ghaemiyeh.com
سرشناسه:رضایی، مصطفی، ۱۳۷۱ -
عنوان و نام پدیدآور:صحیفه دل/ مصطفی رضایی.
مشخصات نشر:قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود( عج)، ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری:۳۴ ص.؛ 9/5×۱۹ سم.
شابک:978-600-7120-30-9
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
موضوع:قطعههای ادبی -- قرن ۱۴
رده بندی کنگره:1393 3ص2217ص/8345 PIR
رده بندی دیویی:862/8فا8
شماره کتابشناسی ملی: ۳۵۸۱۹۴۴
بسم الله الرحمن الرحیم
صحیفه دل
مؤلف: مصطفی رضایی
ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)
ویراستار: سیده زیتون هاشمی
صفحه آرا: داوود هزاره
طراح جلد: امیر تدین
نوبت چاپ: اول- پاییز 1393
شابک: 978-600-7120-30-9
شمارگان: هزار نسخه
قیمت: 800 تومان
تمامی حقوق© محفوظ است.
قم: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) / خیابان شهدا/ کوچه آمار(22)/ بن بست شهید علیان/ پ: 26/ همراه: 09109678911/ تلفن: 37749565 و 37737801(داخلی117و116)/37841130 (فروش)/ 37841131 (مدیریت)/ فاکس:37737160 و 37744273
تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)/ تلفن: 88959049/ فاکس: 88981389/ ص.پ:355ـ15655
www.mahdi313.com
www.mahdaviat.ir
info@mahdaviat.ir
Entesharatbonyad@chmail.ir
صحیفه دل
بسم الله الرحمن الرحیم
[دستانش را به آسمان گشوده بود. اشک از پهنای صورت نشان از سیرت و مسیر او میداد.]
سپاس خداوندی را که اول است بیآنکه قبل از او اوّلی باشد و آخر است بدون اینکه پس از او آخری باشد. خلایق توان تأخیر انداختن در قضای او را ندارند و اگر او نخواهد چیزی را که تأخیر میاندازد، نمیتوانند پیش ببرند.
سپاس پروردگاری را که شیوه سپاسگزاری را به ما الهام فرمود و با پروردگاری خود درهای رفتن را به روی ما گشود.
سپاسی که تاریکیهای برزخ را بر ما روشن، مسیر رستاخیز را برای ما هموار سازد و مایه شرافت جایگاه ما نزد گواهان آن روز شود؛ روزی که هر کس سزای عمل خویش را ببیند و به کسی ظلم نشود؛ روزی که دوستی نتواند عذابی را از دوستش دفع نماید.
خداوندا! تو را سپاس میگویم؛ سپاسی که روز خیرگی چشمها مایه روشنی دیده ما باشد و در روزی که صورتها سیاه شود، چهرههامان را سفید، موجب آزادی ما از آتش دردناک و رسیدن به جایگاه ابدی بشود.
اله من! تو را میستایم؛ ستایشی برای همه نعمتهایی که به ما و بندگان پیشینت ارزانی کردهای و بر تعداد آنها فقط خودت آگاهی داری؛ ستایشی چند برابر نعمتها، ابدی و دائمی تا روز قیامت که ما را در زمره دوستان نیکبختت قرار دهد و به جرگه کسانی که به دست دشمنانت شهید شدهاند، پیوند دهد.
[این دستان کسی است که آسمانیان آرزوی یک لحظه در کنار او بودن را دارند.]
امتهای پیشین در قرنهای گذشته از وجود پیامبر بیبهره بودند.
بارالها! بر محمد امین، برگزیدهترین بندگانت، رهبر خیر و کلید برکتت رحمت فرست؛ او که جان خود را تحت فرمانِ تو قرار داد و در راهت جسمش را به رنج و
سختی انداخت تا جایی که راهی دیار غربت شد، جایی که دور از اهل و عشیره و جدا از پایگاه، محل سکونت و ولادت و آرامگاه دلش بود و این همه، برای عزت و نصرت به دین تو وغلبه بر کافران بود.
بارخدایا! پس او را به خاطر رنجها و مصائبی که در راه تو تحمل کرده به عالیترین درجات بهشت برسان، آنگونه که هیچکس به منزلت او نرسد و در هیچ مرتبهای با او برابری نکند.
