ghaemiyeh.com
وقتی او میآید یادداشتهای کوتاه و برداشتهایی از روایات درباره حضرت مهدی علیه السلام
مؤلف/ سیدمحمدرضا غیاثی کرمانی
صفحه آرا/ رضا فریدی
قطع/ پالتویی
چاپ/ کمال الملک
نوبت چاپ/ چهارم ـ تابستان 1391
قیمت/ 700 تومان
تیراژ/ سه هزار نسخه
وقتی او میآید یادداشتهای کوتاه و برداشتهایی از روایات درباره حضرت مهدی علیه السلام
مؤلف/ سیدمحمدرضا غیاثی کرمانی
بسم الله الرحمن الرحیم
مـیآیــد از دور6
سیمای دل آرا و قامت زیبای مهدی علیه السلام9
انقلاب جهانی مهدوی11
عدالت جهانی مهدوی15
امنیت و صلح جهانی مهدوی18
شادی و رفاه جهانی مهدوی19
عقلانیت جهانی در نظام مهدوی21
نبرد مهدوی23
انقلاب علمی و فرهنگی مهدوی25
انقلاب اخلاقی مهدوی28
انقلاب عمرانی مهدوی30
بانوان در نظام مهدوی32
کارگزاران در نظام مهدوی33
مردم جهان در نظام مهدوی37
راه و رسم حکومت در نظام مهدوی39
معجزات در نظام مهدوی42
بسم الله الرحمن الرحیم
می آیــد از دور مـــردی سـواره
بر مـــرکـــب عشق، چون ماهپــاره
والشمس رویش، والـلـیل مویـش
گلها همه مســت، از رنــگ و بـویش
عمــّامه بر ســر مثل پــیمــبر صلی الله علیه و آله
در بــــــــازوانش نیروی حیــــدر
از پای تا سر در شور و شین است
برق نگـــاهش مثــــل حسین است
می آید از دور خوشـبوتر از یاس
در چشــم و ابــــرو مانند عبـــاس
القصــه این مــرد امـید دلهاست
خوشبــوتر از یـاس فرزند زهرا است.
«السلام علی مهدی الامم، الحجة بن الحسن، ارواح من سواه فداه»
جهان در انتظار موعودی است که جهان وصفش را بسیار شنیده و در آرزوی دیدارش نشسته تا روزی به احترام او بپاخیزد.
بشریت به پاسخهای فراوانی از پرسشهای خود در رابطه با موعود جهان دست یافته و بسیاری دیگر را باید ببیند و بیاموزد.
در رابطه با او سخنها بسیار گفته و نوشتهاند امّا؛
حدیث عشق نامکرّر است.
می گفتند او را به جبههها دیده اند، آنجا که از خود گذشتگان و به خدا پیوستگان در نداهایشان او را صدا میزدند. آنان که:
مِنهُم مَن قَضی نَحبَهُ وَ مِنهُم مَن یَنتَظِرُ وَ ما بَدَّلوُا تَبدیلاً.
بشریت در بُرهه ای کوتاه، مردی بزرگ را دید و حیرت زده به آن یار غائب از نظر گفت:
اینکه در جماران است نائب توست، تو خود کیستی؟!
جملاتی کوتاه درباره حضرتش نوشتم تا در صف خریدارانش با کلاف نخی قرار گرفته باشم.
والسلام
سید محمد رضا غیاثی کرمانی
صورتش گندم گون،
ابروانش هلالی و کشیده و کمانی.
چشمانش سیاه، درشت، جذاب و نافذو درخشنده.
شانه هایش پهن و بازوانش قوی و ستبر،
دندانهایش براق و با فاصله،
بینی اش کشیده و زیبا،
پیشانی اش بلند وچهره اش تابنده، و دارای اثری از سجده.
استخوان بندی اش صخره سان،
گونه هایش کم گوشت و از فرط بیداری شبها اندکی متمایل به زردی،
برگونۀ راستش خالی سیاه،
اندامش باریک، عضلاتش پیچیده و محکم و پاهایش قوی و استوار،
اندامش متناسب و زیبا و سینه اش فراخ،
قیافه اش خوش منظر و رخسارش در هاله ای
از شرم بزرگوارانه و شکوهمند پنهان،
محاسنش کوتاه و پرپشت،
هیبتش سرشار از حشمت و شکوه رهبری،
نگاهش دگرگون کننده و فریادش همه گیر و دریا سان،
در سن پیرمردان است و در سیمای جوانان.
«اَللّهُمَّ اَرِنَا الطَّلْعَة الرَّشیدَة وَ الْغرَّة الْحَمیدَة»
وقتی که او میآید:
گشایش و فرج برای تمام بشریت ایجاد خواهد کرد و قفل ها و زنجیرها را از جهان خواهد گشود.
برای نخستین بار در مقیاس جهانی، علم و عبودیت و قدرت و معنویت و دنیا و آخرت را با یکدیگر جمع می کند.
انقلاب او با تردید و دودلی پیش نخواهد رفت، بلکه مثل آب در آینه شفاف است و بیتعارف.
