ghaemiyeh.com
سرشناسه:رنجبر، عليرضا، ۱۳۵۱ -
عنوان و نام پديدآور:حريم ريحانه: پيامهاي كوتاه و زيرنويس ويژه عفاف و حجاب/ نويسندگان عليرضا رنجبر، مريم سقلاطوني؛ تهيهكننده مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما.
مشخصات نشر:قم: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۹۲.
مشخصات ظاهري:۱۵۳ ص.
شابك: 978-964-514-310-5
وضعيت فهرست نويسي:فيپا
يادداشت:كتابنامه: ص. [۱۵۱] - ۱۵۳؛ همچنين به صورت زيرنويس.
موضوع:حجاب
موضوع:حجاب -- جنبههاي قرآني
موضوع:حجاب -- احاديث
شناسه افزوده:سقلاطوني، مريم، ۱۳۵۴ -
شناسه افزوده:صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. مركز پژوهشهاي اسلامي
رده بندي كنگره: 1392 4ح85ر/17/230BP
رده بندي ديويي:۲۹۷/۶۳۶
شماره كتابشناسي ملي:۳۳۶۰۹۷۸
ديباچه
حجاب يكي از ضروريات مهم دين مبين اسلام است كه در آيات متعدد قرآن به صراحت آمده است. اين مسئله در دنياي امروز نيز به عنوان سمبل اسلام شناخته ميشود و به يكي از نقاط مورد تهاجم دشمنان اسلام تبديل شده است. بنابراين، مسئله حجاب از سويي فراتر از فروع معمولي دين است و از سوي ديگر نيز مسائل اجتماعي ـ اخلاقي پيوند تنگاتنگي با مسئله حجاب پيدا كرده است و حجاب براي پيشگيري از فساد، بيبندوباري و بروز آسيبهاي اجتماعي و انحرافات است.
حجاب و عفاف امري فرهنگي است و بايد با شيوههاي فرهنگي، پيام لازم براي حاكميت مفهوم اين ارزش الهي در روح و فكر و عمل جوانان اجرا شود. همچنين براي افزايش آگاهي جوانان، بايد ديدگاه اسلام به طور جامع و زيبا در زمينه ضرورت، فلسفه و فوايد عفاف و تأثير آن در زندگي فردي و اجتماعي بيان شود تا زمينه پذيرش فطري و درك حقيقت عقلاني و منطقي حجاب براي جوانان فراهم گردد. ازاينرو، اين مسئوليت بزرگ بر عهده رسانههاي جمعي به ويژه صدا و سيما قرار ميگيرد.
فراگير شدن پيامهاي كوتاه و استفاده روز افزون از اين قالب، بستر مناسبي را براي تبليغ مسائل فرهنگي و ايجاد ارتباط مستقيم با مخاطبان بدون محدوديتهاي زماني و مكاني فراهم آورده است. اين پيامها با تسهيل ارتباط پركاربردترين وسيله انتقال، معنا شده است تا رسانه بتواند با تواتر در ارسال پيام تا آنجا كه ملال و خستگي به بار نياورد به توانايي پردازش اطلاعات مربوط به موضوع كمك كند و زمينههاي دقت موشكافانه نسبت به استدلالهاي پيام را فراهم نمايد؛ چرا كه تكرار پيام، قرار گرفتن در معرض آن را افزايش ميدهد و پخش گاه و بيگاه آن ميتواند به متقاعدسازي كمك كند.
مجموعه پيامهاي كوتاه و زيرنويسهاي تلويزيوني ويژه حجاب و عفاف كه به قلم آقاي عليرضا رنجبر و خانم سقلاطوني تأليف شده است تلاشي است در جهت معرفي مضامين بلند ديني و اخلاقي. همچنين ديدگاههاي كارشناسي در تبيين و معرفي چيستي، چرايي، اهداف و فوايد حجاب براي جوانان در قالب پيامهاي كوتاه ارائه شده است كه اميد است برنامهسازان رسانه از آن بهره ببرند.
بخش اول: حجاب و عفاف در آموزههاي ديني
يكي از موضوعات مهم و مورد توجه در قرآن و آموزههاي ديني، مباحث مربوط به عفاف و حجاب است. در ذيل به برخي از پيامهاي كوتاه قرآني و روايي و مضامين بلند آنها اشاره ميشود.
خداوند ميفرمايد: «اي فرزندان آدم! لباسي براي شما فرستاديم كه اندام شما را ميپوشاند؛ و مايه زينت شماست؛ اما لباس تقوا بهتر است؛ اينها از آيات خداست، تا متذكر (نعمتهاي او) شوند».(1)
قرآن در مورد كيفيت پوشش، دستور ميدهد: «و بايد روسريهاي خود را بر گريبان افكنند تا گردن و سينه شان مستور گردد».(2)
خداوند ميفرمايد: «اي فرزندان آدم! مبادا شيطان، شما را بفريبد، چنانكه پدر و مادر شما را از بهشت، بيرون راند، لباسشان را از تنشان بيرون آورد، تا عيب و عورتشان را به آنها بنماياند».(3)
خداوند ميفرمايد: «اي پيامبر! به زنان و دخترانت و نيز به زنان مؤمن بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذيت قرار نگيرند».(1)
حيا
خداوند ميفرمايد: «اي رسول ما! به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشانند».(2)
خداوند ميفرمايد: «پس زنهار نازك و نرم با مردان سخن نگوييد؛ مبادا آنكه دلش بيمار (هوا و هوس) است به طمع افتد».(3)
خداوند در قرآن كريم در توصيف زنان بهشتي ميفرمايد: «در آنجا، زنان زيبا و باحيا هستند كه پيش از آنان، دست هيچكس به آنها نرسيده، گويي ياقوت و مرجانند».(4)
قرآن كريم به زنهاي پيغمبر صلي الله عليه و آله سفارش ميكند كه تحريككننده حرف نزنند: «...فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ...».(5)
عفت و پاكدامني
خداوند ميفرمايد: «و هرگز به عمل زنا نزديك نشويد چرا كه اين عمل فحشا بوده و بدترين راه در ارضاي قواي جنسي است».(6)
خداوند ميفرمايد: «و مومنان كساني هستند كه دامنهاي خود را از ناپاكيها حفظ ميكنند».(7)
قرآن كريم به زنان دستور داده است به گونهاي راه نروند كه با نشان دادن زينتهاي خود سبب جلب توجه نامحرم شوند و آن طور پاي به زمين نزنند كه خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود.(1)
خداوند ميفرمايد: «همانا كساني كه دوست ميدارند زشتكاري در ميان آنان كه ايمان آوردهاند فاش و آشكار شود، آنها را در اين جهان و جهان آخرت عذابي است دردناك».(2)
قرآن درباره عفت و پاكدامني ميفرمايد: «افرادي كه زمينه ازدواج برايشان فراهم نيست و مجردند، بيشتر در معرض خطر و آسيب هستند، آنها بايد عفت بورزند».(3)
زير فصل ها
عفاف و پاكدامني
پوشش و حجاب
حيا
پرهيز از نگاه به نامحرم و رعايت حريم
رعايت حريم
غيرت
عفاف و پاكدامني
زير فصل ها
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
امام علي عليه السلام
امام سجاد عليه السلام
امام جعفر صادق عليه السلام
امام كاظم عليه السلام
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
«بهترين زنان شما عفيفان هستند».(4)
«عفت و پاكدامني زينت زنان است».(5)
«بهترين چيزي كه خداوند بندهاش را به آن زينت كرده، پاكدامني در دين و دامن است».(6)
«منشأ تمام صفات حسنه عفت نفس است».(7)
«بار خدايا! من از تو تقوا، هدايت، بينيازي و عفاف را درخواست دارم».(1)
«خداوند شخص باحياي با مناعتِ طبع را دوست دارد و از درخواستكننده وقيحِ سمج نفرت دارد».(2)
«پاكدامن باشيد تا زنانتان پاكدامن باشند».(3)
«هديه شوهر به همسر خود، از عوامل افزايش پاكدامني زن است».(4)
«شش چيز را براي من ضمانت كنيد تا من بهشت را براي شما ضمانت كنم، راستي در گفتار، وفاي به عهد، بر گرداندن امانت، پاكدامني، چشم بستن از گناه و نگه داشتن دست (از غير حلال)».(5)
«خداوند انسان باحياي بردبارِ پاكدامني را كه عفت ميورزد، دوست دارد».(6)
«شهوت دامهاي شيطان براي انسان هستند».(7)
«هيچ گناهي انجام نميگيرد مگر اين كه ريشه در شهوات نفساني دارد».(8)
«بهترين تقوا ترك شهوات است».(9)
«شهوتها انسان نادان را به بردگي ميكشاند».(10)
«هيچ چيز به اندازه همت انسان، او را بالا نميبرد و هيچ چيز به اندازه شهوتش او را پايين نميآورد».(11)
«پاداش مجاهد شهيد از انسان پاكدامني كه ميتواند گناه كند، ولي بر اثر پاكدامني از آن پرهيز ميكند، بيشتر نيست و چه بسا كه انسان پاكدامن و عفيف در شمار فرشتگان الهي باشد».(1)
«هر كه عفّت ورزد، بار گناهانش سبك ميشود و منزلتش نزد خداوند، بالا ميرود».(2)
«ارزش و اندازه مرد به اندازه همّت اوست ... و پاكدامني او به اندازه غيرتش».(3)
«هر كه خردمند باشد، عفت ميورزد».(4)
«نخستين كسي كه وارد بهشت ميشود، فرد عفيف پاكدامن و اهل عبادت است».(5)
«پاكدامني، بهترين عبادت است».(6)
«همانا شخص عفيف و پاكدامن، فرشتهاي از فرشتههاي خداست».(7)
امام علي عليه السلام
«زكات زيبايي، عفت و پاكدامني است».(8)
«بالاترين ارزش در زندگي يك انسان عفت است».(9)
در خطبه متقين، اميرالمؤمنين عليه السلام ميفرمايد: «از صفات مؤمن آن است كه نفسش عفيف باشد، رها و يَلِه نباشد».(10)
«اعمال ظاهري را به واسطه عفاف باطني پاكيزه و تصفيه كنيد».(1)
«عفت و پاكدامني اصل جوانمردي است».(2)
صيانت و تقوا، حاصل عفت است.(3)
«عفت عامل صيانت نفس و بازدارنده آن از زشتيها و مايه نزهت و شادابي و شكوفايي آن است».(4)
امام علي عليه السلام در حكمت 474 نهج البلاغه ميفرمايد: «باعفتترين شما، باحياترين شماست».(5)
«كسي كه در راه خدا جهاد كند و شهيد شود، اجرش بزرگتر از كسي نيست كه بتواند گناه كند ولي عفّت ورزد، انسان پاكدامن نزديك است كه فرشته اي از فرشتگان خدا شود».(6)
«عفّت، سرآمد هر خوبي است».(7)
«عفّت، برترين جوانمردي است».(8)
«عفّت، نفس را مصون ميدارد و آن را از پستيها دور نگه ميدارد».(9)
«ميوه عفّت، قناعت است».(10)
«ميوه عفّت، خويشتنداري است».(11)
1) رسولي محلاتي، غررالحكم موضوعي، ج1، ص311.
2) ميزان الحكمه، ج6، ص359.
3) ميزان الحكمه، ج6، ص359.
4) غررالحكم موضوعي، ج2، ص127.
5) غررالحكم موضوعي، ح2837.
6) منتخب ميزان الحكمه، ص386.
7) منتخب ميزان الحكمه، ص386.
8) منتخب ميزان الحكمه، ص386.
9) منتخب ميزان الحكمه، ص386.
10) منتخب ميزان الحكمه، ص386.
11) منتخب ميزان الحكمه، ص386.
«تقوا يعني جمع شدن دو خصلت پاكي و عفت در انسان».(1)
«عفت و پاكدامني (شعلههاي) شهوت را در وجود انسان ضعيف ميكند».(2)
«گمراهي انسانها بين دو خواهش نفساني شهوت و غضب است».(3)
«شهوت مضرترين دشمن انسان و ايمان اوست».(4)
«هرگز بندهاي به هلاكت و نابودي دچار نميشود مگر اينكه شهوت خود را بر دينش مقدم بدارد».(5)
امام سجاد عليه السلام
«بار خدايا! توانگري و حيا و پاكدامني و راحت و بينيازي از خلق و صحت و فراخي روزي و آرامش و عافيت را يكجا براي من فراهم آور».
