ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور: احکام اعتکاف : ویژه استادان برگرفته از فتاوا و استفتائات فقهای معاصر/گردآوری گروه علمی اداره پاسخ گویی به سوالات دینی و اطلاع رسانی ؛ ویراستار سیدحمید حیدری ثانی.
مشخصات نشر: مشهد: آستان قدس رضوی، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی، 1393
مشخصات ظاهری: 154 ص.؛ 9/5 × 19 س م
شابک: 7-160-299-600-978
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
یادداشت: کتابنامه.
موضوع: اعتکاف
موضوع: اعتکاف (فقه)
موضوع: اعتکاف -- فتواها
شناسه افزوده: حیدری ثانی، سیدحمید، ویراستار
شناسه افزوده: آستان قدس رضوی. اداره پاسخگویی به سئوالات دینی و اطلاع رسانی
شناسه افزوده: آستان قدس رضوی .معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
رده بندی کنگره: 1393 3 الف/ 2/ 188 BP
رده بندی دیویی: 297/354
شماره کتابشناسی ملی: 3470283
احکام اعتکاف
نسـخـۀ 5، خـرداد۱۳۹۱
آسـتـان قــدس رضـوی
معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
ادارۀ پاسخگویی به سؤالات دینی و اطلاعرسانی
گردآوری: گروه علمی ادارۀ پاسخگویی به سؤالات دینی و اطلاعرسانی
ویراستار: سیدحمید حیدریثانی
طراح جلد: علی بیات
نشانی: حرم مطهر امامرضا(ع)، صحن جمهوری اسلامی، ادارۀ پاسخگویی به سؤالات دینی و اطلاعرسانی
تلفن: ۲۰۲۰ 3– ۰۵۱۱ دورنگار: ۲۲۴۰۶۰۲ – ۰۵۱۱
تارنما: www.ep.aqrazavi.org
رایانامه: eppasokh@aqrazavi.org
رهیافت احکام؛ احـکام اعتکاف نسخۀ 5، اردیبهشت۱۳۹2
ویژۀ استادان
برگرفته از فتاوا و استفتائات فقهای معاصر
گروه علمی ادارۀ پاسخگویی به سؤالات دینی
پیشگفتار: 9
مقدمه: 11
فصل اول: تعریف اعتکاف 13
۱.۱. وقت اعتکاف 15
2.۱. اقسام اعتکاف 16
فصل دوم: نیابت در اعتکاف 17
فصل سوم: شروط اعتکاف 21
۱.۳. اسلام، ایمان 23
2.3. عقل 24
۳.۳. نیت 24
۱.۳.۳. وقت نیت 27
۴.۳. روزه 29
نوع روزه اعتکاف 29
۱.۴.۳. حکم حائض و مستحاضه 31
۲.۴.۳. نذر روزه در سفر 35
نذر روزه با وجود روزه قضا 38
۵.۳. شرط زمانی اعتکاف 40
۱.۵.۳. روز اعتکاف 41
۱.۱.۵.۳. اعتکاف تلفیقی 41
مسأله ای در نذر روزه اعتکاف 42
2.۱.۵.۳. منظور از روز در اعتکاف 43
۶.۳. شرط مکانی اعتکاف (مسجد جامع بودن) 44
۱.۶.۳. تعریف مسجدجامع 45
۲.۶.۳. راه های احراز مسجد جامع 49
۳.۶.۳. مساجد جدیدالتأسیس 50
۴.۶.۳. تعدد در مسجدجامع 50
۵.۶.۳. اعتکاف در مسجد مقدس جمکران 51
۶.۶.۳. اعتکاف در مساجد دیگر 51
۷.۶.۳. اعتکا ف کردن درغیر مسجد جامع به قصد رجاء 52
8.۶.۳. اعتکاف در غیرمسجد جامع 52
9.۶.۳. اعتکاف در مسجد جامع 53
7.۳. اجازه دادن کسی که اجازۀ او برای اعتکاف معتکف معتبر است (إذن شوهر، والدین و صاحب کار)........ 53
۱.۷.۳. اجازۀ پدر و مادر 55
۲.۷.۳. اجازۀ شوهر 56
8.۳. استمرار ماندن در مسجد 58
۱.8.۳. خروج از محل اعتکاف: 58
2.8.۳. صورت های جواز خروج از مسجد 60
1.2.8.۳. ادای شهادت 60
2.2.8.۳. اداء دین 61
3.2.8.۳. نمازجماعت: 62
4.2.8.۳. تشییع جنازه و عیادت مریض: 63
5.2.8.۳. نمازجمعه 64
6.2.8.۳. استقبال و تودیع مؤمن 65
7.2.8.۳. خروج برای وضو و غسل مستحبّی 65
8.2.8.۳. شرکت در درس 67
9.2.8.۳. شرکت در امتحان 69
10.2.8.۳. وسایل مورد احتیاج 72
فصل چهارم: مسائل شروط اعتکاف 75
۱.۴. ارتداد 77
2.۴. عدول از نیت 77
۳.۴. نیابت از اکثر 78
۴.۴. نوع روزۀ اعتکاف 78
۵.۴. قطع اعتکاف 80
۶.۴. نذر اعتکاف 80
۱.۶.۴. قصد روزۀ دیگر در نذر اعتکاف معین 80
۲.۶.۴. نذر کمتر از سه روز 81
۳.۶.۴. مصادف شدن روز سوم اعتکاف با عید 82
۴.۶.۴. معلّق کردن نذر اعتکاف 83
۵.۶.۴. نذر اعتکاف بدون شب 85
۶.۶.۴. اعتکاف شب اول در نذر 86
۷.۶.۴. نذر یک ماهۀ اعتکاف 87
۸.۶.۴. متوالی بودن اعتکاف در نذر یک ماهه 88
۹.۶.۴. اخلال در نذر اعتکاف متوالی 91
۱۰.۶.۴. اخلال در نذر اعتکاف غیرمتوالی 94
۱۱.۶.۴. نذر اعتکاف پنج روز 95
۱۲.۶.۴. ترک نذر معین 95
7.۴. احکام مسجد 97
۱.۷.۴. وحدت مسجد 97
۲.۷.۴. حدوث مانع در مسجد 98
۳.۷.۴. حکم پشت بام و زیرزمین و مانند آن 98
۱.۳.۷.۴. حکم صحن و حیاط مسجد 100
۴.۷.۴. نیت مکان خاصی از مسجد برای اعتکاف 101
۵.۷.۴. مسجدیّت قبر مسلم و هانی 102
۶.۷.۴. شک در مسجدیّت 102
۷.۷.۴. کشف خلاف در مسجد بودن و جامع بودن 102
۸.۷.۴. مسجد زنان برای اعتکاف 103
۸.۴. اعتکاف بچۀ ممیّز 103
۹.۴. برگشت از اجازه اعتکاف 104
۱۰.۴. حکم جنابت در اعتکاف 104
11.۴. بطلان اعتکاف با ماندن جنب در مسجد 106
12.۴. غصب در اعتکاف 109
۱۳.۴. فراموشی در غصب 111
۱۴.۴. خارج نشدن درصورت وجوب خروج 112
.۴ ۱5 . رعایت نزدیک ترین راه و زیر سایه رفتن 112
۱.۱۵.۴. حکم رعایت نزدیکترین راه 112
۲.۱۵.۴. حکم توقف و مکث 116
۳.۱۵.۴. حکم نشستن در زیر سایه 116
۴.۱۵.۴. حکم راه رفتن در زیر سایه 116
۵.۱۵.۴. حکم نشستن در غیر زیر سایه 117
۱۶.۴. خروج طولانی 118
17.۴. تفاوت نداشتن اقسامِ بودنِ در مسجد 118
۱۸.۴. طلاق رجعی در اعتکاف 118
۱۹.۴. زمان واجب شدن اعتکاف 121
۲۰.۴ . شرط خروج از اعتکاف و شرط منافی 122
21.۴. شرط عدول در نذر 124
22.۴. شرط حق عدول و فسخ اعتکاف دیگر 126
۲۳.۴ . تعلیق در اعتکاف 127
فصل پنجم: محرّمات اعتکاف 129
۱.۵. آمیزش 131
2.۵. استمناء 132
۳.۵. بوییدن بوی خوش 133
۱.۳.۵. استشمام بوی عطر درمساجد: 135
۲.۳.۵. استفاده از مواد شوینده و لوازم معطر 136
۳.۳.۵. صابون ها و شامپوهای معطّر 137
۴.۵. خرید و فروش 137
۵.۵. حکم انشاء عقدِ بیع و شراء از طریق تلفن همراه 138
۶.۵. جدال (ممارات و مجادله کردن) 139
عدم لزوم اجتناب از آنچه بر محرم حرام است 139
فصل ششم: مسائل محرّمات اعتکاف 141
۱.۶. عدم فرق در محرّمات بین روز و شب 143
2.۶. اشتغال به امور دنیوی 145
3.۶. انجام سهوی محرّمات 145
4.۶. قضای اعتکاف 147
۱.4.6. حکم ترک اعتکاف در روز سوم به علت حائض شدن یا مریض شدن 149
5.۶. عدم فوریّت قضای اعتکاف 151
6.۶. قضای اعتکاف میّت 152
7.۶. باطل نبودن معامله درهنگام اعتکاف 153
8.۶. کفارۀ اعتکاف 154
9.۶. تعدّد کفاره
کتابنامه 156
قال الرضا علیه السلام: رَحِمَ اللهُ عَبداً أحیا أمرَنا فقلْتُ لَهُ: و کَیْفَ یُحْیی أمرَکُمْ؟ قالَ: یَتَعَلَّمُ علومَنا و یُعَلِّمُها الناسَ... . (1)
عبدالسلام میگوید از امامرضاعلیه السلام شنیدم که میفرمود: «خداوند رحمت کند هر آنکس را که امر ما را زنده میکند.» به ایشان گفتم: «چگونه امر شما احیا میشود؟» فرمود: «علوم ما را فرا گیرد و آن را به مردم تعلیم دهد... .»
«ادارۀ پاسخگویی به سؤالات دینی» مفتخر است در راستای رسالت خود مبنیبر اشاعۀ فرهنگ تشیع و پاسخگویی به سؤالات مردم در این حوزۀ گسترده از دین، محتوای پیش رو را به استادان فرهیخته تقدیم کند.
در این نوشتار تلاش شده است علاوه بر دادن اطلاعات و محتوای غنی، پاسخی مناسب با محتوایی یکسان در اختیار استاد قرار گیرد و درنتیجه، از تعدد جوابهای ارائهشده و تشویش خاطر مراجعان و سؤالکنندگان جلوگیری شود. بدیهی است کتابهای تخصصی در هر حوزه بسیار است؛ ازاینرو تلخیص آنها و جمعبندی جوابهای دادهشده و بینیازکردن استادان از رجوع به منابع پرشمار هنگام پاسخگویی، از اهداف اصلی تهیه و
1) ـ عن عبد السلام بن صالح الهروی قال: سمعت أبا الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام یقول: رحم الله عبداً أحیا أمرنا فقلت له: و کیف یحیی أمرکم؟ قال: یتعلم علومنا و یعلمها الناس فإن الناس لو علموا محاسن کلامنا لا تبعونا (شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۲۵۷، ح۶۹).
تنظیم این قبیل نوشتارهاست.
برای رسیدن به این مهم، کارگروهی از استادان فرهیختۀ این اداره بر روی موضوع پیشنهادی کار کرده و محصول تلاش خویش را به داوری و نظارت هیئتعلمی گذاشتهاند.
این مجموعه کتابها در چهار دستۀ موضوعی تدوین و ارائه میشود: رهیافت احکام، رهیافت اعتقادی، رهیافت تربیتی و رهیافت ترکیبی (مرکب از هر سه موضوع).
بیشک بررسی دقیق و نگاه نقادانۀ شما فرهیختۀ گرانقدر، ما را درجهت بهبود این مجموعه یاری خواهد کرد.
جبهۀ خضوع به درگاه قدسی احدیت میساییم که توفیق خدمت در بارگاه ملکوتی و سراسر نور حضرت رضاعلیه السلام را ارزانیمان فرمود. امید است بتوانیم به پاس این افتخار و با استعانت از محضر آن امام همام علیه السلام به مصداق روایت نورانی فوق، جرعهای از علم و معرفت حقیقی را نوشیده و به تشنگان راستین آن بنوشانیم.
ادارۀ پاسخگویی به سؤالات دینی
مجموعۀ پیش رو با عنوان احکام اعتکاف در قالب رهیافت احکام تقدیم میشود.
مستنداتی که در این کتاب از آنها استفاده شده و استادان را از مراجعه به آنها بینیاز کرده است، عبارت است از: العروة الوثقی، تحریر الوسیلة، منهاج الصالحین، توضیح المسائل و استفتائات مراجع عظام تقلید: حضرت امام، آیتالله خویی، آیتاللهگلپایگانی، آیتاللهاراکی، آیتاللهتبریزی، آیتالله فاضل، آیتالله بهجت، آیتالله صافی، آیتالله مکارم، آیتالله سیستانی، آیتالله وحید، آیتالله نوری همدانی، آیتالله شبیری زنجانی و رهبر معظم انقلاب آیتاللهخامنهای.
تمامی استفتائات از کتابها یا سایتهای معتبر مراجع عظام استفاده شده است. درصورت نیاز به استفتای جدید نیز هیئتعلمی این استفتاء را انجام داده و استفتائات یادشده، در این واحد موجود است.
این کتاب حاصل تلاش حجج اسلام آقایان آدینه دوست، انصاری، خادم الخمسه، صادقی، ضیایی، عربی، قاضی و نخعی است. سپاسمند تلاش این عزیزان بوده و امیدواریم خداوند در سایۀ لطف خویش، توفیق خدمت بیشتر را به ایشان عنایت فرماید.
اعتکاف شرعاً آن است که فرد در مسجد به قصد قربت، توقّف و اقامت کند و احتیاط مستحب آن است که اقامت به قصد انجام اعمال عبادی مانند نماز یا دعا باشد. مشهور.(1)
آیتاللّه مکارم:
اعتکاف عبارت است از: «توقّف و ماندن در مسجد بهقصد عبادت»، بنابراین صِرف ماندن در مسجد بدونقصد عبادت درحالیکه غرق در مسائل دنیوی است و اهمیتی به چیز دیگری نمیدهد، دیگر اعتکاف نامیده نمیشود؛ زیرا اطلاق ادلّۀ اعتکاف، انصراف دارد به آنچه مسجد برای آن ساخته شده است که عبادت خداوند متعال و بندگی اوست، نه توقّف در مسجد بدون انجامدادن هیچ عبادت دیگر.
آیات عظام گلپایگانی و صافی:
اعتکاف قصد عبادت به صِرف ماندن در مسجد است و احوط آن است که نیّت عبادت دیگری غیر از اعتکاف را نیز به آن ضمیمه کند.
در هر زمانی که روزه در آن صحیح است، اعتکاف نیز صحیح است. بهترین وقت اعتکاف، ماه مبارک رمضان است و برترین و أفضل اوقات ماه رمضان، ده روز آخر ماه رمضان است.(2)
1) العروة الوثقی،ج۲،ص۷۵؛ وسیلة النجاة م۱۱۸۷؛ بهجت استفتائات، ج۲، س۳۱۲۲. آیتاللّه مکارم: اعتکاف عبادتی کامل، ص۶۹.م1 ،هدایة العباد گلپایگانی، ج۱ ،ص۲۷۷، م۱۴۰۱، هدایة العباد، صافی، ج۱ ،م1400.
2) العروة الوثقی، ج۲ ،ص۷۵. پاسخ به سیصد مسأله، ج۲ ، موجود در سایت آیتالله صافی، س۱۳۲.استفتائات جدید، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، www.leader. آذر 1388، ص91، آیت الله بهجت: استفتائات، ج2، س3121 ، ص439، نوری همدانی، هزار و یک مسألۀ فقهی، ج2، س271، ص81، آیه الله مکارم استفتائات جدید، ج2 ، س454 ، ص158،
اعتکاف تقسیم میشود به واجب و مستحب. اعتکاف در اصل و اساس شریعت، مستحب است و به سبب نذر یا عهد و قسم یا به عنوان شرط ضمن قراردادی یا بهصورت اعتکاف استیجاری(۱) و مانند اینها واجب میشود.
(۱) آیتاللّه مکارم:
اعتکاف در اصل مستحب است؛ ولی ممکن است به سبب نذر یا عهد یا قسم یا شرط ضمن عقد یا مانند آن واجب شود. و امّا اعتکاف استیجاری مشکل است.(1)
1) اعتکاف عبادتی کامل، ص۷۰، م.3
اعتکاف را میشود ازطرف خود یا شخص دیگری به جا آورد که از دنیا رفته است؛
اما حکم اعتکاف به نیابت از شخص زنده از قرار ذیل است:
(۱) فتاوی مراجع به نقل از تعلیقه بر عروه:(1)
مرحوم امام
بهتر است به امید ثواب (رجاءً) انجام شود؛ بلکه این نظر احوط است.
آیتاللّه فاضل:
احتیاط آن است که رجاءً انجام شود.
آیات عظام گلپایگانی، اراکی:
صحّت آن مورد اشکال است.
آیات عظام سیستانی، نوری همدانی:
جواز آن مورد اشکال است بلی انجام آن رجاءً اشکال ندارد.
آیتاللّه خویی:
جواز آن محل اشکال است و اظهر عدم جواز است.
آیات عظام تبریزی، بهجـت:
صحّت آن مورد اشکال است.(2)
آیتاللّه مکارم:
میتوان انجام داد؛ ولی احتیاط این است که قصد اهدای ثواب کند.(3)
تذکّر: در تعلیقه العروة الوثقی مکارم ج2 فصل اعتکاف ص81 چنین آمده است : دلیل قابل توجّهی در این مورد نداریم لذا اعتکاف مذکوررجاءً انجام شود.
1.اسلام و ایمان (شیعۀ دوازده امامی بودن)
2.عقل
3.نیت و قصد قربت
4.روزه گرفتن
5.شرط زمانی اعتکاف (تعداد روزها و زمان انجام آن)
7.اجازه دادن کسی که اجازۀ او برای اعتکاف معتکف معتبر است (اذن شوهر، والدین، صاحب کار)
8.استمرار ماندن در مسجد وخارج نشدن از آن
شرط اول ایمان است، پس از غیرمؤمن (شیعه دوازده امامی) صحیح نمیباشد. (مشهور) (1)
آیتالله سیستانی،صافی، گلپایگانی:
از غیر مؤمن اعتکاف صحیح است هر چند قبول نمی شود و استحقاق ثواب اخروی ندارد.
آیتالله مکارم:
احتیاط واجب آن است که ایمان و اسلام هر دو در معتکف باشد.
آیت الله نوری همدانی: شرط صحّت بودن ایمان برای اعتکاف واضح نیست ولی قبولی اعتکاف و استحقاق ثواب متوقّف بر ایمان است.(2)
1) العروة الوثقی، ج۲، ص۷۵. سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱ ص۳۴۱، م۱۰۶۸؛ سیستانی العروة الوثقی، ج2، ص479 ، فی شرائط صحة الاعتکاف و ص449 ، فی شرایط صحة الصوم، آیتالله مکارم: اعتکاف عبادتی کامل، مکارم، ص۱۰۶، م5، البته در حاشیه عروه میگویند شرط قبول است نه صحت، هدایه العباد، ج1، صافی، م1402،گلپایگانی م1403،
2) التعلیقات علی کتاب العروة الوثقی، نوری همدانی، فی الاعتکاف، الشّرط الاوّل، ص192 و فصل فی شرائط صحّة الصّوم، الشّرط الاوّل، ص183
شرط دوم عقل است، بنابراین اعتکاف از دیوانه(1)و مست و غیر اینها از کسانیکه فاقد عقل هستند، صحیح نمیباشد.(2)
گرچه مجنون ادواری باشد ، و در دورۀ جنونش معتکف باشد . حضرت امام و آیات عظام گلپایگانی و صافی و مکارم، بهجت.
آیتاللّه مکارم:
پرسش: هرگاه معتکف به هر علتی از هوش برود یا بنابر ضرورت، وی را بیهوش کنند، اعتکافشان چه حکمی دارد؟
پاسخ: گرچه بسیاری از فقها اغما را با جنون یکسان میدانستهاند، ولی با توجه به تفاوت مهمی که این دو باهم دارد، حکم جنون بر اغماء جاری نمیشود.(3)
قصد قربت، یعنی انجام اعتکاف صرفاً برای رضایت پروردگار عالم، در همۀ عبادات ازجمله اعتکاف شرط است.(۱) درصورتیکه اعتکافهای متعدّدی برعهده داشته باشد،(۲) باید علاوهبر قصد قربت، در نیت خود هرچند
1) و در مجنون فرقی بین جنون دائمی و ادواری نمیباشد در صورتی که اعتکاف در دوره جنونش واقع گردد.
2) العروة الوثقی، ج۲، شرائط صحة الصوم، شرط الثانی، تحریر الوسیله، ج۱، ص۲۸۷؛ گلپایگانی، هدایة العباد، ج۱، م1403؛ صافی، هدایة العباد، ج۱، م1402. البته در هدایه مطلق ذکر کرده اند. بهجت، وسیلة النجاة، ص۳۳۱. فاضل، سیستانی، خوئی، نوری همدانی، مانند حضرت امام هستند که بر عروه حاشیه ندارند.
3) اعتکاف عبادتی کامل، ص۱۰۶، س8.
اجمالاً معیّن کند که کدامیک از اعتکافهای مذکور را بهجا میآورد.
قصد وجه در اعتکاف، مانند سایر عبادات، معتبر نیست(3) امّا اگر خواست قصد وجه کند، در اعتکاف واجب قصد وجوب میکند(4)و در اعتکاف مستحب قصد استحباب. و در قسم دوم (اعتکاف مستحبی) واجببودن روز سوم که جزء آن است، ضرری به نیت استحباب اول ندارد؛ زیرا وجوب روز سوم از احکام اعتکاف است. (5) و از اینجهت همانند نماز نافله است، چنانچه بگوییم بعد از شروع در آن واجب میشود. ولی بهتر است(6) درهنگام شروع اعتکاف، وجوب روز سوم را نیز ملاحظه کند؛ بلکه نیت وجوب را در روز سوم تجدید نماید.(1)
و اگر اشتباهاً نیت وجوب برای اعتکاف استحبابی کند یا به عکس، ضرری به اعتکافش نمیزند؛ مگر اعتکافش را مقیّد به وجوب کند،(7) نه فقط اشتباه در تطبیق باشد (مشهور).(2)
آیتاللّه مکارم:
(۱) بنابراین، چنانچه هدف معتکف ریا و خودنمایی و مانند آن باشد، اعتکافش باطل است.(3)
(۲) مثل اینکه براثر نذر، قسم، عهد و شرط ضمن عقد، چند اعتکاف بر خویش واجب کرده باشد.
آیات عظام بهجـت، گلپایگانی، صافی:
(3) هر چند احتیاط مستحب آن است که قصد وجه کند.(1)
مرحوم امام وآیتاللّه فاضل:
(4) در نذر و مانند آن (عهد و قسم و اجاره) وجوب، وجه قرار نمیگیرد؛ پس معنا ندارد وجوب را بهعنوان قصد وجه، نیّت کند؛ بلکه قصد اعتکاف مستحب میکند و با انجام آن وفای به نذر یا عهد یا قسم یا اجاره نیز محقّق میشود.(2)
آیت الله سیستانی:
(5) تعلیل مذکور محل تأمّل است و ظاهر آن است که نیّت وجوب در روز سوم کافی است و در اعتکافی که بالعرض واجب شده است، نیّت هریک از وجوب و استحباب کافی میباشد.(3)
آیتاللّه گلپایگانی:
(6) بلکه اگر میخواهد قصد وجه کند احتیاط این است.(4)
آیات عظام خویی، سیستانی:
(7) اثری برای تقیید در امثال این موارد نیست.(5)
1) بهجت، وسیلة النجاة، ص۳۳۱. گلپایگانی، هدایة العباد، ج1، م1403. صافی، هدایة العباد ، ج1 ، م1402.
2) العروة الوثقی، ج۲، فی شرائط صحّة الاعتکاف، شرط الثالث
3) العروة الوثقی، ج۲، فی شرائط صحّة الاعتکاف، شرط الثالث
4) العروة الوثقی، ج۲، فی شرائط صحّة الاعتکاف، شرط الثالث
5) العروة الوثقی، ج۲، فی شرائط صحّة الاعتکاف، شرط الثالث
وقت نیت، قبل از فجر است(۱) و در کفایتکردن نیت در سر شب، آنچنانکه در روزه گذشت، اشکال است.(۲) آری اگر اعتکاف را از سر شب یا اثنای شب آغاز کرد، از همان زمان نیت کند (مشهور).(1)
(۱) مرحوم امام و آیات عظام مکارم و فاضل:
اقوی آن است که وقت شرعی برای نیت اعتکاف، نیست؛ بلکه ملاک همان حصول روزه با عزم بر انجام آن که در نهاد انسان است، میباشد. و اینکه این عزم و اراده در چه موقعی از شب باشد، فرقی نمیکند.(2)
(۲) آیتاللّه گلپایگانی:
مگر با استمرار عزم و اراده تا طلوع فجر؛ همانطورکه در روزه بیان شد.(3)
مرحوم امام و آیات عظام گلپایگانی، بهجـت، رهبری، سیستانی و صافی:
ابتدای وقت اعتکاف، اول فجر از روز اول است؛ یعنی تأخیر از این وقت جایز نیست. امّا جایز است آغاز اعتکاف از اول شب یا اثنای شب باشد و از همان زمان نیت کند؛ بلکه احتیاط آن است که شب اول را نیز داخل در اعتکاف قرار دهد و از اول شب اول، نیت نماید.(4)
1) العروة الوثقی، ج۲ ،ص۷۶؛ اعتکاف عبادتی کامل، ص۷۲، م۱۳.