قیام او در مکّه و از کنار کعبه آغاز خواهد شد و فتوحات او از خاورمیانه و جهان را فرا خواهد گرفت.
برای نخستین بار در سطح جهان قدرت در خدمت عدالت و حقوق بشر و معنویت و آزادی در خواهد آمد.
برای چند وجب زمین نخواهد جنگید، برای همۀ زمین خواهد جنگید، همۀ زمین، نه برای زمین، برای سعادت ورزی اهل زمین.
چشم انداز او یک ملت و دو ملت نیست، یک نژاد و دو نژاد نیست، همۀ بشریت است.
هیچ کشور و سرزمینی و هیچ مرزی و حتی جزیره ای خارج از اقتدار او نخواهد بود.
تمام شهرهای شرک و تمدنهای شرک آمیز جهان را در هم میشکند.
تمام بردگان را در سراسر زمین آزاد می کند، بردگانی را که در دوران برده داری مدرن و با شیوه های جدید (1)به بردگی گرفته شده اند، برده های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و...
بشریت، که خود را با خاطره های مرده و آرزوهای مجروح در بن بست می بیند آزاد می شود.
یک انقلاب بزرگ و کبیر بلکه اکبر از راه می رسد که همه انقلابهای جهان در کنار آن احساس صباوت (2)و صغارت می کنند.
همه جا خانه اوست، شرق و غرب جهان، چون مهدی علیه السلام از پدری شرقی و از مادری غربی به دنیا آمده است و با شرق و غرب جهان خویشاوند است. (1)
صدای او بلند می شود و همه به احترام صدای او بلند می شوند و جهان به احترام او قیام می کند و حقِّ او را به جای خواهد آورد.
قدرت به دست او فتح خواهد شد.
با چراغی روشن راه رود و بر جای پای صالحان گام نهد.
رومیان بدست او ایمان آورند و برای آنها مسجدی بپا کند و مردی از یارانش را به جای خود بگذارد و برگردد.
به سرزمین روم میرود با یاران، به هیچ دژی بر نمیخورند جز آنکه با بانگ لا اله الا الله فرو ریزد.
هر کس از او پیروی کند نجات یابد و هر که فرمانش نبرد زیان بیند.
نام او برده شود و هر کس به زبان خودش آن را بشنود.
انقلاب او پشت مرزها منتظر ویزا نمی-ماند.
1) مادر مهدی علیه السلام دختری رومی و مسیحی است که اسلام آورده و پدرش عرب وشرقی است و شاید این رازی باشد که برای فتح غرب، جهان مسیحی روی به او خواهد آورد. آری، او نیمی شرقی، نیمی غربی است.
همه کس و همه چیز حتی درندگان صحرا و مرغان هوا و ماهیان دریا مطیع او می شوند.
از گردنه کوه طُوای با 313 نفر فرود آید و به مسجدالحرام وارد شود و در مقام ابراهیم خدا را بخواند و آنگاه تکیه بر حجر زند و با مردمان سخن گوید.
با 313 نفر قیام کند و با ده هزار تن خروج.
مُهر پایان بر همه ستمهای جهانی خواهد زد.
تبعیض نژادی و قومی و ملی بدست او پایان خواهد یافت و جهانی شدن را براساس عدالت و معنویت پدید خواهد آورد و نظم نوین جهانی را مبتنی بر اخلاق و برابری و آزادی برقرار خواهد ساخت.
صلح جهانی را بر پایه عدل جهانی استوار خواهد کرد و بشریت تشنه عدالت را از چشمه عدل خویش سیراب خواهد کرد.
قدرتی که همیشه در تاریخ بر ضد عدالت و حقوق بشر و معنویت بکار رفته، برای نخستین بار در سطح جهانی در خدمت عدالت و حقوق بشر و معنویت و آزادی در خواهد آمد.
در میان بشریت شمشیر و قلم حاکم خواهد شد، قلم عدل و معرفت و حکمت و شمشیری که
ضامن اجرای عدالت و معرفت باشد.
در بخشی از دنیا اقلیتی سیر و اکثریتی گرسنه و مفلوک نخواهند بود، بلکه در سراسر جهان گرسنه و خرابه ای وجود نخواهد داشت.
در اجرای عدالت معاش، یک انقلاب حقوقی بوجود خواهد آمد.
ثروت بطور عادلانه در میان مردم تقسیم خواهد شد، بگونه ای که در دنیا یک انسان نیازمند به زکات وجود نخواهد داشت.
هدف و فلسفه اصلی نهضت تربیتی و انقلابی او، نجات مردم و آرمان وی، احقاق حقوق بشریت بدون استثناء است و هیچ تبعیض نژادی، قومی و فرقه ای در کار او نیست.
عدالتی میآورد که یک مثلث مبارک میطلبد، دو ضلعش به عهده او و یک ضلعش به عهده ماست. چرا که رهبر و قانون عادلند و فقط امتی عدالتخواه میخواهد.
همه تأکیدها بر حقوق مردم است و پرچم اصلی انقلاب او پرچم عدالت است.
