علیه السّلام از نماز فارغ میشدند،دستها را بالای سر مبارک خود بلند میکردند،و دعا میکردند.و از حضرت باقر علیه السّلام روایت شده:
هر بندهای که دستها را به سوی خدا بردارد،حق تعالی حیا میکند،دستهای او را خالی بازگرداند،بنابراین وقتی که دعا میکنید،دستها را فرود نیاورید،مگر آنکه بر سر و روی خود بکشید.
سوم:کینی به سند معتبر از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده هرکه پس از نماز واجب،پیش از آنکه پاهای خود را بگرداند،سه مرتبه این دعا را بخواند،خدا گناهان او را بیامرزد،هرچند در کثر مانند کف دریا باشند.آمرزش میطلبم از خدا،که معبودی جز او نیست،زنده و به خود پاینده و صاحب بزرگی و بزرگواری است و به سوی او باز میگردم.و در روایات دیگر وارد شده:هرکه این استغفار را،هر روز بخواند، حق تعالی چهل گناه کبیرۀ او را بیامرزد.
چهارم:کلینی به سند معتبر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:این دعا را پس از هر نماز ترک نکن: خودم را و آنچه پروردگارم روزیام نموده پناه میدهم به خدای یگانه
بینیاز که نزاده،و زاده نشده است،و احدی همتای او نبوده،و خودم را و آنچه پروردگارم روزیام نموده،پناه میدهم،به پروردگار سپیدهمان از هرچه آفرید،و از گزند شب تیره زمانی که تاریکیاش درآید،و از شرّ دمندگان در گرهها،و از شر حسود هنگامی که حسد ورزد،خود را و آنچه پروردگارم روزیام نمود پناه میدهم به پروردگار آدمیان،فرماندۀ آدمیان،پرستیده آدمیان،از گزند وسوسهگر پنهانکار،که وسوسه میکند در سینههای مردم از جنّ،و آدمی.
پنجم:شیخ کلینی به سند معتبر از علی بن مهزیار روایت کرده:محمد بن ابراهیم به حضرت هادی علیه السّلام نوشت:ای سیّد من،اگر مصلحت میدانی،دعایی به من بیاموز،که بعد از هر نماز بخوانم،تا حق تعالی به سبب آن،خیر دنیا و آخرت را برای من گرد آورد.آن حضرت در پاسخ او نوشت،میگویی:
پناه میآورم به جلوۀ بزرگوارت،و عزّتت که نسبت به آن سوءقصد نشود،و قدرتت که چیزی از آن امتناع نورزد،از شر دنیا و آخرت،و از شرّ همۀ دردها.و در بعضی از روایات این دنباله را دارد:
و جنبش و نیرویی نیست جز به خدای والای بزرگ.
ششم:کلینی و ابن بابویه به سندهای صحیح و غیر صحیح از حضرت باقر و صادق علیهما السّلام روایت کردهاند:کمتر چیزی که تو را پس از نماز واجب از دعا مجزی است، این است که بگویی:خدایا از تو میخواهم،از هر چیزی که دانشت آن را فرا گرفته،و پناه میآورم به تو،از هر شرّی که دانشت آن را فرا گرفته است،خدایا سلامتی کامل را در همه امورم از تو میخواهم،و به تو پناه میآورم از خواری دنیا و عذاب آخرت.و در روایت ابن بابویه است:خدایا درود فرست بر محمّد و خاندان محمد.
خدایا از تو میخواهم.تا آخر دعا.
هفتم،مستحبّ است نمازگزار چون از نماز فارغ شود،بگوید:
خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا از آتش امان ده،و وارد بهشت کن،و حور العین را به همسریام در آور، چنانکه در حدیث معتبر از حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام نقل شده:بنده باید از نماز فارغ نشود،تا از خدا بهشت را بخواهد،و از دوزخ به او پناه برد،و نیز بخواهد که حور العین را به همسری او درآورد.
هشتم:به سند موّثق از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:
چون حق تعالی فرمان داد،این آیات را به زمین آورند،به عرش الهی چنگ زدند،و گفتند:پروردگارا،ما را به سوی اهل خطا و گناهکاران میفرستی؟حق تعالی به سوی ایشان وحی کرد،به جانب زمین بروید،به عزّت و جلالم سوگند یاد میکنم،که تلاوت نکند شما را،احدی از آل محمّد و شیعیان ایشان،جز آنکه نظر رحمت کنم به سوی آنان،از رحمتهای پنهان خود،هر روز هفتاد نظر،در هر نظری هفتاد حاجت او را برآورم،و او را بپذیرم هرچند نافرمانی بسیار نموده باشد، و طبق روایتی دیگر:هرکه این آیات را بعد از هر نماز بخواند،او را در خطیرۀ قدس[منظور استراحتگاه بهشت است]ساکن گردانم، با هر گناهی که داشته باشد،و اگر ساکن نکنم،به سوی او نظر کنم،به نظر رحمت خاصّ خود،در هر روز هفتاد نظر،و اگر چنین نکنم،هر روز هفتاد حاجت او را برآورم،که کمتر آنها آمرزیدن گناهان باشد،و اگر چنین نکنم،او را از شرّ شیطان و از شرّ هر دشمنی پناه دهم،و به او بر ایشان یاری رسانم و او را از داخل شدن بهشت مانع نشود مگر مرگ.و آن آیات به شرح زیر است سورۀ فاتح تا آخر،و ایة الکرسی که تا«هم فیها خالدون»بخواند بهتر است،و آیۀ شهادت،یعنی:
خدا گواهی داد:اینکه معبودی جز او نیست،و فرشتگان و صاحبان دانش نیز گواهی دادند،درحالیکه قائم به عدالت است،معبودی جز او نیست،عزیز و حکیم است،همانا دین نزد خدا اسلام است،آنانی که به آن کتاب آسمانی داده شده،اختلاف نکردند،مگر پس از آنکه دانش به نزدشان دررسید،این اختلاف به خاطر ستمگری در میانشان بود،کسی که به آیات خدا کفر ورزد،به یقین خدا سریع الحساب است.
و آیۀ ملک یعنی:بگو خدا ای مالک پادشاهی،پادشاهی را به هر که بخواهی میدهی،و از هرکه بخواهی میستانی، و هرکه را بخواهی عزیز مینمایی،و هرکه را بخواهی ذلیل میکنی،خیر به دست توست تو بر هر چیز توانایی،شب را در روز درآوردی، و روز را در شب،و زنده را از مرده بیرون میآوری،و مرده را از زنده خارج می سازی،و هرکه را بخواهی،بیحساب روزی میدهی.
به سند معتبر از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روات شده:هرکه بعد از نماز واجب ایة الکرسی را بخواند،گزندهای به او ضرر نرساند.و در حدیث معتبر دیگر فرمود:رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمودند:یا علی بر تو باد به تلاوت نمودن ایة الکرسی پس از هر نماز واجب،به درستی که بر خواندن آن محافظت نکند،مگر پیغمبر،یا صدّیق،یا شهید.و از حضرت رسالتپناه روایت شده:هرکه ایة الکرسی را پس از هر نماز بخواند او را از وارد شدن به بهشت جز مرگ مانعی نباشد.و طبق روایت دیگر:هرکه ایة الکرسی را بعد از هر نماز واجب بخواند،نمازش پذیرفته شود،و در امان خدا باشد،و خدا او را از بلاها و گناهان حفظ کند.
نهم:کلینی و ابن بابویه و دیگران به سندهای معتبر از حضرت باقر علیه السّلام روایت کردهاند:شیبۀ هذلی به محضر حضرت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله آمد و عرضه داشت:یا رسول اللّه من پیر شدهام،و به اعمالی که پیش از این خود را به آن عادت داده بودم همچون نماز و روزه و حج و جهاد قدرتم وفا نمیکند،بنابراین گفتاری به من بیاموز که خدا مرا به آن سود بخشد،و انجامش برایم سبک و آسان باشد.حضرت فرمودند:سخنت را بار دیگر بگو،شیبه سه مرتبه سخنش را تکرار کرد.حضرت فرمودند:درخت و کلوخی در اطراف تو نماند،مگر اینکه از باب ترحّم بر تو گریست،هرگاه از نماز صبح فارغ شوی ده مرتبه بگو:
منزّه است خدای بزرگ،و ستایش از آن اوست،و جنبش و نیرویی نیست مگر به خداوند والای بزرگ تا خدا به برکت این دعا،تو را از کوری و دیوانگی و خوره و پیسی و پریشانی و تباهی عقل،عافیت دهد.شیبه گفت:یا رسول اللّه این برای دنیا من است،برای آخرت من چیزی بفرما،فرمودند:بعد از هر نماز میگویی:
خدایا مرا از جانب خود راهنمایی کن،و از فضل خود بر من کرامت فرما،و رحمتت را بر من بگستران،و از برکاتت بر من نازل کن.آنگاه حضرت فرمودند:اگر بنده بر این عمل مواظبت کند،و آن را عمدا تا وقت مردن ترک نکند،چون به صحران محشر درآید،هشت در بهشت،برای او گشوده میشود،که از هر دری که بخواهد وارد شود.و این دعای آخر به اسانید معتبر دیگر نیز وارد شده.
دهم:خواندن تسبیحات اربعه است،چنانکه شیخ طوسی و ابن بابویه و حمیری به سندهای صحیح از حضرت صادق علیه السّلام روایت کردهاند:روزی حضرت رسالتپناه به اصحاب خود فرمود اگر آنچه از جامهها و ظرفها دارید جمع کنید،و بر روی هم گذارید،آیا به آسمان میرسد؟گفتند:نه یا رسول اللّه،فرمود:میخواهید به شما چیزی بیاموزم که ریشاش در زمین،و شاخههایش در آسمان است؟گفتند:آری یا رسول اللّه،حضرت فرمود:پس از هر نماز سی بار بگویید:سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الاّ اللّه و اللّه اکبر که پایههای اینها در زمین،و شاخههایشان در آسمان است،و از آدمی دور میسازد:زیر آوار ماندن،غرق شدن،سوختن،در چاه افتادن،دریدن درندگان،مردن به مرگهای دردناک،و هر بلایی را که در آن روز از آسمان فرود میآید،و اینهایند باقیات صالحات که حق تعالی در قران فرموده است.و به سندهای صحیح دیگر،از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه این تسبیحات را پس از هر نماز واجب،چهل مرتبه بخواند،پیش از آنکه از جای نماز برخیزد هر حاجتی که از خدا بخواهد روا میگردد.و به سند صحیح از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه پس از نماز واجب سی مرتبه سبحان اللّه بگوید،بر بدنش گناهی نماند جز آنکه بریزد.و در حدیث صحیح دیگری از آن حضرت روایت شده:ذکر کثیر،که حق تعالی در کلام مجید مدح کرده،این است که پس از هر نماز واجب سی مرتبه سبحان اللّه بگوید.و قطب راوندی روایت کرده:حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام به براء بن عازب فرمود:میخواهی تو را به امری دلالت کنم،که چون بجا آری،به حقّ و راستی دوست خدا باشی؟عرضه داشت آری، فرمود:پس از هر نماز هر یک از تسبیحات اربعه را ده مرتبه بگو،چون انجام دهی،هزار بلا در دنیا از تو دور شود،که یکی از آنها ارتداد در دین میباشد،و هزار درجه در آخرت برای تو ذخیره میکنند،که یکی از آنها قرار گرفتن در جوار حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله است.
یازدهم:
کلینی به سند حسن،از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:هرکه پس از نماز واجب سه مرتبه بگوید:
ای کسی که آنچه بخواهد انجام میدهد،و کسی جز او و آنچه را که بخواهد انجام نمیدهد.هر حاجت که بخواهد روا میشود.
دوازدهم:شیخ برقی به سند موثّق از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:هرکه پس از فارغ شدن از نماز،پیش از آنکه زانوهای خود را،از جای خویش حرکت دهد،ده مرتبه این تهلیل را بخواند،حق تعالی چهل هزار گناه او را محو میکند،و چهل هزار حسنه برای او مینویسد،و چنان است که گویا دوازده مرتبه قرآن را ختم کرده باشد و نیز فرمود:من صدر مرتبه میخوانم،ولی برای شما ده مرتبه کافی است.
گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه است و شریکی برای او نمیباشد،معبود یگانه و یکتا و بینیاز است،نه همسری گرفته و نه فرزندی.فضیلت بسیاری برای این تهلیل وارد شده،به ویژه در تعقیب نماز صبح و شام و به هنگام طلوع و غروب آفتاب.
سیزدهم:کلینی و ابن بابویه و دیگران،به سندهای صحیح از امام صادق علیه السّلام روایت کردهاند:جبرییل در زندان نزد یوسف علیه السّلام آمد و گفت:پس از هر نماز بگو: خدایا برای من گشایشی و راه بیرون رفتن از مشکلات قرار ده،و از جایی که گمان میبرم، و هم از جایی که گمان نمیبرم به من روزی ده.
چهاردهم:نویسندۀ کتاب«بلد الأمین»از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله روایت کرده هرکه بخواهد خدا در روز قیامت او را بر اعمال زشتش آگاه نسازد،و پرونده گناهانش نگشاید، باید پس از هر نماز بخواند: خدایا آمرزش تو،امیدبخشتر از عمل من،و رحمتت وسیعتر از گناه من است،خدایا اگر گناهانم نزد تو بزرگ است،گذشت تو از گناه من بزرگتر است،خدایا اگر سزاوار نبودم که به من رحم کنی،رحمت تو سزاوار است که به من دررسد،و مرا فرا گیرد،زیرا رحمت تو هر چیز را
فرا گرفت،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
پانزدهم:کفعمی از حضرت رسالتپناه صلی اللّه علیه و آله روایت کرده که مردی از روی بیماری و تنگدستی به آن حضرت شکایت کرد،حضرت فرمود:پس از هر نماز واجب چنین بگو:
توکل کردم بر زندهای که هرگز نمیمیرد،و ستایش خدای را که برنگزیده همسری و نه فرزندی،و در فرمانروایی شریکی برای او نیست،و برای او سرپرستی از روی خواری نیست،و بزرگ شمار او را بزرگشمردنی شایسته.و در روایت دیگری فرمود:هیچ سختی برایم روی نداد،مگر آنکه جبرییل در برابرم،تمّثل یافت و گفت:این دعا را بخوان.و در احادیث معتبر وارد شده:برای وسوسههای درونی و قرض و پریشانی و بیماری باید این دعا را به کرّات خواند.و در بعضی روایت در ابتدای آن:
هیچ نیرو و جنبشی نیست جز به خدای والای بزرگ.آمده است.
شانزدهم:شیخ مفید،در کتاب«مقنعه»در تعقیب هر نماز این دعا را آورده: خدایا ما را هب دانش سود ده،و به بردباری بیارای،و به عافیت زیبا گردان،و به تقوا گرامی دار، به درستی که سرپرست من خدا است که قرآن را نازل کرد،و او شایستگان را سرپرستی میکند.
هفدهم:ابن بابویه،و شیخ طوسی و غیر ایشان، به سندهای معتبر از حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کردهاند:هرکه مایل است از دنیا بیرون رود درحالیکه از گناهان پاک شده باشد همچون طلایی که از ناخالصی پاک میشود،و در قیامت هیچ کس از او بازخواست دادخواهی نکند،پس از نمازهای پنجگانه«نسبت»پروردگار را بخواند،و آن خواندن دوازده مرتبه قل هو اللّه احد است،آنگاه دستها را به جانب آسمان بگشاید،و این دعا را بخواند،سپس فرمود:این از رازهای مکنون است،که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله به من تعلیم داد،و فرمود به حسن و حسین علیهما السّلام بیاموزم،و دعا این است:
خدایا از تو میخواهم به نامت،آن نام پوشیدۀ محفوظ،و پاک و پاکیزه،و پربرکت،و از تو میخواهم به نام
بزرگت،و سلطنت دیرینهات،ای بخشندۀ عطاها،ای آزاد کنندۀ اسیران،ای رهاییبخش بندگان از آتش،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مرا از آتش رهایی دهی،و ایمن از دنیا بیرون بر، و به سلامت وارد بهشت کن،و قرار ده آغاز دعایم را رستگاری،و میانهاش را کامیابی،و پایانش را درستی، به یقین تو دانای نهانهایی.و در بعضی از نسخههای معتبر این دعا به این صورت است:ای رهانندۀ مردم از آتش،از تو میخواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و مرا از آتش برهانی،و از دنیا به سلامت بیرون ببری،و در حال امنیّت وارد بهشت نمایی،و آغاز دعایم را رستگاری،و میانهاش را کامیابی،و پایانش را درستی قرار دهی،به یقین تو دانای نهانهایی.
کلینی به سند معتبر از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:هرکه به خدا و روز قیامت ایمان دارد،باید پس از هر نماز واجب خواندن سورۀ قل هو اللّه احد را ترک نکند،به یقین هرکه آن را بخواند،خدا خیر دنیا و آخرت را برای او گرد آورد،و پدر و مادرش را،و هرکه از پدر و مادرش پدید آمده میآمرزد.و در حدیث دیگری وارد شده:هرکه پس از نماز واجب ده مرتبه سورۀ توحید را بخواند،حق تعالی از حور العین به همسری او درآورد.و سیّد ابن طاووس از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله روایت کرده:هرکه پس از هر نماز سورۀ توحید را بخواند،از آسمان رحمت بر سرش فرو ریزد،و آرامش بر او نازل شود،و خدا به سوی او به مهر نظر اندازد،و گناهانش را بیامرزد و هر حاجت که بخواهد برآورده نماید،و در امان خدا باشد.
هجدهم:کلینی و دیگران به سند معتبر از اهل بیت علیهم السّلام روایت کردهاند:هرکه پس از هر نماز محاسن خود را به دست راست بگیرد،و دست چپ را به جانب آسمان بگشاید،و سه مرتبه بگوید:
ای دارای شکوه و بزرگواری رحم کن بر من از آتش بعد سه مرتبه بگوید:پناه ده مرا از شکنجۀ دردناک آنگاه دست راست را از محاسن بردارد،و هر دو دست را به سوی آسمان بگشاید و سه مرتبه بگوید:ای عزیز،ای کریم ای بخشنده،ای آفریننده،ای مهربان.بعد دستها را بگرداند،و پشت دستها را به جانب آسمان کند و سه مرتبه بگوید:
پناه ده مرا از شکنجۀ دردناک.آنگاه بگوید:درود خدا بر محمّد و خاندانش و فرشتگان و روح پس از آن،حضرت فرمود:هرکه این دعا را بخواند،خدا همه گناهان او را بیامرزد،و از او خشنود گردد،و به جز جنّ و انس،همۀ آفریدگان برای او تا هنگام مرگ استغفار کنند.
نوزدهم:شیخ مفید در کتاب«مجالس»،از محمّد بن حنفیّه روایت کرده:روزی پدرم حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام کعبه را طواف میکرد،ناگاه مردی را دید،که به پردههای کعبه چنگ زده،و این دعا را میخواند،به او فرمود:این است دعای تو؟گفت:آری مگر شنیدی؟حضرت فرمود:آری شنیدم،فرمود:پس این دعا را پس از هر نماز بخوان،به خدا سوگند هر مؤمنی این دعا را پس از هر نماز بخواند،بیتردید حق تعالی گناهان او را میآمرزد،هرچند به اندازۀ ستارگان آسمان،و قطرههای باران،و ریگهای زمین،و ذرّههای خاک باشد،بعد حضرت امیر علیه السّلام گفت:من این دعا را میدانم،و حقتعالی واسع العطایا(دارای بخشش گسترده)و کریم است،آن مرد گفت:
یا امیر المؤمنین راست گفتی،و بالاتر از هر دانایی داناتری است،و آن مرد حضرت خضر علیه السّلام بود.و کفعمی نیز این دعا را در کتاب«بلد الأمین»روایت کرده،و دعای این است:
ای آنکه او را شنیدنی از شنیدن دیگر منصرف نمیکند،ای آنکه خواهندگان او را به اشتباه نمیاندازند،ای آنکه اصرار اصرارکنندگان او را خسته نمیکند،خنکی گذشت،و آمرزشت و شیرینی رحمتت را به من بچشان.
بیستم:دیلمی در کتاب اعلام الدّین از ابن عبّاس روایت کرده:حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله فرمود:هرکه سه مرتبه این آیات
را پس از نماز مغرب بخواند،آنچه را از ثواب در روز گذشته از او فوت شده دریابد و نمازش پذیرفته شود،و اگر بعد از هر نماز واجب و مستحبّ بخواند به عدد ستارگان آسمان و قطرات باران،و برگ درختان،و ذرّات خاک زمین برایش حسنات نوشته میشود،و چون بمیرد،در ازای هر حسنه ده حسنه،در قبر به او داده میشود.این است آیات:
منزّه است خدا آنگاه که شام کنید،و به صبح درآیید،و ستایش از آن اوست در آسمانها و زمین،و به هنگام شامگاه و زمانی که به ظهر درآیید،زنده را از مرده بیرون میآورد،و مرده را از زنده خارج میکند،و زمین را پس از مرگ آن زنده میسازد،و این چنین از قبرها زنده بیرون آورده میشوید،منزّه است پروردگارت،پروردگار عزّت،از آنچه وصف میکنند،و سلام بر رسولان،و ستایش خدای را،پروردگار جهانیان.
بیست و یکم:سیّد ابن طاووس به سند معتبر،از جمیل بن درّاج روایت کرده:مردی خدمت امام صادق علیه السّلام آمد و گفت:ای مولای من سنّ و سالم بالا رفته،و خویشانم مردهاند،و مونسی ندارم،میترسم مرا هم مرگ دریابد،حضرت فرمود:برادران مؤمن صالح،برای انس گرفتن از نزدیکان بهترند،و اگر طولانی شدن عمر خود و خویشان و دوستان را خواهی،این دعا را پس از هر نماز بخوان.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،خدایا رسول راستگوی تصدیقشدهات(درود تو بر او و خاندانش)گفت:که تو فرمودی:در هیچ کاری از کارهایم تردید نکردهام همچون تردید در گرفتن روح بندۀ مؤمنم درحالیکه او مرگ را خوش ندارد و من هم رنجاندن او را خوش ندارم،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و برای ولیّات گشایش و عافیت و یاری را نزدیک گردان،و دربارۀ خودم،و احدی از دوستانم بدی قرار مده.
و اگر خواهی یکیک از دوستان خود را نام ببر و بگو:«و لا فی فلان و لا فی فلان»راوی گفت:چون بر این دعا مداومت
کردم،چندان عمر یافتهام که از زندگانی ملول و خسته شدهام،و این دعا بسیار معتبر است.و در تمام کتابهای دعا نقل شده
بدان که تعقیب نماز صبح،بیش ار سایر نمازهاست،و احادیث در فضیلت خصوص این تعقیب بسیار است.
از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت شده:ذکر خدا بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب در بدست آوردن روزی،سرعتبخشتر از سفر کردن برای تجارت بر روی زمین است.از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله روایت شده:هرکه از طلوع صبح،تا طلوع آفتاب،در مصلاّی[محلّ خواندن نماز]خود قرار گیرد،و به تعقیب مشغول باشد،خدا او را از آتش دوزخ برهاند.از امام باقر علیه السّلام نقل شده:شیطان لشگر روز خویش را از طلوع صبح تا طلوع آفتاب منتشر میکند،و لشکر شب خویش را از غروب تا بر طرف شدن حمرۀ مغربیّه[سرخی موجود در افق مغرب]بنابراین،در این دو ساعت خدا را بسیار یاد کنید،که در این دو زمان، شیطان آدمی را از ذکر خدا غافل میکند.به سند صحیح روایت شده که امام رضا علیه السّلام در خراسان،هنگامی که نماز صبح را به جای میآوردند،تا طلوع آفتاب در مصلاّی خویش مینشستند،و مشغول تعقیب بودند،آنگاه کیسه چرمی برای آن حضرت میآوردند،که در آن چند مسواک بود،به یکیک آنها مسواک میکردند،سپس مقداری کندر میجویدند، پس از آن قرآن تلاوت میکردند.از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله روایت شده:هرکه از طلوع صبح تا طلوع آفتاب مشغول تعقیب باشد،ثواب حجّ برای او نوشه میشود.در حدیث قدسی وارد شده:حق تعالی میفرماید:ای فرزند آدم مرا پس از صبح یک ساعت،و پس از عصر یک ساعت یاد کن،تا همه کارهای مهمّ تو را کفایت کنم.
اما تعقیبات مختصّ به صبح:
اول:ابن بابویه به سند معتبر،از امام باقر علیه السّلام روایت کرده:هرکه پس از نماز صبح هفتاد مرتبه از خدا طلب آمرزش میکنم و بسوی او باز میگردم بگوید،خدا او را بیامرزد،هرچند در آن روز هفتاد هزار گناه مرتکب شود،و در روایت دیگری آمده است هفتصد گناه (1).
دوم همچنین ابن بابویه به سند صحیح و سندهای معتبر از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده:
1) (1)) باید به این معنا توجه داشته باشیم که اینگونه روایات در تمام تب مذهبی و به ویژه مفاتیح الجنان مجوزی برای انجام گناه نیست،بلکه بیانگر عظمت استغفار یا دعا یا زیارت است،و اگر کسی با دلگرمی به اینگونه روایات،براساس علم و عمد آلوده به گناه شود خود را از فیوضات حق محروم و از رحمت حق دور کرده و دلش را از چشیدن لذت توبه مهجور نموده است
هرکه پس از نماز صبح یازده مرتبه سورۀ توحید را بخواند،در آن روز علیرغم شیطان گناهی بر او نوشته نمیشود در«بلد الأمین»از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله روایت کرده:هرکه توحید را هر روز ده مرتبه بخواند،در آن روز هر مقدار شیطان بکوشد که گناهی بر او نوشته شود نوشته نمیشود.
سوّم:کلینی به سند صحیح از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:هرکه پس از نماز صبح صد مرتبه بگوید:
آنچه خدا خواست شد،جنبش و نیرویی نیست مگر به خدای والای بزرگ.در آن روز هیچ مکروهی نبیند.این معنا را شیخ طوسی و دیگران نیز در کتب دعای خویش ذکر کردهاند.
چهارم:کفعمی و غیر او از حضرت باقر علیه السّلام روایت کردهاند،هرکه سورّ قدر را بعد از نماز صبح ده مرتبه،و هنگام گذشتن آفتاب از وقت ظهر شرعی ده مرتبه،و بعد از عصر ده مرتبه بخواند،دو هزار نویسندۀ عمل را به اندازه سی سال به زحمت اندازد،و همچنین از آن حضرت روایت شده،هرکه آن را هفت مرتبه بعد از طلوع فجر بخواند،هفتاد صف از ملائکه هفتاد صلوات بر او فرستند،و هفتاد مرتبه به او ترحّم کنند.و از امام جواد علیه السّلام ثواب زیادی نقل شده برای کسی که سورۀ قدر را در شبانهروز،هفتاد و شش مرتبه به این صورت بخواند:بعد از طلوع فجر و پیش از نماز صبح هفت مرتبه،بعد از نماز صبح ده مرتبه و بعد از گذشتن آفتاب از وقت ظهر شرعی و پیش از نافله ده مرتبه،و بعد از نافلههای ظهر بیست و یک مرتبه،و بعد از نماز عصر ده مرتبه،و بعد از عشا هفت مرتبه،و در وقت خواب یازده مرتبه.از جمله ثوابش این است که حق تعالی هزار فرشته بیافریند،که در سی و شش هزار سال،ثواب آن را برای او بنویسند.
پنجم:ابن بابویه و سایر علما رحمهم اللّه به سند معتبر از حضرت باقر علیه السّلام روایت کردهاند که حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله فرمود:هرکه هر روز در پی نماز صبح ده مرتبه بگوید:
سبحان اللّه العظیم و بحمده و لا حول و لا قوّة الاّ باللّه العلی العظیم.حق تعالی او را از کوری و دیوانگی و خوره و پریشانی و زیر آوار ماندن و بیخرد شدن در پیری عافیت میدهد.
ششم:در کتاب بلد الأمین از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده:رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرموده:هرکه میخواهد خدا در اجل او تأخیر اندازد،و او را بر دشمنانش یاری دهد، و از مرگهای ناخوشایند نگاهش دارد،باید هر بامداد و پسین بر این دعاها مداومت نماید،سه مرتبه بگوید:
منزّه است خدا،و پری ترازو،و نهایت دانش،و سرحدّ خشنودی،و سنگینی عرش،و پهنای کرسی.و سه مرتبه بگوید:ستایش خدای را به پری ترازو،و نهایت دانش،و سرحدّ خشنودی و سنگینی عرش، و پهنای کرسی.و سه مرتبه بگوید:معبودی جز خدا نیست،به پری ترازو و نهایت دانش،و سرحدّ خشنودی،و سنگینی عرش،و پهنای کرسی.و سه مرتبه بگوید:خدا بزرگتر است،به پری ترازو،و نهایت دانش،و سرحدّ خشنودی،و سنگینی عرش،و پهنای کرسی.
هفتم:سیّد ابن طاووس به سند معتبر از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده:هرکه پس از نماز صبح صد مرتبه بگوید:به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،جنبش و نیرویی نیست جز به خدای والای بزرگ.به اسم اعظم خدا نزدیکتر خواهد بود از سیاهی چشم به سپیدی آن.و نیز به سندهای معتبر از حضرت صادق و حضرت کاظم علیهما السّلام روایت شده:هرکه پس از نماز صبح و مغرب،پیش از آنکه سخن بگوید،و حرکت کند،هفت مرتبه این دعا را بخواند،هفتاد نوع بلا از او دور میشود،که آسانترین آنها خوره و پیسی و شرّ شیطان و شرّ پادشاهان میباشد.و در بعضی روایات معتبر سه مرتبه و در بعضی ده مرتبه وارد شده است و حدّ اقل آن سه مرتبه،و حدّ اکثر آن صدر مرته بیان شده،و هرچه بیشتر بگوید،ثوابش بیشتر خواهد بود.
هشتم:شیخ احمد بن فهد و دیگران روایت کردهاند:مردی به موسی بن جعفر علیه السّلام شکایت کرد که کار من بسته شده،و به هر کاری رو میکنم سودی نمییابم،و به هر حاجت که توجّه مینمایم،برآورده نمیگردد، حضرت فرمود:پس از نماز صبح ده مرتبه بگو:
سبحان اللّه العظیم و بحمده،استغفر اللّه و اساله من فضله.راوی گفت:اندک زمانی که بر این دعا مداومت کردم،جمعی از بادیه آمدند،و مرا خبر دادند که مردی از اقوام تو از دنیا رفته،و جز تو وارثی ندارد،پس مال
بسیار،به دست من آمد و تا حال بینیازم.در کتاب«کافی»و«مکارم»روایت کردهاند:مردی ملقام نام به آن حضرت عرضه داشت:به من دعایی تعلیم کن که برای نیکبختی دنیا و آخرت جامع بوده و آسان باشد،حضرت این دعا را تعلیم او کرد که پس از نماز صبح تا زمانی که آفتاب برآید بخواند،او بر این دعا مداومت کرد،و حالش نیکو شد.
نهم:عیّاشی از عبد اللّه بن سنان روایت کرده خدمت امام صادق علیه السّلام رفتم،حضرت فرمود:میخواهی دعایی به تو بیاموزم که چون بخوانی،حق تعالی قرضت را ادا کند،و حالت نیکو گردد؟گفتم:به چنین دعایی چه بسیار نیازمندم حضرت فرمود:پس از نماز صبح بگو:
توکّل کردم بر زندۀ پایندهای که نمیمیرد،و ستایش خدای را که فرزندی نگرفت،و برای او در فرمانروایی شریک نیست،و برای او سرپرستی از روی خواری نمیباشد،و بزرگ شمار او را بزرگشمردنی شایسته،خدایا به تو پناه میآورم از شدت نیاز و و تنگدستی،و از فشار قرض و بیماری،و از تو میخواهم مرا بر ادای حقّت نسبت به خود و مردم یاری کنی.و به روایت شیخ و دیگران چنین است:و از فشار قرض،پس بر محمّد و خاندانش درود فرست،و مرا بر ادای حقّت نسبت به خود و مردم یاری کن.
دهم:کفعمی روایت کرده:مردی به رسول خدا صلی اللّه علیه و آله از تنگدستی و پریشانی و بیماری شکایت کرد،حضرت فرمود:هر صبح و شام ده مرتبه این دعا را بخواند،او سه روز بر این دعا مداومت کرد،حال او به صحّت و توانگری و راحتی برگشت، و شیخ طوسی و دیگران،آن را در تعقیب نماز صبح ذکر کردهاند،و دعا این است:
جنبش و نیرویی نیست مگر به خدا،توکّل کردم بر زندهای که هرگز نمیمیرد،و ستایش خدای را که فرزندی نگرفت،و برای او در فرمانروایی شریکی نمیباشد،و برای او از روی خواری سرپرستی نیست،و او را بزرگ شمار بزرگشمردنی شایسته.
یازدهم:شیخ طبرسی و کفعمی و دیگران از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله روایت کردهاند که به یاران خود فرمود:آیا ناتوانید از این که هر صبح و شام،نزد خدای جهانیان عهدی بگیرید؟گفتند:چگونه عهد بگیریم؟فرمود:این دعا را بخوانید،هرکه این دعا را بخواند،بر آن مهری میزنند،و زیر عرش الهی میگذارند،چون روز قیامت شود،منادی ندا سر میدهد،که کجایند آنان که نزد خدای رحمان عهدی دارند؟پس آن عهد را به ایشان دهند،و با آن عهد وارد بهشت شوند.شیخ طوسی این دعا را در تعقیب نماز صبح آورده است: خدایا،ای آفرینندۀ آسمانها و زمین،دانای پنهان و پیدا،ای بخشنده مهربان،با تو در این دنیا عهد میکنم،که به راستی تویی خدا،معبودی جز تو نیست،یگانهای، و برای تو شریکی نیست،و محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)بنده و فرستادۀ توست، خدایا بر محمّد و خاندانش درود فرست،و مرا هیچگاه،به اندازۀ یک چشم بر هم نهادن به خویشتن و نه به هیچیک از آفریدگانت وامگذار اگر مرا به خویشتن واگذاری،از خیر دورم میکند،و به شرّ نزدیکم میکند،ای پروردگارم جز به رحمتت اطمینان ندارم، پس بر محمّد و خاندان پاکیزهاش درود فرست،و برای من پیش خود عهدی قرار ده،که آن را در روز قیامت به من بپردازی،به راستی که تو خلف وعده نمیکنی.
دوازهم:در کتاب«عدة الداعی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:هر که پس از نماز صبح و پیش از آنکه سخن بگوید این دعا را بخواند:
«ربّ صلی علی محمّد و اهل بیته»حق تعالی او را از آتش دوزخ حفظ کند.ابن بابویه در کتاب «ثواب الاعمال»به سند معتبر روایت کرده:پس از نماز صبح صد مرتبه بگو:
«اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد»،تا حق تعالی صورت تو را از آتش دوزخ نگاه دارد،و به روایت دیگر صد مرتبه پیش از سخن گفتن بگو:یا ربّ صلّ علی محمّد و آل محمّد،و اعتق رقبتی من النّار.
چون از تعقیب نماز فارغ شدی،سجدۀ شکر بجا آور.و اتفاق علمای شیعه بر آن است که سجدۀ شکر در وقت تازه شدن نعمتی،یا دفع بلایی مستحبّ است،و بهترین آن پس از نماز است برای شکر بر توفیق ادای نماز.به سند معتبر از حضرت باقر علیه السّلام روایت شده:پدرم امام زین العابدین علیه السّلام،هیچ نعمتی را از خدا یاد نکرد،مگر آنکه به شکرانه آن،سجده بجا آورد،و هیچ آیهای از قرآن را نخواند که در آن سجده باشد،مگر آنکه سجده کرد،و خدا شرّی را که از آن میترسید،از او دفع نکرد مگر آنکه سجده کرد،و از هر نماز واجبی که فارغ میشد،پس از آن سجده بجا میآورد،و هرگاه اصلاح نمودن میان دو نفر را توفیق مییافت،به خاطر شکر آن سجده میکرد،در تمام مواضع سجود آن حضرت،اثر سجده نمایان بود،به این خاطر به آن حضرت سجّاد میگفتند.و نیز به سند صحیح از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده هر مؤمنی در غیر نماز،برای شکر نعمتی برای خدا سجده کند حق تعالی برای او ده حسنه مینویسد،و ده سیئه را از او محو میکند،و ده درجه برای او در بهشت بلند میگرداند.و به سندهای معتبر بسیار از آن حضرت روایت شده:
نزدیکترین حالات بنده به خدا،حالت سجدۀ همراه با گریه است.در حدیث صحیح دیگری فرمود:سجدۀ شکر بر هر مسلمانی واجب است،نماز خود را با آن تمام کن،و پروردگارت را به وسیلۀ آن خشنود نما،و فرشتگان را از خود به شگفتی انداز،به درستی که بنده هرگاه نماز بجا آورد،و پس از آن سجدۀ شکر کند،پروردگار جهانیان بین او و فرشتگان پرده را بگشاید و بگوید:ای فرشتگان من،به جانب بنده من نظر کنید،که فریضۀ مرا ادا نمود،و عهد مرا تمام کرد،پس در پیشگاه من به خاطر آنچه بر او انعام کردهام سجده کرد،ای فرشتگان من،به او چه پاداشی باید داد؟پاسخ میدهند رحمتت را.میپرسد:دیگر چه؟میگویند:بهشت،باز میفرماید:دیگر چه؟میگویند:کفایت کارهای مهمّ او،و
برآوردن حاجاتش.پس حق تعالی به کرّات میپرسد،و فرشتگان پاسخ میدهند،تا آنکه فرشتگان میگویند:
پروردگارا،دیگر چیزی نمیدانیم،آنگاه خدای کریم میفرماید:من او را شکر میکنم،چنانکه او مرا شکر کرد،و به فضل خود به سوی او رو میکنم،و رحمت عظیم خود را در قیامت به او مینمایانم!به سند صحیح از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:خدای عالمیان،ابراهیم علیه السّلام را برای آن خلیل خود گردانید،که بسیار بر زمین سجده میکرد.و در حدیث معتبر دیگری فرمود:چون نعمتی از نعمتهای خدا را به یاد آوری،و در جایی باشی که کسی از مخالفان تو را نبیند،چهره خود را به نیّت سجده بر زمین گذار،و اگر در جایی باشی که مخالفان حاضر باشند،و نتوانی سجده کنی،دست بر پایین شکم خود گذار،و برای تواضع و فروتنی نسبت به خدا به حالت رکوع در آ،و دست بر شکم گذاشتن به خاطر آن است،که مخالفان گمان کنند،دردی در شکم تو پیدا شده.در روایات متعددی وارد شده:حق تعالی به موسی علیه السّلام خطاب کرد:میدانی تو را برای چه برگزیدم،و از میان آفریدگانم تنها تو را کلیم خود کردم؟موسی گفت:
پروردگارا نمیدانم،خدا فرمود:برای آنکه بر احوال بندگان توجّه کردم،در میان ایشان کسی را ندیدم،که در پیشگاه من بیش از تو خشوع آورد،چون تو از نماز فارغ میشوی،دو طرف چهرات را بر خاک میگذاری.به سند موثّق از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده:سجده پس از فراغت از نماز واجب،شکر خدا است بر اینکه بندۀ خود را بر ادا کردن واجب توفیق داده،و کمتر چیزی که باید در این سجده گفته شود،این است که سه مرتبه بگوید:
«شکرا للّه»راوی پرسید:«شکرا للّه»چه معنایی دارد؟حضرت فرمود:معنایش این است که این سجده از جانب من برای شکر و سپاس خدا است بر اینکه به من توفیق داد به خدمتش برخاستم،و واجب او را ادا کردم،و شکر خدا موجب فزونی نعمت و توفیق طاعت است،و اگر در نماز تقصیری مانده باشد،که به نافلهها جبران نگشته به وسیله این سجده جبران میشود.و اما کیفیت این سجده،مشروط به شرطی نیست به هر شکلی که صورت گیرد صحیح است، و احوط آن است که بر زمین انجام گیرد،و اگر بتواند باید مانند سجده نماز بر هفت عضو سجده کند،و پیشانی را بر آنچه سجده نماز بر آن صحیح است بگذارد،و بهتر آن است که بر خلاف سجده نماز دستها را بر زمین بخواباند،
و شکم را به زمین برساند،و مستحبّ است اول پیشانی را بر زمین گذارد،سپس طرف راست صورت را،آنگاه جانب چپ را و دوباره پیشانی را بر زمین گذارد.به همین خاطر این حالت را«دو سجدۀ شکر»میگویند.و ظاهرا بدون گفتن ذکر هم صورت میگیرد،و مستحبّ است که در این سجده ذکر بگوید،و بهتر آن است که ذکرها و دعاهایی را که در چند سطر بعد ذکر خواهد شد بخواند،و مستحبّ است این سجده را طول دهد،چنانکه روایت شده:حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام پس از طلوع صبح سجده مینمود تا هنگام ظهر شرعی،و بعد از عصر تا هنگام شام،و در حدیث دیگری وارد شده:آن حضرت بیشتر از ده سال هر روز پس از طلوع آفتاب،تا هنگام ظهر شرعی در سجده بودند،و به سند صحیح روایت شده:حضرت رضا علیه السّلام به اندازهای در سجود میماند،که سنگریزه مسجد از عرق ایشان تر میشد،و آن حضرت دو طرف روی خود را بر زمین مسجد میچسباندند.در کتاب رجال کشّی آمده است که فضل به شاذان نزد ابن عمیر آمد درحالیکه در سجده بود،و سجده را بسیار طول داد،چون سر برداشت،و دربارۀ طول سجدهاش سخن به میان آمد گفت:اگر سجدۀ جمیل بن درّاج را میدیدی، سجدۀ مرا طولانی نمیشمردی،و نیز گفت:روزی نزد جمیل رفتم،او سجده را بسیار طول داد،چون سر برداشت،گفتم:سجد را طول دادید؟گفت:اگر سجدۀ معروف بن خرّبوذ را میدیدی،سجدۀ مرا آسان میشمردی،و نیز از فضل بن شاذان روایت کرده:حسن بن علی بن فضّال برای عبادت به صحرا میرفت،سجده را به اندازهای طول میداد،که پرندگان بر پشتش مینشستند،به گمان این که جامهی افتادهای است،و حیوانات وحشی در اطراف او میچریدند و از او نمیهراسیدند و نیز روایت کرده:علیّ بن مهزیار،به هنگام طلوع آفتاب به سجده میرفت و سر بر نمیداشت تا برای هزار نفر از برادران خود دعا میکرد همانند آنچه که برای خود دعا کرده بود،و از کثرت طول سجده بر پیشانی او به مانند زانوی شتر،پینه بود!!و نیز روایت کرده:ابن عمیر پس از نماز صبح سر به سجدۀ شکر میگذاشت و بر نمیداشت مگر هنگام ظهر.بهتر این است که سجدۀ شکر پس از تمام تعقیبات و پیش از انجام نوافل باشد و بیشتر اصحاب گفتهاند:در نماز مغرب پس از نوافل انجام گیرد و بعضی زمان انجام آن را پیش از نوافل گفتهاند،و ظاهرا هر دو وقت خوب است ولی پیش از نوافل بجا آوردن بهتر است،چنانکه حمیری از حضرت صاحب الزمان علیه السّلام روایت کرده و اگر هر دو را به عمل آورد، شاید بهتر باشد.
اما دعاهای این سجده بسیار است و آسانترین آنها این چند مورد است. اول: به سند معتبر از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده:اگر میخواهی صد مرتبه شکرا شکرا بگو و اگر میخواهی صدر مرتبه عفوا عفوا.در«عیون اخبار الرضا»از رجاء بن ابی الضّحاک روایت کرده که حضرت رضا علیه السّلام در راه خراسان،هرگاه از تعقیب نماز ظهر فارغ میشدند صد مرتبه در سجده میگفتند شکرا للّه و چون از تعقیب نماز عصر فارغ میشدند،صد مرتبه میگفتند حمدا للّه دوم: شیخ کلینی به سند معتبر از حضرت صادق علیه السّلام
روایت کرده:نزدیکترین احوال بنده به خدای تعالی هنگامی است که در سجده باشد و خدای خود را بخواند.چون به سجده روی بگو:
ای پروردگار پرورندگان،و ای پادشاه پادشاهان،و ای سرور سروران،و ای جبّار جبّاران،و ای معبود معبودان،درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد سپس حاجت خود را بخواه.آنگاه بگو:
من بنده توام،اختیارم در دست قدرت توست.بعد هر دعایی را که خواهی بکن،که خدا بخشنده است،و برآوردن هیچ حاجتی برای او دشوار نیست. سوم: کلینی به سند موثّق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:پدرم را شبی در مسجد به حال سجده دیدم،شنیدم میگریست و این دعا را میخواند:
منزّهی تو،خدایا تو پروردگار منی،به راستی از روی بندگی و بردگی برای تو سجده کردم،ای پروردگارم خدایا،به درستی که عمل من کم است بر آن بیفزای،خدایا مرا از عذابت نگاه دار،روزی که بندگانت را برانگیزی و توبهام را بپذیر زیرا تو پذیرندۀ توبه و مهربانی. چهارم :کلینی به سند معتبر روایت کرده:حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام این دعا را در سجده میخواند:به تو پناه میآورم از آتشی که گرمایش فرو نمینشیند،و به تو پناه میآورم از آتشی که تازهاش کهنه نمیگردد،و به تو پناه میآورم از آتشی که تشنهاش سیراب نشود،و به تو پناه میآورم از آتشی که برهنهاش پوشیده نگردد.
پنچم: کلینی به سند معتبر روایت کرده:مردی به حضرت صادق علیه السّلام شکایت کرد:امّ ولدی[امّ ولد به کنیزانی گفته میشود که از مالکان خود دارای فرزندی شوند]دارم که علیل است،فرمود:پس از هر نماز واجب در سجده شکر بگوید:یا رؤوف یا رحیم،یا ربّ یا سیّدی آنگاه حاجت خود را بطلبد. ششم: در بسیاری از روایات معتبر نقل شده:امام صادق و امام کاظم علیهما السّلام در سجدۀ شکر بسیار میگفتند:
اسالک الرّاحة و عند الموت و العوف عند الحساب. هفتم: به سند صحیح از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:در سجده میگفتند:سجد وجهی اللّئیم لوجه ربّی الکریم.
هشتم: در بعضی از کتب معتبر از امیر مؤمنان علی السّلام روایت شده:بهترین سخنان نزد حق تعالی،آن است که بنده در سجده سه مرتبه بگوید:انّی ظلمت نفسی فاغفر لی.
نهم: در«جعفریات»به سند صحیح از حضرت امام صادق علیه السّلام روایت کرده:حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله وقتی سر به سجده میگذاشت این دعا را میخواند:
خدایا آمرزشت از گناهان من گستردهتر،و مهرت بر من از عملم امیدبخشتر است،گناهان مرا بیامرز،ای زندهای که هرگز نمیمیرد. دهم: قطب راوندی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:
هرگاه بر تو شدّت و غمی عارض شود،و به نهایت سختی برسد،بر زمین سجده کن و بگو:ای خوار کننده هر سرکش ای عزّتبخش هر خوار،به حقّت سوگند،تابم به سرآمد،پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و مشکل مرا بگشای در کتاب«عدة الداعی»از آن حضرت روایت کرده:هرگاه به مردی حادثهای یا پیشآمد سختی،یا اندوه شدیدی،یا غمی سنگین برسد،زانوها و دستهای خود را تا مرفق برهنه کند،و به زمین بچسباند و سینۀ خود،نیز به زمین برساند و حاجت خود را بطلبد.
یازدهم: ابن بابویه به سند معتبر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:هرگاه بنده در سجده سه مرتبه بگوید:یا اللّه یا ربّاه یا سیّداه خدای کریم در جواب او گوید:لبیّک بندۀ من،حاجت خود را بخواه.در«مکارم الاخلاق»روایت کرده:هرکه در سجده بگوید:یا ربّاه یا سیّداه آنقدر که نفس قطع شود،حق تعالی فرماید:حاجت خود را بخواه. دوزدهم: در کتاب «مکارم اخلاق»از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله به مردی رسید که
در حال سجده بود و میگفت:ای پروردگارم،تو را چه میشود که از من خشنود کنی،هرکه را از او نزد من حقیّ است،و اینکه گناهانم را بیامرزی،و به رحمتت مرا وارد بهشت گردانی جز این نیست که،گذشت تو از ستمکاران است،و من از ستمکارانم،پس مرا به مهرت فرا گیر،ای مهربانترین مهربانان.
حضرت فرمود:سر از سجده بردار که دعایت مستجاب شد،به درستی که دعای پیامبری را خواندی که در زمان قوم عاد بود.
مولّف گوید:ما در«مفاتیح»در ضمن اعمال مسجد کوفه،و مسجد زید،بعضی دعاها را نقل کردیم که در سجده خوانده میشود.و شیخ طوسی در کتاب«مصباح المتهجّد»در ذکر سجدۀ شکر فرمود:مستحبّ است برای برادران خود،در سجده دعا کند و بگوید:
ای پروردگار بامداد،و شبهای دهگانه،و پروردگار جفت و تک،و شب هنگامی که میگذرد،و پروردگارم هر چیز، و معبود هر چیز،و آفرینندۀ هر چیز،و پادشاه هر چیز،بر محمّد و خاندانش درود فرست،و با من و فلان و فلان آنچه شایسته آنی انجام ده،و نسبت به ما آنچه سزاوار آن هستیم انجام مده،به درستی که تو اهل تقوا و آمرزشی.چون سر از سجده برداشتی،دست خود را بر موضع سجود خود میمالی،و از طرف چپ صورت به صورت میکشی،آنگاه به پیشانی،سپس سه مرتبه به جانب راست،و در هر مرتبه میگویی:
خدایا تو را ستایش،معبودی جز تو نیست،دانای نهان و آشکار،بخشنده و مهربان،خدایا اندوه درون و غم و دگرگونیها و فتنهها آنچه آشکار شد و آنچه نهان گشت را از من برطرف کن.
در زمانی که آفتاب طلوع میکند،دعاهایی را که «ان شاء الله تعالی»در فصل پنجم خواهد آمد میخوانی.سزاوار است در ابتدای روز صدقه بدهی،هر چند مقدار کمی باشد،و پیش از فرا رسیدن ظهر برای نماز ظهر آماده شوی،و خواب قیلوله را مقدّم بداری،و خواب قیلوله برای عبادت شبانه و روزۀ روز کمک خوبی است،و نیز سعی کن از خواب قیلوله برای ظهر بیدار شوی،بعد وضو میگیری و به جانب مسجد میروی،و نماز تحیّت مسجد را بجای میآوری و اگر وقت نماز نرسیده بود منتظر دخول وقت میشوی،و مستحبّ است نماز در اول وقت خوانده شود،چون زوال [هنگام ظهر شرعی]محقّق شد نخستین عملی را که انجام میدهی این است که میگویی:
منزّه است خدا،و معبودی جز خدا نیست و ستایش خدای را که همسر و فرزندی نگرفته،و در فرمانروایی شریکی برای او نیست،و از روی خواری سرپرستی برایش نمیباشد،او را بزرگ شمار بزرگشمردنی شایسته
روایت شده:حضرت باقر علیه السّلام به محمّد بن مسلم فرمود:بر این دعا محافظت کن،چنانکه بر چشمهایت محافظت میکنی.و اگر وضو نداری،برای وضو گرفتن بشتاب،و آدابی را که قبلا ذکر شد بجا میآوری،آنگاه شروع به خواندن نوافل ظهر میکنی که هشت رکعت است،پس برای دو رکعت اوّل نیّت میکنی،و هفت تکبیری را که قبلا ذکر شد همراه با دعاهایش انجام میدهی و استعاذه[یعنی اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم]میگویی،و سورۀ(حمد)و(توحید)را در رکعت اوّل،و سورههای(حمد)و قل یا ایّها الکافرون را در رکعت دوم میخوانی.و پس از فراغت از این دو رکعت،سه تکبیری را که در تعقیبات ذکر شد با تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام به جا میآوری،آنگاه میخوانی:
خدایا من ناتوانم،پس در خشنودیات،ناتوانیام را نیرو بخش،و به سوی خیر بگیر مهارم را،و ایمان را نهایت خشنودیام قرار ده،و در آنچه نصیبم کردهای،برکت بخش،و برسان مرا به رحمتت به همه آنچه از تو امید دارم،و برایم دوستی و شادی برای اهل ایمان و عهدی نزد خودت قرار ده.سپس برمیخیزی و به همین طریق دو رکعت دیگر به جای میآوری،جز آنکه شش تکبیر افتتاح را نمیگویی،و سپس دو رکعت دیگر به همین
کیفیت به جا میآوری،و نیز تسبیح و دعای مذکور را به دنبال این چهار رکعت میخوانی،و دو رکعت دیگر از این نوافل را بین اذان و اقامه به جا میآوری،و پس از اقامۀ نماز میگویی:
خدایا پروردگار این دعای کامل،و نماز برپا،به محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)درجه و وسیلۀ و فضیلت برسان،به خدا آغاز میکنم،و به خدا رستگاری میجویم، و به محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)توجّه مینمایم،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و به وسیلۀ آنان مرا نزد خود در دنیا و آخرت آبرومند و از مقرّبان قرار ده.آنگاه به خواندن نماز ظهر مشغول شو،و آنچه را که در نماز صبح ذکر شد رعایت کن،و همۀ این نماز را جز آیۀ (بِسْمِ اللّٰهِ) آهسته بخوان،و بهتر این است که در رکعت اول بعد از حمد سورۀ«قدر»و در رکعت دوم سوره«توحید»را بخوانی،چون دو رکعت آن را خواندی و از تشهّد فارغ شدی،پس از صلوات بگو:و تقبّل شفاعته و ارفع درجته سپس برخیز و تسبیحات اربعه را در رکعت سوم سه مرتبه بخوان،و اگر«قربة الی اللّه»استغفاری به آن اضافه کنی نیکوست،پس رکوع و سجود را به همان آدابی که قبلا به تفصیل بیان شد بجا آر،آنگاه برای رکعت چهارم برخیز،و آن را نیز همانند رکعت سوم انجام ده،سپس تشهّد و سلام بگو و پس از نماز شروع کن به خواندن تعقیب و آن سه تکبیری را که در ابتدای تعقیبات بود بگو،پس بخوان:
لا اله الا اللّه الها واحدا تا آخر دعایی که قبلا ذکر شد،آنگاه تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام را بگو،و آنچه از تعقیبات مشترک میخواهی بخوان یعنی تعقیباتی را که پس از نماز صبح خواندی،سپس تعقیبات مختص نماز ظهر را میخوانی که بسیار است،ما بعضی از آنها را در کتاب«مدیّه»و«مفاتیح»ذکر کردیم،و این مختصر گنجایش آن تعقیبات را ندارد،سپس سجدۀ شکر به جا میآوری،و زمانی که از تعقیب نماز ظهر فارغ شدی،آمادۀ نماز عصر میشوی،نافلۀ آن را که هشت رکعت است بجای میآوری،و پس از فراغت از نوافل،نماز عصر را به همان آدابی که ذکر شد میخوانی،و سزاوار است
در رکعت اول پس از سورۀ حمد،سورۀ«نصر»یا سورۀ«تکاثر»یا امثال آن را و در رکعت دوم سورۀ«توحید»را بخوانی،و پس از پایان نماز آنچه از تعقیبات مشترک خواستی بخوان،پس آنچه را مختصّ به نماز عصر است به جای میآوری،از جمله:هفتاد مرتبه استغفار،و ده مرتبه سورۀ«قدر»،آنگاه سجده شکر بجا میآوری، و چون خواستی از مسجد خارج شوی،این دعا را میخوانی:
خدایا دعوتم کردی،دعوتت را اجابت نمودم،و نماز واجبت را خواندم،و در زمینت چنانکه فرمان دادی در پی روزی رفتم،از تو میخواهم از صر فضلت،عمل به طاعت را،و اجتناب از نافرمانیات را،و کفایت از روزیات را به رحمتت.
