ghaemiyeh.com
سرشناسه : مهدیپور، علیاکبر، 1324 -
عنوان و نام پدیدآور : پیامبر صلیاللهعلیهوالهوسلم پایهگذار تشیع: چهل حدیث پیرامون شیعیان امیرمومنان علیهالسلام از خاتم پیامبران صلی الله علیه و اله در منابع اهل سنت/ علی اکبر مهدی پور.
مشخصات نشر : قم: دلیل ما، 1391.
مشخصات ظاهری : 63 ص.
شابک : 13000 ریال978-964-397-450-3 : ؛ 7500 ریال(چاپ اول)
وضعیت فهرست نویسی : فاپا (چاپ دوم)
یادداشت : چاپ اول: زمستان 1387.
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر : چهل حدیث پیرامون شیعیان امیرمومنان علیهالسلام از خاتم پیامبران صلی الله علیه و اله در منابع اهل سنت.
موضوع : محمد (ص)، پیامبر اسلام، 53 قبل از هجرت - 11ق. -- احادیث
موضوع : شیعه -- احادیث اهل سنت
رده بندی کنگره : BP117/25 /ش9م86 1391
رده بندی دیویی : 297/211
شماره کتابشناسی ملی : 1552126
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمد للّه ربّ العالمین و صلّی اللّه علی سیّدنا
محمّد و آله الطیّبین الطّاهرین ، سیّما الامام المبین ،
بقیّةاللّه فی الأرضین ، الحجّة بن الحسن المهدی
عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف
این نوشته را به پیشگاه مقدّس صاحب ولایت کبری امیرمؤمنان علیهالسلام تقدیم میکنیم و به محضرش عرضه میداریم:
یا صاحبَ الولایة! و یا سیّد الامّة و أبا الائمّة!
« یا ایّها العزیز مسّنا و أهلنا الضّرّ وجئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الکیل و تصدّق علینا انّ اللّه یجزی المتصدّقین »
این بضاعت اندک و صحیفه محبّت ما را بپذیر و به ما احسان فرما که خداوند احسان پیشگان را پاداش نیکو عطا فرماید.
بلاغ مبین به زبان پیامبر امین صلیاللهعلیهوآلهوسلم :
« عُنْوانُ صَحیفَةِ الْم-ُؤْمِنِ: حُبُّ عَلِیِّ بْنِ اَبیطالِبٍ ».(1)
« مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَحْیی حَیاتی، وَ یَموُتَ مَماتی، وَ یَسْکُنَ جَنَّةَ عَدْنٍ غَرَسَها رَبّی، فَلْیُوالِ عَلِیّاً مِنْ بَعْدی، وَلْیُوالِ وَلِیَّهُ، وَلْیَقْتَدِ بِالاْءَئِمَّةِ مِنْ بَعْدی، فَاِنَّهُمْ عِتْرَتی، خُلِقُوا مِنْ طینَتی، رُزِقُوا فَهْماً وَ عِلْماً، وَ وَیْلٌ لِلْمُکَذِّبینَ بِفَضْلِهِمْ مِنْ اُمَّتی، الْقاطِعینَ فیهِمْ صِلَتی، لا أَنا لَهُمُ اللّهُ شَفاعَتِی ».(2)
ترجمه: سرآغاز نامه اعمال فرد باایمان، دوستی علیّ بن ابیطالب علیهالسلام است.
هر کس دوست دارد که زندگانی او با زندگانی من هماهنگ باشد، و مرگ وی همانند مرگ من باشد، و در بهشتِ آراسته و جاودانی که
1) 1 . این حدیث شریف را « حافظ، خطیب بغدادی » از علمای اهل سنّت در کتاب ارزشمند « تاریخ بغداد » ، ج 4 ، ص 410، پس از دقّت در اسناد آن به حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم رسانده و ثبت کرده است.
2) 2 . این حدیث مبارک را « حافظ، ابونعیم اصفهانی از علمای اهل سنّت » در کتاب « حلیةُ الأولیاء »، ج 1 ، ص 86، پس از تحقیق درباره صدور آن از حضرت نبیّ اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم نقل کرده است.
نهال آنرا مولای من به دست قدرت خود نشانده است مسکن گزیند؛ باشد باید « علی » علیهالسلام را دوست بدارد و پس از من از او پیروی کند، و دوست وی را نیز دوست بدارد، و به امامان بعد از من اقتدا نماید، زیرا ایشان عترت من هستند، از سرشت من آفریده شدهاند، و از سرچشمه زلال فهم و علم کاملاً بهرهمند گشتهاند.
وای بر گروهی که فضیلت و برتری آنها را تکذیب کرده، رشته پیوسته میان من و ایشان را قطع نمایند، خداوند شفاعت مرا شامل آنان نفرماید.
« شیعه » از نظر لغت به معنی پیرو، یار و انصار است، و ریشه آن از « مشایعت » به معنی اطاعت و پیروی کردن است این واژه اختصاصاً در مورد افرادی به کار میرود که پیرو امیرمؤمنان علی علیهالسلام و فرزندان معصوم آن حضرت هستند و به امامت آنها اعتقاد دارند تا آنجا که اگر واژه شیعه بدون قید و شرط اضافی به کار برده شود و قرینهای در کار نباشد، اذهان منحصراً به این افراد معطوف میشود که قائل به امامت ائمّه معصومین علیهمالسلام هستند.
ازهری مینویسد، « ... الشّیعةُ قومٌ یهوون هوی عترة النّبیّ صلیاللهعلیهوآلهوسلم و یوالونهم ».
یعنی: شیعه گروهی هستند که به عترت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم عشق میورزند و ولایت آنها را پذیرفتهاند.
شهرستانی در « ملل ونحل » مینویسد : « الشّیعة هم الّذین شایعوا علّیاً رضی اللّه عنه علی الخصوص وقالوا بامامته وخلافته نصّاً ووصیّة إمّا جلیّاً وإمّا خفیّاً واعتقدوا أنّ الإمامة لاتخرج من أولاده » .
یعنی : شیعه کسانی هستند که بالخصوص از علی علیهالسلام پیروی کرده ، به امامت و خلافت او بر اساس وصیّت و نصّ پیامبر به صورت آشکار و پنهان ، معتقد شده ، و معتقد هستند که هرگز امامت از فرزندان او بیرون نمیرود.(1)
ابن خلدون در مقدّمه « العبر » مینویسد: « شیعه از لحاظ لغوی به معنی یاران و پیروان است و در اصطلاح فقهاء و متکلّمین - اعمّ از پسینیان و پیشینیان - بر پیروان علی علیهالسلام و فرزندانش اطلاق میگردد.(2)
ابو محمّد حسن بن موسی نوبختی(3)که در قرن سوم هجری میزیست، در کتاب « فرق الشّیعه » مینویسد:
«جمیع اصول الفرق اربع فرق: الشّیعة و المعتزلة و المُرجعة و الخوارج، فالشّیعةُ هم فرقةُ علی بن ابیطالب علیهالسلام المسمّون بشیعة علیٍّ فی زمان النّبیّ و ما بعده، معروفون بانقطاعهم الیه و القول بإمامته، منهم: المقداد بن الأسود و سلمان الفارسی و ابوذر جندب بن جنادة الغفاری و عمّار بن یاسر و من وافقه مودّته مودّة علیّ علیهالسلام و هم اوّل من سمّی باسم التّشیّع من هذه الامّة، لأنّ اسم التّشیّع قدیماً لشیعة ابراهیم و موسی و عیسی و الأنبیاء صلواتاللّه علیهم اجمعین ».
ترجمه: اساس فرقهها چهار فرقهاند: شیعه، معتزله، مُرجعه و خوارج.
شیعه فرقه علی بن ابیطالب علیهالسلام است که به نام شیعه علی علیهالسلام در زمان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و پس از آن نامیده میشدند، و مشهور در دلبستگی کامل به علی علیهالسلام و اعتقاد به امامت او هستند، که از آنهاست: مقداد بن اسود، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، عمّار بن یاسر و کسانی که مودّت علی علیهالسلام را دارا بودهاند. آنها اوّلین کسانی بودند که به نام تشیّع در میان این امّت نامیده شدند زیرا اسم تشیّع در قدیم نام شیعه ابراهیم و موسی و عیسی و انبیاء دیگر - صلوات اللّه علیهم اجمعین - بود.(1)
ابو حاتم سهل بن محمّد سجستانی(2)( متوفّای 250 هجری ) در کتاب « الزّینه » مینویسد: « انّ لفظ الشّیعة علی عهد رسولاللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم کان لقب اربعةٍ من الصّحابة: سلمان الفارسی و ابیذرّ الغفاری و المقداد بن الأسود و عمّار بن یاسر ».
ترجمه: لفظ شیعه در زمان رسول خدا لقب چهار نفر از اصحاب بود: سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد بن اسود و عمّار بن یاسر.
برخی از نویسندگان نادان یا مغرض در گذشته و حال تشیّع را مانند سایر مذاهب اسلامی نتیجه درگیریهای سیاسی دانستهاند، و برخی آن را نتیجه بحثهای کلامی و درگیریهای فکری پنداشتهاند، آنگاه به جستجوی مبدأ ظهور آن در جامعه اسلامی برخاستهاند. ولی اگر آنها به دیده انصاف و تحقیق مینگریستند به خوبی در مییافتند که تشیّع در
زمان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم پایهریزی شد و در حقیقت مبدأ تاریخ تشیّع همان مبدأ تاریخ اسلام است؛ و پیامبر اکرم از همان روز اوّل رسالت خویش بذر تشیّع را در نهال اسلام پاشیدند، و تا هنگامیکه دعوت پروردگار را اجابت فرمودند پیوسته این نهال پاکیزه را آبیاری فرموده، پایههای آنرا مستحکم کردند.
هنگامیکه آیه « وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الاْءَقْرَبینَ » نازل شد، نبیاکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم بنی هاشم را گرد آورد و به آنها هشدار داد، فرمود: « اَیّکُمْ یُؤازِرُنی لِیَکُونَ أَخی وَ وارِثی وَ وَزیری وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی فیکُمْ بَعْدی » یعنی: « کدامیک از شما مرا یاری میدهد، تا برادر، وارث و وزیر من، و بعد از من وصی و خلیفه و جانشینم در میان شما باشد » هیچیک از حاضران به درخواست آن حضرت جز علی مرتضی علیهالسلام پاسخ مثبت نداد. رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم به آنها فرمود: « هذا اَخی وَ وارِثی وَ وَزیری وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی فیکُمْ بَعْدی فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطیعُوا ».