فاصله های طبقاتی را در سطح جوامع بشری بر هم خواهد زد.
با برهان و شمشیر از راه انقلاب جهانی به حاکمیت و عدالت جهانی دست خواهد یافت.
در همه چیز حتی در عبادت هم عدالت را رعایت می کند و نمی گذارد کسی به خاطر نماز مستحبی، مانع نماز واجب دیگران شود.
نور توحید و انسانیت و عدالت را همه جا و بر همه چیز می تاباند.
در دادگاههای او به اندازۀ سر سوزنی ستم بر کسی نرود و رنجی بر دل ننشیند.
چون حضرت داوود علیه السلام بینیاز به شاهد به قضاوت می نشیند.
رانت خواری، و رانت خواران را نابود می کند.
زمین سرشار از صلح و صفا گردد آنگونه که ظرف پر از آب گوارا شود.
میزان عدل را در میان مردم مینهد و دیگر هیچ کس به دیگری ظلم نخواهد کرد.
بیت الغزل قصیده قیامش عدالت است. عدالت در بینش، عدالت در روش، عدالت در ارزش.
عدالت مانند سرما و گرما وارد خانه های مردمان خواهد شد.
خفتهای را بیدار نکند و خونی را (به ناحق) نریزد.
زمان نه زمان گرگ است و نه زمان میش، بلکه زمانِ ترازو است.
دانش و قانون و قدرت رادر اختیار دارد. دانش تا با آن فرهنگ بسازد و قانون تا عدالت ایجاد کند و قدرت که دشمن را بر سر جای خود بنشاند.
گرگ و میش از یک آبخور می نوشند و در کنار هم میچرند.
یک زن به تنهایی بین عراق تا شام در امنیت کامل می رود در حالیکه همه زیور آلات او همراه اوست ، ولی نه نگران هجوم حیوان درنده ای است و نه انسان گزنده ای.
ترس و وحشت از جهان بر می افتد و مردم به تدریج ترس را فراموش می کنند.
حیوانات با هم سازگار می شوند و صلح در طبیعت بوجود می آید.
جنگ فرو نشیند و در هیچ شهری جز امن و امان و بشارت اتفاقی نخواهد افتاد.
درندگان با یکدیگر آشتی میکنند.
گوسفندی به گوسفند دیگر شاخ نمیزند.
وفور ثروت و نعمت، چنان خواهد بود که با همه تاریخ قابل مقایسه است و باز هم این کفه سنگین تر خواهد بود.
شادی، تنعم و لذت با رعایت عدالت و اعتدال نه همراه با اسراف و تبذیر و ستم تحقق خواهد یافت.
همه مرفّه می شوند، اما نه مرفّه های بیدرد و بخیل و سود پرستی که حرص بر آنها حکومت می کند.
مردگان نیز در گور شاد خواهند شد و در برزخ به دیدن یکدیگر میروند و حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به یکدیگر تبریک میگویند..
انقلاب اقتصادی و فن آورانه را پدید خواهد آورد، چرا که سراسر زمین برای او درنوردیده میشود. و همه گنجها و منابع زمینی و زیرزمینی به فعلیت می رسند و استخراج می شوند.
قطعات زمین به یکدیگر مباهات می کنند که یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر من پا گذاردند و با عبور از من به اهداف خود نزدیک شدند.
حکومتی تشکیل می دهد که در آن باید بدنبال فقیر گشت تا زکات بگیرد و یافت نخواهد شد.
رفاه و ثروت و امکاناتی که در حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فراهم می آید، متعلق به همه مردم است.
هیچ انسان گرسنه ای در سراسر زمین پیدا نخواهد شد.
همه گونه گیاه از زمین بروید و باران فراوان از آسمان ببارد.
دانش او از همه گسترده تر است و پرچم جود و کرامتش از همه برافراشته تر.
هم عدل را می گستراند و هم عقل را شکوفا می کند و مخالفان عدل و عقل را یکجا به جای خود می نشاند.
ارتباط با خزائن غیب جهان دارد و عقلانیت پنهان عالم را آشکار می کند، زیرا او تنها جان جهان نیست، بلکه عقل جهان نیز هست.
دست خود را بر سر بندگان خدا می کشد و قدرت عقلانی بشریت را مجتمع و متمرکز خواهد ساخت و سطح عقلانیت را در جامعه بشری به گونه ای جهشی ارتقاء خواهد داد.
همه از وی اطاعت می کنند، اما این به معنای تعطیل کردن عقل فردی و درک و تشخیص و احساس مردم و ماشینی شدن جامعه نیست، چرا که در جامعه مهدوی بر عنصر عقلانیت و اراده
انسانها تأکید و دعوت می شود و عقل به اطاعت از وی فرمان میدهد.
انقلاب خونینی خواهد داشت، اما نه بدنبال کینه توزی بلکه برای کینهسوزی.
با مردم با زبان منطق و رحمت سخن میگوید، ولی با رهبران ستم و بیعدالتی جهان با زبان شمشیر.
