ghaemiyeh.com
سرشناسه : ميرمحمدي، داوود،۱۳۴۳ -
عنوان و نام پديدآور : تحليلي بر مولفههاي فرهنگي در منظومه فكري امام خميني رحمهالله و مقام معظم رهبري/ داوود ميرمحمدي؛ تهيهكننده مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما.
مشخصات نشر : قم: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهري : ۲۰۷ ص.؛ ۵/۱۴×۵/۲۰ سم.
شابك : ۶۵۰۰۰ ريال:978-964-514-335-8
وضعيت فهرست نويسي : فاپا
يادداشت : كتابنامه: ص. [۲۰۳] - ۲۰۷.
موضوع : خميني، روحالله، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، ۱۲۷۹ - ۱۳۶۸. -- ديدگاه درباره فرهنگ
موضوع : خامنهاي، علي، رهبر جمهوري اسلامي ايران ، ۱۳۱۸ - -- ديدگاه درباره فرهنگ
موضوع : فرهنگ
شناسه افزوده : صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. مركز پژوهشهاي اسلامي
رده بندي كنگره : DSR۱۵۷۴/۵ /ف۴ت۳ ۱۳۹۳
رده بندي ديويي : ۹۵۵/۰۸۴۲
شماره كتابشناسي ملي : ۳۴۷۸۵۴۱
كليات
زير فصل ها
مقدمه
پرسشهاي تحقيق
روش بررسي
خطوط كلي پيام نوروزي مقام معظم رهبري
مقدمه
هرساله مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنهاي به هنگام تحويل سال و آغاز سال جديد هجري شمسي با پيام نوروزي خويش، ضمن تبريك حلول سال نو به همه ملتهاي مسلمان در اقصي نقاط جهان، به ويژه ملت ايران و ملتهايي كه عيد نوروز را گرامي ميدارند و آن را مبناي شروع سال جديد خود ميدانند، نامي براي سال جديد برميگزينند. در واقع اين نامگذاري به تعبيري اولويت آن سال و منشور راهبرد كلان و چارچوب فعاليت مديريت راهبردي و مجموعه نظام اجرايي كشور در طول يك سال است. با نگاهي به نامهاي انتخاب شده در سالهاي گذشته درمييابيم اين نامگذاريها هوشمندانه و هدفمندانه صورت ميگيرد؛ به نحوي كه با مد نظر قرار دادن سند چشمانداز، قانون برنامه توسعه، نيازهاي روز نظام جمهوري اسلامي، قشرهاي مختلف جامعه و آحاد ملت، اوضاع و اقتضائات روز كشور، اوضاع و تحولات منطقهاي و بينالمللي، چشمانداز تحولات در سطح ملي و بينالمللي، در قالب آن نقشه راه كشور براي يك سال ترسيم و خطوط كلان و كلي اولويت كاري و جهتگيري حركت دستگاههاي اجرايي روشن ميشود.
بر همين روال به هنگام تحويل سال1393 مقام معظم رهبري پس از
تبريك سال نو اين سال را سال «اقتصاد، فرهنگ با عزم ملي و مديريت جهادي» نام نهادند. جايگاه و اهميت اقتصاد در برنامهريزيهاي كلان كشور در سال جديد و لزوم تبيين رويكرد نظري و منظومه فكري حضرت امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري در اين زمينه بر كسي پوشيده نيست، اما به دليل اهميت و جايگاه فرهنگ به عنوان زيربناي هرگونه حركت اقتصادي، اجتماعي و سياسي و فعاليت پژوهشي، و نيز به لحاظ گستردگي و حجم وسيع كار و ممكن نبودن پرداختن به هر دو موضوع اقتصاد و فرهنگ در فرصت زماني كوتاه، در اين مجموعه صرفاً بر موضوع فرهنگ متمركز شده و تلاش كردهايم با بهرهگيري از «روش اسنادي» و «تحليل محتواي كيفي» و با مراجعه به مجموعه آثار و سخنرانيهاي حضرت امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري در حوزه «فرهنگ» و مد نظر قرار دادن دو مفهوم كليدي «عزم ملي و مديريت جهادي» به عنوان شيوههاي تحقق اين راهبرد، خطوط كلي انديشه آنان را در اين حوزه استخراج و در چارچوبي مدون و علمي تجزيه و تحليل و ارائه كنيم.
آشكار است كه در منظومه فكري حضرت امام رحمه الله و رهبر معظم انقلاب موضوع فرهنگ از جايگاه ويژهاي برخوردار است تا جايي كه حضرت امام رحمه الله در طول حيات پربارشان و رهبر معظم انقلاب در مناسبتها و ديدارهاي مختلف مردمي و مسئولان با ايشان و فرمانهاي ابلاغي ايشان به نهادهاي ذيربط، همواره بر اين موضوع تأكيد داشتهاند. ازاينرو، تبيين انديشه فرهنگي اين دو بزرگوار كاري بسيار مهم، راهگشا نيازمند رعايت ظرافتهاي روششناختي، و اتخاذ رويكرد همهجانبهنگري و تشكيل گروههاي پژوهشي بينرشتهاي و پيشبيني
زمان كافي است. نگارنده با اذعان به نكات مذكور، كوشيده است متناسب با نياز مخاطبان خود كه عموماً مديران، مسئولان و برنامهسازان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در شبكههاي سراسري و استانياند، از اين خرمن توشهاي برچيند و محورهاي كلان و كلي فرمايشهاي آنان را استخراج و براي سياستگذاري رسانهاي و توليد برنامههاي مختلف عرضه كند. بنابراين، مركزيت و محور اصلي مباحث اين مجموعه، منظومه فكري امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري بوده است؛ در عين حال در پايان كتاب محورها و موضوعات برنامهاي دستهبندي و تدوين شده، و نيز يافتههاي پژوهشي نگارنده و شاخصهاي راهبردي فرهنگي ـ كه دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي با الهام از انديشههاي آنان در سال 1389 تدوين كرده ـ محوريابي و موضوعشناسي شده است.
براي تحقق اهداف اين تحقيق، چند پرسش كليدي مدنظر قرار گرفته است:
در منظومه فكري و انديشهاي حضرت امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري الگوي فرهنگ مطلوب چيست؛ چه شاخصها و ويژگيهايي و چه اهميت و جايگاهي دارد؟
از منظر امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري عوامل تقويت و ارتقاي فرهنگ اصيل اسلامي و ايراني چيست و تهديدات و آسيبپذيريهاي آن كداماند؟
با توجه به اينكه رسانه ملي به عنوان يك نهاد فرهنگي خود نيز
مخاطب و مشمول پيام نوروزي مقام معظم رهبري است و همچنين با عنايت به نقش و جايگاهي كه در تبيين اين راهبرد و نقشه راه ميتواند ايفا نمايد، چگونه بايد سياستگذاري و برنامهريزي نمايد تا ضمن تبيين مؤلفهها و اهداف مطمح نظر ايشان، در خدمت تحقق اين راهبرد بنيادي و تقويت و تثبيت فرهنگ و هويت اصيل اسلامي و ايراني قرار گيرد؟
مرجع اصلي براي شناخت و فهم موضوعات ياد شده و پاسخگويي به پرسشهاي مربوط، سخنان امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري است. دادههاي اين مجموعه به روش تحليل محتواي كيفي جمعآوري شده است. «رويكرد پژوهش» ديدگاهها، باورها و گفتههاي امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري ميباشد كه به منزله گزارههاي ارتباطي در مورد فرهنگ قادر است نويسنده را در پاسخ به پرسشهاي پژوهش رهنمون سازد. تحليل محتوا يكي از فنون و روشهاي تحقيق است كه براي توصيف عيني و كيفي منظم محتواي آشكار به كار ميرود. (باردن، 1375: 35) در اين روش محتواي اطلاعات از طريق بهكارگيري عيني و منتظم قواعد علمي، به اطلاعاتي كه ميتوانند خلاصه، مقولهبندي و با هم مقايسه شوند تغيير شكل مييابد. (هولستر، 1373: 13)
بدين منظور از بين متون مختلف، متون فرهنگي ـ اجتماعي امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري آمده است كه شامل صحيفه نور حضرت امام و نيز مجموعه سخنرانيها، پيامها، بيانيهها، فرمانها، مصاحبهها و سخنرانيهاي مقام معظم رهبري ميشود و متضمن ديدگاههاي فرهنگي آنان درباره مسائل انقلاب، نظام اسلامي، ايران و گاه جهان اسلام و راهبردها،
روشها و سازوكارهاي راهبردي ايشان است. علاوه بر گزينش مرجع اصلي گردآوري دادهها، انتخاب واحد مناسب تحليل نيز گام ضروري ديگري در كاربست روش تحليل محتواي كيفي است. در اين تحقيق عبارات و گزارههاي مضبوط در مرجع اصلي تحقيق به عنوان واحد تحليل انتخاب شدهاند. بر همين اساس، ضمن مرور و مطالعه متون مذكور به صورت استقرايي، گزارههايي انتخاب شده است كه متضمن كليدواژههايي باشد مانند: فرهنگ، فرهنگ ديني، فرهنگي اسلامي، فرهنگ ايراني، ارزشهاي ديني، الهي و انقلابي، هويت ديني، هويت اسلامي و ايراني، خانواده، حجاب، زن، اسلام، آزادي، استقلال ملي، عزم ملي، مديريت جهادي، اقتصاد مقاومتي، خودكفايي، هنر، حماسه اقتصادي، قانونگرايي، وجدان كاري، اراده ملي، تهاجم فرهنگي، خودباوري، الگوي زندگي، و نيز گزارههاي مشعر به عوامل آسيبرسان و تهديدزا نسبت به استقلال فرهنگي، هويت ديني، فرهنگ اسلامي و ملي مثل ناتوي فرهنگي، وابستگي فرهنگي، وابستگي، تهديد و آسيبپذيري ارزشهاي ديني، ضعف و ناتواني فرهنگي، فرسايش و زوال فرهنگي و...؛ يعني واژهها و مفاهيمي كه بيشترين ارتباط معنايي و موضوعي را با حوزه فرهنگ دارند. همچنين براي هر محور گزارههايي به عنوان شاهد مثال و مؤيد ذكر به صورت كيفي تحليل شده است. رويكرد اصلي اين نوشتار توصيفي است كه مرحلهاي آغازين و مقدماتي در جستوجوي معرفت محسوب ميشود.
براي تجزيه و تحليل محتواي پيام نوروزي رهبر انقلاب كه سال 1393 را سال «اقتصاد، فرهنگ با عزم ملي و مديريت جهادي» نامگذاري كردند
و به دليل اهميت پيام ايشان در زمان تحويل سال و نيز سخنراني در اجتماع عظيم زائران و مجاوران رضوي عليه السلام در اين بخش خطوط كلي اين دو سخنراني ارائه ميشود. خطوط كلي پيام نوروزي مقام معظم رهبري و سخنراني ايشان در نخستين جمعه و اولين روز از سال 1393 در جمع زائران حرم رضوي و مردم مشهد بدين شرح است:
الف) پيام نوروزي
مقام معظم رهبري در پيام نوروزي 1393 با تبريك سال نو و نوروز به همه همميهنان و ايرانيان در سراسر جهان، به خصوص خانواده معظم شهدا و ايثارگران و مجاهدان راه اسلام و ايران، سال جديد را سال «اقتصاد، فرهنگ با عزم ملي و مديريت جهادي» نام نهادند و با اشاره به تقارن سال جديد با ايام شهادت بانوي بزرگ جهان اسلام حضرت فاطمه زهرا عليها السلام ، از خداوند متعال مسئلت نمودند اين تقارن فرصت و امكان بهرهگيري مضاعف از انوار هدايت الهي و بركات فاطمي را براي ملت ايران فراهم سازد. از جمله نكات برجسته اين پيام ميتوان اين موارد را بر شمرد: لزوم مشاركت و حضور گسترده مردم در سازندگي كشور، ترويج اقتصاد و فرهنگ كار با حضور و مشاركت مردم، ضرورت نقشآفريني مردم توأم با اراده و عزم ملي و راسخ در عرصه فرهنگ و اقتصاد، لزوم فراهمسازي بستر و زمينه حضور و مشاركت مردم در عرصه اقتصاد و فرهنگ توسط مسئولان، امكان شكوفايي اقتصاد به كمك مردم و مسئولان، ضرورت استفاده از تجارب و عبرتهاي گذشته در تصميمگيريهاي آينده، لزوم تحقق حماسه اقتصادي در سال جديد و تأكيد بر لزوم تحقق اقتصاد مقاومتي به عنوان زيرساخت فكري و نظري تحقق حماسه اقتصادي در پرتو مديريت جهادي و تلاش مضاعف.
ب) سخنراني در اجتماع عظيم زائران و مجاوران حرم رضوي عليه السلام
حضرت آيت الله خامنهاي صبح روز جمعه در اولين روز بهار و نخستين روز سال 1393، دراجتماع عظيم زائران و مجاوران رضوي عليه السلام با تبريك مجدد سال نو، ابعاد مختلف پيام نوروزي خود را كه در آن نقشه كلان راه كشور در سال جديد يعني «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملي و مديريت جهادي» تعيين گرديده است، تبيين كردند. در اين مراسم رهبر معظم انقلاب اسلامي با تشريح ماهيت، ظرفيت و الزامات تحقق مقاومسازي اقتصاد و بايدها و نبايدهاي عرصه بسيار مهم فرهنگ تأكيد كردند بايد خود را آنچنان قوي كنيم كه زورگويان و باجگيران جهاني نتوانند حقي از اين ملت را ناديده بگيرند. ايشان در تشريح نكته محوري و كانوني خود در سال جديد، يعني ضرورت قويتر شدن ملت و كشور و افزايش اقتدار ملي، به تلاش باجگيران و زورگويان جهاني براي تضييع حقوق ملتهاي ضعيف استناد و بيان كردند: طبيعت جهاني كه با افكار مادي اداره ميشود، زورگويي قدرتمندان نسبت به ضعيفان است؛ پس بايد قوي شويم و پيشرفت كنيم. رهبر انقلاب در بيان علت انتخاب شعار «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملي و مديريت جهادي» به عنوان نقشه راه كلي سال 93، به گامهاي بلند و تجربيات موفق ملت و امكانات و ظرفيتهاي وسيع كشور اشاره كردند و افزودند: مسير پر افتخار «اقتدار ملي» با تمركز مسئولان و مردم بر اين شعار، با شتاب بيشتري پيموده خواهد شد. ايشان برخورداري از تسليحات پيشرفته به عنوان يكي از عناصر اصلي قدرت يك ملت را لازم دانستند اما اقتصاد، فرهنگ و علم را سه عنصر اصلي اقتدار ملي برشمردند و فرمودند با ياري خداوند در دوازده سال اخير درباره علم و دانش پيشرفتهاي درخشاني داشتهايم.
رهبر انقلاب اهتمام جدي درباره دو عنصر ديگر «اقتدار ملي»، يعني اقتصاد و فرهنگ را ضروري برشمردند و با تمركز بر مسئله اقتصاد تأكيد كردند: بايد اقتصاد ايران را به گونهاي قوي كنيم كه هيچ تكانهاي در جهان و هيچكس در هيچ جاي دنيا ـ چه امريكا و چه غير امريكا ـ نتواند با يك تصميمگيري و يك نشست و برخاست، بر اقتصاد كشور و معيشت مردم ما اثر بگذارد كه اين همان اقتصاد مقاومتي است. رهبر انقلاب با اشاره به ابلاغ سياستهاي اقتصاد مقاومتي و استقبال رؤساي قوا وديگر مسئولان از اين سياستها، سه سؤال مهم زير را طرح كردند و به آنها پاسخ گفتند:
الف) خصوصيات سلبي و ايجابي اقتصاد مقاومتي چيست؟
ب) آيا اين هدف تحققپذير است يا يك آرزو و خيال خام؟
ج) اگر تحققپذير است، الزامات آن چيست؟
ايشان «اقتصاد مقاومتي» را يك الگوي علمي متناسب با نيازهاي كشور تعريف نمودند كه بسياري از كشورهاي ديگر نيز براي كاهش اثرپذيري خود از تكانههاي اجتماعي و اقتصاد جهاني، متناسب با شرايط خاص خود، به آن روي آوردهاند. مهمترين ويژگيهاي اقتصاد مقاومتي در نگاه رهبر معظم انقلاب از اين قرار است: درونزا بودن و تكيه بر ظرفيتها و امكانات داخلي در عين برونگرايي و تعامل صحيح با اقتصاد ديگر كشورها و جامعه جهاني، تناسب با نيازهاي جامعه، غير دولتي بودن، اقتصاد دانشبنيان در عين استفاده از تجربيات و مهارتهاي فعالان صنعتي و كشاورزي و مردمبنيان بودن يعني تكيه بر مشاركت و حضور مردم و سرمايههاي مردمي، توجه به عدالت اقتصادي و اجتماعي در عين توجه به شاخصهاي رايج اقتصادي جهان نظير رشد ملي و
توليد ناخالص ملي و مؤثر بودن اقتصاد مقاومتي در همه شرايط چه تحريم و چه غير تحريم، تحققپذيري با بهرهگيري از ظرفيتها و توانمنديهاي داخلي نظير ظرفيتهاي عظيم نيروي انساني از جمله جمعيت جوان، ده ميليون دانشآموخته دانشگاهي، بيش از چهار ميليون دانشجو و ميليونها نيروي ماهر و مجرب صنعتي و غير صنعتي، در كنار منابع طبيعي فراوان و بسيار پر ارزش، موقعيت جغرافيايي كم نظير و زيرساختهاي نرمافزاري و سختافزاري.
الزامات تحقق اقتصاد مقاومتي يكي ديگر از نكات كليدي پيام نوروزي رهبر انقلاب بود كه به علت اهميت آن محور تحليل قرار گرفت. تحليل رهبر انقلاب در زمينه الزامات تحقق اقتصاد مقاومتي بر چهار ضرورت متمركز گرديد:
حمايت همهجانبه مسئولان از توليد ملي به عنوان حلقه اساسي پيشرفت كشور؛
اهميت دادن صاحبان سرمايه و توليدگران به افزايش بهرهوري و توليد ملي؛
ترجيح صاحبان سرمايه به فعاليت در عرصههاي توليدي به جاي حضور در عرصههاي غير توليدي؛
پايبندي ملت به استفاده از توليدات داخلي.
مقوله «فرهنگ» دومين بخش پيام نوروزي رهبر انقلاب را تشكيل ميداد كه ايشان نقش آن را مهمتر از اقتصاد دانستند. ايشان در تشريح علت اهميت فرهنگ، آن را به هوايي تشبيه كردند كه چه بخواهيم چه نخواهيم بايد تنفس كنيم. بنابراين اگر تميز باشد يا آلوده، اثر متفاوتي را بر جامعه و كشور خواهد داشت. ايشان با استناد به تأثير بيبديل فرهنگ در شكلگيري «نگاه
مردم» (طرز تلقي و نگرش مردم) افزودند: همه رفتارهاي روزمره، عادات و «نگاه اقتصادي، اجتماعي و سياسيِ» مردم از فرهنگ آنها الهام ميگيرد و باورهاي فرهنگي به همه مسائل و عرصههاي ديگر سايه مياندازد و مهمتر است. تمركز دشمنان بر موضوع فرهنگ ناشي از اهميت فوقالعاده اين موضوع است؛ لذا مسئولان فرهنگي بايد با حساسيت و هوشياري مراقب رخنههاي بسيار خطرناك فرهنگي باشند و به وظايف ايجابي و دفاعي خود در اين زمينه عمل كنند.
رهبر انقلاب تأثير منفي تقصيرات، كمكاريها و بيبرنامگيهاي داخلي بر فرهنگ عمومي را بخشي از مشكلات دانستند و گفتند همه مشكلات فرهنگي ناشي از فعاليتهاي دشمنان نيست؛ اما نبايد اين فعاليتهاي مخرب سي و پنج ساله دشمنان را انكار كرد يا ناديده گرفت. در عرصه فرهنگ رهبر انقلاب مسائلي نظير توليد داخلي، قانونگرايي، روح استقلال ملي، ترويج مباني اخلاقي و ديني جامعه، حجاب اسلامي، توجه به زبان فارسي و خلقيات ملت، پرهيز و جلوگيري از ترويج اباحهگري، حفظ روح عزت ملي، توجه به خانواده، آزادي، نهراسيدن از هوچيگري رسانههاي بيگانه و يا رسانههايي كه زبان بيگانه را در كام دارند، حساسيت مسئولان در برابر رخنهها و انحرافات فرهنگي، نگاه نقادانه نسبت به اوضاع فرهنگي كشور مبتني بر منطق محكم و بيان روشن و صريح، پرهيز از تهمتزني، جنجالآفريني و تكفير يكديگر، طرح مشكلات با منطق محكم و نگاه نقادانه و بيان نقاط ضعف را از معيار و شاخصهاي مهم در اين حوزه برشمردند كه بايد در سايه عزم ملي و مديريت جهادي پيگيري شود.
فصل دوم
زير فصل ها
تحليل محتواي منظومه فرهنگي امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري
زير فصل ها
مقدمه
اصول و مؤلفههاي فرهنگ از نگاه امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري
اقتصاد مقاومتي؛ شاخصها و مؤلفهها
مديريت جهادي و شاخصهاي آن
تهديدها و آسيبهاي فرهنگي
مقدمه
فرهنگ در منظومه فكري و انديشه امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري از جايگاه والايي برخوردار است. به همين دليل آنان در فرمايشها، رهنمودها و مباحث خود در مناسبتهاي مختلف، به ويژه در پيامهاي نوروزي و نامگذاريهاي سالها، بر توجه به بنيانهاي فرهنگي كشور و حتي مسلمانان و جهان اسلام تأكيد داشتهاند. براي تبيين رويكرد فرهنگي امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري در بدو امر لازم است مقوله فرهنگ به اجزاي گوناگون تقسيم گردد. به همين منظور در گام نخست تلاش شده اصول، مؤلفهها و شاخصهاي تشكيلدهنده رويكرد فرهنگي امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري تشريح، سپس عوامل و عناصر تهديد فرهنگ از نگاه آنان واكاوي شود و در ادامه پس از تحليل و استنتاج، محورها، موضوعات و پيشنهادها براي تحقق و اجراي منويات اين دو بزرگوار در عرصه فرهنگ عرضه شود. به رغم وقوف به دشواري كار و بضاعت كم نويسنده و اذعان پيشاپيش به كاستيهاي احتمالي تحليل و فهم، تلاش بر آن است تا حد امكان تصوير رساتري از ابعاد مختلف موضوع ترسيم نماييم. همانگونه كه در روششناسي تحقيق تصريح شد، مرجع اصلي براي شناخت و فهم موضوعات و پاسخگويي به پرسشهاي تحقيق، سخنان امام خميني رحمه الله در صحيفه نور و بيانات مقام معظم رهبري
در پيام نوروزي و سخنراني ايشان در نخستين روز آغاز سال جديد در حرم رضوي و ساير فرمايشهاي ايشان است كه جمعآوري و دستهبندي شده است.
اهميت فرهنگ را از جنبههاي مختلف ميتوان طرح نمود كه در اين ميان دو جنبه برجستگي بيشتري دارد: يكي جايگاهي كه فرهنگ در هويت و موجوديت يك جامعه دارد و ديگري نقشي كه فرهنگ ميتواند در پيشرفت و تعالي جوامع ايفا نمايد. جنبه نخست، اهميت و جايگاه فرهنگ را در موجوديت جامعه نمايش ميدهد و جنبه دوم اهميت و نقش فرهنگ صحيح در حركت به سمت اعتلا يا انحطاط جوامع را ترسيم ميكند. در بعد نخست، حوزه نفوذ فرهنگ به همه ابعاد زندگي بشر كشيده ميشود و همه ويژگيهاي متمايزكننده انسانها از يكديگر و نيز همه ويژگيهاي متفرقه جوامع در فرهنگ آنها نهفته است. حضرت امام خميني رحمه الله اين مفهوم را با تصريح بيشتر چنين بيان ميفرمايند: «بيشك بالاترين و والاترين عنصري كه در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هويت و موجوديت آن جامعه را تشكيل ميدهد». (صحيفه نور، ج 15: 160)
اساساً فرهنگ است كه ويژگيهاي مشترك پديدهآورنده يك مليت را تشكيل ميدهد و بدون وجود فرهنگ واحد، افراد تبعه يك كشور را نبايد يك ملت ناميد. لذا ميتوان گفت اساس مليت يك ملت فرهنگ است. (صحيفه نور، ج 6: 40) اين اهميت والاي فرهنگ در هويت و موجوديت جوامع از تعاريفي استنباط ميشود كه براي فرهنگ ارائه شده است تا
جايي كه همه ابعاد علوم، فنون، ادبيات، هنر، اخلاق، ارزشها، باورها، اعتقادات، رسوم، هنجارها، مناسك و حتي مصنوعات مادي ساخت بشر و... را در حيطه فرهنگ جاي داده است. كل تمدن بشري از اين مجموعه ساخته شده است. به فرموده امام رحمه الله : «فرهنگ مبدأ همه خوشبختيها و بدبختيهاي ملت است.» (صحيفه نور، ج 1: 273) زيرا تمام خوشبختيها و بدبختيهاي جوامع، به بهرهمندي از پيشرفت علوم و فنون و عملكرد اعتقادات، اخلاق، ارزشها و هنر آنها در زمينههاي مختلف وابسته است. با عملكرد صحيح اين ابعاد فرهنگ و نيز بهرهمندي از نتايج پيشرفت علوم و فنون، جوامع ميتوانند به خوشبختي برسند. ميتوان گفت همه امور جوامع بستگي تام به فرهنگ آنها دارد. لذا «اگر مشكلات فرهنگي و آموزشي به صورتي كه مصالح كشور اقتضا ميكند حل شود، ديگر مسائل به آساني حل ميگردد.» (صحيفه نور، ج 15: 192) به همين دليل است كه امام فرهنگ را رأس همه اصلاحات ميداند و ميفرمايد: «رأس همه اصلاحات اصلاح فرهنگ است.» (صحيفه نور، ج 10: 55) نيز ميفرمايد: «اگر فرهنگ ناصالح شد، اين جوانهايي كه تربيت ميشوند به اين تربيتهاي فرهنگ ناصالح، اينها در آتيه فساد ايجاد ميكنند... . وقتي فرهنگ فاسد شد، جوانهاي ما كه زيربناي تأسيس همه چيز هستند، از دست ما ميروند و انگل بار ميآيند. (صحيفه نور، ج 1: 273) همچنين در جايي ديگر ميفرمايد: «فرهنگ نه تنها انسانها را به انحطاط ميكشد بلكه ميتواند موجب انحطاط و پوچي و در نهايت اضمحلال جوامع شود». (صحيفه نور، ج 15: 160)
رهبر معظم انقلاب نيز در مناسبتهاي مختلف با تأكيد بر اهميت و جايگاه فرهنگ، قانونگرايي، خودباوري ملي، وجدان كاري، انضباط
اجتماعي، دينباوري، تقويت ارزشهاي الهي و ديانت در جامعه، الگوي مصرف و سبك زندگي ايراني و اسلامي، تعاون اجتماعي، تشكيل خانواده و ازدواج را نمونههايي از شاخصها و جهتگيريهاي فرهنگي كشور ذكر نموده و استقلال كشور، ضرورتهاي ديني و اخلاقي جامعه، خلقيات ايراني و زبان فارسي و خودباوري ملي را بخشي از خط قرمزهاي فرهنگي كشور ذكر نمودهاند. ايشان فرهنگ را مثل هوايي ميدانند كه انسان وقتي اين را استنشاق كرد و با جاني كه گرفت ميتواند قدم بردارد و رو به جلو حركت كند. از نظر رهبر انقلاب فرهنگ زيربناست و بقيه كارها همه برخاسته از فرهنگ؛ يعني آنچه انسان استنشاق ميكند. اگر چنانچه يك جايي، هواي مسمومي تزريق شود، نتيجهاي كه در اندامها ديده خواهد شد تابع آن مسموميتي است كه در اين هواست. اگر فضا را با دود يا مخدري تخدير كنند، وقتي انسان آن را استنشاق كرد، رفتارش متناسب با آن چيزي خواهد شد كه استنشاق كرده است. (برگرفته از: بيانات رهبر انقلاب در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت به مناسبت هفته دولت با ايشان: ۱۳۸۶/۰۶/۰۴) ايشان در جايي ديگر ميفرمايند: «بايد در جهتي حركت كنيم كه مردم، متدين بار بيايند، متدين عمل بكنند، به مباني ديني معتقد بشوند، عملاً پايبند بشوند؛ جهتگيري ما در همه زمينهها بايد اين باشد». (بيانات معظم له در ديدار اعضاي هيئت دولت، ۱۳۸۸/۰۶/۱۶)
رهبر انقلاب در تعبير ديگر فرهنگ را همان خلقيات اجتماعي جامعه ميخواند و ميفرمايد:
درست است كه مقوله فرهنگ در موارد زيادي شامل رفتارها هم ميشود، اما اساس و ريشه فرهنگ عبارت است از عقيده،
برداشت و تلقي هر انساني از واقعيات و حقايق عالم و نيز خلقيات فردي و خلقيات اجتماعي و ملي... بنده چند نمونه از خلقيات اجتماعي و ملي را كه براي يك ملت تعيينكننده است، در اينجا عرض ميكنم. مثلاً عزم و اراده، غرور ملي، احساس توانايي، احساس قدرت بر اقدام و عمل و سازندگي، انضباط، نشاط، همكاري و مشاركت... .
ايشان فرهنگ را عامل شكلدهنده به ذهن و رفتار عمومي جامعه ميخوانند و ميفرمايند: «حركت جامعه، بر اساس فرهنگ آن جامعه است. انديشيدن و تصميمگيري جامعه، بر اساس فرهنگي است كه بر ذهن آن حاكم است». (در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي: 19/9/1379)
اينك بعد از ارائه تعريفي مختصر از فرهنگ از نگاه امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري، در اين بخش ميكوشيم با اتكا به روش تحليل محتوا، مستند به گفتههاي امام رحمه الله و رهبر انقلاب، مقولات كلان و راهبردي از فرمايشهاي ايشان را به عنوان شاخصها، مؤلفهها و اصول فرهنگ اصيل برگزينيم و ويژگيهاي اقتصاد مقاومتي و مديريت جهادي را از نگاه مقام رهبري نماييم. در يك بررسي اجمالي از فرمودههاي امام خميني رحمه الله و رهبر انقلاب، مواضعي كه بيانگر اصول و مباني الگوي فرهنگي اصيل اسلامي و ملي است و روشهاي نهادينهسازي آن ـ بدون توجه به تقدم و تأخر و ماهيت آنها ـ به شرح ذيل ميشود:
ـ تربيتپذيري انسان به عنوان مهمترين ركن و زمينه فعاليت فرهنگي؛
ـ ضرورت مهندسي و مديريت فرهنگي به عنوان وظيفه حكومت اسلامي؛
ـ صيانت فرهنگي در پناه اتكا به اسلام؛
ـ اهميت فرهنگ و لزوم هدفگذاري و اولويت بندي در فعاليتهاي فرهنگي؛
ـ اهميت و جايگاه دين اسلام و ضرورت ترويج و آموزش دينباوري؛
ـ پرهيز از افراط و تفريط در فعاليتهاي فرهنگي؛
ـ جنگ نرم مهمترين راهبرد فرهنگي دشمن؛
ـ قانونگرايي، قانونمداري، و انضباط اجتماعي؛
ـ تأمين آزادي؛
ـ اهميت و جايگاه خانواده و زن؛
ـ برنامهريزي براي مبارزه با تهاجم فرهنگي؛
ـ ضرورت پايهگذاري سبك زندگي ايراني و اسلامي؛
ـ تأكيد بر محتواي فرهنگي اصيل به جاي فرم و صورت و كار تشريفاتي؛
ـ خودباوري عامل غلبه بر خودباختگي؛
ـ خودشناسي، خودفهمي و بازگشت به خويشتن؛
ـ عزم، اراده و غيرت ملي؛
ـ ظلمستيزي؛
ـ مبارزه با اباحيگري؛
ـ ضرورت تبادل فرهنگي و تعامل با جهان به دور از سلطهگري و سلطهپذيري؛
ـ توجه به تعميق و آموزش وجدان كاري؛
ـ استقلال ملي؛
ـ تأكيد بر خلاقيت و نوآوري و مهارت زندگي؛
ـ پايهگذاري هويت اسلامي ـ ايراني؛
ـ اصلاح الگوي مصرف.
در ادامه مطالب هريك از محورهاي مذكور، مستند به فرمايشهاي امام و رهبر معظم انقلاب تشريح ميگردد.
تربيتپذيري انسان به عنوان مهمترين ركن و زمينه فعاليت فرهنگي
يكي از عوامل مؤثر در راهبردپردازي فرهنگي در هر جامعه، نوع نگاه آن، به ويژه رهبران و مديريت راهبردي آن به انسان و جايگاه و ويژگيهاي اوست. اين موضوع تا بدان حد اثرگذار است كه ميتواند نوع و محتواي رويكردها و جهتگيريهاي فرهنگي آن جامعه و رهبران آن را تعيين كند. بر خلاف نظر بعضي از انديشهورزان و فيلسوفان كه انسان را تكساحتي، بدسرشت و جنگجو يا خوشذات و صلحجو تفسير و تأويل كردهاند و بر همين مبنا ديدگاه فرهنگي و اجتماعي خود را براي جوامع بشري ارائه دادهاند، در نگاه امام خميني قدس سره و رهبر معظم انقلاب انسان موجودي بالقوّه تربيتپذير، اثرپذير، اثرگذار، عاقل، و مختار است كه بر اساس اصل «آزادي و اختيار» سرنوشت خويش را رقم ميزند. اين دو بزرگوار هيچ عاملي را در پيمودن راه سعادت يا شقاوت مؤثرتر و تعيينكنندهتر از «اراده» انسان نميدانند و عواملي همچون وراثت و محيط را عوامل اثرگذار فرعي معرفي ميكنند. در فرمايشها و منظومه فكري امام رحمه الله ضمن تأكيد بر عنصر تربيت و كمالجويي انسان، چنين آمده است:
بچه وقتي متولّد شد، ديكتاتور نيست...، لكن با تربيتهاي
اعوجاجي در همان محيط كوچكي كه خودش دارد، كمكم ديكتاتوري در او ظهور ميكند. اگر تربيت صحيح باشد براي اين بچه، آن ديكتاتورياش رو به ضعف ميرود و اگر تربيت فاسد باشد، آن ديكتاتوري كه كم بود، رشد ميكند.
(صحيفه نور، ج 14: 90)
در منظومه فكري امام خميني رحمه الله ، خداوند، كه آفريدگار و پروردگار نظام هستي است، براي تربيت انسان، هاديان و مديراني همراه با طرح و برنامه تربيتي و سازندگي فرستاده است. آنها انبيا و كتب ديني هستند تا استعدادهاي نهفته در انسان را به منصه ظهور رسانند و راه سعادت و شقاوت را به او بنمايانند. ايشان در اين زمينه ميفرمايند: «خداوند تعالي با وحي به انبياي بزرگ ميخواستهاند كه مردم را، همه بشر را هدايت و آدم بسازند.» (صحيفه نور، ج 7: 288) «اگر براي هر علمي موضوعي است... علم همه انبيا هم موضوعش انسان است... تمام انبيا موضوع بحثشان، موضوع تربيتشان، موضوع علمشان انسان است.» (صحيفه نور، ج 8: 324) «قرآن كريم... آمده است كه انسان را بسازد، انسان بالقوه را انسان بالفعل و موجود بالفعل كند». (صحيفه نور، ج 3: 218)
در ديدگاه امام خميني رحمه الله انسان موجودي پويا، و كمالجو است و به طور فطري به كمال عشق دارد: «در فطرت همه بشر اين است كه كمال مطلق را ميخواهد و براي خودش هم ميخواهد. بشر انحصارطلب است، كمال مطلق را ميخواهد كه خودش داشته باشد. قانع نميشود به آنچه دارد، دنبال آن چيزي است كه ندارد؛ براي اينكه عشق به كمال مطلق دارد». (صحيفه نور، ج 14: 205 و 206)
در منظومه فكري مقام معظم رهبري نيز انسان و رابطه و اتصال قلبي
او با خدا و همچنين مجذوب شدن در برابر لطف الهي، راز و نياز با خدا، و ارتباط دلها با او جايگاه خاصي دارد. براي درك انديشه رهبر انقلاب در مورد انسان، نگاهي به انديشه ايشان در مورد آزادي، راهگشاست. ايشان با تأكيد بر اينكه ما در مقوله آزادي به دنبال شناخت نظر اسلام هستيم، مهمترين تفاوت ميان ديدگاه اسلام و غرب در خصوص آزادي را، منشأ و پايه بحث آزادي ميدانند:
در انديشه ليبراليستي، منشأ آزادي، تفكر انسانگرايي يا همان اومانيسم است؛ در حالي كه در اسلام مبناي آزادي، توحيد به معناي اعتقاد به خدا و كفر به طاغوت است. در ديدگاه اسلام، انسان از همه قيود به غير از عبوديت خدا آزاد است. كرامت انساني از ديگر مباني اصلي آزادي در اسلام است. حق در قرآن به معناي مجموعه نظاممند و هدفدار است كه بر اين اساس، عالم تكوين و عالم تشريع، هر دو حق هستند و آزادي انسان حق است و در مقابل باطل قرار ميگيرد. حق در فقه و حقوق به معناي ايجاد توانايي مطالبه كردن است و انسان بايد به دنبال آزادي خود و ديگران باشد. (بيانات رهبر انقلاب در جمع انديشمندان، نخبگان، اساتيد حوزه و دانشگاه، پژوهشگران و مؤلفان آثار علمي، در چهارمين نشست انديشههاي راهبردي جمهوري اسلامي، 24/11/91)
ضرورت مهندسي و مديريت فرهنگي به عنوان وظيفه حكومت اسلامي
اگر فرهنگ را حوزهاي تعريف كنيم كه به عنــوان زيربناي جامعه انساني، پايدارترين پايه اجتماع، شكل و ماهيت حركت جامعه را
مشخص مينمايد، از منظر راهبردپردازي و سياستگذاري فرهنگي، يكي از اقدامات مهم، تدوين چشمانداز فرهنگي كشور، ترسيم نقشه را ه نيل به آن و مهندسي و مديريت فرهنگ با مد نظر قرار دادن همه ملاحظات و ويژگيهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي، جغرافيايي و جمعيتي كشور در سايه منابع و مقدورات موجود است كه تدوين و تحقق آن ميتواند به پايهگذاري فرهنگ اصيل اسلامي و ايراني بينجامد و در ذيل يك سند فرهنگي به فرصتي بينظير براي توسعه ملي تبديل شود. مهندسي فرهنگي اصطلاحي است كه با تأكيدات و پيشگامي مقام معظم رهبري در سـال ۸۱ مبني بر اينكه يكي از مهمترين تكاليف ما در درجه اول مهندسي فرهنگ كشور است؛ در محافل فرهنگي داخل كشور، چه پژوهشي و چه سياستگذاري رواج يافت. مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مهندسي فرهنگي را بستر عدالت اجتماعي دانستند و دستيابي به اهداف فرهنگي انقلاب را مستلزم تبيين دقيق اين مقوله برشمردند. همچنين با اشاره به ناكافي بودن كارهاي انجام شده در اين زمينه، تأكيد نمودند: «بايد اين مسئله مهم را خيلي جديتر گرفت». (بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي با ايشان، ۱۷/۹/۸۶)
با وجود اين همه تأكيدات، ادبيات مرتبط با موضوع مهندسي فرهنگي در ايران نسبتاً ضعيف است، ولي در ادبيات غرب پيشينهاي طولاني دارد. تأكيد رهبر معظم انقلاب از يكسو و نياز جامعه و پيشينه طولاني اين موضوع در عرصه بينالمللي و كمتوجهي به آن در عرصه داخلي، ضرورت پرداختن به مهندسي فرهنگي در عرصه نظر و عمل را بيش از پيش آشكار ميسازد.
از زمان پيدايش نظام دولتي بينالمللي در نيمه سده هفدهم، دولتهاي غربي به شيوههاي گوناگون كوشيدهاند فرهنگ مناطق غيرغربي را به اقتضاي منافع خود شكل دهند. هرچند آنان آشكارا اعلام نكرده اند كه با مهندسي فرهنگي ميخواهند به نوعي سلطه خود را بر مناطق غير غربي تحميل كنند، بلكه درصدد برآمدهاند طرحهاي خود را در قالب برنامههايي براي پيشبرد صلح و امنيت بينالمللي مطرح نمايند، در دهه گذشته، يكي از دغدغههاي بارز تلاش غرب براي مهندسي فرهنگي كشورهاي در حال توسعه، جهانيسازي و طرح خاورميانه بزرگ بود، كه بيشتر ريشهاي فرهنگي دارد تا سياسي. اين طرح به دنبال محققسازي سلطهپذيري فرهنگي كشورهاي جهان و خاورميانه و جذب فرهنگ اين كشورها در فرهنگ غربي است به نحوي كه استقلال فرهنگي كشورها را مخدوش و در كنار آن كمكم چهره فرهنگي و اسلامي خاورميانه را دگرگون سازند. بر اين اساس، ضروري است كه ايران به عنوان اثرگذارترين كشور در حيات فرهنگي خاورميانه و حتي جهان اسلام به روندهاي فرهنگي داخلي خود در راستاي تعاليم الهي و اسلامي و هويت ايراني به نحو شايستهاي شكل دهد تا بتواند با اين هجمه فرهنگي كه مقام معظم رهبري آن را «ناتوي فرهنگي» نيز خوانده اند، مقابله كند. در اين راستا است كه طراحي نقشه مهندسي فرهنگي كشور بيش از پيش به يك ضرورت ديني ـ ملي مبدل ميگردد. در واقع مهندسي فرهنگي را ميتوان بستري مطلوب براي دستيابي به فرهنگ مطلوب در سايه منابع و مقدورات موجود شمرد.
