ghaemiyeh.com
سرشناسه : فاطمه زهرا (س)، 8 قبل از هجرت - 11 ق . 8 قبل از هجرت
عنوان و پدیدآور : در سایهسار خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها : متن کامل و ترجمه روان خطبه فدکیه / به قلم حسین عمادزاده ؛ مقدمه و یادداشتها به قلم علیاکبر مهدیپور .
مشخصات نشر : اصفهان : عمادزاده ، 1388 .
مشخصات ظاهری : 112 ص .
شابک : 3 - 0 - 1125 - - 964 978
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : عربی - فارسی .
یادداشت : عنوان دیگر : خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها : متن کامل و ترجمه روان خطبه فدکیه .
عنوان قراردادی : خطبه فدک . شرح
عنوان دیگر : خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها : متن کامل و ترجمه روان خطبه فدکیه .
موضوع : فاطمه زهرا سلام الله علیها ، 8؟ قبل از هجرت - 11 ق . - خطبهها
شناسه افزوده : عمادزاده ، حسین ، 1285 - 1369 ، مترجم .
رده بندی کنگره : 1387 2 م 84 ع / 22 / 27 BP
رده بندی دیویی : 297 / 973
شماره کتابخانه ملی : 1669856
در سایهسار خطبه حضرت زهرا علیهاالسلام
حسین عمادزاده
خطبهی آتشین بانوی نمونهی اسلام
بقیّة النبوّة
حضرت فاطمهی زهرا سلام اللّه علیها ،
دخت گرامی حضرت خاتم الأنبیاء صلیاللهعلیهوآله
را به پیشگاه مقدّس بنیانگذار حکومت واحد جهانی
بر اساس عدالت و آزادی ، خاتم الأوصیاء حضرت
بقی-ةاللّه
ارواحنا فداه ، صاحب « دولة الزّهراء » در فرخنده روز « عید الزّهراء » ، یکهزار و یکصد و هفتادمین سالروز امامت آن حضرت تقدیم مینماییم .
نهم ربیع الأوّل 1430 ه . ق .
تصویر
تصویر
در میان آثار ماندگار تنها یادگار پیامبر ، حضرت زهرا علیهاالسلام « خطبهی فدکیّه » که از سوی کوثر قرآن ، سرور بانوان جهان ، حضرت زهرای مرضیه علیهاالسلام ، در حضور مهاجر و انصار ، به عنوان استیضاح دولت وقت ایراد شده و صاحب آن از سوی امیر بیان ، مولای متّقیان ، امیرمؤمنان علیهالسلام مدال :
یَا ابْنَةَ الصَّفْوَةِ وَبَقِیَّةَ النُّبُوَّةِ ؛
ای دختر برگزیدگی و بازماندهی پیامبری ،(1)
دریافت نموده ، از اهمیّت خاصّی برخوردار است و در طول تاریخ صدها بار از سوی فرهیختگان امّت مورد تحقیق و کنکاش قرار گرفته و صدها شرح و تفسیر در پیرامون آن تدوین یافته ، و همه ساله مسابقههای فراوانی از سوی مراکز فرهنگی برای حفظ متن ، ترجمه ، تفسیر و تحلیل آن برگزار میگردد .
1) 1 . طبرسی ، الإحتجاج ، ج 1 ، ص 107 ، مؤسّسة الأعلمی ، بیروت ، 1401 ق .
از این رهگذر مناسب به نظر رسید که متن تحقیق شدهی آن با ترجمهی ساده و روان در دسترس طبقات مختلف قرار گیرد ، منابع آن معرّفی شده ، تلاشهای انجام شده از سوی دانشوران و مرزبانان کشور ایمان ، شناسانده شده ، موقعیّت جغرافیایی و پیشینهی تاریخی « فدک » بررسی گردد .
خطبهی فدکیّه
در حضور مهاجر و انصار
سر سلسلهی بانوان بزرگی که کرسی خطابه را با خطبههای شورانگیز خود زینت بخشیده اند ، صدیقهی کبری ، فاطمهی زهرا سلام اللّه علیها میباشد ، که قدرت بیان ، گیرایی تعبیر ، بلندی معانی و شیوایی اسلوب را از پدر والا قدرش به ارث برده ، در فصاحت و بلاغت هم سنگِ همسر بزرگوارش امیرمؤمنان صلوات اللّه علیه قرار گرفته ، گوی سبقت را از همهی بانوان عالم برده است.
خطبهای که در این بخش ، منبعشناسی و کتابشناسیِ آن تقدیم میگردد ، خطبهایست که پس از شهادت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در مسجد مدینهی منوره ، در حضور مهاجر و انصار ، به عنوان «استیضاحِ خلیفه» و انتقاد از نظام حاکم ایراد شده است.
بزرگ بانوی جهان آفرینش ، به هنگام القای این خطبه ، در سوگ پدر بزرگوارش به شدّت متأثّر ، از غصب حق شوی گرامیاش در
دریای غم و اندوه غوطهور ، از ناحیهی سینه ، بازو ، کمر و صورت به شدت مجروح و مصدوم بود ، ولی در این خطبه از طرز تشکیل حکومت و تحریف مسیر خلافت انتقاد نموده ، آثار زیانبار آن را در اجتماع نوبنیاد اسلامی به تفصیل بیان کرده ، از توحید ، نبوت ، امامت ، فلسفهی احکام ، حقایق تابناک اسلام و معارف والای تشیع سخن گفته ، چهرهی کریه غاصبان خلافت و متصدیان نامشروع زعامت را به شایستهترین وجه ممکن ترسیم نموده ، که از دیدگاه عمق مطالب ، استحکام معانی ، استدلال به آیات قرآن ، استشهاد به سنت قطعی ، شیوایی بیان و تناسب آن با هدف خطابه ، به قدری بلند و پر مایه است که نظیر آن ، جز در سخنان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و امیر بیان ، مولای متقیان ، پیشوای پروا پیشگان ، حضرت علی علیهالسلام یافت نمیشود.
فرازهای تابناک این خطبه در سینهها ضبط شد ، در بایگانی تاریخ نقش بست و در سر لوحهی اوراق زرین تاریخ ثبت گردید ، که در ادامه به تعدادی از منابع مورد اعتماد و استناد اشاره خواهیم کرد و اینک متن کامل و ترجمهی روان خطبهی فدکیّه :
الْحَمدُ لِلَّهِ عَلی ما أَنْعمَ ، وَلَهُ الشُّکْرُ عَلی مَا أَلْهَمَ ، وَالثَّنَاءُ بِما قَدَّمَ .. مِن عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَاها ، وَسُبُوغِ آلاءٍ أَسْداها ، وَتَمامِ مِنَنٍ والاها .. جَمَّ عَنِ الإِحْصاءِ عَدَدُها ، وَنَأی عَنِ الْجَزاءِ أَمَدُها ، وَتَفاوَتَ عَنِ الإِدْراکِ أَبَدُها ، وَنَدَبَهُمْ لاسْتِزادَتِها بِالشُّکْرِ لاتِّصَالِها، وَاسْتَحْمَدَ إِلی الخَلائِقِ بِإِجْزالِها ، وَثَنّی بِالنَّدْبِ إِلی أَمْثالِها .
وَأَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ ؛ کَلِمَةً جَعَلَ الإِخْلاصَ تَأْویلَها ، وَضَمَّنَ القُلُوبَ مَوْصُولَها ، وَأَنارَ فِی الْفِکرةِ مَعْقُولَها .. المُمْتَنِعُ مِنَ الأَبْصارِ رُؤیَتُهُ ، وَمِنَ الأَلْسُنِ صِفَتُهُ ، وَمِنَ الأَوْهامِ کَیفِیَّتُهُ .. ابْتَدَعَ الأَشْیاءَ لا مِنْ شَیءٍ کانَ قَبْلَها ، وَأَنْشَأَها بِلا احْتِذاءِ أَمْثِلَةٍ امْتَثَلَها ، کَوَّنَها بِقُدْرَتِهِ ، وَ ذَرَأَها بِمَشِیّتِه ، مِنْ غَیْرِ حاجَةٍ مِنْهُ إِلی تَکْوِینِها ، وَلا فَائِدَةٍ لَهُ فِی تَصْویرِها ، إلاّ تَثْبِیتاً لِحِکْمَتِهِ ، وَتَنبیِهاً عَلی طَاعَتِهِ ، وَإِظهاراً لِقُدرَتِهِ ، وَتَعَبُّداً
حمد و ستایش پروردگاری را که نعم بیپایانش همهی موجودات را فراگرفته به اشباح بیرنگ صحرای عدم ، رنگ وجود بخشیده و به نیستی و کتم عدم لباس هستی پوشانده است .
سپاس خدای را که با الهامات خفیه درس شکرگزاری به ما آموخت و ما را موظّف به حمد و ثنای خود فرمود .
خدای را تقدیس میکنم که از هر کس بخشندهتر است به همه نعمت وجود ارزانی داشته ، امّا کیست که بتواند بخشایش او را برشمارد ، و کدام نیرو است که آغاز و انجام نعم وی را بداند .
گواهی میدهم که آفرینندهای است قبل از هر چیز بوده و پس از هر چیز خواهد بود منبع فیض لایزالی جودش چون ابر ، ریزنده و بخشنده است ، و تا ابد ظروف اندیشه و افکار از فیضان لایتناهی او بهره و نصیب میگیرند ، ابر رحمت بیحسابش دائم در ریزش و بارش است .
پروردگاری که فرمان داد به شکرگزاری نعماتش را بزرگ شمارند .
گواهی میدهم خدائی جز او نیست ، این شهادت آمیخته به اخلاص است که معانی و تأویل آن در دلها گنجانیده شده و مدرکات به تصوّر محسوسات روشن و آشکار گشته است .
او پروردگاری است که چشمها نیروی دیدن او را ندارند و زبانها از وصف بیان او عاجزند ساحت عزّتش را اوهام درک نکنند و مقام ذاتش را عقول در نیابند .
او خالقی است که موجودات را بدون مادّه پدید آورد و روی خرابههای وجود نقش و نگار بدیع موجود نمود و چهره را بدون مثل و مانند تصویر و ایجاد فرمود . او به مشیّت و ارادهی خود به عدم خلعت وجود پوشانید بدون آنکه نیازی به موجود داشته باشد یا فایده و نتیجهای در تصویر منظور دارد .
او به حکمت و مصلحت خود خلایق را آفرید و بر اطاعت و عبادت خویش آگاه و موظّف ساخت تا در ایجاد خلایق و تبدیل مادّه به نیرو در آزمایشگاه جهان
لِبَریَّتِهِ ، وَ إعْزازاً لِدَعْوتِهِ ..
ثُمَّ جَعَلَ الثَّوابَ عَلی طَاعَتِهِ ، وَوَضَعَ العِقابَ عَلی مَعْصِیَتِهِ ، زِیادَةً لِعبادِهِ عَنْ نِقْمَتِهِ ، وَحِیَاشَةً مِنْهُ إِلی جَنَّتِهِ .
وَأَشهَدُ أَنَّ أَبِی مُحَمّداً [ صلیاللهعلیهوآلهوسلم ] عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ ؛ اخْتارَهُ وَانْتَجَبَهُ قَبْلَ أَنْ أَرْسَلَهُ ، وَسَمَّاهُ قَبْلَ أَنِ اجْتَبَلهُ ، وَاصْطَفاهُ قَبْلَ أَنِ ابْتَعَثَهُ ؛ إِذِ الخَلائِقُ بِالغَیْبِ مَکنُونَةٌ ، وَبِسِتْرِ الأَهاوِیلِ مَصُونَةٌ ، وَبِنِهَایَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ .. عِلْماً مِنَ اللَّهِ تَعَالی بِمَآیلِ الأُمُورِ ، وَإِحاطَةً بِحَوادِثِ الدُّهُورِ ، وَمَعْرِفَةً بِمَواقعِ المَقدورِ .
ابْتَعَثَهُ اللَّهُ تعالی إِتْماماً لاِءَمْرِهِ ، وَعَزِیمَةً عَلی إِمْضاءِ حُکْمِهِ ، وَإِنفاذاً لِمَقَادِیرِ حَتْمِهِ ، فَرَأَی الأُمَمَ فِرَقاً فِی أَدْیانِها ، عُکَّفاً عَلی نِیرانِها ، عَابِدَةً لاِءَوْثانِها ، مُنْکِرَةً للَّهِ مَعَ عِرْفانِها ..
فَأَنَارَ اللّهُ بِمُحَمَّدٍ[ صلیاللهعلیهوآلهوسلم ] ظُلَمَها ، وکَشَفَ عَنْ الْقُلُوبِ بُهَمَها ، وَجَلا عَنْ الأَبْصارِ غُمَمَها ، وَقامَ فِی النَّاسِ بِالْهِدایَةِ ، وَأَنْقَذَهُم مِنَ الغَوایَةِ ، وَبَصَّرَهُمْ مِنَ العَمایَةِ ، وَهَداهُمْ إِلی الدِّینِ القَوِیمِ ، وَدَعَاهُمْ إِلی الطَّرِیقِ المُسْتَقِیمِ ..
ثُمَّ قَبَضَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ قَبْضَ رَأْفَةٍ وَاخْتِیارٍ ، وَرَغْبَةٍ وَإِیثارٍ ..
بِمُحَمَّدٍ[ صلیاللهعلیهوآلهوسلم ] عَنْ تَعَبِ هذِهِ الدّارِ فِی رَاحَةٍ، قَدْ حُفَّ بِالْمَلاَئکَةِ الأَبْرارِ ، وَرِضْوانِ الرَّبِّ الغَفَّارِ ، وَمُجاوَرَةِ المَلِکِ الجَبَّارِ .
قدرت لایزالی خود را آشکار نماید .
او بندگان را به عبادت دعوت فرمود تا به عبودیّت آنها را مستوجب پاداش گرداند ، او ثواب را مبتنی بر اطاعت و عقاب را منوط به معصیت قرار داد .
او آزادی عمل داد تا بدکاران را به جهنّم کیفر دهد و نیکوکاران را به بهشت پاداش عطا فرماید .
گواهی میدهم که پدرم محمّد صلیاللهعلیهوآله بنده و رسول و منتخب پروردگار است ، خداوند عالم او را برگزید پیش از آنکه رسالت دهد و او را نام نهاد قبل از آنکه بیافریند و او را انتخاب کرد پیش از آنکه مبعوث به رسالت گرداند ، او را آفرید وقتی که همه مخلوقات در سرادق غیبی و در کتم عدم بودند و در ظلمات نیستی به سر میبردند .
خداوند او را به کلیّه مصالح عالیه نظام زندگی بشر و به کلیّه حوادث و سوانح و به همهی وقایع و حقایق آگاه و واقف فرمود ، آنگاه برای اتمام امر خود برانگیخت و مأمور انفاذ حکمت عالیه خود فرمود در حالی که مردم در ادیان و عقاید مختلف بودند ، گروهی آتشپرست و جمعی بُتپرست و منکر خداوند بودند .
خداوند به نور وجود محمّد صلیاللهعلیهوآله تاریکیهای جهالت را از دلها زدود و شبهات قلوب را به اشراقات و افاضات تعلیمات عالیه او برطرف ساخت و نابینائی دلها را به نور دانش منوّر گردانید .
پدرم به امر حقّ برای راهنمائی و هدایت و ارشاد خلایق قیام نمود و گمراهان را از گرداب ضلالت و جهالت نجات داد و تیرگی دلها را به نور ایمان روشن نمود و آنها را به دین اسلام دعوت کرد و به راه راست دلالت فرمود .
آنگاه حضرت حقّ جلّ شأنه روح مقدّس او را به رأفت و رحمت به قرب خود قبض و اختیار نمود و آخرت را برای او برگزید و پدرم محمّد صلیاللهعلیهوآله را از رنج و تعب دنیا آسوده ساخت .
آنگاه فرشتگان ملأ اعلا به استقبال اطراف او را گرفتند و رضا و خشنودی پروردگار را به او ابلاغ نمودند تا در مجاورت خالق جبّار وصول قرب یافت .
صَلّی اللَّهُ عَلی أَبِی نَبِیِّهِ وَأَمِینِهِ عَلَی الْوَحْیِ ، وَصَفِیِّهِ وَخِیَرَتِهِ مِنَ الخَلْقِ وَرَضِیِّهِ ، وَالسَّلامُ عَلَیْهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ .
ثمّ التفتت إلی أهل المجلس وقالت :
أَنتُمْ عِبادَ اللَّهِ نُصْبُ أَمْرِهِ وَنَهْیِهِ ، وَحَمَلَةُ دِینِهِ وَوَحْیِهِ ، وَأُمَناءُ اللَّهِ عَلی أَنْفُسِکُم ، وَبُلَغاؤُهُ إِلَی الأُمَمِ ، وَزَعَمْتُمُ حَقٌّ لَکُمْ ، لِلَّهِ فیکُمْ عَهْدٌ قَدَّمَهُ إِلَیْکُمْ ، وَبَقِیَّةٌ اسْتَخْلَفَها عَلَیْکُمْ ، کِتابُ اللَّهِ الناطِقُ ، وَالقُرآنُ الصَّادِقُ ، وَالنُّورُ السَّاطعُ ، وَالضِّیاءُ اللاَّمِعُ .. بَیِّنَةٌ بَصائِرُهُ، مُنْکَشِفَةٌ سَرائِرُه، مُتَجَلِّیَةٌ ظَوَاهِرُهُ، مُغْتَبطَةٌ بِهِ أَشیاعُهُ، قائِدٌ إِلَی الرِّضْوانِ اتِّباعُهُ ، مُوءَدٍّ إِلَی النَّجاةِ إسْماعُهُ .. بِهِ تُنَالُ حُجَجُ اللَّهِ الْمُنَوَّرَةُ ، وَعَزائِمُهُ المُفَسَّرَةُ ، وَمَحَارِمُهُ المُحَذِّرَةُ ، وَبَیِّناتُهُ الجَالیةُ ، وَبَراهِینُهُ الْکَافِیةُ ، وَفَضائِلُهُ الْمَنْدُوبَةُ ، وَرُخَصُهُ المَوْهُوبَةُ ، وَشَرایِعُهُ الْمَکتُوبَةُ ..
فَجَعَلَ اللَّهُ الإِیمانَ ؛ تَطْهِیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرکِ ،
وَالصَّلاةَ ؛ تَنزِیهاً لَکُمْ عَنِ الکِبْرِ ،
وَالزَّکاةَ ؛ تَزکِیَةً لِلنَّفْسِ ، وَنَماءَا فِی الرِّزْقِ ،
وَالصِّیامَ ؛ تَثْبِیتاً لِلإِخْلاصِ ،
وَالحَجَّ ؛ تَشْیِیداً لِلدِّینِ ،
درود و تحیّت خدا بر پدرم محمّد صلیاللهعلیهوآله که فرستاده او و امین وحی او و برگزیده او و بهترین بندگان الهی بود . سلام و رحمت و لطف خدا بر او باد .
آنگاه به سوی مردم التفاتی نمود و فرمود :
شما بندگان خدا و محلّ و مورد اوامر و نواهی پروردگار هستید ، شما حامل دین و وحی او میباشید ، شما بر نفس و جان خود امین خداوند هستید، شما هستید که باید به دین خدا عمل نموده و به دیگران ابلاغ نمایید و سرمشق دیگران باشید .