نهضت او یک شوخی بشری نیست، یک ملحمۀ کبری است یعنی نبرد بزرگ جهانی.
با همه جنگها میجنگد و با فکر جنگ و با همه جنگ افروزان دنیا.
جبهه ای به عرض جهان تشکیل خواهد داد و حق و باطل، چشم در چشم، چهره به چهره شمشیر میزنند.
جنگش فصل الخطاب تاریخ است و جنگ واقعاً بین سیاه وسفید، و دیگر خاکستری نداریم. خاکستری ها یا سیاه خواهند شد یا سفید.
جنگش برق آسا و ضربه اش غیر قابل پیش بینی است که همه دفاع های کلاسیک قدرت جهان را از هم می پاشد.
در تمام زمین ضد انقلابی باقی نخواهد گذاشت و نیروهای ضد عدالت را یا تسلیم عدالت خواهد کرد و یا شمشیر.
با اسلحه پاسخ اسلحه را خواهد داد و همۀ مقاومتها درهم شکسته خواهند شد.
در برابر مافیای قدرت و ثروت جهانی، جز سلاح و شمشیر و آهن و فولاد و مرگ زیر سایه شمشیر پیامی نخواهد داشت و توبه را از آنها نخواهد پذیرفت.
دو گونه برخورد میکند، چون دومخاطب دارد، یکی؛ در مقابل ستمگران که با آنها جز با زبان سلاح و تیغ شمشیر سخن نخواهد گفت. و دیگر با توده های مردم و بشریت و مظلومان چنان متواضع است که گویی با دست خود عسل در دهان محرومان جهان می نهد.
می جنگد اما برای صلح، زیرا نمی-توان به جنگها پایان داد مگر با جنگ اما همراه با عدالت البته پس از اتمام حجت.
بر ضد رهبران ظلم و ضلالت شمشیر می کشد.
سیزده شهر و طایفه با او میجنگند و او با آنها خواهد جنگید.
بشری را که تا آن روز در حکم نهضت سواد آموزی است به عالی ترین سطوح علمی خواهد رسانید.
انقلاب ارتباطاتی و تبلیغاتی بوجود میآورد و اصحاب او از این سوی دنیا با آن سوی دنیا در ارتباط هستند و در میان ابرها پرواز میکنند.
بشریت با دست او به مفهوم تلاوت و تفسیر کتاب خدا آشنا خواهد شد. زیرا قبل از اینکه او بیاید حقایق قرآنی فراوانی مکتوم مانده است.
انقلابی معارفی بوجود می آورد و شناخت دین را اوج داده و متحول می سازد.
خیمه هایی بپا میکند و قرآن را همانگونه که نازل شده به مردم خواهد آموخت.
بدعتها را از دین بیرون خواهد کرد و با بدعتگران بگونه ای مبارزه می کند که او را متهم به آوردن دین جدید می کنند.
اسلام را بر یهودیان و مسیحیان و صائبان و ملحدان و مرتدان و کافران جهان عرضه خواهد کرد.
مفاهیم حقیقی قرآن و تفسیر درست آن را به بشریت خواهد آموخت و عملی خواهد کرد. شاید به همین دلیل او را شریک القرآن میگویند.
انقلابی فرهنگی بوجود می آورد و معلومات و اطلاعات جدید در دسترس بشریت قرار می گیرد، در حالی که تا آن روز تنها دو حرف از 27 حرف علوم، اعم از معارف دینی و بشری کشف شده است و او 25 حرف دیگر را خواهد آموخت.
با پرچم پیامبر در جنگ بدر و پیراهن یوسف علیه السلامو عصای موسی علیه السلام و انگشتر سلیمان علیه السلام میآید، یعنی نهضت او ادامه نهضت انبیاء است.
حکمت، دانش و علم قضاوت در همه خانه ها داخل شده و نهاد خانه با نهاد دانش و نهاد دین یکی می شوند و زنان در خانه خود
براساس کتاب و سنت، اجتهاد و نظریه پردازی کرده و پیچیده ترین داوری های نظری، عقیدتی، ایدئولوژیک و عقلانی و علمی را در خانه هایشان انجام می دهند.
انقلابی علمی به معنای واقعی اتفاق می افتد.
ایمان دینی، اندکی جزمیات مرده و مقداری دگم سنتی شده نیست، بلکه حقیقتی است کاملاً زنده.
پس از مدتی اسلام فراگیر میشود، زیرا او با نسخه های اصلی تورات و انجیل و دیگر کتب آسمانی با اهل هر دینی استدلال و احتجاج خواهد کرد.
به وضع موجود اعتراض می کند و وضع موعود را بنا می نهد.
برای هیچکس عذر و بهانه ای باقی نخواهد گذاشت.
آتش فتنه ها و آشوبها سرد می شود و سردرگمی های بشر به پایان می رسند.
کسی که در شرق است برادر خود را در غرب میبیند و در غرب، برادر خود را در شرق.
تابوت (سکینه) را از غاری در انطاکیه بیرون میآورد که حاوی تورات و انجیلی است که بر موسی علیه السلام و عیسی علیه السلام فرود آمدهاند.