امام جعفر صادق عليه السلام
«نسبت به زنان مردم عفّت ورزيد، تا نسبت به زنان شما عفّت ورزند».(6)
«همانا شيعه جعفر (امام صادق) كسي است كه شكم و دامنش باعفت باشد».(7)
«اگر زني خود را خوشبو كند حق ندارد از منزل خارج شود و حق ندارد براي اقامه نماز در مسجد حاضر شود».(8)
«زني كه خود را خوشبو نمايد و از منزل خارج شود و بوي خوش او را نامحرمان استشمام كنند زناكار محسوب ميشود...».(9)
امام كاظم عليه السلام
«خودآرائي و رسيدگي[مردان] به خود، از عواملي است كه سبب ميشود خداوند بر پاكدامني زن بيافزايد».(1)
پوشش و حجاب
زير فصل ها
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
امام علي عليه السلام
امام محمد باقر عليه السلام
امام جعفر صادق عليه السلام
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
«براي زن سزاوار نيست كه هنگام بيرون رفتن از خانه اش، لباسش را جمع و فشرده نمايد و به بدنش بچسباند».(2)
«بهترين زنان شما، زني است كه براي شوهرش آرايش و خودنمايي كند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند».(3)
«محفوظ بودن زن، براي سلامتي اش مفيدتر است و زيبايي او را با دوامتر ميكند».(4)
«باارزشترين امتياز زنان سه چيز است: پوشيدن چشم از نامحرمان، پوشيدن تمام اندام از بيگانگان، كم و باحيا از منزل بيرون شدن».(5)
«پروردگارا! زناني كه خود را پوشيده نگه ميدارند، مشمول رحمت و غفران خود بگردان».(6)
«خداوند مرداني كه خود را شبيه زنان و زناني كه خود را شبيه مردان كنند نفرين كرده است».(7)
«زنان خود را با پوشش اندام و چشم، از ديدار نامحرمان دور كنيد؛ چراكه زنان هر چه پوشيدهتر باشند سعادتمندترند».(1)
«شرف مقنعهاي كه زن بر سر ميكند از دنيا و آنچه در آن است ارزندهتر ميباشد».(2)
امام علي عليه السلام
«از [پوشيدن] لباس نازك بپرهيزيد؛ زيرا كسي كه لباسش نازك است ايمانش هم ضعيف و كمرنگ است».(3)
«هر كس جامه حيا را بر خود بپوشاند، عيبش از مردم پوشيده ميماند».(4)
امير مؤمنان عليه السلام در نهج البلاغه به فرزندش امام حسن عليه السلام ميفرمايد: «آنان را در صدف حجاب درپوشاند تا از [چشم زخم] هوسرانان برهند زيرا دوام امنيت و سلامت زن به پوشش و عفاف است».(5)
امام محمد باقر عليه السلام
«حضرت فاطمه عليها السلام بانوي زنان بهشتي است، مقنعه او بلند و تا حد بازوانش بود».(6)
«از امام باقر سؤال شد از زينتهايي كه زن ميتواند در بين نامحرمان آنها را آشكار كند فرمود: تنها (قرص) صورت و دسنها از مچ به پايين».(7)
«همانا حضرت فاطمه سرور همه زنان اهل بهشت مقنعهاش تا وسط بازوهاي دستش ميافتاد و هيچ زني هم از اين قاعده مستثني نيست».(8)
امام جعفر صادق عليه السلام
«براي زن مسلمان جايز نيست كه روسري و پيراهني بر تن كند كه بدنش را نپوشاند».(1)
«جايز نيست زن هنگامي كه از منزل خارج ميشود لباسهايش براق و جذاب باشد».(2)
«براي حقارت و خواري آدمي همين بس كه لباسي بپوشد كه او را مشهور كند».(3)
«پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مردان را از تشبه به زنان در لباس و زنان را نيز در تشبه به مردان در لباس منع ميكردند».(4)
«براي زن هنگامي كه از خانه اش خارج ميشود، شايسته نيست لباسهاي خود را زينت دهد».(5)
«از امام صادق عليه السلام سؤال شد: آيا آرنج زن تا مچ از قسمتهايي است كه بايد از نامحرم پوشاند؟» فرمود: «بلي آنچه زير روسري قرار گيرد و همچنين از محل دستبند به بالا بايد پوشانده شود».(6)
حيا
زير فصل ها
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
امام علي عليه السلام
امام محمد باقر عليه السلام
امام جعفر صادق عليه السلام
امام مهدي عليه السلام
«همانا داشتن شرم و حيا براي هركسي نيكوست، ولي براي زنان نيكوتر و زيباتر است».(1)
«به ناموس ديگران نگاه نكنيد تا ديگران از نظر كردن به ناموس شما خودداري كنند».(2)
امام علي عليه السلام
«ريشه مردانگي حيا و ميوهاش پاكدامني است».(3)
«حيا زيباترين جامه دنياست».(4)
«شرم، كمال بزرگواري (و شخصيت) است».(5)
«شرم، چشم فروبستن است».(6)
«برترين حيا آن است كه از خدا شرم كني».(7)
حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام براي مردم مدائن نوشت: «اي اهل عراق به من خبر رسيده كه زنانتان در خيابانها با مردان برخورد ميكنند (شانههايشان به شانه مردان ميخورد) آيا حيا نميكنيد؟»(8)
«عاقلترين انسان ها، باحياترين آنهاست».(9)
«حيا عامل پاكدامني است».(10)
«با فضليتترين جوانمرديها، حياست».(11)
«برترين عبادتها، پاكدامني است».(1)
«عفت و پاكدامني، (شعلههاي) شهوت را در وجود انسان ضعيف ميكند».(2)
«تقوا، يعني جمع شدن دو خصلت پاكي و عفت».(3)
امام محمد باقر عليه السلام
«به درستي كه خدا، حيا را در چشمها قرار داده است».(4)
«خداوند صاحب عزت و جلال كريمي است كه حيا ميكند و اهل حيا را دوست دارد».(5)
«وقتي كه كودكان به ده سالگي رسيدند، بايد محل خواب دختران را از پسران جدا ساخت».(6)
امام جعفر صادق عليه السلام
«كسي كه حيا ندارد، ايمان ندارد».(7)
«از نگاه [ناپاك] بپرهيزيد كه چنين نگاهي تخم شهوت را در دل ميكارد و همين براي فتنه صاحب آن دل بس است».(8)
امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: «اي مفضل! بنگر به آن ويژگي كه انسان را از حيوانات ممتاز نموده، و آن نعمت شرم و آزرم است. اگر اين نعمت، در وجود انسان نبود، هيچ مهماني نوازش نميشد و به وعدهها وفا نميشد و نيازهاي مردم انجام نميگرفت و زيباييها رواج نمييافت».(9)
«حيا نشانه ايمان است و جايگاه ايمان در بهشت».(1)
«حيا و پاكدامني و سكوت نشانه ايمان است».(2)
«يكي از سجاياي اخلاقي، عفت است كه ضد آن همان بيپروائي است».(3)
«خوشا به حال كسي كه مادرش پاكدامن است».(4)
امام مهدي عليه السلام
«خدايا توفيق اطاعت و دوري از معصيت را روزي ما گردان و به علماي ما، زهد و خيرخواهي و به زنان، حيا و پاكدامني عنايت فرما».(5)
پرهيز از نگاه به نامحرم و رعايت حريم
زير فصل ها
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
امام علي عليه السلام
حضرت زهرا عليها السلام
امام جعفر صادق عليه السلام
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
«... زني كه براي حفظ غيرت، استقامت ورزد و براي خدا وظيفه خود را به خوبي انجام دهد، خداوند پاداش شهيد را به او خواهد داد».(6)
«كسي كه نظر به نامحرم را از خوف خداوند ترك كند، خداوند به او ايماني عطا ميكند كه شيريني آن را در قلبش مييابد».(7)
«روز قيامت هر چشمي گريان است، مگر سه چشم: چشمي كه از ترس خدا بگريد و چشمي كه از آنچه خداوند حرام كرده بسته شود و چشمي كه شب را در راه خدا به بيداري بگذراند».(8)
«از نگاههاي اضافي بپرهيزيد؛ چرا كه تخم هوس ميپراكند و غفلت ميآورد».(1)
«چشمهايتان را (از نامحرم) بپوشانيد تا عجايب و شگفتيها را ببينيد».(2)
«كسي كه زني را براي مردي وصف كند و آن مرد به واسطه آن وصف آلوده به گناه شود، از دنيا نميرود تا اين كه مورد غضب خداوند واقع شود».(3)
«هر زني كه خود را خوشبو نمايد و از منزل خارج شود تا زماني كه بر ميگردد مورد لعنتِ (خدا و ملائكه) قرار ميگيرد».(4)
«هر زني كه به خود عطر زند و از كنار عدّهاي (مرد نامحرم) بگذرد تا بويش به مشام آنها رسد، زناكار است».(5)
«هيچ مرد مسلماني نيست كه نگاهش به زني بيفتد و چشم خود را پايين اندازد مگر اين كه خداوند متعال به او توفيق عبادتي را ميدهد كه شيريني آن را در دل خويش بيابد».(6)
«حفظ چشم از نگاه به نامحرم، سبب درك حلاوت ايمان ميشود».(7)
امام علي عليه السلام
«چشم، سرچشمه تمام فتنههاست».(8)
«هر كس چشم خود را رها كند (محافظت نكند) تأسف و ناراحتي او زياد ميشود».(9)
«كسي كه چشم خود را محافظت نكند، به استقبال هلاكت ميرود».(1)
«چه بسيار نگاههايي كه آه و حسرت به دنبال دارند».(2)
«چشمها، دامهاي شيطانند».(3)
«چشم، راهبر دل است».(4)
«كسي كه نگاهش را كنترل كند قلبش آرام ميگيرد».(5)
«نگاه (حرام) پيشاهنگ تمام فتنههاست».(6)
حضرت علي عليه السلام به نقل از حضرت عيسي عليه السلام ميفرمايد: «در تورات نوشته شده زنا نكن، ولي من ميگويم اگر حتي با نظر شهوت آلود به كسي نگاه كني همان وقت در دلت با او زنا كردهاي».(7)
«چيزي در بدن كم سپاستر از چشم نيست، خواسته اش را جواب ندهيد كه شما را از ياد خدا باز ميدارد».(8)
حضرت زهرا عليها السلام
«آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند, (و به امور زندگي و تربيت فرزند مي پردازد) به خدا نزديك تر است.(9)
«بهترين چيز براي حفظ شخصيت زن آن است كه مردي را نبيند و نيز مورد مشاهده مردان قرار نگيرد».(10)
امام جعفر صادق عليه السلام
«هر كس براي رضاي خداوند نگاه حرام را رها كند، خداوند به او امنيت و آرامش عطا ميكند و به او ايماني ميدهد كه طعم آن را مييابد».(1)
«از زنان مردم چشمپوشي كنيد تا مردم از زنانتان چشم بپوشند».(2)
«از نگاه [ناپاك] بپرهيزيد كه چنين نگاهي تخم شهوت را در دل ميكارد و همين براي فتنه صاحب آن دل بس است.(3)
نگاه اول [ناخودآگاه به نامحرم] براي تو [حلال] است و نگاه دوم ممنوع و حرام است و نگاه سوم، هلاكتبار است».(4)
«نگاه به نامحرم، تير مسموم ابليس است».(5)
«نگاه پياپي، بذر شهوت را در دل ميافشاند و همين امر براي هلاكت بينندهاش كافي است»(6).
«نگاه (حرام) تيري است زهرآلود از ناحيه شيطان...».(7)
رعايت حريم
زير فصل ها
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
امام علي عليه السلام
امام محمد باقر عليه السلام
امام جعفر صادق عليه السلام
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
«كسي كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد، نبايد در جايي كه نفس زن نامحرم را ميشنود به سر برد».(8)
«كسي كه با نامحرمي شوخي كند، به خاطر هر كلمهاي كه در دنيا به او گفته، هزار سال در آتش دوزخ حبس خواهد شد».(1)
«ميان مردان و زنان نامحرم فاصله اندازيد، زيرا بر اثر ملاقات و اختلاط، گرفتار درد و بلايي ميشويد كه دوا ندارد. بر شما باد كه از اختلاط با زنان دوري كنيد».(2)
«هر كس با زني نامحرم دست بدهد، روز قيامت با دستهاي زنجير بسته وارد محشر شده و سپس به طرف جهنم برده خواهد شد».(3)
در روايتي از رسول خدا آمده است كه فرمود: «حضرت موسي نشسته بود كه شيطان به طرفش آمد و گفت: ميخواهم تو را به سه چيز سفارش كنم...يكي از آن سه توصيه اين است كه: هرگز با زن نامحرم تنها مشو، زيرا هيچ مردي با زن نامحرم تنها نميشود، مگر اينكه من به سراغ آنها خواهم رفت».(4)
«زماني كه زني در محلي نشست و از آنجا برخاست كسي در جاي او ننشيند تا سرد شود».(5)
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: «هر كس از زنش اطاعت كند خداوند او را با صورت در آتش خواهد افكند. امام علي عليه السلام عرض كردند: منظور از اطاعت زن چيست؟ حضرت فرمودند: اينكه به او اجازه رفتن به عروسيهايي كه در آن گناه ميشود و مجالس آوازه خواني بدهد و نيز اجازه دهد تا در ميان نامحرمان لباس نازك بپوشد».(6)
امام علي عليه السلام
«صيانت زن او را شادابتر و زيبايياش را پايدارتر ميكند».(1)
«بهترين ويژگي زنان، بدترين خصلتهاي مردان است مانند كبر، ترس و بخل؛ زيرا اگر زنان در برابر بيگانگان متكبر باشند، رام نخواهند شد و چنانچه بخيل باشند مال خود و شوهرش را حفظ ميكنند و با صفت ترس، از هر چيزي واهمه دارند».(2)
«
صلي الله عليه و آله نهي كرد زني را كه براي غير شوهرش آرايش كند و اگر چنين كند بر خداوند سزاوار است كه او را در آتش دوزخ بسوزاند».(3)
«هيچ مردي با زني(نامحرم) خلوت نكند. اگر مردي با زن بيگانهاي خلوت كند، سوّمي آن دو شيطان است».(4)
امام محمد باقر عليه السلام
«سخن گفتن با زن نامحرم از دامهاي شيطان است».(5)
امام جعفر صادق عليه السلام
يكي از شاگردان امام صادق عليه السلام كه براي گروهي از زنان درس ميگفت، به هنگام درس با يكي از آنها شوخي و مزاح كرد. امام صادق پس از شنيدن اين داستان، او را خواست و فرمود: «مبادا هنگامي كه به زنان درس ميدهي مزاح و شوخي كني، يا درس را تعطيل كن يا ديگر مزاح نكن!»(6)
« رسول خدا نهي فرمود از اين كه زن بدون ضرورت در نزد نامحرمان بيش از پنج كلمه سخن بگويد».(1)
« از جمله پيمانهايي كه رسول خدا از زنان امت خود گرفت اين بود كه به جز كساني كه نسبت به آنها محرم هستند با مردان ديگر (بدون ضرورت) سخن نگويند».(2)
«رسول خدا صلي الله عليه و آله از داخل شدن مردان بر جمع زنان بدون اجازه آنها نهي فرمود».(3)
غيرت
زير فصل ها
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
امام علي عليه السلام
امام جعفر صادق عليه السلام
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
«خدا، بينيِ مؤمن و مسلماني را كه غيرت نداشته باشد، به خاك ذلت ميمالد».(4)
«خداوند نسبت به مؤمن غيرت دارد. او هم بايد غيرت داشته باشد. كسي كه غيرت ندارد، قلبش واژگون و سياه است».(5)
«همانا بوي بهشت را (در قيامت) افراد از فاصله پانصد سال استشمام ميكنند به جز دو گروه: عاق والدين و بيغيرتان».(6)
«همانا غيرت نشانه ايمان است». (7)
«غيرت، از ايمان است و بيغيرتي از نفاق»..(8)
«غيرت، از ايمان است و بد زباني از نافرهيختگي».(9)
«پدرم ابراهيم با غيرت بود و من با غيرتتر از اويم. خدا، بيني مؤمني را كه غيرت ندارد، به خاك ميمالد».(1)
«خداوند متعال بندگان غيرتمند خويش را دوست ميدارد».(2)
«من غيرتمندم و خداي عزّ و جلّ از من غيرتمندتر است و خداوند متعال بندگان غيرتمند خود را دوست ميدارد».(3)
امام علي عليه السلام
«غيرت مرد و حراست او از ناموسش، ايمان است».(4)
«غيرتمند هرگز زنا نميكند».(5)
«برحذر باش از غيرت در غير موضع غيرت كه آن افراد درستكار را به نادرستي ميكشاند و افراد پاكدامن را به بدگماني».(6)
امام جعفر صادق عليه السلام
«اگر مرد نسبت به ناموس خود غيرت نشان ندهد، قلبش وارونه گشته است».(7)
«خداوند با سه گروه در روز قيامت سخن نخواهد گفت. كسي كه در سن پيري دامنش آلوده به زنا شود، فردي كه بيغيرت است، زني كه به همسر خود خيانت كند...».(8)
بخش دوم: حجاب و عفاف در آينه سخن بزرگان
زير فصل ها
سخنان امام خميني رحمه الله
سخنان مقام معظم رهبري
شهيد مرتضي مطهري
حضرت آيت الله جوادي آملي
مراجع عظام تقليد
بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي، حجاب بانوان در ادارهها و سطح كشور را در اولويت برنامههاي فرهنگي نظام قرار دادند و ذرهاي در اين امر نرمش از خود نشان ندادند، چراكه بيحجابي و بيبندوباري را ترفند استعمار براي تخدير و به نابودي كشيدن نسل كشورها ميدانستند. در ذيل برخي از سخنان ارزشمند ايشان بيان ميشود.