خداوند در میان شما ضامن بر حقّی قرار داد و عهد و پیمانی به وسیلهی پیغمبر خاتم بر شما فرستاد و بعد از او دو خلیفه و جانشین بر شما بگماشت که آنها کتاب ناطق و کتاب صامت الهی هستند ، انوار ارشاد ربوبی و هدایت آنها مشعشع و پرتوافکن است و شما را به سوی حق رهبری مینماید و دیدگان شما را روشن میگرداند .
سرایر قرآن بر شما پوشیده و ظواهر آن متجلّی و آشکار میباشد ، ملل دیگر به پیروان قرآن غبطه میخورند و حسرت میبرند ، پیروی قرآن شما را به رضای خدا سوق میدهد و استماع آن شما را به نجات و سعادت میرساند ، به وسیله قرآن نشانهها و آیات قدرت الهی درک میگردد و احکام شریعت از حلال و حرام دریافت میشود .
از محرمات باید حذر نمود و اجتناب ورزید ، دلائل قرآن روشن و براهین آن کافی میباشد ، پیروان قرآن به فضائل معنوی نائل خواهند شد .
خداوند برای تسهیل ، احکام مباح قرآن را بخشیده و احکام واجب آن را فرض و حتم فرموده است .
پروردگار ایمان را باعث تطهیر و پاکیزگی از شرک ؛
نماز را برای تنزیه دلها از کبر و نخوت ؛
زکات را برای تزکیه نفس و مال و افزونی روزی ؛
روزه را برای ثبات و تحقّق در اخلاص ؛
حجّ را برای تشیید و تحکیم مبانی دین و اعلاء کلمهی توحید ؛
وَالعَدْلَ ؛ تَنْسِیقاً لِلْقُلُوبِ ،
وَطَاعتَنَا ؛ نِظاماً لِلْمِلَّةِ ،
وَإِمامَتَنا ؛ أَمَاناً مِنَ الفُرْقَةِ ،
وَالجِهادَ ؛ عِزَّاً لِلإِسْلامِ ،
وَالصَّبرَ ؛ مَعُونَةً عَلی اسْتیِجابِ الأَجْرِ ،
وَالأَمْرَ بالْمَعْرُوفِ ؛ مَصْلَحَةً لِلعامَّةِ ،
وَبِرَّ الوَالِدَیْنِ ؛ وِقایَةً مِنَ السَّخَطِ ،
وَصِلَةَ الأَرْحامِ ؛ مَنْماةً لِلعَدَدِ ،
وَالقِصاصَ ؛ حَقْناً لِلدِّماءِ ،
وَالوَفَاءَ بِالنّذْرِ ؛ تَعْریضاً لِلْمَغْفرَةِ ،
وَتَوفِیَةَ المَکاییلِ وَالمَوَازِینِ ؛ تَغییراً لِلْبَخْسِ ،
وَالنَّهیَ عَنْ شُرْبِ الخَمْرِ ؛ تَنزِیهاً عَنِ الرِّجْسِ ،
وَاجْتِنابَ القَذْفِ ؛ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَةِ ،
وَتَرْکَ السَّرِقَةِ ؛ إیجاباً لِلعِفَّةِ ..
وَحَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْکَ ؛ إخْلاصاً لَهُ بالرُّبُوبِیَّةِ ، فَ- « اتَّقُوا اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إلاّ وَأَنْتُمْ مُّسْلِمُونَ »(1)، وَأَطِیعُوا اللّهَ فِیما أَمَرَکُمْ
1) 1 . سورهی آل عمران (3) ، آیهی 102 .
عدل را برای تألیف قلوب ؛
اطاعت ما خاندان را برای حسن انتظام امور اجتماعی ؛
امامت ما اهلبیت را برای ایمنی از اختلاف و تفرقه ؛
جهاد را برای عزّت و سربلندی ملّت اسلام ؛
صبر و شکیبائی را برای استحقاق اجر ؛
امر به معروف را برای مصالح عامّه مردم ؛
نیکی به والدین را برای مصونیّت از غضب خود قرار داده است ؛
خداوند صله رحم را برای پیوستگی و وحدت ؛
قصاص را برای حفظ جانها ؛
وفای به نذر را برای رسیدن به مغفرت و آمرزش ؛
تمام پیمودن کیل و وزن را برای اعتماد و حفظ اموال از نقص و زیان ؛
نهی از شرب خمر را برای دوری از رجس و پلیدی ؛
اجتناب از بهتان را برای مصونیّت از لعنت ؛
ترک دزدی را برای حصول امنیّت اجتماعی ؛
ترک شرک را برای خلوص عبودیّت مقرّر فرموده است .
« پس ای مردم از خدا بترسید و پرهیزکار واقعی باشید تا از دنیا نروید مگر آنکه در زمرهی مسلمانان قرار گیرید » .
ای مردم آنچه خداوند به شما امر کرده اطاعت کنید و از آنچه نهی فرموده
بِهِ وَنهاکُمْ عَنْهُ فَإِنَّهُ : « إنَّمَا یَخْشَی اللّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ »(1).
ثمّ قالت :
أَیُّهَا النَّاسُ ! اعْلَموا أَنّی فَاطِمَةُ وَأَبِی مُحَمَّدٌ صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، أَقُولُ عَوْداً وَبَدْءاً ، وَلاَ أَقُولُ مَا أَقُولُ غَلَطاً ، وَلاَ أَفْعَلُ مَا أَفْعَلُ شَطَطاً : « لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ »(2)، فَإِنْ تَعزُوهُ وَتَعْرِفُوهُ تَجِدُوهُ أَبی دُونَ نِسائِکمْ ، وَأَخا ابْنِ عَمِّی دُونَ رِجالِکُمْ .. وَلَنِعْمَ المَعْزِیُّ إِلَیهِ صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، فَبَلَّغَ الرِّسَالَةَ ، صَادِعاً بِالنِّذارَةِ ، مَائِلاً عَنْ مَدْرَجَةِ المُشرِکِینَ ، ضَارِباً ثَبَجَهُمْ ، آخِذاً بِأَکْظامِهِمْ ، دَاعِیاً إِلی سَبیلِ رَبِّهِ بِالحِکمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ ، یَکْسِرُ الأَصْنامَ ، وَیَنْکُثُ الْهامَ ، حَتَّی انْهَزَمَ الْجَمْعُ وَوَلَّوا الدُّبُرَ ، حَتَّی تَفَرَّی اللَّیْلُ عَنْ صُبْحِهِ ، وَأَسْفَرَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ ، وَنَطَقَ زَعِیمُ الدِّینِ ، وَخَرِسَت شَقَاشِقُ الشَّیاطِینِ ، وَطَاحَ وَشِیظُ النِّفاقِ ، وَانْحَلَّتْ عُقَدُ الکُفْرِ وَالشِّقَاقِ ، وفُهْتُم بِکَلِمَةِ الإِخْلاصِ ، فِینَفرٍ مِنَ البِیضِ الخِماصِ ، « وَکُنْتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ .. »3، مُذْقَةَ الشّارِبِ ؛ وَنُهْزَةَ الطّامِعِ ، وقَبْسَةَ
اجتناب نمایید ، که « در میان بندگان خدا تنها دانشمندان از خدا ترسانند » .
سپس فرمود :
ای مردم بدانید من فاطمه زهرا هستم و پدرم محمّد صلیاللهعلیهوآله پیغمبر خدا میباشد آنچه اوّل گفتم آخر هم همان سخن را میگویم و آنچه میگویم حساب شده میگویم و اشتباه نمیگویم .
ای مردم آنچه میگویم براساس حقّ و عدالت است ، خداوند برای شما پیغمبر از جنس خودتان فرستاد که سختیها و نابسامانیهای شما بر او دشوار و به هدایت و ارشاد شما کوشا و بر مؤمنین رؤف و مهربان میباشد ، اگر او را به بزرگی یاد کنید و نسبت او را متذکّر گردید او پدر من بود نه پدر زنان دیگر ، و او برادر پسر عمّ من بود نه برادر مردان دیگر ، چه بزرگوار است آنکه من نسبت به او دارم ، رحمت خدا بر او باد که فرمان خدا را به بندگان رسانید و رسالت خود را آشکار کرد ،
او با مشرکین مبارزه و معارضه نمود و آنها را به دین حنیف اسلام راهنمایی کرد به سعادت نائل گردانید و با حکمت و موعظت و پند و اندرز گمراهان را به راه خوشبختی سوق داد و بُتها را درهم فروکوفت و بُتپرستان را به خاک مذلّت افکند تا بر شما پشت کرده و گریختند و نابود شدند و مانند صبح صادق تاریکیهای شب جهالت ناپدید شد و چهره زیبای حقّ از پس پردههای جهل و تاریکی نمایان گردید و بر مسند ارشاد و هدایت تکیه زد و زبان فرومایگان و دشمنان دین را لال گردانید .
او نفاق و دو روئی را از بین شما برد و گرههای کفر و عناد را از هم گُسست و شما را با توحید و یکتاپرستی آشنا نمود ، « شما بودید که در پرتگاه آتش قرار داشتید » و از کمی و قلّت مانند شربت آبی بودید که تشنهای بیاشامد و لقمهای که
العَجْلانِ ، وَمَوْطِیءَ الأَقْدامِ ، تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ ، وَتَقْتَاتُونَ الوَرَقَ ، أَذِلَّةً خاسِئِینَ .. تَخَافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ مِنْ حَولِکُم ..
فَأَنْقَذَکُمُ اللَّهُ تَبارَکَ وَتَعالی ، بِمُحَمَّدٍ صلیاللهعلیهوآلهوسلم .. بَعْدَ اللَّتیَّا وَالَّتی ، وَبَعْدَ أَنْ مُنِیَ بِبُهَمِ الرِّجالِ ، وَ ذُؤْبانِ العَرَبِ ، وَمَرَدَةِ أَهْلِ الْکِتَابِ : « کُلَّمَآ أَوْقَدُوا نَاراً لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ »(1)، أَوْ نَجَمَ قَرْنٌ لِلشَّیْطانِ ، وَفَغَرَتْ فَاغِرَةٌ مِنَ المُشْرِکِینَ .. قَذَفَ أَخَاهُ فِی لَهَواتِها ، فَلا یَنْکَفِیءُ حَتَّی یَطَأَ صِماخَها بِأَخْمَصِهِ ، وَیُخْمِدَ لَهَبَها بِسَیْفِهِ .. مَکْدُوداً فِی ذاتِ اللَّهِ ، وَمُجْتَهِداً فِی أَمْرِ اللّهِ ، قَرِیباً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ، سَیِّدَ أوْلیاءِ اللَّهِ ، مُشَمِّراً نَاصِحاً ، مُجِدّاً کَادِحاً.. وَأَنْتُمْ فِی رَفاهِیَةٍ مِنَ العَیْشِ ، وَادِعُونَ فَاکِهُونَ آمِنُونَ ، تَتَرَبَّصُونَ بِنَا الدَّوائِرَ ، وَتَتَوَکَّفُونَ الأخْبَارَ ، وَتَنْکُصُونَ عِندَ النِّزالِ ، وَتَفرُّونَ عِنْدَ القِتَالِ . فَلَمَّا اخْتَارَ اللَّهُ لِنَبِیِّهِ دَارَ أَنبِیائِهِ ، وَمَأْوَی أَصْفِیائِهِ ، ظَهَرَ فِیکُمْ حَسیکَةُ النِّفاقِ ، وَسَمَلَ جِلْبابُ الدِّینِ ، وَنَطَقَ کَاظِمُ الغَاوِینَ ، وَنَبَغَ خَامِلُ الأَقلّینَ ، وَهَدَرَ فَنِیقُ المُبْطِلِینَ ، فَخَطَرَ فِی عَرَصَاتِکُمْ ، وَأَطْلَعَ الشَّیْطانُ رَأسَهُ مِنْ مَغْرِزِهِ هَاتِفاً بِکُمْ ، فَأَلْفاکُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِیبِینَ ، ولِلْغِرّةِ فِیهِ
1) 1 . سورة المائدة (5) : 64 .
گرسنهای به آن دست یابد و یا پاره آتشی که با شتاب رو به خاموشی گراید .
شما لگدکوب مردم قوی و دستخوش تمایلات نابخردان نیرومند بودید ، آب متعفّن را میآشامیدید و برگ درختان را پوشش و غذای خود قرار داده بودید و در نهایت خواری و مذلّت به زندگی ادامه میدادید و همیشه در بیم آن بودید که کدام دستهی متخاصم شما را نابود نماید .
خداوند تبارک و تعالی به وجود مقدّس محمّد صلیاللهعلیهوآله شما را از این نابسامانی و مذلّت نجات داد و آسودگی بخشید بعد از آنکه در دست شجعان عرب و گرگان بیابان جهالت سرگردان و در نزد اهل کتاب زبون و خوار بودید ، « هر زمان که آنها آتش جنگ میافروختند خداوند ( به دست پدرم ) آن را خاموش میفرمود » و هرگاه ستاره وسوسه شیطان صفتان ظاهر میگردید و فتنهای برپا میشد و آتش انقلاب روشن میگردید پدرم برادرش علی را برای خاموش کردن فتنه میفرستاد و او برنمیگشت جز اینکه آتش جنگ را فرو مینشاند و سر دشمن را زیر پا مینهاد او بود که برای رضای خدا و اطاعت امر پیغمبر صلیاللهعلیهوآله اهتمام تمام داشت و همیشه سایه صفت پشت سر پیغمبر خدا بود و در میان دوستان خدا از همه بالاتر و والاتر بود و در اطاعت و اجرای امر خدا کوشش فراوان مینمود تا شما در آسایش به سر برید و در مهد ایمنی متنعّم باشید .
امّا شما برای ما خاندان انتظار بلاها و فتنهها داشتید و منتظر اخبار وحشتناک بودید ، به هنگام سختی خود را کنار کشیدید و دوری نمودید و از معرکه گریختید .
هنگامی که پروردگار متعال منزل و منزلت پیغمبران را برای پدرم اختیار فرمود و آرامگاه برگزیدگانش را برای او انتخاب نمود ، در میان شما خار نفاق ظاهر شد و جامهی دین کهنه گردید ، گمراهان به سخن درآمدند و گمنامهای پستْ قدر و منزلت یافتند .
و مرکب جهالت را در میدان بطالت دوانیدند و شیطان از کمینگاه ظاهر شد و به وساوس خود شما را بفریفت و شما او را اجابت کردید و چشم به دنیا و متاع آن
مُلاحِظِینَ ، ثُمَّ استَنْهَضَکُم فَوَجَدَکُم خِفافاً ، وَأَحْمَشَکُمْ فَأَلْفاکُمْ غِضاباً ، فَوَسَمْتُمْ غَیْرَ إِبِلِکُمْ ، وَأَوْرَدْتُمْ غَیْرَ شِربِکُمْ .
هَذا ؛ وَالْعَهْدُ قَریبٌ ، وَالْکَلْمُ رَحیبٌ ، وَالجُرْحُ لَمَّا یَنْدَمِلْ ، وَالرَّسُولُ لَمَّا یُقْبَرْ ، ابْتِداراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الفِتْنَةِ ! « أَلاَ فی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْکَافِرینَ »(1).
فَهَیْهَاتَ مِنْکُمْ ! وَکَیْفَ بِکُمْ ؟ ! وَأَنَّی تُؤْفَکُونَ ؟ وَکِتَابُ اللّهِ بَیْنَ أَظْهُرِکُمْ ، أُمُورُهُ ظَاهِرَةٌ ، وَأَحْکامُهُ زَاهِرَةٌ ، وَأَعْلامُهُ بَاهِرَةٌ وَزَوَاجِرُهُ لاَئِحَةٌ ، وَأَوامِرُهُ وَاضِحَةٌ ، قَدْ خَلَّفْتُمُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ ، أَ رَغْبَةً عَنْهُ تُریدُونَ ؟ .. أَمْ بِغَیْرِهِ تَحْکُمُونَ ؟ ! « بِئْسَ لِلْظّالِمِینَ بَدَلاً »(2)، « وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فی الآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ »(3).
ثُمَّ لَمْ تَلْبَثُوا إِلاَّ رَیْثَ أَنْ تَسْکُنَ نَفْرَتُها ، وَیَسْلَسَ قِیادُهَا ، ثُمَّ أَخَذْتُمْ تُورُونَ وَقْدَتَها ، وَ تُهَیِّجُونَ جَمْرَتَها ، وَتَسْتَجِیبُونَ لِهُتَافِ الشَّیْطَانِ الغَوِیِّ ، وَإِطْفاءِ أَنْوارِ الدِّینِ الْجَلِیِّ ، وَإِهْمَادِ سُنَنِ النَّبیِّ الصَّفیِّ ، تُسِرُّونَ حَصْواً فِی ارْتِغَاءٍ ، وَتَمشُونَ لاِءَهْلِهِ وَوُلْدِهِ فِی
دوختید و اسیر هوای نفس شدید و علیه خاندان پیغمبر به مبارزه برخاستید تا آنجا که بر شتر غیرپا نهادید و در آبخورگاه دیگران وارد شدید و مرکب خلافت را غصب نمودید .
ای مردم هنوز از درگذشت رسول خدا زمانی نگذشته و هنوز داغ او تازه است ، هنوز زخم دل ما التیام نیافته است ، هنوز جسد پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در خاک قرار نگرفته بهانه کردید که از فتنه میترسیم و « در آن فتنه که با دست خود ایجاد نمودید گرفتار شدید و جهنّم بر کافران احاطه خواهد داشت » .
افسوس بر شما که به گمراهی کشانده شدید در حالی که کتاب خدا در میان شماست ، احکام فروزان قرآن نشانههای آشکاری دارد و در هر امری حکمی نازل شده است و دانستنیهای آن از اوامر و نواهی واضح و آشکار میباشد .
شما آیات روشن الهی را پشت سر نهادهاید و آنها را نادیده گرفتهاید ، آیا از قرآن اعراض نمودهاید و یا حاکمی غیر از قرآن میجویید ؟ « بد پاداشی بر ستمکاران است که فرمان خدا را تغییر دهند » و از دستورات قرآن سرپیچی نمایند ، « هر کس دینی غیر از اسلام اختیار نماید خداوند از او نمیپذیرد و در آخرت در پیشگاه خدا و دیوان محاسبات او زیانکار خواهد بود » .
ای مردم شما پس از رحلت پیغمبر صلیاللهعلیهوآله اندکی درنگ نکردید و در کار خود نیندیشیدید و آتش فتنه و فساد برافروختید و صدای شیطان گمراهکننده را اجابت نمودید و انوار دین را خاموش گردانیدید و سنّتهای پیغمبر صلیاللهعلیهوآله را محو نمودید و خوشحال هستید که در رفاه و آسایش به سر میبرید و خاندان پیغمبر صلیاللهعلیهوآله را در شدّت و سختی گرفتار مینمایید .
الخَمَرِ والضَّرَاءِ ، وَنَصْبِرُ مِنکُم عَلی مِثلِ حَزِّ الْمُدی ، وَوَخْزِ السِّنانِ فِی الْحَشا ؛ وَأَنتُم تَزْعُمُون : أَنْ لا إِرثَ لَنَا ! ! « أَفَحُکْمَ الْجاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُکْماً لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ »(1)أَفلا تَعلَمون ؟ !