1.جامعه ای می سازد که مردم آن شهوت و غضب دارند و احتیاج به نان و خانه و کار و مطالعه و تفریح، و هنر او آن است که همه اینها را تعدیل می کند نه تعطیل.
جامعه ای میسازد که پلیس آن بیشتر از شهروندش نیست، چرا که براساس آگاهی و آزادی و اخلاق بنا شده است.
سرمایه از سکه می افتد و دیگر سرمایه سالاری نخواهد بود.
زندگی صلواتی خواهد شد و مردم یکدیگر را نخواهند درید.
مردم به نوعی تربیت میشوند که به یکدیگر دروغ نمی گویند. چرا که ریشه دروغ در آن زمان کنده خواهد شد.
همه مجبور به انتخاب می شوند. دوره نفاق و ریا پایان خواهد یافت.
جامعه ای خواهد ساخت که هر کس میتواند دست در جیب برادرش بکند بیآنکه او ناراحت شود.
انقلاب در مناسبات انسانی بوجود می-آورد. و هم ترازی و برادری و یگانگی در همه ابعاد زندگی برقرار خواهد شد و برادر دست در جیب برادر می کند و به اندازه نیاز بر می دارد بدون هیچ شک و ممانعت و سوء ظنی.
همه به هم کمک می کنند و یکدیگر را تقویت می نمایند و هیچکس ضعف دیگری را نمی پسندد. و به شکست دیگری نمی-خندد و غم هر کسی غم همه و شادی هر کسی شادی همه است.
روح سود پرستی و خود محوری بر انداخته خواهد شد. از یکدیگر سود در معامله نمی گیرند و مشکلات همدیگر را حل می کنند.
جامعه، غمگین و عصبانی نخواهد بود، بلکه شادی انسانی (نه حیوانی و نه به قیمت آزار رساندن به دیگران) وجود دارد.
کینهها از سینهها زدوده خواهد شد.
اخلاق و ارزش انسانی را در جامعه بشری به کمال خواهد رساند.
فرهنگ دروغ و رنجهای بشری به پایان خواهد رسید و اقتصاد و سیاست و مذهب دیگر بر پایه دروغ نخواهد بود.
زمین چون نقره از آلودگیها پاک خواهد گشت.
2 یک انقلاب سبز و محیط زیستی بوجود خواهد آمد، چرا که در هیچ جای جهان کسی پا نمی گذارد مگر آنکه سر سبز است.
همه جا سبز است و زمین غیر سبز و نهر خشکیده ای وجود ندارد.
انقلاب عمرانی به وجود میآورد و زمین مرده بدست او آباد و زنده و شاداب خواهد شد.
هیچ خرابه ای در زمین نمیماند مگر آنکه آباد شود.
کشاورز هر چه بکارد هفتصد برابر محصول خواهد داد.
درختان پر ثمر شوند و برکات فراوان.
عمرها در عهد او طولانی شوند و آبها فراوان و رودخانهها پرآب.
زمین گیاه خود را بیرون فرستد و چهارپایان فراوان شوند، فراوان.
هر جا که اقامت گزیند، چشمهها از مقدمش میجوشند و گرسنگان و تشنگان سیراب میشوند و سیر.
کشتزارها سالم میمانند و پا بر جا، هرگاه چیزی از آنها برگیرند بار دیگر به حال اول برگردند.
زنانی که امروز در دنیا تحقیر و برهنه می شوند و مجبورند بین علم و عفّت یکی را برگزینند، آن روز هر دو حق را استیفا می-کنند.
زنان برای رسیدن به قله علم و حضور اجتماعی لازم نیست که عفت و شخصیت انسانی خود را ترک کنند و حتی در خانه و همراه با کار بزرگ مادری و همسری، خواهند توانست در پیچیده ترین مسائل معارفی و عقلی و علمی با قوی ترین کارشناسان جهان پنجه نرم کنند و مجتهدانه و همچون یک کارشناس طراز اول اظهار نظر می کنند.
زنان در رژیم حقوقی و سیاسی او ارتقاء یافته و در عالی ترین سطوح مدیریتی جهانی و پیچیده ترین و جدی ترین مراحل یک انقلاب، ستاد اصلی را اداره می کنند.
پنجاه زن در ستاد فرماندهی انقلاب جهانی او قرار دارند.
با جوانان دنیا را تغییر داده و دنیا را جوان می کند و در میان اصحاب او به خصوص در ستاد اصلی انقلاب، پیرمرد و پیر زن بسیار اندک است چون سرمه در چشم و نمک در طعام.
یارانش مدتها لباس رزم جهانی را از تن خارج نخواهند کرد و جز لباس زبر و درشت نخواهند پوشید و جز خوراک ساده نخواهند خورد تا زمانی که عدالت را در جهان گسترش دهند.
نسبت به کارگزاران حکومت خویش بسیار سخت گیر است، سخت گیر.
