ghaemiyeh.com
سرشناسه : سقلاطوني، مريم، ۱۳۵۴ -
عنوان و نام پديدآور : پيام سلامت: پيامهاي كوتاه و زيرنويس ويژه بهداشت و سلامت/ به كوشش مريم سقلاطوني.
مشخصات نشر : قم: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۹۲.
مشخصات ظاهري : ۱۵۰ص.
شابك : ۴۵۰۰۰ ريال: 978-964-514-299-3
وضعيت فهرست نويسي : فاپا
يادداشت : كتابنامه: ص. [۱۴۹] - ۱۵۰؛ همچنين به صورت زيرنويس.
موضوع : اسلام و بهداشت
موضوع : سلامتي -- جنبههاي مذهبي -- اسلام
موضوع : سلامتي -- جنبههاي قرآني
موضوع : سلامتي -- احاديث
موضوع : پزشكي در قرآن
موضوع : بهداشت -- احاديث
شناسه افزوده : صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. مركز پژوهشهاي اسلامي
رده بندي كنگره : BP۲۳۲/۶/س۷پ۹ ۱۳۹۲
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۴۸۵
شماره كتابشناسي ملي : ۳۲۲۹۲۵۸
مقدمه
رسانههاي جمعي وسايل ارتباطي هستند كه در آگاهيبخشي به جامعه نقش بسيار مؤثري دارند. رسانه نوعي نهاد اجتماعي است كه با توليد انواع پيام، در جهت كاهش آسيبها، ايجاد نظم اجتماعي، پذيرش الگوهاي شيوه زندگي در جامعه و همنوايي و سازگاري با محيط حركت ميكند. رسانهها به ويژه راديو و تلويزيون، تواناييها و ظرفيتهاي بسيار گستردهاي براي آموزش در تمام سطوح و حوزهها دارند و كاركرد آموزشي آنها همه اشكال و مواد رسانهاي را در بر ميگيرد. آموزش از طريق رسانه بسيار فراتر از آموزش رسمي است و گستره وسيعي از مخاطبان را در بر ميگيرد. يكي از حوزههايي كه رسانهها در جهان امروز به آن توجه ميكنند و به عنوان مرجع به آن رجوع ميكنند، «بهداشت و سلامت» است.
بسياري از مردم سواد سلامت ندارند و لازم است رسانه كاركرد آموزشي خود را به طور مطلوب ايفا كند. سواد سلامت عبارت است از توانايي مردم جامعه در زمينه درك و به كار بستن اطلاعات و دستورالعملهاي مربوط به سلامت (مانند دانستن بهبود شيوه زندگي سالم و يا پيشگيري و درمان
بيماريهاي واگير و غير واگير) كه از طرف مراكز خدمات سلامت و بهداشت به عموم جامعه ارائه ميشود؛ زيرا پايين بودن آگاهي مردم جامعه در اين موارد با شيوع بسياري از مشكلات سلامتي و بيماريهاي واگير و غير واگير ارتباط دارد. بنابراين، امروزه، مسئولين و صاحبنظران به ارزش اين آگاهي به عنوان شاخصي مهم براي شناسايي وضعيت كلي سلامت جامعه توجه دارند.
يكي از مواردي كه ميتواند سبب ارتقاي وضعيت بهداشت جامعه شود، آموزش اصول مهم سلامت براي عموم مردم است كه بايد به زبان و بيان سادهاي ارائه شود تا عموم مردم آن را درك و استفاده كنند.
پيامهاي كوتاه قالبي است كه به سبب ايجاز و رسايي بر مخاطب اثر بسياري دارد. ازاينرو، در اين مجموعه كه با همت گروهي از نويسندگان و پژوهشگران محترم در مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما تدوين گرديده،سعي شده است تا با تامين بخشي از نياز محتوايي برنامههاي حوزه سلامت و بهداشت ياريگر برنامه سازان رسانه ملي باشد.
بخش اول: سلامتي در آموزههاي ديني
زير فصل ها
سلامتي در قرآن
سلامتي و ياد خدا
نعمت عافيت و سلامتي در كلام معصومان عليهم السلام
تكريم بيمار در آموزههاي ديني
بيماريهاي معنوي و درمان آن با تمسك به قرآن
رهنمودهاي دين در حفظ سلامتي، بهداشت و تقويت قواي جسم و روح
بهداشت دهان در آيينه كلام معصومان عليهم السلام
آداب تغذيه در آموزههاي ديني
تأثير عبادت در سلامت روان و پيشگيري از اختلالات رواني
سلامتي در قرآن
قرآن كريم بر اهميت و تأثير بهداشت در زندگي دنيوي و اخروي اشارههاي فراوان دارد. علت تأكيد قرآن بر اين مطالب دليلي بر جامعنگري دين مبين اسلام و جايگاه سلامت است. در اين بخش به نمونههايي ارزشمند از كلام نوراني وحي درباره مسائل مختلف مربوط به سلامت اشاره ميشود:
داوود عليه السلام بارها ميفرمود: «بار خدايا! نه بيمارياي كه مرا سنگين و بستري كند و نه تندرستياي كه مرا به فراموشي و غفلت [از ياد تو ]كشاند، بلكه حدّ ميان اين دو [نصيبم فرما]».(1)
«اوست خدايي كه هيچ خداي ديگري جز او نيست. فرمانرواست، پاك است، سلامتبخش است».(2)
«و خدا [شما را] به سراي سلامت فرا ميخواند و هركه را بخواهد به راه راست هدايت ميكند».(3)
«خدا هر كه را از خشنودي او پيروي كند، به وسيله آن [كتاب] به راههاي سلامت رهنمون ميشود و به توفيق خويش، آنان را از تاريكيها به سوي روشنايي بيرون ميبرد و به راهي راست هدايتشان ميكند».(1)
«و خواب شما را [مايه] آسايش و استراحت قرار داديم».(2)
قرآن كريم اموري را به عنوان آرامش معرفي ميكند: مانند نماز، تلاوت قرآن، اهل بيت عليهم السلام ، توكل، صبر، تقوا، توبه، مطالعه تاريخ انسانهاي بزرگ، عمل صالح، تسليم بودن در مقابل خدا، انفاق، زكات و....
با توجه به آيه شريفه «آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مييابد.» تنها چيزي كه موجب آرامش روح است ياد و ذكر خداي متعال است.
به فرموده قرآن، اصل اول در سلامتي و صحت غذاها آن است كه حلال و پاكيزه باشند. اينگونه غذا، ميتواند مقدمات سلامتي را در بدن انسان فراهم نمايد.
در فرهنگ قرآني، خداوند است كه بيماريها را شفا ميدهد و ديگران، وسيله و واسطهاند.(3)
خداوند بزرگ و مهربان ميفرمايد: «بخوريد و بياشاميد، اما به اندازه كافي و لازم؛ زيرا پرخوري و زيادهروي، سلامت شما را به خطر مياندازد».(4)
به فرمان قرآن، مؤمنان شايستهترين افراد در استفاده از نعمتهاي الهي ـ مانند غذاهاي پاكيزه ـ ميباشند. در اين زمينه خداوند ميفرمايد: «چه كسي اين غذاهاي پاكيزه را بر شما حرام كرده است؟ اينها زيباييهاي زندگي
دنياست كه خداوند براي بهترين بندگانش خلق نموده است. پس از نعمتهاي خداوند استفاده كنيد».(1)
جالب است بدانيد كه خداوند در قرآن به طور مستقيم به خوردن گوشت و ماهي و ميوه اشاره ميكند و آنها را از نعمتهاي زندگيبخش الهي برميشمارد و از ما ميخواهد كه از آنها بخوريم.(2)
مسئله خوراك در قرآن، آنقدر مهم است كه خداوند در آيهاي مستقيم به انسان فرمان داده است تا با دقت و تأمل در غذايي كه ميخورد، بنگرد.(3)
خداوند در قرآن كريم خواب را از عوامل سلامت و آرامش روح انسان برميشمارد و آن را نعمتي قابل ستايش و آيهاي از آيات اعجازآميز الهي معرفي ميكند.(4)
سلامتي و ياد خدا
ياد خدا مايه آرامش دلهاست. و چه زيبا فرمود: «آنها كساني هستند كه ايمان آوردهاند و دلهايشان به ياد خدا مطمئن و (آرام) است. آگاه باشيد با ياد خدا دلها آرامش مييابد».(5)
علي عليه السلام فرمود: «ياد خدا بودن سبب سرور و شادي هر پرهيزكار و لذت بردن هر شخص درستكاري است».(6)
يكي از مهمترين گامها به سوي سلامت نفس و بهبودي از بيماريهاي روحي و رواني انسان و رسيدن به آرامش و اطمينان دروني، «ياد خداوند» است.
يكي از راههاي درمان غفلت و حركت در مسير سازندگي و شكوفايي استعدادهاي انساني، «ذكر» معرفي شده است.
به ما سفارش شده است كه هنگام خوردن غذا «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» بگوييم.
مستحب است هر كاري را با «بسم اللّه» آغاز كنيم. همه اين تعاليم و آموزهها در سيره و سنّت معصومان عليهم السلام براي آن است كه انسان همواره خود را در ارتباط با خدا و در مسير رحمت الهي قرار دهد و از غفلت و پيآمدهاي سوء آن در امان بماند.
هر يك از عبادتها ميزان معيني دارد، ولي ياد و ذكر خدا در دل و ترنّم نام او بر لب حدّي ندارد. خداوند ميفرمايد: «اي كساني كه ايمان آورديد خدا را بسيار ذكر كنيد».(1)
برخي دستورهاي ديني براي سلامت روح و روان وقت معين و مشخصي دارد: مانند نماز، ولي ذكر خدا وقت مشخصي ندارد.
ذكر خدا براي هر حالي توصيه شده است و اين دوام ياد حق نمي گذارد انسان به دام بيماري روحي و غفلت گرفتار شود.
نعمت عافيت و سلامتي در كلام معصومان عليهم السلام
زير فصل ها
پيامبر صلي الله عليه و آله
امام علي عليه السلام
امام زين العابدين عليه السلام
امام باقر عليه السلام
امام صادق عليه السلام
امام كاظم عليه السلام
امام رضا عليه السلام
پيامبر صلي الله عليه و آله
شخصي نزد پيامبر شرفياب شد و گفت چه دعايي كنم؟ فرمود: «سلامتي و عافيت را از خدا بخواهيد».(2)
نماز شب، موجب رضايت پروردگار، دوستي فرشتگان، سنت پيامبران، نور معرفت، ريشه ايمان، آسايش بدنها، ناراحتي شيطان، سلاحي بر ضدّ دشمنان، مايه اجابت دعا، قبولي اعمال و بركت در روزي است. (1)
«نيكي و نيكوكاران را دوست بداريد. سوگند به آنكه جانم به دست اوست، بركت و تندرستي، با نيكي و نيكوكاران است».(2)
«روزه بگيريد تا تندرست باشيد».(3)
«كسي كه يك بار خالصانه و خداپسند بر من درود فرستد پروردگار حكيم دري از تندرستي و عافيت را به روي او ميگشايد».(4)
«از خداوند چيزي خواسته نشده است، كه نزد او محبوبتر از عافيت باشد».(5)
«از خداوند عافيت طلب كنيد؛ زيرا بعد از (نعمتِ) يقين، نعمتي بهتر از عافيت به كسي داده نشده است».(6)
«منفورترين شما نزد خداوند متعال كسي است كه پرخواب، پرخور و پرنوش باشد».(7)
«نخستين بار خداوند متعال به شش خصلت نافرماني شد كه علاقه شديد به خواب يكي از آنهاست».(8)
در حديث معراج آمده است: دنياطلبان، كساني هستند كه پرخور، پرخنده، پرخواب و پرخشمند و كمتر خشنودند».(9)
1) ارشاد القلوب، ج 1، ص 191.
2) متقي هندي، كنز العمّال، ح 15974.
3) نهج الفصاحه، ح 1854.
4) شيخ عباس قمي، سفينة البحار.
5) شيخ عباس قمي، سفينة البحار.
6) شيخ عباس قمي، سفينة البحار.
7) شيخ عباس قمي، سفينة البحار, ج9، ص152.
8) شيخ عباس قمي، سفينة البحار, ج4، ص307.
9) شيخ عباس قمي، سفينة البحار, ج4، ص108.
«اي مردم! [درد] خود را درمان كنيد؛ زيرا خداوند متعال هيچ دردي نيافريد مگر آنكه برايش شفا(دارويي) نيز آفريد به جز مرگ».(1)
«خلال كنيد، چراكه دهان را تميز ميكند و مايه سلامت لثه است».(2)
«شستن دست قبل از غذا، فقر و پس از غذا، غم و اندوه را برطرف ميكند و به چشم، سلامتي ميبخشد».(3)
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله ، به پزشكي، فرمود: «طبيب، خداست و چه بسا چيزهايي را خوب با هم تركيب كني و با آن [به جاي درمان]، ريشه ديگري را بسوزاني».(4)
«بهترين چيزي كه با آن درمان ميشويد، پيادهروي است».(5)
«هرگاه كسي كه خود را به عنوان پزشك جا زده [و به پزشكي شناخته شده نيست] كسي را درمان كند و موجب تلف شدن يا صدمه او شود، ضامن است».(6)
«دهانهاي خود را پاكيزه كنيد؛ زيرا گذرگاههاي قرآنند».(7)
«لباس سفيد بپوشيد؛ زيرا جامه سفيد نيكوتر و پاكيزهتر است».(8)
«خداوند، عبادتكننده پاكيزه را دوست دارد».(9)
«اين بدنها را پاكيزه سازيد، [تا ]خداوند [جان] شما را پاكيزه گرداند».(10)
«همانا اسلام پاكيزه است. پس شما هم پاكيزه باشيد؛ زيرا جز شخص پاكيزه كسي به بهشت نمي رود».(11)
1) شيخ عباس قمي، سفينة البحار, ج4، ص164.
2) كافي، ج 6، ص 376، ح 5.
3) مكارم الاخلاق، ص 139.
4) 14.ميزانالحكمه، ج6، ص461.
5) مستدرك سفينةالبحار، ج3، ص389.
6) ميزانالحكمه، ج6، ص462.
7) ميزانالحكمه، ج5، ص449.
8) ميزانالحكمه، ج10، ص225.
9) ميزانالحكمه، ج12، ص238.
10) ميزانالحكمه، ج12، ص236.
11) ميزانالحكمه، ج12، ص238.
«خودتان را با هر وسيلهاي كه ميتوانيد پاكيزه كنيد؛ زيرا خداوند متعال، اسلام را بر پايه پاكيزگي بنا كرده است و هرگز به بهشت نرود مگر كسي كه پاكيزه باشد».(1)
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله در سخني سرزنشآميز خطاب به يكي از صحابه فرمود: «پس از من گروههايي ميآيند كه...خواب ابتداي شب را وا ميگذارند و در صبحگاهان بسيار ميخوابند».(2)
«خداوند پاك است و شخص پاك را دوست دارد، پاكيزه است و پاكيزگي را دوست دارد».(3)
«تندرستي و فراغت دو نعمتي هستند كه ناسپاسي ميشوند (كسي قدر آنها را نميداند)».(4)
«اي ابوذر! دو نعمت است كه بسياري از مردم در آنها مغبون ميشوند: تندرستي و فراغت».(5)
«هركه صبح خود را با تندرستي آغاز كند و در ميان خانوادهاش آسوده و راحت باشد و خوراك روزانهاش را داشته باشد، چنان است كه [همه] دنيا به او داده شده باشد».(6)
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله ـ پزشكي ـ فرمود: طبيب، خداوند عزّ وجلّ است، اما تو ياري مهربان هستي.(7)
«آنكه غذا كم خورَد معدهاش سالم ميماند و صفاي دل مييابد و هركه پرخور باشد معدهاش بيمار و قلبش سخت ميشود».(8)
«دو نعمت است كه شكر آنها گزارده نميشود: امنيت و سلامتي».(1)
بر امت خويش، بيش از همه چيز از شكمپرستي، پرخوابي، بيكارگي و ضعف در ايمان، بيمناكم».(2)
«اي علي! چهار چيز را پيش از چهار چيز درياب: جوانيات را پيش از پيري؛ و سلامتيات را پيش از بيماري؛ و ثروتت را پيش از فقر و زندگيات را پيش از مرگ».(3)
امام علي عليه السلام
درباره آيه «سهم خود را از دنيا فراموش مكن» فرمود: «[يعني] سلامتي، توانايي، فرصت، جواني و شادابيات را فراموش مكن، تا با آنها، آخرت را به دست آوري».(4)
ارزش چهار چيز را جز چهار گروه نميشناسند: «جواني را جز پيران، آسايش را جز گرفتاران، سلامتي را جز بيماران و زندگي را جز مردگان».(5)
«سلامتي بهترين نعمت است».(6)
«پوشش زن براي سلامتياش مفيدتر است و زيبايي او را با دوامتر ميكند».(7)
«حسادت، بدن را فرسوده و بيمار ميكند».(8)
«نتيجه تفريط و كوتاهي، پشيماني است و ثمره دورانديشي سلامت».(9)
«خيري كه به دنبال آن آتش باشد، خير نيست و شري كه به دنبال آن بهشت باشد، شر نيست. هر نعمتي جز بهشت ناچيز است و هر بلايي جز آتش، سلامتي».(1)
«دو نعمت است كه ارزش آنها را نمي داند مگر كسي كه آنها را از دست داده باشد: جواني و تندرستي».(2)
«گواراترين نصيبها سلامتي است».(3)
«هركسي در دنيا سلامت داشته باشد ايمن ميشود و هركس (به سبب كوتاهي) بيمار شود پشيمان خواهد شد».(4)
«آگاه باشيد كه يكي از بلاها فقر است و سختتر از فقر، بيماري تن و سختتر از بيماري بدن، بيماري دل است. آگاه باشيد كه از نعمتها، وسعت مالي و بالاتر از وسعت مالي، سلامت بدن و بالاتر از سلامت بدن، تقواي دل است».(5)
«چهبسا دارو موجب بيماري ميشود».(6)
«هيچ پيشگيري همچون تأمين سلامت مؤثر نيست».(7)
«دستيابي به تندرستي جز با پرهيز ميسر نيست».(8)
«مصيبتي بزرگتر از دوام بيماري نيست».(9)
«هيچ لذتي در زندگي گواراتر از سلامت نيست».(10)
«بيماري يكي از دو زندان براي آدمي است».(11)
«سلامت گواراترين نعمتهاست».(1)
«كم خوردن، جان را گراميتر و تندرستي را پايدارتر ميكند».(2)
«هركه در خوردن اندازه نگه دارد تندرستياش فزوني ميگيرد و انديشهاش سالم ميماند».(3)
«منظور خداوند از آيهاي كه در آن ميفرمايد: «و شما را با بد و خوب ميآزماييم» خوبي، همان تندرستي و توانگري است و بدي، همان بيماري و ناداري است».(4)
«زكات تندرستي، كوشيدن در طاعت خداست».(5)
«كاملترين نصيب، تندرستي است».(6)
«تندرستي، برترين نعمتهاست».(7)
«با تندرستي، لذّت كامل ميشود».(8)
امام علي عليه السلام در سفارش به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود: «پسرم! تنگدستي، بلا است؛ سختتر از آن، ناتندرستي؛ و از آن سختتر، بيماريِ دل است».!(9)
«شب زندهداري، مايه تندرستي است».(10)
«تندرستي، دلپذيرترين لذّتهاست».(11)
«روزه، نيمي از تندرستي است».(1)
«خوابْ مايه آسودن از درد و رنج است».(2)
«خور و خواب زياد، جان آدمي را تباه ميسازد و زيان به بار ميآورد».(3)
«هركه در خوردن اعتدال داشته باشد، تندرستياش فزوني ميگيرد و انديشهاش سالم ميماند».(4)
«حسود، هميشه ناراحت است، هر چند جسمش سالم باشد».(5)
«خواب ميان مغرب و عشا و خواب پيش از طلوع خورشيد، فقر ميآورد».(6)
«خودتان را با آب [بشوييد] و از بوي نامطبوعي كه مايه آزار ديگران است پاكيزه سازيد. به [سر و وضع] خودتان برسيد؛ زيرا خداوند عزّوجلّ از بندگاني كه نشستن با آنان ايه بيزاري است ، نفرت دارد».(7)
«با كم خوردن و كم نوشيدن با هواي نفس خود مبارزه كنيد تا فرشتگان در كنار شما حضور يابند و شيطان و وسوسههايش از شما بگريزد».(8)
«كسي كه درد نهفته خود را كتمان كند، طبيبش از درمان او ناتوان شود».(9)
«شگفت است كه حسودان از تندرستي غافلند».(10)
«لباس تميز، غم و اندوه را ميبرد و موجب پاكيزگي نماز است».(11)
1) ميزان الحكمه، ج6، ص389.
2) ميزان الحكمه، ج12، ص443.
3) ميزان الحكمه، ج1، 186.
4) ميزان الحكمه، ج1، ص188.
5) ميزان الحكمه، ج3، ص106.
6) ميزان الحكمه، ج9، ص191.
7) ميزان الحكمه، ج12، ص237.
8) ميزان الحكمه، ج2، ص856.
9) ميزان الحكمه، ج10، ص467.
10) ميزان الحكمه، ج3، ص107.
11) ميزان الحكمه، ج12، ص239.
امام زين العابدين عليه السلام
امام سجّاد عليه السلام مردي را ديد كه طواف كعبه ميكند و ميگويد: «بار خدايا! به من صبر عطا فرما. دستي به شانه او زد و فرمود: بلا ميطلبي؟ بگو: بار خدايا! به من عافيت و شكر بر عافيت عطا فرما».
«خدايا! تندرستي همراه با عبادت، و آسودگي همراه با زهد، و علم با عمل، و پارسايي همراه با اعتدال (ميانهروي) روزيام فرما».(1)
«حج و عمره به جاي آوريد تا بدنهايتان سالم بماند و روزيها (درآمدهايتان) زياد و ايمانتان استوار شود».(2)
امام چهارم عليه السلام در نيايشي كه هنگام بيماري و يا گرفتاري تعليم داده است اينگونه خدا را ستايش ميكند: «خدايا! سپاس تو را بر آن نعمت تندرستي كه پيوسته در فضاي آن ميگشتم و سپاس تو را بر مرضي كه در بدنم پديد آوردهاي».
«خدايا! بر محمد و آلش درود فرست و چون در انجام وظيفه شكر نعمتهايت در حال آسايش و تندرستي و بيماري كوتاهي كنم، اعتراف به حق خودت را روزيام ساز، تا هنگام ترس و ايمني و خشم و رضا و سود و زيان مسرّت خاطر و آرامش دل خود را در انجام وظيفه نسبت به تو بيابم».
«خدايا! بر محمد و آلش رحمت فرست، و لباس عافيت را بر من بپوشان، و مرا به عافيتت فراگير، و به عافيتت محفوظ دار، و به عافيت بينياز كن، و عافيتت را بر من صدقه كن، و عافيت را به من ببخش، و عافيتت را برايم بگستران، و عافيتت را بر من شايستهساز و ميان من و عافيتت در دنيا و آخرت جدايي ميفكن».(3)
«خداوندا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا عافيت بخش، عافيتي كافي، شفابخش، برتر و روزافزون، عافيتي كه در بدنم عافيت توليد كند، و در يك كلمه: عافيت دنيا و آخرت».(1)
هنگام نگاه به ماه نو، امام سجاد عليه السلام اين دعا را ميخواند: «در اين ماه، ما را در جامههاي عافيتت بپوشان، و به وسيله انجام دادن طاعتت نعمت را بر ما تمام كن».
امام زينالعابدين عليه السلام در نيايشي درباره فرزندان، از خدا ميخواهد: «خدايا! عمرشان را براي من بركت بخش، مدت زندگيشان را طولاني ساز، خردسالشان را برايم پرورش ده، ضعيفانشان را نيرومند كن، بدنها و دينها و اخلاقشان را سلامت بدار».
«در ايام بيماريام دو فرشتهاي كه نويسنده اعمال هستند اعمالي را در پروندهام نوشتهاند كه نه هيچ دلي در آن انديشيده و نه هيچ زباني از آن سخن گفته و نه هيچ اندامي براي آن رنجي را تحمل كرده است... بلكه (همه اينها فقط از باب) فضل و احسان تو بر من نوشته شده است.(2)
[خدايا!] بر محمد و آل او درود فرست و آنچه را بر من پسنديدهاي محبوب من گردان و بديهاي گذشتهام را پاك كن و شيريني تندرستي را بر من باز گردان و خنكاي سلامت را بر من بچشان».(3)
«بارالها! تو را سپاس بر نعمت سلامتي بدن كه هميشه در آن عمر ميگذرانم و سپاس تو راست بر بيماري و بلايي كه (هم اكنون)در بدنم پديد آوردهاي و نميدانم».(4)
«اي خداي من! كدام يك از اين دو حالت به شكر تو شايستهتر است؟ در كدام يك از اين دو وقت حمد و سپاس تو سزاوارتر ميباشد؟ در وقت سلامتي... يا در وقت بيماري...؟ كه در آن حال از نعمتهاي پاكيزهات گواراي وجودم كردي و بدانها مرا نيرو دادي تا بر طاعتت توفيق يابم و يا زمان بيماري كه به واسطه آن مرا (از آلودگي گناهان) رهانيده و نعمتهايي كه (در قالب درد) به من تحفه دادهاي تا بار گناهاني را كه بر دوشم سنگيني كرده، سبك كند ...؟(1)»
«خدايا! طعم عافيت را تا آخر عمر به من بچشان».(2)
«خدايا! بين من و عافيت در دنيا و آخرت جدايي مينداز».(3)
امام باقر عليه السلام
«چون فرصتي فراهم ميشود به سوي هدف خود بشتاب و هيچ فرصتي مانند روزهاي فراغتِ همراه با تندرستي نيست».(4)
امام صادق عليه السلام
«هركه دوست دارد از عافيت طولاني برخوردار شود، تقواي خدا در پيش گيرد».(5)
«از خداوند توانگري و تندرستي در دنيا، و آمرزش و بهشت در آخرت را بخواهيد».(6)
«خواب مايه آسايش جسم است».(7)
«سه چيز است كه پيآمد ناخوشايند دارد... و [از آن جمله است:] خوردن دارو، بدون بيماري هر چند شخص از آن دارو سالم بماند».(1)
«در آنچه بدن را سالم نگه ميدارد، اسراف نيست... بلكه اسراف در چيزهايي است كه مال را تلف كند و به بدن زيان رساند».(2)
«بيماران خود را با صدقه درمان كنيد».(3)
«يكي از پيامبران بيمار شد. پس گفت: خود را درمان نمي كنم تا كسي كه بيمارم كرده است شفايم دهد. خداوند تعالي به او وحي كرد كه: تا خود را درمان نكني شفايت ندهم؛ زيرا شفا دادن از من است».(4)
«هركه سلامتش بر بيمارياش غلبه داشته باشد و با اين حال خود را با چيزي درمان كند و [بر اثر آن] بميرد من نزد خدا از او بيزاري ميجويم».(5)
«اگر مردم خواص سيب را بدانند، بيماران خود را جز با آن درمان نكنند».(6)
«سه چيز است كه خداوند آنها را دشمن ميدارد: خوابيدن در روز، بدون شب زندهداري، خنده بيدليل و غذا خوردن از روي سيري».(7)
«مردم هر شهري به سه چيز نيازمندند كه در كار دنيا وآخرت خود به آنها رجوع ميكنند و چنانچه آن سه را نداشته باشند گرفتار پريشاني ميشوند: فقيه دانا و پارسا، فرمانرواي نيكوكار و مُطاع، و پزشك حاذق و مطمئن».(8)
«نعمت دنيا، امنيت و تندرستي است».(1)
«چند چيز است كه هر كس يكي از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگياش كمبود دارد و دل نگران است: اول، تندرستي؛ دوم امنيت؛ سوم روزي فراوان؛ چهارم همراهِ هم رأي».(2)
امام كاظم عليه السلام
«اگر مردم در خوردن اعتدال ميورزيدند، بدنهايشان سالم ميماند».(3)
«خداوند متعال از بنده پرخواب نفرت دارد».(4)
«بار خدايا! من از تو عافيت مسئلت دارم؛ عافيتي نيكو عطايم كن و شكر بر عافيت و شكر بر شكرِ عافيت ارزانيام فرما».
«خدايا! از تو ميخواهم كه درود فرستي بر محمد بنده و رسولت و به من راه سپاسگزاري از نعمتهايت را چنان بياموز كه مرا به سرحد خشنوديات برساند».(5)
[خدايا!] تنها از تو راهنمايي ميجويم براي آنچه صلاح و اصلاح من در آنست و از تو ياري ميطلبم در (رسيدن به) آنچه مقرون به كاميابي و كامروايي است و از تو اميد دارم براي پوشش لباس تندرستي كامل و سلامتي دائم... .(6)
امام رضا عليه السلام
«خواب، سلطان مغز است و مايه قوام و نيروي بدن».(7)
«يكي از خصلتهاي پيامبران پاكيزگي است».(8)
«پاكيزگي از اخلاق پيامبران است».(9)
تكريم بيمار در آموزههاي ديني
يكي از نكتههاي اخلاقي و نشانههاي اخلاق حسنه و حسن سلوك با مردم، عيادت بيمار است كه در شرع مقدس اسلام در اين باره تأكيد فراوان شده است.
عيادت بيمار از حقوقي است كه مسلمانان بر يكديگر دارند و لازم است نسبت به اداي آن خود را موظف بدانند.
ديدار بيمار آدابي دارد كه هنگام عيادت بايد آنها را رعايت كرد و از جمله آن آداب، هديه است .
در آموزههاي ديني، هديه دادن هنگام عيادت، موجب آرامش بيمار معرفي شده است.
يكي از آداب عيادت بيمار، دعا براي اوست.