بَلی ؛ تَجَلَّی لَکُمْ کَالشَّمْسِ الضَّاحِیَةِ أنِّی ابْنَتُهُ ..
أَیُّها الْمُسلِمُون ! أَأُغْلَبُ عَلی إِرثِیَهْ ؟ !
یَابْنَ أَبِی قُحافَةَ ! أَفِی کِتابِ اللَّهِ أَنْ تَرِثَ أَباکَ وَلاَ أَرِثَ أَبِی ؟ ! « لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً فَرِیّاً »(2)!
أَفَعَلی عَمْدٍ تَرَکْتُمْ کِتَابَ اللّهِ وَنَبَذْتُمُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ ؟ إِذْ یَقُولُ : « وَوَرِثَ سُلَیْمانُ دَاوُدَ »(3).
وَقَالَ فِیمَا اقْتَصَّ مِنْ خَبَرِ یَحْیَی بْنِ زَکَریّا علیهماالسلام إِذْ قَالَ ربِّ « هَبْ لی مِن لَّدُنْکَ وَلِیّاً یَرِثُنی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ »(4).
وَقَالَ : « وَأُولُواْ الاْءَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَی بِبَعْضٍ فی کِتابِ اللّهِ »(5).
ما هم مانند کسی که با کارد و نیزه بدن او را بشکافند بر فتنههای شما صبر میکنیم تا در پیشگاه عدالت پروردگار وارد شویم .
شما گمان میکنید من از پدرم ارث نمیبرم « این حکم را از دوران جاهلیّت گرفتهاید چه کسی بهتر از خداوند حکم مینماید امّا برای کسانی که ایمان به خدا دارند » ، آیا نمیدانید که روز پاداشی هست .
ای مردم مانند آفتاب بر شما روشن است که من یگانه دختر پیغمبر خدا هستم و محمّد صلیاللهعلیهوآله پدر من است آیا سزاوار است که جاهطلبان بر من ستم نمایند وارث مرا بگیرند و شما ساکت بمانید .
آنگاه خطاب به ابوبکر نمود و فرمود :
ای پسر ابیقحافه آیا در کتاب خدا نوشته شده که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم ؟ « عجب افترای بزرگی بر خدا بستهای » آیا از روی عمد کتاب خدا را پشت سر نهادهای و عمل به آن را ترک نمودهای ؟
خداوند در قرآن میفرماید که « سلیمان از داود ارث بُرد »
و آنجا که حکایت یحیی فرزند زکریّا را بیان میفرماید که زکریّا از خداوند درخواست نمود ای پروردگار « فرزندی به من عنایت فرما که از من و آل یعقوب ارث ببرد »
و آنجا که میفرماید : « خویشان رحمی بعضی بر بعضی مقدّم میباشند »
وَقَالَ : « یُوصِیکُمُ اللّهُ فی أَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الاْءُنْثَیَیْنِ »(1)4 . سورة الزمر (39) : 39 - 40 .(2).
وَقَالَ : « إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ لِلْوالِدَیْنِ وَالاْءَقْرَبینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَی الْمُتَّقینَ »(3).
وَزَعَمْتُمْ أَلاّ حِظْوَةَ لِی وَلا إِرْثَ مِنْ أَبِی [ صلیاللهعلیهوآلهوسلم ]؟ ! وَلاَ رَحِمَ بَیْنَنَا ! أَفَخَصَّکُمُ اللَّهُ بِآیَةٍ أَخرَجَ مِنْهَا أَبِی صلیاللهعلیهوآلهوسلم ؟ ! أَمْ هَلْ تَقُولُونَ : أَهْلُ مِلَّتیْنِ لاَ یَتَوارَثَانِ ؟!
أَوَ لَسْتُ أَنَا وأَبِی مِنْ أَهْلِ مِلّةٍ وَاحِدَةٍ ؟ ! أَمْ أَنْتُمْ أَعْلَمُ بِخُصُوصِ القُرآنِ وَعُمُومِه مِنْ أَبِی وَابْنِ عَمِّی ؟ ! فَدُونَکُمَا مَخْطُوْمَةً مَرْحُولَةً ، تَلْقَاکَ یَوْمَ حَشْرِکَ فَنِعْمَ الحَکَمُ اللَّهُ ، وَالزَّعِیمُ مُحَمَّدٌ صلیاللهعلیهوآلهوسلم وَالْمَوْعِدُ القِیامةُ ، وَعِنْدَ السَّاعَةِ مَا تَخْسرُونَ ، وَلاَ یَنْفَعُکُم إِذْ تَنْدَمُونَ ، وَ « لِکُلِّ نَبَأٍ مُسْتَقَرٌّ »(4)و « سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأتِیهِ عَذابٌ یُخْزِیهِ وَیَحِلُّ عَلَیْهِ عَذابٌ مُقِیمٌ »(4) .
.. ثُمّ رمت بطرفها نحو الأنصار ، فقالت :
یَا مَعاشِرَ الفِتْیَةِ وَأَعْضادَ الْمِلَّةِ ، وَأنْصَارَ الإِسْلامِ ! مَا هذِهِ
همچنین میفرماید که « خداوند شما را دربارهی اولادتان وصیّت میکند که نصیب یک مرد دو برابر بهرهی یک زن میباشد » و پسر دو برابر دختر ارث میبرد و همچنین خداوند میفرماید « که هنگام مرگ اگر مال و ثروتی از خود میگذارید وصیّت کنید برای پدر و مادر و خویشان وصیّت نیکویی و این حکم بر حقّ و ثابت است بر آنهائی که پرهیزکار هستند » .
آیا شما میگویید من از پدرم بهره و نصیبی ندارم و از پدر خود ارث نمیبرم آیا خداوند برای شما آیهای فرستاده که مرا از فرزندی پدرم خارج کرده ؟! یا میگویید اهل دو ملّت از یکدیگر ارث نمیبرند آیا من و پدرم از اهل یک ملّت و آیین نیستیم ؟! آیا شما از پدرم و پسر عمّم علی به قرآن داناتر هستید ؟!
من اکنون شما را به حال خود گذاشته و داوری را در روز حشر به خدا واگذار مینمایم و خداوند حاکم بر حقّی است و بدانید محمّد صلیاللهعلیهوآله دادخواه من است وعدهی ما در قیامت در پیشگاه عدل الهی خواهد بود ، روزی که خطاکاران در زیان هستند و ندامت در آن روز سودی ندهد « برای هبر خبری جایگاهی هست » ؛ « و به زودی میفهمید که عذاب خوارکننده چه کسی را فراخواهد گرفت و عذاب جاودانی بر چه کسی میباشد » .
سپس انصار را مخاطب قرار داد و فرمود :
ای یاوران اسلام و حافظین حدود و احکام قرآن این چه سُستی است در حق من روا میدارید ؟!
الغَمِیزَةُ فِی حَقِّی، وَالسِّنَةُ عَنْ ظُلاَمَتِی ؟! أَمَا کَانَ رَسُولُ اللّهِ صلیاللهعلیهوآلهوسلم أَبِی یَقُولُ : «الْمَرْءُ یُحْفَظُ فِی وُلْدِهِ» ، سَرْعانَ مَا أَحْدَثْتُمْ ، وَعَجْلاَنَ ذَا إِهالَةً ، وَلَکُمْ طَاقَةٌ بِمَا أُحاوِلُ ، وَقُوَّةٌ عَلَی مَا أَطْلُبُ وَأُزاوِلُ ، أَتَقُولُونَ : مَاتَ مُحَمَّدٌ صلیاللهعلیهوآلهوسلم .. ؟ ! فَخَطْبٌ جَلِیلٌ اسْتَوْسَعَ وَهْنُهُ ، وَاسْتَنْهَرَ فَتْقُهُ ، وَانْفَتَقَ رَتْقُهُ ، وَأَظْلَمَتِ الأَرْضُ لِغَیْبَتِهِ ، وَکُسِفَتِ النُّجُومُ لِمُصیبَتِهِ ، وَأَکْدَتِ الاآمالُ ، وَخَشَعَتِ الجِبَالُ ، وَأُضِیعَ الحَرِیمُ ، وَأُزِیلَتِ الْحُرْمَةُ عِنْدَ مَمَاتِهِ ، فَتِلْکَ - وَاللَّهِ - النَّازِلَةُ الکُبری ، وَالْمُصِیبَةُ الْعُظْمی ، لاَ مِثْلُها نَازِلَةٌ ، وَلا بائِقَةٌ عاجِلَةٌ ، أَعْلَنَ بِها کِتَابُ اللَّهِ جَلَّ ثَناؤُه فِی أَفْنِیتِکُم .. فِی مُمْساکُمْ وَمُصْبَحِکُمْ ، هُتَافاً وَصُراخاً ، وتِلاوَةً وأَلْحاناً ، وَلَقَبْلَهُ مَا حَلَّ بِأَنْبِیاءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ ، حُکْمٌ فَصْلٌ ، وَقَضَاءٌ حَتْمٌ « وَما مُحَمَّدٌ إلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الْرُّسُلُ أَفَإنْ مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلَی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللّهَ شَیْئاً وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِینَ »(1).
أیْهاً بَنِی قَیْلَةَ ! أَأُهْضَمُ تُراثَ أَبِی وَأَنْتُمْ بِمْرأیً مِنِّی وَمَسْمَعٍ ، ومُبْتَدٍ ومَجْمَعٍ ؟! تَلْبَسُکُمُ الدَّعْوَةُ ، وَتَشْمَلُکُمُ الخَبْرَةُ ، وَأَنْتُمْ
1) 1 . سورة آل عمران (3) : 144 .
این سهلانگاری شما در ظلم و ستمی که بر من رفته برای چیست ؟! آیا پدرم محمّد صلیاللهعلیهوآله رسول خدا نفرمود : هر کس را در فرزندش باید احترام نمود و احترام به فرزند احترام به پدر است ، امّا شما آنچه پدرم دربارهی من سفارش کرده بود چه زود فراموش نمودید ، شما قدرت دارید و میتوانید از من حمایت کنید و آنچه از شما میخواهم بر آن توانا هستید ، آیا شما هم میگویید : دیگر محمّد صلیاللهعلیهوآله مرده است ؟
آری رحلت پیغمبر خدا صلیاللهعلیهوآله مصیبت بزرگی است که اثر آن در زمین و آسمان ظاهر و آشکار میباشد ، برای رحلت پیغمبر صلیاللهعلیهوآله زمین تاریک گردید و ستارههای آسمان از این مصیبت تیره گشت امیدها تبدیل به یأس و ناامیدی شد و کوههای عالم خاشع گردید و شما حقّ پیغمبر خدا را ضایع نمودید و احترامی به خاندان او نگذاشتید ، به خدا قسم این فاجعه بزرگی است که نازل شده و هرگز چنین مصیبتی به یاد نیاید و خداوند در کتاب خود از آن خبر داده است که شما آن را هر صبح و شام به جهر و اخفا میخوانید .
این سنّت ربوبی برای همهی پیغمبران بوده است و این حکم حتمی و قطعی است قضائی غیرقابل انکار ، خداوند میفرماید : « محمّد صلیاللهعلیهوآله جز رسولی نبود و پیش از او هم پیغمبرانی آمده و در گذشتهاند ، آیا اگر محمّد صلیاللهعلیهوآله بمیرد یا کشته شود شما از دین برمیگردید ، هر کس از دین برگردد و به آئین گذشتگان خود بپیوندد به خداوند ضرری نمیرساند و به زودی خداوند جزای شکرگزاران را عطا میفرماید » .
آنگاه طایفه اوس و خزرج را به نام مادرشان مخاطب ساخته و فرمود :
ای فرزندان قیله ، آیا سزاوار است که به ظلم و ستم ارث مرا ببرند و شما ناظر باشید و دادخواهی مرا بشنوید و ساکت بمانید شما صاحب افراد و اعداد و صاحب
ذا العَدَدِ وَالعُدَّةِ ، والأَداةِ وَالقُوَّةِ ، وَعِنْدَکُمُ السِّلاحُ وَالجُنَّةُ ، تُوَافِیکُمُ الدَّعْوَةُ فَلاَ تُجِیبُونَ ، وَتَأْتِیکُمُ الصَّرْخَةُ فَلاَ تُغِیثُونَ ، وأنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بالْکِفاحِ ، مَعْرُوفُونَ بِالخَیْرِ وَالصَّلاَحِ ، والنُّجْبَةُ الَّتی انْتُجِبَتْ ، وَالخِیَرَةُ الَّتی اخْتِیرَتْ .. قَاتَلْتُمُ العَرَبَ ، وَ تَحَمَّلتُمُ الکَدَّ وَالتَّعَبَ ، وَنَاطَحْتُمُ الأُمَمَ ، وَکَافَحْتُمُ البُهَمَ ، فَلاَ نَبْرَحُ أَوْ تَبْرَحُونَ ، نَأْمُرُکُمْ فَتَأْتَمِرُونَ ..
حَتَّی إِذَا دَارَتْ بِنَا رَحَی الإِسْلامِ ، وَدَرَّ حَلَبُ الأَیَّامِ ، وَخَضَعَتْ ثُغْرَةُ الشِّرْکِ ، وَسَکَنَتْ فَوْرَةُ الإِفْکِ ، وَخَمَدَتْ نِیرانُ الکُفْرِ ، وَهَدَأَتْ دَعْوَةُ الهَرْجِ ، وَاسْتَوْسَقَ نِظَامُ الدِّینِ ، فَأَنّی حِرْتُمْ بَعْدَ البَیَانِ ؟ وَأَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الإِعْلانِ ، وَنَکَصْتُمْ بَعْدَ الإِقدامِ ، وَأَشْرَکْتُمْ بَعْدَ الإِیمانِ ؟ ..
« أَلاَ تُقاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ وَهَمُّوا بِإخْراجِ الْرَّسُولِ وَهُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُّؤْمِنِینَ »(1).
أَلا قَدْ أَری أَنْ قَدْ أَخلَدْتُمْ إلَی الخَفْضِ ، وَأَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ أَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَالقَبْضِ ، وَخَلَوْتُمْ بِالدَّعَةِ ، ونَجَوْتُمْ مِنَ الضِّیقِ بالسِّعَةِ
1) 1 . سورة التوبة (9) : 13 .
نیرو و ادوات جنگ و اسلحه میباشید ، من شما را به یاری میطلبم و شما مرا اجابت نمیکنید و از شما استمداد میخواهم و شما به فریاد من نمیرسید ، در حالی که شما به شجاعت و دلاوری موصوف و به نیکویی و صلاح معروف بودید ، شما برگزیدگان مسلمانان بودید و به خوبیها شهرت داشتید .
شما را برای مقاتله با کافران انتخاب مینمودند و شما گردنکشان را از پای در میآوردید و هرگز از ما خاندان دوری نمیکردید و آنچه به شما فرمان میدادیم اطاعت مینمودید تا چرخهای پر برکت اجتماع مسلمین به حرکت درآمد و نخوت و شرک و ذلّت و نفاق از میان رفت و آتش کفر و شرک خاموش شد و دعوت بُتپرستی و هرج و مرج نابود گشت و نظام دین محکم و استوار گردید .
اکنون چه شده که در یک امر آشکار حیران ماندهاید و حقیقت را پنهان نمودهاید و پس از اقبال چرا از حقّ رو گردانیدهاید و پس از ایمان چرا مشرک شدهاید .
« آیا جنگ و پیکار نمیکنید با کسانی که عهد خود را شکستند و سعی و اهتمام به بیرون کردن رسول خدا نمودند و حال آنکه آنها در شکستن عهد پیشقدم شدند آیا از ایشان میترسید ؟ اگر مؤمن باشید سزاوار است که از خدا بترسید » .
اکنون میبینم که شما به پستی گرائیدهاید و از نعم الهی محروم شدهاید و از آن کس که احق و شایستهتر از شما میباشد دوری نمودهاید و با راحتی و تنآسائی
فَمَجَجْتُمْ ما وَعَیْتُمْ ، وَدَسَعْتُمُ الَّذِی تَسَوَّغْتُمْ ، فَ- : « إِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فی الاْءَرْضِ جَمیعاً فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ »(1).
أَلا وَقَدْ قُلْتُ مَا قُلْتُ عَلَی مَعْرِفَةٍ مِنِّی بِالْخَذْلَةِ الَّتِی خَامَرَتْکُمْ ، وَالْغَدْرَةِ الَّتِی اسْتَشْعَرتْهَا قُلُوبُکُمْ .. وَلَکِنَّها فَیْضَةُ النَّفْسِ ، وَنَفْثَةُ الغَیْظِ ، وَ خَوَرُ القَنا ، وَبَثَّةُ الصَّدْرِ ، وَتَقْدِمَةُ الحُجَّةِ ، فَدُونَکُمُوها فَاحْتَقِبُوهَا دَبِرَةَ الظَّهْرِ ، نَقِبَةَ الخُفِّ ، بَاقِیَةَ العَارِ ، مَوْسُومَةً بِغَضَبِ اللَّهِ ، وَشَنَارِ الأَبَدِ ، مَوْصُولَةً ب- : « نَارِ اللّهِ الْمُوقَدَةِ الَّتی تَطَّلِعُ عَلَی الاْءَفْئِدَةِ »(2)..
فَبِعَیْنِ اللَّهِ مَا تَفْعَلُونَ « وَسَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ »(3).
وَأَنَا ابْنَةُ نَذِیرٍ لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذَابٍ شَدِیدٍ ، فَ- : « اعْمَلُوا .. إِنَّا عَامِلُونَ * وَانْتَظِرُوا إنّا مُنْتَظِرُونَ »(4).
خلوت کردهاید و از سختی سعادتانگیز به رفاهیّت شقاوتآمیز گرویدهاید « اگر شما و همهی اهل عالم کافر شوید خداوند غنی و بینیاز است » .
ای مردم آنچه گفتیم میدانم که در شما اثری نخواهد داشت زیرا کناره گرفتن شما از ما با گوشت و پوست شما آمیخته شده و احساس میکنم که مکر و فریب و وسوسه شیطان دلهای شما را فراگرفته است این آهی است از سینه پر دردمند من که آن را از دل بیرون افکنم و وظیفهی خود را انجام دادم و حجّت را بر شما تمام نمودم .
اکنون این شتر خلافت را بگیرید و به ناحق غصب نمایید امّا بدانید که پای آن مجروح و پشت وی زخم و غبار ننگ آن همیشه بر شما باقی است این عمل غصب شما به غضب خدا پیوسته و این روش ناپسند شما به « آتش برافروختهی الهی که بر دلها سر میزند » متصّل است خداوند میداند آنچه را که شما مرتکب میشوید .
« و به زودی ستمکاران آگاه شوند که به کدام مکان بازگشت مینمایند » .
ای مردم من دختر آن کسی هستم که شما را از عذاب قیامت بیمناک ساخت و میبینم عذابی سخت شما را احاطه نموده است « آنچه را که میخواهید عمل کنید و ما بر آنچه حقّ است عمل مینماییم . شما منتظر نتیجهی عمل خود باشید و ما منتظر - روز تشخیص حق از باطل و سعید از شقی - خواهیم بود » .