در بیان اعمالی که متعلق به ما بین غروب آفتاب تا وقت خواب است
آنچه در نزدیکی غروب آفتاب سزاوار است،اینکه در حرکت به سوی مسجد شتاب ورزی،و به هنگام زردی آفتاب بگویی:خدای ستم آورنده به گذشتت شام کرد،و گناهانم پناهآورنده به آمرزشت شام کرد،و هراسم پناه آورنده به ایمنیات شام کرد،و خوارم پناه آورنده به عزتت شام کرد،و تهیدستیام پناه آورنده به توانگریات شام کرد،و روی فرسودهام پناهآورنده به جلوۀ همیشگیات شام کرد،خدایا عافیتت را بر من بپوشان و به رحمتت فرو بر،و در کرامتت فرا گیر،و از شرّ آفریدگان جنّ و آدمیات حفظم کن،ای خدا،ای بخشنده،ای مهربان.و شایسته است در این وقت به تسبیح و استغفار مشغول باشی،زیرا فضیلت این وقت،مانند فضیلت پیش از طلوع است و حق تعالی فرموده:و تسبیح کن به ستایش پروردگارت،پیش از طلوع آفتاب،و غروب خورشید.
از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:زمانی که خورشید تغییر کرد،یعنی مشرف به غروب شد،یاد خدا کن،و اگر با مردمی هستی که تو را از ذکر باز میدارند،از آنان دور شو،و مشغول دعا شو،در هنگام غروب بگو:
ای که نبوّت را به محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)پایان داد،این روز مرا به خیر پایان ده،و ماه و سال و عمرم را به خیر تمام کن.و تهلیل«لا اله الاّ اللّه»و استعاذه«اعوذ باللّه من الشّیطان الرّجیم» روایت شده را که در دعاهای صبح و شب خواهد آمد میخوانی،پس دست خود را بالای سرت میگذاری،و به صورت خود میکشی،و محاسن را به دست گرفته و میگویی:حفاظت نمودم بر خود و خاندان و دارایی و فرزندم،به خدا،که معبودی جز او نیست.دانای پنهان و پیدا،بخشنده و مهربان،زنده و پاینده،او را چرت و خواب درنگیرد.ادامه میدهی تا العلیّ العظیم.سپس اقدام به خواندن نماز مغرب میکنی،و تأخیر آن از اول وقت سزاوار نیست،که در احادیث بسیاری به تأخیر نینداختن آن از اول وقت تأکید بسیار شده.چون خواستی مشغول نماز شوی به همان آدابی که گذشت اذان و اقامه بگو، و بین اذان و اقامه میخوانی:خدایا از تو میخواهم به روآوردن شبت،و رو برگردان روزت،و حاضر شدن زمان نمازت،و بانگهای خوانندگانت،و تسبیح فرشتگانت،که درود فرستی بر محمّد و خاندان محمّد،و توبهام را بپذیری،به راستی پذیرای توبه و مهربانی.آنگاه نماز مغرب را با آداب و شرایط بجا میآوری،و پس از پایان نماز سه تکبیر و تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام میگویی و میخوانی:
خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستد،ای کسانی که ایمان آوردهاید،بر او درود فرستید،و سلام کنید،
خدایا بر محمّد نبی و بر فرزندان و اهل بیتش دورد فرست.و هفت مرتبه بگو:به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،و در جنبش و نیرویی نیست جز به خدای والای بزرگ و سه مرتبه میگویی:ستایش خدای را که هرچه بخواهد انجام میدهد و غیر او هرچه بخواند انجام نمیدهد.سپس میگویی:منزّهی تو،معبودی جز تو نیست،همۀ گناهان مرا بیامرز،که همۀ گناهان را نمیآمرزد مگر تو.اگر دوست داشته باشی، بیش از این تعقیب بخوانی،بهتر آن است که پس از نافلۀ مغرب بخوانی،آنگاه برای خواندن نافله بر میخیزی، که چهار رکعت است،و سخن گفتن ما بین نماز مغرب و نافلۀ آن کراهت دارد.در رکعت اول سورۀ«کافرون»و در رکعت دوم سورۀ«توحید»و در دو رکعت دیگر هر سورهای را که خواستی بخوان،البته شایسته است در رکعت سوم سورۀ «حدید»تا«علیم بذات الصّدور»و در رکعت چهارم آخر سورۀ حشر یعنی«لو انزلنا هذا القرآن»را تا پایان سوره بخوانی.و اگر مانند سایر نوافل به حمد تنها هم اکتفا کنی جایز است و بلند خواندن قرائت در نافله مغرب،و همچنین در سایر نوافل سزاوار است.
وقتی از نافله مغرب فارغ شدی،از تعقیبات مشترک آنچه بخواهی بخوانی مانعی نیست،پس سجدۀ شکر بجا میآوری به صورتی که پیش از این گذشت و کمتر چیزی که در سجدۀ شکر لازم است این است که بگویی:«شکرا شکرا شکرا».شیخ کلینی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:هرگاه از نماز مغرب فارغ شدی،بر جبین خود دست بکش،و سه مرتبه بگو:
بسم اللّه الّذی لا اله الاّ هو عالم الغیب و الشّهادة الرّحمن الرّحیم اللّهمّ اذهب عنّی الهمّ و الحزن شایسته است نماز غفیله را،که کیفیت آن در«مفاتیح»و غیر آن ذکر شده بخوانی.زمانی که روشنایی پس از غروب آفتاب پنهان شد،برای نماز عشار به همان آدابی که گذشت اذان و اقامه میگویی،آنگاه با رعایت آداب و شرایط،خواندن نماز واجب عشا را شروع کن،و شایسته است قنوت و تعقیب آن را طول دهی
زیرا وقت وسعت دارد.در تعقیب نماز عشا،دعای مشترک بین صبح و شام را میخوانی،پس از آن دعاهای مختصّ به شام را که بسیار است قرائت میکنی،از جمله دعایی را که برای طلب روزی وارد شده است،و این دعا در«مفاتیح»نقل شده و مستحب است هفت مرتبه سورۀ«قدر»را بخوانی،آنگاه میگویی:
خدایا ای پروردگار هفت آسمان،و آنچه سایه افکندند،و پروردگار هفت زمین و آنچه حمل کردند،و پروردگار شیاطین و آنان که گمراه نمودند،و پروردگار بادها و آنچه پراکنده کردند،خدایا ای پروردگار هر چیز،و معبود هر چیز،و پادشاه هر چیز،تویی خدای توانا بر هر چیز،تویی خدای اوّلی که چیزی پیش از تو نبود،و پایانی که چیزی بعد از تو نیست،و تویی آشکار که چیزی برتر از تو نیست،و تویی پنهان که چیزی ما دون تو نیست،ای پروردگار جبرییل و میکاییل و اسرافیل و معبود ابراهیم[و اسماعیل] و اسحاق و یعقوب،از تو میخواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و مرا با رحمتت سرپرستی کنی، و احدی از آفریدگانت را که مرا یارای مقاومت با او نیست بر من چیزه ننمایی،خدایا با تو دوستی میورزم، پس دوستم بدار،و در بین مردم عزیزم کن،و از شر شیاطین جنّ و انس سالمم بدار،ای پروردگار جهانیان،و بر محمّد و خاندانش درود فرست.پس به آنچه دوست داری دعا کن،آنگاه سجدۀ شکر بجا آور، و نماز وتیره را که دو رکعت نافلۀ نشسته است به دنبال نماز عشا بخوان،و مستحبّ است در این نماز صد آیه از قرآن خوانده شود،و خوب است در رکعت اول پس از سورۀ«حمد»سورۀ«واقعه»و در رکعت دوم سورۀ«توحید»خوانده شود و پس از سلام هر دعایی را که خواستی قرائت کن.زمانی که خواستی بخوانی،شایسته است آماده مرگ شوی،و در
حال خوابیدن با طهارت باشی و از گناهان توبه کنی،و دل خود را از همّ و غم دنیا فارغ سازی،و هنگام مرگ و تنها و بیکس خوابیدن در قبر را یاد آری،و وصیّت خود را نوشته زیر بالین خود گذاری،و در نیّت برخاستن برای نماز شب باشی،زیرا افتخار مؤمن و زینت او در دنیا و آخرت خواندن نماز در پایان شب است.در وقت خوابیدن،سورۀ«توحید»و سورۀ «تکاثر»و آیة الکرسی میخوانی،آنگاه سه مرتبه میگویی:ستایش خدای را که برتر شد و چیره گشت،و ستایش خدای را که باطن شد و آگاه گشت،و ستایش خدای را که مالک گشت و توانا شد،و ستایش خدای را که مردگان را زنده میکند و زندگان را میمیراند،و او بر هر چیز تواناست.پس تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام را میگویی،و بر طرف راست،به شکل مرده که در قبر گذاشته میشود میخوابی،اما خوابیدن به صورت محتضر[یعنی کسی که مشرف به مرگ است].شیخ ما ثقة الاسلام نوری در«دار السلام» فرموده:آن را در هیچ خبر و اثری نیافتم،آری غزالی آن را ذکر کرده،و شک نیست که رشد و هدایت در مخالفت با رأی اوست.اگر خواستی برای نماز شب یا غیر آن،بیدار شوی.ولی از غلبۀ خواب بر خود میترسی،آیۀ آخر سورۀ«کهف»را بخوان:بگو جز این نیست،که من بشری مانند شمایم،به سوی من وحی میشود،همانا معبود شما یکی است، پس کسی که به دیدار پروردگارش امیدوار است،باید عمل صالح انجام دهد،و در عبادت پروردگارش،احدی را شریک نسازد.
از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هیچکس در وقت خوابیدن،این آیه را نمیخواند،مگر اینکه بیدار میشود،در ساعتی که میخواهی بیدار شود،و اگر از عقرب و جانوران دیگر میترسی،این دعا را بخوان،که حضرت باقر علیه السّلام سلامتی خوانندۀ آن را از شرّ عقرب و حشرات تا وقت صبح ضامن شده است:
به کلمات کامل خدا،که نیکوکار و بدکار از آنها نمی گذرد،پناه میبرم،از شرّ آنچه آفرید،و از شرّ آنچه پدید آورد،و از شرّ هر جنبندهای که خدا گیرنده مهار آنهاست،به درستی که پروردگار من به راه راست است.
اگر از جنب شدن میترسی این دعا را بخوان:خدایا از جنب شدن؛و از خوابهای پریشان، و از اینکه شیطان در بیداری و خواب مرا بازی دهد،و به تو پناه میآورم.اگر از خراب شدن خانه و ماندن زیر آوار و محلّی که در آنجا میخوابی میترسی این آیه را بخوان:خدا آسمانها و زمین را از اینکه تباه شوند نگاه میدارد،اگر تباه نشوند،هیچکس پس از آن را نگاه نمیدارد،خدا بردبار و آمرزشگر است.
اگر از دزد میترسی آخر سورۀ«اسراء»را بخوان که آغازش این آیه است:بگو خدا را بخوانید یا بخوانید رحمن را در وقت خواب هفت میل سرمه بکش چهار میل در چشم راست،و سه میل در چشم چپ،و در وقت سرمه کشیدن این دعا را بخوان:خدایا به حق محمّد و خاندان محمّد از تو میخواهم،که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و قرار دهی روشنایی را در چشمم،و بینش را در دینم،و یقین را در قلبم،و اخلاص را در عملم،و سلامت را در نهادم،و گستردگی را در روزیام،و سپاسگذاری در برابرت را همواره تا زندهام داری،تو بر هر چیز توانایی.و شایسته است خواب بین الطلوعین[بین طلوع و فجر و طلوع آفتاب]و خواب پس از عصر را ترک کنی و هنگامی که خوایت بخوابی چراغ را خاموش کن،و رو به جانب قبله بخواب،و در بامی که اطرافش حفاظ نداشته باشد مخواب،و خوابی که دیدی،برای هرکس مگو،جز آنکه عالم و خیرخواه و مهربان باشد.
در برخاستن از خواب،و خواندن نماز شب
دربارۀ برخاستن به هنگام شب،و بیان فضیلت آن،روایات بسیاری از اصحاب عصمت علیهم السّلام وارد شده.و نقل شده که نماز شب شرف مؤمن است،و باعث سلامت بدن،و کفّارۀ گناهان روز و برطرف کنندۀ وحشت قبر است،نماز شب روی را سپید و بو را خوش کرده،و جلب کنندۀ روزی است، ثروت و فرزندان زینت زندگی دنیا و هشت رکعت نماز در پایان شب با نماز وتر زینت آخرت است و حق تعالی گاهی این دو زینت را برای بعضی از مردم قرار میدهد و دروغ گفته است کسی که بگوید:من نماز شب به جای میآورم،و روز در گرسنگی به سر میبرم،زیرا نماز شب ضامن روزی روز است.از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:در وصیت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله به امام علی علیه السّلام آمده است:یا علی من تو را نسبت به خودت،به چند خصلت وصیّت میکنم،آنها را نیکو بدار،پس از آن فرمود:خدایا او را یاری ده،و پارهای از آن خصلتها را ذکر فرمود،تا اینکه گفت:
بر تو باد به نماز شب،و بر تو باد به نماز شب،و بر تو باد به نماز شب،و بر تو باد به نماز اوّل ظهر،و بر تو باد به نماز اول ظهر،و بر تو باد به نماز اوّل ظهر.
ظاهر این است که حضرت از نماز شب،سیزده رکعت را اراده کردند و از نماز ظهر هشت رکعت را که نافلۀ ظهر است.
از انس روایت شده:از پیامبر شنیدم که فرمود:دو رکعت نماز در دل شب،پیش من از دنیا و آنچه در آن است بهتر میباشد.نیز روایت شده:از حضرت زین العابدین علیه السّلام پرسیدند:چه شده کسانی که به شبزندهداری برمیخیزند چهرهشان از همه کس نیکوتر است؟فرمود:به خاطر اینکه اینان،با خدا خلوت میکنند،حق تعالی از نور خویش به چهرۀ ایشان میتاباند.به هر صورت روایات در این زمینه بسیار است و ترک برخاستن شب مکروه است.شیخ به سند صحیح از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:بندهای نیست مگر این که هر شب،یک بار،یا دو بار،یا چند بار بیدار میشود اگر برخاست،که برخاست،و گرنه شیطان پاهای خود را میگشاد و در گوش او بول[ادرار]میکند،آیا آنکه برای نماز شب برنخواسته،صبح که برمیخیزد،توجه نمیکند،گران و مکدّر و سنگین و کسل است؟شیخ برقی به سند معتبر از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده:برای شب شیطانی است،که او را«رها»میگویند،هرگاه بندهای از خواب بیدار شود،و برخاستن برای نماز شب را قصد کند،آن شیطان به او میگوید:اکنون وقت برخاستن نیست،بار دیگر که بیدار شود،و
بخواهد برخیزد،باز میگوید:وقت برخاستن نشده،یعنی زود است،پس پیوسته او را از برخاستن باز میدارد و او را حبس میکند تا فجر طلوع کند،چون فجر پدیدار شود،در گوش او ادرار میکند،و از او دست برمیدارد،درحالیکه به خود میبالد،و از نخوت و ناز دم خود را میجنباند!!ابن ابی جمهور از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت کرده:روزی به اصحاب خود فرمود:هرگاه یکی از شما در شب بخوابد،شیطان در پس سر او سه گره میزند و در مکان هر گرهی میگوید:
«شب تو طولانی است بخواب»هرگاه بیدار شود و یاد خدا کند،یک گره باز میشود،و اگر وضو بگیرد،گره دیگری باز میگردد،و اگر نماز بخواند،گره سوم گشوده میشود،پس با حال نشاط،پاکیزه نفس وارد صبح میگردد،وگرنه آلوده نهاد و کسل وارد صبح میشود،این روایت در کتابهای اهل سنّت نیز ذکر شده.قطب راوندی از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده:در سه چیز با سه چیز طمع مکن:در بیداری شب با پرخوری،در نور چهره با خوابیدن در همه ساعات شب و در امان از دنیا،با همنشینی اهل فسق.و همچنین قطب راوندی رایت کرده:حضرت عیسی علیه السّلام مادرش مریم را پس از مردنش صدا زد،و گفت:
ای مادر با من سخن بگو،آیا علاقه داری به دنیا بازگردی؟گفت:آری برای اینکه به خاطر خدا،در شب بسیار سرد نماز گذارم،و در روز بسیار گرم روزه بگیرم،پسرم این راه بیمناک است.
کیفیّت نماز شب:به صورت آسان و مختضر،که ان شاء اللّه تعالی همه کس بتواند بجا آورد این است که چون از خواب برخاست،برای خدای متعالی سجده کند،و خوب است در این حال،یا در حال برداشتن سر از سجده،بگوید:
ستایش خدای را که زندهام کرد،پس از آنکه مرا میراند،و بازگشت همه پس از مرگ به سوی اوست،ستایش خدای را که روحم را بازگرداند، تا او را ستایش نموده و بندگی کنم.چون برخاست و ایستاد بگوید:خدایا بر هراس آن جهان یاریام ده،و بر من وسعت بخش قبر را،و خیر آنچه پس از مردن است نصیبم کن.چون صدای خروس را شنید بگوید:بسیار منزّه و مقدّس است پروردگار فرشتگان و روح،رحمتت بر خشمت پیشی گرفته،معبودی جز تو نیست،بد کردم، و به خود ستم نمودم،پس مرا بیامرز،به درستی که گناهان را جز تو نیامرزد،توبهام را بپذیر،که تو بسیار
توبهپذیر و مهربانی چون به اطراف آسمان نگاه کند بخواند:خدایا تو را باز نمیدارد و شب تار،و نه آسمان دارای ستارگان و نه زمین گسترده،و نه تاریکیهایی که بعضی از آنها بر فراز بعضی دیگرند،و نه دریای عمیق متراکم از آب از اینکه به شبروان در مسیر عبادت از عنایاتت مرحمت کنی،و رحمت را به هر که از آفریدگانت بخواهی عطا فرمایی، خیانت چشمها،و آنچه را سینهها پنهان میکند میدانی،پنهان شدند ستارگان،و دیدهها به خواب رستند،و تو زنده و پابرجایی،چرت و خواب تو را فرو نگیرد،منزّه است خدا،پروردگار جهانیان،و معبود رسولان، و ستایش خدی را پروردگار جهانیان.آنگاه پنج آیۀ سوره آل عمران را بخواند:به درستی که در آفرینش آسمانها و زمین،و رفت و آمد شب و روز،نشانههایی است برای صاحبان خرد،آنان که خدا را در حال ایستاده و نشسته و پهلو خفته یاد میکنند،و در آفرینش آسمانها و زمین اندیشه مینماید،پروردگارا این همه را به ناحق نیافریدی،منزّهی تو،ما را از عذاب دوزخ حفظ کن،پروردگارا هرکه تو وارد آتش دوزخ کنی به یقین او را رسوا نمودهای،و برای ستمکاران یاوری نیست.پروردگارا شنیدم فریاد کنندهای برای ایمان فریاد میزند به پروردگارتان ایمان بیاورید،پس ما ایمان آوردیم،پروردگارا گناهان ما را بیامرز،و بدیهای ما را بپوشان،و ما را همرا نیکان بمیران،پروردگارا آنچه بر رسولانت وعده کردی به ما عنایت کن،و در قیامت ما را رسوا مکن،که تو هرگز خلف وعده نمیکنی.هرگاه خواست به جانب عبادت رو کند،و او را نیازی به تخلیّ[قضای حاجت]باشد آن را پیش اندازد،و چون از بیت الخلا درآید به مسواک آغاز کند،
پس از آن وضوی کامل بگیرد،و خود را خوشبو سازد،آنگاه به نماز شب برخیزد که ابتدای وقت آن نیمه شب است، و هرچه به طلوع صبح صادق نزدیکتر شود،بهتر است،و اگر صبح طلوع کند،درحالیکه چهار رکعت آن را بجا آورده،بقیه را با«حمد»تنها بجا آورد،در هر صورت زمانی که برای نماز شب برخاست،هشت رکعت به قصد نماز شب شروع میکند، و پس از هر دو رکعت سلام میدهد،و خوب است در دو رکعت اول در هر رکعت پس از سورۀ«حمد»سی مرتبه سورۀ توحید بخواند،تا از نماز فارغ شود درحالیکه بین او و خدای عزّ و جلّ گناهی نباشد،یا آنکه در رکعت اوّل آن سورۀ«توحید»و در رکعت دوم قل یا ایّها الکافرون بخواند،و در شش رکعت دیگر«حمد»و هر سورهای که میلش باشد،و در هر رکعتی«حمد»و «توحید»نیز کافی است،و اکتفا به سوره«حمد»تنها هم جایز میباشد،و چنانکه قنوت در نمازهای واجب مستحبّ است در رکعت دوم از نمازهای نافله هم مستحبّ است،و در قنوت سه مرتبه سبحان اللّه گفتن کفایت میکند.
یا اینکه گفته شود:
خدایا بیامرز ما را و به ما رحم کن،و به ما عافیت ده،و در دنیا و آخرت از ما درگذر،به درستی که تو بر هر چیز توانایی.یا اینکه بگوید:پروردگارا،بیامرز،و رحم کن،و از آنچه میدانی درگذر،به درستی که تو عزیزتر و بزرگتر و گرامیتری روایت شده:حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام هنگامی که در شب تاریک،در محراب عبادت میایتساد چنین میخواند:
اللّهمّ انّک خلقتنی سویّا...و این دعا دعای پنجاهم صحیفۀ کامله است.چون از هشت رکعت نماز شب فارغ شود،دو رکعت نماز شفع،و یک رکعت نماز وتر بجا آورد،و در این سه رکعت پس از سورۀ«حمد»سورۀ«توحید»بخواند تا به منزلۀ یک ختم قرآن باشد،زیرا سورۀ توحید ثلث قرآن است،یا آنکه در نماز شفع در رکعت اول سورۀ«حمد»و(قل اعوذ بربّ النّاس)،و در رکعت دوم سورۀ«حمد»و«قل اعوذ بربّ الفلق»را بخواند و چون از نماز شفع فارغ گشت مستحبّ است بخواند:الهی تعرّض لک فی هذا اللّیل المتعرضون و این دعایی است که در اعمال نیمۀ شعبان در کتاب مفاتیح الجنان ذکر شد.پس از نماز شفع،برای خواندن یک رکعت نماز وتر برخیزد،و در آن یک رکعت سورۀ«حمد»و سورۀ توحید بخواند،یا آنکه پس از حمد سه مرتبه سورۀ توحید و
یک مرتبه سورههای الفلق و النّاس را قرائت کند،سپس برای قنوت دست بردارد،و هر دعایی را که میخواهد بخواند.شیخ طوسی فرموده:دعاهایی که در این قنوت خوانده میشود،آنقدر زیاد است که شمرده نمیشود،ولی مقیّد به این وقت نیست،که خلافش جایز نباشد،انسان مستحبّ است در قنوت نماز وتر،برای ترس از خدا،و بیم از عقاب پروردگار گریه یا تباکی[یعنی خود را به گریه واداشتن یا اظهار گریه کردن]کند،و برای برادران مؤمن دعا کند،و ذکر چهل نفر مؤمن مستحب است،به درستی که دعا کننده برای چهل مؤمن دعایش ان شاء اللّه مستجاب میشود،و نیز دعا کند به آنچه بخواهد.شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه آورده:
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله در قنوت نماز وتر میخواند:
خدایا هدایتم کن در زمرۀ آنان که هدایت کردی،و عافیتم ده در گروه آنان که عافیت دادی،و سرپرستیام فرما در جمع آنان که سرپرستی کردی،و مرا در آنچه عطا کردی برکت ده،و از شرّ آنچه حکم نمودی نگاهم بدار،به درستی که تو حکم کنی،و علیه تو حکم نشود،منزّهی تو،ای پروردگار کعبه از تو آمرزش میخواهم،و به سوی تو باز میگردم،و به تو ایمان میآورم،و بر تو توکّل میکنم،و جنبش و نیرویی نیست،جز به تو ای مهربان.و شایسته است،هفتاد مرتبه بگوید:از خدا طلب آمرزش میجویم و به سوی او باز میگردم.
و سزاوار است دست چپ را به دعا برداشته،و استغفار را با دست راست شماره کند.روایت شده:رسول خدا صلی اللّه علیه و آله در نماز وتر هفتاد مرتبه استغفار میکرد،و هفت مرتبه میگفت:این است مقام پناهبرندۀ به تو از آتش پروردگار مرا بیامرز، العفو.و همچنین روایت شده:حضرت سجاد علیه السّلام به هنگام سحر،در نماز وتر سیصد مرتبه میگفت:
العفو العفو و سپس بگوید:و به من رحم کن،و توبهام را بپذیر،به درستی که تو بسیار توبهپذیر و آمرزنده و مهربانی شایسته است قنوت را طولانی کند،و زمانی که از قنوت فارغ میشود،به رکوع رود،و چون سر از رکوع بردارد
این دعا را که شیخ طوسی در کتاب«تهذیب»از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت کرده بخواند:
این جایگاه کسی است که حسناتش نعمتی از تو،شکرش ضعیف،و گناهش بس بزرگ است،و برای آن جز نرمی و رحمتت چیزی نیست،به درستی که تو در کتاب نازل شدۀ بر پیامبر مرسلت(درود خدا بر او و خاندانش) فرمودی:«چنین بودند که اندکی از شب را میخوابیدند،و در سحرها درخواست آمرزش میکردند»ولی خواب من طولانی بود، و بیداری شبم کم بود،و این است سحر،و من از تو برای گناهانم آمرزش میخواهم،آمرزش خواهی کسی که برای خود نمییابد زیانی و نه سودی،و نه مرگی و نه حیاتی،و نه برانگیختنی.آنگاه به سجده رود،و نماز را تمام کند،و پس از سلام تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام را بگوید،و بخواند:ستایش از آن پروردگار بامداد است،ستایش از آن شکافندۀ سپیده است و سه مرتبه بگوید:منزّه است پروردگارم، آن فرمانروای بس مقدّس و عزیز و حکیم.سپس بگوید:ای زنده،ای پاینده،ای نیکوکار،ای مهربان،ای توانگر،ای کریم، مرا از تجارت نصیب ده در فزونی بزرگترینش را،در روزی فراخترینش را،و در عاقبت بهترین را، زیرا در آنچه عاقبتی برایش نیست،خیری هم نیست.و سزاوار است پس از این،دعای حزین را بخواند:«اناجیک یا موجود فی کلّ مکان...» آنگاه به سجده رود،و پنج مرتبه بگوید:«سبّوح قدّوس،ربّ الملائکة و الرّوح»،سپس بنشیند و ایة الکرسی بخواند،باز به سجده رود و سبّوح قدوس را پنج مرتبه بخواند،آنگاه برای نافلۀ صبح برخیزد،که دو رکعت است:در رکعت اول پس از سورۀ حمد سورۀ(قل یا ایّها الکافرون)و در رکعت دوم پس از سورۀ حمد سورۀ توحید را بخواند،و چون سلام داد،به طرف قبله به صورت مردۀ در قبر به پهلوی راست بخوابد،و گونۀ راستش را بر روی دست راست بگذارد و بگوید:
چنگ زدم به دستاویز محکمتر خدا،که گسستنی نیست برایش،و تمسّک جستم به رشتۀ استوار خدا،و پناه میبرم به خدا،از شرّ فاسقان عرب و عجم،و پناه میبرم به خدا از شرّ بدکاران جنّ و انس آنگاه سه مرتبه بگوید:منزّه است پروردگار بامداد،شکافندۀ سپیده.و پنج آیۀ آل عمران را که در سطور قبل[صفحۀ 947]ذکر شد بخواند،سپس برخیزد و بنشیند و تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام را بگوید.
در کتاب(من لا یحضره الفقیه)فرموده:روایت شده:هرکه بین دو رکعت نافلۀ صبح و نماز صبح،صد مرتبه بر محمّد و آل محمّد صلوات فرستد، حق تعالی چهرۀ او را از حرارت آتش حفظ کند،و کسی که صد مرتبه بگوید:سبحان ربّی العظیم و بحمد استغفر الله ربّی و اتوب الیه حق تعالی خانهای در بهشت برای او بنا کند،و کسی که بیست و یک مرتبه(قل هو اللّه احد)بخواند،خدای تعالی در بهشت خانهای برای او بنا کند،و اگر آن را چهل مرتبه بخواند،حق تعالی او را بیامرزد،و شایسته است پس از فراغت از نماز شب،دعای سی و دم صحیفۀ کامله:اللّهمّ یا ذا الملک المتابد..خوانده شود،آنگاه سجدۀ شکر بجا آورد،و سزاوار است برای برادران مؤمن خود دعا کند، و دعای اللّهمّ ربّ الفجر را که در ادعیۀ سجدۀ شکر گذشت بخواند،از برادران دینی امید واثق دارم،که برای این گنهکار روسیاه هم دعا کنند که به دعای بسیار نیازمندم و اللّه الموفّق.
در ذکر بعضی از اذکار و دعاها که باید هنگام بامداد و شامگاه خواند
آگاه باش ایدک اللّه که تشویق و ترغیب بسیاری بر محافظت این دو وقت در آیات و اخبار آمده،بر این اساس،برای این دو وقت دعاها و اذکار بسیاری از رسول خدا و ائمه اطهار صلوات اللّه علیهم وارد شده که ما در این رساله به ذکر مختصری از آنها تبّرک میجوییم. اول: ابن بابویه به سند معتبر،از حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده:هرکه پیش از طلوع آفتاف هر یک از سورههای:
توحید و قدر و ایة الکرسی، را یازده مرتبه بخواند،خدا دارایی او را از آنچه میترسد باز میدارد.و نیز فرمود:هرکه قل هو اللّه و قدر را پیش از طلوع آفتاب بخواند،در آن روز گناهی به او نرسد،هرچند شیطان بر این امر سخت بکوشد. دوم: کلینی و
ابن بابویه،و شیخ طوسی،و دیگران،به سندهای معتبر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کردهاند،بر هر مسلمان فرض است که ده مرتبه پیش از طلوع آفتاب،و ده مرتبه پیش از غروب خورشید،این دعا را بخواند:
معبودی جز خدا نیست،شریکی برایش نمیباشد،فرمانروایی و ستایش خاص اوست،زنده میکند و میمیراند،و او زندهای است که هرگز نمیمیرد،خیز تنها بدست اوست،و او بر هر کاری تواناست.و در بعضی از روایات آمده است:یحیی و یمیت و یمیت و یحیی و در چند روایت جملۀ و هو حی لا یموت بیده الخیر نیامده ولی در بعضی روایات آمده.و ظاهرا همه خوب است،و اگر همه صورتها را بگوید بهتر است،و در بعضی از روایات وارد شده اگر ترک شود لازم است قضا کنید،و در بعضی روایات آمده:این کفارۀ گناهان او در آن روز است. سوم: ابن بابویه و دیگران به سندهای بسیار معتبر از حضرت زین العابدین و حضرت صادق علیها السّلام روایت کردهاند:هرکه در شام صد مرتبه اللّه اکبر بگوید،مانند این است که صد بنده را آزاد کرده باشد،و به سند صحیح دیگر از حضرت باقر علیه السّلام روایت شده:هرکه پیش از طلوع آفتاب صد مرتبه،و قبل از غروب آن صد مرتبه اللّه اکبر بگوید،خدای کریم برای او همانند پاداش کسی که صد بنده را آزاده کرده باشد مینویسد،و هرکه ده بار سبحان اللّه و بحمده بگوید،خدا ده حسنه برای او مینویسد،و هرکه بیشتر بگوید،برای او بیشتر نوشته میشود. چهارم: ابن بابویه به سند معتبر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:غرفهای چند در بهشت است،که ظاهر آنها از درون،و درون آنها از بیرون نمایان است،و از امّت من کسی در آنها ساکن میشود،که سخن نیک گوید،و به مردم طعام بخوراند، و به هر که رسد سلام کند،و در شب هنگامی که مردم در خوابند نماز بجا آورد،آنگاه فرمود:کلام نیک آن است که در صبح و شام ده بار بگوید:سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الاّ اللّه و اللّه اکبر و نیز در کتاب«محاسن»برقی به سند صحیح از حضرت باقر علیه السّلام روایت شده:حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله به مردی رسید که باغی را برای خود احداث میکرد،حضرت ایستاد و فرمود:میخواهی تو را بر باغی راهنمایی کنم،که اصلش از این باغ ثابتتر،و میوهاش زودرستر،و نیکوتر و پایدارتر باشد؟گفت:آری یا رسول اللّه،فرمود:در صبح و شام بگو:سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الاّ اللّه و اللّه اکبر که به عدد هر تصبیحی برایت در بهشت
درختها از انواع میوهها غرس میکنند،و اینهاست باقیات صالحات،که خدا در قرآن فرموده:«نیکوتر و پایدارترند از دارایی دنیا». پنجم: ابن بابویه به سند معتبر از حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده:
هرکه نزدیک به شام،یا پس از شام سه مرتبه این آیه را بخواند،در آن شب خیری از او فوت نمیشود،و جمیع شرور از او دور میشود.و همچنین است،هرگاه هنگام صبح بگوید:
تنزیه خدای را هنگامی که شام کنید،و زمانی که صبح نمایید،و برای اوست ستایش در آسمانها و زمین و شب،و وقتی که ظهر میکنید. ششم: برقی در کتاب«محاسن»به سند موثّق از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده:
هرکه در صبح،و در شام سه مربته بگوید:بسم اللّه الرّحمن الرّحیم لا حول و لا قوّة الاّ باللّه نترسد از شیطان و نه از پادشاه و نه از خوره و نه از پیسی،و حضرت فرمود:من صد مرتبه میگویم،و در تعقیب نماز صبح و شام هفت مرتبه،روایت شده، چنانکه قبلا گذشت. هفتم: به سند معتبر از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:مردی از انصار،چند روزی خدمت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله نرسید،حضرت از او پرسید:به چه علت در این چند روز،از ما،غایب بودی؟گفت:به سبب تنگدستی و طول بیماری،حضرت فرمود:میخواهی به تو دعایی را تعلیم کنم که چون بخوانی تنگدستی و بیماری از تو برطرف شود؟ گفت:آری یا رسول اللّه.فرمود:صبح و شام این دعا را بخوان:
جنبش و نیرویی نیست جز به خدا،توکّل کردم بر زندهای که هرگز نمیمیرد،و ستایش خدای را که فرزندی نگرفته، و برای او شریکی در فرمانروایی نیست،و نبود برایش سرپرستی از خواری،و بزرگش شمار بزرگشمردنی شایسته.
هشتم: در بسیاری از روایات معتبر از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:پیش از طلوع و غروب آفتاب ده مرتبه بگو:پناه میبرم به خدای شنوای دانا،از وسوسههای شیاطین،و پناه میبرم به
خدا از اینکه نزد من حاضر شوند،به درستی که خدا شنوا و داناست.و در پارهای از روایات چنین آمده و اعوذ بکّ ربّ ان یحضرون و در بعضی از روایات استعیذ باللّه السّمیع من الشّیطان الرّجیم و اعوذ باللّه ان یحضرون نهم: در کتاب«فلاح السائل»از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:شما را چه چیزی مانع است از این که در هر صبح و شام این دعا را سه مرتبه بخوانید:
خدا ای زیر و رو کنندۀ دلها و دیدها،دلم را بر دینت ثابت بدار،و دلم را پس از اینکه هدایت نمودی منحرف مساز،و از نزد خود رحمتی به من ببخش،به درستی که تو بسیار بشخندهای،و از آتش پناهم ده به رحمتت، خدایا عمرم را طولانی گردان،و در روزیام به من وسعت ده،و بر من بگستران از رحمتت،و اگر در امّ الکتاب[لوح محفوظ]نزد تو بدبختم،مرا خوشبخت فرما،زیر که تو محو میکنی هرچه را بخواهی،و هرچه را بخواهی پابرجایش مینمایی،و امّ الکتاب نزد توست. دهم: شیخ طوسی و سیّد بن طاووس از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت کردهاند:هرکه صبح و شام یک مرتبه بگوید:سبحان اللّه و بحمد سبحان اللّه العظیم حق تعالی فرشتهای را با بیلی از نقره به سوی بهشت روانه میکند تا برای او در زمین بهشت که از مشک ناب است درختانی غرس کند،و دیواری دور آن قرار دهد،و دری بر آن نصب کند،و بر آن در بنویسد:این بوستان فلان فرزند فلان است،و سیّد به روایت معتبر دیگری از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرده:هرکه این تسبیح را،در غیر مقام تعجب بگوید[عدهای در برخورد به پیشآمدها و حوادث،از باب تعجب فریاد میزنند:سبحان اللّه،که از ظاهر روایت استفاده میشود ثوابی که ذکر شده برای اینگونه تسبیح گفتن نیست]حق تعالی هزار گناه او را محو میکند،و هزار حسنه برایش ثبت مینماید،و هزار شفاعت برای وی مینویسد،و هزار درجه برای او بلند گرداند،و برای او از این کلمه مرغ سپیدی بیافریند،که تا روز قیامت مشغول به این تسبیح باشد،و ثوابش برای او نوشته شود. یازدهم: قطب راوندی از حضرت امیر مومنان علیه السّلام روایت کرده:حضرت
رسول صلی اللّه علیه و آله فرموده:هرکه صبح کند،و چهار نعمت خدا را یاد نکند،میترسم نعمت خدا از دست او برود:
ستایش خدای را که خودش را به من شناساند،و مرا کوردل رها نکرد،ستایش خدای را که مرا از امّت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش)قرار داد،ستایش خدای را که روزی مرا در دست عنایت خودش قرار داد،و در دست مردم نگذاشت،ستایش خدا را که گناهان و عیوبم را بپوشاند،و مرا در میان مردم رسوا نساخت. دوازدهم: در کتاب«بلد الأمین»از سلمان فارسی روایت کرده:هر بندهای که صبح کند سه مرتبه بگوید:
ستایش خدای را پروردگار جهانیان،ستایش خدای را ستایشی بسیار پاکیزه مبارک حق تعالی هفتاد نوع بلا را از او برگیرد که کمترین آنها اندوه باشد. سیزدهم: شیخ کلینی به سند معتبر از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده:چون صبح کنی بگو:صبح کردم به یاری خدا،مؤمن بر دین محمد و روش او،و دین علی و روش او،و دین اوصیأ و روش او،و دین جانشینان ایشان و روش آنها،ایمان آوردم به پنهان و پیدایشان،و حاضر و غایبشان،و پناه میبرم به خدا،از آنچه که پناه برد از آن رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش)و علی(درود خدا بر او)و جانشینان ایشان،و رغبت به خدا میکنم،در آنچه آنان به سوی او رغبت نمودند،و جنبش و نیرویی نیست جز به خدا. چهاردهم: شیخ کلینی به سند معتبر از امام باقر علیه السّلام برای خواند این دعا بعد از صبح،پیش از طلوع آفتاب، فضیلت بسیار نقل کرده:خدا بزرگتر است،خدا بزرگتر است،در کمال بزرگی،و منزّه است خدا،در بامداد و پسین،و
ستایش بسیار خدای را پروردگار جهانیان،شریکی برای او نیست،و درود خدا بر محمّد و خاندانش.
پانزدهم: در کتاب بلد الأمین از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:هرکه در صبح این دعا را سه مرتبه بخواند،تا شام بلایی به او نرسد،و اگر در شام بخواند،تا صبح بلایی او را در نگیرد:به نام خدایی که زیان نرساند،با نام او چیزی در زمین،و نه در آسمان،و او شنوا و داناست.
شانزدهم: کلینی و ابن بابویه و دیگران به سندهای موثّق و معتبر از حضرت باقر علیه السّلام روایت کردهاند:حق تعالی حضرت نوح را بندۀ بسیار شاکر نامید،برای اینکه هر صبح و شام این دعا را میخواند:خدایا تو را گواه میگیرم که آنچه در شامگاه و بامداد،نعمت یا سلامت در دین یا در نیا به من رسید از جانب توست،یگانهای برایت شریکی نیست،تو را ستایش،و تو را سپاس بر آن نعمتها بر من،تا خشنود شوید معبودا.و در بعضی روایات آمده است ده مرتبه میخواند:خدایا آنچه در صبح از نعمت یا سلامت در دین یا دنیا به من رسید،از جانب تو است،یگانهای،برایت شریکی نیست،به آن نعمتها بر من تو را ستایش و تو را سپاس،تا خشنود شوی و فوق خشنودی.و هر دو بیان خوب است.
هفدهم: کلینی و برقی به سندهای معتبر،از حضرت صادق و کاظم علیهم السّلام روایت کردهاند:چون نزدیک غروب آفتاب شود،این دعا را بخوان،تا از شرّ هر درنده و گزنده و شرّ شیطان لعین و فرزندانش،و شرّ هر صاحب زهری،و دزدان و دیوانگی ایمن گردی.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،ستایش خدای را،که فرزندی برنگرفته،و در فرمانروایی شریکی برای او نیست،
و ستایش خدای را که وصف میکند و وصف نمیشود،و میداند،و دانسته نمیشود،خیانت چشمها و آنچه را سینهها پنهان میکنند میداند،پناه میبرم به جلوه خدای کریم،و به نام خدای بزرگ،از شرّ آنچه آفرید و پدید آورد،و از شرّ آنچه در زمین است،و از شرّ آنچه پیدا و پنهان است،و از شرّ آنچه در شب و روز است،و از شرّ ابلیس و آنچه زاد،و از شرّ بیماری پایدار و از شرّ آنچه وصف کردم و وصف نکردم،و ستایش خدای را پروردگار جهانیان.
هجدهم: کلینی به سند معتبر از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده:هرکه در صبح این دعا را بخواند،در آن روز چیزی به او گزندی نزد ان شاء اللّه تعالی خدایا صبح کردم در حفظ و پناه تو،خدایا به تو میسپارم دین و خود و دنیا و آخرت و خاندان و داراییام را،و به تو پناه میآورم ای بزرگ،از شرّ همۀ آفریدگانت،و به تو پناه میآورم از شرّ آنچه که ابلیس و لشگریانش به وسیلۀ آن باعث ناامیدی از رحمت خدا میگردند.
نوزدهم: و نیز کلینی به سندی در حدّ سند صحیح روایت کرده:مردی به محضر حضرت صادق علیه السّلام عرضه داشت:به من دعایی تعلیم کن که هر صبح و شب بخوانم،حضرت فرمود:این دعا را بخوان:ستایشک خدای را که هرچه بخواند انجام دهد،و هرچه غیر او بخواهد انجام ندهد،ستایش خدای را،آنگونه که خدا دوست دارد،ستوده گردد،ستایش خدای را چنانچه او شایستۀ آن است،خدایا مرا وارد کن در هر خیری که در آن وارد کردی محمّد و خاندان محمّد را،و خارج کن از هر شرّی که محمّد و خاندان
محمّد را خارج نمودی،درود خدا بر محمّد و خاندان محمّد.
بیستم: در کتاب بلد الأمین از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت کرده:هرکه این دعا را هنگام صبح،هفت مرتبه بخواند،در آن روز از بلاها محفوظ بماند.خدا بهترین نگهدار است،و او مهربانترین میباشد،به راستی سرپرست من خدا است،که نازل کرد قرآن را،و او شایستگان را سرپرستی میکنید پس اگر رو برگرداندند،بگو:پس اگر رو برگرداندند،بگو خدا مرا بس است،که معبودی جز او نیست، بر او توکّل نمودم و او پروردگار عرش بزرگ است.
بیست و یکم: در بعضی از کتب معتبر روایت شده:هرکه در بامداد سه مرتبه،و در پایان روز سه مرتبه،این صلوات را بخواند، گناهانش آمرزیده میشود،و شادی او دوام مییابد،و دعایش به اجابت میرسد،و روزیاش فراخ میشود،و بر دشمنش یاری میگردد،و در بهشت از همنشینان محمّد صلی اللّه علیه و آله باشد:
خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست در پیشینیان،و بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست در آیندگان، و بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست در انجمن برتر،و بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست در فرستادگان خدایا وسیله و شرف و فضیلت و درجۀ بزرگ را به محمّد عطا کن،خدایا به محمّد و خاندانش ایمان آوردم درحالیکه او را ندیدم،پس مرا در قیامت از دیدارش محروم مکن،و همنشینی با او را نصیبم فرما،و مرا بر آیینش بمیران،و مرا از حوضش بنوشان،نوشیدنی کامل،سیرا کننده،روان،گوارا،که پس از آن هرگز تشنه نشوم،تو بر هر چیز توانایی،خدایا چنانکه به محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)ایمان آوردم درحالیکه او را ندیدم،پس به من
بنمایان در بهشت چهراش را،خدایا روح محمّد را از جانب من تحیت بسیار و سلام فراوان برسان.
مؤلف گوید:این صلوات همان صلواتی است که کفعمی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:هرکه بخواهد محمّد و آل محمّد علیهم السّلام را در صلوات بر ایشان خوشحال کند،آن را بخواند،و ما آن را در«مفاتیح»در ضمن اعمال روز عرفه ذکر کردیم.بدان که دعاهای وارده در مورد صبح و شب بسیار است و این مختصر را گنجایش بیش از این نیست و در باب چهارم ده دعا از کتاب شریف کافی خواهد آمد که در صبح و شب خوانده میشود،و اگر فرصت داشتی،دعای عشرات و دعای معروف به یستشیر،و دعای نور و دعای عهد الّلهمّ ربّ النّور العظیم را بخوان و ما این دعاها را در«مفاتیح»آوردیم،و نیز در آداب، تربت ذکر کردیم که دعای اصبحت الّلهمّ معتصما بدمامک را،در حال به دست گرفتن تسبیح تربت،و آن دعا را در صبح و شام،برای ایمنی از هر خوف بخوانند.
در بیان دعاهایی که در ساعات روز باید خواند و دعاهای هر روز که اختصاص به ساعتی ندارد.
شیخ طوسی و سیّد بن باقی و شیخ کفعمی هر روز را به دوازده ساعت[منظور دوازده زمان است نه اینکه هر یک دقیقا یک یا دو ساعت باشد]تقسیم کردهاند،و هر ساعیت را به امامی از دوازده امام نسبت دادهاند،و برای هر ساعیت دعایی را که مشتمل بر توسّل به آن امام عالی مقام است ذکر کردهاند،اگرچه روایتش را به خصوص نیاوردهاند،ولی روشن است،که چنین تقسیمبندی را بدون استناد به روایت ذکر نمیکنند،و ما در این رساله به آنچه در کتاب مصباح المتهجّد آمده است اکتفا میکنیم.
خدایا ای پروردگار زیبایی و بزرگی و بزرگمنشی و فرمانروایی،نیرومندی را به هرگونه که خواستی نمایاندی و به شناساییات بر بندگانت منّت نهادی،و به جبروتت بر آنها چیرگی یافتی،و به آنان آموختی سپاس نعمتت را،خدایا به حق علیّ آن پسندیده برای دین،و دانای به قانون،و راههای تقوا،پیشوای پرهیزکاران بر محمد و خاندانش در پیشینیان و پسینیان درود فرست و او را پیش میاندازم پیشاپیش خواستههایم اینکه بر محمد و خاندان محمد درود فرستی و با من چنین و چنان کنی.
خدایا به بر کردی لباس زیباییات را در بزرگترین نیرویت،و خالص شد نورت،در نورانیترین روشناییات،و روان شد دانشت از پردهات،و خالص کردی در آن اهل اطمینان به خود را،نزد بخششت،پس برتری یافتی در بزرگمنشیات برتری کامل، بزرگ است منّتت در آن بر اهل طاعتت پس مباهات نمودی به ایشان،بر اهل آسمانهایت به منّتت بر آنان،خدایا به حق حسن بن علی بر تو،از تو میخواهم،و به او به درگاهت دادخواهی میجویم،و او را پیش میاندازم پیشاپیش خواستههایم،اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و با من چنین و چنان کنی.
منسوب است:
ای که بزرگی ورزید،پس دیدهای نبیندش،ای که خود را بزرگ دانست،پس دلها به حقیقتش راه نیابند،ای نیک منّت،ای نیک گذشت،ای نیک بخشش،ای بخشایشگر،ای بزرگوار،ای که چیزی از آفریدگانش به او شباهت ندارد،ای که به اولیایش بر بندگانش منّت نهاد،آنجا که آنان را برای دینش پسندید،و به وسیلۀ آنان بندگانش را ادب کرد،و آنان را از باب منّت از جانب خود،بر بندگانش حجّت قرار داد،از تو میخواهم به حق حسین بن علی(درود خدا بر ایشان) آن فرزندزادۀ پیامبر،آن پیرو خشنودیات و خیرخواه در دینت،و راهنمای بر هستیات،از تو میخواهم به حق او، و او را پیش میاندازم پیشاپیش خواستههایم که درود فرستی بر محمّد و خاندان محمّد،و با من چنین و چنان کنی.
خدایا خالص شد نورت در کاملترین بزرگیات،و برتر شد تابشت در زیباترین پرتوت،از تو میخواهم به نورت که با آن آسمانها و زمین را روشن کردی،و گردنکشان را شکستی،و زنده کردی مردگان را، و زندگان را میراندی،و پراکندهها را جمع نمودی،و جمعشدهها را پراکندی،و کلمات را کامل نمودی، و آسمانها را به پا ساختی،از تو میخواهم به حق ولیّات علی بن الحسین(درود خدا بر ایشان)،آن مدافع از دینت،و کوشنده در راهت،و او را پیش میاندازم پیشاپیش خواستههایم اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و با من چنین و چنان کنی.
حضرت باقر علیه السّلام منسوب است:
خدایا ای پروردگار تابش و بزرگی،و روشنایی و کبریایی و فرمانروایی،به بزرگی جمالت بزرگی یافتی،و به رأفت و مهرت بر بندگان منّت نهادی،و بر خشنودی حاصلت راهنماییشان کردی،و برای آنان راهنمایی قرار دادی تا بر محبتت راهنماییشان میکند،و بر آنچه از افعال و اخلاق دوست داری دلالتشان مینماید،و آنان را بر مشیّت راهنمایی میکند،خدایا به حق محمّد بن علی(درود خدا بر او و ایشان)بر تو،و او را پیش میاندازم و پیشاپیش خواستههایم اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و با من چنین و چنان کنی.
ای که از ادراک پندارها پنهان است،ای که بزرگتر از یافتههای دیده است،ای که از همۀ صفات برتر است،ای که والاتر از معانی لطف،و لطیفتر از معانی شکوه است،از تو میخواهم به نور جلوهات،و تابش کبریایت،و از تو میخواهم به حقّ عظمتت عافیت از دوزخت را،و از تو میخواهم به حق جعفر بن محمّد بر تو،و او را پیش میاندازم،پیشاپیش خواستههایم اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و با من چنین و چنان کنی.
است:
ای که حقیقتش از پندارها فراتر است،ای که از صفات بالاتر است نورش،ای که هنگام دعای بندگانش نزدیک است،ای که ناچاران او را خواندند،و هراسندگان به او پناه بردند،و مومنان از او خواستند، و سپاسگذاران او را پرستیدند،و خالصان او را ستایش نمودند،از تو میخواهم به حق نور تابندهات،و به حق موسی بن جعفر بر تو، و به او به جانب تو تقرّب میجویم،و او را پیش میاندازم پیشاپیش خواستههایم اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و با من چنین و چنان کنی.
الرضا علیهما السّلام منسوب است:
ای بهترین خوانده شده،ای بهترین کسی که بخشید،ای بهترین کسی که درخواست شد،ای کسی که به نامش روشنی روز روشن شد،و تاریکی شب تاریک گشت،و به نام او باران سیلآسا جاری گشت،و هر خیری را نصیب اولیایش نمود،ای کسی که برتر آمد بر آسمانها نورش،و بر زمین تابشش،و بر شرق و غرب
رحمتش،ای پهناور بخشش،از تو میخواهم به حق علی بن موسی الرضا(درود خدا بر او و ایشان)،و او را پیش میاندازم پیشاپیش خواستههایم اینکه درود فرستی بر محمّد و خاندان محمّد و با من چنین و چنان کنی.
نماز عصر است تا دو ساعت پس از آنکه به حضرت جواد علیه السّلام منسوب است:
ای که ناچاران او را خواندند،پس ایشان را اجابات کرد، و به او پناه بردند هراسندگان،پس آنان را ایمنی داد،و فرمانبرداران او را عبادت کردند،پس از آنان قدردانی نمود،و مؤمنان او را سپاس گزاردند،پس به آنان عطا کرد،و از او اطاعت کردند،نگاهشان داشت،و از او خواستند،به آنان بخشید،و نعمتش را فراموش کردند،پس بیرون نکرد سپاسش را از قلوبشان،و بر آنان منّت نهاد پس نامش را نزد آنان فراموش شده نساخت،از تو میخواهم به حق محمد بن علی(درود خدا بر او و ایشان) حجّت رسایت،و نعمت کاملت،و را هروشنت،و او را پیش میاندازم پیشاپیش خواستههایم اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و با من چنین و چنان کنی.
پیش از زرد شدن خورشید است که به حضرت هادی علیه السّلام منسوب است:
ای که فراز آمد و بزرگ گشت،و چیره گشت و بزرگمنش شد،و بزرگمنش شد و چیره گشت،ای که عزیز شد و بزرگی گرفت،ای که سایه را بر بندگانش گستراند،ای که منّت نهاد بر بندگانش با احسان،ای عزیز صاحب انتقام،ای انتقام گیرندۀ عزّتش از اهل شرک،از تو میخواهم به حقّ علی بن محمد(درود خدا بر او و ایشان)و او را پیش میاندازم پیشاپیش خواستههایم اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و با من چنین و چنان کنی.
