ghaemiyeh.com
سرشناسنامه: کریمی جهرمی، علی، ۱۳۲۰ -
عنوان و نام پدیدآور: آستان دوست / علی کریمی جهرمی؛ تهیه و تدوین اداره امور فرهنگی آستان قدس رضوی.
مشخصات نشر: مشهد: قدس رضوی، ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهری: 112 ص؛=۱۷ * ۱۲ س م.
شابک: 0-24-2784-964-978
یادداشت: فیپا
موضوع: علی بن موسی الرضا (ع)، امام هشتم: 153-203 ق . آرامگاه-زیارت.
موضوع: زیارت- آداب و رسوم
موضوع: زیارتنامه ها
شناسه افزوده: آستان قدس رضوی اداره امور فرهنگی .
رده بندی کنگره - ۱۳۸۷ 5/4 ک/BP 262
رده بندی دیویی : 76/297
شماره کتابخانه ملی: 1512529
آستان دوست
نگرشی بر آثار و آداب زیارت
علی کریمی جهرمی
آستان دوست
نویسنده: علی کریمی جهرمی
تهیه و تدوین: اداره امور فرهنگی آستان قدس رضوی
طراح گرافیک: رضا باباجانی
صفحه آرایی: محمود بازدار
نوبت چاپ: ششم - ۱۳۹۱
شمارگان: 2000
ناشر: انتشارات قدس رضوی
شابک: 0-24-2784-964-978
چاپ: مؤسسه فرهنگی قدس
نشانی تهیه کننده: مشهد، حرم مطهر، صحن جامع رضوی ضلع غربی اداره امور فرهنگی تلفن 2002567-0511 صندوق پستی: ۳۵۱-۹۱۷۳۵
حق چاپ محفوظ است۔
۷/ مقدمه
۱۰/ پیشگفتار
۱۵/ بخش اول / مفهوم و حقیقت زیارت و اقسام آن
۱۶ / معنی و مفهوم زیارت
۱۷ / زیارت احیاء
۱۸ / زیارت گذشتگان
۲۱ / زیارت قبور علما و بزرگان
۲۴ / زیارت مقابر شهیدان
۲۷ / زیارت امامزادگان والا مقام
۲۹/ حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسلام)
۳۱/ حضرت عبدالعظیم حتی سلام الله علیه
۳۳/ سید امیراحمد بن موسی الکاظم (شاه چراغ) (علیه السلام) مدفون در شیراز
۳۷/ حضرت سید امیر محمد عابد.
۳۹/ زیارت معصومین و امامان اهل بیت (علیهم السلام)
۴۱/ فصل دوم / نقش زیارت و آثار و برکات آن
۴۲ / مصداق بارز آیه مودت، زیارت امامان است
۴۴ / زیارت امامان یا وفاداری به پیمان امامت
۴۵ / زیارت یا اقتدا به معصومین پاک
۴۹/ زیارت، عامل آشنایی بیشتر و عمیقتر با امامان
۱ ۵ / زیارت امامان و آشنایی با مکتب
۵۵ / ثواب زیارت هر یک از امامان (علیهم السلام)
۵۶ / زیارت امام حسین (علیه السلام)
۸د / زیارت حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
۶۱ / بخش سوم / عنایات و کرامات حضرت رضا (علیه السلام)
۶۹/ بخش چهارم / آداب و شرایط زایر و زیارت
۷۰/آداب زیارت
۸۹ / دیگر آداب مهم برای زایر
۹۹/ بخش پنجم / زیارتی مختصر و پربار از حضرت رضا (علیه السلام)
۱۰۴ / دعا و نیایش زایر
۱۰۵/ فهرست منابع
۱۰۷ / فهرست آثار چاپ شده مؤلف
اهل بیت (علیهم السلام) گنجوران دانش اند. رودها و جویبـارهای دانـش کـه مزرعه ی جان انسان را در چهارده قرن اخیر سیراب و شاداب ساخته است، از بلندای قامت آسمانی این کوه نور، سرچشمه می گیرد. امام عالمان و عارفان علی (علیه السلام) فرمود:«ینحدر عنّی السیل و لا یرقی الی الطیر» آبادانی و شادابی دیارعلم و آگاهی؛ از تلالوء فروزنده ی دانش این خاندان است که پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:«انا مدینه العلم و علی بابها».
دانش اهل بیت (علیهم السلام) از جنس دریافتنی است نه آموختنی، علم حضوری است نه حصولی و این از آن جهت است که آنان حقیقت علم را با جان آسمانی خویش دریافته اند. حضرت علی (علیه السلام) در وصف عارفان (که خود آن حضرت مولای آنان است) فرمود:«هجم بهم العلم علی حقیقه البصیره و باشروا روح الیقین».
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) سرسلسله ی این خاندان نور و روشنایی، هر چند که خود درس ناخوانده و مکتب نرفته بود، اما پیام و رسالت او، تلاوت و خواندن، آموختن و فرا گرفتن و علم و آگاهی بود. رسالت او با «اقراء» آغازشد و با دانش وبینش که جان های شیفته را سرشار می کرد، تداوم یافت. «هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه» .
او با رسالت خویش، جان های مرده را از مرداب روزمرگی و ضلالت ها تا باغستان بهشتی حیات و زندگی، رهنمون شد و انسان اسیر در کژراهه ها و پرت گاه های تباهی را به شاهراه
هدایت و صراط مستقیم فرا خواند و در تن مرده ی آدمیت روحی دوباره دمید:«اذا دعاکم لما یحییکم» و بار گران جهل و نادانی را از دوش آنان فرو نهاد«یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم».
و خاندان آن حضرت نیز که از چشمه ی حیات او سیراب بودند؛ همانند آن بزرگ، خورشید دانش و آگاهی را در گذرگاه اعصار فرا راه جویندگان دانش و بصیرت، تابان و فروزان نگه داشتند و با بهره مندی از انوار الهی او، مسیر پویندگان را روشن و جان جویندگان را تابناک و سرشار ساختند.
و امروز در عصر جاهلیت مدرن نیز، آنچه غبار راه انسان کمال جوی را فرو می نشاند و راه او را می تواند روشن کند بهره گیری و بازگشت به سرچشمه ی همان دانش و بصیرتی است که پیامبر اعظم و خاندان پاک و مطهر او (علیهم السلام) به انسان هدیه کردند و شاید امروز بیش از هر روز و روزگاری، انسان به آنچه پیامبر رحمت و آگاهی برای بشریت به ارمغان آورده نیازمند و محتاج باشد.
بی تردید کاوش در سرچشمه های نور اهل بیت (علیهم السلام) و بازخوانی سیره و آموزه های آن بزرگواران در روزگار ما- مانند همه ی روزگاران- خدمتی بزرگ به انسانیت است خدمتی که فراتر از آن، خدمتی متصور نیست و از این روی بر تمامی کسانی که دل آنان برای انسان می تپد فرض است که با ژرف اندیشی و ژرف کاوی در معارف اهل بیت (علیهم السلام) گوهرهای ناب و آموزه های رهایی بخش این گنجینه ی عظیم و الهی را استخراج کنند و به بشر تشنه و جگر سوخته ی عصر حاضر ارائه نمایند.
بر حسب وظیفه در جوار بارگاه عالم آل محمد (علیه السلام) برای
تمامی رهروان این راه و تمامی کسانی که در مسیر احیای امر اهل بیت (علیهم السلام) و تعلیم و تعلم معارف و علوم این خاندان مطهر تلاش و کوشش می کنند به ویژه اساتید بزرگوار و گرانمایه ای که در تالیف و تنظیم این مجموعه ی ارزشمند نقش داشته اند طلب سلامتی وبهروزی می کنیم و توفیق آنان را از درگاه حیّ علیم خواستاریم.
از زایـران عزیز نیز می خـواهیم نعـمت بی نظـیر زیـارت پاره ی تـن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) را با بهره گیری از اندیشه، کلام و سیره ی آن امام همام به فرصتی برای تامین نیازهای معنوی و فکری خود تبدیل نمایند و با مطالعه ی آثار ارزشمندی مانند این مجموعه، توشه های سعادت و کمال را برای دنیا و آخرت خود برگیرند و خدمتگزاران خود، در این آستان مقدس را نیز از دعا فراموش نکنند.
معاونت تبلیغات وارتباطات اسلامی
آستان قدس رضوی
یکی از مراسم عبادی مهم و کارآمد که در جوامع اسلامی به صورت اجمالی و در جوامع شیعی خصوصاً به صورت گسترده رایج و دایر است موضوع زیارت است زیارت کعبه مقدسه و بیت الله الحرام برای تمام مسلمین درهمه جای جهان از اهمیت فوقالعاده ای برخوردار بوده و وجوب آن با شرایط خاص از ضروریات دین به شمار میآید و امت اسلامی یعنی طوایف مختلف و مذاهب چهارگانه ی اهل سنت و نیز جامعهی شیعه سخت بدان پای بندند.
زیارت مرقد مطهر پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) هر چند واجب نیست بلکه از مستحبات به شمار میآید ولی نزد امت اسلامی جایگاهی رفیع و با عظمت دارد به طوری که عملاً (و نه اعتقاداً) همانند زیارت بیت الله الحرام است.
زیارت قبور مطهر امامان شیعه (علیهم السلام)، برای گروههایی از اهل سنت عملی مقدّس است اینان در مراسم زیارت قبور مقدس ائمه (علیهم السلام) حضور مییابند در این میان به استثنای یک طایفه ی متعصب و بیمنطق ـ که دست نشانده ی اجانب و دشمنان اسلاماند و هر عملی طبق اندیشه جاهلانه آنان نباشد شرک قلمداد میشود و خصوصاً از تکفیر کردن انسانهای بیگناه و صدور حکم قتل و ریختن خون پاک آنان لذت میبرند ـ طوایف دیگر آنها مخالفتی ندارند بلکه گاهی این زیارت را موجب اجر و ثواب میدانند و خود نیز به زیارت امامان بزرگوار از خاندان پیامبر اسلام میشتابند و احیاناً حوایج خود را در آن مهابط رحمت از خدا درخواست میکنند.
و لیکن شیعه که دنباله و قرآن کریم و مفاهیم عالیه ی اسلام ناب
است و در خط پیغمبر و اوصیای او یعنی ائمه اهل البیت (علیهم السلام) حرکت میکند زیارت قبور منوّر آن عزیزان خدا را عبادتی بزرگ، ارزشمند و جامع خیرات دنیا و آخرت میداند و چنان بدان اهتمام میورزد که حتی در سختترین شرایط و بحرانیترین وضع، آن را ترک نمیکند؛ بهای سخت و غرامت شدید آن را میپردازد ولی این مراسم شکوهمند را از دست نمیدهد و گواه زنده این مدّعی قربانیان بیشماری است که شیعه در نجف، کربلا و کاظمین داده است و گاهی زنان و کودکان شیرخوار و پیران کهنسال آنان به دست جنایتکاران قتل عام شده و میشوند ولی مراسم زیارت آن قبور پاک تعطیل نمیگردد و این یکی از عوامل پیشروی و نفوذ شیعه در جهان است.
مشهد الرضا (علیه السلام) در هر شب و روز به ویژه درایام و مناسبات مخصوص ناظر جمعیتهای بیشمار و افزون از حساب است؛ گاهی اجتماعات چند صد هزار نفری و گاهی جمعیت میلیونی و احیاناً چند میلیونی در آن بارگاه قدسی و با عظمت حضور مییابند. امروز مشهد مقدس و مضجع و مرقد مطهرحضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا (علیه السلام) مظهر عظمت خاندان پیغمبر گردیده و جلال و نفوذ بینظیر و حمایت اهل بیت (علیهم السلام) در آن مکان مقدس و روضهی مطهر متبلور میشود و جداً همه را به حیرت واداشته است. اجتماعات بینظیر مشهد مقدس به معجزهای تبدیل شده که جز با ارادهی ازلی الهی صورت پذیر نیست و برای احدی جز اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اوصیاء آن حضرت ـ علی و آل علی (علیهم السلام) ـ فراهم نخواهد گردید.
هر شب و روز تعداد فراوانی انسان مخصوصاً از نسل جوان
پسر و دختر در این مراسم با شکوه شرکت میکنند و از گناهان خود روی برگردانده و به سوی پاکی و پرهیزگاری روی میآورند.
اگر روزی حقیقت و ماهیت زیارت و آداب و شرایط آن کاملاً تشریح میشد خدا میداند که این مرکز مقدّس و این زیارت سراسر نفوذ و جاذبه چه طوفانی و انقلابی به وجود آورد و چه تحوّلی در میان جامعه، خصوصاً نسل جوان ایجاد نماید.
کتاب حاضر بر این اساس محکم و زیر بنای اصولی نوشته شده و تقدیم دلدادگان زیارت امام هشتم و زایران مکرم قبر ِقبلهی اهل ولا حضرت رضا (علیه السلام) و سایر امامان معصوم و حجج الهی (علیهم السلام) میگردد.
این کتاب حاوی یک مقدّمه و سه بخش اصلی و یک بخش پایانی است.
سه بخش اصلی:
مفهوم و ماهیت زیارت و اقسام آن.
نقش زیارت و آثار و برکات آن.
عنایات و کراماتی از حضرت رضا (علیه السلام).
آداب و شرایط زایر و زیارت
و قسمت پایانی امور و مطالبی در رابطه با زیارت و عرض ادب شاعرانه و نیایش زایران است.
امید است که به برکت حضرت رضا (علیه السلام) این نوشتار ناچیز برای زایران عزیز تأثیرگذار باشد و مورد عنایات حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) قرار بگیرد.
قم حوزه علمیه
علی کریمی جهرمی
زیارت در لغت به معنای قصد است و گویا کسی که به زیارت کسی میرود او را قصد کرده و به قصد وی به راه افتاده است.
معنای اصطلاحی زیارت وحقیقت آن، حضور درنزد مقامی وشخصیتی به منظور بزرگداشت و احترام او و انس گرفتن با اوست.
زیارت در مورد احیا و زندگان از اقوام و خویشان و یا دوستان و انسانهای با قداست، یک معنای روشن و متداول دارد و در روایات شریفه بابی به عنوان: «باب زیارة المؤمن» و یا «باب زیارة الاخوان» به چشم میخورد؛ در آن بخش، روایاتی حاکی از از اجر و پاداش فراوانی که برای ملاقات و دیدار انسانهای با ایمان وارد شده ذکر کردهاند که البته هر اندازه شخص زیارت شده دارای مراتب بالاتری از معنویت و فضیلت باشد ثواب و پاداش دیدار و ملاقات او بیشتر و بالاتر است؛ چنان چه نیّت و هدف زیارتکننده هر اندازه خداییتر باشد و زیارت و دیدار به لحاظ ایمان و فضایل او صورت گرفته باشد در ارزش آن زیارت و ثواب آن زیارت، اثر خواهد گذاشت.
در مورد اشخاص متوفّی نیز کلمه ی «زیارت» استعمال میشود که البته بیشتر به قبر آنان نسبت داده میشود.
این مطلب نشأت گرفته از جهانبینی اسلام و دید وسیع و عمیق ادیان آسمانی به ویژه اسلام است که حیات و زندگی را منحصر به زندگی این جهان نمیدانند و انسان را در چهار دیواری جهان طبیعت محدود نمیکنند بلکه ورای این عالم، عالمی گستردهتر، جالبتر و زیباتر برای انسان قایلاند.
مادّیون که اعتقادی به ماورای طبیعت ندارند و حیات را در همین محدوده ی جهان طبیعت، تفسیر میکنند نمیتوانند این اصطلاح و استعمال دوم زیارت را داشته باشند و ندارند.
ولی ادیان الهی و پیروان آنها یعنی معتقدان به جهان غیب و عالم ابدی و کسانی که باورهای غیبی و فوق مادّی دارند و تنوع حیات و تجدید صورت و تکامل آن را پذیرفته و بدان اعتقاد دارند این واژه «یعنی زیارت» را در مورد گذشتگان نیز دارند و به کار میبرند و از این رو یکی از مسلّمات آنان زیارت اهل قبور یا زیارت اموات یا زیارت شهیدان است و به صورت یک برنامه مذهبی و دینی آن را انجام میدهند.
اهل ادیان و بالخصوص اسلام، مردگان را فاقد فهم، درک و شعور نمیدانند بلکه معتقدند آنان هم حیات دارند؛ نهایتِ امر این که حیات آنان تغییر شکل داده و تغییر یافته و با توجه به شرایط مخصوص خود، درک وفهمی متناسب دارند؛ از این رو از دیدار زندگان و بازماندگان از منازل و مقابر آنها خوشحال، مسرور و
شادمان میگردند و از این که از خاطر و ذهن بازماندگان رفته و دوستان و بستگان، آنان را فراموش کرده باشند و یادی از آنها نکنند نگران و ناراحت و چه بسا گلهمند باشند و احیاناً به جای دعا نفرین کنند.
طبق نقل امام صادق (علیه السلام) حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمودند:
زورواموتاکم فانهم یفرحون بزیارتکم….(1)
مردگان خود را زیارت کنید زیرا آنان از این که شما به زیارتشان بروید مسرور و شادمان میگردند.