1 . منابع خطبهی فدکیّه
2 . کتابنامهی خطبهی فدکیّه
3 . پیشینهی فدک
4 . نمیاز یم فضایل و مناقب صاحب فدک
5 . اشارهای کوتاه به شرح حال مترجم
1 - ابوالفضل احمد بن ابی طاهر ، مشهور به «ابن طیفور» متوفای 280 ه . آن را با سلسله اسنادش از طریق «زید بن علی بن الحسین علیهالسلام » روایت کرده است.(1)
2 - ابوبکر احمد بن عبد العزیز جوهری ، محدث پر آوازهی قرن چهارم ، با سلسله اسنادش از عقیلة العرب حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت کرده است.(2)
3 - ابن مردویه ، احمد بن موسی بن مردویهی اصفهانی ، متوفای 410 ه .
1) 1 . ابن طیفور ، بلاغات النّساء ، ص 20 - 26.
2) 2 . ابن ابیالحدید پس از ستایش فراوان از جوهری به عنوان : عالم ، محدّث ، کثیر الادب ، ثقه و پرهیزکار ؛ این خطبه را از کتاب «السقیفة و فدک» از جوهری روایت کرده است. [ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه ، ج 16 ، ص 211 ] و اربلی آن را از روی نسخهی کهن «سقیفه» که در ربیع الآخر 322 ه . بر مؤلف قرائت شده ، روایت کرده است[ اربلی ، کشف الغمه ، ج 2 ، ص 106 ] .
آن را با سلسله اسنادش از طریق عایشه روایت کرده است.(1)
4 - سید مرتضی علم الهدی ، متوفای 436 ه . آن را با سلسله اسنادش از طرق مختلف روایت نموده است(2).
5 - شیخ طوسی ، متوفای 460 ه . آن را با همان اسناد روایت کرده است(3).
6 - ابو جعفر محمد بن جریر بن رستم طبری - امامی - از بزرگان قرن پنجم هجری ، آن را با اسناد مختلف از طریق ابن عباس ، امام باقر علیهالسلام حضرت زینب علیهاالسلام و عایشه روایت کرده است(4).
7 - ابو منصور احمد بن علی بن ابیطالب طبرسی ، از شخصیتهای برجستهی قرن ششم ، آن را از طریق عبداللّه محض روایت کرده است.(5)
8 - ابو المؤید ، موفق بن احمد مکی خوارزمی - اخطب خوارزم - متوفای 568 ه . آن را با سلسله اسناد خود از عایشه حدیث کرده است(6).
9 - رضی الدین ، علی بن موسی - ابن طاووس - متوفای 664 ه . آن را از طریق ابن مردویه ، ابن ابی الحدید و جوهری روایت نموده است(7).
10 - علی بن عیسی اربلی ، متوفای 693 ه . آن را از کتاب «السقیفه»
1) 3 . سید ابن طاووس آن را از کتاب «المناقب» ابن مردویه روایت کرده است [ سید ابن طاووس ، الطرائف ، ص 409 ] .
2) 4 . سیّد مرتضی علم الهدی ، الشّافی فی الامامة ، ج 4 ، ص 69 - 77.
3) 5 . شیخ طوسی ، تلخیص الشّافی ، ج 3 ، ص 139.
4) 1 . طبری ، دلائل الامامه ، ص 109 - 125.
5) 2 . طبرسی ، الاحتجاج ، ص 97 - 108.
6) 3 . خوارزمی ، مقتل الحسین ، ج 1 ، ص 121 - 123.
7) 4 . ابن طاووس ، الطرائف ، ص 409 - 421.
از یک نسخهی کهن ، که در سال 322 ه . بر مؤلّف قرائت شده ، روایت کرده است(1).
اگر بخواهیم همهی منابع خطبهی حضرت زهرا سلام اللّه علیها را نقل کنیم در این صفحات نمیگنجد ، و لذا به 10 مورد یاد شده بسنده میکنیم و یادآور میشویم که شیخ صدوق فرازهایی از آن را در علل الشرایع ، ابن ابی الحدید معتزلی قسمت اعظم آن را در شرح نهجالبلاغه و متن کامل آن را علامهی مجلسی از بیش از 10 طریق در بحار الانوار روایت کرده است(2).
به جهت جایگاه خاص خطبهی حضرت فاطمه سلام اللّه علیها که بعد از شهادت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در مسجد النبی در محضر مهاجر و انصار ، به عنوان استیضاح خلیفه ایراد گردیده ، بر این خطبه شروح مستقل و ضمنی فراوان در کتب حدیثی ، ادبی و عقیدتی در طول قرون و اعصار نوشته شده ، که احصا کردن آن در این صفحات محدود ممکن نیست.
فی المثل ابن ابی الحدید معتزلی ، متوفای 656 ه . شرح مفصلی در شرح نهجالبلاغهاش بر این خطبه نوشته است.(1)و علامهی مجلسی در دائرة المعارف بزرگ بحار الأنوار شرح گستردهای نوشته ،(2)ولی ما در
این بخش به کتابشناسی بسیار فشردهی کتابهایی میپردازیم که مستقلاً در شرح خطبهی فدکیه به رشتهی تحریر در آمده است.(1)
1 - أدب الزّهراء علیهاالسلام (عربی)
سید محمد جمال هاشمی (م : 1397 ه)
شرح خطبهی فدکیهی حضرت فاطمه علیهاالسلام - مخطوط -(2)
2 - اسرار فدک (فارسی)
محمد باقر انصاری و سید حسین رجائی
نشر الهادی ، قم ، 1420 ه . 304 صفحه وزیری.
متن ، ترجمه ، سند و تحلیل خطبهی فدکیه
3 - إعلموا أنّی فاطمة علیهاالسلام (عربی)
عبدالحمید مهاجر
دار الکتاب و العترة ، بیروت ، 1413 ه . ده مجلّد ، 7600 صفحه وزیری
گستردهترین شرح خطبهی حضرت فاطمه سلام اللّه علیها.
4 - بررسی خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام (فارسی)
محسن واعظ
بررسی نکات خطبهی فدکیه - مخطوط -
5 - بررسی خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام و ترجمهی آن (فارسی)
سید علی اکبر سجادی پور
ترجمه و بررسی خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام - مخطوط -(1)
6 - ترجمهی خطبهی فدک از بزرگ بانوی اسلام (فارسی)
احمد معصومی
چاپ تهران ، 1397 ه . 80 صفحهی جیبی
7 - ترجمهی السحاب المطیر (فارسی)
سید حسن عباس موسوی نیشابوری کنتوری
شرح و ترجمهی خطبهی فدکیه - مخطوط -(2)
8 - تفسیر خطبهی فاطمة الزهرا علیهاالسلام (عربی)
ابو عبداللّه ، احمد بن عبد الواحد بن احمد بزّاز ، مشهور به : ابن عبدون.
نجاشی مقدم رجالیون از آن نام برده.3
9 - چهل حدیث در مناقب امّ أبیها و خطبهی تاریخی آن حضرت (فارسی)
علی اکبر مهدیپور
انتشارات رسالت ، قم ، 1379 ش. 64 صفحهی جیبی
متن و ترجمهی خطبهی فدکیه و 40 حدیث در مناقب حضرت فاطمه علیهاالسلام
10 - حقیقت جاویدان (فارسی)
محمد باقر ملبوبی
انتشارات صدر ، تهران ، 1391 ه . 439 صفحه وزیری.
شرح قسمتی از خطبهی فدکیه ، به عنوان جلد اول.
11 - حماسهی بزرگ (فارسی)
ناصر مکارم شیرازی
نشر انجمن محبّان الفاطمه ، مشهد ، 1406 ه . 104 صفحه رقعی.
متن ، ترجمه ، سند و شرح فرازهایی از خطبهی فدکیه.
12 - خطابهی بزرگ بانوی اسلام (فارسی)
عبد رضی ربانی
ناشر : مؤلف ، 96 صفحه جیبی
متن و ترجمهی خطبهی فدکیه.
13 - خطابهی فاطمهی زهرا علیهاالسلام (فارسی)
خلیل کمرهای (م : 1405 ه)
کتابخانهی سقراط ، تهران ، 1367 ه . 133 صفحهی وزیری
شرح خطبهی فدکیه و تحلیل غصب فدک.
14 - خطابهی فدک (فارسی)
محمد باقر انصاری و سید حسین رجائی
نشر الهادی ، قم ، 1376 ش. 128 صفحه رقعی
متن، ترجمه، سند، شرح و کتابنامهی خطبهی فدکیه، گزیدهی کتاب «اسرار فدک»
15 - خطبهی آتشین بانوی اسلام (فارسی)
علی کاظمی
نشر ایمان ، قم ، 1365 ش. 85 صفحهی رقعی.
ترجمهی خطبهی فدکیه
16 - خطبهی آتشین بانوی نمونهی اسلام حضرت فاطمه علیهاالسلام (فارسی)
حسین عمادزاده (م : 1410 ه)
دفتر نشر ، قم ، 1391 ه . 76 صفحهی وزیری
متن و ترجمهی خطبه فدکیه ، صفحه مقابل.
17 - خطبهی تاریخی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه علیهاالسلام (فارسی)
سید علی سید نژاد
نشر امور تربیتی منطقهی 2 ، قم ، 1371 ش. 60 صفحه وزیری.
شرح خطبهی فدکیه و دیگر خطبهی حضرت فاطمه علیهاالسلام
18 - خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام (فارسی)
غلامحسین حسین زاده - مخطوط -(1)
19 - خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام (فارسی)
عبدالرحمن انصاری
نشر انصار المهدی ، قم ، 1373 ش. 128 صفحه جیبی
متن و ترجمهی خطبهی فدکیه و دیگر خطبهی حضرت فاطمه علیهاالسلام
1) 1 . انصاری ، همان ، ص 293.
20 - خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام (فارسی)
سید ابوالفضل موسوی گرمارودی
متن و ترجمهی خطبهی فدکیه و دیگر خطبهی حضرت فاطمه علیهاالسلام
21 - خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام - ویژه نوجوانان - (فارسی)
کنگرهی بینالمللی حضرت زهرا علیهاالسلام ، ساری ، 1376 ش. 60 صفحه جیبی
22 - خطبهی حضرت فاطمه علیهاالسلام (فارسی)
کریم کاظمی
نشر کوشا مهر ، شیراز ، 1379 ش. 175 صفحه رقعی
ترجمهی منظوم خطبهی فدکیه
23 - خطبهی حضرت فاطمه علیهاالسلام اصیل و جاودانه است (فارسی)
محمد علی شمشیری میلانی
انتشارات منشور ، تبریز ، 1373 ش. 106 صفحه رقعی
سند و اصالت خطبه و پاسخ به یاوهسراییهای برخی از کجاندیشان (یوسف شعار).
24 - خطبهی حضرت فاطمهی زهرا علیهاالسلام (فارسی)
ادارهی ارشاد اسلامی شرق تهران ، 25 صفحه رقعی.
متن ، ترجمه و منابع خطبه فدکیه.
25 - خطبهی حضرت فاطمهی زهرا علیهاالسلام (فارسی)
شیخ حسینعلی منتظری
نشر بلاغت ، قم ، 1374 ش. 344 صفحه وزیری.
متن ، ترجمه ، شرح و اثبات خطبهی فدکیه و دیگر خطبهی حضرت
26 - خطبهی حضرت فاطمهی زهرا علیهاالسلام (اردو)
شیخ حسینعلی منتظری
ترجمهی عنوان بالا به زبان اردو ، 1996 م. 376 صفحه وزیری.
27 - خطبة الزهراء علیهاالسلام (اردو)
محمد تقی خان حیدر آبادی
چاپ حیدر آباد ، هند
ترجمهی خطبهی فدکیه به اردو
28 - خطبة الزهراء علیهاالسلام (عربی)
از مؤلف ناشناخته
39 صفحه رقعی.
متن و تعلیقات و مقدمهای تحت عنوان : نقش حضرت زهرا در ادای رسالت.
29 - خطبة الزهراء علیهاالسلام (فارسی)
محمد رضا انصاری
ترجمهی عنوان بالا ، چاپ قم ، 1361 ش. 80 صفحه رقعی
30 - خطبة الزهراء علیهاالسلام (عربی)
تنظیم و نشر مؤسسهی البلاغ ، بیروت ، 1410 ه
31 - خطبة الزهراء علیهاالسلام (فارسی)
تنظیم و نشر مؤسسهی فاطمیهی سمنان ، 1407 ه . 40 صفحه رقعی
متن ، ترجمه ، اسناد و منابع.
32 - خطبة الزهراء علیهاالسلام و قصتها (عربی)
جمعی از فضلای نجف اشرف
نشر دار الأضواء ، بیروت ، 1417 ه . 54 صفحه جیبی
متن تحقیق شدهی خطبهی فدکیه ، با تعلیقات
33 - خطبة الصدیقة الکبری فاطمة الزهراء علیهاالسلام (عربی)
از مؤلفی ناشناخته ، بیروت ، 1416 ه . 44 صفحه رقعی.
متن و شرح مفردات خطبهی فدکیه و دیگر خطبهی حضرت فاطمه علیهاالسلام
34 - خطبهی فاطمه زهرا علیهاالسلام (عربی)
از مؤلف ناشناخته - قرن 11 -
نسخهی خطی ، در 15 ورق(1).
35 - خطب فاطمة الزهراء علیهاالسلام (عربی)
حلم حائری
چاپ نجف ، 24 صفحه جیبی
1) 1 . عربزاده ، فهرست نسخههای خطی کتابخانهی آیة اللّه گلپایگانی ، ج 1 ، ص 285 ، به شمارهی 32/46 و 32/66.
36 - خطبهی فدک (فارسی)
علی فصیحی
نشر هوشیار ، مشهد ، 1376 ش. 72 صفحه جیبی
متن ، ترجمه و منابع خطبه با شرح وضع جغرافیائی فدک
37 - خطبهی فدک حضرت فاطمهی زهرا علیهاالسلام (فارسی)
تنظیم و نشر منیر ، تهران ، 1374 ش.
48 صفحه رقعی
متن و ترجمهی صفحه مقابل خطبهی فدکیه و دیگر خطبهی حضرت فاطمه علیهاالسلام
38 - خطبهی فدکیهی حضرت زهرا علیهاالسلام (فارسی)
محمد روحانی علی آبادی
متن و ترجمهی خطبهی فدکیه ، از 60 منبع شیعه و اهل سنت - مخطوط -(1)
39 - الخطبة الفدکیة و شرحها (عربی)
از مؤلف ناشناخته
متن و شرح فرازهای خطبه - مخطوط -
40 - خطبهی منظومهی حضرت زهراء علیهاالسلام (فارسی)
سید رضا آل یاسین
ترجمهی منظوم خطبهی فدکیه - مخطوط -
1) 1 . انصاری ، همان ، ص 301.
41 - خطبهی منظومهی ملکه اسلام فاطمهی زهرا علیهاالسلام (فارسی)
محمد افتخاری ساوجی
ترجمهی خطبهی فدکیه به نظم ، 1354 ش . 16 صفحه جیبی
42 - خطبه و اشک (فارسی)
محمد لک علی آبادی
تحلیلی پیرامون خطبهی فدکیه ، 80 صفحهی رقعی
43 - الدّرة البیضاء فی شرح خطبة الزهراء علیهاالسلام (عربی)
سید محمد تقی رضوی قمی (م : 1344 ه .)
کتابفروشی علمی ، تهران ، 1354 ه . 190 صفحهی خشتی .
متن ، شرح ، سند خطبه و تاریخچهی فدک
44 - رخسارهی خورشید (فارسی)
محمد تقی خلجی
نشر میثم تمار ، قم ، 1379 ش. 437 صفحهی وزیری
شرح خطبه و بیان اسناد و منابع آن
45 - الزّهراء و خطبة فدک (عربی)
علامهی مجلسی ، مولی محمد باقر (م : 1110 ه .)
تقدیم ، تحقیق و تکمیل محمد تقی شریعتمداری
نشر دار گلستان کوثر ، تهران ، 1423 ه . 255 صفحه وزیری.
متن ، شرح ، اسناد و منابع خطبهی فدکیه و دیگر خطبهی حضرت .
46 - السّحاب المطیر (عربی)
سید حسن عباس موسوی نیشابوری کنتوری
شرح خطبهی فدکیه - مخطوط -(1)
47 - سخنان برترین بانو (انگلیسی)(2)
جلیل سید ابراهیمی
نشر ثار اللّه ، تهران ، 1379 ش. 60 صفحهی رقعی .
48 - سخنرانی حضرت فاطمه علیهاالسلام در مسجد پیامبر اکرم علیهالسلام (فارسی)
علیرضا اللهیاری
نشر انجام کتاب ، تهران ، 1367 ش. 488 صفحه وزیری.
شرح فرازهای خطبه به تفصیل.
49 - سخنرانی فاطمه علیهاالسلام جلوهگاه ایدهآل اسلامی (فارسی)
توران انصاری
رسالت قلم ، تهران ، 1360 ش. 88 صفحه جیبی
50 - سوگنامهی فدک (فارسی)
سید محمد تقی نقوی
نشر جلیل ، تهران ، 1414 ه . 631 صفحه وزیری
شرح تفصیلی خطبهی فدکیه
51 - سیری مختصر در ماجرای غم انگیز فدک (فارسی)
سید اصغر محمود آبادی
300 صفحهی وزیری
شرح خطبه فدکیه
52 - شرح خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام (فارسی)
سید عز الدّین حسینی زنجانی
چاپ دفتر تبلیغات اسلامی ، قم
836 صفحهی رقعی (دو جلد)
شرح تحلیلی و بیان نکات و دقایق خطبهی فدکیه
53 - شرح خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام (فارسی)
سید احمد بن عطاء اللّه امامی (م : 1414 ه .)
شرحی گسترده ، ولی - مخطوط -
54 - شرح خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام (فارسی)
الیاس شریفی اشکوری
چاپخانهی اسلام ، قم ، 1405 ه .
64 صفحه رقعی
55 - شرح خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام (اردو)
سید حسن نقوی لکهنوی
چاپ هند.
56 - شرح خطبهی حضرت فاطمه علیهاالسلام (فارسی)
سید علی اکبر برقعی (م : 1407 ه .)
شرح خطبهی فدکیه - مخطوط - (1)
57 - شرح خطبهی حضرت فاطمه علیهاالسلام (فارسی)
احمد ارجمند اردبیلی
شرح گستردهی خطبهی فدکیه و دیگر خطبهی حضرت ، در دو مجلد - مخطوط -
58 - شرح خطبهی حضرت فاطمه علیهاالسلام (فارسی)
احمد مدرس وحید ، مشهور به : حاج میرزا آقا باغمیشهای (م : 1404 ه .)
چاپخانهی علمیه ، تبریز ، 1348 ش. 439 صفحهی وزیری.
شرح مزجی ، ادبی و تاریخی خطبهی فدکیه.
59 - شرح خطبة الزهراء علیهاالسلام (عربی)
سید ابوالقاسم بن حسن حسینی موسوی
شرح خطبهی فدکیه - مخطوط -(2)
60 - شرح خطبة الزهراء علیهاالسلام (عربی)
سید ابوالقاسم جعفر کبیر ، بن حسین خوانساری (م : 1158 ه .)
شرح خطبهی فدکیه - مخطوط -(3)
61 - شرح خطبة الزهراء علیهاالسلام (عربی)
از مؤلف ناشناخته
شرح واژههای مشکل خطبه - مخطوط -(1)
62 - شرح خطبة الزهراء علیهاالسلام (عربی)
فضل علی ، بن ملاّولی اللّه شریعت قزوینی (م : 1367 ه .)
