ghaemiyeh.com
سرشناسه : موحد ابطحی،سید محمدباقر، ۱۳۱۳ -۱۳۹۲
عنوان قراردادی : الامامالمهدی علیهالسلام فی احادیثالامامالرضا علیهالسلام . فارسی
عنوان و نام پدیدآور : جلوههای مهدوی در کلمات رضوی علیهالسلام / محمدباقر ابطحیاصفهانی ؛ مترجم محمد سجادیاصفهانی.
مشخصات نشر : قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، ۱۳۹۰.
مشخصات ظاهری : ۱۲۸ص.
شابک : ۱۷۰۰۰ ریال: 978-600-6262-17-8
یادداشت : کتابنامه : ص. ۱۲۸ .
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- احادیث
موضوع : علی بن موسی (ع)، امام هشتم، ۱۵۳؟ - ۲۰۳ق. -- احادیث
موضوع : احادیث شیعه -- قرن ۱۴
شناسه افزوده : سجادی اصفهانی، محمد، مترجم
رده بندی کنگره : BP۱۴۱/۵ /م۳م۸۳۰۴۱ ۱۳۹۰
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۲۱۸
شماره کتابشناسی ملی : ۲۶۵۵۱۹۷
1 . ضرورت و نیاز جامعه به حجت خدا
1ـ زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نمیماند••• 19
2 . نسب پاک آن حضرت علیهالسلام
1ـ او از فرزندان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله است••• 21
2ـ او از فرزندان امام حسین صلیاللهعلیهوآله است••• 21
3ـ او از فرزندان امام باقر علیهالسلام است••• 22
4ـ او از فرزندان حضرت رضا علیهالسلام است••• 22
5 ـ او از فرزندان امام جواد علیهالسلام است••• 24
6 ـ او از فرزندان امام عسکری علیهالسلام است••• 24
3 . ولادت آن حضرت علیهالسلام و نامها و القاب مبارک او
1ـ پنهان بودن ولادت آن حضرت علیهالسلام ••• 25
2ـ نام اصلی آن حضرت نام پیامبر صلیاللهعلیهوآله یعنی «م ح م د» است••• 25
3ـ از بردن نام اصلی آن حضرت باید خودداری نمود••• 25
4ـ برخاستن از جای خود هنگامی که از او به لفظ قائم یاد شود••• 26
5 ـ القاب مبارک آن حضرت••• 27
4 . شمائل، اوصاف، فضائل
و شباهتهای آن حضرت علیهالسلام به پیامبران علیهمالسلام
1ـ شمائل آن حضرت علیهالسلام ••• 29
2ـ اوصاف آن حضرت علیهالسلام ••• 29
3ـ فضائل آن حضرت علیهالسلام ••• 29
4ـ شباهت او به پیامبران علیهمالسلام ••• 30
5 ـ علامتها و نشانههای آن حضرت علیهالسلام ••• 30
5 . بشارتهای قرآنی و کتابهای گذشتگان
و خبر دادن پیامبر و ائمه علیهمالسلام به او و قیام او
1ـ آیات قرآنی که به آن حضرت و قیامش تأویل شده است••• 33
2ـ خبر دادن کتب پیشینیان به آمدن آن حضرت و قیام او••• 35
3ـ خبر دادن پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به آمدن آن حضرت و قیام او••• 36
4ـ روایاتی از حضرت رضا علیهالسلام درباره غیبت و قیام آن حضرت علیهالسلام ••• 40
6 . غیبت آن حضرت علیهالسلام
و حوادث و فتنه هائی که پیش از ظهور او رخ میدهد
1ـ غیبت آن حضرت علیهالسلام وعلّت آن••• 48
2ـ اسلام غریبانه آغاز شده و به زودی غریب میگردد••• 50
3ـ ناگزیر فتنهای کور و کمر شکن رخ خواهد داد••• 50
4ـ چهار حادثه پیش از قیام آن حضرت واقع میشود••• 51
5 ـ حادثهای ، بین حرمین ایجاد میشود••• 52
6ـ پرچم هائی که پیش از ظهور و قیام آن حضرت حرکت میکند••• 54
7ـ پیشاپیش این امر بیوح است••• 54
8 ـ خروج سفیانی••• 55
9ـ صیحه و ندای آسمانی••• 56
10 ـ دجّال در روایت آن حضرت••• 56
7 . احوال شیعه و مؤمنین در غیبت آن حضرت علیهالسلام
1ـ قلب مؤمن در آن زمان از غصه آب میشود••• 57
3ـ ارتداد بیشتر کسانی که قائل به امامت آن حضرت هستند••• 58
4ـ پناهگاهی برای آنان نیست که به آن پناه ببرند••• 59
8 . وظایف شیعه در دوران غیبت امام علیهالسلام
1ـ معرفت و شناخت آن حضرت علیهالسلام ••• 60
2ـ ملتزم بودن به دین••• 60
3ـ انتظار فرج آن حضرت علیهالسلام ••• 61
4ـ عدم تعیین وقت ظهور••• 62
5 ـ صبر و پایداری در غیبت آن حضرت علیهالسلام ••• 62
6 ـ اندوه و گریه در غیبت آن حضرت علیهالسلام ••• 64
7ـ دعا برای آن حضرت علیهالسلام و فرج ایشان••• 65
8 ـ رعایت تقیّه••• 70
9ـ ملازم خانه بودن و خروج نکردن••• 70
9 . ظهور آن حضرت علیهالسلام
1ـ شکل و شمایل آن حضرت علیهالسلام در هنگام خروج••• 74
2ـ در هنگام خروج آن حضرت همه باید به سوی او حرکت کنند••• 74
10 . سیره و اخلاق و خصوصیات زمان آن حضرت علیهالسلام
1 . پادشاهی و سلطنت آن حضرت علیهالسلام ••• 76
2ـ یاوران آن حضرت از ملائکه علیهالسلام ••• 76
3ـ قدرت و توانائی آن حضرت علیهالسلام وآنچه در اختیار او میباشد••• 77
4ـ نزد آن حضرت میراث پیامبران علیهمالسلام است••• 77
5 ـ در گردن آن حضرت علیهالسلام بیعتی برای کسی نیست••• 78
6ـ زمین را از لوث کفر و ستم پاک میگرداند••• 78
7ـ دستان بنی شیبة را آن حضرت علیهالسلام قطع میکند••• 78
8 ـ ذراری قاتلان امام حسین علیهالسلام را به قتل میرساند••• 79
9ـ بینیازی مردم با نور جمال آن حضرت علیهالسلام از روشنائی خورشید••• 80
10ـ گسترش عدالت به وسیله آن حضرت علیهالسلام ••• 80
11ـ او زمین را پر از عدل و داد میکند••• 81
12ـ او غم و اندوه اهل بیت علیهمالسلام را برطرف خواهد کرد••• 81
13ـ او رحمت برای اهل ایمان و عذاب برای کافران است••• 82
14ـ خوارک و پوشاک آن حضرت علیهالسلام ••• 82
15ـ حال شیعه و مؤمنین در عصر ظهور آن حضرت علیهالسلام ••• 82
11 . رجعت
1ـ رجعت به طور مطلق••• 84
2ـ رجعت امیر المؤمنین علی علیهالسلام ••• 87
منابع کتاب••• 88
یا رئوف یا رحیم
از آن روزی که به عنوان خادم تشرّفی حضرت رضا علیهالسلام مشرّف شدم در این فکر بودم که خدمتی هر چند ناچیز به مولای خویش حضرت رضا علیهالسلام عرضه کنم تا اینکه بذهنم خطور کرد بیانات آن حضرت را در رابطه با آخرین ذخیره الهی و یادگار حضرت زهرا علیهاالسلام ، ابن الرضا علیهالسلام ، حجّة بن الحسن المهدی روحی و أرواح العالمین لتراب مقدمه الفداء را جمعه آوری نمایم.
موضوع را به سرور عزیز و محقّق بزرگوار حضرت آیت اللّه العظمی سیّد محمّد باقر موحّد ابطحی دامت برکاته مطرح نموده و ایشان این امر را در دستور کار قرار دادند و توسط محققین مؤسسه الإمام المهدی علیهالسلام متن عربی را از مصادر معتبر استخراج و در اختیار این جانت قرار دادند و اکنون ترجمه آن به عنوان جلوههای مهدوی در کلمات رضوی جهت استفاده عموم دوستان اهل البیت علیهمالسلام عرضه میشود.
امید آنکه مورد قبول آستان مقدّس آن حضرت قرار گیرد.
خادم تشرّفی حضرت رضا علیهالسلام
سیّد محمّد سجّادی اصفهانی
بسم الله الرحمن الرحیم
عبدالعزیز بن مسلم گوید: ما در ایّام علی بن موسی الرضا علیهالسلام در مرو بودیم، در آغاز ورود خود، روز جمعه در مسجد جامع گرد آمدیم و در موضوع امامت که مورد اختلاف فراوان مردم بود گفتگو کردیم و آنگاه شرفیاب حضور سرور خود امام رضا علیهالسلام شدم و گفتگوهای مردم را در امر امامت به عرض او رسانیدم، تبسمی کرد و فرمود: ای عبدالعزیز، این مردم نادانند و از رأی و دین خود فریب خوردهاند، به راستی خداوند عزّ وجلّ جان پیغمبر خود را نگرفت تا دین را برای او کامل کرد و قرآنی برای او فرستاد که شرح هر چیز در آن است، حلال و حرام و حدود و احکام و آنچه مردم بدان نیاز دارند همه را در آن بیان کرده و فرموده : «ما در این کتاب چیزی را فرو گذار نکردیم» در سفر حجة الوداع که آخر عمر پیغمبر بود نازل فرمود: «امروز دین را برای شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را برای شما پسندیدم تا دین شما باشد» امر امامت از کمال دین و تمام نعمت است.
پیغمبر از دنیا نرفت تا برای مردم همه معالم دین را بیان کرد و راه را برایشان روشن ساخت و آنها را بر جاده حق واداشت و علی علیهالسلام را برای آنها رهبر و پیشوا ساخت و از چیزی که مورد نیاز امت باشد صرف نظر نکرد تا آنرا بیان نمود، هر که گمان برد که خدا دینش را کامل نکرده کتاب خدا را رد کرده است و هر که کتاب خدا را رد کند کافر است، آیا میدانند قدر و جایگاه امامت را در میان امت تا اختیار و انتخاب آنان در آن روا باشد، به راستی
امامت اندازهای فراتر و مقامی والاتر و موقعیتی بالاتر و آستانی منیعتر و عمقی فروتر از آن دارد که مردم با عقل خود بدان رسند یا با رأی و نظر خود آنرا درک کنند یا به انتخاب خود امامی بگمارند.
امامت مقامی است که حضرت ابراهیم علیهالسلام پس از دارا بودن مقام نبوت و خلت بدان رسید، و سومین درجه و فضیلتی بود که خدایش بدان مشرف کرد و نامش را بوسیله آن بلند نمود و فرمود: «بدرستی که من تو را برای مردم امام قرار دادم» خلیل از شادمانی بدان عرض کرد: «و از ذریه و نژاد من هم»؟
خداوند تبارک و تعالی فرمود: «عهد و فرمان من به ظالمان نخواهد رسید» این آیه امامت هر ظالمی را تا روز قیامت باطل کرد و آنرا مخصوص برگزیدگان پاک ساخت.
سپس خداوند عزّ وجلّ او را گرامی داشت و امامت را در ذریه و نژاد برگزیده او نهاد و فرمود: «اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و همه را شایسته نمودیم و آنها را رهبرانی ساختیم که به دستور ما هدایت میکردند و کارهای خیر را و برپا داشتن نماز و پرداخت زکاة را به آنها وحی کردیم و برای ما عابدان بودند» این امامت همیشه در ذریه او بود و از هم ارث میبردند قرن به قرن تا به پیغمبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم رسید و خدا فرمود: «به راستی سزاوارترین مردم به ابراهیم پیروان اویند و همین پیغمبر و کسانی که گرویدند و خدا ولی مؤمنان است» این مقام امامت به آن حضرت اختصاص داشت و به دستور خدا آنرا به علی علیهالسلام واگذار نمود آنچنان که خدای تعالی آنرا واجب کرده بود سپس به ذریه برگزیده او منتقل گردید که خدا به آنها علم و ایمان داده طبق گفته خدای عزّ وجلّ: «گفتند آن کسانی که به آنها علم و ایمان داده شد هر آینه در نوشته خدا ماندهاید تا روز قیامت و این روز قیامت
است این شما بودید که نمیدانستید» پس آن در فرزندان علی علیهالسلام است تا قیامت زیرا پس از محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم پیغمبری نیست، این بیخردان چطور برای خود امام میتراشند با آنکه امامت مقام انبیاء و ارث اوصیاء است، امامت خلافت از طرف خدا و رسول خدا و مقام امیرالمؤمنین است و میراث حسن و حسین است.
به راستی امامت زمام دین و نظام مسلمین و عزت مؤمنین است امامت بنیاد پاک اسلام و شاخه بابرکت آن است، بوسیله امامت نماز و روزه و زکاة و حج و جهاد کامل میشوند، غنیمت و صدقات بسیار میگردند، حدود و احکام اجرا میشوند، مرزها و نواحی کشور مصون میمانند، امام حلال و حرام خدا را بیان میکند و حدود خدا را برپا میدارد و از دین خدا دفاع میکند و با حکمت و پند نیک و دلیل رسا به راه خدا دعوت مینماید، امام مانند آفتابی است که در عالم طلوع کند و آن در افقی استکه دست و دیده مردم بدان نرسد، امام ماه تابنده، چراغ فروزنده، نور برافروخته و ستاره راهنما در تاریکی شبها و بیابانهای تنها و گرداب دریاها است، امام آب گوارائی است برای تشنگی و راهنمای هدایت و نجات بخش از نابودی است، امام چون آتشی است بر تیه برای سرمازدگان و دلیلی است در تاریکیها که هر که از آن جدا شود هلاک است.
امام ابری است بارنده، بارانی است سیل آسا، آفتابی است فروزان و آسمانی است سایه بخش و زمینی است گسترده و چشمهای است جوشنده و غدیر و باغ است، امام امینی است یار و پدری است مهربان و برادری است دلسوز و پناه بندگان خدا است در موقع ترس و پیشامدهای بد، امام امین خدای عزوجل است در میان خلقش و حجت او است بر بندگانش و خلیفه او
است در بلادش و دعوت کننده به سوی خدای عزوجل است و دفاع کننده از حقوق خدای جل جلاله است.
