ghaemiyeh.com
سرشناسه:محمودی، حسن، ۱۳۵۶ -
عنوان قراردادی:زیارتنامه امام زمان (عج). فارسی - عربی. شرح
عنوان و نام پدیدآور:جمعه روز ظهور : معارف مهدوی،در سایه زیارت حضرت مهدی علیه السلام در روز جمعه/ نویسنده حسن محمودی.
مشخصات نشر:قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود( عج)، ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری:۹۵ ص.؛ ۵/۲۱×۵/۱۴ سم.
شابک:978-600-7120-52-1
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
یادداشت:کتابنامه:ص.[۹۳]-۹۵؛ همچنین به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر:معارف مهدوی،در سایه زیارت حضرت مهدی علیه السلام در روز جمعه.
موضوع:محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق -
موضوع:مهدویت -- انتظار
موضوع:جمعه -- احادیث
شناسه افزوده:بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)
رده بندی کنگره:BP۲۲۴/م۳ج۸ ۱۳۹۳
رده بندی دیویی:۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی: ۳۶۰۹۵۹۲
جمعه روز ظهور
معارف مهدوی، در سایه زیارت حضرت مهدی علیه السلام در روز جمعه
نویسنده: حسن محمودی
جمعه روز ظهور
مؤلف: حسن محمودی
ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)
طراح جلد و صفحهآرا: مسعود سلیمانی
نوبت چاپ: اول/ زمستان 1393
شابک: 978-600-7120-52-1
شمارگان: هزار نسخه
قیمت: 3500 تومان
تمامی حقوق© محفوظ است.
قم: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) / خیابان شهدا/ کوچه آمار(22)/ بن بست شهید علیان/ پ: 26/ همراه: 09109678911/ تلفن: 37749565 و 37737801(داخلی117و116)/37841130 (فروش)/ 37841131 (مدیریت)/ فاکس:37737160 و 37744273
تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)/ تلفن: 88959049/ فاکس: 88981389/ ص.پ:355-15655
m www.mahdi313.com
m www.mahdaviat.ir
m info@mahdaviat.ir
m Entesharatbonyad@chmail.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَیْنَ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا نُورَ اللَّهِ الَّذِی یَهْتَدِی بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ یُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخَائِفُ السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْوَلِیُّ النَّاصِحُ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا سَفِینَةَ النَّجَاةِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَیْنَ الْحَیَاةِ السَّلامُ عَلَیْکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ وَ عَلَی آلِ بَیْتِکَ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ عَجَّلَ اللَّهُ لَکَ مَا وَعَدَکَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الْأَمْرِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مَوْلایَ أَنَا مَوْلاکَ عَارِفٌ بِأُولاکَ وَ أُخْرَاکَ أَتَقَرَّبُ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی بِکَ وَ بِآلِ بَیْتِکَ وَ أَنْتَظِرُ ظُهُورَکَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلَی یَدَیْکَ، وَ أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ یَجْعَلَنِی مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ لَکَ وَ التَّابِعِینَ وَ النَّاصِرِینَ لَکَ عَلَی أَعْدَائِکَ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْکَ فِی جُمْلَةِ أَوْلِیَائِکَ یَا مَوْلایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکَ وَ عَلَی آلِ بَیْتِکَ هَذَا یَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ هُوَ یَوْمُکَ الْمُتَوَقَّعُ فِیهِ ظُهُورُکَ وَ الْفَرَجُ فِیهِ لِلْمُؤْمِنِینَ عَلَی یَدَیْکَ وَ قَتْلُ الْکَافِرِینَ بِسَیْفِکَ وَ أَنَا یَا مَوْلایَ فِیهِ ضَیْفُکَ وَ جَارُکَ وَ أَنْتَ یَا مَوْلایَ کَرِیمٌ مِنْ أَوْلادِ الْکِرَامِ وَ مَأْمُورٌ بِالضِّیَافَةِ وَ الْإِجَارَةِ فَأَضِفْنِی وَ أَجِرْنِی صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکَ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِکَ الطَّاهِرِینَ.
سیّد بن طاووس فرموده:من پس از این زیارت به این شعر تمثل میجویم و به آن حضرت اشاره نموده، میگویم:
نَزِیلُکَ حَیْثُ مَا اتَّجَهَتْ رِکَابِی وَ ضَیْفُکَ حَیْثُ کُنْتُ مِنَ الْبِلادِ
در هر کجا و بر سر هر خوان، من میهمان توام ای صاحب الزّمان
معنای زیارت... 9
هدف زیارت... 11
منابع زیارت... 13
معنای سلام. 17
حجت الله.. 21
چشم خدا 25
نور الله.. 29
گشایش امور به دست امام. 33
تفسیر مهذب و خائف.... 39
ولیّ ناصح... 43
امام زمان علیه السلام کشتی نجات... 45
امام، چشمه حیات... 51
درود بر امام. 55
وعده نصر. 59
هشت پیوند با امام. 67
1.. پیوند اول: مولای من.. 67
2.. پیوند دوم: معرفت.... 68
3.. پیوند سوم: باب الله بودن امام. 70
5.. پیوند پنجم: درخواست درود. 76
6.. پیوند ششم: تبعیت از امام. 77
7.. پیوند هفتم: یاری امام. 78
8.. پیوند هشتم : شهادت... 81
اسلحه حضرت... 87
مهمان حضرت در روز جمعه. 89
منابع: 93
«مَن مات و لم یعرف امام زمانه مات میتةً جاهلیة.»
شناخت امام زمان(عج) معادل دینداری است. کسی که امامش را نشناسد زندگی او رنگبندگی به خود نمیگیرد و از برکات واقعی دینداری، بهرهای نخواهد برد. اما کسی که امام را شناخت، با او همراه و همفکر شده در مییابد که از کجا آمده و برای چه هدفی زندگی میکند، سرگردانی و حیرت هم سراغش نخواهد آمد.
حال، راه شناخت امام چیست؟
یکی از معارفی که امام را به خوبی به ما میشناساند زیاراتی است که در مورد ائمه معصومین علیهم السلام وارد شده است.
معرفی چهره امام در زیارت محقق میشود، زیارتنامهها یکی از بهترین دریچههای شناخت به سوی امام هستند؛بنابراین اگر صرفاً به خواندن زیارتنامه اکتفا کرده و به محتوایش عنایتی نداشته باشیم از دریای عمیق معارف محروم خواهیم شد.
زیارت امام زمان(عج) در روز جمعه، یکی از زیارتهایی است که میتواند زمینه شناخت بیشتر ما را نسبت به امام و حجت حق، فراهم سازد.
زیارت از ریشه «زَور» به معنای میل و عدول از چیزی است. به زائر هم از آن جهت زائر میگویند که وقتی به زیارت میرود از غیر مزور (کسی که زیارتش میکند) عدول می کند و روبرمیگرداند.
زیارت، یعنی یک انسان ناقص در برابر یک انسان کامل قرار گرفته و از غیر او روی برمیگرداند و به کمال آن انسان کامل توجه میکند تا با این توجه، به کمبودها و نقصانهای خود آگاه شده و بداند که باید به حرکتش در مسیر بندگی، سرعت بخشد.
رمز و راز دیدار عالِم هم همین است. با دیدار یک عالم ربّانی، انسان متوجه میشود چقدر عقب است و این فهم، او را به حرکت درمیآورد.
اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام به زیارت، نگاه خاصی داشتند.
اسحاق بن عمار از امام صادق علیه السلام روایت میکند که فرمود:
«به مدینه بروید و بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سلام بدهید؛ هرچند که سلام از راه دور به آن حضرت نیز میرسد.»(1)
1) وسایلالشیعه، کتاب الحج، باب4، حدیث3.
زیارت، پیمان و تعهد شیعیان است نسبت به امامشان که با این کار، صداقت و همپیمانی با امام را یادآوری کرده و آن را تجدید نموده، به کمال میرسانند.
امام رضا علیه السلام فرمود:
شیعیان نسبت به هریک از امامان معصوم، پیمان و تعهدی دارند که کمال وفای به آن عهد در زیارت مشتاقانه و عارفانه قبور آنان است.(1)
منتهی این زیارت باید با معرفت، شکل بگیرد تا آثارش شامل حال زائر شود. در بسیاری از روایات، قید معرفت برای زیارت ائمه معصومین علیهم السلام آورده شده است.
در مورد زیارت امام رضا علیه السلام آمده است:
هرکس امام رضا علیه السلام را زیارت کند در حالی که تسلیم امر او و عارف به حقش باشد در پیشگاه الهی از منزلت شهدای بدر برخوردار است.(2)
این معرفت است که به زیارت، روح و باطن میدهد و موجب کمال زیارت میگردد. بوسیدن ضریح اگر بدون برقراری ارتباط قلبی با امام باشد چندان فایدهای ندارد و آنچه این پیوند قلبی را حاصل میسازد، معرفت است.
این همه سفارش و تأکید برای زیارت معصومین علیهم السلام برای چیست؟
آیا خود امامان معصوم هدف هستند یا اینکه آن بزرگواران واسطهای هستند برای سوقدادن انسان ها به سوی خدای مهربان.
یکی از اهداف زیارت، تقرب الی الله است، اینکه به خداوند متعال به وسیله اهلبیت علیهم السلام، نزدیک شده و قرب پیدا کنیم.
اتیتکم یا اهل توحید! زائرأ و بحقکم عارفأ و بزیارتکم الی الله مَقرباً.(1)
نزد شما آمدم در حالی که زائر شما هستم و به حق شما عارفم و به واسطه زیارت شما به خدا تقرب پیدا میکنم.
در واقع زیارت، عمل به همان آیه (وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ)(2)است تا به وسیلهی آبرومندان درگاه احدیت، راه رسیدن و قرب به خدا را پیدا کرد و به آن سمت حرکت نمود.
هدف دیگر زیارت، شناخت و همپیمانی و تجدید عهد با اهداف ائمه
معصومین علیهم السلام است: اللهم انفعنی بزیارتهم و ثبتنی علی قصدهم.(1)
خدایا! مرا به واسطه زیارت آنها، نفع برسان و بر قصد و هدفشان ثابتقدم بدار.
اهداف و آرمانهای آن بزرگواران در زیارتنامهها بهخوبی بیان شده است که میتواند الگویی برای زندگی بهتر در اختیار ما قرار دهد.
هدف دیگری که برای زیارت میتوان ترسیم نمود؛ مشخص کردن صفبندی ما است که اعلام کنیم ما در صف اهلبیت علیهم السلام هستیم.
در زیارت حضرت امیر علیه السلام آمده است:
الحمدلله الذی ادخلنی هذه البقعة المبارکةَ التی بارک اللهُ فیها و اختارها لوصی نبیه اللهم فاجعلها شاهدةً لی.(2)
حمد مخصوص خدایی است که مرا در این بقعهی مبارک که برای وصی پیامبرش اختیار کرده وارد کرد. خدایا این ورود را شاهدی برای من قرار بده.
بعد از این مقدمات، میخواهیم با خواندن زیارت امام زمان علیه السلام در روز جمعه، به زیارت ایشان برویم و ارتباط قلبی خود را با آن بزرگوار محکم کنیم و بگوئیم که ما در صف شما هستیم و به وسیله شما به خداوند تقرب پیدا میکنیم.
این زیارت را سید بن طاووس در جمال الاسبوع صفحه37؛ علامه مجلسی در بحارالانوار، جلد99، صفحه215 ؛ علی یزدی حائری در الزام الناصب، ج2، صفحه85 و همچنین شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان آوردهاند.
فضیلت روز جمعه
از آنجا که هرکدام از روزهای هفته متعلق به یکی از معصومین است و شایسته است که زیارت مخصوص آن امام یا امامان را در آن روز با معرفت قرائت کنیم تا ارتباط روزانه خویش را با اهلبیت نورانی پیامبر اکرم حفظ کرده و از نور وجودی آنها بهره ببریم، روز جمعه نیز متعلق به امام عصر(عج) میباشد. روزی که یکی از اعیاد مسلمین است و تولد حضرت مهدی(عج) در این روز واقع شده و در این روز مقام امامت به ایشان منتقل گردیده است. همچنین در این روز ظهور کرده و بر دشمنان پیروز میگردد.
خداوند متعال لقب «قائم» را هم در روز جمعه به امام عصر(عج) اختصاص داده است.
جمعه روزی بزرگ است که اعمال در آن دو چندان میشود.
در فضیلت روز جمعه همین بس که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
«روز جمعه، بهترین روزهاست و نزد خداوند از عید قربان و فطر ارجمندتر است.»(1)
در اسلام، روز جمعه اهمیت بیشتری پیدا کرد و پیشوایان دین، منزلت و شرافت جمعه را مورد توجه مردم قرار میدادند.
