ghaemiyeh.com
سرشناسه: رضايي، مريم، ۱۳۵۳ -
عنوان و نام پديدآور:كتاب راهنما ويژه توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني/ گردآوري مريم رضايي، فريده پيشوايي.
مشخصات نشر: قم: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۹۱.
مشخصات ظاهري: 216 ص.
شابك: 978-964-514-243-6
وضعيت فهرست نويسي:فيپا
يادداشت: كتابنامه: ص. [211] - 215.
موضوع: اسلام و كار
موضوع: خودكفايي -- جنبههاي مذهبي -- اسلام
موضوع: رشد اقتصادي -- جنبههاي مذهبي -- اسلام
موضوع: كار -- كلمات قصار
موضوع: كار در ادبيات
شناسه افزوده: پيشوايي، فريده، ۱۳۵۴ -
شناسه افزوده: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. مركز پژوهشهاي اسلامي
ردهبندي كنگره: 1391 2 ك 65 ر/13/230 BP
ردهبندي ديويي:۲۹۷/۴۸۳
شماره كتابشناسي ملي:۲۷۶۹۲۴۸
سخن نخست
با حلول سال 1391 خورشيدي، سال جديد به كلام نوراني رهبر فرزانه مزين شد و رهنمود حكيمانه ايشان بار ديگر جانها را طراوت بخشيد.
رهبر خردمند انقلاب اسلامي در ادامه سنت حسنه نامگذاري سالها به عنوانهاي خاص و راهبردي، سال پيش رو را سال «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني» ناميدند. اين نامگذاري نشاندهنده تدبير همهجانبه و عاقبتانديشي رهبر فرزانه انقلاب است. بيشك اجراي اين رهنمود رهبر معظم انقلاب براي دستيابي كشور به جايگاه رفيع و رتبههاي برتر شاخصهاي پيشرفت اقتصادي و توليد ملي، نقش موثري خواهد داشت. از اين رو، كوشش همه ايرانيان متعهد و علاقهمند به آباداني و پيشرفت كشور و نيز تمامي نهادها و سازمانهاي دولتي و غيردولتي براي تحقق اين مهم ضروري است.
از جمله نهادهاي اجتماعي مهم كه در فرهنگسازي در زمينه توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني نقش موثري ميتواند داشته باشد، رسانه ملي
است. بر اين اساس مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما با هدف ياري رساندن به برنامهسازان در راه ترويج و تقويت زمينهها و لوازم توليد ملي، مجموعه پيش رو را با قالبهاي متنوعي همچون آيات، روايات و سيره معصومين، سخن بزرگان، محوريابي، جملات قصار و... تدوين كرده است.
توجه به نيازهاي متفاوت برنامهسازي، ايجاد تنوع در راهكارهاي پژوهشي، ايجاد فرصت براي كاربرد يافتهها در امر برنامهسازي، ارائه مجموعه مدون درباره موضوع مورد نظر و نيز پاسخگويي به برخي نيازهاي اطلاعاتي با ارائه محتوا و مفاهيم و اطلاعات مورد نياز درباره شعار سال، از اهداف اصلي تدوين اين كتاب است.
و من الله التوفيق
اداره كل پژوهش
مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما
رهبر معظم انقلاب اسلامي، در مقام سكاندار نظام اسلامي و بر اساس نقش راهبردي كه در اين نظام براي ولي فقيه در نظر گرفته شده است، در آغاز هر سال، با طرح شعار و عنواني براي سال جديد، ميكوشند همه ظرفيتهاي علمي، آموزشي، پژوهشي، فرهنگي و اجرايي كشور را به سوي تحقق هدفي عالي ـ كه در برنامههاي راهبردي نظام اسلامي نقش مهمي دارد ـ بسيج كنند. ايشان در آغاز سال 1391، با توجه به شرايط حال و آينده نظام جمهوري اسلامي و مجموعه فرصتها و تهديدهاي پيش روي اين نظام، اين سال را سال «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني» ناميدند و فرمودند:
شعار امسال، «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني» است. ما بايد بتوانيم از كارِ كارگر ايراني حمايت كنيم؛ از سرمايه سرمايهدار ايراني حمايت كنيم؛ و اين فقط با تقويت توليد ملي امكانپذير خواهد شد. سهم دولت در اين كار، پشتيباني از توليدات داخلي صنعتي و كشاورزي است. سهم سرمايهداران و كارگران، تقويت چرخه توليد و اتقان در كار توليد
است. و سهم مردم ـ كه به نظر من از همه اينها مهمتر است ـ مصرف توليدات داخلي است. ما بايد عادت كنيم، براي خودمان فرهنگ كنيم، براي خودمان يك فريضه بدانيم كه هر كالايي كه مشابه داخلي آن وجود دارد و توليد داخلي متوجه آن است، آن كالا را از توليد داخلي مصرف كنيم و از مصرف توليدات خارجي به جد پرهيز كنيم؛ در همه زمينهها: زمينههاي مصارف روزمرّه و زمينههاي عمدهتر و مهمتر. بنابراين، ما اميدوار هستيم كه با اين گرايش، با اين جهتگيري و رويكرد، ملت ايران در سال 91 هم بتواند بر توطئه دشمنان، بر كيد و مكر بدخواهان در زمينه اقتصادي فايق بيايد.
شناخت دلايل و زمينههايي كه سبب انتخاب اين عنوان براي سال جاري شده است، ميتواند مسئولان بخشهاي مختلف كشور را در گزينش سياستها و راهكارهاي دقيقتر، عينيتر و واقعگرايانهتر براي تحقق اهداف مورد نظر مقام معظم رهبري، ياري دهد. بر اين اساس، ميتوان ضرورتها را در چند بند زير خلاصه كرد:
الف) واقع شدن در دهه پيشرفت و عدالت
رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت آيتالله خامنهاي ـ دامت بركاته ـ با تيزبيني و هوشمندي خاص خود و بر اساس شناخت گسترده و ژرف، از شرايط فرهنگي، سياسي و اقتصادي امروز جامعه ايران، دهه چهارم استقرار نظام جمهوري اسلامي را دهه «پيشرفت و عدالت» ناميدند.
تأكيد رهبر معظم انقلاب در برخي سخنانشان در سال 1387 بر موضوع عدالت و نامگذاري دهه چهارم انقلاب به نام دهه پيشرفت و عدالت، نشاندهنده توجه ايشان به مؤلفهها و پيشنيازهاي تحقق پيشرفت و عدالت در كشور است.
ايشان در ديدار رئيسجمهوري و اعضاي هيئت دولت، عنوان كردند دهه چهارم انقلاب، دهه پيشرفت و عدالت است و همه برنامهريزيها و تلاشها بايد با اين جهتگيري انجام شود.(1)
همچنين، نامگذاري سال 1388 به سال اصلاح الگوي مصرف، نشاندهنده توجه به جنبههاي اثرگذار صرفهجويي، براي پيشرفت اقتصادي و نيز اهميت مديريت مدبرانه و عاقلانه در مصرف است كه اين امر، يكي از مؤلفههاي تحقق شعار پيشرفت و عدالت نيز به شمار ميرود.
نامگذاري سال 1389 به سال همت و كار مضاعف و اعلام سال 1390 به نام سال جهاد اقتصادي، از توجه روزافزون رهبر انقلاب به نهايت كوشش افراد براي رسيدن به پيشرفت اقتصادي كشور خبر ميدهد. پيشرفت اقتصادي، سبب پيشرفت در توليد و افزايش ثروت ملي، افزايش بهرهوري، تقويت عزم و اراده و اتحاد ملي و دستيابي به فناوريهاي پيشرفته است.
با توجه به اين رويكرد كلي، در جهت تحقق شعار اصلي دهه چهارم، يعني «پيشرفت و عدالت»، مقام معظم رهبري، سال جاري را «سال توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني»، ناميدند و اعلام كردند:
اين شعارها نه فقط يك امر نمايشي است، و نه اينجوري است كه ما خيال ميكنيم در اين سال، اين شعار، همه مشكلات كشور را حل خواهد كرد؛ نه، اين تشريفاتي نيست، نمايشي نيست؛ اين خط روشني را به ما نشان ميدهد... بايد اين را به عنوان يك انگشت نمايشگر راه، در مقابل چشمان خودمان قرار بدهيم.(2)
بنابراين، سال 1391 فرصتي مناسب براي همه دستگاهها و نهادهاي علمي، آموزشي، پژوهشي، تقنيني، اجرايي، فرهنگي، تبليغي و... است تا از
يك سو راههاي توسعه فرهنگ كار و توليد و رفع موانع و آسيبها در اين عرصه شناسايي و از سوي ديگر عرصههاي نيازمند تلاش اقتصادي را مشخص كنند تا بدين ترتيب، زمينه هاي دستيابي به هدفهاي بلند دهه چهارم استقرار نظام جمهوري اسلامي، يعني عدالت و پيشرفت، فراهم گردد.
ب) دستيابي به يكي از محورهاي سند چشمانداز نظام جمهوري اسلامي
يكي از ضرورتهاي تلاش اقتصادي، تحقق يكي از محورهاي مهم سند چشمانداز بيست ساله كشور است. در حال حاضر، سند چشمانداز نظام جمهوري اسلامي، مهمترين سند ملي در زمينه پيشرفت كشور در بيست سال آينده است. در سند چشمانداز بيست ساله كشور، دست يافتن به جايگاه نخست اقتصادي، علمي و فنآوري در سطح منطقهاي آسياي جنوب غربي (شامل آسياي ميانه، قفقاز، خاورميانه و كشورهاي همسايه)، با تأكيد بر جنبش نرمافزاري و توليد علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادي، ارتقاي نسبي سطح درآمد سرانه و نيز رسيدن به اشتغال كامل همراه است.
بر اساس اين سند، جامعه ايراني، در افق اين چشمانداز، چنين ويژگيهايي خواهد داشت:(1)
ـ توسعهيافته، متناسب با مقتضيات فرهنگي، جغرافيايي و تاريخي خود، متكي بر اصول اخلاقي و ارزشهاي اسلامي، ملي و انقلابي، با تأكيد بر مردمسالاري ديني، عدالت اجتماعي، آزاديهاي مشروع، حفظ كرامت و حقوق انسانها و بهرهمندي از امنيت اجتماعي و قضايي.
1) سند چشمانداز جمهوري اسلامي ايران در افق 1404 از سوي رهبر معظم انقلاب به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و سران سه قوه ابلاغ شد.
ـ داشتن دانش پيشرفته، توانا در توليد علم و فنآوري، متكي به سهم برتر منابع انساني و سرمايه اجتماعي در توليد ملي.
ـ داشتن سلامت، رفاه، امنيت غذايي، تأمين اجتماعي، فرصتهاي برابر، توزيع مناسب درآمد، نهاد مستحكم خانواده، به دور از فقر [و] تبعيض، و بهرهمند از محيط زيست مطلوب.
ـ فعال، مسئوليتپذير، ايثارگر، مؤمن، رضايتمند، داشتن وجدان كاري و انضباط، داراي روحيه تعاون و سازگاري اجتماعي، متعهد به انقلاب و نظام اسلامي و شكوفايي ايران و مفتخر به ايراني بودن.
ـ دستيافته به جايگاه اول اقتصادي، علمي و فنآوري در سطح منطقه آسياي جنوب غربي (شامل آسياي ميانه، قفقاز، خاورميانه و كشورهاي همسايه) با تأكيد بر جنبش نرمافزاري و توليد علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادي، ارتقاي نسبي سطح درآمد سرانه و رسيدن به اشتغال كامل.
رهبر معظم انقلاب در اين باره فرمودند:
من توصيه مؤكد دارم به همكاري دستگاههاي سهگانه و قواي سهگانه، تا بتوانيم انشاءالله چشمانداز را تأمين كنيم. اهداف چشمانداز، اهداف خيلي مهمي است. البته اگر همت مضاعف كنيد، از آن اهداف، جلوتر هم ميرويد؛ اين ممكن است و هيچ استبعادي هم ندارد. الان مشاهده ميكنيم كه ما از زمانبندي فرضي در مورد اهداف چشمانداز، در بعضي از بخشها جلو هم هستيم. ممكن است در بعضي از بخشها هم يكخرده عقب باشيم، اما در بعضي از بخشها حتماً طبق آن زمانبندي فرضي كه انسان در ذهن دارد، جلو هم هستيم و مشكلي نداريم. ميتوان از آن اهداف جلوتر هم برويم. احتياج به اين معناست كه ما بتوانيم جلوتر برويم، بتوانيم حركت كنيم، تلاش كنيم. پس همت مضاعف لازم است.(1)
1) سخنان مقام معظم رهبري در ديدار با جمعي از مسئولان نظام جمهوري اسلامي، 16/1/1389.
ج) مقابله با توطئههاي دشمن براي ناكارآمد نشان دادن نظام در بعد اقتصادي
حربه دشمن در ناكارآمد نشان دادن نظام جمهوري اسلامي ايران در بعد اقتصادي، براي ضربه زدن به نظام و ايجاد حس نااميدي در مردم، ضرورت جهاد و تلاش اقتصادي، افزايش ثروت ملي و بالا بردن سطح توان اقتصادي و درآمد مردم را دوچندان ميكند.
در دهههاي گذشته، هيچ دشمني نتوانست در بعد نظامي و امنيتي ـ در طول هشت سال دفاع مقدس ـ و در زمينه اتحاد و يكپارچگي و وحدت ملي مردم، به نظام ضربهاي بزند. افزون بر آن، كارنامه پيشرفتهاي علمي ايرانيان در سطح جهان، درخشان و پرامتياز است. با اين حال، فراز و نشيبهاي اقتصادي كشور در طول سالهاي گذشته، ميتواند براي دشمنان فرصتهايي ايجاد كند كه نظام جمهوري اسلامي ايران را در زمينه اقتصادي و معيشتي مردم، ناكارآمد جلوه دهند و مردم را نااميد سازند تا از اين راه به نظام ضربه بزنند. بنابراين، انتخاب عنوان توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني براي سال 1391 بسيار هوشمندانه است و از دورانديشي و آيندهنگري رهبر معظم انقلاب در جهت خنثي كردن توطئههاي دشمن حكايت دارد. ايشان در اين زمينه ميفرمايند:
دشمنان ملت درصدد آنند كه دشمني خود را از دو راه با ملت ايران به تحقق برسانند. يكي ايجاد تفرقه در ميان صفوف ملت، از بين بردن يكپارچگي ملت ايران، و از دست ملت ايران اين نيروي عظيم وحدت، را ربودن و آنها را به اختلافات داخلي سرگرم كردن [است]. و دومي ايجاد مشكلات و تلاش براي توقف ملت ايران در زمينه هاي گوناگون سازندگي كشور و رفاه عمومي خود... ملت ما بايد هوشيار
باشد. تلاش براي سازندگي كشور و عمده تر و مهمتر از آن، تلاش براي اتحاد كلمه و يكپارچگي ملي و اتحاد امت اسلامي ادامه يابد. (سخنراني در نوروز 1386)
د) مقابله با تحريمهاي اقتصادي
يكي از كارهاي ايالات متحده امريكا بر ضد جمهوري اسلامي ايران، سياست تحريم اقتصادي، علمي و سياسي ايران و فروش سلاح و مهمات است. تحريم ضد ايران از سال 1358 آغاز شد و از آن پس ايران با تحريمهاي گوناگوني از سوي امريكا روبهرو شد. تقويم تحريمهاي ايالات متحده عليه ايران، نشان ميدهد اين تحريمها در سالهاي اخير شدت بيشتري يافته است و اين تشديدِ سياست تحريم عليه ايران، ايجاب ميكند ملت ايران در پيشرفت اقتصادي و افزايش توليد ملي و رسيدن به خودكفايي، جهادگونه بكوشند.
رهبر انقلاب در اين باره ميفرمايند:
از جمله اساسيترين كارهاي دشمنان ملت ما و كشور ما در مقابله با كشور ما، مسائل اقتصادي است. البته در عرصه فرهنگي هم فعالند، در عرصه سياسي هم فعالند، در عرصه انحصارات علمي هم فعالند، اما در عرصه اقتصادي فعاليت بسياري دارند. همين تحريمهايي كه دشمنان ملت ايران زمينهسازي كردند يا آن را عليه ملت ايران اعمال كردند، قصد اين بود كه يك ضربهاي بر پيشرفت كشور ما وارد كنند و آن را از اين حركت شتابنده باز بدارند. البته خواسته آنها برآورده نشد و نتوانستند از تحريمها آن نتيجهاي را كه انتظار داشتند، بگيرند و تدابير مسئولان و همراهي ملت بر ترفند دشمنان فائق آمد، اما دنبال ميكنند. لذا در اين سال جاري كه از اين لحظه آغاز ميشود، ما بايستي توجه كنيم به اساسيترين مسائل كشور و محور همه اينها به نظر من، مسائل اقتصادي است.(1)
1) پيام نوروزي مقام معظم رهبري، 1/1/1390.
ه.) ضرورت بهرهگيري از ظرفيتها و توانمنديهاي كشور
وابستگي اقتصاد ايران به درآمد نفت، سبب شده است مديران، مسئولان و برنامهريزان كشور، به ديگر ظرفيتها و توانمنديهاي طبيعي، انساني، فني، علمي، فرهنگي، اقتصادي و... اين سرزمين، چنانكه شايسته است توجه نكنند. در نتيجه، بسياري از اين ظرفيتها و توانمنديها ناشناخته و بياستفاده مانده است.
رهبر معظم انقلاب در اين باره ميفرمايند:
ما در همه زمينهها مثل يك معدن استخراجنشده يا نيمهاستخراجشده هستيم. اهل فن و متخصصين و كارشناسان در همه زمينهها؛ مثل زمينههاي اقتصادي، زمينههاي فني، زمينههاي علمي، به ما ميگويند ظرفيتهاي كشور، ظرفيتهاي بينظيري است. دوستاني كه اهل هر رشتهاي، هر بخشي از كارهاي مهم جامعه هستند و با مسائل آشنايند، آنها در بخش خودشان وقتي گزارش ميدهند، وقتي مقايسه ميكنند، وقتي ما را، ملتمان را، كشورمان را با خيلي كشورهاي ديگر تطبيق ميكنند، ما را به اين نتيجه ميرسانند كه ظرفيتهاي ما خيلي زياد است. در زمينه اقتصادي، ظرفيت كشور خيلي بالاست. در زمينه علمي، ظرفيت كشور واقعاً حيرتآور است. يك مقدار كه انسان حركت را سريعتر ميكند، جديتر ميكند، فشاري وارد ميآيد و اصراري صورت ميگيرد، انسان ميبيند ناگهان همينطور گلهايي است كه در اين باغ ميشكفد؛ نهالهايي است كه در اين بوستان ميبالد كه انسان هيچ تصورش را نميكرد و گمانش را نداشت، اما ميبينيم شد و ميشود.
در بخشهاي مختلف فرهنگي هم وقتي انسان نگاه ميكند، ميبيند آمادگيها زياد، استعدادها جوشان، نفرات بااستعداد و فراوان است.
در زمينههاي فنآوري هم انسان ميبيند حركت ممكن در كشور، خيلي عظيم و دهشتانگيز است. كارهاي بزرگي ميشود انجام داد. اينها ظرفيتهاي كشور است.(1)
بنابراين، براي رسيدن به اهداف مورد نظر در چشمانداز نظام جمهوري اسلامي، بايد از همه ظرفيتها و توانمنديهاي بالقوه و بالفعل كشور استفاده كرد. استفاده بهينه از ظرفيتهاي توليد ملي بدون اشتغال نيروهاي انساني و ارتقاي آنها از طريق دانش و مهارت، ممكن نيست. بنابراين، تمركز بر توليد، به كاهش بيكاري و فقر، رشد دانش و مهارتها و افزايش بهرهوري نيروي كار نيز منجر ميشود.
و) افزايش اقتدار داخلي
رشد توان توليدي كشور، نقش منحصر به فرد ديگري نيز ايفا ميكند و آن، تأثير توليد اقتصادي در اقتدار سياسي بينالمللي است. چندين دهه است كه سيادت ظاهري نظم جهاني در اختيار كشورهايي است كه پيشتر در عرصه توليد اقتصادي به قدرت تبديل شدهاند. البته به دليل گرفتاري اين قدرتها به ظلمها و فسادهاي بزرگ، در آيندهاي نهچندان دور، شاهد زوال هيمنه آنها خواهيم بود. با اين حال، رشد توان توليدي هر كشور در سرآمدي اقتصادي و در نفوذ آن كشور در مجامع بينالمللي و مصونيت امنيتي آن، تأثيري بسزا دارد. اقتصادي كه بنيه توليدي ضعيف و وابستگيهاي راهبردي داشته باشد، توان پايداري بر موضع عزت و مستقل خود را ندارد و بهزودي در برابر فشارهاي خارجي تسليم خواهد شد.
سرآمدي، به عنوان پيآمد قدرت توليدي، به حوزه اقتصادي اختصاص ندارد. رشد توان توليدي در عرصه علمي و فكري و در حوزههاي فرهنگي و
1) سخنان رهبر در ديدار با جمعي از مسئولان نظام جمهوري اسلامي، 16/1/89.
محصولات دفاعي ـ امنيتي و مانند آن، همگي موجب پويايي ظرفيتهاي داخلي و سرآمدي و اثرگذاري ايران اسلامي در سطح جهاني خواهد شد. در شرايطي كه بسياري از محصولات خارجي، نقش سفيران فرهنگي و اقتصادي را در ذهن مردم ديگر كشورها ايفا ميكنند، چرا ايران اسلامي نبايد از نفوذ اين قدرت نرم بهره ببرد؟
شكي نيست كه يكي از كاميابيهاي انقلاب اسلامي، زنده كردن نگاه ملي و استقلالطلبي و خودباوري در عرصههاي اقتصاد و دانش است. اين روحيه و ديدگاه اگرچه در دورههاي مختلف فراز و فرودهايي داشته، بر همان صراط مستقيم استوار مانده است. هدفگذاري امسال نيز فرصتي بس مغتنم براي تقويت سرمايه و نيروي كار داخلي و در نهايت، كشاورزي و صنعت و در يك كلمه توليد ايراني است؛ توليدي كه سفير هويت و توان اقتصادي كشور و نشان قوت علمي و مديريتي اين سرزمين و كمككار استقلال و عزت سياسي ملت ماست.
زير فصل ها
تسلط نداشتن بيگانگان بر مسلمانان
لزوم به كارگيري تمام تواناييها و امكانات اقتصادي
امرار معاش از طريق رشد سرمايه
توجه به تواناييها و داشتههاي خود
نعمتهاي الهي، زمينهساز كار و تلاش و توليد
توصيه به كار و فعاليت اقتصادي
ثمره تلاش و كار مضاعف
لزوم تلاش و كوشش همراه با ايمان و تقوا
توصيه به آباداني و تلاش
تسلط نداشتن بيگانگان بر مسلمانان
وَ لَنْ يجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَي الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً. (نساء :141)
و خداوند هرگز بر [زيانِ] مؤمنان، براي كافران راه تسلطي قرار نداده است.
پيام آيه:
ـ جامعه اسلامي بايد مراقب باشد زير سلطه بيگانگان و دشمنان قرار نگيرد.(1)
وَ لا تَرْكَنُوا إِلَي الّذينَ ظَلَمُوا فَتَمَسّكُمُ النّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمّ لا تُنْصَرُونَ. (هود:113)
و به كساني كه ستم كردهاند متمايل نشويد كه آتش [دوزخ] به شما ميرسد و در برابر خدا براي شما دوستاني نخواهد بود و سرانجام ياري نخواهيد شد.
1) ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج7، ص222.
پيام آيه:
هر گونه وابستگي به ستمگران داخلي و خارجي، ممنوع است.
نتيجه تكيه بر ستمگران، غربت و تنهايي است.(1)
لزوم به كارگيري تمام تواناييها و امكانات اقتصادي
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة. (انفال: 60)
و هر چه در توان داريد، از نيرو بسيج كنيد.
پيام آيه:
ـ براي آمادگي، بايد بنيه دفاعي در زمينههاي فرهنگي، اقتصادي، سياسي و عقيدتي همچنان قوي باشد تا دشمن از هر جهت از مسلمانان بترسد و توطئههايش خنثي شود.
ـ خير و بركت و آثار انفاقها در صورتي به شما برميگردد كه در راه خدا باشد نه از سر ريا، سمعه، خودنمايي و رودربايستي.(2)
امرار معاش از طريق رشد سرمايه
وَ لا تُؤْتُوا السّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الّتي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيامًا وَ ارْزُقُوهُمْ فيها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفًا. (نساء: 5)
و اموال خود را كه خداوند، آن را وسيله قوام [زندگي] شما قرار داده به سفيهان ندهيد و از عوايد به ايشان بخورانيد و آنان را پوشاك دهيد و به آنان سخن پسنديده بگوييد.
پيام آيه:
سرمايهها نبايد راكد بماند. اموال يتيمان و سفيهان نيز بايد چنان در مدار توليد و سوددهي قرار گيرد كه از درآمدش زندگي آنان بچرخد نه فقط از اصل مال.
مال، قوام زندگي و اقتصاد و اهرم نظام است.(1)
توجه به تواناييها و داشتههاي خود
وَ لا تَمُدَّنَّ عَينَيكَ إِلي ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيرٌ وَ أَبْقي. (طه :131)
و زنهار به سوي آنچه اصنافي از ايشان را از آن برخوردار كرديم [و فقط] زيور زندگي دنياست تا ايشان را در آن بيازماييم، ديدگان خود مدوز، و[ بدان كه] روزي پروردگار تو بهتر و پايدارتر است.
پيام آيه:
ـ به آنچه در خود داريم بينديشيم، نه آنچه در دست ديگران ميبينيم.(2)
نعمتهاي الهي، زمينهساز كار و تلاش و توليد
اللّهُ الّذي سَخّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فيهِ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلّكُمْ تَشْكُرُونَ. (جاثيه:12)
خداوند، همان كسي است كه دريا را مسخّر شما كرد تا كشتيها به فرمانش در آن حركت كنند و بتوانيد از فضل او بهره گيريد و شايد شكر نعمتهايش را به جا آوريد.
وَ سَخّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخّرَ لَكُمُ اْلأَنْهارَ. (ابراهيم: 32)
و كشتي را براي شما رام كرد تا به فرمان او در دريا روان شود، و رودها را براي شما مسخر كرد.
وَ جَعَلْنَا اللّيْلَ وَ النّهارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ. (اسراء: 12)
شب و روز را دو نشانه [توحيد وعظمت خود] قرار داديم. نشانه شب را تيرهگون و نشانه روز را روشنيبخش گردانيديم تا [در آن] فضلي از پروردگارتان بجوييد.
وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللّيْلَ وَ النّهارَ لِتَسْكُنُوا فيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلّكُمْ تَشْكُرُونَ. (قصص:73)
از رحمت اوست كه براي شما شب و روز را قرار داد تا در شب آرامش داشته باشيد و براي بهرهگيري از فضل خدا [در روز] تلاش كنيد؛ شايد شكر نعمت او را به جا آوريد.
وَ مِنْ آياتِهِ مَنامُكُمْ بِاللّيْلِ وَ النّهارِ وَ ابْتِغاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنّ في ذلِكَ َلآياتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ. (روم: 23)
از نشانههاي او، خواب شما در شب و روز است و تلاش و كوششتان براي بهرهگيري از فضل پروردگار [و تأمين معاش]. در اين امور نشانههايي است براي آنها كه گوش شنوا دارند.
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ يُرْسِلَ الرِّياحَ مُبَشِّراتٍ وَ لِيُذيقَكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلّكُمْ تَشْكُرُونَ. (روم: 46)
از نشانههاي [عظمت و قدرت] خدا اين است كه بادهاي بشارتگر را ميفرستد تا شما را از رحمتش بچشاند و كشتيها به فرمانش حركت ميكنند تا از فضل او بهره گيريد، شايد شكرگزاري كنيد.
وَ هُوَ الّذي سَخّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِيّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَي الْفُلْكَ مَواخِرَ فيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلّكُمْ تَشْكُرُونَ. (نحل: 14)
او كسي است كه دريا را مسخر [شما] ساخت تا از آن، گوشت تازه بخوريد، وسايل زينتي براي پوشش از آن استخراج كنيد و كشتيها را ميبيني كه سينه دريا را ميشكافند تا از فضل خدا بهره گيريد شايد شكر نعمتهاي او را به جا آوريد.
پيام آيه:
ـ خداوند، تمام امكانات و نعمتها را در اختيار بشر قرار داده است تا وي از آنها بهرهبرداري كند و شكر الهي را به جا آورد و در مسير معرفتالله قرار گيرد.
ـ هدف از قرار دادن نعمتها در اختيار بشر، اهتمام وي به تجارت و فعاليتهاي اقتصادي است.(1)
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند
تا تو ناني به كف آري و به غفلت نخوري
ـ خداوند، فوايد بسياري در درياها قرار داده است كه با تلاش و همت ميتوان از آنها بهرهمند شد.(2)
ـ تلاش براي تحصيل روزي و دستيابي به نعمتهاي مادي، مطلوب و مورد ترغيب الهي است.(1)
توصيه به كار و فعاليت اقتصادي
فَإِذا قُضِيَتِ الصّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي اْلأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ وَ اذْكُرُوا اللّهَ كَثيرًا لَعَلّكُمْ تُفْلِحُونَ. (جمعه:10)
هنگامي كه نماز پايان يافت، شما آزاديد در زمين پراكنده شويد و از فضل الهي طلب كنيد و خدا را بسيار ياد كنيد تا رستگار شويد.
رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ وَ إِقامِ الصّلاةِ وَ إيتاءِ الزّكاةِ... . (نور: 37)
[مردان خدايي] مرداني [هستند] كه نه تجارت و نه داد و ستدي، آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات، به خود مشغول نميدارد.
پيام آيه:
ـ مردان الهي، كساني هستند كه تلاش و كوشش اقتصادي، آنها را از ياد خدا و انجام فرايض ديني بازنميدارد.(2)
ثمره تلاش و كار مضاعف
وَ اللّهُ فَضّلَ بَعْضَكُمْ عَلي بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ. (نحل: 71)
خداوند بعضي از شما را بر بعضي ديگر از نظر روزي برتري داد.
وَ أَنْ لَيْسَ لِْلإِنْسانِ إِلاّ ما سَعي. (نجم: 39)
براي انسان بهرهاي جز سعي و كوشش او نيست.
وَ لَوْ بَسَطَ اللّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي اْلأَرْضِ وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ. (شوري: 27)
اگر خداوند، روزي را بيحساب براي بندگانش بگستراند، از جاده حق منحرف ميشوند؛ ولي به اندازهاي كه ميخواهد نازل ميكند.
پيام آيه:
ـ انسانها از نظر استعداد و بهرهمندي از مواهب خدادادي، با هم متفاوتند. با اين حال، پايه اصلي پيروزيها تلاش آدمي است. سختكوشان، كاميابترند و افراد تنبل و كمتلاش، محرومترند.(2)
ـ مهمترين اساس كسب روزي، تلاش و فعاليت صحيح و مثبت و سازنده و به دور از هر گونه افراط و تفريط است.(3)
ـ در جهانبيني توحيدي، همه چيز به خدا منتهي ميشود. بنابراين، فراوردههاي تلاش و كوشش و فكر و خلاقيت انسان نيز از آن خداست.(4)
ـ بهره انسان، كاري نيست كه انجام داده، بلكه به تعبير قرآن، تلاشي است كه از او به دست آمده است. يعني مهم، تلاش و كوشش است. هر چند انسان به مقصودش نرسد، خداوند پاداش ميدهد.(1)
... عَلِمَ أَنْ سَيَكُونَ مِنْكُمْ مَرْضي وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي اْلأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللّهِ فَاقْرَؤُا ما تَيَسّرَ مِنْهُ وَ أَقيمُوا الصّلاةَ وَ آتُوا الزّكاةَ... . (مزمل: 20)
....[خداوند] ميداند به زودي گروهي از شما بيمار ميشوند و گروهي ديگر براي به دست آوردن فضل الهي و [كسب روزي] به سفر ميروند و گروهي ديگر در راه خدا جهاد ميكنند. پس آن مقدار كه براي شما ممكن است از [قرآن] تلاوت كنيد و نماز را به پا داريد و زكات بپردازيد... .
پيام آيه:
ـ در كنار اعمال عبادي، از جمله تلاوت قرآن، اقامه نماز و اداي زكات و...بايد به كار و فعاليت اقتصادي نيز پرداخت.
ـ تلاش براي تأمين معاش، همرديف جهاد است.
ـ تلاش براي تأمين روزي، از نظر اسلام بسيار مهم است؛ چرا كه ملت فقير و گرسنه و محتاج به بيگانه، هرگز استقلال، عظمت و سربلندي نخواهد يافت و اصولاً جهاد اقتصادي بخشي از جهاد با دشمن است.(2)
لزوم تلاش و كوشش همراه با ايمان و تقوا
وَ لَوْ أَنّ أَهْلَ الْقُري آمَنُوا وَ اتّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السّماءِ وَ اْلأَرْضِ ... . (اعراف: 96)
اگر اهالي شهرها و آباديها ايمان بياورند و تقوا پيشه كنند، درهاي بركات آسمان و زمين را به روي آنها ميگشاييم.
وَ مَنْ يَتّقِ اللّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ. (طلاق: 2و3)
كسي كه تقوا پيشه كند، خداوند گشايشي به او ميدهد و از آنجا كه گمان ندارد به او روزي ميبخشد.
پيام آيه:
ـ اگر نظام حاكم بر اقتصاد جامعه، نظام تقوا و درستي و پاكي و تعاون باشد، چنين جامعهاي سربلند و نيرومند خواهد شد.
ـ اسلام به تلاش و كوشش همراه با تقوا، براي كسب روزي سفارش كرده است. (1)
توصيه به آباداني و تلاش
... هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ اْلأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فيها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنّ رَبّي قَريبٌ مُجيبٌ. (هود:61)
اوست كه شما را از زمين آفريد و آباداني آن را به شما واگذار كرد. از او آمرزش بطلبيد، سپس به سوي او بازگرديد كه پروردگارم [به بندگان خود] نزديك و اجابتكننده [تقاضاهاي] آنهاست.
پيام آيه:
ـ خداوند، آباداني زمين را به انسانها سپرده و قدرت و وسايل آن را نيز در اختيارشان نهاده است.(2)
ـ خداوند در قرآن كريم نميفرمايد كه پروردگار، زمين را آباد كرد و در اختيار شما گذاشت، بلكه ميفرمايد: عمران و آبادي زمين را به شما سپرد؛ يعني تمام امكانات آماده است، ولي شما بايد با كار و كوشش خود، زمين را آباد سازيد و منابع آن را به دست آوريد. در غير اين صورت، سهمي نداريد.(1)
ـ بايد به ملتها براي آبادي سرزمينشان مجال داد و كارها را به خودشان سپرد و وسايل و ابزار لازم را در اختيارشان گذاشت.(2)
زير فصل ها
محبوبيت كار پيوسته
جديت توليد كنندگان
فرار از فقر، با كار و توليد
ارتباط عزت نفس با كار و تلاش
محبوبيت كسب روزي حلال
كار و كوشش اقتصادي، همپايه جهاد
اهميت به اتمام رساندن كارها
تاثير مستقيم تلاش در توانايي
نكوهش بيكاري و تنبلي
نشانههاي تنبلي و كاهلي
نكوهش كارهاي بيهوده
آثار منفي كمكاري
برنامهريزي پيش از كار
توجه به وسايل لازم و زمان مناسب در كارها
تشويق به كسب درآمد از راه دسترنج
پرهيز از كوتاهي در كار
محبوبيت كار پيوسته
امام سجاد عليه السلام : «انّي لأُحِبُّ ادومَ عَلَي العمل و ان قَلَّ؛ من دوست دارم كه در كار، پيوسته باشم، اگر چه اندك باشد». (1)
امام علي عليه السلام : «قَليلٌ تَدُومُ عَليْه اَرْجي مِن كَثيرٍ مَمْلولٌ منه؛ كار اندكي كه بر آن مداومت كني، اميدبخشتر از كار فراواني است كه از آن دلزده شوي».(2)
جديت توليد كنندگان
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله : «وَيلٌ لِصُنّاعِِ امَّتي مِنَ اليَومِ و غَداً؛ واي به حال صنعتگران امت من، از اينكه در كار مردم، امروز و فردا كنند». (3)
فرار از فقر، با كار و توليد
امام علي عليه السلام : «مَن وَجَدَ ماءً و تُراباً ثُمَّ افتَقَر فأَبعَدَهُ اللهُ؛ كسي كه آب و خاك در اختيار دارد و با فقر زندگي ميكند، خدا او را از رحمتش دور كند». (4)
ارتباط عزت نفس با كار و تلاش
امام صادق عليه السلام : «اِعمَل و احْمَل عَلي رأسِكَ و اسْتَغْنِ عنِ النّاسِ؛ كار كن و با سر خود بار ببر و بدين وسيله، خويشتن را از كمك مردم، بينياز ساز!».(1)
پيامبر صلي الله عليه و آله : «لَئِن يحتَطِبُ الرّجلُ علي ظَهرِهِ فَيبيعُهُ وَ يَسْتَغْني بِه وَ يَتَصدَّق بِفَضلِهِ خيرٌ مِن أن يَسأَلَ رجُلاً اتَاهُ الله مِن فَضلِهِ فَيعطيهِ أو يمنَعُهُ؛ اگر مردي هيزم جمع كند، آن را بر دوش خود حمل كند و بفروشد و با آن خويشتن را بينياز كند و اضافهاش را صدقه بدهد، بهتر از آن است كه از ثروتمندي كمك بخواهد، خواه مرد متمكن به او چيزي بدهد يا محرومش سازد».(2)
محبوبيت كسب روزي حلال
پيامبر صلي الله عليه و آله : «العِبادَةُ سَبعُونَ جُزء افضَلُها طَلَبُ الحَلالِ؛ عبادت هفتاد جزء است كه بهترين آن، كوشش در به دست آوردن مال حلال است».(3)
پيامبر صلي الله عليه و آله : «مَنْ طَلَبَ الدُّنيا حلالاً استعِفافاً عَنِ المَسْألةِ وَ سَعياً علي عَيالِهِ و تَعَطُّفاً عَلَي جَارِهِ لَقِي الله و وَجههُ كالقَمَرِ لَيلَةَ البَدر؛ كسي كه در پي مال مشروع برود براي آنكه (آبروي) خود را از ذلت درخواست كردن، نگه دارد، و عائله خويش را اداره كند و به همسايه خود كمك كند، خداوند را ملاقات ميكند در حالي كه صورتش مانند ماه تمام ميدرخشد».(4)
امام صادق عليه السلام به هشام فرمود: «يا هِشام اِن رأيتَ الصَّفَينِ قَد التَقيا فَلا تَدَع طَلَبَ الرِّزقِ في ذلك اليوم؛ اي هشام، اگر روزي را ببيني كه سربازان در مقابل هم صف كشيدند و آتش جنگ شعلهور شده است، در چنين روزي، از كار و طلب روزي دست برندار».(5)
كار و كوشش اقتصادي، همپايه جهاد
امام صادق عليه السلام : «الكادُّ عَلي عِيالِهِ كالمُجاهِدِ في سَبيل الله؛ كسي كه براي گذران زندگي خانوادهاش تلاش كند، همانند جهادكننده در راه خداست».(1)
اهميت به اتمام رساندن كارها
امام علي عليه السلام : «تَمامُ العَمَلِ استِكمالُهُ؛ تمام شدن كار، به كامل كردن آن است».(2)
امام علي عليه السلام : «تأخيرُ العَمَلِ عُنوانُ الكَسَلِ؛ به تأخير افكندن كار، نشانه تنبلي است».(3)
تاثير مستقيم تلاش در توانايي
امام علي عليه السلام : «مَن يَعْمَلْ يَزْدِدْ قُوَّةً وَ مَنْ يَقْصُرْ فِي العَمَلِ يَزْدِدْ فِتْرةً؛ هر كسي به انجام كاري برخيزد، نيرومندتر ميشود و هر كس در كاري كوتاهي كند، سستي او افزايش مييابد».(4)
نكوهش بيكاري و تنبلي
امام صادق عليه السلام : «انَّّ اللهَ عزَّ و جلَّ يُبغِضُ كَثرّةَ النََّومِ و كَثرَةَ الفِراغِ؛ خداوند، خواب زياد و بيكاري را دوست نميدارد».(5)
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : «يا علي! اياكَ و خَصلَتَينِ: الضَّجرَةُ و الكَسَلُ فأنّكَ ان ضجِرتَ لمتَصبِر علي حقِّ، و إن كَسِلْتَ لم تؤَدِّ حقّاً؛ اي علي!..از دو خصلت بپرهيز؛ بيحوصلگي و تنبلي؛ زيرا اگر بيحوصله باشي، بر حق شكيبايي نورزي و اگر تنبل باشي، حقي را ادا نكني».(6)
1) محجة البيضاء، ص 143.
2) عبد الواحد ابن محمد تميمي آمدي، غررالحكم و دررالكلم، ج 1، فصل 22، ح 3.
3) عبد الواحد ابن محمد تميمي آمدي، غررالحكم و دررالكلم، ج 1، فصل 22، ح 17685.
4) تصنيف غرر الحكم و دررالكلم، ص 152، ح 2802.
5) محمد بن يعقوب كليني، فروع كافي، ج 5، ص 84.
6) ميزان الحكمه، ترجمه: محمد محمدي ريشهري، ج 11، ص 5187، ح 17663.
نشانههاي تنبلي و كاهلي
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : «أمّا علامة الكسلانِ فأربَعةٌ: يتواني حتّي يُفَرِّطَ، و يُفَرِّطُ حتّي يضيعَ و يضَيعُ حتي ياثمَ، و يضجَرُ؛ نشانه تنبل،چهار چيز است: چندان سستي ميكند كه به كندي ميگرايد؛ و چندان كندي ميكند كه [اصل كار را] فروميگذارد؛ و چندان فروگذاري ميكند، كه گنهكار و دلمرده ميشود».(1)
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : «ان اللهَ تعالي يُحِبُّ اَن يَري عَبدَهُ تعِباً في طَلَبِ الحلال؛ خداوند دوست دارد كه بنده را در راه به دست آوردن روزي حلال، خسته ببيند».(2)
امام صادق صلي الله عليه و آله : «مَن لَم يستحيي مِن طَلَبِ المَعاشِ خََفَّت مؤونَتُهُ وَ رَخي بالُهُ و نُعِّمَ عيالُهُ؛ كسي از رفتن به دنبال معاش خجالت نكشد؛ زحمتش كم گردد، خيالش آسوده شود و خانوادهاش را در نعمت قرار دهد».(3)
امام رضا عليه السلام : «ان الّذي يطلُبُ مِن فَضلٍ يَكُفُّ بِهِ عِيالِهُ أَعْظَمُ اَجراً مِنَ المُجاهِدِ في سَبيلِ الله؛كسي كه براي تأمين مخارج خانوادهاش در طلب روزي خدا برآيد، پاداشش بيشتر از كسي است كه در راه خدا جهاد ميكند».(4)
امام علي عليه السلام : «يا هُمام! المؤمنُ بَعيدٌ كَسَلُهُ، دائمٌ نَشاطهُ، قريبٌ أمله، حَيٌّ قَلبُه؛ اي همام!.. مؤمن از تنبلي به دور است. هميشه بانشاط است.كم آرزو، و زندهدل است».(5)
امام صادق عليه السلام : «عَدُّوَّ العَمَلِ الكَسَلُ؛ تنبلي و سستي، دشمن كار است».(6)
امام كاظم عليه السلام : «أياكَ و الضَّجَرَ و الكَسَلَ؛ فَأنَّهما يَمْنَعانِكَ حَظَّكَ مِن الدنيا و الاخِرة؛ زنهار از بيحوصلگي و تنبلي؛ زيرا اين دو خصلت، تو را از بهره دنيا و آخرت محروم ميسازند».(7)
1) ميزان الحكمه، ترجمه: محمد محمدي ريشهري، ج 11، ص 5189، ح 17683.