امام کسی است که از گناهان پاک است و از عیوب برکنار است، به دانش مخصوص است و به حلم و بردباری موسوم، نظام دین است و عزت مسلمین و خشم منافقین و هلاک کفار، امام یگانه روزگار است، کسی با او برابر نیست و دانشمندی با او هم سنگ نیست، جایگزین ندارد، مانند و نظیر ندارد، بدون آنکه در پی آن باشد مخصوص است به فضل و از طرف مفضل منان بدان اختصاص یافته، کیست که بحق شناسائی امام برسد یا تواند او را انتخاب کند؟ هیهات هیهات، خردها دربارهاش گمراهند و خاطرها حیران، عقلها سرگردان و چشمها بی دید، بزرگان در اینجا کوچکند و حکیمان در حیرت و بردباران کوته نظر و هوشمندان گیج و نادان و شعراء لال و گنگ و ادباء درمانده و سخندانان بی زبان، شرح یک مقامش نتوانند و وصف یکی از فضائلش ندانند، همه به عجز معترفند، چگونه توان کنهش را وصف کرد و اسرارش فهمید؟ چطور کسی به جای او نشیند و حاجت مربوط به او برآورد؟ نه، چطور؟ از کجا؟ او در مقام خود اختری است که برافروزد و از دسترس دست یازان و وصف واصفان فراتر است، انتخاب بشر کجا به این پایه رسد، عقل کجا و مقام امام کجا؟ کجا چنین شخصیتی یافت شود گمان برند که در غیر خاندان رسول صلیاللهعلیهوآلهوسلم امامی یافت شود؟ خودشان تکذیب خود کنند، بیهوده آرزو برند و به گردنه بلند لغزانندهای گام نهند که آنها را به نشیب پرتاب کند، خواهند به عقل نارسای خود امامی سازند و به رای گمراه کننده خود پیشوایی پردازند، جز دوری از مقصد حق بهره نبرند، خدا آنها را بکشد تا کی دروغ گویند به پرتگاه در آمدند و دروغ بافتند و سخت به گمراهی
افتادند و به سرگردانی گرفتار شدند، دانسته و فهمیده امام خود را گذاشتند و پرچم باطل افراشتند: «شیطان کارشان را برابرشان آرایش داد و آنها را از راه بگردانید با آنکه حق جلوی چشم آنها بود» از انتخاب خدای جل جلاله و رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم روی برتافتند و به انتخاب باطل خویش گرائیدند با اینکه قرآن به آنها میگوید: «پروردگار تو بیافریند آنچه خواهد و انتخاب کند، آنها اختیاری در کار خود ندارند، منزّه است خدا و برتر است از آنچه شریک او شمارند» خدا فرموده است: «برای هیچ مرد و زن با ایمان هنگامی که خدا و رسول اللّه در مورد امری حکم کنند اختیاری نیست» و فرموده است: «شما را چه شده است، چگونه قضاوت میکنید * یا بلکه کتابی دارید که در آن میخوانید * که حق دارید چه اختیار کنید * یا بر ما قَسَمی و پیمانی دارید که امضاء شده و تا قیامت حق قضاوت دارید * از آنان بپرس کدامشان در این موضوع پیشوا است * یا برای آنها شریکانی است بیاورند شریکان خود را اگر راست گویند».
و خدای عزّ وجلّ فرموده است: «آیا در قران تدبر نکنند یا قفل بر دل دارند یا خدا دلشان را مهر کرده و نمیفهمند» یا : «گویند میشنویم و شنوائی ندارند. براستی بدترین جنبندگان نزد خدا کرها و گنگهایی هستند که عقل ندارند. اگر خدا در آنها خیری میدانست به آنها شنوائی میداد و اگر هم شنوائی میداد پشت میکردند و رو بر میگردانیدند یا گویند شنیدیم و عمدا مخالفت کردیم بلکه آن فضلی است که خدا به هر که خواهد دهد خدا صاحب فضل بزرگ است» چگونه میتوانند امام اختیار کنند با آنکه باید امام شخصیتی باشد که:
1 ـ دانا باشد و نادانی نداشته باشد.
2 ـ راعی و سرپرستی باشد که شانه خالی نکند و نکول ننماید.
3 ـ معدن قدس و طهارت و نور و زهد و علم و عبادت باشد.
4 ـ مخصوص باشد به دعوت از طرف رسول خدا و از جانب او معین شود.
5 ـ از نژاد فاطمه زهرای مطهره بتول باشد.
6 ـ در نسب او تیرگی و گفتگو نباشد و از بالاترین خاندان در قبیله قریش وکنگره رفیع بنی هاشم و عترت رسول اکرم وپسند خدای عزّوجلّ باشد.
7 ـ شرف اشراف و زاده عبد مناف باشد.
8 ـ شکافنده حقائق علم و دارای مقام کامل بردباری و حلم باشد.
9 ـ مملو از معنویات امامت و دانای به تدبیر و سیاست باشد.
10 ـ واجب الاطاعه باشد و به امر خدا قیام کند.
11 ـ ناصح بندگان خدا و حافظ دین خدای عزّ وجلّ باشد.
به راستی پیغمبران و امامان علیهالسلام را خدا توفیق دهد و از مخزون علم و حکمت خود به آنها چیزها عطا کند که به دیگران ندهد و دانش آنها برتر از دانش همه اهل زمان آنها است چنانچه خدای عزّ وجّل فرماید: «آیا کسی که رهبری کند شایسته پیروی است یا کسی که نیازمند هدایت است، چه شده؟ شما چگونه قضاوت میکنید» و : «به هرکه حکمت داده شد خیر بسیار داده شده و جز خردمندان یادآور آن نباشند» و درباره طالوت فرماید: «براستی خدا او را بر شما برگزید و افزونی در علم و جسم داد، خدا به هر که خواهد ملکش را بدهد، خدا واسع و دانا است» و درباره پیغمبر خود فرموده : «کتاب و حکمت را بر تو فرو فرستاد و آنچه نمیدانستی به تو تعلیم نمود و فضل خدا بر تو بزرگ است» و درباره خاندانش که از آل ابراهیم هستند فرمود : «آیا حسد برند به مردم در آنچه خدا از فضل خود به آنها داده، محققا عطا کردیم
به آل ابراهیم کتاب و حکمت را و به آنها قلک و حکومت بزرگی دادیم * برخی بدان ایمان داشته و برخی نداشته، دوزخ با آتشی افروخته آنان را کافی است.
وهمانا بنده را هرگاه خداوند تبارک و تعالی برای امور بندگانش اختیار کند شرح صدر به او مرحمت کند و چشمههای حکمت را در قلب او به ودیعه نهد و دانش خود را از راه الهام به او آموزد که در پاسخ هیچ سوال و پرسشی در نماند و از حق و حقیقت سرگردان نشود، زیرا از طرف خداوند معصوم است و مشمول کمک و تایید او است از خطا و لغزش و برخورد ناصواب در امان است، خدا او را بدین صفات اختصاص داده تا حجت بالغه بر هر کدام از بندگانش و شاهد او بر خلقش باشد، این فضل الهی است که به هر که خواهد عطا کند، و خدا صاحب فضل بزرگی است، آیا بشر قادر است که چنین امامی انتخاب کند یا منتخب آنها دارای چنین صفاتی بوده که آنرا پیش انداختهاند. به حق خانه خدا که تعدی کردند و قرآن را پشت سر انداختند، مثل اینکه مطلب را نمیدانند، هدایت و شفا درکتاب خدا است که پشت بدان دادند و پیرو هوای خود شدند و خدا آنها را نکوهید و دشمن داشت و بدبخت ساخت و فرمود: «کیست گمراهتر از آنکه پیرو هوس خویش است، بدون رهبری از جانب خدا، به راستی خدا مردم ستمکار را هدایت نمیکند» فرمود: «بزرگ است در دشمنی نزد خدا و آنها که گرویدند، همچنان خدا بر دل هر متکبر جباری مهر زند» وصلی اللّه علی محمّد وآله وسلّم تسلیماً کثیراً.
1ـ صفار به سند خود، از سلیمان جعفری روایت کرده است که گفت:
از حضرت رضا علیهالسلام سؤال کردم آیا زمین خالی از حجت خدا میماند؟ امام علیهالسلام فرمود: اگر زمین ـ ولو به اندازه یک چشم به هم زدن ـ خالی از حجت باشد، اهلش را در خود فرو میبرد.
2ـ شیخ صدوق در کتاب عیون أخبار الرضا علیهالسلام ، به سند خود از فضل بن شاذان روایت کرده است که گفت: مأمون از حضرت رضا علیهالسلام درخواست کرد که اسلام ناب و خالص را برای او به طور اختصار بنویسند و امام در پاسخ او نوشتند:
همانا اسلام خالص شهادت دادن به یکتایی خداوند است که معبودی جز او نیست ... و اینکه محمد صلیاللهعلیهوآله بنده و فرستاده و امین و گزیده و برگزیده از میان خلق است، او سرور رسولان و خاتم پیامبران و برترین اهل عالم است، پیامبری بعد از او نیست، آئین او دگرگون نمیشود و شریعت او تغییر نمیکند و اینکه آنچه او آورده همگی حق روشن و آشکار است، تصدیق او و همه رسولان و پیامبران و حجج الهی که پیش از آن حضرت بودهاند، تصدیق کتاب او که راست و درست و گرانبها است، و اینکه راهنمای بشر پس از آن حضرت و حجت بر مؤمنان و قیام کننده به امور مسلمانان و بیان کننده
قرآن و عالم به احکام آن برادر، جانشین، وصی و ولی امر و آن کسی که نسبت به او به منزله هارون نسبت به موسی یعنی علی بن ابی طالب علیهالسلام است، او امیر اهل ایمان و پیشوای پرهیزکاران و زمامدار روسفیدان و برترین اوصیاء و وارث علم پیامبران و رسولان است.
و بعد از او دو فرزندش امام حسن و امام حسین دو سرور جوانان بهشت هستند، سپس علی بن الحسین زینت عبادت کنندگان، پس از او محمد بن علی شکافنده علوم پیامبران پس از او جعفر بن محمد، امام صادق، وارث علوم اوصیاء، پس از او موسی بن جعفر فرو برنده خشم، پس از او علی بن موسی حضرت رضا، پس از او محمد بن علی، پس از او علی بن محمد، پس از او حسن بن علی، و پس از او حجت قیام کنندهای است که انتظار او را باید کشید.
باید به وصایت و امامت همگی آنها گواهی داد و اینکه زمین هیچگاه و در هیچ عمر و زمانی از حجت خدا حالی نمیماند، و اینکه آنها دست آویز محکم و مورد اطمینان و پیشوایان هدایت و حجت بر اهل دنیا هستند تا آن زمانی که زمین و آنچه را در آن است خداوند به ارث ببرد، و اینکه هر کس با آنها مخالفت کند گمراه و گمراه کننده و رها کنند حق و هدایت است، و اینکه آنان زبان قرآنند و گفتارشان بر اساس آن است و بیان کننده کلام رسول خدا و گویندگان از طرف او میباشند و هر کس از دنیا رود و آنان را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است یعنی بهرهای از اسلام و دین نبرده است.
صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح22 میآید) از حضرت رضا و آن حضرت از امیرالمؤمنین و ایشان از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کردهاند که در ضمن حدیثی فرمودند: آن قیام کننده که از فرزندان من است بدون تردید غایب خواهد گردید.
در همان کتاب و کتاب عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، (با سندی که در ح28 میآید) از آن حضرت و ایشان از پدرش از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت کردهاند که فرمود: از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله سؤال شد: ای رسول خدا، چه وقت آن قیام کننده که از ذریه شما است خروج خواهد کرد.
و نیز در کتاب عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، (با سندی که در ح21 میآید) از آن حضرت و ایشان از پدران بزرگوارشان روایت کردهاند که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود:
قیامت به پا نگردد تا قیام کنندهای به حق از ما قیام کند.
صدوق رحمهالله در کتاب عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، (با سندی که در ح20 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام ، از پدران بزرگوارش، از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت
کرده است که فرمود: رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در ضمن حدیثی فرمودند:
تا آنکه به امر امت من مردی از فرزندان امام حسین علیهالسلام قیام کند.
و نیز در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح24 میآید) از آن حضرت، و ایشان از پدران بزرگوارش، از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت کرده است که به امام حسین علیهالسلام فرمودند:
ای حسین، نهمین از فرزندان تو آن قیام کننده به حق است.
کشّی در کتاب رجال خود، (با سندی که در ح31 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده که در ضمن حدیثی فرمودند:
امام باقر علیهالسلام فرموده است: هفتمین از ما قیام کننده ما خواهد بود اگر خدا بخواهد.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند:
خداوند از صلب حضرت رضا علیهالسلام کسی را که کامل کننده عدد دوازده از دوازده امام است خارج گرداند.
شیخ طوسی رحمهالله در کتاب غیبت، (با سندی که در ح25 میآید) از حضرت
رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: فتنه کور و کری قطعاً تحقق خواهد یافت و گریزی از آن نیست و آن هنگامی است که شیعه سومین از فرزندان مرا از دست دهند.
صدوق رحمهالله در کمال الدین، (با سندی که در ح27 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند:
هیچگونه گریزی نیست از وقوع فتنهای ... و آن هنگامی است که شیعه سومین فرزند مرا از دست دهد.
و نیز در کتاب عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، (با سندی که در ح27 میآید) از آن حضرت روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند:
گویا شیعیان را میبینم هنگامی که سومین فرزند مرا از دست بدهند، چراگاهی را بجویند و آن را نیابند.
و در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح13 میآید) از ریّان بن صلت روایت کرده است که گفت:
به حضرت رضا علیهالسلام عرض کردم: شما صاحب این امر هستید؟
فرمود: ... آنکه مورد نظر تو است چهارمین فرزند من خواهد بود.
در همان کتاب، (با سندی که در ح14 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که شخصی به آن حضرت عرض کرد: قیام کننده از شما اهل بیت چه کسی است؟ امام علیهالسلام فرمود: او چهارمین فرزند من است از سرور کنیزان عالم بدنیا خواهد آمد.