در روایت دیگری آمده که محمد بن مسلم میگوید: به حضرت صادق (علیه السلام) عرضکردم: «آیا مردگان را زیارتکنیم؟» فرمود: «آری!» عرض کردم: «آنها علم و آگاهی دارند که ما به زیارتشان میرویم؟» فرمود:
ای والله انهم لیعلمون بکم و یفرحون بکم و یستأنسون الیکم(2)
آری! به خدا سوگند تحقیقاً آنان میدانند و از این عمل شما آگاهی دارند وبا آمدن شما به سوی آنان، خوشحال و با نشاط میگردند و با شما انس میگیرند.
این روایات و روایات متعدد دیگر تصریح دارند که مردگان از آمدن احیاء در کنار قبر آنان اطلاع دارند و از این کارِ زندگان، که نوعی بزرگداشت آنان است، مبتهج و فرحناک میگردند و حتی در آن لحظات، با احیا انس میگیرند و احساس وحشت و تنهایی نمیکنند.
امام باقر (علیه السلام) نقل میکنند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرئیل (علیه السلام) برای من چنین گفت: خداوند فرشتهای را به سوی زمین فرستاد. آن فرشته شروع به راه رفتن کرد تا به درِ خانهای رسید که مردی آنجا ایستاده و از صاحبخانه اجازه ورود میخواست. آن ملک گفت: «با صاحب این خانه چه کاری داری؟» پاسخ داد: «او برادر مسلمان من است. آمده ام که برای خدا او را زیارت و دیدار کنم.» ملک گفت: «از آمدنت هیچ منظوری جز این نداشتی؟» در پاسخ گفت: «نه! فقط به همین منظور آمدهام.» آن فرشته گفت: «پس من فرستاده ی خداوند به سوی توام؛ خداوند، سلام میفرستد و میفرماید: بهشت برای تو واجب و حتمی گردید و اضافه کرد که: خداوند عزوجل میفرماید:
هر مسلمانی که مسلمان دیگری را زیارت کند او را دیدار نکرده بلکه مرا زیارت کرده و ثواب و پاداش او بر من بهشت است.»(1)
1) کافی، ج2، ص176، ح2.
زیارت قبور مؤمنان معمولی دارای آن همه اجر و پاداش بود، اکنون اگر انسان به زیارت قبر یک انسان شایسته، صالح و پرهیزکار برود و یا در جوار مزار یکی از علمای بزرگوار شیعه و نوّاب حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف با قبر شریف آن عالم بزرگوار و والا مقام، انس بگیرد و از روح بلند و پاکش استمداد کند چه اجر و پاداشهای بزرگ و چه آثار خیری را به دنبال دارد؟! و چه بسیارند کسانی که در کنار قبر انسان صالح، بزرگوار و وارستهای یا در کنار مزار عالم مهذب و مجتهد والا مقام و آزادهای به اذن خدا به مراد و مقصد و حاجت خویش دست یافتهاند و مشکلات زندگی آنها مرتفع گردیده و به آسانی از دستاندازهای خطرناک زندگی رها شدهاند.
و البته هیچ بُعدی ندارد که بنده بس صالح و شایستهای که پیوسته در مسیر بندگی خداوند بوده، رضا و خشنودی معبودش را بر رضای خویشتن ترجیح میداده و در مقابلِ اوامر و مقررات الهی، هوای نفس خود را زیر پاگذاشته مورد عنایت الهی قرار بگیرد و خداوند قادر و مهربان به برکت آن انسان صالح و خداجو حاجت کسی که در کنار قبر او به خدا روی آورده برآورده سازد.
و یا انسان بزرگواری که عمری را در راه تحصیل علم و دانش الهی به سربرده و همراه فراگیری علم به تهذیب نفس پرداخته و به مقام نیابت از امامان معصوم (علیهم السلام) به ویژه حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیده و راحتی و آسایش و همه زندگی خود را در راه ترویج دین خدا و آشنا شدن مردم با معبود یگانه و با ائمه هداة مهدیّین (علیهم السلام)
قرار داده تا آنجا از مورد لطف بیدریغ الهی بهرهمند گردد که اشخاص خداجو در کنار قبر او مورد افاضهی فیض خداوندی واقع شوند و بندگان خدا در این مکان و به برکت زیارت مدفن یک عالم ربانی و فقیه عادل جامع الشرایط به حوایج خود دست بیابند و خداوند کار آنها را اصلاح کند.
و اینجانب سالها پیش از شیخنا الاستاد حضرت آیت الله حاج شیخ محمد علی اراکی رضوان الله علیه شنیدم که میفرمودند: «من از قبر مرحوم آقای حاج سید محمد تقی خوانساری قدس سره ـ یا کنار قبر ایشان ـ حوایج خود را میگیرم.(1)
نیز انسان مؤمن صادق القولی که اورا به خوبی میشناسم میگفت: «چند سال قبل برای رفتن به حج واجب، دچار مشکل شده بودم؛ حتی چون بعضی میگفتند که در حج واجب میتوان به اشخاص دارای نفوذ مراجعه کرد، به بعضی از آنان هم مراجعه کردم و موضوع را با آنها در میان گذاشتم و با این حال، مؤثر واقع نشد تا اتفاقاً در شب چندمین سالگرد مرحوم آیت الله العظمی آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری قدس سره مجلس بزرگداشت ایشان منعقد بود. من در آن مجلس به روح پاک ایشان متوسل شدم. دو یا سه روز بعد، جریان کار، اصلاح شد و توانستم به حج مشرف شوم.»
شایان توجه است که باید زیارت علمای ربانی، تهذیب شده و بیهوا، عالمان خداجو و دل به خدا داده را در ایام حیاتشان نیز مغتنم شمرد و از فیض حضورشان، از علم و فضایل فراوان و از روحیات و معنویات آنان حداکثر استفاده را کرد؛ از بیانات
1) نقل به مضمون.
و افاضاتشان بهرهمند گردید و این فرصت طلایی را نباید از دست داد.
از خاطراتی که این جانب از سفرهای تبلیغی خود در چند دهه قبل که اینگونه اشتغالات داشتم به خاطر دارم این است: در اهواز روزهای جمعه که فرا میرسید مردم محترم آن سامان به حضور علمای اعلام آنجا میآمدند و آنها را زیارت میکردند.
در میان انسانهای خداجو و دلدادگان حق، شهیدان از همه، پیش گامترند؛ خداجویی و دلدادگی آنان به اثبات رسیده و برای کسی قابل تردید نیست؛ زیرا آنها در کوی دوست و منای عشق الهی و برای دفع شر اشرار از حریم مقدس دین و آیین پروردگار از مهمترین متاع گران بهای خود گذشته و جان شیرین خویش را در این مسیر فدا کردند.
این انسانهای والا و گران قدر برای حفاظت وحمایت ازدین خدا، مردانه به پاخاستند؛ دشمن غدّار را در کار خود حیران ساختند؛ آنها را به عقب راندند و ملت و مکتب مقدس خود را سرافراز نمودند. آنان در این معامله ی بزرگ با خداوند، جان عزیز خود را مفتخرانه فدا کردند و بالاترین مقامات جهان ابدی را به دست آوردند. خداوند بهترین مقام، اجر و ثواب را برای آنان قرار داده و ذخیره کرده است.
از جمله پاداشهای پرافتخاری که خدا به آنان عطا فرموده قداست قبر آنهاست؛ مردم به سوی این اماکن و بقاع میروند؛ از به خون خفتگان آن مکانهای مقدس الهام میگیرند و صفات برجسته آن فرهیختگان برایشان تداعی میشود: آدمی از آن گلزار معطر، غیرت، ایثار، جهاد، فداکاری، پایمردی، بزرگواری، پارسایی وسایر صفات عالیه ی انسانی را فرا میگیرد.
گر بشکافی هنوز خاک شهیدان عشق
آید از آن خاکدان، زمزمه ی دوست دوست
از دیگر سو زیارت قبور شهیدان، بزرگداشت شخصیت آن عزیزان و در حقیقت بزرگداشت مکرمتها وصفات برجسته،جهاد، ایثار وجوانمردی است.
شیخ کلینی قدس سره نقل کرده است: «امام صادق (علیه السلام) ضمن حدیثی این جمله را فرمودند: به ما رسیده که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هر زمان که به سوی قبور شهدا میآمد میگفت:
«السلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار»(1)
قطب الدین راوندی (متوفای سال 573 قمری) از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در هر روز شنبه به هنگام صبح، به سوی قبور شهدا ـ در اُحد ـ میآمد و نزد قبر حمزه (علیه السلام) توقف کرده و برای او طلب رحمت و استغفار میکرد.»(2)
زیارت گلزار شهیدان و مقابر نورانی آنان از اهمیت بسزایی برخوردار است خصوصاً به لحاظ آنچه که در قرآن کریم آمده است آنان زندهاند و نباید حتی تصوّر، توّهم و خیال مرگ آنان را کرد بلکه آنان از رزق و روزی الهی در جهان ابدیت برخوردارند و به آن الطاف و عنایاتی که خداوند درباره ی آنان دارد شادمان میباشند.
و این صریح قرآن کریم است:
وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ الّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ(3)
وگویا حیات شهیدان نسخه ممتازی ازحیات است وآنان برسایرمردگان و درگذشتگان، در حیاتِ پس از مرگ، امتیاز دارند، زندگیشان سراسر افتخار و همراه با انواع و اقسام لطف و رحمت الهی وقرینِ عنایات بیکران ذات لایزال او و آمیخته به بهترین شادیها و نشاطها و خرّمیهاست. شادی و نشاطی که برای ما زمینیان و خاکیان و دلبستگان به دنیا و ما اسیران مادیات قابل درک و فهم نیست و چنان است که تا انسان آن را مشاهده نکند و لمس ننماید به حقیقت آن پی نمیبرد.
راستی رفتن به زیارت قبر پاک و تربت نازنین این سرافرازانِ تاریخ، لذّتبخش، افتخار آفرین، پندآمیز، تحول بخش و راهگشای یک زندگی صحیح و معقول است.
از انواع زیارتها، زیارت امامزادگان والا مقام است؛ آنان شاخ و برگ درختهای بارور و پر ثمر رسالت و ولایتاند و احیاناً بدون واسطه و گاهی با وسایطی چند به امامان معصوم و حجج الهیّه (علیهم السلام) متصل میشوند؛ پارههای تن آن عزیزان خدا به شمار میروند و زیارت آن گوهرهای تابناک راهی برای نیل به رضا و خشنودی آبای گرامی و اجداد پاک آنهاست.
دستت نمیرسد که بچینی گلی ز شاخ
باری به پای گلبن ایشان گیاه باش
و از الطاف بزرگ الهی و از شعب رحمت بیکران او درباره بندگان این است که آن عزیزان در بلاد متفرّق و در شهرها بلکه روستاها، کوهها و صحراها پراکنده میباشند و نوع مردم حتی طبقات مستمند که به زیارت قبور منوّر حجتهای الهیه دسترسی ندارند به لطف الهی میتوانند به زیارت این امامزادگان واجب التعظیم نایل گردند و از کنار قبر شریف این عزیزان خدا، کسب فیضهای ربانی کنند.
شایان ذکر و در خور توجه است که هر چند در بین امامزادگان احیاناً افرادی پیدا شده اند که به مقتضای شایستگی بسیار بالای خانوادگی و طهارت اَعراق و اصالت انساب خود پیش نرفتهاند و موجب نگرانی خاندان عصمت و طهارت، شیعیان و دلدادگان آنها شدهاند ولی اینگونه افراد در میان امامزادگان بسیار کم و نادر الوجودند و نوع و اکثریت غالب آنها انسانهای بزرگوار
و خداجویی بودهاند که از شمیم معطر معنویت و قدسیت آباء طیبین و اجداد طاهرین خود صلوات الله علیهم اجمعین بهرهمند بودهاند و گاهی بهرههای وافر بردهاند.
آری! در میان آن امامزادگان والا مقام عدهای هستند که در فضیلت، کمالات معنوی، مراتب و مدارج علمی و معنوی و پیروی از آباء گرامی خود سرآمد روزگار وشهره آفاق و مورد اشاره پاکان و زبدگان جهان و ملجأ خاصّان و مخلصان دربار الهی بودهاند و آثار خیر و برکات بیشمار از قبور منور آنان بروز کرده و موجب توجه کاروان دلها به سوی حق و حقیقت گردیده است.
ما در این مقام چند نفر از آن والامقامان و مکرمان دربار الهی را به عنوان نمونه ذکر کرده و درباره ی مقامات عالی و شأن رفیع آنان اشارهای کرده و میگذریم:
مدفون در شهرستان قم، دختر والاتبار حجّت الله علی العباد و ولیّ الله فی البلاد حضرت موسی بن جعفر الکاظم امام هفتم شیعه صلوات الله علیهما.
این بانوی معظمه و جوانسال، اختری درخشان است که درآسمان ولایت درخشندگی ویژه دارد و چشم و چراغ اهل ولا و دلدادگان آل محمد صلوات الله علیه و علیهم اجمعین است؛ او دخت والامقام امام کاظم و خواهر گران قدر حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و عمه پر افتخار امام نهم حضرت جواد الائمه (علیه السلام) است؛ علاوه بر این جهت، از سه امام معصوم روایاتی در مورد زیارت آن بانوی مطهر و ثواب بیشمارِ زیارت آن معظمه ی دوران رسیده است و آن سه بزرگوار، حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام)، حضرت رضا (علیه السلام) و حضرت جواد (علیه السلام) میباشند. از زبان این بزرگواران به طور صریح به زایرین قبر شریفش وعده ی بهشت و رحمت واسعه الهی داده شده است.
از مظاهر لطف و رحمت الهی و از موجبات سرافرازی شیعه و افتخار دلدادگان ولایت و امامت و خاندان طاهر و مطهّر علی و آل علی (علیه السلام) است. این است که حرم شریف این بانوی آسمانی و فاطمه ثانی در طول روز و شب، از خیل زایران و دلدادگان خالی نمیشود و جمعیت علاقهمندان با شوق فراوان در حرم مطهر و رواقهای منوّر و مساجد مقدس متصل به آن حرم نورانی، به زیارت آن معظّمه، دعا، عبادت و راز و نیاز با خدا مشغولاند و پیر و جوان و زن و مرد و عموم طبقات مردم
خوشحال و مسرورند که به زیارت حضرت معصومه (علیهاالسلام) و تقبیل ضریح مقدس آن بزرگوار، موفق شدهاند.
در شهر ری مدفون است و نسبش با چهار واسطه به حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) میرسد: ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابیطالب (علیه السلام).
این امامزاده ی عالیقدر حضور مکرّم سه نفر از ائمه ی طاهرین یعنی حضرت جواد، حضرت هادی و حضرت عسکری (علیهم السلام) را درک کرده و از فیض حضور آن حجتهای الهی بهرههای وافر و فیض فراوان برده است. حضرت عبدالعظیم روایات بسیاری از حضرت جواد و حضرت هادی سلام الله علیهما نقل کرده است؛ او نزد آن بزرگوار محترم بود و او را بسیار دوست میداشتند.
حضرت عبدالعظیم از رواه و محدثین بزرگ شیعه و از علمای عظیمالشأن امامیه است و چنانکه از بعضی از اساتید بزرگوار رضوانالله علیهم اجمعین در ذهن دارم جنبه امامزادگی این امامزاده ی واجب التعظیم جهات علمی و ثقافی او را تحت الشعاع قرار داده است. آن بزرگوار در مراتب معنوی سرآمد روزگار و پیوسته مشغول عبادت و ذکر و دعا بود؛ او شبها را به بندگی، راز و نیاز با خدا و روزها را با روزه به سر میآورد.
در فضیلت زیارت آن بزرگوار همین بس که شخصی از اهل ری میگوید: بر حضرت ابوالحسن (امام هادی (علیه السلام)) وارد شدم. حضرت فرمود: «کجا بودی؟» عرض کردم: «به زیارت امام حسین (علیه السلام) رفته بودم.» امام هادی فرمود:
اما انک لو زرت قبر عبدالعظیم عندکم لکنت کمن زار
الحسین بن علی علیهمالسلام (1)
آگاه باش که اگر قبر عبدالعظیم را که در نزد خودتان (در ری) است زیارت میکردی مانند کسی بودی که حسین بن علی علیهمالسلام را زیارت کرده است.
1) ثواب الاعمال صدوق، ص104؛کامل الزیارات ابن قولویه، ص324؛ وسائل الشیعة، ج10، ص451.
نام مبارکش احمد و همنام جدّ امجدش حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است. وی فرزند بلا واسطه ی حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) بوده و در این اعصار اشتهار کامل به شاه چراغ پیدا کرده است. او در ایام مأمون به شیراز آمده و در آنجا درگذشته و شهید شده است.
جنید شیرازی مینویسد: «او بسیار بزرگوار و کریم النفس و با رأفت بوده به طوری که هزار نفر بَرده را از عبید و اماء در راه خدا آزاد نمود.»(1)
و این همان است که در بعضی از عبارات آمده که: «هزار مملوک از مال خویش آزاد نمود.»
و شیخ مفید فرموده: «احمد بن موسی سیدی کریم، جلیل، صاحب ورع و مورد علاقه و محبت حضرت ابوالحسن موسی (علیه السلام) بود و حضرت، او را مقدم میداشت.»(2)
به هر حال آن بزرگوار دارای مقامی بس رفیع است و روضهی منوره و صحن و سرای آن بزرگوار همواره محلِ آمد و شد زنان و مردان صغیر و کبیر از دلدادگان خاندان پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است و زایران بسیاری از خود شیراز و شهرهای مجاور آن و بلکه شهرهای بعید دارد و متوسلان و ارباب حاجت در کنار قبر مطهرش به دربار الهی روی آورده و به برکت آن سید ابرار به حوایج و مقاصد خود دست مییابند.
