ghaemiyeh.com
سرشناسه:رجائیپور، مهدی، ۱۳۶۴ -
عنوان و نام پدیدآور:روحانی همراه در عتبات عالیات : معرفی اماکن، شخصیتها، آداب و اعمال مکانهای زیارتی، زیارات، نمازها، اشعار و ذکر توسل/مهدی رجائی پور(رجائی خراسانی).
مشخصات نشر:مشهد : کتابدار توس؛ ابومسلم، ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری:۱۳۴ص.
شابک:978-600-670-956-7؛ 978-600-94897-4-9
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
عنوان دیگر:معرفی اماکن، شخصیتها، آداب و اعمال مکانهای زیارتی، زیارات، نمازها، اشعار و ذکر توسل.
موضوع:زیارتگاههای اسلامی -- عراق -- راهنماها
موضوع:زیارتگاههای اسلامی – عراق
موضوع:زیارتنامهها
موضوع:دعاها
موضوع:زیارت و زائران -- آداب و رسوم
رده بندی کنگره: 1393 9ر 34ر / BP۲۶۳
رده بندی دیویی:۲۹۷/۷۶۴
شماره کتابشناسی ملی: ۳۶۴۰۱۳۶
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
معرفی اماکن، شخصیتها، آداب و اعمال مکانهای زیارتی، زیارات، نمازها، اشعار و ذکر توسل
حجة الاسلام مهدی رجائی پور (رجائی خراسانی)
مؤلف: حجة الاسلام مهدی رجائی پور (رجائی خراسانی)
نوبت چاپ: اول،آذرماه 1393
ناشر: کتابدار توس7-56-6314-600-978
ناشر: ابومسلم978-600-94897-4-9
تیراژ: 1000
چاپخانه: کامیاب
حق چاپ محفوظ است
خیابان دانشگاه، بازار کتاب پ9
05138404292
فهرست...
مقدمه.
توصیه هایی قبل از سفر به زائرین عزیز.
فضائل امیر المومنین (علیه السلام)
آشنایی با نجف و حرم حضرت امیر (علیه السلام)
توسل به امیرالمؤمنین (علیه السلام)
ذکر توسل ورودی حرم امیرالمؤمنین (علیه السلام)
زیارت امین الله..
مسجد کوفه.
مسجد سهله.
توسل به حضرت صاحب ازمان (عج)
میثم تمار.
کمیل..
مسجد حنانه.
وادی السلام.
نجف مدفن علمای شیعه.
وداع با نجف...
کربلا..
آثار زیارت ابی عبدالله (علیه السلام)
آداب زیارت امام حسین (علیه السلام)
ذکر توسل..
زیارت مختصر امام حسین (علیه السلام) هنگام ورود به حرم.
توسل به امام حسین (علیه السلام)
اماکن داخل حرم مطهر اما م حسین (علیه السلام)
زیارت حضرت عبّاس علیه السلام.
توسل به اباالفضل العباس (علیه السلام)
شخصیّت حضرت ابا الفضل (علیه السلام)
خیمه گاه.
تل زینبیه.
مقامات اطراف حرم.
زیارت وداع امام حسین (علیه السلام)
زیارت وداع دیگر.
زیارت وداع حضرت ابا الفضل (علیه السلام)
کاظمین..
مدفونین در جوار ائمه کاظمین (علیه السلام)
زیارت ورودی حرم کاظمین (علیه السلام)
توسل به حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام)
توسل به جواد الائمه (علیه السلام)
اماکن بغداد.
سامرا
زیارتنامه مختصر ائمه عسکریین (علیه السلام)
احکام نماز مسافر.
حکم رفتن جنب و حائض به مسجد و حرم.
نماز ائمه علیهم السلام.
الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الأَئِمَّةِ
عَلَیهِمُ السَّلام
یکی از الطاف الهی نسبت به بشریت اینست که افرادی مافوق انسان را بین آنها قرار داده تا طبق تفسیر(1)«وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ یَهْتَدُونَ»(2)چراغ راه و مشعل هدایت خلق باشند. همانها که «أَئِمَّة الْهُدَی وَ مَصَابِیح الدُّجَی»(3)هستند و تمسک به ایشان موجب سعادت انسانها خواهد بود و مشاهد مشرفه آنان ملجأ و پناه درماندگان و خانه امید ناامیدان است.
توفیق زیارت عتبات عالیاتِ نجف، کربلا، کاظمین و سامرا یکی از موهبتهای خداوندی است که باید بر آن همیشه شکرگزار پروردگار عالم بود و حقیر به شکرانه 15 مرتبه سفر به اعتاب مقدسه که خداوند نصیبم گردانید تصمیم به نگارش کتابی مختصر و در عین حال جامع، برای راهنمایی زائران، مدیران و مخصوصاً روحانیان محترم کاروانها گرفتم.
در نگارش پیش رو سعی بر آن بوده که تمام مکانهایی که کاروانهای زیارتی در آن حضور پیدا میکنند، معرفی اجمالی شده و کرامات و
معجزات و زیارات مختصر مربوط به آن اماکن به همراه اشعار کوتاهی جهت ذکر توسل مهیا گردد.
متن کتاب حاضر که حدوداً از سال 1389 آغاز گردید، در سفرهای مختلفِ حقیر و برخی دوستان بزرگوارم مورد نقد و ویرایش قرار گرفته و از آنجایی که هیچ کار بشری کامل و بی عیب نیست، مسلماً این نوشتار نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود، بنابراین از خوانندگان محترم تقاضا دارم حقیر را از راهنماییهای خویش محروم نفرمایند.
اینک که در سالروز عید الله الاکبر، عید ولایت و امامت، عید سعید غدیر، بازنگری و ویرایش این متن به پایان رسیده است، این حسن تقارن را به فال نیک گرفته و این هدیه ناچیز را به ساحت مقدس مولی الکونین اباالحسنین امیرالمؤمنین علیبنابیطالب علیه السلام تقدیم می دارم. باشد که انشاالله مورد عنایت حضرت حق و اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام قرار گیرد.
در پایان بر خود لازم میدانم از تمام اساتید و بزرگوارانی که در مسیر تحصیل و تبلیغ و تدریس، حقیر را یاری کردهاند، به خصوص والدین عزیز و همسر گرامیام تشکر و قدردانی نمایم.
مهدی رجائی پور (رجائی خراسانی) حوزه علمیه مشهد مقدس
Rajaeepoor@yahoo.com
· رضایت گرفتن از دیگران (صله رحم عمر را طولانی میکند)
· صدقه دادن قبل از سفر (فرد یهودی و پیامبر)
· وصیت کردن (نماز و روزه قضا، رد مظالم، کفارات، حق الناس و...)
· تعیین مرجع تقلید
· سفر با پول حلال (خمس و زکات) ، بدهکاری به دیگران
· رعایت آداب سفر
گرچه مقصد و مقصود اصلی ما زیارت عتبات عالیات است اما این سفر بهانهای برای چند امر دیگر است:
اگر با کسی کدورتی دارید به بهانه خداحافظی و این که میخواهم نائب الزیارۀ شما باشم با او تماس بگیرید یا به دیدنش بروید و از او طلب رضایت کنید.
حتی اگر حق با شماست، شما ببخشید تا خداوند هم شما را ببخشد، مرحوم سید بحرانی میفرمود: «اگر از کسی حقی به گردن شماست، ببینید اگر محب علی (علیه السلام) است او را به علی (علیه السلام) ببخشید». با این کار
صله رحم کنید که بر عمر شما افزوده می شود و روزی شما را زیادتر میکند.
فردی در سفر حج به محضر حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) مشرف شد، حضرت به او فرمودند: بخاطر صله رحمی که کردی و با عمهات که با او قهر بودی خداحافظی کردی خداوند بیست سال به عمرت افزود ولی برادرت چون این کار را نکرد در همین سفر از دنیا خواهد رفت.(1)
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع صِلَةُ الْأَرْحَامِ تُزَکِّی الْأَعْمَالَ وَ تَدْفَعُ الْبَلْوَی وَ تُنْمِی الْأَمْوَالَ وَ تُنْسِئُ لَهُ فِی عُمُرِهِ وَ تُوَسِّعُ فِی رِزْقِهِ وَ تُحَبِّبُ فِی أَهْلِ بَیْتِهِ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ وَ لْیَصِلْ رَحِمَهُ»(2).
ترجمه: امام باقر (علیه السلام) فرمودند: صله رحم اعمال را پاکیزه میکند و بلاها را دور مینماید و باعث رشد اموال میشود و روزی را وسعت میدهد و موجب محبت در بین خانواده میشود، پس تقوای الهی پیشه کن و صله رحم انجام بده.
یکی از مستحبات قبل از سفر پرداخت صدقه است. توصیه شده صدقه را به فقرای نزدیکان خود بدهید و اگر در اقوام خود فقیر نداشتید به دیگران بپردازید.
اصحاب در خدمت پیغمبر (ص) میرفتند شخصی یهودی به ایشان رسید و به حضرت گفت: سام علیک به معنای مرگ بر تو، حضرت به اصحاب فرمودند بخاطر این کار مرگ او امروز خواهد رسید، هنگام غروب این مرد یهودی با پشتهای از خار دوباره با پیغمبر (ص) روبرو شد. اصحاب از زنده بودنش تعجب کردند. حضرت از مرد یهودی پرسیدند امروز چه کردی: گفت 2 نان داشتم یکی از آن ها را خودم خوردم و یکی را صدقه دادم، حضرت فرمودند باری که به دوش داری باز کن، ناگهان ماری بزرگ از میان خارها بیرون پرید، حضرت فرمودند: این مار مأمور کشتن تو بود اما به خاطر صدقهای که دادی این بلا از تو دفع شد.
برخی فکر میکنند وصیت کردن مربوط به هنگام بیماری است اما این طور نیست بلکه بر هر مکلف و مسلمانی لازم است وصیت نامه داشته باشد.
بعضی می گویند: ما که پول و ثروتی نداریم چه وصیت کنیم، باید در جواب گفت وصیت فقط مربوط به امور مالی نیست اگر انسان نماز و روزهای قرض دارد، اگر به کسی بدهکار است، اگر کفاره یا رد مظالمی بر گردنش آمده باید نسبت به آن ها وصیت کند و این وصیتنامه را در دسترس خانوادهاش قرار دهد.
در اولین مسأله از رساله همه مراجع معظم تقلید این مسأله ذکر شده: «عقیده مسلمان به اصول دین باید از روی دلیل باشد ولی در احکام دین باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل بدست آورد، یا از مجتهد تقلید کند یعنی به دستور او رفتار نماید یا از راه احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است».(1)
چون در این کتاب بنابر اختصار است لذا به دنبال اثبات وجوب خمس نیستیم و فقط به یک روایت اشاره می کنیم :
« ... لَا یَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ یَشْتَرِیَ مِنَ الْخُمُسِ شَیْئاً حَتَّی یَصِلَ إِلَیْنَا حَقُّنَا».(2)
اما باقر (علیه السلام) فرمودند: جایز نیست برای کسی چیزی از مال غیرمخمس بخرد مگر این که حق ما را به ما برساند. مراجع معظم تقلید هم بر مبنای همین آیات و روایات این طور فتوی میدهند:
«تا خمس مال را ندهد نمی تواند در آن مال تصرف کند اگر چه قصد دادن خمس را داشته باشد» (3).
یکی از مواردی که موجب لذت بخش شدن سفر خواهد شد، داشتن همسفرانی و خوش اخلاق و همراه است. اسلام عزیز توصیه فراوان به خوش خلقی با همسفران نموده و در همین راستا توصیه هایی را به مسلمانان داشته است. برای نمونه حدیثی را از زبان مبارک امام صادق (علیه السلام) تقدیم میکنیم(1):
«وَ أَمَّا مُرُوءَةُ السَّفَرِ فَبَذْلُ الزَّادِ وَ الْمِزَاحُ فِی غَیْرِ مَا یُسْخِطُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ قِلَّةُ الْخِلَافِ عَلَی مَنْ صَحِبَکَ وَ تَرْکُ الرِّوَایَةِ عَلَیْهِمْ إِذَا أَنْتَ فَارَقْتَهُمْ» (2)
مروت در سفر به چند امر است:
اول اینکه همسفرانت را در آنچه داری شریک کرده و از توشهات به آنان نیز بدهی
دوم مزاح و شوخی کردن البته به صورتی که موجب خشم و ناراحتی خداوند نشود [از بهکار بردن الفاظ نامناسب، تحقیر و توهین به مؤمنین، و تمسخر نمودن ایشان پرهیز کند]
سوم اینست که با همراهانت تا می توانی مخالفت نکنی [به این معنا که آسانگیر باشد و تمایلات ایشان را بر خود مقدم کند]
چهارم اینکه وقتی سفر تمام شد و از ایشان جدا شدی پشت سر آنها حرفی نزنی [برخی اخلاقیات و رفتارهای ایشان را که ناپسند میانگاشتی به دیگران منتقل نکنی].
· هر قدم در زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام) ثواب یک حج و عمره مقبول دارد.
· قدمی که در زیارت حضرت غبار آلود شود به جهنم نمیرود.
· یک شب ماندن در نجف نزد امیرالمؤمنین برابر با هفتصد سال عبادت ثواب دارد.
· پیامبر(ص): من ضمانت میکنم زائر علی(علیه السلام) را از وحشت روز قیامت نجات دهم.
· ملائکه خود را در مجلس علی (علیه السلام) معطر میکنند.
· ولایت علی (علیه السلام) جواز عبور از پل صراط است.
· اولین سوال از بندگان در مورد محبت اهلبیت (علیه السلام) است.
· پیامبر(ص): مَثل علی (علیه السلام)، مَثل سوره توحید است.
· ورود به بهشت بی ولایت ممنوع است.
· خدا بیش از همه مردمان علی(علیه السلام) را دوست دارد.
· افتخارات علی(علیه السلام):همسری زهرا(س)، رشادت در جنگ احد و خندق.
· علی (علیه السلام) نزد غیر مسلمانان
الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الأَئِمَّةِ
علیهم السلام
هر دل که شکست ره به جایی دارد با آنکه بود قبله ما کعبه ولی هر اهل دلی قبله نمایی دارد ایوان نجف عجب صفایی دارد
«عَن عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْن: «قَالَ الْحُسَیْنُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ یَا أَبَتَاهْ مَا لِمَنْ زَارَنَا قَال مَنْ زَارَنِی حَیّاً وَ مَیِّتاً وَ مَنْ زَارَ أَبَاکَ حَیّاً وَ مَیِّتاً وَ مَنْ زَارَکَ حَیّاً وَ مَیِّتاً وَ مَنْ زَارَ أَخَاکَ حَیّاً وَ مَیِّتاً کَانَ حَقِیقٌ عَلَیَّ أَنْ أَزُورَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ أُخَلِّصَهُ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ أُدْخِلَهُ الْجَنَّة»(1)
امام حسین (علیه السلام) به پیامبر(ص) عرضه داشتند ثواب کسی که ما را زیارت کند چیست؟ پیامبر (ص) فرمودند: هرکس مرا چه در حیات و چه پس مرگم زیارت کند یا پدرت [علی (علیه السلام)] را چه در حیات و چه پس مرگش زیارت کند، و یا اگر تو را چه در حیات و چه پس مرگت زیارت کند، و یا اگر برادرت [حسن (علیه السلام)] را چه در حیات و چه پس مرگش زیارت کند، بر من لازم است که او را روز قیامت زیارت کنم و او را از گناهانش خلاص کرده و به بهشت داخلش کنم.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: هرکس جدّم امیرالمؤمنین را زیارت کند خداوند در برابر هر قدمی که در این راه بر میدارد برای او حجی مقبول و عمرهای پسندیده می نویسد، به خدا قسم قدمی که در زیارت امیر المومنین
1) ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 83
(علیه السلام) غبار آلود شود خداوند آن را به آتش جهنم نمیچشاند چه پیاده باشد و چه سواره.
حضرت صادق (علیه السلام) در حدیث دیگری میفرمایند: یک شب ماندن در نجف نزد امیرالمؤمنین برابر با هفتصد سال عبادت ثواب دارد.
رسولخدا (ص) فرمودند: جمع نمیشوند جماعتی که ذکر فضایل علیبنابیطالب (علیه السلام) کنند مگر آنکه ملائک نازل میشوند و اطراف آن جماعت را میگیرند تا آنکه آنها متفرق شوند. آنگاه که به آسمان عروج میکنند ملائکه آسمان میگویند: از شما بویی استشمام میکنیم که بهترین بوهای خوش است. میگویند: ما نزد کسانی نشستیم که ذکر محمد (ص) و اهلبیت او (علیهم السلام) میکردند و ما از بوی آنها معطر شدیم. ملائکه آسمان میگویند: ما را هم به آنجا ببرید تا ما هم با آنها بنشینیم [و خود را معطر کنیم]، میگویند مجلس تمام شد و مردم رفتند، میگویند ما را ببرید تا از آن مکان معطر شویم(1).
عزیزان وقتی مجلس امیرالمؤمنین (علیه السلام) چنین باشد زیارت خود آن حضرت چه ثوابی دارد؟ بشناسیم به زیارت چه مقام و شخصیتی میرویم هر چه معرفت انسان بیشتر باشد ثواب او هم بیشتر می شود.
1) کبریت احمر، ص 120
امیرالمؤمنین (علیه السلام) آن آقایی است که پیغمبر اکرم (ص) فرمود:
«اذا کانَ یَومُ القِیامة و نُصِبَ الصِّراطُ عَلی شَفیرِ جَهَنَّمَ لَم یَجُز عَلَیهِ اِلّا مَن مَعَة کِتابُ وِلایَة عَلِیِّ بنِ اَبِی طالِب (علیه السلام)».(1)
وقتی که روز قیامت شود، پل صراط را بر لبه جهنم بنا میکنند، هیچ کس از روی آن عبور نمیکند مگر اینکه ولایت و محبت امیر المومنین علی (علیه السلام) را به دل داشته باشد.
ملاک و معیار علی (علیه السلام) است اگر حب و ولایت علی و اولاد علی (علیه السلام) بود بقیه اعمالت را هم میپذیرند وگرنه ذرهای از آن پذیرفته نمیشود.
1) بحار الانوار، ج 8، ص 67
پیغمبر (ص) فرمودند:
«اَوّلُ ما یُساَلُ عَنه العَبدَ حُبُّنا اَهلَ البَیتِ (علیه السلام)».(1)
اولین چیزی که از انسان سوال می شود حب ما اهل بیت (علیه السلام) است.
نماز بی ولایت حقه بازی ست بنای مسجدش بتخانه سازی است
چرا سنی نمیخواهد بفهمد وضوی بی ولایت آب بازی است
وجود نازنین پیغمبر (ص) فرمودند: یا علی (علیه السلام)! مثل تو در میان مردم مثل سورهی توحید است در میان سورههای قرآن. همانطورکه اگر کسی یک مرتبه سورهی مبارکهی توحید را بخواند یک سوم قرآن را ختم کرده و اگر دوبار بخواند دو سوم قرآن را خوانده و اگر سه مرتبه بخواند بمنزلهی این است که یک ختم قرآن انجام داده است، یا علی هر کس در قلبش تو را دوست داشته باشد، خداوند یک سوم ثواب عبادت بندگان را به او میدهد و هر کس با قلبش تو را دوست داشته باشد و با زبانش تو را یاری کند خداوند دو سوم ثواب عبادت بندگان را به او میدهد و هر کس علاوه
1) بحار الانوار، ج 7،ص 267
بر اینها با اعضا و ارکان بدنش از تو دفاع کند خداوند به اندازه ثواب عبادت تمام بندگان را به او ثواب میدهد.(1)
علی (علیه السلام) آن شخصیتی است که پیغمبر (ص) فرمود: ای علی اگر بندهای به اندازهای که نوح در میان قوم خود بود خداوند را عبادت کند و به اندازه کوه احد طلا داشته باشد و همه آنها را در راه خدا انفاق کند و آنقدر عمر کند که بتواند هزار حج پیاده انجام دهد سپس در بین صفا و مروه مظلومانه کشته شود امّا ولایت و محبت تو را ای علی (علیه السلام) نداشته باشد «لَم یَشُم رائحَة الجَنَّة وَ لَم یَدخُلها» بوی بهشت را استشمام نمیکند و داخل آن نمیشود.(2)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) شخصیتی است که عباس عموی پیغمبر (ص) میگوید: در محضر پیامبر نشسته بودم، دیدم علی (علیه السلام) که وارد شد چهره رسول الله (ص) بشّاش شد، عرض کردم: «أتحب هذا یا رسول الله» آیا
1) عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع مَثَلُکَ مَثَلُ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فَإِنَّهُ مَنْ قَرَأَهَا مَرَّةً فَکَأَنَّمَا قَرَأَ ثُلُثَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ قَرَأَهَا مَرَّتَیْنِ فَکَأَنَّمَا قَرَأَ ثُلُثَیِ الْقُرْآنِ وَ مَنْ قَرَأَهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَکَأَنَّمَا قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ کَذَلِکَ مَنْ أَحَبَّکَ بِقَلْبِهِ کَانَ لَهُ مِثْلُ ثُلُثِ ثَوَابِ أَعْمَالِ الْعِبَادِ وَ مَنْ أَحَبَّکَ بِقَلْبِهِ وَ نَصَرَکَ بِلِسَانِهِ کَانَ لَهُ مِثْلُ ثُلُثَیْ أَعْمَالِ الْعِبَادِ وَ مَنْ أَحَبَّکَ بِقَلْبِهِ وَ نَصَرَکَ بِلِسَانِهِ وَ یَدِهِ کَانَ مِثْلَ ثَوَابِ أَعْمَالِ الْعِبَاد (کتاب محاسن، ج1، ص153)
2) برگزیده الغدیر، ص 208
شما علی را اینقدر دوست دارید؟ حضرت فرمودند: «یا عَمَّ رَسولِ اللهِ وَاللهِ اَللهُ اَشَدُّ حَبّاً لَهُ مِنِّی» به خدا قسم، خداوند بیش از من علی (علیه السلام) را دوست دارد.(1)
فضائل و کرامات امیر مؤمنان (علیه السلام) آنقدر زیاد است که به قول شاعر
کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست
که تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم
افتخارات علی (علیه السلام) به همسری فاطمه زهرا (س) است، به برگشت خورشید به دعای پیغمبر برای اوست به این است که در جنگ احد پیغمبر (ص) فرمود:
«لا سیف الّا ذوالفقار و لافتی الّا علی»(2)
به این است که در جنگ خندق فرمود:
«ضَربَة عَلیٍ یَومَ الخَندَقِ اَفضَلُ مِن عِبادَة الثَّقَلَین».(3)
زائرین امیرالمؤمنین خوشا به حالتان، خداوند شما را بسیار دوست دارد. پیغمبر (ص) در روز غدیر برای شما دعا کرد و فرمود: «اَلّلهمَّ والِ مَن والاة وَ عادِ مَن عاداة»(1)
خدایا هر کسی علی (علیه السلام) را دوست دارد تو هم او را دوست بدار و دشمن علی را دشمن بدار.