یعنی: این علی علیهالسلام برادر، وارث، وزیر، وصی و جانشین من بعد از من در میان شماست، به امر او گوش فرا دهید و از او فرمان برید.(1)
1) 1 . تاریخ طبری ، ج 2 ، ص 319، تفسیر طبری جزء 19 ، ص 74، شرح نهجالبلاغه ابن أبی الحدید جزء 13 ، ص 210، الکامل فی التّاریخ ، ج 2 ، ص 62، لباب التّأویل ، ج 4 ، ص 372، الدّرّ المنثور ، ج 5 ، ص 97، الخصائص الکبری ، ج 1 ، 123، کنز العمّال ، ج 13 ، ص 114 ، حدیث 36371 و ص 131 حدیث 36419، منتخب الکنز ، ج 5 ، ص 41، البدایة و النّهایه جزء 3 ، ص 40، شواهدالتنّزیل جزء 1 ، ص 372 ، حدیث 514، تاریخ امیرالمؤمنین علیهالسلام لابن عساکر ، ج 1 ، ص 101 ، حدیث 138، حبیب السّیر ، ج 1 ، جزء 3 ، ص 309، عاقولی در الرّصف ، ج 1 ، فصل 1 ، ص 41، دلائل النّبوّه جزء 2 ، فصل 26 ، ص 364، قصص أعلام الإسلام ، ص 6، سبل الهدی ، ج 2 ، باب 6 ، ص 434، ثعلبی در الکشف و البیان ، ج 3 ، ص 164، حلبی در انسان العیون ، ج 1 ، باب 24 ، ص 285، حموینی در فرائد السّمطین ، ج 1 ، باب 16 ، ص 85 ، حدیث 65، گنجی در کفایة الطّالب باب 51 ، ص 89، نسائی در خصائص امیرالمؤمنین علیهالسلام ص 86 ، حدیث 21، مسند احمد حنبل ، ج 1 ، ص 159 و هیثمی در مجمع الزّوائد ، ج 8 ، ص 302.
بنابراین دعوت به تشیّع و پیروی از ابوالحسن علی علیهالسلام از سوی صاحب رسالت همگام و همزمان با دعوت به شهادتین صورت گرفته است.
عنوان « شیعه » از چه زمانی بر پیروان ائمّه علیهمالسلام اطلاق شد؟
شاید تصوّر کنیم، عنوان « شیعه » پس از گذشت مدّتی طولانی، از زمان ظهور اسلام بر پیروان اهلالبیت علیهمالسلام اطلاق شد، بدین معنا که دوستان اهل البیت علیهمالسلام ، هنگامی که رو به فزونی نهادند و در سرزمینهای مختلف پراکنده شدند، این عنوان بدانها منسوب گشت تا از سایرین ممتاز و مشخّص شوند. لکن این تصوّر درست نیست، زیرا اگر در احادیث نبوی به جستجو و تحقیق بپردازیم به روشنی مییابیم که اختصاص این عنوان به پیروان امیرالمؤمنین علیهالسلام و اهلالبیت علیهمالسلام همراه و همزمان با همان روزی که اسلام طلوع کرد، میباشد و شاخ و برگ بارورِ آن، مربوط به همان دورانی است که نهال آن غرس شد و سرانجام به این نتیجه میرسیم که شارع مقدّسِ اسلام این نام و عنوان را بر پیروان ائمّه معصومین علیهمالسلام وضع کرده است.
مطالبی که در این نوشتار از نظر شما میگذرد، فروغهایی از احادیث نورانی پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم است که در اختیار شما خواننده گرامی قرار میدهیم، تا این حقیقت تابناک را به صراحت بیان کنند.
در این احادیث نبوی که همگی از طریق اهل سنّت با سلسله اسناد معتبر روایت شدهاند، کلمه « شیعه » به وسیله شخص رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم بر پیروان امیرمؤمنان علیهالسلام و دیگر امامان اهل بیت علیهمالسلام اطلاق گردیده است:
خوارزمی از جابر روایت کرده که جابر گفت: ما در خدمت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم بودیم که علی بن ابیطالب علیهالسلام وارد شد، پیغمبر خدا فرمود: « برادرم به سوی شما آمد » سپس رو به کعبه کرد ودستش را بر کعبه زد و فرمود:
« وَ الَّذی نَفْسی بِیَدِهِ اِنَّ هذا وَ شیعَتَهُ هُمُ الْفائِزُونَ یَوْمَ الْقِیامَةِ » ثمّ قال: « اِنَّهُ اَوَّلُکُمْ ایماناً مَعی، وَ أَوْفاکُمْ بِعَهْدِاللّهِ، وَ أَقْوَمُکُمْ بِأَمْرِاللّهِ، وَ أَعْدَلُکُمْ فیِ الرَّعِیَّةِ، وَ أَقْسَمُکُمْ بِالسَّوِیَّةِ، وَ أَعْظَمُکُمْ عِنْدَاللّهِ مَزِیَّةً » .
« قسم به کسیکه جانم در دست اوست مسلّماً این ( علی علیهالسلام ) و پیروان او رستگاران در روز قیامت هستند ». سپس فرمود: « مسلّماً او اوّل کسی است که از میان شما به من ایمان آورد، او وفادارترین شما به پیمان خداست، او قیام کنندهترین شما به امر خداست، او عادلترین شما در بین رعیّت است، او بهترین تقسیم کننده بالسّویه است، او با عظمتترین شما در نزد خداوند است ».
جابر گفت: در این وقت بود که آیه شریفه « اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ »: « بدرستیکه کسانیکه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند آنها بهترین مردمانند » نازل شد. اصحاب پیامبر هنگامیکه علی علیهالسلام وارد میشد میگفتند: « قد جاء خیر البریة »؛ « بهترین مردمان آمد ».(1)
1) 1 . مناقب خوارزمی، ص 62، سیوطی در الدّر المنثور ، ج 6 ، ص 379.
خوارزمی از طریق حافظ ابن مردویه از یزید بن شراحیل انصاری نویسنده ( منشیِ ) علی علیهالسلام روایت کرده است که گفت: از علی علیهالسلام شنیدم که میفرمود: رسول خدا برایم حدیث گفت و حال آنکه پیامبر به سینهام تکیه کرده بود، فرمود:
« اَیْ عَلِیُّ اَلَمْ تَسْمَعْ قَوْلَ اللّهِ تَعالی: « اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اوُلئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ »(1)أَنْتَ وَشیعَتُکَ، وَمَوْعِدی وَ مَوْعِدُکُمُ الْحَوْضُ، اِذا جَاءَتِ الاُْمَمُ تُدْعَوْنَ غُرّاً مُحَجَّلینَ ».
« ای علی آیا نشنیدی قول خدای تعالی را که میفرماید « اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اوُلئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ » آنها تو و شیعیان تو هستند، وعدهگاه من و شما حوض کوثر است، هنگامیکه امّتها برای حسابرسی بیایند شما با عنوان « آبرومندان » و « روسفیدان » خوانده میشوید ».(2)
ابن صبّاغ مالکی از ابن عبّاس روایت کرده است که گفت: وقتی آیه « اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اوُلئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ » نازل گردید رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم به علی علیهالسلام فرمود:
« هُوَ اَنْتَ وَشیعَتُکَ، تَأْتی یَوْمَ الْقِیامَةِ اَنْتَ وَهُمْ راضینَ مَرْضِیّینَ وَ یَأْتی أَعْداؤُکَ غِضاباً مُقْمَحینَ ».
« منظورِ این آیه تو و شیعیان تست، در روز قیامت تو با آنها به پیشگاه خدا میآیید، در حالیکه از خدا خشنود هستید و خدا نیز از شما خشنود میباشد، و دشمنان تو میآیند در حالیکه خشمگین بوده و لگام بر دهان دارند و یا سرشان را به خاطر تنگی غل به بالا گرفتهاند ».(1)
1) 1 . ابن صبّاغ مالکی در الفصول المهمّة ، ص 122.
حافظ جمال الدّین زرندی از ابن عبّاس روایت کرده است که هنگامیکه نازل شد: « انّ الذّین آمنوا ... » پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به علی علیهالسلام فرمود:
« هُوَ اَنْتَ وَ شیعَتُکَ، تَأْتی اَنْتَ وَ شیعَتُکَ یَوْمَ الْقِیامَةِ راضینَ مَرْضِیّینَ وَ یَأْتی عَدُوُّکَ ( غضباناً ) غِضاباً مُقْمَحینَ »
« مرادِ آیه ، تو و شیعیان تست؛ در روز قیامت تو با شیعیانت میآیی در حالیکه از خدا راضی هستید و خدا نیز از شما راضی است، و دشمن تو میآید در حالیکه خشمگین است و دستهایشان بر گردنشان بسته است ».
علی علیهالسلام عرض کرد: دشمن من کیست؟ پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود:
« مَنْ تَبَرَّأَ مِنْکَ وَ لَعَنَکَ »
« کسی که از تو بیزاری جوید و تو را لعن کند »
سپس رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود:
« وَ مَنْ قالَ: رَحِمَ اللّهُ عَلِیّاً، رَحِمَهُ اللّهُ ».
« هر کس بگوید: « رحمت خدا بر علی علیهالسلام » خداوند او را رحمت خواهد کرد ».(1)
1) 1 . زرندی در نظم دررالسّمطین ، ص 92، سیّد شهاب الدّین احمد در توضیح الدّلائل ، ص 336.
پیامبر خدا به علی علیهالسلام فرمود:
« اَنْتَ وَ شیعَتُکَ فِی الْجَنَّةِ »
« تو و شیعیانت در بهشت خواهید بود ».(1)
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم به علی علیهالسلام فرمود:
« یا عَلِیُّ اِنَّ اللّهَ قَدْ غَفَرَلَکَ(2)وَ لِذُرِّیَّتِکَ وَ لِوُلْدِکَ وَ لاِءَهْلِکَ وَ شیعَتِکَ وَ لِمُحِبّی شیعَتِکَ ».
« ای علی مسلّماً خدا تو را و ذریّه، فرزندان، اهل، شیعیان و دوستاران شیعیانت را آمرزیده است ».(3)
1) 1 . تاریخ بغداد، ج 12 ، ص 289.