البته در تدوين اين نقشه نبايد به نحوي بسته عمل كنيم كه از دستآوردهاي علمي و فرهنگي جهان بيبهره بمانيم؛ بلكه بايد به
گونهاي سياستگذاري كنيم تا امكان استفاده از دستآوردهاي بينالمللي فرهم گردد و بدين طريق پاردايم فرهنگ «اسلامي ـ ايراني» را هرچه بيشتر به زبان بينالمللي نزديكتر سازيم تا الگوپذيري ساير كشورها از اين تدبير افزايش يابد. درباره ضرورت و جايگاه مهندسي فرهنگي كشور رهبر انقلاب بارها در سخنرانيهاي خود بر آن اذعان، تأكيد و تصريح داشتهاند. براي مثال، ايشان در يكي از سخنرانيهاي خود در جمع كارگزاران نظام فرمودند:
يكي از مهمترين تكاليف ما در درجه اول، مهندسي فرهنگ كشور است؛ يعني مشخص كنيم كه فرهنگ ملي، فرهنگ عمومي و حركت عظيم درونزا و صيرورتبخش و كيفيتبخشي كه اسمش فرهنگ است و در درون انسانها و جامعه به وجود ميآيد، چگونه بايد باشد؛ اشكالات و نواقصش چيست و چگونه بايد رفع شود؛ كنديها و معارضاتش كجاست؟ مجموعهاي لازم است اينها را تصوير كند و بعد مثل دست محافظي هواي اين فرهنگ را داشته باشد. (بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي با ايشان، ۱۹ آذر ۱۳۷۹)
رهبر انقلاب توجه به فرهنگ و پرورش ايمان و عقيده انسانها مطابق موازين اخلاقي و ديني، نجات و هدايت بشر از گمراهي را از وظيفه همگاني و به ويژه از وظايف اصلي دولت و حكومت اسلامي ميداند كه نبايد بياعتنا از كنار آن بگذرد و بايد در پرتو آموزههاي نوراني الهي به آن تكليف الهي عمل نمايد. ايشان در ذيل اين آيه شريفه «مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَي بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ
فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا» اين وظيفه را اينگونه تفسير ميكنند:
چند روايت هـست كـه حضرت ميفرمايند: كسي كه انسان را از «حَرْق او قَتْل» نجات بدهد. در يـك روايت هم خود حضرت ميفرمايند كه يا انسان را هدايت كند. بعد ميفرمايند «ذلـك تأويلها الاعظم»، برترين تأويل و برترين معناي اين آيه همين است كـه اگر كسي كسي را به قتل برساند يعني موجب ضلالت او را فراهم بكند, يا كـسي را احـيا بكند يعني موجبات هدايت او را فراهم بكند. آنگاه «فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا» هدايت يك انسان ارزش و قيمت هدايت همه بشريت را دارد؛ چـون گـوهر انساني در اين انسان و در همه بشريت يك گوهر است. وقتي شما به گـوهر انـساني كمك كرديد و او را هدايت نموديد، چه در زمينه عقيده و چه در زمـينه اخـلاق، بـه گوهر بشري كمك كردهايد و ياري رساندهايد. بنابراين، اين همان ارزش را خواهد داشت. ايـن نـشاندهـنده اين اسـت كه مسئله هدايت و كمك رساندن به نجات انسانها وظيفه هركسي است كه بتواند آن را انجام دهد. يا در آن روايت ذيل آيه شريفه «فَلْيَنْظُرْ الآنسَانُ إِلَي طَعَامِهِ» ميفرمايد كه اين طعام معنوي است, اين طعام ديـن اسـت, اخـلاق اسـت. نظر به طعام معنايش اين است كه ملاحظه كن چه چيزي را مـصرف ميكني, يا چه چيزي را ديگري از دست تو مصرف ميكند. اين نشاندهنده اهـميت خـوراك مـعنوي اسـت. يا در روايـت ديـگري آمـده اسـت كـه وقتي حضرت امـيرالمؤمنين
ميخواستند براي جمع كردن وجوه بيتالمال و عمدتاً براي قضاوت بـه يـمن سفر كنند ـ ظاهراً اواخر حيات مبارك پيغمبر و نزديك حجةالوداع بوده اسـت ـ پـيش پـيغمبر آمدند كه اگر حضرت توصيهاي دارند بفرمايند. آنجا از قول پـيغمبر نقل شده است كه فرمود: «يا علي! لان يهدي الله بك رجلاً خير مما طلعت عـليه الشمس»؛ اگر خدا به وسيله تو يك نفر را به راه راست, به حقيقت و به فضيلت راهنمايي و هدايت كند, براي تو ارزشش از همه روي زمين بيشتر است؛ يـعني اگـرهمه ثـروتها و قـدرتها و مـقامها و منزلتهاي مادي دنيوي را به تو بدهند, ارزشش كمتر از اين است كه تو بتواني يك نفر را هدايت كني. اين حقيقت و واقـعيتي اسـت؛ چـون ثـروت و قـدرت مادي چيزهايي زودگذر و زايلي هستند. ايـنها كـه ارزشهاي حقيقي به شمار نميآيند, اما هدايت يك انسان اين قدر در نظر پروردگار حايز اهميت است. حـالا در چـنين شرايطي اين سؤال پيش ميآيد كه آيا حكومت ميتواند بگويد من آزادي و امنيت را فراهم ميكنم مردم خودشان بروند ميدان معارضه و بحث عرضه و تـقاضاست, هـركس هرچه توانست در بازار عرضه و تقاضا مطرح كند, هر چه شـد شـد؟! نـه، بـه هـيچ وجه. ايـن جـزو وظـايف دولـت اسلامي است كه در اين آشـفتهبازار احتمالي يا حتي غير آشفته بازار, در بازار عرضه فرهنگ و عقيده و اخـلاق, نگذارد عائله او يعني ملت دچار گمراهي بشوند؛ يعني همان احساسي را كـه انسان نسبت به زن و بچه خودش دارد, همان را بايد نسبت به
ديگران هم داشـته باشد. شما اگر بدانيد كه فرزند خودتان دچار يك انحطاط اخلاقي شده كه از نـظر شـما و از نـظر جـامعه زشت است, يا در معرض آن قرار گرفته چگونه عكسالعمل نشان ميدهيد؟ (بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 19/9/۱۳۷۹)
ايشان همچنين در زمينه اهميت و كاركردهاي فرهنگ و نقش و رسالت حكومت در اصلاح و برنامهريزي فرهنگي ميفرمايند:
فرهنگ به عنوان شكلدهنده به ذهن و رفتار عمومي جامعه است. حركت جامعه، بر اساس فرهنگ آن جامعه است. انديشيدن و تصميمگيري جامعه، بر اساس فرهنگي است كه بر ذهن آن حاكم است. دولت و دستگاه حكومت، نميتواند از اين واقعيتِ مهم خود را كنار نگهدارد. وقتي مردم در خانواده، ازدواج، كسب، لباس پوشيدن، حرف زدن و تعامل اجتماعيشان، در واقع دارند با يك فرهنگ حركت ميكنند... دولت و مجموعه حكومت، نميتواند خود را از اين موضوع بركنار بدارد و بگويد بالاخره فرهنگي وجود دارد و مردم به چيزي فكر ميكنند؛ نه، ما مسئوليت داريم اين فرهنگ را بشناسيم؛ اگر ناصواب است، آن را تصحيح كنيم؛ اگر ضعيف است، آن را تقويت كنيم؛ اگر در آن نفوذي هست، دست نفوذي را قطع كنيم. بنابراين، فرهنگ به عنوان شكلدهنده به ذهن و رفتار عمومي جامعه هم يكي از ميدانهاي اساسي است. (بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 26/9/1381)
تأملي در سخنان ايشان مؤيد چندين نكته است: اولاً فرهنگ عامل شكلدهنده به ذهن و كنشهاي اجتماعي و رفتار عمومي جامعه است. ثانياً هدايت و كمك به ارتقاي فرهنگ و اخلاق مبتني بر آموزههاي ديني و شريعت هم وظيفه دولت و حكومت اسلامي و هم وظيفه همگاني است و از همين جاست كه تعيين راهبردهاي كلان فرهنگي، راهبردپردازي و مهندسي فرهنگي اهميت و ضرورت مييابد. ثالثاً يكي از اقدامات اساسي براي مهندسي فرهنگي كشور شمارش تهديدها، فرصتها، ضعفها و قوتها و سياستگذاري واقعبينانه و هوشمندانه براي بهرهگيري فرصتها و قوتها و ظرفيتها از يكسو و پيشگيري از آسيبها و ضعفها و مقابله با تهديدات فرهنگي از ديگر سو است. رابعاً با توجه به بيانات مقام معظم رهبري، مهندسي فرهنگي چند وظيفه مهم را بر عهده دارد: يكي ارزيابي وضعيت فرهنگي موجود به صورت واقعبينانه و مبتني بر پژوهشهاي ميداني، تعيين فرهنگ آرماني و وضعيت فرهنگي مطلوب يا همان جامعه آرماني (اتوپياي) اسلام با توجه به تمامي ابعاد و زواياي آن شامل ارزشها، هنجارها، اعتقادات، هنرها، اقتصاد، سياست، معماري، لباس و... و برنامهريزي. به سخن ديگر، بايد براي حركت از وضع موجود و رسيدن به وضعيت مطلوب، نقشه راه كه نشاندهنده تمام مراحل است طراحي و اقدامات عملي لازم براي اجراي مرحلهاي اين حركت عظيم آغاز شود.
رهبر انقلاب در ادامه فرمايشهاي خود در زمينه شاخصها و چارچوب مهندسي فرهنگي ميفرمايند:
نميگويم [فرهنگ را] به طور كامل كنترل كند؛ چون كنترل فرهنگ به صورت كامل نه ممكن است، نه جايز؛ اصلاً رشد
فرهنگي با ابتكار و آزادگي و آزادي و ميدان دادن به ارادههاست؛ در اين ترديدي نيست؛ منتها هواي كار را بايد داشت. در تربيت كودك گفته ميشود كه بچه را خيلي امر و نهي و كنترل و مهار نكنيد؛ بگذاريد آزادانه برود بازي كند؛ اما معنايش اين نيست كه اگر لب ايوان رفت و خواست پايين بيفتد، جلويش را نگيريم. بايد مراقبت كرد و مواظب بود. (ماهنامه علمي ـ فرهنگي ائمه جمعه، شماره 71 به نقل از: باشگاه انديشه، شنبه ۹ فروردين ۱۳۹۳)
مجموعه اين عبارت علاوه بر آنكه نگاه تيزبينانه، هوشمندانه، عالمانه و توأم با عقلانيت رهبر انقلاب در سياستگذاري و برنامهريزي فرهنگي را نشان ميدهد، در درون خود اهم شاخصها و معيارهاي مهندسي فرهنگي را ترسيم ميسازد كه از جمله ميتوان به پرهيز از افراط و تفريط، توجه به ابتكار، خلاقيت و آزادي عمل كارگزاران فرهنگي، ميدان دادن به ارادهها و نيروهاي خلاق، مخلص، متخصص و متعهد براي كار و فعاليت فرهنگي، اجتناب از امر و نهيهاي بيمورد و مهمتر از همه رصد و مراقبت مستمر و حكيمانه اشاره نمود. اينها ويژگيها و معيارهاي مهمي است كه رسانه ملي همچون ساير نهادهاي فرهنگيِ مسئول بايد در سياستگذاريها و برنامههايها سرلوحه كار خود قرار دهد و به آن عمل نمايند.
صيانت فرهنگي در پناه اتكا به اسلام
اسلام به عنوان دين جامع و حياتبخش، انسانساز و راهنماي عمل سياستگذاران در نظام اسلامي همواره در كانون توجه و مركز انديشه
فرهنگي امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري قرار داشته است. از نظر ايشان دين مبين اسلام و آموزههاي آن با توجه به ظرفيت و توان وحدتبخش و بسيج اعتقادي پيروانش، يكي از مؤلفههاي مؤثر و انكارناپذير اقتدار و عزت ملي و ديني مسلمانان محسوب ميشود. حاكميت احكام الهي و اسلامي در جامعه موجب بالندگي و پويايي و قدرتمندي نظام اسلامي و فقدان يا بيتوجهي به آن موجب بروز تهديدات، تضعيف و ركود فكري و ناتواني جامعه ميشود. به علاوه، دين اسلام و حاكميت آن معيار سنجش سويههاي فكري و جهتگيري اعتقادي جامعه و حكومت، ملاك سنجش ضريب تهديدات و آسيبها و هدفمحوري سياستگذاريهاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي نيز محسوب ميگردد. امام خميني رحمه الله در اين باره ميفرمايند: «ملت ايران يك نقطه اتكايي دارد و آن اسلام است.» (صحيفه نور، ج 21: 92) حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است.» (وصيتنامه: 25) در جايي ديگر ميفرمايند: «اسلام چيزي است كه همه ما بايد فداي او بشويم تا اينكه تحقق پيدا بكند.» (صحيفه نور، ج14: 315) «تكليف ما اين است كه از اسلام صيانت كنيم و حفظ اسلام را. كشته بشويم تكليف را عمل كردهايم. بكشيم هم تكليف را عمل كردهايم.» (صحيفه نور، ج 13: 251) «مكتب اسلام يك مكتب مادي نيست، يك مكتب مادي ـ معنوي است. ماديت را در پناه اسلام قبول دارد، معنويت، اخلاق، تهذيب نفس (صحيفه نور، ج 7: 5 و 6، به نقل از عزتي، 1375: 15 و 16)
امام خميني رحمه الله در جايي ديگر در باب اهميت دين مبين اسلام و ضرورت توجه و عمل همه مسلمانان به آن ميفرمايد: «بايد تعليمات اسلام را گرفت و همانطوري كه اسلام دستور داده است كه مؤمنين،
همه مؤمنين در همه جا برادرند و امر كرده است به اينكه اعتصام به حبلالله بكنيد و متفرق از هم نشويد و دستور داده است به اينكه تنازع با هم نكنيد والا فَشِل ميشويد. مسلمين وقتي ميتوانند از گير ابرقدرت و از گير حكومتهاي فاسد خودشان خلاص بشوند كه اين امر خدا را اجابت كنند. اين دعوت الهي است، از صدر اسلام تا آخر اين دعوت را اجابت كنند. كار وقتي از ما ساخته است كه اسلامي فكر كنيم و به قرآن و اسلام گرايش پيدا كنيم و به تعليمات صدر اسلام عمل كنيم.» (صحيفه نور، ج 12: 283) «تمام مقصد ما مكتب ماست و مسلمانهاي ما براي مكتب ماست كه اين طور قدرت دارند». (صحيفه نور، ج13: 76)
از نظر امام خميني رحمه الله و رهبر انقلاب اسلام به عنوان بنمايه اعتقادي مسلمانان كاركردهاي مفيد و مؤثري دارد كه از جمله آنها هويت و انسجامبخشي به مسلمانان، ساماندهي فكري و سازماندهي عملي آنان و كمك به حل مشكلات و مصائب آنان است. ازاينرو خاستگاه امنيت فكري و فرهنگي جوامع اسلامي در حاكميت همهجانبه تعاليم ديني در همه اركان وجودي آنها و منشأ نابساماني مسلمانان، فاصلهگيري آنان از آموزههاي اسلامي است. به عبارت ديگر، پيشرفت و تعالي جوامع اسلامي و مسلمانان با تمسك آنها به اسلام و كاربست عملي تعاليم آن در فراخناي جامعه اسلامي تحقق مييابد. اسلام به دليل ريشههاي وحياني و اتصال به ذات لايزال خداي عالم، هم دربردارنده مصلحت امت و منفعت ملت است و هم با نفي تمايزات فاقد اصالت نژادي و اختلافات طبقاتي و برعكس تأكيد بر شايستگيها و قابليتهاي صفاتي اكتسابي يا ذاتي، عامل اصلي هويت ديني و انسجام اجتماعي به شمار ميآيد.
امام خميني رحمه الله در همين باره بيان كردهاند: «ما تا به اسلام بر نگرديم، تا به اسلام رسولالله برنگرديم مشكلاتمان سرجاي خودش هست، نه ميتوانيم قضيه فلسطين را حلش كنيم و نه افغانستان را و نه ساير جاها را.» (صحيفه نور، ج13: 89) «مقصد امروز ما اين است كه اين كشور آفتزده، غربزده و سلطنتزده را به اسلام برگردانيم و غرضي غير از اين نداريم.» (صحيفه نور، ج16: 6) امام در جايي ديگر ميفرمايد: «آنكه مصالح مردم را ميخواهد آن اسلام است. آنكه خط بطلان كشيده است بر اختلاف نژادي آن اسلام است. آنكه مابين هيچ نژادي فرق نميگذارد و همه را ميگويد كه بايد تقوا داشته باشيد و آن چيزي كه ميزان است تقواست نه رنگ است و نه نژاد است و نه كشور است و نه هيچ چيز، آن اسلام است و اينها ميخواهند اين نباشد.» (صحيفه نور، ج 18: 429) ايشان در نهايت تكيه بر فرهنگ اسلام، بر مبارزه با غربزدگي و ساختن انسانهاي مستقل تأكيد ميكنند و ميفرمايند: «بر فرهنگ اسلام تكيه زنيد و با غرب و غربزدگي مبارزه نماييد و روي پاي خودتان بايستيد و بر روشنفكران غربزده و شرقزده بتازيد و هويت خويش را دريابيد.» (صحيفه نور، ج 13: 83) برخي ديگر از فرمايشهاي امام درباره جايگاه اسلام از اين قرار است:
ـ وقتي ميتوانيم با قدرتهاي بزرگ مقابله كنيم و آسيبپذير نباشيم كه متعهد به اسلام، متعهد به احكام اسلام باشيم. (صحيفه نور، ج 19: 193)
ـ شما گمان نكنيد كه ايران داراي سلاح بود. ايران سلاحش سنگ بود، چوب، مشت... لكن سلاح معنوي داشت. (صحيفه نور، ج 13: 84)
ـ همه زير پرچم توحيد هستيد. زير پرچم اسلام هستيد. و با اين وضع كه زير پرچم اسلام هستيد آسيبپذير نخواهيد بود. (صحيفه نور، ج 13: 403)
ـ من اطمينان دارم كه تا اين ملت توجه به خدا دارد، هيچ قدرتي نميتواند به اين آسيب برساند. (صحيفه نور، ج 15: 21)
ـ اين را كراراً من عرض كردم كه آن چيزي را كه دستگاههاي جبّار، قدرتهاي بزرگ از آن ميترسند آن عبارت از اسلام است. از اسلام اينها ميترسند. (صحيفه نور، ج 12: 384)
در مجموع اسلام با كاركرد توليد و بازتوليدكنندگي هويت، تأمين مصلحت ملت، رفع عوامل شقاق و حذف زمينههاي نفاق و چندپارچگي فرهنگي و هويتي، ايجاد و تقويت بنيادهاي وحدت، وفاق و همبستگي و تحقق عوامل قدرت فرهنگي و نرمافزاري از راه تجهيز و بسيج اعتقادي، فرهنگي و ايدئولوژيك پيروان و سرانجام توانمندي آن براي حل مشكلات و پاسخگويي به مطالبات آنان، نقش محوري در مصونيتبخشي، تعالي و صيانت فرهنگي جامعه و كشور دارد. لذا از منظر امام و رهبر انقلاب مصونيت فرهنگي و استقلال كشور جز در سايه صيانت از اصول شريعت و تحكيم و تقويت مباني ديانت ميسر نيست و تضعيف اركان دين و تهديد بنيانهاي شريعت به منزله تهديد هويت و فرهنگ اصيل اسلامي و ملي است.
اهميت فرهنگ و لزوم هدفگذاري و اولويتبندي در فعاليتهاي فرهنگي
«فرهنگ»، از موضوعاتي است كه از منظر جمهوري اسلامي و بنيانگذاران آن اهميت فراواني دارد؛ به گونهاي كه زيربناي نظام اسلامي
را تشكيل ميدهد. برخي كسان از اين منظر، انقلاب اسلامي را يك انقلاب فرهنگي ميدانند كه موفق گرديد همه بنيانهاي فكري جامعه را دگرگون سازد. بر همين مبنا فرهنگ در نظام فكري امام خميني رحمه الله و رهبر انقلاب برجستگي خاصي دارد و از سترگترين ساحتهاي انقلاب اسلامي و اصليترين وجوه منظومه فكري مقام معظم رهبري به شمار ميآيد. با گذاري بر انديشههاي ايشان و تأمل در نظام فكري ايشان، محوريت فرهنگ به خوبي و آشكار ميگردد.
مقام معظم رهبري در مورد اهميت و اصالت فرهنگ ميفرمايد:
«فرهنگ يك جامعه اساس هويت آن جامعه است.» (مقام معظم رهبري، ۱۳۸۳) «عاملي كه يك ملت را به ركود و خمودي يا تحرك و ايستادگي يا صبر و حوصله يا پرخاشگري و بيحوصلگي يا اظهار ذلت در مقابل ديگران يا احساس غرور و عزت در مقابل ديگران يا به تحرك و فعاليت توليدي يا به بيكاري و خمودي تحريك ميكند فرهنگ ملي است «(مقام معظم رهبري، 1381) «فرهنگ، به عنوان شكلدهنده به ذهن و رفتار عمومي جامعه است. انديشيدن و تصميمگيري جامعه بر اساس فرهنگي است كه بر ذهن آنها حاكم است... من فرهنگ كشور را در سه عرصه مهم و عام مشاهده ميكنم: اول در عرصه تصميمهاي كلان كشور است؛ يعني فرهنگ به عنوان جهتدهنده به تصميمهاي كلان كشور، حتي تصميمهاي اقتصادي، سياسي، مديريتي و يا در توليد، نقش دارد. وقتي ما ميخواهيم ساختمان بسازيم و شهرسازي كنيم، در واقع، با اين كار، داريم فرهنگي را ترويج يا توليد ميكنيم يا اشاعه ميدهيم.
وقتي توليد اقتصادي هم ميكنيم، در واقع، داريم از اين طريق، فرهنگي را توليد ميكنيم؛ اشاعه ميدهيم يا اجرا ميكنيم. اگر در سياست خارجي، مذاكرهاي ميكنيم و تصميمي ميگيريم، عيناً همين معنا وجود دارد. (بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 26/9/1381)
ايشان در جمع رؤساي دانشگاههاي كشور باز بر جايگاه و اهميت فرهنگ تأكيد و آن را بستر اصلي زندگي و حركت عمومي كشور و بنمايه تفكر و ايمان آن جامعه تعريف ميكنند: «ما فرهنگ را بستر اصلي زندگي انسان ميدانيم؛ نه فقط بستر اصلي درس خواندن و علم آموختن. فرهنگ هر كشور، بستر اصلي حركت عمومي آن كشور است است. حركت سياسي و علمياش هم در بستر فرهنگ است. فرهنگ، يعني خلاقيت و ذاتيات يك جامعه و بومي يك ملت، تفكراتش، ايمانش، آرمانهايش، اينها تشكيلدهنده مباني فرهنگ يك كشور است؛ اينهاست كه يك ملت را شجاع و غيور و جسور و مستقل ميكند، يا سرافكنده و ذليل و فرودست و خاكنشين و فقير ميكند». (بيانات رهبر انقلاب در ديدار رؤساي دانشگاهها، 17/10/1390)
در دومين ديدار سالانه هيئت دولت نهم با رهبر معظم انقلاب اسلامي، در چهارم شهريور 1386، ايشان از فرهنگ به عنوان يك بخش مظلوم نام بردند و توجه به آن را براي مسئولان كشور لازم شمردند: «نكته بعدي كه ميخواهم سفارش كنم، اين است كه از بخش فرهنگ رفع مظلوميت كنيد. بخش فرهنگ انصافاً بخش مظلومي است... . واقعاً مسئله فرهنگ را دستكم نگيريد. خيلي از مشكلات جامعه ما با فرهنگسازي حل ميشود. توجه بكنيد كه امروز، عمده قواي دشمنان ما
در جبهه فرهنگي دارد كار ميكند. اين جنگهاي رواني، اين فعاليتهاي فرهنگي، اين بودجههاي پنهان و آشكاري كه براي منحرف كردن ذهنها ميگذارند، همهاش مربوط به مسئله فرهنگ است. فرهنگ مثل هواست كه انسان وقتي كه اين هوا را استنشاق كرد، با هوايي كه استنشاق كرده و با آن جاني كه گرفته، ميتواند دو قدم بردارد و جلو برود؛ بقيه كارها همه برخاسته از آن چيزي است كه شما استنشاق كردهايد. اگر چنانچه يك جايي، هواي مسمومي تزريق بشود، نتيجهاي كه در اندامها ديده خواهد شد تابع آن مسموميتي است كه در اين هواست. اگر فضا را با دود يا مخدري تخدير كنند، وقتي شما آن را استنشاق كرديد، رفتار شما متناسب با آن چيزي خواهد شد كه استنشاق كردهايد؛ فرهنگ يك چنين حالتي دارد. فرهنگ را دستكم نگيريد؛ خيلي مهم است... بنابراين صرف وقت كنيد و در بودجه هم برايش پول و فصول قابل توجهي بگذاريد... .» (سخنان رهبر معظم انقلاب در دومين ديدار سالانه هيئت دولت نهم، چهارم شهريور 1386) تأمل در سخنان امام رحمه الله و مقام معظم رهبري علاوه بر آنكه اهميت و جايگاه فرهنگ را نزد آنان نشان ميدهد، مؤيد دغدغههاي جدي و اساسي آنان در مورد فرهنگ و لزوم توجه بيشتر مسئولان به وضعيت فرهنگي و برنامهريزي فرهنگي در كشور است.
رهبر انقلاب ـ مدظله العالي ـ درباره موقعيت فرهنگ و نسبت آن با اقتصاد و سياست فرمودند: «فرهنگ، حاشيه و ذيل اقتصاد و سياست نيست؛ بلكه اقتصاد و سياست حاشيه و ذيل فرهنگ هستند.»
(http://payedars. blogfa. com/post-671. aspx)
اين سخن را به چند طريق ميتوان تفسير كرد، از جمله اينكه فرهنگ بر اقتصاد و سياست تقدم شأني و رتبهاي دارد؛ زيرا جهان، گذشته
ملتها و تمدنها را با فرهنگ آنها ميشناسد نه اقتصاد و سياست آنها. حتي امروزه هم شهرت ملتها و كشورها با فرهنگ آنهاست و فرهنگ اصليترين معيار براي داوري درباره ملتها و كشورهاست. فرهنگ سالم و قوي كه از آلودگي به دور مانده، مولد اقتصاد و سياست سالم است. فرهنگ سالم حتي در كنار اقتصاد و سياست ضعيف مايه افتخار است، اما اقتصاد شكوفا و سياست پيشرو در كنار فرهنگ فاسد و منحط مايه مباهات نيست. فرهنگ فرهيخته و ارتقايافته روح انسان را آرام و ارضا ميكند هرچند تنگناهاي اقتصادي و ناملايمات سياسي وجود داشته باشد، اما عكس آن امكانپذير نيست. از سوي ديگر فرهنگ بر اقتصاد و سياست تقدم رتبهاي نيز دارد؛ زيرا از زماني كه اقتصاد و سياست به مفهوم امروزي وجود نداشت، فرهنگ بود. در نبود فرهنگ، اقتصاد و سياست شكل نميگيرد، هرچند آن دو پس از ايجاد بر فرهنگ اثر ميگذارند و در تحولاتي كه در عرصه فرهنگ پيش ميآيد نقش دارند. ازاينرو براي داشتن اقتصاد شكوفا و سياست راهگشا و آرامشآفرين بايد به عرصه فرهنگ رو آورد. بارور شدن فرهنگ در مسائل مختلف قابل احصا، اثر فوري بر رشد اقتصادي و توان سياسي دارد. پس با اصل قرار گرفتن فرهنگ بايد در بسياري از عرصهها بازبيني و بازآفريني شود.
نكته مهم ديگر از نظر رهبر انقلاب ـ كه اساساً از دغدغههاي ايشان در اين حوزه محسوب ميشود ـ جهتگيريهايي است كه در فعاليتها و سياستگذاريهاي فرهنگي بايد در كانون توجه قرار گيريد. اينكه مبادا كارگزاران فرهنگي كشور و نهادهاي فرهنگي از جهتدهيهاي دشمن و خوشآيند و بدآيند آنان تأثير پذيرند و دچار افراط و تفريط شوند. رهبر انقلاب علاوه بر تلاش و سرمايهگذاري، مهمترين رسالت نهادها و
مسئولان فرهنگي را جهتدهي ارزشي و انقلابي به محتواي برنامهها و ابزارها فرهنگي ميدانند و تأكيد ميكنند: «از جمله كارهايي كه مسئولان فرهنگي دولت خيلي بايد به آن بپردازند و واقعاً يك دقيقه را در آن فروگذار نكنند، اين است كه به فرهنگ عمومي جامعه و ابزارها و وسائل فرهنگي، «جهت ارزشي» بدهند. چون تلاش زيادي شده تا جريانهاي فرهنگي و عاملهاي فرهنگي ـ هنر و ادبيات و شعر و سينما و بقيه ـ در جهت غير ارزشي حركت كنند و راه بيفتند. شما بايد كمك كنيد و همه تلاشتان را بكنيد كه به تحركات فرهنگي كشور در جهت ارزشي جهت بدهيد... با ملاحظه جهتگيريهاي انقلابي و اسلامي در زمينه فرهنگ، دچار رودربايستي نشويد». (بيانات رهبر انقلاب در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت به مناسبت هفته دولت، 6/4/1386)
با بحثي كه درباره اصالت فرهنگ طرح شد، ميتوان در خصوص رابطه فرهنگ با حوزههاي ديگر زندگي هم نتيجهگيري كرد. در نگاه رهبر انقلاب فرهنگ رابطه تعيينكنندهاي با ساير حوزهها دارد. هرچند نقش و تأثير ساير حوزهها هم به حساب آيد. براي مثال، مقام معظم رهبري براي تبيين رابطه فرهنگ و ساير حوزهها به تأثير فرهنگ بر توسعه اقتصادي اشاره دارند و توسعه اقتصادي را نيازمند تلاش فرهنگي دانسته، ميفرمايند: «واقعاً ما براي كار در زمينه فرهنگ عمومي، ميدانِ بازي داريم. اگر ما بخواهيم توسعه اقتصادي را به معناي صحيح كلمه در جامعه راه بيندازيم، احتياج به تلاش فرهنگي داريم. مادامي كه حتي محقق و جستوجوگر علمي ما، آن فرهنگ كار و وجدان كار و عشق به كار را، آنچنان كه در يك فرهنگ سالم مطرح است ـ كه مظهرعالياش هم فرهنگ اسلامي است ـ نداشته باشد، وجود اين محقق،
بيفايده خواهد بود. گيريم كه محققان بزرگي تربيت كرديم و مثلاً آزمايشگاهها مهمي هم در اختيارشان گذاشتيم؛ اين به يك كار شخصي تبديل خواهد شد. اگر ما روي فرهنگ عمومي كار نكنيم، در توسعه اقتصادي هم خواهيم ماند. اين تازه در صورتي است كه ما محور را توسعه اقتصادي بگيريم. البته در جامعه اسلامي، محور اين نيست؛ توسعه اقتصادي وسيله است. به هر حال، از هر طرف كه حركت ميكنيم، ميبينيم كه به فرهنگ ميرسيم و راهها واقعاً به فرهنگ ختم ميشود. براي فرهنگ بايد كاركرد». (ماهنامه علمي ـ فرهنگي ائمه جمعه، شماره 71 به نقل از: باشگاه انديشه، شنبه ۹ فروردين ۱۳۹۳)
رهبر انقلاب كار فرهنگي را يك تكليف الهي ميدانند كه علاوه بر جهتگيري ارزشي، بايد به صورت هدفمند انجام گيرد: «ما در زمينه فرهنگ و پرداختن به فرهنگ چه كار ميخواهيم بكنيم؟ اول تكليفِ اين را روشن كنيم. يك وقت هست كه يك دستگاهي به امور فرهنگي بياعتنا است، يك وقت نه، يك دستگاهي اعتناء و اهتمام به امور فرهنگي دارد، ليكن هدفگذاريهاي فرهنگياش دچار اختلال يا دچار خدشه است. اين هدفگذاريها خيلي مهم است؛ از اين نبايستي غفلت كرد. ما چه ميخواهيم بكنيم با اخلاق مردم، با فرهنگ مردم؟ آيا ما به عنوان دولت اسلامي ميتوانيم هدايتِ فرهنگي جامعه خودمان را رها كنيم؟ قطعاً نه، جزو وظائف ماست. حالا مخالفين، معترضين حرفهايي ميزنند، نقد ميكنند، گاهي مسخره ميكنند، گاهي اهانت ميكنند، بكنند؛ ما كه نميتوانيم تكليف الهي را با اين چيزها فراموش كنيم». (بيانات رهبر انقلاب در ديدار اعضاي هيئت دولت با ايشان 6/؟؟؟/1388)
امام خميني رحمه الله نيز در مورد اهميت و جايگاه فرهنگ در جامعه
ميفرمايند: «مكتب اسلام يك مكتب مادي نيست، يك مكتب مادي ـ معنوي است. ماديت را در پناه اسلام قبول دارد، معنويت، اخلاق، تهذيب نفس.» (صحيفه نور، ج 7: 15 و 16، به نقل از عزتي، 1375: 15 و 16) «فرهنگ اساس ملت است، اساس مليت يك ملت است. اساس استقلال يك ملت است.» (صحيفه نور، ج 6: 14) «زيربنا اقتصاد نيست، براي اينكه غايت انسان، اقتصاد نيست». (صحيفه نور، ج 9: 76)
در ديدگاه امام خميني رحمه الله عنصر اصلي و كليدي هويت ملي ايرانيان، فرهنگ اصيل اسلامي است كه فرهنگي انساني، سالم و مستقل است. (صحيفه نور، ج 5: 200 و ج 11: 238) و توانايي ساختن انسانهايي مستقل و كشوري قدرتمند را دارد. «فرهنگ اساس ملت است، اساس مليت يك ملت است، اساس استقلال يك ملت است. لهذا آنها كوشش كردند فرهنگ ما را استعماري كنند تا نگذارند انسان پيدا شود. آنها از انسان ميترسند.» (صحيفه نور، ج 6: 40) «بيشك بالاترين و والاترين عنصري كه در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد، فرهنگ آن جامعه است».
امام خميني رحمه الله برخلاف كساني كه بر عناصري همچون نژاد، سرزمين، رنگ و جنس تأكيد ميكنند، معتقد است: «اساساً فرهنگ هر جامعه هويت و موجوديت آن جامعه را تشكيل ميدهد... فرهنگ بالاترين و والاترين عنصري است كه در موجوديت جامعه دخالت دارد و با انحراف فرهنگ، هويت جامعه دچار آسيب جدي ميشود و با ارتزاق فرهنگ مخالف، هويت جامعه مستهلك شده و موجوديت خود را از دست ميدهد.» (صحيفه نور، ج 15: 160) تأكيد ايشان بر فرهنگ اصيل اسلامي ـ به معناي فرهنگ عقلاني انساني اسلام ـ راه را براي تصور معقول و واقعبينانهتري از الگوي فرهنگي مطلوب باز ميكند. اين نوع نگرش به فرهنگ، در واقع محوري را بهوجود ميآورد
كه ضمن طرد عناصر غيرعقلاني تمدنهاي ديگر، قابليت گفتوگو و بهرهمندي متقابل از عناصر تمدن و فرهنگهاي ديگر را فراهم ميآورد. به همين دليل در مورد اصل ترقي و تمدن جهاني ميفرمايند: «اسلام با هيچ تمدني مخالف نيست... همه مظاهر تمدن را انبيا قبول دارند... ما مخالف با ترقيات نيستيم... آني كه آنها ميخواهند به ما بدهند تمدن نيست.» (صحيفه نور، ج 5: 94 و 508) تأكيد امام بر محور بودن فرهنگ انسانگرا و عقلگرا به عنوان الگوي فرهنگ ايراني ـ اسلامي، وجه ديگر تفكر ايشان محسوب ميشود كه درنتيجه آن امام را از غربزدگي و غربستيزي دور و به متفكري نقاد و گزينشگر در ارتباط با غرب و تمدنهاي ديگر تبديل ميكند. بدين ترتيب معلوم ميشود نظر امام خميني رحمه الله به فرهنگ بسيار خاص است و ايشان اهتمام جدي براي دگرگوني فرهنگي دارند. امام در جاي ديگر درباره اهميت اصلاح فرهنگ فرمودهاند: «رأس همه اصلاحات اصلاح فرهنگ است».
نكته ديگري كه در انديشه و منظومه فكري امام و رهبر انقلاب در مورد فرهنگ اهميت فراواني دارد، ضرورت اولويتبندي در فعاليتهاي فرهنگي، نظارت بر هزينههاي فرهنگي و جلوگيري از حيف و ميل شدن بودجههايي است كه براي حوزه فرهنگ تعيين و تصويب ميشود. از منظر آنان صرف اختصاص بودجههاي فرهنگي كافي به نظر نميرسد؛ بلكه اولويتگذاري فعاليتهاي فرهنگي متناسب با نيازهاي جامعه و حوزههاي مهم و راهبردي، كاري لازم است.
جذب و هزينه كردن هدفمند بودجههاي اختصاصيافته از ديگر شاخصها فعاليت در حوزه فرهنگ محسوب ميشود. در اين زمينه رهبر انقلاب ميفرمايند:
... جذب بودجه فرهنگي در جاي مناسب، خيلي كار سختي است؛ كار آساني نيست. كار فرهنگي مثل ساختوساز نيست كه آدم بگويد خيلي خوب، اين زمين، اين هم مصالح، حالا برويد بسازيد. كار فرهنگي مصالحش خيلي سختگير ميآيد؛ معمار و استادكارش خيلي دشوار به دست ميآيد. لذاست كه به نظر من توي كار فرهنگي يك مقداري بايستي اهتمام ورزيد. اولاً ببينيم ما چه قلم از قلمهاي كار فرهنگي را اهميت ميدهيم. در بعضي از آن دورههاي قبل ـ كه حالا نميخواهيم خيلي مشخص كنيم و اسم بياوريم، ليكن چارهاي هم نيست؛ انسان براي مقايسه مجبور است بگويد ـ ميخواستند كار فرهنگي بكنند، گفتند بودجه فرهنگي؛ بنا كردند كاروانسراهاي شاه عباسي بين راه را به عنوان كار فرهنگي، آباد كردن! بله، آباد كردن كاروانسراي شاه عباسي چيز خوبي است، اثر باستاني هم هست؛ اما آيا كار اولويتدار فرهنگي ما همين است؟ ما كه اينجور در مواجهه با فشار عظيم تبليغات جهاني قرار داريم؛ سياست در خدمت فرهنگ است، اقتصاد در خدمت فرهنگ است، هنر در خدمت فرهنگ است، براي فشار آوردن به فرهنگ داخلي ملت ما... در مقابل اين حركت فرهنگي و اين تهاجم عظيم فرهنگي كه ميخواهند روح انقلاب را، روح استقلال را، روح دين را از ما بگيرند، اولويت فرهنگي ما اين است كه برويم حالا فرضاً كاروانسراي شاه عباسي را آباد كنيم؟! اين يعني اشتباه كردن در تشخيص آن قلمِ كار فرهنگي؛ اين يك اشكال است. بنابراين در كار فرهنگي
بايد دنبال چه باشيم؟ دنبال توليدات. (از بيانات رهبر انقلاب در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت با ايشان، 8/6 /1389)
اهميت اسلام و ضرورت ترويج و نهادينهسازي دينباوري
از نگاه بنيانگذار انقلاب اسلامي امام خميني رحمه الله و رهبر معظم انقلاب از آنجا كه دين اسلام به عنوان جوهره؛ ذات، ماهيت و مباني معرفتي و هستيشناسانه انقلاب را تشكيل ميدهد، هرگونه سياستگذاري فرهنگي و آموزشي توسط نهادها و سازمانهاي ذيربط، به ويژه رسانه ملي، بايد از همين سرچشمه زلال نشئت بگيرد و به ترويج و تعميق دينباوري بينجامد. در منظومه فكري امام خميني رحمه الله اسلام ديني كامل و جامع است؛ ديني كه براي برپايي قسط و عدالت نازل شده است و ازاينرو، در ارتباطي تنگاتنگ با زندگاني اين جهان و امور فرهنگي، اجتماعي و سياسي قرار دارد. مكتبي است كه بر خلاف مكتبهاي غير توحيدي، در تمام شئون فردي و مادي و معنوي و فرهنگي و سياسي و نظامي و اقتصادي دخالت و نظارت دارد و از هيچ نكتهاي، هرچند ناچيز كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادي و معنوي نقش دارد، فروگذار ننموده است. ايشان در فرمايشهاي خود، هدف اسلام را تحقق عدل و قسط و رساندن انسان به سعادت ميدانستند و همه احكام اسلام را ابزاري براي اجراي حكومت و گسترش عدالت به حساب ميآوردند.
نكته كليدي در اين زمينه جايگاه دينباوري در مراتب معرفتي ديني اعضاي جامعه است كه به لحاظ محتوايي و منزلتي بالاتر از مرحله شناخت و آگاهيهاي ديني قرار ميگيرد. در واقع دينباوري به مرحلهاي
از اعتقادت ديني گفته ميشود كه افراد مرحله شناخت را پشت سر گذاشته و به مرحله عميقتر از شناخت يعني باور قلبي به آموزههاي ديني و عمل و اخلاص در عمل رسيدهاند. آنچه در اينجا براي سياستگذاري فرهنگي اهميت مييابد عبور از فرماليسم فرهنگي و صورتگرايي در كار فرهنگي و لزوم پرداختن به محتوا و اقداماتي است كه بتواند باورهاي ديني را در جامعه، به ويژه در ميان نسل جوان و نوجوان، نهادينه و اين آموزهها را به باورهاي ديني تبديل كند و در زندگي فردي و اجتماعي اعضاي جامعه ساري و جاري سازد و مبناي كنش جمعي قرار گيرد.
رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجويان در زمينه تبيين و اهميت دينباوري در جامعه ميفرمايند:
مقوله بعدي، تدين و دينباوري است؛ دينباوري با همان معناي عام خودش. من اينجا به نظرم به دانشجويان هم اين نكته را گفتم كه هركس شب بيست و يكم قرآن سرش گرفت و «بك يا الله» گفت، از نظرم او همان دانشجويي است كه من ميگويم متدين و خدايي و مسلمان و حزباللهي است؛ كاري ندارم ازكدام حزب و جناح و تشكيلات است. ما بايد همه را به اين طرف بكشانيم كه شب بيست و يكم ماه رمضان احساس كنند دلشان به سمت مسجد و قرآن ميكشد؛ اين حالت براي كشور ما خيلي لازم است. (ماهنامه علمي ـ فرهنگي ائمه جمعه، شماره 71؛ به نقل از: باشگاه انديشه، شنبه ۹ فروردين ۱۳۹۳)
رهبر انقلاب ترويج دينباوري را از رسالتهاي همه نهادها و
دستگاههاي فرهنگي از جمله روزنامهها، راديو و تلوزيون، روحانيت و متخصصان فرهنگي ميداند كه از طريق بهرهگيري از روشها و ابزارهاي كارساز و مداومت در فعاليت خود بايد به اين مهم همت گمارند:
... شما امروز ببينيد دنياي غرب براي اينكه اين ويژگيهاي فرهنگ غرب را در مردم بدمد از چه چيزهايي استفاده ميكند. اين ويژگيها بعضيهايش بسيار خوب است، بعضيهاش بسيار بد است، همهاش با همديگر در جوامع غربي وجود دارد. وجدان كارشان خوب است، وقتشناسيشان خوب است، تميزيشان خوب است، اينها چيزهاي خوبي است، اينها جزو چيزهاي فرهنگ غرب است كه عملاً هم وجود دارد، ولي شهوترانيشان بد است، بياعتناييشان به ارزشهاي معنوي بد است، چسبيدنشان به ماديات بد است، همه اين چيزهاي بد و خوب را به انواع شيوههاي مختلف با راديوها، با روزنامهها، با متخصصين تبليغات مرتبا ًبه ذهن مردم دنيا فرو ميكنند تا جايي كه آنها ديگر به غرب هم قانع نيستند. اين كار را بايد بكنيم، كي بكند اين كار را؟ خوب در جامعه، ما تعدادي روزنامه داريم، يك راديو و تلويزيون داريم، دستگاه روحانيت هم داريم. (ماهنامه علمي ـ فرهنگي ائمه جمعه، شماره 71؛ به نقل از: باشگاه انديشه، شنبه ۹ فروردين ۱۳۹۳)
ايشان در جايي ديگر در زمينه اهميت استمرار كار فرهنگي و لزوم بهرهگيري از روشهاي مناسب براي نهادينه شدن دين و ارزشها در افكار و اذهان جامعه ميفرمايند:
خوب ما الآن هرچه ميگوييم اولاً ميليونها نفر ميشنوند. وليكن براي آن چيزهايي كه مربوط به عادات و افكار و اخلاق
هست گفتن كافي نيست. اين علم نيست. علم آن است كه يك بار گفتيد ديگري ياد ميگيرد و دفعه دوم ميشود تكرار، آنچه كه مربوط به عمل است دانستن برايش كافي نيست. همين گفتن و به شكلهاي مختلف گفتن و منتقل كردن لازم دارد تا در ذهن انسان نفوذ كند. (ماهنامه علمي ـ فرهنگي ائمه جمعه، شماره 71، به نقل از: باشگاه انديشه، شنبه ۹ فروردين ۱۳۹۳)
ايشان در جمع كارگزاران نظام در اين زمينه باز تأكيد ميكنند:
بايد در جهتي حركت كنيم كه مردم متدين بار بيايند، متدين عمل بكنند، به مباني ديني معتقد بشوند، عملاً پايبند بشوند؛ جهتگيري ما در همه زمينهها بايد اين باشد. حالا در وزارت ارشاد، مسئله كتاب هست، مسئله هنرهاي تجسمي هست، مسئله هنرهاي گوناگون صوتي، تصويري هست، در همه اين جهتگيريها، بايستي ما جهتمان اين باشد كه مردم به سمت دين، به سمت خدا حركت بكنند. (بيانات رهبر انقلاب در ديدار اعضاي هيئت دولت با ايشان، 16/06/1388)
پرهيز از افراط و تفريط در فعاليتهاي فرهنگي
يكي از آسيبهايي كه ميتواند فرهنگ يك كشور يا جامعه را تهديد كند، افراط يا تفريط در سياستگذاري و برنامهريزي و اجراي برنامههاي فرهنگي است. مقصود از افراط، كنترل غير عقلايي، شديد و بسيار سختگيرانه نسبت به عناصر تشكيلدهنده فرهنگ و مقصود از تفريط رهاسازي اين عوامل به حال خود يا بياعتنايي در برنامهريزي و مديريت فرهنگي است. مقام معظم رهبري در زمينه نگاه افراطگرايانه به فرهنگ
ميفرمايند: «ما نميخواهيم با نگاه افراطي به مقوله فرهنگ نگاه كنيم. بايستي نگاه معقول اسلامي را ملاك قرار داد.» (بيانات مقام معظم رهبري، ۱۳۸۲) ايشان متقابلاً نگاه تفريطگرايانه به فرهنگ را مردود دانسته، ميافزايند: «ما نه معتقد به ولنگاري و رهاسازي هستيم، كه به هرج و مرج خواهد انجاميد، نه معتقد به سختگيري شديد، اما معتقد به نظارت، مديريت، دقت در برنامهريزي و شناخت درست از واقعيات هستيم.» (بيانات مقام معظم رهبري، 8/10/83) در مورد اينكه حد مشاركت مردم در امور فرهنگي تا كجاست؟ و آيا متوليان فرهنگي بايد به افراد اجازه دهند با سلايق و باورهاي خود، خردهفرهنگهايي را بسازند تا از مجموع آنها نظام فرهنگي شكل گيرد، مقام معظم رهبري با مفروض دانستن برتري نظام فكري اسلام بر همه نظامهاي فكري ديگر، ميفرمايند:
برخورد افراطي [در حوزه فرهنگ] از دو سو متصور است: يكي اينكه مقوله فرهنگ را مقولهاي غير قابل اداره و غير قابل مديريت بدانيم. مقولهاي رها و خود رو كه نبايد وارد آن شد… در مقابل، تفكر افراطي ديگري وجود داردكه سختگير، خشن و نظارت وكنترلآميز و بسيار دقيق است. اين تفكر هم به همان اندازه غلط است... نميشود ما ميدان را رها كنيم تا ديگران هركاري كه ميخواهند بكنند. امروز همان كساني كه دم از آزادي و ليبرال بودن ميزنند، پيچيدهترين و دقيقترين و ظريفترين شيوه كنترل را بر روي فرهنگ كشورهاي خودشان، بلكه سراسر دنيا اعمال ميكنند. (بيانات مقام معظم رهبري، ۱۳۸۲)
بر اين اساس، اصليترين وظيفه متوليان فرهنگ، مهندسي و مديريت فرهنگ بر اساس نظام فكري اسلام است. در اينجا لازم است نخبگان، استادان، دينشناسان، فرهيختگان و صاحبان قلم و متخصصان متعهد با تبيين نظام فكري اسلام و تبليغ و گسترش آن و ارائه مطلوب و مناسب آن به جامعه، به ويژه نسل جوان كه آيندهسازان اين كشور و نخبگان فكري و علمي كشور در زمان نه چندان دور خواهند بود، برتري اين نظام فكري را براي آنها تبيين و مطلوبيت آن را در ذهن اين افراد برجسته و نهادينه نمايند. در اين زمينه نخبگان و مديريت راهبردي فرهنگي كشور چند وظيفه عمده را بر عهده دارند:
تبيين و تعيين شاخصهاي روشن و مشخص براي هدفگذاري فرهنگي؛
تعيين ابزار و سايل لازم براي سنجش كم و كيف اقدامات انجام شده و فاصله موجود تا نقطه كانوني و هدف؛
تعيين سازوكارهاي نظارت، ارزيابي و اصلاح.