پیامبر اکرم (ص) هم میفرمایند: «مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَی نُوحٍ فِی عَزْمِهِ وَ إِلَی آدَمَ فِی عِلْمِهِ وَ إِلَی إِبْرَاهِیمَ فِی حِلْمِهِ وَ إِلَی مُوسَی فِی فِطْنَتِهِ وَ إِلَی عِیسَی فِی زُهْدِهِ فَلْیَنْظُرْ إِلَی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ»(2).
هرکس میخواهد به نوح در عزمش و به آدم (علیه السلام) در علمش و به ابراهیم (علیه السلام) در حلمش و به موسی (علیه السلام) در فطانتش و به عیسی (علیه السلام) در زهدش نگاه کند، باید به علی بن ابی طالب (علیه السلام) نظر کند.
علی (علیه السلام) آن وجود مقدسی است که شِبلی شُمَیِّل در وصفش میگوید: علی (علیه السلام) نسخۀٌ مفردۀٌ، یعنی علی (علیه السلام) در دنیا بی نظیر است.
جرج جرداغ مسیحی میگوید: دنبال هر فضیلتی رفتم دیدم در علی (علیه السلام) هست ولی بعضیها انصاف را رعایت نکردهاند، لذا من تصمیم گرفتم برای امام شیعیان کتاب بنویسم «صوت العدالۀ الانسانیۀ».
صفی الدین حلی مینویسد:
جُمِعَت فی صفاتِکَ الاضدادُ و لهذا عزَّت لکَ الاندادُ
در وجود تو اضداد یکجا جمع شدهاند و به همین دلیل برای تو مانندی نمیتوان پیدا کرد.
نجاشی جوانی است که علی (علیه السلام) بخاطر شرب خمر او را حد زده است. نجاشی نزد معاویه آمد، معاویه سؤال کرد چرا آمدی؟ گفت از عدالت علی (علیه السلام) به ظلم تو پناه آوردم.
یعنی حتی نزد دشمن او از علی (علیه السلام) تعریف میکند.
سوده همدانی زنی است آمد نزد معاویه، معاویه به شکایتش گوش نکرد. او هم شروع کرد این اشعار را در مقابل دشمن علی سرود:
صَلّیَ الاِلَهُ عَلَی جَسَدٍ تَضَمَّنَهُ القَبر
فَاَصبَحَ العدلُ فیهِ مَدفوناً
درود خدا بر آن بدنی که وقتی مدفون شد، عدالت هم همراهش دفن گردید.
ابن ابی الحدید سنی معتزلی در ابتدای شرح نهج البلاغهاش مینویسد: «ما اَقولُ فی رَجُلٍ اَقَرَّ اَعدائُهُ بِفَضلِهِ» من چه بگویم در وصف آن مردی که
حتی دشمنانش اقرار به فضائل او دارند بعد هم 24 حدیث در باب فضائل علی (علیه السلام) میآورد.
سید اسماعیل حمیری «کیسانی» بود یعنی معتقد بود محمد حنفیه پسر امیر المومنین (علیه السلام) و امام زمان می باشد. در زمان امام صادق (علیه السلام) زندگی می کرد و شنید که حضرت به ایشان نسبت کفر داده است خدمت حضرت رسید و گفت: آیا من کافرم با اینکه شما را دوست دارم و کسانی که با شما دشمن هستم را دشمن می دارم. حضرت صادق (علیه السلام) فرمودند: شما حجت زمانه را قبول ندارید. بعد از حضرت کرامتی دید و شیعه شد و شعری سرود:
تجعفرت ببسم الله و الله اکبر و ایقنت ان الله یعفوا و یغفروا
شروع کردند فضایل امیرالمونین را نقل کردن، میان بازار میرفت و مردم را دور خود جمع میکرد و فضائل حضرت را نقل میکرد تا هنگام مرگ او فرارسید. وقتی سکرات مرگ سید حمیری رسید، در پیشانی او نقطه سیاهی ظاهر شد و تمام بدنش می لرزید همه می گفتند نتیجه دنبال خلفا نرفتن و دنبال علی رفتن اینست.ناگهان دیدند لبان سید چیزی را زمزمه می کند، توجه کردیم میگفت: «عمری درِ خانه شما بودم آیا این طور باید دشمن شاد شوم» که نقطه سیاه به حالت اول برگشت و سفید و سفید شد و مانند ماه شب چهارده درخشید و سید گفت مرا بنشانید.
چند خط شعر گفت و از دنیا رفت.
کذب الزاعمون ان علیا لیس ینجی محبه من هنات
یعنی کسانی که فکر می کنند حضرت آنها را تنها میگذارد، اشتباه می کنند.
چه شود که ای شه لافتی نظری به جانب ما کنی
که به کیمیای نظا ره ای مس قلب تیره طلا کنی
· نجف اولین محل عبادت خداست.
· پیدایش نجف (نجف دریا بوده، پناهگاه فرزند نوح).
· معجزات:(پیدا شدن قبرعلی(علیه السلام)،جمله و حرکت نادرشاه افشار).
· جسارت به حرم علی(علیه السلام):(جریان مره بن قیس،نبش قبر).
· نوح و آدم (علیه السلام) در ضریح مطهر امیرالمؤمنین (علیه السلام).
· مدفونین در حرم مطهر
· اعمال مستحبی(نماز امیرالمؤمنین، زیارت جامعه کبیره، دعای صباح، دعای عالیه المضامین، نماز زیر ناودان وارد نشده است).
· جریان محمد بن حسن شیبانی
· ذکر توسل
حاجی به حرم حال و هوایی دارد در طواف حرم مهدی زهرا گوید در شوق وصال ربنایی دارد ایوان نجف عجب صفایی دارد
نجف اولین جایی است که خداوند در آن عبادت شده است، زیرا در آنجا ملائکه بر آدم (علیه السلام) سجده کردند.(1)
نجف در ابتدا کوه بلندی بود که در جریان طوفان نوح (علیه السلام) آب همهی آن را فرا گرفت و پس از فروکش کردن آب تبدیل به سرزمین رملی شد و سپس دریاچه شد که نامش را (نی) گذاشتند و کم کم که دریاچه خشک شد گفتند (نی جفّ) یعنی دریاچه نی خشک شده و کمکم نیجف تبدیل به نجف شد. گرچه سرزمین نجف حدود 70 متر از سطح آب بالاتر است و به طور طبیعی نباید آب به آن برسد اما به برکت وجود امیرالمؤمنین (علیه السلام) آب فراوانی دارد. (2)
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: نجف همان کوهی بود که فرزند نوح (علیه السلام) به آن پناهنده شد وغرق شد.(1)
در این سرزمین معجزات فراوانی رخ داده است مثلاً اینکه تا 135 سال پس از شهادت علی (علیه السلام) قبر حضرت مخفی بود تا اینکه روزی هارون الرشید برای شکار به صحرا رفت و سگ شکاری خود را دنبال آهویی فرستاد، آهو بالای تپهای رفت، هر چه تیر میزدند به زمین میافتاد و سگ هم دیگر جلو نرفت، هارون تعجب کرد به دنبال پیرمردی از اهالی محل فرستاد، پیرمرد بعد از اینکه از هارون امان گرفت گفت: پدرم میگفت: ما قبر علی (علیه السلام) را در اینجا زیارت میکردیم، سپس هارون الرشید دستور داد در اینجا بقعه و بارگاهی بنا کنند، آلان هم در قسمت بالاسر حضرت روی دیوار تصویری وجود دارد که اشاره به همین جریان تاریخی دارد.
همینطور که هارون برای اینکه خود را منتسب به اهل بیت (علیه السلام) کند بقعه و بارگاهی ساخت. بسیاری از پادشاهان بعد از او هم هر کدام که مسلط بر نجف می شدند کارهایی انجام میدادند.
همچنین صاحب منتخب التواریخ از کتاب انوار العلویه نقل میکند:
1) «قَالَ هُوَ الْجَبَلُ الَّذِی اعْتَصَمَ بِهِ ابْنُ جَدِّی نُوحٍ ع فَقَالَ سَآوِی إِلی جَبَلٍ یَعْصِمُنِی مِنَ الْماء» کامل الزیارات، ص 35
وقتی نادر شاه خواست داخل صحن مقدس حضرت امیر علیه السلام بشود جرأت نکرد، امر کرد زنجیر طلایی به گردنش بیندازند و او را مثل سگ بکشند و او را به درب صحن مقدس ببرند. کسی جرأت نکرد اقدام به این عمل کند، ناگهان دیدند شخصی از بیابان آمد و زنجیر طلا را به گردن نادر انداخت و او را به درب صحن مقدس کشید. نادر شاه مشرف شد و زیارت کرد و برگشت، بعد هرچقدر تجسس کردند که آن شخص را بیابند نیافتند(1).
همچنین وقتی نادر شاه گنبد حرم حضرت امیر (علیه السلام) را تذهیب نمود از وی پرسیدند که بالای قبه مقدسه چه نقش کنیم؟ نادر فوراً گفت: «یَدُاللهِ فَوقَ اَیدِیهِم». فردای آنروز وقتی وزیر نادر میرزا مهدیخان خبر دار شد، گفت: نادر سواد ندارد و این کلام به دلش الهام شده است اگر قبول ندارید بروید مجدداً از او سؤال کنید، لذا آمدند و پرسیدند که در فوق قبه مقدسه چه فرمودید نقش کنیم؟ گفت همان سخنی که دیروز گفتم.(2)
همچنین نادرشاه افشار به واسطه نذری که کرده بود فرمان داد گنبد و گلدسته و ایوان حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) را به هزینه او به خشت طلا، زرنگار کنند و بعد خودش با تشریفات سلطنتی به طرف نجف اشرف برای بازدید و زیارت آن حضرت مشرف شد، زمانیکه به درب دروازه نجف رسید برخی از اهل تسنن گفتند: شیعیان علی (علیه السلام) عقیده دارند که شراب و سگ در شهر نجف اشرف وارد نمی شود، نادر شاه
گفت: باید آزمایش کنم . فرمان داد شیشه شرابی حاضر کنند و سگی به زنجیر طلا ببندند و چون حرکت کردند هرچه کردند سگ به طرف نجف نرفت. در آخر سگ زنجیر طلا را پاره نمود و به بیابان فرار کرد. وقتی شیشه شراب را بررسی کردند دیدند شراب مبدل به سرکه شده است. ندیم نادرشاه چون دید شراب تبدیل به سرکه شده بالبداهه این شعر را سرود:
در خاک نجف«ندیم»آسوده بخواب
اندیشه مکن ز پرسش روز حساب
جایی که بدل به سرکه گردد می ناب
بی شک که شود گنه مبدل به ثواب
در مقابل افرادی هم بوده اندکه قصد جسارت داشته اند ولی به قول معروف: هر که با آل علی در افتاد ورافتاد. برای نمونه:
1- در دارالسلام از عالم جلیل القر سید نصر الله حادری نقل شده است که:
«مرة بن قیس» فردی کافر بود و مال و خدم و حشم فراوانی داشت. یک روز که صحبت از پدران و اجدادش شد، گفتند تمام آنها را علیبنابیطالب (علیه السلام) در جنگ ها کشته است. سؤال کرد قبر او کجاست؟ گفتند در نجف اشرف.با دو هزار سواره و چند هزار پیاده به نجف حمله کرد و شش روز با مردم نجف جنگید و وارد روضه مطهر
حضرت شد. گفت یا علی (علیه السلام) تو اجداد و پدران مرا کشتهای، همینکه خواست نبش قبر کند دو انگشت شبیه ذوالفقار علی (علیه السلام) از ضریح بیرون آمد و به کمر آن ملعون خورد و او را به درک واصل کرد. بدنش تبدیل به دو قطعه سنگ سیاه شد که تا قرن دهم هجری وجود داشت. هیچ حیوانی از آن عبور نمیکرد مگر اینکه بر آن قطعه سنگها بول میکرد. بعدها دشمنان ولایت از فرط رسوایی آن را به سرقت بردند. الآن همان قسمت از ضریح که دستان مبارک حضرت از آن بیرون آمده به نام «موضع الاصبعین» در محراب کوچکی داخل ضریح وجود دارد که از قسمت بالا سر قابل مشاهده است.(1)
شاهی که به قدرت دو انگشت چون مرّه قیس کافری کشت
2- همچنین فردی بنام سادن که در زمان امام صادق(علیه السلام) زندگی میکرد میگوید: در خواب دیدم که حضرت فرمودند: صندوق روی قبر مرا بردار و روی قبر فلانی بگذرد چون او کافر و مستحق عذاب و عقاب است. (در قدیم مثل امروز ضریح و حرم وجود نداشته است و فقط صندوقی به عنوان علامت بوده است) بعد از مدتی دشمنان ولایت وارد نجف شدند و به قصد جسارت به حضرت، اشتباهاً به سراغ قبر آن کافر رفتند و او را از قبر بیرون کشیدند و جسدش را آتش زدند. اما بدن مطهر حضرت سالم ماند.(2)
همانطور که در زیارتنامه حضرت می خوانیم «اَلسَّلامُ عَلَیکَ وَ عَلی ضَجیعَیکَ آدمَ وَ نوح» در این جا غیر از حضرت علی (علیه السلام)، حضرت نوح(علیه السلام) و حضرت آدم (علیه السلام) هم مدفون هستند. گرچه حضرت آدم (علیه السلام) در سرزمین مکه بود و همان جا از دنیا رفت اما در جریان طوفان نوح (علیه السلام) وقتی کشتی حضرت کنار کعبه معظمه رسید آب فروکش کرد و به فرمان خداوند حضرت نوح (علیه السلام)، بقایای بدن حضرت آدم (علیه السلام) را همراه خود به نجف آورد و در همین جا دفن کرد و قبری هم برای مولای متقیان علی (علیه السلام) در همین جا فراهم کرد که حضرت علی (علیه السلام) در وصیت خود به فرزندشان امام حسن (علیه السلام) فرمودند پس از این که مرا در تابوت گذاشتید جلوی تابوت را جبرئیل و میکائیل میگیرند و شما هم انتهای آن را بلند کنید هر جا که جلوی تابوت روی زمین قرار گرفت، آن جا قبری است که برادرم حضرت نوح آن را برایم فراهم کرده است. لذا مناسب است زائرین عزیز در هر زیارت 3 تا نماز 2 رکعتی، هر کدام به قصد زیارت حضرت آدم (علیه السلام) و حضرت نوح (علیه السلام) و حضرت علی (علیه السلام) بخوانند.
در کنار حرم مولای متقیان باید در حد توان از این سرچشمه فیض الهی بهرهمند شد لذا بهتر است زمانی که به حرم حضرت مشرف میشویم اعمال زیر را انجام دهیم:
1- هر رکعت نماز فرادی در حرم امیرالمؤمنین (علیه السلام) ثواب 200 هزار رکعت نماز در جای دیگر را دارد.
2- نماز امیرالمؤمنین(علیه السلام) که دو تا نماز دو رکعتی است و بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره توحید خوانده میشود.
3- زیارت امین الله، زیارت جامعه کبیره، دعای صباح، دعای عالیۀ المضامین، و از همه مهمتر خواندن قرآن (توصیه میشود زائرین عزیز از این فرصت بیشتر برای خواندن قضای نمازهای واجب استفاده کنند).
ضمناً توجه داشته باشید که نمازی که برخی زیر ناودان حرم حضرت امیر (علیه السلام) میخوانند دارای سند و مدرک معتبری نیست و آنچه وارد شده در رابطه با ناودان طلای کعبه معظمه است.
سید عبدالکریم بن طاوس روایت کرده از محمد بن علی شیبانی که گفت من و پدرم و عمم حسین به نحو پنهانی در شب رفتیم به زیارت قبر امیرالمومنین(ع) و این در سال دویست و شصت و چیزی بود و من کودکی صغیر بودم چون رسیدیم نزد قبر آن حضرت دیدیم که آن قبر مطهر دورش
سنگهای سیاه گذاشته شده و بنائی ندارد پس نزدیک آن رفتیم بعضی از ما شروع کرد به خواندن قرآن و بعضی دیگر به نماز مشغول شد و بعضی مشغول به زیارت. و در این حال بودیم که ناگاه دیدیم شیری به جانب ما می آید چون نزدیک ما آمد به فاصله ی یک نیزه ما از آن محل شریف دور شدیم آن حیوان به نزدیک قبر رفت و شروع کرد به مالیدن ذراع خود بر قبر یکی از ما نزدیک او رفت و مشاهده کرد او را شیر متعرض نشد او برگشت و ما را به حال شیر خبر داد پس ترس از ما برطرف شد و همگی نزدیک او رفتیم و او را مشاهده کردیم دیدیم که در ذراع او جراحتی است و آن دست مجروح را به قبر آن حضرت می مالید پس یک ساعت با این حال بود آن گاه برفت و ما دیگر باره به حال اول خود به نماز و زیارت و قرائت قرآن برگشتیم. (1)
عزیزان، نکند معرفت ما از حیوانات کمتر باشد. ما هم گرفتار و حاجتمندیم، با هزار امید و آرزو در خانه علی آمدهایم نکند دست خالی برگردیم.
1) مفاتیح الجنان، بخش فضیلت زیارت امیر المومنین(ع)
چه شود به چهره زرد ما نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه دردها به یکی نظاره دوا کنی
علی یا علی علی یا علی
تو شه سریر ولایتی، تو مه منیر هدایتی
چه شود اگر به عنایتی، نظری برای خدا کنی
علی یا علی علی یا علی
تو به شهر علم نبی دری، تو ز انبیا همه برتری
تو غضنفری و تو صفدری، چو میان معرکه جا کنی
علی یا علی علی یا علی
تو زنی به دوش نبی قدم، فکنی بتان همه از حرم
حرم از وجود تو محترم، تو لوای دین به پا کنی
علی یا علی علی یا علی
اَلْحَمْدُللَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا، وَما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا اَنْ هَدانَا اللَّه، اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذی سَیَّرَنی فی بِلادِهِ وَحَمَلَنی عَلیدَوآبِّهِ، وَطَوی لِیَ الْبَعیدَ، وَصَرَفَ عَنِّی الْمَحْذوُرَ، وَدَفَعَ عَنِّی الْمَکْرُوهَ، حَتَّی اَقْدَمَنی حَرَمَ اَخی رَسُولِهِ، صَلَّی اللَّه عَلَیْهِ وَ الِهِ.
اَلحمدُ لِلّهِ اَلذِی اَدخَلَنِی هَذِهُ البُقعَهِ المُبارَکَهِ اَلتِی بَارَکَ اللهُ فِیها، و اختَارَها لِوَصِّی نَبِیِّهِ، اَللّهُمَّ فَاجعَلها شاهِدَهً لِی، اَلّلهم لِبابِکَ وَقَفتُ، وَ بِفَنائِکَ نَزَلتُ، وَ بِحَبلِکَ اعتَصَمتُ، وَ لِرَحمَتِکَ تَعَرّضتُ، وَ بِوَلِیِّکَ صَلواتُکَ عَلیهِ تَوَسلتُ، فَاجعَلها زِیارَۀً مقبولَهً وَ دُعاءً مُستَجابا.