2) 2 . روشن است که این عبارت منافی با مقام عصمت حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام نیست چنانکه مثل این کلام درباره پیامبراکرم در قرآن کریم ذکر شده: « لیغفر لک اللّه ما تقدّم من ذنبک و ما تأخّر » [ فتح ، 2 ] و معنی این حدیث همانند تفسیر آن آیه است.
3) 3 . الصّواعق المحرقه ، ص 96، 139 و 140.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود:
« اِذا کانَ یَوْمَ الْقِیامَةِ دُعِیَ النّاسُ بِأَسْمائهِمْ و أَسْماءِ اُمَّهاتِهِمْ اِلاّ هذا ( یعنی: علیّاً ) وَ شیعَتَهُ فَاِنَّهُمْ یُدْعَوْنَ بِأَسْمائِهِمْ وَ أَسْماءِ آبائهِمْ لِصِحَّةِ وِلادَتِهِمْ ».
« هنگامیکه روز قیامت بپا شود، مردم به نامهایشان و نامهای مادرانشان خوانده میشوند، الاّ این ( یعنی: علی علیهالسلام ) و شیعیانش که آنها به نامهایشان و نامهای پدرانشان خوانده میشوند، زیرا ولادت آنها صحیح ( و پاکیزه ) بوده است ».(1)
1) 1 . مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 51.
پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم ( به علی علیهالسلام ) فرمود:
« اَنْتَ اَوَّلُ داخِلِ الْجَنَّةِ مِنْ اُمَتّی وَ اِنَّ شیعَتَکَ عَلی مَنابِرَ مِنْ نُورٍ مَسْرُورُونَ مُبْیَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلی، اَشْفَعُ لَهُمْ فَیَکُونُونَ غَداً فِی الْجَنَّةِ جیرانی ».
« تو اوّلین کسی هستی که از امّت من وارد بهشت میشوی، و شیعیان تو بر منبرهایی از نور قرار خواهند داشت، در حالیکه شادمان و سپیدرو پیرامون من هستند، من برای آنها شفاعت میکنم و آنها فردا در بهشت همسایه منند ».(1)
1) 1 . مجمع الزّواید ، ج 9 ، ص 131 و کفایة الطّالب ، ص 135.
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود:
« اَنَا الشَّجَرَةُ وَ فاطِمَةُ فَرْعُها وَ عَلِیٌّ لِقاحُها وَ الْحَسَنُ وَ الحُسَیْنُ ثَمَرَتُها وَ شیعَتُنا وَرَقُها وَ أَ صْلُ الشَّجَرَةِ فیِ جَنَّةِ عَدْنٍ وَ سائِرُ ذلِکَ فیِ سائِرِ الْجَنَّةِ ».
« من درختی هستم که فاطمه شاخه آن است، و علی مایه باروری آن، حسن و حسین میوه آن و شیعیان ما برگهای آن هستند، اصل درخت در جنّت عدن است و باقی آن در قسمتهای دیگر بهشت ».(1)
1) 1 . مستدرک حاکم ، جزء 3 ، ص 160، تاریخ ابن عساکر ، ج 4 ، ص 318، محبّ الدّین در الریّاض النّضرة ، ج 2 ، ص 253، ابن صبّاغ در الفصول المهمّة ، ص 11 و الصّفوری در نزهة المجالس ، ج 2 ، ص 222.
پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم در خطبهای فرمودند:
« اَیُّهَا النّاسُ مَنْ أَبْغَضَنا أَهْلَ الْبَیْتِ حَشَرَهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَهُودِیّاً »
« ای مردم هر کس ما اهل بیت را دشمن بدارد، خدا در روز قیامت او را یهودی محشور میکند »
جابر بن عبداللّه گفت: ای پیغمبر خدا! اگر چه روزه بگیرد و نماز بخواند؟ حضرت فرمود:
« وَ اِنْ صامَ وَ صَلّی وَ زَعَمَ اَنَّهُ مُسْلِمٌ، اِحْتَجَرَ بِذلِکَ مِنْ سَفْکِ دَمِهِ وَ اَنْ یُؤَدِّیَ الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍوَهُمْ صاغِروُنَ، مُثِّلَ لی اُمَّتی فیِ الطّینِ فَمَرَّ بی اَصْحابُ الرّایاتِ فَاسْتَغْفَرْتُ لِعَلِیٍّ وَ شیعَتِهِ ».
« ولو اینکه روزه بگیرد و نماز بخواند و گمان کند که مسلمان است؛ به سبب اسلام ریختن خون او منع شده و از او با ذلّت جزیه گرفته نمیشود، امّت من درعالم طینت برایم مجسّم شدند؟ صاحبان پرچمها بر من گذشتند ولی من ( تنها ) برای علی و شیعیانش طلب آمرزش کردم ».(1)
1) 1 . هیثمی در مجمع الزّوائد ، ج 9 ، ص 172.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند:
«شَفاعَتی لاُِمَّتی مَنْ اَحَبَّ أَهْلَ بَیْتی وَ هُمْ شیعَتی ».
« شفاعت من برای امّتم مخصوص کسانی است که اهل بیت من را دوست داشته باشند و تنها آنها شیعه و پیرو منند ».(1)
1) 1 . تاریخ بغداد ، ج 2 ، ص 146.
ابنحجر به اسنادش از ابن عبّاس روایت کرده است که آیه« اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اوُلئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ »هنگامیکه نازل شد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به علی علیهالسلام فرمود:
« هُوَ اَنْتَ وَ شیعَتُکَ تَأْتی أَنْتَ وَ شیعَتُکَ یَوْمَ الْقِیامَةِ راضینَ مَرْضِیّینَ، وَ یَأْتی عَدُوُّکَ غَضْباناً مُقْمَحینَ »
« مرادِ این آیه تو و شیعیان تواند، در روز قیامت تو و شیعیانت میآیید در حالیکه از خدا خشنودید و خدا هم از شما خشنود است، و دشمنت میآید در حالیکه خشمگین و دستهایشان بر گردنشان بسته است ».
علی علیهالسلام عرض کرد: دشمن من کیست؟ حضرت فرمود:
« مَنْ تَبَرَّأَ مِنْکَ وَ لَعَنَکَ »
« هر کس که از تو بیزاری جوید و تو را نکوهش کند ».
بعد فرمود:
« وَ خَیْرُ السّابِقینَ اِلی ظِلِّ الْعَرْشِ یَوْمَ الْقِیامَةِ، طوُبی لَهُمْ »
« خوشا به حال بهترین سبقت گیرندگان به سایه عرش در روز قیامت »
گفته شد: ای رسول خدا آنان کیانند؟ حضرت فرمود:
« شیعَتُکَ یا عَلِیُّ وَمُحِبّوُکَ ».
«شیعه تو ای علی و محبّانت ».(1)
1) 1 . الصّواعق المحرقة ، ص 96.
ابن حجر در کتاب صواعقش از امّ سلمه روایت میکند که گفت: شبی که پیغمبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم پیش من بود فاطمه سلام اللّه علیها خدمت حضرت آمد و پشت سر ایشان حضرت علی علیهالسلام وارد شد، پیامبر فرمود:
« یا عَلِیُّ اَنْتَ وَ اَصْحابُکَ فِی الْجَ-نَّةِ؛ اَنْتَ وَ شیعَتُکَ فِی الْجَنَّةِ ».
« ای علی تو و اصحابت در بهشتید؛ تو و شیعیانت در بهشت خواهید بود ».(1)
1) 1 . الصّواعق المحرقه ، ص 161 .
زمخشری در ربیع الأبرار از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم روایت میکند که فرمود:
« یا عَلِیُّ اِذا کانَ یَوْمَ الْقِیامَةِ اَخَذْتُ بِحُجْزَةِ اللّهِ تَعالی وَ اَخَذْتَ اَنْتَ بِحُجْزَتی وَ اَخَذَ وُلْدُکَ بِحُجْزَتِکَ وَ اَخَذَ شیعَةُ وُلْدِکَ بِحُجَزِهِمْ فَنَری اَیْنَ یُؤْمَرُ بِنا ».
« ای علی وقتی روز قیامت بپا شود من ذیل عنایت خدا را میگیرم و تو دامن مرا و فرزندان تو دامان تو را و شیعه فرزندانت دامان آنها را، آنگاه در انتظار آن خواهیم بود که دستور دهند ما را به کجا برند ».(1)
1) 1 . ربیع الأبرار ، ج 1 ، ص 808 .
مغازلی به سندش از انس بن مالک روایت کرده است که انس گفت رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود:
« یَدْخُلُونَ مِنْ اُمَّتی الْجَنّةَ سَبْعُونَ اَلْف لا حِسابَ عَلَیْهِمْ »
«از امّت من هفتاد هزار نفر وارد بهشت میگردند که حساب و بازپرسی در مورد آنها به عمل نمیآید ».
آنگاه رو کرد به علی علیهالسلام و فرمود:
« هُمْ شیعَتُکَ وَ اَنْتَ اِمامُهُمْ ».
« اینان شیعیان تو هستند و تو امام و رهبر آنها میباشی ».(1)
1) 1 . مناقب ابن المغازلی ، ص 293.
مغازلی از کثیر بن زید روایت کرده است که گفت: اعمش بر منصور دوانیقی وارد شد وقتی چشمش به اعمش افتاد به او گفت: ای سلیمان بیا صدر مجلس بنشین، اعمش گفت: من خود هر جا بنشینم آنجا صدر است. تا آنجا که ضمن گفتگویش یادآور شد که حدیث کرد مرا رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم و فرمود:
« أتانی جَبْرَئیلُ آنِفاً فَقالَ: تَخَتَّمُوا بِالْعَقیقِ فَإِنَّهُ أَوَّلُ حَجَرٍ شَهِدَ لِلّهِ بِالْوَحْدانِیَّةِ وَلی بِالنُّبُوَّةِ وَ لِعَلِیٍّ بِالْوَصِیَّةِ وَ لِوُلْدِهِ بِالاِْمامَةِ وَ لِشیعَتِهِ بِالْجَنَّةِ ».
« همین لحظاتی پیش جبرئیل نزد من آمد گفت: انگشتان خود را با انگشتریِ عقیق بیارائید، زیرا عقیق نخستین سنگی است که برای خدا به وحدانیّت، برای من به نبوّت، برای علی علیهالسلام به وصایت و خلافت، برای فرزندانش به امامت و برای شیعیان علی علیهالسلام به بهشت گواهی داده است ».(1)
1) 1 . مناقب ابن المغازلی ، ص 281.