در روایات داریم که «جمعه، سرور روزهای هفته و دارای بزرگترین مرتبه در نزد خداوند متعال است.»(2)
جمعه روز کمک به محرومان و فقراست. در روایت داریم که «صدقه و انفاق خود را در روز جمعه پرداخت کنید.»(3)
در روز جمعه درهای آسمان برای بالا رفتن اعمال بندگان باز میشود.(4)
و همچنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
در روز جمعه خداوند کارهای نیک را چند برابر و کارهای زشت را محو میکند، به درجات مؤمنان میافزاید، دعاها را اجابت میکند، بلاها را دور و حاجات مؤمنین را برآورده میسازد.(5)
اهمیت دادن به اعمال روز جمعه نیز خود حکایت از ارزش این روز دارد. در روایت آمده است:
در روز جمعه، غسل جمعه را ترک نکنید که سنت پیامبر اسلام است و از بوی خوش بهره گیرید و لباس نیکو در بر کنید(6)
در روایت دیگری نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
آیا به شما خبر دهم چه کسی اهل بهشت است؟ کسی که سرما و گرمای شدید او را از اعمال روز جمعه باز ندارد.
همچنین برای کسی که در روز جمعه به نظافت بپردازد و ناخن و موی سر و صورت خود را کوتاه کند و مسواک بزند... و به سوی نماز جمعه برود درروایت آمده است که هفتاد هزار فرشته او را بدرقه کنند و برای او استغفار و شفاعت کنند.(1)
با توجه به ضرورت توسل و یاد امام عصر(عج) در دوران غیبت، روزهای جمعه این زیارت را خوانده و با نگاهی معرفتی به فرازهای آن، قدمی در راه زیارت و بستن عهد و پیمان با امام زمان(عج) برداریم.
السلام علیک یا حجة الله فی ارضه.
زیارت با واژه زیبای «سلام» شروع میشود.
1) مستدرک الوسایل،ج6، ص46.
سلام به معنای سلامت است. «السلام علیک» یعنی سلامت از طرف خداوند بر شما باد. سلام دادن، سادهترین، آسانترین و باارزشترین وسیله برای ابراز ارادت، تکریم و تعظیم مخاطب است.
«سلام» نوعی تحیت و درود است که اهل بهشت هم از آن بیبهره نیستند: (تَحِیَّتُهُمْ فِیهَا سَلاَمٌ)(1)
آنها که بهترینها برایشان جمع شده است تحیتشان، سلام و درود است؛ پس معلوم میشود بهتر از سلام، تحیتی نداریم که شعاری آسمانی و شیوهای ملکوتی است.
سلام کردن، شعار فرشتگان و ادبی آسمانی است. خداوند متعال از قول فرشتگان در قرآن کریم میفرماید: (یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْکُمُ).(2)فرشتگان میگویند سلام بر شما.
بعضیها بر این گمان باطل هستند که سلام کردن، نشانه کوچکی است؛ اما
این عده باید بدانند که خدای بزرگ هم سلام میکند. سلام کردن نه تنها سبب کوچک شدن نیست، بلکه عزت و محبوبیت میآورد.
نکته دیگر درباره سلام اینکه یکی از نشانههای افراد متواضع در روایات اهلبیت معرفی شده است و همچنین از کفارات گناهان به حساب میآید.
اگر کسی دنبال کفارهای راحت و بیخرج برای گناهانش می گردد به همه سلام کند.
گرچه سلام کردن مستحب است، ولی پاسخ آن واجب است و بهتر است که جواب سلام، گرمتر و باتحیت بیشتری نسبت به اصل سلام باشد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به همه سلام میکرد و میفرمود تا آخر عمر، سلام کردن به کودکان را رها نمیکنم تا این عادت بعد از من بماند. متأسفانه ما به عنوان امت پیامبر هنوز نتوانستهایم این عادت و روش خوب را در جامعه پیاده کنیم.
سلام کردن اگر همگانی شود مردم شاد میشوند و از برخورد با افراد دیگر انرژی میگیرند. در روایت داریم پاداش کسی که سلام کند، هفتاد برابر کسی است که جواب میدهد. برعکس هر وقت سلام کردن در میان مردم کم شود، دشمنی و کینه افزایش پیدا میکند.
در حدیث داریم پاسخ کسی که بدون سلام کردن حرف میزند، ندهید.
پس سلام محبت میآورد، جوابش واجب است و موجب رحمت و مودت میشود. حالا این سلام از طرف ما خطاب به امام عصر(عج) خواهد بود.
سلامی که هرگز بیجواب نمیماند و امام آن را میشنود. در اذن دخول حرمهای شریف اهلبیت علیهم السلام میخوانیم:
«... یرون مقامی و یسمعون کلامی و یردون سلامی و انک حجبت عن
سمعی کلامهم... .»(1)
... آنها مرا میبینند و کلام مرا میشنوند و سلامم را جواب میدهند، لیکن تو کلام آنها را از گوش من میپوشانی.
پس با این اعتقاد که سلام ما به امام عصر(عج) میرسد و جواب حضرت را در پی خواهد داشت به حضرت سلام دهیم و بدانیم که جوابی که از طرف حضرت مهدی(عج) باشد، سلامت و رحمت را به ارمغان خواهد آورد.
1) مفاتیح الجنان، ص534.
اولین سلامی که در این زیارت، حضرت را مورد خطاب قرار میدهیم با وصف حجت الله فی ارضه است.
حجت: به معنای دلیل روشنی است که وقتی بیان شود راه بهانه را مسدود میکند.(1)
جمع آن حُجج است که هنگام بحث و گفتگو با طرف مقابل به کار گیرند.
در هفت مورد از آیات قرآن به معنای غلبه و دلیل آمده است.
در واقع حجت به کسانی گفته میشود که به وسیله گفتار، کردار و تمامی شئون آنان بر حق احتجاج و استدلال می گردد، مانند انبیاء و ائمه معصومین علیهم السلام که در تمامی شئون الگوی مردم و مظهر هدایت و نمودار حقایق دین میباشند.
در واقع حجت خداوند کسی است که وجود او زبان گویای دلایل الهی و نمایانگر تمامی حقایق دین است.
خداوند در هر زمان حجّتی برای مردم قرار داده است.
1) المفردات فی غریب القرآن، ص219.
امام باقر علیه السلام فرمودند:
به خدا سوگند! خداوند از آن هنگام که آدم علیه السلام را قبض روح نموده، زمین را بدون امامی که به وسیله او به خداوند رهنمون شوند، و انگذاشته است و او است حجت خداوند بر بندگانش... .(1)
در روایت دیگری نیز آمده است: «لوخلت الارض ساعة واحدة من حجة الله، لساخت باهلها؛(2)اگر زمین لحظهای بدون حجت خدا باشد بر اهلش فرو میریزد.»
و امام حجت در روی زمین است؛ خداوند به واسطهی او بر مردم احتجاج میکند و به وسیله او راه عذر و بهانه بر خلایق بسته میشود. به بیان روشنتر، خداوند به وسیله عبادت ، فرمانبرداری، امام عصر(عج) و... بر مردم استدلال میکند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «من، علی، فاطمه، حسن، حسین و نه فرزند حسین علیهم السلام حجتهای خدا بر خلق او هستیم».(3)
لازمه حجت خدا بودن امام عصر(عج) این است که باید به زبان همه مخلوقات تسلط داشته باشد؛ چرا که ایشان حجت بر همگان هستند.
ابوصلت هروی، خادم امام رضا علیه السلام میگوید: امام رضا علیه السلام با هرکسی با زبان خودش سخن میگفت؛ به خدا سوگند که فصیحترین و آگاهترین آنها به هر زبان و لغتی بود! روزی به آن حضرت گفتم: ای پسر پیامبر! من تعجب میکنم که شما به همه این زبانها، آشنا هستید.
فرمود: ای اباصلت! من حجت خدا بر بندگان او هستم و خداوند کسی را که آشنای به زبان قومی نباشد حجّت بر آنان قرار نمیدهد.(1)
نکتهی دیگر اینکه لازمهی حجت خدا بودن برخورداری از قدرت مطلق الهی است. حجت خدا باید بتواند در هر لحظه وهر جایی که لازم باشد حضور پیدا کند وگرنه حجت مطلق نخواهد بود.
ابوصلت هروی نقل میکند:
هنگام شهادت حضرت رضا علیه السلام دیدم جوانی زیبا از درهای بسته وارد شد و خود را به بالین آن حضرت رساند.
وقتی از او پرسیدم: شما کیستی و چگونه از درهای بسته وارد شدی؟
فرمود: من حجت خدا بر تو هستم.(2)
السلام علیک یا عین الله فی خلقه
امام زمان(عج) چشم خداست در میان مردم، هم او که امام رضا علیه السلام در وصفشان فرمود: «عینک الناظرة باذنک و شاهدک علی عبادک»(1)
امام زمان(عج) وجودی است که به اذن خدا، دیده اوست و گواه بر بندگانش.
خداوند چشمی همیشه باز دارد که دائم مراقب بندگانش است «لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ»
امام صادق علیه السلام فرمودهاند: «ما من حیّ الّا و هو ینام خلا الله وحده؛ هیچ زندهای نیست مگر اینکه میخوابد و تنها خداوند از خواب بدور است.» خداوند حیّ است و نیازمند خواب و چُرت نیست. خواب، زندهها را از خود منقطع میکند تا چه رسد به دیگران، ولی خداوند خواب ندارد و همواره بر همه چیز قیومیّت دارد.
زمانی که امام را عین الله میدانیم باور داریم که خداوند به امام معجزه نگاه دائم به خلق را داده است.
1) زیارت رضویه ـ مصباح المجتهد، ج1، ص409.
حضرت علی علیه السلام در طواف، مردی را دید که نگاه ناروایی به زنی دوخته است. ابتدا او را نهی فرمود؛ اما آن مرد اعتنایی نکرد. امام، سیلی محکمی به صورت جوان هرزه زد. جوان نزد خلیفه دوم شکایت کرد. او گفت: «چشم خدا تو را دیده و دست خدا بر تو زده است.»(1)
لازمهی عین الله بودن امام این است که علاوه بر اطلاع از ظاهر ما به لایههای پنهان وجود ما نیز مطلع باشد.
آری، او نه تنها از افعال و اعمال ما خبر دارد که از نیتهای ما نیز مطلع است.
دلیلی قرآنی برای عین الله بودن امام
خداوند در سوره توبه آیه105 فرمود:
( قل اعْمَلُواْ فَسَیَرَی اللّهُ عَمَلَکُمْ و رَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ).
بگو عمل کنید که خداوند و رسولش و مؤمنون عمل شما را میبینند.
امام صادق علیه السلام این آیه را تلاوت کرده، سپس فرمودند:
«المؤمنون هم الائمه؛(2)مؤمنون در آیه، امامان هستند».
حال اگر این معرفت از امام، به باور قلبی ما بنشیند خواهید دید که چه تحولی در زندگی ما ایجاد خواهد شد که در رفتار و اخلاق و نیّات، همیشه و در همهجا در نظر داشته باشیم که:
«او میبیند، او میداند حرفهایی که ما به همدیگر میزنیم واو جلوتر از ماها میشنود؛ عینالله الناظره و اُذنه الواعیه.»(3)
در روایت آمده است که عبدالله کاهلی میگوید: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم؛ حضرت فرمود: هنگامی که با حیوانات وحشی برخورد میکنید چه میگوئید؟
گفتم: نمیدانم چه باید بگویم.
حضرت، ذکری یاد دادند... .
عبدالله رفت پس از مدتی برگشت و گفت: یابن رسول الله! من با این درندگان وحشی اطراف کوفه روبرو شدم؛ به من حمله کردند و من همان ذکری را که فرموده بودید خواندم؛ دیدم که این درندگان دست و پایشان لرزید و نشستند و با ادب به ما نگاه میکردند.
امام فرمود:
گمان میکنی من شما را ندیدم، من با هر شیعه و پیروم، گوشی شنوا و چشمی ناظر دارم. من آن درندگان را از شما منحرف کردم.
بعد هم حضرت، نشانههایی دادند.(1)
1) بحارالانوار، ج47، ص96.
«السلام علیک یا نور الله الذی یهتدی به المتهدون و یفرّج به عن المؤمنین؛
سلام بر تو ای نور خدا که اهل هدایت به واسطه شما هدایت میشوند و فرج و گشایش برای اهل ایمان، به واسطه آن نور حاصل میشود.»
در زیارت آل یس اوصافی از نورانیت امام عصر(عج) آمده است:
مجلی الظلمه (برطرف کننده ظلمتها)
منیر الحق (روشن کننده حق)
نورابصار الوری (نور چشم مردم)
مجلی العمی (برطرف کننده نابینایی)
در زیارت روز جمعه با صفت نوری که هرگز خاموش نمیشود به امام خوبیها سلام میدهیم.