السلام علیک یا ابا الحسن یا امیرالمؤمنین یا علی بن ابی طالب یا حجه الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله
آمدم بر درگهت با چشم گریان یا علی
تو کریم عالمی من بر تو مهمان یا علی
گرچه سر تا پا گناهم، زائر قبر تو ام
روی لطف و مرحمت از من مگردان یا علی
بوده عمری آرزوی من که در شهر نجف
آیم و بوسم ضریحت از دل و جان یا علی
هر که را دردی ست، من بیمارم از درد گناه
نیست بر دردم به جز لطف تو درمان یا علی
آمدم چون کعبه قبرت را بگیرم در بغل
با تو بندم بار دیگر عهد و پیمان یا علی
آمدم تا با تو گویم سائلم درمانده ام
باز کن بر من ز رحمت باب احسان یا علی
آمدم تا با تو گویم ای چشم خدا
یک نگه کن بر من آلوده دامان یا علی
آمدم تا با تو گویم با همه جرم و خطا
هر که هستم دوستت دارم به قرآن یا علی
آمدم تا با تو گویم یا علی دستم بگیر
پیش از آن که عمرم آید به پایان یا علی
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمینَ اللَّهِ فی اَرْضِهِ، وَ حُجَّتَة عَلی عِبادِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیر الْمُؤْمِنینَ، اَشْهَدُ اَنَّکَ جاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ، وَعَمِلْتَ بِکِتابِهِ، وَاتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِیِّهِ صَلَّی اللَّة عَلَیْهِ وَآلِهِ، حَتّی دَعاکَ اللَّه اِلی جِوارِهِ، فَقَبَضَکَ اِلَیْهِ بِاخْتِیارِهِ، وَاَلْزَمَ اَعْدائَکَ الْحُجَّة مَعَ مالَکَ مِنَ الْحُجَجِ الْبالِغَة عَلی جَمیعِ خَلْقِهِ، اَللّهم فَاجْعَلْ نَفْسی مُطْمَئِنَّة بِقَدَرِکَ راضِیَة بِقَضآئِکَ، مُولَعَة بِذِکْرِکَ وَدُعآئِکَ، مُحِبَّة لِصَفْوَة اَوْلِیآئِکَ، مَحْبُوبَة فی اَرْضِکَ وَسَمآئِکَ، صابِرَة عَلی نُزُولِ بَلائِکَ، شاکِرَة لِفَواضِلِ نَعْمآئِکَ، ذاکِرَة لِسَوابِغِ آلآئِکَ، مُشْتاقَة اِلی فَرْحَة لِقآئِکَ، مُتَزَوِّدَة التَّقْوی لِیَوْمِ جَزآئِکَ، مُسْتَنَّة بِسُنَنِ اَوْلِیآئِکَ، مُفارِقَة لِأَخْلاقِ اَعْدائِکَ، مَشْغُولَة عَنِ الدُّنْیا بِحَمْدِکَ وَثَنآئِکَ، اَللّهُمَّ اِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتینَ اِلَیْکَ والِهَة، وَسُبُلَ الرَّاغِبینَ اِلَیْکَ شارِعَة، وَاَعْلامَ الْقاصِدینَ اِلَیْکَ واضِحَة، وَاَفْئِدَة الْعارِفینَ مِنْکَ فازِعَة، وَاَصْواتَ الدَّاعینَ اِلَیْکَ صاعِدَة، وَاَبْوابَ الْإِجابَة لَهُمْ مُفَتَّحَة، وَدَعْوَة مَنْ ناجاکَ مُسْتَجابَة، وَتَوْبَة مَنْ اَنابَ اِلَیْکَ مَقْبُولَة، وَعَبْرَة مَنْ بَکی مِنْ خَوْفِکَ مَرْحُومَة، وَالْإِغاثَة لِمَنِ اسْتَغاثَ بِکَ مَوْجُودَة، وَالْإِعانَة لِمَنِ اسْتَعانَ بِکَ مَبْذُولَة،وَعِداتِکَ لِعِبادِکَ مُنْجَزَة، وَزَلَلَ مَنِ اسْتَقالَکَ مُقالَة، وَاَعْمالَ الْعامِلینَ لَدَیْکَ مَحْفُوظَة، وَاَرْزاقَکَ اِلَی الْخَلائِقِ مِنْ لَدُنْکَ نازِلَة، وَعَوآئِدَ الْمَزیدِ اِلَیْهِمْ واصِلَة، وَذُنُوبَ الْمُسْتَغْفِرینَ مَغْفُورَة، وَحَوآئِجَ خَلْقِکَ عِنْدَکَ مَقْضِیَّة، وَجَوآئِزَ السَّآئِلینَ عِنْدَکَ مُوَفَّرَة، وَ عَوآئِدَ الْمَزیدِ مُتَواتِرَة، وَمَوآئِدَ الْمُسْتَطْعِمینَ مُعَدَّة، وَمَناهِلَ الظِّمآءِ مُتْرَعَة،
اَللّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعآئی، وَاقْبَلْ ثَنآئی، وَاجْمَعْ بَیْنی وَبَیْنََوْلِیآئی، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَعَلِیٍّ وَفاطِمَة، وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ، اِنَّکَ وَلِیُ نَعْمآئی، وَمُنْتَهی مُنایَ، وَغایَة رَجائی فی مُنْقَلَبی وَمَثْوایَ
و در کامل الزِّیارات بعد از این زیارت این فقرات نیز مسطور است
اَنْتَ اِلهی وَسَیِّدی وَمَوْلایَ، اِغْفِرْ لِأَوْلِیآئِنا، وَکُفَّ عَنَّا اَعْدآئَنا، وَاشْغَلْهُمْ عَنْ اَذانا، وَاَظْهِرْ کَلِمَةَ الْحَقِّ وَاجْعَلْهَا الْعُلْیا، وَاَدْحِضْ کَلِمَة الْباطِلِ وَاجْعَلْهَا السُّفْلی، اِنَّکَ عَلی کُلِّشَیءْ قَدیرٌ.
· پیدایش مسجد کوفه (ساختن توسط حضرت آدم، ساخت مجدد توسط لشکر اسلام)
· فضیلت مسجد (تمام بودن نماز، مصلای تمام ملائکه و پیامبران و علی(علیه السلام)، ثواب حج و عمره در رکاب پیغمبر، یک رکعت نماز فرادی برابر با هزار رکعت، نشستن در آن عبادت است، روز قیامت شفاعت میکند، مصلای امام عصر (عج)).
· معجزات علی (علیه السلام) در مسجد کوفه (باب الثعبان، بیت الطشت)
· سایر مقامها (دکه المعراج، محل توبه آدم(علیه السلام)، محل سفینه نوح(علیه السلام)).
· حرم مسلم بن عقیل، هانی بن عروه، قبر مختار ثقفی، مرقد خدیجه بنت علی (علیه السلام)
· حکم ورود حائض، مستحاضه و فرد جنب
قال الصادق (علیه السلام): «تَتِمُّ الصَّلَاةُ فِی أَرْبَعَةِ مَوَاطِنَ فِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ مَسْجِدِ الرَّسُولِ (ص) وَ مَسْجِدِ الْکُوفَةِ وَ حَرَمِ الْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ». (1)
آنطور که از روایات استفاده میشود مسجد کوفه توسط حضرت آدم (علیه السلام) ساخته شد اما به مرور زمان یا در طوفان نوح (علیه السلام) تخریب شد.
در سال 17 هجری وقتی لشکر اسلام به مدائن رسید، آب و هوای مدائن با طبع سربازانی که از حجاز آمده بودند سازگار نبود و سعد بن ابی وقاص، سلمان و حذیفه را به دنبال مکان مناسبی فرستاد که هر دو این جا را انتخاب کردند و به دستور وی در این جا مسجدی ساختند. برای تعیین حدود مسجد ابوهیجاء اسدی در مکانی ایستاد و به چهار طرف تیری انداخت و به این صورت محدوده آن مشخص شد.
همانطور که میدانید شخص مسلمان در سفر باید نمازش را شکسته بخواند مگر در چهار مکان که استثناء شده است. مراجع عظام تقلید فرمودهاند: انسان مخیّر است در این مکانها نمازش را تمام یا شکسته بخواند. آن مکانها عبارت است از: مسجد الحرام، مسجدالنبی، مسجد کوفه و حائر حسینی (علیه السلام) که در تشخیص محدوده حائر تفاوت نظر وجود دارد.
1) کافی ج 4 ص 586
و این استثنا و اختیاری که خداوند قرار داده است به خاطر عظمت و بزرگی این چهار مکان مقدس است.
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: تمام ملائکه مقرّب خدا و تمام پیامبران صالح خدا، حتی رسول گرامی اسلام(ص) در مسجد کوفه نماز خواندهاند (1)و از همه مهمتر این که مصلّای مولای متقیان امیر مؤمنان علی (علیه السلام) است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: نماز واجب در مسجد کوفه برابر است با حجی که در رکاب رسول الله انجام گردد و نماز مستحب در آن، برابر است با عمره مفردهای که در رکاب حضرت رسول انجام شود.(2)در روایت است که یک رکعت نماز فرادی در مسجد کوفه برابر است با هزار رکعت نماز در جای دیگر. (از نظر ثواب) حتی نشستن بدون عبادت در این مسجد دارای ثواب است.
امام باقر (علیه السلام) فرمودند: اگر مردم بدانند عبادت در مسجد کوفه چه ثوابی دارد همه برای عبادت و زیارت به آنجا میرفتند.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: مسجد کوفه روز قیامت کسانی را که در آن نماز خوانده اند، شفاعت میکند و شفاعتش پذیرفته میشود. در آینده مصلای فرزندم مهدی موعود (عج) میشود، در آن نماز بخوانید و حاجت بخواهید.
حضرت در این مسجد مردم را موعظه میکردند که در یکی از این روزها وقتی حضرت بر فراز منبر نشسته بودند ناگهان مار بزرگی در کنار منبر ظاهر شد و از پله های منبر بالا رفت تا خود را به حضرت برساند. امام سر خم کردند و مار با امام طوری صحبت میکرد که اطرافیان صدای او را می شنیدند و بعد از این که حضرت جوابش را دادند از یکی از دربهای مسجد خارج شد. بعد از منبر حضرت فرمودند: این مار فرمانروای جنیان بود که در مسألهای دچار مشکل شده بود و آمده بود تا جواب آنرا بپرسد و من آن مسأله را به او فهماندم.(1)
امام من آن است که بر سر منبر جواب مشکل ثعبان دهد سلیمان وار
بعد از این واقعه آن درب را باب الثعبان (درب مار) نامیدند. اما بنی امیه برای این که این معجزه حضرت را مخفی کنند فیلی را برای مدتی کنار این در بستند تا این که به نام «باب الفیل» معروف شد.
در این مسجد مقامی است بنام «دکة القضا» که محل قضاوت های علی (علیه السلام) بوده و معجزه دیگری هم از حضرت در نزدیکی این مقام واقع شده که به بیت الطشت معروف گردید.
چند مرد جوان دختری را که خواهرشان بود به محضر علی (علیه السلام) آوردند و گفتند: این دختر بدون این که شوهر کند حامله شد و باید بر او حد جاری کنی. حضرت به قابلهای دستور دادند او را معاینه کند و او هم
1) تاریخ کوفه، ص 101
مسأله را تایید کرد. بعد حضرت دستور دادند در پشت پردهای، دختر را میان طشتی از لجن قرار دادند، ناگهان زالوی بزرگی از بدن دختر خارج شد و معلوم شد که دختر میان آب بوده زالویی وارد شکمش شده و کمکم رشد کرده و برادران گمان کردهاند حامله است. این معجزه حضرت جان این دختر را نجات داد.
یکی دیگر از مقامات مسجد «دکة المعراج» است که در شب معراج پیامبر اکرم (ص) وقتی به آسمان میرفتند از روی مسجد کوفه گذشتند. جبرئیل مسجد را به حضرت نشان داد و حضرت از خدا خواستند که در این مسجد توقف کنند و به اذن الهی فرود آمدند و نماز خواندند و دو مرتبه به آسمان برگشتند.
طبق برخی نقلها در مسجد کوفه بود که توبه آدم (علیه السلام) پذیرفته شد و نیز گفتهاند کشتی نوح (علیه السلام) از این مسجد حرکت کرده است.
در حاشیه مسجد کوفه حرم حضرت مسلم بن عقیل اول سفیر و پسر عموی اباعبدالله الحسین (علیه السلام) است. او داماد علی (علیه السلام) است. پیامبر (ص) فرمودند: علی جان من به دو جهت عقیل را دوست دارم، یکی به خاطر خودش و دیگری به جهت آن که ابیطالب او را دوست داشت و فرزند او (مسلم) در راه محبت فرزند تو (حسین (علیه السلام)) به شهادت
میرسد که چشمهای مؤمنین برای او اشک خواهد ریخت و ملائکه الهی بر او درود میفرستند.
هانی از اشراف و بزرگان کوفه و از اصحاب پیامبر و علی (علیه السلام) بوده و در کوفه میزبان مسلم بن عقیل شد و او را مدتی پنهان کرد و از تحویل ایشان به عبیدالله بن زیاد امتناع کرد. سرانجام او را در ذیحجه سال 60 هجری سر بریدند و از دارالاماره کوفه به زیر انداختند و با این کار یکی از پیشگویی های علی (علیه السلام) به وقوع پیوست.(1)
یکی از قیامهای پس از عاشورا توسط وی انجام گرفت و او توانست تمام کسانی که در واقعه عاشورا علیه امام حسین (علیه السلام) جنگیدند را به مجازات برساند و با این کار موجب شادی اهلبیت (علیه السلام) شود. لذا امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «لَا تَسُبُّوا الْمُخْتَارَ فَإِنَّهُ قَتَلَ قَتَلَتَنَا وَ طَلَبَ ثَأْرَنَا وَ زَوَّجَ أَرَامِلَنَا وَ قَسَّمَ فِینَا الْمَالَ عَلَی الْعُسْرَةِ(2)» به مختار دشنام ندهید چرا که او قاتلین ما را کشت و خونخواه ما بود و زنانی از ما که همسرانشان مرده بودند را شوهر داد و در زمان سختی اموالی را بین ما تقسیم کرد.
خدیجه دختر امیرالمؤمنین (علیه السلام) و همسر عبدالرحمانبنعقیل بود. او همراه خواهرش فاطمه در کربلا حضور داشت و از شدت عطش و دِهشَت روز عاشورا شهید شدند.(1)
از حضرت صادق علیه السلام روایت است که کسی که دو رکعت نماز گذارد در مسجد کوفه بخواند در هر رکعت بعد حمد سوره های «ناس و فلق و اِخْلاصْ و کافِرُون و نَصر و قَدر و الْأَعْلی» و چون سلام دهد تسبیح حضرت زهرا علیها السلام بگوید پس بطلبد از خدا هر حاجتی که بخواهد خدا حاجتش را برآورده و دعایش را مستجاب خواهد فرمود.
این کاخ قدیمی ترین ساختمان اسلامی در عراق است که در سال 17 ه ق به دست سعدبنابیوقاص و پس از ساختمان مسجد کوفه ساخته شد، دارالماره شامل سه قسمت بوده یک حصار خارجی، یک دیوار داخلی و ساختمانهای مختلف، که حصار خارجی در ضلع شمالی-جنوبی آن 20/168 متر و ضلع شرقی – غربی آن 68/169 متر است.(2)
این قصر محل حکومت صالحان و جباران زیادی بوده است البته خانه حضرت علی (علیه السلام) در دارالاماره نبوده و محل حکومت هم در مسجد کوفه بوده است و این بنای فعلی که به نام خانه حضرت معروف است، طراحی آن فرضی و تصوّری است و این ساختمان در زمان رژیم بعث عراق ساخته شده است.
این قصر یکی از ساختمانهای عبرت انگیز روزگار است، روزی حضرت مسلم بن عقیل (علیه السلام) از بالای همین دارالاماره به زمین انداخته شد، یک روز دیگر سر مبارک امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا را به این کاخ آوردند و بعد از آن سرهای متعددی به این کاخ آورده شد.
یک نمونه بسیار تکان دهنده و عبرت آموز آن، اینست:
عبدالملک مروان بعد از کشتن مصعب بن زبیر به حکومت رسیده بود. اهل عراق را به بیعت خود خواند و مردم با او بیعت کردند، سپس به کوفه رفت و آنجا را تسخیر کرده و داخل دارالاماره شد و بر تخت سلطنت تکیه داد و سر مصعب را در مقابل او نهاده بودند و در کمال فرح و شادی بود، ناگاه یکی از حاضرین به نام عبد الملک بن عمیر گفت: من قضیه عجیبی از این قصر به خاطر دارم، در همین قصر بودم که ابن زیاد به حکومت رسیده بود و سر مبارک اباعبدالله (علیه السلام) را برای او آوردند او سر مطهر حضرت را میان طشت قرار داده و به سر حضرت جسارت میکرد، بعد مختار ثقفی قیام کرد و ابن زیاد به دست ایادی مختار به درک واصل شد و مختار سر او را با چوب می زد. بعد مدتی مصعب بن زبیر به حکومت رسید و سر از بدن
مختار جدا کرد و همین کار را با او میکرد. اکنون میبینم تو سر مصعب را بریدی و میان طشت گذاشتی و چوب میزنی با خودم میگفتم کی نوبت تو خواهد رسید؟
لرزه به اندام عبدالملک افتاد و همان جا دستور داد کاخ را تخلیه کنند و آنرا ویران کرد(1). شاعری هم این منظره را به شعر درآورده:
یک سره(2)مردی ز عرب هوشمندگفت به عبدالملک از روی پند
روی همین مسند و این جایگاه بودم و دیدم بر ابن زیاد تازه سری چون سپر آسمان بعد ز چندی سر آن خیره سر بعد که مصعب سر و سردار شد این سر مصعب به تقاضای کار
زیر همین بقعه و این بارگاه آه چه دیدم که دو چشمم مباد طلعت خورشید ز رویش نهان بود برِ مختار به روی سپر دستخوش او سر مختار شد تا چه کند با تو دگر روزگار
این جریان باید درس عبرتی باشد برای ما و مخصوصا کسانی که برای رسیدن به دنیا از هر وسیلهای استفاده میکنند، از حلال و حرام جمع می کنند، رشوه می دهند، دروغ میگویند خمس و زکات پرداخت نمیکنند، اما باید بدانند آخر دنیا این چنین است باید گذاشت و گذشت.
در مصباح الزّائر و غیره است که چون داخل کوفه شدی بگو:
بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ، وَفی سَبیلِ اللَّهِ، وَعَلی مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، اللهُمَّ انْزِلْنی مُنْزَلًا مُبارَکاً وَانْتَ خَیْرُ الْمُنْزِلینَ. روانه شو به سوی مسجد کوفه و در حال رفتن بگو: اللَّهُ اکْبَرُ، لا الهَ الَّا اللَّهُ، الْحَمْدُ للَّهِ، سُبْحانَ اللَّهِ.
قال الصادق (علیه السلام): « مَا مِنْ مَکْرُوبٍ یَأْتِی مَسْجِدَ السَّهْلَةِ ... »
· آثار عبادت در مسجد سهله:( گشایش کارها، مصلّای پیامبران، سجدهگاه ملائک، افزایش عمر، برآورده شدن حوائج و درجه رفیع)
· خداوند دوست دارد در این مکان عبادت شود.
· امام صادق (علیه السلام): اگر کوفه بودم همه نمازهایم را در مسجد سهله میخواندم.
· خانه ادریس،ابراهیم، خضر و حضرت صاحب الامر(عج).
· تشرف علامه بحر العلوم خدمت حضرت حجت (عج) و دستور ساخت مقام.
· بیتوته در چهل شب چهارشنبه برای تشرف خدمت امام عصر (عج).
· دعای امام صادق (علیه السلام) برای زن گرفتار در مسجد سهله
· لزوم رعایت ترتیب بین زن و مرد در نماز مقام ها.
· مسجد زید بن صوحان و صعصعه بن صوحان.
· امامزاده سید الکریم.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «ما مِن مَکروبٍ یَاتِی مَسجد سهلة فَیُصَلِّیُ فیهِ رَکعَتَینِ بَینَ العِشائَینِ وَیَدعُواللهَ عَزَّ وَ جَلَّ اِلّا فَرَّجَ اللهُ کَربَهُ» (1)
«هیچ غمزده ای به این مسجد نمی آید و دو رکعت نماز میان نماز مغرب و عشا نمی خواند و از خداوند کمک نمی خواهد، مگر اینکه خداوند اندوهش را بر طرف می سازد.»
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً إِلاَّ وَ قَدْ صَلَّی فِیهِ».
«خداوند هیچ پیامبری مبعوث نکرده، مگر اینکه در این مسجد نماز خوانده است.»
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: روز و شبی نیست مگر اینکه ملائکه به این مسجد (سهله) می آیند و در آن عبادت می کنند.
هنگامی که زید بن علی به شهادت رسید، امام صادق(علیه السلام) فرمود: اگر عمویم زید، زمانی که از کوفه خارج شد، به مسجد سهله می رفت و نماز می خواند و به خدا پناه می برد، بیست سال به عمرش اضافه می شد.
1) وسایل الشیعه. ج 5. ص 266
همچنین در این باره امام سجّاد (علیه السلام)می فرماید: «مَنْ صَلَّی فِی مَسْجِدِ السَّهْلَةِ رَکْعَتَیْنِ، زَادَ اللَّهُ فِی عُمُرِهِ سَنَتَیْنِ». هر کس دو رکعت نماز در مسجد سهله بخواند، دو سال به عمرش افزوده میشود.
قَالَ الصَّادِقُ(علیه السلام): «مَنْ دَعَا اللَّهَ فِیهِ بِمَا أَحَبَّ، قَضَی لَهُ حَوَائِجَهُ، وَ رَفَعَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَکَاناً عَلِیّاً إِلَی دَرَجَةِ إِدْرِیسَ وَ أَجَارَهُ مِنْ مَکْرُوهِ الدُّنْیَا وَ مَکَایِدِ أَعْدَائِهِ».
امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر کس خدای را در آن بخواند، درباره هر چه خواهد، حوائج او روا گردد و به مقام بلندی در روز قیامت دست یابد و خداوند تا جایگاه ادریس خدا او را بالا برد و از ناراحتی دنیا و مکر دشمنانش در پناه پروردگار قرار گیرد.
امام صادق (علیه السلام) به یکی از اهالی کوفه فرمودند: اگر من نزدیک شما بودم تمام نمازهایم را در این مسجد میخواندم.
این مسجد همان گونه که خانه حضرت ادریس (علیه السلام) و ابراهیم خلیل (علیه السلام) و خضر (علیه السلام) بوده خانه حضرت صاحب الزمان (عج) هم خواهد بود. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: گویا میبینم حضرت صاحب الامر (علیه السلام) را که با اهل و عیالش در مسجد سهله فرود میآیند و منزل آن حضرت می شود.
و از زمانی که علامه سید محمد مهدی بحر العلوم در این مسجد به خدمت امام زمان (عج) شرفیاب شد دستور داد قبه ای در آن مکان بسازند که به مقام صاحب الزمان (عج) مشهور شد.
اهمیت مسجد سهله به قدری است که اهلبیت(علیهمالسلام) برای رفع گرفتاری از شیعیان، به این مسجد میآمدند و دعا میکردند. بشّار مُکاری نقل میکند: «روزی برای دیدن امام صادق(علیه السلام) به منزلشان در کوفه رفتم، طبقی از خرما نزدش بود و از آن تناول میکرد. به من فرمود: بشّار نزدیک بیا و بخور. گفتم از موضوعی ناراحتم و نمیتوانم چیزی بخورم. امام فرمود: به حقّ من، نزدیک بیا و بخور. امر ایشان را اجابت کردم. هنگامی که شروع به خوردن نمودم، امام به من فرمود: موضوع را بگو. گفتم سربازان حکومتی را دیدم که زنی را می زدند و او را کشان کشان به طرف زندان می بردند. او با صدای بلند فریادرس و کمک می خواست، ولی کسی به حرفش توجه نکرد. امام فرمود: چرا این برخورد را با او کردند؟ گفتم از مردم شنیدم که او بر زمین افتاده و در هنگام افتادن گفته است: «لعن الله ظالمیکِ یا فاطمة». وقتی سخنم به اینجا رسید، امام به شدّت گریست؛ به طوری که نتوانست خرما بخورد و به قدری گریه کرد که ریش مبارکش و روی سینه اش پر از اشک شد. سپس گفت: بشار! بلند شو با هم به مسجد سهله برویم و از خدا بخواهیم این زن آزاد شود. هر دو به طرف مسجد سهله حرکت کردیم، در آنجا هر کدام دو رکعت نماز
خواندیم پس از نماز امام دستها را به سوی آسمان بلند کرد و دعای مفصلی خواند و سپس به سجده رفت و پس از مدتی سر از سجده برداشت و فرمود: بلند شو، زن آزاد شد».
در نزدیکی مسجد سهله دو مسجد کوچک است به نام «زیدبنصوحان» و «صعصعۀ بن صوحان» که دو برادر بودند و هر دو در جنگ جمل شرکت کردند. زید در این جنگ به شهادت رسید و در بصره مدفون است. صعصعه بعد از جنگ جمل در جنگهای دیگری در رکاب امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود و از جمله اصحاب خاص بود که در تشییع جنازه شبانه حضرت حضور داشت. این خانواده از اصحاب خاص حضرت علی (علیه السلام) بودند و افرادی شجاع و مورد اعتماد و خطیب بودند که در منابر و مجالس از خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) دفاع میکردند.