حضرت علي عليه السلام از قول رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل ميكند: آن حضرت فرمود: «هر مسلماني نسبت به مسلمان ديگر سي حق دارد كه بايد آنها را انجام دهد و از اين حقوق رهايي نخواهد يافت جز اينكه آنها را ادا كند و يا آنكه برادر مسلمانش از او درگذرد... و از جمله آنها اين است كه هنگام بيماري از او ديدن كند».(1)
در حديثي امام صادق عليه السلام از پدران بزرگوار خود نقل كرده است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: «مؤمن نسبت به مؤمن هفت حق دارد كه بايد ادا كند... و يكي از آنها ديدار او در حال بيماري است».(2)
از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود: «حق مسلمان بر مسلمان آن است كه وقتي او را ببيند سلام كند و چون بيمار شود از او عيادت نمايد و هنگامي كه بميرد جنازهاش را تشييع كند».(3)
امام هشتم عليه السلام فرمود: «هر مؤمني كه مؤمني را در بيمارياش عيادت كند، اگر صبح باشد هفتاد هزار ملك او را تشييع (بدرقه و همراهي) كنند و چون نزد او بنشيند رحمت (خدا) او را فرا گيرد و تا شب براي او استغفار كنند، و اگر شب باشد همين اجر تا صبح براي او خواهد بود».(1)
در روايتي از رسول خدا صلي الله عليه و آله آمده است كه فرمود: «شخصي كه به عيادت برادر مسلمان خود ميرود در ميان ميوههاي چيده شده بهشتي راه ميرود و هنگامي كه نزد بيمار بنشيند رحمت خدا او را فرا ميگيرد. اگر صبح به ديدن او برود تا روز ديگر هفتاد هزار فرشته بر او دعا ميكنند».(2)
رسول خدا صلي الله عليه و آله : «كسي كه به عيادت بيمار ميرود هميشه در ميان رحمت الهي راه ميرود تا بنشيند، آنگاه كه نزد بيمار نشست غرق در رحمت خدا ميگردد».(3)
از برخي روايات استفاده ميشود كه دعا بر بالين بيمار به اجابت نزديكتر است، زيرا لطف و عنايت خاص خداوند به همراه دلهاي شكسته است و مؤمن بيمار از اين فضيلت برخوردار ميباشد.
رسول گرامي صلي الله عليه و آله درباره بردن هديه براي بيمار فرمود: «هر كس بيماري را به آنچه كه دوست دارد اطعام كند خداوند متعال از ميوههاي بهشت به او خواهد داد».(4)
رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله درباره آداب عيادت بيمار فرمود: براي بيمار دعا كنيد و بگوييد: «خدايا! او را به شفاي خود، شفا مرحمت كن و به دواي خويش مداوا فرما و از بلاي خود او را در امان بدار».(5)
بر اساس آموزههاي اسلامي يكي از آداب عيادت بيمار اين است كه انسان او را دلداري دهد و روحيهاش را تقويت كند.
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: «هنگامي كه از بيمار ديدن ميكنيد او را به زندگي اميدوار سازيد، اين كار گرچه مقدّرات را تغيير نميدهد و مانع از مرگ نميشود، ولي وسيله آرامش خاطر بيمار است».(1)
پيامبر هنگام عيادت سلمان فارسي فرمود: «اي سلمان! خداوند رنج تو را برطرف سازد و گناهت را ببخشد و دين و بدن تو را تا آخر عمرت محفوظ نگه دارد».(2)
اميرمؤمنان عليه السلام فرمود: «از ديداركنندگان بيمار آن كس بيشتر اجر ميبرد كه كمتر نزد او بنشيند جز در صورتي كه خود بيمار به ماندن مايل باشد».(3)
امام صادق عليه السلام در حديثي درباره كوتاهي ديدار بيمار فرمود: «از عيادتكنندگان آنكه كمتر نزد بيمار بنشيند، اجر و پاداشش بيشتر است».(4)
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: «عيادت كامل آن است كه عيادتكننده دست روي بدن بيمار بگذارند و حال او را بپرسد».(5)
پيامبر درباره عيادت كامل فرمود: «عيادت كامل آن است كه دستت را بر بدن بيمار نهي و از او احوالپرسي كني، و كامل ترين درود و تحيت مصافحه كردن (دست يكديگر را فشردن) است».(6)
اميرمؤمنان عليه السلام : «عيادت كامل آن است كه عيادتكننده يك دست خود را روي دستهاي بيمار يا بر پيشاني او بگذارد».(7)
امام علي عليه السلام : «بهترين عيادت اين است كه دست روي دستهاي بيمار بگذاري و زود برخيزي و بروي».(1)
پيامبر صلي الله عليه و آله افراد را از خوردن چيزي نزد بيمار نهي كرده است و فرموده است اين كار سبب ميشود كه پاداش عيادت از بين برود.(2)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرموده است: «هر كه مريضي را عيادت كند، منادياي از آسمان او را به اسم، ندا كند ... پاك شدي و مسيرت پاك شد، و [با اين كار] بهشت را جايگاه خود قرار دادي».(3)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرموده است: «هر كه مريضي را براي خدا عيادت كند، بيمار براي او چيزي از خدا نخواهد جز آنكه خداوند آن را مستجاب نمايد».(4)
امام صادق عليه السلام ميفرمايد: «هر كس به عيادت بيماري برود، هفتاد هزار فرشته او را همراهي كرده و براي او طلب آمرزش ميكنند تا هنگامي كه به جايگاه خود باز گردد».(5)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: «پر اجرترين عيادت كنندگان، آن كسي است كه كمتر پيش بيمار بنشيند».(6)
رسـول خـدا صلي الله عليه و آله در تـفـسـير آيه «فَإِذَا قُضِيَتْ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ»(7)عـيـادت بيمار را در كنار ديگر رفتارهاي ارزشمند اخلاقي، ذكر كرده است.
در سيره رسول خدا صلي الله عليه و آله ميبينيم كه آن حضرت، همواره از بيماران عيادت ميكرد و مهمتر آنكه ديگران را نيز به اين امر سفارش ميفرمود.(8)
رسول خدا صلي الله عليه و آله در بيان يكي از هفت حق واجب انسان مؤمن بر ديگران ميفرمايد: «هر گاه بيمار شد از او عيادت كند».(1)
در سيره رسول خدا صلي الله عليه و آله آمده است كه ايشان حتي از همسايه يهودي نيز عيادت ميكرد.(2)
عيادت، صميميترين و دوستانهترين ارتباط را ميان مؤمنان ايجاد ميكند.
رسول خدا صلي الله عليه و آله در سفارش خود به ابوذر فرمود: «اي ابوذر! همنشين مساكين باش و هرگاه بيمار شدند به عيادتشان برو و هنگاميكه مردند بر آنان نماز بخوان، و همه اين كارها را با اخلاص انجام بده».(3)
يكي از مواردي كه در سيره رسول خدا صلي الله عليه و آله به ثبت رسيده است، عيادت از برخي بيماران، حتي در دورترين نقطه شهر است.(4)
دعا براي سلامتي و عافيت بيمار از ديگر آداب عيادت است.
رسول خدا صلي الله عليه و آله سفارش ميكرد كه بر بالين مريض، هفت مرتبه جمله «أَسْأَلُ اللَّهَ الْعَظِيمَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ أَنْ يَشْفِيَكَ» را بگوييد تا در صورت فرا نرسيدن اجلش شفا يابد.(5)
اسلام وظيفه عيادتكنندگان ميداند تا روح اميد را در بيمار زنده كنند و وي را به سلامتي اميدوار سازند.
رسول اكرم صلي الله عليه و آله : «عيادت را با فاصله و چهار روز در ميان انجام دهيد؛ مگر اينكه بيماري غلبه پيدا كرده باشد.» (از سلامت بيمار مأيوس شده باشيد).(6)
رسول خدا صلي الله عليه و آله دستور ميدهد: «عيادت كن از كسي كه به عيادت تو نيامده است».(1)
رسول خدا صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «هر كس بيماري را عيادت كند، يك منادي از آسمان او را به اسم ميخواند: اي فلاني! خوش باش! و قدم برداشتنت براي رسيدن به پاداش بهشت گوارايت باد».(2)
(پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «هر كس براي برآوردن نياز بيماري بكوشد، چه آن را برآورده سازد و چه نسازد، از گناهانش خارج ميشود، مانند روزي كه از مادر زاده شده است».(3)
پيامبر اكرم درباره پرستاري يك شبانه روز از بيمار ميفرمايد: «كسي يك شبانه روز از مريضي پرستاري كند، خداوند او را با ابراهيم خليل عليه السلام برميانگيزد و مانند برق درخشان از صراط خواهد گذشت».(4)
بيماريهاي معنوي و درمان آن با تمسك به قرآن
(قرآن كريم براي زنده نگهداشتن اميد و روحيه مثبت خداگرايي و تعالي وجود، راههايي را براي غلبه بر فشارهاي رواني ارائه نموده است.
اوّلين مسئله و نخستين شيوه مقابله با فشارهاي رواني از ديدگاه قرآن كريم، بازگشت به فطرت است كه اساس آرامش رواني ميباشد.
از ديدگاه قرآن، انحرافات رواني در انحراف از فطرت ريشه دارد.
يكي از راههاي مؤثر و مورد نظر قرآن كريم در كاهش فشارهاي رواني، نظام خانواده است؛ زيرا خانواده از اركان مهم آرامش در جامعه و اصيلترين منبع حمايت عاطفي در مواقع بروز فشار رواني است.
دوري از معنويات و عمل نكردن به دستورهاي الهي و قرآني و نداشتن ارتباط و تفكر در آيات و نشانههاي پروردگار عالم، علت اصلي براي گرفتار شدن انسان به بيماريهاي ناعلاج معنوي است.
قرآن مصحف شفابخش و داروخانه عظيم الهي است كه همه بيماريهاي معنوي را معرفي و سپس درمان ميكند.
خداوند قرآن را براي درمان تمامي بيماريها معرفي ميكند.
انسان با شناخت امراض رواني از قبيل غفلت، حسد، بخل، تكبر و... و تأسي از قرآن كريم بايستي در جهت از بين بردن بيماريهاي معنوي تلاش كند.
از جمله عواملي كه آدمي را به آرامش روحي ميرساند و از فشار رواني رها ميسازد، توجّه به نيايش و دعا و پرورش اين روحيه عظيم در وجودمان است.
توجّه و تمسّك حقيقي به قرآن كريم و راههاي مطرحشده آن در سايهسار ايمان به خدا، بهترين تدبير و والاترين و مطلوبترين شيوه مبارزه و غلبه بر فشارهاي رواني، استرسهاي دروني و اضطرابهاي ناشي از آنها و دسترسي به آرامش روحي و رواني است.
رهنمودهاي دين در حفظ سلامتي، بهداشت و تقويت قواي جسم و روح
آموزههاي اسلامي نيز بهداشت را تأييد ميكنند و براي تشويق و ترغيب مردم به مراقبتهاي بهداشتي به آثار مادي و معنوي و كاركردهاي دنيوي و اخروي آن اشاره كرده است.
قلمرو دين و آموزههاي آن تمام ابعاد زندگي فردي و اجتماعي بشر را در بر ميگيرد كه مهمترين آن توجه به بهداشت جسماني و رواني است.
در مكتب حيات بخش اسلام، هيچ انساني حق ندارد با انجام كارهاي زيانآور و ترك امور مفيد به سلامت جسم و روان خود آسيب وارد كند. قرآن كريم در اين زمينه ميفرمايد: «با دستان خود، خويشتن را به هلاكت نيندازيد...». (1)
خداوند در قرآن كريم تنها راه رستگاري و سعادت انسان را در تزكيه و پالايش روان آدمي ميداند و ميفرمايد: «هر كس نفس خود را از گناه پاك سازد، به يقين رستگار خواهد شد و هر كس آن را به كفر و گناه پليد گرداند، زيان كار خواهد گشت».(2)
در تعاليم اسلامي اهميت زيادي به سلامت جسم و روان داده شده است. امام علي عليه السلام ميفرمايد: «هر كس در آسايش و نعمت باشد، قدر بلا و گرفتاري را نميداند».(3)
پيشوايان معصوم عليهم السلام در سيره رفتاري و عملي خود مسلمانان را به رعايت و حفظ بهداشت جسم و روان سفارش نمودهاند.
تأكيد قرآن كريم بر فرآيند ارتباط و تعامل مسلمانان با يكديگر از يك سو موجب رشد عاطفه و ترغيب آنان به ايثار و رعايت منافع همديگر ميشود و از سوي ديگر موجب تضعيف حالتهاي انفعالي نفرت، كينه توزي و انگيزههاي ظلم ميشود.
از ديدگاه تفكّر ديني، نقش ارتباط با ديگران به گونهاي است كه ايجاد آن سبب ساماندهي و برقراري سلامت و عافيت در زندگي ميشود.
درباره اهميت ارتباط و نقش پيامدهاي آن در سلامت و آرامش روان از منظر آموزههاي ديني همين بس كه امام صادق عليه السلام ارتباط و تعامل با ديگران را تأمين كننده سلامت و عافيت تمام امور انساني معرفي كرده است.(1)
داشتن روابط عاطفي با ديگران در سلامت رواني افراد نقش به سزايي دارد و خداوند حكمت و رمز روابط محبتآميز با بندگان را در ابراز محبت و مهر ورزيدن بيان نموده است.
اسلام علّت برخي از آسيبهاي رواني را سوءظن، حسد، كينه توزي و نااميدي بيان نموده است و همه اين علتها با برقراري روابط متقابل و محبت آميز از بين رفته و روح و روان آدمي از ملال و اندوه و آسيبها نجات مييابد.
بر اساس آموزههاي ديني، توانايي در دوست داشتن مردم و انجام كار نيك و مفيد براي جامعه سبب تقويت ارتباط و از بين رفتن تنهايي ميشود و سلامت رواني فرد را تضمين ميكند.
در آموزههاي ديني و سيره پيشوايان معصوم عليهم السلام در مورد ارتباط با خانواده، خويشاوندان، همسايگان، گروه دوستان و ساير افراد تأكيد زيادي شده است و بستر مناسبي براي برقراري تعاملات عاطفي محسوب ميشود.
يكي از عواملي كه نقش مهمي در كاهش موانع و مشكلات زندگي ايفا ميكند، «حمايتهاي اجتماعي» است.
حمايتهاي اجتماعي مجموعه كمك هايي است كه از طرف ساير انسانها به فرد ارائه ميشود.
حاميان با حمايتهاي اجتماعي خويش ميتوانند موجبات رشد و كمال ديگر افراد را فراهم نمايند و هم در كمك به فرد براي مقابله با حوادث و رويدادهاي استرس آور نقشآفريني كنند.
1) مجلسي، بحارالانوار، ج 74، ص 277.
از منظر آموزههاي ديني يكي از مؤلّفههاي برخورداري از حمايت خويشاوندان رعايت صله رحم است.
در انديشه ديني ما مسلمانان، حفظ توسعه و تعميق روابط فاميلي از چنان اهميتي برخوردار است كه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله آن را جزو دين دانسته و هدف از رسالت خويش را پس از بندگي خداوند و شكستن بتها صله رحم معرفي كرده است.(1)
امام سجاد عليه السلام نيز ميفرمايد: «با خويشاوندان خود ارتباط داشته باشيد حتي در حد يك سلام كردن».(2)
ارتباط با فاميل و خويشاوندان در كاهش استرس و فشار روحي بسيار مفيد است، زيرا كسي كه از حاجت خانوادگي و اجتماعي برخوردار نباشد، خود را از نظر رواني بدون پشتوانه ميبيند.
اگر در مواجهه با حوادث و مشكلات از تكيه گاه فاميلي برخوردار باشيم، خود را قدرتمند ميبينيم و فشار اجتماعي نمي تواند به ما آسيب برساند.
كار و تلاش ضامن سلامت فرد و جامعه است، بنابراين پرداختن به فعاليتهاي اقتصادي از برجستهترين ويژگيهاي پيشوايان معصوم عليهم السلام بوده است.
بيكاري نه تنها ضربه اقتصادي به فرد و جامعه ميزند، بلكه ضرر و خطر بزرگتر آن متوجه آسيبهاي روحي و رواني فرد ميشود.
امام محمد باقر عليه السلام در نكوهش بيكاري و تنبلي ميفرمايد: «بپرهيز از كاهلي و افسردگي، زيرا اين دو كليد تمام بديهاست، آدم تنبل حقّش را نمي تواند به دست آورد و آدم افسرده حال نمي تواند در كار حق بردباري ورزد».(3)
يكي از آموزههاي مهم و اساسي در بهداشت و سلامت روحي و رواني، تفريحات سالم است.
يكي از علل فرسودگي زودرس جسماني و رواني افراد استفاده نكردن از تفريحات سالم است.
يكي ديگر از مصاديق تفريحات سالم ورزش است. ورزش روح و جسم را پرورش ميدهد و زمينهاي براي رشد و شكوفايي انسان است.
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: «به فرزندانتان شنا و تيراندازي بياموزيد.»(1)و نيز فرمود: «پيادهروي بهترين دارو براي صفرا و سوداست».(2)
استفاده متعادل و معقول از لذّتها و تفريحات مايه نشاط جسمي و رواني فرد ميشود و بدين وسيله شخص براي انجام وظايف فردي و اجتماعي و برخورد مناسب با فشارها توانا ميگردد.
يكي از راهكارهاي مقابله با آسيبهاي روحي و رواني در سختيها و مصايب، بهرهمندي از روحيه صبر و بردباري است.
صبر انسان را نيرومند، قابل اعتماد و متّكي بر خويشتن ميسازد حضرت علي عليه السلام صبر و استقامت را از جمله عوامل سلامت نفس ميداند و ميفرمايد: «صبر براي ايمان همانند سر است براي انسان. بدني كه سر ندارد، فايدهاي ندارد، همان گونه كه در ايمان بدون صبر چيزي نيست».(3)
صبر يكي از آموزههاي مهم سيره پيشوايان معصوم عليهم السلام و اولياي الهي بوده است.
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله با تحمّل بيشترين سختيها و مصيبتها در برابر بي مهريها، كينه توزيها، دشمنيها و جهالت افراد از اين آموزه مهم الهي در سيره عملي خويش استفاده ميكرد.
رسول خدا صلي الله عليه و آله در اداره امور وهدايت مردم بيشترين بردباري و شكيبايي را داشت، آن حضرت خود ميفرمود: «من برانگيخته شدم تا كانون بردباري، معدن دانش و مسكن شكيبايي باشم».(1)
مهمترين اثر صبر و بردباري تأمين سلامت جسم و روح انسان است، زيرا صبر، انسان را از اقدام عجولانه و نامعقول باز ميدارد و او را به تعقّل و تأمّل ميكشاند.
توكّل بر خدا تأثير به سزايي بر سلامت روان انسان دارد. توكّل به انسان جرأت اقدام به عمل به كار ميدهد. قرآن كريم در اين زمينه ميفرمايد:پس هنگامي كه تصميم بگيري كه كاري را انجام دهي، بر خدا توكّل كن، زيرا خداوند اعتماد كنندگان را دوست دارد.(2)
حقيقت توكّل همان اعتماد قلبي به خداوند در تمام كارهاست.
شايسته است كه در همه امور بر خدا توكّل كنيم و او را وكيل خود قرار دهيم تا خواستههايمان بدون هيچ اضطراب و تشويش خاطر تأمين گردد.
يكي از فرايندهاي مهم و كارآمد در تربيت صحيح انسان اميدواري است.
اميد در سلامت رواني انسان نقش مهمي بر عهده دارد و به زندگي معنا و مفهوم ميبخشد.
اميد به هنگام هجوم مشكلات، ناملايمات و اندوهها از فروپاشي رواني انسان جلوگيري ميكند و مانع چيرهشدن يأس و دلسردي بر انسان ميگردد.
اميد باور سبزي است كه همچون چراغ در تاريكي شبهاي زندگي، فردايي بهتر را نويد ميدهد.
ميگويند حركت لذّت زندگي است و سكون و ايستايي مايه خمودي و رنجوري است. نيروي اين حركت اميد است كه چرخ زندگي را ميچرخاند.
«مادر» نماد عاطفه و مهرباني است، امّا آن چه يك مادر را به مهرباني وا ميدارد و باران عطوفت وي را سرازير ميكند، اميد است.
اگر روزي اميد را از مادربگيرند، حتّي حاضر نخواهد شد كه نوزاد خود را شير دهد.(1)
اگر اميد در دل انسان وجود داشته باشد، منشأ اثر خواهد شد. نشانه بارز اميد به خداوند انجام عمل شايسته است. قرآن كريم ميفرمايد: «هر كس به ديدار پروردگارش اميد دارد، بايد كار نيك انجام دهد».(2)
انسان اميدوار هرگز خود را در بن بست نمييابد و همواره در عمق تاريكيهاي زندگي به سوي روشنايي حركت ميكند.
بهترين و كاملترين مصداق ارتباط معنوي با خداوند، دعا و نيايش است. امام صادق عليه السلام ميفرمايد: «دعا كن؛ زيرا شفاي همه دردهاست».(3)
نيايش احساس مذهبي افراد را تقويت نموده و رابطه بين انسان با خداي را مستحكم ميسازد.
انسان وقتي از دارنده تمام كمالات چيزي را طلب ميكند احساس لذّت و سرور ميكند و به عكس وقتي از غير خدا چيزي را درخواست ميكند، احساس ذلّت و خواري ميكند. اين احساس عزّت و لذّت بر سلامت روان تأثير ميگذارد.
راز و نياز از جمله راههاي معنوي عاطفي ياري جستن از قدرت بينهايت خداوند است.
در انسان اين گرايش وجود دارد كه در سختي و فشار به قدرت و تكيه گاهي روي آورد و چه قدرت و تكيه گاهي اصيل تر و قابل اعتمادتر از قدرت لايزال الهي كه پناهگاه انسان واقع شود؟
در تعاليم اسلامي آمده است كه عدّهاي وقتي در سختيها از همه اسباب مادي قطع اميد ميكنند، متوجه وجودي ماوراي طبيعت ميشوند، ولي وقتي سختيها فروكش نمود، به همان حالت غفلت از خدا بر ميگردند.
روان پزشكان دريافتهاند كه دعا، نماز و داشتن يك ايمان محكم به دين نگراني، تشويش و ترس را كه موجب بيشتر ناراحتيهاي ماست، برطرف ميكند.(1)
انسان براي ايجاد آرامش در زندگي بايد دعا كند و به خداوند متعال پناه برد، زيرا اگر دعا مستجاب شود يا نشود در روح و روان بشر ايجاد آرامش ميكند.
نيايش و خواندن خدا دو اثر مهم در آرامش روان انسان دارد: يكي اين كه كوههاي غم و نگراني را ذوب ميكند، ديگر اين كه انسان اگر با تمام شرايط دعا كند و در نهايت خداوند كريم هم مصلحت بداند، دعاي او را در رفع غم و اندوه مستجاب خواهد كرد.
راز و نياز علاوه بر اين كه غم و اندوه را زايل ميكند، باعث اطمينان قلب و قدرت روحي ميشود و از نظر روان شناختي آثار متعددي در روان آدمي دارد.
1) ناصر مكارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، ج 1، ص 642.
آرامش در زندگي نخستين چشمه خوشبختي است. يكي از راههاي مهم رسيدن به آرامش، اعتماد به خداست.
انسان بيايمان در دنيا با انديشه و افكار موهوم و با نگرانيهاي فراوان دست به گريبان است.
ياد خدا، سبب توكل بر اوست.
ياد خدا، مايه محبت است.
ياد خدا، مايه آرامش و خوشبختي در زندگي است.
افراد با ايمان، چنان آرامش را در درون جان خود احساس ميكنند كه هيچ يك از طوفانهاي زندگي آنها را تكان نميدهد.
يادمان باشد: قرآن نسخة شفا بخش براي همه دردها است، و عاملي جهت تسكين قلبها و محكم كردن دلها.
به تدريج خواندن قرآن ومداومت برآن موجب استحكام قلب و دل ميشود. و وقتي كه قلب انسان ثابت و محكم شد، هيچ غم و ناراحتي نميتواند آرامش آن را بر هم بزند.
گمان نيك داشتن به خدا زندگي انسان را سرشار از آرامش ميكند. همان گونه كه امام علي عليه السلام ميفرمايد: «حسن ظن باعث آرامش قلب و سلامت دين است».(1)
اگر در هنگام هجوم اضطرابها بدانيم خداوند ما را ياد ميكند و ما در محضر خدا هستيم دلهايمان آرامش مييابد.
آرامش تنها با ايمان به خداوند و عمل به دستورات او حاصل ميشود.
1) غرر الحكم و دررالكلم، ح 4816.
خداوند در قرآن كريم به اين واقعيت اشاره نموده و فرموده است: «آنها كه ايمان آوردند و ايمان خود را با ستم نيالودند،آرامش و امنيت براي آنها است».(1)
شايد بهترين تشويق براي مؤمنان براي فعاليتهاي بهداشتي، تأثير آن در جلب محبت الهي و محبوب خداوند قرارگرفتن باشد، ولي اين تنها اثر بهداشت نيست. جايگاه مقوله بهداشت در آموزههاي اسلام بسيار وسيع است. در اين بخش به نمونههاي ارزشمندي اشاره ميشود:
قرآن كريم انسانهاي طيب و پاكيزه را در رديف توبهكنندگان معرفي ميكند. آنجا كه فرموده است: «خداوند انسانهاي پاكيزه و با طهارت را دوست دارد».(2)
پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله اهميت موضوع بهداشت را با عبارتهاي متفاوت بيان فرموده است. در جايي فرموده است: «خود را زياد شستوشو كن تا خداوند عمرت را زياد كند».(3)
پيامبر خدا فرموده است: «هر چه ميتوانيد پاكيزه باشيد؛ زيرا خداوند، اسلام را بر پاكيزگي نهاده است و هرگز جز پاكان به بهشت راه نخواهند يافت».(4)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرموده است: «خداوند متعال كثيفي و ژوليدگي را دشمن دارد و از آن متنفر است».(5)
طهارت و پاكيزگي لباس آدمي آنقدر مهم است كه قرآن كريم در اين خصوص به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله دستور ميدهد: «لباست را پاكيزه كن».(6)
در روايت آمده است كه پيامبر صلي الله عليه و آله از ژوليدگي و پريشاني تنفّر داشت و حضرت از لباسهايش مراقبت ميكرد و آن را وصله مينمود و كفش خود را پينه ميزد و بيشتر كاري كه در خانه انجام ميداد خياطي بود.(1)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «لباس خود را تميز كنيد و موهاي خود را كوتاه كنيد و آراسته و پاكيزه باشيد؛ زيرا يهوديان چنين نكردند و زنانشان زنا كار شدند».(2)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «لباس نو بپوش و با نام نيك زندگي كن».(3)
مرحوم علامه طباطبايي ميگويد: «بيشتر لباسهاي پيامبر سفيد بود و خود حضرت ميفرمود: «به زندههايتان لباس سفيد بپوشانيد و با آن مردگانتان را دفن كنيد».(4)
لباس سفيد شايسته اندام يك مسلمان است هم به لحاظ روشني آن و هم اينكه لباس سفيد، زودتر و بهتر آلودگيها را نشان ميدهد و انسان نسبت به طهارت آن سريعتر اقدام مينمايد.
اساس پرهيز از هر نوع آلودگي، طهارت باطن است و شايد دليل اصلي پاكيزگي ظاهري نيز همين باشد.
قرآن كريم درباره اهل بيت عليهم السلام ميفرمايد: «جز اين نيست كه خدا ميخواهد آلودگي را از شما اهل بيت دور كند و پاك و پاكيزهتان گرداند».(5)
در سخن پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله طهارت نخستين چيزي است كه مورد حسابرسي قرار ميگيرد.(6)
پيامبر فرمود: «هيچ نمازي بدون طهارت قبول نخواهد شد».(1)
پيامبر فرمود: «طهارت بخشي از ايمان است».(2)
امام علي عليه السلام ميفرمايد: «خداوند ايمان را براي پاك شدن از شرك واجب فرموده است.» و باز فرموده است: « تقواي الهي داروي بيماري دلهاي شماست و پاككننده آلودگي جانهايتان است».
امام علي عليه السلام ميفرمايد: «حال كه از پاكيزه بودن چارهاي نداريد پس خود را از پليدي عيوب و گناهان پاك كنيد».(3)
در كلام بزرگان چنين آمده است: «مبغوضترين چيزها شكم پر است».(4)
پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله نيز مؤمن را از پرخوري برحذر ميكند. آنجا كه ميفرمايد: «... مؤمن به اندازه شكمش ميآشامد و اسراف نمي كند، ولي كافر حريص است و هرچه ميآشامد سير نميشود».(5)
علي عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام ميفرمايد: «فرزندم آيا چهار نكته به تو بياموزم كه با رعايت آنها از پزشك بينياز شوي؟» عرض كرد: «بله،اي اميرمؤمنان! حضرت فرمود: «تا گرسنه نشدي غذا نخور و هنوز اشتها داري از غذا دست بكش و غذا را خوب بجو و قبل از خوابيدن قضاي حاجت كن. اگر اين نكات را رعايت كني از مراجعه به طبيب بينياز ميشوي».(6)
در سخنان پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله آمده است: «از پرخوري بپرهيزيد كه دل را سخت ميكند و اعضاي بدن را در طاعت خدا تنبل ميسازد و همتها را از شنيدن پند و اندرز ناشنوا ميكند».(7)
علي عليه السلام درباره زيانهاي پرخوري، فرموده است: «هر كس خوراكش زياد باشد، سلامتياش كم ميشود و بار زندگي بر دوش او سنگين ميشود».(1)
امام علي عليه السلام در حديثي فرموده است: «سيري، پارسايي را نابود ميكند، سيري چه ياور خوبي براي گناهان است، تيزهوشي و پرخوري با هم جمع نمي شوند، هرگاه شكم از غذا انباشته شود، دل از ديدن خير و صلاح كور شود».(2)
در حديثي از امام علي عليه السلام نقل شده است: «تحمل گرسنگي چه ياور خوبي است در به بند كشيدن نفس و در هم شكستن عادتهاي آن».(3)
حضرت رضا عليه السلام فرموده است: «هر كه ميخواهد تندرست و داراي بدني لاغر و چابك باشد، از شام شبش كم كند».(4)
امام باقر عليه السلام فرموده است: «موسي عليه السلام به خداوند عرض كرد: كدام بندهات نزد تو منفورتر است؟ فرمود: مردار شب و بيكاره روز».(5)
امام صادق عليه السلام است فرموده است: «پرخوابي سبب از دست رفتن دين و دنياست».(6)
امام هفتم عليه السلام در چند بيان جداگانه فرمود: «چشمانت را به پرخوابي عادت نده، زيرا كه چشمها، ناسپاسترين عضو بدن هستند و يا خداوند از بنده پرخواب بيكار نفرت دارد».(7)
از حضرت مسيح عليه السلام نقل شده است: «اگر شهوتها دلها را از هم ندرند و طمع، آلوده شان نسازد و نعمت برخورداري آنها را سخت نگرداند، به زودي ظرفهاي حكمت خواهند شد».