مغازلی به سندش از سلمان فارسی روایت کرده است که او از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم روایت نموده که آن حضرت فرمود:
« یا عَلِیُّ تَخَتَّمْ بِالْیَمینَ تَکُنْ مِنَ الْم-ُقَرَّبینَ »
« ای علی انگشتری را در انگشت دست راست خود قرار ده که به سبب آن از زمره مقرّبین بشمار روی »
عرض کرد یا رسولاللّه مقرّبین چه کسانی هستند؟ فرمود:
« جَبْرَئیلُ وَ میکائیلُ »
« جبرئیل و میکائیل »
عرض کرد: با چه انگشتری دستم را بیارآیم؟ فرمود:
« بِالْعَقیقِ الاْءَحْمَرِ فَاِنَّهُ جَبَلٌ أَقَرَّ لِلّهِ بِالْوَحْدانِیَّةِ وَلی بِالنُّبُوَّةِ وَ لَکَ بِالْوَصِیَّةِ وَ لِوُلْدِکَ بِالاِْمامَةِ وَ لِم-ُحِبّیکَ بالْجَنَّةِ وَ لِشیعَتِکَ وَ شیعَةِ وُلْدِکَ بِالْفِرْدَوْسِ ».
« با انگشتر عقیق سرخ، زیرا عقیق کوهی است که برای خدا به وحدانیّت، برای من به نبوّت، برای تو، به وصایت و خلافت، برای فرزندان تو به امامت، برای دوستداران تو به بهشت و برای شیعیان تو به فردوس اقرار کرده است ».(1)
1) 1 . مناقب ابن المغازلی ، ص 281 .
أخطب خوارزم به سلسله سند از ابن عبّاس روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم در خانهاش بود که علی بن ابیطالب علیهالسلام در بامداد نزد حضرت رفت، وی دوست داشت که در رسیدن به محضر رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم هیچ کس بر او پیشی نگیرد، علی علیهالسلام وارد شد در حالیکه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در صحن خانه بود و سرش در دامن دحیة بن خلیفه کلبی قرار داشت علی علیهالسلام فرمود: خدا تو را از طرف ما اهل بیت جزای خیر دهد. دحیه عرض کرد: من تو را دوست میدارم و برایت در نزد من مدحی است که تو را بدان آگاه میکنم: تو امیرمؤمنان، پیشوای آبرومندان و روسپیدانی، تو سرور فرزندان آدم در روز قیامت هستی ... لوای حمد در آن روز به دست تست، تو و شیعیانت با پیامبر و حزبش شتابان به سوی بهشت میروید، مسلّماً کسی که ولایت تو را پذیرفت رستگار شد، نومید و زیانکار کسی است که با تو دشمنی کرد، دوستاران محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم دوستاران تواند، و دشمنان ترا هیچگاه شفاعت محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم در بر نمیگیرد، نزدیک من شو ای برگزیده خدا. سپس سر پیامبر را گرفت و در دامان علی علیهالسلام گذاشت و رفت. بعد پیامبر سرش را بلند کرد و فرمود: « این همهمه چیست؟ » علی علیهالسلام جریان را بازگو کرد. پیغمبر فرمود:
« یا عَلِیُّ لَیْسَ هُوَ دِحْیَةَ الْکَلْبی، هُوَ جَبْرَئیلُ، سَمّاکَ بِاسْمٍ
سَمّاکَ اللّهُ بِهِ وَ هُوَ الَّذی اَلْقی مَحَبَّتَکَ فی صُدُورِ الْم-ُؤْمِنینَ وَرَهْبَتَکَ فی صُدُورِ الْکافِرینَ».
« ای علی، او دحیه کلبی نبود، بلکه جبرئیل بود که تو را به اسمی نامید که خدا تو را بدان نامیده است، و خداست که محبّت تو را در سینههای مؤمنین افکنده، و ترس از تو را در سینههای کافرین قرار داده است ».(1)
1) 1 . مناقب خوارزمی ، ص 231.
حاکم نیشابوری به سندش از زید بن ارقم روایت کرده که گفت: رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود:
« مَنْ یُریدُ اَنْ یَحْیی حَیاتی وَ یَمُوتَ مَوْتی، وَ یَسْکُنَ جَنَّةَ الْخُلْدِ الَّتی وَ عَدَنی رَبّی، فَلْیَتَوَلَّ عَلِیَّ بْنَ اَبیطالِبٍ فَاِنَّهُ لَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ هُدیً، وَ لَنْ یُدْخِلَکُمْ فی ضَلالَةٍ ».
« هر کس میخواهد مانند من زندگی کند و مثل من بمیرد، و در جنّت خلدی که پروردگارم مرا وعده داده است ساکن گردد، باید ولایت علیّ بن ابیطالب را بپذیرد، که مسلّماً او شما را از هدایت خارج نمیکند و در گمراهی داخل نمیگرداند ».(1)
1) 1 . المستدرک علی الصّحیحین ، ج 3 ، ص 128 و کنز العمّال ، ج 11 ، ص 611.
خوارزمی به اسناد خویش از موسی بن جعفر علیهالسلام از پدرانش از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: رسول خدا فرمودند:
« لَمّا اُدْخِلْتُ الْج-َنَّةَ رَأَیْتُ فیها شَجَرَةً تَحْمِلُ الْحُلِیَّ وَ الْح-ُلَلَ، أَسْفَلُها خَیْلٌ، وَأَوْسَطُها حُورُ الْعینِ، وَ فی أَعْلاهَا الرِّضْوانُ، قُلْتُ یا جَبْرَئیلُ لِمَنْ هذِهِ الش-َّجَرَةُ؟ قالَ: هذِهِ لاِبْنِ عَمِّکَ اَمیرِالْم-ُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ اَبیطالِبٍ علیهالسلام اِذا اَمَرَاللّهُ الْخَلیقَةَ بالدُّخُولِ اِلَی الْج-َنَّةِ یُؤْتی بِشیعَةِ عَلِیٍّ حَتّی یَنْتَهِیَ بِهِمْ اِل-ی هذِهِ الش-َّجَرَةِ، فَیَلْبَسُونَ الْح-ُلِیَّ وَ الْح-ُلَلَ، وَ یَرْکَبُونَ الْخَیْلَ الْبُلْقَ، وَ یُنادی مُنادٍ هؤُلآءِ شیعَةُ عَلِیِّ بْنِ اَبیطالِبٍ علیهالسلام صَبَرُوا فِی الدُّنْیا عَلَی الاْءَذی فَحُبُوا الْیَوْمَ ».
« هنگامیکه داخل بهشت شدم در آن درختی دیدم که زیورها و حُلّههایی را حمل میکند در پایین آن درخت اسبانی به رنگهای سیاه و سفید قرار داشتند، و در وسط آن حورالعین و در بالای آن رضوان جای داشت. گفتم: ای جبرئیل این درخت از آن کیست؟ گفت: از آنِ پسر عمویت امیرالمؤمنین علیّ بن ابیطالب علیهالسلام . هنگامیکه خدا خلق را به وارد شدن در بهشت امر کند، شیعه علی علیهالسلام آورده میشوند تا اینکه به این درخت میرسند، در آن هنگام از آن زیورها و لباسهای گرانبها میپوشند و بر آن اسبان
سیاه و سفید سوار میشوند، منادی ندا میدهد که: اینها شیعه علیّ بن ابیطالب علیهالسلام هستند، که در دنیا بر اذیّتها صبر کردند و امروز چنین مقامی به آنها عطا شده است ».(1)
1) 1 . مناقب خوارزمی ، ص 32.
خوارزمی روایت کرده است به اسناد خویش از جعفر بن محمّد علیهالسلام ، از پدرش، از علیّ بن حسین علیهالسلام ، از پدرش، که فرمود: رسول خدا فرمودند:
« یا عَلِیُّ مَثَلُکَ فی اُمَّتی مَثَلُ الْم-َسیحِ عیسَی بْنُ مَرْیَمَ، اِفْتَرَقَ قَوْمُهُ ثَلاثَ فِرَقٍ: فِرْقَةٌ مُؤْمِنُونَ، وَ هُمُ الْحَوارِیُّونَ، وَ فِرْقَةٌ عادُوهُ، وَ هُمُ الْیَهُودُ، وَ فِرْقَةٌ غَلَوْا فیهِ، فَخَرَجُوا مِنَ الاْیمانِ، وَ اِنَّ اُمَّتی سَتَفْتَرِقُ فیکَ ثَلاثَ فِرَقٍ: فِرْقَةٌ شیعَتُکَ، وَ هُمُ الْم-ُؤْمِنُونَ، وَ فِرْقَةٌ اَعْداؤُکَ، وَ هُمُ النّاکِثُونَ، وَ فِرْقَةٌ غَلَوْا فیکَ، وَ هُمُ الْج-احِدُونَ الضّالُّونَ، فَأَنْتَ یا عَلِیُّ وَ شیعَتُکَ فِی الْجَنَّةِ، وَ مُحِبُّوا شیعَتِکَ فِی الْج-َنَّةِ، وَ عَدُوُّکَ وَالْغالی فیکَ فِی النّارِ ».
« ای علی مثل تو در میان امّت من مثل حضرت مسیح عیسی بن مریم است، که قومش به سه فرقه تقسیم شدند: فرقهایکه به او ایمان آوردند و آنها حواریّون اویند، و فرقهایکه با او دشمنی کردند و آنها یهودند، و فرقهایکه درباره او غلوّ کردند و از ایمان خارج شدند. مسلّما امّت من نیز درباره تو به سه فرقه تقسیم میشوند: فرقهایکه شیعه تو هستند و آنها مؤمنین هستند، و فرقهایکه دشمن تو هستند و آنها ناکثین ( پیمان شکنان ) هستند، و فرقهایکه درباره تو غلوّ میکنند و آنها منکرین و گمراهانند، پس تو ای علی و شیعیانت در بهشت خواهید بود، محبّین شیعیان تو نیز در بهشت هستند و دشمن تو و غالی در حقِّ به تو در آتش است ».(1)
1) 1 . مناقب خوارزمی ، ص 226.
خوارزمی به اسناد خویش از انس روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود:
« اِذا کانَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُنادُونَ عَلِیَّ بْنَ اَبیطالِبٍ علیهالسلام بِسَبْعَةِ أَسْماءَ: یا صِدّیقُ، یا دالُّ، یا عابِدُ، یا هادی، یا مَهْدِیُّ، یا فَتی، یا عَلِیُّ! مُرْ أَنْتَ وَ شیعَتُکَ اِلَی الْجَنَّةِ بِغَیْرِ حِسابٍ ».