2) ميزان الحكمه، ترجمه: محمد محمدي ريشهري، ج 11، ص 5189، ح 7209.
3) ميزان الحكمه، ترجمه: محمد محمدي ريشهري، ج 11، ص 5189، ح 7205.
4) ميزان الحكمه، ترجمه: محمد محمدي ريشهري، ج 11، ص 5189، ح 7204.
5) محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 78، ص 26.
6) فروع كافي، ج 5، ص 85.
7) ميزان الحكمه، ترجمه: محمد محمدي ريشهري، ج 11، ص 5189، ح 17667.
نكوهش كارهاي بيهوده
امام علي عليه السلام : «العاقِلُ مَنْ رَفَضَ الباطِلَ؛ عاقل كسي است كه باطل را رها كند».(1)
امام كاظم عليه السلام : «مِن حُسنِ الإسلامِ المَرءَ تَركُ ما لا يَعينُه؛ از نشانههاي خوب مسلمان بودن شخص، اين است كه به كار پوچ و بيهوده نپردازد».(2)
آثار منفي كمكاري
امام علي عليه السلام : «التَّواني اضاعةٌ؛ سستي [در كار]، ضايعكننده [عمر و فرصت] است».(3)
امام علي عليه السلام : «مِن سَبَب الحِرمانِ التَّوانِي؛ يكي از عوامل محروميت، سستي در كار است».(4)
امام علي عليه السلام : «مَن اطاعَ التَّوافِيَ، ضَيَّعَ الحُقوقَ؛ هر كس تسليم سستي و سهلانگاري شود، حقوق [خود و ديگران] را از بين برده است».(5)
برنامهريزي پيش از كار
امام علي عليه السلام : «التَّدبيرُ قَبلَ العَمَلِ يُوفِّيكَ مِنَ النَدَم؛ تدبير پيش از اقدام به كار، از پشيماني جلوگيري ميكند».(6)
امام علي عليه السلام : «قَدِّر ثمَّ اقْطَعْ و فَكِّر ثُمَّ انْطِقْ و تُبَيِّن ثمَّ إعْمَلْ؛ [ابتدا] اندازه گير، سپس بِبُر؛ و بينديش، سپس بازگو؛ و بسنج، سپس به كار برخيز».(7)
امام صادق عليه السلام : «...لا يَنْبَغي لِلمُؤْمِنِ اَن يَذِلَّ نَفَسَهُ. قُلْتَ: بِما يَذِلُّ نَفْسَهُ؟ قالَ: يَدْخُلُ فِيما يَعْتَذِرُ مِنْهُ؛ ...مؤمن را نشايد كه خود را خوار كند. پرسيدم: مؤمن به چه چيز، خود را خوار كند؟ فرمود: (نسنجيده) در كاري وارد شود كه سپس از آن عذر بخواهد».(1)
توجه به وسايل لازم و زمان مناسب در كارها
امام رضا عليه السلام : «مَنْ طَلَبَ الْأمرَ مِنْ وَجْهِهِ لَم يَزلّ، فَإِنَّ زَلَّ لَمْ تَخْذُلْهُ الحيلَة؛ هر كس كاري را از راه مناسبش بخواهد شكست نخواهد خورد؛ و اگر شكست خورد جبرانپذير خواهد بود».(2)
امام جواد عليه السلام : «مَن لَم يَعرِفِ المَوارِدَ اعيته المَصادر؛ هر كس از راههاي ورود بيخبر باشد، پيدا كردن راههاي خروج، او را خسته خواهد كرد».(3)
تشويق به كسب درآمد از راه دسترنج
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله : «ما اكَلَ احدٌ طَعاماًّ قطٌّ خيراً مِن ان يأكُلَ مِن عَملِ يَدِهِ، و انَّ نَبيَّ اللهِ داودَ كانَ يأكُلُ مِن عَمَل يَدِهِ؛ هرگز كسي غذايي بهتر از دسترنج خود نخورده است. پيامبر خدا، داوود، از دسترنج خود ميخورد».(4)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله : «ما اكَلَ العَبدُ طعاماً احبَّ الي الله تعالي مِن كَدِّ يدِهِ وَ مَن باتَ كالّا مِن عَمَلِهِ باتَ مغفوراً لَهُ؛ بنده هيچ غذايي نخورد كه نزد خداي متعال محبوبتر از دسترنج او باشد، و هر كس شب را با تني خسته از كار بخوابد، آمرزيده شود».(5)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله : «خَيرُ الكَسْبِ كَسْبُ يَدَي العامِلِ إذا نَصَحَ؛ بهترين درآمد، درآمد كارگري است كه در كارش صداقت داشته باشد».(1)
پرهيز از كوتاهي در كار
امام علي عليه السلام : «التفريطُ مصيبَةُ القادر؛ كوتاهي كردن، مصيبت شخص توانا [بر انجام دادن كار] است».(2)
امام علي عليه السلام : «مَن حَلُمَ لميُفَرَّطْ في أمرِهِ وَ عاشَ في الناسِ حميداً؛ كسي كه بردبار باشد، در كار خود كوتاهي نكند و در ميان مردم با خوشنامي زندگي كند».(3)
امام صادق عليه السلام : «من فَرَّطَ تَوَرَّطَ؛ هر كه كوتاهي كند، در پرتگاه افتد».(4)
امام هادي عليه السلام : «اُذكُر حَسَراتِ التفريطِ بأخذِ تقديمِ الحَزم؛ افسوسهاي (ناشي) از سهلانگاري را به ياد آر و دورانديشي را در پيش گير».(5)
زير فصل ها
حضرت آدم عليه السلام ، نخستين توليدكننده
توصيه حضرت داوود عليه السلام به كار
همنشيني حضرت داوود عليه السلام با كارگر در بهشت
ارتزاق حضرت داوود عليه السلام از راه توليد زره
امرار معاش به وسيله سبدبافي
برتري غذاي حاصل از دسترنج بر طعام بهشتي
كار و توليد، مهريه همسر حضرت موسي عليه السلام
حضرت ادريس عليه السلام ، مدرس و خياط ذاكر خدا
حضرت نوح و كاشت درخت خرما
حضرت عيسي عليه السلام و امرار معاش از دسترنج خود
حضرت آدم عليه السلام ، نخستين توليدكننده
امام صادق عليه السلام فرمود: آن روز كه آدم ابوالبشر از بهشت به زمين رانده شد و به غذا وآب نياز داشت، با حضرت جبرئيل مشورت كرد و از او ياري خواست. جبرئيل آدم را چنين راهنمايي كرد: «اي آدم! اگر ميخواهي نيازمنديهاي خود را برطرف كني، كشاورز باش و به زراعت بپرداز.»(1)و اين گونه بود كه پدر انسانها، نخستين كشاورز روي زمين شد.
توصيه حضرت داوود عليه السلام به كار
حضرت داوود عليه السلام به كفشدوزي برخورد و گفت: اي مرد! كار كن و از مزد كارت بخور؛ زيرا خداوند كسي را كه كار كند و از مزد كارش بخورد، دوست ميدارد؛ و آن كسي را كه ميخورد و كاري انجام نميدهد، دوست ندارد.(2)
همنشيني حضرت داوود عليه السلام با كارگر در بهشت
در حكايت است كه حضرت داوود عليه السلام با حق تعالي مناجات كرد و گفت: «خداوندا! ميخواهم همنشين خويش را در بهشت ببينم.» حق تعالي فرمود: «فردا از شهر بيرون شو، اول كسي كه تو را پيش آيد، او بود.» چون داوود عليه السلام بيرون رفت شخصي را ديد كه هيزم به پشت ميآمد. بر وي سلام كرد و از او پرسيد: معامله تو با خداوند، چه چيز است كه بدان وسيله، مرتبه موافقت و مجالست انبيا يافتهاي در بهشت؟ گفت: من هر روز هيزم به دست خويش جمع ميكنم و بر پشت به شهر ميآورم و به يك درهم ميفروشم. مادري دارم؛ دو دانگ در وجه او نفقه نهم، و دو دانگ در وجه عيال و دو دانگ بر درويشان و محتاجان صرف كنم؛ و من روزي خويش بيكسب و كار به دست نياورم.» پس داوود عليه السلام گفت: «بيا پيش من باش تا هر روز يك درهم به تو دهم، و تو چنان كه در بهشت رفيق من خواهي بود، اينجا هم رفيق من باشي.» آن درويش گفت: «من اين مرتبه و مقام را به كار و كسب دست و رنجبري و باركشي يافتهام، چون دست از آن بدارم، اين مرتبه نماند».(1)
ارتزاق حضرت داوود عليه السلام از راه توليد زره
در حديثي قدسي آمده است: «خداوند به داوود عليه السلام وحي كرد: تو بنده خوبي هستي، اما از بيتالمال ارتزاق ميكني، و با دستت كسب و كار نميكني! داوود با شنيدن اين سخن، چهل صبح گريه كرد، تا آنكه خداوند به آهن وحي كرد كه براي بنده من، داوود، نرم شو! پس خداوند [بدينگونه] آهن را
1) عبدالله بن محمد نجمالدين رازي، مرصاد العباد، صص 540 و 541.
برايش نرم ساخت، و او [از آن پس شروع به كار كرد.] هر روز زرهاي درست ميكرد و آن را به هزار درهم ميفروخت. پس سيصد و شصت زره درست كرد و آن را به سيصد و شصت هزار [درهم] فروخت. و بدينگونه با كار كردن، از بيتالمال بينياز شد».(1)
امرار معاش به وسيله سبدبافي
حضرت داوود از برگ خرما سبدهايي به دست خود ميبافت و به همنشينان خود ميگفت: كدام يك از شما ميبرد آن را بفروشد؟ و از قيمت آن جو ميخريد و ميخورد.(2)
برتري غذاي حاصل از دسترنج بر طعام بهشتي
سليمان نبي عليه السلام را دم به دم طعامهاي بهشتي ميآوردند و او از آن غذاها ميخورد و لذت ميبرد. روزي جبرئيل حاضر بود كه ديد از بهشت، طعام سليمان رسيد و او به اشتهاي تمام از آن غذا ميخورد. در اين هنگام، فرشتهاي به فرشته ديگر گفت: «سليمان نبي، چنان با رغبت و اشتها غذا ميخورد كه گويي در تحصيل آن رنجي برده است. پيامبر خدا بايستي غذاي بيرنج نخورد.» سليمان از جبرئيل، معناي اين سخن فرشته را پرسيد. جبرئيل گفت: «يعني غذايي كه از كدّ يمين و كسب حلال حاصل شود، بهتر و لذيذتر از طعامهاي جنت است.» سليمان گفت: «بلي، راست ميگويند». پس از آن توبه كرد و به سبدبافي روي آورد و از دسترنج حاصل از آن، غذا ميخورد.
روزي جبرئيل به او گفت: «اي رسول خدا! بدان و آگاه باش كه سبب لذت طعامهاي بهشتي هم آن است كه حق تعالي، جنت را و آنچه در اوست، از رنج عبادت عابدان و ذكر ذاكران و شكر شاكران و صبر صابران آفريده است. تا رنجي نبري، گنجي نبري».(1)
كار و توليد، مهريه همسر حضرت موسي عليه السلام
حضرت موسي عليه السلام نزد شعيب آمد و شعيب خواست يكي از دو دختر خود را به نكاح او درآورد، به او گفت: من ميخواهم به نكاح تو در آورم يكي از دو دخترم را، در مقابل اينكه خود را هشت سال اجير من گرداني و اگر ده سال تمام كني، پس اختيار خود و همسرت را داري. موسي عليه السلام به ده سال كه تمامتر بود، عمل كرد و ده سال تمام از براي او چوپاني كرد.(2)
حضرت ادريس عليه السلام ، مدرس و خياط ذاكر خدا
نقل شده است او را براي اين ادريس گفتهاند كه حكمتهاي خدا و سنتهاي اسلام را بسيار درس ميگفت.(3)او اولين كسي بود كه به قلم چيزي نوشت و جامه دوخت و پوشيد و چون خياطي ميكرد، تسبيح و تهليل و تكبير خدا را ميگفت.(4)
حضرت نوح و كاشت درخت خرما
در احوال حضرت نوح آمده كه وي نجار بود و 950 سال در ميان قوم خود، ايشان را به سوي خدا ميخواند و دويست سال در حال ساختن كشتي بود.
هنگامي كه قوم نوح ايمان نياوردند، حق تعالي او را امر كرد كه درخت خرما بكارد. پس قوم او ميگذشتند بر او و استهزا و سخريه ميكردند و به او ميگفتند مرد پيري است؛ نهصد سال از عمرش گذشته است و درخت خرما ميكارد و سنگ بر او ميزدند. پس چون پنجاه سال بر اين حال گذشت و درخت خرما رسيد و مستحكم شد، مأمور گرديد درختها را ببرد و از آن كشتي بسازد.(1)
حضرت عيسي عليه السلام و امرار معاش از دسترنج خود
اصحاب حضرت عيسي عليه السلام در خدمت آن حضرت بودند و هر گاه گرسنه ميشدند، ميگفتند: يا روح الله! گرسنه شدهايم. پس عيسي دست ميزد به زمين در هر جا كه بود، و دو گرده نان از براي هر يك بيرون ميآورد. پس گفتند: يا روح الله چه كسي از ما بهتر است؟ هرگاه ميخواهيم، ما را طعام ميدهي و هرگاه ميخواهيم، ما را آب ميدهي. ما ايمان آوردهايم به تو و متابعت تو ميكنيم. حضرت عيسي عليه السلام فرمود: بهتر از شما كسي است كه به دست خود كار ميكند و از كسب خود ميخورد. پس از آن، اصحاب عيسي عليه السلام از كسب خود معاش ميكردند.(2)
زير فصل ها
پرهيز از تنآسايي و بيكاري
تهيه سرمايه براي آغاز كار
كمك از خدا، نه از خلق خدا
ارزشمندي كار در نزد پيامبر صلي الله عليه و آله
اهميت كار و تلاش
تلاش امام علي عليه السلام
انجام دادن كارهاي شخصي
عبادي بودن كار
همكاري پيامبر در ساخت مسجد قبا
امام علي عليه السلام در جستوجوي كار
كنيه ابوتراب
فعاليتهاي اقتصادي حضرت علي عليه السلام
مذموم بودن عبادت خدا به خاطر دست كشيدن از كار
تعيين كار و مسئوليت براي كاركنان
تشويق به كسب و كار
هميشه مشغول كار
تقسيم كار با خدمتگزار
خدمت امام سجاد عليه السلام به همسفرانش
پاداش كار و تلاش
مرگ در حال كار، مرگ در راه خدا
برتري اهل كار
كار جهت طلب روزي
خود را در معرض طلب روزي قرار دادن
طلب روزي حلال
كسب و كار، سبب استجابت دعا
كار، مايه غيرت
پرهيز از تنآسايي و بيكاري
رسول اكرم صلي الله عليه و آله با يارانش، عازم جايي بودند. در ميانه راه، براي استراحت از مركبها فرود آمدند و بارها را بر زمين نهادند. تصميم جمع بر اين شد كه براي غذا گوسفندي را ذبح كنند. يكي از اصحاب گفت: «سر بريدن گوسفند با من.» ديگري گفت: «كندن پوست آن با من.» سومي گفت: «پختن گوشت آن با من.» رسول اكرم صلي الله عليه و آله نيز فرمود: «جمع كردن هيزم از صحرا با من.» اصحاب گفتند: يا رسول الله! شما زحمت نكشيد و راحت بنشينيد؛ ما خودمان با كمال افتخار، همه اين كارها را انجام ميدهيم. رسول خدا فرمود: «ميدانم كه شما اين كارها را انجام ميدهيد، ولي خداوند دوست ندارد بندهاش را در ميان يارانش با وضعي متمايز از ديگران ببيند، و اينكه او بيكار بنشيند و ديگران براي او كار كنند.» سپس به صحرا رفت و به مقدار كافي هيزم از صحرا جمع كرد و آورد.(1)
1) مرتضي مطهري، داستان راستان، صص 34 و 35.
تهيه سرمايه براي آغاز كار
يكي از انصار را نيازي پيش آمد و پيامبر را از آن آگاه ساخت. آن حضرت فرمود: «هر چه در خانه داري بياور و چيزي را بيارزش مشمار.» مرد انصاري به خانهاش رفت و نمدي زرين و قدحي با خود آورد. پيامبر فرمود: «چه كسي اينها را ميخرد؟» مردي گفت: «آنها را به يك درهم خريدم.» فرمود: «چه كسي بيشتر ميخرد؟» مردي گفت: به دو درهم. پيامبر فرمود: «مال تو.» آنگاه درهمها را به مرد انصاري داد و گفت: «با يك درهم طعامي براي خانوادهات فراهم ساز، و با درهم ديگر تبري بخر.» چون آن مرد تبر را با خود آورد، فرمود: «چه كسي دستهاي براي اين تبر دارد؟» يكي از حاضران گفت: «من.» پيامبر خدا آن دسته را گرفت و به دست خود، در تبر محكم كرد و به انصاري گفت: «برو هيزم جمع كن و هيچ خاري و تر و خشكي را اندك مشمار (و همه را بردار)!» آن مرد چنين كرد و پس از پانزده روز آمد و وضع زندگياش خوب شده بود. پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «اين براي تو نيكوتر از آن است كه روز قيامت در حالي وارد محشر شوي كه بر صورتت، لكههاي صدقه (كه از مردم گرفتهاي) ديده شود».(1)
كمك از خدا، نه از خلق خدا
يكي از اصحاب رسول خدا روزي از شدت فقر با مشورت و پيشنهاد زنش، تصميم گرفت وضع خود را براي رسول خدا صلي الله عليه و آله شرح دهد و از آن حضرت كمك مالي بگيرد. با همين نيت رفت، ولي پيش از آنكه حاجت خود را بگويد، اين جمله از زبان رسول اكرم صلي الله عليه و آله به گوشش خورد كه فرمود: «هر كس از ما كمكي مالي بخواهد ما به او كمك ميكنيم، ولي اگر كسي بينيازي بورزد و دست حاجت پيش مخلوقي دراز نكند، خداوند، او را بينياز ميكند.» آن روز چيزي نگفت و به خانه خويش برگشت. باز با هيولاي فقر كه همچنان بر خانهاش سايه افكنده بود، روبهرو شد. ناچار روز ديگر به همان نيت در مجلس
1) محمدرضا حكيمي، الحياة، ترجمه: احمد آرام، ج 5، ص 462.
رسول اكرم صلي الله عليه و آله حاضر شد. آن روز هم همان جمله را از رسول خدا شنيد: «هر كس از ما كمكي بخواهد ما به او كمك ميكنيم، ولي اگر كسي بينيازي بورزد و دست حاجت پيش مخلوقي دراز نكند، خداوند او را بينياز ميكند.» اين دفعه نيز بدون اينكه حاجت خود را بگويد به خانه برگشت، و چون خود را همچنان در چنگال فقر، ناتوان و بيچاره ميديد، براي سومين بار به همان نيت به مجلس پيامبر خدا رفت. باز هم لبهاي مبارك حضرت به حركت در آمد و با همان آهنگ كه به دل قوّت و به روح، اطمينان ميبخشيد ـ همان جمله را تكرار كرد. آن مرد اين بار كه آن جمله را شنيد، اطمينان بيشتري در قلب خود احساس كرد. حتي حس كرد كه كليد مشكل خويش را در همين جمله يافته است. وقتي كه از مجلس پيامبر خارج شد، با قدمهاي مطمئنتري راه ميرفت. با خود فكر ميكرد كه ديگر هرگز به دنبال كمك بندگان نخواهم رفت؛ بلكه به خدا تكيه ميكنم و با استفاده از نيرو و استعدادي كه در وجودم به وديعه گذاشته است، به كار و تلاش ميپردازم و از خدا ميخواهم مرا در كاري كه در پيش ميگيرم، موفق گرداند و بينيازم سازد. سپس فكر كرد كه چه كاري از او ساخته است؟ به نظرش رسيد كه در آن شرايط، كاري كه ميتواند انجام دهد، اين است كه به صحرا برود و هيزمي جمع كند و به شهر بياورد و بفروشد. سپس تيشهاي عاريه گرفت و به صحرا رفت، هيزمي جمع كرد و فروخت. آن روز، لذت حاصل از دسترنج خويش را چشيد و روزهاي ديگر هم به اين كار ادامه داد تا اينكه توانست از همين راه براي خود تيشه و حيوان و ديگر لوازم كار را بخرد. باز هم به كار خود ادامه داد تا صاحب سرمايه و غلامهايي شد.
روزي رسول اكرم صلي الله عليه و آله به او رسيد و با تبسم فرمود: «نگفتم هر كس از ما كمكي بخواهد، ما به او كمك ميدهيم، ولي اگر بينيازي بورزد، خداوند او را بينياز ميكند».(1)
1) اصول كافي، ج 4، صص 415 و 416.
ارزشمندي كار در نزد پيامبر صلي الله عليه و آله
هرگاه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله به مردي نگاه ميكرد و از او خوشش ميآمد، ميپرسيد: «كاري دارد؟» اگر ميگفتند: نه، ميفرمود: «از چشمم افتاد.» پرسيدند: اي پيامبر خدا! چرا چنين است؟ فرمود: «براي اينكه اگر مؤمن حرفه و شغلي داشته باشد، با دينش زندگي ميكند». (حرفه و شغل او موجب سلامت در دينش ميشود)(1)
اهميت كار و تلاش
سپاه كه از دور نمايان شد، فرياد تكبير به آسمان برخاست و مردم به استقبال پيامبر خدا صلي الله عليه و آله دويدند؛ آن حضرت از جنگ تبوك بازميگشت. سعد انصاري جلو دويد و پيامبر را در آغوش كشيد و آن پيروزي را تبريك گفت.
پيامبر، دستان فرتوت و پينهبسته او را در دست فشرد و وي پرسيد: «چه آسيبي به دستت رسيده كه اينقدر خشن شده است؟» سعد گفت: اي رسول خدا! كار من با طناب و بيل است و به سختي براي خانوادهام امرار معاش ميكنم. كار زياد با بيل و طناب، دستم را خشن كرده است. پيامبر دستان وي را گشود و خوب به پينههاي آن نگاه كرد، ناگاه آنها را بوسيد و فرمود: «اين دستي است كه به آتش دوزخ نميسوزد».(2)
تلاش امام علي عليه السلام
در روايتي آمده است كه مردي، امير مؤمنان، علي عليه السلام را ديد كه كيسهاي بر دوش گرفته و به خانه ميبرد. بازار شلوغ بود و همهمه زيادي به گوش ميرسيد. در
ميان شلوغيها، وي خود را به امام رساند و سلام كرد. امام كيسه را بر زمين گذاشت و با او گرم گفتوگو شد. مرد از امام پرسيد: داخل اين كيسه چيست و كجا ميبريد؟ امام فرمود: «خرماست و آن را به خانه ميبرم».
امام از او پرسيد: «آيا خرما ميخوري؟» عرض كرد: خير، ميل ندارم، ولي اجازه دهيد كيسه را من تا خانه براي شما بياورم. سپس خم شد تا كيسه را بردارد، كه امام دستش را گرفت و فرمود: «خير! سرپرست خانواده، شايستهتر است كه آن را براي خانواده خود حمل كند و خود را به خاطر آنان به زحمت اندازد».(1)
انجام دادن كارهاي شخصي
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله ، كارهاي شخصي و آنچه را خود ميتوانست انجام دهد، به ديگران واگذار نميكرد. در وصف آن حضرت آمده است: «كانَ يخيطُ ثوبهُ و يخصِفُ نعلَهُ و كانَ اكثَرُ عَملِهِ في بيتِهِ الخِياطَةَ؛ [رسول خدا صلي الله عليه و آله ] لباس خود را ميدوخت و كفشش را پينه ميكرد و بيشترين كاري كه در خانه انجام ميداد، دوزندگي بود».(2)
آن فرستاده خدا، كفش خود را پينه ميزد و لباس خودش را ميدوخت و درِ خانه خود را باز ميكرد. شير گوسفندان را ميدوشيد و شتر را ميبست و سپس آن را ميدوشيد. حتي وقتي خادمش در دستاس كردن خسته ميشد، به او كمك ميكرد.(3)
عبادي بودن كار
روزي رسول اكرم صلي الله عليه و آله و اصحابش، جواني نيرومند را ديدند كه با كوشش تمام كار ميكرد. اصحاب گفتند: اگر جواني و نيرومندي او در راه خدا بود،
شايسته ستايش بود. حضرت فرمود: «اين سخن را نگوييد؛ اگر تلاش او در جهت بينيازي از مردم است يا براي رفع نياز والدين يا فرزندان ضعيفش ميكوشد، كار او در راه خدا خواهد بود و اگر تلاش او براي مباهات و زراندوزي است، عملش شيطاني است».(1)
همكاري پيامبر در ساخت مسجد قبا
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نه تنها با راهنماييها و زمينهسازيهاي خود، افراد را به ميدانهاي كار هدايت ميفرمود، بلكه خود نيز وارد صحنه ميشد و همدوش ديگران كار ميكرد.
از جمله در ساخت مسجد قبا، ايشان همدوش ديگر مسلمانان، سنگهاي كوچك و بزرگ را برميداشت و به محل ساختن مسجد ميبرد. هر گاه يكي از اصحابش نزدش ميآمد ميگفت: يا رسول الله! پدر و مادرم فداي تو باد! اجازه بده سنگ و خاك را من ببرم و به جاي شما كار كنم، ميفرمود: «نه، تو هم سنگ ديگري بردار».(2)
امام علي عليه السلام در جستوجوي كار
حضرت علي عليه السلام ميفرمايد: «در مدينه به گرسنگي شديدي مبتلا شدم. براي جستوجوي كار از خانه خارج شدم. در حوالي مدينه، زني را ديدم كه كلوخهايي جمع كرده است. دانستم كه قصد خيساندن آنها را دارد. نزد او رفتم و براي هر دلو آب، به يك خرما با او قرارداد بستم. شانزده دلو آب كشيدم و دستهايم تاول زد. كنار آب آمدم و كمي آب نوشيدم. آنگاه نزد آن زن رفتم و با اشاره دست، خرماها را مطالبه كردم. او شانزده خرما شمرد و به من داد».(3)
كنيه ابوتراب
حضرت علي عليه السلام ، چند قطعه زمين در حوالي مدينه به دست آورد و به كشاورزي پرداخت. در همين سالها به كنيه «ابوتراب» شهرت يافت كه نشاندهنده علاقه آن حضرت به كار كردن روي زمين بود. ابن عمر ميگويد: من همراه پيامبر بودم و ايشان در نخلستانهاي مدينه در جستوجوي علي عليه السلام بود. در همين حال، به بوستاني رسيد و به درون آن نگاه كرد. علي عليه السلام را ديد كه در آن زمين كار ميكرد و گرد و خاك بر چهرهاش نشسته بود. پيامبر فرمود: «مردم را نميتوان سرزنش كرد كه تو را ابوتراب صدا ميكنند».(1)
فعاليتهاي اقتصادي حضرت علي عليه السلام
حضرت علي عليه السلام اهل كار و كوشش و فعاليتهاي اقتصادي بود. بيشتر فعاليتهاي اقتصادي آن حضرت در دوره خلفا، و در منطقه يَنْبُع صورت گرفته است. ينبُع، منطقهاي در 165 كيلومتري غرب مدينه، در ساحل درياي سرخ است كه آن را به دليل وجود چشمههاي فراوان به اين نام ناميدهاند. پس از تقسيم اين منطقه، زميني هم نصيب حضرت علي عليه السلام شد. آن حضرت در اين زمين چاهي حفر كرد كه آب فراواني از آن جوشيد. چنانكه نقل شده است، آن بخش از اين منطقه كه حضرت علي عليه السلام خريده بود. پيشتر به هر كس واگذار ميشد، به دليل وزش بادهاي شديد و وجود سختيهاي فراوان، آن را رها ميكرد، ولي حضرت آن زمين را خريد و سختيهاي كار كردن در آن، هرگز ايشان را از تلاش باز نداشت. امام در منطقه ينبُع، حدود صد حلقه چاه حفر، و نخلستانهاي فراواني را آباد كرد.(2)امير مؤمنان، علاوه بر ينبع، در نواحي متعدد ديگري از مدينه نيز به كار و فعاليتهاي عمراني، مانند حفر چاهها و ساخت مزارع و نخلستانها پرداخت.(3)
مذموم بودن عبادت خدا به خاطر دست كشيدن از كار
شخصي به نام علاء نزد حضرت علي عليه السلام آمد و از برادرش، عاصم به آن حضرت شكايت كرد و گفت: يا اميرالمؤمنين! برادرم، عاصم از كار و تلاش، دست برداشته و در گوشه خانه به عبادت خدا مشغول شده است. حضرت فرمود: «برادرت را نزد من بياور. هنگامي كه برادر علاء نزد اميرالمؤمنين، علي عليه السلام آمد، آن حضرت فرمود: «اي دشمن خويش، شيطان، تو را گيج كرده و بر تو مسلط شده است [كه تو را از كار بيكار كرده است]. آيا به خانوادهات رحم نميكني؟ آيا گمان ميكني كه خداوند، پاكيزهها را حلال كرد و آنگاه از اينكه تو از آنها [با كار و كوشش] استفاده كني، كراهت دارد؟ تو نزد خداوند، ناچيزتر از اين هستي».(1)
تعيين كار و مسئوليت براي كاركنان
امام علي عليه السلام در ضمن توصيههايي كه هنگام بازگشت از صفين براي امام حسن مجتبي عليه السلام نوشته بود، فرمود: «براي هر يك از كاركنانت، كاري تعيين كن و از او مسئوليت بخواه. اين رفتار (تعيين كار و خواستن مسئوليت)، شايستهتر است؛ چرا كه (همه، وظيفه خود را انجام ميدهند و) كارها را به عهده يكديگر نميگذارند».(2)
تشويق به كسب و كار
روزي امير مؤمنان، علي عليه السلام به مسجد كوفه وارد شد، ديد عدهاي زانو به بغل گرفته و در گوشهاي نشستهاند. پرسيد: «اينها كيستند؟» گفته شد: اينها مردانِ حق هستند. حضرت فرمود: «به چه دليل اينها مردان حق هستند؟»
گفته شد: ازاينرو كه داراي نجابت و عزت نفسند. اگر كسي به آنها غذا داد، شكر ميكنند و دست گدايي به سوي كسي نميگشايند. امام فرمود:
«سگهاي كوفه هم چنين هستند.» آنگاه آنها را از مسجد بيرون كرد و به ايشان فرمود: «برويد كار كنيد!» آن حضرت، افراد را از بيكاري برحذر ميداشت و به كار و كسب حلال تشويق ميكرد.(1)
هميشه مشغول كار
حضرت علي عليه السلام وقتي از جبهه جنگ برميگشت، به تعليم و تدريس و همچنين به قضاوت بين مردم ميپرداخت و چون از اين كار فارغ ميشد، كارهايي چون بيل زدن، نهر كندن و آب كشيدن را انجام ميداد، ولي در همان حال نيز از ياد خدا غافل نبود.(2)
تقسيم كار با خدمتگزار
حضرت فاطمه عليها السلام با همه مقام و منزلتي كه در پيشگاه خدا داشت، كار خانهاش را خود انجام ميداد و تا مدتها خدمتكار نداشت. روزي پيامبر صلي الله عليه و آله كنيزي را به نام فضه كه در يكي از جنگها اسير شده بود، نزد فاطمه عليها السلام آورد و او را به آن حضرت سپرد و فرمود: «اي فاطمه! اين زن در خدمت تو است، او اهل نماز است.» سپس درباره زن سفارش كرد. فاطمه نگاهي به پيامبر كرد و گفت:« كار خانه را تقسيم ميكنيم؛ يك روز من كار ميكنم و يك روز او».(3)
آن حضرت، نه تنها خدمتكار خود را به زحمت نميانداخت، بلكه گاهي در انتخاب نوع كار از او سؤال ميكرد تا هر كاري كه بيشتر دوست دارد بپذيرد. روزي به او فرمود: «خمير ميكني يا نان ميپزي؟» عرض كرد: خمير كردن و آوردن هيزم به عهده من باشد. سپس آماده انجام آن شد.(4)
خدمت امام سجاد عليه السلام به همسفرانش
قافلهاي از مسلمانان كه آهنگ مكه داشت، وقتي به مدينه رسيد، چند روز توقف و استراحت كرد و بعد از مدينه، به قصد مكه راه افتاد. در بين راه مكه و مدينه، در يكي از منازل، اهل قافله به مردي برخوردند كه با آنها آشنا بود. آن مرد ضمن صحبت با ايشان، متوجه شخصي در ميان آنها شد كه سيماي صالحان را داشت و با چابكي و نشاط، مشغول خدمت و رسيدگي به كارها و برآوردن حوايج اهل قافله بود. آن مرد در همان لحظه اول، او را شناخت و با كمال تعجب از اهل قافله پرسيد: «اين شخصي را كه مشغول خدمت و انجام كارهاي شماست، ميشناسيد؟» گفتند: «نه، او را نميشناسيم، اين مرد در مدينه به قافله ما ملحق شد و مردي صالح و پرهيزكار است. ما از او تقاضا نكردهايم كه براي ما كاري انجام دهد، خودش مايل است كه در كارهاي قافله شركت كند و به اهل قافله كمك دهد.» مرد گفت: «معلوم است كه نميشناسيد؛ اگر او را ميشناختيد، اين طور گستاخ نبوديد و هرگز حاضر نميشديد او مانند يك خادم به كارهاي شما رسيدگي كند.» پرسيدند: «مگر اين شخص كيست؟» گفت: «اين شخص عليبنالحسين، زينالعابدين است.» جمعيت، آشفته برخاستند تا براي معذرتخواهي، دست و پاي امام را ببوسند. آنها به عنوان گله گفتند: «اين چه كاري بود كه با ما كرديد؟ ممكن بود خداي ناخواسته، ما جسارتي به شما ميكرديم و مرتكب گناهي بزرگ ميشديم.» امام فرمود: «من عمداً شما را براي همسفري انتخاب كردم كه مرا نميشناختيد؛ زيرا گاهي با كساني كه مرا ميشناسند، مسافرت ميكنم و آنها به من عطوفت و مهرباني ميكنند و نميگذارند كه من عهدهدار كار و خدمتي بشوم. ازاينرو، مايلم همسفراني انتخاب كنم كه مرا نميشناسند و از معرفي خودم هم خودداري ميكنم، تا بتوانم برايشان كاري انجام دهم».(1)
1) داستان راستان، صص 36 و 37.
پاداش كار و تلاش
هنوز آفتاب برنيامده بود. مرد، امام سجاد عليه السلام را ديد كه از خانه خارج شد. تعجب كرد. از خود پرسيد: در اين تاريكي، امام به كجا ميرود؟ نزديك آمد و به امام سلام و از ايشان احوالپرسي كرد. سپس پرسيد: يابن رسول الله! در اين هواي تاريك كجا ميرويد؟
امام فرمود: «از خانه بيرون آمدم تا براي خانوادهام صدقهاي بدهم.» مرد پرسيد: چگونه ميخواهيد براي خانوادهتان صدقه بدهيد؟ امام فرمود: «هر كس براي امرار معاش خانواده خود تلاش كند تا روزي حلالي به دست آورد، اين كار و تلاش براي او در پيشگاه پروردگار، صدقه به شمار ميآيد».(1)
مرگ در حال كار، مرگ در راه خدا
محمد بن منكدر ميگويد: روزي از روزهاي گرم به اطراف مدينه ميرفتم، امام باقر عليه السلام را ديدم كه به مزرعه ميرفت. با خود گفتم: سبحان الله! بزرگي از بزرگان قريش، در چنين ساعتي به طلب دنيا ميرود! بايد او را موعظه كنم. به او نزديك شدم و سلام كردم. در حالي كه عرق ميريخت، جواب سلام مرا داد. گفتم: «خدا حال تو را نيكو گرداند، بزرگي از بزرگان قريش در چنين حالي و در چنين ساعتي در طلب دنياست! نميترسي كه در اين حالت، اجل تو در رسد، در حالي كه در طلب دنيا هستي؟ فرمود: «اگر مرگ من در رسد، و من در حال كار و تلاش باشم، مرگم فرا رسيده است، در حالي كه به اطاعت و انجام فرمان الهي مشغول هستم، تا بدين وسيله، خود و خانواده خود را از تو و مردم بينياز سازم. من آنگاه ميترسم كه مرگم فرا رسد در حالي كه به گناهي از گناهان سرگرم باشم.» گفتم: «راست گفتي، خدا تو را رحمت كند، ميخواستم موعظهات كنم، اما تو مرا موعظه كردي».(2)
برتري اهل كار
مردي از سفر حج برگشته بود و سرگذشت خود و همراهانش را در سفر، براي امام صادق عليه السلام تعريف ميكرد، بهويژه يكي از همسفران خويش را بسيار ميستود كه چه مرد بزرگواري بود، ما به همراهي چنين مرد شريفي مفتخر بوديم، يكسره مشغول طاعت و عبادت بود؛ همين كه در منزلي فرود ميآمديم، او فوراً به گوشهاي ميرفت و سجاده خويش را پهن ميكرد و به طاعت و عبادت خويش مشغول ميشد. امام فرمود: «پس چه كسي كارهاي او را انجام ميداد؟ به مركب او چه كسي رسيدگي ميكرد؟» مرد عرض كرد: البته افتخار اين كارها با ما بود. او فقط به عبادت خويش مشغول بود و كاري به اين كارها نداشت. امام فرمود: «بنابراين، همه شما [كه اهل كار بوديد] از او برتر بودهايد».(1)
كار جهت طلب روزي
شخصي ميگويد: ما نزد امام صادق عليه السلام نشسته بوديم كه علاء بن كامل وارد شد و روبهروي امام نشست و گفت: «دعا كن كه خداوند روزي مرا به راحتي نصيبم كند. حضرت فرمود: «چنين نميكنم. برو كار كن؛ همانگونه كه خداوند بزرگ به تو امر كرده است».(2)
خود را در معرض طلب روزي قرار دادن
ابوعماره طيار به امام صادق عليه السلام عرض كرد: مالم از دست رفته و هرچه داشتهام، نابود شده است و نانخور فراواني دارم. حضرت فرمود: «چون به كوفه در آمدي، در دكانت را باز كن، بساطت را بگستر، ترازويت را بر جاي بگذار و منتظر رسيدن رزق پروردگارت باش.» او به كوفه وارد شد و در دكان خود را باز كرد. سپس بساط كاسبي چيد و ترازو نيز به جاي خود نهاد. اطرافيان او، چون
ديدند وي متاعي ندارد و چيزي براي عرضه كردن در اختيار او نيست، دچار شگفتي شدند. طولي نكشيد كه مردي نزد او آمد و گفت: جامهاي براي من بخر. ابوعماره آن را براي او خريد و پولش را گرفت، و بدينسان پولي به دستش آمد. سپس مشتري ديگري آمد و گفت: براي من جامهاي بخر! او در بازار به جستوجوي جامه پرداخت و آن را خريد و آورد و بهاي زحمتي كه براي خريد لباس آن شخص متقبل شده بود، از وي گرفت. وي به همين شكل به كار خريد و فروش پرداخت تا آنكه ثروتمند شد.(1)
طلب روزي حلال
امام صادق عليه السلام ميفرمايد: من سوار بر مركب ميشوم و در پي رفع نيازي ميروم؛ فقط براي اينكه خداوند بنگرد كه من، خود، در طلب روزي حلال، كار و تلاش ميكنم. آيا اين سخن خداوند بزرگ را نشنيدهايد كه ميفرمايد: «فَإذا قُضِيَتِ الصَّلوةُ فَانْتَشِروا فِي الاَرْضِ وَ ابتَغُوا مِن فَضْلِ الله؛ هنگامي كه نماز گزارده شد، در زمين پراكنده شويد و فضل خدا را بخواهيد». (جمعه: 12)
آيا ميشود كه انسان وارد خانه شود و در به روي خود ببندد و آن را گِل بگيرد و بدون آنكه كاري انجام دهد، بگويد: روزي من از آسمان برايم خواهد آمد. بدانيد كه چنين كسي يكي از سه انساني است كه دعاي آنان مستجاب نميشود.(2)
كسب و كار، سبب استجابت دعا
علي بن عبدالعزيز ميگويد: امام صادق عليه السلام از من پرسيد: «عمر بن مسلم چه كرد؟» گفتم: فدايت شوم! دست از كسب و كار كشيد، و به عبادت روي آورده است. فرمود: «واي بر او! آيا ندانسته است آن كس كه طلب روزي را ترك كند، دعايش مستجاب نخواهد شد؟»
هنگامي كه اين آيه نازل شد: «وَ مَن يتَّقِ اللهَ يَجعَل لَهُ مَخرَجاً و يرزُقُه مِن حَيْثُ لا يَحْتَسِب؛ هر كس پرهيزكاري پيشه كند، خداوند راه برون رفت [از گرفتاري و تنگدستي] براي او قرار ميدهد و از جايي كه هيچ حساب نميكند، روزي او را ميرساند.» (طلاق: 2و3) گروهي از ياران پيامبر صلي الله عليه و آله دكانها را بستند و به عبادت خدا مشغول شدند و گفتند: روزي ما تضمين شده است. چون خبر به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله رسيد، آنان را نزد خود خواند و فرمود: «چه چيز شما را به اين كار برانگيخت؟» گفتند: يا رسول الله! خداوند عهدهدار روزي ما شد و ما به عبادت او روي آورديم. حضرت در پاسخشان فرمود: «هر كس چنين كند، دعايش مستجاب نخواهد شد. برويد دنبال كسب و كار».(1)
كار، مايه غيرت
امام صادق عليه السلام ، به يكي از خدمتكارانش فرمود: «اِحفِظ عزَّك؛ عزتت را حفظ كن.» عرض كرد: فدايت شوم! عزت من در چيست؟ حضرت فرمود: «غُدُوّك الي سوقِكِ؛ عزت تو در اين است كه صبح زود به بازار (دنبال كار) بروي».