امام باقر عليه السلام فرموده است: «هيچ دانشي چون سلامتجويي نيست و هيچ سلامتي چون سلامت دل نيست».(1)
گناه سبب پريشاني دلها ميشود و آرامش دلها و آسايش آنها را از هم ميپاشد. به همين دليل حضرت علي عليه السلام ميفرمايد: «هيچ دردي براي دلها، دردناكتر از گناهان نيست».(2)
امام علي عليه السلام بهداشت باطن و پرهيز از دردهاي روحي را مقدمه بهداشت جسم شمرده است. آنجا كه فرموده است: «همانا تقوا، داروي درد قلوب شماست و بيناكننده دلهايتان و شفابخش بيماري جسمهايتان و اصلاحكننده تباهي سينههايتان و پاككننده آلودگي جانهايتان و زداينده نابينايي ديدگانتان».(3)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در حديثي ياد مرگ و تلاوت قرآن را موجب نشاط درون ميداند.(4)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «اگر ميخواهي دلت نرم شود، نيازمند را اطعام كن و بر سر يتيم دست نوازش بكش».(5)
قرآن كريم ميفرمايد: «اي كساني كه ايمان آورديد، هرگاه براي نماز برخاستيد صورتها و دستهايتان را تا آرنج بشوييد و سرهايتان و پاهايتان را تا برآمدگي روي پا مسح كنيد.... خدا نمي خواهد شما در رنج بيفتيد، بلكه ميخواهد كه شما را پاكيزه سازد و نعمتش را بر شما تمام كند، باشد كه سپاس، گزاريد».(6)
اهميت وضو به اندازهاي است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «هرگاه بنده وضو گيرد گناهانش همچون برگهاي درخت فرو ميريزد».(1)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «در روز قيامت خداوند امت مرا با چهرههاي زيبا و دست و پاي سپيد كه بر اثر وضو حاصل شده، محشور ميكند».(2)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در اهميت وضو و اثر آن ميفرمايد: «كسي كه با طهارت بخوابد همانند روزهدار شبزندهدار است».(3)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرموده است: «زياد وضو بگير تا خداوند عمر تو را زياد كند. اگر توانستي شب و روز با طهارت باشي اين كار را بكن؛ زيرا اگر در حال طهارت بميري، شهيد خواهي بود».(4)
حضرت رضا عليه السلام درباره حكمت وضو فرموده است: «براي اينكه بنده در حال مناجات با (خداوند) جبّار پاك باشد، فرمان او را اطاعت كرده و از آلودگيها و نجاست پاكيزه شود».(5)
امام مجتبي عليه السلام در برخي از آداب سفره فرموده است: «بايد لقمهها را كوچك برداشت و غذا را خوب جويد و هنگام خوردن به صورت مردم نگاه نكرد».(6)
حضرت صادق عليه السلام فرموده است: «هر كس قبل و بعد از غذا دستهايش را بشويد، در اول و آخر آن غذا، به او بركت داده شود و تا زنده است در رفاه به سر ميبرد و از بيماري جسمي در امان ميماند».(7)
حضرت علي عليه السلام فرموده است: «غذاي داغ را سرد كنيد؛ زيرا وقتي غذاي داغ در برابر پيامبر صلي الله عليه و آله نهاده شد فرمود: «بگذاريد تا سرد شود. خداوند به ما آتش نمي خوراند و بركت در غذاي سرد است».(1)
انسان مؤمن و باايمان همواره با آرامش، اطمينان دروني و اميد، زندگي ميكند و به خاطر رعايت اصول اخلاقي و انساني و باور به مسائل ديني و رعايت آموزههاي ديني، از مرضهاي روحي و رواني در امان است.
تأمين نيازهاي رواني و عاطفي در گرو معنويت و دين است.
با تمسك به قرآن و سيره علمي و عملي ائمه معصوم عليهم السلام ميتوان به آرامش، سلامت و سعادت دست يافت.
توكل به پروردگار هستي از آموزههايي است كه ميتواند بر سلامت روان اثر شگرفي داشته باشد.
اعتماد و اتصال به خدا موجب نشاط، شادابي و كمال مطلوب است.
فرايض ديني علاوه بر اينكه احساسات معنوي انسان را تحريك ميكند، موجب كاهش ناملايمات و ناراحتيهاي روزمره ميشود.
بدون ترديد يكي از مؤثرترين راهها در كاهش تنشها و دردهاي روزمره و تأمين سلامت و بهداشت رواني انجام فرايض ديني است.
تنها شاهراه دين، معنويت و ارتباط با خداست.
ارتباط با خدا انسانها را به آرامش واقعي و پايدار ميرساند. آرامشي كه نه تنها در آن اثري از نگراني و نااميدي نيست؛ بلكه بسياري از مشكلات بزرگ جسمي و روحي آدمي را نيز برطرف ميكند.
آموزههاي ديني موهبتي هستند كه با تأمين بهداشت رواني، امنيت، آرامش و خوشبختي را براي انسانها به ارمغان ميآورد.
1) منتخب ميزان الحكمه، ج1، ص 41.
توانايي مذهب، در كاستن غمهاي وجودي و پيوند دادن انسان با نيروهاي قدرتمند معنوي، بزرگترين موهبت مذهب به انسانهاست.
مهمترين اصل در زندگي، سلامتي است و سلامتي به شيوه زندگي ما بستگي دارد، چنانچه اين شيوه زندگي صحيح باشد، سلامتي حفظ و ارتقا مي يابد.
تغذيه خوب يعني؛ «به گونه اي بخوريم و بياشاميم كه بتوانيم رشد كنيم و از سلامتي بهرهمند شويم».
افرادي كه از تغذيه خوب بهره مند هستند، زندگي سالمتر و بانشاط تري دارند و به جاي بيماري، به زيبايي هاي زندگي مي پردازند و مسير براي دسترسي به سعادت و يا هر آنچه كه دوست دارند بيشتر فراهم است.
براي رسيدن به روش تغذيهاي مناسب و سلامت مدار، داشتن دانش تغذيهاي بسيار ضروري است و با مطالعه كتاب و بهره گيري از دانش متخصصان تغذيه، اين مهم فراهم ميشود.
اين نوعي احترام به خودمان است كه اندكي وقت و بودجه خود را صرف تغذيه خوب و مناسب كنيم.
داشتن دانش تغذيهاي به تنهايي به تغيير رفتار منجر نخواهد شد. در كنار اين دانش، نگرش مثبت به سلامتي نيز بايد باشد تا رفتار تغذيهاي ما را شكل دهد.
رهنمودهاي اسلام درباره خوردن، تنها سلامت جسم را تضمين نميكند، بلكه تضمينكننده سلامت روح انسانها نيز هست.
از نظر اسلام رعايت دستورهاي بهداشتي هنگام خوردن و آشاميدن يكي از مهمترين عوامل سلامت، شادابي و طول عمر است.
زيادهروي در كيفيت و كميت غذا، نكوهش غذاها، دميدن در غذا و خوردن با دست چپ از جمله مواردي هستند كه اسلام نميپسندد.
اسلام غذا خوردن به شيوه متكبران «مثلاً در حال تكيه زده، خوابيده به شكم، دراز كشيده، ايستاده در حال راه رفتن» را نكوهش كرده است.
بدون ترديد رهنمودهاي آسماني دين اسلام، اثر مثبت بر بهداشت جسم و روح انسانها دارد؛ چراكه فردي كه عبادت ميكند هنگام روبهرو شدن با مسائل زندگي، از بهترين ياريگر يعني؛ خداوند بزرگ كه منبع بينهايت رحمت است و كسي برتر از او نيست، كمك ميطلبد.
از نشانههاي جامعيت اسلام و نگرش چند بعدي دين به انسان، اهتمام به تندرستي و حفظ صحت جسم و روان است.
دقت در احكام شرعي و قوانين حلال و حرام الهي در موارد مرتبط با خوردنيها و نوشيدنيها، نشان ميدهد كه آن قوانين، مبتني بر فلسفه عميق در دين بوده و براي حفظ صحت و تندرستي انسان وضع شده است.
در اسلام، حفظ صحت و سلامت واجب شمرده شده است. حتي اگر عباداتي، مانند نماز و روزه واجب براي انسان ضرر داشته باشد، نه تنها جايز است ترك شود، واجب است كه ترك شود. در چنين مواردي، كار واجب به كار حرام مبدّل ميگردد.
توجه به رعايت نظافت، حجامت، مسواك، خلال دندان، شروع و ختم غذا به نمك و حمام آفتاب تعدادي از توصيههاي اسلام در حفظ و بهبود قواي جسمي است.
اسلام نظافت را جزو وظيفه عقلي و ديني هر فرد ميداند.
بهداشت دهان در آيينه كلام معصومان عليهم السلام
زير فصل ها
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
امام باقر عليه السلام
امام صادق عليه السلام
امام رضا عليه السلام
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
«اگر ترس از سختگيري بر امّتم نبود، به آنها دستور ميدادم كه با هر نمازي مسواك زنند».
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله در سفارش به علي عليه السلام ، ميفرمايد: «بر تو باد به مسواك زدن با هر وضويي».
(»اي علي! بر تو باد به مسواك زدن؛ اگر توانستي كه از اين كار كم نكني چنين كن؛ زيرا هر نمازي كه با مسواك زدن بخواني از چهل روز نمازي كه بيمسواك زدن بگزاري، برتر است».
«وضو، بخشي از ايمان است و مسواك زدن بخشي از وضو».
«دهانهاي خود را با مسواك زدن خوشبو كنيد؛ زيرا دهانهاي شما گذرگاههاي قرآن است».
«جبرئيل همواره مرا به مسواك زدن توصيه ميكرد، چندانكه گمان كردم به زودي اين كار را واجب خواهد كرد».
«مسواك زدن، قدرت بيان را زياد ميكند».
«دندانهايتان را از عرض (عمودي) مسواك بزنيد نه از طول (افقي)».
امام باقر عليه السلام
«مسواك زدن در سحرگاه، پيش از وضو گرفتن، جزو سنّت است».
امام صادق عليه السلام
امام صادق عليه السلام در پاسخ به اين سؤال: «آيا اين خلايق همه در شمار آدميانند؟» فرمود: «افرادي كه مسواك نميزنند از شمار آنها بينداز».
«مسواك زدن»، دوازده ويژگي دارد: از سنّت است، دهان را تميز ميسازد، نور چشم را زياد ميكند، خداي رحمان را خشنود ميگرداند، دندانها را سفيد ميكند، پوسيدگي آنها را از بين ميبرد، لثه را محكم ميسازد، اشتها را باز ميكند، بلغم را از بين ميبرد، حافظه را زياد ميكند و حسنات دو چندان و فرشتگان شاد ميگردند».
امام رضا عليه السلام
«مسواك زدن، نور چشم را زياد ميكند و مو را پرپشت ميكند و آبريزش چشم را برطرف ميسازد».
آداب تغذيه در آموزههاي ديني
خداوند كريم در قرآن مجيد براي بهتر و سالم ماندن جسم انسانها دستوراتي داده است و به وسيله پيامبر گرامياش محمد مصطفي صلي الله عليه و آله به بشريت ارزاني داشته است.
قرآن كريم در سوره عبس آيه 24 چنين ميفرمايد: «فَلْيَنْظُرْ الْإِنسَانُ إِلَي طَعَامِهِ» آدمي بايد به غذايش، خوراكش و به آنچه ميخورد توجه داشته باشد كه از هر نظر پاك و تميز، حلال، مباح و قابل خوردن باشد و از نظر بهداشت و سلامت دقت كافي داشته باشد كه آنچه ميخورد سالم باشد و چه از نظر ظاهر و چه از نظر باطن آلوده نباشد. حق كسي را نخورد و توجه كند كه چه ميخورد و به اندازه كافي بخورد و آيا آنچه ميخورد، خوردني است؟»
آيه 172 سوره بقره چنين ميفرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ» اين آيه دستور ميدهد كه از غذاهاي پاك و پاكيزه و حلالها و قابل خوردنيها استفاده كنيد و شكر نعمتهاي خدا را به جاي آوريد.
آيات قرآني انسان را از تصرف خائنانه در غذاها، خراب كردن مواد غذايي مردم و آلوده كردن آنها، مواد خوب و بد را مخلوط كردن براي سودجويي شخصي، گران فروشي و ظلم و ستم بر مردم بازداشته و نهي كرده است.
قرآن در آيه 81 سوره طه چنين ميفرمايد: «از خوراكيهاي پاكيزهاي كه روزي شما كرديم، بخوريد، ولي در آن زيادهروي نكنيد كه خشم من بر شما فرود ميآيد و هر كس خشم من بر او فرود آيد قطعا در ورطه هلاكت افتاده است».
رعايت دستورهاي بهداشتي در تغذيه يكي از مهمترين عوامل سلامت، شادابي و طول عمر است.
اگر مردم بدانند كه چه بايد بخورند و چگونه بخورند و اصول تغذيه را در زندگي خود به كار بندند، نه تنها ريشه بسياري از بيماريها از بين ميرود.
با رعايت اصول تغذيه تأثيرات مثبت در جنبههاي مختلف فردي و اجتماعي نمايان شده و جامعه بشري طعم لذت و طراوت را بيش از پيش خواهد چشيد.
رهنمودهاي اسلام در زمينه تغذيه فوقالعاده مهم و ارزشمند است و پيروي از آنها، نه تنها سلامت جسم را تضمين ميكند، سلامتي و شادابي روح و جان را نيز به ارمغان ميآورد.
در فرهنگ ديني، با توجه به هدف خلقت جهان هستي و جايگاه ويژه انسان در نظام آفرينش، تغذيه به عنوان ابزار و وسيلهاي معرفي شده تا انسان را در جهت رشد و كمال سوق دهد، نه آنكه خودش هدف زندگي باشد.
در مورد آداب خوردن و آشاميدن در اسلام توصيههاي فراواني شده است.
استفاده از مواد غذايي مناسب نخستين و مهمترين رهنمود اسلام است كه برخي ويژگيهاي آن از آيات و روايات به اين صورت برداشت ميشود: «غذاي انسان بايد حلال بوده و از راه مشروع تهيه شده باشد».
غذايي كه از راه نامشروع و تجاوز به حقوق ديگران تهيه شود، هر چند ممكن است براي سلامت جسم ضرر نداشته باشد، امّا قطعاً براي سلامت روان زيانبار خواهد بود.
غذا بايد پاك و پاكيزه باشد. در آيات قرآن نيز به دو قيد حلال و طيب بودن غذاها تأكيد شده است.(1)در داستان اصحاب كهف، آن هنگام كه يكي از افراد مأمور ميشود براي تهيه غذا به شهر برود، با وجود موقعيت ترس و اضطراب و در شرايطي كه بايد به سرعت به غار باز ميگشت، به توجه به نوع و كيفيت غذا و انتخاب پاكترين غذا سفارش شده است: «پس بايد بنگرد كه كدام غذا پاكيزهتر است تا رزقي از آن برايتان بياورد...».(2)
يكي از ويژگيهايي كه بايد به توصيه آموزههاي ديني در انتخاب غذا به آن توجه كرد ارزش غذايي و فايده غذا است.
در قرآن كريم هر كجا كه از گوشت ماهي سخن به ميان آمده، قيد تازه بودن نيز به دنبالش آورده شده: «لَحْمًا طَرِيًّا».(3)
«از منظر روايات اسلامي، برترين غذاها، غذايي است كه از دسترنج فرد تهيه شده باشد».
اگرچه روزي همه موجودات مقدر شده و به دست رازق بيهمتا به آنها داده ميشود، اما رخوت و تنبلي انسان و صرفاً خوردن و خوابيدن او در
فرهنگ قرآني مذموم دانسته شده و در مقابل سفارش به كار و تلاش جهت كسب رزق و روزي حلال و بهره از نتايج زحمات انسان شده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنْ الْأَرْضِ»(1)
قرآن از اهل بهشت كه در دارالسلام، جاويد هستند اوصافي ذكر كرده و وعدههاي غذايي بهشتيان به دو وعده صبح و شام اختصاص يافته است. «در بهشت روزي آنها هر صبح و شام مهيا ميباشد».(2)
در روايات اسلامي براي تداوم سلامت و شادابي انسان، خوردن دو وعده غذايي در صبح و شام سفارش شده است.
«شهاب بن عبد ربه» نقل ميكند كه نزد امام صادق عليه السلام ، از دردها و بدگواريهايي كه داشتم، اظهار ناراحتي كردم. ايشان به من فرمود: «صبحانه بخور و شام بخور، اما در فاصله ميان آنها چيزي مخور؛ چراكه موجب تباهي تن است. مگر نشنيدهاي كه خداوند ميفرمايد: «وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا».(3)
در روايات با وجود تعيين دو نوبت غذا در هر شبانه روز، بر خوردن ناشتايي و شام تأكيد شده و ترك آنها شديداً نهي شده است.
پيامبر خدا فرموده است: «خوردن شام را وا مگذاريد، هر چند به مشتي خرما باشد؛ زيرا وا گذاشتن آن، انسان را پير ميكند».(4)
پيشوايان اسلام براي پيشگيري از زيانهاي
و بهرهگيري از منافع كمخوري، توصيه كردهاند كه انسان پيش از زماني كه اشتها دارد چيزي نخورد و قبل از آنكه اشتهايش كاملاً از بين رود، از خوردن دست بكشد.(5)
در روايات افزون بر اينكه بر كمخوري تأكيد شده است، منافع زيادي براي آن ذكر شده كه در بخش منافع ظاهري و باطني قابل بررسي است. از جمله فوايد و آثار ظاهري كه كمخوردن بر جسم ميگذارد، سلامت تن ميباشد.
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرموده است: «مادر همه داروها كمخوري است».(1)
از امير مؤمنان عليه السلام روايت شده است: «هر كس در خوردن به كم بسنده كند، سلامتش بيشتر ميشود و انديشهاش سامان مييابد».(2)
يكي از فوايد كمخوري، شادابي چهره است.
در روايتي از حضرت عيسي عليه السلام نقل شده است كه خطاب به زني فرمود: «هنگامي كه غذا ميخوري، از سير شدن پرهيز كن؛ زيرا اگر غذا بر سينه سنگيني كند و از اندازه فزون شود، طراوت چهره از ميان ميرود».(3)
طول عمر يكي ديگر از فوايد كم خوردن است. چنانكه از لقمان نقل شده است: «اگر خوراك انسان اندك باشد عمرش طولاني ميشود». (4)
در احاديث پيامبر صلي الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام روايات بسياري در مورد فوايد معنوي كمخوري از جمله صفاي انديشه، نورانيت دل، رهايي از دام شيطان، بهرهگيري از علم و حكمت و درك ملكوت هستي و استفاده بهتر از عبادات و در نهايت نزديكي به خداوند متعال مطرح شده است.(5)
«هيچ رزق و روزي و نعمتي وجود ندارد مگر آنكه از جانب خداست.»(6)در حقيقت همه انسانها بر سر سفره نعمت خداوند متعال نشستهاند و از رحمت بيكران او برخوردارند.
در استفاده از نعمتها، شايسته است از مالك حقيقي آنها ياد شود و با نام او از نعمتهايش استفاده كرد.
در روايات، بر ذكر نام خداوند به ويژه هنگام تغذيه و بهره بردن از رزق و روزي خدا تأكيد و نام خدا، عامل سلامتي و بركت غذا معرفي شده است.
پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «هنگام غذا، از آن كسي نام ببر كه با وجود نامش هيچ دردي زيان نميرساند و نام او شفاي همه بيماريها است».(1)
مرحوم علامه طباطبايي در تفسير الميزان فرموده است: «حقيقت شكر اظهار نعمت است. چنانكه حقيقت كفر، اخفاي نعمت است».(2)
طبق آيات قرآن همه چيز جزو نعمتهاي الهي ميباشد و هدف از اعطاي نعمت نيز بندگي در راه اوست.
حقيقت شكر يعني؛ به كمال رساندن بندگي و انجام دستورهاي الهي و متذكر شدن مقام ربوبي خدا.(3)
قرآن كريم پس از آنكه به خوردن و بهرهمند شدن از رزق و روزيهاي پاك و طيّب الهي، دستور ميدهد، مسئله شكر را مطرح كرده و ميفرمايد: «اي مؤمنان! از نعمتهاي پاكيزهاي كه روزيتان كرديم بخوريد و شكر خدا را به جا آوريد اگر فقط او را پرستش ميكنيد».(4)
شكر در برابر رزق و روزيهايي كه خدا به انسان عطا فرموده و نعمت غذا و تغذيه كه تداوم حيات انسان و موجودات به آن وابسته ميباشد، از مهمترين جايگاههاي شكر است كه در كنار شكر قلبي و شكر لساني، انفاق و اطعام ميتواند مصاديق شكر عملي آن به حساب آيد.
اميرمؤمنان علي عليه السلام ميفرمايد: «كاميابترين مردم در كار نعمتها، كسي است كه نعمتهاي موجودش را با شكرگزاري، پايدار سازد و نعمتهاي از دست رفته را با شكيبايي باز گرداند».(1)
در روايات زيادي يكي از شرايط استجابت دعا پرهيز از غذاي حرام معرفي شده است. در حديثي از پيامبر نقل شده است: «ايشان در پاسخ به شخصي كه عرض كرد: دعايي دوست دارم تا دعايم مستجاب شود ايشان فرمود: غذاي خود را پاك كن و از غذاي حرام بپرهيز».(2)
تأثير عبادت در سلامت روان و پيشگيري از اختلالات رواني
بپذيريم: بزرگترين موهبتي كه ميتواند در جهت ايجاد سلامت رواني يك طفل نورسيده نقش داشته باشد، حضور او در خانوادهاي مؤمن و نمازگزاراست.
كودكي كه در خانواده مؤمن و نمازگزار به دنيا ميآيد و زمزمه حيات بخش «اذان» و «اقامه» در گوش راست و چپش نخستين نغمه زندگي او ميشود، كودكي است كه گام در مسير سعادت گذاشته است.
شروع نماز در سنين كودكي، سبب ميشود كه فرزندان ما اين صفت نيكو را به صورت عادتي معمول و سازنده در جسم و روان خود، ملكه كنند.
با شروع نماز در دوران كودكي، مفاهيمي مثل خدا و مذهب و دستورهاي تعاليم اسلامي، در ذهن او، جاي ميگيرد.
والديني كه با دلسوزي سادهانديشانه، فرزند خود را به برپاداري نماز تحريك نميكنند، خيانت بزرگي از جهت محروم نمودن كودك خويش از اين نعمت بزرگ مرتكب ميشوند.
باور كنيم به هر ميزان كه ايمان و معرفت ديني ما افزايش يابد، آرامش رواني ما هم زياد ميشود.
براي هر كسي كه بخواهد به آرامش رواني برسد ضروري است باورمنديهاي اعتقادي پيش از رسيدن آرامش رواني داشته باشد.
يكي از كاركردهاي مهم ايمان، رسيدن به امنيت است كه شامل انواع آرامش ميشود.
بپذيريم كه هر كس تقواي الهي پيشه كند، خداوند راه نجاتي براي او فراهم ميكند و كسي كه دريابد كه خداوند براي وي راه نجاتي قرار داده است، احساس آرامش ميكند.
عبادت و تقوا مانع از بروز انحراف است.
عبوديت و تقوا موجب بازداري از بديها و رسيدن به پاداشهاي نيك ميشود.
قبول كنيم كه عبادت در روان انسان، بهجت و آرامش ايجاد ميكند.
باور كنيم كه ياد خدا داروي انواع بيماريهاي روان است.
باور كنيم كه ياد خدا، روشناييبخش قلبهاست.
نمازگزاران واقعي بر اثر ارتباط شبانه روزي با سرچشمه خوبيها، زيباييها و قدرتها، به رنگ خدا در ميآيند و به آرامشي ژرف ميرسند.
ياد خدا مانع از گم كردن جهت حركت در مسير عبوديت ميشود.
ياد خدا باعث قوّت قلب و نشاط و اطمينان ميشود.
بهترين چيزي كه انسان به سلامت روح و جسم خواهد رسيد، عمل كردن و پايبند بودن به مباني دين مبين اسلام است.
هركسي كه ايمان به خدا داشته باشد، از ثبات رواني برخوردار است و كسي كه ثبات روحي داشته باشد آرامش رواني دارد.
يكي از عملهايي كه سرشار از انگيزه ياد خداست و ميتواند انسان را از گيجي و سردرگمي حفظ كند، «نماز» است.
از نگاه قرآن، شرط داشتن آرامش رواني، داشتن ايمان است.
دستيابي جامعه به آرامش و رضايت باطن از مهمترين هدفهاي بهداشت روان يا سلامت رواني است.
توجه به آموزههاي عميق اسلامي همچون صبر، رضا و توكل ميتواند سلامت رواني و آرامش فرد ديندار را تضمين كند.
توكل و عبادت دو فاكتور اساسي در دستيابي به سلامت و آرامش عميق رواني است.
عبادت خدا بر بهداشت رواني اثر مثبتي ميگذارد؛ چراكه فردي كه عبادت ميكند هنگام مواجهه با مسائل زندگي از بهترين ياريگر يعني؛ خداوند بزرگ، كه منبع بينهايت رحمت است و كسي برتر از او نيست، كمك ميطلبد.
عبادت و توكل، در ايجاد امنيت رواني و توانايي مقابله با استرسها در انسان نقش بزرگي ايفا ميكند.
دين و مذهب در زندگي به انسان اطمينان و تكيهگاه روحي ميبخشد.
عباداتي مانند نماز، روزه، زكات و حج كه دين اسلام بر پيروان خود واجب كرده است، موجب ميشود كه فرد به سوي رفتار بهتر گرايش پيدا كند و از رفتار زشت و انحرافي و غير انساني بپرهيزد.
نماز رابطهاي خاضعانه و خاشعانه بين انسان و پروردگار است. برقراري چنين رابطهاي در برابر آفريدگار تمام هستي، نيرويي معنوي به انسان ميبخشد كه صفاي روحي و آرامش قلبي و اهميت رواني را در او برميانگيزد.
انسان وقتي در مقابل قادر متعال ميايستد، از همه دلمشغوليها و مشكلات دنيا روي برميگرداند و تمام حواس خود را متوجه خدا ميكند، در نتيجه آرامش روان در او ايجاد ميشود.
عبادت و توكل از نظر درماني تأثير بسزايي در كاهش اضطراب و نگراني انسان دارد.
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله هنگام فرا رسيدن اوقات نماز ميفرمود: «اي بلال، ما را با نماز به آرامش دعوت كن».
رابطه معنوي بين انسان و خداوند هنگام نماز، به او چنان نيرويي ميبخشد كه موجب تجديد اميد، تقويت اراده و آزاد شدن تواناييهاي عظيم وي ميشود؛ به طوري كه او را بر تحمل سختيها و انجام كارهاي بسيار بزرگ قادر ميسازد.
نماز اگر به جماعت باشد موجب ايجاد روابط اجتماعي دوستانه و مودتآميز با ديگران ميشود كه نه تنها به رشد شخصيت فرد كمك ميكند بلكه نياز تعلق او را به گروه كه به عقيده روانشناسان، يكي از نيازهاي اساسي انسان است، تأمين ميكند.
روزه يكي ديگر از عبادات واجب مسلمانان است كه در پرورش و تهذيب نفس تأثير بسزايي دارد و سبب تقويت اراده انسان ميشود و ميتواند رفتارهاي صحيح زندگي را بياموزد و مسئوليتها و وظايف خود را به خوبي انجام دهد.
زكات، نوعدوستي را به انسان ميآموزد و او را از خودمحوري و خودخواهي نجات ميدهد.
كمك به همنوعان موجب تقويت احساس تعلق به گروه و ايجاد احساس رضايت از خود ميشود كه چنين احساسي براي سلامت رواني، اهميت فراواني دارد.
حج فوايد مهمي براي نشاط روح انسان دارد؛ زيرا انجام مناسك حج و زيات خانه خدا و مزار رسول خدا صلي الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام ، فرد را براي تحمل سختيها و گرفتاريها آماده ميكند.
دعا و نيايش و مناجات در مذاهب گوناگون شكلهاي متفاوتي دارد، اما محتواي آن در همه مذاهب حاكي از اعتراف به گناه و نقص و ضعف، درخواست سلامت و سعادت و تمايل به قرب الهي است.
هنگام ستايش و نيايش در آدمي چنان صميميت و اخلاصي ايجاد ميشود كه در صحبتهاي معمولي با مردم ممكن نيست. فضاي پردامنهاي در نيايشكننده باز و روحش شكفته و باز ميشود.
انسان هنگام مناجات، از مشكلات زندگي به درگاه ايزد يكتا پناه ميبرد و با بازگو كردن مشكلات در حالت آرامش، از اضطراب رها ميشود.
دعا و مناجات و بيان مشكلات موجب تخليه هيجانها و اضطرابها ميشود.
انسان هنگام دعا و نيايش احساس ميكند كه به قدرت مافوق نزديك است و از حمايت و سرپرستي او برخوردار است و همين موجب برانگيخته شدن حس اعتماد به نفس، قدرت، اهميت آرامش، اميدواري و خوشبختي در او ميشود.
دعا و نيايش هم موجب آرامش روان ميشود (أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) و فرد احساس خودشكوفايي پيدا ميكند و هم از پريشانيهاي روحي وي كم ميگردد.
توبه يكي از روشهاي مفيد و تقريباً بينظير، براي درمان احساس گناه و رسيدن به آرامش است؛ زيرا توبه، سبب آمرزش گناهان و تقويت اميد انسان به جلب رضايت الهي است.
صبر موجب تقويت شخصيت و افزايش توانايي انسان در برابر سختيها و در نتيجه كسب آرامش رواني است.
فرد متدين هرگز از مشكلات و سختيها، اظهار شكوه و ناتواني نميكند، بلكه در مقابل حوادث روزگار مقاومت ميكند.
صبر به انسان ميآموزد كه براي دستيابي به آرامش رواني بايستي تلاش مداوم كند و با پشتكار و اراده، به تلاش مستمر خود ادامه دهد.
علاوه بر دعا، توبه و صبر، انجام امور ديگري در سلامت روان انسان مؤثرند، مانند نيكوكاري، صدقه، پرهيز از اذيت و آزار ديگران.
بخش دوم: وظايف و تعهدات پزشكان در آموزههاي ديني
مراجعه به پزشك و مداوا كردن، با توكل هيچگونه منافاتي ندارد، همانگونه كه خوردن و آشاميدن جهت رفع گرسنگي و تشنگي با آن هيچ منافاتي ندارد.(1)
پزشك بزرگترين و مهمترين مسئوليت را در زمينه كمك به بيمار به عهده دارد. چه به لحاظ ارائه كمك مادي يعني؛ ارائه دارو و درمان مفيد و چه به لحاظ ارائه كمكهاي روحي و رواني.