یا اول بیآغاز،و ای آخر بیپایان،ای پایندهای که برای دیرینگیاش نهایتی نیست،ای عزیزی که برای عزّتش گسستنی نیست،ای چیرهای که سلطنتش بدون ضعف است،ای کریم به دوم نعمتش،ای جبّار و عزّتبخش اولیایش،ای آگاه به داناییاش،ای دانا به تواناییاش،ای توانا به ذاتش،از تو میخواهم به حق حسن بن علی (درود خدا بر او و ایشان)و او را پیش میاندازم پیشاپیش خواستههایم اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و با من چنین و چنان کنی.
است:
ای که به حقیقتش از بندگانش یگانه و ممتاز مانده،ای آنکه به کارش،از آفریدگانش بینیاز گشته،ای آنکه حقیقتش را به لطفش بر بندگان شناسانده،ای آنکه اهل طاعتش را به خشنودیاش کشانده،ای آنکه اهل محبّتش را بر سپاسگزاری یاری داده،ای آنکه با دینش بر آنان منّت نهاده،و به هدیهاش بر اینان لطف نموده،از تو میخواهم به حق جانشین شایسته بر تو،و به وسیلۀ او به درگاهت زاری مینمایم،و او را پیش میاندازم پیشاپیش خواستههایم اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و با من چنین و چنان کنی،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست آن صاحبان فرمنی،که فرمان دادی به طاعتشان،و بستگانی که به پیوند با آنان فرمان راندی،خویشاوندانی که امر نمودی به دوستیشان،و سرپرستانی که به شناسایی حقّشان فرمان دادی،و اهل بیتی که از آنان
پلیید را بردی و پاکشان نمودی پاککردنی کامل و شایسته،که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و با من چنین و چنان کنی.
علاّمۀ مجلسی در«مقباس المصابیح»فرموده:به سندهای معتبر از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:
حق تعالی در سه ساعت شب،و سه ساعت روز،خود را به مجد و بزرگواری یاد میکند.سه ساعت روز از وقت بالا آمدن خورشید تا آغاز ظهر است،و سه ساعت شب ثلث آخر شب تا صبح است،پس هر بندۀ ممن این تمجید را بخواند، و دلش با خدا باشد،البته حق تعالی حاجت او را برآورد،و اگر شقی بدعاقبت باشد،امیدوارم سعادتمند و نیکو عاقبت گردد.مؤلّف گوید:
اگر در این ساعتهای روز و شب این دعا را بخواند مناسبتر خواهد بود:تویی خدا،معبودی جز تو نیست،پروردگار جهانیان تویی خدا معبودی جز تو نیست بخشنده مهربان،تویی خدا معبودی جز تو نیست والای بزرگ،تویی خدا معبودی جز تو نیست پادشاه روز جزا،تویی خدا معبودی جز تو نیست آمرزنده و مهربان، تویی خدا معبودی جز تو نیست عزیز و حکیم،تویی خدا معبودی جز تو نیست هر چیز از تو آغاز شد، و به تو باز میگردد،تویی خدا که معبودی جز تو نیست،همیشه بودی و خواهی بود،تویی خدا معبودی جز تو نیست آفرینندۀ نیکی و بدی،تویی خدا،معبودی جز تو نیست،پدیدآورندۀ بهشت و دوزخ،تویی خدا، معبودی جز تو نیست یگانه،بینیاز،نزاده،و زاده نشده،و هیچ کس همتای او نبود،تویی خدا، معبودی جز تو نیست،فرمانروای بس مقدّس،سلام مؤمن،چیره،عزیز،جبّار،بزرگمنش،منزّه است خدا از آنچه بر او شرک میآورند،تویی خدای آفرینشگر،آفرینندۀ صورتبخش،نامهای برتر برای توست،
آنچه در آسمانها و زمین است برای تو تسبیح میگویند،و تو عزیز و حکیمی،تویی خدا معبودی جز تو نیست بزرگ و والاتر،و کبریایی تنها ردای توست.ابن بابویه به سند صحیح از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:هر بندهای هر روز هفت مرتبه بگوید:از خداوند بهشت را میخواهم و به خدا از دوزخ پناه میبرم دوزخ میگوید:خدایا او را از من پناه ده.و به سند معتبری دیگری از آن حضرت روایت کرده:اگر مؤمنی در یک روز چهل گناه کبیره دچار شود،آنگاه از روی ندامت و پشیمانی،این استغفار را بخواند،خدا گناهان او را بیامرزد:آمرزش میطلبم از خدا که معبودی جز او نیست،زنده و پاینده است،آفرینندۀ آسمانها و زمین میباشد،صاحب بزرگی و اکرام است،و از او میخواهم که توبهام با بپذیرد.و نیز به سند معتبر از آن حضرت روایت کرده:هرکه هر روز هفت مرتبه بگوید:
ستایش خدای را بر هر نعمتی که بوده یا خواهد بود ادای شکر نعمتهای گذشته و آینده را کرده است.
و نیز به سند معتبر از آن حضرت روایت کرده:هرکه هر روز بیست و پنج مرتبه بگوید:
خداوندا،بیامرز مردان و زنان با ایمان و مسلمان را حق تعالی به عدد هر مؤمن که که از دنیا رفته،و هر مؤمن که تا روز قیامت بیاید،در نامۀ عمل او حسنه مینویسد،و به آن عدد گناهان او را محو کند،و درجهای در بهشت برای او بلند گرداند.و همچنین به سند معتبر از آن حضرت روایت کرده:هرکه هر روز صد مرتبه بگوید:
لا حول و لا قوّة الاّ باللّه حق تعالی هفتاد نوع بلا را از او دور میگرداند،که کمترین آنها اندوه شدید و غم باشد،و در روایت دیگر،هرگز پریشان نشود.کلینی و شیخ طبرسی و دیگران به سندهای حسن و معتبر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کردهاند:حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله هر روز هفتاد مرتبه میگفت:استغفر اللّه و هفتاد مرتبه اتوب الی اللّه در کتاب کشف و
الغمّه و امالی شیخ طوسی،به سند معتبر روایت شده:رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:هرکه هر روز صد مرتبه بگوید:لا اله الاّ اللّه الملک الحقّ المبین از فقر و وحشت قبر امان یابد،و توانگی به او روی آورد،و درهای بهشت به رویش گشوده شود.و در کتاب«امالی»لا اله الاّ اللّه الملک الحقّ المبین آمده است،و در کتاب ثواب الاعمال و محاسن برقی بجای صد مرتبه،سی مرتبه روایت کردهاند.قطب راوندی در کتاب«دعوات»خود از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده:حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله فرمود:هرکه بخواهد او را پیش از مجاهدان در ملأ اعلی ثنا گویند، هر روز این دعا را بخواند،اگر حاجتی داشته باشد برآورده شود و اگر دشمنی داشته باشد بر او چیره گردد، اگر قرضی داشته باشد ادا گردد،اگر اندوه سخت و غمی داشته باشد برطرف میشود،و این دعا از هفت آسمان بالا رود،تا در لوح محفوظ برای او نوشته شود،دعا این است:
منزّه است خدا،چنانکه سزاوار خداست،و ستایش برای خداست،چنانکه سزاوار خداست،و معبودی جز خدا نیست،چنانکه سزاوار خداست و خدا بزرگتر است،چنانکه سزاوار خداست،و جنبش و نیرویی نیست مگر به خدا،و درود خدا بر محمّد پیامبر و بر اهل بیتش و همۀ رسولان و پیامبران،تا جایی که خدا خشنود شود.
به سند معتبر از امام رضا علیه السّلام روایت شده:شخصی از اصحاب رسول خدا نامهای را یافت،آن نامه را خدمت آن حضرت آورد،حضرت ندا کردند،که همۀ اصحاب حاضر شوند،بعد بر منبر آمد و فرمود:این نامهای است که یوشع بن نون وصیّ موسی علیه السّلام نوشته است،و مضمون نامه این بو:بسم اللّه الرّحمن الرّحیم به درستی که پروردگار شما با شما دوست و مهربان است،به درستی که بهترین بندگان باتقوا گمناماند،و بدترین خلق کسی است،که به ریاست باطل انگشتنمای مردم باشد،پس کسی که میخواهد به او ثواب کامل داده شود،و شکر نعمتهای خدا را کرده باشد،هر روز این دعا را بخواند:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،منزّه است خدا چنانکه سزاوار خدا است،و ستایش خدای را چنانکه سزاوار خدا است،و
و نیست معبودی جز خدا چنانکه سزاوار خدا است،و جنبش و نیرویی نیست جز به خدا،و درود خدا بر محمّد و اهل بیتش پیامبر امّی و بر تمام رسولان و پیامبران،تا خدا خشنود گردد.
در کتاب«بلد الأمین»از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت کرده:هرکه هر روز ده مرتبه بگوید:بسم اللّه الرّحمن الرّحیم لا حول و لا قوّة الاّ باللّه العلی العظیم از گناهان بیرون آید،مانند روزی که از مادر متولد شده،و خدا از او هفتاد نوع بلا را دفع کند،که از جملۀ آنها دیوانگی و خوره و پیسی و فلج باشد،و حق تعالی هفتاد هزار فرشته بگمارد که برای او استغفار نمایند.
از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه هر روز صد بار بگوید:لا حول و لا قوّة الاّ باللّه العلیّ العظیم تنگدستی و فقر او را درنیابد،و هرکه هر روز صد بار بگوید:سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الاّ اللّه و اللّه اکبر حق تعالی بدنش را بر آتش دوزخ حرام گرداند.در کتاب«بلد الأمین»از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله روایت کرده:هرکه هر روز ده بار این دعا را بخواند،حق تعالی چهار هزار گناه کبیرۀ او را بیامرزد،و وی را از سکرات مرگ و فشار قبر،و صد هزار هراس قیامت نجات دهد، و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد،و قرضش ادا شود،و اندوه و غمش برطرف گردد،دعا این است:
مهیا کردم برای هر هراسی«لا اله الا اللّه»را و برای هر اندوه و غمی،«ما شاء اللّه»را،و برای هر نعمتی «الحمد للّه»،و برای هر راحتی«الشکر للّه»،و برای هر شگفتی«سبحان اللّه»،و برای هر گناهی«استغفر للّه» و برای هر مصیبت«انا للّه و انا الیه راجعون»را،و برای هر تنگی«حسبی اللّه»و برای هر قضا و قدر«توکلت علی اللّه»را،و برای هر دشمن«اعتصمت باللّه »را و برای هر طاعت و معصیت«لا حول و لا قوّة الاّ باللّه العلی العظیم»را.
کلینی و ابن بابویه و برقی رحمه اللّه علیهم به سندهای معتبر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کردهاند:هرکه هر روز دهباره این دعا را بخواند،حق تعالی چهل و پنج هزار حسنه برای او بنویسد،و چهل و پنج هزار گناه را از او محو کند،و چهل و پنج هزار درجه در بهشت برای او بلند نماید،و برای او حرزی[محافظ و نگهدارنده]باشد از شرّ شیطان و ظالمان،و او را گناه کبیره متصرف نشده و احاطهاش نکند.
و به روایت دیگر:چنان باشد که قرآن را دوازده بار ختم کرده باشد،و خدا در بهشت خانهای برای او بنا کند.و در روایت ابن بابویه«ده بار»ذکر نشده است،دعا این است:
گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست یگانه و بیشریک است،معبود،یکتا یگانه بینیاز همسر و فرزندی نگرفته است در کتابهای«ثواب الاعمال»و«محاسن»و«کافی»از حضرت صادق علیه السّلام روایت کردهاند:
حضرت رسول اللّه علیه و آله فرمود:هرکه هر روز پانزده مرتبه بگوید:
معبودی جز خدا نیست به راست به راتس،معبودی جز خدا نیست میگویم از روز ایمان و باور معبودی جز خدا نیست،میگویم از روی بندگی و معبودیت حق تعالی روی رحمت خود را از و نگرداند،تا وارد بهشتش کند.در«محاسن»از حضرت رسول اکرم صلی اللّه علیه و آله روایت کرده:هرکه هر روز صد بار«سبحان اللّه»بگوید،از قربانی کردن صد شتر برای کعبه بهتر است،و هرکه صد بار الحمد للّه بگوید،از آزاد کردن صد بنده بهتر است،و هرکه صد بار«اللّه اکبر»بگوید از این که صد اسب با زین و لگام در را خدا بفرستد بهتر است،و هرکه صد با«لا اله الاّ اللّه»بگوید،کسی عملش از او نیکوتر نباشد،مگر آنکه بیشتر بگوید.قطب راوندی روایت کرده:در بنی اسرائیل عابدی بود،که سالها به عبادت حق پرداخته بود،روزی به حضرت حق عرضه داشت:میخواهم حال خود را نزد تو بدانم،اگر اعمال مرا پسندیده باشی،از این اعمال بسیار انجام دهم،وگرنه پیش از مرگ توبه کنم،خدا فرشتهای با این پیام نزد او فرستاد:که برای تو نزد خدا هیچ عمل خیری نیست!پرسید پروردگارا عبادتهای من چه شد؟فرشته گفت:هر کار خیری انجام میدادی،مردم را خبر میکردی،که تو را نیک بدانند،و به نیکی یاد کنند،اکنون ثواب تو همان است،که خود بر عمل خود خشنود شدی،این سخن بر عابد بسیار گران آمد،و اندوهگین و نالان شد،بار
دیگر فرشته آمد و گفت:حق تعالی میفرماید:اکنون خود را ار من بخر،و پس از این هر روز به عدد هر رگی از رگهای بدن خود تصدّق بده،گفت:چگونه میتوانم چنین کاری انجام دهم؟پاسخ داد:هر روز سیصد و شصت مرتبه به عدد رگهای بدنت بگو:
سبحان اللّه،و الحمد للّه،و لا اله الاّ اللّه،و اللّه اکبر،و لا حول و لا قوّة الاّ باللّه
عرضه داشت:پروردگارا بیشتر بفرما،فرمود:اگر بیشتر بگویی ثواب بیشتر دارد.کلینی به سند معتبر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:رسول خدا صلی اللّه علیه و آله هر روز به عدد رگهای بدن سیصد و شصت بار میگفت:
الحمد للّه ربّ العالمین کثیرا علی کلّ حال
به روایت دیگر از آن حضرت نقل شده:هرکه در دو ماه پیاپی،هر روز چهارصد بار این دعا را بخواند،خدا به او دانش بسیاری یا دارایی فراوان کرامت فرماید،و دعا این است:آمرزش میجویم از خدا که معبودی جز او نیست،زنده و پاینده،بخشنده و مهربان،پدیدآورندۀ آسمانها و زمین،از همۀ ستم و گناه و نافرمانیام از خدا و به سوی او باز میگردم.شیخ طوسی و دیگران روایت کردهاند که مستحب است مؤمن هر روز این دعا را بخواند:
خدایا از تو میخواهم به نور تابناک جلوۀ زندۀ پایندۀ کریمات،و از تو میخواهم به نور جلوۀ بسیار مقدّست که آسمانها به آن تابان شد،و تاریکیها به آن برطرف گشت،و اصلاح شد به آن امر پیشینیان و پسینیان،اینکه بر محمّد و خاندانش درود فرستی،و همۀ کارهایم را اصلاح نمایی.
کفعمی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده:هرکه هر روز این دعا را بخواند حق تعالی امور دنیا و آخرت او را کفایت کند.
به نام خدا،خدا مرا بس است،توکل کردم بر خدا،خدایا خیر همۀ امورم را از تو میخواهم،و به تو پناه میبرم از رسوایی دنیا و عذاب آخرت.و نیز روایت کرده:هرکه هر روز این دعا را هفت بار بخواند،امور دنیا و آخرت او کفایت شود:خداوند بس است مرا پروردگارم خداست،معبودی جز خدا نیست بر او توکّل کردم،و او پروردگار عرش بزرگ است.و نیز روایت کرده:هرکه در طول یک سال،هر روز یک بار این دعا را بخواند، تا جای خود را در بهشت نبیند نمیرد: منزّه است پایندۀ پا برجا،منزّه است پا برجای پاینده، منزّه است یگانۀ یکتا،منزّه است بیهمتای بینیاز،منزّه است زندۀ به خود پاینده،منزّه است خدا،و به ستایش میستایمش،منزّه است زندهای که هرگز نمیمیرد،منزّه است فرمانروای بسیار مقدّس،منزّه است پروردگار فرشتگان و روح، منزّه است والای برت،منزّه است او و بالاست.
نماز اعرابی:سیّد ابن طاووس در کتاب جمال الأسبوع از شیخ تلعکبری نقل کرده:او به سند خود از زید بن ثابت روایت کرده:مردی از بادیهنشینان خدمت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله ایستاد و گفت:پدر و مادرم فدایت ای رسول خدا،ما در بادیه هستیم،و از مدینه بسیار دوریم،و نمیتوانیم هر جمعه به نماز جمعه حاضر شویم،مرا به عملی دلالت کن،که چون بجا آورم،فضیلت نماز جمعه را دریابم،و پس از بازگشت به اهل و قبیله خود به ایشان بیاموزم حضرت فرمود:چون روز برآید،دو رکعت نماز بخوان،در رکعت اول پس از سورۀ«حمد»هفت مرتبه سورۀ«فلق»،و در رکعت دوم بعد از سورۀ حمد هفت مرتبه سورۀ ناس،پس از سلام هفت مرتبه ایة الکرسیّ بخوان،سپس برخیز،و هشت رکعت دیگر به دو سلام بخوان،به این طریق که پس از هر دو رکعت بنشین و تشهد بگو،ولی سلام تشهد را نخوان،که میشود چهار رکعت،
آنگاه چهار رکعت دیگر به همین صورت بجا آر،در این هشت رکعت در هر رکعتی سورۀ حمد یک مرتبه و سورۀ اذا جاء نصر اللّه یک مرتبه و سورۀ(قل هو اللّه احد)بیست و پنج مرتبه بخوان و چون از تشهّد و سلام رکعت هشتم فارغ شدی این دعا را هفت بار بخوان:
ای زنده،ای پاینده،ای صاحب شکوه و بزرگی،ای معبود پیشینیان و پسینیان،ای مهربانترین مهربانان،ای بخشنده دنیا و آخرت و مهربان هر دو جهان،ای پروردگار،ای پروردگار،ای پروردگار،ای پروردگار ای پروردگار ای پروردگار،ای خدا،ای خدا، ای خدا،ای خدا،ای خدا،ای خدا،ای خدا،بر محمّد و خاندانش درود فرست،و مرا بیارمز.
سپس حاجت خود را ذکر کن،و هفتاد مرتبه بگو:و جنبش و نیرویی نیست جز به خدای والای بزرگ، و منزّه است خدا پروردگار عرش بزرگ.
آنگاه حضرت فرمود:به حق آن خدایی که مرا به راستی فرستاده سوگند،هر مرد و زن مؤمنی که این نماز را در روز جمعه بخواند من بهشت را برای او ضمانت میکنم،و از جایش برنخیزد،تا گناهانش و گناهان پدر و مادرش آمرزیده شود،و حق تعالی به او ثواب هرکه را در این روز در شهرهای مسلمانان نماز خوانده باشد عطا میفرماید،و برای او پاداش کسی را که در این روز در مشرق و مغرب عالم روزه گرفته باشد و نماز خوانده باشد مینویسد.و به او ببخشد آنچه را که هیچ چشمی ندیده،و هیچ گوشی نشینیده.
مؤلّف گوید:شیخ طوسی هم در کتاب«مصباح»این نماز را نقل کرده،ولی در روایت ایشان دعای پس از نماز نیامده است،بلکه به جای آن فرموده است:چون از نماز فارغ شدید،هفتاد مرتبه بگو:
منزه است خداوند،پروردگار عرش کریم،و جنبش و نیرویی نیست جز به خدای والای بزرگ
نماز هدیه:از معصومان علیهم السّلام روایت شده:عبد در روز جمعه هشت رکعت نماز بجا آورد و در پایان هر دو رکعت سلام
بگوید:چهار رکعت آن را هدیۀ رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و چهار رکعت دیگر را هدیۀ حضرت زهرا علیها السّلام نماید،و در روز شنبه چهار رکعت بخواند و هدیۀ امیر مؤمنان علیه السّلام کند،و همچنین هر روز چهار رکعت بجا آورد و هدیۀ امامی نماید به ترتیب آن حضرات،تا روز پنجشنبه که چهار رکعت بخواند و هدیۀ حضرت صادق علیه السّلام کند،باز در روز جمعه هشت رکعت بجا آورد،چهار رکعت هدیه به رسول خدا،و چهار کعت هدیه به حضرت زهرا علیها السّلام نماید،و در روز شنبه چهار رکعت هدیه به موسی بن جعفر علیها السّلام،و همچنین هر روز چهار رکعت بخواند و هدیۀ امامی کند به ترتیب آن حضرات،تا روز پنجشنبه که چهار رکعت بجا آورد،و هدیه به امام عصر(عجّل اللّه تعالی فرجه) نماید،و بین هر دو رکعت از این نمازها این دعا را بخواند:
خدایا توی سلام،و از توست سلام،و به سوی تو باز میگردد سلام،از جانب خود پروردگارا به ما تحیت فرست به سلام.
خدایا این رکعات هدیهای است از ما به سوی ولیّات.پس بر محمّد و خاندانش درود فرست.
و این هدیه را به او برسان،و به من عطا کن بهترین آرزو و امیدم را دربارۀ خود و رسولت درودت بر او و خاندانش.پس هر دعایی را که میخواهد بخواند و بجای«فلان»نام آن اممی که نماز را برای او خوانده بگوید.
نماز لیلة الدفن:دو رکعت است،در رکعت اول سورۀ«حمد»و ایة الکرسی،و در رکعت دوم سورۀ حمد و ده مرتبه سورۀ قدر بخواند،چون سلام داد بگوید:خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و ثواب آن را به قبر فلان بفرست.و به جای فلان نام میّت را ذکر کند.
نماز میّت دیگر:همچنین سیّد ابن طاووس،از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت کرده:ساعتی بر میّت سختتر از شب اول قبر نمیگذرد،بنابراین با درگذشتگان خود به صدقه رحم کنید،و اگر چیزی که صدقه بدهی نیافتی،یکی از شما دو رکعت نماز بخواند،در رکعت اول،پس از سوره حمد،دو مرتبه سورۀ توحید و دو رکعت دوم بعد از سورۀ حمد،ده مرتبه الهیکم التّکاثر را خوانده و بعد از سلام بگوید:
خداوندا،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و ثواب آن را به قبر فلان میّت برسان
حق تعالی همان ساعت هزار فرشته به سوی قبر آن میّت فرستد که با هر فرشته جامهای و حلّهای است،و تنگی قبر او را تا روز نفخ صور وسعت دهد،و به نمازگزار به عدد آنچه آفتاب بر آن بتابد حسنات عطا کند،و چهل درجه برای او بالا برده میشود.مؤلّف گوید:کفعمی هم این نماز را با همین کیفیّت نقل کرده،و پس از آن فرموده:در بعضی از کتب دیدم که در رکعت اول پس از سورۀ«حمد»یک مرتبه ایة الکرسی و دو مرتبه«توحید»را بخواند،و علاّمۀ مجلسی در«زاد المعاد»فرموده:باید مردگان را فراموش نکنند،زیرا دستشان از اعمال خیر کوتاه شده،و به فرزندن و خویشان و برادران مؤمن امیدوارند،و به احسان آنان چشم به راهند،به خصوص دعای در نماز شب،و پس از نمازهای واجب.و نیز باید در مشاهد مشرّفه پدر و مادر را زیادتر از دیگران دعا کرد،و برای ایشان اعمال خیری بجای آورد.در خبر آمده:بسا فرزندی که در حال حیات پدر و مادر عاقّ آنان است،و پس از مرگ آنها به سبب اعمال خیری که برای ایشان انجام میدهد نیکوکار به آنها به حساب آید و از عاقیّ رهایی یابد،و بسا فرزندی که در حیات پدر و مادر نیکوکار به آنها باشد،و بعد از فوت آنان عاقّ گردد و به خاطر اعمال خیری که باید برای آنان انجام دهد،ولی کم انجام میدهد،و عمدۀ خیرات برای پدر و مادر و سایر خویشان،ادای قرضهای آنان،و آزاد نمودن آنها از حقوق خدا و خلق است،و نیز سعی شود حجّ و عباداتی که از آنان فوت شده به صورت گرفتن اجیر یا رایگان بجا آورد.در حدیث صحیح نقل شده:حضرت صادق علیه السّلام هر شب برای فرزند خود،و هر روز برای پدر و مادر خود،دو رکعت نماز به جا میآوردند،در رکعت اول سورۀ«انّا انزلناه»و در رکعت دوم سورۀ(انّا اعطنیاک الکوثر) قرائت میکردند.به سند صحیح از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:بسا باشد،که میّت در تنگی و سختی است،و حق تعالی به او وسعت میدهد،و تنگی را از او برمیدارد،پس به او میگویند:این گشایش که برای تو حاصل شد،به سبب نمازی است که فلان برادر مؤمن برای تو خواند.راوی پرسید:میتوانم دو میّت را در دو رکعت نماز شریک کنم؟فرمود:
آری میّت شاد میشود،و گشایش مییابد به دعا و استغفاری که برای او انجام میدهند،چنانکه زنده به خاطر هدیهای که برای او میبرند شاد میشود،و نیز فرمود:نماز و روزه و حجّ و تصدّق و سایر اعمال خیر و دعا،بر میّت در قبرش
وارد میشود،و ثواب آن اعمال برای هر دو یعنی:کسی که انجام داده،و نیز برای مرده نوشته میشود.در حدیث دیگری فرمود:هرکه از مسلمانان،برای میّتی عمل صالح انجام دهد،خدا ثواب آن را دوچندان نماید،و میّت به آن عمل بهرهمند گردد.
در روایتی وارد شده:هرگاه شخصی به نیّت میّتی صدقهای بدهد حق تعالی به جبرئیل امر میکند تا با هفتاد هزار فرشته نزد قبر او بروند هر یک با طبقی از نعمتهای الهی در دست و یکبهیک به او میگویند:سلام بر تو ای دوست خدا،این هدیه فلان مؤمن برای توست،پس قبر او روشن میشود،و حق تعالی هزار شهر در بهشت،به او کرامت میکند،و هزار حوری با او تزویج مینماید،و هزار لباس فاخر به او میپوشاند،و هزار خواسته او را روا میکند.
نماز فرزند برای پدر و مادر:دو رکعت است:در رکعت اول سورۀ حمد و ده مرتبه:
پروردگارا مرا و پدر و مادرم و همه اهل ایمان را روزی که حساب برپا میشود بیامرز و در رکعت دوم سورۀ حمد و ده مرتبه پروردگارا مرا و پدر و مادرم و هرکه وارد خانهام شد و مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز خوانده و پس از سلام ده مرتبه بگوید:پروردگارا به پدر و مادرم رحم کن،چنانکه مرا در کودکی پروریدند
نماز گرسنه:از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هرکه گرسنه باشد وضو بگیرد،و دو رکعت نماز گذارد،و بگوید:ای پروردگارم،من گرسنه هستم طعامم بده
و در روایت دیگری آمده است:پروردگارا خوراکم ده من گرسنه به درستی که خدا او را در آن ساعت طعام دهد.
نماز حدیث نفس:[وسوسههای نفسانی در مورد عقاید دینی]:از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هیچ مؤمنی نیست که بر او چهل روز بگذرد،مگر این که حدیث نفس عارض او گردد.هرگاه دچار این عارضه شد،دو رکعت نماز بخواند،و از آن به خدا پناه برد،و نیز از آن حضرت روایت شده:حضرت آدم به خدا،از حدیث نفس شکایت کرد،جبرئیل نازل شد و گفت بگو:
جنبش و نیرویی نیست مگر به خدای والای بزرگ آدم این ذکر را گفت و حدیث نفس از او برطرف شد،آنگاه حضرت فرمود،این است اصل لا حول
و لا قوّة الاّ باللّه از حضرت باقر علیه السّلام روایت شده:مردی به محضر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله آمد،و به آن حضرت از وسوسه و حدیث نفس و قرضی که بر او گران آمده بود،و نیز از تهیدستی شکایت کرد،حضرت به او فرمود بگو:
توکّل کردم بر زندهای که نمیمیرد،و ستایش خدای را که فرزندی نگرفته،و در فرمانروایی شریکی برایش نبوده است،و برای او سرپرستی نیست از روی خواری،و او را بزرگ شمار بزرگشمردنی شایسته.سپس فرمود:این دعا را به کرّات بگو،چندی نگذشت که آن مرد خدمت حضرت آمد و گفت:یا رسول اللّه خدا وسوسۀ مرا از بین برد،و قرضم را ادا کرد،و از تهیدستی به توانگری رساند.و همچنین روایت شده:هنگامی که در سینهات شکّی پیدا شد،برای دفع وسوسۀ شیطان بگو:
اوست آغاز و انجام و پیدا و پنهان،و به هر چیز داناست و نیز از حضرت صادق علیه السّلام برای دفع وسوسۀ شیطان روایت شده:بر سینۀ خود دست بکش و بگو:بنام خدا،و به خدا، محمّد(ص)رسول خداست،و جنبش و نیرویی نیست جز به خدای والای بزرگ،خدایا آنچه را از آن میترسم از من پاک گردان پس بر شکم خود دست میکشی،و سه مرتبه میگویی،که ان شاء اللّه برطرف خواهد شد.و همچنین برای دفع وسوسه این امور سودمند است:شستن سر با سدر،و مسواک کردن،و انار خوردن،و آب نیسان آشامیدن،و پنجشنبه اول و آخر و چهارشنبه میان هر ماه روزه گرفتن،و نیز گفتن: پناه میبرم به خدای نیرومند،از شیطان گمراه، و پناه میبروم به محمّد پسندیده از شرّ آنچه مقدّر شده،و قضا بر آن رفته،و پناه میبرم به معبود آدمیان از شرّ همۀ جن و انس.
نماز استخاره ذات الرّقاع:کیفیتش چنین است که هرگاه کاری را اراده کردی،شش ورقه آماده کن،در سه ورقه بنویس: به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،خیرخواهی است از خداوند عزیز حکیم
فلان فرزند فلان،انجام بده و در سه ورقه دیگر بنویس انجام نده سپس آنها را زیر جانماز خود میگذاری،و دو رکعت نماز به جا میآوری،چون از نماز فراغت یافتی،سجده میکنی،و در سجده صد بار میگویی:
خیر میخواهم از خداوند به رحمتش،خیرخواهی در عافیت آنگاه مینشینی و میگویی:،خداوند ابراهیم خیر بخواه،و در همۀ امورم، در آسانی و عافیت از جانب خود خیر برگزین سپس ورقههای زیر جانماز را با هم مخلوط میکنی،و یکییکی بیرون میآوری،هرگاه سه افعل دنبال هم بیرون آمد،آن کار را که اراده کردهای به جای میآوری،و اگر سه لا تفعل بیرون آمد به جا نیاور،و اگر یکی افعل بیرون آمد،و دیگر لا تفعل،تا پنج ورقه بیرون بیاور و به آن دقت کن،اگر سه افعل است و دو لا تفعل بجا آورد،و اگر برعکس است انجام نده.مؤلّف گوید:معنی استخاره،طلب خیر کردن است،پس هر کاری که میخواهی انجام دهی،خیر خود را از حق تعالی طلب کن.روایت شده:در سجدۀ آخر نماز شب طلب خیر کن،و صد و یک مرتبه بگو:استخیر اللّه برحمته و نیز طلب خیر در سجدۀ آخر نافله صبح خوب است.و همچنین در هر رکعت از نافلههای ظهر استخاره نیکوست.علاّمۀ مجلسی از پدر بزرگوارش نقل کرده،آن جناب از استادش شیخ بهایی روایت نموده که شیخ فرمود:از مشایخ شنیدم که از حضرت قائم عجل اللّه فرجه،در استخاره با تسبیه مذاکره میکردند:به این که شخص تسبیح را به دست گیرد،و سه مرتبه بر محمّد و آل محمّد صلوات اللّه علیهم اجمعین صلوات فرستد،و یک قبضه از تسبیح را بگیرد،و دوتا دوتا بشمارد،اگر یکی باقی ماند،کار را انجام دهد،و اگر دوتا بجای ماند انجام ندهد.شیخ فقیه بزرگوار صاحب«جواهر»در کتاب«جواهر» فرموده:استخارهای است،که پیش بعضی از اهل زمان رایج است،و بسا به مولای ما حضرت قائم عجل اللّه فرج نسبت داده میشود،و آن به این صورت است،که پس از قرائت و دعا،یک قبضه از تسبیح را بگیرد،و هشتهشت رد کند،اگر یک دانه باقی ماند،فی الجمله نیک است.اگر دو تا باقی ماند،دارای یک نهی است،و اگر سه عدد باقی ماند در انجام و ترک اختیار دارد،زیرا انجام و ترک کار مساوی است،و اگر چهار دانه باقی ماند دارای دو نهی است،و اگر پنج عدد باقی ماند بعضی گفتهاند:زحمت و رنج دارد،و بعضی گفتهاند:در آن کار ملامت است،و اگر شش دانه باقی
ماند،در نهایت خوبی است،و باید نسبت به انجام کار شتاب ورزید،و اگر هفت عدد باقی ماند،در حکم مانند عدد پنج است،و اگر هشت دانه باقی ماند،در آن چهار نهی است.ما در باب ششم،بعضی از استخارهها را ذکر خواهیم کرد.
مرحوم محدّث کاشانی در کتاب«تقویم المحسنین»برای استخاره به قرآن مجید،در ایام هفته ساعاتی را نقل کرده و گفته است:اختیار این ساعات،بنا بر مشهور بین اهل ایمان است،اگرچه حدیثی از اهل بیت بر آن یافت نشده است سپس فرمود:روز یکشنبه:تا ظهر خوب است،آنگاه از عصر تا مغرب.روز دوشنبه:تا طلوع آفتاب خوب است، آنگاه از زمان ناهار تا ظهر و سپس از عصر تا عشاء آخر.روز سهشنبه از وقت ناهار تا ظهر خوب است،آنگاه از عصر تا عشاء آخر.روز چهارشنبه تا ظهر خوب است،آنگاه از عصر تا عشاء آخر.روز پنجشنبه تا طلوع آفتاب خوب است، آنگاه از ظهر تا عشاء آخر.روز جمعه تا طلوع آفتاب خوب است،آنگاه از ظهر شرعی تا عصر.روز شنبه تا وقت ناهار خوب است،آنگاه از ظهر شرعی تا عصر.این جدول برگرفته از مدخل[مقدّمه]منظوم محقّق طوسی طاب ثراه است.
ذکر نماز برای ادای قرض،و کفایت ستم سلطان:شیخ طوسی روایت کرده:مردی خدمت حضرت صادق علیه السّلام رسید و گفت:ای آقای من به تو شکایت میکنم،از قرضی که مرا فرا گرفته،و از پادشاهی که به من ستم میکند.میخواهم به من دعایی تعلیم دهی که به وسیلۀ آن غنیمتی تحصیل کنم،تا قرضم را ادا کرده،و ستم پادشاه را از خود بازدارم.حضرت فرمود:
هرگاه تاریکی شب تو را فرا گرفت دو رکعت نماز بخوان،در رکعت اول سورۀ«حمد»و«ایة الکرسی»،و در رکعت دوم سورۀ حمد و آخر سورۀ«حشر»از لو انزلنا هذا القرآن تا پایان سوره را قرائت کن،سپس قرآن مجید را بردار و بر سر خود بگذار و بگو:
به حق این قرآن،و به حق کسی که او را فرستادی با آن،و به حق هر مؤمنی که در قرآن مدح کردی،و به حقّت بر آنان،پس کسی شناساتر به حق تو از تو نیست،آنگاه هر یک از این اذکار را ده مرتبه بگو:
بک یا اللّه یا محمّد،یا علی،یا فاطمه،یا حسن،یا حسین،یا علی بن الحسین،یا محمّد بن
علی،یا جعفر بن محمد،یا موسی بن جعفر،یا علی بن موسی،یا محمّد بن علی،یا علی بن محمّد،یا حسن بن علی،بالحجّة.سپس حاجت خود را بطلب،راوی گفت:آن مرد رفت،و پس از مدّتی بازگشت،درحالیکه قرضش را ادا نموده،و از ستم پادشاه امان یافته،و داراییاش فراوان شده بود.
مؤلّف گوید:ظاهر این است که این عمل،پس از نماز بجا آورده میشود.
نماز حاجت:از کتاب«دعوات»راوندی نقل شده:حضرت سجّاد علیه السّلام به مردی رسیدند که در خانۀ مرد دیگری نشسته بود،به او فرمود:برای چه در خانۀ این ستمکار جبّار نشستهای؟گفت:به جهت محنت و شدّتیّ که بر من عارض شده،فرمود:برخیز تا من تو را به دری راهنمایی کنم که بهتر از در اوست،و به جانب ربّی که برای تو از او نیکوتر است،پس دست او را گرفت، و تا مسجد پیامبر صلی اللّه علیه و آله آورد و فرمود:رو به قبله آر،و دو رکعت نماز بخوان،آنگاه خدا را ثنا بگو،و بر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله صلوات فرست،و آخر سورۀ«حشر»،و شش آیۀ اول سورۀ حدید،و دو آیهای که در سورۀ«آل عمران»است بخوان،سپس حاجت خود را از خدا بخواه،که به تو عطا میفرماید.جناب راوندی فرموده:شاید دو ،آیۀ «قُلِ اللّٰهُمَّ مٰالِکَ الْمُلْکِ» باشد تا بِغَیْرِ حِسٰابٍ [سورۀ آل عمران،آیات 26-27].علامۀ مجلسی فرموده است:شاید آیۀ قُلِ اللّٰهُمَّ باشد و آیۀ شَهِدَ اللّٰهُ أَنَّهُ [سورۀ آل عمران،آیۀ 18].از حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام روایت شده:هرگاه یکی از شما رفع حاجتی را قصد کند،صبح پنجشنبه در طلب آن بیرون رود،و هنگامی که از منزل بیرون میرود آخر سورۀ آل عمران،و ایة الکرسی،و سورۀ انّا انزلناه و سورۀ حمد را بخواند،زیرا رفع حوائج دنیا و آخر در اینهاست.
نماز برای مهمّات:چهار رکعت بجا میآوری،و قنوت و ارکان آن را به نیکی انجام میدهی،در رکعت اول پس از سورۀ حمد،هفت مرتبه و خداوند ما را بس است و چه خوب کارگشایی است و در رکعت دوم پس از سورّ حمد،هفت مرتبه آیۀ:آنچه خدا خواست شود هیچ نیرویی جز به خداوند نیست اگر ببینی که من در مال و فرزند از تو کمتر و در رکعت سوم پس از سورۀ حمد،هفت مرتبه:
لا اله الاّ انت سبحانک انّی کنت من الظّالمین.و در رکعت چهارم بعد از سورۀ حمد هفت مرتبه افوّض امری الی اللّه انّ اللّه بصیر بالعباد.سپس حاجت خود را بخواه.
نماز رفع عسرت و سختی:از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:چون کاری بر تو دشوار شود،هنگام زوال دو رکعت نماز بگذار،در رکعت اول پس از سورۀ حمد قل هو اللّه احد و انّا فتحنا لک فتحا مبینا،و ینصرک اللّه نصرا عزیزا و در رکعت دوم پس از سورۀ حمد قل هو اللّه احد و أ لم نشرح.بخوان،و این نماز به تجربه رسیده است.
نماز برای زیاد شدن روزی:روایت شده،مردی نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله آمد و گفت:یا رسول اللّه من صاحب عیالم و قرض دارم و حالم بس سخت است،به من دعایی تعلیم فرما،که بخوانم خدای عزّ و جلّ را،تا به من آنقدر روزی کند،که قرضم را ادا کنم،و به آن بر عیال خود استعانت جویم.فرمود:ای بندۀ خدا وضو بگیر،وضوی کاملی بعد دو رکعت نماز بخوان، و رکوع و سجود آن را به طور کامل بجا آور،پس بگو:
ای بزرگوار،ای یگانه،ای کریم،به سوی تو رو میکنم به محمّد پیامبرت،پیامبر رحمت(درود خدا بر او و خاندانش) ای محمّد ای رسول خدا،به تو رو میکنم به سوی خدا،پروردگارم و پروردگارت،و پروردگار همه چیز،و از تو میخواهم خدایا،که بر محمّد و اهل بیتش درود فرستی،و از تو میخواهم نسیم کریمانهای از نسیمهایت،و گشایش آسان و رزق واسعی،که پراکندگیام را با آن جمع کنم،و قرضم را بپردازم،و با آن بر عیالم یاری گیرم.
نماز دیگر برای زیاد شدن روزی:چون خواستی به محلّ کسب خود بروی،ابتدا به مسجد برو،و دو رکعت یا چهار رکعت نماز بجا آور و بگو: صبح کردم به قدرت و نیروی خدا،و صبح کردم نه با جنبش و نیرویی از
پیش خودم،ولی به توان و نیرویی تو ای پروردگارم،خدایا من بندۀ توام و چنانکه فرمان دادی از فضل تو میجویم، پس آن را برایم آسان فرما،و من تنها در سایۀ عافیتت آسودهام.
نماز دیگر:دو رکعت است که در رکعت اول بعد از سورۀ حمد سه مرتبه انّا اعطیناک الکوثر و در رکعت دوم پس از سورۀ «حمد»سه مرتبه سورۀ«فلق»و سه مرتبه سورۀ«ناس»خوانده میشود.
نماز حاجت:به نقل از کتاب«مکارم»:زمانی که شب به نیمه رسید،غسل کن و دو رکعت نماز بجا آور،در رکعت اول پس از سورۀ حمد پانصد مرتبه سورۀ توحید و همچنین در رکعت دوم پس از سورۀ«حمد»پانصد مرتبه سورۀ توحید و آخر سورۀ حشر را از لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ... تا آخر سوره،و شش آیه اول سورۀ حدید،و پس از آن به همان حال که ایستادهای هزار مرتبه إِیّٰاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّٰاکَ نَسْتَعِینُ بگو،سپس نماز را به پایان برسان،و ثنای حق تعالی را بجای آور،اگر حاجتت برآورده شد که به مراد خود رسیدهای،و اگر به حاجت خود نرسیدی دوباره این نماز را بخوان،و اگر حاجتت برآورده نشد،بار سوم آن را بجا آر،ان شاء اللّه بر آورده میشود.
نماز دیگر:ثقة الاسلام کلینی در کتاب«کافی»،به سند معتبر از عبد الرّحیم قصیر روایت کرده:بر حضرت امام صادق علیه السّلام وارد شدم و عرض کردم:فدایت شوم،از پیش خود دعایی اختراع کردم.فرمود:مرا از اختراع خود واگذار،هرگاه برایت حاجتی بود،به رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله پناه ببر،و دو رکعت نماز بخوان،و آن را به حضرت رسول صلّی اللّه و علیه و آله هدیه کن،عرضه داشتم:این نماز را چگونه بجا آورم؟فرمود:غسل میکنی،و دو رکعت نماز در آغاز و پایان،همانند نماز واجب صبح به جا میآوری،و پس از سلام میگویی:
خدایا تویی سلام،و از توست سلام،و به سوی تو سلام باز میگردد،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و از سوی من به روح محمّد سلام برسان،و سلام را نثار ارواح امامان راستگو فرما،و به من از سوی آنان سلام بازگردان،و سلام و رحمت و برکات خدا بر آنان باد،خدایا این دو رکعت نماز هدیهای است از
سوی من به رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش)،بر این دو رکعت پاداشم ده،آنچه آرزو کردم،و امید بستم درباره تو و رسولت ای سرپرست مؤمنان.آنگاه به سجده میروی،و چهل مرتبه میگویی:
یا حیّ یا قیّوم،یا حیّا لا یموت،یا حیّا لا اله الاّ انت،یا ذا الجلال و الاکرام،یا ارحم الرّاحمین.سپس جانب راست صورت خویش را بر زمین میگذاری،و همین دعا را چهل مرتبه میخوانی.آنگاه جانب چپ صورت خود را بر زمین میگذاری،و باز چهل مرتبه این دعا را قرائت میکنی،سپس سر از سجده بر میداری، و دست را به جانب آسمان برداشته چهل مرتبه میخوانی،پس از آن دستها را بر گردن خود میگذاری،و به انگشت شهادت خویش پناه برده چهل مرتبه میخوانی،سپس محاسن خود را با دست چپ میگیری و گریه میکنی یا اظهار گریستن مینمایی،و میگویی:ای محمّد،ای رسول خدا،حاجتم را به جانب خدا و تو و خاندان ره یافته است،شکایت میکنم،و در حاجتم به وسیلۀ شما به سوی خدا توجه مینمایم سپس به سجده میروی و میگویی:یا اللّه یا اللّه به اندازهای که نفس قطع شود،آنگاه میگویی:صلّ علی محمّد و آل محمّد و افعل بی کذا و کذا و به جای کذا و کذا(با من چنین و چنان کن)حاجت خود را بخواه،پس از آن حضرت صادق علیه السّلام فرمود:من بر خدای عزّ و جلّ ضامنم،که از جای خود حرکت نمیکنی،مگر آنکه حاجت تو برآورده شد.مؤلّف گوید:در باب چهارم دعاهای بسیاری برای رفع حوائج دنیا و آخرت ذکر خواهم کرد.شیخ کفعمی در کتاب بلد الأمین برای رفع حاجت بسیار مهمّ فرموده:این کلمات را در کاغذی بنویسد،و در کتاب بیندازد:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،از بندۀ خوار،به سوی مولای بزرگوار،پروردگارا به من بدحالی
رسیده و تو مهربانترین مهربانانی،به حق محمّد و خاندانش،درود فرست بر محمّد و خاندانش،و اندوه مرا برطرف کن و غم مرا بگشا،ای مهربانترین مهربانان.
باز نماز حاجت:سیّد ابن طاووس در کتاب«مزار»،در باب اعمال مسجد کوفه،در ذیل اعمال محراب حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام فرموده:ذکر نماز حاجتی که در خصوص این مکان باید انجام داد،و آن چهار رکعت است با دو سلام،در رکعت اول پس از سورۀ«حمد»ده مرتبه «قل هو اللّه احد»و در رکعت دوم بعد از سورۀ«حمد»بیست و یک مرتبه«توحید»و در رکعت سوم بعد از سورۀ«حمد»سی و یک مرتبه قل، هو اللّه احد و در رکعت چهارم پس از«حمد»چهل و یک مرتبه«توحید»خوانده میشود و پس از سلام نماز،و خواندن تسبیح،پنجاه و یک مرتبه سورۀ توحید را بخوان و پنجاه مرتبه استغفار کن،و پنجاه مرتبه صلوات بفرست و پنجاه مرتبه بگو:
لا حول و لا قوّة الاّ باللّه العلیّ العظیم آنگاه بگو:ای خدایی که[قدرتش را از رساندن ضرر به بندگانش منع میکند،حاصل اینکه در عین قدرت بینهایتش دست به انتقام نیزند.از محدث قمی]و سلطنش را به قدرتش مالک است،و به آنچه نزد اوست بر هر موجودی چیره است،و غیر تو ناامید میکند امید امیدوارش را،و امیدوار تو خوشحال است که ناامید نمیشود،از تو میخواهم به هرچه پسند توست،و به هر شأنی که تو در آنی،و به هرچه دوست داری به آن یاد شوی،و به حقیقت ای خدا،چیزی برابر تو نیست،اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و مرا و فرزندان و خاندان و داراییام را نگاه داری،و به حفظت حفظم کنی،و حاجتم را در چنین و چنان مورد برآوری.و حاجت خود را ذکر کن.
همچنین نماز حاجتی دیگر:روایت شده:هر که را به خدا حاجتی باشد،و بخواهد برآورده گردد،چهار رکعت نماز بجا آورد،در هر رکعت پس از سورۀ حمد سورۀ انعام بخواند،و در پی نماز بگوید:ای کریم،ای کریم،ای کریم،ای بزرگ،ای بزرگ،ای بزرگ،ای بزرگتر از هر بزرگ.
ای شنوندۀ دعا،ای که شبها و روزها دگرگونش نمیسازد،درود فرست بر محمّد و خاندانش،و به ناتوانی و تهیدستی و نداری و درماندگیام رحم کن زیرا که تو به آنها داناتر از منی،و تو به حاجتم آگاهتری،ای آنکه به یعقوب سالخورده رحم کردی زمانی که نور چشمش یوسف را به او بازگرداند،ای آنکه به ایوب پس از طول بلایش رحم کرد،ای آنکه بر محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)رحم کرد،و از زمان یتیمی پناهش داد،و بر گردنکشان قریش و طاغوتهای آن یاریاش داد،و بر آنان چیرهاش ساخت،ای فریادرس،ای فریادرس،ای فریادرس.را مکرّر میگویی و سپس حاجات خود را از خدای تعالی طلب میکنی،که حق تعالی آنها را عطا میکند.
و نیز نماز حاجتی دیگر:سیّد ابن طاووس رحمه اللّه روایت کرده و فرموده:شب جمعه و شب عید قربان دو رکعت نماز بخوان و در هر رکعت سوره فاتحه را قرائت کن،ولی آیۀ إِیّٰاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّٰاکَ نَسْتَعِینُ را صد مرتبه بگو،سپس حمد را به پایان برسان،و دویست مرتبه سورۀ «توحید»را بخوان،چون سلام دادی،هفتاد مرتبه بگو:«لا حول و لا قوة الاّ باللّه العلیّ العظیم»آنگاه به سجده برو و دویست مرتبه بگو:یا ربّ یا ربّ،پس هر حاجت که داری بخواه،ان شاء اللّه برآورده خواهد شد.
نیز نماز حاجتی دیگر:نمازی است که بسیاری از علما مانند شیخ مفید و شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس و دیگران آن را از حضرت صادق علیه السّلام نقل کردهاند،و کیفیت آن موافق روایت سیّد چنین است:هرگاه برایت به خدای عزّ و جلّ حاجت مهمی روی دهد سه روز پیدرپی که چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه باشد،روزه بگیر،و چون روز جمعه شود غسل کن،و جامۀ نو و پاکیزه بپوش،و به بامی که بلندترین بامهای خانهات باشد بالا رو،و دو رکعت نماز بخوان،سپس دستها را به سوی آسمان بلند کن و بگو:
خدایا به خاطر معرفتم به یگانگیات و بینیازیات به آستانت فرود آمدم و هم اینکه توانایی بر برآوردن حاجتم جز تو نیست،و من دانستهام ای پروردگارم هر زمان نعمتت پیدرپی به من رسیده،نیازم به تو
سختتر گشته،اینک اندوه ناشی و مرا درهم کوبیده است از چنین و چنان و به جای چنین و چنان،حاجت خود را ذکر نماید.
و تو به برطرف نمودنش دانایی بیآنکه دانشت را از دیگری گرفته باشی،و توانایی بدون هیچگونه مشقّتی،از تو میخواهم به حق نامت،که بر کوه نهادی پس در هم کوبیده شد،و بر آسمانها نهادی،پس شکافته شدند،و بر ستارگان پس پراکنده شدند،و بر زمین پس گسترده شد،و از میخواهم به حقی که قرار دادی نزد محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)و حسن و حسین و علی و محمّد و جعفر و موسی و علی و محمّد و علی و حسن و حجّت(درود خدا بر ایشان)اینکه درود فرستی بر محمّد و اهل بیتش،و حاجتم را برآوردی،و دشوارش را آسان نمایی،و مهمّش را کفایتم کنی،پس اگر عنایت کردی تو را ستایش،و اگر مرحمت نفرمودی باز هم تو را ستایش،که تو در حکم خود ستمکار نیستی،و در داوریات منتهمّ نمیباشی،و در عدالتت ستمکننده نیستی.
صورت خود را به زمین میچسبانی و میگویی:خدایا به درستی که یونس بن متّی بندهات،تو را در شکم ماهی خواند،و او بندۀ تو بود،پس دعایش را مستجاب نمودی،و من بندۀ توام،تو را میخوانم،دعایم را مستجاب کن.
حضرت صادق علیه السّلام فرمود:بسا که حاجتی برای من پیش میآید،و من این دعا را میخوانم،آنگاه که باز میگردم،حاجتم برآورده شده.مؤلّف گوید:سید ابن طاووس در کتاب«جمال الأسبوع»سخنی فرموده که حاصلش این است:هرگاه از خدای تعالی حاجتی خواستی،دست کم حالتت مانند آن باشد که حاجت مهمی از یکی از پادشاهان دنیا بطلبی،چه این که هرگاه حاجتی به ایشان داشته باشی،خشنودی آنان را به هر صورت که ممکن است میجویی،پس هنگام حاجت خواستنی از خدا
در به دست آوردن خشنودی حضرتش سخت بکوش،و مبادا روی آوردنت به خدا،کمتر از روی آوردنت به پادشاهان دنیا باشد،که اگر حال تو چنین باشد،از مسخرهکنندگان هلاک شده خواهی بود،و چگونه قابل قبول است که اهتمام تو،به خشنودی خدا کمتر از اهتمام تو به خشنودی بندگان باشد؟پس هرگاه منزلت خدا نزد تو،کمتر از منزلت پادشاهان دنیا باشد،پادشاهانی که بندگان خدای تواند،بنابراین تو خدا را استهزاء کرده و کوچک دانستهای،و عظمت و شکوه او را نادیده گرفتهای،و از حضرتش اعراض نمودهای،و بعید است که با چنین حالی به سبب نماز یا روزهات به حاجت خود دست یابی،و باید نماز و روزهای که برای حاجت به جا میآوری،برای تحصیل تجربه نباشد،چه آنکه انسان نمیآزماید مگر کسی را که در حق او بد گمان است،و حق تعالی آنهایی را که در حق او گمان بد بروند به گفتارش مذمّت نموده است:یظنّون باللّه ظنّ السّوء علیهم دائرة السوء بلکه باید به رحمت خدا و به وعدههای او،در کمال اطمینان و اعتماد باشی،و امیدت به خدا،در طلب حاجتت بیش از آن باشد،که حاتم[بخشندۀ معروف که بخشایشش ضرب المثل شده است]را برای طلب یک قیراط قصد کنی.چه اینکه اگر حاتم را برای یک قیراط قصد کنی،یقین داری به هر شکل که باشد،به تو عطا خواهد کرد،پس آگاه باش که حاجت تو نزد حق تعالی هرچه باشد،کمتر از یک قیراط نزد حاتم است،بنابراین مبادا اعتمادت به حق تعالی کمتر از رو آوردن به درگاه خانۀ امثال حاتم باشد.و شایسته است،هرگاه به خاطر حاجتی،روزه یا نماز بجا آوری،عمل خود را برای کارهای مهمتر از حاجات دینی خود نیّت کنی،و بدان که مهمترین آنها حوایج آن کسی است که تو در پناه هدایت،و حمایت اویی،و آن امام زمان تو صلوات اللّه علیه است،پس باید نماز و روزهات نخست برای قضای حاجات آن حضرت باشد،و بعد برای حوایج دینی خود،و سپس برای آن حاجتی که برایت پیش آمده،و قصد آن را داشتهای،مثلا هرگاه ستمگری در صدد کشتن تو باشد،و تو برای خلاصی از گزند او روزه حاجت گرفتی،باید توجه داشته باشی که مهمتر از آن حاجت دینی توست،که آن حاجت گذشت و رضای حق از تو میباشد،و اینکه بر تو اقبال کند،و عملت را بپذیرد،زیرا در کشته شدنت،دنیایت فاسد میشود چنانچه دینت سالم باشد،به علاوه اگر کشته نشوی،به ناچار یک روز خواهی مرد،ولی اگر عفو و رضای خدا برایت حاصل نشود،در دنیا و آخرت هلاک خواهی شد،و هراسها و شدایدی که به خیالت نمیرسد برایت پیش خواهد آمد،و اینکه گفتیم حاجت
امام زمان را بر حوایج خود پیش اندازی،برای این است،که بقای دنیا و اهل آن به واسطۀ وجود آن حضرت است، بنابراین هرگاه وجود تو،محفوظ به وجود شخص دیگری باشد،چگونه قابل قبول است که حوایج و خواستههای خود را بر حوایج او مقدّم بداری؟و بر تو معلوم باد که آن حضرت،در حاجات خود،از نماز و روزه تو بینیاز است،و نیازی به تو ندارد، ولی مقتضای بندگی و وظیفۀ تو آن است،که به آن صورت عمل کنی،چنانکه دعاهای خود را با صلوات بر ایشان صلوات اللّه علیهم اجمعین آغاز میکنی.