و حضرت به خدمتكار ديگري فرمود: «چه شد كه صبح زود، به دنبال عزتت نرفتي؟» عرض كرد: جنازهاي بود، خواستم در تشييع آن حاضر شوم. حضرت فرمود: «فَلا تَدَعِ الرَّواحَ الي عِزِّكَ؛ زود دنبال كار رفتن را ترك نكن».(2)
زير فصل ها
الف) ارزشمندي و اهميت توليد استقلال اقتصادي
ب) مذمت وابستگي اقتصادي
ج) بسترهاي پيشرفت اقتصادي
د) ثمرات توليد و استقلال ملي
ه) تقابل استقلال و توليد ملي با نقشه هاي دشمنان
الف) ارزشمندي و اهميت توليد استقلال اقتصادي
زير فصل ها
عبادت بودن توليد اقتصادي
تلاش براي استقلال، يك تكليف شرعي
جنگ اقتصادي، محاربه اي بين اسلام و كفر
ارزش و اهميت استقلال اقتصادي
لزوم رشد اقتصادي ايران
اقتدار اقتصادي، آرمان ملت ايران
ضرورت اتكال به خدا در فعاليت اقتصادي
ضرورت كار و تلاش همگاني در صنعت و توليد ملي
ضرورت رها شدن از غرب زدگي و احساس ناتواني
تلاش براي خودكفايي و مقابله با دشمن
تلاش همگاني براي خودكفايي و رهايي از وابستگي
لزوم تلاش همگاني در ترويج كشاورزي
خودكفايي اقتصادي، مهمترين مسئوليت ملي
ضرورت كار و تلاش براي استقلال كشور و نفي غرب زدگي
ارزش كارگر و كشاورز
عبادت بودن توليد اقتصادي
امروز شماييد كه بايد در رشد صنايع اين كشور و در رشد توليد اين كشور همت بگماريد و فعاليت بكنيد. فعاليت شما امروز براي كشور اسلامي يك عبادت است. شما در خدمت اسلام هستيد. شما مجاهد هستيد در پشت جبههها. همان طوري كه مجاهدين ما در جبههها مجاهدت ميكنند و عبادت خدا را در آنجا ميكنند، شما هم در پشت جبههها هستيد و عبادت خداي تبارك و تعالي را با همين كارهايتان انجام ميدهيد.(1)
تلاش براي استقلال، يك تكليف شرعي
«به مسئولان و دست اندركاران در هر رده نيز ميگويم كه شرعاً بر همه شما واجب است كه همت كنيد تا آخرين رگ و ريشههاي وابستگي اين كشور به بيگانگان را در هر زمينهاي قطع نماييد كه انشاءالله خواهيد كرد».(2)
جنگ اقتصادي، محاربه اي بين اسلام و كفر
«شما در حال جنگيد، در حال جنگ اقتصادي و اين خود يك محاربهاي بين اسلام و كفر است ... اين تنها موعظه نيست... نجات دادن يك كشور اسلامي از زير بار ظلم و از زير بار استعمار است. نجات دادن مملكت اسلامي يك تكليفي است كه انسان موظف است انجام بدهد... امروز ملت شما در حال جنگ اقتصادي است... در اينجا ديگر اختيار با مردم نيست، اختياري است كه در دست خداست و او امر كرده است كه ما نبايد تحت نظارت يك كشور و يا تحت بيرق كفر باشيم. اين يكي از مسائل مهم اسلام است و بايد كوشش كنيم و اقتصاد خود را اداره نماييم. بايد قيام كنيم و غافل نباشيم. بايد همه قشرهاي ملت، هركس هر جوري كه ميتواند توليد بكند».(1)
ارزش و اهميت استقلال اقتصادي
«من اعتقادم اين است كه اگر انسان با هر زحمت و مرارتي زندگي كند و زندگياش مال خودش باشد، مستقل باشد خودش در زندگي ، نان و جو خودش را بخورد، آن ارزشش صدها مقابل اين است كه در آپارتمانهاي عظيم بنشيند و دستش پيش ديگران دراز باشد و براي ديگران سلام بدهد».(2)
لزوم رشد اقتصادي ايران
«ايران اسلامي از نظر اقتصادي بايد به صورتي رشد نمايد كه بازارهاي جهان را از آن خود كند».(3)
«بايد....كشاورزي توسعه بگيرد».(4)
اقتدار اقتصادي، آرمان ملت ايران
«يكي از مسائل مهم ما مسئله اقتصاد است ما بايد سعي كنيم كه از حيث اقتصاد قوي و بدون وابستگي باشيم.(1)بايد كاري كنيم كه زايد بر خودكفا باشيم. كشور ما يك كشوري است كه ميتواند بيش از احتياج خودش توليد داشته باشد و صادر كند».(2)
ضرورت اتكال به خدا در فعاليت اقتصادي
«من معتقدم كه شما و همه كساني كه به كاري اشتغال داريد بايد دو جهت را مراعات كنيد، يكي اتكا به خدا و تلاش براي كسب رضايت او در جهت قطع هرگونه وابستگي اين مملكت به اجانب است؛ چون براي جمهوري اسلامي ايران عيب است كه دستش پيش ديگران دراز باشد و دوم اينكه هيچگاه از كارها مأيوس نشويد؛ چون همه چيز يك دفعه درست نميشود و كارهاي بزرگ به تدريج صورت ميگيرد و اين بستگي به اراده انسان دارد و وقتي انسان اراده كرد به پيش ميرود».(3)
ضرورت كار و تلاش همگاني در صنعت و توليد ملي
«بايد همه دست به دست هم بدهيد و اين مملكت را اداره كنيد و همه دست به دست هم بدهيم و اين مملكت را سالم بكنيم و اين چرخها را به راه بيندازيم. كارخانهها بايد به همت شما به راه بيفتد، وقتي كه به راه بيفتد منفعتش هم مال مملكت خودتان و از آن خود شماست».(4)
«در هر صورت همه قشرها الان موظفند كه كوشش كنند براي حفظ آرامش و فعاليت بكنند، بيكار ننشينند، فعاليت بكنند، كار بكنند، تا اينكه مملكت خودشان را نجات بدهند».(1)
ضرورت رها شدن از غرب زدگي و احساس ناتواني
تا اينها آن محتواي خودشان را پيدا نكنند و نشوند يك موجود شرقي و خودشان را نشناسند نميتوانند مستقل باشند. شما هر چه هم زحمت بكشيد، تا دانشگاه ما آن مغز غربيش را كنار نگذارد و يك مغز شرقي پيدا نكند نميتواند مستقل باشد...
تا ما از آن غربزدگي در نياييم و مغزمان را عوض نكنيم و خودمان را نشناسيم نميتوانيم مستقل باشيم، نميتوانيم هيچ داشته باشيم.
فكر اين معنا كه «ما خودمان نميتوانيم» را از سر بيرون كنيد كه «ما ميتوانيم» و شما برادران، عزيزان، وقتي كه اراده كنيد براي خودكفايي، قدرت اين مطلب را داريد. عمده اين است كه شما به بازوان قدرتمند خودتان اتكال كنيد و قشر كشاورز هم به بازوان قدرتمند خودش اتكال كند و با اتكال به خداي تبارك و تعالي و پشتيباني صاحب اين كشور امام زمان[ اين مقصد را به آخر برسانيد و خواهيد رسانيد».(2)
تلاش براي خودكفايي و مقابله با دشمن
بايد كارخانههاي ما خودكفا بشود و بايد صنايع را خود اين مردم، خود اين تودههاي مردم، صنايع را رشد بدهند. بايد دانشگاهها خودكفا بشوند كه احتياج به دانش غرب نداشته باشند. بنا از اول هر امري اين است كه انسان اراده كند يك مطلبي را همچو نترسانندش كه نتواند اراده بكند، قبلاً ما را
همچو از دستگاه مثلاً سلطنت ترسانده بودند كه اراده نميكرديم مخالفت را. نميتوانستيم اراده كنيم كه مخالفت كنيم. احتمال نميداديم كه ما بتوانيم مخالفت كنيم. لكن خداي تبارك و تعالي، خواست و شما اراده كرديد و شد. حالا هم همين طور است. نترسيد از غرب. اراده كنيد.(1)
تلاش همگاني براي خودكفايي و رهايي از وابستگي
خودكفا باشيم؛ خودكفايي را با تبليغات نميشود كرد، با كار ميشود كرد. رعيت بايد كار بكند، كشاورز بايد كشاورزي بكند، دامدارها بايد دامداري بكنند و باغبانها بايد باغباني بكنند و دانشمندان بايد به طور شايسته دانش خودشان را به دانشجويان منتقل بكنند. و دانشگاه كه در رأس امور هست و تقديرات يك كشوري، مقدرات يك كشوري بسته به وجود آنهاست، بايد جديت بكنند كه روي خودشان را از غرب و شرق برگردانند و به صراط مستقيم، به سوي كعبه آمال، به سوي خداي تبارك و تعالي توجه كنند و جوانان را بسازند براي آتيه اين كشور. و من اميدوارم كه همه ما موفق بشويم به خدمت. شمايي كه در صنايع هستيد، صنعت را تقويت كنيد. آقاياني كه در جاهاي ديگر هستند، آن كارهايي كه به آنها محول است، تقويت بكنند. مبلغين تبليغ خودشان را توسعه بدهند و دانشمندان دانش خودشان را توسعه بدهند و منتقل كنند و ننشينند دنبال هم صحبت بكنند و بگويند كه حالا كه ما داخل كار نيستيم، پس بايد كارشكني هم بكنيم.(2)
لزوم تلاش همگاني در ترويج كشاورزي
اين همه خرابيها كه هست و اين همه گرفتاريهايي كه هست الآن براي ملت شما ـ كه مع الأسف گنجها زير پايشان بود و خودشان گرسنگي ميخوردند،
ذخيرهها زير پايشان بود خودشان نشسته بودند گرسنگي ميخوردند، و اين طور برنامه بودـ حالا كه اين مملكت مال خودتان شده است، حالا بايد كوشش بكنيد، خصوصاً در امر زراعت بايد كوشش بكنند، سستي به خرج ندهند. اگر بخواهند سستي به خرج بدهند در امر كِشت و زرع و اينها، باز ما اين پيوستگي كه به امريكا و ساير جاها داشتيم، اين را باز هم بايد ادامه بدهيم.(1)
خودكفايي اقتصادي، مهمترين مسئوليت ملي
اين وابستگي اقتصادي، آن هم در اين رشته، موجب اين ميشود كه ملت ايران، مملكت ايران، تسليم بشود به ديگران. اگر امريكا موفق بشود در اين مطلبي كه الآن پيش آورده است كه همه قدرتها را دور خودش جمع كند و حصر اقتصادي بكند نسبت به ايران، انشاءاللَّه موفق نميشود. لكن ما بايد طرف احتياط را بگيريم. اگر خداي نخواسته، موفق بشود و ايران را در حصر اقتصادي از جهات مختلف قرار بدهد كه يك جهتش هم همين قضيه خواروبارهايي است كه ما احتياج به آن داريم، خوب، ما قاعدتاً نميتوانيم ديگر مقاومت كنيم و اين يك ضربهاي است كه به نهضت ما ميخورد كه ضربه به اسلام است. پس تكليف همه ماها هست كه هر كس به هر مقداري كه قدرت دارد در اين امر كوشش كند.
در امر زراعت، در امر دامداري، هم دولت بايد كمك كند و هم مردم بايد به هم كمك كنند و هم كار بكنند مردم. مردم بايد مشغول كار بشوند. يك مملكتي است كه احتياج به نيروي كار دارد اگر اين نيرو به خدمت ديگري كشيده بشود ـ به كارهاي ديگر كشيده بشود ـ اين موجب اين ميشود كه نتوانند اين حاجتي كه ملت دارد برآورده كنند.(2)
ضرورت كار و تلاش براي استقلال كشور و نفي غرب زدگي
بايد بيدار بشويد، برويد دنبال اينكه آن صنايع پيشرفته را خودتان درست بكنيد. وقتي اين فكر در يك ملتي پيدا شد و اين اراده در يك ملتي پيدا شد، كوشش ميكند و دنبال كوشش اين مطلب حاصل ميشود. يأس از جنود ابليس است، يعني شيطانها انسان را به يأس واميدارند. همين ابليسهايي كه ميبينيد در طول تاريخ ملتهاي ضعيف را مأيوس كردهاند. همينهايي كه به ملتهاي ضعيف تزريق كردند كه ما هيچ نميدانيم و هيچ نميتوانيم. همينهايي كه به ملتهاي ضعيف به واسطه وابستگيشان به خارج گفتند كه ما بايد غربي باشيم. ما ارتشمان هم بايد از غرب برايش يك كسي بيايد. كارخانههايمان هم بايد از غرب بيايد راهش بيندازد. ما بايد اين جنود ابليس را كنار بزنيم. و اميد، كه از جنود اللَّه است در خودمان زنده بكنيم. به خودمان اميدوار باشيم. تكيه به اراده خودمان بكنيم. تبع اراده ديگران نباشيم.
ارزش كارگر و كشاورز
دو قشراز ملت ستون كشور و انقلابند: يك قشر، كارگر كه با مجاهدات پي گير خود قبل از انقلاب و با اعتصابات دامنه دار خود، انقلاب را به پيروزي رساند و بعد از انقلاب هم آنها هستند كه با كوشش خود, و جهاد خود، در راه اسلام، اين انقلاب را به پيش مي برند و قشر دوم كشاورزاناند. كشاورزان و كارگران اساس استقلال كشورند.(1)
ب) مذمت وابستگي اقتصادي
زير فصل ها
پيآمدهاي وابستگي اقتصادي
وابستگي اقتصادي موجب وابستگي سياسي
وابستگي اقتصادي مساوي با تسليم مملكت به بيگانگان
پيآمدهاي وابستگي اقتصادي
«وابستگي اقتصادي مسئلهاي است كه وابستگيهاي بسياري را به دنبال ميآورد. اگر مملكت شما در اقتصاد نجات پيدا نكند و وابستگي اقتصادي
1) صحيفه نور، ج 21، ص 14.
داشته باشد همه جور وابستگي به دنبالش ميآيد و وابستگي سياسي هم پيدا ميكنيم. وابستگي نظامي هم پيدا ميكنيم. براي اينكه وقتي ما چيزي نداشتيم دستمان به طرف امريكا دراز ميشود و امريكا همه چيز را به ما تحميل ميكند، ما وقتي ميتوانيم زير بار او نرويم كه قدرتمند باشيم».(1)
وابستگي اقتصادي موجب وابستگي سياسي
«من اين را باز هم گفتم به بعضي از گروهها، كه انسان خجالت ميكشد كه يك كشوري كه بايد صادر كند و صادركننده باشد، دستش را پيش امريكا؛ اين دشمن ملت و دشمن بشريت دراز كند و از او كمك بخواهد... ميدانيد كه اگر چنانچه ما احتياج داشته باشيم در ارزاقمان به خارج، اين وابستگي براي ما اسباب اين ميشود كه در امور سياسي هم وابسته باشيم. ما بايد وابستگيمان را از اجانب و از شرق و غرب قطع كنيم. اگر ما بخواهيم كه مملكتمان يك مملكت مستقل آزاد مال خودمان باشد، بايد در اين اموري كه مربوط به اقتصاد است، مربوط به فرهنگ است، مربوط به امور ديگر كشور است، خودمان فعاليت كنيم و ننشينيم ديگران انجام بدهند».(2)
وابستگي اقتصادي مساوي با تسليم مملكت به بيگانگان
«شما ميدانيد كه اگر يك مملكتي در اقتصاد، خصوصاً اين رشته اقتصاد كه نان مردم است، در اين احتياج به خارج پيدا بكند و يك احتياج مبرمي كه نتواند خودش را اداره كند خودش را و بايد او را اداره كنند، اين وابستگي اقتصادي آن هم در اين رشته موجب اين ميشود كه ملت ايران، مملكت ايران تسليم بشود به ديگران».(3)
ج) بسترهاي پيشرفت اقتصادي
زير فصل ها
لزوم دقت در توليد
صبر و فداكاري براي استقلال اقتصادي
قدرداني و تشويق به كار و توليد ملي
توجه به توليد ملي
لزوم زنده نگه داشتن روحيه استقلالخواهي و خودكفايي در جوانان
برنامه ريزي و آرامش لازمه سرمايهگذاري و توليد ملي
خودباوري لازمه خودكفايي
خودباوري نخستين گام رهايي از وابستگي
لزوم استفاده از منابع طبيعي در توليد ملي
وظيفه مسئولان؛ اميدوار ساختن و دلگرم كردن ملت
لزوم دقت در توليد
«كساني كه متكفل كشت و زرع هستند، روي موازين كشت و زرع بكنند، مسامحه نكنند در اين مطلب تا بلكه انشاءالله در ظرف يكي دو سال، دو سه سال ديگر ما خودمان لااقل خودكفا بشويم و بتوانيم خودمان سرپا بايستيم.
اگر ما مسامحه بكنيم و وابسته به خارج باشيم، اين وابستگي اقتصادي به خارج قهرا وابستگي سياسي ميآورد، قهرا وابستگي اجتماعي ميآورد و ما همان اسيرها خواهيم بود كه بوديم و به ما همانها حكومت خواهند كرد كه كردند. ما بايد از اين جهت اقتصادي فارغ بشويم. يعني دستمان پيش ديگران دراز نباشد».(1)
صبر و فداكاري براي استقلال اقتصادي
«مردم وفادار و انقلابي كشورمان براي بدست آوردن استقلال واقعي و رسيدن به خودكفايي، خيلي بيش از اينها آماده صبر و فداكاري هستند و من مطمئنم كه ملت عزيز ايران يك لحظه استقلال و عزت خود را با هزار سال زندگي در ناز و نعمت؛ ولي وابسته به اجانب و بيگانگان معاوضه نميكند».(2)
قدرداني و تشويق به كار و توليد ملي
«بر دولتها و دستاندركاران است چه در نسل حاضر و چه در نسلهاي آينده كه از متخصصين خود قدرداني كنند و آنان را با كمكهاي مادي و معنوي تشويق به كار نمايند و از ورود كالاهاي مصرفساز و خانهبرانداز جلوگيري نمايند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چيز بسازند...».(3)
توجه به توليد ملي
«بايد اتحادتان را حفظ كنيد تا كشورتان استقلال داشته باشد تا شريف باشيد. ما اگر سر سفره نان جوين داشته باشيم بهتر است تا در پاركهاي بزرگ زندگي كنيم ولي از آنجا دستمان به طرف ديگران دراز باشد. شرافت اين را اقتضا ميكند».(1)
لزوم زنده نگه داشتن روحيه استقلالخواهي و خودكفايي در جوانان
«من در اين جا به جوانان عزيز كشورمان، به اين سرمايهها و ذخيرههاي عظيم الهي، و به اين گلهاي معطر و نوشكفته جهان اسلام سفارش ميكنم كه قدر و قيمت لحظات شيرين زندگي خود را بدانيد و خودتان را براي يك مبارزه علمي و عملي بزرگ تا رسيدن به اهداف عالي انقلاب اسلامي آماده كنيد. و من به همه مسئولين و دست اندركاران سفارش ميكنم كه به هر شكل ممكن وسايل ارتقاي اخلاقي و اعتقادي و علمي و هنري جوانان را فراهم سازيد و آنان را تا مرز رسيدن به بهترين ارزشها و نوآوريها همراهي كنيد و روح استقلال و خودكفايي را در آنان زنده نگه داريد... ان شاء الله در شرايط بهتر زمينه كافي براي رشد استعداد و تحقيقات را در همه امور فراهم ميسازيم. مبارزه علمي براي جوانان، زنده كردن روح جستجو و كشف واقعيتها و حقيقتهاست...».(2)
برنامه ريزي و آرامش لازمه سرمايهگذاري و توليد ملي
«... مردم بايد در خانههايشان مطمئن باشند، در زندگيشان، كسب و تجارتشان اطمينان داشته باشند. دولت اسلامي موظف است مردم را مطمئن نمايد در همه چيز، در سرمايههايشان، در كسب و كارشان.
«برنامهريزي در جهت رفاه متناسب با وضع عامه مردم توأم با حفظ شعاير و ارزشهاي كامل اسلامي و پرهيز از تنگ نظريها و افراطگراييها و نيز مبارزه با فرهنگ مصرفي كه بزرگترين آفت يك جامعه انقلابي است و تشويق به توليدات داخلي و برنامهريزي در جهت توسعه صادرات و گسترش مبادي صدور كالا و خروج از تكيه به صادرات نفت و نيز آزادي واردات و صادرات و به طور كلي تجارت بر اساس قانون و با نظارت دولت در نوع و قيمت[بايد انجام گيرد]».(1)
خودباوري لازمه خودكفايي
«مهم اين است كه ايرانيها بفهمند كه خودشان ميتوانند كار بكنند، در طول اين زمان القاء كرده بودند كه ايرانيها چيزي نيستند و بايد همه، همه چيز را بروند از خارج بياورند. از اروپا بياورند از امريكا بياورند، اين شد كه مغزهاي ايراني به كار نيفتاد و نگذاشتند به كار بيفتد. ايران افرادش، مردمش از ساير افراد كمتر نيستند بلكه از بسياري بالاترند. لكن نگذاشتند استعدادها به كار بيفتد. بايد استعدادها را به كار بيندازند و دولت و ملت تأييد كنند از اين كساني كه اختراع و ابداع ميكنند تا انشاءالله ايران خودش همه چيز را بسازد و مستقل بشود».(2)
خودباوري نخستين گام رهايي از وابستگي
«مهم اين است كه ما بفهميم كه ديگران چيزي به ما نميدهند ما خودمان بايد تهيه كنيم... . عمده اين است كه ما باور كنيم كه خودمان ميتوانيم. اول هر چيزي باور است كه ما ميتوانيم اين كار را انجام دهيم. وقتي اين باور آمد، اراده
ميكنيم. وقتي اين اراده در يك ملتي پيدا شد، همه به كار ميايستند، دنبال كار ميروند. در هر صورت اين باور را بايد از گوش و مغز خودمان بيرون كنيم و كساني كه گوينده هستند، كساني كه نويسنده هستند و فرض كنيد در ادارات هستند و اطلاعاتي دارند، اين مطلب را به مردم باور بياورند».(1)
لزوم استفاده از منابع طبيعي در توليد ملي
براي ما ننگ است كه در ارزاقمان، دستمان را پيش امريكا دراز بكنيم. ما بايد جديت كنيم. خداوند به ما، هم زمين داده، هم آب داده است و هم بركات آسماني هست. بايد كار كنيم تا خودكفا باشيم، بلكه انشاءاللَّه صادرات هم داشته باشيم. شما برادرها الآن عبادتتان اين است كه كار بكنيد. اين عبادت است.(2)
وظيفه مسئولان؛ اميدوار ساختن و دلگرم كردن ملت
بايد همه كوشش كنيم كه اميد ايجاد كنيم در اين ملت؛ كه با اميد است كه ميتوانند اينها پيروز بشوند. با اميد است كه كشاورز ميتواند قدرت كشاورزي را زياد كند و با اميد است كه ارتش و پاسدار ميتواند در سرحدات جلوي دشمن را بگيرد. ما كه همه به حسب قولمان دشمن با اسلام نيستيم. ما كه با كشور خودمان دشمن نيستيم. ما كه با مصالح كشور خودمان مخالفت نداريم. ما ميخواهيم كه اين كشور و اين اسلام و همه اينها ـ انشاءاللَّه ـ به خواست خدا درست بشوند. همه ما اين آرزو را داريم.(3)
د) ثمرات توليد و استقلال ملي
زير فصل ها
توليد ملي تنها راه مقابله با تحريم هاي اقتصادي
آزادي حقيقي در گرو استقلال اقتصادي
نتيجه تحريم اقتصادي، استقلال و خودكفايي
نفي اتكا به خارج عامل توسعه
توليد ملي تنها راه مقابله با تحريم هاي اقتصادي
«امروز ميدانيد كه ما را دارند تهديد ميكنند به حصر اقتصادي، ما بايد فكر بكنيم براي اين كار، فكر اين است كه كشور مشغول كشاورزي
بشوند...ما محتاج نشويم به خارج، اگر محتاج شديم به خارج، اگر خداي نخواسته اينها چنين كردند، ما احتياج پيدا كرديم كه [آنها]گندم بدهند، اين احتياج اسباب اين ميشود كه ما وابستگي سياسي هم پيدا كنيم، وابستگي فرهنگي هم پيدا كنيم، وابستگي نظامي هم پيدا كنيم و همه چيزمان از دست برود».(1)
آزادي حقيقي در گرو استقلال اقتصادي
«اگر شما بخواهيد استقلال پيدا كنيد و آزادي حقيقي يابيد، بايد كاري بكنيد كه در همه چيز خود خودكفا باشيد، مستغني باشيد. كشاورز بايد كاري بكند كه ديگر ما احتياج گندمي به خارج نداشته باشيم. دانشگاهي بايد كاري بكند كه ما در طبقات ديگر احتياج به خارج نداشته باشيم. در مهندسي احتياج به خارج نداشته باشيم».(2)
نتيجه تحريم اقتصادي، استقلال و خودكفايي
«اين محاصره اقتصادي را كه خيلي از آن ميترسند، من يك هديهاي ميدانم براي كشور خودمان، براي اينكه محاصره اقتصادي معنياش اين است كه مايحتاج ما را به ما نميدهند، وقتي كه مايحتاج را به ما ندادند خودمان ميرويم دنبالش. ممكن است يك ده سالي زحمت بكشيم، ده سالي گرفتاري داشته باشيم، اما نتيجه آخرش اين است كه بعد از ده سال خودمان هستيم. ديگر احتياج به اين كه دست دراز كنيم طرف اين مؤسسه يا آن مؤسسه يا آن كشور و اين كشور، محتاج به اين نيستيم».(3)
«وقتي محاصره اقتصادي بشود، افكار همه مردم توجه به اين پيدا ميكند كه ما بايد خودكفا باشيم و متخصصين ما مشغول ميشوند و افكار خودشان را به راه مياندازند و قدرت خودشان را به راه مياندازند و ايران را مستغني ميكنند از خارج و من به شما اطمينان ميدهم كه اگر تا يك مدتي ما در اين فشارها باشيم، ايران بيشتر ثبات پيدا ميكند و مغزهاي متفكر مكتبي ايران بيشتر به كار ميافتد و ايران را خودكفا ميكند».(1)
«تحريم اقتصادي براي شما يك تحفه آسماني بود كه فكرهاي متفكران ما را به راه انداخت و بحمدلله به [سوي] خودكفايي ميروند».(2)
نفي اتكا به خارج عامل توسعه
«وقتي كه يك ملتي ديد كه خارج همه چيزش را دارد اداره ميكند و ديگر احتياجي ندارد، اين به فكر نميافتد كه خودش احتياجش را رفع كند.
آن روزي كه اين ملت فهميد كه اگر ما جديت نكنيم براي كشاورزيمان، جديت نكنيم، براي صنعت نفتمان، جديت نكنيم براي كارخانههاي خودمان، از بين خواهيم رفت و كسي نيست كه به ما بدهد، وقتي اين احساس پيدا شد در يك ملتي كه من خودم بايد هر چيز ميخواهم تهيه كنم، ديگران به من نميدهند، اين احساس اگر پيدا شد، مغزها به راه ميافتد و متخصص پيدا ميشود در هر رشتهاي و بازوهايي كه هر عملي را ميتوانند انجام بدهند به كار ميافتند: كشاورزي را خودشان درست ميكنند؛ كارخانهها را خودشان راه مياندازند».(3)
ه) تقابل استقلال و توليد ملي با نقشه هاي دشمنان
زير فصل ها
تبليغات قدرتهاي استكباري مانع خودباوري
سلب اعتماد به نفس جوانان، هدف دشمنان
ايجاد جو اميد و اطمينان در ملت
تلاش و جديّت براي رفع تحريمهاي اقتصادي
توليد ملي، راه مقابله با آمريكا
تبليغات قدرتهاي استكباري مانع خودباوري
«اساس همه شكستها و پيروزيها از خود آدم شروع ميشود. انسان اساس پيروزي است و اساس شكست است. باور انسان اساس تمام امور است. غربيان و در سابق انگلستان و بعد از او امريكا و ساير كشورهاي قدرتمند دنبال اين بودند كه با تبليغات دامنهدار خودشان به ممالك ضعيف بباورانند كه ناتواناند، بباورانند كه اينها نميتوانند هيچ كاري انجام بدهند؛ اينها بايد در صنعت، در نظام، در اداره كشورها، دستشان به طرف قدرتهاي بزرگ از شرق و غرب دراز باشد. آنهايي كه ميخواستند مخازن اين كشورهاي ضعيف را ببرند، نقشههاي درست فكر كرده آنها اين بود كه مردم اين كشور را، ملت اين كشورها را، باورشان بياورند كه خودشان ناتوانند؛ ناتواني را به خورد كشورهاي مستضعف بدهند و خود مردم باور [كنند] كه ما نميتوانيم صنعتي را خودمان ايجاد كنيم و نميتوانيم لشكري را خودمان اداره كنيم و نميتوانيم اداره مملكت خودمان را بكنيم. اين باور كه به وسيله تبليغات غربزدگان در اين ممالك پياده شد، اين كشورها را به تباهي و عقبماندگي كشاند.(1)
سلب اعتماد به نفس جوانان، هدف دشمنان
«تبليغات دامنهداري براي ترقياتي كه در غرب هست كه جوانهاي ما را غربزده كنند، اعتماد به كشور خودشان را از آنها بگيرند، اينها ديگر اتكال به خودشان نداشته باشند، هر صحبتي كه ميشود صحبت از غرب پيش بيايد، ...جوري تربيت كنند اين ملت را كه خودش را ببازد و خودش را از دست بدهد».(2)
ايجاد جو اميد و اطمينان در ملت
«اميد در خودتان ايجاد كنيد. نويسندگان ما، گويندگان ما همهشان دنبال اين باشند كه به اين ملت اميد بدهند. مأيوس نكنند ملت را. بگويند توانا هستيم. نگويند ناتوان هستيم. بگويند خودمان ميتوانيم و واقع همينطور است، ميتوانيم اراده بكنيم.
نويسندههاي ما بهترين خدمتشان امروز اين است كه اين ملتي كه ايستاده در مقابل شرق و غرب و نميخواهد تحت نظام شرق يا نظام غرب باشد، اميد به آنها بدهند كه ميتوانيد تا آخر وابسته به شرق و غرب نباشيد. اگر اين نويسندهها، اگر اين گويندهها به جاي اينكه به هم اشكالتراشي بكنند، به جاي اينكه به جان هم بيافتند، با هم اميد در ملت ايجاد كنند. اطمينان در ملت ايجاد كنند، استقلال روحي در ملت ايجاد كنند، اگر اين خدمت را اين رسانههاي گروهي، اين مطبوعات، اين نويسندگان، اين گويندگان، اين اطمينان را در ملت ايجاد كنند، ما تا آخر پيروز هستيم. و حيف است كه يك ملتي كه ايستاده و خون جوانان خودش را داده و همه چيزش را فداي اسلام و استقلال كشورش كرده ماها كه گوينده هستيم، نويسنده هستيم، آنهايي كه در مطبوعات چيز مينويسند، در راديو و تلويزيون صحبت ميكنند، حيف است كه اينها توجه به اين معنا نداشته باشند كه بايد ملت را اميدوار كرد، و بايد مطمئن كرد ملت را».(1)
تلاش و جديّت براي رفع تحريمهاي اقتصادي
آن روزي كه اين ملت فهميد كه اگر ما جديت نكنيم براي كشاورزيمان، جديت نكنيم براي صنعت نفتمان، جديت نكنيم براي كارخانههاي خودمان، از بين خواهيم رفت و كسي نيست كه به ما بدهد، وقتي اين احساس پيدا شد در يك ملتي كه من خودم بايد هر چيز ميخواهم تهيه كنم، ديگران به من نميدهند؛ اين
1) صحيفه امام، ج 13، صص 286 و 287
احساس اگر پيدا شد، مغزها به راه ميافتد و متخصص پيدا ميشود در هر رشتهاي و بازوهايي كه هر عملي را ميتوانند انجام بدهند، به كار ميافتند [و] كشاورزي را خودشان درست ميكنند؛ كارخانهها را خودشان راه مياندازند.
چنانچه ميبينيد كه كارخانهها را راه انداختهاند خودشان. در تلويزيون هم گاهي ديده ميشود كه خود، راه انداختهاند و يا ابتكاراتي كردهاند اينها. اين ابتكارات از بركات اين محاصره اقتصادي بود. اگر ما هر چيزي ميخواستيم، ميفرستادند، جوانهاي ما ديگر نميرفتند دنبال اينكه خودمان بكنيم. هست ديگر! ميخواهيم چه كنيم. اين محاصره اقتصادي را كه خيلي از آن ميترسند، من يك هديهاي ميدانم براي كشور خودمان.(1)
توليد ملي، راه مقابله با آمريكا
بايد كوشش كنيم و اقتصاد خودمان را خودمان اداره بكنيم. حالايي كه ما در مقابل يك همچه قدرت شيطاني واقع شديم و او هم تهديد كرده است كه ما همه كشورهاي دنيا را تجهيز ميكنيم كه در را به سوي شما ببندند، ما در عين حالي كه اعتقادمان اين است كه حرفي است و واقعيت نخواهد پيدا كرد، لكن اگر ما يك درصد احتمال هم بدهيم بايد قيام كنيم. بايد غافل نباشيم از اينكه دشمن نميتواند بكند. خوب، شايد يك وقت شد.
براي آن روز شايد بايد همه قشرهاي ملت؛ هر كس هر جوري كه ميتواند يك توليدي بكند، كه مثلاً باغدارها ميتوانند توليد بكنند، دامدارها ميتوانند توليد بكنند و كشاورزها ميتوانند توليد كنند، اشخاص ميتوانند كمك كنند به كشاورزها، كارخانهها ميتوانند توليد كنند، كارخانههاي خصوصي كه زياد بود در ايران، و مع الأسف از بين رفته بود و دارد ميرود، اينها همه قيام كنند براي اينكه، يك مملكت را از اين اقتصاد نجات بدهند.(2)
زير فصل ها
الف) ارزشمندي كالاهاي داخلي بر خارجي و فرهنگ سازي در اين زمينه
ب) بايستههاي حمايت از توليد ملي
ج) ثمره كار و توليد
الف) ارزشمندي كالاهاي داخلي بر خارجي و فرهنگ سازي در اين زمينه
زير فصل ها
ارزشمندي توليدات داخلي
حرمت استعمال مصنوعات خارجي، در فتواي علماي شيعه
ضرورت عزم دستگاههاي دولتي بر مصرف توليدات داخلي
نفي دلبستگي به كالاهاي خارجي
پيآمدهاي سوء مصرف كالاهاي خارجي
رونق اقتصادي با بازاريابي جهاني و ثبات مقررات اقتصادي
ارزشمندي توليدات داخلي
امام ما رضوان الله تعالي عليه همّتش اين بود كه به ملت بگويد: «اي ملت ايران! اي جوان ايراني! اي كارگر ايراني! اي مهندس و اي مدير ايراني! تو بدون اينكه به بيگانه تكيه كني خودت ميتواني.» امام ميخواست روحيه «توانستن» را در ما زنده كند. كساني كه داراي طرز فكر اوّل ـ كه منجر به وابستگي ميشود ـ هستند، در طول دهها سال گذشته مدام به تمسخر ايراني پرداختند و لطيفه ساختند كه «مگر جنس داخلي هم جنس ميشود؟!» ظلمي از اين بالاتر به يك ملت وجود ندارد.
امروز كه شما نگاه كنيد، ميبينيد مصنوعات داخلي ما در موارد بسياري، بهتر از مصنوعات خارجي است. البته آدمهاي اهل سود، يعني كساني كه فقط به فكر جيب و سود خود هستند و هيچ به غيرت ملي و ديني و ارزش
اجتماعي ملتِ ايران در دنيا توجّه نميكنند، بر بعضي از مصنوعات داخلي ما مارك كارخانجات يا فروشگاه هاي معروف دنيا را ميزنند و آنها را در بازارهاي اروپايي به معرض فروش ميگذارند. آنها از اين كاسبي فقط به پولي كه ميتوانند به دست آورند فكر ميكنند. در حالي كه اين اجناس در كشور ما با سرانگشتان ظريف هنرمند ايراني، چشم تيزبين ايراني، مغز تيز ايراني و استعداد والاي ايراني به وجود آمده است.(1)
حرمت استعمال مصنوعات خارجي، در فتواي علماي شيعه
مردم ايران نميدانند كه مرحوم شيخالشريعه اصفهاني ـ مرجع تقليد بزرگ ساكن نجف ـ فتوا داد كه استعمال اجناس مصنوعه در داخل كشور لازم است و مردم بايد از استفاده از مصنوعات خارجي اجتناب كنند، تا به اين ترتيب ديگران در داخل كشور نفوذ نكنند. همه ميدانند كه در ژاپن، حدود صد سال پيش از اين گفتند كه مردم حق ندارند از مصنوعات خارجي استفاده كنند، تا در داخل آن كشور چرخ اقتصاد به كار بيفتد؛ اما نميدانند كه در همان زمان، بلكه زودتر از آن، عين همين پيشنهاد و همين فتوا، از طرف مراجع و علماي شيعه صادر شد؛ منتها متأسفانه در داخل كشور، هيچ كس از سرجنبانها و اهل قلم و اهل سياست و روشنفكران كمكشان نكرد! فتواي ميرزاي شيرازي دوم ـ مرحوم ميرزا محمدتقي شيرازي ـ در مقابله با انگليسيها، و فتواي تحريم انتخابات قلابي انگليسيها در عراق، نمونه اي ديگر از حضور علما در صحنه سياست است. آن روز مرحوم شريعت اصفهاني فتوا داد كه شركت در انتخابات قلابي انگليسيها حرام است؛ كار سياسي از اين روشنتر، از اين قويتر، از اين روشنبينانهتر؟ امروز مسئله آن
1) سخنان مقام معظم رهبري در ديدار كارگران و معلمان، در «روز كارگر» و «هفته معلم»، 13/2/1373.
انتخابات يواش يواش دارد از لابلاي كتابها خارج ميشود! آن علما و مراجع، سلف صالح شما هستند. اين است معناي آن مطلبي كه امام بزرگوار ما مكرر ميفرمودند كه علما پيشوايان نهضت مردم عليه ظلم و استبداد در طول ساليان متمادي بودهاند؛ و اين هاست كه به شخصيت هايي مثل مرحوم سيدحسن مدرس و مرحوم آيةاللَّه كاشاني منتهي شد؛ اينها طلبههاي همان مدرسه و شاگردان همان اساتيد بودند كه اينطور در ايران درخشيدند.(1)
ضرورت عزم دستگاههاي دولتي بر مصرف توليدات داخلي
قسمت عمدهاي از توليدات كشور، مصرف كنندهاش دستگاههاي دولتي ما هستند. دستگاههاي دولتي بايستي جزم و عزم داشته باشند بر اين كه جز توليدات داخلي ـ در آن مواردي كه توليد داخلي وجود دارد ـ هيچ چيز ديگر مصرف نكنند. يعني واقعاً در محصولاتي كه مشابه داخلي دارد، مطلقاً ممنوع بشوند كه از خارج چيزي وارد نكنند. اين را بخواهيد، در دولت مطرح كنيد، آقاي رئيس جمهور به دستگاههاي دولتي دستور بدهد؛ و اين ممكن است. ما اين را تجربه كردهايم. در مواردي به صورت قاطع به يك دستگاهي گفته شد كه اين كاري كه دارد انجام مي گيرد، بايد هيچ محصول غير ايراني در آن به كار نرود؛ و شد، و به بهترين وجهي هم انجام شد. اگر مديران ما عزم را جزم كنند براي اينكه محصول ايراني را، توليد ايراني را به كار بگيرند، هم توليداتِ باكيفيت هست، هم خود اين كار موجب مي شود كه در توليدات داخلي كيفيت بالا برود. اين كار را حتماً بايستي انجام بدهند.(2)
نفي دلبستگي به كالاهاي خارجي
يكي از آفات موجود اجتماعي ما كه ريشه آن، ميراث دوران طاغوت و دوران ظلماني گذشته است، همين است كه افراد، دلبسته به توليدات بيگانه باشند. يك وقت توليد داخلي نداشتيم؛ يك وقت توليد داخلي، توليد غير قابل مصرفي بود؛ امروز اينجوري نيست؛ امروز توليدات داخلي، توليدات مرغوب و مطلوب است. در عين حال يك عدهاي خوششان ميآيد كه بگويند فلان نشان خارجي روي لباسشان هست يا روي وسيله خوراكيشان هست؛ اين يك بيماري است؛ اين بيماري را بايد علاج كرد. اين كار، توجه نكردن به اين است كه ما در اين مملكت داريم زندگي مي كنيم و از نعمت هاي الهي بر اين كشور داريم برخوردار مي شويم. آن وقت پولي را كه در اين كشور به دست ميآوريم، مي ريزيم توي جيب يك كارگر خارجي، به زيان يك كارگر داخلي. اين معنايش اين است كه ما به نياز داخل، به كارگر داخل كه دارد زحمت مي كشد و جنس توليد مي كند، بياعتنايي مي كنيم، مي رويم سراغ كارگر خارجي. اين خيلي عادت بدي است.
البته اين طرف قضيه هم اين است كه كالاي ساخت داخل بايستي قانعكننده باشد؛ بايستي دوامش، استحكامش، مرغوبيتش جوري باشد كه مشتري را قانع كند؛ اين هر دو در كنار هم، يك كار لازم و واجبي است.(1)
پيآمدهاي سوء مصرف كالاهاي خارجي
شما ميرويد يك جنسي را از بازار تهيه كنيد ـ يك لباس، يا فرض بفرماييد يك وسيله خانه؛ يك ظرف ـ نوع داخلياش هست، نوع خارجياش هم هست؛ يك مقداري به خاطر تبليغات خارجي، يك مقدار به خاطر پُز دادن به اينكه اين جنس خارجي است، يك مقدار به خاطر رسوبات فرهنگي قبلي كه
1) سخنان مقام معظم رهبري در ديدار جمعي از نخبگان و برگزيدگان علمي، 13/7/1390.
جنس داخلي فايدهاي ندارد و يك مقدار هم شايد به خاطر مرغوبتر بودن جنس خارجي ـ اين مرغوبتر بودن هم ممكن است يكي از عوامل باشد، ليكن به هر حال تعيينكننده نيست ـ شما آن را انتخاب ميكنيد. يعني چه كار ميكنيد: يك كارگر ايراني را بيكار ميكنيد و يك كارگر غير ايراني را به كار وادار ميكنيد. خوب، مگر بيكاري امروز، مشكل عمده جامعه ما نيست. وقتي شما اينطور كرديد، بنده اينطور كردم، آن برادر ديگر، آن خواهر ديگر، و يكييكي از اين روش پيروي كرديم، نتيجه چه ميشود؟ نتيجه، ورشكستگي كارخانهي داخلي، بيكاري كارگر داخلي و در نهايت باعث نااميدي سرمايهگذار داخلي ميشود. بيكاري هم كه به دنبال خودش اعتياد، فساد و اختلافات خانوادگي ميآورد و به دنبال آن، حوادث سياسي و اجتماعي فراوان به وجود ميآيد. بنابراين، از يك چيز كوچكي شروع ميشود؛ از يك اراده شخصي من و شما. پس اراده شخصي افراد هم حتّي در تحولات اجتماعي، ميتواند اثرگذار باشد. و از اين دست مسائل، فراوان است. هوس ميكند از دست رفيقش سيگار بگيرد بكشد؛ گرايش به سيگار، گرايش به مواد مخدر، هوس هاي زودگذر؛ اينها همان چيزهايي است كه به دنبال خودش يك جريان عظيم، طولاني و تمام نشدني از تحولات اجتماعي را ـ كه پسرفت هست ـ به وجود ميآورد. عكسش هم صادق است.(1)
رونق اقتصادي با بازاريابي جهاني و ثبات مقررات اقتصادي
بايد اشتغال به عنوان يك مبناي اصلي و يك هدف مهم دنبال بشود؛ ثبات و شفافيت و انسجام سياستها و مقررات اقتصادي انجام بشود- مقررات اقتصادياي كه امروز يك چيزي بگوييم، فردا عوضش بكنيم، فايدهاي ندارد- مقررات اقتصادي و قوانين ما بايد هم ثبات داشته باشند كه مردم بتوانند روي
1) سخنان مقام معظم رهبري در ديدار دانشگاهيان سمنان، 18/8/1385.