ای خدایی که وعدهات نافذ است، به هر چه میگویی وفا میکنی و گناهان را به چندین برابر به نیکی تبدیل میکنی...
[دستها به حال دستها و چشمها به حال دیدگان او غبطه میخورند!]
بارخدایا! بر پیروان پیامبران و آن دسته از مردم روی زمین که ندیده پیامبر را تصدیق کردند، در حالی که دشمنان با تکذیب رسولانت با آنها مبارزه کردند، درود فرست.
ای خدایی که شگفتیهای عظمتت را پایانی نیست، بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را از لغزش نگه دار.
ای خدایی که دوران حکومتت انتها و پایانی ندارد، بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را از بند عذاب خویش آزاد کن.
الهی هر که را تو یاری فرمایی، کسی یارای خوار کردنش را ندارد و هر که را تو هدایت کنی، به گمراهی دیگران از راه به در نمیشود؛ پس بر محمد و آل او درود فرست
و به عزتت ما را از شرّ بندگانت محافظت و با بخششات از غیر خودت بینیاز فرما و به ارشادت ما را در جادّه حق رهسپار گردان.
[هر صبح و شب زمزمهاش چنین است:]
... خداوند برای هر شب و روز، حدّی مشخص در زمانی معین قرار داد. برای بندگانش شب را آفرید تا به دور از کارهای طاقتفرسا و تلاشهای جانکاه، به آرامش برسند و در آن بیاسایند.
برای آنها روز را بینایی بخش آفرید تا در آن فضل او را بجویند و روزی کسب کنند؛ آزادانه در روی زمین به جستجوی سود دنیا و رسیدن به سعادت آخرتشان بپردازند.
الهی! پس تو را سپاس که با شکافتن سیاهی شب، صبحدم را بر ما آشکار ساختی، با روشنایی صبح بهرهمندمان کردی، جایگاههای کسب روزی را نشانمان دادی و ما را از رویدادهای ناگوار محفوظ داشتی.
بر محمد و آل او درود فرست و به عزتت ما را از شرّ بندگانت محافظت و با بخششت از غیر خودت بینیاز فرما و به ارشادت ما را از جادّه حق رهسپار گردان.
الهی! همه در قبضه قدرت توایم و سلطنت و حکومتت ما را فرا گرفته. امروز روزی دیگر و تازه فرا رسیده که بر اعمال ما شاهدی؛ اگر نیکی کنیم، با ستایش و تشکر او روبهروییم و اگر بدی نماییم، با نکوهشی به خاطر اعمالمان.
الهی! بر محمد و آل او درود فرست و ما را در روز و شبمان و همه ایّام عمرمان به کوشش برای نیکی و نکوهش باطل و خوار کردن آن و یاری حق، عزیز داشتن آن، راهنمایی راه گمکردگان، یاری ناتوانان و پناه دادن به ستمدیدگان، توفیق عنایت فرما.
بر محمد و آل او بهترین درود و بهترین بهرهای که تاکنون به کسی دادهای، عطا فرما.
دربهدری، طوفانهای سیاه پرتلاطم و آتشی که زبانههایش هر چه را در خود فرو میبرد. التماس پناهگاه و جایگاه امنی را داریم که بتوانیم درون آن آرام بیاساییم و از چنگالهای خوناشام درندگان در امان باشیم.
او چنین میگوید:
ای خدایی که گره هر مشکلی به دست تو گشوده میشود. سختیهای ناگوار به وجود تو آسان میگردد و راه رهایی از تو درخواست میشود.
خدایا! سختیها به قدرت تو، کوچک به نظر میآید و لوازم کارها به لطف تو مهیا میشود. تویی که در مشکلات خوانده میشوی و در سختیها به تو پناه میبرند.
هیچ بلایی دفع نمیشود مگر آنکه تو آن را برانی و هیچ دری گشوده نشود جز آن که تو بگشایی.
پرودگارم! بلایی بر من فرود آمده که سنگینی آن کمرم را در هم شکسته، سختیهایی به من رسیده که نمیشود تحمل کرد. دری را که تو بستی، کسی یارای گشودن آن را ندارد و آن را که باز گذاشتی، هیچ کس نمیتواند ببندد.
بر محمد و آل او درود فرست، درِ گشایش را به رحمتت بر من بگشا و چیرگی سختیها و ناراحتیها را به حول و قوّه خود بر من بشکن.