اصحابش در مقاومت و مبارزه از جنس فولادند و در درک مسایل دقیقند و با ظرافت.. در احساس و عاطفه به لطافت گل هستند و در جبهه جنگ با دشمنان، پیامآوران مرگ که مایه حیات دیگران است.
سیصد و سیزده نفر افسر در ستاد فرماندهی اویند به تعداد مجاهدان جنگ بدر، یعنی در اولین و آخرین نبرد تعداد سربازان اصلی نهضت برابر است.
نیروهای ستاد انقلاب بدنبال مال و زمین و ثروت و رانت نمی روند و برای خود چیزی بر نمی دارند و زودتر از بقیه سر سفره حاضر نمی شوند.
لباسش جامه ای غلیظ و خوراکش غذایی ساده است و زندگی اصحابش نیز در سطح پایین ترین افراد.
از یارانش پیمان میگیرد که :
خون کسی را به ناحق نریزند.
به خانه کسی هجوم نبرند.
به کسی دشنام ندهند.
حریمی را هتک نکنند.
طلا و نقره برای خود نیاندوزند.
غذای عمومی مردم را انبار نکنند.
مال یتیم و انسان بیپناه را نخورند.
لباس خز و حریر نپوشند و کمربند زرین نبندند.
لباس زبر و خشن بپوشند.
صورت برخاک بگذارند.
با تمام توان در راه خدا جهاد کنند. خودشان سخت زندگی کنند، اما همه بشریت در رفاه باشند.
آنچه از یارانش بخواهد کامل و رسا انجام میدهند.
شب را نمیخوابند و در نمازشان زمزمه ای دارند، چون زنبوران عسل در کندو.
راهبان شبند و شیران روز (شب مینالند و روز میرزمند.)
برافروخته و نورانیاند به گونه ای که گویا چراغی در قلب آنها برافروختهاند.
برای رسیدن به شهادت دعا میکنند.
سیصدوسیزده نفر را به اطراف جهان میفرستد تا حکمرانی کنند و هنگام اعزام بر شانهها و سینه هاشان دست خواهد کشید.
شعار آنان این است : یا لثارات الحسین، یعنی انتقام خون حسین علیه السلام.
برخی از آنان قاضی برای فرشتگان میشوند تا قضاوت کنند برای صد هزار نفر از آنان.
هر یک از آنان از شیر شجاع ترند و از نیزه برنده تر. به گونه ای که با دست، دشمنان را میکشند.
تنها شیعیان، بزرگان و حاکمان خواهند بود از برای اهل زمین.
سلمان و اشتر و مقداد همراه او میآیند با دیگر بزرگان، تا مسئولیت حکومت را بر عهده گیرند.
نشان سجده بر پیشانی آنها نقش بسته، شیران
روزند و زاهدان شب.
برخی در ابرها سیر میکنند و برخی با فرشتگان پرواز و گروهی با آنان راه میروند و از آنان سبقت میگیرنددر راه رفتن.
اگر به کوهها حمله کنند، آنها را از جای خود بر میکنند.
گنجهایی به همراه دارد، اما نه از طلا و نقره، بلکه اسبهای خوش اندام و مردانی نام و نشاندار از دورترین شهرها.
با مردم بویژه مستمندان بسیار مهربان است، چرا که باید توده مردم با مهربانی تربیت شوند.
بشریّتِ به بن بست رسیده با خاطره های مرده و آروزهای مجروح، آزاد خواهد شد.
قرنها انتظار مهدی علیه السلام برای حرف زدن با بشریت به پایان می رسد و عصر ظهور آغاز خواهد شد.
مردم به عبادت و شریعت و دیانت رو میآورند و نماز جماعت رونق میگیرد.
مهلتِ شیطان به سر آمده و جهانِ بیشیطنت، با عدالت و معنویت سپری خواهد شد.
اختلاف از میان ادیان برداشته خواهد شد و همه بصورت یک آیین در میآیند.
گهواره نشینان آرزو میکنند که به سوی او بشتابند.
بیماران شفا مییابند و ناتوانان، توانمند میشوند و نابینایان بینا.
با کافران غیر معاند هم به نرمی رفتار میکند، تا چه رسد به مؤمنان.
ولیّ خداست، مظهر صفات او، پس ارحم الراحمین است درموضوع عفو و رحمت و اشد المعاقبین است در موضع نکال و نقمت.
11.برفراز منبر کوفه سخن میگوید، مردم آنقدر اشک شوق میریزند که گفته هایش را نمیفهمند.
شهر او شهر کلیشهها نیست و مردم هم شکل و هم سلیقه نیستند، هر چند که روابط انسانی بر اساس مناسبات و معیارهای انسانی تنظیم می شود و همه، حقوق و حدود خود را می شناسند.
مردم با یکدیگر متفاوت و در عین حال متناسب و متعادلند و اختلافات نظری در جامعه او نه سرکوب بلکه مدیریت می شوند.
رابطه او با نوع مردم رابطه روشن و انسانی است، البته بعضی می خواهند به جای اینکه پا جا پای او بگذارند، پا روی پای وی بگذارند که این ستیزه جویی و جبهه گشودن در عرض اوست و اینان پس از اتمام حجت، حذف خواهند شد.