نعمانی رحمهالله در کتاب غیبت، (با سندی که در ح10 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند:
... تا آنکه برای این امر مردی از ما اهل بیت را برانگیزد.
شیخ مفید در کتاب ارشاد، (با سندی که در ح33 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام و ایشان از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کردهاند که در ضمن حدیثی فرمودند: از فرزندان امام جواد علیهالسلام است آنکه آواره بیابانها و فراری از دشمنان خواهد بود.
خزّار قمی در کتاب کفایة الأثر، (با سندی که در ح28 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که به دعبل فرمودند:
امام بعد از من محمّد فرزند من است ... و بعد از حسن علیهالسلام فرزندش حضرت حجّت قائم علیهالسلام است.
3ـ اربلی در کتاب کشف الغمّه، (با سندی که در ح35 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است فرمودند: خلف صالح یعنی آخرین خلیفه الهی فرزند امام حسن عسکری علیهالسلام خواهد بود و از القاب مبارکش صاحب الزمان و مهدی است.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح10 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند:
... تا آنکه برای این امر مردی را برانگیزد که ولادت او مخفی و محل رشد و نمای او پنهان است.
نعمانی رحمهالله در کتاب غیبت، (با سندی که در ح10 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند:
تا آنکه برای این امر یعنی امامت مردی از ما را برانگیزد که ولادت او و محل و رشد و نمایش پنهان باشد.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، (با سندی که در ح25 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که درباره حضرت حجت ارواحنا له الفداه فرمودند:
پدر و مادرم فدای او که همنام جدّم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله است.
4ـ شیخ صدوق رحمهالله با ذکر سند از ریّابن بن صلت روایت کرده است که
گفت: از حضرت رضا علیهالسلام در مورد امام قائم علیهالسلام سؤال شد، فرمود: شخص او از دیدهها ناپدید میشود و نام او برده نمیشود.
5 ـ حضینی در کتاب هدایة الکبری، از ریان بن صلت روایت کرده است که گفت: از حضرت رضا علیهالسلام شنیدم که فرمود:
امام قائم حضرت مهدی علیهالسلام شخص او دیده نمیشود و کسی بعد از غیبت نام او را نمیبرد تا اینکه همه خلق او را ببینند و نام او آشکار شود و همه بشنوند، عرض کردیم: ای سرور ما، اگر بگوئیم: صاحب غیبت یا صاحب الزمان یا مهدی یعنی او را با القاب یاد نمائیم آیا اشکالی دارد؟ حضرت فرمودند: نه اینها جایز است، ما شما را از تصریح نمودن به نام اصلی او نهی نمودهایم تا نام او از دشمنان ما پنهان بماند و او را نشناسند.
6 ـ در کتاب وسیلة النجاة، از حضرت رضا علیهالسلام روایت شده است که به آن حضرت عرض کردند: نام قیام کننده شما چیست؟ فرمودند:
ما ممنوع شدهایم از اینکه پیش از ولادتش نام او را ببریم.
7 ـ در کتاب تنزیه الخاطر، روایت شده است که در مجلس حضرت رضا علیهالسلام نام شریف قائم علیهالسلام به میان آمد و آن حضرت از جای خود برخاست و دستها را بر روی سر نهاد و عرض کرد: خدایا در فرج او تعجیل فرما و راه خروجش را هموار گردان.
8 ـ عبدالرضا بن محمد در کتاب خود، «تأجیج میزان الأحزان فی وفات سلطان خراسان» مینویسد:
روایت شده است که وقتی دعبل خزاعی قصیده معروف خود را در محضر امام رضا علیهالسلام خواند، به این شعر که رسید:
ناگزیر امامی از ما خروج خواهد کرد و او به نام خدا همراه با برکات فراوان الهی قیام میکند
امام علیهالسلام برخاست و بر روی قدمهای مبارک خود ایستاد، دست راست را بر سر نهاد و در حالی که سر را مقداری به طرف پائین فرود آورد دعا کرد و فرمود: «خداوندا در فرج و ظهور او شتاب کن و ما را به وسیله او یاری فرما».
کلینی رحمهالله در کتاب کافی، (با سندی که در ح16 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام در ضمن حدیثی روایت کرده است که فرمود:
اگر آن «سید خلق» یعنی سرور جهانیان قیام کند ...
اربلی رحمهالله در کتاب کشف الغمّه، (با سندی که در ح35 میآید) از آن حضرت در ضمن حدیثی روایت کرده است که فرمود: او «صاحب الزمان» و او «مهدی» است.
حضینی در کتاب هدایة الکبری، (با سندی که در ح5 ذکر شد) از دعبل خزاعی روایت کرده است که به حضرت رضا علیهالسلام عرض کردیم:
اگر بگوئیم: «صاحب غیبت» و «صاحب الزمان» و «مهدی» آیا اشکالی دارد؟
حضرت فرمود: نه، با هر یک از این القاب جایز است از او یاد نمود.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، (با سندی که در ح25 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند: هالهای از نور وجود مبارک او را احاطه کرده که با پرتوی از نور مقدس الهی فروزان است ...
در کتاب وسیلة النجاة، (با سندی که در ح34 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: مهدی علیهالسلام از همه مردمان داناتر، بردبارتر، پرهیزکارتر، سخاوتمندتر، شجاعتر و پارساتر است.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، (با سندی که در ح21 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام ، و ایشان از پدرانش، از نبی مکرم اسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند: به سوی او بروید اگر چه لازم باشد به شکل سینه خیز بر روی برفها و یخها حرکت کنید، همانا او خلیفه الهی بر روی زمین و جانشین من است.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، (با سندی که در ح25 میآید) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمود: پدر و مادرم فدای او که همنام جدّم و شبیه من و موسی بن عمران علیهالسلام است.
9ـ کشّی در کتاب رجال، از حسین صیرفی روایت کرده است که گفت: به حضرت رضا علیهالسلام عرض کردم: فدای شما شوم، پدر بزرگوارتان چه کرد؟ فرمود: او نیز همان راه پدرانش را رفت، عرض کردم:
چه کنم با حدیثی که زرعه از سماعة بن مهران روایت کرد که امام صادق علیهالسلام فرمودند: پسرم دارای پنج شباهت از پنج پیامبر است مانند یوسف مورد حسد واقع میشود و مانند یونس غایب میگردد ـ وسه شباهت دیگر ذکر کرد ـ . امام علیهالسلام فرمود:
زرعه دروغ گفته است، حدیث سماعه چنین نبود بلکه او از امام صادق علیهالسلام روایت کرده بود که فرمود: صاحب این امر یعنی امام قائم علیهالسلام در او شباهت از پنج پیامبر است و نفرموده بود: فرزندم.
10ـ نعمانی در کتاب غیبت، از ایوب بن نوح روایت کرده است که گفت: به حضرت رضا علیهالسلام عرض کردم: امیدوارم که صاحب این امر
(یعنی تشکیل دهنده حکومت واحد جهانی) شما باشید و خداوند آن را بدون زحمت لشکر کشی و شمشیر زنی به شما مرحمت فرموده باشد، زیرا برای شما بیعت گرفته شده و سکه بنام شما زده شده است.
امام علیهالسلام فرمود: هیچ یک از ما نیست که نامهها به سویش سرازیر و با انگشت به سویش اشاره شود و از مسائل مختلف سؤال گردد و اموالی را برای او ارسال نمایند مگر آنکه او را (با شمشیر) به شهادت رسانند و یا (به وسیله سم) در بستر از دنیا رود تا آنکه برای این امر مردی از ما برانگیزد که او ولادت و محل رشد و نما مخفی و در نسب او هیچگونه خفائی نیست.
شیخ صدوق در کتاب کمال الدین، این حدیث را با سند دیگری از ایوب بن نوح با اختلاف کمی در الفاظ روایت کرده است.
11ـ نعمانی در کتاب غیبت، با ذکر سند از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: این امر یعنی امامت کشیده میشود به سوی کسی که قابلیت حمل آن را دارد.
12ـ حرّانی رحمهالله در کتاب تحف العقول، از معمّر بن خلاّد روایت کرده است که به حضرت رضا علیهالسلام عرض کرد: خداوند فرج شما را تعجیل فرماید، امام علیهالسلام فرمود: ای معمّر، این دعا در حقیقت به نفع شما و در واقع فرج شما است، امّا من، به خدا قسم قناعت میکنم به همان کسیهای که در آن مشتی آرد است و بر آن مهر زده شده است.
13ـ شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، از ریان بن صلت روایت
کرده است که گفت: به حضرت رضا علیهالسلام عرض کردم: آیا شما صاحب الامر هستید؟ فرمود: من صاحب الامرم ولی نه آن صاحب الامری که عالم را پر از عدل و داد میکند همان طور که پر از ظلم و جور و ستم باشد، و چگونه من میتوانم با این ضعف بدنی و ناتوانی جسمی که مشاهده میکنی آن حضرت باشم؟
همانا قائم علیهالسلام کسی است که در هنگام ظهور در سنین پیری است ولی به شکل جوان ظاهر میگردد، او از نظر بدنی به قدری قوی و نیرومند است که اگر به بزرگترین درختی که بر روی زمین است دست خود را دراز کند آن را از ریشه میکند، و اگر میان کوهها فریادی برآورد سنگها از هم پاشیده شوند و فرو ریزند، او به همراه عصای موسی و خاتم سلیمان دارد، چهارمین فرزند من است، خداوند او را در حجاب و پوشش خود به قدری که بخواهد پنهان میدارد، سپس او را آشکار میسازد تا جهان را پر از عدل و داد فرماید همان گونه که از جور و ستم پر شده باشد.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح28 میآید) از دعبل خزاعی و او از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله سؤال کردند چه وقت امام قائم علیهالسلام که از ذریه شما است قیام خواهد کرد؟ فرمود: مثل آن حضرت مثل قیامت است که جز او کسی وقت آن را روشن و آشکار نسازد، در آسمانها و زمین بسی سنگین است، و شما را جز ناگهانی نیاید.
14ـ در همان کتاب، از حسین بن خالد روایت کرده است که گفت: حضرت رضا علیهالسلام فرمودند: کسی که ورع ندارد، و کسی که تقیه نکند ایمان ندارد، همانا گرامیترین شما نزد خداوند تبارک و تعالی کسی است که بیشتر تقیه را رعایت کند، به آن حضرت عرض کردند: ای فرزند خدا تا چه زمانی؟ فرمود: «تا روز وقت معلوم» که آن روز خروج قائم ما است، هر کس پیش از خروج قائم ما تقیه را رعایت نکند از ما نیست.
سؤال کردند: قیام کننده از شما اهل بیت چه کسی است؟ فرمود: چهارمین فرزند من که از سرور کنیزان عالم بدنیا آید، خداوند به وسیله او زمین را از هر ستمی پاک و از هر ظلمی پاکیزه گرداند، و او
کسی است که مردم در ولادت او شک و تردید نمایند و او پیش از خروجش غایب خواهد شد و چون خروج کند زمین به نور او درخشان گردد، او ترازوی عدل را در میان مردم قرار دهد هیچ کس به دیگری ستم نکند، زمین زیر پایش طی میشود و برای او سایه نمیباشد، منادی غیبی از آسمان برای او ندا کند که همه مردم آن ندا را بشنوند و آنها را به سوی آن حضرت دعوت کند و بگوید: آگاه باشید که حجت خدا در کنار خانه خدا ظاهر شده است از او پیروی کنید که حق با او و در شأن اوست، و این فرمایش خداوند تبارک و تعالی است «اگر بخواهیم از آسمان آیتی نازل گردانیم که گردنها برای آن فرود آیند و در برابر آن فروتنی نمایند».
15ـ حمیری در کتاب قرب الاسناد، (با سندی که در ح55 میآید) از آن حضرت روایت کرده است که فرموده: چه نیکو است شکیبائی و انتظار فرج، آیا نشنیدهاید گفتار بنده شایسته را که گفت: «چشم به راه باشید که من به همراه شما چشم به راهم» و «منتظر باشید که من به همراه شما از منتظرین هستم».
16ـ استر آبادی در کتاب تأویل الآیات، از حسن بن شاذان واسطی روایت کرده است که گفت: نامهای به حضرت رضا علیهالسلام نوشتم و در آن از جفای اهل واسط شکوه نمودم و آنها گروهی عثمانی مذهب بودند و مرا اذیت مینمودند، امام علیهالسلام با خط شریف خود مرقوم فرمودند: خداوند از اولیاء خود و میثاق گرفته است که در دولت باطل
صبر و شکیبایی نمایند پس نسبت به حکم پروردگارت صابر باش و چون سرور جهانیان قیام کند آنها خواهند گفت: «وای بر ما چه کسی ما را از آرامگاه خویش برانگیخت، این وعده خداوند رحمان است و فرستادگان او راست گفتند».
17ـ قندوزی در کتاب ینابیع المودة، از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در تفسیر این آیه شریفه «گوش بده روزی که منادی ندا کند و فریاد برآورد ... آن روز، روز خروج است»
فرمود: یعنی خروج فرزندم امام قائم حضرت مهدی علیهالسلام .
18ـ علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود، از فضالة بن أیّوب روایت کرده است که گفت: از حضرت رضا علیهالسلام در مورد این آیه شریفه «آیا اندیشه کردهاید که اگر آب شما فروکش کند و ناپدید گردد چه کسی برای شما آب گوارا خواهد آورد»
فرمود: مقصود از آب در این آیه امام علیهالسلام است، میفرماید اگر امام شما از دیدگانتان پنهان گردد چه کسی برای شما علم امام را خواهد آورد و شما را از اخبار آسمان و زمین با خبر سازد.
19ـ شیخ صدوق رحمهالله در کتاب عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، به سند خود از کعب الاخبار روایت کرده است که در مورد خلفا گفت: آنها دوازده نفرند، هنگامی که مدت آنها به پایان رسد و گروه صالح آیند خداوند عمر
آنها را طولانی گرداند، او نسبت به این امت چنین وعده فرموده است، سپس این آیه را قرائت نمود:
«خداوند به کسانی که از شما ایمان آورده و عمل شایسته انجام دهد وعده فرموده است که آنها را در روی زمین جانشین سازد، همانگونه که پیشینیان را جانشین ساخت».