نماز استغاثه[استغاثه:دادخواهی و پناه جویی]:در کتاب«مکارم»آمده:چون در شب خواستی بخوابی،بالای سر خود ظرف پاکیزهای،که در آن آب پاک باشد بگذار،و آن را با پارچه پاکیزهای بپوشان،چون در آخر شب برای نماز شب بیدار شوی،سه جرعه از آن آب بیاشام،و با باقی آن وضو بگیر،و رو به قبله کن،و اذان و اقامه بگو،و دو رکعت نماز بجا آور،و هر سورهای که خواستی در آن بخوان،چون«حمد»و سوره فارغ شدی به رکوع رفته و در رکوع بیست و پنج مرتبه بگو:ای فریادرس دادخواهان پس سر از رکوع بر میداری و همین ذکر را بیست و پنج بار میگویی:و همچنین در سجدۀ اول و پس از سر برداشتن،و در سجدّ دوم و پس از سر برداشتن،در هر کدام بیست و پنج مرتبه میگویی،و رکعت دوم را نیز به همین کیفیت به جا میآوری،که در مجموع سیصد مرتبه گفته میشود،آنگاه تشهّد میخوانی،و سلام میدهی،و پس از سلام سر به جانب آسمان بر میداری و سی مرتبه میگویی:
از بندۀ خوار و ذلیل،به سوی مولای شکوهمند و حاجت خود را میطلبی،همانا به زودی حاجتت روا خواهد شد.
نماز استغاثه به حضرت بتول علیها السّلام:روایت شده:هرگاه برای تو به خدای متعال حاجتی پیش آمد،و سینهات از آن تنگی گرفت دو رکعت نماز بخوان،و پس از سلام سی مرتبه تکبیر بگو،و تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام را بجا آور، و به سجده برو و صد مرتبه بگو:ای سرپرستم ای فاطمه به فریادم برس پس جانب راست صورت خویش را بر زمین بگذار،و همین ذکر را صد مرتبه بگو،و سپس جانب چپ چهرهات را بر زمین بگذار و صد
مرتبه بگو،دوباره به سجده برو و صدوده مرتبه بگو،و حاجت خود را یاد کن،به درستی که خدا آن را برآورده کند.ان شاء اللّه تعالی مولّف گوید:شیخ حسن بن فضل طبرسی در کتاب«مکارم الاخلاق»فرموده:نماز استغاثه به بتول چنین است:دو رکعت نماز بجا میآوری،سپس به سجده میروی،و صد مرتبه میگویی:«یا فاطمة»آنگاه جانب راست صورت خویش را به زمین میگذاری و صد مرتبه میگویی،سپس جانب چپ صورتت را و صد مرتبه میگویی،دوباره به سجده میروی و صدوده مرتبه میگویی،پس از آن میخوانی:
ای بیهراس و بیم از هر چیز،که هر چیز از تو هراسان و برحذر است،از تو میخواهم به ایمنیات از هر چیز، و هراس هر چیز از تو،اینکه بر محمّد درود فرستی،و ایمنی به من عطا کنی،برای خود و خاندان و دارایی و فرزندانم،تا از احدی نهراسم،و هرگز از چیزی حذر نکنم،به درستی که تو بر هر چیز توانایی.
و نیز در آن کتاب شریف از امام صادق علیه السّلام روایت کرده:هرگاه یکی از شما بخواهد به خدا استغاثه کند،دو رکعت نماز بجا آورد،سپس به سجده رفته و بگوید:ای محمد ای رسول خدا،ای علی ای آقای مردان و زنان مؤمن به وسیلۀ شما دو تن به خدای استغاثه میکنم،ای محمّد ای علی به شما دو تن استغاثه میکنم ای فریادرس به خدا و به محمّد و علی و فاطمه.و میشماری هریک از امامان را پس میگویی:بکم اتوسّل الی اللّه تعالی به درستی که همان ساعت به فریاد تو خواهند رسید،ان شاء اللّه تعالی
نماز حضرت حجّت علیه السّلام در مسجد جمکران که در یک فرسخی شهر مقدّس قم قرار دارد:شیخ مرحوم در کتاب«نجم ثاقب» کیفیت بنای این مسجد شریف را به امام صاحب الزمان علیه السّلام به این صورت در حکایت اول از باب هفتم نقل کرده:
امام زمان علیه السّلام به حسن مثله جمکرانی فرمود:به مردم بگو به این جایگاه رغبت کنند،و آن را عزیز بدارند،و در اینجا چهار رکعت
نماز بجا آورند،دو رکعت تحیّت مسجد،در هر رکعتی یک مرتبه سورۀ«حمد»و هفت مرتبه«توحید»و تسبیح رکوع و سجود را هفت مرتبه بگویند،و دو رکعت نماز صاحب الزمان علیه السّلام به این صورت که چون سورۀ«حمد»به إِیّٰاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّٰاکَ نَسْتَعِینُ برسد آن را صد مرتبه بگوید،و بعد سورۀ«حمد»را به پایان برساند،و در رکعت دوم نیز به همین طریق عمل کند و تسبیح رکوع و سجود را هفت مرتبه بگوید،و چون نماز به پایان رسید«لا اله الاّ اللّه»بگوید،و تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام بجا آورد،و پس از تسبیح فاطمه علیها السّلام سر به سجده گذارد و صد مرتبه بر محمّد و آلش صلوات اللّه علیهم صلوات فرستد.و این جمله عینا از ان حضرت روایت شده: کسی که این دو رکعت را بجا آورد،گویا در خانه کعبه نماز خوانده است
و نیز نماز دیگر آن حضرت:همچنین در کتاب«نجم ثاقب»از کتاب«کنوز النّجاح»شیخ طبرسی نقل کرده که از ناحیه مقدّسۀ حضرت صاحب الزمان علیه السّلام بیرون آمد که:هرکس را به خدای تعالی حاجتی پیش آید باید بعد از نیمۀ شب جمعه غسل کند،و به جایگاه نماز خود برود،و دو رکعت نماز بخواند،در رکعت اول وقتی که به آیۀ «إِیّٰاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّٰاکَ نَسْتَعِینُ» رسید صد مرتبه آن را بگوید،سپس سورۀ(حمد)را به پایان ببرد و یک مرتبه«توحید»بخواند،و رکوع و دو سجده را بجا آورد، «و سبحان ربّی العظیم و بحمده»را در رکوع هفت مرتبه«و سبحان ربّی الاعلی و بحمده»را در هر سجده هفت مرتبه بخواند و رکعت دوم را نیز به همین کیفیت بجا آورد،و پس از تمام شدن نماز این دعا را بخواند،به درستی که حق تعالی حاجت او را برآورده میسازد هر حاجتی که باشد بجز آنکه حاجت او در قطع کردن پیوند خویشان باشد.و دعا این است:
خدایا اگر اطاعتت کردم،پس ستایش تو راست،و اگر نافرمانیات نمودم پس حجّت تو راست،نسیم رحمت و گشایش از جانب توست،منزّه است کسی که نعمت داد،منزّه است کسی که تقدیر کرد و آمرزید،خدایا چنانچه نافرمانیات کرده باشم،پس به یقین در محبوبترین چیزها به نزد تو اطاعتت نمودم،و آن ایمان به توست،برایت فرزندی نگرفتم،
شریکی نخواندم،این ایمان منّتی است از جانب تو بر من،نه از سوی من بر تو،نافرمانی کردم تو را ای معبود من نه از روی دشمنی،و نه از روی بیرون رفتن از بندگیات،و نه از روی انکار ربوبیّتت، بلکه هوای نفسم را پیروی کردم،و شیطان مرا لغزاند،تو را بر من حجّت و بیان است،پس اگر عذابم کنی به خاطر گناهان من است،و تو ستمکار بر من نیستی،و اگر مرا بیامرزی،و به من رحم کنی به یقین تو بخشنده و بزرگواری.پس از این دعا تا نفس او وفا کند یا کریم،یا کریم را تکرار کند،و بعد از آن بگوید:ای ایمن از هر چیز،و هر چیز از تو هراسان و در حذر،از تو میخواهم به ایمنیات از هر چیز،و هراس هر چیز از تو،اینکه بر محمد و خاندان محمّد درود فرستی،و به من امان دهی،برای خود و خاندان و فرزندانم،و سایر چیزهایی که به من عنایت کردی،تا هرگز از چیزی نهراسم و حذر نکنم،به درستی که تو بر هر چیز توانایی،و خدا ما را بس است،و چه خوب کارگشایی است،ای کفایتکنندۀ ابراهیم از نمرود،و ای کفایتکنندۀ موسی از فرعون،از تو میخواهم بر محمد و خاندان محمّد درود فرستی،و از من کفایت کنی شرّ فلان پسر فلان را.و به جای (فلان بن فلان)نام شخصی را که از شرّ او میترسد،و نام پدرش را بگوید،و از خدا بخواهد که زیان او را دفع و وی را از او کفایت کند،به درستی که حق تعالی گزند او را کفایت خواهد کرد انشاء اللّه تعالی،و پس از آن به سجده رود،و حاجت خود را بخواهد،و به سوی حق تعالی زاری کند،به درستی که مرد مؤمن و زن مؤمنهای نیست،که این نماز را بجا آورد،و این دعا را از روی اخلاص بخواند، مگر اینکه درهای آسمان برای او در برآمدن حاجاتش گشوده میشود،و در همان هنگام و همان شب دعای او نسبت به
هرگونه حاجتی که باشد مستجاب میشود،و این به سبب فضل و انعام حق تعالی بر ما و بر مردم است.مؤلّف گوید:فرزند بزرگوار شیخ طبرسی،رضی الدین حسن بن فضل هم این نماز را در«مکارم الاخلاق»نقل کرده و در ابتدای دعا به جای«اللّهمّ ان کنت عصیتک»«ان کنت قد عصیتک»را ذکر کرده است و پس از حتّی لا اخاف کلمۀ«احدا»را اضافه نموده است.و پس از کلمۀ«فرعون اسالک»را
نماز خوف از ظالم:به نقل از«مکارم»غسل میکنی،و دو رکعت نماز به جا میآوری،و زانوهای خود را نزد جانمازت برهنه میکنی و صد مرتبه میگویی:
ای زنده،ای پاینده،ای زنده،معبودی جز تو نیست،به رحمتت فریادرسی میطلبم،پس درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد و به فریادرس،هم اینک، هماینک چون از این دعا فارغ شدی بگو:از تو میخواهم خدایا که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و بر من لطف نما،و به سود من غالب گردان،و به نفع من مکر و خدعه و کید نما، و زحمت فلان پسر فلان را از من کفایت فرما.و این دعای رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله در روز احد است.
نماز برای تیزی ذهن و قوّت حافظه:در مکارم الأخلاق از معصومان علیهم السّلام روایت شده:در ظرف پاکیزهای سوره حمد و ایة الکرسی و انّا انزلناه و یس و واقعه و حشر و تبارک و توحید و دو قل اعوذ را با زعفران مینویسی، و آنها را با آب زمزم یا باران یا با آب پاکی میشویی،و در آن دو مثقال کندر و ده مثقال شکر و ده مثقال عسل میریزی سپس آن را به هنگام شب زیر آسمان قرار ده،و بر روی آن آهنی بگذار،وقتی آخر شب شد،دو رکعت نماز بخوان، در هر رکعت سورۀ حمد و پنجاه مرتبه«قل هو اللّه»را بخوان،و پس از نماز آن آب را بیاشام که برای حافظه نیکو آزموده شده است انشاء اللّه و در اواخر باب ششم مطالبی خواهد آمد که سبب کثرت حافظه است.
نماز برای آمرزش گناهان:دو رکعت بجا آورد و در هر رکعت شصت مرتبه قل هو اللّه احد بخواند چون از نماز فارغ شود،گناهانش آمرزیده شود.
نمازی دیگر:شیخ طوسی رحمه اللّه در کتاب«مصباح»در اعمال روز جمعه گفته:از عبد اللّه بن مسعود روایت شده:رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله فرمود:هرکه در روز جمعه پس از نماز عصر دو رکعت نماز بخواند،در رکعت اول سورۀ فاتحه و ایة الکرسی و سوره فلق را بیست و پنج مرتبه،و در رکعت دوم سورۀ فاتحه و سورۀ توحید و ناس را بیست و پنج مرتبه بخواند،و پس از نماز بیست و پنج مرتبه بگوید:لا حول و لا قوة الاّ باللّه العلّی العظیم از دنیا بیرون نرود،تا حق تعالی بهشت را در خواب به او بنمایاند و مکانش را در آنجا ببیند.
مؤلّف گوید:سیّد ابن طاووس در فصل سی و سوم کتاب جمال الأسبوع نمازی برای آمرزش گناهان نقل کرده و فرموده:این نمازی است پر ارج و ارزشمند،که آن را حاملان اسرار الهی میشناسند،مبادا در حق آن سستی کنی،هرکه میخواهد به آن کتاب مراجعه نماید.
نماز وصیّت:نمازی است که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله به آن وصیت فرموده و آن دو رکعت است بین مغرب و عشا،در رکعت اول سورۀ حمد و سیزده مرتبه سورۀ اذا زلزلت و در رکعت دوم سورۀ حمد و پانزده مرتبه سورۀ توحید خوانده شود اگر هر شب بجا آورد،ثوابش را کسی جز خدا نمیتواند بشمارد.
نماز عفو:دو رکعت است که در هر رکعت سورۀ حمد و یک مرتبه انّا انزلناه خوانده میشود و بعد از قرائت حمد و سوره پانزده مرتبه ربّ عفوک عفوک و در رکوع ده مرتبه گفته میشود و آن را مانند نماز جعفر تمام میکند.مؤلّف گوید:نماز استغفار همانند نماز عفو است، جز آنکه به جای ربّ عفوک باید استغفر اللّه گفته شود،و این نماز برای فراوانی روزی سودمند است،انشاء اللّه تعالی.
نماز روز شنبه:سیّد ابن طاووس از حضرت عسگری علیه السّلام روایت کرده:آن حضرت فرمود:در کتابهای پدرانم خواندم که هرکه در روز شنبه چهار رکعت نماز بجا اورد و در هر رکعتی سورههای حمد و قل هو اللّه و ایة الکرسی را بخواند،خدا او را در درجه پیامبران و شهدا و صالحان بنویسد که نیکو رفیقانی هستند.
نماز روز یکشنبه:و نیز از آن حضرت روایت شده:هر که روز یکشنبه چهار رکعت نماز بجای آورد و در هر رکعت سورۀ حمد و تبارک بخواند،حق تعالی او را در بهشت جا دهد،هر جای آنکه بخواهد.
نماز روز دوشنبه:
و نیز فرمود:هرکه روز دوشنبه ده رکعت نماز بجا آورد و در هر رکعت سورۀ حمد و ده مرتبه سورۀ توحید را بخواند،حق تعالی در قیامت
برای او نوری قرار دهد،که موقف را روشنایی بخشد تا در آن روز همۀ بندگان خدا بر او غبطه برند.
نماز روز سهشنبه:و نیز از آن حضرت روایت شده:هرکه روز سهشنبه شش رکعت نماز بخواند و در هر رکعت پس از سورۀ حمد آیۀ آمَنَ الرَّسُولُ را تا آخر،و یک مرتبه سورۀ اذا زلزلت را بخواند خدا گناهان او را بیامرزد،و همچون روزی که از مادر به دنیا آمده از گناهان بیرون میرود.
نماز روز چهارشنبه:و از آن حضرت روایت شده:هرکه روز چهارشنبه چهار رکعت نماز بجای آورد،و در هر رکعت پس از سورۀ حمد یک مرتبه قل هو اللّه احد و انّا انزلناه بخواند،خدا توبه او را از هر گناهی که باشد میپذیرد و حوریّهای در بهشت به همسری او در میآورد.
نماز روز پنجشنبه:و نیز آن حضرت فرمود:هرکه در روز پنجشنبه،ده رکعت نماز بجای آورد،و در هر رکعتی سورۀ حمد و قل هو اللّه احد را ده مرتبه بخواند،فرشتگان به او میگویند:هر حاجتی داری بخواه،که برآورده خواهد شد.
نماز روز جمعه:و نیز آن جناب فرمود:هرکه در روز جمعه چهار رکعت نماز اقامه کند،و در هر رکعتی سورههای حمد و تبارک و حم سجده را بخواند،حق تعالی او را وارد بهشت کند،و شفاعتش را در حق اهل بیتش بپذیرد و نیز او را از فشار قبر و هراسهای قیامت حفظ نماید.راوی از آن حضرت پرسید در چه وقتی از روز باید این نمازها را بجای آورد؟فرمود:
بین طلوع آفتاب تا ابتدای ظهر.
سیّد ابن طاووس،در کتاب مهج الدّعوات،از سعید بن ابی الفتح قمی،ساکن در شهر واسط،نقل کرده:مرا بیماری عظیمی بود،که طبیبان از علاجش عاجز بودند،پدرم مرا به دار الشفاء برد،و طبیبان و ساعور را که پیشرو مسیحیان در طب بود،برای معالجۀ من گرد آورد،آنان اندیشه کردند،و گفتند:این بیماری را کسی غیر خدا نمیتواند علاج کند،از این سخن شکسته دل،و غمناک شدم،کتابی از کتابهای پدرم را برداشتم،که چیزی از آن را مطالعه کنم،در پشت آن کتاب این نوشته را دیدم:از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود:هرکه دچار مرضی باشد،پس از نماز صبح چهل بار بگوید:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،ستایش خدای را پروردگار جهانیان،خدا ما را بس است،و چه نیکو وکیلی است، پاک و منزّه است خدا،بهترین آفریدگان،و جنبش و نیرویی نیست جز به خدای والای بزرگ.و به موضع بیماری بمالد
از آن صحّت مییابد،و حضرت عزّت او را شفا بخشد،من صبر کردم،چون صبح شد،فریضه را بجا آوردم،و چهل بار این دعا را خواندم،و با دست خود بر آن موضع مالیدم،در نتیجه خدای تعالی آن بیماری را از من برطرف کرد،ولی میترسیدم مبادا بیماری بازگردد،تا سه روز به انتظار بودم بازنگشت،پس از آن پدرم را از این واقعه باخبر ساختم شکر خدا کرد،و برای یکی از اطبّا که اهل کتاب بود نقل کرد،آن طبیب نزد من آمد،و دید بیماری برطرف شده،در همان حال مسلمان شد،و کلمه شهادت اشهد ان لا اله الاّ اللّه و اشهد انّ محمّد رسول اللّه گفت،و اسلامش نیکو گردید.
شیخ کفعمی در کتاب«مصباح»فرموده:هرگاه در تو مرضی باشد،به موضع سجدۀ خود دست بکش،و آن را پس از نماز واجب هفت مرتبه بر آن موضع بمال و بگو: ای که زمین را بر آب فشرد،و هوا را به آسمان بست،و بهترین نامها را برای خویش برگزید،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و با من چنینوچنان کن و روزیام ده،و سالمم بدار از چنینوچنان.
دعای عافیت:کفعمی از کتاب متهجّد نقل کرده:هرکس از دردی که با اوست،طلب عافیت کند،در سجدّ دوم از دو رکعت اوّل نماز شب بگوید:ای والا،ای بزرگ،ای بخشندۀ ای مهربان،ای شنوای دعاها،ای عطا بخش خیرات،درود فرست بر محمّد و خاندانش،و از خیر دنیا و آخرت چنانکه سزاوار آنی به من عنایت کن،و از شرّ دنیا و آخرت،چنانکه سزاوار آنی از من بگردان،و این درد را از من ببر[درد را نام ببر]که این درد خشمم را بر افروخته،و اندوهگینم ساخته و در دعا اصرار ورزد،که عافیت شتابان به او میرسد،انشاء اللّه تعالی.
در کتاب عدّة الداعی از امام صادق علیه السّلام نقل کرده:نزد بیماری خود درحالیکه زیر آسمان قرار بگیری دستها را بلند کن و بگو: خدایا اقوامی را در قرآنت سرزنش کردی
و فرمودی:بگو معبودهای باطل خود را جز او بخوانید،که هرگز برطرف کردن زیان را از شما،و گرداندنش را نمیتوانند،ای که برطرف کردن زیان،و گرداندن آن را از من،کسی جز او نمیتواند،بر محمّد و خاندانش درود فرست،و زیانم را برطرف کن،و به سوی آنکه معبود دیگری جز تو را با تو میخواند بگردان،که گواهی میدهم معبودی جز تو نیست.
روایت شده:هر مؤمنی هر بیماری و دردی بیابد،با دست به موضع درد بمالد و با خلوص نیّت بگوید:
و نازل میکنیم از قرآن،چیزی که من برای اهل ایمان شفا و رحمت است،و ستمگران را جز خسارت نیفزاید.
هر دردی که باشد،از آن عافیت یابد،و مصداق این واقعیت در خود آیه است که فرموده: شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ
همچنین برای رفع بیماری:یک پیمانه گندم بخرد،و به پشت بخوابد،و گندمها را روی سینۀ خود بریزید و بگوید:خدایا از تو میخواهم به نامت،نامی که وقتی درماندهای تو را به آن بخواند،زیانش را برطرف کنی،و بر زمین تمکنّش بخشی،و او را بر بندگانت خلیفه نمایی،اینکه بر محمّد و اهل بیتش درود فرستی،و مرا از دردم تندرستی دهی.آنگاه برخیزد،و بنشیند، و گندمها را از اطراف خود جمع کند،و دوباره این دعا را بخواند،سپس آن را به چهار قسمت تقسیم کند،و هر چارک آن را که یک«مد»[تقریبا 10 سیر]است به مسکینی دهد،و این دعا را بخواند،که ان شاء اللّه تعالی از بیماری بهبودی یابد.
از امیر مؤمنان علیه السّلام نقل شده:بر موضع درد دست بگذار و سه مرتبه بگو:
خدا،خدا،خدا به حقیقت پروردگار من است،چیزی را با او شریک نسازم،خدایا تویی برطرفکنندۀ این درد،و هر درد بزرگ پس آن را از من بگشا.
از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:بر موضع درد دست بگذار و بگو:بسم اللّه بعد بر آن دست بکش،و
هفت مرتبه بگو: پناه میبرم به عزّت خدا،و پناه میبرم به قدرت خدا،و پناه میبرم به شکوه خدا،و پناه میبرم به عظمت خدا،و پناه میبرم به جمع خدا،و پناه میبرم به رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش) و پناه میبرم به نامهای خدا،از شرّ آنچه حذر میکنم،و از شرّ آنچه بر خود میترسم.
روایت شده:هرگاه طفل بیمار شد،مادرش بالای بام برود،و مقنعه از سر برگیرد،به گونهای که مویش آشکار گردد، آنگاه به سجده رود و بگوید:خدایا،پروردگارا تو او را به من عطا کردی،و بخشیدی،خدایا بخششت را امروز تازه کن،به درستی که تو توانا و نیرومندی.سر بر ندارد تا فرزند او خوب شود.
شیخ شهید نقل کرده:هر که درد شدیدی دارد،بر قدح آبی،چهل مرتبه سورۀ حمد بخواند،و آن را بر خود بریزد،و زنبیلی که در آن گندم باشد نزد خود بگذارد،سپس از آن گندم با دست خود به سائل دهد،و از او بخواهد وی را دعا کند تا شفا یابد ان شاء اللّه تعالی.به سندهای معتبر وارد شده:بیماران خود را با دادن صدقه مداوا کنید.شیخ شهید برای رفع بیماری نقل کرده:بر بازوی راست بیمار دست بگذارد،و هفت مرتبه سورۀ حمد بخواند،و این دعا را قرائت کند:
خدایا بیماریها و درد را از او برطرف کن،و به سلامت و شفا بازگردانش،و به نگهداری نیکو یاریاش ده، و به خوبی عافیت بازش گردان،و آنچه را در این بیماری به او رسیده،مایهای برای زندگیاش،و کفّارۀ گناهانش قرار ده،خدایا،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست.اگر در عافیت او اثر نکرد،سورۀ حمد را هفتاد مرتبه تکرار کند،ان شاء اللّه تعالی اثر خواهد کرد.
از حضرت باقر علیه السّلام روایت شده:هرکس را سورههای حمد و قل هو اللّه احد خوب نکند،چیز دیگری
او را خوب نخواهد کرد،و هر بیماری را این دو سوره شفا میدهد،از امام صادق علیه السّلام نقل شده:هر مؤمنی که بیماری یا مرضی داشته باشد،از روی اخلاص بگوید:
و نازل کردیم از قرآن،چیزی که شفا و رحمت برای اهل ایمان است و موضع علّت را مسح کند،حق تعالی او را شفا دهد.از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده:برای رفع تمامی امراض بر آنها بخوان:
ای فرو فرستندۀ شفا،و از میان برندۀ درد،بر محمّد و خاندانش درود فرست،و بر دردم شفا نازل فرما.
سیّد ابن طاووس در کتاب«مهج»،از ابن عباس روایت کرده:نزد امیر مؤمنان نشسته بودم،شخصی رنگ پریده آمد، و گفت:ای امیر مؤمنان،من همیشه بیمارم،و دردهای بسیاری دارم،به من دعایی بیاموز،که با آن بر بیماریهایم یاری جویم، فرمود:به تو دعایی میآموزم،که جبرئیل وقتی حسن و حسین بیمار بودند به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله آموخت،و آن دعا این است:
ای معبود من،هر زمان به من نعمت دادی سپاسگذاریام برای تو در کنار آن نعمت اندک بود،و هر زمان مبتلای به بلایم نمودی،صبرم برای تو نزد آن اندک بود،ای که شکرم کنار نعمتهایش کم بود،ولی از نعمت محرومم نکرد،و ای که صبرم نزد بلایش اندک بود، ولی مرا وا نگذاشت،و ای که مرا بر گناهان دید،ولی رسوایم نساخت و ای که مرا بر خطاها دید، ولی بر آنها عذابم نکرد،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و گناهم را بیامرز،و از بیماریام شفا ده، به درستی که تو بر هر چیز توانایی.ابن عبّاس گفت:پس از یک سال آن مرد را دیدم،درحالیکه رنگش نیکو و سرخ شده بود؟ و گفت:این دعا را بر هیچ دردی نخواندم مگر آنکه شفا یافتم،و بر سلطانی که از او میترسیدم وارد نشدم،مگر آنکه خدای عزّ و جلّ شرش را از من بازگرداند.
نقل شده:به نجاشی از پدرانش کلاهی چهارصدساله به ارث رسیده بود،که به روی هر دردی نهاده میشد تسکین مییافت،کلاه را شکافتند،که ملاحظه کنند چه چیزی در آن است:این دعا را دیدند:
به نام خدا فرمانروای حقّ آشکار،خدا گواهی داد،که معبودی جز او نیست،و فرشتگان و صاحبان دانش نیز گواهی دادند،درحالیکه قائم به عدالت است،معبودی جز او که عزیز و حکیم است نیست.همانا دین نزد خدا اسلام است،نور و حکمت، جنبش و نیرو،و قدرت و سلطنت و برهان از آن خدا است،معبودی جز خدا نیست،آدم برگزیدۀ خدا است، ابراهیم دوست خداست،معبودی جز خدا نیست،موسی همسخن خدا است،معبودی جز خدا نیست،محمّد عربی رسول خدا،و حبیب و برگزیدۀ از میان خلق اوست،آرام گیرید ای همۀ دردها،و بیماریها و امراض و همۀ علّتها و همۀ تبها،آرامت نمودم به کسی که آنچه در شب و روز است برایش آرام شد،و او شنوا و داناست،و درود خدا بر بهترین بندگان او محمّد و همۀ خاندانش.
در کتاب مکارم الأخلاق آمده:نجاشی پادشاه،دچار درد سر بود،بیماری خود را برای پیامبر صلّی اللّه علیه و آله نوشت حضرت این حرز را برای او فرستاد،او در کلاهش گذاشت،دردش آرام گرفت و آن حرز این است:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،معبودی جز خدا نیست،فرمانروای حق آشکار،گواهی داد خدا...برای خدا نور و حکمت و عزّت قوّت و برهان و قدرت و سلطنت و رحمت است،ای که نمیخوابد،معبودی جز خدا نیست ابراهیم دوست خداست،معبودی جز خدا نیست،موسی همسخن خداست،معبودی جز خدا نیست،عیسی روح خدا و کلمۀ اوست،معبودی جز خدا نیست،محمّد رسول خدا و برگزیده و صفوت اوست،درود و سلام خدا بر او و خاندانش
باد،آرام شو،آرامت کردم به کسی که آنچه در آسمانها و زمین است برای او آرام میشود،و به کسی که آنچه در شب و روز است برای او آرام شد،و او شنوا و داناست،پس مسخرّ کردیم برای او باد را که به امر او با نرمی روان است هرجا برسد،و مسخر کردیم شیاطین را از هر بنّا و غوّاصی.آگاه باش،همۀ امور به خدا باز میگردند.
تعویذ برای درد سر و درد گوش:از حضرت امام باقر علیه السّلام روایت شده است که برای آرام شدن درد سر، سر را مسح کند،و هفت مرتبه بگوید:
پناه میبرم به خدایی که،آنچه در بیابان و دریا و آسمانها و زمین است برای او آرام گرفت،و او شنوا و داناست.و نیز این دعا برای آرام شدن درد گوش،با هفت مرتبه خواندن از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده،و همچنین از آن حضرت رسیده:مقداری پنیر بسیار کهنه را بگیر و نرم بکوب و با شیر مخلوط کن،و روی آتش حرارت بده،و چند قطره در گوشی که درد میکند بریز.
نیز برای سردرد:بر قدح آبی بخواند:
آیا آنان که کافر شدند ندیدند،که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند،پس آنها را از هم گشودیم،و از هر چیز زنده را از آب قرار دادیم آیا ایمان نمیآورند؟!سپس آن را بیاشامد.روایت شده:هرگاه کسالت،یا درد سر عارض رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله میشد،دستها را میگشودند،و فاتحه و معوّذتین[دو سورۀ قل اعوذ بربّ الفلق و قل اعوذ برب النّاس]میخواندند،و به صورت خویش میکشیدند، پس درد از آن حضرت برطرف میشد.و نیز برای رفع سردرد بر سر دست بکشد و بگوید:
خدایا آسمانها و زمین را از این که تباه شوند نگاه میدارد،و اگر تباه شوند،احدی بعد از خدا نگهدار آنها نیست، به راستی خدا بردبار،و آمرزشگر است.از«ربیع الابرار»نقل شده:مأمون را در منطقه طرطوس دردسری عارض شد،که راه علاج برای آن نیافتند،قیصر روم کلاهی برایش فرستاد و به همراه آن نوشت:خبر سردرد تو را شنیدم،این کلاه را فرستادم،
بر سر گذاری تا دردت آرام گیرد،مأمون ترسید،زهری در آن تعبیه کرده باشد،دستور داد بر سر آورندهاش نهادند،دید ضرری متوجه او نشد،امر کرد بر سر کسی که دچار دردسر بود گذاشتند،دردش آرام گرفت،آنگاه بر سر خود گذاشت، و از درد رهایی یافت،شگفتزده شد،کلاه را شکافت،دید در آن نوشته شده:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،چه بسیار نعمتی برای خدا است که در رگی ساکن است حم عسق،دردسر نکشند از آن،و بیهوش نکردند از کلام خدا،خاموش شد آتش،و جنبش و نیرویی نیست جز به خدا،روان شد سود دارد و در تو،چنانکه روان میشود باران بهاری در شاخۀ درخت.
تعویذ برای درد شقیقه:بر محلّ درد دست بگذار و سه مرتبه بگو: ای آشکار موجود،ای نهان گم نشده،به نزد بندۀ ناتوانت بازگردان نعمتهای زیبایت را،و انچه آزار بر اوست،از او برطرف کن،به درستی که تو مهربان و توانایی.
برای ناشنوایی گوش:از حضرت باقر علیه السّلام روایت شده:دست بر آن بگذارد و بخواند: لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ تا آخر سورۀ حشر.
برای درد دهان:از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:دست بر آن بگذار و بگو:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،به نام خدا که با نام او دردی زیان نرساند،پناه میبرم به کلمات خدا که با آنها چیزی زیان نرساند،قدّوس،قدّوس،قدّوس،از تو میخواهم ای پروردگار به نام پاک، مقدّس،مبارکت،که هرکه با آن از تو خواست عطایش فرمودی،و هرکه با آن به درگاهت دعا کرد،اجابتش نمودی،ای خدا،ای خدا،ای خدا،اینکه بر محمّد پیامبر و اهل بیتش درود فرستی،و به من عافیت دهی از آنچه مییابم
در دهان و سر و گوش و چشم و شکم و پشت و دست و پایم و در همه اعضایم.که ان شاء اللّه تعالی شفا مییابی.
برای درد دندان:از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:پس از گذاشتن دست بر جای درد سورههای حمد و توحید و قدر و این آیۀ مبارکه را بر آن بخواند:
و میبینی کوهها را درحالیکه آنها را بیحرکت میپنداری،و حال آنکه میگذرند همانند گذر ابرها،کار خداست،که هر چیزی را استوار نموده،به درستی که او به آنچه انجام میدهید آگاه است.و نیز از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت شده:به موضع سجدۀ خود دست بکش،سپس دندان درد گرفته را مسح کن و بگو: به نام خدا،و شفادهندۀ خداست،و جنبش و نیرویی نیست جز به خدای والای بزرگ.
دعای تجربه شدهای برای درد دندان:سورهای[حمد]و[فلق]و[ناس]و[توحید]را قرائت میکنی،و با هر سوره بسم اللّه الرّحمن الرّحیم را میخوانی،و پس از سورۀ[توحید]میگویی:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،و برای اوست آنچه در شب و روز ساکن شده،و او شنوا و داناست،گفتیم:
ای آتش بر ابراهیم سرد و سلامت باش،و به سوی او از روی نیرنگ قصد کرده بودند پس آنان را زیانکارترین قرار دادیم، ندا شد خجسته باد کسی که در آتش و کسی که در آتش و کسی که پیرامون آن است،و منزّه است خدا،پروردگار جهانیان.سپس میگویی:
خدایا ای کفایتکننده از هر چیز،و از تو چیزی کفایت نمیکند،بندهات و فرزند کنیزت را کفایت کن،از شرّ آنچه میهراسد،و پرهیز میکند،و از شرّ دردی که از آن به تو شکایت میکند.
و نیز روایت شده:کاردی یا برگ خرمایی بگیرد و به آن جانب که درد میکند بمالد،و هفت مرتبه بگوید:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،به نام خدا،و به خدا،محمّد فرستادۀ خدا،و ابراهیم دوست خداست آرام شو،و به حق آنکه آنچه در شب و روز است برای او آرام میگیرد به اجازهاش،و او بر هر چیزی تواناست.
و نیز وارد شده:چوبی یا آهنی بر دندانی که درد دارد بذارد و از جانب آن هفت مرتبه افسونش کند:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،شگفتا،کرمی[منظور میکرب خاص دندان است که در بین مردم به کرم دندان مشهور شده،و دندان پوسیده و سیاه شده را میگویند کرم خورده]در دهان میباشد،استخوان آن را میخورد،و خون فرو میریزد،من افسونکنندهام،خدا شفادهنده و کفایت کننده است، معبودی جز خدا نیست،و ستایش خدا را پروردگار جهانیان.تا لعلّکم تعقلون بخواند.همان طور که ابتدای دعا گفته شد این دعا را هفت مرتبه بخواند.
برای درد سینه:آیۀ وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً تا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ وارد شده،و نیز روایت شده:به قرآن طلب شفا کن،زیرا حق تعالی فرموده است: شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ
برای سرفه:دعای جامعهای وارد شده:اللّهمّ انت رجائی و انت ثقتی و عمادی که دعایی طولانی است،هرکه خواهد به مأخذ آن یعنی کتاب دعای بحار الأنوار مراجعه کند.
برای درد شکم:از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت شده:شربت عسل به آب گرم بیاشامد،و آن را هفت مرتبه به سورۀ فاتحه الکتاب تعویذ نماید،و نیز از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت شده:آب گرم بیاشامد و بگوید:
ای خدا،ای خدا،ای خدا،ای بخشنده،ای مهربان،ای پروردگار پرورندگان،ای پرستیدۀ پرستیدگان،ای پادشاه پادشاهان، ای سرور سروران،مرا از هر درد و بیماری،به شفایت شفا ده،من بنده توام،و فرزند دو بندۀ توام، در دست قدرت تو زیر و رو میشوم.
و نیز برای درد شکم و غیر آن دست بر آن بگذارد و هفت مرتبه بگوید:
به عزّت و جلال خداوند پناه میبرم از شرّ آنچه مییابم و دست راست را بر موضع درد بگذارد و سه مرتبه بگوید:بسم اللّه
برای قولنج:بر لوحی یا کتفی(صفحۀ فلزی)سورههای«حمد»و«توحید»،و دو«قل اعوذ»را بنگارد، و زیر آنها بنویسد:پناه میبرم به جلوه خدای بزرگ،و به عزّتش که به بدی قصد نشود،و به قدرتش،که چیزی از آن سر باز نزند،از شرّ این درد،و از شرّ آنچه در آن است،و از شرّ آنچه از آن مییابم سپس آن را به آب باران بشوید،و در وقتی که ناشتاست،و نیز به هنگام خواب بیاشامد،ان شاء اللّه مبارک و سودمند است.
برای درد شکم و قولنج:روایت شده:شخصی از درد شکم برادرش،خدمت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله شکایت کرد،حضرت فرمود:
به برادرت بگو شربتی از عسل با آب گرم بیاشامد،فردای آن روز خدمت حضرت آمد و گفت:آن شربت را به او نوشاندم فایدهای نبرد،فرمود:[خدا راست گفت،و شکم برادرت دروغ گفت].برو و به او شربت عسل بده،و آن را هفت مرتبه سورۀ حمد تعویذ کن،وقتی آن مرد رفت،حضرت به امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:«به درستی که برادر این مرد منافق است،به همین دلیل آن شربت به او سود نمیدهد»[البته روشن است که بیان پیامبر صلی اللّه علیه و آله در مورد نفاق مرد یاد شده به علم آن حضرت مربوط میشود،و نمیتوان همیشه به استناد عدم تأثیر این تعویذ حکم به نفاق کسی کرد.]
برای ثالول:و آن میخچهای است که اغلب در دست پیدا میشود،برای این بیماری وارد شده:برای هر میخچه هفت دانۀ جو بگیر،و بر هر دانۀ جو بخوان:از اول سورۀ واقعه تا هباء منبثّا را و نیز هفت مرتبه:
از تو دربارۀ کوهها میپرسند،بگو آنها را پروردگارم درهم میکوبد،درهمکوبیدنی کامل،و آنها را بیابانی گسترده و هموار گرداند، در آن کجی و انحراف نبینی آنگاه یکیک دانههای جو را به میخچه بمال،و آنها را در کهنهای ببند،و با سنگی قرار ده،و در چای بینداز،بعضی گفتهاند:شایسته است این عمل در آخر ماه،هنگامی که ماه پنهان است انجام بگیرد.و همچنین نقل شده:
دارندۀ میخچه قطعه نمکی را به میخچه بمالد،و بر آن سه مرتبه لو انزلنا هذا القران را تا آخر سورۀ حشر بخواند،و آن را در تنوری بیندازد،و به شتاب بگذرد که ان شاء اللّه تعالی برطرف خواهد شد،و در کتاب«خزائن»آمده:مالیدن نوره میخچه را برطرف خواهد کرد.
برای ورمهای بدن:روایت شده:چون برای نماز واجب وضو بگیری،پیش از نماز و بعد از آن بر ورم بخوان:لو انزلنا هذا القران علی جبل تا آخر سورۀ حشر،و در هنگام خواندن آن تدبّر کن،که ان شاء اللّه تعالی ورم آرام خواهد شد.
برای رفع دشواری زایمان زنان:بر پوستی بنویسد:به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،ایشان روزی که آنچه به آنان وعده داده شده بود ببینند،گویا به سر نبردهاند مگر ساعتی از روز،گویا ایشان روزی که قیامت را ببینند،به سر نبردهاند مگر شبی یا روزی،آنگاه که همسر عمران گفت:پروردگارا برایت آنچه در درون دارم آزاد نذر کردهام،از من بپذیر، به درستی که تو شنوا و دانایی.سپس آن را بر ران راست او ببندد،و وقتی فرزندش به دنیا آمد باز کند.و نیز روایت شده:بر آن بخواند:درد زایمان او را تا کنار تنۀ درخت خرما آورد خرمای تازه را،پس به این آیه صدا را بلند کند خدا شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمیدانستید،و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد،برای آنکه شکر کنید و این چنین به اذن خدا بیرون آی ای گشادهرو و نیز از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:برای آسان شدن ولادت بر پوستی یا کاغذی بنویسد:
خدایا ای گشایندۀ اندوه،و برطرف کنندۀ غم،و بخشندۀ دنیا و آخرت،و مهربان هر دو جهان،رحم کن،به فلان دختر فلان،رحمتی که او را از رحمت همۀ بندگانت بینیاز کنی،محنتش را به آن بگشایی،و غمش را
برطرف نمایی،و زایمانش را آسان فرمایی،و میان ایشان به حق حکم شد،و به ایشان ستم نشد،و گفته شد:ستایش خدای را پروردگار جهانیان.
برای گشایش کار بسته:ابتدای سورۀ انّا فتحنا ت مستقیما و نیز سورۀ اذا جاء نصر اللّه و نیز این آیات را بنویسند:از نشانههای خدا این است،که برای شما از خودتان همسرانی قرار داد،تا با آنها آرامش یابید، و در بین شما دوستی و رحمت،نهاد در این کار،نشانههایی است برای کسانی که اندیشه میکنند.سپس بر اینان وارد شوید از دروازۀ شهر،همین که واردش شدید قطعا شما پیروزید،درهای آسمان را به آب فرو ریزنده گشودیم،و در زمین چشمهها شکافتیم،پس به هم پیوست آب بر امری که مقدّر شده بود،پروردگارا سینهام را باز کن،و کارم را آسان نما،و گره از زبانم بگشا،تا گفتارم را بفهمند،و واگذرویم بعضی از ایشان را در آن روز درحالیکه موج زنند در بیان بعضی دیگر،و دمیده شد در صور،پس جمعشان کردیم جمعکردنی درخور،اینچنین گشودم فلان پسر فلان را،از دختر فلان،هرآینه برای شما پیامبری از جنس خودتان آمد بر او گران است،آنچه شما را به مشقّت اندازد،بشدت به هدایت شما حریص و به مؤمنان مهرورز و مهربان است،اگر رو برگرداندند پس بگو:خدا مرا بس است،معبودی جز او نیست،بر او توکّل کردم،و و پروردگار عرش بزرگ است.سپس این نوشته را همراه او کرده،بر او بیاویزند.همچنین در طلب الأئمّه دعایی از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام نقل شده:تعلیم اسحاق صحّاف فرمود،چون طولانی بود از ذکرش صرفنظر کردیم.
دعای درمان تب: 1- این دعا را که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله به امیر مؤمنان علیه السّلام تعلیم فرمود،بخواند:
خدایا بر پوست نازکم،و استخوان باریکم رحم کن،و از فوران آتش به تو پناه میبرم.ای تب
اگر ایمان به خدا آوردهای پس گوشت را مخور،و خون را منوش،و از دهان مجوش، و به کسی که گمان میبرد با خدا معبود دیگری هست منتقل شو،به درستی که من گواهی میدهم اینکه معبودی جز خدا نیست،یگانه است و شریکی ندارد و گواهی میدهم که محمّد بنده و فرستادۀ اوست. 2- در صبح و شب،به خواندن دعای نور،که سلمان از حضرت فاطمه علیها السّلام نقل کرده مواظبت کند،این دعا در«مفاتیح»آمده. 3- روایت شده:ائمه علیهم السّلام تب را به آب سرد معالجه میکردند،پیوسته جامهای را رطوبت میدادند،و بر بدن میگذاشتند. 4- به خطّ مبارک حضرت رضا علیه السّلام دیده شده برای تب به این ترتیب بر سه قطعه کاغذ نوشته شود:قطعه اول:به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،نترس،به رساتی که تویی برتر و بر دوم:به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،نترس،از قوم ستمکار رهایی یافتی.و بر سوم:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،آگاه باشید برای اوست آفرینش و فرمان منزّه است خدا پروردگار جهانیان.
آنگاه بر هر قطع سه مرتبه توحید بخواند،و آن را در سه روز،روزی یکی ببلعد که خوب خواهد شد،ان شاء اللّه تعالی. 5- دگمههای پیراهن خویش را بگشاید و سر را در پیراهن کند،و اذان و اقامه بگوید،و هفت مرتبه سورۀ حمد بخواند،ان شاء اللّه خوب خواهد شد. 6- از ائمه علیهم السّلام روایت شده:این دعا را بر پوستی و بر تبدار بیاوزیزد:خدایا از تو میخواهم به عزّتت و قدرتت و سلطنتت و آنچه دانشت به آن احاطه کرده،اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی، و بر فلان پسر فلان،چیزی را از آنچه به بدی چیره نکنی،و بر پوست نازکش،و استخوان باریکش،از فوران آتش رحم کن،بیرون رو ای تب،ای خورندۀ گوشت و نوشندۀ خون که
حرارت و سردیات از دوزخ است،اگر به خدای اعظم ایمان آورده باشی،از فلان پسر فلان گوشت مخور، و خون ممک،و استخوان لاغر مکن،و بر او غمی مشوران،و بر او سردردی به هیجان نیاور،و از مویش و پوستش،و گوشتش و خونش به کسی که گمان کرده با خدا معبود دیگری هست منتقل شو، معبودی جز او نیست،منزّه و برتر است از آنچه شریکش سازند و بعد از عمّا یشرکون اسم یک نفر از اهل کتاب،یا یکی از دشمنان خدا را بنویسد. 7- برای تب بنویسد،و به بازوی راست تبدار ببندد.به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است ستایش خدا را پروردگار جهانیان...تا آخر سوره،به نام خدا و به خدا،پناه میبرم به همۀ کلمات کامل خدا، که از آنها نمیگذرد نیکوکار و بدکار از شرّ آنچه آفرید و پدید آورد،و خلق کرد،و از شرّ خزنده و گزنده و هر بداندیش و چشم زخم،و از شرّ پیشآمدهای شب و روز،و از شرّ بدکاران عرب و عجم، و از شرّ بدکاران جنّ و انس،و از شرّ شیطان و دامش،و از شرّ هر صاحب شتری، و از شرّ هر جنبندهای،که مهار اختیارش به دست اوست،به درستی که پروردگارم بر راه استوار است،پروردگارا بر تو توکّل نمودیم، و به سوی تو باز آمدیم،و بازگشت به سوی توست،ای آتش بر ابراهیم سرد و سلام باش،او را به نیرنگ قصد کردند، پس ایشان را از زیانکارترین قرار دادیم،بر فلان فرزند فلان سرد و بیگزند شو،پروردگارا اگر فراموش کردیم،یا خطا نمودیم از ما بازخواست مکن...تا آخر سورۀ بقره خدا مرا بس است،معبودی جز او نیست،پس او را وکیل گیر،و بر زندهای که نمیمیرد توکّل نما،
و تسبیح کن او را با ستایشش،و او به گناهان در آگاه بودن و بینا بودن بس است،معبودی جز خدا نیست یگانه و بیشریک است،وعدهاش راست بود،بندهاش را یاری کرد،و به تنهایی گروههای کفر را فراری داد،آنچه خدا خواست شد،نیرویی جز به خدا نیست،خدا نوشت که هرآینه پیروز خواهم شد من و رسولانم،به درستی که خدا نیرومند و عزیز است،همانا حزب خدا پیروزند، آنکه به خدا چنگ زند به راه استوار هدایت شده،و درود خدا بر محمّد و خاندان پاک و پاکیزهاش. 8- بر سه دانه شکر بنویسد،و هر قطعه را تا سه روز صبح ناشتا بخورد،بر دانۀ اول:
بستم به اذن خدا و بر دوم:محکم کردم به اذن خدا و بر سوم آرام کردم به اذان خدا
دعای زحیر (1):روایت شده:شخصی به موسی بن جعفر علیهما السّلام شکایت کرد و گفت:مرا زحیری است که آرام نمیگیرد، حضرت فرمود:هرگاه از نماز شب فارغ شدی بگو: خدایا آنچه خیر بود از سوی توست،برای من در آن ستایشی نیست،و آنچه بد کردم،تو مرا از آن برحذر داشتی،مرا در آن عذری نیست،خدایا به تو پناه میآورم از این که بر آنچه مرا در آن ستایشی نیست تکیه کنم،یا از آنچه در آن عذری برایم نیست ایمن گردم.
دعای قرقرۀ شکم (2):و نیز روایت شده:شخصی به آن حضرت شکایت کرد،که شکم من پیوسته صدا میکند،و من حیا میکنم با مردم سخن بگویم،زیرا از شکمم صدا بیرون میآید و مردم صدای شکم مرا میشنوند،برای شفای من دعا کنید،حضرت فرمود:
هرگاه از نماز شب فارغ شدی بگو:اللّهمّ ما عملت من خیر فهو منک لا حمد لی فیه.تا آخر آنچه در سطور قبل گذشت.و نیز از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:برای صداهای شکم سیاهدانه با عسل بخورند.
دعای برص:و آن پیسی اندام است،از یونس روایت شده:ما بین دیدگان من سپیدی عارض شده بود،آن را به حضرت صادق علیه السّلام شکایت کردم،فرمود:وضو بگیر،و دو رکعت نماز بخوان و بگو:
ای خدا،ای بخشنده،ای مهربان،ای شنوای دعاها،ای عطابخش خیرات،خیر دنیا و آخرت را به من عطا کن،و مرا از شرّ دنیا و آخرت نگاه دار،و آنچه از ناراحتی بیابم از من دور کن،همانا این بیماری مرا به خشم آورده و غمگین ساخته است.
یونس گفت:آنچه حضرت فرموده بود انجام دادم،حق تعالی آن پیسی را از من زایل کرد و له الحمد.
در روایات عدّة الدّاعی آمده:حضرت به وی فرمود:چون ثلث آخر شب شود،در اول آن برخیز و وضو بگیر و مشغول نماز شب شو،و در سجدۀ آخر رکعت اول بگو:ای والا،ای بزرگ،ای بخشنده،ای مهربان،ای شنوای دعاها، ای بخشندۀ خیرات،درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد،و خیر دنیا و آخرت را به من عطا کن آنچنانکه تو شایستۀ آنی،و شرّ دنیا و آخرت را از من بگردان آنچنانکه تو اهل آنی،و این درد را از من برطرف کن، که مرا به خشم آورده،و اندوهگین نموده است.و در دعا اصرار و مبالغه کن.یونس گفت:آنچه فرموده بود بجا آوردم،هنوز به کوفه نرسیده بودم که خوب شدم.و نیز برای برطرف شدن برص،نوشتن سورۀ یس با عسل در جامی و شستن و خوردن آن وارد است، چنانکه برای معالجۀ بواسیر هم وارد شده است.و نیز تربت حضرت امام حسین علیه السّلام با آب باران برای درمان پیسی وارد شده، و نیز حنا را با نوره مخلوط کردن و روی آن مالیدن روایت شده.
برای بیماری گری و دمل و قوباء:(و آن جوششی است در بدن،یا خارش بسیار که آن را«داد»نیز گویند.)روایت شده:بر آن بخوانند و نیز آن را نوشته به او بیاویزند:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،و مثل سخن پلید همانند درخت پلید است،که از روی زمین کنده شده،
برای آن قراری نیست....[ابراهیم،26]شما را از خاک آفریدیم،و به آن بازگردانیم،و بار دیگر از آن بیرون آوردیم،خدا بزرگتر است،و تو بزرگ نیستی،خدا باقی است،و تو بقا نداری،و خدا بر هر چیز تواناست.
برای درد عورت[آلت تناسلی]:روایت شده:یکی از اصحاب ائمه علیهم السّلام در جایی عورت خود را عریان کرده بود که شایسته نبود، علّتش دردی بود که به آن مبتلا شده بود،خدمت امام ششم علیه السّلام شکایت کرد،حضرت این دعا را به او آموخت و فرمود:
دست چپ خود را بر آن بگذار و سه مرتبه بگو:به نام خدا،و به خدا،آری آنان که چهرۀ خود را برای خدا تسلیم کردند،و نیکوکارند پس برای آنهاست پاداششان نزد پروردگارشان،ترسی بر اینان نیست،و غمگین نمیشوند،خدایا من رویم را به سویت تسلیم کردم،و کارم را به تو واگذاردم،پناه و نجاتی او تو نیست جز به تو که ان شاء اللّه تعالی عافیت خواهی یافت.
برای درد زانو:از کتاب(طبّ الأئمّه)نقل شده:جابر جعفی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده:من نزد امام حسین علیه السّلام بودم که مردی از شیعیان آن حضرت که از بنی امیّه بود خدمت آن جناب آمد و عرض کرد:بابن رسول اللّه من به خاطر درد پایی که دارم،نمیتوانم خدمت شما برسم،حضرت فرمود:چرا از دعای امام حسن علیه السّلام غافلی؟عرضه داشت آن دعا چیست؟ فرمود: إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً تا وَ کٰانَ اللّٰهُ عَزِیزاً حَکِیماً پس آنچه آن حضرت فرموده بود بجای آورد،پس از آن درد پا را احساس نکرد.و نیز برای درد زانو وارد شده:چون نماز گزاردی بگو:
ای جودمندترین کسی که عطا کردی،ای بهترین کسی که درخواست شد،ای مهربانترین کسی که از او مهربانی خواسته شد،به ناتوانیام و کمی چارهام رحم کن، و از این درد مرا عافیت ده و نیز برای درد ساقها وارد شده است که هفت مرتبه این آیه شریفه را بخوانند:آنچه از کتاب پروردگارت به تو وحی شده تلاوت کن،سخنان او را جابهجاکنندهای نیست،و هرگز جز او پناهی نیابی.
