ghaemiyeh.com
حکومتهای جهانی قبل از قیـامت (رجعت و قیامت)/ تألیف: سیّد محمّد حسینی بهارانچی
ناشر: زائر.قم . 1391
زبان: فارسی
مشخصات ظاهری: 96 ص
حکومتهای جهانی قبل از قیـامت (رجعت و قیامت)
سیّد محمّد حسینی بهارانچی
تصویر
تصویر
کتابی که مشاهده میکنید، چکیده و خلاصه نظرات علمای بزرگوار شیعه و متون روایاتی است که درباره رجعت معصومین علیهمالسلام به دنیا و تشکیل دولتهای جهانی اسلامی پس از دولت جهانی حضرت بقیّة اللّه علیهالسلام بیان شده است.
از روایات استفاده میشود که دولتها و حکومتهای معصومین علیهمالسلام و رجوع آنان به دنیا برای تقاصّ از ستمگران و قاتلین اولیای خدا و تشفّی دلهای مؤمنین خواهد بود، بنابر این در رجعت همه مردم به دنیا باز نخواهند گشت بلکه خلّص از مؤمنین و خلّص از منافقین و کفّار و دشمنان اهلبیت علیهمالسلام به دنیا باز خواهند گشت و حکومتهای جهانی برای هر امامی برقرار خواهد شد، قابل ذکر است که رجعت به طور اجمال قطعی و مسلّم است و لکن برخی از مسائل مربوط به آن روشن نیست و یا به اجمال گذشته است، از اینرو، علمای ما نیز به همان صورت بیان نمودهاند.
هدف از این نوشتار این است که اوّلاً اعتقاد به رجعت به طور اجمال از ضروریّات مذهب است و انکار آن انکار ضروری اسلام و سبب خروج از دین میباشد. و ثانیا نقل سخنان معصومین علیهمالسلام در این
موضوع سبب تنبّه و بیداری و امید و تقویت ایمانی دوستان اهلبیت علیهمالسلام و شیعیان آنان خواهد بود. از خداوند منّان توفیق و عصمت و ثبات ایمان و ولایت اولیای خدا و نجات از فتنههای آخرالزّمان و عافیت دارین را خواستاریم. و له الحمد أوّلاً و آخرا و ما بنا من نعمةٍ فمنه و لاحول و لاقوّة إلاّ باللّه العلیّ العظیم.
خادم اهلبیت علیهمالسلام
سیّد محمّد حسینی بهارانچی
رجعت یعنی بازگشت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و ائمّه معصومین علیهمالسلام و خلّص مؤمنین و کفّار و مخالفین به دنیا، برای تشفّی دلهای اولیای خدا و ذلّت کفّار و معاندین، و رجعت برای مؤمنین یک حادثه شیرین و یک نوید مسرّتبخشی است، همچنان که قیام حضرت بقیّة اللّه علیهالسلام برای مؤمنین و ستمدیدگان عالم یک نوید مسرّتبخش خواهد بود، از اینرو، به آن «قیامت صغرا» نیز گفته میشود و آن مورد اجماع و اتّفاق بلکه از ضروریّات مذهب حقّه امامیّه است.
علاّمه مجلسی رضوان اللّه تعالی علیه گوید: شیعیان امامیّه در جمیع دوران پس از معصومین علیهمالسلام معتقد به رجعت بودهاند و بر آن اتّفاق داشته و حقّانیّت آن را مانند نور خورشید در وسط روز آشکار میدانستهاند. از اینرو، علمای شیعه در همه زمانها در مقابل مخالفین با آیات قرآن و احادیث نبویّ حقّانیّت آن را اثبات مینموده و در اشعار خود نیز آن را جزء اعتقادات مسلّمه خود میدانستهاند.
اخبار رجعت از ائمّه معصومین علیهمالسلام به صورت متواتر نقل شده و به بیش از دویست روایت میرسد که بیش از چهل نفر از بزرگان و معتمدین از علما و محدّثین آنها را نقل نمودهاند و در بیش از پنجاه
کتاب از کتب حدیث مانند کافی کلینی و کتب صدوق و شیخ طوسی و سیّد مرتضی و نجاشی و کشّی و عیّاشی و علیّ بن ابراهیم قمّی و سلیم بن قیس هلالی و شیخ مفید و کراجکی و نعمانی و صفّار و سعد بن عبداللّه و ابن قولویه و سید بن طاوس و فرزند او صاحب کتاب زوائد الفوائد و محمّد بن علیّ بن ابراهیم و فرات بن ابراهیم و مؤلّف کتاب التنزیل و التحریف و ابوالفضل طبرسی و ابوطالب طبرسی و برقی و ابن شهرآشوب و قطب راوندی و علاّمه حلّی و... ثبت شده است.
سپس گوید: اگر مثل چنین مسألهای متواتر و قطعی نباشد در چه مسألهای میتوان ادّعای تواتر و قطعیّت نمود؟ با توجّه به این که جمیع علمای شیعه روایات آن را نقل نمودهاند [ و به مضامین آنها معتقد بودهاند].
مرحوم علاّمه مجلسی سپس گوید: به گمان من کسی که در چنین مسألهای تردید پیدا کند، در حقّانیّت ائمّه معصومین علیهمالسلام تردید پیدا نموده است، از اینرو، هرگز کسی نمیتواند منکر رجعت بشود و یا چنین چیزی را بین شیعیان اظهار کند، جز آنکه دست به القای شبهه بزند و با تشکیکهای خود عوام مردم را در شبهه قرار بدهد، و این کار هم هدف او را تأمین نمیکند همانگونه که خداوند میفرماید: «یُریدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ» (1)، چرا که این تشکیکات در مثل چنین مسأله ضروری، و در مقابل
1) سوره صفّ: 8 .
سخنان صریح معصومین علیهمالسلام و کتابهایی که درباره رجعت نوشته شده است بیاثر خواهد بود.(1)
سپس گوید: اخبار فراوانی از ائمّه معصومین علیهمالسلام رسیده که فرمودهاند: «از ما نیست کسی که ایمان به رجعت و بازگشت ما به دنیا نداشته باشد.»
مرحوم شیخ صدوق در کتاب فقیه میفرماید: امام صادق علیهالسلام فرمود: «لیس منّا من لم یؤمن بکرّتنا و یستحلّ متعتنا»؛ یعنی: «از ما نیست کسی که ایمان به رجعت ما نداشته باشد و متعه ما را حلال نداند.» (2)
مرحوم شیخ صدوق رضوان اللّه تعالی علیه در کتاب عقائد امامیّه گوید: اعتقاد ما در رجعت این است که رجعت، حقّ و مسلّم است؛ چرا که خداوند در آیاتی از قرآن، رجعت و بازگشت گروهی را به دنیا مطرح نموده و رجعت چیزی جز این نیست چنانکه میفرماید: «أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ» (3). (4)
سپس مرحوم صدوق گوید: ـ اینهایی که خداوند در این آیه یاد میفرماید: هزاران نفر بودند و از ترس مرگ از دیار خود فرار کردند و
خداوند به آنان فرمود: بمیرید و چون مردند خداوند پس از سالهایی آنان را زنده نمود ـ آنان هفتاد هزار خانواده بودند و در هر سالی عدّهای از آنان به سبب طاعون میمردند، از اینرو، اغنیا و ثروتمندان از شهر خارج شدند و فقرا و مستمندان که توانایی نداشتند باقی ماندند و به همین علّت طاعون در بین فقرا بیشتر شد و گفتند: اگر ما نیز از دیار خود خارج شده بودیم گرفتار طاعون نمیشدیم، اغنیا و ثروتمندان نیز گفتند: ما اگر در دیار خود مانده بودیم همانند فقرا گرفتار طاعون میشدیم، پس همگی تصمیم گرفتند که هنگام طاعون از شهر خارج شوند و چون خارج شدند و کنار دریایی قرار گرفتند و بار خود را بر زمین گذاردند، خداوند به آنان خطاب نمود:
«بمیرید»، پس همگی مردند و سالهایی مردههای آنان در کنار راه ماند و مردم از روی آنان حرکت میکردند تا این که پیامبری از پیامبران بنیاسرائیل که به او «ارمیا» گفته میشد، بر آنان عبور نمود و به خدای خود گفت:
خدایا اگر تو بخواهی میتوانی آنان را زنده کنی و آنان بلاد تو را آباد کنند و فرزندانی از آنان به وجود آید و مانند دیگران تو را عبادت کنند. پس خداوند به آن پیامبر فرمود: آیا دوست میداری که من آنان را زنده کنم؟ او گفت: «آری.» پس خداوند آنان را زنده نمود و امّت آن پیامبر قرار گرفتند.
سپس گوید: اینها از کسانی بودند که مردند و باز به دنیا بازگشت و سپس به اجل خویش از دنیا رفتند و این آیه یکی از آیات مربوط به
رجعت است.
آیه دیگر آیه «أَوْ کَالَّذی مَرَّ عَلی قَرْیَةٍ وَ هِیَ خاوِیَةٌ عَلی عُرُوشِها قالَ أَنّی یُحْیی هذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللّهُ مِأَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ کَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ یَوْما أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِأَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلی طَعامِکَ وَ شَرابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلی حِمارِکَ وَ لِنَجْعَلَکَ آیَةً لِلنّاسِ وَ انْظُرْ إِلَی الْعِظامِ کَیْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَکْسُوها لَحْما فَلَمّا تَبَیَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ» (1).
این آیه مربوط به عزیر است که یکصد سال از دنیا رفت و باز به دنیا بازگشت و با اجل خود از دنیا رحلت نمود. سپس گوید:
خداوند درباره کسانی که موسی علیهالسلام آنان را برای میقات با پروردگار خود انتخاب نمود میفرماید: «ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» (2). و قصّه آنان این است که آنان چون سخن خدا را شنیدند گفتند: «ما ایمان نمیآوریم تا خدا را آشکارا ببینیم.» و چون خداوند به وسیله صاعقه آنان را هلاک نمود، موسی علیهالسلام عرض کرد: «خدایا من در بازگشت، به بنیاسرائیل چه بگویم؟» پس خداوند آنان را باز زنده نمود و سالها روی زمین زندگی کردند و فرزندانی از آنان به وجود آمد و سپس با اجلهای خود از دنیا رفتند.
آیه دیگر آیهای است که خداوند به عیسی علیهالسلام میفرماید: «وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتی بِإِذْنی» (3)، و جمیع کسانی که عیسی علیهالسلام به اذن خداوند زنده نمود، به دنیا بازگشتند و مدّتها در دنیا زندگی کردند و سپس با
اجلهای خود از دنیا رفتند.
آیه دیگر مربوط به اصحاب کهف است که خداوند میفرماید: «وَ لَبِثُوا فی کَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِأَةٍ سِنینَ وَ ازْدادُوا تِسْعا» (1)، و آنان سیصد و نه سال در کهف مردند و خداوند بدنهای آنان را حفظ نمود و سپس زنده شدند و به دنیا بازگشتند و با همدیگر سخن گفتند و خداوند میفرماید: «وَ تَحْسَبُهُمْ أَیْقاظا وَ هُمْ رُقُودٌ» (2)، و معنای «رقود» این است که آنان مرده بودند گرچه شما فکر میکردید زنده هستند. از اینرو، خداوند در سوره یسآ میفرماید: «قالُوا یا وَیْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلینَ» (3).
از سویی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «کلیّه حوادثی که در امّتهای پیشین رخ داده است بدون کم و کاست در این امّت نیز رخ خواهد داد.» (4)بر این اساس در این امّت نیز باید رجعت وجود داشته باشد.
از سوی دیگر مخالفین ما که در مسأله رجعت با ما مخالفت دارند نقل کردهاند که هنگام قیام حضرت مهدی علیهالسلام ، عیسی بن مریم علیهالسلام از آسمان فرود میآید و پشت سر آن حضرت نماز میخواند، و خداوند درباره حضرت عیسی علیهالسلام میفرماید: «إِنّی مُتَوَفّیکَ وَ رافِعُکَ إِلَیَّ» (5). [ و آنان توفّی را به معنای مرگ میدانند.]
آیه دیگر که از همه آیات صریحتر در معنای رجعت است و
مستقیما به مسأله رجعت اشاره دارد این آیه است: «وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجا مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا» (1)، یعنی: «آن روز، روزی است که ما از هر امّتی گروهی از کسانی که آیات ما را تکذیب مینمودهاند را زنده میکنیم.» در حالی که درباره قیامت میفرماید: «وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَدا» (2)، یعنی: «ما در قیامت همه مردم را زنده میکنیم و احدی را رها نخواهیم نمود.» از این دو آیه ظاهر میشود که آن روزی که همه مردم زنده میشوند غیر از روزی است که فوجی و گروهی از مکذّبین زنده میشوند.
از اینرو، قرآن از قول منکرین قیامت میفرماید: «وَ أَقْسَمُوا بِاللّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ لا یَبْعَثُ اللّهُ مَنْ یَمُوتُ بَلْ وَعْدا عَلَیْهِ حَقّا وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لا یَعْلَمُونَ» (3)، و مقصود رجعت میباشد؛ چرا که خداوند میفرماید: «لِیُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذی یَخْتَلِفُونَ فیهِ» (4)، و تبیین، در مورد مسائل مورد اختلافی در دنیاست نه در آخرت. (5)
در کتاب «أجوبة المسائل العکبریّه» شیخ مفید رحمهالله آمده، که از شیخ درباره آیه شریفه «إِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا» (1)سؤال شد: «معنای یاری خداوند نسبت به مؤمنین در دنیا چیست؟» مرحوم شیخ پاسخهایی داد و فرمود: «امامیّه [ یعنی شیعیان دوازده امامی] میگویند: خداوند متعال قبل از قیامت، اولیای خود را یاری خواهد نمود، و آن در زمان قیام حضرت قائم آل محمّد صلیاللهعلیهوآله و رجعت اولیای خداست که به مؤمنین وعده یاری داده است.»(2)
مرحوم علاّمه شبّر در کتاب «حقّ الیقین» گوید: از حرث بن عبداللّه ربعی روایت شده که گوید: هنگامی که منصور در جسر اکبر بود من در مجلس منصور دوانیقی نشسته بودم و سوار قاضی [ یکی از قضات اهل سنّت] نیز نزد او بود، در آن هنگام سیّد حمیری [ شاعر اهلبیت علیهمالسلام ] این ابیات را انشاء نمود:
إنّ الإله الّذی لا شیء یشبهه آتاکم الملک للدّنیا و للدّین
آتاکم اللّه ملکا لا زوال له حتی یقاد إلیکم صاحب الصین
و صاحب الهند مأخوذ برمّته و صاحب الترک محبوس علی هون
تا اینکه قصیده خود را به آخر رساند و منصور شاد شده بود. پس
سوار قاضی به منصور گفت: «یا امیرالمؤمنین، به خدا سوگند این شخص با زبان خود تو را ستایش میکند و قلب او با تو نیست.» سپس گفت: «به خدا سوگند، او دیگران را امام خود میداند و آنان را دوست میدارد و در باطن از دشمنان تو میباشد.»
پس سیّد حمیری گفت: «به خدا سوگند او دروغ میگوید و من در ستایش تو صادق هستم و سوار از آن حسدی که نسبت به تو دارد و تو را بر کرسیّ خلافت مستقرّ میبیند و این اشعار را میشنود، نمیتواند تحمّل کند، از اینرو، این سخنان را میگوید وگرنه من از دیرزمان به شما خاندان عبّاسی علاقه داشتهام و لکن سوار و قوم او در جاهلیّت دشمن شما بودند و بعد از اسلام نیز دشمن شما هستند و خداوند درباره آنان به پیامبر خود صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «إِنَّ الَّذینَ یُنادُونَکَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ» (1).»
منصور گفت: «راست میگویی.» سوار گفت: «او قائل به رجعت است و از شیخین بدگویی میکند.» سیّد حمیری گفت: «امّا این که میگوید: من قائل به رجعت هستم، من مطابق قرآن سخن گفتهام که میفرماید: «وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجا مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ» (2)، و در جای دیگر میفرماید: «وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَدا» (3)، و ما از این دو آیه میفهمیم که خداوند دو قیامت دارد: 1ـ قیامت عامّ برای همه مردم، 2ـ قیامت خاصّ برای مکذّبین و...، از
اینرو، در آیه دیگر درباره آنان میفرماید: «رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلی خُرُوجٍ مِنْ سَبیلٍ» (1)، و در آیه دیگر درباره رجعت میفرماید: «فَأَماتَهُ اللّهُ مِأَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ» (2)، و نیز در آیه دیگری میفرماید: «أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُوا»(3). این آیات کتاب خداست که درباره رجعت امّتهای پیشین نازل شده است، و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «هرچه در بنیاسرائیل رخ داده است در امّت من نیز رخ خواهد داد، حتّی خسف [ یعنی بلعیدن زمین] و مسخ [ یعنی خارج شدن از شکل انسان].»
سپس گفت: «رجعتی که من به آن معتقد هستم همان چیزی است که قرآن بیان نموده و سنّت پیامبر صلیاللهعلیهوآله بر آن گواه است و من معتقدم که خداوند این سوار را در رجعت به صورت سگ یا بوزینه و یا خوک و یا مورچه محشور خواهد نمود.»