مكارم اخلاقي وجه امتياز و شرافت انسان است. ارزش هر انسان، بستگي به انصاف و آراستگي او به سجايا و اخلاق حسنه دارد. آموزههاي اسلامي به رعايت اخلاق توسط پزشكان توجه دارد.
پايههاي علم پزشكي بر مباني اخلاق استوار است.
كوشش براي نجات جان انسانها، درمان بيماريها و تسكين آلام دردمندان از ارزشهاي اخلاقي در طب اسلامي است.
1) بحارالانوار: ج 62, ص 77.
عاليترين تظاهر عواطف بشري، چون تعهد، علم و تخصص، فداكاري و ايثار، نجات، التيام و آرامبخشي، عشق و دلسوزي در خدمات پزشكي متبلور است.
مراعات نكردن جنبههاي اخلاقي و انساني از سوي پزشك هنگام برخورد با بيمار، او را از هدف عالي پزشكي دور ميكند.
كوچكترين غفلت و لغزش از موازين اخلاقي، وجداني و بيحرمتي نسبت به شخصيت بيمار و اطرافيان او سبب عدم امنيت خاطر، دلشكستگي، آشفتگي و آسيبپذيري روح بيمار و سلب اعتماد او از پزشك معالج ميشود.
پزشك ميتواند روح اميد و سرور را در روان بيمار, بدمد و اعتماد او را به زندگي و آينده زندگي, بازگرداند.
از ديدگاه اسلامي مسئوليت پزشك در رابطه با بيماران, بسيار ارزشمند و سنگين است.
بر اساس آموزههاي اسلامي پزشك مجاز نيست به علت نپرداختن ويزيت و يا كمي اجرت, بيمار را مداوا نكند.
تسريع در درمان به عنوان واجب اخلاقي و انساني و فطري به شمار ميآيد كه با خشنودي انسانها و عواطف و سجاياي بزرگوارانه آنان, آميختگي و انسجام كامل دارد.
بر اساس آموزههاي ديني پزشك نبايد بين غني و فقير فرق گذارد. هر چند توصيه شده به افراد فقير توجه بيشتري كند.
علي بن عباس(1)ميگويد: «همانا لازم است پزشك كه در معالجه مريضها جديت و كوشش نمايد, به خصوص فقرايي كه مريض هستند. پزشك نبايد به فكر منافع مادي و گرفتن مزد از اين دسته (فقرا) باشد. بلكه اگر قدرت
1) يكي از پزشكان و روانشناسان برجسته ايران در قرن 4 هجري.
دارد كه از جيب خودش براي مداواي فقراي مريض خرج كند, بايد اين كار را بكند و اگر نميتواند پس بايد شب و روز در معالجه مريضها جديت داشته باشد و بر معالجه مريضها در هر وقتي حاضر شود.»(1)
هنگامي كه پزشكي متخصص بيماريهاي چشم است، جايز نيست كه بيماريهاي ديگري مثل قلب را معالجه كند.
در سوگندي كه منسوب به بقراط است آمده: «در كار و انديشهام طهارت و پاكي نفسم را حفظ ميكنم و در كاري كه نميدانم خويشتن را به زحمت نمياندازم و آن را به اهلش وا ميگذارم».
طبيب حاذق كسي است كه بتواند وظيفهاش را به بهتر و كاملتر ادا كند.
طبيب حاذق كسي است كه خطايش كمتر و استفاده مريض از آگاهيهاي او تمامتر است و منفعت او به مريض بيشتر است.
پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله از ميان كساني كه براي طبابت، دعوت شده بودند بهترين و فاضلترين افراد را براي معالجه بعضي از اصحابش كه مجروح شده بودند، برگزيد.(2)
امانتداري در بحث پزشكي از ضروريترين كارهاست.
پزشكي مسئوليت شرعي, عرفي, اخلاقي, انساني و همچنين عقلي دارد.
گذشته از اينكه خيرخواهي و كوشش كردن و تقواي الهي از وظايف انساني و اخلاقي است, وظيفه شرعي نيز هست (به ويژه در پزشكي) به طوري كه حضرت علي عليه السلام فرموده است: «هر كس كه طبابت ميكند بايد تقواي الهي داشته باشد و خيرخواهي نموده و كوشا باشد».(3)
ابن ادريس گفته است: «واجب است بر پزشك اينكه تقواي الهي داشته باشد در آن معالجهاي كه بر مريض انجام ميدهد و در مورد مريض خيرخواهي كند».(1)
پزشك بايد به فكر بيمار خود و مراجعهكنندهاش باشد, زيرا همين به فكر بيمار بودن سبب ميشود كه خوبيها و فضايل اخلاقي آشكار شود.
از حضرت علي عليه السلام نقل شده است كه فرمود: «مثل طبيبي مهربان باش، همان طبيبي كه بيمارش را با دوايي سودمند معالجه ميكند».(2)
شايسته است پزشك به بيمارانش اميد بدهد.
شايسته است پزشك تقواي چشمي داشته و محرم اسرار بيمارانش باشد.
تجويز بيش از اندازه دارو از سوي پزشك، مصداق اسراف است.
پزشكي كه به درمان بيمار ميپردازد بايد داروها را مورد نظر داشته باشد و اگر ميبيند دارويي بيماري را بهبود ميبخشد، ولي عوارض جانبي فراواني دارد كه نه عرف و نه شرع آن را جايز نميدانند، نبايد تجويز كند.
اخلاق نيك و رفتار شايسته پزشكان، اميد، آرامش و اطمينان خاطر به بيمار ميبخشد و به او كمك ميكند تا هر چه زودتر بهبودي خود را به دست آورد.
رفتار نامناسب پزشك آثار ناگواري بر روح و جسم بيمار بر جا ميگذارد.
فرق گذاشتن ميان بيماران، احساس سرخوردگي، ناامني، نگراني و ترس را در وجود آنها شكل ميدهد.
بر اساس آموزههاي ديني پزشكان بايد بكوشند با همه بيماران اعم از آشنا و غريب، ثروتمند و فقير؛ مسلمان و غير مسلمان، يكسان رفتار كنند.
رفتار شايسته پزشك با بيمار، آثار مثبت و رفتار ناشايست پزشك با بيمار، آثار منفي بر جسم و روح او ميگذارد.
با بيمار بايد محترمانه رفتار كرد؛ زيرا خداوند، حفظ حرمت بيمار را همانند حفظ حرمت خود ميداند.
يكي ديگر از مصاديق تقواي پزشكي، حفظ اسرار بيمار است.
بزرگان ما، بهترين پزشكان را كساني ميدانستند كه حرفه پزشكي را تنها براي ارزش و بهاي شفابخشي آن انتخاب كردهاند.
پزشك واقعي، بايد فقر از راه حلال را بر ثروت به همراه حرام ترجيح دهد؛ زيرا نام نيكي كه از آدمي به جاي ميماند، بهتر از اموال گرانبهاست كه فاني ميشود.
انگيزه اصلي پزشك متعهد و خيرانديش، شفابخشي بيمار است، نه مالاندوزي.
ايثار، قدرداني و شكرگزاري از خداوند است. بنابراين، شايسته است همه مردم، به ويژه پزشكان كه خداوند به آنها سلامتي، علم، ثروت و موفقيت اجتماعي ويژهاي داده است، قدرشناس و سپاسگزار پروردگار باشند.
ايثار، لازمه و ابزار كار پزشك است. شايسته است پزشكان به اين صفت پسنديده آراسته باشند.
اگر پزشك اهل ايثار نباشد، نميتواند شبهنگام، خواب شيرين خود را به منظور مداواي بيماري، پريشان كند و در وقتهاي ضروري، بر بالين بيماران حاضر شود يا راحتي و امكانات شهر و ديار خود را رها كند و براي درمان بيماران به مناطق محروم برود.
از بايستههاي پزشكي، ايثار و از خود گذشتگي پزشك و رعايت كردن حال بيماران كمدرآمد است.
پزشك بايد حوصله و صبر و گذشت زيادي داشته باشد و با خوشرويي، بيمار را ملاقات كند.
پزشك بايد مورد اعتماد باشد، تا بيمار واقعيتها را با او در ميان بگذارد.
بررسي كردن شتابزده وضعيت بيمار و توجه نكردن پزشك به حرف او، اعتماد بيمار را به پزشك كم ميكند و ممكن است موجب تشخيص نادرست مريضي بيمار گردد.
شايسته است كه پزشك از نجابت و سلامت نفس برخوردار باشد، تا در اثر آن هم بتواند امين مردم و ناموس آنان باشد، و هم بتواند حرمت خود و صنف خود را حفظ كند.
بقراط همواره به شاگردان خود تأكيد ميكرد: «پزشك بايد قلبي سالم و نظري پاك و زباني راست داشته باشد».
نجابت قلب و پاكي چشم، براي همه زيبنده است و بر پزشك، زيبندهتر و ضروريتر.
گاهي پزشك در تشخيص و درمان بيماري فرد، دچار ترديد ميشود. شايسته است در اينگونه موارد، با ديگر پزشكان متخصص مشورت كند و از همكاران موفق خود كمك بگيرد و تجربههاي آنان را به كار بندد.
گاهي غرور و تكبر بيجاي پزشك، او را از بهرهگيري از نظر ديگران باز ميدارد. در نتيجه، جان بيمار بيگناه را به خطر مياندازد.
ضروري است كه پزشك اطلاعات و فنآوري جديد را از همكاران خود بياموزد.
طبيبان قديم كه در علم و اخلاق، سرآمد دوران بودند، همواره شاگردان خود را با پند و حكايت، از كبر و نخوت بازميداشتند و با استفاده از سوگندنامهها كه تعهدي اخلاقي براي به كار بستن اصول اين حرفه بود، از آنها تعهد ميگرفتند.
مغرور بودن پزشك، او را در چشم مردم بياعتبار ميكند.
علاوه بر دانش و آگاهي كافي و به روز، مهارت در تشخيص، شناخت و به كارگيري روشهاي درماني مؤثر از ويژگيهاي مهم و در واقع لازمه پرداختن به حرفه پزشكي هستند.
يكي از ضروريترين ويژگيهاي پزشك خوب، حس بشردوستانه اوست؛ چراكه راز مراقبت از بيمار در علاقه به وي نهفته است.
طبابت به عنوان حرفهاي ارزشمند زماني مؤثر خواهد بود كه طبيب، به بيمار در مقام يك انسان توجه ژرفي داشته باشد و اين درك عميق را با حس همدردي و علم و دانش كافي همراه كند.
پزشك بيحوصله و يا بيتفاوت نسبت به بيمار، موفق به كسب اطلاعات سودمند از او نخواهد شد.
بد نيست پزشكان بدانند كه بيماران اغلب، آنها را به دقت زير نظر دارند و به رفتارشان توجه ميكنند. نحوه رفتار پزشك با شرح بيماري از سوي بيمار رابطه مستقيم دارد.
پزشك خشن و غير علاقهمند به بيمار، ممكن است در آناليز اطلاعات باليني يعني؛ يافتن راه حل مشكل بيمار ناموفق باشد.
پزشك خوب با نگاهي مهربان و چشماني پر از همدردي بيمارش را مينگرد. او بيمار را بر خود ترجيح ميداند نه خود را بر بيمار.
همه ما پزشكاني را ترجيح ميدهيم كه بدون توجه به موقعيت اجتماعي ـ اقتصادي بيماران، با آنها يكسان برخورد ميكنند. اين پزشكان حامي بيماران خود هستند و براي اين حمايت از قدرت دانش و مهارتهاي ارتباطي استفاده ميكنند.
پزشك خوب هنگام پرسش از بيمار، ادب را رعايت ميكند و به او اجازه ميدهد راحت صحبت كند، در حالي كه خودشان به دقت به حرفهاي او گوش ميدهند.
يكي از اساسيترين ويژگيهاي پزشك خوب، باور او به وجود قدرتي برتر است كه همه را تحت نظر دارد. اين اعتقاد سبب ميشود در انجام وظيفه خود به بهترين نحو بكوشد.
پزشكان متعهد، علم را به زيور حكمت ميآرايند، شفقت را با جديت همراه ميسازند، انصاف را زينتبخش رفتارشان نموده و آنگاه طبابت ميكنند.
بخش سوم:رمز و رازهاي سلامتي
زير فصل ها
سحرخيزي و سلامت
كليدهاي سلامتي
سلامت، بهداشت و تندرستي جسم و روح
كودك و سلامت رواني
سلامت و ابعاد خوب زيستن
سلامتي و راه رسيدن به آرامش و موفقيت در زندگي
سلامت و خواب كافي
سلامت روان و محيط سالم
سلامت و مواد مخدر
تأثير اعتياد به رايانه بر سلامتي
تأثير آلودگي بصري بر سلامت
سلامتي و آلودگيهاي صوتي
سلامتي و ورزش
سلامت و اهميت تغذيه و عادتهاي غذايي
سحرخيزي و سلامت
در عصري كه ما در آن زندگي ميكنيم، بسياري از انسانها با دورشدن از آموزههاي ديني و پيش گرفتن سبك نادرست زندگي دچار افسردگي، كسالت، خواب آلودگي و چاقي هستند.
براي برطرف كردن مشكل تفريحات شبانه، خواب اول صبح، كمتحركي و... بايد عزم خود را براي يك تغيير بزرگ جزم كنيم.
جسم و روح انسان نيازهاي خاصي دارند كه بيشتر انديشمندان معتقدند كه بايد به سلامت هر دو توجه كنيم.
همانطور كه انسان براي اندام متناسب و بدن سالم به ورزش كردن و بهداشت تغذيه و محيط توجه ميكند، بايد براي سلامت روح نيز به يك سري نيازها همانند داشتن صفات نيكو، پرورش فضايل اخلاقي و انجام دادن كارهاي خوب توجه كند.
يكي از بهترين راهها براي سلامت روح، سحرخيزي است كه ائمه اطهار عليهم السلام در مورد آن توصيههايي كردهاند.
از لحاظ علمي فوايد سحرخيزي به اثبات رسيده است. 1. موجب كاهش غلظت خون ميشود؛ 2. موجب ترشح هورمونهاي ضدافسردگي در بدن انسان ميشود؛ 3. در ابتداي صبح اكسيژن خالص به سطح زمين ميرسد و اين هواي پاك براي سيستم بدن مفيد ميباشد.
انسانهايي كه سحرخيزند اراده قوي دارند. چون خواب صبح بسيار شيرين و لذتبخش است و افرادي كه در برابر اين لذت مقاومت ميكنند داراي اراده قوي هستند.
يكي از ويژگيهاي مشترك انسانهاي موفق و خلاق، سحرخيزي و غلبه بر خواب صبح است كه موجب توفيقات بسيار بزرگي در زندگي آنها شده است.
از آنجايي كه ورزش صبحگاهي در ايجاد نشاط و شادابي و تأمين سلامت جسم و روح افراد دارد، بهتر است كه با علم به فوايد سحرخيزي، با برنامهريزي و تبليغ، افراد را به ورزش صبحگاهي، پيادهروي و قرارهاي صبحگاهي عادت دهيم.
شما ميتوانيد با چندين روز تمرين سحرخيزي، اين امر را به صورت عادتي دائم در بدن ايجاد كنيد.
با انجام نرمش صبحگاهي و داشتن اراده قوي ديگر، خواب و بيدار شدنتان دست شما نخواهد بود و بدنتان به خوبي در اين مورد براي شما تصميم ميگيرد.
محققان دريافتهاند كه افراد سحرخيز نسبت به بقيه افراد، سالمتر، لاغرتر و شادابترند.
محققان دريافتهاند، افراد سحرخيز كارهاي مربوط به صبح را سريعتر به اتمام ميرسانند، فرزندانشان را زودتر راهي مدرسه ميكنند و در محل كار نيز موفق هستند.
بر اساس تحقيقات دانشمندان، افرادي كه دير از خواب بيدار ميشوند، احتمال بروز افسردگي، استرس و اضافه وزن در آنها بيشتر است.
فرد سحرخيز ميتواند با انجام دادن به موقع كارهاي مربوط به منزل و رسيدگي به فرزندان، خود را بهتر با شرايط زندگي وفق دهد.
پژوهشگران بر اين باورند كه سحرخيزي مانع بروز بسياري از بيماريهاي مغزي مثل سكته و لخته شدن خون در عروق مغزي ميشود و سلامت جسم را تضمين ميكند.
بيدار شدن در ساعات اوليه صبح و سپس نرمش كردن، نه تنها سلامت مغز را تأمين ميكند، بلكه بهداشت روان را نيز در پي دارد.
وقتي انسان در ساعات اوليه صبح از خواب بيدار ميشود، ضربان قلب آرامتري دارد و كمتر دچار استرس و تنشهاي عصبي ميشود.
رسيدن به آرامش بيشتر در سحرگاهان، خوردن يك صبحانه خوب و كامل و افزايش ميزان بهرهوري، از مزاياي سحرخيزي است.
با چندين روز سعي و تمرين، به راحتي ميتوانيد به سحرخيزي عادت كنيد. فقط بايد آن را به صورت عادتي دائم در خود ايجاد كنيد.
يكي از مهمترين فوايد سحرخيزي آرامشي است كه در ساعتهاي اوليه صبح وجود دارد.
هر روز اندكي زودتر از بقيه روزها از خواب بيدار شويد. (مثلاً ۱۰ دقيقه)تغييرات زياد ممكن است شما را براي هميشه از سحرخيزي منصرف كند. اين كار را تا چند روز ادامه دهيد و هر روز زودتر از ديروز بيدار شويد تا به زمان دلخواهتان برسيد.
هرگز در رختخواب مطالعه نكنيد. سعي كنيد تا لحظاتي قبل از خواب، آرامش بگيريد تا خواب آسودهاي داشته باشيد و صبح را زودتر شروع كنيد.
شبها زودتر به رختخواب برويد و ساعت زنگي خود را دورتر از محل خواب قرار دهيد تا صبح مجبور شويد از محل خواب فاصله بگيريد. اين كار سبب ميشود كه خواب از سرتان بپرد.
زماني كه بيدار شديد، هرگز به رختخواب برنگرديد و اين كار را به هيچ عنوان براي خود توجيه نكنيد. ميتوانيد اين كار براي خود جايزهاي تعيين كنيد.
نوشتن و يادداشت كردن كارهاي مهمي كه قرار است صبح بعد از بيدار شدن از خواب انجام دهيد ميتواند اراده شما را در سحرخيزي و شروع بيدرنگ روزمرگيتان محكمتر كند.
هر چه اراده قويتري داشته باشيد، راحتتر ميتوانيد سحرخيز شويد.
بيدار شدن با طلوع خورشيد از نظر روانشناسي سبب ميشود در شروع روز بسيار سر حالتر باشيد.
داشتن قرارهاي ملاقات مهم در صبح ميتواند انگيزه كافي به هر فردي بدهد تا صبح زود بيدار شود.
آيا ميدانيد افرادي كه تا ديروقت ميخوابند، يكي از جذابترين و زيباترين لحظههايي را كه طبيعت در آن دگرگون ميشود، از دست ميدهند.
يكي از آثار بارز و مشخص سحرخيزي، گشادهرويي و خوشرويي با اطرافيان ميباشد.
وقتي انسان سحرخيز باشد، از نظر روحي و جسمي در وضعيت طبيعي قرار ميگيرد كه اين موضوع ميتواند منشأ خوشرويي و اخلاق خوش با خانواده و اجتماع باشد.
يكي از آثار فردي و اجتماعي سحرخيزي، صبر و حوصله در مقابل مشكلات روزمره ميباشد.
فردي كه سحرخيز است روح سالمتري دارد و در نتيجه مقاومت او در برابر مشكلات زندگي نيز بيشتر خواهد شد.
فردي كه سحرخيزي را پيشه خود كند، هميشه آرامش روحي مناسبي دارد.
فرد سحرخيز هميشه داراي آرامش خاصي بوده و كمتر دچار اضطراب و مشكلات ناشي از خواب صبح ميشود.
كليدهاي سلامتي
سلامتي كليدهاي زيادي دارد. سلام يكي از آنهاست.
سلام واژه بسيار زيبا وجذاب است و ريشه قرآني دارد.
سلام رنگ و بويي خدايي دارد و از جانب او پشتيباني ميشود.
سلام دادن به يكديگر يعني؛ درود پروردگار بر تو باد.
سلام دادن به يكديگر يعني؛ خداوند تو را به سلامت بدارد و در امن و امان باشي.
سلام نوعي دعا براي يكديگر است.
سلام يعني؛ آرزو ميكنم سالم باشي.
سلام يعني؛ تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد.
بايد گفت كه هر دعايي ميتواند منشا خير براي ديگران باشد. به ويژه دعايي كه هميشه بر سر زبانها باشد و هر روز بارها و بارها تكرار گردد، مثل سلام.
سلام نامي از نامهاي خدا است(1)و تكرار ذكر خدا هم سلامتي ايجاد ميكند. همانگونه كه خواندن هفتاد مرتبه سوره حمد بر هر دردي دوا است.(2)
سنت اسلامي بر اين است كه هرگاه دو انسان مسلمان با هم ملاقات كنند بايد به هم ديگر سلام كنند و هركس در سلام كردن بر ديگري پيشدستي كند و به او سلام نمايد، او پاداش بيشتر دارد و نزد خداوند متعال و رسولش صلي الله عليه و آله محبوبتر است.
پيامبرگرامي اسلام صلي الله عليه و آله فرمود: «نزديكترين مردم به خدا و رسولش كسي است كه كلامش را به سلام آغاز كند».
امام علي عليه السلام فرموده است: «سلام كردن هفتاد حسنه دارد كه شصت و نه حسنه از آن سلامكننده و يك حسنه براي جوابدهنده سلام است».(1)
اهميت و جايگاه سلام در سنت اسلامي به حدي والا و شايسته است كه بلند سلام كردن و بر همگان سلام كردن جزو دستورهاي اكيد پيشوايان ديني ميباشد.
سلام و تحيت، منحصر به اسلام نيست، بلكه مصداقهاي مختلف آن ميان قومها و ملتهاي پيش از اسلام نيز سابقه دارد.
در برخي آيههاي قرآن كريم تعبيرهايي ديده ميشود كه نشاندهنده وجود سنت سلام در ملتهاي پيشين است. «به تحقيق فرستادگان ما به همراه بشارت، نزد ابراهيم آمدند و گفتند: سلام».(2)
«و سلام بر او روزي كه زاده شد و روزي كه ميميرد و روزي كه برانگيخته ميشود زنده».(3)
درود بهشتيان نيز سلام است و فرشتگان رحمت، با سلام به استقبال نيكان و پاكان ميشتابند.
در داستان به آتش افكنده شدن حضرت ابراهيم عليه السلام آمده است كه فرشتگان هنگام ورودشان براي نجات ابراهيم نبي عليه السلام از آتش، بر وي سلام كردند و آن حضرت نيز با سلام، پاسخشان را داد.
پيامبر تحيت اهل جاهليت را كه «اَنْعَمَ صَباحا وَ اَنْعَمَ مَساء» بود، به دستور خداوند تبديل به سلام كرد و به اصحاب خود فرمود: «خداوند تحيت شما را به چيزي بهتر تبديل كرد؛ زيرا تحيت اهل بهشت نيز السلام عليكم است».
خداوند به حضرت آدم عليه السلام فرمان ميدهد كه بر فرشتگان تحيت بفرستد. آدم به ايشان گفت: «السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.» سپس به وي فرمود: «اين تحيت تو و فرزندانت تا پايان دنياست».
گاهي خداوند، بر بندگان برگزيدهاش يعني؛ انبيا عليهم السلام سلام ميفرستد. آنجا كه ميفرمايد: «وَسَلَامٌ عَلَي الْمُرْسَلِينَ».(1)
«به نوح خطاب شد كه از كشتي فرود آي كه سلام و بركات ما بر تو باد.»(2)
«سَلَامٌ عَلَي مُوسَي وَهَارُونَ».(3)
فرشتگان بهشتيان را با سلام و تحيت داخل بهشت ميكنند. «با سلام به بهشت داخل شويد، امروز روز جاودانه شدن [شما] در بهشت است».(4)
تحيت اهل بهشت، سلام است و شكر الهي. همانگونه كه در قرآن ميخوانيم: «سخن بهشتيان اين است: «پروردگارا! تو منزهي و تحيت آنها در بهشت، سلام است و آخرين سخنشان حمد پروردگار جهان است».(5)
يكي از نامهاي بهشت دارالسلام است: «خداوند شما را به سوي دارالسلام فراميخواند».(1)
افزون بر آيههاي فراواني كه درباره تحيت و سلام وجود دارد، احاديث زيادي نيز از رسول خدا صلي الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام ذكر شده است.
در دستورهاي پيشوايان ديني ما بر سلام كردن بسيار تأكيد شده است؛ به گونهاي كه براي ايجاد دوستي و مهرورزي در ميان انسانها، انسان مسلمان موظف است كه در برخورد با ديگر انسانهاي غير مسلمان به آنان سلام كند و با اين سنت حسنه قلب آنان را نسبت به اسلام مسلمانان مهربان سازد.
يكي از نشانههاي مسلماني، سنت نيكوي سلام كردن است.
اين همه اقبال و اهتمام به سنت سلام و سلام كردن ريشه قرآني دارد، چنانكه واژه سلام در قرآن 22 بار ودر 17 سوره آمده است.
عارفان، سلام را يكي از اسماي حسناي خداي متعال ميدانند.
در كتابهاي اخلاق، واژه «سلام» از كليديترين واژههاي اخلاقي ميباشد و در فقه نيز جايگاه مخصوصي دارد.
يكي از دستورهاي زيباي قرآن اين است كه: هنگامي كه وارد مكاني شديد بر يكديگر سلام كنيد، درودي كه نزد خدا مبارك و پسنديده است.
درود و شادباش قرآني، سلام دادن به يكديگر است و هيچ درودي جاي آن را نخواهد گرفت.
سلام، به دوستيها و رفاقتها بركت ميبخشد.
سلام، ارتباطات خانوادگي را مستحكم ميكند.
1) يونس: 25.
سلام، روابط اجتماعي را ميافزايد و سلامت روحي و رواني جامعه را به ارمغان ميآورد.
جامعهاي كه كوچك و بزرگش به يكديگر سلام ميدهند و با محبت فراوان براي هم آرزوي سلامتي كنند، جامعهاي شاداب و پرطراوت خواهد بود و افسردگي و مشكلات رواني در آن به حداقل خواهد رسيد.
سلام كردن نوعي اعلام دوستي و صلح و ترك مخاصمه و جنگ است.
بسياري از گرفتاريها و ناخوشيها از دشمنيها و كينهتوزيهايي است كه گاه در هيچ و پوچ ريشه دارد است.
سلام، كينهها را دور ميكند و دشمنيها را از بين ميبرد.
سلام، درودي الهي است و خداوند به بهترين موجودات عالم سلام و درود فرستاده است. بر نوح عليه السلام (صافات: 79)؛ بر ابراهيم عليه السلام (صافات: 109)؛ بر موسي و هارون عليهما السلام (صافات:120) و خلاصه به همه پيامبرانش عليهم السلام . پس چه درودي جالبتر از آن.
سلام، شعار اهل بهشت است. قرآن ميگويد: «در بهشت، درود بهشتيان سلام دادن به يكديگر است.» «تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ.»(1)پس چه شعار و درودي بهتر از آن.
سلام، هم آهنگ شدن با فرشتگان است.
قرآن ميگويد: «فرشتگان از هر دري بر بهشتيان وارد ميشوند و به آنان ميگويند: «سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان!»(2)نگهبانان دربهاي بهشتي نيز به آنان ميگويند: «سلام بر شما! گوارايتان باد اين نعمتها!»(3)
بياييد صبح و شام هنگام ملاقات همديگر با خداوند و پيامبران و فرشتگان و بهشتيان همراه شويم و بهترين آرزوها را كه سلامتي دين و دنيا است، براي يكديگر از خداوند بخواهيم.
ما مسلمانان وقتي با هم ملاقات ميكنيم براي شروع كلام، سلام ميكنيم.
سلام به معني سلامتي است و كسي كه سلام ميكند در واقع سلامتي و صلح و آرامش را به طرف مقابل هديه ميدهد.
سلام كه از اسما حسناي الهي است بدين معناست كه بندگان از ظلم او بر سلامتند و او از هر عيب و نقص و آفتي سلامت است و اينكه اميد سلامتي از خداست.
پس هرگاه به خانههايي [كه ذكر شد] وارد شديد، بر خودتان سلام كنيد كه درودي است از سوي خدا [درودي] پربركت و پاكيزه.(1)
سلامتي در دين يعني؛ باورها و اعتقادات انسان سالم و كامل باشد؛ زيرا در صورت فساد و مريضي، باورها و اعتقادات اعمال انسان نيز به تباهي و فساد ميرود.
اگر ميخواهيد سالم زندگي كنيد و در فراز و نشيب دنيا به سلامت به سر بريد بايد تسليم محضر و فرمانبردار خداوند باشيد.
ورود در فضاي سلم و تسليم امكان ندارد مگر در سايه ايمان به خدا. بايد سليقهها را كنار گذاشت و تنها تسليم قانون خدا باشيم. در صورت تسليم بودن صلح و آرامش مييابيم.
سلامت در فرهنگ ديني ما ارزش است و از آن با تعبيرات لطيفي مانند برترين نعمتها، گواراترين نصيبها، نعمت قدرشناخته، نعمت دنيا، نعمتي
1) نور: 61.
كه بدون آن خيري در زندگي نيست، نعمتي كه آدمي از شكر آن عاجز است، حسنه دنيا، دارايي مخفي سرمايه زندگي ياد شده است.
سلامت در فرهنگ ديني ما به عنوان يك درخواست مهم از پروردگار، طلب عافيت و تندرستي در دعاهاي مختلف آمده است.
تأمين سلامت بدون رعايت پاكيزگي و بهداشت، اعتدال در خواب و خوراك و فعاليتهاي بدني، پرهيز از سرما، گرماي نامطلوب، داشتن اميد در زندگي و رويارويي منطقي با دشواريها ميسر نيست.
تندرستي، هديه خداست.
بسياري از بيماريها، با سبك زندگي مناسب قابل پيشگيرياند.
حسادت، ما را بيمار ميكند.
بهداشت روان را به اندازه بهداشت تن، مهم بشماريم.
حفظ سلامتي، واجب است.
آموزههاي ديني ما را به سوي زندگي سالم دعوت ميكند.
تن و روان در سلامت سهيماند.