برای درد چشم:روایات بسیاری وارد شده است که پس از نماز صبح و نماز مغرب بخواند:
خدایا از تو میخواهم به حق محمّد و خاندان محمّد بر تو،اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و قرار دهی روشنی در چشمم،و بینایی در دینم،و یقین در قلبم،و اخلاص در عملم،و سلامت در وجودم،و وسعت در روزیام،و سپاس همیه برای توست،تا زندهام داری.
بزنطی از یونس بن ظبیان روایت کرده:بر حضرت صادق علیه السّلام وارد شدیم،آن حضرت را دیدیم به چشمدرد سختی دچار شده، به اندازهای که ما به خاطر آن جناب غمناک شدیم،روز دیگر که خدمت حضرت رسیدیم،چشمدردی نداشت،عرضه داشتیم:
فدایت شویم چشمان خود را به چیزی معالجه فرمودید؟فرمود:آری به چیزی که از جمله معالجات بود،گفتیم:چه بود؟فرمود:به دعایی پر ما آن دعا را نوشتیم،و آن دعا این است:پناه میبرم به عزّت خدا،و پناه میبرم به قوّت خدا،و پناه میبرم،به قدرت خدا،و پناه میبرم به نور خدا،و پناه میبرم به عظمت خدا،و پناه میبرم به جلال خدا،و پناه میبرم به جمال خدا،و پناه میبرم به زیبایی خدا،و پناه میبرم به جمع خدا.گفتیم:ای فرزند رسول خدا«جمع اللّه»چیست؟فرمود:
به همۀ خدا،و پناه میبرم به گذشت خدا،و پناه میبرم به آمرزش خدا،و پناه میبرم به رسول خدا،و پناه میبرم به امامان و یکیک ایشان را نام برد.آنگاه گفت:بر آنچه میخواهی،از شرّ اندوهی که مییابم،خدایا ای پروردگار مطیعان.و هم برای درد چشم وارد شده:بر آن«آیة الکرسیّ»بخواند،و خوب شدن آن را در دل بگیرد، و اگر پیش از آن دست بر چشم نهد و بگوید:پناه میدهم نور چشمم را به نور خدایی که خاموش نگردد
وارد شده:برای ضعف بینایی سودمند است.و برای ضعف چشم،و شبکوری وارد شده:آیۀ نور را مکرّر در جامی بنویسد، و با آب بشوید،و آن را در شیشه قرار دهد،و از آن با میل به چشم خود بکشد.و نیز روایت شده:هر که قرآن را از روی صفحات قرآن بخواند،از چشم خود بهره برد.و نیز روایت شده:هرکه هر روز بگوید:
پس او را شنوا و بینا قرار دادیم دیدگانش از آفات سالم بماند.شیخ کفعمی فرموده:برای درد چشم و همه دردهای اعضا، توسّل جستن به حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام به تجربه رسیده است.
برای خون دماغ:آب یخ بر سر و پیشانیاش بریزد.
دعای بطلان سحر:از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت شده:بر پوست آهو بنویسد،و همراه خود داشته باشد:به نام خدا،و به خدا، به نام خدا،آنچه خدا خواست،به نام خدا،و جنبش و نیرویی نیست مگر به خدا،موسی گفت:آنچه شما آوردید سحر است،همانا خدا آن را باطل میکند،خدا کار بدکاران را اصلاح نمیکند،پس حق واقع شد،و آنچه آنان انجام داده بودند باطل گشت،در آنجا مغلوب شدند،و با خواری بازگشتند.و هم از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله برای دفع شیاطین و جادوگران وارد شده:آیۀ سخره را بخوانند که این آیه است:به درستی که پروردگار شما خداست،که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید،سپس به عرش چیره شد،میپوشاند شب را به روز،که میجویدش به سرعت،و آفتاب و ماه و ستارگان مسخّر به فرمان اویند،بدانید او راست آفرینش و فرمان،منزّه و پاک است، خدا،پروردگار جهانیان،پروردگارتان را بخوانید با زاری و در نهان زیرا که او متجاوزان را دوست ندارد،و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید،و او را با بیم و امید بخوانید،همانا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.
و در بعضی از روایات آمده:تا تَبٰارَکَ اللّٰهُ رَبُّ الْعٰالَمِینَ بخواند.
از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله نقل شده:بر هر یک از برگ و دانۀ درخت اسفند،فرشتهای گمارده شده،و تا پوسیدن برگ و دانه همراه آنهاست،و ریشه و شاخه غم و سحر را برطرف میکند،و در دانهاش شفای هفتاد درد است،بنابراین به اسفند و کندر مداوا کنید.از حضرت رضا علیه السّلام نقل شده:مصروعی را دید،قدحی از آب طلبید،بر آن سورههای حمد و معّذتین [سورههای ناس و فلق]خواند،و در قدح دمید.و امر فرمود:از آن آب بر سر و صورتش ریختند تا به هوش آمد،فرمود:دیگر به سوی تو ابدا باز نخواهد گشت.از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت شده:اگر جنّ سنگی بیندازد،و آن شخص سنگ را بگیرد، و به همان جایی که سنگ از آنجا آمده بیندازد و بگوید:
خداوند مرا بس است و کافی،و خداوند شنید دعای کسی که او را خواند،ورای خدا نهایتی نیست
و همچنین برای دفع شرّ جنیان،نگاه داشتن مرغ و خروس و کبوتر و بزغاله در خانه سودمند است،از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:
برای دفع شرّ جنیّان در سفر و بیابان و جاهای هولناک آن،دست بر سر بگذارد،و با صدای بلند بخواند:
آیا غیر دین خدا را میجوئید،و به او تسلیم شد آنکه در آسمانها و زمین است،با اختیار و بیاختیار،و به سوی او بازگردند.
و هم وارد شده:در بیان و جاهای وحشتآور و هولناک،با صدای بلند اذان بگویند.
دعای حفاظت از چشمزخم:وارد شده:آیۀ وَ إِنْ یَکٰادُ بخوانند،و نیز از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:چون بترسد چشم او در کسی،یا چشم کسی در او،اثر بگذارد،سه مرتبه بگوید:
آنچه خدا خواست شد،نیرویی نیست جز به خدای والای بزرگ.و وارد شده:هرگاه کسی خود را به شکلی نیکو آراست،وقتی از منزل میرود دو قل اعوذ[یعنی سورههای قل اعوز بربّ الفلق و قل اعوذ بربّ النّاس]بخواند،تا چیزی به اذن اللّه تعالی به او زیان نرساند.و نیز برای دفع چشمزخم وارد شده:
دستها را برابر صورت بردارد،و سورههای حمد و توحید و دو قل اعوذ را بخواند،و دست بر پیشانی بکشد.
همچنین دعای پناه از چشمزخم:خدایا ای پروردگار باران زندانی و سنگ خشک و شب تار،و تر و خشک،چشم چشمزن را به خودش بازگردان،در جگر و گلو و داراییاش،پس بازگردان دیده را،آیا میبینی شکافی؟،سپس دیده را دوباره بازگردان.دیده به سویت باز میگردد ناتوان و درمانده.دعای پناهی دیگر:خدایا صاحب سلطنت بزرگ،و احسان دیرینه،و جلوه کریم، دارندۀ کلمات کامل،و دعاهای مستجاب،فلان را از نفسهای جنّ و چشمهای انس،سلامت کامل بخش این دعایی است که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله برای حسنین علیهما السّلام خواند،و به اصحاب خود فرمود:زنها و اولاد خود را با این کلمات پناه دهید.
دعای پناه چشمزخم برای حیوانات و غیر آنها: به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است، به نام خدای بزرگ،بر ترشرویی ترشرو،و آتشفروزان،و سنگ سخت،برگرداندم چشم چشمزن را، از سر تا به پایش،بگیرد دو چشم او را گیرندهای با همۀ نگاهش،و بر همسایه و خویشانش،پوستش نازک، خونش رقیق،در ناخوشایند سزاوار او،پس بازگردان چشم را،آیا شکافی میبینی؟سپس چشم او دوباره بازگردان چشم به سوی تو باز میگردد خسته و ناتوان
برای دفع وسوسۀ شیطان:روایت شده:به خدای تعالی استعاذه[پناهجویی]کند،بنابراین بگوید:امنت باللّه و برسوله مخلصا له الدین و شیخ شهید از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله نقل کرده:شیطان بر دو قسم است:شیطان جنّی،و آن دور میشود به گفتن:لا حول و لا قوّة الاّ باللّه العلی العظیم و شیطان انسی و آن دور میشود به صلوات فرستادن بر محمّد و آل آن حضرت علیهم السّلام.مؤلّف گوید:در باب نمازها نماز حدیث نفس گذشت،و
نیز ذکر بعضی از عوذات برای دفع وسوسه بیان شد به آنجا مراجعه کنید.
برای ایمنی از دزد:بر حلقهها و قفل در بخواند «قُلِ ادْعُوا اللّٰهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمٰنَ» تا آخر سورۀ اسراء.
دعای حفظ از عقرب:روایت شده:تیز نظر کند به ستارۀ سهی و آن ستارۀ کوچکی است،نزدیک به ستارۀ وسطی از ستارگان بنات نعش[مقصود همان«دبّ اکبر»است]و سه مرتبه بگوید:
خداوندا پروردگار ستارۀ اسلم،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و گشایش کار ایشان را شتاب ده و ما را از شر هر صاحب شرّی سالم بدار
و نیز روایت شده:بر آن ستاره نظر اندازد و سه مرتبه بگوید:خداوندا پروردگار هود فرزند اسیّة مرا از شرّ هر عقرب و مار ایمنی ده هر شب که چنین گوید از شرّ مار و عقرب محفوظ بماند.
از امام صادق علیه السّلام روایت شده:برای دفع شرّ عقربها و مارها هنگام شب بخواند:
به نام خدا،و به خدا،و درود خدا بر محمّد و خاندانش،همۀ عقربها و مارها را به اذن خدای تبارک و تعالی گرفتم،به دهانهایشان،و دمهایشان و گوشهایشان،و چشمانشان،و نیروهایشان،از خویشتن و هرکه را دوست دارم،تا برآمدن روز ان شاء اللّه تعالی.و نیز برای دفع شرّ عقرب بخواند:سلام بر نوح در جهانیان،ما اینگونه به نیکوکاران جزا میدهیم،به راستی که نوح از بندگان مؤمن ماست.
روایت شده:وقتی حضرت نوع علیه السّلام سوار کشتی شد،عقرب را از سوار شدن بر کشتی منع فرمود:عقرب گفت:من با تو معاهده میبندم که نگزم کسی را که بگوید:سلام بر محمّد و خاندان محمّد و علی نوع فی العالمین
و در چند حدیث دیگر وارد شده:مالیدن نمک به محق نیش عقرب و گزندگان،زهر آنها را میزداید.
و این باب شامل چند فصل است:
امروز را آغاز میکنم،پیشاپیش فراموشی و شتابم،به نام خدا،و آنچه خدا خواست شد.
پوشیده گردد،تا وارد صبح شود:
به خدای والای والاتر شکوهمند بزرگ میسپارم خویشتن و هرکه را کارش با من است،خویش را میسپارم به خدایی که همه چیز هراسان و ترسان و سر فرود آورده در برابر عظمت او است
خدای از تو میخواهم،هنگام در آمدن شب،و رفتن روز،و حضور نمازهایت،و بانگهای خوانندگانت،اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی.و به آنچه خواهی دعا کن.
پدرم وقتی وارد صبح میشد میگفت:
به نام خدا و به خدا،و به سوی خدا،و در راه خدا،و بر آئین رسول خدا درود خدا بر او و خاندانش،خدایا خود را به تو تسلیم کردم،و کارم را به تو واگذاشتم،و بر تو توکّل نمودم ای پروردگار جهانیان،خدایا مرا نگهدار،به نگهداری ایمان،از پیش رویم و پشت سرم،و از سمت راست و چپم،و از بالا و زیر پایم،و از پیش خودم،معبودی
جز تو نیست،جنبش و نیرویی جز به خدا نیست،گذشت و سلامت کامل،از هر بدی و شرّ در دنیا و آخرت را از تو میخواهم،خدایا پناه میآورم به تو از عذاب قبر و فشار قبر و تنگی قبر و پناه میآورم به تو از یورشهای شب و روز،خدای ای پروردگار مشعر الحرام،و پروردگار شهر حرام،و پروردگار حلّ و احرام،به محمّد و خاندان محمّد از جانب من سلام برسان.خدایا پناه میآورم به زره محکمت،و پناه میآورم به جمعکردنت از اینکه مرا بمیرانی به غرق شدن یا سوختن یا گلوگیر شدن یا قصاص یا شکنجه و مرگ تدریجی یا مسمومیت یا به چاه افتادن،یا طعمۀ درنده شدن یا سکته یا به چیزی از مدرنیهای بد،ولی مرا در بسترم،به حال اطاعت از خود و رسولت(درود خدا بر او و خاندانش)بمیران،رسیده به حق،نه خطاکار،یا در صف آنان که در قرآنت وصفشان کردی:گویی ایشان بنایی استوارند.
خودم و فرزندانم و آنچه پروردگارم روزیام نموده پناه میدهم به «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ...» خوم و فرزندانم و آنچه پروردگارم روزیام نموده پناه میدهم به «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّٰاسِ...» ستایش خدای را،به عدد آنچه خدا آفرید،و ستایش خدای را مانند آنچه پدید آورد،و ستایش خدای را به پری آنچه خلق کرد،و ستایش خدای را به امتداد کلمتش، و ستایش خدای را به وزن عرشش،و ستایش خدای را به خشنودی خودش،معبودی جز خدا نیست بردبار بزرگوار،و معبودی جز خدا نیست والای بزرگ،منزّه است خدا،پروردگار آسمانها و زمین،و آنچه در میان آن دو است،و پروردگار
عرش بزرگ،خدایا به تو پناه میآورم از درجات بدبختی،و از شماتت دشمنان،و به تو پناه میآورم از تنگدستی،و سنگینی نیاز،و به تو پناه میآورم از بد دیدن در خاندان و دارایی و فرزندانم پو ده مرتبه بر محمّد و آل محمّد صلوات فرست.
«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم لا حول و لا قوّة الاّ باللّه»حقیقتا هرکس این ذکر را بگوید،جذام و پیسی و دیوانگی و هفتاد نوع از انواع بلاها به او نرسد.چون داخل صبح و شام شدی دو مرتبه بگو:
ستایش برای پروردگار بامداد،ستایش برای شکافندۀ صبح،ستایش خدای را که شب را به قدرتش برد، و روز را به رحمتش آورد،و ما در سلامت کاملیم و آیة الکرسی،و آخر سورۀ حشر،و ده آیه از سورۀ صافات را میخوانی:و منزّه است پروردگارت،پروردگار عزّت،از آنچه وصف میکنند،و سلام بر فرستادگان،و ستایش خدای را پروردگار جهانیان،پس منزّه است خدا هنگامی که شام میکنید و صبح مینمایید،و برای او ستایش در آسمانها و زمین و شب و هنگامی که ظهر مینمایید.زنده را از مرده بیرون میآورد،و مرده را از زنده بیرون میآورد، و زمین را پس از مرگش زنده میکند،و اینچنین زنده از قبرها درآورده میشوید،بسیار منزّه و مقدّس است پروردگار فرشتگان و روح، پیش گرفته رحمتت بر غضبت،معبودی جز تو نیست،منزّهی تو،من به خود ستم کردم،مرا بیامرز،و به من رحم کن،و توبهام را بپذیر،به راستی توبهپذیر و مهربانی.
روایت شده:
خدایا ستایش تو راست،ستایشت میکنم،و از تو کمک میخواهم،و تو پروردگار منی،و من بندۀ توام،صبح
کردم بر پیمانت و وعدهات،و ایمان میآورم به وعدهات،و وفا میکنم به پیمانت تا بتوانم،و جنبش و نیرویی نیست جز به خدای یگانه بیشریک و گواهی میدهم که محمّد بنده و فرستاده اوست،صبح کردم بر فطرت اسلام و کلمه اخلاص و آیین ابراهیم،و دین محمّد درود خدا بر آن دو،بر این زندگی کنم و بمیرم ان شاء اللّه.خدایا زندهام بدار،تا زندهام داری،و مرا بمیران آنگاه که بمیرانی،باورمند آن حقایق،و مرا برانگیز زمانی که برانگیزانی بر همان حقایق،به آنها خشنودیات و پیروی راهت را میجویم، بر تو تکیه کردم،کارم را به تو واگذاردم،خاندان محمّد امامان من هستند،جز آنها امامانی برنگیرم، از آن پیروی میکنم،و آنان را دوست میدارم،و به آنان اقتدا مینمانم،خدایا را در دنیا و آخرت سرپرستان من قرار ده، و اینکه دوست بدارم دوستانشان را،و دشمن بدارم دشمنانشان را در دنیا و آخرت،و مرا به شایستگان بپیوند.
و پدرانم را با ایشان قرار ده.
ترک مکن.
خدایا صبح کردم در این بامداد و در این روز برای اهل رحمتت از تو آمرزش میخواهم، و از اهل لعنتت به تو بیزاری میجویم،خدایا من صبح کردم،در این روز،و در این صبح درحالیکه از آنها که بین آنانیم از مشرکان به سوی تو بیزاری میجویم از آنچه که میپرستند به درستی که ایشان قومی بد و فاسقند،خدایا آنچه از آسمان به زمین فرو فرستادی در این صبح و این روز،
برای دوستانت برکت،و برای دشنمانت کیفر قرار ده،خدایا دوست بدار کسی که دوستت داشت،و دشمن بدار کسی را که دشمنت داشت،خدایا به ایمنی و ایمان برایم ختم کن،هر زمان که خورشید سر زند یا غروب کند.خدایا مرا و پدر و مادرم را بیامرز،و به هر دو رحم کن،چنانکه مرا در کودکی پروریدند،خدایا مردان و زنان مؤمن و مسلمان زندگان و مردگان آنان را بیامرز،خدایا بازگشتگاه و اقامتگاهشان را تو میدانی،خدایا پیشوای مسلمانان را حفظ کن ایمان، او او را یاری ده یاری پیروزمندانه،و بگشای برای او گشایشی آسان، و برای او و ما از جانب خود فرمانروایی پیروزمندانه قرار ده،خدایا لعنت کن فلان و فلان و گروههایی که اختلاف کردند بر رسولت،و والیان امر بعد بعد از رسولت و امامان پس از او،و شیعیان ایشان را،و از تو میخواهم زیادی فضلت،و اقرار به آنچه از نزد تو آمد،و تسلیم به فرمانت،و محافظت بر آنچه به آن امر فرمودی،به طوری که به جای آن جایگزینی نجویم،و آن را به بهای اندکی نفروشم،خدایا هدایتم کن در شمار کسانی که هدایت کردی، و حفظم کن از شرّ آنچه قضایت بر آن جاری شد،به درستی شد،به درستی که قضاوت میکن و بر تو قضاوت نمیشود،و خوار نمیگردد و کسی تو دوستش داری،منزّه و پاکی و برتری،و منزّهی تو پروردگار کعبه،دعایم را بپذیر،و آنچه به وسیلۀ آن از خیر به تو تقرّب میجویم، برایم دوچندان کن،چند برابر بسیار،و از جانب خود اجر بزرگ به ما عنایت کن،پروردگارم چه نیکوست آنچه مرا به آن آزمودی، و چه بزرگ است آنچه به من عطا کردی،و چه طولانی است آنچه عافیتم دادی،و چه بسیار است آنچه بر من پوشاندی،پس تو راست ستایش ای معبود من،
بسیار،پاک،مبارک،به پری آسمانها و زمین،و پری آنچه پروردگارم خواست و پسندید،و چنانکه سزاوار است برای جلوۀ پروردگارم،صاحب بزرگی و اکرام.
هشتم:از امام باقر علیه السّلام روایت شده است که هر که به هنگام طلوع فجر ده مرتبه بگوید:معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،برای اوست فرمانروایی و ستایش، زنده میکند،و میمیراند،و او زنده است و نمیمیرد،خیر تنها به دست اوست،و او بر هر چیز تواناست
و ده بار صلوات بر محمّد و آل محمّد فرستد،و سی و پنج بار سبحان اللّه بگوید،و سی و پنج مرتبه لا اله الاّ اللّه بگوید،و خدا را سی و پنج مرتبه حمد کند،در آن روز از غافلان نوشته نشود،و اگر در شب گوید،در آن شب از غافلان شمرده نشود.
نهم:از محمد بن فضیل روایت شده:
خدمت حضرت جواد علیه السّلام نوشتم که به من دعایی بیاموزد.حضرت در جوابم نوشت که صبح و شام میگویی:
خدا،خدا،خدا،پروردگار بخشنده و مهربان من است،چیزی را برای او شریک نگیرم سپس برای حاجت خود دعا میکنی.که این کلمات مقدّمهای است برای رفع هر حاجتی به اذن خدای تعالی.
سه بار خواندن این دعا را در صبح و سه بار در شب ترک مکن.
خداوندا مرا در زره محکم خود قرار ده،که هرکه را بخواهی در آن قرار میدهی.به درستی که پدرم میفرمود:این از دعاهای مخزون[محفوظ در گنجینۀ خدا]است.
و آنها هفت دعاست: اول: از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:کسی که هنگام قرار گرفتن در خوابگاهش سه مرتبه بگوید:
ستایش خدای را که برتر آمد و چیره گشت،و ستایش خدای را که نهان است و آگاه،و ستایش خدای را ه مالک است و نیرومند، و ستایش خدای را که مردگان را زنده میکند،و زندگان را میمیراند،و او بر هر چیز تواناست.از گناهانش بیرون
آید،همانند روزی که از مادر متولد شده،و شیخ صدوق و شیخ طوسی هم این روایت را نقل کردهاند.و در«عدّة الدّاعی»از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرده:این دعا کمترین چیزی است که از تحمید[یعنی حمد و ستایشگویی]کفایت میکند.ولی در آن روایت حمد دوم پس از حمد سوم است. دوم: از آن حضرت روایت شده:رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم هنگامی که در رختخواب خود قرار میگرفت ایة الکرسی میخواند و میگفت:
به نام خدا،به خدا ایمان آوردم،و به طاغوت کافر شدم،خدایا مرا در خوابوبیداری حفظ کن سوم: از مفضّل بن عمر نقل شده:امام صادق علیه السّلام به من فرمود:اگر بتوانی شب نکن،مگر اینکه خود را به یازده حرف پناه دهی،گفتم:مرا از آنها خبر ده،فرمود:بگو:
پناه میبرم به عزّت خدا،و پناه میبرم به قدرت خدا،و پناه میبرم به جلال خدا،و پناه میبرم به سلطنت خدا، و پناه میبرم به جمال خدا،و پناه میبرم به دفاع خدا،و پناه میبرم به جلوگیری خدا،و پناه میبرم به جمعآوری خدا،و پناه میبرم به فرمانروایی خدا،و پناه میبرم به جلوۀ خدا،و پناه میبرم به رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش)از شرّ آنچه آفرید و پدید آورد و هستی بخشید.
و خود را هرگاه که خواهی به این کلمات حفظ کن. چهارم: از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:کسی که در خوابگاهش قرار گیرد،و صد مرتبه توحید بخواند،از گناهان پنجاه سالۀ خود پاک شود.و نیز از آن حضرت روایت شده:کسی که در رختخوابش جای گیرد،و قل یا ایّها الکافرون و قل هو اللّه احد بخواند،حق تعالی بیزاری از شرک را برای او بنویسد. پنجم: از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود:کسی که قصد کرده برای نماز شب برخیزد،و در رختخواب قرار گرفته بگوید:
خدایا مرا ایمن از مکرت مدار،و ذکرت را از یادم مبر،و از بیخبران قرارم مده،ساعت چند و چند برمیخیزم،حق تعالی فرشتهای را بر او بگمارد،که در آن ساعت بیدارش کند. ششم: و از آن حضرت روایت شده:
هرگاه یکی از شما در شب از خواب برخاست بگوید:
منزّه است خدا،پروردگار پیامبران،و معبود فرستادگان،و پروردگار مستضعفان،و ستایش خدای را که مردگان را زنده میکند،و او بر هر چیز تواناست.زمانی که این کلمات را بگوید،خدای تبارک و تعالی میفرماید:بندۀ من راست گفت و شکر بجا آورد. هفتم: از عبد الرحمن بن حجّاج روایت شده:حضرت صادق علیه السّلام آخر شب از خواب برمیخواست،صدا را در حدّی که اهل خانه بشنوند بلند میکرد و میگفت:
خدا یا مرا بر هراس قیامت کمک کن،و تنگی قبرم را وسعت بخش،و خیر آنچه پیش از مرگ،و پس از مرگ است نصیب من فرما.
و آنها هشت دعاست اول: از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل شده است انسان زمانی که خواست از خانه خارج شود،هنگام نیّت خروج سه مرتبه بگوید:اللّه اکبر و سه مرتبه به کمک خدا بیرون میروم،و به کمک خدا وارد میشود،و بر خدا توکّل میکنم آنگاه بگوید:خدایا در این روز به رویم بگشا به خیر،و برایم پایان بده به خیر،و از شرّ هر جنبندهای تو که گیرنده مهارش هستی حفظم کن،به درستی که پرودرگارم بر راهی مستقیم است
پیوسته در پناه خدای عزّ و جلّ باشد،تا به همان مکانی که در آن بود بازگردد. دوم: از امام زین العابدین علیه السّلام روایت شده است که به هنگام بیرون رفتن از در خانه بگوید:به نام خدا،ایمان آوردم به خدا،و بر خدا توکل کردم
سوم: از امام باقر علیه السّلام نقل شده است که هرکس زمانی که از منزلش بیرون میرود بگوید:
به نام خدا،خدا مرا بس است،بر خدا توکل کردم،خدایا خیر همه کارهایم را از تو میخواهم،و از خاری
دنیا و عذاب آخرت به تو پناه میآورم خدا آنچه از امر دنیا و آخرت او را اندوهگین میسازد کفایت میفرماید.
چهارم: از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل شده است که وقتی که از منزل خود بیرون میروی بگو:
به نام خدا،توکّل کردم بر خدا،جنبش و نیرویی نیست مگر به خدا،خدایا،خیر آنچه به خاطرش از خانۀ بیرون شدم از تو میخواهم،و از شرّ آنچه به خاطرش بیرون آمدم به تو پناه میآورم،خدایا از فضلت بر من وسعت بخش،و نعمتت را بر من کامل کن،و مرا در طاعتت به کار گیر،و اشتیاقم را در آنچه نزد توست قرار ده،و مرا بر آیینت و آیین رسولت بمیران پنجم: از امام رضا علیه السّلام نقل شده است که پدرم زمانی که از منزل خارج میشد،این کلمات را میگفت:به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،خارج شدم به قوت و نیروی خدا،نه به قدرت و نیروی خویش،بلکه به قدرت و نیروی تو،ای پروردگارم روزیات را خواستارم،آن را در عین عافیت به من عنایت کن ششم: از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده است که هرکه از منزلش بیرون میرود،ده مرتبه سورۀ قل هو اللّه احد بخواند،پیوسته در حفظ خدای عزّ و جل باشد،و تا به منزلش بازگردد،خدا از او محافظت نماید. هفتم: از امام هفتم علیه السّلام روایت شده است که هرگاه خواست به سفر روی،بر در خانهات بایست،و سورههای حمد و قل هو اللّه احد و قل اعوذ برب النّاس و قل اعوذ بربّ الفلق را از پیش رو،و از طرف راست و چپ بخوان،آنگاه بگو:خدایا مرا و آنچه با من است حفظ کن،و مرا و آنچه با من است به سلامت دار،و مرا و آنچه با من است به نیکی برسان
هشتم: و نیز از آن حضرت روایت شده است که هرگاه در سفر یا حضر[حضر یعنی ماندن در وطن،در مقابل سفر]از منزلت بیرون رفتی بگو:
به نام خدا،به خدا ایمان آوردم،و بر خدا توکل کردم،آنچه خدا خواست،جنبش و نیرویی نیست مگر به خدا
و آن پنج دعا است اوّل: از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:هرکه این دعا را به هنگام قیام برای نماز،پیش از شروع نماز بگوید با محمّد و آل محمّد خواهد بود:
خدایا به محمّد و خاندان محمّد به تو رو میکنم،و آنان را پیش روی نمازم پیش میاندازم،و به آنان به تو تقرّب میجویم،مرا در دنیا و آخرت با آنان آبرومند قرار ده،و از مقرّبان محسوب فرما،بر من به شناختن آنان منّت نهادی، پایان ده برایم به اطاعت و معرفت و ولایتشان،که خوشبختی آن است،و به آنها برایم پایان ده،به درستی که تو بر هر چیز توانایی.آنگاه نماز را به جای میآوری،و چون فارغ شدی میگویی:خدایا مرا عافیت و بلا با محمّد و خاندان محمّد قرار بده،و در هر اقامتگاه و بازگشتگاهی با محمّد و خاندان محمّد همراه کن،خدایا زندگیام را زندگی آنان،و مرگم را مرگ آنان قرار ده،و مرا همه جا با ایشان همراه فرما، و بین من و آنان جدایی مینداز،به درستی که تو بر هر کار توانایی. دوّم: از صفوان جمّال[شتربان]روایت شده:امام صادق علیه السّلام را دیدم پیش از تکبیر رو به قبله کرد و گفت:خدای از نسیم جانبخشت مأیوسم مکن، و از رحمتت ناامیدم مفرما،و از مکرت ایمنم منما،زیرا از مکر خدا خویش را ایمن نمیشمارند مگر مردم زیانکار سوم: از امام صادق علیه السّلام روایت شده:حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام پس از فارغ شدن از نماز ظهر میگفت:
خدایا به بخشش و کرمت به تو تقرّب میجویم،و به محمّد بنده و فرستادهات به تو تقرّب میجویم،و به فرشتگان مقرّب و پیامبران مرسلت و به حقیقتت به تو تقرّب میجویم.خدایا تو از من بینیازی، و من به تو نیازمند،تو بینیازی و من به تو نیازمند،لغزشم را نادیده گرفتی،و گناهانم را پوشاندی، امروز حاجتم را برآور،به زشتی آنچه که از من خبر داری عذابم مکن،بلکه گذشت و بخشش تو مرا فرا گیرد.
سپس آن حضرت به سجده میافتاد و میگفت:ای اهل تقوا و آمرزش ای نیکوکار،ای مهربان،تو از پدر و مادرم و همۀ خلایق به من نیکوکارتری،مرا با برآمدن حاجت،و دعای اجابت شده،و صدای مورد رحمتت قرار گرفته بازگردان،به حقیقت تو انواع بلاها را از من برطرف کردی چهارم: از امام جواد علیه السّلام نقل شده:زمانی که از نماز واجب فارغ شدی بگو:راضی شدم به خدا که پروردگارم باشد،و به محمّد برای پیامبری و به اسلام برای دینم،و به قرآن برای کتابم و به فلان و فلان[به جای فلان و فلان بگو:و به علی و الحسن و الحسین و علی و محمّد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و الحجّة]پیشوایانم،خدایا ولیّات فلان[به جای فلان بگو:القائم الحجّة]را حفظ کن از پیشرو و پشت سر،و از جانب راست و چپ و از بالای سر و پایین پایش،و بر عمرش بیفزا،و او را قیام کنندۀ به امرت،و پیروز کننده دینت قرار ده،و آنچه دوست دارد به او بنمایان،و آنچه نسبت به خودش و ذریه و اهل مال و شیعهاش چشمش را روشن میکند و به او نشان بده.و از جانب او دربارۀ دشمنانش از آنچه حذر میکنند به آنان بنما،و دربارۀ آنها آنچه را دوست دارد،و چشمش به آن روشن میشود به او بنمایان، و سینههای او،و سینههای مردم مؤمن را شفا بده و فرمود:چون رسول خدا صلی اللّه علیه و آله از نماز
فارغ میشد میگفت:خدایا آنچه پیش فرستادم،و از پی میفرستم،و آنچه پنهان کردم،و آنچه آشکار نمودم، و اسراف بر خودم و آنچه را تو به آن از من داناتری،برایم بیامرز،خدایا تویی پیشانداز و پسانداز،معبودی جز تو نیست، به حق دانشت به غیب،و به تواناییات بر همۀ خلق،تا زندگی را برایم خیر میدانی،پس زندهام بدار،و زمانی که مرگ را برایم خیر میدانی،جانم را بگیر،خدایا هراس از خود را در نهان و آشکار،و سخن حق را در خشم و خشنودی،و میانهروی را در نداری و دارایی از تو میخواهم و نعمتی را از تو میخواهم که تمام نشود،و نور چشمی که قطع نگردد،و از تو میخواهم:خشنودی به قضا و برکت مرگ پس از زندگی،و گوارایی زندگی پس از مرگ،و لذت تماشای زیباییات،و شوق دیدار و لقایت،بدون سختی و زیانبخشی، و فتنۀ گمراهکنندگی،خدایا ما را به زینت ایمان بیارای،و ما را راهنمایان رهیافته قرار بده،خدایا ما را در ضمن آنان که هدایت کردی هدایت کن،خدایا تصمیم استوار و پایداری در کار و رشد بسیار از تو میخواهم،و شکر نعمتت و خوبی عافیتت و ادای حقّت را از تو درخواست دارم،پروردگارا،دل سالم،و زبان راستگو،از تو میخواهم و از تو برای آنچه میدانی طلب آمرزش میکنم،و خیر آنچه را میدانی از تو درخواست دارم،و از شرّ آنچه میدانی به تو پناه میآورم،زیرا تو میدانی، و ما نمیدانیم،و تو دانای نهانهایی. پنجم: از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هرکس نزد هر نماز واجب، این کلمات را بگوید،خود و خانه و دارایی و اولادش محفوظ بماند. خودم و داراییام
و فرزندم و خاندانم و خانهام و هرچه از من است پناه میدهم به خدای واحد یگانه بینیاز،که نزاده و زاده نشده،و هیچ همتایی ندارد،و خودم و داراییام و فرزندم،و هرچه از من است را پناه دادم به پروردگار سپیدهدم از شرّ آنچه آفرید...تا آخر سوره،و خودم و داراییام و فرزندم و هرچه از من است را پناه میدهم به پروردگارم مردم، فرمانروای مردم...تا آخر سوره،و خودم و داراییام و فرزندم و هرچه از من است را پناه میدهم به خدا،معبودی جز او نیست، زنده و پابرجاست او را چرت و خواب درنگیرد...تا پایان ایة الکرسی.
و آن پنج دعاست. اوّل: از معاویة بن عمّار نقل شده:از امام صادق علیه السّلام درخواست کردم تا برای رزق دعایی تعلیم من فرماید، آن حضرت این دعا را به من آموخت،و من برای زیاد شدن رزق،چیزی بهتر از این ندیدم.
خدای نصیبم کن از فضل گستردهات،حلال پاکیزه روزی فراخ حلال پاکرسای برای دنیا و آخرت،ریزان ریزان گوارا لذیذ بدون زحمت و بدون منّت از احدی از بندگانت،جز وسعتی از فضل واسعت،زیرا تو فرمودی:«از فضل خدا بخواهید»پس از فضل تو میخواهم،و از عطای تو درخواست مینمایم،و از دست پر تو میطلبم. دوم: از امام باقر علیه السّلام روایت شده:
به زید شحّام فرمود:برای درخواست روزی،در سجدۀ نماز واجب بگو:ای بهترین درخواستشده، و ای بهترین عطا کننده،مرا و عیالم را از فضلت روزی بخش،به درستی که تو صاحب فضل بزرگی هستی
سوم: از ابو بصیر نقل شده:از حاجت خود به حضرت امام صادق علیه السّلام شکایت کردم،و از آن جناب خواستم،برای روزق دعایی تعلیم من کن،حضرت این دعا را به من آموخت از زمانی که آن را خواندم،دیگر محتاج نشدم،فرمود:
در نماز شب در حال سجده بگو:ای بهترین خواندهشده،و ای بهترین درخواستشده،و ای وسعتبخشترین کسی که عطا کرد،و ای بهترین امیدشده،روزیام ده و بر من از روزیات وسعت ده،و سببسازی کن برایم روزی را از جانب خودت،به درستی که تو بر هر چیز توانایی.مؤلف گوید:شیخ طوسی در کتاب«مصباح»این دعا را در سجدۀ آخر رکعت،هشتم نافلۀ شب ذکر فرموده. چهارم: روایت شده:رسول خدا صلی اللّه علیه و آله این دعا را برای طلب روزی تعلیم فرمود:ای روزیدهندۀ نیازمندان،و ای رحم کنندۀ بر مسکینان،و ای سرپرست مؤمنان،و ای صاحب نیروی استوار،بر محمّد و اهل بیتش درود فرست،روزیام ده،و سلامتی کاملم بخش،و مرا از آنچه به اندیشهام برده کفایت کن.
پنجم: ابو بصیر این دعا را برای طلب روزی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:و آن حضرت فرموده:این دعالی علی بن الحسین علیه السّلام است که خدا را به آن میخواند:خدایا نیکی معیشت را از تو میخواهم،معیشتی که به آن بر تمام خواستههایم نیرو گیرم،و به آن در زندگی به آخرتم برسم،بیآنکه در فراوانی نعمتم قرار دهی،تا طغیان کنم، یا به آن بر من تنگ گیری تا بدبخت شوم،از روزی حلالت بر من فراخی ده،و بر من از ریزش فضلت، از نزد خود نعمت کامل و عطای بیمنّت عنایت کن،و مرا به فراوانی آن،از شکر نعمتت غافل مکن،که زیباییاش سرگرمم سازد،و خوشرنگیهای شگفتانگیزش دلم را برباید،و نه با کم دادنش به من،که از زحمت در به دستآوردنش،عملم برای خدا ضعیف گردد،
و اندوهش سینهام را پر کند،ای معبود من،از معیشت آن اندازه به من عطا کن،که بینیازی از بندگان شرّیرت باشد،و رسانندهای که به وسیلۀ آن به خشنودیات برسم،ای معبود من،از شرّ دنیا و آنچه در آن است به تو پناه میآورم،دنیا را بر من زندان، و فراقش را بر من اندوه قرار مده،مرا از فتنههای آن،درحالیکه از من راضی باشی،و عملم در آن پذیرفته باشد،به جانب خانۀ زندگی ابدی و خانههای خوبان بیرون آور،و دنیای فانی را برایم به نعمتخانۀ باقی تبدیل کن،خدایا از سختی و لرزشهایش و از یورشهای شیاطین و سلاطین و از عذابش و تجاوز هرکه در آن بر من تجاوز کند به تو پناه میآورم.
خدایا هرکه علیه من نقشه کشید،تو علیه او نقش بکش،و هرکه نسبت به من قصد بد دارد،تو نسبت به و او قصد بد کن،و تیزی اسلحه کسی که تیزی اسلحهاش را برای من قرار داد کند کن،و آتش کسی که هیزمش را علیه من افروخته خاموش نما،و فریب فریبکاران را از من کفایت کن،و دیدۀ کافران را از من کور کن،و اندوه کسی که اندوهش را بر من دارو نموده کفایت کن،و شرّ حسودان را از من برطرف نما،و مرا از اینها با آرامش حفظ کن،و زره محکمت را به من بپوشان،و در پوشش نگهداریت زندهام بدار،و حالم را اصلاح کن،و گفتارم را به کردارم راست آر،و به من در خاندان و داراییام برکت ده.
مؤلف گوید:در باب دوم،در مقام بیان نمازها،نمازهایی برای زیادشدن روزی ذکر شده که میتوانید مراجعه کنید.
اوّل: از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:بگو:
خدایا توجّهی از توجّهاتت،آسان کند پرداخت طلب طلبکارانم را،و آسان میکند برایم گرفتن طلبم را،
به درستی که تو بر هر چیز توانایی دوّم: این دعا از موسی بن جعفر علیهما السّلام روایت شده: خدایا به تمام بندگانت برگردان حقوق پایمال شده کوچک و بزرگی که از ایشان نزد من است،از جانب خویش در آسانی و عافیت،و آنچه نیرویم به آن نرسید،و داراییام آن را فرا نگرفت،و بدنم و یقین و جانم بر آن توانایی نداشت، از آنچه از احسان شایانت نزد توست،از جانب من بپرداز،و چیزی از آن را بر عهده من بجا مگذار،که از حسناتم بپردازی،ای مهربانترین مهربانان،گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه است و شریک ندارد،و گواهی میدهم که محمّد بنده و رسول اوست،و دین همان است که خدا مقرّر نمود،و اسلام همان است که او وصف کرد،و قرآن همان است که او نازل نمود،و گفتار همان است که او فرمود:و خدا همان حق آشکار است،خدا محمّد و اهل بیتش را به خیر یاد کند،و به محمّد و اهل بیتش به سلام تحیّت فرستد.
و آن مشتمل بر دوازده دعا است. اوّل: از امام باقر علیه السّلام روایت شده:زمانی که پیشآمدی برایت رخ داد و از آن در هراسی،به قبله رو کن،و دو رکعت نماز بخوان،آنگاه هفتاد مرتبه بگو:
با ابصر النّاظرین و یا اسمع السّامعین و یا اسرع الحاسبین و یا ارحم الرّاحمین و در هر مرتبه که میگویی حاجت خود را با آن ذکر کن. دوم: از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله روایت شده:به هر که همّی یا غمی یا اندوهی یا بلایی یا شدّتی برسد،بگوید:اللّه ربّی لا اشرک به شیئا،توکّلت علی الحیّ الّذی لا یموت. سوم: از امام صادق علیه السّلام نقل شده:چون برادران یوسف،او را به چاه افکندند،جبرئیل نزد او آمد
و گفت:ای پسر در اینجا چه میکنی؟یوسف گفت:برادرانم مرا در این چاه افکندند،پرسید دوست داری از آن بیرون آیی؟ پاسخ داد:این امر بسته به مشیّت خدای عزّ و جلّ است،اگر بخواهد مرا بیرون میآورد،جبرئیل گفت:حق تعالی میفرماید:
مرا به این دعا بخوان تا تو را از چاه بیرون آورم،گفت آن دعا کدام است،گفت:بگو:
خدایا از تو میخواهم به اینکه ستایش برای توست،معبودی جز تو نیست،بسیار عطاکنندهای،پدیدآورندۀ آسمانها و زمینی، صاحب شکوه و بزرگواری،بر محمّد درود فرستی،و از آنچه در آنم،برایم گشایش و راه خروجی قرار دهی.در نتیجه کاروان از راه رسید،و او را از چاه بیرون آورد،به همان صورتی که داستانش در قرآن مجید آمده.
چهارم: از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:هرگاه از امری ترسیدی بگو:اللّهمّ انّک لا یکفی منک احد،و انت تکفی من کلّ احد من خلقک فاکفنی کذا و کذا.و در حدیث دیگری فرمود:میگویی:
ای کفایت کننده از هر چیز،و چیزی از تو در آسمانها و زمین کفایت نکند،مرا از کار دنیا و آخرت،آنچه به اندیشه برده کفایت کن،و بر محمّد و خاندانش درود فرست و حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکه بر سلطانی که از او بترسد وارد شود بگوید:به خدا گشایشی میجویم،و به خدا کامیابی میطلبم،و به محمّد(درود خدا بر او و خاندانش) رو میکنم،خدایا دشواریاش را برایم رام کن،و ناهمواریاش را برایم هموار فرما،به درستی که تو محو میکنی و اثبات مینمایی آنچه بخواهی،و امّ الکتاب نز توست و نیز بگوید:خدا مرا بس است،معبودی جز او نیست،بر او توکّل نمودم،و او پروردگار عرش بزرگ است،به حول و قوّت خدا،خود را از حول و قوّت ایشان باز میدارم،و به پروردگار سپیدهدم از شرّ آنچه آفرید خود
را حفظ میکنم،و جنبش و نیرویی نیست جز به خدا. پنجم: روایت شده:این دعای امام باقر علیه السّلام است،در امری که پیش آمد:خدایا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد،و مرا بیامرز،و به من رحم کن،و عملم را پاک فرما،و مرگم را آسان نما، و قلبم را هدایت کن،و ترسم را ایمنی بخش،و در تمام عمرم عافیت ده،و حجّتم را پا برجا فرما،و خطاهایم را بیامرز،و رویم را سپید کن،و در دینم پایدارم بدار،و مطلبم را آسان نما،و در روزیام بر من وسعت بخش،زیرا من ناتوانم،و از بدی آنچه نزد من است،به خوبی آنچه نزد توست درگذر،و مرا به مصیبتی در وجودم دچار مساز،و ای معبود من توجّهی از توجّهاتت را من ببخش،که به وسیلۀ آن همۀ آنچه را که به آن گرفتارم کردهای برطرف کنی،و به سبب آن آنچه که بهترین شیوۀ تو به من است به من بازگردانی،به راستی که نیرویم سست گشته،و چارهام کم شده،و امیدم از بندگانت بریده،و برایم جز امید به تو،و توکّل بر تو.و قدرتت بر من نمانده،ای پروردگارم اینکه به من رحم کنی،و سلامت کاملم دهی،مانند قدرتت بر من است که عذابم کنی،گرفتارم نمایی،معبود من،یاد نعمتهایت آرامشش میدهد، و امید به نعمتبخشیات نیرومندم مینماید،از وقتی که مرا آفریدی،از نعمتهایت فارغ نبودم،تویی پروردگارم و آقایم و پناهم،و پناهگاهم و نگهدارم،و دفاعکنندهام،و مهربان بر من،و عهدهدار روزیام،و در قضا و قدرتت هرچه من در آنم،ای آقا و مولایم،در آنچه کردی،و تقدیر نمودی،و حتم فرمودی،باید شتاب در خلاصی و عافیت من از همۀ آنچه که به آن گرفتارم باشد،من برای دفع اینها
احدی جز تو را نمییابم،و در آنها بر کسی غیر از تو اعتماد نمیکنم،ای صاحب عظمت و اکرام،نزد بهترین گمانم و امیدم به تو،و به زاری و بیچارگی و سستی پایهام رحم کن،و به آن بر من و هر دعاکنندهای که تو را میخواند منّت گذار،ای مهربانترین مهربانان،و درود خدا بر محمّد و خاندانش ششم: از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:حضرت سجاد علیه السّلام میفرمود:هرگاه این کلمات را بگویم،اگر جن و انس به زیان من گرد آیند باکی ندارم:به نام خدا،و به خدا،و از خدا،و به سوی خدا،و در راه خدا، و بر آیین رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش)،خدایا خویشتن را تسلیم تو کردم،و رویم را به جانب تو متوجه نمودم،و به تو پشتگرم شدم،و کارم را به تو وا گذاشتم،خدایا مرا به حفظ ایمان حفظ کن،از پیش رویم،و از پشت سرم،و از سمت راست و چپم،و از بالای سرم و زیر پایم،و آنچه نزد من است،به حول و نیرویت از من دور کن،زیرا جنبش و نیرویی جز تو نیست
هفتم: وارد شده:برای دفع اندوه و ترس از سلطان،دعیا اهل بیت را بخوانند:ای هستی پیش از هر چیز،و ای هستیبخش هر چیز،و ای پاینده پس از هر چیز،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و با من چنین و چنان کن به جای کذا و کذا حاجتت را بخواه. هشتم: از حضرت جواد علیه السّلام روایت شده:برای گشایش امر به خواندن این دعا مداومت کن:
ای که کفایت کند از هر چیز و کفایت نکند از او چیزی کفایت کن مرا در آنچه مهمّ است
نهم: از حضرت سجاد علیه السّلام نقل شده:به فرزند خود میفرمود:ای پسرک من،هرگاه به یکی از شما مصیبتی برسد،یا حادثهای بر او فرود آید، وضوی کامل بگیرد،و دو رکعت یا چهار رکعت نماز بخواند،و در آخر آن بگوید:
ای جایگاه هر شکایت،ای شنوای هر راز،ای حاضر در هر انجمن،ای دانای هر نهان،ای دور کنندۀ هرچه از بلا که بخواهد،ای دوست ابراهیم،ای سخنگو با موسی،و ای برگزینندۀ محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)تو را میخوانم خواندن کسی که نداریاش سخت گشته،و چارهاش کم شده،و نیرویش سست گشته،دعای غریب غریب درمانده،که برای برطرف شدن آنچه در اوست،کسی را جز تو نمییابد،ای مهربانترین مهربانان به درستی که این دعا را احدی نمیخواند،مگر آنکه حق تعالی حادثه را از او ان شاء اللّه برطرف میکند. دهم: از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:برای رفع اندوه و غم غسل میکنی،و دو رکعت نماز میخوانی،و میگویی:
ای گشایندۀ اندوه،و ای برطرف کنندۀ غم،ای بخشایشگر دنیا و آخرت،و رحیم هر دو جهان،اندوهم را بگشا،و غمم را برطرف کن،ای خدای یگانۀ یکتای بینیاز که نزاده،و زاده نشده،و احدی همتایش نبوده است،مرا نگهدار و پاک کن و بلایم را ببر.و ایة الکرسی و معذتین[سورههای ناس و فلق]را بخوان.
یازدهم: روایت شده:برای رفع اندوه،صد مرتبه در سجده میگویی:ای زنده،ای پا برجا،معبودی جز تو نیست،به رحمتت فریادخواهی میکنم،از آنچه مرا به اندوه برده کفایتم کن،و به خوشتنم وامگذار
دوازدهم: از موسی بن جعفر علیه السّلام نقل شده:به سماعه فرموده:ای سماعه هروقت برای تو،نزد خدا حاجتی پیش آمد بگو:
خدایا از تو میخواهم به حق محمّد و علیّ،به درستی که برای آنها نزد تو شأنی از شأنها،و مقامی از مقامهاست،پس به حق آن شأن،و به حق آن مقام،اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و با من چنین و چنان کنی.به درستی که وقتی روز قیامت شود،فرشتۀ مقرّبی و پیامبر مرسلی و مؤمن امتحان شدهای نماند مگر آنکه در آن روز، نیازمند به محمّد و علی علیهما السّلام است.فقیر گوید:ابن الی الحدید از امیر مؤمنان علیه السّلام نقل کرده:وقتی از رسول خدا درخواست کردم،برایم به مغفرت دعا کند فرمود:دعا میکنم،پس برخاست و نماز خواند،و دست به دعا برداشت،به دعایش گوش دادم ،شنیدم میگوید:
اللّهمّ بحقّ علیّ عندک،اغفر لعلیّ.من عرضه داشتم:یا رسول اللّه این چه دعایی بود؟!فرمود:آیا نزد خدا گرامیتر از تو هست،که من او را نزد حضرتش شفیه خود کنم؟
مؤلّف گوید:ما در باب اول در بیان دعاهای سجده شکر،بعضی از دعهاهایی را که مناسب این فصل بود ذکر کردیم.
اوّل: از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:باری رفع دردها میگویی:بسم اللّه و باللّه کم من نعمة للّه فی عرق ساکن و غیر ساکن،علی عبد شاکر و غیر شاکر و پس از نماز واجب محاسن[موی صورت]خود را به دست راست خود میگیری،و سه مرتبه میگویی:اللّهمّ فرّج عنّی کربتی و عجّل عافیتی و اکشف ضرّی.و حریص با شکه این عمل با اشک و گریه همراه باشد.
دوم: از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:دست بر جای درد بگذار و بگو:
بسم اللّه و باللّه،و محمّد رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله،و لا حول و لا قوّة الاّ باللّه،اللّهمّ امسح عنّی ما اجد.و سه مرتبه جای درد را به دست راست مسح کن.
سوم: از حضرت باقر علیه السّلام روایت شده:امیر مؤمنان علیه السّلام بیمار شد،رسول خدا صلی اللّه علیه و آله به دیدن ایشان رفت و به ایشان فرمود:بگو:
اللّهمّ انّی اسالک تعجیل عافیتک و صبرا علی بلیّتک،و خروجا الی رحمتک
چهارم: از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:دست خود را بر جای درد میگذاری و سه مرتبه میگویی:
اللّهمّ انّی اسالک بحقّ القران العظیم،الّذی نزل به الرّوح الامین،و هو عندک فی امّ الکتاب علیّ حکیم،ان تشفینی بشفائک و تداوینی بداوائک،و تعافینی من بلائک.
سپس بر محمد و آل محمّد صلوات میفرستی. پنجم: از ابو حمزه روایت شده:دردی در زانویم عارض شد،شکایت آن را نزد حضرت باقر علیه السّلام بردم،فرمودند:هرگاه نماز بجا آوردی بگو:یا اجود من اعطی،یا خیر من سئل،و یا ارحمن من استرحم،ارحم ضعفی و قلّة حیلتی،و اعفنی من وجعی.گفت:آن را خواندم و عافیت یافتم.مؤلف گوید:ما در آغاز باب سوم دعاهایی را برای دردها و بیماریها ذکر کردیم.
آنچه در اینجا ذکر میشود شش چیز است: اول: روایت شده:شخصی خدمت حضرت صادق علیه السّلام از ابتلای به وحشت و ترس شکایت کرد،حضرت فرمود:آیا شما را به چیزی خبر ندهم که اگر آن را بگویید وحشت نخواهید کرد نه در شب و نه در روز؟به نام خدا و به خدا،و بر خدا توکّل کردم،که هرکه بر خدا توکّل کند، خدا او را بس است،به درستی که خدا به پایان رسانندۀ کار خویش است.خدای برای هر چیزی اندازهای قرار داد،خدایا مرا در حمایت و جوارت و در امان و نگهداریات قرار ده.روایت شده:مردی سی سال این دعا را میخواند شبی آن را ترک کرد،در آن شب عقرب او را گزید. دوم: کسی که شب را در خانه یا اتاقی تنها به روز آورد،ایة الکرسی بخواند و بگوید:
اللّهمّ انس وحشتی،و امن روعتی،و اعنّی علی وحدتی.
سوم: روایت شده:رسول خدا صلی اللّه علیه و آله حضرت حسن و حسین علیهما السّلام را به این کلمات تعویذ داد:شما را به کلمات کامل خدا، و همۀ نامهای نیکوترش جملگی پناه میدهم از شرّ هر گزنده و خزنده،و از شرّ هر چشم بدچشم و از شرّ حسود آنگاه که حسد ورزد.آنگاه فرمود:حضرت ابراهیم علیه السّلام،اسماعیل و اسحاق را اینچنین تعویذ میکرد.