2) حاشیۀ العروة الوثقی، شرائط صحة الاعتکاف، شرط الثالث.
3) حاشیۀ العروة الوثقی، شرائط صحة الاعتکاف، شرط الثالث.
4) تحریر الوسیله، ج۱، ص۲۸۷؛ گلپایگانی و صافی، هدایة العباد، ج۱، ص۲۷۷؛ بهجت، وسیلة النجاة، ص۳۳۱؛ بهجت، استفتائات، ج۲، ص۴۳۹، س۳۱۲۷؛ مجموعه استفتائات مقام معظم رهبری آیتالله خامنهای در سایت ایشان: www.leader.ir
آیت الله فاضل:
مقارن با شروع اعتکاف باید نیت کرد یعنی در اعتکاف باید از اول تا آخرش به همراه نیت باشد.(1)
آیت الله خویی:
مقارن با شروع اعتکاف باید نیت کرد یعنی در اعتکاف باید از اول تا آخرش به همراه نیت باشد، بنابراین شب در مسجد ماندن به قصد اینکه اعتکافش را از اول روز شروع کند، مشکل است، آری نیت اعتکاف از شب همزمان با شروع در آن اشکال ندارد.(2)
آیات عظام تبریزی، وحید، سیستانی:
مقارن با شروع اعتکاف باید نیت کرد یعنی در اعتکاف باید از اول تا آخرش به همراه نیت باشد، بنابراین شب در مسجد ماندن به قصد اینکه اعتکافش را از اول روز شروع کند، اشکال ندارد همچنان که نیت اعتکاف از شب همزمان با شروع در آن اشکال ندارد.(3)
آیتاللّه تبریزی:
پرسش: زمان نیت اعتکاف چهوقت است؟ آیا میتوان اول شب نیت کرد؟
پاسخ: زمان نیت اعتکاف وقت شروع اعتکاف است که طلوع فجر میباشد، و با استمرار نیت از اول شب مانعی ندارد.(4)
شرط چهارم روزه است. اعتکاف بدون روزه صحیح نیست؛(1)بنابراین اعتکاف مسافر در غیر مواضعی که روزه برای او جایز است، صحیح نیست. و همچنین اعتکاف زن حائض و نفساء،(۱) و اعتکاف در دو عید فطر و قربان. بلکه اگر فرد وارد اعتکاف شود، بهگونهایکه روز سوم آن، عید (فطر و قربان) باشد، باطل است حتی اگر درهنگام شروع اعتکاف، غافل باشد (مشهور).
( ۱ ) آیتاللّه گلپایگانی:
علاوه بر روزه، خود اعتکاف، یعنی ماندن در مسجد نیز برای حائض و نفساء جایز نیست.(2)
سوال: آیا بیمار و کسی که روزه برایش ضرر دارد میتواند معتکف شود؟و اگر در حال اعتکاف باشد و روزه نگیرد ثوابی می برد؟
آیت الله فاضل لنکرانی:
اعتکاف بدون روزه صحیح نیست ولی ماندن در مسجد ثواب دارد، خصوصاً اگر مشغول عبادت و دعاء باشد.(3)
مرحوم امام و آیات عظام خامنه ای،اراکی،گلپایگانی، صافی، بهجـت، فاضل، خوئی، تبریزی سیستانی، نوری همدانی:
لازم نیست که روزه مخصوص به اعتکاف باشد بلکه هر روزهای باشد صحیح است حتی روزه استیجاری، مستحبی و قضاء.
آیات عظام بهجت، فاضل لنکرانی: بنابر احتیاط واجب روزه برای دیگری خواه استیجاری باشد یا غیر آن، اگر اعتکاف برای همان کسی که برایش روزه میگیرد نیست، کفایت نمیکند. امّا اگر روزه نیز به نیابت کسی باشد که اعتکاف به نیابت او است اشکال ندارد.
آیت الله مکارم شیرازی: هر نوع روزهای کفایت میکند ولی روزه استیجاری بنابر احتیاط واجب کافی نیست.(1)
مرحوم امام و آیات عظام بهجـت و گلپایگانی و فاضل و سیستانی:
چنانچه فرد اعتکاف نذر کرده یا برای انجام آن اجیر شده باشد، صحیح است آن را در ماه رمضان انجام دهد؛ اگر قرینهای که آن را منصرف به غیر ماه رمضان کند، در بین نباشد. بلکه اگر اعتکاف در روزهای معیّنی را نذر کند و روزۀ نذر هم به گردنش باشد، اگر روزۀ نذری را
1) .تحریر الوسیلة، ج1، فی شروط الاعتکاف، الشرط الثالث .هدایة العباد، صافی، ج1، شروط الاعتکاف، م 1402، الشرط الثالث. هدایة العباد، گلپایگانی،ج1، شروط الاعتکاف، م 1403، الشرط الثالث. تعلیقه العروة الوثقی خوئی، سیستانی، فاضل، مکارم، نوری همدانی، ج2، کتاب الاعتکاف، شرائط الصحة، م 4، استفتائات جدید، مکارم، ج2، س481 ،زبدة الاحکام اراکی الاعتکاف، شروطه، الشرط الثالث و العروة الوثقی، تعلیقه اراکی، ج2، فی شرائط الاعتکاف، م 4، وسیلة النجاة، بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، الشرط الثالث، م 1190، موسوعه فقهی تحقیقات و استفتائات جامعة الزهرا، مجموع احکام 7 ، مقام معظم رهبری، ص16، تنقیح مبانی العروة، تبریزی، شروط الاعتکاف، م4، پاورقی2، ص239و240، استفتائات جدید، تبریزی، ج1، س750.
در ایام اعتکاف بگیرد، مجزی است.(1)
حائض نمیتواند معتکف شود یا به اعتکافش ادامه دهد؛ چون علاوه بر اینکه توقّف او در مسجد حرام است، روزه هم نمیتواند بگیرد.
مقام معظم رهبری:
درصورت حائضشدن، حتّی اگر در ساعات آخر روز سوم باشد، اعتکاف باطل میشود؛ ولی درصورت استحاضه شدن اگر به وظیفۀ مستحاضه نسبت به روزهاش عمل کند، اعتکافش صحیح است.
زنی که معتکف است و شک در حیض یا استحاضه دارد، چه در روز اول یا دوم یا سوم باشد؛ اگر حالت قبلی او پاک بودن است، نباید به شکش اعتنا کند.(2)
پرسش: آیا زن مستحاضه (متوسطه و کثیره) میتواند در مسجد توقف نماید؟
مرحوم امام و آیات عظام سیستانی، خویی، گلپایگانی، صافی، وحید و نوری همدانی :
توقّف مستحاضه در مساجد (غیر از مسجدین) مطلقاً جایز است.(3)
1) تحریر الوسیله، ج۱، ص۲۸۸؛ بهجت، وسیلة النجاة، ص۳۳۱؛ العروة الوثقی، شرائط صحة العتکاف، م۶.
2) مجموعهاستفتائات مقام معظم رهبری آیتالله خامنهای در سایت ایشان: www.leader.ir
3) سیستانی، تعلیقه العروة الوثقی، الاستحاضه، مسئلۀ۱۸؛ منهاج الصالحین، ج۱، م۲۵۲؛ خویی و وحید، منهاج الصالحین، ج۲، م۲۵۲؛ نوریهمدانی، تعلیقه العروة الوثقی، الاستحاضه، م۱۸؛ رساله ص۷۱، م۴۲۹؛ روحالله خمینی، تعلیقه العروة الوثقی، الاستحاضه، م۱۸؛ رساله، ص۵۵، م۴۲۸. گلپایگانی و صافی هدایة العباد، ج1، م293.
آیت الله مکارم شیرازی :
توقّف مستحاضه کثیره بنابر احتیاط واجب مشروط به غسل صلاتی اوست.(1)
آیتاللّه شبیریزنجانی:
در استحاضۀ متوسّطه و قلیله، مطلقاً توقف برای زن مستحاضه جایز است و در استحاضۀ کثیره اگر خانم غسلهای واجب خود را انجام داده، میتواند در مسجد توقف کند.(2)
آیت الله اراکی:
اگر مستحاضه متوسطه یا کثیره غسلهای واجب خود را به جا آورد، چنانچه بین غسل و نماز فاصله نینداخته باشد، رفتن به مسجد و توقف در آن جایز است ولی اگر بین غسل و نماز فاصله انداخته باشد، احتیاط واجب آن است که توقّف در مسجد غسل جداگانهای انجام دهد و اگر غسلهای واجب خود را انجام ندهد، بنا بر احتیاط واجب نمیتواند در مسجد توقّف نماید.(3)
غسلهایی مثل غسلهای استحاضه، شرط صحت اعتکاف نیست؛ مگر غسلهایی که در صحّت روزه معتبر هستند که تفصیل فتاوی در سؤال ذیل بیان خواهد شد.
پرسش: آیا زن مستحاضه میتواند معتکف شود؟ با توجه به اینکه روزه شرط اعتکاف است، وظیفۀ او نسبت به روزه در حال اعتکاف چیست؟
پاسخ: زن مستحاضه باید اعمالی را انجام بدهد تا
روزه اش صحیح باشد:
الف ) نسبت به غسل و وضو:
1) در استحاضه قلیله:
گرفتن وضو شرط صحت روزه نیست.(مشهور)
2)در استحاضه متوسطه و کثیره:
مطلقاً انجام غسل، شرط صحت روزه نیست. (آیات عظام سیستانی و زنجانی)
باید غسلهایی را که برای نمازهای روزش واجب است، انجام دهد و همچنین بنابراحتیاط واجب، غسل نماز مغرب و عشای شبی که میخواهد فردای آن را روزه بگیرد نیز به جا آورد.(آیات عظام مرحوم امام، فاضل، نوری)
باید غسلهایی را که برای نمازهای روزش واجب است و همچنین غسل نماز مغرب و عشای شبی که میخواهد فردای آن را روزه بگیرد به جا آورد. (مرحوم اراکی)
در استحاضه متوسطه انجام غسل، شرط صحت روزه نیست ولی در مورد استحاضه کثیره باید غسلهایی را که برای نمازهای روزش واجب است، انجام دهد و همچنین بنابر احتیاط واجب،غسل نماز مغرب و عشای شبی که میخواهد فردای آن را روزه بگیرد نیز به جا آورد. (آیات عظام خویی، تبریزی، وحید)
روزۀ مستحاضهای که غسل بر او واجب میباشد، در صورتی صحیح است که غسل نماز مغرب و عشای شبی که میخواهد فردای آن را روزه بگیرد، به جا آورد و بلکه بنا بر احتیاط لازم غسل نماز مغرب و عشای شب بعد را نیز، به جا
آورد و نیز در روز، غسلهایی را که برای نمازهای روزش واجب است انجام دهد. (آیت الله گلپایگانی)
روزۀ مستحاضهای که غسل بر او واجب میباشد، در صورتی صحیح است که بنا بر احتیاط لازم غسل نماز مغرب و عشای شبی که میخواهد فردای آن را روزه بگیرد، به جا آورد و بلکه بنا بر احتیاط لازم غسل نماز مغرب و عشای شب بعد را نیز، به جا آورد و نیز در روز، مستحاضه کثیره، بلکه متوسطه بنا بر احوط غسلهایی را که برای نمازهای روزش واجب است انجام دهد. (آیت الله صافی)
استحاضه یا قلیله است یا کثیره،(1)استحاضه قلیله که غسل ندارد ولی زنی که استحاضه کثیره است، بنابر احتیاط واجب باید غسل نماز مغرب و عشای شبی که میخواهد فردای آن را روزه بگیرد، به جا آورد و همچنین غسلهایی را که برای نمازهای روزش واجب است. (احتیاط واجب) (آیت...مکارم) (2)
ب ) نسبت به جلوگیری کردن از آمدن خون:
بنابر احتیاط واجب در تمام روزی که روزه است به مقداری که میتواند از بیرون آمدن خون جلوگیری کند. (مرحوم امام، آیات عظام فاضل، گلپایگانی،اراکی، نوری همدانی)
بنابر احتیاط مستحب در تمام روزی که روزه
است به مقداری که میتواند از بیرون آمدن خون جلوگیری نماید. (آیات عظام خویی، تبریزی،، وحید، سیستانی، صافی، زنجانی) (1)
پرسش: آیا مستحاضه میتواند جهت انجام غسل واجب استحاضه از مسجد خارج شود؟
پاسخ: بلی، میتواند برای انجام هر کار ضروری شرعی مانند غسل واجب، از مسجد خارج شود. (مراجع عظام)(2)
تبصرۀ۱: جواز خروج مشروط به اکتفا به قدر ضرورت است.
تبصرۀ۲: تأخیر برای صابونزدن و امثال آن، به نظر جمعی از فقهاء جایز نیست یا اشکال دارد.
مسافر در سفر نمیتواند روزه بگیرد؛ مگر اینکه نذر روزه مستحبی در سفر، در وطن خود کرده باشد و این نذر هم باید نذر شرعی باشد؛ یعنی تمام شرایط نذر که ازآنجمله صیغۀ نذر است را دارا باشد.
پرسش: آیا در سفر میتوان نذر روزه مستحبی کرد؟
آیات عظام فاضل، نوری همدانی: نذر روزه مستحبی در سفر جایز نیست؛ بلکه باید در حضر یا همان وطن خود باشد.(3)
مقام معظم رهبری:
نذر روزه مستحبی در حال سفر بنابر احتیاط واجب صحیح نیست.(1)
آیت الله اراکی:
محل اشکال است.(2)
آیت الله صافی:
حکم به صحّت چنین نذری مشکل است و احتیاط در ترک آن است.(3)
آیتاللّه مکارم:
اشکال دارد؛ ولی اگر نذر کرد، احتیاط آن است که به نذر خود عمل کند.(4)
و در استفتاء دیگر میفرمایند: اگر نذر روزه کند ولی آن را معیّن نسازد نمیتواند ان را در سفر بجا آورد ولی اگر نذر کند در سفر روزه بگیرد خواه در سفر باشد یا در حضر این نذر هم صحیح نیست.(5)
آیات عظام سیستانی، تبریزی، بهجت و زنجانی :
نذر روزه مستحبی در سفر جایز است.(6)
بهجت:
نذر روزه مستحبی در سفر جایز است ولی بنا بر احتیاط واجب روزه را به قصد رجا انجام دهد. جزوه روزه ص174،
تذکّر: مسافری که با نذر روزه گرفته است، نمازش شکسته است.
پرسش: آیا کسی که روزه قضا ماه مبارک رمضان بر عهده دارد می تواند روزه مستحبی نذر کند؟
جواب: این مسأله سه صورت دارد:
الف. فرد نذر کند روزه مستحبی بگیرد و روز آن را معیّن نکند مثلاً بگوید: برای خدا بر عهده من است که یک روز روزه بگیرم.
ب. فرد نذر کند روز یا روزهای معیّنی از سال را روزه مستحبی بگیرد، در حالی که فرصت کافی برای انجام روزه قضای ماه رمضان که بر عهده دارد قبل از روزه منذور دارد و انجام روزه قضا قبل از روزه منذور ممکن است، مثلاً فردی که یک روز روزه قضا دارد، در اول ماه رجب نذر میکند که ایام البیض (13و14و15 ماه رجب) را روزه مستحبی بگیرد.
ج. فرد نذر کند روز یا روزهای معیّنی از سال را روزه مستحبی بگیرد در حالی که فرصت کافی برای انجام روزه قضای ماه رمضان قبل از روزه منذور ممکن نیست مثلاً در شب 13 رجب نذر میکند که 13و14و15 رجب را روزه مستحبی بگیرد
پاسخ: صورت الف و ب:
مرحوم امام:
نذرش صحیح است ولی انجام روزه منذور قبل ازروزه قضا اشکال دارد و احتیاط واجب آن است که روزه منذور را بعد از روزه قضا انجام دهد مگر آنکه وقت روزه نذری ضیق گردد.
آیت الله سیستانی:
نذرش صحیح است ولی جایز نیست روزه منذور را قبل از روزه قضای ماه رمضان انجام دهد.
آیت الله مکارم:
نذرش صحیح است ولی انجام روزه منذور قبل از روزه قضا اشکال دارد.
آیات عظام خویی، اراکی، فاضل:
نذرش صحیح است و میتواند روزه منذور را حتّی قبل از روزه قضا که بر عهده دارد انجام دهد.
پاسخ صورت ج:
آیات عظام مرحوم امام، سیستانی، فاضل: نذرش باطل است.
آیت الله مکارم:
صحّت نذر محل اشکال است.
آیات عظام خویی، اراکی:
در صحت نذر اشکال است هر چند بعید نیست که چنین نذری صحیح باشد.(1)
پرسش: آیا با وجود روزۀ قضا میتوان نذر روزه مستحبی کرد؟ (روزۀ نذری را در حال اعتکاف بگیرد.)
مقام معظم رهبری:
در نذر معیّن اشکال ندارد. لکن بنابر احتیاط واجب، اول روزۀ قضا را بگیرد.(2)
1) العروة الوثقی، ج2 ، فی شرائط صحة الصوم، م3.
2) موسوعه فقهی تحقیقات و استفتائات جامعةالزهرا، مجموع احکام14 نذر، ص21 . شایان ذکر است چنانچه در وطن نذر روزه مستحبی روز معیِّن در سفر نماید اشکال ندارد و نذر و روزه مذکور صحیح است، هر چند بر عهده وی روزه قضا یا واجب دیگری باشد. استفتائات جدید از مقام معظم رهبری، ص21، س61.
مرحوم امام:
نمیتواند.(1)
تذکّر: این پاسخ با آنچه قبلاً از تعلیقه العروة الوثقی نقل گردید منافات ندارد و قابل جمع میباشد.
آیت الله مکارم:
اشکال دارد.(2)
آیت الله تبریزی:
نمیتواند نذر کند.(3)
آیتاللّه صافی:
میتواند نذر کند.(4)
آیتاللّه فاضل:
در نذر معین درصورتیکه گرفتن قضای روزههای خودش قبلازآن ممکن باشد، مانعی ندارد.(5)
پرسش: در استفتائات جدید ج2 س436 آمده است: آیا کسی که روزه قضای ماه رمضان بدهکار است می تواند نذر کند و روزه بجا آورد و کسی که قضای روزه های ماه رمضانش را به جا آورده باشد ولی کفاره روزه ماه رمضان بدهکار است چطور؟ جواب: نذر در تمام این موارد اشکال دارد. در حالی که در تعلیقه عروه استفاده می شود که حضرت عالی نذر را صحیح می دانید ولی انجام روزه
منذور را قبل از روزه واجبی که بر عهده دارد محل اشکال می دانید، کدام عبارت صحیح است؟
پاسخ از آیت الله مکارم:
مسأله اول مربوط به جایی است که بخواهد منذور را قبل از روزه واجب به جا آورد و مسؤله دوم مربوط به جایی است که منذور را بعد از روزه واجب بجا آورد.(1)
پنجم از شرایط، اعتکاف نباید کمتر از سه روز باشد. پس اگر کمتر از سه روز را نیت کند، اعتکاف باطل است.
تذکر: اگر اعتکاف روز اول به هر علتی باطل شد یا معتکف روز اول بعد از اذان صبح وارد مسجد شده و نیت اعتکاف کرد و روز دوم و روز سوم را در مسجد ماند، ماندن روز چهارم هم واجب میشود. ولذا چنین شخصی اگر نمیخواهد روز چهارم بماند، نباید از روز اول نیت اعتکاف کند؛ بلکه فقط به نیت عبادت در مسجد بماند.
پرسش: چنانچه اعتکاف بیشتر از سه روز به مقدار قسمتی از یک روز باشد مثل سه (3) روز و نصف روز چه حکم دارد؟
مرحوم امام: اعتکاف محلّ اشکال است.
آیتالله مکارم شیرازی: اشکال دارد.
آیات عظام اراکی، گلپایگانی، خوئی، فاضل لنکرانی، بهجت، تبریزی، سیستانی، وحید
1) استفتاء خصوصی کتبی
خراسانی، نوری همدانی: اشکال ندارد.(1)
روز از طلوع فجر آغاز میشود تا غروب حُمرۀ مشرقیه. بنابراین در صحّت اعتکاف، داخلکردن شب اول و شب چهارم شرط نیست، هرچند جائز است؛ همانطورکه قبلاً اشاره شد. امّا دو شبی که در وسط سه روز قرار دارد، داخل در اعتکاف است. و در محاسبۀ سه روز به صورت تلفیقی اشکال است (صاحب عروه).(2)
پرسش: آیا در محقق شدن اعتکاف سه روز تلفیقی کافی است، مثل اینکه معتکف از اذان ظهر روز اوّل تا اذان روز چهارم در مسجد بماند یا آنکه بعد از اذان صبح روز اوّل با چند دقیقه تأخیر به مسجد برسد؟
آیات عظام خامنهای، خوئی، تبریزی، سیستانی، فاضل لنکرانی، نوری همدانی:
کافی نیست.
1) العروة الوثقی، ج۲، الاعتکاف شرائط صحة الاعتکاف شرط الخامس تعلیقه العروة الوثقی مرحوم امام، فاضل، مکارم، خویی، سیستانی، نوری همدانی ج2، شرائط الاعتکاف، الشرط الخامس.هدایة العباد گلپایگانی، ج1، شروط الاعتکاف، الشرط الرابع .هدایة العباد صافی گلپایگانی، ج1، شروط الاعتکاف، الشرط الرابع .پاسخ به سیصد مسأله، ج۲، موجود در سایت.زبدة الاحکام اراکی، الاعتکاف، شروطه، الشرط الرابع، ص151. وسیلة النجاة بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، الشرط الرابع، م1191، ص331 و استفتائات ج2، ص441، س3131،پاسخ به سیصد مسأله، ج۲، موجود در سایت آیتالله صافی، سؤال۱۳۲. آیتاللّه مکارم: استفتائات جدید، ج۲، ص۱۶۲. سیستانی خوئی، وحید، تبریزی، در منهاج فتوی دارند، ص343 ، فصل امام خمینی در تحریر. تبریزی، استفتائات جدید، ج۱، ص۱۵۴.استفتاء740.
2) العروة الوثقی، ج۲، ص۷۷. شرائط صحة الاعتکاف شرط الخامس.
آیات عظام مرحوم امام،گلپایگانی، مکارم شیرازی، اراکی ، بهجت، صافی گلپایگانی:
محل اشکال است.(1)
استفتائات جدید پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، www.leader.ir فروردین 1386، س194 ،ص33 .
هدایة العباد صافی گلپایگانی، ج1، شروط الاعتکاف، م 1402 الشرط الرابع.
هدایة العباد گلپایگانی، ج1، شروط الاعتکاف، م 1403 الشرط الرابع.
وسیلة النجاة بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، الشرط الرابع، م 1191 ، ص331 و استفتائات، ج2 ، س3134 ، ص442.
العروة الوثقی، تعلیقه اراکی، خویی، مکارم، سیستانی، فاضل، نوری همدانی، ج2، کتاب الاعتکاف، الشرط الخامس.
تنقیح مبانی العروة تبریزی، کتاب الصوم، شروط الاعتکاف، الشرط الخامس، پاورقی1، ص 230و استفتائات جدید، تبریزی،ج1، س743، ص154
آیتاللّه بهجـت:
درجاییکه اعتکاف سه روز باشد، صحت تلفیق محلّ تأمل و اشکال است و اگر بیشتر باشد و از اول، نیت آن را داشته است، تلفیق جایز است.(2)
آیات عظام خویی، وحید، سیستانی و فاضل:
اگر نذر اعتکاف کند، کمترین مقداری که به آن نذرش ادا میشود، سه روز است. و اگر کمتر از سه روز نذر کند، نذرش بسته نمیشود (سیستانی: اگر اعتکاف معهود را نذر کرده باشد، و گرنه صحیح است.) و همچنین اگر سه روز معیّنی را نذر کند که اتّفاقاً روز سوم آن عید باشد (پایان مسأله آیتالله فاضل) و اگر اعتکاف پنج روز را نذر کند، پس اگر به شرط عدم زیادی و نقصان باشد (بشرط لا) نذرش باطل است. امّا
اگر به شرط عدم زیادی باشد و لابـشرط نسبت به کمتر، اعتکاف سه روز بر او واجب است. و اگر به شرط عدم نقصان از پنج روز باشد و لابشرط نسبت به زیادی، روز ششمی را به اعتکافش اضافه میکند، فرقی نمیکند که دو روز چهارم و پنجم را از سه روز اول جدا کند یا به آن ضمیمه نماید.(1)
پرسش: منظور از روز در اعتکاف چیست؟
آیات عظام مرحوم امام، خامنه ای، صافی گلپایگانی، اراکی، گلپایگانی، وحید خراسانی، فاضل لنکرانی، نوری همدانی، تبریزی: این سه روز از اذان صبح روز اوّل تا زوال حمره مشرقیه (اذان مغرب) روز سوم است.
آیات عظام خوئی، سیستانی: آغاز آن اذان صبح روز اوّل است و انتهاء آن بنابر احتیاط واجب تا اذان مغرب روز سوم است.
آیات عظام مکارم شیرازی، بهجت:
این سه روز از اذان صبح روز اوّل تا غروب آفتاب روز سوم است هر چند احتیاط مستحب آن است که تا اذان مغرب صبر کند.(2)
تحریر الوسیلة، مرحوم امام، ج1، خاتمة فی الاعتکاف، الشرط الرابع، صص 278 و279. وسیلة النجاة، بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، الشرط الرابع، م1191، ص131و استفتائات، ج2، س3132، ص441 و س3133، ص442.