در اين مورد مقام معظم رهبري ميفرمايند: «بايد تأثير مجموعه كارهايي را كه انجام ميدهيم مشخص كنيم و بتوانيم بسنجيم كه خروجي كارمان در مجموع نظام، در حوزه فرهنگ، چگونه است». (بيانات مقام معظم رهبري، ۱۳۸۲)
جنگ نرم مهمترين راهبرد فرهنگي دشمن
اگر جنگ نرم را عبارت از اعمال اراده و تأمين منافع نظام سلطه، بدون منازعه و از طريق اشغال انديشه و الگوهاي رفتاري همهجانبه يك كشور در حوزههاي مختلف اجتماعي و فرهنگي بدانيم، اين روند متكي به
روشهاي نرمافزارانه، نامحسوس و تدريجي صورت ميگيرد. اين نوع جنگ بدون واكنش فيزيكي است و نوعي اشغال همهجانبه، نامرئي و پايدار شمرده ميشود. در اين جنگ، عرصههاي مختلف اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي از طريق تحميل فرهنگ، انديشه و الگوهاي رفتاري نظام سلطه به تصرف كامل در ميآيد. در واقع هدف جنگ نرم، «مردم» است و شامل هر گونه اقدام رواني، تبليغاتي، رسانهاي و فرهنگي است كه جامعه و گروه هدف را نشانه ميگيرد و بدون درگيري نظامي و اِعمال خشونت، رقيب را به انفعال يا شكست واميدارد. جنگ نرم در پي از پا در آوردن انديشه و تفكر جامعه هدف است تا حلقههاي فكري و فرهنگي آن را سست كند و با بمباران خبري و تبليغاتي در نظام سياسي ـ اجتماعي حاكم تزلزل و بيثباتي پديد آورد. (ماهپيشانيان، 1387) با اين اوصاف جنگ نرم طيف وسيعي از اقدامات از جنگ رايانهاي و فعاليتهاي اينترنتي تا راهاندازي شبكههاي راديويي و تلويزيوني و شبكهسازي در فضاي مجازي و موارد ديگر را در بر ميگيرد و موجب دگرگوني در هويت فرهنگي و الگوهاي رفتاري مورد قبول نظام سياسي ميگردد. (نك: نائيني، 1387) به تعبير جامعتر جنگ نرم «سلطه كامل و همهجانبه» در ابعاد سهگانه حكومت، اقتصاد و فرهنگ است كه از طريق استحاله الگوهاي رفتاري در اين حوزهها و جايگزيني الگوهاي رفتاري مهاجم محقق ميشود. در صورتي كه در جنگ سخت هدف «سرزمين» و در جنگ نيمه سخت هدف «حكومت» است. رهبر معظم انقلاب در دو دهه اخير، مهمترين راهبرد فرهنگي دشمن بر ضد جمهوري اسلامي را، جنگ نرم معرفي كردهاند. ايشان در اين مورد با هدف آشنايي هرچه بيشتر جامعه و نخبگان، با ادبيات مختلف، جنگ نرم را معرفي و به
خوبي تبيين فرمودهاند. اينك برخي از فرمايشهاي ايشان در اين خصوص:
جنگ نرم، يك تهاجم فرهنگي، بلكه يك شبيخون، غارت و قتل عام فرهنگي است. (ديدار با فرماندهان گردانهاي عاشوراي نيروي مقاومت بسيج، 22 تير 1371)
جنگ ارادهها و عزمها، سياستها و تدبيرهاست. (پيام رهبري به حجاج بيتالله الحرام، 23 اسفند 1378)
جنگ نرم، يعني ايجاد ترديد در دلها و ذهنهاي مردم. (ديدار با جمع زيادي از بسيجيان كشور، 4 آذر 1388)
جنگ نرم، يعني جنگ به وسيله ابزارهاي فرهنگي و پيشرفته امروزي. (ديدار با جمع زيادي از بسيجيان كشور، 4 آذر 1388)
جنگ نرم، يعني جنگ به وسيله نفوذ، دروغ و شايعهپراكني. (ديدار با جمع زيادي از بسيجيان كشور، 4 آذر 1388)
جنگ نرم، يعني تهاجم به مرزهاي ايماني، عقيدتي و فرهنگي. (ديدار با خانوادههاي شهداي استان كردستان، 22 ارديبهشت 1388)
جنگي است براي نااميد ساختن مردم از مبارزه. (ديدار با كارگران و فرهنگيان كشور به مناسبت روز كارگر و روز معلم، 15 ارديبهشت 1372)
قانونگرايي، قانونمداري و انضباط اجتماعي
هر نظام اجتماعي و سياسي براي نظم دادن به رفتارهاي فردي و جمعي و روابط اجتماعي ضوابط و معيارهايي را وضع ميكند كه قانون ناميده
ميشود. اين معيارها ضمن آنكه مبنا و ملاك عمل مسئولان در سياستگذاريها و عمل سياسي قرار ميگيرد، ضوابط و چارچوبي است كه همه شهروندان بايد بدان پايبند باشند و كنشهاي خود را در همه عرصهها بر اساس آن استوار سازند. وجود قوانين و مقررات در جوامع آنقدر حياتي است كه بدون آن مناسبات اجتماعي دچار بينظمي و چالش ميشوند و انتظام و ثبات سياسي و امنيت اجتماعي دوام نخواهد يافت. اهميت قانون تا بدان جاست كه وجود قانون بد در جامعه چه بسا بهتر از بيقانوني باشد. علاوه بر وجود قانون، پايبندي و عمل به قانون نيز از موضوعات مهم در هر جامعه محسوب ميشود و شاخص كليدي براي ارزيابي سطح توسعهيافتگي سياسي و سرمايه اجتماعي است. به علاوه دين مبين اسلام و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نيز مسلمانان را به رعايت تقوا و نظم سفارش نمودهاند. با توجه به كاركردهاي قانون و قانونگرايي و توصيههاي اسلام به رعايت قانون، اين مقوله در منظومه فكري امام رحمه الله و رهبر انقلاب، به عنوان مجتهد شيعي و ولي فقيه، از اهميت و جايگاه خاصي برخوردار است؛ تا جايي كه رهبر انقلاب قانونگرايي را در كنار تعاون اجتماعي، تشكيل خانواده و ازدواج نمونههايي از جهتگيريهاي فرهنگي جامعه دانستهاند. (از بيانات رهبر انقلاب در جمع زائران حرم رضوي، 1/1/93)
امام خميني رحمه الله نيز قانونگرايي را مايه وحدت جامعه و قانونمداري را سبب امنيت و آرامش آن ميدانند كه زمينههاي مساعدي را براي ترقي ديگر ابعاد جامعه فراهم ميآورند. (امام خميني رحمه الله ، 1371، ج1: 911 و ج2: 315؛ 105) رهبر انقلاب برخي مصداقهاي قانونپذيري را چنين ترسيم مينمايند: «مورد بعدي، قانونپذيري است؛ به هم تنه نزدن، از هم جلو
نيفتادن، حق همديگر را برنداشتن، توي جيب هم ديگر دست نكردن، اينها قانون است و ما در جامعه اينها را لازم داريم.» (بيانات مقام معظم رهبري در جمع اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 1390) ايشان در مورد اهميت انضباط اجتماعي ميفرمايند: «چيزهايي كه در فرهنگ عمومي ما ضعيف است، يا جايش كم است، يكي از آنها انضباط است. جامعه ما، به انضباط، نهايت نياز را دارد.» (بيانات مقام معظم رهبري در جمع اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 1390) ايشان رسالت اصلي نظام آموزش و پرورش را تربيت انسانهاي مؤمن، پرهيزكار، متخلق به اخلاق اسلامي، بلند همت، اميدوار، خيرخواه، بانشاط، حقيقتجو، آزادمنش، مسئوليتپذير، قانونگرا، عدالتخواه، خردورز، خلاق، وطندوست، ظلمستيز، جمعگرا، خودباور و ايثارگر ميدانند و يكي از آنها قانونگرايي است. (بند يك سياستهاي كلي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور،
)
امام خميني رحمه الله نيز بر همه اركان قانونمندي و قانونگرايي تأكيد وافر دارند و در خصوص ضرورت اهتمام به اجراي قانون ميفرمايند: «در اسلام آن چيزي كه حكومت ميكند يك چيز است و آن قانون الهي است. پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله هم به همان عمل ميكرده است، خلفاي او هم به همان عمل ميكردند، حالا هم ما موظفيم كه به همان عمل كنيم. قانون حكومت ميكند، شخص هيچ حكومتي ندارد. آن شخص، ولو رسول خدا باشد، ولو خليفه رسول خدا باشد، شخص مطرح نيست در اسلام. در اسلام قانون است، همه تابع قانوناند.» (صحيفه نور، ج 9: 425) در منظومه فكري ايشان همه در برابر قانون برابرند و هيچ كس مجاز به امتيازخواهي و برتري در مقابل قانون نيست: «فرقي بين اشخاص نيست در قانون اسلام، فرقي بين گروهها نيست.» (صحيفه نور، ج 9: 425) «... همه بايد
مقيّد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد، ولو بر خلاف رأي شما باشد. بايد بپذيريد؛ براي اينكه ميزان اكثريت است». (صحيفه نور، ج 14: 377)
تأمين آزادي
يكي از مباحث و موضوعات اساسي كه در بينش اسلامي در كانون توجه قرار دارد، آزادي و حد و مرز و ضوابط آن است. به جرئت ميتوان گفت هيچ مكتبي به اندازه مكتب حياتبخش اسلام به آزادي توجه نداشته است. اما آنچه در اين زمينه اهميت دارد نوع رويكرد و نگاه ايدئولوژيك اسلامي به مقوله آزادي است كه اساساً تفاوتهاي ماهوي با رويكرد و فلسفه غرب و نظام ليبرال دموكراسي دارد. اين تفاوتها به خوبي در منظومه فكري رهبر انقلاب و امام خميني رحمه الله قابل تميز و تشخيص است. امام خميني رحمه الله ضمن آنكه آزادي را براي جامعه بسيار مفيد و عامل نيل انسانها به درجات بالايي از انسانيت ميداند، معتقد است اجتماع آزاد داراي پيشرفتهاي علمي، صنعتي و اخلاقي بيشتري است تا اجتماعي كه هرگونه عمل فرد از طرف حكومت كنترل ميشود. ايشان در اين باره ميفرمايند: «خداي تبارك و تعالي به ما حق نداده است، پيامبر اسلام به ما حق نداده است كه به ملتمان يك چيزي را تحميل كنيم. بلي، ممكن است گاهي وقتها ما يك تقاضايي از آنها بكنيم، تقاضاي متواضعانه، تقاضاهايي كه خادم يك ملت از ملت ميكند.» (صحيفه نور، ج 11: 34) امام خميني رحمه الله يكي از ويژگيهاي مهم آزادي را سازنده بودن آن ميداند كه از جانب حكومت بايد تأمين شود: «همگي [مردم] اعلام كردهاند كه خواستار استقرار جمهوري اسلامي هستند كه متكي بر آراء ملت باشد و با معيارها و قواعد اسلامي تكوين
يابد و عمل كند و اينچنين حكومتي جز با دادن بيشترين آزاديهاي سازنده اخلاق، امكانپذير نيست». (صحيفه نور، ج 4: 164)
رهبر انقلاب بر ضرورت تأمين آزادي ضابطهمند تأكيد ميكنند و ميفرمايند: «آزادي بدون ضابطه معنا ندارد... . اينكه قرار باشد به بهانه آزادي اجازه بدهيم با هنر يا پول يا موارد ديگر ايمان و فرهنگ مردم توهين و تمسخر شود، چنين نخواهيم كرد.» (سخنراني در جمع زائران و مجاوران حرم رضوي، 1/1/93) رهبر انقلاب وجود آزادي واقعي در غرب را ادعايي بيش ندانسته، ميفرمايند: «... در ماجراي هلوكاست آنها [غرب] اجازه نميدهند كسي درباره اين ماجرا حتي حرف بزند ولي باز هم ادعاي آزادي ميكنند.» (سخنراني در جمع زائران و مجاوران حرم رضوي، 1/1/93) ايشان را يكي از اصول مهم ميدانند كه بايد به وسيله نهادهاي آموزشي و پرورشي پايهگذاري و در فرآيند جامعهپذيري نهادينه شود، لذا در سند ابلاغي سياستهاي كلي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور ارتقاي تربيت عقلاني و رشد بينش ديني، سياسي و اجتماعي دانشآموزان و اهتمام به جامعهپذيري براي تحكيم وحدت و همبستگي ملي، وطندوستي و مقابله هوشمندانه با تهاجم فرهنگي و پاسداشت استقلال و آزادي، مردمسالاري ديني و منافع ملي را از مأموريتهاي مهم وزارت آموزش و پرورش دانسته و بر آن تأكيد كردهاند. (بند 3. 5 سياستهاي كلي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور، (http://www. asriran. com/fa/news/270170 اصل شعار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي از همين منظر قابل تبيين است و معنا مييابد. در مجموع از منظر رهبر انقلاب و حضرت امام خميني رحمه الله وجود آزادي از نيازهاي اساسي جامعه مسلمين است و تأمين آن بر عهده حكومت است. ضابطهمندي، انطباق
با معيارهاي ديني و اعتقادي و سازنده بودن، از شاخصهاي مهم آزادي در جامعه محسوب ميشود.
اهميت و جايگاه خانواده و زن
از منظر جامعهشناسي، خانواده نخستين واحد اجتماعي است كه انسان از بدو تولد تا لحظه مرگ با آن در ارتباط است و در آن زندگي ميكند. در رويكرد نظاممند، جامعه مانند موجود زنده است و همانگونه كه سلول مهمترين و كوچكترين واحد سازنده يك موجود زنده را تشكيل ميدهد، خانواده نيز نقش سلول را در جامعه ايفا ميكند، به نحوي كه سلامت آن موجب تداوم و بقاي جامعه و مرگ يا بيماري آن موجب اضمحلال و بيماري جامعه ميشود. بر همين اساس است كه در دين مبين اسلام بر جايگاه و اهميت خانواده و نقش دين و ارزشهاي ديني و الهي در حفظ سلامت آن تأكيد شده است. ازاينرو يكي از نهادهايي كه در منظومه فكري امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري جايگاه ويژهاي دارد، نهاد خانواده به عنوان يكي از اركان جامعهپذيري و تربيت اجتماعي و عامل اساسي در شكلدهي به شخصيت پايه و هويت ملي و ديني است. جايگاه و نقش خانواده سالم در نظام تربيتي اسلام آنقدر رفيع و مهم است كه ميتواند موجب پويايي، بالندگي و شكوفايي جامعه گردد.
موضوع بعدي منزلت و جايگاه زن در خانواده و جامعه، نوع روابط و مناسبات ميان زن و شوهر و والدين و فرزندان است. رهبر انقلاب تشكيل خانواده و ازدواج، الگوي خانواده اسلامي و شمار فرزندان را نمونههايي از جهتگيريهاي فرهنگي كشور دانستند كه بايد مورد توجه جدي قرار گيرد. به همين منظور در سندي كه سياستهاي كلي ايجاد
تحول در نظام آموزش و پرورش كشور تصويب و ابلاغ نمودند، ارتقاي معنوي خانواده را از رسالتهاي نظامي آموزشي برشمرده و آوردهاند وظيفه آموزش و پرورش ارتقاي معرفت و بصيرت ديني براي رشد و تعالي معنوي و اخلاقي معلمان و دانشآموزان و تلاش براي ارتقاي معنوي خانواده است. (بند پنج سياستهاي كلي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور،
http://www. asriran. com/fa/news/27017)
از منظر رهبر انقلاب از موضوعات مهم در حوزه فرهنگ كه بايد با برنامهريزي و تدبير با آن برخورد شود، فرهنگ خانوادگي و ازدواج، نوع پوشش، آرايش و مد است. ايشان در اين زمينه ميفرمايند: «[از] موارد ديگر [در حوزه فرهنگي]، فرهنگ ازدواج، فرهنگ رانندگي، فرهنگ خانواده، فرهنگ اداره و فرهنگ لباس است. بنده با مُد، خيلي موافقم و جزء آدمهايي هستم كه به مُد گرايش دارم؛ اما مُدي كه از داخل جوشيده باشد؛ چون مُد، يعني ابتكار و نوآوري؛ نه چيزي كه از بيرون بيايد. مُد آرايش مو و لباس و حرف زدن ما، همهاش دارد از بيرون ميآيد». (بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 26/9/1381)
در منظومه فكري و انسانشناختي امام خميني رحمه الله نيز خانواده، مناسبات ميان زن و مرد و جايگاه آنان در خانواده و جامعه و حقوق زن به صورت حكيمانه و خردمندانه ترسيم و با ظرافت ويژهاي بيان شده است. امام خميني رحمه الله ميفرمايند زن و مرد از هويت انساني مستقلي برخوردارند و هيچيك نسبت به ديگري اصل به شمار نميآيد. امام معتقد است اسلام با مفهوم «زن» به عنوان شيء مخالفت كرده است. اسلام هيچگاه مخالف آزادي زنان نبوده، ولي آزادي آنان را در رهايي از قيد و بند ديني و شرعي نميداند؛ در عين حال زن را انساني مستقل
ميداند كه ميتواند خود انتخابگر باشد. زن مساوي مرد است و مانند مرد آزاد است كه سرنوشت و فعاليتهاي خود را انتخاب كند. حضرت امام درباره آزادي زنان ميفرمايند: «ما ميخواهيم زنان را از فسادي كه آنان را تهديد ميكند، آزاد سازيم.» (صحيفه نور، ج 3: 370) ايشان يگانه ملاك محدوديت زن را زماني ميدانند كه موجب پيدايش فساد شود كه در اين حالت هم زن و مرد فرقي ندارند. «زنان در جامعه اسلامي آزادند و از رفتن آنها به دانشگاه و ادارات و مجلسين به هيچ وجه جلوگيري نميشود، از چيزي كه جلوگيري ميشود فساد اخلاقي است كه زن و مرد نسبت به آن مساوي است.» (صحيفه نور، ج 5: 183) ايشان در مورد حقوق زن در جامعه ميفرمايند: «در نظام اسلامي، زن همان حقوقي را دارد كه مرد دارد.» (صحيفه نور، ج 5: 189) ايشان درباره حجاب زنان نيز ميفرمايند: «در اسلام زن بايد حجاب داشته باشد، ولي لازم نيست كه چادر باشد، بلكه زن ميتواند هر لباسي را كه حجابش را به وجود آورد اختيار كند». (صحيفه نور، ج 5: 294)
يكي از مسائل مهم در ارتباط با الگوي خانواده، بعد خانواده، ميزان مواليد و زاد و ولد و شمار فرزندان است. اين مسئله به نوعي با سياستهاي كلان و سطح توسعهيافتگي يك جامعه ارتباط مييابد. ميزان جمعيت، جواني جمعيت، كيفيت جمعيت و نحوه توزيع آن در بستر جغرافيا (آمايش سرزمين) و سرزمين نيز از مؤلفههاي اساسي در سياستگذاري جمعيتي و از عناصر قدرت ملي محسوب ميشود. موضوع مهم در اين زمينه نسبت ميان منابع و ظرفيتها و توان بهرهگيري از ظرفيتها (ميزان توسعهيافتگي و حجم جمعيت در يك كشور) است. با در نظر گرفتن مؤلفههاي مذكور و ويژگيها و شرايط ويژه ايران،
موضوع جمعيت اهميت خاصي دارد. رهبر معظم انقلاب كه خود سالها مسئوليت كلان مديريت اجرايي كشور را در دست داشتهاند و تحليل و شناخت عميقي از تحولات سياسي اجتماعي جاري كشور و منطقه و چشمانداز روند تحولات در آينده دارند و به علاوه بر ضرورتها و اقتضائات زمان واقفاند، در خصوص مواليد و ميزان جمعيت كشور، سياست جمعيتي «افزايش معقولانه» جمعيت را پيشنهاد ميكنند و ميفرمايند:
مسئله جمعيت كه به جد هم مورد بحث و اختلاف نظر در جامعه است، مسئله بسيار مهمي است. بلاشك از نظر سياست كلي كشور، كشور بايد برود به سمت افزايش جمعيت؛ البته به نحو معقول و معتدل. همه اشكالات و ايرادهايي كه وارد ميشود ـ كه بعضي از اشكالاتي را هم كه مطرح ميكنند ما ديدهايم ـ قابل برطرف شدن و قابل پاسخ دادن است. آنچه مهم است اين است كه كشور ما با ظرفيت طبيعي و با ويژگي جغرافياي سياسي خود احتياج دارد به يك جمعيت بيشتر؛ علاوه بر اين ـ همانطور كه قبلاً هم گفتهايم ـ مسئله نماي جوان براي كشور يك مسئله اساسي و مهم و تعيينكننده است. آن طوري كه اهل علم و اهل تحقيق بررسي كردهاند و جوانب قضيه را ملاحظه كردهاند و آمارها را مورد مداقه قرار دادهاند، ما اگر چنانچه با اين شيوهاي كه امروز داريم حركت ميكنيم پيش برويم، در آينده نه چندان دور، يك كشور پيري خواهيم بود كه علاج اين بيماري پيري هم در حقيقت در دسترس نيست؛ حالا نه [ اينكه] در دسترس ما نيست، [بلكه] در
دسترس هيچكس نيست؛ يعني امروز كشورهايي كه در دنيا دچار پيري شدهاند و قدرت زاد و ولد خودشان را از دست دادهاند، به دشواي ميشود گفت كه راه علاجي براي حل اين مشكل دارند. ما هم طبعاً با همين مشكل مواجه خواهيم شد؛ و نبايد بگذاريم به اينجا برسد. البته مباني اسلامي و تفكر اسلامي در زمينه جمعيت و افزايش جمعيت و با توجه به وضع جغرافياي سياسي منطقه و كشور جمهوري اسلامي، يك چيزهاي روشن و واضحي است. (بيانات رهبر انقلاب، 9/8/1392)
رهبر انقلاب همچنين در اجراي بند يك اصل 110 قانون اساسي، در تدوين سند سياستهاي كلي «ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور»، ارتقاي معرفت و بصيرت ديني براي رشد و تعالي معنوي و اخلاقي معلمان و دانشآموزان و تلاش براي ارتقاي معنوي خانواده را از وظايف وزارت آموزش و پرورش دانسته و بر آن تأكيد كرده است. (بند پنج سياستهاي كلي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور)
برنامهريزي براي مبارزه با تهاجم فرهنگي
يكي از دغدغههاي امام و رهبر انقلاب مسئله تهاجم فرهنگي غرب به عنوان يك واقعيت اجتماعي و هشدار به مسئولان و كارگزاران نظام براي مقابله جدي با آن است. ايشان در مورد اصل تهاجم فرهنگي ميفرمايند:
ما چند سال قبل از اين، بحث تهاجم فرهنگي را مطرح كرديم؛ بعضيها اصل تهاجم را منكر شدند؛ گفتند چه تهاجمي؟ بعد يواش يواش ديدند كه نه [فقط] ما ميگوييم، خيلي از
كشورهاي غير غربي هم مسئله تهاجم فرهنگي را مطرح ميكنند و ميگويند غربيها به ما تهاجم فرهنگي كردند؛ بعد ديدند كه خود اروپاييها هم ميگويند امريكا به ما تهاجم فرهنگي كرده! لابد ديدهايد، خواندهايد كه [گفتند] فيلمهاي امريكايي، كتابهاي امريكايي چه تهاجم فرهنگياي به ما كردهاند و دارند فرهنگ ما را تحت تأثير قرار ميدهند. بعد بالاخره به بركت قبول ديگران، اين حرف ما هم مورد قبول خيلي از كساني كه قبول نميكردند قرار گرفت! تهاجم فرهنگي يك واقعيتي است. صدها رسانه صوتي، تصويري، اينترنتي، مكتوب در دنيا دارند كار ميكنند با هدف ايران! با هدف ايران! نه اينكه دارند كار خودشان را ميكنند. يكوقت هست كه فرض كنيد راديوي فلان كشور يا تلويزيون فلان كشور يك كاري دارد براي خودش ميكند؛ اين نيست، اصلاً هدف اينجاست؛ با زبان فارسي [برنامه ميسازند]؛ آن را با وقت استفاده فارسيزبان يا عنصر ايراني تطبيق ميكنند؛ مسائل ما را رصد ميكنند و بر طبق آن مسائل، موضوعات و محتوا براي رسانه خودشان تهيه ميكنند؛ يعني كاملاً واضح است كه هدف اينجاست. خودشان هم ميگويند، انكار هم نميكنند. (بيانات رهبر انقلاب، 19/2/92)
ايشان در جايي ديگر در مورد آثار ويرانگر تهاجم فرهنگي كه در پوششهاي مختلفِ كتاب، فيلم، پوشش و... صورت ميگيرد، چنين ميفرمايند:
در حال حاضر، يك جبههبندي عظيم فرهنگي كه با سياست و
صنعت و پول و انواع و اقسام پشتوانهها همراه است، مثل سيلي راه افتاده تا با ما بجنگد. جنگ هم جنگ نظامي نيست. بسيج عمومي هم در آنجا هيچ تأثيري ندارد. آثارش هم بهگونهاي است كه تا به خود بياييم، گرفتار شدهايم. مثل يك بمب شيميايي نامحسوس و بدون سر و صدا عمل ميكند... الآن در مدرسهها و داخل خيابانها و جبههها و حوزههاي علميه و دانشگاههاي ما، ناگهان نشانههاي اين تهاجم تبليغي و فرهنگي را خواهيد ديد. يك كتاب چاپ ميشود، يك فيلم توليد ميشود و به داخل كشور [ميآيد]». (بيانات رهبر انقلاب، 7/9/68)
رهبر انقلاب سالهاي پيش، همچنين با بيان موضوع تهاجم فرهنگي، شبيخون فرهنگي و ناتوي فرهنگي، هشدارهاي جدي درباره نقشه و توطئه شوم دشمنان در اين زمينه داده و همواره به نقش و وظيفه دولت در اين باره اشاره كردهاند. بخشهايي از سخنان ايشان در مورد نقش دولت در امر مقابله با تهاجم فرهنگي از اين قرار است:
۱. براي فعاليتهاي فرهنگي، برنامهريزي ضروري است و نميتوان انتظار داشت كه فرهنگ كشور، اعم از فرهنگ عمومي، فرهنگ نخبگان و فرهنگ دانشگاهي به خودي خود پيش رود.
۲. دستگاههاي مختلف در قبال جريان فرهنگ عمومي كشور مسئولاند.
۳. همه ما در قبال مسائل فرهنگي و فرهنگ عمومي كشور مسئوليت شرعي و قانوني داريم.
۴. سپردن مسائل فرهنگي به مردم نافي وظيفه نظارتي و هدايتي
دولت نيست و حضور حكومت و دولت در عرصه فرهنگ نيز به معناي سلب حضور مردم نميباشد.
رهبر معظم انقلاب در خلال بحث درباره گامهاي اول و ضروري براي مقابله با پديدههاي فرهنگي و خطرناك دشمن، به موضوعي كليدي و بسيار اساسي به نام برخورد فعال و تهاجمي به جاي برخورد انفعالي تأكيد دارند:
در بحث تهاجم فرهنگي، انفعال و موضع دفاعي صرف در مقابل فرهنگ مهاجم، بدترين و خسارتبارترين نوع برخورد است. شايد انفعال در برابر تهاجم فرهنگي دشمن بزرگترين و بيدفاعترين گذرگاهي است كه دشمن از مسير آن، زهرآگينترين توليدات فرهنگي خود را كه در مدتي كوتاه يك جامعه متعالي را به هلاكت دچار ميكند، به كشور و جامعهاي وارد ميسازد و احتمالاً بدتر از آن هم اشتياقي است كه در پي اين انفعال، افراد خودباخته براي استقبال از فرآوردههاي آلوده فرهنگي دشمن از خود نشان ميدهند. انفعال و اشتياق در عرصه فرهنگ دو مقولهاي است كه بخشي از جامعه ايران با آن بيگانه نيست و بسياري از آسيبهاي فرهنگي از اين ناحيه متوجه كشور شده است. خلاصه كلام آنكه جايگاه و وضعيت سه عامل اصلي در عرصه تكاپوي فرهنگي، يعني فرهنگ، وظيفه نظام و وظيفه دولت تا حدودي مشخص شد و معلوم گرديد كه نقطه وصل انديشه فرهنگي به ميدان عمل و عرصه اجتماعي، دولت است و دولت نيز با اعتقاد به وجود دشمني كه در حال تهاجم فرهنگي است و نيز اعتقاد به اينكه وظيفه
دارد با تعهدپذيري با اين تهاجم مقابله كند، بايد به فكر طرح و برنامه باشد؛ زيرا بدون برنامه نميتوان با دشمن با برنامه مقابله كرد. اگر چنين شود ميتوان در انتظار جامعهاي سالم و رو به رشد و رسيدن به موفقيتهاي بزرگ ملي بود.
(http://payedars. blogfa. com/postـ671. Aspx(
ضرورت پايهگذاري سبك زندگي ايراني و اسلامي
بسياري از نظريهپردازان عصر جديد را عصر جهاني ناميدهاند. يكي از ويژگيهاي اين عصر شكلگيري سبكهاي جديد زندگي است كه با گذشته تفاوت فاحش و عميقي دارد و به تبع آن، هويتسازي متمايز را ايجاب ميكند كه مبتني بر علقه مدرن و يكدست شدن و پيوند خوردن در گستره جهاني است. (ويزي، 2001، به نقل از آلن، 1995) در جهان كنوني افراد بر دو مبنا خود را تعريف ميكنند. در رويكرد اول فعاليت توليدي و جايگاه فرد در نظام توليد يا ساختار شغلي شالوده هويت اجتماعي است و در رويكرد دوم رفتارهاي مصرفي مبناي شكلگيري هويت اجتماعي انسان محسوب ميشود. رويكرد اول عمدتاً بر اساس مفهوم طبقه و رويكرد دوم بر مبناي مفهوم سبك زندگي فرمولبندي ميشود. در دهه هاي اخير فعاليتهاي فراغتي و عادات مصرفي به صورت فزاينده به منزله شالوده سبك زندگي و هويت اجتماعي افراد شمرده ميشوند. (نك: به: بورديو 1984؛ گيدنز 1991، به نقل از: ارمكي، 1384)
گيدنز اين موضوع را به شكل دقيقتري نيز بيان كرده است. از نظر گيدنز «سياست رهاييبخش» و «سياست زندگي» دو سياستي هستند كه در جهان مدرن شكل گرفتند. او «سياست رهاييبخش» مدرنيته را شامل
ماركسيسم، ليبراليسم و محافظهكاري ميداند. از نگاه گيدنز در «سياست زندگي» هم غايت سياسي و هم ابزارها عبارت از دگرگوني «خود» هستند. او سياست رهاييبخش را در رابطه با آزادي از قيد استثمار، نابرابري و سركوب و جستوجوي عدالت و مشاركت دموكراتيك ميشمارد. برعكس، «سياست زندگي» سياستي مربوط به شيوه زندگي فرد است. اين سياست دربردارنده تلاش مداوم فرد براي گزينشگري در يك محيط منظم بازانديشانه است كه در آن، ديگر سنت نقشي در ارائه معيارهاي زندگي روزمره ندارد. (نش، 1380:90) امروزه سبكهاي زندگي، فرد را به جهان پيرامونش معرفي ميكنند. هر فرد از اين طريق است كه هويت خود را شكل ميدهد و الگوي هويتيابي قدرتمندي كه فعال است، هويتيابي بر مبناي سبك زندگي و الگوي مصرف است. به تعبيري سبك زندگي، يك نظام معنايي ميسازد، كه افراد بر اساس اين نظام معنايي است كه خود را تعريف ميكنند. جرج زيمل نيز الگوي مصرف و مهمتر از آن مد را جستوجوي تمايز و فرديتي ميداند كه هويت شخص را ميسازد و سبك زندگي خود را بر اساس آن ترسيم ميكند. به اعتقاد گيدنز در زندگي اجتماعي مدرن، مقوله زندگي اهميت خاصي دارد و سنت بيشتر معناي خود را از دست ميدهد و زندگي روزانه بيشتر بر اساس بازي ديالكتيكي امر محلي و امر جهاني شكل ميگيرد و افراد بيشتر مجبور ميشوند تا از ميان مجموعه انتخابها، چيزهايي را گزينش كنند. (گيدنز، 1378: 119 ـ 129) در مجموع به نظر ميرسد كه هويت مسلط در جهان جديد و پيشرفته كنوني با دو علقه جنبشهاي اجتماعي و سبك زندگي تعريف ميشود.
با توجه با اهميت يافتن مقوله سبك زندگي در ادبيات سياسي ـ
اجتماعي و محققسازي و تبليغ آن به عنوان الگوي زندگي انسان مدرن براي جهان امروز و لزوم سياستگذاري و تبيين الگو و سبك زندگي متناسب با اوضاع فرهنگي و اجتماعي ايران، اين موضوع همچون ساير مسائل مبتلابه روز در كانون توجه رهبر معظم انقلاب قرار دارد. در اين زمينه يكي از نكات مهمي كه رهبر معظم انقلاب در سخنانشان همواره بر آن تأكيد داشتهاند، طراحي سبك زندگي مبتني بر آموزههاي ديني و اسلامي و فرهنگ اصيل ايراني است. در اينجا به بازخوانش بخشي از فرمايشهاي رهبر معظم انقلاب درباره موضوع سبك زندگي ميپردازيم.
رهبر معظم انقلاب اسلامي سالهاي متمادي درباره سبك زندگي مطالبي طرح كردهاند. ايشان در سخنراني خود در جمع خانوادهها و جوانان در سفر به خراسان شمالي در زمينه محتوا و ويژگيهاي سبك زندگي غربي چنين فرمودند:
فرهنگ غربي فقط هواپيما و وسايل آسايش زندگي و وسايل سرعت و سهولت نيست؛ اينها ظواهر فرهنگ غربي است، كه تعيينكننده نيست؛ باطن فرهنگ غربي عبارت است از همان سبك زندگي مادي شهوتآلودِ گناهآلودِ هويتزدا و ضد معنويت و دشمن معنويت. (بيانات رهبر انقلاب در ديدار جوانان استان خراسان شمالي، 23/7/91)
رهبر انقلاب راه پايهگذاري سبك زندگي ديني و تمدن اسلامي را رهاسازي تقليد از غرب و روي آوردن به فرهنگ خودي ميدانند:
شرط رسيدن به تمدن اسلامي نوين در درجه اول اين است كه از تقليد غربي پرهيز شود. ما متأسفانه در طول سالهاي متمادي، يك چيزهايي را عادت كردهايم تقليد كنيم. بنده
طرفدار اين نيستم كه حالا در مورد لباس، در مورد مسكن، در مورد ساير چيزها، يكباره يك حركت جمعي و عمومي انجام بگيرد؛ نه، اين كارها بايد به تدريج انجام بگيرد؛ دستوري هم نيست؛ اينها فرهنگسازي لازم دارد. همانطور كه گفتم، كار نخبگان است، كار فرهنگسازان است و شما جوانها بايد خودتان را براي اين آماده كنيد؛ اين، رسالت اصلي است. ما از علم ترويج ميكنيم، از صنعت ترويج ميكنيم، از اختراع و نوآوري ترويج ميكنيم، هر مبتكري و هر ابتكاري را با احترامِ تمام بر روي چشم مينشانيم. اين به جاي خود محفوظ؛ اما همانطور كه گفتيم، اصل قضيه جاي ديگر است؛ اصل قضيه، درست كردن سبك زندگي است، رفتار اجتماعي است، اخلاق عمومي است، فرهنگ زندگي است. بايد در اين بخش، ما پيش برويم؛ بايد تلاش كنيم. تمدن نوين اسلامي كه ما مدعيش هستيم و دنبالش هستيم و انقلاب اسلامي ميخواهد آن را به وجود بياورد، بدون اين بخش تحقق پيدا نخواهد كرد. اگر آن تمدن به وجود آمد، آن وقت ملت ايران در اوج
است؛ ثروت هم دنبالش هست، رفاه هم دنبالش هست، امنيت هم دنبالش هست، عزت بينالمللي هم دنبالش هست؛ همه چيز با او خواهد بود، همراه با معنويت. (بيانات رهبر انقلاب در ديدار جوانان استان خراسان شمالي؛ 23/7/91)
همانگونه كه ملاحظه ميشود نوع و محتواي سبك زندگي مد نظر رهبر معظم انقلاب با محتوا و الگوي سبك زندگي غربي تفاوت ماهوي و بنيادي دارد. در منظومه فكري رهبر انقلاب، ساخت و محتواي سبك
زندگي در ايران را آموزههاي اعتقادي برخاسته از دين اسلام، معنويت، اخلاق و فرهنگ و ارزشهاي اصيل اسلامي و ملي تشكيل ميدهد. اين الگو از سبك زندگي علاوه بر واكسينه كردن جامعه از آسيبهاي اخلاقي و اجتماعي، جامعه را از بروز بحران معنا و هويت محفوظ ميسازد. حال آنكه در نظريه گيدنز كه يكي از طلايهداران نظريه سبك زندگي و سياست زندگي در غرب است، ماهيت و جوهره سبك زندگي داراي ويژگيهاي ديگري و ماهيتاً مادي و مصرفگرايي است. سياست زندگي گيدنز به بهترين شكل گوياي هويتيابي بر مبناي سبك زندگي در غرب است. بر اين اساس افراد ميكوشند تا با الگوهاي مصرف و علقه و تعهد خود به يك سبك زندگي مشخص، هويت خويش را تعريف كنند. در ادبيات گستردهاي از جامعهشناسي كنوني، مصرفگرايي يكي از وجوه تشكيلدهنده دوران جديد شمرده شده است. دوران جديد، دوراني ارزيابي ميشود كه مصرف در آن ويژگي خاصي يافته و از عوامل تعريفكننده اين دوران است. (فاضلي، 1382: 52) نظام معنايي افراد بر اين اساس تعريف ميشود كه چه مصرف ميكنند، چه خودرويي سوار ميشوند، چه خانهاي ميخرند، به چه موسيقي يا هنري علاقه دارند و چگونه اوقاغت فراغت خود را پر ميكنند. اين موضوعات و بسياري الگوهاي مصرفي ديگر هويت و سبك زندگي فرد را ميسازند. ويژگي و مشخصه اصلي هويت مسلط در جهان مدرن، تعلق افراد به سبكهاي زندگي و الگوهاي مصرفشان است. (گيدنز، 1378: 119)
رهبر انقلاب در زمينه تلاش غرب براي بهرهگيري از ابزارها و وسايل گوناگون از جمله هنر، تبليغات و سينما براي تغيير ذائقه و سلايق ملتها در جهان، بر لزوم هشياري و تلاش براي مواجهه با اين هجمه
فرهنگي و هويتسوز سفارش مؤكد دارند:
يكي از نكاتي كه بايد در مواجهه با دنياي غرب كاملاً به آن توجه داشت، عامل و ابزار هنري است كه در اختيار غربيهاست. اينها از هنر حداكثر استفاده را كردهاند براي ترويج اين فرهنگ غلط و منحط و هويتسوز؛ به خصوص از هنرهاي نمايشي، به خصوص از سينما حداكثر استفاده را كردهاند. اينها به صورت پروژهاي يك ملت را تحت مطالعه قرار ميدهند، نقاط ضعفش را پيدا ميكنند، از روانشناس و جامعهشناس و مورخ و هنرمند و اينها استفاده ميكنند، راههاي تسلط بر اين ملت را پيدا ميكنند؛ بعد به فيلمساز، به فلان بنگاه هنري در هاليوود سفارش ميكنند كه بسازد و ميسازد. بسياري از فيلمهايي كه براي ماها و براي كشورهايي نظير ما ميسازند، از اين قبيل است. من از فيلمهاي داخل خود امريكا خبري ندارم؛ اما آنچه كه براي ملتهاي ديگر ميسازند، جنبه تهاجم دارد. چند سال پيش از اين در خبرها بود كه در بعضي از كشورهاي بزرگ اروپايي تصميم گرفته شد كه با فيلمهاي امريكايي مقابله شود. آنها مسلمان نيستند، اما آنها هم احساس خطر ميكردند؛ آنها هم احساس تهاجم ميكردند. نسبت به كشورهاي اسلامي البته بيشتر، و در مورد كشور انقلابي ما هم به طور ويژه؛ نگاه ميكنند، خصوصيات را ميسنجند، وضعيت را ميسنجند، فيلم را بر اساس آن ميسازند، خبر را بر اساس آن تنظيم ميكنند، رسانه را بر اساس آن شكل ميدهند و ميفرستند فضا. بايد به اينها توجه داشت. سليقهسازي ميكنند،
فرهنگسازي ميكنند؛ بعد از آنكه سليقهها را عوض كردند، ذائقهها را عوض كردند، آن وقت اگر احتياج به زر و زور بود، دلارها را وارد ميكنند، نيروهاي نظامي و ژنرالها را وارد ميكنند. اين، شيوه حركت غربيهاست؛ بايد مراقب بود. بايد همه احساس كنند كه
ايجاد تمدن اسلامي نوين بر دوش آنهاست؛ و يكي از حدود و ثغور اين كار، مواجهه با تمدن غرب است، به صورتي كه تقليد از آن انجام نگيرد. (بيانات رهبر انقلاب در ديدار جوانان استان خراسان شمالي، 23/7/91)
تأكيد بر محتواي فرهنگي اصيل به جاي شكل و صورت و كار تشريفاتي
يكي از موضوعات مهم در زمينه فعاليتهاي فرهنگي از نظر رهبر انقلاب محتواگرايي و توجه به مفاهيم و محتواي آموزههايي است كه در قالب برنامههاي فرهنگي به جامعه عرضه ميشود و پرهيز از صورتگرايي و كار تشريفاتي است. ايشان در اين باره ميفرمايند:
... نكته دوم در اين زمينه [فرهنگ] اين است حالا بعد از آنكه مصرف فرهنگي را پيدا كرديم، قلمي كه بايد اين بودجه صرف آن بشود، پيدا كرديم، برويم سراغ محتوايش. بالاخره ميخواهيم فيلم بسازيم. مثلاً ميخواهيم ده تا فيلم انقلابي بسازيم؛ ده تا فيلمي كه حامل ارزشها باشد. يا ميخواهيم فلان تعداد كتاب منتشر كنيم؛ محتواهايش چه باشد، چه جوري باشد، با چه قوتي، با چه استحكامي، با چقدر مايه علمي و هنري كه در آنجا به كار برده ميشود؟ اينها خيلي كارهاي
سخت و ظريفي است. در زمينههاي فرهنگي، دنبال كارهاي تشريفاتي و ويتريني نباشيد. نمايش دادن كار فرهنگي، نه اينكه فايدهاي ندارد؛ ضرر هم دارد. در زمينه فرهنگ بايد دنبال كارهاي محتوايي و اصيل و واقعي رفت، كه امروز نياز عمده كشور هم اين است. (از بيانات رهبر انقلاب در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت با ايشان، 8/6/1389)
با ملاحظه جهتگيريهاي انقلابي و اسلامي در زمينه فرهنگ، دچار رودربايستي نشويد... در همه شعبههاي فرهنگي، چه در موضوع كتاب، چه در كارهاي هنري، چه در مؤسسات فرهنگي، جهتگيريها را انقلابي و اسلامي قرار بدهيد. اولويتها را در اينجا هم ملاحظه كنيد، چون منابع بالاخره محدود است... با توجه به محدوديت منابع، نگاه كنيد ببينيد اولويتها چيست. (از بيانات رهبر انقلاب در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت با ايشان، ۱6/6/1390)
به كارهاي سطحي نبايد اكتفا كرد. به كارهاي عميق تر، كارهاي بنياني تر، كارهايي كه از يكي شان دهها كار صادر ميشود و نشئت ميگيرد، توجه كنيد... در باب فرهنگ بايد به شدت مراقبت شود كه ما به «فرهنگ مهاجم» كمك نكنيم. فرهنگ مهاجم خطرناك است. اگر ما فرهنگ عمومي كشور و فرهنگي كه نخبگان و مردم و قشرهاي گوناگون را به سمت يك هدفي هدايت ميكند، نتوانيم از آسيب دشمن محفوظ بداريم، كار خيلي مشكل خواهد شد؛ هرچه هم شما تصميم بگيريد، اينها مي آيند خرابش ميكنند و جور ديگري منعكس خواهد شد. (از
بيانات رهبر انقلاب در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت با ايشان،02/06/1391)
مقام معظم رهبري در خصوص لزوم پرهيز از شعارزدگي و لزوم انجام دادن فعاليتهاي علمي عميق و پايدار توسط مراكز علمي ميفرمايند:
ما نميخواهيم اين قضيه را با شعار و با اينكه «صلوات بفرست تمام بشود» و مانند اينها پيش ببريم؛ ميخواهيم مسئله به شكل عميق و علمي حل بشود، گرههاي ذهني اي كه وجود دارد باز بشود، حقيقت قضيه روشن بشود و به اعتقاد من ما ميتوانيم اين كار را بكنيم؛ يعني متفكرين ما و صاحبان دانشِ مرتبط با مسئله جمعيت ـ در هر بخشي از بخشها ـ ميتوانند در اين زمينه منطق صحيح و قابل قبولي را ارائه كنند. اين همايش البته قدم اول است، يعني قدم ابتدايي است، [اما] از گذاشتن قانون به نظر من مهمتر است، چون [در] فرهنگسازي... اكتفا نكنيد به اينكه يك ميزگردي تشكيل بشود و سخنرانياي گذاشته بشود و مثلاً تعدادي مقاله چاپ بشود؛ اينها كارهاي لازمي است، اما ناكافي است. (بيانات رهبر انقلاب، 9/8/1392)
در نگاه كلي از منظر رهبر انقلاب پرهيز از شعارزدگي و كار فرهنگي تشريفاتي و ظاهرگرا، انجام دادن فعاليتهاي فرهنگي ـ علمي عميق و پايدار به نحوي كه حامل ارزشها باشد و بتواند فرهنگ را در مقابل آسيب دشمن و فرهنگ مهاجم مصونيت بخشد، پرهيز از سطحينگري، توجه به جهتگيريهاي انقلابي و اسلامي اصيل و واقعي و برخورداري برنامهها از قوت و استحكام لازم از شاخصهاي فعاليت و برنامهريزي فرهنگي محسوب ميشود.