چهارم: روایت شده:اصحاب رسول خدا صلی اللّه علیه و آله در بعضی از جنگها از آزار کیکها خدمت آن حضرت شکایت کردند.فرمود:وقتی به خوابگاه خود میروند چنین بخوانند:ای سیاه جهندهای که از هیچ دربند و دری باک نمیکند،به امّ الکتاب بر تو سوگند میدهم اینکه مرا و اصحابهم را میازاری،تا شب برود،و صبح با آنچه آورد بیاید. پنجم: از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت شده:چون جانور درندهای را مانند شیر و پلنگ و گرگ و امثال آنها دیدی بگو:اعوذ بربّ دانیال و الجبّ،من کلّ اسد مستأسد.و از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:چون جانور درنده دیدی در صورت او ایة الکرسی.بخوان و به او بگو:
تو را میخوانم به ارادۀ استوار خدا،و ارادۀ محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)،و ارادۀ سلیمان بن داود،و ارادۀ امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(درود خدا بر او)و امامان پاکیزه(درود خدا بر ایشان)پس از امیر مؤمنان.ان شاء اللّه از تو روی گردان خواهد شد.
ششم: روایت شده:رسول خدا صلی اللّه علیه و آله به امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:یا علی هرگاه به مهلکه یا بلایی دچار شدی بگو:بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
و لا حول و لا قوّة الاّ باللّه العلیّ العظیم.به درستی که خدا آنچه را از انواع بلا بخواهد از تو دور میکند.
و آخرت سودمند است و آنچه در اینجا ذکر میگردد سی دعاست.
اوّل: از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:بگو:خدایا قرارم ده از تو بترسم چنانکه گویا میبینمت،و باتقوایت خوشبختم نما، و به نشاطم در نافرمانیات بدبختم مکن،و برایم در داوریات خیر قرار ده،و به من در تقدیرت برکت عنایت کن،تا دوست نداشته باشم دیر کردن آنچه شتاب داری،و شتاب آنچه را به تأخیر انداختی،و بینیازیام را در نهادم قرار ده،و بهرمندم کن به گوش و چشمم،و آن دو را وارث من قرار ده،و بر کسی که بر من ستم روا میدارد،یاریام فرما،و دربارۀ او قدرتت را به من بنمایان ای پروردگار من و چشمم را به من آن روشن کن.
دوم: و از آن حضرت نقل شده:بگو:خدای بر هراس روز قیامت مرا یاری ده،و از دنیا سالم بیرون بر،و به همسرم در آور حور العین را،و از هزینۀ خود و عیالم و مردم کفایتم فرما،و مرا به رحمتت در بندگان شایستهات وارد کن. سوم: این دعای شریف است که از گناهان حفظ میکند، و دربرگیرندۀ رستگاری در دنیا و آخرت است:به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،ای که زیبایی را آشکار کنی،و زشتی را بپوشانی،و از من پردۀ حرمت را نداری،ای بزرگوار گذشت،ای نیکو درگذرنده،ای فراخ آمرزش،ای به مهر گشاده دو دست،با رحمت،ای صاحب هر راز،ای نهایت هر گلایه،ای بزرگوار چشمپوش،
ای بزرگ احسان،ای آغاز کنندۀ هر نعمت پیش از لیاقت آن،ای پروردگار،ای آقا،ای مولا،ای نهایت،ای فریادرس،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و از تو میخواهم که مرا در آتش دوزخ قرار ندهی آنگاه از حق تعالی هرچه میخواهی بطلب. چهارم: از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:این دعا را خواند:خدایی تویی مورد اطمینان من در هر اندوه شدید،و تویی امید من در هر سختی،و تویی مورد اطمینان و ذخیرهام در هر امری که بر من فرود آمد،چه بسیار اندوه شدیدی که دل از آن ناتوان میشود،و چاره در آن کم میگردد،و خویش و بیگانه به آن کمک نمیدهد،و دشمن به خاطر آن زخمزبان میزند،و کارها در آن خستهام میکند،آن را به درگاه تو آوردم،و از آن به تو شکایت نمودم،از غیر تو در آن رو گردانم پس آن را گشودی،و برطرف کردی،و مرا از آن کفایت نمودی،پس تویی سرپرست هر نعمت،و صاحب هر حاجت،و نهایت هر رغبت،ستایش بسیار تو راست،و احسان فزون تو راست.مؤلّف گوید:این دعا همان دعای رسول خدا صلی اللّه علیه و آله در روز بدر و احزاب،و دعای حضرت سیّدالشّهدا علیه السّلام در روز عاشورا است،و جز این دعا دو دعای دیگر از حضرت روایت شده که در روز عاشورا خواندند،یکی دعایی است که به حضرت سجاد علیه السّلام تعلیم فرمودند،زمانی که ایشان را به سینۀ خود چسباند درحالیکه از بدن مبارکشان خون میجوشید،و این دعا را برای حاجت و نیاز مهم و اندوه و بلای سخت و امر بزرگ دشوار میخوانند،و آن دعا این است::به حق یس و قرآن حکیم،و به حق ط و قرآن عظیم،ای که بر نیازهای خواهندگان توانایی،ای که آنچه در باطن است میدانی، ای خارجکنندۀ غم و اندوه از گرفتاران،ای گشایندۀ غم از غمناکان،ای رحم کننده به پیرمرد،ای روزیدهنده
به کودک صغیر،ای که نیاز به تفسیر نداری،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و با من چنین و چنان کن.و حاجت خود را بخواه. پنجم: از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:دست خود را به جانب آسمان برداشت و گفت:
ای پروردگارم هرگز چشم برهمنهادنی مرا به خود وامگذار نه کمتر از این و نه بیشتر ششم: و از آن حضرت روایت شده:این کلمات را میگفت:بر آنچه تابش را ندارم و بر آن توان صبر برایم نیست به من رحم کن هفتم: از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:بگو:
خداوندا به جلال و جمال و کرمت از تو میخواهم با من چنین و چنان کنی
هشتم: از فضل بن یونس نقل شده:موسی بن جعفر علیه السّلام به من فرمود که بسیار بگو:الّلهمّ لا تجعلنی من المعارین و لا تخرجنی من التّقتصیر
یعنی:خدایا مرا از کسانی که ایمانشان عاریه و ناپایدار است قرار مده،یا مرا از کسانی که آنها را به خودشان وانهادی،همانند چهارپایی که مهارش را به گردنش افکنند و او را به چرا کردن رها کنند،که هر کاری بخواهد بکند،و هرکجا بخواهد برود و مرا از تقصیر بیرون مکن،یعنی چنان مکن که من خود را مقصّر ندانم،بلکه چنان باشم که همیشه خود را مقصّر در گاه تو بدانم.
نهم: از حضرت باقر علیه السّلام روایت شده:حق تعالی مردی از بادیه را به سبب این دو کلمه که به آن دعا کرد آمرزید:
خدایا اگر عذابم کنی،من سزاوار آنم،و اگر بیامرزیام تو شایستۀ آنی.
دهم: از داور رقّی روایت شده:از حضرت صادق علیه السّلام میشنیدم،بیشتر چیزی که در دعا به آن اصرار میورزید،خدا را به حق پنج تن:محمّد و امیر مؤمنان و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام میخواند. یازدهم: از یزید ضایغ روایت شده:به حضرت صادق علیه السّلام گفتم:خدا را برای ما بخوان،حضرت این دعا را برای ما خواند:اللّهمّ ارزقهم
صدق الحدیث،و اداء الامانة،و المحافظة علی الصّلوات،الّلهمّ انّهم احقّ خلقک ان تفعله بهم،الّلهم افعله بهم. دوازدهم: این دعا را که امیر مؤمنان میخواند بخواند:
خدایا به توکّل بر خودت،و واگذاشتن به نگاهت،و خشنودی به تقدیرت،و تسلیم در برابر امرت بر من منّت گذار،تا شتاب آنچه را تأخیر انداختی،و تأخیر آنچه را در آن شتاب کردی دوست نداشته باشم،ای پروردگار جهانیان.
سیزدهم: روایت شده:جبرئیل خدمت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله آمد و عرض کرد:پروردگارت میفرماید:هرگاه روز و شبی خواستی مرا عبادتی کنی،و حق عبادت را بجا آوری،دستهایت را به جانب من بلند کن و بگو:خدایا ستایش تو راست،ستایشی همیشگی با همیشگیات،و ستایش تو راست ستایش که برایش پایانی جز علم تو نیست،و ستایش تو راست،ستایشی که جز خواست تو اندازهای ندارد،و ستایش تو راست ستایشی که برای گویندهاش پاداشی جز خشنودی تو نیست،خدایا تو راست هر ستایشی،و هر احسانی،و هر فخری،و هر زیبایی،و هر نوری و هر عزّتی،و هر جبروتی،و هر عظمتی،و همۀ دنیا و همۀ آخرت،و هر شب و روزی،و همۀ خلق،و هر خیری به دست توست،و همۀ امور چه آشکار و چه نهان به سوی تو بازمیگردد،خدایا ستایش تو راست،ستایشی ابدی، تو نیکو آزمایشی،بزرگ ثنایی،کامل نعمتی،عادلانه حکمی،شایان عطایی،
نیکو نعمتهایی،معبودی در زمین و معبودی در آسمان،خدایا ستایش تو راست در هفت آسمان، و ستایش تو راست در زمین گسترده،و ستایش تو راست به طاقت بندگان،و ستایش تو راست به وسعت سرزمینها، و ستایش تو راست در کوهها آن میخهای زمین،و ستایش تو راست در شب آنگاه که بپوشاند،و ستایش تو راست در روز هنگامی که روشنی بخشد،و ستایش تو راست در آخرت و دنیا،و ستایش تو راست در سورۀ حمد و قرآن بزرگ، و منزّه است خدا به ستایشش اندرم و همۀ زمین در روز قیامت در دست اوست،و آسمانها به دست قدرتش پیچیده است،منزّه و برتر است از انچه شریکش نمایند،منزّه است خدا و به ستایشش اندرم،همه چیز هلاک شونده است جز جلوۀ او، منزّهی تو پروردگار ما،برتر و خجسته و مقدّسی،همه چیز را به قدرتت آفریدی، همه چیز را با عزّتت مقهور نمودی،و بالای همه چیز فراز آمدی به بلندیات،و بر همه چیز چیره گشتی به نیرویت،و پدید آوردی همه چیز را به حکمت و علمت،و انبیا را برانگیختی با کتابهایت،و شایستگان را هدایت نمودی به اجازهات،و مؤمنان را تأیید کردی به یاریات،و خلق را مقهور کردی به سلطنتت،معبودی جز تو نیست،یگانهای،برایت شریکی نیست،جز تو را عبادت نمیکنیم،و جز از تو نمیخواهیم،و رغبتی جز به تو نداریم،تو جایگاه گلایهها،و نهایت رغبت و معبود و مالک همه مایی.
چهاردهم: روایت شده:مردی از طولانی شدن اجابت دعایش نزد امیر مؤمنان علیه السّلام شکایت کرد،حضرت فرمود:چرا دعای
سریع الإجابه را نمیخوانی؟پرسید کدام دعاست؟فرمود:بگو:خدایا از تو میخواهم به اسم بزرگ بزرگتر محفوظ پنهان نور پایدار برهان آشکار آنکه نوری است با نور،و نوری است از نور،و نوری است در نور،و نوری است بر هر نور،و نوری است بالای هر نور،و نوری است که روشنی گیرد به آن هر تاریکی،و با آن هر سختی شکسته شود،و هر شیطان گردنکشی،و هر جبّار لجبازی،نوری که هیچ زمینی با وجود آن قرار نگیرد،و هیچ آسمانی با وجود آن نایستد،هر هراسندهای به آن ایمنی یابد،و سحر هر جادوگری به آن باطل میشود،و به آن تجاوز هر متجاوزی،و حسد هر حسدورزی از بین میرود،و در برابر عظمتش خشکی و دریا میشکافد،و حمل میکند آن را کشتی،زمانی که فرشته به آن سخن میگوید،پس برای موج بر کشتی راهی نباشد،و آن نام توست نام بزرگتر بزرگتر برجستهتر برجستهتر،نور اکبر،که خود را به آن نامیدی،و با آن بر عرشت استوار شدی،و به محمّد و اهل بیتش به تو رو میکنم و از تو میخواهم به حق تو و به حق ایشان اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و با من چنینوچنان کنی.و بجای کذا و کذا حاجت بخواهد.
پانزدهم: از عمرو بن ابی المقدام روایت شده:حضرت صادق علیه السّلام این دعا را بر من املا کرد،و این دعا جامع دنیا و آخرت است، پس از حمد و ثنای خدای عزّ و جلّ میگویی:خدایا تویی خدا،معبودی جز تو نیست،بردبار و بزرگوار،و تویی خدا،معبودی جز تو نیست،عز و حکیم،و تویی خدا،معبودی جز تو نیست یگانه و
قهّار،و تویی خدا،معبودی جز تو نیست،فرمانروا و جبّار،و تویی خدا،معبودی جز تو نیست، مهربان و آمرزشگر،و تویی خدا،معبودی جز تو نیست،سخت قدرت،و تویی خدا معبودی جز تو نیست بزرگ و برتر،و تویی خدا معبودی جز تو نیست شنوا و بینا،و تویی خدا معبودی جز تو نیست توانمند و توانا،و تویی خدا،معبودی جز تو نیست آمرزنده و قدردان،و تویی خدا معبودی جز تو نیست،ستوده و بزرگوار،و تویی خدا معبودی جز تو نیست،بینیاز و ستوده،و تویی خدا معبودی جز تو نیست،آمرزنده و دوستدار،و تویی خدا،معبودی جز تو نیست،پرمهر و پر احسان،و تویی خدا،معبودی جز تو نیست،بردبار و جزادهنده،و تویی خدا،معبودی جز تو نیست،بخشنده و شکوهمند، و تویی خدا،معبودی جز تو نیست،یگانه و یکتا،و تویی خدا،معبودی جز تو نیست،پنهان و پیدا،و تویی خدا،معبودی جز تو نیست،آشکار و نهان،و تویی خدا،معبودی جز تو نیست،دانای به هر چیز،کامل است نورت،پس هدایت کردی،و دست لطفت را گشودی پس عطا نمودی،پروردگار ما جلوۀ تو گرامیترین جلوهها است،و سویهات بهترین سویهها است،و بخششت برترین بخششها،و گواراترین آنهاست،پروردگارا اطاعت شوی پس قدردانی کنی،و نافرمانی شوی،پس بیامرزی هرکه را که بخواهی،درماندگان را اجابت نمایی،و بدی را برطرف کنی،و توبه را بپذیری،و از گناهان گذشت نمایی،عطاعایت پاداش داده نمیشود،و نعمتهایت به شماره نیاید،و گفتار
گویندهای به ثنایت نرسد.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و در فرجشان،و آسودگی و راحتی و شادیشان شتاب فرما،و طعم فرجشان را به من بچشان،و دشمنانشان را از جنّ و انس نابود کن،و به ما در دنیا و آخرت حسنه عنایت فرما،و از عذاب آتش حفظ کن،و ما را از کسانی که خوفی بر آنان نیست،و اندوهگین نمیشوند قرار ده،و ما را از کسانی بدار که صبر کردند،و بر پروردگارشان توکّل میکنند، و مرا در دنیا و آخرت به گفتار ثابت پابرجا دار،و به من برکت ده،در زندگی و مرگ و جایگاه آن جهان، و بازگشت دوباره،و کنار حساب و میزان،و هراسهای روز قیامت،و بر صراط سالمم بدار، و از آن بگذرانم،و نصیب من فرما دانش سودمند و یقین صادقانه و تقوا و نیکی و پارسایی و بیم از خود،و ترسی که مرا به مقام قرب تو برساند و از تو دورم نسازد،و دوستم بدار،و دشمنم مدار،و سرپرستم باش،و مرا وا مگذار،و از همۀ خیر دنیا و آخرت،آنچه که از آن دانستم و ندانستم به من عطا فرما،و از همۀ بدیها به تمامیاش آنچه را از آن دانستم و ندانستم پناهم ده. شانزدهم: از معاویة بن عمّار نقل شده:
به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:آیا مرا به آموختن دعایی اختصاص نمیدهی؟فرمود:چرا،بگو:ای یگانه،ای بزرگوار، ای یکتا،ای بینیاز،ای که نزاد،و زاده نشده،و احدی همتایش نیست،ای عزیز،ای بزرگوار،ای پرمهر،ای شنوای دعاها،ای بخشندهترین کسی که درخواست شد،ای بهترین کسی که عطا کرد،ای خدا ای خدا ای خدا،فرمودی:
نوح ما را خواند،پس،چه خوب پاسخگویی بودیم.آنگاه حضرت فرمود:رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله میگفت:
آری همانا تو خوب پاسخگویی هستی،و خوب خوانده شدهای میباشی،و خوب درخواست شدهای،به نور جلوهات از تو میخواهم، به عزّت و قدرت و جبروتت از تو میخواهم،به ملکوت و دژ محکم و جمع و همۀ پایههایت از تو درخواست میکنم،و به حق محمّد و به حق جانشینان پس از محمّد اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و با من چنینوچنان کنی هفدهم: روایت شده:شخصی از مردم کوفه معروف به ابو جعفر، به حضرت صادق علیه السّلام عرض کرد:به من دعایی بیاموز،که آن را بخوانم،فرمود:بگو:ای که برای هر خیری امیدوار به اویم،ای که نزد هر دشواری از خشمش ایمنم،ای که در برابر اندک،بسیار عطا میکند،ای که هرکه از او خواست،از روی مهر و رحمتش بخشید،ای که هر که از او نخواست،و او را نشناخت عطا فرمود،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و به درخواستم از همۀ خیر دنیا،و همۀ خیر آخرت به من عطا کن،زیرا کاستنی نیست آنچه را که به من عطا کنی،و از فراخی فضلت به من بیفزا ای کریم. هجدهم: روایت شده:حضرت باقر علیه السّلام این دعا را به برادرش عبد اللّه بن علی تعلیم فرمود:
خدایا گمانم را رفعت ده،تا از مرحله سوء ظن به فضای حسن ظن بالا رود،و دربارۀ من دشمنی و حسودی را به طمع مینداز،و مرا در حال ایستاده و نشسته،و در بیداری و خواب حفظ فرما،خدایا مرا بیامرز،و به من رحم کن،و مرا به راه استوارترت هدایت فرما،و از سوزش دوزخ حفظ کن،و سنگینی بدهی و گناه را از من فرو ریز،و مرا از خوبان جهان قرار ده. نوزدهم: روایت شده:
این دعای إلحاح[پافشاری در طلب]است:خدایا پروردگار آسمانهای هفتگانه،و آنچه در میان آنهاست،و پروردگار عرش بزرگ،و پروردگار جبرئیل و میکاییل و اسرافیل،و پروردگار قران باعظمت،و پروردگار محمّد خاتم پیامبران،از تو درخواست میکنم به حق آنچه آسمان به آن میایستد،و زمین به آن میایستد،و با آن بین جمع را جدایی میاندازی،و با آن میان پراکنده را جمع مینمایی،و با آن به زندهها روزی میدهی،و با آن عدد ریگها و وزن کوهها و پیمانه دریاها را شماره کردی سپس بر محمّد و آل محمد صلوات میفرستی،و حاجت خود را میخواهی،و در طلب حاجتت پافشاری و اصرار میورزی بیستم: از ثقۀ جلیل ابن أبی یعفور روایت شده:حضرت صادق علیه السّلام این دعا را میخواند:خدایا دلم را از محبّتت،و خشیتت،و تصدیق و ایمان به حقیقتت، و هراس از حضرتت،و شوق به سویت پر کن،ای صاحب عظمت و اکرام،خدایا لقایت را محبوب من گردان، و در لقایت بهترین رحمت و برکت را برای من قرار ده،و مرا به شایستگان بپیوند،و همراه اشرار در پیام مینداز،و به شایستگانی که درگذشتند برسان،و با شایستگانی که ماندهاند قرارم ده،و مرا به راه شایستگان ببر،و مرا بر خویشتن یاری ده،و آنطور که شایستگان را بر خویشتنشان یاری میدهی،و مرا در آن بدی که از آن نجاتم دادی باز مگردان،ای پروردگار جهانیان،از تو ایمانی میخواهم،که برایش مدّتی جز لقای تو نباشد، بر آن زندهام بداری و بمیرانی،و مرا بر آن برانگیزانی زمانی که بر میانگیزیم،و دلم را از ریا و شهرتطلبی،
تردید در دینت پاک کن،خدایا به من عطا کن،پیروزی در دینت،و نیرو در عبادتت،و فهم در آفرینشت،و دو بهره از رحمتت،و رویم را به نورت سپید کن،و شوقم را در آنچه نزد توست قرار ده، مرا در راه خود بر پایۀ آیینت و آیین رسولت بمیران،خدایا از بیحالی و پیری و ترس و بخل و بیخبری و سنگدلی و سستی و مسکنت به تو پناه میآورم،ای پروردگارم،از نفسی که سیر نمیشود، و قلبی که بیم نمیکند،و دعایی که اجابت نمیشود،و نمازی که سود نمیبخشد به تو پناه میآورم،و خود،و خاندان و فرزندانم را از شیطان رانده شده به پناه تو میدهم،خدایا احدی جز تو مرا پناه ندهد،و من جز تو پناهگاهی نمییابم،پس مرا وا مگذار،و به هلاکت باز مگردان،و به عذاب رد مکن، پایداری در دینت،و تصدیق به کتابت،و پیروی رسولت را از تو میخواهم،خدایا مرا به رحمتت یاد کن،و به خطایم یاد مکن،و از من بپذیر،و از فضلت بر من بیفزا،من مشتاق توام، خدایا پاداش گفتارم و ثواب مجلسم را خشنودیات از من قرار ده،و عمل و دعایم را برای خود خاص گردان.و به رحمتت پاداشم را بهشت قرار ده،و همۀ آنچه از تو خواستم را برایم جمع کن،و از فضلت بر من بیفزا،من مشتاق توأم.خدایا ستارگان پنهان شدند،و دیدهها به خواب رفتند،و تو زنده و پایندهای،شب تاریک از تو چیزی را نمیپوشاند،و نه آسمانها دارای برجها،و نه زمین دارای گستردگی،
و نه دریای ژرف،و نه تاریکیهایی که بعضی بالای بعضی دیگرند رحمتت را شبانه بر هر که از بندگانت بخواهی فرو میفرستی،خیانت دیدهها را،و آنچه سینهها پنهان میکند میدانی،گواهی میدهم به آنچه خود بر خود گواهی دادی،و فرشتگانت و صاحبان دانش گواهی دادند،که معبودی جز تو نیست،عزیزی و حکیم،و هر که گواهی نداد به آنچه بر خود گواهی دادی و فرشتگانت و صاحبان دانش گواهی دادند،گواهی مرا به جای گواهی او بنویس،خدایا تویس سلام،و از توست سلام،از تو میخواهم ای دارای شوکت و اکرام،اینکه مرا از آتش دوزخ برهانی.مؤلّف گوید:این دعا را شیخ طوسی در کتاب«مصباح» بعد از رکعت چهارم نافلۀ شب ذکر فرموده:و علاّمۀ مجلسی روایتی از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرده:این دعا را در نماز وتر بخوان. بیست و یکم: روایت شده:این دعای ابو ذر است که جبرئیل دربارۀ آن به حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله عرض کرد:
نزد اهل آسمان دعایی معروف است:اللّهمّ انّی اسالک الامن و الایمان و التّصدیق بنبیّک و العافیة من جمیع البلاء،و الشّکر علی العافیة و الغنی عن شرار النّاس. بیستودوم: از ابو حمزه روایت شده:این دعا را از حضرت باقر علیه السّلام گرفتم،و آن حضرت این دعا را جامع مینامید:به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست، یگانه و بیشریکت است،و گواهی میدهم که محمّد بنده و فرستادۀ اوست،به خدا،و همۀ فرستادگانش،و همۀ آنچه که بر تمام فرستادگان نازل شد ایمان آوردم،و اینکه وعدۀ خدا،و لقایش حق است،و خدا راست گفت و
فرستادگان رساندند،و سپاس خدای را پروردگار جهانیان.و تنزیه خدای را هر زمان که چیزی خدا را تنزیه کند،و آنچنانکه خدا دوست دارد تنزیه شود،و ستایش خدای را،هر زمان که موجودی او را ستایش کند،و آنچنانکه خدا دوست دارد ستایش شود،و معبودی جز خدا نیست هر زمان که چیزی خدا را تهلیل گوید،و آنچنانکه خدا دوست دارد تهلیل شود،و خدا بزرگتر است،هر زمان که چیزی خدا را بزرگ شمارد،و آنچنانکه خدا دوست دارد بزرگ شمرده شود.خدایا از تو میخواهم،کلیدهای خیر و انجامهایش را،و فراوانی و فایدهها و برکاتش را،و انچه به دانستنش دانشم رسید،و آنچه قدرت حافظهام از شمارهاش کوتاه آمد،خدایا اسباب شناختش را برایم روشن کن،و درهایش را برایم بگشا،و برکات رحمتت را بر من بپوشان،و به بازدارندگی از برکنار شدن از دینت بر من منّت گذار،و دلم را از شکّ پاک فرما،و قلبم را به دنیایم،و زودگذر زندگیام را از دیر رسیدن پاداش آخرتم سرگرمم مکن،و دلم را به نگهداری آنچه ندانستنش را از من نپذیری مشغول کن،و زبانم را برای هر خیر رام کن،و دلم را از ریا پاک گردان،و آن را در مفاصلم جریان مده،و علمم را برای خویشتن خالص گردان.
خدایا به تو پناه میآورم،از شرّ،و انواع همۀ کارهای زشت،آشکار و نهانش،و غفلتهایش، و همۀ آنچه شیطان رانده شده مرا به آن قصد میکند،و آنچه سلطان لجباز مرا به آن اراده مینماید،از آنچه به دانستن آن احاطه داری،و حضرتت به بازگرداندنش از من توانایی،خدایا به تو پناه میآورم از راهزنان شبانۀ جنّ و انس،و پرخاشجوییهایشان،و شرورشان،و توطئههایشان،و حضورگاههای بدکاران جنّ و انس،و
و اینکه از دینم لغزانده شوم،در نتیجه آخرتم تباه گردد،و اینکه این امر از جانب آنان زیانی در زندگیام باشد، یا مرا از سوی ایشان بلایی عارض شود،که طاقتش را ندارم،و شکیبایی تحملش برایم نیست،بنابراین ای معبود من به رنج آن دچارم مساز،تا از یادت بازم دارد،و از عبادتت مانعم شود،از همۀ اینها تنها تویی نگهدار،بازدارنده،دورکنندۀ نگاهبان،خدایا رفاه در زندگی را تا زندهام داری از تو میخواهم، آن زندگی که به وسیلۀ آن بر طاعتت نیرومند شوم،و با آن به خوشنودیات دست یابم،و فردا به سبب آن به سوی خانه زندگانی جاودان بروم،مرا رزقی روزی مکن که به طغیانم افکند،و به فقری دچار مساز که به سبب آن بدبخت شوم،درحالیکه زندگی بر من تنگ گرفته شود،در آخرتم بهره شایان به من عطا فرما،و در دنیایم معاش گستردۀ گوارای لذیذ به من مرحمت کن،دنیا را زندان من مساز،و فراقش را برای من سبب اندوه مکن،از فتنههایش پناهم بده،عملم را در آن پذیرفته،و کوششم را قدردانی شده قرار بده،خدایا و هرکس مرا به بدی اراده کرده،به مانندش او را اراده کن،و هرکه دربارهام بداندیشی نموده،تو هم با او چنان کن،و اندوه کسی که اندوهش را بر من وارد نموده از من بازگردان،و با هرکه مکرم کند مکر کن،که تو بهترین مکرکنندگانی،دیدگان کافران ستمگر، و سرکشان حسود را نسبت به من کور کن،خدایا از جانب خود آرامش بر من فرو فرست،و زره محکمت را به من بپوشان،و مرا به پوشش نگهداریت نگاه بدار،و عافیت سودمندت را در بر من کن،و گفتار و کردارم را تصدیق کن،و مرا در فرزند و خاندان و داراییام برکت ده،خدایا آنچه پیش فرستادم،و پس از این
میفرستم،و آنچه در آن غفلت ورزیدم،و آنچه عمد داشتم و سستی کردم،و آشکار نموده،و پنهان کردم،برایم بیامرز، ای مهربانترین مهربانان. بیست و سوم: از محمّد بن مسلم روایت شده:حضرت باقر علیه السّلام فرمود بخوان:
خدایا در روزیام بر من وسعت ده،و عمرم را طولانی کن،و گناهم را بیامرز،و مرا از کسانی قرار ده که به آنها دینت را یاری دهی،و مرا با دیگری جایگزین مکن. بیست و چهارم: روایت شده:حضرت صادق علیه السّلام این دعا را میخواندند:ای آنکه اندک را قدردانی میکنی،و از بسیار،درمیگذری،و او آمرزنده و مهربان است، گناهانی را که خوشیهایش از میان رفته،و مکافاتش همچنان مانده برایم بیامرز. بیست و پنجم: و نیز روایت شده:آن حضرت این دعا را میخواندند:ای نور،ای بسیار مقدّس،ای آغاز آغازها،و ای پایان پایانها،ای بخشاینده،ای مهربان،برایم بیامرز گناهانی را که نعمتها را دگرگون میسازد،و گناهانی را که انتقامها را فرود میآورد،و گناهانی را که پردهها را میدرد،و گناهانی را که بلاها را نازل مینماید،و گناهانی را که دشمنان را پیروز میکند،و گناهانی را که نابودی را زود میآورد،و گناهانی را که امید را قطع میکند،و گناهانی را که هوا را تاریک میکند،و گناهانی را که پردههای حرمت را کنار میزند،و گناهانی را که دعا را باز میگرداند،و گناهانی را که از باران آسمان پیشگیری میکند. بیست و ششم: و نیز این دعا از آن حضرت نقل شده:
یا عدّتی فی کربتی،و یا صاحبی فی شدّتی،و یا ولیّ فی نعمتی،و یا غیاثی فی رغبتی و آن حضرت فرموده:این دعا دعای امیر مؤمنان علیه السّلام است:خدایا آثار را نوشتی،و اخبار را دانستی،و بر اسرار آگاه شدی،و میان ما و دلها پرده شدی،پنهان نزد تو آشکار است،دلها به درگاهت راز گشادهاند،و تنها فرمانت برای چیزی آنگاه که آن را اراده کنی،این است که به او بگویی باش،پس بشود،بنابراین از باب رحمتت به طاعتت بگو در هر عضوی از اعضای من واردا شود،و از من جدا نشود، تا تو را ملاقات کنم،و از باب رحمتت به معصیتت بگو از هر عضوی از اعضای من خارج شود،و به من نزدیک نگردد تا تو را ملاقات کنم،و از دنیا نصیبم ده،و در ان بیرغبتم کن،و از آن درحالیکه رغبت در آن دارم محرومم منما،ای بخشاینده. بیست و هفتم: علی بن ابراهیم از پدرش،از ابن محبوب،از علاء بن رزین،از عبد الرحمن بن سیّابه روایت کرده:حضرت صادق علیه السّلام این دعا را به من عطا فرمود:ستایش خدای را،سرپرست ستایش و شایستۀ ستایش و نهایت و جایگاه آن است،اخلاص ورزید آنکه یگانهاش دانست،و ره یافت آنکه او را پرستید،و رستگار شد آنکه از او اطاعت نمود،و چنگ زننده به او ایمنی یافت، خدایا ای دارای بخشش و بزرگواری،و ثنای نیک و ستایش،از تو میخواهم،خواستن کسی که با تمام وجودش برایت فروتن گشته،و خود را در برابرت خوار نموده،و چهرهاش را برایت به خاک ساییده،و جانش را برایت به خواری افکنده،و اشکهایش از بیمت جاری گشته،و سرشکش پیاپی ریزان شده،و به گناهانش در برابرت اعتراف کرده،و خطایش او را نزد تو رسوا نموده،
و جنایتش او را نزد تو زشت ساخته،پس کنار این امور نیرویش ضعیف شده،و چارهاش کم گشته،و وسایل نیرنگهایش از او بریده،و هر باطلی از او پاشیده شد،و گناهانش او را به خواهی مقامش در برابرت،و خضوع در پیشگاهت،و زاری به سویت وادار نموده است،از تو میخواهم خدایا،خواستن آنکه به منزلۀ اوست،به تو رغبت مینمایم مانند رغبت او،و زاری میکنم به پیشگاه تو مانند زاری او،و ناله میکنم به درگاهت به شدیدترین نالۀ او، خدایا به درماندگی گفتارم،و خواری مقام و جایگاهم،و به خضوع به درگاهت با همۀ وجودم رحم کن، از تو میخواهم خدایا،هدایت از گمراهی را،و بینایی از کوردلی را،و رشد از بیراهه را، و از تو میخواهم خدایا ستایش بسیار را هنگام آسایش،و صبر زیباتر را به گاه مصیبت،و شکر برتر را در جایگاه شکر،و تسلیم تو شدن را به هنگام شبههها،و از تو میخواهم نیرومندی در طاعتت،و سستی از معصیتت،و گریز به سویت را از خویش،و تقرّب به حضرتت را پروردگارا تا راضی شوی،و جستجو کردن از هرچه که تو را از من خشنود میسازد،در به خشم آوردن بندگانت،از روی طلب خشنودیات پروردگارا به که امید بندم،اگر به من رحم نکنی،یا که از من احوال گیرد،اگر مرا دورم کنی،یا کیست که گذشتش به من سود دهد،اگر تو مجازاتم نمایی،یا کیست که عطاهایش را آرزو کن،اگر محرومم کنی،یا کیست که کرامتم را به دست گیرد،اگر تو مرا پست نمایی،یا کیست که سبک داشتنش به من زیان رساند،اگر تو مرا گرامی داری؟پروردگارا چه بد است رفتارم،و چه زشت است کردارم،و چه دراز است آرزویم،و چه
کوتاه است عمرم،و چه گستاخم بر نافرمانی کسی که مرا آفرید؟پروردگارا،چه نیکوست آزمایشت پیش من،و آشکار است نعمتهایت بر من،نعمتهایت بر من زیاد شد،نمیدانم آنها را شماره کنم،و در آنچه سزاوار احسانم کردی سپاسم کم شد،به نعمتها راه فساد پیش گرفتم،و خود را در معرض انتقام قرار دادم،از ذکر غافل شدم پس از دانایی به مرکب نادانی سوار گشتم،از عدالت به سوی ستم گذشتم،و از نیکی به گناه تجاوز کردم،و از ترس از عاقبت و اندوه بر خود به دنیای لهو و بازی بازگشتم،پس چه کوچک است خوبیهایم،و کم است در برابر کثرت گناهانم،و چه بزرگ است آنها در کنار کوچکی خلقتم،و سستی بنیادم؟پروردگارا چه دراز است آرزویم،در برابر کوتاهی عمر،و چه کوتاه است عمرم در برابر دوری آرزویم،و چه زشت است باطنم در برابر ظاهرم؟پروردگارا حجّتی ندارم اگر احتجاج کنم،و عذر قابل قبولی برایم نیست،اگر عذرخواهی کنم،و سپاسی نزد من نیست اگر آزمایش شوم یا مورد احسان قرار گیرم،اگر بر سپاس آنچه به من احسان کردی یاریام ندهی،پروردگارم فردای قیامت چه سبک است میزان کارهایم اگر ان را سنگین نکنی،و چه لغزان است زبانم،اگر استوارش ننمایی،و چه سیاه است رویم اگر سپیدش نکنی،پروردگارا چه کنم با گناهانم که از من سرزده و پایههای هستیام در برابر آنها درهم شکسته،چگونه شهوات دنیا را طلب میکنم،و بر محرومیتم از انها میگریم،درحالیکه نمیگریم و شدید نمیشود حسرتهایم بر عصیان و تقصیر؟پروردگارا داعیان دنیا و دعوتم کردند،با شتاب اجابت نمودم، و به میل و رغبت به آن دل بستم،داعیان آخرت دعوتم نمودند،از آن باز ماندم ماه از پاسخ دادن و شتاب به سوی
آن کندی کردم،چنانکه به جانب دواعی دنیا،و کالای پوسیدهاش،و گیاه فناپذیرش،و نمای از بینروندهاش شتافتم!!پروردگارا مرا بیم دادی و تشویق نمودی،و بر من به بندگیام احتجاج کردی،و عهدهدار روزیام شدی،به نادرستی از بیممت ایمن شدم،و از تشویقت بازماندم،و بر ضمانتت اعتماد نکردم،و احتجاجت را سبک انگاشتم!! خدایا ایمنیام را از تو در این دنیا هراس قرار ده،و بازماندنم را به شوق تبدیل کن،و سبکشمردنم را نسبت به حجّتت به بیم از خودت بازگردان،سپس از روزیات به آنچه نصیب من نمودهای خشنودم کن،ای بزرگوار،از تو میخواهم به حق نام بزرگت،خشنودیات را هنگام خشم،و گشایش را زمان گرفتاری،و نور را به گاه تاریکی،و بصیرت را وقت مشتبه شدن فتنه،پروردگارا سپرم را از خطاهایم محکم گردان،و درجاتم را در بهشت بلند فرما،و همگی اعمال را پذیرفته قرار ده،و حسناتم را چند برابر و پاک گردان.به تو پناه میآورم از همۀ فتنهها چه آنچه آشکار است چه پنهان،و از خوراکیها و آشامیدنیهای فاخر و گرانقیمت،و از شرّ آنچه میدانم،و نمیدانم.و به تو پناه میآورم،از اینکه بخرم نادانی را به دانش،و جفا را به بردباری،و ستم را به عدالت،و قطع رحم را به نیکی،و بیتابی را به شکیبایی،و هدایت را به گمراهی،و کفر را به ایمان.
مؤلّف گوید:این دعا مشتمل بر مضامین بلندی است،و عبد الرحمن بن سیابه همان کسی است،که حضرت صادق علیه السّلام او را وصیت سودمندی فرموده که بیانش در اینجا شایسته است،عبد الرحمن نقل کرده:وقتی پدرم سیابه از دنیا رفت،مردی از دوستانش در منزل ما را کوبید،من به سویش رفتم،به من تسلیت گفت سپس پرسید:پدرت
چیزی برای شما گذاشته؟گفتم:نه!کیسهای که هزار دهم در آن بود به من داد و گفت نیکو محافظت کن و با آن به کسب معاش برخیز،من خوشحال شده،نزد مادرم رفتم،و او را به این مسئله خبر دادم،در پایان آن روز نزد یکی از دوستان پدرم رفتم که برای من کسی مهیّا کند،او برایم سرمایهای از جامههای سابری خرید،در مغازهای نشستم،و مشغول کسب شدم حق تعالی مرا از آن کسب خیر بسیاری نصیب فرمود،وقت حج رسید،به قلبم افتاد به حج روم،نزد مادر رفته و او را به حجّ رفتنم خبر کردم،مادر گفت هزار دهم آن مرد را بازگردان،پول آن مرد را تهیه و به او پرداختم،مانند اینکه پول را به و بخشیدم خوشحال شد و لی به من گفت:شاید پولی که به تو دادم کم بوده،و نتوانستی با آن کسب کنی،اگر خواهی بیش از این در اختیارت بگذارم،گفتم نه،قصد حجّ دارم،خواستم پول شما را بازگردانم،به مکه رفتم،اعمال حج را بجا آوردم،به مدینه شرفیاب شدم و با گروهی از مدرم در وقتی که اذن عام میدادند خدمت حضرت صادق علیه السّلام رفتم،چون جوان بودم و ناشناخته،آخر جمعیت نشستم،مردم شروع به پرسش کردند،و حضرت پاسخ آنان را لطف میفرمود،پس از گرفتن جواب میرفتند،تا جمعیّت کم شد،حضرت به جانب من اشاره کردند و فرمودند:آیا حاجتی داری؟گفتم:فدایت شوم،من عبد الرحمن بن سیابه هستم.احوال پدرم را پرسیدند.گفتم:از دنیا رفت،محزون و غمگین شدند،گویا حضرت را دردی گرفت،فرمودند:خدا او را رحمت کند.پرسیدند:چیزی گذاشت؟گفتم:نه.
فرمودند:از کجا توانستی به حج بیایی؟قصه آن مردی را که هزار درهم به من داد شروع کردم،حضرت فرصت تمام کردن قصه را ندادند و فرمودند:حج آمدی،هزار درهم آن مرد را چه کردی؟گفتم:به صاحبش بازگردانم.فرمود:
احسنت،سپس فرمود:آیا تو را وصیّتی نکنم؟گفتم:چرا،فرمودند:به راستی در گفتار،و ادای امانت ملازمت کن تا با مردم در اموالشان شریک شوی،آنگاه بین دو انگشت خود را جمع کرد،یعنی اگر گفتارت صادقانه شد، و دروغ نگفتی،و خلاف وعده نکردی،و در موعد معیّنی که وعده کردی مال مردم را بازگردانی،و حق مردم را نخوری از مردم هرچه بخواهی به تو میدهند،روی این حساب،به خاطر امانت و صداقتی که در تو وجود دارد شریک مردم در اموالشان میشوی.من این وصیت را از حضرت حفظ کردم،یعنی به آن عمل کردم،و آنقدر مال یافتم که
زکات سیصد هزار دهم را پرداختم.در روایت دیگری وارد شده:این دعای حضرت علی بن الحسین علیه السّلام است و در پایانش این اضافه قرار دارد:امین ربّ العالمین.
بیست و هشتم: از ابن محبوب روایت شده:حضرت صادق علیه السّلام این دعا را تعلیم شخصی فرمود که بخواند:
خدایا از تو میخواهم به حق رحمتت که به آن نرسند جز به خشنودی تو و خارج شدن از همۀ نافرمانهایت و ورود در هر آنچه که تو را خشنود میسازد،و نجات از هر چاه هلاکتی،و بیرون شدن از هر گناه کبیرهای که عمدی آن را از من به میان آورده،یا خطایی مرا به آن لغزانده،یا وسوسههای شیطان به خاطرم افکنده،از تو هراسی میخواهم که مرا به وسیلۀ آن بر مرزهای خشنودیات بازداری،و با آن هر شهوتی را از من که هوسم آن را به خاطر اندازد و به آن رأیم لغزانده شود تا از مرز حلالت درگذرم پراکنده نمایی،خدایا از تو میخواهم به نیکوترین چیزی که از من میدانی از من بپذیری،و به هرچه که از من میدانی،یا خطا کنم از آنجا که نمیدانم،یا از آنجا که میدانم واگذاری،از تو میخواهم وسعت در روزی،و قناعت بر مقدار کفاف،و در آمدن با منطق روشن از هر شبهه،و درستی در هر دلیل،و راستی در همه میدانها و انصاف دادن به مردم از جانب خود،در آنچه به زیان یا سود من است،و فروتنی در دادن انصاف در تمام مراحل خشم و خشنودی،و ترک تجاوز چه اندک و چه بسیارش از جانب خود در گفتار و کردار،و تمام کردن نعمتهایت در همه چیز،و سپاسگذاریات بر آنها، تا خشنود شوی و فوق خشنودی،و از تو خیر میخواهم در هرچه در آن خیر است،به تمام کارهای آسان
نه به دشوارش،ای بزرگوار،ای بزرگوار،در کاری که در آن تندرستی کامل و گشایش است برایم بگشا،و درش را برایم بگشا،و بیرون آمدنش را برایم آسان کن،و هرکه را از بندگانت مقدر نمودهای بر من قدرتی داشته باشد،گوشش و چشمش،و زبانش و دستش را از من باز گیر،و او را از جانب راست و چپ و پشت سر و پیش رویش بگیر،و از این که به من بدی برساند بازش بدار،پناهندهات عزیز است،و ثنای جلوهات بس برجسته است، معبودی جز تو نیست،تو پروردگار منی،و من بندۀ توام،خدایا تو در هر گرفتاری امید منی،و در هر سختی اطمینان منی،و تو در هر حادثهای که بر من وارد شود،برای من تکیهگاه و ذخیرهای،چه بسا گرفتاری که دل از آن ناتوان شود، و چاره در آن گم گردد،و دشمن به آن شماتت نماید،و مرا در آن گرفتاری،وسایل به زحمت اندازند.آن را نزد تو آوردم،و شکایتش را نزد تو نمودم،در آن از غیر تو به تو رغبت دارم،به تحقیق آن را گشودی،و از آن کفایت کردی پس تویی سرپرست هر نعمت،و یاور هر حاجت،و نهایت هر رغبت،ستایش بسیار تو راست،و احسان برتر از آن توست بیست و نهم: به سند معتبر روایت شده:حضرت صادق علیه السّلام این دعا را به ابو بصیر تعلیم داد که بخواند:
خدایا از تو میخواهم،گفتار توبهکاران و عملشان را،و نور پیامبران و صدقشان را،و نجات جهادکنندگان و پاداششان را،و شکر برگزیدگان و خیرخواهیشان را،و کردار ذاکران و یقینشان را،و ایمان دانشمندان و فهمشان را،و بندگی فروتنان و تواضعشان را،و حکم فقیهان و روششان را،و ترس پرهیزگاران و
شوقشان را،و باور مؤمنان و توکّلشان را،و امید نیکوکاران و نیکوکاریشان را،خدایا از تو میخواهم پاداش شاکران،و مقام مقرّبان،و رفاقت پیامبران را،خدایا از تو میخواهم ترس کارکنان برایت، عمل بیمداران از حضرتت،و خشوع عابدان درگاهت،و یقین متوکّلان بر ذاتت،خدایا به حاجتم دانایی بیآنکه آموخته باشی،و تو به برآوردنش بدون هیچ زحمتی توانایی،و تویی که هیچ سائلی خستهات نکند،و عطابخشی از تو نکاهد،و گفتار گویندهای به ستایشت نرسد،تو چنانکه خود میگویی،و برتر از آنکه ما میگوییم،خدایا برایم گشایش نزدیک و پاداش بزرگ و پردهپوشی زیبا قرار بده،خدایا تو میدانی که من با وجود ستم بر نفسم،و زیادهروی به زیان خوشتنم،برای تو ضدی و همتایی و فرزندی برنگرفتم،ای که درخواستها او را به اشتباه نیندازد، و ای که چیزی از چیزی سرگرمش نکند،و نه گوشدادنی از گوشدادنی دیگر،و نه دیدنی از دیدنی دیگر،و اصرار اصرارکنندگان به ستوهش نیاورد،از تو میخواهم در این ساعت از جایی که گمان میبرم،و از جایی که گمان نمیبرم به من گشایش دهی،تو استخوانها را زنده میکنی درحالیکه پوسیده است،زیرا تو بر هر چیز توانایی،ای که سپاسم برای او کم شد ولی محرومم نکرد، و خطایم بزرگ شد ولی رسوایم ننمود،و مرا بر انجام گناهان دید ولی دست رد به سینهام نزد،و مرا آفرید برای آنچه مرا برای آن آفرید ولی رفتاری غیر از آنچه برای آن آفرید انجام دادم،پس چه خوب مولایی هستی تو ای آقای من،و بد بندهای
هستم من،مرا یافتی،و چه خوب جویندهای هستی تو ای پروردگارم،و چه بدطلب شدهای هستم که مرا یافتی،بندۀ توام، فرزند بندهات،فرزند کنیزت پیش روی توام،آنچه خواهی انجام دهی،خدایا آوازها خاموش شد، و جنبشها آرام گرفت،و هر دوستی با دوستش خلوت کرد،و من با تو خلوت گزیدم،تو محبوب منی، پس در این شب خلوتم را با حضرتت،آزادیام از آتش قرار ده،ای که برای دانشمندی برتر از او صفتی نیست،ای که برای مخلوقی در برابرش عزّتی نمیباشد،ای آغاز پیش از هر چیز،و ای پایان پس از هر چیز،ای که عنصر و مادهای برایش نیست،ای که برای پایانش فنایی وجود ندارد،ای کاملترین وصف شده،ای با گذشتترین عطاکننده، ای که به هر زبانی خوانده شود میفهمد،ای که گذشتش دیرینه،و حملهاش سخت،و فرمانرواییاش استوار است،از تو میخواهم به حق نامی که با آن بیپرده با موسی سخن گفتی،ای خدا،ای بخشاینده،ای مهربان،ای که معبودی جز تو نیست،خدایا تو بینیازی،از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و مرا به رحمتت وارد بهشت کنی. سیام: از یونس روایت شده:به حضرت رضا علیه السّلام عرضه داشتم:به من دعای کوچکی بیاموز.
فرمود:بخوان:یا من دلّنی علی نفسه،و ذلّل قلبی بتصدیقه،اسالک الامن و الایمان.
اول:از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت شده:حضرت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله به امیر مؤمنان فرمود:هرگاه برای تو امر
دشواری پیش آمد بگو:الّلهمّ انّی اسالک بحقّ محمّد و آل محمّد ان تصلّی علی محمّد و آل محمّد،و ان تنجینی من هذا الغمّ.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،ای زنده،ای پاینده،به رحمتت فریادرسی میطلبم،پس به فریادم برس،و مرا هرگز چشمبرهمنهادنی به خود وامگذار،و همۀ کارهایم را اصلاح فرما.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،به نام خدا و به خدا،دهانهای جنّ،و انس و شیاطین و جادوگران و ابلیسان از جنّ و انس و پادشاهان و هرکه به آنها پناه میبرند بستم به خدای عزیز عزیزتر و به خدای بزرگ بزرگتر،به نام خدای ظاهر باطن مستور محفوظ که بر پا کرد به آن آسمانها و زمین را،سپس بر عرش مستولی شد،به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،عذاب بر آنان واقع شد،به خاطر ستمی که روا داشتند،پس آنان سخن نمیگویند.به آنان گفت همچون سگ در دوزخ دور شوید و سخن نگویید،و فروتن شد چهرهها برای آن زندۀ پاینده.و به تحقیق محروم شد آنکه بار ستم به دوش کشید،آهسته شد صداها در برابر خدا،پس نشنوی مگر صدایی پنهان و بر قلوب کافران پرده نهادیم،بازدارنده از اینکه قرآن را بفهمند،و در گوشهایشان سنگینی،زمانی که پروردگارت را در قرآن به تنهایی یاد کنی،به خاطر رمیدگی از حق روی به پشت بازگردانند،زمانی که قرآن بخوانی،بین تو و آنان که ایمان به آخرت ندارند،پردۀ پوشیدهای قرار میدهیم،و از پیش رویشان،سدّی و از پشت سرشان
سدّ میگذاریم،پس آنان را پوشانیدم،در نتیجه حق را نمیبینند،امروز بر دهانهایشان مهر میزنیم،و دستهایشان با ما سخن گویند،پس خود آنان سخن نگویند،اگر همۀ آنچه در زمین خرج میکردی،نمیتوانستی بین دلهایشان الفت پدید آوری ولی خدا میان آنان الفت برقرار کرد،به درستی که او عزیز و حکیم است،و درود خدا بر محمّد و خاندان پاکش.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،ای آفرینندۀ مخلوقات،و ای گسترندۀ روزی،و ای شکافنده دانه،و ای آفرینندۀ تنفسّکنندگان،و زندهکنندۀ مردگان،و میرانندۀ زندگان،و همیشه پایدار،و برآورندۀ گیاه با من آن کن که تو شایستۀ آنی،و با من آن مکن که من سزاوار آنم،و تو اهل پروا و اهل آمرزشی.
از علی بن یقطین روایت شده:به موسی بن جعفر علیه السّلام از آنچه موسی بن مهدی در کار او قصد کرده بود خبر دادند، درحالیکه جماعتی از اقوام آن جناب در خدمتش بودند.حضرت به اقوامش فرمود:دراینباره رأی شما چیست؟گفتن:از او دور شوی و شخص خود را مخفی کنی،که از شرّ او ایمن نتوان شد.حضرت تبّسم فرمود.و به شعر کعب بن مالک تمثلّ جست؟
سنخیه پنداشت به زودی بر پروردگارش غلبه خواهد کرد*ولی خدا به غلبههای غلبهکنندگان به یقین غلبه کند پس دست خود را به جانب آسمان بلند کرد و گفت:معبود من چه بسا دشمنی که برای من تیغ کاردش را تیز کرد،و برش کارۀ سلاحش را برای من باریک ساخت،و برایم به هم آمیخت زهرهای کشندهاش را،و دیده نگهبانیاش از من نخوابید،پس زمانی که ناتوانیام را از تحمّل مصائب سنگین،و درماندگیام را از پیشآمدهای خانمانبرانداز دیدی،همه را به حول و
قوّهات نه به حول و قوّه خویش از من بازگردانی،پس او را در همان چاهی که برای من کنده بود انداختی، نومید از آنچه آن را در دنیا آرزو میکرد،دور از آنچه در آخرت امید داشت،پس تو راست ستایش بر این عنایت به اندازۀ شایستگیات آقایم،خدایا به عزّتت او را بگیر،و به قدرتت تیزی سلاحش را از من کند کن،و او را سرگرم اموری که در اختیار اوست قرار بده،و درمانده از رسیدن به آنچه که طمع دارد،خدای مرا بر او چیره کن چیرهشدنی فوری،تا برای خشمم درمان،و برای کینهام نگهدار باشد،و پیوست کن خدایا دعایم را به اجابت،و سامان ده شکایتم را به دگرگونی،و به همین زودی آنچه که ستمکاران را به آن تهدیدی کردی به او بشناسان،و به من بنمایان آنچه در اجابت درماندگان نوید دادی،به درستی که تو صاحب فضل عظیم و احسان کریمی.
راوی گفت:قوم پراکنده شدند،و جمع نشدند مگر برای قرائت خبر مردن موسی بن مهدی.
از یاسر خادم مأمون روایت شده:که زمانی،حضرت رضا علیه السّلام وارد قصر حمید بن قحطبه شد،لباس را از تن بیرون آورد،و به حمید داد،حمید آن را برای شستن به کنیز خود داد،اندکی نگذشت که کنیز آمد و رقعهای با او بود،رقعه را به حمید داد و گفت:در گریبان لباس ابو الحسن علیه السّلام یافتم،حمید به حضرت گفت:فدای شما گردم این جاریه دست نوشتهای در گریبان پیراهن شما یافته،چیست؟فرمود:تعویذی[دعای پناهجویی]است که آن را از خود دور نمیکنم،حمید گفت:ممکن است ما را به آن مشرّف کنی،فرمود:این تعویذی است که هرکه در گریبان خود نگاه دارد بلا از او دفع میشود،و برای او نگاهداری از شیطان رجیم است.آنگاه تعویذ را بر حمید خواند:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،به نام خدا،من از تو به خدای رحمن پناه میبرم اگر پرهیزگار باشی،یا غیر
پرهیزگار،بستم به خدا شنوای بینا گوش و دیدهات را،تو را تسلّطی بر من نیست و نه بر گوشم و نه بر چشمم،و نه بر مویم،و نه بر پوستم،و نه بر گوشتم،و نه بر خونم،و نه بر مخم،و نه بر عصبم،و نه بر استخوانم،و نه بر داراییام،و نه بر آنچه پروردگارم نصیبم نموده،پوشاندم بین خود و بین تو را به پوشش نبوّت،که پیامبران خود را به آن پوشاندند،از حملات گردنکشان و فرعونها،جبرئیل از جانب راستم،و میکائیل از چپم،و اسرافیل از پشت سرم، و محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)از پیش رویم،خدا آگاه بر من است،تو را از من باز میدارد،شیطان را از من باز میدارد، خدایا نادانیاش بر بردباریات غلبه نمیکند،تا آرامشم را برهم زند،و سبکم شمارد،خدایا پناهنده به تو شدم، خدایا پناهنده به تو شدم،خدای پناهنده به تو شدم.