زبدة الاحکام اراکی، الاعتکاف، شروطه، الشرط الرابع ص151.
الاحکام الواضحة، فاضل، الاعتکاف، الشرط الثالث، ص268.
استفتائات جدید، مکارم، ج2 ، س478 ، صص162و 163و س479 و480، ص162 ، اعتکاف عبادتی کامل، ص۷۵.
هدایة العباد، گلپایگانی، ج1، شروط الاعتکاف، م 1403، الشرط الرابع.
هدایة العباد، صافی، ج1 شروط الاعتکاف، م1402، الشرط الرابع .
استفتائات پیرامون اعتکاف، صافی، س25 و 27، ص24 و س30 ، ص26.
منهاج سیستانی، خویی، تبریزی، وحید خراسانی، الخاتمة فی الاعتکاف، الشرط الثالث.
توضیح المسائل وحید، احکام روزه، ص275.
استفتائات جدید، تبریزی، ج1، س 740 الی 743، ص154 و استفتائات جدید، تبریزی، ج2 س662 ص141.
استفتائات جدید پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، www.leader.ir ، فروردین 1386، س195 ، ص34.
1) خویی، منهاج الصالحین، ج۱، ص308م الثالث 1069، وحید خراسانی، منهاج الصالحین، ج۲، ص۳۲۱؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ج۱، ص341، مساله الثالث،1069 فاضل، الاحکام الواضحه، ص۲۶۸، مساله1101 الثالث.
2) العروة الوثقی تعلیقه امام، خوئی، اراکی، سیستانی، گلپایگانی، فاضل، مکارم، نوری همدانی ج2 کتاب الصوم، فصل فی الزّمان الذی یصحُّ فیه الصوم
(۱) امامخمینی:
اعتکاف در مسجدجامع به قصد رجاء و مطلوبیت انجام شود؛ و در مساجد دیگر صحیح نمیباشد. و در مساجد اربعۀ مسجدالحرام یا مسجدالنبی یا مسجد کوفه یا مسجد بـصره مشروع و صحیح است.(1)
مقام معظم رهبری:
اعتکاف در غیر مساجد اربعۀ مذکوره (هر مسجدی) به قصد رجاء و مطلوبیت مانعی ندارد.(2)
آیات عظام خوئی، گلپایگانی، اراکی، بهجت، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، تبریزی، وحید خراسانی، نوری همدانی، فاضل لنکرانی:
اعتکاف باید در مسجد باشد و اعتکاف در مسجد الحرام، مسجد النّبیّ، مسجد جامع کوفه و مسجد بصره صحیح است.
و همچنین اعتکاف در مسجد جامع هر شهر نیز صحیح است. و اما اعتکاف در غیر مسجد
جامع مانند مسجد قبیله یا بازار جائز نیست.
آیت الله سیستانی:
اعتکاف در مساجد اربعۀ مذکوره صحیح و احتیاط مستحب آن است که درصورت امکان، در مسجدالحرام یا مسجدالنبی یا مسجد کوفه یا مسجد بصره معتکف شود همچنین اعتکاف در مسجد جامع هر شهر صحیح است مگر در زمانی که امامت آن مسجد اختصاص به فرد غیر عادل داشته باشد که در این هنگام بنابر احتیاط واجب جایز نیست. (1)
هدایة العباد، صافی، ج1، الاعتکاف، شروط الاعتکاف، م 1402 الشرط الخامس و استفتائات پیرامون اعتکاف، س34 ، ص28.
هدایة العباد گلپایگانی، ج1شروط الاعتکاف، م 1403 ، الشرط السابع
وسیلة النجاة بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، الشرط الخامس، م 1192، ص331، استفتائات، بهجت، ج۲، ص۴۴۳.
الاحکام الواضحة، فاضل لنکرانی، الاعتکاف، الشرط الرابع، ص268 .
زبدة الاحکام، اراکی، الاعتکاف، شروطه، الشرط الخامس، ص151.
العروة الوثقی، تعلیقه مکارم، نوری همدانی، ج2، کتاب الاعتکاف، الشرط السادس.
منهاج الصالحین، سیستانی، تبریزی، وحید خراسانی، ج1، الخاتمة فی الاعتکاف، الشرط الرابع، ص343.
مسجدی است که اختصاص به گروه خاصی ندارد و اقشار مختلف مردم در آن رفتوآمد میکنند (مشهور).
مقام معظم رهبری:
مسجدجامع مسجدی است که در شهر برای اجتماع همۀ اهل شهر بنا شده است، بدوناینکه اختصاص به گروه و قشـر خاصی داشته باشد.(2)
آیتاللّه مکارم:
و منظور از مسجدجامع مسجدی است که بهطور مرتب در آن نمازجماعت برگزار میگردد. بنابراین، در تمام چنین مساجدی اعتکاف جایز است.(1)مسجدجامع مسجدی است که قشرهای مختلف در آن شرکت میکنند.(2)
آیتاللّه گلپایگانی:
مسجدی است که اغلب اوقات، بیشتر از سایر مساجد جمعیت داشته باشد.(3)
آیتاللّه فاضل:
یعنی مسجد عمومی که محلّ اجتماع عامّۀ مردم است و اختصاص به اهل یک محله و گروه خاصی نداشته باشد.(4)
آیتاللّه تبریزی:
در سال یک دو بار اهالی شهر در آن نماز میخوانند.(5)
آیتاللّه بهجـت:
اکثر اهالی شهر در آنجا نماز میخوانند.(6)
مسجدی است که در اوقات نماز معمولاً غالب اهالی شهر به آنجا می آیند ، هر چند که از آن محل هم نباشند .(7)
آیت الله صافی:
مسجد جامع در مقابل مسجد بازار و قبیله
و امثال اینهاست که در آنها معظم اهل بلد جمع نمی شوند و آماده برای اجتماع آنها هم نشده است یعنی مسجدی است که در آن این خصوصیّات باشد و ممکن است مسجد جامع متعدّد باشد و نیز نزدیک هم باشند.(1)
سوال: هر شهر و بلدی دارای مناطق و نواحی مختلفی از نظر عرف مردم و شهرداری است. آیا اعتکاف در مسجد جامع هر منطقه و کوی از شهر که محلّ رفت و آمد مردم آن ناحیه و منطقه است، در صحّت اعتکاف معتبر است یا باید مسجد جامع کلّ بلد باشد که محلّ رفت و آمد عموم مردم شهر است یعنی جامعیّت در کلّ بلد معیار باشد؟
آیت الله سیستانی:
مراد از مسجد جامع، مسجدی است که اختصاص به محلّه یا منطقه خاص یا گروه خاصّی نداشته باشد و محلّ اجتماع و رفت و آمد مردم مناطق و محلّات مختلف شهر باشد و مشروعیّت اعتکاف در غیر مسجد جامع ثابت نیست بلکه آنچه از ظاهر روایاتِ معتبر فهمیده میشود اختصاص اعتکاف مشروع به مسجد جامع میباشد لکن چون أدلّه، قطعی و یقین آور نیست لذا اعتکاف در سایر مساجد غیر مسجد جامع رجائاً و بدون قصد ورود، اشکال ندارد امّا اعتکاف در جایی که مسجد نیست و مثلاً حسینیه است یا فقط نمازخانه است صحیح نیست و مشروعیّت ندارد.
1) استفتائات پیرامون اعتکاف، س38و39 ، ص30.
آیت الله صافی گلپایگانی:
مسجد جامع عبارت از مسجدی است که به طور متعارف اختصاص به آمد و رفت قبیله خاص و یا اهالی محلّه خاص ندارد.
آیت الله مکارم شیرازی:
در هر مسجدی که نماز جماعت مرتّبی داشته باشد می توان معتکف شد.
آیت الله نوری همدانی:
اعتکاف در مسجد جامع هر منطقه کفایت می کند.
آیت الله حسینی شاهرودی:
اعتکاف در هر مسجد جامع و هر منطقه از شهر که نوعاً محلّ رفت و آمد عموم مردم می باشد، صحیح است و در مسجد خاصّ به محلّه یا بازار صحیح نیست.
آیت الله فاضل لنکرانی:
باید مسجد جامع کلّ بلد باشد؛ بلی ممکن است در یک شهر چند مسجد جامع باشد یا در شهر با دو جمعیّت مستقل، دو مسجد جامع مستقل در اثر گسترش بهم چسبیده باشند که اعتکاف در هر یک از آنان صحیح است.
بلی اگر در مسجد جامع بلد امکان اعتکاف نباشد و لو به جهت کثرت جمعیّت، به نظر آقا میتوانید در مساجد دیگر شهر که سه وعده نماز در آنجا با جمعیّت معتنا به خوانده میشود، معتکف شوید.
آیت الله بهجت:
جامعیّت کلّ بلد معیار است.(1)
1) استفتاء خصوصی کتبی
مشهور(1): مسجد بودن یا جامع بودن مسجد را از این راهها میتوان فهمید:
خود انسان یقین یا اطمینان نماید.
به طوری بین مردم مشهور باشد که از این شهرت و شیوع، یقین یا اطمینان به مسجدیّت یا جامع بودن آن حاصل گردد.
دو نفر مرد عادل بگویند.
پرسش: آیا مسجد بودن یا جامع بودن مسجد با حکم حاکم شرع ثابت میشود؟
آیات عظام اراکی، گلپایگانی، فاضل لنکرانی، بهجت، نوری همدانی:
بلی با حکم حاکم شرع ثابت میشود.
آیات عظام مرحوم امام، خوئی، تبریزی، سیستانی:
چنانچه دو نفر یا دو گروه در مسجد بودن یا جامع بودن مسجدی اختلاف داشته باشند و به حاکم شرع برای رفعِ اختلاف مراجعه کنند، با حکم حاکم شرع مسجدیّت یا جامع بودن مسجد ثابت میشود. (خویی: البته این در صورتی است که هنگام رجوع به حاکم شرع، وی حکم به مسجد بودن نماید و گرنه در کفایت آن اشکال است.)
آیت الله مکارم شیرازی:
ثبوت مسجدیّت یا جامع بودن مسجد با حکم حاکم شرع محلّ اشکال است.
پرسش: آیا مسجد بودن یا جامع بودن مسجد به
1) العروة الوثقی، ج2، فصل الاعتکاف، م24
وسیلة خبر دادن یک مرد عادل ثابت میشود؟
آیات عظام مرحوم امام، گلپایگانی، بهجت:
محل اشکال است.
آیات عظام فاضل لنکرانی، سیستانی:
ثابت نمیشود مگر مفید اطمینان باشد.
آیات عظام خوئی، تبریزی، مکارم شیرازی، نوری همدانی:
ثابت میشود.(1)
تنقیح مبانی العروة تبریزی، شروط الاعتکاف، م24و پاورقی1و2، ص250و استفتائات جدید، تبریزی، ج1 ، س766، ص158
استفتائات بهجت، ج2، س3138، ص442 و 443. تبریزی، استفتائات جدید، ج۱، ص۱۵۸، سؤال۷۶۶.
پرسش: برخی از مسجدهای جامع در شهرها، در قدیم مرکزیت و جامعیت داشته و فعلاً بهحالت نیمه متروک در آمده و جامعیت خود را از دست داده است؛ هرچند هنوز به آن مسجدجامع اطلاق میشود و درعوض، مسجدهای بزرگ با مرکزیت بیشتری ساخته شده است. آیا اعتکاف در اینگونه مساجد جدیدالتأسیس، بدونعنوانِ مسجدجامع صحیح است؟
آیت الله بهجت:
باید عنوان مسجدجامع صدق کند.(2)
درصورت تعدّد، مخیّر است در هریک از آن
مساجد اعتکاف نماید. (مشهور)(1)
زبدة الاحکام اراکی، الاعتکاف، شروطه، الشرط الخامس، ص151.
استفتائات پیرامون اعتکاف، صافی گلپایگانی، س39، ص30.
استفتائات بهجت، ج2، س3140، ص443.
تنقیح مبانی العروة، تبریزی، شروط الاعتکاف، الشرط السادس، ص230 و استفتائات جدید، تبریزی، ج1، س744، ص154.
آیتاللّه بهجـت:
صحیح نیست؛ چون مسجدجامع شهر نیست.(2)
آیتاللّه صافی:
مسجد جمکران درحالحاضر از مساجد جامع محسوب میشود و اعتکاف در آن صحیح است.(3)
مقام معظم رهبری:
قبلاً گذشت که اعتکاف در هر مسجدی، حتّی غیر از مسجدهای چهارگانه، تا هنگامیکه بر آن مکان، اسم مسجد صدق کند، جایز است؛ مشروط به اینکه به قصد رجاء باشد، یعنی به امید اینکه مطلوب خداوند واقع شود و مختص به مسجدجامع نیست و ممکن است که یک شهر یا روستا چند مسجدجامع داشته باشد.(4)
آیتاللّه صافی:
اعتکاف در غیرمسجد جامع صحیح و مشروع نیست و احکام اعتکاف را ندارد.(1)
آیتاللّه بهجـت:
صحیح نیست؛ چون مسجد جامع شهر نیست.(2)
آیتاللّه فاضل:
یکی از شرایط صحت اعتکاف این است که در مسجدجامع باشد؛ بنابرین در مسجد بازار و محله، اعتکاف صحیح نیست.(3)
آیتاللّه مکارم:
در تمام مساجد شهر که به طور مرتّب در آن اقامۀ جماعت میشود، اعتکاف جایز است.(4)
آیتاللّه تبریزی:
اعتکاف باید در مسجدجامع شهر باشد. مشروعیت اعتکاف در غیر مسجد جامع ثابت نشده است.(5)
آیتاللّه مکارم:
اعتکاف باید در مسجدجامع باشد و منظور
از مسجدجامع مسجدی است که قشرهای مختلف شهر در آن شرکت میکنند، و از اعتکاف در سایر مساجد و نمازخانهها خودداری شود. درصورتیکه گروههای خارج از دانشگاه برای اقامۀ نماز از جاهای مختلف به مسجد دانشگاه میآیند، اعتکاف در آن جایز است.(1)
آیتاللّه نوری همدانی:
مسجدجامع در ردیف مساجد چهارگانه است؛ ولی احوط آن است که درصورت امکان، در یکی از مساجد اربعه باشد.(2)
(۱) اجیر خاص مراد اجیری است که صاحب کار مالک منافع و اعمال بدنی وی در مدّت اعتکاف میباشد
آیات عظام خوئی، اراکی، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، بهجت:
کسی که در استخدام دیگری است مانند برخی از کارمندان یا کارگران در صورتی که قرارداد اجاره به گونهای است که صاحبکار مالک منافع و اعمال بدنی اجیر میباشد و اعتکاف با عمل اجاره منافات دارد باید از صاحب کار اجازه
بگیرد.(1)
مرحوم امام:
کسی که در استخدام دیگری و اجیر اوست در صورتی که قرارداد اجاره به گونهای است که صاحب کار مالک منافع و اعمال بدنی اجیر در مدت اعتکاف میباشد، اجیر باید از صاحب کار و مستأجر برای اعتکاف اجازه بگیرد امّا در غیر اینصورت اعتبار اجازه در صحّت اعتکاف معلوم نیست بلکه در بعضی فروض، معلوم العدم است.
آیات عظام گلپایگانی، صافی گلپایگانی:
کسی که در استخدام دیگری و اجیر اوست در صورتی که قرارداد اجاره به گونهای است که صاحب کار مالکِ منافع و اعمال بدنی اجیر میباشد، اجیر باید از صاحب کار و مستأجر برای اعتکاف اجازه بگیرد امّا اگر اجیر مالک منافع بدنی خویش است و تنها برای انجام عملی در ذمّه اجیر شده است، مخالفت او و وفاء نکردن به آنچه برایش اجیر شده موجب بطلان اعتکاف نیست.
آیت الله سیستانی:
کسی که در استخدام دیگری و اجیر اوست در صورتی که قرارداد اجاره به گونهای است که صاحب کار مالکِ منافع و اعمال بدنی اجیر میباشد، در صورتی که مستأجر در مکث و توقّفِ
1) العروة الوثقی، ج۲، ص۷۸. آیة الله بهجت در ادامه چنین میفرمایند: و ممکن است آنچه مبطل اعتکاف باشد، منع و نهی مستأجر باشد، نه مجرّد عدم اذن و اجازه او.
خارجِ از محل کار مجاز باشد و اعتکاف هم برای شغل و کسب نباشد، اعتکافش صحیح است، هرچند در خصوص اعتکاف از صاحبکار اجازه نگرفته باشد.(1)
وسیلة النجاة بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، الشرط السادس، م 1193
هدایة العباد گلپایگانی، ج1، شروط الاعتکاف، م 1403
هدایة العباد صافی گلپایگانی، شروط الاعتکاف، م 1402،زبدة الاحکام اراکی، الاعتکاف، شروطه، الشرط السادس ص152، العروة الوثقی، تعلیقه فاضل، سیستانی، خویی، مکارم، گلپایگانی، نوری همدانی، ج2، کتاب الاعتکاف، الشرط السابع
پرسش: آیا فرزند باید برای اعتکاف از والدین خود اجازه بگیرد حتی اگر معتکف شدن او موجب اذیت و آزار و یا زحمت آنان نباشد؟
مرحوم امام، آیات عظام گلپایگانی، تبریزی، خوئی، وحید خراسانی، مکارم شیرازی، سیستانی، فاضل لنکرانی، نوری همدانی، بهجت :
در صورتی که اعتکاف موجب آزار و اذیّت والدین باشد (و آنان به جهت مهربانی و شفقت بر فرزند ناراحت میشوند)،اجازه از آنان لازم است و اگر موجب اذیّت آنان نباشد احتیاط مستحب است اجازه بگیرد.(2)
الاحکام الواضحة فاضل لنکرانی، الاعتکاف، الشرط الخامس، ص269
العروة الوثقی تعلیقه مکارم، فاضل، گلپایگانی، نوری همدانی، خویی، سیستانی، ج2، کتاب الاعتکاف، الشرط السابع
منهاج الصالحین، خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی، ج1 الخاتمة فی الاعتکاف، الشرط الخامس
تحریر الوسیلة، ج1 ، خاتمه فی الاعتکاف، فی شروط الاعتکاف، الشرط السادس
وسیلة النجاة بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، الشرط السادس، م 1193 ص332 ، استفتائات، ج۲، بهجت ص۴۴۲، س۳۱۳۶.
آیت الله صافی گلپایگانی:
در صورت عدم ایذاء(1)اجازه والدین شرط نیست، بلی احتیاط خوب است.(2)
و در استفتاء دیگر میفرمایند:
درصورت عدم ایذاء، اذن والدین شرط نیست. بلی اگر فرزند بداند که پدر یا مادر، از انجام اعتکاف به جهت مهربانی و شفقت بر او ناراحت میشوند، باید رضایت ایشان را جلب نماید و با نهی آنها، اعتکاف باطل میگردد.(3)
پرسش: آیا اذن شوهر در اعتکاف زن لازم است؟
پاسخ: در صورتی که اعتکاف زن بدون اجازه شوهرش موجب از بین رفتن حق شوهر(4)باشد:
آیات عظام خوئی، تبریزی، وحید خراسانی، صافی گلپایگانی، گلپایگانی، بهجت، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی:
اجازه شوهر لازم است.
مرحوم امام:
بنابر احتیاط واجب لازم است.
و اگر اعتکاف منافی با حق شوهر نباشد:
آیات عظام تبریزی ـ اراکی :
اجازه شوهر باز هم بنابر احتیاط واجب لازم است.
1) ایذاء: اذیّت و آزار رساندن.
2) هدایة العباد، صافی گلپایگانی، ج1، شروط الاعتکاف، م 1402، الشرط السادس، ص237 و استفتائات پیرامون اعتکاف، س 24 ، ص23
3) پاسخ به سیصد سؤال، ج۲.
4) حق شوهر بر زن در دو مورد است: 1- حق استمتاع و استفاده جنسی در هر وقتی که شوهر درخواست نماید. 2- حق اجازه گرفتن از شوهر برای خروج از منزل، لذا همسر دائمی باید برای خروج از منزل از شوهر اجازه بگیرد.
آیت الله بهجت:
اعتبار اجازه محلّ اشکال است هر چند مطابق با احتیاط وجوبی است.
آیات عظام فاضل لنکرانی ـ مکارم شیرازی ـ نوری همدانی:
در صورتی که روزه اعتکاف، روزه مستحبی باشد بنابراحتیاط واجب اجازه شوهر لازم است.
آیات عظام مرحوم امام ـ صافی گلپایگانی ـ گلپایگانی:
اجازه شوهر لازم نیست هر چند احتیاط مستحب اجازه گرفتن است.
آیات عظام خوئی ـ وحید خراسانی:
اجازه لازم نیست هر چند احتیاط مستحب است که اجازه بگیرد. بله، در صورتی که روزه اعتکاف، روزه مستحبی باشد و شوهر از گرفتن روزه مستحبی نهی نماید، بنابر احتیاط واجب اجازه شوهر لازم است.(1)
وسیلة النجاة بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، الشرط السادس، م 1193 ، ص332
هدایة العباد، صافی ج1، شروط الاعتکاف، م 1402، الشرط السادس
هدایة العباد گلپایگانی، ج1، شروط الاعتکاف، م 1403، الشرط السادس
الاحکام الواضحة، فاضل، الاعتکاف، الشرط الخامس، ص269 و
العروة الوثقی، تعلیقه مکارم، فاضل، گلپایگانی، اراکی، نوری همدانی، خویی، سیستانی، ج2، کتاب الاعتکاف، الشرط السابع .زبدة الاحکام اراکی، الاعتکاف، شروطه، الشرط السادس، ص152. منهاج الصالحین خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی، ج1، الخاتمة فی الاعتکاف، الشرط الخامس.
آیتالله سیستانی:
زمانی که مکث زن در مسجد حرام باشد مثل موردی که زن بدون اجازه از منزل خارج شده باشد، اعتکاف باطل است و در صورتی که مکثِ زن در مسجد حرام نباشد ولی اعتکاف منافی با
1) تحریر الوسیلة، مرحوم امام، ج1، فی شروط الاعتکاف، الشرط السادس
حق شوهر باشد، صحّت اعتکافش در صورتی که بدون اجازة شوهرش باشد، محل اشکال است. (1)
انسان در مدت اعتکاف باید در مسجد بماند
(1) مراجع عظام: اگر معتکف از محل اعتکاف عمداً و اختیاراً در غیر موارد ضروری و مجاز برای خروج، خارج گردد، اعتکافش باطل میشود، هر چند از روی ندانستن مسأله و جهل به حکم باشد.(2)
العروة الوثقی، تعلیقه اراکی، مکارم، نوری همدانی، ج2، کتاب الاعتکاف، شروط الاعتکاف، الشرط الثامن.
(2) اگر معتکف از روی فراموشی از مسجد خارج شود و زمان خروج طولانی نشود به مقداری که صورت اعتکاف به هم بخورد :
مرحوم امام، آیات عظام بهجت، اراکی، فاضل لنکرانی، نوری همدانی:
اعتکاف باطل نمیشود.
1) منهاج الصالحین سیستانی، ج1، الخاتمة فیالاعتکاف، الشرط الخامس،ص343 و العروة الوثقی، تعلیقه سیستانی، ج2، کتاب الاعتکاف، شرائط الصحة، الشرط السابع، پاورقی 15 ص482.
2) العروة الوثقی، ج۲، ص۷۸. منهاج الصالحین خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی، الخاتمة فی الاعتکاف، الشرط السادس. هدایة العباد، گلپایگانی، ج1، الاعتکاف، م1403 ، الشرط السابع. هدایة العباد، صافی گلپایگانی، ج1، الاعتکاف، م1402، الشرط السابع، وسیلة النجاة، بهجت، خاتمة فی الاعتکاف، شرائط صحة الاعتکاف، م1194، الشرط السابع ص332 .تحریر الوسیلة، مرحوم امام، ج1، خاتمة فی الاعتکاف، القول فی شروطه، الشرط السابع، ص279. الاحکام الواضحة، فاضل لنکرانی، الاعتکاف، الشرط السادس، ص269 .
آیات عظام خویی، تبریزی، سیستانی:
اعتکاف باطل میشود.
آیات عظام گلپایگانی و صافی:
عدم بطلان محل اشکال است. پس اگر اعتکاف واجب شده باشد، احتیاط به اتمام و اعادۀ اعتکاف ترک نشود.
آیتاللّه مکارم:
اعتکاف بنابر احتیاط واجب باطل میشود.
آیتاللّه وحید:
بطلان اعتکاف محل اشکال است.(1)
تحریر الوسیلة مرحوم امام، ج 1، فی شروط الاعتکاف، الشرط السابع، ص279
منهاج الصالحین خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی، ج1، الخاتمة فی الاعتکاف، الشرط السادس
هدایة العباد صافی، ج1، الاعتکاف، شروط الاعتکاف، م 1402، الشرط السابع، استفتائات پیرامون اعتکاف، صافی س65 ، ص49 .
هدایة العباد گلپایگانی، ج1 ، شروط الاعتکاف، م 1403، الشرط السابع
وسیلة النجاة بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، م 1194 ص332 و استفتائات، ج2، س3149 ، ص445
الاحکام الواضحة ، فاضل لنکرانی، الاعتکاف، الشرط السادس، ص269
زبدة الاحکام اراکی، الاعتکاف، شروطه، الشرط السابع، ص152
العروة الوثقی، تعلیقه مکارم، نوری همدانی، ج2 ، کتاب الاعتکاف، الشرط الثامن
(3)اگر معتکف از روی اکراه و اجبار از مسجد خارج شود و زمان خروج طولانی نشود به مقداری که صورت اعتکاف به هم بخورد :
مرحوم امام، آیات عظام، تبریزی، صافی گلپایگانی، خوئی، وحید خراسانی، سیستانی، بهجت، اراکی، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی:
اعتکاف باطل نمیشود.