السلام علیک یا نورالله الذی لا یطفی.
و موارد دیگر که همگی، امام زمان(عج) را جلوهای از نورانیت خدا معرفی میکند.
در شب معراج، نبیمکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، انواری را مشاهده میکند که به صورت حلقهای در آسمان هستند و نوری درخشندهتر را در وسط آن حلقهها مشاهده میکند.
از خدای مهربان میپرسد این نورها کیستند؟
خداوند فرمود: امامان هستند و آنکه در وسط است مهدی است.(1)
امام عصر(عج)، نور خداست که می تواند ظلمت و سیاهی، جهل و نادانی، شک و تردید را از وجود ما با نور ربانی خویش، برطرف سازد.
استفاده ما از نور امام، به اندازه فاصلهای است که از سیاهی و گناهان گرفتهایم. کسی که در ظلمت گناه و جهل، غوطهور است حرکتی در نور ندارد به همین دلیل در سرگردانی و حیرت، زندگی را طی میکند.
ما با نثار سلام به نورالله خواستار رفع ظلمتها از مملکت وجودی خود هستیم. اگر کسی اراده ظلمت و تاریکی داشته باشد تشعشع نور امام عصر(عج) او را دربرنمیگیرد هرچند نور امام، فراگیر است و همهجا را روشن میکند.
قال الرضا علیه السلام : «الامام البدر المنیر؛
امام همچون ماه شب چهارده است که همهجا را روشن میکند.»
1) غیبت نعمانی، باب4، ج24.
و محروم کسی است که روی خویش را از این نور پربرکت برگرداند. نور امام، هدایتگر است. نور، راه را برای دیگران روشن کرده آنها را با هدایت، به مقصد میرساند به همین علت در زیارت روز جمعه، بعد از نور الله، بحث هدایت را مطرح فرموده است.
در تفسیر آیه نور که به امامان معصوم تأویل شده است. «یهدی الله لنوره من یشاء» را امام صادق علیه السلام به امام تفسیر فرمودند: که خدا با نور امامان هدایت میکند(1)و در این زمان نور امام مهدی(عج) هدایتگر است.
1) تفسیر قمی، ج2، ص103.
و یفرج به عن المؤمنین.
گشایش به واسطه آن نور از اهل ایمان میشود.
وقتی نور امام آمد راه برونرفت از مشکلات آسان شده و فرقان نصیب انسان میشود که مؤمن هرگز در مشکلات زندگی نمیماند و دچار گره کور و چه کنم نمیشود.
کسی که با امام زمانش در ارتباط است و خطاب به او با صفت نورالله سلام میدهد با جواب سلام از طرف امام، کسب نور میکند همیشه برای مشکلاتش بهترین راه را پیدا مینماید و گشایش در امورش دائمی است. ضمن اینکه راه رسیدن به مقام ایمان، باور داشتن این عقیده است که امام نور خداست و روشنکننده جهان و انسان.
ابوخالد کابلی گوید: «از امام باقر علیه السلام درباره آیه:( فَآمِنُوا بِاللَّـهِ وَرَسُولِهِ
وَالنُّورِ الَّذِی أَنزَلْنَا...) پرسیدم، حضرت فرمود: سوگند به خدا! مقصود از نور، امامانی از اهلبیت محمد صلی الله علیه و آله و سلم میباشند که تا روز قیامت مردم را هدایت می کنند. آنان نور خداوند در آسمان و زمیناند. ای ابا خالد! به خدا سوگند که نور امام، در قلوب مؤمنان، درخشانتر از نور خورشید در روز است. به خدا که امامان، قلوب مؤمنان را نورانی میکنند و خداوند نور امامان را از هر که بخواهد، پوشیده میدارد و قلوب ایشان را سیاه میکند.»(1)
اگر نور امام و توجه او نباشد شک و شبههها انسان را در گرداب هلاکت میاندازد.
اما کسی که با نور امام، زندگی را طی میکند راه را از چاه تشخیص داده و در سلامت کامل خواهد بود.
از امام صادق علیه السلام درباره آیه کریمه:
( وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنزِلَ مَعَهُ أُولَـٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ).
سؤال شد؛ حضرت فرمود: مقصود از نور در این آیه، امیرالمؤمنین علی علیه السلام و امامان هستند.(2)
نوری که رستگاری و نجات را به ارمغان میآورد، نوری که هرگز خاموش نمیشود و اراده خداوند بر تمامیت آن تعلق گرفته است، نور امام است.
محمد بن فضیل میگوید: از امام کاظم علیه السلام درباره آیه:
(یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّـهِ بِأَفْوَاهِهِمْ...).
(اراده کردهاند که نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند) پرسیدم، حضرت فرمود: مقصود این است که دشمنان، میخواهند نور ولایت حضرت علی علیه السلام را با دهانهایشان خاموش کنند.
عرض کردم تفسیر «و الله متم نوره...» چیست؟
فرمود: خداوند، خود تمامکننده و کاملکننده امامت است، زیرا امامت همان «نور» است.(1)
امام زمان(عج)، نور درخشنده و فروزنده است. نوری که تمام هستی، از وجود آن نور، روشن است و دیدگان مردم از نور آن، توان بینایی دارند. در زیارت آل یس میخوانیم:«و نور ابصار الوری» نور دیده همه مردم.
اما اگر کسی از یاد امام غافل باشد و از نور امام بهرهای نبرد راه گریز از مشکلات را نمییابد و آرامش نصیب زندگی او نخواهد شد. (وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا).(2)
کسی که از یاد من رویگردان شود برای او زندگی سخت خواهد بود.
امام، نور الله است که به واسطه آن نور، گشایش در امور مؤمنان حاصل میشود.
و یفرج به عن المؤمنین.
راه بهره بردن از نور امام، ایمان است. کسی که از گروه مؤمنان فاصله گرفته، گشایشی برایش حاصل نمیشود و مؤمن کسی است که ایمان به خدا و رسول و امام دارد.
علاوه بر این، خود را هم ملزم به همراهی با امامش میداند.
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ).(1)
ای مومنان، تقوا داشته باشید و همراه صادقین باشید.
ایمان، تقوا و همراهی با صادقین سه شرط اصلی بندگی خداست.
صادقین در روایات به وجود مبارک معصومین تفسیر شده است.
برید بن معاویه میگوید: از امام باقر علیه السلام در مورد این آیه (وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ) پرسیدم. امام فرمود: مراد ما هستیم.(2)
ایمان، زینتی برای قلب است که مدعیان بسیاری دارد؛ اما کسانی میتوانند به اوصاف ایمان مزین شوند که در راه تبعیت از اهلبیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از هیچ تلاشی فروگذار نکنند.
در دوران صدر اسلام، عدهای نزد پیامبر آمدند و ادعای ایمان کردند؛ آیه نازل شد که:
(قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَـٰکِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ).(1)
اعراب گفتند ما ایمان آوردیم. بگو به آنها شما ایمان نیاوردهاید ولکن بگوئید ما مسلمان شدیم و هنوز ایمان در قلبهایتان داخل نشده است.
ایمان که داخل قلب نشود بهرهی انسان از نور الله به حداقل میرسد؛ نور اللهی که مسیر زندگی را روشن میسازد و سیر انسان را در حرکت به سوی کمال سرعت میبخشد.
1) حجرات، 14.
السلام علیک ایها المهذب الخائف.
سلام بر شما که آراسته و پاک و ترسان از خدایی.
در کتب لغت، مهذب به مطهر الاخلاق و مردی که پاک از عیب و نقصان است ترجمه شده است.(1)
امام عصر(عج) مهذب است. در روح و جانش ذرهای از غیر خدا به چشم نمیآید. قلبی سلیم دارد و ساحتش از شرک و دوگانگی و ریا دور است.
خداوند متعال، انسانهایی را ستوده و آنها را از میان مخلوقاتش برگزیده است. حضرت ابراهیم علیه السلام را به قلب سلیم مورد ستایش قرار داد و فرمود: (إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ)(2).
او که با قلبی سالم از هرگونه بیماری اخلاقی و اعتقادی و با روحی پاک، مأمور مبارزه با بتپرستان شد، و در روز قیامت نیز با آن قلب خالص بر خدا وارد میشود. روح پاک، روحی است که از وابستگی به دنیا و آلودگی به
شرک، کفر، نفاق، تکبّر و همهی امراض قلبی پاک باشد و چون خداوند دربارهی منافقان میفرماید: «فِی قُلُوبِهُمْ مَرَضٌ» پس قلبِ سلیم، قلب مؤمن است.
امام صادق علیه السلام فرمود: قلب سلیم قلبی است که جز به خدای تعالی به چیزی وابسته نباشد.
چرا که وابستگی به غیر خدا، شرک را به همراه دارد.
قلب سلیم یعنی قلبی که پاک است. هیچ کینه و بخل و مرضی نداشته باشد.
همچنین خداوند، اهلبیت پیامبر علیهم السلام را مورد عنایت قرار داد. و آنها را از بین انبیاء و اولیاء برگزیده است و در شأن آنها فرموده:
( یُرِیدُ اللَّـهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا).(1)
خداوند اراده کرده است که پلیدی را از شما اهلبیت دور کند و شما را کاملاً پاک سازد.
پس اینکه امام مهدی(عج) مهذب است، یعنی روح ، روان، قلب و اندیشه آن امام همام از هر آلودگی، پاک و پیراسته است و قلب صاف و بیآلایشش، سرشار از مهر و محبت خداست.
الخائف
ترس درباره امام عصر(عج) چه معنایی میدهد.
مگر نه این است که اولیای خدا از چیزی هراس ندارند.
باید دانست که خوف و هراس دو گونه است. یکی مذموم و دیگری ممدوح. آن خوفی که مذموم است ترس از مردم و خلایق، ترس از دست دادن
1) احزاب، 33.
مقام و موقعیت و... که اینها از ساحت قدسی حضرت بقیة الله روحی فداه دور میباشد، اما خوفی که ممدوح است خوف از جلال و عظمت الهی است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «هرکس به خداوند عارفتر باشد نسبت به حضرتش هراسانتر است».(1)
در نتیجه هنگامی که خطاب سلام را به محضر قطب عالم امکان با لقب مهذب و خائف، متوجه میکنیم مرادمان آن است که سلام بر تو ای انسان پاک سرشت و خائف از عظمت الهی.
البته خوف دیگری نیز در این مقام متحمل است و آن همان است که در روایات اهلبیت علیهم السلام به عنوان علت غیبت مطرح شده است. درباره حضرت موسی داریم (فخرج خائفاً یترقب...)
عن زرارة قال سمعتُ اباجعفر علیه السلام یقول: «اِنَّ للقائم غیبةً قبلَ ان یقوم. قلتُ: و لِمَ؟
قال علیه السلام : یخاف و اوماء بیده الی بطنه؛(2)
زراره میگوید: شنیدم از امام صادق علیه السلام که میفرمود: همانا برای قائم(عج) قبل از قیامتش غیبتی است. پرسیدم: به چه علتی؟ فرمود: میترسد و به شکمش اشاره کرد. (کنایه از کشته شدن)
البته این ترس برای این است که امام زمان(عج) آخرین حجت خداست و حفظ جان ایشان بر خودشان هم واجب است، پس ترس از جان در روایت را به
حفظ جان نیز میتوان تعبیر کرد. که ترس ایشان از مردمی است که مهذب نیستند و برای رسیدن به دنیای خویش، ابایی از قتل آخرین ذخیره خدا ندارند و امام از این مردم در هراس است.
آیت الله بهجت فرمود: در زیارت حضرت غایب (عج) وارد شده است: السلام علیک ایها المذهب الخائف. (سلام بر تو ای آراسته بیمناک) با اینکه اگر انسان خائن باشد باید خائف باشد و شخص مهذب و بیگناه و پاک از کسی بیم ندارد، ولی آن حضرت با آن حریم پاک، از اظهار خود بیمناک است. بنابراین از گناهها و به خاطر اعمال ما است که آن حضرت هزار سال است خائف است.(1)
در قرآن کریم نیز درباره ولیَّ خدا خوف بکار رفته است (فأَصبَحَ فِی الْمَدِینَةِ خائِفاً یَتَرَقَّبُ).(2)
این نشان میدهد که هر ترسی مذموم نیست، ترس از نرسیدن به اهداف خود و یا دستیابی دشمن به آروزهایش، ترس پسندیده است.
السلام علیک ایها الولیُ الناصح
سلام بر شما که ولیَّ ناصح هستی
ولیَّ به معنای واقع شدن چیزی پشت سر چیز دیگر است به گونهای که بیگانه بین آن دو واسطه و فاصله نباشد، اما در معنای اصطلاحی، ولی را سرپرست معنا کردهاند.
(اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ).(1)
خدا سرپرست مؤمنان است که این سرپرستی را برای پیامبران و ائمه علیهم السلام جعل کرده است.
(إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ ا للّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ...).(2)
همانا ولی و سرپرست شما، خدا، رسول و مؤمنون... هستند... .
وظیفه اصلی سرپرست، تدبیر و برنامهریزی است. اگر بتوانیم رابطه ولایی خویش را با ولی الله الاعظم، حضرت بقیة الله روحی فداه برقرار کرده و قوّت
بخشیم اثرات تدبیر آن بزرگوار را در زندگی مشاهده خواهیم نمود.
چرا که او ولیّی ناصح و خیرخواه است. هرچه که برای رشد زیردستان خود لازم است مبذول میدارد و از کوچکترین خیرخواهی دریغ نمیکند.
امام عصر(عج) ولیّ امر است و امر خدا این است که با ارادهاش کن فیکون میشود و امام، صاحب و ولیّ این امر است. مقامی بس بلند که ما سوی الله مطیع امر ولی الله باشند.
السلام علیک یا سفیة النجاة
سلام بر شما ای کشتی نجات
طوفانی سهمگین آمد؛ آنانکه حرف ولی خدا را باور داشتند سوار کشتی شدند و آنانکه در خودخواهی و غرور غوطهور بودند از سوار شدن، سرباز زدند و به گمان نجات بر بلندیها پناه گرفتند؛ اما پناهگاه آنان سست و بیبنیان بود و همگی مقهور طوفان شدند.
اما سوار شدگان بر کشتی نوح، در امن و سلامت بودند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
« نحن سفن النجاة؛(1)ما همگی کشتی نجات هستیم».
اهلبیت من همچون کشتی نوحاند که هرکس بر آن سوار شد، نجات یافت و هرکه از آن دوری گزید هلاک شد.
در کتب معروف شیعه و سنی احادیث ارزشمندی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده که جایگاه والای اهلبیت را نشان میدهد.
1) بحارالانوار، ج1، ص337.
مرحوم میرحامد حسین هندی کتابی به نام «عبقات» دارد که قبل از «الغدیر» نگاشته شده، مرحوم علامه امینی صاحب کتاب الغدیر از آن بسیار استفاده کرده است.
در این کتاب 187 حدیث از طریق 92 نفر از برزگان اهلسنت از جمله امام شافعی، احمد بن حنبل و مسلم نقل کرده که پیامبر فرمود:
مثل اهل بیتی کسفینة نوح مَن رکبها نجی و من تخلّف عنها غرق؛(1)
اهلبیت من، همچون کشتی نوح هستند، هرکس بر آن سوار شد، نجات یافت و هر کس از آن روی گرداند، غرق گردید.
همچنین شیعه و سنّی از آن حضرت نقل کردهاند که فرمود:
یهودیان، پس از پیامبرشان هفتاد و یک فرقه و مسیحیان، هفتاد و دو فرقه شدند و امت من هفتاد و سه فرقه خواهد شد و تنها یکی از آنها اهل نجات است.
در اینکه فرقه ناجیه کدام است، میانِ فرق مختلف اختلاف شده و هر فرقهای خود مدّعی آن است. امّا پیامبر راه را نشان داده و تنها راه اهلبیت را راه حقّ و نجات میداند، «مَن رکبها نجی» هرکس متمسّک به اهلبیت شد، نجات پیدا میکند.
یکی از استدلالهای متین و محکم در ارتباط با حقانیّت راه اهلبیت همین حدیث سفینه است.
در زمان غیبت - که طوفانهای شهوت و دنیاپرستی و دینفروشی غوغا میکنند - امام عصر(عج) که از اهلبیت رسول الله است مصداق کشتی نجات
1) غیبت نعمانی، باب2، ص44.
است.
«مثل اهلبیتی فیکم کمثل سفینة نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق؛(1)
مثَل اهلبیتم در میان شما مثل کشتی نوح است هرکس سوار شود نجات مییابد و هرکه از آن تخلف کند غرق میشود.»
آری او کشتی نجات است در دریای متلاطم دنیاها میکاود و جستجو میکند و در تبوتاب بشریت، ندا سرمیدهد که برای نجات آمدهام سوار شوید تا با عافیت به مقصد برسید.
حالا اگر غریقی در حال فرو رفتن در گرداب باشد و موجها او را احاطه کرده باشند و در همان حال متوجه حضور کشتی نجات شود باید چه کند؟ آیا نباید فریاد بزند و طلب کمک نماید؟
آیا اگر کسی به جای پیوستن به کشتی نجات، در جهت مخالف شنا کرد و از سپردن خود به منجی، سرباز زند مقصّر، کشتی نجات است؟
در زیارت جامعه کبیره نیز اهلبیت علیهم السلام راه نجات امت معرفی شدهاند: مَن اتیکم نجی؛ هرکس به سوی شما بیاید نجات مییابد.
معلوم میشود که از سمت ما هم باید حرکتی شکل گیرد؛ حداقل دستی را به سمت آن بزرگواران دراز کنیم و از آنها استمداد نمائیم تا ما را از غرق شدن در دریای متلاطم دنیا، حفظ نمایند.
امام رضا علیه السلام از پدران طاهرینش از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل فرمودند:
هرکس دوست دارد بر کشتی نجات برآید و به ریسمان آویخته و محکم الهی خود را نگه دارد، پس علی علیه السلام را پس از من سرپرست خود بداند و با دشمنان او دشمنی نموده و از امامان
1) غیبت نعمانی، باب2، ص44.
هدایتکننده از فرزندان علی علیه السلام پیروی نماید. ایشان جانشینان و اوصیاء من و حجتهای الهی بر خلق پس از من هستند.(1)
در این روایت به بعضی از شروط سوار شدن بر این کشتی نجات اشاره شده است که دوستی اهلبیت علیهم السلام و مهمتر از آن اینکه آنها را ولیَّ امر و سرپرست خود بداند و با دشمنان آنها دشمنی کند. نمیشود دلخوش به آمریکا باشیم و سوار به کشتی نجات هم شویم. یهود و صهیونیست در حال حاضر دشمنان درجه یک امام زمان(عج) هستند.
شرط پیروی از اهلبیت علیهم السلام نیز در روایت آمده است. این پیروی و اطاعت ما را همراه آن بزرگواران خواهد کرد، همراهی نیکویی که ثمرهاش نجات، رستگاری و همنشینی در بهشت با آنان است.
(وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا).(2)
کسانی که اطاعت خدا و رسول نمایند همراه با کسانی خواهند بود که خداوند به آنها نعمت داده است چون پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحین و اینان چه نیکوی رفیقانند. همچنین این اطاعت، انسان را به فوز عظیم رسانده به بهشت نیز داخل میکند.
(وَمَن یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِیمًا).(3)
هرکه خدا و رسول را اطاعت نماید به کامیابی بزرگی دست یافته است.
شرط سوارشدن به کشتی نجات که ثمرهاش کامیابی بزرگ است اطاعت از
رسول خدا و اهلبیتش میباشد.
مادامی که ما سوار بر این کشتی هستیم هیچ آسیبی به ما نخواهد رسید و این کشتی به سلامت ما را به مقصد خواهد رساند، اما اگر از کشتی اهلبیت علیهم السلام با اعمال خلاف خود و توبه نکردن، پیاده شویم دچار دلنگرانیها، تشویشها، افسردگیها و در نهایت غرق شدن در تلاطم دریای زندگی خواهیم شد.
اما اگر طالب نجاتیم راهش همراه بودن با امام است، در افکار و عقاید و اعمال. در طوفان نوح نیز فقط کسانی که همراه حضرت نوح علیه السلام بودند نجات یافتند.
(فَنَجَّیْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِی الْفُلْکِ).(1)
نوح و همراهانش را در کشتی نجات دادیم.
در آیه دیگر اشاره به اهل نوح علیه السلام میکند که (فَنَجَّیْنَاهُ وَأَهْلَهُ).(2)
نوح و اهلش را نجات دادیم.
با اینکه ما میدانیم پسر نوح نجات پیدا نکرد در حالی که به ظاهر، اهل حضرت نوح علیه السلام بود، اما غریبههایی که به حضرت نوح علیه السلام ایمان آورده بودند اهل واقعی نوح شدند. در مورد امام عصر(عج) هم این قاعده اجرا میگردد. کسانی که بتوانند با اعمال صالح همراه امام گردند اهل او محسوب میشوند.
خداوند در قرآن کریم، اهل ابراهیم علیه السلام را کسانی معرفی میکند که از او تبعیت مینمایند.
(إِنَّ أَوْلَی النَّاسِ بِإِبْرَاهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ).(3)
نزدیکترین کسان به ابراهیم علیه السلام همان پیروان او هستند.
ولی در مورد فرزند نوح علیه السلام چون عملش صالح نبود و از پیامبرش تبعیت نمیکرد فرمود:
(قَالَ یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ).(1)
گفت: ای نوح، او از خاندان تو نیست او ]دارای[ کرداری ناشایسته است.
نمونه دیگر، سلمان فارسی است که با این که عرب نبود، اما به مرتبه منّا اهلالبیت رسید و در اوج همراهی با آن بزرگواران فوز عظیم را به دست آورد.
در آخر اگر کسی توانست همراه امام شود سوار کشتی نجات شده است و نباید هیچ شکی در نجات خویش داشته باشد.
(فَنَجَّیْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِینَ).(2)
نوح و همه کسانش را نجات دادیم.
السلام علیک یا عین الحیوة
سلام بر چشمه زندگی.
«عین» در اینجا به معنی چشمه و «الحیوة» به معنی زندگی است.
امام زمان(عج) در این فراز به چشمه زندگانی مورد خطاب سلام ما قرار میگیرند. کسی که چشمه زندگی است باید در سلامت باشد تا بتواند زندگی دیگران را از آفات در امان نگه دارد. امام عصر(عج) آب حیات است.
فضل میگوید: نزد امام صادق علیه السلام بودیم و با هم گفتگو میکردیم تا اینکه سخن از «عین الحیوة» شد؛ امام فرمود: میدانید «عین الحیوة» چیست؟
گفتم: خدا و فرزند رسول خدا آگاهند.
امام فرمود: ما عین الحیوة هستیم؛ کسی که ما را بشناسد و ولایت ما را داشته باشد به حقیقت از «عین الحیوة» نوشیده و خداوند به او زندگانی دائمی در بهشت دهد و از آتش نجاتش دهد.(1)
در روایتی دیگر ذیل این آیه شریفه:
1) شرح الاخبار فی فضایل الائمه الاطهار، ج3، ص494، حدیث1425.
(قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا فَمَن یَأْتِیکُم بِمَاء مَّعِینٍ).(1)
بگو به من خبر دهید اگر آبهای (سرزمین) شما در زمین فرو رود چه کسی میتواند آب گوارا در دسترس شما قرار دهد.
امام کاظم علیه السلام فرمودند:
اذا غاب عنکم امامکم فمن یاتیکم بامام جدید.(2)
هرگاه امام شما از میانتان غایب شد چه کسی امام جدید برایتان میآورد.
تشبیه امام عصر(عج) به آب حیات در این روایت مشهود است.
آبی که مایه حیات است و هر موجود زندهای وابسته به آن است.
حیات دو بعد دارد: مادی و معنوی، در بعد مادی هر چیزی وابسته به آب است.
«وجعلنا من الماء کل شی حیاً» اما در بعد حیات معنوی، همه امور وابسته به امام است.
امام باقر علیه السلام هم در مورد آیه مذکور (ماء معین) فرمودند: این آیه درباره حضرت قائم(عج) نازل شده است.(3)
امام عصر(عج) آب حیات است؛ به این معنا که زندگی بیوجود و ارتباط با ایشان سرد وبیروح است، زندگی واقعی و نشاط و سرزندگی در گروی شناخت امام و انس و ارتباطی عاشقانه با آن بزرگوار است.
او چشمه حیات است؛ اگر دنبال حیات طیبه هستیم و در سر سودای چشیدن لذت زندگی را میپرورانیم راهش اتصال به عین الحیاه است که او منشاء همه
سرچشمه ها، رشدها و کمالهاست. وقتی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم انسانها را برای حیات واقعی دعوت مینماید «دعاکم لما یحییکم» این دعوت هنوز هم از جانشین رسول خدا به گوش میرسد. تا با شناخت او عمل به فرامینش، به حیات واقعی و انسانی دست پیدا کنیم.
امام عصر(عج)، انسان کامل است و واجد تمام کمالات؛ بر همین اساس، مایه تأمین حیات معنوی و سرچشمه آب زندگانی است.
