ghaemiyeh.com
سرشناسه : مهدیپور، علیاکبر، 1324 -
عنوان قراردادی : درسنامه فاطمی. فارسی.
عنوان و نام پدیدآور : درسنامه فاطمی/علیاکبر مهدیپور.
مشخصات نشر : قم: رسالت، 1384.
مشخصات ظاهری : 144 ص.؛ 8×12 سم.
شابک : 500 ریال ؛ 400ریال (چاپ دوم)
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
رده بندی کنگره : BP27/2/ج65د4 1393
رده بندی دیویی : 297/973
درسنامه فاطمی
علیاکبر مهدیپور
«اللّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَوةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ»(1)
حضرت فاطمهی زهرا علیهاالسلام مهر تابان، خورشید فروزان و ستارهی درخشان کرهی خاکی است، که نور جمالش بر آسمانیان نور افشانی میکند، همان گونه که ستارگان آسمان بر اهل زمین.(2)
او را «زهرا» نام نهادند، زیرا پس از خلقت زمین و آسمان، فرشتهها از تاریکی آسمانها شکایت نمودند، خداوند منّان نور حضرت زهرا علیهالسلام را در قندیلی از عرش آویزان کرد و کرات عُلوی با نور فاطمه علیهاالسلام منوّر گردید.(3)
او را زهرا نام نهادند، زیرا او هر روز سه بار: 1) بامدادان؛ 2) به هنگام زوال؛ 3) و شامگاهان بر مولای متقیان نور افشانی میکرد.(4)
از امام صادق علیهالسلام پرسیدند: چرا حضرت فاطمه را «زهرا» نامیدند؟ فرمود:
لاَِنَّ اللّهَ عَزَّوجلَّ خَلَقَها مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ؛ فَلَمّا أشْرَقَتْ أَضاَءتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ بِنُورِها، وَ غُشِیَتْ أَبصارُ الْمَلائِکَةِ وَ خَرَّتْ للّهِِ ساجِدینَ.
زیرا خداوند او را از نور عظمت خودش آفرید. هنگامی که نورش طالع گردید، آسمانها و زمین با نورش روشن شد، دیدگان فرشتگان خیره گردید و در برابر خداوند به سجده افتادند.(1)
حضرت فاطمه علیهاالسلام آیتی از آیات نور پروردگار است که در میان آیات نورانی پروردگار درخششی خاص دارد.
در میان سورههای قرآن فقط یک سوره به نام: «سورهی نور» است.
در میان آیات نورانی سورهی نور، فقط یک آیه به عنوان «آیهی نور» میباشد.
سورهی نور و آیهی نور بر محوریّت کوثر قرآن، حضرت فاطمهی زهراء علیهاالسلام میچرخد.
رئیس مذهب، امام به حق ناطق، حضرت جعفر صادق علیهالسلام در تفسیر آیهی نور میفرماید:
«اللّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَوةٍ»؛ خداوند نور آسمانها و زمین است، مثل نور خداوند مثل چراغدان است.
منظور از مشکات (چراغدان) حضرت فاطمه است.
1) [1] . شیخ صدوق، علل الشرایع، ج1، ص 180.
«فِیهَا مِصْبَاحٌ»؛ و در آن چراغدان چراغ پر فروغی است.
منظور از مصباح (چراغ پر فروغ) امام حسن مجتبی علیهالسلام است.
«الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ»؛ آن چراغ در حبابی شفّاف قرار دارد.
منظور از زجاجه (حباب شفاف) امام حسین علیهالسلام است.
«الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ»؛ آن حباب گویی ستارهی سحر است.
منظور از کوکب دریّ (ستارهی سحر) حضرت فاطمه است.
و در تفسیر «نُورٌ عَلی نُور» فرمود: امامی پس از امامی از تبار فاطمه.
و در تفسیر این آیهی شریفه چنین فرمود: «وَمَنْ لَّمْ یَجْعَلِ اللّهُ لَهُ نُورًا» امام از نسل حضرت فاطمه «فَمَا لَهُ مِنْ نُّورٍ» نور امامی روز قیامت روشنگر او نخواهد بود.(1)
قرآن کریم در آیه بعدی کانون این نور را چنین بیان میکند:
«فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ»
در خانههایی که خداوند اذن ترفیع آنها را داده است، و اذن داده که در آنها خداوند یاد شود و نامش برده شود.(2)
هنگامی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله این آیه را تلاوت فرمود، یکی از اصحاب پرسید: منظور از این خانهها چیست؟
بزرگ مفسر قرآن فرمود: خانههای پیامبران.
ابوبکر برخاست، در حالی که به خانهی حضرت علی و حضرت فاطمه اشاره میکرد، پرسید: آیا این خانه نیز از آن خانه هاست؟ فرمود:
نَعَمْ مِنْ أَفضَلِها؛
آری، از برترین آنهاست.(1)
در کتب عامّه آمده است که هنگامی که شب اول ماه، حضرت فاطمه استهلال میکرد، نور جمالش بر هلال غلبه میکرد و کسی هلال را نمیدید.
عایشه میگوید: ما در اطاقی که چراغ نبود، با نور جمال حضرت فاطمه نخ در سوزن میکردیم.
برای یادگار پیامبر این مطلب جای شگفت نیست، که عایشه میگوید: «شبی سوزن را گم کردم، در منزل چراغ نبود، هنگامی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله وارد شد، با نور جمالش سوزن را پیدا کردم.(2)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله که هرگز سخن به گزاف نمیگوید، در وصف جمال حضرت فاطمه میفرماید:
لَو کانَ الْحُسنُ شَخْصاً لَکانَ فاطِمَةَ، بَلْ هِیَ أَعْظَمُ؛
اگر زیبایی تجسّم پیدا میکرد، فاطمه میشد، بلکه فاطمه از آن نیز بزرگتر است.(3)
حضرت فاطمه علیهاالسلام در کنار این نورانیّت خاصّ، بوی بهشت میداد و از این جهت نیز موجب آزار حسودان میشد.
عایشه میگوید: به رسول خدا عرض کردم، چه شد هنگامی که فاطمه
میآید او را بوسه باران میکنی و همانند کسی که بخواهد به کسی عسل بخوراند، زبانت را در دهانش میگذاری؟!
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: شبی که مرا به معراج بردند، جبرئیل مرا وارد بهشت نمود و سیبی به من داد، من آن را خوردم و آن مبدأ نشو فاطمه شد.
فاطمه حوریهی انسیّه است، هر وقت اشتیاق بهشت داشته باشم، او را میبوسم و بوی بهشت را از او میشنوم.(1)
اجتماع همهی کمالات ظاهری و معنوی در وجود مقدّس حضرت فاطمه علیهاالسلام موجب شد که بسیاری از اصحاب پیامبر، حتّی شماری از کهنسالان آنها، از حضرت فاطمه علیهاالسلام خاستگاری کردند و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در پاسخ همهی آنها میفرمود: در مورد فاطمه منتظر فرمان پروردگار هستم. تا هنگامی که ارادهی حضرت احدیّت تعلّق گرفت بر این که صدّیقهی طاهره را به صدّیق اعظم و فاروق امّت، یعنی حضرت امیرمؤمنان علیهالسلام تزویج نماید، پس عقد آنان را در آسمان جاری کرد و به حبیبش دستور داد که در زمین جاری نماید و اینک شرح ماجرا:
هنگامی که خداوند منّان اراده فرمود که حضرت صدیقه را به ازدواج حضرت علی علیهالسلام در آورد، جبرئیل امین را فرمان داد که در زمین و آسمان ندا کند که فرشتگان در بیت المعمور گرد آیند.
آنگاه به فرشتگان فرمود: من شما را گواه میگیرم که کنیز پاک و راستگویم
1) [1] . خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج5 ص 87.
را به بندهی پاک و راستگویم تزویج کردم.
آنگاه به فرمان خداوند بهشت تزیین شد، حوریان به صف ایستادند، بیتالمعمور مفروش گشت و فرشتگان به صف ایستادند، جبرئیل امین بر کرسی کرامت بالا رفت و خطبه خواند و در فرازی از آن گفت:
ای فرشتگان مقرّب، ای راکعان، ای تسبیح گویان، ای اهل آسمانها و زمینها، همه گواه باشید که من فاطمهی زهرا، دختر رسول عالمیان، سَروَر بانوان جهانیان را به عقد علی، سَروَر اوصیا در آوردم، به فرمان خدا یک پنجم دنیا، از زمین و آسمان، دشت و دمن، کوه و دریا را مهریهی او قرار دادم.(1)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در منزل امّ سلمه بود، فرشتهای فرود آمد که پیامبر اکرم تا آن روز او را ندیده بود، فرمود: جبرئیلا! تا کنون من تو را به این صورت ندیده بودم. عرض داشت: من جبرئیل نیستم، من محمود هستم، خداوند مرا فرستاده که نور را با نور تزویج کنم.
فرمود: کدام نور را با کدام نور؟ عرضه داشت: فاطمه را با علی.
در میان دو کتف او نوشته شده بود:
لا اله الاّ اللّه، محمّد رسول اللّه، علیٌّ وصیّه.
فرمود: ای محمود! از چه زمانی این نوشته در میان دو کتف تو نوشته شده است؟
گفت: 22000 سال پیش از آن که خداوند متعال دنیا را بیافریند.(2)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود که تعدادی از مهاجران و تعدادی از انصار را فراخواندند، پس خطبهی مفصلی خواندند که با: «الحمد للّه المحمود بنعمته» آغاز میشود، در پایان فرمودند:
من شما را گواه میگیرم که فاطمه را به ازدواج علی درآوردم در مقابل 400 مثقال نقره، اگر راضی باشد.
آن گاه علی علیهالسلام وارد شد، پس خطاب به ایشان فرمود:
یا علی! خداوند منان به من امر فرموده که فاطمه را به عقد تو در آورم، من او را به عقد تو در آوردم، در مقابل 400 مثقال نقره.
آیا راضی هستی؟
عرضه داشت: آری. آنگاه به سجده افتاد و سجدهی شکر به جای آورد.
پیامبر رحمت دعا کرد و فرمود: خداوند نسلی پاکیزهی فراوان برای شما قرار دهد و مبارک گرداند.(1)
به فرمان پیامبر طعامی به عنوان ولیمه تهیّه شد و در کوچههای مدینه دعوت همگانی برای شرکت در مجلس ولیمه به عمل آمد.
همهی اهالی مدینه ده نفر ده نفر وارد شدند و اطعام شدند و سیر شدند و ظرف غذا تغییر نکرده و همچنان پر از غذا بود.
بیش از 3000 نفر از مؤمنان و 300 نفر از منافقان، در کنار سفره حاضر شدند، همه سیر شدند و دیگ غذا به برکت «مبارکه» هنوز پر بود.
1) [1] . خوارزمی، المناقب، ص 336، ح 357.
آنگاه کاسهها را پر کردند به خانههای بیوه زنان، بینوایان، و نیازمندان ارسال گردید، حتی به خانوادههای اهل ذمّه از اهل کتاب نیز ارسال شد.(1)
هنگامی که عروس را به خانهی مولا میبردند، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پیشاپیش، جبرئیل از طرف راست، میکائیل از طرف چپ و هفتاد هزار ملک از پشت سر حرکت میکردند و تا صبح مشغول تسبح و تقدیس بودند.(2)
قرآن کریم پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را برای ما اُسوه و الگو معرّفی کرده میفرماید:
«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»
برای شما در رسول خدا الگوی زیبایی است.(3)
در منابع حدیثی، سیره و تاریخ، مطالب فراوانی در مورد ازدواج صدّیقهی طاهره آمده، که ما در اینجا کمتر از یک صدم آن را نقل کردیم.
در همین مقدار نکات مهمّی هست که باید جامعهی اسلامی برای برون رفت از مشکلات زمان ما، به آنها توجه کنند:
در تعالیم عالیهی اسلامی برای کمی مهریّه تأکید فراوان شده و عملاً رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله مهریّه حضرت فاطمه علیهاالسلام، حضرت خدیجه و دیگر همسران خود را 5/12 اوقیه قرار داده که معادل 5/262 مثقال نقرهی خالص(4)میباشد، که در
اصطلاح به «مهر السّنة» شهرت یافته است.
اگر به جای مسابقه در فزون طلبی، تلاش شود که مهریّه بانوان به همان مهر السّنّة برگردد، تأثیر عجیبی در پایین آمد سنّ ازدواج خواهد داشت.
حضرت خدیجه 4000 دینار به خانوادهی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرستاد تا آن را به عنوان مهریّه به خانوادهی حضرت خدیجه بفرستند(1)ولی پیامبر صلیاللهعلیهوآله اکرم فقط 500 درهم یعنی یک هشتادم آن را به عنوان مهریه فرستاد.(2)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به امیرمؤمنان علیهالسلام فرمود که زره خود را بفروشد و پول آن را به عنوان مهریّه به حضرت فاطمه بپردازد.
در زمان ما به داماد تلقین میشود که: کی داده، کی گرفته؟!
طولی نمیکشد که عروس خانم به دادگاه مراجعه کرده، علیه داماد شکایت، مهریهاش را میطلبد، داماد راهی زندان شده.
ازدواج صدّیقهی طاهره به امر پروردگار و لازم الاجراء بود، در عین حال پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به نزد حضرت فاطمه علیهاالسلام رفته، به او میفرماید: علی آمده، نام تو را میبرد. صدّیقه طاهره سکوت میکند و پیامبر عظیم الشأن میفرماید: سکوتش علامت رضایتمندی است.
پدرها و مادرها در عین رعایت مصالح فرزندان، باید به خواستههای آنها
توجّه کنند به آرای آنها احترام بگذارند، در هیچ موردی، به ویژه در مورد انتخاب همسر آنها را مجبور نکنند.
تأمین جهیزیّه یکی از دغدغههای مهمّ خانودههای عروس میباشد، در این زمینه زیاده رویهای عجیبی میشود و تأمین جهیزیّه گاهی خانودههایی را از زندگی ساقط میکند.
مراکزی عهده دار تأمین جهیزیّه شده، در این امر حیاتی به کمک خانوادهها میشتابند و کار بسیار شاستهای انجام میدهند، باید آنها را پشتیبانی کرد.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله از مهریه حضرت فاطمه علیهاالسلام یک مشت به سلمان، یک مشت به مقداد و چند مشت به چند نفر دیگر از اصحاب دادند و کمّ و کیف جهیزیّه مورد نظر را بیان فرمودند و آنها را راهی بازار نمودند.
در زمان ما به بهانهی کوچک بودن خانهها، ولیمهها را در تالارها با هزینههای کمرشکن انجام مید هند و بسیاری از خانودهها جدّاً با مشکل مواجه میشوند.
علاوه بر حاضران و شرکت کنندگان در ولیمهی صدّیقهی طاهره، پیامبر رحمت کاسهها را پر کرده به خانههای بیوه زنان، بینوایان و نیازمندان فرستادند.
در جوامع ما عمدتاً افراد ثروتمند به مجالس ولیمه دعوت میشوند و به
نیازمندان توجّهی نمیشود.
امیدواریم همهی ما از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و دیگر پیشوایان معصوم علیهمالسلام الگو بگیریم، برای امر ازواج تسهیلاتی فراهم کنیم، از سقوط نسل جوان در فساد و تباهی جلوگیری کنیم.
با کمال تأسف بسیاری از نقّادان که در هر مجلسی تجمّل پرستی را محکوم میکنند، خود در مقام عمل از تجمّلات صرف نظر نمیکنند و در برابر خواستگاران شرایط سخت و طاقت فرسا قرار میدهند.
برای تحقیق بیشتر:
روضة الواعظین، تألیف: ابن فتّال نیشابوری، مستشهد 508 ق.
مناقب امیرالمؤمنین، تألیف: اخطب خوارزم، متوفای 568 ق.
دلائل الامامة، تألیف: طبری امامی - قرن پنجم -
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله چهل سال تمام به عبادت و اطاعت پروردگار پرداخت، تا به دریافت قرآن کریم مفتخر گردید.
آنگاه چهل شبانه روز به تهجّد خاصّ پرداخت تا کوثر قرآن فاطمهی زهرا علیهاالسلامبه آن حضرت اعطاء گردید.
بیش از صد آیه از آیات نورانی قرآن در پرتو احادیث وارده از پیشوایان معصوم علیهمالسلام به صدّیقهی طاهره، حضرت فاطمهی زهرا علیهاالسلام تفسیر شده است، که از آن جمله است سورهی مبارکه کوثر:
«إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ»
ما به تو کوثر عطا کردیم، پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی ذبح کن، به راستی دشمن تو بلا عقب و مقطوع النسل است.(1)
این سوره کوتاهترین سورهی قرآن است که از سه آیه و 10 کلمه تشکیل یافته و 6 واژه از واژگان آن در قرآن فقط یک بار به کار رفته است.
همان گونه که حضرت فاطمه علیهاالسلام دردانهی جهان خلقت است، سورهی
1) [1] . سورهی کوثر، آیهی 1-3.
کوثر نیز از نوادر سورههای قرآن میباشد.(1)
«کوثر» بر وزن «فَوعَل» برای کثرت بیش از حد وضع شده است، نهر بهشت را از این جهت کوثر مینامند که آبش بسیار فراوان، ظرفهایش به تعداد ستارگان و جایگاهش بسیار بلند است.(2)
در مورد حوض کوثر از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت شده است که فرمود:
حوض من مسیر یک ماه راه است، آبش سفیدتر از شیر، عطرش خوشبوتر از مشک، کاسههایش به تعداد ستارگان میباشد. هرکس از آن بنوشد، هرگز تشنه نمیشود.(3)
در مورد نهر کوثر نیز پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله خطاب به امیرمؤمنان علیهالسلام فرمود:
بر کرانهی آن 12000 درخت است، هر درختی 360 شاخه دارد، چون اهل بهشت در صدد جشن و شادمانی باشند، شاخهها به حرکت در میآیند، از شاخههای آن درختان نغمههای روح بخشی شنیده میشود، که اگر در بهشت مرگ بود، اهل بهشت از شادی قالب تهی میکردند.(4)
در مورد منظور از کوثر اقوال مختلفی هست، ابن حجر تعداد آن را بیش از 10 قول گفته،(5)برخی دیگر آن را به 26 قول رساندهاند.(6)
مهمترین اقوال به شرح زیر است:
حوض کوثر میعاد گاه امّت با پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در عرصات محشر میباشد که میفرماید:
اِصبِرُوا حَتّی تَلْقُونی عَلَی الْحَوضِ؛
صبر و شکیبایی پیشه کنید تا در کنار حوض کوثر با من ملاقات کنید.(1)
در احادیث ثقلین که با بیش از یکصد طریق از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله رسیده، در مورد قرآن و عترت آمده است:
لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَی الْحَوضِ
از یکدیگر جدا نمیشوند، تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.(2)
کوثر نهری در بهشت است که بیشتر نهرهای بهشتی از آن سرچشمه میگیرد.(3)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در حدیثی فرمود:
کوثر نهری است در بهشت که خداوند آن را به من عطا فرموده است، خاکش چون مشک است، از شیر سفیدتر و از عسل شیرینتر
میباشد.(1)
در حدیث دیگری فرمود:
کوثر نهری است که خداوند آن را به من عطا فرموده است.(2)
در حدیث دیگری فرمود:
در شب معراج بر نهری گذشتم که بر کرانههای آن مرواریدهای بزرگی بود که میان تهی بود. از جبرئیل پرسیدم که آن چیست؟ گفت: آن کوثر است.(3)
آنگاه خطاب به امیرمؤمنان علیهالسلام فرمود:
کوثر نهری است که از زیر عرش سرچشمه میگیرد، از شیر سفیدتر، از عسل شیرینتر و...
در پایان فرمود:
علی جان! این نهر از آنِ من و تو و دوستداران توست.(4)
در حدیث دیگری فرمود:
این نهر برای من، تو، فاطمه، حسن و حسین میباشد و شخص دیگری در آن سهم ندارد.(5)
در حدیث دیگری فرمود:
کسی که پیمان مرا بشکند و یا خون اهلبیت مرا بریزد از آن نهر
نخواهد نوشید.(1)
در ضمن حدیث معراج فرمود:
جبرئیل خانههای مرا به من ارائه داد و خانههای اهلبیت ام را در کنار نهر کوثر به من نشان داد.(2)
ابن عباس در تفسیر کوثر گوید: کوثر خیر کثیری است که به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله عطا شده است.
ابو بشیر گوید: به سعید بن جبیر گفتم: مردم خیال میکنند که کوثر نهری در بهشت است. سعید گفت:
نهری که در بهشت است، آن نیز بخشی از همان خیر کثیر است که خداوند به پیامبر عطا فرموده است.(3)
ابن فارس گوید:
کوثر نام نهری در بهشت است که منظور از آن خیر کثیر است.(4)
خلیل گوید:
کوثر خیر کثیری است که خداوند منّان آن را به رسول عالمیان عطا فرموده است.(5)
کوثر در لغت به معنای متناهی در کثرت میباشد، یعنی، هیچ خیر و برکت و
رحمتی نیست، جز این که خداوند آن را به حبیب خود عطا فرمود است.(1)
طریحی گوید: گفته شده منظور از کوثر کثرت نسل و ذرّیه است که در نسل حضرت فاطمه علیهاالسلام تحقّق یافته است.(2)
فخر رازی در تفسیر کوثر گوید:
قول سوم این است که منظور از کوثر اولاد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میباشد، زیرا این سوره در ردّ کسی نازل شده که پیامبر اکرم را «ابتر» خوانده است و لذا معنای سورهی مبارکه چنین میباشد:
خداوند منّان به رسول عالمیان از طریق حضرت فاطمه نسل با برکتی عنایت فرموده که در رهگذر زمان باقی خواهد ماند.
با نظر اعتبار ببین چقدر از فرزندان حضرت فاطمه کشته شده اند، ولی جهان پر است از این نسل مبارک.
از تبار بنی امیه حتی یک نفر شخص قابل اعتنا نمانده است. ولی عالمان فرهیخته و بزرگواری که از نسل فاطمی پیدا شدهاند، به شمار نمیآیند، که از آن جمله است: امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام رضا، امام جواد، امام هادی، امام عسکری و غیر آنها.(3)
عین همین متن را نیشابوری نیز در تفسیر خود آورده است.(4)
برای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله سه فرزند ذکور عنایت فرموده:
قاسم از حضرت خدیجه
عبداللّه، ملقب به طیّب و طاهر نیز از خدیجه
قاسم در چهار سالگی و عبداللّه در شیرخوارگی وفات کردند.(1)
تنها فرزندی که از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله باقی ماند و نسل طیّب و طاهر آن حضرت به وسیلهی او تداوم یافت، حضرت فاطمهی زهرا علیهاالسلام میباشد که تنها مصداق کوثر میباشد.
به هنگام تهاجم به خانهی وحی، حضرت محسن بین در و دیوار به شهادت رسد، از این طریق ثلث عترت طه از بین رفت و نسل حضرت فاطمه علیهاالسلام فقط از طریق امام حسن و امام حسین علیهماالسلام تداوم یافت.
در فاجعهی کربلا همهی فرزندان امام حسین علیهالسلام به شهادت رسیدند و سادات حسینی منحصرا از طریق امام سجاد علیهالسلام باقی ماندند.
در همین فاجعه، همهی فرزندان امام مجتبی علیهالسلام نیز به شهادت رسیدند و سادات حسنی از طریق حسن مثنّی و زید بن امام مجتبی تداوم یافت.
با توجّه به نکات فوق، کثرت نسل پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله یکی از معجزات، عنایات حضرت احدیت و کرامات گلواژهی کوثر میباشد.
در تفسیر قمی آمده است:
خداوند کوثر را به جای ابراهیم، فرزند پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، به آن حضرت
1) [1] . یعقوبی، التاریخ، ج 2، ص 26.
عطا فرموده است.(1)
عین همین تعبیر از امام صادق علیهالسلام نیز روایت شده است.(2)
جایگزین بودن کوثر به جای ابراهیم شاهد دیگری است بر این که منظور از کوثر، فقط فاطمهی زهرا علیهاالسلام میباشد.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرزندش ابراهیم را برای امام حسین علیهالسلام فدا کرد، خداوند منّان نیز نسل آن حضرت را از طریق حضرت فاطمه علیهاالسلام تداوم بخشید.
تقابل گلواژهی کوثر با «ابتر» دلیل قاطع و روشنی است بر این که منظور از کوثر، حضرت فاطمه علیهاالسلام است.
در واقع خداوند منّان به حبیب خود میفرماید:
دشمن تو ابتر است، از او نه اسمی، نه رسمی، نه فرزندی و نه نام نیکی نخواهد ماند، اما ذرّیهی تو تا روز قیامت باقی و پابرجا میباشد و آثار فضل و آوازهی تو در دنیا و آخرت بیرون از شمار میباشد.(3)
شیخ زاده در حاشیهی خود بر تفسیر بیضاوی مینویسد:
مفسران در تفسیر کوثر اقوال مختلفی گفتهاند، از جمله این که منظور از کوثر اولاد پیامبر اکرم میباشد و دلالت میکند بر این معنی این که این سوره در ردّ کسی نازل شده که آن حضرت را ابتر خوانده و تصوّر کرده که آن حضرت جانشین و جایگزین نخواهد داشت.(4)
از دیگر مفسّرانی که این تعبیر را آوردهاند عبادتند از: شهاب الدّین(1)
عثمان بن حسن، مشهور به: کوسه زاده(2)و ابوبکر حضرمی میباشند.(3)
بورسوی میگوید: اظهر این است که همهی نعمتهای الهی در واژهی کوثر جمع است، این واژه همهی نعمتهای ظاهری و باطنی را در بر میگیرد.
سپس مینویسد: خیرات دنیا و آخرت از نعمتهای ظاهری میباشد و علوم لدنّی که با افاضات ربّانی حاصل میشود، از نعمتهای باطنی میباشد.(4)
بر این اساس حضرت فاطمهی اطهر علیهاالسلام همان خیر کثیر است که خداوند منّان به حبیب خود رسول عالمیان عطا فرموده، که حوض کوثر و نهر بهشتی کوثر جلوههایی از این کوثر جاری رسالت و امامت میباشد و همهی نعمتهای ظاهری و باطنی را فرا میگیرد.
با توجّه به تقابل آن با «ابتر» کثرت اولاد، نام نیک، خیر و برکت مادّی و معنوی را در بر دارد و در مقابل ابتر: از همهی آنها محروم است، نه نسلی، نه اسمی، نه رسمی، نه نام نیکی، بلکه منقطع از هر خیری میباشد.(5)
یکی از جهات اعجاز قرآن در سورهی مبارکه کوثر این خبر غیبی است که خداوند منّان آن دشمن دیرینه پیامبر را «ابتر» تعبیر فرموده و ابتر در لغت به معنای کسی است که نسلش قطع شود و عقب نداشته باشد.(6)
جالب توجّه این که هنگام نزول این سوره، عاص بن وائل 10 پسر داشت(1)ولی منطق وحی او را ابتر خواند و نسلش منقطع شد.
در این زمینه توجیه دیگری نقل شده و آن این است که فرزندانی که در فراش او متولّد شده بودند، همگی حرام زاده بودند و هیچ کدام فرزند واقعی او نبودند.(2)
ابن عباس گفته: این آیه در مورد عاص بن وائل سهمی (پدر عمروعاص) نازل شده است(3)غالب مفسّران نیز همان را از ابن عباس نقل کردهاند.(4)
ولی در لسان روایات غالبا از عمروعاص به عنوان ابتر تعبیر شده است:
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله شرورترین انسانها را در میان اوّلین و آخرین میشمارد، شش تن از امّتهای پیشین و شش تن از از امّت اسلامی نام میبرد و در پایان میفرماید: وَ الاَْبتَر وَ هُوَ عَمْرُ بْنُ عاص.(5)
امام مجتبی علیهالسلام در مجلس معاویه به عمرو عاص خطاب کرده و فرمود:
وَ اَمّا أنتَ یا عَمروُبْنُ الْعاصِ الشّانی اللّعینُ الاَْبْتَرُ؛
اما تو ای عمروبن عاص! دشمن، ملعون، ابتر!(6)
1) [1] . صادقی، الفرقان، ج 30، ص476.