آن برنامهريزي كنند، هم بايد منسجم باشد و باهم بخواند و شفاف باشد. بازاريابي جهاني، يكي از مهمترين وظايف براي رونق اقتصادي كشور است ـ كه جزوِ كارهايي است كه ما نكردهايم و جزوِ كمكاريهاي ماست ـ و اطلاعرساني كامل از فعاليتها و برنامهها؛ ما بايستي اينها را در نظر داشته باشيم. البته برنامههاي راهبردي اساسي كشور نبايد از نظر دور بماند.(1)
ب) بايستههاي حمايت از توليد ملي
زير فصل ها
ضرورت ابتكار و نوآوري در توليد
تلاش جهت فرهنگ سازي توليد و سازندگي
كوشش جهت افزايش توليدات داخلي و خود اتكايي
لزوم دقت و دلسوزي كارگران و عناصر فني در توليد ملي
پرهيز از واردات غير ضروري
تلاش ملت و دولت جهت توليد كالاي داخلي
تلاش جهت بالا بردن كيفيت توليدات داخلي
حفظ نظام اقتصادي از مناسبات غلط
جلوگيري از افزايش واردات
فرهنگسازي و ترويج استفاده از توليدات داخلي
فراهم كردن زمينهها جهت سرمايه گذاري در بخش هاي توليدي
ياري گرفتن از سرمايه مالي، فكري و بازوي تواناي مردم، از سياستهاي عمومي نظام
همت براي خلاقيت و توليد، عامل پيشرفت همراه باعدالت
جديت و وجدان كاري در كارها براي همگان
تحقق شعار «ما ميتوانيم» با كار و توليد
كار هماهنگ بخشهاي مختلف، براي رفع مشكلات توليد
همت همگاني بر توليد ملي
ضرورت ابتكار و نوآوري در توليد
بايد در محيط كار و تلاش اقتصادي كشور، ابتكار وجود داشته باشد. من عرض ميكنم چه خوب است كارخانههايي كه در كشور ما وجود دارد؛ چه آنهايي كه در اختيار دولت است و چه آنهايي كه در اختيار مردم است امروز تعداد زيادي از واحدهاي توليدي در اختيار مردم و مال خود مردم است يك مقدار از درآمدشان را براي تحقيق، براي پيشبرد كار و براي كيفيت بخشيدن به كالاي توليديشان صرف كنند. چرا ما بايد بنشينيم كه ديگري در اروپا، يا در يك گوشه ديگر دنيا تحقيقي بكند و ما از او ياد بگيريم؟! مگر ما كمتر از آنها هستيم؟! مگر ما كمتر ميفهميم؟! پس بايد تحقيقات كنند، ابتكار كنند، توليد را جلو ببرند، صنعت را جلو ببرند، توليد را از لحاظ كيفيت و كميت بالا ببرند. اين هم يك شرط؛ ابتكار داشتن و نوآوري.(2)
تلاش جهت فرهنگ سازي توليد و سازندگي
بعد از انقلاب، انقلاب و معلم انقلاب كه امام بزرگوار ما بود به ما ملت تفهيم كردند كه ما ميتوانيم خودمان كار كنيم؛ خودمان تلاش كنيم؛
خودمان بسازيم؛ خودمان قاعده سازندگي و توليد و مصرف را كه همان فرهنگ ماست بنيانگذاري كنيم. ما بايد اين را در همين دوران سازندگي هم به كار بگيريم. ما هرگز به داشتههاي ديگران پشت نميكنيم. هركسي هرچه دارد؛ چه علم، چه امكانات، چه تكنولوژي و موجودي فني او وقتيكه ناگزير باشيم اگر بتوانيم همه آنها را در خدمت هدف هاي خودمان قرار بدهيم، لحظهيي دريغ نخواهيم كرد. ما همه اينها را بايستي وسيله و پلي براي جوشيدن استعداد سازندگي از درون كشور قرار بدهيم. هرجا كه ميتوانيم در داخل كشور توليد كنيم، بايستي اين را بر استفاده از مصنوعات خارجي ترجيح بدهيم. هر چيزي كه در داخل كشور توليد ميشود، براي ما مباركتر از مشابه خارجي آن است؛ حتّي اندكي بهتر از آنكه از دست ديگري و دروازهاي از دروازههاي كشور وارد بشود.(1)
كوشش جهت افزايش توليدات داخلي و خود اتكايي
ما بايد از لحاظ اقتصادي هم خودمان را بهطور كامل از زير نفوذ قدرتها خارج كنيم. يعني ملت ما بايد بتواند بنا بر تشخيص و مصلحت خود، آن صنعت و كالا و متاعي را كه احتياج دارد، در داخل كشور و با استفاده از منابع و امكاناتِ موجود توليد كند. البته، امروز ما هنوز براي اين كار مشكلاتي داريم و ملت به آن حد نرسيده است كه بتواند تمام نيازهاي خود را در داخل برآورده كند؛ زيرا در گذشته همه چيز اين ملت به گونهيي بنا شده بود كه به همان قدرتها وابسته باشد. صنعت دقيق ما كه جاي خود دارد، حتّي كشاورزي ما را وابسته كردند و بيگانگان و قدرت هاي حاكم و رژيم منحط پهلوي و قبلي ها، كاري كردند كه كشاورزي ما با پيشرفت هاي علمي دنيا ناآشنا باشد.(2)
لزوم دقت و دلسوزي كارگران و عناصر فني در توليد ملي
كارگران و عناصر فني، كيفيت صنعتي را تا آنجا كه به دقت و دلسوزي در كار مربوط است، بالابرده، با روح ابتكار و اعتماد به نفس، نياز كشور به محصولات و دانش فني بيگانگان را كاهش دهند و پايههاي صنعت اصيل و ملي را استوار سازند و موجب شوند كه مصرف كنندگان به محصولات داخلي اطمينان و علاقه پيدا كنند. همچنين راه به سمت صنعت پيشرفته و پيچيده را باز كنند و نشان دهند كه استعداد و ابتكار ايراني قادر است كشور را ـ حتّي در صنايع پيشرفته ـ از ديگران بينياز سازد.(1)
پرهيز از واردات غير ضروري
در زمينههاي زراعي و باغي بايستي هرچه مي توانيم، از واردات پرهيز كنيم. برويد سراغ همان صنعتيسازي صادرات كشاورزي؛ اينها چيزهاي مهمي است؛ انشاءاللَّه روي اينها تكيه شود. مردم هم تحمل مي كنند و ميپذيرند.
بنابراين در زمينه سياست هاي واردات، يك بازنگري جدي بكنيد؛ بخصوص در كالاهايي كه ما مزيت توليدي داريم؛ چه صنعتي، چه كشاورزي. از نگاه بخشي به واردات ـ كه حالا هر بخش دولتي طبق نيازهاي خودش دنبال واردات برود ـ حتماً پرهيز شود.(2)
تلاش ملت و دولت جهت توليد كالاي داخلي
ما بايد كاري كنيم كه كالاي ايراني به عنوان يك كالاي محكم، مطلوب، زيبا، همراه با سليقه و بادوام در ذهن مصرف كننده ايراني و غير ايراني باقي بماند. اين بايد همت مجموعه كارآفريني و كارگري و متصديان اين امر باشد. البته
اين كار، پيشنيازهايي دارد. ممكن است آموزش مهارت هاي لازم، دورههاي ايجاد مهارت لازم باشد ـ كه اينها كار دستگاههاي دولتي و امثال دولتي است ـ ليكن بايد هدف اين باشد. كارگر ايراني آنجايي كه ذوق خود را به كار مي برد، سليقه خود را به كار مي برد و سرپنجه ماهر خود را به كار مي برد، كار جالب و تماشايي از آب در ميآيد.
الان خوشبختانه در توليدات كشور محصولات زيادي هست كه از مشابه خارجياش بعضي بهتر است، بعضي به مراتب بهتر است؛ هم زيباتر، هم محكمتر، هم جالبتر؛ اين را ما بايد عموميت بدهيم، در همه مواد توليديمان؛ چه مواد مصرفي خوراكي، چه مسائل مربوط به پوشاك، چه مسائل زندگي، چه مسائل تزئيني. در همه چيزهايي كه توليد مي شود، بايد اين را در نظر بگيريم؛ و مي توانيم. مجموعه كارگري، طراحان، مهندسان، سرمايهگذاران، كارگران دستي، كارگران ماشيني مي توانند اين كار را انجام دهند. ما بايد همتمان را بر اين قرار بدهيم؛ ايجاد محصول بادوام، زيبا و فاخر. اين، يك كار كلان است.(1)
تلاش جهت بالا بردن كيفيت توليدات داخلي
نكته اساسياي كه در باب كار وجود دارد و كارآفرينان بايد به او توجه كنند، مسئله مرغوبيت توليد داخلي است؛ كيفيت توليد داخلي است؛ اين خيلي مهم است. البته بخشي از اين، ارتباط پيدا مي كند به همان قضاياي مالي و پشتيبانيهاي دولت؛ اما بخشي هم ارتباط پيدا مي كند به عزم و اراده مسئولين، كارآفرين و كننده كار. شما امروز ببينيد در دنيا كمپانيهايي هستند صد سال است اينها دارند كار مي كنند، صد و پنجاه سال است دارند كار ميكنند و محصولاتشان در دنيا فروش ميرود. اسم اينها كافي است كه جنس را تو بازار رايج كند؛ به خاطر اينكه درست كار كردند، خوب كار كردند، مشتري مطمئن
1) سخنان مقام معظم رهبري در ديدار هزاران نفر از كارگران سراسركشور، 7/2/1390.
است به اينها. شما ميگويد كه ما سفارش كنيم به مردم كه توليدات داخلي را مصرف كنند. بنده كه بارها گفتهام، منتها اين با شعار درست نمي شود. اين يك بخشي از قضيه است. يك بخش ديگر هم مربوط به كيفيت است. كيفيت را بايد بالا برد؛ اگر چنانچه جنس داخلي، توليد داخلي، اين خصوصيات را داشته باشد، به طور طبيعي تمايل پيدا ميشود.(1)
حفظ نظام اقتصادي از مناسبات غلط
ضلع سوم اين است كه مناسبات اقتصادي و اجتماعي سلامت پيدا كند؛ اين، هم بر عهده مسئولان است ـ بر عهده دولت، قوهي قضائيه و مجلس شوراي اسلامي ـ و هم بر عهده آحاد مردم است. مناسبات اقتصادي و اجتماعي غلط يعني چه؟ يعني رواج قاچاق، رباخواري، مصرفگرايي افراطي و گرايش به تفاخر در استفاده از مصنوعات خارجي در مقابل نمونههاي داخلي آن، كه معنايش اين است كه كارگر ايراني را به نفع كارگر خارجي بيكار ميكند. بايد افتخار به استفاده از مصنوعات داخلي در مردم و مسئولان بيدار شود. در درجه اول خود مسئولان و دستگاههاي دولتي و قواي سهگانه، و در درجه بعد آحاد مردم به اين نكته توجه كنند و اهميت دهند.(2)
جلوگيري از افزايش واردات
فراواني و ارزاني چيز خيلي خوبي است، اما از آن مهمتر و بهتر، رشد صنعت داخلي است؛ قوام گرفتن صنعت داخلي است. اين درست نيست كه ما به دلائل گوناگوني كه غالباً هم دلائل واهي است، دروازه را به روي واردات باز كنيم. من بارها به مسئولين- مسئولين گوناگون در بخش هاي مختلف دولتي- گفتم: اگر فلسفه شما، منطق شما براي افزايش واردات و تسهيل
وارداتِ ساختههاي صنعتي اين است كه ميگوييد كيفيت مصنوعات داخلي بايد بالا برود، خب فشار را روي اين بخش بگذاريد. سياستهايي وجود دارد كه ميشود وادار كرد، مجبور كرد توليدكننده داخلي را به اينكه كيفيت را ارتقاء بدهد. بدترين گزينه براي بالا بردن كيفيت داخلي اين است كه ما راه را براي مصنوعات خارجي باز كنيم؛ اين، بدترين گزينه است. گزينههاي بهتري وجود دارد براي اينكه ما كيفيت را بالا ببريم.(1)
فرهنگسازي و ترويج استفاده از توليدات داخلي
ما بايد فرهنگ كشور خودمان را به سمت ترويج توليد داخلي تنسيق و تنظيم كنيم و پيش ببريم؛ اين خيلي چيز مهمي است. در گذشته، سالهاي متمادي اين فرهنگ به ملت ما تزريق شده است كه به دنبال مصنوعات و ساختههاي بيگانه و خارجي بروند. وقتي گفته ميشد اين جنس خارجي است، اين يك استدلال تام و تمامي بود براي بهتر بودن و مرغوبتر بودن اين جنس. اين فرهنگ بايد عوض شود. البته كيفيت توليد داخل در اين مؤثر است، تبليغ نكردن بيجا و بيرويه توليدات خارجي در اين مؤثر است، تشويق كارآفرين داخلي در اين مؤثر است، وجدان كاري در كننده كار ـ چه كارگر ساده يا كارگر مجرب يا مهندس كار ـ در اين مؤثر است، دولت نقش دارد، مسئولين نقش دارند، خود كارگر نقش دارد، كارآفرين نقش دارد، تاجر واردكننده كالاي خارجي نقش دارد. همه بايد دست به دست هم بدهند تا توليد داخل رجحان پيدا كند؛ ارزش پيدا كند و فرهنگي بر جامعه ما و بر ذهنهاي ما حاكم شود كه مصرف كردن توليد داخلي را ارزش بدانيم. ما به قيمت به كار واداشتنِ يك كارگر بيگانه كه توليد او را مصرف ميكنيم، يك كارگر داخل كشور را بيكار ميكنيم. همه مسئولين كشور، سياستگذاران كشور، مسئولان تبليغات كشور، خودِ كارآفرينان، خودِ كارگران، دولت، بخشهاي مربوطه به اين نكته بايد اهميت بدهند.
1) سخنان مقام معظم رهبري در بازديد از توانمنديهاي صنعت خودروسازي، 9/1/1389.
امروز بايد رو بياورند همه به سمت مصنوعات و توليدات داخلي؛ اين بايد يك فرهنگ شود.(1)
فراهم كردن زمينهها جهت سرمايه گذاري در بخش هاي توليدي
ما ميخواهيم كشور ثروتمند بشود؛ ما ميخواهيم سرمايهگذاري در بخشهاي توليدي در كشور عموميت پيدا كند. امروز ثروتمندان زيادي در كشور ما هستند كه برخوردار از ثروتند؛ اين ثروت را ميتوانند در سرمايهگذاريهاي سودمند و افتخارآفرين به كار بزنند؛ هم براي خودشان سود دارد، هم براي مردم سود دارد و هم مايه رضاي خدا ميشود؛ سرمايهگذاري ثروتمندان در كارهايي كه به توليد كشور و به افزايش محصول در درون كشور ـ با بهرهدهي بالا ـ منتهي ميشود، يك عبادت و يك ثواب است. اين راه باز است؛ ميتوانند سرمايهگذاري كنند، توليد ثروت كنند؛ مديريت كشور هم مراقبت كند كه همه طبقات برخوردار بشوند و طبقات ضعيف هم بتوانند از فرصتها استفاده كنند تا از ضعف خارج بشوند؛ همه توانايي پيدا بكنند. ما در اين سي سال خيلي جلو رفتيم. تا اينجا دشمن ما مغلوب شده است؛ تا اين ساعت و اين روز دشمنان ملت ايران ـ يعني شبكه شيطاني صهيونيسم و رژيم مستكبر امريكا ـ از ملت ايران شكست خوردهاند.(2)
ياري گرفتن از سرمايه مالي، فكري و بازوي تواناي مردم، از سياستهاي عمومي نظام
اين همت مردم است كه ميتواند كشور را بينياز كند. سرمايهگذاريهايي كه مردم انجام ميدهند در بخشهاي مختلف، بسيار ارزشمند است؛ بهخصوص در بخشهاي توليدي. و من براي آن مردمي كه به كارهاي خدمترساني به مردم علاقهمندند، اين را بهترين عمل، بهترين حسنه و صدقه ميدانم كه در
كارهاي توليدي سرمايهگذاري كنند؛ هم اشتغال ايجاد شود، هم به پيشرفت كشور كمك كند، هم فقر و محروميت را از بخشهاي مهمي از كشور برطرف كند. اين آن سياست عمومي نظام جمهوري اسلامي است: كمك گرفتن از سرمايه مالي، سرمايه فكري، بازوي توانا و كارآمد مردم عزيزمان كه كشور مال آنهاست و آينده متعلق به آنهاست.(1)
همت براي خلاقيت و توليد، عامل پيشرفت همراه باعدالت
اگر بخواهيم اين پيشرفت، همراه با عدالت نصيب كشور و ملت ما شود، بايد با بهرهمندي از همه تلاشهايي كه دولتهاي گذشته كردهاند و فرآوردههايي كه بر اثر تلاشهاي مسئولان گذشته براي ملت پديد آمده است، بر خلاقيت و توليد همت بگماريم؛ خلاقيت و توليد، ما اينها را لازم داريم.(2)
جديت و وجدان كاري در كارها براي همگان
امروز در كشور ما خوشبختانه تحرك و تلاش كار، تلاش خوبي است. مجموعه دستاندركاران توليد، تلاش خوبي را انجام دادند و پيشرفت كردند؛ ولي ما هنوز در اوائل راهيم. ما بايد خيلي جلو برويم، خيلي بايد تلاش كنيم. هم وجدان كاري، محكمكاري و درستكاري در مجموعه توليد ـ يعني كارگر و مولد كار و توليدكننده كار ـ لازم است، هم در مسئولين دولتي و مسئولين رسمي، رعايت و مراقبت و توجه لازم است كه اين حركت، حركت صحيح و متعادلي باشد و انجام بگيرد.(3)
تحقق شعار «ما ميتوانيم» با كار و توليد
اعتماد به نفس ملي را از دست ندهيم. اينكه امام فرمودند «ما ميتوانيم»، جمله بسيار مهم و پرمعنايي است. باور كنيم كه ميتوانيم. با اين همه
دشمني، شما توانستيد كار كنيد. حتي اگر هيچ كار مثبتي هم نكرده بوديد و توانسته بوديد بمانيد، هنر بود. اين همه كارهاي مثبت و ارزشمند صورت گرفته؛ اين نشاندهنده آن است كه ميتوانيد و ميتوانيم. اگر انسان بخواهد نمونههاي اين توانستن را بگويد، خيلي زياد است. از همين توانستنهاي ماست كه ناراحتند. صريحا اعلام كردهاند كه ما نميتوانيم ببينيم جمهوري اسلامي به فنآوري برتر هستهاي و از اين قبيل چيزهايي كه وجود دارد، برسد. در زمينههاي گوناگون، در زمينههاي گياهي و غيره هم انصافا كارهاي خيلي خوبي در كشور شده است. بنابراين ما ميتوانيم اين اعتماد به نفس را حفظ كنيم.(1)
كار هماهنگ بخشهاي مختلف، براي رفع مشكلات توليد
نكته ديگر اين است كه در زمينههاي كار اقتصادي، عمده تلاش را بايد روي توليد برد. اساس مسئله، توليد است. ببينيد در كدام نقطه از مجموعه مقررات كشور مزاحم با توليد وجود دارد، آن را علاج كنيد. البته اين كار نگاه كلان و ديد وسيع اقتصادي لازم دارد كه مجموع بخشها ـ وزارت اقتصاد و دارايي، بانك مركزي، وزارتخانههاي صنايع، كشاورزي، بازرگاني و... ـ كه شريك در امر تركيب و ساماندهي اقتصادي كشور هستند، با همديگر روي اين مسئله فكر كنند و ببينند كجا گيرهايي وجود دارد كه مانع توليد ـ چه توليد صنعتي و چه توليد كشاورزي، علمي و آنچه مربوط به وزارت علوم و آموزش و پرورش و كارهاي تحقيقاتي و پژوهشها ميشود ـ است. امروز حقيقتاً زمينه توليد در كشور وجود دارد و ما مديران، متخصصان و فنآوران خوب و استعدادهاي درخشان و بالا و دلهاي گرم داريم.(2)
همت همگاني بر توليد ملي
توليد يعني چه؟ مقصودم فقط توليد كالا نيست؛ توليد در يك گستره وسيع بايد شعار ملت باشد. توليد كار، توليد علم، توليد فناوري، توليد ثروت، توليد معرفت، توليد فرصت، توليد عزت و منزلت، توليد كالا و توليد انسان هاي كارآمد؛ اينها همه توليد است. رمز سعادت ملت ما در اين است كه در اين گستره وسيع، هم دولت و هم ملت، بر اين توليد همت بگماريم. اين تأمينكننده امنيت ملي و اقتدار و پيشرفت كشور است؛ اين يك جهاد است.
من امروز به شما عرض ميكنم، هم به مسئولين و مأموران دولتي و هم به آحاد مردم، به خصوص به شما جوان ها؛ اين يك جهاد است. مجاهد في سبيل الله توليدكننده است؛ بايد هم علم را بياموزيم و هم علم را توليد كنيم. هر ملتي كه عالم باشد، ميتواند فرمانروايي كند. هر ملتي كه دستش از علم تهي باشد، بايد خود را آماده كند كه ديگران بر او فرمانروايي كنند. ما بايد علم را با همه معناي كامل آن به عنوان يك جهاد دنبال كنيم. اين را من به جوانها، استادان و دانشگاهها ميگويم. علاوه بر اين، علم مجرد و به تنهايي هم كافي نيست. علم را بايد وصل كنيم به فنآوري، فنآوري را بايد وصل كنيد به صنعت، و صنعت را بايد وصل كنيم به توسعه كشور. صنعتي كه مايه توسعه و پيشرفت كشور نباشد، براي ما مفيد نيست؛ علمي كه به فنآوري توليد نشود، فايدهاي ندارد و نافع نيست. وظيفه دانشگاهها سنگين است. وظيفه آموزش و پرورش سنگين است. وظيفه مراكز تحقيقاتي و مراكز پژوهشي سنگين است.(1)
ج) ثمره كار و توليد
زير فصل ها
نتيجه كار و توليد، نااميد كردن دشمنان
حفظ حيات ملت با كار و توليد كارگران
استقلال سياسي در گروي استقلال اقتصادي
ابتكار، هوشمندي، كار و توليد، ضامن آينده كشور
كار و توليد بيوقفه و خستگيناپذير، مساوي است با پيشرفت
سامان گرفتن اوضاع كشور ثمره توليدات داخلي و ابتكار
مديريت كردن واردات، عامل مهم حمايت از كار و سرمايه ايراني
ما مي توانيم
توسعه اقتصادي همراه با عدالت
كار و توليد جهت استقلال و سرفرازي ملت
نتيجه كار و توليد، نااميد كردن دشمنان
نقطهاي كه دشمن به آن چشم دوخته، اين است كه ايران اسلامي نتواند به طور شايسته، سازندگي كشور را انجام بدهد. اين هم مايه اميد دشمنان است. آنها
1) سخنان مقام معظم رهبري در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوي، 1/1/1385.
مايلند دولت جمهوري اسلامي نتواند در داخل كشور سازندگي را پيش ببرد، وضع زندگي مردم را سر و سامان بدهد، توليد داخلي را افزايش بدهد، اتكاي به خارج از كشور را كم كند و مردمان پابرهنه و مستضعف و فقير را به سر و سامان زندگي لازم اسلامي برساند. آنها ميخواهند دولت اسلامي، توفيق اين وظايف بزرگ را به دست نياورد و نتواند اين كارها را انجام بدهد. به اين آرزو، چشم دوختهاند. اگر كشور اسلامي، با همت شما مردم و با پيوند مستحكمي كه بحمداللّه بين شما و دولت هست، به وضع درخشاني نايل بيايد، استعمار، امريكا، دشمنان دلباخته سادهلوحي كه چشم به دهان آنها دوختهاند و بعضي از گروهكها و جريانهاي داخلي، خلع سلاح خواهند شد.(1)
حفظ حيات ملت با كار و توليد كارگران
شما كارگران بايد توجه داشته باشيد كه ادامه حيات شرافتمندانه ملت عزيز ايران و حفظ و تداوم شعارها و مواضع با ارزش نظام جمهوري اسلامي، در مقابل قلدرهاي عالم و استكبار جهاني، با كار و تلاش شما ميسر است. بايستي اين كار را مخلصانه و دلسوزانه و خوب انجام دهيد. البته بايد مسئولان دولتي سعي كنند مواد اوليه را براي شما تأمين كنند تا كارخانجات با همه ظرفيت و توان خود كار كنند و واحدهاي توليدي جديدي به وجود آيد و نيروهاي كار، جذب اين مراكز شوند.(2)
استقلال سياسي در گروي استقلال اقتصادي
امروز مسئله اصلي كشور ما استقلال است. برادران و خواهران عزيز! انقلاب براي ما استقلال سياسي را به بار آورد. اين جرئت را به اين ملت داد كه در مقابل نظام غير عادلانه سلطه در دنيا بايستد، اما اگر اين ملت بخواهد اين
استقلال سياسي را، اين عرض اندام فرهنگي را در مقابل سلطهگران عالم حفظ كند، بايد پايههاي اقتصادي خود را محكم كند. اين، ريشه دواندن استقلال در كشور است و اين وابسته است به توليد، به كار، به شكوفايي كار، به نوآوري در بخشهاي مختلف كار. از مركز تحقيقات و آزمايشگاه گرفته تا توي محيط كارگاهها، تا توي محيط مزرعه، در همه جا بايستي اين نوآوري وجود داشته باشد. آن وقت است كه دشمنان خونخوار و هتاك استقلال ملت ايران با ناكامي دهانهاي خودشان را خواهند بست و كناري خواهند نشست.(1)
ابتكار، هوشمندي، كار و توليد، ضامن آينده كشور
ابتكار شما، هوشمندي شما، تلاش و پيگيري شما ضامن فرداي اين كشور است؛ ضامن فرداي اين ملت است. از كار خسته نشويد، از تلاش و پيگيري خسته نشويد. ما كشورهايي را سراغ داريم كه بعد از ما وارد اين ميدان شدهاند، الان جلوتر از ما هستند! به خاطر پيگيري، به خاطر خسته نشدن از كار و اينكه مديران ارشد، همت خودشان را مصروف اين كردهاند كه كار را رها نكنند. يكي از نقيصههاي عمدهاي كه بنده در بعضي از دولتهامان در طول اين سالها مشاهده كردهام، پيگيري نكردن و دنبال نكردن كارهاست. كار را با شوق و ذوق شروع ميكنند، بعد نصفهكاره ميماند! چرا؟ چون مديران حمايت نميكنند، پيگيري نميكنند؛ چه حمايت مالي، چه حمايت اداري، حمايتهاي مديريتي، تشويق، رسيدگي، برداشتن موانع جزيي از سر راه. گاهي يك مانع جزيي يك كار بزرگ را مدتها معطل ميكند. تجربه انسان اين را نشان ميدهد. ما ديدهايم كارهاي بزرگي كه متوقف شده، بعد كه رفتيم سراغ كار كه چرا متوقف شده، فهميديم يك جا يك گير كوچكي
1) سخنراني در ديدار گروه كثيري از كارگران و كارآفرينان، 04/02/1387.
وجود داشته. همت نكردند اين گير كوچك را برطرف كنند، اين جريان عظيم همين طور متوقف مانده. خوشبختانه دولت كنوني دولت فعالي است، دولت پيگيري است، با همتند. حقاً دلسوزند.(1)
كار و توليد بيوقفه و خستگيناپذير، مساوي است با پيشرفت
ما از اول انقلاب، هر كار بزرگي كه توانستهايم انجام بدهيم، به بركت اعتماد به نفس و بلندپروازي و كار جهادي بوده است. جوانان جهاد سازندگي، آن روزي كارهاي بزرگ را در اين كشور شروع كردند كه حتي آن كساني كه جلوي چشمشان اين كارهاي بزرگ انجام ميگرفت، باور نميكردند كه جوان ايراني قادر به اين كارهاست. به بركت همين جوانها. در هر بخشي از بخشهاي گوناگون صنعتي و فني و علمي و تحقيقاتي كه ما با روحيه جهادي وارد شديم، پيش رفتهايم. روحيه جهادي يعني چه؟ يعني اعتقاد به اينكه «ما ميتوانيم» و كار بيوقفه و خستگيناپذير و استفاده از همه ظرفيت وجودي و ذهني و اعتماد به جوانها. الان در همين بخش انرژي هستهاي كه اين همه دنياي استكبار را سراسيمه كرده، اكثر كساني كه در آنجا مشغول كار هستند، جوانهاي تحصيلكردهاند؛ صدها جوان كمسال و تحصيلكرده، اين چرخ را ميچرخانند و اين عزت را براي كشور پديد آوردهاند. در همه بخشها همينطور است. به نيروهاي بااستعداد، چه از جوانها باشند و چه از انسانهاي با تجربه، اعتماد كنند. اعتماد به اين افراد و توكل به خداي متعال و اخلاص نيت براي خدا، اساس كار است.(2)
سامان گرفتن اوضاع كشور ثمره توليدات داخلي و ابتكار
امروز بر همگان واجب است كه سازندگي كشور را بسيار جدي بدانند و موانع را از سر راه آن بردارند. امروز، آبروي اسلام در گرو آن است كه ايران اسلامي به كشوري آباد تبديل شود، كار و ابتكار در آن همهگير شود، زندگي مردم سر و سامان يابد، فقر و محروميت ريشهكن شود، توليد داخلي با نيازهاي مردم متعادل گردد، كشور در صنعت و كشاورزي به خودكفايي برسد، دشمن از طريق احتياجات زندگي مردم، راهي به اعمال فشار نداشته باشد و خلاصه دين در كنار معنويت، زندگي مادي مردم را نيز سامان بخشد.(1)
مديريت كردن واردات، عامل مهم حمايت از كار و سرمايه ايراني
ما بايد توليد ملي را افزايش بدهيم، تقويت كنيم، عادت كنيم به مصرف توليدات داخلي، عادت كنيم به بالا بردن كيفيت توليدات داخلي، كه البته در اين مورد مسئولين دولتي و همچنين قانونگذاران وظايف سنگيني دارند. من نسبت به مسئله مديريت واردات به دولتيها سفارش كردم؛ الان هم تأكيد ميكنم. من نميگويم واردات متوقف بشود، چون يك جاهايي لازم است كه واردات انجام بگيرد، اما واردات بايد مديريت بشود. يك جايي واردات مطلقاً نبايد بشود. يك جاهايي بايد انجام بگيرد. با مديريت، واردات انجام بگيرد. البته اگر واقعاً قانوني وجود دارد كه دولت را ممنوع ميكند، از جلوگيري از واردات، اين قانون را اصلاح كنند. جوري باشد كه مديريت بشود. بايد توليد ملي بالا برود.(2)
ما مي توانيم
شما ميدانيد در دوره پهلوي، يكي از رايجترين تبليغات، «نميتوانيم» بود. همه ما از بچگي اين طور بار آمده بوديم كه جنس ايراني مساوي است با بد بودن،
پست بودن و نامرغوب بودن. ايراني مساوي است با ناتواني در توليد جنس خوب در همه زمينهها. اصلاً اين فرهنگ را در ذهن ملت ما نهادينه كرده بودند. اين در حالي است كه اين موضوع 180 درجه با واقعيت فرق دارد. اين ملت، ملتي است كه از همه جهت ميتواند، ميتواند توليد كند، ميتواند رشد بدهد، ميتواند ابتكار كند، ميتواند مرزهاي علم و فنآوري را بشكند و جلو برود.(1)
توسعه اقتصادي همراه با عدالت
ما در زمينه همه فعاليتهاي گوناگون اقتصادي و توليدي كشور و حواشي آن، بايد توجه كنيم كه ما هم توسعهمحوريم، هم عدالتمحور. ما طبق برخي از سياستهايي كه امروز در دنيا رايج است و طرفداران زيادي هم دارد، نيستيم كه صرفاً به رشد توليدات و رشد ثروت در كشور فكر كنيم و به عدالت در كنار آن، فكر نكنيم؛ نه، اين منطق ما نيست. نوآوري نظام ما همين است كه ميخواهيم عدالت را با توسعه و با رشد اقتصادي در كنار هم و با هم داشته باشيم و اينها با هم متنافي نيستند. ما ديدگاهي كه تصور كند اينها با هم نميسازند و يا بايد اين را انتخاب كرد يا آن را قبول نداريم. اين نكته بايد در همه موارد؛ هم در كاهش حجم دولت، هم در مسئله خصوصيسازي، هم در نگاه كلي به مسائل اقتصادي و هم در تقسيم منابع ميان بخش خصوصي و بخش تعاوني و بخش دولتي رعايت شود.(2)
كار و توليد جهت استقلال و سرفرازي ملت
عزيزان من، معلمان، كارگران، جوانان، كساني كه قوام كار و استقلال و ستون فقرات كشور در دست شماست! مسئوليت شما سنگين است. ببينيد دشمن
چهطوري است. ببينيد دشمن چه قدر بيانصاف و بيرحم و وقيح است. اگر بخواهيد دشمن بر شما مسلط نشود، بايد خوب كار كنيد. همه بايد خوب كار كنند، همه بايد كار را براي خدا و دقيق انجام دهند، تا انشاءالله اين كشور اسلامي و اين ايران سرافراز و سربلند، بتواند در مقابل دشمن بايستد و به همه بفهماند كه به بركت اسلام ـ كه «الاسلامُ يَعْلُوا ولا يُعْلي عليه» ـ هيچ كس نميتواند نسبت به اين ملت، استعلا و استكباري داشته باشد.(1)
1) سخنراني در ديدار جمع كثيري از كارگران و معلمان در آستانه روز كارگر و روز معلم، 10/2/1376.
8.سخن بزرگان
زير فصل ها
الف) استاد شهيد مطهري
ب) علامه محمدتقي جعفري
ج) پاسكال
د) جبرانخليلجبران
ه) سقراط
و) ويل دورانت
ز) بزرگمهر
ح) ولتر
الف) استاد شهيد مطهري
زير فصل ها
ضرورت كار براي تمام ابعاد وجودي انسان
عزت بخشي كار به انسان
كار، اداي وظيفهاي اجتماعي
ارزشمندي اتكا به خود و وابسته نبودن
رابطه كار و علم
كشف استعدادها، ثمره كار
پيامدهاي بي كاري
تكريم كار در اسلام
لزوم دانشمحوري در عمل
ملازمت علم با عمل
كار، جهاد در راه خدا
ضرورت كار براي تمام ابعاد وجودي انسان
انسان يك موجود ـ به يك اعتبار ـ چند كانوني است. انسان جسم دارد، انسان قوه خيال دارد، انسان عقل دارد، انسان دل دارد... كار براي جسم انسان ضروري است، براي خيال انسان ضروري است، براي عقل و فكر انسان ضروري است و براي قلب و احساس و دل انسان هم ضروري است، اما براي جسم كمتر احتياج به توضيح دارد؛ زيرا يك امر محسوس است. بدن انسان اگر كار نكند مريض ميشود؛ يعني كار يكي از عوامل حفظالصحه است.(1)
عزت بخشي كار به انسان
وقتي كه به نتيجه كار و زحمت توجه ميكنيم، ميبينيم كه نتيجه كار تنها خلاصي از فقر و گرسنگي نيست، بلكه چندين چيز ديگر هم به دنبال دارد؛
1) مرتضي مطهري، تعليم و تربيت در اسلام، ص 413.
از آن جمله اينكه كار بر عزت و شخصيت انسان ميافزايد و او را در نظر خودش محترم مينمايد؛ يعني حس احترام به ذات و اعتماد به شخصيت در او ايجاد ميكند و بديهي است كه هر چيزي كه باعث و سبب محترم شدن شخصيت انسان در نظر خودش و در نظر ديگران باشد، او خودش محترم و شايسته تكريم و تعظيم است و به همين دليل است كه در اسلام، كار مورد احترام و شايسته تكريم است.(1)
از فوايد ديگر كار، مسئله حفظ شخصيت و حيثيت و استقلال است كه تعبيرهاي مختلفي دارد. مثلاً آبرو، انسان آنگاه كه شخصيتش ضربه بخورد، آبرويش برود و تحقير بشود، ناراحت ميشود. انسان در اثر كار ـ و مخصوصاً اگر مقرون به ابتكار باشد ـ به حكم اينكه نيازش را از ديگران برطرف كرده است، در مقابل ديگران احساس شخصيت ميكند؛ يعني ديگر احساس حقارت نميكند. (2)
كار، اداي وظيفهاي اجتماعي
كار، در واقع يك وظيفه اجتماعي است و اجتماع، حقي بر گردن انسان دارد. يك فرد، هر چه مصرف ميكند، محصول كار ديگران است: لباسي كه ميپوشيم، غذايي كه ميخوريم، كفشي كه به پا ميكنيم، مسكني كه در آن زندگي ميكنيم، به هر چه نظر ميكنيم، غرق در نتيجه كار ديگران است. كتابي كه جلومان گذاشته[ايم] و مطالعه ميكنيم، محصول كار ديگران است: آنكه تأليف كرده، آنكه كاغذ ساخته، آنكه چاپ كرده، آنكه جلد نموده [است] و مانند آنها.(3)
ارزشمندي اتكا به خود و وابسته نبودن
آزاد زندگي كردن و زير بار منت احدي نرفتن؛ اين براي كسي كه بويي از انسانيت برده باشد، باارزشترين چيزهاست و اين بدون اينكه انسان كاري داشته باشد كه به موجب آن متكي به نفس و متكي به خود باشد، ممكن نيست.(1)
رابطه كار و علم
كار به انسان تجربه ميدهد و علمش را زياد ميكند. كار، مادر علم است؛ يعني بشر، علم خود را با تجربه و كار به دست آورده است و به عبارت ديگر، گذشته از اينكه كار منشأ علم است، عقل و فكر انسان را نيز اصلاح و تربيت و تنظيم و تقويت ميكند.(2)
كشف استعدادها، ثمره كار
انسان، با كار، خود را كشف ميكند و خود را كشف كردن بهترين كشف است. اگر انسان دست به كاري زد و ديد استعدادش را ندارد، كار ديگري را انتخاب ميكند و بعد كار ديگر، تا بالاخره كار مورد علاقه و موافق با استعدادش را پيدا ميكند. وقتي كه آن را كشف كرد، ذوق و عشق عجيبي پيدا ميكند و اهميت نميدهد كه درآمدش چه قدر است. آن وقت است كه شاهكارها به وجود ميآورد؛ كه شاهكار، ساخته عشق است، نه پول و درآمد. با پول ميشود كار ايجاد كرد، ولي با پول نميشود شاهكار ايجاد كرد.
پيامدهاي بي كاري
در مقابل كار، بيكاري است كه كوچكترين اثرش اين است كه احترام و شخصيت انسان را پيش ديگران و پيش خودش از بين
ميبرد و همين در هم شكستن شخصيت انسان، سبب ميشود كه تن به هر پستي و بيچارگي بدهد و انواع ابتلائات ناشي از گناه برايش پيدا شود.(1)
تكريم كار در اسلام
كار و عمل از نظر اسلام بسيار محترم و مورد تكريم است؛ زيرا احترام و قابل تكريم بودن يك چيزي، تابع نتيجه آن چيز است.»(2)در اسلام بيكاري مردود و مطرود است و كار به عنوان يك امر مقدس شناخته شده است.(3)
لزوم دانشمحوري در عمل
علم به عمل ارزش ميدهد و آن را بالا ميبرد. اثر و ارزش يك كاري كه با نيروي علم و معرفت صورت گيرد؛ صدها برابر كاري است كه جاهلانه صورت گيرد. علم، افزايشدهنده اثر و ارزش كار است. هر كاري كه در نظر بگيريم، ميبينيم اگر با علم و شناسايي و معرفت توأم گردد، اثر و ارزش بسيار بيشتري پيدا ميكند. روي همين اصل است كه در اسلام دو چيز محترم است: كار و دانش، و دو چيز مردود است: بيكاري و ناداني.(4)
ملازمت علم با عمل
ولي اين نكته را از اسلام نبايد فراموش كرد كه كار و دانش كه محترم است، از يكديگر جدا نيستند؛ يعني نه اين است كه براي بعضي كار محترم است و براي بعضي ديگر دانش، بعضي اهل كار باشند و بعضي اهل دانش، اين طور نيست. كار و دانش اگر از يكديگر جدا افتند، اهميتي ندارد. اين دو اصل
مقدس هنگامي براي بشر به صورت دو بال در ميآيند كه معاون يكديگر و كمك يكديگر بوده باشند؛ يعني كار در روشنايي علم صورت گيرد و اگر يكي عالم باشد و گوشهنشين و ديگري كارگر باشد و جاهل؛ مثل اين است كه در يك شب تاريك، يكي چراغ به دست بگيرد و در گوشهاي بنشيند و ديگري راهپيمايي كند، ولي چراغ نداشته باشد! بايد همان كس كه راهپيمايي ميكند چراغ داشته باشد و همان كس كه چراغ دارد راهپيمايي كند؛ يعني همگي به نوبه خود و سهم خود در زندگي حركت و فعاليت و راهپيمايي كنند و همگي چراغ در دست داشته باشند.(1)
كار، جهاد در راه خدا
اينكه در منطق پيشوايان عالم تشيع، كار براي تنظيم معاش، با اهميت و حياتي تلقي شده، حتي گاهي جهاد در راه خدا معرفي شده است، اصلي است كه هيچ گونه ترديدي ندارد.(2)
ب) علامه محمدتقي جعفري
زير فصل ها
كار، معيار تفاوت آدمي با ساير موجودات
رابطه متقابل كار و تربيت
كار، سازنده عقل و فكر انسان
اهميت كار در زندگي بشر
نقش كار در زندگي انسان
استواري زندگاني مادي و معنوي بر كار
رابطه كار و حيات آدمي
كار، معيار تفاوت آدمي با ساير موجودات
كار عبارت است از آن تموج و فعاليت حيات كه آدمي بدون آن تفاوتي با جمادات و نباتات ندارد، مگر در يك عده مختصات طبيعي ضروري، مانند احساس و حركت ارادي و غيره. (3)
رابطه متقابل كار و تربيت
انسان اين جور خيال ميكند كه كار، اثر و معلول انسان است. پس انسان مقدم بر كار است؛ يعني چگونگي انسان، مقدم بر چگونگي كار و چگونگي
كار، تابع چگونگي انسان است و بنابراين، تربيت بر كار مقدم است، ولي اين درست نيست. هم تربيت بر كار مقدم است و هم كار بر تربيت؛ يعني اين دو، هم علت يكديگر هستند و هم معلول يكديگر، هم انسان سازنده و خالق و آفريننده كار خودش است، و هم كار و نوع كار، خالق و آفريننده روح و چگونگي انسان است. (1)
كار، سازنده عقل و فكر انسان
كار در عين اينكه معلول فكر و روح و خيال و دل و جسم آدمي است، سازنده خيال، سازنده عقل و فكر، سازنده دل و قلب و به طور كلي سازنده و تربيتكننده انسان است.(2)
اهميت كار در زندگي بشر
انساني كه معناي حيات را درك كند و ضرورت تلاش را در درياها و خشكيها، در جنگلها و قلههاي صعبالعبور كوهها دريافت كند، اهميت كار را هم شناخته است. آثار تجسميافته از كار بشري و كتيبهها و تأليفات باستاني، همه و همه، شاهد گوياي درك اهميت كار براي حيات بشري ميباشد.(3)
نقش كار در زندگي انسان
اعتقاد به ارزش موضوعي كار، نه تنها علامت زنده بودن يك فرد و اجتماع است، بلكه باعث ميشود كه از كمترين فرصتها، عاليترين نتايج را به دست بياورند. به اضافه اينكه چون كار و حركت مطابق قانون عالم هستي است، جريان مطابق آن قانون كلي، اگر چه به احتمال
ناچيزترين نتيجه هم نباشد، خود يك پديده قانوني تعبيه شده است. البته فراموش نميكنيم كه ورود اين حركت به منطقه ارزش، تابع آگاهي و هدفداري در حيات است.(1)
استواري زندگاني مادي و معنوي بر كار
نتايج و محصولاتي كه زندگاني مادي و معنوي ما بر آنها استوار شده است، تنها به كار و كوشش مستند است و هيچ واقعيتي به طور ناگهان در مسير حيات ما سبز نميشود.(2)
رابطه كار و حيات آدمي
اساسيترين موضوعي كه با كار و فعاليت انساني ارتباط مستقيم و منطقي قطعي دارد، حيات خود انسان است؛ يعني كار يكي از اساسيترين و باعظمتترين پديدههاي حيات است، به طوري كه ميتوان گفت، بهترين و ارزندهترين حيات آن است كه كار و كوشش در آن موجب به ثمر رسيدن شخصيت انساني گردد.(3)
ج) پاسكال
زير فصل ها
بيكاري منشأ مفاسد
بيكاري منشأ مفاسد
مصدر كليه مفاسد فكري و اخلاقي، بيكاري است. هر كشوري كه بخواهد اين عيب بزرگ اجتماعي را رفع كند، بايد مردم را به كار وادارد تا آن آرامش عميق روحي كه عده معدودي از آن آگاهند در عرصه وجود افراد برقرار شود.(4)
د) جبرانخليلجبران
زير فصل ها
كار همنوايي با طبيعت
كار همنوايي با طبيعت
شما كار ميكنيد و با كارتان، با آهنگ خاك همنوا و با روح زمين يگانه ميشويد؛ زيرا بيكاري و بيثمري، غريبگي است با فصلها و نيز جا ماندن است از كاروان زندگي؛ كارواني كه با شكوه و سرافرازي عازم ابديت است. آنگاه كه كار ميكنيد، نياي هستيد كه از قلب پاك و خاليتان، زمزمههاي نرم و جاري زندگي به آوايي خوش بدل ميشود؛ آواز خوش زندگي. كدامين شما ميخواهد نياي باشد خاموش و گنگ، آنگاه كه نيهاي بيشمار هستي، همنوا شدهاند و عاشقانه ميخوانند.(1)
ه) سقراط
زير فصل ها
خواري و بدبختي، ثمره كاهلي
كار مايه سعادت
خواري و بدبختي، ثمره كاهلي
خداي تعالي، كاهلي و تنبلي را دو فرزند عطا فرمود كه آنها را خواري و بدبختي نام نهادهاند.(2)
و) ويل دورانت
زير فصل ها
كار، جواني تندرستي
كار، جواني تندرستي
تندرستي در كار كردن است. ازاين رو، به جواني لطف و زيبندگي ميبخشد. سرّ لطف و زيبندگي در كار كردن است و اشتغال، نيمي از رمز خرسندي و خشنودي است. از خدا مال و منال نخواهيم، بلكه توفيق كار و عمل بخواهيم.(4)
ز) بزرگمهر
زير فصل ها
كليد كاميابي
كليد كاميابي
بايد لب فرو بست و بازو گشود و كار كرد و دم نزد، و يقين داشت كه كليد طلايي كاميابي و موفقيت، كار و كوشش است.(1)
ح) ولتر
زير فصل ها
كار بهترين درمان درد
كار بهترين درمان درد
هر وقت احساس ميكنم كه درد و رنج بيماري ميخواهد مرا از پاي درآورد، به كار پناه ميبرم. كار، بهترين درمان دردهاي دروني من است.(2)
9.محوريابي
زير فصل ها
اهميت و ضرورت توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني
بايستههاي سال توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني
آثار و بركات توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني
آسيبهاي مواجه با سال توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني
راهبردهاي توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني
پيآمدهاي مصرف كالاهاي خارجي
رسانه و توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني
زير فصل ها
الف) جنبه داخلي
ب) جنبه خارجي
الف) جنبه داخلي
ـ پيشرفت و سازندگي كشور و تقويت و اقتدار اقتصادي؛
ـ كاهش شاخصهاي منفي اقتصادي به ويژه نرخ بيكاري، تورم، سرانه مصرف كالاهاي اساسي؛
ـ كاهش پيامدهاي منفي طرح هدفمندي يارانهها؛
ـ ايجاد امكان مبارزه اساسي با فقر، فساد ، تبعيض؛
ـ وجود انگيزههاي معنوي و ديني در مردم؛
ـ ميزان بالاي نخبگان و تحصيل كردگان؛
ـ وجود منابع متنوع و غني طبيعي و فرصت هاي بالاي اقتصادي؛
ـ درك و تجربه كافي بسياري از مديران سطوح بالا و مياني نظام؛
ـ وجود جمعيت قابل توجه جوان؛
ب) جنبه خارجي
ـ تقويت و گسترش حاكميت نظام اسلامي و افزايش توان رويارويي با تهديدهاي نظام سلطه؛
ـ مقابله با تحريمهاي اقتصادي دشمنان؛
ـ استقلال اقتصادي و كاهش وابستگي و تحقق شعار «نه شرقي، نه غربي»؛
ـ ارائه الگو جامع و مناسب اقتصادي براي مطالبات مردمي در جهان و خصوصاً كشورهاي اسلامي؛
ـ بحرانهاي جهاني و ضرورت برخورداري از اقتصاد پايدار؛
ـ دستيابي به قدرت چانهزني در معاملات بيناللملي؛
ـ جهانيسازي اقتصاد و سلطه امريكا؛
ـ تمركز دشمن بر مسائل اقتصادي ايران و خراب جلوه دادن اقتصاد ايران.