در شرح خطبه فدکیه ، موسوم به : «شرح خطبة اللّمّة» - مخطوط -(2)
63 - شرح خطبة الزهراء علیهاالسلام (عربی)
سید علی اکبر بن محمد جعفر حسنی حسینی یزدی (م : حدود 1288 ه .)
شرح خطبهی فدکیه - مخطوط -(3)
64 - شرح خطبة الزهراء علیهاالسلام (عربی)
سید محمد حسن بن محمد مهدی موسوی شوشتری - ق 14 -
شرح خطبهی فدکیه - مخطوط -(4)
65 - شرح خطبة الزهراء علیهاالسلام (عربی)
سید محمد سعید - حفید صاحب عبقات -
شرح خطبهی فدکیه - مخطوط -(5)
66 - شرح خطبة الزهراء علیهاالسلام (عربی)
هادی بنابی (ق 13)
شرح خطبهی فدکیه ، موسوم به «شرح خطبة اللّمّة» - مخطوط -(1)
67 - شرح خطبة الزهراء علیهاالسلام (فارسی)
از مؤلف ناشناخته ، چاپ نجف اشرف(2).
68 - شرح خطبة سیدتنا الزهراء فی مسجد النبی بالمدینة المنورة (عربی)
محمد مهدی مراغی حائری - بنابی -
پیرامون سند و منابع خطبهی فدکیه
69 - شرح خطبة الصدیقه فاطمة الزهرا علیهاالسلام (عربی)
محمد طاهر آل شبیر خاقانی ( م : 1406 ه . )
نشر انوار الهدی ، قم ، 1412 ه .
270 صفحهی وزیری
بخش اول کتاب به قلم مؤلف و بخش تکمیلی آن به قلم فرزند برومندش محمد کاظم خاقانی است.
70 - شرح خطبة فاطمهی زهرا علیهاالسلام (فارسی)
بنیاد فرهنگی فاطمة الزهرا علیهاالسلام ، تهران
71 - شرح خطبة فاطمهی الزهرا علیهاالسلام و أسبابها (عربی)
نزیه قمیحه
نشر الوفاء ، بیروت ، 1405 ه . 192 صفحه وزیری
72 - شرح خطبهی فدک (فارسی)
محمد تقی شریعتمداری
نشر منیر ، تهران ، 1379 ش. 94 صفحه رقعی
73 - شرح خطبهی فدک (فارسی)
سید محمد تقی قائنی خراسانی
74 - شرح الخطبة الکبیرة للزّهراء البتول (عربی)
مسلم جابری (م : 1374 ه)
چاپ نجف ، 24 صفحه جیبی
75 - شرح خطبة اللّمّة (عربی)
محمد نجف کرمانی مشهدی (م : 1292 ه .)
شرح خطبهی فدکیه - مخطوط -(1)
76 - شرح خطبة اللّمّة (اردو)
سید علی محمد بن دلدار علی نقوی لکهنوی (م : 1312 ه .)
چاپ هند.(2)
77 - شرح خطبة اللّمة لسیّدة النّساء فاطمة الزّهراء علیهاالسلام (عربی)
از مؤلف ناشناخته - مخطوط -(1)
78 - صدای فاطمی فدک (فارسی)
محمد باقر انصاری ، سید حسین رجائی
نشر دلیل ما ، قم ، 1382 ش .
84 صفحه رقعی
متن عربی ، ترجمه ، تحقیق در متن و سند خطبهی فدکیه.
79 - غیرت عشق (فارسی)
بنیاد فرهنگی فاطمة الزهراء علیهاالسلام
نشر بنیاد ، تهران ، 1380 ش. 31 صفحه رقعی
متن و ترجمهی مصحّح خطبهی فدکیه
80 - فاطمه علیهاالسلام و فدک (فارسی)
محمد حسین ضیائی بیگدلی
نشر دار العلم ، قم ، 1380 ش. 160 صفحه رقعی.
شرح خطبهی فدکیه
81 - فریاد فاطمه علیهاالسلام (فارسی)
تنظیم و نشر دفتر مطالعات دینی زنان
1) 3 . انصاری ، همان ، ص 431.
82 - فریاد یک انقلاب (فارسی)
محمد یوسف حریری
نشر بدر ، تهران ، 1354 ش. 126 صفحه
تحلیل خطبهی فدکیه.
83 - قطرهای از دریا (فارسی)
علی ربانی گلپایگانی
نشر مدرسهی حجتیه ، قم ، 1410 ه . 173 صفحه خشتی
شرح کوتاهی بر خطبهی فدکیه
84 - کشف المحجّة فی شرح خطبة اللّمة (عربی)
سید عبداللّه شبّر (م : 1242 ه)
نسخهی خطی آن در کتابخانهی شوشتریهای نجف اشرف موجود است(1).
85 - کلام فاطمة فی فدک (عربی)
ابوالفرج ، علی بن حسین اصفهانی ، صاحب «الأغانی» (م : 356 ه)
شرح خطبهی فدکیه - مخطوط -(2)
86 - کلمة الزّهراء (عربی)
سید عباس مدرسی
نشر عاشورا ، قم ، 1414 ه . 128 صفحه رقعی
خطبهی فدکیه به صورت منظوم
87 - لؤلؤ لالا ، در تاریخ و خطبهی حضرت زهراء علیهاالسلام (فارسی)
سید علی اکبر برقعی قمی (م : 1407 ه)
تحت عنوان شرح خطبهی حضرت فاطمه گفته شد - مخطوط -
88 - اللمعة البیضاء فی شرح خطبة الزهراء علیهاالسلام (عربی)
محمد علی انصاری قراچه داغی (م : 1310 ه)
نشر الهادی ، قم ، 1418 ه . 912 صفحه وزیری
شرحی گسترده بر خطبهی فدکیه
89 - لمعة الضیاء فی شرح خطبة الزهرا علیهاالسلام (عربی)
از مؤلف ناشناخته
چاپ سنگی
90 - متن کامل خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام (فارسی)
حسین عماد زاده (م : 1410 ه)
نشر کانون شریعت ، تهران ، 1373 ش. 55 صفحه رقعی
متن ، ترجمه و شرح کوتاه خطبهی فدکیه
91 - مروری بر خطبهای کم نظیر از بانویی بی همتا (فارسی)
احمد بهشتی
سازمان تبلیغات اسلامی ، تهران ، 1369 ش. 24 صفحه رقعی.
92 - من فقه الزّهراء علیهاالسلام (عربی)
سید محمد حسینی شیرازی (م : 1422 ه .)
جلد دوم : دار الصادق ، بیروت ، 1419 ه . 480 صفحهی وزیری.
جلد سوم : دار المهدی ، اصفهان ، 1421 ه . 416 صفحهی وزیری.
جلد چهارم : مؤسسة المجتبی ، بیروت ، 1428 ه . 486 صفحهی وزیری.
جلد پنجم : نشر رشید ، اصفهان ، 1428 ه . 592 صفحهی وزیری.
آیة اللّه شیرازی جلد دوم تا پنجم از دائرة المعارف «من فقه الزهراء» علیهاالسلام را به تحلیل خطبهی فدکیه از دیدگاه تشریع اسلامی اختصاص داده ، بُعد تازهای از ابعاد شخصیت والای صدیقهی طاهره سلام اللّه علیها را فرا
روی پژوهشگران فرهنگ فاطمی گشوده است(1).
1) 1 . مرحوم آیة اللّه شیرازی 1 جلد اوّل دائرة المعارف بزرگ « من فقه الزّهراء » علیها السّلام را به شرح حدیث کساء و مجلدات بعدی (دوم تا پنجم) را به شرح خطبهی فدکیه اختصاص داده ، صدها حکم فقهی از دریای بیکران معارف حضرت فاطمه علیهاالسلام استخراج نموده ، در 1974 صفحهی وزیری ثبت کرده است .
بر اساس نویدهای شفّاف تورات ، قوم یهود از طلوع خورشید اسلام از افقِ مکه آگاه بودند و میدانستند که نور محمّد صلیاللهعلیهوآله از « جبل فاران » خواهد درخشید .(1)بشارتهای تورات دربارهی پدیدار شدن امّتی عظیم از تبار حضرت ابراهیم ، از نسل اسماعیل و اقامت هاجر در « صحرای فاران » بسیار صریح بود .(2)
از این رهگذر ، قوم یهود پس از شناسایی نیاکان پیامبر و ناکام ماندنشان در ترور آنان ، درصدد برآمدند که در برابر پیشرفت اسلام سدهای مستحکمی ایجاد کنند و مطمئن شوند که نور اسلام به سرزمین
قدس شریف نخواهد تابید و آنها در تأسیس پایتخت دولت جهانشمول یهود در سرزمین فلسطین موفق خواهند شد . از این رهگذر تعدادی خاکریز بین مکه و قدس ایجاد کردند که مهمترین آنها به قرار زیر است :
1 . یثرب 2 . بنی قریضه 3 . بنی مصطلق 4 . بنی نظیر 5 . خیبر 6 . تبوک 7 . موته .
سپاه اسلام در عهد رسالت ، تا موته پیش رفتند و لشگر اسامه به فرمان آن حضرت به سوی قدس گسیل شد که با کارشکنی منافقان
عقیم ماند .
با مهاجرت پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله به یثرب ، خاکریز اول به راحتی فتح گردید .
یهود بنو قریضه ، بنو نضیر و بنو قینقاع ، که محور شرارت در منطقه بودند، به محضر آن حضرت رسیده ، از محتوای دعوتش پرسوجو کردند .
پیامبر خدا در پاسخ فرمود :
من به سوی خداوند یکتا و رسالت خویش فرامیخوانم ، شما در تورات نشانههای مرا خواندهاید و دانشمندانِ شما به شما خبر دادهاند که من از مکّه خروج کرده ، به سوی حَرّه ( یثرب ) هجرت میکنم .
گفتند : ما اینها را شنیدهایم ، ولی اکنون میخواهیم پیمان صلح امضا کنیم .
سرانجام پیمان عدم تعرّض بسته شد که علیه پیامبر و یاران آن حضرت با دست ، زبان ، سلاح ، در نهان یا آشکار ، اقدامی نکنند .(1)
1) 1 . طبرسی ، اعلام الوری ، ج 1 ، ص 157 ، مؤسسة آل البیت ، قم 1417 ق .
آنگاه گروهی از آنها به مکّه رفتند و در برابر بتها سجده کردند تا اعتماد مشرکان را به خود جلب کنند .(1)
با تحریک یهود، قریش آمادهی نبرد شدند و نامهی تهدیدآمیزی از سوی ابوجهل به سوی پیامبر فرستاده شد و مقدّمات جنگ بدر فراهم گردید.(2)
پس از پیروزی مسلمانان در جنگ بدر ، یهودیان به مکه رفتند و بر کشتههای مشرکان اشک ریختند و مقدّمات جنگ احد را فراهم ساختند .
نخستین شورش یهود علیه مسلمانان توسّط « بنو قینُقاع » از داخلِ مدینه آغاز شد . پیامبر خدا آنان را به مدّت 15 روز در محاصره نگه داشت ، سپس کوچ داد .(3)آنگاه « بنی نضیر » اعلان جنگ کردند و سپاه اسلام آنها را نیز محاصره کرده و وادار به تسلیم نمودند . سپس ابوسفیان یهود « بنی قُرَیضه » را تحریک کرده ، قول همکاری دادند و جنگ خندق را پیش آوردند .
پس از جنگ خندق ، پیامبر خدا دستور داد قلعههای آنها را نیز محاصره کرده ، وادار به تسلیم نمودند .(4)
پس از شکست بنوقریضه ، یهود خیبر همپیمانان خود را فراخوانده ، مهیّای حمله به مدینه شدند . آنها به قلعههای مستحکم خود مغرور بودند و قلعههای خود را دژهای نفوذناپذیر میپنداشتند .
یهود خیبر شش قلعه داشتند که محکمترین آنها « قموص » بود و مرحب خیبری در آن اقامت داشت .
000/20 جنگجو در خیبر مهیّای حمله بودند که مسلمانان آنها را به محاصرهی خود درآوردند . هر روز یکی از اصحاب مسؤولیّت حمله را برعهده میگرفت و ناکام برمیگشت ، تا اینکه پیامبر فرمود : فردا پرچم را به دست کسی میسپارم که خدا و پیامبر را دوست دارد ، خدا و پیامبر نیز او را دوست دارند . او حمله میکند و فتح نکرده برنمیگردد .
آن روز پرچم را به دست امیرمؤمنان داد ، او در یک حمله ، قلعه را گشود و درِ خیبر را سپر قرار داد و سپس از آن پل ساخت و سرانجام چهل ذراع به کنار پرتاب کرد و مرحب خیبری را از پای درآورد و خیبر
را فتح نمود .(1)
هشت نفر تلاش کردند که آن را جابهجا کنند ولی نتوانستند .(2)
پس از فتح خیبر ، پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله پرچمی فراهم ساخت و فرمود : چه کسی برای این پرچم داوطلب میشود ؟
زبیر گفت : من ، فرمود : دور شو .
سعد بن عباده گفت : من ، فرمود : دور شو .
آنگاه فرمود : علیجان ! این پرچم را بردار و به سوی قلعهی « فدک » برو.
چون خبر دلاوری امیرمؤمنان علیهالسلام در منطقه پیچید و آوازهی خیبر و قتل مرحب به گوش اهالی فدک رسید ، آنها در خود یارای مقاومت
ندیدند و پیشنهاد صلح کردند . امیرمؤمنان علیهالسلام فدک را در برابر حفظ خون اهالی فدک پذیرفت .(1)
بدینسان فدک بدون جنگ و خونریزی در اختیار پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله قرار گرفت و لذا خالصهی پیامبر بود ؛ چنانکه همهی مفسّران ، محدّثان و مورّخان بر آن تصریح کردهاند .(2)
پس ، آیاتی از قرآن نازل شد و پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله مأموریّت یافت که آن را به حضرت فاطمه علیهاالسلام عطا کند . از اینرو ، دخت گرامیاش را فراخواند و فدک را به او عطا کرد و به امیرمؤمنان علیهالسلام فرمان داد که قبالهی فدک را به عنوان « نِحله » به نام حضرت فاطمه بنویسد .(3)
براساس روایات شیعه و سنّی از پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله و پیشوایان معصوم علیهمالسلام ، آیات فراوانی در قرآن کریم به داستان فدک مربوط است و حضرت
1) 3 . طبرسی ، اعلام الوری ، ج 1 ، ص 209 .
2) 4 . ابن شبه ، تاریخ المدینة المنوّره ، ج 1 ، ص 193 ، دارالفکر ، قم ، 1410 ق ؛ بلاذری ، فتوح البلدان ، ص 27 ، محمّدعلی بیضون ، بیروت ، 1420ق ؛ ابن هشام ، السّیرة النّبویه ، ج 4 ، ص 326 ؛ طبری ، تاریخ الأمم والملوک ، ج 2 ، ص 498 ، اعلمی ، بیروت ، 1418 ق ؛ ابن ابیالحدید ، شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 210 ، عیسی البابی ، قاهره ، 1926 م ؛ ذهبی ، تاریخ الاسلام ، ج 2 ، ص 422 ، دارالکتاب ، بیروت ، 1410 ق .
3) 1 . قطب راوندی ، الخرائج ، ج 1 ، ص 112 ، مؤسّسة الامام المهدی ، قم 1409 ق .
فاطمه علیهاالسلام در خطبهای که به عنوان استیضاح دولت وقت ایراد کرد ، به برخی از آنها استدلال نمود :
1 . « وَآتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ » ؛ « حقّ « ذِی الْقُرْبی » را بپرداز » .(1)
بسیاری از محدّثان ، مفسّران و مورّخان اهل سنّت این آیه را به داستان فدک تفسیر کردهاند ؛ از آن جملهاند :
الف ) حافظ عبیداللّه حسکانی ، از علمای بزرگ اهل تسنّن در قرن پنجم هجری در ذیل این آیهی شریفه ، با سلسله اسنادش به شش طریق از « ابوسعید خُدری » روایت کرده که گفت :
« لَمّا نَزَلَتْ : « وَآتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ » دَعا رَسُولُ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله فاطِمَةَ فَأعْطاها فَدَکاً » .
چون این آیه نازل شد پیامبر خدا فاطمه را فراخواند و فدک را به او عطا کرد .(2)
ب ) آنگاه با سلسله اسنادش از امیرمؤمنان علیهالسلام نیز به همین تعبیر روایت کرده است .(3)
ج ) حافظ ابن کثیر ( متوفّای 774 ق . ) نیز با سلسله اسنادش از ابوسعید به همان تعبیر نقل کرده است .(4)
د ) حافظ جلال الدین سیوطی ( متوفّای 911 ق . ) در تفسیر این آیه از بزّار ، ابویعلی ، ابن ابیحاتم و ابن مردویه نقل کرده که با سلسله اسنادشان از ابوسعید خدری روایت کردهاند که گفت :
« چون این آیه نازل شد ، پیامبر خدا فاطمه را فراخواند و فدک را به او عطا کرد » .(1)
ه ) امام ثعلبی ( متوفّای 427 ق . ) بدون اشاره به فدک مینویسد :
برخی گفتهاند : منظور از « ذَا القُربی » خویشاوندان پیامبرند .(2)
آنگاه از امام سجاد علیهالسلام روایت کرده که به مردی از اهل شام فرمود : آیا این آیه را در سورهی بنیاسرائیل خواندهای ؟ پرسید : آیا شما از خویشاوندان
پیامبر هستید که خداوند امر فرموده حق آنها ادا شود ؟ فرمود : آری .(3)
و ) امام فخر رازی ( متوفّای 606 ق . ) مینویسد : در مورد مخاطبِ این آیه دو قول است ؛ قول نخست این است که :
این آیه خطاب به پیامبر صلیاللهعلیهوآله است . خداوند به آن حضرت فرمان داد که حقوق خویشاوندان را از فَیء و غنیمت عطا فرماید .(4)
ز ) قرطبی ( متوفّای 671 ق . ) مینویسد : امام زینالعابدین علیهالسلام فرمود :
منظور از ذویالقربی خویشاوندان پیامبر هستند که خداوند امر
کرده حقوق آنها از بیتالمال داده شود ؛ یعنی از سهم ذوی القربی از جنگ و غنایم جنگی . پس والیانِ امر و جانشینان آنها ، به این امر مخاطب میباشند .(1)
ح ) بیضاوی ( متوفّای 791 ق . ) نیز گوید :
گفته شده که منظور از « ذوی القربی » خویشاوندان پیامبر هستند .(2)
محدّثان ، مفسّران و مورّخان شیعه ، متّفقالقولاند که این آیه دربارهی فدک نازل شده و اکنون اشارهای کوتاه ، به برخی از آنها :
الف ) فرات کوفی ، از رجال برجستهی عصر غیبت صغری ، با سلسله اسنادش از امام صادق علیهالسلام روایت کرده : هنگامی که آیهی « وَآتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ » نازل شد ، پیامبر فدک را به فاطمه عطا کرد . ابان بن تغلب پرسید : پیامبر خدا آن را عطا کرد ؟ فرمود : بلکه خداوند آن را به فاطمه
عطا فرمود .(3)
علی بن ابراهیم قمی تصریح کرده که این آیه در حق حضرت فاطمه علیهاالسلام نازل شده و فدک را از آنِ او قرار داده است .(4)
ب ) عیاشی ( متوفّای 320 ق . ) از امام صادق علیهالسلام روایت کرده که پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله فدک را وقف کرده بود ، پس این آیه نازل شد و پیامبر آن را به فاطمه عطا کرد .(5)
1) 3 . قرطبی ، الجامع لأحکام القرآن ، ج 10 ، ص 247 ، دار احیاء التراث ، بیروت ، 1966 م .
