ghaemiyeh.com
سرشناسه : آقابابایی، رضا، ۱۳۴۴ -
عنوان و نام پدیدآور : تاریخ مسجد جامع قم/ نویسندگان رضا آقابابایی، حسن قریشی؛ [به سفارش] کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام و مکانت فرهنگی قم.
مشخصات نشر : قم: آستانه مقدسه قم، انتشارات زائر، ۱۳۸۳.
مشخصات ظاهری : ۹۶ص.
فروست : کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام و مکانت فرهنگی قم. مجموعه آثار؛ شماره ۳۴.
شابک : ۳۵۰۰ ریال: 964-8567-25-5
موضوع : مسجد جامع قم
شناسه افزوده : قریشی کرین، سیدحسن، ۱۳۴۵ -
شناسه افزوده : کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام و مکانت فرهنگی قم ( ۱۳۸۳ : قم )
رده بندی کنگره : NA۵۹۸۷ /ق۸آ۷
رده بندی دیویی : ۷۲۶/۲۰۹۵۵۱۲۸
شماره کتابشناسی ملی : م۸۳-۳۸۷۴۳
مسجد جامع قم
رضا آقا بابایی ـ سید حسن قریشی
آقابابائی، رضا، 1344 ـ
تاریخ مسجد جامع قم / نویسندگان رضا آقابابایی، حسن قریشی؛ [به سفارش] کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام و مکانت فرهنگی قم . ـ ـ قم: آستانه مقدسه قم، انتشارات زائر، 1383.
96 ص . ـ ـ (کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام و مکانت فرهنگی قم، مجموعه آثار؛ شماره 34)
3500 ریالISBN: 967-8567-25-5
فهرستنویسی بر اساس اطلاعات فیپا.
7 آ 8 ق / 5987 NA20955128/726
کتابخانه ملی ایران38743-83 م
کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام و مکانت فرهنگی قم
مجموعه آثار شماره 34
تاریخ مسجد جامع قم
نویسندگان: رضا آقابابایی ـ سید حسن قریشی
ویراستار: ا. علیآبادی
صفحهآرا: محمدعلی محمدی
ناشر: زائر ـ آستانه مقدّسه قم
لیتوگرافی، چاپ و صحافی: سازمان چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
نوبت چاپ: اوّل/ پاییز 1383
شمارگان: 1000
بهاء: 1000 تومان
شابک: 5-25-8567-964
کلیه حقوق نشر برای آستانه مقدّسه قم محفوظ است.
مرکز پخش: قم، میدان شهداء (چهار راه بیمارستان)
تلفن: 7742519 ص.پ. 3597-37185
فهرست مطالب
مقدمه کنگره··· 5
مقدمه··· 1
مسجد در تاریخ اسلام··· 11
پیشینه تاریخی مساجد جامع··· 14
نخستین مساجد قم··· 16
نقش مساجد جامع در شهرهای اسلامی··· 17
سابقه تاریخی مسجد جامع قم از دیدگاه مورخان··· 19
مکان مسجد جامع قم··· 25
شیوه معماری مساجد جامع ایران··· 26
مساجد مناطق کویری··· 31
تزیینات مسجد جامع··· 32
الف) مقرنس کاری··· 32
ب) کاشی کاری و کتیبه نویسی در مسجد جامع··· 36
ج) آجر کاری··· 42
د) مشبکهای مسجد··· 45
بناها و اختصاصات مسجد جامع··· 46
ورودی اصلی مسجد··· 46
صحن مسجد جامع··· 50
*سیر تحول در صحن مساجد··· 51
*مقصوره مسجد جامع··· 52
گنبد··· 56
ایوان جنوبی··· 57
شبستانهای مسجد جامع (خلاقیتی بدیع و ماندگار)··· 64
الف) شبستانهای عصر صفوی··· 64
ب) شبستانهای عصر قاجار··· 66
منبر و محراب··· 69
تاریخچه منبر در اسلام··· 69
محراب··· 71
مرمت و احیا··· 74
فعالیتهای مسجد جامع··· 76
مرکز فرهنگی حضرت بقیةالله··· 77
تأسیس کتابخانه عمومی··· 77
واحد آموزش··· 79
لابراتوار زبان انگلیسی··· 79
واحد نوارخانه و بانک CD امانی··· 80
واحد تبلیغات و مراسم··· 80
مسجد جامع قم از دیدگاه اهالی محل··· 81
حکایاتی از حضرت آیة الله العظمی بروجردی (ره)··· 81
امام جماعتهای مسجد جامع··· 83
مسجد جامع در نیم قرن اخیر از دیدگاه اهالی محل··· 83
واژه نامه··· 86
منابع و مآخذ··· 91
مقدمه کنگره
حضرت امام صادق علیهالسلام :
«حرم ما اهل بیت علیهمالسلام ، شهر قم است. آنجا بانویی از فرزندانم به نام فاطمه دفن میشود، بهشت بر هر که اورا زیارت کند، واجب میگردد»(1).
قم که به لقب «حرم اهل بیت علیهمالسلام » مفتخر گردید، نه تنها به جهت وجود مردمی است که در آن به حسنِ عبادت و توحید عبادی در قیام و رکوع و سجود شناخته شدهاند(2)، و در آرمان شهر اسلامی گرد حضرت مهدی علیهالسلام اجتماع کرده و به یاری آن حضرت قیام خواهند نمود، و نه صرفا به جهت وجود بزرگترین حوزه علمی و حدیثی و معرفتی شیعه در آن، بلکه این شهر مفتخر است که چونان صدفی زمینی، گوهر آسمانی و ملکوتی فرزند باب الحوائج الی الله را در بر گرفته و مسجد اولیای الهی گردیده است. اگر در گذشته شهر قم محل محدّثان بزرگ و
معبد و سجدهگاه فاطمه معصومه علیهاالسلام بوده، امروزه نیز پرچمدار فرهنگ ناب فقه جعفری علیهالسلام و معنویت و عرفان بوده و ضمن تربیت و پرورش یاران امام عصر ارواحنا فداه، زائران حضرتش را با معارف بلند دینی میزبانی میکند. آری، «زیبد اگر خاک قم به عرش کند فخر(1)».
قم، شهری است که بر ولایت و مودّت اهل بیت علیهمالسلام پایهگذاری شده و به همین جهت، پایگاهی برای علویان و شیعیان و دژ تسخیرناپذیری علیه ستمگران بوده است و ائمه علیهمالسلام با تعبیراتی خاص و بلند از این شهر یاد کردهاند(2).
از هنگامی که شهر قم مسکن حضرت ستی، فاطمه معصومه علیهاالسلام گردید، بُعد فرهنگی و معنوی آن در کنار تحوّلات اجتماعی و سیاسی متحوّل و شکوفا شد، و از چنان موقعیتی برخوردار شد که جناب حسین بن روح رضوان الله علیه، از نوّاب اربعه، تأیید محتوای یک کتاب علمی و فقهی را مشروط به نظر مساعد علمای قم نمود(3). وجود حوزه غنی و بزرگ شیعه، در این شهر و دفاع علمی از اسلام راستین به وسیله تألیف کتابها، اعزام مبلّغان و زادگاه انقلاب اسلامی بودن و... همه و همه به برکت وجود فرزند رسول خدا، کریمه اهل بیت علیهمالسلام در این شهر است.
از آنجا که سال 1383 ه .ش. با یک هزار و دویست و پنجاهمین سالگرد ولادت آن حضرت، و نیز با پایان تجدید طلاکاری گنبد مطهر ـ
که در زیبایی کم نظیر و بلکه بی نظیر است ـ مقارن شده، به منظور معرفی بیشتر آن حضرت و تبیین جایگاه ویژه شهر قم در ترویج فرهنگ تشیّع، به دستور تولیت عظمای آستانه مقدّسه، حضرت آیة الله مسعودی دامعزه «کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام و مکانت فرهنگی قم» شروع به فعالیت نمود. و در چهار موضوع ذیل:
الف. حضرت معصومه علیهاالسلام و آستانه مقدسه؛
ب. قم و فرهنگ تشیّع؛
ج. حوزه علمیه قم؛
د. انقلاب اسلامی در قم،
با محوریّت آستانه مقدّسه، دهها جلد کتاب در موضوعات فوق که اکثر آنها جنبه تألیف داشته و برخی دیگر جنبه تراثی دارد و توسط محققان تألیف و تصحیح شده، اهتمام ورزیده است.
آثاری که در محورهای فوق تدوین و نگارش یافته تنها قدم کوچکی است که میتواند نقطه شروعی برای تحقیقات گسترده و عمیقی باشد که سزاوار موضوعات یاد شده است.
«مسجد جامع قم»از بناهای تاریخی و با سابقهای کهن است که مطالعه تاریخ قم بدون توجه به سرگذشت این مسجد و تحولات آن در گذر زمان و تأثیر آن بر فرهنگ و تمدن قم، ابتر و ناقص خواهد بود. مؤلفان کتاب حاضر فرزانگان عرصه ادب و فرهنگ جناب آقای رضا آقا بابائی و جناب آقای سید حسن قریشی با تلاش فراوان خود این اثر
ارزشمند علمی و فرهنگی را پدید آورده که صمیمانه از آنان تشکر و قدردانی میکنیم. همچنین از تولیت آستانه حضرت آیة الله مسعودی، معاون محترم اداری مالی آستانه، جناب آقای فقیه میرزایی و مدیریت فرهنگی آستانه که تلاش فراوانی در این امر داشتهاند، نهایت امتنان و سپاس را داریم.
بر خود لازم میدانم که اذعان و اعتقاد قلبی خود را ابراز دارم که اگر توفیقات خدای متعال و عنایات کریمه اهل بیت علیهمالسلام نبود، از برداشتن کوچکترین قدمی در این راه عاجز و ناتوان بودیم.
و ما توفیقی الا بالله، علیه توکلت و الیه انیب.
احمد عابـدی
دبیر کنگره
ص: 0
مقدمه
زمین در پندار هنرمند مسلمان، محضر خداست و مسجد تمثیلی از عالم وجود انسان در چهره آسمانی خویش است. مسجد، قلب دنیاست، فضایی که زمین و آسمان در آن به هم پیوند میخورند و کانونی که تجلّی هویت معنوی مسلمانان و مرجع و پناه آنان از صدر اسلام تاکنون بوده است. مسجد، مهمترین عنصر شهری و معماری و مرکز تبلور عالیترین اشکال خلاقیت، ذوق و سلیقه معماران مسلمان بوده و هست.
مساجد، شاخصترین، فراوانترین و ماندگارترین بناهای معماری اسلامی هستند که مطالعه و شناخت آنها برای هر مسلمانی لازم و ضروری است.
در بافت تاریخی شهرهای اسلامی، گنجینههای گرانسنگی به نام مساجد جامع وجود دارد که در تمدن اسلامی، علاوه بر این که عامل اصلی رسمیت یافتن شهرها بودهاند، تعیین کننده، الگوی کلی و هویت مشترک شهرهای اسلامی به شمار میرفتند. مساجد جامع شهرها همواره در یک رابطه کلی نگرانه، ضامن حیات اسلام و باعث وحدت
مذهب و سیاست بودهاند.
مساجد جامع، بارزترین و نمادیترین بنای شهرها محسوب شدهاند و همین موضوع نشانگر این است که در شکلگیری شهرها و توسعه آن، نقش اصلی داشتهاند.
مسجد جامع قم یکی از این نمونههای نمادین و ماندگار است که با شاخصههای متعدد، چشم اهل نظر را به خود جلب مینماید. مسجد جامع قم به عقیده مورخان، دوازدهمین نمونه مساجد کهن ایران محسوب میشود. این مسجد یکی از مهمترین یادمانهای تاریخی قم است که یادآور قدمت و عظمت این شهر میباشد. آن چه در این مجموعه تحت عنوان مسجد جامع قم تنظیم شده با دیدی خاص در قالب تاریخی، معماری، گردآوری شده است.
در اینجا لازم است از همکاری و زحمات بی دریغِ مسئولان میراث فرهنگی و گردشگری استان قم و مسجد جامع در تنظیم این دفتر کمال سپاس و امتنان را داشته باشیم.
و من الله التوفیق
رضا آقابابایی ـ سید حسن قریشی
مسجد در تاریخ اسلام
واژه مسجد در لغت، اسم مکان از فعل «سَجَدَ یَسْجُدُ» به معنای جایگاه سجده و محل عبادت است. درباره این که چرا واژه «مسجد» برای مکان عبادت و محل نماز استعمال شده است، گفتهاند: از آنجا که سجود، شریفترین و مهمترین رکن نماز است، در آن بیش از دیگر افعال نماز، انسان به خداوند نزدیک میشود. لذا اسم مکان را در این فعل اتخاذ و بر محل عبادت و نماز اطلاق کردهاند.(1)
در اصطلاح عرفی، مسجد عبادتگاه خاص مسلمانان است؛ ولی در قرآن کریم، بر معابد اهل کتاب نیز اطلاق شده است.(2)
مسجد، مهمترین بنای حوزه فرهنگ اسلامی است؛ زیرا در طول چهارده قرن، همه نبوغ و استعداد معنوی و هنری و مهارتهای صنعتی در ساختن و بنای مسجد تمرکز یافته است.(3)مسجد مهمترین فضای معماری در سرزمینهای اسلامی است. این فضا علاوه بر کارکرد دینی،
همواره از نقش اجتماعی ـ سیاسی نیز برخوردار بوده است.
اهمیت نقش دینی و اجتماعی مساجد موجب شد که معماران و برخی دیگر از هنرمندان در همه دورههای تاریخی، بیشترین تلاش خود را در راه خلق فضایی مناسب و شایسته برای نیایش صرف کنند. به همین جهت است که مساجد هر دورهای را میتوان نمونه اعلای معماری و هنر آن دوران به شمار آورد.(1)
مسجد، عامل نیرومندی در همبستگی و اتحاد مسلمانان جهان است و اهمیت اجتماعی و فرهنگی آن را نمیتوان نادیده گرفت؛ مخصوصا در روزگار معاصر که مسلمانان شور و حرارت صدر اسلام را دگر باره بازیافتهاند و مساجد را پایگاه جنبش علیه ستمگران و سلطه جویان ساختهاند.