سپس گفت: «به خدا سوگند او آدم سرکش و متکبّر و کافر است.» و منصور خندید. (4)
در همان کتاب «أجوبة المسائل العکبریّه» مرحوم شیخ مفید آمده، که گوید: من بودم که یکی از معتزله به یکی از علمای شیعه در حضور علما و اهل نظر گفت: «اگر صحیح باشد گفته شما که میگویید: خداوند
هنگام قیام مهدی علیهالسلام در رجعت قبل از قیامت اموات را به دنیا بازمیگرداند تا دلهای مؤمنین را شفا بخشد و از کفّار انتقام بگیرد، همانگونه که میگویید: خداند درباره بنیاسرائیل چنین کرد و آیه «ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْناکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنینَ وَ جَعَلْناکُمْ أَکْثَرَ نَفیرا» (1)را به این معنا تأویل میکنید، به من بگو بدانم از کجا که در بازگشت به دنیا کسانی مثل یزید و شمر و عبدالرّحمان بن ملجم و... از کفر خود بازنگردند و اطاعت از امام خود را انتخاب نکنند و بر تو واجب شود که آنان را دوست بداری و یقین کنی که اهل ثواب و بهشت خواهند بود؟! و این کلیّه اعتقادات شیعه را برهم میزند.»
پس آن پیرمرد شیعی گفت: «من جوابب این سؤال را نمیدهم و بدون اطّلاع سخنی نمیگویم.» و به همین علّت آن شخص معتزلی و حاضرین او را درمانده دانستند.
شیخ مفید میفرماید: من در جواب او میگویم: این سؤال دو پاسخ دارد: 1ـ گرچه عقل بازگشت آنان را به ایمان منع نمیکند و آنان در بازگشت تمکّن بر ایمان دارند و لکن از سخنان معصومین علیهمالسلام استفاده میشود که چنین افرادی مخلّد در دوزخ خواهند بود و ما باید آنان را لعنت کنیم و از آنها برائت بجوییم، از اینرو، ما از این اخبار یقین پیدا میکنیم که آنان هرگز به ایمان باز نخواهند گشت، همانگونه که خداوند میفرماید: «وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَیْهِمُ الْمَلائِکَةَ وَ کَلَّمَهُمُ الْمَوْتی وَ
1) سوره اسراء: 6 .
حَشَرْنا عَلَیْهِمْ کُلَّ شَیْءٍ قُبُلاً ما کانُوا لِیُؤْمِنُوا إِلاّ أَنْ یَشاءَ اللّهُ» (1)، یعنی: «اگر ملائکه بر آنان فرود آیند و مردگان با آنان سخن بگویند و همه حقایق را آشکار ببینند ایمان نمیآورند، جز اینکه خداوند آنان را به ایمان اجبار نماید [ و چنین نخواهد کرد].»
و یا میفرماید: «إِنَّ شَرَّ الدَّوابِّ عِنْدَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ * وَ لَوْ عَلِمَ اللّهُ فیهِمْ خَیْرا لاَءَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ»(2)، یعنی: «بدترین جنبنده نزد خداوند افراد کر و گنگی هستند که تعقّل نمیکنند و اگر خداوند خیری در آنها میدانست حقایق را به گوش آنان میرسانید، و اگر چنین میکرد آنان از حقّ گریزان بودند.» چنین کسانی مورد لعنت خدا هستند، همانگونه که میفرماید: «لاَءَمْلاَءَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکَ وَ مِمَّنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعینَ»(3)
ص: 85 .
، و یا میفرماید: «وَ إِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتی إِلی یَوْمِ الدّینِ»(4)، و یا میفرماید: «تَبَّتْ یَدا أَبی لَهَبٍ وَ تَبَّ * ما أَغْنی عَنْهُ مالُهُ وَ ما کَسَبَ * سَیَصْلی نارا ذاتَ لَهَبٍ» (5)، و چون وضع این افراد چنین است استدلال شما بیهوده خواهد بود.2ـ پاسخ دوّم این است که کفّار در رجعت برای انتقام زنده میشوند و توبهای از آنان پذیرفته نخواهد شد. آنان مانند فرعون خواهند بود که هنگام غرق شدن و مرگ گفت: «آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ
الَّذی آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرائیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمینَ» (1)، و خداوند در پاسخ او فرمود: «آلاْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدینَ» (2).
و جواب صحیح طبق مذهب امامیّه همین است و قرائن و نشانههایی نیز در سخنان معصومین علیهمالسلام برای آن یافت میشود.
در تفسیر آیه شریفه «یَوْمَ یَأْتی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْسا إیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فی إیمانِها خَیْرا قُلِ انْتَظِرُوا إِنّا مُنْتَظِرُونَ» (3)، معصومین علیهمالسلام فرمودهاند: «این آیه مربوط به حضرت مهدی علیهالسلام است و هنگامی که قیام میکند، توبه مخالف پذیرفته نخواهد شد.»
شیخ مفید رحمهالله در مسائل سرویّه بعد از استدلال به آیات و روایات گذشته میفرماید: عدّهای از مخالفین به ما میگویند: چگونه ممکن است کفّار بعد از زنده شدن و معاینه عذاب باز به طغیان خود ادامه بدهند؟ در حالی که آنان در برزخ عذاب و کیفر عمل خود را دیدهاند و دانستهاند که در دنیا بر باطل و کفر بهسر بردهاند؟ و من در پاسخ آنان گفتهام: این مسأله عجیبتر از مسأله کفّار نیست که در برزخ عذاب را مشاهده میکنند و میپذیرند که در دنیا در گمراهی و ضلالت بودهاند و میگویند: «یا لَیْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُکَذِّبُ بِآیاتِ رَبِّنا وَ نَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ» (4)، و خداوند در پاسخ آنان میفرماید: «بَلْ بَدا لَهُمْ ما کانُوا یُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ
وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُو عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ» (1)، یعنی: «آنان به حقیقت حال خود آگاه شدند و اگر آنان بازگردانده شوند و به دنیا بازگردند به همان اعمال گذشته خود ادامه میدهند و در گفتار خود که میگویند «وَ نَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ» دروغگو هستند.» با این بیان برای مخالفین ما در مسأله رجعت شبههای باقی نمیماند. (2)والمنّة للّه فیما ذکرناه.
مرحوم سیّد مرتضی علم الهدی نیز در پاسخ به سؤالاتی که اهل ری درباره رجعت از او کردهاند میفرماید: بدان که شیعه امامیّه معتقد است که خداوند متعال هنگام ظهور امام زمان علیهالسلام گروهی از شیعیان را باز زنده مینماید تا به ثواب نصرت و یاری امام زمان و مشاهده دولت آن حضرت نائل شوند و گروهی از دشمنان آنان را نیز زنده میکند تا از آنان انتقام گرفته شود و شیعیان از آن لذّت ببرند و دلیل صحّت این اعتقاد این است که این وعده، امر مستحیلی نیست و قدرت خداوند به آن تعلّق میگیرد [ و وقوع آن را معصومین علیهمالسلام خبر دادهاند].
و لکن بسیاری از مخالفین ما آن را محال پنداشته، و با توجّه به اینکه رجعت قابل امکان است و از قدرت خداوند دور نیست، شیعیان امامیّه اتّفاق و اجماع دارند که چنین چیزی واقع خواهد شد و این اجماع کاشف از دخول معصوم در آن است و در بین شیعیان احدی مخالف با مسأله رجعت نیست و معنای آن تنها رجوع دولت حقّه نیست بلکه رجوع اشخاص به دنیا و زنده شدن مجدّد اموات
است و منافاتی با تکلیف نیز ندارد. (1)
مرحوم طبرسی در احتجاجات و نجاشی نیز روایت کردهاند که بین مؤمن طاق و ابوحنیفه حکایات فراوانی درباره رجعت رخ داده است.
روزی ابوحنیفه به مؤمن طاق گفت: «شما قائل به رجعت هستید؟» مؤمن طاق گفت: «آری.» ابوحنیفه گفت: «پانصد دینار از این کیسه خود به من بده و من در رجعت به تو بازخواهم داد.» مؤمن طاق گفت: «باید کسی ضمانت کند که تو در رجعت به صورت انسان باشی و به صورت میمون نباشی تا من بتوانم مال خود را از تو پس بگیرم.»(2)
سیّد بن طاووس در کتاب طرائف گوید: مسلم در کتاب صحیح خود در اوایل جزء اوّل روایتی را با سند خود از جرّاح بن ملیح نقل کرده که گوید: من از جابر شنیدم که میگفت: هفتاد هزار حدیث از حضرت باقر علیهالسلام از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نزد من موجود است. (3)
سپس مرحوم سیّد گوید: آنان این احادیث فراوان را رها کردند، تا این که گوید:
مسلم با سند خود در کتاب صحیح گوید: محمّد بن عمر رازی گفت: از حریز شنیدم که میگفت: من جابر بن یزید جعفی را ملاقات نمودم و حدیثی از احادیث او را نقل نکردم به خاطر این که او اعتقاد به رجعت داشت.
سیّد بن طاووس گوید: شما ببینید، اهل سنّت چگونه خود را از هفتاد هزار حدیث پیامبر صلیاللهعلیهوآله محروم نمودهاند چرا که این احادیث به روایت ابوجعفر باقر علیهالسلام ـ که از اعیان اهلبیت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله است ـ نقل شده است، و آن حضرت مردم را امر نموده که به اهلبیت خود علیهمالسلام تمسّک نماید؟! این برخورد آنان است با مسأله رجعت در حالی که اکثر مسلمانان بلکه همه آنان احیای اموات را در دنیا روایت کردهاند و حدیث احیای اموات در قبر برای سؤال نزد آنان مسلّم است و آنان ماجرای اصحاب کهف را نیز نقل نمودهاند و بالاتر از همه اینها، این که کتاب خدا میگوید: «أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ...»، و نیز هفتاد نفری که موسی علیهالسلام با خود به میقات برد و ماجرای عزیر و کسانی که عیسی علیهالسلام با اذن خداوند آنان را زنده نمود. ادلّه روشنی است برای اثبات رجعت، از اینرو، باید به مخالفین رجعت گفت: آیا مسأله رجعت مانند موارد فوق نیست و آیا به خاطر اینکه رجعت را اهلبیت علیهمالسلام و شیعه نقل نمودهاند باید مورد انکار قرار بگیرد و آیا جرم جابر چیست که باید به خاطر اعتقاد به رجعت به احادیث او توجّه نشود؟! (1)
مرحوم علاّمه سیّد عبداللّه شبّر در پایان بحث رجعت گوید: تو دانستی که آیات فراوان و اخبار قطعی و متواتری درباره رجعت وارد شده است و علمای متقدّمین و متأخّرین از شیعیان اهلبیت علیهمالسلام اصل رجعت را تأیید نموده و شکّ و شبههای در آن نیست و منکر آن
1) حقّ الیقین: 2 / 34 ـ 35.
خارج از مسلمین محسوب میشود چرا که آن از ضروریّات مذهب ائمّه اهلبیت علیهمالسلام است و مسأله رجعت کم از مسائلی مانند صراط و میزان و امثال آنها نیست و ادلّه آن اگر بیش از ادلّه صراط و میزان و امثال آنها نباشد کمتر از آنها نیست، بنابر این ایمان به اصل رجعت معصومین علیهمالسلام و بازگشت بعضی از کفّار و مؤمنین به دنیا واجب خواهد بود و خصوصیّات و تفصیل آن را باید به معصومین علیهمالسلام واگذار نمود.
اخبار و احادیث در رجعت امیرالمؤمنین و امام حسین علیهماالسلام متواتر و قطعی است و در مورد بقیّه ائمّه علیهمالسلام قریب به تواتر است و در مورد کیفیّت رجوع ائمّه علیهمالسلام و ترتیب رجوع آنان به دنیا، باید توقّف نمود و علم آن را به خدا و اولیای او واگذار نمود. [ همانگونه که علم به خصوصیّات قیامت و مواقف آن، مانند صراط و میزان و حساب و سؤال و... را باید به خداوند و اولیای او واگذار کرد. (1)]
مؤلّف گوید: آنچه تاکنون گذشت خلاصهای از ادلّه رجعت و نظر علمای شیعه و مخالفین درباره رجعت بود، اکنون باید آیات و روایات مربوط به رجعت را، برای روشن شدن کامل این مسأله، بررسی نمود.
1) همان: 2 / 35.
مرحوم علاّمه سیّد عبداللّه شبّر در کتاب «حقّ الیقین» دوازده آیه از قرآن را درباره رجعت بیان نموده و تفاسیر ائمّه اهلبیت علیهمالسلام را نیز در ذیل آنها ذکر کرده است گرچه برخی از آنها در مباحث پیشین گذشت. و لکن بر هر مسلمانی لازم است که از این آیات و تفاسیر معصومین علیهمالسلام در ذیل آنها آگاهی پیدا کند. (1)
1ـ «وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجا مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا»(2). این آیه صریح در این است که برخی از مردم را خداوند پس از مرگ باز زنده میکند و این غیر از قیامت خواهد بود چرا که در قیامت همه مردم زنده میشوند، چنانکه خداوند میفرماید: «وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَدا».
مرحوم علیّ بن ابراهیم قمّی در تفسیر آیه اوّل از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «آیا مردم [ یعنی مخالفین] درباره آن چه میگویند؟» راوی گفت: «آنان میگویند: این آیه مربوط به قیامت است.» امام صادق علیهالسلام فرمود: «آیا در قیامت از هر امّتی گروهی زنده میشوند و بقیّه در قبرها میمانند؟!» سپس فرمود: «این آیه مربوط به
زمان رجعت است و آیه مربوط به قیامت آیه «وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَدا» میباشد.» سپس گوید: روایات به این معنا فراوان است. (1)
2ـ «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دابَّةً مِنَ الاْءَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ» (2)، یعنی: «هنگامی که عذاب و یا وعده قیامت بر آنان واجب میشود، ما "دابّة الأرض" را برای آنان فرومیفرستیم تا با آنان با زبانی که مفهوم شود سخن بگوید و به آنان گفته شود: مردم به آیات الهی یقین و اعتقاد پیدا نکردهاند.»
در اخبار فراوانی آمده که مقصود از «دابّة الأرض» امیرالمؤمنین علیّ بن ابیطالب علیهالسلام است، و او قبل از قیامت از قبر خارج خواهد شد و عصای موسی علیهالسلام و خاتم سلیمان علیهالسلام به دست اوست و با عصای موسی بین دو چشم مؤمن مینویسد: او مؤمن است و بین دو چشم کافر مینویسد: او کافر است.
مرحوم قمّی در تفسیر خود از امام صادق علیهالسلام در حدیث صحیح نقل نموده که فرمود: رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به امیرالمؤمنین علیهالسلام برخورد نمود و چون دید او در مسجد روی زمین خوابیده و مقداری از خاک را زیر سر خود قرار داده است و به خواب رفته، او را تکان داد و فرمود: «قم یا دابّة الأرض»، یعنی: ای «دابّة الأرض» برخیز. پس یکی از اصحاب عرض کرد: یا رسول اللّه، آیا ما میتوانیم فرزندان خود را به این اسم
نامگذاری کنیم؟ فرمود: «خیر، به خدا سوگند، این اسم فقط برای اوست و او همان دابّة الأرض است که خداوند میفرماید: «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دابَّةً مِنَ الاْءَرْضِ».»
سپس فرمود: «یا علی، هنگامی که آخرالزّمان فرامیرسد، خداوند تو را در بهترین صورت از قبر خارج میکند و در دست تو آلتی است [ یعنی عصای موسی[ که به وسیله آن به پیشانی و بین دو چشم مردم نشانه ایمان و کفر را نقش خواهی نمود.»
پس شخصی به امام صادق علیهالسلام عرض کرد: اهل سنّت میگویند: «دابّة الأرض تَکْلِمُهُم» یعنی یجرحهم؟ فرمود: «خدا آنان را در دوزخ مجروح نماید، تکلّمهم از کلام و سخن گفتن است نه به معنای مجروح نمودن.»
امام صادق علیهالسلام میفرماید: شخصی به عمّار یاسر گفت: آیهای از آیات قرآن مرا دگرگون نموده و به شکّ انداخته است. عمّار گفت: کدام آیه؟ او گفت: آیه «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ...» مرا متحیّر نموده که دابّة الأرض چیست؟ عمّار گفت: به خدا سوگند، روی زمین نمینشینم و آب و غذا نمیخورم تا او را به تو نشان بدهم. سپس او را نزد امیرالمؤمنین علیهالسلام آورد و آن حضرت خرما میخورد. پس به عمّار فرمود: بیا بنشین. عمّار نشست و مشغول خوردن خرما شد و آن مرد تعجّب نمود و چون عمّار برخاست آن مرد گفت: سبحان اللّه! تو سوگند یاد کردی که نخوری و نیاشامی و ننشینی تا دابّة الأرض را به من نشان بدهی! عمّار گفت: اگر عاقل باشی من او را به تو نشان
دادم.(1)
مؤلّف گوید: اهل سنّت نیز این روایت را با اختلاف مختصری در عبارات نقل کردهاند، و امیرالمؤمنین علیهالسلام بارها در سخنان و خطبههای خود میفرمود: «من صاحب عصا و میسم [ یعنی آلت علامتگذاری] هستم.»
اهل سنّت از ابوهریره و ابن عبّاس و اصبغ بن نباته نقل کردهاند که «دابة الأرض» در آیه فوق، امیرالمؤمنین علیهالسلام است.
اصبغ بن نباته گوید: معاویه به من گفت: شما شیعهها گمان کردهاید که دابّة الأرض، علیّ بن ابیطالب[ علیهالسلام ] است؟ گفتم: ما میگوییم: علمای یهود چنین گفتهاند. پس معاویه رأس الجالوت یهودی را احضار نمود و به او گفت: «دابة الأرض» نزد شما کیست؟ رأس الجالوت گفت: او مردی است. معاویه گفت: آیا اسم او را میدانی؟ رأس الجالوت گفت: آری، اسم او «إلیا» میباشد. پس معاویه رو به من کرد و گفت: ای اصبغ چقدر «إلیا» به علی نزدیک میباشد؟!(2)
3ـ «إِنَّ الَّذی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرادُّکَ إِلی مَعادٍ» (3)، یعنی: «خدایی که قرآن را بر تو واجب نمود، تو را به میعادت بازخواهد گرداند.»