« هنگامیکه روز قیامت شود علیّ بن ابیطالب علیهالسلام را به هفت اسم صدا میکنند: یا صدّیق ( بسیار راستگو ) یا دالّ ( راهنما ) یا عابد ( عبادت کننده ) یا هادی ( هدایت کننده ) یا مهدی ( هدایت شده ) یا فتی ( جوانمرد ) یا علیّ ( بلند مرتبه )، تو و شیعیانت بدون حساب به سوی بهشت بروید ».(1)
1) 1 . مناقب خوارزمی ، ص 228.
حموینی به اسنادش روایت کرده و گفته است: مرا خبر داد پیشوای عالم شرف الدّین اشرف بن محمّد حسینی مدائنی به این روایت و با این اسناد عالی و متّصل ... تا سیّد کرّار، قسیم جنّت و نار، اسداللّه الغالب: علیّ بن ابیطالب علیهالسلام که فرمود: رسول خدا فرمودند:
« یا عَلِیُّ اِنَّ اللّهَ غَفَرَلَکَ وَ لاِءَهْلِکَ وَ لِشیعَتِکَ وَ لُِمحِبّی شیعَتِکَ وَ مُحِبّی مُحِبّی شیعَتِکَ فَأَبْشِرْ فَاِنَّکَ الاْءَنْزَعُ الْبَطینُ، مَنْزُوعٌ مِنَ الشِّرْکِ بَطینٌ مِنَ الْعِلْمِ ».
« یا علی! بدرستیکه خدا تو، اهل، شیعیان، دوستاران شیعیان، و دوستارانِ دوستارانِ شیعیانت را آمرزیده است، پس بر تو بشارت باد بدرستیکه تو پاک و پاکیزه از شرک و مملوّ و سرشار از علم هستی ».(1)
1) 1 . فرائد السّمطین ، ج 1 ، ص 308.
ابن مغازلی به اسنادش از جعفر بن محمّد علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: حدیث کرد مرا محمّد بن علی علیهالسلام ، از علی بن الحسین علیهالسلام ، از حسین بن علی علیهالسلام ، از علی بن ابیطالب علیهالسلام از رسولاللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم که فرمود:
«یا عَلِیُّ اِنَّ شیعَتَنا یَخْرُجُونَ مِنْ قُبُورِهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ عَلی ما بِهِمْ مِنَ الْعُیُوبِ وَ الذُّنُوبِ، وُجُوهُهُمْ کَالْقَمَرِ فی لَیْلَةِ الْبَدْرِ وَقَدْ فُرِّجَتْ عَنْهُمُ الشَّدائِدُ وَ سُهِّلَتْ لَهُمُ الْم-َوارِدُ، وَ اُعْطُوا الاْءَمْنَ وَ الاْءَمانَ وَ ارْتَفَعَتْ عَنْهُمُ الاْءَحْزانُ، یَخافُ النّاسُ وَ لا یَخافُونَ، وَ یَحْزَنُ النّاسُ وَ لا یَحْزَنُونَ، شُرُکُ نِعالِهِمْ تَتَلالاَءُ نُوراً، عَلی نُوقٍ بیضٍ لَها أَجْنِحَةٌ، قَدْ ذُ لِّلَتْ مِنْ غَیْرِ مَهانَةٍ، وَنَجَبَتْ مِنْ غَیْرِ رِیاضَةٍ، أَعْناقُها مِنْ ذَهَبٍ اَحْمَرَ، اَلْیَنُ مِنَ الْحَریرِ، لِکَرامَتِهِمْ عَلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ ».
« ای علی بدرستیکه شیعیان ما از قبورشان در روز قیامت با آنچه از عیوب و گناهان دارند، خارج میشوند، در حالیکه صورتهایشان مانند ماه شب چهارده است، و شدائد از آنها برطرف شده، و راههای ورود برایشان آسان گردیده، و به آنها امان داده شده، و احزان از آنها برطرف گردیده است، مردم میترسند ولی آنها نمیترسند، مردم محزون هستند و در آنها حُزن راه ندارد، از بند کفشهای آنها نوری متلألأ میشود، بر روی اشتران سفید قرار دارند، که برای آنها بالهائی است، و آن شترها
رامِ آنهایند، و بدون زحمت از آنها فرمان میبرند، گردنهای آنها از طلای سرخ و نرمتر از حریر است، و ( این عطایا ) به خاطر کرامت و ارزشی است که در پیشگاه خدا دارند ».(1)
1) 1 . مناقب ابنمغازلی ، ص 296 ، حدیث 339.
ابنعساکر به اسنادش روایت کرده است از ابی عبداللّه جعفر بن محمّد الصّادق علیهالسلام ، از محمّد بن علیّ الباقر علیهالسلام ، از پدرش علی بن الحسین علیهالسلام ، از پدرش حسین بن علی علیهالسلام ، از پدرش امیرالمؤمنین علیّ بن ابیطالب علیهالسلام که فرمود: رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند:
« یا عَلِیُّ اِذا کانَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَخْرُجُ قَوْمٌ مِنْ قُبُورِهِمْ، لِباسُهُمُ النُّورُ، عَلی نَجائِبَ مِنْ نُورٍ، اَزِمَّتُها یَواقیتُ حُمْرٌ تَزُفُّهُمُ الْم-َلائِکَةُ اِلَی الَْمحْشَرِ »
« ای علی هنگامیکه روز قیامت بپا شود، قومی از قبرهایشان خارج میشوند که لباسشان نور است، و بر مرکبهایی از نور قرار دارند که مهار آنها از یاقوت سرخ است، و ملائکه آنها را با شکوه به سوی محشر میبرند »
علی علیهالسلام عرض کرد پاک و منزّه و برتر است خدا، چقدر این قوم در پیشگاه خدا گرامی هستند؟ رسول خدا فرمود:
« یا عَلِیُّ هُمْ أَهْلُ وِلایَتِکَ وَ شیعَتُکَ وَ مُحِبُّوکَ؛ یُحِبُّونَکَ بِحُبّی، وَ یُحِبُّونی بِحُبِّ اللّهِ، وَ هُمُ الْفائِزُونَ یَوْمَ الْقِیامَةِ ».
« آنها همان اهل ولایت تو، شیعه و محبّین تواند، که تو را دوست دارند، به خاطر آنکه مرا دوست دارند، و مرا دوست دارند چون خدا را دوست دارند، و آنها رستگاران در روز قیامتند ».(1)
1) 1 . تاریخ دمشق، ج 45 ، ص 252 .
احمد به اسنادش روایت کرده است از زید بن علی بن الحسین، از پدرش، از جدّش، از علی علیهالسلام که فرمود: به رسول خدا از حسد مردم به خویش شکایت کردم، رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود:
« أَما تَرْضی اَنْ تَکُونَ رابِعَ اَرْبَعَةٍ اَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ، أَنَا وَ أَنْتَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ اَزْواجُنا عَنْ اَیْمانِنا وَ عَنْ شَمائِلِنا، وَ ذَرارینا خَلْفَ اَزْواجِنا، وَ شیعَتُنا مِنْ وَرائنا ».
« آیا نمیخواهی یکی از اوّلین چهار نفری باشی که داخل بهشت میشوند؛ ( و آنها ) من و تو و حسن و حسین ( میباشیم )، همسران ما در طرف راست و چپ ما، و فرزندان ما پشت سرِ همسران ما قرار دارند، و شیعیان ما پشت سر ما هستند ».(1)
1) 1 . الفضائل ، ج 1 ، الحدیث 187 - مخطوط - .
ابن عساکر به اسنادش روایت کرده است از یحیی بن عبداللّه بن حسن، از پدرش، از جعفر بن محمّد علیهالسلام ، از پدرشان، از جدّشان، که فرمودند: رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود:
« اِنَّ فِی الْفِرْدَوْسِ لَعَیْناً أَحْلی مِنَ الشَّهْدِ وَ أَلْیَنُ مِنَ الزَّبَدِ وَ أَبْرَدُ مِنَ الثَّلْجِ وَ أَطْیَبُ مِنَ الْمِسْکِ، فیها طینَةٌ، خَلَقَنَا اللّهُ مِنْها، وَ خَلَقَ مِنْها شیعَتَنا، فَمَنْ لَمْ یَکُنْ مِنْ تِلْکَ الطّینَةِ فَلَیْسَ مِنّا، وَ لا مِنْ شیعَتِنا، وَ هِیَ الْمیثاقُ الَّذی أَخَذَاللّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْهِ وِلایَةَ عَلِیِّ بْنِ اَبیطالِبٍ علیهالسلام ».
« بدرستیکه در فردوس چشمهای است شیرینتر از عسل، نرمتر از کره، سردتر از برف، خوشبوتر از مشک، در آن چشمه پارهای گِل است که خدا ما را از آن آفرید، و شیعیان ما را هم از آن خلق کرد، هر کسی که از این گِل آفریده نشده باشد نه از ماست و نه از شیعیان ما، و آن گِل پیمانی است که خدا درباره ولایت علی بن ابیطالب گرفته است ».(1)
1) 1 . تاریخ دمشق ، ج 45 ، ص 50 .
قندوزی به اسنادش از محمّد بن حنفیّه از پدرش علی علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: من روزی خوابیده بودم که رسول خدا وارد شد، به من نگاه کرد، مرا با پایش حرکت داد و فرمود:
« قُمْ یَفْدی بِکَ اَبی وَ اُمّی فَاِنَّ جَبْرَئیلُ أَتانی فَقالَ لی بَشِّرْ هذا بِأَنَّ اللّهَ تَعالی جَعَلَ الاْءَئِمَّةَ مِنْ صُلْبِهِ وَ أَنَّ اللّهَ تَعالی لَغَفَرَ لَهُ وَ لِذُرِّیَّتِهِ وَ لِشیعَتِهِ وَ لِم-ُحِبّیهِ، وَ اَنَّ مَنْ طَعَنَ عَلَیْهِ وَ بَخَسَ حَقَّهُ فَهُوَفِی النّارِ ».
« برخیز پدر و مادرم به فدای تو باد، بدرستیکه جبرئیل پیش من آمد و به من گفت: بشارت بده این را که خدای تعالی ائمّه را از صلب او قرار داده، او را و ذریّهاش را و شیعیان و محبّینش را میآمرزد، و مسلّماً کسیکه از او بدگویی کند، و در حقّ او کوتاهی نماید در آتش خواهد بود ».(1)
1) 1 . ینابیع الموّده ، ج 2 ، ص 266 ، ح 756 .