تأسیس کتابخانه، کانون فرهنگی و رواقها و شبستانهای مساجد این حقیقت را آشکار میسازد که مساجد بدان گونه که بعضی پنداشتهاند منحصرا برای ادای فریضه نماز نیست؛ بلکه از مراکز مهم سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شهرها به حساب میآید.(2)
در طول تاریخ، مساجد نقشهای مختلفی را داشتهاند که نشانگر اهمیت و اعتبار آنها در میان امت اسلامی بوده است. مساجد، کانون عبادی، پایگاه قضایی، جایگاه پرداختن به امور حسبیه، کانون ارتباط جمعی، پایگاه جهاد و نهضت، مرکز آموزش و... بودهاند.(3)برای این که
بتوانیم این موضوع را بهتر نمایان سازیم، از قرآن کریم، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و ائمه اطهار علیهمالسلام در شناساندن اهمیت و اعتبار این مکان مقدس الهام میگیریم.
در قرآن، واژه مسجد 22 مورد به صورت مفرد و 6 بار به صورت جمع آمده است.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: خداوند فرموده: «الا انّ بیوتی فی الارض المساجد تُضیءُ لاهل السماء کما تضیءُ النجومُ لاهل الأرض؛ مساجد خانههای من روی زمیناند. همانگونه که ستارگان برای اهل زمین میدرخشند، مساجد برای اهل آسمان نورافشانی میکنند»(1). و نیز پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «المساجد مجالس الانبیاء؛ مساجد جایگاه پیامبران است»(2).
امیر المؤمنین علی علیهالسلام فرمود: «الجلسة فی الجامع خیر لی من الجلسة فی الجنّة لأنَّ الجنّة فیها رضی نفسی و الجامع فیه رضی ربّی»؛ نشستن در مسجد برای من بهتر از نشستن در بهشت است؛ زیرا در بهشت خود را خشنود میسازم و در مسجد پروردگارم را»(3).
امام صادق علیهالسلام فرمود: «من مشی الی المسجد لم یضع و فلا علی رطب و لایابس الا سبّحت له الارض الی الارضین السابعة؛ هر کس به سوی مسجد حرکت کند، در برابر هر گامی که بر خشک و تَر مینهد زمین تا طبقات هفت گانهاش بر او تسبیح خداوند را خواهد گفت.(4)
احداث مساجد در تاریخ اسلام از همان سالهای اول هجرت آغاز شد. اولین مسجد تاریخ اسلام، در روز دوشنبه، دوازدهم ربیع الاول، زمانی که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله به ناحیه قبا وارد شد، بنا گردیده و پس از آن در سال اول هجری، مسجدالنبی شکل گرفت؛ و در قرن اول هجری، مسجد کوفه (17 ه . ق)، مسجد فسطاط (21 ه . ق)، جامع بصره (24 ه . ق) مسجد الازهر ساخته شد که این خود نمادی از اهتمام مسلمانان به ساخت مساجد میباشد(1).
تقدّس مساجد را میتوان مهمترین عامل حفظ و بقای ساختمان آن دانست. نمونه هایی بسیار از مساجد متعلق به قرون نخستین هجری باقی مانده است؛ در حالی که تعداد بسیار اندکی از کاخهای متعلق به آن دوره پا برجا ماندهاند. همه مسلمانان در طول تاریخ بنا بر یک تکلیف دینی، خود را موظف میدانستهاند که در عمارت، حفظ و مرمت مسجد نقش فعالی را ایفا کنند.(2)
در طول تاریخ اسلام، مساجد جامع در دورانهای مختلف تحولات و دگرگونیهای معماری خاصی را دیده است که عبارتند از:
دوره اول: در این دوره که مدتی کوتاه از صدر اسلام را شامل میگردد، مساجد جامع صورتی ساده و بی پیرایه دارد و الگوی آن مسجدالنبی صلیاللهعلیهوآله در مدینه است.
دوره دوم: در این دوره که عمدتا حکومت بنی امیه را شامل
میگردد، مساجد جامع در ارتباط کامل با دولت است و دارالاماره در کنار آن است.
دوره سوم و چهارم: در این دوره مسجد جامع به عنوان مرکز عقیدتی ـ سیاسی، نقش عمدهای پیدا کرد و در جوار خود، مدارس و مکاتب عمدهای ایجاد نمود.(1)
وجود انواع کارکردها و فعالیتهای یکسان یا مشابه دینی در نقاط مختلف سرزمینهای اسلامی، مانع از آن نشده است که مساجد متعلق به هر سرزمینی پذیرای خصوصیات معماری و هنری آن سرزمین باشد. به همین جهت، معماری مساجد هر کشور گویای ویژگیهای معماری بومی آن کشور نیز هست. در تاریخ اسلام، در همه شهرها، مکانی که همه امت اسلامی میبایست ظهر جمعه در آن گرد هم آیند، مسجد جامع بود؛ زیرا هدف از این گردهمآیی تنها عبادت نبود، بلکه بیشتر اجتماعی بود از امت به سرپرستی خلیفه یا نماینده او. امام جماعت نیز خطبهاش موعظهای صرفا مذهبی نبود؛ بلکه همه مسائل سیاسی، نظامی و حتی مالی را مورد بحث قرار میداد.(2)
مساجد جامع در تاریخ اسلام، در دو بعد دارای اهمیت و اعتباراست:
پیش از آن که اعراب اشعری به قم بیایند، مردی عرب از قبیله بنی اسد به نام خطاب اسدی، مسجدی در قریه جمکران بنا نهاد. وی، تنها در آنجا نماز میگزارد.(2)بنا به نقل مورخان، این اولین مسجدی بود که در ناحیه قم بنا نهاده شد. سپس در ناحیهای نزدیک خاکفرج، مسجدی در کنار راه ساوه، احداث شد؛ که اکنون اثری از آن نیست. قم در سال 189 ه . ق، به کوشش حمزه بن الیسع اشعری، از اصفهان جدا شد و به صورت کوره (شهرستان) درآمد. در سال 195 ه . ق مسجد دژپل یا درپل در قم ساخته شد و در آن منبر قرار دادند و از این زمان قم از لحاظ شهری استقلال یافت.
در اوایل قرن سوم هجری، پس از رحلت حضرت معصومه علیهاالسلام ، قم رو به آبادانی نهاد و لازم آمد که مسجد جامعی متناسب با وسعت شهر
بنا شود. از این رو، در سال 265 ه . ق ابوالصدیم اشعری مسجدی را در بیرون شهر بنا کرد و منبر را از مسجد دژپل به آنجا منتقل کرد .بدین صورت، نخستین مسجد جامع قم شکل گرفت.(1)
مساجد جامع علاوه بر نقش مذهبی، نقشهای سیاسی و اجتماعی بسیار قوی داشته و دارند. در همین مساجد بود که مسئولیتهای دولت اسلامی در میان دولت مردان تقسیم میشد و از فراز منبر همین مساجد بود که حکم خلع یا انتصاب حُکام دولت اسلامی خوانده میشد.
اقامه نماز جمعه نیز وسیلهای برای گردهمایی مسلمانان در روز تعطیل و طرح مسائل مهم اجتماعی و بحث و گفت و گو در باب کمبودهای رفاهی نظیر بهداشت، مسکن، تصمیمگیریهای سیاسی و مسائل حرفهای است.(2)در واقع، مساجد جامعمهمترین بناهای مذهبی شهر و روستا بودند؛ زیرا بهترین مکان برای ابلاغ دستورهای حکومت به مردم بودند.
اغلب مساجد جامع در مراکز اصلی شهرها و نزدیک بازار و محدوده دارالحکومه ساخته میشد و اهمیت آن به حدی بود که اگر شهری مسجد جامع یا آدینه نداشت، اهمیت شهری هم نداشت.(3)
پویایی فضایی مساجد، مرهون جایگزینی صحیح آن در مسیر
راههای اصلی، فرعی و ارتباطی بود که در نفوذپذیری و بهرهوری کارکردی آن مؤثر بود و ضمن فراهم آوردن زمینه مشارکت مردم و کثرت استفاده از آن، عاملی مثبت در پیوند عاطفی و مؤانست با مسجد به شمار میرفت.(1)
نکتهای که در رابطه مساجد جامع حائز اهمیت است این که کالبد فیزیکی آن در کلیه نقاط جهان دارای یک سری مشخصههای خاص از قبیل استقرار در جهت رو به قبله و در جهت آفتاب و باد، قرار گرفتن محراب در سمت قبله به عنوان مرکز توجه و اغلب بر روی محور اصلی مسجد، وجود تقارن در پلان و مجزا بودن فضای داخل مسجد از محیط اطراف از لحاظ منظر میباشد. مساجد جامع از نظر هویت شهری، قومی یا سیاسی غالبا جزء بلندترین و زیباترین ساختمانهای شهر محسوب میشوند.(2)
در گذشته، طراحان و سازندگان مساجد جامع، با تکیه بر سه رکن: عقل، احساس و اشراق، و با اعتقاد به ضرورت تعادل و تعامل میان سه عنصر: فضا،بنا و انسان (در جامعیت فردی و اجتماعی او)، کلیتی نظام یافته را در قالب فضای مکانی مسجد با آرایش منطقی و منضبط عناصر با برانگیختن احساسات و تأثیرگذاری بر جان و روان انسانها و با در نظر گرفتن تناسبات و ابعاد انسانی، نظم و زیبایی و مقیاس را در بیان یک فلسفه و ارزش اعتقادی به خدمت گرفته مکانی تدبیرشده میآفریدند.(3)
در باب سابقه تاریخی مسجد جامع در کتابهای مورخان اختلاف نظرهای مختلفی دیده میشود که باعث شده نتوان تاریخ دقیقی برای پیدایش آن تخمین زد. قدیمیترین مأخذی که از مسجد جامع قم سخن گفته، تاریخ قم، تألیف حسن بن محمد بن حسن قمی، که در سال 378 ه . ق نگاشته شده است که به صورت غیر مستقیم در دو جا به محل مسجد جامع در کمیدان اشاره میکند.(1)در نیمه دوم قرن ششم هجری، شیخ عبدالجلیل رازی قزوینی در کتاب النقض که حدود سال 560 ه . ق به نگارش درآمده، از مسجد جامعی که کمال ثابت قمی، وزیر بزرگ سلطان مسعود سلجوقی، در درون شهر قم بنا نهاده است، یاد میکند؛ که به اعتقاد مدرسی طباطبایی ـ ، نویسنده تربت پاکان ـ بدون تردید همین مسجد است.(2)
نیز در کتاب النقض آمده است: امیر ابوالفضل عراقی، در عهد سلطان طغرل سلجوقی، مقرب و محترم بود، باروی قم را بنا نهاد و دستور احداث مسجد جامع عتیق قم و منارههای اطراف آن را داد.(3)
در دوران حکومت صفویه، در دو مورد از مسجد جامع قم سخن میرود:
خط اوست که نشان دهنده آن است که مسجد در نیمه نخستین قرن دهم هجری مرمّت شده و در همین عصر است که شاه عباس دوم صفوی در سفری که برای دیدار سفیر عثمانی، به قم داشته، پشت سر ملا محسن فیض کاشانی نماز گزارده است.(1)
درباره محل مسجد ابوالفضل عراقی، احتمال قوی این است که در حدود میدان کهنه امروزی قرار داشته و دو مناره و سر دری که در اواسط خیابان طالقانی [آذر] و در مشرق میدان کهنه دیده میشود باقی مانده همان مسجد است.
استاد علی اصغر فقیهی معتقد است:
اگر این احتمال صحیح باشد، باید گفت که مسجد مزبور بسیار وسیع بوده است؛ زیرا در فاصلهای در حدود یکصد متر از این سردر و منارهها، در سمت غربی آن، منارهای است که از جهت کهنگی و طرز بنا مانند آن دو مناره است.(2)
شیخ عبدالجلیل درباره مسجد ابوالفضل عراقی میگوید: آن مسجد در خارج شهر بوده و بهاء الدین کمال ثابت، مسجد جامع دیگری در میان شهر بنا کرده که هر دوی آنها را با مقصوره هایی با زینت و منبر و منارههای رفیع و کرسی علما و نوبت عقود مجالس و کتاب خانههای
مملو از کتب طوایف پایهگذاری کرده بودند.(1)
نگارنده تاریخ مذهبی قم معتقد است:
مسجد کمال ثابت در قرن ششم هجری، در میان شهر بود و عوامل طبیعی و حوادثی از قبیل سیل و زلزله آن را از بین برد یا درگیریها و قتل عامها سبب ویرانی آن شد. اکنون اثری از آن به جا نمانده، و محل آن از خاطرهها محو شده است.(2)
مؤلف کتاب خلاصة البلدان مینویسد: «اما مسجد جامع شهر که الحال دایر است و تولیت آن با سلسله جلیله سادات واعظ است، سلطان طغرل سلجوقی در ایام سلطنت خود در سنة 528 ه . ق بنا نهاده و موقوفات بر آن نموده است».(3)
در متون تاریخی قم از مسجد جامع قم، دیگر سخنی نیست، تا این که محمد تقی بیک ارباب، از مورخان عصر قاجار، درباره آن مینویسد: «آنچه از سیّاحان شنیده میشود، در هیچ شهری مقصورهای به ارتفاع و وسعت آن نیست که در کمال استحکام باشد، دیوار آن را با ساروج کشیدهاند که از سنگ سختتر است».(4)همین مؤلف در جای دیگر مینویسد: «اصل بنای آن را ابوالصدیم ـ که از رؤسای اشعری و حکمرانان بوده ـ بنیان کرده و مقصوره و ایوان رفیع آن مثل گنبد هرمان از سنگ سختتر است؛ حتی مسجد جامع ساوه و سمنان به اعتبار
مسجد جامع قم نیست».(1)
مدرسی طباطبایی به نقل از مرآة البلدان، بنای مسجد جامع قم را به ابوالصدیم حسین بن علی بن آدم اشعری، به سال 265 ه . ق نسبت میدهد.(2)
«آندره گدار» نیز مسجد جامع قم را از مساجد چهار طاقی که تاکنون شناخته شدهاند، دانسته است. او در جای دیگر به استناد از مراة البلدان، اصل بنای مسجد جامع را مربوط به زمان ابوالصدیم دانسته، گفته است: «در حال حاضر، قدیمیترین قسمتی که از مسجد جامع دیده میشود از دوره سلجوقیان است و ساختمان و مقصوره در زیر پوششی از گچ که آن را پنهان کرده از عهد سلطان سنجر سلجوقی است.(3)
عباس فیض در گنجینه آثار قم مینویسد: «مسجد جامع در آخر شهر واقع شده است و از بناهای قدیم این شهر است که بانی آن بر بنده معلوم نشده است».(4)
او معتقد است سبک بنای مسجد جامع قم بر پیدایش آن در قرن هشتم و نهم هجری حکم میکند و شکوه و عظمت ساختمان نشانگر این است که یک فرد عادی محلی هر چند هم که صاحب مکنت باشد نمیتواند آن را انجام دهد پس بنیانگذار آن را باید در میان پادشاهان یا وزیران ایران جستجو کرد.(5)
در جای دیگری فیض مینویسد: «در کتاب راهنمای قم، در شمار بناهای کهن آمده است که این مسجد از همین بنای مسجد جمعه است و هر چند تاریخ درستی از آن در دست نیست؛ ولی از نوشتهای که در یکی از ستونهای آن دیده میشود معلوم میگردد که از بناهای اواسط قرن هفتم هجری است».