عدهای در ماه رجب در مسجدصعصعه توفیق تشرف به خدمت امام زمان (علیه السلام) پیدا کردهاند.
هم چنین یکی از فرزندان امام سجاد (علیه السلام) به نام سید الکریم که از فرزندان و نسل امام سجاد (علیه السلام) است در کنار این مسجد مدفون است.
«یا أَیُّهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقینَ ».(1)
زین العابدین سلماسی نقل می کند: «روزی در مجلس درس آیت الله سید محمد مهدی بحر العلوم حضور داشتم، محقّق کامل میرزای قمی که برای زیارت به عتبات عالیات سفر کرده بود، وارد مجلس سید شد. پس از درس، همه رفتند ولی من همراه سه نفر دیگر که از خواص شاگردان سید بودند، ماندیم. میرزای قمی به بحر العلوم گفت: شما مقامات روحانی زیادی کسب کرده اید، اگر ممکن است خاطرهای نقل کنید. در این هنگام سید فرمود: شب گذشته برای ادای نافله شب به مسجد کوفه رفتم، قصد داشتم سپیده دم به طرف نجف راهی شوم و اول وقت درس را شروع کنم، از مسجد بیرون آمدم، در دلم شوقی ایجاد شد که به مسجد سهله بروم، ولی اعتنایی نکردم زیرا ترسیدم اول وقت به نجف نرسم لیکن شوقم زیادتر شد همچنان مردّد بودم که ناگاه بادی وزید و مرا به طرف مسجد سهله حرکت داد، پس از مدتی خود را مقابل مسجد سهله دیدم، وارد شدم، دیدم کسی در مسجد نیست و تنها آقایی مشغول عبادت است و با کلماتی با خدا مناجات می کند که تا کنون از هیچ کس نشنیده بودم، حالم متغیر و زانوهایم مرتعش شد، با قلبی منقلب و دیدهای گریان در گوشه ای از مسجد ایستادم و به صدای
1) ای عزیز، به ما و خانواده ما آسیب رسیده است و سرمایهای ناچیز آوردهایم. بنا بر این پیمانه ما را تمام بده و بر ما تصدّق کن که خدا صدقهدهندگان را پاداش میدهد. (یوسف، آیه 88)
دلنشین مناجات گوش دادم. پس از مدتی که مناجاتش تمام شد، رو به من کرد و فرمود: مهدی! جلو بیا. ادب کرده، مقداری جلو رفتم، فرمود: جلوتر بیا. جلوتر رفتم؛ به طوری که دستم به دستش می رسید، آنگاه چیزی به من گفت. سید به اینجا که رسید، سکوت کرد...» بعد این جریان دستور داد مقامی بنام مقام صاحب الزمان در اینجا تأسیس کنند.
خدایا میشود لحظهای فرا برسد که چشمان ما هم به چهره مولایمان روشن شود؟ آیا میشود ما هم طعم شیرین زندگی در عصر حضرت را بچشیم؟
اینجا بعد از ظهور حضرت خانه ی امام زمان (عج) است. در خانهی امام زمان (عج) نشستهایم مهمان امام زمانیم. ما دیگر امام زمانی شدیم. منتسب به امام زمان (عج) شدیم. باید اعمال و رفتارمان هم امام زمانی باشد، به خاطر اینکه اعمال ما را به حساب امام زمانمان می نویسند. امام صادق به یکی از اصحابشان که کار زشتی انجام داده بود فرمودند:
«إِنَّ الْحَسَنَ مِنْ کُلِّ أَحَدٍ حَسَنٌ وَ إِنَّهُ مِنْکَ أَحْسَنُ لِمَکَانِکَ مِنَّا»
کار خوب از همه خوب است اما از تو بهتر است چرا که تو شیعهی مایی
«وَ إِنَّ الْقَبِیحَ مِنْ کُلِّ أَحَدٍ قَبِیحٌ وَ إِنَّهُ مِنْکَ أَقْبَحُ لِمَکَانِکَ مِنَّا»(1)
و کار زشت از هر انسانی زشت است ولی از تو زشت تر است چرا که تو شیعه ی مایی.(عملت، گفتارت، کردارت همه ).
بیایید با امام زمانمان عهد کنیم از اینجا که برگشتیم، دنبال گناه نرویم، مایهی سربلندی حضرت باشیم نه مایهی شرمساری و ناراحتی ایشان. امام
1) العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة، ص: 153
صادق (علیه السلام) فرمودند: «مَعَاشِرَ الشِّیعَةِ کُونُوا لَنَا زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیْنَا شَیْنا»(1)
(ای شیعیان) مایه زینت و سربلندی ما باشید نه مایهی ننگ و سرافکندگی ما.
هفتهای دومرتبه اعمال ما را به حضرت عرضه میکنند و گاهی حضرت از اعمال ما گریه میکنند. مگر امام زمان (عج) از ما چه میخواهند؟ جز عمل صالح. جزرفتار و کردار درست. بارها حضرت فرموده اند شما خوب باشید ما سراغ شما می آییم.
عزیزان در زندگی امام زمانمان را فراموش نکنیم، باور کنیم حضرت به ما نگاه میکنند، اعمال ما را میبینند. اگر این تفکر در من به وجود آمد دیگر همه ی وجودم را وقف امام زمانم می کنم، چشمم تصویری را میبیند که امام زمانم بپسندد. گوشم صدایی را میشنود که امام زمانمام بخواهد. دستم به سمت لقمهای دراز می شود که رضای حضرت باشد، پا در مجلسی می گذارم که اگر امام زمان آنجا آمدند خجالت نکشم، خلاصه زندگیم حول محور این وجود مقدس میگردد.
همهی ایمان در همین یک جملهی امام صادق (علیه السلام) است که از تفسیر تقوا فرمودند:
«ان لایفقدک الله حیث امرک و لایراک حیث نهاک(2)» یعنی اینکه آنجایی که خداوند به تو امری کرده فرار نکنی، و آنجایی که تو را نهی کرده در
آنجا نباشی. مثلا اگر فرموده است: نماز بخوان، اول وقت تو را در محل نمازت ببیند و اگر فرموده است: در مجلس گناه نباشی، تو را آنجا نبیند.
در خانه ی امام زمان با حضرت عهد کنیم از امروز آنطوری که امام زمان می خواهد زندگی کنم تا حضرت هم از من راضی شوند و مرا جزء یارانشان بنویسند.
مناسب است در این مکان مقدس نماز مخصوص حضرت خوانده شود:
دو رکعت است میخوانی در هر رکعت سورهی حَمْد را تا اِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیَّاکَ نَسْتَعین و چون به این آیه رسیدی آنرا صد مرتبه میگویی و در مرتبهی آخر سوره را تمام میکنی پس قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ را یکبار میخوانی.
شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است ما نوکر و ارباب تویی مهدی جان یا بن الحسن یا بن الحسن
همه جا بروم به بهانه تو همه جا دنبال تو میگردم یا ابا صالح مددی مولا (2)
لب تشنه اگر آب نبیند سخت است نوکر رخ ارباب نبیند سخت است
که مگر برسم در خانه تو که تویی درمان همه دردم
خدا کی میشود پشت به دیوار کعبه کند، صدا بزند
«الا یا اهل العالم انا بقیه الله انا صمصام المنتقم انا المهدی»
خدا میشود ما هم آن لحظه را ببینیم؟
به حضرت عرضه بداریم:
این دیده نیست لایق دیدار روی تو چشمی دگر بده که تماشا کنم تو را
انشاالله وقتی ظهور کند اولین جملاتش این است، صدابزند:
الا یا اهل العالم، انا الامام القائم.
ای اهل عالم، آگاه باشید که من امام قیام کننده ام.
الا یا اهل العالم، انا الصمصام المنتقم.
ای اهل عالم، آگاه باشید که من صمصام انتقام گیرنده ام.
الا یا اهل العالم، انَّ جدّی الحسین قتلوه عطشاناً.
ای اهل عالم، آگاه باشید که جدم حسین را تشنه شهید کردند.
الا یا اهل العالم، انَّ جدّی الحسین طرحوه عریاناً.
ای اهل عالم، آگاه باشید که جدم حسین را عریان رها کردند.
الا یا اهل العالم، انَّ جدّی الحسین سحقوه عدواناً.
ای اهل عالم،آگاه باشید که بدن جدم حسین را از روی دشمنی خرد کردند.
· میثم، صحابی علی و امام حسن و امام حسین (علیه السلام)
· علی (علیه السلام) میثم را خرید و آزاد کرد.
· شغل میثم خرما فروشی بود.
· میثم علم پیشگویی از آینده میدانست و تفسیر قرآن میگفت.
· علی (علیه السلام) خبر شهادت میثم را به او داد.
· کرامات جناب میثم (جریان تاجر بغدادی)
میثم از اصحاب و یاران حضرت علی (علیه السلام) و امام حسن و امام حسین (علیه السلام) بوده است. او برده زنی از بنی اسد بود که علی (علیه السلام) او را خرید و آزاد کرد و از آن جایی که شغلش خرما فروشی بود به میثم تمار معروف شد.
او از اصحاب سرّ علی (علیه السلام) بود و حضرت به او علم بلایا و منایا (علم پیشگویی از بلاها و اخبار آینده) یاد دادند. همچنین میثم تفسیر قرآن را در محضر علی (علیه السلام) آموخت.
حضرت خبر شهادت میثم را به او دادند و فرمودند: پس از من تو را دستگیر میکنند و به دار میآویزند (در قدیم انسان را به درخت میبستند تا از گرسنگی و تشنگی بمیرد) روز دوم از دهان و بینیات خون می چکد و روز سوم با ضربهای شکمت را پاره میکنند تا به شهادت میرسی، بعد هم درختی که به آن آویخته خواهد شد را به او نشان دادند.
میثم هر روز کنار آن درخت می رفت و در آنجا نماز می خواند و عبادت میکرد.
در سال 60 ه ق یعنی همان سالی که امام حسین (علیه السلام) به سمت کوفه آمدند، میثم به حج رفته بود و در برگشت عبیدالله دستور داد او را قبل از ورود به کوفه دستگیر کردند و به زندان انداختند. در زندان با مختار ثقفی همراه بود و خبر قیام مختار و کشتن عبیدالله توسط مختار را به او داد.
عبیدالله میثم را طلبید و از خواست که از علی بن ابی طالب (علیه السلام) بیزاری بجوید ولی او این کار را نکرد. عبیدالله دستور داد میثم را به دار آویختند ولی برای این که پیش گویی امیرالمومنین (علیه السلام) واقع نشود زبانش را نبرید. میثم بر بالای دار مردم را دور خود جمع میکرد و فضائل علی (علیه السلام) را می گفت تا این که عبیدالله مجبور شد زبان میثم را ببرد و در روز سوم، ملعونی با خنجر شکمش را پاره کرد و میثم همان طور که حضرت فرموده بودند به شهادت رسید.
برای جناب میثم کرامات زیادی نقل شده که یکی از آن ها این است:
تاجری از اهالی بغداد مریض سختی شد، دکترهای عراق نتوانستد او را مداوا کنند و او را به خارج فرستادند و دکتر های آن جا هم او را جواب کردند. این تاجر متوسل به امیرالمؤمنین (علیه السلام) شد و عرض کرد اگر غلام شما میثم مرا شفا دهد برای او حرم و بقعه و بارگاهی میسازم. در عالم رویا خدمت حضرت رسید و دید که فردی مؤدب خدمت حضرت است، حضرت رو به آن فرد کرد و فرمودند: چرا جواب این مرد را نمی دهی؟
میثم هم به اذن مولایش علی (علیه السلام) این مرد را شفا داد و تاجر هم بعد از مراجعت این حرم را برای میثم ساخت.
نشان دادن گنجینه هایی به خادم برای مخارج زندگی توسط حضرت میثم در خواب(1)
برخورد میثم و حبیب در میدان تجمع بنی اسد و پیشگویی از شهادت همدیگر
1) عبدالحسین دستغیب، داستانهای شگفت، داستان شماره 74
· کمیل، صحابی علی (علیه السلام) و امام حسن مجتبی (علیه السلام)
· تعلیم دعای حضرت خضر(علیه السلام) به کمیل
· دعای کمیل نزد اهل سنت
· شهادت کمیل به دست حجاج
· مدفونین در جوار کمیل
کمیل بن زیاد یمانی از یاران حضرت علی (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام) است. او از اهالی یمن و از بزرگان تابعین و یکی از هشت عابد و زاهد معروف کوفه در زمان خود بود. از عبرت های تاریخ این است که برادر او حارث بن زیاد شخصی آلوده و از یاران عبیدالله بن زیاد بود و همان کسی است که طفلان مسلم را برای گرفتن جایزه به شهادت رساند.
کمیل مدت زیادی در محضر علی ابن ابی طالب (علیه السلام) بوده و ازخدمت حضرت بهره گرفت. یک نمونهی آن همین دعایی است که معروف به دعای کمیل است. خودش می فرماید: «در مسجد بصره همراه علی (علیه السلام) نشسته بودیم و حضرت در مورد دعای حضرت خضر در
شب نیمه شعبان صحبت میکردند و فرمودند: هر کس این دعا را در این شب بخواند دعایش مستجاب میشود.
شب که شد به منزل حضرت رفتم و در مورد این دعا از حضرت سؤال کردم حضرت دعا را به من تعلیم کردند و فرمودند در هر شب جمعه، یا ماهی یک بار، یا سالی یک بار، یا در عمرت یک بار این دعا را بخوان، بعد از آن، این دعا به دعای کمیل معروف شد.
حجت الاسلام و المسلمین شیخ حسین انصاریان در یکی از سخنرانیهای خود میگفتند: یکی از مسؤلین گفت: مدتی قبل برای مأموریتی به جاکارتا پایتخت اندونزی رفته بودم، هنگام عبور از یکی از خیابانها صدای شما را شنیدم که مشغول خواندن دعای کمیل بودید، از اطرافیان پرسیدم آقای انصاریان به اینجا آمدند؟ گفتند: فکر نمیکنیم. از راننده خواستم توقف کند، دنبال صدا رفتم متوجه شدم از داخل یک فروشگاه بسیار بزرگ میآید، جلو رفتم گفتم: این دعا را از کجا آوردی؟ گفت از روی اینترنت گرفتهام، دادهام برایم روی کاغذ پیاده کردهاند و با خط و طراحی زیبا نوشتهاند و تا الآن بیش از بیست هزار از این دعا به اهل سنت فروختهام.
کمیل در زمان حکومت عثمان بخاطر اعتراض به خلاف کاریهای دستگاه خلافت به حَمص تبعید شد. در دوران حکومت علی (علیه السلام) به
فرمانداری هِیت منصوب شد. پس از شهادت حضرت، حَجاج به دنبال دستگیری او بود، وقتی کمیل متوجه شد، از کوفه فرار کرد و حجاج هم در مقابل حقوق قبیلهاش را از بیت المال قطع کرد.
لذا برای رهایی قبیله اش خود را تسلیم کرد و حجاج فردی به نام ادهم قیسی که دشمنی زیادی با اهل یبت (علیه السلام) داشت را بر او مسلط کرد تا او را به شهادت برساند، او هم سر مبارک کمیل را از بدن جدا کرد و در سن 90 سالگی او را به شهادت رساند.
طبق نقل های تاریخی بسیاری از اعلام و بزرگان یاران امام علی (علیه السلام) در همین مکان مدفونند که در حال حاضر اثری از قبور آنها نمانده است.
این مسجد در بین راه نجف و کوفه، سمت شمال آن، واقع است. بنا به نقلهای تاریخی دو واقعه در این مکان رخ داده است. یکی اینکه هنگام تشییع شبانه امیرالمؤمنین (علیه السلام) از کوفه به نجف وقتی بدن مطهر حضرت را از کنار این مکان عبور میدادند دیوار از ناراحتی خم شد.(1)
ابن مسکان گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: این ستون که در راه نجف می باشد چیست؟ امام (علیه السلام) فرمود: آری، هنگامی که جنازه
1) محدث قمی در منتهی الامال جلد اول صفحه 290 می نویسد:
امیرالمؤمنین(علیه السلام) را از اینجا عبور میدادند همین ستون از اندوه بر درگذشت حضرتش خم شد، چنان که تخت ابرهه هنگام ورود عبد المطلب بر او خم شد.(1)
دوم اینکه به هنگام حمل سرهای مبارک شهیدان کربلا به کوفه، سر مقدس اباعبدالله (علیه السلام) را بر زمین این مسجد گذاشتند. گفتهاند در این هنگام صدایی شبیه به ناله بچه شتری (حنانه) که مادرش را گم کرده باشد بلند شد.
از مفضل نقل شده که حضرت صادق(علیه السلام) نزد ستون حنانه دو رکعت نماز گزارد، هنگامی که علّت را پرسیدند، فرمودند: [وقتی سرهای شهیدان کربلا را به کوفه میآوردند تا نزد عبید الله بن زیاد ببرند] سر جدّم حسین(علیه السلام) را در اینجا نهادند.(2)
برخی نیز گفته اند این نام برگرفته از «حنا»، دیر قدیمی مسیحیان، بوده است.(3)
1) منتهی الآمال، ج1 ص 290؛ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْقَائِمِ فِی طَرِیقِ الْغَرِیِّ فَقَالَ نَعَمْ إِنَّهُ لَمَّا جَازُوا بِسَرِیرِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیٍّ (ع) انْحَنَی أَسَفاً وَ حُزْناً عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ کَذَلِکَ سَرِیرُ أَبْرَهَةَ لَمَّا دَخَلَ عَلَیْهِ عَبْدُ الْمُطَّلِبِ انْحَنَی وَ مَال (بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج97، ص: 455)
2) عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ: جَازَ مَوْلَانَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ ع بِالْقَائِمِ الْمَائِلِ فِی طَرِیقِ الْغَرِیِّ فَصَلَّی عِنْدَهُ رَکْعَتَیْنِ فَقِیلَ لَهُ مَا هَذِهِ الصَّلَاةُ قَالَ هَذَا مَوْضِعُ رَأْسِ جَدِّیَ الْحُسَیْنِ ع وَضَعُوهُ هَاهُنَا (بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج97، ص: 454)
3) احمد زمانی، سرزمین خاطره ها، ص436
مسجد حنانه ضریح کوچکی دارد و در نزدیکی مسجد فوق، مقبره «الثویه» واقع است که بسیاری از یاران و صحابه امام علی(علیه السلام) در آنجا دفن شدهاند.
مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان میفرمایند: مناسب است زیارت زیر در مسجد حنّانه خوانده شود:
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ الصِّدیقَةِ الطَّاهِرَةِ، سَیِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَوْلایَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ، وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرکاتُهُ، اَشْهَدُ اَنَّکَ قَدْ اَقَمْتَ الصَّلوةَ، وَآتَیْتَ الزَّکوةَ، وَاَمَرْتَ بِالْمَعْروُفِ، وَنَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ، وَتَلَوْتَ الْکِتابَ حَقَ تِلاوَتِهِ، وَجاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ، وَصَبَرْتَ عَلَی الْأَذی، فی جَنْبِهِ مُحْتَسِباً، حَتّی اَتیکَ الْیَقینُ، وَاَشْهَدُ اَنَّ الَّذینَ خالَفوُکَ وَحارَبوُکَ، وَاَنَّ الَّذینَ خَذَلوُکَ، وَالَّذینَ قَتَلوُکَ، مَلْعوُنوُنَ عَلی لِسانِ النَّبِیِ الْأُمِّیِ، وَقَدْ خابَ مَنِ افْتَری، لَعَنَ اللَّهُ الظَّالِمینَ لَکُمْ مِنَ الْأَوَّلینَ وَالْأخِرینَ، وَضاعَفَ عَلَیْهِمُ الْعَذابَ الْأَلیمَ، اَتَیْتُکَ یا مَوْلایَ یَا بْنَ رَسوُلِ اللَّهِ، زائِراً عارِفاً بِحَقِّکَ، مُوالِیاً لِأَوْلِیآئِکَ، مُعادِیاً لِأَعْدآئِکَ، مُسْتَبْصِراً بِالْهُدَی الَّذی اَنْتَ عَلَیْهِ، عارِفاً بِضَلالَةِ مَنْ خالَفَکَ، فَاشْفَعْ لی عِنْدَ رَبِّکَ.(1)
1) مفاتیح الجنان در باب زیارت مطلقه امیرالمؤمنین علیه السلام، آخر زیارت اول (قبل زیارت امین الله)
· وادی السلام قدیمی ترین و وسیعترین قبرستان جهان است.
· ارواح مؤمنین در وادی السلام و ارواح کفار در صحرای برهوت.
· صحبت علی (علیه السلام) با مردگان وادی السلام
· صافی صفا یمانی
· ویژگیهای وادی السلام (برداشتن عذاب و سؤال قبر- محل بعثت یاران امام زمان(عج) و منبر حضرت، محلی که پیامبر هنگام رجعت پرچم خلافت را به دست علی (علیه السلام) میدهند).
· مقامهای موجود در وادی السلام
قال الصادق (علیه السلام):«لَا یَبْقَی مُؤْمِنٌ فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا إِلَّا حَشَرَهُ اللَّهُ رُوحَهُ إِلَی وَادِی السَّلَام». (1)
وادی السلام قدیمی ترین قبرستان جهان است که شاهد قدمت آن دفن شدن حضرت آدم و نوح و هود و صالح (علیهم السلام) در این سرزمین است. همچنین در شب معراج جبرئیل سرزمین وادی السلام را به پیامبر نشان داد و عرض کرد اینجا مسجد پدرت آدم (علیه السلام) و مصلای پیامبران است. از لحاظ وسعت بسیار وسیع است تا جایی که برخی آنرا 10 کیلومتر در 15 کیلومتر و حتی بیشتر دانستهاند.
1) بحار الانوار،ج 6،ص286
در حدیث فوق امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: «هر مؤمنی که در شرق یا غرب عالم بمیرد خداوند روحش را به وادی السلام میآورد» حتی برخی ملائکه نقاله هستند که بدن برخی مردگان را هم به این سرزمین منتقل میکنند.
در مقابل سرزمینی است در یمن به نام صحرای برهوت که ارواح کفار آنجا جمع میشوند و پیوسته در عذاب هستند.