خودباوري عامل غلبه بر خودباختگي
از منظر امام خميني رحمه الله و رهبر معظم انقلاب يكي از آفات و بيماريهاي اساسي كشورهاي اسلامي و جهان سوم خودباختگي و مرعوب شدن در مقابل فرهنگ و تمدن غرب، مصون دانستن غربيها از اشتباه، و احساس نياز و وابستگي به غرب است. اين خودباختگي و نوع نگرش در برخي جوامع و ميان برخي نخبگان آنقدر عميق است كه از آنها فرهنگ و ارزشهاي فرهنگي خود احساس حقارت ميكنند. امام خميني رحمه الله خودباختگي در مشرق زمين و به خصوص بين مسلمانان را معلول علل زير ميدانند:
الف) پيشرفتهاي مادي جهان غرب
اينها [نويسندگان] گمان كردهاند كه اگر مملكتي در سير طبيعي پيشرفت كرد، در سير حكمت الهي نيز پيشقدم است، و اين از اشتباهات بزرگ ماست. [اين نوع نگاه را] يكي از تبهكاريهاي نويسندگان مشرق اسلامي بايد دانست. (كشف اسرار، بيتا: 34)
ب) مصون دانستن غرب و انسان غربي از خيانت و اشتباه
همين كه نام يك مستشار امريكايي روي كسي آمد، ديگر براي او، اين زمامداران بيهوش و خودسر ما، خطا و اشتباه يا خيانت و دزدي قائل نميشوند.
همان: 182)
ج) مرعوب شدن در مقابل پيشرفتهاي غرب:
وقتي كشورهاي استعمارگر با پيشرفت علمي و صنعتي، يا به حساب استعمار و غارت ملل آسيا و آفريقا، ثروت و تجملاتي فراهم آوردند،
اينها خود را باختند، فكر كردند راه پيشرفت صنعتي اين است كه قوانين و عقايد خود را كنار بگذارند. (ولايت فقيه، 1379: 13 و 14)
د) تصور ترقي به سبب گرايش به غرب و شرق
در سالهاي طولاني، تبليغات دامنهدار دولتهاي شرق و غرب موجب اين شد كه ملتهاي مسلمان از آنها ياري بخواهند و گمان كنند كه ترقيات اين كشورهاي ضعيف، در گرايش به يكي از اين دو ابرقدرت است، لكن به هر طرف كه تمايل پيدا كردند، بعد از مدتي فهميدند كه آنها جز اسير كردن اينها و بردن خزائن و غارت كردن مخازن آنها كار ديگري نميكنند. (صحيفه نور، ج 4: 183)
ه) القائات و عمليات رواني غرب بر ضد شرق
وقتي از بچگي، وقتي هم وارد شدند در مدرسه، توي مدرسه اين را به گوششان خواندهاند؛ وقتي هم وارد شدند در جامعه، هي اين در گوششان خوانده شده است، در روزنامهها تبليغ شده است، در مجلات تبليغ شده است، همه جا اين مطلب پيش آمده است كه «شما خودتان نميتوانيد خودتان را اداره كنيد؛ اگر از دامن شرق فرار ميكنيد به دامن غرب بايد پناهنده بشويد». (صحيفه نور، ج 14: 284)
خودشناسي، خودفهمي و بازگشت به خويشتن
امام خميني رحمه الله خودشناسي را رمز استقلال ملي و مانعي در راه گسترش سلطه قدرتهاي جهاني ميدانند و ميفرمايند: «هيچ نحو استقلالي حاصل نميشود الّا اينكه ما خودمان را بشناسيم.» (صحيفه نور، ج 9: 258)
«ما تا تمام حيثيت خودمان را نفهميم، نفهميم كه چه بوديم، ما در تاريخ چه بوده و چه هستيم، چه داريم، تا اينها را نفهميم استقلال نميتوانيم پيداكنيم.» (صحيفه نور، ج 10: 74) ايشان در جايي ديگر ميفرمايند: «هيچ ملتي نميتواند استقلال پيدا بكند الّا اينكه خودش، خودش را بفهمد. مادامي كه خودشان را گم كردند و ديگران را جاي خودشان نشاندند، استقلال نميتوانند پيدا كنند.» (صحيفه نور، ج 11: 183) امام عظمت هر ملتي را در «بازگشت به خويشتن» و «خودباوري» و لازمه خودباوري را تحقق اين امر ميدانند كه افراد يك جامعه بفهمند كه خود، موجوديتي دارند و آن موجوديت در فرهنگ آنان تبلور يافته است. (صحيفه نور، ج 9: 166) «ماها الآن خودمان را گم كردهايم، مفاخر خودمان را الآن گم كردهايم، تا اين گمشده پيدا نشود، شما مستقل نميشويد. بگرديد پيدايش كنيد». (صحيفه نور، ج 9: 59)
امام علت انحطاط جوامع و عقبماندگي ملل مشرق زمين را احساس ضعف و فقدان خودباوري ملل جهان سوم ميداند كه آنها را آماده پذيرش سلطه فرهنگي و به دنبال آن سلطه سياسي ـ اقتصادي غرب كرده است و در اينباره ميفرمايند: «غربيها كوشش كردهاند كه ما را از خودمان بيخود كنند، ما را ميانتهي كنند، به ما اينطور بفهمانند و فهماندند كه خودتان هيچ نيستيد و هرچه هست غرب است و بايد رو به غرب بايستيد.» (صحيفه نور، ج 9: 25) «ما از خود هيچ نداريم و بايد همه چيز، علم، تمدن، قانون و پيشرفت را از آنان بگيريم.» (صحيفه نور، ج 18: 89) «بايد به خودمان اثبات كنيم كه ما هم آدميم، كه ما هستيم در دنيا، كه شرق هم يك جايي است، همهاش غربي نيست، شرق هم يك جايي است كه خزائنش بيشتر از همهجا و متفكرينش بيشتر از همهجا بوده،
طب از شرق رفته به غرب، تمدن از شرق رفته به غرب، لكن تبليغات چه بوده است كه ما را به عقب زدند». (صحيفه نور، ج 11: 193)
در مجموع امامخميني رحمه الله بازگشت به خويش و خودشناسي، خودباوري و تقويت آن را مهمترين عامل استقلال كشور و مانعي فراراه هر گونه سلطه خارجي ميشمارند و لذا شناخت و تقويت آن را مهمترين عامل حفظ موجوديت كشورها در مقابل جريان پرقدرت فرهنگي غرب و موج ايدئولوژي «غربيسازي» ميدانند.
رهبر انقلاب نيز رمز مقابله با ترفند دشمن و بازگشتن به خويشتن را قوي كردن خود و افزودن بر اقتدار ملي ميدانند و ميفرمايند: «ملت ايران بايد خود را قوي كند؛ اگر ملتي قوي نباشد و ضعيف باشد به او زور خواهندگفت و باجگيران عالم از او باج ميخواهند و اگر بتوانند به او اهانت كرده و او را زير پا لگد ميكنند؛ اين طبيعت دنيايي است كه با افكار مادي اداره ميشود.» (سخنراني در جمع زائران و مجاوران حرم رضوي، 1/1/93) ايشان تضعيف روح استقلال ملي را از اهداف دشمن ميدانند كه از طريق آن نظريهپردازي وابستگي تعقيب ميشود: «اگر كساني روح استقلال ملي را نشانه ميروند و استقلال كشور را مسخره ميكنند و وابستگي را تئوريزه ميكنند، نميشود در مقابل آنان بيتفاوت ماند». (سخنراني در جمع زائران و مجاوران حرم رضوي، 1/1/93)
امام خميني قدس سره نيز معتقد بودند راه مقابله با خودباختگي و ايجاد خودباوري اين است كه به خود بياييم و از غرب نهراسيم. ايشان ميفرمودند: «نقطه اول اين است كه خود انسان متحول بشود، خود انسان از غربزدگي بيرون بيايد. اگر فرهنگ ما متحول شود، فرهنگ انگلي متوقف ميگردد.» (صحيفه نور، ج 6: 395) ايشان راه دستيابي به
هويت اصيل را در تحول فرهنگ، باور به توانايي و اميد به موفقيت و آينده و بيداري مسلمانان ميدانند و اينكه بايد فرهنگ از غربزدگي بيرون بيايد. در اين صورت است كه ميتوان روي پاي خود ايستاد و با زدودن مظاهر فرهنگي غرب، به خودباوري رسيد. ولي راه خودباوري طولاني است؛ بايد مغزهاي استقلالي جانشين مغزهاي استعماري بشوند. ايشان با توصيه به جوانان براي تحصيل خوب در داخل، معتقد بودند كه با انقلاب فرهنگي بايد با نفوذ ريشهدار غرب مبارزه كرد. (صحيفه نور، ج 19: 110 و 111) «اين مكانيزمها از مكانيزمهاي اساسي براي سازندگي و سعادتمندسازي جامعه است. ما كه ميخواهيم وابسته نباشيم، بايد اول بيدار شويم كه ما خودمان هم شخصيت داريم و ميتوانيم كار انجام دهيم.» (صحيفه نور، 1371، ج 2: 218) البته امام در راه سازندگي متذكر ميشوند كه نبايد توقع داشت كه يكروزه به همه چيز رسيد اما نبايد مأيوس شد و بايد اميدوار بود و به اراده خود تكيه كرد. (صحيفه نور، ج 2: 218) باور به تواناييهاي خود و تكيه بر آن اساس پيروزي است. (صحيفه نور، ج 2: 297)
رهبر معظم انقلاب نبود خودباوري را نتيجه بزرگ ديدن غرب و كوچك ديدن خود دانسته، ميفرمايند: «در كشور ما متأسفانه فرهنگِ كاملاً منحرفي از گذشته پايهگذاري شده، كه هنوز آثارش از بين نرفته ـ با اين همه تبليغاتي كه ماها از اول انقلاب تا امروز داشتيم ـ و آن، نگاه نيازمندانه به سمت غرب، بزرگ ديدن غرب و كوچك ديدن خود در مقابل اوست؛ كه متأسفانه اين فرهنگ ريشهكن نشده و وجود دارد؛ اين به دليل نبود خودباوري است». (بيانات در ديدار معلمان و اساتيد دانشگاههاي خراسان، 20/07/1391)
عزم، اراده و غيرت ملي
هر ملتي براي اينكه بتواند در صحنه داخلي به رشد و شكوفايي برسد و در صحنه جهاني و بينالملل چيزي براي عرضه و ارائه داشته باشد نيازمند انسجام و همبستگي و عزم و اراده ملي است. «عزم» تصميمي است كه يك ملت پس از تعيين اهداف و راهبردهاي خود براي نيل به آن اتخاذ مينمايد و «اراده» حركتي است كه در مسيري از پيش تعيينشده در جهت نيل به همان اهداف پيموده ميشود. هرچه اهداف متعالي و بلندتر باشند، اراده جمعي براي دستيابي به آنها قويتر شكل خواهد گرفت. عزم و اراده ملي اساساً از خصوصيات روانشناختي ملتهاست كه بر پايه نوع آموزههاي فرهنگي آن ملت و ميزان تلاشي كه براي درونيسازي و نهادينه كردن آنها صورت گرفته، در قالب شخصيت ملي تجلي و تبلور مييابد. همين كه عزم و اراده ملي شكل گرفت و جزئي از ذات و جوهره يك ملت شد، خود به خود در منش و رفتار ملي و كنشهاي فردي افراد تجلي مييابد. همچنين ضمن توليد شوق، ذوق و انگيزه، به رفتارها جمعي در همه عرصههاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و حتي دفاعي و حراست از كيان و هويت آن ملت تبديل ميشود و آن ملت را قادر ميسازد همه موانع و سختيها را به سادگي پشت سر گذارد. از اين منظر عزم و اراده ملي و عجين شدن آن با غيرت و غرور ملي، احساس توانايي، احساس قدرت، احساس عزت نفس، احساس افتخار، تعهد، تكليف و وظيفه براي اقدام و عمل جمعي و سازندگي، انضباط، نشاط، همكاري و مشاركت ملي توليد ميكند. در منظومه فكري رهبر انقلاب مقوله عزم و اراده ملي جايگاه مهمي دارد و بارها به مناسبتهاي مختلف از آن سخن به ميان آمده است. در اين باره مقام معظم رهبري ميفرمايند:
خلقيات اجتماعي، رفتارهاي اجتماعي را به وجود ميآورند. بنابراين، درست است كه مقوله فرهنگ در موارد زيادي شامل رفتارها هم ميشود، اما اساس و ريشه فرهنگ، عبارت است از عقيده، برداشت و تلقي هر انساني از واقعيات و حقايق عالم و نيز خلقيات فردي و خلقيات اجتماعي و ملي. بنده چند نمونه از خلقيات اجتماعي و ملي را كه براي يك ملت تعيينكننده است، در اينجا عرض ميكنم. مثلاً عزم و اراده، غرور ملي، احساس توانايي، احساس قدرت بر اقدام و عمل و سازندگي، انضباط، نشاط، همكاري و مشاركت. اگر فرض كنيم ملتي همراه با ايمان و عقيدهاي كه دارد، اين اخلاقيات را هم دارا باشد، خواهيم ديد كه چقدر در رسيدن به اهداف و آرمانهايش، به او كمك خواهد كرد. بنابراين، به نظر ما، مقوله فرهنگ از نظر تأثيرش در آينده يك ملت و يك كشور، با هيچ چيز ديگري قابل مقايسه نيست؛ اهميت مقوله فرهنگ از اين جاست. (بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 19/9/1379)
ايشان در مورد غيرت ملي ميفرمايند: «موضوع ديگر، غيرت ملي است. اگر ببينيم كسي دارد به نحوي از انحا، به مرزهاي فرهنگي يا ديني يا جغرافيايي يا ملي ما تعرض ميكند يا فكر تعرض دارد، بايد خون ما به جوش بيايد و غيرت ما تحريك شود.» (بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 26/9/1381) «كساني كه از دين و انگيزههاي ديني تهيدستند، با همين غيرت ملي توانستهاند كشور و هويت فرهنگي و استقلال و ماندن خود را حفظ كنند.» (بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 26/9/1381) «براي
علاج قطعي فشارهاي اقتصادي دشمنان، بايد به گونهاي اقتصاد خود را قوي و مستحكم كنيم كه آنها از تأثيرگذاري فشارهاي خود مأيوس شوند كه اين هدف با اجراي سياستهاي ابلاغ شده محقق خواهد شد... مشكلات مزمن جز با يك حركت برنامهريزيشده براي مقاومسازي اقتصاد برطرف نميشود. (از بيانات مقام معظم رهبري در جمع زائران و مجاوران حرم رضوي، فروردين ماه 1393)
امام خميني رحمه الله در مورد لزوم تقويت اراده و غيرت ملي در جامعه براي حفظ دستآوردهاي نظام و رسالت و مسئوليت خطير مردم و مسئولان مبني بر فداكاري، پايداري و استقامت در دفاع از آرمانهاي انقلاب ميفرمايند: «ما با هيچ قيمتي اين متاعي را كه به دست آورديم از دست نخواهيم داد». (صحيفه نور، ج 14: 83)
ظلمستيزي
در منظومه فكري امام رحمه الله و رهبر معظم انقلاب ظلمستيزي جايگاه ويژهاي دارد. امام خميني رحمه الله درباره ظلمستيزي و ضرورتها و انگيزههاي آن، فصل جديدي در ترويج فرهنگ ديني در ايران و جهان گشودند. ايشان از ابتداي نهضت، با تبيين فلسفه حمايت از مظلوم و مبارزه با ستم و فساد، به همه انقلابيان و قشرهاي جامعه اين نكته را گوشزد كردند كه ظلمستيزي و مجاهده يكي از ويژگيهاي انسانهاي وارسته و مؤمن است و مربوط به زمان خاصي از تاريخ نيست. به همين علت ايشان لحظهاي هم در مقابل زورگوييهاي جباران سر فرود نياوردند و فرمودند: «من اكنون قلب خود براي سرنيزههاي مأمورين شما حاضر كردم، ولي براي قبول زورگوييها و خضوع در مقابل جباريهاي شما
حاضر نخواهم كرد. من به خواست خدا، احكام خدا را در موقع مناسبي بيان خواهم كرد، و تا قلم در دست دارم كارهاي مخالف بر مصالح مملكت را برملا ميكنم.» (صحيفه نور، ج 1: 179) مقام معظم رهبري نيز درباره اهميت ظلمستيزي و ايستادگي در مقابل سختيها و جانفشاني براي آرمانها ميفرمايند: «عامل اصلي سربلندي و عزت يك ملت در ميان ملتها و همچنين در طول تاريخ، مجاهدت و تلاش آن ملت در عرصههاي مختلف علمي، اقتصادي و تعاون اجتماعي و از همه مهمتر در عرصه آمادگي براي جانفشاني است... دوران دفاع مقدس و جنگ پر ماجراي هشت ساله نمونه بارز ايستادگي ملت ايران و جوانان كشور بر سر آرمانها و مقابله با جبهه كفر و استكباراست. (بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع عظيم زائران مناطق عملياتي دفاع مقدس، 6/1/93)
مبارزه با اباحيگري
از ديگر دغدغههاي رهبر انقلاب در عرصه فرهنگي، تلاش دشمن براي ترويج بيبندوباري و اباحيگري است كه به دليل حركت خزنده و پنهان، آن را به موريانه تشبيه كرده است كه پايه و بنيان فرهنگي و ارزشي يك جامعه را سست و نابود ميكند. رهبر معظم انقلاب شكستن مرزهاي ايماني و مرزهاي روحي، تضعيف پايبنديها و تقيدات ديني و اعتقادي جامعه، سست نمودن پايههاي فكري و هنجاري، خدشهدار نمودن اعتقادات و باورهاي اصيل ايراني، ترويج جريانهاي خلاف اخلاق در جامعه و تشويق به فساد و شهوتراني و حركتهاي خزنده و پنهان به ويژه در درون خانوادهها را از مهمترين شيوهها و پيآمدهاي اباحيگري ميدانند كه اگر مراقبت لازم صورت نگيريد، دامنگير كشور و جامعه
ميشود. ايشان در اين باره ميفرمايند:
يكي از مسائلي كه دشمن بهطور جدي در كشور تبليغ ميكند، مسئله اباحيگري است. اباحيگري اعتقادي و عملي، يعني پايبنديها و تقيدات و تكيهگاههايي كه يك انسان را در حركت خود به سمت هدف مشخصي عازم و مصمم ميكند، از او گرفتن و او را سرگردان و لنگ كردن. اين را بايد جدي بگيريد. همه بايد مسائل فرهنگي را جدي بگيرند. مظهر اين تهاجم، همان اباحيگري است كه از راه خدشه در اعتقادات، تشويق جريانهاي خلاف اخلاق در جامعه و تشويق و ترويج انواع و اقسام فسادها ايجاد ميشود. اينها چيزهايي است كه همه مسئولان كشور بايد به آن بسيار توجه كنند و فقط مخصوص مسئولان فرهنگي نيست... نگذاريد دشمن مثل موريانهاي به جان پايههاي فكري و اعتقادي و ايماني مردم بيفتد و آنها را دچار رخنه كند؛ اين مهم است. همه وظيفه داريم مرزهاي ايماني و مرزهاي روحي خودمان را حفظ كنيم... من كه ميگويم تهاجم فرهنگي، عده اي خيال ميكنند مراد من اين است كه مثلاً پسري موهايش را تا اينجا بلند كند. خيال ميكنند بنده با موي بلند تا اينجا مخالفم. مسئله تهاجم فرهنگي اين نيست. البته بيبندوباري و فساد هم يكي از شاخههاي تهاجم فرهنگي است؛ اما تهاجم فرهنگيِ بزرگتر، اين است كه اينها در طول سالهاي متمادي به مغز ايراني و باور ايراني تزريق كردند كه تو نميتواني؛ بايد دنبالهرو غرب و اروپا باشي. نميگذارند خودمان را باور كنيم... يكي از راههاي
تهاجم فرهنگي، اين بوده است كه سعي كنند جوانان مؤمن را از پايبنديهاي متعصبانه به ايمان ـ كه همان عواملي است كه يك تمدن را نگه ميدارد ـ منصرف كنند؛ همان كاري را كه در اندلس، در قرنهاي گذشته كردند. يعني جوانان را در عالم، به فساد و شهوتراني و ميگساري و اين چيزها مشغول كردند. اين كار، حالا هم انجام ميگيرد... صداي فرو ريختن ايمان و اعتقاد ناشي از تهاجم پنهاني و زيرزيركي دشمن ـ اگرشما ملت و عناصر فرهنگي بيدار نباشيد ـ خداي نخواسته، آن وقتي درميآيد كه ديگر قابل علاج نيست... عدهاي خيال كردهاند كه وقتي ما به تهاجم فرهنگي غرب حمله ميكنيم، فقط مسئلهمان اين است كه يك نفر در خيابان حجابش را درست رعايت نكرده است. مردم به حمدالله حجابشان را رعايت ميكنند؛ الا افرادي قليل. مسئله اينها نيست. اين، فرعي است. اصل قضيه آن است كه داخل خانههاست و از مجامع جوانان سرچشمه ميگيرد و دشمنان آنجا كار ميكنند. آنكه آشكار نيست، آنكه پنهان است، خطرآنجاست... جوانان ما شهوات را دور انداختند، راحتي و لذت را دور انداختند؛ رفتند در ميدان مبارزه و توانستند دشمن را به زانو درآورند. حال دشمن از جوانان ما انتقامش را ميگيرد. انتقامش چيست؟ انتقام دشمن اين است كه جوانان ما را به لذات و شهوات سرگرم كند. (بيانات رهبر انقلاب در ديدار جمعي از اعضاي تشكلها وكانونها و نشريات و هيئتهاي مذهبي و شماري از نخبگان دانشجويي، 1390)
ضرورت تبادل فرهنگي و تعامل با جهان به دور از سلطهگري و سلطهپذيري
امتمحوري و فرامليانديشي در مباني معرفتي و افكار و رفتار امام خميني رحمه الله جايگاه برجستهاي دارد و مبتني بر آموزههاي فكري ويژهاي است. به اعتقاد امام خميني رحمه الله مرزبندي بين ملتها و تفكيك و تقسيم آنها زماني كه صبغه جهانبيني نيافته و به نژادپرستي، قوممحوري، تجاوز و توسعهطلبي و تفرقهافكني منجر نشده، و سازوكاري براي شناسايي و تمايز آنان از يكديگر باشد، پذيرفتني محسوب ميشود. مقام معظم رهبري نيز لازمه رشد و پيشرفت در جامعه را تعامل و تبادل با جهان ميشمارند، و به ويژه بر تبادل فرهنگي تأكيد دارند و هيچ ملتي را بينياز از اين نميدانند كه در همه زمينهها، از جمله در زمينه مسائل فرهنگي، از ملتهاي ديگر بياموزد. امام خميني رحمه الله در زمينه تعامل با جهان ميفرمايند: «مسلمين بايد با هم يد واحده باشند. خودشان را از هم جدا ندانند؛ مرزها را اسباب جدايي قلبها ندانند. مرزها جدا، قلبها با هم.» (صحيفه نور، ج 1: 223) در جايي ديگر ميفرمايند: «ما ميخواهيم روابط دوستانه با همه كشورها داشته باشيم؛ مادام كه آنها در امور داخلي ما مداخله نكنند.» (صحيفه نور، ج 1: 223) منظور امام از مفهوم «ما» در برابر «آنها» از يك طرف ناظر بر پذيرش مرزبنديها و اهميت هويت ملي و از طرف ديگر حاكي از تأييد و قبول تمايزات بر مبناي اصل سرزمين و جدايي و امور داخلي از خارجي و قبول اصل حاكميت و استقلال ملي و نفي مداخله ديگران در امور داخلي كشورهاست. امام خميني رحمه الله در جايي ديگر ميفرمايند: «دولت اسلامي با همه ملتها و با همه دولتها ميخواهد كه تفاهم و ارتباط صحيح داشته باشد، در صورتي كه آنها متقابلاً احترام دولت اسلامي را مراعات كنند.» (صحيفه نور، ج 8: 18) مقام معظم رهبري ضمن
بيان ضرورت تبادل فرهنگي در ميان ملل و كشورها، ميان تبادل فرهنگي و تهاجم فرهنگي تفاوت قائل است. ايشان در باب ضرورت تبادل فرهنگي و تفاوت آن با تهاجم فرهنگي نكات ارزندهاي دارند كه ما بخشهايي از فرمايشهاي ايشان را فهرستوار ميآوريم.
ـ ملتها در رفت و آمدهايشان، آداب زندگي را، خلقيات را، علم را، لباس پوشيدن را، آداب معاشرت را، زبان را، معارف را و دين را از يكديگر فراگرفتهاند. اين، مهمترين تبادلهاي ملتها با هم بوده است؛ حتي مهمتر از تبادل اقتصادي و كالا.
ـ بسيار اتفاق افتاده است كه اين تبادل فرهنگي، به تغيير مذهب يك كشور انجاميده است! مثلاً در شرق آسيا، بيشترين عاملي كه اسلام را به اين كشورها ـ از جمله به كشور اندونزي، به كشور مالزي و حتي به قسمتهاي مهمي از شبه قاره ـ برد، دعوت مبلغان نبود؛ بلكه رفت و آمد آحاد ملت ايران بود.
ـ خود ملت ما هم، در طول زمان، خيلي چيزها از ملتهاي ديگر آموخته است، و اين، يك روند ضروري برايتر و تازه ماندن معارف و حيات فرهنگي در سرتاسر عالم است. اين، تبادل فرهنگي است و خوب است.
ـ تهاجم فرهنگي اين است كه يك مجموعه سياسي يا اقتصادي براي مقاصد سياسي خود و براي اسير كردن يك ملت، به بنيانهاي فرهنگي آن ملت هجوم ميبرد. چنين مجموعهاي هم چيزهاي تازهاي را وارد آن كشور و آن ملت ميكند؛ اما به زور؛ اما به قصد جايگزين كردن آنها با فرهنگ و باورهاي ملي. اين، اسمش تهاجم است.
ـ در تبادل فرهنگي، هدف، بارور كردن فرهنگ ملي و كامل كردن
آنهاست. اما در تهاجم فرهنگي، هدف، ريشهكن كردن فرهنگ ملي و از بين بردن آن است.
ـ در تبادل فرهنگي، آن ملتي كه از ملتهاي ديگر چيزي ميگيرد، ميگردد چيزهاي مطبوع و دلنشين و خوب و مورد علاقه را ميگيرد. فرض بفرماييد، دانش را از آنها تعليم ميگيرد. فرض كنيد، ملت ايران به اروپا ميرود و ميبيند آنها مردمي اهل سختكوشي و خطر كردناند. اگر اين را از آنها ياد بگيرد، خيلي خوب است. به اقصاي شرق آسيا ميرود و ميبيند كه آنها مردمي هستند داراي وجدان كار، علاقهمند به كار، مشتاق كار. اگر اين را از آنها ياد بگيرد، خيلي خوب است. به فلان كشورميرود و ميبيند مردم آن كشور، وقتشناس، داراي نظم و انضباط، داراي محبت، داراي حس ادب و حس احتراماند. اگر ياد بگيرد، اينها چيزهاي خوبي است.
ـ در تبادل فرهنگي، قضيه چنين است: ملت فراگيرنده، ميگردد نقاط درست و چيزهايي را كه فرهنگ او را كامل ميكند، از ديگران تعليم ميگيرد. درست مثل انساني كه ضعيف است و دنبال غذاي مناسبي ميگردد. دوا و غذاي مناسب را مصرف ميكند، تا سالم شود و نقصش از بين برود.
ـ در تهاجم فرهنگي، چيزهايي كه به ملت مورد تهاجم ميدهند، چيزهاي خوب نيست، بلكه چيزهاي بد است. فرض بفرماييد اروپاييها، وقتي تهاجم فرهنگي را در كشور ما شروع كردند، نيامدند روحيه وقتشناسيشان را، روحيه شجاعت و خطر كردند مسائل را، يا تجسس و كنجكاوي علمي را، در ملت ما منتشر كنند و با تبليغات و تحقيقات، سعي كنند ملت ايران، ملتي داراي وجدان كاري يا وجدان علمي شود.
اين كارها را كه نميكنند! مسئله لااباليگري جنسي را وارد كشور ما ميكردند. ملت ما، در طول هزاران سال، ملتي بود داراي مبالات جنسي؛ يعني رعايتهاي مربوط به زن و مرد و اين در تمام دوران اسلامي بوده است. نه اينكه كسي خطا و تخلف نميكرده؛ خطا هميشه هست. در همه دورانها و در همه زمينهها، افراد بشر خطا ميكنند. خطا هست؛ اما خطا غير از اين است كه چيزي بشود عرف جامعه.
ـ اگر در تبادل فرهنگي، ملتي كه از فرهنگ بيگانه چيزي ميگيرد، تشبيه به آدمي شود كه در كوچه و بازار، غذا و دواي مناسب ميخرد كه مصرف كند؛ در تهاجم فرهنگي، ملتي را كه تحت تهاجم قرار گرفته است، بايد به بيماري كه افتاده و خودش كاري نميتواند بكند، تشبيه كنيم. آن وقت دشمن، آمپولي به او تزريق ميكند و معلوم است آمپولي كه دشمن تزريق كند، چيست. اين، فرق دارد با آن دارو و درماني كه خود شما برويد و آن را با ميل انتخاب، و وارد بدنتان كنيد. اين، تهاجم فرهنگي است.
ـ تبادل فرهنگي به انتخاب ماست؛ اما تهاجم فرهنگي به انتخاب دشمن است.
ـ تبادل فرهنگي انجام ميدهيم تا كامل شويم؛ يعني فرهنگ خودي را كامل كنيم. اما تهاجم فرهنگي انجام ميگيرد تا فرهنگ خودي را ريشهكن كند. (دغدغههاي فرهنگي، 1390: 114)
توجه به تعميق و آموزش وجدان كاري
توجه به ترويج وجدان كاري و تعميق و نهادينهسازي آن، از آموزههاي ديگري است كه بارها رهبر انقلاب بر آن تأكيد داشتهاند. اين موضوع در
سپهر انديشه رهبر انقلاب آن چنان حائز اهميت است كه سالي را به نام «وجدان كاري و انضباط اجتماعي» نام نهادند. ايشان در مورد كاركردها و ضرورتهاي وجدان كاري ميفرمايند:
شما اگر ميخواهيد درآمد كشور زياد بشود، بايستي وجدان كار را در مردم بيدار كنيد. بايستي روح اتقانگرايي دركار را به وجود بياوريد. كيفيت كار را خوب كنيد، چرا ما ميبينيم كه كار ايراني با اينكه الآن اين همه روي كار ايراني تكيه ميشود، روي صادرات تكيه ميشود، اين همه ميگويند و از اول انقلاب هم جهت كلي اين بوده، در عين حال هنوز كه هنوز است، كيفيت كار ايراني در موارد بسياري ـ نميگويم در همهجا ـ از كيفيت مشابه خارجي پايينتر است. چرا اين جوري بايد باشد؟ همهاش مربوط به اين است كه ماشينآلات آنها مدرنتر است؟! من قبول ندارم كه هميشه اين جور باشد، بيشتر به خاطر اين است كه وجدان كار نيست. آن كفاشي كه اين نخ بخيه كفش را ميكشد ميتواند محكمتر بكشد و ميتواند يك قدري سستتر بكشد. اين دو جور كار به وجود خواهد آورد. اين كفاشهاي قديم را ديده بودم كه نخ را مومي ميكردند، كفاش ميتواند اين نخ را دوبار مومي كند و ميتواند دوبار كمتر مومي كند. اين در كيفيت كار فرق خواهد گذاشت. كيفيت كار يعني اينكه اين كفش اگر رفت خارج و يك نفري اين را خريد، آيا دفعه بعد هم دنبالش خواهد آمد يا خواهد گفت: «نه آقا جنس ايراني نه كفشش حتي جوراب و ژاكتش را هم ديگر نميخرم.» ببينيد چقدر تأثير دارد. وجدان كار، اتفاق
دركار، دنبال كار را گرفتن و كار را يك عبادت دانستن مهم است. (دغدغههاي فرهنگي، 1390)
تلقي كار به منزله عبادت (افزايش كارايي) از توصيهها و تأكيدات امام رحمه الله است. ايشان يكي از لوازم اصلي توسعه به مفهوم عام آن را، افزايش كارايي ميداند. بنابر فرمايشهاي حضرت امام، در ديدگاه اسلامي، اگر كار براي خدا باشد، به منزله عبادت است. (صحيفه نور، ج 6: 251 و 260; ج 19: 4 و 253) هنگامي كه انسان در اين عبادت و كار انگيزه الهي داشت و هدفش جلب رضايت خدا بود، با تمام توان به آن خواهد پرداخت. در نتيجه كارايي بسيار زيادي خواهد داشت. چنين كاري كه با حداكثر توان انجام ميشود كاراترين شيوه فعاليت است و قرين موفقيت خواهد بود. در اين زمينه امام ميفرمايند: «اگر اين انگيزه شد، مسلماً دنبال اين هستيد كه كار خوب باشد، وقتي انگيزه الهي شد... وقتي كه انگيزه براي خدا شد، دنبال اين است كه اين كار را انجام بدهد به طوري كه خداپسند باشد. از اين جهت در اين كار موفق است». (صحيفه نور، ج 19: 254)
استقلال ملي
اگر بپذيريم حفظ استقلال همهجانبه ملي و رهايي از وابستگي به بيگانه و دولتهاي خارجي يكي از مهمترين وظايف و رسالتهاي دولت اسلامي است، اين وظيفه حاكمان و دولتمردان است كه از طريق طراحي راهبردهاي همهجانبه و اتخاذ و اعمال سياستهاي ويژه زمينههاي تحقق آن را فراهم سازند. در اين زمينه هرگونه فعاليت و سياستي كه اصل استقلال ملي را مخدوش و پايههاي خودبيندگي را
تضعيف و مباني وابستگي به دولتهاي بيگانه مخصوصاً دولتهاي متخاصم را تشديد كند، موجب بسترسازي بروز بحران فرهنگي و هويتي و آسيبپذيري استقلال ملي خواهد شد. از اين منظر در سپهر انديشه و گفتمان رهبر انقلاب و امام رحمه الله هرگونه وابستگي به خارجيان و مداخله اجانب در تعيين سرنوشت كشور و ترسيم سياستهاي ملي، خودباختگي و احساس ناتواني، و ضعف عزت نفس و حقارت در برابر بيگانگان، عوامل بحران و آسيب فرهنگي (ناتوي فرهنگي) و بازدارنده از استقلال فرهنگي و و خودكفايي اقتصادي شمرده ميشود و مطرود است. امام خميني رحمه الله در خصوص لزوم حفظ استقلال ملي ميفرمايند: «ما با هيچكدام از ابرقدرتها و قدرتها سر سازش نداريم، نه تحت سلطه امريكا ميرويم و نه زير بار شوروي.» (صحيفه نور، ج 15: 339) در جايي ديگر ميفرمايند: «بر هيچيك از مردم و مسئولان پوشيده نيست كه دوام و قوام جمهوري اسلامي ايران بر پايه سياست نه شرقي و نه غربي استوار است و عدول از اين سياست، خيانت به اسلام و مسلمين و باعث زوال عزت و اعتبار و استقلال كشور و ملت قهرمان ايران خواهد بود.» (صحيفه نور، ج 21: 36) «شعار نه شرقي و نه غربي ما، شعار اصولي انقلاب اسلامي در جهان گرسنگان و مستضعفين بوده و ترسيمكننده سياست واقعي عدم تعهد كشورهاي اسلامي و كشورهايي است كه در آينده نزديك و به ياري خدا اسلام را به عنوان تنها نجاتبخش بشريت ميپذيرند و ذرهاي هم از اين سياست عدول نخواهد شد و كسي گمان نكند كه اين شعار، شعار بشريت مقطعي است، كه اين سياست ملاك عمل ابدي مردم ما و جمهوري اسلامي ما و همه مسلمانان سرتاسر عالم است». (پيام امام به حجاج، 1366: 14)
از موضوعاتي كه در انديشه امام جايگاه ويژهاي دارد، حفظ استقلال سياسي و اقتصادي و جلوگيري از مداخله بيگانگان در امور داخلي كشور است. ايشان در زمينه پايبندي به قراردادها و عرف بينالمللي به شرط تأمين مصاح ملي، تضمين استقلال كشور، رعايت موازنه، عدالت و عدم تبعيض و تحديد مداخله بيگانگان در امور داخلي كشور ميفرمايند: «ما كليه قراردادهايي را كه برخلاف مصلحت ملتمان باشد برايشان ارزش قائل نيستيم و اگر قراردادي باشد كه انصاف داشته باشد و براي ما فايدهاي داشته باشد آن قرارداد را تصويب ميكنيم.» (صحيفه نور، ج 3: 73) ايشان در موضوع رابطه با ساير دولتها در چارچوب عرف بينالمللي معتقدند: «با احترام متقابل نسبت به كشورهاي خارجي عمل ميشود.» (صحيفه نور، ج 2، 255) «تمام كشورها اگر احترام ما را حفظ كنند ما هم احترام متقابل را حفظ خواهيم كرد و اگر كشورها و دولتها بخواهند به ما تحميلي بكنند، از آنها قبول نخواهيم كرد.» (صحيفه نور، ج 3: 31) «قطع رابطه با دولتها برخلاف عقل و شرع است، ما بايد با همه رابطه داشته باشيم. اما اينكه با هيچ دولتي نبايد رابطه داشته باشيم هيچ عقل و هيچ انساني آن را نميپذيرد؛ چون معنايش شكست خوردن و فنا و مدفون شدن است تا آخر.» (صحيفه نور، ج 19) «نقشههاي قدرتهاي بزرگ كه ميخواهند مسلمين را زيرسلطه خود بياورند و مخازن آنها را به غصب ببرند و اموال آنها را به چپاول ببرند، از سالهايي طولاني دنبال نقشههايي بودند و...». (صحيفه نور، 13: 225)
از ديدگاه امام خميني رحمه الله پذيرش آگاهانه و علاقهمندانه هزينههاي استقلالطلبي ملي نتايج عميق و ديرپايي همچون شكوفايي حس خودباوري ملي، عزت و اقتدار ملي و منزلت و اعتبار جهاني را به همراه
خواهد آورد كه همگي مصونيت فرهنگي كشور را در برابر آسيبها و تهديدات گوناگون تضمين ميكند. ازاينرو امام رحمه الله همگان را بدون هيچگونه مسامحهاي به استواري و ايستادگي براي استقبال از هزينههاي استقلالطلبي و تعقيب آن به مثابه راهبرد هميشگي امت اسلامي و ملت ايران، و نه يك روشي مقطعي، فراخوانده، بيان داشتند: «باز سفارش ميكنم كه به خدا متكي باشيد و براي هميشه زير بار شرق و غرب نرويد. مردم بايد تصميم خود را بگيرند يا رفاه و مصرفگرايي يا تحمل سختي و استقلال و اين مسئله ممكن است چند سالي طول بكشد، ولي مردم يقيناً دومين راه را كه استقلال و شرافت و كرامت است، انتخاب خواهند كرد.» (صحيفه نور، ج21: 71) ايشان باز ميفرمايند: «اگر بخواهيد بر همه مشكلات پيروز شويد، بايد همه محكم بايستيد در مقابل قدرتها و استقلال خودتان را... محكم نگهداريد». (صحيفه نور، ج17: 238)
تأكيد بر خلاقيت و نوآوري و مهارت زندگي
رهبر معظم انقلاب اسلامي در اجراي بند يك اصل 110 قانون اساسي در سياستهاي كلي «ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور» بر لزوم توسعه تفكر و خلاقيت در نظام آموزش و پرورش به عنوان مركز توليد سرمايه اجتماعي تأكيد نموده است. در سياستهاي كلي مذكور در زمينه اهميت ترويج فرهنگ تفكر و خلاقيت توسط وزارت آموزش و پرورش چنين آمده است: «بند 2ـ4ـ توسعه فرهنگ تفكر، تحقيق، خلاقيت و نوآوري و بهرهگيري از روشهاي ياددهي و يادگيري متنوع و مطلوب و ايجاد تفكر منطقي و منسجم براي تحليل و بررسي موضوعي.» بندهاي ديگري از سياستهاي مذكور، جامعهپذيري، آموزش منافع ملي
و مردمسالاري ديني، مهارت زندگي با هدف ارتقاي توانايي حل مسائل زندگي را از ديگر وظايف نهاد آموزش و پرورش ميشمارد و تصريح ميدارد: «بند 7ـ4ـ تقويت آداب و مهارتهاي زندگي و توانايي حل مسائل و عمل به آموختهها براي بهبود زندگي فردي و اجتماعي دانشآموزان.» و بند «3ـ 5ـ ارتقاء تربيت عقلاني و رشد بينش ديني، سياسي و اجتماعي دانشآموزان و اهتمام به جامعهپذيري براي تحكيم وحدت و همبستگي ملي، وطندوستي و مقابله هوشمندانه با تهاجم فرهنگي و پاسداشت استقلال، آزادي، مردمسالاري ديني و منافع ملي». (
http://www. asriran. com/fa/news/270170)
پايهگذاري هويت اسلامي ـ ايراني
احياي هويت ملي، هدف و آرمان متفكران و به ويژه انديشوران مسلمان است براي ايجاد جنبشي اجتماعي و فرهنگي براي شكلدهي به هويت مقاومت در مقابل موج يكسانسازي كه تجددگرايان در قالب غربيگرايي در اين كشورها، تبليغ و اجرا كردهاند. امامخميني رحمه الله نيز از جمله متفكراني است كه بر هويت ملي به عنوان يك مفهوم مهم و كليدي تأكيد دارد و شناخت و تبيين دقيق آن را مهمترين عامل شناخت اهداف و جهتگيريهاي هر نوع حركت اصلاحي و نوسازي در كشورهاي جهان سوم ميداند. واژه «هويت» سه بار در سخنان و دستنوشتههاي امامخميني و بهصورت واژههايي همچون هويت ايراني ـ اسلامي و هويت اسلامي به كار رفته است. (صحيفهنور، ج 22) اما واژگاني كه به معناي هويت هستند، بهطور گستردهاي در سخنان ايشان به كار رفته است؛ مفاهيمي همچون «ما» (در مقابل ديگري) يا مفهوم «خود»،
«خودي»، «ايراني» و «اسلامي» (در مقابل غربي) يا «ملت ايران»، «مردم ايران» و «ايرانيان».
رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز در اجراي بند يك اصل 110 قانون اساسي در سياستهاي كلي «ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور» كه پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام تعيينشده است، هم در بازنگري در محتواي متون درسي و هم در فضاي كالبدي مدارس، بر ضرورت انطباق آن با هويت ايراني و اسلامي تأكيد نمودهاند. در بند (1ـ4ـ) سياستهاي كلي آمده است: «روزآمد ساختن محتواي تعليم و تربيت و تدوين برنامه درس ملي مبتني بر فلسفه تعليم و تربيت اسلامي و متناسب با نيازهاي كشور و انطباق محتوي با پيشرفتهاي علمي و فنآوري و اهتمام به تقويت فرهنگ و هويت اسلامي ـ ايراني.» همچنين در بند هفتِ سياستها بر بهينهسازي فضا، زير ساختهاي كالبدي و تجهيزات مدارس در مسير تحقق اهداف نظام تعليم و تربيت اسلامي با تأكيد بر ضابطهمندسازي، بهسازي، زيباسازي، مقاومسازي و مصونسازي مدارس با رعايت اصول معماري اسلامي ايراني تصريح شده است».
در بررسي سخنان امام درباره «خود» و «ما» به عنوان دو ركن هويت ملي، ميتوان به شاخصهايي اشاره كرد كه از نظر ايشان عناصر سازنده هويت ملياند. امام وي در سخنان خود بر اصطلاحاتي همچون «شخصيت ايراني ـ اسلامي»، «انسان اسلامي»، «موجود شرقي ـ اسلامي»، «انسان ايراني ـ اسلامي» تأكيد دارد و معتقد است كه بايد براي تحقق آنها به عنوان «خود واقعي» كوشيد. به نظر ايشان اين «شخصيت ايراني، اسلامي، شرقي، انساني» گم شده است و به جاي آن «شخصيت غربي»،
«انسان غربي» و «فكرغربي» نشسته است. ايشان در اين زمينه ميفرمايند: «به جاي يك موجود شرقي اسلامي، يك موجود غربي بر ما تحميل شده كه خودمان را گم كردهايم. به جاي مغز شرقي، مغز غربي نشسته است... حالا طوري شدهايم كه ديگر خودمان هم نميتوانيم خود را بفهميم. خودمان را گم كردهايم به جاي خودمان يك موجود غربي نشسته است.» (صحيفه نور، ج 9: 26 ـ 25) امام با نفي ازخودبيگانگي، تمام تلاش خود را براي معرفي خودِ واقعي به كار ميگيرد و در توصيف آن بر نشاندن انسان ايراني ـ اسلامي را به جاي انسان بيگانه با خود تأكيد دارد.