«در وزارتخانههاي اسلامي نبايد زنهاي (بيحجاب) بيايند؛ زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعي ندارد بروند؛ كار بكنند، لكن با حجاب شرعي باشند، با حفظ جهات شرعي باشند».(1)
«اسلام نميخواهد كه زن به عنوان يك شيء و يك عروسك در دست ما باشد».(2)
«اسلام ميخواهد شخصيت زن را حفظ كند و از او انساني جدي و كارآمد بسازد».(3)
«ما هرگز اجازه نميدهيم كه زنان فقط شيئي براي مردان و آلت هوسراني باشند».(1)
«آن شقي جنايتكار (رضا قُلدر) دست به يك جنايت زد و آن جنايت كشف حجاب بود و به جاي اينكه نيمي از جمعيت ايران را فعال كند آن نيم ديگري هم كه نيمه مردان بود به طور بسيار زيادي از فعاليت انداخت».(2)
«بايد توجه داشته باشيد كه حجابي كه اسلام قرار داده است، براي حفظ آن ارزشهاي شماست».(3)
«هر چه را كه خدا دستور فرموده است ـ چه براي زن و چه براي مرد ـ براي اين است كه آن ارزشهاي واقعي كه اينها دارند و ممكن است به واسطه وسوسههاي شيطاني يا دستهاي فاسد استعمار و عمال استعمار پايمال ميشدند اينها، اين ارزشها زنده بشود».(4)
«حجاب به معناي متداول ميان ما، كه اسمش حجاب اسلامي است، با آزادي مخالفتي ندارد؛ اسلام با آنچه خلاف عفت است مخالفت دارد: ما آنان را دعوت ميكنيم كه به حجاب اسلامي رو آورند».(5)
«حجابي كه اسلام قرار داده است، براي حفظ آن ارزشهاي شماست».(6)
«احترام و آزادياي كه اسلام به زن داده است، هيچ قانوني و مكتبي نداده است».(7)
«دامن شما زنان دامن عصمت و عفت و عظمت است».(1)
«نقش زنان در عالم از ويژگيهاي خاصي برخوردار است، صلاح و فساد يك جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه ميگيرد».(2)
«آزادي زن مسلمان مغاير است با كشف حجاب مبتذل».(3)
«آنچه دينگريزان براي زن قائلند، چيزي جز تباهي و ملعبه شدن نيست».(4)
«ما ميخواهيم زن در مقام والاي انسانيت خودش باشد، نه ملعبه در دست مردها باشد».(5)
«زنها نبايد مقام خودشان را منحط كنند و خداي ناخواسته بزك كرده بيرون بيايند».(6)
«... دشمنان نظام جمهوري اسلامي، از نقاط ضعف ما استفاده ميكنند؛ از حس شهوت ما، از حس غضب ما، از قدرتطلبي ما، از علاقه ما به جلوهفروشي و خودنمايي؛ بايد مراقب باشيم. بانوان عزيز هم بايد مراقب باشند، دخترهاي جوان هم بايد مراقب باشند».(7)
«خودنمايي و جلوهفروشي، يك لحظه است و آثار سوء آن براي كشور، براي جامعه، براي اخلاق، حتي براي سياست، آثار مخرب و ماندگار است؛ در حالي كه ملاحظه عفاف، ملاحظه حدود شرعي در رفتار و حركات بانوان،
اگر چنانچه سختياي داشته باشد، سختي كوتاهي است، اما آثارش، آثار عميق و ماندگاري است».(1)
«خود خانمها خيلي بايد مراقبت كنند مسئله حجاب را، مسئله عفاف را؛ وظيفه آنهاست، افتخار آنهاست، شخصيت آنهاست».(2)
«زن با برداشتن حجابهاي خود، با عريان كردن آن چيزي كه خداي متعال و طبيعت پنهان بودن آن را از او خواسته، خودش را كوچك ميكند، خودش را سبك ميكند، خودش را كمارزش ميكند».(3)
«حجاب وقار است، متانت است، ارزشگذاري زن است، سنگين شدن كفه آبرو و احترام اوست؛ اين را بايد خيلي قدر دانست و از اسلام بايد به خاطر مسئله حجاب تشكر كرد؛ اين جزو نعمتهاي الهي است».(4)
«يك مطلب اساسي، در مورد نگاه اسلام به جنس زن است. اين نگاه، درست نقطه مقابل نگاهي است كه فرهنگ غربي به جنس زن دارد».(5)
«نگاه فرهنگ غربي به زن يك نگاه اهانتآميز است. اسم آن را آزادي ميگذارند، لكن در حقيقت آزادي نيست».(6)
«اساس فرهنگ غرب اين است كه زن را به عنوان يك كالا، به عنوان يك وسيله تمتع براي مرد در جامعه عرضه بكند. تشويق و تحريص بر عريانگرايي به اين جهت است».(7)
«زن در محيط اسلامي رشد علمي ميكند، رشد شخصيتي ميكند، رشد اخلاقي ميكند، رشد سياسي ميكند، در اساسيترين مسائل اجتماعي در صفوف مقدم قرار ميگيرد، در عين حال زن باقي ميماند».(1)
«اين افتخاري نيست براي زن كه او را از محيط زنانه، از خصوصيات زنانه، از اخلاق زنانه دور كنيم. خانهداري را، فرزندداري را، شوهرداري را ننگ او به حساب بياوريم».(2)
«يك قهرمان با جوانمردي خودش تبليغ ميكند، با تدينِ خودش تبليغ ميكند. اين مسئله بانوان و دختران ورزشكار ما كه با حجاب در ميدان ميروند، خيلي چيز مهمي است».(3)
«واقعاً همه بايد قلباً از
كه در ميدانها با حجاب، با عفاف، با متانت و با وقار حاضر ميشوند، تشكر كنند».(4)
«سياست راهبردي اساسي بنياني غرب بر عرضه شدن و هرزه شدن زن است و حجاب مخالف آن است».(5)
«جمهوري اسلامي در مسئله زن بايد به طور صريح و بدون هيچ مجامله، حرف خودش را ـ كه عمدتاً اعتراض به نگاه غربي و اين نامعادله ظالمانه غربي است ـ بگويد. با اين نگاه، آن وقت مسئله حجاب، مسئله نوع ارتباط زن و مرد، همه معنا پيدا ميكند. اين يك مسئله است».(6)
«مسئله محرم و نامحرم در اسلام جدي است. البته بخش عمدهاي از اين قضيه محرم و نامحرم باز برميگردد به خانواده».(7)
«چشم پاك و دل بيوسوسه و ريب براي هر يك از زوجين موجب ميشود كه محيط خانواده از طرف او تقويت و گرم شود».(1)
«اگر چنانچه، چشم خائن، دست خائن، دل بيمحبت و بياعتقاد به همسر و همسري وجود داشت، ولو ظاهرسازيهايي هم باشد، محيط خانواده سرد ميشود».(2)
«عظمت زن به اين نيست كه بتواند چشم مردها را، هوس هوسرانان را به خودش جلب كند؛ اين افتخاري براي يك زن نيست؛ اين تجليل زن نيست؛ اين تحقير زن است».(3)
«آنچه كه غربيها به آن دامن زدند و تمدّن غربي پايهگذار خشت كج و بناي كجش بود، بيبندوباري و ابتذال زنانه است. زن را به ابتذال كشاندهاند و داخل خانواده او را هم اصلاح نكردهاند».(4)
«اينكه ميبينيد در بعضي از كشورهاي غربي، در بعضي از كشورهاي مسلمان اما با حكومتهاي غير اسلامي، اينطور حجاب اسلامي مورد تهاجم دشمنان دين قرار ميگيرد، اين نشاندهنده گرايش زنان به حجاب است».(5)
«يكي از نشانههاي مردسالاري غربيها همين است كه زن را براي مرد ميخواهند؛ لذا ميگويند زن آرايش كند، تا مرد التذاذ ببرد! اين مردسالاري است، اين آزادي زن نيست؛ اين در حقيقت آزادي مرد است».(6)
«ميخواهند مرد آزاد باشد، حتي براي التذاذ بصري؛ لذا زن را به كشف حجاب و آرايش و تبرج در مقابل مرد تشويق ميكنند!».(7)
«زنان ما ميخواهند حجاب خودشان را حفظ كنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملي ماست».(1)
«چادر، پيش از آنكه يك حجاب اسلامي باشد، يك حجاب ايراني است. مال مردم ما و لباس ملي ماست».(2)
«بحثهايي كه در باب پوشش زن ميشود، بحثهاي خوبي است كه انجام ميگيرد؛ منتها بايد توجه كنيد كه هيچ بحثي در اين زمينههاي مربوط به پوشش زن، از هجوم تبليغاتي غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد».(3)
«مثلاً بياييم با خودمان فكر كنيم كه حجاب داشته باشيم، اما چادر نباشد؛ اين فكر غلطي است. نه اينكه من بخواهم بگويم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من ميگويم چادر بهترين نوع حجاب است؛ يك نشانه ملي ماست».(4)
«اگر واقعاً بناي تحرك، كار اجتماعي و كار سياسي و كار فكري باشد، لباس رسمي زن ميتواند چادر باشد و ـ همانطور كه عرض كردم ـ چادر بهترين نوع حجاب است».(5)
«بعضيها از چادر فرار ميكنند، به خاطر اينكه هجوم تبليغاتي غرب دامنگيرشان نشود؛ منتها از چادر كه فرار ميكنند، به آن حجاب واقعي بدون چادر هم رو نميآورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار ميدهد».(6)
«ريشهكن كردن فرهنگ ملي از طريق فراگير كردن بيبندوباري، عياشي و هرزگي در ميان يك ملت هدفي است كه دشمنان در پي تحقق آن هستند».(7)
«بهطور مشخص دوران رضاخان سرآغاز تهاجم فرهنگي در كشور ماست و بزرگترين قدمها به نفع فرهنگ غرب و در حقيقت در جهت سلطه غرب بر ايران در همين دوران برداشته شد».(1)
«آن روزي كه زنان ايران، وارد ميدان مبارزه و صحنه فعاليتهاي اجتماعي و سياسي شدند و كشور را با دست تواناي خود به پيش بردند، چادر به سر كردند».(2)
«شما ببينيد الان چقدر خرج ميكنند و زحمت ميكشند، براي اينكه حجاب را در دنيا از بين ببرند».(3)
«كشورهايي كه خودشان را مهد آزادي ميدانند، ميبينيد كه چه ميكنند براي مبارزه با حجاب».(4)
«همه آن تشكيلاتي كه با حجاب مبارزه ميكنند يك طرف، اين خواهر ورزشكارِ مؤمن و دخترِ جوان ِما كه با حجاب اسلامي و لباس محجّب ـ يا با چادر يا با آن شكل زيباي ارزشي ـ جلوِ دوربينهاي دنيا ظاهر ميشود و نشان ميدهد كه به اين ارزش پايبند است و اين صحنه در همه دنيا منعكس ميشود، اين يك طرف ديگر».(5)
«[دشمنان] با چادر و حجاب صحيح و متقن شما از همه چيز بيشتر دشمنند. چرا؟ چون فرهنگ آنها اين را قبول ندارد».(6)
«[دشمنان] ميخواهند زن به سبك اروپايي را در جامعه رواج بدهند؛ كه عبارت است از سبك مد و مصرف و آرايش در انظار عموم و ملعبه قرار دادن مسائل جنسي بين دو جنس».(7)
«از نظر غرب، علت اينكه شما نبايد توي چادر باشيد، نبايد حجاب داشته باشيد، اين نيست كه آزاد باشيد».(1)
«شما داريد ميگوييد من با حجاب هم آزادي دارم. [غرب] چيز ديگري مورد نظرش است؛ زن را براي نوازش چشم مرد، براي بهرهوري نامشروع مرد ميخواهند».(2)
«من هيچ وقت نگفتم كه چادر را در جايي اجباري كنند؛ اما هميشه گفتهام كه چادر يك حجاب ايراني است و زن ايراني اين را انتخاب كرده و خوب حجابي هم هست و ميتواند كاملاً حفاظ و حجاب داشته باشد».(3)
«حجاب، ارزشي است منطبق با طبيعت انسان».(4)
«برهنگي و حركت به سمت اختلاطِ هرچه بيشتر دو جنس با يكديگر و افشاء شدن اينها در مقابل يكديگر، يك حركت خلاف طبيعي و خلاف خواست انساني است».(5)
«در نظام اسلامي، كارهاي فراوان براي احياي جايگاه حقيقي زن انجام شده اما هنوز مشكلات زيادي به خصوص در عرصه رفتار با زن در خانواده، وجود دارد كه بايد با ايجاد پشتوانههاي قانوني و اجرايي آنها را حل كرد».(6)
«نظام جمهوري اسلامي ايران توانسته است به قلهاي دست يابد كه عبارت است از پرورش زنان فرزانه و صاحب انديشه و رأي، در ظريفترين و حساسترين مسائل جامعه».(7)
«امروز اگر كسي رفتار مبتني بر جذابيتهاي زنانه را در محيطهاي عمومي محكوم كند مورد هجوم و جار و جنجال دستگاههاي تبليغاتي و سياسي غرب قرار ميگيرد».(1)
«غربيها مدعياند كه حجاب يك مسئله ديني است و در جوامع لائيك نبايد ظهور پيدا كند، اما علت واقعي مخالفت غرب با حجاب اين است كه سياست راهبردي و بنياني غرب درباره زن يعني عرضه شدن و هرزه شدن، زن را با چالش روبهرو ميكند و مانع تحقق آن ميشود».(2)
«برخلاف غرب، نظر اسلام درباره خانواده و جايگاه زن بسيار روشن است و پيامبر گرامي اسلام و ائمه اطهار عليهم السلام در سخنان مختلف بر اين جايگاه رفيع تأكيد كردهاند».(3)
«با وجود همه كارهايي كه پس از انقلاب انجام شده است، هنوز درباره زن و رفتار در محيط خانواده، كمبودهاي زيادي وجود دارد كه بايد برطرف شود».(4)
«حضور بانوان و دختران ورزشكار با رعايت حجاب شرعي، در ميدانهاي بينالمللي اقدامي فوقالعاده، و بسيار مهم و باارزش است».(5)
«هنگامي كه يك زن مسلمان ايراني و داراي حجاب، بر سكوي قهرماني ميايستد و همه را وادار به تكريم ميكند، كار با عظمتي انجام شده است».(6)
«حجاب مايه تشخص و آزادي زن است؛ برخلاف تبليغات ابلهانه و ظاهربينانه ماديگرايان، مايه اسارت زن نيست».(7)
«خانمها خيلي بايد مراقبت كنند مسئله حجاب را، مسئله عفاف را؛ وظيفه آنهاست، افتخار آنهاست، شخصيت آنهاست».(1)
«تبليغ نكنند كه با حفظ حجاب، با حفظ عفت، با خانهداري و با تربيت فرزند، انسان نميتواند كسب علم كند. ما امروز بحمدللَّه چقدر زنان دانشمند و عالم در رشتههاي مختلف در جامعهمان داريم».(2)
«زن بايد در مقابل مرد نامحرم متكبر باشد. «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ»؛ در حرف زدن مقابل مرد نبايد حالت خضوع داشته باشد. اين، براي حفظ كرامت زن است. اسلام اين را ميخواهد و اين الگوي زن مسلمان است».(3)
«تكبر از همه انسانها مذموم است، مگر از زنان در مقابل مردان نامحرم!».(4)
«هر حركتي كه براي دفاع از زنان انجام ميگيرد، بايد ركن اصلي آن رعايت عفاف زن باشد».(5)
«نبايد بگذارند عفّت زن كه مهمترين عنصر براي شخصيت زن است مورد بياعتنايي قرار گيرد».(6)
«عفّت در زن، وسيلهاي براي تعالي و تكريم شخصيت زن در چشم ديگران، حتي در چشم خودِ مردان شهوتران و بيبندوبار است».(7)
«عفّت زن، مايه احترام و شخصيت اوست».(8)
«اين مسئله حجاب و مَحرم و نامَحرم و نگاه كردن و نگاه نكردن، همه به خاطر اين است كه قضيه عفاف در اين بين سالم نگه داشته شود».(1)
«اسلام به مسئله عفاف زن اهميت ميدهد. البته عفاف مرد هم مهم است».(2)
«عفاف مخصوص زنان نيست؛ مردان هم بايد عفيف باشند».(3)
«لزوم پوشيدگي زن در برابر مرد بيگانه يكي از مسائل مهم اسلامي است».(4)
«پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوهگري و خودنمائي نپردازد».(5)
«وظيفه پوشش كه اسلام براي زنان مقرر كرده است بدين معني نيست كه از خانه بيرون نروند. زنداني كردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست. در برخي از كشورهاي قديم مثل ايران قديم و هند چنين چيزهايي وجود داشته است ولي در اسلام وجود ندارد».(6)
«حجاب در اسلام از يك مسئله كليتر و اساسيتري ريشه ميگيرد و آن اين است كه اسلام ميخواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به محيط خانوادگي و در كادر ازدواج قانوني اختصاص يابد، اجتماع منحصراً براي كار و فعاليت باشد.(7)
«برخلاف سيستم غربي عصر حاضر كه كار و فعاليت را با لذتجوييهاي جنسي به هم ميآميزد، اسلام ميخواهد اين دو محيط را كاملاً از يكديگر تفكيك كند».(1)
«نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادي معاشرتهاي بيبندوبار، هيجانها و التهابهاي جنسي را فزون ميبخشد و تقاضاي سكس را به صورت يك عطش روحي و يك خواست اشباع نشدني در ميآورد».(2)
«اسلام تدابيري براي تعديل و رام كردن اين غريزه [جنسي] انديشيده است و در اين زمينه هم براي زنان و هم براي مردان، تكليف معين كرده است. يك وظيفه مشترك كه براي زن و مرد، هر دو، مقرر فرموده مربوط به نگاه كردن است: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَي لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُون...»(3)
«اختصاص يافتن استمتاعات و التذاذهاي جنسي به محيط خانوادگي و در كادر ازدواج مشروع، پيوند زن و شوهري را محكم ميسازد و موجب اتصال بيشتر زوجين به يكديگر ميشود».(4)
«فلسفه پوشش و منع كاميابي جنسي از غير همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگي اين است كه همسر قانوني شخص از لحاظ رواني عامل خوشبخت كردن او به شمار برود...».(5)
«... در سيستم آزادي كاميابي، همسر قانوني از لحاظ رواني يك نفر رقيب و مزاحم و زندانبان به شمار ميرود و در نتيجه كانون خانوادگي براساس دشمني و نفرت پايهگذاري ميشود».(6)
«اسلام مخصوصاً تأكيد كرده است كه زن هر اندازه متينتر و با وقارتر و عفيفتر حركت كند و خود را در معرض نمايش براي مرد نگذارد بر احترامش افزوده ميشود».(1)
«شرافت زن اقتضاء ميكند كه هنگامي كه از خانه بيرون ميرود متين و سنگين و با وقار باشد».(2)
«شبههاي كه در ذهنيت بعضي افراد هست، اين است كه خيال ميكنند حجاب براي زن محدوديت و حصاري است كه خانواده و وابستگي به شوهر براي او ايجاد نموده است».(3)
«تبيين حجاب در بينش قرآن كريم اين است كه زن بايد كاملاً درك كند كه حجاب او تنها مربوط به خود او نيست تا بگويد من از حق خودم صرف نظر كردم، حجاب زن مربوط به مرد نيست تا مرد بگويد من راضيم، حجاب زن مربوط به خانواده نيست تا اعضاي خانواده رضايت بدهند، حجاب زن، حقي الهي است».(4)
«عظمت زن در اين است كه: «اِنْ لايَرَيْنَ الْرِّجالْ وَلايَراهُنَ الرِّجال»(5)نبينند مردان نامحرم را و مردان نيز آنان را نبينند».(6)
«قرآن كريم وقتي درباره حجاب سخن ميگويد ميفرمايد: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن كه نامحرمان او را از
ديد حيواني ننگرند لذا، نظر كردن به زنان غير مسلمان را، بدون قصد تباهي جايز ميداند و علت آن اين است كه زنان غير مسلمان از اين حرمت بيبهرهاند».(1)
«قرآن كريم وقتي مسئله لزوم حجاب را بازگو ميكند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنين بيان ميفرمايد: «ذَلِكَ أَدْنَي أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ»(2)يعني براي اينكه شناخته نشوند و مورد اذيت واقع نگردند».(3)
«عفت از جمله كمالات نفساني است كه با غيرت همراه بوده و غيرت نيز با دارا بودن شريفترين اوصاف نفساني مقدمهاي در امر عفاف است».(4)
«عفت هر كسي به اندازه غيرت اوست و عفاف خصلتي است كه تنها مختص به زنان نيست بلكه مردان را نيز در بر ميگيرد».(5)
«كسي كه وارد حريم غير شود و يا اجازه دهد غير وارد حريم او شود اهل غيرت و عفاف نيست».(6)
«در قرآن مردم به عفاف دعوت شدهاند و حق تعالي فرموده اگر تنگدستي لباس مناسب بپوش و فقر خود را علني نكن، چرا كه قرآن اين عفت را كه همان آبروداري وقناعت است ميستايد».(7)
«عفت در قرآن، به فقرا، اغنيا، اوصيا و سرپرستان توصيه شده است و به دنبال آن به حفظ حجاب تأكيد شده است».(8)
1) زن درآيينه جمال و جلال، ص 159و 160.