وادی السلام آنقدر مقدس و با احترام است که بارها میدیدند علی (علیه السلام) کنار این قبرستان میایستد و ساعتها با مردگان راز دل میکند یکی از اصحاب پرسید آیا ارواح هم با یکدیگر صحبت میکنند حضرت فرمودند: «اگر پرده ها از چشمهایت کنار برود میبینی که آنها هم حلقه حلقه نشستهاند و با هم حرف میزنند».
روزی علی (علیه السلام) با عدهای از اصحاب از وادی السلام عبور میکردند، حضرت رو کردند به والسلام و فرمودند:
«اعْلَمُوا أَنَّ الْمَنَازِلَ بَعْدَکُمْ قَدْ سُکِنَتْ وَ أَنَّ الْأَمْوَالَ بَعْدَکُمْ قَدْ قُسِمَتْ وَ أَنَّ الْأَزْوَاجَ بَعْدَکُمْ قَدْ نُکِحَتْ فَهَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَکُمْ».
ای مردگان بدانید که بعد شما کسانی در منازلتان نشستند، اموال شما بعد مرگتان تقسیم شد و همسرانتان بعد شما ازدواج کردند، این اخبار نزد
ماست، شما چه خبری دارید؟ از جانب قبرستان هاتفی که صدایش شنیده میشد اما کسی او را ندید صدا زد: علیک السلام یا امیرالمؤمنین، اما اخبار نزد ما این است که: آنچه به ما وعده داده شده بود را به عینه دیدیم و از آنچه پیش فرستادیم سود بردیم و به خاطر گناهانی که کردیم خسران کردیم، علی (علیه السلام) به اصحاب رو کرد و فرمود: «فَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوی» پس برای آخرتتان زاد و توشه جمع کنید و بهترین توشه ها تقوا است.(1)
حضرت علی (علیه السلام) یک روز از وادی السلام رد میشدند شتر سواری را دیدند که جنازهای را سوار کرده به سمت وادی اسلام میآید حضرت جلو رفتند سلام کردند فرمودند: اهل کجایی و این جنازه کیست؟ گفت: از اهالی یمن هستم و این جنازه پدرم است که وصیت کرده او را در اینجا دفن کنم چون در اینجا کسی دفن میشود که «یُدعی فِی شَفاعَتِهِ مِثلُ رَبیعَهٍ وَ مُضَر» یعنی او به اندازه دو قبیله ربیعه و مضر (که در زیادی جمعیت در عرب معروفاند) مردم را شفاعت میکند.
حضرت فرمودند: او را میشناسی گفت: نه، حضرت سه مرتبه فرمودند: «والله انا» آن شخص منم بعد او را دفن کردند و الآن مرقد او به نام صافی صفا یمانی وجود دارد.
1) بحارالانوار، ج 74، ص 373
در روایات ویژگیهایی را برای وادیالسلام نقل کردهاند مثلاً اینکه به برکت تربت امیرالمؤمنین (علیه السلام) هرکس در آنجا دفن شود عذاب قبر و سؤال نکیر و منکر از او برداشته میشود.(1)
همچنین در هنگام رجعت که از اعتقادات مسلم شیعه است 27 نفر از یاران مهدی موعود از اینجا مبعوث میشوند و زمانی که تمامی پیامبران جمع شوند پیامبر اسلام (ص) پرچم خلافت را در این سرزمین به دست علی (علیه السلام) میسپارد.
همچنین منبر امام زمان (عج) در اینجا برپا میشود.
فرات بن احنف کوفی می گوید:
در محضر امام صادق علیه السلام عازم زیارت مولای متقیان امیرمؤمنان علیه السلام بودیم، هنگامی که به «ثویه» (2)رسیدیم، امام علیه السلام پیاده شدند و دو رکعت نماز به جای آوردند، پرسیدم این چه نمازی بود؟ فرمودند:
«هذا مَوضِعُ مِنْبَرِ القائِمِ، اَحْبَبْتُ اَنْ اَشْکُرَ اللّهَ فی هذَا المَوضِعِ»(3)اینجا محلّ منبر حضرت قائم علیه السلام است، دوست داشتم که در اینجا نماز شکر به جای آورم.
مقبرهای به نام حضرت هود و صالح (علیه السلام) در قسمت مقابل خروجی باب شیخ طوسی حرم امیرالمؤمنین (علیه السلام) وجود دارد. گرچه صحت تعلق به ایشان محل تردید است. همچنین مقامی به نام مقام صاحب الزمان (عج) و امام صادق (علیه السلام) دراین قبرستان وجود دارد (مقام به معنای محل توقف و عبادت است).
بسیاری از علما و بزرگان پناهنده امیرالمؤمنین (علیه السلام) شدند تا به برکت حضرت از سؤال و فشار قبر در امان بمانند. برخی از معاریف علما و شماره حجره محل دفن آنها به ترتیب زیر است:
آقا ضیاء الدین عراقی (حجره 1)
شیخ مرتضی انصاری (حجره 11)
مرحوم محدث نوری و شیخ عباس قمی (حجره 15)
سید ابوالحسن اصفهانی و محمد کاظم خراسانی(آخوند) (حجره 26)
سید ابوالقاسم خویی و فرزندان (حجره 31)
سید محمد کاظم یزدی (صاحب عروه) (حجره 47)
سید عبد الحسین شرف الدین (صاحب المراجعات) (حجره 48)
کنار گلدسته ایوان طلا سمت راست گلدسته درون اتاق شیخ محمد اصفهانی کمپانی و سید مصطفی خمینی سمت چپ گلدسته درون راهرو آرامگاه علامه حلی
گلدسته سمت چپ سمت راست گلدسته آرامگاه مقدس اردبیلی.
جانم علی جانم علی ای جان جانانم علی (2)
مولا به جان همسرت، آن همسر غم پرورت، ما را مرانی از درت
جانم علی جانم علی ای جان جانانم علی (2)
من آمدم و قبر تو را دیدم و رفتم
از روی ادب خاک تو بوسیدم و رفتم
تا در دم مرگم تو به دیدار من آیی
من آمدم و قبر تو را دیدم و رفتم
تا روز جزا در صف یاران تو باشم
رخسار به درگاه تو ساییدم و رفتم
من غرق گنه آمده بودم به حضورت
مشمول عطای تو گردیدم و رفتم
من آمدهام گدای این در گردم
در بحر عنایتش شناور گردم
با دست تهی آمدنم عیبی نیست
عیب است که با دست تهی برگردم
· چهار ویژگی امام حسین(علیه السلام):
1- نسل امامت از ذریّه ایشان است
2- شفا در خاک قبر حضرت (عنایت به صاحب مفاتیح الجنان)
3- اجابت دعا (جریان صحابی امام هادی (علیه السلام))
4- محسوب نشدن از عمر انسان
· جنایات ظالمین
· آثار زیارت ابی عبدالله (علیه السلام): (مانند زیات خدا در عرش، ندای این زوّار الحسین در قیامت)
· آداب زیارت امام حسین (علیه السلام)
· جریان تاجر مسیحی
· ذکر توسل
قال الباقر و الصادق (علیه السلام): «إنّ اللهَ تعالی عَوَّضَ الحُسَینَ (علیه السلام) مِن قَتلِهِ أَن جَعَلَ اِلإمامَة فی ذُرّیَتِهِ و الشِّفاءَ فِی تُربَتِهِ و إجابَةُ الدُعا عِندَ قَبرِه و لا تُعَدُّ أیّامَ زائِرِهِ جائیَاً و راجِعَاً مِن عُمرِهِ»(1)
بوی بهشت میوزد از کربلای تو رفتی به پاس حرمت کعبه به کربلا
ای کشته ای که جان دو عالم فدای تو شد کعبه حقیقی دل کربلای تو
پیامبر فرمودند: «حسین مِنّی و اَنَا مِن حسین»(2)یعنی حسین از من است و من از حسین هستم! شاید معنای آن این است که اگر اباعبدالله (علیه السلام) نمیبود،نامی هم از اسلام و پیغمبر نمیماند. برای همین خداوند چهار امتیاز و ویژگی در برابر شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام) به او عنایت فرمود.
اول:«أَن جَعَلَ اِلإمامَة فی ذُرّیَتِهِ» خداوند از میان امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) با اینکه هر دو امانند، اما نسل امامت را در فرزندان و ذریّه اباعبدالله (علیه السلام) قرار داد.
دوم: «و الشِّفاءَ فِی تُربَتِهِ» خداوند شفا را در خاک قبر حضرت قرار دادهاست.
خوردن خاک در اسلام حرام است اما خاک قبر حسین (علیه السلام) ممتاز است، استثنا است و شفای هر دردی است.
فرزند شیخ عباس قمی صاحب کتاب مفاتیح الجنان نقل میکند چشمان پدرم از کثرت مطالعه قرمز شده بود. دکترها گفته بودند دیگر نباید مطالعه کند یک روز دیدم چشمان پدرم خوب شده، گفتم: پدرم چه کردی؟ گفت: ذرّهای از تربت اباعبدالله (علیه السلام) را به چشمانم کشیدم شفا گرفتم.
سوم: «و إجابَةُ الدُعا عِندَ قَبرِه» دعا نزد قبر حضرت مستجاب است (انشاالله).
امام هادی (علیه السلام) در مدینه بودند مریض شدند یکی از اصحاب را احضار کردند فرمودند برو کربلا زیر قبه مطهر حضرت که قرار گرفتی برای شفای من دعا کن.
این صحابی راه افتاد همینکه خواست از مدینه خارج شود کسی از او سؤال کرد کجا میروی؟ گفت میخواهم به کربلا بروم و برای امام هادی (علیه السلام) دعاکنم. آن شخص خندید و گفت: امام مستجاب الدعوة است. حضرت میخواستند تو را امتحان کنند. برگشت خدمت حضرت و جریان را عرض کرد. حضرت فرمودند: نه، خداوند مکانهایی دارد که دوست دارد آنجا مردم دعا کنند و خدا را بخوانند، به کربلا برو و کنار قبر حضرت برایم دعا کن.
چهارم: «و لا تُعَدُّ أیّامَ زائِرِهِ جائیَاً و راجِعَاً مِن عُمرِهِ» یعنی مدّتی که زائر حضرت در سفر به سر میبرد از عمرش محسوب نمیشود.
در طول تاریخ جبّاران و ستمگران بسیاری دست و پا قطع میکردند، حتی زائرین را به شهادت میرساندند تا کسی به زیارت اباعبدالله (علیه السلام) نرود. متوکل عباسی بارها زمین کربلا را شخم زد حتّی بارها آب بست، اما آب به قبر که میرسید روی هم جمع میشد و جلو نمیرفت، میخواستند این چراغ را خاموش کنند ولی «یُریدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِ(1)». میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا نور خود را کامل خواهد کرد.
زیارت امام حسین (علیه السلام) آنقدر ثواب دارد که زبان از بیانش عاجز است. ولی نعمتمان حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند: «مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع بِشَطِّ الْفُرَاتِ کَانَ کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِه(2)» مثل این است که خدا را در عرش زیارت کرده است.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مَنْ أَتَی قَبْرَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع عَارِفاً بِحَقِّهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّر(1)» هر کس مرقد مطهر حسین (علیه السلام) را با معرفت زیارت کند خداوند گناهان گذشته و آیندهاش را میآمرزد.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: روز قیامت که میشود منادی صدا میزند: « أَیْنَ زُوَّارُ الْحُسَیْنِ؟» کجایند زائران حسین (علیه السلام)، عدهای از مردم بلند میشوند، به آنها گفته میشود مقصود شما از زیارت امام حسین (علیه السلام) چه بود؟ « فَیَقُولُونَ: أَتَیْنَاهُ حُبّاً لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ حُبّاً لِعَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ، وَ رَحْمَةً لَهُ مِمَّا ارْتُکِبَ مِنْهُ» میگویند: ما از روی محبت به پیامبر (ص) و علی و فاطمه (علیه السلام) و بخاطر دلسوزی نسبت به شهادت اباعبدالله (علیه السلام) به زیارت رفتیم. پنج تن آل عبا (علیه السلام) را به ایشان نشان میدهد و میگویند: «فَأُلْحِقُوا بِهِمْ، فَأَنْتُمْ مَعَهُمْ فِی دَرَجَتِهِم» ملحق به اهلبیت (علیه السلام) شوید شما هم با آنها و در درجه و مقام آنها هستید(2).
امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «لَوْ یَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِی زِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع مِنَ الْفَضْلِ لَمَاتُوا شَوْقا(3)» اگر مردم میدانستند زیارت امام حسین (علیه السلام) چهقدر فضیلت و ثواب دارد از شوق جان میدادند.
حضرت در ادامه فرمودند: خداوند به زائر حضرت ثواب هزار حج و عمره مقبول و پاداش هزار شهید از شهدای بدر، و ثواب هزار روزهدار و هزار صدقه مقبوله میدهد، ... خداوند ملکی را وکیل او قرار میدهد که از جمیع اطراف او را محافظت میکند، اگر در همان سال بمیرد ملائکه بر جنازه او حاضر میشوند و او را غسل میدهند و کفن میکنند و برای او استغفار میکنند و او را تا قبرش تشییع میکنند... تا جایی که فرمودند: «یُنَادِی مُنَادٍ هَذَا مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ شَوْقا» منادی صدا میزند او زائر قبر حسین (علیه السلام) است. (یعنی هر چه خیر به او میرسد بخاطر این است که امام حسین (علیه السلام) را زیارت کرده است).
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هرکس من یا تو یا دو پسر تو (امام حسن و امام حسین (علیه السلام)) را زیارت کند «ضَمِنْتُ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَنْ أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا وَ شَدَائِدِهَا حَتَّی أُصَیِّرَهُ مَعِی فِی دَرَجَتِی(1)» من ضمانت میکنم در روز قیامت او را از هول و سختیهای قیامت نجات دهم تا جاییکه او را همراه خود به جایگاه خودم منتقل کنم.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: کسیکه به قصد زیارت امام حسین (علیه السلام) از خانهاش بیرون رود، اگر پیاده باشد خداوند بابت هر قدمی که برمیدارد حسنهای به او عنایت میکند و گناهی از او پاک میکند و زمانیکه به حائر حسینی (علیه السلام) برسد خداوند او را در ردیف رستگاران و نجات یافتگان مینویسد و زمانیکه اعمال و زیارتش تمام شد
1) مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج18، ص: 306
او را در ریف فائزین مینویسد و هنگامیکه قصد برگشتن میکند ملکی به سویش میآید و میگوید: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص یُقْرِؤُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَکَ مَا مَضَی» رسولخدا به تو سلام میرساند و میفرماید: عملت را دوباره آغاز کن که آنچه (از گناهان) انجام داده بودی آمرزیده شد.(1)
اما زائرین عزیز دارید وارد سرزمین کربلا میشوید میخواهید به زیارت سید الشهدا بروید، امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «إِذَا أَرَدْتَ زِیَارَةَ الْحُسَیْنِ ع فَزُرْهُ وَ أَنْتَ کَئِیبٌ حَزِینٌ مَکْرُوبٌ شَعِثاً مُغْبَرّاً جَائِعاً عَطْشَاناً فَإِنَّ الْحُسَیْنَ قُتِلَ حَزِیناً مَکْرُوباً شَعِثاً مُغْبَرّاً جَائِعاً عَطْشَانا»(2)، ابی عبدالله را با غم و اندوه با گرسنگی و تشنگی زیارت کنید چراکه حضرت هم با لب تشنه، و با غم و اندوه به شهادت رسیده است.
لذا از مستحبات زیارت حضرت این است که زائر ایشان با حال سفر، و با گرد و غبار راه به زیارت امام (علیه السلام) برود.
یکی از تجّار مسیحی از اهالی بصره در یکی از معاملاتش سود کلانی کرد و بصره را برای زندگی کوچک دید و به توصیه نزدیکانش برای زندگی با
تمام داراییاش راهی بغداد شد، در مسیر، راهزنان تمام اموالش را سرقت کردند، به ناچار به عشایری که در همان نزدیکیها بودند مراجعه کرد و همراه آنان کار میکرد و کوچ میکرد، در ایام خاصی اوضاع و احوال آنان را متحول دید و علت را پرسید، گفتند ایام عزاداری سالار شهیدان، اباعبدالله الحسین (علیه السلام) است و ما میخواهیم به زیارت کربلا مشرف شویم. مرد مسیحی گفت من هم همراه شما میآیم. گفتند تو که مسلمان نیستی و امام ما رانمی شناسی، گفت دوری شما برای سخت است، مرا هم همراه خود ببرید.
قافله به کربلا رسید، در آداب زیارت اباعبدالله (علیه السلام) وارد شده که برعکس سایر ائمه (علیه السلام) با همان حال سفر و با گرسنگی و تشنگی به زیارت بروید لذا این جوانان شیعه گفتند: ای مرد مسیحی تو کنار وسایل ما بنشین وقتی ما از زیارت برگشتیم هرجا که اتراق کردیم تو را هم میبریم. وقتی از زیارت برگشتند دیدند این مرد مسیحی مشغول گریه است و حالش متحول شده، گفتند: چه شده است؟ گفت: اول مرا مسلمان کنید بعد برایتان تعریف میکنم. بعد از اینکه شهادتین را به او تلقین کردند و مسلمان شد، گفت: وقتی شما رفتید من کنار وسایل شما خوابم برد. در عالم رؤیا دیدم درهای حرم گشوده شد، یک آقای بزرگواری از حرم بیرون آمد. عدهای اطرافش را گرفتهاند. به آنها فرمود: بروید لیست زائرین مرا بیاورید. آنها رفتند یک لیست بزرگی را آوردند. حضرت نگاه کردند و فرمودند: این لیست کامل نیست، رفتند و دفعه دوم لیستی آوردند، باز حضرت فرمودند:
این لیست کامل نیست. برای دفعه سوم رفتند، آمدند و عرض کردند: همه را نوشتیم جز همین مرد مسیحی، آقا فرمودند: «ألیس قد نَزَلَ بِساحَتِنا» مگر او به زیارت ما نیامده است؟ بعد دستور دادند نام مرا هم در آن لیست نوشتند. فهمیدم این خانواده خاندان لطف و کرم هستند.
سرم خاک کف پای حسین است
بهشت ارزانی خوبان عالم به وقت مرگ چشمم را نبندید تمام هستی ام باشد دل من خوش آن صورت که در فردای محشر
سلام ما به حسین و به کربلای حسین سلام ما به حریمی که کعبه عشق است سلام ما به امامی که تشنه لب جان داد سلام ما به مه گلشن بنی هاشم سلام ما به علمدار یوم عاشورا سلام ما به دو دست جدا ز پیکر او
دلم مجنون صحرای حسین است بهشت من تماشای حسین است که چشم من به سیمای حسین است که لبریز از تولای حسین است بر آن نقشِ کفِ پایِ حسین است
بکوی قدس معلای نینوای حسین درود ما به حریم پر از صفای حسین نسوخت قلب چو سنگِ عدوی حسین امیر لشکر و سقای کربلای حسین که داد هستی خود در ره خدای حسین که داد هستی خود در ره خدای حسین
حسین حسین حسین حسین (2)
اگر که دل شکستهای حسین را صدا بزن
اگر ملول و خستهای حسین را صدا بزن
حسین حسین حسین حسین (2)
در این بهار معرفت، پرستوی بهار من
اگر چه پر شکستهای حسین را صدا بزن
حسین حسین حسین حسین (2)
سحر شده سپیده زد، چرا تو همچو مرغ شب
لب از ترانه بستهای حسین را صدا بزن
حسین حسین حسین حسین (2)
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ آدَمَ صِفْوَة اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ،اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ اِبْراهیمَ خَلیلِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ مُوسی کَلیمِاللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ عیسی رُوحِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ مُحَمَّدٍ حَبیبِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ عَلِیٍّ وَصِیِّ رَسُولِ اللَّهِ،اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَارِثَ الْحَسَنِ الرَّضِیِّ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَفاطِمَة بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الشَّهیدُ الصِّدّیقُ، اَلسَّلامُعَلَیْکَ اَیُّهَا الْوَصِیُّ الْبآرُّ الْتَّقِیُّ، اَلسَّلامُ عَلَی الْأَرْواحِ الَّتی حَلَّتْبِفِنآئِکَ، وَاَناخَتْ بِرَحْلِکَ، اَلسَّلامُ عَلی مَلائِکَة اللَّهِ الُمحْدِقینَ بِکَ، اَشْهَدُ اَنَّکَ قَدْ اَقَمْتَ الصَّلوة، وَآتَیْتَ الزَّکاة، وَاَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ، وَعَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً حَتّی اَتیکَ الْیَقینُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَرَحْمَة اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ.
تا در ره عشق مبتلای تو شدم هرجا که روم باز به بامت آیم در هر رگ دست تو کرو موج زند چون خار گر به پای تو شدم فردا به عزیز مصر هم مینازم از عرش فرشته گویدم حج مقبول
خدا مشکل گشایی کرده امروز خدایا مست این گلزارم امروز خدایا چه غمگین است اینجا به گوش قلب من غوغاست اینجا یکی فرزند زهرای حزین است در آن سو که پر از فریاد و آه است همینجا عشق را در خون کشیدند خودم دیدم حسینم را دل شکسته یکی می زد به دست و بازوی او یکی با سنگ می زد بر جبینش خودم دیدم که حنجر می بریدت
بیگانه ز خویش و آشنای تو شدم من کهنه کبوتر هوای تو شدم خوشبخت منم که گدای تو شدم بر خاک تو سر نهاده ام خورده مگیر کامروز غلام بی بهای تو شدم تا زائر مجلس عزای تو شدم
که ما را کربلایی کرده امروز اگر خوابم مکن بیدارم امروز دلم از عقده لبریز است اینجا صدای ناله زهراست اینجا یکی نور دل ام البنین است کنار آن بلندی قتلگاه است تمام لاله ها را سربریدند به روی سینه اش قاتل نشسته یکی با تیر زد بر پهلوی او یکی با تیر قلب نازنینش به پیش چشم خواهر سر بریدت
مهمترین مکان داخل حرم زیر قبه و کنار قبر مطهر اباعبدالله (علیه السلام) است که یکی از مکانهای استجابت دعا است و مناسب است انسان در اینجا برای هر کسی دعا کند. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «لَیسَ شَیء اَسرَعُ اِجابَةً مِن دَعوَۀِ غائِبٍ لِغائِبٍ»(1)یعنی دعا پشت سر مؤمن از هر دعایی زودتر اجابت میشود.
البته محل شهادت حضرت که معروف به قتلگاه است در فاصله نزدیک به ضریح قرار دارد.