بعد از شهادت حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) حضرت احمد بن موسی و برادران او که به عزم دیدار و ملحق شدن به امام رضا (علیه السلام) حرکت کرده بودند با شنیدن این خبر دردناک، افسرده خاطر و شدیداً نگران شدند و بالاتر این که تحت تعقیب عوامل حکومت قرارگرفته ویارانشان نیزپراکنده شدند. آن بزرگوار از چنگال دژخیمان، گریخته تا وارد شیراز شد و در منزل یکی از دلدادگان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) همین مکان که اکنون بقعه و بارگاه منور اوست پنهان گردید و شب و روز به عبادت مشغول بود تا یک سال گذشت؛ جاسوسان والی فارس مکان او را شناسایی کردند و لشکری برای دستگیریاش وارد عمل شدند. آن بزرگمرد یک تنه با آنان مقابله میکرد و شجاعتی حیرتآور از خود نشان داد تا هنگامی که برای استراحت تکیه به دیوار داده بود از عقب، ضربتی با شمشیر بر سر نازنینش وارد نمودند.
و از طرفی در همان حال، جمعی مشغول خراب کردن خانه بودند؛ از این رو بدن مبارکش زیر تودههای خاک پنهان شد و بعد بر اثر دشمنی اعداء اهل بیت (علیهم السلام)، آن مکان، مرکز زبالهها گردید. این وضعیت تا اوایل قرن هفتم هجری که اتابک مظفر الدین در مقام سلطنت فارس قرار گرفت، ادامه داشت. او مردی بسیار صالح بود و در تعظیم شریعت و اهل شرع، سعی فراوان مینمود. امیر مقرب الدین از وزرا و مقربین او دستور داد برای عمران و آبادی شهر، آن تلّ زبالهدان را از میان بردارند و به جای خانهای که خراب شده بود عمارتی بزرگ برپا کنند. کارگران بسیاری مشغول انجام این کار شدند و زبالهها را به خارج از شهر میبردند.
روزی در اثنای کار، جسد تازه مقتولی بدون این که تغییری یافته باشد با چهرهای بسیار زیبا و فرق شکافته پیدا شد. خبر به وزیر داده شد و بر حسب امر او عدّهای برای بررسی جریان آمدند و در دست آن جوان، حلقه ی انگشتریای را مشاهده کردند؛ این جمله بر خاتم آن نقش بسته بود: «العزة لله احمد بن موسی»
با قراین و شواهدی خصوصاً انگشتر دانستند این جسد مطهّرِ حضرت احمد بن موسی برادر حضرت رضا (علیه السلام) است که بعد از حدود چهار صد سال این گونه سالم و با طراوت باقی مانده است و این خود موجب استبصار جمعی از مردم که مخالف خاندان پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بودند گردید.(1)
به هر حال، این امامزاده، بسیار عظیم الشأن و والامقام است؛ فضایل و مناقب بی شمار او ایجاب میکند که همه از این کانون فضایل بهرهمند شوند و از راه دور و نزدیک به زیارت مرقد منور و روضه مطهر آن بزرگوار، مشرّف گردیده و از انوار او بهرهمند شوند.
بزرگانی به زیارت این مرقد شریف افتخار میکردند و یا از روح مطهر حضرت احمد بن موسی الکاظم (علیه السلام) استمداد مینمودند.
مرحوم محدث قمی رضوان الله علیه در شرح احوال ایشان میگوید: «و این احقر در سنه 1319 در مراجعت از بیت الله الحرام از شیراز برگشتم و در آن بلده، تربت پاک او را زیارت کردم و از باطن آن بزرگوار استمداد نمودم.»(2)
و به یاد دارم مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی رضوان الله علیه کسالتی شدید پیدا کرده بودند. خانمی از نوادگان ایشان در آن ایام برای دیدن خویشاوندان و نزدیکانش، عازم شیراز بود و برای خداحافظی به حضور ایشان رفته بود. معظم له وجهی داده و امر فرموده بودند آن را در حرم حضرت شاه چراغ به مصرف برساند و شفای ایشان را بخواهد.
ناگفته نماند که در فاصله بسیار نزدیکی از بقعه مبارکه شاه چراغ، بقعه منور برادر ایشان حضرت سید امیر محمد قرار دارد. اکنون که صحنهای این دو بزرگوار یکدست شده و به صورت صحنی بسیار بزرگ و با عظمت در آمده قبه و بارگاه شاه چراغ یک طرف صحن و قبه و بارگاه برادرش حضرت سید امیر محمد طرف دیگر صحن قرار دارد. او همسفر با حضرت شاه چراغ بوده و امامزادهای بسیار جلیل القدر و عظیم المنزله است.
در کثرت عبادت و بندگی خداوند، اشتهار دارد؛ همواره با وضو و طهارت و در حال نماز بود. شبها مشغول نماز بود و چون از نمازها فارغ میگشت ساعتی استراحت میکرد؛ دگرباره از خواب برمیخاست و مشغول طهارت و نماز میشد؛ مقداری استراحت میکرد. باز برمیخاست؛ وضو میگرفت و مشغول نماز میگردید و به همین منوال بود تا صبح، طالع میشد.
هاشمیّه کنیز رقیه دختر موسی بن جعفر (علیه السلام) گفته است: من هیچگاه محمد را دیدار نکردم مگر این که این آیه از کتاب خدا را به یاد میآوردم:
کَانُوا قَلِیلًا مِّنَ اللَّیْلِ مَا یَهْجَعُونَ(1)و(2)
آنها ـ متقین ـ کمی از شب را میخوابیدند.
این امامزاده بزرگوار در کثرت عبادت و مناجات با خدا به جایی رسیده بود که به محمد عابد، اشتهار پیدا کرده بود. وی
به عنوان نیایشگر و عابد دوران خویش شناخته میشد و در شبزندهداری سرآمد اقران بود. او در نهایت، در شیراز به آباء طیبین خود پیوست و نزدیک قبر برادرش حضرت شاه چراغ، مدفون گردید.
بالاترین، ارزندهترین و پرفضیلتترین زیارتها زیارت معصومین پاک و امامان از آل محمد (علیهم السلام) است. زیارت پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و زیارت دخت گرامی آن حضرت و ائمه ی اهل بیت و خاندان مطهر رسولالله (علیهم السلام) از بهترین وسایل الی الله تعالی است و با برکتترین زیارتها از نظر آثار، فواید و نتایج بیشمار میآید.
زیارت ائمه اطهار (علیهم السلام) از بهترین ذخایر شیعه است. حرکت دلدادگان، از بلاد دور و نزدیک، به عزم زیارت امامان معصوم و واجب الاطاعه را با زیارت کسانی که پیش از این در فصلهای جداگانه ذکر کردیم نمیتوان مقایسه کرد. زیارت این بزرگواران از همه بالاتر و با اهمیتتر است و همچنانکه نمیتوان شخصیتی و یا شخصی را با آنان مقایسه و موازنه نمود نمیتوان زیارت هیچ کس حتی مؤمنان پرهیزکار و با تقوا، عالمان فرهیخته و خدمتگزار و شهیدان گلگون کفن و آغشته به خون را با زیارت آنان مقایسه کرد.
زیرا در نسبت با زیارت مؤمن، حضرات معصومین (علیهم السلام)، عصاره ایمان و رؤسای اهل ایمان به شمار میآیند. در نسبت با زیارت عالم و علما ائمه (علیهم السلام) علمای آل محمدند و در روایات آمده که:
نحن العلماء و شیعتنا المتعلمون و باقی الناس غثاء
ما علماییم و پیروان ما متعلّم و در مسیر آموزشاند و باقی مردم موجودهای زاید وبیثباتاند.
و از طرفی امامان معصوم (علیهم السلام)، رؤسای علما و معلّم عالمان پاک و مرکز تغذیه ی علمی علمای دیناند.
و در نسبت با شهدا، آنان اولاً خود شهیدند و ثانیاً مقتدای شهیدان و امام شهیدان و الهامبخش شهیداناند و حیات امامان معصوم (علیهم السلام) در جهان ابدی قویتر و بالاتر از حیات شهیدان است؛ زیرا علاوه بر جنبه شهادت، حجت بالغهی الهی و اولیای خاص خداوند بزرگ میباشند؛ در اذن دخول حرم های مطهره میخوانیم:
و اعلم ان رسولک و خلفاءک (علیهم السلام) احیاء عندک یرزقون یرون مقامی و یسمعون کلامی و یرَدّون سلامی
و من میدانم که رسول تو و خلفا و جانشیان تو (علیهم السلام) زندگانی هستند که در نزد تو روزی میبرند؛ آنان جایگاه مرا میبینند و سخن مرا میشنوند و جواب مرا میدهند.
آری! مرگ آنان نمیتواند رابطه ی شیعیان و دوستانشان را از آن ذوات مقدسه قطع کند بلکه همواره این رشته مقدس باقی و این حَبل الله برقرار است و این اتصال و پیوند، پیوسته مصون و محفوظ میباشد.
بنابراین زیارت امامان معصوم به دیدار آنان رفتن، کنار قبر شریف و در زیر قبه مبارکه آن عزیزان بار انداختن، ارتباط مستقیم با آنها برقرار نمودن، با آن ذوات مقدسه راز دل گفتن و سر بر آستان آن عزیزان خدا نهادن است بلکه تنها اظهار راز و غم درون خود را نمودن نیست که رد و بدل شدن سخنان و گفت و شنود است؛ سلام کردن و پاسخ شنیدن و مورد توجه و لطف ولیّ خدا قرار گرفتن است.
کسانی که با قرآن کریم در ارتباطاند و با مفاهیم عالیه آن آشنا میباشند میدانند که خداوند در این کتاب آسمانی مردم مسلمان و علاقهمندان به دین را به مودّت ذی القربی و نزدیکان پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرا خوانده، آن را به صورت مؤکّد بر مردم لازم گردانیده و این موضوع را مزد رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار داده است:
قل لا اسألکم علیه اجراً الّا المودّة فی القربی(1)
بگو ـ ای پیامبر! ـ من از شما بر رسالتم درخواست هیچ اجر و پاداشی نمیکنم جز دوست داشتن نزدیکان و اهل بیتم.
مودت و محبت نسبت به خاندان پیغمبر و اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) امری مستمر است، در هر عصر و زمانی جریان دارد و اختصاصی به زمان حیات آن بزرگواران ندارد بلکه در دوران وفات و ارتحالشان نیز جاری است.
از مظاهر مودت و دلدادگی به حضرات معصومین (علیهم السلام) این است که انسان از دور یا نزدیک به زیارت قبر شریف آن عزیزان الهی بشتابد؛ کنار مرقدشان عرض ادب کند و نسبت به آن ذوات مقدسه و مظاهر رحمت واسعه ی الهیه ادای تعظیم و احترام بنماید.
البته جالبترین و پرالهامترین عرض ادب و ابراز مودت، خواندن همان زیارتنامههایی استکه درکتابها ثبت و ضبط شده است و بوی وحی میدهد و چون ازآثار الهامات غیبیه است به دور ازگزافگویی واغراقسرایی است.
به یقین کسانی که به عزم زیارت اولیای خدا حرکت میکنند
1) سوره شوری، آیه23.
ـ به ویژه اگر از مسافتهای طولانی و راههای دور، قصد زیارت هر کدام از امامان بزرگوار کنند، در کنار قبر منور آنان فرود آمده، با اولیای بزرگ خدا راز دل بگویند، زیارتنامهها را ترنّم کرده و در حال مخصوصی که برایشان دست میدهد زمزمه کنند، به آیه «مودّت» عمل کردهاند و الطاف عمیم الهی، پیامبر و خاندان پاکش شامل حالشان خواهد گردید.
یکی از نقشهای سازنده و پر ارزش زیارت، وفاداری انسان به عهد و پیمان ولایت و امامت است.
پیشوای هشتم شیعه حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا (علیه السلام) میفرماید:
ان لکل امام عهداً فی عُنُقِ اولیائه و شیعته و ان من تمام الوفاء بالعهد و حسن الاداء زیارة قبورهم فمن زارهم رغبة فی زیارتهم و تصدیقاً بما رغبوا فیه کان ائمتهم شفعاؤه یوم القیامة(1)
برای هر امامی عهد و پیمانی برگردن دوستان و شیعیان اوست و به یقین از تمام وفای به آن عهد و پیمان، و نیکو ادا کردن آن، زیارت قبور آنان است؛ پس کسی که از روی رغبت و شوق و علاقهمندی و برای تصدیق آنچه را که در آن رغبت دارد آنان را زیارتکند، امامان اوشفیعانش در روز قیامت، خواهند شد.
بنابراین کسی که قبر مطهر امامی از امامان را زیارت کند عهد و پیمان دوستی با آن امام را به خوبی وفا کرده، مراتب صفا و صمیمیت خود را با آن بزرگوار ابراز داشته و رسالت خود را نسبت به آن حجت الهی به منزل رسانیده است و امامان بزرگوار در روز قیامت به شفاعت او بر میخیزند؛ از مشکلات و گردنههای صعب العبور روز رستاخیز نجاتش خواهند داد؛ برای رهایی او از آتش دوزخ و عذاب الهی وساطت نموده و زبان به شفاعت وی خواهند گشود. این همه سعادت و برکت و خیر همه از آثار و نتایج زیارت قبر امامان معصوم (علیهم السلام) است.
1) کامل الزیارات ابنقولویه (مکتبة الصدوق)، ص131، عیون اخبار الرضا A، ج2، ص261.
زیارت امامان معصوم (علیهم السلام) و حجتهای الهی و رفتن به سوی قبر آن عزیزان و مقربان دربار الهی نوعی اقتدا و پیروی از خود آن بزرگواران و آن انوار باهره ی الهی است؛ زیرا در حالات آنان مکرراً نقل شده که به این عمل عنایت داشتند و زیارت قبر معصومی از معصومان و امامی از امامان را انجام میدادندکه به نمونههایی اشاره میکنیم.
اذا ضاق صدری زُرت قبرک باکیاً
انوح و ابکی لا اراک مجاوبی
فیا ساکن الغبراء علمتنی البکاء
و ذکرک انسانی جمیع المصائب(1)
هنگامی که سینهام به تنگ میآید با گریه و زاری به زیارت قبر تو میشتابم، نوحه سرایی میکنم و میگریم ولی تو را نمیبینم که جوابم را بدهی. پس ای که در دل خاک منزل گرفته و آرمیدهای، تو گریه را به من آموختهای و یاد تو همه مصایب را از یادم برده است.
از ظاهر عباراتِ این مرثیه جانسوز استفاده میشود که بانوی اسلام آن را در کنار قبر پدر بزرگوار خود رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) انشاء کرده و میخواندهاند.
1) بیت الاحزان، محدث قمی،ص140.
ان الحسین بن علی کان یزور قبر الحسن بن علی (علیه السلام) کل جمعة(1)
امام حسین (علیه السلام) عصر هر جمعه قبر برادرش امام حسن (علیه السلام) را زیارت میکرد.
3 و4. حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) و حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) ازمدینه به عراق آمده و قبر مطهر حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) و حضرت امام حسین (علیه السلام) را زیارت کردهاند.
سید جلیل سید عبدالکریم بن طاووس حسنی، متوفای سال 693 هجری، از جابر جعفی از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «پدرم علی بن الحسین (علیه السلام) بعد از جریان قتل پدرش حسین بن علی خیمهای از مو در بادیه و بیابان مدینهگرفته بود وسالیانی درآنجا به سرمیبرد و دوست نداشت که با مردم معاشرت داشته باشد. گاهی از همان اقامتگاهش در بادیه به عراق میرفت تا پدر و جد خود را زیارت کند.»
حضرت باقر (علیه السلام) میگویند: «وقتی آن حضرت برای زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به عراق میرفت من هم با او بودم و صاحب روح دیگری جز دو شتر ما با ما نبود. هنگامی که از بلاد کوفه به نجف رسید و در مکان مخصوص «کنار قبر شریف» جا گرفت شروع به گریه کرد به طوری که محاسنش از اشک چشمانش تر شد. آنگاه گفت:
السلام علیک یا امیر المؤمنین و رحمة الله و برکاته السلام علیک یا امین الله فی ارضه و حجته علی عباده...
1) وسائل الشیعة، ج10، ص317.
آنگاه گونه خود را بر قبر نهاد و گفت:
اللهم ان قلوب المخبتین الیک والهة و سبل الراغبین الیک شارعة….»(1)
جابر میگوید: امام باقر (علیه السلام) به من فرمود: «هیچ کس از شیعیان ما نزد قبر امیر المؤمنین (علیه السلام) یا نزد قبر امام دیگری این کلام را نمیگوید و این دعا را نمیخواند جز این که دعای او از نردبانهایی از نور بالا برده میشود و به مُهر و خاتم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مُهر زده می شود و همچنان سالم و محفوظ است تا به قائم آل محمد (علیه السلام) تسلیم گردد و این عمل با بشارت، تحیت و کرامت، صاحبش را ملاقات خواهد کرد.»(2)
آری! امام صادق (علیه السلام) در زمانی که قبر حضرت امیر المؤمنین مخفی بود و زیارت آن آزاد نبود بلکه خطر جدی هم ایشان را تهدید میکرد زیارت آن قبر شریف را ترک نمیکردند.