اغلب مردم با منطق و برهان و موعظه و رحمت متقاعد میشوند.
به جای آمریتهای بشری از آمریت خدا دم خواهد زد.
آن تیری را که انبیا پرتاب کردند و سنگی را که آنان برداشتند، او به هدف خواهد زد، تا معلوم شود که آنان خطا نکردند و شکست نخوردند.
تمدن جدید رحمانی را در دنیا مستقر و جایگزین تمدن شیطانی خواهد کرد.
ستمگران را موعظه نمی کند، زیرا موعظه کافی است. چند هزاره ستمگران را موعظه کردند و گفتگو و مدارا نمودند.
آرمانهای قابل تحقق بشری را که تا آن زمان تحقق نیافتهاند واقعی خواهد کرد.
مدینه آرمانی اسلام را بر خرابه های اقتدار کنونی جهان بنا خواهد کرد.
هیچ بدهکاری را در دنیا وا نخواهد گذارد،
مگر آنکه قرض او را ادا کند و رسم بدهکاری بدست او برچیده خواهد شد.
هیچ ظلمی نسبت به هیچکس از توده های معمولی نمیماند مگراینکه رد آن مظالم کند و آن را جبران نماید.
اراده او معطوف به قدرت از نوع «نیچه-ای» آن نیست و انسان (حتی یک انسان) برای او مهم است و کوچکترین حق انسان، نزد او بزرگ.
شعار او محبت است و هر کس هر چه نیاز دارد از جیب دیگری بر خواهد داشت بیممانعت.
فرهنگ دورغ و رنجهای بشری به پایان خواهد رسید و اقتصاد و سیاست و مذهب دیگر بر پایه دروغ نخواهد بود.
کار او این است که مردم را به حقوق مادی و معنوی خود برساند، به خصوص انسانهای محروم که هم ساکتند و هم مسکوت.
بشریت را به دو بخش تقسیم خواهد کرد. عده ای را که گوش دارند با منطق روبرو خواهد کرد، وعده ای را که مغرضند و متعصب و معاند یعنی آنان که گوش ندارند با شمشیر.
بیعت هیچک از طاغوتهای جهان بر گردن او نیست و بدهکار هیچکدام از سیستمهای جهانی نیست.
15.کار نیمه تمام و ناتمام انبیا و ادیان الهی بدست او کامل خواهد شد.
با مسیحیان و یهودیان به انجیل و تورات حقیقی احتجاج و استدلال خواهد کرد.
برای هیچکس عذر و بهانه ای باقی نخواهد گذاشت.
صبورانه استدلال می کند و با مردم به نرمی سخن می گوید.
دوست و دشمن را با نگاه می شناسد و نقشه های پنهانی هر گروه را می داند.
هر مسجدی را که بر سر راه مردم است خراب می کند.
پنجرهها و فاضلابها و ناودانهای باز شده بر زندگی عمومی و خصوصی دیگران را میبندد.
سازشکاران را از دولت خود بیرون می-کند.
امیران و فرماندهان ستمگر را از حکومت اخراج خواهد کرد.
سراسر زمین را از خیانت پاک می کند.
تفاوت حکومتش با پیامبر صلی الله علیه و آله تفاوت در زمان و مکان و اندازه است نه در اصول و معیارها و قواعد.
دیوارهای مساجد را کوتاه کند و کنگرهها را بردارد، مانند عصر پیامبر صلی الله علیه و آله
سالی دو بار هدیه میدهد و ماهی دو بار حقوق.
مسجدی در پشت کوفه بنا میکند که هزار در دارد.
برای مردم چون دوستی مهربان است و پدری شفیق و برادری توأمان و مادری نیکوکار در حق فرزندان.
همان گونه رفتوآمد کند که آنان رفتوآمد میکنند.
آنگونه لباس بپوشد که آنان می پوشند.
آنگونه سوار شود که آنان سوار می شوند.
آنگونه باشد که آنان هستند.
در پایین ترین سطح زندگی کند.
هیچ بارگاه و حریم و فاصله ای با مردم نداشته باشد.
لباسها سالم میمانند و هرگز کهنه نمیشوند و به هر رنگی که مردم بخواهند در میآیند.
بر ابری که در آن غرّش رعد و شدّت برق است سوار شود و به آسمانهای هفتگانه صعود کند. به اعماق زمین عبور نماید.
هر نقطه مرتفع و گود را از زمین صاف نماید و زمین هموار شود چون کف دست، صافِ صاف.
یارانش را بر ابر سوار میکنند و به مکه میبرند و برخی از آنها که در بستر آرمیدهاند ناگهان خود را در مکه خواهند یافت.
فرشتگانی همراه او میآیند که با نوح علیه السلام در کشتی بودند و با ابراهیم علیه السلام در آتش و با موسی علیه السلام در دریا و با عیسی علیه السلام در عروج و با حسین علیه السلام در کربلا.
هرگاه کسی نیازی به حضرتش داشته باشد، فرشته ای را به سراغ او میفرستد تا او را به حضرت برساند و دوباره به محل کارش برگرداند.