2) [2] . شیخ طوسی، التّبیان، ج 10، ص 418.
3) [3] . ابن عباس، تنویر المقباس، ص 602؛ واحدی، اسباب النزول، ص 206.
4) [4] . ثعلبی، الکشف و البیان، ج 10، ص 307، طبری، جامع البیان، ج 30، ص 212؛ طبرسی، مجمع البیان، ج 10، ص 836.
5) [5] . شیخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 458، خصال مترجم، ص 647.
6) [6] . طبرسی، الاحتجاج، ج 1، ص 276.
حل مشکل به این است که به هنگام مواجه شدن با پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پدر و پسر هر دو حضور داشتند.
ابوهلال عسکری مینویسد: پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پس از خاکسپاری فرزندش با عاص بن وائل و پسرش عمروبن عاص روبه رو شدند. عمروعاص گفت: «من این مرد را دشمن میدارم».
پدرش گفت: «او دیگر ابتر شد و نسلش منقطع گردید.»
پس خداوند آیهی شریفهی «إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ» را نازل فرمود.(1)
بیان امام مجتبی علیهالسلام نیز به این نکته اشاره دارد، آنجا که خطاب به عمروعاص فرمود:
تو بودی که خطبه خواندی و گفتی: من محمد را دشمن میدارم و عاص بن وائل گفت: محمد ابتر است، فرزند ندارد، اگر بمیرد نامش و یادش از بین میرود.(2)
شایان توجه است که عمر عاص در مقابل این آیه شریفه جبهه گرفته، در مصر بر فراز منبر گفت 200000 درهم به من دادهاند که آیهی «إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ» را از قرآن بردار!!
معاویه در نامهای به او نوشت: آنچه در مصر بر فراز منبر گفتی به من رسید، تو چنین جایگاهی نداری.(3)
به کوری چشم همهی بدخواهان، کوثر همیشه جاری رسالت و امامت،
صدّیقهی طاهره، حضرت فاطمه علیهاالسلام، تندیس کوثر، سرچشمهی نسل مبارک
پیامبر رحمت، تا انقراض عالم و پایان جهان، بر تارک خلقت میدرخشد و ذریّهاش در اقصی نقاط عالم، شاهد صدق منطق وحی و مصداق روشن خیر کثیر میباشند.
از ده پسر عاص بن وائل هیچ نشانی در جهان نماند و میلونها سیّد حسنی و حسینی از برج فاطمی و علوی طلوع کرده، در جهان نور افشانی میکنند.
گفته میشود: در قرن هشتم سادات و فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام را سر شماری کردند، به 20000 رسیدند، و در زمان سلطان سلیم عثمانی (جلوس: 974-982ق) شمارهی آنها به 19 ملیون رسیده بود.(1)
آگاهان آمار، سادات را در زمان ما 60 ملیون نفر تخمین میزنند.(2)
کثرت نسل مبارک و میمون حضرت زهرا، یکی از معجزات غیبی قرآن کریم و بر چیده شدن طومار نسل عاص بن وائل از روی زمین، یکی دیگر از معجزات قرآن میباشد، که نه اسمی، نه رسمی، نه یادی و نامی از او نمانده است.(3)
در پایان این مقال اشاره میکنیم که آنان که به در خانهی وحی تهاجم کردند،
کوثر قرآن را در میان در و دیوار آزردند و ثلث عترت طه را با یک لگد از بین
1) [1] . قریشی، قاموس القرآن، ج 6، ص 96.
2) [2] . در هر قرن حداقل سه نسل به وجود میآید، بدین گونه که اگر شخصی در 25 سالگی ازدواج کند، تا 35 سالگی صاحب فرزند شود و فرزند او هم ازدواج کند تا 35 سالگی صاحب فرزند شود سه نسل میشود. به این ترتیب تاکنون حدود 40 نسل از فرزندان حضرت زهرا به وجود آمدهاند. اگر هر نسلی دو فرزند از خود باقی بگذارد، به این معناست که در هر طبقه نسل حضرت زهرا دو برابر میشود. بدین گونه که در نسل اول 2 نفر، نسل دوم 4 نفر، نسل سوم 8 نفر، نسل چهارم 16 نفر، نسل پنجم 32 نفر، به همین ترتیب تا آنکه در نسل بیست و هفتم جمعیت آنها به 67108864 نفر میرسد. پس وجه این آمار برای سادات روشن میشود.
3) [3] . طنطاوی، تفسیر الجواهر، ج 25، ص 276.
بردند، همان گونه که سعادت شرکت در نماز فاطمه علیهاالسلام را از دست دادند، در روز قیامت نیز همانند اشتران بیگانه که از نزدیک شدن به آبشخور رانده میشوند، از نزدیک شدن به حوض کوثر منع شده، به سوی دوزخ رانده میشوند، چنانچه در احادیث فراوان از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت شده است.(1)
برای تحقیق بیشتر:
فضائل فاطمة الزّهراء فی الذّکر الحکیم، شیخ علی حیدر مؤید.
شواهد التنزیل، حافظ عبیداللّه حسکانی، از علمای عامه در قرن پنجم هجری.
الکوثر فی احوال فاطمة بنت النّبی الاطهر، سید محمد باقر موسوی (در هفت مجلد)
1) [1] . بخاری، الصّحیح، ج 8، ص 148-151؛ ابن حجر، فتح الباری، ج11، ص 473.
در فرازی از حدیث کساة معروف آمده است که خداوند منّان خطاب به فرشتگان فرمود:
من آسمان بر افراشته، زمین گسترده، خورشید فرزان، ماه تابان، فلک چرخان، دریای خروشان و کشتیهای روان را جز برای محبّت این پنج تن که در زیر کساء هستند نیافریدم.
این فراز از کلام قدسی صریح است در این که پنج تن از آل عبا علّت خلقت و راز آفرینش جهان هستی میباشند.
جبرئیل امین عرضه داشت:
بار پرودگارا! چه کسانی در زیر کساء هستند؟
خداوند منّان فرمود:
هُمْ اَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدِنُ الرِّسالَةِ،
هُمْ فاطِمَةُ وَ اَبُوها وَ بَعْلُها وَ بَنُوها.
آنها اهلبیت نبوّت و معدن رسالت هستند.
آنها: فاطمه، پدر فاطمه، شوهر فاطمه، و فرزندان فاطمه هستند.(1)
1) [1] . در مورد اعتبار حدیث کساء معروف در فصل «آثار علمی حضرت فاطمه» سخن گفتیم.
در این فراز از کلام قدسی پنج تن آل عبا، با محوریت حضرت فاطمه علیهاالسلام معرّفی شدهاند.
این کلام قدسی مؤید است با کلام قدسی دیگر، که در شب معراج از سوی خداوند منّان خطاب به خاتم پیامبران شرف صدور یافته است که خطاب شد:
یا اَحْمَدُ! لَولاکَ لَما خَلَقْتُ الاَْفْلاکَ،
وَ لَولا عَلیٌّ لَما خَلَقْتُکَ
وَ لَولا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُکُما؛
_ای احمد!(صلیاللهعلیهوآله) اگر تو نبودی این چرخ گردون را نمیآفریدم، اگر علی نبود تو را نمیآفریدم و اگر فاطمه نبود شما دو تن را نمیآفریم.
این کلام قدسی را مرحوم آیت اللّه میرجهانی در کتاب شریف «الجُنّة العاصمه» از کتاب «کشف اللّئالی» با سند متصل به جابر بن عبد اللّه انصاری نقل کرده است.(1)
کتاب «کشف اللئالی» تألیف صالح بن عبد الوهّاب، مشهور به: «ابنعرندس» میباشد.
ابن عرندس از علمای بزرگ و شعرای سترگ شیعه در قرن نهم هجری میباشد.
علامه امینی در مورد یکی از قصائد ایشان فرموده است:
در میان اصحاب مشهور است که این اشعار هرگز در مجلسی خوانده نشده، جز این که حضرت بقیّة اللّه ارواحنا فداه حضور یافته است.(2)
متن کامل این اشعار در کتاب «منتخب طریحی» آمده است.(1)
کتاب «کشف الّلئالی» تا کنون به چاپ نرسیده است، نسخهی خطّی آن در کتابخانهی علامه شیخ محمد سماوی، در نجف اشرف، موجود است.
علامه میرجهانی آن را در کتابخانه مرحوم سماوی دیده و کلام قدسی یاد شده را از آن استنساخ نموده است.(2)
چند نکته
حدیث کساء معروف را صاحب عوالم با سلسه اسنادش از طریق جابر بن عبد اللّه انصاری، از حضرت فاطمه علیهاالسلام روایت کرده است.(3)
به هنگام وقوع حادثهی کساء، واثلة بن اسقع، از اصحاب عظیم الشأن پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در خانهی حضرت فاطمه علیهاالسلام حضور داشته و این واقعه را مشاهده کرده، علاوه بر جابربن عبداللّه او نیز مشاهدات خود را برای دیگر اصحاب نقل کرده است.(4)
معرفی اصحاب کساء از سوی حضرت احدیّت با محوریّت حضرت فاطمه علیهاالسلام انجام یافته است.
خداوند میتوانست به فرشتگان بفرماید که آنها حبیب من رسول اکرم، دخترش فاطمه، دامادش علی و نوههایش حسن و حسین میباشند، ولی فرمود: آنها فاطمه، پدر فاطمه، همسر فاطمه و فرزندان فاطمه میباشند.
این پرتوی از انوار منست، آن را در آسمانم قرار دادم و آن را از عظمت نور خودم آفریدم، او را از صلب پیامبری از پیامبرانم بیرون میآورم و او را بر پیامبرانم تفضیل میدهم و از او پیشوایانی به وجود میآورم که به فرمان من بر میخیزند و به حق من رهنمون میشوند، آنها را پس از انقضای وحی، جانشینان خود در روی زمین قرار میدهم.(1)
بر این اساس فرشتهها از پیش از خلقت حضرت آدم، با نور حضرت فاطمه علیهاالسلام آشنا بودند و با نور آن حضرت از تاریکی آسمان نجات یافته بودند.
در واقع خداوند منان میفرماید: شما که حضرت فاطمه را میشناسید و هزاران سال است که با نور او آشنا هستید، اصحاب کساء عبارتند از: فاطمه، پدر فاطمه، همسر فاطمه، و فرزندان فاطمه.
پس خداوند فرمود: ای فرشتگان من! و ای ساکنان آسمان من! پس
1) [1] . شیخ صدوق، علل الشرایع، ج1، ص180.
جبرئیل امین عرضه داشت: پروردگارا! چه کسانی زیر کساء هستند؟
پس خداوند عزّوجلّ فرمود: آنها اهلبیت نبوّت و معدن رسالت هستند...
پس جبرئیل عرض کرد: پروردگارا! آیا اذن میفرمایی که من نیز هبوط کرده، ششمین آنها بشوم؟
پس خداوند فرمود: آری من اذن دادم.
پس جبرئیل فرود آمد و گفت: درود بر تو ای رسول خدا...
همهی این فرازها را حضرت فاطمه علیهاالسلام بدون واسطه نقل میکند و نمیفرماید که پدرم فرمود: که خداوند منّان چنین فرمود و فرشتگان چنان، بلکه خود میفرماید: که خداوند فرمود و جبرئیل عرضه داشت و خداوند فرمود.
این تعبیرها صریح هستند در این که حضرت فاطمه علیهاالسلام بدون واسطه سخن رب الارباب را شنیده و گفت و گوی فرشتگان را با حضرت احدیّت شخصا استماع نموده است.
حضرت فاطمه را از این جهت «محدّثه» نامیده شده، که فرشته از آسمان بر او فرود میآمد و او را ندا میکرد، همان گونه که بر مریم دخت عمران فرود میآمد.(1)
1) [1] . همان، ص 182.
قرآن به صراحت آمده(2)و در مورد مادر حضرت موسی واژهی «وحی» به کار رفته است:
ما به مادر موسی وحی کردیم که...(3)
از این رهگذر امکان سخن گفتن فرشته با حضرت فاطمه علیهاالسلام و دریافت وحی برای آن حضرت از آیات نورانی قرآن قابل اثبات است.
در فراق پدر، اندوه فراوان او را فرا گرفت، جبرئیل همواره به نزد او میآمد، او را نیکو تسلیت میداد، از جایگاه پدرش سخن میگفت و از آنچه پس از وی برای ذریّهاش رخ خواهد داد نوید میداد.(4)
در کلام قدسی «لَولاکَ لَما خَلَقْتُ الاَْفْلاکَ، وَ لَولا عَلیٌّ لَما خَلَقْتُکَ، وَ لَولا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُکُما» تصور نشود که این کلام برتری حضرت علی علیهالسلام را بر رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله و برتری حضرت فاطمه علیهاالسلام را بر آن دو میرساند، بلکه از اعتقادات قطعی ما این است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله اشرف کاینات و افضل موجودات جهان خلقت است و بعد از ایشان امیرمؤمنان علیهالسلام بر همهی پیامبران پیشین برتری دارد.
معنای حدیث قدسی این است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله اشرف و افضل کائنات
است و خاتم پیامبران، پس از شهادت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله شریعت نسخ نمیشود،
بلکه تا انقراض عالم ادامه دارد و تداوم شریعت با وجود مقدس مولای متّقیان، امیرمؤمنان علیهالسلام میباشد و لذا اگر علی نبود شرع مقدس ابتر میشد و تداوم نمییافت و لذا فرمود:
وَ لَولا عَلیٌّ لَما خَلَقْتُکَ،
اگر علی نبود، تو را خلق نمیآفریدم.
چنانچه در قرآن کریم در مورد ابلاغ ولایت امیرمؤمنان به صراحت آمده است که:
«وَإِنْ لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»(1)
یعنی، اگر وصایت و ولایت امیرمؤمنان علیهالسلام را ابلاغ نکنی، اساس رسالت الهی را ابلاغ نکردهای.
چون امامت تداوم رسالت است و رسالت بدون امامت ابتر میباشد.
وَ لَولا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُکُما
اگر فاطمه نبود، شما دو تن را نمیآفریدم.
زیرا بعد از شهادت مولای متقیان باید نُه ستارهی فروزان امامت از برج فاطمی طلوع نماید، تا شریعت مطهّره تداوم پیدا کند.
پس این جمله به معنای برتری حضرت فاطمه بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و امیرمؤمنان علیهالسلام نمیباشد، بلکه به این معناست که شرع مقدس نبوی با خلافت علوی، و سپس با امامت امامان معصوم از تبار فاطمه علیهاالسلام تداوم خواهد یافت.
1) [1] . سورهی مائده، آیهی 67.
برکهی غدیر خم، علامهی بزرگوار آیة اللّه شیخ عبد الحسین امینی قدس سره حُسن ختام میبخشیم:
علامهی امینی پس از بازگشت از سفر پاکستان چند روزی در مشهد مقدّس اقامت داشتند و جمعی از علمای مشهد مقدس به دیدارشان شرفیاب شدند، یکی از علمای مشهد که اینک از مدرسین حوزهی علمیه مشهد مقدّس هستند، نقل میکنند که علامهی امینی در یکی از جلسات برای گروهی از دیدار کنندگان، از یافتههای خود از نسخههای خطی استانبول صبت کردند و به عنوان نمونه فرمودند:
من در مسافرت خود به استانبول و استفاده از نسخههای خطی کتابخانههای استانبول دو مجلّد بزرگ پیرامون امام حسن و امام حسین علیهماالسلام یادداشت برداشتهام، اگر روزی این یادداشتها منتشر شود، به همان مقدار کتاب الغدیر موج ایجاد کرده، نشر این یادداشتها نیز در جهان اسلام تأثیر خواهد گذاشت.
آنگاه یکی از یافتههای خود را به شرح زیر بیان فرمودند:
من در این سفر در تتمّهی حدیث «لولاک» را پیدا کردم و متن آن چنین است:
یا اَحْمَدُ! لَولاکَ لَما خَلَقْتُ الاَْفْلاکَ،
وَ لَولا عَلیٌّ لَما خَلَقْتُکَ،
وَ لَولا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُکُما،
وَلَولا الحَسَنان لَما خَلَقْتُکُم؛
_ای احمد!( _صلیاللهعلیهوآله) اگر تو نبودی این چرخ گردون را نمیآفریدم، اگر علی
نبود تو را نمیآفریدم و اگر فاطمه نبود شما دو تن را نمیآفریدم.
و اگر حسن و حسین نبودند، شما سه تن را نمیآفریدم.(1)
چنانچه پیشتر تقدیم گردید، معنای حدیث شریف این است که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله علّت غایی جهان آفرینش، حضرت علی علیهالسلام تداوم بخش شریعت نبوی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین علیهمالسلام تداوم بخش کوثر جاری امامت هستند.
برای تحقیق بیشتر:
الجُنّة العاصمة، تألیف: حاج سید حسن میرجهانی (متوفای 1413ق)
الغدیر، تألیف: علامه امینی (متوفای 1390 ق)
المنتخب، تألیف: فخرالدین طریحی (متوفای 1085ق)
1) [1] . مهدی پور جرعهای از کرامات امام حسین علیهالسلام ص 16.
روایات صادره از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله پیرامون حضرت زهرا علیهاالسلام بسیار فراوان است، به تعدادی از آنها اشاره میکنیم:
فاطمه شادمانی دل من است، دو پسرش میوه دلم هستند، همسرش نور دیدهام میباشد، امامان از نسل او امنای پروردگار و ریسمان استوار خداوند به سوی مردمانند.
هرکس به آنها چنگ بزند نجات مییابد و هرکس از آنها تخلّف کند هلاک میگردد.(1)
اما دخترم فاطمه، او سرو بانوان جهان است از اولین و آخرین، او پاره تن من است، او نور چشم من، میوه دل من و روح من است.(2)
فرشتهای بر من فرود آمد و مرا بشارت داد که فاطمه سَروَر بانوان بهشت است.(1)
بهترین مردان شما علی بن ابی طالب است، بهترین جوانان شما حسن و حسین است و بهترین بانوان شما فاطمه دختر محمد است.(2)
آیا خشنود نیستی از این که بانوی بانوان بهشت باشی و پسرانت سَروَر جوانان بهشت باشند؟(3)
ای سلمان! محبّت دخترم فاطمه در یکصد مورد پر خطر سود میبخشد، که آسانترین آنها: 1) دم مرگ؛ 2) در قبر؛ 3) سنجش اعمال؛ 4) محشر؛ 5) صراط؛ 6) و به هنگام حساب رسی اعمال میباشد.(4)
_چون روز قیامت فرا رسد، منادی از اعماق عرش ندا دهد: هان ای اهل محشر! دیدگان خود را فرو بندید و سرهای خود را پایین بیاورید، تا فاطمه دختر محمد از صراط عبور _
کند.(1)
_خداوند به من امر فرمود که فاطمه را به تو (امیرمؤمنان _علیهالسلام) تزویج کنم در برابر یک پنجم دنیا، پس هر کسی که بر فراز آن گام نهد، در حالی که تو را دشمن میدارد، دنیا برای او حرام میباشد و گام نهادنش بر آن حرام است.(2)
فاطمه پاره تن من است، آنچه او را اندوهگین سازد، مرا اندوهگین میسازد و آنچه او را آزار بدهد، مرا آزار میدهد.(3)
اول کسی که وارد بهشت میشود، دخترم فاطمه است.(4)
خداوند تو را و فرزندانت را هرگز عذاب نمیکند.(5)
ای فاطمه تو را بشارت باد که مهدی از نسل توست.(6)
خداوند به سبب خشم تو خشمگین میشود و به سبب خشنودی تو خشنود میشود.(1)
پدر و مادرم به فدای تو باد.(2)
سپاس خداوندی را که مرا از دنیا بیرون نبرد تا در دخترم دیدم آنچه را که زکریا در مریم دخت عمران دیده بود.(3)
فاطمه جان! تو را بشارت باد که برای تو در نزد خداوند جایگاه بلندی هست.(4)
اگر خداوند علی بن ابی طالب را نمیآفرید، هرگز برای فاطمه همسنگ پیدا نمیشد.(5)
فاطمه حوریهای است که به صورت انسیه آفریده شده است.(6)
_فاطمه از این جهت فاطمه نامیده شد که خودش، شیعیانش و ذریهاش از آتش جهنّم _
بریده شدهاند.(1)
در محکمه عدل الهی نخستین پروندهای که به آن رسیدگی میشود، پرونده حضرت محسن است، که در مورد او، قاتل او و قنفذ داوری میشود. قنفذ را با صاحبش میآورند با تازیانههای آتشین بر آنها مینوازند، که اگر یکی از آنها به دریا زده شود، همه دریاها از مشرق تا مغرب به جوش میآید و اگر یکی از آنها به کوههای دنیا نهاده شود، ذوب میشود و تبدیل به خاکستر میگردد.(2)
روایات وارده از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پیرامون جایگاه صدّیقه طاهره بسیار فراوان است، به همین مقدار بسنده میکنیم، فقط چند نکته پیرامون احادیث یاد شده تقدیم میکنیم:
چند نکته
در حدیث اول جایگاه حضرت زهرا علیهاالسلام، حضرت امیرمؤمنان علیهالسلام و امامان نور علیهمالسلام از تبار آن حضرت، به صورت شفّاف بیان شده، بر ضرورت تمسّک به ذیل این خاندان تأکید شده، راه نجات بیان گردیده، راه هلاکت و سقوط در آتش نیز یادآوری شده است.
در حدیث دوم از حضرت فاطمه علیهاالسلام به عنوان بانوی بانوان جهان در میان
اولین و آخرین تعبیر شده، که حضرت مریم بانوی بانوان عصر خویش و حضرت فاطمه علیهاالسلام بانوی بانوان جهان از آغاز خلقت تا پایان جهان میباشد.
در حدیث سوم بر سَروَر بانوان بهشتی بودن آن حضرت تأکید شده است و این بیان از منطق وحی نقل شده است.
در حدیث چهارم بر افضلیت حضرت زهرا بر بانوان جهان خلقت تأکید شده است.
در حدیث پنجم سَروَری بانوان بهشتی، به عنوان تسلّی بخش قلب شریف آن حضرت در برابر ناملایمات بیان گردیده است.
در حدیث ششم آثار محبّت و دلباختگی به آن حضرت و سودمند بودنش در یکصد مورد پر خطر، از جمله به هنگام مرگ، حضور در محشر، عبور از صراط و در موقع سنجش اعمال بیان شده است.
در حدیث هفتم جایگاه ویژه حضرت زهرا در محشر و فرمان حق تعالی به تشریفات خاص، به هنگام ورود آن حضرت به عرصه محشر و عبور از صراط بیان گردیده است.
در حدیث هشتم آمده است که یک پنجم روی زمین مهریه صدّیقه طاهره است و چون این سهم به صورت مشاع میباشد، در هر وجب به وجب آن ایشان سهم دارند. تنها دوستداران خاندان عصمت و طهارت حقّ عبور و مرور دارند و بر دشمنان این خاندان تصرّف در روی زمین ممنوع است حتی اگر نماز بخوانند، همانند تصرّف در مکان غصبی، گناه به شمار میآید.
در حدیث نهم دلدادگی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به حضرت فاطمه علیهاالسلام بیان گردیده، که هر کس موجب غم و اندوه حضرت فاطمه علیهاالسلام باشد، قلب شریف
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را به درد میآورد.
در حدیث دهم آمده است که حضرت فاطمه علیهاالسلام نخستین کسی است که وارد بهشت میشود، با تجلّیات آن حضرت از بهشت رونمایی میشود و با مقدمش سرای جاویدان الهی افتتاح میگردد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در حدیث دیگری فرمود: علی جان! تو نخستین کسی هستی که وارد بهشت میشود.(1)این دو حدیث با یکدیگر تعارض ندارند، زیرا که علی علیهالسلامهمراه حضرت فاطمه علیهاالسلام وارد بهشت میشود، چنان که در حدیث دیگری فرمود: نخستین کسی که وارد بهشت میشود، علی و فاطمه دختر محمد علیهمالسلام میباشند.(2)
در حدیث یازدهم برات آزادی ذریه حضرت فاطمه علیهاالسلام از آتش جهنّم صادر شده است. این موضوع در مورد فرزندان ایشان، یعنی: امام حسن، امام حسین، حضرت زینب (امّ کلثوم) علیهمالسلام قطعیاست، چنان که در احادیث فراوان به آن تصریح شده است.(3)اما در مورد نسلهای بعدی، مشروط است بر این که با اعمال ناشایست خود این مدال افتخار را از خود دور نکنند و همانند فرزند حضرت نوح مشمول آیه شریفه «إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ» نشوند.(4)
همان گونه که قرآن کریم در مورد همسران پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «اگر یکی از شما گناه آشکار کند، عذابش دو برابر دیگران است»(5)امام سجّاد علیهالسلام در مورد سادات بنی الزّهراء میفرماید:
لِمُحْسِنِنَا کِفْلَانِ مِنَ الْأَجْرِ وَ لِمُسِیئِنَا ضِعْفَانِ مِنَ الْعَذَاب؛
برای افراد نیکوکار از ما دو برابر پاداش داده میشود و برای گنهکاران ما دو برابر عذاب میباشد.(1)
در حدیث دوازدهم برای تسلّی قلب شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام بشارت میدهد که حضرت مهدی از نسل تو میباشد، او میآید و انتقام تو را از دشمنانت میگیرد، چنان که امام باقر علیهالسلام به آن تصریح فرموده است.(2)
در حدیث سیزدهم از جایگاه ویژه حضرت فاطمه علیهاالسلام سخن رفته و آن مقام بسیار بلندی است که به احدی از انبیا و اولیا داده نشده است.
منطق وحی در مورد انبیا و اولیا میفرماید:
«لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُون»؛
آنها در گفتا بر خداوند پیشی نمیگیرند، آنها مطابق فرمان الهی رفتار میکنند.(3)
ولی بزرگ مفسّر قرآن، خاتم پیغمبران، در مورد سیدة النّسوان میفرماید:
إِنَّ اللّهَ یَرْضَی لِرِضَاکِ وَ یَغْضَبُ لِغَضَبِک؛
خداوند با خشنودی تو خشنود میشود و با غضب تو غضبناک میشود.(4)
یَا فَاطِمَةُ! إِنَّ اللّهَ لَیَغْضَبُ لِغَضَبِکِ وَ یَرْضَی لِرِضَاک؛
_ای فاطمه! خداوند به سبب خشم تو خشمگین و به سبب خشنودی تو _
خشنود میشود.(1)
خداوند منّان بر اساس این حدیث که با سند صحیح در دهها منبع حدیثی از شیعه و سنّی آمده است، به حضرت فاطمه علیهاالسلام برگ سفیدی عطا کرده و فرموده از هر کس تو خشنود باشی من خشنودم و از هر کس تو خشمگین باشی من بر او خشمناکم.
در حدیث چهاردهم پدر و مادرش را فدای دخترش میکند و آن یک استثنا در شیوه گفتاری پیامبر میباشد.
در حدیث پانزدهم خشنودی خودش را در مورد مائده آسمانی که بر حضرت فاطمه علیهاالسلامآمده بود، با شور و اشتیاق عجیبی بیان میکند.
در حدیث شانزدهم جایگاه بسیار بلند حضرت فاطمه علیهاالسلام را در بارگاه حضرت احدیت بیان میکند.
در حدیث هفدهم از بعد دیگری از ابعاد عظمت حضرت فاطمه علیهاالسلام پرده برمیدارد و اعلام میکند که اگر حضرت علی علیهالسلام نبود، احدی از انبیا و اولیا شایستگی همسری حضرت فاطمه علیهاالسلام را نداشت.
در حدیث هجدهم از بعد دیگری از ویژگی آن حضرت سخن گفته و او را حوریه انسیه معرفی کرده و لذا منابع در تاریخی و حدیثی آمده است، هنگامی که حضرت فاطمه علیهاالسلام لباس دنیوی میپوشید، جایدرزهای آن در بدن مبارکش خط میانداخت از اینجا عمق فاجعه میان در و دیوار معلوم میشود.