امام صادق علیهالسلام در تفسیر این آیه میفرماید: «به خدا سوگند، جز
این نیست که دنیا تمام نخواهد شد تا اینکه رسول خدا و امیرالمؤمنین علیهماالسلام به دنیا بازخواهند گشت و یکدیگر را ملاقات خواهند کرد و در مسجدی در کوفه که دوازده هزار در دارد اقامت خواهند نمود.»
امام سجّاد علیهالسلام در تفسیر این آیه میفرماید: «پیامبر شما یکبار دیگر به شما بازخواهند گشت.»
امام باقر علیهالسلام در تفسیر این آیه میفرماید: «خدا جابر را رحمت کند، علم او به جایی رسیده بود که تأویل این آیه را میدانست و میگفت: این آیه مربوط به رجعت است.» (1)
4ـ «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ»(2)، یعنی: «هر کسی طعم مرگ را خواهد چشید.»
امام باقر علیهالسلام در تفسیر آیه فوق فرمود: «هر کسی با شمشیر کشته شود، ناچار باید به دنیا بازگردد تا طعم مرگ را بچشد و در فراش خود بمیرد.»
و در تفسیر آیه «وَ لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لاَءِلَی اللّهِ تُحْشَرُونَ»(3)، یعنی: «اگر در راه خدا کشته شوید و یا بمیرید، به خدا بازخواهید گشت.»
امام باقر علیهالسلام فرمود: «مقصود از کشته شدن در راه خدا، کشته شدن در راه ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام است.» سپس فرمود: «هر کس ایمان به این آیه داشته باشد، دو مردن دارد: 1ـ اگر در راه من کشته
شود، زنده خواهد شد و باز خواهد مرد، و اگر بمیرد نیز زنده خواهد شد تا در راه خدا کشته شود.»(1)
5 ـ «وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ النَّبِیّینَ لَما آتَیْتُکُمْ مِنْ کِتابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلی ذلِکُمْ إِصْری قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَکُمْ مِنَ الشّاهِدینَ» (2)، یعنی: «هنگامی که خداوند از پیامبران میثاق گرفت و فرمود: آنگاه که به شما کتاب و حکمت دادم و سپس برای شما رسولی آمد و شریعت شما را تصدیق نمود، باید به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید و شما در پیشگاه خداوند اقرار کردید و خداوند فرمود: شما شاهد باشید من نیز شاهد خواهم بود.»
اخبار فراوانی وارد شده که مقصود از «وَ لَتَنْصُرُنَّهُ» یاری نمودن پیامبر خدا حضرت محمّد صلیاللهعلیهوآله در رجعت است.
امام صادق علیهالسلام در تفسیر آیه فوق میفرماید: «خداوند هیچ پیامبری از پیامبران را از زمان آدم تا زمان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله مبعوث به رسالت نکرده جز آنکه باز به دنیا بازمیگردند و امیرالمؤمنین علیهالسلام را یاری میکنند و مقصود از «لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ»، ایمان به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله است و مقصود از «وَ لَتَنْصُرُنَّهُ»، یاری کردن امیرالمؤمنین علیهالسلام است.»
امام صادق علیهالسلام نیز در تفسیر آیه فوق میفرماید: «لیؤمننّ برسول اللّه صلیاللهعلیهوآله و لینصرنّ علیّا علیهالسلام »، سپس فرمود: «به خدا سوگند هر پیامبری از زمان آدم تاکنون آمده، به دنیا بازخواهد گشت و در رکاب علیّ بن
ابیطالب علیهالسلام با دشمنان او جنگ خواهد نمود.» (1)
حسن بن سلیمان در کتاب منتخب بصائر الدّرجات از کتاب وحدت از عاصم بن حمید از امام محمّد باقر علیهالسلام نقل نموده که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «خداوند تبارک و تعالی احدِ واحد است و در وحدانیّت خود یگانه است، او به کلمهای تکلّم نمود و نوری بهوجود آمد و از آن نور، محمّد و من و ذرّیّه من را آفرید، سپس تکلّمی نمود و از آن، روح را آفرید و آن را در آن نور قرار داد و آن نور را در بدنهای ما ساکن کرد، بنابر این ما روح خدا و کلمات او هستیم و به ما، خداوند بر مخلوق خود احتجاج میکند، پس ما همواره در زیر سایه سبزی بودیم که در آن وقت نه خورشیدی بود و نه ماهی و نه شبی بود و نه روزی و نه چشمی بود که جایی را ببیند و ما خدای خود را عبادت و تقدیس و تسبیح میکردیم و این قبل از خلقت خلق عالم بود.»
تا اینکه فرمود: «خداوند از پیامبران برای ما پیمان ایمان و نصرت گرفت، چنانکه میفرماید: «وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ النَّبِیّینَ لَما آتَیْتُکُمْ مِنْ کِتابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلی ذلِکُمْ إِصْری قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَکُمْ مِنَ الشّاهِدینَ»، یعنی: به پیامبران گفته شد: باید به محمّد ایمان بیاورید و وصیّ او را یاری کنید. و زود است که آنان همگی وصیّ پیامبر صلیاللهعلیهوآله را یاری کنند. و خداوند از من و محمّد صلیاللهعلیهوآله پیمان گرفت که یکدیگر را یاری نماییم و من محمّد صلیاللهعلیهوآله را یاری نمودم و در
1) حقّ الیقین: 2 / 5 .
رکاب او با دشمنان جنگیدم و دشمنان او را کشتم و به عهد خود با خدا وفا کردم و هنوز احدی از پیامبران و مرسلین مرا یاری نکردهاند و آنان پس از مرگ بازخواهند گشت و مرا یاری خواهند نمود و من بر شرق و غرب عالم حاکم خواهم شد و خداوند پیامبران را از آدم تا خاتم زنده خواهد کرد و آنان مقابل من شمشیر خواهند زد و شمشیر خود را بر سر احیا و اموات و جنّ و انس [ از دشمنان ما] خواهند کوبید و چقدر عجیب است که خداوند اموات را زنده میکند و گروهگروه به من میگویند: لبّیک یا داعی اللّه، و در بازار کوفه جمع میشوند و شمشیرهای خود را برهنه میکنند و بر فرق کفّار و جبّاران و پیروان آنان از اوّلین و آخرین وارد مینمایند تا اینکه خداوند وعده خود را [ به مستضعفین] عملی مینماید، چنانکه میفرماید: «وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الاْءَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنا یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئا» 1(1)، یعنی: در آن زمان بندگان خدا با امن و امان خدا را عبادت خواهند نمود و از احدی هراس نخواهند داشت و تقیّهای برای آنان نخواهد بود.»
سپس فرمود: «برای من بازگشتها و رجعتهایی خواهد بود و من صاحب رجعتها و بازگشتهایی هستم و من صاحب صولات و حملهها و انتقامها و دولتهای عجیبی هستم و من حصن و قلعه آهنین و بنده خدا و برادر رسول اللّه و امین خدا و خازن سرّ او و
1) سوره نور: 55 .
حجاب او و وجه اللّه و صراط اللّه و میزان اللّه هستم و من [ نخستین کسی هستم که] در قیامت محشور میشوم و من کلمة اللّه هستم که خداوند به وسیله من دورافتادهها را جمع مینماید و جمعشدهها را متفرّق میسازد، و من اسماء اللّه الحسنی و امثاله العلیا و آیة الکبرا و صاحب بهشت و دوزخ هستم. من اهل بهشت را در بهشت و اهل دوزخ را در دوزخ اسکان میدهم و من اهل بهشت را به همسرانشان تزویج میکنم و دوزخیان را به دوزخ میفرستم و بازگشت همه خلق به من خواهد بود و من هستم که بازگشت همه بعد از قضا به من خواهد بود و حساب آنان با من میباشد و من هستم صاحب الهنات [ الهبات]، و من هستم کسی که بر اعراف اذان میگوید، و من هستم بارز الشّمس، یعنی کسی که در صفحه خورشید دیده میشود و من هستم دابّة الأرض و من هستم قسمتکننده دوزخ و خازن بهشت و صاحب اعراف و من هستم امیرالمؤمنین و یعسوب متّقین و نشان سابقین و لسان ناطقین و خاتم الوصیّین و وارث پیامبر و خلیفه ربّ العالمین و صراط مستقیم او و میزان او و حجّت بر اهل آسمانها و زمین و آنچه در آنها و بین آنهاست و من هستم کسی که خداوند به واسطه من در ابتدای آفرینش بر شما حجّت خود را تمام نمود و من هستم شاهد روز قیامت و من هستم عالم به علم منایا و بلایا و قضایا و فصل خطاب و انساب و من هستم صاحب معجزات پیامبرانی که در پنهان بهسر برند و من هستم صاحب عصا و میسم و من هستم که خداوند ابر و رعد و برق و تاریکی و ظلمت و کوهها و دریاها و
ستارگان و خورشید و ماه را برای من مسخّر نمود و من هستم آن شاخ آهنین و من هستم فاروق و هادی این امّت و من هستم که با اذن خدا عدد هر چیزی را میدانم و من هستم که به اسراری که خداوند نزد محمّد سپرد و او نیز به من سپرد آگاه هستم و من هستم که خداوند نام خود را به من عطا نمود و من کلمه و حکمت و علم و فهم او هستم.»
سپس فرمود: «ای مردم! [ اسألونی قبل أن تفقدونی]، هرچه میخواهید از من سؤال کنید قبل از آنکه مرا نیابید.»
تا اینکه فرمود: «خدایا! من تو را گواه میگیرم و از این مردم به تو شکایت مینمایم و لاحول و لاقوّة الاّ باللّه العلیّ العظیم و الحمد للّه متّبعین أمره.» (1)
6 ـ «وَ لَنُذیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الاْءَدْنی دُونَ الْعَذابِ الاْءَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» (2)، یعنی: «ما قبل از قیامت عذاب دنیا را به آنان خواهیم چشاند تا شاید از خطای خود بازگردند.»
علیّ بن ابراهیم قمّی در تفسیر خود از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که فرمود:
«عذاب ادنی عذاب زمان رجعت است که توسّط شمشیر انجام میگیرد و عذاب اکبر در قیامت خواهد بود و معنای "لعلّهم یرجعون" رجوع در رجعت است و آنان در رجعت عذاب خواهند شد.» (3)
7ـ «رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلی خُرُوجٍ
مِنْ سَبیلٍ» (1)، یعنی: «پروردگارا، تو دو مرتبه ما را میراندی و دو مرتبه زنده نمودی و ما به گناهان خود اعتراف کردیم آیا از این پس برای ما راه خروجی هست؟»
علیّ بن ابراهیم قمّی در تفسیر خود از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «یکی از این دو عذاب در رجعت خواهد بود [ و یکی از دو احیا و زنده شدن نیز در رجعت میباشد و دیگری در قیامت است].»
علیّ بن ابراهیم گوید: آیه فوق بسیار روشن است و احتمالات دیگری که مفسّرین تکلّف نمودهاند خطاست.
8 ـ «إِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الاْءَشْهادُ» (2)، یعنی: «ما پیامبران و مؤمنین را در دنیا یاری خواهیم نمود و در قیامت نیز آنان را یاری مینماییم.»
مرحوم قمّی در تفسیر و سعد بن عبداللّه از امام صادق علیهالسلام نقل نمودهاند که فرمود: «به خدا سوگند، مقصود از یاری کردن خدا در این دنیا، زمان رجعت است، مگر نمیدانی بیشتر پیامبران خدا را کسی یاری نکرد تا کشته شدند و نیز ائمّه بعد از آنان را کسی یاری نکرد تا کشته شدند؟!» (3)
9ـ «وَ جَعَلَ فیکُمْ أَنْبِیاءَ وَ جَعَلَکُمْ مُلُوکا» (4)، یعنی: «خداوند شما را پیامبران و ملوک قرار داد.»
سلیمان دیلمی گوید: امام صادق علیهالسلام فرمود: «مقصود از انبیا
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و ابراهیم و اسماعیل و ذرّیه اوست، و مقصود از ملوک ائمّه هستند.» سلیمان دیلمی گوید: به آن حضرت عرض کردم: آن چه ملکی است که خدا به شما میدهد؟ فرمود: «ملک بهشت و ملک زمان رجعت.» (1)
10ـ «وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهیدا» (2).
مرحوم قمّی در تفسیر خود گوید: هنگامی که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به دنیا بازمیگردد و رجعت مینماید، همه مردم به او ایمان میآورند.
شهر بن حوشب گوید: حجّاج به من گفت: یک آیه در قرآن مرا ناتوان کرده و من نتوانستم آن را بفهمم. گفتم: ای امیر، آن آیه چیست؟ حجّاج گفت: این آیه: «وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ...». سپس گفت: به خدا سوگند، من دستور میدهم یهودی و یا نصرانی را گردن بزنند و به دقّت به او نگاه میکنم و نمیبینم که لبهای او حرکت کند تا این که جان میدهد. پس من گفتم: ـ أصلح اللّه الأمیر ـ معنای این آیه این چنین نیست. حجّاج گفت: معنای آن چیست؟ گفتم: عیسی علیهالسلام قبل از قیامت به دنیا بازمیگردد و ملّت یهود و غیر یهود قبل مردن به او ایمان میآورند و او پشت سر مهدی آل محمّد صلیاللهعلیهوآله نماز میخواند. حجّاج گفت: این معنا را از کجا به دست آوردی؟! گفتم: محمّد بن علیّ بن حسین بن علیّ بن ابیطالب برای من حدیث نمود. حجّاج گفت: به خدا سوگند، این معنا را از چشمه
زلال علم فراگرفتهای. (1)
11ـ «وَ حَرامٌ عَلی قَرْیَةٍ أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ لا یَرْجِعُونَ» (2)، یعنی: «حرام است اهل قریهای که ما آنان را هلاک نمودهایم به دنیا بازگردند.»
در تفسیر مرحوم قمّی حدیث صحیحی از ابوبصیر و محمّد بن مسلم از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده که فرمودهاند: «هر قریهای که خداوند اهل آن را با عذاب هلاک نموده باشد، در رجعت، به دنیا بازنمیگردند.»
این آیه بزرگترین دلیل برای اثبات رجعت است چرا که همه اتّفاق دارند که مردم کلاًّ بعد از مردن در قیامت محشور میشوند خواه با عذاب مرده باشند و خواه به غیر عذاب و معلوم است که در این آیه خداوند میفرماید کسانی که به وسیله عذاب مرده باشند در رجعت بازنمیگردند بلکه در قیامت بازخواهند گشت.
12ـ «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الاْءَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» (3)، یعنی: «ما اراده کردهایم که بر مستضعفین روی زمین [ از بندگان خود[ منّت گذاریم و آنان را پیشوایان مردم و وارث گذشتگان قرار دهیم.» (4)
مؤلّف گوید: تفسیر این آیه در بحثهای پیشین گذشت.
سخنان معصومین علیهمالسلام درباره رجعت فراوان است و برخی از علما آنها را در حدّ تواتر و مسلّمات دانستهاند.
در کتاب بصائر الدّرجات از خثعمی نقل شده که گوید: از امام صادق علیهالسلام شنیدم که میفرمود: «ابلیس به خدا گفت: مرا تا قیامت مهلت بده و خداوند از او نپذیرفت و فرمود: تو تا وقت معلوم و روز معلوم [ یعنی هنگام قیام حضرت مهدی علیهالسلام ] مهلت داری، و چون وقت معلوم و روز معلوم میرسد، ابلیس با جمیع پیروان [ و فرزندان[ خود از زمان آدم تا آن روز جمع میشوند، و آن روز آخرین بازگشت امیرالمؤمنین علیهالسلام به دنیا میباشد.»
خثعمی گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: آیا امیرالمؤمنین علیهالسلام چندین مرتبه به دنیا رجعت دارد؟ فرمود: «آری، نه تنها او، بلکه هر امامی که در زمانی میزیسته است با مردم آن زمان از خوب و بد با او رجعت خواهند داشت، تا اینکه خداوند مؤمن را بر کافر غالب نماید.
و چون وقت معلوم میرسد، امیرالمؤمنین علیهالسلام با اصحاب خود به دنیا بازمیگردد و ابلیس نیز با فرزندان و یاران خود میآیند و وعدهگاه آنان در زمینی از زمینهای فرات خواهد بود که به آن "روحا" گفته
میشود و نزدیک به کوفه شماست، پس جنگ سختی بین امیرالمؤمنین و اصحابش با ابلیس و یارانش رخ میدهد که تاکنون چنین جنگی در عالم رخ نداده است و مثل اینکه من میبینم اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسلام یکصد قدم به عقب بازمیگردند و پاهای برخی از آنان در فرات قرار میگیرد.