سنگ موسی علیه السلام را با خود بر میدارد که در هر منزل 12 چشمه از آن جاری است و هر گرسنه و تشنه ای که از آن بخورد سیر گردد و سیراب.
ابرها برفراز سرش به حرکت در آمده و بر سرش سایه افکنده و با زبانی فصیح میگویند: این است مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله
شمشیرهای نبرد از آسمان فرود میآیند که بر روی هر یک نوشته است؛ این مال فلان است فرزند فلان.
از گورستان وادی السلام بر انگیزاند و همراه خود بیاورد هفتاد هزار نفر از صدیقان و پاکان.
زمین به نور پروردگارش روشن میگردد و مردم بینیاز میشوند از نور خورشید. (1)
پیامبران و امامان به جهان بازگردند و حسین بن علی علیه السلام آنقدر حکومت کند که ابروانش بر چشمهایش فرو افتد.
کودکان با مار و عقرب بازی کنند بیهیچ گزند و زیان.
در هنگام نماز عشا در مکه ظهور میکند با پرچم و پیراهن و شمشیر پیامبر صلی الله علیه و آله و تمامی معجزات پیامبران را آشکار خواهد ساخت.
1) شاید منظور بی نیازی مردم از استدلال و برهان باشد.
از فراز مسجد دمشق بانگ بر میخیزد که ای امت محمد؛ پناه و پناهگاه شما آمده است.
هیچ کافری نمیماند مگر آنکه بدو ایمان آورد و هیچ تبهکاری نمیماند مگر آنکه اهل فلاح و صلاح گردد و هیچ فردی از یهود و نصاری نیست مگر آنکه قبل از وفات به او ایمان بیاورد.
نخستین کسانی که با او بیعت میکنند جبرئیل و میکائیلند.
جهان چون دانه ای گردو در برابرش نمایان خواهد شد و چیزی از آن برایش پوشیده نخواهد ماند.
در جهان هر گونه که بخواهد تصرف میکند، چنانکه کسی از سفرهای گسترده هر چه بخواهد بر میگزیند.
به سنگ مخصوصی ضربه میزند. از آن آب و غذا و علف میجوشد. آب و غذا برای یاران و علف برای چهارپایان.
اگر کافر و مشرکی در درون صخره ای پنهان شود، صخره ندا میدهد که این اینجاست.
سنگها و درختان میگویند: کافری در زیر من پنهان است.
و جهان یکپارچه فریاد میزند:
«اَلسَّلامُ عَلی رَبیعِ الاَنامِ وَ نَضرَۀِ الاَیّامِ»
«درود بر بهار بشریت و بهاران تاریخ و طراوت روزگاران»
عاقبت او ظهــور خواهـــد کــرد
خــاک را غــرق نور خواهــد کرد
روزی از این کـویر، ایـن برهــوت
ابــر رحمــت عبـور خواهــد کرد
دل ما را که خشک و پژمرده است
همچــو باغ بلــور خـواهــد کرد
آه میآیــد او کــه لبـخـنـدش
عاشقـان را صبــور خواهـــد کرد
سینهها را ز کیـنه خواهـد شست
غصــهها را بــدور خـواهــد کرد
آه سـوگــند میخــــورم ای دل
عاقبت او ظهـور خــواهـد کــرد
ریاض السالکین، سیدعلی خان مدنی.
منتخب الاثر، صافی گلپایگانی.
بحارالانوار، مجلسی، ج51.
اصول کافی، کلینی، ج4.
الصواعق المحرقة، ابن حجر.
صحیح مسلم، ج3.
صحیح بخاری
مستدرک، حاکم، ج9.
کمال الدین، صدوق، ج2.
سنن ترمذی، ج4.
سنن ابن ماجد، ج2.
سنن ابی داود، ج4.
غیبت، طوسی.
الزام الناصب، علی یزدی حائری.
ترجمه مکیال المکارم، سیدمحمدتقی اصفهانی، ج2.
احتجاج، طبرسی.
غیبت، نعمانی.
دلائل الامامة، طبری.
الخرائج، راوندی.
ارشاد، مفید.
مجمع البحرین، طریحی.
کشف الغمة، اَربلی، ج2.
عیون اخبارالرضا علیه السلام، صدوق.
مناقب، ابن شهر آشوب، ج1.
یوم الخلاص، کامل سلیمان.
القطر الشهدی فی اوصاف المهدی علیه السلام، شهابالدین حلوانی مصری.
تفسیر عیاشی.
ینابیع المودّة، قندوزی.
فلاح السائل، شیخ بهایی.
در فجر ساحل، محمد حکیمی.
جمال الاسبوع، سیدبن طاووس.
دادگستر جهان، امینی.
اعلام الوری، طبرسی.
خورشید مغرب، حکیمی.
معجم احادیث المهدی، کورانی.
مزار، شیخ مفید.
تفسیر برهان، ج1.
اقبال، سیدبن طاووس.
فصلنامه انتظار، مرکز تخصصی مهدویّت.