اصلاح الگوي مصرف
يكي ديگر از محورهايي كه مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنهاي بر آن تأكيد وافر دارند، توجه به اصلاح الگوي مصرف و برنامهريزي براي ترويج و آموزش فرهنگ درست مصرف كردن و مصرف بهينه در جامعه است. از منظر جامعهشناسي اقتصادي اساساً يكي از شاخصهايي كه از طريق آن ميتوان به سطح توسعهيافتگي فرهنگي و حتي اقتصادي يك كشور پي برد، نوع الگوي مصرف در آن جامعه است. فراتر از آن اگر كشوري بخواهد به توسعه اقتصادي برسد، يكي از گامهاي اساسي كه بايد بردارد، تلاش براي نهادينهسازي مصرف بهينه و جلوگيري از اتلاف انرژي است. بر همين اساس، در آموزههاي اسلام و سيره ائمه اطهار عليهم السلام بر پرهيز از اسراف و تبذير، بسيار تأكيد و سفارش شده است. در اينجا لازم است به اين نكته اشاره شود كه مراد از اصلاح الگوي مصرف، مصرف هدفمند و بهينه كالا، خدمات و انرژي و مقابله با حرص، ولع، هوس و بد مصرف كردن و هدر دادن نعمتهاي خدادادي
است و نه چيز ديگر. مقام معظم رهبري درباره ضرورت و شيوههاي كار و تلاش فرهنگي براي اصلاح الگوي مصرف در جامعه و تأثير آن بر جلوگيري از هدر رفتن نعمتهاي الهي و حل مشكلات اقتصادي جامعه ميفرمايند:
يكي از بخشهاي عمده كار را به صورت جداگانه بگذاريد راجع به مسائل مربوط به فرهنگ عمومي و ابزارهايي كه فرهنگ عمومي را تزريق ميكنند. حالا اين در مورد توليد بيشتر درباره مصرف كمتر، خوب شما چه كار ميتوانيد بكنيد كه مصرف مردم كمتر بشود؟ اين كار جز با تبليغات و جز با شيوههاي فرهنگي ممكن است؟ ممكن است؟ كه الآن متأسفانه يك دستهايي از روي جهل يا از روي غرض عمداً دارند عكس آن عمل ميكنند و به مردم دامن ميزنند كه بيشتر مصرف كنند. پس بايد مصرف و تضييع مواد كم بشود. الآن شما ببينيد چقدر مواد لازم در ايران هدر ميرود. چند روز پيش راديو ميگفت كه سي درصد از مواد غذايي ايران هدر ميرود و به شكل نان يا زيادي غذا و به شكلهاي ديگر ضايع ميشود و مردم دور ميريزند. بيشتر هم آدمهاي متنعم و متمكن اين كارها را ميكنند. سي درصد تضييع مواد شوخي است؟ اين سي درصد را اگر به فقراي اين مملكت بدهند ديگر فقيري در اين مملكت ميماند؟ ببينيد مسئله مصرف، يك مسئله فرهنگي است. شما بايد متصدياش باشيد، بنشينيد برنامهريزي كنيد. يك قلم برنامهريزي، كم كردن مصرف است. (ماهنامه علمي ـ فرهنگي ائمه جمعه، شماره 71)
ايشان در جايي ديگر ميفرمايند:
الگوي مصرف و وسايل زندگي مهم است؛ فرش و پرده و چراغمان چه طوري باشد؛ اينها را نميشود نديده گرفت. اگر كسي توي بحر اين كارها برود، ميبيند چقدر سرمايه و فكر و همت و هنر دارد صرف اينها ميشود كه گاهي بسياري از آنها بيهوده است. بالاخره جايي بايد موضع خود را درباره اينها معين كند؛ حتي اگر بگويد من الآن وقت ندارم و اولويتم تعيين لباس ملي نيست... خيلي خوب، معلوم بشود كه ما تا پنج سال يا ده سال اين اولويت را نداريم و ميخواهيم آن را كنار بگذاريم؛ ليكن بالاخره اين انبار مجموعه فرهنگي صاحبي داشته باشد. (ماهنامه علمي ـ فرهنگي ائمه جمعه، شماره 71)
ايشان درباره روشها و شيوههاي تبليغ و آموزش فرهنگ مصرف بهينه ضمن تأكيد بر همه مسئولان و متصديان، در خطاب به نهادهاي فرهنگي و رسانهها ميفرمايند:
اگر ما بخواهيم مصرف كم بشود نبايد بنده يا يك مسئول ديگر برود بگويد مردم مصرف را كم كنيد، اين فوراً بار سياسي پيدا ميكند و در دنيا ميگويند ايران ورشكسته شده، و در داخل هم ممكن است هيچ اثري نگذارند. اين از مقوله اخلاق است، از مقوله علم نيست. «مصرف را كم كنيد» علم نيست كه يك بار كه گفتي همه بدانند و كافي باشد. اين از مقوله اخلاق است، از مقوله عادت است، بايست با شيوههاي لازم و مفيد اين را گفت تا مصرف مردم كم بشود. حاصل اينكه اگر به فرهنگ عمومي به معناي تصحيح عادات و اخلاق ملكات و
روشهاي زندگي مردم كه اينها از بخشها و از قلمهاي عمده فرهنگ يك كشور هست بپردازيم، مشكل اقتصاديمان هم حل خواهد شد. هم مصرف كم خواهد شد، هم توليد ما زياد خواهد شد و هم درآمد ما زياد خواهد شد. چرا ما به اين نميپردازيم؟ ببينيد، آقا اين را كه عرض ميكنم يك مسئله اخلاق نيست كه عرض ميكنم، نصيحت نميكنم، اين يك چيزي است كه توقع بنده و توقع نظام از شماست. (ماهنامه علمي ـ فرهنگي ائمه جمعه، شماره 71)
رهبر انقلاب خطاب اصلي خود را در زمينه اصلاح الگوي مصرف متوجه مسئولان ميدانند كه بايد در درجه اول در حوزه مأموريتي خود، از اسراف و ريخت و پاش به جد پرهيز و در درجه بعد، اين موضوع را در زندگيهاي شخصي خود رعايت كنند. ايشان با تأكيد بر اينكه پايبندي مسئولان به پرهيز از ريخت و پاش، موجب سرايت اين روحيه به جامعه خواهد شد، معتقدند: «منظور از اصلاح الگوي مصرف، سختگيري و زندگي رياضتي نيست، بلكه هدف، مصرف بر اساس الگويي عاقلانه، مدبرانه، صحيح و اسلامي است». (ماهنامه علمي ـ فرهنگي ائمه جمعه، شماره 71)
يكي از موضوعات مهم در منظومه فكري مقام معظم رهبري، «اقتصاد مقاومتي»، تعريف، شاخصها و نحوه اجرا و محققسازي آن است. از منظر امام خميني رحمه الله و رهبر معظم انقلاب هرچند اقتصاد ـ برعكس رويكرد ماركسيستي ـ روبنا محسوب ميشود، توجه به معيشت مردم به ويژه طبقات محروم و مستضعف، مبازره جدي و بيامان با فقر و
عقبماندگي اقتصادي، تلاش براي رونق اقتصادي، اشتغال، عدالت اجتماعي، استقلال و خودكفايي، توجه به خلاقيتها و نيروهاي بومي، فعالسازي ظرفيتهاي عظيم خدادادي در كشور، رهايي از اقتصاد تكمحصولي و وابستگي به نفت، ترويج كشاورزي و صنعت و معدن و تجارت، توسعه همهجانبه و ملي به جاي توسعه تكبعدي و در عين حال تعامل و تبادل اقتصادي با جهان از اولويتهاي مهم در عرصه اقتصادي محسوب ميشود. مقام معظم رهبري پس از سالها تلاش عملي و انديشهاي و اخذ نظر نخبگان اقتصادي و انديشوران كشور و به دليل دغدغههاي فراواني كه در اين زمينه دارند، انديشه اقتصادي خود را در قالب نظريه جامع و دقيقي با عنوان «گفتمان اقتصاد مقاومتي» طرح و نظريهپردازي و به مسئولان ذيربط ابلاغ نمودند. تأملات عالمانه و متعهدانه و واكاوي انديشه و منظومه فكري حضرت امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري در عرصه اقتصاد نيازمند تلاش گسترده و وسيع است كه خوشبختانه تا حدود زيادي انجام شده و ما مخاطبان را به مطالعات انجام شده در اين خصوص ارجاع ميدهيم. در عين حال به دليل اهميت گفتمان اقتصاد مقاومتي به عنوان نقشه راه اقتصادي كشور در سال جاري و سالهاي آينده، در اين مجموعه به اختصار مهمترين ويژگيها و شاخصهاي اقتصاد مقاومتي را با بهرهگيري از مباحث ايشان بيان ميكنيم:
ـ بومي بودن گفتمان اقتصاد مقاومتي: الگوي اقتصاد مقاومتي الگويي بومي و علمي، برآمده از فرهنگ انقلابي و اسلامي است و اتكا به معارف اسلامي، و پشتيباني الهي و بهرهگيري از تجربيات 35 سال انقلاب دارد. به علاوه تكيه آن بر امكانات و ظرفيتهاي داخلي شامل ظرفيتهاي
گسترده علمي، انساني، طبيعي، مالي، جغرافيايي و اقليمي در كنار بهرهگيري حداكثري از ظرفيتها و امكانات كشورهاي ديگر است. اين الگو به گونهاي طراحي و انديشيده شده است كه با بهرهگيري از ظرفيتهاي فراوان مادي و معنوي و عالي انساني، سرمايههاي معدني، طبيعي و صنعتي و نيز موقعيت ممتاز جغرافيايي كشور قادر است مشكلات مزمن و اقتصادي ديرپايي همچون تورم، بيكاري، وابستگي به واردات بيرويه، معيوب بودن برخي ساختارهاي اقتصادي، پايين بودن بهرهوري و... را برطرف كند.
ـ آيندهنگري و برخورداري از چشمانداز بلندمدت: گفتمان اقتصاد مقاومتي صرفاً براي وضعيت امروز جامعه طراحي نشده؛ بلكه تدبيري بلندمدت براي فرداي اقتصاد كشور و رسيدن به اهداف بلند اقتصادي نظام اسلامي است.
ـ تعدد و تكثر اهداف: اقتصاد مقاومتي واجد اهداف متعددي است كه از آن جمله ميتوان به قابليت و ظرفيت همگراسازي توانمنديهاي مادي و معنوي، ايجاد عزم ملي، همدلي و همفكري براي اجراي سياستهاي اقتصادي، شتاب بخشيدن به پيشرفت كشور و حركت در مسير تحقق آرمانهاي بلند نظام اسلامي.
ـ راهبردي و كلاننگر بودن گفتمان: اقتصاد مقاومتي راهبرد و نقشه راه و شاخصهاي لازم و صحيح براي پيمودن مسير اقتصاد كشور را مينماياند.
ـ قابليت تكميل و انطباق آن با شرايط گوناگون: گفتمان اقتصاد مقاومتي از ويژگيهايي متعددي برخوردار است به نحوي كه قابليت انطباقپذيري و انعطافپذيرسازي اقتصاد در وضعيتهاي گوناگون و دورانهاي مختلف را فراهم ميسازد.
ـ دقت و استحكام و مناسب بودن آن براي مقاومسازي اقتصاد كشور و برطرف كردن حالت شكنندگي آن در شرايط مختلف و تهديد: الگوي اقتصادي مقاومتي قابليت مقابله با سوءنيتها و اخلالگريهاي قدرتهاي بزرگ در اقتصاد كشور، و توانايي مقاومت در برابر تكانههاي اقتصادي دنيا، بلاياي طبيعي، شرايط تحريمي و تخاصمي را دارد.
ـ پويايي سياستهاي كلي اقتصاد مقاومتي: اين الگو ظرفيت كافي براي ايجاد تحرك و پويايي در اقتصاد كشور و بهبود شاخصهاي كلان اقتصادي، كمك به ارتقا و بهبود شاخصهاي رشد اقتصادي، توليد ملي، عدالت اجتماعي، ايجاد اشتغال، رفع تورم و رفاه عمومي و رونق اقتصادي را در خود دارد.
ـ مقبوليت و وجاهت علمي و همگاني آن: اقتصاد مقاومتي الگويي است كه همه قوا و دستگاههاي مختلف و قاطبه نخبگان به ابعاد، اجزا و مؤلفهها آن اجماع نظر دارند؛ زيرا اين الگو با تلاش و همفكري افراد صاحبنظر و بحث و بررسي در مجمع تشخيص مصلحت نظام ـ كه رؤساي سه قوه و مسئولان مختلف در آن حضور دارند ـ تدوين شده است.
ـ تعميم پذيري اين گفتمان براي ساير مناطق: گفتمان اقتصاد مقاومتي اختصاص صرف به ايران ندارد، بلكه با توجه به بحران اقتصادي جهاني بسياري از كشورهاي جهان گرايش به محققسازي و بومي كردن آن دارند.
ـ عدالتمحوري: الگوي اقتصاد مقاومتي توجه و تمركز بر عدالت اجتماعي به عنوان مهمترين شاخص و توجه نكردن محض به رونق اقتصادي بدون در نظر گرفتن عدالت اجتماعي است و بر الگويي از
پيشرفت اقتصادي تكيه دارد كه به بهبود وضع طبقات محروم به معني واقعي كلمه بينجامد.
ـ مردممحوري و مشاركتجويي: الگوي اقتصاد مقاومتي بر مردم و مشاركت ملي و عمومي و استفاده از ظرفيتها و امكانات مردمي در اقتصاد كشور مبتني است. ازاينرو برنامهمحوري و لزوم برنامهريزي و زمينهسازي دولت براي استفاده از توان نيروهاي بيپايان مردمي اعم از فعالان اقتصادي، كارآفرينان، مبتكران، صاحبان سرمايه و افراد صاحب مهارت، از الزامات آن محسوب ميشود.
ـ جهتگيري تأمين امنيت اقتصادي: الگوي اقتصاد مقاومتي تأمين امنيت غذايي، اقلام راهبردي و اساسي به ويژه غذا و دارو و خودكفايي در اين اقلام را رويكرد بنيادي خود قرار داده است.
ـ كاهش وابستگي به درآمد فروش نفت و نجات كشور از اقتصاد تكمحصولي: اين گزينه نيز از اهداف اقتصاد مقاومتي است.
ـ اصلاح الگوي مصرف: اين گفتمان اصلاح الگوي مصرف در جامعه، به ويژه در زندگي شخصي و حوزه مأموريتي مسئولان و جلوگيري از اسراف و ريخت و پاش به دور از سختگيري و زندگي رياضتي از يكسو و مصرف بر اساس الگويي عاقلانه، مدبرانه، صحيح و اسلامي و افزايش سطح رفاه عامه مردم از ديگر سو را در دستور كار قرار دارد و به تحقق شاخصهاي مصرف بهينه ميانجامد.
ـ فسادستيزي و مبازره با رانتخواري: اگر شفافسازي اقتصادي را شرط اصلي مقابله با فساد اقتصادي، فسادستيزي را لازمه تأمين امنيت اقتصادي و تأمين امنيت اقتصادي را لازمه فعاليت سالم و پرتحرك اقتصادي و فرصت فعاليت نداشتن براي مفسدان اقتصادي و افراد
قانونگريز و رانتخواران بدانيم، اين الگو اين ويژگيها را در دورن خود دارد و ميپروراند.
ـ دانشمحوري و دانشبنيادي: الگوي اقتصاد مقاومتي ابتنا و اتكايش علم و دانش با توجه به ظرفيتها و اوضاع كنوني و پيشرفتهاي علمي كشور است؛ زيرا پايهگذاري اقتصاد دانشبنيان مهمترين زيرساخت اقتصاد كشور و تكميل چرخه علم و توليد ثروت محسوب ميشود.
آنچه بيان شد رئوس و محورهاي كلان و شاخصهاي كلي سياست ابلاغي اقتصاد مقاومتي بود. اكنون اين پرسش مطرح است كه الزامات و ملزومات اجرا و تحقق الگوي اقتصاد مقاومتي چيست؟ ذيلاً به اختصار به برخي از الزامات مذكور كه از فرمايشهاي رهبر انقلاب در اين زمينه برگرفته شده است، اشاره و تحليل جامع آن به مجالي ديگر موكول ميشود:
ـ عزم و اراده ملي و ورود مسئولان به ميدان عمل و نيز لزوم عزم ملي و جدي براي تحقق الگوي اقتصاد مقاومتي و مسئوليتپذيري همه مسئولان اجرايي، قضايي و قوه مقننه در قبال اين الگو؛
ـ ايجاد فضاي رقابتي سالم براي تحقق ثبات و امنيت، ابتكار و خلاقيت اقتصادي و پشتكار و عملياتي شدن سياستها؛
ـ برنامهريزي، حركت علمي، همت و مديريت جهادي در اجراي اين سياستها، پرهيز از حركت عادي و بدون حساسيت، تبديل سياستها به برنامههاي زمانبندي شده اجرايي، اولويتبندي مسائل و برنامهها؛
ـ نظارت دقيق، جامع و مستمر و ارزيابي اقدامات در دست اجرا؛
ـ رفع موانع حضور فعالان و مردم در عرصه اقتصادي؛
ـ تعيين و مشخصسازي دقيق نقش، مسئوليت و سهم هر قوه و هر دستگاه در اجراي سياستهاي اقتصاد مقاومتي؛
ـ تهيه و تدوين سازوكار هماهنگي، همكاري و همدلي همه دستگاهها و نيز نظارت در همه سطوح توسط سران قوا؛
ـ برطرف كردن موانع قانوني، اجرايي، حقوقي و قضايي از سر راه اجراي سياستهاي اقتصاد مقاومتي؛
ـ رفع موانع مزاحم و بازسازي شرايط براي حضور و مشاركت فعالان اقتصادي، صاحبان سرمايه، كارآفرينان، مبتكران و دانشمندان براي ورود توأم با اعتماد و آرامش به اين ميدان؛
ـ ضرورت گفتمانسازي و ارائه تصويري درست از اقتصاد مقاومتي توسط نهادهاي فرهنگي و آموزشي از جمله صدا و سيما، رسانهها، مسئولان، دلسوزان و صاحبان انديشه براي تبيين اين الگو و ايجاد مطالبه در جامعه نسبت به پيگيري و تحقق آن؛
ـ پاسخگويي به پرسشهاي دلسوزانه نخبگان، مردم و شهروندان در اين باره؛
ـ مقابله عالمانه و هدفمندانه با شبههافكنيها و اشكالتراشي بيگانگان و بدخواهان و دستگاههاي تبليغاتي مخالفِ پيشرفت ايران كه به دنبال بياهميت جلوه دادن اين سياستها هستند؛
ـ تأسيس نهاد و مركزي توانمند، قوي و بينا با هدف پايش مستمر و اطلاعرساني دقيق و كامل در مورد كيفيت و نحوه اجراي سياستهاي اقتصاد مقاومتي و ارزيابي فعاليتهاي ذيربط، گردآوري و پردازش اطلاعات، استنتاج، تعيين شاخص براي هر بخش از سياستهاي مذكور و اطلاعرساني به مردم از پيشرفت كار و موانع موجود. (برگرفته از بيانات رهبر انقلاب در جمع مسئولان دستگاههاي مختلف، فعالان اقتصادي و مديران مراكز علمي، رسانهاي و نظارتي كشور، 20 /12/1392)
علاوه بر نكات مذكور كه برگرفته از فرمايشهاي رهبر انقلاب است؛ ايشان در جراي بند يك اصل 110 قانون اساسي سند مربوط به سياستهاي كلي «اقتصاد مقاومتي» را كه پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام تعيين شده در تاريخ 29 بهمن 1392 براي اجرا ابلاغ نمودهاند. در اين قسمت براي تكميل بحث، سند مذكور عيناً ارائه ميشود:
بسم الله الرحمن الرحيم
سياستهاي كلي اقتصاد مقاومتي
با هدف تأمين رشد پويا و بهبود شاخصهاي مقاومت اقتصادي و دستيابي به اهداف سند چشمانداز بيست ساله، سياستهاي كلي اقتصاد مقاومتي با رويكردي جهادي، انعطافپذير، فرصتساز، مولد، درونزا، پيشرو و برونگرا ابلاغ ميگردد:
تأمين شرايط و فعالسازي كليه امكانات و منابع مالي و سرمايههاي انساني و علمي كشور به منظور توسعه كارآفريني و به حداكثر رساندن مشاركت آحاد جامعه در فعاليتهاي اقتصادي با تسهيل و تشويق همكاريهاي جمعي و تأكيد بر ارتقاء درآمد و نقش طبقات كمدرآمد و متوسط.
پيشتازي اقتصاد دانشبنيان، پيادهسازي و اجراي نقشه جامع علمي كشور و ساماندهي نظام ملي نوآوري به منظور ارتقاء جايگاه جهاني كشور و افزايش سهم توليد و صادرات محصولات و خدمات دانشبنيان و دستيابي به رتبه اول اقتصاد دانشبنيان در منطقه.
محور قرار دادن رشد بهرهوري در اقتصاد با تقويت عوامل توليد، توانمندسازي نيروي كار، تقويتِ رقابت پذيري اقتصاد، ايجاد بستر رقابت
بين مناطق و استانها و بهكارگيري ظرفيت و قابليتهاي متنوع در جغرافياي مزيتهاي مناطق كشور.
استفاده از ظرفيت اجراي هدفمندسازي يارانهها در جهت افزايش توليد، اشتغال بهرهوري، كاهش رشد انرژي و ارتقاء شاخصهاي عدالت اجتماعي.
سهمبري عادلانه عوامل در زنجيره توليد تا مصرف متناسب با نقش آنها در ايجاد ارزش، به ويژه با افزايش سهم سرمايه انساني از طريق ارتقاء آموزش، مهارت، خلاقيت، كارآفريني و تجربه.
افزايش توليد داخلي نهادهها و كالاهاي اساسي (به ويژه در اقلام وارداتي)، و اولويت دادن به توليد محصولات و خدمات راهبردي و ايجاد تنوع در مبادي تأمين كالاهاي وارداتي با هدف كاهش وابستگي به كشورهاي محدود و خاص.
تأمين امنيت غذا و درمان و ايجاد ذخاير راهبردي با تأكيد بر افزايش كمي و كيفي توليد (مواد اوليه و كالا)
مديريت مصرف با تأكيد بر اجراي سياستهاي كلي اصلاح الگوي مصرف و ترويج مصرف كالاهاي داخلي همراه با برنامهريزي براي ارتقا كيفيت و رقابت پذيري در توليد.
اصلاح و تقويت همهجانبه نظام مالي كشور با هدف پاسخگويي به نيازهاي اقتصاد ملي، ايجاد ثبات در اقتصاد ملي و پيشگامي در تقويت بخش واقعي.
حمايت همهجانبه هدفمند از صادرات كالاها و خدمات به تناسب ارزش افزوده و با خالص ارزآوري مثبت از طريق:
ـ تسهيل مقررات و گسترش مشوقهاي لازم؛
ـ گسترش خدمات تجارت خارجي و ترانزيت و زيرساختهاي مورد نياز؛
ـ تشويق سرمايهگذاري خارجي براي صادرات؛
ـ برنامهريزي توليد ملي متناسب با نيازهاي صادراتي، شكلدهي بازارهاي جديد، و تنوعبخشي پيوندهاي اقتصادي با كشورها به ويژه با كشورهاي منطقه؛
ـ استفاده از سازوكار مبادلات تهاتري براي تسهيل مبادلات در صورت نياز؛
ـ ايجاد ثبات رويه و مقررات در مورد صادرات با هدف گسترش پايدار سهم ايران در بازارهاي هدف.
توسعه حوزه عمل مناطق آزاد و ويژه اقتصادي كشور به منظور انتقال فنآوريهاي پيشرفته، گسترش و تسهيل توليد، صادرات كالا و خدمات و تأمين نيازهاي ضروري و منابع مالي از خارج.
افزايش قدرت مقاومت و كاهش آسيب پذيري اقتصاد كشور از طريق:
ـ توسعه پيوندهاي راهبردي و گسترش همكاري و مشاركت با كشورهاي منطقه و جهان به ويژه همسايگان؛
ـ استفاده از ديپلماسي در جهت حمايت از هدفهاي اقتصادي؛
ـ استفاده از ظرفيتهاي سازمانهاي بينالمللي و منطقهاي.
ـ انتخاب مشتريان راهبردي؛
ـ ايجاد تنوع در روشهاي فروش؛
ـ مشاركت دادن بخش خصوصي در فروش؛
ـ افزايش صادرات گاز؛
ـ افزايش صادرات برق؛
ـ افزايش صادرات پتروشيمي؛
ـ افزايش صادرات فرآوردههاي نفتي.
افزايش ذخاير راهبردي نفت وگاز كشور به منظور اثرگذاري در بازار جهاني نفت و گاز و تأكيد بر حفظ و توسعه ظرفيتهاي توليد نفت و گاز، به ويژه در ميادين مشترك.
افزايش ارزش افزوده از طريق تكميل زنجيره ارزش صنعت نفت و گاز، توسعه توليد كالاهاي داراي بازدهي بهينه (بر اساس شاخص شدت مصرف انرژي) و بالا بردن صادرات برق، محصولات پتروشيمي و فرآوردههاي نفتي با تأكيد بر برداشت صيانتي از منابع.
صرفهجويي در هزينههاي عمومي كشور با تأكيد بر تحول اساسي در ساختارها، منطقيسازي اندازه دولت و حذف دستگاههاي موازي و غيرضرور و هزينههاي زايد.
اصلاح نظام درآمدي دولت با افزايش سهم درآمدهاي مالياتي.
افزايش سالانه سهم صندوق توسعه ملي از منابع حاصل از صادرات نفت و گاز تا قطع وابستگي بودجه به نفت.
19ـ شفافسازي اقتصاد و سالمسازي آن و جلوگيري از اقدامات، فعاليتها و زمينههاي فسادزا در حوزههاي پولي، تجاري، ارزي و... .
تبيين ابعاد اقتصاد مقاومتي و گفتمانسازي آن به ويژه در محيطهاي علمي، آموزشي و رسانهاي و تبديل آن به گفتمان فراگير و رايج ملي.
دولت مكلف است براي تحقق سياستهاي كلي اقتصاد مقاومتي با هماهنگسازي و بسيج پوياي همه امكانات كشور، اقدامات زير را معمول دارد:
ـ شناسايي و بهكارگيري ظرفيتهاي علمي، فني و اقتصادي براي دسترسي به توان آفندي و اقدامات مناسب؛
ـ رصد برنامههاي تحريم و افزايش هزينه براي دشمن؛
ـ مديريت مخاطرات اقتصادي از طريق تهيه طرحهاي واكنش هوشمند، فعال، سريع و به هنگام در برابر مخاطرات و اختلالهاي داخلي و خارجي.
شفاف و روانسازي نظام توزيع و قيمتگذاري و روزآمدسازي شيوههاي نظارت بر بازار.
افزايش پوشش استاندارد براي كليه محصولات داخلي و ترويج آن. (فارس نيوز؛ 30 /11/1392 در:
http://www. khabarpu. com/h. php)
مديريت در علوم انساني و اجتماعي، مفهومي داراي سابقه نسبتاً طولاني است. مديريت، فراگردي است كه در نتيجه كاركرد فردي و سازماني و به وسيله افراد و گروههايي در درون ساختاري به نام سازمان و براي تحقق اهداف خاص شكل ميگيرد. بنابراين، مديريت بدون وجود افراد و سازماني با اهداف مشخص نمود عيني نمييابد. به هر صورت، اين فرآيند
نيازمند لوازمي است از جمله: وجود سازماني با هدف مشخص، افراد يا گروههايي كه در خدمت سازماناند و اشخاصي به نام «مدير» كه در جهت همگرا كردن اقدامات و وظايف كاركنان و امكانات در راستاي اهداف سازماني فعاليت دارند. البته لازم است ميان دو نوع از مديريت يكي «سرپرستي» و ديگري «هدايت» تفاوت قائل شد. در ادبيات اين رشته، مديريتي كه در متن نهاد يا ساختاري به نام سازمان اجرا ميشود «سرپرستي» و مديريتي كه دامنه نفوذ و حيطه عملكرد آن فراتر از ساختاري مشخص است به نام «رهبري و هدايت سازمان» شناخته شده است. اين نوع مديريت علاوه بر دانشها و مهارتهاي فني و عملي مديريت، آنگونه كه در ادبيات اين حوزه مطرح شده است، بايد از توانايي رهبري و آنچه اقتضائات و واقعيتهاي عيني ايجاب ميكند، برخوردار باشند. ما در اين نوشتار بنا نداريم به موضوع مديريت به معناي مطلق آن و ساير مسائل حوزه مديريت ـ كه ارتباط مفهومي و موضوعي با مطالب اين بخش ندارد ـ بپردازيم، بلكه در اينجا هدف بررسي و تبيين مفهومي است كه مقام معظم رهبري «مديريت جهادي» ناميدهاند و از منظر رهيافت مديريتي و ارائه راهبردي و الزامات آن حائز اهميت است. به عبارت ديگر، از ميان انواع مديريت و رهبري و اجزاء مديريت سازمان و كاركنان، ويژگيهاي مديران و مهارتهاو تواناييهاي آنها در امر مديريت؛ بر آن نوع مديريت كه مبتني اهداف كلان، راهبردي سازماني به نام دولت جمهوري اسلامي ايران است، متمركز شويم. به علاوه، از ميان ويژگيهاي مديران عالي، ميانه و صف، بيشتر بر ويژگيها و مهارتهاي راهبردي و توانايي در طراحي و اجراي الگوي مديريتي مناسب در جهت پيشبرد اهداف دولت و نظام در هر سه سطح متمركز شويم.
در نظام مديريتي، از جمله وظايف و مهارتهاي مديران سطوح مختلف، به ويژه مديران سطوح عالي، برخورداري از مهارتها و توانايي لازم براي اجراي نقشهاي متعدد از جمله برنامهريزي، سازماندهي، هدايت، كنترل ارتباطگيري، راهبري، تنظيم و كنترل، توزيع، سخنگويي، تصميمگيري، كارآفريني، حل مشكلات، تخصيص منابع و مذاكره است. اين همان ويژگيهايي است كه «گريفين» در الگويي نظري خود ارائه داده است. (نك: صالحي اميري، 1385: مديريت منازعات قومي در ايران: 25 ـ 27)
يكي از مفاهيمي كه در سالهاي اخير مقام معظم رهبري به صورت علمي وارد ادبيات اجتماعي كرد، مفهوم «مديريت جهادي» است. مديريت جهادي هرچند اصطلاحي جديد در ادبيات انقلابي ما نيست، در سالهاي اخير به صورت نظريهپردازيشده توسط رهبر انقلاب مطرح شد. جهاد سازندگي در سالهاي آغازين پيروزي انقلاب اسلامي و همچنين در طول دوران دفاع مقدس با رهبري امام خميني رحمه الله توانست به خوبي كشور را اداره كند و كارآيي خود را به خوبي نشان دهد. به كارگيري واژه جهاد به عنوان قرين مفهوم مديريت توسط رهبر انقلاب مؤيد يك واقعيت مهم است كه امروزه نوع ديگري از فشار بر اين كشور و مردم تحميل شده است كه لازم است همچون دفاع مقدس با مديريت جهادي به مقابله و برخورد با آن پرداخت.
اكنون اين پرسش وجود دارد كه با توجه به فرمايشهاي مقام معظم رهبري در مورد مديريت جهادي و نهادينه كردن اين مفهوم، آيا مديريت جهادي را بايد در بالا بردن هزينهها و سختتر نمودن سطح اصطهكاك و رويارويي با مشكلات و دشمنان تفسير نمود يا اينكه آن را به معناي
بهرهگيري از عقل، تدبير و دانش و نرمش قهرمانانه به همراه پايداري بر اصول انقلاب در صحنه مقابله و جنگ اقتصادي و فرهنگي با دشمنان انقلاب دانست؟ با ديدگاه مذكور ميتوان بخشي از تفسير مديريت جهادي را در محورهاي ذيل خلاصه كرد:
۱. نگاه كارشناسانه و مدبرانه به مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم؛
۲. توجه به توليدات داخلي و صادرات كالا؛
۴. سوق دادن هدفمندي يارانهها به سمت خدمات عمومي و ضروري مردم؛
۵. نگاه واقعگرايانه به اقتصاد جهاني و چگونگي تعامل با دنياي خارج و روابط كشورها؛
۶. شناسايي صحيح ظرفيتها و توانمنديهاي موجود در كشور و سرعت عمل لازم در حل و فصل موضوعات و مشكلات؛
پرهيز از هرگونه شتاب در تصميمات كلان؛
بهرهگيري صحيح و به موقع از ظرفيتها و امكانات و قابليتهاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي در داخل كشور؛
بهرهگيري صحيح و مناسب از منابع در داخل كشور (حاملهاي انرژي و..)؛
متناسب كردن قيمتها با درآمد مردم؛
بالا بردن هزينههاي كالاهاي تجملاتي وارداتي (خودروهاي لوكس و..)؛
توزيع عادلانه بر حسب نياز در سطح كشور به منظور افزايش انگيزه در جهت حمايت از سياستهاي اقتصادي؛
ايجاد فرصتهاي برابر براي تمام بنگاههاي اقتصادي و سرمايهگذاران داخلي؛
سوق دادن تمام ابزار فرهنگي كشور و رسانهها داخلي در تبليغ و تشويق مردم به مصرف صحيح محصولات و توليدات داخلي؛
بالا بردن ساعات بهرهوري كار در سطح كشور (ادارات، كارخانهها و..)؛
كاهش تعطيلات رسمي؛
بالا بردن سرعت گردش سرمايه در كشور و توزيع تسهيلات بدون هرگونه قرطاسبازي اضافه؛
بالا بردن اشراف كامل دستگاههاي نظارتي و كنترلي بر اقتصاد كشور؛
ايجاد فضاي كامل امنيت اقتصادي براي سرمايهگذاران در اقتصاد داخلي؛
ايجاد روش هاي جديد با حفظ توانمندي و آمادگي قبلي در جهت حل معضلات و مشكلات پيشبيني نشده در موضوعات اقتصادي؛
بالا بردن نقش بنگاههاي خرد اقتصادي در داخل كشور در جهت افزايش توليد؛
تصويب و تسهيل قوانين براي كارآفريني و حمايت از توليدات داخلي؛
نگاه ويژه به مناطق محروم و كمبرخوردار به منظور ايجاد و برقراري عدالت اجتماعي و بالا بردن انگيزههاي حمايتي مردم؛ (
http://alef. ir/vdcb9gb5arhb5zp. uiur. html?220794)
مبارزه با اشرافيگري و پركردن شكافهاي طبقاتي در جامعه و همسطحسازي نحوه زيست و معيشت مسئولان و زمامداران حكومت با آحاد ملت و تودهها، از آرمانهاي اصلي بانيان انقلاب اسلامي و از آموزههاي اسلام و سيره معصومان عليهم السلام است كه متضمن دوام و بقاي نظام و تحقق استقلال ملي است. امام خميني رحمه الله در زمينه اهميت سادهزيستي مسئولان و پرهيز آنان از تجملگرايي و اشرافيگري ميفرمايند: «مردان بزرگ براي ملتهاي خود كردهاند اكثر سادهزيست و بيعلاقه به زخارف دنيا بودهاند». (صحيفه نور، ج 18: 471)
سادهزيستي مسئولان و كارگزاران نظام اسلامي موجب حذف و تقليل فاصله اجتماعي و طبقاتي در جامعه ميشود و اعتماد ميان آنان و توده مردم را افزايش ميدهد. از اين منظر سادهزيستي مسئولان و مديران نظام سياسي، واجد كاركردهاي چندوجهي از قبيل كاركرد سياسيِ مشاركتزايي، كاركرد اجتماعيِ اعتمادسازي، كاركرد فرهنگيِ تجملگريزي و كاركرد اقتصاديِ توليد روحيه قناعت و مناعت طبع در جامعه ميگردد.
هر كشور و جامعهاي براي نيل به استقلال كامل ملي و پايهگذاري فرهنگ و هويت اصيل نيازمند كاستن از وابستگي و اتكاي محض و يكطرفه نظام اجرايي و مديريت كلان آن به بيگانگان است. در ساختار ناعادلانه نظام بينالمللي كه اخلاقپذيري، هنجارمندي و ارزشگرايي در پرتو زورگويي، قدرتمحوري و اصالت منفعت ملي رنگ ميبازد، اتكا به حمايتهاي قدرتهاي بزرگ و بيگانگان براي صيانت از استقلال، آزادي و فرهنگ و هويت اصيل ملي اقدامي نسنجيده، غير منطقي و غير
عقلاني محسوب ميشود كه هيچگاه نميتوان اميد رويش و به ثمر نشستن محصولي به نام استقلال فرهنگي را از آن داشت. امام خميني رحمه الله در زمينه آسيبهاي فاصلهگيري مسئولان و كارگزاران نظام از مردم و نيروهاي بومي و وابستگي آنان به بيگانگان ميفرمايند: «اين يك اشتباهي از حكومت ها بوده است كه خيال ميكردند كه اگر قدرتهاي بزرگ را به دست بياورند بهتر از اين است كه قدرت ملت خودشان را به دست بياورند.» (صحيفه نور، ج 14: 232) ايشان در جايي ديگر درباره لزوم درونگرايي دولتها و اتكايشان به مردم خود ميفرمايند: «قدرت شما بايد از خود مردم باشد. آنها نميتوانند به شما قدرت بدهند. شما بايد خودتان قدرتمند بشويد. اگر آنها ميتوانستند محمدرضا را حفظش ميكردند، همه ميخواستند حفظ بكنند نتوانستند حفظ بكنند». (صحيفه نور، ج 14: 236)
بر اساس همين اصل است كه در منظومه انديشه امام و رهبري گرايش به نيروهايي بومي و ملي، درونگرايي و ملت باوري اصيلترين رويكرد، مطمئنترين منبع قدرت و كليديترين سازوكار براي استقلال فرهنگي و پايهگذاري فرهنگ و هويت اصيل اسلامي و ايراني محسوب ميشود.
سرمايه انساني هوشمند، مسئوليتشناس، مشاركتجو، توانمند و وفادار به مباني نظام سياسي و دولت از اركان مهم امنيت ملي به شمار ميرود كه هر نظام و دولتي با اتكا به آن ميتواند با پشت سرگذاشتن تهديدات جدي و تنگناهاي سخت امنيتي به امنيت دست يابد. از منظر امام رحمه الله نيز حاضران در صحنه انقلاب، مشاركتكنندگان در ميدانهاي جنگ
تحميلي، مقابلهكنندگان با مخاطرات فراروي انقلاب و نظام به مثابه نيروهاي مؤمن و وفادار به آرمانها و مباني آن، سرمايه انساني امنيتساز و ضامن حفظ انقلاب، كشور و نظام شمرده ميشوند كه تداوم امنيت ملي اقتضا ميكند مسئولان و كارگزاران نظام همواره عنايت به آنان را در كانون توجه سياستگذاريها و برنامهريزيهاي خويش قرار دهند. از نظر ايشان چنين نيروهايي هم عامل ايجاد انقلاب (علت مُوجِبِه) و هم ضامن بقا و دوام آن (علت مُبْقيه) محسوب ميشوند. هستي و امنيت نظام انقلابي به ارجگذاري اين نيروها از سوي همگان و به ويژه دولتمردان و سياستگذاران نظام اسلامي بستگي دارد. البته ضرورت اهتمام و حرمتگذاري به اين نيروها به معني شكلگيري هستههاي اوليگارشيك و چرخه بستهاي از صاحبان قدرت در درون نظام اسلامي نيست كه به منافع ملت و دولت بيتوجه باشند، بلكه قرار گرفتن آنان در كانونهاي اصلي خدمترساني به تودهها و صيانت از نظام در برابر اقدامات خصمانه دشمنان و بدخواهان نظام است تا رضايتمندي فزاينده آنان را فراهم آورد. بدين طريق نظام و انقلاب اسلامي از آسيب نارضايتي تودهها و تهديدات خارجي مصون ميماند. ايشان در همين باره بيان داشتند: «به مسئولان محترم جمهوري اسلامي ايران براي چندمين بار سفارش ميكنم ـ و اين نصيحت و سفارش هميشگي است ـ كه قدر اين نعمتهاي بزرگ الهي را بدانند و در شرايط كنوني و آينده هاي دور، اولويت را به اين عزيزان و كساني بدهند كه در راه اسلام خون دادهاند و مبارزه كردهاند.» (صحيفه نور، ج 19: 297) همچنين در جايي ديگر ميفرمايند: «اگر انقلاب مال يك حزبي بود يا مال يك گروهي بود و مردم حاضر نبودند در صحنه، آن انقلاب دوام نداشت و هميشه بايد با سرنيزه حفظش ميكردند. آنهايي كه انقلاب كردند در جاهايي يا شورش كردند بعدش حفظ
انقلاب را بايد با سرنيزه بكنند. ايران حفظ انقلاب را به افراد مؤمن كرد و الآن هم به دست افراد مؤمن اين انقلاب پيش ميرود». (صحيفه نور، ج 14: 319)
اگرچه از نظر امام رحمه الله حكومت وظيفهدار اهتمام به امور انقلابيهاي اصيل، مشاركتجويان هميشگي و ايثارگران واقعي است آنان نيز بايد در مقايسه با مردم عادي به رسالت و مسئوليت خطير خود مبني بر پايداري و استقامت در دفاع از آرمانهاي انقلاب و انتقال و نهادينهسازي اين آرمانها به نسلهاي بعد وقوف داشته باشند و بدان ملتزم بمانند و به صرف مواجهه با دشواري يا نارضايتي و حتي كمتوجهي دولتمردان از بار مسئوليت خود شانه خالي نكنند، در چنين اوضاعي انقلاب و نظام از نيروهايي فداكار، هميشه حاضر، واقف و عامل به رسالت خويش تشكيل ميشود كه با وقف خود براي اهداف و آرمانهاي انقلاب و نظام، امنيت و موجوديت آن را در برابر هر گزند و تهديدي مصون نگه ميدارند. (كريمي و بابايي، 1389) حضرت امام در زمينه ضرورت پايداري نيروهاي انقلابي و مديران ميفرمايند: «آنان كه كمر براي حفظ اسلام بستهاند بايد اگر همه هم رفتند آنها بمانند.» (صحيفه نور، ج 18: 348) در جاي ديگري ميفرمايند: «ما با هيچ قيمتي اين متاعي را كه به دست آورديم از دست نخواهيم داد». (صحيفه نور، ج 14: 83)
از جمله مسائلي كه به انباشت سرمايه اجتماعي و اعتمادسازي فزاينده بين مردم و مسئولان ميانجامد، معتبر ساختن برنامهها، وعدهها و شعارها با فعاليتها و اقدامات عملي به منظور پاسخگويي به مطالبات و تقاضاهاي مردم است كه در نهايت با بهبود ظرفيت پاسخگويي نظام از
راه افزايش اعتماد، رضايت و مشاركت مردم به ارتقاي ضريب امنيت ملي منجر ميشود و متقابلاً استمرار شعارگرايي بدون برخوردارسازي آن به پشتوانه اقدامات عملي به اعتمادسوزي مردم و امنيتزدايي از نظام ميانجامد. با عنايت به اين مهم امام خميني رحمه الله كارگزاران نظام را به اجتناب از شعارگرايي و متقابلاً التزام به عملگرايي و كارمحوري به مثابه يكي از سازوكارهاي امنيتافزايي فراخوانده، بيان داشتند: «مردم به جاي برنامه دادن، عمل ميخواهند». (كريمي و بابايي، 1390؛ به نقل از: صحيفه نور، ج 15: 120)
حضور حمايتآميز اكثريت شهروندان جامعه در دفاع از حكومت، ضامن ثبات و پايايي آن و بقا و ماندگاري دولت است كه خود معلول عوامل مختلف است كه از جمله مهمترين آن، محوريت منافع، ديدگاهها و تقاضاي اكثريت مردم ميباشد. ايران نيز نه تنها از اين قاعده مستثني نيست بلكه به دليل ابتناي انقلاب بر حضور، نقشآفريني و پايداري طبقات فقير و كوخنشينان جامعه، ضرورت محروممداري و عنايت همهجانبه حكومت به آنان در صدر تأكيدات امام خميني رحمه الله قرار داشت. از نظر امام رحمه الله محرومان و مستضعفان جامعه، به دليل يكسانانگاري خويش با حكومت، خود را وقف صيانت از آرمانهاي انقلاب و دفاع از كيان نظام كرده در اين راه از چيزي فروگذار ننمودهاند و همين مشاركت آگاهانه و رضايتمندانه موجب تثبيت انقلاب، و استحكام و تداوم امنيت نظام جمهوري اسلامي گرديد. حكومت نيز در اقدامي متقابل بايد محرومنوازي و محروميتزدايي از زندگي آنان را در صدر اولويتهاي كاري خود قرار دهد كه در غير اين صورت، با رويگرداني محرومان به
مثابه ياوران اصلي، نظام و انقلاب با سست شدن اركان حمايتي و تضعيف بنياد امنيت ملي خود مواجه خواهند شد. با عنايت به چنين نكتهاي است كه امام خميني رحمه الله فروتني، محرومنوازي و تواضع كارگزاران نظام در قبال آنان و وليانگاري محرومان را گوشزد كرده، فرمودند: «آني كه آنقدر زحمت دارد ميكشد براي حفظ كشورش و براي حفظ اسلام، همين قشر هستند [قشر محروم] اينها آقاي ما هستند، اينها به ما منت دارند، با اينها با كمال تواضع رفتار كنيد». (كريمي و بابايي، 1390؛ به نقل از: صحيفه نور، ج19: 159)
از جمله عوامل مهم و ضروري براي نيل به اهداف فرهنگي در هر جامعه، همگرايي، وحدت و اجماع نظر بين نخبگان فرهنگي و نيز انسجام و هماهنگي عملي بين كارگزاران فرهنگي نظام با هدف پيشگيري از اتلاف سرمايهها، انباشت توان فكري و اجرايي، و استفاده از ظرفيتها و قابليتهاي عمومي جامعه در مسير توسعه فرهنگي و تعالي جامعه است. بديهي است شكاف بين مسئولان و نخبگان عاليرتبه نظام و تفرق و چندپارچگي آنان، موجب اختلاف، تشتت، دستهبندي و صفآرايي مردم ميشود. البته تضارب آرا و تفاوت سليقهها و گوناگوني ديدگاهها بين نخبگان امري مطلوب و موجب پويايي و شكوفايي نظام فرهنگي ميگردد، اما اگر اختلاف سليقه به اختلاف عقيده كشيده شود، تضييع نيروها و اتلاف منابع را به دنبال دارد. رهبر انقلاب ضمن تأكيد بر ضرورت همگرايي ميان كارگزاران، اختلافات ميان مسئولان نظام را بسيار مضر و خطرناك ميخوانند و آن را عامل پسرفت كشور معرفي ميكنند:
اختلافات مضر است. هم اختلافات بين مسئولان مضر است؛ هم بدتر از آن، كشاندن اختلاف ميان مردم مضر است... اختلافات را به ميان مردم نكشانند، چيزهاي جزئي را مايه جنجال و هياهو و استفاده تبليغاتي دشمن و خوراك تبليغاتي راديوهاي بيگانه و تلويزيونهاي بيگانه نكنند... اختلاف نظر نبايد به اختلاف در عمل و اختلاف در برخوردهاي گوناگون، به اختلاف علني، به گريبانگيري، به مچگيري در مقابل چشم مردم منتهي شود... اختلافات را نبايد علني كرد؛ اختلافات را نبايد به مردم كشاند؛ احساسات مردم را نبايد در جهت ايجاد اختلاف تحريك كرد. (بيانات در ديدار دانشآموزان و دانشجويان، 10/8/91)
رهبر انقلاب يكي از آفتهاي تفرقه در ميان مسئولان و كارگزاران نظام را عدم رعايت اخلاق سياسي ميدانند و ميفرمايند:
سياست اخلاقي كمال است و سياست بياخلاق آفت، تقواي سياسي يعني رفتار صادقانه و دلسوزانه... سياست اگر از اخلاق سرچشمه بگيرد، از معنويت سيراب بشود، براي مردمي كه مواجه با آن سياستاند، وسيله كمال است، راه بهشت است؛ اما اگر سياست از اخلاق جدا شد، از معنويت جدا شد، آن وقت سياست ورزي ميشود؛ يك وسيله اي براي كسب قدرت، به هر قيمت؛ براي كسب ثروت، براي پيش بردن كار خود در دنيا. اين سياست ميشود آفت؛ براي خود سياست ورز هم آفت است، براي مردمي هم كه در عرصه زندگي آنها اين سياست ورزيده ميشود هم آفت است. (خطبههاي نماز جمعه تهران، 20/06/1388)
ايشان در جايي ديگر ميفرمايند:
تقواي سياسي يعني هر كس كه در كار سياست است، سعي كند با مسائل سياسي صادقانه و دردمندانه و از روي دلسوزي برخورد كند. سياست به معناي پشتهماندازي و فريب و دروغ گفتن به افكار عمومي مردم، مطلوب اسلام نيست. سياست يعني اداره درست جامعه؛ اين جزو دين است. تقواي سياسي، يعني انسان در ميدان سياست، صادقانه عمل كند. (بيانات در ديدار اعضاي ستادهاي نمازجمعه، 05/05/1381)
تجربه سياستورزي كشورها در ادوار مختلف تاريخ نشان ميدهد يكي از عواملي كه به طور زيربنايي و ساختاري امنيت ملي آنها را تضعيف يا تهديد ميكند، وابستگي سياسي همهجانبه كشور به نيروها و دولتهاي بيگانه است؛ زيرا وابستگي موجب ضعف نفس، خودناباوري، ناتواني در تأمين نيازمنديهاي اساسي كشور به ويژه در اوضاع بحراني و حاد مثل جنگ و عقبماندگي همهجانبه ميشود، در نتيجه چه بسا كشورها ناگريز شوند به سبب وابستگي به بازيگران خارجي از منافع، اعتبار و حيثيت، تماميت سرزميني و خلاصه امنيت خود چشمپوشي نمايند. در نقطه مقابل، استقلال هيچگاه به معني فقدان و نفي ارتباط با ديگران يا قطع آن نيست، بلكه بدين معني است كه كشور با ملاحظه مقدورات و قابليتهاي داخلي، مطابق مصالح و مقتضيات ملي و بر اساس خواست و اراده مردم و نخبگان سياسي خود رفتار كند؛ ازاينرو ضامن امنيت و ثبات جامعه خواهد بود. امام خميني رحمه الله كه تجربه تلخ وابستگي تمامعيار حكومتهاي گذشته به بيگانگان و در نتيجه
پيآمدهاي زيانبار آن را براي منفعت، حيثيت و امنيت ملي طي دو سده اخير با عمق جان حس كرده بود، بارها منافع سياست ناوابستگي به قدرتهاي بزرگ و رابطه معنادار منطقي و تاريخي بين استقلال و امنيت ملي را يادآور شدند. از منظر امام رحمه الله نيل به استقلال و تداوم آن، راه غلبه بر مشكلات و گذار از تنگناها، راز زيست عزتمند و رمز بالندگي و پويايي ملي و تحقق امنيت پايدار است. (كريمي و بابايي، 1390) امام خميني رحمه الله در خصوص ضرورت حفظ استقلال و عدم گرايش به شرق و غرب ميفرمايند: «سياست نه شرقي و نه غربي را در تمام زمينههاي داخلي و روابط خارجي حفظ كنيد.» (صحيفه نور، ج 12: 363) در جايي ديگر ميفرمايند: «اگر بخواهيد بر همه مشكلات پيروز شويد، بايد همه محكم بايستيد در مقابل قداست و استقلال خود، آن را... محكم نگه داريد. (صحيفه نور، ج 17: 238) «... باز سفارش ميكنم كه به خدا متكي باشيد و براي هميشه زير بار شرق و غرب نرويد». (صحيفه نور، ج21: 71)
شناخت تهديدها و آسيبهاي فرهنگي، از نگاه امام خميني رحمه الله و رهبر معظم انقلاب چشمانداز روشن و درستي از وضعيت موجود و روند آينده جامعه به دست ميدهد و اين امكان و فرصت را در اختيار برنامهريزان و مديران ذيربط در رسانه ملي قرار ميدهد تا بتوانند با شناخت و درك عميقتر مسائل، بر اساس واقعيات و شرايط جاري حركت كنند و سياستهاي خود را مبتني بر نيازها و الزامات موجود تدوين و تنظيم نمايند. لذا در اين قسمت تلاش شده است مبتني بر فرمايشهاي اين دو بزرگوار برخي از مهمترين آسيبها و تهديدات فرهنگي شمارش و ارائه شود:
مقام معظم رهبري در طول سالهاي گذشته همواره در سخنرانيهاي خود با ظرافت خاصي بسياري از تهديدها، آسيبها و آفات انقلاب و توسعه فرهنگ ديني را برشمردهاند. اينك به اختصار كليدواژههايي را كه از نظر مقام معظم رهبري ناظر بر تهديدها، آسيبها و آفات انقلاب است ميآوريم:
ـ تحجر؛
ـ بحران ارزشها؛
ـ روشنفكران مرتجع؛
ـ تربيتهاي طاغوتي و فاسد (تربيتهاي غيرالهي)؛
ـ غافلسازي از شخصيت اسلامي و ملي؛
ـ وابستهسازي؛
ـ ايجاد خوف و ارعاب؛
ـ ايجاد احساس پوچي و ناتواني؛
ـ ايجاد يأس؛
ـ تفرقهاندازي بين قشرهاي جامعه خاصه روحاني و دانشگاهي؛
ـ پردهپوشي اصل دين (اسلام ناب)، وارونهسازي معناي دين و تضعيف آن؛
ـ سركوب دينداران و دينخواهان؛
ـ اشاعه فحشا و فساد؛
ـ تبليغ ترقياب غرب؛
ـ ايجاد ناامني فرهنگي؛
ـ تبليغ جدايي دين و سياست و دين و دانش؛
ـ ايجاد خودباختگي؛
ـ اسلامي نبودن دانشگاهها؛
ـ غفلت از تهاجم فرهنگي؛
ـ ميكروب ارتجاع؛
ـ متحول نشدن مراكز علمي و ديني ـ همچون حوزههاي علميه ـ با تغييرات زمان؛
ـ ناآگاهي نسل جوان؛
ـ انفعال؛
ـ ظهور طبقه نوكيسه؛
ـ نبود وجدان كاري؛
ـ بيانضباطي اقتصادي؛
ـ اشرافيگري؛
ـ فقر؛
ـ نزاع بين جناحهاي سياسي؛
ـ انحراف خواص؛
ـ قبيلهگرايي؛
ـ دستكم گرفتن توطئههاي دشمن؛
ـ ترويج جدايي دين از سياست؛
ـ جدايي مردم و مسئولان؛
ـ خلاف و انزواي نيروهاي حزباللهي و بسيجي؛
ـ بينظمي اجتماعي؛
ـ تحقق نيافتن عدالت؛
ـ شكاف در وحدت؛
ـ قانونگريزي؛
ـ مد و مدگرايي.