آنگاه گفت: خداوند عزّوجلّ نسبت به بنی اسرائیل چنین کرد و دشوار نیست که این امت را در یک روز یا نصف روز گرد آورد، «و همانا یک روز نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آنچه شما شمارش میکنید».
20ـ شیخ صدوق رحمهالله در کتاب عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، به سند خود از حضرت رضا علیهالسلام و آن حضرت از پدرانش، از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرموده است: دنیا سپری نمیگردد تا آنکه مردی از نسل امام حسین علیهالسلام به امر امت من قیام کند، او زمین را پر از عدل و داد گرداند همان طور که از ظلم و ستم پر شده باشد.
21ـ در همان کتاب از حضرت رضا علیهالسلام ، و ایشان از پدران بزرگوارش روایت کردهاند که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: قیامت برپا نمیشود تا قیام کننده بحقّی از ما قیام کند و آن هنگامی است که خداوند تبارک و
تعالی به او اذن و فرمان دهد، هر کس از او پیروی نماید اهل نجات است و هر که تخلف نماید هلاک و نابود میگردد.
بندگان خدا، خدا را، خدا را در نظر داشته باشید، به سوی او بروید اگر چه لازم باشد به صورت سینه خیز بر روی برف و یخ راه بروید، زیرا که او خلیفه خدا و تبارک و تعالی و جانشین من است.
22ـ و در کتاب کمال الدین، به سند خود از حضرت رضا علیهالسلام و آن حضرت از پدرانش، از رسول خدا علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: سوگند به کسی که مرا به حق بشارت دهنده برانگیخت، قیام کننده از فرزندان من طبق عهد و پیمانی که با من نموده غایب خواهد شد به گونهای که بیشتر مردم بگویند: حاجتی و نیازی به آل محمد علیهمالسلام نیست و دیگران در ولادت او شک کنند، هر کس آن زمان را درک کرد باید محکم به دین خود چنگ بزند و با شک و تردید راه را برای نفوذ شیطان هموار ننماید، که اگر چنین شود او را از دین و آئین من منحرف سازد و خارج نماید، او پیش از این پدر و مادر شما را از بهشت بیرون نموده است و همانا خداوند شیاطین را اولیاء کسانی قرار داده که ایمان ندارند.
23ـ و در همان کتاب و عیون و علل، به سند خود از حضرت رضا و آن حضرت از پدرانش، از امیرالمؤمنین علیهالسلام و ایشان از رسول خدا علیهالسلام روایت کردهاند که در ضمن حدیثی فرمود:... هنکامی که به آسمان برده شدم، جبرئیل در آنجا اذان و اقامه گفت و هر بند آن را دو بار
تکرار کرد، سپس به من گفت: ای محمد جلو بایست، به او گفتم: ای جبرئیل بر تو پیشی بگیرم و مقدم شوم؟ گفت: آری، زیرا خداوند پیامبرانش را بر فرشتگانش برتری بخشیده، مخصوصا شما را بر همه برتر قرار داده، پس جلو ایستادم و آنها همه به من اقتدا نمودند و این فخری برای من نیست هنگامی که به حجابهای نور رسیدم، جبرئیل به من گفت: ای محمد، مرا رها کن و خود پیش برو، به او گفتم: در مثل چنین جائی مرا تنها میگذاری؟ گفت: ای محمد، اینجا نهایت صعود من و آخرین محل پرواز من است و اگر از این حدی که پروردگارم برایم معین فرموده اندکی تجاوز کنم پر و بالم خواهد سوخت.
من در این هنگام در میان نور افکنده شدم و تا آنجا که خدا خواست پیش رفتم، آنگاه ندائی رسید و مرا صدا زد، من ندا را پاسخ گفتم و عرض کردم: لبیک ای پروردگار من ندا برخاست: ای محمد، تو بنده من و من پروردگار توأم، تنها مرا پرستش کن و بر من توکل نما که تو نور من در میان بندگان و فرستاده من به سوی خلق و حجت من در آفریدگانم هستی تنها برای تو و پیروانت بهشت را آفریدهام و برای آنانکه با تو مخالفت نمایند جهنم را خلق کردهام و برای اوصیاء تو کرامت خویش را واجب نمودهام و برای شیعیان ایشان ثواب و پاداش را قرار دادهام، عرض کردم: پروردگارا اوصیاء من چه کسانی هستند؟ ندا رسید، ای محمد، نام آنان بر ساق عرشم نوشته شده است، به ساق عرش نظر کردم دوازده قطعه نور دیدم که در هر یک
سطری سبز رنگ و در آن نام یکی از اوصیاء من بود که اولین آنان علی بن ابی طالب و آخرین آنان مهدی امتم میباشد.
عرض کردم: پروردگارا اینها اوصیاء من بعد از من هستند؟ ندا رسید، ای محمد، اینها اولیاء و اوصیاء و برگزیدگان و حجج من بر بندگانم بعد از تو میباشند و اینها اوصیاء تو و جانشینان تو و بهترین آفریدگان من بعد از تو هستند.
به عزت و جلالم قسم دینم را به وسیله آنان آشکار و کلمه خویش را به وسیله آنان بالا میبرم و زمین را به وسیله آخرین آنان از دشمنانم پاک میگردانم و او را مالک شرق و غرب عالم مینمایم، باد را مسخر او و فرمانبردارش و ابرهای سخت و سهمگین را رام او خواهم نمود، درهای آسمان را به روی او بگشایم و با لشکریانم او را یاری رسانم و با فرشتگانم مدد نمایم تا آنکه دعوتم را آشکار سازم و همه خلق را بر اساس توحید متحد فرماید، سپس ریاست و سلطنت و فرمانروائی او را استمرار بخشم و روزگار را تا روز قیامت در اختیار اولیائم قرار دهم.
24ـ شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، به سند خود از حضرت رضا علیهالسلام و آن حضرت از پدران بزرگوارش، از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت کردهاند که به فرزندش امام حسین علیهالسلام فرمود: ای حسین جان، نهمین فرزند تو قیام کننده به حق است، او آشکار کننده دین و گسترش دهنده عدالت است.
امام حسین علیهالسلام عرض کرد: ای امیر مؤمنان چنین چیزی تحقق پیدا میکند؟ فرمود: آری، سوگند به کسی که محمد صلیاللهعلیهوآله را به نبوت برانگیخت و او را بر تمام مخلوقاتش برگزید، ولی بعد از غیبت و حیرتی خواهد بود که در آن ثابت نمیماند بر دینش جز کسی که اهل اخلاص و برخوردار از روح یقین باشد، کسانی که خداوند برای ولایت ما از آنان عهد و پیمان گرفته و در دلهای آنان ایمان را ثبت نموده و با نیروئی از ناحیه خودش آنها را تأیید فرموده است.
25ـ شیخ صدوق رحمهالله در کتاب عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، به سند خود از حسن بن محبوب روایت کرده است که گفت:
حضرت رضا علیهالسلام به من فرمودند: ناگزیر فتنهای کور و کوبنده و آشوبی کمر شکن روی خواهد داد که در آن خواص و راز داران سقوط خواهند کرد و آن هنگامی است که شیعه سومین فرزند مرا از دست دهد. اهل آسمان و زمین و همه عاشقان و شیفتگان و درماندگان و دلسوختگان بر او گریه کنند.
سپس فرمود: پدر و مادرم فدای او که همنام جدّم و شبیه من و موسی بن عمران علیهالسلام است هالهای از نور وجود مبارک او را احاطه کرده و با پرتوی از نور مقدس الهی فروزان است چه بسیار زن و مرد
مؤمنی که با از دست دادن آن آب گوارا دلسوخته و حیران و اندوهگین هستند، گویا آنها را میبینم که در حال یأس و ناامیدی ندائی بشنوند، ندائی که از دور و نزدیک یکسان شنیده شود (و آن فریاد حجت حق است) او که رحمت برای مؤمنان و عذاب و عقوبت برای کافران است.
26ـ در همان کتاب، از احمد بن زکریا روایت کرده است که گفت: حضرت رضا علیهالسلام به من فرمود: منزل تو در بغداد کجا است؟ عرض کردم: در کرخ، فرمود: آگاه باش که آن سالمترین محل در آن روزگار است و به ناگزیر فتنهای کور و گنگ و کمر شکن روی خواهد داد که در آن خواص و رازداران سقوط کنند و آن هنگامی است که شیعه سومین فرزند مرا از دست دهند.
27ـ شیخ صدوق رحمهالله در کتاب علل الشرائع وعیون أخبار الرضا علیهالسلام ، از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: گویا شیعیان را میبینم هنگام از دست دادن سومین فرزندم که مانند گلهای بی چوپان بدنبال چراگاه و پناهگاهی باشند و آن را نجویند، عرض کردم: ای فرزند رسول خدا چرا چنین حالی به آنها دست میدهد؟ فرمود: بخاطر اینکه امامشان از آنها پنهان میگردد، عرض کردم چرا پنهان میگردد؟ فرمود: بخاطر اینکه وقتی با شمشیر قیام کرد بیعت هیچ کس گردن او نباشد.
28ـ شیخ صدوق رحمهالله در کمال الدین وعیون أخبار الرضا علیهالسلام ، به سند خود
از دعبل خزاعی روایت کرده است که گفت: هنگامی که برای مولایم حضرت رضا علیهالسلام قصیدهام را که شروع آن با این بیت است خواندم:
محلّ تدریس آیات الهی که اکنون از تلاوت آیات برکنار مانده است و محل نزول وحی پروردگار که از فعالیت بازمانده است تا رسیدم به این بیت:
ناگزیر امامی از ما خروج خواهد کرد و او به نام خدا همراه با برکات فراوان الهی قیام میکند هر حق و باطلی را در میان ما از یکدیگر جدا میکند و بر نعمتها یا عقوبتها جزا میدهد حضرت رضا علیهالسلام گریه شدیدی کرد، سپس سر مبارک را بالا آورد و به من نظر کرد و فرمود:
ای خزاعی روح القدس بر زبان تو این دو بیت را جاری کرد، آیا میدانی کیست آن امام؟ و چه زمانی قیام میکند؟
عرض کردم: نه ای مولای من جز اینکه شنیدهام امامی از شما خروج خواهد کرد و زمین را از هر گونه فساد و تباهی پاک میگرداند و آن را پر از عدل و داد مینماید همانطور که پر از ستم شده باشد.
امام علیهالسلام فرمود: امام بعد از من، فرزندم محمّد است بعد از محمّد فرزندش علی و بعد از علی فرزندش حسن و بعد از او فرزندش حجّة بن الحسن یعنی آن قیام کننده است که در غیبتش باید انتظار او را کشید و در ظهورش کاملاً از او اطاعت کرد، اگر از عمر دنیا جز یک
روز باقی نماند خداوند تبارک و تعالی آن روز را به قدری طولانی خواهد نمود تا خروج کند و زمین را پر از عدل و داد گرداند همان طور که پر از ستم شده باشد.
امّا پرسش از زمان خروج، پرسش از وقت است نباید از آن خبر داد پدرم از پدرش از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت کرده است که از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله سؤال کردند: ای رسول خدا قیام کننده از ذریّه شما چه زمانی خروج خواهد کرد؟ فرمود: مثل آن مثل ساعت و قیام است، وقت آن را جز خداوند آشکار نمیکند، گران و سنگین است در آسمانها و زمین، جز ناگهانی نخواهد آمد.
خزّاز در در کتاب کفایة الأثر، به سند دیگری از هروی روایت مذکور را نقل کرده است.
29ـ شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، از عبدالسلام هروی نقل کرده است که گفت: دعبل خزاعی در مرو خدمت حضرت رضا علیهالسلام شرفیاب شد و عرض کرد: قصیدهای در مدح شما سرودهام و قسم یاد کردهام که آن را برای کسی قبل از شما نخوانم.
امام علیهالسلام اجازه فرمودند که آن را بخواند.
دعبل شروع کرد به خواندن قصیدهاش که متجاوز از 120 بیت است، بیت اوّل آن چنین است.
محلّ تدریس آیات الهی که اکنون از تلاوت آیات برکنار مانده است و محل نزول وحی پروردگار که از فعالیت بازمانده است
چون به این شعر رسید:
غنیمتی که مال ایشان است در دست دیگران میبینم که بین خودشان تقسیم میکنند در حالیکه دست خود ایشان از آن خالی مانده است حضرت رضا علیهالسلام گریست و فرمود: راست گفتی ای خزاعی، و چون به این شعر رسید.
هنگامی که به آنها ستم شود به ستمگر خود دست انتقام دراز نمیکنند بلکه بدی را با احسان مقابله میکنند و دستشان از انتقام خالی است حضرت رضا علیهالسلام کف دستان خود را زیر و رو کرد و فرمود: آری به خدا قسم خالی است.
و چون به این شعر رسید:
هر آینه در دنیا زندگی من آمیخته با ترس و وحشت بود و همانا امیدوارم که بعد از مرگم از امن و امان برخوردار باشم. حضرت رضا علیهالسلام برایش دعا کرد و فرمود: خداوند تو را امان دهد و ایمن گرداند روزی که وحشت و هراس آن زیاد است.
و هنگامی که دعبل به این بیت رسید:
و قبری از شما در بغداد است برای آن وجود پاک، و غرفه بهشت است که او را دربر گرفته است. حضرت رضا علیهالسلام فرمود: آیا به این قسمت از قصیده ات دو بیت اضافه کنم تا قصیده ات با آن کامل شود.
و قبری در طوس است که برای آن چه بسیار مصائب است و تا روز قیامت آتش از دلهای سوخته شعله ور خواهد بود تا آنکه خداوند قیام کننده و منتظر ما را برساند و غصهها و اندوه ما را برطرف سازد 30ـ نعمانی در کتاب غیبت، به سند خود از محمد بن أبی یعقوب روایت کرده است که گفت: از حضرت رضا علیهالسلام شنیدم که فرمود: همانا آنها بزودی مبتلا میشوند به آنچه بزرگتر و سختتر است مبتلا میشوند به جنین در شکم مادرش و شیرخوار، تا آنکه گفته شود، غایب گردید و از دنیا رفت، و میگویند: امامی نیست، در حالی که رسول خدا غایب گردید و برای او غیبتهای فراوانی بود مرانیک منم که به مرگ طبیعی میمیرم.