برای این حرز حکایت عجیبی است که آن را ابو الصّلت هروی روایت کرده:مولایم علی بن موسی الرّضا علیه السّلام روزی در منزلش نشسته بود،فرستادۀ مأمون بر او وارد شد،و گفت امیر تو را میطلبد،امام برخاست،و به من گفت:مأمون در این وقت مرا نمیطلبد مگر برای کاری سخت،و به خدا نمیتواند به من آسیبی برساند،به خاطر این کلمات،که از جدّم رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم به من رسیده.ابو الصّلت گفت:همراه امام نزد مأمون رفتم،چون نظر حضرت به مأمون افتاد،این حرز را تا آخر خواند،وقتی که حضرت برابر مأمون قرار گرفت،مأمون به جانب آن بزرگوار نگریست و گفت:ای ابو الحسن دستور دادهام صد هزار درهم به حضرتت بدهند،و هر حاجتی داری بنویس،چون امام برگشت،مأمون نظر در قفای امام کرد و گفت:
اراده کردم من،و اراده کرده است خدا،و آنچه خدا اراده کرده بهتر بوده.
یا نور یا برهان یا مبین یا منیر،یا ربّ اکفنی الشّرور،و افات الدّهور،و اسالک النّجاة یوم ینفخ فی الصّور
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،ای که عزّتش عزیز در عزّتش،چه عزیز است آنکه عزّتش عزیز است در عزّتش،ای عزیز،عزیزم گردان به عزّتت،و تأییدم کن به یاریات،و وسوسههای شیطان را از من دور کن،و دفاع کن از من به دفاعت،و بازدار از من به کردارت،و مرا از خوبان بندگانت گردان،ای یگانه،ای یکتا،ای تنها،ای بینیاز.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است ای توشهام در سختی،و ای پناهم در گرفتاری،و ای مونسم در تنهایی،به دیدهات که نمیخوابد از من نگهبانی کن،و در کنف رکنت که قصد آن نمیشود مرا بگیر
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،ای مالک بندگان،ای فراریدهندۀ گروههای کفر،ای گشایندۀ درها،ای فراهم کنندۀ علتها، برای ما سببی فراهم کن که یارای جستنش را نداریم،به حق لا اله الا اللّه محمّد رسول اللّه درود خدا بر او و بر همۀ خاندانش.
خدایا هر که جای گرفت به جایگاهی،پس تویی جایگاه من، و هر که پناه گرفت به پناهگاهی،پس تویی پناهگاه من،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و فریادم را بشنو،و دعایم را اجابت کن،و بازگشتم،و اقامتگاهم را نزد خود قرار ده،و مرا در آزمونم،از ساقط شدن در آزمایش و پیوستن به یاران شیطان پاسم بدار،به حق عظمتت که با آن طمع شخصی به فتنهگری در نیامیزد،و نه درآید به آن خاطره خوابی با بدگمانی،
و نه تماس گیرد با آن شادی بیرون از حد،تا مرا با ارادهات به سوی خود باز میگردانیظ نه متهم و نه مظنون،نه بدگمان و نه مشکوک به درستی که تو مهربانترین مهربانانی.سیّد ابن طاووس قنوتهای ائمه را در کتاب«مهج الدعوات»گرد آورده،چون طولانی بودند،من به همین یک قنوت اکتفا کردم.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،معبودی جز خدا نیسد،بر او توکل کردم و او پروردگار عرش بزرگ است،آنچه خدا خواست شد،و آنچه نخواست نشد،گواهی میدهم که خدا بر هر چیز تواناست.و در دانش به همه چیز احاطه دارد،خدایا به تو پناه میآورم از شرّ خودم و از شر هر جبندهای که تو گیرندۀ مهارش هستی، به درستی که پروردگارم بر راه استوار است
از انس روایت شده:رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود:هرکه این دعا را در هر صبح و شام بخواند،حق تعالی چهار فرشته بر او بگمارد،که او را از پیشرو و پشت سر و جانب راست و طرف چپ حفظ کنند،و در امان خدای عزّ و جلّ باشد،و اگر آفریدگان از جنّ و انس بکوشند که بر او زیان برسانند توفیق نیابند،و آن دعا این است:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،به نام خدا بهترین نامها،به نام خدا پروردگار زمین و آسمان،به نام خدا که سمّی و دردی با نامش زیان نمیرساند،به نام خدا صبح کردم،و بر خدا توکل نمودم،به نام خدا بر دل و جانم،به نام خدا بر دین و عقلم،به نام خدا بر خاندان و داراییام به نام خدا بر آنچه پروردگارم به من بخشید،به نام خدا که نامش چیزی در زمین و آسمان
زیان نمیرساند،و او شنوای داناست،خدا خدا پروردگار من است چیزی را شریک او نسازم،خدا بزرگتر است.خدا بزرگتر است و عزیزتر و عظیمتر از آنچه میترسم و پرهیز میکنم،عزیز است پناهندهات،بزرگ است ثنایت،و معبودی جز تو نیست،خدایا من به تو پناه میآورم،از شرّ خودم،و از شرّ هر سلطان سرسخت،و از شرّ هر شیطان ستمگر، و از شرّ هر سرکش لجباز،و از شرّ هر پیشآمد بد،و از شرّ هر جنبندهای که تو گیرندۀ مهارش هستی، به درستی که تو بر راه استواری،و بر هر چیز نگهبانی،به حق سرپرست من خداست که قرآن را نازل کرد، و او شایستگان را سرپرستی میکند،پس اگر روی بگردانند بگو:خدا مرا بس است،معبودی جز او نیست،بر او توکل کردم،و او پروردگار عرش عظیم است.
خدایا به تو پناه میآورم از این که نیازمند شوم در سایه بینیازی تو،یا گمراه شوم در کنار هدایت تو،یا خوار شوم در جنب عزّت تو،یا مظلوم واقع شوم در سایۀ سلطنت تو،یا پایمال شوم و کار مربوط به توست،خدایا به تو پناه میآورم از این که زور بگویم،یا در بدکاری فرو روم یا در برابر تو مغرور گردم.
از ابو حمزه ثمالی روایت شده:از حضرت باقر علیه السّلام اجازه خواستم خدمتش مشرّف شوم، حضرت از خانه بیرون آمد،درحالیکه لبهای مبارکش حرکت میکرد،فرمود:تکلّم مرا دانستی؟گفتم:آری فدایت شوم.
فرمود:تکلّم کردم به کلامی که احدی هرگز به آن تکلم نکرده،مگر آنکه حق تعالی آنچه از امر دنیا و آخرت مهم اوست کفایت فرموده،گفتم:فدایت شوم،پس مرا به آن خبر ده،فرمود:آری هرکه این کلمات را در حال بیرون رفتن از خانه بخواند، مهمّات او آسان گردد:بسم اللّه الرّحمن الرّحمی حسبی اللّه توکّلت
علی اللّه اللّهم انّی اسالک خیر اموری کلّها،و اعوذ بک من خزی الدّنیا و عذاب الاخرة
از محمّد بن حارث نوفلی خادم حضرت جواد علیه السّلام نقل شده:وقتی مأمون دخترش را به همسری حضرت جواد علیه السّلام درآورد،حضرت برای او نوشت:برای هر زنی از جانب شوهرش صداقی است،و حق تعالی دارایی ما را در آخرت ذخیره کرده،همچنان که دارایی شما را در دنیا به شما داده و من به کابین دختر تو دادم«وسائل الی المسائل»را و آن مناجاتی است که پدرم به من عنایت کرده،به او نیز از پدرش موسی بن جعفر علیه السّلام رسیده،و به و او پدرش جعفر و به او از پدرش محمّد،و به او از پدرش علی بن الحسین،و به او از پدرش حسین،و به او از پدرش امیر مؤمنان علی بن ابی طالب و به او از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله رسیده،که جبرئیل به آن حضرت سپرد و گفت:ای محمّد ربّ العزّه به تو سلام میرساند و میفرماید:این کلیدهای گنجهای دنیا و آخرت است،آن را به سوی خواستههای خود وسیله ساز،تا به مراد خود برسی و خواستۀ تو انجام گیرد،و آن را به حاجتهای دنیا اختصاص مده،که بهرۀ آخرتت را کم میکند،و آن ده وسیله است که به واسطۀ آن، درهای خواستهها گشوده میشود،و به سبب آنها حاجات درخواست میگردد،و به انجام میرسد،و این است نسخه آن:
خدایا بهتر چیزی که پسندیدی،در آنچه من از تو در آن طلب خیر کردم،به خواستهها میرساند،و موهبتها را شایان میسازد،و درخواستشدهها را پرسود میکند،و کسبها را پاکیزه مینماید،و به زیباترین روشها هدایت میکند،و به جانب ستودهترین عاقبتها سوق میدهد، و از پیشآمدهای بیمناک حفظ مینماید.خدای من از تو طلب خیر میکنم.در آنچه مصمّم شده رأیم بر آن،و مرا عقلم به سوی آن کشانده، آسان گردان خدایا آنچه در آن دشوار شده،و هموار کن آنچه را از آن سخت گشته،و مهم مرا در آن کفایت کن،و از من به واسطه آن هر بلای شدید را دور فرما،پروردگارا عواقبش را سود،و بیمناکش را سلامت،و دورش را نزدیک،و خشکیاش را رشد و
برکت قرار ده،خدایا اجابت دعایم را برسان،و خواهشمند را برآور،و حاجتم را انجام ده،و موانعش را از من قطع کن، و سختیهایش را از من بازدار،و به من عطا کن خدایا پرچم پیروزی،و بهترین چیزی که در آن از تو خیر خواستم،و کمال بهرهمندی در آنچه خواندمت،و فواید افزونتر در آنچه امید به تو بستم،و قرین ساز خدایا آن را با کامیابی،و مخوصش گردان به شایستگی،و در آن اسباب خیرجویی را آشکارا به من بنمایان،و نشانههای بهره را درخشان به من نشان بده،و گلوگیر دشواریاش را ببند،و به خاک افتاده آسانکاریاش را از خاک بردار،و روشن کن.خدایا مشتبهش را،و آزاد کن زندانیشدهاش را و استوار کن پایهاش را،تا خیری روی آور با بهره و سود باشد،برطرف کنندۀ بدهی،و شتابورز به سود و ماندگا عمل به درستی که تو به افزونبخشی نیرومندی،و آغاز کننده به بخششی.
خدایا امید به رحمت فراگیرت،مرا به درخواست چشمپوشیات گویا کرده،و آرزوی به بردباری و مدارا نمودنت، مرا به خواستن امان و گذشتت دلیر ساخته است،برای من ای پروردگارم گناهانی است،که چهرههای انتقام با آنها روبرو و خطاهایی است که دیدههای ریشهبرکن آنها را زیر نظر گرفته،به خاطر آنها بر پایۀ عدالتت مستوجب عذاب دردناک شدهام، و به ارتکاب آنها سزاوار کیفر هلاک کننده گشتهام،از به تأخیر افتادن اجابت دعایم را به خاطر گناهان،و مردود شدنم را از برآمدن حاجتم ترسیدهام چه اینکه گناهان خواستهام را از بین میبرند،و اسباب رغبتم را قطع میکنند،ازآنرو که از سنگینی گناهان پشتم شکسته،و از به تنهایی برداشتن بار آنها گرانبارم نموده،سپس پروردگارا به
بردباریات از خطاکاران،و گذشتت از گنهکاران،و مهربانیات به عاصیان نظر کردم،پس با اعتمادم،و توکّلم بر تو به درگاهت روی آوردم،درحالیکه خود را به آستانت افکندم،و عذابم را به نزد تو شکایت نمودم،درخواستکنندهام آنچه را که سزاوار آن نیستم،از گشایش اندوه،و مستحق نیستم از برطرف کردن غم،چشمپوشیات را نسبت به خود خواستارم،به تو ای مولایم مطمئنّم،خدایا به گشایش بر من منّت گذار،و به آسان بیرون آمدن از مشکل به من احسان فرما،و به رأفتت مرا به سوی راه راست هدایت نما،و مرا به قدرتت از راه کج دور کن،و به گذشتت از زندان گرفتاری رهایی بخش،و به رحمتت اسارتم را به آزادی تبدیل کن،و به خشنودیات به من روی آور،و به احسانت بر من ببخش،و از لغزشم درگذر،و اندوهم را بگشا،و به گریهام رحم کن،و دعایم را در پرده قرار مده،و کمرم را با عذرپذیری محکم ببند،و پشتم را به آن نیرومند ساز،و کارم را به آن اصلاح کن،و عمرم را طولانی کن،و در روز حشر و نشر به من رحم کن،به درستی که تو بخشنده بزرگوار،و آمرزنده مهربانی درود خدا بر محمّد و خاندانش.
خدایا میخواهم سفر کنم،برایم در آن خیر بخواه،و برایم در آن راه تصیمگیری را روشن کن،و به من بفهمان،و تصمیمم را برایم به استواری بگشا،و در سفرم مرا به تندرستی فراگیر،و بهرۀ شایان،و کرامت فایدهای ده،و با نیکو نگهداری و نگهبانی مرا حفظ کن،و برکنارم دار،خدایا از مشقّت سفرها، و هموار کن برایم ناهمواریهای بیابها را،و در هم پیچ برایم منزلها را،و نزدیک کن به من
دوری آبشخورها را،و در مسیر بلند گردان بین گامهای مرکبها را،تا دوری راههای دور را نزدیک نمایی، و ناهمواریهای سخت را هموار سازی،خدایا در سفرم همای فرخندۀ کامیابی را تلقینم کن،و به من ببخش در آن بهرههای عافیت را،و حامی استقلال را،و راهنمای گذر کردن از هراسها را،و انگیزنده کمال کفایت را،و فرخندۀ حامی ولایت را،و بگردانش خدایا سبب صلحی بزرگ،و بهرهای به دست آمده،و شب را پوشش من ساز از آفات،و روز را مانع از هلاکتها،و قطع کن از من به قدرتت گروههای دزدانش را،و از جانوران وحشیات به نیرویت پاسم بدار،تا سلامت در سفر همراهم باشد،و عافیت قرینم،و برکت جلودارم،و آسانی هم آغوشم،و سختی دور از جانم، و کامیابی بر وفق مرادم،و امنیت رفیقم،به درستی که تو دارای عطای همواز و احسان و قدرت و نیرویی،و تو بر هر چیز توانا،و به بندگانت بینا و آگاهی.
خدایا دلوهای روزیات را ریزان به سوی من ارسال فرما،و ابرهای فزونبخشات را فراوان بر من ببار،و باران عطایت را چون سینههای ریزان بر من تداوم بخش،و بریزان فزونی نعمتت را بر ظرف نیازم ریزاندنی کامل،و به حق جودت نیازمندم کن،و از کسی که آنچه را نزد توست میطلبد،بینیازم گردان،و درد نداریام را به داروی فضلت درمان کن،و با عطای هموارهات افتادگی نداریام را بلند فرما، و به کثرت عطایت بر تهیدستیام تصدّق نما،و به جایزۀ کریمانهات نیازمندیام را صدقه بده،و راه روزی را پروردگارا
به سوی من هموار کن،و پایههایش را برایم پایدار نما،و چشمههای فراخیاش را به رحمتت برایم بشکاف،و با رأفتت بهرهای زندگی خوش را از جانب من روان کن،و زمین نداریام را بخشکان،و سرزمین خشک بدحالیام را سرسبز کن، و موانع روزی را از من بگردان،و بندهای فشار و سختی را از من قطع فرما،و مرا هدف وسعت رزق قرار ده،خدایا به پرخیرترین تیرهایش،و مرا از زندگی خوش به بیشتر پایندگیاش مخصوص فرما،و بپوشان بر من خدایا پیراهن فراخی رزق را،و جامههای راحت را،پس من ای پروردگارم در انتظار نعمتبخشیات به سر میبرم با رفع تنگدستی،و عطای پیوستهات را با قطع به تأخیر افتادن،و تفضلّت را با از بین بردن سختی معیشت،و پیوستن رستهام را به کرمت با آسان شدن دشواری.بباران خدایا بر من آسمان روزیات را به باران فراوان،و از بندگانت به واسطه بهرههای نعمتها بینیازم فرما،و هدف تیر قرار بده موارد کشندگی تنگدستیام را،و بار کن برطرف شدن بدحالیام را بر بارکشهای شتاب،و گردن تنگی را از من به شمشیر نابودی بزن،و به من از جانب خود پروردگارا به فراخی فزونبخشی تحفه ده،و مرا با افزایش اموال مدد کن،و از سختی فقر پاسم بدار،و بدی قحط را از من بگیر،و سفرۀ سرسبزی را برایم بگشا،و از آب روزیات آبم ده،آبی گوارا،و از بخشش فراگیر خود برایم روشن کن راهها،و ناگهان ثروت و داراییام بده،و به سبب آن از زمین تنگدستی بلندم کن، و مرا به پشتیبانیات بامدادان برخیزان،و شامگاهان توانای بر بینیازی،به درستی که تو دارای عطای پیوسته عظیم،و فضل
همهگیر،و احسان بزرگی،تو بخشندۀ بزرگواری.
خدایا از مصایب بلاهای پیشآمده و هراسهای بدحالیهای بزرگ به تو پناه میآوردم،پس پروردگارا از تباهی تنگدستی پناهم بده،و از حملات بلا محفوظم بدار،و از انتقامهای ناگهانی رهاییام بخش، و از زوال نعتها و لغزش گامها پناهم ده،و قرارم ده خدایا در میدان عزّتت و حفاظ نگهداریات از حوادث ناگوار ناگهانی روزگار،و شتابگیری مصایب،خدایا،پروردگارا،و زمین بلا را فرو بر،میدان محنتها را سخت بلرزان،و آفتاب حوادث ناگوار را تیره کن،و کوههای بدی را متلاشی گردان،و گرفتاریهای روزگار را برطرف فرما،و موانع کارها را از من بگردان،و مرا به حوضهای سلامت وارد کن،و بر مرکبهای کرامت سوار فرما،و با نادیده گرفتن لغزش همراهم باش،و مرا با پوشاندن عیب فراگیر،و به عطاهای برجستهات و برطرف کردن بلایت و دفع پریشانحالیات پروردگارا به من بخشش آر، و تودههای عذابت را از من دور کن،و کیفر دردناکت را از من بگردان،و از حوادث روزگار پناهم ده،و از بدی سرانجام کارها نجاتم بخش،و از همۀ ناملایمات پاسم بدار،و سنگ بلا را از کارم بشکن،و دست بلا را تا پایان عمرم نسبت به من شل کن،به درستی که تو پروردرگار بزرگوار،آغازگر،بازگردانندهای و آنچه را بخواهی انجامدهندهای
: خدایا به اخلاص،آهنگ تو را کردهام،برای توبۀ خالصانه،
و پایداری پیمان راستین،و دعای دلریش،و آشکار کردن گفتار صریح،خدای از من بپذیر توبۀ بیآلایش،و روی آوردن شتابان بازگشت به سوی خود،و افتادنگاههای کرنش گناه را،پروردگارا توبهام را به پاداش شایان،و بازگشتی کریمانه،و فرو ریختن کیفر،و بازگرداندن عذاب،و بهرۀ بازگشت و پردهپوشی مقابله کن،و محو کن خدایا آنچه از گناهانم ثبت شده،و همۀ عیوبم را به پذیرش توبه بشوی،و قرار بده توبهام را جلادهندۀ دلم،روشنکنندۀ دیده خردم،شستشودهندۀ ناپاکیام،پاک کنندۀ آلودگی تنم،درست کنندۀ نهادم،به وسیلۀ آن شتابان کن به جانب وفا بصیرتم را،قبول کن پروردگارا توبهام را،به درستی که برمیآید از خلوص نیّتم،و محض درستی بصیرتم،و روشنی همهجانبه اندیشهام،و کوشش در نظافت باطنم،و پایدار نمودن بازگشتم،و شتافتن به سوی فرمانت به طاعتم،و از من خدایا به وسیلۀ تو به تاریکی پافشاری بر گناه را دور کن،و به آنچه از بارهای گران پیش انداختم محو گردان،و به من لباس تقوا،و جامههای هدایت بپوشان،من به حقیقت بند نافرمانیها را از پوستم برکشیدم.و پیراهن گناهان را از پیکرم بر کندم، درحالیکه پروردگارا به قدرتت چنگ زنندهام،و به عزّتت بر خویشتن کمک خواهم،و به پناهت توبهام را از شکستن (1)(متحرّکه)پوست کره شتر که به چیزی آکنده کننده،تا ناقه به خیال فرزندش،مهربان شده شیر دهد و در اینجا ذکر آن شاید برای آن باشد که من در وقت گناه کردن گویا شعور و ادراک و جان نداشتم و مجسّمه بیروحی بودم،اگر نه معصیت نمیکردم،و اللّه تعالی العالم.
(از محدّث قمی)
ودیعه گذارم،به عصمتت از خوار شدن دستآویزم،قرین کنم آن را به«نیرو و جنبشی نیست بجز به وسیلۀ تو».
خدایا حجّی که واجب کردی بر هرکه بتواند به سوی آن راه یابد،نصیب من فرما، و برایم در آن راهنما،و به سوی آن دلیلی قرار ده،و دوری راهها را برایم نزدیک کن،و بر انجام اعمال حجّ یاریام ده،و به احرام بستنم آتش را بر تنم حرام کن،و نیرو و چابکیام را برای سفر زیاد گردان و وقوف در برابرت،و کوچ کردن به سویت را پرورگارا روزیام کن،و با موفقّ شدن به سود کامل پیروزمندم نما،و مرا پروردگارا از جایگاه حجّ اکبر به تقرّبگاه مشعر بازگردان،و آن را مایۀ نزدیکی به رحمتت،و راهی به سوی بهشتت قرار ده،و مرا در موقف مشعر الحرام،و مقام وقوف احرام متوقف کن،و شایسته گردان مرا برای ادای مناسک،و کشتن قربانی فربه،به خونی که میجهد،و رگهایی که خون میفشاند،و ریختن خونهای ریختنی،و قربانیهای سربریده،و بریدن رگهای آنان را بر پایۀ آنچه فرمودی،و انجام بیشتر بر واجب آنها چنانکه مقرّر فرمودی.
حاضر کن خدایا مرا به نماز عید،امیدوار به وعدهات،و هراسان از تهدیدت،با تراشیدن موی سرم، و کوتاه کردن ناخنم،کوشا در طاعتت،آماده برای رمی جمرات به هفت سنگریزه،پس از هفت دیگر از همان سنگها، خدایا مرا به فضای خانهات و کویات و جایگاه امنت و کعبهات و خاکنشستگانت و درخواستکنندگانت نیازمندانت وارد کن،و خدایا در بازگشتن و کوچ کردن به مزد کامل به من جود کن،خدایا و مناسک حجّم
را،و سپری شدن،خروشم را،با پذیرش از جانب خود،و رأفتت به من ختم کن،ای مهربانترین مهربانان.
خدایا همان ستم بندگانت در کشورهایت پایدار شده،تا جایی که عدالت را میرانده،و راهها را بریده،و حق را محو ساخته،و راستی را باطل نموده،و نیکی را پنهان کرده،و شرّ را پدیدار ساخته، و پرهیزگاری را خاموش کرده،و هدایت را از میان برده،و خیر را از میان برداشته،و زیان را پایدار نموده،و فساد را رشد داده،و لجبازی را تقویت کرده،و ستم را گسترانده،و از حد گذرانده،خدایا،پروردگارا،این حالت را جز قدرت سلطنت تو برطرف نمیکند،و از آن جز احسان تو پناه نمیدهد،خدایا،پروردگارا ستم را قطع کن،و کوهای زورگویی را درهم کوب،و رونق بازار زشتی را فرو نشان،کسی را که از زشتی جلوگیری میکند عزیز گردان،و بیخ و بن اهل ستم را دود کن،و به آنان لباس کاستی پس از فزونی بپوشان، خدایا عذاب شبانه را نسبت به آنان پرشتاب کن،و بر آنان کیفرهای نمونه را فرود آر،زندگی زشتی را بمیران،تا بیمناک ایمنی یابد،و دلسوخته آرام گیرد،و گرسنه سیر شود،و تباه حفظ گردد،و آواره جای گیرد،و گریخته بازگردد،و تهیدست بینیاز گردد،و پناهجو پناهنده شود،و بزرگ مورد احترام قرار گیرد،و کوچک مورد حمایت واقع شود،و ستمدیده عزیز گردد،و ستمکار خوار شود،و غم غمدیده برطرف گردد،و آشوبهای تاریک و سیاه آرام گردد،و اختلاف بمیرد، و دانش برتری یابد،و صلح فراگیر شود،و پراکندهها گرد آید،و ایمان نیرومند گردد،و قرآن تلاوت شود،به درستی که تویی جزابخش،نعمتدهندۀ،بسیار احسان کننده.
خدایا تو را ستایش بر دفع مصیبتهای فرود آمده،و پیشآمدهای سخت،و برطرف کردن دشواریهای معیشت،و پیدرپی بودن نعمتهای بسیار،و تو را ستایپ بر گواری عطایت،و ستودۀ بلایت،و نعمتهای بزرگت، و تو را ستایش بر احسان بسیارت،و خیرریزانت و تکلیف آسانت،و دفع دشواریات، و تو را سپاس بر رشد دادنت سپاس اندک،و اعطا کردنت مزدی کامل،و فروریختنت بار سنگین گناه،و پذیرفتنت عذر بیجا،و از دوشنهادنت بار گران تکلیف،و هموارهکردنت جایگاه ناهموار،و بازداشتنت از کار بسیار زشت،و تو را ستایش بر بلای بازگردانده شده،و خوبی فراوان،و دور ساختن امور ترسناک، و رام کردن سخت ستمکار،و تو را ستایش بر کمی تکلیف،و بسیاری تخفیف،و تواندهی ناتوان،و فریادرسی اندوهگین،و تو را ستایش بر فراخی مهلتدادنت،و دوام فزونبخشیات،و بازگرداندن کیفرت،و ستودۀ کارهایت،و پیاپی بودن عطایت،و تو را ستایش بر به تأخیر افکندن شتاب در عقاب،و ترک غافلگیری در عذاب،و هموار کردن راه توبه،و فرود آوردن باران ابر،به درستی که تویی بسیار احسان کننده و پربخشش.
سزاوار است که فرمان دعا به او دادی تو را بخواند،و کسی که وعدۀ اجابت به او دادی به تو امید بندد،برایم خدایا حاجتی است،که چارهام از آن ناتوان شده،و طاقتم در آن وامانده،و از طلبش نیرویم سست گشته،نفس امارهام به بدی برایم آرایش نموده،و دشمنم،آن دشمن فریبایی که من از او در بلایم،
از این که در آن حاجتم به سوی تو میل کنم،خدایا آن را برآور،به مبارکترین روا کردن،و هدایتش کن به راه رستگاری، و باز کن به امید یاریات سینهام را،و آسان کن در اسباب خیر کارم را،و برایم رستگاری را نقش بند،به رسیدن آنچه به آن امید بستم،با پیوستن آنچه آن را آرزو نمودم،و موفقم بدار خدایا در برآوردن حاجتم،به رسیدن به آرزویم، و درست در آمدن اشتیاقم،و پناهم ده خدایا به کرامت از ناامیدی و یأس و تنبلی و بازآمدن از کار، خدایا تو توانا بر عنایت عطاهای بسیاری و وفاکننده به آنهایی،و تو بر هر چیز توانایی،و به بندگانت آگاه و بینایی [دعای پرده نگاهبانان]
ای که زمانی که به او پناهنده شوم پناهم دهد،و گاهی که نزد سختیها از او نجات خواهم،نجاتم بخشد،و زمانی که به گاه پیشآمدها دادرسی خواهم به فریادم رسد،و زمانی که برای پیروزی بر دشمنم از او یاری جویم یاریام دهد و کمکم کند.پناهگاه تنها درگاه توست،و تویی مورد اطمینان.کسی که مرا قصد سوء کرده از جانب من سرکوب کن،و غلبه کن به سود من بر کسی که نسبت به من بداندیشی نموده،ای آنکه فرمود:اگر خدا شمار را یاری کند،غلبهکنندهای بر شما نخواهد بود.ای که نوح را از گروه ستمکاران رهایی داد،ای که لوط را از گروه بدکاران رهانید،ای که هود را از گروه متجاوزان نجات داد،ای که محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)را از گروه کافران نجات داد،مرا از دشمنانم و دشمنانت به حق نامهایت ای بخشندهای مهربان نجات ده،راهی برای آنها نیست بر کسی که به قرآن پناهم برده،و از تو پناه جسته،به مهربان بخشنده.خدای بخشنده بر عرش چیرگی یافت،به یقین حمله پروردگارت سخت است،به درستی که او آغاز میکند،
و باز میگرداند،و او آمرزنده و بسی پرمهر است،دارای عرش باشکوه است،هرچه را بخواهد انجام دهد،پس اگر رو بازگرداندند بگو.
خدا مرا بس است،معبودی جز او نیست بر او توکل کردم،و او پروردگار عرش بزرگ است.دعای پرده نگهدار]
توکّل کردم بر زندهای که هرگز نمیمیرد،و پناه جستم به دارای عزّت و جبروت،و یاری جستم به دارندۀ کبریا و ملکوت،مولایم خود را به تو واگذاشتم،پس مرا وامگذار،و بر توکّل کردم،پس دست از یازیام بر مدار،و به سایۀ گستردهات پناهنده شدم،پس به دورم مینداز،تویی مقصد و تنها به سوی توست گریزگاه،میدانی آنچه را پنهان کنم و آنچه را آشکار نمایم و خیانت دیدهها و آنچه را سینهها پنهان کنند میدانی،از من بازدار دستهای ستمکاران از همۀ جنیّان و آدمیان را،و مرا شفا ده،و عافیت بخش،ای مهربانترین مهربانان.
آفریننده بزرگتر از آفریدگان است،و روزیدهنده دست بازتر از روزیخورهاست،و آتش دربسته خدا،در ستونهای کشیده شده،دلهای سرکشان را آتش زند،و بداندیشی حسودان را بازگرداند، به سوگندها،به احکام،به لوح محفوظ،و پردۀ زده شده،به عرش عظیم پروردگار، در پرده شدم،و خود را پوشاندم،و پناه جستم،و چنگ زدم،و پناهنده گشتم به الم به کهیعس،به طه، به طسم،به حم،به حمعسق،و نون،به طسین،و ق و قرآن مجید،به درستی که آن اگر میدانستید سوگند بزرگی است و خدا سرپرست من است و نیکو وکیلی است.
بیستم:از کتاب«تعبیر الرؤیا»نوشتۀ شیخ کلینی نقل شده:و شّاء از حضرت
رضا علیه السّلام روایت کرده:پدرم را در خواب دیدم فرمود:فرزندم هرگاه در شدّتی واقع شدی بسیار بگو:یا رؤوف یا رحیم آنگاه فرمود:آنچه ما در خواب میبینیم،چنان است که در بیداری میبینیم.
خدایا برای گناهانم نمانده جز امید به گذشتت،و به تحقیق پیش فرستادم ابزار محرومیت را پیش روی خویش، من از تو میخواهم آنچه را که شایستهاش نیستم،و میخوانمت آنگونه که سزاروارش نمیباشم،و به سویت مینالم آنچنانکه شایستهاش نیستم، حالم بر تو پوشیده نیس،گرچه حقیقت شناسایی کارم بر مردم پوشیده است.خدایا اگر روزیام در آسمان است فرودش آور،اگر در زمین است،آشکارش کن،و اگر دور است نزدیکش فرما،و اگر نزدیک است، آسانش کن،و اگر اندک است بسیارش گردان،و برایم در آن برکت قرار ده.
«مجتنی»:
خدایا ابلیس بندهای از بندگان توست،میبیند مرا از جایی که من او را نمیبینم،و تو میبینی او را،از جایی که او تو را نمیبیند،تو بر همۀ کارهایش نیرومندتری،و او بر چیزی از کار تو توانایی ندارد،خدایا من از تو علیه او کمک میخواهم،ای پروردگارم،برای من نسبت به او طاقتی نیست،جنبش و نیرویی علیه او برایم نمیباشد جز به یاری تو ای پروردگارم، خدایا اگر قصد مرا کرده قصدش کن،اگر نسبت به من بداندیشی کرده،نسبت به او بدانیشی کن،مرا از شرّش کفایت کن،و نقشه شومش را در گلویش قرار ده،به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان،و درود خدا بر محمّد و خاندان پاکش.
بیست و سوم:و نیز در کتاب«مجتنی»آمده:
شخصی پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلّم را در خواب دید،به آن حضرت گفت:به من دعایی تعلیم ده که دلم را زنده کند،حضرت این کلمات را تعلیم او فرمود:
یا حیّ یا قیّوم،یا لا اله الاّ انت اسالک ان تحیی قلبی،اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
بیست و چهارم:از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم نقل شده:هرکه بخواهد مرگش به تأخیر افتد،و بر دشمنانش پیروز شود،و از مردن بد در امان بماند،سه مرتبه هنگام فرارسیدن شب،و سه مرتبه هنگام فرارسیدن صبح بگوید:
سبحان اللّه ملء المیزان،و منتهی الحلم و مبلغ الرّضا،و زنة العرش
بیست و پنجم:از کتاب«نثر اللئالی»تألیف سیّد سعید علی بن فضل اللّه الحسین راوندی نقل شده:مردی به حضرت عیسی علیه السّلام از بدهی خود شکایت کرد،حضرت فرمود،بگو:
ای زدایندۀ اندوه،و برطرف کنندۀ غم،و از بینبرندۀ غصّهها،و اجابتکنندۀ دعای بیچارگان، ای بخشندۀ دنیا و آخرت،و مهربان هر دو جهان،تو بخشندۀ منی،و بخشندۀ هر چیزی،به من رحم کن،رحمی که به آن از رحم هر که غیر تو است بینیازم کند،و ادا کندی به آن بدهکاریام را.پس هرگاه به اندازه پری زمین طلا بدهکار باشی،حق تعالی از تو ادا میکند.
و آن مشتمل بر چهل امر است
اوّل: شیخ کلینی در کتاب«کافی»،از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده:هرکه پیش از خواب«مستحبّات» را بخواند،(یعنی سورههای حدید،حشر،صف،جمعه،تغابن7و اعلی)نمیرد تا حضرت قائم را درک کند،و اگر بمیرد در جوار رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم خواهد بود. دوم: و در آن کتاب آمده:رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود:هرکه چهار آیه از اول سورۀ بقره،و آیة الکرسی،و دو آیه بعد از آن و سه آیۀ آخر سورۀ بقره را بخواند،در جان و مال خود چیزی را که ناخوشایند او باشد نبیند،و شیطان به او نزدیک نگردد،و قرآن را فراموش
نکند. سوم: و از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده:هرکه سورۀ«انّا انّزلناه فی لیلة القدر»را بخواند،و صدایش را به آن بلند کند،مانند کسی باشد،که شمشیر از نیام برکشیده،و در راه خدا جهاد کند،و اگر آهسته بخواند همانند کسی باشد که در راه خدا در خون خو طپیده،و کسی که ده مرتبه بخواند،هزار گناه از گناهانش را محو کند. چهارم: شیخ کلینی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:پدرم میفرمود:
[قل هو اللّه احد]ثلث قرآن،و قل یا ایّها الکافرون ربع قرآن است. پنجم: از موسی بن جعفر علیه السّلام نقل کرده:هرکه هنگام خواب ایة الکرسیّ را بخواند،از مبتلا شدن به فلج اندام نترسد ان شاء اللّه،و کسی که آن را پس از هر فریضه بخواند،هیچ حیوان زهرآلودی به او زیان نرساند،و نیز فرمود:کسی که(قل هو اللّه احد)را هنگام دیدار شخص جبّاری بخواند،حق تعالی شرّ وی را از او بازدارد،با خواندن آن سور،از پیشرو،و پشت سر،و طرف راست و طرف چپ،که هرگاه چنین کند حق تعالی خیر وی را روزی او کند و او را از شرّ آن جبّار بازدارد،و نیز فرمود:هرگاه از امری ترسیدی صد آیۀ قرآن،از هر جای قرآن که باشد بخوان سپس سه مرتبه بگو:اللّهمّ اکشف عنّی البلاء ششم: شیخ کلینی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:هر که به خدا و روز قیامت ایمان دارد،خواندن قل هو اللّه احد را پس از فریضه وا نگذارد،به یقین کسی که آن را بخواند،حق تعالی خیر دنیا و آخرت را برای او جمع کند،و او و پدر و مادر و اولادش را بیامرزد. هفتم: و از آن حضرت روایت کرده:هر که سورۀ الهیکم التکّاثر را هنگام خواب بخواند،از عذاب قبر در امان باشد. هشتم: و از آن حضرت روایت کرده:اگر سورۀ حمد هفتاد مرتبه بر مرده خوانده شود،و روح به او بازگردانده شود شگفت نخواهد بود. نهم: از موسی بن جعفر علیه السّلام فضیلت بسیاری وارد شده:برای کودکی که در هر شب سه مرتبه قل اعوذ بربّ الفلق و سه مرتبه قل اعوذ برّب الناس و صد مرتبه قل هو اللّه احد بخواند،و اگر نتواند پنجاه مرتبه،و هرگاه به آن مواظبت داشته باشد،از بلاها ایمن باشد تا روزی که از دنیا برود. دهم: کلینی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:به مفضّل فرمود:ای مفضّل بازدار، و ایمن بدار خود را از تمام مردم با بسم اللّه الرحمن الرّحیم و سورۀ قل هو اللّه احد،که آن را بخوانی از طرف راست و چپ،و از پیش رو،و پشت سر،و از بالای سر و پایین پای خود،و هرگاه بر پادشاه ستمگری وارد شدی،هنگامی که به او نظر کنی سه مرتبه آن را بخوان،و با دست چپ خود بشمار و دستت را به همان حال،که انگشتان را جمع کردهای برای شماره نگاهدار تا از نزد او بیرون روی،و بعضی گفتهاند:خواندن سوره را ترک نکن تا از پیش او بروی. یازدهم: در حدیثی از امیر مؤمنان علیه السّلام
نقل شده:برای ایمنی از سوختن و غرق شدن بخواند:
خدا است که قرآن را نازل کرد،و او سرپرستی میکند شایستگان را،آنطور که باید خدا را قدر ندانستند،و زمین در در قیامت به تمام دست اوست،و آسمانها در نوردیده به قدرت اوست،منزّه است و برتر از آنچه شریکش سازند.و برای رام شدن اسب سرکش،در گوش راستش بخوانند:و له اسلم من فی السّموات و الارض طوعا و کرها و الیه یرجعون و در زمین مسبعه یعنی زمینی که جانوران درنده داشته باشد برای ایمنی از آنها بخواند:به تحقیق آمد برای شما پیامبری از جنس خودتان،بر او ناگوار است آنچه شما را به زحمت اندازد،بر راهنماییتان حریص است، به مؤمنان مهرورز و مهربان است،اگر پشت کردند بگو خدا مرا بس است،معبودی جز او نیست،بر او توکّل کردم، و او پروردگار عرش بزرگ است.و برای پیدا شدن گمشده،سورۀ یس را در دو رکعت نماز بخواند و بگوید:
یا هادی الضّالّة علیّ ضالّتی و برای بازگشت بندی فراری بخواند:او کظلمات فی بحر لجیّ،یغشاه موج من فوقه موج تا و من لم یجعل اللّه له نور فما له من نور.
و برای ایمنی از دزد وقتی که به رختخواب میرود بخواند: قُلِ ادْعُوا اللّٰهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمٰنَ تا وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیراً دوازدهم: نیز شیخ کلینی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:از قرائت اذا زلزلت الارض زلزالها ملول نشوید،زیرا هر که این سوره را در نمازهای مستحب خود بخواند حق تعالی هرگز بر او زلزله نرساند،و با زلزله نمیرد،و به صاعقه و آفتی از آفات دنیا دچار مرگ نشود،و در وقت مردن او فرشتهای بزرگوار از نزد حق تعالی بر او نازل گردد،و بالای سر او بنشیند و بگوید:
«ای ملک الموت نسبت به ولی اللّه نرمی و مدارا داشته باش،زیرا او بسیار مرا یاد میکرد»تا آخر خبر،و در آخر خبر آمده است:پرده از پیش چشمش برداشته شود،و منازل خود را در بهشت ببیند.و به نرمترین صورت قبض روح شود،و روح او را هفتاد هزار فرشته مشایعت کنند،که به سوی بهشت بالا ببرند. سیزدهم: و نیز کلینی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده:«سورۀ ملک بازدانده است،از عذاب قبر بازدارد...»تا آخر خبر.
چهاردهم: و نیز از ان حضرت روایت شده:قرآنی در دریا افتاد،چون آن را یافتند دیدند همۀ کلماتش پاک شده بود جز این آیۀ کریمه:
أَلاٰ إِلَی اللّٰهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ . پانزدهم: شیخ کلینی از زراره روایت کرده:قرآن را در ثلث دوم ماه رمضان بر میداری و میگشایی و روبروی خود میگذاری و میگویی:اللّهمّ انّی اسالک بکتابک المنزل و ما فیه و فیه اسمک الاعظم الاکبر،و اسماؤک الحسنی،و ما یخاف و یرجی ان تجعلنی من عتقائک من النّار و دعا میکنی به آنچه حاجت داری.
شانزدهم: شیخ کفعمی در کتاب«مصباح»و محدّث فیض در خلاصة الأذکار فرموده:در بعضی از کتب اصحاب امامیه دیدم،هرکه خواسته باشد یکی از پیامبران و امامان یا یکی از مردمان،یا والدین خود را،در خواب ببیند سورههای شمس و لیل و قدر و(قل یا ایّها الکافرون)و سورۀ اخلاص و معوّذتین[ناس و فلق]را بخواند،سپس صد مرتبه سورۀ اخلاص را بخواند،و بر پیامبر و خاندانش صد مرتبه صلوات بفرستد،و با وضو به طرف راست بخوابد،هرکه را اراده کرده ان شاء اللّه خواهد دید و با او هرچه بخواهد سخن خواهد گفت:و در نسخۀ دیگری دیدم که این عمل را در هفت شب بجا آورد،پس از آنکه این دعا را بخواند:
خدایا تو زندهای هستی که وصف نشود،و ایمان از او باز شناخته شود،چیزها از تو آغاز شد،و به سوی
تو باز میگردد،پس آنچه از آنها روی به تو کرد،تو پناهگاه و جای نجاتش بودی،و آنچه از آنها از تو بازگشت،برایش پناهگاهی جای نجاتی،از تو جز به سوی تو نیست،از تو میخواهم به حق«لا اله الاّ انت»و از تو میخواهم به حق بسم اللّه الرحمن الرحیم و به حق حبیبت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)سرور پیامبران،و به حق علی بهترین جانشینان،و به حق فاطمه سرور بانوان جهانیان،و به حق حسن و حسین که هر دو را آقای جوانان اهل بهشت قرار دادی(که بر همۀ آنان درود و سلام)اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،و نشان دهی مردهام را در آن حالی که او در آن است.
هفدهم: و نیز در کتاب«خلاصه»آمده است به نقل از برخی کتابها که یافتم در کتاب الاداب الحمیدة تألیف محمّد بن جریر طبری که حارث بن روح،از پدرش و او از جدّش نقل کرده:به فرزندان خود گفت:هرگاه امری شما را اندوهگین ساخت پس شب را به سر نیاورد مگر درحالیکه پاک شد،و رختخواب و رو اندازش پاک باشد،و زنی با او نباشد،پس بخواند هفت مرتبه:و الشمس،و هفت مرتبه:و اللیل،سپس بگوید:
اللّهمّ اجعل لی من امری هذا فرجا و مخرجا هرگاه این عمل را بجا آورد،شخصی در همان شب،یا شب سوم،یا پنجم،و گمان میکنم گفت:یا در شب هفتم در خواب او بیاید،و راه بیرون شدن از آن غصّه و اندوه را برای او بگوید.فقیر گوید:بعضی گفتهاند:سورههای و الضّحی و أ لم نشرح را نیز بخواند.و در کتاب الجواهر المنثوره آمده است:کسی که بخواهد مطلب خود را در خواب ببیند به وقت خوابیدن هریک از این سورهها را هفت مرتبه بخواند،سورههای و الشمس،و اللّیل و السّین،اخلاص،قل اعوذ برب الفلق،قل اعوذ برب الناس،و با طهارت در مکان پاکی،در جامه پاکی رو به قبله بر دست راست بخوابد، هماننده مردهای که در قبر گذاشته میشود،و مطلب خود را نیّت کند اگر در شب اوّل ندید،در شبهای بعد خواهد دید،و از هفت شب تجاوز نمیکند،گفته شده این مطلب مجرّب[یعنی تجربه شده]است. هجدهم: در خلاصة الاذکار از حضرت زهرا علیها السّلام روایت
شده:رسول خدا بر من وارد شد،وقتیکه بستر خود را پهن کرده بودم و قصد خوابیدن داشتم فرمود:ای فاطمه نخواب مگر اینکه چهار عمل بجا آوری:ختم قرآن کنی،و پیامبران را شفعای خود سازی،و اهل ایمان را از خود خشنود کنی،و حجّ و عمره بجا آوری،این را فرمود وارد نماز شد،من ایستادم تا نمازش را تمام کرد،گفتم یا رسول اللّه به چهار چیز امر فرمودی،که من در این وقت قدرت بجا آوردن آن را ندارم،حضرت تبسّم کرد و فرمود:هرگاه سوره توحید را سه مرتبه بخوانی گویا ختم قران کردهای،و هرگاه به من و پیامبران پیش از من صلوات فرستی ما شفیعان تو در روز قیامت خواهیم بود،و هرگاه برای اهل ایمان استغفار کنی،تمامی آنها از تو خشنود میشوند.و هرگاه بگویی:سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الاّ اللّه و اللّه اکبر حجّ و عمره کردهای.مؤلّف گوید:کفعمی نقل کرده:هرکس هنگام خواب سه مرتبه بگوید:
یفعل اللّه ما یشاء بقدرته و یحکم ما یرید بعزّته مانند این است که هزار رکعت نماز بجا آورده باشد.
نوزدهم: و نیز در خلاصة الاذکار آمده وقت مطالعه بخواند:خدایا مرا بیرون آور از تاریکیهای وهم،و به نور فهم گرامیام بدار،خدایا درهای رحمتت را به روی ما بگشا،و خزانههای علومت را بر ما باز کن به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
بیستم: روایت شده:شخصی خدمت حضرت جواد علیه السّلام نوشت:قرض بسیار دارم،حضرت نوشتند:بسیار استغفار کن و زبانت را به خواندن سورۀ انا انزلناه تر بدار. بیست و یکم: در حدیث است:مفضّل به حضرت صادق علیه السّلام از تنگی نفس شکایت کرد و گفت:اندکی که راه میروم نفسم تنگ میشود،به این خاطر مینشینم.حضرت فرمود:بول شتر بخور تا آرام شود.در حدیث دیگری آمده:شخصی به آن حضرت از سرفه شکایت کرد.فرمود:مقداری انجدان رومی با همان مقدار از نبات بکوب و یک روز یا دو روز بخور،آن شخص گفت:یک مرتبه خوردم برطرف شد. بیستودوم: از امیر مؤمنان علیه السّلام نقل شده:حضرت عیسی علیه السّلام به شهری رسیدند دیدند مردم آن شهر صورتشان زرد،و چشمانشان کبود شده است،و از بسیاری بیماری به آن حضرت شکایت
کردند.ایشان فرمود:شما گوشت را نشسته میپزید،و هیچ حیوانی از دنیا بیرون نمیرود مگر ان که جنابتی با او هست، پس از آن گوشت را پیش از پختن شستند،بیماریشان برطرف شد.و حضرت عیسی علیه السّلام به شهر دیگری رسیدند که دندانهای مردمشان ریخته بود و صورتهایشان ورم کرده بود.فرمود:هگام خواب دهانتان را باز کنید و بر هم مگذارید،چنان کردند، علتها از ایشان زایل شد. بیست و سوم: از حضرت باقر علیه السّلام نقل شده:چون کسی از صاحبان بلا را ببینی آهسته که او نشنود سه مرتبه بگو:الحمد للّه الّذی عافانی ممّا ابتلاک به و لو شاء فعل
هرکه چنین کند هرگز آن بلا به او نرسد،و در روایت دیگری آمده:بگو:
الحمد للّه الّذی عافانی ممّا ابتلاک به،و فضّلنی علیک و علی کثیر ممّن خلق.
بیست و چهارم: از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:هرگاه زنی باردار باشد،و چهار ماه بر او بگذرد،روی او به قبله کن و ایة الکرسی بخوان،و دست بر پهلوی او بگذار و بگو:اللّهمّ انّی قد سمّیته محمّدا
چون چنین کند خدا آن فرزند را پسر گرداند،پس اگر او را به نام محمّد نامگذاری کند مبارک باشد،و اگر نام نکند،خدا اگر خواهد از او بگیرد،و اگر بخواهد به او ببخشد. بیست و پنجم: روایت شده:وقت کشتن گوسفند عقیقه[گوسفندی که برای نوزاد و قربانی میکنند]این دعا را بخواند:
بسم اللّه و باللّه،اللّهمّ عقیقة عن فلان(نام او را بگوید)لحمها بلحمه،و دمها بدمه و عظمها بعظمه،اللّهمّ اجعلها وقاء لال محمّد علیه و اله السّلام.
و در حدیث دیگری فرمود که این دعا را بخواند:ای قوم از آنچه شما شریک خدا قرار میدهید بیزارم،من متوجه نمودم رویم را
به جانب کسی که آسمانها و زمین را آفرید با خلوص و از سر تسلیم،و من از شرکورزان نیستم.به درستی که نمازم و عبادتم و زندگیام و مرگم برای خداست،پروردگار جهانیان،شریکی ندارد،به این حقیقت امر شدم و من از مسلمانانم،خدایا از تو و برای تو،به نام تو و به تو،و خدا بزرگتر است،خدایا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد،و از فلان فرزند فلان بپذیر.و نام فرزند را بگوید سپس ذبح کند.
علاّمه مجلسی در حلیة المتّقین فرموده:بدان که عقیقۀ فرزند مستحب موکّد است،برای کسی که قادر بر آن باشد،و بعضی از علما واجب میدانند،و بهتر است روز هفتم واقع شود،و اگر تا بلوغ طفل تأخیر کند بر پدر مستحبّ است،و پس از بلوغ تا آخر عمر بر خودش مستحبّ است.و در احادیث معتبر بسیاری وارد شده:عقیقه بر کسی که دارای فرزند شود واجب است.و در احادیث بسیاری نقل شده:هر فرزندی در گرو عقیقه است،یعنی اگر انجام نگیرد،در معرض مردن و انواع بلاهاست.از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:عقیقه بر کسی که توانگر باشد لازم است،و کسی که تهیدست است پس از توانگری انجام دهد، اگر هم توانگر نشد بر او تکلیفی نیست و اگر برای او عقیقه نکنند،تا زمانی برای او قربانی کنند،قربانی از عقیقه کفایت میکند.
در حدیث دیگری نقل شده:از آن حضرت پرسیدند:ما برای عقیقه دنبال گوسفند رفتیم ولی نیافتیم،چه میفرمایید قیمتش را تصّدق کنیم؟فرمود:طلب کنید تا بیابید.خدا خوراندن طعام و ریختن خون را دوست دارد.در حدیث دیگری آمده:
پرسیدند آیا فرزندی که در روز هفتم بمیرد،میباید عقیقهاش کرد؟فرمود:اگر پیش از ظهر بمیرد عقیقه ندارد،و اگر بعد از ظهر بمیرد عقیقه کنند.در حدیق معتبری از عمر بن یزید نقل شده:خدمت آن حضرت عرض کرد:نمیدانم پدرم برای من عقیقه کرده یا نه؟فرمود:عقیقه کن.پس او در پیری عقیقه کرد.در حدیث حسن از آن حضرت نقل شده:فرزند را در روز هفتم ولادت نام میگذارند و عقیقه میکنند،و سر میتراشند،و موی سرش را با نقره وزن میکنند،و آن نقره را تصدق میدهند،و پای و ران عقیقه را برای قابلهای که در زایمان زن کمک کرده میفرستند.و باقی را به مردم اطعام میکنند و تصدّق میدهند.
در حدیث موثّق دیگری فرمود:هرگاه پسری یا دختری برای تو متولّد شود،در روز هفتم گوسفندی یا شتری عقیقه میکنی،و او را نامگذاری کن،و سرش را در روز هفتم بتراش،و به سنگینی موی سرش طلا یا نقره تصّدق بده.در حدیث دیگری وارد شده:ربع گوسفند را به قابله میدهد،و اگر بیقابله زایمان کرده آن را به مادر میدهد،که به هرکه خواست ببخشد،و دستکم به ده مسلمان بخوراند،و هرچه زیادتر باشد بهتر است،و خود از گوشت عقیقه نخورد،و اگر قابله زنی یهودی باشد قیمت ربع گوشت گوسفند را به او بدهد.و در روایت دیگری وارد شده:به قابله ثلث گوسفند را میدهند،و مشهور میان علما آن است که باید عقیقه شتر یا گوسفند یا بز باشد.از حضرت باقر علیه السّلام نقل شده:رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در روز ولادت در گوش حسنین علیهما السّلام اذان گفتند و حضرت فاطمه علیها السّلام روز هفتم برای آنان عقیقه کرد،و پای گوسفند را با یک اشرفی به قابله دادند.عقیقه اگر شتر باشد باید پنج ساله یا در شش یا بیشتر باشد،و اگر بز یک سال یا در دو یا بیشتر،و اگر گوسفند باشد دستکم ششماهه یا در هفت ماه باشد،و اگر هفت ماه تمام باشد بهتر است،و باید بیضهاش را نکشیده باشند،و نیز بهتر آن است که آن را نکوبیده باشند،و باید مغز شاخش شکسته،و گوشش بریده،و زیاد لاغر،و کور و بسیار لنگ که راه رفتن برایش دشوار باشد،نباشد.اما در حدیث معتبری از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:عقیقه از باب قربانی نیست،هر گوسفندی که باشد خوب است.هدف گوشت است هرچه فربهتر باشد بهتر است.و مشهور میان علما آن است که مستحب است عقیقۀ پسر نر باشد،و عقیقه دختر ماده،و گمان فقیر این است که برای هر دو موافق بسیاری از احادیث معتبر گوسفند نر بهتر است و برای هر دو گوسفند ماده هم خوب است.و مستحبّ است پدر و مادر از گوشت عقیقه نخورند،بلکه بهتر آن است،از طعامی که در آن پخته باشند نیز نخورند،و خوردن مادر کراهتش بیشتر است.و بهتر این است که عیال پدر و مادر هم که در خانه ایشان میباشند،از آن گوشت طعام نخورند،و مستحبّ است بپزند،و خام تصّدق نکنند،و کمترینش آن است که با آب نمک بپزند،بلکه احتمال دارد این گونه پختن بهتر باشد،و اگر خام هم تصدّق کنند خوب است،و اگر حیوان عقیقه پیدا نشود،تصدّق قیمتش فایدهای ندارد،بلکه باید صبر کنند تا پیدا شود،و شرط نیست جماعتی که به خوردن عقیقه حاضر میشوند فقیر باشند،اما خوراندن به صالحان و فقرا بهتر است،انتهی.
