ghaemiyeh.com
سرشناسه : فلاحی، صفر، 1348 -
عنوان و نام پدیدآور : هدیه معصومیه: اجمالی از زندگانی حضرت فاطمه معصومه علیها السلام و شرح روایات نقل شده توسط حضرت/ صفر فلاحی.
مشخصات نشر : قم: آستانه مقدسه قم، انتشارات زائر، 1395.
مشخصات ظاهری : 109 ص.؛ 12 × 17 سم.
فروست : انتشارات آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه علیها السلام. زائر؛ 162.
شابک : 25000 ریال: 978-964-8567-380
یادداشت : چاپ چهارم.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : معصومه (س) بنت موسیکاظم(ع)، - 201؟ق.
موضوع : معصومه(س) بنت موسیکاظم(ع)، - 201؟ق. -- زیارتنامهها
موضوع : Masumah bint Musa al-Kazim -- Ziyarat - namah
شناسه افزوده : آستانه مقدسه قم. انتشارات زائر
رده بندی کنگره : BP52/2/م6ف83 1395
رده بندی دیویی : 297/976
شماره کتابشناسی ملی : 4504875
آینه تمام نمای پاکی، عفاف و حیاء
ثمره قلب پیامبر،
همسر امام علی مادر یازده نور پاک
فاطمه زهراء علیهاالسلام
و
شفیعهی روز جزاء مریم آل طه
گوهر گرانبهای امامت،
ولایت و یادگار خاندان عترت
حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام
عطر مدینه: ... 9
شکفتن یک غنچه: ... 12
خاندان رسالت و توجه به دو اسم: ... 13
چرا « فاطمه » ؟: ... 14
«فاطمه» کوثر خدا: ... 14
هجرت برای خدا: ... 17
قطرهای از دریا: ... 19
محدثه ال طه: ... 20
منزلت محدثان صادق: ... 21
ارزش حدیث در « حدیث »: ... 22
بانوان عالم و محدث: ... 24
حضرت فاطمه معصومه و نقل حدیث: ... 27
یادآوری دو نکته اساسی: ... 27
درّ عصمت: ... 28
حدیث اوّل : ولایت امام علی علیهالسلام : ... 30
فضائل بیشمار امام علی علیهالسلام : ... 32
خطبهی غدیر : اقیانوس فضائل رسالت و امامت : ... 34
عقیدهی شیعه در تعیین امام: ... 45
مشعلداران غدیر: ... 47
حدیث دوم: غدیر، پرآوازهترین واقعه: ... 50
حدیث سوم: ... 53
الگوهای حسنه: ... 58
محبت همراه عمل: ... 60
نشانههای دیگر: ... 61
حدیث چهارم: فضایل شیعیان: ... 62
واژهی شیعه: ... 65
تشیع در عصر نبوی: ... 66
شجره طیبه: ... 68
حدیث پنجم: پاکی و طهارت امام حسین علیهالسلام : ... 69
حدیث ششم: قم دیار شیعیان: ... 70
مرکز انتشار تشیّع: ... 71
قم سرزمین مقدس: ... 72
قم خاستگاه انقلابی بزرگ: ... 73
حرم اهلبیت علیهمالسلام : ... 74
برتری برخی زمانها و مکانها: ... 76
کربلا و شرافت تربت امام حسین علیهالسلام : ... 79
حدیثی زیبا و شنیدنی: ... 80
مسافرت: ... 82
سیر و سفر در قرآن: ... 84
آداب سفر: ... 85
زیارت: ... 89
زیارت و برخی آثار آن: ... 91
آداب زیارت: ... 93
زیارت کریمه: ... 98
متن زیارتنامه با سند : ... 101
ترجمه زیارتنامه : ... 102
دل در کنار حرمش عطر و بوی مدینه استشمام میکند؛ گویی در مکه بین صفا و مروه به دیدار یار رفته است . بوی بهشت دل و جان هر زائری را شاداب و با نشاط میکند . در حرمش همیشه بهار است ؛ بهار قرآن و دعا ، بهار ذکر و صلوات ، بهار ، یادآور شبهای قدر ، بهار گلدستههای نیایش و نیاز و سیراب نمودن جانهای تشنه . هر مسافر خستهای بعد از زیارت با خستگی بیگانه میشود . هر رهگذری با قدم نهادن در این حرم دیگر غریبه نیست . همه بیبی را میشناسند ، او آشنای دلهاست . اگر حرمش و گنبد و گلدستههای آن چشم را نوازش میدهد ، محبت و عشقش ، نام و یادش ، جانها و دلها را آرامش میبخشد . چرا که این حرم ، حرم اهل بیت ، مدفن یادگار رسول ، نور
چشم موسی بن جعفر علیهماالسلام ، آینهی تمام نمای عفاف و پاکی ، فاطمه ثانی است . او که خود دانش آموخته مکتب علوی و سرّی از اسرار خاندان نبوی بود قبل از ولادت ، صادق آل محمد علیهمالسلام آمدنش را نوید داده بود.
دختری از تبار زهرا علیهاالسلام و چون او حامی ولایت و امامت و چونان زینب ، قافله سالاری شایسته . اگر فریاد زینب، بنی امیه را رسوا کرد ، فریاد فاطمهی معصومه بنی عباس را . حرکت سیاسی الهی حضرت از مدینه به سوی مرو و خراسان حرکتی بود علیه طاغوت دوران ، هر چند به زیارت برادر و امام زمانش نائل نشد، ولی ابلاغ پیام کرد .
او با حرکت از مدینه به همراه عدهای از خاندان پیامبر و ارادتمندان اهل بیت علیهمالسلام ثابت کرد که در همهی اعصار قدرتهای مادی و طاغوتی در برابر پرورش یافتگان اسلام ناب کوچکند . چنانکه زینب علیهاالسلام بر یزید خروش آورد: « انّی استصغرک ؛ من به تو به دیدهی حقارت مینگرم. »
این حرکت الهی ، سیاسی حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام
به ظاهر ناتمام ماند و بالاخره دخت آفتاب در این سفر پر برکت خویش به دیدار حق شتافت و با مرگ شهادت گونهاش همه را سوگوار ساخت ؛ اما دیری نپایید که همه شاهد ثمرات ارزشمند این سفر مبارک شدند . آنگاه که از این کوثر بیکران عترت ، چشمههای جوشان علوم و معارف جوشیدن گرفت و قم این حریم مقدس فاطمی، مرکز نشر معارف حیاتبخش اسلام و محور قیامها و خیزشهای دینی بر علیه ستم پیشگان روزگار شد . سرانجام در قرن حاضر این حرم اهل بیت و قم همیشه بیدار بود که خاستگاه قیامی الهی به رهبری بزرگ تربیت یافتهی مکتب ولایت و امامت حضرت امام خمینی رحمهالله بر علیه ستمگران زمان شد که ثمرهی آن انقلاب عظیم ، نظام مقدسی شد که نقطهی امید مستضعفان و ملجأ و پناهگاه مظلومان عالم شد .
این همه میطلبد که مقام والای این بانوی بزرگ به همگان بویژه نسل جوان معرفی شود. مفتخریم که در این
راستا خلاصهای از زندگی و فضایل آن بزرگوار را به همراه مختصری از آداب زیارت و سفر در این اثر با عنوان «هدیه معصومیه» جمع آوری نموده و به شیفتگان خاندان عصمت تقدیم مینماییم . هدف از تهیهی این اثر این است که زائران و ارادتمندان حضرت را با روایاتی آشنا سازیم که آن بیبی دو سرا راوی آنها بوده است امید است خداوند متعال همهی ما را از شفاعتش بهرهمند فرماید . دست به دعا برداشته با قلبی آکنده از محبت به کریمهی اهلبیت میگوئیم: « یا فاطمة اشفعی لی فی الجنة فان لک عند اللّه شأناً من الشأن »
در « مدینه » شهر پیامبر و در خانهی امام کاظم علیهالسلام به دنیا آمد . مورخان اول ذیقعده سال 173ه- .ق را سالروز میلاد و دهم یا دوازدهم ربیع الثانی سال 201 را سالروز وفات حضرت میدانند. نام آن بزرگوار « فاطمه » انتخاب
شد که دارای القاب بسیاری نیز میباشد . مانند « معصومه » ، «کریمهی اهلبیت علیهاالسلام » « ستّی » ، « فاطمه کبری » «طاهره»، «حمیده»، «برّه»، «تقیه»، «رضیّه»(1)و « محدثه ال طه » و... مادرش نجمه خاتون مادر حضرت رضا علیهالسلام است. تولد این مولود مبارک را امام صادق علیهالسلام سالها قبل بشارت داده بود و اینک چشمان همه با دیدن چهرهی نورانی فرزند نجمه خاتون ستاره باران شد .
خاندان رسالت و توجه به دو اسم:
با مطالعه تاریخ و سیره معصومین علیهمالسلام در مییابیم که آن بزرگواران به دو نام عنایت و توجه ویژهای داشتهاند « علی » و « فاطمه » در نامگذاری فرزندان خود حتی در بدترین شرایط که بر جامعه حاکم بوده است این نکته قابل استفاده است .
1) 1 . القاب طاهره، حمیده، برّه، رشیده، تقیه، نقیّه، رضیّه و مرضیه در زیارتنامه دوم حضرت آمده است. «انوار المشعشعین»، ج1، ص494.
چون موضوع این نوشته احادیث وارد شده از طریق بانوان علوی و در صدر ایشان حضرت زهرا علیهاالسلام و حضرت « فاطمه معصومه » علیهاالسلام است ، شایسته است پاسخ این سئوال تا حدی روشن شود . اصولاً چرا نام « فاطمه » علیهاالسلام به این میزان مورد توجه بوده ؟ نکته اول اینکه از دستورهای دینی ما مسلمانان این است که از جمله حقوق فرزندان بر پدر و مادر علاوه بر آموزش معارف و احکام دین و تربیت، انتخاب نام نیکو برای ایشان است . اهمیت این مسأله زمانی بهتر فهمیده میشود که بر زندگانی معصومین علیهمالسلام نظری بیندازیم . به میزانی که حضرت علی علیهالسلام و فاطمه زهرا علیهماالسلام بدون مشورت با پیامبر و کسب اجازه برای فرزندان خود نام انتخاب ننمودند .
« فاطمه » مظهر اسم الهی، و نام او برگرفته از نام خدا،
«فاطر» است. « فاطمه » دخت پیامبر خدا ، همسر امام علی ، مادر یازده نور پاک و مادر قهرمان سرفراز و پیام آور صبور کربلاست . در مکتب حیات بخش اسلام « فاطمه » آینه تمام نمای پاکی ، صداقت ، انتخاب شده خدا ، بازتاب باشکوه عفاف و حیاء قرآنی ، معدن نور ، در فضائل و محاسن سکاندار سفینهی کمال و تمام است . آیات بسیاری از کتاب خدا در شأن و مقام عصمت کبرای فاطمه تفسیر و تأویل شده است .
« فاطمه » در خاندان پیامبر ، یعنی خط سرخ علوی ، امامت و ولایت و . . .
« فاطمه » یعنی چشمه جوشان کوثر خدا ، یعنی غدیر ، « إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ » . . .
« فاطمه » یادگار هجرت ، بعثت و جهاد و کارزار سرنوشتساز احد . « فاطمه » ذوب شدن در رسالت و ولایت و نثار جان برای احقاق حق و حقیقت . « فاطمه » همتای علی ، همنشین فرشتگان و صاحب صحیفهی
فاطمیّه . « فاطمه » یعنی ایمان به خدا ، اطاعت و پیروی ، صداقت ، شجاعت ، قناعت ، پاکی ، بردباری و تربیت . « فاطمه » یعنی همنشینی با قرآن ، تفسیر آیات نور ، آموزش دین بدون خستگی ، پرورش قهرمانان میدانهای مختلف که نور وجودشان از عرش تا فرش پرتو افشانی میکند . « فاطمه » یعنی ایراد خطبهی آتشین چون علی . « فاطمه » خلق حماسهای ماندگار چون کربلا . « فاطمه » نشان عظمت خداوندی ، عطیه آسمانی و بالاخره « فاطمه » یعنی خط سیر شیعه ، سرمشق و اسوه حکومت جهانی ، عدالت گستر موعود و مصلح کل ملل حضرت ولی عصر امام زمان علیهالسلام ، که حضرت دربارهی مادرش فرمود : « وفی ابنة رسول اللّه لی اسوة حسنه »(1)در سیره و رفتار دخت رسول خدا « مادرم فاطمه » برای من بهترین اسوه و الگو وجود دارد .
1) 1 . «بحار»، ج53، ص180.
و براستی باید گفت : « فاطمه » کوثر خداست . دریای نور الهی ، روشن کننده کهشکانها . کلمة اللّه ، ولیّةُ اللّه و « فاطمه » اقیانوس بیساحل کمال و فضیلت... پس نام و یاد «فاطمه» نشان هویت دینی و اسلامی است و هرگز نباید فراموش شود.
حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام در خانه وحی ودر دامان امامت و ولایت پرورش یافت او در همه فضیلتها و خوبیها نمایندهای است شایسته برای کوثر خدا فاطمه زهراء علیهاالسلام و چون مادر حامی ولایت.
در سال 200ق مأمون برای تحیکم پایههای حکومت خود و خاموش نمودن خیزشها و شورشهای جهان اسلام و به خیال خود جهت زیرنظر گرفتن امام و کاستن از موقعیت آن بزرگوار آقا علی بن موسی الرضا را از مدینه به مرو دعوت کرد. حضرت بلحاظ شرائط پیش آمده و برای حفظ
اساس اسلام و جان خویش ولیعهدی را با شرائطی خاص پذیرفت.
به گفته مؤرّخان خاندان پیامبر پس از تبعید اجباری امام رضا علیهالسلام به مرو اطلاع زیادی از حضرت نداشتند به همین خاطر عدهای از فرزندان امام کاظم علیهالسلام از جمله حضرت فاطمه علیهاالسلام برای دیدار امام رضا علیهالسلام و در عین حال اعلان مخالفت با کارهای خلیفه وقت به همراه کاروانی از برادران و خویشان به مرو آمدند.
صاحب تاریخ قم این مسأله را چنین گزارش کرده است: «چون امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام را از مدینه بیرون کردند تا بمرو برود از برای عقد بیعت بولایت عهد برای او فی سنه مأتین (سال 200ق) خواهر او فاطمه بنت موسی بن جعفر علیهاالسلام در سنه احدی و مأتین (201ق) بطلب او بیرون آمد چون به ساوه رسید بیمار شد، پرسید که میان من و میان شهر قم چه قدر مسافت است گفتند که ده فرسخ
است خادم خود را بفرمود تا او را بردارد و بقم برد...».(1)
طبق نقل مرحوم علامه مجلسی حضرت فاطمه علیهاالسلام بمدت شانزده روز در قم اقامت داشتند(2)ولی مشهور است که آن بزرگوار 17 روز در خانه موسی بن خزرج مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار عالم بودهاند که امروزه به «بیت النور» معروف و در میدان میر قم واقع است.
فاطمه معصومه علیهاالسلام یادگار خاندان وحی ، رسالت و امامت است ، و دارای فضائل و کمالات بیشمار . در زیارتنامه حضرت که از ناحیه امام رضا علیهالسلام صادر شده است میخوانیم « السلام علیک یا بنت رسول » « السلام علیک یا بنت امیر المؤمنین » « السلام علیک یا اخت ولی
اللّه » « السلام علیک یا عمّة ولی اللّه...» همهی این تعبیرات آسمانی نشان دهنده انتساب آن بزرگوار به خاندان رسالت و امامت و عظمت بینظیر آن بنده برگزیده خداست. شخصیّتی چون بانوی بزرگ حضرت فاطمهی معصومه علیهاالسلام که در خانه نور به دنیا آمد و از تعالیم عالی اسلام در محضر ائمه بهره برده است و به درجات والای معنویت و علم و عمل دست یافته برای همهی ما بعنوان نمونهی زیبایی از علم، اخلاق، عمل، حیا ، عفت ، عبادت و . . . در یک کلمه « بندگی خالص » شناخته میشود .
فضائل و کمالات حضرت بسیار است که در این اثر مختصر قابل شمارش نیست .
بانوی کرامت دارای مقامات بلند علمی و عملی فراوانی است و یکی از آنها مقام « نقل حدیث » است .
یکی از امتیازات برجستهی حضرت فاطمه
معصومه علیهاالسلام در بین امام زادگان این است که ایشان جزء راویان احادیث نورانی پیامبر و ائمه هدی علیهمالسلام میباشند . هر چند احادیثی که از طریق آن شفیعهی روز جزاء به دست ما رسیده ( طبق نقل کتب مربوطه ) از نظر ظاهر و الفاظ بسیار اندک است ، و لکن با دقت در متن و مفاهیم آن جملات اهمیّت آنها بیشتر نشان داده خواهد شد .
پیام اصلی روایات نقل شده از حضرت، « امامت » ، « ولایت » « محبت به خاندان وحی » و « غدیر » است . او که برای همهی ما دوستداران خاندان رسالت مایهی افتخار بوده و هست ، دارای نشان افتخار نقل احادیث اجداد طاهرینش نیز میباشد. به این جهت به حضرتش « محدثه ال طه » گفته شده و این منزلتی است بس عظیم .
در فرهنگ دینی و آموزههای حیات بخش اسلام
محدثان صادق و مورد اعتماد که ناقلان کلمات رهبران آسمانی هستند، از حرمت و احترام ویژهای برخوردارند . راویان احادیث نورانی اهلبیت در حقیقت معارف بلند و احکام نورانی اسلام و قران را برای ما به ارمغان میآورند . چه بسیار از روات که برای شنیدن حدیثی و کلامی از پیامبر و اهلبیت علیهمالسلام متحمل زحمات فراوانی گشته و حتی جان عزیز خود را در این راه نهادهاند . چه محدثانی که برای استماع حدیثی ولو با یک واسطه کمتر مدت زیادی ترک دیار کرده و زحمت مهاجرت به دیار غربت را به جان خریدهاند .
در بیان معصومین علیهمالسلام حفظ ، نقل و به کار بستن کلمات ایشان دارای فضیلت بسیاری است . امام رضا علیهالسلام از پدرانش که درود خدا بر آنان باد روایت کرده است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله سه مرتبه فرمودند : « خدایا ، جانشینان مرا
مورد عنایت خود قرار بده . «گفته شد: «ای رسول خدا جانشینان شما چه کسانیاند ؟» فرمود : « کسانیاند که بعد از من حدیثها و دستورهای مرا نقل میکنند و آنها را به مردم میآموزند »(1).
از امام محمد باقر علیهالسلام روایت شده است که به جابر فرمودند : «ای جابر به خدا سوگند یک حدیث درباره حلال و حرام که از فرد راستگو دریافت میکنی، بهتر است برای تو از آنچه که خورشید ( از صبح ) تا به غروب بر آن بتابد ».(2)
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله میفرماید : « ای علی ، هر کدام از امت من چهل حدیث را حفظ نماید برای رضای خدا و نیک بختی در روز قیامت ، خداوند ، او را در قیامت با پیامبران ، صدیقان ، شهدا و شایستگان که
پس از طلوع خورشید عالمتاب اسلام و طبق دستورهای قران کریم و پیامبر اسلام، یاد گرفتن و طلب علم و معرفت لازم شمرده شد . بنا بر حدیث معروف نبوی « طلب العلم فریضةٌ علی کل مسلم و مسلمه » فراگیری علم و دانش از انحصار گروهی خاص خارج شد و در مقام تحصیل دانش ، بانوان نیز همانند مردان در میدان فراگیری علم قدم نهادند . افتخار بزرگی است برای مسلمانان
1) 1 . «جامع احادیث الشیعه»، ج 1 / 244 .
2) 2 . «حدیث» یکی از دو منبع علوم اسلامی است که از آن به «سنّت» یاد میشود. جمعآوری و تدوین احادیث معصومین علیهمالسلام توسط مسلمانان از عصر نبوت و دوران امامت شروع شد، متأسفانه بعد از ارتحال جانسوز پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم اهل سنت به پیروی از رای خلیفه دوم و برخی دیگر به بهانههای واهی تدوین حدیث را با یک قرن تاخیر آغاز کردند.
و پیروان آئین پاک اسلام که اولین آیاتی که بر پیامبر رحمت نازل میشود سخن از « خواندن » است: «اقرأ باسم ربک الذی خلق» . به هر حال این حوزهی آموزشی البته دارای فراز و نشیبهای فراوانی هم بوده است و تاریخ به خوبی این مطلب را نمایان میسازد . پس از رحلت جانسوز نبی مکرم اسلام حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله کسانی بر جامعه اسلامی تسلط یافتند که از دیر زمان مترصد پیاده کردن اهداف شوم خود بودند و لذا در اولین اقدام پس از محروم نمودن جانشین بلافصل و بر حق پیامبر شعار « حسبنا کتاب اللّه » سر دادند . این یعنی جدایی بین قرآن و عترت . چه سخنان حیات بخش و گوهرهای گرانبهایی که به آتش کینه دشمنان اهلبیت سوخت و چه سرها و زبانهایی که به خاطر روایت « حدیث » بر دار رفت یا بریده شد و یا از خانه و کاشانه خویش محروم گردیدند . براستی جرم ابوذر سلام اللّه علیه که پیامبر او را به راستگویی ستوده بود و یا میثم تمار صحابی معروف و یار مخلص امام علی علیهالسلام چه بود ؟
دوران خفقان آور و استکباری حاکم بر جامعه پس از مدتی به سر آمد و دوره درخشش اسلام بار دیگر به برکت قران و عترت در عصر صادقین علیهمالسلام جلوهگر شد. تجلی معارف بلند اسلامی ، در این دوره طلایی حاصل شد و این نبود مگر به برکت تلاش مجاهدانه و مخلصانه امامان بزرگواری که با خلق حماسههایی بزرگ در صحنههای مختلف چون میدان جنگ با ناکثین ، قاسطین ، مارقین و منافقان چند چهره مقدمهی حماسهی بزرگ عاشورا ، را فراهم کردند. سپس امام سجاد علیهالسلام پیام شهیدان سرفراز کربلا را در قالب صحیفه سجادیه بعنوان «مکتب دعا» تجلی دادند. و در نهایت این « مکتب دعا » و حماسه عظیم « صحیفهی سجادیه » که برآمده از قطرههای خون شهیدان با فضیلت کربلا بود بساط بنی امیه را پس از مدتی برچید « فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ للّهِِ رَبِّ الْعَالَمِینَ »(1).
1) 1 . انعام / 45 .
در عصر امام باقر و امام صادق علیهماالسلام معارف دینی رواج قابل ملاحظهای پیدا کرد. در این بین حلقه درس « حدیث » حفظ و نقل آن نیز رونق بسزایی یافت ؛ به طوری که جامعه زنان نیز در این دوره از همه دورانها بیشتر به نقل حدیث پرداختهاند . طبق نقل مورخان تنها در عصر امام صادق علیهالسلام حدود 33 نفر از روات احادیث از زنان هستند .
از نقاط جالب و خواندنی حیات حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام این است که حضرت راوی احادیثی از اجداد طاهرین خود میباشد . هر چند این کلمات از نظر تعداد و کمیت زیاد نیست، ولی هر کدام به مثابه شجره طیبهای است که دارای ثمرات و میوههای فراوان است ؛ و شمیم ولایت ، امامت و رسالت از آن روایات به مشام میرسد .
در احادیث روایت شده از بانوی کرامت دو محور
اساسی قابل دقت است.
محور اول : مضمون و محورهای خود احادیث که درباره جانشینی حضرت علی علیهالسلام ، مسأله غدیر و محبت به خاندان رسالت است .
محور دوم : سلسله این احادیث میباشد که نشان دهنده این موضوع است که حوزه حدیثی بانوان در دورهای دارای نظام خاصی بوده است؛ زیرا احادیث مورد اشاره و دهها حدیث دیگر از طریق بانوان ( کلیه رجال و ناقلان حدیث بانوان بودهاند ) نقل شده است .
آنچه از تاریخ زندگی حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام به دست میآید حدود 6 روایت از طریق حضرت نقل گردیده است .(1)باید گفت با توجه به شرایط زندگی آن بانوی نمونه
1) 1 . روایات نقل شده از حضرت در منابع بسیاری و از راههای مختلف روایت شده است و این احادیث جزء روایات متواتر است.
قطعاً تعداد کلماتی که حضرت از اجداد طاهرینش به ویژه پدر بزرگوار و برادر ارجمندش امام رضا علیهالسلام شنیده و نقل کرده بیشتر بوده لکن به دلایل مختلف که در سطور گذشته اشارتی به آن رفت به دست ما نرسیده . نکتهای که از
مجموعه احادیث نقل شده توسط بانوی مکرمه اسلام حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام کشف میگردد اینکه خاندان عترت در همیشه دوران نسبت به ثبت و نقل حدیث اهتمام ویژه داشتهاند. مطلب ظریفی که در این احادیث وجود دارد سلسله روات آن است که همگی از بانوان بوده و با اسم « فاطمه »(1). بحث نهایی اینکه در عصر امام کاظم علیهالسلام با توجه به شرائط ایجاد شده توسط حاکمان وقت حوزه درسی حدیث و معارف شیعیان ظاهراً به شکل محدود و شاید به شکل خانوادگی اداره میشده است(2).
... حدثتنی فاطمه ، زینب ، و ام کلثوم ، بنات موسی بن جعفر الکاظم ، . . . عن فاطمه بنت النبی عن النبی صلیاللهعلیهوآله « یوم غدیر خم » : ( مَن کنت مولاه فعلی مولاهُ )(1).