زير فصل ها
الف) بايدها و بايستههاي دولتي
ب) بايدها و بايستههاي مردمي؛
ج) مجلس
الف) بايدها و بايستههاي دولتي
اعمال مديريت دقيق و عالمانه منابع؛
رونق بخشيدن و بهبود فضاي كار و توليد و افزايش ظرفيتها و كيفيت در توليد؛
شناسايي دشمن و اهداف او به ويژه در زمينههاي اقتصادي؛
رعايت صرفهجويي در هزينهها به منزله سياستي اساسي در برنامهريزي؛
پاسخگويي و اطلاعرساني از طرحها و برنامههاي اجرا شده؛
حمايت از فعالان اقتصادي؛
جديت در مبارزه با فساد مالي و اقتصادي؛
حمايت از قشرهاي محروم و آسيبپذير جامعه و درك نيازهاي مردم؛
مبارزه با شكاف اقتصادي و تبعيض در قانون و اجرا؛
هماهنگي و همنواختي در دولت و مجموعه نظام؛
ايجاد فرصتهاي شغلي و داشتن اهتمام ويژه نسبت به اشتغال؛
توجه همزمان به عدالت، توسعه و سازندگي؛
پرهيز از الگوگيري از اقتصاد غربي؛
آماده كردن ميدان فعاليت براي جوانان در جهاد اقتصادي؛
توسعه مراكز علمي و تربيت نيروي انساني صالح و كارآمد؛
مبارزه با بيبرنامگي و بيقانوني؛
افزايش ظرفيتها و كيفيت در توليد؛
ب) بايدها و بايستههاي مردمي؛
ايمان به خدا و توكل؛
اخلاص در انگيزه؛
داشتن روحيه بسيجي و انقلابي در فعاليتهاي اقتصادي؛
آمادگي و هشياري نسبت به مضيقههاي اقتصادي و تحمل سختيها و صبر در مشكلات اقتصادي؛
تكيه به نيروهاي دروني و ذاتي خود و ايجاد استغناي از ديگران؛
لزوم فرهنگ صحيح مصرف در جامعه؛
رعايت وجدان كاري؛
كار و كوشش و پرهيز از سستي و تزلزل؛
حفظ وحدت و انسجام ملي و پرهيز از تفرقه؛
رعايت احكام و اجراي مقررات اسلامي؛
حفظ آرامش، نظم و امنيت اقتصادي؛
افزايش روحيه كار همگاني؛
خودباوري و خوداتكايي؛
نوآوري و اصالت نبخشيدن به روشها و رويههاي خاص در انجام كارها؛
تقويت روحيه شجاعت و خطرپذيري؛
مفروض گرفتن وجود دشمن و ضرورت مبارزه جدي با آن؛
ج) مجلس
هماهنگي و همكاري با دولت؛
به كارگيري كارشناسان متعهد و متدين در كمسيون ها؛
تصويب لوايح و قوانين موثر؛
سرعت در تصويب طرح هاي سازنده و مفيد و خودداري از تصويب طرح هاي غير عادلانه؛
حذف قوانين دست و پا گير و اضافي؛
توجه ويژه به اقشار محروم جامعه در تصويب قوانين؛
ايستادگي و مقاومت در مقابل قدرت هاي شيطاني؛
زير فصل ها
الف) جنبه داخلي
ب) جنبه خارجي
الف) جنبه داخلي
پيشرفت و رشد اقتصادي؛
گشايش امور اقتصادي و زدودن فقر و فساد و محروميت و رونقبخشي به زندگي مردم؛
استقلال كامل اقتصادي؛
رسيدن به حيات طيبه از نظر مادي و معنوي؛
دستيابي به عدالت اجتماعي و كاهش شكاف ميان طبقات؛
كسب رضايت عموم مردم در مقابل رضايت گروه خاص؛
زيان نرساندن به ثروتهاي طبيعي؛
فسادگريزي.
ب) جنبه خارجي
تقويت و گسترش حاكميت نظام اسلامي در سطح جهاني؛
ارايه الگوي مناسب اقتصاد اسلامي در سطح جهاني و به ويژه كشورهاي اسلامي؛
قدرت رقابت يافتن با افزايش كيفيت توليدات داخلي و مطرح شدن در سطح جهاني؛
به رخ كشيدن تواناييها در زمينه توليد در سطح بينالمللي؛
قدرت چانه زني سياسي در مجامع بيناللملي؛
خنثي كردن تبليغات خارجي درباره ناتواني نظام در جنبه اقتصادي .
زير فصل ها
الف) آسيبها و موانع اقتصادي و مديريتي
ب) آسيبها و موانع فرهنگي
الف) آسيبها و موانع اقتصادي و مديريتي
شناخت نادرست اقتصاد اسلامي؛
فقدان الگوي جامع و كلان براي پيشرفت و ترسيم نكردن اهداف صحيح اقتصادي در اسلام؛
اقتصاد متكي بر نفت؛
تفوق رابطه قدرت ثروت بر روابط عادلانه اقتصادي؛
فقدان زمينهها و ساز و كارهاي مساعد براي گسترش توليد؛
پايين بودن ميزان بهرهوري و هرزروي منابع؛
ميزان بالاي بيكاري؛
دولتي بودن بخش عمدهاي از اقتصاد كشور؛
ساختارها و شيوه هاي نامناسب مديريت؛
رفاه زدگي و تجمل گرايي برخي مديران و مسئولان؛
ويژهخواريها و امتيازهاي ناعادلانه و سوءاستفاده از قوانين؛
استفاده نكردن كامل از ظرفيتها و يافتههاي علمي در توليد ثروت؛
انسجام نداشتن بخشهاي مختلف سازماني و مديريتي كشور؛
بيتوجهي به اخلاق و فقه اقتصادي؛
استفاده از كارگزاران ناكارآمد؛
اثرپذيري از القاهاي مخالفان داخلي و خارجي؛
پراكندگي نيروها؛
نداشتن اقدام مناسب در برابر مانعتراشي دشمنان داخلي و خارجي؛
كوتاهي در نظارت؛
برخورد نكردن با مفسدان اقتصادي؛
وفور واردات خارجي؛
ضعف امنيت يا توفيق نداشتن در ايجاد اعتماد لازم براي جذب سرمايهگذاري؛
ضعف اطلاعات آماري دقيق از ظرفيتها و پتانسيلهاي موجود اقتصادي؛
نبودن تفاهم كافي ميان نخبگان، سياستگذاران، برنامهريزان و قانونگذاران و مجريان در اهدف و اقتضائات ؛
ضعف ارتباط ميان مراكز علمي و پژوهشي با مراكز صنعتي و اقتصادي؛
ناهماهنگي عملكردي قواي سهگانه و موازيكاري؛
سياستزدگي و التهابات سياسي؛
ضعف توفيق در جذب متخصصان ايراني مقيم خارج؛
كاهش زمينههاي رقابتي؛
ب) آسيبها و موانع فرهنگي
نگرشهاي نادرست نسبت به كار و تلاش اقتصادي؛
روحيه خوشگذراني و راحتطلبي؛
ضعف در مديريت زمان و استفاده از فرصتها؛
خرافهگرايي و تقديرگرايي منفي در امور زندگي و معيشتي؛
پايين بودن روحيه خطرپذيري و شجاعت در مسائل اقتصادي؛
نگاه كمي و درآمدي صرف به فعاليتهاي اقتصادي؛
ضعف فرهنگ همكاري جمعي.
زير فصل ها
الف ) راهبردهاي اقتصادي
ب) راهبردهاي مديريتي و ساختاري
ج) راهبردهاي فرهنگي
الف ) راهبردهاي اقتصادي
ارتقاي كمّي و كيفي توليد ملي و كالاهاي داخلي؛
افزايش مشاركتهاي مردمي در توليد از طريق تقويت و گسترش بخش خصوصي؛
تقويت و گسترش تعاونيها در راستاي افزايش مشاركت مردم؛
اصلاح قانون كار و تعديل بازار كار؛
افزايش براي تجاريسازي علوم جديد و اثرگيري از اين علوم در صنايع موجود در كشور؛
افزايش ساعات مفيد نيروي كار در كارگاهها و ادارهها؛
ب) راهبردهاي مديريتي و ساختاري
طرح و تبيين الگوي جامع اسلامي ـ ايراني پيشرفت؛
افزايش مشاركت مستقيم مردم در جهت كاهش رابطه قدرت و ثروت؛
حمايت از بخش خصوصي و تعاونيها؛
بازنگري و اصلاح سياستهاي پولي و مالي كشور؛
مبارزه با مفاسد اقتصادي؛
كاهش فاصله و تقويت ارتباط ميان مراكز علمي پژوهشي با عرصههاي صنعتي و كشاورزي؛
ج) راهبردهاي فرهنگي
ارتقا و بهسازي اخلاق اقتصادي ـ اجتماعي؛
افزايش بصيرت اقتصادي؛
ارتقاي مهارتها و توانمنديهاي اقتصادي از راه فعاليتهاي آموزشي ـ پژوهشي؛
فرهنگسازي، آموزشدهي، حساسيتزدايي و ايجاد انگيزه براي تبديل ضرورت رشد و شكوفايي اقتصاد كشور به يكي از مؤلفههاي هويتي ايراني ـ اسلامي؛
زدودن باورها و ذهنيتهاي بازدارنده از مصرف كالاي داخلي.
متضرر شدن كشور از ورود كالاها؛
بيكاري جوانان و كارگران ايراني؛
تعطيلي كارخانهها و كارگروهاي توليدي؛
بروز ناهنجاريهاي اخلاقي؛
نارضايتي كارگران و خانوادههايشان به دليل حقوق و مزاياي اندك؛
افزايش خطرات امنيتي در كشور؛
ركود اقتصاد ملي؛
افزايش وابستگي اقتصادي به كشورهاي ديگر .
زير فصل ها
الف) بايستههاي برنامهسازي در رسانه ملي
ب) محورهاي محتوايي
الف) بايستههاي برنامهسازي در رسانه ملي
آموزش و آگاهيبخشي به مخاطبان و غفلتزدايي از آنان؛
ايجاد فضاي سالم و اميدبخش در برنامهها؛
تلاش براي حفظ آرامش در جامعه؛
احتراز از طرح مسائل تفرقهانگيز و انحرافي؛
ايجاد محيطي مناسب براي تضارب آرا؛
ارتقاي بصيرت اقتصادي مخاطبان؛
پرهيز از شعار زدگي و شيوههاي تكراري و غيرهنري؛
ترجيح مصالح جمعي بر منابع فردي؛
القاي حس غرور ملي و خودباوري.
ب) محورهاي محتوايي
زير فصل ها
يك ـ رسانه و راههاي حمايت از توليد ملي
دو ـ رسانه و توليد ملي از ديدگاه آموزههاي دين
سه. رسانه و اخلاق كار و توليد
چهار ـ رسانه و حمايت از توليد ملي در خانواده
پنج ـ رسانه و حمايت از توليد ملي در روستا
شش ـ رسانه و حمايت از توليد ملي در جنبه صادرات
هفت ـ رسانه و ارتقاي بصيرت مخاطبان در زمينه كار و توليد
يك ـ رسانه و راههاي حمايت از توليد ملي
اول) جلب مشاركت مردم در پيشرفت اقتصادي كشور و حل مشكلات از طريق؛
معرفي كار، تلاش و فعاليت اقتصادي مفيد به منزله خدمت و عبادت؛
تحليل معضلات و مشكلات اقتصادي؛
معرفي كار و تلاش مردم و بسترسازي دولت به منزله اصليترين عامل رشد اقتصادي كشور؛
معرفي مبتكران و مخترعان و كارآفرينان موفق و متعهد و فعالان اقتصادي؛
تبيين موانع گسترش فعاليتهاي اقتصادي مردم در طرحهاي تأكيد شده دولت؛
ايجاد انگيزه براي سرمايهگذاري مردم در طرحهاي تأكيد شده دولت؛
تقويت مشاركت عمومي در جهت تحقق اهداف برنامه هاي رشد و توسعه اقتصادي كشور؛
دوم) زمينهسازي براي افزايش ظرفيت اشتغال مفيد و مولد و همچنين گسترش و ارتقاي فعاليتهاي مثبت اقتصادي در كشور.
زمينهسازي براي افزايش توليد؛
زمينهسازي و معرفي راههاي افزايش اشتغال، همانند راهاندازي كارگاههاي كوچك؛
تبيين كيفيت گسترش صادرات با هدف افزايش اشتغال؛
تجليل از اشخاص و مؤسسههاي تلاشگر در جهت افزايش اشتغال در جامعه؛
آموزش مهارتها و مشاغل خانگي؛
گسترش اشتغال به وسيله توليد غير متمركز؛
تبيين علل و ابعاد بيكاري و فقر؛
ارزيابي و نقد عملكرد مسئولان در كاهش بيكاري و ايجاد اشتغال؛
فراهمسازي زمينه حمايت از توليدكنندگان داخلي؛
گسترش و تعميق فرهنگ كارآفريني و تجليل از كارآفرينان و تقبيح انفعال در عرصه كاريابي، باتوجه به منابع، ظرفيتها و امكانات گسترده جامعه؛
سوم) تبيين و ترويج روشهاي كسب استقلال اقتصادي و خوداتكايي در عرصههاي محوري اقتصاد
ترويج و حمايت از كالاها و خدمات صادراتي و وارداتي مناسب؛
تبيين راهكارهاي وصول به خودكفايي در محصولات استراتژيك و ضروري و همچنين ترغيب و تشويق به آن؛
حمايت از توليدات روستايي و كشاورزي در سطح وسيع؛
حمايت از توليدكنندگان و متخصصان داخلي و نوآوري و ابتكار در عرصه كار و صنعت؛
ارايه الگوي صحيح مصرف، متناسب با امكانات توليدي كشور؛
حمايت و تشويق مردم به مصرف كالاهاي داخلي؛
ترويج و ترغيب به افزايش كيفيت محصولات داخلي؛
زمينهسازي و ايجاد انگيزه براي سرمايهگذاري مردمي در طرحهاي اشتغالزا؛
چهارم) زمينهسازي و حمايت از مبارزه مستمر و برنامهريزي شده با مفاسد اقتصادي
تبيين آثار ويرانگر رواج رانت خواري در كشور؛
بيان زيان هاي مخرب تبعيض و طبقاتي شدن نظام اقتصادي جامعه؛
تشريح و تقبيح اشكال مختلف رباخواري، احتكار و گران فروشي؛
حمايت از اقدامات قانوني مبارزه با مفاسد؛
ارزيابي و نقد عملكرد مسئولان مبارزه با فساد اقتصادي؛
مقابله با شبهات نظري و فلسفي در توجيه فساد در دستگاهها؛
مقابله با شبهات عيني و عملي در انجام فساد در دستگاهها؛
پنجم) طرح و تشريح دستاوردهاي اقتصادي انقلاب اسلامي؛
مقايسه خدمات اقتصادي انجام شده با دوران ستم شاهي؛
تبيين ميزان افزايش سطح رفاه عمومي؛
طرح و تشريح افزايش عمران شهري؛
معرفي ميزان گسترش صنايع و توليدات داخلي؛
تبيين و معرفي خدمات انجام شده به مناطق محروم و ضرورت استمرار آن؛
ايجاد روحيه و احساس خودباوري در عرصههاي اقتصادي؛
معرفي پيشرفتهاي صنايع دفاعي، پزشكي، انرژي هستهاي كشور؛
معرفي الگوهاي موفق اقتصادي در عرصههاي كشاورزي، صنعتي و خدماتي؛
ارزيابي نقادانه عملكرد نظام بانكداري در كشور؛
حمايت از تبيين و تثبيت بانكداري اسلامي؛
معرفي سازمانها و افراد خدمتگذار مردم در سطوح مختلف سازماني؛
شناسايي و معرفي مسئولان و شخصيتهايي كه با رعايت سادهزيستي مشغول خدمت به مردم هستند؛
معرفي فرصتها و تواناييهاي اقتصادي مناطق و محلهاي مختلف كشور؛
ششم) تبيين و ترويج ضرورت و كيفيت تحقق عدالت اقتصادي در جامعه
تبيين ضرورت ايجاد تعادل در درآمدهاي مردم؛
بسترسازي و ارائه راهكارهاي مناسب براي رفع محروميت هاي اقتصادي؛
تبيين خلاهاي قانوني كه زمينهساز سوءاستفاده از اموال عمومي هستند؛
تشريح ارتباط استقرار عدالت اقتصادي با امنيت و وحدت ملي.
هفتم) تعميق و ترويج فرهنگ كار، تلاش و ترويج وجدان كاري؛
تقبيح كمكاري و تنپروري و مسامحهكاري، بيتفاوتي و ضعف وجدان كاري؛
تبيين و ترويج اجراي صحيح و دقيق كار؛
تعديل توقعات و انتظارات جوانان در زمينه اشتغال؛
تقبيح راحتطلبي و پشت ميزنشيني برخي جويندگان كار؛
آموزش و اطلاعرساني در زمينه كسب اشتغال؛
آموزش مهارتها و حرفههاي خاص در دوره نوجواني و جواني، همراه با تحصيل به جوانان؛
طرح و تشريح نقش نيروي كار در توسعه كشور، از ديدگاه اسلام؛
تبيين نقش مهم زهد و قناعت بر روند رشد و توسعه اقتصادي ملتها، به ويژه كشورهاي در حال توسعه؛
دو ـ رسانه و توليد ملي از ديدگاه آموزههاي دين
تبيين كيفيت تنظيم امور اقتصادي، بر اساس آيات و احكام اسلام؛
تبيين ضرورت طراحي و ارايه روشهاي اقتصادي مبتني بر اسلام؛
ارتقاي شناخت عمومي نسبت به شيوههاي اقتصادي اسلام؛
تبيين ضرورت اصلاح نظامهاي اقتصادي در جهت انطباق با ارزشها و معارف اسلامي؛
تبيين انطباق و تمايز اقتصاد ، با مباني اسلامي؛
ارزيابي و آسيب شناسي نظام مديريت اقتصادي كشور از ديدگاه اسلام؛
نقد فرمولها و راهكارهاي اقتصادي ـ سرمايهداري و اثر نامطلوب آن بر روند بيكاري؛
اصلاح ساختار نظام بانكي و بيمهاي كشور، براي هماهنگي بيشتر با ساز و كارهاي حكومت ديني.
سه. رسانه و اخلاق كار و توليد
تبيين و آموزش صحيح مصرف و تقبيح اسراف؛
طرح و تبليغ سادهزيستي مسئولان؛
ترويج قناعت و سادهزيستي و تقبيح تجملگرايي و اشرافگري، اسراف و تبذير؛
تبيين رعايت اخلاق و حقوق در انجام معاملات؛
ترغيب به پرداخت صدقات و انفاق، خمس و زكات؛
تشويق به ايجاد صندوقهاي قرضالحسنه و توسعه فرهنگ قرضالحسنه؛
تجليل از الگوهاي ماندگار و معرفي جنبههاي زندگي بزرگان از پيامبران و صالحان كه در كار و توليد موفق بودهاند و نيز الگوهاي موجود و معاصر؛
بيان و تقبيح اخلاق اقتصاد سرمايهداري و تقبيح آثار اقتصادي ـ اجتماعي ربا؛
مبارزه با برداشتهاي غربي و افراطي درباره ثروت، سرمايه و مالكيت؛
ترويج روحيه ايثارگري و فداكاري در كارهاي توليدي و اقتصادي با جهت گيري مبارزه با اقتصاد نظام سلطه و نيز افزايش عزت و اقتدار نظام جامعه اسلامي؛
افزايش روحيه خطرپذيري در فعاليتهاي اقتصادي بر مبناي توكل و ايمان؛
افزايش اعتماد به كالاهاي داخلي و مصرف كالاهاي ايراني با جهتگيري كمك به توليدكنندگان، كارگران و صنعتگران كشور؛
ترويج اعتقاد به فعاليتهاي مفيد و پرهيز از فعاليتهاي كاذب اقتصادي؛
تقويت روحيه اميد، خودباوري و اعتماد به نفس و اعتقاد به شعار «ما ميتوانيم».
چهار ـ رسانه و حمايت از توليد ملي در خانواده
اصلاح و ارتقاي گرايشها، آگاهيها و راهكارهاي اقتصادي در خانواده؛
ايجاد انگيزه براي مشاغل خانگي؛
گسترش فرهنگ صرفهجويي و پرهيز از اسراف و تبذير و معرفي مصاديق آن از دوران كودكي در خانواده؛
ترويج خودكفايي و خوداتكايي در تأمين نيازهاي خانواده؛
قبيح شمردن تجملگرايي، اشرافيگري، چشم و همچشمي و مدپرستي در خانواده؛
استفاده بهينه و كامل از امكانات و مقدورات خانواده؛
تأكيد و توجه به نقش و اهميت روزي حلال در زندگي و توجه به مواردي نظير خمس و زكات.
پنج ـ رسانه و حمايت از توليد ملي در روستا
زير فصل ها
الف) ارتقاي سطح فرهنگ عمومي، در روستا
ب) ارتقاي سطح آگاهيهاي روستاييان در رابطه با كشاورزي و دامداري
ج) زمينهسازي ارتقاي سطح بهرهمنديهاي و جاذبههاي روستايي
د) تقويت فرهنگ توسعه كشاورزي
الف) ارتقاي سطح فرهنگ عمومي، در روستا
تبيين احكام ديني به ويژه در رابطه با كشاورزي و دامپروري از جمله احكام مربوط به زكات؛
تأكيد دائمي بر نقش حياتي روستا و روستاييان در رونق كشور؛
معرفي و قدرشناسي از كشاورزان نمونه روستايي به منزله الگوهاي سختكوشي و تلاش و همچنين از نخبگان، مفاخر و استعدادهاي درخشان روستايي؛
ب) ارتقاي سطح آگاهيهاي روستاييان در رابطه با كشاورزي و دامداري
معرفي الگوي صحيح استفاده از منابع طبيعي و پيشگيري از اسراف، به ويژه در مورد آب؛
ارائه اطلاعات مفيد و ضروري درباره بهبود امر كشاورزي و دامداري و افزايش بهرهوري؛
آشناسازي روستاييان با روشهاي تأييد شده و پرهيز آنان از به كار بردن شيوههاي آزمون نشده جديد، مثل به كار بردن داروها و مواد شيميايي و بذرهاي تأييد نشده با تغييرات ژنيتكي؛
ارائه گزارشهاي لازم درباره تجربيات مفيد كشورهاي مختلف دنيا در امر تقويت مسير كشاورزي؛
تبيين و تشريح آثار و پيآمدهاي بيتوجهي به ظرفيت چراگاهها، جنگلها و زمينهاي كشاورزي.
ج) زمينهسازي ارتقاي سطح بهرهمنديهاي و جاذبههاي روستايي
ترغيب مسئولان به تمهيدات امر زيربنايي در روستا؛
معرفي علل و عوامل افزايش درآمد در روستا و بهبود سطح زندگي؛
معرفي امتيازها و فرصتهاي روستاها در جهت جذب و گسترش سرمايهگذاري؛
تكريم نقش ارزشمند روستاها و روستاييان در توليد ملي و استقلال كشور؛
انعكاس موفقيتها و دستاوردهاي جديد كشاورزي و صنعت روستاها؛
د) تقويت فرهنگ توسعه كشاورزي
تأكيد بر توسعه كشاورزي به عنوان مهمترين عامل تحقق استقلال سياسي و اقتصادي كشور؛
تشريح جايگاه و نقش كشاورزي در مقياس كوچك و غير متمركز، در حل مشكل اشتغال و هماهنگي با تحقق ارزشهاي و عدالت اجتماعي؛
زمينهسازي براي گسترش صادرات محصولات و كشاورزي روستاييان؛
زمينهسازي براي رشد صنايع دستي و ارايه آن در بازارهاي داخل و خارج كشور؛
تبيين مسائل متعدد مورد نياز بخش كشاورزي و توسعه روستايي، از نگاه علمي و كارشناسي؛
اطلاعرساني به هنگام، درباره بازار محصولات كشاورزي و يافتههاي جديد كاربردي در بخش كشاورزي؛
تصحيح و ارتقاي نگرش جامعه نسبت به روستاييان و تشريح جايگاه آنان در تأمين نيازهاي اساسي كشور؛
نقد و ارزيابي عملكرد دستگاههاي مسئول كشاورزي و پيگيري براي اجراي طرحهاي مصوب؛
بسترسازي براي تعامل مراكز پژوهشي و آموزشي كشاورزي با دستگاههاي اجرايي و فعالان عرصه كشاورزي.
شش ـ رسانه و حمايت از توليد ملي در جنبه صادرات
تبيين كيفيت حضور فعال و موفق اقتصادي در بازارهاي منطقهاي و عرصههاي بيناللملي؛
معرفي نمونههاي موفق سرمايهگذاران ايران در ديگر كشورها؛
معرفي نمونههاي موفق مردمي، در زمينه صادرات كالا؛
معرفي بازارهاي مناسب جهاني براي محصولات كشور و استانداردهاي آن؛
بيان اهميت رعايت استاندارد و بهبود سطح كيفي توليدهاي داخلي و كالاهاي صادراتي؛
هفت ـ رسانه و ارتقاي بصيرت مخاطبان در زمينه كار و توليد
تبيين و تحليل ضرورت و اهميت حمايت از توليد ملي براي عموم مردم و قشر فرهيخته از راه بيان موقعيت اقتصادي كشور، وضعيت تحريمها و فشارهاي بينالمللي؛
اصلاح تلقيهاي عمومي نسبت به سرمايه، سرمايهدار، توليدكننده و نيز كار و فعاليت و تلاش اقتصادي در جهت اهداف متعالي دنيوي و اخروي؛
تبيين تأثيرات افزايش حمايت از كار و سرمايه ايراني در توليد ملي در بخشهاي توليدي؛
ارتقاي آگاهيهاي عمومي در زمينه تقدير معيشت و شيوه تنظيم دخل و خرج، پسانداز و سرمايهگذاري؛
تبيين مفهوم و ارزش كار و تلاش در فرهنگ اسلامي و مقايسه آن با فرهنگ مادي غرب؛
تبيين روشها و شيوههاي مناسب اداره و انجام فعاليتهاي جمعي و همافزايي در اين زمينه؛
ارتقاء حس مسئوليتپذيري در انجام كارهاي توليدي؛
تبيين آثار نامطلوب بياعتنايي و بيتفاوتي نسبت به توليد ملي جامعه؛
ترويج ويژگيهاي لازم براي توسعه مشاركت عمومي و كارگروهي؛
تشويق به تشكيل گروهها و كارگاههاي توليدي؛
تشريح آثار ويرانگر دلبستگي به قدرتهاي غربي بر جنبههاي مختلف از جمله اقتصاد؛
معرفي عبرت آموزترين نمونههاي وابستگي در جهان؛
معرفي انديشهها و عملكرد چهرههاي شاخص در ايجاد وابستگي صد ساله اخير ايران به غرب؛
تبيين نقش خوداتكايي و رهايي از بند جهانيسازي در حفظ استقلال كشور؛
معرفي و تجليل از كار آفرينان موفق كشور و نقش آنها در توليد ملي.
10.حكايت
زير فصل ها
حضرت امام خميني رحمه الله
حضرت امام خميني رحمه الله
زير فصل ها
از تمام وقتشان استفاده ميكردند
شبي دو سه ساعت بيشتر نميخوابيدند
يكبار هم امام را بيكار نديدم
در فرانسه شبانهروز كار ميكردند
فقط چهار تا شش ساعت استراحت داشتند
در كارها خستگيناپذير بودند
كوشا بودن آيتالله شهيد صدر
پركاري علامه محقق، آيتالله علي دواني
از تمام وقتشان استفاده ميكردند
يكي از فرزندان امام خميني رحمه الله چنين نقل ميكنند: «يادم هست ما شايد ده پانزده سال تمام تابستانها كه تعطيل ميشديم ـ به جهت آنكه كوچك بوديم و هواي قم هم گرم بود ـ براي اينكه گرما ما را اذيت نكند و در ضمن خودشان هم آسايشي داشته باشند، براي كار و مطالعه ـ تمام تابستانها، ايام سه ماهه تعطيلي ـ ما را يا به دركه و يا به محلات و از اين جور جاها ميبردند. در اين مدت يك بار نشد كه ما ببينيم ايشان يك جا بروند ميهماني و يا يك روز بروند خيابان. در گاراژ به اصطلاح پياده كه ميشدند و به منزلي وارد ميشدند، صبح اين طرف حياط فرش ميانداختند و مشغول كار بودند تا آفتاب ميآمد جلويشان و ديگر موقعي ميرسيد كه با آمدن آفتاب وقت وضو و نماز و ناهار و استراحت بود. عصر دوباره آن طرف حياط، باز همان فرش را ميانداختند و مشغول كار بودند و بدينگونه عملاً به ما نشان ميدادند كه تا چه حد بايد كار و كوشش كنيم».(1)
1) جمعي از نويسندگان، كار و تلاش، رمز موفقيت، ص 142.
شبي دو سه ساعت بيشتر نميخوابيدند
مقام معظم رهبري ميگويند: «امام علاوه بر اعلاميهها و سخنرانيها، نامههاي زيادي نيز به اطراف و اكناف مينوشتند. فراموش نميكنم كه در سال 1341هـ . ش، در ماجراي انجمنهاي ايالتي و ولايتي، مرحوم حاج آقا سيد مصطفي ميگفت: آقا شبي دو يا سه ساعت بيشتر نميخوابند و بقيه شب را مشغول نامه نوشتن به علماي بلاد هستند. ميتوانم بگويم امام صدها نامه به ولايات نوشتند و علماي شهرستانها را به خطرهايي كه به سوي جهان اسلام آغازيدن گرفته بود، آگاه ميكردند و نقش اسراييل و امريكا و اينكه هدف آنها حذف اسلام است و نيز اينگونه مسائل را تشريح ميكردند».
يكبار هم امام را بيكار نديدم
حجت الاسلام رحيميان ميگويد: «پشتكار امام با كهولت سني كه داشتند، تا بدان حد بود كه هيچكس از نزديكان ايشان نميتواند ادعا كند كه حتي براي يكبار هم كه شده، امام را در حال بيكاري و يا بيهوده گذراندن وقت ديده است.
ما در اين مدت كه در محضر امام مشرف بوديم، شاهد بوديم كه در زندگي براي امام چيزي به اسم تعطيلي در كار مردم و انقلاب اسلامي وجود ندارد.
براي امام هيچ فرقي بين تابستان و زمستان، شنبه و جمعه، عيد و غيرعيد وجود نداشت و در همه لحظات، ايشان يا مطالعه ميكردند يا عبادت و يا گزارشهاي مختلف را كه خدمتشان ميرسيد، ميخواندند».
در فرانسه شبانهروز كار ميكردند
از حجتالاسلام سيد احمد خميني نقل شده است: «امام در فرانسه شبانهروز كار ميكردند. روزي نبود، مگر اينكه يا سخنراني و يا مصاحبهاي ميكردند و يا اعلاميهاي داشتند. گاهي مصاحبهگران ميگفتند
كه اينگونه نديدهاند در اتاقي دو در سه، بدون تشريفات و بيا و برو و بدون ميز و صندلي، يك روحاني سخن بگويد و به دنبال آن ايران به جنبش و حركت درآيد».(1)
فقط چهار تا شش ساعت استراحت داشتند
برنامه يك شبانهروز زندگي امام در پاريس به اين ترتيب بود كه ايشان بين چهار تا شش ساعت خواب و استراحت داشتند و بقيه ساعتها را به كار مداوم مشغول بودند. امام معمولاً پس از نماز صبح شروع به قرائت قرآن و مطالعه گزارشها و خبرها ميكردند كه تا ساعت هشت، مطالعه ايشان ادامه داشت. امام حتي به نامههايي كه از سرتاسر دنيا براي ايشان ارسال ميشد، جواب ميدادند.
بعد از صرف ناهار، حدود دو ساعت استراحت ميكردند و بعد دوباره مشغول به كار ميشدند و تا وقت خواندن نماز مغرب و عشا به كار ميپرداختند. پس از نماز نيز تا نيمه شب كار ميكردند».(2)
در كارها خستگيناپذير بودند
از سيد محمد جواد مهري نقل است: «يكي از خدمتگزاران جمهوري اسلامي ميگفت: خدمت امام رسيدم و عرض كردم: من از كار كردن خسته شدهام؛ كارهايم خيلي زياد است و توان انجام آنها را ندارم؛ اگر ممكن است ديگري را به جاي من نصب كنيد تا من كمي استراحت كنم. امام در پاسخ من فرمودند: اگر بناست كسي دست از كار بكشد و از وظيفه شانه خالي كند، من از شما اولي هستم؛ چون با اين سن پيري و خستگي فراوان، بيشتر به آسايش نياز دارم. من شرمنده شدم و ديگر حرف نزدم».(3)
كوشا بودن آيتالله شهيد صدر
ايشان در جايي گفته است: «آنگاه كه به تحصيل اشتغال داشتم، به اندازه پنج طلبه كوشا، كار مي كردم. با اينكه در نهايت فقر و نياز مي زيستم، ولي همه چيز را به خاطر درس فراموش مي كردم».
درباره ايشان نوشتهاند: «مدت تحصيلات ايشان، از آغاز تا انجام در حدود هفده يا هجده سال به طول انجاميد. اين بزرگوار هر روز به مدت شانزده ساعت به تحصيل و مطالعه مي پرداخت».(1)
پركاري علامه محقق، آيتالله علي دواني
پركاري از ويژگيهاي ممتاز ايشان بود. دو جلد از تأليفات گرانقدر ايشان در حوزه مفاخر اسلام، مربوط به علامه مجلسي، در شرايطي تأليف شد كه ايشان همه كتابها و نوشتههايش در يك اتاق جمع بود. خانه را فروخته و صاحبخانه در حال تحويل گرفتن خانه بود. همه در حال نقل و انتقال بودند و اسناد و مدارك و نوشتهها در كنار ايشان در يك اتاق پخش بود. با وجود سختيها و فشارها و استرسهاي روحي مختلف، ضمن اينكه كار نقل و انتقال را دنبال ميكرد، اين تأليف را به بهترين شكل تحويل داد. اثر ديگري كه در شرايطي بسيار دشوار، آن را نگاشت، كتاب ارزنده نقد عمر بود. او در سختترين شرايط روحي، به دليل بيماري همسر گرانقدرش كه به درگذشت وي انجاميد، در حال نوشتن و تأليف بود. در اين شرايط نامناسب كه كارش متوقف ميشد، پس از رفع مشكل، بيدرنگ كار را دنبال ميكرد. پركاري ايشان واقعاً يك حركت بينظير بود.(2)
كار نتيجه بخش اديسون
اديسون براي تكميل برخي اختراعات خود، شبها و روزها در آزمايشگاه ميماند و براي آنكه نيروي برق را طوري تسخير كند كه استفاده آن ارزان و
آسان باشد، بارها اتفاق ميافتاد كه دو يا سه روز از آزمايشگاه بيرون نميآمد و چه بسا غذا خوردن را فراموش ميكرد و به چند پاره نان خشكيده اكتفا ميكرد.(1)
وي ميگويد: «هيچ يك از اختراعات من محصول تصادف نيست. وقتي باور كنم كاري نتيجهبخش است، خودم را به آن كار ميبندم و تجربه بر تجربه ميافزايم تا به نتيجه برسم».(2)
زندگي پاستور يعني كار
در شرححال پاستور، دانشمند بزرگ فرانسه ميخوانيم كه شعار او در طول زندگي، «كار» بود. گاهي چنان سرگرم كار ميشد كه سر و صدا و غوغاي بيرون آزمايشگاه را نميشنيد. حتي هنگامي كه قواي مهاجم آلماني، پاريس را محاصره كردند و صداي توپهاي دشمن در شهر پيچيد، او متوجه اين غوغاها شد.(3)
مطالعه در كنار كار
دكتر ساموئل كدمن، استاد فلسفه و ادبيات و از نويسندگان پركار جهان، در دوران جواني، در معدن با گاري، زغال سنگ حمل ميكرد. وي در چهار ـ پنج دقيقهاي كه معطل ميشد تا گاري پر شود، كتابي از جيب درميآورد و سرگرم خواندن ميشد. معدن چنان تاريك بود، كه كسي حتي دستهاي خود را نميتوانست ببيند. از اينرو، او در كنار فانوس كهنهاي ميرفت و مطالعه ميكرد. روزي به خانه خواهرش آمد و گفت: «دو كتاب به من امانت بده». خواهرش گفت: «يك ماه است كه سراغ مرا نگرفتهاي. حالا هم براي كتاب آمدهاي؟» ساموئل پاسخ داد: «زندگي براي من بدون ناهار آسان است، اما بدون كتاب آسان نيست!»
1) محمد رجبي دواني، عين بقا، (يادواره چهلمين روز رحلت علامه محقق آيتالله علي دواني)، ص 19.
2) محمد رجبي دواني، عين بقا، (يادواره چهلمين روز رحلت علامه محقق آيتالله علي دواني)، ص 22. (با كمي تغيير)
3) محمد رجبي دواني، عين بقا، (يادواره چهلمين روز رحلت علامه محقق آيتالله علي دواني)، ص 22. (با كمي تغيير)
اين مرد با كوشش و پشتكار فراوان خود، از آن معدن تاريك زغال سنگ، به مراتب بالاي فرهنگي ترقي كرد و افزون بر شهرت و ثروت، اين سعادت را هم يافت كه با گفتهها و نوشتههايش، بسياري از مردم را از گمراهي نجات دهد و به سوي فرهنگ و اخلاق رهبري كند.(1)
1) شعبانعلي لامعي، حكايتهاي فرهنگي، صص 113 و 114.
11.ضربالمثلها
بنده رنج باش و راحت بين.
به راحتي نرسيد، آنكه زحمتي نكشيد.
تا نكاري، نَدْرَوي.
خواهي كه رسي به كام، بردار دو گام.
كي فتد صيدي به دامت، تا نريزي دانهاي.
گهر نايد به كف، بي غوص كردن.
كار، نشد ندارد.
اگر گرسنهاي، بار ببر به آسيا.
به كسب كوش كه كاسب بُوَد حبيبالله.
بيگاري به، كه بيكاري.
روزي به پاي خودش نمي آيد به تو بگويد سلام.
كار، عار نيست.
كسب كن، تا كاهل نشوي و روزي از خدا خواه، تا كافر نشوي.
گر كار كني، عزيز باشي.
نان را نميجوند دهن آدمي بگذارند.
بار خود بر كس منه، بر خويش نه.
هركه خواب است، روزياش در آب است.
عاقبت كاهلي، خواري است.
درخت كاهلي، بارش گرسنگي است.(1)
كار را از راهش داخل شو.(2)
كار را كارفرما ميخواهد.(3)
كارها نيكو شود، اما به صبر.(4)
كار نيكو كردن، از پر كردن است.(5)
كار بزرگ مايه عزت است، نه نام بزرگ.(6)
كار هر بافنده و حلاج نيست
از كمان سست، سخت انداختن
كار هر بز نيست خرمن كوفتن ج
گاو نر ميخواهد و مرد كهن.(7)
كارگر را در كار توان شناخت.(8)
با اگر و مگر كار درست نميشود.
بهر يك گل، زحمت صد خار ميبايد كشيد.
تا شب نروي، روز به جايي نرسي.
درخت «اگر» را كاشتند، سبز نشد.
نوش خواهي، نيش ميبايد چشيد.
گوهر طلبي، صدفشكن باش.
رنج، گنج ميآورد و كوشش، موفقيت.
ز كار گردد مرد بزرگ و نامآور.
دست بيهنر، كوچه گدايي است.
ناكرده كار، مي نتوان زيست كامكار.
بخور نان خود، بر سر خوان خويش.
كار را به كاردان بايد سپرد.
از هر فردي، كاري برآيد و هر مردي، عملي را شايد».(1)
1) حكمتنامه پارسيان، صص 137 ـ 149.
12.پيام كوتاه
زير فصل ها
الف) فرهنگ صحيح مصرف، لازمه حمايت از كار و توليد ملي
ب) كار و كوشش لازمه توليد ملي
الف) فرهنگ صحيح مصرف، لازمه حمايت از كار و توليد ملي
فرهنگ صحيح مصرف؛ يعني گسترش فرهنگ محاسبه نفس و محاسبه رفتار و كردار و اينكه بدانيم آنچه به ما سپرده شده است، براي چه مقصودي بايد مصرف شود.
كار و توليد و مصرف صحيح، پيآمدهاي شيرين و پربركتي در دنيا و آخرت براي انسان دارد. از جمله اين پيآمدهاي ناب كه زندگي انسان به آن وابسته است، عزت و سربلندي است كه از ضروريات زندگي مادي و معنوي انسان است. بدون توليد، عزت به دست نخواهد آمد؛ زيرا فقدان آن؛ يعني ذلت و حقارت انسانها.