ابن قولویه قمی رضوان الله علیه از محمد بن مسعود نقل میکند: امام صادق (علیه السلام) را دیدم که آمدند تا به قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدند و پس دست خود را بر روی قبر پیامبر نهاد و فرمود:
اسأل الله الذی اجتباک و اختارک و هداک و هدی بک ان یصلی علیک
از خداوندی که تو را برگزید و انتخاب نموده و هدایت فرمود و امّت را به وسیلهی تو هدایت کرد درخواست میکنم که بر تو درود بفرستد.
سپس فرمود:
ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیماً(1)و (2)
به تحقیق خداوند و فرشتگان او بر پیامبر درود میفرستند. ای کسانی که ایمان آوردهاید! بر او درود بفرستید و سلام و تسلیم کامل خود را به او تقدیم بدارید.
یکی از آثار حسنه و از جمله برکات برجسته ی زیارت خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) آشنایی بیشتر با صاحبان آن قبور منوّر و مدفونین در آن بقعههای مطهر است. انسان زایر هر چند شناختی اجمالی از آن ذوات مقدسه و انوار الهی و آسمانی دارد ولی نوعاً با انجام مراسم زیارت و ورود در آن روضههای مبارک شناخت تازهای پیدا میکند؛ خصوصاً اگر زیارتنامههای مخصوص و مأثور را قرائت کند جایگاه اصلی و مقام رفیع و شایسته و شأن والای آنان را پیدا خواهد کرد و اگر آن عبارات عالیه و جملات دلنشین و روحافزا را با توجه و تدبّر بخواند شناختی پیدا میکند که هرگز دل از آنان بر نمیکند و به هیاهوها، زرق و برقها و ادعاهای آمیخته به گزافگویی و دروغ دیگران توجه نخواهد کرد؛ زیرا قسمت عمده و اهرم اصلی دور افتادن گروهی از مردم از علی و آل علی صلوات الله علیهم اجمعین همین عدم شناخت صحیح از آن عزیزان خداست و گرنه چه کسی و کدام عاقل خردمندی میتواند از آنان جدا شود؟
تـو به تـاریکی علی را دیدهای زین سبب غیری بر او بگزیدهای
آری! هر بار که انسان موفق به زیارت این حجتهای باهره ی الهی میشود گامی به سوی معرفت مقام والای آنان فراتر میگذارد. روضه منور هر کدام با حال و هوای مخصوص خود، اثری مخصوص در انسان دارد. صحنها و رواقهای هر کدام از آنها تأثیری بسزا دارد و حتی مدفن پاک آن امامان محبوب و عزیزی
که دارای بقعه، بارگاه، صحن و سرا نیستند در شرایط خاصی که دارند یادآور نکات و مطالب بیشماری هستند و در عین همان سکون و بیسکوت بهتانگیزی که به وسیلهی دشمنان دین و متعصبان معاند و از خدا بیخبر به وجود آمده صدها و هزارها حکایت را یادآوری میکنند.
دیدن زوار مختلف از صغیر و کبیر، دختر و پسر،پیر و جوان، زن و مرد، داخلی و خارجی هر کدام با آداب و سنن و فرهنگ مخصوصی که دارند و حال ابتهال و تضرع آنان و اظهار علاقهمندی آنان به انوار طیبه و تابناک آسمانی، هر کدام یک ورق تازه ی و صحنه جدیدی است که برای انسان جلو میآید و عرفان و بینش تازهای نسبت به رتبه منیع و شأن رفیع آنان برای انسان پیدا میشود.
آری! حالات زایران، رفت و آمد، تضرّع و زاری آنان، توسل و دلدادگی آنها و دشواریهایی که در اثناء راه و حتّی در خود محل زیارت، برای زیارت قبر امام معصوم خود مشاهده میکنند و با آن مواجه میگردند با این حال تحمل میکنند و شادماناند که مضجع یکی از اولیا و عزیزان خدا را زیارت کردهاند همه مبیّن مقام بس ارجمند آنان است و هر ناظری را توجه میدهد که خاندان پیامبر، در اعماق جان مردم پاکدل جا دارند و خود به زودی به این نکته میرسد که آنان زبدگان بشریت، عصاره ی انسانیت و مورد انتخاب پروردگار بزرگ میباشند و خود به خود این مضمون به زبان میآید:
با چنین حُسن و ملاحت اگر ایشان بشرند
ز آب و خاک دگر و شهر و دیار دگرند
یکی از برکات مهم و بازدهیهای قابل توجه زیارتها و حضور در کنار قبور طیّبه پیامبر بزرگوار و خاندان پاک او و امامان معصوم این است که در خلال این سفرها، زیارتها و قرائت زیارت نامهها آشنایی بیشتری با مکتب برای انسان پیدا میشود. زیارت نامههای پیامبر و امامان بزرگوار مشحون از مطالب عالی و مفاهیم فخیم و فاخری است که شمیم وحی و الهام الهی از آن کاملاً به مشام جان اهل دل میرسد. بهترین معارف زنده و جاوید در مطاوی این زیارتها به کار برده شده و اگر انسان با توجه و تدبر در معانی و مفاهیم، این جملات نورانی را قرائت کند دریچههای معنویات به روی او باز میشود؛ به اسرار عالم غیب آشنا خواهد گردید و نکات و دقایقی را از آن دریافت میکند که از آن لذت میبرد و احساس نشاط و شادمانی مینماید و همه ی وجودش از درک آن مطالب و فهم آن معانی بلند و بزرگ، مبتهج و مسرور خواهد گردید.
و چنان میشود که نزدیک است فریاد شادمانی برآورد و خروش نشاطمندی سر دهد.
آری! منابع پربار و غنا بخش معنوی و معارف الهی در چهار کلمه خلاصه میشود:
یکی قرآن کریم که اصیلترین منبع معارف آسمانی است.
و دیگر، دعاها که به شکلی جدّی نقش موثری را در این مسیر ایفا میکنند.
سومین منبع، حدیث است که شامل نهج البلاغه نیز میشود.
و چهارمین منبع، زیارتهاست که راستی یک منبع پرتوان، کاربردی، نافذ و موثر است.
این زیارتها به صورتی مخفی و ناپیدا روح توحید خالص و یگانهپرستی کامل را در جان انسان میدمد؛ او را با شأن رفیع و پایگاه والای انبیا و پیامبران آشنا میسازد؛ امامان معصوم و خاندان جلیل رسول الله را به ما معرفی میکند؛ درس دوستی با رجال الهی و مردان خدا و نیز مخالفت و ناسازگاری با طاغوتها و ستمگران از خدا بیخبر را به ما میدهد؛ صفّ حق را از صفّ باطل، ممتاز و جدا میسازد؛ انسان را با عدالت، حقگویی و حق محوری میپروراند؛ از او عنصری ضد ظلم، اجحافگری و در ستیز با بدی، ناپاکی، فساد و قساوت میسازد. زیارت، روح انسان را تلطیف میکند و از سویی آن را مقاوم و با صلابت و نیرویی باطل شکن و کفر ستیز مینماید؛ صفات عالیه ی انسانها و مکرمتهای اخلاقی را در جان انسان میدمد و ریشههای رذایل اخلاقی، بدیها و ناپاکیها را از آن بیرون میکشد.
زیارت، صفحه قلب و روح زایر را از آلودگیهای صفات بد، پاک میسازد.
برای نیل به این آثار و برکات، لازم است نکتهای را به خوبی مراعات کرد و آن توجه به معانی و مفاهیم این زیارتهاست و این که انسان بنگرد که در جو عطرآگین روحانیت و معنویت قرار گرفته و باید از آن حداکثر استفاده را بنماید تا مؤدب به آداب اسلامی گردد.
اینک، نمونهای از آن معارف عالیه و مکارم اخلاقی و عرفان و توجه به خداوند که در زیارت شریف «امین الله» به کار رفته
است:
اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسی مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِکَ راضِیَةً بِقَضائِکَ مُولِعَةً بِذِکْرِکَ وَدُعائِکَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اَوْلِیائِکَ مَحْبُوبَةً فی اَرْضِکَ وَ سَمائِکَ صابِرَةً عَلی نُزُولِ بَلائِکَ شاکِرَةً لِفَواضِلِ نَعْمائِکَ ذاکِرَةً لِسَوابِغِ آلائِکَ مُشْتاقَةً اِلی فَرْحَةِ لِقائِکَ مُتَزَوِّدَةً التَّقْوی لِیَوْمِ جَزائِکَ مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ اَوْلِیائِکَ مُفارِقَةً لِاَخْلاقِ اَعْدائِکَ مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْیا بِحَمْدِکَ وَثَنائِکَ(1)
خداوندا نفس مرا چنان قرار ده که به تقدیرات تو مطمئن، به قضای تو راضی و خشنود، به ذکر و دعای تو بسیار متمایل، دوستدار بهترین اولیای تو، محبوب در آسمان و زمین، بر نزول بلای تو صابر، نسبت به نعمتهای گرامی تو شکرگزار، به یاد عنایات و الطاف بیکران تو، به شادمانی ملاقات تو مشتاق باشد؛ چنان کن که برای روز جزا زاد و توشه ی تقوا برگیرد و پیروی کننده ی روشهای نیکوی اولیای تو باشد، از اخلاق اعدا و دشمنان تو به دور، از دنیا روی گردانیده و به حمد و ثنای تو مشغول باشد.
مینگرید که این جملات پرفروغ و نورانی، حاوی عالیترین دقایق معرفتی و ظرافتهای اخلاقی است؛ با ملاحظه، همین چند فقره مبارکه میتوان حرکت الی الله را شروع کرد؛ سیر و سلوک واقعی را آغاز نمود و با سالکان حقیقی راه خداوند، همگام و همپرواز شد. این فقرات دلنشین رموز مکرمتهای اخلاقی را در انسان اشراب و تزریق میکند.
شگفتا که این فرازهای مختصر و کوتاه چه پربار و ارزندهاند،
1) کامل الزیارات، ص37.
چقدر میتوانند در درون انسان، تحول ایجاد کنند؛ راه او را از مسیر انحراف، بدی و کجروی عوض کنند و او را در جادّهی حقیقی حق و صراط مستقیم الهی به حرکت در آورند.
ابن قولویه با سلسله سند خود نقل میکند که زید شحّام گفته است: «به حضرت صادق (علیه السلام) عرض کردم: برای کسی که یکی از شما (امامان) را زیارت کند چه چیزی [چه مقام و ثوابی] خواهد بود؟ حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: همانند کسی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را زیارت کرده باشد.»(1)
آری! هر کدام از امامان بزرگوار به پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله اتصال دارند و همه آنها اوصیای رسول خدا میباشند، از یک سو پارههای تن رسول الله هستند و از دیگر سو به اقتضای مقام معنوی و رتبه ی والای وصایت،ولایت وجانشینی آن حضرت،نماد ومظاهروجود آنبزرگوارند؛ جسم و جان آنها برگرفته از جسم و جان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است و بنابراین هر کس توفیق زیارت یکی از آنان را پیدا کند در حقیقت به زیارت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) دست یافته و پاداش زیارت آن حضرت برای او خواهد بود.
1) کامل الزیارات، ص163.
در میان زیارتهای امامان، زیارت امام حسین (علیه السلام) جلوه ی خاص و آثار ویژه دارد و مورد ترغیب و تشویق مخصوص از ناحیه حضرات معصومین (علیهم السلام) واقع شده است.
محمد بن مسلم میگوید: «حضرت ابوجعفر ـ امام باقر ـ (علیه السلام) فرمود:
مروا شیعتنا بزیارة قبرالحسین (علیه السلام) فان اتیانه یزید فی الرزق ویمدّ فی العمر و یدفع مدافع السوء و اتیانه مفترض علی کل مؤمن یقر للحسین بالامامة من الله عزوجل(1)
شیعیان ما را امر کنید به زیارت قبر حسین (علیه السلام) بروند؛ زیرا حرکت به سوی قبر حسین (علیه السلام) روزی را افزایش میدهد و عمر انسان را طولانی میکند و جریانهای نگران کننده و حوادث بد را برطرف میسازد و زیارتِ قبر آن حضرت بر هر مؤمنی که به امامت حسین (علیه السلام) اقرار دارد، لازم است.
بنگرید که امام باقر (علیه السلام) در این حدیث شریف نخست دستور میدهند که شیعیان ما را به زیارت امام حسین (علیه السلام) امر کنید و وادار نمایید.
ایشان واژه ی «شیعیان ما» را به کار بردهاند که خود مُشعر بر آن است که زیارت امام حسین (علیه السلام) یک وظیفه و شاخصه و خود برنامهای لازم برای پیروان اهل بیت عصمت و طهارت است و در پایان حدیث، زیارت آن حضرت را یک فریضه و عمل لازم برای معتقدان به امامت امام حسین (علیه السلام) قلمداد کردهاند.
1) کامل الزیارات، ص163.
امام (علیه السلام) در بخش میانی کلام مبارک خود، آثار و برکات زیارت آن حضرت را ذکر کردهاند؛ از جمله این که موجب فزونی رزق است؛ عمر انسان را زیاد میکند و دیگر آن که جریانات خطرناک، وحشتبار و آزار دهنده را از زندگی انسان دور میسازد و چه بسا که این جریانات و امور خطرناک و آزاردهنده اعم از جریانات دنیا و آخرت باشد.
هر چند که زیارت هر یک از ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین از بهترین اعمال به شمار میرود؛ دارای اجر و پاداش فراوان بوده و منشأ خیرات و برکات بیشمار میباشد و هر کدام دارای تأثیرات خاص در جان انسان است و ارتعاشات مخصوص و ویژهای در نهاد آدمی ایجاد میکند ولی در این میان زیارت حضرت ابوالحسن امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) به مقتضای روایات، از ویژگیهای بسیاری برخوردار است؛ آثار و ثمرات فراوانی در دنیا و نیز در آخرت بر آن مترتّب خواهد شد و دارای اجر و پاداش بسیار عظیم و بالایی در جهان ابدی میباشد.
یحیی بن سلیمان مازنی نقل میکند که حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) در ضمن حدیثی فرمودند:
من زار قبر ولدی علی و بات عنده لیلة کان کمن زار الله فی عرشه
کسی که قبر فرزندم علی [حضرت رضا (علیه السلام)] را زیارت کند و شبی را در نزد او بماند مانند کسی است که خدای را در عرش وی زیارت کرده باشد.
یحیی بن سلیمان میگوید: «گفتم: مانند کسی است که خدا را در عرش او زیارت کرده باشد؟!» فرمود: «آری هنگامی که روز قیامت شد چهار نفر از اولین و چهار نفر از آخرین بر عرش خدای رحمان خواهند بود.
اما چهار نفری که از اولیاند نوح، ابراهیم، موسی و عیسی (علیهم السلام) هستند.
و اما چهار نفری که از آخریاند محمد، علی، حسن و حسین (علیهم السلام) میباشند. آنگاه مائده ی طعام گسترده میشود و مینشینیم وزوار قبور ائمه با ما میباشند.
اِلّا اَنّ اعلاهم درجة و اقربهم حَبْوة زوّار قبر ولدی (علیه السلام)(1)
جز این که بلندترین آنان در درجه و نزدیکترین آنان از جهت بخشش و عطا زایران قبر فرزندم [حضرت رضا (علیه السلام)] میباشند.»
صدر و ذیل این روایت شریفه بسیار جالب است. اما صدر آن که به طور صریح، زیارت قبر حضرت رضا (علیه السلام) و یک شب بیتوته کردن در آن مکان مقدس را همانند زیارت خداوند در عرش اعلی قلمداد میکند.
و اما ذیل روایت این که: همه ی زوّار قبور امامان معصوم (علیهم السلام) کنار مائدهی لطف و احسان الهی نزد ائمه (علیهم السلام) حضور خواهند داشت ولی زایران قبر حضرت رضا (علیه السلام) در اعلی درجه و بالاترین مرتبه نسبت به سایر زایران هستند و به عطایا و الطاف بزرگ الهی از همه نزدیکتر میباشند.
و چه جالب است که هم در جمله صدر و هم در فقره ذیل، حضرت موسی بن جعفر از زایران امام رضا (علیه السلام) با عنوان «زایران قبر فرزند من» یاد میکنند.
این حدیث شریف را مشایخ سه گانه و رؤسای شیعه: مرحوم شیخ کلینی در کافی، شیخ طوسی در تهذیب و شیخ صدوق در امالی و نیز در عیون الاخبار نقل کردهاند.
1) وسائل الشیعة، ج10، ص343.
برکات زیارت حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) منحصر به عالم آخرت و اجر و ثوابهای بیشمار آن نیست بلکه زیارت ایشان و عرض حاجت در آن روضه ی با صفا و کنار قبر مطهر آن سرور اخیار برای اصلاح امور زندگی انسان نیز بسیار مؤثر است. در پرتو زیارت و شفاعتخواهی از آن بزرگوار، امور حیات انسان نیز سر و سامان مییابد و مشکلات و شداید وی برطرف خواهد شد.