« هر که من رهبر و مولای او هستم ، علی علیهالسلام مولای اوست » .(2)
1) 3 . «احقاق الحق» . قاضی نور اللّه تستری ، ج 6 / 282 .
2) 4 . علامه امینی در کتاب گرانسنگ خود «الغدیر» این حدیث شریف را از طریق 110 نفر از صحابه، 84 نفر از تابعین نقل کرده است و در ضمن آوردهاند که 360 نفر از علماء اهل سنت از قرن دوم تا قرن چهاردهم این حدیث نبوی را در کتب خود نقل کردهاند علاوه بر آن یادآور شدهاند که بسیاری از محققین درباره حدیث غدیر کتاب مستقل نگاشتهاند.
نزول آیه شریفه « یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِن رَبِّکَ » در بازگشت از سفر « حجة الوداع » فرمان توقف برای همهی حجاج صادر شد . در منطقهای که محل جدا شدن کاروانها از یکدیگر بود . رسول خدا بر فراز منبری که از جهاز شتران آماده شد بالا رفت ، و خطبهای مفصل ایراد فرمود . در گرمای سوزانی که تحمل این مسأله کار آسانی نبود . باید مطلب مهمی در بین باشد . براستی چه سخنی آن روز برای مردم از همه گفتهها تازهتر ، جذابتر و شنیدنیتر مینمود ؟ در طی 23 سال دوران رسالت خطوط کلی احکام و مسائل اسلامی عنوان گردیده بود باید موضوع سخن در روز غدیر مسألهای باشد که به آینده اسلام و مسلمین مربوط است ؛ زیرا پیامبر از عروج و رحلت خود نیز سخن میگوید : « مردم! امسال فرشته وحی دو بار بر من نازل شد و این نشانهی . . .» در همان روز حضرت برنامهای ترتیب دادند تا همهی حاضران به نحوی سخن حضرتش را بشنوند و وقتی اطمینان حاصل کردند
شروع به خطبه نمودند . خطبهی حضرت در حقیقت اعلان دستور خدای تعالی بر بندگان بود . پیامبر مجری فرمانی است که از سوی خدا نازل گردیده است چه اینکه فرمود « بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِن رَبِّکَ » پیامبر پس از بیان حمد و ثنای الهی و اقرار گرفتن از مردم دربارهی مسئولیت رسالت که به عهده دارند و . . . فرمودند : « و هرکس را که من رهبر اویم علی ابن ابیطالب رهبر و مولای اوست » .
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «هیچ کس به اندازه علی علیهالسلام به کسب فضائل نائل نیامده است . فضائل آن حضرت به اندازهای است که هرکس به حقیقت آنها برسد ، او را به راه راست هدایت میکند و از گمراهی رهایی میبخشد ».(1)
1) 1 . ترجمهی «فضائل الخمسه من الصحاح السته » تالیف مرحوم فیروز آبادی، ج1، 288 .
آیاتی که دربارهی امام علی علیهالسلام و شأن پنج تن ال عبا آمده بسیار است. از آن جمله: آیه مباهله است. در این آیه شریفه طبق تفسیری که از عترت علیهمالسلام رسیده است ، علی علیهالسلام به منزله جان و نفس پیامبر معرفی شده است . همهی معصومان علیهمالسلام همچون جان پیامبرند . معصومان جانشین پیامبر و صاحب ولایتند؛ ولایتی از جنس ولایت رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله و ولایت رسول مکرم اسلام و ائمه هُدی علیهمالسلام همان « ولایت اللّه » است .
سلیم بن قیس هلالی میگوید : در زمان خلافت عثمان ، در مسجد النبی صلیاللهعلیهوآله نشسته بودم . جمعی از مردم نیز در مسجد در حال گفتگو بودند . علی ابن ابیطالب علیهالسلام به پا خاست و سوابق خویش در خدمت به اسلام را بر شمرد. همگی بر درستی گفتارش گواهی دادند. حضرت درباره روز غدیر فرمود : « مردم دربارهی ولایت و وصایت از پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله پرسیدند . در آن هنگام خداوند به پیامبرش فرمان داد تا خلیفه و جانشین بعد از خود را معرفی کند
و توضیح دهد. همانطور که دربارهی نماز ، روزه ، زکات و حج جزئیات آن را بیان کرده است . سپس امام علی علیهالسلام فرمودند : فنصبنی للناس علماً بغدیر خم . . . سپس پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند : « مردم آیا میدانید که خداوند ولی و سرپرست من است و من ولی و سرپرست شما مؤمنان هستم ، و من نسبت به جانهای شما از خودتان سزاوارترم ؟» همگی پاسخ دادند : «حرف شما درست است ای پیامبر خدا» . پیامبر فرمودند: « علی به پا خیز.» من برخاستم ، آنگاه فرمود : « من کنت مولاه فعلی مولاه ، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه »(1)مطلب فوق نشان دهنده این نکته است که حضرت در جاهای مختلف با استدلال به واقعه غدیر فضائل خود را بر شمردهاند .
روز هیجدهم ذی الحجه ، عید غدیر خم پیامبر اکرم
1) 1 . «احتجاج طبرسی» ج1 ، ص213 .
برای چندمین بار ولایت و وصایت امام علی علیهالسلام را به مردم ابلاغ فرمودند . هر چند فضائل امام علی علیهالسلام در طی 23 ساله رسالت پیامبر بارها و بارها بیان شده بود، و لکن خطبه غدیر جمعبندی همهی آن مطالبی بود که قبلاً بیان گردیده بود .
حدیث غدیر یکی از ادلهی محکم و متقق شیعه در امامت و ولایت امام علی علیهالسلام و ائمه هدی علیهمالسلام است . این حدیث علاوه بر کتب روایی در بسیاری از کتب تاریخی نیز آمده است . در این باره شهید مطهری مطلبی خواندنی دارند: « قدیمترین کتاب تاریخی اسلام از کتابهای تاریخ عمومی اسلامی و از معتبرترین کتابهای تاریخ اسلامی که شیعه و سنی آن را معتبر میشمارند کتاب تاریخ یعقوبی است . مرحوم دکتر اَیتِی هر دو جلد این کتاب را ترجمه کردهاند ، کتاب بسیار متقنی است و در اوایل قرن سوم هجری نوشته شده است . ظاهراً بعد از زمان مأمون و حدود زمان متوکل نوشته شده . این کتاب فقط کتاب
تاریخی است و حدیثی نیست ، از آن کتابهایی است که داستان « غدیر » را نوشته است . کتابهای دیگری که آنها را هم اهل تسنن نوشتهاند نیز حادثه غدیر خم را ذکر کردهاند . »(1)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در این خطبه پس از حمد و ثنای الهی و شهادت به توحید و قدرت و . . . علم خداوند متعال فضائل خود و امام علی علیهالسلام و فرزندان معصومش را میشمارد . در این قسمت ما به بعضی از آن کلمات و فضائل به ترتیب نقل خطبه اشاره میکنیم :(2)«حمد و ستایش مخصوص ذات پروردگار عالمیان که احد، فرد، عظیم، علیم، قاهر و قادر و . . . حیّ است .
ای مردم : آیه تبلیغ درباره ولایت علی علیهالسلام است .
ای مردم : علی برادر ، وصی ، خلیفه و امام بعد از من برای شماست .
-- : علی نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی علیهالسلام است .
ای مردم : علی مولا و سرپرست شماست ولایش را بپذیرید .
ای مردم : علی اقامه کننده نماز و اداء کننده زکات و در همه حالات به یاد خداست « وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ » .
-- : علی افضل مردمان پس از من از زن و مردان شماست .
-- : علی حجة خدا و واسطه فیض الهی است .
-- : دشمنی با علی دشمنی با پیامبر خداست .
-- : بدانید تفسیر قران را باید از علی آموخت .
ای مردم : باز هم میگویم علی ابن ابیطالب برادر و وصی من است این گفته خداست .
-- : علی و فرزندان معصومش یکی از دو ثقل الهیاند .
-- : شما امامی غیر از علی ندارید دامن دیگران را رها کنید « اللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ » .
-- : باز هم این سخن مهم، اساسی و شیرین را بشنوید علی برادر ، وصی ، حافظ حکم ، و خلیفه من بر امتم و مُفسِّر کتاب خداست .
-- : دشمنان علی سه گروهند که او با ایشان خواهد جنگید « ناکثین » « قاسطین » و « مارقین » .
-- : از خداخواستهام دوستان علی را دوست بدارد و دشمنانش را دشمن .
-- : بدون ولایت علی و اولاد معصوم او اعمال شما به نتیجهای نمیرسد .
-- : در دوران رسالتم بیشترین یاری و نصرت را از علی دیدهام .
ای مردم : علی عزیزترین و نزدیکترین افراد به پیامبر خداست .
-- : علی یاری کننده دین خدا ، دفاع کننده از پیامبر خدا و . . . پیامبرتان بهترین پیامبر و وصی او بهترین اوصیاست .
-- : خدا نسل مرا در صلب علی قرار داده ، بدانید فرزندان علی فرزندان پیامبرند .
-- : شیاطین شما را از بهشت ولایت علی خارج نسازند، همان گونه که آدم از بهشت الهی خارج شد .
-- : جز افراد نگون بخت با علی به دشمنی برنخیزند و جز افراد پاک طینت و خدا ترس به او گرایش پیدا نکنند .
-- : به خدای محمد قسم سوره « والعصر » درباره علی نازل شد .
-- : باز هم میگویم من ابلاغ رسالت کردم و پیام خدا را برای شما خواندم .
-- : ایمان خود را نسبت به خدا ، پیامبر و نور الهی « امام » استوارتر کنید .
ای مردم : بدانید نور الهی در وجود من است پس در وجود علی و نسل علی و ادامه دارد تا قائم ال محمد که حقوق غصب شده ما را خواهد گرفت انشاء ا...
-- : خدا مقام صبر و شکر علی را در کتابش ستوده است .
-- : مواظب عقائد، ایمان و ولایت خود باشید .
-- : من [پیامبر] راه خدا هستم که مستقیم معرفی شده، راهی جز من نیست و پس از من علی [صراط مستقیم[ است .
-- : بدانید من شما را نذارت دادم و علی هادی و راهبر شماست .
-- : باز هم تکرار میکنم بدرستی که من پیامبر خدایم و علی وصی من است .
-- : بدانید خاتم الائمه از ماست ، مهدی علیهالسلام از ما است.
-- : آشکار کننده دین الهی مهدی ما خواهد بود « لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ » .
ای مردم: مهدی موعود انتقام ما را از ظالمین خواهد گرفت .
-- : مهدی حجة باقی الهی است و بعد از او حجتی نخواهد بود حق فقط با اوست .
-- : مهدی ولی خدا در روی زمین و حکم جاری او و یار مخلوق ، و امین سرّ خداست [ دقت کنید پیامبر در روز غدیر چگونه برای امام اول و امام دوازدهم از مردم بیعت میگیرد ، آیا راهی برای دیگران جز پذیرش ولایت ائمه
هدی باقی مانده است ] .
-- : من با خدا بیعت کردم و علی با من ، من مأمورم از جانب خدا برای او بیعت بگیرم .
-- : بدانید بالاترین امر به معروف و نهی از منکر این است که حرف مرا بپذیرید . به دیگران این پیام را برسانید و از مخالفت گفتارم بپرهیزید .
-- : قرآن به شما میگوید ائمه بعد از علی فرزندان علیاند . خدا فرموده : « وَجَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِیَةً فِی عَقِبِهِ » و من
به شما بارها گفتهام « مادامی که با قرآن و عترت باشید گمراه نشوید » .
ای مردم : خدا ترس و پرهیزگار باشید ، از قیامت بترسید .
-- : ( مردمانی که در این روز جمعید آنان که سخن مرا میشنوید ) مرگ ، حساب ، میزان ، ثواب و عقاب را فراموش نکنید .
-- : تاکید میکنم من مأمورم برای علی و فرزندان معصومش از شما بیعت بگیرم . پس بگوئید « شنیدیم ، مطیع و راضی هستیم ای پیامبر به آنچه از طرف خدا اعلام کردی دربار علی و فرزندان علی... .
-- : بگوئید : « ما مطیع خدا و پیامبر هستیم ، بگوئید علی و فرزندان علی حسن ، حسین ، و ائمه پس از ایشان را مطیع خواهیم بود . . .
-- : پیامبر منتظر جواب شماست چه میگوئید ؟ در قلبتان چه میگذرد ؟ خدا هر صدایی را میشنوند و ضمیر
هر شخص را میخواند ، جواب دهید این به سود شماست « فَمَنِ اهْتَدَی فَلِنَفْسِهِ و . . . »
ای مردم : بیعت امروز بیعت با خداست « یَدُ اللّهَ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ » .
-- : خدا ترس بوده با علی بیعت کنید. نه با علی، بلکه با فرزندان علی. اینان کلمه طیبه و باقیهی الهیاند .
-- : بیعت خالصانه ببندید آنان که حیله ورزند هلاک خواهند شد « فَمَن نَکَثَ فَإِنَّمَا یَنکُثُ عَلَی نَفْسِهِ » .
-- : آنچه گفتم تکرار کنید، بر زبان آورید، بر علی وارد شده سلام دهید، بگوئید: « السلام علیک یا امیر المؤمنین . »
-- : کلام خدا را تکرار کنید ، « سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ » .
-- : ( به شکرانه این نعمت و هدایت ) بگوئید « الْحَمْدُ للّهِِ الَّذِی هَدَانَا لِهذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلاَ أَنْ هَدَانَا اللّهُ » .
-- : [ سخن به درازا کشید اما باز میگویم [فضائل علی
نزد خدا فراوان است و در قرآن نازل کرده که شمارش آن آسان نیست... .
ای مردم : اگر مطیع خدا ، پیامبر خدا و علی و ائمه هدی که معرفی کردم باشید به رستگاری عظیم خواهید رسید .
-- : سبقتجویان برای بیعت با علی و اعلام سلام بر او به عنوان امیرالمؤمنین رستگاران و در بهشت الهی متنعمند .
-- : آنچه موجب رضای خداست بر زبان جاری سازید و بدانید نافرمانی شما و همهی آنان که در کره خاکیاند . به شکوه و عظمت الهی ضرری نمیزند . [ لا تضره معصیة من عصاه ]
-- : [ شما نیز چون پیامبر دست به دعا بردارید [خدایا غفرانت نصیب مؤمنین فرما . بار خدایا غضب خود را به کافران ارزانی بدار .
همهی حمدها و ستایشها مخصوص پروردگار
عالمیان است(1).
ای مردم !؟ وجدانهای بیدار و مردمان با انصاف در طول تاریخ پاسخ دهند آیا پیامبر با آن مقدمات ذکر شده در منابع روایی و کتب تاریخ و پس از ایراد خطبهای چنین مفصل میخواهد بگوید مردم اهل عاطفه و احساس باشید علی را دوست بدارید ! ؟
استشهاد پیامبر به آیه « النَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ
أَنفُسِهِمْ »(2)چگونه توجیه میشود ؟ چرا بر سر دو راهی ؟ راه روشن است پذیرفتن « پیام غدیر » یعنی پذیرش قرآن ، اسلام، سنّت پیامبر و ولایت ائمّه معصومین علیهمالسلام .
تعیین امام و جانشین پیامبر به عقیدهی شیعه با نصب
الهی تحقق مییابد . یعنی امامان بزرگوار دوازدهگانه از طرف خداوند متعال تعیین شدهاند و پیامبر تنها ابلاغ کننده این پیام الهی است « یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِن رَبِّکَ »(1)دلیل شیعه برای این مطلب که نصب امام باید از طرف خداوند متعال باشد بسیار روشن است .
الف . مقام عصمت : شیعه میگوید همان گونه که پیامبر مصون از خطا ، و لغزش بوده جانشین پیامبر نیز باید دارای مقام عصمت باشد و این مطلبی نیست که مردمان بتوانند نسبت به آن شناخت پیدا کنند تنها خدا عالم السرّ والخفیات است ، و انتخاب امام تنها باید از سوی خدا صورت میگیرد .
ب . خلافت وعهد الهی : خدای متعال در داستان خلقت حضرت آدم میفرماید : « إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً »(2).
من میخواهم در زمین برای خودم خلیفه قرار دهم و در آیه 124 بقره میفرماید : « إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ »(1)در این آیه که خطاب به ابراهیم خلیل علیهالسلام است، بحث جعل « قرار دادن » و « نصب » و « عهد الهی » است. وقتی مسأله امامت بعنوان « عهد الهی » مطرح میشود زمام آن نیز به دست مردم نخواهد بود . در احادیث بیشماری هم که از طریق معصومین علیهمالسلام به ما رسیده است به انتصابی بودن مقام امام علیهالسلام پرداخته شده است که مردم در قبال انتخاب و تعیین امام معصوم علیهالسلام شأن و شایستگی لازم و کافی ندارند(2).
تاریخ گواهی میدهد که پس از واقعه سقیفه بنی ساعده
بارها امام علی علیهالسلام ،(1)حضرت زهرا و ائمه هدی علیهمالسلام و یاران با وفای پیامبر برای اثبات امامت امام علی علیهالسلام و فرزندان معصومش علاوه بر مسأله قرابت ، لیاقت ،
وصیّت و . . به « حدیث غدیر » استدلال کردهاند . مرحوم علامهی امینی رضوان اللّه علیه در کتاب ارزشمند و جاودان خود « الغدیر » این مطلب را به وضوح آوردهاند .
حضرت زهراء علیهاالسلام خطاب به مردم در مدینه فرمودند : « انسیتم قول رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله یوم غدیر خم : من کنت مولاه فعلیٌ مولاه و قوله صلیاللهعلیهوآله انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی »(2)ملاحظه میشود که حضرت زهرا علیهاالسلام علاوه بر حدیث « غدیر » به حدیث « منزلت » نیز استدلال
فرمودهاند .
امام مجتبی علیهالسلام (1)پس از صلح با معاویه خطبهای مفصل ایراد فرمود و در آن به فضائل و مناقب خاندان نبوت پرداخته و حدیث « غدیر » و « منزلت » که در باره مقام امام علی علیهالسلام صادر شده است را قرائت کردند .
بنا بر نقل مرحوم علامه امینی قدسسره امام حسین علیهالسلام در سفری به خانه خدا که با رجال بنی هاشم و عدهای از انصار صورت گرفته در سرزمین منی در جمع بیش از هفتصد نفر خطبهای ایراد فرمودند و از ایشان خواستند در بازگشت از سفر حج صدای امام را به گوش مردم در وطن خود برسانند. امام حسین علیهالسلام ، در خطبهی خود به جنایات
1) 2 . امام حسن علیهالسلام پس از اینکه با معاویه معاهده صلح امضا کرد خطبهای خواند و در بخشی از این خطبه فرمودند: امّت اسلام شنیدند از جدم پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم در روز غدیر که دست پدرم را گرفت و فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه...» ر.ک: ینابیع المودة»، صص481 - 482.
معاویه که نسبت به شیعیان و خاندان پیامبر صورت میدهد اشاره کرده از فضائل امام علی سخن گفتند و در بخش پایانی سخنان خود فرمودند : « انشدکم باللّه اتعلمون انّ رسول اللّه نَصَبَه یوم غدیر فنادی له بالولایة وقال لیبلغ الشاهد الغایب ؟ قالوا اللهم نعم »(1).
باید گفت « غدیر » برکه نیست. « غدیر » حقیقتی است که ریشه در قرآن داشته و اقیانوس بیپایانی است که جاودانه خواهد ماند .
شمس الدین ابو الجزری الدمشقی الشافعی... حدثتنا
1) 1 . «الغدیر» : 1/198 .
فاطمه و زینب و ام کلثوم بنات موسی بن جعفر علیهالسلام ... عن فاطمه بنت رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله ورضی عنها قالت : أنسیتم قول رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله یوم غدیر خم « من کنت مولاه فعلی مولاه » ،
وقوله صلیاللهعلیهوآله « انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی »(1).
آیا فراموش کردید سخنان رسول خدا را در روز « غدیر » که فرمود : « هر کس را من مولا و رهبر هستم علی نیز مولای اوست » و آیا فراموش کردید این سخن رسول اکرم را که به علی فرمود : « یا علی موقعیت و منزلت تو نسبت به من همانند نسبت هارون به موسی است الا اینکه بعد از من پیامبری نخواهد بود » .
1) 1 . «الغدیر» 1/196 ر .ک «بحار» : 36/353 .
تاریخ است . به فرمودهی بسیاری از بزرگان اگر واقعهی « غدیر » جزء بدیهیات و مطالب روشن تاریخ نباشد، اصلاً در تاریخ حوادث روشن نخواهیم داشت. « غدیر » در تاریخ اسلام یک حماسه بزرگ است ؛ برای استمرار انقلابی بزرگتر که با بعثت آغاز شد .
کسانی که سعی در انکار واقعه غدیر دارند و با بغض و کینه نسبت به آن موضعگیری میکنند خود میدانند برای طرفداران حق و حقیقت این کار جز زحمت حاصل دیگری ندارد . آیا در آن هنگامهای که خورشید در وسط روز نور افشانی میکند میتوان آن را انکار کرد ! ؟
« غدیر » یک عقیده ناب اسلامی و بر مبنای قرآن ووحی الهی شکل گرفته است . « غدیر » پرچم همیشه بر افراشته رسالت و امامت است و چون قران و آموزههای حیاتبخش آن جاوید . ابن حجر میگوید: بدرستی که حدیث غدیر، حدیثی است صحیح که هیچ شکی در آن نیست و جماعتی از علما مانند ترمذی، نسائی، احمد آنرا
آوردهاند - در ادامه آورده است: «هیچ توجهی به سخنان کسانیکه حدیث غدیر را ضعیف دانسته یا رد میکنند نمیشود».(1)
... عن فاطمة بنت موسی بن جعفر علیهماالسلام ... عن فاطمة بنت رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله قالت : قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله : « اَلا من مات علی حب آل محمد مات شهیداً »(2).
آگاه باشید هر کس با محبت اهلبیت محمد صلیاللهعلیهوآله بمیرد شهید از دنیا رفته است .
در تفسیر خود « کشاف » آورده است را نقل نمائیم
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود :
الا من مات علی حب آل محمد مات شهیداً .
الا ومن مات علی حب آل محمد صلیاللهعلیهوآله مات مغفوراً له .
الا وَمن مات علی حب آل محمد مات تائباً .
الا ومن مات علی حب آل محمد مات مؤمناً مستکمل الایمان .
الا ومن مات علی حب آل محمد بشره ملک الموت بالجنّة ثم منکر و نکیر .
الا ومن مات علی حب آل محمد یزف الی الجنة کما تُزَف العروس الی بیت زوجها .
الا ومن مات علی حب آل محمد فتح له فی قبره بابان الی الجنة .
الا ومن مات علی حب آل محمد جعل اللّه قبره مزار ملائکه الرحمة .
الا ومن مات علی حب آل محمد مات علی السنة والجماعة .
الا ومن مات علی بغض آل محمد جاء یوم القیامة مکتوب بین عینیه آیس من رحمة اللّه .
الا ومن مات علی بغض آل محمد مات کافراً .
الا ومن مات علی بغض آل محمد لم یشم رائحة الجنة .(1)
هر کس با محبت آل محمد بمیرد شهید از دنیا رفته است .
آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا رود بخشوده است .
آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا رود با توبه از دنیا رفته .
آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا رود مؤمن کامل الایمان از دنیا رفته است .
آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا رود فرشته مرگ او را بشارت به بهشت میدهد ، و سپس منکر و نکیر
1) 1 . «تفسیر کشاف»، ج4، ص220 - 221.
( فرشتگان مأمور سؤال در برزخ ) به او بشارت دهند .
آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا رود او را با احترام به سوی بهشت میبرند آنچنان که عروس به خانه داماد .
آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا رود خداوند قبر او را زیارتگاه فرشتگان رحمت قرار میدهد .
آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا رود بر سنت و جماعت اسلام از دنیا رفته است .
آگاه باشید هر کس با بغض و دشمنی آل محمد از دنیا رود روز قیامت در حالی وارد عرصه محشر میشود که در پیشانی او نوشته شده : مأیوس از رحمت خدا .
آگاه باشید هر کس با بغض آل محمد از دنیا برود کافر از دنیا رفته .
آگاه باشید هر کس با بغض و عداوت آل محمد از دنیا برود بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.»
بعنوان اجر و مزد رسالت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله عنوان گردیده است به معنای اظهار ارادت و دوستی ظاهری و عاطفه صرف نبوده و نیست . قرآن کریم میفرماید : « قُل لاَ أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی »(1).
محبت خواسته شده در آیه یعنی وارد شدن در جرگهی پیروان و اطاعت کنندگان از مکتب اسلام. یعنی قبول و پذیرش ولایت محمد و ائمه هدی علیهمالسلام .
اطاعت، گردن نهادن و تسلیم فرمان بودن است. در ذیل آیه 23 سوره شوری آمده است که : اصحاب هنگامی که آیه فوق نازل شد عرض کردند: ای رسول خدا، خویشان تو که مودت آنها بر ما واجب است چه کسانیاند ؟
فرمود : علی و فاطمه و دو فرزند آن دو . این سخن را سه بار تکرار فرمود(2).