اینکه ضریح مطهر شش گوشه است بخاطر این است که حضرت علی اکبر (علیه السلام) در پایین پای حضرت دفن شدهاند و در حقیقت دو ضریح است که بهم چسبیده است. به نقلی حضرت علی اصغر (علیه السلام) هم روی سینه امام حسین دفن شدهاند.
حضرت زینالعابدین (علیه السلام) هنگام دفن شهدای کربلا بیشتر آنها را با هم در یک قبر دستجمعی دفن کردند که در قسمت شرقی ضریح حضرت قرار دارد. اسامی آنها بعلاوه تمام کسانی که در جریان قیام عاشورا به شهادت رسیدند بالای ضریح نوشته شدهاست.
1) آیین بندگی و نیایش (ترجمه عدة الداعی)، ص: 301
برخی هم مثل حبیب بن مظاهر چون از بزرگان اصحاب امام (علیه السلام) و از فقهای کوفه و همچنین از اصحاب پیغمبر و حضرت علی (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام) بود، امام سجاد (علیه السلام) او را در قبری جداگانه نزدیک قبر مطهر حضرت دفن کردند. همچنین حر بن یزید ریاحی و عون فرزند حضرت زینب (س) در اطراف کربلا دفن هستند.
در انتهای حرم مطهر ضریح کوچکی مربوط به سید ابراهیم مجاب است که فرزند محمد عابد و نوه امام موسی کاظم (علیه السلام) است. روزی وارد حرم شد و خطاب به قبر مطهر امام حسین (علیه السلام) گفت: «السلام علیک یا ابی» سلام بر تو ای پدرم، از طرف ضریح مطهر صدایی شنید که: «و السلام علیک یا ولدی» یعنی سلام بر تو ای فرزند من، به همین خاطر به ابراهیم مجاب یعنی جواب داده شده معروف شد(1).
بسیاری از علما و بزرگان مثل ابوحمزه ثمالی، شیخ یوسف بحرانی، ملا ابوالحسن مازندرانی شیخ عبدالحسین طهرانی، شیخ محمد حسین اصفهانی، آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی و آیت الله سید محمد حسین کشمیری در صحن مطهر حضرت دفن هستند.
برخی از سلاطین ایرانی مثل مظفر الدین شاه قاجار، محمد علی شاه قاجار، احمد شاه قاجار و میرزا محمد تقی خان امیر کبیر در حرم حضرت مدفون هستند.
1) الأصیلی فی انساب الطالبین، ص 183
شیخ اجل جعفر بن قولویه قمی به سند معتبر از ابوحمزه ثمالی روایت کرده که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: هنگامی خواستی که زیارت کنی قبر عبّاس بن علی علیه السلام را در کنار فرات، بر در حرم میایستی و میگویی:
سَلامُ اللَّهِ وَسَلامُ مَلآئِکَتِهِ الْمُقَرَّبینَ وَانْبِیآئِهِ الْمُرْسَلینَ وَعِبادِهِ الصَّالِحینَ وَجَمیعِ الشُّهَدآءِ وَالصِّدّیقینَ وَالزَّاکِیاتُ الطَّیِّباتُ فیما تَغْتَدی وَتَرُوحُ عَلَیْکَ یَا بْنَ امیرِ الْمُؤْمِنینَ، اشْهَدُ لَکَ بِالتَّسْلیمِ وَالتَّصْدیقِ وَالْوَفآءِ وَالنَّصیحَةِ لِخَلَفِ النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ الْمُرْسَلِ، وَالسِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ، وَالدَّلیلِ الْعالِمِ، وَالْوَصِّیِّ الْمُبَلِّغِ، وَالْمَظْلُومِ الْمُهْتَضَمِ، فَجَزاکَ اللَّهُ عَنْ رَسُولِهِ، وَعَنْ امیرِ الْمُؤْمِنینَ، وَعَنِ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ افْضَلَ الْجَزآءِ بِما صَبَرْتَ وَاحْتَسَبْتَ وَاعَنْتَ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ، لَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ، وَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّکَ وَاسْتَخَفَّ بِحُرْمَتِکَ، وَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ حالَ بَیْنَکَ وَبَیْنَ مآءِ الْفُراتِ، اشْهَدُ انَّکَ قُتِلْتَ مَظْلُوماً وَانَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ لَکُمْ ما وَعَدَکُمْ، جِئْتُکَ یَا بْنَ امیرِ الْمُؤْمِنینَ وَافِداً الَیْکُمْ، وَقَلْبی مُسَلِّمٌ لَکُمْ وَتابِعٌ، وَا نَا لَکُمْ تابِعٌ، وَنُصْرَتی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتّی یَحْکُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَیْرُ الْحاکِمینَ، فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لا مَعَ عَدُوِّکُمْ، انّی بِکُمْ وَبِإِیابِکُمْ مِنَ الْمُؤْمِنینَ وَبِمَنْ خالَفَکُمْ وَقَتَلَکُمْ مِنَ الْکافِرینَ، قَتَلَ اللَّهُ امَّةً قَتَلَتْکُمْ بِالْأَیْدی وَ الْأَلْسُنِ.
داخل روضه شو و خود را به ضریح بچسبان وبگو:
السَّلامُ عَلَیْکَ ایُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطیعُ للَّهِ وَلِرَسُولِهِ وَلِأَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَالْحَسَنِ والْحُسَیْنِ، صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَسَلَّمَ، السَّلامُ عَلَیْکَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ وَمَغْفِرَتُهُ وَرِضْوانُهُ وَعَلی رُوحِکَ وَبَدَنِکَ، اشْهَدُ واشْهِدُ اللَّهَ انَّکَ مَضَیْتَ عَلی ما مَضی بِهِ الْبَدْرِیُّونَ، وَالْمُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ الْمُناصِحُونَ لَهُ فی جِهادِ اعْدآئِهِ، الْمُبالِغُونَ فی نُصْرَةِ اوْلِیآئِهِ، الذّآبُّونَ عَنْ احِبَّآئِهِ، فَجَزاکَ اللَّهُ افْضَلَ الْجَزآءِ وَاکْثَرَ الْجَزآءِ وَاوْفَرَ الْجَزآءِ وَاوْفی جَزآءِ احَدٍ مِمَّنْ وَفی بِبَیْعَتِهِ، وَاسْتَجابَ لَهُ دَعْوَتَهُ، وَاطاعَ وُلاةَ امْرِهِ، اشْهَدُ انَّکَ قَدْ بالَغْتَ فِی النَّصیحَةِ، وَاعْطَیْتَ غایَةَ الْمَجْهُودِ، فَبَعَثَکَ اللَّهُ فِی الشُّهَدآءِ، وَجَعَلَ رُوحَکَ مَعَ ارْواحِ السُّعَدآءِ، وَاعْطاکَ مِنْ جِنانِهِ افْسَحَها مَنْزِلًا، وَافْضَلَها غُرَفاً وَرَفَعَ ذِکْرَکَ فی عِلِّیّینَ، وَحَشَرَکَ مَعَالنَّبِیّینَ وَالصِّدّیقینَ وَالشُّهَدآءِ وَالصَّالِحینَ، وَحَسُنَ اولئِکَ رَفیقاً اشْهَدُ ا نَّکَ لَمْ تَهِنْ وَلَمْ تَنْکُلْ، وَانَّکَمَضَیْتَ عَلی بَصیرَةٍ مِنْ امْرِکَ، مُقْتَدِیاً بِالصَّالِحینَ، وَمُتَّبِعاً لِلنَّبِیّینَ، فَجَمَعَ اللَّهُ بَیْنَنا وَبَیْنَکَ وَبَیْنَ رَسُولِهِ وَ اوْلِیآئِهِ فی مَنازِلِ الْمُخْبِتینَ، فَانَّهُ ارْحَمُ الرَّاحِمینَ.
جمال حق ز سر تا پاست عباس شب عشاق را تا صبح محشر امام خویش را میخواست عباس حسین بن علی را عبد صالح اگرچه زاده ام البنین است بنازم غیرت و عشق و وفا را به میدان شجاعت اشجع الناس بود بدر منیر هاشمیون که در دنیا بود باب الحوائج بزن بر دامنش دست توسل
به یکتایی قسم یکتاست عباس چراغ روشن دلهاست عباس خدا داند که از روز حوادث ولی بر ماسوی مولاست عباس ولیکن مادرش زهراست عباس از آن دم علقمه تنهاست عباس که غیرت قطره و دریاست عباس که زیباتر ز هر زیباست عباس شفیع عاصیان، فرداست عباس که در جود و سخا آقاست عباس
· تولد اباالفضل (علیه السلام) (ازدواج علی (علیه السلام) و ام البنین (س))
· اطاعت عباس (علیه السلام) (تشییع جنازه امام حسن (علیه السلام))
· حمایت از ولایت اباالفضل (علیه السلام) (پشتیبانی از اباعبدالله (علیه السلام))
· علم قمر بنی هاشم (علیه السلام) (زق العلم زقا - علم بلایا و منایا)
· عبادت اباالفضل (علیه السلام) (سرهای مطهر شهدا در شام)
· وفاداری عباس (علیه السلام) (عدم پذیرش امان نامه)
قال علی بن الحسین (علیه السلام): اِنَّ لِعَمِیَ العباسُ دَرَجَةً فی الجَنَّةِ یَغبِطُهُ بِها جَمیعُ الشُهَداء.
امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: عمویم عباس (علیه السلام) در بهشت درجه و مقامی دارد که تمامی شهدا به او غبطه میخورند.
بعد از شهادت حضرت زهرا (س) امیرالمؤمنین طبق وصیت حضرت میخواستند ازدواج کنند. حضرت به برادرش عقیل که قبایل عرب را
میشناخت، فرمود: زنی را به من معرفی کن که در رشادت و شجاعت سر آمد زنان عرب باشد. عقیل هم فاطمه بنی کلابیه را معرفی کرد که از او چهار پسر به دنیا آمد و همه آنها در رکاب اباعبدالله (علیه السلام) به شهادت رسیدند، لذا او را امالبنین یعنی مادر پسرها مینامیدند. اباالفضل (علیه السلام) فرزند چنین مادری است.
از 34 سال عمر شریفش 14 سال در محضر پدر و10 سال در خدمت امام حسن مجتبی (علیه السلام) و 10 سال در رکاب مولایش حسین (علیه السلام) بود.
در وصف اطاعتش همین بس که وقتی بدن برادرش امام حسن (علیه السلام) را تیر باران میکنند، ابالفضل جوان است، قدرتمند است، فرمانده جوانان بنیهاشم است، همینکه آمد شمشیر بکشد اباعبدالله (علیه السلام) فرمودند: برادرم چه میکنی؟ آیا وصیت برادرمان را فراموش کردی که فرمود: نمیخواهم خونی از کسی ریخته شود. چشمهایش پر از اشک شد، اما دست را بر قبضه شمشیر فشرد و اطاعت کرد.
وقتی یزید به حاکم مدینه نامه نوشت که باید از حسین (علیه السلام) بیعت بگیری و اگر بیعت نکرد او را بکش امام با حمایت اباالفضل (علیه السلام) داخل دارالاماره شد. همینکه حاکم خواست به امام جسارت کند آقا
فرمودند: اگر یک قدم جلوتر بیایی تکبیری میگویم تا برادرم عباس با جوانان بنیهاشم بریزند و تو را قطعه قطعه کنند.
آن از اطاعتش این هم از حمایت از ولایتش، عزیزان ما برای امام زمانمان چه کردهایم آیا طوری زندگی کردها م که امام زمانم روی من حساب کند؟
اگر بخواهم از علمش بگویم همین جمله بس که در روایات آمده است: «ان عباس ابن علی زق العلم زقا»، یعنی ابالفضل (علیه السلام) علم را با شیر از مادر نوشیده است که کنایه از علم لدّنی و الاهی است.
ابالفضل (علیه السلام) عبادت هم داشته است. مثل پدر، کیسههای نان و خرما را به دوش میگرفت و بین فقرا تقسیم میکرد. همچنین وقتی سرهای مطهر شهدا را نزد یزید بردند، پیرمردی میگوید: دیدم یک سری مثل ماه میدرخشد و اثر سجده در پیشانیش پیداست. سؤال کردم این سر کدام عابد و زاهد است؟ گفتند: سر مطهر قمر بنی هاشم ابالفضل العباس (علیه السلام) است.
وقتی هم که عصر تاسوعا شمر لعنت الله علیه برای او امام نامه آورد اول پرسید: آیا برای برادرم حسین (علیه السلام) هم امان هست؟ وقتی گفت نه،
حضرت فرمود: خدا لعنتت کند آیا برای فرزندان فاطمه بنی کلابیه امان باشد ولی برای فرزندان فاطمه زهرا (س) امان نباشد؟
بخاطر این صفات به مقامی رسید که امام صادق (علیه السلام) در زیارت ایشان فرمودند: با بی انت و امی یا اباالفضل العباس لذا به مقام باب الحوائجی رسید.
السلام علی الحسین و علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
اینجا خیمهگاه اباعبدالله (علیه السلام) و اباالفضل العباس (علیه السلام) است خیمهگاه علی اکبر و اصحاب و اهلبیت (علیه السلام) است.
طبق نقلهای تاریخی محل خیمهگاه حضرت همین جا است. اما این بناها را فرضی درست کردهاند. در وسط، خیمه امام (علیه السلام) و اطراف آن خیمه اصحاب بوده است. در این مکان جریانات بسیار عجیبی اتفاق افتاده است. هر کدام از انبیا و اولیا که به اینجا میرسیدند مشکلی برایشان پیش آمده است.
وقتی حضرت آدم (علیه السلام) به اینجا رسید پایش لغزید و به زمین خورد و خونی شد. حضرت عیسی (علیه السلام) هم همینطور شد.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم وقتی که از جنگ صفین برمیگشتند دراینجا خوابیده بودند. همینکه از خواب بیدار شدند فرمودند: «انا لله و انا الیه راجعون» اصحاب پرسیدند چه شده است؟ حضرت فرمودند: در خواب اینجا را دریایی از خون دیدم که حسینم در آن دست و پا میزد. همینطور هم شد، روز دوم محرم وقتی به اینجا رسید دیگر اسب حرکت نکرد، تا هفت مرکب عوض کردند باز هم حرکت نکرد. امام حسین (علیه السلام) پرسیدند: مگر نام این سرزمین چیست؟ همهی اسمها را گفتند، اما انگار
حضرت دنبال آن نامی است که جدّش پیغمبر (ص) فرموده بود. تا گفتند: نام اینجا کربلا است، وقت صدا زد «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَ الْبَلَاء(1)» خدایا از مشکلات و گرفتاریها به تو پناهنده میشوم. دستور داد ابالفضلم خیمهها را برپا کنید اینجا مقتل ماست، اینجا همان جایی است که ما را میکشند، اینجا جایی است که زینبم را به اسیری میبرند، اینجا جایی است که علی اصغرم را پرپر میکنند.
بار بگشایید اینجا کربلا ست بار بگشایید خوش منزلگهی است بار بگشایید اینجا بیدرنگ السلام ای سرزمین کربلا آمدم آغوش خود را باز کن
آب و خاکش با دل و جا آشنا ست تا به جنّت زین مکان اندک رهی است بر گلوی اصغرم آید خدنگ السلام ای منزل نور خدا بستر مهمانیت را ساز کن
اما روز عاشورا چه کردند با این خیمهها، خیمهها را غارت کردند، خیمهها را به آتش کشدند، سیلی به صورت یتیمانش زدند، راوی میگوید: دیدم خیمهای در حال سوختن است، یک بانویی هم داخل خیمه میشود و بیرون میآید، گفتم خانم چرا تو فرار نمیکنی؟ گفت: چه کنم بیمارم درون خیمه است میترسم آتش او را بسوزاند.
1) اللهوف علی قتلی الطفوف / ترجمه فهری، النص، ص: 81
خیمه ها میسوزد و شمع شب تارم شده در شب بیماریم آتش پرستارم شده ما که خود از سوز دل، آتش به جان افتادهایم از چه دیگر شعلهها، یار دل زارم شده پیش از این سقای ما بودی، ای علمدار حسین امشب اما جای او، آتش علمدارم شده ای فلک جان مرا هر چند می خواهی بسوز مدتی هست از قضا، دل سوختن کارم شده جز غم، امشب پیش ما یار وفاداری نماند در شب تنهاییم، تنها همین یارم شده من که شب را تا سحر، بیخواب و سوزانم چو شمع از چه دیگر شعلهها، شمع شب تارم شده
السلام علیک یا زینب کبری یا عمۀ السادات و یا اخت الحسین (علیه السلام) السلام علیک یا جبل الصبر و رحمۀ الله و برکاته.
اینجا تل زینبیه است اینجا مقابل قتلگاه حسین (علیه السلام) است اینجا همان جایی است که بیبی زینب (س) مضطرب بود. اینجا آن جایی است که بیبی از بالای بلندی، گودی قتلگاه را میدید.
در عالم نداریم خواهر و برادری که اینهمه به هم مهربان باشند. وقت ازدواج با عبدالله جعفر شرط کرد در سفری که برادرم حسین به کربلا دارد باید من هم همراهش باشم.
خدا چه گذشت به دل بیبی آن وقتی که اباعبدالله (علیه السلام) صدا زد: «یا زینب و یا ام کلثوم یا سکینه یا رباب و یا رقیه علیکنّ منّی السلام»، خداحافظ منم رفتم. با زینبش وداع کرد راهی میدان شد.
ذو الجناح ای عرش پیما مرکبم
میروم اما به فکر زینبم
هنوز خیلی فاصله نگرفته بود، شاید به همینجا رسیده بود که صدای آشنایی شنید، هی صدا بزند مهلاً مهلا یابن الزهرا (2) صدا زد داداش آمدم وصیت مادرمان فاطمه (س) را عملی کنم. فرمود: آن لحظهای که حسینم راهی میدان شد، من نیستم تو جای من زیر گلوی حسینم را ببوس. یک وقت هم صدای غریبی و بیکسی حسینش را شنید، آمد بالای همین بلندی، نگاهی
به سوی گودی قتلگاه کرد ببیند «و الشمر جالس علی صدره» دستانش را به سوی آسمان بلند کرد «وَا مُحَمَّدَاهْ صَلَّی عَلَیْکَ مَلِیکُ السَّمَاءِ هَذَا حُسَیْنٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاءِ صَرِیعٌ بِکَرْبَلَاءَ مُقَطَّعُ الْأَعْضَاءِ مَحْزُوزُ الرَّأْسِ مِنَ الْقَفَا مَسْلُوبُ الْعِمَامَةِ وَ الرِّدَا (1)» دیگر این خواهر و برادر همدیگر را ندید تا آن لحظهای که زینب آمد میان گودی قتلگاه، شمشیر شکستهها و نیزه شکستهها را کنار زد و صدا می زد:
گلی گم کردهام میجویم او را گل من یک نشانی در بدن داشت
به هر گل میرسم، میبویم او را یکی پیراهن کهنه به تن داشت
1) مناقب آل أبی طالب علیهم السلام(لابن شهرآشوب)، ج4، ص: 113
یکی از نگرانیهای پیغمبر گرامی اسلام در مورد امتشان مسألهی تحریفاتی بود که ممکن بود در دین ایجاد شود.
تحریف به این معناست که انسان چیزی را از مسیر اصلی خود منحرف کند. یکی از ظلمهایی که در حق سید الشهدا میشود همین تحریفاتی است که در واقعه عاشوا وجود دارد.
برخی از مقاماتی که اطراف حرم اباعبدالله (علیه السلام) وجود دارد، قبلاً وجود نداشت و در زمان صدام بخاطر اینکه زائران شیعه را از توفیق زیارت سید الشهدا محروم کنند؛ این مقامات جعلی را درست کردند و وقت زیارت زائر را در آن تلف میکردند.
برخی هم برای اینکه قیمت ملکشان بالا برود یا برخی کسبه برای اینکه اجناسشان را بفروشند ادعا کردند فلان مقام در اینجا است. لذا هیچ سند معتبری برای برخی از آنها نیست. مثلاً مقام مشک، مقام شیر فضه، محل دیدار عمر سعد با امام (علیه السلام)، مقام شهادت علی اکبر (علیه السلام) مقام شهادت علی اصغر (علیه السلام)، حتی برای محل قطع شدن دستان مبارک اباالفضل (علیه السلام) هم سندی نداریم.
گاهی اوقات یک روز از وقت زائر برای همین مقامات جعلی گرفته میشود، گاهی از فیض نماز اول وقت و نماز جماعت آنهم در حرم اباعبدالله (علیه السلام) محروم میشود. پس بهتر است انسان این فرصت
بسیار کم را در حرم امام حسین (علیه السلام) و حضرت اباالفضل (علیه السلام) باشد و زیارت کند.
همچنین این آبی که به نام نهر فرات است، درست نیست. چون زمین کربلا رملی است و آب جای خودش را عوض میکند و این نهر فعلی بسیار آلوده و مضر است.
تمام آب کربلا و نجف از رود فرات است و برای ثواب غسل با این آب میتوان از آب شیر استفاده کرد.
البته دو مقام دیگر هست که شهرت بیشتری دارد. یکی مقام صاحب الزمان (عج) که مشهور است کسانی در اینجا خدمت امام زمان (عج) رسیده اند.
یکی هم مقام و باغ امام صادق (علیه السلام) که معروف است امام صادق (علیه السلام) هر وقت برای زیارت جدّشان میآمدند در اینجا توقف کرده و استراحت میکردند.
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَا مَولایَ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَا حُجَهَ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَا صَفوَهَ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَا خالِصَهَ اللهِ، اَلسِّلامُ عَلَیکَ یَا قَتِیلَ الظَّماءِ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَا غَرِیبَ الغُرَباءِ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ سَلامَ مِوَدِّعٍ لاسَئِمٍ وَ لا قالٍ، فَاِن اَمضِ فَلا عَن مَلالَهٍ، وَ اِن اَقِم فَلا عَن سُوءِ ظَنٍ بِما وَعَدَ اللهُ الصابِرینَ، لا جَعَلَهُ اللهُ آَخِرَ العَهدِ مِنّی لِزِیارَتِکَ، وَ رَزَقَنِیَ اللهُ العَودَ اِلی مَشهَدِکَ، وَ المَقامَ بِفِنائِکَ، وَ القِیامَ فِی حَرَمِکَ، وَ اِیّاهُ اَسئَلُ اَن یَسعَدَنی بِکُم، وَ یَجعَلَنِی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الآخِرَهِ.