پروردگارا! شیرینی اجابتت را به من بچشان و برایم از جانب خودت راه رهایی سریعی قرار ده.
[او میبیند که وقت گام برداشتن به سوی این محیط امن چه زود میگذرد.]
بر تو پناه میبریم از بدی درون، خوار شمردن گناه کوچک و چیرگی شیطان بر ما، یا آنکه زمانه ما را گرفتار سازد.
بر تو پناه میبریم از سرزنش دشمنان، زندگی در فشار و سختی، مرگ ناگهانی و بدون آمادگی، از بزرگترین حسرت (قیامت) و سختترین مصیبت و بدترین بدبختی و نافرجامی و محروم شدن از ثواب و گرفتار شدن در عذاب.
میل آن کاری را در وجودمان بیفزا که تو را خشنود سازد و عزم ما را از آنچه که تو را ناخشنود کند، زایل فرما. نفس ما را به اختیار خود وامگذار، چرا که او اگر توفیق ندهی، باطل را برمیگزیند و اگر رحممان نکنی، به بدی فرمان میدهد.
از آبی بیارزش آغازمان کردهای، پس جز به قوّت تو حرکتی نداریم و جز به یاری تو قدرتی نداریم. توفیق را رفیق راهمان ساز و ما را به راه راست هدایت فرما.
بر محمد و آل او درود فرست و راز دلمان، حرکت اعضایمان، نگاه چشمانمان و کلمات بر زبانمان را در مسیر ثواب و رضای خود قرار ده تا حسنهای که پاداشت به آن تعلّق میگیرد از دستمان نرود و گناهی که مستوجب عذابت باشد، برایمان باقی نماند.
(1)
[دنبال پناهیم ولی نمییابیمش. صدای دعوتش به گوش میرسد، امّا جهت آن را نمیتوانیم تشخیص دهیم. تنها این دستانِ به آسمان برافراشته است که کلید قفلهایمان
را دارد و مشکل هر کدام را بهتر از خودش میشناسد. درب خانهاش بر همگان گشوده شده و هر کس برای رهایی از زندان تاریک خود میتواند به نزدش بیاید. در قبال درمان و آزادی، توقّعی ندارد؛ نه پولی و نه خدمتی. به دنبال کسب شهرت و جذب به خود نیست. بر آستانِ او ملائک سرِ خدمت فرود میآورند و از خوان پربرکت او، به آسمانیان میخورانند.
حتی توقّع سپاس هم ندارد. او طبیب است، طبیب دل و جان؛ درمان میکند و دل میسوزاند، برایمان میگرید و از سختیهامان غمگین میشود.
پس از عمری دربهدری، شاید ضرری نداشته باشد به منزل او هم قدمی بگذاریم؛ منزلی که طبیبان این شهر از او نسخه
میگیرند و درد خود را با نگاه او به فراموشی میسپارند. چه ساعتها که پایِ این و آن نشسته و به حرفهایشان گوش دادهایم. شایسته چنین نجاتدهندهای نیست که لحظاتی در گوشهای از منزلش زانو زده و به کلام و ماتمنامهاش گوش سپاری؟!]
ای بینیازترین بینیازان! اکنون ما بندگان توایم به درگاهت و من فقیرترین مسکینی هستم که اینجا آمدهام.
کمبودهای ما را به توانگری خویش جبران فرما و با منع عطای خویش نا امیدمان مساز که اگر چنین نمایی از درگاه تو به چه کسی روی آورم و به کدامین جهت روانه گردم؟
تو پاک و منزّهی. ما همان بیچارگانیم که پاسخ به درخواستشان را واجب کردهای و
همان مصیبتزدگان و گرفتارانیم که گرهگشایی از کارشان را وعده دادهای. پس رحمی بر زاریمان نما و ما را که اکنون خود را به آستانت افکندهایم، بینیاز گردان.
الهی! شیطان به خاطر پیروی ما از او، روز قیامت، نکوهش مان خواهد کرد و به ما کمکی نخواهد رساند. پس بر محمد و آل او درود فرست و شیطان را که به خاطر روی آوردن به سوی تو، ترکش میکنیم، اجازه نکوهش را به او مده.