بركت خداوند از دستان پرمهر و پرتوان كارگر هوشمند و فهيم ايراني بر جامعه جاري ميشود و موجب قوت و قدرت ايران و ضعف و انزواي دشمنان ميگردد. با اين فرهنگ درست، نياز و وابستگي مردم به مستكبران و استثمارگران از بين ميرود و فرصتها از نااهلان گرفته ميشود.
بدان كه انسان صرفهجو، اضافي دارايي دنيا را به دوش خود حمل نميكند؛ زيرا لذتي كه انسان از داشتههايش ميبرد، به اندازه نيازي است كه به آن دارد. وقتي نياز انسان برطرف شد، ديگر از آنچه دارد، لذت نخواهد برد، بلكه آن را تحمل خواهد كرد و جسم و روح او براي كشيدن بار غيرضروري، دچار زحمت خواهد شد و آرامش و آسايش خود را از بين خواهد برد.
در جوامعي كه توليد و فرهنگ صحيح مصرف در آن نهادينه نشده است، تجاوز به حريم و حقوق ديگران افزايش مييابد. در چنين جوامعي، آمار جرايم اقتصادي و رشد غيرطبيعي طلبكاريها و بدهكاريها بيشتر ميشود. در نتيجه، حكومت براي سامان بخشيدن به اوضاع جامعه بايد هزينههاي سنگيني را از سرمايه ملت بپردازد.
آنچه افزون بر نياز در صندوقها و انبارها نگهداري ميشود، در حقيقت سرمايههاي راكدي است كه آسايش و آرامش صاحبانش را از بين ميبرد، هرچند اين افراد از اعتراف به اين حقيقت خودداري و اظهار خوشبختي و آسايش كنند.
كار و توليد، ويژگي مردان بزرگي است كه همواره به اهداف بلند ميانديشند و براي پرواز بر بلندترين بام هستي برنامهريزي ميكنند.
بدون بسياري از وسايل و لوازم خارجي كه ما براي خويش فراهم آوردهايم، ميتوان شاد بود و احساس آرامش و آسايش كرد؛ زيرا بسياري از نيازها، اغلب، نتيجه افكار و برداشتهاي غلط اجتماعي است.
با توليد بيشتر سرمايههاي فردي و اجتماعي حفظ و اقتصاد زندگي در هنگام رويارويي با مشكلات، بيمه ميشود. از نظر روحي و رواني نيز ميتوانيم با كمك به نيازمندان، به شادي معنوي برسيم.
با ترويج فرهنگ كار و توليد، بنيان زندگي بر پايه محكم و استوار نگه داشته ميشود و جامعه از آسيب، جرمهاي اقتصادي و پيآمدهاي زيانبار آن محفوظ ميماند.
با كار و توليد، بالاترين وظيفه انساني خود در برابر خداوند را ـ كه همان شكرگزاري و احترام به نعمتهاي بيپايان اوست ـ به جا ميآوريم.
با تلاش و كوشش بيوقفه، چرخ اقتصاد ما در مسير پرفراز و نشيب زندگي و در رويارويي با حادثهها و اتفاقهاي پيشبيني نشده، همواره در حركت خواهد بود.
با مصرف صحيح و استفاده بيشتر از كالاهاي ايراني و نيز افزايش توليد ملي، منابع ملي كشور، براي نسلهاي آينده نيز باقي خواهد ماند.
درآمد زندگي مانند چشمه آبي است كه در بستر رود به جريان ميافتد. چنانچه اين آب مهار نشود، هدر ميرود، ولي اگر در جاي مناسبي سد زده شود و با محاسبه دقيق، مقدار ورودي آن، تعيين و بر همان اساس، راههاي خروجي اندازهگيري شود، نه تنها آبي هدر نميرود، بلكه با برنامهريزي درست و مناسب ميتوان از آن استفاده بسياري كرد.
با كار و توليد بيشتر، ارزش آنچه به ما سپرده شده است، ميدانيم و دقت خواهيم كرد در چه راهي بايد صرف شود.
زيباترين روش در زندگي، ميانهروي در هر شرايطي است.
براي توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني بايد آمادگي هر نوع از خودگذشتگي را داشته باشيم.
اگر در امر معاش، از قدر كفايت گذشتيم و در پي چيزهايي مازاد بر نياز و غيرضروري بوديم، بيشك، دچار مصرفگرايي شدهايم.
انسان امروزي بر اثر ناديده گرفتن فرهنگ صرفهجويي، دچار معضل كمبود كار و بهره اقتصادي و بحرانهاي مالي شده است.
شگفتآور است كه انسان براي كسب مال دنيا و مصرف بيشتر، خود را به رنج ميافكند، در حالي كه بينيازي و توانگري در قناعت است.
هيچگاه آرامش با مصرف بيشتر به دست نخواهد آمد؛ زيرا حقيقتي به اين معنا در هستي آفريده نشده است.
از آفتهايي كه روح انسان را تهديد ميكند، احساس نيازي است كه در بسياري از موارد، حقيقي و ضروري نيست.
مؤمن، همواره معنويات را محور اصلي زندگي خود قرار ميدهد. از اين رو، هيچگاه احساس كمبود نخواهد كرد.
ارزش صرفهجويي، به تعالي معنوي است كه در شخص ميآفريند و به مقامهاي انساني كه براي او به ارمغان ميآورد.
آيا چنين نيست كه شادماني دلهاي ما فداي آرزوهايي شده است كه از به دست آوردن آنها جز رنج، بهره ديگري نبردهايم؟
هر چه بيشتر مصرف بهينه داشته باشيم، زندگي آرامتر، آسانتر و شادتر خواهد بود و ما آسودهتر و سبكبالتر خواهيم برد.
فرهنگ كار و توليد، ضامن حيات جوامع انساني در صلح و صفا و صميميت و رشد و كمال است.
اصلاح الگوي مصرف؛ يعني مديريت نفس اماره در آدمي.
قلب آرام و مطمئن، از آثار تلاش و كوشش است كه موجب جاري شدن چشمههاي لذت و خوشبختي از قلب انسان به جسم و روح او خواهد شد.
خريد و مصرف بسيار، انسان را به نگهباني شبانهروزي و كارگري دايمي تبديل ميكند، بدون اينكه حق مرخصي براي او وجود داشته باشد.
كار و تلاش و توليد و استفاده بهينه از نعمتهاي الهي، موجب نزول رحمت و نعمت لايزال خداوند ميشود و رشد و پيشرفت مادي و معنوي را در پي خواهد داشت.
چه نيكوست انسان با مصرف درست و براساس معيار اسلامي، در رديف سپاسگزاران خدا قرار گيرد و از صف ناسپاسان دوري كند.
در هر مقام و موقعيتي كه هستيد، ميتوانيد نوع و چگونگي مصرف خود را تغيير دهيد.
اگر خانم خانهدار هستيد، كمي به عملكرد خود در خانه دقت كنيد. سرنخهاي اصلي حساسيتهاي خود را نسبت به شيوه مصرف كالاها و مواد خوراكي داخل خانه پيدا كنيد.
شما ميتوانيد با همان لباسهاي مناسبي كه پيشتر خريدهايد و هم دوام خوبي دارد و هم شكل ظاهري مناسبي، ميهمانيهاي خود را برگزار كنيد. سادگي، تميزي و شيك بودن هيچ منافاتي با يكديگر ندارند.
چه اشكالي دارد انسان براي ميهمان يك نوع غذاي خوب، مقوي و با تزيينات زيبا فراهم آورد تا او هم با شما احساس راحتي كند و بيشتر به هم سر بزنيد؟!
راحتي و آرامش شما در گروي نگاه منطقي و ساده شما به زندگي است. اين نكته را در هر زمينهاي و در هر موضوعي امتحان كنيد. در تهيه نوشت افزار براي بچهها، تهيه پوشاك براي آنها، تهيه خوراك براي خانواده، نوع وسيله نقليه و سفر، سختگيري نكنيد تا زندگي همراه با آرامش و رضايتي داشته باشيد.
تنظيم مصرف فردي به معناي هدايت مصرف كل جامعه است.
زندگي قناعتآميز در كنار كار و فعاليت اقتصادي، موجب جايگزيني اصل تعادل در مصرف ميشود.
جامعهاي كه از نظر مصرف، آموزش ديده است، با رعايت صرفهجويي و اعتدال به بهرهبرداري كامل از فرآوردههاي خود ميپردازد.
شناخت شيوههاي صحيح مصرف و رعايت آن و قدرت تشخيص ضرورتها و اولويتها بر مصرفها و نيازهايي كه در رديف بعدي از نظر اهميت قرار دارند، از مسائل بسيار مهمي است كه بايد در سطح وسيعي از جامعه آموزش داد.
جامعه سالم در هر مرحله از بهرهوري و استفاده از منابع، به نيازمنديها و مصالح عموم مردم و همچنين نسلهاي آينده توجه دقيق دارد.
صرفهجويي در مصرف، درست مصرف كردن، كم مصرف كردن و مصرف اقتصادي هر چه هست، يك مفهوم بيشتر نيست و آن، در نظر گرفتن صرفه و صلاح همگان در مصرف است.
صرفهجويي، باور و تفكري است كه در نهايت به صلاح جامعه بشريت، زمين و زماني است كه خداوند براي زندگي كردن در اختيار ما گذاشته و در حقيقت، شكرگزاري به درگاه الهي است.
ب) كار و كوشش لازمه توليد ملي
زير فصل ها
ضرورت كار و كوشش
آماده كردن نفس براي كار و كوشش
كار آگاهانه
پركاري، همراه با تدبير و سازماندهي
شكوفايي استعدادها با كار و تلاش
واقعيت كار، نه آرزو و پندار
مبلغ بيعمل نباشيم
فايدههاي كار
استمرار كار
تدبير در مقدمات كار و ارزيابي عاقبت آن
راهكار، وسايل و زمان مناسب جهت نتيجه بخش بودن كار
پرهيز از كارهاي بيهوده
اهميت اراده
ضعف اراده، آفت كار و موفقيت
پشتكار و عزم راسخ، عامل ابتكار و نوآوري
موفقيت، نتيجه تلاش و كوشش
ضرورت كار و كوشش
براي آنكه از گوهر وجود خويش استفاده كنيد و به اهداف بزرگ و ارزشمند برسيد، بايد به كار و كوشش بپردازيد و در اين زمينه كوتاهي نكنيد.
شما نيز براي رسيدن به اهداف الهي و ارزشمند خود بيوقفه تلاش كنيد، كه كار و كوشش در اين راه، ضروري و بيبديل است.
آماده كردن نفس براي كار و كوشش
كار و كوشش بايد با ميل حقيقي انجام شود؛ زيرا اگر با اكراه نفساني همراه باشد، آثاري منفي به بار ميآورد كه گاه از سود آن بيشتر است.
بنابراين، تلاش و فعاليت سنگين، براي آن دسته از افراد مفيد است كه از نظر نفساني، ميل و آمادگي لازم را دارند و افرادي كه اينگونه نيستند، بايد ابتدا اين آمادگي را در خود ايجاد كنند. در عين حال، نبايد از تلاش و كوشش، به دليل آنكه مطابق ميل ما نيست، دست برداريم. بزرگان دين، در راه رسيدن به اهداف عالي و مقاصد بزرگ خود، با تلاش و كوششهاي فراوان، نفس خود را تابع عقل خود ساخته و بر همين اساس، توانستهاند به درجات عالي علم و عمل دست يابند. آنان در برابر توفانهاي ويرانگر، هيچگاه از پاي ننشستند، بلكه همواره همچون كوه استوار ايستادند و همچنان به استقامت و تلاش خود ادامه دادند.
كار آگاهانه
از شرطهاي اصلي نتيجهبخش بودن كار و فعاليت، آگاهي درباره آن است. امام علي عليه السلام ميفرمايد: «انسان بصير و دل آگاه، از ابتداي كار ميداند كه نتيجه آن به نفع اوست يا به زيان او».(1)
پركاري، همراه با تدبير و سازماندهي
تلاش، فعاليت و پركاري، از ويژگيهاي انسانهاي خودساخته و مؤمن است. آنان به دليل ايمان و اعتقاد راسخي كه به راه و هدف خود دارند، هيچگاه تسليم ناملايمتها و مشكلات نميشوند و در كار و فعاليت خود، ثابت قدماند. به اين نكته نيز توجه دارند كه پركاري بايد باتدبير و آگاهي همراه باشد تا مانع بروز اشتباه شود.
شكوفايي استعدادها با كار و تلاش
كسي كه درصدد است استعدادهايش شكوفا شود و به خواستههايش جامه عمل بپوشد، بايد كار كند. شخصيت انسان از طريق كارهايي كه انجام ميدهد، كاملتر ميشود. بنابراين، تنها راه رسيدن به خواستهها، كار و تلاش است.
1) نهج البلاغه، خطبه 154.
واقعيت كار، نه آرزو و پندار
از نگاه اسلام، تنها آرزوها و آرمانهايي ارزشمندند كه عملي و تحققپذير باشند. ازاينرو، از مسلمانان خواسته شده، به جاي آرزوهاي موهوم و خيالپردازيهاي بياساس، به كارهايي بپردازند كه انجام آنها در واقعيت ميسر است.
مبلغ بيعمل نباشيم
يكي از نشانههاي ارج نهادن اسلام به كار و تلاش، آن است كه از مسلمانان خواسته است با كردار، ديگران را به كار يا انديشهاي دعوت كنند نه با گفتار؛ زيرا كردار، گوياتر و اثرگذارتر از گفتار است و عمل افراد، بزرگترين مُبَلغ براي هر انديشه يا دعوتي است.
فايدههاي كار
كار، افزون بر اينكه از نظر اقتصادي انسان را خودكفا ميكند، چرخهاي تمدن بشري را نيز به حركت درميآورد و زمينه بهرهمندي از نعمتهاي خدادادي را فراهم ميسازد و روح اميد را در انسان ميدمد. از همه مهمتر اينكه سلامت جسمي و رواني وي را تأمين ميكند.
استمرار كار
در صورتي كار و تلاش، نتيجهبخش است كه ادامه يابد تا به پايان و به نتيجه رسد، چون شروع كار، آسان است و بسياري از دشواريها در ادامه كار، نيمه راه آن رخ ميدهد.
تدبير در مقدمات كار و ارزيابي عاقبت آن
بر همگان لازم است كه پيش از تصميمگيري و اقدام به هر كار، درباره آن، نتيجه و راهكارها و...، مطالعه دقيق كارشناسانه و تدبر كنند، سپس كار را انجام دهند.
راهكار، وسايل و زمان مناسب جهت نتيجه بخش بودن كار
براي به نتيجه رسيدن كار، بايد از راهكارها و ابزار و امكانات مناسب بهره گرفت. همچنين در زمان مناسب اقدام كرد. اقدام به كار پيش از زمان مناسب آن، همانند چيدن ميوه پيش از رسيدن آن است.
پرهيز از كارهاي بيهوده
كسي كه سرمايه گرانبهاي عمر خويش را قدر بداند، آن را براي كارهاي پوچ و بيهوده صرف نميكند؛ زيرا اينكار، در حقيقت نابود كردن قسمتي از جوهر زندگي است.
اهميت اراده
اراده، عامل اساسي در تحولات و انقلابهاي اجتماعي است. خواه اين اراده از ناحيه فرد پديد آمده باشد يا از سوي اجتماع، ولي اهميت و ارزش اراده فرد بيشتر است؛ زيرا اين رهبرانند كه قدرتهاي ملي را به سوي هدفهاي سعادتبخش و مطلوب، رهنمون ميگردند و حركت و جنبش يا وسيله تحقق آمال درخشان و پرشكوه براي جامعه رقم مي زنند.(1)
برخي افراد، قدرت و اراده بالا رفتن از نردبان ترقي را ندارند؛ گويي منتظرند كارهاي سخت و پرمشقت را كه خود زمينهساز تعالي و ارتقاست، ديگران برايشان انجام دهند. اگر براي عملي شدن خواستههاي خود، فعاليت را آغاز نكنند و در آن راه فداكاري نكنند، پس چه چيز ميتواند وسيله تحقق آمال آنها شود؟(2)
ضعف اراده، آفت كار و موفقيت
با سستي اراده، زندگي انسان در شئون مختلف، حتماً با شكست پايان مييابد و بدبختيها به علت خاموشي اراده، جان ميگيرند. نه استعداد و نه
نبوغ، هيچكدام نميتوانند جاي اراده نيرومند را بگيرند. چه فايده دارد انسان داراي استعدادها و مواهب فوقالعاده باشد، اما در راه رسيدن به مقصود، از آنها استفاده نكند. دانش و معلومات كافي به درد نميخورد، مگر آنكه شخص اين سرمايه را به كمك اراده در راه وصول به هدف خود به كار گيرد. فكر كنيم اگر نوع بشر فاقد عزم و اراده بود، چه حالي پيدا ميكرد و كره زمين چه شكلي به خود ميگرفت و قانون تكامل و ترقي در كجا اجرا ميشد؟(1)
پشتكار و عزم راسخ، عامل ابتكار و نوآوري
ابتكارات و كشفيات انساني، همه مرهون اراده مرداني بوده است كه با پشتكار و عزم استوار، موانع و مشكلات را از پيش پاي خود برداشته و در نتيجه، به پيروزيهاي درخشان رسيدهاند. سختيها و دشواريها، در برابر نبوغ و اراده كسي كه شكست را نميشناسد، محكوم به فناست.(2)
موفقيت، نتيجه تلاش و كوشش
موفقيت، فرمول خاصي ندارد كه كسي پنهاني آن را كشف كرده باشد، بلكه موفقيت نتيجه طبيعي تلاش و كوشش است. در اين جهان، مرداني در صف اول قرار ميگيرند و از ميان موانع و مشكلات به سلامت ميگذرند كه داراي ارادهاي نيرومند باشند و همچون عقاب، از تندبادها، براي پرواز به نقاط بلند و مدد گيرند. افرادي كه ابتكار دارند، هيچ شكست و مشكلي در تصميم آنها خللي وارد نميكند، بلكه شكستها و سختيها را وسيلهاي براي پيروزي ميدانند و روحيهشان در تنگناي سختيها پرورش مييابد.(3)
انضباط از لوازم ضروري كار است. منظم باشيد تا بتوانيد هر مسئلهاي را به سرعت و به موقع درك كنيد و احساس پويايي و نشاط بر وجود شما حكمفرما شود.
درباره كارهايي كه درصدد انجام آنها هستيد، تمركز كنيد و اجازه ندهيد هيچ چيز، شما را از تمركز بر روي آنها منحرف كند.
در كارها بايد اعتماد به نفس داشته باشيم و به توان خود تكيه كنيم. ثابتقدم بودن و همت داشتن، از امتيازاتي است كه همواره بايد براي به دست آوردن، حفظ و تقويت آن تلاش كرد.
كاري خوب است كه نهايت خوشي و آرامش را براي بيشترين افراد فراهم آورد.
زير فصل ها
كار حقيقي
كار، كليد خوشبختي
كار حقيقي
تنها «توليد» كار نيست، برنامهريزي نيز كار است.
«مادام كوري»
كار هرچه سخت باشد، بيكاري از آن سختتر است.
«اسكار وايلد»
اساس اقتصاد جهاني بر كار بنا شده است.
«كارل ماركس»
يا كاري را شروع نكن يا براي انجام دادن آن از همه نيروي خود استفاده كن.
«گوته»
كار را شروع كن، علاقه براي انجام دادن و اتمام آن پيدا خواهد شد.
«آندره ژيد»
هرچه كار تو مهمتر باشد، دشمنانت بيشتر خواهند بود.
«شكسپير»
كار امروز را به فردا نسپار؛ چون براي فردا هم كار هست.
«برتراند راسل»
كسي كه از كار ميگريزد، از زندگي ميگريزد.
«هنري فورد»
سعادت و ثروت هر ملت، بسته به نيروي كار مردم آن است.
«آدام اسميت»
هر عملي كار است، ولي كار اصلي كار سازنده است.
«موريس مترلينگ»
كار حقيقي آن است كه هم براي كننده آن داراي منافع باشد و هم براي ديگران... .
«والت ديستي»
هيچ كوششي بدون نتيجه و پاداش نيست.
«مونتسكيو»
كوشش، دقت و مقاومت، سه ركن اصلي هر پيروزي محسوب ميشوند.
«شوپنهاور»
آنچه نزد الله و اولياءالله پسنديده است، كوشش در امور خير است.
«ابن سينا»
كوشش و مداومت را بايد از طبيعت و مظاهر طبيعت آموخت.
«ويكتورهوگو»
همه پيشرفتهاي بشر در زمينههاي مختلف، در پرتو كوشش بوده است.
«ماكسيم گوركي»
هر كوشش مزدي دارد كه سرانجام به كوشنده خواهد رسيد.
«فارابي»
بزرگترين دشمن كوشش، يأس و اندوه است.
«آندره وزاليوس»
كوشش را بايد از قهرمانان آموخت. آنقدر شكست ميخورند تا قهرمان شوند.
«وينستون چرچيل»
در زندگي، همه ميكوشند، اما كساني موفق ميشوند كه عاقلانه ميكوشند.
«هانس كريستين آندرسن»
كوشش مقدس، كوششي است كه در راه تأمين رفاه و آسايش ديگران صرف شود.
«مهاتما گاندي»
اگر كوشش نبود، بشر به اين درجه از تمدن نميرسيد.
«ژان پل سارتر»
تو امروز «حتماً» كوشش كن، «شايد» فردا موفق شوي.(1)
«فرانتس كافكا»
كار، كليد خوشبختي
آب كه قطره قطره ميچكد، با پايداري و سماجت، سنگ بزرگ را سوراخ ميكند. موش با پشتكار و استقامتش، به پاره كردن رشته محكم سيم موفق ميشود و ضربات پي در پي تبر كوچك، درخت كهن را سرنگون ميكند.
«فرانكلين»
آدم تنبل و بيكار، نه تنها وقت گرانبهاي خود را هدر ميدهد، بلكه اساس تمدن و زندگي ديگران را هم به هم ميزند.
«كومرسون»
ارادههاي ضعيف، همواره به صورت حرف و گفتار خودنمايي ميكنند، ولي اراده قوي جز در لباس عمل و كردار ظهور نمييابد.
«گوستاولوبون»
از جمله فوايد كار، اين است كه روزها را كوتاه و عمر را دراز ميكند.
«ديدرو»
1) حبيبالله شاملويي، بزرگان چه گفتهاند، صص 256، 257، 264، 265، 305، 306.
اشخاص جدي و فعال، طوري به كار كردن عادت دارند كه بيكاري باعث صدمه و عذاب آنان ميگردد و اگر برحسب اتفاق از شغل و رشته مخصوص به خود باز بمانند، به حكم اجبار، مشغلهاي ديگر براي خويش تدارك ميبينند.
«اسمايلز»
اگر خواهان آسايش و راحتي نفس خود هستي و به سلامت فكر و بدن خود علاقه داري و ميخواهي از زير بار غم و اندوه بيرون بيايي، به اين دستور مختصر رفتار كن: «هيچ وقت تنها و بيكار منشين».
«پورتن»
اگر كار را به قسمتهاي كوچك تقسيم كنيم و جزء به جزء انجام دهيم، هيچگاه دشوار نيست.
«هانري فورد»
انسان، فرزند كار و زحمت خويش است.
«داروين»
خود را به چيزهاي كوچك گرفتار كردن، از كارهاي بزرگ بازماندن است.
«كنفوسيوس»
براي قلب ما، آرامشي بهتر از آنچه در محيط كار هست، ميسر نيست.
«دوك رولوي»
بدبختي آدم از جهل نيست، از تنبلي است.
«ديل كارنگي»
بدون كار، هر نوع زندگي فاسد ميشود.
«كاموس»
براي پيشرفت و پيروزي، سه چيز لازم است: اول پشتكار، دوم پشتكار، سوم پشتكار.
«لرد آديبوري»
به هركس كاري واگذار كنيد كه براي آن ساخته شده باشد. در اين صورت، چنين شخصي از كارش لذت خواهد برد و مانند گل شكفته خواهد شد.
«جون روسكين»
بيكاري، نه تنها موجب پريشاني فكر و ناراحتي خيال است، بلكه پشيماني و كدورتي هميشگي و باطني پديد ميآورد.
«شيللر»
پيروزي با كساني است كه بيش از ديگران پشتكار دارند.
«ناپلئون»
تا آنجا كه ممكن است كارت را امروز خوب انجام بده. باشد كه فردا باز قدمي رو به جلو برداري و كارت را بهتر انجام دهي.
«نيوتن»
تا زندهام لحظهاي آرام نخواهم گرفت. راحتي كردن و مردن، نزد من يكي است.
«ناپلئون»
تنها مدرسهاي كه علم و معرفت حقيقي را در آن ميآموزيم، مدرسه دنياست كه در آن، دو معلم زحمت و كوشش، به انسان درس گرانبهايي ياد ميدهند.
«هيوملر»
تنبلي، بلا و آفت بشر است. همانطور كه زنگ آهن را ميخورد و آن را فاسد ميسازد، بطالت نيز قلب افراد و ملتها را ميخورد و آنها را از صفحه وجود محو ميسازد.
«فرانكلين»
حتي در مواقعي كه هيچ كاري نداشتهام، پيش خود فكر ميكردهام، نبايد وقت را بيهوده تلف كرد.
«ناپلئون»
سر چشمه همه فسادها بيكاري است شيطان براي دستهاي بيكار، كار تهيه ميكند.
تنگدستي به درِ خانه مرد زحمتكش نزديك ميشود، ولي هرگز جرئت ورود به درون خانه را ندارد.
«فرانكلين»
كار هرچه سخت و مشكل باشد، صدمه و اذيتي به شخصي نميرساند، ولي وقتي يكنواخت و خستهكننده و خالي از اميدواري بود، بدترين شكنجه روح و جسم ميشود.
«اسمايلز»
كار، پزشك طبيعت است و براي خوشبختي آدمي ضرورت دارد.
«جالينوس»
كار و كوشش، ما را از سه عيب دور ميدارد: افسردگي، دزدي و نيازمندي.
«ولتر»
كار كن پيش از آنكه نيازمندي، تو را به كار وادارد.
«فرانكلين»
كار نه فقط هزينه زندگي را تأمين ميكند، بلكه زندگي كردن را هم به انسان ميآموزد.
«هانري فرد»
من بايد خود را در كار غرق كنم، وگرنه كمرم زير بار نااميدي درهم خواهد شكست.
«تينسون»
من مشهور نشدم مگر به واسطه كار و كوشش، و اگر از عملي خسته ميشدم، تفريح و رفع خستگي را در اشتغال به كاري ديگر جستوجو ميكردم.
«نيوتن»
وقتي به كاري مصمم شدي، ديگر درهاي شك و ترديد را از هر سو ببند.
«نيچه»
هر جا وسايل تنبلي و تن آسايي كمتر فراهم است، آنجا بهتر كار انجام ميشود.
«دورويل»
يك روز بيكاري، چون يك شب بيخوابي، خستهكننده است.
هر كار بزرگ در آغاز، محال به نظر ميرسد.
«كارلايل»
اگر براي انجام دادن هر كاري تصميم بگيريد، نصف آن كار را انجام دادهايد.
«ابراهام لينكلن»
هنگام شروع كار، به اندازه كافي غور و دقت كنيد تا در ميان كار، ترديدي به شما دست ندهد.(1)
«نوسلن»
كار و آسايش
كار امروز به فردا افكندن، از كاهلي تن است.
«ابوالفضل بيهقي»
كار، بهترين درمان دردهاست.
«فرانسواماري ـ ولتر»
كارت را امروز خوب انجام بده. باشد كه فردا كارت را بهتر انجام دهي.
«نيوتن»
كار جسماني، رنج روح را از بين ميبرد.
«لارشفوكولد»
كار را نيك انجام دادن، ولي دل بدان نبستن، عين پرهيزكاري است.
«گيتا»
1) غلامرضا ذوالفقاري، رهنمون، صص 623 ـ 625.
كار سخت صدمه نميزند، ولي كار يكنواخت بدترين شكنجه روح است.
«اسمايلز»
كار فردا را امروز برنامهريزي كن.
«استيون ـ كاوي»
كار كنيد تا به آسايش برسيد و بكوشيد تا به موفقيت نائل شويد.
«توماس»
اگر كارها بر اساس استعداد تقسيم نشود، در واقع همه بيكارند.
«ولتر»
كاري را انجام دهيد كه به آن عشق ميورزيد.
«وين داير»
كاري كه وظيفه و صميميت در آن دخالت دارد، خللپذير نيست.
«شكسپير»
كاري كه هميشه به يك شيوه انجام گيرد، پيشرفت و رشدش ناممكن خواهد بود.(1)
«وين ـ داير»
1) رضا سميعي، جام انديشه (فرهنگ سخنان خردمندان، جاودانان و بزرگان ايران و جهان)، صص 323 ـ 325.
زير فصل ها
الف) ارزشمندي كار و تلاش
ب) توصيه به كار و كوشش
د) ثمره سعي و تلاش
ه) دانش محوري
و) بايستههاي كار و تلاش مفيد
ح) تخصصمداري در كار
الف) ارزشمندي كار و تلاش
زير فصل ها
عبادي بودن كار
هستي انسان با كار
اهميت كار
كار و هماهنگي با جهان هستي
عبادي بودن كار
خسرو اگر دين طلبي، كار كن
طاعت يزدان كن و بسيار كن
كار چنان كن كه به هنگام كار
از در يزدان نشوي شرمسار
امير خسرو دهلوي
هستي انسان با كار
پس ز هر نفسي فروغي ممكن است
چون به فعل آيد، تواني گفت هست
گرشاسبنامه
اهميت كار
بر در حق هر كه كار و بار ندارد
نزد حق او هيچ اعــتبار ندارد
به از صانع، به گيتي مقبلي نيست
ز كسب دست بهتر حاصلي نيست
به روز اندر پي سامان خويش است
چو شب در خانه شد، سلطان خويش است
خورد بيش و كم آن مايه كه خواهد
به روز افزايد آنچه از وي بماند
به دور از سبلت(1)هر دون و هر خس
تن آسوده ز بيم و منت كس
رسد صد بركت از كسب حلالش
بيفزايد خدا در كسب و مالش
چو شب شد، خفت ايمن در شب تار
چو روز آيد رود باز از پي كار
ناصر خسرو
به كوي نيكدلان نيست جز نكويي راه
به سوي كاخ هنر، نيست غير كوشش در
پروين اعتصامي
به قدر آنكه علم و كار داري
بدان ارزي، بدان مقدار داري
نظامي
افتخار بشر به كار بود
جز به كار، افتخار نتوان كرد
حاصل عمر آدمي كار است
حاصل عمر، خوار نتوان كرد
هادوي بيرجندي
كار و هماهنگي با جهان هستي
هر ذره كه هست، اگر غباري است
در پرده مملكت به كاري است
نظامي
خراميدن لاجوردي سپهر
همي گِرْد گرديدن ماه و مهر
مپندار كز بهر بازيگري است
سراپردهاي اين چنين سَرسري است
در اين پرده يك رشته بيكار نيست
سررشته بر ما پديدار نيست
1) سبلت: لاف گفتن، تفاخر كردن.
ب) توصيه به كار و كوشش
زير فصل ها
كوشش در امور
كوشش در امور
رهايي ده به كوشش، بستهاي را
به مرهم پرورش كن خستهاي را
به كوي نيكدلان نيست جز نكويي راه
به سوي كاخ هنر نيست غير كوشش در
پروين اعتصامي
مردان رسيدهاند ز كوشش به مدعا
صائب تو نيز كوشش مردانه پيش گير
صائب
رهايي ده به كوشش بستهاي را
به مرهم پرورش ده خستهاي را
ناصر خسرو
زكوشش به هر چيز خواهي رسيد
به هر چيز خواهي كماهي رسيد
ملك الشعرا بهار
يك زمان بيكار نتواني نشست
تا بدي يا نيكياي از تو نجست
اين تقاضاهاي كار از بهر آن
شد موكل تا شود سرت عيان
ورنه كي گيرد گلابه(1)تن قرار
چون ضميرت ميكشد آن را به كار
تاسه(2)تو آن كشش را شد نشان
هست بيكاري چو جان كندن عيان
پس گلابه تن كجا ساكن شود
چون سررشته ضميرت ميكشد
تا سه تو شد نشان آن كشش
بر تو بيكاري بود چون جان كنش
دوست دارد يار اين آشفتگي
كوشش بيهوده بِهْ از خفتگي
آنكه او شاه است؛ او بيكار نيست
ناله از وي طرفه، كاو بيمار نيست
بهر اين فرمود رحمان اي پسر
«كلَّ يومٍ هُوَ في شَأنٍ» اي پسر
اندرين ره ميخرام و ميتراش
تا دم آخر دمي فارغ مباش
هركه ميكوشد اگر مرد و زن است
گوش و چشم شاه جان بر روزن است
گر چه رخنه نيست در عالم پديد
خيره يوسفوار ميبايد دويد
مولوي
خيز چو دهقان و تني ده به كار
دانهاي افشان و درختي بكار
سرخ كنِ چهره زرد است كار
صيقله جوهر مرد است كار
كورهدمِ همتِ مرد است كار
گرم كن آهن سرد است كار
كار، دل مرده به حال آورد
فرصت امكان محال آورد
از حركت، ايست مكن يك زمان
كز بركت ايست كند آسمان
گر تن و جان هر دو قوي شد به كار
مرد شود در دو جهان بختيار
مرزبان نامه
كوش تا خلق را به كارآيي
تا به خدمت، جهان بيارايي
نظامي
در طلب كوش و مده دامن اميد ز دست
دولتي هست كه يابي سر راهي گاهي
اقبال لاهوري
چو كوشش نباشد، تن زورمند
نيارد سر از آرزوها بلند
فردوسي
د) ثمره سعي و تلاش
شبنم از سعي به سر چشمه خورشيد رسيد
قطره ماست كه زنداني گوهر شده است
صائب
به قدر سعي، از مقصود، هركس بهرهاي دارد
كه منزل پيش پاي خود بود دامن سواران را
صائب
خون به جاي عرق افشاندهام از جبهه سعي
تا كف خون مرا مشك خُتن ساختهاند
صائب
كسب عزت نفس
خاك خور و نان بخيلان مخور
خاك نهاي، زخم ذليلان مخور
بر دل و دستت همه خاري بزن
تن مزن و دست به كاري بزن
به كه به كاري بكني دست خوش
تا نشوي پيش كسان دستكش
نظامي
مرا لقمهاي نان كه درخور بود
پديد آورم از ره دهقنت(1)
به نزديك دو نان نخواهم نمود
ز بهر دو نان بعد ازين مسكنت
من و طاعت و گوشه عافيت
زهي پادشاهاي، زهي سلطنت
عمر خيام
يافتن روزي
مشو غافل زگرديدن كه روزي در قدم باشد
همين آواز ميآيد ز سنگ آسيا بيرون
صائب
1) دهقنت: دهقاني و كشاورزي.
گنج در برابر رنج
چو كوشش نباشد، تن زورمند
نيارد سر از آرزوها بلند
كه اندر جهان، سود بيرنج نيست
كسي را كه كاهل بود، گنج نيست
به رنج ار در آري تنت را رواست
كه خود رنج بردن به دانش سزاست
به رنج اندر است اي خردمند گنج
نيابد كسي گنج، نابرده رنج
هر آنكس كه از كار ديده است رنج
بيابد به اندازه رنج گنج
فردوسي
نكوهش بيكاري و تنبلي
بيكاري و توكل، دور است از مروت
بر دوش خلق مفكن، زنهار بار خود را
صائب
مرد را كار به ز بيكاري است
كاهلي، خبث و مردمآزاري است
چون كه نظم جهان ز پيشهور است
هر نظامي كه هست در هنر است
گر چه اهل هنر بسي باشد
رستگار اين چنين كسي باشد
اوحدي
اي بسا تيز طبع كاهل كوش
كه شد از كاهلي سفالفروش
اي بسا كور دل كه از تعليم
گشت اَقْضَي القضات(1)هفت اقليم
حكيم نظامي گنجهاي
تن آسايي و كاهلي دور كن
بكوش و ز رنج تنت سور كن
چنين گفت: كان كس كه كوشاتر است
دو گوشش به دانش نيوشاتر است
تن آساني اي ديد بيرنج كس
كه روشن زمانه بر اين است و بس
1) اقضي القضات: قاضي قاضيها.
چو كاهل شود مرد هنگام كار
از آن پس نيابد چنان روزگار
كه چون كاهلي پيشه گيرد جوان
بماند منش پست و تيره روان
فردوسي
ما ره نزديك، دور از طبع كاهل كردهايم
در ميان ره ز غفلت خواب منزل كردهايم
صائب
اين باديه از كاهلي توست پر از خار
از خار شود ساده اگر گرم براني
دهد كاهلي هركسي را گزند
درِ دانش و روزي آرد به بند
تو را چون نباشد غم كار خويش
غم تو ندارد كسي از تو بيش
گرشاسبنامه
به راه باديه رفتن، بِه از نشستن باطل
كه گر مراد نجويم به قدر وسع بكوشم
دوست دارد يار اين آشفتگي
كوشش بيهوده، به از خفتگي
مولانا
ه) دانش محوري
هر عمل دارد به علمي احتياج
كوشش از دانش همي گردد رواج
جامي
و) بايستههاي كار و تلاش مفيد
زير فصل ها
انتخاب كار خوب
نيت در كار
غنيمت دانستن فرصت ها
كنار گذاشتن ادعا و انجام كار واقعي
كليد رزق
راه رسيدن به هدف
به تاخير نيانداختن كارها
لزوم آموزش مهارت
بي فايده بودن طلب بدون كوشش
لزوم استقامت، پشتكار و پايداري در كار
عشق و شور و ذوق در كار
انتخاب كار خوب
كاري گزيده بايد كردن از آنكه كار
گر ناگزيده باشد، نا كرده نيكتر
بيشور عشق گيتي نسپرده نيكتر
گنجي چو نيست رنجي نابرده نيكتر
رعدي آذرخشي
نيت در كار
هر چه كاري از براي او بكار
چون اسير دوستياي دوستدار
گرد نفس دزد و كار او مپيچ
هر چه آن نه كار حق هيچست هيچ
مولانا
غنيمت دانستن فرصت ها
تا نَفس هست و نفْس، كاري كن
گرد خويش از عمل حصاري كن
صاحبا در شب سعادت، خواب
مكن و روز تنگ را درياب
جدّ و جهدي به كار ميبايد
هركه را وصل يار ميبايد
همه محرومي از بِخُستن توست
بيبري از گزاف رستن توست
عاشق بيطلب چه گِرد كند
مرد بايد كه كار مرد كند
بنده رنج باش و راحت بين
دفتر عشق خوان، فصاحت بين
مرد در راه عشق، مرد نشد
تا لگدكوب گرم و سرد نشد
اوحدي
كنار گذاشتن ادعا و انجام كار واقعي
كار كن كار، بگذر از گفتار
كاندرين راه كار بايد كار
«گفت» كم كن كه من چه خواهم كرد
گوي كردم مگو كه خواهم كرد
جهد بر توست، بر خدا توفيق
زانكه توفيق و جهد هست رفيق
سنايي
كليد رزق
بود مرد هنرور را هر انگشت
كليدي بهر قفل رزق، در مشت
از آن دستي كه نايد هيچ كاري
بود بر تن عجب بيهوده باري
اخلاق ناصري
اينكه روزي بيتردد ميرسد، افسانه است
پنجه كوشش، كليد رزق را دندانه است
صائب
راه رسيدن به هدف
چون شير مادر است مهيا اگر چه رزق
اين جهد و كوشش تو به جاي مكيدن است
صائب
به تاخير نيانداختن كارها
از امروز كاري به فردا ممان
نداني كه فردا چه آيد زمان
سبكمردِ بيكارِ بسيار گو
نماند به نزد كسش، آبرو
فردوسي
لزوم آموزش مهارت
پيشه آموز اي پسر كه تو را
پيشه باشد امان ز درويشي
عوفي
بي فايده بودن طلب بدون كوشش
در طلب دولت و دين، روز و شب
تا نكني سعي، نيابي فرح
نظامي
لزوم استقامت، پشتكار و پايداري در كار
جدا شد يكي چشمه از كوهسار
به ره گشت ناگه به سنگي دچار
به نرمي چنين گفت با سنگ سخت
كرم كرده راهي ده اي نيكبخت
جناب اجل، كش گران بود سر
زدش سيلي و گفت: دور اي پسر!
نشد چشمه از پاسخ سنگ، سرد
به كندن در استاد و ابرام(1)كرد
1) ابرام: پافشاري.
بسي كند و كاويد و كوشش نمود
كز آن سنگ خارا رهي برگشود
ز كوشش به هر چيز خواهي رسيد
به هر چيز خواهي كماهي رسيد
برو كارگر باش و اميدوار
كه از يأس جز مرگ نايد به بار
گرت پايداريست در كارها
شود سهل پيش تو دشوارها
ملك الشعرا بهار
پافشاري و استقامت ميخ
سزد ار عبرت بشر گردد
بر سرش هرچه بيشتر كوبي
پافشاريش بيشتر گردد
ملك الشعرا بهار
شمع بر پاي خود چون استاد
روشني بخش گشت و بزمآراي
سرفراز است اگر چه بگدازد
هر كه چون شمع بود پابرجاي
تيرهبختي است تكيه بر دگران
نپذيرفت مرد روشنراي
افسر
رهايي خواهي از سيلاب اندوه
قدم بر جاي بايد بود چون كوه
گر از هر باد چون بيدي بلرزي
اگر كوهي شوي كاهي نيرزي
نظامي
در سايه چنار، يكي سنگ سخت بود
ز سختياش شكست دو صد سنگ كوهسار
گر با دم كلنگ دمي خوي ميگرفت
لب ميپراند ز آهن و خود بود استوار
با اين همه صلابت و سختي كه داشت او
يك قطره آب برده بد از كف ز وي قرار
بر پشت سخت وي همه شب تا به صبح و روز
ميخورد چون جداي همي شد ز آبشار
پشتش دوتاي گشته ز يك قطره رقيق
خم كرده بُد كمر ز يكي قطره از فشار
آري چو آب نرم بكوشد به راه خويش
از سنگ سخت زود به در آورد دمار
«حكمت» ز استقامت و از پشتكار آب
سرمشق گير تا كه بري گوي افتخار
سيد يحيي برقعي
استقامت پيشه كن كز استقامت، ريزهسنگ
آسيا را با تأمل، رخنه در بنيان كند
من غلام همت آنم كه از سعي و عمل
كارهاي سخت را بر خويشتن آسان كند
تجربت كرديم عزم ثابت و رأي وزين
هركه دارد، خسروان را بنده فرمان كند
استقامت در حوادث؛ بيثباتي در عمل
بنده را سلطان نمايد شاه را دربان كند
ذوقي
سايه حق بر سر بنده بود
عاقبت جوينده يابنده بود
گفت پيغمبر كه چون كوبي دري
عاقبت زان در برون آيد سري
چون نشيني بر سر كوي كسي
عاقبت بيني تو هم روي كسي
چون ز چاهي بركني هر روز خاك
عاقبت اندر رسي در آب پاك
مولوي
به يكباري نيايد كارها راست
ببايد كرد ره را بارها راست
به يك ضربت نخيزد گوهر از سنگ
به يك دفعت نريزد شكر از تنك
نگردد پخته هر ديگي به يك سوز
نيابد پختگي ميوه به يك روز
دل و عقل از پي اين روز بايد
صبوري در ميان سوز بايد
عطار
عشق و شور و ذوق در كار
اين همه شاهكار علم و هنر
نيست جز عشق كار، چيز دگر
شاهراه ترقيات، عشق است
سرّ پيروزي حيات، عشق است
ح) تخصصمداري در كار
ميباش طبيب عيسوي هُش
اما نه طبيب آدميكش
ميكوش به هر ورق كه خواني
كان دانش را تمام داني
پالان گري به غايت خود
بهتر ز كلاهدوزي بد
گفتن ز من، از تو كار بستن
بيكار نميتوان نشستن
حكيم نظامي گنجوي
اگر از صد فزون فنونت هست
در يكي ذوق فن، فزونت هست
گر همان يك فن اختيار كني
همه در كار ابتكار كني
خوبِ كم از بدِ فزون بهتر
تا فرنگي به فكر كار افتاد
كار را جز به دست اهل نداد
كارها چون به دست اهل افتد
مشكلات حيات سهل افتد
شهريار
اميد عافيت آنگه بود موافق عقل
كه نبض را به طبيعتشناس بنمايي
سعدي
كار بياستاد خواهي ساختن
جاهلانه جان ببايد باختن
مولانا
خدمت استاد بايد ديرگاه
تا كه دانشجوي دانشور شود
ملكالشعرا
سپردن به داناي داننده، گوش
به تن توشه يابد، به دل راي و هوش
اگر دانشيمرد، راند سخن
تو بشنو كه دانش نگيرد كهن
فردوسي
مرد را كه اوستاد يار شود
زود باشد كه مردِ كار شود
اوحدي مراغهاي
والا نگشت هيچكس در عالم
ناديده مر معلم والا را
ناصر خسرو
15.معرفي كارشناسان
آقانظري، حسن، نام پدر: علي محمد، تولد: شاهرود ـ 1346، كارشناس و مشاور
تخصص: اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: تدريس، مدير گروه اقتصاد و عضو هيئت علمي دانشگاه مفيد قم.