منتهی آب زندگانی، چون بارانی نیست که از بالا ببارد یا چشمهای که از پایین بجوشد؛ بلکه حقیقتی است که به صورت قانونی الهی در عرصه تشریع و در قالب انسان کامل و معصوم در عرصه تکوین ظهور پیدا میکند.
چگونه امام عصر(عج) چشمه زندگی نباشد وقتی که شناخت ایشان انسان را از مرگ معنوی و روحی نجات میدهد.
زمین مرده هم به برکت وجود امام زمان(عج) زنده میشود.
(اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا).(1)
بدانید همانا خدا زمین را پس از مرگش زنده میکند.
امام صادق علیه السلام فرمود:
«خداوند زمین را پس از مرگش زنده میکند به واسطه حضرت قائم(عج).»(2)
چرا که در فرهنگ قرآنی، کافر به عنوان میت تلقی شده است.
کافر به واسطه جهل، قلبش را میرانده است؛ به همین دلیل نمیتواند ارتباطی با خالق خویش داشته باشد. و آنجا که جهل است فضا در سیطره مرگ قرار گرفته و این دوری از خدا را کسی جز واسطهی فیض و قرب او نمیتواند به
نزدیکی تبدیل نماید. معرفت امام، مایه حیات قلوب انسانها و رستن از بند جهالت و خرافات است و احیای تام جامعه، فقط به دست انسان کامل محقق خواهد شد.
السلام علیک صلی الله علیک و علی آل بیتک الطیبین الطاهرین
اینکه در خاندانت ذرهای شرک و ظلم پیدا نشود و رجس و پلیدی کوچکترین راهی نداشته باشد خود بزرگتری دلیل است که خدا نیز بر این خاندان و بر وجود خاتمشان صلوات و درود بفرستد.
امام عصر(عج) عصاره و وارث تمام انبیاء و اولیاء میباشد، وارث خاندانی پاک و مطهر، خانوادهای که همیشه در مسیر خدا و برای خدا بودهاند و برگزیده او میباشند.
پس شایسته است سلام بر امام قائم(عج) را همراه کنیم با درود خدا بر ایشان و خاندان پاک و مطهرشان. دو صفتی که علت سلام و درود را میرساند که این بزرگواران شایسته اکرام و تحیت هستند؛ کسانی که خدا و ملائکه بر آنها درود میفرستند:
(إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ).(1)
خدا و فرشتگان بر پیغمبر صلوات میفرستند.
1) احزاب، 56.
اگر بخواهیم به پاکی و طهارت نزدیک شویم راهش این است که به پیامبر پاکیها و فرزندانش درود بفرستیم و با این سلام ارتباطی روحی برقرار سازیم و در این صلوات، امام عصر(عج) را ویژه یاد نمائیم که اهداف آن بزرگواران به دست باکفایت حضرت مهدی(عج) محقق خواهد شد.
در اهمیت صلوات و درود بر آل بیت رسول، همین بس که در همین زیارت روز جمعه چهار مرتبه با این عبارات:
اسئل الله ان یصلی علی محمد و آل محمدصلوات الله علیک و علی آل بیتک صلوات الله علیک و علی اهل بیتک الطاهرین
به محضر آن بزرگواران صلوات میفرستیم و به گونهای امر خداوند متعال را امتثال نموده با خدا و فرشتگان در این کار، همراه میشویم.
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا).(1)
ای مؤمنان بر پیامبر صلوات و درود بفرستید و آنطور که شایسته است تسلیم باشید.
در بیشتر ادعیه و زیارات، صلوات بر محمد و آلش دیده میشود و خود یکی از معیارهای سنجش صحت و صدور آن دعا میباشد.
صلوات، افضل اعمال است و سنگینترین عملی است که در میزان قرار میگیرد و ترککننده عمدی صلوات، از خدا دور میشود.(2)
در روایات تأکید شده است که صلوات را ابتر نفرستید، یعنی آل را حتماً ذکر نمائید. امام صادق علیه السلام میفرماید: پدرم شنید شخصی در حالی که دست به خانه کعبه گذارده بود و میگفت: اللهم صل علی محمد. فرمود: صلوات را
ناقص نیاور و در حق ما ظلم نکن بلکه بگو: «اللهم صل علی محمد و اهل بیته»(1)
اهلسنت نیز به این مطلب در کتب خویش اشاره کردهاند.
از امام شافعی شعری نقل شده است که:
یا اهل بیت رسول الله حبکم
فرض من الله فی القرآن انزله
کفاکم من عظیم القدر انکم
من لم یصل علیکم لا صلاه له(2)
ای اهلبیت رسول خدا، دوست داشتن شما از طرف خدا در قرآنی که نازل فرموده واجب شده.
در بزرگی مقام شما همین بس که هرکس نماز بخواند و بر شما صلوات نفرستد نمازش باطل است.
السلام علیک عجّل الله لک ما وعدک من النصر و ظهور الامر
سلام بر شما. خداوند در آنچه که وعده نصر و ظهورش را به شما داده است، تعجیل کند.
خداوند به حکومت صالحان وعده داده است. این وعده حتمی است و شک و شبههای در آن نیست.(إِنَّ اللّهَ لاَ یُخْلِفُ الْمِیعَادَ).(1)
خداوند خلف وعده نمیکند.
به دلیل این که وعدههایی که داده است همگی محقق شدهاند.
وعده داد که مسلمانان بر روم پیروز شوند، پیروز شدند.
(غُلِبَتِ الرُّومُ).(2)
روم شکست خورد.
وعده داد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با امن و سلامت وارد مسجد الحرام شود، شد.
(لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِینَ).(3)
ان شاء الله به زودی داخل مسجد الحرام با امنیت میشوید.
وعده دیگر خدا که در قرآن آمده است وعده حاکم شدن مستضعفان و مؤمنان در زمین است، وعده امنیت همهجانبه در روی زمین و بندهشدن همه مردم و ریشهکن شدن شرک و کفر.
(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا).(1)
خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند وعده میدهد که حتماً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همانگونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل میکند. آنچنان که تنها مرا میپرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت.
این وعده خداست که به دست آخرین ذخیره الهی حضرت مهدی(عج) انجام خواهد شد، آن هم با یاری و نصرت وعده شده از طرف خداوند. ما در این زیارت، تعجیل در این وعده را خواهانیم و اینکه امر امامت و ولایت حضرت بقیه الله(عج) با این تعجیل، ظهور پیدا کند و حقوق از دست رفته اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام استیفاء شود.
در این فقرهی زیارت، حضرت مهدی(عج) به عنوان موعود شناخته شده است؛ موعودی که ظهورش به دست خداست و تحقق وعده خدا به زمینهسازی منتظران بستگی دارد، اگر که در دعای برای تعجیل فرج و فراهم کردن مقدمات
1) نور، 55.
کوتاهی نکنند.
نصرت خدا هم شامل خواهد شد، چرا که تنها نصرت و امداد الهی است که تحت الشعاع هیچ چیزی قرار نمیگیرد.
(إِن یَنصُرْکُمُ اللّهُ فَلاَ غَالِبَ لَکُمْ).(1)
اگر خداوند شما را یاری کند هیچکس بر شما پیروز نخواهد شد. و شرط یاری خدا، صبر در مشکلات و تحمل آنهاست.
(فَصَبَرُواْ عَلَی مَا کُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّی أَتَاهُمْ نَصْرُنَا).(2)
پس در برابر تکذیبها و اذیتها صبر کردند تا هنگامی که یاری ما به آنها رسید.
مشکلات دوران غیبت، فقدان نبی و غیبت ولیّ، صبر را میطلبد تا با صبر به نعمت خدا برسیم؛ نصرتی که کسی بر آن غلبه نخواهد کرد.
در جنگ بدر که اولین نبرد مسلمانان با مشرکان بود، مسلمانان از امدادهای الهی و نصرت خدا برخوردار شده به پیروزی رسیدند؛ چرا که آنها سالیانی را در مکه صبر کردند و آزار واذیتهای مشرکان را تحمل نمودند و این نصرت و امداد الهی با صابران است.
(اصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ).(3)
صبر کنید همانا خدا با صابرین است.
هرچند افراد منافق و سست ایمان و بیاعتقاد به نصرت الهی، تصور نمیکردند مسلمانان با جمعیت و سلاح اندک پیروز شوند. در حالی که عامل
اصلی پیروزی مسلمانان در جنگها، نصرت و امداد الهی بود.
(لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّهُ فِی مَوَاطِنَ کَثِیرَه).(1)
خداوند شما را در جاهای زیادی یاری کرد.
و همین نصرت در مورد قیام حضرت مهدی(عج) هم موجود است. آن کسانی که قدرت دشمن را دیده و در ذهن خویش قدرت تسلیحاتی امام عصر(عج) را در برابر آن ناچیز میپندارند و میگویند چگونه حضرت مهدی(عج) میتواند در مقابل این سلاحهای پیشرفته کاری از پیش ببرد، همان کسانی هستند که قدرت خدا و نصرت و امداد او را در نظر نمیگیرند.
نصرتی که قرآن آن را حقی میداند که خداوند بر خود لازم کرده است:(وَکَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ).(2)یاری مؤمنین بر ما لازم است.
این یک سنت الهی است که خداوند مؤمنین را هرگز رها نکرده و آنها را تحت حمایت و نصرت خود قرار داده است. البته معنای دفاع و نصرت الهی، همیشه دفاع و نصرت فوری و کوتاه مدت نیست بلکه دفاع درازمدت را نیز شامل میشود. (وَالْعَاقِبَه لِلْمُتَّقِینَ).(3)عاقبت برای اهل تقوا است.
ممکن است در یک درگیری و جنگ، مؤمنین به ظاهر شکست بخورند، ولی اهداف و تفکر آنان پیروز میشود؛ چنانچه ابنمجلم، حضرت علی علیه السلام را به شهادت رساند، اما آیا خداوند او را حمایت کرد یا علی علیه السلام را؟! نام علی، کتاب علی، عزت علی، مناجات علی، فرزندان علی، شیعه علی و تفکر علی علیه السلام سرانجام به پیروزی رسید.
اما آنچه که نصرت الهی را شامل حال ما میکند؛ حرکت و کوشش است. امدادها و نصرتهای خدا که در زیارت روز جمعه، تعجیل آن را برای حضرت مهدی علیه السلام خواهانیم بعد از تلاش و حرکت ما، به وجود خواهد آمد: (لَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ).(1)خداوند کسانی را که یاری او میکنند یاری میکند.
و مهمترین شرط برای یاری خدا که نصرت را به ارمغان میآورد بندگی اوست؛ همان هدفی که امام زمان(عج) برای آن قیام میکند تا همه، خدا را عبادت کنند و مشرکی در روی زمین گام ننهد.
نصرت الهی به صورتهای مختلفی جلوه میکند. با نگاهی گذرا به آیات قرآن میتوانیم جلوههای مختلفی از نصرت انبیاء را مشاهده کنیم که این وجوه نصرت در حق امام عصر(عج) به نحو کاملتری به ظهور خواهد رسید.
نصرت و یاری انبیاء و مؤمنان گاهی به ایجاد الفت و گرایش دلها بوده است. (وَلِیَرْبِطَ عَلَی قُلُوبِکُمْ).(2)دلهایتان را محکم دارد.
خواب سبکی که خداوند بر مؤمنان مسلط کرد و بارانی را برایشان فرستاد و پلیدی شیطان را از آنها دورکرد و دلهایشان را محکم و قدمهایشان را استوار ساخت.
گاهی این نصرت با استجابت دعا رخ مینماید.(فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ کَیْدَهُنَّ).(3)پروردگارش دعای او را اجابت کرد و مکر آنان را از او گردانید.
امداد الهی و نصرتی که یوسف پیامبر علیه السلام را از خطرات حفظ کرد و او را در
نهایت به پیروزی رساند.
گاهی این نصرت با معجزه و استدلال بوده است. (أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ).(1)ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم.
معجزاتی که موسی علیه السلام را بر ساحران و فرعون پیروز کرد چیزی جز امداد و نصرت خدا نبود، قرآنی که عرب فصیح و بلیغ، از آوردن یک خط آن عاجز بود چیزی جز نصرت و امداد الهی برای رسول خاتم نبود و... .
گاهی این نصرت با اعطای حکومت است: (آتَیْنَاهُم مُّلْکًا عَظِیمًا).(2)ما به آل ابراهیم ملک عظیم دادیم.
گاهی با غلبه در جنگ بوده است: (لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّهُ فِی مَوَاطِنَ کَثِیرَه).(3)خداوند شما را در جاهای بسیاری یاری کرد.