حضرت امام رحمه الله نيز همواره در سخنرانيها و ديدارهاي خود با مردم و مسئولان به صورت حكيمانه تهديدات، آسيبها و آفات توسعه فرهنگ ديني را بر ميشمردند. در زير به اختصار كليدواژههايي را ميآوريم كه از نظر ايشان ناظر بر تهديدات و آسيبها فرهنگي انقلاب اسلامي است:
ـ بيتقوايي متصديان امور مملكت (صحيفه امام، ج 17: 123)؛
ـ جدايي دين و حكومت از مردم (صحيفه امام، ج 29 ص 144)؛
ـ كنارهگيري از مسئوليت (صحيفه امام، ج 21، ص52)؛
ـ عدول از سياست نه شرقي و نه غربي (صحيفه امام، ج18: 242)؛
ـ ظلم و تعدي به افراد به اسم انقلاب و انقلابي بودن (صحيفه امام، ج 17: 142)؛
ـ تبليغ گرايش به امريكا (صحيفه امام، ج 14: 437)؛
ـ قدرتطلبي و مالطلبي مسئولان مملكتي (صحيفه امام، ج 16، ص23)؛
ـ تأويل غلط از خواستههاي مردم (صحيفه امام، ج 11: 198)؛
ـ ضعف مديريت و تصدي امور به دست افراد نالايق (صحيفه امام، ج 19: 157)؛
ـ بيعدالتي حكومت نسبت به مردم (صحيفه امام، ج 8، ص525)؛
ـ سرگرم شدن به درگيريهاي سياسي و غفلت از مشكلات مردم (صحيفه امام، ج13، ص202)؛
ـ باندبازي و گزينشهاي رابطهاي در انتخاب دولتمردان (صحيفه امام، ج 19: 157)؛
ـ دخالت قوا در كار يكديگر (صحيفه امام، ج 13: 117)؛
ـ اختلاف در سران مملكت و ناهماهنگي آنها (صحيفه امام، ج 17: 123 و 442)؛
ـ تضعيف و تخريب قواي سهگانه توسط يكديگر (صحيفه امام، ج 12: 347)؛
ـ سستي در خدمت به مردم (صحيفه امام، ج 13: 382)؛
ـ برخورد استبدادي مسئولان و طاغوتي شدن (صحيفه امام، ج 18: 79)؛
ـ خطر قاضيان ناصالح و بيدقتي در قضاوت (صحيفه امام، ج 14)؛
ـ ناهماهنگي در نهادها و دستگاهها (صحيفه امام، ج12: 412)؛
ـ مشوه كردن چهره نهادهاي انقلابي از جانب خوديها و غيرخوديها (صحيفه امام، ج 11: 313)؛
ـ مساجد بدون نتيجه و اثرگذاري (صحيفه امام، ج 17: 111)؛
ـ منحرف ساختن انجمنهاي اسلامي (صحيفه امام، ج 17، ص111)؛
ـ دخالت انجمنهاي اسلامي در اموري كه مربوط به آنها نيست (صحيفه امام، ج 16: 171)؛
ـ انحراف در برنامههاي اسلامي دانشگاهها (صحيفه امام، ج 21: 418)؛
ـ تبديل دانشگاه به مكاني صرفاً سياسي (صحيفه امام، ج 13: 2)؛
ـ نفوذ اشخاص منحرف و غيراسلامي در دانشگاهها (صحيفه امام، ج 16: 447)؛
ـ استادان و معلمان منحرف (صحيفه امام، ج 21: 96)؛
ـ ايرادها و كمبودهاي تبليغي نهادها در گذشته و حال (صحيفه امام، ج 14: 41 و 257)؛
ـ بينظمي امور به علت بيتوجهي به برنامهريزي (صحيفه امام، ج 16: 46)؛
ـ اختلاف در سازمان روحانيت (صحيفه امام، ج 18: 16)؛
ـ دنياطلبي روحانيت و دوري از ذيطلبگي (صحيفه امام، ج 19: 317)؛
ـ تشريفات گسترده حوزههاي روحانيت (صحيفه امام، ج 19: 44)؛
ـ فاصله بين اعمال و گفتار روحانيان (صحيفه امام، ج 17: 452 و 493)؛
ـ حاضر نشدن در عرصههاي سياسي و اجتماعي (صحيفه امام، ج 17: 493)؛
ـ ساده لوحي برخي از علما (صحيفه امام، ج 14: 254)؛
ـ اشتباه و خطاي روحانيان را به اسلام نسبت دادن (صحيفه امام، ج 9: 150)؛
ـ دخالت غير قانوني علما و روحانيت و اظهار نظر در اموري كه صلاحيت آن را ندارند (صحيفه امام، ج 19: 43)؛
ـ خطر متحجرانه و مقدس نمايان (صحيفه امام، ج 21: 278)؛
ـ خطر روحانيان وابسته (صحيفه امام، ج 14: 75)؛
ـ نداشتن نظارت و جلوگيري نكردن از برنامهها و فيلمهاي منحرف در صدا و سيما (صحيفه امام، ج 16: 120)؛
ـ كوچك شمردن خدمات و بزرگ كردن معايب در رسانههاي گروهي به ويژه مطبوعات؛
ـ تهمت و افترا در رسانههاي گروهي به انقلاب و افراد (صحيفه امام، ج 16: 158)؛
ـ ايرادها و كمبودهاي تبليغي رسانهها (صحيفه امام، ج 14: 257)؛
ـ تبليغ گرايش به امريكا (صحيفه امام، ج 14: 437)؛
ـ ترويج و تبليغ جدايي دين از سياست (صحيفه امام، ج 6: 202)؛
ـ روشنفكران مغرض و غربزده (صحيفه امام، ج 11: 68، ج 9: 342)؛
ـ نويسندگان منحرف و روشنفكرنماهاي اهل قلم (صحيفه امام، ج 9: 211)؛
ـ كناره گيري نخبگان و حاضر نشدن نخبگان و روشنفكران ديني در عرصه هاي مختلف به ويژه سياست؛
ـ روشنفكران ديني منافق (صحيفه امام، ج 11: 234)؛
ـ فشارهاي اقتصادي بر مردم (صحيفه امام، ج 17: 250، ج 19: 44)؛
ـ فقدان مراقبت مردم از رفتار مسئولان (صحيفه امام، ج 16: 24)؛
ـ سستي حضور مردم در صحنه (صحيفه امام، ج 18: 39)؛
ـ تفرقه و اختلاف بين قشرهاي مختلف مردم (صحيفه امام، ج 12: 406)؛
ـ ايجاد و دامن زدن به اختلافات قومي و قبيلهاي و شيعه و سني (صحيفه امام، ج 7: 345)؛
ـ منزوي كردن، كوبيدن و بدنام كردن اسلام و جمهوري اسلامي ايران به وسيله استعمارگران و قدرتهاي بزرگ (صحيفه امام، ج 16: 113)؛
ـ شايعهپراكني، تحريف اخبار وقايع و نشر اكاذيب توسط قدرتهاي بزرگ (صحيفه امام، ج 17: 203)؛
ـ ارائه نشدن چهره واقعي اسلام (صحيفه امام، ج 11: 36، 37)؛
ـ قطع رابطه با دولتها و كشورها و سياست غيرفعال (صحيفه امام، ج 19: 413).
برخي ديگر از آسيبهاي فرهنگي كه هم در لابهلاي فرمايشهاي امام خميني رحمه الله و رهبر معظم انقلاب آمده و هم علما و انديشوران حوزههاي علميه، و نخبگان و كارشناسان دانشگاهي و صاحبنظران مطرح شده، از اين قرار است:
ـ نفوذ انديشههاي بيگانه كه اين نفوذ ممكن است از طريق دشمنان يا دوستاني كه مجذوب آراي ديگران شدهاند، صورت پذيرد؛
ـ تغيير جهت دادن انديشههاي اصيل ديني و فرهنگي: حضرت امام رحمه الله در وصيتنامه خود، فراموشكردن فرهنگ قيام ملت و مكتب الهي اسلام، به انزوا كشاندن روحانيت، غربزدگي و شرقزدگي و سلطه بيگانگان بر
مقدرات مراكز تعليم و تربيت را از آفات فرهنگي انقلاب معرفي كردهاند؛
ـ تجددگرايي افراطي: در مقابل تمسك به اسلام ناب، تجددگرايي افراطي ـ يا التقاط ـ و زهدگرايي منفي قرار دارد. تجددگرايي افراطي تلفيق اسلام با انديشههاي غير اسلامي براي زيبا جلوهدادن آن است؛
ـ دنياطلبي و اشتغال به زينتهاي دنيوي بالأخص بين قشرهاي انقلابي؛
ـ. حاكم شدن روحيه ريا و تملق به جاي اخلاص و ايثار، دگرگوني مجدد ارزشهاي جامعه و فرآيند تبديل ثروت به ارزش و نابرابري اجتماعي؛
ـ اثر پذيري از جنگ رواني و تهاجم فرهنگي و تبليغاتي دشمن؛
ـ بحران هويت ملي به ويژه بين نوجوانان و جوانان نسل دوم و سوم انقلاب و گرايش به الگوهاي غربي؛
ـ فرار مغزها؛ نداشتن برنامهاي همهجانبه براي جلوگيري از مهاجرت تحصيلكردگان و متخصصان و نبود تمايز مرزهاي «تعهد» و «تخصص» و ظهور پديده فرار مغزها به كشورهاي ديگر جهان؛
ـ دوگانگي رفتار و گفتار برخي از مسئولان (فاصله بين گفتار و كردار آنها و سخنگويي به جاي عمل و سياسي كاري به جاي خلاقيتهاي مديريتي)؛
ـ بازيچه شدن دين در دست برخي از سياستداران براي منافع شخصي يا گروهي (جناحي)؛
ـ درگيري و اختلافات سياسي (سرگرم شدن به درگيريهاي سياسي و غفلت از مشكلات مردم)؛
ـ نبود تحمل سياسي و نداشتن روحيه انتقادپذيري؛
ـ ضعف مديريت و تصدي امور فرهنگي به دست افراد نالايق كمتوان و به دور از آگاهي و بينش قوي (هرچند دلسوز و با حسن نيت)؛
ـ نبودن عدالت اجتماعي در توزيع قدرت، ثروت و دنياگرايي و عافيتطلبي مردم؛
ــ افزايش روحيه رياكاري و تظاهر به دين؛
ـ ضعف و به حاشيه رفتن مشاركت عمومي در تصميمسازي، نظارت، اجرا و پشتيباني و اداره مادي و معنوي نهادها و فعاليتهاي ديني؛
ـ بيتوجهي به آموزههاي اسلام در توليد ارزشهاي مشترك جهاني؛
ـ. تهاجم برنامهريزي شده دشمنان خارجي براي منحرف كردن نسل جوان؛
ـ. فقدان نظام مشورتگيري از نخبگان و روشنفكران ديني و به حاشيه رفتن نقش آنها در فرآيند توليد و عرضه كالاها و خدمات فرهنگي؛
ـ. وفاق ذهني نداشتن نخبگان كشور در حل مسائل فرهنگي و معنوي؛
ـ تقابل روشنفكران و نخبگان فرهنگي با سنتگرايان؛
ـ تداخل وظايف و فعاليتهاي موازي نهادهاي ديني به علت نبود برنامهريزي جامع در مورد تقسيم وظايف؛
ـ. گسترش ظاهرنگري، سطحينگري، جزمانديشي و عوامزدگي در فعاليتهاي نهادهاي ديني و فرهنگي؛
ـ فقدان نظام برنامهريزي صحيح فرهنگي براي نسل جوان به علت نبود مديريت واحد فرهنگي؛
ـ نبود برنامهريزي صحيح و اصولي فرهنگي و ديني براي نسل جوان توسط حوزههاي علميه و روحانيت؛
ـ ارائه تصويري عوامانه از دين، ناهمگون با مقتضيات زمان و متضاد با مباني فكري نسل جوان توسط برخي از روحانيان و علماي ديني؛
ـ ارائه ندادن چهره دلنشين از اسلام توسط روحانيت و دينشناسان؛
ـ نبودن پاسخ كافي، جامع و مستدل براي شبهات جديد و انحراف در گفتار و كردار. (
، چهارشنبه 28 بهمنماه سال 1388)
فصل سوم
زير فصل ها
موضوعات راهبردي براي سياستگذاري و برنامهريزي رسانهاي
زير فصل ها
مقدمه
اهداف و آرمانهاي فرهنگي در منظومه انديشهاي امام خميني رحمه الله و رهبر معظم انقلاب
ملاحظات راهبردي در تدوين سياستهاي رسانهاي در حوزه فرهنگي
چارچوب كلي سياستگذاري و برنامهريزيهاي رسانهاي
جمعبندي و نتيجهگيري
توصيههاي روشي براي تهيه و اجراي سياستها و برنامههاي رسانهاي
مقدمه
تدوين و ارائه محورهاي فرهنگي در مجموعه حاضر مبتني بر ديدگاههاي فقهي، سياسي، اقتضايي، خلاق، معناگرا، ارزشگرا، كاركردگرا و سازمانيافته امام خميني رحمه الله و رهبر معظم انقلاب است كه با هدف مهندسي هوشمندانه، هدفمندانه و كارآمد وضعيت فرهنگي كشور استخراج و تدوين گرديده و كوشش شده مباني و موضوعات كاربردي براي استحكام، تثبيت و نهادينهسازي نظام فرهنگي و هويتي كشور بر پايه اسلام و ارزشهاي ملي ارائه گردد. از ديگر سو با توجه به اينكه مهندسي فرهنگ و پايهگزاري فرهنگ اصيل در بستر و دامن جهانبيني و نظام معنايي اسلام و نيز آموزههاي اصيل ملي و ايراني تحقق ميپذيرد، در فرآيندي نظاميافته تدوين موضوعات، علاوه بر مباني ديني در انديشه امام و رهبر انقلاب؛ ارزشهاي فرهنگي ملي و ايراني و ملاحظات اساسي و جاري كشور و تحولات دروني و بيروني و نيازهاي جامعه مد نظر قرار گرفتهاند. مطالب اين فصل در چهار حوزه شامل اهداف و آرمانهاي فرهنگي در منظومه فكري امام خميني رحمه الله و رهبر معظم انقلاب، ملاحظات راهبردي در تدوين سياستهاي رسانهاي در حوزه؛ چارچوب كلي سياستگذاري و برنامهريزيهاي رسانهاي و روشها و شيوههاي اجراي برنامهها و موضوعات پيشنهادي است.
با عنايت اهميت و لزوم شناخت و آشنايي مخاطبان با اهداف و آرمانهاي فرهنگي امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري و نقشي كه اين شناخت ميتواند در جامعنگري و غنا بخشيدن به محتواي سياستگذاريهاي رسانهاي و برنامهسازي ايفا كند، در اين قسمت تلاش شده است با استناد به مجموعه پيامها، سخنرانيها و بيانيههاي حضرت امام رحمه الله كه در كتاب تحولات اجتماعي و انقلاب اسلامي جمعآوري و ضبط شده است و فرمايشهاي رهبر انقلاب، رئوس كلي اهداف و آرمانهاي فرهنگي ايشان دستهبندي و آورده شود:
ـ انسجام اسلامي: حفظ و تقويت وحدت ملي و انسجام اسلامي؛
ـ فرهنگ اسلامي و ايراني: تقويت فرهنگ اسلامي و ايراني و تحقق الگوي هويت اسلامي و ايراني؛
ـ مسئوليتپذيري: تقويت اعتماد عمومي و احساس تعهد، مسئوليت پذيري در جامعه؛
ـ صيانت فرهنگي: صيانت از استقلال فرهنگي و اقتصادي كشور در قبال برنامهريزي و دستاندازي بيگانگان؛
ـ مقابله با شبيخون و ناتوي فرهنگي: پيشگيري از بروز بحران و آسيبهاي فرهنگي و هويتي در كشور با اولويتبخشي به اقدامات پيشگيرانه و نرمافزارانه در عرصه فرهنگي؛
ـ نهادينهسازي فرآيند فرهنگسازي و فرهنگ پذيري در جامعه؛
ـ آگاهسازي ملت: ملتها را آگاه سازيد؛
ـ افشاي نقشه دشمنان: نقشههاي شوم و خانمانسوز استعمارگران را برملا نماييد؛
ـ تلاش براي معرفي اسلام: در شناسايي اسلام بيشتر جديت كنيد؛
ـ آموزش و كاربست تعاليم الهي: تعاليم مقدس قرآن را بياموزيد و به كار ببنديد؛
ـ تبليغ و معرفي اسلام به جهانيان: با كمال اخلاص در نشر و تبليغ و معرفي اسلام به ملل ديگر بكوشيد؛
ـ اصلاح مراكز آموزشي و تربيتي خاصه راديو و تلويزيون و به ويژه حوزه و دانشگاه: اهميت اين مراكز به سبب ايفاي نقشهاي اساسي از جمله تبليغي، تربيتي و آدمسازي است؛
ـ ريشهكنسازي فساد: همه عوامل فساد و مهمتر اينكه همه انگيزههاي فساد در زمينههاي اجتماعي و اقتصادي ريشهكن شود. مبارزه با فساد ميكنيم، فحشا را قطع ميكنيم؛
ـ مقابله با فرهنگ غربي: از بين بردن آثار و مفاسد فرهنگ غربي جزو اهداف انقلاب است؛
ـ ترويج اسلام: محتواي اسلام در همه عرصههاي جامعه ظاهر شود. هر كجا قدم گذاشته شود اسلام باشد؛
ـ پايهگذاري نهضت الهي در ايران: نهضت ايران نهضت الهي بود؛
ـ بسيج مردمي: مردم به عنوان اسلام و به عنوان احكام اسلام به خيابانها ريختند؛
ـ اسلاميسازي دانشگاهها: ما ميخواهيم جمعيتي نوراني پيدا كنيم. دانشگاه ما علمش، اخلاقش، عملش نوراني باشد.
ـ انسانسازي: انقلاب مقدمهاي است براي اينكه يك ملت انسان پيدا شود. به دنبال ملتي هستيم كه روح انسانيت در آن است پيدا شود. بايد انسانها درست بشوند. اگر انسان درست شد همه چيز درست ميشود؛
ـ عمل به احكام الهي: با رأي به جمهوري اسلامي آرمانهاي اسلام تحقق پيدا نميكند. دنبال اين رأي بايد عمل شود. احكام شرع در دادگستري، بازار، فرهنگ، مدارسي تحقق پيدا كند؛
ـ اجراي قوانين الهي:همه قوانين اسلام بايد تحقق پيدا كند انشاءالله؛
ـ تحول جامعه بر مدار دين: همه بايد جوري بشود كه وقتي يك كسي وارد شد ببيند كه در مملكت اسلامي وارد شده است؛
ـ قانونگرايي و ترويج اخلاق: به گونهاي بايد عمل شود كه نه گرانفروشي و اجحاف باشد نه دروغ، نه تقلب، نه كاغذبازي و... . قانون اساسي محترم و شاخص محوري نظارت و ارزيابي است؛
ـ تحول فرهنگي: بايد فرم غربي به فرم اسلامي برگردد؛
ـ خودباوري و بازگشت به خويشتن: بايد توجه داشته باشيم كه ما خودمان كي هستيم و چي هستيم و مملكت ما احتياج به چي و كي دارد؟ افراد باور دارند كه خواستن، توانستن است، اميدوارند و يأس به خود راه نميدهند. افراد باور دارند كه بايد خودشان و قدرت خودشان را بشناسند، به خودشان تكيه كنند، به مفاخر خودشان رجوع كنند و نسبت به موفقيت اميد داشته باشند؛
ـ تغيير از درون: ما بايد خودمان را تغيير بدهيم تا بتوانيم سرپاي خود بايستيم؛
ـ ترويج معنويت: اعتلا به اين نيست كه شكم ما پر باشد، اعتلا به اين است كه ما مسلمانان را و مكتبمان را بهپيش ببريم؛
ـ اميد به آينده: ما رو به اعتلا هستيم و بشر را رو به اعتلا خواهيم برد. افراد داراي استقلال فكري و روحي هستند، نميترسند، خود را نميبازند؛
ـ بازسازي فرهنگي (انقلاب فرهنگي): مقصد ما ايناست كه اين كشور آفتزده، غربزده و سلطنتزده را به اسلام برگردانيم. مقاصد
ملت شريف ايران در رأس آن روحانيت معظم براي چيزي جز دفع مفاسد دوران شاهنشاهي ستمپيشه و اجراي احكام اسلام و رواج فرهنگ غني اسلامي در جميع نهادها نبوده و نخواهد بود؛
ـ توسعه دين اسلام: ما بر سر شهر و مملكت با كسي دعوا نداريم، ما تصميم داريم پرچم «لا اله الا الله» را بر قلل رفيع كرامت و بزرگواري به اهتزاز درآوريم. همه مقدمه بوده، مقصد اسلام است. منشأ ارزشهاي اصيل و الگوها و قواعد رفتار فردي و اجتماعي، اسلام و قرآن است. احكام اسلام در آن جاري ميشود و هنجارهاي ديني در آن رعايت ميگردد؛
ـ عدالتگرايي: مقصد اعلامي ما ايناست كه حكومت عدلي مبتني بر قوانين اسلامي حاصل شود؛
ـ ترويج احكام الهي: سهم همه ما، همه شما و همه ملت و همه علماي اسلام اين است كه اسلام بر همه ابعاد تحقق پيدا كند؛
ـ توجه به آزادي انسان: انسان محترم و آزاد است و حدود آزادي قوانين الهي است. آزادي به عنوان يكي از ارزشمندترين ارزشها، نعمت بزرگ الهي، امانت الهي و بزرگترين موهبت الهي تلقي ميشود؛
ـ رعايت حقوق بشر: حقوق اوليه بشر از جمله استقلال، آزادي عقيده، آزادي بيان، آزادي مطبوعات، و آزادي راديو و تلويزيون در جامعه متمدن تأمين و رعايت ميشود؛
ـ ارتقاي جايگاه زن: زن داراي احترام، جايگاه و توانايي برابر با مرد است.
ـ ترويج دينگرايي: دين نه تنها افيون ملتها نيست بلكه مايه وحدت جامعه، حركت و قيام مردم در برابر ظالمان و به زير كشاندن قدرتمندها و سبب احياي محرومان است؛
ـ خدمت به مردم: خدمت به ملت و مملكت خدمت به خدا تلقي ميشود؛
ـ تزكيه جامعه: افراد مُزكَّي و تربيتشده هستند. اگر افراد يك ملت تزكيه و تربيتشده باشند آن ملت پيشرو است؛
ـ بصيرت و آگاهي: اشخاص بيدار و آگاهاند و از خود و شخصيت خود غافل نيستند؛
ـ تواضع و فروتني: تواضع صفت افراد است و اشخاص نسبت به يكديگر احساس فخر و برتري نميكنند. (تحولات اجتماعي و انقلاب اسلامي؛ دفتر سي و ششم، دفتر نشر و تنظيم آثار:177ـ و 151؛ دغدغههاي فرهنگي، 1390)
در اين قسمت تلاش ميشود با مد نظر قرار دادن فرمايشهاي رهبر معظم انقلاب و امام خميني رحمه الله و اقتضائات و شرايط زماني و مكاني، برخي ملاحظات و الزاماتي كه در تدوين سياستها، برنامهريزيها، برنامهسازي و توليد رسانهاي در حوزه فرهنگي بايد مد نظر مديران، مسئولان و توليدكنندگان صدا و سيماي جمهوري اسلامي قرار گيرد، به اختصار ارائه شوند:
الف) توجه جدي به مباني اسلامي براي سياستگذاري رسانهاي و برنامهسازيها
رسانه ملي براي تدوين سياستهاي رسانهاي خود در سال جاري در راستاي تحقق شعار سال كه به نام «اقتصاد، فرهنگ با عزم ملي و مديريت جهادي» نام گرفته است، به ويژه در حوزه فرهنگي بايد جهتگيري اساسي خود را بر پايه فرهنگ غني و آرماني اسلام بنا نهد. سياستهاي رسانهاي بايد فرهنگ متعالي اسلام و ملي را نمايندگي كند به نحوي كه به
تقويت فرهنگ و ارزشهاي اسلامي بينجامد؛ زيرا فرهنگ و ارزشهاي اسلامي و آموزههاي دين مبين اسلام واجد اهرمهاي قوي معنوي، متكي به قدرت، حركتآفرين، هويتبخش، بسيجگر، امنيتزا، چراغ راهنماي جامعه، معيار رفتار و كردار فردي و اجتماعي و ملاك سنجش عملكرد مردم و مسئولان، تضمينكننده سلامت اخلاقي افراد، گروهها و جامعه، الهامبخش حركت مردمي، اعتقادمحور، آخرتنگر، نگهدارنده انقلاب و نظام اسلامي، منشأ تحول و انقلاب دروني انسانها، نجاتبخش و مايه رستگاري انسان، و استبدادستيز است. با توجه به چنين نقشهايي از نظر امام رحمه الله تحقق و استواري هويت فرهنگي و ديني، مرهون اسلام ناب و حقيقي و دينداري و معنويتگرايي و حاكميت فرهنگ و ارزشهاي اسلامي در عرصه عمومي و متقابلاً تضعيف و تهديدات فرهنگي منبعث از دور افتادگي، فاصلهگيري يا انحراف مردم و دولتمردان از هسته و اصالت آموزههاي ديني است.
از سوي ديگر رسانه ملي در تدوين برنامههاي خود اين اصل را بايد رعايت نمايد كه نميتوان سياستگذاري رسانهاي را از فرهنگ غني و آرماني اسلام اتخاذ نمود ولي برنامهها به لحاظ محتوا و صورت با اهداف و سياست در تعارض قرا گيرد يا برنامهريزي رسانهاي از مباني غير ديني و ملي متابعت كند و يا بدون قواعد خاصي به توسعه كمي، كمارزش، محتواي ضعيف و فاقد جامعيت برنامهسازي اقدام نمايد. در اين صورت، سياستها و برنامهها در ذات خود دچار تناقض و ناسازگاري دروني خواهد شد و فاقدكاركرد و اثربخشي لازم خواهد بود. البته اين نبايد به معناي بهره نگرفتن از توليدات فرهنگي ساير كشورهاي از جمله كشورهاي مسلمان و همسنخ شمرده شود.
ب) نفي ازخودبيگانگي و تقويت خودباوري ملي
نخستين و مهمترين راهكار براي حفظ و تقويت فرهنگ و هويت اصيل، نفي «خود كاذب» و گام نخست براي اقدام، شناخت «خود واقعي» است. گفته شد از ديدگاه امام و رهبري، فرهنگ غرب و شرق به جاي فرهنگ واقعي و اصيل اسلامي، انساني و ملي ما نشسته و هويت كاذبي را براي ما به وجود آورده است. لذا گام اول براي دستيابي به هويتي اصيل، روي آوردن به فرهنگ اسلامي ـ انساني است. به علاوه، آشنايي با معارف ديني و تبليغ فرهنگ خودي و تواناييهاي بومي از جمله راهكارهاي ديگري است كه ميتواند به رهايي از بروز بحران فرهنگي كمك كند. به نظر امام رحمه الله آگاهي به اينكه شرق خودش فرهنگ غني دارد، به طوري كه فرهنگ او صادر شده و غربيها از آن استفاده كردهاند، ميتواند از اهميت خاصي برخوردار باشد. صدا و سيما ميتواند از طريق توليد برنامههاي مختلف و معرفي مآثر شرق، طب، فلسفه، دانشمندان و بزرگان شرق و (متفكران مسلمان و توليدات و آثار درخشان و خدماتي كه آنها در حوزه علم و معرفت به پيشرفت بشر كردهاند) گام مؤثري در خودشناسي و روي آوردن به خويشتن بردارد. (صحيفه نور، ج 9: 12 و 25)
ج) مقابله با چالشها و آسيبهاي برنامهريزي فرهنگي و رسانهاي
از جمله آسيبهاي برنامهريزي فرهنگي به اين موارد ميتوان اشاره كرد: وجود مراكز متعدد برنامهريزي و سياستگذاري فرهنگي، تعيين نكردن اولويتها و سلسله مراتب برنامههاي فرهنگي، ارتباط نداشتن برنامهريزي فرهنگي با برنامهريزيهاي ساير حوزههاي اقتصادي و سياسي و اجتماعي، نبودن يكپارچگي در خصوص رسالتها و ديدمانها و فقدان نظام دقيق
ارزيابي عملكرد و تعيين شاخصها و معيارها در حوزه فرهنگ (صالحي اميري و همكاران، 1387)، انفعالي بودن، سطحينگري، عوامزدگي، مقطعي بودن، گذشتهنگري، سياستزدگي (گودرزي، 1385) رويكرد ابزارانگارانه به فرهنگ، برداشت متفاوت برنامهريزان از فرهنگ و برنامهريزي فرهنگي، بيتوجهي به خصوصيات فرهنگ، بيتوجهي به نيازهاي فرهنگي، تعارض ميان حوزههاي نظري فقهي ـ فرهنگي و نظامهاي اجرايي، ناكار آمدي صنعت فرهنگي، انعطافناپذير بودن چارچوبهاي فرهنگ، نبودن شفافيت در هدف و تقاضاهاي فرهنگي، ناتواني در ارائه الگوهاي كارآمد مبتني با ارزشها اعتقادات و رويكردهاي ايراني ـ اسلامي و التقاط حوزههاي فرهنگ ملي، اسلامي با فرهنگ غرب. (يادگارزاده و ديگران، 1385) ازاينرو مديريت رسانه ملي بايد براي عبور موفقيتآميز از اين مشكلاتها و انطباق سياستهاي رسانهاي خود با شعار سال و برنامهسازي در راستاي تحقق آن، تدابير و برنامهريزيهاي لازم را به عمل آورد.
د) توجه به جايگاه مردم در سياستگذاريهاي رسانهاي
در رويكرد فرهنگي امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري، مردم از جايگاه والا و كانوني برخوردار بوده و اساساً در منظومه فكري آنان توسعه فرهنگي بدون حضور، مشاركت و پشتيباني مردم و تأمين رضايت آنان ممكن نيست؛ مردمي كه با بصيرت، ناظر و هميشه حاضر در صحنه، متحد و يكپارچهاند و از روحيه انفعالي، بيشكل و محدودانديشي و تحجر فاصله دارند. به علاوه امام خميني رحمه الله با تركيب و معرفي الگوي بديع جمهوري اسلامي، بر نقش جمهوريت در كنار اسلاميت براي تكوين نظام آرماني خود صحه نهادند و آن را متمايز از نظامهاي ليبرال و سكولار و اشكال مختلف حكومت
استبدادي و فاشيستي منهاي مردم معرفي كردند. حكومت مورد نظر امام بر دو پايه الهي و مردمي استوار است و تنها زماني مشروعيت دارد كه مبتني بر قوانين، احكام و تعاليم اسلام از يكسو، و متكي به آراي مردم از سوي ديگر باشد. (كريمي و بابايي؛ 1390)
ه) مبارزه و مقابله با غربزدگي
گفته شد در رويكرد فرهنگي امام و رهبر انقلاب غربزدگي بُعد ديگري از «خود كاذب» است كه باعث خودباختگي و ازخودبيگانگي ميشود و لذا نفي آن را براي احياي فرهنگ و هويت واقعي و اصيل ضروري ميسازد. غربزدگي از ديدگاه آنان نوعي خودباختگي و نوعي «شستوشوي مغزي» است كه فرد خود را از ياد ميبرد، يا هيچ ميانگارد و همه چيز را در غرب ميبيند. (صحيفه نور: ج 8: 122 و ج 1: 166) شخص غربزده خودش نيست و نميتواند ادراك كند كه خودش هم فرهنگي يا تواناييهايي دارد. (صحيفه نور: ج9: 166) بنابراين، سياستگذاريهاي رسانهاي بايد به گونهاي تدوين و محقق گردد كه موجب تحقق تحول در انسانها و زدايش فرهنگ غرب و احياي فرنگ اصيل اسلامي و ايراني شود.