1) [1] . شیخ صدوق، الأمالی، ص 314؛ شیخ مفید، الأمالی، ص 95؛ شیخ طوسی، الأمالی، ص 427؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصّحیحین، ج 3، ص ص 154؛ ابن اثیر، اسد الغابة، ج 5، ص 522؛ ابن مغازلی، المناقب، ص 351؛ حموینی، فرائد السّمطین، ج 2، ص 46؛ ذهبی، میزان الاعتدال، ج 1، ص 835؛ ابن حجر، تهذیب التّهذیب، ج 12، ص 441؛ هیثمی، مجمع الزّوائد، ج 9، ص 203.
در حدیث نوزدهم یکی از راز و رمزهای نامگذاری آن حضرت به «فاطمه» بیان شده، که او نیز همانند همسنگ و همسرش قسیم الجنّة والنّار است دوستدارانش را به سوی بهشت و دشمنانش را به سوی دوزخ رهنمون میشود.
در حدیث بیستم که از احادیث معراج میباشد، با قاطعیت و شفّافیت اعلام میشود که در حکومت عدل مهدوی نخستین پروندهای که رسیدگی میشود، پرونده حضرت محسن است، که عاملان شهادت حضرت محسن با تازیانههای آتشین مورد نوازش قرار میگیرند، چنانکه در محکمه عدل الهی نیز نخستین پروندهای که بررسی میشود، پرونده حضرت محسن است که: «وَ إِذَا الْمَوْؤدَةُ سُئِلَتْ * بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ»؛
از زنده به گورشدگان سؤل میشود که به چه جرمی کشته شدند؟!(1)
امام صادق علیهالسلام در تفسیر آیه شریفه خطاب به مفضّل فرمود:
یَا مُفَضَّلُ! وَ الْمَوْؤدَةُ وَ اللّهِ مُحَسِّن؛
ای مفضّل! به خدا سوگند منظور از موؤه «محسن» میباشد.(2)
برای تحقیق بیشتر:
دلایل الامامه، امامی طبری ج قرن پنجم -
فاطمة الزهراء، بهجة قلب المصطفی، احمد رحمانی همدانی، متوفای 1425 ق.
روضة الواعظین، ابن فتّال نیشابوری، مستشهد 508 ق.
از امیر بیان، پیشوای پروا پیشگان، امیرمؤمنان علیهالسلام تعبیرهای بسیار بلندی در مورد همسر و همسنگ بزرگوارشان در منابع حدیثی آمده است که به شماری از آنها اشاره میکنیم:
هنگامی که صدّیقه طاهره خطبه فدکیه را ایراد کرد و غاصب فدک را در جمع مهاجر و انصار استیضاح نمود و به خانه وحی بازگشت، مولای متّقیان او را به عنوان:
یَا ابْنَةَ الصَّفْوَةِ، وَ بَقِیَّةَ النُّبُوَّة؛
ای دختر برگزیدگی و بازمانده نبوّت(1)
خطاب کرد.
اگر مولای متّقیان آن حضرت را «یا بقیة النّبی» خطاب میکرد به معنای: ای یادگار پیامبر! بود، ولی: یا بقیة النّبوة، معنای بسیار بلندی دارد، که برای بیان آن به مقدّمه کوتاهی نیاز است:
1) [1] . طبرسی، الاحتجاج، ج 1، ص 108.
قرآن کریم در مورد حضرت آدم علیهالسلام میفرماید:
«فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمات»؛
_حضرت آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت نمود. _(1)
پرواضح است که حضرت آدم همه کلمات را دریافت نکرده، بلکه حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی و رسول اکرم علیهمالسلام نیز کلماتی را دریافت کردهاند.
آیا با این دریافتها همه کلمات دریافت شده؟ یقیناً نه، زیرا قرآن کریم میفرماید:
«قُلْ لَوْ کانَ الْبَحْرُ مِداداً لِکَلِماتِ رَبِّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ کَلِماتُ رَبِّی»؛
بگو اگر دریاها مرکّب باشد و با آن کلمات پروردگارم نوشته شود، دریاها تمام میشود، ولی کلمات پروردگارم تمام نمیشود.(2)
در ادامه آمده است که اگر دو برابر شود، باز هم کلمات پروردگار تمام نمیشود، در سورهای دیگر آمده است که اگر هفت برابر آن بر آن افزوده شود، باز هم کلمات پروردگار تمام نمیشود.(3)
پس آنچه توسّط پیامبران عظیم الشّأن، از حضرت آدم ابوالبشر تا حضرت خاتم الأنبیاء، از مبدأ وحی دریافت شده و به امّتها القاء شده، بخشی از کلمات پروردگار است، نه همه آنها، پس هنوز بقیه دارد.
آیا دیگر کلمات توسّط چه کسی دریافت خواهد شد؟
بخشی توسّط حضرت فاطمه علیهاالسلام، که به صورت «مصحف» پس از شهادت پیامبر اکرم، توسّط جبرییل، میکاییل و اسرافیل به آن حضرت تقدیم گردید.(1)
امام صادق علیهالسلام در وصف آن میفرماید:
کتابی است سه برابر قرآن شما، ولی از قرآن شما حتّی یک حرف در آن نیست.(2)
امام باقر علیهالسلام در مورد محتوای مصحف حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود:
آنچه در گذشته رخ داده، آنچه در آینده رخ میدهد، اخبار هریک از آسمانها، شمار فرشتگان هر آسمان، نام و شمار پیامبران مرسل و غیر مرسل، اسامی امّت هر پیامبر، باور داران و تکذیب کنندگان هر پیامبر، اسامی مؤمنان و کافران از اوّلین و آخرین، اسامی شهرها، وصف قرون اولیه، شمار طاغوتها، مدّت حکومت هریک از آنها، نام و سیرت هر امام و مدّت امامت هر یک، اوصاف آنها در عالم رجعت، اوصافت رجعت کنندگان از اولین و آخرین، در مصحف فاطمه آمده است.(3)
بخش دیگر آن را وجود مقدّس حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه میآورد.
امام صادق علیهالسلام در این رابطه میفرماید:
دانش 27 رشته است، آنچه پیامبران آوردهاند، دو رشته بیشتر
نمیباشد، چون قائم ما قیام کند، 25 رشته دیگر را ظاهر میسازد و
در میان مردم منتشر میکند، تا همه 27 رشته انتشار یابد.(1)
محصف حضرت فاطمه علیهاالسلام از ودایع امامت است و یکی از نشانههای امام حق میباشد(2)و اینک در محضر حضرت مهدی علیهالسلام است.(3)
بر این اساس شاید بخشی از دانشهایی که توسّط حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه ظاهر خواهد شد، برگرفته از مصحف حضرت فاطمه علیهاالسلام باشد.
مولای متّقیان امیرمؤمنان علیهالسلام در موقعیتهای فراوانی به وجود اقدس فاطمه اطهر مباهات نموده، از جمله در یکی از بیانات شافی و وافی خود که مناقب ویژه خود را برشمرده، در پایان میفرماید:
وَ لَقَدْ أُعْطِیَتْ زَوْجَتِی مُصْحَفاً فِیهِ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ یَسْبِقْهَا إِلَیْهِ أَحَدٌ خَاصَّةً مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ؛
به همسرم مصحفی داده شده، که در آن، چنان دانشی هست که پیش از همسر من احدی به آن دست نیافته است، این عنایت خاص از خدا و رسول خداست.(4)
یک بار دیگر در اواخر عمر شریف خود، پس از جنگ نهروان، خطبه مفصّلی ایراد کرده و در اول آن فرموده: اجلم فرا رسیده، هنوز مرا
نشناختهاید،...
آنگاه فضایل و مناقب ویژهاش را برشمرده و در فرازی از آن فرمود:
أَنَا زَوْجُ الْبَتُولِ، سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ، فَاطِمَةَ التَّقِیَّةِ النَّقِیَّةِ الزَّکِیَّةِ الْمَبَرَّةِ الْمَهْدِیَّةِ، حَبِیبَةِ حَبِیبِ اللّهِ؛
من همسر «بتول» هستم، که سَروَر بانوان جهان، فاطمه پارسا، پاک، پاکیزه، نیکوکار، هدایتگر و محبوبه حبیب خدا هستم.(1)
امیر بیان، مولای متّقیان، حضرت علی علیهالسلامبه هنگام تشریح مقام امامان، فضیلتی از فضائل حضرت زهرا علیهاالسلام بیان کرده و از حضرت فاطمه علیهاالسلام، به «خورشید عصمت» تعبیر کرده، میفرماید:
فَهُمُ الْکَوَاکِبُ الْعُلْوِیَّةُ، الْمُشْرِقَةُ مِنْ شَمْسِ الْعِصْمَةِ الْفَاطِمِیَّةِ، فِی سَمَاءِ الْعَظَمَةِ الْمُحَمَّدِیَّةِ، وَ الْأَغْصَانُ النَّبَوِیَّةُ النَّابِتَةُ فِی الدَّوْحَةِ الْأَحْمَدِیَّة؛
_آنها ستارگان فروزان علوی هستند، که از برج خورشید عصمت فاطمی طلوع کرده، در آسمان عظمت محمدی _صلیاللهعلیهوآله نورافشانی میکنند. آنها شاخههای استوار و پربار نبوی هستند که در گلستان احمدیعطرافشانی میکنند.(2)
امیرمؤمنان علیهالسلام در حدیثی در مورد جایگاه بلند صدّیقه طاهره چنین بیان میکند:
إِذَا کَانَ یومُ القِیامَةِ نَادی مُنادٍ مِن وَراءِ الحُجُبِ: یا أَهلَ الجَمعِ غُضّوُا أَبصارَکُم عَن فَاطِمَةَ بِنتِ مُحَمَّدٍ حَتّی تَمُرُّ؛
_چون روز رستاخیز فرا رسد، منادی از پشت حجابها ندا سر میدهد که ای اهل محشر! دیدگان خود را فرو بندید تا فاطمه دخت محمد _صلیاللهعلیهوآله عبور کند.(1)
مولای متّقیان اسوه صبر و استقامت بود، در میدان نبرد بر عمرو بن عبدودها و مرحب خیبریها غلبه کرده، در احد یک تنه از پیامبر رحمت دفاع کرده، درب خیبر را با یک دست بلند کرده، آن را سپر قرار داده، سپس روی خندق پل قرار داده، در پایان دور انداخته، هشت تن از زورمداران نتوانستند که آن را جا به جا کنند.
این مولا با این قدرت و صلابت، هنگامی که زهرای اطهر را نقش بر زمین دید، دریای صبرش کم شد، طاقتش طاق شد، در حالی که 4000 نفر او را به سوی مسجد میکشیدند، خطبهی جانکاهی خوانده که با همه خطبههایش
متفاوت است.
1) [1] . مناوی، فیض القدیر، ج 1، ص 549، ح 822.
در فرازی از آن میفرماید:
أَوَ تُضرَبُ الزَّهراءُ نَهراً؟ وَ یُؤَذُ مِنَّا حَقُّنا قَهراً وَجَبراً، فَلا نَصیرَ وَ لا مُجیرَ وَ لا مُسعِدَ وَ لا مُنجِدَ؟ فَلَیتَ إِبنُ أَبی طالِبٍ ماتَ قَبلَ یَومِهِ، فَلا یَرَی الکَفَرَةَ وَالفَجَرَةَ قَد إزدَحَمُوا عَلی ظُلمِ الطّاهِرَةِ البَرَّةِ، فَتَبّاً تَبّاً، وَ سَحُقاً سُحقاً، ذلِکَ أَمرٌ إِلَی اللّهِ مَرجِعُهُ، وَ إِلی رَسُولِ اللّهِ مَدفَعُهُ، فَقَد عَزَّ عَلَی علیّ بنِ أَبی طالِبٍ أَن یَسوَدَّ مَتنُ فاطِمَةَ ضَرباً؛
آیا حضرت زهرا با زجر کتک زده میشود؟!
آیا حقّ ما به قهر و غلبه از ما گرفته میشود؟!
نه یار و یاوری، نه ملجأ و پناهی؟!
نه مدافعی، نه حامی و نه ناصری؟!
ای کاش پسر ابوطالب پیش از امروز مرده بود و نمیدید که چگونه کافران و فاجران ازدحام کرده، برای ستم به بانوی پاک و پاکیزه و نیکو سیرت هجوم آوردهاند!!
خداوند هلاکشان کند و از رحمتش دور کند.
بازگشت این جنایت به سوی خدا و دفاع از آن با رسول خدا میباشد.
بر پسر ابوطالب بسیار سخت و دشوار است که پشت فاطمه با ضربهها سیاه شود!!
متن کامل این خطبه جانکاه، که از اعماق دل پردرد مولای متّقیان، در بحرانیترین لحظات عمر مبارکش صادر شده، در کتاب «کشف اللئالی» ابن عَرَندَس حلّی، از عالمان بزرگ شیعه در قرن نهم هجری آمده است.
آیة اللّه میرجهانی نسخه خطّی آن را در کتابخانه علاّمه سماوی در نجف
اشرف دیده، متن کامل آن را با ترجمه روان در کتاب گران سنگ «الجنّة العاصمة»(1)آورده، متن عربی و شرح واژگانش را در «مستدرک نهج البلاغه» نقل فرموده است.(2)
مولای متّقیان در ادامه، علّت صبر و شکیباییاش را در برابر این گستاخی و هجوم وحشیانه، صیانت از اسلام و بقای نوپای دعوت بیان کرده، در پایان فرموده: تا پروردگارم را ملاقات کنم، از جنایاتی که مرتکب شدید و حقّ ما را غصب کردید و در دفاع از حقّ ما سستی نمودید، به او شکایت کنم، که او بهترین داور و دادگر است.(3)
مصیبت بزرگتر مولای متّقیان فاجعه غمبار شهادت صدّیقه طاهره بود، که فاتح خیبر در فراق حضرت فاطمه علیهاالسلام تاب و توانش را از دست، دور رکعت نماز خواند، تا از نماز استعانت بجوید و بتواند قبر شریف را حفر نماید.
هنگامی که چهرهی فاطمه علیهاالسلام در خاک نهان شد، همه آمال و آرزوهای امیرمؤمنان در دل خاک مدفون شد، غمهای عالم بر دلش فرو ریخت، در میان زمین و آسمان انیس و مونسی پیدا نکرد که غم دلش را برای او شرح دهد، روی به قبر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نموده، پس از تقدیم سلام، عرضه داشت:
قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِیعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِینَةُ وَ أُخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ؛
امانت برگردانده شد، رهن و گرو دریافت شد و حضرت زهرا ربوده شد.
فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ یَا رَسُولَ اللّهِ؛
ای رسول خدا آسمان و زمین (در چشم علی) چقدر زشت است!
أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ؛
دیگر غمهای علی پایان ندارد، دیگر خواب با دیدگان علی انس ندارد.(1)
در ادامه عرضه میدارد:
وَ سَتُنْبِئُکَ ابْنَتُکَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَی هَضْمِهَا، فَأَحْفِهَا السُّؤالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَال؛
به زودی دخترت به شما خبر میدهد که چگونه امّت برای له کردنش اجتماع کردند.
پس، از او بپرس و اوضاع را از او جویا باش.
مولای متّقیان میترسد که حضرت فاطمه علیهاالسلام جنایات امّت را برای رعایت حال پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پوشیده بدارد، همان گونه که ورم بازو را در مدّت 95 روز مخفی داشته بود و مولای متّقیان به هنگام غسل آن را مشاهده نمود، از پدر بزرگوارش نیز مکتوم بدارد، و لذا عرضه میدارد که فاطمه را سؤل پیچ کن تا شرح ماجرا را بازگو نماید.
در پایان به نکته عجیبی اشاره میکند که اوج مظلومیت مولا را میرساند:
اگر ترس از متوجه شدن متولّیان امر از محل قبل نبود، در همین جا اقامت میکردم و همانند مادر داغ فرزند دیده، برای این مصیبت
بزرگ ناله سر میدادم.
1) [1] . کلینی، الکافی، ج 1، ص 459.
در برابر دیدگان خداوند، دخترت شبانه و مخفیانه به خاک سپرده شد، حقّش غصب گردید، از ارثش محروم شد، در حالی که هنوز از ارتحال شما چیزی نگذشته بود و یادتان فراموش نگشته بود.(1)
برای تحقیق بیشتر:
اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، متوفای 329 ق.
دلائل الامامة، طبری امامی، قرن پنجم هجری.
الجنّة العاصمة، سید حسن میر جهانی، متوفای 1413 ق.
1) [1] . همان.
نکات فراوان از سیره صدّیقه طاهره در سخنان پیشوایان معصوم آمده، که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
گفتم: مادر جان! دیدم که همهاش برای دیگران دعا کردید، برای خودتان دعا نکردید، فرمود:
یَا بُنَیَّ الْجَارَ ثُمَ الدَّار؛
فرزندم! اول همسایه، سپس داخل خانه.(1)
1) [1] . شیخ صدوق، علل الشّرایع، ج 1، ص 181.
به لقمهای که چشم تو بر آن پیشی گرفته باشد، پس عاق بشوم، فرمود: بخور، تو در حلالیت هستی.(1)
3 نظیر این مطلب در مورد امام سجاد علیهالسلام نیز نقل شده، که با دایهاش در یک ظرف غذا نمیخورد و میفرمود: میترسم دستم پیشی بگیرد بر لقمهای که چشم مادرم بر آن پیشی گرفته است.(2)
یَا أُمَّاهْ! کَلِّمِینِی قَبْلَ أَنْ تُفَارِقَ رُوحِی بَدَنِی؛
مادر جان! با من سخن بگو، پیش از آن که روح از بدنم مفارقت کند.(3)
سپس فرمود: آیا شما نیز میبینید آنچه را که من میبینم؟
پرسیدیم: شما چه چیزی میبینید؟ فرمود: موکبهای آسمانی را میبینم، این جبرئیل است و این رسول خداست که میفرماید:
یَا بُنَیَّةِ اقْدَمِی، فَمَا أَمَامَکِ خَیْرٌ لَکِ؛
دخترم، به پیش، که آنچه در پیش روی توست، برای شما بهتر است.(4)
فاطمه علیهاالسلام را گشود، نامهای بالای سرش بود که در آن پس از بیان عقاید، خطاب به امیرمؤمنان علیهالسلام نوشته بود:
مرا شبانه غسل بده، حنوط کن، کفن نما و بر پیکرم نماز بخوان و شبانه دفن کن و کسی را آگاه نکن، تو را به خدا میسپارم.
وَ أَقْرَأُ عَلَی وُلْدِیَ السَّلَامَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَة؛
تا روز رستاخیز به فرزندانم سلام برسان.(1)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: چرا به او اجازه ورود ندادی؟ او که نابیناست.
حضرت فاطمه علیهاالسلام گفت: او مرا نمیبیند، ولی من او را میبینم. او نیز عطر مرا استشمام میکند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: من گواهی میدهم که تو پاره تن من هستی.(2)
هنگامی که از دفن بی بی فارغ شد، غمهای عالم بر دلش فرو ریخت، روی
به قبر پیامبر کرد و عرضه داشت:
درود بر تو ای رسول خدا! از من و حبیبهات و نور چشمت که به دیدارت شتافت و در زیر خاک قرار گرفت.
قَلَّ یَا رَسُولَ اللّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی، وَ ضَعُفَ عَنْ سَیِّدَةِ النِّسَاءِ تَجَلُّدِی؛
ای رسول خدا، در فراق برگزیدهات صبرم کم شد و از سرو بانوان توانم طاق شد.(1)
امیرمؤمنان علیهالسلام شخصاً او را غسل میداد و مرتب میگفت: خدایا! او کنیز تو و دختر پیامبر تو و برگزیده تو از میان بندگانت میباشد، بار خدایا حجّتش را تلقین فرما، برهانش را قوی ساز، درجهاش را متعالی بدار و او را با پدرش حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله محشور فرما.(2)
هنگامی که پدرم در آستانه شهادت بود، در حالی که خون مبارکش در حال غلیان بود، مرا به سینه چسبانید و فرمود:
فرزندم! این دعا را فراگیر که آن را حضرت فاطمه علیهاالسلام به من تعلیم کرده، به او نیز رسول خدا تعلیم فرموده است، به آن حضرت نیز جبرییل یاد داده و گفته:
هرگاه حاجت مهم داشتی و حادثه بزرگی به تو رخ داد بگو:
بِحَقِ یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ وَ بِحَقِ طه وَ الْقُرْآنِ الْعَظِیمِ؛(1)
وَ لَقَد کانَت مَفرُوضَةَ الطّاعَةِ، عَلی جَمیعِ مَن خَلَقََ اللّهُ، مِنَ الجِنِّ، وَ الإِنسِ وَ الطَّیرِ، وَ الوَحشِ، وَ الأَنبِیاءِ، وَ المَلائِکَة؛
حضرت فاطمه بر همه مخلوقات خداوند، از پریان، آدمیان، پرندگان، درندگان، پیامبران و فرشتگان واجب الاطاعه بود.(2)
امام باقر علیهالسلام فرمود: حضرت فاطمه علیهاالسلام را از این جهت «طاهره» نامیدند که از هر گونه پلیدی پاک و پاکیزه بود.(3)
امام باقر علیهالسلام فرمود:
چون قائم ما قیام کند، حمیرا رجعت میکند، به او حدّ جاری میکند و انتقام حضرت فاطمه علیهاالسلام را از او میگیرد.
پرسیدند: چه حدّی برای او جاری میکند؟ فرمود: حدّ قذف، که به ماریه، مادر ابراهیم تهمت زده بود.(4)
خاندان عصمت و طهارت به مدّت یک ماه از آن خوردند. آن کاسه در پیش ماست و قائم علیهالسلامدر آن غذا میخورد.(1)
امام صادق علیهالسلام فرمود: برای حضرت فاطمه در نزد خداوند متعال 9 اسم هست: 1- فاطمه 2- صدیقه 3- مبارکه 4- طاهره 5- زکیه 6- رضیه 7- مرضیه 8- محدّثه 9- زهرا(2)
از پیشوای ششم پرسیدند: چرا حضرت فاطمه «زهرا» نامیده میشود؟ فرمود:
لِأَنَّهَا کَانَتْ إِذَا قَامَتْ فِی مِحْرَابِهَا، زَهَرَ نُورُهَا لِأَهْلِ السَّمَاءِ، کَمَا یَزْهَرُ نُورُ الْکَوَاکِبِ لِأَهْلِ الْأَرْض؛
زیرا هنگامی که در محراب عبادتش میایستاد، نور جمالش بر اهل آسمانها نورافشانی میکرد، همان گونه که ستارگان برای اهل زمین پرتو افشانی میکنند.(3)
وَ هِیَ الصِّدِّیقَةُ الْکُبْرَی، وَ عَلَی مَعْرِفَتِهَا دَارَتِ الْقُرُونُ الْأُوَلُ؛
_حضرت فاطمه صدیقه کبری است و همه قرنهای اولیه بر محور معرفت
او گردیده است._(1)
این مطلب بر مفضّل گران آمد، فرمود:
لَا تَضِیقَنَّ، فَإِنَّهَا صِدِّیقَةٌ، وَ لَمْ یَکُنْ یَغْسِلُهَا إِلَّا صِدِّیقٌ. أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ مَرْیَمَ لَمْ یَغْسِلْهَا إِلَّا عِیسَی؛
_بر دلت سنگین نباشد، زیرا حضرت فاطمه «صدیقه» بود، جز صدّیق نمیتوانست او را غسل دهد. مگر نمیدانی که حضرت مریم را حضرت عیسی _علیهالسلام غسل داد.(2)
«صدّیق» به معنای معصوم است، چون حضرت مریم معصوم بود، میبایست که یک فرد معصوم او را غسل دهد.
حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز معصوم بود و لذا ایجاب میکرد که یک فرد معصوم او را غسل دهد.
پیشوای ششم شیعیان فرمود: اگر خداوند متعال حضرت علی علیهالسلام را نیافریده بود، در روی زمین برای ایشان هم سنگ پیدا نمیشد، از حضرت آدم به بعد.(3)
در عهد امام صادق علیهالسلام پای زن حاملهای لغزید و بر زمین افتاد، به یاد حضرت افتاد و گفت:
لَعَنَ اللّهُ ظَالِمِیکِ یَا فَاطِمَة؛
مأمورین دولت او را دستگیر کردند، کتک زدند و به زندانش بردند.
خبر به امام صادق علیهالسلام رسید، آن قدر گریست که محاسن شریفش تر شد. آن گاه به مسجد سهله تشریف بردند و برای استخلاص آن زن دعا کردند.(1)
آنها را با همان هیزمی که برای سوزاندن علی و فاطمه و حسن و حسین علیهمالسلام آورده بودند، میسوزاند.
آن هیزم در نزد ماست، ما آن را از یکدیگر ارث میبریم.(2)
یکی از اصحاب نام دخترش را «فاطمه» گذاشته بود، امام صادق علیهالسلام به او فرمود: حالا که او را فاطمه نام نهادهای، او را نفرین نکن، دشنام نده و او را مزن.(3)
رئیس مذهب حقّه فرمود: حضرت فاطمه علیهاالسلام را از این جهت «محدّثه» گویند که ملائکه از آسمان فرود میآمدند، او را ندا میکردند، همان گونه که مریم دخت عمران را ندا میکردند، پس میگفت:
یا فاطِمَةُ! (إِنَّ اللّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلی نِساءِ الْعالَمین)؛
ای فاطمه! خداوند تو را برگزید، پاک و پاکیزه نمود و تو را بر بانوان جهان برگزید.(4)
إِنَّ فَاطِمَةَ صِدِّیقَةٌ شَهِیدَةٌ؛
فاطمه صدّیقه و شهیده است.(1)
در هر خانهای که نام محمد، احمد، علی، حسن، حسین، جعفر، طالب، یا فاطمه از نامهای بانوان باشد، فقر به آن خانه داخل نمیشود.(2)
حضرت فاطمه علیهاالسلام در سال پنجم بعثت متولّد شد، هشت سال در مکه اقامت داشت، به مدینه مهاجرت نمود، 10 سال نیز در مدینه اقامت کرد و به هنگام ارتحال عمر شریفش 18 سال و 75 روز بود.(3)
در خانهاش به خاک سپرده شد، هنگامی که بنی امیه مسجد را توسعه دادند، در مسجد قرار گرفت.(4)
امام رضا علیهالسلام فرمود: جانم به فدایت، در چه اندیشهای؟
عرض کرد: در مورد آنچه بر مادرم فاطمه واقع شده، فکر میکنم.
سپس فرمود:
به خدا سوگند! پیکر آن دو پلید را از زمین بیرون میکشم، آتش میزنم، خاکسترشان را به دریا میریزم.
امام رضا علیهالسلام فرزند دلبندش را به آغوش کشید، میان دو دیدهاش را بوسید و فرمود: پدر و مادرم به فدای تو، تو شایسته آن (امامت) هستی.(1)
آن را فراوان انجام بده، که آن برترین عملی است که تو انجام میدهی.(2)
غروب چون ستاره سحر.(1)
احمد بن اسحاق حدیث مفصّلی از امام هادی علیهالسلام پیرامون روز نهم ربیع الاول به عنوان: «عید الزّهرا» روایت کرده است.(2)
امام هادی علیهالسلام فرمود: گوشت اولاد حضرت فاطمه بر درندگان حرام است.(3)
از امام هادی علیهالسلام در مورد محلّ دفن حضرتفاطمه علیهاالسلام پرسیدند، فرمود:
هِیَ مَعَ جَدِّی؛
او در کنار جدّم میباشد.(4)
نَحنُ حُجَّةُ اللّهِ عَلَی الخَلقِ، وَ فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَینا؛
_ما - امامان - حجّت خدا بر مردمان هستیم و فاطمه _علیهاالسلام حجّت خدا بر ما میباشد.(5)
وَفِی إِبنَةِ رَسُولِ اللّهِ لِی اُسوَةٌ حَسَنَةٌ؛
در دختر پیامبر برای من الگوی خوبی هست.(1)
مولای من! همه غرق شادی و سُرُور هستند، چرا شما را غمگین میبینم؟
حضرت میفرماید:
به یاد غم و اندوه مادرم افتادم.