این نصرت و امداد در مورد حضرت مهدی(عج) نیز وجود دارد که گاهی با سکینه و آرامش قلب است:
(فَأَنزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَأَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا).(4)
سپس خداوند سکینه و آرامش خود را بر پیامبرش فرستاد و او را با لشکرهایی که نمیدیدید تقویت کرد.
گاهی با ایجاد رعب در دل دشمن است:(وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ).(5)در دلهایشان ترس و وحشت افکند.
به گونهای که به دست خودشان، خود را نابود کردند و توانایی هیچ مقابلهای را در برابر مؤمنان نداشتند.
درباره حضرت مهدی علیه السلام هم در روایت آمده است که یکی از لشکریان حضرت در قیام جهانی «رعب» است.
و جلوههای دیگر نصرت که همگی به یاری امام عصر(عج) خواهند آمد.
السلام علیک یا مولای انا مولاک
سلام بر شما ای مولای من، من غلام شما هستم و ولایت شما را پذیرفتهام.
این فراز آغاز پیوند شیعه با امام عصر(عج) است.
ولایتپذیری در شیعه نقش مهمی را ایفاء میکند.
امام زمان(عج) از طرف خداوند به عنوان ولیّ انتخاب شده است حالا ما باید بخواهیم که حضرت، ولایت ما را بپذیرند و رابطه ولایی ما با ایشان برقرار شود.
کسانی که ولایت الله را میپذیرند خدا ولیّ آنها میشود:
(اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ.)(1)
یعنی هرکس که ولیّ خدا شد، خدا هم ولیّ او میشود؛ در واقع این رابطه طرفینی است.
در مورد امام عصر(عج) نیز اینگونه است. هرکس ولایت حضرت را در قول و عمل پذیرفت، امام زمان(عج) هم ولیّ او میشود آن وقت آن شخص میتواند بگوید یا مولای اَنا مولاک.
البته در پذیرش این ولایت، شیعیان یکسان نیستند؛ بعضی مانند سلمان و
1) بقره، 257.
ابوذر در ولایت اهلبیت ذوب میشوند و بعضی دیگر هم به مراتبی از آن دست پیدا میکنند. این ولایت تشکیکی است و مانند نور مراتب مختلفی دارد.
السلام علیک یا مولای انا مولاک عارف باُولیک و أخریک.
سلام بر شما ای مولای من، من غلام شما هستم. اولین و آخرین امام از شما را میشناسم.
عقیده من در امامت این است که دوازده امام از طرف خداوند به عنوان جانشینان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم انتخاب شدهاند. رهبرانی که به حق در این جایگاه هستند و راه عزت و سربلندی مسلمانان تبعیت از این بزرگواران است.
اگر مردم رهبر حق داشته باشند ذلیل نمیشوند. رهبری حق باعث عزت است. ما طبق احادیث فراوانی که از نبی مکرم اسلام رسیده است دوازده امام را جانشین بر حق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می دانیم.
در روایت آمده است که پیامبر اسلام فرمود:
«لا یزال هذا الدین عزیزاً منیعاً الی اثنی عشر خلیفه؛(1)
این دین دائماً عزیز است تا زمانی که دوازده خلیفه داشته باشد.»
در ادامه حدیث آمده، که همه آنها از قریش هستند.
این روایت در سنن ابیداود از کتب معتبر اهلسنت نیز آمده است. اهلسنت هم قبول کردند ولی در مصداق دچار مشکل شده و به هر دری زدند نتوانستند دوازده مصداق برای این حدیث شمارش کنند و هر کاری کردند دوازده نفر را نتوانستند درست کنند، اما شیعه دوازده امامش معیّن و مشخص است.
در این زیارت ما اعتقاد خویش به اولین امام، حضرت علی علیه السلام و آخرین
1) خصال صدوق، ج2، ص472.
امام، حضرت مهدی(عج) را مطرح میکنیم.
اعتقاد به اولین، بدون اعتقاد به آخرین، ارزشی ندارد، چهار امامی و هفت امامی و بقیه فرقهها راه را اشتباه رفتهاند؛ همه آنها در روایت دوازده خلیفه دچار مشکلشده، برای خود توجیهاتی را دست و پا نمودهاند.
برای دوری از انحرافات، چارهای جز معرفت امام نیست.
اگر واقعاً امام را با صفات و اخلاق و خصوصیات بشناسیم هرگز به سمت چهار امامی و هفت امامی و دیگر فرقه ها نخواهیم رفت.
شاید یکی از علل این همه تاکید به شناخت امام، همین باشد که در صورت شناخت واقعی؛ مصونیت از انحراف حاصل میشود.
امام علی علیه السلام میفرماید:
«یاکمیل ما من حرکه الاوانت محتاج فیها الی معرفه؛(1)ای کمیل هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو در آن محتاج معرفت هستی.»
و چه حرکتی مهمتر از مسیر زندگی که بدون معرفت امام به جاهلیت و مرگ ختم میشود.
از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمودند:
بنده خدا مؤمن نخواهد بود مگر اینکه خدا و رسول و همه امامان علیهم السلام را بشناسد و نیز امام زمانش را بشناسد و در تمام امور خود به او مراجعه کند و تسلیم امر وی باشد. سپس فرمود: چگونه میشود که آخرین امام را بشناسد در صورتی که اولین امام را نشناخته است.(2)
اگر اولین امام را درست شناخته باشد چارهای جز شناخت و قبول آخرین امام ندارد.
در اهمیت شناخت امام، همین بس که در صورت عدم شناخت، عبادت شخص مورد قبول درگاه احدیث واقع نمیشود.
اگر شخصی شبها به عبادت برخیزد و روزها را روزه بگیرد و تمام مالش را صدقه بدهد و همه سالهای عمرش، حج خانه خدا را انجام دهد، اما ولایت ولیّ خدا را نشناسد، حقَّ ثواب نزد خداوند برای او نیست و او از اهل ایمان نمیباشد.(1)
در کمال الدین آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«هرکس منکر قائم از فرزندانم شود مرا منکر شده است.(2)»
نتیجه اینکه تنها اعتقاد به دوازده امام کافی نیست، بلکه «عارف باولَـٰئِکَ و اخریک» لازم است.
اتقربُ الی الله تعالی بک و بآل بیتک.
به واسطه شما و پدرانتان، تقرب به خدا پیدا میکنم.
هدف، رسیدن به خداست. قرب به او که همه کمالات را بالذات دارد، اما مگر خدا از ما دور است که باید به او نزدیک شویم؟
خدا از ما دور نیست، بلکه از رگ گردن به ما نزدیکتر است. ما از خدا دوریم آن هم نه بُعد مکانی که از صفات و افعال خدا دوریم. قرب به خدا یعنی
نزدیک شدن به صفات او و متخلق شدن به اخلاق و آداب الهی. (تخلقوا باخلاق الله)
اگر خدا مهربان است ما نیز باید در کسب مهر و محبت کوشا باشیم تا به محضر او قرب پیدا کنیم. اینکه اعمال عبادی قربةً الی الله انجام میشود به این معناست که هر عملی باید توانایی این را داشته باشد که ما را به مقام قرب ربوبی نزدیکتر سازد.
این نزدیکی به مقام قرب ربوبی، حاصل نمیشود مگر از طریق کسانی که در عنایت قرب او هستند و این راه را تا نهایت طی نمودهاند. آن بزرگواران میتوانند وسیله قرب ما باشند.
وابتغوا الیه الوسیله!
کسانی که خود مَثَل خدا شدهاند شایستگی این وساطت را دارند که نردبان قرب بندگان خدا باشند که هیچ بندهای بدون وساطت آن بزرگواران به محضر ربوبی راهی نخواهد داشت.
انجام اعمال عبادی بدون قبول داشتن حجت خدا، قربی ایجاد نمیکند.
کُلّ من دان الله بعباده یجهد فیها نفسه و لا امام له من الله فسِعیُه غیر مقبول و هو ضالٌ متحیر... ؛(1)هرکس دینداری خدا کند با عبادتی که خود را در آن به زحمت افکند ولی پیشوایی از جانب خدا برای خود نگرفته باشد، کوشش او پذیرفته نیست و او گمراه و سرگردان است.
اینکه امام وسیله قرب خدا قرار گرفته است شاید بدین جهت باشد که امام آینه تمام نمای صفات خداست و شناخت امام با صفات و افعالش راه را برای
1) کافی، ج1، ص204.
شناخت خدا هموار میسازد و در صراط قرار میدهد. امام صراط و راه به سوی خدا است. کلمهی «صراط» بیش از چهل مرتبه در قرآن آمده است. انتخاب راه و خط فکری صحیح، نشانهی شخصیت انسان است، چرا که راههای غیر الهی متعدّدی در برابر انسان قرار دارد که او باید یکی را انتخاب کند.
راه خدا تنها راه سعادت است، اما قرار گرفتن در این راه، جز با مدد کسانی که راهنمای این راه شدهاند امکانپذیر نیست.
در زیارت روز جمعه، قبل از اینکه از خداوند حاجت بخواهیم، امام را واسطه قرار میدهیم. او که باب الله است و تنها در، به سمت خداست. «أین باب الله الذی منه یوتی؛(1)کجاست در خدا که از آن وارد میشوند. »
اما اینکه بعضیها واسطه قرار دادن اهلبیت علیهم السلام را شرک میپندارند باید به دور از تعصب به آیات قرآن و روایات نبوی، نگاهی دوباره داشته باشند.
(وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا).(2)
و اگر این مخالفان هنگامی که به خود ستم میکردند به نزد تو میآمدند و از خدا طلب آمرزش میکردند و پیامبر هم برای آنها استغفار میکرد خدا را توبه پذیر و مهربان مییافتند.
در این آیه خداوند امر میکند که نزد رسول الله بروند و از او بخواهند که برایشان استغفار نماید همانگونه که برادران یوسف علیه السلام با واسطه حضرت
یعقوب علیه السلام از خداوند طلب آمرزش نمودند: (قَالُواْ یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا).(1)گفتند: ای پدر برای ما طلب آمرزش کن.
و حضرت یعقوب علیه السلام که معصوم است نه تنها این کار را شرک ندانست، بلکه از آن استقبال نیز کرد و فرمود:
(سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّیَ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ).(2)
گفت: به زودی برای شما از پروردگارم آمرزش میطلبم که او آمرزنده و مهربان است.
در روایات اهلسنت نیز نمونههایی از این تفکر قرآنی دیده میشود.
طبرانی و حاکم نیشابوری از عمر بن خطاب روایت کردهاند:
«یارب اسئلک بحق محمّد لمّا غفرتَ لی؛(3)
خدایا به حق محمد صلی الله علیه و آله و سلم از تو تقاضای بخشش دارم. »
بخاری و دیگران روایت کردهاند که عمر بن خطاب نه تنها میگوید به پیامبر متوسل میشدیم، بلکه برای آمدن باران به عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر هم متوسل شدهایم.(4)
و انتظرُ ظهورَک و ظهور الحق علی یدیک.
و من منتظر ظهور شما و ظهور حق به دست شما میباشم.
برای برقراری رابطه شیعه با امام زمانش، چارهای جز انتظار آن یار سفر کرده
نیست؛ انتظاری که پیوند منتظِر را با منتظَر محکم کرده او را در زمره بهترین افراد قرار میدهد.
«افضل اعمال امتی انتظار الفرج؛(1)
بافضیلتترین اعمال امت من، انتظار فرج است.»
حضرت عبدالعظیم حسنی میگوید: بر سرورم حضرت جواد علیه السلام وارد شدم؛ تصمیم داشتم از او بپرسیم که آیا «قائم» شما همان مهدی است یا غیر او.
پیش از آن که سخن بگویم فرمود:
ای اباالقاسم! قائم ما همان مهدی است که باید در زمان غیبتش منتظر او بود.(2)
اما انتظار حقیقی که در زیارت روز جمعه، شخص مؤمن خود را در زمره منتظران ظهور شماره میکند، انتظاری است همراه حرکت در مسیر منتظَر و آمادگی لازم برای دفاع از آرمانهای او. «لَیُعِدنَّ احدُکم لخروج القائم و لو سهماً؛(3)باید هر کدام از شما برای خروج حضرت قائم(عج) آماده شود ولو با یک تیر.»
این کمترین اندوخته منتظر است، که باید تلاش کند در جبهههای مختلف، مخصوصاً جبهه فرهنگی یک تیر را آماده داشته باشد تا در زمان ظهور، شرمنده و سرافکنده نگردد.
بر این اساس، منتظران که در روایات در خیمه حضرت مهدی(عج) جای دارند، در حال حرکت و تلاش هستند در روایات هم انتظار عمل دانسته شده نه حالت.
آن هم محبوبترین عمل: «اَحبٌ الاعمال الی الله عزوجل انتظار الفرج؛(1)محبوبترین اعمال به سوی خدای عزوجل، انتظار فرج است.»