2) 4 . بیضاوی ، انوار التّنزیل ، ج 2 ، ص 298 ، دارالرّشید ، بیروت ، 1421 ق .
3) 1 . فرات کوفی ، تفسیر فرات ، ج 3 ، ص 239 ، ح 322 ، مؤسّسة النّعمان ، بیروت ، 1412 ق .
4) 2 . علی بن ابراهیم ، تفسیر قمی ، ج 2 ، ص 18 ، دار الکتب ، قم ، 1387 ق .
5) 3 . عیّاشی ، التّفسیر ، ص 45 ، ح 47 ، مؤسّسة البعثة ، قم ، 1421 ق .
سپس از عطیّهی کوفی نقل کرده که چون پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله خیبر را فتح کرد ، خداوند فدک را فیْء آن حضرت قرار داد . پس این آیه نازل شد و پیامبر فرمود :
« یَا فَاطِمَةُ لَکِ فَدَک » ؛ « ای فاطمه فدک از آن توست » .(1)
ج ) شیخ طوسی نیز به تفصیل نقل کرده که پس از نزول آیه ، پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله حضرت فاطمه را فراخواند و فدک را به او عطا کرد و کارگزاران فاطمه در طول حیات پیامبر در آنجا مستقر بودند . پس از ارتحال آن حضرت فدک را مصادره کردند .(2)
د ) علاّمه طبرسی از امام سجاد و دیگر معصومین علیهمالسلام و از حافظ حسکانی روایت کرده که پس از نزول این آیه ، پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله فدک را به حضرت فاطمه بخشید .(3)
ه ) سید هاشم بحرانی ، بیش از ده حدیث از طریق شیعه و سنی روایت کرده که پس از نزول این آیه ، پیامبر به فرمان خدا فدک را به فاطمه عطا کرد .(4)
و ) فیض کاشانی پس از نقل احادیث وارده ، در ذیل این آیه مینویسد :
احادیث در این معنی ، به حدّ استفاضه رسیده است .(5)
1) 4 . همان ، ص 46 ، ح 50 .
2) 5 . شیخ طوسی ، التّبیان ، ج 6 ، ص 468 ، دار احیاء التّراث ، بیروت ، بیتا .
3) 1 . طبرسی ، مجمع البیان ، ج 6 ، ص 633 ، دارالمعرفة ، بیروت ، 1408 ق .
4) 2 . بحرانی ، البرهان ، ج 6 ، ص 75 - 78 ، مؤسّسة البعثة ، بیروت ، 1419 ق .
5) 3 . فیض ، الصّافی ، ج 4 ، ص 402 ، دارالکتب الاسلامیة ، تهران ، 1419 ق .
ز ) ابن مشهدی نیز بیش از ده حدیث در ذیل این آیه ، در همین رابطه نقل کرده است .(1)
2 . « وَآتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ » ؛ « پس حقّ « ذِی الْقُرْبی » را بپرداز » .(2)
گروهی از مفسّران شیعه و سنّی در ذیل این آیهی شریفه روایت کردهاند که چون این آیه نازل شد ، پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله حضرت فاطمه علیهاالسلام را فراخواند و فدک را به او عطا کرد ، که از آن جملهاند :
الف ) حافظ حسکانی ، با سلسله اسنادش از ابن عباس .(3)
ب ) فرات کوفی ، با سلسله اسنادش از امام صادق علیهالسلام .(4)
ج ) عیاشی ، با سلسله اسنادش از امام صادق علیهالسلام .(5)
د ) علی بن ابراهیم ، با سلسله اسنادش از امام صادق علیهالسلام .(6)
ه ) بحرانی با سلسله اسنادش از امام باقر، امام صادق و ابوسعید خدری.(7)
3 . « مَا أَفاءَ اللّهُ عَلَی رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُری فَ-للّهِِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبی » .8
« آنچه خداوند از اهل آبادیها بر پیامبر برگرداند ، از آنِ خدا ، پیامبرِ خدا و ذوی القربی است » .
1) 4 . مشهدی ، کنزالدّقایق ، ج 7 ، ص 388 - 392 ، چاپ ارشاد ، تهران ، 1411 ق .
2) 5 . سورهی روم ( 30 ) : 38 .
3) 6 . حسکانی ، شواهد التنزیل ، ج 3 ، ص 570 ، ح 608 .
4) 7 . فرات کوفی ، التّفسیر ، ج 1 ، ص 322 ، ح 437 و 438 .
5) 8 . عیاشی ، التّفسیر ، ج 3 ، ص 45 ، ح 49 .
6) 9 . علی بن ابراهیم ، تفسیر قمی ، ج 2 ، ص 155 .
7) 1 . بحرانی ، البرهان ، ج 7 ، ص 443 - 447 . 8 . سورهی حشر ( 59 ) : 7 .
در این آیات مبارکه ، خداوند منّان در مورد آنچه مسلمانان برای به دست آوردن آن رکاب نزده ، اسب و استری نتاختهاند ، میفرماید : آنها « فَیْء » هستند و از آنِ خدا و رسول و ذوی القربی میباشند .
در ذیل این آیات ، مفسّران و محدّثان به داستان فدک پرداخته و آن را جزو « فَیْء » شمردهاند ؛ از جملهی آنها است :
الف ) ثعلبی از ابن عباس نقل کرده که منظور از این آیه ، اموال بنو قُرَیضه ، بنو نَضیر ، فدک ، خیبر ، و عُرَینه میباشد ، که خداوند همهاش را در اختیار پیامبر قرار داد و این آیات را نازل کرد و منظور از ذویالقربی ، خویشان پیامبر هستند و آنها بنیهاشم و بنی عبدالمطّلب هستند .(1)
ب ) طبری ، نیز همین متن را با سلسله اسنادش از ابن عباس نقل کرده است .(2)
ج ) قطب راوندی معجزهی باهرهای از پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله روایت کرده که در فرازی از آن آمده است :
« جبرئیل امین پیامبر را با طیّ الأرض به سرزمین فدک برد و در خانههای آن به گردش درآورد و آیهی شریفه را تلاوت کرده ، گفت : ای محمّد ، این را خداوند به تو اختصاص داده ، دیگران هیچ نصیبی در آن ندارند » .
پیامبر صلیاللهعلیهوآله به مدینه بازگشته ، کلیدهای فدک را به مردم ارائه کرد و به
حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود :
« دخترم ! خداوند فدک را به پدرت اختصاص داد . دیگر مسلمانان نصیبی در آن ندارند . هرگونه که بخواهم در آن تصرّف میکنم . مادرت خدیجه مهریّهای در عهدهی پدرت داشت ، پدرت فدک را به عنوان مهریّهی مادرت به تو داد ، تا نحلهی تو باشد ، سپس از آنِ فرزندانت » .
آنگاه پوست دبّاغی شدهی عُکاظی طلب نمود و به علی علیهالسلام فرمود :
« اُکْتُبْ لِفاطِمَةَ بِفَدَکَ نِحْلَةً مِنْ رَسُولِ اللّهِ » .
« برای فاطمه فدک را به عنوان نِحلهی پیامبر خدا بنویس » .
حضرت علی ، امّایمن و یکی از غلامان پیامبر بر آن گواه شدند .(1)
سپس راوندی گوید :
« اهالی فدک آمدند و پیامبر صلیاللهعلیهوآله فدک را به آنها سالیانه به 24000 دینار مقاطعه نمود » .(2)
د ) به نقلی دیگر پیامبر صلیاللهعلیهوآله و علی علیهالسلام در کنار هم ، فدک را گشودند .(3)
ه ) امام رضا علیهالسلام در مجلس مأمون با این آیهی شریفه استشهاد نموده ، فرمود : هنگامی که این آیه نازل شد ، رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله حضرت فاطمه علیهاالسلام را فراخواند و فرمود :
« این فدک به من اختصاص دارد ، مسلمانان برای تصرّف آن رکاب نزدهاند . خداوند به من امر فرموده که آن را به تو عطا کنم . پس آن را برای خود و فرزندانت بگیر » .(1)
براساس آنچه مرحوم نهاوندی از کتاب « زبدة الأقارن » نقل کرده ، پیشینهی سرزمین فدک به قرن دهم پیش از میلاد میرسد .
وی در ضمن داستان بسیار مفصّلی نقل میکند که یکی از خواصّ اصحاب حضرت موسی علیهالسلام به نام « ذَرخاء » مشهور به « ذَرخاءِ زاهد » از حضرت موسی علیهالسلام وصف پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله و امیرمؤمنان علیهالسلام را شنیده
بود و آگاهی زیادی از رمل و اسطرلاب داشت .
در ضمن سیر و سیاحت خود ، به محلّی در نزدیکی « یثرب » رسید ، از آنجا خوشش آمد . چاه آبی حفر نمود ، چشمهی پر آبی پدیدار گردید . پس در آبادانی آنجا کوشید . زاهدان و عابدان از ایل و تبارش به آنجا کوچ کردند . در اندک زمانی هشت قریه در آنجا پدید آمد .
چون اجلش فرارسید فرزندانش را گرد آورد و گفت :
« یکهزار و پانصد و پنجاه سال بعد ، پیامبری به نام « محمّد » در اینجا مبعوث میشود ، دامادش که « علی » نام دارد ، وصیّ و خلیفهی اوست » .
1) 3 . مشهدی ، کنزالدّقایق ، ج 13 ، ص 161 .
آنگاه معجزهی باهرهای از آن حضرت نقل کرده ، افزود :
« چون او مبعوث شود و این معجزه از او صادر گردد ، پس همگی به او ایمان آورده ، این هشت قریه را تسلیمش نمایید » .(1)
در اینکه چرا این سرزمین « فدک » نامیده میشود ، دو وجه گفته شده :
1 . پس از مهاجرت پیامبر صلیاللهعلیهوآله به یثرب ، یکی از نوادگانِ « ذَرخاء » به پیامبر ایمان آورد و معجزهای را که نیای او ( ذرخاء ) پیشگویی کرده
بود ، توسّط آن حضرت به وقوع پیوست ، پس او بر اساس لوحی زرّین ، که در صندوقی در بسته از « ذرخاء » به او رسیده بود ، آن هشت قریه را به آن حضرت تقدیم نمود و عرضه داشت :
« فَداک » ؛ « این سرزمین به فدای شما » .
پس آنجا به « فَداکَ » موسوم شد و در اثر کثرت استعمال ، الف آن حذف گردید و به « فَدَک » شهرت یافت .(2)
2 . زجاجی گوید : نخستین کسی که در این سرزمین فرود آمد « فدک بن حام » بود و لذا به نام او « فدک » نامیده شد .(3)
فدک بیش از آنکه به عنوان مال و منال و جاه و مقام مطرح باشد ، نمادِ حقّانیّت اهلبیت علیهمالسلام در برابر صاحبان زَر و زور و تزویر است . آنچه از معصومین علیهمالسلام در مورد محدودهی فدک رسیده ، این معنی را به روشنی بیان میکند و اکنون به چند نمونه اشاره میکنیم :
الف ) امیرمؤمنان علیهالسلام محدودهی فدک را به شرح زیر بیان فرمود :
یک حدّ آن کوه اُحُد
یک حدّ آن عَریش مصر
حدّ دیگرش سَیفُ البحر
حدّ چهارمش دَومَةُ الجَندَل .(1)
اگر حدود کشور پهناور اسلامی را در عهد مولای متقیان در نظر بگیریم ، در واقع آن حضرت حدود کشور اسلامی را به عنوان محدودهی فدک بیان فرموده است .
ب ) روزی حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام بر مهدی عباسی وارد شد ، او مشغول ردّ مظالم بود ، حضرت فرمود : چه شده که مظالمِ ما به ما برگردانیده نمیشود ؟ !
خلیفهی عباسی پرسید : چه مظلمهها ؟
امام علیهالسلام سرگذشت فدک را به تفصیل بیان کرد . وی گفت : حدّ آن را
1) 3 . طریحی ، مجمع البحرین ، ج 5 ، ص 283 ، مکتبة مرتضویه ، تهران ، 1365 ش .
برای من بازگوی . فرمود :
یک حدّ آن کوه اُحد
حدّ دیگرش عریش مصر
حدّ سومش سیف البحر
حدّ چهارم دومة الجندل .
خلیفه پرسید : همهی اینها جزو فدک میباشد ؟ فرمود : آری .(1)
ج ) روزی هارونالرشید به حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام گفت : فدک را بگیر . حضرت امتناع کرد . هارون اصرار ورزید . حضرت فرمود : اگر فدک را پس میدهی ، همهی حدود آن را میخواهم .
هارون گفت : حدود آن چیست ؟
حضرت فرمود : اگر حدود آن را بیان کنم ، تسلیم نخواهی کرد . هارون گفت : به جدّت سوگند که تسلیم میکنم .
امام کاظم علیهالسلام فرمود : یک حدّ آن ، عدن است .
چهرهی هارون دگرگون شد .
حضرت فرمود : حدّ دیگر آن سمرقند است .
در این هنگام اضطراب و نگرانی به هارون دست داد .
حضرت فرمود : حدّ سوّم آن آفریقا است .
رنگ هارون سیاه شد .
امام علیهالسلام فرمود : حدّ چهارم آن کرانهی خزر و ارمنستان است .
هارون گفت : دیگر چیزی برای ما باقی نماند .
1) 1 . کلینی ، اصول کافی ، ج 1 ، ص 543 ، دارالأضواء ، بیروت ، 1405 ق .
حضرت فرمود : گفتم که اگر حدود آن را مشخّص کنم ، پس نخواهی داد .
اینجا بود که هارون تصمیم گرفت او را به شهادت برساند .(1)
روی این بیان ، مطالبهی فدک از سوی حضرت زهرا علیهاالسلام به جهت ارزش مالی آن نبود ، بلکه فدک نماد حقّانیت اهلبیت بود و حضرت فاطمه برای حمایت از امام زمانش آن را از حکومت وقت مطالبه میکرد و در طلب آن پای میفشرد .
به گفتهی روایات ، خواستههای حضرت فاطمه علیهاالسلام از دولت وقت ، منحصر به « فدک » نبود ، بلکه ارث خود از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله ، فَیْء ، فدک و بازماندهی خمس خیبر را نیز طلب مینمود .
بخاری با سلسله اسنادش از عایشه روایت کرده که گفت :
« إِنَّ فاطِمَةَ علیهاالسلام بِنْتَ النّبیِّ صلیاللهعلیهوآله ، أَرْسَلَتْ إلی أبی بَکْرٍ تَسألُهُ میراثَها مِنْ رَسُولِ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله مِمّا أَفاءَ اللّه عَلَیْهِ بِالْمَدینةِ وَفَدَکَ وَما بَقِیَ مِنْ خُمْسِ خَیْبَرٍ » .
« فاطمه دخت پیامبر ، کسی را نزد ابوبکر فرستاد و میراث خود را از پیامبر ، از آنچه خداوند برای او « فَیْء » قرار داده ، از فدک و بازماندهی خمس خیبر طلب کرد » .
1) 1 . سبط ابن جوزی ، تذکرة الخواص ، ج 2 ، ص 466 ، مجمع جهانی اهلبیت ، قم ، 1426 ق . به نقل از ربیع الأبرار زمخشری ، ج 1 ، ص 315 ، شریف رضی ، قم ، 1410 ق .
ابوبکر گفت : پیامبر فرموده است : « ما ارث نمیگذاریم ، آنچه از ما بماند صدقه است ... » .
ابوبکر از اینکه چیزی از آنها را به فاطمه بدهد امتناع کرد ، پس فاطمه بر او خشم کرده ، قهر نمود و تا زنده بود با او سخن نگفت .
وقتی وفات یافت ، علی علیهالسلام او را شبانه دفن کرد و خود بر او نماز گزارد و ابوبکر را از این امر آگاه نکرد .(1)
ابن ابیالحدید مینویسد :
« مردم خیال میکنند که حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها میراث و نحلهی خود را از ابوبکر مطالبه میکرد ، ولی من در احادیث
یافتم که وی مطالبهی سوّمی نیز داشت که آن را نیز ابوبکر دریغ نمود و آن سهم ذوی القربی بود » .(2)
البته حضرت فاطمه علیهاالسلام دو مطالبهی دیگر نیز داشت و آنها عبارت بودند از :
1 ) صدقات پیامبر صلیاللهعلیهوآله 2 ) سهم وی از غنایم جدید که در اختیار حکومت بود .
بحث دربارهی صدقات پیامبر صلیاللهعلیهوآله زمان گستردهای را میطلبد، در اینجا
تنها به یک قلم از آنها اشاره میکنیم و آن اموال « مُخَیرِیق » یهودی بود که همهاش را در اختیار پیامبر قرار داد و حضرت آنها را جزو صدقات خود نمود .
اموال او شامل : دلال ، برقه ، اَعواف ، صافیه ، مَیثب ، حُسنی و مَشرَبهی امّابراهیم بود .(1)
ابن شبّه با سلسله اسنادش نقل کرده که حضرت فاطمه علیهاالسلام کسی را نزد ابوبکر فرستاد و میراثش را از فَیْء ، فدک ، باقیماندهی خمس خیبر و صدقات پیامبر طلب کرد .(2)
با توجه به نمادین بودن بحث « فدک » ، بسیار طبیعی بود که
حضرت فاطمه علیهاالسلام از غنایم جدیدی که در اختیار خلیفه قرار میگرفت ، حق خود را مطالبه کند .
ارزش ریالی فدک
محدّثان ، مفسّران و مورّخان حامی مکتب خلافت ، کوشیدهاند ارزش مالی فدک را بسیار پایین نشان دهند و گفتهاند که خلیفهی دوم نصف فدک را از اهالی فدک به 000/50 درهم خرید .(3)
این ادّعا یقیناً بیپایه است ؛ زیرا :
اوّلاً : به نصّ آیات قرآن ، تمام فدک در اختیار پیامبر بود ، نه نصف آن .
ثانیاً : پیامبر صلیاللهعلیهوآله درآمد فدک را به اهالی فدک سالیانه به 24000 دینار ( معادل 000/240 درهم ) مقاطعه کرده بود .(1)
ثالثاً : درآمد سالیانهی فدک به 000/70 دینار (000/700 درهم) میرسید .(2)
رابعاً : نخلهای فدک ، با همهی نخلستانهای کوفه برابری میکرد .(3)
و نکتهی مهم اینجا است که مطالبهی فدک از سوی حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها برای احقاق حق بود وگرنه در تمام مدّتی که فدک در اختیار حضرت فاطمه بود ، او درآمد فدک را به فقرا میداد و خود همانند وضع پیش از تملّکِ فدک زندگی میکرد .
حضرت فاطمه در زهد و ایثار همسنگ امیرمؤمنان است که معاویه
در حقّش میگوید :
« اگر برای علی دو انبار ؛ یکی از طلا و دیگری از کاه باشد ، او نخست طلاها را انفاق میکند ، سپس کاهها را » .(4)
روی این بیان ، مطالبهی ارث ، فیء ، نحله ، خمس و صدقات ، منحصراً برای دفاع از ولایت امیرمؤمنان علیهالسلام بوده است .