آیت الله گلپایگانی:
عدم بطلان محل اشکال است. پس اگر
1) وحید خراسانی، الحاشیة من منهاج الصالحین ، ج۲، ص۳۰۹.
اعتکاف واجب شده باشد، احتیاط به اتمام و اعادۀ اعتکاف ترک نشود(1)
تحریر الوسیلة مرحوم امام، ج 1، فی شروط الاعتکاف، الشرط السابع، ص279
منهاج الصالحین خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی، ج1، الخاتمة فی الاعتکاف، الشرط السادس
هدایة العباد صافی، ج1، الاعتکاف، شروط الاعتکاف، م 1402، الشرط السابع، استفتائات پیرامون اعتکاف، صافی س65 ، ص49 .
هدایة العباد گلپایگانی، ج1 ، شروط الاعتکاف، م 1403، الشرط السابع
وسیلة النجاة بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، م 1194 ص332 و استفتائات، ج2، س3149 ، ص445
الاحکام الواضحة ، فاضل لنکرانی، الاعتکاف، الشرط السادس، ص269
زبدة الاحکام اراکی، الاعتکاف، شروطه، الشرط السابع، ص152
العروة الوثقی، تعلیقه مکارم، نوری همدانی، ج2 ، کتاب الاعتکاف، الشرط الثامن
.مسأله: اگر معتکف به خاطر کار ضروری از مسجد خارج شود ولی مدّت خروجش طولانی گردد، به گونهای که صورت اعتکاف از بین برود، اعتکافش باطل است، هرچند خروجش از روی اکراه یا اجبار یا اضطرار و یا فراموشی باشد (مراجع عظام)(2)
هدایة العباد، گلپایگانی، ج1 الاعتکاف، م 1416
هدایة العباد، صافی گلپایگانی، ج1، الاعتکاف، م1415، ص240
وسیلة النجاة، بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، م1206 ، ص335
تحریر الوسیله، مرحوم امام، ج1، خاتمة فی الاعتکاف، القول فی شروطه، م12
الاحکام الواضحة، فاضل لنکرانی، الاعتکاف، الشرط السادس، ص269
زبدة الاحکام، اراکی، الاعتکاف، شروطه، م3 ، ص153
العروة الوثقی، تعلیقه مکارم، نوری همدانی، ج2، کتاب الاعتکاف، فی شرائط الاعتکاف، م36
استفتائات جدید، مکارم ج2، س490 ، صص163 و164.
آیات عظام مرحوم امام، اراکی، گلپایگانی، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، بهجت، نوری همدانی:
جایز است.
آیات عظام تبریزی، خوئی، وحید خراسانی، سیستانی:
محلّ اشکال است مگر آنکه از ضرورات عرفیه بشمار آید. (3)
وسیلة النجاة، بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، م 1203 ، ص334
هدایة العباد، گلپایگانی، ج1 ، شروط الاعتکاف، م 1413 ، ص280
هدایة العباد، صافی گلپایگانی، ج1، شروط الاعتکاف، م 1412، ص239
الاحکام الواضحة، فاضل، الاعتکاف، الشرط السادس، ص269
زبدة الاحکام، اراکی، الاعتکاف، شروطه، م 2 ، ص152
العروة الوثقی، تعلیقه امام، مکارم، نوری همدانی، ج2، شروط الاعتکاف، م 30
هزار و یک مسأله فقهی، ج2 ، س 283 ، ص83
منهاج الصالحین، خوئی، تبریزی، سیستانی، وحید، ج1 الخاتمة فی الاعتکاف، الشرط السادس. آیت الله تبریزی، استفتائات جدید، ج2 ، س637 ، ص137
س: آیا معتکف برای اداء دین میتواند از مسجد خارج گردد یا باید وکیل بگیرد؟
آیت الله مکارم شیرازی: در صورتی که بتواند شخص دیگری را مأمور این کار کند اولویّت دارد.
آیت الله صافی گلپایگانی: بلی میتواند و در بعض موارد واجب است.
آیت الله بهجت: معلوم شد لزوم اقتصار بر ضرورت و لذا تا نائب گرفتن مقدور باشد نباید خارج شود.
آیت الله وحید خراسانی: وکیل بگیرد.
آیت الله شبیری زنجانی: با نبودن محذور باید وکیل بگیرد.(1)
آیت الله خامنهای: اگر محذوری ندارد وکیل بگیرد.
آیت الله سیستانی: اگر میتواند باید وکیل بگیرد.
آیت الله فاضل لنکرانی: میتواند خارج شود و واجب نیست حتماً وکیل بگیرد.
آیت الله حسینی شاهرودی: چنانچه وکیل گرفتن مشکل نباشد، وکیل بگیرد.
آیت الله نوری همدانی: چنانچه ضرورت
1) استفتائات خصوصی کتبی توسط اداره پاسخگویی به مسائل دینی آستان قدس رضوی، س 11
داشته باشد، اشکال ندارد. (1)
مسأله: آیات عظام خوئی، اراکی، گلپایگانی، مرحوم امام، مکارم شیرازی، سیستانی، تبریزی، فاضل لنکرانی ، بهجت، نوری همدانی: اگر بر معتکف خروج از محلّ اعتکاف واجب باشد مثل اداء دینی که بر عهده او واجب است یا انجام واجب دیگری که این اداء دین یا انجام واجب متوقف بر خروج است و لکن او خلاف وظیفه رفتار نموده و خارج نشود گنهکار است ولی اعتکافش باطل نمیشود.(2)
هزار یک مسأله فقهی، ج2 ، س 283 ، ص83
تنقیح مبانی العروة تبریزی، کتاب الصوم، شروط الاعتکاف، م34 ص258
استفتائات بهجت، ج2 س3150 ص 445 و 446
آیات عظام مرحوم امام ـ سیستانی ـ نوری همدانی:
خروج برای نماز جماعت مشکل است مگر در مکّه مکرّمه.
آیات عظام گلپایگانی ـ صافی گلپایگانی:
خروج برای نماز جماعت مشکل است بلکه در خارج از محلّ اعتکاف نماز نخواند، اگرچه حکم خروجش برای حاجتی بوده است که به سبب آن خروج جایز بوده است، مگر در مکّه مکرّمه.
آیت الله فاضل لنکرانی: خروج محلّ اشکال است حتّی در مکّه.
آیت الله مکارم شیرازی: جائز نیست.
آیات عظام اراکی، خوئی: میتواند.
آیت الله تبریزی: معتکف نمیتواند برای نماز جماعت از محلّ اعتکاف خارج شود بلکه در خارج از محلّ اعتکاف نماز نخواند، مگر در مکّه مکرّمه. (1)
زبدة الاحکام اراکی، الاعتکاف، شروطه، م 2 ص152
هدایة العباد گلپایگانی، ج1شروط الاعتکاف، م 1413 ص280
هدایة العباد صافی ج1شروط الاعتکاف، م 1412 ص239
العروة الوثقی تعلیقه فاضل، مکارم، خویی، سیستانی، نوری همدانی، شرائط الاعتکاف، م 30
منهاج الصالحین سیستانی، ج1الخاتمة فی الاعتکاف، الشرط السادس ص344
هزار و یک مسأله فقهی، ج2 س277 ص82
تنقیح مبانی العروة تبریزی، شروط الاعتکاف، م30 پاورقی1 ص254
آیتاللّه بهجـت: فیالجمله میتواند.(2)
آیات عظام اراکی، گلپایگانی، خوئی، تبریزی، وحید خراسانی، سیستانی، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، بهجت: خروج معتکف برای تشییع جنازه یا عیادت مریض جائز است.
آیات عظام مرحوم امام، نوری همدانی:
در صورتی که میّت یا مریض یک نحو وابستگی به معتکف داشته باشد به طوری که شرکت در تشییع جنازه یا عیادت کردن از او، از ضرورتهای عرفی حساب آید جایز است.(3)
هدایة العباد، صافی، ج1، شروط الاعتکاف، م 1412 .
منهاج الصالحین، خوئی، سیستانی،تبریزی، وحید، ج1، الخاتمة فی الاعتکاف، الشرط السادس.
تعلیقه العروة الوثقی مکارم، نوری همدانی، ج2، شروط الاعتکاف، م 30 ، استفتائات جدید، مکارم، ج۲، ص۱۶۴.
هزار و یک مسئله فقهی، ج2، س278، ص82.
وسیلة النجاة، بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، م 1203، ص334
الاحکام الواضحة، فاضل ، الاعتکاف، الشرط السادس، ص269
زبدة الاحکام اراکی، الاعتکاف، شروطه، م 2، ص152
تحریر الوسیلة، مرحوم امام، ج1، خاتمة فی الاعتکاف، القول فی شروطه، م 9
چنانچه نماز جمعه در بیرون از محل اعتکاف برگزار شود:
آیات عظام گلپایگانی، صافی گلپایگانی، بهجت، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، سیستانی:
معتکف میتواند برای شرکت در نماز جمعه از محل اعتکاف خارج گردد ولی خروج او باید به مقدار لازم باشد.(1)
هدایة العباد، صافی، ج1، الاعتکاف، م1412
وسیلة النجاة، بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، م1203، ص334
استفتائات، بهجت، ج۲، ص۴۴۵.
الاحکام الواضحة، فاضل، الاعتکاف، الشرط السادس، ص269
جامع المسائل، ج۱، ص۱۶۰
تعلیقه العروة، الوثقی سیستانی، مکارم ، ج2 ، کتاب الاعتکاف، شرائط الصحة، م30
اعتکاف عبادتی کامل، ص۸۴.
آیت الله شبیری زنجانی:
اگر عرفاً و یا شرعاً ضرورتی نباشد، به احتیاط واجب نمیتواند خارج شود.(2)
آیت الله تبریزی:
معتکف نمیتواند برای شرکت در نماز جمعه از محل اعتکاف خارج گردد.(3)
آیت الله نوری همدانی:
نمیتواند مگر اینکه حضورش ضرورت داشته باشد.(4)
آیات عظام خویی و وحید و سیستانی:
اشکال دارد.(1)
آیتاللّه تبریزی:
جایز نیست.(2)
آیات عظام گلپایگانی و صافی و بهجـت:
جایز است.(3)
بهجت، وسیلة النجاة، ص۳۳۵.
س: آیا در هنگام اعتکاف برای غسلهای مستحبّی مثل غسل عمل امّ داوود یا غسل جمعه یا وضوء مستحبّی میتواند از مسجد خارج بشود؟
آیت الله فاضل لنکرانی:
مانعی ندارد.
آیت الله صافی گلپایگانی:
بلی میتواند.
آیت الله وحید خراسانی:
خیر.
آیت الله بهجت:
میتواند با اقتصار بر أقلّ.
آیت الله شبیری زنجانی:
در فرض ضرورت شرعی و عرفی میتواند از مسجد خارج شود.
آیت الله مکارم شیرازی:
برای وضو و غسل مستحبی و مانند آن اشکالی ندارد.(1)و(2)
آیت الله تبریزی:
خارج شدن برای وضو و غسل مستحبی و مسواک زدن جایز نیست.(3)
سوال: خارج شدن از محلّ اعتکاف برای وضوی نماز مستحبّی (که وضو شرط صحّت آن است) یا قرائت قرآن (که وضو شرط کمال آن است) چه حکمی دارد؟
آیت الله خامنه ای:
اگر امکان وضو گرفتن در داخل مسجد نباشد، مانع ندارد لکن خروج به مقدار ضرورت و نیاز باشد.
آیت الله مکارم شیرازی:
در صورتی که امکان وضو گرفتن در مسجد نباشد، مانعی ندارد.
آیت الله حسینی شاهرودی:
چنانچه در مسجد ممکن نباشد، میتواند برای وضو گرفتن بیرون رود.
آیت الله فاضل لنکرانی:
خروج از مسجد برای وضوگرفتن چه وضو مستحب باشد و چه واجب، در صورتی که در مسجد امکان وضو گرفتن نباشد، مانعی ندارد و
سیرة متشرّعه بر این بوده است.
آیت الله بهجت:
خارج شدن برای وضوی مستحبّی جایز است.
آیت الله سیستانی:
اشکال دارد.(1)
سوال: در صورتی که شرایط برای وضو گرفتن در خود مسجد فراهم باشد، آیا معتکف میتواند به خارج از مسجد برای وضو گرفتن برود؟
(مراجع عظام) : در فرض مرقوم نمیتواند.(2)
س: آیا معتکف برای شرکت در دروس دبیرستان یا دانشگاه یا حوزه می تواند از محلّ اعتکاف خارج گردد؟
آیت الله خامنهای: در غیر موارد ضرورت عرفی نمی تواند و در مواردی که ضرورت عرفی دارد، خروج نباید به حدّی باشد که صورت اعتکاف محو شود.
آیت الله مکارم شیرازی:
جایز نیست مگر اینکه ضرورت مهمّی داشته باشد.
آیت الله صافی گلپایگانی:
نمیتواند.
آیت الله وحید خراسانی:
نمیتواند مگر ضرورت عرفیّه باشد.
آیت الله فاضل لنکرانی:
خیر.
آیت الله شبیری زنجانی:
معیار در جواز خروج، ضرورت شرعی و یا عرفی است و تعیین مصداق ضرورت عرفی از شأن فقیه خارج است و بر فرض تعیین، برای مقلّد حجّت نیست.(1)
آیت الله حسینی شاهرودی:
در غیر موارد ضروری موجب بطلان است.(2)
سوال: آیا برای معتکف جایز است خروج از مسجد برای شرکت در درسهای حوزه؟ (3)
آیت الله اراکی:
بعید نیست شرکت در درس از موارد حاجت عرفیه و ضرورت عرفیه باشد و خروج برای آن به مقدار ضرورت، جائز است.
آیتاللّه بهجـت:
اشکال ندارد؛ ولی بهحدی نرسد که صورت اعتکاف محو شود.
آیات عظام تبریزی، نوری همدانی:
جایز نیست.
1) استفتائات خصوصی کتبی توسط اداره پاسخگویی به مسائل دینی آستان قدس رضوی، س8 ، جامع الاحکام، ج1، س515، ص144، پاسخ به سیصد مسأله موجود در سایت آیت الله صافی
2) آیت الله حسینی شاهرودی: استفتاء خصوصی کتبی
3) آیت الله اراکی: استفتائات، اعتکاف، س 2، ص59، آیتاللّه بهجـت، استفتائات، ج۲، ص۴۴۵. هزار و یک مسأله فقهی، نوری همدانی، ج2، س 276، ص82 و استفتائات جدید تبریزی، ج2 ، س 645، ص138.
(1)آیتاللّه مکارم: شرکت در امتحان درصورت ضرورت اشکال ندارد؛ ولی در اولین فرصت به محل اعتکاف بازگردد.
آیتاللّه وحید:
خروج از محل اعتکاف برای امتحان مهم، ضرورت عرفیه به حساب آمده و مانعی ندارد.
آیت الله اراکی:
در صورتی که وقت امتحان منحصر باشد و وقت دیگری نداشته باشد خروج مانعی ندارد به شرط آنکه اقتصار کند به اقلّ مسافت، و اقرب طرق ، و اقلّ ازمنۀ امکان، به طوری که بیش از مقدار ضرورت ، خارج مسجد مکث نکند و زیر سقف ننشیند و راه نرود حتی الامکان و پس از قضای ضرورت فوراً برگردد.
س: آیا معتکف برای شرکت در امتحانات دبیرستان یا دانشگاه یا حوزه میتواند از محل اعتکاف خارج شود؟
آیت الله سیستانی:
چنانچه ضرورت عرفی باشد میتواند ولی نباید مدّت خروجش طولانیگردد، به گونهایکه صورت اعتکاف از بین برود
1) اعتکاف عبادتی کامل، ص۱۱۶تا۱۲۰. استفتائات آیت الله وحید، موجود در سایت معظم له به نشانی:www.vahid-khorasani.i، آیت الله اراکی: استفتائات، اعتکاف، س3 ص 59. آیت الله سیستانی: استفتاء خصوصی کتبی، تذکر: معظّمله در تعیین حدود عرفی مقدار خروج فرمودهاند: خروج برای حدود یک ساعت برای ضرورت عرفی اشکال ندارد و بیش از آن محل اشکال میباشد و چنانچه زمان خروج بسیار طولانی گردد که صورت اعتکاف به هم بخورد، اعتکاف باطل میشود.
پرسش: الف. آیا معتکف می تواند برای شرکت در جلسه امتحان (به مدّت طولانی یا کوتاه) از مسجد خارج شود؟
ب. در صورت جواز تا چه مقدار می تواند در جلسه امتحان بماند؟
آیت الله صافی:
جواز در صورتی که زمان کوتاه باشد بعید نیست.
آیت الله مکارم:
الف و ب. در مورد امتحانات سرنوشت ساز مجاز است، البته به طوری که صورت اعتکاف به هم نخورد، مثلاً حدود یکی دو ساعت و بیشتر نباشد.
آیت الله سیستانی:
الف وب. اگر امتحان ضروری باشد و به مقدار یک ساعت باشد اشکال ندارد ولی بیشتر از آن به احتیاط واجب جایز نیست.
آیت الله شبیری زنجانی:
الف و ب. اگر شرکت در جلسه امتحان برایش لازم و ضروری است، میتواند از مسجد خارج شود ولی در صورتی که توقّفش بیرون مسجد زیاد طول بکشد به حدّی که صورت اعتکاف به هم بخورد، اعتکاف خود به خود باطل میشود.
آیت الله وحید:
الف.خروج از محل اعتکاف برای امتحانات مهم (مثل امتحان پایان ترم) ضرورت عرفیه به حساب میآید و مانعی ندارد.
ب.به مقداری که ضرورت دارد اکتفاء نماید و
نباید بیشتر از زمانی که برای انجام امتحان لازم است خارج مسجد بماند و بنابر احتیاط واجب از نزدیکترین راه به مسجد برگردد و در بیرون مسجد ننشیند و اگر اضطرار به نشستن پیدا کرد در صورت امکان در سایه ننشیند.؟
سوال: خروج از اعتکاف جهت کار اداری از ساعت هشت صبح الی دو عصر یا جهت شرکت در امتحاناتی که چند ساعت طول میکشد و امثال آن چه صورت دارد؟(1)
آیت الله خامنهای:
خروج از مسجد در حال اعتکاف، اگر ضرورت شرعی یا عقلی یا عرفی در بین نباشد جایز نیست.
آیت الله فاضل لنکرانی:
جایز نیست.
آیت الله سیستانی:
اعتکاف صحیح نیست.
آیت الله بهجت:
از حدود اعتکاف خارج است و فقط در حال اضطرار جایز است بعضی از امور.
آیت الله صافی گلپایگانی:
جایز نیست.
آیت الله مکارم شیرازی:
جایز نیست جز در موارد ضرورت و به مقدار ضرورت.
آیت الله تبریزی:
با خروج از محل اعتکاف، اعتکاف باطل میشود.
1) مسائل جدید، ج5، ص139
سوال: خروج معتکف از مسجد برای آوردن وسایل مورد احتیاجش چه حکمی دارد، در فرضی که میتواند فرد غیر معتکفی را برای آوردن آن وسایل مأمور نماید ؟(1)
آیتالله خامنهای:
اگر مأمور کردن دیگران محذوری ندارد، خارج نشود.
آیتالله مکارم شیرازی:
در فرض سؤال جایز نیست.
آیتالله صافی گلپایگانی:
اگر ارجاع به غیر به طور متعارف ممکن باشد خود معتکف خارج نشود.
آیتالله وحید خراسانی:
نمیتواند.
آیتالله بهجت:
معلوم شد لزوم اقتصار بر مقدار ضرورت، لذا تا نائب گرفتن مقدور باشد نباید خارج شود.
آیتالله فاضل لنکرانی:
جایز نیست.
آیتالله شبیری زنجانی:
اگر محذوری در امر دیگری نباشد خروج از مسجد جائز نیست.
آیتالله سیستانی:
در صورت امکان توسّل به غیر، خودش نمیتواند برای آوردن وسایل از مسجد خارج شود.
1) استفتائات خصوصی کتبی توسط اداره پاسخگویی به مسائل دینی آستان قدس رضوی، س10، آیتالله حسینی شاهرودی: استفتاء خصوصی کتبی.
آیتالله حسینی شاهرودی:
در فرض مذکور خارج نشود.
سؤال: خروج معتکف از مسجد برای تهیه غذا و شستن لباسها و ظروف خود چه حکمی دارد و اگر شخص غیر معتکفی این کارها را برای او بکند چطور؟(1)
آیتالله نوری همدانی:
اگر ضرورت ندارد و فردی هست که این کارها را انجام دهد جایز نیست.
آیت الله تبریزی:
چنانچه بتواند کسی را برای این کارها بگمارد، خودش نمی تواند از مسجد خارج شود و آنها را انجام دهد ، و در غیر این صورت ، به مقدار ضرورت می تواند از مسجد خارج شود و بعد از انجام کار به مسجد برگردد.
آیت الله صافی گلپایگانی:
خروج برای ضرورات عرفی و شرعی مانعی ندارد.
آیتاللّه مکارم:
تهیۀ غذا و شستن ظرفها اگر ضرورت ندارد و فردی هست که این کارها را انجام دهد، جایز نیست.
حکم خروج بعضی از اعضای بدن از مسجد در حال اعتکاف:
مسأله: آیات عظام مرحوم امام، خوئی، اراکی،
1) هزار و یک مسأله فقهی، ج2، س 279، ص82، آیتاللّه مکارم: استفتائات جدید، ج۲، سؤال۲۷۹. آیت الله تبریزی، استفتائات جدید، ج2، س 659، ص138، آیت الله صافی گلپایگانی، استفتائات پیرامون اعتکاف، س60 ، صص44و45
گلپایگانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، فاضل لنکرانی، سیستانی:
خروج بعضی از اجزاء بدن معتکف مانند دست یا سر و مانند اینها از مسجد اشکال ندارد.(1)
تعلیقه العروة الوثقی، آیات عظام مرحوم امام، گلپایگانی، فاضل، مکارم، سیستانی، خویی، نوری همدانی، ج2، فی شرائط الاعتکاف، الشرط الثامن، ص79.
1) زبدة الاحکام اراکی، الاعتکاف، شروطه، الشرط السابع، ص152.
اگر معتکف در اثنای اعتکاف مرتد شود، اعتکافش باطل است، هرچند توبه کند؛ حکم بطلان اعتکاف در روز بنابر فتوی و در شب، بنابر احتیاط واجب میباشد (صاحب عروه)(1)
مرحوم امام و آیات عظام خویی، گلپایگانی، مکارم، نوری همدانی:
اظهر و اقوی بین شب و روز در این مسئله تفاوتی نیست.
أیت الله مکارم در ادامه می فرمایند:
برای اینکه اعتکاف عبادتی شبانهروزی است و عبادت از کافر صحیح نیست.
آیات عظام سیستانی، فاضل
مانند نظر مرحوم صاحب عروه میباشد.(2)
آیتاللّه تبریزی:
اعتکافش باطل است.(3)
عدول از نیت اعتکاف جایز نیست؛ هرچند هر دو مستحب یا واجب باشد. همچنین تغییر نیت اعتکافی که به نیابت از سوی فلان میّت صورت گرفته، به میّت دیگر یا به انسان زنده جایز نیست؛ همانگونهکه تغییر اعتکاف به نیابت از دیگری به اعتکاف برای خویشتن یا بالعکس جایز نمیباشد. (مراجع عظام)(4)
آیتاللّه مکارم:
بنابراین کسیکه دو اعتکاف براثر نذر و قسم بر او واجب شده و اکنون به نیت انجام اعتکاف نذری معتکف گردیده، نمیتواند نیت خود را به اعتکاف دیگر تغییر دهد؛ همانگونهکه تغییر اعتکاف استیجاری به اعتکاف برای خویشتن یا بالعکس جایز نمیباشد.(1)
در یک اعتکاف، نیابت از چند نفر جایز نیست. آری بهعنوان اهدای ثواب اشکالی ندارد. بنابراین صحیح است ثواب اعتکاف را به تعدادی از افراد زنده یا عدّهای از اموات یا تعدادی از زندهها و مردگان اهدا کند (مراجع عظام).(2)
روزه لازم نیست مخصوص اعتکاف باشد، بلکه با هر روزهای اعتکاف تحقّق مییابد. بنابراین جایز است اعتکاف با روزۀ استیجاری یا روزۀ واجب بهجهت نذر و مانند آن حتّی اگر نذر اعتکاف کرده باشد که بدین سبب اعتکاف واجب گردیده، میتواند روزۀ استیجاری بگیرد؛ (1) زیرا بر معتکف، روزه واجب است؛ خواه برای اعتکاف باشد یا برای غیراعتکاف. بلکه حتّی در نذر اعتکاف میتواند روزۀ مستحبی بگیرد که
قطع آن جایز است. پس اگر روزه را قطع نکرد، اعتکافش تمام است و اگر روزه را قطع کرد، اعتکاف نیز قطع شده و باید از اول شروع کند (مشهور).(1)
مشهور عبارتند از: مرحوم امام و آیات عظام خامنهای، اراکی، گلپایگانی، صافی، خوئی، تبریزی، سیستانی، نوری همدانی
(1) آیت الله اراکی: اگر نذر مطلق باشد، اما در نذر معین نمی تواند روزه استیجاری بگیرد.