و این از اموری است که علاوه بر روایات، به تجربه افراد بیشماری ثابت و محقق شده و معجزات و خوارق عادات بسیاری در هر سال و ماه و هفته بلکه در هر شبانه روز کانون لطف و صفا و از آن مظهر رحمت واسعه ی الهی ظاهر میشود و کرامات فراوان از آن قبر شریف بروز میکند؛ چه مشکلات بزرگی که به برکت زیارت حضرت رضا (علیه السلام) و توسل به قبر منور و مطهّر آن بزرگوار حل شده و چه گرههای کوری که در مقاطع مختلف زندگی برای افرادی پدیده آمده و در سایه زیارت و توجه به آستان مقدس آن ولیِّ اعظم خدا باز شده است و چه حوایجی که به برکت توسل به حضرت رضا (علیه السلام) به زودی برآورده گردیده و صاحب حاجت به مراد و مقصد خود به خوبی نایل شده است؛ ما در این مقام به ذکر چند مورد از موارد بیشمار آن اکتفا میکنیم:
و کار میکرد.
حدود هفتاد سال پیش زمانی که در سنین چهارده پانزده سالگی با پدر و مادرم عازم مشهد بودیم هنگام حرکت، آقای صالحی برای بدرقه ی ما نزدیک ماشین آمد. هنگام حرکت، او پاکتی به من داد و گفت: «وقتی به مشهد رسیدی و به حرم مشرّف شدی این نامه را در ضریح مقدس بینداز که حضرت خودشان جواب میدهند.»
من هم این کارها را کردم: یعنی روز یکشنبه وارد مشهد شدیم. یکی ساعت به غروب همان روز به حرم مشرف شدم و چون در آن زمان ازدحام به حد کنونی نبود به ضریح مقدس، نزدیک شده، عرض سلام نمودم و آن نامه را که از محتوایش هیچگونه اطلاعی نداشتم داخل ضریح انداختم و عرض کردم: «یا امام رضا (علیه السلام)! خودتان جواب آن را بدهید.»
سفر ما حدوداً یک ماه طول کشید. وقتی به قم آمدیم آقای حاج محمد علی صالحی به دیدن ما آمدند و گفتند: «نامه را در ضریح انداختی؟» گفتم: «آری!» و جریان را برایش تعریف کردم.
آقای صالحی گفت: «به خود امام رضا (علیه السلام) قسم، من در همان روز یکشنبه، یک ساعت به غروب جواب حضرت را گرفتم!»
از آقای صالحی علت نوشتن این نامه را پرسیدم و معلوم شد برای شغل و تغییر فضای کارش بوده است؛ زیرا او بیماری ریوی داشت و در آن کارخانه یا دستگاهی کار میکرد که مرتباً گرد و غبار مواد به سینهاش میرسید و بیماریاش را تشدید میکرد. وی از این موضوع، رنج میبرد ولی چون رئیس کارخانه، به نام آقای نوروزی، مدیری بسیار مسلط بود هیچکس قدرت بگو مگو
با او نداشت؛ حتی کارگران نمیتوانستند از مشکلات کار سخنی بگویند و گرنه فوراً آنها را اخراج میکرد. ایشان هم از ترس اخراج، از مشکل خود، سخنی به میان نمیآورد.
نهایتاً او به حضرت رضا (علیه السلام) نامه نوشته و تقاضا کرده بوده تا به بخش دیگری منتقل شود.
او به من گفت: «من همان یک ساعت به غروب روز یکشنبه از سالن بیرون آمدم اتفاقاً آقای نوروزی در کنار باغچه، سوت زنان، قدم میزد معلوم بود سر حال است. سلام کردم و گفت: «با تو کار دارم.» او مرا صدا کرد جلو رفتم. او گفت: «میخواهی کارت را عوض کنم؟» گفتم: «من از دیرزمان این آرزو را داشتم و میخواستم تقاضا بکنم اما از ترس این که مبادا شما قبول نکنید چیزی نگفتم و گرنه کار در این قسمت برایم مضر است.» او گفت: «از فردا صبح اطاق کنار دفتر را در اختیار بگیر و کوپنهای نان و کارگران و نانخورشان را با قید حضور و غیاب، به حضور یافتگان بده.» چون سال جنگ بود و متفقین در ایران بودند حالت قحطی دست داده، وضع نان بد شده بود و به سختی میشد نانی به دست آورد لذا رئیس این کارخانه، محلی برای پخت نان در آنجا تشکیل داده و مهر و کوپن چاپ کرده بود تا کارگران خود را از آن مشکل برهاند در هر حال، او گفت: این اطاق، دفتر تو باشد و در روز هر کس حضور داشت به تعداد نفرات خانوادهاش به او کوپن بده و هر کس هم که غایب بود هیچ و این کار را در چند ساعت صبح انجام بده و بعد هم یکسره راحت به هر جا میخواهی برو.
آقای صالحی گفت: من از خوشحالی سراز پا نمیشناختم
و لذا دست او را هم بوسیدم و بعدها هم مأمور خرید کارخانه شدم.»
سبحان الله! همان روزی که نامه ایشان به وسیلهی یک نوجوان در ضریح مطهر میافتد همان ساعت در قم تصرفی در قلب این رئیس میشود و همان ساعت حاجت و درخواست آقای صالحی متحقق میگردد!
یکی از دوستان محترم که از معتقدات خوبی برخوردار است و عملاً نیز متعهد و پایبند به احکام دینی است. داستان بیماری و شفا یافتن خود را به برکت حضرت رضا (علیه السلام) چنین بیان میکرد: «دچار کسالت شده بودم و تارهای صوتیام اختلال پیدا کرده و سخن گفتن برایم مشکل شده بود به دکتر، مراجعه کردم؛ گفتند باید عمل شود. در شیراز به بیمارستان رفتم و آماده عمل شدم. لباس اتاق عمل را پوشیدم. مرا به اتاق عمل بردند. ناگهان پشیمان شدم و گفتم باید به مشهد بروم و به حضرت رضا (علیه السلام) متوسل شوم. بالاخره از اتاق عمل بیرون آمدم. به مشهد مقدس مشرف شدم و در جلو بارگاه منور حضرت بسیار گریه کردم و شفای خود را خواستم. ناگهان کسی رسید و کارت غذای حرم را به من داد. من به مهمانسرا رفته و از غذای حضرت استفاده کردم. در همین سفر حالم به کلی عوض شد و صحبت کردنم به صورت عادی برگشت.
عالمی بزرگوار که طی آشنایی دهها ساله او را در مرتبه بالایی از علم و تقوا میشناسم از دوست عزیز و هم بحث دوران جوانی خود، مرحوم حجت الاسلام و المسلمین آقای سید حسن میردامادی، از فضلای مشهد مقدس، نقل میکردند که ایشان
فرموده بودند:
«شخصی به دنبال شغل تاکسیرانی بوده و مدت نسبتاً زیادی برای گرفتن گواهینامه ی رانندگی معطل میماند اما موفق به اخذ گواهینامه نمیگردد. بعد از مدتی به حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) متوسل میشود و اصلاح این امر را از آن حضرت میخواهد. در عالم رؤیا به حضور مبارک حضرت رضا (علیه السلام) مشرف میشود. امام به او میفرماید: «برو به امینی ـ افسری که نسبتاً صالح و خوب بوده است ـ بگو: به این نشانی که دیشب برای زیارت آمدی و چون عجله داشتی زیارت امین الله را نخواندی حضرت رضا فرمودند که گواهینامه ی مرا بدهی و رانندگی مرا تصدیق کنی.»
آن شخص از خواب بیدار میشود؛ به سراغ امینی میرود و سفارش امام (علیه السلام) را به او میرساند. وی سخت متعجب میشود و تصدیق میکند که آری دیشب برای زیارت مشرف شدم ولی زیارت امین الله را نخواندم. به دنبال این رؤیای صادقه و این نشانی صحیح و حقیقتدار، و عنایت رضویّه گواهینامه ی او را میدهد.»
با آن وجه از آن بلوز مخصوص برای خانواده و نیز برای سایر صبیهها خریداری کردیم.»
آری! لطف و عنایت خاندان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) خصوصاً حضرت رضا (علیه السلام) آنچنان گسترده و وسیع است که گاهی حتی بدون درخواست هم عطا میکنند و همینکه انسان بر آن بزرگوار وارد شده و به عنوان زیارت آمده و اکنون نوعی نیازمندی دارد بس است تا لطف و رأفت آن حضرت به سوی او منعطف گردد؛ گره از کارش گشوده شود وحاجتش به اذن الله روا گردد.
اتفاقاً شخص محترمی در کنار وی مشغول عبادت و توسل بوده و آن طلبه ی فاضل محترم را میبیند و بدون هیچ سابقه و آشنایی قبلی به آن جوان میگوید: «شما نمیخواهید ازدواج کنید؟ اگر تصمیم دارید، من دختری دارم و میتوانید با ایشان وصلت کنید.»
آری! همان جلسه توسل به امام هشتم وحضور درکنار قبرآن بزرگوار اثر خود را به جا گذاشت؛ طلبه ی جوان را به خواستهاش رسانید وامر ازدواج اواصلاح و رو بهراهگردید.(1)
1) طلبه مذکور با صبیه آن مردمحترم وپرهیزگار که این جانب سالیان سالاو را به صلاح و پاکی میشناسم ازدواج کرد و اینکصمیمیت، وفا و احترام متقابل بر زندگی آنها حاکم است.
زیارت امامان بزرگوار و معصومین پاک (علیهم السلام)، حضور در محضر ولی الله الاعظم و حجت بالغهی الهی است و برقرار کردن راه و رابطه با یک شخصیت الهی و انسان آسمانی و مخاطبه با اوست. از بُعد دیگر زیارت امام (علیه السلام) یک عبادت الهی است و جنبه ی بندگی خدا را دارد و انسان زایر، با ذات اقدس الهی راه و رابطه برقرار میکند و از این رو باید زیارت با آداب مخصوص انجام شود و این آداب در کمال و تعالیِ زیارت انسان اثر به سزا دارد. زیارت بدون آداب و احوال مخصوص، اثر چشمگیر و مهمی ندارد و عمل انسان و زیارت او بیروح و فاقد ارزش و اعتبار است و یا ارزش آن ناقص و ناچیز است.
بر همین اساس، بعضی از علمای اعلام و فقهای عالیقدر در کتابهای فقهی خود بابی را بعد از کتاب حج و بیان اعمال حج و عمره تحت عنوان زیارت، منعقد کرده و راجع به آداب زیارت نیز سخن گفتهاند و نیز علمای اخلاق، این مطلب را در کتابهای اخلاقی خود یادآور شده و مورد سخن و بحث قرار دادهاند.
همچنین علمایی که تألیفاتی در دعا و زیارت دارند این موضوع را در کتاب خود متذکر شدهاند؛ چنان که محدث بزرگوار و عالم عالیقدر مرحوم حاج شیخ عباس قمی رضوان الله علیه در مفاتیح الجنان، این بحث را به نحوی دنبال کرده است.
مرحوم شهید اول شیخ شمس الدین محمد بن مکی عاملی رضوان الله علیه که از فقهای مشهور به نام امامیه است درکتاب شریف دروس، ضمن درس 128 این بحث را عنوان کرده و
فرموده است:
«برای زیارت آدابی است.»
آنگاه چهارده مطلب را به عنوان آداب زیارت به صورت اختصار ذکر فرموده است و ما هر کدام را طبق ترتیب مذکور یادآور میشویم و آن را به اقتضای موضوع پی میگیریم:
نخستین مطلب از آداب زیارت این است که زایر پیش از ورودِ در روضه ی منوره، غسل کند و هنگام ورود در حالت طهارت باشد و شیخ مفید فرموده است اگر بعد از غسل محدث شد غسل را اعاده کند و غسل را با خضوع و خشوع به جا آورد و بعد هم جامههای طاهر و نظیف بپوشد.
آری! ورود در حرم مطهر و مزار شریف امام معصوم و حجت الهی (علیه السلام) ایجاب میکند که انسان اولاً غسل کند تا بدن او پاک و پاکیزه باشد و نیز لباس تمیز و نظیف بپوشد تا هنگام ورود در روضهی منوره و حرم شریف امام (علیه السلام) همه وجودش سرشار از پاکی و نظافت باشد: بدن پاک، لباس نظیف و طهارت معنوی که به برکت غسل برای او ایجاد شده است.
در مراسم ملاقاتهای ظاهری و رفتن به دیدن افرادی که از موقعیت خاص معنوی، علمی، سیاسی و اجتماعی برخوردارند خود را پاک و پاکیزه میکنیم. بدن خویش را شستشو میدهیم و جامه ی نو یا نظیف به تن میکنیم.
اکنون بنگریم که کدام شخصیت به پایهی حجت خداوند و
ولی دوران امام معصوم مانند حضرت علی (علیه السلام) یا امام حسین (علیه السلام) و یا حضرت رضا (علیه السلام) میرسد.
بنابراین باید انسان زایر بکوشد تا تشرف به روضهی منوره آن عزیزان خدا و محبوبان دربار کبریا را با طهارت و نظافت در بدن و لباس مقرون کند و عملاً زیارت آن بزرگواران را کمتر از حضور در یک مهمانی مهم و یک جلسه ضیافت یا رفتن به ملاقات یک شخصیت و دیدار فردی قدرتمند و نافذ الکلمه به حساب نیاورد.
کسی که با چنین حالت و هیئتی یعنی با بدن و جامهی پاک و تمیز و با طهارت، وارد حرم مطهر گردد احساس میکند که یک زیارت شایسته انجام میدهد و حفظ کرامت، علو مقام، رفعت شأن حرم و صاحب حرم را نموده است. به طور طبیعی این حالت در کیفیت زیارت او هم اثر مثبت و مطلوب دارد. و حتی امید انسان را به قبولی زیارتش افزایش میدهد.
دومین نکته از آداب زیارت، این است که بر درِ روضه منوره لحظاتی بایستد و دعا بخواند و با همان عبارات و فقراتی که در کتب مربوطه وارد شده اذن دخول بخواهد و آنگاه اگر حالت خشوع و رقتی در خود دید، داخل شود و اگر چنین حالتی را در خود احساس نکرد بهتر است که صبر کند و به دنبال زمانی باشد که خشوع و رقت را در خود ببیند و با آن حال وارد شود؛ زیرا
هدف مهمتر حضور قلب آدمی برای گرفتن رحمتی است که از ناحیه ذات اقدس الهی نازل میشود؛ آنگاه به هنگام ورود، پای راست را جلو بگذارد همانگونه که در وقت بازگشت از حرم مطهر، پای چپ را مقدم بردارد.
آری! ورود بیسابقه و بدون آمادگی روحی برای انسان شایسته نیست بلکه باید مقداری پیش از ورود، بایستد و استعداد و آمادگی را در خود ایجاد کند و با خضوع همه اعضا و جوارح و خشوع کامل قلب، وارد روضهی مبارکه گردد. برای پیدایش چنین حالتی میتوان از دعا و نیایش و خواندن اذن دخول به نحوی که بزرگان ذکر کرده و دستور دادهاند استفاده کرد اگر این اذن دخولها را انسان با توجه و غور در معانی آن بخواند حال او دگرگون میشود و رقت قلب، نرمی دل و خشوع مطلوب و لازم در جان او پدید خواهد آمد.
و این حالت است که انسان را به هدف نهایی میرساند؛ زیرا غرض کلی و مقصد و مقصود اصلی، آمادگی دل و جان برای پذیرش و گرفتن افاضات ربانی و الطاف الهی است که در خلال این حالات حاصل خواهد شد.
سومین ادب زایر این است که در کنار ضریح مقدس بایستد، چه این که خود را بدان بچسباند یا نه؛ و اندیشه این که در نقطه دور دست قرار گرفتن ادب است وهم و خیالی دور از واقعیت است؛ زیرا در اخبار تصریح شده که زیارت کننده بر ضریح مقدس تکیه کرده و آن را ببوسد.
آری از آداب زیارت، ورود در حرم شریف و ایستادن در نزد ضریح مبارک است. چسبیدن به ضریح و تکان دادن، و یا آویزان شدن به آن، لزومی ندارد و معتبر نیست آنچه که مهم و قابل توجه است همان نزدیک گردیدن است. ممکن است توهم شود مقتضای ادب به آن امام عظیمالشأن و والامقام جای گرفتن در نقطه دور دستی از آن ضریح منور است(1)ولی باید توجه داشت که چنین اندیشهای، وهم و خیالی دور از حقیقت است؛ زیرا در روایات اهل بیت (علیهم السلام) به تکیه کردن به آن موضع مقدس، تصریح شده است.(2)
آری! این قبر و ضریح محبوبترین محبوبهای انسان است و خوابگاه عزیزترین عزیزان خدا و بندگان صالح پروردگار است؛ اگر آن بزرگواری که در این مرقد مطهر آرمیده برای زایر به ظاهر، مرئی بود و او را دیدار مینمود چه برخوردی داشت؟ آیا او را در آغوش جان نمیفشرد و سرتا پا و قدمهای او را غرق در بوسه نمیکرد؟ اینک زایر در بقعهای قرار گرفته که مهبط آن نور تابناک الهی است و حرم مطهر و ضریح مقدس برای زایران آن بزرگوار، بوی معطر همان محبوب الهی را میدهد.
1) این جانب شنیدم که شخصی درمقام تعریف و ستایش دیگری میگفت: «او به هنگام زیارت حضرترضا (علیه السلام) (ظاهراً) اصلاً وارد حرم نمیشد بلکه در رواق میایستاد،سلام میکرد، زیارت مینمود و میرفتو به خود اجازه نمیداد که وارد حرم شود.»!!