در این هنگام آیات عذاب الهی از لابهلای ابرها همراه با ملائکه عذاب فرود میآید و امر خداوند به دست رسول خدا صلیاللهعلیهوآله انجام میگیرد و به دست آن حضرت حربهای از نور خواهد بود و چون ابلیس این منظره را مشاهده میکند به عقب بازمیگردد و یاران او میگویند: کجا میروی ما که پیروز شدیم! او میگوید: من چیزی را میبینم که شما نمیبینید، من از خدای ربّ العالمین میترسم. پس در این هنگام رسول خدا صلیاللهعلیهوآله با حربه خود ضربهای بر او وارد میکند و او و همراهان او هلاک میشوند و از آن پس پرستش مخصوص خداوند میشود و کسی مشرک نخواهد بود و امیرالمؤمنین علیهالسلام چهل و چهار هزار سال حکومت مینماید تا اینکه یکی از شیعیان او هزار فرزند پسر به دنیا میآورد و دو باغستان سبز اطراف مسجد کوفه آنگونه که خدا میخواهد ظاهر میگردد.» (1)
در همان کتاب با همان سند یاد شده از امام صادق علیهالسلام نیز نقل
1) مختصر بصائر الدّرجات: 26؛ حقّ الیقین: 2 / 8 .
شده که فرمود: «متولّی حساب مردم قبل از قیامت حسین بن علیّ علیهماالسلام خواهد بود...».
و در بصائر الدّرجات نیز با سندهای متعدّد از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمود: «اوّلین کسی که در رجعت به دنیا بازمیگردد، حسین بن علیّ علیهماالسلام است، او به قدری زنده میماند و حکومت میکند که از پیری ابروهای او روی چشمانش قرار میگیرد.» (1)
در همان کتاب نیز از موسی بن جعفر علیهماالسلام نقل شده که فرمود: «گروهی از مردگان به دنیا بازخواهند گشت و هر که بیگناه کشته شده است، از قاتل او قصاص خواهد شد و شکنجهگران شکنجه خواهند شد و کسی را که به خشم آورده باشند، او صاحب خود را به خشم خواهد آورد و دشمنان اهل ایمان بازمیگردند تا از آنان انتقام گرفته شود و سپس سی ماه عمر میکنند و در یک شب از دنیا میروند، در حالی که قلبهای اهل ایمان تشفّی مییابد و دشمنانشان به عذاب سخت گرفتار میشوند و سپس در قیامت حضور مییابند و خداوند حقوق آنان را از دشمنانشان دریافت مینماید.» (2)
معاویة بن عمّار گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: مقصود از آیه «فَإِنَّ لَهُ مَعیشةً ضَنْکا»(3)چیست؟ فرمود: «به خدا سوگند، این آیه مربوط به
دشمنان اهلبیت علیهمالسلام است.» گفتم: فدای شما بشوم، ما میبینیم آنان در تمام عمر با عافیت زندگی میکنند تا اینکه از دنیا میروند؟ فرمود: «به خدا سوگند، آنان در رجعت به قدری تنگنایی پیدا میکنند که مدفوع خود را میخورند.» (1)
قطب راوندی در کتاب خرائج از جابر از امام باقر علیهالسلام نقل نموده که امام حسین علیهالسلام قبل از آنکه شهید شود، به اصحاب خود فرمود: «رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به من فرمود: فرزند عزیزم تو را به عراق میبرند و آن سرزمینی است که پیامبران و اوصیای آنان در آن قدم گذاردهاند و آن را غمور گویند و تو در آن سرزمین با اصحاب خود شهید میشوید و اصحاب تو زخم شمشیر را احساس نمیکنند، سپس این آیه را تلاوت نمود: «یا نارُ کُونی بَرْدا وَ سَلاما عَلی إِبْراهیمَ»(2)، و فرمود: جنگ برای تو و آنان سرد و سلامت میشود.»
سپس به اصحاب خود فرمود: «بشارت باد شما را، به خدا سوگند اگر ما را بکشند، ما بر پیامبرمان صلیاللهعلیهوآله وارد میشویم، سپس [ تا خدا بخواهد] با آنان خواهم بود و من نخستین کسی خواهم بود که در رجعت سر از خاک برمیآورم، همان هنگام که پدرم امیرالمؤمنین سر از خاک برمیآورد و قائم ما قیام مینماید. سپس ملائکهای بر من نازل میشوند که تاکنون به زمین نیامدهاند و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل
و لشکرهایی از ملائکه نیز برای من فرود میآیند و نیز حضرت محمّد صلیاللهعلیهوآله و علی و من و برادرم حسن و کسان دیگری که خداوند بر آنان منّت نهاده بر اسبهایی از نور سوار میشویم، که تاکنون کسی بر آنان سوار نشده است.
سپس حضرت محمّد صلیاللهعلیهوآله پرچم خود را به اهتزاز درمیآورد و آن را با شمشیر خود به دست قائم ما میدهد. سپس ما تا هر زمان که خدا بخواهد اینگونه خواهیم بود و خداوند از مسجد کوفه سه نهر جاری خواهد نمود: 1ـ نهر روغن، 2ـ نهر آب، 3ـ نهر شیر. سپس امیرالمؤمنین علیهالسلام شمشیر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را به من میدهد و مرا به مشرق و مغرب عالم میفرستد و من به هر دشمن خدایی میرسم خون او را میریزم و هر بتی را آتش میزنم، تا اینکه به هند میرسم و آن را فتح میکنم و دانیال و یونس [ و یوشع] نزد امیرالمؤمنین علیهالسلام میآیند و میگویند:
خدا و رسول او[ صلیاللهعلیهوآله ] راست گفتند، و خداوند دانیال و یونس را با هفتاد نفر به بصره میفرستد و آنان با مخالفین جنگ میکنند و لشکری نیز به روم میفرستند و خداوند آنان را بر رومیان پیروز میکند، سپس من هر جنبنده حرامگوشتی را میکشم تا اینکه روی زمین جز [ غذای پاک و حلال و] طیّب باقی نماند. و اسلام را بر یهود و نصاری و سایر ملل عرضه مینمایم و آنان را مخیّر بین اسلام و شمشیر میکنم، پس کسی که مسلمان شود بر او منّت میگذارم [ و آزادش مینمایم] و کسی که اسلام را نپذیرد خداوند خون او را
میریزد [ و هدر میدهد].
و کسی از شیعیان ما نمیماند جز اینکه خداوند ملکی را بر او نازل مینماید و آن ملک غبار از صورت او برطرف میکند و همسران و منازل او را در بهشت به او نشان میدهد و هر که در روی زمین [ از شیعیان] نابینا و یا زمینگیر و یا مبتلا بوده باشد، خداوند به واسطه ما او را عافیت میدهد و برکت از آسمان نازل میشود، تا جایی که درخت از بس میوه میدهد شاخه او شکسته میشود و مردم میوه زمستان را در تابستان میخورند و میوه تابستان را در زمستان میخورند. همانگونه که خداوند میفرماید: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الاْءَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ»(1)، سپس خداوند به شیعیان ما کرامت میکند و چیزی برای آنان پوشیده نمیباشد حتّی اگر یکی از آنان بخواهد بداند که اهلبیت او چه میکنند، میداند و به آنان خبر میدهد که شما چه کردهاید.» (2)
مرحوم صدوق در کتاب عیون از حسن بن جهم نقل نموده که گوید: مأمون الرّشید به امام هشتم علیهالسلام گفت: یا اباالحسن، شما درباره رجعت چه میگویید؟ حضرت رضا علیهالسلام فرمود: «رجعت حقّ است و در امّتهای پیشین نیز بوده و قرآن ناطق به آن است و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله
نیز فرمود: هر چه در امّتهای پیشین بوده در این امّت نیز بدون کم و کاست خواهد بود.» سپس فرمود: «هنگامی که از فرزندان من مهدی قیام میکند، عیسی بن مریم علیهالسلام از آسمان فرود میآید و پشت سر او نماز میخواند.» (1)
و فرمود: «اسلام ابتدا غریب بوده و در نهایت نیز غریب خواهد بود و خوشا به حال مسلمانانی که در زمان غربت اسلام خواهند زیست.» گفته شد: یا رسول اللّه سپس چه خواهد شد؟ فرمود: «حقّ به اهلش بازمیگردد...».(2)
مرحوم عیّاشی در تفسیر خود از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «خلفای جور نامی را بر خود گذاردند که خداوند آن نام را شایسته احدی جز علیّ بن ابیطالب ندانسته است. یعنی نام امیرالمؤمنین[ علیهالسلام ]، و هنوز تأویل آن نیامده است.» گفتم: فدای شما شوم، تأویل آن چه زمانی خواهد آمد؟ فرمود: «هنگامی تأویل آن میآید که خداوند پیامبران و مؤمنین را مقابل امیرالمؤمنین[ علیهالسلام [حاضر میکند تا او را یاری نمایند و خداوند در آیه «وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ النَّبِیّینَ لَما آتَیْتُکُمْ مِنْ کِتابٍ وَ حِکْمَةٍ...» تا «أَنَا مَعَکُمْ مِنَ الشّاهِدینَ» همانگونه که گذشت به آن اشاره نموده است. و در آن روز رسول خدا صلیاللهعلیهوآله پرچم خود را به دست امیرالمؤمنین[ علیهالسلام [
میدهد و او امیر بر همه خلایق خواهد بود و آنان زیر پرچم او هستند و او امیر
آنان است، و این تأویل این آیه است.»(1)
در کتاب سلیم بن قیس هلالی ـ کتابی که همه آن را در حضور جماعتی از بزرگان شیعه مانند ابوالطفیل و... بر امام سجّاد علیهالسلام قرائت نمودند و آن حضرت همه آن را تأیید کرد و فرمود: به راستی اینها احادیث ما میباشد ـ ابان بن ابیعیّاش میگوید: بعد از آن من ابوالطفیل را در منزلش ملاقات کردم و او درباره رجعت احادیثی از اهل بدر و از سلمان و مقداد و ابیّ بن کعب برای من نقل نمود و گفت: من این احادیث را بر علیّ بن ابیطالب علیهالسلام در کوفه عرضه نمودم و امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود:
این علم ویژهای است و مردم نباید نسبت به آن جاهل باشند و به خدا واگذار کنند. سپس همه آن احادیث را تصدیق نمود و توضیحاتی درباره رجعت برای من بیان نمود به گونهای که ایمان به رجعت برای من یقینیتر از ایمان به قیامت شد؛ و از سؤالاتی که از آن حضرت نمودم این بود که گفتم: به من بگویید حوض رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در دنیاست و یا در آخرت است؟ فرمود: در دنیاست. گفتم: چه کسی مردم را از نزدیک شدن به آن منع میکند؟ فرمود: من با دست [ قدرت] خود آنان را منع خواهم نمود، دوستان من وارد بر حوض رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میشوند و دشمنان من از آن دور خواهند شد.
1) تفسیر عیّاشی: 1 / 181.
گفتم: یا امیرالمؤمنین مقصود از «دابّة الأرض» در آیه: «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دابَّةً مِنَ الاْءَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ» (1)چیست؟ فرمود: ای ابوالطفیل از این سخن بگذر. گفتم: یا امیرالمؤمنین، فدای شما بشوم مرا از آن آگاه سازید؟ فرمود: دابّة الأرض کسی است که غذا میخورد و مانند انسانها در بازارها راه میرود و با زنها ازدواج میکند. گفتم:
یا امیرالمؤمنین، او را معرّفی کن. فرمود: او حاکم زمین است و به سبب او زمین قرار پیدا میکند. گفتم: یا امیرالمؤمنین، او کیست؟ فرمود: او صدّیق و فاروق این امّت است، او "رِبّی" این امّت است و مقصود او اشاره به آیه «وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی سَبیلِ اللّهِ» (2)بود و "ربّیّون" علمای باتقوا و اهل عبادت و صاحب آن هستند [ کنایه از این که در عبادت کامل میباشند]. گفتم: یا امیرالمؤمنین، او کیست؟ فرمود: او کسی است که خداوند [ به عنوان شاهد] در آیه «وَ یَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ»(3)و [ به عنوان عالم به علم جمیع کتاب] در آیه «قُلْ کَفی بِاللّهِ شَهیدا بَیْنی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ» (4)و [ به عنوان کسی که حامل صدق و تصدیق کننده آن است] در آیه «وَ الَّذی جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ» (5)او را یاد نموده است.
سپس فرمود: زمانی که مردم کافر به صدق بودند و حقّ را تصدیق نمیکردند او حقّ و صدق را تصدیق نمود و به آن ایمان آورد. گفتم: یا امیرالمؤمنین، نام او را به من بگویید؟ فرمود: ای ابوالطفیل، من نام او را برای تو بیان کردم.
سپس فرمود: به خدا سوگند، اگر من برخی از فضائل خود را برای شیعیان و کسانی که اقرار به اطاعت از من دارند و من را امیرالمؤمنین مینامند و همراه با من با دشمنان من به جنگ برمیخیزند بیان کنم و بگویم خدا در آیاتی که به وسیله جبرئیل بر پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله نازل شد مرا توصیف نموده، از اطراف من متفرّق میشوند و کمی از آنان گرد من باقی میمانند و تو و امثال تو نیز از شیعیان من هستید. پس من وحشت نمودم و گفتم: یا امیرالمؤمنین، من و امثال من از گرد شما متفرّق میشویم و یا ثابت میمانیم؟! فرمود: شما ثابت میمانید.
سپس روی مبارک خود را به من نمود و فرمود: امر ما صعب مستصعب و بسیار سخت و مشکل میباشد و اقرار به آن نمیکند مگر سه گروه: 1ـ ملک مقرّب، 2ـ نبیّ مرسل، 3ـ بنده مؤمن نجیبی که خداوند قلب او را به نور ایمان آزموده باشد. تا اینکه فرمود: ای ابوالطفیل هنگامی که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از دنیا رفت، مردم به ضلالت و جهالت روی آوردند جز کسانی که خدا به سبب ما آنان را مصون از خطا نمود. (1)
1) حقّ الیقین: 2 / 11.
صاحب کتاب منتخب بصائر الدّرجات از سعد بن عبداللّه از جابر جعفی از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «برای امیرالمؤمنین علیهالسلام [ رجعتهایی است و] یک نوبت با فرزند خود حسین علیهالسلام رجعت خواهد نمود تا برای او از بنیامیّه و معاویه و دودمان معاویه و کسانی که با او به جنگ برخاستند انتقام بگیرد. سپس یاران او نیز از اهل کوفه که سی هزار نفر بودند و از سایر مردم که هفتاد هزار نفر بودند به دنیا بازمیگردند و در صفّین مانند مرتبه اوّل همدیگر را ملاقات میکنند و امیرالمؤمنین علیهالسلام با آنان جنگ میکند و همه آنان را میکشد و احدی را باقی نمیگذارد، سپس خداوند آنان را با فرعون در دوزخ جای میدهد. و رجعت دیگر امیرالمؤمنین علیهالسلام زمانی است که رسول خدا رجعت مینماید تا در آن رجعت منصب خلیفة اللّهی در روی زمین پیدا کند و ائمّه علیهمالسلام عمّال او باشند و حکومت او علانیه باشد و عبادت او نیز در روی زمین علانیه باشد همانگونه که قبلاً در روی زمین در پنهانی عبادت نموده است.
سپس امام صادق علیهالسلام فرمود: آری، واللّه چندین برابر. سپس با انگشتان خود اشاره نمود و فرمود: خداوند به پیامبر خود مُلک بر جمیع دنیا را از زمان خلقت تا فنای عالم میدهد، تا به وعده خود در قرآن که فرموده است: «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»
عمل کرده باشد. (1)
شیخ مفید رحمهالله در کتاب مجالس و نیز کشّی با سندهای متعدّد از عبایه اسدی و اصبغ بن نباته نقل کردهاند که امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمود: «من سیّد الشیب [ آقای پیران] هستم و در من سنّتی از ایّوب است و به خدا سوگند خداوند همانند ایّوب فرزندان و اهل [ پراکنده] مرا جمع خواهد نمود.» (2)
کشّی نیز از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «من از خدای خود خواستم که اسماعیل را بعد از من باقی گذارد و او امتناع نمود و لکن او به من درباره او منزلتی داد و آن این است که او نخستین کسی است که با نه نفر دیگر از اصحابش مانند عبداللّه بن شریک که پرچمدار اوست از قبرها [ برای رجعت] خارج میشوند.» (3)
امام باقر علیهالسلام فرمود: «مثل این که من میبینم عبداللّه شریک عامری عمامه سیاهی بر سر دارد و دو سر عمامه او بر شانههای اوست و مقابل قائم ما اهلبیت در کنار کوه با چهار هزار لشکر تکبیر میگویند و رجعت نمودهاند.» (4)
داود رقّی گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: من پیر شدهام و استخوانهای من ناتوان شده است و دوست میدارم عاقبت عمر من
شهادت در راه شما باشد. امام علیهالسلام فرمود: «چارهای از آن نیست و انجام خواهد شد و اگر در دنیا انجام نشد در رجعت انجام خواهد شد.»(1)
مرحوم شیخ حسن بن سلیمان در منتخب بصائر الدّرجات از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل نموده که آن حضرت ضمن خطبهای طولانی فرمود: «سخنان ما بسیار سخت است و برای کسی قابل تحمّل نیست جز ملک مقرّب یا پیامبر مرسل یا بندهای که خداوند قلب او را به ایمان آزموده باشد.»
سپس فرمود: «حدیث ما را تحمّل و حفظ نمیکند مگر قلعههای محکم و یا سینههای امین و یا عقلهای رشید.»
تا اینکه فرمود: «حادثه بسیار عجیبی بین ماه جمادی و رجب رخ میدهد.» پس یکی از شرطة الخمیس آن حضرت گفت: یا امیرالمؤمنین آن عجیب چیست؟ امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «چگونه تعجّب نکنم در حالی که قضای الهی درباره شما گذشته و شما جز سخنانی از آن نمیدانید. مرگهایی رخ خواهد داد و امواتی از قبرها خارج خواهند شد. چقدر شگفتآور است آنچه بین جمادی و رجب رخ میدهد.»