آنگاه این بیت را انشاد میفرماید:
لا تَرانِی إِتَّخَذتُ لا وَ عُلاها بَعدَ بَیتِ الأَحزانِ بَیتَ سُرُورٍ
نه، هرگز، سوگند به عظمت آن حضرت، پس از بیت الأحزان بیت سُرُور نخواهم داشت.(2)
خدای را به عظمت حضرتزهرا علیهاالسلام میخوانیم کهاز بقیه دوران غیبت صرف نظر بفرماید، با امضای فرج مولا، سفره جشن و شادمانی را در پهندشت کره خاکی بگستراند و قلب شریف قلب عالم امکان را شادمان بفرماید ان شاء اللّه.
برای تحقیق بیشتر:
کتاب ألفین، شیخ علی حیدر مؤد
بحارالأنوار، از علامه مجلسی، جلد 43
موسوعة سیرة أهل البیت، محمد باقر قرشی
در میان میلیونها بانوی با فضیلت جهان، تنها یک بانو این افتخار را پیدا کرد که دُر شاهوار جهان آفرینش، دُردانهی بیهمتای خداوند منّان باشد و سرور بانوان جهان، دخت گرانمایهی خاتم پیامبران، وجود اقدس سیّدة النّسوان را در صدف خود بپروراند. او کسی جز حضرت خدیجه علیهاالسلام نبود.
او دخت گرامی «خُوَیلِد» فرزند اَسَد، فرزند عبدالعُزّی، فرزند قُصَیّ، فرزند کِلاب، فرزند مُرّه، فرزند کَعب، فرزند لُؤَی، فرزند غالب، فرزند فِهر میباشد.(1)
مادرش: فاطمه دخت زائده، پسر أصمّ، پسر رواحه، پسر حَجَر، پسر عبد، پسر مَعیص، پسر عامر، پسر لُؤَی، پسر غالب، پسر فِهر بود.(2)
حضرت خدیجه از تیرهی قریش بود، از سوی پدر در نیای سوم (قُصَیّ) و
از سوی مادر در نیای هشتم (لُؤَی) با نسب پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پیوند میخورد.
«خویلد» قهرمان دلاوری بود که به هنگام تهاجم «تُبَّع» پادشاه خودکامهی «یمن» دست به شمشیر برد، مردانه در برابرش ایستاد و او را با ذلّت و خواری از حریم کعبه دور ساخت.(1)
هنگام جلوس «سیف بن ذی یزن» بر تخت سلطنت، او به همراه حضرت عبدالمطلب به عنوان نمایندهی قریش به «صنعا» رفت و در کاخ «غمدان» به وی تبریک گفت.(2)
«اسد» پدر خویلد نیز از چهرههای درخشان قریش بود، در اجتماع «حِلف الفضول» که به عنوان دفاع از مظلومان برگزار شد و به «پیمان جوانمردان» شهرت یافت، شرکت فعّال داشت.(3)
برای حضرت خدیجه علیهاالسلام کنیهها و القاب فراوانی نقل شده که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
منطق وحی همسران پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و در رأس آنها حضرت خدیجه را «امّ المؤمنین» لقب داده است.(4)
بزرگ مفسّر قرآن، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله او را برترین بانوان و برترین همسران
خود خوانده فرمود:
یا خدیجة! أنْتِ خَیْر اُمّهات المؤمنین و أفضلهنّ و سیّدة نساء العالمین ؛
ای خدیجه! تو برترین امّ المؤمنینها و بهترین آنها و بانوی بانوان جهان هستی.(1)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در حدیث فوق او را «سیّدة نساء العالمین» تعبیر کرده، مولای متّقیان علیهالسلام در چکامهای که در سوگ حضرت خدیجه سروده، او را «سیّدة النّسوان» خوانده(2)امام کاظم علیهالسلام نیز از ایشان به عنوان «سیّدة قریش» یاد کرده است.(3)
در عهد جاهلی نیز ایشان را «سیّدة نساء قریش» میخواندند.(4)
گلواژهی صدّیقه در قرآن کریم فقط یک بار دربارهی حضرت مریم به کار رفته،(5)و امام صادق علیهالسلام آن را به معنای «معصومه» معنی کرده است.(6)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به هنگام معرّفی حضرت خدیجه به جبرئیل امین فرمود:
هذه صدّیقة امّتی ؛
این صدّیقهی امّت من میباشد.(7)
1) [1] . أخطب خوارزم، مقتل الحسین، ج 1، ص 52.
2) [2] . علامهی مجلسی، بحارالأنوار، ج 35، ص 143.
3) [3] . حِمیَری، قرب الاسناد، ص 252.
4) [4] . زرقانی، شرح المواهب اللّدنیّة، ج 1، ص 199.
5) [5] . سورهی مائده، آیهی 75.
6) [6] . کلینی، الکافی، ج 1، ص 459.
7) [1] . ابن کثیر، البدایة و النّهایة، ج 2، ص 62.
مشهورترین لقب حضرت خدیجه علیهاالسلام در عهد جاهلیّت «طاهره» بود(1)زیرا که او پاکترین و عفیفترین بانوی آن دوران بود.(2)
محدّث قمی از کلمات قدسی روایت میکند که خداوند منّان به حضرت عیسی علیهالسلام فرمود:
إنّی خلقتک من غیر فحل آیة للعالمین.
أخبرهم: آمنوا بی و برسولی النّبیّ الامّیّ، نسله من مبارکة، هی مع امّک فی الجنّة؛
من تو را بدون پدر آفریدم که آیتی برای جهانیان باشی.
به امّت خود بگو که برای من و پیامبر من ایمان بیاورند که او پیامبر امّی است و نسل او از یک بانوی «مبارکه» است که او با مادرت در بهشت است.(3)
عبداللّه بن سلیمان نیز آن را از انجیل نقل کرده است.(4)
در یکی از زیارتهای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله (زیارت از راه دور) آمده است:
درود بر صدّیقه، طاهره، زکیّه، راضیه، مرضیّه، خدیجهی کبری،
امّ المؤمنین.(1)
نخستین سیر شبانهی خاتم پیامبران به آسمان دو سال پس از بعثت در شب دوشنبهای در ماه ربیع الاوّل اتّفاق افتاد.(2)
به هنگام بازگشت به سوی زمین پیک وحی عرضه داشت:
حاجتی أن تقرأ علی خدیجة من اللّه و منّی السّلام ؛
حاجت من این است که از سوی خداوند و من جبرئیل به خدیجه سلام برسانی.(3)
هنگامی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله سلام خداوند و حضرت جبرئیل را به حضرت خدیجه علیهاالسلام ابلاغ نمود، حضرت خدیجه عرض کرد:
إنّ اللّه هو السّلام، ومنه السّلام، وإلیه السّلام، وعلی جبرئیل السّلام؛
خداوند خود سلام است، همهی سلامها از او و به سوی اوست، بر جبرئیل نیز درود باد.(4)
یک بار دیگر پیک وحی بر فراز جبل النّور به محضر رسول عالمیان عرض کرد:
این خدیجه است که برای تو غذا و آب آورده، چون نزد تو آید از خدا و
از من به او سلام برسان و او را بشارت بده به قصری از مروارید که در
آن نه سر و صدایی است و نه غم و اندوهی.(1)
ذهبی گوید: بر صحّت این حدیث اتّفاق نظر است.(2)
پس از ارتحال حضرت خدیجه علیهاالسلام، حضرت فاطمه علیهاالسلام در اطراف پیامبر میپیچید و میگفت:
یا أبة! أین امّی؟
بابا! مادرم کجاست؟
پیک وحی فرود آمد و عرضه داشت:
پروردگارت فرمان میدهد که به فاطمه سلام برسانی و به او بگویی:
إنّ امّکِ فی بیت من قَصَب، کِعابه من ذهب، و عُمُده یاقوت أحمر، بین آسیة و مریم ابنة عمران ؛
مادرت در خانهای از مروارید است، که سقف آن از طلا و ستونهایش از یاقوت سرخ، در میان مریم و آسیه است.(3)
چون پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درود حقتعالی را به حضرت زهرا علیهاالسلام ابلاغ کرد، فاطمهی 5 ساله عرض کرد:
إنّ اللّه هو السّلام و منه السّلام و إلیه السّلام ؛
خداوند خود سلام است، همهی سلامها از او و به سوی اوست.(4)
احادیث فراوانی از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در فضایل و مناقب حضرت خدیجه علیهاالسلام رسیده است که به شماری از آنها فقط اشاره میکنیم:
او صدّیقهی امّت من است.(1)
ای خدیجه! تو بهترین امّ المؤمنینها هستی.(2)
هرگز خداوند همسری بهتر از او برایم جایگزین نکرده است.(3)
خداوند هر روز چندین بار با تو بر فرشتگان گرامیاش مباهات میکند.(4)
خدیجه بر بانوان امّت من برتری داده شده است.(5)
مریم سرور بانوان زمان خود و خدیجه سرور بانوان زمان خود میباشد.(6)
برترین بانوان بهشت، خدیجه دخت خویلد و فاطمه دخت محمّد صلیاللهعلیهوآله
میباشد.(1)
خدیجه دختر خویلد در ایمان به خدا و رسولخدا، از همهی بانوان جهان پیشی گرفته است.(2)
شکم مادرت ظرف امامت قرار گرفت.(3)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرمود که خداوند منّان محبّت خدیجه علیهاالسلام را به آن حضرت روزی کرده است.(4)
1) [1] . ابن حجر، فتح الباری، ج 7، ص 104.
2) [2] . حاکم، المستدرک علی الصّحیحین، ج 3، ص 184.
3) [3] . ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج 3، ص 384.
4) [4] . گنجی شافعی، کفایة الطّالب، ص 359.
5) [5] . شیخ طوسی، الأمالی، ص 259، ح 467.
6) [6] . علامهی مجلسی، بحارالأنوار، ج 35، ص 80.
7) [7] . همان، ج 18، ص 233.
همواره قلم در دست صاحبان زر، زور و تزویر بود، از این رهگذر بسیاری از حقایق مسلّم تاریخ دستخوش تحریف شده است.
بدون تردید حضرت خدیجه علیهاالسلام به هنگام ازدواج با پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله دوشیزه بود و هرگز با کسی ازدواج نکرده بود، ولی برای این که یکی دیگر از همسران را دوشیزه معرّفی کنند، برای حضرت خدیجه علیهاالسلام دو شوهر تراشیدهاند، تا او را بیوهزن و چهلساله معرّفی کنند!!
ابن شهرآشوب در کتاب گرانسنگ خود از چهار چهرهی برجستهی جهان اسلام:
احمد بلاذری، متوفّای 279 ق. صاحب کتاب: «أنساب الأشراف»
ابوالقاسم کوفی، متوفّای 352 ق. صاحب کتاب: «الاستغاثة»
سیّد مرتضی علم الهدی، متوفّای 436 ق. صاحب کتاب: «الشّافی فی الامامة»
شیخ طوسی، متوفّای 460 ق. صاحب کتاب «تلخیص الشّافی» ؛
روایت کرده که گفتهاند:
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله هنگامی با حضرت خدیجه علیهاالسلام ازدواج کرد وی دوشیزه
بود.(1)
حسین بن حمدان خصیبی، متوفّای 334 ق. با صراحت و قاطعیّت مینویسد:
به جز رسولخدا هرگز احدی افتخار همسری حضرت خدیجه علیهاالسلام را پیدا نکرد، چنانکه تا خدیجه زنده بود، پیامبر اکرم همسر دیگری برنگزید.(2)
ابوالقاسم علی بن احمد کوفی، نوهی موسی مبرقع و نوادهی امام جواد علیهالسلام، متوفّای 352 ق. در این رابطه مینویسد:
بیگمان حضرت خدیجه علیهاالسلام به جز رسولخدا هرگز با احدی ازدواج نکرده بود.(3)
ابن شهرآشوب مینویسد:
این مطلب را تأکید میکند آنچه در دو کتاب «الأنوار» و «البدع» آمده که رقیّه و زینب، دختران هاله خواهر خدیجه بودند.(4)
مورّخ شهیر سید جعفر مرتضی برای اثبات این مطلب دو کتاب مستقلّ تألیف کرده:
بنات النّبیّ أم ربائبه
القول الصّائب فی إثبات الرّبائب
و در کتاب سیرهاش به تفصیل آن را اثبات کرده است.(1)
حضرت خدیجه علیهاالسلام خواهری داشت به نام «هاله» با مردی از مخزوم ازدواج کرد و از او دختری آورد به نام هاله.
سپس با مردی از تمیم ازدواج کرد و از او پسری آورد به نام هند.
شوهرش ابوهند از همسر قبلی خود دو دختر به نام: رقیّه و زینب داشت.
پس از درگذشت ابوهند، پسرش به خانوادهی پدریاش پیوست و دخترانش در تحت کفالت هاله ماندند.
حضرت خدیجه علیهاالسلام که امّ الأرامل (سرپرست زنان بیوه) و الأیتام بود، خواهرش هاله را با دو دختر ابوهند تحت کفالت خود قرار داد.
زینب و رقیّه که در خانهی حضرت خدیجه علیهاالسلام پرورش یافتند، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را بابا خطاب میکردند.
در میان عرب رسم بود هر کس یتیمی را تربیت میکرد به عنوان فرزند او شناخته میشد، از این رهگذر این دو دختر نیز به پیامبر و خدیجه منسوب شدند.(2)
روی این بیان زینب و رقیّه، نه فقط دختران پیامبر و خدیجه نبودند، بلکه حتّی دختران هاله نبودند، بلکه ربیبههای هاله، یعنی دختران ابوهند از همسر قبلیاش بودند.
پس از آن که آنها به همسری عثمان درآمدند، وسیلهی تبلیغ امویها شد، تا
او را رقیب سیاسی امیرمؤمنان علیهالسلام معرّفی کرده، او را نیز داماد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله قلمداد کنند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله خطاب به مولای متّقیان علیهالسلام فرمود:
یا علیّ! اوتیتَ ثلاثا لم یؤتهنّ أحد و لا أنا؛
اوتیتَ صهرا مثلی و لم اوت أنا مثلی ... ؛
علی جان! خداوند به تو سه امتیاز داده که به احدی، حتّی به من نداده است:
خداوند به تو پدرزنی چون من داده، که به من پدرزنی در حدّ خودم نداده است.(1)
روی این بیان افتخار دامادی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله منحصرا از آنِ امیرمؤمنان علیهالسلام میباشد، اگر فرد دیگری در این افتخار شرکت داشت، حدیث پیامبر نقض میشد.
حافظ عمادالدّین عامری، متوفّای 893 ق. سنّ حضرت خدیجه را به هنگام ازدواج با پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله 25 دانسته و هیچ قول دیگری را نقل نکرده است.(2)
حافظ ابوبکر بیهقی، متوفّای 458 ق. نیز فقط همین قول را صحیح دانسته است.(3)
قول دیگر این است که حضرت خدیجه علیهاالسلام به هنگام ازدواج با پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله ساله بود و این قول ابن عباس است.(4)
حاکم نیشابوری با سلسله اسنادش از محمد بن اسحاق، صاحب سیره، نقل کرده که حضرت خدیجه علیهاالسلام به هنگام ازدواج با پیامبر
28 ساله بود، سپس میافزاید:
آنچه گفته میشود 40 ساله بوده قول شاذّ میباشد.(1)
بیگمان ازدواج حضرت خدیجه علیهاالسلام با پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در سال 25 عام الفیل، 15 سال پیش از بعثت و 28 سال پیش از هجرت بوده است.
این پیوند مقدّس در ماه ربیع الاوّل اتّفاق افتاده و اختلافی در آن نقل نشده است.(2)
روز ازدواج نیز بنابر مشهور دهم ماه ربیع بوده است، چنانکه سید ابن طاووس آن را از شیخ مفید نقل کرده و روزهی آن را برای شکرانهی این پیوند مقدّس مستحبّ دانسته است.(3)
مرحوم کاشف الغطاء به هنگام بحث از نهم ربیع میفرماید:
یکی دیگر از علل شادی حضرت زهرا علیهاالسلام در این ایّام پیوند مقدّس سیّد
کاینات با بانوی پاک و پاکسرشت، حضرت خدیجه علیهاالسلام است، که بیگمان حضرت زهرا علیهاالسلام در این روز شاد و مسرور است و این شادی به شیعیان و
ارادتمندانش به ارث رسیده است.(1)
حضرت خدیجه 4000 دینار به عباس داد که آن را به عنوان مهریّه به خانوادهی حضرت خدیجه علیهاالسلام بدهند(2)ولی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فقط 500 درهم به عنوان مهریّه تقدیم نمود.(3)حضرت ابوطالب نیز 20 شتر جوان از مال خود بر آن افزود.(4)
اگر چه این پیوند مقدّس 15 سال پیش از بعثت اتّفاق افتاده، ولی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله 500 درهم (یعنی یکهشتادم مال ارسالی حضرت خدیجه را) به عنوان مهریّه تقدیم میکند، تا امّت از آن حضرت پیروی کرده، از مهریّههای سنگین پرهیز کنند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله همواره خود را مدیون حضرت خدیجه علیهاالسلاممیدانست و لذا پس از تصرّف فدک به حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود:
دخترم! خداوند فدک را به پدرت اختصاص داد. دیگر مسلمانان نصیبی در آن ندارند.
مادرت خدیجه مهریّهای در عهدهی پدرت داشت. پدرت فدک را به عنوان
مهریّهی مادرت به تو داد، تا نحلهی تو باشد، سپس از آنِ فرزندانت.(5)
حضرت خدیجه علیهاالسلام برای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله یک دختر و دو پسر آورد.
همهی سیرهنویسان اتّفاق نظر دارند که به جز ابراهیم، دیگر فرزندان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله از خدیجهی کبری بود:
پیامبر اکرم علیهاالسلام 25 سال تمام با وی زندگی کرد، او تنها آرامبخش قلب پیامبر و تنها مایهی تسلّی آن حضرت بود، از این رهگذر به هنگام ارتحالش پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به قدری محزون شد که برای سلامتیاش نگران شدند.(3)
وفات حضرت خدیجه علیهاالسلام در سال دهم بعثت، شب دهم ماه رمضان اتّفاق افتاد، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله وارد قبر شده، شخصا همسرش را در قبر نهاد.(4)
ارتحال حضرت خدیجه علیهاالسلام به فاصلهی اندکی از وفات حضرت ابوطالب علیهالسلام رخ داد، از این رهگذر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آن سال را «عام الحزن» نام
نهاد.(1)
به هنگام فتح مکّه، اشراف مکّه با اصرار فراوان از آن حضرت تقاضا میکردند که در منزل آنها وارد شود، ولی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در کنار قبر حضرت خدیجه علیهاالسلامخیمه زد و ایّام اقامتش در مکّه را در کنار قبر حضرت خدیجه علیهاالسلام سپری کرد.(2)
برای تحقیق بیشتر:
الأنوار السّاطعة، شیخ غالب سیلاوی، چاپ قم، 1424 ق.
جوهرة الکوثر، علیاکبر مهدیپور، چاپ قم، 1434 ق.
نساء النّبیّ و بناته، دکتر نجاح طائی، چاپ 1425 ق.
سرسلسلهی بانوان بزرگی که کرسی خطابه را با خطابههای شورانگیز خود زینت بخشیدهاند، صدیقهی کبری، فاطمهی زهرا علیهاالسلاممیباشد، که قدرت بیان، گیرایی تعبیر، بلندی معانی و شیوایی اسلوب را از پدر والا قدرش به ارث برده، در فصاحت و بلاغت همسنگِ همسر بزرگوارش امیرمؤمنان علیهالسلام قرار گرفته، گوی سبقت را از همهی بانوان عالم برده است.
خطبهای که در این بخش تقدیم میگردد، خطبهای است که پس از شهادت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در مسجد مدینهی منوّره، در حضور مهاجر و انصار، به عنوان «استیضاحِ خلیفه» و انتقاد از نظامِ حاکم ایراد شده است.
بزرگ بانوی جهان آفرینش، به هنگام القای این خطبه، در سوگ پدر بزرگوارش به شدّت متأثّر، از غصب حق شوی گرامیاش در دریای غم و اندوه غوطهور، از ناحیهی سینه، بازو، کمر و صورت به شدّت مجروح و مصدوم بود، ولی در این خطبه از طرز تشکیل حکومت و تحریف مسیر خلافت انتقاد نموده، آثار زیانبار آن را در اجتماع نوبنیاد اسلامی به تفصیل بیان کرده، از توحید، نبوّت، امامت، فلسفهی احکام، حقایق تابناک اسلام و معارف والای تشیّع سخن گفته، چهرهی کریه غاصبان خلافت و متصدّیان نامشروع زعامت
را به شایستهترین وجه ممکن ترسیم نموده، که از دیدگاه عمق مطالب، استحکام معانی، استدلال به آیات قرآن، استشهاد به سنّت قطعی، شیوایی بیان و تناسب آن با هدف خطابه، به قدری بلند و پرمایه است که نظیر آن، جز در سخنان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و امیربیان، مولای متّقیان، پیشوای پرواپیشگان، حضرت علی علیهالسلام یافت نمیشود.
فرازهای تابناک این خطبه در سینهها ضبط شد، در بایگانی تاریخ نقش بست و در سرلوحهی اوراق زرّین تاریخ ثبت گردیده است.
هنگامی که ابوبکر و عمر تصمیم نهایی خود را در مورد غصب فدک از حضرت زهرا علیهاالسلام گرفتند و نمایندهی ایشان را از آنجا خارج کردند و این خبر به آن حضرت رسید، سر مبارک را پوشاند و چادر بر سر کشید و همراه عدهای از زنان خدمتگذار و بانوان خویشاوندش به مسجد آمدند. هنگام راه رفتن چادر حضرت به زمین کشیده میشد و پایین آن زیر پایشان میرفت، و همانند پیامبر صلیاللهعلیهوآله راه میرفت. حضرت زهرا علیهاالسلام بر ابوبکر وارد شد در حالی که او در بین گروهی از مهاجران و انصار و سایر مردم بود . پردهای میان مردم و آن حضرت آویخته شد و ایشان نشست .
آن گاه چنان آهی کشید که بر اثر آن همگان گریستند و مجلس پر خروش و منقلب شد . سپس کمی صبر نمود تا صدای گریهی مردم خاموش شد و هیجانشان آرام گرفت، در این حال با ستایش خداوند و درود بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله سخن را آغاز کرد . مردم دیگر بار گریستند ، و چون آرام شدند ایشان سخن
خود را از سر گرفت ...
نکتهای که در ابتدای ورود حضرت فاطمه علیهاالسلام به مسجد قابل تأمل است نالهی سوزناک ایشان و به دنبال آن اشک و زاری مردم است. نالهی فاطمه علیهاالسلام حکایت از وجود مطلبی دارد که او را آزرده است. مردم نیز از این مطلب آگاه شده و شروع به گریه کردند، زیرا بارها از پیامبر صلیاللهعلیهوآله شنیده بودند که: «فاطمة بضعة منی یؤذینی ما آذاها».
اکنون سؤال میشود این چه مطلبی بوده که او را آزرده است، و این آزردن به دست چه کسی واقع شده است؟!!
طبق دنبالهی خطبه معلوم میشود که زهرای مرضیه علیهاالسلام از غصب فدک ناراحت است که توسط ابوبکر وعمر و همدستانشان واقع شده است.
اگر اهلبیت: با خلفا تعاملی خوب داشتند پس چرا دختر پیامبر صلیاللهعلیهوآله این گونه از اعماق دل آه میکشد و از دست غاصبان فدک مینالد؟!
در آغاز خطابه حضرت فاطمه علیهاالسلام جملاتی زیبا در اوج بلاغت و فصاحت در حمد و ثنای الهی فرمودند که از آن جمله است:
وَ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ کَلِمَةٌ جَعَلَ الاْءِخْلاصَ تَأْویلَها وَ ضَمَّنَ الْقُلُوبَ مَوْصُولَها وَ أَنارَ فِی التَّفَکُّرِ مَعْقُولَها . اَلْمُمْتَنِعُ مِنَ الْأَبْصارِ رُؤْیَتُهُ وَ مِنَ الْأَلْسُنِ صِفَتُهُ وَ مِنَ الْأَوْهامِ کَیْفِیَّتُهُ . ابْتَدَعَ الْأَشْیاءَ لا مِنْ شَیءٍ کانَ قَبْلَها وَ أَنْشَأَها بِلاَ احْتِذاءِ أَمْثِلَهٍ اِمْتَثَلَها ؛
_گواهی میدهم که معبودی جز « اللّه » نیست ، او یگانه است و برایش
همتایی نیست. کلمهای است که تأویل آن اخلاص است ، و درک آن را در دلها قرار داده و حقیقت آن را در گسترهی اندیشه روشنی بخشیده _
_است . خداوندی که چشمها دیدنش را نتوانند ، و زبانها از وصف او بازمانند ، و درک چگونگیاش در خیال نگنجد . او تمامی اشیاء را پدید آورد بدون این که موجودی قبل از آن باشد و آنان را آفرید بدون آن که از الگو و نمونهای پیروی کند . _
در ادامه حضرت در مورد بعثت و پیامبری پدرشان سخن گفتند و عظمت او و رسالتش را بیان داشته فرمودند:
فَأَنارَ اللّهُ بِأَبی مُحَمَّدٍ صلیاللهعلیهوآله ظُلَمَها وَ کَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَها وَجَلا عَنِ الْأَبْصارِ غُمَمَها وَ قامَ فِی النّاسِ بِالْهِدایَةِ فَأَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغَوایَةِ وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعَمایَةِ وَ هَداهُمْ إلیَ الدّینِ الْقَویمِ وَ دَعاهُمْ إِلیَ الصِّراطِ الْمُسْتَقیمِ ؛
_آنگاه خداوند به وجود پدرم محمّد _صلیاللهعلیهوآله تاریکیهایشان را روشنی بخشید ، و از دلها مشکلات را زدود ، و از چشمها ابهام را کنار زد .
آن حضرت در میان مردم برای هدایت بپا خاست. ایشان را از گمراهی رهایی بخشید ، و آنان را از غفلت به در آورده بینایی و بصیرتشان داد ، و به آیین استوار راهنمایی نمود و آنها را به راه راست فراخواند .
در این فرازها بارها صدیقهی طاهره علیهاالسلام از رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله با کلمهی «پدرم» یاد میکند تا برای مردم یاد آوری نماید که من دختر او و کسی هستم که در
خانهی او بزرگ شده است.
آری، فاطمه علیهاالسلام همان اُمّ ابیهایی است که در بیت نبوت پرورش یافت، و در خانهی وصایت زندگی کرد، و امامت را تربیت نمود.
سپس حضرت فاطمه علیهاالسلام رو به مردم نمود و آنها را به تکالیف الهی و بندگی خدا یاد آور ساخت، و یادگارهای رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله را در میانشان بیان داشته فرمود:
وَ (نَحنُ) بَقِیَّةٌ اسْتَخْلَفَها عَلَیْکُمْ (مَعَنا) کِتابُ اللّهِ النّاطِقُ وَ الْقُرآنُ الصّادِقُ؛
ما یادگارانی هستیم که خداوند بر شما قرار داده، و به همراه ما کتاب ناطق الهی و قرآن صادق، نور تابناک و شعاع درخشندهای است.
در ادامه بعضی از حکمتهای دین مبین اسلام و احکام الهی مانند نماز، روزه، حج، امر به معروف و نهی از منکر را بیان کردند و در مورد ولایت فرمودند:
وَ طَاعَتَنا نِظاما لِلْمِلَّةِ، وَ إِمامَتَنا أَمانا مِنَ الْفُرْقَةِ،
پیروی از ما ( اهل بیت ) را برای سامان یافتن امر امّت ، و امامت و پیشوایی ما را برای ایمنی از پراکندگی و تفرقه قرار داده است.