زندگي سالم در گرو آگاهي و گزينش سبك مناسب است.
تلاش براي سلامتي، سرمايهگذاري است.
موفقيت واقعي در پرتو برخورداري از سلامت جسم و جان فراهم ميشود.
رها كردن سلامتي خويش به بهانه كار و كوشش، عاقلانه نيست.
سلامتي بزرگترين سود است.
زندگي سالم با كار معتدل و توجه به نيازهاي جسمي و رواني ايجاد ميشود.
داشتن تحرك به سوختوساز بدن كمك كرده و آن را متعادل نگه ميدارد.
مصرف كافي سبزي و ميوه، سبب نشاط و افزايش كارآمدي است.
با تغذيه خوب، خواب مناسب و تحرك كافي، به جنگ بيماريهاي جسمي و رواني برويم.
ريشه بسياري از بيماريها، در سبك زندگي نامناسب به ويژه بيتحركي نهفته است.
با آموزههاي اخلاقي و كاستن از دغدغههاي اضافي، سلامت را به خويشتن هديه كنيم.
همگان را به داشتن زندگي سالم تشويق كنيم.
كاستن از خواب به بهانه اشتغال به كار يا تفريح، زيانآور است.
كودكان را به خواب منظم و كافي عادت دهيم.
خواب زياد به اندازه كمخوابي زيانآور است.
شب براي خواب و روز براي فعاليت است. با اين شعار زندگي كنيم.
چون نوزاد بخوابيم و مانند نانوا بيدار شويم.
نيم ساعت قبل از خواب، از تماشاي تلويزيون، كار كردن با تلفن همراه و رايانه پرهيز كنيم.
هيجان شبانه سبب تأخير خواب كودكان ميشود. در شب، رفتارهاي آرامشآفرين مانند قصهگويي داشته باشيم.
مرور دستاوردهاي روزانه، از رفتارهاي اخلاقي پيش از خواب است.
برنامهريزي براي فردا، پيشنهادي مناسب براي آرامش ذهني و مديريت بهتر زمان است.
يادمان باشد: خواب بعد از اذان صبح تا طلوع آفتاب، سبب كم شدن نشاط است.
بدخوابي ريشه بسياري از مشكلات رواني است.
قدم زدن بعد از شام، سبب سوختن كالري اضافه، راحت خوابيدن و آسوده بيدار شدن است.
سلامت، بهداشت و تندرستي جسم و روح
سلامتي و بهداشت كامل به معناي برخورداري از رفاه كامل جسمي، رواني، اجتماعي و همچنين تواناييِ داشتن يك زندگي اقتصادي و اجتماعي ارزشمند است.
تندرستي به عنوان يكي از جنبههاي مثبت سلامتي، مجموعه متعادلي از ابعاد اجتماعي، روحي، عاطفي، ذهني، ارتباطي و جسمي است كه تواناييهاي بالقوه فرد را براي زندگي باكيفيت تحقق بخشيده و مشاركت او را در اجتماع افزايش ميدهد.
به منظور ارتقاي سلامت و تندرستي، ميبايست سه اولويت اصلي فعاليتهاي جسماني منظم، تغذيه مناسب و كنترل استرس مد نظر قرار گيرد.
سلامت روان يعني؛ عملكرد موفق و عالي فرد از نظر تفكر، خلق و خو، و رفتار.
اگر به سلامت خود ميانديشيد رعايت نكات ايمني را هرگز از ياد نبريد.
نظافت محيط خانه موجب آرامش روح و روان ما ميشود.
ايمان به خداوند بزرگ، موجب آرامش در زندگي و اميدبخشي ميشود.
با برنامهريزي در كارهاي روزمره به سلامت روحي خود كمك كنيم.
رژيم غذايي سالم و مناسب، سلامتي جسمي شما را تأمين ميكند. پس در انتخاب مواد غذايي و گرفتن رژيم مناسب دقت كنيد.
رعايت بهداشت فردي به قدري اهميت دارد كه در روايات و احاديث هم به آن اشاره فراواني شده و بر آن تأكيد شده است.
محيط سالم مساوي است با آرامش روحي و جسمي افراد.
محيط خانه را براي فرزندان خود محيطي آرام و بدون تنش بسازيم، تا فرزندانمان در محيطي سالم با روحيهاي شاد و مناسب وارد اجتماع شوند.
آيا ميدانيد بيشتر نگرانيهاي ما از اتفاقاتي است كه هرگز به وقوع نمي پيوندد. پس هميشه با مثبتانديشي نگرانيها را از خود دور كنيم.
افسردگي علاوه بر مشكلات روحي ميتواند مشكلات جسمي فراواني را براي فرد به وجود بياورد.
همانگونه كه براي بيماريهاي جسمي خود به پزشك معالجه ميكنيد و به دنبال درمان هستيد، براي درمان بيماريهاي روحي هم بايد به روانپزشك و يا روانشناس مراجعه كرد.
ايمان به خداوند انسان را از اضطراب، نگراني و دغدغه خاطر نجات ميدهد.
تغذيه سالم يكي از موارد دستيابي به سلامت جسم است.
توجه به تغذيه و انتخاب مواد غذايي مناسب در اولويت مهمي از برنامههاي زندگي هر فرد قرار ميگيرد.
تغذيه عاملي است كه در سلامت افراد نقش مهمي دارد.
غذايي كه ميخوريم در رشد سلولها و ترميم بافتهاي آسيبديده بدن نقش مهي دارد.
متعادل نبودن مواد مغذي در بدن بر سلامت فرد اثر گذاشته و عملكرد طبيعي بدن را مختل ميكند.
خواب كافي براي سلامتي ما مهم است و موجب تقويت سيستم ايمني بدن ميشود.
خواب كم، تمركز انسان را كم و عملكرد فيزيكي انسان را مختل ميكند.
با توجه به خطراتي كه آلودگي هوا بر سلامت افراد دارد، شناخت و آگاهي نسبت به جوانب اين مسئله اهميت زيادي دارد.
بهداشت منزل، افراد را از ابتلا به بيماريها مصون نگه ميدارد.
مكان مناسبي را براي مواد شوينده و مواد دارويي در منزل در نظر بگيريد.
به ياد داشته باشيد كه ميوهها و سبزيها را قبل از مصرف بايد ضد عفوني كرد.
رعايت نكات بهداشتي در خانه، سلامت اعضاي خانواده را رقم خواهد زد.
داشتن نور و تهويه مناسب از موارد رعايت نكات ايمني در خانواده است.
كمبود نور در منزل، رطوبت و گرد و غبار سبب بروز بيماريهاي مختلفي در افراد ميشود.
مسواك هر فرد بايد در ظرف دربسته نگهداري شود.
مدرسه بعد از خانواده، نقش مهمي در سلامت افراد دارد.
برخورداري دانشآموزان از امكانات بهداشتي اثرات مطلوب فراواني را به دنبال دارد كه از جمله آن ميتوان به سلامتي دانشآموزان اشاره كرد.
از جمله هدفهاي مهم بهداشت در مدارس، ارتقا سلامت جسمي، رواني و اجتماعي دانشآموزان است.
بهبود وضعيت ايمني و بهداشت در مدارس را جدي بگيريم.
سلامت روحي و جسمي هر جامعه ضامن پيشرفت اقتصادي و ارتقا سطح فرهنگي و اجتماعي آن جامعه است.
دانشآموزان بايد از بردن هرگونه مواد غذايي فاسد شدني به مدرسه خودداري كنند.
با رعايت اصول بهداشتي ميتوان از ابتلا به بيماريهاي رودهاي واگيردار در كودكان جلوگيري كرد.
كوله پشتيهاي دو بنده بهترين كيف مدرسه براي بچههاست.
كودكان خود را تشويق به ورزش كردن كنيم؛ چراكه ورزش امري مهم براي سلامتي آنهاست.
به كودكان خود بياموزيم كه قبل از مصرف غذا دستهاي خود را با آب و صابون بشويند.
بازي براي كودكان، سبب تقويت سلامت روحي و جسمي آنها ميشود.
در سايه نعمت سلامت ميتوان به خوبي به تحصيل علم در دانش آموزان پرداخت.
بهداشت رواني، سلامت فكر و روان است.
همچنان كه مراقب جسم خود هستيم بايد به سلامت روح خود نيز بينديشيم و روح خود را در برابر سختيها و مشكلات مقاومتر كنيم.
سلامت روان يعني؛ حال خوب و فكر خوب و رفتار نيكو داشتن.
براي به دست آوردن سلامت روان همواره به دنبال احساسات خوب و رضايتبخش باشيد.
ايمان به خداوند و اميد به او اضطراب و نگراني را از ما دور ميكند، همواره به ياد او و در سايه مهرش در آرامش و امنيت باشيد.
رعايت بهداشت و نظافت، قفل محكمي بر دروازه ورودِ ميكروبها به بدن است.
رعايت بهداشت، نشانه شخصيت ماست و اين مهم ميتواند ما را به خداوند نزديكتر كرده و ايمان ما را قويتر سازد.
رعايت بهداشت، جسم را شاداب و تميز كرده و طراوت را به روح و روان هديه ميكند.
رعايت بهداشت، عطري خوش به مشاممان هديه ميكند و روحِ تازهاي در وجودمان ميدمد.
كوتاه كردن ناخنها و تميز كردن آنها توسط مسواك يا برُسي كوچك از انباشت ميكروبها و آلودگيها جلوگيري ميكند.
حمام كردن در هفته حداقل دو مرتبه لازم است، بهخصوص براي كودكان و نوجوانان، آنها را به اين مهم تشويق كنيم.
مراقب باشيم فرزندانمان به جويدن ناخن عادت نكنند؛ چراكه اين امر، ميكروبهاي زيادي به بدنشان وارد ميكند.
اگر همانطور كه به نظافت خودمان اهميت ميدهيم، خانهاي پاكيزه داشته باشيم ميتوانيم زندگي سالم و بانشاطي داشته باشيم.
«نظافت نشانه ايمان است» اين امر مهم را همواره به فرزندانمان گوشزد كنيم.
نظافت و بهداشت هميشه و همه جا اهميت دارد؛ چون ميتواند شادابي را به ما هديه كند.
بهداشت و نظافتِ فرد، خانه و خانواده، ارتباط بين افراد را نزديكتر و صميميتر ميكند.
نظافت و بهداشت در همه شرايط توصيه شده است، پس يادمان نرود كه پاكيزه باشيم تا هميشه نزد خدا و خلق او عزيز بمانيم.
ما به پاكيزگي و نظافت خودمان و خانهمان ميرسيم و هميشه سعي ميكنيم به بهترين شكل ممكن در جامعه ظاهر شويم. پس چه نيكوست كه شهرمان را پاكيزه نگه داريم.
اهميت بهداشت و نظافت براي چند روز، چند سال و حتي چند قرن نيست، بلكه چيزي است كه هميشه بوده؛ چراكه سلامت فرد و اجتماع را تضمين ميكند.
سلامتي جسم و روح در گرو سلامت، بهداشت و نظافت فرد، خانه و جامعه است. پس براي خودمان و همنوعانمان ارزش بگذاريم.
جامعه سالم را افراد سالم ميسازند و افراد سالم با رعايت بهداشت و نظافت به سلامت و نشاط ميرسند.
هميشه افراد رغبت ميكنند با افرادي طرح دوستي بريزند كه هميشه پاكيزه هستند.
خداوند بزرگ، عاشق زيبايي و پاكيزگي است. پس ما نيز كه بنده اوييم به عشق او، هميشه خواهان زيبايي و پاكيزگي باشيم.
بهداشت و نظافت و رعايت آن براي همه ما واجب است. چه زيباست كه نظافت و پاكيزگي در خانه، شهر و كشورمان خودنمايي كند.
ما به بهداشت و نظافت اهميت ميدهيم؛ چون ميدانيم كه به اين ترتيب سلامتي را به جان خريدهايم.
سزاوار است مسلمان اخلاق پيامبران را داشته باشد، براي همين، از جمله كارهايي كه انجام ميدهد مسواك و استعمال عطر است كه هر دو از سنتهاي پيامبران ميباشد.
مسواك فوايدي دارد كه پاكيزگي دهان، جلاي چشم، رضايت و خشنودي پروردگار، ازدياد قوه حافظه، سفيدي دندانها، استحكام لثهها، جلوگيري از خرابي آنها، اشتها در خوراك و از بين رفتن بلغم را ميتوان از آن جمله به شمار آورد.
بهداشت عمومي عبارتست از: مجموعه دانش و هنر پيشگيري از بيماري و تأمين، حفظ و ارتقاي تندرستي و توانمندي بشر با استفاده از تلاش دسته جمعي كه منجر به توسعه جامعه شود.
بهداشت عمومي ضامن سلامت فرد و جامعه به شمار ميرود.
عمدهترين شاهراه تأمين و تضمين توسعه پايدار جوامع بشري، برقراري كيفي سلامت افراد جامعه است.
رسالت و وظيفه اصلي بهداشت عمومي، استقرار تندرستي جامع و فراگير و باكيفيت تك تك افراد جامعه است.
توجه به نظافت و رعايت اصول بهداشتي مقولهاي فطري و ضامن بقاي نسل آدمي است.
خداوند يكتا در فطرت آدمي خداپرستي، طلب خير پاكي، بيزاري از ناپاكي و ميل به پاكيزگي را به امانت نهاده است.
براي مؤمنان، پاكيزگي مقدمه تقرب به خداوند تبارك و تعالي است.
نظافت ظاهر انسان با پاكي روح او پيوندي عميق دارد. همانگونه كه جمال ظاهر انسان حكايت از جمال باطن او ميكند.
داشتن سلامتي رواني و جسمي، انديشهاي روشن و زندگي شاداب به ما هديه ميدهد.
سلامت روان يعني؛ ما ميتوانيم از خودمان اخلاقي خوب و خُلقي شايسته انتظار داشته باشيم.
رعايت نكردن بهداشت جسمي، روح را آشفته و ذهن را زود خسته ميكند.
سلامت روان و بهداشت جسم، راهي براي رسيدن به آرامش روحي و رواني در محيط خانواده و اجتماع است.
بهداشت رواني و جسمي نشان شخصيت برجسته ماست. پس با رعايت آن براي وجودمان ارزش و احترام بيافرينيم.
پاكيزگي و رعايت بهداشت جسمي، اخلاقي شايسته و پسنديده از ما به نمايش ميگذارد.
سلامت و بهداشت رواني و جسمي، تضمين سلامتي فكر و شادابي و طراوتِ ماست.
روان سالم و جسمي پاكيزه، ما را به آفريدگار نزديك كرده و از پرخاشگري دور ميكند.
اگر ميخواهيم دوستان خودمان را براي مدتي طولاني حفظ كنيم، پس در رعايت پاكيزگي جسم و سلامت روانمان بكوشيم.
سلامت روان يعني؛ داشتن رواني آرام و دور از اضطراب و نگراني.
بهداشت جسمي علاوه بر زيبايي ظاهري، قلب ما را آرام كرده و عقلي روشن به ما ميبخشد.
خداي بزرگ آب را مايه حيات قرار داده تا با آن به نظافت و رعايت بهداشت بپردازيم و به اين ترتيب به ايمانمان نيز بيفزاييم.
روان سالم و بهداشت رواني و جسمي شاهراهي براي رسيدن به آرامش و رسيدن به آرامش، نزديكي به شادابي و حس جواني است.
با ورزش كردن به سلامت روانمان كمك كنيم تا آسودهتر به آينده بينديشيم.
بهداشت رواني و جسمي، انگيزه بهتر بودن و بهتر شدن را در وجودمان تقويت ميكند و ما را به كمال و اهداف متعالي سوق ميدهد.
داشتن جمع خانوادگيِ صميمي ميتواند روان فرد را به سلامت نزديك كند و او را از افسردگي و اضطراب دور نمايد.
مهرباني و مهرورزي رواني سالم به همراه دارد. پس محبت را از يكديگر دريغ نكنيم تا سلامت روانمان تضمين شود.
سلامت روان يعني؛ داشتن رواني عاري از ترس، دلهره، اضطراب، نگراني، استرس و... . پس هرگز رفتن نزد روانپزشك را دور از شأن خود ندانيم و از او براي دوري از اينها كمك بگيريم.
بيماري رواني را با سلامت روان مقايسه نكنيم و يكي ندانيم؛ چراكه سلامت روان راحتتر به دست ميآيد و بيماري رواني سختتر درمان ميشود.
بهداشت جسمي و رواني يعني؛ رسيدن به رضايت از خويش كه چيزي نيست جز احساس خوشبختي. كليد خوشبختي ما ميتواند همين بهداشت جسمي و رواني باشد كه گاهي واقعاً آن را ناديده ميگيريم.
با ايمان، راههاي زندگي را درنورد و آگاه باش كه پيوسته يگانهاي باتوست.
راز و نياز با خداوند يكتا سبب آرامش قلب و در نهايت سلامت روان ميشود. اگر ميخواهيد كودكانتان از اين امر بيبهره نمانند از دوران خردسالي آنها را به خداوند نزديك كنيد.
عشق، خوبي، مهرباني، شادي و خيرخواهي، هرگز پير نمي شوند، آنها را در خود بارور كنيد تا همواره روح و جسمتان جوان بماند.
فراموش نكن ترس چيزي نيست جز بازتاب افكار منفي شما. پس لطفاً آن را با افكار سازنده و مثبت عوض كنيد.
به خاطر بسپار براي آرامش روحت خودت را به خدا تسليم كن، ديگر لازم نيست نگران چيزي باشي، فرشتگان خدا پيشاپيش تو گام خواهند برداشت و راه را باز خواهند كرد.
يادتان باشد دست كم روزي سه بار لبخند زدن را تمرين كنيد تا از سلامت روان بهرهمند شويد.
فقط ده روز با خود بجنگيد و اجازه ندهيد هيچ فكر منفي در ذهن شما بيايد. سپس ده روز به حل مشكل فكر كنيد نه به خود مشكل. آنگاه شاهد رويش معجزه باشيد و به آرامش روان برسيد.
به ياد داشته باشيد با افرادي كه در كنارشان احساس بزرگي ميكنيد، دوستي كنيد. و همين امر سبب سلامت روح و روان شما ميشود.
كسي كه به اميد شانس مينشيند، سالها قبل مرده است! اين اميد به خداوند است كه روح انسان را صيقل ميدهد.
يادت باشد محبت، عظيمترين قدرت روي زمين است كه سبب سلامت جسم و روح انسان ميشود.
آرامش را از كودكان بياموزيد. ببينيد كودكان چگونه از هر لحظه خويش لذت ميبرند. چون كودكان باشيد و به آرامش دست يابيد.
من با خود پيمان ميبندم آنقدر قوي باشم كه همواره آسودهخاطر بمانم و در سلامت رواني بهسر ببرم.
اگر ميخواهيد روحي سالم داشته باشيد با تمام كساني كه برخورد ميكنيد در مورد شادي و شادكامي، خوشبختي و سعادت سخن بگوييد.
براي داشتن روان سالم به نيمه روشن هر چيز نگاه كنيم تا انديشه نيكبيني در ما محقق شود.
به بهترينها فكر و براي بهترينها تلاش كنيم و فقط انتظار بهترينها را داشته باشيم تا هميشه آسودهخاطر زندگي كنيم.
همانطور كه شيفته موفقيت خودمان هستيم، شيفته موفقيت ديگران نيز باشيم تا به آرامش برسيم.
بهتر است اشتباههاي گذشتهام را فراموش كنم و به كسب موفقيت در آينده بينديشم تا دچار درگيري ذهني نشوم.
در تمام اوقات، اظهار محبت و خوشرويي ميكنم و به تمامي كساني كه ميبينم لبخند ميزنم.
زمان خودم را صرف پيشرفت ميكنم تا جايي براي انتقاد از ديگري باقي نماند.
در برابر نگرانيها، بزرگوار، در برابر عصبانيت، بسيار نجيب و در برابر ترس، بسيار شجاع باشيم تا هميشه در سلامت رواني بهسر بريم.
افكار نيكمان را با اعمال بزرگ و نه با صداي بلند اعلام كنيم.
با اين باور زندگي كنيم كه اگر براي دستيابي به بهترينهاي درونمان ثابت قدم بمانيم، به اهدافمان ميرسيم و در نهايت از آرامش روحي برخوردار ميشويم.
هرگاه خود را دوست بداريد، تأييد كنيد و بپذيريد، تقريباً غير ممكن است كه به كارهاي محدودكننده، مخرب، كه جز شكست حاصلي ندارد، دست بزنيد.
البته هميشه نمي توان در هر كاري به مقام نخست رسيد در هر مسابقهاي برنده شد، اما بدون ترديد ميتوان همواره فردي مهم، ارزنده و از لحاظ روحي سالم باشيم.
پرداختن به كاري كه به آن عشق ميورزيد، اساسيترين شرط گشايش دروازه فراواني نعمت در زندگي شماست؛ چراكه آرامش را براي شما به ارمغان ميآورد.
كسي شما را براي خشمناك شدنتان مجازات نميكند، همين خشم است كه شما را به كيفر ميرساند. از شما سلب آرامش ميكند.
به جاي اينكه به باغ ديگران سرك بكشيد و ذهن خود را به كار ايشان معطوف كنيد به كار خود بپردازيد و هر چه ميخواهيد در باغ خويش بكاريد و از اين طريق به سلامت روحي برسيد.
زنده نگاه داشتن ذكر و ياد هميشگي خدا، مانع از افتادن انسان به دام بيماريهاي روحي و رواني ميشود و او را به امنيت و سلامت روان رهنمون ميسازد.
خدامحوري و ايمان به خداي قادر متعال، انسان را از نگراني، اضطراب و دغدغه امان ميدارد و در برابر ناملايمات زندگي، استوار و آسيبناپذير ميكند. اين يگانه راه رسيدن به سلامت رواني است.
خداشناسي گامي است به سوي خودشناسي، و خودشناسي و خوديابي اثر مستقيم بر سلامت روان دارد.
نيايش و ارتباط با خدا موجب صفاي دل، متانت رفتار، انبساط خاطر، نشاط و شادي پايدار و رضايت خاطر ميشود.
ارتباط با خدا در سختيها،
و بحران هاي زندگي به انسان آرامش ميدهد و توكل و توسل به او سبب كنترل استرسها و تنشهاي فرد ميشود.
معنويت و ارتباط با خدا از مهمترين اصولي است كه بخش مهمي از سلامت رواني را تأمين ميكند.
سلامت روان چيزي فراتر از نداشتن علائم بيماري رواني است.
سلامت روان يعني؛ فرد بتواند عملكرد موفق و عالي از نظر تفكر، خلق و خو و رفتار در محيط زندگي داشته باشد.
سلامت روان يعني؛ فرد بتواند فعاليتهاي مفيدي در جامعه داشته باشد، روابطي مثبت با ديگران برقرار كند، با مشكلات و استرسها و ناملايمات زندگي كنارايد و توانايي كمك به ديگران را هم داشته باشد.
راه رسيدن به سلامت روان، راه دشواري است و يك امر تصادفي نيست كه يك شبه اتفاق بيفتد. نياز به پشتكار و زحمت فراوان دارد.
يادمان باشد: هسته اوليه بهداشت و سلامت روان در خانواده گذاشته ميشود.
پدر و مادر با تربيت سازنده و صحيح خود و ايجاد فضاي گرم و صميمي، ميتوانند فرزنداني سالم از نظر سلامت روان تربيت كنند.
نماز رابطهاي خاضعانه و خاشعانه بين انسان و پروردگار است. برقراري چنين رابطهاي در برابر آفريدگار تمام هستي، نيرويي معنوي به انسان ميبخشد كه حسن صفاي روحي و آرامش قلبي و اهميت رواني را در او برميانگيزد.
انسان بايد از اين توانايي برخوردار باشد كه استرسها را به عنوان يكي از واقعيتهاي زندگي بپذيرد و بدون فرار از مشكلات، با آنها مقابله كند.
در ايمان به خدا نيروي خارقالعادهاي وجود دارد كه نوعي قدرت معنوي به انسان ميبخشد و در تحمل سختيهاي زندگي روزمره او را كمك ميكند.
قرآن كريم و توصيههاي پيامبران و ائمه اطهار در قالب آيات و احاديث و سيره، بر ضرورت و اهميت موضوع سلامتي، بهداشت و تأثير آن در زندگي دنيوي و اُخروي اشاره فراوان دارند.
در مباني بهداشت اسلامي، رعايت و حفظ سلامتي از مصالح عمومي نظام اجتماعي و بخشي از مسئوليت همگاني شمرده ميشود.
انسان وقتي در مقابل قادر متعال ميايستد، از همه اشتغالها و مشكلهاي دنيا روي برميگرداند و تمام حواس خود را متوجه خدا ميكند. در نتيجه حالتي از آرامسازي كامل و آرامش روان در او ايجاد ميشود كه از نظر درماني تأثير بسزايي در كاهش اضطراب و نگراني او دارد.
افراد برخوردار از سلامت رواني، نسبت به زندگي، نگرش مثبت دارند، آماده برخورد با مشكلات زندگي هستند و در مورد خود و ديگران احساس خوبي دارند.
بهداشت روان دانش و هنري است كه به افراد كمك ميكند تا با ايجاد روشهاي صحيح از لحاظ رواني و عاطفي بتوانند با محيط سازگاري نموده و راه حلهاي مفيد و مطلوبي را براي حل مشكلات خود انتخاب كنند.
داشتن تفريحات متنوع به خصوص فعاليتهاي جسماني، مثل ورزش و همچنين تفريحات اجتماعي بيشترين تأثير را بر كاهش احساسات ناخوشايند مثل افسردگي، احساس ملالت، اضطراب داشته و سطح و ميزان شادي را افزايش ميدهند.
سلامت جسم بستر مناسبي براي رسيدن به احساس امنيت درون و سلامت ذهن و روان است.
نوع نگرش و باورهاي آدمي درباره زندگي و محيط اطراف خود و نيز تعهدات ارزشي و ويژگيهاي زندگي فردي و اجتماعي انسان، در بهرهمندي از بهداشت رواني مطلوب بسيار اثر گذارند.
محيط سالم زمينهساز سعادت و كمال انسان در دنيا و آخرت است؛ چراكه انسان ميتواند در پناه آن، به تربيت جسم و جان خويش بپردازد.
سلامت محيط بر هوش و استعداد و لياقتهاي فردي اثر ميگذارد و ميانهروي در اخلاق و منش متأثر از ميانهروي در محيط است.
محيطهاي سالم و سرشار از نشاط باروركننده افكار، ايدهها و انديشههاي مترقي خواهد بود.
به طور قطع اولين شرط داشتن روحي سالم، جسم سالم است و جسم سالم نيز فقط زماني حاصل ميشود كه انسان از محيط زيست طبيعي سالم و دلگشا بهرهمند باشد.
محيط زيست بر هوش و استعداد، درايت و كفايت فردي اثر ميگذارد و سلامتي عقل و روح در اعمال و رفتار در گرو سلامت محيط پيرامون است.
كودك و سلامت رواني
با كودك به گونهاي رفتار كنيد كه احساس كند انديشه، احساس و ارزش او به عنوان يك انسان، پذيرفته ميشود.
سعي كنيد محدوديتها براي كودك شفاف، منصفانه، غيرظالمانه و قابل مذاكره باشد.
محدوديتهايي كه براي كودكان در نظر ميگيريد، بايد بر اساس معيارهاي قابل دسترس باشد.
به كودك به عنوان يك انسان احترام بگذاريد.
از خشونت و تحقير و تمسخر عليه كودك استفاده نكنيد.
نيازها و خواستههاي كودكان را جدي بگيريد.
كودك به ايجاد محيطي نياز دارد كه در آن احساس مهر و توجه بكند.
هرچه وحشت كودك بيشتر باشد و هر چه در سنين پايينتر اين وحشت را تجربه كرده باشد، ايجاد و احساس عزت نفس در او دشوارتر ميشود.
كودكي كه مهر و عشق را تجربه ميكند، اين احساس را به درون ميريزد و خود را موجودي دوستداشتني در نظر ميگيرد.
عشق را ميتوان با كلام، با لمس، با رفتارهاي مهرانگيز و با شادي و خشنودي از داشتن كودك به او منتقل ساخت.
پدر و مادر اگر عشق را به كودك انتقال ندهند، ممكن است خشم و نوميدي را به او انتقال دهند.
اگر به انديشه و احساسات كودكي بها داده شود، اين را درونيابي ميكند و خودپذيري را ميآموزد.
خودپذيري در كودك زماني مصداق پيدا ميكند كه به احساسات و انديشههاي كودك گوش بدهيم و در برابر او با توهين، موعظه، مشاجره، بحث و منازعه برخورد نكنيم.
اگر از كودك بخواهيم احساسش را مطابق ميل ما ابراز كند، به رشد و تعالي او كمك نكردهايم.
كودكي كه از ناحيه بزرگترها احترام ميشود، احترام به خويشتن را ميآموزد.
احترام گذاشتن به كودك بايد نظير همان اقدامي باشد كه ما به بزرگترها ميگذاريم.
كلماتي مانند «لطفاً» و «متشكرم»، منزلت كودكان را تأكيد ميكنند.
قبل از آنكه كودك خود را «بيدست و پا» بناميد از خود سؤال كنيم كه آيا ميخواهيد اينگونه باشد؟
اگر كودك در خانهاي بزرگ شود كه همه افراد با ادب با هم صحبت ميكنند، رسم ادب و نزاكت را ميآموزد.
اين حقيقت كه فرزندمان را دوست داريم، تضميني نيست كه با او درست حرف ميزنيم و بدين معنا نيست كه احترام، خود به خود رعايت خواهد شد.
علاقه طبيعي كودك اين است كه او را ببينند و درك كنند، سخنش را بشنوند و واكنش مناسب نشان دهند.
توجه به بچهها بايد متناسب با سن و سال آنها باشد.
آيا ميدانيد تعريف و تحسين اگر بيمورد باشد به عزت نفس كودك آسيب ميرساند؟
آيا ميدانيد تعريف و تحسين اگر با ارزيابي همراه باشد براي كودك مناسب نيست، اما اگر از روي قدرشناسي باشد عزت نفس كودك را تقويت ميكند؟
هر چه تعريف و تمجيد ما مشخصتر باشد، براي كودك معنادارتر است و چنانچه كلي و مبهم باشد كودك در برابر اين سؤال قرار ميگيرد كه از كدام كار او تعريف شده است.
تعريف و تمجيد نه تنها بايد مشخص و به موضوع به خصوصي اشاره داشته باشد، بلكه بايد با هدفي كه پيگيري ميشود، سازگار باشد.
به كودك امكان دهيد تا انديشه مستقل داشته باشد.