پیامبر خدا با توجّه به علم گستردهای که از رخدادهای بعدی داشت ،
برای حضرت فاطمه سندی نوشت و حضرت علی ، امّایمن و یکی از غلامانش را بر آن ، شاهد گرفت ، این نخستین قبالهی فدک بود .(1)
دوّمین قباله را ابوبکر ، پس از گواهی امیرمؤمنان و امّایمن ، به عنوان عدم تعرّض ، نوشت و به آن حضرت داد . حضرت زهرا وقتی از منزل خلیفه به خانه برمیگشت ، با عمر بن خطاب روبهرو آمد . عمر پرسید : این چیست که همراه تو است ؟ فرمود : پسر ابیقحافه برای من نوشته است . گفت : بر من ارائه کن تا ببینم . وقتی آن را از حضرت گرفت ، نگاه کرده ، به آن آب دهان انداخت و پاره کرد .(2)
سومین قباله را مأمون عباسی(3)و چهارمین قباله را عمر بن
عبدالعزیز نوشتند .(4)
داستان فدک بسیار گسترده و بستر سخن بسیار وسیع است و سخنان ناگفته و دُرهای ناسفته در این زمینه فراوان است که به جهت محدودیت صفحات کتاب ، از همهی آنها صرفنظر میکنیم ، فقط دست به دست شدن آن را به طور فشرده میآوریم :
1 - پیامبر صلیاللهعلیهوآله به فرمان پروردگار، به عنوان «خالصه» آن را در دست گرفت.
2 - به فرمان خداوند آن را به عنوان « نحله » به حضرت زهرا تسلیم کرد .
3 - در طول حیات پیامبر ، حضرت زهرا آن را در تصرّف خود داشت .
4 - پس از ارتحال پیامبر ، ابوبکر آن را مصادره کرد .
5 - پس از آن ، خلیفهی دوّم به مدّت دو سال فدک را تصرّف کرده ، به امیرمؤمنان بازگرداند .
6 - عثمان آن را مصادره کرد .
7 - معاویه آن را به مروان بخشید .
8 - عمر بن عبدالعزیز آن را بازگرداند .
9 - پس از او ، بار دیگر مصادره شد و سفّاح برگرداند .
10 - باز هم غصب شد و مهدی پس داد .
11 - باز هم مصادره شد و مأمون برگرداند .
12 - همچنین غصب شد و واثق پس داد .
13 - باز هم غصب شد و منتصر برگرداند .
14 - و باز مصادره شد و مهتدی برگرداند .
15 - باز برای چندمین بار مصادره شد و راضی باللّه پس داد .(1)
روی این بیان ، فدک در ایّام خلافت امویان و عباسیان ، 10 بار مصادره شد و باز به فرزندان حضرت فاطمه بازگردانده شد .
1) 1 . ر . ک به : ابن ابیالحدید ، شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 216 ؛ طبرسی ، مجمع البیان ، ج 6 ، ص 634 ؛ سمهودی ، وفاء الوفا ، ج 3 ، ص 997 ، احیاء التراث ، بیروت ، 1401 ق . بحرانی ، البرهان ، ج 6 ، ص 78 و محدّث قمی ، فیض العلاّم ، ص 211 ، نوید ، قم ، 1365 ش .
از این دست به دست شدن ، میتوان کشف کرد که خلفا نیز یقین داشتند که حدیث « نحن معاشر الأنبیاء لا نورث » دروغ است و دروغ بودن آن را ، حضرت فاطمه با استناد به آیات قرآن در خطبهی مشهور خود ، که به عنوان استیضاح دولت وقت در میان مهاجران و انصار ایراد کرد ، اثبات نمود .(1)
1) 2 . نگارنده این خطبه را از ده منبع معتبر نقل کرده و کتابشناسی 92 عنوان از شروح آن را در « کتابنامهی آثار ماندگار تنها یادگار پیامبر » ، صص 9 - 31 ، دلیل ما ، قم ، 1384 ش . آورده است .
1 - رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله از خداوند متعال نقل میکند که در کلام قدسی فرمود:
« یا اَحْمَدُ ! لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الاْءَفْلاکَ ، وَلَوْلا عَلِیٌّ لَما خَلَقْتُکَ ، وَلَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُکُما » :
« ای احمد صلیاللهعلیهوآله اگر تو نبودی جهان را نمیآفریدم ، و اگر علی نبود تو را نمیآفریدم ، و اگر فاطمه نبود شما را نمیآفریدم » .(1)
2 - امام باقر علیهالسلام فرمود :
« وَلَقَدْ کانَتْ علیهاالسلام مَفْرُوضَةَ الطّاعَةِ عَلی جَمِیعٍ مَنْ خَلَقَ اللّهُ مِنَ الْجِنِّ وَالاْءِنْسِ وَالطَّیْرِ وَالْوَحْشِ وَالاْءَنْبِیاءِ وَالْمَلائِکَةِ » :
1) 1 . میرجهانی ، الجُنّة العاصمة، ص 284 ، بیت الزّهراء ، مشهد ، 1426 ق .
«حضرت فاطمه علیهاالسلام بر همهی مخلوقات خداوند، از جن و انس و پرنده و درنده و پیامبران و فرشتگانْ واجب الاطاعه بود ».(1)
3 - امام صادق علیهالسلام فرمود :
« وَهِیَ الصِّدّیقَةُ الْکُبْری ، وَعَلی مَعْرِفَتِها دارَتِ الْقُرُونُ الاْءُولی » :
« او صدّیقهی کبری است ، و همهی قرنهای پیشین بر محور معرفت او دور زده است » .(2)
4 - امام حسن عسکری علیهالسلام فرمود :
« نَحْنُ حُجَّةُ اللّهِ عَلَی الْخَلْقِ ، وَفاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَیْنا » :
« ما امامانْ حجّت خدا بر مردمان هستیم ، و فاطمه علیهاالسلام حجّت خدا بر ما میباشد » .(3)
5 - حضرت بقیّةاللّه - ارواحنا فداه - در ضمن توقیع شریفی مرقوم فرموده است :
« وَفِی اِبْنَةِ رَسُولِ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله لی اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ » :
« در دختر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله برای من الگوی خوبی هست » .(4)
1) 2 . طبری ، دلائل الامامه : ص 28 حیدریّه ، نجف ، 1383 ق ؛ ص 106 ، بعثت ، قم ، 1413 ق .
2) 1 . شیخ طوسی ، الأمالی ، ج 2 ، ص 62 ، سنگی ؛ ص 668 ، ح 1399 ، مجلس 36 ، ح 6 ، بعثت ، قم ، 1414 ق .
3) 2 . طیّب ، تفسیر اطیب البیان ، ج 13 ، ص 235 .
4) 1 . شیخ طوسی ، کتاب الغیبة ، ص 286 ، بنیاد معارف ، قم ، 1411 ق .
6 - رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود :
« نَزَلَ مَلَکٌ فَبَشَّرَنی اَنَّ فاطِمَةَ سَیِّدَةُ نِساءِ اَهْلِ الْجَنَّةِ » :
« فرشتهای به نزد من آمد و مرا بشارت داد که فاطمه بانوی بانوان اهل بهشت است » .(1)
7 - پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در ضمن حدیث مفصّلی فرمود :
« وَاَمّا اِبْنَتی فاطِمَةُ ، فَاِنَّها سَیِّدَةُ نِساءِ الْعالَمینَ ، مِنَ الاْءَوَّلینَ وَالاْآخِرینَ ، وَهِیَ بَضْعَةٌ مِنّی ، وَهِیَ نُورُ عَیْنی وَثَمَرَةُ فُؤادی ، وَهِیَ رُوحی » :
« امّا دخترم فاطمه ، پس او بانوی بانوان جهان است از اوّلین و آخرین ، او پارهی تن من است ، او نور چشم من است ، او میوهی دل من است ، و او روح من است » .(2)
8 - رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود :
« فاطِمَةُ بَهْجَةُ قَلْبی ، وَابْناها ثَمَرَةُ فُؤادی ، وَبَعْلُها نُورُ بَصَری ، وَالاْءَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِها اُمَناءُ رَبّی ، وَحَبْلُهُ الْمَمْدُودُ بَیْنَهُ وَبَیْنَ خَلْقِهِ ، مَنِ اعْتَصَمَ بِهِمْ نَجا ، وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُمْ هَوی » :
« فاطمه سرور دل من است ، دو پسرش میوهی دلم هستند ، همسرش نور دیدهام میباشد ، امامان از نسل فاطمه امنای
پروردگار و ریسمان استوار خداوند به سوی مردمانند ، هر کس به آنها چنگ بزند نجات مییابد و هر کس از آنها تخلّف کند هلاک میگردد » .(1)
9 - امیرمؤمنان علیهالسلام در بیان این معنی که همهی ستارگان فروزان امامت از آسمان عصمت حضرت فاطمه طلوع میکنند ، میفرماید :
« فَهُمُ الْکَواکِبُ الْعَلَوِیَّةُ الْمُشْرِفَةُ مِنْ شَمْسِ الْعِصْمَةِ ، الْفاطِمِیَّةِ ، فی سَماءِ الْعَظَمَةِ الْمُحَمَّدِیَّةِ ، وَالاْءَغْصانُ النَّبَوِیَّةِ الثّابِتَةِ فِی الدَّوْحَةِ الاْءَحْمَدِیَّةِ » :
« آنها ستارگان فروزان علوی هستند که در آسمان
برافراشتهی محمّدی صلیاللهعلیهوآله از خورشید عصمت فاطمی نورافشانی میکنند ، آنها شاخههای نبوّت هستند که در حدیقهی احمدی ثابت و استوارند » .(2)
10 - پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود :
« خَیْرُ رِجالِکُمْ عَلِیُّ بْنُ اَبی طالِبٍ ، وَخَیْرُ شَبابِکُمُ الْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ ، وَخَیْرُ نِسائِکُمْ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ » :
« بهترین مردان شما علی بن ابیطالب است ، بهترین جوانان شما حسن و حسین هستند ، و بهترین زنان شما فاطمه دختر محمّد است - که درود خداوند بر همهشان باد - » .(3)
11 - رسول گرامی اسلام خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود :
« اَلا تَرْضَیْنَ اَنْ تَکُونی سَیِّدَةَ نِساءِ اَهْلِ الْجَنَّةِ وَابْناکِ سَیِّدا شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ » :
« آیا خشنود نیستی از این که بانوی بانوان اهل بهشت هستی و دو پسرت سرور جوانان بهشت میباشند » .(1)
12 - امام صادق علیهالسلام فرمود :
« لِفاطِمَةَ تِسْعَةُ اَسْماءِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ : فاطِمَةُ وَالصِدّیقَةُ وَالْمُبارَکَةُ وَالطّاهِرَةُ وَالزَّکِیَّةُ وَالرَّضِیَّةُ وَالْمَرْضِیَّةُ وَالْمُحَدَّثَةُ وَالزَّهْراءُ » :
« برای حضرت فاطمه علیهاالسلام در نزد خداوند متعال نُه اسم هست : فاطمه ، صدّیقه ، مبارکه ، طاهره ، زکیه ، راضیه ، مرضیه ، محدَّثه و زهراء » .(2)
13 - هنگامی که امام باقر علیهالسلام را تب عارض میشد ، با صدای بلند نام حضرت فاطمه را بر زبان جاری میکرد و از آن استشفا مینمود .(3)
14 - از امام صادق علیهالسلام پرسیدند : چرا حضرت فاطمه علیهاالسلام « زهرا » نامیده شد ؟ فرمود :
« لاَِنَّها کانَتْ اِذا قامَتْ فی مِحْرابِها زَهَرَ نُورُها لاِءَهْلِ
السَّماءِ کَما یَزْهَرُ نُورُ الْکَواکِبِ لاِءَهْلِ الاْءَرْضِ » :
« زیرا هنگامی که حضرت زهرا در محراب عبادتش قرار میگرفت نور جمالش بر اهل آسمانها میدرخشید آنچنان که نور ستارگان بر اهل زمین میدرخشید » .(1)
15 - یکی از اصحاب امام صادق علیهالسلام نام دخترش را « فاطمه » نهاده بود ، امام علیهالسلام به او فرمود :
« اَما اِذا سَمَّیْتَها فاطِمَةَ فَلا تَسُبَّها وَلا تَلْعَنْها وَلا تَضْرِبْها » :
« حالا که او را فاطمه نامیدهای به او دشنام مده ، او را نفرین مکن و او را مزن » .(2)
16 - امام صادق علیهالسلام فرمود :
« لَوْ لا اَنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَتَعالی خَلَقَ اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ علیهالسلام لِفاطِمَةَ ، ما کانَ لَها کُفْوٌ عَلی ظَهْرِ الاْءَرْضِ مِنْ آدَمَ وَمَنْ دُونَهُ » :
« اگر خداوند حضرت علی علیهالسلام را برای حضرت فاطمه علیهاالسلام نمیآفرید ، هرگز برای او کفو و همسنگی پیدا نمیشد ، از حضرت آدم تا هر کسی که بعد از او پای در صحنهی گیتی نهاده است » .(3)
17 - حضرت فاطمه علیهاالسلام از پدر بزرگوارش خواست که از خدا بخواهد مهریهی آن حضرت را شفاعت گنهکاران امّت قرار دهد .
جبرئیل فرود آمد و طاقهی ابریشمی آورد که بر آن نوشته شده بود :
« جَعَلَ اللّهُ مَهْرَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ شَفاعَةَ الْمُذْنِبینَ مِنْ اُمَّةِ اَبیها » :
« خداوند شفاعت گنهکاران امّت را مهریهی حضرت فاطمه قرار داد » .
حضرت فاطمه به هنگام ارتحال وصیّت فرمود که آن پارچهی ابریشمی را از زیر کفن بر روی سینهاش قرار دهند .(1)
18 - رسول اکرم علیهالسلام خطاب به امیرمؤمنان علیهالسلام فرمود :
« اِنَّ اللّهَ اَمَرَنی اَنْ اُزَوِّجَکَ فاطِمَةَ عَلی خُمْسِ الدُّنْیا - اَوْ عَلی رُبْعِها - فَمَنْ مَشی عَلَی الاْءَرْضِ وَهُوَ یُبْغِضُکَ ،
فَالدُّنْیا عَلَیْهِ حَرامٌ ، وَمَشی عَلَیْها حَراماً » :
« خداوند به من امر فرمود که فاطمه را به تزویج تو درآورم ، در برابر یک پنجم روی زمین ، و یا فرمود : یک چهارم روی زمین [ تردید از « عتبه » راوی حدیث است ] پس هر کس در روی زمین گام بسپارد ، در حالی که تو را دشمن میداد ، دنیا بر او حرام است و گام نهادنش بر روی زمین حرام است » .(2)
19 - در شب زفاف حضرت فاطمه علیهاالسلام حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله در پیشاپیش حضرت فاطمه ، جبرئیل در طرف راست و میکائیل در طرف چپ ، و هفتاد هزار فرشته پشت سرِ آن حضرت حرکت میکردند و تا طلوع صبح به تسبیح و تقدیس پروردگار مشغول بودند .(1)
20 - پیامبر گرامی اسلام خطاب به حضرت فاطمه فرمود :
« زَوْجُکِ اَعْلَمُ النّاسِ عِلْماً ، وَاَوَّلُهُمْ سِلْماً ، وَاَفْضَلُهُمْ حِلْماً » :
« همسرت از نظر دانش از همه داناتر ، و از جهت اسلام آوردن بر همه مقدّم ، و از جهت عقل از همه برتر است » .(2)
21 - امام کاظم علیهالسلام فرمود :
« اِنَّ فاطِمَةَ علیهاالسلام صِدّیقَةٌ شَهیدَةٌ » :
« فاطمه علیهاالسلام صدّیقه و شهیده است » .(3)
22 - حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله فرمود :
« فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنّی ، یُریبُنی ما رابَهَا ، وَیُؤْذینی ما اذاها » :
« فاطمه پارهی تن من است ، مرا اندوهگین میسازد آنچه او را اندوهگین سازد ، و مرا آزار میدهد آنچه او را آزار بدهد » .(4)
23 - خداوند متعال به هنگام معرّفی پنج تن آلِ عبا به فرشتگان ، حضرت فاطمه را محور قرار داده فرمود :
« هُم فاطِمَةُ وَاَبَوُها وَبَعْلُها وَبَنُوها » :
« آنها عبارتند از : فاطمه ، پدر فاطمه ، همسر فاطمه و فرزندان فاطمه » .(1)
24 - از امام صادق علیهالسلام پرسیدند : حضرت فاطمه علیهاالسلام را چه کسی غسل داد ؟ فرمود : « امیرمؤمنان علیهالسلام » .
این مطلب بر مفضّل سنگین آمد ، فرمود :
« لا تَضیقَنَّ فَاِنَّها صِدّیقَةٌ ، وَلَمْ یَکُنْ یُغَسِّلُها اِلاّ صِدّیقٌ ، اَما عَلِمْتَ اَنَّ مَرْیَمَ لَمْ یُغَسِّلْها اِلاّ عیسی » :
« بر دلت سنگین نیاید ، زیرا او صدّیقه بود و جز صدّیق نمیتوانست او را غسل دهد ، مگر نمیدانی که حضرت مریم را حضرت عیسی غسل داد ؟ ! » .(2)
25 - رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود :
« اِنَّ اللّهَ یَغْضِبُ لِغَضَبِکِ وَیَرْضی لِرِضاکِ » :
« خداوند به سبب خشم تو خشمگین میشود ، و به سبب خشنودی تو خشنود میشود » .(3)
26 - رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله خطاب به حضرت فاطمه میفرمود :
« فَداکِ اَبی وَاُمّی » :
« پدر و مادرم به فدای تو باد » .(1)
27 - امام رضا علیهالسلام در مورد محلّ دفن حضرت فاطمه فرمود :
« دُفِنَتْ فی بَیْتِها ، فَلَمّا زادَتْ بَنُو اُمَیَّةُ فِی الْمَسْجِدِ صارَتْ فِی الْمَسْجِدِ » :
« در خانهی خود به خاک سپرده شد ، هنگامی که بنیامیّه مسجد را گسترش دادند جزء مسجد قرار گرفت » .(2)
28 - حضرت فاطمه علیهاالسلام در وصیّت خود به امیرمؤمنان علیهالسلام فرمود :
« نَشَدْتُکَ بِاللّهِ وَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللّهِ اَنْ لا یُصَلِّیَ عَلَیَّ اَبُوبَکْرٍ وَعُمَرُ » :
« تو را به خدا و به حق محمّد رسول خدا سوگند میدهم که ابوبکر و عمر بر جنازهی من نماز نگذارند » .(3)
و در نقلی فرمود : « اگر آن دو نفر بر من نماز بخوانند به پدرم شکایت میکنم » .(4)
29 - پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله از مصائب جانکاهی که بر حضرت فاطمه وارد
شد خبر داد و فرمود :
« اَللّهُمَّ الْعَنْ ظالِمَها ، وَعاقِبْ مَنْ غَصَبَها حَقَّها ، وَاَذِلَّ مَنْ اَذَلَّها، وَخَلِّدْ فِی النّارِ مَنْ ضَرَبَها عَلی جَنْبِها حَتّی اَلْقَتْ وَلَدَها » :
« خدایا بر ستمگرانش لعنت کن ، و غاصبان حقّش را عقاب کن ، و خوارکنندگانش را خوار کن ، و کسی را که بر پهلویش زد تا فرزندش را سقط کرد در آتش جاویدان ساز » .(1)
30 - امام جواد علیهالسلام مدّتی طولانی در دریای تفکّر غوطهور بود ، امام رضا علیهالسلام پرسید :
جانم به فدایت در چه موضوعی این قدر تفکّر میکنی ؟ ! فرمود :
« فیما صُنِعَ بِاُمّی فاطِمَةَ ، اَما وَاللّهِ لاَُخْرِجَنَّهُما ثُمَّ لاَُحْرِقَنَّهُما ثُمَّ لاَُذْرِیَنَّهُما ثُمَّ لاََنْسِفَنَّهُما فِی الْیَمِّ نَسْفاً » :
« در مصائب مادرم فاطمه علیهاالسلام میاندیشم ، به خدا سوگند جسد آن دو پلید را بیرون میآورم ، سپس آتش میزنم ، و خاکسترشان را بر باد میدهم و بازماندهشان را در دریا میریزم » .(2)
31 - امام صادق علیهالسلام در این رابطه میفرماید :
« ثُمَّ یُحْرِقُهُما بِالْحَطَبِ الَّذی جَمَعاهُ لِیُحْرِقا بِهِ عَلِیّاً وَفاطِمَةَ
وَالْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ ، وَذلِکَ الْحَطَبُ عِنْدَنا نَتَوارَثُهُ » :
« حضرت بقیّةاللّه - ارواحنا فداه - آن دو پلید را با همان هیزمی که برای سوزانیدن علی و فاطمه و حسن و حسین گرد آورده بودند میسوزاند ، آن هیزم در نزد ما میباشد ، ما امامانْ آن را از یکدیگر به ارث میبریم » .(1)
32 - در عهد امام صادق علیهالسلام پای زنی لغزید و بر زمین افتاد ، از حضرت زهرا علیهاالسلام یاد کرد و گفت :
« لَعَنَ اللّهُ ظالِمیکِ یا فاطِمَةُ » :
« خداوند بر ستمگرانت لعنت کند ای فاطمه » .