با این کلام حضرت فاطمه علیهاالسلام اساس تمام تفرقهها در اسلام را دور بودن از ولایت و امامت اهلبیت علیهمالسلام بیان نمودند که اگر مسلمانان همراه با آنها و
امامتشان بودند هیچ گاه تفرقه در اسلام به وجود نمیآمد. و همچنین طبق این کلام روشن میشود هرگاه جدایی در اسلام روی داد آن طرف که امامت اهلبیت علیهمالسلام است حق بوده و باید به سوی آن رفت و بقیه باطل است.
پس تمامی مسلمانانی که به سمتی غیر از امیرالمؤمنین علیهالسلام رفتند به سمت باطل رفتهاند و از حق جدا شدهاند.
در دنباله حضرت فاطمه علیهاالسلام برای این که عذری از مسلمانان باقی نماند خودشان را معرفی کرده بیان داشتند:
ثُمَّ قالَتْ : أَیُّهَا النّاسُ ! اعْلَمُوا أَنّی فاطِمَةُ وَ أَبی مُحَمَّدٌ صلی اللّه علیه و آله! أَقُولُ عَوْدا وَ بَدْوا، وَ لا أَقُولُ ما أَقُولُ غَلَطا، وَ لا أَفْعَلُ ما أَفْعَلُ شَطَطا؛
_ای مردم! بدانید که من فاطمهام و پدرم محمّد _صلیاللهعلیهوآله است. ابتدا و انتهای کلامم این است و آنچه را که میگویم نادرست نمیگویم ، و در آنچه انجام میدهم از مسیر حق کناره نمیگیرم، پس با گوشهای شنوا و قلبهای آگاه سخن مرا گوش کنید .
در این فراز دوباره زهرای اطهر علیهاالسلام خود را معرفی مینماید تا برای احدی عذری باقی نماند و نگویند ما گویندهی این کلام را نمیشناختیم. همچنین شمّهای از عصمت خود را بیان مینماید تا مردم بدانند سخن فاطمی غیر از سخن دیگران است.
سپس حضرت فاطمه علیهاالسلام به بیان مسیر رسالت الهی توسط پیامبر صلیاللهعلیهوآله و
وصی ایشان پرداختند، و با اشاره به این که خداوند به وسیلهی رسولش مردم را از بت پرستی نجات داد و به وسیلهی حضرت علی علیهالسلام در تمامی معرکهها او را یاری کرد فرمود:
« کُلَّما أَوْقَدُوا نارا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَااللّهُ »(1)أَوْ نَجَمَ قَرْنُ الشَّیْطانِ، أَوْ فَغَرَتْ فاغِرَةٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ، قَذَفَ أَخاهُ فی لَهَواتِها، فَلا یَنْکَفِیءُ حَتّی یَطَأَ جناحَها بِأَخْمَصِهِ، وَ یُخْمِدَ لَهَبَها بِسَیْفِهِ، مَکْدُودا فی ذاتِ اللّهِ، مُجْتَهِدا فی أَمْرِ اللّهِ، قَریبا مِنْ رَسُولِاللّهِ، سَیِّدا فی أَوْلِیاءِ اللّهِ مُشَمِّرا ناصِحا مُجِدّا کادِحا، لا تَأْخُذُهُ فِی اللّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ، وَ أَنْتُمْ فی رَفاهِیَّةٍ مِنَ الْعَیْشِ، وَادِعُونَ فاکِهُونَ آمِنُونَ، تَتَرَبَّصُونَ بِنَا الدَّوائِرَ، وَ تَتَوَکَّفوُنَ الْأَخْبارَ، وَ تَنْکُصُونَ عِنْدَ النِّزالِ، وَ تَفِرُّونَ مِنَ الْقِتالِ ؛
_هرگاه آتشی برای جنگ برافروختند خداوند آن را خاموش ساخت ، یا آن گاه که شاخ شیطان سر بر میآورْد یا دهان اهل شرک برای فتنه گشوده میشد ، در این حال پدرم برادرش (علی _علیهالسلام ) را در ژرفای کام دشمن میافکند ، و او نیز باز نمیآمد تا آنکه بالهای ایشان را با قدمهایش لگدمال سازد و شرارهی فتنه را با شمشیرش خاموش نماید . او (علی علیهالسلام ) در راه خدا پذیرای هر رنج و سختی بود ، و در اجرای فرمان خداوند بسیار کوشا ، به رسول خدا نزدیکترین افراد ، و در جمع اولیای خدا سالار و سرور بود . در راه خدا کمر همت بسته بود. خیر خواه ، تلاشگر و سختکوش بود . سرزنش هیچ ملامتگری او را از سعی و مجاهدت در راه خدا باز نمیداشت . و این در حالی بود که شما در
1) [1] . سوره مائده، آیهی 64 .
آسایش و نعمت به سر میبُردید؛ و آسوده خاطر ، شادمان و بهرهمند از ایمنی بودید ! پیشآمدهای ناگوار را برای ما انتظار میکشیدید ، و چشم به راه خبرهای آن بودید هنگام پیکار ، از نبرد کناره میگرفتید ، و از
صحنهی جنگ فرار میکردید!!
در اینجا حضرت زهرا علیهاالسلام زحمات طاقت فرسای پدر و شوهرش را برای آنها روشن میسازد که شما از جنگها فرار میکردید، ولی شوهرم حضرت علی علیهالسلام یگانهی میدان نبرد بود و اسلام به دست او پیشرفت کرد. اما الآن شما تمامی زحمات او را نادیده گرفتهاید و بر مسند او تکیه زدهاید.
صدیقهی طاهره علیهاالسلام در این فراز تلاش میکند حقی که خلفا غصب کردهاند را بیان دارد و گذشتهی اسلام را به یاد مسلمانان آورد. عدهی زیادی از این مسلمانان که با غاصبان حق امیرالمؤمنین علیهالسلام بیعت کرده بودند در جنگهای صدر اسلام حضور داشتند و رشادتهای حضرت را دیده بودند و میدانستند احدی وجود ندارد که بتواند با او برابری کند ولی دنبال ابوبکر و عمر رفتند و از حق دور شدند.
در ادامه حضرت فاطمه علیهاالسلام با صراحت بیشتری سخن میگوید و پایمالی حق توسط مسلمانان بعد از پیامبر صلیاللهعلیهوآله را بیان کرده فرمود:
فَلَمَّا اخْتارَ اللّهُ لِنَبِیِّهِ دارَ أَنْبِیائِهِ، وَ مَأْوی أَصْفِیائِهِ، ظَهَرَتْ فیکُمْ حَسَکَةُ النِّفاقِ، وَ سَمَلَ جِلْبابُ الدّینِ، وَ نَطَقَ کاظِمُ الْغاوینِ، وَ نَبَغَ خامِلُ الْأَقَلّینَ، وَ هَدَرَ فَنیقُ الْمُبْطِلینَ . فَخَطَرَ فی عَرَصاتِکُمْ وَ أَطْلَعَ الشَّیْطانُ
رَأْسَهُ مِنْ مَغْرِزِهِ، هاتِفا بِکُمْ فَأَلْفاکُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجیبینَ وَ لِلْغِرَّةِ فیهِ مُلاحِظینَ .
ثُمَّ اسْتَنْهَضَکُمْ، فَوَجَدَکُمْ خِفافا، وَ أَحْمَشَکُمْ فَأَلْفاکُمْ غِضابا، فَوَسَمْتُمْ غَیْرَ إِبِلِکُمْ، وَ وَرَدْتُمْ غَیْرَ مَشْرَبِکُمْ، هذا وَ الْعَهْدُ قَریبٌ، وَ
الْکَلْمُ رَحیبٌ، وَ الْجُرْحُ لَمّا یَنْدَمِلْ، وَ الرَّسُولُ لَمّا یُقْبَرْ !
ابْتِدارا زَعَمْتُمْ خَوْفَ الْفِتْنَةِ ! « أَلا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالْکافِرینَ » .(1)
هنگامی که خداوند برای پیامبر خویش جایگاه انبیا و منزلگاه برگزیدگانش را برگزید ، کینههای ناشی از نفاق در شما پدیدار گشت و پوشش دین فرسوده شد ، در این حال خاموشترین گمراهان به سخن آمد ، و آن گمنام فرومایه آشکار شد ، و سرکردهی اهل باطل به صدا درآمد و در عرصهی شما قدرت نمایی کرد و شیطان از کمینگاه خویش سر برآورد در حالی که شما را به سوی خود فرا میخواند ، و شما را چنان یافت که دعوت او را اجابت مینمایید و به فریبش فریفته میشوید .
آن گاه از شما خواست که قیام کنید، و دریافت که به سویش میشتابید ، و آتش خشم و کینه را در وجودتان برافروخت و دید که به خشم میآیید ! پس داغْ بر شتر دیگران نهادید و به آبشخوری وارد شدید که از آنِ شما نبود. این در حالی بود که از پیمانتان روزگاری نگذشته ، و زخم ( ارتحال پیامبر صلیاللهعلیهوآله ) فراگیر ، و جراحت آن هنوز التیام نیافته ، و پیکر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله هنوز به خاک سپرده نشده بود.
1) [1] . سورهی توبه، آیهی 49 .
به گمان ترس از وقوع در فتنه به سرعت اقدام کردید، ولی بدانید که در فتنه سقوط کردید و جهنم کافران را از هر سو در بر میگیرد.
در این فراز به روشنی مراحل بعد از پیامبر صلیاللهعلیهوآله و ماجرای سقیفه به تصویر کشیده شده است. حضرت زهرا علیهاالسلام مردمی که از حضرت علی علیهالسلامجدا شدند و
با دیگران بیعت کردند را پیروان شیطان میداند که در فتنه گرفتار شدهاند با این که هنوز چند روزی از فقدان پیامبر صلیاللهعلیهوآله نگذشته بود.
فاطمه زهرا علیهاالسلام خشمگین است که آنها هنوز پیامبر صلیاللهعلیهوآله را دفن نکرده به دنبال تعیین خلیفه رفتند با این که در غدیر خم همگی با امیرالمؤمنین علیهالسلامبیعت کرده بودند و میدانستند او به عنوان جانشین معرفی شده است.
سپس حضرت فاطمه علیهاالسلام مردم را به قرآن دعوت میکند و از آنها میخواهد به قرآن بازگشت کنند و به دستورات آن عمل کنند:
فَهَیْهاتَ مِنْکُمْ ! وَ کَیْفَ بِکُمْ وَ أَنّی تُؤْفَکُونَ ؟ ! وَ کِتابُ اللّهِ بَیْنَ أَظْهُرِکُمْ، أُمُورُهُ ظاهِرَةٌ، وَ أَحْکامُهُ زاهِرَةٌ، وَ أَعْلامُهُ باهِرَةٌ، وَ زَواجِرُهُ لائِحَةٌ، وَ أَوامِرُهُ واضِحَةٌ، [ وَ ] قَدْ خَلَّفْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِکُم، أَ رَغْبَةً عَنْهُ تُریدونَ ؟ أَمْ بِغَیْرِهِ تَحْکُمُونَ ؟
_این رفتارها از شما بعید بود! چگونه چنین کاری کردید و به کجا باز میگردید با این که کتاب خدا در میان شماست؟! کتابی که فرمانهایش آشکار و صریح، دستورهای آن درخشنده و روشنگر ، نشانههایش تابان ، نواهیاش نمایان و اوامرش پدیدار است . البته شما آن را پشت سر
نهادهاید ، ( وای بر شما ! ) آیا از آن رو گرداندهاید ؟ یا به غیر آن حُکم میکنید ؟ _
در این قسمت حوراء انسیه علیهاالسلام آن مردم را به بازگشت و رجوع به قرآن دعوت میکند، قرآنی که بعد از پیامبر صلیاللهعلیهوآله به آن عمل نکردند و پشت سر انداختند. فقط ظاهر قرآن را میخواندند و به دستورات آن عمل نمیکردند. اگر
به فرامین قرآن عمل کرده بودند هرگز دیگران و نا اهلان را بر امیرالمؤمنین علیهالسلام ترجیح نمیدادند.
در این فراز - که مهمترین قسمت خطابهی حضرت فاطمه علیهاالسلام است - ایشان با استناد به قرآن کریم ارث پدر را برای خود خواستار شده فرمود:
وَ أَنْتُمُ الاْ نَ تَزْعَمُونَ أَنْ لا إِرْثَ لَنا أَفَحُکْمَ الْجاهِلِیَّةِ تَبْغُونَ ؟ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُکْما لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ ؟ !
أَفَلا تَعْلَمُونَ ؟ ! بَلی قَدْ تَجَلّی لَکُمْ کَالشَّمْسِ الضّاحِیَةِ، أَنّی ابْنَتُهُ .
أَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ ! أَ أُغْلَبُ عَلی إِرْثی ؟
یَابْنَ أَبی قُحافَةَ! أَفی کِتابِ اللّهِ أَنْ تَرِثَ أَباکَ و لا أَرِثَ أبی ؟ !« لَقَدْ جِئْتَ شَیْئا فَرِیّا »(1)أَفَعَلی عَمْدٍ تَرَکْتُمْ کِتابَ اللّهِ وَ نَبَذْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِکُمْ ؟ إِذْ یَقُولُ : « وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُدَ »(2)
وَ قالَ فیمَا اقْتَصَّ مِنْ خَبَرِ یَحْیَی بْنِ زَکَرِیّا علیهماالسلام إِذْ قالَ : « فَهَبْ لی مِنْ
لَدُنْکَ وَلِیّا یَرِثُنی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ »(1)، وَ قالَ :« وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ فی کِتابِ اللّهِ »(2)، وَ قالَ : « یُوصیکُمُ اللّهُ فی أَوْلادِکُمْ للِذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ »(3)، وَ قالَ : « إِنْ تَرَکَ خَیْرا الْوَصِیَّةُ
لِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّا عَلَی الْمُتَّقینَ » .(4)
وَ زَعَمْتُمْ أَنْ لا حُظْوَةَ لی وَ لا إِرْثَ مِنْ أَبی وَ لارَحِمَ بَیْنَنا ! !
أَفَخَصَّکُمُ اللّهُ بِآیَةٍ [ مِنَ الْقُرْآنِ ]أَخْرَجَ أَبی مِنْها ؟
أَمْ هَلْ تَقُولُونَ إِنَّ أَهْلَ مِلَّتَیْنِ لا یَتَوارَثانَ ؟ !
أَوَ لَسْتُ أَنَا وَ أَبی مِنْ أَهْلِ مِلَّةٍ واحِدَةٍ ؟ أَمْ أَنْتُمْ أَعْلَمُ بِخُصُوصِ الْقُرآنِ وَ عُمُومِهِ مِنْ أَبی وَ ابْنِ عَمّی ؟ !
_و اینک شما چنان میپندارید که ما ( از پیامبر خدا _صلیاللهعلیهوآله ) هیچ ارثی و بهرهای نداریم ؟! آیا به دنبال حکم جاهلیت هستید؟ به راستی برای اهل یقین کدامین داوری از قضاوت خداوند بهتراست؟!
آیا نمیدانید ؟ ! آری ، نیک میدانید و همچون خورشید درخشان برایتان روشن است که من دختر پیامبر خدایم .
ای مسلمانان آیا نشستهاید که ارث مرا غاصبان ببرند؟!
ای پسر ابو قحافه آیا در کتاب خدا چنین آمده که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم ؟ به راستی مطلبی تعجب آور و متحیّر کننده آوردهای؟! آیا با قصد و عمد ، کتاب خدا را واگذاشته و آن را پشت
سرتان افکندهاید؟ آنجا که گفته است : « و سلیمان از داود ارث بُرد » .
و نیز آن گاه که سرگذشت حضرت یحیی بن زکریّا علیهماالسلام را بازگو کرده فرموده است: «زکریّا به خداوند گفت : پروردگارا ! . . . مرا از جانب خویش وارثی عطا فرما ، تا از من و از دودمان یعقوب ارث ببرد» و باز خداوند ( در موضعی دیگر ) فرموده است : «در کتاب خدا خویشاوندان
به ارث بردن از یکدیگر سزاوارترند» و همچنین فرموده : خداوند دربارهی فرزندانتان به شما چنین سفارش میکند که سهم پسر برابر با سهم دو دختر باشد . و نیز فرمود : « هرگاه مرگ یکی از شما فرا رسد و مالی باقی گذارَد ، برای پدر و مادر و نزدیکان خود به نیکی وصیّت کند . این حُکم بر متقین مقرّر و واجب است ».
و آیا پنداشتهاید که بهرهای از آن اموال ندارم و به من از پدرم ارثی نمیرسد؟!
و یا آن که میان من و او خویشی و نسبتی نبوده است ؟ !
آیا خداوند شما را به آیهای از قرآن مخصوص داشته و پدرم را استثنا کرده است ؟ !
یا میگویید که ما اهل دو مذهبیم و از یکدیگر ارث نمیبریم ؟ !
آیا من و پدرم بر یک مذهب نبودهایم ؟ !
یا شما به خاصّ و عامّ قرآن از پدرم و پسر عمویم آشناتر و آگاهترید ؟ !
حضرت فاطمه علیهاالسلام در این کلام با بیان پنج آیهی قرآن که در مورد ارث است اثبات میکند که ایشان از رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله ارث میبرد. همچنین با چند استدلال منطقی و برهان عقلی تمامی شبهاتی که ممکن است در مورد ارث بردن ایشان
از پیامبر صلیاللهعلیهوآله مطرح شود را پاسخ میگوید.
در تمامی این فرازها آنچه واضح است ظلم بزرگ خلفا در حق فاطمه علیهاالسلام و اهل بیت پیامبر صلیاللهعلیهوآله است که به خاطر آن ایشان مجبور شده است چنین خطبه بخواند.
در قسمت آخر این فراز صدیقهی طاهره علیهاالسلام خدا و رسولش را حاکم قرار
میدهد که در مورد آن قوم حکم کنند.
پس از این سخنان، حضرت فاطمه علیهاالسلام صورت مبارک خود را به طرف انصار برگردانده و کلامی توبیخآمیز به آنان فرمود که:
یا مَعْشَرَ النَّقِیبَةِ وَ أَعْضادَ الْمِلَّةِ وَ حَضَنَةَ الاِْسْلامِ ! ما هذِهِ الْغَمِیزَةُ فی حَقّی وَ السِّنَةُ عَنْ ظُلامَتی ؟ !
أَما کانَ رَسُولُاللّهِ صلیاللهعلیهوآله أَبی یَقُولُ : " اَلْمَرْءُ یُحْفَظُ فی وُلْدِهِ " ؟ سَرْعانَ ما أَحْدَثْتُمْ، وَ عَجْلانَ ذا إِهالَةً ! وَ لَکُمْ طاقَةٌ بِما أُحاوِلُ، وَ قُوَّةٌ عَلی ما أَطْلُبُ وَ أُزاوِلُ . أَتَقُولُونَ ماتَ مُحَمَّدٌ صلیاللهعلیهوآله ؟
ای بلند پایگان ، و یاوران دین و نگهبانان اسلام ! این چه سستی است که نسبت به حقّ من روا میدارید ؟ و چه چشم برهم نهادنی است که در مورد ظلم من شما را فرا گرفته است؟!
آیا پدرم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نمیفرمود : حُرمت هر کس در فرزندانش پاس داشته میشود ؟
چه زود بدعتها و آنچه را که نباید ، پدید آوردید ! و چه شتابان ما را از
پیآمدِ ناپسند کردار خود ، بهرهمند ساختید ! در حالی که شما نسبت به مقصودی که من در پیِ آنم ، و خواهان آن بوده ، به آن پرداختهام توانایی دارید .آیا میگویید پیامبر خدا محمّد - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - از دنیا رفت ؟
در این فراز زهرای مرضیه علیهاالسلام از انصار تعجب میکند که چگونه در برابر دیدگان آنها چنین جسارتی به او روا داشته میشود و از این سکوتشان گلایه
دارد.
در ادامه حضرت فاطمه علیهاالسلام همچنان انصار را توبیخ نموده که در برابر دیدگان آنها چنین ظلم عظیمی در حق یگانه دخت رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله روا داشته میشود. سپس حضرت از کلماتش با آهی از سوز سینه و شعلهای از غم وجود تعبیر کرده فرمود:
أَلا وَ قَدْ قُلْتُ ما قُلْتُ، هذا عَلی مَعْرِفَةٍ مِنّی بِالْخَذْلَةِ الَّتی خامَرَتْکُمْ، وَ الْغَدْرَةِ الَّتِی اسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُکُمْ، وَلکِنَّها فَیْضَةُ النَّفْسِ، وَ نَفْثَةُ الْغَیْظِ، وَ خَوَرُ الْقَناةِ، وَ بَثَّةُ الصَّدْرِ، وَ تَقْدِمَةُ الحُجَّةِ .
فَدُونَکُمُوها فَاحْتَقِبُوها دَبِرَةَ الظَّهْرِ، نَقِبَةَ الْخُفِّ، باقِیَةَ الْعارِ، مَوْسُومَةً بِغَضَبِ اللّهِ وَ شَنارِ الْأَبَدِ، مَوْصُولَةً بِنارِ اللّهِ الْمُوقَدَةِ، « الَّتی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ »(1)فَبِعَیْنِ اللّهِ ما تَفْعَلُونَ « وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ » .(2)
وَ أَنَا ابْنَةُ نَذیرٍ لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدیدٍ، فَاعْمَلُوا إِنّا عامِلُونَ « وَ انْتَظِرُوا إِنّا مُنْتَظِرُونَ » .(1)
_آگاه باشید آنچه را که باید بگویم گفتم با آن که میدانم سستی و کوتاهی با شما آمیخته است که از یاری ما بازتان میدارد ، و لباس بیوفایی و مکر دلهایتان را فروپوشیده است ، امّا گفتارم آهی است که از نهادم _
برآمد، و شعلهای از غمهای وجودم که از نارسایی توانم در گرفتن حقوق حکایت داشت، و اظهار غصهی سینهام که دیگر نتوانستم آن را مخفی کنم، و خواستم حجت را بر شما تمام کنم.
اینک این شما و این شتر خلافت ، آن را جهاز کنید و بر آن سوار شوید ، در حالی که پشت این مرکبْ مجروح، و پنجهاش فرسوده است .
بد نامیِ و عیب آن پایدار باشد ، داغِ ننگ ابدی و خشم خدای جبّار بر آن نهاده شده ، و به آتش افروختهی ( غضب ) الهی پیوند یافته است ، همان آتشی که بر دلها احاطه و اشراف دارد ، پس آنچه انجام میدهید را خدا میبیند و به زودی آنان که ستم کردند خواهند دانست به چه منزلگاهی میروند!
و من دختر آن پیامبرِ هشدار دهندهام که شما را از کیفری سخت که در پیش است بیم داده است . پس شما اقدام کنید ، ما نیز اقدام کنندهایم ، و منتظر باشید که ما هم منتظریم.
در این فراز صدیقهی طاهره علیهاالسلام خطبهی خود را آهی از غمهای سینهاش و اتمام حجتی برای آن مردم بیان مینماید. سپس غصب خلافت توسط آنان را
1) [3] . سورهی هود، آیهی 122 .
موجب خشم و غضب الهی میداند و نسبت به عاقبت سخت آن هشدار میدهد.
اکنون ما پس از چهارده قرن با شنیدن این آه فاطمی عرضه میداریم: یا فاطمه علیهاالسلام، کاش بودیم و این نالههای جگر سوز تو را جواب میگفتیم، و حق تو را از آن ظالمان غاصب بازپس میگرفتیم.
در این هنگام ابوبکر عبد اللّه بن عثمان در جواب حضرت فاطمه علیهاالسلام حدیث جعلی «نحن معاشر الانبیاء لا نورث» را مطرح کرد. حضرت در جواب او فرمود:
سُبْحانَ اللّهِ ! ما کانَ أَبی رَسُولُاللّهِ صلیاللهعلیهوآله عَنْ کِتابِ اللّهِ صادِفا وَ لا لِأَحْکامِهِ مُخالِفا، بَلْ کانَ یَتَّبِعُ أَثَرَهُ وَ یَقْتَفِی سُوَرَهُ.
أَفَتَجْمَعُونَ اِلَی الْغَدْرِ اعْتِلالاً عَلَیْهِبِالزُّورِ وَ الْبُهْتانِ ؟
وَ هذا بَعْدَ وَفاتِهِ شَبیهٌ بِما بَغی لَهُ مِنَ الْغَوائِلِ فی حَیاتِهِ .
هذا کِتابُ اللّهِ حَکَما عَدْلاً وَ ناطِقا فَصْلاً یَقُولُ : « یَرِثُنی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ »(1)[ و یَقُولُ : ]« وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُدَ » .(2)فَبَیَّنَ عَزَّوَجَلَّ فیما وَزَّعَ مِنَ الْأَقْساطِ وَ شَرَعَ مِنَ الْفَرائِضِ وَ الْمیراثِ وَ أَباحَ مِنْ حَظِّ الذُّکْرانِ وَ الاْءِناثِ ما أَزاحَ بِهِ عِلَّةَ الْمُبْطِلینَ وَ أَزالَ التَّظَنّی وَ الشُّبُهاتِ فِی الْغابِرینَ . کَلاّ ! بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْرا « فَصَبْرٌ جَمیلٌ وَ اللّهُ
الْمُسْتَعانُ عَلی ما تَصِفُونَ ».(1)
_سبحان اللّه؛ پدرم رسول خدا _صلیاللهعلیهوآله هرگز از کتاب خدا روی گردان نبود و با دستورهای آن مخالفت نمینمود ، بلکه از کتاب خدا پیروی میفرمود و از آن تبعیت میکرد.
آیا بر بیوفایی گرد هم آمدهاید تا بر او نسبت دروغ و ناروا بدهید ؟ !
این رفتار شما پس از رحلت او همانند فتنههایی است که در زمان حیاتش
برای قتل آن حضرت اعمال میکردید!
این کتاب خداست ، داوری دادگر ، و گویندهای که کلامش حُکم قطعی است ، میفرماید: « میخواهم فرزندم از من و از آل یعقوب ارث ببرد » . و نیز میفرماید : « و سلیمان از داود ارث بُرد » . پس خداوند عزوجل حکم خویش را در سهم افراد و تشریع واجبات و چگونگی میراث بیان فرموده ، و ضمن آن بهرهی مردان و زنان را تعیین نموده . به طوری که عذر اهل باطل را دفع کرده ، و گمانه زنی و شبهه افکنی را در موضوع سهم بازماندگان از میان بُرده است .
هرگز چنین نیست! بلکه نفْسهای شما خواستهای زشت را برایتان زیبا جلوه داده است ، و باید صبر نیکو کرد خداوند در مقابل آنچه شما میپردازید کمک کننده است.
هنگامی که یک حدیث دروغین برای غصب ارث صدیقه طاهره علیهاالسلام مطرح شد، ایشان آن حدیث را مخالف قرآن دانستند و به همه هشدار دادند که آن حدیث جعلی است و دوباره دو آیه از قرآن کریم که در مورد ارث انبیاء است را
1) [3] . سورهی یوسف، آیهی 18 .
بیان کردند. و این گونه منافقین را رسوا نمودند و نقشههای آنان را بر ملا ساختند.
در ادامه پارهی تن رسول اللّه با استناد به کتاب الهی صبر جمیل را سر لوحهی کار خود قرار میدهد و از خداوند در مقابل این ظلم بزرگ که در حق او روا داشته شده یاری میخواهد.
سپس ابوبکر گفت که: مسلمانان با من بیعت کردند و این امر را بر گردن من
گذاشتند و تمامی آنها بر این مطلب اتفاق دارند.