2) وسائل الشیعة، ج 10، ص267، ب6از ابواب مزار دلالت بر این موضوع دارد.
ینصرف الی مایلی الرأس ثم یستقبل القبلة و یدعو
ادب چهارم از آداب زایر آن است که در حال زیارت، مقابل روی مبارک آن امام معصوم (علیه السلام) و پشت به قبله قرار بگیرد و پس از فراغت از زیارت، گونهی راست خود را بر قبر مطهر یا ضریح منور بگذارد و در حال تضرع، ابتهال وزاری دعا کند و خدای را بخواند؛ آنگاه گونة چپ خود را بگذارد و دعا کند و از خدای تعالی مسألت بنماید به حق ذات مقدسش و به حق صاحب آن قبر شریف وی را مشمول شفاعت آن بزرگوار قرار دهد و هر چه بیشتر اصرار در دعا و التماس به دربار الهی کند. آنگاه از آنجا به طرف بالای سر برود و رو به قبله آورد و دعا کند.
آری! همچنانکه انسان هنگامی که به ملاقات بزرگی میرود رو به روی او میایستد یا مینشنید در زیارت امام (علیه السلام) نیز این ادب عرفی، اخلاقی و شرعی ملاحظه میشود و زیارت کننده مقابل امام، قرار میگیرد هر چند که چون صورت مبارکشان در مضجع شریف، رو به قبله است انسان در حال مواجهه با صورت مبارک، پشت به قبله واقع میشود.
این زیارت غیر از دیدار دوستان و ملاقات با شخصیتهای مورد علاقه است زیرا انسان زایر در کنار قبر مطهّر و مرقد منور ولیّ الله اعظم قرار گرفته؛ بنابراین گونه ی راست و چپ خود را به قبر مطهر و یا ضریح شریف امام (علیه السلام) بگذارد، با کمال تضرع و زاری دعا کند، به دربار الهی بنالد و با خدای بزرگ زمزمه ی بندگی داشته باشد و در این عمل، هم منتهای علاقهمندی و عمق دلدادگی خود را به مقام رفیع امام و حجت بالغهی الهی و شدت
تواضع خویش را در برابر ولی خدا نشان دهد و هم بهترین زمینة مساعد و مناسب برای تقرّب به خدا و اجابت دعا و درخواست خود را فراهم آورده است و از این رو در آن حال، ملتمسانه دعا و نیایش بنماید.
به اقتضای مکان و حال، شایسته است زایر از خدا بخواهد که به فیض بزرگِ شفاعت آن ولی اعظم الهی نایل گردد. و چون مکان، بسیار مقدّس و مورد نظر لطف الهی است و رحمت پروردگار، بیدریغ در آنجا ریزش میکند و ملائکة الله همواره در نزول و صعود و آمد و رفت هستند پس هر چه میتواند به دربار الهی، دعا و ابتهال کند که در حقیقت با فرشتگان مقرّب خدا همنوا میگردد؛ به مختصر دعا و نیایش، خود را قانع نسازد و متذکر این معنی باشد که این توفیق همواره رفیق و نصیب انسان نمیشود و اکنون باید کاملاً از آن قدردانی نمود.
بالاخره، بعد از انجام این مراسم و برنامهها به ناحیه بالای سر مبارک امام (علیه السلام) بیاید؛ رو به قبله کند و به دعا و نیایش و راز و نیاز با خدا بپردازد که این خود نتیجه ی آن زیارت و روی آوردن به امام معصوم (علیه السلام) است.
پنجمین مطلب، زیارتکردن به صورتی است که در آثار اهل بیت عصمت (علیهم السلام) و علمای بزرگوار شیعه آمده و به دست ما رسیده است وکفایت میکند که انسان در آن مکان مقدس حضور پیدا کرده و عرض سلام کند.
و راستی زیارتهای مأثور چه عبارات دلنشین و چه فقرات روح افزا و دلنوازی است و چه الفاظ پربار، سازنده و تربیت
کنندهای دارد.
این زیارتنامهها آنچنان است که زایر را در حال و هوای ملکوتی خاصی میبَرَد و انسان در حال قرائت آن، خویشتن را در محضر امام و در حال مخاطبه با ولی اعظم خدا میبیند.
به راستی این زیارتنامهها، سخن دل و حرف درون میلیونها انسان علاقهمند و دلداده است و زایر با خواندن این فقرات و عبارات، رازهای درونی خود را به امام معصوماش میگوید و به حق، دریغ است اگر انسان در آن مکانهای مقدس و نورانی از خواندن آن زیارتنامهها محروم بماند.
برای حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)، حضرت امام حسین (علیه السلام) و حضرت رضا (علیه السلام) زیارتهای اختصاصی متعددی است که برخی مختصر و بعضی طولانیاند. و نیز زیارتهایی داریم که هر یک از امامان را میتوان با آن زیارت کرد؛ مانند زیارت «امین الله» و زیارت «جامعة کبیره». به حق انسان میتواند در حرم مطهر و کنار قبر حجت الهی با خواندن این عبارات و فقرات روحبخش و روانپرور، بهرههای وافر ببرد.
مع ذلک اگر انسان، حال قرائت این زیارات را نداشته باشد میتواند به حضور در آن مکان مقدس و سلام کردن به صاحب روضه ی منوره و بقعه ی سامیه اکتفا کند.
مثلاً در زیارت امام هشتم بضعهی سید الوری حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء میتواند بدین جمله مبارکه اکتفا کند و بگوید:
صلی الله علیک یا ابا الحسن صلی الله علی روحک و بدنک صبرت و انت الصادق المصدّق قتل الله من قتلک بالایدی و الالسن
ششمین ادب زایر، دو رکعت نماز زیارت بعد از فراغ از زیارت و پایان یافتن آن است؛ حال اگر زایر قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد آن دو رکعت نماز رادر روضه پیامبر میخواند و اگر زایر یکی از امامان (علیهم السلام) باشد در نزد سر مبارک به جا بیاورد و اگر این نماز را در مسجد آن مکان بخواند کافی است.
راستی چه حسن ختامی؛ بعد از پایان زیارت ولیّ خدا، نماز زیارت خوانده میشود تا همه بدانند که مآل کار، ذات لایزال الهی است و زیارت ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین دریچهای به سوی خدا و وسیلهای الی الله است؛ باید از مسیر آن عزیزان به خدا متصل شد؛ رو به دربار الهی آورد و در پیشگاه مقدس او به بندگی ایستاد و برای او پیشانی را به خاک مذلت سایید.
آری زیارتی که با بسم الله و باذن الله آغاز میشود باید با نماز و رکوع و سجود در برابر ذات اقدس خداوندی پایان بپذیرد که اول خداست و آخر نیز خداست تا کسانی که از رهگذر جهل، عناد و عصبیت جاهلیت، زیارت مرقد ائمه طاهرین را شرک به خدا میدانند رسوا شوند و همه بدانند این گونه کلمات، شعارهایی است که اعداء آل محمد به این افراد خشک و جامد میآموزند تا از این مسیر، منافع مادی خویشتن را تأمین کنند؛ این کوردلان کم درک نیز سخن نسنجیده ی آنان را تکرار مینمایند. اما پاسخگوی گروهی از آن هاست که هنوز بهرهای از درک و وجدان دارند،
همین مطلب است که: دعا، زیارت، توسل و غیر آنها همه از منبع توحید و یگانهپرستی و خداجویی نشأت میگیرد و انجام میپذیرد.
هفتمین ادب از آداب زایر این است که بعد از انجام دو رکعت نماز زیارت، دعا کند و دعاهای مأثور و منقول از ائمه و بزرگان دین را بخواند و اگر آن قبیل دعاها میسر نشد هر دعایی که به نظرش آمد در رابطه با امور دین و دنیایش بخواند و دعا و درخواست خیر را تعمیم دهد و تنها برای خودش دعا نکند بلکه دیگران را در دعای خود داخل بنماید که اینگونه دعا کردن به اجابت نزدیکتر است.
یکی از بهترین اعمال در این حرمهای مطهر و به خصوص بعد از زیارت و نماز زیارت، دعا کردن است؛ زیرا شرایط و ظروف دعا بسیار مساعد و مناسب میباشد حرم مطهر امام معصوم و کنار قبر شریف ولی اعظم خدا آن هم بعد از انجام زیارت و نیز نماز آن، شرایط و زمینههای خوبی برای اجابت دعاست؛ از این فرصت، باید قدردانی کرد و مشغول به دعا و نیایش به درگاه الهی شد.
ضمناً دعا بر دو گونه است: یکی دعای مأثور و دیگر دعای مُنْشا.
دعای مأثور و زیارات: دعایی است که از خاندان عصمت و طهارت و اکابر دین به ما رسیده و در لابلای کتب ادعیه و زیارات و دیگر کتابها ثبت و ضبط گردیده است و در دسترس اهل دین و علاقهمندان به معنویات قرار دارد.
دعای مُنشأ: دعایی است که انسان، خود انشا میکند و حوایج و خواستههایش را با الفاظ خویش به خدای تعالی عرضه میدارد.
از آنجا که امامان و بزرگان دین، آموزگاران دعاییاند و بهتر از هر کسی میدانند که چگونه و چه چیزی از خدا بخواهند و دعاهای آنها دارای ابعاد و جهات گوناگون است و جامع و شامل میباشد؛ پس هنگام نیایش دعاهایی را که از آنان رسیده و به یادگار در دست ماست باید مقدم داشت؛ علاوه بر این حرم، حرم اهل بیت (علیهم السلام) است و چه خوب است که دعا هم دعای اهل بیت (علیهم السلام) باشد.
آری! اگر شرایطی پیش آمد که آن دعاهای شریف فراهم نشد و زایر نتوانست از آن ذخایر معنوی و آسمانی استفاده کند البته هر چه از حوایج دنیا و آخرت که به ذهنش آمد به زبان بیاورد و برای رسیدن به آن مقاصد، خدای را بخواند و خواستههای خود را ذکر کند و از خداوند درخواست اجابت نماید.
ضمناً دعا و درخواستها را در محدوده ی حوایج خویش قرار ندهد بلکه برای دیگران، برادران و خواهران مسلمان، آشنایان، خویشان، همسایگان، گرفتاران و درماندگان نیز دعا کند و مشکلات امت اسلامی را نیز در نظر آورد و اصلاح امور اهل ایمان را از خدای متعال در آن مکان مقدس و حال مخصوص درخواست کند؛ زیرا سهیم گردانیدن دیگران در دعای خود موجب آن است که دعای انسان حتی درباره ی خویش نیز سریعتر به اجابت برسد.
و چه خوب است که انسان در کنار قبر حجت الهی و به هنگام دعا، بندگان خدا را هم از یاد نبرد و رفع مشکلات و اصلاح امور آنها را هم از خدا درخواست بنماید که این خود نشانه قلب
سلیم و پاک است و دعا را به اجابت میرساند.
هشتمین برنامه ی زایر این است که در نزد ضریح مطهر امام معصوم و حجتهای الهی، مقداری از آیات قرآن کریم را تلاوت کند و آن را به صاحب ضریح و قبر شریف امامی که به زیارتش آمده هدیه نماید. و کسی که از این عمل بهرهمند میشود خود زیارتکننده است و البته در این کار، تعظیم و بزرگداشت امامی است که زیارت شده است.
راستی چه ظریف و جالب است که در کنار قبر مطهر حجت خدا، آیات وسورههایی از قرآن تلاوت شود تا به هر دو یادگار به جا مانده از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) تمسک کرده باشد و کتاب خدا و اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) را با هم برای قرب به خدا وسیله قرار دهد.
با این کار بین قرآن و مفسران حقیقی قرآن یعنی خاندان پیامبر، پیوند داده و عملاً وصیت رسول اکرم را زنده داشته و احیا کرده که فرمود: «من از میان شما میروم و دو چیز گرانقدر و پربها را در میان شما میگذارم.» بنابراین قرائت قرآن در کنار قبر منور حجت بالغهی الهی ندای لبیک به دعوت و خواسته پیامبر بزرگوار است؛ اثبات عدم جدایی این دو از یکدیگر بوده و انکار و نفی کسانی است که میان این دو یادگار رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) جدایی انداخته و یکی را گرفته و دیگری را رها کردهاند.
و چه افتخار آفرین است که سور و آیاتی از قرآن کریم قرائت میکند و ثواب آن را به روح مقدس امامی که در حرمش حضور یافته و زیارتش کرده است مینماید.
خداوندا! این عمل چه نشاط انگیز و رمزدار است! گویا زایر از اهل بیت به سوی قرآن و از قرآن به سوی اهل بیت (علیهم السلام) میرود و اگر زیارت کننده، به اسرار عالی و زیبای این آداب و وظایف، متوجه باشد لذت و انبساط خاطری فراوان به او دست خواهد داد.
آری! از یکسو با این عمل با رسول خدا، بیعت میکند و از دیگر سو از هدایتهای این دو نور بهره میگیرد.
نهمین ادب زیارت کننده این است که در تمامی احوالش تا سرحد امکان حضور قلب داشته باشد و ازگناهان توبه کند و طلب غفران و آمرزش از خدا بنماید و به کلی خویشتن را از گناه و بدی برکَنَد و جدا سازد.
امیدوار کنندهترین حالات برای اهل زیارت و مناجات، حالت حضور قلب است که یک سره متوجه به خدای تعالی باشد و همه فکر و اندیشه خود را در آن نقطه متمرکز سازد. عمل انسان اگر همواره با حضور قلب نباشد پیکری بیجان و فاقد روح است. آنچه کار انسان و عبادت و زیارت او را ارزشمند و پربها میکند حاضر کردن دل برای خدا و زیارت و نیایشی همراه با توجه قلبی است؛ از این رو باید سعی و کوشش کرد که در همه احوال از ورود، زیارت و دعا تا نماز زیارت و غیر این ها همه با حضور قلب باشد و لحظهای این حالت از او سلب نشود.
و نیز زایر از کردههای ناروای خود پشیمان باشد؛ احساس شرمندگی کند و تصمیم جدی بر رها کردن گناهان داشته باشد.
تأثیر عمیق توبه و ندامت از گناهان در دعا و زیارت، قابل انکار نیست و سلامی که از قلبی پاک و شستشو شده از گناه برخاسته و تقدیم حضور امام معصوم (علیه السلام) و قبر مطهر ولی خدا شود بسیار با ارزش است؛ این چنین سلام و زیارتی مقبول و مبارک بوده و در خور جوابی شایسته و قرین عنایت الهی است.
دهمین مطلب از آداب زایران این است که به کلیدداران و نگهبانان حرم مطهر انفاق کند و در بزرگداشت و احترام و اعظام آنان کوشش نماید؛ زیرا در گرامیداشت آنان اکرام و بزرگداشت صاحب آن قبر منوّر و ضریح مطهّر است.
آری! نگهبان صحن و حرم الله، خادمان و کارکنان آن مکان مقدس مفتخرند که خدمتگذار حرم و صحن و سرای حضرات معصومین (علیهم السلام) میباشند و همواره مباهات میکنند که به آن بزرگواران انتساب دارند.
آنان پیوسته با این مکانهای مبارکه در ارتباطاند؛ همواره در آن مهابط وحی و الهام الهی رفت و آمد میکنند؛ زمینههای مساعد و لایق شأن امام (علیه السلام) را برای واردین فراهم میکنند و شرایط مناسب برای زایران را آماده مینمایند؛ پس جا دارد کسی که به عنوان زایر و به قصد زیارت این روضه منور و آستان ملایک پاسبان آمده علاوه بر کمال ادب و تعظیم آن مرقد مبارک و شریف، در احترام و ادب نسبت به خادمان، دربانان و محافظان آن حرم ملکوتی کوتاهی نکند؛ زیرا یکی از انواع اکرام و تعظیم امام معصوم و قبر مطهر و روضه ی مبارکه آن بزرگوار، احترام و
اجلال خادمان و دربانان اوست و اگر با توجه به همین نکته آنان را احترام نماید، به آنها هدیه بدهد و انفاق کند از اجر و پاداش بزرگ و عظیمی برخوردار خواهد شد.
یازدهمین چیزی که به جاست زایر قبور امامان بزرگوار و معصومین پاک مراعات کند این است که چون زیارت کرد و به منزل خود بازگشت مستحب است تا در آن و شهر زیارتی هست دوباره به روضه منوره حرم مطهر بازگردد و چون هنگام بیرون آمدن از آنجا فرا رسید و عزم مراجعت به شهر خود کرد با عبارات مأثور و منقول از بزرگان دین، آن مضجع منور را وداع نموده و دعا کند و از خدای تعالی بازگشت به آن مکان مقدس را در خواست بنماید.
آری! کسی که بنا دارد مثلاً سه روز یا یک هفته در مشهد مقدس بماند اکتفا به یک بار و یا دو بار زیارت ننماید بلکه هر روز و هر شب اگر امکان داشته باشد عمل مبارک خود را تکرار کند و هر بار که مشرّف میشود تصمیم داشته باشد تا بار دیگر هم بیاید و روضهی منوره و حرم مطهر آن امام همام را زیارت بنماید و تا از مسافرت مراجعت نکرده اوقات را غنیمت بشمارد و مکرراً زیارت کند.