آیت الله بهجت: احتیاط مستحب آن است که هرگاه اعتکاف از غیر باشد، روزه از طرف کسی باشد که اعتکاف از طرف اوست.(2)
آیت الله فاضل لنکرانی: روزه برای دیگری خواه استیجاری باشد یا توسط ولی گرفته شود یا تبرعی باشد، اگر اعتکاف برای همان کسی که برایش روزه میگیرد نیست، بنابر احتیاط واجب کفایت نمیکند، چه اعتکاف را برای خودش نیت کند یا برای شخص دیگری، امّا اگر روزه نیز به نیابت کسی باشد که اعتکاف به نیابت او است اشکال ندارد.(3)
آیت الله مکارم شیرازی: هر نوع روزهای کفایت میکند ولی روزه استیجاری بنابر احتیاط واجب کافی نیست.(4)
1) العروة الوثقی، ج۲ ، ص۷۹ ، م4؛ حواشی العروة الوثقی؛ تبریزی، استفتائات جدید، ج۱، ص۱۵۵؛ صافی، جواب به سیصد مسأله، ج۱، موجود در سایت؛ رهبری، مجموعه استفتائات موجود در سایت.
2) بهجت، وسیلة النجاة ، ج1 ، ص 231، م1190، شرایط صحت اعتکاف، شرط سوم
3) تعلیقه ایشان بر عروة الوثقی
4) اعتکاف عبادتی کامل، ص۷۴ ، م19؛ مکارم، استفتائات، ج۲ ، ص۱۶۲، س۴۸۱.
قطعکردن اعتکاف مستحبی در دو روز اول جایز است؛ ولی با تمام شدن دو روز اول، روز سوم واجب میشود(1)و اعتکاف نذری اگر نذر معیّن باشد، قطع آن جایز نیست؛ و گرنه جایز میباشد (مراجع عظام).(2)
هرگاه نذر کند که در روزهای معیّنی (مثلاً سه روز اول ماه شعبان) معتکف شود و روزۀ نذری یا روزۀ استیجاری نیز بر عهده داشته باشد، میتواند چنین روزههایی را به هنگام اعتکاف نذری به جا آورد، تا هم نذر اعتکاف را انجام داده باشد و هم روزههای واجب را. البته اگر به هنگام نذرِ اعتکاف، قصدش این باشد که روزۀ مخصوص اعتکاف بگیرد، نمیتواند قصد روزۀ دیگری کند(۱) (مشهور).(3)
(۱) آیتاللّه گلپایگانی:
در فرض اخیر چنانچه معتکف قصد روزۀ نذری یا روزۀ استیجاری کرده بعید نیست که برای اعتکافش مجزی باشد، هر چند به خاطر شکستن نذرش، یعنی ترک روزه به جهت اعتکاف، گناهکار باشد.(4)
مرحوم امام و آیتاللّه بهجـت:
اگر اعتکاف در روزهای معینی را نذر کند و روزۀ نذری هم داشته باشد، جایز است برای وفای به هر دو نذر، روزۀ نذری را در اعتکاف نذری بگیرد، و اعتکاف نذری یا استیجاری در ماه رمضان نیز صحیح است (امام: اگر نذر یا استیجار انصراف از ماه مبارک رمضان نداشته باشد.)(1)
وسیلة النجاة، شرایط صحّت اعتکاف، شرط الثالث.
درمسأله چهارم، فتاوای بعضی دیگر از مراجع دراین خصوص گذشت؛ مثل آیت الله اراکی که فرمودند در نذر معین اعتکاف، نمی توان روزه استیجاری گرفت یا آیت الله فاضل که احتیاط واجب داشتند.
پرسش:اگر نذر کند درایام معیّنی معتکف شود و در اعتکاف روزه هم بگیرد، آیا میتواند روزۀ واجب به نذر دیگر یا اجاره را بگیرد؟
آیت الله تبریزی:
مانعی ندارد.(2)
چنانچه نذر کند یک یا دو روز معتکف شود نه بیشتر، نذرش باطل است؛(۱) ولی اگر قید « نه بیشتر» را ذکر نکند، نذرش صحیح است و باید آن را تا سه روز کامل کند (مشهور).(3)
(۱) آیات عظام خویی، سیستانی:
این درصورتی است که قصد اعتکاف اصطلاحی و معهود را داشته باشد؛ و گرنه اگر معنای لغوی اعتکاف را قصد کرده، صحیح است.
آیتاللّه بهجـت:
چنانچه نذر کند یک یا دو روز معتکف شود نه بیشتر، و قصدش اعتکاف به معنای لغوی آن نباشد، بلکه قصدش اعتکاف در اصطلاح متشرّعه باشد، نذرش باطل است. ولی اگر قید عدم زیادی را ذکر نکرده باشد، اعتکافش صحیح است و واجب است آن را تا سه روز کامل کند.(1)
تذکّر: در ذیل شرط پنجم (شرط زمانی اعتکاف)، به این مسأله نیز اشاره شده است.
اگر نذر کند سه روز معیّن یا بیشتر معتکف گردد، مثل اینکه نذر کند روز ۲۸ و ۲۹ و ۳۰ ماه مبارک رمضان را معتکف شود، سپس روز سوم مصادف با عید فطرگردد، مثل اینکه ماه رمضان در فرض مثال فوق، ۲۹ روز شود،(۱) چنین نذری از اصل باطل است و قضا هم ندارد؛ زیرا نذر از ابتدا منعقد نشده است؛ هرچند قضای آن مطابق احتیاط است (مشهور).(2)
(۱) امامخمینی:
و همچنین اگر اعتکافِ چهار روز یا بیشتر را نذر کند و روز چهارم مثلاً مصادف با عید گردد، در اینجا نذرش باطل است؛ هر چند احتیاط آن است که ماسوای روز عید را از روزهای قبل از عید، بلکه حتی روز یا روزهای بعد از عید را هم معتکف شود، به خصوص اگر تعداد روزها سه روز یا بیشتر باشد. و اگر بازگشت نذرش به دو اعتکاف باشد و اتّفاقاً روز سوم عید گردد، واجب است بعد از روز عید معتکف گردد و اگر روز چهارم عید گردد، واجب است قبلش معتکف باشد.(1)
آیتاللّه تبریزی:
پرسش: کسی نذر کرده ده روز آخر ماه مبارک رمضان را اعتکاف کند. اتفاقاً روز دهم عید فطر اعلام شده است. آیا قضای آن دوباره لازم میآید یا خیر؟
پاسخ: قضای آن روز لازم نیست.(2)
پرسش: اگر سه روز یا بیشتر از سه روز معیّن را برای اعتکاف نذر کند و ناگهان روز سوم با عید تلاقی کند، اعتکافش چه حکمی دارد؟
پاسخ: نذرش باطل است.(3)
اگر کسی نذر کند روزِ آمدن زید معتکف شود، نذرش باطل میباشد؛(۱) مگر بداند(۲) آمدن زید قبل از طلوع فجر است. و اگر نذر کند روز دوم
آمدن زید معتکف شود، نذرش صحیح است و واجب است دو روز دیگر هم ضمیمه نماید (صاحب عروه).(1)
(۱) امامخمینی:
بنابر احتیاط، باطل است که این، نشئتگرفته از صحت اعتکاف سه روز تلفیقی است. و احتیاط این است که اگر کسی اینگونه نذر کرد، روزی که احتمال دارد از باب مقدمه روزه بگیرد و از زمان آمدن معتکف بشود، پس اگر در بین روز آمد، رجاءً معتکف بشود و سه روز را تلفیقاً کامل نماید.(2)
آیتاللّه خویی:
نذر صحیح میباشد و واجب است از طلوع فجر معتکف بشود، اگر میداند زید در اثنای روز میآید؛ و الا از زمان آمدن زید معتکف بشود و سه روز دیگر به آن ضمیمه کند. البته درهمینصورت (نمیداند زید چهموقع میآید)، اگر قصدش اعتکاف از طلوع فجر باشد، نذرش باطل است.(3)
(۲) آیتاللّه گلپایگانی:
یا خبرگرفتن برایش ممکن باشد که دراینصورت، واجب میشود و اگر نذر کرد از زمان آمدن زید معتکف شود و آن روز هم روزه بود، صحیح است و واجب است که سه روز دیگر را ضمیمه نماید، چون اعتکافِ تلفیقی اشکال دارد.(4)
آیت الله سیستانی:
همچنین است حکم بنابر احتیاط واجب اگر خبرگرفتن برایش ممکن باشد و در این صورت وفای به نذر (هر چند به طریق احتیاط) لازم است.(1)
آیتاللّه مکارم:
هرگاه نذرکند که روز بازگشت (مثلاً) پدرش از مکه معتکف شود، چنانچه امکان داشته باشد در آن روز احتیاط کند و از طلوع فجر اعتکاف ببندد، نذرش صحیح است. همچنین اگر یقین داشته باشد که مسافرش قبل از طلوع فجر (اذان صبح) باز میگردد. و اگر نذر کند روز پس از ورود مسافرش معتکف شود، بدونشک نذرش صحیح است و باید تا سه روز درحال اعتکاف باشد.(2)
آیتاللّه تبریزی:
اگر کسی نذر کند روز ورود زید را معتکف شود، نذر او صحیح است و باید روزهایی را که احتمال ورود زید را میدهد، معتکف شود. و در روزی که زید آمد، باید اعتکاف آن روز را تمام کند و دو روز دیگر به آن ضمیمه کند.(3)
اگر کسی نذر کند که روزها را معتکف شود، ولی شبها را نباشد، نذرش منعقد نمیشود (مراجع عظام).(4)
چنانچه نذر کند سه روز یا بیشتر معتکف شود، لازم نیست شب اول هم درحال اعتکاف باشد؛(۱) امّا اگر نذر کند یک ماه معتکف شود، شب اول که جزء ماه محسوب میشود نیز باید درحال اعتکاف باشد(۲) (مشهور).(1)
(۱) آیتاللّه خویی:
داخلبودن شب اول، تابع قصد ناذر میباشد و اگر نذرش مطلق بوده، بعید نیست که داخل نباشد؛ هر چند احتیاط مستحب داخل نمودن شب اول است.(2)
(۲) آیتاللّه مکارم:
این زمانی است که شخص نذرش منصرف به روزهای ماه نباشد؛ بلکه نذر منصرف به خود ماه باشد.(3)
آیت الله سیستانی:
مگر زمانی که مقصود وی در نذرسی روز باشد نه زمان واقع شده بین دو هلال ماه.(4)
پرسش:اگر کسی اعتکاف یک ماه را نذر کند، آیا شب اول هم جزء همان ماه است؟
آیت الله تبریزی:
شب اول هم جزء همان ماه است.(5)
آیت الله بهجت:
بلی، شب اول ماه، جزء ماه است.(6)
اگر کسی نذر کند که یک ماه معتکف شود، میتواند از اول ماه تا آخر ماه معتکف شود؛(۱)هر چند ماه ۲۹روزه باشد؛ امّا اگر مرادش مقدار یک ماه بوده است، واجب است۳۰ روز باشد (مشهور).(1)
(۱) امامخمینی و آیت الله فاضل
احتیاط آن است که یک روز دیگر را هم ضمیمه کند.(2)
آیتاللّه بهجـت
احتیاط مستحب اضافهکردن یک روز دیگر میباشد.(3)
آیتاللّه خویی:
واجب است که یک روز دیگر را هم اضافه کند؛ بنابر واجببودن روز سوم اعتکاف، اگر دو روز قبل را کامل کرده است.(4)
پرسش: اگر اعتکاف یک ماه را نذر کند و ماه ناقص باشد، تکلیف او ساقط میشود یا نه؟
آیت الله تبریزی:
ساقط میشود.(5)
پرسش:کسی نذر کند یک ماه را اعتکاف نماید و ماه ناقص باشد، آیا باید روز سیام را هم بگیرد یا نه؟
آیت الله بهجت:
با تمامشدن ماه، وظیفه تمام میشود و اعتکاف روز سیام از آخر واجب نیست.(1)
اگر اعتکاف یک ماه را نذر کند، واجب است پشتسرهم بیاورد. و امّا اگر به مقدار یک ماه را نذر کرده باشد، میتواند بهصورت متفرقه، سه روز سه روز آن را به جا آورد. بلکه بعید نیست تفریق روز به روز نیز جایز باشد،(۱)بهگونهایکه به هر روز اعتکاف نذریاش، دو روز دیگر اضافه نماید. و این یک قاعدۀ کلّی است در تمام مواردی که از اعتکاف چندروزه، تتابع و پیدرپی بودن استفاده نشود (مشهور).(2)
(۱) آیتاللّه گلپایگانی:
یا دو روز دو روز که به هر دو روزی، یک روز دیگر اضافه کند. بنابراین جایز است تفریق به هرنحو ممکن به شرط رعایت اعتکاف روز سوم، هر سه روز.(3)
آیتاللّه خویی:
این مبتنی بر یکی از دو امر است: یا بنابر اعتبار قصد در وفای به نذر و یا در منذور خصوصیتی باشد که آن خصوصیت در روز اول است، نه دو روز بعدش.
آیتاللّه سیستانی:
تفریق ذکرشده در صورت مسأله و مانند آن تحقّق پیدا نمیکند؛ مگر برای متعلّق نذر خصوصیتی باشد که بر غیر روز اول مثلاً منطبق نمیشود، از باب مثال، خود اعتکاف را نذر کرده بهگونهایکه روزهاش نیز برای اعتکاف باشد، پس روز اول به همین عنوان روزه میگیرد و دو روز دیگر را به عنوان روزۀ استیجاری یا مانند آن روزه میگیرد. و اگر چنین تصور نکنیم، به ناچار متعلق نذر بر تمام سه روز منطبق میشود.(1)
آیتاللّه فاضل:
به اینکه یک روز اعتکافش، از نذرش باشد و دو روز دیگر مستحبی، یا واجب بدون نذر به آن اضافه کند. لکن احوط، ترک این تفریق است و بر فرض جواز تفریق روز به روز، تفریق دو روز دو روز نیز باید جایز باشد.(2)
آیتاللّه مکارم:
مسأله اول: هرگاه نذر کند که یک ماه معتکف شود، واجب است یک ماه پشت سرهم معتکف شود. امّا اگر نذر کند که قسمتی از ماه، مثلاً نه روز یا پانزده روز، اعتکاف نماید، میتواند به طور پراکنده (سه روز سه روز) معتکف شود، تا آن مقدار که نذر کرده، کامل شود؛ مشروط بر اینکه نذرش انصراف به روزهای پیدرپی نداشته باشد که دراینصورت نیز باید اعتکافش پیدرپی باشد.(3)
مسأله دوم: چنانچه نذر کند که یک ماه نامعیّن یا چندین روز پیدرپی غیرمعیّن معتکف شود، چه قید «پیدرپی» را در صیغۀ نذر آورده باشد یا چنین از نذرش استفاده گردد، و اعتکاف را شروع کند، سپس یک روز یا بیشتر از ایام اعتکاف را باطل کند، تمام روزهایی که معتکف بوده، باطل میشود؛ هرچند روزهایی که به طور صحیح درحال اعتکاف بوده، سه روز یا بیشتر بوده باشد و باید اعتکاف را با رعایت تتابع و پیدرپی بودن از سر بگیرد. و اگر نذرش برای ماه یا روزهای معیّنی بوده و آن را باطل کرده، باید قضای آن را بهصورت پیدرپی به جا آورد. حتی اگر اعتکاف نذری معین را در آخرین لحظات باطل کند، بهگونهایکه پس از بطلان، هنوز مقداری از زمان اعتکاف باقی مانده باشد، احتیاط آن است که دراینصورت نیز قضا کند.
مسأله سوم: هرگاه نذر کند که یک ماه قمری معتکف شود و ماهی که در آن معتکف شده، ۲۹ روز باشد، احتیاط واجب آن است که روز اول ماه بعد را نیز بر آن بیفزاید؛ زیرا همانگونهکه قبلاً گذشت، هرگاه دو روز بر اعتکافش اضافه کند، اعتکاف روز سوم نیز واجب میشود.(1)
آیتاللّه تبریزی:
پرسش: اگر کسی نذر کند به مقدار یک ماه معتکف شود، آیا میتواند اعتکافهای یک روزه به طور متفرّق بگیرد؟
پاسخ: در فرض مذکور میتواند ده اعتکاف سه
1) اعتکاف عبادتی کامل، ص۷۸. م32و30.
روزه به طور متفرّق انجام دهد. و چنانچه نذر کند سی اعتکاف ایجاد کند، باید سی بار یک روزه معتکف شود و به هریک از آن روزها دو روز ضمیمه کند که مجموع ایام اعتکاف نود روز شود. و اگر نذر کند یک روز تنها را اعتکاف کند، بدونضمیمهکردن دو روز دیگر اعتکافش باطل است.(1)
اگر نذر یک ماهۀ اعتکاف یا مدّت زمانی را به صورت پیدرپی داشته باشد، (فرقی نمیکند که این را به صورت شرط لفظی در نذر گفته باشد یا به این نیت، نذر را جاری کرده باشد)، سپس یک روز یا بیشتر اخلال در آن ایجاد کند (به اینکه معتکف نشود یا اعتکافش را باطل کند)، کلّ نذرش باطل میشود؛ هر چند آنچه گذشته، سه روز یا بیشتر باشد. و باید از ابتدا با رعایت پشت سر هم بودن روزها اعتکافش را انجام دهد.
و اگر نذر روزهای معیّنی را داشته باشد، سپس در آن، یک روز یا بیشتر اخلال کند، واجب است آن را قضا نماید(۱) و احتیاط آن است(۲) که پیدرپی باشد. و اگر مقداری از آن روزهایی که برای نذر معیّن کرده بود ، بعد از باطلکردن آن هنوز باقی باشد، احتیاط آن است که ابتدای قضای نذر را(۲)از همین باقیمانده شروع کند (صاحب عروه).(2)
(۱) آیتاللّه خویی:
بنابر احتیاط.
آیتاللّه فاضل:
یعنی قضای مقداری که نذر کرده، بهطور کامل.
آیتاللّه سیستانی:
بنابر احتیاط لازم؛ و امّا رعایت دو احتیاط دیگر که در ذیل میآید، لازم نیست.
(۲)آیات عظام گلپایگانی و مکارم:
اقوی این است (مکارم: و مفهوم قضا چنین اقتضایی دارد.)
(۳) امامخمینی:
هر چند اقوی عدموجوب است.(1)
آیتاللّه بهجـت:
هرگاه نذر اعتکاف پیوستهای را در زمانی داشته باشد، سپس به آن اخلال وارد کند یا عمداً یا به خاطر عذری، وفای به نذر دیگر ممکن نیست و واجب است آن را از سر بگیرد با رعایت پیوستگی آن. امّا صحّت نذر در روزهای گذشته، بستگی دارد به اینکه سه روز از اعتکافش را قبل از اخلال انجام داده باشد و داعی و انگیزۀ او امر فعلی اعتکاف باشد که گمان میکرده این امر فعلی ناشی از نذر است و بعد متوجّه میشود که اینچنین نبوده. امّا اگر داعی او مقیّد به نذریّت باشد، اعتکافش باطل است.
و اگر نذر روزهای معیّنی را داشته، بنابر اظهر لازم نیست استیناف اعتکاف؛ به سبب اینکه آن
1) حواشی بر العروة الوثقی، ج۲، الاعتکاف ، م14
روزها برای روزه معیّن شده بودند (که فرض آن است که روزه گرفته و اخلال به اعتکاف است) و آنچه فوت شده، وصف است (معتکفبودن) که تفویت آن موجب کفّاره و قضا است؛ و مثل کلّی مقیّد که بر مصادیق خارجیاش منطبق نشود نیست.
و آنچه ذکر کردیم (در قسم دوم یعنی نذر روزۀ معین)، هنگامی است که اخلال به پیوستگی اعتکاف موجب کمتر شدن اعتکاف از سه روز نگردد؛ و گرنه تعین زمان برای اعتکاف منافات با اعتبار سهروزۀ اعتکاف پیدا نمیکند؛ (یعنی باید رعایت سه روز اعتکاف گردد.) پس با انفصال (سه روز) از ابتدا اعتکافش را شروع میکند، بنابر اظهر؛ یعنی اعتکاف را به گونهایکه پیوستگی در آن رعایت شود، قضا مینماید.
و اگر مقداری از روزهای معینشده در نذر باقی مانده، ابتدای اعتکاف جدید را از آنها قرار دهد، بنابر احتیاط؛ و در این روزها نیت وظیفۀ فعلی (مافیالذمّه) داشته باشد و در خارج این روزها نیت قضا نماید.(1)
آیتاللّه تبریزی:
اگر کسی نذر کند روزهای معینی را معتکف باشد و از آن ایام معیّن تخلف نماید، یک روز یا بیشتر، بنابر احتیاط قضای آن واجب است.(2)
درصورتیکه نذر کند چهار روز معتکف شود و پیدرپی بودن را شرط نکرده باشد و این مطلب از نحوۀ نذر وی نیز استفاده نشود، سپس در روز چهارم کاری که اعتکاف را باطل میکند، انجام دهد، باید روز چهارم را قضا کند(۱) و دو روز دیگر بر آن بیفزاید. و بهتر آن است(۲) که روز قضا را اولین روز از این سه روز (در نیّت خود) قرار دهد؛(۳) هر چند مختار است هر روز از این سه روز را نیّت قضا کند (مشهور).(1)
(۱) آیتاللّه خویی:
تعبیر به قضا، مسامحی است.
(۲) آیتاللّه مکارم:
بلکه احوط این است.
(۳) آیتاللّه سیستانی:
اظهر آن است که اثری در تعیین آن نیست؛ بلکه روزۀ قضا انطباق قهری بر این سه روز پیدا میکند.(2)
آیتاللّه تبریزی:
اگر اعتکاف چهار روز را نذر کرد و پیوستگی آن چهار روز را شرط ننماید و روز چهارم را برخلاف نذرش عمل کند و از اعتکاف خارج شود، باید اعتکاف آن روز را بهجا آورد و دو روز دیگر به آن ضمیمه کند.(3)
هرگاه نذر کند پنج روز معتکف شود، باید یک روز دیگر بر آن بیفزاید؛ چه پیدرپی به جا آورد، یا به شکل نا پیوسته (مراجع عظام).(1)
اگر نذر کند در زمان معینی (مثلاً یک ماه معیّن از سال، یا روزهای معیّنی از ماه خاص) معتکف شود، سپس در آن ایام مخصوص به خاطر فراموشی یا عمداً و عصیاناً یا براثر اضطرار، اعتکاف را ترک کند، قضای آن واجب است.(۱) و اگر تشخیص ماهها مشکل شود و درنتیجه نتواند ماه مورد نظر را بهطور قطعی مشخّص کند، به ظنّ خود عمل میکند(۲) و اگر ظنّی نداشت، بین موارد احتمال مخیّر است (صاحب عروه).(2)
(۱)مرحوم امام و آیات عظام خویی و سیستانی:
بنابر احتیاط.(3)
(۲) امامخمینی:
محلّ اشکال است و مشکلتر تخییر در فرض عدم ظن است. بلکه اگر حرجی نباشد، احوط جمع بین محتملات است.(4)
آیتاللّه خویی:
بلکه ظاهر وجوب احتیاط است، تا زمانیکه
اعتکاف حرجی شود. و حکم ظنّ در این مسأله حکم شک است.(1)
آیتاللّه گلپایگانی:
بلکه باید احتیاط کند، مادامیکه حرجی نباشد و در فرض حرج، باید عمل به ظن کند. و اگر ظنّی نداشت، آخرین زمانی را که احتمال میدهد منذور بر آن منطبق باشد، انتخاب میکند و آن را به قصد مافیالذمّه میآورد، بدون قصدِ ادا یا قضا.(2)
آیتاللّه سیستانی:
بلکه باید هر ماهی را سی روز حساب کند، مادامیکه علم به نقصان به حسب معمول نداشته باشد.(3)
آیتاللّه فاضل:
بلکه باید احتیاط کند به جمعکردن بین محتملات، مادامیکه مستلزم حرج نشود؛ بدون فرق بین صورت ظن و عدم آن.(4)
آیتاللّه مکارم:
مگر اینکه احتیاط ممکن باشد و عسر و حرج لازم نیاید؛ که احتیاط واجب آن است مطابق احتیاط عمل کند. و چنانچه به هیچکدام از ماهها ظن ندارد، بین ماههایی که محتمل است، مخیّر است.(5)
آیتاللّه تبریزی:
اگر زمان معیّنی را برای اعتکاف نذر کند، ولی
آن اعتکاف را به جهت فراموشی یا نافرمانی یا زیادی اضطرار ترک کند، بنابر احتیاط، قضای آن را بهجا آورد.(1)
در اعتکاف معتبر است وحدت مسجد. بنابراین اعتکاف در دو مسجد جایز نیست؛ خواه متّصل به هم باشند یا جدای از هم. بلی اگر اتّصال بهگونهای باشد که یک مسجد به حساب آید، اشکالی ندارد. (مشهور).(2)
آیتاللّه بهجـت:
وحدت مسجد شرط است، مگر درصورت اتّصال زمین آن دو مسجد به یکدیگر که میتواند در هرکدام باشد؛ هرچند در نیّت یکی را معیّن کرده، بنابر اظهر.(3)
آیتاللّه مکارم:
دلیلی بر لزوم وحدت مسجد در اعتکاف اصلاً نیست؛ بنابراین اعتکاف در دو مسجد متّصل به هم صحیح است و این کلام بعضی از اعاظم فقها نیز بوده است.(4)
آیتاللّه تبریزی:
اعتکاف باید در یک مسجد باشد، در دو مسجد مشروع نیست.(5)
هرگاه در مسجدی معتکف شود، سپس مانعی پیش آید که ادامۀ اعتکاف در آن مسجد ممکن نباشد، مثل اینکه مسجد خراب شود، یا امنیت خود را از دست بدهد و مانند اینها، اعتکاف باطل میشود.(۱)و اگر اعتکاف واجب بوده، استیناف یا قضای(۲)آن واجب است، در خود آن مسجد بعد از برطرفشدن مانع یا مسجد دیگر. بنابراین نمیتواند بنا را بر مقداری که معتکف شده، بگذارد و پس از برطرف شدن مانع، آن را ادامه دهد؛ چه در همان مسجد یا مسجد دیگر (مشهور).(1)
(۱) آیتاللّه مکارم:
حکم این مسأله از مسأله قبل روشن میشود. درنتیجه اعتکافش باطل نمیشود، بلکه آن را در مسجد جامع دیگری ادامه میدهد.(2)
(۲) آیتاللّه سیستانی:
بنابر احتیاط.(3)
پشت بام، زیرزمین و محراب مسجد جزء مسجد محسوب میشود؛(۱) مگر اینکه یقین داشته باشیم واقف، آنها را جزء مسجد قرار نداده است. قسمتهای توسعهیافتۀ مساجد نیز حکم مسجد را دارد، به شرط آنکه جزء
مسجد محسوب گردد (صاحب عروه).(1)
(۱) آیات عظام مرحوم امام، سیستانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، گلپایگانی:
پشت بام و سرداب و محراب مساجد جزء مسجد به حساب میآید مگر آنکه بدانیم یا اطمینان پیدا کنیم که آن مکان جزء مسجد نیست، همچنین ملحقات مسجد، اگر به قصد اینکه جزء مسجد باشد به آن افزوده شده یا نشانه و امارهای بر مسجد بودن آن باشد، حکم مسجد را داراست، مثل مکانی که در اثر توسعه به مسجد افزوده شده و به قصد اینکه جزء مسجد باشد آن را وقف نموده باشند یا اگر قصد واقف معلوم نیست، سیره مسلمانان و اهل مسجد و ظاهر حال عرف بر آن باشد که با آن مکان به عنوان مسجد رفتار نمایند.