چون خواهی وداع کنی آن حضرت را، بایست در نزد سر و گریه کن و بگو:
السَّلامُ عَلَیْکَ یا مَوْلایَ سَلامَ مُوَدِّعٍ لا قالٍ وَلا سَئِمٍ، فَانْ انْصَرِفْ فَلا عَنْ مَلالَةٍ، وَانْ اقِمْ فَلا عَنْ سُوْءِ ظَنٍّ بِما وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرینَ، یا مَوْلایَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکَ، وَرَزَقَنِیَ الْعَوْدَ الَیْکَ، وَالْمُقامَ فی حَرَمِکَ، وَالْکَوْنَ فی مَشْهَدِکَ، آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ.
ببوس ضریح را و بدن خود را بر آن بمال به درستی که این کار باعث امان و حرز تو است و طوری بیرون برو از نزد آن حضرت که رویت به جانب قبر باشد و پشت بر او مکن و بگو: السَّلامُ عَلَیْکَ یا بابَ الْمَقامِ، السَّلامُ عَلَیْکَ
یا شَریکَ الْقُرْآنِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ الْخِصامِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یا سَفینَةَ النَّجاةِ، السَّلامُ عَلَیْکُمْ یا مَلائِکَةَ رَبِّیَ الْمُقیمینَ فی هذَا الْحَرَمِ، السَّلامُ عَلَیْکَ ابَداً ما بَقیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ.
و بگو: انَّا للَّهِ وَانَّا الَیْهِ راجِعُونَ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ الَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ.
چون خواهی وداع کنی آن حضرت را، برو نزد قبر شریف و بگو این زیارت وداع را که در روایت ابُو حمزه ثمالی است و علماء نیز ذکر کردهاند:
اسْتَوْدِعُکَ اللَّهَ وَاسْتَرْعیکَ وَاقْرأُ عَلَیْکَ السَّلامَ، آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَبِکِتابِهِ وَبِما جاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ، اللهُمَّ فَاکْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدینَ، اللهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَتی قَبْرَ ابْنِ اخی رَسُولِکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَارْزُقْنی زِیارَتَهُ ابَداً ما ابْقَیْتَنی، وَاحْشُرْنی مَعَهُ وَمَعَ آبآئِهِ فِی الجِنانِ، وَعَرِّفْ بَیْنی وَبَیْنَهُ وَبَیْنَ رَسُولِکَ وَاوْلِیآئِکَ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَتَوَفَّنی عَلَی الْإیمانِ بِکَ، وَالتَّصْدیقِ بِرَسُولِکَ، وَالْوِلایَةِ لِعَلیِّ بْنِ ابی طالِبٍ وَالْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ، وَالْبَرآءَةِ مِنْ عَدُوِّهِمْ، فَانّی قَدْ رَضیتُ یا رَبّی بِذلِکَ، وَصَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.
آنگاه برای خود و پدر و مادر خویش و مؤمنین و مسلمین دعا کن.
· پیدایش کاظمین (قبرستان بغداد)
· شخصیت حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام)
· کرامات امام کاظم (علیه السلام) (عنایت به سفیر انگلستان)
· شخصیت حضرت جواد الائمه (علیه السلام)
· معجزات و کرامات حضرت جواد (علیه السلام)(عنایت به اباصلت در زندان)
· مدفونین در جوار ائمه کاظمین(علیه السلام) (شیخ مفید، خواجه نصیر الدین طوسی، جعفربن محمد بن قولویه، سید رضی و مرتضی)
· اماکن بغداد (مسجد براثا، مرقد مرحوم کلینی، نواب اربعه، سلمان فارسی، ایوان مدائن)
قال الرضا (علیه السلام): مَن زار اَبی بِبغداد کَمَن زارَ قبرَ رسول الله (ص) وَ قبرَ امیرالمؤمنین(علیه السلام)(1)
ای کوی توکعبه مراد ادرکنا بر درگه تو به صد امید آمده ایم
وی هر دل غمگین ز تو شاد ادرکنا وی مظهر جود حق جواد ادرکنا
1) جامع الاخبار، فصل 15، ص33
کاظمین متصل به شهر بغداد پایتخت کشور عراق است که در ابتدا قبرستان بغداد بود و پس از شهادت امام کاظم (علیه السلام) که حضرت را در این قبرستان دفن نمودند معروف به قبرستان قریش شد و بعد از اینکه امام جواد (علیه السلام) را هم در همان قبرستان دفن نمودند مشهور به کاظمین شد و کم کم مردم بخاطر علاقه به این دو امام بزرگوار اطراف حرم خانه ساختند و تبدیل به شهر شد.
امام کاظم (علیه السلام) در هفتم صفر سال 128 هجری قمری در سرزمین ابواء محلی بین مکه و مدینه به دنیا آمدند و در 20 سالگی به امامت رسیدند. حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) آن آقایی هستند که عابدترین و صالحترین فرد زمان خود بودند. حضرت در تمام 14 سالی که در زندانهای مختلف هارون الرشید زندانی بودند، مشغول نماز و عبادت بودند و هارون به هر کدام از زندانبانان که میگفت امام را به شهادت برسانند حاضر به این کار نمیشدند و میگفتند ما از امام جز عبادت و خوبی چیزی ندیدهایم تا اینکه سندی ابن شاهک یهودی دستور هارون را اجرا کرد و در 25 رجب سال 183 و در سن 55 سالگی، پس از 35 سال امامت حضرت را در زندان با سمّ هارون به شهادت رساند. در فضیلت زیارت ایشان از فرزند
بزرگوارش علی بن موسی الرضا (علیه السلام) روایت شده که فرمودند:کسیکه قبر پدرم را در بغداد زیارت کند مانند آن است که قبر پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی (علیه السلام) را زیارت کرده است.
پدر بزرگوارم حضرت حجت الاسلام و المسلمین رجائی خراسانی میفرمودند: فردی بهنام حاج موسی راننده سفیر انگلستان در بغداد نقل کرده است:
همسر سفیر مرا طلبید و گفت: شوهرم از انگلستان آمده و در فرودگاه است بیا با هم دنبالش برویم. وقتی به فرودگاه رسیدیم سفیر انگلستان دید همسرش بسیار گریه کرده و چشمانش از شدت گریه قرمز شده است. سفیر ناراحت شد و علت گریه او را پرسید، خانم گفت: مسألهای نیست، اما ما چند سال است با هم ازدواج کرده ایم ولی من فرزندی ندارم، اگر فرزندی میداشتیم او به استقبالت میآمد و من الآن بی کس و تنها نبودم. حاج موسی میگوید: من به آنها گفتم شما عقیده ندارید و گرنه ما در این شهر باب الحوائجی داریم که همه برای گرفتاریها و حوائجشان به دارالشفای ایشان میآیند، سفیر به من گفت حاج موسی تو شاهد باش که اگر حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) به من عنایتی کند تا خداوند پسری به من دهد من در حضور تو مسلمان میشوم بلافاصله همسرش گفت من هم مسلمان میشوم، بعد هم هر دو گریه کردند و قضیه گذشت.
بعد از مدتی سفیر مرا طلبید، موضوع را پرسیدم، گفت بیا داخل خانه، وقتی وارد منزل شدم دیدم سجادهای پهن کردند و هر دو لباس سفید پوشیدهاند، تعجب کردم گفتم چه شده است؟ گفت: برای مسلمان شدن باید چه کار کنیم؟ گفتم چطور؟ گفت همسرم حامله است و دکترها تشخیص داده اند بچهمان پسر است. حاج موسی میگوید: احکام اسلام را به آنها یاد دادم و بعد هم شهادتین گفتند و مسلمان شدند. بعد مدتی بچه به دنیا آمد و آنها هم نام او را همنام حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) گذاشتند.
جریان صفوان جمّال و کرایه شترهایش به هارون
همچنین به فردی به نام زیاد که برای دستگاه جور کار میکرد و علّت آنرا عیال وار بودن بیان کرد فرمودند: اگر از بلندی به زمین بیفتم به طوری که قطعه قطعه شوم برایم بهتر است از اینکه برای یکی از اینها کاری انجام دهم یا بر فرش آنها قدم بگذارم. ( و لا تعاونوا علی الاسم و العدوان).
هارون بارها به حضرت میگفت از من فدک را بخواهید تا به شما برگردانم، حضرت فرمودند اگر حدود فدک را بگویم پس نخواهی داد. بعد از اینکه بسیار اصرار کرد، حضرت فرمودند: حد اول آن عدن است حد دوم آن سمرقند است حد سوم آن آفریقاست و حد چهارم آن سیف البحر (پایین شهر حلب) است. وقتی هارون این کلام را شنید گفت دیگر برای ما چیزی باقی نماند. حضرت فرمودند: من که گفتم اگر بگویم نخواهی داد. از اینجا بود که نقشه قتل امام را کشید.
دیدن هیبت امام در طواف که مردم برای هارون اعتنایی نکردند اما خود به خود برای امام کوچه باز کردند.
مناظره با هارون نزد قبر پیغمبر در مورد دادن دختر به حضرت.
حضرت جواد الائمه (علیه السلام) در دهم ماه رجب سال 195 هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشودند. امام جواد (علیه السلام) مانند پدران و اجداد خویش فردی با فضلیت و کرامت بودند و گرچه در سن 8 سالگی به امامت رسیدند اما به تمام سؤالات مردم پاسخ میدادند.
حضرت جواد (علیه السلام) معروف به مولود پرخیر و برکت هستند و زمانی که ایشان به دنیا آمدند حضرت رضا (علیه السلام) سه روز مردم مدینه را ولیمه دادند و این عمل بخاطر این بود که حضرت رضا (علیه السلام) تا حدود سن 50 سالگی فرزندی نداشتند که جانشین ایشان شود لذا دشمنان طعنه میزدند و شیعیان هم از این طعنهها ناراحت بودند، تا اینکه خداوند متعال حضرت جواد (علیه السلام) را به حضرت رضا (علیه السلام) عنایت کرد و به این وسیله حرفهای دشمنان پیایان یافت و دل شیعیان و حضرت رضا (علیه السلام) بسیار شاد شد.
اباصلت هروی خادم حضرت رضا (علیه السلام) و از اصحاب سرِّ حضرت بود. بعد از شهادت امام، مأمون او را طلبید و گفت باید اسرار امام رضا
(علیه السلام) را به من بگویی، اینکه چه کسانی به حضرت نامه میدادند و حضرت جواب نامه چه کسانی را میدادند و حتی اینکه چه اذکاری میگفتند و چه میکردند، اباصلت حاضر به پاسخگویی نشد، هر چه مأمون اصرار کرد نگفت. مأمون دستور داد اباصلت را زندانی کنند. هر هفته او را میطلبید و صد ضربه شلاق میزد ولی اباصلت تحمل میکرد و اسرار حضرت را بیان نمیکرد.
هرکه را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند
تا اینکه بعد از 2 سال دلش گرفت، یادش آمد حضرت رضا (علیه السلام) به او فرموده بودند: در گرفتاریهایت به فرزندم جواد الائمه (علیه السلام) متوسل شو. شب جمعهای بود که متوسل به ابن الرضا جواد الائمه (علیه السلام) شد، در حال گریه و ناله بود که ناگهان نوری در زندان پیدا شد، دید حضرت به دیدنش آمدند. شروع کرد به گلایه کردن، گفت: آقا من غلام پدر شما بودم الآن 2 سال است در زندان مأمونم چرا به من سری نمیزنید؟ حضرت فرمودند: تا امشب کی به من متوسل شدی؟
[گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟]
بعد فرمودند: چشمت را ببند دستت را بده؛ همینکه چشم باز کردم دیدم در هرات نزد خانوادهام هستم.
عبد الله بن محمد بن نعمان بن عبد السلام بغدادی معروف به شیخ مفید است که این لقب را حضرت بقیه الله (عج) به او دادند. تألیفات ایشان بیش از 174 عنوان کتاب است. شیخ مفید از بزرگان علمای شیعه است که تألیفات بسیاری هم دارد. ایشان در سن 75 سالگی از دنیا رفت و در پایین پای حضرت جواد (علیه السلام) دفن گردید. بالای قبر شیخ اشعاری منسوب به امام زمان (عج) وجود دارد که حضرت در رثای او سرودهاند و با انگشت مبارک بر روی قبرش نوشته اند.
لا صوّت الناعی بفقدک انّه یوم علی آل الرسول عظیم
او از بزرگان علمای شیعه و از مفاخر حکما و منجّمین امامیه است. تدبیر او در جلب توجه مغولان سبب شد شهرهای مقدس شیعه و شیعیان و فرهنگ و کتب ارزشمند شیعه از گزند حوادث فتنه مغول در امان بمانند.
هنگام وفات وصیت کرد او را در حرم کاظمین (علیه السلام) دفن کنند و این آیه شریفه را بنویسند «وَ کَلبُهُم باسِطٌ ذِراعَیه بِالوَصید» و در واقع خود را سگ آستان آن دو امام نامید.
ایشان استاد شیخ مفید است و در ابتدا در قم زندگی میکرد. در سال 337 هجری وقتی قرامطه حجرالاسود را دزدیدند و به کوفه آوردند، قبل موسم حج و در روز معینی قرار شد در مراسم خاصی سنگ در گوشه کعبه نصب شود. این عالم بزرگوار چون میدانست کسی جز امام عصر (عج) نمیتوانند این کار را بکنند از قم راهی مکه شد تا خدمت حضرت برسد اما در بغداد شدیداً مریض شد و نتوانست خدمت حضرت برسد لذا فردی به نام ابن هشام را همراه نامهای به این مراسم فرستاد. در تشرف ابن هشام حضرت به او فرمودند به محمد بن جعفر بگو تا سی سال دیگر زنده خواهد ماند و همین طور هم شد و در سال 367 هجری از دنیا رفت و در حرم کاظمین (علیه السلام) دفن شد. قبر وی نزدیک قبر شیخ مفید است.
سید رضی: محمد بن حسین موسوی بغدادی ملقب به سید رضی و از عالمان بزرگ شیعه است و تألیفات بسیاری دارد که مهمترین آن جمع آوری نهج البلاغه امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. قبر ایشان در کوچهای نزدیک بازاری است که مقبره سید مرتضی در آن واقع است.
شبی شیخ مفید در عالم خواب فاطمه زهرا (س) را دید که حضرت دست امام حسن و امام حسین (علیه السلام) را در حالی که دو کودک هستند گرفته اند و نزد شیخ آوردند و فرمودند:
«یا شیخ علِّمهما الفقه» یعنی ای شیخ به این دو کودک علم فقه بیاموز. از خواب که بیدار شد بسیار شگفت زده بود. صبح روز بعد در حالیکه مشغول تدریس بود مادر سید رضی و سید مرتضی دست دو کودک خود را گرفته و نزد شیخ آورد و همان جمله حضرت زهرا (س) را تکرار کرد. شیخ با دیدن این صحنه منقلب شد و گریه کرد و خوابش را تعریف نمود و شخصاً مسؤلیت تعلیم و تربیت آنها را بر عهده گرفت. نسب این دو کودک از جانب پدر به حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) و از ناحیه مادر به امام سجاد (علیه السلام) میرسد.
سید مرتضی: ابوالقاسم علی بن حسین موسوی بغدادی ملقب به علم الهدی از بزرگان علمای شیه است و علمایی مثل شیخ طوسی و نجاشی در محضر ایشان شاگردی کردهاند. مرقد سید مرتضی در خانه وی میباشد که اکنون در بازار منتهی به باب القبله است. سید مرتضی از لحاظ علمی آنقدر پیشرفت کرد تا جایی که مستشکل رسمی درس شیخ مفید شد. یک مرتبه که در مسألهای با استاد خویش بسیار اشکال و جواب کردند و به نتیجه نرسیدند، تصمیم گرفتند مسأله را در نامهای بنویسند و در ضریح مطهر امیرالمؤمنین (علیه السلام) بیندازند و از حضرت جواب بخواهند. فردا که ضریح را گشودند نامهای یافتند که در آن نوشته بود: «الحق مع ولدی و الشیخ معتمدی» یعنی حق با فرزندم سید مرتضی است ولی شیخ هم فردی مورد اعتماد و اطمینان ما است.
قسم دویّم از زیارت مشترکه: زیارتی است که با آن هر دو امام علیهما السلام زیارت میشوند و آن چنان است که شیخ مفید و شهید و محمّد بن المشهدی ذکر کردهاند که در زیارت آن دو بزرگوار میایستی نزد ضریح مطهّر و میگوئی:
السَّلامُ عَلَیْکُما یا وَلِیَّیِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَیْکُما یا حُجَّتَیِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَیْکُما یا نُورَیِ اللَّهِ فی ظُلُماتِ الْأَرْضِ، اشْهَدُ انَّکُما قَدْ بَلَّغْتُما عَنِ اللَّهِ ما حَمَّلَکُما، وَحَفِظْتُما مَا اسْتُوْدِعْتُما، وَحَلَّلْتُما حَلالَ اللَّهِ، وَحَرَّمْتُما حَرامَ اللَّهِ، وَاقَمْتُما حُدُودَ اللَّهِ، وَتَلَوْتُما کِتابَ اللَّهِ، وَصَبَرْتُما عَلَی الْأَذی فی جَنْبِ اللَّهِ مُحْتَسِبَیْنِ حَتّی أَتاکُمَا الْیَقینُ، ابْرَأُ الَی اللَّهِ مِنْ اعْدائِکُما، وَاتَقَرَّبُ الَی اللَّهِ بِوِلایَتِکُما، اتَیْتُکُما زائِراً عارِفاً بِحَقِّکُما، مُوالِیاً لِأَوْلِیآئِکُما، مُعادِیاً لِأَعْدآئِکُما، مُسْتَبْصِراً بِالْهُدَی الَّذی انْتُما عَلَیْهِ، عارِفاً بِضَلالَةِ مَنْ خالَفَکُما، فَاشْفَعا لی عِنْدَ رَبِّکُما، فَانَّ لَکُما عِنْدَ اللَّهِ جاهاً عَظیماً وَمَقاماً مَحْمُوداً.
هر کجا مرغ اسیری ز غم آزاد کنید مُرد اگر کنج قفس طائر بشکسته پری چون به زندان به ملاقاتی محبوس روید پسرش نیست که تا گریه کند بر پدرش نگذارید که معصومه خبردار شود
قفسش برده به باغی و دلش شاد کنید یاد از مردن زندانی بغداد کنید از عزیز دل زهرا و علی یاد کنید پس شما گریه بر آن خسرو ناشاد کنید رحم، بر حال دل دختر نا شاد کنید
در تمام زندانها میگفت: خدا ممنونتم گوشه خلوتی دادی تا تو را عبادت کنم. اما خدا لعنتش کند سندی بن شاهک یهودی در این زندان آخر آنقدر به آقا ظلم کرد، آنقدر تازیانه زد که دیگر لحن مناجات آقا عوض شد. سر به دیوار زندان میگذاشت و صدا میزد: «یَا مُخَلِّصَ الشَّجَرِ مِنْ بَیْنِ رَمْلٍ وَ طِین» ای خدایی که درخت را از میان آب و گل نجات میدهی؛ [یعنی زندان من مرطوب و نمناک است]، «یَا مُخَلِّصَ الْوَلَدِ مِنْ بَیْنِ مَشِیمَةٍ وَ رَحِم» و ای خدایی که طفل را از تاریکی های رحم مادر نجات میدهی [یعنی زندان من تاریک است] خدایا دیگر خلاصم کن. یک روز هم به شیعیان خبر دادند میخواهند امام را از زندان آزاد کنند. همهی شیعیان جلوی زندان آمدند، یکی میگوید اگر امام را ببینم دستش را میبوسم، یکی میگوید به قدمهایش میافتم، یکی میگوید حاجتم را میطلبم، اما یک وقت ببینند درب زندان باز شد، چهار نفر اطراف یک تختهای را گرفتند، یکی هم صدا میزند: هذا امام الرفضه.
خون شد از غم دل خدا جویم می فشانم سرشک و میگویم خسته و دل شکسته و زارم جز به کویت کجا پناه آرم ای که روح عبادتی ما را جان زهرا عنایتی ما را رو به سوی تو میکنیم امروز گفتگوی تو میکنیم امروز تشنه ام بر من آبی ده به فقیر درت جوابی ده همسرت کرد نا مراد تو را ای که خوانده خدا جواد تو را
درد بسیار و نیست دارویم یاجواد الائمه (ع) ادرکنی گره افتاده ست در کارم یاجواد الائمه (ع) ادرکنی عذر خواه قیامتی ما را یاجواد الائمه (ع) ادرکنی یاد کوی تو میکنیم امروز یاجواد الائمه (ع) ادرکنی گنهم را ثوابی ده یاجواد الائمه (ع) ادرکنی ساخت مسموم از عناد تو را یاجواد الائمه (ع) ادرکنی
دو تا از امامان ما عمرشان مثل عمر گل کوتاه بود، یکی امام عسکری (علیه السلام) پدر امام زمان (عج)، یکی هم دسته گل امام رضا (علیه السلام)، جواد الائمه (علیه السلام). هر مردی اگر مشکلی دارد میگوید: برم خانه با همسرم در میان بگذارم. اما قربان جواد الائمه (علیه السلام) که در خانه خودش هم غریب است. داخل حجره در بسته صدا میزد: ام فضل مگر من همسر بدی برای تو بودم، ام فضل جگرم از تشنگی میسوزد.
خبیث دستور داد کنیزها پشت درب حجره بروید، کف بزنید، هلهله کنید تا ناله ابن الرضا (علیه السلام) را کسی نشنود. یکی از کنیزها دلش به حال آقا سوخت، آمد ظرف آبی برای آقا ببرد، اما آن نانجیب ظرف را گرفت و به زمین زد گفت: بگذار جواد الائمه (علیه السلام) با لب تشنه جان دهد.
کاش به همین اکتفا میکرد، بعد اینکه آقا را مسموم کرد و به شهادت رساند، دستور داد بدن حضرت را روی پشت بام ببرند و مقابل آفتاب سوزان بگذارند.
سه بدن بود سه شبانه روز روی زمین ماند، یکی بدن آقا موسی بن جعفر (علیه السلام) که سه شبانه روز روی جسر بغداد ماند. یکی هم بدن آقا جواد الائمه (علیه السلام) که سه شبانه روز روی پشت بام، یکی هم بدن آقا اباعبدالله الحسین (علیه السلام) که سه شبانه روز روی خاک گرم کربلا ماند. آن بدنی که وقتی خواهرش زینب آمد بدن را نشناخت. صدا زد: آیا تو برادر منی؟ آیا تو حسین زینبی؟
یکی از اماکن مهم شهر بغداد مسجد براثا است که بین راه بغداد و کاظمین واقع شده است. مرحوم علامه مجلسی برای این مسجد ویژگیهایی را ذکر کردهاند(1):
1- امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین (علیه السلام) هنگام مراجعت از جنگ با خوارج به مدت چهار روز در این مسجد توقف کردند و در آن نماز خواندند.