سید شهاب الدّین احمد به اسنادش از زید بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب علیهالسلام ، از پدرش، از جدّش علی بن ابیطالب علیهالسلام روایت کرده که فرمود، رسول خدا در روز فتح خیبر فرمودند:
« لَوْلا اَنْ تَقُولَ طَوائِفُ مِنْ اُمَّتی فیکَ ما قالَتِ النَّصاری فی عیسَی بْنِ مَرْیَمَ لَقُلْتُ فیکَ مَقالَةً لا تَمُرُّ بِمَلاَءِ النّاسِ اِلاّ أَخَذوُا مِنْ تُرابِ رِجْلَیْکَ، وَ مِنْ فَضْلِ طَهُورِکَ یَسْتَشْفُونَ بِهِ، وَ لکِنْ حَسْبُکَ اَنْ تَکُونَ مِنّی وَ اَنَا مِنْکَ تَرِثُنی وَ اَرِثُکَ، وَ اَنْتَ مِنّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی اِلاّ اَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدی، اَنْتَ تُبْرِئُ ذِمَّتی وَ تُقاتِلُ عَلی سُنَّتی، وَ اَنْتَ فِی الاْآخِرَةِ اَقْرَبُ النّاسِ مِنّی، وَ اِنَّکَ غَداً عَلَی الْحَوْضِ خَلیفَتی، تَزوُدُ عَنْهُ الْم-ُنافِقینَ، وَ اَنْتَ اَوَّلُ مَنْ تَرِدُ عَلَیَّ الْحَوْضَ، وَ اَنْتَ اَوَّلُ داخِلِ الْجَنَّةِ مِنْ اُمَّتی، وَ اِنَّ شیعَتَکَ عَلی مَنابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْیَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلی، أَشْفَعُ لَهُمْ فَیَکُونُوا غَداً فِی الْجَنَّةِ جیرانی، وَ اِنَّ عَدُوَّکَ غَداً تَرِدُ ناراً مُسْوَدَّةً وُجُوهُهُمْ، وَ اِنَّ حَرْبَکَ حَربی، وَسِلْمَکَ سِلْمی، وَسِرَّکَ سِرّی، وَ اِنَّ وُلْدَکَ وُلْدی، وَ لَحْمَکَ لَحْمی، وَدَمَکَ دَمی، وَ اِنَّ الْحَقَّ مَعَکَ، وَ الْحَقُّ عَلی لِسانِکَ وَ فی قَلْبِکَ وَ بَیْنَ عَیْنَیْکَ، وَ الاْیمانُ مُخالِطٌ لَحْمَکَ وَ دَمَکَ، کَما خالَطَ لَحْمی وَ دَمی، وَ اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ اَمَرَنی اَنْ اُبَشِّرَکَ اَنَّکَ
وَعِتْرَتَکَ فِی الْجَنَّةِ، وَ اَنَّ عَدُوَّکَ فِی النّارِ، لا یَرِدُ عَلَیَّ
الْحَوْضَ مُبْغِضٌ لَکَ، وَلا یَغیبُ عَنْهُ مُحِبٌّ لَکَ ».
« اگر نمیگفتند گروههائی از امّت من درباره تو آنچه نصاری درباره عیسی بن مریم گفتهاند، مسلّماً دربارهات سخنی میگفتم که از پیش انبوه مردم عبور نکنی جز اینکه خاک پای تو را بردارند و از زیادی آب وضویت استشفا کنند، و لکن همین برای تو بس است که تو از منی و من از توام، تو از من ارث میبری و من از تو ارث میبرم، و تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسی هستی، جز اینکه پیامبری پس از من نیست. و ذمّهام را پاک میگردانی و بر سنّت من به قتال میپردازی، و در آخرت نزدیکترین مردم به من هستی، و تو فردا جانشین من بر سر حوض خواهی بود، که منافقین را از آن دور میکنی، و تو اوّل کسی هستی که در سر حوض کوثر بر من وارد میشوی، و تو اوّلین کسی هستی که از امّت من داخل بهشت میشوی، و بدرستیکه شیعیان تو بر منبرهایی از نور خواهند بود، در حالیکه صورتهایشان سپید است و پیرامون منند، من برای آنها شفاعت میکنم و فردا در بهشت همسایگان منند، و بدرستیکه دشمن تو فردا به آتش وارد میشود. در حالیکه صورتهایشان سیاه است، و بدرستیکه جنگ با تو جنگ با من است، و آشتی و صلح با تو صلح با من است، راز تو راز من است، بدرستیکه فرزندان تو فرزندان منند، گوشت تو گوشت من و خون تو خون من است،
مسلّماً حق با تست و حق بر زبان تو و در قلب تو و بین دو چشمان تو است، ایمان با گوشت و خونت آمیخته شده، چنانکه با گوشت و خون من آمیخته است، بدرستیکه خدای عزّوجلّ به من امر
کرده که تو را بشارت دهم که تو و عترت تو در بهشتید، و دشمن تو در آتش است، دشمنت در سرِ حوض کوثر بر من وارد نمیشود، و دوستدارت در سر آن حوض غائب نمیشود ».
و در روایت دیگر است:
« لَیْسَ أَحَدٌ مِنَ الاُْمَّةِ یَعْدِلُکَ »
« احدی از امّت همسنگ تو نیست ».
آنگاه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام ( پس از شنیدن این کلمات ) به سجده افتاد، سپس فرمود:
« الحمدللّه الّذی أنعم علیّ بالإسلام، و هدانی بالقرآن، و حبّبنی الی خیر البریّة خاتم النّبیّین و سیّد المرسلین احساناً منه و تفضّلاً ».
« حمد خدایی راست که به من نعمت اسلام را بخشید و مرا به قرآن هدایت کرد و در پیش بهترین خلق، خاتم پیمبران و سرور رسولان، از روی احسان و تفضّل محبوب قرار داد ».(1)
1) 1 . توضیح الدّلائل فی تصحیح الفضائل ، ص 349 ( مخطوط ).
خوارزمی به اسنادش از علی علیهالسلام روایت کرده است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم به او فرمود:
« اِنَّ لِلسَّماءِ حَرَساً، وَ هُمُ الْمَلائِکَةُ وَفِی الاْءَرْضِ حَرَساً وَهُمْ شیعَتُکَ یا عَلِیّ ».(1)
« بدرستیکه در آسمان نگهبانانی وجود دارند که آنها ملائکه هستند، و در زمین هم نگاهبانانی هستند که آنها شیعیان تواند ای علی ».
1) 1 . مناقب خوارزمی ، ص 235.
میر سیّد علی همدانی به اسنادش از علی علیهالسلام (از پیامبر ) صلیاللهعلیهوآلهوسلم روایت کرده است که فرمود:
« یا عَلِیُّ بَشِّرْ شیعَتَکَ أَنَا الشَّفیعُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، وَقْتاً لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ اِلاّ شَفاعَتی ».
« یا علی بشارت بده به شیعیانت که من شفیع آنهایم در روز قیامت، آن وقتی که نه مال و نه فرزندان سود میرساند مگر شفاعتم که سودمند است ».(1)
1) 1 . ینابیع الموّدة ، ج 2 ، ص 312 ، ح 892 .
جابر از پیامبر اکرم روایت کرده است که حضرت فرمود:
« اِذا کانَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَأْتینی جَبْرائیلُ وَ میکائیلُ بِحُزْمَتَیْنِ مِنَ الْمَفاتیحِ، حُزْمَةٌ مِنْ مَفاتیحِ الْجَنَّةِ وَ حُزْمَةٌ مِنْ مَفاتیحِ النّارِ، وَ عَلی مَفاتیحِ الجَنَّةِ أَسْماءُ الْم-ُؤْمِنینَ مِنْ شیعَةِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ ».
«هنگامیکه روز قیامت برپا شود جبرئیل و میکائیل دو دسته کلید برایم میآورند، یک دسته کلیدهای بهشت است، و دسته دیگر کلیدهای آتش، بر کلیدهای بهشت اسامی مؤمنین از شیعیان محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم و علی علیهالسلام ثبت شده است ».(1)
1) 1 . ینابیع المودّة ، ج 2 ، ص 311 ، ح 888 .
از ابی هریره روایت شده که علیّ بن ابیطالب علیهالسلام فرمود: ای رسول خدا، من پیش شما محبوبترم یا فاطمه؟ فرمود:
« فاطِمَةُ أَحَبُّ اِلَیَّ مِنْکَ، وَ أَنْتَ أَعَزُّ عَلَیَّ مِنْها، وَ کَأَنّی بِکَ وَ أَنْتَ عَلی حَوْضی تَزُودُ عَنْهُ النّاسَ، وَ اِنَّ عَلَیْهِ لاَءَباریقَ مِثْلَ عَدَدِ نُجُومِ السَّماءِ وَ اِنّی وَ أَنْتَ وَ الْحَسَنُ و الْحُسَیْنُ وَ فاطِمَةُ وَ عَقیلٌ وَ جَعْفَرٌ فِی الْجَنَّةِ « اِخْواناً عَلی سُرُرٍ مُتَقابِلینَ »(1)أَنْتَ مَعی وَ شیعَتُکَ فِی الْجَنَّةِ، ثُمَّ قَرَأَ رَسُولُاللّهِ صلیاللهعلیهوآلهوسلم : « إِخْواناً عَلی سُرُرٍ مُتَقابِلینَ »لا یَنْظُرُ أَحَدٌ فی قَفا صاحِبِهِ ».
« فاطمه پیش من محبوبتر و تو نزد من عزیزتری، و گویا تو را میبینم که بر سر حوض ایستادهای و مردم را از آن دور میکنی، و بر سر آن حوض ظرفهاییست به عدد ستارگان آسمان، و من و تو، حسن و حسین، فاطمه، عقیل و جعفر در بهشت هستیم، « آنها با هم برادرند و روی تختهای بهشتی مقابل یکدیگر نشستهاند » تو با من هستی و شیعیان تو در بهشتند ».