باز مردی گفت: یا امیرالمؤمنین این عجیب چیست که شما
1) بحارالأنوار: 53 / 77.
همواره از آن تعجّب میکنید؟ فرمود: «مادرت به عزایت بنشیند چه چیزی عجیبتر از این است که امواتی [ زنده شوند و] بر سر زندهها بکوبند.» او گفت: آن در چه زمانی خواهد بود یا امیرالمؤمنین؟ فرمود: «سوگند به خدایی که دانه را میشکافد و انسان را خلق مینماید، اکنون من میبینم آنان در بازار کوفه حرکت میکنند و شمشیرهای خود را برهنه نموده و بر شانههای خود آماده کردهاند و با آنها بر سرهای دشمنان خدا و رسول او و مؤمنین میزنند و این فرموده خداست که میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ قَدْ یَئِسُوا مِنَ الاْآخِرَةِ کَما یَئِسَ الْکُفّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ»(1)، یعنی: «ای مؤمنان، نسبت به کسانی که خداوند بر آنان خشم نموده و از وعدههای ثواب آخرت مأیوس هستند، محبّت و ولایت پیدا نکنید؛ چرا که آنان از ثواب و نجات در آخرت مأیوس هستند، همانگونه که کفّار از اهل قبور از وعدههای ثواب آخرت مأیوس میباشند.» (2)
مرحوم صدوق در کتاب علل از امام باقر علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «آگاه باشید، هنگامی که قائم ما قیام میکند حمیرا را نزد او میآورند تا حدّ خدا را بر او جاری نماید و انتقام دختر پیامبر خدا فاطمه علیهاالسلام را از او بگیرد.»(3)
مرحوم مفید در ارشاد از امام صادق علیهالسلام روایت نموده که فرمود:
«نزدیک زمان قیام قائم ما در ماه جمادی الآخره و ده روز از ماه رجب بارانی میبارد که مردم مثل آن را ندیدهاند و به وسیله آن باران خداوند بدنهای مؤمنین را در قبرهایشان تازه مینماید و اکنون من میبینم که آنان از منطقه جهینه ـ که قبیلهای از قبایل عرب است ـ خاک از سر و صورت خود برطرف مینمایند [ و به دنیا بازمیگردند] و این رجعت آنان به دنیا میباشد.»(1)
امام صادق علیهالسلام نیز میفرماید: «با حضرت قائم[ علیهالسلام ] از پشت کوفه بیست و هفت نفر مرد رجعت میکنند و پانزده نفر از قوم موسی[ علیهالسلام ] که در وصفشان خدا میفرماید: «یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ»، و هفت نفر از اصحاب کهف و یوشع بن نون و سلیمان [ سلمان] و ابوذرّ و دجانه انصاری و مقداد و مالک اشتر همگی مقابل او آماده میشوند و آنان از انصار و حکّام او خواهند بود.»
مرحوم عیّاشی نیز در تفسیر خود این روایت را نقل نموده است.
نعمانی در کتاب غیبت با سند خود از امام باقر علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «اگر قائم آل محمّد صلیاللهعلیهوآله قیام کند به طور مسلّم خداوند او را به وسیله ملائکه یاری خواهد نمود و نخستین کسی که از او پیروی میکند حضرت محمّد و علیّ علیهماالسلام خواهند بود.» (2)
شیخ طوسی و نعمانی در کتاب غیبت از حضرت رضا علیهالسلام ضمن حدیث طویلی درباره ظهور حضرت مهدی علیهالسلام میفرماید: «ندای سوّم آن است که مردم بدنی را آشکار مانند عین خورشید میبینند و گفته میشود: این امیرالمؤمنین علیهالسلام است که برای هلاک نمودن ستمکاران رجعت نموده است.»(1)
شیخ طوسی در کتاب غیبت از مفضّل نقل نموده که میگوید: خدمت امام صادق علیهالسلام از حضرت قائم علیهالسلام و کسانی از اصحاب که از دنیا میروند و منتظر ظهور او بودهاند سؤال شد. امام صادق علیهالسلام فرمود: «هنگامی که حضرت قائم قیام میکند قاصدی داخل قبر مؤمن میشود و به او میگوید: امام تو ظاهر شده است اگر میخواهی به دنیا بازگرد و به او ملحق شو و اگر نمیخواهی در کرامت خدا باقی باش و به جای خود بمان.» (2)
مرحوم کلینی در کافی از امام صادق علیهالسلام در تفسیر آیه «وَ قَضَیْنا إِلی بَنی إِسْرائیلَ فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الاْءَرْضِ مَرَّتَیْنِ» (3)فرمود: «علیّ بن ابیطالب[ علیهالسلام [کشته شد. و به امام حسن[ علیهالسلام ] ضربه زدند.» و در تفسیر «وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوّا کَبیرا» فرمود: «امام حسین کشته شد.» و در تفسیر «فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولیهُما» فرمود: «آن وعده هنگامی است که وقت یاری و
انتقام خون حسین علیهالسلام برسد.» و در تفسیر «بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِبادا لَنا أُولی بَأْسٍ شَدیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ» فرمود: «مقصود از "عبادا لنا" مردمی هستند که خداوند قبل از خروج حضرت مهدی علیهالسلام آنان را از قبرها خارج مینماید و آنان هر قاتلی از آل محمّد صلیاللهعلیهوآله را مییابند او را میکشند.»
و فرمود: «مقصود از «وَ کانَ وَعْدا مَفْعُولاً» خروج حضرت مهدی علیهالسلام میباشد، و مقصود از «ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ» خروج حضرت حسین علیهالسلام با هفتاد نفر از یاران خود که با صورتهای سفید و طلایی وارد میشوند میباشد.» و فرمود: «هنگامی که حضرت حسین علیهالسلام رجعت مینماید افراد مؤمن شکّی درباره او ندارند و میدانند که او دجّال و شیطان نیست و محبّت الهی است که بین آنان ظاهر شده است و چون بر اهل ایمان ثابت میشود که حضرت حسین قیام و رجعت نموده است، مرگ حضرت حجّة بن الحسن علیهالسلام فرامیرسد و حضرت حسین علیهالسلام او را غسل میدهد و کفن مینماید و حنوط بر او میریزد و او را در قبر قرار میدهد چرا که وصیّ پیامبر صلیاللهعلیهوآله را جز وصیّ پیامبر دفن نخواهد نمود.» (1)1
مرحوم علاّمه سیّد شبّر میفرماید: اگر کسی بگوید: امام حسین علیهالسلام را چه کسی غسل میدهد؟ باید گفته شود: او شهید از این دنیا رفته و نیازی به غسل و تکفین نداشته اشت. یا گفته شود: آن
1) کافی: 10 / 206.
امامی که بعد از او رجعت میکند او را غسل میدهد. (1)
سپس علاّمه شبّر همانگونه که قبلاً گذشت موارد فراوانی از فرازهای زیارات ائمّه معصومین علیهمالسلام که در آنها اشاره به مسأله رجعت شده است را بیان میفرماید و در پایان، دعای شریف عهد را یادآور میشود.
در کتاب کافی از امام صادق علیهالسلام در ضمن حدیث طویلی درباره قبض روح مؤمن آمده است که میفرماید: «... مؤمن پس از مرگ، آل محمّد[ علیهمالسلام ] را در جنّات رضوی زیارت میکند و با آنان غذا میخورد و مینوشد و سخن میگوید تا حضرت مهدی علیهالسلام قائم ما اهلبیت قیام نماید و چون او قیام میکند خداوند مؤمنین را زنده میکند و آنان همراه اصحاب مهدی علیهالسلام گروهگروه لبّیکگویان در خدمت او خواهند بود و در چنین وضعیّتی اهل باطل مبتلای به شکّ و تردید میشوند.»(2)
حسن بن سلیمان در کتاب منتخب بصائر الدّرجات از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «من فاروق اکبر هستم و من صاحب عصا هستم [ و با آن پیشانی هر کسی را به علامت ایمان و یا کفر ثبت میکنم].»
سپس فرمود: «من صاحب رجعت اوّل و رجعت آخر هستم و من
صاحب رجعتها و دولتِ دُوَل هستم و به دست من وعده خداوند به تمام و کمال میرسد و کلمه او کامل میشود و به واسطه من دین خدا کامل میگردد.»(1)
در کتاب کامل الزّیارات ابن قولویه از امام صادق علیهالسلام در زیارت امام حسین علیهالسلام آمده که میگوییم: «و نصرتی لکم معدّة حتّی یحکم اللّه و یبعثکم فمعکم معکم لا مع عدوّکم إنّی من المؤمنین برجعتکم لا أنکر للّه قدرةً و لا أکذّب له مشیّةً و لا أزعم أنّ ما شاء لا یکون.»
و در همان کتاب از امام صادق علیهالسلام نقل شده که میفرماید: «باید نزد قبر حضرت امام حسین علیهالسلام و قبر هر امامی گفته شود:
«اللّهمّ لا تجعله آخر العهد من زیارة قبر ابن نبیّک و ابعثه مقاما محمودا تنتصر به لدینک و تقتل به عدوّک فإنّک وعدته و أنت الرّبّ الّذی لا تخلف المیعاد.»(2)
و در زیارت جامعه کبیره مشهور که در کتاب کافی و تهذیب از امام هادی علیهالسلام نقل شده، آمده است:
«و یکرّ فی رجعتکم و یملّک فی دولتکم و یشرّف فی عافیتکم و یمکّن فی أیّامکم و تقرّ عینه غدا برؤیتکم.»
و در زیارت وداع نیز آمده: «و مکنّنی فی دولتکم و أحیانی فی
رجعتکم.» (1)
و در زیارت اربعین نیز که در تهذیب از امام صادق علیهالسلام نقل شده، آمده: «و أشهد أنّی بکم مؤمن و بإیابکم موقن.»
مؤلّف گوید: مضامین دعای عهد روشنترین دستور العمل برای آمادگی ما نسبت به قیام حضرت مهدی علیهالسلام میباشد.
شیخ طوسی در کتاب غیبت با سند خود از جابر جعفی از امام باقر علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «به خدا سوگند، از ما اهلبیت مردی بعد از سیصد و نه سال پس از مرگ خود به حکومت میرسد.» جابر گوید: گفتم: در چه زمانی چنین خواهد شد؟ فرمود: «بعد از حکومت حضرت مهدی علیهالسلام .» گفتم: حضرت مهدی چقدر حکومت خواهد نمود؟ فرمود: «نوزده سال و پس از او منتصر قیام میکند و از خون امام حسین علیهالسلام و خون اصحاب او انتقام میگیرد، پس او میکشد و اسیر میکند تا سفّاح قیام کند.»(2)
علاّمه سیّد شبّر میگوید: ظاهر این است که مراد از «منتصر» امام حسین علیهالسلام و مراد از سفّاح امیرالمؤمنین علیهالسلام است.
و در منتخب بصائر الدّرجات از امام باقر علیهالسلام نقل شده که میفرماید: «به خدا سوگند، مردی از ما اهلبیت بعد از سیصد و نه سال که از مرگ او میگذرد قیام میکند و به حکومت میرسد.» راوی میگوید: گفتم: این در چه زمانی خواهد بود؟ فرمود: «بعد از مرگ حضرت قائم.» گفتم: حکومت حضرت قائم چقدر خواهد بود؟ فرمود: «نوزده سال.» گفتم:
آیا پس از مرگ او هرج و مرج خواهد بود؟ فرمود: «آری، پنجاه سال چنین خواهد بود تا این که منتصِر به دنیا بازگردد تا از خون او و خون یاران او انتقام بگیرد، او آنقدر میکشد و اسیر میکند که مردم میگویند: او اگر از فرزندان پیامبران میبود اینقدر مردم را نمیکشت. پس همه مردم بر علیه او قیام میکنند و عمل او را مورد انکار قرار میدهند و او به حرم خدا پناهنده میشود و چون کار سخت میشود و منتصر کشته میشود، سفّاح به دنیا بازمیگردد و برای دفاع از منتصر خشمگین میگردد و همه دشمنان ما را میکشد.» سپس فرمود: «ای جابر، آیا میدانی منتصر و سفّاح کیانند؟ منتصر حسین علیهالسلام است و سفّاح امیرالمؤمنین علیهالسلام میباشد.» (1)
و در کتاب کافی و بصائر الدّرجات از امام باقر از امیرالمؤمنین علیهماالسلام نقل شده که فرمود: «خداوند به من شش چیز عطا نمود: 1ـ علم منایا [ مرگها]، 2ـ علم بلایا، 3ـ علم فصل الخطاب، 4ـ من صاحب رجعتها هستم، 5 ـ من صاحب دولة الدول هستم، 6 ـ من صاحب عصا و میسم میباشم و من "دابّة الأرض" هستم و با مردم سخن میگویم.» (2)
در کافی و تهذیب از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «به خدا سوگند، روزگار به پایان نمیرسد تا خداوند مردگانی را زنده کند و
زندههایی را بمیراند و حقّ را به دست اهلش بسپارد و دین مورد پسند و رضای خود را برقرار نماید.»
مرحوم کلینی در کافی و قمّی در تفسیر خود از امام صادق علیهالسلام نقل نمودهاند که آن حضرت در تفسیر آیه «وَ وَصَّیْنَا الاْءِنْسانَ بِوالِدَیْهِ» فرمود: مقصود از انسان حسن و حسین علیهماالسلام هستند. و مقصود از "حملته أمّه" امام حسین علیهالسلام میباشد و این برای این است که خداوند به رسول خود صلیاللهعلیهوآله بشارت تولّد امام حسین علیهالسلام را داد، قبل آنکه نطفه او منعقد شود، و بشارت داد که امامت تا قیامت در صلب او خواهد بود. سپس خبر شهادت او و مصائبی که بر او و فرزندان او وارد میشود داده شد و به عوض آن خداوند امامت را در فرزندان او قرار داد و اعلان نمود او کشته میشود و سپس به دنیا بازمیگردد و خداوند حکومتی به او خواهد داد تا دشمنان خود را به قتل برساند و مالک روی زمین شود، و در آیه «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الاْءَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» (1)و آیه «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ...» به آن اشاره شده است. بنابر این خداوند به پیامبر خود صلیاللهعلیهوآله بشارت داده که اهلبیت او رجعت میکنند و حاکم روی زمین خواهند شد و دشمنان خود را به قتل خواهند رساند... . (2)
و در کتاب الأنوار المضیئه بهاء الدّین علیّ بن عبدالحمید از امام صادق علیهالسلام روایت شده که از آن حضرت سؤال شد: آیا رجعت حقّ
است؟ فرمود: «آری.» گفته شد: اوّل کسی که رجعت میکند کیست؟ فرمود: «پس از حضرت مهدی علیهالسلام نخستین کسی که قیام میکند و به دنیا بازمیگردد امام حسین علیهالسلام است.» گفته شد: همه مردم نیز با او به دنیا بازمیگردند؟ فرمود: «خیر، بلکه گروهی بازمیگردند، همانگونه که خداوند میفرماید: «یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجا» (1)، یعنی گروهی بازمیگردند.»
و در سخن دیگری فرمود: «امام حسین علیهالسلام با اصحاب خود که با او شهید شدند قیام و رجعت میکند و با او هفتاد پیامبر خواهند بود همانگونه که همراه حضرت موسی علیهالسلام هفتاد نفر بودند. پس حضرت مهدی علیهالسلام خاتم خود را به امام حسین علیهالسلام میدهد و امام حسین علیهالسلام حضرت مهدی علیهالسلام را پس از رحلت از دنیا غسل میدهد و کفن و حنوط و دفن مینماید.»(2)
از امام صادق علیهالسلام درباره آیه شریفه «فی یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسینَ أَلْفَ سَنَةٍ» سؤال شد و آن حضرت فرمود: «مقصود از روزی که پنجاه هزار سال است رجعت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میباشد، و امیرالمؤمنین علیهالسلام چون رجعت مینماید چهل و چهار هزار سال حکومت مینماید.» (3)
فضل بن شاذان از امام باقر علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «هنگامی که حضرت مهدی علیهالسلام قیام میکند و داخل کوفه میشود خداوند از
پشت کوفه [ یعنی نجف اشرف [هفتاد هزار مؤمن صدّیق را میفرستد و آنان از انصار و اصحاب او خواهند بود.» (1)
مرحوم ابن قولویه در کتاب کامل الزّیارات با سند خود از برید عجلی نقل نموده که گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: ای فرزند رسول خدا ص، به من بفرمایید مقصود از اسماعیل در آیه «وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ کانَ رَسُولاً نَبِیّا» (2)کیست آیا او اسماعیل فرزند ابراهیم است که مردم گمان کردهاند؟ فرمود: «اسماعیل قبل از پدر خود ابراهیم، از دنیا رحلت نمود و ابراهیم خود صاحب
شریعت بود و چگونه میتواند اسماعیل بر امّتی پیامبر باشد؟» گفتم: پس مقصود از اسماعیل در آیه فوق کیست؟ فرمود:
«او اسماعیل بن حزقیل پیامبر است که خداوند او را بر مردمی مبعوث نمود و مردم او را تکذیب نمودند و به قتل رساندند و پوست صورت او را جدا کردند و خداوند بر آنان خشم نمود و سطاطائیل، ملک عذاب را نزد او فرستاد و آن ملک به او گفت: ای اسماعیل خدا مرا فرستاده نزد تو، تا اگر بخواهی قوم تو را به انواع عذاب مؤاخذه کنم. اسماعیل عرض کرد:
خدایا تو از بندگان خود برای خویش میثاق ربوبیّت گرفتی و برای حضرت محمّد صلیاللهعلیهوآله میثاق نبوّت و برای اوصای او میثاق ولایت و به خلق خود خبر دادی که امّت محمّد صلیاللهعلیهوآله بعد از او با فرزندش
حسین علیهالسلام چه خواهند کرد و تو به حسین علیهالسلام وعده دادی که به دنیا رجعت میکند تا انتقام خون خود را از دشمنانش بگیرد و حاجت من از تو این است که مرا نیز به دنیا بازگردانی تا انتقام خود را از دشمنانم بگیرم. از اینرو، خداوند به او وعده داد و او نیز مانند امام حسین علیهالسلام به دنیا رجعت خواهد نمود.»(1)
این قولویه از حریز نیز روایت نموده که گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: فدای شما شوم، چقدر عمر شما اهلبیت در دنیا کوتاه است و اجل شما به یکدیگر نزدیک است با اینکه مردم شدیدا به شما نیازمند هستند؟ امام صادق علیهالسلام فرمود: «هر کدام از ما صحیفه و دستورالعملی داریم و آنچه نیاز زمان امامت ماست در آن تعیین شده است و چون دستورالعملهای آن صحیفه تمام میشود آن امام میداند که مرگ او فرارسیده است و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله [ در خواب] نزد او میآید و خبر رحلت از دنیا و مقام او را نزد خداوند به او میدهد، و امام حسین علیهالسلام در صحیفه خود نگاه کرد و گذشته و آینده او برایش تفسیر شد و دید هنوز [ شهادت] از آینده او باقی مانده است، پس خود را برای آن آماده نمود.