به خاطر داشته باشيد كه با زير سؤال بردن ارزش، هوش، فراست، اخلاق، منش، قصد، نيت و يا روان كودك به هدف مثبتي نميرسيد.
تاكنون كسي با شنيدن اين توصيف كه «آدم بدي است»، به «آدمي خوب» تبديل نشده است.
پدر و مادر منطقي براي فرزندان خود معيارهاي اخلاقي وضع ميكنند و از آنها ميخواهند كه اين معيارها را رعايت كنند.
بچهها ميخواهند بدانند كه بزرگترها از آنها چه انتظارهايي دارند و نداشتن انتظار از احساس امنيت خاطر آنها ميكاهد.
«اميدوارم و آرزو ميكنم» زيبنده كودكان است.
سلامت و ابعاد خوب زيستن
اگر زندگي هدفمند و همراه با قاطعيت نباشد دست بخت و اقبال و شانس ميشود.
زندگي هدفمند يعني؛ از تمام نيروي خود براي رسيدن به هدفهايي كه براي زندگي خود برگزيدهايم استفاده كنيم.
هدف است كه به ما انرژي ميدهد و ما را به جلو ميبرد.
توانايي مهم است اما مهمتر، آن است كه اين توانايي را به اجرا بگذاري.
انسانهاي هدفمند با توجه به توانمنديهايي كه دارند، براي خود هدفهايي در نظر ميگيرند و براي دستيابي به آن ميكوشند.
براي آنكه هدفي تحقق پيدا كند، بايد خاص و روشن باشد.
بايد بدانيد هدفي كه برنامه عملي براي رسيدن به آن وجود نداشته باشد، هرگز تحقق پيدا نميكند.
زندگي هدفمند، مستلزم داشتن نظم و انضباط مشخص است.
نظم و انضباط شخصي، وسيلهاي در خدمت تحقق هدف است.
داشتن زندگي هدفمند و منضبط، هرگز به اين معنا نيست كه تفريح، استراحت و آرامش نداشته باشيم؛ بلكه منظور اين است كه اقداماتمان آگاهانه باشد و براي پرداختن به اين فعاليتها اقدامي سالم و مناسب داشته باشيم.
زندگي هدفمند يعني؛ قبول مسئوليت در تعيين هدفها به طور آگاهانه.
زندگي هدفمند يعني؛ تدوين اقداماتي براي جامه عمل پوشاندن به هدفها.
زندگي هدفمند يعني؛ توجه به نتايج اعمال و رفتار خود و حصول اطمينان از اينكه اقدامات، به تحقق هدفهاي ما كمك ميكنند.
فردي كه هدفهاي منطقي داشته باشد، شايسته موفقيت است.
سعادت، خوشبختي و موفقيت حق طبيعي هر انسان است.
آيا ميدانيد هرچه درباره علايق، ارزشها، نيازها و هدفهاي خود اطلاعات بيشتري داشته باشيد زندگي شما بهتر ميشود؟
اگر اشتباههاي خود را اصلاح كنيد، به مراتب بهتر از آن است كه وانمود نماييد اشتباهي وجود نداشته است.
بستن عمدي چشمها، واقعيت را غير واقعيت و حقيقي را غيرحقيقي نميكند.
احترام به حقايق و واقعيتها، نتايجي بهتر از بيتوجهي به آنها به دست ميدهد.
بقا و سعادت انسان با آگاهي او در رابطه است.
ارزشهايي كه به زندگي و موفقيت انسان كمك ميكند، برتر از ارزشهايي است كه زندگي انسان را به خطر مياندازد.
عزت نفس يكي از نيازهاي اصلي انساني است كه براي سازگار شدن و رسيدن او به موفقيت ضرورت دارد.
هر چه عزت نفس افزايش يابد، امكان فاصله گرفتن از موقعيت رشد و تعالي كاهش پيدا ميكند.
از ميان همه داوريهايي كه در زندگي ميكنيم، هيچ كدام به اندازه داوري روي خودمان اهميت ندارد.
فرد بدون عزت نفس، نميتواند به امكانات بالقوه خود دست يابد.
آيا ميدانيد بيشتر اشخاص، توانايي خود را در تغيير گردن دست كم ميگيرند؟
به توانايي خود در انديشيدن و كنار آمدن با چالشهاي اوليه زندگي اعتماد كنيم.
موفق و شاد بودن، احساس ارزشمند بودن و شايسته بودن از ثمرات تلاشهاي خويشتن است.
آيا ميدانيد بسياري از كاميابيها نعمت نيست، بلكه كيفيتي است كه آن را در طي زمان به دست ميآوريم؟
اعتماد كردن به ذهن و دانستن اينكه همه شايسته رسيدن به خوشبختي هستند جوهر عزت نفس است.
با صحه گذاشتن به توانايي انديشيدن خود و انجام فعاليتهاي آگاهانه، زندگي بهتر را تجربه كنيد.
ارزش عزت نفس در اين نيست كه به ما امكان ميدهد احساس بهتري داشته باشيم، بلكه به ما فرصتي ميدهد تا بهتر زندگي كنيم.
عزت نفس از مجموع افكار، احساسات، عواطف و تجربيات در طول زندگي حاصل ميشود.
ارزيابي و تجربهاي كه از خويش داريم باعث ميشود كه نسبت به خود احساس خوش ارزشمند بودن و يا برعكس احساس ناخوشايند بيكفايتي داشته باشيم.
عزت نفس براي بقا و سلامت رواني انسان حياتي است.
عزت نفس يكي از ملزومات عاطفي زندگي است و بدون آن بسياري از نيازهاي اساسي برآورده نميشود.
اگر نوزاد در خانوادهاي متولد شود كه آن خانواده پذيرنده او باشند و مورد محبت، علاقه و نوازش والدين قرار گيرد در طي رشد و تكامل خود احساس ارزشمندي ميكند و والدين را به عنوان موضوعات خوب دروني ميسازد.
در نحوه شكلگيري عزت نفس كيفيت روابط در كودكي اهميت اساسي دارد.
اگر رابطه مادر و فرزند سالم باشد، كودك خواهد توانست، در مورد خود و توانايي برقراري روابط شخصي صميمي در بزرگسالي، احساس مثبت داشته باشد.
شكست در ايجاد، دلبستگي عاطفي به مادر ميتواند به اضطراب دائمي ناشي از بيتوجهي و يا طرد منجر شود.
پيامهايي كه كودكان، به مرور با گذشت زمان، از افراد مهم پيرامون خود در مورد خودشان دريافت ميكنند براي سلامت نفس آنان بسيار مهم است.
نخستين نظر و احساسي كه كودك نسبت به خويشتن پيدا ميكند. برداشت پيچيدهاي است كه از واكنشهاي ساير افراد مهم ناشي شده است.
براي خود به عنوان يك انسان با ويژگيها، تواناييها و محدوديتهايي كه داريد ارزش قائل شويد.
به دنيا نگرش مثبت داشته باشيد و از استعدادهاي خود به خوبي استفاده كنيد.
احترام كودك را حفظ كنيم، به حرفهاي او گوش دهيم، براي او وقت بگذاريم و رفتار او را تشويق كنيم و تنها و به دنبال تصحيح اشتباهات او نباشيم.
از تهديدهاي بياساس كودكان پرهيز نماييد.
به جاي تكيه بر نتايج سنجش ديگران، بهتر است به معيارها و ارزشهاي محكم خود در زندگي تكيه كنيد.
احساسات خود را مخفي نكنيد و سعي كنيد به شيوه مناسب آنها را بروز دهيد.
خود را به عنوان شخصي منحصر به فرد با تواناييهاي خاص دوست داشته باشيد.
تواناييهاي خود را باور داشته باشيد و به آنها افتخار كنيد.
براي كسب كرامت نفس بر شغل يا موفقيت اجتماعي خود كنترل داشته باشيد، نه اين كه موقعيتها بر شمار حكمراني كنند.
براي حفظ عزت نفس خود به جاي تكيه بر نتايج سنجش ديگران، بهتر است به معيارها و ارزشهاي محكم خود در زندگي تكيه كنيد.
يادگيري فعاليتهايي كه باعث آرامش ميگردد موجب بهتر شدن كيفيت زندگي خواهد شد.
افراد آرامتر مشكلات كمتري با حافظه خود دارند و احتمالاً ناهمواريهاي زندگي را راحت ميپذيرند.
بهترين سرمايهگذاري در زندگي ارتقاء عزت نفس است.
يكي از مهمترين منابعي كه بايد در نوجوانان تقويت شود احساس ارزشمند بودن است.
هرچه احساس عزت نفس قويتر باشد و كودكان و نوجوانان و جوانان ارزش بيشتري براي خود قائل شوند سالمتر خواهند بود.
يكي از مهمترين عواملي كه باعث ميشود كودكان و نوجوانان كمتر دچار آسيب اجتماعي شوند عزت نفس است.
يادمان باشد يكي از عوامل بزهكاري در نوجوانان، كمبود عزت نفس است.
براي افزايش عزت نفس در فرزندانمان، به آنان حق انتخاب بدهيم.
يكي از راههاي كسب عزت نفس در فرزندانمان، تجليل از آنان به هنگام درست رفتار كردنشان است.
مقايسه فرزندانمان با ديگران ميتواند مانند سمّي مهلك، عزت نفسشان را از پا درآورد.
يادمان باشد: تحسين، پاداش انجام كار است با اين روش اعتماد به نفس فرزندانمان را بالا ببريم.
توجه كافي به نيازهاي عاطفي كودكان؛ عاملي براي افزايش اعتماد به نفس و عزت نفس آنان است.
يادمان باشد: آموزش مهارتهاي زندگي، راهي براي افزايش عزت نفس فرزندانمان است.
عزت نفس، يكي از پشتوانههاي محكمي است كه ميتواند فرزندانمان را در مقابل چالشهاي دنياي خارج استوار كند.
يادمان باشد: كودكاني كه احساس بهتري نسبت به خودشان دارند راحتتر ميتوانند از پس مشكلات برآيند.
عزت نفس، اطمينان به خود و ارزش قائل شدن براي خود را به همراه ميآورد.
يادمان باشد: تصور خوب از خود داشتن، در سلامت رواني افراد نقش تعيينكنندهاي در سرنوشت دارد.
يادمان باشد: عزت نفس در كودكان، در رشد كيفيت تحصيلي و عملكردهاي آنان نقش سازندهاي خواهد داشت.
كودكان كه عزت نفس خوبي دارند: از بقيه كودكان منظمترند.
كودكاني كه عزت نفس خوبي دارند، در جامعه توانمندتر ظاهر خواهند شد.
اگر كودكانمان عزت نفس داشته باشند در برابر فشارهاي منفي، راحتتر مقاومت ميكنند.
عزت نفس سالم با رفتار عقلاني، واقعگرايي، فراست، خلاقيت، استقلال، انعطافپذيري، توانايي قبول تغيير، تمايل به اذعان اشتباهات و اصلاح آنها، خيرخواهي و همكاري و تعاون در ارتباط مستقيم است.
به خود احترام بگذاريم و بخواهيم ديگران نيز با ما رفتار محترمانه داشته باشند.
عزت نفس، حامي زندگي و متعاليكننده آن است.
عزت نفس، وسيلهاي در خدمت دستيابي به هدف است.
با داشتن عزت نفس سريعتر ميتوانيم در پي هر شكست و سقوط، روي پايمان بايستيم و نيروي بيشتري داريم تا از نو شروع كنيم.
احترام گذاشتن به خود، مقدمه و شرط لازم احترام گذاشتن به ديگران است.
عزت نفس بالا، بهترين نشانه سعادت شخص است.
اگر خودتان را دوست نداشته باشيد، قبولش دشوار است كه ديگران شما را دوست داشته باشند.
آيا ميدانيد حقير پنداشتن ديگران از كمي عزت نفس است؟
آيا ميدانيد تصور ما از آينده، بيش از آنچه در گذشته تجربه كردهايم روي موفقيت آتي ما اثر ميگذارد؟
براي تجربه شادي تلاش كنيم نه براي گريز از رنج و محنت.
ذهن انسان مانند قلب كه خون را به درون رگها ميفرستد دانش را به دقت نياز آزاد نميكند، انتخاب ميان انديشيدن و نينديشيدن بر عهده ماست.
باور خودتوانمندي هرگز به اين معنا نيست كه هرگز اشتباه نكنيم؛ بلكه به اين معنا است كه ميتوانيم فكر كنيم، قضاوت داشته باشيم، بدانيم و اشتباههاي خود را اصلاح كنيم.
باور خودتوانمندي به اين معنا نيست كه ميتوانيم بر همه چالشهاي زندگي پيروز شويم؛ بدين معناست كه بدانيم و باور داشته باشيم كه ميتوانيم آنچه را لازم داريم بياموزيم و با چالشهاي زندگي برخورد معقولانه بكنيم.
باور خودتوانمندي يعني؛ اطمينان به توانايي انديشيدن و داشتن اطمينان به آگاهي و طرز استفاده كردن از آن
داشتن محيط خانوادگي مطلوب، منطقي يكي از ريشههاي باور به خودتوانمندي است.
به خاطر بسپاريد كه درك كردن و فهميدن امكانپذير است و انديشيدن بيهوده نيست.
احترام به خود، باور داشتن ارزشهاي خويشتن است.
خود را شايسته بدانيم، از خود مراقبت كنيم، به خود علاقهمند باشيم و بدانيم كه موجودي ارزشمند هستيم.
فايده و سودمندي اعمال خود را ارزشگذاري كنيد تا رفتار مناسبي داشته باشيد.
كسي كه خود را خوب و مناسب بداند، خود را شايسته موفقيت، سلامت و خوشبختي در نظر ميگيرد.
پذيرفتن اضطراب و مديريت آن، هرگز دشوار نيست، اگر به ذهن خود اطمينان كنيد و «زندگي» را «شكست» تلقي نكنيد.
در شرايط استرس و فشارهاي رواني از خود مقاومت و پايداري نشان دهيد.
افراد خلاق در مقايسه با ديگران بيشتر به علامتها و اشارات دروني خود بها ميدهند و به جاي پرداختن به آرا و نظريات ديگران به ذهنيات خود توجه دارند.
كسي كه براي رسيدن به موفقيت و خوشبختي و براي دستيابي به اهداف خود مسئوليتپذير باشد عزت نفس دارد.
باور كنيم ذهني كه به خود اعتماد كند، سبكبال و بانشاط است.
چسبيدن به گذشته در شرايط تغيير اوضاع و شرايط؛ نشانه نداشتن امنيت خاطر و اعتماد به خويشتن است.
واقعيتها در مقايسه با باورها از اولويت بالاتري برخوردارند.
اگر به كودك احترام گذاشته شود، او احترام را به دل ميريزد، درونسازي ميكند و بعد متقابلاً به ديگران مهر ميورزد و به آنها احترام ميگذارد.
زيستن حق شماست. پس اطمينان حاصل كنيد كه به خودتان تعلق داريد.
احساسات ما ميتوانند انديشه را تشويق و يا دلسرد كنند.
احساسات ما ميتوانند ما را به جانب احساس توانمندي سوق دهند و يا از آن دور كنند.
زندگي كودك در شرايط وابستگي كامل شروع ميشود، اما زندگي و رفاه خوش او در رسيدن به سادهترين ضروريات تا پيچيدهترين ارزشها با توانايي او در فكر كردن رابطه دارد.
به تجربياتي كه در دوران كودكي، كودك را به فكر كردن، اطمينان به خود و استقلال تشويق و تشويق ميكند بها دهيم.
كسي كه محيط خود را بهتر بشناسد، بهتر ميتواند در آن زندگي كند.
ذهن ما ابزار اوليه و اصل بقاي ماست، اگر به آن خيانت كنيم عزت نفس ما خدشهدار ميشود، فرار از واقعيتها نمونه خيانت به ذهن است.
آيا ميدانيد از طريق انتخابهاي گوناگون كه ميان انديشيدن و نينديشيدن ميكنيم، به آن كسي كه هستيم تبديل ميشويم.
زندگي آگاهانه تحت تأثير هوش نيست؛ بلكه زندگي آگاهانه يعني؛ توجه داشتن به همه چيزهايي كه روي اعمال، مقاصد، ارزشها و هدفهاي ما اثر ميگذارد.
زندگي بدون آگاهي يعني؛ «ميدانم كه عادت غذايي مرا بيمار ميكند اما...».
زندگي بدون آگاهي يعني؛ «ميدانم كه اسراف ميكنم اما... »
زندگي آگاهانه يعني؛ اينكه عوامل سلامتي خود را تشخيص دهيم و به آن عمل كنيم.
سرگرمي اصلي كودك در آموختن خلاصه ميشود. پس بايد اين عادت را به دوران بلوغ خود ببرد، تا آگاهي براي او، نه يك بار سنگين بلكه يك شادي شود.
هراس و تألم را بايد يك نشانه در نظر بگيريم تا نه تنها چشمانمان را نبنديم، بلكه آنها را بازتر كنيم.
اگر يكي از هدفهاي شما داشتن زندگي سالم است، بايد به اين نكته توجه داشته باشيد كه آيا ميدانيد زندگي سالم از چه كيفيتي برخوردار است؟ آيا برنامه اقدامي براي آن داريد؟ در حال حاضر در چه فاصلهاي از آن قرار دارد؟
براي رسيدن به مقصد و هدفهايمان در زندگي نميتوانيم يك بار و براي هميشه جهت حركتي را در نظر بگيريم و انتظار داشته باشيم كه حتماً به هدف خود ميرسيم.
بيتوجهي به ارزشهايي كه اعمال شخصي ما را تنظيم ميكند يكي از نشانههاي زندگي ناآگاهانه است.
اعتياد، فرار از آگاهي، احساس ناتوانمندي و رنج و ناراحتي است.
وقتي به مواد تحريككننده معتاد ميشويم، از ناراحتيها و افسردگيهايي كه ميخواهيم بر آنها نقاب بزنيم اجتناب ميكنيم و اين در واقع اجتناب كردن از آگاهي است.
اگر با اطمينان چيزي را مصرف كنيم كه برايمان خطرناك است در واقع دريچه آگاهي را در خودمان بستهايم.
اشتباه است اگر گمان كنيم كه سعادت و خوشبختي ما به دست ديگران است.
اشتباه است اگر گمان كنيم تنها در صورتي ميتوانيم خود را دوست بداريم كه ديگران ما را دوست بدارند.
آيا ميدانيد قبول مسئوليت در قبال خوشبختي، خود نيرودهنده است و افسار زندگي ما را به دست خودمان ميدهد؟
آيا ميدانيد ما با كار كردن از موجوديت خود حمايت ميكنيم و با پرداختن به كارهاي هدفمند به انسان بودن خود چيزي ميافزاييم؟
بدون داشتن هدفهاي مؤثر و مولد و تلاشهاي سازنده ما براي هميشه كودك باقي ميمانيم.
لازمه زندگي پويا، داشتن انديشه مستقل است و اين خلاف سازكار شدن انفعالي با باورهاي ديگران است.
انديشيدن مستقل، لازمه زندگي آگاهانه و داشتن مسئوليت در برابر خويشتن است.
ابراز وجود كردن يعني؛ احترام گذاشتن به خواستهها، نيازها و ارزشهاي خود و هرگز به معناي مشاجره و ستيزهجويي و پرخاشگريهاي بيمورد نيست.
ابراز وجود كردن به معناي روي پاي خود ايستادن، حرف خود را زدن و خود بودن است و به اين معناست كه به خود در همه زمينههاي انساني احترام بگذاريم.
آيا ميدانيد ابراز وجود اگر آگاهانه نباشد، ابراز وجود نيست و مانند رانندگي كردن در حالت جنون است؟
ابراز وجود كردن آرزو داشتن نيست، بلكه تبديل نمودن اين آرزو به حقيقت است.
ابراز وجود كردن با انديشيدن آغاز ميشود ولي با انديشيدن تمام نميشود.
ابراز وجود كردن، مستلزم اين باور است كه براي خود حقي قائل شويم و بدانيم كه زندگي ما به خاطر ديگران نيست و قرار نيست كه مطابق ميل و خواسته ديگران ظاهر بشويم.
ابراز وجود كردن، مستلزم داشتن تمايل در استقبال از چالشهاي زندگي است، نه فرار از آنها.
انسان خردمند كسي است كه از يك سو استقلال و از سوي ديگر توانايي براي داشتن صميميت و انساني را داشته باشد.
خودپذير بودن يعني؛ در جانب خود قرار گرفتن و براي خود بودن.
خودپذير بودن يعني؛ من زندهام و از آگاهي لازم برخوردارم.
خودپذير بودن يعني؛ اينكه در مقام تأييد خود حرف زدن چيزي است كه حق مسلّم ماست و با اين حال اغلب به آن بيتوجهيم.
خودپذير بودن يعني؛ آنكه رابطه مخرب با خويشتن را كنار بگذاريم.
ميل به تجربه كردن و پذيرفتن احساسات خود، هرگز به اين معنا نيست كه احساس بايد آخرين حرف را در كاري كه انجام ميدهيم بزند.
ممكن است امروز حوصله سر كار رفتن را نداشته باشيد، اما ميتوانيد احساس خود را بيان كنيد و آن را بپذيريد و با اين حال سر كار برويد، در اين صورت با ذهن بازتري كار ميكنيد و خود را فريب نميدهيد.
خودپذيري، پيششرط رشد و تحول است.
اگر اشتباهي را كه انجام دادهايم بپذيريم، ميتوانيم از آن درسي بياموزيم و در آينده بهتر ظاهر شويم.
اگر اشتباهات خود را نپذيريد، مطلبي از آن نخواهيد آموخت.
اگر نپذيريد كه اغلب در بيخبري به سر ميبريد، چگونه ميتوانيد زندگي كردن را بياموزيد؟
اگر نپذيريم كه غير مسئولانه زندگي ميكنيم، چگونه ميتوانيم آگاهانه زندگي كنيم؟
وقتي عملي را نفي ميكنيم و درباره زشتي آن حرف ميزنيم و با اين حال آن را انجام ميدهيم بايد بدانيم كدام انگيزه باعث انجام آن عمل شده است؟ و يا چه عاملي سبب شده كه دست كم احساس كني ميتواني از عمل خود دفاع كني؟
كسي كه در قبال خود مسئوليت قبول ميكند، نشان ميدهد كه از عزت نفس برخوردار است.
اگر تحقق خواستههاي من نيازمند مشاركت ديگران باشد، من مسئولم كه بدانم آنها متقابلاً از من چه انتظاري دارند، بايد به علايق و منافع ديگران احترام بگذارم و بدانم كه اگر همكاري و كمك آنها را ميخواهم بايد متقابلاً خواستهها و منافع آنها را رعايت كنم.
اگر من انتخابكننده هستم، بايد به اين حقيقت توجه داشته باشم كه بدون ترديد مسئوليت خوب يا بد انتخابهايم بر عهده من است.
آيا ميدانيد وقتي ديگران را مسئول اقدامات خود معرفي ميكنيد در واقع از واقعيت فرار ميكنيد؟
سلامتي و راه رسيدن به آرامش و موفقيت در زندگي
آرامش گوهر گرانسنگ و حياتبخش است كه هر كسي در هر شرايطي ميتواند آن را به دست آورد.
آرامش از خواستههاي اساسي و قلبي همه انسانها از هر گروه و آيين است.
آرامش كالاي باارزشي است كه پس از ناياب شدن، ارزش آن، بيشتر شناخته ميشود.
سقوط بشر به دره ترسناك شرك و پايبند نبودن به آيين حق، تعهد نداشتن به دستورهاي آسماني، روي آوردن به منطق هوا و هوس و دور شدن انسان از هويت واقعي خويش، راز اصلي اضطراب و تشويش در جامعه است.
زماني آدمي به آرامش دست مييابد كه ياد خدا و احساس حضور او، بر قلبش اثر گذاشته باشد.
اضطراب اگر به انگيزه روي آوردن به كار و تلاش باشد مثبت و مفيد است و اين نگراني نيروبخش و كارآمد است.
اضطراب اگر عامل اختلال توانمنديهاي روحي، جسمي و سبب كاهش توانايي فكري و جسمي شود منفي و زيانبار است.
اگر به طور كلي نگراني از زندگي ريشهكن شود، انگيزه و قدرت حركت آدمي نيز از بين ميرود.
آيا ميدانيد اضطراب شديد، غالباً به صورت افسردگي، نگراني و روانپريشي بروز ميكند؟
آيا ميدانيد بسياري از نگراني ها، ناامنيهاي روحي و ناهنجاريهاي باطني، احساس پوچي در زندگي، بيتفاوتي نسبت به مسئوليتها، انديشيدن و روي آوردن به برخي بزهكاريها در اضطراب درون ريشه دارد؟
آيا ميدانيد بخش قابل ملاحظهاي از بيماريهاي بدن، ناشي از هيجانهاي روحي، نگرانيها و اضطرابهاي رواني است؟
آيا ميدانيد شدت و ضعف زخمهاي معده، اغلب نسبت مستقيم با شدت و ضعف درجه هيجانات رواني دارد؟
آيا ميدانيد ترس، نگراني، حسد، خودپسندي فوقالعاده، سازگار نبودن با محيط، علل مؤثر بيماريهاي معده و زخمهاي آن ميباشد؟
آيا ميدانيد فشار خون از نگراني به وجود ميآيد؟
آيا ميدانيد نااميدي پديدآورنده غم و اضطراب است؟
امام علي عليه السلام : «آنگاه كه نااميدي بر دل غالب شود، تأسف، همراه نگراني آدمي را از پا درميآورد».(1)
امام علي عليه السلام : «اندوه و غم، بدن آدمي را ويران ميكند».(2)
انسانهاي نااميد، در فراخناي زندگي به تاريكيها چشم ميدوزند و روشنايي را نمينگرند.
آيا ميدانيد ترديد و دودلي از عوامل اضطراب است؟
آيا ميدانيد انجام ندادن كارهاي روزانه در فرصت مناسب، ميتواند زمينهساز بروز اضطراب باشد.
ترديد و دودلي، بيشتر در نداشتن دقت كافي، يا نداشتن شهامت ريشه دارد.
زندگي و هر مسئله كوچكي را آنقدر جدي تلقي نكنيد، هر چند وقت يك بار زندگي را شوخي بگيريد و با سرزندگي و سبكبالي با رخدادها برخورد كنيد و ببينيد كه روز شما چقدر زيبا و شاديآفرين خواهد بود.
براي رسيدن به آرامش از رنج نهراسيد. شادي را جايگزين غم كنيد. براي زندگي خود هدف و مقصودي تعيين نماييد. شما به دنيا نيامدهايد تا فضايي را اشغال كنيد.
براي رسيدن به آرامش، دامنه توقعها و انتظارهاي خود را كوتاه و كوتاهتر كنيد تا زندگي آرام و دلپذيري داشته باشيد.
براي رسيدن به آرامش در تمام مراحل زندگي، مسئوليت كامل اعمالتان را برعهده بگيريد. از اينكه ديگران را مقصر بدانيد و بهانه آوريد دست برداريد.
براي رسيدن به آرامش نگران نباشيد كه مردم درباره شما چه فكر ميكنند. در واقع آنها اصلاً راجع به شما فكر نميكنند.
هنگامي آرامش و اعتماد به نفس را تجربه خواهيد كرد كه بدانيد كار درست را انجام ميدهيد، صرف نظر از اينكه به چه قيمتي تمام ميشود.
يادتان باشد مردم گفتههاي شما را فراموش ميكنند. آنها فقط به آنچه انجام ميدهيد توجه دارند.
آرامش فكري را بالاترين هدف زندگي خود قرار دهيد و بر اساس آن براي زندگي خود برنامهريزي كنيد.
براي رسيدن به آرامش از همين امروز تصميم بگيريد كه يا از موقعيتهايي كه باعث ناراحتي و ايجاد استرس در شما ميشود دوري كنيد و يا آنها را حل و فصل نماييد.
يادتان باشد: زندگي شما بازتاب افكارتان است. اگر افكارتان را تغيير دهيد، زندگيتان تغيير ميكند.
تمام كساني را كه تاكنون به هر صورت به شما آسيب رسانده يا شما را آزار دادهاند، ببخشيد و به اين ترتيب خودتان را آزاد و رها كنيد.
براي رسيدن به آرامش، كنترل كامل پيامهايي را كه به ذهن خودآگاه خود راه ميدهيد در دست بگيريد.
وقايع، تعيينكننده احساسات شما نيست؛ بلكه واكنش شما نسبت به وقايع است كه احساسات شما را شكل ميدهد.
يادتان باشد هر چه با ديگران روابط بهتري داشته باشيد، نسبت به خودتان هم احساس بهتري پيدا خواهيد كرد.
هرچه خودتان را بيشتر دوست داشته باشيد و به خودتان احترام بگذاريد ديگران را نيز بيشتر دوست خواهيد داشت و به آنها احترام خواهيد گذاشت و آنها نيز بيشتر شما را دوست خواهند داشت و به شما احترام خواهند گذاشت.
براي رسيدن به آرامش، عادت قدرشناسي را در خود تقويت كنيد. در زندگي شكرگزار و قدردان همه چيزهاي خوبي كه داريد باشيد.
يادتان باشد عمر كوتاهتر از آن است كه حتي لحظهاي از آن را براي انجام كاري كه دوست نداريد يا برايتان اهميت ندارد تلف كنيد.
براي رسيدن به آرامش، دستكم همانقدر كه براي كارتان تلاش ميكنيد براي رشد شخصيتتان نيز تلاش كنيد.
خالق شادي و موفقيت باشيد و نتيجه آن را چون ميوهاي به چنگ آوريد.
براي به دست آوردن هر چيزي بايد ابتدا بتوانيم خود را متقاعد كنيم كه ارزش و استحقاق آن را داريم.
باور كنيم اشتباهات، بازخورد اعمال ما هستند.
هيچ فكر كردهايد چرا ما آدمها از شكست بيشتر از پيروزي عبرت ميگيريم؟ زيرا در شكست به فكر و تأمل و تحليل و سازماندهي ميپردازيم اما در پيروزي فقط جشن ميگيريم و چيز تازهاي ياد نمي گيريم.
ويژگي منحصر به فرد انسان بودن، تلاش پيگير و تجربهاندوزي است.
باور كنيم! مشكلات، بخشي از ميراث جهان است كه ما را براي رهايي از خود به سوي تجربه ميرانند.
باور كنيم! هدفها ارابههايي هستند كه با سوار شدن بر آنها ميتوانيم از اكنون خود، فراتر برويم.