2) احزاب: 59.
3) احزاب: 59.
4) سايت حجاب اسلامي، سخنان آيت الله جوادي آملي، www.hejabeislami.parsiblog.
5) سايت حجاب اسلامي، سخنان آيت الله جوادي آملي، www.hejabeislami.parsiblog.
6) سايت حجاب اسلامي، سخنان آيت الله جوادي آملي، www.hejabeislami.parsiblog.
7) سايت حجاب اسلامي، سخنان آيت الله جوادي آملي، www.hejabeislami.parsiblog.
8) سايت حجاب اسلامي، سخنان آيت الله جوادي آملي، www.hejabeislami.parsiblog.
«مسئله حجاب در اسلام مسئلهاي عفيفانه است نه عنيفانه و زن بسيار آسيبپذير بوده و نبايد با اجبار از وي حجاب خواست بلكه بايد سطح آموزش را تعالي بخشيد».(1)
«زنان گلهايي لطيف هستند كه با درختان مقاوم متفاوتند، بنابراين نياز به آبياري و مراقبت دارند و نبايد با فشار و اجبار از آنها چيزي خواست بلكه بايد از راه آموزش وارد شد تا شاهد رشد و تعالي آنها باشيم».(2)
«پرهيزگاران كم حاجت و دور از زينت پروري هستند كه اين حجاب عفيفانه آنها اگر در اقتصاد نيز مورد توجه قرار گيرد ديگر سازمانها هم عفيفانه خواهند شد».(3)
«زنان عفيف آموزش ديده در يك جامعه اسلامي بايد به حدي باشند كه ديگر زنان و دختران در مشكلات خود به آنها مراجعه كنند و اين نياز براي جامعه همانند نياز به وجود بيمارستانها و مراكز آموزشي مخصوص زنان، مورد اهميت است و بايد اين علوم براي همه نسلها حفظ شود».(4)
«حجاب يعني نه درون بيرون را ببيند و نه بيرون نظارهگر درون باشد چرا كه حجاب يك طرفه، حجاب بيعفاف است و جوانان بايد به غيرت و عفاف در عصر حاضر توجه ويژه داشته باشند».(5)
آيتالله صافي گلپايگاني: «اصل وجوب حجاب في الجمله از ضروريات اسلام است و منكر آن مرتد است».
1) سايت حجاب اسلامي، سخنان آيت الله جوادي آملي، www.hejabeislami.parsiblog.
2) سايت حجاب اسلامي، سخنان آيت الله جوادي آملي، www.hejabeislami.parsiblog.
3) سايت حجاب اسلامي، سخنان آيت الله جوادي آملي، www.hejabeislami.parsiblog.
4) سايت حجاب اسلامي، سخنان آيت الله جوادي آملي، www.hejabeislami.parsiblog.
5) سايت حجاب اسلامي، سخنان آيت الله جوادي آملي، www.hejabeislami.parsiblog.
6) سايت مراجع عظام.
حجاب و عفاف از ضروريات دين مبين اسلام محسوب شده و علما و بزرگان دين نيز بر حفظ آن تأكيد دارند؛ در ذيل به برخي از فتواها و پاسخ مراجع تقليد درباره ضرورت و حفظ حجاب و عفاف در مردان و زنان اشاره شده است.
آيتالله تبريزي: «اصل حجاب براي زنان از ضروريات دين است و حكم كساني كه به آن بياعتنايي نمايند حكم بياعتنايي به ساير تكاليف ديني است».
آيتالله سيستاني: «اصل حجاب از مسلّمات شريعت است و در قرآن آمده است، ولي كساني كه توجه به وضوح آن ندارند، انكار آنها مستلزم انكار نبوت نيست و بياعتنايي، عملي گناه است».
آيتالله مكارم شيرازي: «آري حجاب از ضروريات دين است ولي انكار آن براي كساني كه از ضروري بودن آن آگاهي ندارند، موجب ارتداد نميشود».
آيتالله بهجت رحمه الله : «بياعتنايي به حجاب گناه است و داشتن حجاب واجب است».
آيتالله فاضل لنكراني رحمه الله : «سزاوار است خانمها از چادر استفاده كنند چون چادر در كشور اسلامي ايران از مظاهر و شعائر اسلام ميباشد...».
آيتالله صافي گلپايگاني: «چادر بهترين پوشش براي خانمها است، چون تمامي مفاتن بدن را ميپوشاند. خانمهاي مسلمان بايد آداب و سنن اسلامي را در لباس پوشيدن مراعات كنند و از تجددگرايي مضر پرهيز كنند».
آيتالله بهجت رحمه الله : «چادر حجاب پسنديده است».
آيتالله سيستاني: «چادر حجاب بهتر است و سزاوار نيست زنهاي مؤمن بدون چادر خارج شوند».
آيتالله مكارم شيرازي: «حجاب يكي از قوانين مسلّم اسلام است و اساس آن، پوشاندن بدن و موها غير از صورت و دستها تا مچ است ولي بيشك، چادر حجاب برتر است».
آيتالله تبريزي: «پوشاندن بدن بر زن واجب و بهترين نوع پوشش واجب، همان چادر مشكي است كه زنهاي مؤمنه خود را با آن ميپوشانند».
بخش سوم: پيامهاي كوتاه موضوعي
زير فصل ها
آثار فردي و اجتماعي حجاب و عفاف
آثار فردي و اجتماعي وقار، حيا، غيرت
آسيب شناسي حجاب و عفاف
تفاوت ديدگاه اسلام و غرب به مسئله زن، حجاب و عفاف
حجاب تضمين تداوم زيبايي و شرافت است.
حجاب سپري است در مقابل چشمان هوسرانان و سدي محكم در برابر گناه.
حجاب واكسن مقابله با تير نگاههاي آلوده.
حجاب زن باعث ميشود مرد پا در ميدان هوا و هوسها نگذارد.
حجاب معبر فيض الهي است.
حجاب تعهد عملي مسلمانان است.
حجاب هجرت از خودنمايي به خود است.
با رعايت حجاب مانع نشستن غبار گناه بر تن خود شويم.
حجاب انيس عفيفان است.
حجاب استمرار دوستي با خداست.
حجاب جوهره زن مسلمان است.
با حجاب زندگي زيباست.
حجاب آينه ايمان است.
حجاب شكوه ايمان در سيماي زن مؤمن است.
دلهايتان را با حيا و عفاف معطر سازيد.
حجاب سپري است در برابر گناه.
حجاب بيمهنامه روح در مقابل گناه است.
حجاب رهايي از خود با جاذبه عشق به خداست.
حجاب پيكار با شيطان و پيمان با خداست.
حجاب بهاي بهشت است.
حجاب جامه سبز آزادگي است.
حجاب امنيت زن را در جامعه فراهم ميآورد.
حجاب وسيلهاي براي گسست بندهاي اسارت نفس و رهايي از آن است.
حجاب نشانگر حيا و پاكي روح و روان زنان است.
استقلال فرهنگي و ديني يك جامعه و نيز ايمان و اعتقاد يك زن به ارزشهاي اصيل اسلام به وسيله حجاب به نمايش گذاشته ميشود.
زن به وسيله رعايت حجاب مناسب محبوب باقي ميماند.
حجاب موجب خشنودي خداوند است.
جايگاه بسيار والاي زن ـ اين گوهر ارزشمندآفرينش ـ اقتضا ميكند در صدف حجاب قرار گيرد تا ارزش واقعي او حفظ شود.
پوشيده بودن زنان در جامعه نه تنها سبب تقويت بنيان خانواده است، بلكه سبب حفظ ارزش و شخصيت روحي آنان ميگردد.
زكات جمال زن پوششي است كه مطابق دستور دين مبين اسلام است.
پوشش مناسب زن مسلمان، تجسم حرمت و پاكدامني در جامعه است.
حجاب، سدي محكم در برابر طغيان نگاه هرزآلود است.
زنان مسلح به پوشش مناسب عفت اجتماعي را تضمين ميكنند.
زنان در سنگر حجاب حضور عيني خود را در ابعاد مختلف اجتماع تحقق ميبخشند.
پوشيده بودن زن، در همان حدودي كه اسلام تعيين كرده است، موجب كرامت و احترام بيشتر اوست.
در سايه رعايت حجاب و پوشش مناسب، زن با شهامت هر چه تمامتر به وظيفه خود مشغول ميشود.
پوشش مناسب، امنيت زنان را در جامعه فراهم ميآورد.
پوشش و حجاب عفيفانه، ندا و دعوتي است كه زن آن را در عمق جان خود ميشنود.
يك نشانه بر فطري بودن حجاب آن است كه كتابهاي تاريخي و آثار تمدنهاي مختلف گواهي ميدهد كه فرهنگ حجاب همواره در ميان زنان مرسوم بوده است.
پوشش زن، جذابيت او را در نظر جنس مخالف بيشتر كرده و تلاش و پيگيرياش را براي وصال فزوني خواهد بخشيد.
حجاب آرامش دنيا و آسايش آخرت است.
حجاب سنگري است محكم كه زن را از نگاه مردان شيطانصفت مصون و محفوظ نگه ميدارد.
حجاب مصونيت است نه محدوديت.
حجاب يعني دست تعرض از اين حريم كوتاه است.
حجاب يك باور ديني است.
نوع پوشش و حجاب، نشاندهنده سنتها، ارزشها و باورهاي يك جامعه است.
امنيت اجتماعي فلسفه و هدف اصلي حجاب است.
حجاب، باعث آرامش روح است.
حجاب، نشانه عدم كمبود و عدم حقارت نفس است.
حجاب، باعث دوام بيشتر زندگي ميشود.
حجاب، ارزش زن را بالا ميبرد.
حجاب و تقوا، آدمي را بهشتي ميكند.
زن با عنصر حجاب اسلامي، نه تنها به تهذيب، تزكيه نفس و ملكات نفساني پرداخته و قرب الهي را فراهم ميسازد، بلكه باعث افزايش روزافزون امنيت اجتماعي ميگردد.
پوشش و لباس هر بشري پرچم كشور وجود اوست كه با آن اعلام ميكند از كدام فرهنگ تبعيت ميكند.
هدف از حجاب دستيابي به تزكيه نفس، طهارت، عفت و پاكدامني جهت استحكام و گسترش امنيت اجتماعي است.
حجاب يعني پوشش زن از چشمان گرسنه نامحرمان.
پوشش اسلامي، پيام عفت، شخصيت و خداترسي زن مسلمان است.
مردان جامعه نه تنها به زن باحجاب چشم طمع نخواهند داشت بلكه او را نيروي بالفعل در هر چه وسعت بخشيدن به امنيت اجتماعي دانسته و نجابتش را ميستايند.
زن با حجاب نه تنها در سنگر حجاب خود، از تير نگاههاي زهرآلود، سخنان آزاردهنده و برخوردهاي اراذل جامعه در امان خواهد بود، بلكه امنيت و آرامش دروني خود و اجتماع خويش را برقرار خواهد كرد.
حجاب خيمه عفاف بانواني است كه آن را بر پايههاي خود استوار نموده و باعث ترويج ارزش امنيت اجتماعي ميشوند.
حجاب و عفاف يكي از محورهاي زندگي قرآني است.
حجاب عامل حفظ زن از شر شيطان و غلبه بر هوس است.
كوكب اقبال زن در حفظ حجاب است.
زن گل و حجابش خاري است در چشم دشمنان و هوسبازان.
حجاب، حصار و حريم عفت زن و سنگر محكمي است كه راه ورود فساد و هرزگيها را سد ميكند و به زن شخصيت و احترام ميبخشد.
پوشش مناسب يك انتخاب عاقلانه است.
يكي از پردامنهترين موضوعات كه در دنياي امروز راجع به زن و حيات اجتماعي زن مطرح است موضوع حجاب زنان است.
حجاب پادزهر بيماري دلهاست و لانههاي هوس را بر مياندازد.
سلامت روح مرد و جامعه با نوع و كيفيت پوشش زنان، رابطه مستقيم و غيرقابل انكار دارد.
حجاب يعني: اينجا حريم عفت و انسانيت است.
حجاب يعني: حياي جوان باعفت.
حجاب امنترين پناهگاه زن.
حجاب بيانگر وقار و افتخار زن است.
زن درحجاب مانند گوهر در صدف است.
چادر بهترين نوع حجاب و نشانه ملي ماست.