[در ذهن و دلم چنین سؤالی است که چگونه کبوتری به سفره پربرکت او، از همه جا گرسنه و خسته باز هم به سوی او بازگشت؟ آنقدر رانده شدن از دیگران را دید، که تنها منزل ماندن را منزل او شناخت، لحظهای از او دور نشد و نتوانست سختی فراقش را به جان بخرد، همه را از او خواست...]
ای که یاد تو مایه شرافت یادکنندگان و شکر تو رستگاری شکرگزاران و طاعت تو راه نجات بندگان! بر محمد و آل او درود فرست و تنها یاد خودت را در قلبهایمان قرار ده. اگر برایمان آسایشی مقدر فرمودهای، آن آسایش را با سلامتی مقرون فرما که در آن نه گناهی دامنگیرمان شود و نه ملالی به ما رسد تا نویسندگان گناهان، با دفتری خالی از یاد گناهان ما بازگردند و نویسندگان نیکیها و ثوابها، خوشحال از حسناتی که از ما نوشتهاند برگردند؛ آن هنگام که مدّت زندگیمان پایان یافت و رشته حیاتمان قطع شد و زمان دعوتت که چارهای از آن نیست، فرا رسید.
بر محمد و آل او درود فرست و پایان آنچه را که نویسندگان اعمال ما رقم زدهاند، توبهای پذیرفته شده قرار ده. ما را بعد از
آن، بر گناهی که مرتکب شدیم یا معصیتی که انجام دادیم، بازخواست مکن و پردهای را که خود بر اعمالمان کشیدهای، در حضور همگان کنار مزن. تو نسبت به آنکه تو را میخواند، مهربانی و هر کس تو را بخواند، پاسخگویی.
(2)
[شب تارِ ما پایانی ندارد. چه با شب عادت کردهایم و گویا در کوچههای ذهنمان از روشنایی و نور خبری نیست. وقت آن فرا رسیده به دور و بر خود نگاه کنیم؛ نگاهی که هر کس با نظر به خودش میسازد. صاحب منزل که سیاهی در او معنی ندارد، اعترافهایش به یک معناست و ما که در تاریکیها دست و پا میزنیم به معنایی دیگر.]
الهی! سه خصلت است که نمیگذارد از درگاهت چیزی بخواهیم و تنها یک خصلت ترغیبم میکند:
فرمانی که دادهای و من در انجامش درنگ کردهام؛ کاری که مرا از آن نهی فرمودی، ولی بدان شتافتهام و نعمتی که عطا فرمودهای، ولی من در شکرگزاریاش کوتاهی نمودهام.
آنچه مرا به سویت میخواند، تفضّل و مهربانی تو به کسی است که به آستانت روی آورده و چشم امید به تو بسته است. همه لطف و احسانت از روی تفضّل و همه نعمتهایت بدون استحقاقی از جانب ماست.
اکنون ای خدای من! این منم که چون اسیری پیمنزلت، به درگاه عزت تو ایستادهام در نهایت شرم و حیا چون
مسکینی، دست گدایی به سویت دراز کردهام. اقرار میکنم که در برابر احسانت بر من، جز خودداری از معصیت، کاری نکردهام و هیچگاه از لطف و نعمتهایت بیبهره نبودهام.
الهی! این اقرار و اعترافم نزد تو، پس از این همه اعمال ناپسند چه سودی برایم دارد؟ آیا با وجود این همه اعمال زشتی که مرتکب شدهام، اعتراف آنها مرا نجات خواهد داد یا اینکه تو با این شرایطم، خشم و عذابت را بر من واجب کردهای؟
پاک و منزهی، ولی من از تو ناامید نمیشوم، زیرا تو در توبه را به روی من گشودهای. من چون بندهای ذلیل سخن میگویم که بر خود ستم کرده و حرمت پروردگار خویش را شکسته؛ کسی که
گناهانش بزرگ و فراوان شده و روزگار عمرش سپری گشته و هنگامی که دید، زمان عمل گذشته و به پایان عمرش رسیده است و مطمئن شد که نه راه فراری دارد و نه گریزگاهی، با ناله و زاری به دیدارت آمد و خالصانه به آستانت توبه کرد.
[چه کلام پرسوزی!]