و) تقويت و نهادينهسازي بصيرت و بيداري در جامعه
برنامههاي رسانه ملي بايد به گونهاي تدوين و اجرا گردد كه موجب آگاهي و بيداري مردم نسبت به مسائل و مشكلات خود، جامعه و جهان و راهبردهاي چندوجهي و شگردهاي پيچيده دشمنان، و بدخواهان ملت شود. همچنين ضمن تقويت بينش و معرفت ديني و ملي، روحيه مقاومت و پايداري ملي در برابر اقدامات و نقشههاي دشمنان ملت را
ارتقا دهد و به مشاركت و ايستادگي همهجانبه مردم براي حل مشكلات و گذار از تنگناها و نيل به مقاصد و منافع ملي كمك كند؛ همان رسالتي كه امام و رهبر انقلاب بر دوش نهادهاي فرهنگي و رسانهها نهادهاند. «اگر بخواهيد و بخواهند و دانشمندها بخواهند و علماي همه بلاد اسلامي و دانشگاههاي همه بلاد اسلامي بخواهند مشكل اسلام و ممالك اسلامي حل بشود، بايد مردم را بيدار كنند.» (صحيفه نور، ج 13: 85) رهبر معظم انقلاب اسلامي در اجراي بند يك اصل 110 قانون اساسي در سياستهاي كلي «ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور» بصيرتافزايي را از وظايف اصلي نظام آموزش و پرورش دانستهاند. در سياستهاي كلي مذكور در زمينه اهميت ترويج و ارتقاي معرفت و بصيرت ديني توسط وزارت آموزش و پرورش چنين آمده است: «1ـ5ـ ارتقاء معرفت و بصيرت ديني براي رشد و تعالي معنوي و اخلاقي معلمان و دانشآموزان و تلاش براي ارتقا معنوي خانوادهها.» همچنين در بند يك سياستهاي مذكور تصريح شده است: «بند 1. تحول در نظام آموزش و پرورش مبتني بر فلسفه تعليم و تربيت اسلامي در جهت رسيدن به حيات طيبه (زندگي فردي و اجتماعي مطلوب اسلامي) و رشد و شكوفايي استعدادهاي فطري و ارتقاء كيفي در حوزههاي بينش، دانش، مهارت، تربيت و سلامت روحي و جسمي دانشآموزان با تأكيد بر ريشهكن كردن بيسوادي و تربيت انسانهاي مؤمن، پرهيزكار، متخلق به اخلاق اسلامي، بلندهمت، اميدوار، خيرخواه، بانشاط، حقيقتجو، آزادمنش، مسئوليتپذير، قانونگرا، عدالتخواه، خردورز، خلاق، وطندوست، ظلمستيز، جمعگرا، خودباور و ايثارگر». (سياستهاي كلي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور ابلاغ شده توسط رهبر انقلاب)
ز) ترويج امر به معروف و نهي از منكر
برنامههاي صدا و سيما بايد مروج و نهادينهساز امر به معروف و نهي از منكر در جامعه باشد. امام خميني رحمه الله در اين باره ميفرمايد: «ما همه امروز وظيفه داريم. امر به معروف و نهي از منكر بر همه مسلمين واجب است. جلوگيري از منكرات بر همه مسلمين واجب است.» (صحيفه نور، ج 13: 470) «اگر يك وقت مثلاً يك جمعيتي يا يك فردي يك حكومتي پايش را كج گذاشت، همه اعتراض كنند و نگذارند كه واقع بشود». (صحيفه نور: ج 13: 14)
ح) تأمين رضايت اجتماعي
سياستها و برنامههاي رسانه ملي بايد رضايت عموم را در پي داشته باشد، به نحوي كه ضمن تقويت گرايش شهروندان به استفاده از رسانههاي داخلي و بيزاري از رسانههاي بيگانه و جذب مخاطب، بتواند اهداف خود را محقق سازد. امام خميني رحمه الله تأمين رضايتمندي شهروندان را هدف اساسي و بنيادين نظام و دولتمردان ميداند و ميفرمايد: «با مردم كه شما سروكار داريد اين مردم را بايد رضايتشان را به دست بياوريد. همين مردم كوچه و بازار و كشاورزهاي بسيار عزيز و كارمندان و كساني كه در كارخانهها زحمت ميكشند اينها هستند كه مايه افتخار يك ملت و مايه پيروزي يك ملت است. پيروزي را براي ما و شما اينها به دست آوردند و اينها ولي نعمت ما هستند.» (صحيفه نور، ج 18: 280) در جايي ديگر ميفرمايند: «... همهمان و شما آقايان همه و آنهايي كه در اختيار شما هستند همه بايد كوشش بكنيدكه رضايت مردم را جلب بكنيد در همه امور». (صحيفه نور: ج 18: 378)
ط) توليد اميدواري ملي (مبازره با نااميدي و تقويت ايمان و اميد به آينده)
در نظريههاي اجتماعي اين گزاره تأييد شده است كه ميان رضايت مردم از عملكرد حكومت و اميدواري به آينده و ميل به مشاركت عمومي رابطهاي ديالكتيكي و همفراخوان وجود دارد؛ بدين معني كه رضايتمندي، به بازتوليد اميدواري ميانجامد و اميدواري به آينده، انگيزه مشاركت و حمايت را تقويت ميكند. شهروندان اميدوار، واجد انگيزه مشاركت، پويايي حضور و حمايت بانشاط ميشوند و اين خصيصه روحي و رواني ملي بدين طريق سهم مهمي در تحقق و استمرار عزم و اراده ملي ايفا ميكند. بديهي است ملتي كه اميدواري را به عنوان منش ملي و سرمايه اجتماعي در ذات خود داشته باشد، در قبال شرايط تهديد و تنگناهاي منفعلساز و كسالتآور مقاومت ميكند و نشاط و پويايي را جانشين رخوت و يأس ميسازد. از اين زاويه نقش دستگاههاي فرهنگي و فكري و كارگزاران و مجراهاي جامعهپذيري و روحيهسازي ملي مانند رسانههاي جمعي و صدا و سيما در توليد، ايجاد، گسترش و تعميم روحيه اميدواري حائز اهميت بسيار ميشود. امام خميني رحمه الله در اين باره ميفرمايند: «آنهايي كه در مطبوعات چيز مينويسند ـ در راديو و تلويزيون صحبت ميكنند ـ حيف است كه اينها توجه به اين معنا نداشته باشند كه بايد اين ملت را اميداور كرد و بايد مطمئن كرد ملت را.» (صحيفه نور، ج 13: 537) امام در جايي ديگر ميفرمايند: «ما امروز احتياج به اين داريم كه اين ملت را اميدوار كنيم و دلگرم. ما هرچه داريم از اين ملت هست از اين تودههاي عظيم انسان است.» (صحيفه نور: ج 14: 16) مقام معظم رهبري نيز نااميدي را بزرگترين دشمن انسان ميدانند و ميفرمايند:
يأس، بزرگترين دشمن انساني است كه ميخواهد آرزو يا
آرماني را دنبال كند. اگر بگوييم اين چه فايده دارد؟ ما كه نميتوانيم، چرا بيخود تلاش كنيم؟ يقين بدانيد كه آن كار، نخواهد شد. لذا در اسلام، يأس، از عوامل منفي است و بعضي از يأسها، گناه كبيره است؛ مثلاً «يأس من روحاللَّه» مأيوس شدن از لطف و تفضل الهي و توجه خاص خدا. انسان از اين اگر مأيوس شد، گناه كبيره مرتكب شده است. حق نداريم مأيوس شويم. يأس از رحمت خدا، از گناهان كبيره است. كسي حق ندارد از رحمت خدا مأيوس شود؛ ولو موانع آن رحمت را هم زياد ببيند. (بيانات رهبر انقلاب در ديدار جمعي از آزادگان با ايشان؛ 26/05/1371)
ي) حفظ استقلال به عنوان نهادي فرهنگساز
رسانه ملي از نهادهايي است كه محل تجلي اراده ملي، حفظ بيطرفي و عامگرايي است و رسالتها و كاركردهاي آن در توليد، تأمين و تقويت فرهنگ ملي، استقلال فكري و فرهنگي، احساس تعهد و تكليف ملي و ترويج منافع و مصالح جمعي و عام به طور مستقيم و غير مستقيم مؤثر است؛ لذا بايد حفظ استقلال را سرلوحه فعاليتها و سياستگذاريهاي خود قرار دهد و فرصت حضور و بهرهگيري از اين ظرفيت را در اختيار همه علايق و سلايق سازنده قرار دهد. امام خميني رحمه الله در خصوص اهميت استقلال رسانهها ميفرمايند: «نقش نشريات در هر كشوري از همه چيزها بالاتر است. روزنامهها و مجلات ميتوانند يك كشوري را رشد بدهند و هدايت بدهند به راهي كه صلاح كشور است و ميتوانند كه به عكس عمل بكنند.» (صحيفه نور، ج 14: 383) همچنين ميفرمايند: «مطبوعات بايد يك مدرسه سيار باشند
تا مردم را از همه مسائل به خصوص روز آگاه نمايند و بهصورتي شايسته از انحرافات جلوگيري كنند و اگر كسي انحرافي ديد با آرامش در رفع آن بكوشد. به طور كلي مطبوعات بايد يك بنگاه هدايت باشد». (صحيفه نور: ج 18: 61)
ك) تقويت روحيه استقامت و پايداري در جامعه
روحيه استقامت، ايستادگي و تسليمناپذيري ملي در مواقع سختيها و بحرانها و متقابلاً اصرار و مداومت بر سر آرمانها و منافع جامعه از جمله عوامل مهم و ارزشمند قدرت و پشتوانه مستحكم امنيت ملي هر كشوري است. اين روحيه به ويژه اگر برآمده از آموزههاي ديني و متكي به قدرت زوالناپذير الهي باشد و وعده بهرهمندي از اجرت اخروي در قبال تحمل شدايد دنيوي را به معتقدينش بدهد، انگيزه و توان بسيج مضاعفي را در اختيار دولتمردان قرار ميدهد تا بدون واهمه وادادگي، عقبنشيني، امتيازدهي، سازش و تسليم در برابر فشارها، باجستانيها و تهديدات با سرفرازي و عزتمندي براي نيل به اهداف و منافع خود ايستادگي كنند و در شرايط امنيت اطمينانبخش و پايدار به حيات نظام و جامعه اسلامي تداوم بخشند. امام خميني رحمه الله در اين خصوص ميفرمايند: «ملتي كه بين ذلت و شهادت دومي را انتخاب نموده است، شكستپذير نيست و ملتهاي مظلوم جهان چارهاي جز اين ندارد.» (صحيفه نور، ج 19: 203) همچنين ميفرمايند: «ملتي كه بخواهد شرافت خودش را حفظ كند، اسلام را كه مبدأ همه شرافتهاست بخواهد حفظ كند، اين ملت بايد علاوه بر جهاد، استقامت در جهاد داشته باشد». (صحيفه نور: ج 13: 463) «... بايد مقاومت كنيم تا اسلام استقرار پيدا كند و عدالت برقرار شود و دست ظالمها كوتاه گردد.» (صحيفه نور: ج 19: 58) «... مردم بايد محكم و استوار براي آزادي و استقلال بايستند». (صحيفه نور: ج 19: 58)
با عنايت به ديدگاهها و آراي امام رحمه الله ميتوان دريافت كه استقلال فكري و فرهنگي و عزت ملي، از كاركرد روزآمد، دانش پايه، دينمحور و ملتباور مراكز آموزشي و فرهنگي رسمي و غير رسمي مانند حوزههاي علميه، دانشگاهها و مراكز آموزش عالي، مراكز پيشدبستاني، دبستانها، مدارس و دبيرستانها از يكسو، و كاركرد تخصصي و متعهدانه دستگاههاي اطلاعرساني و تبليغي مثل مطبوعات و رسانههاي ارتباط جمعي از سوي ديگر به دست خواهد آمد. (نك: كريمي، 1390)
از آنجا كه چارچوب كلي سياستگذاري و برنامهريزيهاي رسانهاي بايد تبيينكننده و بسترساز تحقق اهداف فرهنگي نظام جمهوري اسلامي باشد، در اين قسمت به احصا و معرفي مؤلفهها و موضوعات راهبردي براي سياستگذاري و برنامهسازي فرهنگي ميپردازيم. چنانكه پيش از اين بيان شد، رويكرد نرمافزاري نقطه كانوني منظومه فرهنگي امام خميني رحمه الله و رهبر معظم انقلاب را تشكيل ميدهد. در يك ارزيابي اجمالي، دستهبندي و برشماري كمي و كيفي مؤلفههاي فرهنگي و تهديدات و آسيبهاي فراروي آن از نگاه امام رحمه الله و رهبري انقلاب اهميت حوزه فرهنگ و تعلق و تقدم نظر آنان به رويكرد نرمافزاري را در اين حوزه به خوبي نشان ميدهد. اين بدان دليل است كه در منظومه فكري آن دو بزرگوار خاستگاه انقلاب اسلامي خاستگاه فرهنگي ـ ديني و آرمانها و اهداف آن نيز واجد نشانگاهي ديني است. در نتيجه همانگونه كه مهمترين تهديدات و جديترين آسيبهايي كه از ديدگاه امام رحمه الله و رهبر انقلاب متوجه انقلاب، كشور، نظام و مردم است، تهديدات فرهنگي است، در نقطه مقابل اساسيترين، كليديترين و
اولويتدارترين مؤلفههاي تضمين سلامت و پويايي جامعه نيز صبغه فرهنگي دارند. لذا برنامهها و سياستگذاريها بايد به گونهاي تدوين و اجرا شوند كه ايجاد، تداوم و تحكيم فرهنگي ديني، اسلامي و ملي را تضمين كنند. دلالتها و آراي امام رحمه الله و رهبر معظم انقلاب مؤيد اين واقعيت است كه موجوديت و بقاي كشور و نظام جمهوري اسلامي با استحكام و استقلال فرهنگي آن ارتباط تنگاتنگ دارد و متقابلاً اضمحلال، فروپاشي، زوال، فساد و حقارت كشور در ضعف، نابساماني، بيهدفي، سوء تدبير، فساد و وابستگي فرهنگي ريشه دارد. با عنايت به چنين باوري، مؤلفهها و موضوعات كلان، راهبردي و بنيادي فرهنگي زير براي سياستگذاري و برنامهريزي رسانهاي براي مديران سطوح مختلف صدا و سيماي جمهوري اسلامي، توليدكنندگان، كارگردانان، فيلمنامهنويسان، برنامهسازان، نويسندگان و ديگر عوامل فعال در رسانه ملي ارائه ميگردد. اين موضوعات و محورها مبتني بر فرمايشهاي امام خميني رحمه الله و رهبر معظم انقلاب تدوين شده است، در عين حال يافتهها و تجربيات پژوهشي نگارنده و نيز ايدهبرداري از شاخصهاي فرهنگي كه دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در سال 1389 ارائه كرده، منابع مكمل بوده است.
الف) هويت اسلامي و ايراني
زير فصل ها
يك. ترويج دين مداري
دو. نهادينهسازي و تقويت هويت انقلابي در ميان شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان
سه. روحيه عدالت اجتماعي
چهار. تاريخ اسلام و ايران
پنج. زبان و ادبيات فارسي
شش. ترويج و نهادينهسازي علاقه و گرايش شهروندان به وطن، سرزمين، ارزشها و نمادهاي ملي
يك. ترويج دين مداري
ـ ترويج و آموزش اخلاص در عمل و توكل به خدا؛
ـ احيا، تقويت و نهادينهسازي فرهنگ صحيح و تحريفنشده جشنها، اعياد و عزاداري امام معصوم عليهم السلام خاصه احياي عزاي سيدالشهدا؛
ـ نهادينهسازي فرهنگ مبنا قرار گرفتن قرآن براي ملت؛
ـ تقويت و ترويج باور به تقدم اصلاح و تهذيب خود و بعد ديگران؛
ـ ترغيب و تشويق جامعه، به ويژه جوانان به همراهسازي دانش و تعليم با تزكيه و پرورش؛
ـ نهادينهسازي فرهنگ جهاد و استقامت در راه حق و نداشتن هراس، سستي و عقبنشيني در مشكلات؛
ـ دعوت و ترغيب متكفلان جامعه به اهميتبخشي به تقوا، دعوت مردم به تقوا و آموزش تقوا توسط آنها؛
ـ نهادينهسازي فرهنگ تزكيه و تهذيب نفس؛
ـ توجه دادن مسئولان به اهميتبخشي به جوانان به عنوان ذخاير انساني؛
ـ تلاش براي معرفي اصل اسلام (اسلام ناب) به جامعه با همكاري و بهرهگيري از ظرفيت علما، دانشگاهيان، نخبگان و متخصصان؛
ـ جريانشناسي فرهنگي، لزوم آشنايي با جريانهاي فكري براي مديران فرهنگي و اهل تبليغ و آموزش حكمتهاي ناب براي مجاهدت فرهنگي؛
ـ آموزش، ترويج و نهادينهسازي اصول و احكام ديني در بعد اعتقادي و رفتاري به ويژه در بين نوجوانان و جوانان از جمله تقويت و تحكيم اعتقاد به وحدانيت خداوند متعال پرهيز از شرك به خداوند تبارك و تعالي، اعتقاد به قرآن به عنوان معجزه جاويد و غير قابل تحريف، قادريت و قدرت مطلق خداوند متعال، به اينكه تدبير همه امور در دست اوست، اصل توكل و توسل، عدالت خداوند در آفرينش خلقت و هستي، وحي، نبوت، امامت، معاد، اصل ظهور و عصمت، حيات جاويد پس از مرگ، بهشت و دوزخ و...؛
ـ نهادينهسازي نگرش و اعتقاد شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به لزوم و ضرورت بهرهمندي از سنت و سيره معصومان عليهم السلام و آثار و بركات آن در زندگي؛
ـ آموزش و نهادينهسازي نگرش و اعتقاد شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به روحيه اميدواري و پرهيز از نااميدي؛
ـ تقويت تمايل و گرايش شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به حضور و شركت در مناسك و شعائر ديني و مذهبي؛
ـ نهادينهسازي نگرش و تقويت گرايش و اعتقاد شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به التزام عملي به احكام شرعي مانند حجاب، زكات، خمس، پرهيز از غيبت و مال حرام و...؛
ـ نهادينهسازي نگرش و اعتقاد شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به احكام اجتماعي ديني و شرعي مانند رعايت قانون، پرهيز از تجاوز به حقوق ديگران، رعايت نظم و مقررات اجتماعي، پرداخت ماليات، پرهيز از تهمت و...؛
ـ ترويج و نهادينهسازي پايبندي مردم به اخلاق به ويژه اخلاق عملي در مناسبات اجتماعي و رفتاري؛
ـ تقويت ايمان، باور و اعتقاد شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به توانمندي شايستگي و كفايت آن در اداره امور جامعه خود؛
ـ تقويت احساس غرور و افتخار و رضايت شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان از اينكه مسلماناند؛
ـ نهادينهسازي نگرش و تقويت گرايش و اعتقاد شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به ضرورت حمايت از مسلمانان و مظلومان در جهان؛
ـ تقويت احساس غرور و تعلق خاطر شهروندان به ميراث فرهنگي كشور؛
ـ نهادينهسازي نگرش مثبت و تقويت احساس غرور و تعلق خاطر شهروندان به نمادهاي اسلامي و ديني؛
ـ تقويت احساس غرور وتعلق خاطر شهروندان به فرهنگ و روش و سبك زندگي ديني و اسلامي؛
ـ نهادينهسازي و تقويت شناخت و آگاهي شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان نسبت به رخدادها، و تاريخ اسلام و شخصيتهاي ديني؛
ـ نهادينهسازي و تقويت شناخت و آگاهي شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان نسبت به سيره پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام .
دو. نهادينهسازي و تقويت هويت انقلابي در ميان شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان
ـ تقويت روحيه استكبارستيزي در جامعه، به ويژه در جوانان و نوجوانان؛
ـ تقويت گرايش شهروندان به مبارزه با تحجر و التقاط؛
ـ تقويت گرايش شهروندان به حمايت از مستضعفان و محرومان؛
ـ تقويت احساس تكليف و تعهد شهروندان، به ويژه جوانان و نوجوانان به حفظ نظام جمهوري اسلامي و دستآوردهاي انقلاب؛
ـ تقويت گرايش شهروندان به نفي سلطهگري و سلطهپذيري؛
ـ تقويت و نهادينهسازي فرهنگ ايثار و شهادتطلبي و احترام به شهداي انقلاب اسلامي در ميان شهروندان، به ويژه جوانان و نوجوانان؛
ـ تقويت و نهادينهسازي اعتقاد و علاقه شهروندان، به ويژه جوانان و نوجوانان به امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري.
سه. روحيه عدالت اجتماعي
ـ توجه به ترويج و نهادينهسازي مقوله عدالت، جوانمردي و شجاعت به عنوان خصلت بارز و عنصر مهم هويت ديني و شخصيت پايه ايرانيان. يكي
از مؤلفهها و خصوصيات روحي و رواني ايرانيان كه برگرفته از آموزههاي ديني و مذهب تشيع و خصلت مردم كهن ايران محسوب و در قالب جلوههاي فرهنگي و رفتاري نمود يافته و به عنصر هويتي تبدل شده، «روحيه عدالتخواهي و جوانمردي» است. اين ويژگي از ديرباز در ايران و در ميان ايرانيان وجود داشته و عنصر مركزي باورهاي اسلامي و شيعي را نيز تشكيل ميدهد تا جايي كه رهبران و شخصيتهاي ديني و سياسي و نخبگان ديني از جمله امام خميني رحمه الله ، عدالتخواهي را سرلوحه برنامه و عمل تشكيل حكومت جمهوري اسلامي ايران قرار دادند. امام در اين باره ميفرمايد: «حكومتي مبتني بر عدل و انصاف نسبت به اقشار وطن خواهيم ساخت.» (صحيفه نور، ج5: 133) ايشان اساس تشكيل جمهوري اسلامي را عدالت اجتماعي دانسته، اظهار ميدارد: «مبناي جمهوري اسلامي بر عدالت اجتماعي است و حسن روابط با همه كشورها، با احترام متقابل.» (صحيفه نور: ج9: 71) رهبر انقلاب نيز به پيروي از امام خميني رحمه الله ، اصلي و فوريترين هدف انقلاب اسلامي و تشكيل نظام اسلامي را استقرار عدالت اجتماعي و قسط اسلامي ميشمارند و قيام پيامبران خدا و نزول كتاب و ميزان الهي را براي اين ميدانند كه مردم از فشار ظلم و تبعيض و تحميل نجات يابند و در سايه قسط و عدل زندگي كنند». (10/3/69)
چهار. تاريخ اسلام و ايران
ـ اگر وظيفه رسانه جمعي تبيين خودآگاهي تاريخي و يادآوري اين اصل به مخاطبان خود باشد كه بدانند كه چه بودهاند و كه و چه بايد باشند، لازم است متناسب با اين هدف در توليدات رسانه ملي مفاخر فرهنگي، شخصيتهاي ادبي، دانشمندان، نخبگاه علمي و سياسي، چهرههاي
تاريخساز ديني و ملي، گذشته تاريخي، معماري ايراني، و موسيقي اصيل بازتاب بيشتري داشته باشد؛
ـ تاريخ دوران معاصر به ويژه از اسلام به بعد جايگاه برجستهتري را در هويت ملت ايران يافته است، اما از آنجا كه بخشي از حافظه تاريخي و آداب و رسوم و فرهنگ ما از دوره باستان برخاسته است، جا دارد كه براي خودآگاهي ملي به آن دوره نيز پرداخته شود؛
ـ تقويت و ترويج دانش، شناخت و خودآگاهي تاريخي شهروندان ايراني و تعميق آگاهي آنان از وقايع و شخصيتهاي تاريخي اسلامي و ايراني؛
ـ تقويت شناخت و احساس تعلق خاطر تاريخي شهروندان ايراني و ارتقاي احساس عاطفه آنان نسبت به حوادث و شخصيتهاي تاريخي.
پنج. زبان و ادبيات فارسي
ـ آموزش و ترويج زبان و ادبيات فارسي به عنوان زبان اصيل ايراني و عامل پيوند ميان همه اقوام و آحاد ملت ايران؛
ـ تقويت آشنايي و شناخت شهروندان نسبت به حكما و دانشمندان ايران و چهرههاي ادبي، فرهنگي و فرهيختگان؛
ـ آموزش و نهادينهسازي اعتقاد و التزام شهروندان؛ به ويژه جوانان و نوجوانان به پاسداشت و رعايت زبان فارسي به عنوان زبان معيار در گفتار.
شش. ترويج و نهادينهسازي علاقه و گرايش شهروندان به وطن، سرزمين، ارزشها و نمادهاي ملي
ـ برجستهسازي آن دسته از عناصر و حصوصياتي است كه به حوزه قلمرو سرزميني، جغرافيايي و ميهني قرار ميگيرد. تمام سرزمين ايران از قبيل
كوهها، دشتها، كوير، درياها، صحراها و جنگلهاي ايران مانند خليج فارس، البرز، زاگرس، كوير لوط، دماوند، درياي مازنداران و... اين ظرفيت را دارد كه كانون توجه مخاطبان و برنامهسازان قرار گيرد. امام خميني رحمه الله ، در خصوص اهميت سرزمين، آحاد ملت را نسبت به سرزمين و خاك كشور داراي مسئوليت ملي و دفاع از سرزمين را يك وظيفه ملي ميدانند. ايشان ميفرمايند: «شما امروز يك وظيفه ملي داريد نسبت به كشورتان، يك وظيفه اسلامي داريد نسبت به حفظ اسلام... امروز همه دنيا متوجه ايراناند كه اين ملت چه ميخواهند بكنند.» (صحيفه نور، ج 19: 259) «حب وطن و حب اهل وطن و حفظ و حدود كشور، مسئلهاي است كه در آن حرفي نيست.» (صحيفه نور: ج 13، 18) «حتي يك وجب از زمين خودمان را به ديگران نخواهيم داد؛ نه ظلم ميكنيم به آنها و نه تحت ظلم واقع ميشويم». (صحيفه نور: ج 14: 83)
مقام معظم رهبري نيز تعلق به سرزمين ايران را مورد تأكيد قرار دادهاند. ايشان ميفرمايند: «اين مملكت، مملكت شماست. مملكت عظيم، بابركت و ثروتمندي است. خيلي ثروت در اين خاك نهفته است كه همهاش متعلق به شما و نسلهاي آينده اين كشور است. ثروت معنوي زيادي در اين كشور وجود دارد و همهاش متعلق به شماست». (13/2/74)
ـ ترويج علاقه و افتخار به وطن و مرزوبوم ايران در ميان شهروندان؛
ـ تقويت علاقه و تمايل شهروندان ايراني به دفاع از ميهن در برابر تجاوز بيگانگان؛
ـ تقويت علاقه و اداي احترام به پرچم و سرود جمهوري اسلامي ايران و قبور شهدا و ساير نمادهاي ملي و ديني در جامعه؛
ـ آشناسازي شهروندان با قهرمانان ملي و ايراني و تقويت احساس تعلق خاطر شهروندان به آنها؛
ـ تبليغ، ترويج و آشناسازي شهروندان با فرهنگ و روش زندگي ايراني و تقويت احساس تعلق آنان نسبت به اين سبك و روش زندگي؛
ـ آگاهسازي و تبيين نقش تاريخي و رسالت جهاني ايران در گذشته، حال و آينده در ميان شهروندان ايراني؛
ـ آموزش و نهادينهسازي احترام به نمادها، الگوها و قهرمانان ايراني ـ اسلامي به ويژه در ميان جوانان و نوجوانان؛
ـ تبليغ, ترويج و آموزش نحوه بزرگداشت ميراث فرهنگي؛
ـ آموزش و توجيه جامعه و شهروندان به ضرورت استفاده صحيح از آثار تاريخي، باستاني و اسلامي و همكاري و مشاركت با مسئولان در حفظ، مرمت و نگهداري و جلوگيري از تخريب و نابودي آنها؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف از ظرفيتهاي فرهنگي، اماكن مذهبي، باستاني و تاريخي و ساير ظرفيت فرهنگي و گردشگري ايران با هدف معرفي اين ظرفيتها و جذب گردشگر؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف با هدف ترويج ايرانگردي و ارتقاي شناخت و آگاهي شهروندان ايراني و اقوام نسبت به سرزمين و وطن خود؛
ـ برنامهسازي در جهت مقابله با يأس و سرخوردگي از يكسو و تقويت اميد به آينده از ديگر سو در ميان آحاد ملت به ويژه نسل جوان و نوجوان كشور؛
ـ تقويت احساس تعلق و علاقه شهروندان به مردم ايران؛
ـ تقويت و ترويج تلقي مثبت شهروندان از صفات مردم ايران؛
ـ تقويت و ترويج تلقي مثبت و افتخار شهروندان از مليت و ايراني بودن خود؛
ـ تقويت و ارتقاي احساس همدلي، انسجام و همبستگي در ميان شهروندان ايراني و اقوام و گروههاي مختلف؛
ـ تقويت و ترويج تلقي و نگرش مثبت شهروندان نسبت به شرايط زندگي در ايران؛
ـ تقويت نگرش و تلقي مثبت شهروندان از اثرگذاري ايران در منطقه و جهان؛
ـ تقويت و ترويج تلقي و نگرش مثبت شهروندان نسبت به استقلال فرهنگي، سياسي و اقتصادي كشور؛
ـ تقويت احساس غرور و افتخار از ايراني بودن در ميان شهروندان؛
ـ تقويت احساس تعلق، تكليف و تعهد شهروندان نسبت ميهن و منافع ملي؛
ـ تقويت شناخت، آگاهي و آشنايي شهروندان، به ويژه جوانان و نوجوانان به تاريخ انقلاب؛
ـ تقويت شناخت، آگاهي و آشنايي شهروندان، به ويژه جوانان و نوجوانان به قانون اساسي؛
ـ تقويت شناخت، آگاهي و آشنايي شهروندان، به ويژه جوانان و نوجوانان نسبت به تاريخ انقلاب اسلامي؛
ـ تبيين و توجه دادن مديران، مسئولان و مردم به ضرورت اصلاح معماري در شهرسازي و پرهيز از ترويج سبك معماري غير بومي و غير ايراني و اسلامي در كشور به ويژه در شهرسازيهاي جديد.
ب) اخلاق اجتماعي
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي مختلف با هدف ترويج و نهادينهسازي فرهنگ «امر به معروف و نهي از منكر» در جامعه؛
ـ تبيين، ترويج و نهادينهسازي فرهنگ اهميت و جايگاه خانواده در جامعه به ويژه در بين نسل نوجوان و جوان؛
ـ تبيين، ترويج و نهادينهسازي فرهنگ احترام به جايگاه زن درخانواده؛
ـ تبيين، ترويج و تقويت پيوند و ارتباطات خانوادگي و نهادينهسازي فرهنگ توجه به صله ارحام؛
ـ تبيين و نهادينهسازي فرهنگ نيكي، احسان و احترام به والدين و بزرگان خانواده؛
ـ تبيين و تقويت پيوند و نهادينهسازي فرهنگ علاقه جوانان و نوجوانان به خانواده؛
ـ تأكيد بر لزوم پيروي جوانان و نوجوانان از ارزشهاي اخلاقي خانواده و والدين و تبيين آن؛
ـ تبيين و توجه دادن والدين به انتخاب نام نيكو براي فرزندان به عنوان مسئوليت و وظيفه ديني والدين؛
ـ تبيين و نهادينهسازي فرهنگ روابط اجتماعي سالم ميان اعضاي خانواده، والدين و خويشاوندان و پرهيز از هرج و مرج در روابط زن و مرد در بين خويشاوندان و در جامعه به ويژه در بين جوانان و نوجوانان؛
ـ تبيين، نهادينهسازي، ترويج و تبليغ حسن معاشرت بين افراد و اعضاي خانواده؛
ـ تبيين و نهادينهسازي فرهنگ نوعدوستي و دعوت به خير عام و جمعي؛
ـ تبيين، نهادينهسازي و آموزش فرهنگ احترام به جامعه بزرگسالان به ويژه در ميان نسل جوان؛
ـ نهادينهسازي و آموزش فرهنگ رعايت الگوهاي ديني، اسلامي و ملي در پوشش، ظاهر، رفتار و گفتار؛
ـ آموزش و ترويج فرهنگ مسئوليت پذيري و احساس مسئوليت اجتماعي در جامعه؛
ـ آموزش و نهادينهسازي فرهنگ رعايت و احترام به حقوق ديگران در مناسبات، روابط و رفتار اجتماعي؛
ـ آموزش و تبليغ فرهنگ عفاف و پاكدامني و اجتناب از آنچه به اخلاق فردي و جمعي آسيب ميزند؛
ـ ترويج و نهادينهسازي منش، خصايل و فضايل اخلاقي فردي و جمعي مبتني بر فرهنگي اصيل ديني و ملي مانند: همدلي، شجاعت، فداكاري، صبر، بردباري، تحملپذيري، توجه به خودسازي، رواج ندادن ظاهرگرايي و مقدس مآبي، پرهيز از رياكاري و نفاق، تملق و چاپلوسي، پرهيز از زهد ناصواب و ترك دنيا به ويژه در نسل جوان و نوجوان؛
ـ آموزش و تبليغ فرهنگ ايماني با رويكرد مرجح دانستن ارزشهاي الهي و انساني بر ماديگرايي افراطي و ارزشهاي مادي و توجه بر منافع عمومي و رضايت الهي در فعاليتهاي اقتصادي؛
ـ ترويج فرهنگ اجتناب از رفاهطلبي و مصرفزدگي در جامعه و در بين خانوادهها؛
ـ ترويج، احيا و نهادينهسازي منش، خصايل و فضايل ديني و اعتقادي شامل فرهنگ انفاق، وقف، حمايت از محرومان و مستمندان، پرداخت خمس و زكات، ماليات، رعايت حرام و حلال، روحيه سخاوت و گشادهدستي، و عزت نفس در جامعه به ويژ ه در نسل جوان و نوجوان و تبيين تأثير آن بر تحقق توسعه و عدالت اجتماعي؛
ـ تقبيح منش، خصائل، روحيات و رفتارهاي ناپسند از قبيل رشوه، ربا، اختلاس، جعل، كلاهبرداري، احتكار و گرانفروشي و خوردن مال حرام، تكديگري، اجير كردن ديگران، انواع قاچاق و... در بين اعضاي جامعه.
ـ افزايش بصيرت، بينش و آگاهي عمومي در جامعه به ويژه در بين نسل جوان، ارتقاي سطح فهم و درك درست و عميق آحاد ملت از امور و مسائل و هدايت جامعه به پرهيز از جمود و تحجر فكري و متقابلاً نفي روشنفكرمآبي در جامعه؛
ـ ترويج و تقويت روحيه و منش آزادانديشي در جامعه به ويژه در بين نسل جوان؛
ـ آموزش و آگاهسازي جامعه و تعميق فرهنگ حقيقتگرايي و حقيقت پذيري و معياربودن حق، نه اشخاص؛
ـ تقبيح استفاده از پوشش نامناسب و نامتعارف و نامتناجس با فرهنگ ديني و ملي، تقليد از الگوهاي غربي، گرايش به فحشا و بزهكاري، جرم روابط نامشروع، اعتياد به مواد مخدر و مشروبات الكلي و... .
ـ تشويق، ترغيب و دعوت توليدكنندگان، مؤلفان، مصنفان، نويسندگان و اصحاب قلم، هنرمندان، كارگردانان، هنرپيشهگان و متصديان صنعت چاپ به توليد محتوا، كالاها و خدمات فرهنگي و كتاب متناسب با شئون ديني، فرهنگي و ملي؛
ـ تشويق، ترغيب و دعوت رسانههاي مكتوب اعم از كتب غير درسي، نشريات و مطبوعات و نويسندگان اين عرصه به توليد كالاها و محتواهاي فاخر متناسب با شئون ديني، فرهنگي و ملي ملت ايران و رعايت اخلاق حرفهاي و امانتداري؛
ـ تشويق، ترغيب و دعوت رسانههاي غير مكتوب ديداري و
شنيداري (راديو، تلويزيون، اينترنت، مراكز فرهنگي و...) و فعالان اين عرصه به توليد كالاها و محتواهاي فاخر متناسب با شئون ديني، فرهنگي و ملي ملت ايران و رعايت اخلاق حرفهاي و امانتداري؛
ـ تشويق، ترغيب و دعوت هنرمندان و توليدكنندگان عرصههاي مختلف هنر، فيلم، نمايش، تئاتر، سينما، موسيقي، عكس، هنرهاي تجسمي، شعر و ادبيات فارسي به توليد كالاها و محتواهاي فاخر متناسب با شئون ديني، فرهنگي و ملي ملت ايران و رعايت اخلاق حرفهاي و امانتداري.
ج) تقويت و ترويج «تعاملات و روابط فرهنگي» در سطح داخلي و بينالمللي
ـ تبيين ضرورت تقويت تعاملات و ارتباطات بين فرهنگي و علمي در سطح جهان به ويژه با اولويت كشورهاي همسايه و مسلمان و مستقل با هدف تبادل تجارت فرهنگي و علمي در سطح جهان و منطقه؛
ـ تبيين فرهنگ ايرانگردي و تعاملات و ارتباطات درونفرهنگي در قالب شيوهها و روشهاي مختلف از جمله سفرهاي علمي، زيارتي و تفريحي در داخل كشور با هدف تقويت همگرايي و روابط ميان فرهنگها؛
ـ تبيين ضرورت تقويت تعاملات و ارتباطات با سازمانهاي بينالمللي در عرصههاي فرهنگي و علمي و مراكز علمي و فرهنگي خارج از كشور؛
ـ تبيين ضرورت تأسيس واحدها و شعبات مراكز علمي و فرهنگي خارجي در كشور به صورت هدفمند و مديريتشده با اولويت كشورهاي مسلمان و همسايه و مستقل؛
ـ تبيين ضرورت برقراري و تقويت ارتباط و تعامل مديريتشده و
هدفمند با شخصيتهاي علمي، فرهنگي و هنري بينالمللي و بهرهگيري از تجارب، دانش و توانمنديهاي آنان در توليد علم، فرهنگ و هنر؛
ـ تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان به ضرورت ترويج و تقويت صنعت گردشگري در كشور با هدف معرفي ايران به جهان و جذب سرمايه؛
ـ تبيين ضرورت حضور قدرتمند و مقتدر فرهنگي ايران در ساير كشورها به صورت هدفمند و مديريتشده؛
ـ تبيين ضرورت برقراري و توسعه ارتباطات رسانهاي با ساير كشورهاي جهان با اولويت كشورهاي مسلمان و مستقل؛
ـ تبيين ضرورت توليد گسترده كمّي و كيفي كالاها و خدمات فرهنگي، علمي و رسانهاي، محصولات مكتوب فرهنگي، هنري، ديجيتالي و... به صورت مديريتشده و هدفمند و عرضه آن به جهان؛
ـ توليد و عرضه گسترده محصولات فرهنگي، علمي، هنري و... در فضاي مجازي و سايبر و شبكههاي ماهوارهاي.
د) استقلال و خودباوري ملي
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف با هدف تبيين، تقويت انگيزه و توجه دادن مديران و مسئولان به ضرورت تلاش جهادي براي نهادينهسازي و تحقق فرهنگ بهرهوري در جامعه؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف با هدف تبيين و توجه دادن مديران، مسئولان و مردم به ضرورت محققسازي و عمل به فرهنگ و الگوي زندگي مبتني بر «صرفهجويي در مصرف، سادهزيستي، قناعت» و...؛
ـ تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان به ضرورت «اصلاح الگوي مصرف» در جامعه؛
ـ تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان به ضرورت اصلاح «سبك زندگي» در جامعه و پرهيز از ترويج سبك زندگي غير بومي و غير ايراني و اسلامي در كشور به ويژه در ميان قشر جوان و نوجوان؛
ـ تبيين و توجه دادن شهروندان به ضرورت گرايش به مصرف كالاهاي داخلي و بومي؛
ـ تبيين و توجه دادن مديران، مسئولان و مردم به ضرورت حفظ، مرمت و نگهداري از آثار تاريخي، باستاني و اسلامي و جلوگيري از تخريب و نابودي آنها؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف در جهت تبيين «دفاع مقدس» و زنده نگهداشتن ايثارگريها، ياد و خاطره و رشادتهاي شهدا، جانبازان و آزادگان به عنوان نمودها و تجسم واقعي اسلامخواهي و وطندوستي در ميان نسلهاي گذشته و تداوم اين فرهنگ براي نسل موجود و نسلهاي آينده؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف در جهت تبيين و احياي روحيه جهادي در ميان مسئولان و مديران در امر سازندگي كشور، «اميدواري به آينده» كشور و توسعه همهجانبه ملي؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف در جهت تبيين و احياي روحيه جهادي در ميان مسئولان و مديران در جهت اتكا و اعتماد به توان نيروهاي خودي و بومي و زمينهسازي براي تقويت، ارتقا و بهرهگيري از آنها؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف در جهت تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان به حمايت از كارآفرينان و صنعتگران مولد؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف در جهت تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان به تحقق الگوي پيشرفت ايراني ـ اسلامي در كشور؛
ـ آموزش و تبيين لزوم عزم و اراده ملي براي اهتمام به تحقق فرهنگ ديني در جامعه؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي مختلف با هدف توجه دادن مديران، مسئولان و مردم به ضرورت مقاومت و ايستادگي در مقابل سلطهگران و زيادهخواهان؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي مختلف با هدف توجه دادن مديران، مسئولان و مردم به ضرورت مقابله با تهاجم فرهنگي و ايستادگي در برابر ناتوي فرهنگي؛
ـ تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان به تلاش و كار جهادي در جهت خودبسندگي در صنعت و كشاورزي و ساير فعاليتهاي اقتصادي و توليدي؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي مختلف با هدف توجه دادن آحاد ملت و شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به پايبندي به ارزشها و سنتهاي ديني و ملي؛
ـ ترويج و نهادينهسازي فرهنگ كار و تلاش، فعاليت و كوشش، توليد، خلاقيت، فعالگرايي، تعهد وجدانكاري، كيفيتگرايي، مسئوليت پذيري و رعايت اخلاق حرفهاي در حوزه فعاليتها، مسئوليتها و كسب و كار و توجه دادن شهروندان، مولدان و به ويژه جوانان به تلاش و كار جهادي و مشاركت گسترده در جهت استقلال، عمران و آباداني كشور و متقابلاً تقبيح روحيات ناپسند مانند تنبلي، تنپروري، عافيتطلبي و انفعالگرايي؛
ـ ترويج و نهادينهسازي فرهنگ احترام به طبيعت، حفظ محيط زيست، پرهيز از تجاوز و تخريب منابع خدادادي و آموزش شيوههاي بهرهگيري صحيح از آنها با هدف استفاده بهينه از منابع، ظرفيتها، فرصتها و امكانات و همه داشتهها؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف در جهت تبيين، ترويج و نهادينهسازي و احياي فرهنگ توليد روزي و كسب و كار حلال به عنوان يك ارزش اجتماعي در جامعه؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف در جهت تبيين، نهادينهسازي و احياي فرهنگ و روحيه مشاركت، همكاري و تعاون در همه عرصهها به ويژه تحقق توسعه ملي؛
ـ. تهيه و توليد برنامههاي مختلف در جهت تبيين، نهادينهسازي و احياي فرهنگ و روحيه خودباوري، اعتقاد به توان خودي در توسعه علمي، صنعتي و اقتصادي كشور (ما ميتوانيم) و تقويت اعتماد به نفس در ميان شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان؛
ـ تقويت و ترويج و نهادينهسازي فرهنگ ميل به كمالگراي و تعالي در آحاد جامعه؛
ـ آموزش و نهادينهسازي اعتقاد، پايبندي و احترام به آداب وسنتهاي اسلامي ـ ايراني؛
ـ آموزش و نهادينهسازي نگرش و اعتقاد و التزام شهروندان به لزوم نفي و نپذيرفتن الگوهاي بيگانگان در مناسبات اجتماعي و الگوي مصرف و لزوم توجه به الگوي اسلامي و ايراني و بومي؛
ـ ترويج، آموزش و تقويت انگيزه ميل به پيشرفت، ترقي و توسعه همهجانبه در ميان شهروندان، به ويژه در بين نسل جوان جامعه؛
ـ ترويج، آموزش و تقويت انگيزه ميل به استفاده از محصولات توليدي بومي و داخلي و ترجيح توليدات و مصنوعات داخلي بر توليدات و مصنوعات خارجي و غير بومي؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف با هدف تبيين و نهادينهسازي فرهنگ بهرهوري در جامعه؛
ـ تبيين و نهادينهسازي فرهنگ و الگوي سادهزيستي، قناعت و... در جامعه و ترغيب شهروندان به ضرورت محققسازي و عمل به آن در زندگي خود؛
ـ ترويج و تقويت روحيه و منش استقامت و خودنباختگي و مرعوب نشدن در مقابل دشمن و فرهنگ و تمدن بيگانه.
ه) تقويت و نهادينهسازي فرآيند جامعهپذيري و فرهنگ پذيري
ـ ترويج و تعميق فرهنگ عبرتآموزي و پند و اندرزگيري در زندگي و مناسبات فردي و اجتماعي؛
ـ آموزش، ترويج و تعميق فرهنگ تفكر، تأملگرايي، تعقل، عقلانيت، تدبر و انديشه و خرد جمعي و پرهيز از رفتارهاي احساسي؛ هيجاني، غير عقلاني و غير منطقي قبل از تصميم و اقدام در جامعه خاصه در بين نسل نوجوان و جوان؛
ـ آموزش، ترويج و تعميق فرهنگ نقد و نقادي در جامعه خاصه در بين نسل نوجوان و جوان اعم از نگاه نقادانه در درجه اول به خود (نقدپذيري)، افزايش ظرفيت و آمادگي براي پذيرش انتقاد از ديگران، رعايت عدالت و انصاف در نقد ديگران به دور از هياهو و هوچيگري، نگاه نقادانه به پديدهها و امور و مسائل حوزه پيرامون؛
ـ تقبيح تعصب، جزمگرايي، پيشداوريهاي غير منطقي و غير اخلاقي و قضاوتهاي نادرست و ناعادلانه و تخريبي در جامعه؛
ـ آموزش علمباوري و ترويج و تعميق جايگاه دانش خاصه در بين نسل جوان و لزوم بهرهگيري و كاربست آن در همه امور به ويژه زندگي فردي و اجتماعي، سياستگذاري، برنامهريزي و مديريت و عرصه اجرا
و عمل و اتخاذ رويكرد علمي و نگرش نظاممند و برنامهاي در حل مسائل (ايجاد پيوند ميان علم و عمل؛ انديشه و اجرا)؛
ـ تلاش رسانه ملي براي حفظ شأن و جايگاه تحقيق و پژوهش در نظام سياستگذاري و برنامهريزي رسانهاي، تلاش براي بهرهگيري و استفاده از تجارب و دستآوردهاي علمي و پژوهشي در توليد محتوا و برنامه، مديريت و اجرا؛
ـ برنامهريزي رسانه ملي براي بهكارگيري و حمايت از نخبگان، افراد صاحب ابتكار و خلاقيت، فرهيختگان، دانشمندان و اصحاب قلم و فكر و انديشه در عرصه برنامهسازي و همچنين ترويج فرهنگ نخبهگرايي، جذب نخبگان و مبتكران و جلوگيري از فرار و مهاجرت مغزها و نخبگان به خارج از كشور؛
ـ آموزش، ترويج و تقويت روحيه ابتكار، نوآوري و دانستن (در برابر جهل و ناآگاهي) در جامعه و نسل جوان كشور و تلاش براي تبديل آن به ارزش اجتماعي و توجه دادن مسئولان، نهادهاي فرهنگي و مردم به تلاش براي فراهمسازي زمينههاي لازم براي شكوفايي استعدادها و خلاقيتها؛
ـ نفي فرهنگ افراط و تفريط و متقابلاً ترويج منش و روحيه رعايت اعتدال در مناسبات فردي و اجتماعي؛
ـ آموزش، ترويج و نهادينهسازي فرهنگ و روحيه عدالتجويي، عدالتخواهي، عدالتگرايي و عمل و رفتار عادلانه در جامعه در همه عرصهها؛
ـ آموزش و نهادينهسازي فرهنگ قانونگرايي، حاكميت قانون براي همه، توجه به ضوابط، قوانين و مقررات به جاي روابط و اجراي عادلانه قوانين و مقررات در جامعه؛
ـ توجه دادن جامعه به واقعگرايي، واقعبيني و شرايط موجود؛
ـ آشناسازي شهروندان به ويژه كودكان و نوجوانان و جوانان با ارزشهاي فرهنگي خانواده و اجتماع؛
ـ آشنايي و نهادينهسازي هنجارهاي مشترك اجتماعي در ميان شهروندان به ويژه كودكان، نوجوانان و جوانان؛
ـ آشنا ساختن شهروندان به ويژه كودكان، نوجوانان و جوانان با نقش، جايگاه، حقوق و مسئوليتهاي خانوادگي و اجتماعي؛
ـ آشنا ساختن شهروندان به ويژه كودكان، نوجوانان و جوانان با قوانين و مقررات جامعه؛
ــ آموزش و نهادينهسازي اعتقاد و التزام شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به حاكميت قانون و ضوابط بر روابط؛
ـ آموزش و نهادينهسازي اعتقاد و التزام شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به عمل به قانون و تعهدات قانوني در حوزه روابط فردي و اجتماعي؛
ـ آموزش و نهادينهسازي اعتقاد و التزام شهروندان؛ به ويژه جوانان و نوجوانان به پاسداشت حقوق و مالكيت مادي و معنوي، فردي و جمعي؛
ـ آموزش و نهادينهسازي اعتقاد و التزام شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به پاسداشت و رعايت حقوق شهروندي؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي ترويج ورزش و اخلاقگرايي در ورزش؛
ـ آموزش و نهادينهسازي وجدانكاري در ميان شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان؛
ـ آموزش و نهادينهسازي اعتقاد و التزام شهروندان؛ به ويژه جوانان و نوجوانان به پايبندي به سنن ديني، اعتقادي و سنتهاي اجتماعي و خانوادگي سالم و صحيح؛
ـ آموزش و نهادينهسازي اعتقاد و التزام شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به نداشتن تجسس و سوءظن در مناسبات فردي و اجتماعي؛
ـ آموزش و نهادينهسازي اعتقاد و التزام شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به رعايت ارزشها و هنجارهاي اجتماعي به هنگام حضور در جامعه (حفظ حجاب، پوشش، آرايش و ظاهر و..)؛
ـ آموزش و نهادينهسازي مسئوليت پذيري در ميان شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان؛
ـ آموزش و نهادينهسازي اعتقاد، التزام و تعهد شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به هنجارهاي و ارزشهاي ديني و ملي مشترك.
و) آموزش مهارتهاي زندگي و اجتماعي
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي ارتقاي سطح آگاهي و معلومات عمومي و اجتماعي شهروندان؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي ارتقاي آگاهي شهروندان و به ويژه جوانان از حقوق و مسئوليت اجتماعي خود؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي ارتقاي دانش، آگاهي و قدرت شهروندان و به ويژه جوانان و نوجوانان در حل مسئله و تصميمگيري؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي ارتقاي دانش، آگاهي و تبيين ضرورت مشورت پذيري در ميان شهروندان و نتايج و آثار مثبت آن؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي ارتقاي دانش، آگاهي و تبيين ضرورت ترجيح راهحلهاي فرهنگي، نرم و ايجابي در برخورد با پديدهها و مسائل؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي ارتقاي دانش و آگاهي آحاد ملت و تبيين ضرورت همنوايي، همدلي و ارتباط ميانفردي در جامعه، ارتباط با اقوام و اعضاي خانواده با يكديگر؛
ـ آموزش روشها و شيوههاي انباشت همه توانها و استعدادها توسط همه دوستداران اسلام و ملت در جهت اصلاح و پيشرفت جامعه.