این سؤال اساسی مطرح است که آیا تنها دوست داشتن
و محبت میتواند بعنوان پاداش نبوت و اجر رسالت مطرح شود ؟ یا بحث در آیه محبتی است که همشأن و هموزن نبوت است . وقتی مزد رسالت با آنهمه اهمیت و عظمت مودت ذویالقربی قرار گرفته است پس مسأله فراتر از دوستی و نصرت است.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و ائمه هدی در قرآن کریم بعنوان سمبل و الگوی حسنه الهی برای ما مطرح شدهاند از راههای مؤثر در تربیت ، معرفی الگوی مناسب میباشد و هر مقدار که الگو برجستهتر و کاملتر باشد قطعاً جاذبه بیشتری نیز به دنبال خواهد داشت . محبت به اهلبیت علیهمالسلام یعنی الگوپذیری از آن بزرگواران، گرایش و علاقهای که توأم با عمل بوده ، و در عین حال نجاتبخش هم خواهد بود . بدون تردید هر مقدار افق محبت به خاندان رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله
همانطور که قرآن بیان فرموده بیشتر و همراه عمل خالصانه باشد انسان را از آلودگیها دور خواهد کرد .
امام صادق علیهالسلام میفرماید : « برای هر چیزی اساسی هست و اساس اسلام محبت ما اهلبیت علیهمالسلام است »(1).
در روایات فراوانی آمده است که دین « حب » است
و « بغض » دوستی و حب نسبت به خدا و اولیاء الهی و دشمنی و بغض نسبت به دشمنان خدا که دشمنان قرآن و عترت هستند .
نکته دیگر اینکه محبت دارای مراتب است . در مرتبهای انسان به جایی میرسد که دیگر خواستههای خود را نمیبیند، بلکه خواستهها و آرزوهای محبوب برای او مطرح است . محب واقعی اهلبیت جز به رضایت آنان به چیز دیگری نمیاندیشد . هر کس به مرحلهای برسد که خواستههای خود را نادیده گیرد سعی خواهد کرد از
1) 1 . «بحار» ، ج1، ص27/91 .
آبشخور پاک تغذیه نماید . با پاکی و در چارچوب قرآن و عترت زندگی کند .
انسان در صورتی که در عقیده و عمل به خلوص و پاکی دست یافت و به تعبیر زیبای قرآن به « حیات طیبه » رسید، مرگ این انسان چون شهد و شربت شهادت شیرین خواهد بود « الا ومن مات علی حب آل محمد مات شهیداً » .
در آیات الهی و کلمات معصومین علیهمالسلام برای پیروان حق نشانههایی ذکر گردیده است . مدعی ایمان بدون عمل صالح مؤمن نیست . شیعه دارای نشانه و علامتی است که با آن شناخته میشود. محمد بن عمر بن حنظله از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند : «کسی که به زبان اظهار پیروی و ولایت کند ولی در کارها و نشانههای ما با ما مخالفت ورزد از شیعیان ما نیست بلکه شیعه ما کسی است که با زبان و دلش با ما موافقت کند . از آثار و نشانههای ما
پیروی کند و رفتارش رفتار ما باشد . اینها از پیروان ما هستند »(1).
در کلامی نورانی از امام صادق علیهالسلام برای پیروان و شیعیان ائمه معصومین علیهمالسلام دو نشانه مهم ذکر گردیده است . عن ابی عبداللّه علیهالسلام : « واللّه ما شیعة علی علیهالسلام الامن عفّ بطنه وفرجه وعمل لخالقه ورجا ثوابه وخاف عقابه » به خدا قسم شیعه علی نیست مگر آن کس که شکم و درون و دامن خود را از حرام باز دارد و برای آفریدگار خود عمل کند و به پاداش او امیدوار و از عذابش بترسد .
1) 1 . «بحار» ، ج65، ص164 .
... فاطمه و زینب و ام کلثوم بنات موسی بن جعفر علیهمالسلام ... عن فاطمة بنت رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله قالت : سمعت رسول اللّه یقول : لما اسری بی الی السماء و دخلت الجنة فاذا انا بقصر من درّةٍ بیضاء مجوّفة وعلیها باب مکلل بالدّر والیاقوت وعلی الباب سترٌ فَرفعتُ رأسی فاذا مکتوب علی الباب « لا اله الاّ اللّه محمد رسول اللّه . علی ولی القوم » واذا مکتوب علی السّتر بخٍّ بخٍ من مثل شیعة علی فَدَخلتُهُ فاذا انا بقصر من عقیق احمر مجوف وعلیه باب مِن فضّة مکلل بالزبرجد الاخضر واذا علی الباب ستر فَرَفعت رأسی فاذا مکتوب علی الباب « محمد رسول اللّه ، علی وصیّ المصطفی » واذا علی الستر مکتوب « بَشّر شیعةَ علی بطیب المولد » فَدَخلته فاذا انا بقصر من زمرد اخضر مجوف لم أر احسنَ منه ، وعلیه باب من یاقوت حمراء مکللة باللؤلؤ وعلی الباب ستر فَرَفعتُ رأسی فاذا مکتوب
علی السّتر « شیعة علیٍّ هم الفائزون » .
فقلت : حبیبی جبرئیل لمن هذا ؟
فقال : یا محمد صلیاللهعلیهوآله لابن عمک ووصیّک علی بن ابی طالب علیهالسلام یُحشر الناس کلّهم یوم القیامة حفاةً عراةً الا شیعة علی ویدعی الناس باسماء امهاتهم ما خلا شیعة علی علیهالسلام ، فانهم یدعون باسماء ابائهم .
فقلت حبیبی جبرئیل وکیف ذاک ؟
قال : لانهم احبوا علیاً فطاب مولدهم(1).
« هنگامی که در شب معراج مرا به آسمان بردند داخل بهشت شدم . در آنجا قصری از درّ سفید میان تهی دیدم که دارای دری بود . زینت شده با درّ و یاقوت و بر آن در پردهای آویخته بود . سرم را بلند کردم دیدم بر در نوشته شده است : « لا اله الاّ اللّه محمد رسول اللّه . علی ولیّ القوم » .
1) 1 . «بحار» ، ج68، ص76 - 77 ؛ «عوالم»، ج21، ص325، حدیث 1 .
خدایی جز خدای یگانه نیست محمد رسول خدا و علی ولیّ و صاحب اختیار مردم است .
و بر پرده نوشته بود . « مبارک باد . مبارک باد . بر کسانی که همانند شیعیان علی هستند » .
داخل شدم. در آنجا قصری از عقیق سرخ میان تهی دیدم که دری از نقره داشت که به زبرجد سبز زینت شده بود و بر آن در نیز پردهای آویخته شده بود . سرم را بلند کردم . دیدم بر در نوشته شده است : « محمد رسول اللّه وعلی وصیّ المصطفی » محمد فرستاده خدا و علی وصی و جانشین مصطفی است .
و بر پرده نوشته شده بود « شیعیان علی را به پاک سرشتی و پاکی فرزندان بشارت بده » داخل شدم. قصری از زبرجد سبز میان خالی دیدم که بهتر از آن ندیده بودم . این قصر دری از یاقوت سرخ داشت که با مروارید زینت شده بود و بر آن پردهای آویخته بود . سرم را بلند کردم . دیدم بر پرده نوشته است: « شیعة علی هم الفائزون » شیعیان
و پیروان راستین علی رستگارانند گفتم : «ای حبیب من جبرائیل این قصر از آن کیست ؟» گفت : «از آن پسر عمو و جانشین شما علی بن ابیطالب است . و همهی مردم در روز قیامت برهنه پای و بیلباس محشور میگردند، جز شیعیان علی علیهالسلام و همهی مردم را به اسم مادرانشان صدا میزنند مگر شیعیان علی را که به اسم پدرانشان صدا زده میشوند .»
گفتم : «حبیب من ، جبرئیل : چرا چنین خواهد بود که شیعیان علی را به اسم پدرانشان صدا میزنند؟») گفت : «چون اینها علی را دوست میدارند . و لذا پاکسرشت و حلالزادهاند .»
واژهی شیعه جامعترین کلمهای است که میشود گفت در بردارنده فرهنگ و ارزشهای الهی و اسلامی است. شیعه همان حزب معرفی شده در قرآن بعنوان « حزب اللّه »
است . بعضی لغت شناسان میگویند موافقت و هماهنگی دو فرد یا گروه در عقیده و عمل بدون اینکه یکی تابع دیگری باشد را شیعه میگویند . یعنی همان جهت و هماهنگی که بین ایشان است . بعضی میگویند به معنای پیروی و متابعت است و در تعبیرهای روایی معنای دوم مدّ نظر است و این معنا معروفتر نیز هست . هر کجا کلمه « شیعه » بطور مطلق به کار برده شود، منظور همان معنای متابعت و پیروی خواهد بود .
به عقیدهی امامیه و طبق صدها حدیث و نقل قطعی در کتب تاریخی معتبر مبدأ پیدایش تشیع عصر رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله بوده است . بسیاری از مفسران در تفسیر آیه شریفه « إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیِّةِ »(1).
1) 1 . بینه ، 7 .
این کلام پیامبر مکرم اسلام را آوردهاند که فرمودند : « منظور از این آیه علی و شیعیان و پیروان اوست » .
مفسر معروف « سیوطی » در کتاب « درالمنثور » آورده است که جابر بن عبداللّه انصاری صحابی معروف نقل میکند : « در خدمت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بودیم که علی علیهالسلام به سوی ما آمد. هنگامی که چشم پیامبر صلیاللهعلیهوآله به او افتاد فرمود : « والذی نفسی بیده انّ هذا وشیعته لهم الفائزون یوم القیامة » سوگند به کسی که جانم در « دست قدرت اوست او و شیعیانش رستگاران روز قیامت هستند » سپس آیه « إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیِّةِ » نازل شد و بعد از آن هنگامی که علی علیهالسلام به مجلس اصحاب پیامبر میآمد آنها میگفتند : « جاء خیر البریة » بهترین مخلوقات خدا آمد .(1)
1) 1 . «الدر المنثور»، ج6 / ص379 .
شیعه طبق دستور خدا و نص صریح آیات و بدست مبارک بنی مکرم اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم شکل گرفت این شجره طیبه با بصیرت و روشن بینی و تغذیه از وحی روز به روز نیز پیشرفت نموده است عقیدهی شیعه جز آنچه در قرآن و سنت آمده چیز دیگری نیست . عقیدهی شیعه این است که امامت و ولایت از شئون الهی است و غیر خدا حق دخالت در این شأن را ندارد او بر این نکته اصرار دارد که نصب جانشین هادیان و رهبران جامعه اسلامی چون انبیاء و معصومین علیهمالسلام با خداست .(1)
رسولخدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم در ترسیم این شجره طیبه میفرماید: «انا شجرة وفاطمة فرعها وعلی لقاحها والحسن والحسین
1) 2 . ر.ک: «فرق الشیعه» نوبختی، «مقالات اسلامیین» مقدمه ج1، ص11 و«شیعه در اسلام» علامه طباطبائی رضیاللهعنه .
ثمارها و محبوهم مِن امّتی ورقها»(1)من درخت طوبی نبوت هستم و فاطمه فرع و شاخه آن و علی مایه لقاح (و باردهی) آن و حسن و حسین علیهماالسلام ثمره و میوههای آن و دوستان ایشان از میان امّتم به منزله برگهای این درخت هستند.
. . . عن فاطمه بنت موسی بن جعفر علیهالسلام . . . عن صفیة بنت عبد المطلب قالت :
لما سقط الحسین علیهالسلام من بطن امه وکنت ولیّتها قال النبی صلیاللهعلیهوآله : « یا عمة هَلّمی الیَّ ابنی . فقلت : یا رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله : انا لم نُنَظفْه بعدُ فقال صلیاللهعلیهوآله : یا عمّة انت تنظفیه ؟ انّ اللّه تبارک وتعالی قد نظفه وطَهَّرهُ .(2)
از صفیه ( عمه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله ) نقل شده است : « آنگاه که امام حسین علیهالسلام از مادر متولد شد من پرستاری کودک را به عهده داشتم . پیامبر خدا فرمود : «عمه ، فرزندم را برای من بیاور.» گفتم: «ای رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ، ما او را بعد از تولد شستشو ندادهایم .» فرمود : «ای خواهر پدر [عمه] تو میخواهی او را پاکیزه گردانی ؟ بدرستی که خدای تبارک و تعالی او را پاکیزه کرده و مطهر قرار داده است .»