از سویی ملائکه از خداوند درخواست کردند که او را یاری نمایند و خداوند به آنان اجازه داد و چون آماده یاری او شدند او به شهادت رسیده بود پس ملائکه گفتند: خدایا به ما اجازه فرود و یاری
1) حقّ الیقین: 2 / 17؛ کامل الزّیارات / 138.
حسین را دادی و چون به یاری او رفتیم او را قبض روح نمودی؟! پس خداوند به آنان فرمود: همواره کنار قبّه او باشید تا او قیام و رجعت کند و او را یاری کنید و اکنون بر مظلومیّت او و محرومیّت خود از یاری او گریه کنید و شما بین ملائکه مخصوص به یاوران و گریهکنندگان بر او خواهید بود. پس ملائکه همواره کنار قبر او هستند و با گریه بر مظلومیّت او به خدای خود تقرّب میجویند و از این که موفّق به یاری او نشدهاند جزع و ناله مینمایند و چون امام حسین علیهالسلام رجعت میکند آنان از یاوران او خواهند بود.»(1)
در تفسیر فرات بن ابراهیم و مناقب ابن شاذان بن جبرئیل و تفسیر محمّد بن عبّاس بن مهیار با سندهای گوناگون آمده که امام صادق علیهالسلام در تفسیر آیه «یَوْمَ تَرْجُفُ الرّاجِفَةُ * تَتْبَعُهَا الرّادِفَةُ» (2)فرمود: «مقصود از "راجفه" حسین بن علیّ بن ابیطالب علیهماالسلام است و مقصود از "رادفه" علیّ بن ابیطالب علیهالسلام است و حسین علیهالسلام نخستین کسی است که برای رجعت سر از قبر خارج میکند و خاک از صورت خود میزداید و لشکر او هفتاد و پنج هزار نفر خواهند بود چنانکه خداوند میفرماید: «إِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الاْءَشْهادُ * یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظّالِمینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّارِ»(3).»(4)
و در منتخب بصائر الدّرجات از کتاب التنزیل و التحریف با سند متّصل از
عبداللّه بن نجیح یمانی نقل شده که گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: معنای آیه «لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقینِ» (1)چیست؟ فرمود: «معاینه و مشاهده است.» گفتم: معنای «کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ» چیست؟ فرمود: یکبار در رجعت و بار دیگر در قیامت است.»
حسن بن سلیمان در منتخب بصائر الدّرجات از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل نموده که از آن حضرت سؤال شد: «ذوالقرنین» چه کسی بوده است؟ فرمود: «او مردی بود که خداوند او را مبعوث به قومش نمود و قومش او را تکذیب نمودند و بر صورت او زدند تا اینکه از دنیا رحلت نمود، و خداوند باز او را زنده کرد و نزد قومش فرستاد و باز قومش او را تکذیب نمودند و اینبار به طرف دیگر صورت او زدند تا از دنیا رحلت نمود و خداوند باز او را زنده نمود و "ذوالقرنین" نامیده شد چرا که به دو طرف پیشانی او ضربه وارد شده بود، و در بین شما نیز همانند او وجود دارد، [ و مقصود آن حضرت خودشان بود].» (2)
در کتاب منتخب بصائر الدّرجات از کتاب تأویل ما نزل من القرآن فی النّبی و آله تألیف محمّد بن عبّاس از ابوبصیر از امام باقر علیهالسلام نقل شده که در تفسیر آیه «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها
خاضِعینَ»(1)فرمود: «مقصود از "خاضعین" خضوع رقاب بنیامیّه و ذلّت آنان است و مقصود از "آیة" علیّ بن ابیطالب علیهالسلام است که هنگام زوال خورشید مقابل مردم ظاهر میشود و مردم او را به حسب و نسب میشناسند.»
سپس فرمود: «بنیامیّه در آن زمان بسیار هراس پیدا میکنند و اگر یکی از آنان خود را پشت درختی پنهان کند آن درخت میگوید: این از بنیامیّه است او را بکشید.» (2)
امام صادق علیهالسلام نیز در تفسیر آیه «وَ لَنُذیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الاْءَدْنی دُونَ الْعَذابِ الاْءَکْبَرِ» فرمود: «مقصود از عذاب "أدنی" عذاب در رجعت است.» (3)
در کتاب البشارة مرحوم سیّد علی بن طاووس نقل شده که گوید: در کتاب جعفر بن محمّد بن مالک کوفی یافتم و او از حمران نقل نموده که گوید: عمر دنیا یکصد هزار سال است. بیست هزار سال آن برای سایر مردم است و هشتاد هزار سال آن برای آل محمّد صلیاللهعلیهوآله خواهد بود. (4)
در کتاب کامل الزّیارات از مفضّل از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمود: «من سریری از نور را میبینم که بر آن قبّهای از یاقوت سرخ و مزیّن به طلا قرار دارد و امام حسین علیهالسلام را میبینم که بر آن سریر نشسته است و اطراف او نود هزار قبّه سبز قرار دارد. و میبینم که مؤمنین او را زیارت میکنند و بر او سلام میدهند و خداوند به آنان میفرماید: ای اولیای من، هرچه میخواهید از من طلب کنید چرا که شما زمانی طولانی اذیّت شدید و ذلیل گردیدید و از پا درآمدید، پس امروز هر حاجتی از حوائج دنیا و آخرت دارید از من بخواهید که من حاجات شما را برآورده خواهم نمود. پس آب و غذای آنان از بهشت خواهد بود.» سپس فرمود: «به خدا سوگند این از کرامتهای الهی است.» (1)
مرحوم سیّد شبّر میفرماید: این حدیث ظهور در رجعت دارد نه در قیامت چرا که حوائج مربوط به دنیا در قیامت سؤال نمیشود.» (2)
مرحوم طبرسی در کتاب احتجاج در بخش توقیعات وارده از ناحیه مقدّسه امام عصر علیهالسلام به سیّد حمیری زیارتی را نقل نموده که در آن آمده است: «و أشهد أنّکم حجّة اللّه أنتم الأوّل و الآخر و أنّ رجعتکم حقّ لا شکّ فیها «لا یَنْفَعُ نَفْسا إیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فی إیمانِها خَیْرا»(3).» (4)
در تفسیر نعمانی از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که فرمود: «پاسخدهنده
به منکر رجعت سخن خداوند است که میفرماید: «یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجا مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ» (1)، و معنای آن حشر به دنیاست؛ چرا که حشر برای آخرت در آیه «وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَدا» (2)میباشد. و مقصود از آیه «وَ حَرامٌ عَلی قَرْیَةٍ أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ لا یَرْجِعُونَ» (3)نیز رجعت به دنیا میباشد وگرنه برای قیامت قطعا رجعت خواهند نمود.
و نیز آیه «وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ النَّبِیّینَ لَما آتَیْتُکُمْ مِنْ کِتابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ» (4)جز رجعت به دنیا نمیتواند باشد.» (5)
و نیز آیاتی که خطاب به ائمّه علیهمالسلام شده و خداوند به آنان وعده نصرت و انتقام از دشمنان را داده است مربوط به رجعت خواهد بود مانند آیه «وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ... لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئا» (6). این آیه مربوط به زمانی است که به دنیا رجعت میکنند. همچنین آیه «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الاْءَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» (7)و آیه «إِنَّ الَّذی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرادُّکَ إِلی مَعادٍ» (8)، یعنی
رجعت به دنیا، و نیز آیه «أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ» (1)و نیز آیه «وَ اخْتارَ مُوسی قَوْمَهُ سَبْعینَ رَجُلاً لِمیقاتِنا» (2)که پس از مرگ خداوند آنان را به دنیا بازگرداند و باز مشغول زندگی خود شدند و همچنین قصّه عزیر که قبلاً تفصیل آن گذشت، همه این آیات مربوط به رجعت است.(3)
در کتاب مناقب ابن شهرآشوب از امام باقر علیهالسلام در شرح سخن امیرالمؤمنین علیهالسلام که فرمود: «علی یدیّ تقوم السّاعة» امام باقر علیهالسلام فرمود: «مقصود رجعت قبل از قیامت است و امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: در رجعت، خداوند به واسطه من و ذرّیّه من، مؤمنین را یاری خواهد نمود.»(4)
مرحوم صدوق در کتاب صفات الشّیعه از امام صادق علیهالسلام نقل نموده که فرمود: «هر کس به هفت چیز ایمان و اقرار داشته باشد مؤمن خواهد بود. و یکی از آنها را ایمان به رجعت ذکر نموده است.»(5)
حضرت رضا علیهالسلام نیز میفرماید: «کسی که اقرار به یگانگی
خداوند و... و اقرار به رجعت و متعه زنها و حجّ تمتّع و معراج و سؤال قبر و حوض کوثر و شفاعت و خلقت بهشت و دوزخ و صراط و میزان و حشر و نشر در قیامت و جزا و حساب داشته باشد، حقّا او مؤمن و از شیعیان اهلبیت خواهد بود.»(1)
1) مسند الإمام الرّضا علیه السّلام: 1 / 46؛ صفات الشّیعة: 92.
مرحوم شیخ حسن بن سلیمان در کتاب منتخب بصائر الدّرجات با سند معتبر از مفضّل بن عمر نقل نموده که گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: مولای من! حضرت مهدی در کجا ظاهر میشود و ظهور او چگونه است؟ امام صادق علیهالسلام فرمود: «ای مفضّل او به تنهایی ظاهر میشود و نزد کعبه میآید و تنها داخل کعبه میشود و چون تاریکی شب همهجا را فرامیگیرد و چشمها به خواب میرود جبرئیل و میکائیل و صفوفی از ملائکه بر او وارد میشوند و جبرئیل به او میگوید: "یا سیّدی قولک مقبول و أمرک جایز"، سپس آن حضرت دست مبارک خود را بر صورت میکشد و میفرماید: «اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الاْءَرْضَ نَتَبَوَّءُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلینَ»(1)، پس بین رکن و مقام ابراهیم میایستد و فریاد میکند: "یا معاشر نقبائی و أهل خاصّتی و من ذخرهم اللّه لنصرتی..."، یعنی: ای نقبا و خواصّ من و ای کسانی که خداوند شما را برای من ذخیره نموده، همگی با میل و رغبت نزد من بیایید. پس صدای او به آنان میرسد، در حالی که آنان در محراب عبادت و یا در بستر خواب در شرق و غرب عالماند، و چون این ندای واحد به گوش همه آنان میرسد آنان فورا مانند چشم برهم زدن نزد او
1) سوره زمر: 74.
حاضر میشوند، پس خداوند امر میفرماید تا عمودی از نور از زمین تا آسمان قرار بگیرد و هر مؤمنی از آن نور استفاده نماید و آن نور به داخل خانه او وارد شود و مؤمنین از این نور شاد میشوند و هنوز نمیدانند که حضرت مهدی علیهالسلام قیام نموده است تا اینکه صبحگاه نزد او حاضر میشوند و آنان سیصد و سیزده نفر میباشند، مطابق اصحاب رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در جنگ بدر.»
مفضّل میگوید: ای مولای من، آیا آن هفتاد و دو نفر [ اصحاب امام حسین علیهالسلام [ که به شهادت رسیدند نیز با او خواهند بود؟ فرمود: «آری، آنان همراه دوازده هزار نفر مؤمن از شیعیان علی علیهالسلام با او خواهند بود و امام حسین عمامه سیاهی بر سر خواهد داشت.»
سپس فرمود: «حضرت مهدی علیهالسلام پشت خود را به کعبه میدهد و دست خود را میکشد و نوری از آن ساطع میشود و میفرماید: این دست خداست و از ناحیه خدا و به امر خداست. و سپس این آیه را تلاوت میفرماید: «إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللّهَ یَدُ اللّهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ»(1)، و نخستین کسی که با او بیعت میکند و دست او را میبوسد جبرئیل است و سپس ملائکه و نجبای جنّ و نقبای اصحاب با او بیعت میکنند و مردم مکّه میگویند:
این شخصی که در کنار کعبه ایستاده و این جمعیّتی که با او
1) سوره فتح: 10.
هستند کیانند؟ و آن نوری که ما دیشب مشاهده کردیم و تاکنون مثل آن را ندیده بودیم چه بود؟! پس برخی از آنان میگویند: او همان شخصی است که دیروز با چند بز لاغر همراه بود. پس برخی از آنان به همدیگر میگویند: آیا شما کسی را از بین آنان میشناسید؟ آنان میگویند: جز چهار نفر از آنان احدی را نمیشناسیم. و این اوّل طلوع خورشید خواهد بود و چون خورشید بالا میآید از وسط آن با زبان فصیح عربی ندا میرسد: "این مهدی آل محمّد صلیاللهعلیهوآله است." و او را فرزند رسول خدا صلیاللهعلیهوآله معرّفی مینماید و مکنّای به کنیه او میکند و میگوید: "او فرزند امام حسن عسکری امام یازدهم شماست؛ با او بیعت کنید تا هدایت شوید و با او مخالفت نکنید که گمراه خواهید شد."»
تا اینکه فرمود: «اوّل کسی که دست او را میبوسد، ملائکه هستند و سپس اجنّه و پس از آنان نقبای اصحاب او، و همگی میگویند: "سمعنا و أطعنا"، و در آن روز همه خلایق این ندار را میشنوند و از شهر و روستا و خشکی و دریا با یکدیگر گفتوگو میکنند و به طرف او میآیند و چون غروب آفتاب میرسد، فریاد دیگری از مغرب بلند میشود و گویندهای میگوید:
"ای مردم، پروردگار شما در وادی یابس از سرزمین فلسطین ظاهر شده و او عثمان بن عنبسه اموی از فرزندان یزید بن معاویه است با او بیعت کنید تا هدایت شوید و با او مخالفت نکنید تا گمراه نشوید." پس ملائکه و جنّیان و نقبا او را تکذیب میکنند و به او
میگویند: سخن تو را شنیدیم و با تو مخالفت کردیم. و لکن هر که اهل شکّ و منافق و کافر باشد این ندا را میپذیرد و کافر و گمراه خواهد شد. این در حالی است که آقا حضرت بقیّة اللّه قائم آل محمّد صلیاللهعلیهوآله پشت خود را به کعبه داده و میفرماید:
"ای مخلوق خدا آگاه باشید، هر که میخواهد نوح و فرزند او سام را ببیند بیاید مرا ببیند، و هر که میخواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند بیاید مرا ببیند، و هر که میخواهد موسی و یوشع را ببیند بیاید مرا ببیند، و هر که میخواهد عیسی و شمعون را ببیند بیاید مرا ببیند، و هر که میخواهد محمّد و امیرالمؤمنین[ علیهماالسلام ] را ببیند بیاید مرا ببیند، و هر که میخواهد حسن و حسین را ببیند بیاید مرا ببیند، و هر که میخواهد امامان از فرزندان حسین را ببیند بیاید مرا ببیند."
سپس میفرماید: "بیایید هر چه میخواهید از من سؤال کنید تا من شما را به آنچه میدانید و نمیدانید آگاه سازم، و هر کس اهل کتابهای آسمانی و صحف پیامبران است بیاید و [ علوم] آنها را از من بشنود." سپس نخستین کتابهایی که بر آدم و شیث نازل شده است را قرائت میکند، و امّت آدم و شیث میگویند: به خدا سوگند اینها صحف واقعی آدم است و ما اکنون چیزهایی را دانستیم که نمیدانستیم و یا برای ما آشکار نشده بود و یا تغییر و تبدیل و اسقاطی در آنها ایجاد گردیده بود.
سپس صحف و کتابهای نوح و ابراهیم و تورات موسی و انجیل عیسی و زبور داود را قرائت مینماید و اهل تورات و انجیل و
زبور میگویند: به خدا سوگند، اینها همان کتابهای آسمانی است و حرفی از آنها تغییر نکرده است و اینها تورات جامع و زبور کامل و انجیل کامل است و چند برابر آن چیزی است که ما تاکنون قرائت میکردهایم.
سپس قرآن را قرائت مینماید و مسلمانان میگویند: به خدا سوگند، اینها همان قرآنی است که بر حضرت محمّد صلیاللهعلیهوآله نازل شده و هیچ تغییر و تبدیل و اسقاطی در آن ایجاد نشده است.