محمد حسن خان صنیع الدوله معتقد است: «مسجد حالیه قم از بناهای ابوالصدیم اشعری است». فیض، نظر صنیع الدوله را ضعیف دانسته و معتقد است او مسجد ابوالصدیم را همان مسجد جامع شناخته است. او میگوید: در حالی که سبک بنای مسجد جامع با آثار قرن سوم هجری سازگار نیست. مسجد ابوالصدیم، هم جدای از مناره منفردی که یحیی بن اسحاق اشعری در جوار آن در سال 292 ه . ق بنا نهاده، میباشد.
هدف ابوالصدیم از احداث مسجد جامعی در خارج حصار قم آن بود که مردم کمیدان بتوانند بدون تحمل رنج راه پیمایی در سرما و گرما، در نماز جمعه و جماعت شرکت کنند و به این هدف جز با احداث مسجد در حد وسط این دو حصار نمیتوان رسید، زیرا اگر مکان آن در نزدیکی حصار کمیدان بود مردم حصار قم دچار رنج راه پیمایی میشدهاند».(1)
فیض معتقد است بانی مسجد جامع، سلطان جانی خان، پادشاه تاتار ترکستان و تاریخ بنای آن سال 755 ه . ق است.(2)
سید کمال حاج سید جوادی در کتاب مساجد ایران مینویسد: مسجد جامع قم بنای عظیمی است که متعلق به عصر سلجوقی و در حدود نیمه اول قرن ششم هجری احداث گردیده است.
استاد علی اصغر فقیهی معتقد است در سال 265 ه . ق، ابوالصدیم حسن بن علی بن آدم اشعری نخستین مسجد جامع قم را در بیرون شهر بنا کرد.(1)در این رابطه، مورخان عصر حاضر نیز نقطه نظرات مختلفی دادهاند و ساخت مسجد جامع را حدفاصل قرن سوم تا قرن هفتم هجری دانستهاند. در حقیقت، اختلاف نظر در مورد تاریخ بنیاد مسجد، از یکی دانستن مسجد جامع فعلی با مسجد (عتیق) یا مسجد ابوصدیم قم ناشی میشود.(2)سازمان میراث فرهنگی در ثبت آثار تاریخی، شماره 194 به تاریخ 5/9/1312 بنا را متعلق به قرن ششم هجری میداند.(3)
به عقیده نگارندگان این مجموعه، مسجد جامع عتیق و تاریخی قم مجموعهای از بناهای چند عصر است. این مسجد پس از مسجد امام، قدیمیترین مسجدی است که در قم بنا شده و به اعتبار متون تاریخی، زمان احداث آن به عصر سلجوقیان میرسد. بنای گنبد خانه آن قدیمیتر از سایر قسمتهاست. پس در قرون بعدالحاقاتی به مسجد جامع افزوده شده است. و این که برخی از مورخان در باب مسجد جامع با ابوالصدیم دچار اختلاف نظر هستند به خاطر نبود مدارک کافی
است و یا کتیبههایی در مسجد جامع که این اختلاف نظرها را حل نماید. و بعید به نظر میرسد که مسجد جامع امروزی، مسجد ابوالصدیم باشد؛ زیرا هیچ گونه اثری از مناره در آن دیده نمیشود و احتمال داده میشود که مسجد جامع فعلی به جای مسجد ابوالصدیم بنا شده است.
مسجد جامع با 4200 متر مربع مساحت و زیربنای 2970 متر مربع، بزرگترین مسجد استان قم در طول قرنها بود.(1)
استقرار مسجد جامع در بیرون شهر مُمجان، احتمالاً دارای دلایل سیاسی بوده است؛ زیرا خلفای اُموی و عباسی نیز مانند ساسانیان جایی را شهر اطلاق میکردند که مقر حکام باشد و مسجد جامع را که خطبه به نام خلیفه در آن خوانده میشد، در همانجا که حکام بودند احداث میکردند.(2)
در این مدت عمال خلیفه، زمانی در مزدیجان، مدتی در جمکران و بالأخره در موقعی که قم کوره (شهرستان) مستقلی شد در کمیدان فرود آمدند.
استقرار والیان و حکام خلیفه در کمیدان، الزاما بایستی باعث احداث مسجد جامع در کمیدان نیز شده باشد.
شاید به همین علت نیز مردم شیعه مذهب ممجان در این مدت در مسجد جامع کمیدان که مسجد حکومتی خلفا به شمار میرفت، حاضر نمیشدند و مدتی نماز جمعه را در مسجد سعد آبادیها در بازار قم برگزار کردند.
استقرار مسجد جامع و سرای والیان و حکام خلیفه در کمیدان به تدریج موجب توسعه شهر در آن سوی رودخانه گردید؛ به طوری که به اندازه شهری بزرگ تبدیل شد.(1)
رونق کمیدان دیری نپایید و در قرون بعد که حکام شیعی در شهر اصلی قم، یعنی ممجان، اقامت نمودند به تدریج کمیدان رو به اُفول نهاد؛ و در قرون بعد دیگر نامی از آن برده نشد. تا این که بالاخره در دوره سلجوقیان مسجد جامع فعلی به سال 528 ه . ق در قسمت اصلی شهر قم ساخته شد.
در طول تاریخ معماری اسلامی، طراحان و معماران با شیوههای مختلفی در اقصی نقاط ایران، بناهایی را پدید آوردند که حکایت از ذوق و هنر بی مانند آنان داشته است و در ذیل به دسته بندیهای خاص آن اشاراتی میکنیم:
1) 1. قم خاستگاه شهر، احمد سعید نیا، ص 150.
زمانی تا قرن چهارم و حکومت دیلمیان دوام یافت.
شیوه رازی: سده چهارم تا هشتم هجری، زمان بالندگی آن است. مصالح در این شیوه از همان ابتدا از بهترین و مرغوبترین نوع استفاده میشد. بهرهگیری از نقشهای شکسته گرهسازی با آجر و کاشی، اغراق در ارتفاع بنا و گنبدهای زیبا، از ویژگیهای این شیوه است. مسجد جامع زواره و قزوین، نمونه هایی از این مساجد است.(1)
شیوه آذری: بعد از حمله مغولان به وجود آمد. ساخت بنا با خشت خام و پخته که جانشین سفال شد، استفاده از کاشی هفت رنگ و معرق، ایوانهای بلند با قوسهای خاص، پیدایش گنبدهای مخروطی ـ هرمی شکل ـ و گنبدهای دو پوشش، از خصوصیات این شیوه است. مسجد کبود تبریز، رصدخانه مراغه و مجموعه بناهای حرم امام رضا علیهالسلام نمونه هایی از آن است.
شیوه اصفهانی: بهرهگیری از انواع پوششهای طاق زیبا در گنبد و استفاده از کاشی معرق، از ویژگیهای این شیوه است. مبنای مهندسی آن بر اساس اصول ریاضی است. مهمترین و زیباترین نمونه آن مسجد امام اصفهان است.(2)
به طور کلی، مساجد را میتوان به چهار گروه: شبستانی، چهار طاقی، ایوانی و چهار ایوانی تقسیم نمود.
الف) مساجد شبستانی: مسجد فهرج یزد از اولین مساجد شبستانی است که از دو بخش سر پوشیده در جانب قبله و حیاط مرکزی و
ایوان جنوبی آن و صفههایی در اطراف تشکیل یافته است. دومین مسجد شبستانی، تاریخانه دامغان است که نقشهای مستطیل شکل با حیاط مرکزی مربع و شبستانی در جهت قبله و رواق هایی در اطراف دارد.
ب) مساجد چهار طاقی: همان طور که از نام آن پیداست، شامل چهار ستون در چهار گوشه مربع میباشد که به وسیله چهار قوس در چهار جهت اصلی نمایان شده است و چون از چهار طرف باز بوده، به چهار طاقی شهرت یافته است. نمونه این مساجد مسجد یزد خواست است که طرح آن چهار طاقی است .
علت شکلگیری این مساجد را در این میدانند که مردم تازه مسلمان شده این مناطق که از ساختار مسجد اطلاعی نداشتند، ابتدا یک درگاه، از چهار طاقی که به طرف قبله بود مسدود کردند و آن را بنا نمودند.
ج) مساجد ایوانی: بسیاری از کارشناسان عقیده دارند که شرق ایران، به ویژه خراسان، جایگاه ایوانهاست. در حقیقت، این سبک از دوره اشکانیان در ایران شکل گرفته است .
اولین ایوانهای اسلامی در جنوب و مقابل گنبد خانه شکل گرفت. سپس ایوانی در جهت شمال، قرینه سازی با ایوان جنوبی و گاه برای استفاده از آفتاب زمستان ساخته شد. در بعضی مناطق ایران، این مساجد را به صورت دو ایوانی میساختند که در عصر سلجوقیان نمود بیشتری یافت، همانند مساجد جامع یزد، سمنان و ساوه.(1)
1) 1. مسجد در معماری ایران، حسین زمرشیدی، ص 133.
د) مساجد چهار ایوانی: اولین مسجد چهار ایوانی در ایران، در منطقه خوارگرد خواف شکل گرفت. سپس مساجد جامع اصفهان، زواره و اردستان را نمونهای از این مساجد میدانند. اوج هنرنمایی مساجد جامع ایران را میتوان در مسجد جامع اصفهان دید؛ مسجدی که به مثابه دائرةالمعارف هنر اسلامی ایران، تجربیات هزار ساله معماری و روشهای مختلف ساختمانی را در بردارد.(1)
در طرح کلی مسجد، قبل از هرچیز، نظم و توازن در ترکیب عناصر فضایی جلوه میکند.(2)معمولاً در معماری اسلامی، صحن مرکزی که رواق آن را در برگرفته و گاه طاقهایی مشبک دارد، رواقها به مثابه سایه بان به کار میروند و در روزهای شلوغ به عنوان جایگاه عبادت مورد استفاده قرار میگیرند.(3)
معماران دوره اسلامی، مسجد را به شیوههای گوناگون میآراستند. در هر دوره، یکی از عناصر تزیینی در آراستن مساجد متداول بوده است. برای مثال، در عهد سلجوقیان، آجر کاری؛ در عهد ایلخانان، گچ بری؛ در عهد تیموریان و صفویان، کاشی کاری رواج بیشتری داشته است.(4)
مسجد جامع قم با توجه به تقسیم بندی مساجد ایران، بر اساس نقشه و پلان در زمره مساجد دو ایوانی با پلان مربع مستطیل است.(5)
تصویر 1
اسکلت اصلی گنبدخانه آن، متوازن و متعلق به نیمه نخستین قرن ششم هجری است و به اعتبار متون معتبر تاریخی، احداث بنای گنبد خانه پرکار، دو ایوان و چهار شبستان در گرداگرد صحن و یک ورودی با سر دری پرتکلف است.
طراحی و ساخت مساجد در دشتهای فلات ایران، با توجه به گرمای طاقت فرسای تابستان و سرمای شدید زمستان و همچنین نوسان نسبتا زیاد درجه حرارت در طی شبانهروز، میبایست به گونهای انجام میشد که شرایط آسایش روحی و جسمی انسان را به مهمترین نحو ممکن فراهم مینمود. بارزترین مشخصه کالبدی مساجد دشتهای فلات ایران حیاط مرکزی آن است؛ فضایی که مسجد و عبادت کنندگان داخل آن را در مقابل محیط گرم و خشک این منطقه محافظت نموده و حوض آبی که در میان سرا میساختهاند، هوای داخل مسجد را تعدیل میکند.
بدین گونه مساجد مانند قطعهای از بافت کل شهر، با ساختمانهای مجاور کاملاً تلفیق شده است. نوسان درجه حرارت در خارج ساختمان، تأثیر کمتری در داخل بنای مسجد میگذارد و دلیل این امر به لحاظ قرار گرفتن سطح خارجی ساختمانها در کنار یکدیگر با دمای تقریبا یکسان و همچنین جرم حرارتی زیاد ساختمانها در مجاورت هم میباشد.