انسانی که منتظر مسافر است نمینشیند، بلکه همه مقدمات را برای آمدن مسافر فراهم میسازد؛ به همین دلیل ثواب انتظار را معادل غلطیدن در خون - که کار شهید است - دانستهاند.
نکته دیگر سنخیت بین منتظِر و منتظَر است. آیا میشود من در خانه ظلم کنم؛ اما منتظر آمدن آقایی باشم که با آمدنش بساط ظالمان برچیده میشود؟!
آیا میشود من حق زیردستانم را پایمال کنم؛ اما در انتظار کسی باشم که با آمدنش همه اقشار به حقشان میرسند... .
باید در عقیده و عمل از حضرت مهدی(عج) الگو گرفت تا در مسیر سنخیت با ایشان وارد شد. وگرنه مدعی منتظِر بودن، فایدهای ندارد.
اگر پول آمد برای بلال، من خرج منار کردم معلوم میشود من مدعی هستم.
اگر در بوسیدن دو فرزندم عدالت را رعایت نکردم منتظر نیستم.
اگر در پادگان سرباز را نوکر خودم دانستم نه خدمتگزار نظام، معلوم می شود من منتظر نیستم و... و اگر در این ادعاها بمانیم و به حقیقت انتظار نرسیم اعمال دیگرمان هم تحتالشعاع قرار گرفته و مورد قبول درگاه احدیت قرار نمیگیرد.
امام صادق علیه السلام به یاران خود فرمود: آیا شما را از چیزی آگاه نکنم که خداوند بدون آن هیچ عملی را از بندگان نمیپذیرد.
گفتند: بفرمائید.
حضرت فرمود: گواهی به یگانگی خدا و نبوّت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ولایت ما.... و
1) بحارالانوار، ج10، ص94.
انتظار حضرت قائم(عج).(1)
و همچنین اگر از زمره مدعیان انتظار بیرون نیائیم و به حقیقت انتظار نرسیم در گروه متحیران درآمده، در وادی زندگی سرگردان خواهیم ماند و در نهایت جهالت و ضلالت نصیبمان خواهد شد.
آیت الله جوادی آملی فرمودند:
انسانهای عصر غیبت وجود مبارک ولیَّ عصر(عج) یا در زمره منتظران آن حضرتاند؛ یا نیستند و آنانکه در گروه منتظران نیستند ناگزیر در زمره متحیران وادی ضلالت و جاهلیتاند.(2)
نکته دیگر اینکه مهمترین شرط یاری حضرت مهدی(عج) انتظار آن بزرگوارست.
امام صادق علیه السلام فرمود:
من سَرّه ان یکون من اصحاب القائم(عج) فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر؛(3)هرکس خوشحال میشود که از یاران حضرت قائم(عج) باشد پس باید منتظر باشد و در حال انتظار عمل کند به تقوا و نیکوییهای اخلاق.
مراد این است که همه اعمالش باید در حالت انتظار شکل بگیرد تا مهیای یاری حضرت مهدی(عج) شود.
و اسئل الله ان یصلی علی محمد و آل محمد و اَن یجعلنی من المنتظرین لک و التابعین و الناصرین لک علی اعدائک و المستشهدین بین یدیک فی
جمله اولیائک.
یکی از بهترین راهکارهای پیوند با حضرت مهدی(عج)، درود فرستادن بر او و خاندان پاکش است.
صلوات، راه را برای ارتباط روحی و معنوی با حضرت، و درخواست از خدای متعال هموار میسازد.
صلوات دعای مستجابی است که مستحب است قبل از دعا و برای اجابت آن، فرستاده شود.
بعد از برقراری این پیوند، حاجاتی را در راستای هموار کردن مسیر ظهور، از خداوند متعال درخواست میکنیم.
و اَن یجعلنی من المنتظرین لک؛
و اینکه قرار دهد مرا از منتظرین شما.
تبعیت یعنی پیروی کردن، پای جای پاگذاشتن.
کسی که تابع امام است در اعتقاد، گفتار و رفتار تلاش میکند تا جا پای امام بگذارد.
درباره حضرت یوسف علیه السلام آمده است که فرمود: (وَاتَّبَعْتُ مِلَّه آبَآئِی).(1)
یا در جریان حضرت موسی علیه السلام و حضرت خضر علیه السلام آمده است که موسی علیه السلام گفت:
(هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلَیٰ أَن تُعَلِّمَنِ...).(2)
آیا تبعیت و پیروی کنم از شما بر اینکه بیاموزانی.... .
به این معنا که دنبالهرو شما باشم تا به هدفی که دارم برسم.
در تبعیت از انسان کامل، رشد و پیشرفت حاصل میشود. اگر کسی به واقع بتواند زندگی خویش را بر مدار تبعیت و پیروی از امام عصر(عج) به عنوان الگوی برتر قراردهد بدون شک به بالاترین سعادت خواهد رسید.
اما تبعیت، بدون شناخت سیره و روش آن بزرگوار حاصل نمیشود؛ کسی که در مقام تبعیت به دنبال برقراری پیوند با ولیَّ خدا است چارهای جز شناخت متبوع ندارد.
تابع در اکثر موارد از متبوع خود پیروی میکند وگرنه تبعیت شکل نمیگیرد. اما اینکه ما بتوانیم در همه ارکان زندگی از وجود نازنین حضرت، تبعیت کنیم امکانپذیر نیست؛ مهم آن است که ما در این مسیر قرار گرفته و حرکت نمائیم.
انتظار واقعی، منتظر را به سوی تبعیت، و تبعیت او را به جاده یاری سوق میدهد.
ناصر امام به بالاترین مقامات دست پیدا کرده است. و رحمت الهی به واسطه وقف اعضاء و جوارح در راه خدا و برای برقراری حکومت عدل الهی او را فرا گرفته است: «ناصرنا و محبنا ینتظر الرحمه؛(1)یاری کننده و محب ما در انتظار رحمت است. »
یاری امام عصر(عج) به پایهای از ارزش رسیده است که پدران بزگوار آن حضرت هم در آرزوی خدمت به آستان مهدوی تمنای شوق داشتند.
1) نهج البلاغه، خطبه109.
امام صادق علیه السلام فرمود:
لو ادرکتُه لخدمته ایام حیاتی؛(1)اگر مهدی(عج) را درک میکردم تمام عمر به خدمت او مشغول میشدم.
چرا که خدمت به مهدی(عج)، خدمت به تمام اهداف انبیاء از آدم تا خاتم است؛ خدمت به ترویج بندگی و عبودیت تام خداوند متعال که در حدیث قدسی آمده است:
محبوبترین افراد بعد از پیامبر و اهلبیتش علیهم السلام، کسانی هستند که آنها را در مورد حقشان یاری کنند.
داخل شدن در مقام نصرت امام عصر(عج) و برقراری این پیوند با حضرت مهدی(عج)، زمینه را برای آماده شدن یاران ظهور فراهم میسازد. شاید به همین دلیل است که در اکثر ادعیه و زیارات مهدوی به دوام، یادی از یاری امام عصر(عج) شده است.
برای نمونه:
در زیارت آل یس: واجعلنی اللهم من انصاره و اعوانه.
در دعای عهد: اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و الذابین عنه و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه... .
در زیارت رضویه: و اجعلنا ممن تنتصِرُ به لدینک و تعزُ به نصر ولیک.
خدایا ما را از کسانی که برای احیای دین خود از او یاری خواهی و موفق به اعزاز ولی و حجّتت گردانی مقرر فرما.
در دعای استغاثه به حضرت صاحب الامر آمده است:
1) کمالالدین و تمامالنعمة، باب13، حدیث46.
و کثَّر انصارک و اعوانک
لازم به ذکر است که مقام نصرت از مقام عون بالاتر است. عون در جایی است که کسی طلب یاری کرده و ما او را یاری میکنیم، اما نصرت قبل از درخواست میباشد.
نکته دیگر اینکه یاری کننده امام، تحت توجه خاص حضرت قرار گرفته، از حمایتهای بی دریغ ایشان بهرهمند میشود:
هشام در مجلسی وارد شد، امام صادق علیه السلام او را مورد تفقد و احترام قرار دادند به طوری که تعجب همگان برانگیخته شده بود.
امام صادق علیه السلام برای اینکه علت این همه عزت و احترام را روشن فرماید به هشام اشاره کرده و فرمود:
«هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و یده؛(1)این هشام یاری کننده ماست با قلب و زبان و اعضایش.»
هرچند مقام یاری امام، به خاطر ارزش بالایی که دارد از مشکلات و سختیها هم بیبهره نیست.
عبدالحمید واسطی از یاران امام باقر علیه السلام نزد ایشان رفت و گفت: ما در انتظار امر فرج همه زندگی خود را وقف کردهایم که با مشکلاتی روبرو شدهایم.
امام فرمود: ... خداوند راه رهایی از مشکلات را برای بندهای که خود را وقف ما کرده، قرار میدهد. خدا رحمت کند بندهای را که امر ولایت ما را زنده دارد.(2)
ناگفته پیداست که خدمت به حضرت ولیعصر(عج) توفیقی است از جانب
خداوند که زمینهی پیدایش این توفیق، پاکی درون و تقوا است. در سفارشات اولیای دین نیز به این نکته اشاره شده است که ما را باتقوا و تلاش یاری کنید:
«اعینونی بورعٍ و اجتهادٍ.(1)ما را با ورع و پاکی و اجتهاد یاری کنید. »
چرا که هدف از ظهور حضرت مهدی(عج) فراگیری عبودیت خداوند متعال در جهان است؛ اگر فاصلهی من از این عبودیت زیاد باشد هرگز توفیق زمینهسازی این هدف بزرگ نصیبم نخواهد شد.
اگر کسی توانست لحظات خویش را وقف یاری امام عصر(عج) نماید و در راه تبعیت و یاری ایشان از هیچ تلاشی فروگذار نکرد لیاقت پیدا میکند که عزیزترین موجودی خویش که جانش باشد را در راه حضرت، فدا کرده به مقام شهادت برسد.
شیعه منتظر، آرزویی ندارد جز اینکه تمام هستی خویش را به پای امامش ریخته و خود را فدای او نماید و با قطرههای خون او، درخت اسلام بارور شده بر تمام جهان سایهها بگستراند.
و چه لذتی بالاتر از این که در مقابل امام، تمام هستی خویش را فدا نمائیم. المستشهدین بین یدیه.(2)
در کربلا نیز یاران باوفای اباعبدالله علیه السلام عاشقانه تمام هستی خویش را با افتخار فدای امام و مولایشان کردند و خون خویش را ارزش داده، اثرش را با این وقف، ماندگار کردند و به بالاترین نیکی رسیدند.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
فوق کلِ ذی بِرٍ بِرٌ حتی یُقْتَلَ فی سبیل الله فاذا قُتِل فی سبیل الله فلیس فوقَه برٌّ؛(1)بالای هر کار خوبی، کار خوب دیگری هست تا اینکه شخص در راه خدا کشته میشود که در این صورت بالاتر از آن کار خوبی نیست.
محبوبترین چیزها نزد خدا، فدای امام شدن و جان دادن در راه امام میباشد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
ما من قطره احبُّ الی الله عزوجل من قطره دمِ فی سبیل الله؛(2)هیچ چیز نزد خدا محبوبتر از قطره خونی که در راه خدا ریخته شود نیست.
و او که از هستی خویش گذشته است لیاقت پیدا میکند به خاطر این مقام از اهل و عیال و بستگانش شفاعت نماید و آنها را با خود به بهشت برین برساند. چرا که ثوابی که به شهید داده میشود غیرقابل تصور است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در ثواب مبارزین فرمود:
وقتی مجاهد فی سبیل الله بر اثر تیر بر زمین میافتد، هنوز پیکر پاکش نقش بر زمین نشده است که خداوند متعال فرشتهای را به استقبال روحش میفرستد و او را به بهشت و نعمتها و کرامتهایی که برایش مهیا شده است بشارت میدهد؛ وقتی که پیکر پاکش نقش بر زمین شد فرشته الهی به او میگوید: آفرین بر تو ای روح پاک که از بدن پاک خارج شدی، برای تو مقام و منزلتی است که هرگز چشمی آن را ندیده و گوشی آن را نشنیده
و به قلب کسی خطور نکرده است.(1)
پس باید در راه یاری و نصرت امام عصر(عج) سر از پا نشناخت، شب و روز در تلاش بود و در آرزوی شهادت و رسیدن به مقام تفدیه حرکت نمود که اگر آرزوی شهادت در رکاب حضرت مهدی(عج) واقعی باشد به همان مقام و ثواب نایل شدهایم.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
من سأل الله الشهاده بصدقٍ بلّغه الله منازلَ الشهدا و اِن مات علی فراشه؛(2)هرکس از خداوند شهادت را صادقانه درخواست نماید خداوند او را به منازل شهدا میرساند، اگرچه او در بسترش از دنیا برود.