آثار: كتاب: نگرشي علمي به هزينه و درآمد دولت اسلامي؛ پول در اقتصاد اسلامي؛ نظريهپردازي اقتصاد اسلامي؛ درآمدي بر مباني اقتصاد خرد با نگرش اسلامي و... .
مقاله: اقتصاد اسلامي؛ كار، اشتغال و توليد در آيينه نهجالبلاغه؛ تمايز مبناي دخالت دولت رفاه در ليبراليسم و دولت اسلامي.
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
الهي، ناصر، نام پدر: علي، تولد: بردسيركرمان ـ 1340، كارشناس و مشاور.
تخصص: اقتصاد نظري، اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي علوم اقتصادي.
فعاليتها: پژوهش، تدريس، عضو شوراي توسعه و برنامهريزي، عضو هيئت علمي دانشگاه.
آثار: كتاب: درسهايي از اقتصاد اسلامي.
مقاله: جهاني شدن و دولت رفاه عمومي؛ بررسي خاتميت نبوت در روند جهاني شدن؛ جهاني شدن و هم پيوندي هاي منطقه ايي؛ الگوي توسعه ايراني؛...
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
باقري، علي، نام پدر: كمال، تولد: اردبيل ـ 1343، كارشناس و مشاور
تخصص: اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: پژوهش و تأليف، تدريس.
آثار: كتاب: پژوهش در تأمين اجتماعي در ايران با استفاده از منابع مالي اسلام و سياستهاي پولي.
مقاله: بيان عدالت اقتصاد اسلامي و پژوهشي در نظام اقتصادي اسلام.
باقريتودشكي، مجتبي، نام پدر: محمد، تولد: انارك اصفهان ـ 1339، مشاور و پژوهشگر.
تخصص: اقتصاد پولي و بانكداري، اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: پژوهش و تأليف، تدريس، عضو هيئت علمي دانشگاه مفيد قم.
آثار: مقاله: نگاهي اجمالي به سطح مصرف در اسلام؛ درسهايي از اقتصاد اسلامي (ترجمه مقاله رفتار مصرفي در يك اقتصاد اسلامي)؛ تفاوت خطوط فقر متفاوت با شئون متفاوت؛ مطالعه تطبيقي رويكردهاي كفايت (شريعت)، رفاهگرايي، توانگري و قابليتي به فقر؛ ديدگاه اسلام در مورد فقر كودكان و... .
توسلي، محمداسماعيل، نام پدر: غلامحسن، تولد: آمل ـ 1346، كارشناس و مشاور.
تخصص: اقتصاد اسلامي، فقه و اصول
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي علوم اقتصادي.
فعاليتها: پژوهش و تأليف، تدريس، عضو انجمن اقتصاد اسلامي حوزه علميه قم.
آثار: كتاب: كاهش ارزش پول از ديدگاه اقتصاد و فقر؛ اصلاح قانون و الگوي عملياتي بانكداري اسلامي.
مقاله: برنامههاي آموزشي در اقتصاد اسلامي (ترجمه)؛ اخلاق كسب و كار (ترجمه)؛ بررسي و نقد انديشههاي شهيد سيد محمدباقر صدر درباره پول و ماهيت آن؛ ... .
توكلي، محمدجواد، نام پدر: محمدحسين، تولد: گلپايگان ـ 1351، مشاور و پژوهشگر.
تخصص: فلسفه اقتصاد، اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دانشجوي دكتراي فلسفه اقتصاد.
فعاليتها: پژوهش و تأليف، تدريس، عضو كارگروه كشاورزي و امنيت غذايي و كارگروه نيرو در تدوين برنامه پنجم توسعه اقتصادي (88 ـ 1387)، عضو گروه تدوين منشور جمهوري اسلامي ايران به سفارش نهاد رياست جمهوري ( 88 ـ 1387)، عضو هيئت رئيسه انجمن اقتصاد اسلامي.
آثار: مقاله: مقايسه تجربه بانكداري در كشور اردن و نظام بانكداري بدون ربا در ايران؛ بررسي توزيع سود و زيان در نظام بانكي جمهوري اسلامي ايران طي دوره واسطهگري مالي در اقتصاد اسلامي؛ دو مدل براي ايدهگرايي در اقتصاد.
ساير نكات: ترجمه تطبيقي متون انگليسي به فارسي.
جابري، علي، نام پدر: نباتعلي، تولد: بوئينزهرا ـ 1338، كارشناس و مشاور.
تخصص: اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: پژوهش و تأليف، تدريس، مدير كل آموزش (65ـ64) و مسئول واحد ارزيابي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني رحمه الله (66ـ65).
آثار: كتاب: تحليل و بررسي مباني معرفتشناختي و ارزش علم اقتصاد متعارف و علم اقتصاد اسلامي (پاياننامه)؛ بررسي تطبيقي اجمالي نظام مالي اسلام و سرمايهداري (پاياننامه كارشناسي ارشد).
مقاله: نقد و بررسي متدلوژي توسعه اقتصادي گونارميردال؛ آيا واقعاً مازاد ارزي ناشي از افزايش نفت براي اقتصاد ملي مفيد است و چندين مقاله به زبان انگليسي.
جهانيان، ناصر، نام پدر: حسين، تولد: بابل ـ 1337، كارشناس و مشاور.
تخصص: اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: كارشناسي ارشد اقتصاد.
فعاليتها: تدريس، پژوهش و تأليف، عضو انجمن اقتصاد اسلامي.
آثار: كتاب: اسلام و چالشهاي اقتصادي؛ آسيبشناسي ديني توسعه اقتصادي.
مقاله: فردگرايي و نظام سرمايهداري؛ رابطه دين و توسعه؛ نظريه اقتصادي دولت از ديدگاه شهيد صدر.
حبيبيان، مجيد، نام پدر: يحيي، تولد: بابل ـ 1342، مشاور و پژوهشگر.
تخصص: اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: كارشناسي ارشد اقتصاد.
فعاليتها: تدريس در حوزه و دانشگاه، عضو هيئت علمي دانشگاه.
آثار: كتاب: بانكداري اسلامي و توسعه اقتصادي.
مقاله: بانكداري اسلامي، ناسازگاري ساختار و انتظارات؛ موانع توسعه اقتصادي؛ تبيين قرض الحسنه و جستجوي راهبرد؛ سياست اقتصادي صدر اسلام؛ قرض الحسنه و راهبردهاي توسعه اقتصادي؛ مدل اسلامي توسعه اقتصادي.
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي
حسيني، سيدرضا، نام پدر: سيدابوالفضل، تولد: ساوه ـ 1342، كارشناس و مشاور.
تخصص: اقتصاد اسلامي، فقه و اصول
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي علوم اقتصاد.
فعاليتها: پژوهش و تأليف، تدريس، رئيس اداره پژوهش پژوهشگاه حوزه و دانشگاه (85ـ81)؛ عضو شوراي علمي گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي (از سال 76 تاكنون).
آثار: كتاب: الگوي تخصيص درآمد و رفتار مصرفكننده مسلمان؛ سيره اقتصادي امام علي عليه السلام ؛ همكاري در ترجمه كتاب اقتصاد بخش عمومي استيگليتز و ... .
مقاله: نقدي بر ديدگاه سرمايهداري درباره انسان اقتصادي؛ بيت المال از ديدگاه امام علي عليه السلام ؛ مباني و مفروضات نظريه رفتار مصرف كننده؛ قيمتگذاري از ديدگاه فقه و اقتصاد و ... .
حسيني، سيدمحمد، نام پدر: سيدحسين، تولد: دورود نيشابور ـ 1342، كارشناس و مشاور
تخصص: اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: تدريس؛ پژوهش و تأليف؛ مجري طرح زير ساختهاي فقهي اقتصاد اسلامي (در حال چاپ)؛ مجري طرح عدالت، آزادي، كارايي و رشد اقتصاد در نظام اقتصادي؛...
آثار: مقاله: تعريف كاركرد و چالشهاي فقهي؛ تحليل فقهي ـ اقتصادي مشتقات با تأكيد بر قراردادهاي آتيها و اختيارات (رساله دكترا)؛ مالكيت ابزار توليد و سهم آن از محصول در ديدگاه اسلامي(پاياننامه كارشناسي ارشد)؛ حاكميت اسلامي و طراحي ابزارهاي جديد مالي.
خليلياناشكذري، محمدجمال، نام پدر: محمدعلي، تولد: يزد ـ 1341، كارشناس و مشاور.
تخصص: اقتصاد اسلامي، مناسبتهاي اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: تدريس، پژوهش و تأليف، عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني رحمه الله .
آثار: كتاب: فرهنگ اسلامي و توسعه اقتصادي؛ اسلام و توسعه؛ شاخصهاي توسعه اقتصادي از ديدگاه اسلام.
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
رجايي، محمد، نام پدر: علي، تولد: گناباد ـ 1337، كارشناس و مشاور.
تخصص: اقتصاد اسلامي، مناسبتهاي اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: پژوهش و تأليف، تدريس، عضو هيئت علمي دانشگاه مفيد قم.
مقاله: اقتصاد اسلامي؛ بانكداري اسلامي؛ تجهيز و تخصيص منابع بانكداري اسلامي؛ اسراف.
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
رجايي، سيدمحمدكاظم، نامپدر: سيداسماعيل، تولد: سميرم ـ 1339، مشاور و پژوهشگر.
تخصص: اقتصاد نظري، اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: تدريس، پژوهش و تأليف، دبير پژوهشي گروه اقتصاد و عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني رحمه الله .
آثار: كتاب: ترجمه كتاب المذهب الاقتصادي في الاسلام؛ ماهيت بهره و كارآيي اقتصادي آن؛ معجم موضوعي اقتصادي قرآن كريم.
مقاله: بررسي قراردادهاي بانكي (جعاله واجاره به شرط تمليك)؛ قرآن و تجلي توحيد در اقتصاد؛ آزادي اقتصادي يا دخالت دولت؛ حقوق مالكيت و راهكارهاي آن و ... .
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
رضايي، مجيد، نام پدر: عباس، تولد: آبادان ـ 1339، كارشناس و مشاور.
تخصص: اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دانشجوي دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: تدريس، پژوهش و تأليف.
آثار: كتاب: كار نيروي انساني در مكتب اقتصادي اسلام؛ مقدمه اي برماليه عمومي دراسلام؛ كار و دين.
مقاله: زهد و قناعت در كلام و سيره اميرمؤمنان عليه السلام ؛ ماليات هاي حكومتي مشروعيت يا عدم مشروعيت؛ اوراق خيريه در ترازوي فقه؛ نظام مالي دولتهاي مسلمان؛ جايگاه نهاد دولت در عرصه اقتصاد.
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
زاهدي وفا، محمدهادي، نام پدر: اكبر، تولد: تهران ـ 1342، كارشناس و مشاور.
تخصص: اقتصاد نظري
تحصيلات حوزوي: سطح دو.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي علوم اقتصادي از دانشگاه اوتاوا.
فعاليتها: تدريس، پژوهش و تأليف، عضو هيئت علمي و رئيس دانشكده معارف اسلامي واقتصاد دانشگاه امام صادق عليه السلام .
آثار: مقاله: نظامهاي برنامهريزي، تجربه كشورها، چالشها و راهكارها؛ تاثير نوسانات نفت بر ساختار اقتصاد؛ بهرهوري و توسعه پايدار؛ بررسي مدلهاي رشد درونزا و تجارت؛ الگوي تكاملي فنآوري در يك مدل چند بخشي؛ تأثيرات تجارت بينالملل بر رشد پايدار؛ فرايند تصادفي نوآوري در مدلهاي رشد اقتصادي؛ استراتژي تجاري در مدل رشد درونزا.
سرآباداني، غلامرضا، نام پدر: اسماعيل، تولد: تفرش ـ 1342، مشاور و پژوهشگر
تخصص: اقتصاد اسلامي، اخلاق اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: كارشناسي ارشد اقتصاد.
فعاليتها: پژوهش و تأليف، تدريس در حوزه و دانشگاه.
آثار: كتاب: نگرش اسلام بر فعاليتهاي بازار بورس، دولت و تورم.
مقاله: اقتصاد تعاوني در اسلام؛ بازار بورس در نظريه اقتصاد اسلامي و عملكرد اقتصاد ايران؛ چالشهاي اخلاقي (فساد مالي) در اقتصاد ايران؛ تورم، عوامل راهكاري مقابله با آن در اقتصاد ايران و ... .
سميعينسب، مصطفي، نام پدر: رضا، تولد: قم ـ 1360، مشاور و پژوهشگر.
تخصص: اقتصاد نظري
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي علوم اقتصادي.
فعاليتها: تحقيق و تأليف، تدريس، ترجمه، عضو هيئت علمي دانشگاه امام صادق عليه السلام ، دبير علمي همايش توسعه مشاركتهاي مردمي، عضو كميته علمي فصلنامه تخصصي برداشت دوم؛ عضو كميته علمي ساماندهي و تجديد ساختار دروس فقه و اصول فقه رشته معارف اسلامي و اقتصاد (دانشگاه امام صادق عليه السلام ).
آثار: مقاله: پيشينه نظريات توسعه اقتصادي در نيم قرن اخير؛ تحليل وظايف دولت جهت تحقق عدالت اقتصادي در الگوي ايدئال اقتصادي اسلامي و ... .
سيدامامي، كاووس، نام پدر: احمد، تولد: تهران ـ 1332، مشاور و پژوهشگر.
تخصص: جامعهشناسي اقتصادي و توسعه، جامعهشناسي سياسي، روانشناسي اجتماعي
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي جامعهشناسي.
فعاليتها: تدريس، پژوهش و تأليف، عضو هيئت علمي دانشگاه امام صادق عليه السلام .
آثار: كتاب: روشهاي پژوهش در علوم سياسي؛ تحقيق در رسانههاي جمعي؛ اسلام در اروپا؛ عصر تبليغات؛ ديدگاههايي درباره دگرگوني اجتماعي.
مقاله: تلويزيون و انتخابات رياست جمهوري در ايران؛ انقلاب اسلامي ايران؛ پارادوكسهاي آموزش روششناسي در علم سياست؛ ادراك گروههاي قومي از تصاوير رسانهاي خود.
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
ضياء فيروزآبادي، سيدمحمد، نام پدر: سيد محمود، تولد: تهران ـ 1349، كارشناس و مشاور.
تخصص: اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: پژوهش و تأليف، عضو هيئت مديره و دبير انجمن اقتصاد اسلامي حوزه علميه، عضو هيئت علمي مركز مطالعات اقتصادي دانشگاه مفيد قم.
آثار: كتاب: بانكداري اسلامي در شريعت؛ اصلاح قانون و الگوي عملياتي بانكداري بدون ربا.
مقاله: مطالعه بهرهوري كل عوامل توليد در بانكداري اسلامي؛ عمليات بانكي بدون ربا شرط لازم براي بانكداري اسلامي نه كافي؛ پيامدهاي اجتماعي اقتصادي ربا از منظر آيات و روايات و ... .
عبداللهي، محمود، نام پدر: محمدعلي، تولد: اصفهان ـ 1326، كارشناس و مشاور.
تخصص: علوم حديث، تفسير، اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: اجتهاد.
فعاليتها: تدريس در حوزه و دانشگاه، عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم، عضو شوراي مشورتي فقهي شوراي نگهبان، عضو شوراي عالي حوزه علميه قم.
آثار: كتاب: توحيد و توسل؛ اخلاق براي همه؛ همكاري در تأليف تفسير نمونه (گروهي)؛ مباني فقهي اقتصاد اسلامي؛ وحي در قرآن.
مقاله: نقد مسئله حجاب؛ هدف اقتصاد؛ مضاربه و مساقات.
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
عربي، سيدهادي، نام پدر: سيد علي اصغر، تولد: سبزوار ـ 1339، كارشناس و مشاور.
تخصص: اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد بينالملل.
فعاليتها: تدريس، پژوهش و تأليف.
آثار: كتاب: موجز اسس الاقتصاد الاسلامي؛ مباني اقتصاد اسلامي؛ تحليل اقتصادي جرم و مجازات (مؤلف: آرنود سوليوان)، جهانيسازي، چالشها و راهكارها (ترجمه).
مقاله: توسعه آموزش و روحانيت؛ هزينه و درآمد دولت اسلامي؛ درآمدي بر تقاضاي سرمايهگذاري در اقتصاد اسلامي؛ مباحثي در جهاني شدن.
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
عيسوي، محمود، نام پدر: محمد، تولد: اهواز ـ 1339، كارشناس و مشاور.
تخصص: اقتصاد نظري
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: پژوهش و تأليف، تدريس، مسئول پرسنلي و عضو شوراي فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي منطقه 8 (خوزستان و لرستان) (61ـ59)، مسئول آموزش و مسئول امور مساجد سازمان تبليغات اسلامي
خوزستان (65ـ63)، مسئول نهاد رهبري دانشگاه شهيد چمران اهواز (83ـ79)؛ مسئول نهاد رهبري دانشگاه علوم پزشكي ايران(83 تاكنون)، مدير كل امور اداري معاونت اقتصادي قوه قضائيه (84ـ83).
آثار: مقاله: بررسي روابط دين و توسعه اقتصادي؛ سپردههاي بانكي؛ معرفتشناسي، عقلانيت و اقتصاد؛ اقتصاد بدون مكانيزم؛ عقد اختيار؛ كيفر مالي و ... .
فراهاني فرد، سعيد، نام پدر: عبدالحسين، تولد: اراك ـ 1337، كارشناس و مشاور
تخصص: اقتصاد اسلامي، اقتصاد پولي و بانكداري
تحصيلات حوزوي: سطح چهار.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: تدريس، پژوهش و تأليف، سردبير فصلنامه اقتصاد اسلامي.
آثار: كتاب: سياستهاي اقتصادي در اسلام؛ ربا؛ نگاهي به فقر و فقرزدايي در اسلام؛ سياستهاي پولي در بانكداري بدون ربا؛ اقتصاد منابع طبيعي در اسلام.
مقاله: توسعه پايدار در عصر ظهور؛ محيط زيست و ... .
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
كرمي، محمدمهدي، نام پدر: محمدرضا، تولد: شهرضا ـ 1338، كارشناس و مشاور
تخصص: اقتصاداسلامي، مديريت اسلامي، مطالعات خانواده
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اخلاق و عرفان اسلامي.
فعاليتها: پژوهش و تأليف، تدريس.
آثار: كتاب: درآمدي بر مباني اقتصاد خرد با رويكرد اسلامي؛ مكتب اقتصاد اسلام.
مقاله: مشكلات بانكداري بدون ربا؛ پيشگيري از اعتياد؛ نظام اقتصادي در قرآن؛ اخلاق بازرگاني با رويكرد اسلامي؛ جبران كاهش ارزش پول؛ بانكداري اسلامي.
كرمي، محمدحسين، نام پدر: محمدرضا، تولد: شهرضا ـ 1341، مشاور و پژوهشگر
تخصص: اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي علوم اقتصادي.
فعاليتها: تدريس، تأليف، پژوهش، عضو هيئت علمي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
آثار: كتاب: درآمدي به مباني اقتصاد خرد با نگرش اسلامي؛ مباحثي در فلسفه اقتصاد؛ تعادل عمومي بازارها.
مقاله: سياستهاي پولي از ديدگاه فقهي امام خميني رحمه الله ؛ به كارگيري سياستهاي پولي در بانكداري بدون ربا؛ مهمترين پيش فرض انسان شناختي علم اقتصاد و ... .
كياءالحسيني، سيدضياءالدين، نام پدر: آقامحمود، تولد: گرگان ـ 1340،كارشناس و مشاور.
تخصص: اقتصاد اسلامي، مناسبتهاي اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي علوم اقتصادي.
فعاليتها: عضو گروه اقتصاد و هيئت علمي دانشگاه مفيد قم، تدريس، پژوهش.
آثار: كتاب: نقش زكات در تأمين فقر غذايي دهه هفتاد ايران؛ منابع مالي اسلامي تأمين اجتماعي.
مقاله: فقر و راههاي امحاي آن؛ برآورد تابع هزينههاي مذهبي خانوارهاي شهري؛ برآورد خمس ارباح مكاسب در ايران 65 تا 79.
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
گيلك حكيمآبادي، محمدتقي، نام پدر: منصور، تولد: راميان (گلستان) ـ 1334، كارشناس و مشاور
تخصص: اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: پژوهش و تأليف، تدريس، عضو هيئت علمي گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي.
آثار: كتاب: نقش اقتصادي دولت در اسلام (ترجمه)؛ درآمد هزينه دولت اسلامي.
مقاله: دولت و سياستهاي مالي امام علي عليه السلام ؛ امام علي و دولت و سياستهاي اقتصادي؛ مقايسه اثر توزيعي خمس با ماليات بر درآمد.
معصومينيا، غلامعلي، نام پدر: حيدر، تولد: اصفهان ـ 1340، كارشناس و مشاور
تخصص: تفسير، اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: سطح چهار.
تحصيلات دانشگاهي: كارشناسي ارشد اقتصاد .
فعاليتها:پژوهش و تأليف، تدريس در دانشگاه، عضو هيئت علمي دانشگاه علوم اقتصادي، عضو انجمن علمي اقتصاد اسلامي حوزه علميه قم.
آثار: كتاب: ابزارهاي مشتق؛ فساد مالي.
مقاله: تقسيط مبلغ بدهي در ديون مدتدار در قبال كاهش اجرت سررسيد؛ اخلاق اقتصادي؛ مباني بينشي؛ آموزهها و آثار؛ طراحي نظام مالي براساس آموزههاي اسلام با نگرش به وضعيت ايران؛ مجموعه مقالات سمينار اسلام و توسعه؛ مالياتها در عصر بنياميه؛ بازار مطلوب؛ رقابت كامل.
موسويان، سيدعباس، نام پدر: سيدعلي، تولد: عجبشير ـ 1339، كارشناس و مشاور
تخصص: اقتصاد اسلامي، علوم قرآن، تفسير
تحصيلات حوزوي: سطح چهار.
تحصيلات دانشگاهي: كارشناسي ارشد اقتصاد.
فعاليتها: پژوهش، تدريس در حوزه و دانشگاه، مدير گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي.
آثار: كتاب: بانكداري اسلامي؛ كليات نظام اقتصادي اسلام؛ پسانداز و سرمايهگذاري در اقتصاد اسلامي؛ بانكداري بدون ربا از نظريه تا عمل؛...
مقاله: ثمرات فقهي اقتصادي دفعي يا تدريجي بودن تحريم ربا در قرآن؛ عدالتمحور آموزههاي اقتصاد اسلامي؛ بهره بانكهاي دولتي؛ جايگاه دولت در اقتصاد اسلامي؛ نقد نظريههاي ربا.
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
ميرمعزي، سيدحسين، نام پدر: سيدمحمد، تولد: تهران ـ 1340، كارشناس و مشاور
تخصص: اقتصاد اسلامي، فلسفه اقتصاد، فقه و اصول
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: تدريس، پژوهش و تأليف، مدير گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، دبير انجمن علمي اقتصاد اسلامي حوزه علميه قم.
آثار: كتاب: اسلام و چالشهاي اقتصادي؛ نظام اقتصادي اسلام، اهداف و انگيزهها؛ اقتصاد كلان اسلامي؛ نظام اقتصادي اسلام، مباني فلسفي و ... .
مقاله: اهداف و مباني مكتبي نظام اقتصاد اسلام؛ جايگاه دولت در نظام اقتصادي اسلام؛ امام علي عليه السلام و اصلاحات اقتصادي و ... .
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
نجار نهاوندي، مريم، نام پدر: وليالله، تولد: بابلسر ـ 1338، كارشناس و مشاور.
تخصص: جامعهشناسي اقتصادي و توسعه، مطالعات خانواده
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي جامعهشناسي.
فعاليتها: تدريس، عضو هيئت علمي دانشگاه تهران.
آثار: كتاب: مباحث اقتصادي اجتماعي از ديدگاه امام محمد غزالي؛ ارزيابي آموزش تقويتي.
مقاله: جامعهشناسي جنگ؛ جامعهشناسي آموزش و پرورش؛ تقسيم كار اجتماعي از ديدگاه امام محمد غزالي؛ استقراض و توسعه و ... .
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
نظرپور، محمد نقي، نام پدر: مهدي، تولد: آمل ـ 1342، كارشناس و مشاور
تخصص: توسعه اقتصادي، اقتصاد اسلامي، اقتصاد پولي و بانكداري
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: مدير دفتر همكاريهاي پژوهشي دانشگاه مفيد قم، تدريس، پژوهش و تأليف.
آثار: كتاب: ارزشهاي توسعه؛ فرهنگ توسعه؛ اسلام و توسعه اقتصادي.
مقاله: انديشنامه امام علي عليه السلام در رابطه با بازار در حكومت آن حضرت؛ اوراق بهادار استقراض (سفارش ساخت ابزاري براي سياست پولي)؛ بازار در حكومت اميرالمؤمنين عليه السلام .
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
هادوينيا، علياصغر، نام پدر: غلامرضا، تولد: تهران ـ 1341، كارشناس و مشاور
تخصص: اقتصاد اسلامي، مناسبتهاي اسلامي، فلسفه اقتصاد
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: دكتراي اقتصاد.
فعاليتها: تدريس پژوهش، عضو هيئت علمي گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، عضو هيئت تحريريه مجله اقتصاد اسلامي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، تدريس، ترجمه.
آثار: كتاب: قرض الحسنه و آثار اقتصادي آن؛ معنويت و اقتصاد؛ انسان اقتصادي از ديدگاه اسلام؛ فلسفه اقتصاد در پرتو جهانبيني قرآن كريم؛ اسلام و چالشهاي اقتصادي.
مقاله: امكان، ضرورت و جايگاه اقتصاد اسلامي؛ علم ودين در پرتو تفسير موضوعي علمي؛ مباني نظري دولت در قرآن كريم؛ جايگاه اقتصادي سنت رزق از ديدگاه قرآن كريم؛...
ديگر نكات: سابقه همكاري با رسانه ملي دارد.
يوسفي، احمدعلي، نام پدر: غلامحسين، تولد: لاهيجان ـ 1339، مشاور و پژوهشگر.
تخصص: اقتصاد اسلامي
تحصيلات حوزوي: خارج فقه و اصول.
تحصيلات دانشگاهي: كارشناسي ارشد اقتصاد نظري.
فعاليتها: پژوهش و تأليف، تدريس، مدير گروه اقتصاد دانشنامه امام علي عليه السلام .
آثار: كتاب: نظامهاي پولي؛ ربا و تورم؛ نظام مالي دولت اسلامي؛ بررسي اقتصادي در جبران كاهش ارزش پول؛ بررسي فقهي نظريههاي جبران كاهش ارزش پول؛ نظام اقتصادي اسلام.
مقاله: پول امروز، مثلي يا قيمي يا ماهيت سوم؛ پول جديد از نگاه انديشمندان؛ مباني فلسفي نظام اقتصادي از ديدگاه امام علي عليه السلام و... .
زير فصل ها
الف) كتابها
ب) مقالهها
الف) كتابها
پژوهشگر اين اثر، با هدف بهرهگيري از انديشههاي روشنگرانه امام خميني رحمه الله در جنبههاي گوناگون اقتصادي، به بررسي گفتهها و نوشتههاي امام رحمه الله و جمعآوري و طبقهبندي آنها پرداخته و اثر حاضر را در نه فصل نگاشته است.
در فصل سوم اين كتاب با عنوان اهداف و اصول اساسي در اقتصاد، محورهايي از جمله سازندگي و بازسازي كشور، استقلال و خودكفايي، اصول و سياستها در نيل به اهداف اقتصادي در فصل چهارم مردم، نظام اسلامي و اقتصاد مشاركت مردم در اقتصاد، پشتيباني اقتصادي مردم از نظام و دولت، بيان شده است.
در بقيه فصول به مباحثي همچون كشاورزي و منابع طبيعي، منابع طبيعي، صنايع، خدمات و بازرگاني، امور پولي و مالي و...، پرداخته شده است.
«اخلاق اقتصادي»، بخشي از آموزههاي اسلامي است كه از يكسو، مؤلفههاي رشد و توسعه اقتصادي و رفاه عمومي را ارائه ميكند و از سوي ديگر، شيوهها و عناصر مقابله با مفاسد و سالمسازي فعاليتهاي اقتصادي را برمينماياند و بستر لازم را براي رشد معنوي و سعادت ابدي انسان نيز فراهم ميسازد.
اين نوشتار، پس از اثبات رابطه اخلاق با اقتصاد و نقد مباني سرمايهداري، مبني بر جدايي آن دو، مهمترين عناصر اخلاق اقتصادي را در سه بخش «توليد»، «توزيع» و «مصرف» بررسي ميكند. «تحليل اخلاق كار و توليد» و «بررسي نقش ارزشهاي معنوي در رشد اقتصادي»، «تبيين شيوههاي مقابله فرهنگي با زمينهها و آثار فقر و تكاثر»، «تبيين اصول حاكم بر اخلاق تجارت» و «معيارهاي تعيين الگوي مصرف»، از مباحث اين نوشتار است.
علم و فناوري اموري نيستند كه در جوامع مختلف، به نحوي يكسان توسعه يابند؛ از اين رو، عوامل و ويژگيهاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي، جغرافيايي، ديني، اقتصادي و غيره كه از جامعهاي به جامعه ديگر تفاوت ميكنند، در توسعه علم و فناوري دخالت دارند. بررسي و شناخت اين عوامل براي سياستگذاران مبتني بر شناخت اين عوامل براي توسعه علم و فناوري، ضرورت دارد. در اين كتاب، پس از بحثهاي مقدماتي كه ناظر بر بيان صورت مسئله است، گزارش گفتوگو با هشت تن از
صاحبنظران حوزه علم و فناوري مطرح شده است. در اين گفتوگوها، الگوي پيشگفته از چهار منظر فلسفه علم و فناوري، جامعهشناسي، دينپژوهي و سياستپژوهي، بر حسب تخصص صاحبنظران، بررسي شده است.
نويسنده در اين اثر، كوشيده است با توجه به آثار علامه طباطبايي، مجموعه ديدگاههاي ايشان را درباره مسائل اقتصادي، از جمله اهميت اقتصاد، مالكيت، انفال، خمس، زكات، تجارت، مصرف، وجوب كار و نيز برخي احكام اقتصادي، در قالب پژوهشي منسجم، گردآوري كند. مجموعه مطالب گردآوريشده، در يك مقدمه و سيزده فصل آمده است.
در اثر حاضر، با توجه به ديدگاههاي امير مؤمنان حضرت علي عليه السلام در نهجالبلاغه، اصول اقتصاد اسلامي به ويژه در چهار زمينه ويژگيهاي اقتصاد اسلامي و سياستهاي آن، علل پيدايش فقر و راههاي مبارزه با آن و توسعه همهجانبه تبيين شده است. اين كتاب شامل چهار فصل است.
فصل اول، ابتدا مفهوم كلي اقتصاد بيان ميشود، سپس در فصل دوم، سياستهاي اقتصادي، دخالت دولت و وظايف آن، اهداف سياست اقتصادي تبيين گردد. در فصل سوم نيز، علل فقرزدايي، خطر پديده فقر، علل پيدايش فقر و راهكارهاي آن، و در فصل چهارم، با عنوان توسعه اقتصادي، مباحثي همچون مفهوم توسعه، انسان و توسعه، توسعه منابع انساني، موانع و عوامل مؤثر توسعه، بررسي ميشود.
اثر حاضر، مجموعهاي از آثار شهيد، آيتالله بهشتي است كه با تلاش شوراي احياي آثار آن انديشمند بزرگ اسلامي، تدوين و تنظيم شده و مشتمل بر پنج بخش است.
مالكيت در اسلام،2. بانكداري و قوانين مالي اسلام، 3. ماليات در اسلام،4. ابعاد اساسي در بخش اقتصاد قانون اساسي، 5. بيمههاي اجتماعي.
حسني، محمد حسن، نوسازي جامعه از ديدگاه امام خميني رحمه الله ، موسسه چاپ و نشرعروج ، تهران ، چاپ يازدهم ، زمستان 1378.
مسئله توسعه و نوسازي از مسائل عمدهاي است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سطوح مختلف جامعه ايران اسلامي، مطرح شده است. اين بحث عميق و ضروري كه راهگشاي يافتن الگوهاي مناسب توسعه و نوسازي كشور و قطع عوامل وابستگي در تمام زمينههاست، در مقاطع كارشناسي ارشد دانشگاهها رسالههاي متعددي را به خود اختصاص داده است.
همانند بسياري از مباحث ديگر، بررسي اين موضوع در آرا و انديشهها و عملكرد حضرت امام خميني رحمه الله ثابت ميكند كه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، تمامي ابعاد مسئله را به منزله سياست عملي و لازم در نظر داشته و سير حركت را روشن كردهاند.
پژوهش در انديشههاي جامع امام خميني، اسباب وصول به نتايج كاربردي اثرگذار در جهت پيشرفت روزافزون كشور اسلاميمان خواهد بود.
كشورهاي جهان سوم از جمله ايران، همواره براي از بين بردن يا به حداقل رساندن تمايز بين خود و كشورهاي توسعه يافته كوشيدهاند، ولي
همچنان توسعهنيافتگي، معضلي هميشگي در اين جوامع به شمار ميرود و رسيدن به توسعهيافتگي در اين كشورها، انديشهاي آرماني و سرابي بيش نبوده است.
نويسنده در اين كتاب، با مطالعه تطبيقي و مقايسهاي درباره مسئله توسعهنيافتگي در دوران قاجار، به مقايسه آن با زمان حال پرداخته است و به اين پرسش پاسخ ميدهد كه آيا ميتوان دلايل و وقايعي را كه در زمان قاجار به توسعهنيافتگي انجاميد، به زمان حال نيز تعميم داد؟
مباحث اين كتاب در 21 فصل تنظيم شده است. برخي عناوين اين فصل عبارتند از:
شرايط و عوامل توسعه صنعتي، تاريخچه پيدايش صنعت در ايران، لزوم صنعتي شدن ايران، پيشگامان توسعه، نقش حكومت قاجار در توسعه ايران.
توسعه و رشد اقتصاد و ديدگاه اسلام در اين زمينه و نيز توسعه در ايران از جمله موضوعهايي است كه به ويژه پس از نظام اسلامي، بيش از گذشته، كارشناسان و انديشمندان آن را بررسي كردهاند. اين كتاب، مجموعهاي از هفت مقاله است كه با محوريت ضرورت توسعه ديني از راه برنامهريزي، به نگارش درآمده است. نويسنده بر اين باور است كه توسعه فرآيند دين، رسالت حوزه و دانشگاه است و معرفي الگوي جديد گسترش ديني در اين زمينه ضروري است. مطالب اين كتاب، در هفت مقاله تدوين يافته است.
محورهاي مقاله نخست عبارت است از: مقدمهاي بر زيرساختهاي الگوي نوين توسعه ديني، ضرورت تبيين الگوي نوين توسعه دين ـ ضرورت تحول در نظام علمي كشور و ضرورت حضور گسترده و فعال حوزه و دانشگاه در برنامهريزي توسعه.
در مقاله دوم با عنوان «رسالت حوزه و دانشگاه در فرآيند توسعه دين»، به مسائلي چون نگاهي بر رهاورد اقتصادي الگوي توسعه غرب، روابط دين و توسعه و ضرورت تعريفي نو از توسعه اشاره شده است.
عنوان مقاله سوم «نقش بنيادين حوزه و دانشگاه در نظريهپردازي الگوي نوين توسعه ديني» است كه به موضوعاتي، چون مراحل برنامهريزي، مرحله گذار از وضع موجود به وضع مطلوب و ضرورت انقلاب در نظام برنامهريزي كشور پرداخته است.
مقاله چهارم با محوريت موضوع «ضرورت انقلاب در جايگاه و ساختار ارتباطي پژوهشي» تدوين و در آن به آموزش و صنعت و نقش آن در فرآيند توسعه و ضرورت تعريفي نو از توسعه، اشاره شده است. همچنين به جايگاه و ساختار ارتباطي پژوهش، آموزش و صنعت در جهان صنعتي، نيمنگاهي مقايسهاي داشته است.
عنوان مقاله پنجم اين كتاب، «مديريت عاشورايي يا برترين الگوي مديريت توسعه» است. موضوعات اين مقاله شامل مديريت توسعه و جايگاه آن، الگوي توسعه و مديريت، نگاهي به عنصر انگيزش در رهبري عاشورا و بهرهبرداري از انگيزش عاشورايي در مديريت توسعه است.
در مقاله ديگر، با عنوان «بهترين زمينه بهرهوري يا مديريت يك كارآمد منابع مغزي» مطالبي شامل ضرورت تأسيس دانشگاه مديريت اسلامي، وظايف دانشگاه مديريت اسلامي، روش گزينش و ويژگيهاي
دانشجويان، دانشگاه مديريت اسلامي و روش تعليم و تربيت آمده است. در آخرين مقاله كتاب، پس از بيان مقدمه، به روش تعيين نرخ ارز، نرخ مطلوب ارز در دوران تعديل و بازسازي، رابطه مستقيم بين مصرف و بهرهوري اشاره شده و اين مطالب با عنوان «تعيين نرخ مطلوب ارز در دوران تعديل و بازسازي اقتصادي» آمده است.
تعاون در پيشرفت و تعالي جوامع انساني نقش به سزايي دارد. جوامع متمدن و پيشرفته صنعتي ـ نجومي، از تعاون در امور استفاده كردهاند و آثار توجه به اين موضوع در اركان جوامع پيشرفته نمودار است. در مبحث اقتصاد، اگر به اين موضوع اهميت داده شود، پيآمدهاي بسيار مطلوب آن آشكار ميشود. در آيات قرآن كريم و روايتهاي امامان معصوم عليهم السلام به اين موضوع مهم، حتي در غير مباحث اقتصادي سفارش شده است. نويسنده با توجه به پژوهش در تاريخ اديان و كتابهاي آسماني ديگر اديان الهي و نيز پژوهش در جوامع صنعتي، اين كتاب را نگاشته است. كتاب در دو بخش و سه موضوع تدوين شده كه در بخش نخست كتاب، به موضوع «تعاون در تاريخ اديان» اشاره شده و در بخش بعدي، نويسنده به موضوعات «تعاون در اسلام» و «تعاون در جوامع صنعتي» پرداخته است.
توسعه يكي از مفاهيم جديدي است كه وارد حوزههاي گوناگون زندگي اجتماعي انسان امروز شده است. توسعه، مفهومي جديد و امروزي است،
ولي به لحاظ وسعت حوزه كاربرد آن تأثيرات عميقي بر مفاهيم سياسي، اقتصادي و اجتماعي جوامع بشري نهاده است. اين مفهوم خصوصاً از آن جهت كه به عنوان هدف نهايي كشورهاي در حال توسعه براي پيوستن به كشورهاي توسعه يافته مورد توجه قرار گرفته است، اهميت ويژهاي دارد.
به اعتقاد ما مسلمانان، زماني فرا خواهد رسيد كه توجه به اصل توسعه پايدار به عنوان يكي از آموزههاي مكتب، انسان را از اتلاف منابع تجديدناپذير باز خواهد داشت. بدين ترتيب، تمام اركان كره خاكي در تعادل به سر خواهند برد. كتاب حاضر كه از انتشارات كانون انديشه جوان است، به بررسي اين مفهوم پرداخته است.
اين مجموعه شامل قسمتهاي زير است:
فصل يكم: شناخت و بررسي اجمالي توسعه پايدار،
فصل دوم: عوامل ناپايداري توسعه،
فصل سوم: اسلام و توسعه پايدار اقتصادي،
دومين كنگره بررسي انديشههاي اقتصادي حضرت امام خميني رحمه الله ، با هدف تبيين ديدگاههاي اقتصادي ايشان در تاريخ 11 و 12 خرداد 1379 در دانشگاه تربيت مدرس برگزار شد. برخي مقالههاي مرتبط به شعار سال در اين كنگره، عبارتند از:
اقتصاد از ديدگاه امام خميني رحمه الله .
توسعه و عدالت از ديدگاه حضرت امام خميني رحمه الله : مفهوم توسعهيافتگي، اهداف توسعه، اهداف اقتصادي، توسعه از ديدگاه امام رحمه الله (پيشرفت اقتصادي، رشد
كشاورزي، رفاه اقتصادي جامعه، رشد توليد، افزايش كشاورزي، صنعتي شدن)، مفهوم عدالت، جايگاه توسعه در اهداف نظام اسلامي، جايگاه عدالت در اهداف نظام اسلامي، مقايسه عدالت و توسعه.
نگرش امام خميني رحمه الله به اقتصاد اسلامي به عنوان يك راهكار بديل: بررسي راهكارهاي اقتصادي، دو مكتب مسلط بر توسعه در جهان سوم، طرح اقتصاد اسلامي به عنوان يك راهكار در مقابل سرمايهداري و سوسياليسم، نحوه نگرش امام به اقتصاد، ابزارهاي مهم براي تحقق اقتصاد اسلامي، بخش خصوصي؛ عامل اصلي رشد اقتصادي، نقش مهم حكومت در اقتصاد اسلامي، نقش فرهنگ در تحقق اقتصادي اسلامي، استراتژي مناسب در برخورد با اقتصاد جهاني.
رهايي از اقتصاد وابسته؛ راهبرد امام خميني رحمه الله در عرصه اقتصاد: مباني تئوريك اقتصاد متعارف در رابطه با استقلال اقتصادي، راهبرد حمايتگرا يا توسعه درونگرا، توسعه برونگرا، استقلال اقتصادي و خودكفايي در نگرش اسلامي، استقلال اقتصادي در آيات قرآن، ديدگاههاي حضرت امام رحمه الله درباره استقلال اقتصادي و خودكفايي، ضرورت استقلال اقتصادي.
اهداف و مباني مكتبي نظام اقتصادي اسلام از ديدگاه امام خميني رحمه الله : اهداف نظام اقتصادي اسلام از ديدگاه امام رحمه الله ، استقلال اقتصادي، ريشهكن كردن فقر در جامعه و ايجاد رفاه سرمايه در تملك ثروتهاي طبيعي، توزيع بعد از توليد، معيارهاي توزيع ثروت و درآمد، ويژگيهاي ساختار نظام اقتصادي اسلام.
نگاه امام خميني رحمه الله به نظام اقتصادي اسلام.
انتخاب راهبردي رشد و توزيع از ديدگاه امام خميني رحمه الله : تحقق عدالت اجتماعي، رفع فقر شاخص تحقق كامل عدالت، رفاه از اهداف نظام اقتصادي اسلام، عدالت و رشد از منظر امام خميني رحمه الله .
بررسي انديشههاي حضرت امام رحمه الله درباره برنامههاي اقتصادي دولت: مفهوم برنامهريزي اقتصادي، شرايط لازم براي موفقيت برنامهريزي اقتصادي، اهميت برنامهريزي اقتصادي، توجه به نظام برنامه ريزي و اقتصاد اسلامي، اقتصاد بدون نفت و خودكفايي.