معمولاً در دشتها، مصالح عمده بنا خشت و آجر بوده؛ البته در
صورت امکان و دسترسی به سنگ، از آن هم برای بدنه ساختمان مسجد و خصوصا پایههای آن استفاده میکردند و به لحاظ وزن سنگین این گونه مصالح و ضخامت زیاد کالبد مسجد، دیوارههای خارجی و طاقهای مسجد مانند یک عایق حرارتی ضخیم باعث جلوگیری از تبادل حرارت بین داخل و خارج میشوند. به دلیل اهمیت مساجد به عنوان مهمترین بنای شهرهای کویری و همچنین فراهم نمودن شرایط آسایش برای نمازگزاران در تابستان، ارتفاع مساجد ـ خصوصا گنبدخانه آن ـ زیاد است، اکثرا مساجد مرتفعترین ساختمانِ شهرهای سنتی و مناطق کویری به شمار میآیند.(1)
معماری مسجد نیز چون معماری دیگر بناهای سرزمینها میبایست با اقلیم همساز و دمساز باشد. در زمستان، شبستانها و زیرزمین، در بهار شبستانهای هم کف، در گرمسیر تابستانها در شبستانهای زیر زمین سر میکنند.(2)
تزیینات مسجد جامع
الف) مقرنس کاری
بارزترین عنصر تزیین در معماری اسلامی، مقرنس است که یادآور نمای منجمد شده، سنگ گونه شیرههای آهکی در غارهاست. مقرنس علاوه بر این که عنصری تزیینی میباشد، عامل فنی در معماری به
شمار میرود.(1)در معماری اسلامی، مقرنسها برای اولین بار در گوشهها و زاویههای گنبد به کار گرفته میشد. معماران اسلامی با استفاده از سقفهای گنبدی و با اقتباس از معماری کهن، دست به نوع آوریهای فنی و هنری منحصر به فرد زدند که در نوع خود در جهان معماری بی نظیر بود. آنان سقف گنبد را که در دوره ساسانی بر روی پایه مربعی بنا شده بود، بر پایههای هشت ضلعی بنا نهادند. لذا فشارهای وارده از سقف گنبد به گوشههای جانبی هشت گانه منتقل میگردید تا مانع از ریزش گنبد شود. این اضلاع هشت گانه، به صورت مثلث کوچکی که جنبه تزیین داشتند نمایان میشدند. سپس در مراحل بعدی و با استفاده از مصالح انعطافپذیری همچون گچ، هنر مقرنس کاری گسترش پیدا میکرد.(2)
سادهترین شکل مقرنس از هفت عنصر منشوری تشکیل یافته که میتواند بر هم افزوده شود و یک برجستگی را تشکیل دهد. این هفت عنصر با هم در پلان یک مستطیل و دو مثلث را نشان میدهند. یکی از مثلثها دو پهلو برابر و دیگری سه پهلو برابر است .
مقرنسها عنصر ساختمانی نیستند، بلکه عنصر تزیینی به شمار میروند که اغلب روی یک عنصر معماری مثلاً سر ستون، قوس، فیل پوش زیر گنبد و کتیبه در و پنجره متصل میشوند. مقرنسها را گاه از سنگ میتراشند، گاه از سفال (کاشی)، اما بیشتر آنها را از گچ میسازند. معمولاً مقرنسها را در تزیین طاق بندیها، گوشههای
سقف، به کار میبرند.(1)
مقرنسها به استواری و توازون بنا کمک میکند و گویی سقف آسمان است که بر حجم مکعب زمین قرار گرفته و گردی آسمان را به حرکات خود ـ که بر جهات چهارگانه کره زمین است ـ مطابق باعناصر چهار گانه: گرما، سرما، رطوبت و خشکی، قرار یافته است ترسیم میکند. در حقیقت، با پیوند آسمان در زمین، جهان به گونهای نمادین در معماری اسلامی ظاهر شده است و این ریشه در اساسیترین اصل اسلام که همان وحدت است دارد.
1) 1. همان، ص 199.
مقرنسها شباهت زیادی به خانههای زنبور دارند که به شکل طبقاتی روی هم ساخته شدهاند؛ برای آرایش دادن عمارت یا برای اینکه به تدریج از شکل هندسی، شکل دیگری پرداخته شود، مخصوصا از اشکال مربع به اشکال دایرهای که گنبدها به آن قرار میگیرد به کار میرود. معماران، مقرنسها را با مهارتی خاص ساختهاند که نمیگذارد موجب سنگینی ساختمان شود و بر اصل و پایه فشار وارد آید.(1)
1) 1. مجله مسجد، فولادوند، شماره 35، ص 59.
در سر در ورودی در مسجد جامع قم و ایوان شمالی و جنوبی، نمونه هایی از مقرنس های گچی و کاشیهای سفالی طراحی شده است. زیباترین مقرنس در ایوان جنوبی نمودار است که دربرگیرنده دو کوه مطبق و معلق در دو طرف آن است و اگر بخواهیم آن را توصیف نماییم، باید بگوییم که همانند دو گنبدپنج طبقهای است که هر طبقه دارای پنج قطار با پنج حوضچهی بزرگ و کوچک میباشد.
در میان دو گنبد آویزان هم سه حوض بزرگ وارونه با سطح قوسی آراسته و مزیّن ترنج هایی از کاشی معرق است که در میان قابی از کاشیهای سفالی با جدار مثمن (8 تایی) صفهدار نمودار میباشد. بین حوض نیز جداری شبیه با دو گنبد کوچک و معلق با حوضچههای متنوع و منظم در سه ردیف با قطارهای مشابه است که با مهارتی خاص به سقف ایوان آویخته شده است.(1)
این مقرنس بی نظیر و ممتاز که از نقاشی ملات سازی تؤام با رنگآمیزی طلایی برخوردار گردیده، از دور به صورت مقرنسی از آجر، نمایان است.(2)
ب) کاشی کاری و کتیبه نویسی در مسجد جامع
در ایران، استفاده از کاشی برای تزیین و استحکام بخشیدن به بناها از دوره سلجوقی آغاز شد و در طی قرون متمادی، به ویژه در عهد تیموری و صفوی، به اوج رسید. کاشی نقش عمدهای در
تزیین بناهای دوره اسلامی داشت و شیوههای متفاوت هنرمندان کاشیکار به کار میرفت. استفاده از کاشیهای یکرنگ، کاشی هفت رنگ، کاشی معرق و تلفیق آجر و کاشی در دورههای سلجوقی، ایلخانی، تیموری و صفویه در تزیین بنا مرسوم بود و تا عصر حاضر ادامه یافته است.(1)
از اواخر دوره تیموری و آغاز دوره صفویه، استفاده از کاشی خشتی یا هفت رنگ در تزیین بناهای گوناگون متداول شد.(2)
تحول و رواج کاشی هفت رنگ را تا حدودی میتوان ناشی از دلایل اقتصادی و سیاسی دانست. با توجه به اهمیت معماری و احداث روزافزون بناهای مذهبی و غیر مذهبی در دوره صفویّه، معماران ایران بر آن شدند که در تزیین بناها از کاشی هفت رنگ بهره گیرند. با استفاده از این شیوه، هنرمندان قادر بودند تا از نظر اقتصادی با هزینه کمتری کاشی مورد نظر را تولید نمایند؛ همچنین از نظر ساخت نسبت به سایر کاشیها به زمان کمتری نیاز داشتند.
برای ساخت کاشی هفت رنگ، ابتدا طرحهای مورد نظر را روی کاشی ساده آماده ساخته و سپس نقش و نگارها را به رنگهای مختلف در آورده و سر انجام لعاب داده و به کوره میبردند که هریک از کاشیهای مربع خود شکل قسمتی از تزیین را تشکیل میداده است.(3)
در مسجد جامع قم بهترین نمونه کاشی کاری و کتیبه نویسی در ایوان جنوبی آن نمودار است که تزیینات آن مربوط به زمان فتحعلی شاه قاجار، سال 1248 ه . ق میباشد. این کاشی کاری برفراز ازارهای از سنگ تراش سفید به ارتفاع 20/1 متر است و تمام بدنه ایوان را از بغلهها و اسپرتا به کتیبه کمربندی را زینت بخشیده است. کاشیهای آن خشتی، منقشِ هفت رنگ و از آثار هنر فتحعلی شاه است که با نقشه بند اسلیمی و اژدربندی میباشد و در میانه کاشی کاری آن، چند
خط عمودی و افقی از آجر کلوکی و تراش دیده میشود که مانند قابی کاشیها را در میان گرفتهاند و وسط هر قابی، نمایی ساخته شده و در درون هر نما ترنجی دیده میشود که روی آن آیه شریفه «وَ ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الاِنْسَ الاَّ لِیَعْبُدون» نوشته شده است که این آیه در کتیبههای معابد و مساجد از آثار مخصوص فتحعلی شاه قاجار است و در سینه اسپر بالای پوشش «دو قوسی» سه درگاه ورودی به مقصوره، سه قاب آجری مربع مستطیل گرفته شده که درون آن با کاشیهای خوش نقش و زیبا و شفافی تزیین شده است و در قاب وسطی، در ترنجی کشیده شده به خط ریز ثلث، آیة الکرسی و در پایان، «فالله خیر حافظا و هو ارحم الرّاحِمین» نوشته شده است.
در ترنجِ کشیده دیگری، «لااله الاالله، محمّد رسول الله، علی ولی الله» ـ تعمیر سال 1365ه . ق ـ خوانده میشود و در سوی دیگر «انا مدینه العلم و علیٌ بابها» جلب توجه میکند.
در کمرگاه ایوان، کتیبهای است کمربندی از کاشی خشتی، زمینه لاجوردی، به خط سفید؛ که روی آن سوره مبارکه جمعه، در پایان «سُبْحانَ رَبّکَ رَبُّ العِزَّةِ عَمّا یَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلی المُرْسَلین وَ الْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ» فی تاریخ شهر ربیع الثانی سنة ست و اربعین و ماتین بعد الف من هجرة النبویه» خوانده میشود.
در لبه ایوان از دو قوس بالا و نیز طرفین، به صورت گیلویی و روی آن، طره برجی پیچی از کاشی فیروزه فام که هر یک به اندازه 40 در 40 به کار برده شده است، همانند آثار قرن هشتم هجری منظره ایوان را بسیار زیبا کرده است.(1)
در دو طرف ایوان جرزهایی است به عرض 2 متر و 50 سانتی متر و ارتفاع 18 متر ومتصل به آن صفه محرابی است که بر فراز هر یک ایوانی با پوشش مقرنس بدیع میباشد و در کنار آن نیز جرز دیگری قرار دارد که جمعا چهار جرز میشود و سراپا به کاشیهای خوش نقش و زیبا آراسته شدهاند و لچکیها وپیشانی ایوان نیز آراسته به کاشی گره سازی است.
در پیشانی ایوان و دو ایوانچه دو طرف آن کتیبهای به طول 28 متر و عرض یک متر از کاشی خشتی قرار دارد. روی این کاشی خشتی که با خط خاصی، بر گرفته از خطوط ثلث و نسخ و ریحانی است، آیهای از
1) 1. گنجینه آثار قم، عباس فیض، ج2، ص 78.
سوره مبارکه نور نوشته شده است.
در مقصوره مسجد، در کمر آن کتیبهای کمربندی از گچبری به خط ثلث ممتازِ «شیخ محمد حسن قمی» که روی آن سوره تبارک نوشته شده، وجود دارد و در پایان، عباراتی که نشان از تعمیر مقصوری در 529 ه . ق و احداث شبستانهای آن از طرف فتحعلی شاه در سال 1246 ه . ق گچبری شده است، به چشم میخورد.(1)
تزیینات کاشی مجموعه ایوان جنوبی، ابتدا از طرف مرحوم حضرت آیة الله فیض در سال 1365 ه . ق مرمت شد و مجددا از طرف حضرت آیة الله العظمی بروجردی، در سال 1375 ه . ق تمام مسجد تعمیر و به ازاره سنگی آراسته و مزین گشت.
1) 1. تربت پاکان، مدرسی طباطبائی، ج 2، ص 114.
در ایوان و شبستانهای شمالی مسجد جامع نیز مزین به کاشی خشتی است که روی آن به خط ثلث سفید، سوره مبارکه منافقون و در پایان، عبارت « کتیبه به خط محمد رضا الشریف القمی فی تاریخ 1248 ه . ق، نوشته شده است»[به چشم میخورد].
در دو طرف آن، دو چشمه و در قسمت بالا و دو طرف ایوان و ایوان فوقانی با پوشش مقرنس گچی با جرزهای آجری و لچکیهای کاشی کاری مقطعی دیده میشود.
سر در ورودی نیز کتیبهای کمربندی از کاشی خشتی با زمینه لاجوردی دارد که روی آن به خط ثلث، آیات سوره جمعه [نوشته شده] و در پایانِ کتیبه جمله «اقل الحاج شیخ عباس مصباح زاده 1381 ه . ق» خوانده میشود.(1)
ج) آجر کاری
در معماری مساجد عصر سلجوقی اصلیترین ویژگیِ کالبدی آن استحکام است که ناشی از تعلق آن به شیوه رازی و کاربری مذهبی میباشد.
آنچه ماندگاری حیرتانگیز و ستودنی مساجد این دوره را سبب شده، استفاده گستردهای است که از آجر در ساخت این آثار به عمل آمده، تا حدی که به کارگیری آجر در معماری سلجوقی مشخصه اصلی و به عنوان یک صفت مشخصه این دوران محسوب میشود.(2)
بهره جستن فراوان از آجر به عنوان اصلیترین مصالح در بناهای عمده ناحیه مرکزی ایران، گویای توجه به دو نکته مهم فنی در این مصالح ـ با توجه به ویژگیهای آب و هوایی بخش عمدهای از این سرزمین ـ است.