فقیر گوید:مشهور کراهت شکستن استخوانهای عقیقه است،و روایت:
استخوانش شکسته شود،و گوشتش بریده گردد،و پس از ذبح آنچه خواهی انجام میدهی.منافات با کراهت ندارد.
صاحب جواهر فرموده:اما آنچه بین مردم عراق مشهور شده که پیچیدن استخوانهای آن،در پارچهای سپید و دفن کردن آن مستحبّ است نصّی بر آن نیافتم،و اللّه العالم بیست و ششم: از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:وقت ختنه کردن پسر این دعا را بخوانند،و اگر در ان وقت میسّر نشود،تا بلوغ طفل هر وقت میّسر گردد،بر آن طفل بخوانند،که از او حرارت آهن را از کشتن و غیر آن دفع میکنند و دعا این است:
خدایا این روش تو،و روش پیامبر توست(درود تو بر او و خاندانش)،و پیروی ماست از تو و از پیامبرت به مشیت و اراده و حکمت.برای کاری که اراده فرمودی،و حکمی که حتم نمودی،و امری که اجرا کردی،و چشاندی به او سوزش آهن در ختنه و حجامتش،به کاری که تو به آن داناتر از منی،پس او را از گناهان پاک کن، و بر عمرش بیفزا،و آفات را از بدنش دور کن،و دردها را از جسمش بزدای،و بر توانگری اضافه کن، و تهیدستی را از او برطرف نما،به درستی که تو میدانی و ما نمیدانیم. بیست و هفتم: سید ابن طاووس از دعوات خطیب مستغفری نقل کرده:او از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت نموده است که هرگاه خواستی به کتاب خدا تفّأل[فال نیک زدن]بزنی،سوره اخلاص را سه مرتبه بخوان،سپس سه مرتبه بر پیامبر و آلش صلوات فرست،پس بگو:خدایا من تفّأل زدم به کتاب تو،و بر تو توکّل نمودم،آنچه از رازت در غیب تو پنهان است،از کتاب خود به من بنمایان، پس باز کن جامع را یعنی قرآنی که جامع تمام سورهها و آیات باشد،و بگیر فال را از خط اول از جانب اول بیآنکه اوراق و سطور را بشماری.و بدان که علامۀ مجلسی از برخی نوشتههای اصحاب از خط شیخ یوسف قطیفی نقل کرده،و او از خط آیت اللّه علامه،که از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده:هرگاه اراده کردی از کتاب عزیز استخاره کنی بعد از بسم اللّه بگو:
اگر در قضا و قدرت این است که بر شیعۀ خاندان محمد(درود بر ایشان)به فرج ولیّات، و حجّتت بر بندگانت منّت بگذاری،از کتاب خود آیهای برای ما بیرون آور،که به آن بر این کار راه یابیم.
پس مصحف شریف را میگشایی،و شش ورق میشماری،و از ورق هفتم شش سطر میشماری،و در آن نظر میکنی و مطلب را بیرون میآوری.و شیخ شهید رحمه اللّه در کتاب«ذکری»فرموده:از جمله استخارهها،استخاره به عدد است،و این در روزگار گذشته،پیش از زمان سیّد کبیر عابد رضی الدین محمّد بن محمّد الآویّ الحسینی،مجاور مشهد غروی رضی اللّه عنه مشهور نبوده،و ما روایت میکنیم این استخاره را با جمیع مرویّات او،از جماعتی از مشایخ خودمان،از شیخ کبیر فاضل جمال الدّین بن المطّهر از والدش رضی اللّه عنه از سیّد رضی الدین مذکور،از حضرت صاحب الامر علیه الصّلوة و السّلام:میخوانی فاتحه را ده مرتبه،و کمترینش سه مرتبه،و کمتر از آن یک مرتبه،سپس میخوانی سورۀ قدر را ده مرتبه،سپس این دعا را سه مرتبه میخوانی:خدایا من از تو درخواست خیر میکنم،برای آگاهیات به عاقبت کارها،و با تو مشورت میکنم برای خوشگمانیام به تو در آنچه مورد آرزو و بیم است،خدایا اگر کار فلانی از آنهایی است که آغاز و انجامش به برکت بسته شده،و روزها و شبهایش به کرامت پیچیده گشته،پس برایم اختیار کن، خدایا در ان خیری باشد،که سختیاش را سهل و نرم کنی،و روزهایش را به شادمانی بازگردانی،خدایا اگر دستور است انجامش دهم،اگر نهی است،خودداری نمایم،خدایا به رحمتت خیرجویی میکنم خیری در عافیت.
پس یک قبضه را تسبیح را میگیری،و حاجت خود را نیّت میکنی،اگر عدد آن قبضه جفت است پس آن«افعل»است، یعنی انجام بده،و اگر طاق است«لا تفعل»است یعنی انجام نده،یا به عکس یعنی طاق خوب است و جفت بد،و این بسته به قصد استخاره کنند دارد.فقیر گوید:تقعض[در متن عربی دعای استخاره]به ضاد معجمه یعنی تردّ و تعطف.و ما در باب نمازها،
استخاره ذات الرّقاع،و بعضی از اقسام استخاره و ساعات آن را ذکر کردیم،به آنجا رجوع شود.و بدان که سیّد ابن طاووس کلامی فرموده که حاصلش این است:من حدیث صریحی نیافتم که انسان برای غیر خود استخاره کند،ولی یافتم احادیث بسیاری را که در آنها امر شده بر قضای حاجت برادران به دعاها و سایر توسّلات،بلکه در اخبار از فواید دعا برای برادران چندان ذکر شده که محتاج بر بیان نیست،و استخاره نیز از جمله حاجات،و از جمله دعوات است،زیرا شخصی که انسان را تکلیف به استخاره میکند،به طور حتم حاجتی برایش پیش آمده و آن شخصی که مباشر استخاره میشود میخواهد برای خود استخاره کند که آیا صلاح است که به او بگوید انجام بده یا نه،و میخواهد برای آن شخص که به او گفته استخاره کند،آیا مصلحت در فعل است یا در ترک،و این از چیزهایی است که داخل است در تحت عموم روایات ناظر به استخارات و قضای حاجات.علاّمۀ مجلسی فرموده:کلام سیّد در جواز استخاره برای غیر،خالی از قوّت نیست به جهت عمومات[یعنی تعابیر عامّ وارد در روایات برای رفع حاجت برادران دینی]،به خصوص وقتیکه نایب برای خود قصد کند که به شخص طالب استخاره بگوید:انجام بده یا نده،چنان که سید به آن اشاره فرموده:و این نقشهای است برای داخل کردن استخاره در تحت اخبار خاصّه،لیکن احوط و اولی آن است که صاحب حاجت خودش برای خود استخار کند،زیرا ما خبری که در جواز وکالت در استخاره وارد شده باشد،ندیدیم، و اگر این کار جایز یا راجح میبود،به طور قطع اصحاب از ائمه سؤال میکردند،و اگر سؤال کرده بودند برای ما دستکم در یک روایت نقل میشد،به علاوه اینکه شخص مضطر خود اولی به اجابت،و دعای او اقرب به خلوص نیّت است،انتهی.
بیست و هشتم: از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نقل شده:هرکس یهود،یا ترسا[مسیحی]،یا گبری[مجوسی]را ببیند و بگوید:
الحمد للّه الّذی فضّلنی علیک بالاسلام دینا،و بالقران کتابا،و بمحمّد نبیّا،و بعلیّ اماما،و بالمؤمنین اخوانا،و بالکعبة قبلة خدای تعالی میان او آن کافر در دوزخ جمع نکند.
مؤلّف گوید:از آیات و اخبار بسیاری استفاده میشود که مسلمان باید از دوستی با کفّار و محبّت و میل و تشبّه به ایشان اجتناب
ورزد،و بر مسلک آنان سلوک نکند.خدای تعالی فرمود:به حقیقت برای شما در ابراهیم و کسانی که با او بودند سرمشق خوبی است،به قومشان گفتند:ما از شما بیزاریم از آنچه جز خدا میپرستید، بین ما و شما همیشه دشمنی و کینهورزی است.
شیخ صدوق رحمه اللّه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:حق تعالی به سوی پیغمبری از پیامبران خود وحی فرستاد تا به مؤمنان بگوید:
لباس دشمنان مرا نپوشید،و غذای دشمنان مرا نخورید،و بر راههای دشمنان من مروید،که دشمنان من خواهید بود،چنانکه آنان دشمنان منند.لذا در بسیاری از روایات وارد شده:فلان عمل را بجا آورید،و خود را به کفّار شبیه نسازید،مانند روایتی که از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نقل شده:شارب[موهای پشت لب]را از ته بگیرید،و محاسن[موهای صورت]را بلند بگذارید،و خود را به یهودیان و گبران شبیه نکنید،و نیز فرمود:گبران محاسن خود را تراشیدند،و شاربهای خود را زیاد کردند،و ما شارب خود را میگیریم و محاسن میگذاریم، و هنگامی که نامههای دعوت آن جناب به پادشاهان رسید،کسری به باذان عامل یمن نوشت،آن حضرت را نزد او فرستد،و او کاتب خود بانویه،و مردی که او را خر حسنک میگفتند به مدینه فرستاد،و آن دو محاسن خود را تراشیده و شارب گذاشته بودند،آن جناب را خوش نیامد که به ایشان نظر کند فرمود:وای بر شما چه کسی شما را به این هیئت امر کرده؟گفتند:پروردگارمان یعنی کسری،فرمود ولی پروردگار من مرا به گذاشتن محاسن و چیدن شارب امر فرموده است.بدان که حق تعالی در سورۀ هود فرموده است:
به جانب کسانی که ستم کردند متمایل نشوید،در نتیجه آتش شما را تماس مییابد،و جز خدا برای شما دوستانی نباشد،سپس یاری نشوید.
مفسّران در معنی آیه فرمودهاند:میل اندک به سوی آنان نکنید تا چه رسد به بسیار؟که ستم کردند،پس برسد به شما آتش دوزخ.و بعضی گفتهاند:«رکون»نهی شده،وارد شدن با ایشان در ستم ایشان،و اظهار رضایت به کارشان و اظهار موالات با آنان است،و در روایت اهل بیت علیهم السّلام آمده:رکون عبارت از موّدت و نصیحت و طاعت ایشان است. بیست و نهم: نوزده حرف است که برای خواننده آن،اسباب گشایش و رهایی از آفات است،رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آنها را به امیر مؤمنان صلوات اللّه علیهما و آلهما تعلیم فرموده و شیخ صدوق در
کتاب خصال در ابواب نوزدهگانه نقل کرده:فرمودند که میگویی:
ای تکیهگاه کسی که تکیهگاهی ندارد،ای ذخیره کسی که ذخیرهای ندارد،ای پشتوانه کسی که پشتوانهای ندارد،ای پناه کسی که پناهی ندارد،ای دادرس کسی که دادرسی ندارد،و ای کریم،و ای نیکو آزمون،و ای بزرگ امید، و ای عزّت ناتوانان،و ای نجاتبخش غرقشدگان و هلاکشدگان،ای نیکوکار،ای زیباکار،ای نعمتبخش،ای فزونبخش،تویی که تاریکی شب و روشنی روز،و پرتو ماه و شعاع خورشید و صدای آب و صدای خشخش برگهای درخت برایت سجده کرد.ای خدا،ای خدا،ای خدا،تو یگانهای شریکی برایت نیست.پس میگویی:
اللّهمّ افعل بی کذا و کذا به جای کلمه کذا و کذا حاجت خود را ذکر میکنی همانا که از جای خود برنخواهی خاست تا ان شاء اللّه تعالی مستجاب شود.
سیام: شیخ کفعمی از مفاتیح الغیب نقل کرده:هرکه لفظ بسم اللّه را بر در ورودی منزل خود بنویسد از هلاک ایمن خواهد شد،اگرچه کافر باشد،و نیز گفته است:خدا فرعون را زود هلاک نکرد بلکه به او مهلت داد،با این که ادّعای ربوبیّت داشت به خاطر این که بر در خانه خود نوشته بود:بسم اللّه و حق تعالی به موسی زمانی که شتاب در هلاکت فرعون را خواست وحی فرمود:توبه کفر او نظر میکنی،و من به آنچه به در خانۀ خود نوشته است. سی و یکم: شیخ ابن فهد روایت کرده:روزی به ابو الدّرداء خبر دادند:خانهات سوخته است،گفت نسوخته،دیگری خبر داد،باز همان جواب را داد تا سه مرتبه معلوم شد تمام خانههای اطراف جز خانه او سوختهاند!گفتند:از کجا میدانستی که خانۀ تو نسوخته است؟گفت:
زیرا رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم شنیدم که فرمود:
هرکه در صبح این دعا را بخواند،بدی در آن روز به او نمیرسد،و اگر در شب بخواند،در آن شب بدی به او نمیرسد،و من این دعا را خوانده بودم:
خدایا تویی پروردگار من،معبودی جز تو نیست،بر تو توکّل کردم و تو پروردگار عرش بزرگی،و هیچ جنبش و نیرویی نیست مگر به خدای برتر بزرگ،آنچه خدا خواست شد،و آنچه نخواست نشد،میدانم که خدا بر هر چیز تواناست، و به همه چیز از جهت علم احاطه یافته است.خدایا به تو پناه میآورم،از شرّ خود،و از شرّ قضای بد،و از شرّ هر صاحب شرّی،و از شرّ جنّ و انس،و از شرّ هر جنبندهای که گیرنده مهار اختیارش هستی،به درستی که پروردگار من بر راهی راست است.
سی و دوم: شیخ کلینی و غیر او از احضرت صادق علیه السّلام روایت کردهاند:این دعا را تعلیم زراره فرمود:که در زمان غیبت و امتحان شیعه بخوانند:
خدایا خود را به من بشناسان،زیرا اگر خود را به من نشناسانی فرستادهات را نشناختهام،خدایا فرستادهات را به من بشناسان،زیرا اگر فرستادهات را به من نشناسانی حجّتت را نشناختهام،خدایا حجّتت را به من بشناسان،زیرا اگر حجّتت را به من نشناسانی،از دین خود گمراه میشوم. سی و سوم: در عدّة الداعی از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت شده:هرگاه یکی از شما خواست بخوابد،دست راست را زیر صورت راست خود بگذارد و بگوید:
بسم اللّه،وضعت جنبی للّه،علی ملّة ابراهیم و دین محمّد صلّی اللّه علیه و آله و ولایة من افترض اللّه اطاعته،ما شاء اللّه کان،و ما لم یشأ لم یکن.هرکه این دعا را هنگام خواب بگوید،خدا
او را از دزد غارتگر،و از ریزش آوار بر سرش،حفظ کند،و فرشتگان برای او طلب آمرزش کنند. سی و چهارم: و نیز در عدّة الداعی آمده:خواندن انا انزلناه فی لیلة القدر بر هر چیزی که ذخیره و پنهان کنند،برای آن حرز[حافظ و نگاهبان]است،بنابر آنچه از اهل بیت علیهم السّلام روایت شده. سی و پنجم: و نیز از امیر مؤمنان علیه السّلام نقل کرده:هرکه صد آیه از قرآن بخواند از هر آیه که باشد،و هفت مرتبه بگوید یا اللّه اگر بر سنگی بخواند خدا آن را بشکافد. سی و ششم: و نیز از آن حضرت نقل کرده:کسی که قل هو اللّه احد را سه مرتبه بخواند وقتی که به بستر خواب خویش میرود،خدا پنجاه هزار فرشته بر او بگمارد که از او در ان شب پاسداری کنند،و از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده:هرکه یک روز بر او بگذرد،و در نماز خود(قل هو اللّه احد)را نخواند،روز قیامت به او میگویند:ای بندۀ خدا تو از نماز گذاران نیستی!!و نیز از آن حضرت نقل شده:کسی که جمعه بر او بگذرد یعنی یک هفته و در آن هفته قل هو اللّه احد نخوانده باشد،به دین ابی لهب بمیرد!!و نیز از آن جناب روایت شده:کسی که به او مرضی یا شدّتی برسد و در آن حال قل هو اللّه احد نخواند،و در آن مرض یا شدّت بمیرد اهل آتش خواهد بود.
سی و هفتم: در عدة الداعی این نوشته را برای حفظ زراعت خربزه و خیار و سایر زراعتها از ضرر کرم و آفاتی که آن را فاسد کند نقل کرده،و کیفیت آن،چنان است که بر چهار نی،یا چهار کاغذ که در نی بگذارد و بنویسد،و آنها را در چهار طرف مزرعه قرار دهد.
ای کرمها،ای جانوران و حشرات و حیوانات،از این زمین و زراعت به ویرانه روید،آنچنانکه«یونس»فرزند متّی از شکم ماهی بیرون رفت،اگر بیرون نروید،زبانه خشمگینی از آتش و مس بر شما میفرستم،پس یاری نشوید،آیا ندیدی آنان را که از ترس مرگ از خانههایشان بیرون رفتند و هزاران تن بودند،خدا به آنان گفت:بمیرید،پس همگی مردند،از آن بیرون روید به درستی که تو رانده شدهای، پس از آنجا ترسان بیرون رفت،درحالیکه از خود دیدهبانی میکرد،منزّه است آنکه شبانه بندۀ خود را از مسجد الحرام به سوی
مسجد الاقصی حرکت داد روزی که ببینند آن را،گویی اینان درنگ نکردهاند جز شبی یا ظهری،پس بیرون کردیم آنها را از باغها و چشمهها و کشتزارها و و جایگاه کریم،و نعمتی که در ان خوش بودند،پس آسمان و زمین بر آنان گریست،و مهلت نیافته بودند،از آن بیرون رو تو را نمیرسد که در ان تکبر ورزی،پس بیرون رو،که تو از خوارانی،از آن بیرون شو با ندامت و رسوایی،پس به جانب آنان سپاهیانی میآوریم،که آنان را یاری روبرو شدن با آنها نیست و از آنجا با خواری بیرونشان میکنیم، درحالیکه بیمقدارانند. سی و هشتم: سیّد ابن طاووس از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده:هرکه صبح کند و در دستش انگشتر عقیقی باشد،که در انگشت راست کرده باشد،پیش از آنکه نظرش به کسی افتد،آن را به جانب کف دست برگرداند، و به آن نظر کند و سورۀ(انّا انزلناه فی لیلة القدر)را تا آخر بخواند،سپس بگوید:
امنت باللّه وحده لا شریک له و کفرت بالجبت و الطّاغوت،و امنت بسرّ آل محمّد و علانیتهم،و ظاهرهم و باطنهم و اوّلهم و آخرهم.خدای عالمیان او را در آن روز، از شرّ آنچه از آسمان نازل میشود،و آنچه به سوی آسمان بالا میرود،و آنچه در زمین فرو میرود،و آنچه از زمین بیرون میآید حفظ میکند،و تا شامگاه در حرز[پناه]و حمایت خدا و دوستان خدا باشد.
سی و نهم: شیخ کفعمی از کتاب جامع الشتات،از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرده:هرگاه خوساتی از ما حدیثی نقل کنی، و شیطان باعث فراموشی تو شود،دست را بر پیشانیات بگذار و بگو:صلّی اللّه علی محمّد و اله، اللّهمّ انّی اسالک یا مذکرّ الخیر و فاعله،و الامر به،ذکرّنی ما انسانیه الشّیطان
در کتاب من لا یحضره الفقیه از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:کسی که فراموشی او در نماز زیاد باشد،هنگامی که وارد
بیت الخلاء میشود بگوید:بسم اللّه،اعوذ باللّه من الرّجس النجس الخبیث المخبث الشّیطان الرّجیم.
مؤلف گوید:کسی که میخواهد حافظهاش زیاد شود،مسواک کند،و روزه بگیرد،و قرآن بخواند،به ویژه آیة الکرسی را،و ادامه دهد خوردن مویز را در ناشتا،به ویژه اگر سرخ و بیست و یک دانه باشد،این کارها برای فهم و ذهن و حافظه سودمند است،و نیز خوردن حلوا و گوشت نزدیک گردن گوسفند،و عسل و عدس نیز باعث تقویت حافظه هستند،نقل شده:از دواهایی که به تجربه رسیده آن است:که کندر و سعد و شکر طبرزد را مساوی با هم گرفته و نرم بکوبند و مخلوط کنند،و روزی پنج درهم بخورند،البته سه روز پیدرپی بخورند،و پنج روز ترک کنند و به این صورت ادامه دهند،و هر روز پس از نماز صبح، پیش از آنکه سخن بگویند بخوانند:یا حیّ یا قیّوم فلا یفوت شیئا علمه،و لا یؤده.
و نیز به دنبال نمازها بخواند دعای:سبحان من لا یعتدی علی اهل مملکته
را،و نیز بخواند نمازی را که در باب دوم برای تقویت حافظه نقل کردیم[صفحه 991]و غیر ذلک،و نیز اجتناب کند از اموری که سبب نسیان میشود مانند:خوردن سیب ترش،گشنیز سبز،پنیر پسخوردۀ موش،بول کردن در آب راکد، خواندن سنگ قبور،عبور از بین دو زن،دور انداختن شپش زنده،نگرفتن ناخنها،ترک قیلوله[خواب نمیروز]،کثرت معاصی، بسیاری ناراحتیها و اندوهها در امر دنیا،کثرت اشتغال و دلبستگیها،چشم دوختن به اعدامی بر بلای دار،عبور از میان قطار شتر.
چهلم: ابن فهد از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرده:هر دعایی که پیش از آن تمجید نباشد ابتر[بیثمر]است،اول تمجید است سپس ثنا،راوی گفت کمتر چیزی که از تمجید کفایت میکند چیست؟فرمود:
خدایا تویی اول،پیش از تو چیزی نیست،و تویی آخر،پس از تو چیزی نیست،و تویی ظاهر برتر از تو چیزی نیست،و تویی باطن و رأی تو چیزی نیست و تویی عزیز و حکیم
پایان
بدان که چون بر کسی آثار مرگ نمایان شود،اول کسی که باید به احوال او بپردازد،خود شخص است که سفر آخرتی ابدی در پیش دارد،و برای او در خود آن سفر توشه لازم است.اوّل چیزی که برای او ضرری است،اقرار به گناه و اعتراف به تقصیر و ندامت از گذشتهها و توبۀ کامل و تضرع و زاری به درگاه جناب مقدّس ایزدی که از گناهان گذشتۀ او درگذرد،و در احوال و هول و هراسی که در پیش دارد،او را به خود و دیگران وا مگذارد.پس باید که متوجه وصیت شود،و حقوق خدا و خلق و آنچه را بر ذمّه اوست ادا کند،و به دیگران وا گذار نکند که پس از مردن بیاختیار میشود،و به حسرت در اموال خود بنگرد،و شیاطین جن و انس،اوصیا و وارثان او را وسوسهها کنند،و از اینکه ذمّه او را از حقوق آزاد کنند مانع شوند،و برای او چارهای نشود،و حسرت و ندامت سودی نبخشد.پس به اندازۀ ثلث مال خود برای خویشان و صدقات و خیرات و آنچه مناسب حال خود میداند وصیت کند،که اضافه بر ثلث را اختیاری ندارد.برائت ذمّه خود را از برادران مؤمنش بخواهد،و از هرکه غیبت کرده،یا اهانت و آزاری روا داشته،اگر حاضر باشند از آنان بخواهد او را حلال کنند و اگر حاضر نباشند،از برادران مؤمن بخواهد که برای او برائت ذمّه بخواهند،سپس امور اطفال و عیال خود را بعد از توکّل بر جناب حق به امینی وا گذارد و شخصی را برای اولاد صغیر خود به عنوان وصی تعیین نماید.سپس کفن خود را مهیا نماید و از شهادتین و عقاید و اذکار و ادعیه و آیات،آنچه در کتب مبسوطه ذکر شده است،و این رساله گنجایش بیان آنها را ندارد،بگوید با تربت حضرت امام حسین علیه السّلام بر کفن او بنویسند،و این در صورتی است،که قبل از این غافل بوده و کفنی مهیا نکرده باشد،وگرنه مؤمن باید کفنش همیشه مهیّا و نزد او حاضر باشد،چنانکه از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:هرکه کفنش در خانهاش همراه او باشد،او را در شمار غافلان ننویسند،و هرگاه به آن کفن نظر کند ثواب یابد،و باید پس از آن دیگر به فکر زن و فرزند و مال نباشد،و متوجّه حضرت حق گردد،و به یاد او باشد،و اندیشه کند که این امور فانی به کار او نمیآید،و به غیر لطف و رحمت پروردگار،در دنیا و آخرت چیزی به فریاد او نمیرسد،و بداند وقتی که توکّل بر حق کند،امور بازماندگانش به بهترین صورت انجام خواهد
گرفت،و بداند که اگر خود باقی بماند،نمیتواند بدون خواست خدا سودی به آنان رساند،و ضرری از آنان برطرف نماید،و خدایی که آنان را آفریده از او به آنان مهربانتر است.و باید در آن حال در مقام امید و رجا به سر برد، و به رحمت خدا و شفاعت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و ائمه معصومین علیهم السّلام امید عظیم داشته باشد،و منتظر قدوم شریف ایشان باشد،و بداند همۀ آنان در آن وقت حاضر میشوند،و شیعیان خود را بشارتها میدهند،و ملک الموت را سفارشها مینمایند.
شیخ طوسی در(مصباح المتهجّد)فرموده:وصیت و اخلال نکردن به آن برای انسان مستحبّ است.چه آنکه روایت شده:برای آدمی سزاوار است شب را به روز نیاورد،مگر آنکه وصیتنامهاش زیر سرش باشد،و این معنا در حال بیماری تاکید شده است.و نیکو وصیت کند،و خود را از حقوقی که ما بین او و خداست و از مظالم عباد [ستمهایی که بر بندگان روا داشته است]خلاص کند.به راستی از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت شده:هرکه هنگام مرگ خویش وصیّتش را نیکو نکند،نشانۀ نقص در عقل و مروّت اوست.عرضه داشتند:ان وصیّت نیکو چگونه است؟فرمود:چون مرگ او برسد،و مردم نزد او جمع شوند بگوید:
خدایا آفرینندۀ آسمانها و زمین،دانای پنهان و عیان،بخشنده و مهربان،من با تو عهد میکنم، به حق گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه است،شریکی ندارد،و اینکه محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)بنده و فرستادۀ اوست،و قیامت آمدنی است،شکی در ان نیست،و خدا هرکه را در قبور هستند.برمیانگیزد،و همانا حسابرسی اعملا و بهشت حق است،و آنچه در آن از نعمتها و خوراکیها،و آشامیدنیها،و ازدواج وعده داده شده حق است،و آتش حق است،و ایمان حق است.و دین چنانکه
وصف کرده،و اسلام چنانکه تشریح فرموده،و گفتار چنانکه گفت،و قران چنانچه نازل کرد،و خدای حق روشنگر است،و من در خانۀ دنیا با تو عهد میکنم که من راضی شدم به تو به اینکه پروردگارم هستی و به اسلام برای دین،و به محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)برای پیامبری،و به علی برای ولایت،و به قرآن به عنوان کتاب،و اینکه اهل بیت پیامبرت(بر او بر خاندانش درود)امامان من هستند،خدایا تو مرود اطمینان منی هنگام سختی،و امید منی به گاه گرفتاری،و ذخیره منی در کارهایی که برایم پیش آید،و تو سرپرست منی در نعمتم،و معبود من و پدران منی،بر محمّد و خاندانش درود فرست،و هرگز چشم برهم نهادنی مرا به خود وا مگذار، و در قبر وحشتم را برطرف کنی،و برایم در پیش خود پیمانی گسترده قرار ده روزی که تو را ملاقات میکنم.
این عهد میّت است در روزی که به حاجت خود وصیّت میکند،و وصیت بر هر مسلمانی حق است.حضرت صادق علیه السّلام فرمود:تصدیق این معنا در گفتار خدای تبارک و تعالی در سورۀ مریم آمده است:
مالک نمیشوند شفاعت را،مگر کسی که نزد خدای بخشنده پیمان گرفته باشد.و این همان پیمان است.
رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
آن را بیاموز و به اهل بیت و شیعه خود آموزش ده،که آن را جبرئیل به من آموخت.شیخ فرموده:نسخۀ نوشتهای که با میّت نزد جریده گذارده میشود،پیش از نوشتن بگوید:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه است،برای او شریک نمیباشد،و گواهی میدهم که محمّد بنده و رسول اوست،(درود خدا بر او و خاندانش)،
و این که بهشت و آتش و قیامت حق است.قیامت آمدنی است و شکّی در آن نیست،و خدا هرکه در گورهاست برمیانگیزد.آنگاه بنویسد:به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است،گواهی دادند،گواهان نامبردۀ در این نوشته بر این که برادرشان در راه خدای عزّ و جلّ فلان بن فلان به جای فلان نام شخص ذکر شود آنان را گواه گرفت،و به آنان سپرد،و نزدشان اقرار کرد بر اینکه او گواهی میدهد:معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،و اینکه محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)بنده و رسول اوست،و اینکه او به همۀ انبیا و رسولان (درود بر ایشان)اقرار دارد،و این که علی ولیّ خدا و امام اوست،و ائمه از اولادش امامان اویند که اول آنان حسن،[است،سپس]حسین،و علی بن الحسین،و محمّد بن علی،و جعفر بن محمّد،و موسی بن جعفر، و علی بن موسی،و محمّد بن علی،و علی بن محمّد،و حسن بن علی،و قائم حجّت(درود بر ایشان)،و اینکه بهشت و دوزخ حق است،و قیامت آمدنی است،شکّی در آن نیست،و خدا هرکه را در قبورند برمیانگیزد، و اینکه محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)،بنده و رسول اوست،حق را آورد،و علی ولیّ خدا، و خلیفۀ پس از رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش)است که او را در امّتش جانشین خود قرار داد،درحالیکه فرمان پروردگارش را میرساند،و اینکه فاطمه دختر رسول خدا،و دو فرزندش حسن و حسین دو پسر رسول خدا،و دو فرزند زادۀ او،و دو پیشوای هدایت،و دو رهبران رحمتند.و اینکه علی و محمّد و جعفر،
و موسی و علی،و محمّد و علی و حسن،و حجّت(درود بر ایشان)امامان و رهبران و دعوتکنندگان به سوی خدا،و حجّت بر بندگان اویند.سپس بگوید:ای گواهان.ای فلان و ای فلان که نام برده شدهاید،برای من در این نوشته،این شهادت را نزد خودتان استوار بدارید،تا مرا به آن کنار حوض کوثر ملاقات کنید سپس گواهان بگویند:ای فلان تو را به خدا میسپاریم،و گواهی و اقرار و برادری نزد رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش)سپرده است و به تو میفرستیم سلام و رحمت و برکات خدا را پس آن صحیفه را به هم پیچند،و آن را مهر کنند،و باید به مهر شهود و میّت مهر شود،و با جریده طرف راست میّت گذاشته شود،و این صحیفه با نوک چوبی با کافور نوشته شود،و معطر و خوشبو نباشد.
و سزاوار است وقتی حالت مرگ میرسد،باطن قدمهای محتضر را رو به قبله کنند،و نزد او کسی باشد که سورۀ یس و صافات بخواند،و ذکر خدا کند،و او را به گفتن شهادتین،و اقرار به یکیک امامان تلقین نماید،و کلمات فرج را تلقین او کند:
معبودی جز خدا نیست،خدای بردبار کریم،معبودی جز خدا نیست خدای برتر بزرگ،منزّه است خدا،پروردگار آسمانهای هفتگانه،و زمینهای هفتگانه،و آنچه در آنها و بین آنها،و زیر آنهاست،و پروردگار عرش بزرگ،و ستایش خدای را پروردگار جهانیان،و درود بر محمّد و خاندان پاکش.
و نزد محتضر جنب و حایض حاضر نشود،و چون از دنیا رفت چشمانش را فرو خوابانند،و دستهایش را بکشند،و دهانش را بر هم گذارند،و ساقهایش را بکشند،و چانهاش را ببندند،و شروع در تحصیل کفن او کنند
و کفن واجب سه پارچه است:
لنگ،پیراهن،و سرتاسری،و مستحبّ است بر این پارچهها جرۀ یمنّیه اضافه شود،و آن جامه ایست که از یمن میآورند،
یا پارچهای دیگر،و پارچه پنجمی زیاد کنند،که با آن رانهای میّت را بپیچند،و علاوه بر اینها مستحبّ است برای او عمامه قرار دهند،پس مقداری از کافور که آتش به آن نرسیده باشد تهیّه کنند و بهتر است به وزن سیزده درهم و ثلث،و کمتر از آن چهار مثقال،و اقلّ یک درهم باشد،و اگر دشوار باشد هر اندازه ممکن است تهیه کنند.و سزاوار است بر تمام کفنها،یعنی بر هر پارچه از آن بنویسند:
فلان یشهد ان لا اله الاّ اللّه وحده لا شریک له و انّ محمّدا رسول اللّه و انّ علیّا امیر المؤمنین و الائمّة من ولده و یکیک امامان را ذکر کند سپس نوشته را به این جمله ادامه دهد.
ائمّته ائمّة الهدی الابرار و این را با تربت امام حسین علیه السّلام یا به انگشت بنویسند،و به سیاهی نوشته نشود.
و باید میّت را به سه غسل،غسل دهند:غسل اول با آب سدر،دوّم با آب کافور،سوم با آب خالص.و کیفیّت غسلش مانند غسل جنابت است.ابتدا میکند به شستن دستهای میّت سه مرتبه،پس عورت او را با کمی از اشنان سه مرتبه میشوید،سپس سر او را سه مرتبه با کف سدر غسل میدهد،سپس جانب راست و بعد جانب چپ را به همین صورت و دست خود را به تمام بدن میّت میکشد،و باید همه این شستنهای اول با آب سدر باشد،سپس ظرفها را بشوید تا اثر سدر از آنها برود،سپس به همین ترتیب با آب کافور آنگاه او را با آب خالص غسل دهد،و غسلدهنده در حال غسل دادن هر عضوی بر جانب راست او بایستد و بگو:عفوا عفوا،چون از غسل دادن فارغ شود،بدن میّت را با جامۀ تمیزی خشک کند،و بر غسلدهنده در این حال یا بعد از آن غسل میّت واجب است.و مستحبّ است وضو،پیش از غسلهای میّت.
سپس او را کفن کند،و پارچۀ پنجمی را که ران پیچ باشد حاضر کند،و پهن نماید،و مقداری پنبه روی آن بگذارد،و بر آن قدری زریره بپاشد،و بر قبل و دبر میّت گذارد،و بر سوراخ دبر او پنبه بگذارد،سپس آن پارچه را بر رانهای او ببندد و محکم ببندد،و سپس لنگش را از نافش تا هر کجا برسد ببندد،و پیراهنش را بر او بپوشاند،و روی همه اینها
سرتاسری را قرار دهد،و بالای آن حبره،یا چیزی که جایگزین آن باشد،و بگذارد با او دو جریده از چوب خرما،یا درخت دیگری، و باید تروتازه باشد،و طولش به اندازۀ استخوان ذراع[ساعد]،یکی از آن دو را در جانب راست،چسبیده به بدن،از آن محّلی که موضع بستن لنگ است،و دیگری را در جانب چپ ما بین پیراهن و سرتاسری و کافور را بر مواضع سجده میّت،که پیشانی و باطن دستها،و سر زانوها،و اطراف انگشتان پاها میباشد بگذارد.و اگر از کافور چیزی اضافه آمد بر سینه او قرار دهد.و کفنها را بر او بپیچند،و او را از جانب سر و پاهایش ببندد،تا او را به خاک سپارند،آن وقت گره کفن را بگشایند.چون از کار کفن فارغ شدند، او را بر تابوت قرار داده،به جانب مصّلی ببرند،و بر او نماز بخوانند
علاّمۀ مجلسی و زاد المعاد آنچه را که خلاصهاش این است فرموده:
این نماز بر همۀ مسلمانان که آگاه به فوت شخصی شوند واجب است،و اگر یک نفر از آنان بخواند،از دیگران ساقط میشود.و خواندن نماز بر مردۀ شیعه اثنی عشری که بالغ باشد بدون خلاف در بین علما واجب است،و اشهر اقوی آن است که بر طفلی که شش سالش تمام شده خواندن نماز واجب است،و ظاهرا به قصد قربت میتوان اکتفا کرد.و کمتر از شش ماهه را اگر زنده متولّد شده باشد بعضی مستحبّ دانستهاند و بعضی بدعت،و احوط نماز نخواندن است.و سزاوارترین مردم به نماز میّت بنابر مشهور وارث اوست،و شوهر به همسر خود اولی است،و واجب است نمازگزار رو به قبله بایستد،و سر جنازه به جانب راست او باشد،درحالیکه میّت را به پشت خوابانده باشند،و در این نماز طهارت از حدث شرط نیست،و جنب و حائض،و بیوضو میتوانند این نماز را بخوانند،و مستحبّ است با وضو باشد،و اگر آب نباشد،یا مانعی داشته باشد،یا وقت تنگ باشد،مستحبّ است تیمم نماید.و ظاهر بعضی احادیث است که بدون عذر نیز تیمم مستحبّ است و بنابر مشهور مستحبّ است امام جماعت برابر میان بدن مرد میّت،و روبروی سینه زن بایستد،و مستحبّ است کفش را از پا بیرون کند.و واجب است نیّت نماز کنند.و پنج تکبیر بگویند،و مستحبّ است،در هر تکبیر دستها را تا برابر گوش بالا ببرند،و مشهور آن است که پس از تکبیر اول بگوید:
اشهد ان لا اله الاّ اللّه و اشهد انّ محمّدا رسول اللّه و پس از تکبیر دوم بگوید: صلّ علی محمّد و آل محمّد و بعد از تکبیر سوم بگوید:اللّهمّ اغفر للمؤمنین و المؤمنات و بعد از تکبیر چهارم بگوید:
الّلهمّ اغفر لهذا المیّت و تکبیر پنجم را بگویند،به این صورت نماز تمام و مجزی است.و بنابر نظر مشهور،بهتر
آن است که پس از نیت بگوید:خدا بزرگتر است.و گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است.و گواهی میدهم که محمّد بنده و فرستاده اوست،که او را به حق،مژدهدهنده و بیمدهنده پیشاپیش قیامت فرستاده.
سپس بگوید:خدا بزرکتر است.خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و بر محمّد و خاندان محمّد برکت ده،و محمّد و خاندان محمّد را رحم کن،همانند برتر درود و برکت و رحمتی که بر ابراهیم و خاندان ابراهیم نمودی،به درستی که تو ستوده و بزرگواری،و بر همۀ پیامبران و فرستادگان درود فرست سپس بگوید خدا بزرکتر است.
خدایا این بنده تو،و فرزند بنده تو،و فرزند کنیز توست نزد تو فرود آمده،و تو بهترین کسی هستی که نزد او فرود میآیند،خدایا ما از او جز خوبی نمیدانیم،و تو از ما درگذر،و او را بیامرز،و نزد خود در بالاترین جایگاه قرارش ده،و بر خاندانش در میان زندگان جانشین او باش به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان سپس بگوید خدا بزرگتر است و فارغ میشود،و اگر میّت زن باشد میگوید:خدایا این کنیز تو و دختر بندۀ تو،و دختر کنیز توست، بر تو فرود آمده،و تو بهترین کسی هستی که بر او فرود میآیند،خدایا ما از او جز خوبی خبر نداریم،و تو از ما به او داناتری،خدایا
اگر نیکوکار است بر نیکیاش بیفزا،و اگر بدکار است از او درگذر،و او را بیامرز،و نزد خود در بالاترین جایگاهها قرارش ده و بر خاندانش در میان زندگان جانشین او باش،و به مهربانیت به او رحم کن، ای مهربانترین مهربانان.و اگر میّت مستضعف باشد بگوید:اللّهم اغفر للّذین تابوا و اتّبعوا سبیلک و قهم عذاب الجحیم.و اگر میّت طفل نابالغ باشد بگوید:الّلهمّ اجعله لابویه و لنا سلفا و فرطا و اجرا.و مستحبّ است نمازگزاران بر جای خود بایستند،به خصوص پیشنماز تا جنازه را بردارند،و در روایتی وارد شده:پس از فارغ شدن از نماز بگوید:ربّنا اتنا فی الدّنیا حسنة و فی الاخرة حسنة و قنا عذاب النّار.از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:برادران مؤمن را از مردن او خبر دهند،تا بر جنازۀ او حاضر شوند،و بر او نماز بخوانند،و برایش استغفار کنند،که میّت و همۀ آنان ثواب ببرند.در حدیث حسن از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:چون مؤمن را در قبر میگذارند،او را ندا میکنند:اول عطایی که به تو دادیم بهشت است،و اول عطایی که به تشییعکنندگان جنازۀ تو دادیم آمرزش گناهان ایشان است.و در حدیث دیگری فرمود:اول تحفهای که در قبر به مؤمن میدهند آن است که هرکس را همراه جنازۀ او بوده میآمرزند.و در حدیث دیگری فرمود:هرکه جنازۀ مؤمنی را همراهی کند،تا او را دفن کنند،حق تعالی در قیامت هفتاد فرشته بر او میگمارد،که او را همراهی کنند،و برایش از قبر تا جایگاه حساب استغفار نماید.و فرمود:هرکه یک طرف جنازه را بگیرد،بیست و پنچ گناه کبیرهاش آمرزیده میشود و اگر چهار طرف از گناهانش خارج میشود
و باید جنازه را چهار نفر بردارند،و برای کسی که تشییع جنازه میکند،بهتر است اول دست راست میّت را که جانب چپ جنازه است به دوش راست خود بردارد،سپس پای راست میّت را باز به دوش راست بردارد،آنگاه از پشت جنازه برود،و پای چپ میّت را به دوش چپ بردارد،سپس دست چپ
میّت را که جانب راست جنازه است به دوش چپ بردارد،و اگر بار دیگر بخواهد چهار گوشه تابوت را بگیرد،از پیش جنازه نرود،بلکه از جانب پشت جنازه بازگردد،و باز همان روش عمل کند.و اکثر علما بر عکس گفتهاند،اول ابتدا به دست راست جنازه،سپس به پای راست،آنگاه به پای چپ،سپس به دست چپ،و موافق احادیث معتبر صورت اول بهتر است،و اگر هر دو صورت را بجا آوردند بهتر میباشد،و افضل آن است که دنبال جنازه،یا پهلوها راه رود نه پیش جنازه،و ظاهر اکثر احادیث آن است که اگر جنازۀ مؤمن باشد،جلوی آن راه رفتن خوب است،و در جنازۀ آنکه خلاف مذهب اهل بیت است خوب نیست،زیرا ملائکه او را به عذاب استقبال میکنند،و سواره رفتن دنبال جنازه مکروه است.
از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم نقل شده:هرکه جنازه ببیند این دعا را بخواند:خدا بزرگتر است،این است آنچه خدا و رسولش به ما وعده دادند،و خدا و رسولش راست گفتند،خدایا ایمان و تسلیم ما را بیفزا،ستایش خدای را که عزّت دارد به قدرتش،و مقهور کرد به مرگ،بندگانش را هیچ ملکی در آسمان نماند مگر آنکه برای ترحّم به و او گریه کند.و از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:در حال برداشتن جنازه،این دعا را بخواند:به نام خدا و به خدا خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست و مردان و زنان باایمان را بیامرز.و نقل شده که حضرت سجاد علیه السّلام هرگاه جنازهای را میدید میگفت:ستایش خدایی را که مرا از گروه هلاکشدگان قرار نداد
و برای زنان تشییع جنازه سنّت نیست،و برخی گفتهاند:جنازه را بسیار تند بردن مکروه است.و خندین و حرف باطل گفتن بر آن کس که بر جنازه حاضر میشود مکروه است،علامه مجلسی فرموده:از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم نقل شده:هرکه بر جنازهای نماز بخواند،هفتاد هزار ملک بر او نماز بخوانند،و گناهان گذشتهاش آمرزیده شود.و اگر همراهی کند تا او را دفن کنند،به ازای هر قدمی که بردارد،قیراطی از ثواب به او بدهند،که قیراط همانند کوه احد است.و در حدیث دیگری فرمود:هر مؤمنی بر جنازهای
نماز کند،بهشت بر او واجب میشود،مگر آنکه منافق یا عاقّ پدر و مادر باشد
و به سند از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده:چون مؤمنی بمیرد.و چهل نفر از مؤمنان بر جنازۀ او حاضر شوند و بگویند:
الّلهم انّا لا نعلم منه الاّ خیرا،و انت اعلم به منّا چون این را بگویند حق تعالی فرماید:من گواهی شما را پذیرفتم،و آن گناهانی را که من میدانم و شما نمیدانی آمرزیدم.در حدیث معتبر دیگری از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم نقل شده:
اول چیزی که در عنوان نامۀ مؤمن پس از مرگش مینویسند،چیزی است که مردم در حق او میگویند،اگر نیک میگویند، نیک مینویسند،و اگر بد میگویند بد مینویسند.
فقیر گوید:شیخ طوسی در مصباح المتهجّد فرموده:تربیع جنازه مستحبّ است، یعنی به دوش بگیرد،جانب کتب راست میّت را،پس از آن بیاید به جانب پا،به دوش بگذارد پای راست او را،پس از آن پای چپ او را،و بعد از آن کتف چپش را،حاص اینکه چهار گوشۀ جنازه را به این ترتیب بر دوش بگیرد،که از آن تعبیر به «دور رحی»کنند،یعنی گشتن مانند سنگ آسیا.چون جنازه را نزد قبر آوردند،اگر مرد است او را به طرف پاهای قبر بگذارند،و او را سه مرتبه تا لب قبر بیاورند،و اگر جنازۀ زن است،او را طرف جلوی قبر که جانب قبله است بگذارند،پس ولیّ میّت داخل قبر شود،یا کسی که ولیّ او را امر کند و وارد قبر شود از طرف پای قبر،که آن در قبر است،و چون وارد میشود بگوید:
الّلهمّ اجعلها روضة من ریاض الجنّة،و لا تجعلها حفرة من حفر النّار.
و سزاوار است شخصی که وارد قبر شده سر برهنه و پابرهنه باشد،با بندهای گشاده،پس میّت را بگیرد و او را از جانب سر داخل قبر کند،و در آن حال بگوید:به نام خدا،و به خدا،و در راه خدا،و بر آیین رسول خدا،خدایا،ایمان به تو،و تصدیق به قرآنت،این است آنچه خدا و فرستادهاش به ما وعده داده،خدا و رسولش راست گفتهاند،خدایا به ما ایمان و تسلیم بیفزا.آنگاه میّت را به جانب راست بخواباند،و صورت او
را به طرف قبله قرار دهد،و از جانب سر و پا بند کفن او را بگشاید،و صورت میّت را روی خاک بگذارد،و مستحبّ است همراه او مقداری از تربت حضرت حسین علیه السّلام بگذارند،سپس لحمد را بچیند و بگوید:خدایا به تنهاییاش برس،و به وحشتش انس ده،و به غریبیاش رحم کن،و از رحمتت به او آرامش ده،رحمتی که به واسطۀ آن از رحمت غیر تو بینیاز گردد،و با هرکه با او دوستی مینموده از ائمۀ پاکنهاد محشورش کن.
و مستحبّ است میّت وقتی که در قبر گذاشته شد،پیش از چیدن لحد به شهادتین و اسماء ائمه تلقین شود،به این صورت که تلقین کننده میگوید:
یا فلان بن فلان و به جای این دو کلمه نام میّت و پدر او را ذکر میکند،و میگوید:
آن پمانی را که بر آن از خانۀ دنیا خارج شدی یاد آور:گواهی بر اینکه معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،و اینکه محمّد بنده و فرستادۀ اوست،و اینکه علی امیر مؤمنان و حسن و حسین یکیک امامان را تا آخر ذکر کند امامان تواند امامان هدایت و نیکانند وقتی از چیدن لحد فارغ شد خاک بر او بریزد،و مستحبّ است کسانی که حاضر شدهاند،با پشت دستهای خود خاک بریزند،و در آن حال بگویند:
ما از خداییم،و به سوی او بازمیگردیم،این است آنچه خدا و رسولش به ما وعده دادند،و خدا و رسولش راست گفتند.خدایا ایمان و تسلیم ما را بیفزا.چون بیرون آمدن از قبر را اراده کند از طرف پای میّت بیرون آید،بعد قبر را پر کند،و به اندازۀ چهار انگش از زمین بلند کند،و در قبر غیر از خاک قبر نریزد،و ابتدا کند در ریختن آب از جانب سر و آب را در چهار طرف قبر دور دهد،تا بازگردد آنجایی که شروع کرده،اگر چیزی از آب اضافه آمده وسط قبر بریزد،پس وقتی که قبر را پوشانید،هرکسی که میخواهد دست خود را بر قبر بگذارد،و انگشتان خود را بگشاید و در خاک قبر فرو ببرد و برای میّت دعا کند و بگوید:
خدایا وحشتش را انس بخش،و به غربتش رحم کن،و هراسش را آرام نما،و به تنهاییاش برس،و از رحمتت به او آرامش ده،رحمتی که به آن از رحمت غیر تو بینیاز گردد،و او را با هر که با او دوستی میکرده محشور کن.چون مردم از کنار قبر بازگشتند،کسی که به میّت سزاوارتر است برگشتنش را به تأخیر اندازد،و به او مهربانی کند،و اگر مقام تقیه نباشد به صدای بلند بگوید:یا فلان بن فلان اسم میّت و پدرش را بگوید اللّه ربّک و محمّد نبیّک و القران کتابک و الکعبة قبلتک و علیّ امامک و الحسن و الحسین ائمه را یکیک نام ببرد ائمّتک ائمّة الهدی الابرار.
مؤلف گوید:غیر از زمان احتضار در دو جا برای میّت خواندن تلقین مستحبّ است:یکی زمانی که او را در قبر میگذارند.و بهتر آن است با دست راست دوش راست،و با دست چپ دوش چپ او را بگیرند،و وی را حرکت دهند و تلقین کنند.و دیگر زمانی که از دفن او فارغ شدند،پس از آنکه مردم رفتند،مستحبّ است ولیّ میّت نزدیکترین خویشان او نزد سر میّت بنشیند،و به صدای بلند به او تلقین کند،و خوب است دو کف دستش را روی قبر گذارد،و دهان را نزدیک قبر ببرد،و اگر دیگری را هم نایب کند خوب است.و در اخبار وارد شده:چون میّت را این گونه تلقین کنند منکر به نکیر گوید:بیا برویم تلقین حجّتش کردند احتیاج به پرسیدن نیست،پس باز میگردند و دیگر سال نمیکنند.علاّمۀ مجلسی رحمه اللّه فرموده:اگر تلقین کننده به این صورت بگوید جامعتر است:
بشنو،بفهم ای فلان بن فلاننام او و پدرش را بگوید:آیا بر آن پیمانی که از ما بر پایه آن جدا شدی میباشی،از گواهی بر اینکه معبودی جز خدا نیست،یگانه و بیشریک است،و اینکه محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)بندۀ و فرستادۀ اوست،و سرور پیامبران و خاتم رسولان است،و اینکه علیّ امیر مؤمنان است
و آقای جانشینان،و امامی که خدا اطاعتش را بر جهانیان واجب کرده،و اینکه حسن و حسین، و علی بن الحسین،و محمّد بن علی،و جعفر بن محمّد،و موسب بن جعفر،و علی بن موسی و محمّد بن علی،و علی بن محمّد،و حسن بن علی،و قائم حجت مهدی(درودهای خدا بر ایشان) امامان مؤمنان،و حجّتهای خدا بر همۀ آفریدگانند،و امامانت امامان هدایت و نیکانند.
ای فلان بن فلان،هنگامی که دو فرشتۀ مقرّب،و دو فرستادۀ خدای تبارک و تعالی نزد تو آیند،از پروردگارت و پیامبرت و دینت و کتابت و قبلهات و امامانت از تو سؤال کنند نترس،و در جواب آنها بگو:خدا جلّ جلاله پروردگارم و محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)پیامبرم و اسلام دینم و قرآن کتابم و کعبه قبلهام و امیر مؤمنان علی بن ابی طالب امامم،و حسن بن علی مجتبی امامم،و حسین بن علی شهید در کربلا امامم،و علی زین العابدین امامم،و محمّد شکافنندۀ دانش پیامبران امامم،و جعفر صادق امامم،و موسی کاظم امامم،و علیّ الرضا امامم،و محمد جواد امامم،و علی هادی امامم،و حسن عسگری امامم،و حجّت منتظر امامم میباشند.اینان که درودهای خدا بر همگی آنان باد امامان من و آقایانم و پیشروانم و شفیعان من هستند.با آنان دوستی میکنم و از دشمنانشان در دنیا و آخرت
بیزاری میجویم،سپس بدان ای فلان به درستی که خدای تبارک و تعالی نیکو پروردگاری است،و محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)نیکو رسولی است،و امیر مؤمنان علی بن ابی طالب،و فرزندانش یازده امام نیکو امامانی هستند،و آنچه را محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)آورده حق است،و مرگ حق است،و سؤال نکیر و منکر در قبر حق است،و بعث و نشر حق،و صراط و میزان و پراکنی نامۀ اعمال حق است،و بهشت و دوزخ حق است،و قیامت آمدنی است،شکّی در آن نیست،و خدا هرکه را در گورها برانگیزد.آنگاه بگوید:ای فلان آیا فهمیدی؟در حدیث آمده:میّت در جواب میگوید:آری فهمیدم،سپس بگوید:خدا بر گفتار ثابت،ثابتقدمت بدارد،به راه استوار هدایتت کند،بین تو و اولیائش در قرارگاهی از رحمتش آشنایی برقرار کند.سپس بگوید: خدایا زمین را از دو پهلویش خالی گذار،و روانش را به سویت بالا ببر،و از جانب خود حجّت را تلقین او فرما، خدایا ببخش و درگذر
این رساله را به کلمۀ شریفۀ«عفو»پایان دادم،و رجای واثق دارم که عفو الهی شامل حال این روسیاه و همه کسانی که به این رساله عمل میکنند شود.و پایان این کتاب در آخر روز جمعه،نوزدهم محرم،سال هزار و سیصد و چهل و پنج قمری بوده است،در جوار امام مسموم،مولای غریب و مظلوم ما،ابی الحسن علیّ بن موسی
الرضا(که بر او و پدرانش سلام از سوی خدای زندۀ پاینده)،و ستایش خدای را در آغاز و انجام،و[درود خدا بر محمّد و خاندانش باد]
آن را عباس فرزند محمّد رضا قمی که خدا هر دو را عفو کند نگاشت