حضرت فاطمه علیهاالسلام در جواب او رو به مردم نموده فرمود:
مَعاشِرَ الْمُسْلِمینَ! الْمُسْرِعَةَ إلی قیلِالْباطِلِ الْمُغْضِیَةَ عَلَی الْفِعْلِ [ الْقَبیحِ ]الْخاسِرِ، أَفَلا تَتَدَبَّرُونَ الْقُرآنَ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها ؟
کَلاّ ! بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِکُمْ ما أَسَأْتُمْ مِنْ أَعْمالِکُمْ فَأَخَذَ بِسَمْعِکُمْ وَ أَبْصارِکُمْ وَ لَبِئْسَ ما تَأَوَّلْتُمْ وَ ساءَ ما بِهِ أَشَرْتُمْ وَ شَرَّ ما مِنْهُ اعْتَضْتُمْ.
لَتَجِدُنَّ وَاللّهِ مَحْمِلَهُ ثَقیلاً، وَ غِبَّهُ وَبیلاً، إِذا کُشِفَ لَکُمُ الْغِطاءُ وَ بانَ ما وَراءَهُ الضَّرّاءُ وَ بَدا لَکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَحْتَسِبُونَ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ .
ای گروه مسلمانان ! که به سخنِ باطل شتافته ، و بر رفتارِ زشتِ زیانبار چشم فرو بستهاید ! آیا در آیات قرآن نمیاندیشید ؟ یا مگر بر دلهایتان قفل زده شده است ؟
نه ، بلکه اعمال زشت قلبهایتان را تیره کرده و بر آنها چیرگی یافته ، و
گوش و چشمتان را بسته است ! بد تأویلی کردید و بد راهی را نشان دادید.
و ( به راستی که ) چه خیری را وانهاده و چه شرّی را به جای آن برگزیدهاید !
و به خدا سوگند به زودی باری را که بر دوش گرفتهاید سنگین ، و فرجام کردار خود را سخت و ناخوشایند خواهید یافت ، آن گاه که پرده برایتان برداشته شود و پوشیدهها آشکار گردد و عذابهایی که گمانش را نمیبردید از سوی پروردگارتان بر شما ظاهر گردد و در آنجا اهل باطل
زیان خواهند دید.
در این فراز حضرت زهرا علیهاالسلام قاطعانه کلام ابوبکر را پاسخ دادند، و مردم را از عاقبت سوء کنار زدن امامت و ولایت اهلبیت علیهمالسلام بر حذر داشتند.
پس از این کلمات حضرت فاطمه علیهاالسلام رو به قبر مبارک پیامبر صلیاللهعلیهوآله گردانید و اشعاری خواند که دل تمامی شنوندهها را به درد آورد و به خانه بازگشت.
جا دارد تمامی کسانی که به دنبال حقیقت هستند این خطبهی نورانی را با دقت بخوانند و در فرازهای آن بیندیشند تا بدانند چه ظلمهایی بر اهل بیت علیهمالسلام وارد شده و چگونه حضرت فاطمه علیهاالسلام به روشنگری در مورد آنها پرداخت. اگر کسی حتی نگاهی کوتاه به این خطابه داشته باشد میفهمد که آیا خلفا با اهلبیت علیهمالسلام روابطی خوب داشتند یا نه؟
امیدوارم همهی ما از کسانی باشیم که در برابر نالههای فاطمه زهرا علیهاالسلام سکوت نکنیم و از حق او دفاع کنیم.
1- ابوالفضل احمد بن ابیطاهر، مشهور به «ابن طیفور» متوفّای 280 ه. آن را با سلسله اسنادش از طریق «زید بن علی بن الحسین علیهالسلام» روایت کرده است.(1)
2- ابوبکر احمد بن عبدالعزیز جوهری، محدّث پرآوازهی قرن چهارم، با سلسله اسنادش از عقیلة العرب حضرت زینب علیهاالسلام روایت کرده است.(2)
3- ابن مردویه، احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی، متوفّای 410 ه. آن را با سلسله اسنادش از طریق عایشه روایت کرده است.(3)
4- سیّد مرتضی علم الهدی، متوفّای 436 ه. آن را با سلسله اسنادش از طرق مختلف روایت نموده است.(4)
5- شیخ طوسی، متوفّای 460 ه. آن را با همان اسناد روایت کرده است.(5)
6- ابوجعفر محمد بن جریر بن رستم طبری - امامی - از بزرگان قرن پنجم هجری، آن را با اسناد مختلف از طریق ابن عباس، امام باقر علیهالسلام، حضرت زینب علیهاالسلام و عایشه روایت کرده است.(6)
7- ابومنصور احمد بن علی بن ابیطالب طبرسی، از شخصیّتهای برجستهی قرن ششم، آن را از طریق عبداللّه محض روایت کرده است.(7)
1) [1] . ابن طیفور، بلاغات النّساء، ص 20 - 26.
2) [2] . ابن ابیالحدید پس از ستایش فراوان از جوهری به عنوان: عالم، محدّث کثیر الادب، ثقه و پرهیزکار ؛ این خطبه را از کتاب «السّقیفة و فدک» از جوهری روایت کرده است. [ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 211 ] و اربلی آن را از روی نسخهی کهن «سقیفه» که در ربیع الآخر 322 ه. بر مؤلّف قرائت شده، روایت کرده است [ اربلی، کشف الغمّه، ج 2، ص 106 ] .
3) [1] . ابن مردویه، مناقب علیّ بن ابی طالب، ص 201-203.
4) [2] . سیّد مرتضی علم الهدی، الشّافی فی الامامة، ج 4، ص 69 - 77.
5) [3] . شیخ طوسی، تلخیص الشّافی، ج 3، ص 139.
6) [4] . طبری، دلائل الامامه، ص 109 - 125.
7) [5] . طبرسی، الاحتجاج، ص 97 - 108.
8- ابوالمؤیّد، موفّق بن احمد مکّی خوارزمی - اخطب خوارزم - متوفّای 568 ه. آن را با سلسله اسناد خود از عایشه حدیث کرده است.(1)
9- رضیالدّین، علی بن موسی - ابن طاووس - متوفّای 664 ه. آن را از طریق ابن مردویه، ابن ابیالحدید و جوهری روایت نموده است.(2)
10- علی بن عیسی اربلی، متوفّای 693 ه. آن را از کتاب «السّقیفة» از یک نسخهی کهن، که در سال 322 ه. بر مؤلّف قرائت شده روایت کرده است.(3)
اگر بخواهیم همهی منابع خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام را نقل کنیم در این صفحات نمیگنجد، و لذا به 10 مورد یادشده بسنده میکنیم و یادآور میشویم که شیخ صدوق فرازهایی از آن را در علل الشرایع، ابن ابیالحدید معتزلی قسمت اعظم آن را در شرح نهج البلاغه و متن کامل آن را علامهی مجلسی از بیش از 10 طریق در بحارالانوار روایت کرده است.(4)
برای تحقیق بیشتر
إعلموا أنّی فاطمة، عبدالحمید مهاجر، چاپ بیروت، 1413 ق (10 مجلد).
در سایهسار خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام، حسین عمادزاده، چاپاصفهان، 1388 ش.
اللّمعة البیضاء فی شرح خطبة الزّهراء: محمد علی انصاری قراچه داغی، چاپ قم، 1418ق.
هنگامی که بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدّت یافت، بانوان مدینه متوجّه شدند که آخرین شعلههای زندگی آن حضرت در حال سو سو کشیدن است، از این رهگذر یکدیگر را خبر دادند و به صورت دستهجمعی به عیادت آن بانوی مظلومه شتافتند.
از مشاهدهی جسم رنجور و تن مصدوم آن حوریّهی انسیّه، به شدّت دچار غم و اندوه شدند و در هالهای از حیرت و تعجّب فرو رفتند و سکوت سنگینی بر مجلس حکمفرما شد.
یکی از بانوان سکوت را شگفت و با جملاتی بریده عرضه داشت:
ای یادگار پیامبر! وضع مزاجی و بیماری شما چگونه است؟
گویی مرزبان اسلام و مرزدار ایمان، منتظر همین یک جمله بود، آن تن رنجور و دل مهموم سخن آغاز کرد، خطبهای بسیار گیرا، با تعبیراتی بسیار شیوا و واژگانی بسیار والا ایراد فرمود، از جور هیئت حاکه، سکوت مرگبار مهاجر و انصار، سرنوشت شوم خلافت، تعدّی متولّیان امر به حریم نبوّت، غصب خلافت، به انحراف کشیده شدن مسیر امامت و دهها هشدارهای لازم و
ضروری را گوشزد نمود. به طوری که بانوان عیادتکننده چون به خانههای خود باز گشتند، شب تا به سحر، با گریه و فریاد، سیمای مظلومانهی تنها یادگار پیامبر را به تصویر کشیدند.
آن شب در مدینه احدی به خواب نرفت.
این نغمههای مظلومانهی حضرت فاطمه علیهاالسلام بود که از حلقوم زنان مدینه بیرون میآمد و در فضای یثرب طنین میانداخت و خواب را از دیدگان همگان میربود.
و اینک متن این خطبه:
حضرت زهرای مرضیّه علیهاالسلام پس از حمد خدا و درود بر خاتم پیامبران فرمود:
أصْبَحْتُ وَاللّهِ عائِفَةً لِدُنْیاکُنَّ، قالِیَةً لِرِجالِکُنَّ، لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ أنْ عَجَمْتُهُمْ، وَ شَنَأْتُهُمْ بَعْدَ أنْ سَبَرْتُهُمْ، فَقُبْحا لِفُلُولِ الْحَدِّ، وَ اللَّعْبِ بَعْدَ الْجِدِّ، وَ قَرْع الصَّفاةِ وَ صَدْعِ الْقَناةِ، وَ خَطَلِ الاْراءِ وَ زَلَلِ الْأَهْواءِ، « لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أنْفُسُهُمْ أنْ سَخِطَ اللّهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ ».(1)
لا جَرَمَ لَقَدْ قَلَّدْتُهُمْ رِبْقَتَها وَ حَمَّلْتُهُمْ أَوْقَتَها، وَ شَنَنْتُ عَلَیْهِمْ عارَها، فَجَدْعا وَ عَقْرا وَ سُحْقا لِلْقَومِ الظّالِمینَ.
وَیْحَهُمْ! أ نّی زَحْزَحُوها عَنْ رَواسِی الرِّسالَةِ؟ وَ قواعِدِ النُبُوَّةِ وَ الدِّلالَةِ، وَ مَهْبِطِ الرُّوحِ الاَمینِ، وَالطِّبیّنِ بِاُمُورِ الدُّنْیا وَ
1) [1] . سورهی مائده، آیهی 80.
الاْخِرَةِ.« ألا ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبین ».(1)
وَ مَا الَّذی نَقَمُوا مِنْ اَبیالْحَسَن ؟ نَقَمُوا مِنْهُ وَاللّهِ نَکیرَ سَیْفِهِ، وَ قِلَّةَ مُبالاتِهِ بِحَتْفِهِ، وَ شِدَّةَ وَطْأَتِهِ وَ نَکالَ وَقْعَتِهِ، وَ تَنَمُّرَهُ فی ذاتِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ.
وَاللّهِ لَوْ تَکافُّوا عَنْ زَمامٍ نَبَذَهُ رَسُولُاللّه صلیاللهعلیهوآله اِلَیْهِ لَأَعْتَلَقَهُ، وَ لَسارَ بِهِمْ سَیْرا سُجُحا، لایَکْلَمُ خُشاشُهُ وَ لایَتَعْتَعُ راکِبُهُ، وَ لَأورَدَهُمْ مَنْهَلاً صافِیا رَوِیّا فَضْفاضا تَطْفَحُ ضَفَّتاهُ وَ لا یَتَرَنَّقُ جانِباهُ، وَ لَأصْدَرَهُمْ بِطانا وَ نَصَحَ لَهُمْ سِرّا وَ إِعْلانا، وَ لَمْ یَکُنْ یَتَحَلّی مِنَ الْغِنی بِطائِلٍ، وَ لا یَحْظی مِنَ الدُّنْیا بِنائِلٍ، غَیْرَ رَیِّ النّاهِلِ وَ شَبْعَةِ الْکافِلِ، وَ لَبانَ لَهُمُ الزّاهِدُ مِنَ الرّاغِبِ، وَ الصّادِقُ مِنَ الْکاذِبِ، « وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ »(2)« وَ الَّذینَ ظَلَمُوا مِنْ هؤلاءِ سَیُصیبُهُمْ سَیّئاتُ ما کَسَبُوا وَ ما هُمْ بِمُعْجِزینَ ».(3)
أَلا، هَلُمَّ وَاسْتَمِعْ، وَ ما عِشْتَ أَراکَ الدَّهْرُ عَجَبا. وَ إِنْ تَعْجَبْ، فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ. لَیْتَ شِعْری إلی أَیِّ سَنَدٍ إِسْتَنَدُوا؟ وَ عَلی أَیِّ عِمادٍ إِعْتَمَدُوا؟ وَ بِأیَّةِ عُرْوَةٍ تَمَسَّکُوا؟ وَ عَلی أَیَّةِ ذُرِّیَّةٍ أَقْدَمُوا وَ احْتَنَکُوا؟ « لَبِئْسَ الْمَوْلی وَ لَبِئْسَ الْعَشیرِ »(4)« وَ بِئْسَ لِلظّالِمینَ بَدَلاً »(5)اسْتَبْدَلُوا
« یَحْسَبُونَ أ نَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعا »،(1)« ألا إنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلکِنْ لایَشْعُرُونَ »،(2)« أفَمَنْ یَهْدی إلَی الْحَقِّ أحَقُّ أنْ یُتَّبَعَ أمَّنْ لایَهِدّی اِلاّ أنْ یُهْدی فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ ».(3)
أما، لَعَمْری! لَقَدْ لَقَحَتْ، فَنَظِرَةٌ رَیْثَما تُنْتِجُ، ثُمَّ احْتَلَبُوا مِلْأَ الْقَعْبِ دَما عَبیطا، و ذُعافا مُبیدا، هُنالِکَ یَخْسَرُ المُبْطِلُونَ، وَ یَعْرِفُ التّالُونَ غِبَّ ما أَسَّسَهُ الاَوَّلُونَ.
ثُمَّ طیبُوا عَنْ دُنْیاکُمْ أنْفُسا، وَ اطْمَاَنُّوا لِلْفِتْنَةِ جاشا، وَ أَبْشِرُوا بِسَیْفٍ صارِمٍ، وَ سَطْوَةِ مُعْتَدٍ غاشِمٍ، وَ هَرَجٍ شامِلٍ، وَ اسْتِبْدادٍ مِنَ الظّالِمینَ، یَدَعُ فَیْئَکُمْ زَهیدا، وَ جَمْعَکُمْ حَصیدا، فَیا حَسْرَةً لَکُمْ، وَ أ نّی بِکُمْ، وَ قَدْ عُمِّیَتْ عَلَیْکُمْ، أنُلْزِمُکُمُوها وَ أ نْتُمْ لَها کارِهُونَ؟!
من نسبت به دنیای شما بیرغبت و به مردان شما خشمناکم.
من آنها را چشیدم و دور انداختم. آنها را آزمودم و بر آنها خشم گرفتم. آه چقدر زشت است کندی لبهی شمشیر و سستی پس از تلاش و کوشش.
چه زشت است تن به ذلّت دادن، همانند نیزهای که ترک برداشته است.
وه چه زشت است تباهی اندیشه و لغزش افکار!
«چه اعمال ناشایستی برای آخرت فرستادند، خشم خدا را خریدند و در عذاب جاودانه هستند».
ریسمان این مسئولیّت را بر گردنشان انداختم و سنگینی آن را بر دوششان
_ قرار دادم و ننگ و عارش را بر آنها پراکندم._
ذلّت و خواری، هلاکت و نابودی و دوری از رحمت خداوند بر قوم ستمپیشه باد.
وای بر آنها! چگونه خلافت را از پایگاه استوار رسالت و جایگاه تعیین شدهی نبوّت دگرگون کردند؟ چگونه آن را از محلّ نزول جبرئیل امین و از دست فرد آگاه به امور دین و دنیا بیرون بردند، که این خسران آشکار میباشد.
چه باعث شد که از امیرمؤمنان علیهالسلام کینه به دل بگیرند؟
به خدا سوگند تنها عامل کینهشان شمشیر او بود که خویش و بیگانه نمیشناخت، او نسبت به مرگ ترس و واهمه نداشت، او به شدّت حمله میکرد و ضربههای کاری فرود میآورد، او در مورد خدا بسیار سختگیر بود.
به خدا سوگند اگر شما دفاع میکردید از زمام امورتان که خدا به او سپرده بود، او آن را به دست میگرفت و به آسانی آن را پیش میبرد.
دیگر نه شتر خلافت زخمی میشد و نه راکت خود را به زحمت میانداخت.
آنان را به آبشخور صاف و زلالی میرسانید که از دو طرف سرریز میشد و تیره نمیگردید و آنان را سیرابشده بیرون میبرد.
در آشکار و نهان آنها را نصیحت میکرد و از ثروت دنیا و بیتالمال مسلمین برای خود چیزی برنمیداشت، جز به مقداری که تشنهای را سیراب کند و گرسنهای را سیر کند.
در آن هنگام فرد زاهد از افراد تشنهی قدرت شناخته میشد، راستگو از دروغگو باز شناخته میشد.
«اگر اهل آبادی ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند، برکات آسمان و زمین را فرا روی آنها میگشودیم، لکن دروغ گفتند و تکذیب کردند، پس آنها را به کیفر اعمالشان مؤاخذه کردیم» «آنان که از اینها ستم پیشه کردند، بدیهای اعمالشان به آنها خواهد رسید، آنها هرگز نمیتوانند از چنگال عذاب الهی بگریزند».
اکنون به هوش باشید و گوش فرا دهید. هر چه زندگی کنید، روزگار شگفتیهایی را نشان خواهد داد. اگر تعجّب کنید، گفتار آنها شگفتانگیز است. ای کاش میدانستم به چه تکیهگاهی تکیه کردهاند؟! به کدام ستونی اعتماد کردهاند؟! به کدامین ریسمانی چنگ زدهاند؟! به کدامین ایل و تباری اقدام کردهاند و سیطره یافتهاند؟!
«وه چه سرپرست بد و خویشان زشتی برگزیدهاند».
«برای ستمگران جایگزین بدی هست».
به خدا سوگند، دُم را به جای سینه و پشت را به جای شانه برگزیدهاند!
خوار و ذلیل باد قومی که: «گمان میکنند که کار شایسته انجام میدهند».
«آگاه باشید که آنها تباهکار هستند، لکن خود نمیفهمند».
وای بر آنها!
«آیا کسی که به سوی حق رهنمون میشود شایستهی پیروی است، یا کسی که خود هدایت نمییابد، مگر این که هدایتش کنند؟ شما را چه میشود؟ چگونه داوری میکنید؟»
آگاه باشید، به جان خود سوگند، این فتنهها آبستن شده، منتظر باشید تا ببینید چه حوادث تلخی را پدید خواهد آورد؟
از پستان شتر خلافت، پیمانه پیمانه خون تازه و زهر کشنده خواهید دوشید.
آنجاست که رهپویان باطل، خسارت میبینند و آیندگان عاقبت شوم آنچه را که مؤسّسان اوّلیّه بنیاد نهادهاند خواهند دید.
دیگر از مال و منال دنیا دست بشویید و منتظر فتنهها باشید.
با شمشیر برنده و سلطهجویان ستمگر بشارت باد.
منتظر هرج و مرج فراگیر و استبداد زمامداران ستمپیشه باشید، که حقوق و غنایم شما را بسیار اندک و اندوختههای شما را درو خواهند کرد.
افسوس بر شما، عاقبت کارتان به کجا خواهد کشید؟
حقایق امور از شما مخفی گشته است. آیا من شما را بر چیزی که خوشایندتان نیست، میتوانم وادار کنم؟!
متن کامل این خطبه که آن را حضرت صدّیقهی طاهره در بستر بیماری خطاب به زنان مهاجر و انصار که به عیادت آن حضرت آمده بودند القاء فرمود، در صدها منبع مورد اعتماد و استناد ثبت شده که به چند نمونه از آنها به عنوان مثال اشاره میکنیم:
سلسله اسنادش از «عطیّهی عوفی».(1)
ابوبکر، احمد بن عبدالعزیز جوهری، متوفّای 323 ق. با سلسله اسنادش از فاطمه بنت الحسین علیهماالسلام.(2)
ابوجعفر، محمد بن جریر بن رستم طبری، مشهور به «طبری امامی» از شخصیّتهای برجستهی قرن پنجم، همنام صاحب تاریخ طبری، با سلسله اسنادش از امام زینالعابدین علیهالسلام و فاطمه بنت امام حسین علیهماالسلام.(3)
ابوجعفر، محمد بن علی بن حسین بن بابویه، مشهور به: «شیخ صدوق» متوفّای 381 ق. با سلسله اسنادش از عمر بن امیرالمؤمنین و فاطمه بنت امام حسین علیهمالسلام.(4)
ابوجعفر، محمد بن حسن طوسی، متوفّای 460 ق. با سلسله اسنادش از ابن عباس.(5)
ابومنصور، احمد بن علی بن ابیطالب طبرسی، از علمای قرن ششم، از سوید بن غفله، یار با وفای مولای متّقیان علیهالسلام.(6)
ابوعبداللّه، حسین بن جبیر، صاحب کتاب «نخب المناقب» از علمای قرن هفتم.(7)
1) [1] . ابن طیفور، بلاغات النّساء، ص 28 - 30.
2) [1] . جوهری، السّقیفة و فدک، ص 120 - 121.
3) [2] . طبری، دلائل الامامة، ص 125 - 129.
4) [3] . شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص 354 - 357.
5) [4] . شیخ طوسی، الأمالی، ص 374 - 376، ح 804.
6) [5] . طبرسی، الإحتجاج، ج 1، ص 108 - 109.
7) [6] . ابن جبیر، الإعتبار فی إبطال الإختیار - مخطوط - .
زین الدّین، علی بن یوسف بن جبر، از رجال برجستهی قرن هفتم.(1)
ابوحامد، عزّالدّین، عبدالحمید بن هبة اللّه مداینی، مشهور به: «ابن ابیالحدید» متوفّای 656 ق. از فاطمه بنت الحسین علیهماالسلام.(2)
ابوالحسن، علی بن عیسی بن ابیالفتح اربلی، متوفّای 693 ق. از طریق فاطمه بنت الحسین علیهماالسلام.(3)
اگر بخواهیم همهی منابع خطبه را نقل کنیم، سخن به درازا میکشد، و لذا به همین ده مورد یادشده بسنده میکنیم.
خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام در بستر نیز همانند خطبهی فدکیّه در سطح بسیار گستردهای نقل شده و شروح بسیار فراوانی برای آن نوشته شده، که به شماری از آنها اشاره میکنیم:
البلاغة الفاطمیّة، عبدالرّضابنمحمدعلی مطبعی، چ نجفاشرف، 1368 ق.
البلاغة الفاطمیّة، از مؤلّف ناشناخته، چ نجف اشرف، 1364 ق.
البلاغة الفاطمیّة، سیّد جاسم بن حسن شبّر، چ نجف اشرف، 1951 م.
پیام فاطمه، حاج شیخ حسنسعید، متوفّای 1416 ق. چ تهران، 1350ش.
پیام فاطمه، محمدواصف لاهیجانی، متوفّای 1417 ق. چ قم، 1375 ش.
حماسهای بینظیر در کنار بستر زهرا علیهاالسلام، محمدحسین بروجردی، چ قم، 1370 ش.
خطب فاطمة الزّهراء علیهاالسلام، حلم حائری، چ نجف اشرف.
دفاع از حریم حق، عمران علیزاده، متوفّای 1430 ق. چ قم، 1377 ش.
دفاع زهرا از ولایت، سید محمد عابدینزاده، چ تهران، 1376 ش.
سخنان حضرت زهرا علیهاالسلام، پژوهشکدهی باقر العلوم قم، - مخطوط - .
کلام فاطمة الزهراء مع النّساء عند ما یعدنها، از مؤلّف ناشناخته.
گلچینی از آموزههای تربیتی در زندگانی فاطمهی زهرا، علیاکبر حسینی، مسعود چارلی و فریده یوسفی، چ تهران، 1379 ش.
المصاحف الفاطمیّة، هیئت المحسن المظلوم الشّهید، قم - مخطوط - .
دهها کتاب تحت عنوان: «خطبههای حضرت زهرا علیهاالسلام» که شامل خطبهی در بستر نیز میباشد، از سیّد علی فانی، علی اسلامی، علی لواسانی، فریبا مقصودی، مهدی جعفری و ... .
دهها کتاب تحت عنوان: «شرح خطبة الزّهراء علیهاالسلام» از احمد ارجمندی، احمد مدرّس باغمیشهای، سیّد ابوالقاسم خوانساری، سیّد علیاکبر حسینی یزدی، سیّد محمّدسعید عبقاتی، هادی بنابی و ... .
و دهها کتاب دیگر که پیرامون خطبهی فدکیّه تألیف شده و خطبهی در بستر نیز به پیوست آن شرح شده است.
شنیدند و دیدند که ایشان مطلقا از زخم سینه، درد پهلو، سقط محسن، به آتش کشیده شدن خانه و زندگیاش نامی به میان نیاورده، نگرانیهای خودش را از
آیندهی امّت اسلامی بیان کرده، نسبت به آیندهی تلخی که در انتظار امّت بود هشدار داد، اشک ریزان نالهکُنان و مویکَنان به خانههای خود آمده، شب را تا به سحر با گریه و فغان به سر بردند و این نغمههای مظلومانهی صدّیقهی طاهره، از حلقوم بانوان مهاجر و انصار در فضای شهر یثرب طنین انداخت و خواب را از دیدگان همگان ربود.
زنان مهاجر و انصار پس از شنیدن این سخنان به خانههای خود آمده، آن سخنان جانکاه را برای شوهران خود بازگو کردند، پس از این ماجرا گروهی از بزرگان مهاجر و انصار، به عنوان عذرخواهی، به محضر بیبی دو عالم شرفیاب شدند و گفتند:
ای سرور بانوان! اگر امیرمؤمنان این مطالب را پیش از بیعت با ابوبکر بیان میفرمود، ما هرگز جز علی علیهالسلام را برنمیگزیدیم.
1) [1] . سُوَید بن غفله، یکی از اصحاب با وفای مولای متّقیان میباشد، که طبرسی خطبهی بیبی را از ایشان نقل کرده است. او مردی فقیه، زاهد، عابد و متواضع بود که به سال عام الفیل متولّد شد، پس از شهادت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به مدینه آمد و لذا سعادت دیدار پیامبر را پیدا نکرد [ اسد الغابه: 3/379 ] . او یکی از بزرگان اصحاب امیرمؤمنان علیهالسلام بود [ رجال برقی، ص 4 ] . شیخ طوسی او را از یاران مولا برشمرده [ رجال طوسی، ص 43 ] و شیخ مفید او را از اولیا و بزرگان اصحاب مولای متّقیان معرّفی کرده است [ الاختصاص، ص 3 ] . از او احادیث فراوان در منابع حدیثی نقل شده، از جمله داستان خالد بن عرفطه، حبیب بن جمّاز و خبر غیبی مولای متّقیان را ایشان نقل کرده است [ ارشاد مفید: 1 / 329 ] وی در حدود سال 82 ق. در سنّ 120 سالگی از دنیا رفت [ ناظمزاده، اصحاب امام علی علیهالسلام ، ج 1، ص 589 ] .
صدّیقهی طاهره فرمودند:
إِلَیْکُمْ عَنّی، فَلا عُذْرَ بَعْدَ تَعْذیرِکُمْ وَ لا أَمْرَ بَعْدَ تَقْصیرِکُمْ ؛
برخیزید و از من دور شوید، که پس از آن همه روشنگریها دیگر هیچ عذری از شما پذیرفته نیست، که خود تقصیر کردید و فرمان را نادیده گرفتید.(1)
بیبی اشاره به داستان غدیر میکنند که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله 70 روز پیش از شهادت خود، ولایت امیرمؤمنان علیهالسلام را در اجتماع 000/120 نفری در صحرای غدیر خم برای همگان اعلام کردند و از همهی آنها برای مولای متّقیان بیعت گرفتند، دیگر عذری از احدی پذیرفته نیست.