ضریب انقباض و انبساط آجر در برابر گرما و سرما به گونهای است که از ایجاد ترک در بنا جلوگیری میکند. آجر در مقایسه با دیگر مصالح، از قدرت ذخیره انرژی حرارتی برخوردار است و در نتیجه، نوسانهای حرارتی محیط خارج از جدار بنا به داخل، شدید نیست و بدون دخالت وسایل گرما زا و خنک کننده میتواند شرایط و فضای مطبوعتری فراهم آورد.(1)
«آجر در معماری ایران نه به عنوان ذرهای در مقابل کلان معماری نمود دارد، بلکه چون واحدی است که در معماری مینشیند. کاملتر بگوییم، همچون نت است در ساختمان یک موسیقی سمفونیک، یا همچون کلمه است در شعر. غرض، مقایسه شعر و موسیقی با معماری نیست، بلکه هدف نمایاندن اهمیت یک عنصر در معماری، به کار رفته است. خصیصه کامل این عنصر ساختمانی در معماری آجری اصیل، به غایت محسوس است. آجرها در ترکیباتشان با یکدیگر، تابع ریتم و هندسه خاصی هستند که آنها را شکل و حالت میبخشند.(2)
آجر به عنوان یک عنصر تزیینی، کارآیی آن را دارد که با تمامی عناصر تشکیل دهنده یک بنا بیامیزد و یا به شکل یک عنصر مجرد تزیینی جلوهگری کند و در حالتی که صرفا جنبه تزیینی دارد، بار اضافی است که به سازه اصلی متصل میشود».(1)
معماران عهد سلجوقی بعد از دستیابی به عوامل و عناصری که با آنها میتوانستند بناهای بزرگ ایرانی را به وجود آورند، ظاهرا از سبکهای ساختمانی خود راضی شدند و از آن پس، همّ خود را مصروف تزیینات بناها کردند. در این کار، ابتدا از آجر به عنوان یک عنصر تزیینی استفاده کردند و مصالح آجری در بناها به شیوه بسیار ماهرانه به کار گرفته شد؛ به گونهای که تمام سطح خارجی بناها رابا نماسازی آجری نمایش دادهاند. در این عنصر، نکات تزیینی در آجر کاری عبارت بودند از: بافت آجر کاری، مفاصل ردیفها، پستی و بلندی آجرها، حالت و رنگ سطوح آجری و حتی سایههایی که با آجرهای برجسته و فرو رفته تشکیل میشد. در این دوره، غنیترین طرحها و فرمهای تزیینی در دیوارهها، پوششها، سقفها و منارهها از آجر ابداع شد.(2)
به کار بردن آجر در مسجد جامع به عنوان عمدهترین مصالح در کار ساختمان، در تمامی قسمتها و اجزای بنا، از پی گرفته تا جرزها و ستونها و دیوارها و چشمه پوششها، استفاده شده است و با به کارگیری این مصالح در تمامی زمینههای ایستایی، استاتیکی، اسکلت
سازی و آذین، بهره جسته میشود؛ تا بتوانند به خلق شاهکاری کم نظیر دست بزنند.
در این باب، از جمله مهارت استادان ایرانی در اجرای نمونه هایی از پوششها به سطح وسیع به یاری آجر در این مکان تابدان پایه رسیده است که به قولی، اگر طرح آنها بر روی کاغذ به متخصصان ناآشنای معماری عرضه گردد برای اجرای آن جز بتون راه دیگری را پیشنهاد نخواهند کرد.
در مسجد جامع، از آجر در ایوانها، شبستان و گنبد استفاده کردهاند و برای استحکام آن از ملاط و ساروج بهره بردهاند.(1)
د) مشبکهای مسجد
در قسمت زیادی از مسجد جامع، مشبک هایی دیده میشود که میتوان آن را به عنوان عنصر تزیینی مجموعه محسوب کرد. این مشبکها دو فایده اساسی دارند: نخست آنکه به وسیله آن نور کافی و مطلوب به درون ساختمان میرسد؛ دوم آنکه جهت تهویه هوا در خنک شدن قسمتهای مختلف بنا، طراحی و معماری شدهاند، به طوری که در فصل گرما، بدون به کار بردن دستگاههای خنککننده، میتوان به اقامه نماز جماعت پرداخت و از هوای مطبوع آن استفاده کرد.(2)
بناها و اختصاصات مسجد جامع
ورودی اصلی مسجد
مسجد جامع دارای دو ورودی است که یکی از آنها به شبستانهای شمالی از داخل کوچه فرعی میباشد مخاطب دید چندانی به آن ندارد و با چند بار چرخش به درون هدایت میشود و دیگری که در ورودی اصلی بنا میباشد در جبهه غربی مسجد قرار دارد.
این ورودی دارای سردری مرتفع با طاق مقرنس زیرگچی است. پشت سردر، فضای ورودی قرار دارد که سقفی رسمی بندی دارد. مخاطب با گذر از فضای ورودی ازطریق یکی از طاقهای جبهه غربی، به حیاط مسجد میرسد.
فضای ورودی در راستای محور سردر با نمای داخلی صحن ایجاد شده، و این نکته خود میتواند گویای عدم همزمانی ساختمان سردر با
مسجد باشد؛ البته این عدم همخوانی میتوانست به صورت زیباتری نیز در طرح ورودی حل و فصل شود.(1)
سردر ورودی مسجد، درست مقابل ورودی مدرسه جهانگیرخان واقع شده که بیانگر ارتباط مکان عبادت و کسب علم و دانش است .(2)
سردر به دهانه 6 متر، عمق 2 متر و ارتفاع 1 متر، دارای جدار سفید کاری، پوشش مقرنس گچی و کتیبه کمربندی از کاشیخشتی که از آثار فتحعلی شاه قاجار است که تعمیر و کتیبه کاشی مورخ 1381 ه . ق، جایگزین کتیبه قدیمی شده است.
در طرفین سردر جرز آجری و در جانب آن، صفهای با پوشش مقرنس مشتمل بر دو طبقه فوقانی و تحتانی است.(3)در قسمت کمر آن کتیبهای کمربندی از کاشی خشتی زمینه لاجوردی قرار دارد که روی آن به خط ثلث آیات: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اِذا نُودِیَ لِلصَّلوة.... وَ اللّهُ خَیرُ الرّازِقین» از سوره جمعه، آورده شده و در پایان کتیبه، جمله «اقل الحاج شیخ عباس مصباح زاده 1381 ه . ق» خوانده میشود. ورودی مسجد جامع از دو لنگه در تشکیل شده که زنجیری بزرگ نیز بر روی آن نصب شده است. در عصر قاجار به دلیل نبود عدالتخانه و رسیدگی به اختلافات، مکانهای مذهبی مانند امامزادهها و مساجد جامع مکانی برای پناه مظلومان و رهایی از مجازات حاکمان محلی بود. زنجیر ورودی مسجد جامع قم نمودی از یک مکان امن در میان مردم بود و
معنی باطنی آن چنین بود که هر کس حلقههای زنجیر را در دست میگرفت از شر شیطان به خداوند پناه میبرد و امنیت مییافت.(1)
از پیشخوان که وارد مسجد جامع میشویم، به فضایی قدم میگذاریم که هشتی نامیده میشود. سپس با عبور از آن، به صحن و میانسرای مسجد وارد میشویم.(2)هشتی مسجد جامع با 20/5 متر طول و 4 متر عرض یک متر از سطح خیابان فرعی پایین میباشد.
صحن مسجد جامع
صحن و فضای باز مسجد، از مهمترین عناصری است که ضمن هویت بخشیدن به آن، تجلی دهنده وحدت بین قسمتهای مختلف مسجد میباشد.
سه عامل، نفوذ جهان بینی اسلام، الگوی مسجد مدینه و سنت، استفاده از حیات مرکزی که از دیرباز در فرهنگ معماری اسلامی وجود دارد، باعث شد که استفاده از صحن و حیاط مرکزی به عنوان یکی از عناصر اصلی در ساخت مساجد مورد استفاده قرار گرفت.
*سیر تحول در صحن مساجد
در معماری اسلامی، صحن مساجد را میتوان به سه دسته کلی تقسیم بندی کرد:
الف) صحن یک طرفه که تحت تأثیر الگوی مسجد پیامبر است. این سبک در بیشتر مساجد اولیه که در قرون اولیه ساخته شده بود؛ از قبیل مسجد کوفه و بصره دیده میشود.
ب) صحن مرکزی: مرکزیت در اسلام، نمادی از وحدت است و وقتی صحن در مرکز مسجد قرار میگیرد به عنوان یک عنصر نظم دهنده به مسجد عمل میکند و قطبی میشود که فضای اطراف را تحت تأثیر خود قرار میدهد.
ج) صحن مرکزی گسترده: در این شیوه، گسترش حیاط به وسیله چهار ایوان در چهار یا دو ایوان، فضای باز بیشتری را در رابطه با حیاط مرکزی ایجاد میکند. در این گونه مساجد، ایوان که در جهت قبله است به وسیله عمق و با ارتفاع بیشتر اهمیت مییابد و در نتیجه، به فضای صحن در عین ایستایی جهت معنوی میدهد(1).
با توجه به مطالب فوق، میتوان اذعان داشت که صحن مسجد جامع، مستطیل شکل و چهار طرف آن محصور به ایوانها و شبستانهای مسجد و از نوع صحنهای مرکزی است. این صحن به طول 15/47 متر و عرض 25/27 متر و پلان مربع ـ مستطیل، زیبایی خاصی به مسجد داده است که مساحت آن حدود 1285 متر میباشد.
1) 1. حیاط مساجد، بهناز امین زاده، «مقاله ص 36».
*مقصوره مسجد جامع
واژه مقصوره، عربی و اسم مفعول به معنای خانه و سرای وسیع که برگرد آن دیوار کشیدهاند، و در معماری به معانی مختلف و کاربردهای مختلف به کار گرفته شده است.
مقصوره گاه به معنای گنبدخانه و گاه به جای ایستادن امام نیز اطلاق میشود و مهمترین و مشهورترین مقصوره از حیث معنی و کاربرد در متون تاریخی و از دیدگاه معماری مسجد، به محل ایستادن امام در مسجد اطلاق میشود. نخستین کسی که مقصوره در مساجد جامع ساخت تا برای روز جمعه نماز بر آن خوانند، معاویه بود. پس از آن، این عمل به عنوان سنتی برای حکام اسلامی در آمد.(1)
در مسجد جامع قم، مقصوره باشکوهی وجود د ارد که ارتفاع آن 30 متر و دهانه آن 23/13 متر است. این مقصوره گویا همزمان با شکلگیری اولیه مسجد ساخته شده باشد. این مقصوره با سه درگاه که یکی به ایوان جنوبی و دو درگاه به شبستانها متصل میشود، در چهار طرف مقصوره، نیم طاقی بالا آمده و صورت مربع را در شکل هشت ضلعی مبدل ساخته است. در تمام بدنه آن، گچبری شده و بالای آن صورت ساختمان به شکل شانزده ضلعی در آمده است و شانزده نما ساخته شده که یکی در میان، به نورگیر و میان تهی شده است. بر فراز آنها، صورت مقصوره از مظلّع مدوّر تبدیل شده و پا طاق گنبد به صورت عرقچینی بالا رفته است و بدنه پوشش که همانند قدحی گلدار
1) 1. مقصوره در مسجد، نادر کریمیان سردشتی، ص 520.
که آن را واژگون قرار داده باشند، آراسته به مقرنس آجری است که بدنه آنها حوضچهها و دیوار با نقشه ظریفی گچبری و رنگآمیزی شده که هر یک با نقشه دیگر متفاوت است.(1)
در اضلاع شرقی و غربی مقصوره، در وسط یک نما و در دو طرف آن دو درگاه با دیوار آجری زیبا و پوشش در قوسی است که به طرف شبستانهای مسجد باز میشود.
1) 1. گنجینه آثار قم، عباس فیض، ج 2، ص477.
در کمرگاه مقصوره مسجد جامع، کتیبهای از گچبری به خط ثلث ممتازِ شیخ محمد حسن قمی که روی آن سوره تبارک نوشته شده، وجود دارد که در پایان، عباراتی که نشان از این که تعمیر مقصوره از طرف فتحعلی شاه در سال 1246 ه . ق صورت گرفته و گچبری شده به چشم میخورد که در گذر زمان ساییده و محکوک شده و خواندن آن مشکل بود.(1)این گچبری در سال 1381ش توسط سازمان میراث فرهنگی استان قم در طی یک طرح بازسازی و مرمت، قابل رؤیت گردید.
گچبریها تا فاصلهای پیرامون شش متر میباشد. بالای کتیبه تا آغاز قسمت کروی سقف، با نقش و نگار رنگین به سبک خاص و با مقرنس کاری در زاویههای خاص و بالای محراب آراسته شده است. در زیر سقف 16 نما، 8 نورگیر مشبک در میان طرح افکنده شده و با اشکال هندسی سقف رنگآمیزی شده و جلوه و عظمت خاصی به بنا داده است.(2)
گنبد خانه مسجد جامع، محراب را در خود گرفته است و محور شریف قبله را پایان داده است و نقطه اوج و غایت فضای مسجد را تعین میبخشد. ترکیب کلی مسجد به گونهای است که گویی همه تلاش معمار برای راهنمایی و رسانیدن مخاطب به این منزل نهایی - گنبد خانه ـ بوده است.
گنبد خانه از صحن دیده نمیشود؛ اما کشیدگی صحن و تأکید بر محور قبله و ایوان عظیم سمت قبله در واقع همه را به سوی او میخوانند. این قسمت بنا مطابق معمول قاعدهای مربع و سقفی مدور دارد، اما منطقه انتقال از مربع پایه به دایره سقف به روشی صاف با استفاده از مقرنسهایی با طاسههای درشت در دور تا دور گنبد طراحی شده و از ممیزات این گنبدخانه محسوب میشود.(1)
طول مقصوره و دور گوشواره آن 69/39 متر میباشد(2).
یکی از گونهها و جلوههای زیبای معماری اسلامی در مساجد، گنبد است که در جای جای شهرها و روستاها، در فراز بسیاری از اماکن مقدس و متبرک همچون مساجد و تکایا و زیارتگاهها قد برافراشته و بر شکوه و جلال آن اماکن میافزاید.
واژه گنبد در زبان فارسی معانی گوناگونی دارد. گنبد، سقف یا ساختمان بیضی شکل است که اغلب با آجر بر فراز معابد، مساجد، قبور و آرامگاهها میسازند. گنبد را به هر چیز مدور اطلاق میکنند. غیاث الدین جمشید کاشانی، ریاضیدان مسلمان، در تعریف گنبد میگوید: گنبد طاقی است که حول محور قائم (عمود منصف دهانه) چرخانده شود و بدین صورت با توجه به دورهای مختلف اشکال
گوناگون گنبد به وجود میآید.(1)
گنبدها گاه یک پوسته، گاه دو پوسته و گاه رُک، با توجه به دورانهای معماری اسلامی، تقسیم بندی میشود. گنبدها اصولاً جنبه حفاظتی دارند؛ ولی این عنصر حفاظتی گاه مانند سایر عناصر انتفاعی، عملاً دارای جنبههای هنری است. به عبارت دیگر، ذوق و سلیقه زیبایی خواهی در آن وجود دارد.(2)
گنبد رفیع مسجد جامع قم، از باشکوهترین و رفیعترین گنبدهای مساجد ایران است که از نوع یک پوسته و آثار عصر سلجوقی است که ارتفاع آن از سطح صحن یا میانسرا حدود 30 متر میباشد. مهمترین نماد کالبدی مسجد از دور گنبد است که چون پوستهای که آسمان را خیمه زده و به درون برده است و سر بر درون دارد و در نقطه مقابل آن دستی از زمین به آسمان برآمده و به گِل نشسته است.(3)
با شکوهترین قسمت مسجد جامع، که در تناسب اندام و حسن منظر و زیبایی پیکر ممتاز و بی نظیر است، ایوان جنوبی آن است.