31ـ کشّی در کتاب رجال، به سند خود از داود رقی روایت کرده است که گفت: به حضرت رضا علیهالسلام عرض کردم، فدای شما شوم، به خدا قسم چیزی از امر شما در سینهام خلجان نمیکند جز حدیثی که از ذریح شنیدهام و آن را از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است، امام علیهالسلام فرمود: چیست آن حدیث؟ عرض کردم: شنیدم که میفرمود: هفتمین ما قیام کننده ما است إن شاء اللّه، امام علیهالسلام فرمود: تو راست گفتی، ذریح راست گفته و امام باقر علیهالسلام نیز درست فرمودهاند، به خدا قسم شک من افزون گردید،
سپس به من فرمود: ای داود، به خدا قسم اگر موسی به عالم نگفته
بود: «مرا شکیبا مییابی إن شاء اللّه» از او چیزی سؤال نمیکرد، و همچنین امام باقر علیهالسلام اگر نگفته بود: «إن شاء اللّه» هر آینه همان طور که گفته بودی شد پس قطع پیدا کردم و شکم زائل گردید.
32ـ شیخ صدوق در کتاب امالی و عیون، به سند خود از ریّان بن شبیب روایت کرده است که گفت: روز اول محرم خدمت حضرت رضا علیهالسلام شرفیاب شدم، امام در ضمن مطالبی فرمودند: چهار هزار نفر از ملائکه برای نصرت و یاری او در سرزمین کربلا فرود آمدند و امام علیهالسلام به آنها اجازه نداد و آنها در کنار قبر آن حضرت ژولیده و غبار آلود هستند تا آنکه قیام کننده ما قیام کند و آنها از یاوران او میباشند و شعارشان خونخواهی امام حسین علیهالسلام است.
33ـ شیخ مفید رحمهالله در کتاب ارشاد، به سند خود از علی بن جعفر روایت کرده است که گفت: حضرت رضا علیهالسلام ـ در ضمن حدیثی ـ فرمودند: ای عمو، آیا از پدرم نشنیدی که میفرمود: پدرم فدای فرزند بهترین کنیزان پاک، از فرزندان او کسی است که آواره بیابانها و فراری از دشمن است و انتقام خون پدر و جدش گرفته شده است او که صاحب غیبت است و گفته میشود: مُرد یا هلاک گردید، یا در کدام وادی رفت؟ عرض کردم: راست گفتی فدای شما شوم همان طور است.
34ـ در کتاب وسیلة النجاة، از حضرت رضا علیهالسلام روایت شده است که فرمود: مهدی علیهالسلام داناترین، بردبارترین، پرهیزکارترین، سخاوتمندترین، شجاعترین و عابدترین مردم است، او ختنه شده و پاک و پاکیزه بدنیا آید.
35ـ اربلی در کتاب کشف الغمّه، از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: خلف صالح، آن آخرین خلیفه الهی از فرزندان حسن بن علی امام عسکری علیهالسلام است و از القاب او صاحب الزمان و مهدی است.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح22 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام و آن حضرت از پدرانش، از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند:
بدون تردید آن قیام کننده که از فرزندان من است غایب خواهد شد بخاطر عهد و پیمانی که با من بسته است.
در همان کتاب، (با سندی که در ح24 ذکر گردید) از حضرت رضا علیهالسلام از پدرانش، از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: او خواهد آمد ولی بعد از غیبت و حیرتی که مردم دچار آن گردند.
در همان کتاب، (با سندی که در ح27 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: گویا شیعیان را میبینم هنگام از دست دادن سومین فرزندم که مانند گلهای بی چوپان بدنبال چراگاه و پناهگاهی باشند و آن را نجویند، عرض کردم: ای فرزند رسول خدا چرا چنین حالی به آنها دست میدهد؟ فرمود: بخاطر اینکه امامشان از آنها پنهان میگردد، عرض کردم چرا پنهان میگردد؟ فرمود: بخاطر اینکه وقتی با شمشیر قیام کرد بیعت هیچ کس گردن او نباشد.
و در همان کتاب (با سندی که در ح4 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام
روایت کرده است که فرمود: شخص شریف او دیده نمیشود.
حضینی در کتاب هدایة الکبری، (با سندی که در ح5 ذکر شد) از آن حضرت روایت کرده است که فرمود:
قائم ما حضرت مهدی علیهالسلام جسم شریفش دیده نمیشود.
صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح13 ذکر شد) از آن حضرت روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند:
او چهارمین فرزند من است، خداوند او را در حجاب و پوشش خود پنهان نگه دارد به مقداری که بخواهد.
در همان کتاب، (با سندی که در ح14 ذکر شد) از آن حضرت روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند:
او پیش از خروجش دارای غیبت است.
شیخ مفید در کتاب ارشاد، (با سندی که در ح33 ذکر شد) از آن حضرت روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند:
او انتقام پدر و جد بزرگوارش گرفته نشده و دارای غیبت است.
صدوق رحمهالله در کتاب علل الشرائع، (با سندی که در ح27 ذکر شد) از آن حضرت روایت کرده است که فرمود:
امام ایشان از آنها غایب میگردد، راوی عرض کرد: چرا میشود؟
فرمود: بخاطر اینکه بیعت کسی در گردن او به هنگام ظهور نباشد.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، به سند خود از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند:
خضر از آب حیات خورد و او تا نفخه صور نخواهد مرد و زنده است، او نزد ما میآید و بر ما سلام میکند، با ما سخن میگوید، صدایش را میشنویم و شخص او را نمیبینیم، او هر کجا یاد شود آنجا حضور پیدا میکند و لذا هر کس او را یاد کرد خوب است سلامی به او عرض کند، همه ساله در مراسم حج شرکت میکند، تمام مناسک حج را به جا میآورد و در عرفه میایستد و به دعای مؤمنان آمین میگوید، خداوند او را انیس قائم ما قرار میدهد و به وسیله او وحشت و غربت آن حضرت را برطرف میسازد.
36ـ شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، به سند خود از حضرت رضا علیهالسلام و آن حضرت از پدران بزرگوارش علیهمالسلام ، از رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله روایت کردهاند که فرمود: اسلام با غربت شروع شده و به زودی دچار غربت میشود همان طور که در آغاز بوده است و خوشا به حال افراد غریب یعنی کسانی که دست از اسلام بر نمیدارند و دین خود را به هیچ قیمتی و در هیچ شرایطی رها نمیکنند.
شیخ طوسی رحمهالله در کتاب غیبت، (با سندی که در ح25 ذکر شد) از حسن بن محبوب روایت کرده است که گفت: حضرت رضا علیهالسلام فرمودند:
حضرت رضا علیهالسلام به من فرمودند: ناگزیر فتنهای کور و کوبنده و آشوبی کمر شکن روی خواهد داد که در آن خواص و راز داران سقوط خواهند کرد و آن هنگامی است که شیعه سومین فرزند مرا از دست دهد. اهل آسمان و زمین و همه عاشقان و شیفتگان و درماندگان و دلسوختگان بر او گریه کنند.
سپس فرمود: پدر و مادرم فدای او که همنام جدّم و شبیه من و موسی بن عمران علیهالسلام است هالهای از نور وجود مبارک او را احاطه کرده و با پرتوی از نور مقدس الهی فروزان است چه بسیار زن و مرد مؤمنی که با از دست دادن آن آب گوارا دلسوخته و حیران و اندوهگین هستند، گویا آنها را میبینم که در حال یأس و ناامیدی ندائی بشنوند، ندائی که از دور و نزدیک یکسان شنیده شود (و آن فریاد حجت حق است) او که رحمت برای مؤمنان و عذاب و عقوبت برای کافران.
37ـ حمیری رحمهالله در قرب الاسناد، از بزنطی روایت کرده است که گفت: از حضرت رضا علیهالسلام شنیدم که فرمود: علی بن ابی حمزه میپندارد که جعفر پنداشته است پدرم آن قیام کننده است، و جعفر ندانسته است که چه حوادثی به فرمان الهی رخ میدهد، خداوند تبارک و تعالی از زبان رسولش حکایت کرده است که گفت: «و نمیدانم که نسبت به
من چه میشود و نسبت به شما چه خواهد شد، و من پیروی نمیکنم جز آنچه را که به من وحی میشود».
و امام باقر علیهالسلام میفرمود: چهار حادثه پیش از قیام قائم علیهالسلام رخ میدهد و دلالت بر خروج آن حضرت میکند، از آنها سه حادثهاش گذشته و یکی باقی مانده است، عرض کردیم: آنهائی که گذشته چه بوده است؟ فرمود: ماه رجبی که در آن حاکم خراسان از حکومت خلع شد، ماه رجبی که علی بن زبیده حرکت کرد و ماه رجبی که محمد بن ابراهیم در کوفه خروج کرد عرض کردیم: پس ماه رجب چهارم متصل است به قیام قائم علیهالسلام ؟ فرمود: این چنین فرمود حضرت باقرالعلوم علیهالسلام .
38ـ در همان کتاب، از بزنطی روایت کرده است که گفت: از حضرت رضا علیهالسلام درباره قرب ظهور سؤال کردم، امام علیهالسلام فرمود: حضرت صادق علیهالسلام از پدر بزرگوارش امام باقر علیهالسلام روایت کردند که فرمود:
اوّل علامت فرج در سال 195 تحقق پیدا میکند، در سال 196 عرب زمام خود را از دست میدهد، در سال 197 نابودی و در سال 198 ترک وطن و آوارگی، در سال 199 خداوند بلا را برطرف میکند إن شاء اللّه و در سال 200 آنچه بخواهد انجام دهد.
عرض کردیم: فدای شما شویم به ما خبر بده از آنچه در سال 200
واقع میشود، فرمود: اگر بنا بود به کسی خبر دهم به شما خبر میدادم، من خبر داده شدهام به مکان و جایگاه شما در آن زمان و حوادث را میدانم ولی مصلحت در اظهار آن نیست، ولی هنگامی که خداوند تبارک و تعالی اظهار چیزی از حق را بخواهد بندگان او قادر به پنهان کردن آن نیستند.
عرض کردم: فدای شما شوم، شما به من فرمودید در سال اول ما و از پدر بزرگوار خود نقل کردید که پایان سلطنت آل فلان خواهد بود، آیا برای بنی فلان سلطنتی بعد از آن نیست.
فرمود: آن را برای تو گفتم، عرض کردم: خدا امر شما را اصلاح فرماید، هنگامی که سلطنت آنان منقضی گردد آیا یکی از قریش به حکومت میرسد؟ فرمود: نه.
عرض کردم: چه چیزی تحقق پیدا میکند؟
فرمود: آنچه تو و همفکرانت میگوئید خواهد شد،
عرض کردم: مقصودتان خروج سفیانی است؟ فرمود: نه،
عرض کردم: قیام قیام کننده است؟ فرمود: خدا آنچه بخواهد انجام دهد، عرض کردم: شما آن قیام کننده هستید؟ فرمود: هیچ نیرو و حرکت و جنبشی جز به وسیله خداوند نیست.
و فرمود: پیشاپیش این امر و از نشانههای فرج حادثهای است که میان دو حرم (و در بعضی از نسخ میان دو مسجد یعنی مسجدالحرام و مسجدالنبی صلیاللهعلیهوآله ) واقع میشود، عرض کردم: چه حادثهای؟ فرمود: فلانی از خاندان فلان 15 نفر از پهلوانهای عرب را میکشد.
39ـ شیخ مفید در ارشاد و شیخ طوسی در کتاب غیبت، خود از حسن بن جهم روایت کردهاند که گفت: از حضرت اباالحسن شخصی از فرج سؤال کرد، امام علیهالسلام فرمود: طولانی بگویم یا برایت خلاصه کنم؟ عرض کرد: میخواهم به اجمال بفرمائی،
فرمود: هنگامی که پرچمهای قیس در مصر و پرچمهای کنده در خراسان به حرکت در آیند.
40ـ شیخ مفید رحمهالله در ارشاد از معمّر بن خلاد و او از حضرت اباالحسن علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: گویا پرچم هائی از مصر را میبینم که به رنگهای سبز به حرکت درآمدهاند و به سوی شامات روانه گشته و به طرف فرزند صاحب وصیّات هدایت میشوند.
41ـ نعمانی در کتاب غیبت، از بزنطی روایت کرده است که گفت: از حضرت رضا علیهالسلام شنیدم که فرمود: پیشاپیش این امر «بیوح» است و من معنای بیوح را نفهمیدم اتفاقا به حج رفتم و در آنجا از عربی شنیدم که میگفت: امروز روز «بیوح» است،
به او گفتم: بیوح یعنی چه؟ گفت: یعنی گرمای زیاد.
42ـ حمیری در کتاب قرب الاسناد، از بزنطی و او از حضرت رضا علیهالسلام
روایت کرده است که فرمود: پیشاپیش این امر کشتار بیوح است، عرض کردیم: بیوح به چه معنا است؟
فرمود: یعنی پیوسته که بین آن فاصله نباشد.
43ـ در همان کتاب، از بزنطی روایت کرده است که گفت: از حضرت اباالحسن علیهالسلام سؤال کردم: آیا قائم علیهالسلام بدون سفیانی قیام خواهد کرد؟ فرمود: امر قائم علیهالسلام از امور حتمی الهی است، امر سفیانی نیز از امور حتمی خداوند است، و هرگز قیام قائم علیهالسلام بدون خروج سفیانی نخواهد بود، عرض کردم: فدای شما شوم، آیا امسال واقع خواهد شد؟ فرمود: آنچه خدا بخواهد میشود، عرض کردم: سال آینده میشود؟ فرمود: خدا آنچه بخواهد انجام دهد.
44ـ نعمانی در کتاب غیبت، از حسن بن جهم روایت کرده است که گفت: به حضرت رضا علیهالسلام عرض کردم: خدا امر شما را اصلاح فرماید، مردم میگویند سفیانی قیام میکند وقتی که سلطنت بنی العباس تمام شده باشد، فرمود: دروغ گفتهاند، او قیام میکند در حالی که سلطنت آنها باقی و پابرجا است.
45ـ در همان کتاب، از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: پیش از قیام حضرت مهدی علیهالسلام و پنج علامت دیده میشود:
خروج سفیانی، قیام یمانی، خروج مروانی، شعیب بن صالح
و ظاهر شدن دستی از آسمان به گونهای که افراد آن را به یکدیگر نشان دهند.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب عیون أخبار الرضا علیهالسلام ، (با سندی که در ح25 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند: ندائی بلند شود که دور و نزدیک به طور یکسان آن را بشنوند.