بپذيريم! ما نيازمند هدفيم، نه به خاطر آنچه براي ما به ارمغان ميآورد، بلكه بخاطر آنچه برايمان انجام ميدهد.
باور كنيم! تنها چيزي كه موفقيت ما را محدود ميكند تفكري است كه به ما ميگويد «نميتواني موفق شوي».
بياييد بپذيريم كه ما هر روز از طريق افكار خود برنامههاي تازهاي به ضمير ناهوشيار خود ميدهيم. پس مراقب افكار خود باشيم!
هرگاه به توانايي خود براي كسب موفقيت در زندگي شك كرديد به موانعي فكر كنيد كه ديگران به آنها چيره شدهاند.
بپذيريم اگر از موفقيت ديگران شاد ميشويم از موفقيت خود بيشتر لذت خواهيم برد.
براي آنكه انسان بتواند با موفقيت در برابر واقعيتها ظاهر شود به حرمت نفس نياز دارد.
اضطراب نقطه مقابل حرمت نفس است و موجب فلج شدن اعمال ميشود.
ما پيوسته با موقعيتهايي بزرگ روبهرو ميشويم كه زيركانه خود را در قالب مشكلات لاينحل از ما پنهان ميكند.
ويژگي منحصر به فرد انسان بودن، تلاش پيگير تجربهاندوزي است، باور كنيد گاهي ميتوان از هيچ، چيزي ساخت.
از نظر كسي كه مثبت فكر ميكند مشكل فقط پيدا كردن موقعيتي تازه براي يادگيري و كسب موفقيت است.
شكست خوردن هرگز مايه شرمساري نيست؛ شرمساري تنها از تلاش نكردن است.
برندگان بيشتر از بازندگان ريسك ميكنند، به همين خاطر است كه بيشتر ميبرند. در واقع برندگان بيشتر از ديگران ميبازند اما آنقدر بازي ميكنند كه بر تعداد پيروزيشان افزوده شود.
ما اديسون را به خاطر آن لامپي كه درست عمل كرد به ياد ميآوريم، نه به خاطر آن هزاران لامپي كه به نتيجه نرسيد.
براي شاد زيستن به تلاش نياز است، وقتي غفلت ميكنيم پيشرفتي در امور حاصل نميشود.
پيشرفت و موفقيت در هر زمينهاي تنها با تلاش ميسر است.
تلاش، امتياز و اشتياق انسان براي يادگيري آزمايش، تجربه و در نهايت رسيدن به موفقيت است.
براي بهتر شدن هر چيز بايد خود ما بهتر شويم؛ فردا بسيار به امروز نزديك خواهد بود، مگر آنكه تلاش را بر آن اضافه كنيم.
هميشه سردترين و تاريكترين لحظهها، درست قبل از سپيده است، ولي اگر خود را از نوميدي و سقوط حفظ كنيم كاميابيها به زودي سرازير ميشوند.
وقتي درك كرديم اوضاع از چه قرار است در واقع يك گام به جلو برداشتهايم.
باور كنيم پافشاري كردن و پشتكار، جزء مشترك همه موفقيتهاي چشمگير است.
براي به دست آوردن هر چيز بايد ابتدا بتوانيم خود را متقاعد سازيم كه ارزش و استحقاق آن را داريم.
يادمان باشد: ما تنها و تنها يك بار زندگي ميكنيم.پس درست زندگي كنيم!
به ياد داشته باشيم هر جا كه هستيم همان، نقطه آغاز است. تلاش بيشتر امروز، سازنده فرداي متفاوت ماست.
به ياد بياوريم يك درخت هرچند هم كه بزرگ باشد با يك دانه آغاز ميشود... . طولانيترين سفرها با اولين قدم.
زندگي كسالتبار نيست، بلكه كسالت در افرادي است كه از پشت عينكهاي كثيف و تيره به دنياي خود نگاه ميكنند.
بگذاريد ديگران وقت خود را به توجيه مسائل بگذرانند. بياييد ما به دنبال نتيجه گرفتن باشيم.
بپذيريم تمام دارايي ما اين لحظه است. لحظههايمان را با ياد خدا سرشار از آرامش كنيم.
بپذيريم حرمت نفس، كليد و راهگشاي همه انگيزههاي انساني است.
سلامت و خواب كافي
خواب كافي، تأثير بسزايي در عملكرد ذهن، كنترل وزن، عضلهسازي، مقاومت در برابر تأثيرات پيري، و ترميم بافتهاي نرم مفاصل دارد.
خواب خوب شبانه، فشار خون را منظم نگه داشته، حافظه را قوي كرده و التهاب را التيام ميبخشد.
تحقيقات نشان داده است كه كاهش زمان خواب كه در بسياري از تحقيقات كمتر از 6 ساعت توصيف شده، تأثيراتي روي سلامتي دارد و بيماريهايي چون چاقي،
و بيماريهاي قلبي ـ عروقي را به همراه ميآورد.
بي خوابي ميتواند زمينه مناسبي را براي بروز مشكلاتي مانند احساس خستگي، كمبود انرژي، تمركز نداشتن حواس و تحريكپذيري به وجود آورد.
خواب كافي و مناسب از نظر كيفي و كمّي نقش مهمي در سلامت انسان دارد، به طوري كه معمولاً هر فرد يك سوم عمرش را در خواب سپري ميكند.
اگر كمبود خواب داشته باشيم و با ذهني خسته به خريد برويم، بازنده به منزل برخواهيم گشت يعني؛ بعد از خريد اجناس، از آنها رضايت نداريم و وقتي خوب فكر ميكنيم، ميبينيم كه ميتوانستيم جنس بهتر و با قيمت كمتري تهيه كنيم.
كم خوابي باعث افت قند خون و در نتيجه كاهش هورمون «لپتين» در بدن ميشود.
افراد كمخواب هميشه دنبال خوراكيهاي شيرين يا خوراكيهاي كربوهيدراتي مثل نان ميگردند تا انرژي تحليل رفته در اثر كمبود خوابشان را به وسيله آنها جبران كنند.
كمبود خواب سبب تضعيف سيستم دفاعي بدن و افزايش خطر ابتلا به بيماريهاي عفوني ميشود.
كمبود خواب، سبب ضعف روحي افراد ميشود و همين ضعف روحي است كه فرد را وادار به گريه كردن در مواجهه با مسائل ساده و روزمره ميكند.
افراد كمخواب وقتي با مشكلي روبهرو ميشوند، به جاي حل كردن آن، اشك ميريزند و هميشه نيمه خالي ليوان را ميبينند.
كم خوابي باعث كاهش تمركز افراد ميشود و همين امر باعث ميگردد تا كارهايشان را به خوبي انجام ندهند.
شبهاي انسانها ميتواند روزهاي آنها را زيباتر و پربارتر كند. فقط كافيست به خواب و استراحت خود بهاي بيشتري بدهيد.
اگر ميخواهيد نيمي از آرامش و سلامت روان شما تضمين شود، خواب خود را تنظيم كنيد.
كنيد، اما سه ساعت قبل از خوابتان ورزش نكنيد تا خواب طبيعي داشته باشيد.
از مصرف داروهايي كه داراي موادي هستند كه شما را در شب بيدار نگه ميدارند و باعث
آلودگي روزانه شما ميشوند، خودداري كنيد.
زمان منظمي را براي خوابيدن و بيدار شدن تعيين و از چرت زدن اجتناب كنيد.
درجه حرارت بستر خوابتان را متعادل نگه داريد.
اگر دچار مشكلات مزمن خواب هستيد با پزشك متخصص مشورت كنيد.
حفظ سلامتي شما به همان اندازه كه به ورزش منظم و رژيم غذايي مناسب نياز دارد، به خواب كافي هم وابسته است.
پرهيز و يا كاستن از مصرف بعضي از خوراكيها از قبيل قهوه، چايي، نوشابه، شكلات، الكل، سيگار و تنباكو به خواب خوب كمك ميكند.
ورزش براي هر بيماري از جمله بيخوابي، تأثير بسزايي دارد. بنابراين، داشتن فعاليت فيزيكي در طول روز بسيار خوب است ولي از ورزش كردن چند ساعتي قبل از رفتن به بستر خودداري كنيد.
با اضطراب و نگراني و ناراحتي هرگز به بستر نرويد. گاهي بهتر است در مورد راه حل آن بينديشيد. پس آن را كنار بگذاريد و به بستر برويد.
اگر در شب خواب خوبي نداريد از خوابيدن در روز، به ويژه نيمروز پرهيز كنيد.
اگر به ميزان كافي بخوابيد و ساعات خواب شما منظم باشد پپوسته شادابتر خواهيد بود.
يكي از عوامل زندگي سالم و طبيعي، داشتن خواب به موقع و منظم است.
نداشتن خواب به موقع و كافي در كودكان، صدمات جبرانناپذيري به رشد آنها ميزند از جمله كوتاهي قد.
براي داشتن يك روز خوب بانشاط و موفق، بهتر است خواب به موقع و كافي داشته باشيد.
سلامت روان و محيط سالم
به طور قطع يكي از اموري كه زمينهساز سعادت و كمال انسان در دنيا و آخرت است، داشتن محيطي سالم و امن است كه انسان بتواند در پناه آن، به تربيت جسم و جان خويش بپردازد.
محيط زيست طبيعي سالم تأثير شگرفي بر روح و روان آدمي دارد. محيط پاك و آراسته و خرّم، زندگي را شاداب و معطر ميسازد.
آب و هوا، درختان و گياهان، غذاها و ميوهها و به طور كلي طبيعت و محيط زيست نقش زيادي در زندگي بشر دارند.
سلامت محيط زيست بر هوش و استعداد و لياقتهاي فردي اثر ميگذارد و ميانهروي در اخلاق و منش متأثر از ميانهروي در محيط زيست است.
محيط زيست افزون بر تأثير در قد و قامت اندام ظاهري، بر فكر، انديشه، اعمال و رفتار انسان نيز اثر شگرف دارد.
قرآن كريم و روايات اسلامي فوايد بسيار آب، هوا، گياهان و درختان را با تعبيرهاي بسيار دقيق و گاهي شگفتانگيز برشمرده است و از تأثير بسزاي آنها بر تن و روان آدمي سخن گفته است.
آب تأثير شگرفي بر جسم و روح انسان دارد، به تعبير قرآن كريم «مايه حيات»؛ همه چيز آب است.
آب نه تنها جسم ظاهري را شستوشو ميدهد، بلكه حالتي روحي و رواني در انسان ايجاد ميكند و به او تقدس ميبخشد.
آب آلوده ميتواند عامل انتقال بسياري از بيماريهاي پوستي، گوارشي، خوني باشد.
زباله يكي از مشكلات انسان امروزي است. نظارت بر دفن بهداشتي يا نابود كردن آن و تميز نگاه داشتن محيط زيست يكي ديگر از چالشها و مسائل بهداشت محيط است.
سلامت و مواد مخدر
مواد مخدر يكي از معضلات اجتماعي عمده در كشورهاي جهان به شمار ميآيد.
از آن جهت كه توان فعاليت و توليد اقتصادي و اجتماعي را از فرد سلب ميكند، آثار سوء بر زندگي فرد معتاد و خانواده وي برجاي ميگذارد.
در بسياري از جوامع كنوني، اعتياد به اشكال گوناگوني بروز كرده است.
بپذيريم كه هيچ كس از اعتياد در امان نيست.
بيتوجهي به رفع فشارهاي عصبي ـ روحي سبب انباشته شدن احساس اضطراب و نگراني دائمي در فرد ميشود. با بروز اين حالت، زمينه استفاده از مواد اعتيادآور براي فرد به وجود ميآيد و اين يعني؛ شروع اعتياد.
با تشخيص به موقع فشارهاي روحي با بيماريهاي رواني و درمان آنها ميتوان از احتمال آلودگي به مواد مخدر به ميزان قابل توجهي كاست.
حضور فرد معتاد در خانواده، خطر بزرگي محسوب ميشود كه تمام اعضا آن را تهديد ميكند.
ما والدين وظيفه داريم تا خطرات مصرف مواد و راههاي پيشگيري از اعتياد را بشناسيم و آنها را به جوانان خود بياموزيم.
دعوا و اختلافهاي خانوادگي، همسرآزاري، فقر مادي، انزوا و دوري از مردم، از دست دادن غيرت ديني، بيهويتي، ذلتپذيري و در نهايت، خودكشي از آثار اعتياد به مواد مخدر هستند.
معضل اعتياد به مواد مخدر، بلاي خانمانسوزي است كه جوامع بشري را در چنگال مرگآور خويش گرفتار ميسازد.
آموزش همگاني و ايجاد فرهنگ مبارزه با اعتياد، از مهمترين راهكارهاي پيشگيري از اعتياد و مبارزه با اين بلاي خانمان برانداز است.
اعتياد از بيراهههاي هولناكي است كه بيترديد جريان پرشور حيات جوانان را به مردابهاي بدبو مبدل خواهد كرد.
اعتياد مردابي است كه فرسودن، ماندن و پوسيدن و هرز رفتن را به ارمغان ميآورد و اين يعني؛ هدر رفتن همه سرمايه انسان.
هدف خانواده به عنوان يك جامعه كوچك تربيت و انطباق اجتماعي فرزندان است و اين عمل در خانوادههايي با افراد معتاد، دچار ضعف ميباشد.
والدين، اولين كساني هستند كه شخصيت فرزندان را شكل ميدهند. محيط خوب باعث رشد افكار فرزندان ميشود و محيط بد نيز ميتواند عميقترين تباهيها را در فرزندان شكل دهد.
در صورتي كه والدين دچار آلودگي (به خصوص مواد مخدر) باشند، فرزندان آنها نيز از هر لحاظ آسيبپذير ميشوند.
خانواده داراي فرد معتاد، محصولي همانند كسالت و بيماريهاي روحي ـ رواني براي فرزندان به بار ميآورد؛ روانرنجوري و پريشانحالي فرزندان در اين خانوادهها بيشتر است.
در خانواده داراي فرد معتاد، فرزندان براي ابتلا به بزهكاري آمادهتر هستند و آينده مناسبي براي خود نمي بينند.
در خانواده داراي فرد معتاد، فرزندان نسبت به آينده نااميد هستند و يأس و سرخوردگي در آنها نمايان است.
هر مشكل و نابهنجاري در ساختار خانواده، تأثير مستقيمي بر كودكان دارد. مخربترين معضل خانواده اعتياد است.
گاهي والدين به مصرف مواد مخدر ميپردازند و گاهي نسل سوم يعني؛ پدر بزرگ و يا مادر بزگ خانواده معتاد هستند. كودكان به شيوههاي متفاوتي با هر نسل ارتباط دارند و از اعتياد آنها تأثير ميپذيرند.
كودكان والدين معتاد و الكلي در خانهاي بزرگ ميشوند كه فضاي آن توأم با بدرفتاري، طرد و بيتوجهي است.
وقتي كه پدربزرگ يا مادربزرگ معتاد است والدين نمي توانند به سهولت ارتباط فرزند خود را با آنان قطع كنند و مانع تشكيل ارتباطي آسيبزا با معتادين شوند.
تحقيقات مربوط به پرخاشگري نشان دادهاند كه مصرف مواد مخدر تنها به دليل تركيبات سمي شاخص خطر در خانواده نيستند، بلكه به اين علت خطرناك هستند كه عوامل خطرساز ديگر را تشديد ميكنند.
مصرف مواد مخدر و ديگر تركيبات اعتيادآور به علت اثرهاي دارويي ويژه خود تغييراتي در سطح فيزيولوژي و بيولوژي شخصي به وجود ميآورد كه قسمت مهم اين تغييرات بر روي سلسله اعصاب مركزي و محيطي انجام ميگيرد.
مصرف موادمخدر و ديگر تركيبات اعتيادآور بر روي حالات جسماني ـ رواني فرد اثر ميگذارد.
بيقراري، اضطراب، خستگي مفرط، گيجي، حالات تهوع، استفراغ و اسهال، نداشتن تمركز شديد و پاشيدگي افكار، از علائم اوليه مصرف مواد مخدر است.
وابستگي فرد معتاد نسبت به ماده مخدر صرفاً بدني است و جنبههاي وابستگي رواني آن به دارو در رابطه با مشكلات شخصيتي فرد در جريان تداوم اعتياد از اهميت اوليه برخوردار است.
يادمان باشد: بيتوجهي به اعضاي خانواده، توقعات بيجا و بيمورد اطرافيان، بدون در نظر گرفتن حساسيت دوره بلوغ و توقعات و ارزشهاي متضاد اجتماعي، اختلالات تطابقي در خانواده و زمينههاي نامطلوب شخصيتي فرد را به آساني در اين دوره در مقابل انحرافات مختلف، آسيبپذير ميسازد.
تأثير اعتياد به رايانه بر سلامتي
اعتياد به رايانه باعث افزايش پرخاشگري در كودكان ميشود.
مهمترين مشخصه بازيهاي رايانهاي حالت جنگي بيشتر آنهاست؛ زيرا فرد بايد براي رسيدن به مرحله بعدي با نيروهاي به اصطلاح دشمن بجنگد.
خشونت مهمترين محركهاي است كه در طراحي جديدترين و جذابترين بازيهاي رايانهاي به اندازه بسيار زيادي از آن استفاده ميشود و براي كودكان مضر است.
اعتياد به رايانه، وقتِ زيادي از دانشآموز را اشغال ميگيرد و فكر و ذهن او را درگير مسائل غير آموزشي ميكند.
يكي از خطرناكترين اثرات منفي بازيهاي رايانهاي، اعتياد به بازيهاست كه بيش از هر چيز كودكان و به ويژه نوجوانان را تهديد ميكند.
وقتي كودكان به انجام بازيهاي رايانهاي مشغول ميشوند، گذشت زمان را به هيچ وجه احساس نميكنند و وقتي به خود ميآيند كه ساعتهاي زيادي از وقتشان صرف اين بازي شده است و به سلامتي آنان آسيب ميرساند.
تحقيقات نشان ميدهد كودكاني كه دائماً از بازي رايانهاي استفاده ميكنند درونگرا ميشوند و در جامعه، منزوي و در برقراري ارتباط اجتماعي با ديگران ناتوان ميگردند.
در بازيهاي رايانهاي به دليل اينكه كودك يا نوجوان با ساختنيها و برنامههاي ديگران به بازي ميپردازد و كمتر قدرت دخل و تصرف در آنها را پيدا ميكند، اعتماد به نفس او در برابر ساختنيها و پيشرفت ديگران متزلزل ميشود.
تصور بيشتر خانوادهها اين است كه در بازيهاي رايانهاي فرد، مداخله فكري مداوم دارد، اما اين مداخله فكري نيست، بلكه اين بازيها سلولهاي مغزي را گول ميزنند و از نظر حركتي نيز فقط چند انگشت كودك را حركت ميدهند.
در كنار آثار مخرب روحي بازيهاي رايانهاي، كار با اين وسيله مشكلات و عواقب جسمي نيز براي استفادهكنندگان به دنبال دارند.
افرادي كه به بازيهاي رايانهاي معتاد ميشوند، به صورت ناخودآگاه زندگي واقعي را از دست داده و شروع به زندگي در دنياي مجازي ميكنند.
اعتياد به بازيهاي رايانهاي به خصوص بازيهاي خشونتآميز، سبب بروز مشكلات عصبي در نوجوانان ميشود.
استفاده افراطي و غير كنترل شده از اينترنت و رايانه ميتواند سبب بروز اختلال در زندگي روزمره، شغل و روابط اجتماعي افراد شود.
عدم رشد روحيه اجتماعي، ناتواني در تعامل با ديگران و جامعه و نيز عدم رشد جسمي در كودكان و نوجوانان از جمله پيآمدهاي نامطلوبي است كه ميتواند در اثر استفاده نادرست از رايانه به وجود آيد.
استفاده نادرست و بيش از اندازه از رايانه براي اجزاي مختلف بدن ضرر دارد.
از سلامت چشمان خود غافل نشويد. خيره شدن به صفحه نمايش رايانه براي مدت طولاني براي چشمان شما مضر است. پس به چشمان خود
استراحت دهيد و هر چند مدت يك بار آنها را ببنديد. محيط كار نبايد خيلي پر نور يا تاريك باشد تا به چشم شما فشار وارد نشود.
متخصصان اعصاب معتقدند: بازيهاي پرهيجان رايانهاي
آن صفحه نمايشگر رايانه، پي درپي
فلاشها و شعاعهاي خيرهكننده نوري پوشيده ميشود،
نوجوانان
نظر عصبي ضعيفاند و
ابتلا به صرع آمادگي دارند، هيجانات شديد عصبي پديد ميآورد.
تأثير آلودگي بصري بر سلامت
آلودگي بصري، عبارت است از ديدن هر چيزي كه باعث ناراحتي ما شود و از ديدن آن، احساس خوبي نداشته باشيم.
آلودگي بصري طبيعي، مثل تغيير رنگ هوا، جمع شدن جلبك و گلسنگ در مخازن و استخرها، انباشته شدن چمنهاي كوتاه شده در يك محل است.
آلودگي بصري مصنوعي، مثل دود ناشي از كارخانهها، روغن و دود ماشينها در خيابانها، تابلوهاي بزرگ تبليغاتي بزرگ و كوچك، برجها و ساختمانهاي بدمنظر.
آلودگي بصري مخرب، مثل نقاشي كردن و يا نوشتن غيرمجاز بر روي در و ديوارهاي شهر، خطوط برق بالاي سر، زمينهاي كنده و فرورفته، ساختمانهاي متروكه و زبالههاي شهري.
آلودگي بصري هنگامي رخ ميدهد كه نور، ذرات آلودگي را جذب ميكند. اين ذرات آلودگي مانند: سولفاتها، نيتراتها، تركيبات كربن آلي، دوده، گرد و غبار ميباشند.
آلودگي بصري، ديد ما را مسدود ميكند و فشار بر مغز ما وارد ميكند.
آلودگي بصري، قدرت تفكر را كاهش ميدهد.
آلودگي بصري، در بسياري از مواقع باعث ايجاد افسردگي ميگردد.
چسباندن آگهيهاي تبليغاتي بزرگ و كوچك روي در و ديوار خانهها و خيابانهاي شهر، باعث زشت شدن نماي شهر و آلودگي بصري ميشود.
تابلوهاي بزرگ تبليغاتي موجب افزايش ترافيك خودروها ميگردد.
در بسياري از خيابانها، كابلهاي برق باعث ايجاد آلودگي بصري ميشوند.
آلودگي بصري، موجب درد چشم ميشود.
آلودگيهاي بصري، افزايشدهنده استرس ميباشد. افراد داراي استرس، فشار خون بالايي دارند، ضربان قلب و تنفس تند دارند، افزايش حركات چشم و افزايش فعاليت عضلات صورت دارند.
آلايندهها باعث ايجاد تيرگي هوا ميشوند و باعث مشكلات سلامتي از قبيل بيماريهاي تنفسي ميگردند.
آلودگي بصري در درازمدت، انسان را دچار پريشاني ذهني و بيماري روحي ميكند.
آلودگي بصري ممكن است در همان لحظه آسيبي به ما وارد نكند، اما با مرور زمان متوجه اين آسيب خواهيد شد.
آلودگي بصري قدرت تفكر را كاهش ميدهد و در بسياري از موارد باعث افسردگي ميشود.
سلامتي و آلودگيهاي صوتي
آلودگي صوتي يا سرو صدا، امواج ناخواستهاي است كه تحت شرايط مكاني و زماني خاص، بر فعاليتهاي ارگانيسمهاي زنده به ويژه انسان تأثير
گذاشته و با ايجاد عوارض متعدد جسمي و روحي، آرامش و راحتي او را سلب كند.
عمق نفوذ آلودگي صوتي در زندگي انسان به اندازهاي است كه به عنوان يكي از بزرگترين عوامل ايجادكننده اضطراب در افراد، شناخته شده است.
قرار گرفتن افراد در معرض صداهاي غير طبيعي يا با شدت بالا موجب بروز اختلالات رواني در جامعه خواهد شد.
حجم بالاي صداهاي توليد شده در اطراف انسان عامل خستگي بوده و ظرفيت كار انسان را چه در شغلهاي فكري و چه در شغلهاي بدني و ساده، كاهش ميدهد.
وقتي دست يا صورتمان يا حتي لباسمان آلوده ميشود، آن را با آب ميشوييم تا پاكيزه شود، آيا آلودگي صوتي به همين راحتي پاك و تميز ميشود؟
سردرد، خستگي، ناراحتي گوارشي و مهمتر از همه كم شدن قدرت شنوايي نتيجه آلودگي صوتي است.
كمشنوايي فقط مربوط به افراد سالخورده نيست، بلكه آلودگي صوتي باعث كمشنوايي در جوانها نيز ميشود.
در مراسم و ميهمانيها، نزديك بلندگو ننشينيم؛ زيرا گوشمان آسيب ميبيند.
هيچ دقت كردهايم ما كمتر سكوت را تجربه ميكنيم!! آن هم زماني است كه برق برود و همه چيز خاموش شود، اصلاً فكر نميكنيم كه گوشمان هم نياز به استراحت دارد.
توجه داشته باشيم كه آرام صحبت كردن به سلامت حس شنوايي ما كمك ميكند.
صداهاي بلند نهتنها بر گوش خارجي و مياني تأثير منفي ميگذارد، بلكه در درازمدت فرد را دچار سردردهاي شديد ميكند.
آرامش زماني نمايان ميشود كه هيچ صداي اضافهاي نشنويم.
كاش عادت كنيم در شبانهروز چند دقيقهاي را به رعايت سكوت كامل اختصاص دهيم تا به سلامتِ شنواييمان كمك كرده باشيم.
سلامت حس شنوايي را خودمان تضمين ميكنيم، پس به صداهاي آرام و گوشنواز گوش كنيم.
آلودگيهاي صوتي ميتواند منشأ پرخاشگريهاي شديد در نوجوانان و جوانان باشد.
شنيدن موسيقي با صداي بلند بر اعصاب و روان اثر منفي دارد و سيستم شنوايي را دچار مشكل ميكند.
نصب سيستمهاي قوي بر خودرو، ميتواند جوان را نيز به عارضه كمشنوايي دچار كند كه گاه قابل جبران نيست.
آلودگيهاي صوتي، سلامت جسم و روان فرد را به خطر مياندازد.
وجود صداهاي بلند در خانه مانند بگو مگوها و بحثهاي بينِ پدر و مادر، خطري جدي براي كودكان محسوب ميشود.
عادت به صداهاي بلند بسيار ناپسند است، چراكه نه تنها از نظر اجتماعي، اخلاقي نكوهيده به شمار ميآيد، بلكه سلامت فرد را نيز به خطر مياندازد.
آلودگي صوتي ميتواند با سلامت، ارتباطي قوي داشته باشد، زيرا آرامش را سلب ميكند.
استفاده زياد از گوشي يا همان هدفون به حس شنوايي آسيب جدي وارد ميكند.
از حضور بيش از حد در مراكز شلوغ و پر سر و صدا پرهيز كنيم تا سلامت شنوايي ما به خطر نيفتد.
آلودگي صوتي، كمتر از هواي آلوده نيست. نميتوان از هواي آلوده گريخت اما از آلودگي صوتي راحتتر ميتوان فاصله گرفت.
سلامتي و ورزش
با انجام فعاليتهاي ورزشي، ميتوانيد ديگر نگران رژيم غذايي خود نباشيد، اما اين بدان معنا نيست كه در مصرف غذا نيز زيادهروي كنيد.
كساني كه ميخواهند وزن خود را كاهش دهند، ميتوانند همراه رژيم غذايي مناسب، پيادهروي به مدت 30 دقيقه را به برنامه خود اضافه كنند تا سوزاندن كالري افزايش يابد و در نتيجه به وزن ايدئال خود برسند.
ميزان كالري مصرفشده در اثر ورزش، به شدت، مدت زمان و توالي فعاليت بدني فرد بستگي دارد.
ورزش كردن بايد آرام و در فواصل كوتاه آغاز شود و به مرور بر شدت و زمان آن افزوده شود.
از بهترين ورزشها ميتوان به پيادهروي، دوچرخه سواري، شنا و دويدن، اشاره كرد.
علاوه بر تمرينهاي ورزشي، ميتوان فعاليتهاي روزمره بدني را افزايش داد كه يكي از بهترين راههاي مصرف كالري است.
خودرو خود را دورتر از محل كارتان پارك كنيد و تا محل كار پياده برويد.
ورزشهايي با فعاليت بدني متوسط، ولي طولانيمدت و قابل تحمل، يكي از اصليترين راههاي كاهش وزن است.
انجام ورزشهاي قدرتي مثل بدنسازي و كار با وزنه نيز از جهت افزايش توده عضلاني، قدرت بدني در مصرف كالري فوقالعاده مؤثر هستند.
لزوم تغيير نگرش در مراقبت و بهداشت با هدف حفظ و ارتقاي سلامتي، ضروري است.
فعاليت فيزيكي مناسب ميتواند در پيشگيري از بروز بيماريها، عوارض آنها و در نهايت مرگومير ناشي از آنها تأثير مهمي داشته باشد.
بررسي متون و مقالات علمي در مورد ارتباط بيماريها و فعاليت فيزيكي، گوياي اين مطلب است كه ورزش پيادهروي تأثيرهاي مفيدي در زمينه پيشگيري از بيماريهاي مزمن و غيرواگير دارد.
در دنياي امروز پيادهروي، بهترين فعاليت و طبيعيترين ورزش براي كسب آمادگي جسماني و رواني است.
پيادهروي، ورزش لذتبخش و كمخطري است كه در دسترس همگان است و همه جا و همه وقت امكان اجراي آن وجود دارد.
ورزشهاي گوناگون علاوه بر آنكه از بروز بسياري از بيماريها جلوگيري ميكند و نقش پيشگيري را به عهده دارد، همواره در درمان بسياري از بيماريها مؤثر واقع ميشود.
سلامت و اهميت تغذيه و عادتهاي غذايي
مهمترين اصل در زندگي، سلامتي است و سلامتي بستگي به شيوه زندگي ما دارد.
يكي از مهمترين عوامل در شكل گرفتن الگوي غذاي انسان، عادت غذايي است كه تضمينكننده چگونگي انتخاب، آماه كردن طبخ، مصرف و نگهداري مواد غذايي است.
آيا ميدانيد بسياري از عادتهاي غذايي كه بدون فكر و تعقل ايجاد ميشود، ممكن است نامناسب بوده و اثرهاي نامطلوب و گاه غير قابل جبراني در سلامت شما به جاي بگذارد؟
با اصلاح عادت غذايي، خود به خود تمايل بيش از حد به خوردن بعضي مواد خوراكي كه براي سلامت انسان مفيد نيستند، از بين خواهد رفت.