اصل ایوان جنوبی از آثار قرن هشتم هجری است که در دورههای صفوی و قاجار تعمیر گشته است.(4)
این ایوان به دهانه 3/13 عرض 8/6 متر و ارتفاع 18 متر است. راستای اصلی این ایوان روی به سوی قبله دارد و نمای آن سه برابر نماهای دیگر حیاط ارتفاع پیدا کرده است.(1)
نمای ایوان جنوبی به شکلی است که گویی نیم گنبد را در چهار چوب دیوارهها جای داده است تا مانند قاب آنها را احاطه کند، مثل یک
1) 1. بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، نصرالله مشکوتی، ص 232.
اثر هنری که درون چهار چوب یک قاب جاسازی شده است.
این چنین ایوانهایی دو هدف همزمان را دنبال میکردند: 1. نشان دادن عظمت و شکوه مذهب تشیع.
ایوان جنوبی از نظر سبک بنا و فاصله میانی آن با مقصوره، بدون هیچ انحراف روی به سوی قبله دارد. در این چیزی که حس استعجاب معماران هنرمند را بر میانگیزد مقرنس گچی پوشش آن میباشد. نقشه کاشیکاری جدار آن را در میان قابهایی از آجر کلوکی و تراش توأم با نمابندی و کتابت متعدد موضعی و کمربندی، جالب توجه است.(2)
مقرنس پوشش آن با نقشه گیج کنندهای طراحی شده متضمن دو کوه مطبق و معلق در دو جانب است که به دو گنبد پنج طبقهای که هر طبقه دارای پنج قطار و با پنج حوضچه بزرگ و کوچک میباشد.
در میان دو گنبد آویزان، سه حوض بزرگ وارونه با سطح قوسی آراسته و مزین به ترنج هایی از کاشی معرق است که در میان قابی از کاشیهای سفالی با جدار 8 تایی صفهدار نمودار میباشد.
این مقرنس بی نظیر و ممتاز که از نقاشی ملات سازی، تؤام با رنگآمیزی طلایی برخوردار گردیده، از دور به صورت مقرنسی از آجر نمایان است. در طرفین ایوان، جرزهایی است به عرض 5/2 متر و ارتفاع 18 متر و متصل به آنها صفه محرابی و بر فراز هر یک ایوانی با پوشش مقرنس بدیع و در جنب آن جرز دیگری است که جمعا چهار جرز میشود و سرا پا مزین به کاشیهای خشتی خوش نقشند و لچکیها و پیشانی ایوان نیز آراسته به گره سازی و در پیشانی ایوان و دو
ایوانچه جنبین آن کتیبهای است به طول 28 متر و عرض یک متر از کاشیهای خشتی به خط خاص مأخوذ از ثلثی و نسخ و ریحانی؛ که روی آن به طور متداخل، آیه مبارکه نور خوانده میشود.
تزیینات کاشی ایوان جنوبی، مربوط به عصر فتحعلی شاه که به سال 1248 ه . ق بوده که به مرور شکسته و ریخته شده بود و یک بار از ناحیه مرحوم آیة الله فیض در 1365 ه . ق، و مجددا از ناحیه آیت الله العظمی بروجردی در سال 1375 ه . ق تعمیر شده است.(1)
این ایوان، مظهر جمال و زیبایی و اعتدال و یکنواختی است؛ زیرا تمام اجزای آن در جای خود قرار گرفته و متناسب است.(2)
ایوان جنوبی مسجد جامع که در جانب قبله میباشد، مرتفعترین و عریضترین ایوان مسجد جامع است که با قاب پرهیبت خود، گنبد شبستان مسجد را پشت خود مخفی کرده است و مانع میشود گنبد، شکوه خود را برای ناظر واقع در صحن جلوهگر سازد.
ایوان جنوبی مسجد جامع از طریق سه درگاه بزرگ و کوچک به مقصوره یا گنبد خانهای مربع وصل میشود.(1)
در میانه شبستانهای شمالی و در مقابل ایوان سمت قبله، ایوان شمالی قرار دارد که دهانهای به مراتب کوچکتر از ایوان اصلی مسجد دارد که باطاق نماهای دو طرف خود ترکیب شده و ارتفاعی نزدیک به دو برابر نماهای صحن یافته؛ تابتواند در مقابل ایوان اصلی، عرض اندام نماید. این تشخص ایوانها و در عین حال، هم آوازی آنها با یکدیگر، اسباب تعیین محور قبله و تأکید بر آن رابیش از پیش در فضای مسجد مهیا میکند. این ایوان با دهانه 8/7 متر و عرض 5/6 متر و ارتفاع 14 متر از آثار عصر فتحعلی شاه قاجار میباشد. ایوان شمالی با جدار مزین به کاشی کاری و پوشش مقرنس گچی که در کمربند آن کتیبهای است از کاشی خشتی که روی آن به خط ثلث سفید، سوره مبارکه منافقون و در پایان، عبارت کتیبه به خط محمد رضا الشریف قمی، 1248 ه . ق نوشته شده است.
1) 1. مساجد، کاظم عرب، ص 191.
در دو طرف آن دو چشمه و در قسمت بالا و دو طرف ایوان، دو ایوان فوقانی با پوشش مقرنس گچی با جزرهای آجری و لچکیهای کاشیکاری معقلی وجود دارد.(1)
در لبه ایوان از بالا تا پایین، طرهای است که از کاشی فیروزهای و بسیار زیبا که به قرینه ایوان جنوبی میباشد. و در حقیقت، در عصر قاجار، معماران ایرانی خواستهاند ایوانی روبروی ایوان جنوبی با یک محور تقارن به سمت حیاط مسجد ایجاد کنند.(2)
دو چشمه اطراف ایوان 2/7 متر دهانه دارد و ستونهای آن 1 تا 5/1 متر ضخامت دارد.
شبستانهای مسجد جامع (خلاقیتی بدیع و ماندگار)
الف) شبستانهای عصر صفوی
فضای گنبد خانه از طریق درگاه هایی در جانب شرقی و غربی، به دو شبستان ستون دار، پوشش طاق و چشمه ارتباط پیدا میکند. اصل بنای آن از عصر صفوی میباشد. شبستان جبهه غربی مسجد، با ابعاد 23/13 × 21 متر، مشتمل بر شش چشمه در دو ردیف است و ستونهای آن مضلع آجری است که مکانی محفوظتر و دنجتر را برای عبادت عرضه میدارد. ضخامت دیواره این شبستان حدود یک متر است.
شبستان شرقی به ابعاد 21× 21 متر که سادهتر و با دهانه هایی بزرگتر است و قدیمیتر به نظر میرسد، این شبستانها که از آثار عصر صفوی میباشد در عین سادگی، صفوف نمازگزاران را به صحن اصلی گنبد خانه پیوند میدهد که با ستونهای مضلع آجری تزیین شده است.(1)در میان این دو شبستان، چهار محراب قرار دارد. شبستان غربی، به دلیل قرار گرفتن در مسیر رطوبت، آسیب بیشتری دیده است. در شبستان شرقی، در قسمت بالای آن، مکانی قرار دارد که تاریکخانه نامیده میشود که محل برگزاری نماز شب در دوران گذشته بوده و هم اکنون انبار مسجد جامع شده است.
در شبستان شرقی، فاصله ستونهای مضلع 60/5 متر و در شبستان غربی بین 45/5 تا 70/5 متر میباشد.
1) 1. شهرهای ایران، عبد الحسین سعیدیان، ص 649.
ب) شبستانهای عصر قاجار
در مقابل صحن و ایوان جنوبی مسجد جامع، از سه طرف محصور به شبستانهای زیبا و چشمه پوشی است که در امتداد و طول حیاط قرار گرفتهاند و هنگامی که به میانه حیاط میرسند دهانهای بزرگتر و طرحی متفاوت مییابند که تظاهر آن در نمای بیرونی، ایوانهای کوچک و کم عمق شرقی و غربی مسجد است.
شبستانهای این قسمت مسجد جامع، شامل شبستان شرقی و غربی و شبستان شمالی است. شبستان شرقی به دوران فتحعلی شاه قاجار تعلق دارد و دارای 9 ردیف چشمهای بر فراز 18 ستون شش ضلعی و 9 ستون چهار ضلعی است که جرزهای جلوی آن با درهای آهنی شیشه پوش محصور شده است.
این شبستان 15/47 متر طول و 30/13 متر عرض دارد و هم اکنون قسمتی از آن سالن مطالعه و کتابخانه مسجد جامع شده است. مساحت این شبستان حدود 627 متر میباشد. نقطه مقابل شبستان شرقی ،شبستان غربی مسجد واقع است که از آثار عصر ناصرالدین شاه قاجار است که دارای 9 درگاه در سه ردیف است که از نظر سطح نسبت به شبستان شرقی حدود 2 متر بلندتر است و دلیل آن وجود زیرزمینی است که در این قسمت مسجد بنا شده است.
این زیرزمین در سال 1305 ه . ق به دستور نظام الدوله شیبانی (شهاب الملک) ـ بانی گلدستههای صحن عتیق حرم مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام ـ به منظور استفاده در ایام تابستان، احداث گردیده است.(1)
1) 1. گنجینه آثار قم، عباس فیض، ج 2، ص 481.
این شبستان با 44 ستون در دو طبقه، باطول 60/39 متر و عرض 60/12 در آغاز عصر ناصری بنا شده است. فاصله ستونها، متفاوت است که بعضی 15/1 متر فاصله و اکثر آن 15/3 متر از هم فاصله دارند.
در نقطه مقابل ایوان جنوبی، شبستانهای شمالی که از دو قسمت یاد شده کوچکتر است ایوان شمالی را در میان گرفته است. ترکیب این ایوان و شبستان نیز از دیدنیهای مسجد است.(1)
شبستانهای شمالی مسجد در دو طرف ایوان شمالی چهار چشمه پوش دارد.
منبر و محراب
منبر در زمان حیات پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به وجود آمده. ریشه آن، «نَبِر» به معنای بلندی و برآمدگی است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در مسجد مدینه، [به هنگام سخنرانی [جایگاه ویژهای داشتند و در کنار درخت خرما یا درختی دیگر میایستادند و در مواردی نیز تکیه بر یکی از ستونها و یا برکُنده درخت خرما میزدند.
منبر از چوب خرما ساخته میشد و سازندگان آن را، نجاری رومی و برخی غلام عبدالمطلب میدانند. منبر راعمدتا برای ایراد خطبه میساختند تا مردم بتوانند سخنان پیامبر را نیک بشنوند. در منابع گوناگون، منبر پیامبر «اعواد» نامیده شده که این نام برگرفته از جنس
1) 1. شهرهای ایران، عبد الحسین سعیدیان، ص 649.
چوب آن است. این منبر دارای دو پله بود و یک نشستگاه داشت. در زمان معاویه، منبر جدیدی ساخته شد. سپس الموفّق ـ خلیفه عباسی ـ دستور داد منبرهایی برای شهر مکه و مناطق مِنی و عَرفه بسازند.
پس از آن، در همه ولایات منبر ساختند. معمولاً منابر را از چوب و آجر و آهن میساختند. اهمیت منبر در دوران اسلامی باعث شد که از آن پس، از اعتبار و حرمت ویژهای برخوردار شود و منبر و محراب قداست بیشتری به مساجد ببخشد. حاکمان و فرمانروایان نیز منبرهای خود را نماد قدرت و اقتدار میدانستند. رسمیت یافتن هر شهری منوط به داشتن منبر در آن بود.
قدیمیترین منبر بر جای مانده در ایران، منبر تاریخ دار مسجد جامع شوشتر است که تاریخ صفر سال 445 ه . ق را نشان میدهد.
در مسجد عتیق قم، اولین بار در سال 189 ه . ق با کوشش حمزة بن الیسع اشعری ،زمانی که قم از اصفهان جدا شد، و به صورت کوره (شهرستان) در آمد، منبر قرار دادند.(1)
پس از آن، قم از لحاظ شهری استقلال یافت و پس از رحلت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام ، رو به آبادانی نهاد و لازم آمد که مسجد جامعی متناسب با وسعت شهر در آن بنا شود. بدین جهت، در سال 265 ه . ق ابوالصدیم اشعری مسجدی در ابتدای شهر بنا نمود. سپس منبر را از مسجد عتیق به مسجد ابوالصدیم انتقال دادند.(2)
در مسجد جامع نیز منبر به عنوان یکی از نمادهای این سنت اسلامی بوده است. هم اکنون نیز در گوشه شبستان غربی مسجد جامع منبری چوبی دیده میشود که یادگار و یادآور حضور حضرت آیةالله العظمی بروجردی (ره) در این مکان مقدس میباشد.
تمامی لغت دانان بر این نظر اتفاق دارند که «محراب» کلمهای عربی است و از حرب به معنی جنگ گرفته شده است. واژه محراب 4 بار در قرآن مجید آمده است که مقصود از آن اتاقی است که در جایی بلند واقع شده است. محراب اتاقی مستقل در عبادتگاه، جلوی خانه و شریف ترین نقطه نیز معنا میدهد.
در زمان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله ، از محراب در مساجد استفاده نمیکردند و اگر از کلمه «محراب» در این دوران یاد شده تنها به معنای مکانی است که امام جماعت در آن جا میایستاد. اکثر مورخان بر این اعتقادند که عمر بن عبدالعزیز، به عنوان حاکم مدینه در دوران خلافت و لید بن عبد الملک، اولین کسی بود که محراب را وارد مسجد کرد.(1)
در مسجد جامع قم، محرابهای مختلفی وجود دارد که هر کدام به منظور خاصی شکل گرفته است. در صحن اصلی که متعلق به عصر سلجوقی میباشد، یک محراب شاهنشین به عرض 1 متر و دهانه 4 متر با پوشش پخ و بقلهها و اسپر، که به کاشی خشتی هفت رنگ زمان
1) 1. مسجد، سید سعید حسینی، شماره 31، ص 67.