پس با دلی پاک در برابرت ایستاده و با نالهای حزین و آهسته تو را میخواند؛ در حالی که از شرم سر به زیر افکنده و پشتش خم گردیده است، از ترس پاهایش میلرزد و قطرات اشک بر گونههایش جاری است، اینگونه تو را میخواند:
ای مهربانترین مهربانان! ای مهربانترین کسی که به او روی میکنند! ای پرعطوفتترین کسی که آمرزشخواهان، گرد او جمع میشوند! ای خدایی که با
کمترین کار نیکی از بندگانت خشنود میشوی و برای کار نیک کوچک، پاداشی بزرگ میدهی!
محبوبترین بندگانت نزد تو، آن بندهای است که طغیان و گردنفرازی را کنار گذاشته و از اصرار بر گناه دست بردارد.
الهی! جز تو به کسی نیازی ندارم. بر محمد و آل او درود فرست و مرا از ترسی که در جانم افتاده ایمنم بدار تو بر هر کار توانایی و همه امور بر تو سهل و آسان است.
تو را سپاس، به خاطر سلامتی و عافیتی که همواره از آن برخوردار بودهام و تو را سپاس برای هر بیماری که در بدنم پدید آوردهای.
الهی! من نمیدانم که کدامیک از این دو حال برای سپاسگزاری شایستهتر است و در کدامیک از این دو، زمان حمد تو سزاوارتر است؛آیا زمان سلامتی که روزیهای پاکت را گوارایم ساختی و مرا برای کسب رضایت و فضلت پرنشاط ساختی، بر اطاعتت توفیق میدادی و قوت بخشیدی؟
یا زمان بیماری و ناراحتی که مرا با آن میآزمایی و این نعمتها (دردها و رنجها) را به من هدیه دادهای؟ تا سبب کاستن بار سنگین گناه از دوشم گردی، از گناهانی که
در آن غرق شدم پاکیزه گردانی، برای توبه و بازگشت فرصتم بدهی و یاد نعمت همیشگیات را موجب محو گناهانم قرار دهی.
از دیگر هدایایت در زمان بیماریام، آن است که فرشتگان نویسنده، اعمالی پسندیده برایم درج کنند که نه قلبم به آن خطور کرده نه به زبانم آمده و هیچیک از اندامم در انجامش نکوشیده، بلکه همه اینها از فضل و احسان تو بر بنده و مخلوق توست.
(1)
الهی! بر محمد و آل او درود فرست و آنچه را به آن راضی هستی در دلم محبوب گردان و آنچه از سختیها و گرفتاریها که مقدّر فرمودی بر من آسان نما و از گناهان گذشتهام پاکیزه گردان.
[هرگاه از شیطان و دشنه پرکینه او یاد میشد، اینگونه اظهار درماندگی و پناهندگی مینمود:]
از وسوسههای شیطانِ رانده شده، از حیله و فریبهایش، از تکیه به آرزوها و فریبکاری و دامهای او، به تو پناه میبریم. به تو پناه میبریم از آنکه او به گمراه کردن ما از اطاعتت طمع ورزد و یا بخواهد ما را با نافرمانی تو، خوار سازد.
الهی! هیچ محل ورودی در دلهایمان برایش قرار مده و در زندگیمان هیچ جایگاهی برایش مهیّا مساز.
[و زمان رهایی از خطر و زیبایی با او بودن را اینچنین ابراز میکرد:]
تو را سپاس، که سرنوشتی خوش برایم رقم زدی و بلاهایی را از من دفع کردی.
[او چه زیبا طلب میکند، هر آنچه را میخواهد و سفرهای از هر چه به قلب خطور کند، چرا که میداند جز او جیرهخواران او هستند، او از دست محبوب میگیرد و ما از دستان پرنور او.]
الهی! ما را بارانی عنایت فرما که از بالای تپهها فرو ریزد و چاهها را پر گرداند، چشمهها را بجوشاند و درختان را برویاند، سبب پایین آمدن قیمتها در همه شهرها شود و با آن چهارپایان را نیرو بخشی و خلایق را خوشحال گردانی.
الهی! سایه آن ابر را بر ما باد گرم و زهرآگین و سردیاش را بر ما شوم و نفرینشده مگردان و بارش آن را بر ما بارش عذاب قرار مده و آب آن را در کام ما شور و تلخ منما.
[خدای خود را شکر و برای پدر و مادر دعا میکند.]
به من عنایتی در خور، شفابخش، عالی و رو به افزایش عطا فرما؛ عافیتی که برایم عافیت در دنیا و آخرت، تندرستی و امنیت، سلامتی در دین و بدن، بصیرت در قلب و پیشرفت در انجام کارهایم باشد.