طبق نقل تاریخ حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام در هجرت خود به همراه عدهای از خاندان نبوت به سوی مرو در بین راه در ساوه بیمار شد. ناگفته نماند عدهای بر این عقیدهاند که کاروانی که حضرت در میان ایشان بود مورد حمله و قتل و غارت اطرافیان خلیفه قرار گرفت و حضرت در این حمله حادثه دیدند. به هر حال پس از اینکه حال حضرت
نامساعد گردید به همراهانش فرمود : مرا به قم ببرید زیرا از پدرم شنیدم که فرمودند : « قم مرکز شیعیان ما میباشد . »(1)
حضرت امام خمینی رحمهالله نکتهی بسیار با اهمیتی را درباره قم بیان میفرمایند و آن «انتشار تشیّع از قم» است. در این زمینه نمونه بودن قم، و نمونه ماندن قم و حفظ و گسترش پایگاهی که محل انتشار تشیّع است در خور توجّه است. لذا شایسته است فرهنگ بانان به این مورد به عنوان یک اصل توجّه کنند و در شکوفایی هرچه بیشتر آن کوشا باشند. امام میفرماید:
«من خوشحالم که بعد از سالهای طولانی در میان شما رفقا جوانان - هستم. من همیشه در فکر ایران و در فکر وطن خودم - قم - بودم و هستم و دعاگویم. شما میدانید که قم
1) 1 . «فروغی از کوثر»، ص52، به نقل از «ودیعه ال محمد صلیاللهعلیهوآله » .
مرکز تشیّع از زمان حضرت صادق علیهالسلام - حدود آن زمان - مرکز تشیّع بوده است و از قم، تشیّع به سایر جاها رفته است. علم هم از قم به جاهای دیگر منتشر شده است و بحمداللّه شجاعت و زحمت در راه اسلام و فداکاری هم از قم منتشر شد. قم، مرکز همه برکات است. خدا شماها - قمیها - را برای ما حفظ کند».(1)
شهر قم از جملهی دیار پاکی است که در قاموس نورانی اهلبیت علیهمالسلام از آن به عظمت و بزرگی یاد شده است . مهمترین دلیل این یادکرد و ذکر خیر این است که قم در همیشه دوران مرکز نشر فرهنگ و معارف اهلبیت علیهمالسلام بوده است. خاک پاک این سرزمین، مهد تربیت صدها تن از رجال بزرگ در عرصههای فقه ، حدیث ، تفسیر ، حکمت
1) 1 . «صحیفه امام»، ج6، ص411، (سخنرانی 5/1/1358)، قم.
و فلسفه ، سیاست ، تقوا، اخلاق و دینباوری بوده است .
با دقت فراوان میتوان به این نکته پی برد که این فضایل و عنایت ویژه به برکت وجود حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام میباشد که آن نجمهی آسمان ولایت در دیار عاشقان امامت قم طلوع و اجلال نزول کرد . پس از هجرت کریمهی اهلبیت به قم این شهر مرکز منسجمی شد برای دین باوران ، و هزاران طالب علم، معرفت و حقیقت که از سراسر ایران بلکه جهان برای کسب معارف به این شهر هجرت کردند . از برکات وجود این بانوی مکرم است که قم منبع فیاض علم و معرفت گردیده و فیضیهها در این شهر پا گرفت .
حرم اهلبیت قم و مردمان دینباورش با پرتوافشانی بارگاه ملکوتی بیبی دو عالم حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام و رجال الهیاش که تربیت یافتگان مکتب امام صادق علیهالسلام
در فیضیه بودند در قرن اخیر انقلابی عظیم را رقم زدند . رهبری این نظام و انقلاب عظیم اسلامی را مرجعیت همیشه بیدار شیعه عهدهدار بود . مرجعیتی که با سابقهی بیش از هزار سالهی خود در طول تاریخ ملجاء و پناهگاه امت اسلام بوده است .
در مبارزات دوران معاصر قم به مثابه پیشتاز و دارای فرهنگ با ارزش علوی مورد شناسایی قرار میگیرد.
امام خمینی رضیاللهعنه که سر سلسله نهضت اسلامی ملت ایران است با کمال افتخار اعلام میدارد: «من مفتخرم که در قم هستم. من 15 سال - یا قدری بیشتر - از شما [مردم قم] دور بودم، لکن دلم اینجا بود. با شما بودم، شما غیرتمندان شما پاک جوانان، سرمشق همه شدید.»(1)
امام خمینی قم را حرم اهل بیت علیهمالسلام و مرکز علم و تقوا
1) 1 . سخنرانی امام رحمهالله 10/12/57 پس از ورود به قم در مدرسه فیضیه.
معرفی کرده میفرماید:
بسم اللّه الرحمن الرحیم
«قم، حرم اهل بیت است. قم، مرکز علم است. قم، مرکز تقواست. قم مرکز شهادت و شهامت است. از قم، علم به همه جهان صادر شده است و میشود و از قم، شهامت به همهجا صادر میشود. قم، شهری است که در آن ایمان و علم و تقوا پرورش یافته. از آن وقتی که قم بوده، قم از زمان ائمه اطهار علیهمالسلام مورد توجّه اسلام بوده است. از قم، تقوا، شجاعت، شهامت و همه فضائل به همه جا صادر میشود و صادر خواهد شد. علمایی که در قم من ادراک کردهام کسانی بودند که در دنیا نمونه بودند، در علم و در تقوا. من امیدوارم که ادامه پیدا کند این علم و تقوا در شهر شما تا زمان ظهور امام زمان علیهالسلام . من هر جا باشم، قمی هستم و به قم افتخار میکنم. دل من پیش قم است و قمی، و دل من پیش همه اهل تقوا و همه کسانی است که به اسلام خدمت میکنند. من گرچه از قم، معالأسف، تا یک مقداری دور
هستم؛ لکن به حسب قلب، نزدیکم. از شما جوانهای عزیز تشکر میکنم که آمدهاید و در این جای تنگ و تاریک و پر زحمت نشستید و من هم بیش از این نمیتوانم تصدیع بدهم و از شما ملتمس دعا هستم؛ چنان چه خودم دعاگوی همه هستم و سلامت و سعادت همه مسلمین جهان را و شما برادران عزیز را از خدای تبارک و تعالی خواستارم. سلام من را به اهل قم برسانید و از همه شما امیدوارم که این نهضت را به آخر برسانید و ان شاء اللّه، اسلام را به همه معنا و همه جا پیاده کنید. و السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته.(1)
زمانها و مکانها بخاطر مکان و یا زمان بودن ذاتا هیچ امتیازی بر یکدیگر ندارند؛ ولی برخی از زمانها و مکانها از
1) 1 . «صحیفه امام»، ج13، ص165.
ارزش ویژهای برخوردارند . مثلاً شب قدر به تعبیر قران کریم حداقل « از هزار ماه بهتر است » زیرا ظرف نزول کلام الهی است . در آیات بسیاری خداوند عالم به برخی زمانها قسم یاد میکند ، « والعصر » « والفجر » « ولیال عشرٍ» و... .
درباره سرزمینها نیز با ملاحظه بسیاری از آیات به دست میآید که برخی از مکانها بخاطر حوادث مهمی که در آنها اتفاق افتاده مبارک بوده و برتری خاصی دارند. ابتدا برای روشن شدن بیشتر بحث بعضی آیات این بخش را میآوریم .
1 - « « إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبَارَکاً وَهُدیً لِلْعَالَمِینَ » . نخستین خانهای که برای [ عبادت و بندگی [ مردمان نهاده شد آن است که در مکه است که مبارک و مایه هدایت و راهنمای جهانیان است » .(1)
2 - « « وَقُل رَبِّ أَنزِلْنِی مُنزَلاً مُّبَارَکاً وَأَنتَ خَیْرُ الْمُنزِلِینَ » .
1) 1 . ال عمران / 96 .
و بگو پروردگارا مرا به منزلی که مبارک است فرود آر و تو بهترین منزل دهندگان یا میزبان هستی » .(1)
3 - « « إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُویً » . چون پرودگار او « حضرت موسی علیهالسلام » را در وادی مقدس طُوی ندا داد » .(2)
4 - « « سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الاْءَقْصَی الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ » . پاک و منزه است خدایی که بندهاش را در شبی از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی که پیرامونش را برکت بخشید . سیر و حرکت داد » .(3)
علاوه بر آیاتی که اشاره شد، در روایات نیز به این موضوع پرداخته شده است .
« پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله هنگامی که از سرزمین « ثمود » میگذشت ، فرمود : داخل نشوید در سرزمینهایی که صاحبان آنها به خود ظلم کردند تا شما نیز همانند آنها به مصیبت مبتلا نگردید ».(1)
نقل است که پس از رحلت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و دفن حضرت، مردم به جهت تبرک از خاک قبر آن حضرت بر میداشتند و با خود میبردند . . .(2)
تربت پاک کربلا به علت در برداشتن جسد فرزند پیامبر و حبیب خدا حضرت سیدالشهداء و سایر شهداء دارای فضیلت و ارزش بسیاری است . اگر ائمه هدی علیهمالسلام هم امر به سجود بر تربت سیدالشهداء کردهاند به این لحاظ است
که اسراری در آن نهفته است این خاک یادآورد فداکاریها ، ایثار ، ایمان ، صداقت و اخلاص امام حسین علیهالسلام و یاران با وفایش میباشد(1).
مرحوم شیخ جلیل القدر «ابن فهد حلی» در کتاب «عدة الداعی» نقل میکند: امام صادق علیهالسلام بیمار شدند، دستور دادند، اجیری برای «دعا» گرفتند و به کربلا فرستادند که برای حضرت کنار قبر سید الشهداء علیهالسلام دعا کند.
امام هادی علیهالسلام هم برای شفای خودشان به همین طریق دستور دادند.
وقتی اجیر امام صادق علیهالسلام گفت: «سید الشهداء امام واجب الاطاعه و امام صادق هم همین طور، پس چرا کربلا
1) 4 . برای کسب اطلاعات بیشتر به کتاب « سیرتنا و سنتنا » نوشته علامه امینی رضوان اللّه علیه مراجعه کنید .
بروم؟» امام صادق علیهالسلام فرمود: «خداوند زمینهای ممتازی دارد که در آنها دعا مستجاب میشود.» امام هادی علیهالسلام فرمود: «خداوند بقعههایی دارد که دوست دارد در آن بقعهها دعا شود و کربلا یکی از آن بقعههاست».(1)
1) 1 . عدة الداعی، 49 - 48.
مسافرت و گردش در روی زمین برای دیدن مظاهر قدرت الهی خواست طبیعی و غریزی هر انسانی است. و لکن این هنر اسلام عزیز است که با جامعیّت برنامه و دقیق و ظریف بودن آن عالیترین فرهنگ را برای این خواست طبیعی ارائه داده و از آن برای رشد، ترقی و تربیت بشر سود میجوید.
مسافرت در برنامههای دینی نه تنها مورد تأئید و تاکید است بلکه با عنایت به غنای فرهنگ اسلام و فراگیر بودن آن مسافرت رنگ و بوی الهی به خود گرفته است و احکام خاص خود را دارد. دین مبین اسلام مسافرت را برای دور شدن از مسائل و مشکلات روزمره زندگی و برای سرگرمی و لهو و لعب نمیداند؛ بلکه سفر را راهی برای تقویت روح ایمان، توکل، صبر، عبرت آموزی انتقال فرهنگ سالم و صحیح، دیدن عظمت آثار الهی، و بالاخره برای بیداری
دل و جان بشری میداند.
متأسفانه این مقوله نیز مانند دیگر مسائل به دست افراد ناآشنا تفسیر گردیده است عدهای گمان میکنند مسافرت و سفر موقعیتی است برای فرار از مسئولیتها و پناه بردن و دست زدن به اعمالی که مصداق لهو و لعبند. این افت بزرگی است که دامن بسیاری از سیاحان، گردشگران و حتی افراد عادی دیگر را گرفته است.
امت و ملتی که از طریق هجرت و مسافرت بهرههای عظیمی نصیبش شده است زیبنده نیست به این امر مهم و دستور اسلامی بیتوجهی کرد و خود را از برکات آن محروم نماید.
مسافرت در فرهنگ اسلام مقدمهای است برای زدودن غبار غفلت، بیناشدن دلها و شنوا شدن گوشها... .
سفر و مسافرت در مکتب ما یک کار کاملاً معنوی و روحانی است که برای تربیت روح آدمی نیز تأثیر فوق العادهای دارد.
مگر غیر از اینست که حج که نشان دهنده عظمت و شکوه امت اسلامی است و بعنوان قیامت صغری مطرح است یک هجرت و مسافرت است. این سفر معنوی برای رسیدن به درجات قرب الهی و وارد شدن به خانه خدا پایهگذاری شده است.
قرآن کریم که کتاب هدایت و سعادت بشر است در آیات بسیاری به سیر و سفر پرداخته است. نکته ظریف و جالب اینکه در هفت مورد از آیات الهی خداوند متعال دستور داده به سیر در روی زمین «سیروا فی الارض» و در هفت مورد نیز همراه با سئوال و ایجاد انگیزه که آیا مسافرت نکردهاند، آیا ندیدهاند به موضوع میپردازد.
مطلب دقیقتر اینکه در همه این موارد جز یکی دو مورد که هدف از گردش در زمین را مطالعه اسرار آفرینش بیان
میکند در موارد دیگر هدف از سیر و گردش در زمین برای عبرت آموزی و پندگرفتن میباشد.