فتحعلی شاه قاجار مزین گشته، دیده میشود. گویا این محراب جایگزین محراب اصلی عصر سلجوقی شده است. در این محراب زیبا در طرح کلی مرمت مسجد در سال 1381 ه . ش تعمیرات اساسی صورت گرفت.
علاوه بر محراب شاه نشین، در شبستانهای عصر صفوی دو محراب [دیگر [و جمعا چهار محراب دیده میشود. در شبستان غربی، محرابها ساده و بی آلایش است. یک محراب نیز در تاریکخانه مسجد دیده
میشود که هم اکنون از آن استفاده نمیشود .سه محراب نیز در شبستان های عصر قاجاریه قرار دارد که یکی از آنان در زیرزمین و دوتای دیگر در شبستانهای شرقی و غربی واقع است که یکی از آنان در نوع خود جالب میباشد؛ زیرا این محراب در مکانی پایینتر از جایگاه نمازگزاران قرار دارد تا هم نشانه خشوع امام جماعت باشد و مهمتر آن که کسانی که در حیاط مسجد قرار دارند هم سطح با امام جماعت قرار گیرند، زیرا امام جماعت هنگام نماز نمیتواند بالاتر از مأمومین قرار گیرد. ثانیا، در داخل این محراب و روبروی امام جماعت، مشبک هایی وجود دارد که در فصول گرم سال مانند دستگاه تهویه هوا [کولر] هوای سرد و مطبوع را به داخل محراب هدایت مینماید.
ثالثا، در دو طرف این محراب پلّههایی وجود دارد و به جایگاهی که مانند منبر است منتهی میشوند که ائمه جماعات پس از اقامه جماعت در آنجا به ایراد وعظ و خطابه میپرداختند.(1)محرابهای مسجد جامع با عرض 5/1 متر و ارتفاع 5/3 متر میباشد. بزرگترین محراب مسجد جامع در صحن اصلی، 5/4 متر عرض و 8 متر ارتفاع دارد.
مسجد جامع قم همواره در طول دوران شکلگیری، به دلیل اهمیت آن، مورد توجه مردم و حکومتها بوده است؛ به طوری که بارها مورد مرمت و گسترش قرار گرفته است .
1) 1. تاریخچه قم و مساجد تاریخی آن، محمدرضا کوچک زاده، ص 198.
در دوران صفویه، قاجار و پهلوی نمونههایی از مرمتهای مسجد جامع را میتوان مشاهده نمود؛ خصوصا در 50 سال اخیر بارها از طرف علما و مردم مرمت شده است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سازمان اوقاف و امور خیریه و سازمان میراث فرهنگی مسئولیت احیاء و مرمت مسجد جامع را بر عهده داشتهاند.
آنچه در ذیل آمده، گوشهای از اقدامات انجام شده توسط سازمان میراث فرهنگی استان قم در حد فاصل سالهای 1374ـ1382 است.
الف) سال 1374:
شبستان غربی: 1. جمع آوری آجرهای فرسوده و فرش کف شبستان و جمع آوری خاکهای اضافی؛ 2. جمع آوری اسپر ضلع شمال غربی شبستان که به طرف کوچه انحراف داشت؛ 3. اتصال پایهها در کف زیر زمین با ملاط ماسه و سیمان و آجر؛ 4. احداث کانال دفع رطوبت، پشت دیوارههای غربی و داخل کوچه با ارتفاع حدود 4 متر.
ب) سال 1378
پ) سال 1380: 1. کانال کشی جبهه شرقی؛ 2. مرمت بدنه داخلی گنبد خانه؛ 3. مرمت ازارهای گنبد خانه
ت) سال 1381: 1. جمع آوری سنگهای ناهمگون گنبد خانه؛ 2. لایه برداری و مرمت و تیشه کاری سنگهای قدیمی؛ 3. نصب مجدد سنگهای مرمت شده؛ 4. مرمت تزیینات گچی داخل گنبد خانه.
ج) سال 1382: 1. استحکام و دفع رطوبت و سبک سازی و ایزوله بام؛ 2. عملیات مرمت اضطراری در شبستانها.(1)
فعالیتهای مسجد جامع
مسجد جامع با قدمت بیش از هشت قرن، گنجینهای از خاطرات دوران ارزشمند و خیمه گاه جمعه و جماعت نسلهای متعدد بوده است و پیش از انقلاب دارای خاطرات کتاب گونهای از حضور حضرت آیة الله العظمی بروجردی است. مسجد جامع همچنین خاستگاه انقلابیون و جان برکفان بسیج در طی دوران پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی بوده است و این وادی، علم، ایمان و عبادت شهدای گرانقدری تقدیم اسلام و انقلاب نموده است.
این مجموعه از سال 1372 ه . ش با شکلگیری کانون فرهنگی حضرت بقیة الله الاعظم عجّل الله فرجه توسط جناب آقای یعسوبی، همراه جوانان عاشق ولایت و رهبری و حمایتهای بی دریغ مدیر کل اوقاف استان، امام جماعت محترم و اهالی محل، شکوه و عظمتی خاص یافت و کانونی شد برای جوانان علاقمند به علم و دانش و معرفت دینی.
1) 1. گزارش پروندههای سازمان میراث فرهنگی استان قم، تدوین؛ کاظم فداییان.
اهم فعّالیتها و بخشهای مختلف مرکز فرهنگی حضرت بقیةالله عجّلالله تعالی فرجه عبارتند از:
کتابخانه به عنوان نقطه عطفی در شروع دوران جدید مسجد بوده است و محیطی برای فعالیتهای علمی جوانان عزیز از طریق مسجد را فراهم آورده است. این کتابخانه در شبستان شرقی مسجد جامع واقع شده است و دارای 7500 عنوان کتاب در زمینههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، عقیدتی و درسی میباشد. کتابخانه عمومی به دو بخش: کتابخانه امانی و کتابخانه درسی، تقسیم میشود.
یکی از قسمتهای کتابخانه، خانه مطبوعات است.
در زیر زمین شبستان غربی، واحد آموزش مرکز، همزمان با تأسیس کتابخانه شکل گرفت که شامل قسمتهایی از قبیل کلاسهای آموزش قرائت و تجوید و صوت و لحن قرآن کریم، کلاسهای پرورش افکار، آموزش زبان انگلیسی به صورت طرح تابستانی، زیر نظر سازمان اوقاف و امورخیریه استان قم برگزار میگردد.
این بخش فعالیت خود را از اوایل سال 1381 شروع کرد و علاقمندان در آن به صورت انفرادی با دستگاههای مکالمه آموزش میبینند.
از دیگر بخشهای مرکز فرهنگی حضرت بقیة الله الاعظم سلام الله علیه، واحد نوارخانه است که دارای 1000 نوار کاست و CDترتیل و صوت قرآن کریم و شامل مداحی، سخنرانی و کمک درسی است.
این واحد شامل نصب تراکت و ریسه و پارچههای تبلیغاتی در ایام سوگواری و اعیاد مذهبی در طول سال و برگزاری مراسم زیارت عاشورا، دعای ندبه و مراسم عزاداری، برگزاری مراسم اعتکاف که از سال 1373 در روزهای 13 و 14 و 15 رجب به صورت با شکوهی برگزار میشود، از دیگر فعالیتهای این واحد است.(1)
1) 1. مطالب این بخش را که قالب فعالیتهای مسجد جامع بود، آقای اشرفی مسئول کتابخانه مسجد جامع در اختیار مؤلفان قرار داده است.
مسجد جامع قم از دیدگاه اهالی محل
مسجد جامع قم از زبان مردمی که سالها در این مکان مقدس به عبادت پرداخته و همواره باآن مأنوس بودهاند، در نوع خود جالب توجه است. مطالب این بخش با همکاری آقایان حاج اسماعیل عزیزادگان ـ یکی از اعضای محترم هیئت امنای مسجد ـ و حاج عباس صفار زاده گردآوری شده است.
حکایاتی از حضرت آیة الله العظمی بروجردی (ره)
در دهه 1330، در زمانی که مسجد اعظم هنوز ساخته نشده بود، یکی از اقدامات زعیم عالیقدر عالم تشیّع حضرت آیة الله العظمی بروجردی در ماه مبارک رمضان، اقامه نماز جماعت در مسجد جامع قم بود. نقل میکنند حضور مردم در مسجد ستودنی بود، به طوریکه اتصال صفوف نماز در پشت بامهای اطراف مسجد نیز شکل میگرفت.
مردم هر روز قبل از آمدن ایشان کوچههای مسیر را آب و جارو
میکردند و حضرت آیةالله العظمی بروجردی در آن ماه مبارک هر روز با درشکهای دواسبه به مسجد میآمدند و نماز بر پا میکردند. هنوز یادگار آن دوران یعنی منبر مبارک در گوشه شبستان غربی همنوا با خاطرات مردم است.
آقای عزیزادگان میگوید: یاد دارم در آن ایام به یاد ماندنی، باد قرمز رنگی در شهر قم وزیدن گرفت. در محوطه صحن مسجد، جهت جداسازی صفوف مردان از زنان، چادرهایی رابا تیرهای چوبی تعبیه کرده بودند. در حین نماز، چادرها فرو ریخت و روی مردم افتاد. مردم در زیر چادرها محبوس شدند، ولی به کسی آسیبی نرسید و همه از آن حادثه به سلامت نجات یافتند.
حضرت آیة الله العظمی بروجردی بدین منظور امر فرمود که گوسفندی قربانی کنند و گوشت آن را میان فقرا تقسیم نمایند.
در حکایتی دیگر نقل میکنند: در زمانی که ایشان در مسجد جامع نماز میخواندند، تگرگ شدیدی هنگام نماز باریدن گرفت. آقا پس از وقوع حادثه، شروع به دعا کردن نمود و فرمود: کشاورزان براوستان که زکات خود را دادهاند از این آسیب در امانند. وقتی مردم براوستان به مزارع خود رفتند، دیدند نیمی از مزارع آن جا از این حادثه آسیبی ندیده است.
حاج اسماعیل عزیزادگان نقل میکند: در کودکی، بر اثر بیماری به ضعف اعصاب دچار شدم و حتی نمیتوانستم بر روی پا بایستم. خانوادهام مرا برای معالجه، ابتدا به طبیبان قم نشان دادند و سپس
به تهران بردند. چون معالجه نتیجه نداد، به حضرت معصومه علیهاالسلام متوسل شدیم و به زیارت آن حضرت رفتیم. مادر بزرگم دعایی از مفاتیح را برایم خواند. در یکی از روزهایی که حضرت آیة الله بروجردی برای اقامه نماز به مسجد آمدند، هنگام پایین آمدن از درشکه به سوی او شتافتم و دستش را بوسیدم. اطرافیان مرا دور کردند. شب هنگام، در عالم خواب در کنار او در یکی از شبستانها نشسته و از جد او علی بن ابیطالب علیه السلام شفا خواستم که پس از بیداری از خواب شفا یافتم.
آنچه از زبان مردم نقل میشود در مسجد جامع از حدود 80 سال پیش، شخصیتهای بزرگواری در این مکان مقدس حضور یافتهاند و نماز جماعت و جمعه را بر پا نمودهاند، عالمانی مانند: حضرت آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، آیة الله العظمی بروجردی، حجةالاسلام سید حسن جواهری، حاج شیخ صادق تهرانی، حاج آقا روحانی. اکنون سالیان درازی است حاج آقا سید مهدی صحفی امام جماعت این مسجد هستند.
مسجد جامع قم در دوران قدیم به شکل کنونی نبود. صحن (میانسرا) سنگ فرش نبود و بوتههای تیغ به صورت پراکنده در آن
دیده میشد. در میان صحن یک چاه سنگی بزرگ به همراه حوض لوزی شکل، شبیه به حوض مدرسه فیضیه، دیده میشد.
یکی از اقدامات خیر خواهانه مردم محل، سر و سامان دادن به مسجد بود. در آن زمان، چون سیستم آب لولهکشی در قم نبود آب مورد نیاز از نهر آلوچو به سوی مسجد هدایت میشد و در آب انباری حفظ میشد و منبعی نیز به نام منبع کُر برای پاکیزگی مسجد در وسط حیاط قرار داشت. آب انبار مسجد در محدوده کیوسک برق در کنار ورودی فرعی مسجد بود و در کنار آن نیز چاهی قرار داشت، در زمان خشکسالی، به همت افراد خیرخواه، چاه سنگی در محل مسجد جامع حفر شده بود که آب مورد نیاز را تأمین میکرد. پس از راه اندازی آب لوله کشی، این بناها در درون و بیرون مسجد خراب شد. صحن مسجد با همیاری مردم و خرید آجرهای آن با دل و جان فرش شد. حوضی که در وسط حیاط مسجد میباشد یادگار آن دوران است. در آن زمان افراد خیّری نیز بودند که به مرمت مسجد کمک میکردند که میتوان به آقاسید ابراهیم و حجة الاسلام علوی کاشانی اشاره کرد که در سنگ فرش کردن صحن و خرید درهای آهنی مسجد همت نمودند. آن طور که اهالی محل نقل میکنند در محدوده صحن مسجد، درختی دیده نمیشد؛ فقط در کنار آب انبار یک درخت توت قرار داشت.
یکی از مراسمهای زیبا در مسجد جامع، برف روبی در فصل زمستان بود. به دلیل این که پشتبامهای مسجد جامع وسیع میباشد، نیاز به افراد زیادی جهت برف روبی داشت. بنابراین، در آن روزها با
پختن آبگوشت، مردم، با همدلی و همیاری به پارو کردن برفها اقدام میکردند و آنها را در صحن مسجد میریختند. برف یا در چاه سنگ بست ریخته میشد یا بستنی فروشان جهت استفاده به آب انبارهای خود میبردند.
مسجد جامع، یاد آور شکوه وعظمت دوران پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی نیز بوده است، حماسه سازی مردم محل در دوران دفاع مقدس را در تصویر شهدایی که آذینبخش ورودی مسجد است میتوان به وضوح مشاهده نمود.