حجاب جاذبه خوبيها و دافعه خطاهاست.
حجاب مادر پاكيهاست.
حجاب يعني: ارج نهادن به اوامر الهي.
حجاب يعني: كاهش فساد اخلاقي و كنترل روابط نامشروع.
حجاب يعني: پاسخگويي به نياز فطري در زن.
حجاب يعني: تأمين امنيت اجتماعي در برابر گناه.
حجاب يعني: تحكيم بنياد خانواده.
حجاب يعني: ايجاد آرامش رواني در بين افراد جامعه.
حجاب يعني: جلوگيري از تهييج و تحريك گناه.
حجاب يعني: سلامت و زيبايي موقعيتهاي اجتماعي و فرهنگي مردان و زنان جامعه اسلامي.
حجاب يعني: مصونيت زنان در همه زمانها و مكانها.
حجاب يعني: حضور معنوي و شايسته زنان در محيط اجتماعي.
حجاب يعني: حفظ وقار ومتانت.
هميشه بايد گوهر انسانيت را در حجاب جستوجو كرد.
با حجاب از دره پست زمين بالا شوي، قطره باشي، دُر شوي، دريا شوي.
حجاب نماد اراده انسان براي پيمودن راه حقيقت است.
حجاب يعني: ارج نهادن به ارزشهاي عظيم اسلام.
حجاب هديهاي الهي به انسانهاست.
حجاب فرياد كرامت انسان است در دنياي سرشار از ظلم به زنان.
حجاب خصوصيتي است كه اسلام براي جامعهاي سرافراز و پويا ترسيم نموده است.
حجاب راه رسيدن ملت مسلمان و امت اسلامي به عزت است.
حجاب يكي از نشانهها و خصوصيات عزت ملي است.
حجاب يعني: برجسته كردن ياد شهيدان و حفظ خاطرات آنان.
جامعه باحجاب مانند درختي است كه استعداد ماندن دارد و داراي اين قدرت و ظرفيت هست كه بماند.
حجاب يعني: افتخار كردن زن مسلمان به مسلمان بودن خود.
جامعه باحجاب مانند درختي است كه هرچه زمان ميگذرد ريشه آن مستحكمتر و شاخ و برگ او گستردهتر ميشود و سرسبزي او از روز اول بيشتر است.
حجاب يعني: غلبه استعدادهاي برجسته مثبت و مفيد و ممتاز بر خصلتهاي حيواني.
حجاب يعني: حفظ اراده و عزم معطوف به اطاعت از پروردگار عالم.
زن باحجاب، مظهري از همت و اراده است.
حجاب نشاندهنده عزم و اراده يك ملت است.
حجاب نشاندهنده تشخص و هويت يك ملت است.
زن باحجاب بهار بيخزان است.
حجاب يعني: با خدا بودن و با خدا ارتباط داشتن.
حجاب يعني: نجات دادن انسان از فريضه گرفتاريهاي اخلاقي و ضعفهاي اخلاقي و شهوات نفساني.
عمل به حجاب به معني پذيرش مكتب اسلام به عنوان راه روشن و خط روشن است.
حجاب صدفي است كه از گوهر وجودي زن محافظت ميكند.
غنچه زيباست چون گلبرگها را در ميان گرفته و حجاب زيباست چون تو را در بر گرفته است.
زن در حجاب، مانند گوهري در ميان صدف است.
حجاب يعني: وقار حضرت زهرا عليها السلام .
حجاب فرهنگي است كه شهدا نيز به آن افتخار كردند.
حجاب حفظ ارزشهاي انقلاب اسلامي است.
حجاب و عفاف يكي از محورهاي زندگي قرآني است.
حجاب نشانه شخصيت انسان است.
به همان اندازه كه از فرهنگ شهادتطلبي بايد حفاظت كنيم بايد از فرهنگ حجاب نيز دفاع كنيم.
براي هر چيزي زكاتي است و زكات زيبايي، پاكدامني و حجاب است.
زنان باحجاب مرزبانان حجاب و شرفند.
حجاب كليد نزديكي به فاطمه زهرا عليها السلام است.
حجاب محافظي ستبر است كه از غنچه عفاف حفاظت ميكند.
حجاب صدفي است كه گوهر عفت را حفظ ميكند.
حجاب زيباترين هديه خداوند به زن است.
حجاب تير جانسوزي به چشم دشمن است.
زن به خاطر ارزش و كرامتي كه دارد بايد با رعايت حجاب محفوظ بماند و خود را حراج نكند و در بازار سوداگران شهوت، خود را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند نفروشد.
حجاب دژي است در برابر يورشهاي شيطاني.
حجاب منشور والاي آگاهي است.
حجاب فرهنگي است كه شهدا نيز به آن افتخار كردند.
حجاب حفظ ارزشهاي انقلاب اسلامي است.
حكمت حجاب، سنجش ميزان عبوديت و اطاعت بندگان است.
حجاب يعني: استفاده از نعمت خداداد انديشه و خرد و تفكر انسان.
حجاب يعني: تعهد به دين و اخلاق.
حجاب يعني: ايمان به وعدههاي الهي.
حجاب يعني: گام برداشتن به سمت خدا.
حجاب مايه افزايش عزت و شوق زن مسلمان است.
چادر، دامنه سرسبز قلههاي پاكي و صلابت است.
حجاب پيام مكتب عاشوراست.
يكي از درسهاي قيام خونين كربلا كه ماهيّتش امر به معروف و نهي از منكر بود رعايت حدود الهي و حفظ حرمت زنان بود.
حجاب سنگر حفظ عفت و معرف شخصيت زن و جامعه است.
حجاب سنگر حفظ زيبايي و شكوه زن است.
حجاب سنگر حفظ شخصيت و وقار زن است.
حجاب سنگر حفظ اخلاق فردي و اجتماعي است.
حجاب سنگر و دژ خللناپذير براي حفظ مرزها و شيرازههاي روابط است.
حجاب كيان خانه و خانواده را از هرگونه انحراف و گمراهي و ازهمپاشيدگي حفظ ميكند.
زن باحجاب مظهر عفاف، حيا و عشقورزي است.
حجاب و بيحجابي وقتي از حوزه فردي و خانوادگي خارج ميشود و موضوع مصلحت و مفسده عمومي مطرح است، دخالت دولت و حاكميت در اين زمينه ضرورت مييابد.
حجاب تصويري است كه فرد از خود در صحنه اجتماعي و در ارتباط اجتماعي به نمايش ميگذارد.
حجاب علاوه بر اينكه جامعه را از فسادهاي روحي، اخلاقي و اجتماعي پاك ميسازد، زن و مرد جامعه را به سوي واقعگرايي سوق ميدهد.
حجاب، نردباني به سمت عزت معنوي و مادي و عزت دنيا و آخرت است.
حجاب پايه و پشتوانه تشكيل جوامع آزاد و سرافراز و برخوردار از پيشرفت و عدالت است.
زنان با حجاب حصارهاي محكم كشور و ملت، در برابر تهاجم فرهنگي هستند.
پوشش در فرهنگ اسلامي همان آرامش رواني، استحكام پيوند خانوادگي، استواري اجتماع و با ارزش بودن و محترم شمردن زن است.
حجاب و پوشش براي بانوان و توجه به حريم عفاف و حراست آن از اصيلترين سنگر زنان و عميقترين و سودمندترين قانون آفرينش براي آنها و جامعه است.
حجاب به اين دليل عزت است كه ساخت مستحكم دروني يك فرد يا جامعه است و او را در مقابله با دشمن مقتدر ميكند.
حجاب انسان را از نفوذ و غلبه دشمن محفوظ نگه ميدارد.
حجاب انسان را از غلبه و نفوذ دشمن بزرگ يعني شيطان هم محفوظ نگه ميدارد.
اگر عزت نفس در درون لايههاي عميق انسان نفوذ كند، غضب و شهوت، انسان را بازيچه خود قرار نميدهد.
حجاب زمينه جلب رحمت الهي است، اما تا انسان ظرف خود را آماده نكند اين باران رحمت شامل حال او نميشود.
حجاب نشاندهنده حركت مردم به سوي معنويت است.
بانوان با حفظ حجاب ميتوانند اطاعت را كه روح و پيام اصلي عبادات بشر است اثبات كنند.
هرگونه تلاش در جهت رهاسازي پوشش مغاير فلسفه پوشش است.
ما معتقديم كه دستورالعملهاي مشروع ديني از جمله پوشش، در حفظ پايبندي خانواده مؤثر است.
اسلام به خاطر حفظ حيا، كرامت و جلال، جلوگيري از هوسبازي و گسستن نظام خانواده حجاب را واجب كرده است.
حجاب مانع تحصيل نيست، صدها هزار دانشمند زن در كشور اسلامي ايران شاهد اين ادعاست.
حجاب، خيمه عفاف بانوان است و ايمان به خدا و ترس از آخرت از مهمترين پايههاي حجاب است.
حجاب به عنوان پوشش ظاهري و عفاف به عنوان جمال باطني، براي حفظ و صيانت گوهر وجودي فرد و به عنوان حكمي الهي، ضروري است.
حجاب مانع نفود هواي نفس و نگاههاي آلوده و افكار فاسد به حريم پاك زنان است.
حجاب زن را در برابر نگاههاي ديگران و به دنبال آن در برابر مفاسد پس از آن حفظ ميكند.
مسئله حجاب، يكي از ارزشهاي ديني و عرفي و انقلابي جمهوري اسلامي است كه با تربيت ديني و عفت عمومي جامعه آميخته شده است.
حجاب، تدبيري است كه اسلام براي تعديل و كنترل غريزه جنسي بشر انديشيده است.
حجاب در جنبههاي اجتماعي، حافظ امنيت و شخصيت و احترام زن است.
حجاب، نماد عفت و عزت زنان و از شاخصهاي مهم فرهنگ ديني و از عناصر اصلي هويت ملي ماست.
حجاب، سدي در برابر اميال هوسبازان است و باعث روي آوردن جوانان به ازدواج ميشود.
زن، با حجاب، جلال خود را حفظ ميكند و به راستي جلال و جمال زن در حجاب اوست.
حجاب وسيلهاي براي گسستن بندهاي اسارت نفس و رهايي از آن است.
حجاب، نشانگر حيا و پاكي روح و روان زنان است و استقلال فرهنگي و ديني يك جامعه را به نمايش ميگذارد و ايمان و اعتقاد زن را به خداوند نشان ميدهد.
حجاب فقط يك پوشش در ميان انواع پوششها نيست.
حجاب فقط يك سليقه در ميان سليقهها نيست.
حجاب فقط يك مرام شخصي در ميان مرامها نيست.
حجاب يعني: ترجيح دادن خدا بر تمامي نظرها و نگاهها و سليقههاي غيرخدا.
حجاب يعني: ارزش دادن به تلاشهاي حضرت زهرا عليها السلام درگسترش فرهنگ عفاف.
حجاب يعني: ميدانم كه صلاحم در حجاب است چون خدا صلاحم را اينگونه ميداند.
.
دنيا، انقلاب اسلامي ايران را با حجاب بانوانش ميشناسد و ابرقدرتها از اين نشانه پرارزش انقلاب ميهراسند.
اگر زنان جامعه باحجاب باشند، هم مردان از نظر طهارت روح و جسم سالم ميمانند.
اگر زنان جامعه باحجاب باشند، محيط خانواده تحت تاثير خودنمايي هاي عدهاي از زنان بدحجاب و بيحجاب قرار نميگيرد و هم مراكز اجتماعي مثل ادارهها و بيمارستانها و... در كمال سلامت، رفتار خواهند بود.
اگر زنان جامعه پوشش مناسب داشته باشند آمار بسياري از بزهكاريهاي اجتماعي به حداقل خواهد رسيد.
يكي از آثار اجتماعي حجاب، حفظ اجتماع و سلامت اجتماعي خانواده است.
اسلام ميخواهد رشد فكري، اجتماعي، سياسي، علمي و بالاتر از همه فضيلتي و معنوي زنان به حد اعلا برسد و وجودشان براي جامعه و خانواده بشري حداعلاي فايده و ثمره را داشته باشد.
مسئله حجاب به معني منزوي كردن زن نيست.
مسئله حجاب به معناي جلوگيري از اختلاط و آميزش بيقيد و شرط زن ومرد در جامعه است.
حجاب به هيچوجه مزاحم و مانع فعاليتهاي سياسي، اجتماعي و علمي نيست.
توجه جهاني به صورت نفي يا اثبات به مسئله حجاب حاكي از اهميت موضوع حجاب است.
در نگاه دينمدارانه كه دستورهاي دين را عامل رشد، بالندگي و كمال انساني افراد بشر ميداند، حجاب به عنوان دستوري ديني، علاوه بر ثمرات اجتماعي، بركات فردي نيز دارد.
در نگاه دينمدارانه حجابِ ظاهر در اعماق روح، جان و فكر افراد اثرگذار است.
حجاب يعني: فرهنگ.
اگر زنان محجبه باشند امتيازات ظاهري از ميان ميرود و اذهان متوجه علم و ادب و هنر و اخلاق ايشان ميشود.
حجاب براي زنان امنيت، طراوت، زيبايي و تازگي ميآورد.
زني كه چادر بر سر ميگذارد، نه تنها اوليت قدم را در حفظ كانون گرم خانواده برداشته، بلكه آبرو و شرافت مادري را بدين وسيله فراهم ساخته است.
حجاب محصول شناخت و بينشهايي است كه زن از هستي، روابط اجتماعي و چگونگي تكامل و رشد صحيح خود دارد.
زن با حجاب به اين باور رسيده است كه با پوشش خود، سير معنوي جامعه را سرعت ميبخشد و مانعي بر سر راه به وجود نميآورد.
مشغول داشتن انسان به جاذبهها و به نمايش گذاشتن آنها، چشم و دل انسانهاي كمظرفيت را كور ميكند و از نور معرفت محروم ميسازد. از اين روست كه حجاب واجب شده است.
حجاب يعني: پوششي كه كرامت، عفت و وقار زنان و دختران را تضمين كند.
حجاب نشانه رشد فرهنگي بالاست.
اگر نگاهي به تاريخ ايران بيندازيم در تمام ادوار، زنان ايراني را با پوششي مناسب ميبينيم.
حفظ حجاب تدبير خالق هستي براي پاسداري و نگهباني عفاف بوده و به رشد عواطف و عشق در وجود آدمي و در نتيجه تحكيم روابط خانوادگي كمك ميكند.
براي رسيدن به حجاب مورد نظر اسلام نميتوان تنها بعضي از دستورها را رعايت كرد و از برخي ديگر صرفنظر نمود؛ چرا كه ثمرات حجاب در صورتي به طور كامل تحقق مييابد كه تمامي دستورها رعايت گردد.
حجاب، زن را از نگاههاي شهوت آلود مصون ميدارد و ارزش زن را بالا ميبرد و از فساد اخلاقي در جامعه جلوگيري ميكند؛ اين يعني عقب ماندگي؟
مسئله حجاب و پوشش از جمله مسائل و موضوعات مهم فرهنگي است كه به نوعي ميتوان آن را تبلور باورها و اعتقادات باطني انسان دانست.
حجاب و پوشش سنگر سعادت، پيروزي و رستگاري زنان و جامعه است كه اگر اين سنگر آسيب ببيند و يا فرو ريزد عوامل سعادت، پاكزيستي و شرافت آنها فرو ريخته و قطعاً آنها بدون اين سنگر در سراشيبي سقوط و انحراف قرار گرفته و موجب آلودگي خود و جامعه خواهند شد.
پوشش اسلامي زن به منزله حفاظي ظاهري و باطني در برابر افراد نامحرم است كه مصونيت اخلاقي، خانوادگي، اجتماعي و پيوند عميق ميان حجاب ظاهري و بازداري باطني را فراهم ميسازد.
حفظ حجاب و پوشش اسلامي و به تبع آن حفظ نظام خانواده از آن رو ارزش دارد كه تأمينكننده سعادت آدمي و منشأ قرب الهي باشد.