یا مولای یا صاحب الزمان صلوات الله علیک و علی آل بیتک.
ای مولای من ای صاحب الزمان! درود خدا بر شما و بر خاندان شما باد.
خطاب را به محضر امام عصر(عج) نموده، ایشان را که مولا و صاحب الزمان است صدا میزنیم؛ او صاحب عصر و زمان است و زمان برای حرکت و گذراندنش، وامدار آن عزیز سفر کرده است.
یکی از القاب حضرت مهدی، صاحب الزمان است. در زیارت آن بزرگوار بعد از نماز صبح آمده است:
اللهم بلَّغ مولای صاحب الزمان.
در احادیث فراوانی نیز اهلبیت علیهم السلام از امام عصر(عج) به عنوان صاحب الزمان نام بردهاند.
بعد از این خطاب به روز جمعه و نسبت آن روز با حضرت مهدی(عج) میرسیم.
هذا یومُ الجمعه و هو یومُک المتوقع فیه ظهورُک و الفرج فیه للمؤمنین علی یدیک و قتل الکافرین بسیفک.
این روز جمعه است که روز شماست که ظهور شما در آن روز مورد توقع و انتظار است و گشایش برای مؤمنین در این روز به دست شماست و کشته شدن کافران نیز به شمشیر شما محقق خواهد شد.
در این فراز اوصاف روز جمعه مطرح شده است.
یکی اینکه این روز متعلق به حضرت مهدی(عج) است.
دوم اینکه تمام خیر در این روز به دست ایشان است و تمام شر به دست با کفایت امام عصر(عج) ریشهکن میشود.
جمعه متعلق به امام عصر(عج) است، همانطور که روزهای دیگر هفته متعلق به امامان دیگر است. حضرت مهدی(عج) در روز جمعه متولد شده و در روز جمعه ظهور میکند.
ما همیشه در انتظار ظهور آن منجی عدالتگستر هستیم، اما جمعه روز اجرایی شدن این ظهور است که به واسطه ظهور، مؤمنین که در زمان غیبت دچار سختیها و اذیتها بودند نجات پیدا میکنند و فرج و گشایش در کارشان ایجاد میشود.
اگر نیمنگاهی به مؤمنین کشورهای دیگر بیاندازیم خواهیم دید که در محاصرهای عجیب، محروم از حقوق اولیه شهروندی در تنگناهای نگاه ملحدان، چگونه در حفظ دین خود به زحمت افتادهاند. اما با ظهور، گشایش عمومی برای همه و مخصوصاً برای مؤمنان ایجاد خواهد شد و کافرین آنها که بر
کفرشان عناد دارند و حاضر نیستند با دیدن رهبری الهی به خدای او ایمان بیاورند به شمشیر قهر او دچار شده از بین میروند، اما انسانهای گناهکار یا آنها که دینی غیر از شیعه دارند با پذیرش دین واقعی مورد حمایت حضرت بقیةالله(عج) قرار میگیرند و در سایه لطف آن بزرگوار به زندگی خویش ادامه خواهند داد.
قتل و خونریزی قبل از ظهور توسط دشمنان خدا شکل میگیرد، اما در اوایل ظهور، اینگونه نیست که امام مهر و محبت، دستور قتل عام همه دشمنان و غیرشیعیان را ، بلکه ایشان با روشی که از جدشان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دارند با مهربانی با مخالفان برخورد میکنند وفقط کسانی که مخالف برپایی عدل در جهان هستند و برای اهدافشان به سمت حضرت مهدی(عج) لشکرکشی مینمایند مورد شمشیر حضرت قرار میگیرند.
آیا در قیام امام عصر(عج) سلاح ایشان شمشیر است یا اینکه از سلاحهای پیشرفته استفاده میکنند؟
شاید مراد از کلمه «سیف» که در روایات به عنوان سلاح حضرت مهدی(عج) آمده است، بحث قدرت و قدرتمندی ایشان باشد.
اما آنچه مسلم است این که امام زمان(عج) با سلاحهای کشتار جمعی به جنگ دشمنان خود نخواهد رفت.
و از آنجا که سپاه حضرت شامل فرشتگان، مؤمنان و رعب در دل دشمن میباشد اینکه سلاحهای جدید و بسیار پیشرفتهای داشته باشند، بعید به نظر نمیرسد.
گفتهاند امام زمان(عج) با شمشیر ظهور میکنند؛اما آیا در مقابل این همه سلاحهای پیشرفته شمشیرکاری می تواند بکند؟!
یخرجُ بالسیف.(1)
امام زمان(عج) در برابر این همه سلاح چه میخواهند بکنند؟! در مورد شمشیر
1) کمالالدین و تمامالنعمة، ج2، ص532.
معنایش این نیست که حضرت میخواهد با شمشیر با کفار بجنگد. در مقابل تمام پادگانها که مملو از سلاح است یک دژبان با سرنیزه ایستاده است. معنایش این نیست که با سرنیزه میخواهند بجنگند، بلکه این علامت قدرت دفاعی است.
معنای دیگری که می توانیم بگوییم این است که ما روایت داریم امام زمان(عج)، زمانی ظهور میکنند که جنگ جهانی توسعه مییابد. یک سوم مردم کشته میشوند. حدیث دیگری هم داریم که: زمانی که حضرت مهدی(عج) ظهور میکنند افرادی با همان اسلحهها میآیند ایمان میآورند و اسلحههایشان را در اختیار امام زمان(عج) میگذارند. البته در بعضی روایات نیز اشاره شده است که شمشیر حضرت، شمشیر عادی نیست،بلکه مثل عصای موسی(عج) که تمام دودمان فرعونیان را برباد داد، شمشیر حضرت مهدی(عج) هم می تواند تمام فساد را ریشهکن نماید.
در روز ظهور هر کس به حضرت ایمان بیاورد وسعت و گشایش نصیبش خواهد شد، اما کسانی که از در انکار درمیآیند و دنبال فساد در زمین هستند و رهبری صالحان را نمیپذیرند باید از تیغ شمشیر بگذرند.
در روز ظهور افراد دو دسته میشوند یا مؤمن به امام عصر(عج) یا کافر به ایشان. که البته از روایات و جنگ کوتاهی که در اوایل ظهور میشود به دست میآید که کافران به حضرت مهدی(عج)، تعداد اندکی خواهند بود.
و حضرت بقیتالله - روحی فداه - با کسانی وارد ستیز و جنگ میشوند که با دیدن خورشید نورش را انکار میکنند. امامی که در نهایت مهربانی است و برای گسترش رحمت الهی، ظهور کرده است هرگز گناهکاران را از تیغ شمشیر نمیگذراند، بلکه دین اسلام را بدور از زواید و خرافات، عرضه میدارد و مردم را به آن دعوت نموده و راه خیر و صلاح را برای بشریت باز میکند.
و انا یا مولای فیه ضَیُفک و جارُک و انت یا مولای کریمٌ من اولاد الکرام و مأمور بالضیافة و الاجارة فأضفنی و اَجرنی صلواتُ الله علیک و علی اهل بیتک الطاهرین.
و من ای مولایم در این روز، مهمان شما و در پناه شما هستم و شما ای مولای من، کریمی از فرزندان کریمان هستید و مامور به مهماننوازی و پناه دادن. پس ما را به مهمانی بپذیر و در جوار خود پناه ده. درود خدا بر شما و اهلبیت شما که از پاکان هستند.
قبل از درخواست مهمانی از حضرت مهدی(عج) ایشان را توصیف میکنیم به اوصافی از جمله مولای من، کریم، از اولاد کَرَم، مأمور به مهمانی و ضیافت.
و این ادب دعاست که قبل از آن، حمد و ثنا را به اوج برسانیم و بدانیم که از چه کسی میخواهیم طلب کنیم و درخواست ما به محضر چه کسی عرضه میشود؟ کسی که مولا و سرپرست ماست و از نظر جود و بخشش در اوج قرار دارد و نه فقط خودش کریم است، بلکه تمام پدرانش با کرامت بودهاند و کَرَم
یکی از صفات همیشگی آنان بوده است. و سجیتکم الکرم.(1)کار همیشگی شما کرم و بخشندگی بوده است.
و از طرفی شما از طرف خداوند مأمور شدهاید به اینکه مهماننواز باشید و به بندگان خدا پناه دهید.
مهمانی دادن یک ارزش است و گرامی داشتن مهمان، سیرهی انبیاء الهی بوده است. ضیف ابراهیمَ المُکْرمین.(2)
سلمان میگوید: به منزل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وارد شدم. متکایی را که خود حضرت از آن استفاده میکرد پشت من قرار داد. جالب اینکه این عمل را نسبت به هر مهمانی انجام میداد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای میهمانان خود زیرانداز پهن میکرد و هنگام غذا خوردن تا زمانی که میهمان مشغول خوردن غذا بود از سفره کنار نمیکشید.(3)
اهلبیت علیهم السلام نیز بیشترین احترام را نسبت به مهمانشان داشتند.
و ما در این دعا از حضرت صاحب الزمان(عج) درخواست می نمائیم که ما را به میهمانی بپذیر و میزبان ما باش که ما در این روز بر خوان نعمت شما فرود آمدهایم که نه در این روز، بلکه هر ثانیه از سفرهی کرم شما تنعم کرده و تمام هستی خویش را مدیون شما هستیم.
در فراز بعدی درخواست پناهندگی به محضر امام عصر(عج) را داریم که در اینصورت ما همسایهی حضرت شده و از آن کریم، خواهان احسان هستیم.
امام صادق علیه السلام فرمود:
«من کفَّ اذاه عن جاره اقاله اللهُ عثرتَه یوم القیامه؛(1)
هرکس از اذیت همسایهاش خودداری کند خداوند روز قیامت او را میبخشد.»
آنچه امام عصر(عج) را اذیت میکند اعمال ناپسند ماست که به حضرت میرسد و ایشان را دل آزرده میسازد.
و اگر کسی همسایهاش را اذیت کند، خدا بوی بهشت را از او دریغ میدارد.(2)
ما عاجزانه از حضرت درخواست می داریم که ما را مهمان کن و پناه ده تا در همسایگی پناه شما قرار گیریم. که میزبانی شما با آن جود و کرم، افتخاری است برای ما. و در پایان برای چندمین بار صلوات و درود بر امام زمان(عج) و خاندان پاک و مطهرش میفرستیم.
درود خدا بر شما و بر خاندان پاکتان.
سید بن طاووس بعد از خواندن این زیارت، این شعر را میخواند:
نزیُلک حیثُ مَا اتَجَهَتْ رکابی
وضیُفک حیثَ کنتُ من البلاد
من بر شما نازل میشوم هرکجا که راحلهام روی آورد و میهمان شما هستم در هر شهری که باشم.
ابن ابی زینب، محمد بن ابراهیم، الغیبه نعمانی، تهران، نشر صدوق، 1397ق .
ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، قم، جامعه مدرسین، 1362ش.
.........................................، امالی، تهران، کتابچی، 1376ش.
.........................................، عیون اخبار الرضا علیه السلام ، تهران، نشر جهان، 1378ق.
.........................................، کمال الدین وتمام النعمه، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، 1395ق.
.........................................، من لا یحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم ،1413ق.
ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، قم، جامعه مدرسین،چاپ دوم ،1363ش.
جوادی آملی، عبدالله، امام مهدی موجود موعود، قم ، نشر اسراء، 1388ش .
حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام،
1409ق.
ریشهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، 1377 ش.
سید رضی، نهج البلاغه، قم، نشر مشرقین، چاپ هشتم، 1379ش.
طباطبایی، محمد حسین، سنن النبی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، 1354ش.
طریحی ، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، تهران، مرتضوی، چاپ سوم ، 1375ش .
طوسی، محمد بن حسن، مصباح المجتهد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، 1411ق.
العروسی الحویزی، عید علی ، نورالثقلین، قم، اسماعیلیان، چاپ چهارم 1415ق.
فصلنامه انتظار موعود، ش3، جمعی از نویسندگان، بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج)، قم.
قاضی نعمان مغربی، شرح الاخبار فی فضایل الائمه الاطهار علیهم السلام، قم، جامعه مدرسین، 1409ق .
قمی ، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ، قم، دارالکتب ، چاپ دوم، 1367ش.
قمی، شیخ عباس، سفینه البحار، تهران، دارالاسوه، 1416 ق.
کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم،1407ق.
مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم
1403ق.
محمودی، حسن، هیچ کس به من نگفت، قم، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)،چاپ دوم ، 1390ش.
نوری، حسین، مستدرک الوسایل، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، 1408ق.