2- طبق برخی روایات یکی از موارد رد الشمس (بازگشت خورشید) برای امیرالمؤمنین (علیه السلام) در این مکان صورت گرفته است (2).
3- راهبی به نام حباب سالهای زیادی در صومعهاش منتظر قدوم مبارک علی (علیه السلام) بود تا وصی پیغمبر آخرالزمان معجزاتی برای او نمایان کند و امیرالمؤمنین (علیه السلام) چند معجزه انجام دادند:
الف- مردم منطقه هر چاهی میکندند شور و بد مزه بود اما علی (علیه السلام) چشمهای را از زیر سنگی جاری کرد که به برکت حضرت از عسل شیرینتر بود و فرمود این همان چشمهای است که برای مریم (س) ظاهر گردید.
ب- حضرت در نزدیکی آن چشمه سنگ سفیدی را از زیر خاک بیرون آوردند و فرمودند: حضرت مریم (س)، عیسی (علیه السلام) را از دوش خود گرفت و بر این سنگ گذاشت و در این مکان به نماز ایستاد.
ج- حضرت، محل زندگی مریم (س) و محلی که پیامبران گذشته در آن نماز خوانده بودند را نشان داد.
با مشاهده این معجزات راهب مسیحی مسلمان شد و بقیه عمر خود را در محضر حضرت گذراند. حضرت از تأسیس شهری در کنار این مکان خبر دادند که جباران در آن زیاد باشند و بلا و فتنه در آن بزرگ باشد. حضرت دستور دادند در جایگاه صومعه مرد نصرانی مسجدی بنا شود. شخصی به نام براثا امر بناء این مسجد را بر عهده گرفت و مسجد به نام وی نامگذاری شد.
حضرت ولی عصر (عج) در طول غیبت صغری، از سال 260 تا 329 هجری قمری چهار سفیر و نائب خاص داشتند که به نواب اربعه معروفند و قبور همه آنها در شهر بغداد است. اسامی آنها به ترتیب عبارت است از:
عثمان بن سعید عَمروی، محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختی، علی بن محمد سَمُری. این شخصیتها به درجهای از اعتماد و وفای به عهد رسیده بودند که از میان هزاران عالم و دانشمند و افراد عادی به نمایندگی حضرت صاحب الامر (عج) نائل شدند.
ثقة الاسلام کلینی از بزرگترین محدثان و روایت نگاران شیعه به شمار میرود. ایشان معاصر با نواب اربعه امام زمان (عج) بوده و مهمترین تألیف او کتاب شریف کافی است که یکی از کتب اربعه حدیثی شیعه است. کار نوشتن این کتاب بیست سال طول کشید و در بغداد به اتمام رسید. ایشان در سال 329 وفات کرد و در باب الکوفه بغداد در مسجد صفوی مشهور به تکیه مولوی خانه دفن شد.
سلمان فارسی آن صحابی بزرگ رسول خدا (ص)، فردی از روستاهای ایران بود که با شنیدن ندای اسلام به مدینه هجرت کرد و مسلمان شد و توانست به مقامات عالیهای برسد تا جایی که پیامبر (ص) فرمودند: «سلمانُ منّا اهلَ البیت» و به سلمان محمدی شهرت یافت. ایشان در زمان خلافت علی (علیه السلام) دو سال استاندار شهر مدائن بود. او در سال 36 یا 37 وفات یافت و علی (علیه السلام) با طیّ الارض از مدینه برای غسل و کفن و تدفین او حاضر شدند. آرامگاه او در چهل کیلومتری بغداد در شهرکی معروف به «سلمان پاک» قرار دارد. در کنار مرقد سلمان سه آرامگاه دیگر وجود دارد: طاهربن زین العابدین (علیه السلام)، جابر بن عبد الله انصاری (اولین زائر قبر حسین (علیه السلام)) و حذیفه بن یمان (صحابی پیامبر (ص)
و علی (علیه السلام)). همچنین ایوان مدائن (طاق کسری) در فاصله کوتاهی از آرامگاه سلمان قرار دارد.
· سامرا مدفن پنج بزرگ
· شخصیت امام هادی (علیه السلام) و پیدایش سامرا
· معجزات و کرامات امام هادی (علیه السلام)
· معجزات و کرامات حضرت
· شخصیت امام حسن عسکری (علیه السلام)
· معجزات و کرامات حضرت عسکری (علیه السلام)
· سرداب امام زمان (عج)
سامرا شهری است که منسوب به امام عصر ارواحنا فداه است. شهری که محل تولد و خانه حضرت و سرداب عبادت آن بزرگوار و پدر و جدّ ایشان است. حرمی که متبرک به پنج بدن پاک و مطهّر است.
· امام هادی (علیه السلام)
· امام عسکری (علیه السلام)
· حضرت نرجس خاتون مادر امام زمان (عج)
جناب سوسن همسر امام هادی (علیه السلام) و مادر امام حسن عسکری (علیه السلام) جدّه امام عصر (عج)
· حکیمه خاتون دختر امام جواد (علیه السلام) و عمه حضرت ولی امر (عج).
امام هادی (علیه السلام) در نیمه ذیحجه سال 212 در صِریا در اطراف مدینه به دنیا آمدند. حضرت در سن هشت سالگی که پدر بزرگوارشان به شهادت رسیدند زمام امور را به دست گرفتند. پس از سیزده سال امامت، خلفای عباسی با همان نقشهای که از هارون شروع شد و به اجبار حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) را به بغداد بردند، امام هادی (علیه السلام) را از مدینه به سامرا آوردند. آنها امام (علیه السلام) را در این عسکر و پادگان نظامی تحت نظر گرفتند. لذا سامرا از ابتدا به صورت شهر نبود بلکه یک پادگان نظامی و محل استقرار لشکریان بود.
امام (علیه السلام) پس از بیست سال و اندی که در سامرا بودند به دست معتز ملعون در سوم رجب سال 254 و در سن 42 سالگی، پس از 33 سال امامت به شهادت رسیدند.
سجایای اخلاقی حضرت آنقدر زیاد است که حتی دشمن هم اقرار به آن دارد. روزی متوکل عباسی مریض شد و پزشکان نتوانستند او را مداوا کنند، مادر متوکل فردی را درِ خانه امام فرستاد تا از حضرت دارویی بگیرد، حضرت دارویی دادند که باعث معالجه متوکل شد.(1)
امام (علیه السلام) حتی نسبت به دشمن خود رأفت و مهربانی دارند، خوشا به حال شما که شیعه و محب حضرت هستید.
یکی از معجزات حضرت آن است که در زمان متوکل زنی ادعا کرد که من زینب کبری دختر فاطمه زهرا (س) هستم. متوکل گفت تو که جوانی چطور ممکن است؟ گفت: پیامبر دستی به سرم کشیدند که هر چهل سال جوانی من عود میکند. متوکل بزرگان آل ابوطالب را جمع کرد، همه گفتند دروغ میگوید، زن نپذیرفت و متوکل هم گفت باید دلیل بیاورید. گفتند: از امام هادی (علیه السلام) بپرسیم، وقتی جریان را به حضرت گفتند، امام (علیه السلام) فرمودند: دروغ میگوید. متوکل گفت: دلیل شما چیست؟ امام فرمودند: گوشتِ فرزندانِ فاطمه (س) بر درندگان حرام است. اگر راست میگوید، او را داخل قفس شیرها بیاندازید(2). زن کذّاب از ترس گفت: امام (علیه السلام) میخواهد مرا بکشد. برخی گفتند: چرا خود امام (علیه السلام) نمیرود؟ حضرت فرمودند: مانعی ندارد. همینکه حضرت
وارد مکان شیرها شدند، شیرها دور حضرت را گرفتند و برای خضوع و ادب سرِ خود را به زمین پیشِ حضرت میمالیدند، حضرت دست بر سر آنها میکشیدند و با آنها صحبت میکردند.
اطرافیان متوکل این وضع را به صلاح متوکل ندیدند و گفتند: هر چه سریعتر امام (علیه السلام) را بیرون بیاور. حصرت که بیرون آمدند فرمودند: حالا آن زن را به داخل بفرستید. آن زن به وحشت افتاد و زبان به اعتراف گشود و گفت من دختر فلان فقیرم و بخاطر فقر این کار را کردم، متوکل دستور داد او را نزد شیرها بیاندازند اما مادر متوکل او را شفاعت کرد و متوکل هم او را بخشید.(1)
1) منتهی الامال ج 2، ص 523، معجزات امام هادی (ع)
دستور دوخت خفتان برای سفر از مدینه به سامرا و جریان مناظره کاتب شیعه با دشمن ولایت
انتقال حضرت به خان الصعالیک و دلسوزی صالح بن سعید و نشان دادن باغهای بهشتی به او
آرایش نظامی متوکل و نشان دادن به امام، و نشان دادن حضرت ملائکه مسلح بین زمین و آسمان را به متوکل
وقتی سعایت کنندگان مانع خدمتگزاری به حضرت شدند، باد پرده را برای حضرت جابجا میکرد.
ابن سکّیت و تدریس به فرزندان متوکل و سوال متوکل از اینکه آیا فرزندان من نزد تو محبوب ترند یا حسنین، گفت قنبر غلام علی از این دو محبوب تر است. متوکل شکمش را پاره کرد.
یونس بن یعقوب 100 دینار نذر حضرت کرد تا از شرّ مأمون در امان بماند. حضرت فرمودند: اشتباه میکنند کسانی که گمان می کنند ولایت ما به درد غیر شیعیان نمی خورد.
ابو هاشم جعفری و صحبت به 73 زبان به معجزه حضرت
حضرت در هشتم ربیع الثانی سال 232 در مدینه به دنیا آمدند. حضرت در سن 22 سالگی پس از شهادت پدر گرامیشان به امامت رسیدند. حضرت پس از 6 سال امامت در سن 28 سالگی در هشتم ربیع الاول سال 260 توسط معتمد عباسی به شهادت رسیدند.
یکی از سجایای اخلاقی حضرت آن بود که هیچگاه کسی را ناامید نمیکردند، روزی در راهی که میرفتند فردی به حضرت رسید و اظهار فقر و نیاز کرد حضرت به او فرمودند دروغ میگویی تو 200 درهم در فلان جا مخفی کردی اما روزی که به آن محتاج شوی به آن دست نخواهی یافت، اما در عین حال به غلام خود فرمودند: هرچه پول همراه داریم به این فقیر بده. بعد مدّتی معجزه حضرت محقق شد و آن مرد زمانیکه به سراغ پولها رفت، متوجه شد پسرش مکان پولها را مطلع شده و آنها را دزدیده است.(1)
این درسی است برای ما که در هر صورت کسی را نا امید نکنیم.
1) منتهی الامال ج 2، معجزات امام عسکری (ع)
عنایت به ابو هاشم جعفری (حضرت خودشان 100 اشرفی فرستادند و فرمودند هر حاجتی داشتید خجالت نکشید و از ما بخواهید. دوبار قطعه طلایی به او نشان دادند برای مخارجش، درخواست نقره داشتم برای ساخت انگشتر اما فراموش کردم، حضرت یک انگشتر دادند فرمودند نگین و اجرت ساختش را سود کردی)
لباس نرم در ظاهر و لباس خشن در زیر (هذا لله و هذا لکم).
جریان دعای باران توسط مسلمانان و نیامدن باران، اما به دعای اسقف مسیحیان باران بارید، حضرت فرمودند مشت فلان راهب را باز کنید...
در کنار حرم عسکریین (علیه السلام) مسجد جامعی وجود دارد. در زیر این مسجد سردابی است که محل عبادت سه امام همام یعنی امام عصر (عج) و جدّ و پدر بزرگوارش (علیهم السلام) بوده است. بسیاری از اولیای خدا از جمله سید بن طاووس و علامه بحر العلوم در این مکان مقدس محضر مبارک حضرت صاحب الامر (عج) مشرف شده اند.
علت نامگذاری این مکان به سرداب غیبت آن است که پس از امامت حضرت مهدی (عج) معتمد عباسی عدّهای را برای دستگیری حضرت به خانه ایشان فرستاد، آنها وارد سرداب شدند و دیدند سرداب پر از آب است و حضرت روی حصیری بر روی آب در گوشه سرداب نشسته اند. یکی از سربازان نزدیک امام شد و همینکه پا در آب گذاشت غرق شد و
او را از آب بیرون کشیدند و نتوانستند به حضرت دست پیدا کنند و از آن پس غیبت صغری و بعد آن غیبت کبرای حضرت آغاز شد.
برخی دشمنان تشیع تهمت میزنند و میگویند: شیعه معتقد است امامشان درون سرداب است و روزی از آنجا بیرون خواهد آمد. حتی برخی میگویند: شیعیان اسبی را خارج سرداب زین کردهاند و هر هفته منتظر ظهور حضرت از درون سرداب اند. غافل از اینکه شیعه معتقد به امامی است که محصور در مکان نیست و بین مردم و در بازارهای آنان راه میرود و مردم و اعمال ایشان را میبیند و مردم هم او را میبینند اما ایشان را نمیشناسند. (مناسب است در این مکان مقدس آداب و اعمال خاص سرداب انجام شود).
تشرف مرحوم آیت الله مرعشی نجفی
تشرف سید مهدی بحر العلوم به نقل از خواهر زاده ایشان سید مرتضی
اَلسَّلامُ عَلَیْکُما یا وَلِیَّیِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُما یا حُجَّتَیِاللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُما یا نُورَیِ اللَّهِ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُما یا مَنْ بَدا للَّهِِ فی شَأْنِکُما، اَتَیْتُکُما زائِراً عارِفاً بِحَقِّکُما، مُعادِیاً لِأَعْدآئِکُما، مُوالِیاً لِأَوْلِیآئِکُما، مُؤْمِناً بِما آمَنْتُما بِهِ، کافِراً بِما کَفَرْتُما بِهِ، مُحَقِّقاً لِما حَقَّقْتُما، مُبْطِلاً لِمَا اَبْطَلْتُما، اَسْئَلُ اللَّهَ رَبّی وَرَبَّکُما اَنْ یَجْعَلَ حَظّی مِنْ زِیارَتِکُمَا الصَّلوة عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَاَنْ یَرْزُقَنی مُرافَقَتَکُما فِی الْجِنانِ مَعَ آبائِکُمَا الصَّالِحینَ، وَاَسْئَلُهُ اَنْ یُعْتِقَ رَقَبَتی مِنَ النَّارِ، وَیَرْزُقَنی شَفاعَتَکُما وَمُصاحَبَتَکُما، وَیُعَرِّفَ بَیْنی وَبَیْنَکُما، وَلا یَسْلُبَنی حُبَّکُما وَحُبَّ آبائِکُمَا الصَّالِحینَ، وَ اَنْ لا یَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَتِکُما، وَیَحْشُرَنی مَعَکُما فِی الْجَنَّة بِرَحْمَتِهِ، اَللّهُمَ ارْزُقْنی حُبَّهُما، وَتَوَفَّنی عَلی مِلَّتِهِما، اَللَّهُمَّ الْعَنْ ظالِمی آلِ مُحَمَّدٍ حَقَّهُمْ، وَانْتَقِمْ مِنْهُمْ، اَللّهُمَّ الْعَنِ الْأَوَّلینَ مِنْهُمْ وَالْأخِرینَ، وَضاعِفْ عَلَیْهِمُ الْعَذابَ، وَابْلُغْ بِهِمْ وَبِاَشْیاعِهِمْ وَمُحِبّیهِمْ وَمُتَّبِعیهِمْ اَسْفَلَ دَرَکٍ مِنَ الْجَحیمِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّشَیءٍ قَدیرٌ، اَللّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَ وَلِیِّکَ وَابْنِ وَلِیِّکَ، وَساجْعَلْ فَرَجَنا مَعَ فَرَجِهِمْ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
در شکسته یا تمام بودن نماز در مسجد کوفه و نیز حرم مطهّر اباعبدالله (علیه السلام) میان مراجع تقلید تفاوت نظر وجود دارد لذا نظرات مراجع معظم تقلید به تفصیل بیان میشود.
امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری مسافر میتواند در مسجد کوفه نمازش را تمام بخواند. ولی اگر بخواهد در جاهایی که جزو مسجد نبوده و بعداً اضافه شده نماز بخواند احتیاط مستحب است که شکسته بخواند اگرچه اقوی، صحت تمام است و میتواند در حرم و رواق حضرت سید الشهدا بلکه در مسجد متصل به حرم نماز را تمام بخواند.
آیت الله بهجت مسافر میتواند در مسجد کوفه نمازش را تمام بخواند و احتیاط در این است که نماز را شکسته بخواند. ولی اگر بخواهد در جایی که جز این مساجد نبوده و بعداً اضافه شده نماز بخواند احتیاط واجب آن است که شکسته بخوانند و نیز میتواند در کنار حرم سید الشهدا نماز را تمام بخواند ولی اگر در این مکانها نماز از او قضا شد بنابر احتیاط واجب شکسته قضا نماید اگرچه در همان مکان باشد.
آیات عظام گلپایگانی و صافی و نوری همدانی مسافر میتواند در مسجد کوفه نماز را تمام بخواند. ولی اگر بخواهد در جایی که جزء مسجد نبوده و بعداً اضافه شده نماز بخواند احتیاط واجب آن است که شکسته بخواند. و نیز میتواند در حائر حضرت سید الشهدا نماز را تمام بخواند، ولی احتیاط واجب آن است که اگر دورتر از اطراف ضریح مقدس نماز بخواند شکسته بجا آورد.
آیات عظام خوئی و تبریزی مسافر میتواند در تمام مسجد کوفه نماز را تمام بخواند و نیز میتواند در حرم حضرت سید الشهداء نماز را تمام بخواند اگر چه دورتر از اطراف ضریح مقدس نماز بخواند.
آیت الله فاضل لنکرانی مسافر مخیّر است در مسجد کوفه نمازش را تمام یا شکسته بخواند و فرقی بین بنا اولیه و آنچه بعد اضافه شده نمیباشد. ونیز میتواند در حرم ورواق حضرت سید الشهدا ء بلکه در مسجد متصل به حرم نماز را تمام یا شکسته بخواند.
آیت الله سیستانی مسافر میتواند در مسجد کوفه بلکه درتمام شهر کوفه نمازش را تمام بخواند و نیز میتواند در حرم حضرت سید الشهدا تا مقدار 5/11 متر تقریباً از اطراف قبر مقدس نمازش را تمام بخواند.
آیت الله شبیری زنجانی در شهر نجف (یا کوفه) و کربلا تاکید زیادی شده است که مسافر قصد 10 روز کرده و نمازش را تمام بخواند ولی تا قصد اقامت نکرده است ظاهراً مانند سایر شهرها باید نمازش را شکسته بخواند.
آیت الله مکارم شیرازی مسافر مخیر است در مسجد کوفه و حرم حضرت سیدالشهدا نماز را شکسته یا تمام بخواند ولی افضل در اینموارد تمام است و فرقی میان این مکانها در زمان پیغمبر و ائمه هدی (علیهم السلام) و اضافاتی که بعداً به آنها افزوده شده یا در آینده افزوده میشود نیست.
آیت الله وحید خراسانی مسافر مخیر است در شهر کوفه و حرم حضرت سید الشهداء نمازش را شکسته یا تمام بخواند و تمام خواندن نماز افضل است. هر چند احوط آن است که خارج مسجد کوفه و دورتر از اطراف ضریح مقدس نماز را تمام نخواند.
انسان جنب و زن حائض یا نفساء نمیتواند در مساجد توقف کنند ولی میتوانند از یک درب داخل و از درب دیگر خارج شوند. همچنین توقف در حرم امامان معصوم (علیه السلام) حرام است ولی میتواند از یک درب داخل و از درب دیگر خارج شود (به جز آیت الله شبیری که همین مقدار را هم جایز نمیدانند). البته حکم اختصاص به اطراف ضریح دارد ولی رواقها و صحن امامان و حرم امامزادهها این حکم را ندارد. (مرحوم آیت الله فاضل حتی ورود به رواقها [نه صحن] را جایز نمیدانند، چه دور باشد چه نزدیک به ضریح).
زن مستحاضه میتواند وارد مسجد کوفه و حرم امامان شود به شرطی که به وظیفه خود درباره وضو و غسل عمل کند.
بعد از هر کدام از این نمازها دعایی وارد شده که به جهت اختصار آورده نشده است و مفصل آن در مفاتیح الجنان موجود میباشد.
حضرت صادق (علیه السلام) فرمودند: هر کس از شما چهار رکعت نماز امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بجا آورد از گناهان بیرون آید مانند روزی که از مادر متولّد شده باشد و حاجتهای او برآورده شود.در هر رکعت یکمرتبه سوره حمد و پنجاه مرتبه قُلْ هُوَ اللَّهُ أحَدٌ را بخواند.
چهار رکعت است در هر رکعت سوره فاتحه پنجاه مرتبه و سوره توحید پنجاه مرتبه و در رکوع فاتحه و توحید هر یک ده مرتبه و چون از رکوع سر برداری هر یک را ده مرتبه و همچنین در سجده اُولی و در بین دو سجده و در سجده دوم هر یک ده مرتبه
دو رکعت است در هر رکعت حمد یک مرتبه و توحید دوازده مرتبه
دو رکعت است در هر رکعت حمد یکمرتبه و توحید هفتاد مرتبه
دو رکعت است در رکعت اوّل سوره ی حمد و یس و در رکعت دویّم سوره حمد و الرَّحْمن
چهار رکعت است در دو رکعت اوّل بعد از حمد پانزده مرتبه سوره اِذا زُلْزِلَتْ و در دو رکعت دوم بعد از حمد پانزده مرتبه توحید
دو رکعت است میخوانی در هر رکعت سوره حَمْد را تا اِیَّاکَ نَعْبُدُ وَاِیَّاکَ نَسْتَعین و چون به این آیه رسیدی آنرا صد مرتبه میگویی و در مرتبه آخر سوره را تمام میکنی پس قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَد را یکبار میخوانی.
والحمد لله رب العالمین
بهار 1390- حوزه علمیه مشهد مقدس
مهدی رجائی خراسانی