رعايت حجاب و پوشش مناسب فضاي روحي و معنوي خانواده را براي يك زندگي آرام و توأم با آرامش و اعتماد فراهم ميكند.
حفظ آرامش رواني جامعه از آثار مثبت عفاف و حجاب است.
زن مثل گل است. هيچ باغباني را سرزنش نميكنند كه چرا دور باغ خود حصار و پرچين كشيده است، چون باغ بيديوار، از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولي براي باغبان نميماند.
حجاب گنج است.هيچ صاحب گنج و گوهري جواهر خود را بدون حفاظ، در معرض ديد رهگذران نميگذارد تا بدرخشد.
حجاب يعني: غفلت نكردن از دو دشمن دروني و بيروني.
حجاب دليل برتري امت اسلامي است.
حجاب يعني: حفظ حرمت جامعه.
حجاب يعني: دعوت به حفظ عزت و شرف اسلامي.
يادمان باشد: هر چيز كه قيمتيتر باشد، درصد مراقبت از آن بالاتر ميرود.
بپذيريم: هر چه كه نفيستر باشد، بيم ربودن و غارت بيشتر است و مواظبت آن لازمتر.
دخترم قبول كن: اگر رشته مرواريد را در كمد و صندوق نگذاري و در آن را نبندي، گم ميشود زيبايي تو هم اينچنين است.
قبول كن: وقتي در خانه را ميبندي، يا پشت پنجره اتاقت پرده ميآويزي، خانه خود را از ورود بيگانه و نگاههاي مزاحم در پناه قرار دادهاي، نه كه خود را در قيد و بند و حصار افكنده باشي.
طبق بيان قرآن، حجاب اسلامي حتي براي كنترل آنها كه در قلبشان بيماري هوس وجود دارد نيز فايده دارد.
حجاب از بركات بزرگ الهي براي اين انقلاب و اين ملت است.
منع حجاب، رفتار ظالمانه با زن است.
حجاب عامل پرهيز از خودشيفتگي و علاقه به ستايش شده است.
حجاب سلاح زن مؤمن در برابر نگاههايي زهر آلود است.
حجاب توفان غلبه عقل بر نفس است.
اگر حجاب نباشد اين اقتداري كه حاصل خون شهداست و متعلق به ملت است ممكن است در جاي خود استفاده نشود.
حجاب مسئوليتي سنگين و در عين حال باارزش است؛ آن را پاس بداريم و از عهده آن برآييم.
حجاب موجب ميشود كه ما درست زندگي كنيم و موفقيت حتمي و اجتنابناپذير است.
همه جا همه انسانها شايسته تكريمند؛ و آن جايي كه حجاب به عنوان برجستگي اخلاقي و انساني وجود دارد، ديگران بيشتر مايل ميشوند كه آن را تكريم كنند.
حجاب عنصر كليدي اصلاح امور دنيا و آخرت است.
حجاب يعني: مراقبت از پيل سرمست درون انسان.
حجاب يعني تجربه لذت با خدا بودن.
اگر سد حجاب شكسته شود جامعه ويران ميشود.
حجاب سد است و سيلهاي ناگهاني و فاجعهآميز بيشتر بر اثر تخريب سد ايجاد ميشود.
هدف از حجاب، مهار غرايز است.
در فضاي جامعه جوّي را ايجاد كنيم كه از گناه در آن احساس شرم شود.
حجاب فرصتي است براي پروانه شدن.
حجاب از انديشهاي متأثر است كه به فلسفه درست و زمينههاي فكري و اعتقادي مستحكم و قابل اجرا متكي است.
حجاب به زنان اين فرصت را ميدهد كه از بانوي بزرگوار اسلام پيروي كنند.
حجاب يعني سرسپردگي به ساحت ربوبي خداوند متعال.
هر انساني اگر مراقب خود نباشد، فسادپذير است و حجاب وسيلهاي است براي اينكه انسانها فاسد و منحرف نشوند.
حجاب حركت از خودپرستي و خودنمايي به سوي خداپرستي است.
حجاب عامل دست پيدا كردن زن مسلمان به عزت كامل است.
حجاب حافظ هويت، قدرت و آبروي زن مسلمان است.
حجاب يعني اينكه اسلام نگاه روشن و روشنگري به انسان و انسانيت و شيوههاي انساني دارد.
حجاب هشداردهنده و توجهدهنده انسان به شخصيت و كرامت خويش است.
مباني معرفتي ما ميگويد كه نوع پوشش جامعه ما مشروع است يا نامشروع، مطلوب است يا نامطلوب.
حجاب يعني: حاكم بودن نيروي خرد انساني بر تفكرات و اعمال انسان.
زن باحجاب يك انسان فرهنگي است.
مسئله حجاب يك مسئله فرهنگي است و بايد حقيقت آن براي مردم روشن شود.
حجاب عامل جذب لطف الهي است.
حجاب تنها يك تكليف نيست يك فرصت بزرگ است كه بايد از آن استفاده شود.
غنچهاي تا هست پنهان در حجاب
ميكند از او خزان هم اجتناب
حجاب يعني: كاهش آسيبهاي اجتماعي.
حجاب تضمين تداوم زيبايي و شرافت است.
حجاب عامل جلوهگر شدن ابهت و حشمت زن است.
حق و شرافت بودن حجاب بر تكليف بودن آن برتري دارد.
حجاب يعني: آگاه شدن از ماهيت بينهايت خويش.
حجاب يعني: جهان درهاي سبزي را به رويت گشوده كه از دريچه سعادت و نجابت به زندگيات بنگري.
حجاب يعني: استنشاق هواي بودن.
حجاب يعني: سپردن لحظههاي تاريك به مرداب فراموشي.
حجاب يعني: من شايسته شكوهي وصفناپذير و متعاليام.
حجاب يعني: سست شدن طنازيها و سستيها.
حجاب يعني: تو به روح زيبايي تعلق داري كه در قفس وجودت زنداني است.
حجاب يعني: تو به محفل فرشتگان خوانده شدي و خداي مهربان منتظر خواستههاي سبز توست.
حجاب يعني: ادراك لحظههاي آسماني.
حجاب يعني: چشيدن لذت ناب و ملكوتي عبوديت از جام معنويت.
حجاب يعني: تسليم در برابر حق.
حجاب بانگ بيدار باشي است براي فطرت خفته.
حجاب يعني: رفتن به دنبال حقيقت به جاي خودنمايي.
ارزش و كرامت زن به حجاب است.
حجاب يكي از موانع محكم در برابر فساد و فروپاشي جامعه است.
با مديريت دل و جلوگيري از خيالپردازيهاي عاطفي نسبت به نامحرم ميتوانيم آسودهتر باشيم.
خواهرم! در زمين به گونهاي گام بردار كه گوهر روحت ناشناخته بماند و كسي توان دست يازيدن به گوهر پاكت را نداشته باشد.
يكي از جلوههاي رفتاري زن يا مرد مسلمان كه نشانه دينداري و عامل صيانت جامعه از فساد و آسيبهاي رواني ـ اجتماعي است، حجاب است.
از آثار اجتماعي رعايت حجاب، پيشگيري از فساد اخلاقي است.
از آثار اجتماعي رعايت حجاب، مبارزه با مظاهر بيديني است.
از آثار اجتماعي رعايت حجاب، حفظ كيان خانواده است.
احترام به شخصيت زن به واسطه رعايت حجاب اسلامي ميسر ميشود.
يكي از آثار رعايت حجاب مصونيّت ارتباط زن با مردان غريبه است.
حجاب يعني: من بسان برگ نازكي نيستم كه به هر سويي نوسان كند.
حجاب يعني: صيقل دادن روح با زيباييهاي حقيقي.
حجاب يعني: من در دام مرداب خوفانگيز جلوهگري گرفتار نميشوم.
حجاب يعني: بيدار شدن انسانيت از لابهلاي خارها و بوتههاي سرگشتگي.
حجاب يعني: يافتن گمشده خويش از لابهلاي بوتههاي خشكيده طنازي.
حجاب يعني: حقيقت زيبايي زن، در نجابت و متانت او در حال شكفتن است.
پوشش بدون اعتقاد دروني مانند كالبد بيروح است.
پوشش، امنيت به همراه دارد و عامل مهمي براي آزادي زنان است، نه اسارت آنان.
پوشش اسلامي زنان براي ساماندهي روابط زن و مرد در اجتماع است.
خالق هستي پوشش را متناسب با خلقت و فطرت انسان قرار داده است.
پوشش زنان دراسلام ريشه در مباني فكري و زمينههاي معرفتي دارد.
پوشش مناسب زنان در اماكن و مجامع عمومي مصداق تعلق امر به معروف و نهي از منكر است.
پوشش اسلامي از سوي زنان، محيط را براي فعاليتهاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي سالم سازي ميكند.
پوشش مناسب زنان، زمينه بسياري از التهابات جنسي را از ابتدا از ميان بر ميدارد.
پوشش مناسب زنان، به ايجاد فضايي كمك ميكند كه به جاي تحريكها و التهابات جنسي، آرامش حاكم است.
پوشش مناسب زنان، از چشمچرانيها و بلوغ زودرس جلوگيري ميكند.
از منظر اسلام حجاب برخاسته از عنايت و احترام ويژهاي است كه زنان دارند.
اگر زنان در جامعه با پوشش اسلامي ظاهر شوند، يكي از زمينههاي تحريك جنسي در جامعه كنترل ميشود و بدين وسيله، سلامت رواني و اخلاقي و ديني جامعه تأمين ميگردد.
رعايت حجاب در سالمسازي فضاي ديني و اخلاقي جامعه و خانواده و تعادل رواني آن نقش بسزايي دارد.
حجاب، مايه آرامش خانواده است.
حجاب نماد و پرچم اسلام است كه به سرعت در سراسر جهان در حال انتشار است و پيك آزادي و آرامش روحي كساني است كه آن را براي زندگي خود برميگزينند.
پوشش در هر جامعهاي، نماد و نشان طرز تفكر و فرهنگ افراد آن جامعه است.
از ديدگاه اسلام، حجاب زن، رمز گراميداشت گوهر وجود اوست.
زن مسلمان با حفظ حجاب و پوشش مناسب، ضمن پاسداشت گوهر و شرافت انساني خويش، مرز و محدوده غير و خودي را تعيين كرده و جمال و زينتهاي خدادادي خود را دست مايه هر شهوتي و بهانه هر لذتي قرار نميدهد.
پيام حجاب اين است كه زن مسلمان با انتخاب آزادانه اين نوع پوشش، نوع تلقي و تعامل ديگران را با خود تعيين ميكند.
پيام حجاب اين است كه زن مسلمان با حفظ كامل حريم خصوصي و خانوادگي خود، بهرهبرداري آزاد ديگران از جذابيتهاي ظاهري خود را غيرمجاز اعلام كرده است.
پيام حجاب اين است كه زن مسلمان ارتباطات اجتماعي خود را در چهارچوب انديشه، تعقل، دانش، استعدادها، قابليتها و توان عملي خويش در تأثيرگذاري مثبت در امور اجتماعي تعريف ميكند.
پيام حجاب اين است كه زن مسلمان ضمن موفقيت در اجراي وظايف و نقشهاي خانوادگي خويش، در حركتهاي مثبت و مفيد اجتماعي نقش مؤثري خواهد داشت.
پوشش زن مسلمان، نماد و سمبل طرز تفكر و ايدئولوژي اسلام به شمار ميآيد.
زنان مسلمان كه با پوشش اسلامي در جوامع غيراسلامي ظاهر ميشوند، خود به خود به عنوان مبلّغان و مروّجان سيار مكتب اسلام محسوب ميشوند.
زنان مسلمان به واسطه پوشش اسلامي خود، مهمترين عامل تبليغ و ترويج فرهنگ اسلامي در سطح جوامع غربي محسوب ميشوند.
حجاب، عاملي بسيار مهم و تأثيرگذار براي حفظ صفا و صميميت در زندگي خانوادگي است.
حجاب براي اين است كه زندگيها از هم نگسلد و مردان به زنان و دختران پاكدامن و عفيف، نگاه آلوده نكنند و اساس خانه و خانواده را ويران نسازند.
حجاب آمده است تا تقوا و ايمان را به بشر بازگرداند.
حجاب آمده است تا عزّت و شرف و حميت و غيرت را به امت اسلام و جهان باز گرداند.
حجاب شعاري زيبا و برخاسته از شعوري والاست.
حجاب سلاح است و پاسخ به فساد و دنياي غرب.
حجاب آمده است تا چگونه زن بودن را به جامعه بشري بياموزد.
حجاب آمده است تا بار ديگر انسان اسير و آواره را به خانه تقوا و بهشت انسانيت باز گرداند.
حجاب نه لباس و جامه، كه سلاح و برنامه است و امروز دنياي استكبار از اين سلاح ساده و برنامه پاكيزه به هراس افتاده است.
پوشش ديني، پيام عفت، شخصيت و خداترسي زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنين بانويي چشم طمع نخواهند داشت كه پاكي و نجابت او را ميستايند.
عفاف و حجاب، نشاندهنده تقويت ايمان، عمق اعتقاد، حاكميت ارزشهاي انساني و حفظ حريم و حرمت زن و مرد است.
رعايت عفاف و حجاب، علاوه بر سلامت و پاكي جامعه، بنيان خانواده را تحكيم ميبخشد.
حجاب تجليگاه اراده زن مسلمان است.
زن با بهرهگيري از حجاب، امنيت را به خود هديه ميكند.
حجاب بلندترين نقطه تفكر و تمدن انسانيت است.
انسانهاي پاك حجاب دخترانشان را دوست دارند و آنها را باتقوا و صالح تحويل جامعه ميدهند.
حجاب حق زن است چون به وسيله آن ميتواند حريم خود را حفظ كند.
حجاب حق اجتماعي است؛ چراكه سلامت اجتماع وابسته به حفظ اين حريم است.
حجاب حق الهي است و هم فرد و هم جامعه بايد امانتدار اين حق باشند.
همانگونه كه گوهر در صدف محفوظ ميماند دختر و زن با رعايت حجاب از چشم ناسالم و محيط ناسالم در امان ميماند.
حجاب حافظ سلامتي جسم و روح زن و مرد و ضامن روابط صحيح اجتماعي است.
خداوند سبحان زن را با سرمايه عاطفه آفريد كه معلم مهربانيها باشد، اگر جامعهاي درس محبت و عاطفه را ترك كند و به دنبال هوس باشد به فساد كشيده ميشود.
روح پوشش، كنترل رفتار و رعايت وقار و متانت است.
پوشش زن و مرد قبل از هر چيز از خواستههاي فطرت پاك و ساختار وجودي ـ ذاتي آنهاست.
فلسفه حجاب حذف زمينههاي فساد است.
حجاب موجب مصونيت زنان در همه زمانها و مكانها ميشود.
حجاب عامل سلامت و زيبايي موقعيت اجتماعي و فرهنگي مردان و زنان جامعه اسلامي است.
حجاب عامل هدايت، كنترل و بهرهمندي صحيح از اميال و غرايز انساني است.
نفس آدمي درياي از خواستنيها و تمايلات است. با رعايت حجاب از توفاني شدن اين دريا جلوگيري كنيم.
حجاب داروي درمانكننده و عامل امنيت و صفاي روحي است.
حجاب قانون فطرت است و سرپيچي از قوانين فطري، زن را از هويت انساني خويش خارج ميسازد.
حجاب ، عنايت حق بر قامت فرشتگان زمين است.
حجاب كرامت انسان را حفظ ميكند.
پوشش زن نگهباني او از نگاههاي آلوده و پاسدار حرمت اوست.
فلسفه حجاب جدا شدن فضاي كار و فعاليت از فضاي لذتجويي است.
پوشش و حجاب در مدرسه و دانشگاه بايد متناسب با محيط آموزش و تربيتي باشد.
حجاب سپري در برابر نگاههاي هوسآلود و مزاحمتهاي شيطان هوسبازان است.
حجاب محافظي است كه از غنچه عفاف حفاظت ميكند.
زن در پس پرده حجاب در اوج كرامت است و تنديس متانت.