و چون ایام اقامت سپری شد و اراده ی بازگشت نمود زیارت وداع یعنی آخرین زیارت خود در این سفر را انجام دهد؛ با قبر مطهر و روضهی منوره امام و حجت الهی، خداحافظی کند؛ با
محبوب خود و مایه امید خود، راز دل بگوید و با دعاهای وارد شده این مراسم را به پایان برساند. و به ویژه در زیارت وداع متذکر این معنی باشد که شاید این آخرین زیارتم باشد و دیگر هرگز این سعادت را نیابم و پیوسته با چشم گریان و دل سوزان بگوید:
لا جعله الله اخر العهد من زیارتی لمشهد ابن بنت رسولک
خداوندا! این زیارت را آخرین زیارت من قرار مده.
و از خدا درخواست کند که توفیق برگشت و زیارت آن مهبط انوار الهی رانصیبش گرداند.
دوازدهمین مطلب از آداب مخصوصه آن است که زایر بعد از زیارت بهتر از زمان قبل از زیارت باشد؛ زیرا این زیارت اگر به مرحله قبول برسد وِرز وبال گناهان آدمی را میریزد.
این نکته بسیار مهم و قابل توجه است و از بهترین و شاخصترین آداب و وظایف زایر قلمداد میشود.
زیارتکننده باید بکوشد که زمان بعد از زیارت او نسبت به زمان قبل از زیارتش تفاوت داشته و فرق کرده باشد و زیارت قبر شریف ولی خدا او را تکان داده و متحول ساخته باشد. اگر این معنا در هر مرتبه زیارت او مراعات شود با یک سفرِ کوتاه زیارتی به کلی خود را از حضیض گناه، جهل، فساد و انواع شرکها رهایی بخشد و به این ترتیب، زیارت او یک زیارت واقعی، خداپسندانه و مطلوب و پربار باشد و زیارتِ سازنده همین است که وقتی انسان از آن فراغت یافت احساس کند
که غرور، کینهتوزی، حرص، حسد، کبر، عجب، خودخواهی، خودبینی و خودپسندی او به کلی از بین رفته است و حقیقت ِدعوتِ بزرگانِ دین به زیارت به همین مطلب باز میگردد.
سیزدهمین امر که شایسته است زایر مراعات کند این است که چون به خواسته و مراد خود از زیارت رسید و آن را به انجام رسانید آماده خروج شود و برای رفتن شتاب کند تا عظمت حرمت امام (علیه السلام) را کاملاً رعایت کرده باشد و شوق و رغبت او نسبت به مرقد مطهر و حرم مقدس سخت و نیرومند گردد.
و در روایت رسیده که هنگام خروج از مضجع مطهر ولیّ خدا حضرت رضا (علیه السلام) و یا امامان دیگر صلوات الله علیهم اجمعین به صورت قهقرا بیرون بیاید و این گونه مشی را ادامه دهد تا زمانی که از حرم مطهر به کلی دور گردیده و قبر مطهر امام، از نظر او غایب گردد.
آری! کسی که مقدار مطلوب از زیارت را طبق خواسته و ارادهی خود انجام داد و تمام کرد و بعد عازم بازگشت است پس بشتابد و زود بار سفر بر بندد و خارج گردد چه بسا اکنون که زیارت را به پایان برده ماندن در آن مکان مقدس، نوعی بیحرمتی است که انسان مثلاً در مشهد باشد ولی دیگر اراده و عزم زیارت نداشته باشد. ضمناً ادامه این وضع، اهمیت قضیه را کم میکند و از شوق آدمی نسبت به آن مقام معظم و آن مراسم عالیه میکاهد.
وگویا مقصود شیخِ شهید قدس سره از این که فرمود: «در روایت رسیده ...» مطلبی است که در ذیل روایت ابوحمزه ثمالی از امام صادق (علیه السلام) رسیده که میفرماید:
فاذا خرجت فلا تولّ وجهک علی القبر حتی تخرج(1)
پس هنگامی که خارج میشوی پشت خود را به قبر مکن تا زمانی که خارج شوی.
در ذیل این بحث تذکر میدهیم که این مطلب اخیر در شرایط عادی است ولی در ازدحام جمعیت و زمانی که مراعات این مطلب، موجب مزاحمت و اذیت دیگران است باید مراعات حال مردم را کرد و برای کسی ایجاد ناراحتی نکرد.
چهاردهمین مطلب از آداب زایر آن است که در آن بقعهی مبارکه به حاجتمندان و مستمندان انفاق کند و آنها را از مال خود بهرهمند سازد؛ زیرا پاداش صدقه و بذل مال در راه خدا در آن مکان مقدس، چند برابر است به ویژه انفاق و احسان بر ذریهی طاهره یعنی سادات و ذراری حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم).
آری! صدقه بر اهل حاجت و کمک مالی به بینوایان در آن مکان شریف، عملی مقدس است که در مکانی بسیار مناسب یعنی کنار قبر ولی اعظم خدا و امام معصوم مانند حضرت امام علی (علیه السلام) یا حضرت امام حسین (علیه السلام) و یا حضرت رضا (علیه السلام) انجام شده و به اعتبار عظمت مکان، اجر و ثواب آن افزایش
مییابد و از طرفی این خود نحوهای پیروی و تبعیت از آن امام همام و والامقام است. در حقیقت زیارت، مقرون به اطاعت از آن بزرگوار شده است پس طبیعی است که این صدقه و انفاق، از جهت پاداش و ثواب، ممتاز باشد.
و اما ویژگی انفاق بر سادات و ذریهی رسول الله و اهل بیت (علیهم السلام) بسیار روشن است زیرا انفاق و احسان به کسانی است که وابسته به صاحب قبر مطهرند و از خویشان، بستگان، فرزندان و ذراری آن بزرگوار قلمداد میشوند. این انفاق از امتیاز بالا و اجر بیشتر و فراوانتری برخودار خواهد بود. به تعبیر دیگر علاوه بر زیارت که نوعی بزرگداشت مقام امام (علیه السلام) و تعظیم رتبه والای اوست که طبعاً موجب شادی آن امام معصوم میگردد احسان و نیکی به اهل حاجت از ذراری رسول الله نوعی دیگر از بزرگداشت برای آن حجت الهی است وطبعاً موجب نشاط و شادی بیشتر آن بزرگوار خواهد بود.
شایان ذکر است که فقیه نامدار شیعه مرحوم شهید اول رضوان الله علیه به صورت رسمی چهارده امر را در مورد آداب زایر ذکر فرموده است ولی موارد متعددی از این چهارده امر متضمن چند مطلب و چند ادب از آداب زایر است و اگر با دقت هر کدام از دیگری جدا شود حدود بیست و پنج نکته خواهد شد.
و با این حال هنوز آداب و حالات دیگری است که در کلمات آن فقیه بزرگ و شهید سعید نیامده است و مرحوم مامقانی رضوان الله علیه در مِرقاه الکمال و دیگران در کتابهای خود ذکر کردهاند.
ما در این جا بعضی از آدابی که ظاهراً ذکر نشده یادآوری میکنیم:
معرفت و شناخت شخص مزور ـ یعنی امامی که زیارت کننده به زیارتش آمده ـ و این عمده شرایط، حالات و آداب زایر است و مقصود آن است که انسان، صاحب آن قبر شریف را امام مفترض الطاعه و شاهد و ناظر اعمال خود بداند.
شناخت آن مکان مقدس و حرم مطهر؛ یعنی بداند که این بقعه منور از بیوت الله است که خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ * رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ...(1)
در خانههایی که خداوند اذن در رفعت آن داد؛ خانههایی که نام خدا در آنها برده میشود و صبح و شام در آن تسبیح خدا میکنند مردانی که نه تجارت و نه معاملهای آنان را از یاد خدا و… باز نمیدارد.
و در یکی از اذن دخولها میخوانیم:
اللهم اِنّ هذه بقعة طهرتها و عقوة شرفتها و معالم زکیتها حیث اظهرت فیها أدلّة التوحید و اشباح العرش المجید
خداوندا! به تحقیق این بقعهای است که پاکیزهاش کردی و آستانی است که بدان شرف دادی و جایگاههایی است که پاکش داشتی که ادلهی توحید و نمونههای عرش مجید را در آن ظاهر
1) سورة نور، آیه 36 و 37.
گردانیدی.
سخنهای عَبَث و بیهوده و حرف های بیفایده را ترک کند؛ زیرا این مکان مقدس بیت الله است و بیت النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) و بیت خاندان پیغمبر است. زایر در این حرمهای مطهر در محضر شریف و مقدس امام معصوم سلام الله علیه قرار دارد و با حجت بالغهی الهی مواجه و روبرو میباشد؛ بنابراین باید حد اعلای احترام و اکرام نسبت به آن حرمهای مطهر را رعایت کرد.
از آداب زیارت این است که انسان کفش خود را در محدوده حرم بلکه نزدیکیهای آن از پا درآورد؛ این مطلبی است که از قرآن کریم استفاده میشود آنجا که داستان حضرت موسی و رفتن او به کوه طور را بیان میکند میفرماید:
«إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًی»(1)
پس ای موسی! کفشهای خود را بیرون آر که تو در سرزمین مقدس (طوی) هستی.
حرم منوّر امامان معصوم (علیهم السلام) از وادی مقدس طوی و کوه طور کمتر نیست؛ حرم مولایمان حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) و فرزندان پاک او اگر بالاتر از وادی طور نباشد کمتر نیست از این رو باید از حول و حوش ضریح مطهر و بقعه مبارک آن عزیزان پای را برهنه ساخت.
البته این مطلب در مورد امامانی که بقعه و بارگاه دارند مراعات میشود بلکه گاهی بعضی افراد ازمنزلی که در مشهد در آن فرود آمده بودند پا را برهنه کرده و مسافت زیادی را میپیمودند ولی در مورد قبور مطهر چهار امام بزرگوار مدفون در بقیع چنین
1) سوره طه، آیه12.
نیست بلکه با کفش در حرم آن عزیزان خدا وارد میشوند و احیاناً تا نزدیکیهای قبورمنوره همچنان با کفشاند و پوشش پای خود را بیرون نمیآورند.
باید توجه داشت که هر چند در اطراف و نواحی قبور این چهار امام بزرگوار، فرش و وسایلی نیست؛ جدار و ضریحی به چشم نمیخورد و روضه و بارگاهی نیست؛ زیرا گنبد و بارگاه آن انوار طیبه به دست وهّابیون و سلفیهای از خدا بیخبر ویران شده است ولی شرط حرم، فرش و وسایل و ابزار فراوان و با شکوه نیست؛ پس باید حرمت حریم آن بزرگواران را نگاه داشت.
«لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی»
صدای خود را بالاتر از صدای پیامبر نگیرید.
چون انوار طیبهی امامان، اوصیای آن بزرگوار و پارههای تن آن حضرت هستند حکمی که در مورد آن حضرت است دربارهی آنان نیز جریان دارد. آن عزیزان خدا، حاضر و ناظرند؛ بنابراین نباید در حضور ایشان صدا را بلند کرد که این خود سوء ادب و خلاف اخلاق فاضله است و نوعی بیحرمتی نسبت به آن ذوات مقدسه و انوار قدسیه به حساب میآید.
بنابراین باید صدای خود را چه در مقام خواندن اذن دخول و زیارت و چه به هنگام دعا و مناجات و اذکار مقدس و تلاوت قرآن، پایین آورد.
و نیز در مسیر زیارت از نگاه کردن به نامحرم و نظر نمودن به زنان و دختران دیگران و مراوده و گفتگو با نامحرمان سخت اجتناب کند که خطر عظیم او را تهدید میکند و ممکن است در سفر زیارت در ورطه ی بلا بیفتد و آلوده به زنا و بیعفتی گردد.
در همین راستا باید عرض کنم برای رفتن به زیارت باید سخت مواظب محرم و نامحرمی بود؛ نکند در قطار یا هواپیما یا اتوبوس این مرزها و حریمها شکسته شود؛ با کمال تاسف برخی مهمانداران زن هواپیما با آرایش تند و صورت باز و گاهی کشف قمستی از مو در هواپیما مشغول انجام کارها و خدمت رسانی هستند اگرچه ادب و احترام نسبت به مسافران را خوب رعایت میکنند.
از سوی دیگر مردان عموماً و جوانان بالخصوص بدانند که
1) چقدر جای شرمندگی است که گاهی نقل میکنند که قطار در ایستگاه توقف میکند و از میان یک جمعیت انبوه و فراوان فقط سی نفر یا پنجاه نفر مثلاً براینماز پیاده میشوند و گویا نماز برایشانهیچ اهمیتی ندارد.
هیچ عذری ندارند که به آنها خیره شوند و نگاههای متعاقب و مریبانه کنند و سر صحبت و شوخی با آنها باز نمایند. همچنین اگر در میان مسافران و سرنشنیان هواپیما زنان بیمبالات و دختران بیتقوایی باشند که خود را ساخته و پرداخته باشند و بیباکانه خود را در معرض دید دیگران قرار دادهاند جوانان متعهد از نظر کردن به آنها و مراوده و ارتباط و شوخی کردن با آنها بپرهیزند و سفر زیارتی خود را سفر گناه و معصیت قرار ندهند. و نیز در قطار و اتوبوسها این مطالب را رعایت کنند. البته باید در همه سفرها مراعات این امور شرعی و الهی را بکنند ولی سفر زیارت حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و کلاً سفر زیارتی امتیاز دارد و باید جداً از این برنامههای مخرب و منحرف کننده سخت احتراز داشته باشند.
و نیز ازاین که چند نفر که با هم نامحرماند ـ هر چند از یک خانواده باشند ـ با یک ماشین مسافرت کنند، بپرهیزند.
دوست محترمی از صلحای قم میگفت: «دامادم با همسرش، و دوست او نیز با همسرش، با اتومبیل شخصی خود به مشهد مشرف شدند؛ من از این موضوع ناراحت بودم که چرا دو مرد جوان با دو زن جوان و نامحرم مسافرت کردند. در بازگشت دخترم برای دیدن من آمد اما او را نپذیرفتم و اظهار ناراحتی کردم که چرا با مرد نامحرم در یک اتومبیل شخصی به سفر رفته است. او اظهار ندامت و نگرانی از کار خود کرد و آنگاه او را پذیرفتم.
در این جا اذهان جامعه اسلامی از مرد و زن، دختر و پسر را به این حدیث شریف جلب میکنم و از همه آنها میخواهم به حرمت حضرت رضا (علیه السلام) که خود این حدیث یا اقلاً مضمون
آن را در ذهن بسپارند.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
باعدوا بین انفاس الرجال و النساء فان کانت المعاینة و اللقاء کان الداء الذی لا دواء له(1)
میان نفسهای مردان و زنان فاصله ایجاد کنید و دوری ایجاد نمایید پس اگر همدیگر را ببینند و با هم ملاقات کنند مرض و بیماریای است که دوا ندارد!!
امت اسلامی مواظب دختران و پسران خود باشند؛ مبادا به قصد ثواب و اندوختن پاداش الهی به زیارت بروند ولی در اثر مراعات نکردن احکام الهی و مقررات مذهبی با کوله باری از گناه بازگردند و به جای تقرب و نزدیک شدن به ساحت قدس ولیّ خدا، قلب مبارک آن حجت بالغهی الهی را از خود رنجانیده و خویشتن را مشمول نفرین آن بزرگوار قرار داده باشند.
و نیز به دختران مسلمان توصیه و از آنها درخواست میکنیم که در خیابانهای مشهد و یا در صحنهای شریف با صورت باز و آرایش کرده و لباسها و مدهای برگرفته از اجانب ظاهر نشوند که ممکن است مورد نفرین حضرت رضا (علیه السلام) واقع شوند. و نعوذ بالله من ذلک
مردانی که با زنانشان مشرّف میشوند خصوصاً جوانانی که تازه ازدواج کردهاند غیرت اسلامی خود را حفظ کنند؛ همسر خود را با رو و موی باز و آرایش کرده در خیابانها نگردانند و بترسند که ممکن است مقدراتشان در همین سفر به بدی، بلا و گرفتاری شخصی، تصادف، حریق و بیماری لاعلاج رقم بخورد.
1) المحاسن و الاضدادِ جاحظ، ص159.
از خدای متعال میخواهم که سفر زیارتی آنان این چنین نباشد.
درماه رجب سال1428 درسفر مشهد مقدس، شخصی میانسال و محترم در مسجد گوهرشاد جلو آمد و گفت: «مسألهای دارم.» گفتم: «بفرمایید.» گفت: «من با اعضای خانواده با ماشین شخصی، به مشهد مشرف شدیم. در بین راه بچهها مقداری از میوههای یکی از باغها مانند انگور و گوجه و غیر این ها را چیدهاند و هنوز هم قسمتی از آن باقی مانده است. اکنون چه کنیم؟»
گفتم: «باید صاحب باغ را شناسایی کنید و هر مقدار از مال او را که برداشت کردهاید جبران نمایید و یا جلب رضای او را بکنید.»
گفت: «این ممکن نیست؛ زیرا آن باغ در سمنان بوده و شناسایی صاحبش ممکن نمیباشد.» گفتم: «پس قیمت مقداری را که برداشت کردهاید از طرف صاحبش صدقه بدهید.»
گفت: « با باقیمانده میوهها چه کنم؟»
گفتم: «آن را هم به نیت صاحبش به شخص فقیری بدهید.»