حضرت زهرا علیهاالسلام اجازهی دیدار نداد، به امیرمؤمنان علیهالسلام متوسّل شدند، سرانجام به محضر حضرت زهرا علیهاالسلام مشرّف شدند، سلام کردند و پاسخ سلام نشنیدند.
پس از یک سلسله سخنان بیهوده، عرض کردند: شما خیال میکنید که ما حقّ شما را غصب کردهایم، به خدا این طور نیست، پدر بزرگوارتان فرموده است که از ما هر چه بماند صدقه است.
حضرت زهرا فرمود:
من از شما یک سؤال میکنم، اگر جواب صحیح دادید با شما سخن میگویم.
1) [1] . طبرسی، الاحتجاج، ج 1، ص 109.
گفتند: بفرمایید.
حضرت فرمود:
آیا از پدرم شنیدید که فرمود: رضای فاطمه رضای من است و غضب فاطمه غضب من است.
گفتند: آری از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آن را شنیدیم.
حضرت فاطمه علیهاالسلام دستها را بلند کردند و فرمودند:
من خدا و فرشتگان را شاهد میگیرم که شما دو نفر مرا آزردید، مرا به غضب آوردید و مرا خشنود نکردید.
صدای ابوبکر به گریه بلند شد و حضرت خطاب به او فرمودند:
وَاللّهِ لَقَدْ أَدْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْکَ فی کُلِّ صَلاةٍ اُصَلّیها ؛
به خدا سوگند، من در هر نمازی که میخوانم بر تو نفرین میکنم.(1)
بخاری با سند صحیح روایت کرده که:
فَوَجَدَتْ فاطِمَةُ عَلی أَبیبَکْرٍ فی ذلِکَ، فَهَجَرَتْهُ، فَلَمْ تُکَلِّمْهُ حَتّی تُوُفِّیَتْ ؛
حضرت فاطمه بر ابوبکر خشمگین شد، از او قهر کرد و تا زنده بود با وی سخن نگفت.(2)
در ادامه آمده است:
فَلَمّا تُوُفِّیَتْ، دَفَنَها زَوْجُها عَلِیٌّ لَیْلاً، وَ لَمْ یُؤْذَنْ بِها أَبابَکْرٍ ؛
_هنگامی که حضرت فاطمه وفات کرد، همسرش علی او را شبانه دفن کرد
و به ابوبکر اطّلاع نداد._(1)
برای تحقیق بیشتر
پیام فاطمه، حاج شیخ حسن سعید، متوفای 1416 ق.
خطبههای حضرت صدیقهی کبری، از فریبا مقصودی کرمانشاهی.
حماسهای بی نظیر در کنار بستر زهرا، محمد حسین بروجردی.
1) [3] . همان.
هنگامی که شیفتگان قدرت و تشنگان حکومت، خانهی وحی را نشانه رفتند، احدی درصدد دفاع از تنها جانشین پیامبر برنیامد. شمشیرزنان عرصههای بدر و حنین، شمشیرهای خود را غلاف کردند و به نهانخانهی منازل خود خزیدند، تا از خطرات نیروهای مهاجم که به احدی ترحّم نمیکردند، مصون و سالم بمانند.
پس از بیعت مردم با ابوبکر، مطّلع شدند که زبیر به خانهی مولای متّقیان رفته، با آن حضرت به رایزنی پرداخته است.
عمر به محضر حضرت فاطمه علیهاالسلام شتافت و عرضه داشت:
به خدا سوگند، پدرت در نزد ما از همه عزیزتر است و بعد از ایشان شما در نزد ما از همه گرامیتر میباشید، ولی اگر اینها (منظورش: حضرت علی علیهالسلام و زبیر بود) در خانهات گرد آیند، حرمت تو مانع نمیشود از این که دستور بدهم خانه را بر سرشان آتش بزنند.(1)
ابوبکر به عمر دستور داد که به خانهی حضرت فاطمه علیهاالسلام برود و افرادی را
1) [1] . ابن ابیشیبه، المصنَّف، ج 8، ص 572.
که در آن خانه به بست نشستهاند، بیرون بیاورد.
هنگامی که آنها امتناع ورزیدند، عمر هیزم طلبید و گفت:
سوگند به خدایی که جان من در دست اوست، اگر بیرون نیایید، خانه را به آتش میکشم و بر سر کسانی که در آن هستند، فرو میریزم.
برخی از حاضران گفتند: ای اباحفص! فاطمه دختر پیامبر در این خانه است!
گفت:
اگر چه فاطمه نیز در آن باشد.(1)
ابوبکر به او فرمان داد که به هر وسیلهای که ممکن باشد، آنها را از خانه بیرون کند و اگر امتناع کنند، با آنها نبرد کند.
عمر مقداری آتش برداشته، به سوی خانهی وحی رفت که آنجا را آتش بزند، حضرت فاطمه علیهاالسلام با او مواجه شد و فرمود:
آیا آمدهای که خانهام را آتش بزنی؟
گفت: آری، مگر این که شما نیز وارد شوید در آنچه دیگران وارد شدهاند.(2)
حضرت فاطمه علیهاالسلام که غربت و مظلومیّت امام زمانش را مشاهده کرد، خود را برای دفاع جانانه از حجّت خدا مهیّا کرد و خطبهای کوتاه، لکن بسیار با صلابت ایراد نمود.
این خطبه از نظر تسلسل زمانی نخستین خطبهی حضرت صدّیقهی طاهره است، لکن به جهت اهمیّت خاصّ خطبهی فدکیّه و خطبهی در بستر، این خطبه
را به عنوان خطبهی سوّم آوردیم:
و اینک متن خطبهی حضرت فاطمهی اطهر علیهاالسلام در پشت در:
لا عَهْدَ لی بِقَوْمٍ أَسْوَأَ مَحْضَرا مِنْکُمْ.
تَرَکْتُمْ رَسُولَاللّه صلیاللهعلیهوآله جَنازَةً بَیْنَ أیْدینا، وَ قَطَعْتُمْ أَمْرَکُمْ فیما بَیْنَکُمْ، وَ لَمْتُؤَمِّرُونا، وَ لَمْتَرَوْا لَنا حَقّا.
کَأَنَّکُمْ لَمْ تَعْلَمُوا ما قالَ یَوْمَ غَدیر خُمٍّ.
وَاللّهُ لَقَدْ عَقَدَ لَهُ یَوْمَئِذٍ الْوِلاءَ، لِیَقْطَعَ مِنْکُمْ بِذلِکَ مِنْهَا الرَّجاءَ.
وَ لکِنَّکُمْ قَطَعْتُمُ الْأَسْبابَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ نَبِیِّکُمْ.
وَاللّهُ حَسیبٌ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ ؛
_من هرگز قومی از نظر حضور زشتتر از شما سراغ ندارم. جسد مقدّس پیامبر اکرم _صلیاللهعلیهوآله را در میان دستهای ما رها کردید و امر خود را در میان خود بریدید و دوختید! امارت و سرپرستی ما را منظور نکردید، بلکه حقّی برای ما به رسمیّت نشناختید. گویی شما اصلاً نمیدانید که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در روز غدیر خم چه فرمود؟!
به خدا سوگند برای ولایت و سرپرستی او (یعنی علی علیهالسلام) عهد و پیمان گرفت، تا برای همیشه طمع و چشمداشت شما را از رسیدن به امارت و خلافت قطع کند. لکن شما پیوند ارتباط میان خود و پیامبرتان را قطع کردید. خداوند در دنیا و آخرت در میان ما و شما داور و حسابگر میباشد.
این خطبه در منابع مختلف آمده که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
ابوعبداللّه، محمدبنمسلم دینوری، مشهور به: «ابنقتیبه» متوفّای 276 ق.(1)
ابوعبد اللّه، محمدبن محمد بن نعمان، مشهور به: «شیخ مفید» متوفّای 413 ق.(2)
ابومنصور، احمد بن علی بن ابیطالب طبرسی، از بزرگان جهان تشیّع در قرن ششم.(3)
و دهها منبع مورد اعتماد و استناد در طول قرون و اعصار.(4)
1) [1] . ابن قتیبه، همان.
2) [2] . شیخ مفید، الأمالی، ص 50.
3) [3] . طبرسی، الإحتجاج، ج 1، ص 80.
4) [4] . در اینجا به شماری از آنها اشاره میکنیم: 1) بحارالأنوار، از علامهی مجلسی، ج 28، ص 205، 232 و 356. 2) بیت الأحزان، از محدّث قمی، ص 60. 3) صحیفة الزّهراء، از أسعد عبّود، ص 211. 4) عوالم، از بحرانی، ج 11، ص 576، ح 27. 5) الغدیر، از علامهی امینی، ج 5، ص 372 (چاپ دیگر ص 588). 6) فاطمة الزّهراء بهجة قلب المصطفی، از رحمانی همدانی، ص 519. 7) فاطمة الزّهراء من المهد إلی اللّحد، از سیّد محمدکاظم قزوینی، ص 265. 8) کلمة فاطمة الزّهراء، از سیّد حسن شیرازی، ص 291. 9) مسند فاطمة الزّهراء، از سیّد حسین شیخ الاسلامی، ص 439 و 441. 10) من حیاة الخلیفة، عبدالرّحمن بکری، ص 167. 11) الموسوعة الکبری، از شیخ اسماعیل انصاری، ج 10، ص 172. 12) موسوعة کلمات سیّدتنا فاطمة الزّهراء، گروهی، ص 355. 13) نهج السّعادة، از محمدباقر محمودی، ج 1، ص 39. 14) الهجوم علی بیت فاطمة، عبدالزّهراء مهدی، ص 106.
در این خطبه نکات اخلاقی فراوانی هست که به شماری از آنها اشاره میکنیم:
منطق وحی برای حضور در خانهی اشخاص نکات اخلاقی فراوانی بیان کرده که شماری از آنها به قرار زیر است:
هرگز به خانهی کسی بدون هماهنگی وارد نشوید: « حَتّی تَسْتَأْنِسُوا ».(1)
هرگز به خانهی کسی بدون سلام وارد نشوید: « وَ تُسَلِّمُوا عَلی أَهْلِها ».(2)
اگر کسی در خانه نبود وارد نشوید: « فَاِنْ لَمْ تَجِدُوا أَحَدا فَلا تَدْخُلُوها ».(3)
مگر هنگامی که اجازهی ورود داده شود: « حَتّی یُؤْذَنَ لَکُمْ ».(4)
اگر گفتند: برگردید، حتما برگردید: « وَ اِنْ قیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا ».(5)
در تهاجم نخستین به خانهی وحی، افراد مهاجم بدون هماهنگی هجوم کردند، سلام که تحیّت اسلامی است و پیام سلامتی و اعلام این معنی است که ضرری از سوی من به شما نخواهد رسید و خطری از سوی من شما را تهدید نمیکند، چنین تحیّتی گفته نشد و اعلام امنیّت نشد، بلکه همراه با تهدید و اعلام خطر بود.
به اعلام عدم رضایت از سوی صاحب خانه اعتنا نشد و تهدیدها ادامه یافت.
در برابر فرمان برگردید، بر حضور ناشایست خود اصرار ورزیدند و برنگشتند.
آنچه در آیهی شریفه به صراحت آمده، در مورد خانههای معمولی است، نه بیوت النّبی و خانهی وحی!
این حضور ناشایست در برابر خانهی وحی و خانهی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بود، که قرآن کریم به صراحت از آن نهی کرده و فرموده است:
« لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ » ؛
به خانههای پیامبر وارد نشوید، جز هنگامی که به شما اذن داده شود.(1)
بدون هماهنگی، بدون اذن، بدون سلام، همراه با تهدید و اعلام خطر در مقابل خانهی وحی گرد آمدند و اصرار کردند که وارد خانهی وحی شوند.
وه چه حضور ناشایستی!
در آیین مقدّس اسلام برخی از مکانها و برخی از زمانها حرمت دارند:
خانهی خدا (کعبه)
مسجدالحرام
شهر مکّه
1) [1] . سورهی احزاب، آیهی 53.
شهر مدینه
ماههای حرام (ذیقعده، ذیحجّه، محرّم و ماه رجب)
خانهی علی و فاطمه:
قرآن کریم میفرماید:
« فی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ » ؛
خانههایی که خداوند اذن ترفیع آنها را داده است.(1)
هنگامی که بزرگ مفسّر قرآن حضرت ختمیمرتبت این آیهی شریفه را تلاوت فرمود، یکی از اصحاب برخاست و عرضه داشت:
ای رسولخدا! این خانهها کدام خانهها هستند؟
حضرت پیامبر فرمود:
بُیُوتُ الْأَنْبِیاءِ ؛
خانههای پیامبران.
ابوبکر برخاست، در حالی که با دست خود به سوی خانهی حضرت فاطمه و حضرت علی علیهماالسلام اشاره میکرد، پرسید:
یا رَسُولَ اللّهِ! هذَا الْبَیْتُ مِنْها ؛
ای پیامبر خدا! آیا این خانه نیز از آنهاست؟
بزرگ مفسّر قرآن فرمود:
نَعَمْ، مِنْ أَفاضِلِها ؛
آری، از برترین آنهاست.
این حدیث شریف را بسیاری از محدّثان و مفسّران با سلسله اسناد خود از
1) [1] . سورهی نور، آیهی 36.
انس بن مالک، بریده و ابوبرزه روایت کردهاند که از آن جمله است:
ابن مردویه، متوفّای 410 ق. در مناقب(1)
ثعلبی، متوفّای 427 ق. در تفسیر(2)
حسکانی، متوفّای بعد از 470 ق. در شواهد(3)
سیوطی، متوفّای 911 ق. در تفسیر(4)
جای شگفت است که شخصا از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله تفسیر آیه و پاسخ آن حضرت را دریافته و حرمت خانهی حضرت فاطمه را دانسته، ولی فرمان تهاجم را صادر کرده، در پایان عمر و حالت احتضار اظهار ندامت کرده میگوید:
من از دنیا تأسّف نمیخورم، جز بر سه چیزی که انجام دادم، ای کاش انجام نمیدادم و بر سه چیزی که انجام ندادم، ای کاش انجام میدادم.
امّا آن سه چیزی که انجام دادم و ای کاش انجام نمیدادم:
فَوَدَدْتُ أَنّی لَمْ أَکْشِفْ بَیْتَ فاطِمَةَ عَنْ شَیْءٍ وَ إِنْ کانُوا قَدْ غَلَّقُوهُ عَلَی الْحَرْبِ ؛
ای کاش خانهی فاطمه را برای چیزی نمیگشودم، اگر چه برای جنگ بسته بودند.
این متن را بسیاری از مورّخان و محدّثان از بزرگان اهل سنّت، با سلسله
راویان خود از وی نقل کردهاند، از آن جمله:
از آداب و رسوم همهی ملل و اقوام این است که به هیچ دلیل به در خانهی افراد مُعَزّی نمیروند و متعرّض افراد عزادار نمیشوند.
حضرت فاطمه علیهاالسلام عزادار بود، هنوز جسد مقدّس پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در روی زمین بود که به خانهی حضرت فاطمه علیهاالسلام تهاجم نموده، حرمت عزای پیامبر را شکستند. این نوع ساختارشکنی حتّی در میان اقوام جاهلی نیز رایج نبود.
برخی از شیفتگان مکتب خلافت، برای تبرئه نمودن غاصبان خلافت، همهی حوادث تلخی را که بر خاندان عصمت و طهارت رفته، مورد تردید و
تشکیک قرار میدهند، که به تعدادی از آنها اشاره میکنیم:
آنچه رافضیها میگویند که طناب به گردن علی علیهالسلامانداختند و او را برای بیعت ابوبکر بردند و عمر بر حضرت فاطمه لگد زد تا محسن را سقط کرد، به سخن آنها نمیتوان اعتماد کرد!(1)
از سخنان شگفتانگیز رافضیها این است که میگویند: یزید امام حسین را به شهادت رسانیده و اهلبیتش را به اسارت برده است!
ما با خرد و اندیشهی خود دریافتهایم که ابوبکر حضرت فاطمه را نزده و محسن را نکشته است!(2)
آنچه شیعیان میگویند که قنفذ را به خانهی فاطمه فرستادند، او را با عصا زد و در بازوانش اثری چون بازوبند پدید آمد و تا به هنگام وفاتش باقی ماند و عمر او را در میان در و دیوار فشار داد و محسن را سقط کرد، هیچ یک از اینها در میان اصحاب ما صحّت ندارد!(3)
ما یقین داریم که ابوبکر اقدام به ایذاء و اذیّت حضرت علی و زبیر نکرد، حتی سعد بن عباده را نیازرد، تنها چیزی که میتوان گفت این
است که خانه (خانهی حضرت فاطمه علیهاالسلام) را تفتیش کرد، تا ببیند آیا چیزی از بیتالمال آنجا هست که در میان افراد مستحقّ تقسیم کند!
بعدها پشیمان شد و گفت: ای کاش این کار را نیز انجام نمیدادم ...
امّا آنچه جاهلان و دروغگویان میگویند و افراد ابله آن را تصدیق میکنند، که صحابه خانهی فاطمه را تخریب کردند، بر شکمش زدند، تا بچهاش را سقط کرد، همهاش دروغ و افترا میباشد، به اتّفاق همهی مسلمانانان!!(1)
در اینجا فقط یادآور میشویم که تعدادی از بزرگان اهل سنّت که متّهم به تشیّع نیستند، داستان لگد زدن به شکم حضرت فاطمه و اسقاط محسن را به صراحت در کتابهای خود آوردهاند، که از آن جمله است:
إنّ عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة، حتّی ألقت المحسن من بطنها، و کان یصیح: أحرقوا دارها بمن فیها، و ما کان فی الدّار غیر علیّ و فاطمة و الحسن و الحسین ؛
عمر در روز بیعت بر شکم فاطمه زد، به طوری که محسن را سقط کرد و خود فریاد میزد:
خانه را با کسانی که در آن هست آتش بزنید_، در حالی که در خانه کسی جز علی، فاطمه، حسن و حسین نبود._
این فراز را شهرستانی (479 - 548 ق) از او نقل کرده است.(2)
عبدالقاهر بغدادی، متوفّای 429 ق. و صلاح الدّین صفدی، متوفّای 764 ق.
آن را به اختصار نقل کردهاند.(1)
حافظ محمد بن حماد میگوید: در نزد او حاضر شدم، شیخی برای او قرائت میکرد که:
إنّ عمر رفس فاطمة حتّی أسقطت محسنا ؛
عمر با لگد بر سینهی فاطمه زد، تا محسن را سقط کرد.(2)
ابن حجر عسقلانی نیز همان تعبیر را از او نقل کرده است.(3)
إنّ محسنا فسد من زحم قنفذ العدوی؛
محسن در اثر فشار قنفذ عدوی تلف شد.(4)
روز دوشنبه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به شهادت رسید، روز چهارشنبه به خاک سپرده شد، زیرا تشنگان قدرت جنازهی پیامبر را روی زمین گذاشتند و به سوی
گرفتن بیعت رفتند.
ابن ابیشیبه از عروه روایت کرده که ابوبکر و عمر در دفن پیامبر حضور
نیافتند، زیرا به سقیفهی بنیساعده رفته، در میان انصار بودند و پیکر مقدّس پیامبر پیش از بازگشت آنها به خاک سپرده شد.(1)
همهی مورّخان و محدّثان از عایشه روایت کردهاند که گفته:
ما از خاکسپاری پیامبر آگاه نشدیم، جز هنگامی که در شب چهارشنبه صدای بیل و کلنگ را شنیدیم.(2)
در طول قرون و اعصار همگان بر این تصریح کردهاند که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روز دوشنبه رحلت نموده، در شب چهارشنبه به خاک سپرده شد.(3)
ابن کثیر گوید: پس از آن که بیعت ابوبکر به انجام رسید، به تجهیز پیامبر شروع کردند!(4)
آنان که به دروغ خود را خادمان امّت مینامیدند، آن قدر تشنهی قدرت و شیفتهی حکومت بودند، که پیکر مقدّس پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را روی زمین رها کردند، به دنبال بیعت گرفتن رفتند و بر پیکر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نماز نخواندند.
تنها لطفی که در حقّ اهلبیت انجام دادند، این بود که به آنها اجازه دادند که
مشغول تجهیز و تکفین پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله باشند.(5)و خود به کار مهمتر مشغول شدند و آن حضور در سقیفه و اخذ بیعت بود!
1) [1] . ابن أبیشیبه، المصنّف، ج 14، ص 568.
2) [2] . احمد حنبل، المسند، ج 6، ص 242 ؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج 2، ص 244 ؛ بیهقی، السّنن الکبری، ج 3، ص 409 ؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج 1، ص 582.
3) [3] . ابن کثیر، البدایة و النّهایة، ج 5، ص 271.
4) [4] . همان، ص 265.
5) [1] . هیثمی، مجمع الزّوائد، ج 9، ص 33.
ابن کثیر فصلی را تحت عنوان: «امور مهمّهای که بعد از وفات پیامبر و پیش از دفن آن حضرت اتّفاق افتاده» باز کرده، در آغاز آن مینویسد:
بزرگترین، والاترین و پربرکتترین آنها بر اسلام و امّت اسلامی، بیعت ابوبکر بود!(1)
بعدها که امور بر وفق مرادشان پیش رفت، روزی امیرمؤمنان علیهالسلام را مشاهده کردند که اندوهگین است، غافل بودند از این که مولای متّقیان مُعَزّی هست و در سوگ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله اندوهگین است، ابوبکر پرسید:
چه شده، ترا اندوهناک میبینم؟!
مولای متّقیان فرمود:
إِنَّهُ عَنانی ما لَمْ یَعِنْکَ ؛
بر من حادثهای رخ داده، که بر تو رخ نداده است.
ابوبکر خطاب به حاضران گفت:
گوش کنید، شما را به خدا سوگند آیا کسی بیش از من برای پیامبر اندوهگین بود؟!!(2)
این بود اشارهای کوتاه به اوّلین فراز از خطبهی حضرت فاطمهی زهرا علیهاالسلام در پشت در.
امید است بتوانیم در آینده کتاب مستقلّی در شرح این خطبه تقدیم کنیم.
برای تحقیق بیشتر:
سیاهترین هفتهی تاریخ، از علی محدّث بندرریگی
غنچهی یاس، از مهدی فاطمی
المحسن السّبط مولود أم سقط؟ از سیّد محمّدمهدی خرسان
نهایة التّحقیق فیما جری فی أمر فدک، از ایشان
الهجوم علی بیت فاطمة، از عبدالزّهراء مهدی
از صدّیقهی طاهره، حضرت فاطمهی زهرا علیهاالسلام آثار علمی ارزشمند فراوانی بر جای مانده که به شماری از آنها اشاره میکنیم:
سه خطبه از خطبههای حضرت فاطمه علیهاالسلام که در این کتاب مورد بحث قرار گرفته است:
خطبهی فدکیّه
خطبهی در بستر
خطبهی پشت در
حضرت فاطمه علیهاالسلام «محدِّثه» و «محدَّثه» بود.
محدِّثه بود، زیرا احادیث فراوانی از پدر بزرگوارش حدیث کرده است.
محدَّثه بود، زیرا فرشته با وی سخن میگفت.(1)
1) [1] . شیخ صدوق، علل الشّرایع، ج 1، ص 182، باب 146، ح 1.
ابوعمر، یوسف بن عبداللّه بن محمد بن عبدالبرّ قرطبی، متوفّای 463 ق. اسامی 407 تن از بانوان محدِّثه را گرد آورده است.(1)
عزّالدّین، علی بن ابیالکرم، مشهور به «ابن اثیر» متوفّای 630 ق. قریب یکهزار بانوی محدِّثه را معرّفی کرده است.(2)
شهاب الدّین، احمد بن علی بن محمد عسقلانی، مشهور به: «ابن حجر» متوفّای 852 ق. تعداد 1545 نفر از بانوان صحابی محدِّثه را برشمرده است.(3)
در این میان به جز حضرت فاطمه علیهاالسلام، احدی این سعادت را نداشت که در تمام لحظات و ساعات شبانهروز، بدون هیچ محدودیّتی بتواند به محضر مقدّس رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله شرفیاب شده، از آن حضرت حدیث استماع کند.
از این رهگذر حضرت فاطمه علیهاالسلام احادیث فراوانی از پیامبر اکرم علیهاالسلامو حضرت امیرمؤمنان علیهالسلام روایت کرده است.
حضرت زینب، حضرت امّ کلثوم، امام حسن، امام حسین علیهمالسلام و بسیاری از اصحاب و صحابیّات از آن حضرت روایت کردهاند.
جالبتر این که امیرمؤمنان علیهالسلام احادیثی از همسر گرامیشان روایت کردهاند.(4)
در کتابهای حدیثی فراوانی احادیث نورانی حضرت فاطمه علیهاالسلام روایت
شده، ما در اینجا به تعدادی از کتابهایی که مستقلاًّ پیرامون احادیث آن حضرت تألیف شده، اشاره میکنیم:
سید ابن طاووس در کتاب «الیقین» از این کتاب حدیث نقل کرده است.(1)
تحقیق جزء من أحادیث فاطمه، از عاطف احمد امان الدّقن، چاپ 1402 ق.
جامع أحادیث فاطمة الزّهراء، از محمد روحانی علیآبادی، 10 مجلد، - مخطوط - .
فاطمة الزّهراء، أقوالها و أفعالها، از علی کریمی جهرمی - مخطوط - .
الکلمات الباهرة، للصّدّیقة الطّاهرة، از عبدالمجید بن محمد یزدی، متوفّای 1345 ق. - مخطوط - .
الکلمة الطّیّبة، یا سخنان حضرت فاطمه علیهاالسلام، از امیر ظهیری، چاپ تبریز، 1377 ش.
کلمة فاطمة الزّهراء، از شهید سیّد حسن شیرازی، مستشهد 400 ق. چاپ بیروت، 1421 ق.
مسند فاطمة، از ابوحفص، عمر بن احمد بن عثمان مروزی، مشهور به: «ابن شاهین» متوفّای 385 ق.(2)
مسند فاطمه علیهاالسلام، از علی بن عمر دارقطنی، صاحب سنن دارقطنی، متوفّای 385 ق. که محدّث بحرانی از آن روایت کرده است.
مسند فاطمه، از محمد بن جریر طبری - امامی - که محدّث بحرانی در تفسیر البرهان از آن روایت کرده است.
مسند فاطمه علیهاالسلام، از مؤلّفی ناشناخته، که شیخ حرّ عاملی از آن روایت کرده است.(1)
مسند فاطمه علیهاالسلام، از مؤلّفی ناشناخته، که با یک واسطه از شیخ صدوق روایت کرده است. و محدّث بحرانی در مدینة المعاجز از آن حدیث نقل کرده است.(2)
مسند فاطمه علیهاالسلام، از جلال الدّین سیوطی، متوفّای 911 ق. چاپ بیروت، 1413 ق. شامل 284 حدیث.
مسند فاطمه علیهاالسلام، از شیخ عزیزاللّه عطاردی، چاپ تهران، 1413 ق.
مسند فاطمة الزّهراء علیهاالسلام، از سیّد حسین شیخ الاسلامی، چاپ قم، 1419 ق. شامل 496 حدیث.
من روی عن فاطمه علیهاالسلام، از شیخ صدوق، متوفّای 381 ق.(3)
من فقه الزّهراء، از سیّد محمد حسینی شیرازی، متوفّای 1422 ق. در پنج مجلّد.
موسوعة کلمات الزّهراء، از محمد دشتی، متوفّای 1380 ش. چاپ قم، 1416 ق.
میراث حضرت زهراء، از محمدرضا آل یاسین، چاپ تهران، 1377 ش.
نهج الحیاة، از محمد دشتی، متوفّای 1380 ش. چاپ قم، 1372 ش.