با نگاهی هر چند گذرا به آیات قرآن پیرامون مسافرت به نتایج ذیل دست مییابیم.
مسافرت در روی زمین برای مطالعه اسرار آفرینش و دیدن عظمت الهی.
درس آموزی از عاقبت انسانهای دروغگو.
موجب بیداری دلهای بیمار و انسانهای لجوج و عنود. - وبالاخره حکمت و فلسفه گردش در زمین زنده شدن دلها، و بصیرت یافتن انسانها است و... .
1- هرگاه مسافر خواست سوار مرکب شود و حرکت کند، بسم اللّه الرحمن الرحیم بگوید.
2- در حفظ و نگهداری نفقه و خرجی و اشیاء خود کوشا باشد.
3- رفقا و همسفران خود را یاری کرده حوائجشان را در صورت امکان برآورده سازد مخصوصا همسفران ضعیف و سالمند.
4- با همقطاران خود مسافرت نماید که در انفاق و خرج کردن مانند او هستند.
5- اخلاق خود را نیکو کند و حلم را زینت خودش قرار دهد با دیگران به صبر و حوصله برخورد نماید.
6- همراه خود به اندازه لازم توشه سفر بردارد.
7- آنچه خیلی مهم است - در سفر محافظت بر نمازهای فریضه است.
8- قبل از حرکت غسل سفر نماید.
9- قبل از حرکت صدقه بدهد.
10- دعاهای وارده را بخواند. از خواندن آیة الکرسی غفلت ننماید.
11- همسفری خوب برای خود انتخاب نماید؛ زیرا از مسافرت به تنهایی نهی شده است.
12- به میزانی که مقدور است برای زن و فرزند و اقوام از سفر سوغات بیاورد.
13- سفر را زیاد طولانی نکند؛ زیرا علاوه بر هزینه مالی موجب خستگی شده شخص را کم حوصله نموده بر
اخلاق و رفتار او تأثیر میگذارد.
14- اهداف خود را و مسافرت، تعیین کند بدون برنامهریزی مسافرت نماید. معلوم کند آیا سفر تجارتی است برای کسب کمالات معنوی و یا برای تفریح و تفرج مسافرت میرود.
15- از مسافرتهایی که میترسد به دین و اخلاق او صدمه بزند بپرهیزد.
16- قبل از سفر دیگران را حداقل نزدیکان را در جریان قرار بدهد.
17- در مسافرت از راز و نیاز با خدا بویژه دعا کردن غفلت ننماید که استجابت دعای مسافر بشارت داده شده است.
18- قبل از حرکت با فرزندان وداع نماید. دیگران هم او را بدرقه نمایند. آمده است که در ماجرای تبعید حضرت اباذر، امام حسن امام حسین علیهماالسلام و عقیل و عبداللّه بن جعفر و عمّار او را بدرقه کردند.
19- قبل از حرکت از وسیلهی سفر، راهی که میخواهد برود شهری که قصد مسافرت به آن را دارد اطلاع کسب کند.
20- از به همراه داشتن وسایل ایمنی، و موردنیاز بهداشتی [مانند کمکهای اولیه] غفلت ننماید.
21- در هنگام مسافرت با برادران خود ارتباط داشته باشد مثلاً نام بنویسد یا با تلفن و وسایل دیگر آنان را با خبر سازد.
در برخی روایات برای بعد از سفر نیز آدابی ذکر شده است از جمله:
1- پس از اتمام سفر شخص زود به سوی خانه و خانواده برگردد.
2- پس از انجام مسافرت ولیمه بدهد و مهمانی برگزار نماید.
3- هر چه از خوبی و یا بدی دیده بازگو ننماید.
4- بعد از مسافرت [بشکرانهی سلامت] دو رکعت نماز خوانده سجده کند و صدبار شک خدای را بر زبان جاری سازد.
زیارت از ریشهی «زَوْر» گرفته شده. بمعنای میل و عدول کردن از چیزی به چیز دیگر.
وقتی به دیدار و زیارت کسی میرویم یعنی از غیر او روی بر میگردانیم و به سوی زیارت شونده میل میکنیم.
امروزه در فرهنگ ما زیارت این واژه مقدس دارای معنایی است دقیق و عمیق و راهی است به حریم دوست بدینسان زیارت توجه به روحانیت و معنویت است.
زائر با رفتن به زیات اولیا خدا خود را از عالم ماده و
طبیعت جدا کرده و با حضور در مشاهد شرفه از انوار پاک خوبان و مقربان درگاه ربوبی بهره میگیرد.
زیارت اعلام یک نوع عرفان، محبت، وفاداری صادقانه و رابطه عمیق معنوی با نمایندگان خدا در روی زمین است.
زائر با قرار گرفتن در کنار قبور پاکان جان و روح خود را صفا داده از کجیها، زشتیها و آفتهای گوناگون دور میکند.
زیارت سفری است که مرکب راهوار آن دلهای شیفته و شیدا بوده و ارمغان این سفر بیهمتا نیز نور، معنویت، عرفان و احساس آرامش روح و جان آدمی خواهد بود.
زائران با قرار گرفتن در کنار قبوری که آفتابی از آسمان علم، اخلاق، فضیلت. پاکی و صداقت را در خود جای داده دل خود را چون آینهای صاف محل تابش نور معنویت میسازد زائر با زیارت شنونده عهد و پیمان میبندد و پیمان خود را با تکرار زیارت تجدید کرده سرود استقامت میخواند.
زیارت دارای آثار و برکات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و تربیتی فراوانی است، از مهمترین برکات زیارت تقرب و نزدیکی است که زائر نسبت به پروردگار عالم پیدا میکند - زیرا عنصر اصلی همه زیارتهای وارده در حق پیامبر و ائمّه هدی علیهمالسلام و اولیاء الهی عرفان و معرفت است، کلیه زیارتها با تکبیر، تقدیس، حمد و ذکر الهی شروع میشود یعنی زیارت موجب استحکام و پیوند عمیق معنوی زائر با خدای خویش است.
نکته دیگر اینکه زیارت موجب روحیه زهد و بیرغبتی نسبت به دنیا و مادیات گردیده انسان را از بسیاری تعلقات دست و پاگیر رهایی میبخشد.
زیارت قلب زائر را رقیق و اشک خوف و شوق از دیدگانش جاری میسازد.
اگر میبینیم بزرگان نسبت به مسأله زیارت عنایت
خاص داشتهاند بهدین لحاظ است که آثار زیارت تنها فردی نبوده بلکه زیارت اولیاء الهی یکی از راههای برخورد با غاصبان حق معصومین علیهمالسلام نیز بوده است.
زیارت قبور مطهر امامان معصوم که برای برقراری عدالت در جامعه متحمل سختترین مصائب و مشکلات شده و بالاخره در این راه شربت شهادت نوشیدند بحدی مؤثر بود که خلفای جور عباسی و اموی تحمل همین زیارتهای ساده را هم نداشتند: و حتی در بسیاری موارد تصمیم به تخریب مراقد مطهر ائمّه گرفتند.
از جمله بهرههای عظیم و برکات زیارت آثار فرهنگی و اجتماعی آن است دوستداران اهلبیت علیهمالسلام در مناسبتهای مختلف و ایام زیارتی با رفتن به مشاهد مشرفه و مکانهای مقدس همایش دینی، فرهنگی و اجتماعی را تجربه میکنند این زیارتها با توجه به آداب و آئین خاصی که دارد. موجب میشود زائر علاوه بر تمرین نظم، همراهی، حیات اجتماعی، پاکی و صداقت دل را آینه عرفان، اخلاص و
اخلاق نماید.
در نتیجه با عنایت باینکه مهمترین رکن و عنصر اساسی زیارت معرفت و عرفان است رهآورد آن کسب معرفت و موجب دستیابی به عرفان همراه محبت خواهد بود.
مرور هر یک از زیارتنامههای وارد شده که مملو از معارف بلند آسمانی است زائر را مهمان سفره معنوی توحید، خداشناسی، پیامبرشناسی، امام شناسی و... شناخت مبدأ، معاد و اخلاق میسازد - زیارت در مکتب ما معجونی از علم، عرفان، عبادت، سیاست، اخلاق و تربیت است.
آداب زیارت:(1):
دین مبین اسلام برای همه بخشهای زندگی بشر برنامهای جامع و دقیق ارائه داده است.
1) 1 . با استفاده از «مفاتیح الجنان»، ص615، با تفاوت و اضافاتی.
برای انجام هر کاری هم آداب خاصی درنظر گرفته است. در این بخش به بعضی از آداب زیارت اشاره میشود. امیدواریم با رعایت آنها در کسب بهره معنوی توفیق بیشتری بیابیم.
1- لازم است زائر قبل از آنکه از خانه خارج شود غسل زیارت کرده با لباس و بدنی نظیف و پاکیزه وارد مشاهد مشرفه گردد.
2- پوشیدن جامههای پاک و تمییز و نو خوب است رنگ لباس سفید باشد.
3- از سخنان بیمورد و بیهوده، لغو، دعوا و مجادله با دیگران بپرهیزد.
4- هنگام رفتن بسوی روضه مقدسه گامها را کوتاه برداشته با آرامش، وقار و خضوع و خشوع در حالی که سر به زیر انداخته حرکت نماید از نگاه کردن به بالا و اطراف خود [که موجب حواسپرتی میشود] بپرهیزد.
6- خود را معطر نماید بجز در زیارت امام حسین علیهالسلام .
7- زبان به ذکر تکبیر، تحمید، تسبیح، تهلیل و تمجید مشغول کردن، و دهان خود را به صلوات فرستادن بر محمّد و آل محمّد علیهمالسلام معطر کند.
8- خواندن اذن دخول و سعی در تحصیل و بدست آوردن رقت قلب و خضوع و شکستگی خاطر به وسیله تصور و فکر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد... .
9- بوسیدن عتبه عالیه و آستانه مبارکه یعنی قبل از ورود درگاه حرم مطهر را بوسیده ابراز احترام نماید.
10- مقدم داشتن پای راست در وقت داخل شدن و مقدم داشتن پای چپ هنگام بیرون آمدن از حرم.
11- رفتن به کنار ضریح مطهر به نحوی که خود را بتواند به آن بچسباند [در صورت امکان].
محدث قمی رضیاللهعنه میفرماید: «نزدیک شدن و چسبیدن به ضریح و بوسیدن آن وارد شده است.
12- در وقت زیارت پشت به قبله و رو به قبر منور ایستادن، و ظاهرا این ادب مختص معصوم علیهالسلام است. و
پس از خواندن زیارت گونه راست را بر ضریح بگذارد و به حال تضرع دعا کند.
13- سعی کند زیارت نامه را در حال ایستاده بخواند مگر عذری چون ضعف، درد کمر و... داشته باشد.
14- خواندن زیارتنامههای وارد شده از ائمّه هدی علیهمالسلام ترک خواندن زیارتهای مخترعه که بعضی از بیخردان از عوام آن را با بعضی از زیارت نامهها تلفیق کرده و نادانان را به آن مشغول ساختهاند.
15- بجای آوردن نماز زیارت و کمترین حد آن دو رکعت است.
16- بلند نکردن صدای خود وقت دعا و زیارت.
17- توبه و استغفار نمودن به جهت گناهان و بهتر کردن حال، کردار و گفتار خود بعد از فراغت از زیارت.
18- انفاق و احسان بر فقراء، مجاورین، مساکین شهر که امام علیهالسلام در آن شهر مدفون است و این افراد مستمند از دیگران درخواست نمیکنند بویژه سادات و اهل علم و...
نیازمند.
19- پس از زیارت و بجای آوردن اعمال در بیرون رفتن از حرم تعجیل کند... محدث قمی آوردهاند که شهید میفرماید: «وقتی که زنها میخواهند زیارت کنند بایست که خود را جدا کنند از مردان و تنها زیارت کنند، [بحمد اللّه این مسأله در کشور ما بخصوص پس از انقلاب شکوهمند اسلامی به بهترین شکل ممکن صورت میگیرد] و اگر در شب زیارت کنند اولی است [برای اینکه شناخته نشوند[ و... .
از این کلمات معلوم شد قبح و زشتی آنچه متعارف شده که برخی زنها به اسم تشرف به زیارت خود را آرایش نموده و با لباسهای نفیس از خانه بیرون میآیند و در اماکن عمومی و حتی حرمهای مطهره دیده میشوند.
20- سزاوار است وقتی که زوار بسیار است کسانی که سبقت به ضریح گرفتهاند تخفیف دهند [کمتر کنار ضریح بایستند] زیارت را و بیرون روند تا دیگران نیز مثل آنها به
قرب [نزدیک] ضریح فایز گردند و دسترسی یابند.
1- رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود: مَن زارنی او زار احدا من ذرّیتی زرتُه یوم القیامة فانقذتُهُ من اهوالها.(1)کسی که مرا زیارت کند یا یکی از فرزندان مرا زیارت نماید روز قیامت به دیدارش خواهم رفت و او را از ترس و خطرهای روز قیامت نجات خواهم داد.