سپس دابّة الأرض [ یعنی امیرالمؤمنین علیهالسلام ] ظاهر میشود و بین رکن و مقام میایستد و در صورت مؤمن مینویسد: "این مؤمن است." و در صورت کافر مینویسد: "این کافر است."
سپس مردی نزد حضرت مهدی علیهالسلام میآید که صورت او به طرف پشت است و پشت او به طرف سینه اوست. پس مقابل آن حضرت میایستد و میگوید: ای مولای من، من بشیر هستم و یکی از ملائکه به من امر نموده تا خدمت شما بیایم و به شما بشارت بدهم که سفیانی در سرزمین بیداء به هلاکت رسیده. پس حضرت مهدی علیهالسلام به او میفرماید: قصّه خود و برادرت را بگو. آن مرد میگوید:
من و برادرم در جیش سفیانی بودیم و دنیا را از دمشق تا زوراء [ یعنی بغداد[ تخریب نمودیم، سپس کوفه و مدینه را تخریب کردیم و منبر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را شکستیم و استران ما فضولات خود را در مسجد آن حضرت ریختند و چون خارج شدیم سیصد هزار مرد
بودیم و میخواستیم کعبه را خراب کنیم و اهل مکّه را بکشیم و چون به بیدا رسیدیم صیحهای بلند شد و گویندهای گفت:
"ای بیدا، نابود کن قوم ستمکار را." پس زمین دهن باز کرد و همه لشکر سفیانی را بلعید و به خدا سوگند احدی باقی نماند جز من و برادرم. ناگهان ملکی آمد و بر صورت ما زد و صورتهای ما چنانکه مشاهده میکنید به عقب برگشت. سپس به برادر من گفت: "وای بر تو، ای نذیر تو باید نزد سفیانی ملعون در دمشق بروی و به او بگویی: مهدی آل محمّد صلیاللهعلیهوآله ظاهر شده است، و باید بگویی: خدا لشکر سفیانی را در بیدا هلاک نمود."
و به من فرمود: "ای بشیر، تو نیز در مکّه نزد مهدی علیهالسلام برو و او را به هلاکت ظالمین بشارت بده و به دست او توبه کن که او توبه تو را میپذیرد." پس حضرت مهدی علیهالسلام دست مبارک خود را بر صورت او میکشد و او عافیت و سلامت پیدا مینماید و با آن حضرت بیعت میکند و از یاران او خواهد بود.»
مفضّل میگوید: ای مولای من، آیا ملائکه و جنّیان بین مردم آشکار میشوند؟ فرمود: «به خدا سوگند، آری. آنها با حضرت مهدی علیهالسلام سخن میگویند مانند کسی که با خانواده خود سخن میگوید.»
مفضّل میگوید: گفتم: ای مولای من، آیا آنان با حضرت مهدی علیهالسلام همراه خواهند شد؟ فرمود: «به خدا سوگند، آری.» سپس فرمود: «به خدا سوگند ای مفضّل، حضرت مهدی علیهالسلام سپس به
سرزمین هجرت بین کوفه و نجف وارد میشود و یاران او به چهل و شش هزار از ملائکه و شش هزار از جنّیان [ و در روایتی آمده که فرمود: و به همان اندازه از جنّیان] میرسند و خداوند به وسیله آنان او را پیروز خواهد نمود.»
پس مفضّل به امام صادق علیهالسلام میگوید: حضرت مهدی با اهل مکّه چه خواهد کرد؟ امام صادق علیهالسلام میفرماید: «آنان را با حکمت و موعظه حسنه دعوت مینماید و چون از او اطاعت میکنند مردی از اهلبیت خود را بر آنان حاکم مینماید و به طرف مدینه میرود.»
مفضّل میگوید: گفتم: حضرت مهدی علیهالسلام با کعبه چه میکند؟ فرمود: «کعبه را تا پایههای آن خراب میکند و پایههای آن را که از زمان آدم بوده، و مقداری که ابراهیم و اسماعیل بر آن افزودهاند را باقی میگذارد چرا که هر چه بعد از ابراهیم و اسماعیل بر آن افزوده شده به دست پیامبر یا وصیّ پیامبر نبوده است. سپس حضرت مهدی علیهالسلام کعبه را آنگونه که خدا میخواهد بنا میکند و همه آثار ستمگران را از مکّه و مدینه و عراق و سایر بلاد محو خواهد نمود و نیز مسجد کوفه را تخریب میکند و بر بنیان اوّل آن بازسازی مینماید و قصر دمشق را نیز خراب میکند، چرا که ملعون است و ملعون است کسی که آن را بنا نموده است.»
مفضّل میگوید: مولای من، آیا حضرت مهدی علیهالسلام سپس در مکّه اقامت میجوید؟ فرمود: «در آنجا اقامت نمیکند بلکه مردی از اهلبیت خود را جایگزین خود مینماید و اهل مکّه او را میکشند.
پس حضرت مهدی علیهالسلام باز به مکّه بازمیگردد و مردم مکّه تسلیم او میشوند و با اشک و زاری میگویند:
"ای مهدی آل محمّد! التّوبة التّوبة"، پس آنان را نصیحت مینماید و بیم میدهد و دیگری را از اهل مکّه بر آنان جانشین خود قرار میدهد و باز اهل مکّه بر سر او میریزند و او را میکشند، و حضرت مهدی علیهالسلام لشکری از جنّ و نقبای خود را به مکّه میفرستد و به آنان میگوید: به مکّه بروید و هر که ایمان نمیآورد را بکشید.
سپس میفرماید: اگر نبود که رحمت خدا همه چیز را احاطه نموده و من آن رحمت هستم، من نیز با شما به جنگ با اهل مکّه میآمدم چرا که آنان عذری بین خود و خدا و من باقی نگذاردند. پس آنان به مکّه بازمیگردند و به خدا سوگند از صد نفر یک نفر سالم نمیماند بلکه به خدا سوگند از هزار نفر یک نفر سالم نمیماند.»
مفضّل میگوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: ای مولای من، خانه مهدی و محلّ اجتماع مؤمنین کجا خواهد بود؟ فرمود: «مقرّ حکومت او کوفه است و محلّ قضاوت او مسجد کوفه است و بیتالمال و محلّ تقسیم غنائم مسلمین مسجد سهله است و محلّ خلوت او نجف است.»
مفضّل میگوید: «ای مولای من، آیا همه مؤمنین در کوفه خواهند بود؟ فرمود: «به خدا سوگند، آری، همه مؤمنین در کوفه و اطراف آن خواهند بود. و کوفه به قدری ارزشمند میشود که جای خوابیدن یک گوسفند در آن دو هزار درهم ارزش پیدا میکند.» سپس فرمود: «به
خدا سوگند، مردم آرزو میکنند که یک وجب آن را به یک وجب از طلا خریداری کنند و محدوده کوفه در آن زمان به پنجاه و چهار میل میرسد و قصور آن به کربلا متّصل میشود و خداوند کربلا را محلّ رفت و آمد ملائکه و مؤمنین قرار میدهد و شأن و منزلتی پیدا میکند و برکات آن به قدری فراوان میشود که اگر مؤمنی در آن دست به دعا بلند کند، با یک دعای او خداوند هزار برابر دنیا را به او میدهد.»
سپس امام صادق علیهالسلام نفس عمیقی کشید و فرمود: «ای مفضّل، نقاط زمین بر همدیگر فخر کردند و چون کعبه بر کربلا فخر نمود، خداوند به او وحی کرد: آرام بگیر و بر کربلا فخر مکن، چرا که آن بقعه مبارکه است که در آن ندای الهی به موسی رسیده و آن همان "ربوه" است که مریم و مسیح به آن پناهنده شدند و عیسی علیهالسلام مریم را در آن غسل داد و خود غسل ولادت نمود و آن بهترین بقعهای است که رسول گرامی اسلام از آن به معراج رفت و در آن برای شیعیان ما تا ظهور حضرت مهدی خیر و برکت خواهد بود»
مفضّل گوید: ای مولای من، سپس حضرت مهدی به کجا خواهد رفت؟ فرمود: «به مدینه جدّم رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله خواهد رفت و چون وارد آن شود، در آنجا مقام عجیبی خواهد داشت که سبب خشنودی مؤمنین و خواری کافران خواهد شد.»
مفضّل گوید: آن مقام عجیب چیست؟ فرمود: «حضرت مهدی علیهالسلام نزد قبر جدّش رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میآید و میفرماید: "ای مردم! این قبر جدّ من رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله است؟" مردم میگویند: آری ای
مهدی آل محمّد. پس میفرماید: "چه کسانی در کنار او دفن شدهاند؟" میگویند: دو یار و همخواب او ابوبکر و عمر. پس ـ با آنکه خود آنان را میشناسد و همه مردم سخن او را میشنوند ـ میفرماید:
"آنان کیانند و چگونه از بین مردم تنها این دو نفر در کنار رسول خدا صلیاللهعلیهوآله دفن شدهاند، و شاید آنان نباشند؟" پس مردم میگویند: ای مهدی آل محمّد، جز این دو نفر کسی در کنار رسول خدا صلیاللهعلیهوآله دفن نشده است و آنان به این دلیل در کنار او دفن شدهاند که جانشینان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و پدران دو همسر او بودهاند. پس حضرت مهدی علیهالسلام میفرماید: "آیا کسی بین شما هست که جز این را بگوید؟ و یا درباره آنان شکّ داشته باشد؟" مردم میگویند: خیر...» امام صادق علیهالسلام میفرماید: «سپس حضرت مهدی به طرف کوفه میرود و بین کوفه و نجف اقامت مینماید، و یاران او در آن روز چهل و شش هزار از ملائکه و مانند آنها از جنّیان و سیصد و سیزده نفر از نقبای او هستند.»
مفضّل گوید: ای مولای من، دارالفاسقین [ یعنی بغداد] در آن وقت چگونه خواهد بود؟ امام صادق علیهالسلام فرمود: «در لعنت و خشم خداوند است و فتنههایی آن را خراب میکند، وای بر کسانی که در آن قرار دارند و تمام ویل برای پرچمهای زرد و پرچمهای مغرب و وای بر کلب جزیره و پرچمهایی که از دور و نزدیک به طرف او حرکت میکنند.»
سپس فرمود: «به خدا سوگند، همان عذابی که از اوّل روزگار تا آخر آن بر امّتهای سرکش فرود آمده و میآید بر اهل بغداد نیز فرود
خواهد آمد و عذابی بر آن نازل خواهد شد که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده است و طوفان آن جز با شمشیر نخواهد بود، پس وای بر کسانی که آن را مسکن خود قرار میدهند، چرا که اقامت در آن همراه با شقاوت است و خروج از آن خروج به سوی رحمت الهی است، به خدا سوگند، اهل آن به گونهای زندگی میکنند که گفته میشود:
دنیا همین بغداد است و خانهها و قصرهای آن بهشت است و دختران آن حوریان بهشتی هستند و جوانهای آن جوانهای بهشتی میباشند و مردم گمان میکنند که خداوند رزق بندگان خود را جز در آنجا تقسیم نکرده است، و همواره آشکارا در آن افترای بر خدا و رسول او و حکم بر خلاف کتاب خدا و شهادتهای دروغ و شرب خمر و زنا و حرامخواری و ریختن خون بیگناه انجام میگیرد که به این اندازه در بقیّه دنیا انجام نمیگیرد، از اینرو، خداوند آن را چنان خراب خواهد نمود که اگر کسی از آن بگذرد میگوید: آیا اینجا همان بغداد [ و زوراء] است؟
سپس سیّد حسنی ـ آن جوان زیبا ـ از ناحیه دیلم قیام میکند و با صدای بلند میگوید: ای مردم، آل احمد ملهوف [ و مصیبتزده] را اجابت کنید. و ندایی از اطراف ضریح بلند میشود، پس گنجهای خدا در طالقان او را اجابت میکنند و آنها گنجهای طلا و نقره نیستند بلکه مردان صالح و شجاعی هستند مانند پارههای آهن و در دستهایشان حربههای جنگی است و آنان همه ستمگران
را میکشند تا وارد کوفه میشوند و در آن وقت بیشتر روی زمین پاک شده است.
پس سیّد حسنی کوفه را محلّ اقامت خود قرار میدهد تا اینکه خبر حضرت مهدی علیهالسلام به او و یارانش میرسد، و اصحاب او میگویند: ای فرزند رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله ، این کیست که در کنار ما نزول نموده است؟ سیّد حسنی میگوید: حرکت کنید تا نزد او برویم و ببینیم او کیست و چه میخواهد؟ در حالی که به خدا سوگند، سیّد حسنی میداند او مهدی آل محمّد صلیاللهعلیهوآله است و میخواهد اصحاب خود را نسبت به او آگاه سازد. پس سیّد حسنی نزد حضرت مهدی علیهالسلام میآید و به آن حضرت میگوید:
اگر شما مهدی آل محمّد صلیاللهعلیهوآله هستی پس عصای جدّ تو رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و خاتم و برده و زره فاضل و عمامه سحاب و اسب یربوع و ناقه عضباء و استر دلدل و حمار یعفور و نجیب براق و صحف امیرالمؤمنین تو کجاست؟ پس حضرت مهدی علیهالسلام آنچه نام برده شد را به او نشان میدهد و سپس عصا را میگیرد و در بین سنگهای سخت فرومیکند و عصا سبز میشود و برگ پیدا میکند، و مقصود سیّد حسنی از این کار، جز راهنمایی و ارشاد اصحابش به مقام حضرت مهدی علیهالسلام نیست.
پس یاران سیّد حسنی با حضرت مهدی علیهالسلام بیعت میکنند و سیّد حسنی میگوید: اللّه أکبر ای فرزند رسول خدا دست مبارک خویش را بده تا ما با تو بیعت کنیم. پس حضرت مهدی علیهالسلام دست
خود را دراز میکند و سیّد حسنی و یارانش با او بیعت مینمایند جز چهل هزار نفر از اصحاب مصاحف که معروف به زیدیّه هستند و میگویند:
اینها جز سحر عظیم نیست. پس لشکر سیّد حسنی و لشکر حضرت مهدی علیهالسلام مخلوط میشوند و حضرت مهدی طایفه زیدیّه منحرفه را موعظه میکند و سه روز آنان را به اسلام دعوت مینماید و آنان به طغیان و کفر خود باقی میمانند و حضرت مهدی علیهالسلام دستور قتل آنان را صادر میفرماید و همه آنان کشته میشوند و حضرت مهدی به اصحاب خود میگوید: مصاحف را از زیدیّه نگیرید و بگذارید نزد آنان باشد تا سبب حسرت آنان شود چنانکه از پیش آنها مصاحف را تغییر و تبدیل و تحریف نمودند و به آیات الهی عمل نکردند.»
مفضّل گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: ای مولای من، سپس حضرت مهدی علیهالسلام چه خواهد کرد؟ فرمود: «سپس حضرت مهدی لشکرهایی برای جنگ با سفیانی به دمشق میفرستد و لشکر حضرت مهدی علیهالسلام سفیانی را دستگیر میکنند و سر او را بر روی آن صخره معروف از تن جدا میکنند.
سپس امام حسین علیهالسلام با دوازده هزار صدّیق و هفتاد و دو نفر از اصحاب خود که در کربلا با او شهید شدهاند قیام مینماید و قیام و رجعت او بسیار نورانی و زیبا خواهد بود و سپس سیّد صدّیق اکبر امیرالمؤمنین علیّ بن ابیطالب علیهالسلام قیام و رجعت مینماید و در نجف
برای او قبّهای نصب میشود که یکی از ارکان آن در نجف است و رکن دیگر آن در هجر و رکن سوّم در صنعا و رکن چهارم در مدینه منوّره است و من میبینم که چراغهای آن در آسمان و زمین نورانیتر از خورشید و ماه است و با چنین رخدادی باطنها آشکار میشود و معنای آیه شریفه «تَذْهَلُ کُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ کُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَی النّاسَ سُکاری وَ ما هُمْ بِسُکاری وَ لکِنَّ عَذابَ اللّهِ شَدیدٌ»(1)آشکار میگردد.
سپس سیّد اکبر حضرت محمّد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله با انصار و مهاجرین و کسانی که به او ایمان آوردهاند و او را تصدیق کردهاند و به شهادت رسیدهاند قیام و رجعت مینماید و در آن هنگام تکذیبکنندگان و اهل شکّ و کسانی که از او جلوگیری میکردهاند و او را ساحر و کاهن و مجنون و ناطق از روی هوا میدانستند و با او به جنگ برخاستهاند نیز رجعت میکنند تا قصاص شوند و نسبت به اعمالی که از زمان بعثت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله تا ظهور حضرت مهدی علیهالسلام انجام دادهاند و آنچه با هر کدام از امامان پیش از حضرت مهدی از کشتن و مسموم کردن و آواره نمودن داشتهاند مجازات شوند و در آن روز تأویل آیه «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الاْءَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ * وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الاْءَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ» (2)حقیقت پیدا میکند».
مفضّل گوید: مولای من! مقصود از فرعون و هامان کیانند؟ امام صادق علیهالسلام فرمود: «...»
مفضّل گوید: ای مولای من، آیا رسول خدا و امیرالمؤمنین با حضرت مهدی خواهند بود؟ فرمود: «جز این نیست که آنان قدم بر همه نقاط روی زمین خواهند گذارد حتّی ماورای جبل قاف، آری به خدا سوگند حضرت محمّد و علی قدم در ظلمات و قعر دریاها میگذارند و هیچ جای قدمی باقی نمیماند جز آنکه قدم در آن خواهند گذارد و دین خدا را در آن اقامه خواهند نمود.»