به هرحال ترک هر واجبی از واجبات الهی و انجام هرحرامی ازمحرّمات پروردگار بزرگ، منافی با زیارت و مخلّ به قبولی آن است و از تقرب زایر به ساحت والای حضرت رضا (علیه السلام) و دیگر شخصیتهای آسمانی که انسان عزم زیارتشان را کرده
ممانعت میکند.
دوست عزیز و با فضیلتی داشتیم. در یکی از سفرهایی که به مشهد مشرف شدم کتابی در دست چاپ داشتم و بنا بود که ایشان آن را چاپ کنند. گویا تلفنی برای گفتگوی مربوط به کتاب پیشنهاد کردم که در صحن مطهر با ایشان ملاقات کنم ولی آن انسان شریف گفت: «من در آنجا برای کاری جز زیارت نمیروم و فقط برای زیارت در آنجا حضور مییابم!»
این که از ازدحام جمعیت که در نتیجه نمیتوان نزدیک به ضریح شود نگران نباشد بلکه خدا را شکر کند که دلها این گونه در هوای حضرت رضاست که خداوند ثواب نزدیک شدن و بوسیدن ضریح را به او خواهد داد.
بر سر مکان عبادت و زیارت مجادله نکند؛ بلکه ایثار کند و خود در مکان دورتری جا بگیرد و مراعات ادب کند که خداوند اجر بیشتر به او خواهد داد. و نیز در نماز خواندن و زیارت برای کسی ایجاد مزاحمت نکند و آرامتر بخواند.
و از آداب لازم زایر این است که مردم شهر زیارتی مانند اهل مشهد یا اهل کربلا و نجف و دیگر مراکز زیارتی را احترام کند و با ادب کامل با آنان مواجه شود؛ مبادا از وضع زایران و برخورد ناشایست برخی از آنان به تنگ بیایند و یا از زایری خاطره بدی در ذهنشان بماند بلکه باید چنان با آنها رفتار کرد که همواره ذکر خیر زایران کنند. بالاخره باید توجه داشت که برای
مثال، اهل مشهد مجاوران همیشگی محبوب ما حضرت رضا (علیه السلام) هستند و از این رو در خور احتراماند؛ البته مجاوران نیز باید از زایران حضرت رضا (علیه السلام) تقدیم و احترام کنند.
آری! اگر زایران قبر مطهر حضرت رضا (علیه السلام) و یا دیگر عزیزان خدا صلوات الله علیهم اجمعین بکوشند که این شرایط و آداب را تأمین و فراهم نموده و در وجود خود حاکم سازند امید آن میرود که حتی یک زیارت مختصر از آن بزرگوار و دیگر حضرات معصومین (علیهم السلام) اثر کلی و چشمگیر داشته باشد و بدین وسیله انسان، مشمول عالیترین الطاف و عنایات حضرت ثامن الائمه (علیه السلام) و آبای پاک و ابنای گرامی آن سَرور اخیار قرار بگیرد؛ گرههای کور و باز نشدنی زندگی او از این رهگذر باز شود و درها و دریچههایی از رحمت ویژه ی خداوند سبحان به قلب او گشوده گردد که برای همیشه از آن محظوظ و برخوردار باشد همواره احساس نشاط و انبساط در درون خود بنماید و خویشتن را در ارتباط با خدای رحمان و رحیم و اولیای گرامی او ببیند و از این احساس، مقدس بهترین لذتها را از حیات و زندگی پرمعنای خود ببرد.
در اینجا مناسب است که زیارتی مختصر از مولی الوری حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) را ذکر کنیم تا هرجا که هستیم چه در کنار قبر مطهر آن سید ابرار و چه در نقاط دور دست، مولای عزیز خود را بدان زیارت کنیم و اگر مجال زیارتهای مفصل و طولانی نداریم به این زیارت مختصر اکتفا نماییم. انشاء الله آن حضرت، این عرض ادب ناقابل را ما به ساحت مبارکشان با بزرگی و رأفت و رحمت خاص خود که شعبهای از رحمت بیکران الهی است بپذیرند و بالاتر این که زیارتمان موجب جلب رضا و خشنودی خاطر مبارک آن بزرگوار گردد؛ پیام روحبخش رضایت و خشنودی خود را به گوش جان ما برسانند و به قلب ما الهام بفرمایند و ما را مشمول دعای خیر خودشان قرار بدهند که البته این مطالب از ساحت مقدس، مقام منیع و شأن والا و رفیع آن بزرگوار دور نیست. صلوات الله علیه و علی آبائه و ابنائه الطاهرین
ابن قولویه از علمای بزرگ و متقدم شیعه از بعضی از ائمه طاهرین (علیهم السلام) روایت کرده که فرمودند: چون نزد قبر امام رضا (علیه السلام) بروی بگو:
اللهم صلّ علی علیّ بن موسی الرّضا المرتضی الامام التّقی النّقی وحجّتک علی من فوق الارض و من تحت الثّری الصّدّیق الشّهید صلاة کثیرة تامّة زاکیة متواصلة متواترة کافضل ما صلّیت علی احد من اولیائک
پیش از این ـ یعنی در ذیل ادب پنجم از آدابی که شیخ شهید ذکر فرموده بود ـ زیارتی مختصرتر نیز برای حضرت رضا (علیه السلام) ذکر شد.
عرض ادبِ شاعران به آستان مقدس حضرت رضا (علیه السلام)
شعرا و ادیبان از اهل ولا هر کدام با لطافت شعری و زیبایی سخن خود به آستان مقدس حضرت رضا (علیه السلام) عرض ادب و اخلاص کردهاند؛ مراتب عرفان و شناخت آنان نسبت به وجود پاک حضرت رضا و آباء گرامی و اجداد طیبین آن حضرت در تعبیرات و لطایف و ظرایفی که در شعر و سخن خود به به کار بردهاند کاملاً نمودار است. در این میان بعضی از علمای بزرگ و از مراجع عالی مقام نیز به آستان قدس حضرت رضا (علیه السلام) عرض ادب و اخلاص کرده و اشعاری نغز و با لطافت سرودهاند و اثر ویژهای دارد.
از جمله یکی از بزرگانِ معاصر تحت عنوان «شرح اشتیاق»، قطعه ای جالب دارند:
الا باد صبا ای پیک عشّاق
پیامی بر از این مهجور مشتاق
به سوی خطّهی قدس خراسان
به طور پور موسی قطب امکان
به سوی مقصد پاکان و خاصان
به سوی قبلهی ارباب عرفان
به سوی کعبهی اصحاب حاجات
به دار معجزات و خرق عادات
مکان علم و توحید و فضیلت
مقرّ پیکر پاک حقیقت
به درگاه رضا (علیه السلام) سبط پیمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
غیاث خلق عالم، غوث اکبر
رواقش رشک فردوس برین است
هوایش مشک بیز و عنبرین است
رضا (علیه السلام) شاهنشه ملک فضایل
ستوده سیرت و نیکو خصایل
جهان مکرمت، مصباح بینش
سپهر مرحمت، دریای دانش
امام مشرق و مغرب شه دین
مکان عزّت و اجلال و تمکین
فروزان مهر پر نور ولایت
درخشان درّ دریای امامت
جمال الله و وجهالله اعظم
ولی الله و سرّ الله اقوم
سلامم را نما تقدیم کویش
مشام جان معطّر کن ز بویش
بگو «لطفی» غمین و دل فکار است
جدا از روضهات محزون و زار است
ز هجرم آن چنان اندر تب و تاب
که ماهی آن چنان در خارج از آب
الا ای مظهر الطاف باری
ز درگاه تو خواهم رستگاری
خجسته درگهت باب نجات است
و ز آن خلق جهان را بس صلات است
خوشا حال نکوی خادمانش
خوشا حال حضور زایرانش
خوشا آنان که آنجا در نمازند
خوشا آنان که در راز و نیازند
الا ای معدن لطف و عنایات
الا ای مرکز جود و کرامات
از این بار غم و این نار هجران
خلاصی ده مرا ای رکن ایمان
قبولم کن که سر تا پا خطایم
گدای کوی احسان شمایم(1)
1) اثر طبع حضرت آیت الله العظمی صافی مدظله.
بارخدایا! به حرمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان پاکش زیارت قبور آن عزیزان را با معرفت کامل نسبت به آن ذوات مقدسه و با همه آداب و شرایط نصیب ما بگردان.
خداوندا! ما را به زیارت آن عزیزان و سرافرازان بارگاه قُدس، بدانگونه که موجب رضای تو و خشنودی آن بزرگواران است موفق بدار.
پروردگار! ما را از آثار و برکات بیشمار زیارت اولیاء بزرگوارت در دنیا و آخرت بهرهمندگردان و همانگونه که زیارت قبر منورشان را نصیب فرموده و میفرمایی ما را از شفاعتشان در آخرت و از جوار آنان در بهشت نیز بینصیب مفرما.
پروردگارا حوایج همه زوار قبر علی بن موسی الرضا (علیه السلام) را برآورده فرما و آنان را با حاجات روا شده به شهرها و منازلشان برگردان.
خداوندا! مملکت شیعه، ایران را از خطر حوادث و از شر اشرار داخلی و خارجی مصون و محفوظ بدار و به جوانان ما الهام خیر بفرما.
خداوندا! همانگونه که مولایمان حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) وعده دادهاند که در مواقع مشکله روز قیامت از زایران خود دیدار کنند ما را زایر واقعی آن بزرگوار و آباء طاهرین و ابناء طیبین آن حضرت قرار ده؛ آن انوار طیبه را در شداید و سختیهای جهان آخرت به فریاد ما برسان و به برکت آنها ما را از آن مواقف خطرناک و جانکاه به راحتی برهان وبه جوار رحمت خود برسان.
قم، حوزه علمیه
علی کریمی جهرمی
ذی القعده 1428 هـ ق
1 ـ قرآن کریم.
2 ـ آملی، عبدالواحد، مترجم محمدعلی انصاری قمی، غررالحکم و دررالکلم، چ تهران.
3 ـ خامنه ای، سیدعلی، از ژرفای نماز.
4 ـ خمینی، سید روح الله، سرالصلواة، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس سره
5 ـ دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب، مرکز نشر کتاب.
6 ـ الامام الرضا (علیه السلام) ، علی ابن موسی، فقه الرضا، مشهد، المؤتمر العالمی للامام الرضا (علیه السلام)
7 ـ رضی، محمد ابن احمد (ذی المناقب) ترجمه فیض الاسلام، نهج البلاغه، تهران 1392 (ه.ق)
8 ـ سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق (علیه السلام) .
9 ـ شیبانی، ابی عبدالله، مسند الامام احمد بن حنبل، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
10 ـ صدوق، محمد بن علی بن الحسین بن بابویه، ثواب الأعمال، تهران 154.
11 ـ همان، کتاب الخصال، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1403.
12 ـ همان، عیون اخبار الرضا (علیه السلام) ، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1380 ش.
13 ـ همان، من لایحضره الفقیه، بیروت، دارالصعب.
14 ـ طبرسی، فضل ابن حسن، مجمع البیان، کتابفروشی اسلامیه.
15 ـ عاملی، محمد ابن الحسن، وسائل الشیعه، بیروت، دار احیاء
التراث العربی، الطبقة الخامس، 1403 (ه.ق)
16 ـ عطاردی، عزیزالله، مسند الامام الرضا (علیه السلام) ، مؤسسه طبع و نشر آستان قدس رضوی، 1406 (ه.ق)
17 ـ غزالی، ابی حامد محمد بن محمد، احیاء علوم الدین، بیروت، دارالکتب العلمیه.
18 ـ فیض کاشانی، محسن، المحجة البیضاء، خ تهذیب الإحیاء، قم، انتشارات اسلامی.
19 ـ قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان.
20 ـ قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال.
21 ـ کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی، بیروت، دارصعب.
22 ـ ملکی تبریزی، میرزا جواد، ترجمه رضا رجب زاده، اسرار الصلاة، تهران، انتشارات پیام آزادی.
23 ـ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفأ، 1403 (ه.ق).
24ـ نراقی، ملا احمد، معراج السعادة، تهران، انتشارات علمیة اسلامیة.
25ـ نراقی، محمدمهدی، جامع السعادات، قم، انتشارات دارالتفسیر.
26 ـ هندی، علی ابن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال.
آثار عربی
العترة و القرآن
امیر المؤمنین فی وصف الواصفین
جذبات نهج البلاغه
الدرّ المنضود فی احکام الحدود، در سه جلد
نتایج الافکار فی نجاسة الکفار
صلاة الجمعة فی غیبة الحجة
حول مسائل هامّة من قضاء النراقی
مع المحقق الاردبیلی فی مسائل من الفقه
الصیام و شهر رمضان المبارک
مع معلم الاخلاق فی صفحات المکاسب
المقدس الاردبیلی اضواء علی حیاته و شخصیته
مقتطفات بقیة السلف
صورة موجزة من حیاة المرجع الکبیر السید الگلپایگانی
حیاة آیة الله آیت اللهی الجهرمی
آثار فارسی
رازهای آسمانی، تفسیر سوره حدید
نظام اخلاقی اسلام، تفسیر سوره حجرات
تجلی انسان در قرآن، تفسیر سوره انسان
نمونههایی از تأثیر و نفوذ قرآن
شناخت قرآن از رهگذر قرآن
سیمای عبادالرحمان در قرآن
چهرههای محبوب در قرآن
قرآن و هدایت اندیشهها
مبارزه طاغوتیان با قرآن
جاذبهی قرآن
دختر و پسر نمونه در قرآن
نشانههای او در قرآن
یکصد و یک پیام از قرآن
اولیاء الله در قرآن و روایات
جهان اسلام و مسئلهی تحریف
صراط مستقیم در قرآن
دولت قرآن (درآمدی بر پیامهای اخلاقی قرآن)
خاطرات قرآنی
بهار جانها (دعاهایی منتخب و مأثور از بزرگان دین)
شوق دیدار (نگرشی بر آثار و آداب زیارت)
سیری گذرا در سیرهی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)
سیمای قرآن در نهجالبلاغه
سیمای امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه
سیمای پرهیزکاران (پیرامون خطبه متقین از نهج البلاغه)
به سوی مدینه فاضله(شرح نامه حیات بخش امام علی (علیه السلام) به امام حسن (علیه السلام))
هشداری از امیرمؤمنان (علیه السلام) به فرمانداربصره(پیرامون نامه عثمان بنحنیف)
چشمهسار تربیت علوی (علیه السلام) (نگرشی بر اخلاق از منظر
امیر مؤمنان (علیه السلام) و نهج البلاغه)
اشعهی حیات از بستر شهادت (شرح آخرین وصایای حضرت علی (علیه السلام))
جرعهای از چشمه سار غدیر
سیره و سخن فاطمه (علیهاالسلام)
در ستایش فاطمه (علیهاالسلام) (مروری بر ثناگویی از حضرت صدیقه کبرا (علیهاالسلام) در محفل ملکوت)
ریحانهی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، امام حسن مجتبی (علیه السلام)
سیمای امام حسین (علیه السلام)
در مکتب امام حسین (علیه السلام)
مهر ولایت از آسمان ایران (نگرشی بر زندگانی و ابعاد شخصیتی حضرت رضا (علیه السلام))
عقیلهی بنیهاشم، زینب (علیه السلام)
تکرار حماسه علی در خطبه زینب (علیهاالسلام)
بانوی ملکوت، حضرت معصومه (علیهاالسلام)
عنایات مهدی موعود به علما و مراجع تقلید
مهدی مقتدای مسیح (علیه السلام)
حقوق فراموش شده امام زمان عجلالله تعالی فرجه الشریف
به یاد مهدی زهرا (علیهاالسلام)
حدیث آرزومندی (شرح دعای ندبه)
زمزمهی عاشقان (شرح دعای افتتاح)
بحثهایی پیرامون زیارت ناحیه مقدسه
صحیفهی آفتاب (سخنان گهربار مهدی آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم))
بررسی مقایسهای بین حضرت مهدی و امام حسین (علیه السلام)
دیدگاه شیخ مفید در مسئله حبوه (رساله فقهی)
سروش رحمت (تحلیلی از خطبه شعبانیه پیامبراکرم صلواتالله علیه)
سیمای رمضان در صحیفه سجادیه
آیین روزهداری
پیام رمضان
اسرار لیالی قدر
خط سرخ شهادت
ارزشهای اصیل و انسانی
اذان، نغمه آسمانی
آوای رحیل (نگرشی بر حالت احتضار)
شهید ربذه، ابوذر غفاری
مقدس اردبیلی سرخیل قدسی فقاهت
چهار گفتار پیرامون نامآوران بیدار
آیت الله مؤسس (مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری)
یادی از شیخ المراجع، آیت الله العظمی حائری
خورشید آسمان فقاهت (آیت الله العظمی گلپایگانی)
مهاجرالی الله درخط جهاد واجتهاد(حضرتآیت الله سید عبدالحسین لاری)
سلاله پاکان (مرحوم آیت الله سید علی اکبر آیت اللهی جهرمی)
اسوه صالحان (مرحوم آیت الله سید ابراهیم حقشناس جهرمی)
مجموعه کتاب های ره توشه:
آستان دوست
آئین محبت
باران فضیلت
برهان قاطع
پیروز حقیقی
جلوه وصال
حکایت آفتاب
خورشید شب
در دامان مهر
شرح بی نهایت
صحیفه صحت
نشانی بهشت