سپس رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم این آیه شریفه را تلاوت فرمود: « اخواناً علی سرر متقابلین » ( به گونهای که ) هیچکدام پشت سر همنشین خود را نمیبیند ( یعنی کاملاً رو به روی هم نشستهاند ).(2)
ابن شاذان به اسناد خویش از ابو هریره از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم روایت کرده است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود:
« اِنَّ اللّهَ خَلَقَ فِی السَّماءِ الرّابِعَةِ مِائَةَ اَلْفِ مَلَکٍ، وَ فِی السَّماءِ الْخامِسَةِ ثَلثَِمائَةِ اَلْفِ مَلَکٍ، وَفِی السَّماءِ السّابِعَةِ مَلَکاً رَأْسُهُ تَحْتَ الْعَرْشِ وَ رِجْلاهُ تَحْتَ الثَّری، وَمَلائِکَةً اَکْثَرُ مِنْ رَبیعَةَ وَ مُضَرَ، لَیْسَ لَهُمْ طَعامٌ وَ لا شَرابٌ اِلاَّ الصَّلوةُ عَلی اَمیرِالْمُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ اَبیطالِبٍ وَ مُحِبّیهِ وَ الاْءسْتِغْفارُ لِشیعَتِهِ الْمُذْنِبینَ وَ مُوالیهِ ».
« بدرستیکه خدا در آسمان چهارم صد هزار فرشته آفرید و در آسمان پنجم سیصد هزار و در آسمان هفتم فرشتهای آفرید که سر او زیر عرش است و دو پایش در اعماق زمین و ملائکهای را آفرید که بیش از قبیله ربیعه و مضر هستند و طعام و نوشیدنی ندارند جز درود بر امیرالمؤمنین علیّ بن ابیطالب و دوستارانش، و استغفار برای شیعیان گنهکار و دوستان و یارانش ».(1)
1) 1 . مائة منقبة ، ص 149 ، ح 88 .
ابن شاذان به اسنادش از موسی بن جعفر علیهالسلام ، از پدرش، از پدرانش روایت کرده است که رسول خدا فرمود:
« اِنَّ اللّهَ تَعالی لَمّا خَلَقَ جَنَّةَ عَدْنٍ، قالَ تَزَیَّنی فَتَزَیَّنَتْ وَ ماسَتْ، فَقالَ: قَرّی بِعِزَّتی وَ جَلالی، ما خَلَقْتُکِ اِلاّ لِلْمُؤمِنینَ فَطُوبی لَکِ وَ لِساکِنیکِ »
« خدای تعالی هنگامیکه جنّت عدن را آفرید به او گفت: زینت بگیر، پس زینت گرفت و خرامید و به خود بالید، پس خداوند فرمود: قرار بگیر ( آرام باش ) که به عزّت و جلالم من تو را نیافریدم مگر برای مؤمنین پس خوشا به حال تو و ساکنانت »
سپس فرمود:
« یا عَلِیُّ ما خُلِقَتْ عَدْنٌ اِلاّ لَکَ وَ لِشیعَتِکَ ».
« ای علی بهشت عدن خلق نشده جز برای تو و شیعه تو ».(1)
1) 1 . مائة منقبة ، ص 151 ، ح 90 .
ابن شاذان به اسنادش از ایّوب سجستانی روایت کرده است که میگوید: در حال طواف بودم که با انس بن مالک برخورد کردم، او به من گفت: آیا تو را بشارت ندهم به چیزی که شادمان شوی؟ گفتم: آری، گفت: در پیشگاه پیامبر در مسجد مدینه ایستاده بودم در حالیکه حضرت در روضه نشسته بود، فرمود:
« اِسْرَعْ وَایتنِی بِعَلِیِّ بْنِ أَبی طالِبٍ »
« فوراً میروی و علیّ بن ابیطالب علیهالسلام را میآوری »
پس رفتم با علی و فاطمه مصادف شدم، به علی علیهالسلام عرض کردم: پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم شما را فرا میخواند. علی علیهالسلام حرکت کرد ( و به خدمت پیامبر رسید ) پیامبر فرمود:
« یا عَلِیُّ سَلِّمْ عَلی جَبْرائیلَ »
« ای علی بر جبرائیل سلام کن »
علی علیهالسلام فرمود: « السّلام علیک یا جبرائیل » و جبرئیل جواب سلام را رد کرد، پیامبر فرمود:
« هذا جَبْرَئیلُ یَقُولُ: اِنَّ اللّهَ یَقْرَءُ عَلَیْکَ السَّلمَ وَ یَقُولُ: طوُبی لَکَ وَ لِشیعَتِکَ وَ مُحِبّیکَ، وَ الْوَیْلُ ثُمَّ الْوَیْلُ لِمُبْغِضیکَ، اِذا کانَ یَوْمَ الْقِیامَةِ نادی مُنادٍ مِنْ بُطْنانِ الْعَرْشِ: اَیْنَ مُحَمَّدٌ صلیاللهعلیهوآلهوسلم وَ عَلِیٌّ فَیُعْرَجُ بِکُما فِی السَّماءِ حَتّی تُوقَفا بَیْنَ یَدَیِ اللّهِ، فَیَقُولُ
اللّهُ لِنَبِیِّهِ أَوْرِدْ عَلِیّاً الْحَوْضَ، وَ هذَا الْکَأْسَ أَعْطِهِ حَتّی یُسْقِیَ مُحِبّیهِ وَ شیعَتَهُ، وَ لا یُسْقِیَ أَحَداً مِنْ مُبْغِضیهَ وَ یَأَمُرَ لُِمحِبّیهِ أَنْ یُحاسَبُوا حِساباً یَسیراً، وَ یَأْمُرَبِهِمْ اِلَی الْجَنَّةِ ».
« این جبرئیل است میگوید: خدا به تو سلام فرستاده و میفرماید: خوشا به حال تو و شیعهات و دوستارانت، و وای پس وای ( هلاکت باد ) برای دشمنت، هنگامیکه روز قیامت بپا شود، منادی از درون عرش ندا میدهد: کجاست محمد و علی؟ تا در پیشگاه الهی حاضر شوند ( و هنگامیکه در پیشگاه او حاضر شدند ) خدا به پیامبرش میگوید: علی را بر حوض کوثر وارد کن، و این جام را بدو عطا کن، تا دوستان و شیعیانش را سیراب کند، و احدی از دشمنانش را سیراب نکند، و امر نماید تا محبّانش به آسانی حسابرسی شوند، و به سوی بهشت روانه گردند ».(1)
1) 1 . مائة منقبة ، ص 140 ، ح 79 .
ابن شاذان به اسنادش از حذیفه بن یمان روایت کرده است که گفت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم برخاست و بین دو چشم علیّ بن ابیطالب علیهالسلام را بوسید و فرمود:
« یا أَبَاالْحَسَنِ أَنْتَ عُضْوٌ مِنْ أَعْضائی تَنْزِلُ حَیْثُ نَزَلْتُ وَ اِنَّ لَکَ فِی الْجََنَّةِ دَرَجَةً الْوَسیلَةَ، فَطُوبی لَکَ وَ لِشیعَتِکَ مِنْ بَعْدِکَ ».
« ای اباالحسن! تو عضوی از اعضای من هستی، فرود میآیی در جائیکه من فرود آیم، و مسلّماً برای تو در بهشت درجه « وسیله » است، پس خوشا به حال تو و شیعیان تو بعد از تو ».(1)
1) 1 . مائة منقبة ، ص 112 ، ح 53 .
ابن شاذان به اسنادش از عبداللّه بن عبّاس روایت کرده است که گفت: رسول خدا به علیّ بن ابیطالب علیهالسلام فرمود:
« یا عَلِیُّ اِنَّ جَبْرَئیلَ أَخْبَرَنی فیکَ بِأَمْرٍ قَرَّتْ بِهِ عَیْنی، و فَرَحَ بِهِ قَلْبی قالَ یا مُحَمَّدُ: اِنَّ اللّهَ تَعالی قالَ لی: اِقْرَأْ مُحَمَّداً مِنّیِ السَّلامَ، وَ أَعْلِمْهُ أَنَّ عَلِیّاً اِمامُ الْه-ُدی وَ مَصابیحُ الدُّجی وَ الْحُجَّةُ عَلی أَهْلِ الدُّنْیا فَاِنَّهُ الصِّدّیقُ الاْءَکْبَرُ وَ الْفارُوقُ الاْءَعْظَمُ، وَ اِنّی آلَیْتُ بِعِزَّتی لا اُدْخِلُ النّارَ أَحَداً تَوَلاّهُ وَ سَلَّمَ لَهُ وَ لِلاْءَوْصِیاءِ مِنْ بَعْدِهِ، وَ لا اُدْخِلُ الْجَنَّةَ مَنْ تَرَکَ وِلایَتَهُ وَ التَّسْلیمَ لَهُ وَ لِلاْءَوْصِیاءِ مِنْ بَعْدِهِ حَقَّ الْقَوْلُ مِنّی لاَءَمْلاَءَنَّ جَهَنَّمَ وَ أَطْباقَها مِنْ اَعْدائِهِ وَ لاَءَمْلاََنَّ الْجَنَّةَ مِنْ اَوْلِیائِهِ وَ شیعَتِهِ ».
« ای علی جبرئیل به من خبری درباره تو داد که چشمم روشن شد و قلبم شادمان گردید، جبرئیل گفت: خدای تعالی فرمود: از جانب من به محمّد سلام برسان، و به او اعلام کن که: علی امام هدایت است، و چراغ تاریکیها و حجّت بر اهل دنیا،: مسلّماً او صدّیق اکبر و فاروق أعظم است، و به درستیکه من قسم به عزّتم خوردهام که داخل جهنّم نکنم هر کسی را که ولایت او را پذیرفته باشد، و تسلیم او و اوصیای پس از او گردد، و به عزّتم سوگند خوردهام که داخل بهشت نکنم کسی را که ولایت او را
نپذیرفته و تسلیم او و اوصیای پس از او نشده باشد. و براستی این قول من است که جهنّم و طبقات آنرا از دشمنانش پر خواهم کرد، و بهشت را مملوّ از دوستان و شیعیانش مینمایم ».(1)
1) 1 . مائة منقبة ، ص 82 ، ح 30 .