سپس فرمود: «ای مفضّل، من میبینم که ما امامان مقابل رسول خدا صلیاللهعلیهوآله حاضر میشویم و نسبت به آنچه از این امّت بعد از آن حضرت بر ما وارد شده مانند: تکذیب و رد و سبّ و لعن و تهدید به قتل و تبعید از حرم یعنی حرم جدّمان به محلّ حکومت آنان و قتل و سمّ و حبس، به او شکوه مینماییم و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله گریه خواهد نمود و به ما میفرماید: فرزندان من! هر چه بر سر شما آمده بر سر جدّتان قبل از شما نیز آمده است.
سپس حضرت فاطمه علیهاالسلام شروع به شکوه خواهد نمود و مصایبی که بر او از ناحیه ... وارد شده و گرفتن فدک از او و آمدن او در مجمع مهاجرین و انصار در کنار قبر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و خطابه او در مورد فدک و رد نمودن او با جعل حدیث "إنّ الأنبیاء لا تورّث" و احتجاج او در ارث به قول زکریّا و یحیی و قصّه داود و سلیمان.
و خطاب آن مرد به او که نامه پدرت در امر فدک را بیاور و چون او نامه
فدک را به دست آن مرد میدهد، او مقابل قریش و مهاجرین و انصار و سایر عرب آن را باز میکند و آب دهن در آن میاندازد و پاره میکند و حضرت فاطمه گریان میشود و با چشم گریان نزد قبر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میآید و به خدا و پدر خود استغاثه مینماید و به اشعار رقیّه بنت صفّی تمثّل میجوید.
قد کان بعدک أنباء و هنبثة لو کنت شاهدها لم تکثر الخطب
إنّا فقدناک فقد الأرض وابلها و اختلّ قومک فاشهدهم فقد لعبوا
أبدت رجال لنا فحوی صدورهم لما نأیت و حالت دونک الترب
و کلّ قوم لهم قربی و منزلة عند الإله علی الأدنین مقترب
سپس حضرت فاطمه علیهاالسلام مصائبی که از بعضی از منافقین به او رسیده است را خدمت پدر خود بیان میکند مانند اینکه نزدیک بود حضرت فاطمه علیهاالسلام موهای خود را پریشان نماید و به آنان نفرین کند تا اینکه امیرالمؤمنین با چشمان قرمز و سر برهنه از خانه خارج میشود و نزد فاطمه میآید و عبای خود را بر او میاندازد و او را به سینه میچسباند و به او میفرماید: ای دختر رسول خدا تو میدانی که پدرت را خداوند رحمة للعالمین مبعوث نمود، پس خدا را و خدا را به یاد بیاور و سر خود را برهنه مکن و پیشانی به درگاه خدا بالا مبر، به خدا سوگند اگر چنین کنی خداوند کسی را روی زمین باقی نخواهد گذاشت که شهادت به رسالت حضرت محمّد صلیاللهعلیهوآله و یا رسالت موسی و عیسی و ابراهیم و نوح و آدم بدهد بلکه جنبندهای روی زمین و پرندهای در هوا نخواهد بود جز آنکه خداوند همه آنان را هلاک
خواهد نمود.
پس امیرالمؤمنین علیهالسلام خدمت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله شکوه میکند و میفرماید: من شبانه حسن و حسین و زینب و امّ کلثوم را به در خانههای مهاجرین و انصار بردم و آنان را به یاد خدا و رسول او و بیعت آنان در مسأله خلافت با خدا و رسول او آوردم و گفتم: شما در زمان حیات رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در چهار موضع با آن حضرت بیعت کردید و در همه آنها بر من به نام امیرالمؤمنین سلام کردید و وعده دادید که روز
آینده مرا یاری کنید و چون صبح شد از خانه بیرون نیامدید.
سپس امیرالمؤمنین علیهالسلام از مصائب بزرگی که بر او وارد شده است شکوه مینماید و میگوید: یا رسول اللّه قصّه من مانند قصّه هارون است که به موسی گفت: «قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونی وَ کادُوا یَقْتُلُونَنی فَلا تُشْمِتْ بِیَ الاْءَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْنی مَعَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ»(1)، و من در تمام مصائب برای خدا صبر کردم و تسلیم امر او بودم و به قضای او راضی شدم و خداوند حجّت را بر دشمنان من تمام نمود. سپس گوید: یا رسول اللّه، صبر من از همه اوصیای پیامبران بیشتر بود و من مصایبی را تحمّل نمودم که احدی از اوصیای پیامبران تحمّل نکرد تا اینکه عبدالرّحمان بن ملجم به ضربت شمشیر مرا به قتل رسانید.»
امام صادق علیهالسلام فرمود: «سپس امام حسن علیهالسلام مقابل جدّ خود
1) سوره اعراف: 150.
میایستد و میگوید: یا جدّاه، معاویه ملعون چون دانست پدرم کشته شده، عبیداللّه زیاد ملعون زنازاده را با یکصد و پنجاه هزار لشکر به کوفه فرستاد و دستور داد تا من و برادرم حسین و سایر برادران و اهلبیت و شیعیان و دوستان ما را دستگیر کنند و از آنان برای معاویه بیعت بگیرند و اگر کسی بیعت نکند گردن او را بزنند و سر او را برای معاویه بفرستند و چون من این را دانستم از خانه خارج شدم و برای نماز به مسجد کوفه رفتم و نماز خواندم و بالای منبر رفتم و در اجتماع مردم حمد و ثنای الهی را گفتم و مردم را نصیحت و موعظه کردم و آنان را برای جهاد و جنگ با معاویه تحریص و ترغیب نمودم و مردم را دیدم که سکوت کرده بودند و پاسخی به من ندادند جز بیست نفر از آنان.
تا اینکه میفرماید: پس من سر به سوی آسمان بالا کردم و گفتم: خدایا من دعوت و انذار و امر و نهی خود را انجام دادم و لکن مردم از اجابت دعوت من غفلت نمودند و امر خدا را اطاعت نکردند و دشمنان او را یاری کردند، خدایا نکبت و عذاب خود را که بر ستمکاران میفرستی بر آنان فروفرست. سپس از کوفه حرکت کردم و به طرف مدینه رفتم تا اینکه مردم به من خبر دادند: لشکر معاویه به شهر انبار و کوفه حمله کرده و مردم بیگناه و اطفال و زنها را کشته است. پس به آنان گفتم: مردم کوفه به ما وفادار نیستند و با ان وصف باز لشکری را با عدّهای برای مقابله با آنان فرستادم و به مردم گفتم: اینها نیز برای من کاری نخواهند کرد و از معاویه اطاعت میکنند و
بیعت و عهد من را میشکنند و آنچه گفته بودم همانگونه عمل شد.
سپس امام حسین علیهالسلام مقابل جدّ خود میایستد در حالی که او و کسانی که با او کشته شدهاند آغشته به خون میباشند و چون رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آنان را میبیند گریه میکند و با گریه او همه اهل آسمانها و اهل زمین گریه میکنند و در آن حال حضرت فاطمه علیهاالسلام نالهای میزند و زمین به لرزه درمیآید، پس امیرالمؤمنین علیهالسلام در طرف راست امام حسین و فاطمه زهرا در طرف چپ او قرار میگیرند و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله حسین خود را به آغوش میکشد و میفرماید: حسینم فدای تو شوم امروز چشمان من و تو روشن باد.
و در سمت راست حسین نیز حمزه اسداللّه و در سمت چپ او جعفر بن ابیطالب قرار میگیرند. در این میان خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت اسد، مادر امیرالمؤمنین، محسن فاطمه را روی دست میگیرند و ناله و فریاد آنان بلند میشود و فاطمه زهرا میفرماید: «هذا یَوْمُکُمُ الَّذی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ»(1)، «یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَرا وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَدا بَعیدا»(2).»
مفضّل گوید: سخن امام صادق علیهالسلام چون به اینجا رسید گریان شد و اشک او بر محاسنش جاری گردید و فرمود: «روشن مباد چشمی که با توجّه به این مصائب گریان نشود.» و مفضّل نیز گریه فراوانی کرد. سپس گفت: ای مولای من، پاداش این گریهها چیست؟
امام صادق علیهالسلام فرمود: «اگر گریهکننده اهل حقّ و ولایت ما باشد، قابل شماره نیست.»
مفضّل سپس گفت: مولای من، معنای آیه «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ»(1)چیست؟ امام صادق علیهالسلام فرمود: «به خدا سوگند، مقصود از "موؤدة" محسن [ فاطمه علیهاالسلام ] است، چرا که محسن از خانواده رسول خدا صلیاللهعلیهوآله است و اگر کسی جز این بگوید باید او را تکذیب کنید.»
مفضّل گفت: سپس چه خواهد شد؟ امام صادق علیهالسلام فرمود: «سپس فاطمه دختر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از درگاه خداوند درخواست حکم مینماید و میگوید: "اللّهمّ أنجز وعدک و موعدک لی فیمن ظلمنی و غصبنی و ضربنی و أحزننی بکلّ أولادی." پس ملائکه آسمانهای هفتگانه و حاملین عرش و ملائکه ساکن در هوا و اهل دنیا و موجودات زیر زمین برای فاطمه علیهاالسلام گریان میشوند و صدای ناله آنان بلند میشود و در آن روز کسانی که قاتل ما بودهاند و به ما ظلم کردهاند و یا راضی به ظلم به ما بودهاند هزار مرتبه کشته میشوند.»
مفضّل گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: مولای من، برخی از شیعیان شما قائل به رجعت نیستند؟! امام صادق علیهالسلام فرمود: «مگر از جدّ ما و از ما این آیه را نشنیدهاند؟ «وَ لَنُذیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الاْءَدْنی دُونَ الْعَذابِ الاْءَکْبَرِ» (2).» سپس فرمود: «عذاب ادنی،عذاب در رجعت
است...»
سپس فرمود: «ای مفضّل، اگر شیعیان در قرآن تدبّر مینمودند در مقام و منزلت ما شکّ نمیداشتند، مگر شیعیان ما این آیه را نشنیدهاند؟ «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الاْءَرْضِ...»، ای مفضّل، تنزیل این آیه درباره بنیاسرائیل است و تأویل آن درباره ما میباشد، و مقصود از فرعون و هامان، تیم و عدی میباشند.» تا این که فرمود:
«سپس جدّم علیّ بن الحسین و پدرم امام باقر علیهماالسلام مقابل رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میایستند و از آنچه بر سر آنان آمده شکایت میکنند، سپس من مقابل رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میایستم و آنچه منصور با من کرده را میگویم، سپس فرزندم موسی مقابل رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میایستد و از ظلم رشید به او شکایت مینماید، سپس علیّ بن موسی مقابل رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میایستد و از ظلم مأمون شکایت مینماید، سپس محمّد بن علی مقابل رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میایستد و از مأمون شکایت میکند، سپس علیّ بن محمّد مقابل رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میایستد و از ظلم متوکّل شکایت مینماید، سپس حسن بن علیّ مقابل رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میایستد و از ظلم معتزّ شکایت مینماید، و سپس حضرت مهدی سمّی جدّم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله با پیراهن خونین رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از خون پیشانی و شکسته شدن دستهای او، مقابل آن حضرت میایستد و ملائکه اطراف او را احاطه کردهاند، پس میگوید: یا جدّاه، شما اوصاف مرا بیان کردید و نام و نسب مرا روشن نمودید و لکن امّت مرا
انکار کردند و با من مخالفت نمودند و گفتند: پدرم فرزندی نداشته و تو کجا بودهای و اگر تو فرزند امام عسکری علیهالسلام هستی، چگونه تاکنون ماندهای. پس برای خدا صبر کردم تا خداوند وعده خود را نسبت به من قطعی نمود و با اذن الهی قیام نمودم. پس رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الاْءَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلینَ» (1)، و میفرماید: «جاءَ نَصْرُ اللّهِ وَ الْفَتْحُ»، و میفرماید: اکنون ثابت شد معنای سخن خداوند که میفرماید: «هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»(2)، سپس امام صادق علیهالسلام این آیه را تلاوت نمود: «إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحا مُبینا * لِیَغْفِرَ لَکَ اللّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِراطا مُسْتَقیما * وَ یَنْصُرَکَ اللّهُ نَصْرا عَزیزا»(3).»
مفضّل میگوید: گفتم: رسول خدا صلیاللهعلیهوآله چه گناهی داشته است؟ امام صادق علیهالسلام فرمود: «ای مفضّل، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به پروردگار خود گفت: خدایا گناه شیعیان برادرم علیّ و گناه شیعیان اولادم که امامان و جانشینان من هستند را تا قیامت به عهده من قرار ده و مرا مقابل پیامبران و مرسلین به خاطر شیعیانم سرافکنده مکن. از اینرو، خداوند گناهان آنان را بر دوش رسول خدا صلیاللهعلیهوآله قرار داد و سپس همه آنها را به رسول خود بخشید.»
مفضّل میگوید: من با شنیدن این سخنان بسیار گریه کردم و گفتم: مولای من، این فضل خداست که به واسطه شما به ما میرسد. امام صادق علیهالسلام فرمود: «آنان جز تو و امثال تو نمیباشند، ای مفضّل، این حدیث را برای ضعفای شیعیان ما نخوان، چرا که آنان با شنیدن این حدیث دست از انجام وظیفه برمیدارند و مغرور میشوند و در آن صورت ما برای آنان نمیتوانیم کاری انجام بدهیم، چرا که خداوند میفرماید: «لا یَشْفَعُونَ إِلاّ لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ»(1).»
مفضّل گوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم: خداوند میفرماید: «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ»، در حالی که دین رسول خدا صلیاللهعلیهوآله همه عالم را فرا نگرفت؟ امام صادق علیهالسلام فرمود: «ای مفضّل، اگر دین رسول خدا صلیاللهعلیهوآله همه عالم را فرا میگرفت، مجوسی و یهودی و صابئین و نصرانی و هیچ فرقه خلاف دیگری باید وجود نمیداشت و هرگز خلاف و شکّ و شرک و بتپرستی و خورشید و ماه و ستاره و آتش و سنگپرستی وجود نداشت، و معنای «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ» مربوط به قیام حضرت مهدی و رجعت میباشد، چنانکه خداوند میفرماید: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدّینُ کُلُّهُ لِلّهِ»(2).»
امام صادق علیهالسلام فرمود: «حضرت مهدی سپس به کوفه خواهد آمد و آسمان برکات خود را نازل میکند و آسمان ملخهای طلایی میبارد چنانکه در زمان ایّوب بر بنیاسرائیل بارید، و حضرت مهدی
گنجهای زمین را از طلاها و جواهرات بین اصحاب خود تقسیم نماید.»
مفضّل گوید: مولای من آیا اگر یکی از شیعیان شما بمیرد و دینی از برادران خود و یا غیر برادران خود به عهده او باشد، چگونه خواهد شد؟ امام صادق علیهالسلام فرمود: «نخستین کاری که حضرت مهدی انجام میدهد این است که در همه عالم اعلان میکند هر کس دینی به عهده یکی از شیعیان ما دارد گرچه ناچیز باشد بگوید تا دین او پرداخت شود و همه را پرداخت مینماید.»(1)
1) حقّ الیقین: 2 / 2 ـ 29؛ مختصر بصائرالدّرجات: 182؛ بحارالأنوار: 53 / 1 ـ 24؛ الهدایة الکبری: 396.
1- الحجّ و الزّیارة، عربی.
2- آداب حجّ و زیارت حرمین شریفین، فارسی.
3- میزان الحقّ یا حقیقت مظلوم، فارسی ـ عربی.
4- آیات الفضائل یا فضائل علی علیهالسلام در قرآن، عربی ـ فارسی.
5- دولة المهدی علیهالسلام یا حکومت امام زمان عجّل اللّه فرجه الشّریف، فارسی ـ عربی.
6- اسوة النّساء، بانوی نمونه عالم، فارسی ـ عربی.
7- امام الشّهداء و سالار شهیدان، فارسی ـ عربی.
8- انتظار مهدی علیهالسلام و نشانههای ظهور، فارسی ـ عربی.
9- شهید خراسان و پناه شیعیان، فارسی ـ عربی.
10- عاشقان کربلا، زیارات عتبات عالیات عراق.
11- آیین همسرداری و آداب زندگی در اسلام، فارسی ـ عربی.
12- بشارتهای معصومین علیهمالسلام ، فارسی ـ عربی.
13- مژدههای رحمت در قرآن همراه خطبه غدیر، فارسی ـ عربی.
14- محرّمات اسلام، فارسی ـ عربی.
15- ماههای رحمت، ترجمه کتاب «فضائل الأشهر الثّلاثة» مرحوم صدوق، فارسی ـ عربی.
16- امام صادق علیه السلام ترجمه کتاب الامام الصادق علیه السلام از مرحوم علامه مظفر فارسی.
17- پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله ترجمه کتاب مناقب آل ابی طالب 7 تالیف علامه ابن شهر آشوب.
18- واجبات اسلامی فارسی و عربی.
19- پیام های قرآنی یکصد و ده پیام نورانی قرآن.
20- رهبران معصوم علیهم السلام
21- راه خداشناسی
22-خطبه غدیر با ترجمه فارسی
23- بشارت های مهدویت فارسی- عربی.
24- در پناه قرآن.
25- فتنه های آخر الزمان فارسی- عربی
26-راه بهشت.
27-اخلاق و سیره محمدی صلی الله علیه و آله
28- دفاع از مقام ولایت.
29- سخت ترین امتحان ترجمه مصادقه الاخوان(از مرحوم صدوق.)
30- حکومت های جهانی قبل از قیامت.
31- بانوان نمونه.
32- عجائب.