مأمورین دولتی او را گرفتند و کتک زنان به زندان بردند .
چون خبر به امام صادق علیهالسلام رسید آنقدر گریست که محاسن شریفش تر شد ، آنگاه به مسجد سهله تشریف بردند و برای استخلاص آن زن دعا کردند .(2)
33 - هنگامی که رسول خدا در نزد حضرت فاطمه مائدهی آسمانی را مشاهده کرد فرمود :
« اَلْحَمْدُ للّهِِ الَّذی لَمْ یُخْرِجْنی مِنَ الدُّنْیا حَتّی رَاَیْتُ فِی ابْنَتی ما رَایَ زَکَرِیّا فی مَرْیَمَ بِنْتِ عِمْرانَ » :
« سپاس خداوندی را که مرا از دنیا بیرون نبرد تا در نزد
دخترم دیدم آنچه را که زکریّا در نزد مریم دخت عمران دیده بود » .(1)
34 - امام باقر علیهالسلام در وصف آن مائدهی آسمانی فرمود :
« آن یک کاسه نان و گوشت بود » .
سپس فرمود :
« فَأَکَلُوا مِنْها شَهْراً ، وَهِیَ الْجَفْنَةُ الَّتی یَأْکُلُ مِنْهَا الْقائِمُ ، وَهِیَ عِنْدَنا » :
« خاندان عصمت به مدّت یک ماه از آن غذا خوردند ، آن کاسه در نزد ماست ، و آن همان کاسهای است که قائم علیهالسلام در آن غذا تناول میکند » .(2)
35 - رسول گرامی اسلام خطاب به حضرت فاطمه فرمود :
« اِبْشِری یا فاطِمَةُ ! فَاِنَّ الْمَهْدِیَّ مِنْکِ » :
« ای فاطمه تو را بشارت باد که حضرت مهدی از نسل توست » .(3)
36 - امام حسن مجتبی علیهالسلام فرمود :
مادرم حضرت فاطمه را شب جمعهای در محراب عبادتش دیدم که شب تا صبح مشغول رکوع و سجود بود ، تا هنگامی که صبح طالع گردید .
در این مدّت افراد زیادی را از مؤمنین و مؤمنان شنیدم که مادرم از آنها یاد کرد و در حق آنها دعا کرد ، ولی چیزی برای خودش دعا نکرد . گفتم : مادر جان در حقّ همه دعا کردی جز خودت ، فرمود :
« یا بُنَیَّ الْجارُ ثُمَّ الدّارُ » :
« فرزندم اوّل همسایه سپس خانه » .(1)
37 - رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود :
« اَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بِنْتی فاطِمَةُ » :
« نخستین کسی که وارد بهشت میشود دخترم فاطمه است » .(2)
38 - رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود :
« اِنَّ اللّهَ غَیْرُ مُعَذِّبِکِ وَلا وُلْدِکِ » :
« خداوند تو را و فرزندانت را هرگز عذاب نمیکند » .(3)
39 - رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود :
« اِذا کانَ یَوْمَ الْقِیامَةِ ، نادی مُنادٍ مِنْ بُطْنانِ الْعَرْشِ ، یا اَهْلَ الْمَوْقَفِ ! غُضّوُا اَبْصارَکُمْ وَنَکِّسُوا رُؤوُسَکُمْ لِتَجُوزَ
فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ عَلَی الصِّراطِ » :
« چون روز قیامت فرارسد منادی از اعماق عرش ندا دهد :
هان ای اهل محشر ! دیدگان خود را فروبندید و سرهای خود را پایین بیندازید ، تا فاطمه دخت محمّد از صراط عبور نماید » .(1)
40 - رسول گرامی اسلام خطاب به جناب سلمان فرمود :
« یا سَلْمانُ ! حُبُّ فاطِمَةَ یَنْفَعُ فی مِائَةٍ مِنَ الْمَواطِنِ ، اَیْسَرُ تِلْکَ الْمَواطِنِ : الْمَوْتُ وَالْقَبْرُ وَالْمیزانُ وَالْمَحْشَرُ وَالصِّراطُ وَالْمُحاسَبَةُ » :
« ای سلمان ! محبّت دخترم فاطمه در صد مورد پر خطر سود میبخشد ، که از آسانترین آنهاست : دم مرگ ، قبر ، میزان ، محشر ، صراط ، و به هنگام حساب و کتاب » .(2)
نویسندهی پر توان ، پژوهشگر پر تلاش ، دانشمند پر آوازه ، شادروان عمادالدّین حسین عمادزاده ، فرزند مرحوم میرزا احمد عماد الواعظین ، صاحب بیش از یکصد اثر تألیفی و قریب هزار مقاله در مطبوعات کشور ،(1)مشهورتر از آن است که نیازی به معرّفی داشته باشد ، لذا در اینجا تنها اشارهی کوتاهی به زندگانی ایشان میشود :
تولّد : دوم ذیحجة الحرام 1325 ق . برابر 16 دیماه 1287 ش . ششم ژانویه 1908 م . در اصفهان
مهاجرت به تهران : 1316 ش .
اساتید : سید علی نجفآبادی ، شیخ محمود مفید ، حاج میرزا علیآقا شیرازی ، شیخ محمّد حکیم خراسانی ، سید صدرالدین کوهپایهای
1) 1 . عمادزاده ، پیشوای اسلام ، ص 505 ، چاپ چهارم .
و میرزا رضا کلباسی .
اجازهی روایتی از حضرات آیات : سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمّد حجّت ، شیخ محمّدرضا مظفر ، سید یونس اردبیلی و مرحوم شیخ آغابزرگ تهرانی .(1)
پدر بزرگوارش : مرحوم حاج میرزا احمد عماد الواعظین ، فرزند مرحوم ملاحسین عماد الواعظین ، متولّد 1298 ق . برابر 1255 ش . و
متوفّای 1384 ق . برابر 1343 ش . از شاگردان ملا محمّدحسین کرمانی ، ملا عبدالکریم گزی ، سید محمود کلیشاوی و حاج آقا منیرالدین بروجردی ، که در بامداد جمعه سوم جمادیالثانیه 1384 ق . پس از نزول از منبر ، در مجلس عزای حضرت فاطمه علیهاالسلام بر اثر سکته وفات نموده ، در تکیهی حاج محمّد جعفر آبادهای ، در جنب پدرش در تخت فولاد مدفون گردید .(2)
مرحوم عمادزاده به سال 1323 ش . امتیاز روزنامهی « خرد » را در تهران گرفت ، به سال 1325 ش . روزنامهی « فریاد اصفهان » را در زادگاه خود منتشر نمود .
از او در بیش از هزار مقاله در موضوعات مختلف اسلامی بر جای مانده و بیش از یکصد اثر علمی به یادگار مانده ، که بیش از نیمی از آنها به زیور طبع آراسته شده است .
از مرحوم عمادزاده آثار تألیفی فراوان در رشتههای مختلف به ویژه تاریخ ، تراجم و سیره منتشر شده ، که از آن جمله است :
1 . بستان الادب
2 . تاریخ اسلام
3 . تاریخ انبیا
4 . تاریخ کربلا
5 . تاریخ عاشورا
6 . زندگانی 14 معصوم در 25 مجلد
7 . شرح خطبهی غدیر
8 . مبدء و معاد
9 . مکتب اسلام
10 . منتقم حقیقی
از مرحوم عمادزاده آثار فراوانی در حوزهی ترجمه برجای مانده که از آن جمله است :
1 . ترجمهی قرآن کریم
2 . ترجمهی صحیفهی سجّادیه
3 . ترجمهی زینب الکبری ، از علاّمه نقدی
4 . ترجمهی خطبهی حضرت زهرا علیهاالسلام
از مرحوم عمادزاده آثار ارزشمندی در شرح زندگانی حضرت زهرا علیهاالسلام منتشر شده که از آن جمله است :
1 . آرامگاه حضرت فاطمه علیهاالسلام
2 . فاطمهی زهرا دختر پیامبر
3 . فاطمهی زهرا سیدة نساء العالمین
4 . خطبهی آتشین بانوی نمونهی اسلام حضرت فاطمه ، دفتر نشر قم ، 1391 ق . در 76 صفحهی وزیری ، به صورت صفحه مقابل .(1)
این کتاب یکبار دیگر تحت عنوان « متن کامل خطبهی حضرت زهرا » از سوی کانون شریعت ، به سال 1373 ش . در تهران منتشر شده است .
سپس به پیوست « چهل حدیث در مناقب امّابیها » در سال 1379 ش . از سوی انتشارات رسالت قم انتشار یافته است .
و اینک خرسندیم که با اضافات و تجدیدنظر به صورتی که ملاحظه میفرمایید به شیفتگان خاندان عصمت و طهارت تقدیم میشود .
شادروان حسین عمادزاده پس از یک عمر تلاش ، تبلیغ ، ترویج ،
1) 1 . متن عربی خطبه به خط مرحوم احمد نجفی زنجانی و ترجمهی آن به خط خلیل بهزادپور نگارش یافته بود .
تألیف ، ترجمه ، سخنرانی و خدمات برجستهی دینی ، سرانجام در پنجم رمضان 1410 ق . برابر 12/1/1369 ش . اول آوریل 1990 م . در تهران دیده از جهان فروبست و در کنار مضجع محدّث عالیمقام شیخ صدوق قدسسره در شهر ری به خاک سپرده شد .
در پایان بر خود وظیفه میدانم که از بنیانگذار حسینیهی عمادزاده ، مرحوم حاج آقارضا عمادزاده ، یاد کنم که این کتاب نیز از سوی
انتشارات آن حسینیه منتشر میشود .
حاج آقا رضا ، برادر بزرگوار مرحوم حاج حسین عمادزاده ، فرزند برومند مرحوم حاج میرزا احمد عماد الواعظین ، که آثار خیریّهی فراوان ، از جمله حسینیهی عمادزاده را در خیابان احمدآباد اصفهان از خود به یادگار نهاد و دهها کتاب ارزشمند مربوط به خاندان عصمت و طهارت را در طول عمر با برکت خود منتشر نمود ، از جمله : ترجمهی آذری « اعتقادات علاّمهی مجلسی » را در یکصد هزار تیراژ با حروف کریل ( لاتین روسی ) چاپ کرده به آذربایجان فرستاد تا در میان شیعیان آن سامان به رایگان پخش شود .
و اینک این خدمات توسّط فرزندان برومند آن عزیز سفر کرده ادامه مییابد .
از مرحوم حاج آقا رضا در کنار خدمات فرهنگی فراوان کتابی به نام « اربعین حدیث » به یادگار مانده است .
مرحوم حاج آقا رضا در شب چهارشنبه 20 جمادی الاولی 1420 ق . دیده از جهان فروبست و طبق وصیّتش در مدخل حسینیهاش به خاک سپرده شد . « عاش سعیداً و مات حمیداً » .
نهم ربیع المولود 1430 ق .
قم / علیاکبر مهدیپور
1 - ابو ریحان بیرونی / چاپ دوّم / دارالتبلیغ اسلامی / قم.
2 - اجساد جاویدان / چاپ دوم / نشر حاذق / قم.
3 - ارزیابی تمدن غرب / چاپ سوّم / انتشارات رسالت / قم.
4 - ارمغان صافی / چاپ اول / انتشارات دلیل ما / قم.
5 - ارمغان مجلسی / چاپ پانزدهم / انتشارات رسالت / قم.
6 - ازدواج امّکلثوم افسانه یا حقیقت / چاپ اوّل / انتشارات رسالت / قم.
7 - از شب عاشور تا آدینهی ظهور / چاپ اوّل / انتشارات عطر عترت / تهران.
8 - اسرار نماز / چاپ چهارم / انتشارات رسالت / قم.
9 - اعتقادات علاّمهی مجلسی / چاپ سوم / انتشارات رسالت / قم.
10 - اماکن زیارتی منتسب به امام زمان / سلسله مقالات / انتظار / قم.
11 - او خواهد آمد / چاپ دوازدهم / انتشارات رسالت / قم.
12 - با دعای ندبه در پگاه جمعه / چاپ اول / نشر موعود / تهران.
13 - بانوی اسلام / چاپ اوّل / دارالتّبلیغ اسلامی / قم.
14 - پیامبر پایهگذار تشیّع / چاپ اول / انتشارات دلیل ما / قم.
15 - تاریخ شیعهی زیدیّه / چاپ اوّل / دانشگاه شیراز.
16 - تاریخ وهابیان / چاپ اول / نشر طوفان / تهران.
17 - تاریخچهی عاشورا / ترکی استانبولی / انتشارات زمان / استانبول.
18 - ترجمهی مصوّر سورهی رعد / به سه زبان / دفتر نشر/ تهران.
19 - ترجمهی مصوّر سورهی الرّحمن / به چهار زبان / انتشارات اوس / استانبول.
20 - تشرفات در میان نفی و اثبات / سلسله مقالات / موعود / تهران.
21 - تشیّع یا اسلام راستین / چاپ ششم / بنیاد بعثت / تهران.
22 - جزیرهی خضراء / چاپ چهاردهم / انتشارات رسالت / قم.
23 - جغرافیای کشورهای اسلامی / سلسله مقالات / نسل نو / قم
24 - چهل حدیث از غیبت فضل بن شاذان / چاپ اوّل / نشر حاذق / قم.
25 - چهل حدیث پیرامون نور یزدان / چاپ اوّل / نشر حاذق / قم.
26 - چهل حدیث پیرامون یوسف زهرا / چاپ اوّل / نشر حاذق / قم.
27 - چهل حدیث در مناقب اوّلین پیشوا / چاپ اوّل / انتشارات رسالت / قم.
28 - چهل حدیث در مناقب امّ ابیها / چاپ اوّل / انتشارات رسالت / قم.
29 - حضرتمهدیو رابطةالعالمالاسلامی /ترکی/انتشارات زمان/ استانبول.
30 - دانشگاه امام صادق علیهالسلام / چاپ اوّل / دارالتّبلیغ اسلامی / قم.
31 - دراسة عن حیاة فاطمة علیهاالسلام / عربی / چاپ اوّل / بحرین.
32 - در حریم حضرت معصومه علیهاالسلام / چاپ دوم / انتشارات رسالت / قم.
33 - راهنمای قبله / ترکی استانبولی / انتشارات زمان / استانبول.
34 - روزگار رهائی / چاپ سوّم / نشر آفاق / تهران.
35 - روزه در اسلام / ترکی استانبولی / انتشارات زمان / استانبول.
36 - رهبری در اسلام / ترکی استانبولی / انتشارات زمان / استانبول.
37 - زندگانی کریمهی اهلبیت / نشر حاذق / قم.
38 - زمینهسازان حکومت امام زمان / نشر توحید / تهران.
39 - زیارت عاشورا وآثار معجزآسایآن / چاپپنجم / انتشارات رسالت / قم.
40 - زیارتنامهی حضرت معصومه / چاپ دوم / نشر حاذق / قم.
41 - سرچشمهی کوثر / چاپ سوم / انتشارات راه وداد / کرج.
42 - سند حدیث کساء / چاپ دوّم / انتشارات رسالت / قم.
43 - سیری در ترجمههای قرآن / سلسله مقالات / نسل نو / قم.
44 - سیمای مدینه / سلسله مقالات / میقات / تهران.
45 - طول عمر امام زمان علیهالسلام / چاپ سوّم / انتشارات طاووس بهشتیان / قم.
46 - عاشورا چه روزیست ؟ / ترکی استانبولی / انتشارات زمان / استانبول.
47 - علاّمهی اقبال در مدینه / چاپ اوّل / دارالتّبلیغ اسلامی / قم.
48 - علی اول / چاپ دوم / نشر موعود / تهران.
49 - علی و فلسفهی الهی / چاپ اوّل / بنیاد علاّمهی طباطبائی / قم.
50 - قرآن معجزهی جاویدان / ترکی استانبولی / انتشارات زمان / استانبول.
51 - قربانیان الکلیسم / سلسله مقالات / نسل جوان / قم.
52 - کتابنامهی آثار ماندگار تنهار یادگار پیامبر / چاپ اول / انتشارات دلیل ما / قم.
53 - کتابنامهی حضرت مهدی علیهالسلام / چاپ اول / انتشارات الهادی / قم.
54 - کرامات معصومیه / چاپ دوم / انتشارات حاذق / قم.
55 - کریمهی اهلبیت / چاپ اوّل / انتشارات حاذق / قم.
56 - گزارش لحظه به لحظه از میلاد نور / چاپ اول / انتشارات رسالت / قم.
57 - معارف اسلامی / ترکی استانبولی / انتشارات زمان / استانبول.
58 - میثم تمّار / چاپ اوّل / انتشارات توحید / تهران.
59 - میلاد نور / چاپ اوّل / مسجد صدریّه / تهران.
60 - نبراس الزائر / چاپ اول / انتشارات رسالت / قم.
61 - نبراس الفائزین بزیارة امیرالمؤمنین علیهالسلام / چاپ اول / انتشارات تک / قم.
62 - نقش امام زمان در جهان هستی / چاپ سوّم / دارالتّبلیغ اسلامی / قم.
63 - نقش روزه در درمان بیماریها / به هشت زبان / کعبه / تهران.