حجاب نشانگر زيبايي روح و انديشه زن مسلمان است.
حجاب تضمينكننده سلامت و پارسايي جامعه است.
حجاب عامل تحكيم خانواده و كاهش آسيبهاي اجتماعي است
حجاب خيمه عفاف بانوان است.
حجاب مانع جريان يافتن هواي نفس و نگاههاي آلوده و فسادآميز، به حريم پاك زنان است.
جايگاه والاي زن ميطلبد كه اين گوهر آفرينش در صدف حجاب قرار گيرد تا ارزشهاي انسانياش محفوظ بماند.
آرامش رواني ارمغان حجاب براي جامعه است.
حجاب به عنوان قويترين عامل براي كنترل رشد فرهنگ مادي، ارزشمند است به همين دليل، سردمداران ترويج فرهنگ مادي، بيشترين هجمه تبليغاتي خود را عليه حجاب سامان ميدهند.
اسلام با حضور محجبانه زن در اجتماع مخالفتي ندارد و منافاتي بين كار زن و حجاب و مستور بودنش نميبيند.
فلسفه نگهباني و پوشش اشيا، ارزش آنهاست و هر قدر افزايش يابد، ميزان محافظت از آنها بيشتر ميشود.فلسفه حجاب نيز چنين است.
پوشش اسلامي نگهبان زن است و هرچه اين پوشش كاملتر شود، درصد امنيت و حفاظت زنان بالاتر ميرود.
از منظر فقهي يكي از خاستگاههاي الزام به حجاب، حرمت خاص و احترامي است كه زنان دارند.
وقتي زن، تقواي جنسي را رعايت كند و خود را بپوشاند، وعدههاي الهي درباره پرهيزكاران، درباره او نيز محقق ميشود.
جامعه موظف است امنيت را در تمام ابعاد مختلف فراهم سازد و بخش مهمي از آن به عهده زن است كه با حفظ پوشش به آن جامه عمل بپوشاند.
حجاب براي آن است كه زن و مرد را مقيد سازد كه آرامش ديگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقي را از بين نبرند.
پوشيده بودن زن در حدودي كه اسلام معيّن كرده، نه تنها موجب كاهش حيثيت اجتماعي او نيست؛ بلكه موجب كرامت و احترام بيشتر زن ميگردد؛ زيرا او را از تعرض افراد فاقد اخلاق، مصون نگه ميدارد.
حجاب به معناي مجموعه رفتارهايي است كه متناسب با عرف اجتماعي باشد.
حجاب يكي از رفتارهاي به هنجار و ارزشي و يكي از ضروريات و مسلّمات اسلام است.
ورود حجاب در عرصه زندگي، معيارهايي مثل مادر بودن، احترام و حتي مفهوم خانواده و عفاف قابل درك ميشود.
حجاب در كشور اسلامي ايران از مظاهر و شعائر اسلام است.
حجاب نشان پاكدامني است.
حجاب گوهر وجود زن است.
حجاب، شايستگيهاي معنوي زنان را به نمايش ميگذارد.
حجاب، تاج بندگي است.
حجاب، حرمت گذاشتن به خون شهيدان است.
حجاب، آينه جمال معنوي زن است.
پوشش در درجه اول مربوط به حوزه خصوصي افراد است اما تنها در اين حوزه محدود نماند و در حوزه عمومي و سطح اجتماعي بروز داشته و تأثيرات بسياري بر حوزههاي مختلف اجتماعي ميگذارد.
شايستگي زيبا زيستن، برگرفته از درون پاك و خويشتندار انسان است.
يكي از فايدههاي ارزشمند پوشش، حفظ اصالت خانواده است.
پوشش، نياز فطري انسانهاست.
اسلام، حجاب را به عنوان ارزشي نيكو، رفتاري شايسته و معروف معرفي كرده است.(1)
حجاب يعني: تحكيم پايهها و بنيانهاي زندگي.
حجاب يعني: تأمين آرامش رواني.
حجاب يعني: تكريم زن و پرهيز دادن او از فروافتادن در ورطه ابتذال.
پوشش زنان به عنوان امري كه در ارتباط با ديگران معنا پيدا ميكند، جنبه عمومي دارد و آثار رعايت يا عدم رعايت آن نمود مييابد.
حجاب وظيفه زنان مؤمن است كه با غيرت مردان مؤمن تكميل ميشود.
حجاب اسلامي، جايگاهي چنان والا براي زنان مسلمان به وجود ميآورد كه زنان غير مسلمان به آن دست نمييابند.
حجاب ضرورتي اجتنابناپذير براي حفظ كرامت و شأن زن به عنوان يك انسان است.
حجاب حضور مفيد و مؤثر زن در فعاليتهاي اجتماعي را تضمين ميكند.
پوشش و پوشيدگي به عنوان سازوكار حفظ شخصيت و كمك به ارزشمندي و حرمت فرزندان آدم در مقابل برهنگي به عنوان نماد فاصله گرفتن از خوبيها و پاكيها قرار دارد.
حق پوشش (حجاب) يكي از مهمترين سازوكارهاي پاك زيستن، پاك شدن و پاك بودن است.
پوشش زن از حقوق مسلّم اوست و ديگران موظف به حمايت از اين حق هستند و فراهم آوردن ابزار آن را برعهده دارند.
1) احزاب: 59.
حجاب و پوشش، امري انساني و پيشنياز رسيدن به كرامت بشري است.
حجاب و عفاف؛ سرآمد ارزشهاي اخلاقي و انساني است.
حجاب و عفاف جزو اعتقادات ديني مسلمانان و يكي از مهمترين مسائل براي حفظ و صيانت از كرامت انساني است.
حجاب، براي تحقير زن نيست. حجاب دين اسلام، براي پايين كشيدن موقعيت زن نيست. حجاب براي آن است كه شخصيت و ارزش زن، حفظ شود.
حجاب يعني: سنگر زن براي مقابله با روابط مؤذيانه و آزارهايي كه ممكن است در زمينههاي مختلف متوجه او شود.
حفظ مقام والاي زن مسلمان از نگاه بيماردلان و هوسبازان از حكمتهاي حجاب است.
ايجاد امنيت رواني براي مردان و زنان شايسته و ديندار از حكمتهاي حجاب است.
حجاب يعني: پاكسازي جامعه از فساد ناشي از بيحجابي يا بدحجابي.
حجاب يعني: استوار ساختن پيوند خانوادگي.
پوشش مناسب در زنان، از مهمترين عوامل كاهش تنشها در روابط زنان و مردان است.
پوشش مناسب در بانوان، زمينه طمعورزي بيماردلان را كاهش ميدهد و سلامت روابط اجتماعي زنان و مردان را ارتقاء ميبخشد.
زن و مرد مسلمان با حفظ حجاب و پوشش مناسب، راه تعالي و تكامل را بسيار سريع طي خواهند كرد و با رعايت ساير دستورات پروردگار به بالاترين مقامهاي الهي خواهند رسيد.
زن گوهر گرانبهاي الهي است كه بايد خود را در صدف حجاب نگهداري كند.
زن اگر موقعيت خود را در نظام آفرينش بيابد و حقيقت و ارزش خود را درك كند از حجاب به عنوان يك نياز جدي براي خود بهره ميگيرد.
حجاب سبب تحكيم پيوند خانوادگي و صميميت رابطه زوجين ميشود.
حجاب نماد بزرگي و وقار زنان است.
حجاب محصول اصول اخلاقي و ارزشي است.
حجاب همواره يكي از نمادهاي آشكار هواداري از ارزشهاي اسلامي و انقلابي مورد تأييد و تبليغ اسلامي بوده است.
پوشيدگي زن نماد تقواي اوست.
امنيت و آرامش خاطر از آثار حجاب اسلامي است.
حجاب سدّي بزرگ در برابر تهاجم فرهنگي غرب است.
فلسفه حجاب بيمه روحي و معنوي سرمايههاي انساني جامعه است.
حجاب نماد برتري شخصيت زن مسلمان و پرهيز از روي آوردن به جاذبهها و شخصيتهاي كاذب است.
بنا به تصريح قرآن، كم شدن زمينه آزار زنان از آثار حجاب است.
حجاب وسيلهاي است براي توسعه مديريت فكري، روحي و عيني زن كه به حضور او در سطح توسعه و تكامل اجتماعي، انضباط الهي ميبخشد.
حجاب ابزار ارتباط قاعدهمند بين زن و مرد است.
حجاب، حافظ و نماد اعتقاد عميق و اخلاق الهي است.
حجاب آفرينشي از جنس محبت است؛ چون با حجاب تمناي مرد از زن بيشتر ميشود.
چون زن خواهان خواهش مرد است حجاب باعث ميشود زن خواستني شود.
حجاب يعني: حفظ حرمت و ارزشهاي وجودي.
چادر، يك «نه» بزرگ به نامحرمان است.
حجاب نشانه علقه و مهر و وفاي زن به مرد است.
با حجاب زن ارزشمند و مرد قدردان خواهد شد.
حجاب يعني: تعهد زن به زندگي.
حجاب يعني: وفاي عهد زن نسبت به مرد.
با حجاب، زن مطلوب و محبوب و معشوق ميگردد.
حجاب هويت و شخصيت زن مسلمان است و زدودن حجاب از زن با هدف هويتزدايي از زن مسلمان است.
حجاب هرگز اسارت نيست بلكه شرافت است.
حجاب يكي از ارمغانهاي ارزنده اسلام براي زنان است.
حجاب براي زن همچون حصاري دور بوستان است كه در حفاظت و نگهداري آن نقش مؤثري دارد.
حجاب به ارزش و مقام زن ميافزايد و مرتبه او را بلند ميكند.
مرد زماني آرامش مييابد كه زني عفيف و پاكدامن داشته باشد و دل زن زماني سكون و اطمينان پيدا ميكند كه مردي صالح و نيك برايش ميسر شود.
حجاب حق زن است، نه تكليف او.
زن در حجاب همچون غنچه است و هيچ كس هوس چيدن آن را نميكند.
حجاب بيانگر وقار و افتخار زن است.
حجاب بهترين حافظ و حصاري است كه زن را از خطر بيگانه حفظ ميكند.
جايگاه والاي زن ميطلبد كه اين گوهر آفرينش در صدف حجاب قرار گيرد تا ارزشهاي انسانياش محفوظ بماند.
وقتي زن به علم و حكمت خداي تعالي ايمان بياورد و بپذيرد احكامي كه براي انسان تشريع شده است، آثار مثبتي دارند، از حكم الهي درباره حجاب استقبال ميكند.
فلسفه نگهباني و پوشش اشياء، ارزش آنهاست و هر قدر افزايش يابد، ميزان محافظت از آنها بيشتر ميشود.
سلامت اجتماع و خانواده با رعايت و حفظ حريمهاي ديني ارتباط مستقيم دارد.
از ديدگاه اسلام، زن شخصيتي شايسته است و رسالتي الهي دارد كه ميتواند با پيمودن مدارج كمال، به مراتب عالي انسانيت باريابد و مصداق فلسفه خلقت، يعني جانشين خدا گردد.
زن، ناموس جامعه اسلامي است و همه بايد در حفظ اين گوهر الهي بكوشند.
آنچه در اسلام ارزش دارد شخصيت وجودي و عظمت روح بلند انسان است و تن و نماي فيزيكي انسان منزلت والايي ندارد.
كساني كه در جامعه الگو ميشوند بايد به حجاب، ارزشها و اصول و انقلاب ايمان داشته باشند.
حجاب، قانون فطرت است وسرپيچي از اين قانون فطري، سقوط ارزش بانوان را به همراه دارد.
معرفت به حجاب، ضامن اجرا و دوام آن است.
احترام لازم و محسوس مردم به بانوان باحيا و باحجاب جامعه سبب ترويج فرهنگ حجاب خواهد شد.
زن مسلمان با شناخت شيوه رفتاري حضرت زهراي مرضيه عليها السلام و زينب كبري عليها السلام و الگوبرداري از آن، بازيچه هوسها قرار نميگيرد و عامل فسادگستري نميشود و به حيات طيبه و پاكيزه ميرسد.
اگر خداوند اين اندازه براي زنان ارزش قائل است براي آن است كه صلاح و فساد كشور به صلاح و فساد خانواده بستگي دارد.
اسلام اولين شرط حضور زن در جامعه را رعايت پوشش ديني اعلام كرده است.
دشواري حجاب بهايي است كه زن براي تأمين سلامت خود ميپردازد.
حجاب پردهاي است كه از ورود تيرهاي نگاه، سخنان بيهوده، و روييدن علفهاي هرز به درون محيط امن جامعه جلوگيري ميكند.
بدون شك حجابْ زن را در برابر آفات و بسياري از بيماريها بيمه ميكند و ميتواند طراوت و جمال او را پايدار سازد.
منظره زيباي حجاب اسلامي كه از عمق ايمان و پاكي زنان سرچشمه ميگيرد، هر مردي را به كرنش و تحسين وا ميدارد.
زن، مربي جامعه است و حفظ شأن و شخصيت و مقام و منزلت او ميتواند حضور زن را در مسيري درست و هدفي والا قرار دهد و وي را از خطا و گناه باز دارد.
زن در سنگر حجابِ خود از تير نگاههاي زهرآلود و سخنان آزاردهنده و برخوردهاي اراذل جامعه مصون خواهد بود و امنيت و آرامش دروني او برقرار خواهد شد.
حجاب تضميني براي تداوم خط زيباي شرافت است.
تمام امور ارزشي و فرهنگي جامعه بايد مقوّم حجاب باشند.
حجاب بايد در سطح مديريتهاي عالي پذيرفته و اجراي آن پيگيري شود.
پوشش، امنيت به همراه دارد و عامل مهمي براي آزادي زنان است.
حجاب، قانون فطرت است و سرپيچي از اين قانون نظري، سقوط ارزشي بانوان را به همراه دارد.
حجاب ميوه درخت شناخت است و تنها كساني كه زمينههاي معرفتي و ريشههاي محكم اعتقادي دارند از اين ميوه بهرهمند ميشوند.
بهره حقيقي هر مرد و زن باايمان از زندگي، زيبا زيستن است.
زن مربي بشر است و ميتواند با تربيت فرزند صالح، امتي را از گمراهي رهايي بخشد.
وقتي زن، تقواي جنسي را رعايت كند و خود را بپوشاند، وعدههاي الهي درباره پرهيزكاران، درباره او نيز محقق ميشود.
انسان در جامعه الهي، انساني مختار، مستقل، فرهنگي، ارزشي و باتقواست.
مردخواهان چيزي است كه سهلالوصول نباشد و پوشيدگي زن را دوست دارد.
از فضاي اخلاق مورد تأكيد در اسلام «عفاف» است كه در اصطلاح بر نيروي دروني تعديلكننده شهوات و غرايز انسان اطلاق ميشود.
ازدواج فرآيندي منظم و قانونمند است پس به قوانين آن پايبند باشيم.
حجاب و پوشش مناسب به بهزيستي و پاكدامني عمومي ياري ميرساند و از هنجارهاي سازنده است.
انسانهاي باتقوا و مؤمن جز به معشوق و دلرباي حقيقي دل نميبندند و عظمت وجودي خويش و تمام نعمتهاي خود را از لطف او ميدانند و از حساب و كتاب آخرت هراسناكند.
زني كه از مقام و ارزشهاي واقعي خود آگاهي يابد و فلسفه حجاب را از ديدگاه اسلامي بداند، حجاب را حصار و زندان براي خود تلقي نميكند؛ بلكه آن را وقار و متانت براي خويش مييابد.
ايمان به خدا و ترس از آخرت، از مهمترين پايههاي حجاب به شمار ميرود؛ زيرا حجاب، لباس اهل ايمان است.
مرد بايد در ايجاد محيطي آرام، صميمي، اطمينانبخش در خانواده خود بكوشد تا همسر و فرزندانش تحت تأثير محبت ظاهري و لفظي افراد خارج از محيط خانواده قرار نگيرند.
زن باحجاب، در تيررس هواهاي نفساني ناپاكان نيست؛ در نتيجه محبوب است و محبوب ميماند.