آيا ميدانيد يكي از عادتهاي غلطي كه در بين جوامع رايج است، تند غذا خوردن و خوب نجويدن آنست؟
محروميت از مواد غذايي هميشه به معناي نخوردن و يا كم خوردن نيست. ممكن است غذا از لحاظ حجم، كافي باشد و حتي معده انسان را پر كند، اما كارايي لازم براي بدن را نداشته باشد يا اينكه رژيم غذايي نامتعادل باشد.
آيا ميدانيد گاهي آداب و رسومي كه در اجتماعهاي گوناگون وجود دارد، موجب كاهش چشمگير مواد غذايي در بدن انسان ميشود؟
تغذيه خوب يعني؛ به گونهاي بخوريم و بياشاميم كه بتوانيم رشد كنيم و از سلامتي بهرهمند شويم.
آيا تاكنون فكر كردهايد كه چگونه ميتوان به رفتار تغذيهاي خوب رسيد تا خوردن و آشاميدن شما را به گونهاي صحيح كنترل كند و بهبود ببخشد؟
آيا ميدانيد تغذيه بد يعني؛ كمخوري، پرخوري و بدخوري، سالانه ميليونها انسان را ميكشد و ميليونها نفر را به بيماريهاي سخت مبتلا ميكند؟
تغذيه سالم يعني؛ تغذيهاي كه احساس سرزندگي كنيد و خود را سالم بدانيد.
آيا ميدانيد مهمتر از «چه خوردن» «چه اندازه خوردن» است؟
هنگام غذا خوردن هرگونه استرس و پريشاني را از خود دور كنيد.
روز خود را با خوردن صبحانهاي سالم شروع كنيد تا سوختوساز بدنتان افزايش يابد.
قرآن كريم آنجا كه از غذاي بهشتيان سخن به ميان آورده است به دو وعده غذا در هر روز (صبحگاهان و شامگاهان) سفارش ميكند. « در آن جا هرگز گفتار لغو و بيهودهاي نميشنوند و جز سلام در آنجا سخني نيست و هر صبح و شام، روزي آنان در بهشت مقرّر است».(1)
امام علي عليه السلام ميفرمايد: «هركه جاودانگي ميخواهد بايد چاشت را زود بخورد شام را دير بخورد».(2)
از فرمايشهاي امام علي عليه السلام است كه فرمود: «هر كس دوام و عمر زياد ميخواهد، صبحانه بخورد».(3)
امام صادق عليه السلام : «مؤمن را بايسته است تا غذا نخورده از خانه بيرون نرود، چراكه اين كار به او استواري بيشتر ميدهد».(4)
امام صادق عليه السلام ميفرمايد: «چون نماز صبح را خواندي پاره ناني بخور تا با آن دهان خويش را خوشبو كني، حرارت خود را فرو بنشاني، دندانهايت را استوارسازي، لثهات را استقرار بخشي، روزي خويش را به چنگ آوري و خوي خود را نكو كني».(5)
صبحانه خوب، شروع يك روز خوب را نويد ميدهد و اين احساس بهتر بودن از نظر رواني موجب احساس جسمي بهتر ميشود و انگيزه و تلاش را براي كسب شرايط بهتر و جلب روزي بيشتر افزايش ميدهد.
صبحانه يكي از مهمترين وعدههاي غذايي است كه سطح انرژي بدن را ابتداي روز بالا ميبرد و ذخاير تخليهشده بدن را پر ميكند.
دانشآموزان به دليل اينكه در دوران رشد و تحصيل هستند، نياز بيشتري به خوردن صبحانه دارند.
كساني كه صبحانه نميخورند، در مدرسه، سوخت سلولهاي مغزيشان كم ميشود و درك مطلب و ميزان يادگيريشان كاهش مييابد و تحمل ساعتهاي آخر كلاس براي آنها بسيار مشكل ميشود.
صبحانه يكي از وعدههاي مهم غذايي در طول روز است.
مصرف قند بالا را در صبحانه كنترل كنيد.
صبحانه، سيستم دفاعي بدن، سيستم گوارش و فكر و انديشه را به كار مياندازد.
تحقيقات نشان ميدهد مصرف صبحانه، سبب افزايش قدرت يادگيري و ايجاد تمركز بيشتر در كودكان ميشود.
اولين دليل بيميلي كودكان به صبحانه، دير خوابيدن آنهاست.
والدين بايد توجه داشته باشند كودكان را قبل از ساعت 9 به رختخواب ببرند تا صبح زود و بانشاط از خواب بيدار شوند.
يكي ديگر از علل بيميلي كودكان، تكراري و يكنواخت بودن صبحانه است.
هيچگاه اصرار و تهديدي براي كودكان در خوردن صبحانه نبايد به عمل آيد.
بهتر است والدين زود بيدار شده، صبحانه را آماده كرده و به تنوع روزانه آن توجه كنند.
يادمان باشد: دعواهاي پدر و مادر ميتواند بر اشتهاي كودك براي خوردن صبحانه اثر بگذارد.
نخوردن صبحانه ميتواند اثرات منفي بر يادگيري داشته باشد.
خوردن صبحانه به حفظ سلامتي كمك قابل توجهي ميكند:
خوردن صبحانه باعث
و قدرت تمركز شما ميشود.
طبق مطالعات انجام شده مشخص شده است كودكاني كه صبحانه ميخورند در امتحان هوش، امتياز بيشتري به دست ميآورند و كمتر از بقيه كودكان دچار افسردگي، اضطراب و
ميشوند.
بر اساس تحقيقات پژوهشگران، كودكاني كه صبحانه نميخورند، در انجام تكاليف رياضي كارآيي كمتري دارند و قدرت خلاقيت و ابتكار آنها كاهش مييابد.
مطالعه دهه اخير نشان داده است كه تغذيه در قدرت يادگيري كودكان مؤثر است و نخوردن صبحانه ميتواند اثرهاي متعددي بر يادگيري آنها داشته باشد.
انتخاب نوع غذا و مهارت خوردن با وضعيت جسمي و روحي كودك در ارتباط هستند.
ذائقه و طعمهايي كه كودك به آنها عادت دارد، نتيجه الگوهاي رفتاري و مصرفي خانواده است كه بر انتخاب كودك اثر مستقيم دارد و ميتواند سلامت جسمي و روحي او را تحت تأثير قرار دهد.
وجود هر گونه استرس مانند دعواهاي خانوادگي به راحتي ميتواند بر ميزان اشتهاي كودك اثر گذارد و تمايل او را به غذا خوردن كاهش دهد.
افزايش حجم عضلات، كه نتيجه دريافت كافي غذاست، مهارت و توانايي انجام فعاليتهاي جسمي را در كودك بالا ميبرد.
رشد رواني و حالات روحي بر نگرش، عادات، رفتارها و الگوهاي غذايي كودك مؤثر است. در اين راستا مصرف غذا در وعدههاي مشخص براي تأمين درشتمغذي و ريزمغذيهاي لازم براي رشد و نمو كودك اهميت دارد.
صبحانه به دليل افزايش سوختوساز بدن هنگام صبح، براي كودكان اهميت فراوان دارد.
تحقيقات زيادي نشان ميدهند كه خوردن صبحانه سبب افزايش قدرت يادگيري و ايجاد تمركز بيشتر در كودكان ميشود.
اطلاعات ثبتشده در منابع تغذيهاي نشان ميدهد كودكاني كه 20 دقيقه قبل از آغاز كلاس، صبحانه ميل ميكنند، نسبت به گروهي كه يك ساعت قبل، صبحانه مصرف كردهاند تمركز بهتر و نمرات بالاتري دارند.
كودكاني كه عادت به خوردن صبحانه ندارند، دچار اختلالاتي مانند سرگيجه، تهوع و حتي در بعضي مواقع استفراغ ميشوند.
تكراري و يكنواخت بودن مواد خوراكي، ترس و نگراني از رفتن به مدرسه و مواردي از اين قبيل به راحتي شوق و تمايل خوردن صبحانه را از بين ميبرد.
توجه به خواسته كودكان و تهيه انواع غذاها براي آنها، راهكاري مناسب براي ايجاد تمايل به مصرف صبحانه است.
رعايت مواردي مانند چيدن سفرهاي زيبا بر اساس تمايل كودك، استفاده از رنگهاي شاد مانند رنگ نارنجي اشتهاي كودكمان را باز ميكند.
مصرف نكردن شام پرحجم و ديروقت، صرف صبحانه به همراه والدين، اشتهاي كودكمان را باز ميكند.
فراهم كردن محيطي به دور از نگراني و ترس و انتقال حس دوست داشتن به فرزندان، سبب تحريك اشتهاي كودكان و افزايش تمايل آنها به مصرف اين وعده غذايي مهم ميشود.
فراموش نكنيم كه نخوردن صبحانه از دلايل مهم افت تحصيلي در كودكان سنين مدرسه و اختلال رشد در كودكان پيشدبستاني است.
است و به دلايل مهمي، هرگز نبايد از
حذف شود.
طبق تحقيقهاي انجامشده كودكاني كه
مصرف ميكنند،
خود را تأمين و وزن مطلوب خود را حفظ ميكنند.
ديگر كمتر كسي است كه نداند صبحانه سبب افزايش انرژي و باز شدن فكر و ذهن ميشود؛ چراكه با كاهش ميزان دريافت غذا در روز نقش بسزايي در پيشگيري از چاقي ايفا ميكند.
مطالعات نشان ميدهد كودكاني كه قبل از رفتن به مدرسه صبحانه ميخورند ضمن تمركز بيشتر در فراگيري درس، با همسالان خود برخورد بهتري دارند.
بياشتهايي و يا بدغذايي كودك در هر سني، مسئله مهمي است كه بايد آن را جدي گرفت؛ چراكه در نهايت سبب سوء تغذيه ميشود.
با توجه به اينكه كودكان در مرحله رشد سريع هستند، هر نوع اختلالي كه در تغذيه آنان پيش آيد، ميتواند سبب وارد آمدن آسيبهاي شديدي به رشد آنان شود.
رفتار بزرگترها درباره غذا خوردن كودكان بسيار تعيينكننده است. براي مثال اگر كودكي صبحانه خوردن خانواده را با يك برنامه منظم، دوستداشتني و بااهميت نبيند، هيچ ميلي به صبحانه خوب ندارد.
يادمان باشد: صرف صبحانه در ابتداي صبح بايد همراه با آرامش باشد.
با عجله غذا خوردن و يا ايستاده بودن، فضاي ناامني را براي يك تغذيه مناسب به وجود ميآورد و در نتيجه كودك هيچ ميلي به خوردن صبحانه ندارد.
خانوادههايي كه مجبورند صبحها زودتر از خانه خارج شوند و وقت كافي ندارند تا صبحانه را كنار كودك خود بخورند، بهتر است برنامههاي خود را به گونهاي تنظيم كنند كه با حضور كودك، صبحانه بخورند تا او از اين وعده غذايي لذت ببرد.
نظم در خوردن صبحانه بسيار مهم است؛ زمان هر وعده از غذا بايد ثابت و مشخص باشد.
يادمان باشد: نامنظم بودن ساعتهاي هر وعده صبحانه، سبب بياشتهايي كودك مي شود.
بدون ترديد پيروي از يك برنامه غذايي سالم و متعادل، ميتواند افزون بر افزايش نشاط و نيروي حياتي، عمر انسان را به ميزان بسيار قابل ملاحظهاي افزايش دهد.
محروم ماندن از مواد غذايي، اساس تندرستي را سست ميكند و حتي روي نسلهاي آينده انسان نيز اثرگذار است.
تغذيه صحيح و متعادل نه تنها پديده رشد را ميسر ميسازد و به تندرستي و طول عمر ميانجامد، بلكه با تأثير بر روي اعصاب و روان سبب رشد فكري و نمو نيروهاي رواني ميشود.
تغذيه سالم به معناي خوردن و آشاميدن به صورتي است كه بتواند رشد و سلامتي را به بدن عرضه نمايد.
غذاي سالم يا تغذيه سالم يكي از مهمترين و اساسيترين راههاي دستيابي به سلامت جسم و ارتقاي سلامت روان است.
سلامت جسم و روان انسان به ميزان قابل توجهي به نوع تغذيه، كيفيت مواد غذايي و ويتامينهاي مورد مصرف مربوط است.
تغذيه سالم عاري از مواد زيانبخش و مضر ميباشد و داراي عناصر مفيد، براي سلامت مصرفكنندگان است.
نوع تغذيه در افراد، نقش مهمي در تقويت يا تضعيف سيستم ايمني بدن دارد.
تغييرات در رژيم غذايي در موارد قابل توجهي ميتواند نتايج بهتري در مقايسه با مصرف دارو براي رفع مشكلات رواني داشته باشد.
خداوند بزرگ انواع خوراكيها را براي ما انسانها آفريده است. پس چه نيكوست كه هميشه بهترين و سالمترين آنها را انتخاب و استفاده كنيم و به اين ترتيب براي خودمان ارزش قائل شويم.
تغذيه يكي از نيازهاي مهم انسان است و يادمان باشد: كه اين نياز را به بهترين شكل ممكن برطرف كنيم.
فرزندانِ خانواده در همه امور خويش، بزرگترها به خصوص پدر و مادر خويش را به عنوان الگو انتخاب ميكنند. پس يادمان باشد: كه ما به عنوان پدر و مادر غذايي سالم را به آنها معرفي كنيم.
رعايت بهداشت در تهيه غذاي سالم نقش مؤثري دارد. پس قبل از تهيه غذا براي اعضاي خانواده از بهداشت ظروف مطمئن شويم.
تغذيه سالم نه تنها نيرو و توان انسان را افزايش ميدهد، بلكه به ارتقاي هوشي او نيز كمك شاياني ميكند.
فردي سالم است و ميتواند ادعا كند بدني سالم دارد كه قبل از هر چيز از غذايي سالم و بهداشتي استفاده كرده باشد؛ چراكه رعايت نكردن سلامت تغذيه، سلامت جسم و روان فرد را به خطر مياندازد.
خداوند مهربان، به انسان قدرت انتخاب داده است. پس براي سپاس از اين همه لطفِ او، غذاي سالم را مصرف كنيم.
تغذيه سالم يعني؛ جسمي سالم و فكري روشن و نتيجه اينكه موفقيت نزديك است.
پيشگيري بهتر از درمان است. پس با مصرف غذاي سالم از درصد ابتلا به بيماري بكاهيم.
سلامت و بهداشت غذا و مواد غذايي تضميني است براي سلامتي جسم و سلامتي جسم شاهراهي است براي داشتن عقل و انديشهاي سالم.
تغذيه سالم ميتواند محيط زندگي را نيز شاد و پرانرژي كند.
مادر به عنوان كسي كه وظيفه تهيه غذا براي اعضاي خانواده را بر عهده دارد، بايد سالمترين غذا را انتخاب كند.
سلامت غذايي كه ما مصرف ميكنيم، متوجه رعايت بهداشت هم ميشود. پس بهتر است غذاي مصرفيمان را از جايي تهيه كنيم كه به رعايت بهداشت آنجا اطمينان داريم.
هيچ جايي براي خوردن غذا مطمئنتر از خانه خودمان نيست.
غذا خوردن در حال «تكيه زده»، «خوابيده به شكم»، «دراز كشيده»، «ايستاده» و «در حال راه رفتن» بسيار نهي شده است.
همغذا شدن با ديگران سبب سلامتي بدن و جذب بهتر غذا ميشود.
بسياري از مردم سلامت، شادابي و زندگي خود را فداي پرخوري ميكنند و بدينسان، گرفتار انواع بيماريها ميشوند.
غذاي انسان بايد از طيبات (آنچه پاك است) تهيه شده باشد. بر اساس اين رهنمود، انسان نبايد غذاهايي را كه طبع بيشتر مردم از آن نفرت دارد، يا اسلام خوردن آن را ممنوع دانسته (مانند: گوشت مردار يا گوشت حيوانات حرام گوشت) مصرف كند.
يادمان باشد: غذا براي كسي كه مصرفكننده است، نبايد زيانبار باشد. ممكن است غذايي براي فردي مفيد باشد، ولي براي ديگري به دليل آنكه بيماراست، زيانبار باشد.
پيشوايان دين، ضمن تأكيد بر كمخوري، منافع فراواني براي آن ذكر كردهاند؛ مانند: تداوم سلامت بدن، صفاي انديشه، نورانيت دل، رهايي از دام شيطان، بهرهگيري از ملكوت هستي، نزديكي به خداوند متعال و استفاده بهتر از عبادت پروردگار.
براي پيشگيري از زيانهاي پُرخوري و بهرهگيري از منافع كمخوري، كارشناسان توصيه كردهاند كه انسان تا زماني كه احساس گرسنگي نكرده، چيزي نخورد و قبل از آنكه كاملاً سير شود، از خوردن غذا دست بكشد.
اگر غذايمان از دسترنج خودمان باشد، لذتش برايمان بيشتر است.
تلاش كنيم غذايي كه تهيه ميكنيم خانوادهمان نيز آن را دوست داشته باشند.
داشتن تغذيه سالم اساس يك زندگي خوب و بانشاط است. تغذيه مناسب و سالم، روح و جسم ما را سالم نگه ميدارد.
تغذيه متعادل براي حفظ سلامتي، لازم است.
فشارهاي رواني و استرس در بروز سرطان نقش دارد.
حرف آخر
يكي از نعمتهايي كه بيشتر اوقات ما بندگان از آن غافليم و كمتر خداي مهربانمان را به واسطه آن شكرگزاري ميكنيم، نعمت سلامتي و تندرستي است.
بياييد هر روز شكر اين نعمت را بجا آوريم و خدا را بيش از پيش شاكر باشيم و براي آنان كه بيمارند دعا كنيم.
از بزرگترين نعمتهاي الهي سلامتي و عافيت است: سلامتي دين و جسم، دنيا و آخرت.
هر چند خداوند بدون درخواست به بندگان خود سلامتي ميدهد امّا بايد با دعا كردن هم عافيت دين و آخرت خود را بخواهيم و هم سبب بقاي آن تا آخر عمر باشيم.
در بين نعمتها،
از جمله آنهايي است كه قدر آن ناشناخته مانده است و تا موقعي كه از آن برخوردار هستيم ارزش وجودي آن را نمي دانيم.
چقدر نعمت سلامتي خوب و مهم است. ولي متأسفانه ما آدمها تا وقتي آن را از دست ندهيم قدرش را نمي دانيم.
وقتي به بيماري ساده و گذرا دچار ميشويم و يا زماني كه گذرمان به بيمارستان ميافتد و حال ناخوش بيماران را مشاهده ميكنيم تازه از خواب بيدار ميشويم و به خود ميآييم كه غرق در چه نعمت بزرگي هستيم ولي از آن غافليم.
سلامتي از نعمتهاي بينظير حق تعالي است كه خداوند به انسانها عطا فرموده است.
بايد براي هر بار نفس كشيدن خدا را شكر كرد.
شكر خداي را كه تواند تمام كرد يا كيست كه شكر يكي از هزار كرد.
شايد گاهي اوقات بيماري ما چيز مهمي نباشد، اما اين بيماري به ما يادآوري ميكند كه سالها سالم بودي و خودت خبر نداشتي!
سلامتي بزرگترين نعمت خداوند است كه در اختيار انسان قرار داده شده است، ولي به قول معروف «قدر عافيت كسي داند كه به مصيبتي دچار شود».
سلامتي تاجي است كه روي سر آدمهاي سالم گذاشته شده است و فقط افراد مريض آن را ميبينند.
نعمت سلامتي از هزاران چيز كه ممكن است حسرت داشتن آنها را در دل داشته باشيم با ارزشتر و گرانبهاتر است.
ايمان بياوريم: هيچ سرمايهاي به اندازه سلامتي مهم نيست.
خيلي خوب است كه در سال يك روز به نام «روز جهاني بهداشت و سلامتي» نامگذاري شده است كه ما يادمان نرود، خدا چه نعمت باارزشي به ما ارزاني داشته است.
اگر هيچگاه بيمار نشويم، يادمان ميرود كه خداوند نعمتي به اين بزرگي به ما بخشيده است، ولي وقتي يك تب ساده به سراغمان ميآيد، حاضريم همه داراييهاي خود را بدهيم تا سلامتي ما برگردد.
يادمان نرود كه هم اكنون انسانهاي زيادي از سرطان و بيماريهاي لاعلاج رنج ميبرند.
يادمان نرود بيماران زيادي در دنيا هستند كه آرزوي يك لحظه سلامتي و تندرستي من و شما را دارند.
سلامتي را قدر بدانيم و باور كنيم چقدر خدا در حق من و شما لطف خود را تمام كرده است.
توصيه شده است كه با ديدن هر نعمتي، شكر خدا را به جاي آوريم كه اين يكي از راههاي شكرگذاري است.
شايسته است به نعمت سلامتيمان فكر كنيم و شاكر خدا باشيم.
خدايا! نعمت عافيت مبدا همه نيازهاست و عاقبت به خيري مقصد همه نيازهاست؛ بين اين مبدا تا آن مقصد والاترين نيازها دلخوش است، به بزرگيات سوگند آنرا به دوستان ما عطا فرما.
اسلام براي سلامتي خيلي ارزش قائل شده است به قدري سلامتي مهم است كه همه عبادتها را تحت تأثير قرار ميدهد.
سلامت ارزشي والا و ستودني است و انسان سالم ميتواند از عهده شرايط ناگوار برآيد و هميشه در مدار انساني شكر الهي به حركت فعالانه خود تداوم بخشد.
اگر با ديدي تازه به همه چيز نگاه كنيد، به بهبودي شما كمك ميكند.
سعي كنيد به تأثيرهاي مثبت اتفاقي كه برايتان افتاده يا تأثيرهاي مثبتي كه در نتيجه آن، به دست ميآوريد، فكر كنيد.
اگر كارتان را از دست دادهايد، راحتترين كار اين است كه با خود فكر كنيد عزيزترين چيز زندگيتان را از دست دادهايد، ولي به جاي اين سعي كنيد به مسائلي فكر كنيد كه ميتواند اين وضعيتتان را ارتقا دهد.
فرصتهاي تازه ممكن است برايتان اتفاق بيفتد. پس به جاي غصه خوردن به فرصتهاي تازهاي فكر كنيد كه در آينده به سراغتان ميآيد و سبب ميشود مسائل گذشته فقط چيزي باشد كه گذشته است.
درست است كه نمي توانيد هيچ تاريخ مشخصي را تعيين كنيد و بگوييد كه از آن زمان به بعد بهبود خواهيد يافت، ولي يك نقطه شروع به خودتان ميدهيد كه به حال خود غم و غصه بخوريد. بعد از آن زمان بايد به خودتان بگوييد كه ديگر غصه خوردن صلاح نيست.
اگر همه ساعتهاي روزتان را صرف غصه خوردن كنيد، مطمئن باشيد از زندگي كردن بازميمانيد، و به اين طريق، همه دوستانتان را هم از دست ميدهيد. به همين دليل بايد براي ساعتهاي روزتان برنامهريزي كنيد.
سلامتي بزرگترين نعمتي است كه در اختيار بشر قرار دارد؛ زيرا بدون آن بهره بردن از ساير نعمتها امكانپذير نيست.
سلامت انسان همانند ساير نعمتهاي خداوندي با تلاش و كوشش در اختيار شخص قرار ميگيرد.
كسي كه بخواهد جسمي سالم و روحي شاداب داشته باشد، بايد با برنامهريزي مشخص، پيروي از قواعد سلامت و پيگيري همهجانبه، به اين هدف خود برسد.
استرس زيربناي بسياري از مشكلات جسمي وروحي ماست. با دور كردن خود از استرسها ميتوانيم لحظاتي شاد و سالم داشته باشيم.
تحرك يكي از نشانههاي حيات است و هرچه تحرك در موجودي بيشتر باشد، سلامت او نمود بيشتري دارد.
با ايجاد تحرك در زندگي، نشاط و شادابي را براي خود و اطرافيانمان به ارمغان بياوريم.
انجام ورزشهاي منظم، پيادهروي، كوهنوردي، شنا و امثال آن علاوه بر بالا بردن روحيه و كاهش استرس، جسم ما را سالم و قوي ميكند.
براي رسيدن به سلامتي، عادتهاي نادرست خود را كنار بگذاريم.
خوردن وآشاميدن بيش از حد، سيگار كشيدن، كار، تفريح بيموقع، كمخوابي و پرخوابي و بسياري از عادتهاي غلط ديگر سلامت ما را كاهش ميدهند. با كنارگذاردن آنها، طول عمر خود را افزايش دهيم.
رعايت بهداشت فردي شامل شستن دستها قبل از خوردن غذا، استحمام به موقع، شانه زدن موها، مسواك زدن و نخ كشيدن دندانها، پوشيدن لباسهاي تميز و موارد ديگر ميتوانند ابتلا به بيماريها را كاهش دهند.
پايه سلامتي هر فرد، روح اوست.
داشتن روحيه سالم، شخصيت پايدار و ذهن قوي از اصول خوشبختي بشر است.
بايد به خود و ديگران كمك كنيم تا به حداكثر سلامت روان دست يابيم. اين امر با احترام به خويشتن و ديگران و تلاش براي حفظ آرامش در خانواده وجامعه ميسر ميشود.
اقداماتي وجود دارند كه ما به وسيله آنها ميتوانيم به زندگي موفقتر و بهتري برسيم. مانند: توجه به سلامت و ورزش.
اگر علاقهمنديد كه زندگيتان متحول شود، امكانپذير است. براي اين كار بايد نگاه صادقانهتري به خودمان بيندازيم و ببينيم چطور ميتوانيم راه درست را در زندگي بيابيم.
هر لحظهاي كه از عمر ما ميگذرد، بسيار ارزشمند است .بپذيريم اين لحظات ميگذرند و ما ميمانيم و عمري كه ميتواند بيهوده طي شود يا هدفمند و پربار!
براي اينكه تغيير كنيد و از اين حالت رخوت و بيانگيزگي درآييد بايد هدفتان اين باشد كه از همين حالا دست به كار شويد و براي تغيير به سمت بهتر شدن گام برداريد.
يادمان باشد: روزهاي زندگي ميگذرند و منتظر ما نميمانند. هر روزي كه ميگذرد، اندكي بر سن ما هم افزوده ميشود. پس هرگز تصميمهاي مهم خود را در جهت تغيير، براي بهتر شدن به تأخير نيندازيم.
براي برخوردار شدن از معناي واقعي زندگي بايد دنبال درايت برويم و به دانايي و آگاهي بيشتري برسيم. بنابراين، بهترين كار مسلح شدن به سلاح آگاهي و فهم بالاتر است.
واقعيت اين است كه همه ما توانمنديهاي بالقوهاي داريم تا زندگي پربار و معناداري داشته باشيم و همه ما هدف و مقصودي را دنبال كنيم، ولي اگر هدفي نداشته باشيم از اين سو به آن سو در حركتيم بدون آنكه بتوانيم از لحظات خود لذت ببريم.
اگر ميخواهيم به آرامش بيشتري برسيم، بايد بتوانيم روي توانمنديهاي خود سرمايهگذاري كنيم.
خودمان را دست كم نگيريم. همه ما از توانمنديهاي زيادي برخورداريم؛ تواناييهايي كه بسياري از افراد فاقد آن هستند. اما اگر نتوانيم آنها را باور كنيم و به موقع از آنها كمك بگيريم هميشه خودمان را عقب نگه ميداريم و نميتوانيم به خوبي پيشرفت كنيم.
نقصهاي خود را بپذيريم. با وجود آنكه ممكن است به اندازه ديگران پولدار، زيبا، باهوش و... نباشيم اما موجود منحصر به فردي هستيم كه ميتوانيم با وجود كمبودهايي كه داريم احساس ارزشمند بودن كنيم.
قرار نيست همه از هوش و استعداد يكساني برخوردار باشند. همه ما نقطه ضعفها و كمبودها و همچنين توانمنديهايي منحصربهفرد داريم.
گاهي تنها يك تلنگر سبب ميشود گام مهمي در زندگي خود برداريم و موفق شويم.
بايد درك بهتري از زندگي خود داشته باشيد و بتوانيد از زندگيتان لذت ببريد.
اگر واقعاً ميخواهيد شرايط بهتري را تجربه كنيد، از همين امروز شروع كنيد و براي آنچه ميخواهيد تلاش كنيد. مطمئن باشيد پشيمان نميشويد.
ما ميتوانيم آنچه را ميخواهيم به دست آوريم، ولي به اندازهاي شجاعت و اعتماد به نفس نياز داريم كه زود خسته نشويم و دست از تلاش برنداريم.
اگر بتوانيم خويشتن واقعي خود را ببينيم ميتوانيم به هدفهاي بالاتري دست يابيم و بيشتر از زندگي لذت ببريم.
كتابنامه
ابن بابويه، محمد بن علي، خصال، ترجمه: محمدباقر كمرهاي، تهران، اسلاميه، 1366.
ابنبابويه، محمد بن علي، من لايحضره فقيه، ترجمه: علياكبر غفاري، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1385.
جميل الحبان، محمد و ميض رمزي العمري، پزشكي در قرآن، ترجمه: دكتر صاحبعلي اكبري، مشهد، نشر طوس، 1383.
حجازي، علاءالدين، صحيفه الرضا، تهران، نشر نداي اسلام، بيتا.
حر عاملي، وسائل الشيعه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1364.
دهقان مرندي، اسماعيل، عوامل سعادت و هلاكت از ديدگاه معصومان، تبريز، نشر احرار، 1371.
ديلمي، عليمحمد حسن، ارشاد القلوب، قم، نشر اسوه، 1383.
شيخ صدوق، امالي، ترجمه: محمد علي سلطاني، تهران، ارمغان طوبي، 1390.
كريميان، منصور، نهج الفصاحه، ترجمه: منصور كريميان، اشرفي، 1379.
كليني، محمد بن يعقوب، كافي، ترجمه: سيد هاشم رسولي محلاتي، تهران، نشر فرهنگ اهل بيت، 1361.
متقي هندي، علاالدين علي بن حسام، كنزالعمال، بيجا، 1413ه .ق.
مجلسي، محمدباقر، سفينه البحار، قم، نشر جامعه مدرسين، 1378.
محمد محمدي ريشهري، نرم افزار ميزانالحكمه، قم، دارالحديث، 1377.
محمدي ريشهري، محمد، دانشنامه احاديث پزشكي، تهران، مؤسسه علمي ـ فرهنگي دارالحديث، 1385.
نمازي شاهرودي، علي، مستدرك سفينةالبحار، تهران، بنياد بعثت، 1366.