در غیر این موارد اماکنی را که شک داریم جزء مسجد است یا نه، مثل حیاط، ایوان؛ راهروها، اتاق خادم و . . . و از قصد واقف اطّلاع نداریم و نشانهای هم بر جزء مسجد بودن آن نداریم، حکم مسجد را ندارد.
آیات عظام خامنهای، خوئی، تبریزی، وحید خراسانی، صافی ، بهجت، فاضل لنکرانی:
پشت بام و سرداب و محراب مساجد جزء مسجد به حساب میآید مگر آنکه بدانیم یا اطمینان پیدا کنیم که آن مکان جزء مسجد نیست، همچنین ملحقات مسجد، اگر به قصد اینکه جزء مسجد باشد به آن افزوده شده، حکم
1) العروة الوثقی، ج۲، ص۸۲ ، م20
مسجد را داراست، مثل مکانی که در اثر توسعه به مسجد افزوده شده و به قصد اینکه جزء مسجد باشد آن را وقف نموده باشند.
در غیر این موارد اماکنی را که شک داریم جزء مسجد است یا نه، مثل حیاط، ایوان؛ راهروها، اتاق خادم و . . . و از قصد واقف اطّلاع نداریم، حکم مسجد را ندارد.(1)
الاحکام الواضحة فاضل،الاعتکاف، م 1104، ص269 و کتاب الطهارة ، م200 ، ص44
هدایة العباد، گلپایگانی، ج1 ، الاعتکاف، م1411 ، ص280
هدایة العباد، صافی، ج1 ، الاعتکاف، م 1410،ص239 و استفتائات پیرامون اعتکاف، س52 ، ص 39 و 40
العروة الوثقی تعلیقه مرحوم امام، گلپایگانی، مکارم، سیستانی، نوری همدانی، خویی، فاضل، شیرازی، ج2، کتاب الاعتکاف، شروط الاعتکاف، م20 و م23 و العروة الوثقی، ج1، کتاب الطهارة، فی احکام النجاسة، م16
منهاج الصالحین، خوئی، سیستانی، تبریزی، وحید، ج1، الخاتمة فی الاعتکاف، م 1071 و غسل الجنابة، م 180
وسیلة النجاة، بهجت، شرائط صحّة الاعتکاف، م1201، ص334
مجموعه استفتائات مقام معظم رهبری آیتالله خامنهای در سایت ایشان: www.leader.ir
مرحوم امام و آیات عظام خامنهای، گلپایگانی، صافی و بهجـت:
آنچه به مسجد اضافه میشود، مانند دهلیز (صحن و سرای جدید) و مانند آن، اینها جزء مسجد نیستند؛ مگر علم پیدا شود که جزء مسجد قرار داده شده است.(2)
آیتاللّه فاضل:
اگر صحن و حیاط مسجد بهگونهای است که در آن نماز میخوانند و صیغۀ مسجدیّت در
آن خواندهاند، مثل مسجد امامحسنعسکری علیهالسلام در قم، میتوان در آن توقّف کرد؛ وگرنه نباید توقّف کرد.(1)
آیتاللّه بهجـت:
درحال اعتکاف، نزول به سرداب (زیرزمین) مسجد و رفتن به بام مسجد جایز است؛ ولی مقدار اضافی اگر جزئیّتش مشکوک باشد، رفتن به آنجا جایز نیست.(2)
آیتاللّه تبریزی:
چنانچه جزء مسجد نباشد، نمیشود.(3)
هرگاه مکان خاصی از مسجد را به عنوان محلّ اعتکافش تعیین کند، متعیّن نمیشود و چنین قصدی بیاثر است؛(۱) یعنی لازم نیست درطول اعتکاف فقط در همان مکان باشد (مراجع عظام).(4)
(۱) امامخمینی:
حتّی اگر معیّن کند پشتبام یا طبقۀ بالا، نه طبقۀ پایین یا برعکس، اثری ندارد؛ بلکه تعیین جایی خاص در بعض موارد، چه بسا اشکال هم در صحّت اعتکاف وارد کند.(5)
قبر مسلم و هانی بنابر ظاهر، جزء مسجد کوفه نیست (مراجع عظام).(1)
هرگاه شک کند که فلان قسمت مسجد، حکم مسجد دارد یا از ملحقات و املاک مسجد است، حکم مسجد بر آن جاری نمیشود(2)(مشهور).(3)
تذکّر: م24 ، العروه الوثقی، سابقاً در راههای احراز مسجد جامع ذکر شد.
آیتاللّه مکارم:
مگر اینکه ظاهر حال آن باشد که جزء مسجد است. بنابراین در حیاط مسجدی که معلوم نیست صیغۀ وقف مسجد بر آن خوانده شده یا نه، نمیتوان اعتکاف کرد.(4)
هرگاه در مکانی به اعتقاد اینکه مسجد یا مسجدجامع است، معتکف شد، سپس معلوم شود که مسجد نیست یا مسجد جامع نیست، اعتکافش باطل است (مراجع عظام).(5)
در اینکه اعتکاف باید در مسجدجامع باشد، تفاوتی بین زن و مرد نیست. بنابراین زنان هم باید در مسجدجامع معتکف شوند و نمیتوانند در مکانی که در داخل خانه برای نماز اختصاص دادهاند و همچنین در مسجد قبیله(۱) و مانند آن معتکف شوند (مراجع عظام).(1)
(1) آیتاللّه مکارم:
یا در مسجدی که نمازجماعت مرتبی ندارد، معتکف شوند.(2)
اعتکاف بچۀ ممیّز که خوب و بد را تشخیص میدهد، صحیح است؛ بنابراین بلوغ شرط اعتکاف نیست (مراجع عظام).(3)
آیتاللّه بهجـت:
و اعتکاف صبیّ ممیّز مطلقاً در حکم اعتکاف مردان است، درزمانیکه استحباب در حقّشان دارد؛ هم از حیث حکم وضعی و هم از حیث حکم تکلیفی، بنابر اقوی.(4)
نکته: مسألۀ۲۸ العروة الوثقی به جهت عدم ابتلاء مطرح نشد. مسألۀ۲۹ (برگشت از اجازه پس ازآن) هم چون در فرزند و همسر و مانند اینها کاربرد دارد، به صورت ذیل طرح شده است:
اگر زن از شوهرش برای اعتکاف اجازه بگیرد یا هرکسیکه در اجازه گرفتن حکم زن را دارد،(1)شوهر و مانند او تا زمانیکه دو روز از اعتکاف نگذشته است، میتواند از اجازهاش برگردد؛ امّا بعد از گذشت دو روز، دیگر نمیتواند از اذن خود برگردد، چون تمام کردن اعتکاف در این هنگام واجب میشود. (مراجع عظام)(2)
اگر غسل جنابت بر معتکف واجب شود، لازم نیست که غسل را در مسجد انجام دهد،(1) هر چند انجام غسل مستلزم آلودهکردن مسجد نباشد؛ هر چند احتیاط مستحب این است که دراینصورت، در داخل مسجد غسل نماید. (صاحب عروه)(3)
(1) امامخمینی، آیتاللّه فاضل:
در مسجدالحرام و مسجدالنبی غسل جنابت جایز نیست و واجب است با تیمم، از مسجد برای غسل خارج شود و در غیر مسجدالحرام و مسجد النبی نیز چنانچه غسل جنابت مستلزم مکث و توقّف باشد، غسل جایز نیست و گرنه میتواند در مسجد غسل نموده یا آنکه برای غسل از مسجد خارج شود و اگر در موردی که
1) مانند اجازهگرفتن اجیر خاص از مستأجر، اگر منافات با حقّ او به سبب قرارداد اجاره داشته باشد و مانند فرزند نسبتبه والدین، اگر موجب اذیت آنها باشد (وسیلة النجاة، ج۱ ، ص۳۳۲، م۱۱۹۳).
2) العروة الوثقی، ج۲، ص۸۳ ، م29؛ اعتکاف عبادتی کامل؛ وسیلة النجاة، ج۱، ص۳۳۲، م۱۱۹۳.
3) العروة الوثقی، ج2 ، اعتکاف، شرائط صحة الاعتکاف مورد الثامن.
خروج واجب است چنانچه عمداً از مسجد خارج نشود، بهخاطر توقّف حرام در مسجد، اعتکافش باطل میگردد. (1)
آیات عظام گلپایگانی و صافی و مکارم
هرگاه در مسجد جنب شود، باید برای غسل از مسجد خارج گردد؛ و در مسجد الحرام و مسجد النبی باید فوراً تیمم نماید و از مسجد خارج شود و در سایر مساجد بدون تیمم از مسجد خارج می شود هر چند امکان غسل در مسجد بدونمکث و آلودهکردن مسجد فراهم باشد و اگر عمداً خارج نشد، به خاطر حرمت توقّف جنب در مسجد، اعتکافش باطل میگردد .(2)
آیت الله خویی:
اگر انجام غسل جنابت مستلزم هتک یا محذور دیگر باشد واجب است از مسجد برای غسل خارج شود و گرنه، چنانچه زمان غسل در مسجد بیشتر از زمان خروج وی از مسجد نباشد، انجام غسل در مسجد واجب است.
این حکم در زمانی است که نوع حدث، مانع از بودن در مسجد باشد؛ امّا اگر مانع محسوب نشود مثلاً حدث مس میّت باشد، چنانچه امکان دارد در مسجد غسل کند، نباید برای غسل از مسجد خارج گردد.(3)
، منهاج الصالحین، ج۱ ، م1073.
1) روحالله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، شرایط صحة الاعتکاف، مورد السابع ، ص۲۸۸ و ص۲۹۰، م10 ، تعلیقه العروة الوثقی، شرایط صحة الاعتکاف، مورد الثامن و م31
2) گلپایگانی، هدایة العباد، ج۱، م۱۴۱۴؛ صافی هدایة العباد، ج۱، م 1413، اعتکاف عبادتی کامل، ص۸۴، تعلیقه العروة، الوثقی گلپایگانی، شرایط صحة الاعتکاف، مورد الثامن و م31
3) العروة الوثقی، ج2 ، اعتکاف شرائط صحة الاعتکاف، شرط الثامن، م31
آیت الله سیستانی:
در غیر مسجد الحرام و مسجد النبی از سایر مساجد، اگر انجام غسل جنابت مستلزم مکث و توقّف در مسجد یا هتک یا محذور شرعی دیگر مثل نجس شدن مسجد نباشد، بنابر احتیاط واجب لازم است در مسجد غسل نماید و گرنه جایز نیست در مسجد غسل کند هر چند زمان غسل کمتر از زمان خروج از مسجد باشد.
امّا در مسجد الحرام و مسجد النبی اگر غسل مستلزم محذور شرعی باشد، واجب است در بیرون مسجد غسل نماید و گرنه چنانچه زمان غسل طولانیتر از زمان تیمم و از زمان خروج نباشد، واجب است در مسجد غسل نماید.
این حکم در زمانی است که نوع حدث، مانع از بودن در مسجد باشد؛ امّا اگر مانع محسوب نشود مثلاً حدث مس میّت باشد، چنانچه امکان دارد در مسجد غسل کند، بنابر احتیاط لازم نباید برای غسل از مسجد خارج گردد(1).
هرگاه در مسجد جنب شود و امکان غسل در مسجد نباشد،(۱) واجب است برای غسلکردن از مسجد خارج شود و اگر بیرون نرود، اعتکافش به خاطر حرمت ماندن جنب در مسجد باطل
1) العروة الوثقی، ج2، اعتکاف شرائط صحة الاعتکاف، شرط الثامن و م31 منهاج الصالحین، ج۱، ص۳۴۳. م1073
میگردد؛(۲) (صاحب عروه).(1)
(۱)آیات عظام خویی و گلپایگانی:
بلکه حتّی اگر امکان غسل در مسجد هم باشد که تفصیل آن سابقاً بیان شد.(2)
مرحوم امام، آیات عظام فاضل، سیستانی، مکارم:
حکم غسل سابقاً بیان شد.
(۲) آیتاللّه فاضل:
حکم به بطلان، محلّ اشکال است.(3)
آیتاللّه خویی:
در اطلاق آن منع است و در آن تفصیلی است.(4)بلی مکث و توقّف حرام، جزء اعتکاف محسوب نمی شود.
آیت الله سیستانی
در آن تفصیل است.
پرسش: اگر شخص در ایام اعتکاف، در مسجد جنب شود، چه وظیفهای دارد؟
آیتاللّه صافی:
چنانچه محتلم شده باشد، باید فوری از مسجد خارج شده، غسل جنابت انجام دهد و اعتکافش صحیح است؛ ولی اگر جنابت عمدی و براثر استمنا و مانند آن باشد، اعتکاف باطل میگردد.(5)
آیتاللّه بهجـت:
باید فوراً غسل را بهجا آورد. بنابراین اگر غسل در داخل و خارج مسجد ممکن است و غسل در مسجد محتاج توقف و مکث در مسجد است، فوراً خارج شود و در خارج غسل کند. و در دو مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله و مسجد الحرام با تیمّم خارج شود.(1)
پرسش: انجام غسل در مسجد برای معتکف چه حکمی دارد؟ و آیا بین غسل جنابت و غسل مستحبیِ دیگر فرقی وجود دارد یا خیر؟
آیتاللّه تبریزی:
چنانچه مکث او در مسجد حرام نباشد، مثل مستحاضه و کسیکه غسل مس میّت برعهدۀ او میباشد، اگر بتواند در مسجد غسل کند و موجب تلویث مسجد نباشد، باید در مسجد غسل کند؛ و الا باید در خارج مسجد غسل کند. لکن برای غسل مستحب نمیشود از مسجد خارج شد. و چنانچه مکث در مسجد، حرام مثل جنب، اگر زمان غسلکردن در مسجد اکثر از زمان خروج نباشد و بتواند در مسجد غسل کند و موجب تلویث مسجد نباشد، باید در مسجد غسل کند؛ و الا باید خارج شود و در خارج از مسجد غسل کند.(2)
اگر جایی از مسجد که قبلاً کسی آن را برای خود گرفته بود، غصب کند، به اینکه آن فرد را از آنجا کنار بزند و خود جای آن بنشیند، بنابر اقوی اعتکاقش باطل میشود.(۱) و همچنین اگر بر روی فرش غصبی بنشیند. بلکه از نشستن بر زمین مسجدی که با خاک یا آجر غصبی فرش شده است، احتیاطاً اجتناب کند. و اگر اجتنابکردن متوقف بر خروج از مسجد است، احتیاطاً خارج شود. اما اگر با لباس غصبی باشد یا همراهش چیز غصبی باشد، ظاهراً اعتکاف باطل نیست (صاحب عروه).(1)
(۱)آیات عظام گلپایگانی و صافی:
اعتکافش بنابر احتیاط واجب باطل است.(2)
مرحوم امام:
باطل نشدن خالی از قوت نیست.(3)
آیتاللّه فاضل:
اعتکاف باطل نیست.(4)
آیتاللّه سیستانی:
باطلشدن محلّ تأمل است.(5)
آیتاللّه مکارم:
بطلان اعتکاف بهخاطر غصب مکانی از مسجد که معتکف دیگری آنجا را برای اعتکافش درنظر گرفته و وسایلش را در آنجا
نهاده، مورد اشکال است. امّا اگر بر روی سجادۀ غصبی معتکف شود، بدونشک اعتکافش باطل میشود.(1)
مسأله: اگر معتکف جای شخص دیگری را که در مسجد برای خودش گرفته است، غصب کند:
آیات عظام مرحوم امام، فاضل لنکرانی، سیستانی، نوری همدانی:
اعتکافش باطل نمیشود هرچند گناه کرده است.
آیات عظام خوئی، تبریزی، مکارم شیرازی:
بطلان اعتکافش محلّ اشکال است.
آیات عظام گلپایگانی، صافی گلپایگانی:
بنابراحتیاط واجب اعتکافش باطل میشود.
آیات عظام اراکی ، وحید خراسانی:
اعتکافش باطل میشود.
آیت الله بهجت:
در صورتی که مکان نشستن منحصر به همان مکان غصبی باشد، اعتکافش باطل است ولی اگر مکان نشستن منحصر به محلّ غصبی نباشد، اعتکافش صحیح است.(2)
وسیلة النجاة بهجت، خاتمة فی الاعتکاف، م 1205
الاحکام الواضحة، فاضل لنکرانی، الاعتکاف، م1108
هدایة العباد، گلپایگانی، ج1، الاعتکاف، م1415
هدایة العباد، صافی، ج1، الاعتکاف، م1414
منهاج الصالحین، خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی، ج1، الخاتمة فی الاعتکاف، م1077
تعلیقه العروة الوثقی اراکی، مکارم، نوری همدانی، ج2 ، شروط الاعتکاف، م32
مسأله: اگر معتکف عمداً بر روی فرش غصبی بنشیند:
آیات عظام مرحوم امام، خوئی، تبریزی، فاضل لنکرانی، وحید خراسانی، سیستانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی:
اعتکاف باطل نمیشود.
آیات عظام گلپایگانی، صافی گلپایگانی:
بنابراحتیاط واجب، اعتکافش باطل میشود.
آیت الله اراکی:
اعتکافش باطل میشود.
آیت الله بهجت:
در صورتی که مکان نشستن منحصر به همان فرش غصبی باشد، اعتکافش باطل است ولی اگر مکان نشستن منحصر به همان فرش غصبی نباشد، اعتکافش صحیح است.(1)
وسیلة النجاة بهجت، خاتمة فی الاعتکاف، م 1205
الاحکام الواضحة، فاضل لنکرانی، الاعتکاف، م1108
هدایة العباد، گلپایگانی، ج1، الاعتکاف، م1415
هدایة العباد، صافی، ج1، الاعتکاف، م1414
منهاج الصالحین، خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی، ج1، الخاتمة فی الاعتکاف، م1077
تعلیقه العروة الوثقی اراکی، مکارم، نوری همدانی، ج2 ، شروط الاعتکاف، م32
هرگاه براثر فراموشی یا نا آگاهی از حکم شرعی(۱)یا اکراه(2) یا اضطرار، بر چیز غصبی معتکف شود، ضرری به اعتکافش نمیزند (مشهور).(2)
(۱)آیات عظام مکارم و گلپایگانی:
مشروط بر اینکه جاهل قاصر باشد.(3)
(2) آیت الله گلپایگانی:
جواز تصرّف در مال دیگران به اکراه و اضطرار ممنوع است بلی هنگام تزاحم، رخصت در ارتکاب آن در موردی که اهمیتش از غصب بیشتر باشد مثل حفظ جان داده شده است.
اگر خروج از مسجد بر معتکف واجب شود، مثلاً برای پرداخت بدهی یا انجام واجب دیگری که متوقّف بر خروج از مسجد است و از مسجد خارج نشود، مرتکب گناه شده، ولی اعتکافش باطل نمیشود (مراجع عظام).(1)
آیتاللّه بهجـت:
اگر خروج از مسجد ازجهت پرداختن دین و قرض که پرداخت آن بر او واجب است یا بهجهت رفتن به کار دیگر که ادای آن متوقّف بر خروج از مسجد است، بر او واجب باشد، ولی از مسجد خارج نشود، اگرچه کار حرامی کرده است، ولی اعتکاف او صحیح است.(2)
معتکف نباید بیش از مقدار حاجت و ضرورت بیرون مسجد بماند، بر این اساس سؤال ذیل مطرح میگردد:
پرسش: آیا مراعات نزدیکترین مسیر در هنگام خروج از محل اعتکاف واجب است؟
صاحب عروه، مرحوم امام، آیات عظام وحید خراسانی، گلپایگانی، صافی ، سیستانی، اراکی، فاضل، نوری همدانی:
احتیاط واجب است.
آیت الله بهجت:
بلی، باید نزدیکترین مسیر را برگزیند.
آیت الله مکارم شیرازی:
انتخاب نزدیکترین راه واجب نیست مگر آنکه اختلاف دو راه بسیار زیاد باشد.
آیات عظام خوئی، تبریزی:
احتیاط مستحب است. (1)
الاحکام الواضحة، فاضل، الاعتکاف، الشرط السادس
هدایة العباد، گلپایگانی، ج1، الاعتکاف، شروط الاعتکاف، م 1413
هدایة العباد، صافی گلپایگانی، ج1، الاعتکاف، شروط الاعتکاف، م 1412
وسیلة النجاة، بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، م 1203
زبدة الاحکام اراکی، الاعتکاف، شروطه، م 2 ص152
تعلیقه العروة الوثقی مکارم، نوری همدانی، ج2 ، شروط الاعتکاف، م 35
منهاج الصالحین، خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی ج1 الخاتمة فی الاعتکاف، الشرط السادس
سوال: کسی که از مسجد برای غسل واجب خارج میشود آیا میتواند با وجود حمامِ نزدیک به مسجد، به حمام دورتر برود؟
آیت الله خامنهای:
باید محلّی را انتخاب کند که مستلزم مکث کمتر در خارج مسجد باشد.
آیت الله سیستانی:
حمامی را انتخاب کند که رفتن به سوی آن و غسل کردن در آن نسبت به حمام دیگر وقت کمتری را اشغال میکند.
آیت الله مکارم شیرازی:
هرگاه زمان آنها مساوی باشد اولویّت با حمام نزدیک است.
1) تحریر الوسیلة، ج1، خاتمة فی الاعتکاف، القول فی شروطه، م 9
آیت الله صافی گلپایگانی:
اگر مستلزم توقف کمتر نمیشود نمیتواند.
آیت الله وحید خراسانی:
اقرب طرق را اختیار کند.
آیت الله بهجت:
برای هر حاجت و ضرورتی که از مسجد خارج میشود باید اقتصار بر اقل نماید از جهت خروج از مسجد.
آیت الله فاضل لنکرانی:
خیر
آیت الله شبیری زنجانی:
برای مقدار خروج از مسجد، ضرورت باید رعایت شود نزدیکی و دوری باعث فرق نیست و اگر مقدار زمان در نزدیک و دور مساوی باشد شخص در انتخاب مخیّر است والّا هر کدام که مستلزم مکث کمتر در خارج مسجد گردد لازم است انتخاب شود.(1)
سوال: شخصی در حال اعتکاف احتیاج به طهارت (وضو یا غسل چه واجب چه مستحب) پیدا میکند اگر طهارت در نزدیکترین محل خارج مسجد، مستلزم توقّف و مکث زیاد در خارج مسجد است آیا میتواند به مکان دورتر که زمان کمتری معطّل میشود برود؟
آیت الله خامنهای:
هرکدام که مستلزم مکث کمتر در خارج مسجد باشد، باید انتخاب شود.
1) استفتائات خصوصی کتبی
آیت الله سیستانی:
میزان دوری یا نزدیکی به مسجد نیست بلکه میزان، بودن در خارج مسجد است که باید سعی شود هر چه کمتر در خارج مسجد توقّف کند.
آیت الله شبیری زنجانی:
برای مقدار خروج از مسجد، ضرورت باید رعایت شود نزدیکی و دوری باعث فرق نیست و اگر مقدار زمان در نزدیک و دور مساوی باشد شخص در انتخاب مخیّر است و گرنه هر کدام که مستلزم مکث کمتر در خارج مسجد گردد، لازم است انتخاب شود.
آیت الله مکارم شیرازی:
آری این کار اولویّت دارد.
آیت الله صافی گلپایگانی:
بلی میتواند.
آیت الله وحید خراسانی:
اختیار کند توقّف کمتر را.
آیت الله بهجت:
برای هر حاجت و ضرورتی که از مسجد خارج میشود باید اقتصار بر اقلّ نماید از جهت خروج از مسجد.