و دهها کتاب دیگر تحت عنوان: چهل حدیث، چهل گوهر، کوثر تسبیح، گلبوتههای گلستان فاطمه علیهاالسلام، گهرهای فاطمی و ...
بسیاری از دقایق علمی، حقایق عرفانی، مسائل اجتماعی و تربیتی اسلام، در قالب دعا در اختیار شیفتگان معارف اهلبیت علیهمالسلام قرار گرفته، تا ضمن راز دل با آفریدگار جهان، معارف والا و حقایق تابناک تعالیم اسلام در اعماق دل نفوذ کرده، دل را جلا داده، دیده را ضیاء بخشیده، زنگار گناه و هوای عصیان را از دلها بزداید و دل را شایستهی کسب نور و آمادهی نزول رحمت پروردگار نماید.
بخشی از فرهنگ ماندگار تنها یادگار پیامبر را دعاها و نیایشهای آن حضرت تشکیل میدهد، که به هنگام تهجّد و مناجات با خداوند منّان بر زبان جاری کرده، در بایگانی حافظهی فرزندانش ثبت شده، بعدها به ارادتمندان، دلباختگان و شیفتگان آثار اهلبیت علیهمالسلام منتقل شده است.
در همهی کتابهایی که پیرامون ادعیه و اذکار در طول قرون و اعصار نگارش یافته، تعدادی از دعاهای آن حضرت آمده است، ما در اینجا فقط به شماری از آثاری که مستقلاًّ در این رابطه تألیف شده، اشاره میکنیم:
کتابنامهی نیایشهای حضرت فاطمه علیهاالسلام
ادعیهی فاطمیه، از محمد دشتی، متوفای 1380 ش. چاپ قم، 1377ش.
ادعیه و اذکار حضرت فاطمه علیهاالسلام، از محمد روحانی علیآبادی، شامل 87
دعای واصله از حضرت فاطمه علیهاالسلام - مخطوط - .
دعاء فاطمه علیهاالسلام، از مؤلّفی ناشناخته، که نسخهی خطی آن به شمارهی 3629 در کتابخانهی سلطنتی برلین موجود است.(1)
صحیفة الزّهراء، از جواد قیّومی، چاپ قم، 1373 ش.
صحیفة الزّهراء، از اسعد عبّود، چاپ قم، 1421 ق.
صحیفة الزّهراء، از محسن عقیل، چاپ بیروت 1421 ق.
صحیفة الزّهراء، از سید ذیشأن حیدر جوادی الهآبادی، چاپ 1379 ش. - به زبان اردو - .
صحیفهی فاطمهی زهرا علیهاالسلام، از سیّد محمدهادی جونپوری، چاپ هند - به زبان اردو - .
الصّحیفة الفاطمیّة، از ابواحمد عبداللّه بن عدنان منتفکی رفاعی - مخطوط - .
الصحیفة الفاطمیّة الجامعة، از سید محمدباقر موحّد ابطحی، چاپ قم، 1421 ق.
لمعة من صحیفة فاطمه، تدوین حسینیه کربلاییهای اصفهان، چاپ بیتا.
مناجات حضرت بیبی فاطمه علیهاالسلام، از مؤلّفی ناشناخته که نسخهی خطی آن به شمارهی 577 در کتابخانه آپسالا، در سوئد موجود است - به زبان آذری - .(2)
روزی جابر بن عبداللّه انصاری به محضر حضرت فاطمه علیهاالسلام مشرّف
میشود، در دست آن حضرت لوح سبزرنگی را مشاهده میکند، که در آن مطالبی با نور نوشته شده است.
در مورد این لوح از آن حضرت میپرسد، حضرت میفرماید:
این لوحی است که آن را خداوند منّان به رسول عالمیان اعطاء فرموده، در این لوح نام پدرم، شوهرم، دو فرزندم و دیگر أوصیاء از تبار من ثبت شده است، پدرم آن را به من اهداء فرمود.
آنگاه جابر اجازه میگیرد و متن آنها را رونویسی میکند.
روزی امام باقر علیهالسلام برای مشاهدهی دستنوشتهی جابر به منزل ایشان تشریففرما شده، متن آن را از حفظ میخواند و جابر با دستنوشتهی خود مطابقت میکند، حتّی یک حرف نیز اختلاف نداشته است.
محدّثان بزرگ شیعه متن آن را به واسطهی امام باقر و امام صادق علیهماالسلامو جابر بن عبداللّه از حضرت فاطمه علیهاالسلام روایت کردهاند، که به تعدادی از این بزرگان اشاره میکنیم:
شیخ مفید، متوفّای 413 ق.(1)
شیخ طوسی، متوفّای 460 ق.(2)
ابن شهرآشوب، متوفّای 588 ق.(3)
امین الاسلام طبرسی، مفسّر بزرگ شیعه در قرن ششم.(4)
شیخ الاسلام، ابراهیم بن مؤیّد جوینی حموینی، متوفّای 730 ق.(5)
شیخ حرّ عاملی، متوفّای 1104 ق.(6)
اینها نه تن از محدّثان والامقام شیعه (به جز جوینی) بودند که حدیث لوح را با اسناد معتبر و مورد استناد در کتابهای پایه و مرجع روایت کردهاند.
گذشته از منابع حدیثی، آثار مستقلّی نیز پیرامون حدیث لوح تدوین شده که از آن جمله است:
ترجمهی حدیث لوح فاطمه علیهاالسلام، از احمد بروجردی جواهری، چاپ کرمانشاه، 1321 ش.
حدیث لوح، از علی لبّاف، چاپ تهران، 1375 ش.
رسالهی لوح حضرت فاطمه علیهاالسلام، از سیّد عزیزاللّه امامت، چاپ کاشان.
شهادة الشّهداء در حدیث لوح فاطمة الزّهراء، از سیّد اسماعیل هاشمی،
چاپ اصفهان، 1364 ش.
گردهمایی پنج تن آل عبا در زیر کساء و نزول آیهی تطهیر(1)در شأن آنها، از مسلّمات تاریخ است و در صدها منبع معتبر از منابع حدیثی، تفسیری، تاریخی و رجالی شیعه و اهل سنّت، با اسناد معتبر روایت شده است.
در کتاب گرانسنگ «فاطمهی زهرا» اثر ارزشمند شخصیّت برجستهی جهان تشیّع، علاّمهی بزرگوار، آیة اللّه حاج شیخ عبدالحسین امینی رحمهالله، منابع و مآخذ اهل تسنّن بررسی شده، تعداد 300 تن از راویان حدیث کساء و نزول آیهی تطهیر در حقّ خمسهی طیّبه، به ترتیب قرون و اعصار معرّفی شده است.(2)
از بررسی احادیث وارده به این نتیجه میرسیم که حادثهی حدیث کساء حدّاقلّ سه بار اتّفاق افتاده است:
دهها حدیث معتبر با اسناد صحیح از بزرگان تشیّع و تسنّن از وقوع این حادثه در خانهی امّ سلمه خبر دادهاند.(3)
به هنگام وقوع حادثهی حدیث کساء، واثلة بن اسقع، از اصحاب عظیم الشّأن پیامبر اکرم، در خانهی حضرت فاطمه علیهاالسلام حضور داشته، این حادثه را به
چشم خود دیده، برای دیگران نقل کرده، دهها تن از راویان از او روایت کردهاند.(1)
به هنگام حضور نصارای نجران برای مباهله، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، حضرت علی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین علیهمالسلام را در زیر کساء گرد آورد، آنگاه آنها را به مباهله فرا خواند و آنها امتناع کردند و به جزیه راضی شدند.(2)
ابن حجر مکی (899 - 974 ق) مینویسد:
این عمل از سوی رسولخدا در خانهی امّ سلمه و در خانهی حضرت فاطمه علیهاالسلام و در غیر آنها تکرار شده است.(3)
آیة اللّه سیّد محمدکاظم طباطبایی (1253 - 1337 ق) صاحب عروه نیز بر وقوع آن در خانهی امّ سلمه، حضرت فاطمه و زینب بنت جحش تصریح نموده است.(4)
متن حدیث کساء معروفی که در مجالس و محافل برای برآورده شدن حوائج میخوانند، در منابع فراوان آمده، که از آن جمله است:
القلوب، از علمای برجستهی قرن هشتم.(1)
المنتخب، تألیف: فخر الدّین طریحی، متوفّای 1087 ق. صاحب مجمع البحرین.(2)
عوالم العلوم، تألیف: شیخ عبداللّه بحرانی، شاگرد برجستهی علامهی مجلسی، از علمای قرن یازدهم.(3)
بر حدیث کساء مشهور، دهها شرح و ترجمه به زبانهای مختلف تألیف شده و از سوی صدها تن از شعرای نامی، به زبانهای مختلف به نظم درآمده است.
یکی از اسامی حضرت فاطمه علیهاالسلام «محدَّثه» است. محدَّثه به کسی گفته میشود که فرشتهها با او سخن میگویند.
سخن گفتن فرشتگان با سه بانو از بانوان امم پیشین به صراحت در قرآن آمده است:
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
حضرت فاطمه را از این جهت «محدَّثه» نامیدهاند که فرشته بر او نازل میشد و با او سخن میگفت، همان گونه که بر حضرت مریم
نازل میشد.(1)
در حدیث دیگری فرمود:
جبرئیل بعد از رحلت پیامبر به محضر حضرت فاطمه میآمد، او را تسلّی میداد، از جایگاه پدرش سخن میگفت، از آنچه پس از او برای فرزندانش رخ خواهد داد، خبر میداد و علی علیهالسلام آن را مینوشت.(2)
در حدیث دیگری فرمود:
حضرت فاطمه مصحفی از خود به یادگار گذاشت، که قرآن نیست، لکن گفتار خداوند است، فرشته املاء کرده، علی علیهالسلام نوشته است.(3)
امام باقر علیهالسلام کیفیّت نزول مصحف را چنین توصیف میکند:
خداوند منّان به جبرئیل، میکائیل و اسرافیل امر فرمود که مصحف را برای حضرت فاطمه فرود آورند. و آن در شب آدینهای در ثلث دوّم شب بود.
چون فرشتهها وارد شدند، او مشغول تهجّد بود، منتظر ماندند تا حضرت فاطمه از نماز فارغ شد، بر او سلام کردند و عرضه داشتند:
سلامْ، سلامت میرساند.
آنگاه مصحف را در کنار او قرار دادند.
حضرت فاطمه فرمود:
خدای سلام است، سلام از او و به سوی اوست، بر شما نیز درود باد.(4)
امام باقر علیهالسلام در مورد محتوای مصحف فاطمه فرمود:
آنچه در گذشته رخ داده، آنچه مقدّر است در آینده رخ دهد، اخبار هر یک از آسمانها، شمار فرشتگان هر آسمان، نام و شمار پیامبران مرسل و غیر مرسل، اسامی امّت هر پیامبر، اسامی مؤمنان و کافران، اسامی شهرها، وصف قرون اولیّه، شمار طاغوتها و مدّت حکومت هر یک از آنها، نام و سیرت هر امام و مدّت امامت هر یک در آن آمده است.(1)
امام رضا علیهالسلام در یک حدیث طولانی نشانههای امام را میشمارد و میفرماید:
باید مصحف فاطمه نیز در دست او باشد.(2)
مصحف حضرت فاطمه علیهالسلام یکی از ودایع امامت میباشد و اینک در محضر حضرت بقیّة اللّه ارواحنا فداه میباشد.(3)
از صدّیقهی طاهره حضرت فاطمه علیهاالسلام آثار ماندگار فراوان بر جای مانده، که
از آن جمله است:
اشعار نغز و پر مغز
أحراز
أذکار
وصایا
مناجاتها
وقفنامهها
احتجاجها
برای تحقیق بیشتر:
فاطمة الزّهراء من المهد إلی اللّحد، آیة اللّه سیّد محمدکاظم قزوینی (متوفّای 1415 ق)
مسند فاطمة الزّهراء، سیّد حسین شیخالاسلامی (متوفّای 1432 ق)
کتابنامهی آثار ماندگار تنها یادگار پیامبر، علیاکبر مهدیپور.
پس از شهادت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله سران سقیفه چندین بار به خانه وحی تهاجم کردند، در هر مورد، صدیقه طاهره علیهاالسلام تنها مدافع مولای متّقیان بود، پشت در آمده، از آنها خواست که حرمت خانه وحی را نگه دارند، ولی آنها هیزم جمع کرده، در مقابل خانه وحی آتش افروختند و درِ خانهای را که جبرئیل بدون اذن وارد نمیشد به آتش کشیدند، ریحانه پیامبر را در میان در و دیوار آزردند و محسن فاطمه را به شهادت رسانیدند و از این طریق ثلث عترت طه را با یک لگد از بین بردند.
وارد خانه شده، مولای متّقیان را برای اخذ بیعت به سوی مسجد بردند.
حضرت فاطمه علیهاالسلام به دفاع خود از امام زمانش ادامه داد، غاصب فدک به غلام خود «قُنفُذ» فرمان داد که دست فاطمه علیهاالسلام را کوتاه کند، او نیز با غلاف شمشیر آنقدر بر آن حضرت کوبید که سینه، بازو و کتف مبارکش شکست و به شدّت بیمار شد و با همین بیماری به شهادت رسید.
قلم همواره در دست مثلث شوم زر، زور و تزویر بود، از این رهگذر حوادث مربوط به خاندان عصمت و طهارت، همواره مورد غفلت قرار گرفته و یا به صورت بسیار کمرنگ مطرح شده است.
با توجه به این که عامل شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام سران سقیفه بودند، ظلم مضاعف شده و اقوال بسیار مختلف نقل شده است:
چهل روز بعد از شهادت پیامبر، 60 روز، 70 روز، 72، روز، 75 روز، 90 روز، 95 روز، 100 روز، شش ماه و هشت ماه.
مشهور بین علمای امامیه 75 روز و 95 روز میباشد.
بزرگانی چون: کلینی، شیخ مفید، طبری امامی و مرحوم مقرّم 75 روز را برگزیدهاند.(1)
بزرگان دیگری چون: شیخ طوسی، طبرسی، سید ابن طاووس، شهید اول، کفعمی، شیخ بهایی و سید محسن امین 95 روز را انتخاب کردهاند.(2)
بر اساس روایت 75 روز، سیزدهم جمادی الاولی روز شهادت آن حضرت خواهد بود و بر اساس روایت 95 روز سوم جمادی الثانیه روز شهادت آن بزرگوار میباشد.
در گذشته بازار قم و تهران بر اساس 75 روز، روز 13 جمادلی الاولی، بازار
را تعطیل میکردند، ولی در عهد زعامت مرحوم آیة اللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری، مرحوم محدّث قمی به امر ایشان ده شب در مسجد بالای سر حضرت معصومه علیهاالسلام منبر رفتند و ارجحیت 95 روز را اعلام کردند. از آن موقع مراجع قم، به روایت 95 روز اعتنای بیشتری قائل هستند و اخیراً مراجع عظام جهان تشیع اقدام نموده، روز سوم جمادی الثّانیه را به عنوان روز شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام تعطیل رسمی نموده، در آن روز با دهها هزار نفر به سوی حرم مطهّر کریمه اهل بیت پیاده روی میکنند و به امر ایشان در همه شهرستانها این شیوه اجرا میگردد.
جالب توجه و شایان دقت است که شیخ بهایی، شیخ طوسی، علاّمه حلّی، سید ابن طاووس و دیگر بزرگانی که روایت 95 روز را برگزیدهاند، تصریح کردهاند که روز شهادت آن حضرت، روز سوم جمادیالثّانیه می باشد.
سید محسن امین در این رابطه مینویسد:
بنابر مشهور در میان اصحاب ما، حضرت فاطمه علیهاالسلام روز سوم جمادی الآخره سال یازدهم هجرت وفات نمود و آن از امام صادق علیهالسلام روایت شده است.(1)
نکته دیگری که در اینجا لازم است به آن اشاره شود، این است که دو روایت 75 و 95 به یک روایت برمیگردد، زیرا در قرون اولیه کتابهای حدیثی و تاریخی با خطّ کوفی و بدون نقطه نوشته میشد و در شکل نگارش «سَبعین» و «تِسعین» شبیه یک دیگر نوشته میشود، با نقطه از یکدیگر باز شناخته میشود.
به احتمال قوی متن روایت «تسعین» بوده، برخی از اعلام آن را «سبعین»
1) [1] . سید محسن امین، اعیان الشّیعه، ج 1، ص 319.
خواندهاند، یا بعدها تسعین به سبعین تصحیف شده است.
با توجه به صدور حدیث از امام صادق علیهالسلام برای روز سوم جمادی الثانی 95 روز تقویت میشود.
شایسته است که شیفتگان خاندان عصمت و طهارت هر دو ایام فاطمیه را ارج نهاده، برای آن حضرت در هر دو فاطمیه مجالس عزا برگزار کنند.
علّت این که ایام فاطمیه سه روز برگزار میشود این است که ما نمیدانیم در سال یازدهم هجری ماه صفر، ربیع الاول و ربیع الثانی آیا 29 روز بوده، یا 30 روز، یا برخی 29 و برخی دیگر 30 روز بوده است، از این رهگذر سه روز برگزار میکنیم تا روز شهادت را درک کرده باشیم.
در مورد محلّ دفن حضرت فاطمه علیهاالسلام سه قول است:
بقع
روضه نبوی
خانه خویش
از امام رضا علیهالسلام سؤل شد که حضرت فاطمه علیهاالسلام کجا دفن شده، فرمود:
دُفِنَتْ فِی بَیْتِهَا، فَلَمَّا زَادَتْ بَنُو أُمَیَّةَ فِی الْمَسْجِدِ صَارَتْ فِی الْمَسْجِدِ؛
در خانه خویش به خاک سپرده شد، هنگامی که بنی امیه مسجد را توسعه دادند، در مسجد قرا گرفت.(1)
شیخ طوسی همین قول را برگزیده و اضافه کرده که احتمال بقیع بعید
1) [1] . کلینی، الکافی، ج 1، ص 460.
است.(1)
از محضر امام هادی علیهالسلام پرسیدند که آیا بیت حضرت فاطمه علیهاالسلام در طیبه است، یا همان گونه که دیگران میگویند در بقیع است؟ در پاسخ نوشتند:
ایشان در کنار جدّم صلیاللهعلیهوآله میباشد.(2)
از امام باقر علیهالسلام روایت شده که فرمود:
علی علیهالسلام حضرت فاطمه را شبانه در خانهاش به خاک سپرده که بعدها جزو مسجد شد.(3)
امام صادق علیهالسلام در این رابطه فرمود:
حضرت فاطمه در خانهاش به خاک سپرده شد، بعدها عمر بن عبدالعزیز آن را در مسجد داخل کرد.(4)
عبدالعزیز بن عمران گوید: حضرت فاطمه در خانهاش به خاک سپرده شد، با او همانند رسول خدا صلیاللهعلیهوآله معامله شد، یعنی: دقیقاً همان جا که بسترش پهن شده بود، در همان جا مدفون شد.(5)
کسانی که محلّ قبر آن حضرت را در بقیع میدانند به حدیثی از امام حسن مجتبی علیهالسلام استناد میکنند که وصیت فرمود: هنگامی که من وفات کردم، مرا تجهیز کنند، سپس به کنار رسول خدا ببرید که تجدید عهد کنم، از آنجا به نزد مادرم حضرت فاطمه ببرید، سپس به بقیع برگردانید و در آنجا دفن کنید.(6)
تصادفاً این حدیث نیز دفن در خانه را تقویت میکند.
شیخ طوسی در ضمن حدیثی از ابن عباس نقل میکند که گفت:
ما پیکر امام حسن را به بقیع بردیم و در کنار مادرش فاطمه دفن کردیم.(1)
در اینجا منظور از مادرش فاطمه، حضرت فاطمه بنت اسد میباشد.(2)
سمهودی از ابن شبه نقل میکند که عباس بن عبدالمطلب را در اول مقابر بنی هاشم، نزد قبر فاطمه بنت اسد دفن کردند.(3)
روی این بیان قبری که در کنار ائمه بقیع میباشد، قبر حضرت فاطمه بنت اسد میباشد.
سمهودی دفن در بقیع را ترجیح میدهد، ولی از عزّ بن جماعه نقل میکند که قویترین اقوال آن است که در خانهاش مدفون شده است، در مکان محراب چوبی داخل مقصوره حجره شریف و من دیدم که خدّام حجره از پا نهادن در آن مکان به شدّت امتناع میکنند و آنجا را محلّ قبر حضرت فاطمه علیهاالسلام میدانند.(4)
سمهودی میگوید: قول دیگر این است که در مسجد منسوب به آن حضرت در بقیع مدفون میباشد، که در طرف قبله قبّه عبّاس است.
غزّالی گوید: مستحب است که انسان همه روزه پس از زیارت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به زیارت بقیع برود.
آنگاه قبور زیارتی بقیع را میشمارد، به هنگام بحث از زیارت امام حسن
مجتبی علیهالسلام مینویسد: آنگاه در مسجد فاطمه علیهاالسلام نماز بخواند، که آن همان «بیتُ الحُزن» میباشد، که حضرت فاطمه در آنجا برای پدرش اقامه عزا میکرد.(1)
سپس به هنگام بحث از قبر ابراهیم (فرزند پیامبر اکرم) گفته: آنجا به بیت الحزن مشهور است.(2)
روی این بیان بیت الاحزان در اول بقیع در کنار قبور ائمّه بقیع قرار دارد و صدیقه طاهره پس از شهادت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله دست امام حسن و امام حسین علیهالسلام را میگرفت به بقیع میآمد، در آن مکان در سایه درختی به اقامه عزا میپرداخت.
پس از بریدن آن درخت توسّط غاصبان فدک، به اُحُد میرفت و در کنار قبر عمویش حضرت حمزه سید الشّهدا به عزاداری میپرداخت.
بعد از شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام بیت الاحزان به مسجد حضرت فاطمه علیهاالسلام معروف شد و به مدّت 50 سال درش بسته شد، هنگامی که کاروان غم از سفر کوفه و شام بازگشتند، حضرت امّ کلثوم درِ بیت الاحزان را باز کرد و در آنجا به عزاداری پرداخت، پس از آن همه روزه حضرت امّ البنین به آن نقطه میرفت و برای حضرت قمر بنیهاشم و دیگر فرزندانش اقامه عزا میکرد و بانوان مدینه در آن مکان اجتماع کرده، با حضرت امّ البنین هم ناله میشدند.
احتمال دفن حضرت در روضه نبوی
از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت شده که فرمود:
بَیْنَ قَبْرِی وَ مِنْبَرِی رَوْضَةٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّةِ؛
بین قبر و منبر من باغی از باغهای بهشت است.(1)
شیخ مفید از این حدیث استفاده کرده که قبر مطهّر حضرت فاطمه علیهاالسلام در روضه نبوی است.(2)
شیخ طوسی در تقریب این سخن فرموده: روایت روضه و بیت با یکدیگر سازگار میباشد، ولی احتمال دفن در بقیع به دور از حقیقت است.(3)
از امام رضا علیهالسلام در مورد محلّ دفن صدیقه طاهره سؤل شد، عیسی بن موسی در مجلس حضور داشت، گفت: در بقیع.
راوی پرسید: شما چه میفرمایید؟
حضرت فرمود: گفت.
عرضه داشت: من با عیسی بن موسی کاری ندارم، شما از پدران خود چه نقل میفرمایید؟
حضرت فرمود: در خانهاش به خاک سپرده شد.(4)
روی این بیان احتمال بقیع ضعیف است و احتمال دفن در خانه قویتر میباشد، که به هنگام توسعه مسجد خانه حضرت فاطمه جزو مسجد قرار گرفته و به «مسجد فاطمه» شهرت یافته است.
از امام صادق علیهالسلام پرسیدند: آیا نماز در خانه فاطمه افضل است یا در روضه؟
فرمود: در خانه فاطمه.(5)
بر اساس روایتی از امام صادق علیهالسلام خانه حضرت فاطمه بین خانه پیامبر و درب مسجد که به کوچه مقابل بقیع (باب جبرییل) باز میشود، قرار دارد.(1)
شیخ طوسی میفرماید: آنچه در پاداش زیارت آن حضرت روایت شده بیش از آن است که به شما آید، سپس روایتی را از شخص حضرت فاطمه علیهاالسلام نقل کرده که فرمود:
پدرم به من خبر داد که هر کس سه روز بر او و بر من سلام کند، خداوند بهشت را برایش واجب میکند.
راوی پرسید: آیا در حال حیات ایشان و شما؟
فرمود: آری در حال حیات و پس از ممات ما.(2)
با توجه به این که امکان حضور در کنار قبر آن حضرت در زمان ما ممکن نیست و مولای متّقیان پس از دفن آن حضرت، محلّ قبر را هموار کرد تا محلّ قبر مخفی باشد، شایسته است که زائران مدینه منوّره، در روضه مطهّر و در کنار ضریح پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و در بقیع به آن حضرت سلام کنند.(3)
نکته دیگر این که بر اساس رؤای صادقه یکی از بزرگان قبر مطهّر و مضجع منوّر حضرت معصومه علیهاالسلام در قم جایگزین قبر گمشده آن حضرت میباشد.(4)
زیارت نامهای از امام باقر علیهالسلام برای حضرت فاطمه علیهاالسلام به شرح زیر روایت شده است:
یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ، فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ، وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوکِ ، وَ أَتَانَا بِهِ وَصِیُّهُ علیهالسلام، فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ إِلَّا أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا بِالْبُشْرَی، لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوَلَایَتِکِ؛
ای آزمودهای که خداوند پیش از آن که تو را بیافریند، بیازمود.
پس تو را در مورد آن آزمایش شکیبا یافت.
ما خود را از موالیان شما میدانیم و به آنچه پدر بزرگوارت و وصیاش آوردهاند، ایمان داریم و بر آن شکیبا هستیم. اینک از تو میخواهیم که ما را در برابر تصدیق شما، به یک بشارت بزرگ ملحق فرمایی، تا به خود بشارت دهیم که در پرتو ولایت شما پاکیزه شدهایم.(1)
ابو محمد، جعفر بن احمد بن علی قمی، مشهور به «ابن رازی» از محدّثین والامقام قم و معاصر شیخ صدوق، روایت مفصّلی با سلسله اسنادش از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کرده، که در فرازی از آن آمده است:
یُدْعَی النَّاسُ بِأَسْمَاءِ أُمَّهَاتِهِمْ، مَا خَلَا شِیعَةَ عَلِیٍّ علیهالسلام فَإِنَّهُمْ یُدْعَوْنَ بِأَسْمَاءِ آبَائِهِم؛
_در روز رستاخیز همگان با نام مادرانشان خوانده میشوند، به جز شیعیان
1) [1] . شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج 6، ص 10، ح 19.
علی _علیهالسلام، که آنها با نام پدرانشان خوانده میشوند.
پیامبر عظیم الشأن از پیک وحی پرسید: ای حبیب من، ای جبرائیل! راز آن چیست؟ گفت:
لِأَنَّهُمْ أَحَبُّوا عَلِیّاً فَطَابَ مَوْلِدُهُمْ؛
_زیرا آنها علی _علیهالسلام را دوست داشتند، پس ولادت آنها از طریق حلال انجام یافت.(1)
این حدیث شریف صریح است در این که محبّت مولای متّقیان موجب حلال زادگی میشود و نشان طهارت مولد میباشد.
آخرین فراز از زیارتنامه حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز صریح است در این که ولایت فاطمه زهرا علیهاالسلام نشانه طهارت مولد میباشد.
مفهوم مخالفه این زیارت نامه دلالت میکند بر این که دشمنان حضرت فاطمه علیهاالسلام، قاتلان محسن، آتش افروزان درِ خانه وحی، از طیب مولد محروم بودند.
برای تحقیق بیشتر:
دلائل الامامه، طبری امامی، از بزرگان شیعه در قرن پنجم.
تاریخ المدینة المنورة، ابن شبّه، متوفای 262 ق.
قبر گمشده، داود الهامی، متوفای 1421 ق.
1) [1] . ابن رازی، المسلسلات، ص 108.