و در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح14 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: مهدی کسی است که منادی به اسم او ندا کند و مردم را به سوی دعوت کند و بگوید: آگاه باشید که حجت خدا ظاهر گشته است، و آن ندا را همه اهل زمین بشنوند.
در کتاب صحیفة الرضا علیهالسلام ، از آن حضرت نقل کرده است که ایشان از پدران بزرگوارش، از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت کردهاند که فرمود:
کسی که با ما در آخرالزمان سر ستیز داشته باشد همانند کسی است که زیر پرچم دجّال به جنگ ما آمده باشد.
46ـ شیخ طوسی رحمهالله در کتاب امالی، به سند خود از حضرت رضا و آن حضرت از پدرانش، از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله روایت کردهاند که فرمود:
زمانی میآید بر مردم که قلب مؤمن در درونش آب میشود همان طور که مس در آتش آب میشود و این نیست جز بخاطر بدعتها و نوآوری هائی که در دین مشاهده میکند و نمیتواند آنها را تغییر دهد.
47ـ شیخ طوسی رحمهالله در کتاب غیبت، به سند خود از حضرت ابا الحسن علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: آگاه باشید، به خدا قسم آن چیزی که به آن چشم دوختهاید نخواهد شد تا آنکه جدا گردید و با امتحان آشکار شوید، و جز اندکی از شما باقی نماند سپس این آیه را تلاوت فرمود: «آیا پنداشتهاید که وارد بهشت خواهید شد در حالی که خداوند مجاهدان از شما و صابران را مشخص نساخته است» .
48ـ نعمانی رحمهالله در کتاب غیبت، به سند خود از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: به خدا قسم، آنچه به سوی آن چشم دوختهاید تحقق پیدا نمیکند تا آنکه آزمایش و امتحان شوید و خالص و ناخالص از یکدیگر جدا گردید و تا آنکه جز اندک و خیلی اندک از شما باقی نماند.
49ـ کلینی رحمهالله در کتاب کافی، از معمّر بن خلاّد روایت کرده است که گفت: از حضرت ابا الحسن علیهالسلام شنیدم که فرمود:
«آیا مردم پنداشتهاند که چون گفتند ایمان آوردیم آنها را رها میکنند وامتحان نمیشوند».
سپس به من فرمود: مقصود از فتنه و امتحان چیست؟
عرض کردم: فدای شما شوم آنچه نزد ما است این است که مقصود امتحان در دین است، فرمود: در کوره امتحان قرار داده میشوند همان طور که طلا را در کوره قرار میدهند تا نوع خوب آن را از نوع بد بشناسند و خالص میشوند همان طور که طلا خالص میشود.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح22 ذکر شد) از آن حضرت، و ایشان از پدرانش، از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کردهاند که در ضمن حدیثی فرمودند:
... تا آنکه بیشتر مردم بگویند: خدا را نیازی به آل محمّد علیهمالسلام نباشد و دیگران در ولادت او دچار تردید شوند.
در همان کتاب، (با سندی که در ح14 ذکر شد) از آن حضرت روایت کرده است که فرمود:
او کسی است که مردم در ولادتش شک و تردید میکنند.
شیخ مفید رحمهالله در کتاب ارشاد، (با سندی که در ح33 گذشت) از حضرت
رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمود: گفته میشود: مرده است، یا کشته شده و یا معلوم نیست به چه راهی رفته است.
نعمانی رحمهالله در کتاب غیبت، (با سندی که در ح30 ذکر شده) از آن حضرت روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند: تا آنکه گفته میشود: غایب گردیده و از دنیا رفته است و میگویند: امامی نیست...
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب علل الشرایع، (با سندی که در ح27 گذشت) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند:
گویا شیعیان را میبینم هنگامی که سومین فرزند مرا از دست دادهاند به دنبال پناهگاهی باشند و آن را نجویند.
و در کتاب کمال الدین، از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند: شیعیان را میبینم در دوران از دست دادن سومین فرزندم که مانند گلهای بی چوپان در جستجوی پناهگاهی باشند و آن را نیابند.
50 ـ شیخ صدوق رحمهالله در کتاب عیون أخبار الرضا علیهالسلام ، به سند خود از حضرت رضا علیهالسلام و آن حضرت از پدرانش، از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت کرده است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: هر کس بمیرد و برایش امامی از فرزندان من نباشد به مرگ جاهلیت مرده است و به آنچه در جاهلیت و اسلام عمل کرده مؤاخذه میشود.
در همان کتاب، (با سندی که در ح2 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در جواب مأمون در ضمن مطالبی مرقوم داشتند: کسی که بمیرد و آنان را نشناسد به مرگ جاهل از دنیا رفته است.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح22 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام و آن حضرت از پدرانش، از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کردهاند که در ضمن حدیثی فرمود: هر کس در دوران غیبت او قرار گرفت باید تمام تلاشش این باشد که دین خود را به هر قیمتی حفظ کند و آن را رها نکند و به آن پای بند باشد.
51 ـ و در کتاب عیون أخبار الرضا علیهالسلام به سند خود از حضرت رضا علیهالسلام و ایشان از پدرانش از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله روایت کردهاند که فرمود:
برترین و با ارزشترین عمل امت من انتظار فرج است که آن را خداوند برساند.
52 ـ و در کتاب کمال الدین، به سند خود از محمد بن فضیل روایت کرده است که گفت: از حضرت رضا علیهالسلام درباره مطلبی از فرج سؤال کردم، فرمود: آیا نمیدانی که انتظار فرج خودش از فرج است و نوعی فرج است، سپس فرمود: همانا خداوند عزّوجلّ میفرماید: «منتظر باشید که من با شما از منتظرین هستم».
53 ـ صدوق رحمهالله در کمال الدین، (با سندی که در ح55 میآید) از بزنطی نقل کرده است که گفت: حضرت رضا علیهالسلام فرمودند:
چه نیکو است شکیبائی و انتظار فرج.
54 ـ شیخ طوسی رحمهالله در کتاب غیبت، به سند خود از حسن بن جهم روایت کرده است که گفت: از حضرت رضا علیهالسلام درباره مطلبی از فرج سؤال کردم، فرمود: آیا نمیدانی که انتظار فرج از فرج است؟
عرض کردم: نمیدانم مگر آنچه را که به من تعلیم فرمائی.
فرمود: آری، انتظار فرج از فرج و خود نوعی فرج است.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح28 ذکر شد) از دعبل و او از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند: اینکه پرسیدی «چه وقت» این خبر دادن از وقت است و ممنوع میباشد.
و نیز در کتاب مذکور، (با سندی که در ح24 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام و آن حضرت از پدران بزرگوارش، از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند: در آن دوران ثابت نمیماند بر دینش جز کسانی که اهل اخلاص و برخوردار از روح یقین باشند، و خداوند از ایشان عهد و پیمان نسبت به ولایت ما گرفته باشد.
55 ـ حمیری رحمهالله در کتاب قرب الاسناد، از بزنطی روایت کرده است که گفت: به حضرت رضا علیهالسلام عرض کردم: فدای شما شوم، اصحاب ما از جدّ شما روایت کردهاند که فرمود: خداوند تبارک و تعالی إبا دارد و خودداری میکند از اینکه به ملک کسی در آورد آنچه را که به ملک رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در آورد بیست و سه سال.
فرمود: اگر امام صادق علیهالسلام آن را فرمودهاند همان طور خواهد بود، عرض کردم: فدای شما شوم، شما چه میفرمائید؟
فرمود: چه قدر نیکو است شکیبائی و انتظار فرج آیا گفته بنده صالح را نشنیدهای که فرمود: «چشم به راه باشید که من با شما چشم به راهم» و «منتظر باشید که من با شما از منتظرین هستم» .
پس بر شما باد به صبر و شکیبائی، بدون تردید فرج در حال یأس و ناامیدی تحقق پیدا میکند و پیشینیان شما از شما شکیباتر بودند.
امام باقر علیهالسلام فرمودهاند: به خدا قسم سنن الهی مو به مو اجرا خواهد شد و به ناچار در میان شما آن اموری خواهد بود که در پیشینیان شما بوده است، و اگر شما بر امر واحدی باشید بر سنتی که پیشینیان بودهاند نخواهید بود، و اگر عالمان دینی کسانی را بیابند که آنها را حدیث کنند و اسرار خود را پنهان بدارند هر آینه حدیث کرده و حکمت را منتشر ساختهاند، ولی خداوند شما را به ازاعه و افشاگری مبتلا ساخته است و شما گروهی هستید که به دلهایتان ما را دوست میدارید ولی با اعمال مخالفت میکنید.
چه شده است، چرا شما مالک نفس خود نیستید و صبر نمیکنید تا خداوند آنچه را که میخواهید فراهم فرماید، همانا این امر بر طبق اراده مردم و خواست آنان صورت نمیگیرد، این امر خداوند تبارک و تعالی است و بستگی به قضاء امر و صبر او دارد و همانا کسی که از دست رفتن چیزی نگران است در آن شتاب میکند، و خدا که چنین نیست.
56 ـ و در همان کتاب، از بزنطی روایت کرده است که گفت: از
حضرت رضا علیهالسلام از مسألهای درباره رؤیا سؤال کردم و او از پاسخ آن خودداری نمود، سپس فرمود:
ما اگر آنچه شما میخواهید به شما عطا کنیم شرّ است برای شما و گردن صاحب این امر گرفته خواهد شد، و فرمود: شما در عراق هستید و اعمال این فرعونها را مشاهده میکنید و میبینید که چه قدر به آنها مهلت داده شده است، پس بر شما باد به تقوای الهی و دنیا شما را فریب ندهد، و نسبت به کسی که به او مهلت داده شده مبادا دچار غرور شوید پس گویا آن امر به شما نرسیده است.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، (با سندی که در ح25 ذکر شده) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند: بر آن حضرت اهل آسمان و زمین و هر عاشق دلباخته و هر اندوهگین دلسوخته میگرید، چه بسیار افراد مؤمنی که با از دست دادن آن آب گوارا دچار حزن و حیرتند و تأسف میخورند.
شیخ طوسی رحمهالله در کتاب غیبت، از آن حضرت روایت کرده است که فرمود: چه بسیار مردمان با ایمانی که هنگام از دست دادن آن آب گوارا اندوهگین و پریشان و غصّه دار هستند.
57 ـ شیخ طوسی رحمهالله در کتاب مصباح المتهجد، از یونس بن عبدالرحمان روایت کرده است که گفت: حضرت رضا علیهالسلام همواره سفارش مینمود و امر میفرمود که برای حضرت صاحب الأمر به دعائی که در ذیل آورده میشود دعا کنند.