كشاورزي در ايران از ديدگاه امام خميني رحمه الله : استقلال فرهنگي و سياسي بر پايه استقلال كشاورزي، اولويت كشاورزي بر امر بازسازي صنعتي، دهقانان و كشاورزان، منبع اصلي توسعه كشاورزي، مكانيزه كردن كشاورزي، اصلاح كشاورزي از ديدگاه امام خميني رحمه الله .
سياستها و روشهاي اعمال استراتژي توسعه اقتصادي درونزا از ديدگاه امام خميني رحمه الله : روشها و سياستها، توجه به ارزش علم و لزوم گسترش آن، توجه به نقش زنان در فرآيند توسعه، فرهنگسازي آرامش و ثبات.
بررسي موضوع خصوصيسازي و تغيير ساختار اقتصادي در برنامه سوم: نحوه شكلگيري نظام اقتصادي مبتني بر حاكميت بازار، ويژگي و محصول نظام مبتني بر اقتصاد آزاد، ارزيابي آرمانها و اهداف برنامه سوم توسعه در خصوص تغيير ساختار اقتصادي، بررسي اجمالي ديدگاههاي نظام اقتصادي اسلام و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران.
اين كتاب، دومين اثري است كه پژوهشگران دفتر همكاري حوزه و دانشگاه در اين زمينه نگاشتهاند. در اين كتاب، بحثها بيشتر اقتصادي و تحليلي است. مطالب كتاب در ضمن دو بخش و چهارده فصل، به شرح زير آمده است، برخي عناوين اين فصول عبارتند از:
روشهاي تحقيق، تحليل و طرح مسائل اقتصادي، مفاهيم مبنايي مكتب اقتصادي اسلام، اهداف اقتصاد اسلامي، مباني توزيع درآمد، محدوديتهاي درآمد و خطوط كلي، روشها و سياستهاي دولت در بخش عمومي است.
اثر حاضر، از جمله كتابهايي است كه دفتر همكاري حوزه و دانشگاه در زمينه اقتصاد اسلامي، تهيه و تدوين كرده است. مجموعه مباحث كتاب، در پنج بخش گردآوري شده است كه عبارتند از:
فصل اول ـ اهميت و نقش اقتصاد
فصل دوم ـ مباني عقيدتي اقتصاد
فصل سوم ـ هدف اقتصاد
فصل چهارم ـ منابع و روش شناخت اقتصاد اسلامي.
بخش اول: مالكيت
در اين بخش مطالبي در چهار فصل بدين شرح آمده است:
تحليل و بررسي حق، اقسام مالكيت، اسباب مالكيت و حقوق و محدوديتهاي مالكيت و تصرف.
بخش دوم اين كتاب با عنوان: توليد، اهميت توليد و تعريف آن مشتمل بر چهار فصل است:
اهداف و انگيزههاي توليد، اقسام توليد، عوامل توليد و محدوديتهاي توليد.
همچنين در بخش سوم با عنوان «توزيع»، فصلهاي ششگانه زير آمده است:
توزيع از راه تملك ابتدايي (جنبه سلبي، جنبه ايجابي)، توزيع حين توليد،
توزيع مجدد (توزيع از طريق مبادلات، مالياتها، انفاقات)، محدوديتهايي در توزيع، نگاهي كلي به توزيع در اسلام و مواسات (مطلوب نهايي اسلام در توزيع).
بخش چهارم اين كتاب به موضوع مصرف پرداخته است.
نويسنده درباره انگيزه نگارش اثر حاضر چنين مينويسد: «با توجه به اينكه دين اسلام، غنيترين دين از نظر آموزههاي اخلاقي و اقتصادي براي يك زندگي سعادتمندانه است، لذا بر آن شديم كه به طور مبنايي، درباره طرز استفاده صحيح از نعمتهاي الهي تحقيق كنيم تا ملاك و معيار كلي زندگي صحيح و حيات طيبهاي را كه خداوند وعده فرموده است، در حد بضاعت ناچيز خود بيابيم و از خداوند، عاجزانه طلب ياري در اين مهم را داريم».
مباحث اين كتاب در قالب سه فصل تدوين شده است كه عبارتند از: فصل اول اين كتاب با عنوان توليد و مصرف در قرآن، بخش اول به توليد در قرآن و تحليل قرآن از منابع توليد، اختصاص يافته است. در اين بخش، مباحثي همچون: منابع طبيعي (آب، خاك، باد، خورشيد، مراتع و جنگلها، معادن) و نيروي انساني (كشاورزي، دامپروري، كشتيراني، صيد در درياها، آهنگري، بنايي، نجاري)، مطرح شده است.
در بخش دوم به مصرف در قرآن پرداخته و در فصل دوم، اسراف از منظر قرآن و سنت بررسي شده است. و در فصل سوم نيز محورهاي مهم در اصلاح الگوي مصرف تبيين شده است.
نظامهاي اقتصادي سرمايهداري و سوسياليستي، در عمل از برآوردن نيازهاي مادي و معنوي انسان ناتوانند. از اين رو، امروزه انسان بيش از هر زمان ديگري، تشنه معارف حياتبخش اسلام در همه زمينهها به ويژه اقتصاد
اسلامي است. در پاسخ به چنين درخواستي، نويسنده كتاب حاضر ميكوشد نظام اقتصاد اسلامي را هر چند به صورت مختصر به علاقهمندان معرفي كند. مطالب اين كتاب در پنج فصل تدوين شده است.
در فصل اول، بررسي ادبيات موجود درباره نظام اقتصادي اسلام و در فصل دوم و سوم، اقتصاد و متدولوژي تحقيق و مباني فلسفي و فكري نظام اقتصادي در اسلام تبيين ميگردد. در فصل چهارم به دو محور زير پرداخته ميشود: الف) نهادها و معيارهاي نظام اقتصادي اسلام ، ب) معيارها در نظام اقتصادي اسلام.
در هزاره سوم، جهان شاهد اقتصاد رقابتي در بازار خواهد بود؛ اقتصادي كه نقش برجسته و اساسي دارد. از ديگر سو، عوامل مؤثر بر موفقيت بنگاههاي اقتصادي به سرعت در حال تغيير است. به عبارتي، در اقتصاد داناييمحور، ايدهها، محصولات، خدمات و فرآيند توليد و عرضه، همواره در حال تحول و دگرگوني است. در چنين دوره و عهدي، بهرهمندي از دانش روز و توانايي به كارگيري آن به شيوه نوآورانه و مؤثر، براي موفقيت كسب و كار همواره مورد نياز و تحسين برانگيز است. كارآفرين نيز كسي است كه با ابتكار و نوآوري، تركيبات جديدي از منابع، فرصتها و نيازها را ميآفريند. نويسنده در اين كتاب به تعريف كارآفريني پرداخته و نقش كارآفرينان را به منزله پديدهاي جديد در شرايط فعلي و مخاطرهآميز جامعه امروزي توضيح داده است. كارآفرين در تعريف نويسنده اين كتاب، كسي است كه با توجه به ويژگيهاي برجسته و ممتاز خود، امكانات و منابع را براي ايجاد، رشد و توسعه در زمينههاي توليد و خدمات فراهم كرده است و توانسته زمينه اشتغال و كسب و كار را فراهم كند.
اين اثر، جلد دوم كتاب بررسيهايي درباره مكتب اقتصادي اسلام است كه در آن تلاش شده به كمك مفاهيم اقتصادي اسلام و سيستم حقوقي آن، مكتب اقتصادي اسلام معرفي شود. اين بررسي، دو مرحله دارد كه مرحله اول، پايه و بستري براي مرحله دوم محسوب ميشود. مرحله اول، شامل جمعآوري احكام، مفاهيم و قواعدي است كه در مرحله دوم با معلومات حاصل از آنها، تفسيري تئوريك و يكپارچه كه مبيّن سيستم اقتصادي اسلام باشد، به عمل آمده است. عناوين مطالب اين مجلد عبارت است از:
الف) روش كشف سيستم اقتصادي،
ب) نقش مفهومها در اكتشاف،
ج) نظريه توزيع قبل از توليد،
د) اقطاع در اسلام،
ه) توزيع قبل از توليد،
و) نظريه توزيع پس از توليد،
ز) نظريه توليد،
ح) مسئوليت دولت در اقتصاد اسلامي.
اقتصاد ايران، با وجود كوشش و تحولات چشمگير در دهههاي اخير، هنوز با مسائل و مشكلات فراوان روبهروست. حال اين پرسشها مطرح ميشود كه دلايل اين وضعيت و اين حجم از مشكلات چيست؟
اين كتاب به تجزيه و تحليل مسائل اقتصادي ـ اجتماعي ايران پرداخته است و راهكارهاي اساسي حل مشكلات مورد اشاره را نيز مطرح ميكند.
در فصل اول، تصوير كلان اقتصادي ـ اجتماعي كشور ارائه مي شود. پس از بيان مباحثي همچون توزيع درآمد، فقر و محروميت، بودجه و سياستگذاري اقتصادي در فصل چهارم به بخش كشاورزي و در فصل پنجم به بخش صنعت و در پايان به بخش نفت پرداخته ميشود.
تجددطلبي و قانونخواهي روشنفكران اواخر دوران سلطنت قاجار، زمينه پيدايش انقلاب مشروطيت را فراهم آورد. اين كتاب مجموعهاي از كارهاي پژوهشي نويسنده، با موضوعهايي در زمينه توسعه اقتصادي است كه شامل دو بخش ميشود؛ بخش اول: چشمانداز كلي تحول در انديشه ترقيخواهي و تجددطلبي يا ترسيم توسعه سياسي و اقتصادي از آستانه انقلاب مشروطيت تا به امروز، بخش دوم: برخي مباحث روز درباره توسعه.
برخي محورهاي اين بخش عبارتند از:
نقدي درباره نظريات رايج توسعهنيافتگي؛ 2. هزينههاي معاملاتي و توسعه صنعتي؛ 3. ملاحظاتي درباره مالكيت صنعتي در ايران؛ 4. رابطه بين جمعيت و توسعه از ديدگاه تحليل اقتصادي؛ 5. تمركز سرمايه از واقعيت تا توهم؛ 6. شركتهاي چند مليتي و توسعه اقتصادي.
كاتوزيان، محمدعلي (همايون)، اقتصاد سياسي ايران، از مشروطيت تا پايان سلسله پهلوي، ترجمه: محمدرضا نفيسي و كامبيز عزيزي، تهران، نشر مركز، چاپ پنجم، 1374، 438 صفحه.
اصطلاح اقتصاد سياسي، به روش، ديدگاه و رهيافت مشترك علمي گفته ميشود كه دربردارنده ديدگاهي است كه به حل مشكلات توجه دارد، نه به
طرح معماهاي خيالي يا انتزاعي. در اين رهيافت مشترك علمي، استدلالها و شواهدي مطرح ميشود كه تركيبي از نظريه، تاريخ و دادههاي آماري است.
اين كتاب به چهار بخش تقسيم شده است. در بخش نخست، زمينه كلي تاريخي و نيز ديدگاههاي نظري لازم براي بررسي موضوع اصلي مطرح شده است. از اين رو، مطالعه آن براي درك كامل ديگر مباحث كتاب ضروري است. بخش دوم با ظهور رضاخان آغاز ميشود و با سقوط او به پايان ميرسد. در بخش سوم، درباره مراحل اقتصادي سياسي در سالهاي 1320 ـ 1340 توضيح داده شده و نويسنده در پايان فصل، به نهضت ملي شدن صنعت نفت اشاره و تأثير آن را در اقتصاد كشور بررسي كرده است. در بخش چهارم كتاب، به توصيف، تحليل و ارزيابي فرآيندهاي توسعه اقتصادي و سياسي معاصر پرداخته شده است.
برخي مطالب مهم در اين كتاب عبارت است از: تئوريهاي اقتصاد سياسي، اقتصاد سياسي در عمل، نظام سياسي و توسعه اقتصادي، نقش نفت در اقتصاد سياسي ايران، سرمايهداري خصوصي و نقش دولت، تحولات سياسي و اقتصادي پس از پيروزي انقلاب، مشاركت سياسي و اقتصاد سياسي آموزش.
در اين كتاب، اقتصاد ايران به شش فصل كشاورزي، صنعت، زيربناي اقتصادي، بيمه و تأمين اجتماعي، نظام بانكي و بانكداري در ايران و بازرگاني خارجي تقسيم شده است. در فصل اول؛ كشاورزي، افزون بر
طرح كلياتي درباره وضعيت اقليمي و جغرافيايي ايران، به انواع كشت و محصولات عمده كشاورزي اشاره ميشود. در فصل دوم؛ صنعت، زيرمجموعههاي صنايع دستي و روستايي، صنايع بزرگ و نوين، صنايع نفت و گاز، پتروشيمي و معادن بررسي ميگردد. در فصل سوم؛ به زيربناي اقتصادي كشور مانند برق، سدسازي، حمل و نقل، بنادر و مانند آن پرداخته شده است. در فصل چهارم نيز بيمه و تأمين اجتماعي، با نگاهي به گذشته مطرح شده است. در فصل پنجم، نظام بانكي و بانكداري از دوران گذشته تا به امروز بررسي، و در فصل ششم، به بازرگاني خارجي ايران شامل صادرات و واردات پرداخته شده است.
در اين كتاب، بخشي از مقالههاي ارسال شده به نخستين كنگره بررسي انديشههاي اقتصادي امام خميني رحمه الله آورده شده است. اين كنگره با هدف تبيين ديدگاههاي اقتصادي حضرت امام رحمه الله برگزار شد. در اين اثر، افزون بر مقدمه، متن جديد چند سخنراني نيز به چشم ميخورد كه به معرفي اجمالي مقالهها بسنده شده است. برخي عناوين مقالهها كه مرتبط با موضوع سال هستند، عبارتند از:
مروري بر انديشههاي اقتصادي حضرت امام رحمه الله : نقش نظام اسلامي در ساماندهي نيروها و تنظيم برنامههاي اقتصادي و سالم، امام و قطببنديهاي اجتماعي و اقتصادي موجود در جامعه و جنگ ميان فقر و غنا، شيوه اقتصادي مورد نظر امام رحمه الله ، امام و اولويتبندي در ميان انواع توليد و مصرف، امام و استقلال سياسي و خودكفايي.
عملكرد نظام جمهوري اسلامي در توسعه انساني: كارآيي تئوريها و شاخصهاي اقتصادي در ارزيابي وضعيت انساني، نگاهي مجدد به عوامل بازدارنده توسعه اجتماعي و اقتصادي (ساختار اقتصادي گذشته، عوارض مستقيم ناشي از انقلاب، جنگ تحميلي، توطئههاي داخلي، سياستهاي متمركز در امور اقتصادي).
توسعه، فرهنگ و ديدگاههاي امام خميني رحمه الله : اهميت و ضرورت توسعه، تاريخچه بحث توسعه، تعريف توسعه از ديدگاههاي گوناگون، قطع وابستگي، رشد و توسعه درونگرا، خوداتكا، اهميت منابع انساني در توسعه، فرهنگ محور توسعه، مشاركت مردم، جايگاه دين در توسعه.
مباني الگوي جامع توسعه اقتصادي از ديدگاه حضرت امام خميني رحمه الله : استقلال اقتصادي از ديدگاه حضرت امام رحمه الله ، پيآمدهاي وابستگي اقتصادي و ساير شئون كشور، راهحلهاي خروج از وابستگي اقتصادي (جهاد اقتصادي، ويژگيهاي فرهنگي جهاد اقتصادي...)، استقلال اقتصادي و تئوريهاي رشد، نظريههاي امام و تئوريهاي رشد.
ضرورت و فرآيند ساخت نظام اقتصادي اسلامي بر اساس رهنمودهاي امام خميني رحمه الله : طرح ضرورت نظامسازي در اقتصاد اسلامي، كيفيت طراحي نظام اقتصاد اسلامي (كلياتي در نظامسازي بر اساس اسلام، اصول پيريزي و طراحي نظام اقتصاد اسلامي، تعيين قلمرو تعريف اقتصاد، تبيين اصول موضوعه و پيشفرضهاي حاكم بر نظام اقتصادي، تعيين هدف در نظام اقتصاد اسلامي، طراحي اجزا و عوامل و روابط).
خطوط اصلي اقتصاد اسلامي از ديدگاه حضرت امام خميني رحمه الله : رابطه خطوط اصلي اقتصاد با نظام اقتصادي، خطوط اصلي اقتصاد سرمايهداري و سوسياليسم، خطوط اصلي اقتصاد سوسياليستي، خطوط اصلي اقتصاد
اسلامي، رابطه اقتصاد باهدف در اسلام، تعديل ثروت و راههاي جهتگيري اقتصاد اسلامي، رسيدگي به محرومين و مستضعفين، اصول حاكم بر تدوين اقتصاد و برنامهريزي نظام اقتصاد اسلامي، اصول حاكم بر نظام اجرايي اقتصاد اسلامي.
ديدگاه امام رحمه الله درباره سياستهاي كشاورزي: كشاورزي پيش از انقلاب، كشاورزي پس از انقلاب، ارزيابي عملكرد سياستهاي كشاورزي ايران پس از انقلاب، علل و عوامل عدم موفقيت سياستهاي كشاورزي پس از انقلاب، سياستهاي سرمايهگذاري در بخش كشاورزي، تأثير سياستهاي كلان اقتصادي در كشاورزي.
اخلاق كارگزاران در نظام اقتصادي و اجتماعي اسلام بر اساس انديشه حضرت امام خميني رحمه الله : اقتصاد، اخلاق و نسبت آن با اقتصاد، نقش و اهميت كارگزار در جامعه اسلامي، زهد و سادهزيستي... .
مفهوم توسعهيافتگي از ديدگاه حضرت امام خميني رحمه الله : ضرورت توأم بودن توسعه اقتصادي با ديگر مسائل انساني، جامعه مطلوب اسلامي (توسعهيافته)، اصول حاكم بر جامعه توسعهيافته از نظر اسلام (اصول اقتصادي)، تعريف توسعه اسلامي، جايگاه اصول اقتصادي و اهميت آنها.
مكتب واسطه اقتصاد اسلامي از ديدگاه امام خميني رحمه الله : تلاش براي زيستن و مكتب وابسته، نظرات امام در رابطه با مكتب واسطه اسلامي (اصالت معنويت و وسيله بودن ماديات در نظام اسلامي، نظام اسلامي مستقل و واسطه ميان دو نظام سرمايهداري و كمونيستي، مالكيت مشروع، عدالت اجتماعي و دفاع از مستضعفان، مردمي بودن و ساده زيستن مسئولان، استقلال اقتصادي و خودكفايي، اخلاق اقتصادي، مشاركت مردم در امور اقتصادي.
اين اثر در بردارنده قسمتي از نوشتههاي اقتصادي انديشمند شهيد، آيتالله مطهري است كه در دو بخش تنظيم شده است. بخش اول درباره كليات بحثهاي مربوط به مباني و فلسفه اقتصاد اسلامي است. بخش دوم شامل رسالههايي در مسائل گوناگون اقتصاد اسلامي از جمله اسلام و اقتصاد، حق و حكم و... است.
در اثر حاضر تلاش شده است، افزون بر بررسي جنبههاي گوناگون سه موضوع مطرح (فقر، فساد و تبعيض)، راههاي مبارزه با آنها در عرصه رسانه ملي تبيين شود. همچنين برنامهريزان و برنامهسازان، با هدف آگاهيبخشي به مخاطبان، راهكارهاي مبارزه با اين امور را در برنامههاي خود به كار بندند. مباحث اين كتاب در سه بخش تهيه و تنظيم شده است.
بخش اول با عنوان شناخت آسيبها، مشتمل بر دو بخش است:
الف) كليات طرح: در اين قسمت، موضوع، هدف، ضرورت، پرسشهاي تحقيق، پيشفرضها، فرضيهها، پيشينه و روش تحقيق آمده است.
ب) متن طرح: شناخت اجمالي آسيبها، تعاريف فقر، فساد، تبعيض، مصاديق فقر و فساد و تبعيض، مصاديق و كاركرد رسانه.
در بخش دوم تحت علل بروز آسيبهاي محوري، علل كلان و خرد بررسي مي شود.
در بخش سوم راهكارهايي در سه محور بيان شده است؛ الف) راهكارهاي كلان مقابله با فقر، فساد و تبعيض
ب) راهكارهاي خرد كه راهكارهاي مقابله با فقر، راهكارهاي مقابله با فساد و راهكارهاي مقابله با تبعيض است.
ج) راهكارهاي رسانهاي
كليات نظام اقتصادي اسلام.
در اين مجموعه، رهنمودها، بيانات، پيامها و ديدگاههاي امام خميني رحمه الله درباره مقولات «خودباختگي و خودباوري» و «خودكفايي و استقلال اقتصادي» گردآوري و در هشت فصل موضوعي زير تنظيم شده است:
زمينهها و علل خودباختگي و وابستگي، 2. تلاش و تبليغات غرب براي از خود بيگانه كردن مسلمانان، 3. اهميت استقلال و خودكفايي، 4. تاكيد بر خودباوري، خودكفايي و استقلال مسلمانان و مستعضفان، 5. فرهنگ و از خودبيگانگي، 6. تحول فرهنگي راه مقابله با خودباختگي، 7. زمينههاي لازم خودباوري و خودكفايي، 8. نتايج و دستاوردهاي خودكفايي.
موسويان، سيد عباس، پسانداز و سرمايهگذاري در اقتصاد اسلام، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1376.
اهميت تشكيل پسانداز و تبديل آن به سرمايهگذاري مفيد و مولد، محل وفاق تمام مكاتب و انديشمندان اقتصادي است، ولي در ارائه روشها و راهحلها بين مكاتب و اقتصادانان اختلافنظر شديدي وجود دارد. اين در حالي است كه اقتصاد سوسياليستي به تشكيل پسانداز و سرمايهگذاري متمركز دولتي، تأكيد دارد. اقتصاد سرمايهداري از روشهاي آزاد پسانداز و سرمايه گذاري با
محوريت سيستم بهره سخن ميگويد و اقتصاد اسلامي، با نقد هر دو تفكر به دنبال روشهاي كنترل شده با محوريت سيستم مشاركت ميگردد. كتاب حاضر كه از شش فصل تشكيل شده، در فصل نخست، اهميت پسانداز و سرمايهگذاري را از ديدگاه اقتصاددانان مختلف و از ديدگاه متون ديني بررسي ميكند. در فصل دوم، بعد از بررسي دلائل و راهكارهاي پسانداز و سرمايهگذاري متمركز سوسياليستي، نشان داده ميشود كه اين روش نميتواند روش موفقي باشد، در فصل سوم، اقتصاد سرمايهداري در مسئله پسانداز و سرمايهگذاري، و در فصل چهارم، پسانداز و سرمايهگذاري در اقتصاد اسلامي بيان مي شود. در فصل بعدي نشان داده ميشود كه سامان دادن روابط اقتصادي براساس سيستم مشاركت، نه تنها امري محال و دور از واقع نيست، بلكه هم اكنون در جوامع مختلف انواعي از شيوههاي آن سيستم در حال اجراست و با موفقيت تمام در حال توسعه است. سرانجام در فصل پاياني، با جمعبندي مطالب، پيشنهادهايي براي محققان اقتصاد اسلامي و مسئولان اجرايي دارد.
نويسنده با هدف آشنايي هر چه بيشتر مخاطبان با نظام اقتصادي اسلام، خطوط كلي نظام اقتصادي اسلام را در شش فصل با عناويني همچون مباني فلسفي نظام اقتصادي اسلام، اهداف نظام اقتصادي اسلام، مباني مكتبي نظام اقتصادي اسلام، بررسي كرده است.
ساختار نظام اقتصادي اسلام و بانكداري اسلام
نويسنده در اين اثر كوشيده است نظام اقتصادي اسلام را با توجه به جهانبيني، ارزشها و اهداف مكتب الهي اسلام، تبيين، و تفاوتهاي آن با نظام اقتصاد
سرمايهداري را بيان كند. اين بحثها در چهار دفتر مطرح شده است. در دفتر اول اين كتاب، افزون بر تعريف نظام اقتصادي و مباني و اهدافش، درباره رابطه آن با حقوق اقتصادي و علم اقتصاد و مباني نظام اقتصادي اسلام در مقايسه با نظام سرمايهداري ليبرال بحث شده است. اين مباحث در سه فصل نظام و نظام اقتصادي، مباني فلسفي نظام (اقتصاد سرمايهداري ليبرال) و مباني فلسفي نظام اقتصادي اسلام به نگارش درآمده است.
توسعه به معناي روند حركت جوامع از وضعيت موجود به سمت وضعيت مطلوب، از مباحث رايج و در عين حال پيچيده جهان معاصر است. در ديدگاه غربي، جنبه معنوي و ماوراي مادي انسان و جهان در اين توسعه ناديده گرفته يا از ريشه، انكار ميشود. بديهي است كه اين نگرش هم در اساس و هم در نتايجي كه در پي دارد، هرگز مورد قبول و تأييد اسلام نيست. توسعه در نگرش اسلامي، همه ابعاد وجودي انسان را دربرميگيرد. به منظور تبيين هرچه بيشتر اين رهيافت واقعنگر، از زواياي گوناگون، دستاندركاران دانشگاه شهيد بهشتي، همايش دوم «اسلام و توسعه» را برگزار كردند كه مجموعه مقالههاي ارزشمند آن همايش، با تلاش «پژوهشكده فرهنگ و معارف»، وابسته به نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه، تنظيم شد و در قالب كتابي كه متضمن چهار فصل است، در اختيار علاقهمندان قرار گرفت.
در فصل اول: اسلام و توسعه عناوين برخي مقالههاي اين بخش عبارتند از: تاريخ اسلام: علم و توسعه.
در فصل دوم با عنوان حضرت امام رحمه الله و مفهوم و نقش توسعه در ايران، چهار مقاله آمده كه برخي عناوين آن به شرح زير است: مفهوم توسعه
راهبردي از ديدگاه امام خميني رحمه الله ، اصول و مباني توسعه در انديشه امام خميني رحمه الله ، و نقش دولت در توسعه از ديدگاه حضرت امام رحمه الله .
همچنين در فصل سوم، به نام كاربرد توسعه در اقتصاد و بهرهوري، سه مقاله به شرح زير آمده است: جايگاه صنعت نفت در توسعه اقتصادي كشور، رويكرد برنامهريزي رسمي و بهرهوري نيروي انساني در شركتهاي ايراني فعال در بورس راهبردهاي اقتصادي در كشورهاي اسلامي (تأكيد بر اندونزي و مالزي).
در فصل چهارم، «راهبردهاي توسعه در اسلام و ايران» نيز پنج مقاله به چشم ميخورد: اهميت و شناخت بهرهوري از ديدگاه اسلام، و ضرورت اندازهگيري عملي آن، چارچوب اسلامي دستيابي به توسعه اقتصاد پايدار، عدالت اقتصادي در نظام اسلامي و راهكارهاي تحقق آن در جامعه و آثار اقتصادي و اجتماعي و جايگزين نظام مشاركت به جاي بهرهوري.
با توجه به نقش كار در زندگي آدمي، آشنايي با جنبههاي گوناگون اين موضوع بسيار ضروري است. نويسنده در اين اثر، با بررسي كار در زندگي فردي و اجتماعي از ديدگاه اسلام، راهحل رهايي از دنيازدگي از يك سو و ترك دنيا و انزواطلبي را از ديگر سو، مطرح كرده است. اين كتاب شامل ده بخش است. در آغاز كتاب، پس از تبيين موضوع، هدف پژوهش، فرضيههاي پژوهش و...، در بخش دوم، انسان و كار از نگاه وحي، بررسي مي شود. پس از بيان انواع كار در بخش سوم، الگوهاي كاري، عوامل اشتغال به كار و موانع آن، آداب و قراردادهاي كاري، آثار كار، نقش معنوي عوامل غير كاري در سطح زندگي، سطح مطلوب زندگي و چگونگي كاربست موضوع در رسانه تبيين ميشود.
اين اثر كه پاياننامه تحصيلي دوره كارشناسي ارشد نويسنده است، ديدگاههاي اقتصادي علامه طباطبايي در تفسير الميزان، بررسي شده است. عناوين و مباحث بخشهاي كتاب به اين شرح است: آشنايي با الميزان و نويسنده آن، اهميت اقتصاد، منشأ مالكيت، پول، طلا، نقره، كنز و سرمايهداري، احتكار، قرض، ربا، تجارت، كمفروشي، زكات ، انفال و خمس.
نويسنده در اثر حاضر كوشيده است در حد توان، مكتب و نظام اقتصادي اسلام را بشناسد و آن را به عنوان مكتب و نظامي مستقل از ديگر مكاتب و نظامها به علاقهمندان بشناساند. مجموعه مباحث اين كتاب در يك پيشگفتار و چهار بخش مقدمات، نظريه انديشه مدون در اسلام، اهداف اقتصادي اسلام، مباني اقتصادي اسلام و نظام اقتصادي اسلام آمده است.
همانگونه كه از عنوان پژوهش برميآيد، نويسنده اثر كوشيده است، رابطه متقابل معنويت و اقتصاد را بررسي كند. بر اين اساس، مقايسهاي تطبيقي ـ اجمالي ميان اقتصاد اسلامي و سرمايهداري انجام داده و تفاوتهاي آن دو را بيان كرده است. مجموعه مباحث اين كتاب در چهار بخش مفاهيم و روابط، بررسي اركان نظامهاي اقتصادي،انسان اقتصادي در نظامهاي اقتصادي،عملكردها و الگوهاي رفتاري نظامهاي اقتصادي تنظيم شده است.
تحقيق حاضر به همت گروه اقتصاد پژوهشكده نظامهاي اسلامي، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و با هدف دستيابي به نظام اقتصادي اسلام از ديدگاه اميرالمؤمنين علي عليه السلام صورت گرفته است. پژوهشگر كوشيده است با بررسي و مطالعه عميق، گسترده و روشمند در سيره و سنت گفتاري و رفتاري حضرت علي عليه السلام ، آموزههاي بنيادين و روشنگرانه آن حضرت را در قالب ادبيات نظامهاي اقتصادي، تدوين كند و در اختيار علاقهمندان قرار دهد. نتايج كوشش نويسنده شامل پنج بخش است كه برخي از عناوين مهم آن عبارتند از :
مباني بينشي و ارزشي اقتصاد علوي، انگيزههاي فعاليتهاي اقتصادي، انگيزه توليد، انگيزه مصرف، اصول راهبردي
با وجود بررسيهاي تاريخي پژوهشگران ايراني و خارجي در زمينه مسائل اقتصادي و اجتماعي جامعه ايران، هنوز تحليلي همهجانبه و قانعكننده درباره علل پيدايي و شكست جنبشهاي يك قرن اخير ملت ايران صورت نگرفته است. بررسيهاي مندرج در اين كتاب، گامي در جهت شناخت علل پيدايي و شكست اين جنبشهاست.
نويسنده كوشيده از هرگونه الگوسازي يا منظرهپردازي مبهم و مصنوعي بپرهيزد و به برخي پرسشهاي اساسي درباره رخدادهاي زمان ما به گونهاي علمي و قانعكننده پاسخ دهد و به روشن شدن حقايق تاريخي كمك كند.
فهرست مطالب كتاب عبارت است از:
فصل اول: بطلان نظريه «تكامل يك خطي» جوامع بشري براي جامعه ايران؛
فصل دوم: چرا ايران همزمان با غرب يا اندكي پس از آن صنعتي نشد؛
فصل سوم: سرآغاز دگرگونيهاي بنيادي در نظام اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي جامعه ايران.
ب) مقالهها
،
، كار و جامعه، دي 1388 ـ شماره 115، (9 صفحه ـ از 72 تا 80)
ـ
،
،
(علمي ـ پژوهشي/ISC)، پاييز 1388 ـ شماره 67، (24 صفحه ـ از 93 تا 116)
ـ
،
،
(علمي ـ پژوهشي/ISC)، بهار 1387 ـ شماره 61، (22 صفحه ـ از 57 تا 78)
ـ
،
، كار و جامعه، فروردين و ارديبهشت 1388 ـ شماره 106 و 107، (10 صفحه ـ از 46 تا 55)
،
، كار و جامعه تير 1388 ـ شماره 109، (10 صفحه - از 48 تا 57)
ـ
،
، كار و جامعه، دي 1389 ـ شماره 127، (21 صفحه ـ از 78 تا 98)
ـ
،
(16 صفحه ـ از 49 تا 64)
ـ
،
، كار و جامعه، فروردين و ارديبهشت 1388 ـ شماره 106 و 107، (12 صفحه ـ از 94 تا 105)
ـ
،
، اطلاعات سياسي ـ اقتصادي (علمي ـ ترويجي) خرداد و تير 1388 ـ شماره 261 و 262، (16 صفحه ـ از 186 تا 201)
،
،
، پاييز و زمستان 1389 ـ شماره 3، (28 صفحه ـ از 65 تا 92)
جزئي، نسرين
، كار و جامعه ، دي 1389 ـ شماره 127، (22 صفحه - از 99 تا 120)
،
، كار و جامعه، دي 1389، شماره 127، (12 صفحه ـ از 36 تا 47)
،
،
، بهمن 1389 - شماره 128، (1 صفحه ـ از 52 تا 52)
ـ
،
،
(علمي ـ ترويجي) فروردين و ارديبهشت 1388 ـ شماره 34، (17 صفحه ـ از 2 تا 18)
ـ
،
،
(علمي ـ پژوهشي/ISC)، تابستان 1387 ـ شماره 6، (22 صفحه ـ از 83 تا 104)
ـ
،
،
(علمي ـ پژوهشي/ISC)، تابستان 1389 ـ شماره 70، (24 صفحه ـ از 55 تا 78)
، كار و جامعه، فروردين و ارديبهشت 1389 ـ شماره 118 و 119، (13 صفحه ـ از 13 تا 25)
ـ
،
، كار و جامعه، مهر 1388 ـ شماره 112، (10 صفحه ـ از 14 تا 23)
،
، كار و جامعه، آبان و آذر 1389 ـ شماره 125 و 126، (17 صفحه ـ از 80 تا 96)
دادرس مقدم، امير ـ زيبايي، منصور،
،
(علمي ـ پژوهشي/ISC)، زمستان 1387 ـ شماره 64، (18 صفحه ـ از 1 تا 18)
،
، كار و جامعه، دي 1388 ـ شماره 115، (4 صفحه ـ از 69 تا 72)
،
، كار و جامعه، مهر 1388 ـ شماره 112، (10 صفحه ـ از 24 تا 33)
،
،
(علمي ـ ترويجي)، مهر و آبان 1388 ـ شماره 37، (8 صفحه ـ از 56 تا 63)
، كار و جامعه، بهمن و اسفند 1387 - شماره 104 و 105، (10 صفحه ـ از 82 تا 91)
،
،
تابستان 1387 ـ شماره 2، (20 صفحه ـ از 4 تا 23)
ـ
ـ
،
، كار و جامعه، فروردين و ارديبهشت 1388 ـ شماره 106 و 107، (20 صفحه - از 26 تا 45)
، كار و جامعه، دي 1388 ـ شماره 115، (3 صفحه ـ از 92 تا 94)
،
، كار و جامعه، خرداد و تير 1389 ـ شماره 120 و 121، (10 صفحه ـ از 27 تا 36)
،
،
، بهمن 1389 ـ شماره 128، (6 صفحه ـ از 8 تا 13)
،
، كار و جامعه، تير 1388 ـ شماره 109، (18 صفحه ـ از 58 تا 75)
،
،
(علمي ـ ترويجي)، بهمن و اسفند 1387 ـ شماره 257 و 258، (8 صفحه ـ از 192 تا 199)
،
،
(علمي ـ ترويجي)، فروردين و ارديبهشت 1387 ـ شماره 247 و 248، (6 صفحه ـ از 238 تا 243)
عربي، افسانه، راههاي موفقيت برتر در كسب و كار، كار و جامعه، مهر 1388، شماره 112، (4 صفحه ـ از 34 تا 37)
،
،
(علمي ـ ترويجي)، مرداد و شهريور 1388 ـ شماره 263 و 264 (20 صفحه ـ از 150 تا 169)
ـ
،
،
(علمي ـ پژوهشي/ISC)، پاييز 1387 ـ شماره 63، (20 صفحه ـ از 139 تا 158)
ـ
ـ
ـ
،
، كار و جامعه ، دي 1389 - شماره 127، (18 صفحه ـ از 16 تا 33)
،
،
(علمي ـ ترويجي)، مرداد و شهريور 1387 ـ شماره 251 و 252، (8 صفحه ـ از 150 تا 157)
،
، اطلاعات سياسي ـ اقتصادي (علمي ـ ترويجي)، مهر و آبان 1387 ـ شماره 253 و 254، (10 صفحه ـ از 306 تا 315)
،
، كار و جامعه، آبان و آذر 1389 ـ شماره 125 و126، (8 صفحه ـ از 11 تا 18)
،
، كار و جامعه، فروردين و ارديبهشت 1389 ـ شماره 118 و 119، (2 صفحه ـ از 104 تا 105)
،
،
(علمي ـ پژوهشي/ISC)، زمستان 1387 ـ شماره 3، (26 صفحه ـ از 37 تا 62)
ـ
،
،
(علمي ـ ترويجي)، مهر و آبان 1388 ـ شماره 37، (13 صفحه ـ از 43 تا 55)
،
،
(علمي ـ ترويجي)، فروردين و ارديبهشت 1388 ـ شماره 34، (20 صفحه ـ از 39 تا 58)
، كار و جامعه، دي 1388 ـ شماره 115، (18 صفحه ـ از 35 تا 52)
ـ
،
،
(علمي ـ پژوهشي/ISC)، پاييز 1387 ـ شماره 31، (32 صفحه ـ از 37 تا 68)
ـ
ـ
،
،
، شهريور و مهر 1389 ـ شماره 123 و 124، (12 صفحه ـ از 47 تا 58)
،
،
، بهمن 1389 ـ شماره 128، (27 صفحه ـ از 14 تا 40)
،
، كار و جامعه، خرداد و تير 1389 - شماره 120 و 121، (13 صفحه ـ از 10 تا 22)
،
، كار و جامعه، آبان و آذر 1389 ـ شماره 125 و 126، (17 صفحه ـ از 63 تا 79)
ار)، بررسيهاي بازرگاني (علمي ـ ترويجي)، مهر و آبان 1389 ـ دوره جديد ـ شماره 43، (16 صفحه ـ از 27 تا 42)
ـ
،
، كار و جامعه، آبان و آذر 1389 ـ شماره 125 و 126، (9 صفحه ـ از 54 تا 62)
كتابنامه
نهجالبلاغه
ابن اثيرجزري، عزالدين، اسد الغابة، بيروت، دارالمعروفة، بيتا.
افلاكي، شمسالدين احمد، مناقب العارفين، اقبال، چاپ پنجم، 1380.
بهرام پور، ابوالفضل، نسيم حيات، هجرت، چاپ پنجم، 1384.
برقعي، يحيي، چكيده انديشهها، قم، نشر كتاب، چاپ ششم، 1367.
بهمنياري، احمد، داستان نامه،تهران، دانشگاه تهران، موسسه انتشارات و چاپ،1381.
تميمي آمدي، عبدالواحدابن محمد، غررالحكم و دررالكلم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، بيتا.
ثقفي كوفي، ابراهيم بن محمد، الغارات، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ترجمه: عبدالمحمد آيتي، 1305.
جبران خليل جبران، پيامبر، ترجمه: محمدرضا ابراهيمزاده، تهران، بينا، 1346.
جعفري، محمدتقي، ترجمه و تفسير نهج البلاغه، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، چاپ هفتم، 1376.
جعفري تبريزي، محمدتقي، حكمت،عرفان، اخلاق در شعر نظامي گنجوي، تهران، كيهان، 1370.
جمعي از نويسندگان، كار و تلاش رمز موفقيت، قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، چاپ اول، 1389.
حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، قم ، موسسه آل البيت، 1372.
حراني، ابومحمد حسن، تحف العقول عن آل الرسول، تهران، مكتبة الصدوق، 1376.
حكيمي، محمدرضا و ديگران، الحياة، ترجمه: احمد آرام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، 1376.
حيدري ابهري، غلامرضا، امثال و حكم فارسي، قم، جمال، چاپ اول، 1383.
ــــــــــــــ ، حكمتنامه پارسيان ( فرهنگ اسلامي در آينه امثال و حكم فارسي)، قم، جمال، 1385.
دورانت، ويليام جيمز، لذات فلسفه، ترجمه: عباس زرياب، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1374.
رجبي دواني، محمد، عين بقاء، رهنمون، چاپ دوم.
سبحاني، جعفر، رمز پيروزي مردان بزرگ، قم، نسل جوان، 1370.
سميعي، رضا، جام انديشه (فرهنگ سخنان خردمندان)، قم، صالحان، 1387.
سيوطي، عبدالرحمن بن ابي بكر، جامع الصغير، تهران، اميركبير،1382.
شاملويي، حبيبالله، بزرگان چه گفتهاند، تهران، اميد فردا، چاپ اول، 1380.
شكوري، ابوالفضل، سيره صالحان، شكوري، 1374.
شوشتري، نورالدين بن سيد شريفالدين، احقاق الحق، قم، مكتبة آية العظمي المرعشي النجفي، بيتا.
الطبراني، سليمان بن احمد، المعجم الكبير، مطبعة الزهراء الحديثه، چاپ دوم،1984م.
فيض كاشاني، ملامحسن، محجة البيضاء، تصحيح و تعليق: علياكبر غفاري، قم، مؤسسه النشر اسلامي، بيتا.
قرائتي، محسن، تفسير نور، قم، در راه حق، 1374.
كليني، محمد بن يعقوب، فروع كافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1378.
__________ ، اصول كافي، تصحيح: علي اكبر غفاري، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1404.
گروه نويسندگان (به اهتمام پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي) زير نظر علياكبر رشاد، دانشنامه امام علي عليه السلام ، تهران، موسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، 1380.
لامعي، شبانعلي، حكايتهاي فرهنگي، تهران، رامند، 1382.
مجتهدي، سيد مرتضي، اسرار موفقيت، قم، حاذق، چاپ چهارم، 1383.
مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، مكتبة الاسلاميه، چاپ دوم، 1394.
ـــــــــــــ ، تاريخ پيامبران، تحقيق: سيد علي اماميان، سرور، چاپ چهارم، 1380.
محمدي اشتهاردي، محمد، پيكار اسلام با اسراف، شفق، 1398ه . ق.
محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، قم، دارالحديث، 1377.
مديريت اطلاعات كارشناسان و انديشمندان، آشنايي با كارشناسان علوم اسلامي و انساني براي استفاده برنامه سازان رسانه ملي، تهران، صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي، 1390.
مركز طرح و برنامهريزي سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، اهداف، محورها، اولويتها و سياستهاي توليد، تامين و پخش، انتشارات مبلغان، 1384.
مطهري، مرتضي، تعليم و تربيت در اسلام، تهران، صدرا، چاپ بيست و سوم، 1373.
ــــــــــــــ ، حكمتها و اندرزها، تهران، صدرا، چاپ سوم، 1373.
ــــــــــــــ ، داستان راستان، صدرا، تهران، چاپ دهم، 1367.
معاونت پژوهشي موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني رحمه الله ، مجموعه مقالات اولين كنگره بررسي انديشههاي اقتصادي امام خميني، تهران، چاپ دوم، 1378.
مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، قم، دارالكتب الاسلاميه، چ12، 1374.
موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، صحيفه امام، تهران، چاپ سوم، 1379.
موسوي خميني، روح الله، صحيفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1361.
موسوي لاري، مجتبي، رسالت اخلاق در تكامل انسان، موسسه تحقيقات و نشر معارف اهل بيت، قم، بوستان كتاب، 1386.
نجم رازي، عبدالله بنمحمد، مرصادالعباد، بيجا، كتابخانه سنايي، 1363.
نصيري، عمر بن ابن شعبه، تاريخ المدينه المنورة، قم، دارالكفر، 1410.
نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسايل، قم، موسسه آل البيت، 1407.
ورام ابن ابي الفراس، ابوالحسين، مجموعه ورام، ترجمه : محمدرضا عطايي.
هادي منش، ابوالفضل، در قلمرو آفتاب، صدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران، دفتر عقل، 1385.
هاشمي رفسنجاني، علياكبر، تفسير راهنما، قم، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم،1371.