ابن شاذان از ابو سعید خدری از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم روایت کرده است که فرمود:
« ما مَرَرْتُ فی لَیْلَةٍ اُسْرِیَ بی بِشَئٍ مِنْ مَلَکُوتِ السَّماءِ وَلا عَلی شَئٍ مِنَ الْحُجُبِ فَوْقَها اِلاّ وَجَدْتُها مَشْحُونَةً بِمَلائِکَةِ اللّهِ تَعالی یَقُولُونَ: هَنیئًا لَکَ یا مُحَمَّدُ! فَقَدْ اُعْطیتَ مالَمْ یُعُطَ اَحَدٌ بَعْدَکَ، اُعْطیتَ عَلِیَّ بْنَ اَبی طالِبٍ أخاً وَ فاطِمَةَ زَوْجَتَهُ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ اَوْلاداً، وَ مُحِبّیهِمْ شیعَةً، یا مُحَمَّدُ اِنَّکَ أَفْضَلُ النَّبِیّینَ، وَ عَلِیٌّ أَفْضَلُ الْوَصِیّینَ، وَ فاطِمَةُ سَیِّدَةُ نِساءِ الْعالَمینَ، وَ الْحَسَنُ و الْحُسَیْنُ اَکْرَمُ مَنْ دَخَلَ الْجِنانَ مِنْ أَوْلادِ الْمُرْسَلینَ، وَ شیعَتُهُ أَفْضَلُ مَنْ تَضَمَّنَهُ عَرَصاتُ الْقِیامَةِ ».
« در شب معراج به هیچ چیزی در ملکوت آسمان نگذشتم، و نیز بر حجابی از حُجُب عبور نکردم، جز اینکه آنرا پر از ملائکه خدای تعالی یافتم، که میگفتند: گوارا باد بر تو ای محمّد، که به تو چیزهایی عطا شده که به احدی پس از تو عطا نشده است، برادری چون علی بن ابیطالب، و فاطمه همسر او و حسن و حسین به عنوان فرزندان، و محبّین آنها به عنوان شیعه به تو عطا گردیده است، ای محمّد! تو برترین پیامبران، و علی برترین اوصیاء،و فاطمه سرور زنان جهانیان، و حسن و حسین
برترین افراد از فرزندان پیامبران که داخل بهشت شدهاند و میباشند، و شیعه او برترین کسانی هستند که صحنه قیامت آنها را در بر گرفته است ».(1)
1) 1 . خوارزمی در مقتل الحسین ، ج 1 ، ص 147 ، ح 24 .
خوارزمی به اسنادش از زینب دختر علی علیهالسلام ، از فاطمه دختر رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم روایت کرده است که رسول خدا به علی علیهالسلام فرمودند:
« اَما اِنَّکَ یَابْنَ اَبیطالِبٍ وَ شیعَتَکَ فِی الْجَنَّةِ وَ سَیَجئُ أَقْوامٌ یَنْتَحِلُونَ حُبَّکَ ثُمَّ یَمْرُقُونَ مِنَ الاْءِسْلامِ کَما یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمْیَةِ، لَهُمْ نَبْذٌ یُقال لَهُمُ الْخارِجَةُ، فَاِنْ لَقیتَهُمْ فَاقْتُلْهُمْ فَاِنَّهُمْ مُشْرِکُونَ ».
« بدان بدرستیکه تو ای پسر ابی طالب! و شیعیانت در بهشتید، و به زودی اقوامی میآیند که ادّعای محبّت تو را میکنند، سپس از اسلام خارج میشوند، چنانکه تیر از کمان خارج میگردد، به آنها خوارج گفته میشود، پس اگر با آنها ملاقات کردی آنها را بکش، که مسلّماً آنها مشرکند ».(1)
1) 1 . مناقب خوارزمی ، ص 257.
آنچه از مجموع این احادیث نبوی که همگی از طرق اهل سنّت روایت شده است به دست میآید این است که لفظ « شیعه » به وسیله خود پیامبر بر پیروان و دوستاران امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام اطلاق شده و در حقیقت پایهگذار مذهب شیعه وجود مقدّس رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم بوده است، برماست که این رهنمود بزرگ پیامبر را که مبتنی بر پیروی از امیرالمؤمنین علیهالسلام و اولاد معصومین اوست، بپذیریم، زیرا خداوند فرموده: « اَطیعُوا اللّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَاُولُوالاْءَمْرِ مِنْکُمْ »که با توجّه به این احادیث و احادیث بسیار دیگر روشن میشود که مراد از « اوُلُوالاْءمر » امیرالمؤمنین و ائمّه معصومین علیهمالسلام است.
آری بیائیم به ریسمان الهی چنگ زنیم و در پرتو تمسّک به این ریسمان محکم از تفرقه بپرهیزیم « وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا ».
[ آلعمران / 103 ]
« هذا کِتابٌ اَنْزَلْناهُ مُبارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ »
[ الأنعام / 155 ]
41 - ابو ریحان بیرونی / چاپ دوّم / دارالتبلیغ اسلامی / قم.
42 - اجساد جاویدان / چاپ دوم / نشر حاذق / قم.
43 - ارزیابی تمدن غرب / چاپ سوّم / انتشارات رسالت / قم.
44 - ارمغان صافی / چاپ اول / انتشارات دلیل ما / قم.
45 - ارمغان مجلسی / چاپ پانزدهم / انتشارات رسالت / قم.
46 - اسرار نماز / چاپ چهارم / انتشارات رسالت / قم.
47 - اعتقادات علاّمهی مجلسی / چاپ سوم / انتشارات رسالت / قم.
48 - اماکن زیارتی منتسب به امام زمان / سلسله مقالات / انتظار / قم.
49 - او خواهد آمد / چاپ دوازدهم / انتشارات رسالت / قم.
50 - با دعای ندبه در پگاه جمعه / چاپ اول / نشر موعود / تهران.
51 - بانوی اسلام / چاپ اوّل / دارالتّبلیغ اسلامی / قم.
52 - تاریخ شیعهی زیدیّه / چاپ اوّل / دانشگاه شیراز.
53 - تاریخ وهابیان / چاپ اول / نشر طوفان / تهران.
54 - تاریخچهی عاشورا / ترکی استانبولی / انتشارات زمان / استانبول.
55 - ترجمهی مصوّر سورهی رعد / به سه زبان / دفتر نشر/ تهران.
56 - ترجمهی مصوّر سورهی الرّحمن / به چهار زبان / انتشارات اوس / استانبول.
57 - تشرفات در میان نفی و اثبات / سلسله مقالات / موعود / تهران.
58 - تشیّع یا اسلام راستین / چاپ ششم / بنیاد بعثت / تهران.
59 - جزیرهی خضراء / چاپ چهاردهم / انتشارات رسالت / قم.
60 - جغرافیای کشورهای اسلامی / سلسله مقالات / نسل نو / قم
61 - چهل حدیث از غیبت فضل بن شاذان / چاپ اوّل / نشر حاذق / قم.
62 - چهل حدیث پیرامون نور یزدان / چاپ اوّل / نشر حاذق / قم.
63 - چهل حدیث پیرامون یوسف زهرا / چاپ اوّل / نشر حاذق / قم.
64 - چهل حدیث در مناقب اوّلین پیشوا / چاپ اوّل / انتشارات رسالت / قم.
65 - چهل حدیث در مناقب امّ ابیها / چاپ اوّل / انتشارات رسالت / قم.
66 - حضرتمهدیو رابطةالعالمالاسلامی /ترکی/انتشارات زمان/ استانبول.
67 - دانشگاه امام صادق علیهالسلام / چاپ اوّل / دارالتّبلیغ اسلامی / قم.
68 - دراسة عن حیاة فاطمة علیهاالسلام / عربی / چاپ اوّل / بحرین.
69 - در حریم حضرت معصومه علیهاالسلام / چاپ دوم / انتشارات رسالت / قم.
70 - راهنمای قبله / ترکی استانبولی / انتشارات زمان / استانبول.
71 - روزگار رهائی / چاپ سوّم / نشر آفاق / تهران.
72 - روزه در اسلام / ترکی استانبولی / انتشارات زمان / استانبول.
73 - رهبری در اسلام / ترکی استانبولی / انتشارات زمان / استانبول.
74 - زندگانی کریمهی اهلبیت / نشر حاذق / قم.
75 - زمینهسازان حکومت امام زمان / نشر توحید / تهران.
76 - زیارت عاشورا وآثار معجزآسایآن / چاپپنجم / انتشارات رسالت / قم.
77 - زیارتنامهی حضرت معصومه / چاپ دوم / نشر حاذق / قم.
78 - سرچشمه کوثر / چاپ سوم / انتشارات راه وداد / کرج.
79 - سند حدیث کساء / چاپ دوّم / انتشارات رسالت / قم.
80 - سیری در ترجمههای قرآن / سلسله مقالات / نسل نو / قم.
81 - سیمای مدینه / سلسله مقالات / میقات / تهران.
82 - طول عمر امام زمان علیهالسلام / چاپ سوّم / انتشارات طاووس بهشتیان / قم.
83 - عاشورا چه روزیست ؟ / ترکی استانبولی / انتشارات زمان / استانبول.
84 - علاّمهی اقبال در مدینه / چاپ اوّل / دارالتّبلیغ اسلامی / قم.
85 - علی اول / چاپ دوم / نشر موعود / تهران.
86 - علی و فلسفهی الهی / چاپ اوّل / بنیاد علاّمهی طباطبائی / قم.
87 - قرآن معجزهی جاویدان / ترکی استانبولی / انتشارات زمان / استانبول.
88 - قربانیان الکلیسم / سلسله مقالات / نسل جوان / قم.
89 - کتابنامهی آثار ماندگار تنهار یادگار پیامبر / چاپ اول / انتشارات دلیل ما / قم.
90 - کتابنامهی حضرت مهدی علیهالسلام / چاپ اول / انتشارات الهادی / قم.
91 - کرامات معصومیه / چاپ دوم / انتشارات حاذق / قم.
92 - کریمهی اهلبیت / چاپ اوّل / انتشارات حاذق / قم.
93 - گزارش لحظه به لحظه از میلاد نور / چاپ اول / انتشارات رسالت / قم.
94 - معارف اسلامی / ترکی استانبولی / انتشارات زمان / استانبول.
95 - میثم تمّار / چاپ اوّل / انتشارات توحید / تهران.
96 - میلاد نور / چاپ اوّل / مسجد صدریّه / تهران.
97 - نبراس الزائر / چاپ اول / انتشارات رسالت / قم.
98 - نبراس الفائزین بزیارة امیرالمؤمنین علیهالسلام / چاپ اول / انتشارات تک / قم.
99 - نقش امام زمان در جهان هستی / چاپ سوّم / دارالتّبلیغ اسلامی / قم.
100 - نقش روزه در درمان بیماریها / به هشت زبان / کعبه / تهران.