از جمله سادات جلیله که درباره زیارتش از ائمّه هدی علیهمالسلام روایت فراوان به همراه زیارتنامه آمده است حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام است.
امامان معصوم بارها پیروان و شیعیان را به زیارت کریمه اهلبیت علیهمالسلام ترغیب و توصیه فرموده و برای این زیارات اجر و پاداش گرانبهایی چون بهشتِ خدا بشارت دادهاند.
1) 1 . «کامل الزیارات»، ص11.
2- امام صادق علیهالسلام فرمود: «انّ للّه حَرَما و هو مکة و للرسول حرما و هو المدینة و لامیرالمؤمنین حَرَما وهو الکوفة ولنا حرما وهُو قم و ستدفن فیها امرأة من ولدی تُسمّی فاطمة من زارها وجبت له الجنّة»(1)برای خدا حرمی است و آن مکه است و برای پیامبر خدا حرمی است و آن مدینه است و برای امیر المؤمنین حرمی است و آن کوفه است و برای ما [اهلبیت] حرمی است و آن شهر قم است و بزودی زنی از فرزندان من در قم دفن میشود که نامش فاطمه است؛ هر کس او را زیارت کند بهشت رفتن برای او واجب و لازم خواهد شد.
مرحوم علامه مجلسی آوردهاند که راوی گفت این روایت قبل از ولادت امام هفتم علیهالسلام صادر شده است و این دلیلی است روشن بر اینکه دفن شدن حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام در قم جزء اسرار غیبی و الهی بوده است که امام علیهالسلام از آن خبر دادهاند.
1) 2 . «بحار»، ج102، ص267.
3- امام جواد علیهالسلام فرمود: «مَن زار قبر عمّتی بقم فله الجنّة»(1)کسی که قبر عمهام [فاطمه معصومه علیهاالسلام ] را در قم زیارت کند سزاوار بهشت خواهد بود.
بدون تردید آنچه موجب این همه فضیلت و ثواب برای زائر میشود یک سفر ساده و ظاهری و طی مسافت بین دو مکان نیست حاصل شدن اهداف زیارت که یافتن عرفان، معرفت، رهتوشه گرفتن برای زندگی، برگزیدن بهترین مخلوقات خدا بعنوان اسوه و الگو صفا و جلا دادن روح و جان آدمی است که موجب این همه ارج و قرب میگردد.
چنانچه امام رضا علیهالسلام درباره زیارت خواهر گرامیاش فرمودند: «من زارها عارفا بحقّها فله الجنّة»(2)کسی که [خواهرم فاطمه معصومه] را زیارت کند در حالی که به حق او معرفت داشته باشد شایسته و سزاوار بهشت است.
« حَدَّثَ عَلِیُّ بْنُ اِبْراهیمَ عَنْ اَبیهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ عَلیِّ بْنِ مُوسی الرِّضا عَلیْهُما السَّلامُ ، قالَ : قالَ : یا سَعْدُ ، عِنْدَکُمْ لَنا قَبْرٌ ! قُلْتُ : جُعِلْتُ فِداکَ ، قَبْرُ فاطِمَةَ بِنْتِ مُوسی عَلَیْهُما السَّلامُ ! قالَ : نَعَمْ ، مَنْ زارَها عارِفا بِحَقِّها فَلَهُ الْجَنَّةُ . فَاِذا رَأَیْتَ الْقَبْرَ فَقُمْ عِنْدَ رَأْسِها مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ ، فَکَبِّرْ اَرْبَعا وَثَلاثینَ تَکْبیرَةً وَسَبِّحْ ثَلاثا وَثَلاثینَ تَسْبیحَةً وَاحْمِدِ اللّهَ ثَلاثا وَثَلاثینَ تَحْمیدَةً ، ثُمَّ قُلْ :
« اَلسَّلامُ عَلی آدَمَ صِفْوَةِ اللّهِ ، اَلسَّلامُ عَلی نُوحٍ نَبِیِّ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلی اِبْراهیمَ خَلیلِ اللّهِ ، اَلسَّلامُ عَلی مُوسی کَلیمِ اللّهِ ، اَلسَّلامُ عَلی عِیسی رُوحِ اللّهِ .
علی بن ابراهیم از پدرش از سعد از امام علی بن موسی الرّضا علیهماالسلام نقل میکند که فرمود : ای سعد ! ما نزد شما قبری داریم ! عرض کردم فدایت شوم ، قبر فاطمه دختر امام موسی علیهماالسلام را میفرمایی ؟ فرمود : آری ، هر که او را با معرفت زیارت کند بهشت سزاوار اوست . هرگاه ( به حرم مشرف شده و ) قبر را دیدی نزد(1)سر ( حضرت ) رو بقبله بایست و سی و چهار مرتبه « اَللّهُ اَکْبَرُ » و سی و سه مرتبه « سُبْحانَ اللّهِ » و سی و سه مرتبه « اَلْحَمْدُ ِللّهِ » بگو ، سپس بگو :
«سلام بر حضرت آدم برگزیده خدا ، سلام بر حضرت نوح پیامبر خدا ، سلام بر حضرت ابراهیم دوست خدا ، سلام بر حضرت موسی هم صحبت خدا ، سلام بر حضرت عیسی روح اللّه ،
1) 1 . مقصود از روایت این است که در شمال ضریح مطهر رو به قبله ، نزد سر حضرت بایستند ، ( نه بالای سر و غرب ضریح مطهر ) ، چنانچه سیره عملی بزرگانی چون حضرت امام خمینی رحمهالله و آیةاللّه حاج شیخ مرتضی حایری رحمهالله و برخی بزرگان دیگر این معنا را تأیید مینماید .
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَیْرَ خَلْقِ اللّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صَفِیَّ اللّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللّهِ خاتَمَ النَّبِیِّینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ عَلِیَّ بْنَ اَبی طالِبٍ وَصِیَّ رَسُولِ اللّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ سَیِّدَةَ نِساءِ الْعالَمینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُما یاسِبْطَیْ نَبِیِّ الرَّحْمَةِ وَسَیِّدَیْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَ الْعابِدینَ وَقُرَّةَ عَیْنِ النّاظِرینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیِّ باقِرَ الْعِلْمِ بَعْدَ النَّبِیِّ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ الْبارَّ الاَْمینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ الطّاهِرَ الطُّهْرَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضا الْمُرْتَضی ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ التَّقِیَّ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ النَّقِیَّ النّاصِحَ الاَْمینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَسَنَ بْنَ عَلِیِّ ، اَلسَّلامُ عَلَی الْوَصِیِّ مِنْ بَعْدِهِ ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی نُورِکَ وَسِراجِکَ وَوَلِیِّ وَلِیِّکَ وَوَصِیِّ وَصِیِّکَ وَحُجَّتِکَ عَلی خَلْقِکَ .
سلام بر تو ای رسول خدا ، سلام بر تو ای بهترین خلق خدا ، سلام بر تو ای برگزیده خدا ، سلام بر تو ای محمّد بن عبد اللّه خاتم پیامبران ، سلام بر تو ای امیرمؤمنان علیّ بن ابی طالب وصیّ رسول خدا ، سلام بر تو ای فاطمه ، ای بزرگ بانوی بانوان عالم ، سلام بر شما ای دو سبط پیامبر رحمت ، ای دو سرور جوانان اهل بهشت ، سلام بر تو ای علی بن الحسین ، ای سرور عبادت پیشگان ای فروغ دیده بینندگان ، سلام بر تو ای محمّد بن علی ، ای شکافنده علم بعد از پیامبر ، سلام بر تو ای جعفر بن محمّد ، ای راستگوی نیکوکار امین ، سلام بر تو ای موسی بن جعفر ، ای پاک و پاکیزه ، سلام بر تو ای علی بن موسی ، ای پسندیده ، سلام بر تو ای محمّد بن علی ، ای خویشتندار ، سلام بر تو ای علی بن محمّد ، ای پاک سرشت و خیر خواه و امین ، سلام بر تو ای حسن بن علی ، سلام بر وصی بعد از او . بارخدایا صلوات بفرست بر نور و چراغ روشنگرت، بر ولیِّ ولیّت ، بر وصیِّ وصیّت، بر حجّت خود بر بندگانت ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ وَخَدیجَةَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یابِنْتَ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ وَلِیِّ اللّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُخْتَ وَلِیِّ اللّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا عَمَّةَ وَلِیِّ اللّهِ ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ .
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ ، عَرَّفَ اللّهُ بَیْنَنا وَبَیْنَکُمْ فِی الْجَنَّةِ وَحَشَرَنا فی زُمْرَتِکُمْ وَاَوْرَدَنا حَوْضَ نَبِیِّکُمْ وَسَقانا بِکَأْسِ جَدِّکُمْ مِنْ یَدِ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبٍ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکُمْ .
اَسْئَلُ اللّهَ اَنْ یُرِیَنا فِیکُمُ السُّرُورَ وَالْفَرَجَ وَاَنْ یَجْمَعَنا وَاِیّاکُمْ فی زُمْرَةِ جَدِّکُمْ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَاَنْ لا یَسْلُبَنا مَعْرِفَتَکُمْ اِنَّهُ وَلِیٌّ قَدیرٌ .
سلام بر تو ای دختر رسول خدا ، سلام بر تو ای دختر فاطمه و خدیجه ، سلام بر تو ای دختر امیر مؤمنان ، سلام بر تو ای دختر امام حسن و امام حسین ، سلام بر تو ای دختر ولیّ خدا ، سلام بر تو ای خواهر ولیّ خدا ، سلام بر تو ای عمّه ولیّ خدا ، سلام بر تو ای دختر موسی بن جعفر ، رحمت و برکات خدا بر تو باد . سلام بر تو ، خداوند آشنایی برقرار کند میان ما و شما در بهشت ، و ما را در زمره شما محشور فرماید ، و ما را بر حوض پیامبر شما وارد کند ، و ما را با کاسه جدّتان از دست علیّ بن ابی طالب سیراب سازد ، صلوات خدا بر شما باد . از خداوند میخواهم که سرور و فرج شما را به ما بنمایاند ، ما و شما را در زمره جدّ بزرگوارتان حضرت محمّد - که درود خدا بر او و آلش باد - گرد آورد ، و معرفتِ شما را از ما نگیرد ، که او صاحب اختیار و مقتدر است .
اَتَقَرَّبُ اِلَی اللّهِ بِحُبِّکُمْ وَالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدَائِکُمْ وَالتَّسْلیمِ اِلَی اللّهِ ، راضِیا بِهِ غَیْرَ مُنْکِرٍ وَلا مُسْتَکْبِرٍ ، وَعَلی یَقینِ ما اَتی بِهِ مُحَمَّدٌ وِبِهِ راضٍ ، نَطْلُبُ بِذلِکَ وَجْهَکَ یا سَیِّدی اَللّهُمَّ وَرِضاکَ وَالدّارَ الاْآخِرَةَ .
یا فاطِمَةُ اشْفَعی لی فِی الْجَنَّةِ فَاِنَّ لَکِ عِنْدَ اللّهِ شَأْنا مِنَ الشَّأْنِ .
اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ اَنْ تَخْتِمَ لی بِالسَّعادَةِ ، فَلا تَسْلُبْ مِنّی ما اَنَا فیهِ ، وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ .
اَللّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنا وَتَقَبَّلْهُ بِکَرَمِکَ وَعِزَّتِکَ وَبِرَحْمَتِکَ وَعافِیَتِکَ .
وَصَلَّی اللّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعینَ وَسَلَّمَ تَسْلیما یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ » .(1)
1) 1 . «بحار» ، ج102 ، ص266 - 265 .
به سوی خداوند تقرّب میجویم با محبّت شما و بیزاری از دشمنان شما ، و با تسلیم شدن به فرمان خدا ، از روی رضایت ، نه آن که منکر یا نافرمان باشم ، و با یقین به آنچه حضرت محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم آورده و به آن راضی هستم ، با این عقیده عنایت ترا میطلبم ، ای سرور من . خدایا رضایت ترا و سرای آخرت را خواستارم . ای فاطمه (معصومه) در مورد بهشت از من شفاعت کن ، چون که ترا نزد خدا مقام رفیعی است . خداوندا ! من از تو میخواهم که عاقبت امر مرا به سعادت ختم کنی ، پس عقایدی که دارم از من نگیر ، که هیچ نیرو و قدرتی جز خداوند بزرگ و والا نیست . خداوندا ! دعایم را مستجاب کن ، و آنرا به کرم و عزت و رحمت و عافیت خود از من قبول فرما . بر محمّد و همه اهلبیت او صلوات فراوان و درود بیپایان فرست ای بخشندهترین بخشندگان.(1)
1) 1 . «فروغی از کوثر» به نقل از کریمه اهلبیت، با کمی تصرف.