ز) نهاد اوقات فراغت
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي تبيين ضرورت و روشها و نحوه پر كردن اوقات فراغت با روشهاي صحيح از جمله ترويج استفاده از طبيعت، فضاها و مراكز فرهنگي و تفريحي، گذران اوقات فراغت با خانواده، دوستان و بستگان و...؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي تبيين ضرورت رو آوردن جامعه به مطالعه و كتابخواني و ترويج و نهادينهسازي فرهنگ كتابخواني؛
ـ تقبيح استفاده از پوشش نامناسب و نامتعارف و نامتجانس با فرهنگ ديني و ملي، تقليد از الگوهاي غربي، گرايش به فحشا و بزهكاري، و بيان جرم روابط نامشروع، اعتياد به مواد مخدر و مشروبات الكلي و...؛
ـ تشويق، ترغيب و دعوت توليدكنندگان، مؤلفان، مصنفان، نويسندگان و اصحاب قلم، هنرمندان، كارگردانان، هنرپيشگان و متصديان صنعت
چاپ به توليد محتوا، كالاها و خدمات فرهنگي و كتاب متناسب با شئون ديني، فرهنگي و ملي؛
ـ تشويق، ترغيب و دعوت رسانههاي مكتوب اعم از كتب غير درسي، نشريات و مطبوعات و نويسندگان اين عرصه به توليد كالاها و محتواهاي فاخر متناسب با شئون ديني، فرهنگي و ملي ملت ايران و رعايت اخلاق حرفهاي و امانتداري؛
ـ تشويق، ترغيب و دعوت رسانههاي غير مكتوب ديداري و شنيداري(راديو، تلويزيون، اينترنت، مراكز فرهنگي و..) و فعالان اين عرصه به توليد كالاها و محتواهاي فاخر متناسب با شئون ديني، فرهنگي و ملي ملت ايران و رعايت اخلاق حرفهاي و امانتداري؛
ـ تشويق، ترغيب و دعوت هنرمندان و توليدكنندگان عرصههاي مختلف هنر، فيلم، نمايش، تئاتر، سينما، موسيقي، عكس، هنرهاي تجسمي، شعر و ادبيات به توليد كالاها و محتواهاي فاخر متناسب با شئون ديني، فرهنگي و ملي ملت ايران و رعايت اخلاق حرفهاي و امانتداري؛
ـ ترويج و تشويق شهروندان در بهرهگيري از ميراث فرهنگي، موزهها، آثار باستاني و گردشگري اماكن طبيعي، زيارتي، باستاني، علمي، و فضاهاي فرهنگي كشور مانند، سينماها تالارهاي نمايش و تئاتر، تالارها، نمايشگاههاي فرهنگي و هنري، كتابخانهها و شركت در ورزش همگاني، ورزش قهرماني و حرفهاي، استفاده از طبيعت، پاركها و باغها، و اماكن ورزشي و...؛
ح) تبيين جايگاه نهاد خانواده، خويشاوندي و ازدواج
برنامهسازي در جهت تقويت و برجستهسازي نقش و كاركرد تربيتي و آموزشي خانواده ايراني و آموزش مهارتهاي اجتماعي و زندگي؛
ـ توليد برنامههاي آموزشي براي تشويق و ترغيب خانوادهها به اهتمام به فراگيري علوم و فنون؛
ـ توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي تبيين جايگاه و نقش نهاد خانواده در فرآيند جامعهپذيري و انتقال و نهادينهسازي ارزشها، باورها و آداب و رسوم ديني و ملي و شكلگيري شخصيت اجتماعي و منش ملي جوانان و نوجوانان؛
ـ توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي تبيين جايگاه و نقش نهاد خانواده در پرورش اخلاقي، روحي، بهداشت رواني و آرامش اعضاي خانواده؛
ـ توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي تبيين جايگاه و نقش مادري به عنوان كانون مهرورزي، محبت، عطوفت، گرمي و صفابخشي به خانواده؛
ـ توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي تبيين جايگاه و نقش پدري به عنوان تكيهگاه اعضا و آرامشبخشي و اطمينانخاطرآوري براي اعضاي خانواده؛
ـ توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي تبيين جايگاه و نقش مرد و زن و همسري در تدوام پيوند نهاد خانواده و تربيت فرزندان؛
ـ توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي تبيين تعلق خاطر واحساس وظيفه و تكليف اعضاي خانواده نسبت به يكديگر و نقش حمايتي و عاطفي اعضا نسبت به هم؛
ـ توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي تبيين جايگاه و منزلت والدين در خانواده و لزوم اطاعت پذيري فرزندان از آنان؛
ـ توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي تبيين نقش و مسئوليت
متقابل اعضا در خانواده و لزوم رعايت احترام و ادب متقابل در خانواده؛
ـ تبيين و تشريح جايگاه و اهميت مشورت و رايزني در خانواده و وظيفه فرزندان در جهت لزوم مشورتپذيري و جلب رضايت والدين هنگام تصميمگيريهاي مهم و سرنوشتساز به ويژه در زمان ازدواج و تشكيل خانواده و نقش مشورتي اعضاي خانواده براي يكديگر؛
ـ تبيين و تشريح جايگاه، اهميت و شيوههاي همسريابي و همسرگزيني در خانواده مبتني بر الگوهاي ديني و ايراني؛
ـ توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي تبيين نقش و مسئوليت ديني و اجتماعي، پشتيباني، حمايت و دستگيري فرزندان از والدين هنگام نياز؛
ـ توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي تبيين نقش، اهميت و لزوم احساس مسئوليت والدين نسبت به فرزندان به هنگام ازدواج و تشكيل خانواده؛
ـ تبيين و تشريح جايگاه نقش مديريتي، هدايتي و سرپرستي مرد در خانواده بر اساس آموزههاي ديني و ملي؛
ـ توليد برنامههاي مختلف آموزشي براي تبيين و آشناسازي شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان نسبت به نقش انسجامبخشي و وحدتآفريني والدين در خانواده؛
ط) سرمايه فرهنگي و اجتماعي
ـ تقويت و نهادينهسازي اعتقاد و علاقه شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به حضور در همه عرصهها و مشاركت در انتخابات، راهپيماييها، احزاب و نهادهاي سياسي و اجتماعي و انجمنها و
تشكلهاي داوطلبانه شبكههاي روابط اجتماعي و ساير فراشدهاي سياسي و اجتماعي؛
ـ نهادينهسازي رفتار سياسي و كار جمعي در جامعه؛
ـ ارتقا و نهادينهسازي فرهنگ سياسي به جاي فرهنگ قبيلهاي و عشيرهاي در كنشهاي سياسي؛
ـ ارتقاي سطح بينش و آگاهيهاي سياسي شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان؛
ـ. تقويت و نهادينهسازي اعتماد اجتماعي تعميميافته شامل اعتماد بين فردي، اعتماد ميان قشرهاي اجتماعي، اعتماد به مسئولان، اعتماد نهادي و...؛
ـ تقويت و ارتقاي رضايت عمومي ميان شهروندان شامل رضايت فردي و خانوادگي، رضايت شغلي، رضايت اجتماعي و سياسي.
ي) آموزش و نهادينهسازي قانونگرايي و نظم اجتماعي
ـ قانونمداري، قانونگرايي، تعهد، پايبندي به ارزشها و هنجارهاي مشترك، امنيت اجتماعي و مسئوليت پذيري.
ك) وحدت، انسجام ملي و تقويت همگرايي
ـ ترويج لزوم تقريب و همگرايي بين مذاهب و اديان مختلف در جامعه در توليدات فرهنگي و برنامهسازيها؛
ـ ترويج نمادهاي ديني مشترك در توليدات فرهنگي و برنامهسازي مانند قرآن، قبله، پيامبر صلي الله عليه و آله ، حج و...؛
ـ ترويج ارزشهاي مشترك فرهنگي، اجتماعي و سياسي در ميان
شهروندان و گروههاي مختلف سياسي، اقوام و مذاهب در برنامهسازيها؛
ـ آموزش و نهادينهسازي اعتقاد، التزام و تعهد شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به حاكميت ضوابط و قواعد در توليدات رسانهاي؛
ـ آموزش و تعميق نفي خودباختگي و مرعوب شدن در برابر بيگانگان و دشمنان در برنامهسازيها؛
ـ نهادينهسازي فرهنگ، ارزشها و هنجاريهاي اسلامي و ايراني و ملي در ميان شهروندان و تقبيحِ ازخودبيگانگي و احساس حقارت در مقابل فرهنگ و تمدن غرب و بيگانه؛
ـ تقويت و نهادينهسازي احساس تعلق و دلبستگي شهروندان به نمادهاي ملي مشترك مانند سرزمين، سنتهاي ديني و ملي، استقلال كشور، تاريخ كشور، و پرچم؛
ـ تبليغ و آموزش و نهادينهسازي روحيه تعاون، همكاري و ديگرياري در جامعه در قالب برنامههاي مختلف؛
ـ آموزش، ترويج و نهادينهسازي روحيه تحمل پذيري و مدارا با هدف ارتقاي آستانه تحمل جامعه؛
ـ آموزش و ترويج حقوق، تكاليف و مسئوليتهاي مدني و احترام به حقوق شهروندي؛
ـ آموزش و ترويج لزوم احترام و به رسميت شناختن تمايزهاي فرهنگي، زباني، قومي و مذهبي در عين حال ضرورت تقويت تعاملات بين فرهنگي و پذيرش همانندگردي فرهنگي و آميزش بين فرهنگي؛
ـ آموزش و نهادينهسازي احساس تعهد، تعلق و وفاداري اقوام و خردهفرهنگها به هويت ملي و ديني؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي با هدف تقبيح و نفي قومگرايي، قوم مداري و تعلقات افراطي محليگرايي؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي با هدف آموزش شيوه حل منازعات و اختلافات اجتماعي و بين قومي؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي با هدف تقويت پيوند و روابط فرهنگي ميان قشرها و گروههاي مختلف اجتماعي؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي با هدف تقويت پيوند و روابط اجتماعي، دوستي، معاشرت و خويشاوندي در جامعه و خانوادهها؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي با هدف تقويت احساس افتخار و عزتمندي و اقتدار ملي در ميان شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي با هدف تبيين و تقويت انگيزه در ميان شهروندان و به ويژه جوانان و نوجوانان براي حفظ تماميت ارضي كشور؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي با هدف تبيين و تقويت انگيزه و توجه دادن آحاد ملت به ضرورت تلاش همگاني براي بقا و تداوم نظام جمهوري اسلامي ايران؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي مختلف با هدف تبيين ضرورت حفظ استقلال سياسي كشور در جامعه و شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان و آسيبهايي كه از ناحيه دخالت بيگانگان متوجه ملت ايران و عقبماندگي كشور شده است؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي مختلف با هدف ارتقاي سطح بينش و آگاهي سياسي آحاد جامعه و شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي مختلف با هدف توجه دادن آحاد ملت و شهروندان به ويژه جوانان و نوجوانان به پرهيز از غربزدگي و خودباختگي در برابر بيگانگان؛
ل) تبيين مديريت جهادي و ترويج اخلاق در ميان مديران و كارگزاران نظام
ـ ترويج و نهادينهسازي روحيه خودنباختگي، ايستادگي و مقاومت در ميان مديران و مسئولان و كارگزاران نظام در سطوح مختلف؛
ـ ترويج و نهادينهسازي روحيه پرهيز از دنياطلبي، رفاهطلبي، عافيتطلبي، رفاهزدگي و فاصلهگيري از مردم در ميان سطوح مختلف مديران و مسئولان و كارگزاران نظام؛
ـ تبيين و نهادينهسازي راهبرد جدا نبودن دين و اخلاق از سياست؛
ـ تبيين و نهادينهسازي راهبرد روحيه حمايت از مستضعفان و محرومان در مديران و مسئولان و كارگزاران نظام؛
ـ ترويج و تقويت احساس مسئوليت، تعهد و تكليف به ارزشهاي ديني و اعتقادي و انقلابي در مديران، مسئولان و كارگزاران نظام؛
ـ ترويج و تقويت روحيه عدم پردهدري، حرمتشكني، و جوسازي و نيز لزوم رعايت اخلاق در فعاليتهاي سياسي و مديريت اجرايي؛
ـ تبيين و نهادينهسازي روحيه قانونگرايي، قانونمداري و حفظ حرمت قانون در ميان حاكمان و مسئولان؛
ـ آموزش و نهادينهسازي اعتقاد و پايبندي و تعهد حاكمان و مسئولان به رعايت حقوق مردم در اداره جامعه؛
ـ آموزش و نهادينهسازي وجدان كاري در ميان حاكمان، مديران و مسئولان؛
ـ آموزش و نهادينهسازي روحيه مسئوليت پذيري در ميان مسئولان و مديران اجرايي؛
ـ ترويج و تقويت روحيه توجه به امنيت جان، مال، ناموس و حريم خصوصي افراد جامعه؛
ـ ترويج و تقويت روحيه تأمين آزاديهاي مشروع و قانوني شهروندان و آحاد ملت؛
ـ آموزش شيوههاي پيشگيري از بروز اختلاف و تنش و يا كاهش اختلافات ميان مسئولان نظام؛
ـ آموزش شيوههاي وحدت عمل در «مقابله با دشمن، تهديدات و آسيبهاي فرهنگي» در توليدات رسانهاي؛
ـ آموزش شيوههاي اتحاد و همبستگي در مقابله با شبيخون و ناتوي فرهنگي دشمن؛
ـ ترويج و تشويق مديران و افكار عمومي نسبت به اهتمام و تلاش جهادي در جهت اسلامي شدن دانشگاهها و مراكز تعليم و تربيت و آموزشي و پرورشي؛
ـ ترويج و تشويق مديران نسبت به اهتمام و تلاش جهادي در جهت نكوداشت، احترام و توجه مضاعف به انديشه، دانش و دانشوران و نيز شناسايي و پرورش استعدادهاي درخشان؛
ـ تشويق مديران در جهت اهتمام و تلاش جهادي در زمينه تحقق انديشه وحدت حوزه و دانشگاه؛
ـ تشويق مديران به اهتمام و تلاش مضاعف و جهادي در جهت توجه به «توليد علم و جنبش نرمافزاري» در كشور؛
ـ تشويق و ترغيب مسئولان و مديران به اهتمام و تلاش مضاعف و
جهادي براي توجه به توسعه و حمايت از تحقيقات كاربردي و عدم تبعيت محض از علوم ترجمهاي؛
ـ توليد برنامه براي تشويق و ترغيب مسئولان و مديران به ترويج و تشكيل «كرسيهاي نظريهپردازي و آزادانديشي» در مراكز آموزشي و دانشگاهي؛
ـ توليد برنامه براي تشويق و ترغيب مسئولان و مديران در جهت گسترش روحيه «تحقيق، پژوهش و ابتكار و خلاقيت» در جامعه به ويژه در ميان قشر جوان كشور؛
ـ ترغيب مسئولان و مديران به شناسايي و حمايت از «نخبگان علمي، فرهيختگان و اصحاب علم، قلم و انديشه» در كشور؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف با هدف آموزش، تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان نظام به ضرورت تلاش جهادي براي حفظ و ارتقاي بهرهبرداري صحيح از منابع حياتي كشور؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف با هدف آموزش، تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان نظام به ضرورت تلاش جهادي براي دفاع از منافع ملي در عرصه ملي؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف با هدف تقويت «عزم ملي» در ميان مديران و مسئولان نظام؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف با هدف آموزش، تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان نظام به ضرورت تلاش جهادي براي تحكيم «وحدت قوا» از يكسو و وحدت ميان دولت و مجموعه قوه مجريه و ملت از ديگر سو؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف با هدف تبيين و تعيين جهتگيري
مديران و مسئولان نظام به ضرورت حضور و مشاركت آحاد مردم به ويژه جوانان و نوجوانان در عرصههاي فرهنگي و اقتصادي؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف با هدف تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان نظام به ضرورت تلاش جهادي براي تحقق سند چشمانداز به ويژه در حوزه فرهنگي؛
ـ تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان نظام به ضرورت تلاش جهادي براي «فراهمسازي بستر و شرايط لازم براي حضور و مشاركت آحاد مردم به ويژه جوانان و نوجوانان در عرصههاي فرهنگي و اقتصادي و كارآفريني و تحقق حماسه فرهنگي و اقتصادي»؛
ـ تبيين محوريت و «حفظ منافع نظام و منافع ملي» در فعاليتهاي فرهنگ و اجرايي؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي با هدف تبيين و تقويت انگيزه و توجه دادن مديران و مسئولان به ضرورت تلاش جهادي براي بقا و حفظ نظام جمهوري اسلامي ايران به عنوان اوجب واجبات؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف با هدف تقويت خودباوري مسئولان و مديران و پرهيز دادن آنان از غربزدگي و خودباختگي در برابر بيگانگان؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف با هدف تقويت خودباوري مسئولان و مديران به ايستادگي در مقابل سلطه، تجاوز و زيادهطلبي بيگانگان.
ـ تبيين ضرورت وحدت رويه و هماهنگي در ميان دستگاههاي سياسي در اجراي سياست خارجي؛
ـ توجه دادن مديران و مسئولان به ضرورت بهكارگيري و «احياي فرهنگ جهادي و بسيجي» در نظام اجرايي كشور؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي مختلف با هدف تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان به ضرورت ترويج و گسترش «نهضت ديني» به ويژه بين جوانان و نوجوانان؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي مختلف با هدف تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان به ضرورت حفظ ذخاير ملي و سرمايههاي فرهنگي و اجتماعي در كشور؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي آموزشي مختلف با هدف تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان نظام به ضرورت اهتمام به «تربيت نيروي انساني باايمان و پرانگيزه» و نگهداري از آنها؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف با هدف تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان فرهنگي كشور به ضرورت بهرهگيري از «هنر متعهدانه» به منظور تحقق اهداف فرهنگي كشور؛
ـ تهيه و توليد برنامههاي مختلف با هدف تبيين و توجه دادن مديران و مسئولان فرهنگي كشور به ضرورت جلب مشاركت عمومي در حوزه فرهنگ؛
ـ تبيين اصل شايستهسالاري و ترجيح دادن ملاكهاي محقق و اكتسابي در واگذاري مسئوليتها به جاي ملاكهاي محول، انتسابي و روابطي؛
ـ ترويج عامگرايي، منافع ملي و جمعگرايي تعميميافته بر منافع فردي، گروهي و جناحي؛
ـ آموزش شيوههاي اتحاد، هماهنگي و همسويي و وحدت عمل ميان مسئولان در عرصه فرهنگ و اجراي سياستها و برنامههاي فرهنگي؛
ـ تشويق مديران به اهتمام و تلاش مضاعف در جهت كشف
استعدادها و خلاقيتها و تربيت نيروي انساني و بهرهگيري از آنها در جهت تحقق توسعه و پيشرفت و جلوگيري از مهاجرت نخبگان؛
ـ نهادينهسازي فرهنگ تكيه بر مردم؛
ـ آموزش فرهنگ پذيرش مسئوليت امور جامعه توسط مديران متقي (مزكي) و متخصص.
محتواي توليدات و برنامههاي رسانه ملي بايد با درايت و مديريت خردمندانه، علمي و همهجانبه به گونهاي طراحي، تدوين و تهيه گردد كه فرمايشهاي امام خميني رحمه الله و رهبر معظم انقلاب و سياستهاي كلي نظام در دوره چشمانداز در حوزه فرهنگي و اجتماعي كه در پيوند عميق با فرهنگ و هويت اسلامي و ايراني قرار دارند، تحقق يابند؛ خواستهها و موضوعاتي مانند: رشد و اعتلاي فرهنگ و هنر ايران و اسلام به عنوان عناصر فرهنگ و هويت ملي، ترويج و نهادينهسازي مؤلفههايي مانند عدالت، قناعت، انفاق، كار و تلاش، قانونگرايي، عامگرايي، صداقت، عفاف، مشاركت، نقدپذيري، تحملپذيري، رفتار علوي، افزايش مهارتهاي مربوط به سبك زندگي ايراني و اسلامي، اهتمام به محيط زيست، پرهيز از تبليغ اسراف و تبذير خصوصاً در سريالها و آگهيهاي تجاري، رعايت معيارهاي فرهنگ اسلامي در مناسبات اجتماعي به عنوان عناصر فرهنگ ايراني و اسلامي در برنامهها و توليدات رسانهاي، تقويت روحيه ايمان و ايثار و عنصر فداكاري به عنوان عامل اصلي اقتدار ملي، تبيين مباني ارزشي و تقويت خودباوري ملي، تقويت نهاد خانواده، پيشبرد راهبرد
گفتوگوي تمدنها و فرهنگها در سطوح محلي، ملي، منطقهاي و بينالمللي، گسترش و تعميق رويكرد خلاقيت و نوآوري، تحقق عدالت اجتماعي، تضمين حقوق مدني و انساني شهروندان و آگاهسازي آنان به حقوق و تكاليف شهروندي و مسئوليتهاي مدني، تأمين حقوق قانوني اقوام و اقليتها مصرح در قانون اساسي در چارچوب همگرايي و تقويت وفاق ملي، تقويت مباني جامعه مدني، مشاركت همگاني، اخلاق و روحيه كار گروهي و سازگاري رقابتپذيري در كليه روابط اجتماعي و سياسي، تحقق توسعه پايدار مبتني بر دانايي در عرصههاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، شناخت عناصر سازنده فرهنگ، هنر، دانش و تمدن اسلامي و ايراني، به عنوان عناصر هويت ملي، اعتلا و عمقبخشي به معرفت و بصيرت ديني بر پايه قرآن و مكتب اهل بيت، برنامهريزي و برنامهسازي در جهت استقرار ارزشهاي انقلاب اسلامي، ديني و ملي در انديشه و عمل، كمك به اجرا، نهادينهسازي و تقويت فضايل اخلاقي و ايمان و اميد به آينده، ساخت و توليد برنامههايي كه موجب اصلاح و بهبود رفتارها و كنشهاي فردي و اجتماعي مبتني بر آموزههاي ديني و ملي ميشود، زنده و نمايان نگاهداشتن انديشه ديني و سياسي حضرت امام خميني رحمه الله ، تقويت وجدان كاري و انضباط اجتماعي و روحيه كار و ابتكار، كارآفريني، درستكاري قناعت، تقويت وحدت و هويت ملي ارتقاي سطح شناخت و خودآگاهي درباره تاريخ ايران، فرهنگ، تمدن و هنر ايراني ـ اسلامي و اهتمام جدي به زبان فارسي، تأمين منافع ملي، ترويج روحيه عدالتخواهي، اعتدالجويي و ظلمستيزي، رشد آگاهيها و فضايل اخلاقي و تلاش براي تبيين و استحكام مباني
مردمسالاري ديني و نهادينه كردن آزاديهاي مشروع از طريق آموزش، آگاهيبخشي و قانونمند كردن و هويتبخشي به سيماي شهر و روستا و بازآفريني و روزآمدسازي معماري ايراني ـ اسلامي تقويت و تسهيل حضور فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در مجامع جهاني و سازمانهاي فرهنگي بينالمللي، تقويت هويت اسلامي و ايراني ايرانيان خارج از كشور، كمك به ترويج زبان فارسي در ميان آنان، حمايت از حقوق آنان، و تسهيل مشاركت آنان در توسعه ملي.
در پايان و به عنوان حسن ختام مباحث را با رهنمودها امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري به پايان ميبريم: «برنامههاي رسانه ملي بايد استقلال فكري و عملي ملت ايران... . [را] با ارائه فرهنگ و انديشه و هنر خودي و اصيل و غني، ترويج و تحكيم كند و بعد از تعيين اولويت فرهنگي و پيدا كردن مصرف فرهنگي در اين زمينه به سراغ محتوايش برود.» (مقام معظم رهبري) امام رحمه الله نيز فرمودهاند: «راديو و تلويزيون يكي از مراكز آموزشي است براي همه، آموزش براي همه طبقات، دستگاهي است كه بايد همه ملت را آموزش بدهد.» «راديو و تلويزيون بايد وسيلهاي باشد براي پرورش يك ملت. با راديو و تلويزيون از همه چيز بهتر ميشود مملكت را پرورش داد.» «اين دستگاه [راديو و تلويزيون]... يك دانشگاه عمومي است يعني دانشگاهي است كه در تمام سطح كشور گسترده است... بايد اين دستگاه، دستگاهي باشد كه بعد از چند سال تمام قشر ملت را روشن كند. تمام را مبارز بار بياورد. تمام را متفكر بار بياورد. تمام اينها را مستقل بار بياورد، آزادمنش بار بياورد. از غربزدگي بيرون كند... راديو و تلويزيون وظيفه دارد كه با مردم حكم معلم و شاگرد داشته باشد». (رزاقي، 1377: 26 و 27)
در پايان كتاب سي توصيه روشي و كاربردي كه در درجه نخست مديريت كلان و مديران مياني و صفي سازمان صدا و سيما و در درجه بعد كارگردانان، توليدكنندگان، برنامهريزان و سياستورزان آن سازمان بايد مد نظر قرار دهند، به اختصار بيان ميشود:
با توجه به تركيبي بودن فرهنگ و هويت ملي (ايراني، اسلامي، مدني) تأكيد صدا و سيما به عنوان رسانه ملي بايد بر همه مؤلفهها فرهنگي و هويتي باشد و تلاش شود در توليدات، تناسب ميان ابعاد فرهنگ و هويت ملي با در نظر گرفتنشان و منزلت هر يك از عناصر و تأثيرات آنها برقرار گردد. به عبارت ديگر، سياستگذاري در رسانه ملي بايد به گونهاي باشد كه در عين رعايت شأن هر عنصر و ركن فرهنگي و هويتي، بين همه مؤلفههاي فرهنگي ضمن ايجاد پيوند، تعادل و تناسب نسبي برقرار شود. اين در حالي است كه در صورت رعايت نكردن اصل توازن نسبي، برجسته شدن يك مؤلفه ممكن است پيآمدهاي منفي از جمله مقاومت و تقابل يا قرائتهاي متفاوتي از متن پيام رسانه شكل گيرد.
برنامهريزي و سياستگذاري هدفمندانه، هوشمندانه، همهجانبه و چندوجهي به نحوي كه همه علايق و سلايق را در بر بگيرد و ميان تمدنها، فرهنگها و اقوام گوناگون كشورمان همزيستي برقرار نمايد. اين كار در سايه تنوعبخشي به توليدات و محصولاتي كه در حوزههاي فرهنگي، ديني، و اجتماعي در قالب فيلم، سريال، نمايش، ميزگرد، گفتوگو، مناظره و... پخش ميشود، امكانپذير است.
همه برنامهها و محتواهاي رسانه ملي تأثير يكساني بر مخاطبان ندارند و به يك ميزان نميتوانند علايق و نگرش آنان را به ويژه از منظر فرهنگي متأثر از خود سازند. برنامههايي كه در قالب فيلم، سريال، اوقات فراغت، نشستها و ميزگردها با رعايت جنبههاي هنري و زيباييشناختي ارائه ميشود، دستآوردهاي بيشتري براي مخاطبان خود در قياس با ساير برنامهها دارد و لازم است در تهيه برنامهها به اين نكته توجه شود.
در بازنمايي حوادث و وقايع تاريخي بايد به گونهاي برنامهريزي شود كه ميراث ديني، فرهنگي و سياسي به درستي روايت شود و همه شخصيتهاي ديني، علمي، سياسي، ادبي، فرهنگي و تاريخي كه نقش سازنده و ارزندهاي در تداوم و حفظ و تثبيت فرهنگ انقلاب و هويت ملي ايفا كردهاند، مطرح شوند.
در امر برنامهسازي توجه به مضمون و محتواي ساختههاي تاريخي ضروري است. البته فراز و نشيبهاي وقايع تاريخي و پيروزيها و آلام و شكستها نقش برجستهاي در هويت ملي ميتوانند داشته باشد، اما توصيه ميشود علاوه بر گزارش حوادث تلخ و شيرين تاريخي، در برنامهسازيها به پيروزيها و حوادث خوشايند و دستآوردهاي علمي توجه و تمركز بيشتري صورت گيرد.
الگوسازي از مهمترين كاركردهاي رسانههاي جمعي به حساب ميآيد. الگوها به تناسب محتوا، شكل، ظاهر، ابعاد و نحوه ارائه آثار متفاوتي در مخاطبان خواهند گذاشت. تأملي موشكافانه در آرمان و انديشه امام رحمه الله كه عقيده داشت «تلويزيون بايد يك دانشگاه باشد» اين راهبرد را گوشزد ميكند كه رسانهها نبايد اسير نظريه «رسانه ـ سرگرمي» شوند و كاركرد يكبعدي پيدا كنند.
تقويت صدا و سيما در مناطق مرزي و حاشيهاي كشور و استانهايي كه با تنوع فرهنگي مواجهاند، در دستور كار قرار گيرد.
بايد از تلقي و نگاه غلط، نادرست و غير كارشناسانه به خردهفرهنگها اجتناب شود.
در تعريف منابع هويت ملي و استفاده از مخرج مشتركهاي هويتهاي ديني، ملي، قومي و مدني در توليد برنامهها بايد بازنگري شود.
تغيير در كانون هويت و وفاداري ايرانيان از ابتنا بر هويتهاي خرد و مادون ملي مانند وفاداريهاي قومي و قبيلهاي و ايلي، به اسلاميت و فرهنگ اصيل ملي به عنوان محورعام وفاداري ايرانيان از طريق تقويت علائق و منافع مشترك فراقومي و كاشت اين علائق و منافع در ذهن شهروندان و كنشگر ايراني ضروري است.
محترم شمردن خردهفرهنگها و هويت قومي در رسانه ملي و محلي از طريق نشر محصولات فرهنگي آنان در صدا و سيما و آشنا كردن مردم با داشتهها و ميراث قوميشان و باليدن به اين رنگينكمان قومي ميتواند با اتخاذ سياستهاي راهبردي تبلور يابد.
حساسيتزدايي و از بين بردن پيشساختها و پيشداوريها در ذهن عامه مردم نسبت به يكديگر و ارائه چهره واقعي و مثبت از اقوام توسط رسانههاي ملي و استاني بايسته است.
سياستگذاري و بسيج امكانات و منابع رسانه ملي براي اصلاح نگرش جريانهاي قومي و فرهنگي نسبت به فرهنگ و هويت ملي نيز لازم است.
بايد از عقل جمعي و ظرفيت صاحبنظران و استادان دانشگاهي
و علماي ديني از طريق تشكيل اتاقهاي فكر در تهيه و تدوين برنامههاي توليدي در رسانه ملي و محلي بهرهگيري شود.
تشكيل سيستم بازخوراند، ترميم و اصلاح در ستاد و صف در ساختار رسانه ملي با هدف ارزيابي مستمر و مداوم برنامهها براي شناخت اشكالات و كاستيهاي كمي و كيفي، شكلي و محتوايي و اقدام عاجل براي رفع آنها توصيه ميشود.
ايجاد تحول درسازمان صدا و سيما از طريق ارتقاي سطح كيفي و كمي شبكههاي محلي و استاني و بينالمللي و ترويج پيامهاي آموزشي، تربيتي و اعتقادي كه داراي بار و محتواي برخاسته از الگوي فرهنگ و هويت اسلامي و ايراني است، به صورت ظريف و حكيمانه، از ديگر موارد بايسته است.
در نگاه امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري رسانه ملي را دانشگاه عمومي و مهمترين وسيله و كارگزار جامعهپذيري و ايفاگر نقش در تحولات اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي كشور محسوب ميشود. همچنين ابتناي برنامهها و سياستهاي رسانهاي بر قانون اساسي به عنوان سند ميثاق ملي، ساير قوانين موضوعه و مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي فرهنگ عمومي لازم است. شوراي عالي انقلاب فرهنگي جهتگيري و خطوط نظري خود در مورد رسانه ملي را به شرح زير اعلام نموده است:
ـ اجتناب و پرهيز از توليد و پخش سريالها، برنامهها و طرح مباحثي كه موجب سست شدن گرايش به دين در جامعه به ويژه نسل جوان و ترويج خرافهگرايي ميشود؛
ـ اجتناب از نمايش فضاهايي كه به كم رنگ كردن ارزشهاي ايراني و
اسلامي و جايگزينسازي ارزشهاي نامأنوس و غربي منجر خواهد شد. اين وضعيت زماني برجسته و نمايان ميگردد كه گسل و شكاف گفتماني و رويكردي ميان مديريت كلان و بخشي سازمان و بدنه آن ايجاد و تعميق گردد؛
ـ برنامهريزيها و برنامهسازيهاي رسانه ملي بايد مبتني بر نتايج مطالعات و تحقيقات باشد. تشويق تحقيقات برون سازماني براي ارتقاي كيفيت توليد و پخش برنامههاي صدا و سيما ضروري است؛
ـ انجام دادن مطالعات مخاطبشناسي در رسانه ملي به صورت علمي و مستمر توليد برنامهها بر اساس ذائقه و سلايق مخاطبان، گرايشها و نيازهاي آنان در چارچوب سياستها و راهبردهاي فرهنگي كشور؛
ـ آگاهي مسئولان از پيآمدهاي انتشار اطلاعات كاذب و آثار متعاقب آن بر روي فرهنگ و هويت ملي افراد؛
ـ توجه به مطالعه، تحقيق و پژوهش با هدف بررسي و ارزيابي ميزان اثرگذاري و اثربخشي نتايج برنامهها و اقدام رسانه ملي در سطح محلي (استاني)، ملي و بينالمللي، شناخت ذائقه قشرهاي مختلف و نيازهاي مخاطبان و شهروندان ايراني و توليد محصولات و برنامهها متناسب با اين نيازها؛
متوسط كه اكثريت جامعه را تشكيل ميدهند، توجه كافي نمي شود. لازم است در سياستگذاريهاي رسانهاي اين نواقص مرتفع گردد.
توسعه كمي و كيفي شبكه اطلاعرساني ملي و تأمين سطوح و انواع مختلف خدمات و امكانات اين شبكه براي كليه متقاضيان به تناسب نياز آنان و با رعايت اولويتها و مصالح ملي لازم است.
توسعه فنآوري اطلاعات (به ويژه حفاظت از اطلاعات) و آيندهنگري در خصوص آثار تحولات فنآوري اطلاعات در سطح ملي و جهاني و گسترش مطالعات و تحقيقات و تربيت نيروي انساني متخصص در اين زمينه بايسته است.
شناخت وضعيت فرآيند توليد و توزيع و آثار محتوي فرهنگي پيامهاي رسانهاي در جامعه ضروري است.
وظايف سنگين و خطير رسانه ملي در سپهر رسانهاي هزاره سوم، الزام به برنامهريزي دقيق، ظريف و حسابشده را در تمام زمينهها و از جمله مهمترين آنها ارتقاي فرهنگ و هويت ملي ايجاب مينمايد.
قالبي نبودن پيامهاي فرهنگي و ديني و برنامهريزي متناسب با نيازهاي فكري مخاطبان لازم است.
24.. محوريت دادن به خانوادهها در برنامههاي فرهنگي به عنوان مهمترين مؤلفه اثرگذار فرهنگي و مذهبي با تأكيد بر همگرايي اجتماعي و ملي توصيه ميشود.
بايد براي شناسايي و تقويت مؤلفههاي جديد قدرت نرم در كشور براي ارتقاي فرهنگ و هويت ملي كوشيد.
تأسيس شبكههاي مجازي با رويكرد فرهنگ ايراني ـ اسلامي توسط رسانه ملي نيز ميتواند در اين زمينه مؤثر واقع شود. علاوه بر اين، مطالب كتابهاي داستان با مضامين اسلامي و ايراني و بيان حماسي به صورتي كه براي سن كودكان مناسب باشد، ميتواند باعث نهادينهسازي فرهنگ و هويت ايراني ـ اسلامي شود. اگر از اين عناصر و حماسهها در ساخت پويانماييها (انيميشنها) و بازيهاي رايانهاي هم استفاده شود و به طور اصولي و مناسب اين حماسهها مورد توجه قرار گيرد، نه تنها باعث تقويت فرهنگ ملي و ديني ميشود، بلكه حتي باعث ميشود كودكان از سنين ابتدايي با مفاهيم ارزشي و فرهنگي و هويتي كشور خود آشنا شوند و در سنين جواني به راحتي تحت تأثير مضمونهاي نامناسب شبكههاي مجازي قرار نگيرند.
تدوين يك چارچوب نظري بومي براي مطالعه فرهنگ اصيل ايراني و اسلامي، اقتصاد مقاومتي، هويت ملي و... در ايران كاري ضروري، مهم و درخور توجه است. به علاوه، تمركز بر روي يك الگوي نظري خاص براي تبيين اقتصاد مقاومتي در ايران كمك شاياني به رشد نظريه اقتصاد سياسي و اقتصاد ملي و توسعه اقتصادي در ايران و جهان است. بدين روي پيشنهاد ميشود در دانشگاه صدا و سيما و سازمان مذكور گروه «فرهنگ اسلامي و ايراني» و «اقتصاد مقاومتي» تشكيل شود تا از نزديك به كاوش و نظريهپردازي در اين زمينه بپردازد.
تشكيل «ستاد اجرايي تحقق الگوي فرهنگ اسلامي و ايراني و اقتصاد مقاومتي» در صدا و سيما با مشاركت همه نهادهاي ذيربط در
تحقق نقشه راه كشور در حوزه فرهنگ و اقتصاد در سال جاري كارگشاست.
منابع
امام خميني، روحالله، (بيتا)، ولايت فقيه و جهاد اكبر، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني.
ـــــــــــــــــ، صحيفه نور (ج1 ـ 23)، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني.
ــــــــــــــــ، (بيتا)، كشف اسرار، بيجا.
ــــــــــــــــ، 1366. پيام امام به حجاج بيتالله الحرام.
ــــــــــــــــ، 1379، ولايت فقيه، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني رحمه الله .
ــــــــــــــــ، 1378، صحيفه انقلاب: وصيتنامه الهي ـ سياسي امام خميني رحمه الله ، تهران، قطران.
آزاد ارمكي، تقي و چاوشيان، حسن، 1381، «بدن به مثابه رسانه هويت»، مجله جامعهشناسي ايران، دوره چهارم، شماره 4، زمستان 1381.
«
»، چهارشنبه 28 بهمنماه سال 1388در: سايت گلبرگ تنها بلاگفا كام.
خامنهاي، سيد علي. (1/1/13931)، «سخنراني دراجتماع عظيم زائران و مجاوران حرم رضوي عليه السلام ».
ـــــــــــــــــ، (۱۷/۹/ ۸۶)، «سخنراني در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي با ايشان».
ـــــــــــــــــ، (1382)، «بيانات مقام معظم رهبري در ديدارهاي عمومي با مردم».
ـــــــــــــــــ، (22 تير 1371)، «ديدار با فرماندهان گردانهاي عاشوراي نيروي مقاومت بسيج».
ـــــــــــــــــ، (23 اسفند 1378)، «پيام رهبري به حجاج بيت الله الحرام».
ـــــــــــــــــ، (4 آذر 1388)، «ديدار با جمعي از بسيجيان كشور».
خامنهاي، حضرت آيت الله، (22 ارديبهشت 1388)، «ديدار با خانوادههاي شهداي استان كردستان».
ـــــــــــــــــ، (15 ارديبهشت 1372)، «ديدار با كارگران و فرهنگيان كشور به مناسبت روز كارگر و روز معلم».
ـــــــــــــــــ، (7/9/68)، «بيانات رهبر انقلاب در ديدارهاي مردمي».
ـــــــــــــــــ، (۱۹ آذر ۱۳۷۹)، «سخنراني در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي با ايشان»
ـــــــــــــــــ، (1381)، «بيانات مقام معظم رهبري در ديدارهاي مردمي».
ـــــــــــــــــ، (26/9/1381)، «سخنراني در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي با ايشان».
ـــــــــــــــــ، (9/8/1392)، «بيانات رهبر انقلاب در ديدارهاي مردمي».
ـــــــــــــــــ، (1383)، «بيانات مقام معظم رهبري در ديدارهاي عمومي با مردم»
ـــــــــــــــــ، (1390/10/17)، «بيانات رهبر انقلاب در ديدار رؤساي دانشگاهها با ايشان»
ـــــــــــــــــ، (6/4/1386) «سخنراني در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت به مناسبت هفته دولت با ايشان».
ـــــــــــــــــ، (چهارم شهريور 1386) «سخنراني در دومين ديدار سالانه هيئت دولت نهم با ايشان».
ـــــــــــــــــ، (8/6 /1389) «از بيانات رهبر انقلاب در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت با ايشان».
ـــــــــــــــــ، (16/6 /1388) «از بيانات رهبر انقلاب در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت با ايشان».
ـــــــــــــــــ، (1382) «از بيانات رهبر انقلاب در ملاقاتهاي مردمي».
ـــــــــــــــــ، (23/7/91) «بيانات رهبر انقلاب در ديدار جوانان استان خراسان شمالي«
ـــــــــــــــــ، (20/6/91) «از بيانات رهبر انقلاب در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت با ايشان»
ـــــــــــــــــ، (20/07/1391) «بيانات در ديدار معلمان و اساتيد دانشگاههاي خراسان با ايشان».
ـــــــــــــــــ، (6/1/93) «بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع عظيم زائران مناطق عملياتي دفاع مقدس».
ـــــــــــــــــ، (8/10/1383)، «بيانات مقام معظم رهبري در ديدارهاي عمومي با مردم».
ـــــــــــــــــ، (1390) «بيانات رهبر انقلاب در ديدار جمعي از اعضاي تشكّلها وكانونها ونشريات و هيئتهاي مذهبي و شماري از نخبگان دانشجويي«.
مركز گردآوري و تنظيم صهبا، (1390) «دغدغههاي فرهنگي، شرح مزجي از بيانات محوري مقام معظم رهبري در سال1373، تهيه پينوشت كميته انتشارات و تبليغات».
خامنهاي، حضرت آيت الله، (20 /12/1392)، «بيانات رهبر انقلاب در جمع مسئولان دستگاههاي مختلف، فعالان اقتصادي و مديران مراكز علمي، رسانهاي و نظارتي كشور».
ـــــــــــــــــ، (بهمن 1392) «سياستهاي كلي اقتصاد مقاومتي».
خامنهاي، حضرت آيت الله، (آبان 1381) «بيانات در ديدار دانشآموزان و دانشجويان».
ـــــــــــــــــ، (20/06/1388) «خطبههاي نماز جمعه تهران».
خامنهاي، حضرت آيت الله، (5/05/1381) «بيانات رهبر انقلاب در ديدار اعضاي ستادهاي نمازجمعه با ايشان».
ـــــــــــــــــ، (26/05/1371) «بيانات رهبر انقلاب در ديدار جمعي از آزادگان با ايشان».
ـ باردن، لورنس. 1375. تحليل محتوا، ترجمه يمني سرخابي و آشتياني، مليحه، محمد، تهران، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي.
تحولات اجتماعي و انقلاب اسلامي. 1371. دفتر سي و ششم، ناشر: دفتر نشر و تنظيم آثار امام خميني رحمه الله .
ـ سياستهاي كلي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور ابلاغ شده توسط رهبر انقلاب؛ به نقل از: http://www. asriran. com/fa/news/270170
دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي. 1389. «پيش نويس شاخصهاي فرهنگي». (انتشار نيافته است)
صالحي اميري، رضا. 1385. مديريت منازعات قومي در ايران، تهران، نشر خوارزمي.
كريمي، علي. 1383. «تأملي معرفتشناسانه در مسئله امنيت ملي از نگاه امام خميني رحمه الله »، فصلنامه مطالعات راهبردي، سال هفتم، شماره 26، صص 697 ـ 718.
كريمي و بابايي. 1390. امنيت ملي از نگاه امام خميني رحمه الله . تهران، پژوهشكده مطالعات راهبردي.
ماهنامه علمي ـ فرهنگي ائمه جمعه، شماره 71؛ به نقل از: باشگاه انديشه، شنبه ۹ فروردين ۱۳۹۳.
سياستهاي كلي اقتصاد مقاومتي، ابلاغي توسط مقام معظم رهبري، 30/11/1392.
گيدنز، آنتوني، 1387. تجدد و تشخص: جامعه و هويت شخصي در عصر جديد، ترجمه موفقيان، ناصر، نشر ني.
فاضلي، حبيب اله. 1391. «گفتمان امام خميني رحمه الله و مسئله هويت: عرفان فقيهانه، اصالت امت و اعتبار ملت»، فصلنامه مطالعات ملي، 51، سال سيزدهم، شماره 3.
فاضلي، محمد، .1382. مصرف و سبك زندگي، قم، صبح صادق.
فكوهي، ناصر، 1381. «شكلگيري هويتي و الگوهاي محلي، ملي و جهاني(مطالعه موردي لرستان)»، مجله جامعهشناسي ايران، دوره چهارم، شماره 4، زمستان.
فيرحي، داود، 1378. قدرت، دانش و مشروعيت در اسلام، تهران، ني.
نش، كيت. 1380. جامعهشناسي سياسي معاصر: جهاني شدن، سياست و قدرت، ترجمه: محمدتقي دلفروز، تهران، انتشارات كوير.
منابع لاتين
http : // www. mashreghnews. ir/ fa/news/ 153907 هه http : // www. siasi. porsemani. ir/ content/ %.
http://alef. ir/vdcb9gb5arhb5zp. uiur. html?220794.
http://payedars. blogfa. com/postه671. aspx.
http://payedars. blogfa. com/postه671. Aspx.
http://toorenamaree. blogfa. com/post/4.
http://www. asriran. com/fa/news/27017.
http://www. asriran. com/fa/news/270170.
http://www. asriran. com/fa/news/270170.
http://www. asriran. com/fa/news/270170.
http://www. khabarpu. com/h. php.
. 30 /11/1392 در فارس نيوز