آیت الله نوری همدانی:
بلی، باید به آنجا که زمان کمتر می برد، برود.
آیت الله فاضل لنکرانی:
مانعی ندارد بلکه باید به جائی برود که زمان کمتری خارج مسجد باشد.(1)
1) استفتائات خصوصی کتبی
آیت الله تبریزی: در فرض زمان کمتر مانعی ندارد.(1)
سوال: حکم مسأله قبل در مورد تخلّی و توالت رفتن چیست؟ گاه توالت نزدیک شلوغ است و مستلزم توقف زیاد در خارج مسجد است ولی در توالت دورتر کمتر معطل میگردد؟
آیات عظام خامنهای، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، وحید خراسانی، بهجت، فاضل، شبیری زنجانی، سیستانی، نوری همدانی: حکم مسأله قبل را دارد.(2)
واجب است به مقدار ضرورت مکث کند (مراجع عظام).
معتکف در خارج از مسجد، در صورت امکان نباید زیر سایه بنشیند، لذا نشستن زیر سایه در خارج از محلّ اعتکاف، اگر قضاء حاجت و رفع نیاز متوقف بر نشستن باشد، اشکال ندارد. (مراجع عظام)
احتیاطاً زیر سایه راه نرود. (صاحب عروه)
آیات عظام مرحوم امام، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، سیستانی، نوری همدانی،
خوئی، تبریزی:
بلی میتواند هر چند احتیاط مستحب ترک آن است.
آیات عظام صافی گلپایگانی، اراکی، بهجت:
بنابر احتیاط واجب زیر سایه راه نرود.
آیت الله گلپایگانی:
نباید زیر سایه راه برود.(1)
تعلیقه العروة الوثقی خوئی، سیستانی، مکارم، نوری همدانی، ج2، کتاب الاعتکاف، شرائط الصحة، م 35
تنقیح مبانی العروة، تبریزی، شروط الاعتکاف، م 35، پاورقی2 ، ص258
وسیلة النجاة، بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، م 1203
الاحکام الواضحة فاضل، الاعتکاف، الشرط السادس
هدایة العباد، گلپایگانی، ج1، الاعتکاف، شروط الاعتکاف، م 1413
هدایة العباد، صافی، ج1، شروط الاعتکاف، م 1412
زبدة الاحکام، اراکی، الاعتکاف، شروطه، م 2، ص153
آیا معتکف در خارج از مسجد میتواند در مکانی که سایه نیست مثلاً زیر آفتاب بنشیند:
آیات عظام مرحوم امام، اراکی، گلپایگانی، خوئی، فاضل، تبریزی، صافی، وحید خراسانی، نوری همدانی، بهجت:
بنابر احتیاط واجب ننشیند مگر در حال ضرورت.
آیت الله سیستانی:
بنابر احتیاط واجب بعد از قضاء حاجت و رفع نیاز ننشیند مگر در حال ضرورت.
آیت الله مکارم شیرازی:
نباید بنشیند.(2)
هدایة العباد، صافی گلپایگانی ج1، الاعتکاف، م 1412
هدایة العباد، گلپایگانی، ج1، الاعتکاف، م 1413
الاحکام الواضحة، فاضل، الاعتکاف، الشرط السادس
زبدة الاحکام، اراکی، الاعتکاف، شروطه، م 2، ص152
وسیلة النجاة، بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، م 1203
منهاج الصالحین، خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی، ج1، الخاتمة فی الاعتکاف، الشرط السادس
تعلیقه العروة الوثقی، مکارم، نوری همدانی، ج2، شروط الاعتکاف، م 35
هرگاه بنابر ضرورتی از مسجد خارج شد و خروجش طولانی گردد، بهگونهایکه صورت اعتکاف از بین برود، اعتکافش باطل میشود (مراجع عظام).(1)
تفاوتی بین انواع توقّف و بودن در مسجد نیست. بنابراین میتواند بایستد یا بنشیند یا بخوابد یا راه برود؛ زیرا آنچه لازم است، آن است که به قصد عبادت در مسجد توقّف کند، به هر شکلی که باشد (مراجع عظام).(2)
هرگاه مردی همسر معتکفش را طلاق رجعی دهد، بر زن واجب است که برای سپریکردن عدّۀ طلاق به منزلش بازگردد.(۱) بنابراین، اعتکافش باطل میشود و چنانچه واجب نا معیّن و غیرمحدود بوده، پس از تمامشدن عدّه باید آن را از سر گیرد. و اگر واجب معیّن بوده،(۲) بعید نیست(۳) که مخیّر باشد(۴) بین تمامکردن اعتکاف، سپس خروج یا باطلکردن اعتکاف و
خروج؛ چون دو واجب با هم تزاحم کردهاند(۵) و دلیلی بر اهمیت یکی بر دیگری نداریم. امّا اگر طلاق بائن باشد، اعتکافش صحیح و خروج از مسجد لازم نیست؛ زیرا واجب نیست زن در عدّۀ طلاق بائن در منزل مشترک باشد (مشهور).(1)
(۱) آیتاللّه سیستانی:
خروج واجب است، درصورتیکه شوهر اجازۀ تمامکردن اعتکاف را نداده باشد. و این درصورتی است که تمامکردن اعتکاف واجب نباشد و یا فقط به نذر واجب باشد. و گرنه باید اعتکاف را تمام کند، چنانچه شرط رجوع نکرده باشد و اگر خروج از مسجد و رفتن به منزل واجب باشد و خارج نشود، باطلشدن اعتکافش محل اشکال است.
(۲) آیتاللّه گلپایگانی:
این حکم در واجب معیّن، بعد گذشت دو روز است؛ اما در غیر آن، مثل واجب شدن به اجاره و نذر و مانند اینها، ظاهر این است که خروج واجب است؛ چون طلاق کشف میکند که اعتکاف قبل روز سوم باطل است.
(۳) مرحوم امام:
مسأله مشکل و محلّ تردید است و نیاز به تأمّل بیشتر دارد.
(۴) آیتاللّه مکارم:
اقوی بطلان اعتکاف و رعایت عدّه است، مشروط بر اینکه وجوب اعتکاف به خاطر نذر یا اجاره بوده باشد؛ هرچند ما در اصل عبادات
1) العروة الوثقی، ج۲، ص۸۵. م38
استیجاریه اشکال داریم، و امّا اگر به غیر نذر و اجاره واجب شده، احتیاط تقدیم عدّه است؛ چون اهمیت دارد.
آیتاللّه فاضل:
احتیاط خارج شدن و قضا کردن اعتکاف است.
(۵) آیتاللّه خویی:
درمورد دو روز اول، وجهی برای واجب بودن اعتکاف در این دو روز بر زن نیست؛ مگر به وسیلۀ نذر یا مانند آن واجب باشد که دراینصورت اگر شوهر اذن در تمامکردن اعتکاف بر همـسر خود داد، باید اعتکاف را تمام کند به خاطر وفای به نذر و اگر اذن نداد، باید خارج شود؛ چون کاشف از این است که اعتکاف از اول باطل بوده است؛ پس بنابر هر دو فرض، تزاحمی وجود ندارد. امّا نسبت به حکم روز سوم اعتکاف، اگر گفتیم وجوب رفتن زن به منزل و خروج از مسجد، از احکام عدّه است و شوهر هم اذن به تمامکردن اعتکاف نداده است، تزاحم بین واجب بودن اعتکاف و وجوب خروج وجود دارد؛ امّا اگر وجوب خروج، از احکام زوجیّت باشد، اتمام اعتکاف بر او واجب است و خروج لازم نیست، هر چند شوهر اذن ندهد؛ چون طاعت از مخلوق در معصیت خداوند متعال جایز نیست.(1)
آیتاللّه مکارم:
اگر زنی را که معتکف است، طلاق رجعی دهند، اعتکافش باطل میشود و باید به خانۀ
1) العروة الوثقی، ج2، کتاب الاعتکاف، م38
شوهر برای ادامۀ عدّه برود؛ زیرا زن در مدّت عدۀ طلاق رجعی نباید از خانۀ شوهر خارج شود.(1)
همانگونهکه گذشت، اعتکاف یا واجب معیّن است یا واجب موسّع و غیر معیّن از نظر زمان انجام و یا مستحب.
اگر اعتکاف واجب معیّن باشد، مثل اینکه نذر کرده دهۀ آخر ماه مبارک رمضان امسال را معتکف شود، به مجرد شروع اعتکاف، بلکه قبل از شروع، انجام آن در زمان خودش واجب است و رجوع و عدول از آن جایز نیست. امّا در واجب موسّع، مثل اینکه نذر کرده ده روز از ماه مبارک رمضان امسال را معتکف شود و همچنین در اعتکاف مستحبی قبل از تکمیل دو روز اول، حقّ رجوع و عدول دارد؛ امّا پس از گذشت این زمان یا در روز سوم، اعتکاف واجب میگردد و رجوع جایز نیست. ولی احتیاط آن است که در این دو مورد، مخصوصاً در واجب موسّع، هنگامیکه اعتکاف را شروع کرد، عدول نکند و آن را به اتمام برساند (مراجع عظام).(2)
معتکف میتواند به هنگام نیّت اعتکاف، شرط کند که هر زمان خواست حتّی در روز سوم، از اعتکاف خارج شود؛ أعمّ از اینکه خروج از اعتکاف را مشروط به حادث شدن امری کند یا نه؛(۱) ولی نمیتواند شرط کند که منافیات اعتکاف، نظیر هم بسترشدن با همسر و مانند آن را درحال اعتکاف انجام دهد، شایان ذکر است شرط مذکور باید به هنگام نیّت اعتکاف ذکر گردد و چنانچه شرط مقارن با نیّت اعتکاف نباشد (چه قبل از آن و چه بعد از آن) اثر ندارد؛ بنابراین اگر شرط مذکور بعد از نیّت اعتکاف ذکر شود، اعتباری ندارد، هرچند قبل از شروع روز سوم اعتکاف باشد. و هرگاه به هنگام نیّت اعتکاف، شرط عدول کند، سپس آن را اسقاط کند، این اسقاط تأثیری ندارد؛ هرچند احتیاط آن است که آثار سقوط شرط را جاری کند، یعنی پس از تکمیل دو روز عدول نکند و روز سوم را نیز در اعتکاف بماند (صاحب عروه).(1)
(۱) مرحوم امام:
شرط رجوع به طور مطلق حتّی بدون حادثی، محلّ اشکال، بلکه منع است. بلی عذر، أعمّ است از عذر عادی مثل آمدن هـمسر یا عذر دیگر.(2)
آیات عظام مکارم و سیستانی:
و احتیاط آن است که شرط مذکور برای عذری
هرچند عرفی باشد.(1)
آیتاللّه فاضل:
روز سوم واجب است؛ مگر وقتیکه درهنگام نیّت، شرط کند اگر عارضه رخ داد، از اعتکاف منصرف شود و آن عارضه در روز سوم حادث شود. در اینجا اگر خواست، میتواند از اعتکاف برگردد. و شرط اگر مقارن با نیّت نباشد، اعتباری ندارد؛ چه قبل از نیّت باشد، چه بعد از شروع در اعتکاف.(2)
آیتاللّه تبریزی:
درصورتیکه اعتکاف واجب معیّن نباشد، در دو روز اول میتواند رجوع کند و همچنین اگر شرط رجوع در ابتدا کند، هروقت خواست، میتواند رجوع کند. در غیر این دو صورت نمیتواند.(3)
(مراجع عظام): انسان میتواند از آغاز هنگام نیّت اعتکاف شرط کند که اگر مشکلی پیش آمد اعتکاف را رها کند بنابراین صورت در وقت پیشامد مانع رها کردن اعتکاف اشکال ندارد حتّی در روز سوّم. امّا شرط بعد از شروع اعتکاف یا قبل از شروع آن صحیح نیست بلکه باید همزمان با نیّت اعتکاف باشد.
پرسش: آیا معتکف در حین اعتکاف میتواند شرط کند بدون عارض شدن هیچ سببی بتواند اعتکاف را قطع نماید؟
مرحوم امام:
خیر نمیتواند.
آیات عظام تبریزی، صافی گلپایگانی، خوئی، گلپایگانی، اراکی، فاضل لنکرانی، بهجت، نوری همدانی:
بلی میتواند.
آیات عظام وحید خراسانی، سیستانی، مکارم شیرازی :
محل اشکال است.(1)
هدایة العباد، صافی، ج1، شروط الاعتکاف، م 1416
وسیلة النجاة، بهجت، شرائط صحة الاعتکاف، م 1207
تحریر الوسیلة، فی شروط الاعتکاف م 13 ،صص281 و 282
زبدة الاحکام، اراکی، الاعتکاف، شروطه، م 4 ، ص153
تعلیقة العروة الوثقی، اراکی، مکارم، فاضل، نوری همدانی، کتاب الاعتکاف، شرائط الاعتکاف، م 40
الاحکام الواضحة، فاضل ، الاعتکاف، م 1105 و 1106، صص 269 و 270
منهاج الصالحین، خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی، ج1، الخاتمة فی الاعتکاف، فصل دوم، م 1074
همانگونهکه شرط عدول به هنگام نیت اعتکاف جایز است، همچنین میتوان به هنگام نذر اعتکاف، چنین شرطی را در صیغۀ نذر گنجاند؛(۱)مثل اینکه بگوید: «للهِ علیّ أن أعتکف بـشرط أن یکون لی الرجوع عند عروض کذا او مطلقاً.»(2) برای خدا بر عهده من است که معتکف شوم به شرط آنکه به هنگام پیش آمد عذر یا به طور مطلق حقّ رجوع داشته باشم، دراینصورت، حقّ عدول دارد؛(3) هرچند به هنگام نیت اعتکاف، آن را شرط نکرده باشد.
پس شرطکردن درهنگام نذر، در جواز عدول
1) - هدایة العباد، گلپایگانی، ج1، شروط الاعتکاف، م 1417
کفایت میکند.(4) ولکن احتیاط(5) این است که این شرط در هنگام شروع اعتکاف ذکر شود. و دراین مورد، فرقی بین نذر ایام معیّن یا غیرمعیّن و پشت سرهم بودن یا نبودن نیست و در همۀ این موارد، اگر در نذر شرط کرده باشد عدول جایز است و اگر عدول کرد، دیگر قضا در فرض معیّنبودن و ازسرگرفتن آن درصورت نامعیّنبودن لازم نیست. (صاحب عروه)(1)
(۱) آیتاللّه گلپایگانی:
شرطکردن عدول در نذر، محلّ تأمل است؛ بلکه منع است، بلی نذر اعتکاف مشروط صحیح است.
آیت الله سیستانی:
به اینکه منذور(اعتکاف) مشروط باشد.
آیتاللّه مکارم:
البته این شرط درصورتی صحیح است که معنایش نذر اعتکاف مشروط باشد؛ سپس به هنگام وفای به نذر، نیت کند آنچه را نذر کرده، هرچند به صورت اجمالی، بهجا آورد؛ تا اینکه اشتراط عدول درحقیقت در نیت اعتکاف باشد. درغیراین صورت، دلیلی بر صحت آن وجود ندارد. ولکن احتیاط آن است که شرط را به هنگام نیت و شروع اعتکاف نیز ذکر کند.
(2) آیت الله سیستانی:
شرط جواز عدول به طور مطلق و بدون پیش آمدن عذر محلّ اشکال است همچنان که گذشت.
1) العروة الوثقی، ج۲، ص۸۶، م41
(3) آیتاللّه خویی:
این درصورتی است که اعتکافش به عنوان وفای به نذر باشد؛ و گرنه، عدول از اعتکاف در روز سوم جایز نیست. و در این فرض اگر مخالفت کرد و در روز سوم عدول کرد، گناه کرده است هر چند وفای به نذر شده است و بنابر احتیاط واجب، قضای آن هم بر وی لازم است.
(4) آیتاللّه گلپایگانی:
بلکه کفایت نمیکند. پس اگر در اعتکاف شرط نکرده باشد، واجب است که سه روز اعتکاف را تمام کند؛ هرچند وجوب اتمام به واسطه نذر نیست.
آیت الله فاضل:
ظاهرعدم کفایت است و لازم است رجوع در ضمن اعتکاف شرط شده باشد.
(5) مرحوم امام:
احتیاط مذکور ترک نشود.(1)
معتکف نمیتواند در یک اعتکاف شرط کند که حق عدول در اعتکاف دیگر غیر از اعتکافی که شرط در ضمن آن ذکر شده را داشته باشد، همانگونهکه نمیتواند شرط کند که حق فسخ اعتکاف شخص دیگر، أعمّ از فرزند یا خدمتکار یا فرد بیگانهای را داشته باشد (مراجع عظام).(2)
تعلیق در اعتکاف جایز نیست؛ بنابراین اگر اعتکافش را معلّق بر چیزی کند که منافات با تحقّق قصد اعتکاف داشته باشد، باطل است. امّا اگر آن را معلّق بر شرطی کند که به هنگام نیت میداند آن شرط حاصل خواهد شد، اشکال ندارد و این درحقیقت تعلیق در اعتکاف شمرده نمیشود (مراجع عظام).(1)
آیتاللّه مکارم:
تعلیقی که منافی با تحقّق قصد اعتکاف باشد، مبطل است، نه مطلق تعلیق.(2)
محرّمات اعتکاف عبارتند از:
1.آمیزش با همسر
2.استمناء
3.بوییدن عطریّات و بوهای خوش
4.خرید و فروش
5.جدال و مجادله
تفصیل احکام هر مورد در ذیل مطرح میگردد.
جماع و آمیزش با همسر (از جلو یا پشت) در حال اعتکاف جایز نیست هر چند موجب انزال و خروج منی نشود و ارتکاب عمدی آن اعتکاف را باطل میکند. (مراجع عظام)(1)
لمسکردن و بوسیدن همسر به قصد شهوت حرام است و در نگاه با شهوت، احتیاط در ترک است. (صاحب عروه)(2)
پرسش: حکم لمس و بوسیدن با شهوت برای معتکف چیست؟
آیات عظام مرحوم امام، گلپایگانی، اراکی، فاضل لنکرانی، نوری همدانی:
مبطل اعتکاف است و باید از آن اجتناب نمود.
آیات عظام خوئی، بهجت، صافی گلپایگانی، وحید خراسانی، مکارم شیرازی، سیستانی:
بنابر احتیاط واجب از آن اجتناب نمایند.
آیت الله تبریزی:
احتیاط مستحب است که از آن اجتناب نمایند.(1)
هدایة العباد، گلپایگانی، ج1، الاعتکاف، م 1418
هدایة العباد، صافی، ج1، الاعتکاف، م 1417
وسیلة النجاة، بهجت، احکام الاعتکاف، م 1208 و استفتائات، ج2، س3151
الاحکام الواضحة، فاضل، احکام الاعتکاف، م 1109
منهاج الصالحین، خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی، ج1، فصل فی احکام الاعتکاف، م 1078
تعلیقه العروة الوثقی، اراکی، مکارم، نوری همدانی، ج2، کتاب الاعتکاف، فصل فی احکام الاعتکاف
استفتائات جدید، مکارم شیرازی، ج2، س502 ، ص166
پرسش: حکم نگاه کردن با شهوت به همسر در ایّام اعتکاف چیست؟
پاسخ: مبطل اعتکاف نیست ولی احتیاط مستحب آن است که در ایّام اعتکاف از آن اجتناب شود. (مراجع عظام)(2)
اعتکاف عبادتی کامل، ص۸۹.
معتکف بنابر احتیاط واجب، باید از استمناء (هر چند به صورت حلال(3)) اجتناب نماید. (مراجع عظام).(4)
آیتاللّه تبریزی:
اگر معتکف عادت به این داشته باشد که اگر فکر بکند، جنب میشود و اگر درحال اعتکاف به فکری فرو رفت و بعد از حرکت منی، منی خارج نشد و جذب شد، دراینصورت چنانچه احتمال خروج منی را بدهد، روزهاش باطل و اعتکافش نیز باطل میشود.(5)
1) تحریر الوسیلة، ج1، القول فی احکام الاعتکاف
2) تعلیقه العروة الوثقی، امام، اراکی، گلپایگانی، خویی، سیستانی، فاضل، نوری همدانی، مکارم، ج2، کتاب الاعتکاف، فصل فی احکام الاعتکاف، استفتائات جدید، مکارم ج3، س324 ، ص108
3) تذکّر: استمناء به معنای خروج منی از طریق خودارضایی یا از طریق غیر همسر شرعی انسان، فی نفسه، حرام میباشد.
4) العروة الوثقی، ج۲، ص۸۷.
5) استفتائات جدید، ج۲، ص۱۴۰، س۶۵۷.
بوییدن بوی خوش و گلهای خوشبو به قصد لذت حرام است؛(۱) امّا اگر بدون قصد لذت باشد، مثل اینکه فاقد حس شامّه باشد، حرام نیست (مشهور).(1)
(۱) آیتاللّه سیستانی:
بوییدن بوی خوش مطلقاً حرام است هرچند برای خرید و فروش باشد؛ ولی بوییدن گلهای خوشبو با قصد لذّت حرام است و کسیکه شامه ندارد، اشکال ندارد.(2)
مرحوم امام:
اگر کسی حسی بویایی دارد، ولی از بوها لذت نمیبرد، بوییدن برای او اشکال ندارد.(3)
آیتاللّه گلپایگانی:
در عطر مطلقاً احتیاط کند هرچند بدون تلذّذ (یعنی لذّت بردن در این حکم اعتبار ندارد.) بلی اعتبار تلذّذ در بوییدن گل بعید نیست.(4)
آیتاللّه مکارم:
بوییدن عطریات و بوهای خوش، هرچند به قصد لذت نباشد، حرام است. مثل اینکه عطری را برای امتحان ببوید.(5)
پرسش: حکم بوییدن عطریّات و بوهای خوش و گیاهان خوشبو در حال اعتکاف چیست؟
پاسخ: الف.حکم بوییدن عطریّات:
برای معتکف در حال اعتکاف بوییدن عطریّات در صورتی که از بوییدن آن لذّت ببرد جایز نیست، هرچند لذّت بدون اختیار حاصل گردد.
و اگر از بوییدن آن لذّت نبرد:
آیات عظام مرحوم امام، بهجت، خوئی، وحید خراسانی، اراکی: اشکال ندارد.
آیات عظام فاضل لنکرانی، تبریزی، گلپایگانی، صافی گلپایگانی:
بنابر احتیاط واجب جایز نیست.
آیات عظام سیستانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی:
برای معتکف بوییدن عطریّات مطلقاً چه از بوییدنش لذّت ببرد و چه لذّت نبرد جایز نیست.
ب: حکم بوییدن گیاهان خوشبو:
برای معتکف در حال اعتکاف بوییدن گیاهان خوشبو مثل انواع گلهای معطّر، در صورتی که از بوییدن آن لذّت میبرد جایز نیست.
و اگر از بوییدن آن لذّت نمیبرد:
آیات عظام مرحوم امام، خوئی، گلپایگانی، صافی، سیستانی، اراکی، وحید خراسانی، بهجت، مکارم شیرازی، نوری همدانی:
اشکال ندارد.
آیات عظام تبریزی، فاضل لنکرانی:
احتیاط واجب جائز نیست.(1)
استفتائات جدید، مکارم، ج2، س499، ص165
1) تحریر الوسیلة، مرحوم امام، ج1، خاتمة فی الاعتکاف، القول فیاحکام الاعتکاف، ص282. الاحکام الواضحة فاضل، الاعتکاف، احکام الاعتکاف، م 1109 ص270. وسیلة النجاة بهجت، احکام الاعتکاف، م 1208 ص 336 و استفتائات جدید، ج2، س3152 ص446. منهاج الصالحین، خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی ج1، فصل فی احکام الاعتکاف، م 1078 .هدایة العباد، صافی، ج1، شروط الاعتکاف، م 1419 و استفتائات پیرامون اعتکاف، س 100، ص71. هدایة العباد گلپایگانی، ج1، شروط الاعتکاف، م 1420 ، هدایه العباد، مساله1419، صافی، و منها: شم الطیب و الریحان متلذِّذاً، ففاقد حاسَّة الشمِّ لا یحرم علیه. گلپایگانی، هدایه ، م1420،تعلیقه العروة الوثقی، مرحوم امام، اراکی، گلپایگانی، مکارم، نوری همدانی، ج2 ، فصل فی احکام الاعتکاف،
سوال: در مساجد معمولاً غیر معتکفین عطر میزنند و گریزی از آن نیست، وظیفه معتکف چیست؟
آیت الله خامنه ای:
در مواردی که موجب استشمام بوی خوش نشود مانع ندارد.
آیت الله سیستانی:
درمساجدی که معمولاً غیر معتکفین عطر میزنند استشمام بوی عطر آنان جایز نیست ولی احساس بوی عطر ظاهراً مانعی ندارد و لازم نیست بینی خود را بگیرد.
آیت الله مکارم شیرازی:
عمداً بوی آنرا استشمام نکند هر چند بی اختیار به مشامش برسد.
آیت الله صافی گلپایگانی:
استشمام عمدی نکند.
آیت الله وحید خراسانی:
اشکالی ندارد ولی عمداً استشمام نکند.
آیت الله بهجت:
بوییدن عطر و مواد خوشبو عمداً بر معتکف
حرام است و از هر چه هم سبب آن میشود اختیاراً، باید اجتناب کند.
آیت الله فاضل لنکرانی:
باید از رسیدن به بینی جلوگیری کند.
آیت الله نوری همدانی:
اگر امکان دارد فاصله گرفته شود و استشمام نکند.