واژه نامه
آهیانه: پوسته داخلی گنبد در گنبدهای دو پوشش، پوشش زیرین گنبد.
اِزاره: بخش زیرین دیوار در داخل و خارج ساختمان که معمولاً از مصالح مقاومتر در مقابل عوامل مخل ساخته میشود.
اِسپر: دیوار جدا کننده، تیغه، دیوار غیر بایر، بخشی از نمای ساختمان که در و پنجره نداشته باشد.
اسلیمی: ترکیب نقوش گل و بوته پیچ در پیچ.
اشکوب: آسمانه و سقف خانه، به هر کدام از طبقات و سقفهای ساختمان گویند.
ایوان مقصوره: ایوانی که جلو مقصوره قرار دارد و معمولاً گنبدخانه است که شامل محراب است.
پاطاق: محل شروع سقف و طاق و گنبد، محلی که پایه طاق و گنبد یا سقف از روی آن آغاز میشود.
پاکار: تکیه گاه، پاطاق، محل شروع سقف و گنبد و طاق
پیش طاق: ایوان ورودی، فضایی سر پوشیده و نیمه باز مانند ایوان که در جلوی درگاه ورودی ساخته میشود و فضای دسترسی را از معبر متمایز میکند.
تذهیب: زراندود کردن، طلا کاری، از انواع هنر تزیینی که عموما با رنگهای مختلف نقاشی میشود.
تُرنج: از انواع طرحهای تزیینی، از اجزاء طرح و وسایل مقرنس کاری که ممکن است تند یا کند باشد.
جرز: دیوار باربر، پایه ساختمان که از سنگ یا آجر و قطورتر از دیوار ساخته میشود
جلو خان: فضایی وسیع و باز که در مقابل در ورودی مساجد هماهنگ با بافت معماری شده است.
چشمهپوش: طاق چشمه، طاقی که با ساختمان ساده، تمام بارهای وارده از پوشش اصلی در را بر روی باریکه طاق هایی که به کمک تویزههای گچی ساخته شدهاند را انتقال دهد.
چلیپا: صلیب، صلیبی شکل.
چهار طاق: اطاق مربع شکل گنبد دار.
ختایی: از طرحهای متداول تزیینی است که عمو ما نقشهای گیاهی آجریی با ابعاد یک چارک در یک چارک در چهار سانتی متر است.
دالان: راهرو سادهای که معمولاً فضای خشتی و صحن گنبد خانه را به هم متصل میکند.
دو ایوانی: مسجد یا بنایی که پلان آن دارای دو ایوان است.
رواق: فضایی سر پوشیده و نیمه باز و ممتد پیشخانه، که غالبا ستون دار و در طرفین صحن یا میانسرا مساجد ساخته میشود.
زرین فام: از انواع کاشی بالعابی که در آن از طلا و رنگ طلایی استفاده شده است.
ساروج: ملاتی متشکل از آهک خالص و خاکستر و ماسه بادی که با هم ترکیب میکنند.
شبستان: فضای سرپوشیده بنا، سالن ستون دار و سرپوشیده مساجد.
شلجمی: حجمی شبیه شلغم، از انواع گنبدهای پیازی و تیزه دار.
شمسه: خورشیدی، شبیه خورشید، از طرحهای تزیینی، تصویر مدور نقوش.
طاق: سقف منحنی، سقف قوسی شکل، پوشش انحناء داری که بین دو دیواره موازی اجرا میشود.
طاق نما: ایوان کم عرض و مسدود که در قسمتهای بنا ساخته میشود و آن را تزیین میکند.
عرقچین: پوشش مدور، پوششهای کم خیز گنبدی که معمولاً برای پوشش زیرین بقعهها به کار میرود.
فیلپوش: پوشش روی دیوار، طاقی که از گوشه آغاز میشود و هر چه بیشتر میآید باز میشود، پوشش روی دیوار
قندیل: چراغ آویختنی، چراغی که از سقف بیاویزد،لوستر.
کاشی معرق: شیوهای بدیع در کاشی کاری، مجموعهای از تکههای
کاشی با رنگهای مختلف که در کنار هم طرحی اصلی را تشکیل میدهند.
کاشی هفت رنگ: کاشی که با قالب خشتی تهیه و لعاب داده میشود.
کاشی معقلی: نوعی کاشیهای تزیینی که نقوش آن دارای حرکت شطرنجی است.
گره کشی: اشکال تلفیق شده هندسی، علمی است که از چیدن چند ضلعیها پهلوی یکدیگر با قواعد خاص شکل میگیرد.
گنبد رُک: گنبدی که پوشش آن شبیه مخروط باشد و غالبا نوک تیز و هرمی است.
گوشوار: بالا خانههای دو طرف تالار.
گوشواره: سازهای جهت تبدیل مربع به هشت ضلعی برای اجرای گنبد، پیش آمدگی کُنج داخل بنا که با کمک آن میتوان مقاطع چهار ضلعی را به هشت ضلعی یا دایره تبدیل کرد.
لچکی: هر چیز شبیه مثلث در بنا.
محراب: طاقنمایی که جهت قبله را معلوم میدارد، محل نشستن واعظ در مسجد.
مدخل: محل ورود، ورودی، درگاه.
مسقف: سقف دار، اتاق سرپوشیده.
مشبک: از انواع طرحهای رگ چینی، آجر، یکی از شیوههای گچ بری.
معقلی: ترکیب تزیینی، آجر و کاشی، گره سازی مختلط با آجر و
کاشی.
مقرنس: تزیینات آویزهای شکل که با آجر، گچ، سنگ و کاشی و چوب در زیر ایوانها به کار میرود.
مقصوره: محل محراب، قسمتی از مسجد که محراب در آن قرار دارد، جای ایستادن امام جماعت.
منقش: نقش دار، نقش و نگار دار، نقاشی شده.
میانسرا: حیاط، حیاط مرکزی ساختمان.
نما: شکل ظاهری بنا، دیواره بیرونی ساختمان، پوسته خارجی ساختمان ، آنچه از بنا که از خارج ساختمان دیده میشود.
هشتی: دهلیز هشت گوش، فضای سرپوشیده، متصل به کوچه و حیاط (میانسرا).
یزدی بندی: از انواع سقف تزیینی با شیوهای از شبکه بندی و بافت انواع خاص از نحوه کار بندی زیرگنبد پوشش قوسی شکل ورودیها که به طور معمول از نظر تزیینی جلوهای ویژه به فضایی میبخشد، حالتی بین رسم بندی و مقرنس.
منابع و مآخذ
2 ـ احمدی، حسن، روش برنامه ریزی در بخش فرهنگ، تهران، سازمان برنامه و بودجه، 1370.
3 ـ اعتماد السلطنه، محمد حسن، مرآة البلدان، 4 جلد، دانشگاه تهران، 1368.
4 ـ امین زاده، بهناز، حیاط مساجد و مقاله مسجد، گذشته، حال و آینده، ج 1، دانشگاه هنر. 1378.
5 ـ بی آزار شیرازی، عبدالکریم، بعد سیاسی مسجد از نظر قرآن، مجله مسجد، شماره 7، فروردین، 1372.
6 ـ بیک ارباب، محمد تقی، تاریخ دارالایمان قم، حکمت، چاپ اول 1342.
7 ـ بوازا، مارسل، اسلام در جهان امروز، مترجم؛ محسن مؤیدی، نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1361.
8 ـ بهو میل، پروجازکاه، معماری مساجد جهان، مترجم؛ حسین سلطان زاده، امیر کبیر، چاپ اول 1373.
9 ـ پاپا، دوپولو، معماری اسلامی، مترجم؛ حشمت جزنی، مرکز نشر فرهنگ رجا، تهران 1368.
10 ـ پژوهشگاه هنر و فرهنگ اسلامی، دایرة المعارف بناهای تاریخی، حوزه هنری، چاپ اول، 1378.
11 ـ پوپ، معماری ایران، غلام حسین صدری افشار، فرهنگان، 1373.
12 ـ پیر نیا، محمد کریم، شیوههای معماری ایرانی، نشر فرهنگ هنر اسلامی، چاپ اول 1369.
13 ـ تاریخ معماری و شهر سازی ایران، ارگ بم، 5 جلد، میراث فرهنگی کشور 1374.
14 ـ تولایی نوین، شادان پرونده، مجموعه معماری مسجد گذشته، حال، آینده، ج 1، دانشگاه هنر 1378.
15 ـ حاتم، غلامعلی، معماری اسلامی ایران در دوره سلجوقیان، مساجد چاپ اول، 1379.
16 ـ حاج سید جوادی، کمال، مساجد ایران، سروش، چاپ اول، 1375.
17 ـ حبیبی، محسن، از شار تا شهر، مؤسسه، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1377.
18 ـ خسروی، روزبه، مسجد در گذشته و حال و نگاهی گذرا، جلد اول دانشگاه تهران، 1378.
19 ـ جوادی، آسیه، معماری در ایران، انتشارات مجرد، چاپ اول،
20 ـ درک، هیل، معماری و تزیینات اسلامی، مترجم؛ مهرداد وحدتی، علمی و فرهنگی، چاپ اول، 1375.
21 ـ دستمالچیان، محمد جواد، بافتهای تاریخی شهرها را حفظ کنیم، جلد 4، میراث فرهنگی کشور، 1375.
22 ـ رازی قزوینی، عبد الجلیل، النقض، تصحیح؛ سید جلال الدین حسین ارموی، محدث، 1331.
23 ـ زمرشیدی، حسین، طاق و قوس در معماری ایران، انتشارات کیهان، تهران، چاپ دوم، 1373.
24 ـ زندیه، حسین، سیری در تحول هنر و معماری گنبد، مسجد ش 33، مرداد 1376.
25 ـ راهنمای قم، انتشارات دفتر آستانه مقدسه قم، 1317.
26 ـ سپنتا، عبد الحسین، کاشی کاری در گذشته و حال، شهرسازی ایران، 1375.
27 ـ سلطان زاده، حسین، روند شکلگیری شهرها و مراکز مذهبی در ایران، آگاه، تهران، 1363
28 ـ سعیدی رضوانی، عباس، بینش اسلامی و پدیدههای جغرافیایی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، آستان قدس رضوی، 1368.
29 ـ سعیدیان، عبد الحسین، شهرهای ایران،علم و زندگی، تهران، 1379.
30 ـ صفری فرد، علی، معماری اسلامی ایران، سنت زمان مکان، مجله
مسجد، ش 25، فروردین، 1375.
31 ـ طباطبائی تبریزی، محمد حسن، تبصرة المسافرین، 1270 هـ . ق.
32 ـ غنیمه، عبد الرحیم، تاریخ، دانشگاهی بزرگ اسلامی، مترجم؛ نور الله کسایی، دانشگاه تهران، 1372.
33 ـ فقیهی، علی اصغر، تاریخ مذهبی قم، انتشارات زائر، 1378.
34 ـ فراهتی، عباس علی، مسجد در قرآن و حدیث، مسجد شماره 17.
35 ـ فقیه محمدی، محمد مهدی، انوار پراکنده، مسجد مقدس جمکران، 1376.
36 ـ فولادوند، علی، مسجد، شماره 35، فروردین 1376.
37 ـ فیض، عباس، گنجینه آثار قم، 2 جلد، چاپخانه استوار، چاپ اول، 1350.
38 ـ قبادیان، وحید، بررسی اقلیمی ابنیه سنتی ایران، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
39 ـ قمی، حسن بن محمد بن حسن، تاریخ قم، ترجمه؛ حسن بن علی بن عبد الملک قمی، توس، تهران، 1361.
40 ـ کریمیان، نادر، مقصوره در مسجد، مجموعه مقالات، ج 1، دانشگاه هنر، 1378.
41 ـ کوچک زاده، محمد رضا، تاریخچه قم و مساجد تاریخی آن، انشراح، چاپ اول، 1385.
42 ـ کوئل، ارنست، هنر اسلامی، هوشنگ طاهری، بی تا، توس، 1347.
43 ـ گالدیری، اوژن، مسجد جامع اصفهان، عبدالله جبل عاملی، میراث
فرهنگی اصفهان، 1370.
44 ـ گدار، آندره، آثار ایران، 4 جلد، ابوالحسن سرو قد مقدم، آستان قدس رضوی، 1368.
45 ـ گلمحمدی جواد، تاریخچه منبر و جایگاه آن در اسلام، ابن سینا، مسجد، شماره10.
46 ـ لوئیس برنارد، خاور میانه، حسن کامکار، نشرتی، چاپ اول، 1381.
47 ـ مدرسی طباطبایی، حسین، تربت پاکان، 2 جلد، چاپخانه استوار، 1335.
48 ـ مشکوتی، نصرت الله، بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، 1349.
49 ـ ملکی، احمد، نقش مسجد در گذر تاریخ، مسجد شماره14، خرداد 1373.
50 ـ یوسف کیانی، محمد، ایران معماری، جهاد دانشگاهی، 1378.
51 ـ ـــــــــــــــ ، مقدمهای بر هنر کاشی کاری ایران، موزه رضا عباسی.
52 ـ ـــــــــــــــ ، تاریخ هنر معماری ایران در دوره اسلامی، انتشارات سمت، 1376.
53 ـ ولی، طه، منبر و محراب، سید سعید حسینی، مسجد شماره 31، فروردین 1376.
54 ـ ـــــــــــــــ ، اذان و مأذنه، سید سعید حسینی، مسجد شماره 33،
مرداد 1376.
55 ـ وفایی، عبد الوحید، سیمای قم، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1373.
56 ـ هوگ، مارتن، هانری، سبکشناسی هنر معماری در سرزمینهای اسلامی، پورجاوند پرویز، علمی و فرهنگی، 1375.
57 ـ هیلن، براند، رابرت معماری اسلامی، ایرج اعتصام، شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری، 1377.
58 ـ ناصر الشریعه، محمد حسین، تاریخ قم (مختار البلاد) انتشارات دار الفکر، 1350.
59 ـ نقره کار، عبد الحمید، پژوهش و همایش مقالات معماری مساجد.
60 ـ نوبهار، رحیم، سیمای مسجد، انتشارات علامه طباطبائی، قم، 1372.
61 ـ نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسایل، جلد سوم، قم، آل بیت، 1416 هـ . ق.