خداوندا؛ از ولیّ خود و جانشین خویش، و حجّتت بر آفریدگانت، و زبان گویایت که از تو حکایت میکند، و به حکمت تو گویا است، و چشم بینایت که نظارهگر بندگان تو است، وگواه تو بر مخلوقاتت، آن بزرگمرد مجاهد که پناهآورنده به تو است دفاع کن، و او را از شرّ آنچه آفریدهای و پدید آوردهای، و ایجاد کردهای و صورت بخشیدهای پناه بده، و او را از پیش روی و پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ، و از بالا و پائین محافظت فرما؛ به حفظ و حراستی که هر کس را به آن حفظ کنی ضایع و تباه نگردد، و در سایه آن پیامبرت و پدران او را که پیشوایان مردم از طرف تو هستند و ارکان دینت میباشند حفظ کن و نگهدار. و او را در امانت و سپرده خودت که ضایع نمیشود، و در سایه و جوارت که مورد تعرّض قرار نگیرد، و در حمایت و عزّت خویش که هرگز مقهور و مغلوب نشود قرار ده، و او را به امان مورد اطمینان خود ایمن بدار که هر کس را به آن ایمن داری هرگز سرکوب نشود، و او را در کنف عنایت خود قرار بده که هر کس در آن قرار گرفت مورد تجاوز واقع نشود، و او را به
نصرت قوی و نیرومندت یاری کن، و به لشکر پیروزمندت تأیید نما، و به نیروی خویش نیرومند فرما، و فرشتگانت را با او همراه ساز، و دوست بدار هر کسی که او را دوست دارد، و دشمن بدار هر کسی که با او دشمنی کند، و به او زره محکم خود را بپوشان، و گرداگرد او را با فرشتگان احاطه کن. خداوندا؛ او را برسان به مقامی برتر از آنچه برپادارندگان عدالت از پیروان پیامبران را رساندهای. خداوندا، پراکندگی امور ما را به وسیله او اصلاح کن، و گسستگی ما را به وسیله او به پیوستگی تبدیل کن، و ظلم و ستم را به وسیله او بمیران، و عدل و داد را به وسیله او آشکار ساز، و زمین را با طولانی ماندن او زینت بده، و او را با یاریت تأیید کن، و به وسیله رعب (بر دلها) او را پیروز نما، و یارانش را نیرومند فرما، و آنها را که دست از یاری او برداشتند خوارگردان، و هر کس آشکارا با او دشمنی میکند یا به جنگ برخاسته هلاک کن، و هر کس خدعه و خیانت میکند نابود گردان، و به وسیله او زورگویان کافر و استوانهها و ارکان آنها را به هلاکت برسان، و به وسیله او سران و رؤسای گمراهی، و بدعتگزاران، و از بین برندگان سنّت، وتقویت کنندگان باطل را درهم بشکن، و زورگویان را به وسیله او ذلیل کن، و ریشه کن ساز به وسیله او کافران و تمام ملحدان را در شرق و غرب عالم، و در خشکی و دریای آن، و در کوه و بیابان آن، تا آنکه کسی از آنان را باقی نگذاری، و برای آنان اثری بجای نماند. خداوندا؛ شهرهایت را از وجود آنان پاک گردان، و (سینه) بندگانت را از آنان شفا بخش، و
مؤمنان را به واسطه آن حضرت عزیز فرما، و سنّتهای رسولان، و حکمتهای مندرس گشته پیامبران را به وسیله او زنده نما، و آنچه از دین تو محو و نابود گشته، و از حکم و فرمانت دگرگون شده بازسازی فرما؛ تا آنکه دین تو به وسیله او و با دست مبارکش دوباره تازه و خرّم و صحیح و بیآلایش اعاده شود؛ به گونهای که در آن هیچ کجی نباشد، و بدعتی در آن راه پیدا نکند، و تا آنکه تاریکیهای ظلم و ستم به نور عدالت او روشن شود، و آتش کفر به وسیله او خاموش گردد، و پیچیدگیهای حقّ و ناشناخته ماندههای عدل به وسیله او واضح و آشکار شود، زیرا آن حضرت، بندهای است که تو او را برای خود خالص گردانیدی، و از میان آفریدگانت اختیار فرمودی، و بر بندگانت برگزیدی، و بر غیب خویش امین دانستی، و از گناهان او را عصمت دادی و حفظ کردی، و ساحتش را از هر گونه عیبی مبرّا ساختی، و از هر نوع پلیدی او را پاک نمودی، و از آلودگی سالم داشتی. خداوندا؛ ما روز قیامت و روزی که آن حادثه وحشتزای بزرگ فرا رسد، برای او گواهی میدهیم که هرگز گناهی نکرده و خطا و جرمی انجام نداده، و معصیت و نافرمانی مرتکب نشده، و هرگز طاعتی را برای تو از دست نداده، و (با نافرمانی) حرمت تو را هتک نکرده، و فریضهای از فرایض تو را دگرگون نساخته، و قانونی از قوانینت را تغییر نداده است، و بدون تردید او هدایتگری هدایتیافته، پاکیزه، باتقوا، پاکسرشت، پسندیده و آراسته است. خداوندا؛ عطا کن او را در مورد خودش و
خاندانش، و فرزندانش، و ذریّهاش، و اُمّتش و همه کسانی که تحت سرپرستی او هستند؛ آنچه را که چشم او را به آن روشن نمایی، و جانش را به آن خشنود کنی، و برای او فرمانروائی همه ممالک؛ نزدیک و دور آن را، و عزیز و خوارش را فراهم فرما، تا آنکه حکم و فرمان او بر هر حکم و فرمانی جاری گردد، و حقّ او هر باطلی را مغلوب گرداند. خداوندا؛ ما را با دست مبارک او بر راه روشن هدایت، و شاهراه شریعت، و جادّه وسط که دور از افراط و تفریط است، وتندروها باید به سوی آن بازگردند، و عقب ماندهها خود را به آن برسانند روان ساز، و ما را بر اطاعت او نیرومند، و بر همراهی او ثابت و استوار گردان، و به پیروی او بر ما منّت گذار، و ما را از حزب او که به امر و فرمانش قیام کنندهاند، (و) در راه او شکیبایند، و با خیرخواهی و دلسوزی نسبت به او رضا و خشنودی تو را طالبند قرار بده، تا آنکه روز قیامت ما را در زمره یاران و مددکاران و تقویت کنندگان سلطنت و حکومت او محشور گردانی. خداوندا؛ همه اینها را که از تو خواستیم برای ما خالص و پاک از هر شکّ و شبهه قرار بده که نخواهیم با آن خودنمایی کنیم، و نخواهیم به گوش دیگران برسد، تا آنجا که به خاطر آن به غیر تو تکیه و اعماد نداشته و به وسیله آن جز خشنودی تو را طلب نکنیم، و تا آنکه در جایگاه او ما را وارد نمائی، و در بهشت با او قرار دهی، و ما را از خستگی و بیحوصلگی و سستی پناه بده، و از کسانی که دینت را به وسیله او یاری میکنی، و نصرت و پیروزی ولیّت را تقویت مینمائی قرار بده،
و غیر ما را جایگزین ما مگردان، که این جایگزینی برای تو ساده و آسان، و بر ما بسی دشوار است. خداوندا؛ درود فرست بر والیان و فرمانداران او، و پیشوایان از فرزندان او، و ایشان را به آرزوهایشان برسان، و بر مدّت عمرشان بیفزا، و پیروزی ایشان را تقویت فرما، و آنچه را به ایشان مربوط ساختهای در امر و فرمانت برای ایشان کامل گردان، و پایهها و اساس کار ایشان را ثابت و استوار نما، و ما را مددکار آنان، و یاور دینت قرار بده، که بدون تردید ایشان معدنهای کلمات تو، و ارکان توحید تو، و ستونهای دین تو، و کارگزاران و والیان امر تو، و بندگان خالص تو، و برگزیده از میان آفریدگان تو، و اولیای تو و فرزندان اولیای تو، و برگزیده از میان فرزندان رسولان توأند، و درود و رحمت و برکات بیپایان الهی بر همه آنان باد.
دعای قنوت امام رضا علیهالسلام :
ابن مقاتل گوید: حضرت امام رضا علیهالسلام فرمودند: در قنوت نماز جمعه، چه دعایی میخوانی؟ عرض کردم: آنچه مردم میگویند.
فرمود: تو آنچه را آنها میگویند نگو، بلکه این دعا را بخوان:
خداوندا، برای بنده و جانشین خودت کارسازی کن، آنگونه که برای پیامبران و رسولانت به شایستگی کارسازی فرمودی. و گرداگرد او فرشتگانت را قرار بده، و او را از ناحیه خود به روح القدس تأیید فرما، و از پیش رویش و پشت سرش مراقبانی را همراه او گردان تا از هر بدی او را حفظ کنند، و آرامش و آسودگی را جایگزین ترس و بیم او گردان، تا (هر کس) تنها تو را عبادت و بندگی کند. و چیزی را
با تو شریک نگرداند، و برای هیچ یک از آفریدگانت بر ولیّت سلطنت قرار مده، و به او اجازه جهاد با کسی که دشمن تو و او است مرحمت فرما. و مرا از یاوران او قرار ده، که تو بی گمان بر هر چیزی توانایی.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح14 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمود:
هر کس پیش از خروج قائم ما تقیه را ترک کند از ما نیست.
58 ـ کلینی رحمهالله در کتاب کافی، به سند خود از محمد بن عبداللّه روایت کرده است که گفت: به حضرت رضا علیهالسلام عرض کردم: فدای شما شوم پدرم مرا از پدران بزرگوار شما حدیث کرد که به بعضی از آنان گفته شد: در شهر ما محلی برای مرزبانی است که به آن قزوین گفته میشود و دشمنی است که به آن دیلم گفته میشود، آیا جهادی بر ما هست یا لازم است مرزبانی؟ امام علیهالسلام فرمود:
بر شما باد به حج بیت اللّه، راوی کلامش را سه بار تکرار کرد و امام علیهالسلام در هر مرتبه به او فرمود: بر شما باد به حج خانه خدا.
سپس در مرتبه سوم فرمود: آیا راضی نیست یکی از شما که در
خانهاش باشد و بر عیالش انفاق نماید در حالیکه منتظر امر ما است، پس اگر ظهور را درک کرد مانند کسی است که در بدر به همراه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بوده و اگر آن دوران را درک نکرد مانند کسی باشد که با قائم ما و در خیمه آن حضرت بوده است این گونه و این گونه ـ و دو انگشت سبابهاش را کنار هم قرار داد.
حضرت رضا علیهالسلام فرمودند: او آنچه را که ذکر کرده است گفته و درست است.
59 ـ صدوق رحمهالله در معانی الاخبار، از حسین بن خالد روایت کرده است که گفت: به حضرت رضا علیهالسلام عرض کردم: فدای شما شوم، حدیثی است که آن را عبداللّه بن بکیر از عبید بن زراره روایت کرده است، فرمود: آن حدیث چیست؟ عرض کردم: از عبید بن زراره روایت شده است که با امام صادق علیهالسلام در سالی که در آن ابراهیم بن عبداللّه خروج کرده بود ملاقات کرد و به آن حضرت عرض کرد: فدای شما شوم این شخص سخنانی گفته و مردم به سوی او شتافتهاند، شما چه میدهید.
فرمود: تقوا پیشه کنید و آرام بگیرید تا مادامی که آسمان و زمین آرام گرفته است، و عبیداللّه بن بکیر میگفته است: به خدا قسم اگر عبید بن زراره راست گفته باشد پس نه خروجی خواهد بود و نه قائم و قیام کنندهای.
حضرت رضا علیهالسلام فرمود: حدیث مطابق آن چیزی است که عبید
روایت کرده ولی تأویل عبداللّه بن بکیر درست نیست، همانا امام صادق از آنچه فرمودهاند مقصودشان این است که آرام بگیرید تا مادامی که آسمان از ندا به اسم صاحب شما آرام گرفته و زمین از فرو بردن لشکر سفیانی آرام گرفته است.
60 ـ شیخ طوسی رحمهالله در کتاب أمالی، به سند خود از حسین بن خالد روایت کرده است که گفت: به حضرت رضا علیهالسلام عرض کردم: عبداللّه بن بکیر حدیثی را روایت میکرد و آن را تأویل مینمود و من دوست دارم به محضر شما عرضه بدارم، امام علیهالسلام فرمود: چه حدیثی؟ عرض کردم: ابن بکیر گفت: عبید بن زراره برایم حدیث کرد که ایّام خروج محمّد بن عبداللّه نزد امام صادق علیهالسلام بودم، شخصی از اصحاب ما بر آن حضرت وارد شد و عرض کرد: فدای شما شوم، محمّد بن عبداللّه خروج کرده و مردم دعوت را اجابت کردهاند، نظر مبارک شما چیست؟ امام صادق علیهالسلام فرمودند: آرام بگیر تا مادامی که آسمان و زمین آرام گرفته است.
عبداللّه بن بُکَیْر گفت: اگر مطلب این گونه است و تا مادامی که آسمان و زمین آرام است نباید خروج کرد پس قائم و خروج قائم نیز نیست.
حضرت رضا علیهالسلام فرمودند: فرمایش امام صادق علیهالسلام درست است ولی مطلب آنگونه که ابن بکیر تأویل نموده نیست، همانا امام صادق علیهالسلام فرمودهاند: آرام بگیر تا مادامی که آسمان از نداء و زمین از
فرو بردن لشکر سفیانی آرام گرفته است.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، به سند خود از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: خضر از آب حیات نوشیده است و تا روز نفخه صور زنده خواهد بود، او همواره نزد ما میآید و برای ما سخن میگوید، صدایش را میشنویم و خودش را نمیبینیم، او هر کجا یاد شود آنجا حضور پیدا میکند و لذا هر کس او را یاد کرد خوب است به او سلام بگوید، همه ساله در موسم حج شرکت میکند و اعمال آن را انجام میدهد، در عرفات میایستد و به دعای مؤمنان آمین میگوید، خداوند او را انیس و همدم قائم ما قرار میدهد و به وسیله او وحشت و غربت او را برطرف میسازد.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، به سند خود از هروی روایت کرده است که گفت: به حضرت رضا علیهالسلام عرض کردم: علامت و نشانه قیام کننده شما در هنگام خروج چیست؟
فرمود: علامت او این است که در سنین پیری است ولی به نظر جوان میآید به گونهای که هر کس به او نگاه کند میپندارد چهل سال کمتر از سنّ او گذشته است و از علامات و نشانههای او این است که گذشت ایام در او اثر نمیگذارد و تا هنگام اجل پیر و فرسوده نمیگردد.
و در همان کتاب، (با سندی که در ح13 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند:
و همانا قائم علیهالسلام کسی است که هنگام خروج در سنین پیری است ولی به شکل جوان ظاهر میگردد.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، (با سندی که در ح21 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام و ایشان از پدرانش علیهمالسلام از نبی مکّرم اسلام صلیاللهعلیهوآله روایت کردهاند که در ضمن حدیثی فرمود:
بندگان خدا، خدا را، خدا را در نظر داشته باشید و به سوی آن حضرت بشتابید اگر چه لازم باشد سینه خیز به روی برفها و یخها حرکت کنید، زیرا که او خلیفه الهی و جانشین من است.
شیخ طوسی رحمهالله در کتاب غیبت، (با سندی که در ح23 ذکر گردید) از حضرت رضا علیهالسلام از پدرانش علیهمالسلام ، از پیامبر عظیم الشأن اسلام صلیاللهعلیهوآله روایت کرده است که فرمودند: در معراج خداوند تبارک و تعالی در قسمتی از فرمایشات خود فرمود: ... او را مالک شرق و غرب عالم مینمایم ... سپس حکومت او را استمرار میبخشم و روزگار را در میان اولیاء خود تا روز قیامت میگردانم.
61ـ حائری یزدی در کتاب الزام الناصب، از أمیرالمؤمنین علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند: مهدی علیهالسلام شرق و غرب عالم را در اختیار خود قرار میدهد و مالک میگردد.
شیخ صدوق رحمهالله در علل الشرایع، (با سندی که در ح33 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام و آن حضرت از پدرانش علیهمالسلام ، از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کرده است که در معراج خداوند تبارک و تعالی فرمود: او را با لشکر خودم یاری مینمایم و به وسیله فرشتگانم کمک میرسانم تا دعوتم را آشکار سازد و خلق را بر توحید من متّحد نماید.
و نیز در کتاب امالی و عیون، (با سندی که در ح32 ذکر شد) از حضرت
رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند: از ملائکه چهار هزار نفر برای یاری امام حسین علیهالسلام فرود آمدند و به آنها اجازه جنگ نداد، آنها در اطراف قبر مبارک آن حضرت پریشان و غبارآلود هستند تا آن قیام کننده قیام نماید و اینها از یاران او خواهند بود و شعارشان «خوانخواهی امام حسین علیهالسلام » است.
شیخ صدوق رحمهالله در علل وعیون (با سندی که در ح23 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام و آن حضرت از پدران بزرگوارش علیهمالسلام ، از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کردهاند که فرمود:
در معراج خداوند تبارک و تعالی در ضمن کلماتی فرمود: بادها را مسخّر و ابرها را رام او میگردانم، درهای آسمان و راههای آن را به روی او میگشایم.
در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح14 گذشت) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمود: او کسی است که زمین زیر پایش پیچیده میشود و سایه برایش نمیباشد.
در همان کتاب، (با سندی که در ح13 گذشت) از آن حضرت روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمود:
عصای موسی و خاتم سلیمان به همراه او میباشد.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح27 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمود:
... تا آنکه برای کسی در گردن آن حضرت بیعتی نباشد هنگامی که با شمشیر قیام کند.
در کتاب علل الشرایع، (با سندی که در ح23 وسه حدیث پیش از این ذکر شد) فرموده است:
زمین را به آخرین آنان از دشمنانم پاک میگردانم.