آیت الله شبیری زنجانی:
استشمام عطر جایز نیست ولی احساس بوی عطر ظاهراً مانعی ندارد.(1)
س: آیا معتکف میتواند از مواد شوینده معطّر و خوشبو از جمله صابون مایع یا جامد، شامپو، خمیر دندان (با قید خوشبو بودن) استفاده نماید؟
آیت الله خامنهای:
در مواردی که موجب استشمام بوی خوش نشود مانع ندارد.
آیات عظام سیستانی، شبیری زنجانی:
بلی میتواند.
آیت الله صافی گلپایگانی:
محل اشکال است.
آیت الله وحید خراسانی:
احتیاط واجب است که ترک کند.
آیت الله بهجت:
بوییدن عطر و مواد خوشبو عمداً بر معتکف
1) استفتائات خصوصی کتبی، اعتکاف عبادتی کامل، ص۱۲۳.
حرام است و از هر چه هم سبب آن میشود اختیاراً باید اجتناب کند.
آیت الله فاضل لنکرانی:
اگر صدق بوی خوش و استعمال عطر کند حرام است و بنابر احتیاط واجب موجب بطلان اعتکاف میشود.
آیت الله نوری همدانی:
جائز نیست.
آیت الله مکارم شیرازی:
احتیاط واجب پرهیز است.(1)
(2)آیتاللّه مکارم: معتکف باید از صابونها و شامپوهای معطّر احتیاطاً پرهیز کند.
آیتاللّه بهجـت:
ظاهراً اگر بوییدن صادق نباشد، حرام نیست.(3)
خرید و فروش، بلکه مطلق تجارت درصورت عدم ضرورت، بنابر احتیاط واجب بر معتکف حرام است. ولی اشتغال به کارهای مباح دنیوی، حتّی مثل خیّاطی و بافندگی و مانند
آن، اشکالی ندارد؛ هرچند ترک آن جز در موارد اضطرار، مطابق با احتیاط است و هرگاه برای تهیۀ مواد خوراکی ناچار از خرید و فروش شود و شخص غیر معتکفی که این کار را انجام دهد، نیابد و تهیۀ اجناس مذکور بدون خرید مثل هدیه یا قرض گرفتن امکان نداشته باشد، دراینصورت خرید و فروش مانعی ندارد. (مراجع عظام).(1)
س: انشاء عقد بیع و شراء و معامله برای معتکف از طریق موبایل و گوشی همراه چه حکمی دارد؟
آیت الله خامنهای:
در غیر موارد ضروری جایز نیست.
آیت عظام سیستانی، فاضل لنکرانی و مکارم شیرازی:
جایز نیست.
آیات عظام وحید خراسانی، صافی گلپایگانی:
اشکال دارد.
آیت الله نوری همدانی:
چنانچه ضرورت نداشته باشد، جائز نیست.
آیت الله حسینی شاهرودی:
معامله غیر ضروری گرچه حرام است ولی صحیح است و در صورت ضرورت، اگر بتواند،
1) العروة الوثقی، ج۲، ص،۸۷ محرمات الاعتکاف، مورد الرابع، صافی، هدایه العباد، ج1، مساله1420، خوئی، وحید خراسانی، تبریزی، منهاج الصالحین، مساله1078، بهجت وسیله النجاة، مساله1208، از آیه الله زنجانی مدرکی پیدا نشد.
وکیل بگیرد یا نقل و انتقال را به غیر از بیع، مثل هدیه یا قرض انجام دهد و در صورت عدم امکان بیع اشکال ندارد.
آیت الله بهجت:
بیع و شراء مطلقاً بر معتکف حرام است.(1)
جدال بر سر مسائل دنیوی یا دینی به قصد غلبهکردن بر طرف مقابل و اظهار فضیلت، حرام است؛ امّا به نیت روشن شدن حقیقت و برطرفکردن خطا و اشتباه طرف مقابل، نه تنها اشکالی ندارد، بلکه از بهترین عبادات است. بنابراین ملاک قصد و نیّت معتکف است؛ زیرا که هرکس در گروی نیّات خویش است. (مراجع عظام)(2)
بر فرد معتکف اجتناب از آنچه بر فرد مُحرم حرام است، واجب نیست لذا پوشیدن لباس دوخته، کندن مو، خوردن صید، خواندن عقد ازدواج و . . . برای معتکف جائز است.(مراجع عظام)(3)
1) استفتائات خصوصی کتبی
2) العروة الوثقی، ج2، فی احکام الاعتکاف، مورد الخامس
3) منهاج الصالحین، خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی، ج1، فصل فی احکام الاعتکاف، م 1079. هدایة العباد، گلپایگانی، ج1، الاعتکاف، م 1422، هدایة العباد، صافی، ج1، الاعتکاف، م 1421، امام خمینی، تحریر الوسیلة، ج1، القول فی احکام الاعتکاف، وسیلة النجاة، بهجت، احکام الاعتکاف، م 1208، استفتائات، بهجت، ج2، س3168 ص450، تعلیقه العروة الوثقی اراکی، خویی، گلپایگانی، فاضل، سیستانی، مکارم، نوری همدانی ج2، کتاب الاعتکاف، فصل فی احکام الاعتکاف، استفتائات جدید، مکارم، ج2، س497 ص165، از آیه الله زنجانی مدرکی پیدا نشد.
س: شانه زدن و یا در آینه نظر کردن معتکف چه حکمی دارد؟
آیتاللّه نوری همدانی:
شانهزدن و در آینه نگاه کردن مانعی ندارد.(1)
آیت الله صافی گلپایگانی:
شانه زدن و نگاه در آینه حرام نیست هرچند اولی ترک است.(2)
تفاوتی در محرّمات(۱) بر معتکف، بین شب و روز نیست. البته چیزهایی که انجام آن بر معتکف حرام است، به خاطر آنکه روزه را باطل میکند، مانند خوردن و آشامیدن و سر زیر آب کردن، فقط در روز حرام است (صاحب عروه).(1)
(۱)آیات عظام خویی، تبریزی، سیستانی:
اگراعتکاف واجب معیّن باشد هر چند به خاطر سپری شدن دو روز اول اعتکاف، موارد مذکور حرام میباشد و درحرمت تکلیفی این موارد، چنانچه واجب معیّن نباشد اشکال است؛ هرچند احتیاط واجب حرام است.(2)
آیتاللّه وحید:
اگراعتکاف واجب معیّن باشد هر چند به خاطر سپری شدن دو روز اول اعتکاف، موارد مذکور حرام میباشد و درحرمت تکلیفی این موارد، چنانچه واجب معیّن نباشد اشکال است؛ هرچند احتیاط واجب حرام است مگر در جماع، که حرمت تکلیفی و وضعی دارد.(3)
ارتکاب عمدی محرمّات اعتکاف
آمیزش مبطل اعتکاف است در صورتی که عمدی باشد. (مراجع عظام)
امّا اگر معتکف محرّمات دیگر را عمداً انجام دهد:
آیات عظام اراکی، خوئی، سیستانی، وحید
خراسانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی:
اعتکاف باطل میشود.
آیات عظام مرحوم امام، فاضل لنکرانی:
صحت اعتکاف محل اشکال است، احتیاط مراعات گردد.
آیات عظام بهجت، گلپایگانی، صافی گلپایگانی:
اعتکاف بنابر احتیاط باطل میشود.
آیت الله تبریزی: مبطل اعتکاف نیست.(1)
وسیلة النجاة، بهجت، احکام الاعتکاف، م 1210.
هدایة العباد، گلپایگانی، ج1، الاعتکاف، م 1424.
هدایة العباد، صافی، ج1، الاعتکاف، م 1423.
الاحکام الواضحة، فاضل، احکام الاعتکاف، م 1111 ، ص271.
تعلیقة العروة الوثقی، مکارم، خویی، اراکی، نوری همدانی، ج2، فصل فی احکام الاعتکاف، م3
منهاج الصالحین، خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی، ج1، فصل فی احکام الاعتکاف، م1080 .
س: اگر معتکف مرتکب فعل حرامی شود که روزه را باطل نمی کند ، اعتکاف او چه حکمی دارد؟
آیت الله بهجت: محرمات اعتکاف هر چند روزه را باطل نکند ، اعتکاف را باطل می کند بنابر احتیاط؛ ولی در غیر جماع، ترک احتیاط نشود به این که تمام کند و قضا کند، و باطل کردن محرّمات در صورتی است که از روی عمد باشد نه سهو و غفلت، و محرّماتی که جزء محرّمات اعتکاف نیست، ضرر به صحّت اعتکاف نمی زند.(2)
برای معتکف جایز است که به امور مباح دنیوی بپردازد یا به معاش خود رسیدگی کند؛(۱) چه حاجتی باشد یا نباشد (مشهور).(1)
(۱) آیتاللّه مکارم:
پرداختن به امور دنیوی برای معتکف جایز است؛ ولی اشتغال به این امور در تمام وقت اعتکاف مشکل است و شاید با مفهوم اعتکاف از منظر اهل شرع منافات داشته باشد.(2)
پرسش: آیا ارتکاب عمدی مبطلات روزه اعتکاف را باطل میکند؟
پاسخ: هرچیزیکه روزه را باطل میکند، اگر در روز واقع شود، اعتکاف را هم باطل میکند؛ چون شرط اعتکاف روزهبودن است (مراجع عظام).(3)
اگر یکی از محرّمات اعتکاف را سهواً انجام دهد، اعتکافش باطل نمیشود(۱) مگر در آمیزش سهوی که اگر در اعتکاف واجب انجام شود، بنابر احتیاط واجب اعتکاف را از سر بگیرد یا آن اعتکاف را تمام نماید و بعداً قضاء کند و اگر در اعتکاف مستحب انجام شود، بنابر احتیاط واجب اعتکاف را تمام نماید (صاحب عروه).(4)
(1) اگر یکی از محرّمات اعتکاف را سهواً انجام دهد:
آیات عظام بهجت ـ سیستانی:
مبطل نیست مطلقاً.
آیات عظام اراکی ـ فاضل لنکرانی ـ نوری همدانی:
مبطل نیست مگر در آمیزش سهوی بنابراحتیاط وجوبی که اگر در اعتکاف واجب انجام شود، بنابر احتیاط واجب اعتکاف را از سر بگیرد یا آن اعتکاف را تمام نماید و بعداً قضاء کند و اگر در اعتکاف مستحب انجام شود، بنابر احتیاط واجب اعتکاف را تمام نماید.
مرحوم امام:
احتیاط نماید و اعتکاف را تمام نماید و اگر واجب معیّن بوده است آن را قضاء کند و اگر واجب غیر معیّن بوده است، چنانچه در دو روز اوّل این سهو را مرتکب شده است، آن را از سر گیرد و اگر در روز سوّم مرتکب شده است، اعتکاف را تمام نماید و دوباره از سر گیرد، امّا آمیزش اگر سهواً هم انجام شود مبطل است.(1)
آیات عظام گلپایگانی، صافی:
آمیزش سهوی مبطل اعتکاف است و در سایر موارد صحّت اعتکاف محلّ اشکال است، لذا در موردی که اتمام اعتکاف واجب است بنابر احتیاط اعتکاف را تمام نموده و بعداً هم دوباره معتکف گردد.
آیت الله تبریزی:
اعتکافش باطل نمیشود. بله، صحّت اعتکاف در خصوص آمیزش سهوی محلّ اشکال است.
1) امامخمینی، تحریر الوسیله، ج۱ ، ص۲۹۲.
آیات عظام وحید خراسانی ـ خوئی
صحّت اعتکافش محلّ اشکال است خصوصاً در آمیزش.(1)
زبدة الاحکام، اراکی، الاعتکاف، احکام الاعتکاف، م3 ، ص154
هدایة العباد، گلپایگانی ج1، الاعتکاف، م1424
هدایة العباد، صافی، ج1، الاعتکاف، م 1423
وسیلة النجاة، بهجت، خاتمة فی الاعتکاف، احکام الاعتکاف، م 1210
جامع المسائل، بهجت، ج2، احکام الاعتکاف، ص56
الاحکام الواضحة، فاضل، الاعتکاف، احکام الاعتکاف، م1111 ، ص271
تعلیقة العروة الوثقی، مکارم، خویی، نوری همدانی، ج2، فی أحکام الاعتکاف، م 4
منهاج خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی، ج1 ، فی احکام الاعتکاف، م 1081
آیتاللّه مکارم:
اعتکافش خالی از اشکالی نیست؛ اما اگر آمیزش جنسی کند، هرچند از روی فراموشی باشد، چنانچه اعتکاف واجب باشد، باید پس از اتمام آن، درصورتیکه وقت آن محدود بوده، قضای آن را بهجا آورد و اگر وقتش وسیع است، بنابر احتیاط واجب آن را از نو شروع کند و اگر مستحب بوده، آن را تمام کند و قضا ندارد.(2)
هرگاه اعتکاف خود را به سبب ارتکاب یکی از مبطلات اعتکاف باطل کند، چنانچه آن اعتکاف واجب معیّن بوده و وقت آن گذشته، باید قضای آن را بهجا آورد و اگر واجب غیر معیّن بوده، باید آن را دوباره انجام دهد؛ مگر اینکه به هنگام نیّت اعتکاف یا اجرای صیغه نذر(3)، شرطِ رجوع کرده باشد که دراینصورت نیازی به قضا یا اعادۀ آن نیست. و اگر اعتکافش واجب نبوده،
ولی در روز سوم آن را باطل کرده، در اینجا نیز باید قضای آن را بهجا آورد. اما اگر در روز اول و دوم (قبل از اتمام دو روز) بوده، وظیفهای ندارد (صاحب عروه).(1)
مسأله: اگر شخص معتکف اعتکافش را به وسیله ارتکاب یکی از مفسدات(2)باطل کند:
آیات عظام خوئی، تبریزی، سیستانی، وحید خراسانی:
اگر اعتکاف واجب معیّن باشد بنابر احتیاط واجب باید اعتکاف را قضاء کند و اگر در اعتکاف واجب غیرمعیّن باشد، واجب است که اعتکاف را دوباره از سر گیرد و اگر در اعتکاف مستحب باشد و بعد از اتمام روز دوم اعتکاف را باطل کند بنابر احتیاط وجوبی اعتکاف را قضاء کند.
آیات عظام مرحوم امام، اراکی، گلپایگانی، فاضل لنکرانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی:
اگر اعتکاف، واجب معیّن باشد، قضائش واجب است و اگر واجب غیر معیّن باشد باید اعتکاف را دوباره از سر گیرد و اگر اعتکاف مستحب باشد و بعد از اتمام روز دوم اعتکاف را باطل کند قضائش واجب است.(3)
1) العروة الوثقی، ج۱، ص۸۹؛ اعتکاف عبادتی کامل مطابق با فتاوای آیتالله مکارم؛ روحالله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱ ، ص۲۹۲؛ خویی، منهاج الصالحین، ج۱، م 1082 ، گلپایگانی، هدایة العباد، ج۱،م 1425، صافی، هدایة العباد، ج1 ، م1424
2) - مراد از مفسدات، اموری است که بنابر فتوی موجب بطلان اعتکاف میشود. أعمّ از ارتکاب محرّمات اعتکاف یا رعایت نکردن شرائط صحت اعتکاف، البتّه به تفصیلی که قبلاً بیان شد.
3) - شایان ذکر است در اموری که به نظر مرجع، بنابر احتیاط مفسد اعتکاف است، اگر اعتکاف واجب معیّن باشد احتیاط وجوبی در اتمام اعتکاف و سپس قضاء آن است و اگر اعتکاف واجب غیر معیّن باشد، بنابر احتیاط واجب آن را از سر گیرد و اگر اعتکاف مستحب و بعد از اتمام روز دوّم باشد، بنابر احتیاط اعتکاف را قضاء نماید.
مسأله: اگر قبل از اتمام روز دوم، اعتکاف مستحب را باطل کند، چیزی بر عهدة او نیست (مراجع عظام).(1)
مسأله: اگر در موقع نیّت اعتکافِ واجب ، شرط رجوع کرده باشد، اگر یکی از محرمات را انجام دهد، قضاء و از سر گرفتن، هیچکدام لازم نیست (مراجع عظام).(2)
آیتاللّه وحید:
چنانچه روز سوم حیض شود، واجب است اعتکاف (سه روز) را قضا نماید؛ یعنی یک اعتکاف کامل بهجا آورد. و اگر روز سوم مریض شود، بنابر احتیاط، اعتکاف (سه روز) را قضا نماید یا به مجتهد جامعالشرایط که بعد از معظم له از دیگران أعلم است، رجوع نماید.(3)
مقام معظم رهبری:
پاسخ اول: درصورت حائضشدن، حتّی اگر در ساعات آخر روز سوم باشد، اعتکاف باطل میشود و اعتکاف سال بعد بر این شخص لازم نیست.
پاسخ دوم: اگر مریضی به نحوی باشد که روزهگرفتن و اعتکاف مشقّت داشته باشد،
ترک اعتکاف مانعی ندارد و نیازی به اعاده نمیباشد.(1)
آیتاللّه مکارم:
درمورد حائضشدن زن در روز سوم اعتکاف، اگر اعتکاف نذری نبوده، احتیاط مستحب آن است که آن اعتکاف را قضا کند؛ هرچند در ماه دیگری باشد و درصورتیکه مریض شود، میتواند اعتکاف را به هم بزند و درصورتیکه روز سوم باشد، باید قضا کند و همچنین اگر بهعنوان نذر بوده، باید قضا کند؛ ولی کفّاره ندارد.(2)
آیت الله سیستانی:
اگر زنی که معتکف شده است بعد از اتمام روز دوم اعتکاف، حائض شود واجب است فوراً از مسجد خارج شود و قضاء اعتکاف بر او بنابر احتیاط واجب لازم میباشد، مگر آنکه در ابتدای اعتکاف شرط رجوع (شرط رها نمودن اعتکاف در اثنای آن) کرده باشد که در این صورت با پیش آمدن عذر مذکور، اعتکاف را حتّی در روز سوّم رها کرده و قضای آن نیز واجب نمیباشد.(3)
پرسش: فردی به واطه نذر (معیّن یا غیر معیّن) یا اعتکاف مستحبی معتکف شده، اگر روز دوم یا سوم حائض شود، آیا قضای اعتکاف بر او واجب است؟
آیت الله بهجت:
در مورد نذر مطلقاً باید آن اعتکاف را قضا کند و در مورد اعتکاف مستحبی در روز دوم قضا ندارد و در روز سوم اگر حائض شود، باید آن را قضا کند مگر اینکه از اول اعتکاف شرط رجوع کرده باشد.
آیت الله شبیری زنجانی:
اعتکاف وی باطل است و در صورتی که اعتکاف به واسطه نذر غیر معین بر او لازم شده باشد، اعتکاف درزمان دیگری بر وی واجب است.
آیت الله صافی:
در مورد سؤال در نذر معیّن و مستحبی قضا ندارد و در نذر غیر معیّن باید نذر خود را بعد از پاک شدن از حیض ادا کند.
آیت الله فاضل:
در اعتکاف مستحب زن وظیفه ای ندارد اما در اعتکاف واجب معیّن باید اعتکاف را قضا نماید و در اعتکاف غیر معیّن باید مجدّداً اعتکاف را اداءً انجام دهد.(1)
قضای اعتکاف، واجب فوری نیست؛(2)هرچند انجام آن در اولین فرصت مطابق احتیاط است (مراجع عظام).(3)
هرگاه معتکف دراثنای اعتکافی که به سبب نذر یا مانند آن(1)واجب شده، از دنیا برود، قضای آن بر ولیّ میّت (پسر بزرگتر) واجب نیست، هرچند احتیاط مستحب قضاء اعتکاف متوفّی است. (مراجع عظام)(2)
بلی، اگر منذور روزه باشد یعنی متوفّی روزه در حال اعتکاف را نذرکرده باشد و موضوع نذر، روزه باشد، قضای آن بر ولیّ واجب است(۱)چون آنچه واجب است، روزه است و اعتکاف از باب مقدّمه واجب میگردد. امّا اگر اعتکاف را نذر کند، روزه در آن واجب نیست؛ بلکه شرطِ صحّتِ آن است و آنچه بر ولیّ واجب است، قضای نماز و روزۀ میّت است، نه تمام عباداتی که از او فوت شده است (صاحب عروه).(3)
(1) مرحوم امام:
قضای روزه منذور بر ولیّ واجب است.
آیت الله خویی:
آنچه بر ولیّ واجب است قضای روزه منذور می باشد و قضای اعتکاف احتیاط مستحب میباشد و نظیر این مسأله در عروه ج1فصل احکام روزه قضا م26 ذکر شده است و مرحوم صاحب عروه قائل به احتیاط شدهاند و شایسته بود ایشان در این مقام نیز مسأله را بنابر احتیاط واجب ذکر میکردند.
آیات عظام فاضل، اراکی، گلپایگانی:
در این فراز بر متن مرحوم صاحب عروه تعلیقه ندارند لکن در عروه ج1فصل احکام روزه قضا م26 قائل به احتیاط شدهاند.
آیت الله مکارم:
قضای روزه منذور بنابر احتیاط لازم است.
آیت الله سیستانی:
قضای روزه منذور بر ولیّ واجب نیست.
سوال: اگر معتکف در بین اعتکاف واجب یا مثل آن بمیرد ، آیا قضای آن بر ولیّ او واجب است ؟
آیت الله بهجت:
ظاهر وجوب قضای روزه است، اگر به غیر اعتکاف واجب شده است و هم چنین وجوب قضای روزه و اعتکاف است اگر روزه در حال اعتکاف را نذر کرده بود تمکّن از قضا داشته و انجام نداده تا مرده است. امّا اگر روزه برای اعتکاف واجب شده، پس وجوب قضای آن بر ولیّ محلّ اشکال است.(1)
اگر درحال اعتکاف، خرید و فروش انجام دهد، معامله باطل نیست هرچند اعتکاف باطل باشد.(2)(مراجع عظام).(3)
هرگاه معتکف به سبب آمیزش، هرچند در شب، اعتکاف واجب خود را باطل کند، باید کفّاره بپردازد. امّا اگر با یکی دیگر از محرّمات، اعتکاف را باطل نماید، کفّاره ندارد؛ هرچند پرداخت کفّاره در غیرآمیزش نیز موافق احتیاط است؛ بلکه احتیاط(۱) آن است که در اعتکاف مستحبی، اگر قبل از تکمیل روز دوم باطل شود نیز کفّاره بدهد.
کفّاره بطلان اعتکاف، کفّاره ماه مبارک رمضان است که فرد مخیّر است شصت روز را روزه بگیرد یا شصت فقیر را طعام دهد، هرچند احتیاط استحبابی مراعات کفّارة مرتّبه است، یعنی شصت روز روزه بگیرد و اگر نتوانست شصت فقیر را طعام دهد. (مراجع عظام).(1)
هدایة العباد، صافی، ج1، الاعتکاف، م 1426
هدایة العباد، گلپایگانی، ج1، الاعتکاف، م 1427
منهاج خوئی، تبریزی، وحید، سیستانی، ج1، فصل فی احکام الاعتکاف، م 1084
وسیلة النجاة، بهجت، احکام الاعتکاف، م 1211، ص337
استفتائات، بهجت، ج2، س3171، ص451
الاحکام الواضحة، فاضل، احکام الاعتکاف، م 1114 ، ص271
زبدة الاحکام، اراکی، احکام الاعتکاف، م2 ، ص154
استفتائات جدید، مکارم، ج2، س510 ، ص168
تعلیقة العروة الوثقی، اراکی، مکارم، نوری همدانی، ج 2، فی احکام الاعتکاف، م 9
(۱) امامخمینی، آیت الله فاضل:
اگر در اعتکاف مستحبی، به وسیلۀ آمیزش بخواهد از اعتکاف صرف نظر کند، کفّاره ندارد؛ امّا اگر نخواهد از اعتکافش صرف نظر کند، احتیاط واجب کفّاره بدهد.(2)
اگر اعتکاف واجب باشد و در ماه رمضان هم باشد و اعتکاف خود را با آمیزش جنسی باطل کند، باید دو کفّاره بدهد: یکی برای اعتکاف و دیگری برای افطار روزۀ ماه رمضان در روز. و همچنین اگر در قضای ماه رمضان بعد از زوال با آمیزش روزه خویش را باطل کند، دو کفّاره دارد: یکی برای اعتکاف و دیگری برای باطلکردن روزۀ قضای ماه رمضان.
بهجت، محمدتقی، استفتائات، ج۲.
بهجت، محمدتقی، وسیلة النجاة.
تبریزی، جواد، استفتائات جدید، ج۱و۲.
4.خامنهای، سیدعلی، مجموعهاستفتائات مقام معظّم رهبری آیتالله خامنهای در سایت ایشان: www.leader.ir
6.خویی، سیدابوالقاسم، منهاج الصاحین، بهحاشیۀ وحید خراسانی، ج۲.
سیستانی، سیدعلی، تعلیقة علی العروة الوثقی، ج۲.
سیستانی، سیدعلی، منهاج الصالحین، ج۱.
صافی، لطفالله، پاسخ به سیصد سؤال، ج۱و۲، موجود در سایت آیتالله صافی.
10.صافیگلپایگانی، جامع الاحکام.
صافی گلپایگانی، هدایة العباد، ج1.
علیاننژاد، ابوالقاسم، اعتکاف عبادتی کامل مطابق با فتاوای آیتالله مکارم.
فاضللنکرانی، محمد، الاحکام الواضحة.
فاضللنکرانی، محمد، جامع المسائل، ج۱و۲.
15.گلپایگانی، سیدمحمدرضا، هدایة العباد، ج1
مکارمشیرازی، ناصر، استفتائات جدید، ج۲.
مکارمشیرازی، ناصر، تعلیقة علی العروة.
نوریهمدانی، هزارویک نکتۀ فقهی، استفتائات.
یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، اسماعیلیان.