بر محمد و آل او درود فرست. حقوق واجب پدر و مادرم را که بر عهده من است به من الهام فرما و تمام معرفت خدمتگزاری به آنان را به من عطا کن.
الهی! چنان کن تا همچو مادری مهربان به آن دو نیکی کنم. طاعتت و نیکی به پدر و مادرم را از به خواب رفتن خوابآلودگان و نوشیدن آب خنک برای تشنهکامان، لذتبخشتر قرار ده تا خواسته ایشان را بر میل خود و خشنودیشان را بر رضایت خود مقدم بدارم.
(2)
[گوشه منزل او، گوش به کلام و نجوای او هستم. از آمدنم پشیمان نیستم. به راستی او همان امام مظلومی است که فقط او را به عبادتهای ظاهری شناختند، امّا زینت امروز دل او، دعاهای امام شد، دعاهایی که برخاسته از چشمه زلال و از صحیفه دل او بود و سالها بعد صحیفهای است سجادیّه برای شیعیان او، که نبودند و نتوانستند در این زمان به منزل او بیایند و به صوت دلآرام او گوش سپارند. امام قبل از رفتن، زمزمههایی را شروع نموده که بویی دیگر دارد و رایحهای از نسیمی دوردست را به همراه خود میآورد. باد دامنکشان عطر آن را در همهجا پیچانده و از غم انتظار ماندنی نمیرود. برای امامی دعا میکند که سالها بعد از او، در غربتی خواهد بود که مانند آن، روزها ندیده و گوشها نشنیده است!]
الهی! همیشه دینت را با امامی که او را چون پرچم هدایتی برای بندگانت برافراشتهای، یاری کردی و او را همچو چراغی در شهرها برای راهنمایی قرار دادی. پس از آنکه ریسمانش را به خود متّصل کردی و او را وسیله رسیدن به خشنودیت قرار دادی و اطاعتش را واجب و نافرمانیاش را ممنوع ساختی، فرمان دادی که از اوامر و بازداشتنهایش پیروی شود تا هیچ کس در انجام کاری بر آنها مقدّم نشود یا کسی از آنها عقب نماند که اوست پناهگاه پناهندگان، سرپناه مؤمنان و ریسمان محکمی برای چنگزنندگان و اوست که زیبایی جهان است.
الهی! شکر نعمتی را که به ولیّت دادهای به او الهام کن، ما را توفیق شکر وجود او، عطا بفرما، به ولیّت قدرتی بده که با آن به آسانی به پیروزی رسد و او را با قدرت شکستناپذیر خود یاری فرما و تحت نظر خود مراقبش باش که به او گزندی نرسد. او را به لطفت حفظ و با فرشتگانت یاریاش فرما و با سپاه همیشه پیروزت کمکش کن. به وسیله او آنچه از آموزههای دینت را که ستمگران میراندهاند، زنده فرما، به وجود او زنگار ستم ستمگران را از دینت بزدا و به برکت او، آنها را که از مسیر منحرف میکنند، نابود فرما.
الهی! مهربانی و رحمت و عطوفتش را نصیبمان گردان، ما را مطیع او قرار ده تا در راهی که او خشنود میشود گام برداریم و به یاری و دفاع از او بشتابیم و این کار موجب نزدیکی ما به تو و پیامبرت گردد.
الهی! بر دوستان او که منتظر حکومتش و چشم به راه اویند، درودی بفرست که پر از برکت و پاکیزه و فزاینده، صبح و شام به آنها برسد. بر آنها و روحشان سلام فرست و کارهایشان را اصلاح کن...
[اینها، گوشهای از زمزمههایی بود که در منزل یار شنیده شد؛ منزلی که خانه رجوع، رحمت و نعمت الهی است؛ منزلی که راه زیبا زندگی کردن، نشان تنها پناهگاه امن و آرامش و آدرس روز رهایی را بی هیچ مزد و توقّعی در دستانمان میگذارد. آنها وجود پر نور خود را وقف کردهاند برای روزی که دوازدهمین آنها بیاید و زمینی را از بیرونقی، تاریکی، ظلم و فساد برهاند، ببرد به آن سو، که همگان در آرزوی اویند؛ پس خدا کند که بیاید...]