در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح14 گذشت) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمود:
خداوند زمین را به وسیله او از هر ستمی پاک و از هر ظلمی پاکیزه میگرداند.
و در همان کتاب، (با سندی که در ح28 گذشت) از دعبل روایت کرده است که گفت: شنیدهام امامی از شما خروج میکند و زمین را از هرگونه فساد پاک میگرداند.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب علل الشرایع، (با سندی که در ح63 میآید) از
حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: به بنیشیبة آغاز میکند و دستان ایشان را قطع مینماید زیرا آنها دزدان خانه خدا هستند.
62ـ شیخ صدوق در علل وعیون، به سند خود از هروی روایت کرده است که گفت: به حضرت رضا علیهالسلام عرض کردم: نظر شما درباره حدیثی که از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود:
«هنگامی که قائم علیهالسلام خروج کند ذراری قاتلان امام حسین علیهالسلام را به کار پدرانشان میکشد» چیست؟ امام علیهالسلام فرمود: مطلب همان است.
عرض کردم: پس این فرمایش خداوند که فرموده: «هیچ گنه کاری گناه دیگری را متحمّل نمیشود» معنایش چیست؟
حضرت رضا علیهالسلام فرمود: خداوند در چمیع گفتارش صادق است ولی باقیمانده از نسل قاتلان امام حسین علیهالسلام به کار پدرانشان راضی و خوشنودند و به آن افتخار و مباهات میکنند و هر که به امری رضایت داشته باشد مانند آن است که آن را انجام داده است، و اگر کسی در مشرق کشته شود و در مغرب شخصی به آن قتل راضی باشد نزد خداوند تبارک و تعالی شخص راضی با قاتل شریک خواهد بود، و حضرت مهدی علیهالسلام هم که باقیمانده از نسل قاتلان امام حسین علیهالسلام را میکشد از این باب است که آنها به فعل پدران خود رضایت دارند.
عرض کردم: هنگامی که قائم علیهالسلام قیام کند ابتدا با چه گروهی درگیر میشود؟ فرمود: با بنیشیبة و دستهای آنها را قطع میکند زیرا آنها دزدان خانه خدا هستند.
از روشنائی خورشید بینیاز میشوند
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح12 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند:
هنگامی که قائم ما خروج کند زمین به نور مبارک او نورانی و درخشان میشود.
در همان کتاب، (با سندی که در ح24 گذشت) از حضرت رضا علیهالسلام و آن حضرت از پدران بزرگوارش از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند: او قیام کننده به حق، آشکار کننده دین و گسترش دهنده عدالت است.
و نیز در همان کتاب، (با سندی که در ح14 ذکر شد) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند:
او میزان عدالت را در میان مردم قرار میدهد و آنگاه هیچ کس به دیگری ظلم نمیکند.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب عیون أخبار الرضا علیهالسلام ، (با سندی که در ح20 ذکر گردید) از حضرت رضا علیهالسلام وآن حضرت از نبی مکرم اسلام صلیاللهعلیهوآله روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند: او زمین را پر از عدالت خواهد نمود همانطور که پر از ظلم و ستم شده باشد.
در همان کتاب، (با سندی که در ح28 ذکر گردید) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند: تا آنکه آن حضرت خروج کند و زمین را پر از عدالت نماید همانطور که پر از ستم گردیده باشد.
در کتاب کمال الدین، (با سندی که در ح13 ذکر شد) از آن حضرت علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند: سپس او را ظاهر میگرداند و به وسیله او زمین را پر از عدل و داد میکند همان طور که پر از ظلم و ستم شده باشد.
در همان کتاب، (با سندی که در ح28 گذشت) از دعبل روایت کرده است که گفت: شنیدهام امامی از شما خروج میکند و زمین را از هرگونه فساد پاک میگرداند و آن را پر از عدل میکند همانطور که پر از ستم شده باشد.
شیخ صدوق رحمهالله در کتاب کمال الدین (با سندی که در ح29 ذکر شد) از
دعبل خزاعی روایت کرده است که حضرت رضا علیهالسلام دو بیت به اشعار او افزودند، در بیت دوّم فرمودند: سوز دل ما باقی است تا خداوند قیام کننده ما را ظاهر سازد و او غم و اندوه ما را برطرف نماید.
شیخ طوسی رحمهالله در کتاب غیبت، (با سندی که در ح25 ذکر گردید) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمودند:
ایشان رحمت برای مؤمنان و عذاب برای کافران میباشد.
63ـ نعمانی رحمهالله در کتاب غیبت، به سند خود از معمّر بن خلاّد روایت کرده است که گفت: در محضر نورانی حضرت رضا علیهالسلام بودیم و سخن از حضرت قائم علیهالسلام به میان آمد، فرمودند: شما امروز در رفاه و آسایش بیشتری هستید، هنگامی که قائم ما قیام کند خون جاری شدن بخاطر جراحات و عرق ریختن بر اثر تلاش و کوشش و خوابیدن بر روی ذین است، لباس او خشن و غذایش ناملائم خواهد بود.
64 ـ طبری در کتاب دلائل الامامة، به سند خود از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند:
هنگامی که قائم علیهالسلام قیام کند به فرشتگان دستور میدهد که بر مؤمنین سلام کنند و با آنها در مجالسشان بنشینند، و هرگاه یکی از آنها مشکلی داشته باشد حضرت بعضی از فرشتگان را بفرستند تا او را به دوش بگیرند و نزد امام علیهالسلام بیاورند و چون مشکل او برطرف شد او را باز میگردانند، بعضی از مؤمنین به وسیله ابرها حرکت میکنند، و بعضی با ملائکه پرواز میکنند و برخی دیگر با آنها راه میروند، در میان آنان کسانی هستند که از ملائکه پیشی میگیرند، و کسانی هستند که ملائکه برای داوری نزد آنان میآیند، و به طور کلّی مؤمن نزد خداوند گرامیتر از ملائکه است، و از آنان مؤمنین کسانی هستند که امام علیهالسلام او را میان هزار نفر از ملائکه قاضی قرار میدهد.
65ـ شیخ صدوق رحمهالله در کتاب عیون أخبار الرضا علیهالسلام ، به سند خود از حسن بن جهم روایت کرده است که مأمون از حضرت رضا علیهالسلام سؤال کرد: نظر شما درباره رجعت چیست؟ حضرت فرمودند: حق است. رجعت در امتهای پیشین بوده و قرآن به آن ناطق است و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: هر آنچه در امتهای پیشین واقع شده در این امت نیز همان گونه تحقق پیدا میکند.
و فرمود: هنگامی که مهدی از فرزندان من ظاهر شود عیسی بن مریم از آسمان فرود میآید و پشت سر آن حضرت نماز میخواند.
و فرمود: اسلام غریبانه شروع شد و به زودی غریب میگردد و خوشابحال غریبان یعنی آنانکه در مسیر اسلام ثابت بمانند.
عرض کردند: ای رسول خدا سپس چه اتفاقی روی میدهد، فرمود: حق به اهل آن باز خواهد گشت...
66ـ حمیری در قرب الاسناد، از حضرت رضا علیهالسلام و آن حضرت از امام باقر علیهالسلام روایت کرده ند که فرمود: به خدا قسم اینها سنن إلهی هستند و ناگزیر در میان شما هم به وقوع میپیوندد آنچه در میان امتهای پیشین واقع شده است.
67ـ شیخ حسن بن سلیمان در کتاب مختصر البصائر، به سند خود از صفوان روایت کرده است که گفت: از حضرت رضا علیهالسلام شنیدم که
درباره رجعت فرمود: هر کدام از مؤمنین که با مرگ طبیعی از دنیا رفته باشد در رجعت با کشته شدن دنیا را ترک میکنند و هر کدام با کشته شدن از دنیا رفته در رجعت با مرگ طبیعی از دنیا میرود.
68ـ صدوق رحمهالله در کتاب صفات الشیعه، به سند خود از فضل بن شاذان روایت کرده است که... هر کس به توحید إلهی اقرار کند،... و به رجعت و دو متعه حج و نساء اعتراف نماید.
و به سوال قبر و حوض کوثر و شفاعت و بهشت و دوزخ و صراط و میزان و برانگیخته شدن و محشور شدن و جزاء و حساب ایمان داشته باشد او مؤمن واقعی و از شیعیان ما اهل بیت است.
69ـ کلینی رحمهالله در کتاب کافی، (با سندی که در ح 16 ذکر گردید) از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: و اگر آن سرور اهل عالم یعنی حضرت بقیة اللّه ارواحنا له الفداء قیام کند خوهد گفت:
«وای بر ما چه کسی ما را از میان آرامگاهمان برانگیخت، این همان وعده خداوند رحمان است و فرستاده شدگان او راست گفتند.
70ـ شیخ عبداللّه بحرانی صاحب کتاب عوالم، گوید: استادم علامه بزرگوار محمّد باقر مجلسی رحمهالله فرموده است: به خط بعضی از بزرگان به نقل از شهید ثانی یافتم که صفوانی در کتاب خود به سند خود از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که از ایشان درباره تفسیر آیه شریفه «پروردگارا ما را دوبار میراندی، و دوبار زنده کردی» پرسیدند فرمود: به خدا قسم این آیه درباه رجعت است.
71ـ استرآبادی در کتاب «رجعت» ، از شیخ طوسی نقل میکند که در
کتاب مصباحش از یونس بن عبدالرحمان روایت کرده است گفت: حضرت رضا علیهالسلام دستور میداد برای صاحب الأمر این دعا را بخوانند: اللّهمّ ادفع عن ولیک وخلیفتک و حجتک.... اللّهمّ وصلّ علی ولاة عهده وبلّغهم امالهم، وزد فی اجالهم وانصرهم...
بعدگفته است: بدان این دعا برای هر امامی در زمان خودش میشود خواند و مولای ما صاحب الزمان علیهالسلام یکی از آنان است ولذا بر آن حضرت صدق میکند که بگوئیم: خداوندا بر ولاة عهده او و امامان بعد از او.... درود فرست، و اگر چین نباشد این دعا عام نیست و همه را شامل نشده است و این نص است به اضافه روایاتی که از آنان روایت شده و صریح است در این معنا که رجعت امامان علیهمالسلام باشد.
72ـ شیخ صدوق رحمهالله در عیون أخبار الرضا علیهالسلام ، از آن حضرت روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمود: در این امت خواهد بود آنچه در امتهای پیشین بوده است بدون هیچگونه اختلافی.
73ـ شیخ طوسی رحمهالله در کتاب غیبت، به سند خود از حسن بن علی خزّار روایت کرده است که گفت: علی بن ابی حمزه بر حضرت رضا علیهالسلام وارد شد و عرض کرد: آیا شما امام هستید؟ فرمود: آری. عرض کرد: از جد شما حضرت صادق علیهالسلام شنیدم که فرمود: امام نمیباشد کسی که برایش فرزندی باشد. امام علیهالسلام فرمود: ای پیر مرد آیا فراموش کردی یا خود را به فراموشی میزنی.
امام صادق این گونه نفرمودند بلکه فرمودند: امام نمیباشد مگر آنکه برایش فرزندی باشد جز امامی که در زمان او حسین بن علی علیهالسلام
رجعت میکند. که برای او دنباله یعنی فرزندی که امام باشد نیست. عرض کرد: فدای شما شوم درست فرمودید: همینگونه که فرمودید از جد شما شنیدم.
74ـ شیخ طوسی رحمهالله در کتاب غیبت، (با سندی که در ح25 ذکر شد) از حسن بن محبوب روای کرده است که به حضرت رضا علیهالسلام عرض میکند: چندانی است که همه میشنوند؟
حضرت فرمودند: ینادون فی رجب ثلاثة أصوات: صوتاً منها ألا لعنة اللّه علی الظالمین والصوت الثانی. أزفت الاّ الآزفة یا معضر المؤمنین» والصوت الثالث برون بدناً بارزاً نحو عین الشمس هذا أمیر المؤمنین قد کرّ فی هلاک الظالمین.
سه صدا در ماه مبارک رجب شنیده میشود: اوّل: آگاه باشید که ستمگران از رحمت خدا دوره ملعونند. دوّم: نزدیک شد نزدیک شوندهای گروه مؤمنان. سوّم: بدنی را در خورشید میبینند. گوینده آسمانی فریاد میزند: این امیر المؤمنین است که به دنیا برای هلاک کردن ستمگران بازگشته است. (غیبت طوسی: ص 268).
75ـ ابن شهر آشوب در کتاب مناقب، از حضرت رضا علیهالسلام روایت کرده است که در تفسیر این آیه شریفه :
«برای آنان جنبندهای را خارج میکنیم که با آنان سخن گوید». فرمود: مقصود أمیر المؤمنین علیهالسلام است.
1 . بحار الانوار: علاّمه محمّد باقر مجلسی رحمهالله .
2 . الکافی: شیخ کلینی، محمّد بن یعقوب.
3 . کمال الدین: شیخ صدوق، محمّد بن علی بن بابویه.
4 . صفات الشیعة: شیخ صدوق رحمهالله .
5 . عیون أخبار الرضا علیهالسلام : شیخ صدوق رحمهالله .
6 . معانی الأخبار: شیخ صدوق رحمهالله .
7 . علل الشیرایع: شیخ صدوق رحمهالله .
8 . رجال کشّی: شیخ طوسی رحمهالله ، محمّد بن حسن.
9 . أمالی: شیخ طوسی رحمهالله .
10 . مصباح المتهجّد: شیخ طوسی رحمهالله .
11 . غیبت طوسی: شیخ طوسی رحمهالله .
12 . غیبت نعمانی: محمّد بن ابراهیم نعمانی رحمهالله .
13 . إرشاد مفید: محمّد بن نعمان.
14 . کفایة الأثر: خزاز قمّی، علی بن محمّد.
15 . کشف الغمّة: اربلی، علی بن عیسی.
16 . هدایة الکبری: حضینی، حسین بن همدان.
17 . تحف العقول: حرّانی، حسن بن علی.
18 . قرب الإسناد: حمیری، عبداللّه بن جعفر.
19 . تأویل الآیات: حسینی استرآبادی، شرف الدین علی.
20 . ینابیع المودّة: قندوزی، سلیمان بن ابراهیم.
21 . تفسیر قمّی: علی بن ابراهیم.
22 . مختصر البصائر: الحلی، حسن بن سلیمان.