زنان با حجاب چون مرواريدي در صدف عفافند كه با ارزشند و گرانبها.
زنان باحجاب تنها بنده خداوند هستند و سبب عزت و سرافرازي خود و خانواده ميباشند.
اگر زنان خواهان تحكيم موقعيت و افزايش محبوبيت خويشند بايد آن را در پناه حجاب به دست آورند.
حجاب مؤثرترين عنصر براي حفظ زيبايي و طراوت است، چون زنان باحجاب، آرامش رواني دارند.
عفت و حيا براي دلهاي جوان، آثار ماندگاري دارد.
عفتمداري از اصوليترين پايههاي امنيت جامعه است.
در جامعهاي كه عفيف و غيرتمند است ميتوان به سلامت شخصيت زن و حرمت ناموس اميدوار بود.
وقتي بنيادهاي عفاف فرو ريخت، ارزشهاي اخلاقي نيز از زندگي انسان رخت برميبندد.
ازدواج بهترين شيوه عفتورزي است.
خواستهها و هوسهاي جسماني عامل ترديدافكني درون انسان است.
حيا و عفت عامل پاكيزه كردن دل براي پذيرش حق و حقيقت است.
عفت منشأ تمام نيكيهاست.
مرواريد گرانبها و صدف وجودت را بر نامحرم مگشا.
عفت بايد در فكر، نگاه، زينت، حجاب، زبان، چشم، گوش و اندام تجلي داشته باشد.
كسي كه عفت داشته باشد ارزش و منزلتش زياد خواهد بود.
اصالت زن مسلمان عفت اوست.
كسي كه درك درستي از چادر دارد ميداند يك دختر چادري بايد در همه جنبههايش عفيف باشد.
رعايت حجاب بهترين راه اعلام عفت است و ثمره آن امنيت جنسي ميباشد، همان امنيتي كه امروزه حلقه مفقودهاي در جوامع غربي است.
حجاب مهمترين ركن عفت است.
زن در قبال رعايت حجاب، علاوه بر اعلام عفت خود، عفت جامعه را نيز تضمين ميكند.
حجاب يعني حيا، جوانمردي، شرف، آزادگي و بصيرت.
زنان عفيف رفتارشان به گونهاي نيست كه نامحرمان را به سوي خود جذب نمايد.
زن مسلمان تجسم حرمت و عفت در جامعه است.
حجاب برتر، به زنان ما عفت، به مردان ما غيرت و به جامعه ما عزت ميبخشد.
حجاب مايه عفت زنان است.
گل عفاف در بوستان حجاب ميرويد.
گل عفاف در بوستان حجاب ميرويد و عطر پاكي وجود زنان محجبه را قيمتي ميكند.
زن عفيف زيباست و عفتش به او قدرتي ميدهد كه مردان قوي را در برابر او به خضوع وادار ميكند.
حفظ چشم، گوش، قلب و تمامي اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه، عفاف است كه حاصل اين عفت و حجاب دروني، پوشش ظاهري است.
عفاف همان مجاهده دروني براي غلبه ارزشهاست.
حيا و عفاف تعاليدهنده روح انسان است.
هر مقدار كه انسان عفيف باشد به عالم قدس و ملائك نزديكتر است.
عفاف همان صفت دروني ملكه نفساني است كه منشأ تقواي دروني ميشود.
عفاف، تقواي بيروني و تجلي عزت و حياي دروني است.
عفاف به منزله قوّه بازدارنده از افراط است كه وقتي در درون به صورت ملكهاي درآمد، حاكميتش در بيرون ظاهر ميشود.
انسان عفيف در جايگاه ملائكه است. عفاف لازمه عقل و غيرت است.
عفت موجب عبور انسان از عالم ملك به عالم ملكوت ميگردد.
عفاف، سلامت جامعه را به دنبال دارد؛ زيرا جامعه را افراد آن تشكيل ميدهند و اگر افراد اصلاح شوند، جامعه نيز اصلاح خواهد شد.
عفاف موجب مصونيت زن و مرد از آشفتگيهاي ذهني، بزهكاري، آوارگي و بالاخره بيماري روحي و رواني ميشود و از انحطاط اخلاقي جامعه و ازهمپاشيدگي خانوادهها جلوگيري ميكند.
بيشك نهاد خانواده، تنها با پاسداري از عفاف و پاكدامني، درخشش و بالندگي لازم را پيدا ميكند.
اگر در جامعهاي عفاف و پاكدامني به صورت كامل رعايت گردد، خانوادههاي تشكيلشده نيز ثبات بيشتري مييابند.
حجاب ارتباط بنيادي با عفاف دارد و كسي كه طرفدار حيا و عفاف است با اصل پوشش مخالف نيست.
پوشش اسلامي كاملترين گونه رعايت عفاف است.
از اول كه جامه عفاف، سفيد و شفاف است، نبايد گذاشت چركابه گناه بر آن بپاشد.
از اول نبايد به بيگانه، اجازه ورود به مزرعه نجابت داد تا بوتههاي نورس عصمت را لگدمال كند.
عفاف و پاكدامني، پيآمد نيكوي تقواي الهي و سايه قرب خداوندي است.
از پيآمدهاي زيانبار رعايت نكردن عفاف و حجاب، طلاق و جدايي زن و شوهر و ازهمپاشيدن نظام خانواده است.
عامل بسيار مهم و سازنده در شخصيت الهي انسان، عفت عمومي، سلامت و پاكي جامعه از عوامل غفلتآفرين و هوسآلود و ناپاكيهاست.
عفاف، روح پوشش است و پوشش كالبد آن.
عفت و پاكدامني، پيآمد نيكوي تقواي الهي و مايه ارزش معنوي و قرب خداوندي است كه در هر جامعهاي نشانه شخصيت و عامل سعادت و مايه منزلت اجتماعي است.
اگر بيبندوباري و بيعفتي در جامعه رواج يابد و بهرهبرداريهاي جنسي در خارج از محيط خانواده ميسر گردد، جوانان زير بار مسئوليتهاي ازدواج نرفته و خانوادههاي تشكيل شده نيز متزلزل ميشود.
رعايت عفاف در رفتار و گفتار، خانواده را سالم و آسيبناپذير نگه ميدارد.
انسان در سايه عفاف، عزت و اعتبار پيدا ميكند و كساني كه هرچه ميخواهند ميخورند و آنچه ميخواهند ميگويند و پيوسته در پي هوسرانياند، نزد ديگران اعتبار و ارزشي ندارند.
عفاف، فلسفه حجاب است و حجاب، تضمينكننده عفاف و حيا ميباشد.
عفاف يعني بازدارندگي، يله و رها نبودن، كنترل از درون و خودكنترلي، غلبه بر غرايض و شهوات.
عفاف؛ يعني كنترل و زمام نفس و گناه را در دست گرفتن.
تنها دين نيست كه ما را به عفاف و پاكدامني فرا ميخواند، بلكه اين ندا از درون آدمي نشئت ميگيرد كه دين نيز آن را تأييد مينمايد. غيرت، جوانمردي و كرامت نفساني همگي انسان را به عفاف دعوت ميكند.
عدم رعايت پوشش اسلامي از سوي مادر و ارتباط پدر و مادر با نامحرم بدون عنايت به موازين اخلاقي و اسلامي رابطهاي مستقيم با كاهش حساسيتهاي اعضاي خانواده به ويژه فرزندان نسبت به هنجارها و ارزشهاي ديني دارد.
براي حفظ نظام خانواده و به وجود آوردن محيطي سالم و فرزنداني پاك، رعايت حجاب و حيا و عفاف ضروريست.
سلامت جسمي و روحي ـ رواني جامعه در سايه رعايت پوشش و عفاف حفظ ميشود.
وقتي بيعفتي در سرد شدن و از بين رفتن روابط خانوادگي مؤثر باشد اگر خداي ناكرده ما نيز همان راه غرب را در اين زمينه دنبال كنيم، حصول آن نتيجه براي ما نيز قطعي خواهد بود.
عفاف، ديوار محكمي است كه از گزند گناه حفظ مينمايد، به طوري كه انسان عفيف از تيررس شيطان مصون است.
زن، به خاطر ارزش و كرامتي كه دارد، بايد محفوظ بماند و خود را حراج نكند و در بازار سوداگران شهوت خود را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند، نفروشد.
يكي از اسباب آلودگي و افت عفاف، بيكاري است كه در روايات اسلامي، از آن به شدت نهي شده است.
حجاب بهترين حريم عفاف و پاكدامني است.
(عفت نداي فطرت و حجاب امانت فاطمه عليها السلام است.
عفاف وديعهاي است مقدس و موهبتي الهي؛ موهبت و خلعتي برازنده كه انقلاب شكوهمند اسلامي آن را به زنان بازگرداند تا به داشتن آن ببالند و دوشادوش مردان در جهت تحقق «جامعهاي فاطمي» در راستاي نيل به «دولتي مهدوي» تلاشي مقدس از خود نشان دهند.
كوتاهي و بيتوجهي نسبت به عفاف، باعث رواج گناه و تفاخر و تكاثر و اسراف و فساد و در نهايت محدوديت زن خواهد شد.
عفاف باطني و فطري زن، زينت گوهر روح و دژ محكم اوست.
رعايت عفاف عمومي باعث تأمين امنيت اجتماعي كشور است.
بيعفتي دختران باعث ميشود حقمحوري جاي خود را به هوسبازي و خودخواهي دهد كه عامل اصلي بروز اختلافات و در نهايت طلاق است.
زن مسلمان با رفتاري متناسب و متين، زمينه گسترش عفت را فراهم ميآورد.
زن به خاطر لطافتي كه دارد، نبايد در دستهاي خشن كامجويان ديوسيرت، كه نقاب مهرباني و عشق به چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنكه گل عصمتش را چيدند او را دور اندازند يا زير پايش له كنند.
زن به خاطر عصمتي كه دارد و ميراثدارِ پاكي مريم است، نبايد بازيچه هوس و آلوده به ويروس گناه شود.
گوهر عفاف و پاكي، كمارزشتر از طلا و پول و محصول باغ و وسايل خانه نيست. دزدان ايمان و غارتگران شرف نيز فراوانند.
عفاف عاملي براي نزديك شدن به خلق و خوي فرشتههاست.
زندگي بهشتي يعني زندگي عفيفانه.
عفاف انسان را از افتادن در دام شهوت باز ميدارد.
انسان در پناه محافظ، احساس آرامش بيشتري دارد.
پوشش زن، معرف شخصيت عفيف اوست كه موضعگيري مرد را در برابر او مشخص ميكند.
هويت و شخصيت خانواده در گرو پاكدامني و عفت است.
جامعه سالم در دامان مادران پاكدامن و عفيف شكل ميگيرد.
عفت درون و انديشه پاك، رفتار و كردار پاك را در پي دارد و انديشه ناپاك ثمرهاي جز رفتار و كردار و گفتار ناپاك نخواهد داشت.
حجاب مبتني بر عفاف و عفاف بر پايه حيا استوار است.
حجاب وسيلهاي براي حفظ عفت آگاهانه است.
خودنمايي يعني: تبديل شدن به مهره بيمزد و مواجب استعمار براي ترويج مدلهاي مبتذل در جامعه اسلامي.
زن مسلمان با رفتاري متناسب و متين، زمينه گسترش عفت را فراهم ميآورد.
غلبه بر هواي نفساني و چشمپوشي از لذتهاي حرام، به انسان هيبت و وقار ميبخشد.
پوشيدگي زن نماد تقوا و پارسايي اوست.
انسان مؤمن، نابهنجاريهاي اجتماعي را همانسان كه بر زن و ناموس خود برنميتابد، درباره ساير زنان مسلمان نيز تحمل نميكند.
عفاف به انسان كمك ميكند تا از چيرگي شهوت بر نفس جلوگيري كند.
زن مسلمان تجسم حرمت و عفت در جامعه است.
حفاظت و مراقبت از عفت عمومي بر عهده زنان و مردان است.
پوشش ديني پيام عفت، شخصيت و خداترسي زن مسلمان است.
بياعتنايي افراد به رعايت عفاف، گريبان خود آنها را نيز ميگيرد.
ضرورت پوشش كامل اسلامي و رعايت عفاف و شئون انساني براي حفظ آرامش و بهداشت رواني جامعه داراي اهميت و بركات فراواني است
اگر انسان دائماً به مسائل خلاف عفت فكر كند، حتي اگر به افكارش جامه عمل نيز نپوشاند، در درازمدت به اينگونه افكار عادت كرده، عفت و حياي دروني خود را از دست ميدهد و گناه را سبك ميشمرد و در نتيجه به سمت آن گرايش مييابد.
فلسفه حكم حجاب و فايده بزرگ آن، ارزش دادن به شخصيت زن است.
عفاف كنترلكننده تمايلات فطري انسان است.
رفتار انعكاس افكار و انديشههاست و عفاف در انديشه موجب كنترل و مديريت افكار است تا وارد عرصههاي آلوده و خلاف عفت نشوند.
عفاف؛ يعني رعايت مرزها در روابط انساني.
پاكدامني انسانها در جامعه ديني مصداق برجسته طيبات است.
پايداري و استحكام جامعه از حفظ عفت و حجاب بانوان تأثير ميپذيرد.
حجاب، نماد عفت و عزت زنان و از شاخصهاي مهم فرهنگ ديني و از عناصر اصلي هويت ملي ماست.
زكات جمال حفظ پوشش و عفاف است.
پوشش مهمترين عامل تعديل ميل خودنمايي در انسان است.
پاكدامني و عفت عمومي، پوشش و حجاب در حريم عمومي و اجتماعي از مسئوليتهاي اجتماعي است.
حجاب و عفاف از قرنها پيش (حتي قبل از اسلام)، در فرهنگ ايراني حضور پررنگ داشته و نجابت و پوشيدگي زنان ايراني زبانزد همگان بوده است.
عفاف؛ يعني پارسايي و پاكدامني و خودداري از كارهاي حرام و زشت است.
عفاف روح پوششي است كه سلامت رواني و جاذبه جسماني را تضمين ميكند.
عفتپيشگي و پرهيزكاري، انسان عفيف را بلندآوازه و ماندگار و مقدس ميسازد.
عفتورزي آدمي را تا اوج مقام معنوي بالا ميبرد و او را همسنگ شهيد و در رديف فرشتهها قرار ميدهد.
در قرآن حرمت و حيثيت زن به عنوان حق الله مطرح است.
سلامت روح مرد و جامعه با نوع و كيفيت پوششي زنان، رابطه مستقيم و غيرقابل انكار دارد.
با عفاف، كانون خانواده، پايدار و ارزش پاكي و مسئوليت در جامعه نهادينه ميشود.
اصالت زن مسلمان عفت اوست كه حجاب مهمترين ركن آن است.
حجاب؛ عفاف، شخصيت و متانت زن را نمودار ميكند و او را همچون مرواريد گرانبها در بر ميگيرد.
حجاب، خيمه عفاف بانوان است و ايمان به خدا و ترس از آخرت، از مهمترين پايههاي حجاب به شمار ميروند.
كرامت آدمي در گرو پايبندي به عفاف است كه در پرتو آن، سلامت عمومي جامعه حفظ ميگردد.
دولت مسئوليت و اختيار دارد تا از عمومي شدن بيحجابي و بدحجابي جلوگيري كند، چون در برابر سلامت و عفت عمومي مسئول است.
عفت و پاكدامني عمومي و صورت خاص آن؛ يعني حجاب زنان از مصداقهاي معروف و در شمار عمليات سالمسازي جامعه ديني است.
حقيقت عفاف تنظيمكننده كردار آدمي است و او را از لغزشها باز ميدارد و جمال و زيبايي او را پايدارتر ميسازد.
پوشش اسلامي نگهبان زن است و هرچه اين پوشش كاملتر شود درصد امنيت و حفاظت زنان بالاتر ميرود.
زن مؤمن، بايد آنچه را اسلام به عنوان ارزش بدان مينگرد، باور داشته باشد و بداند كه شخصيت و عظمت او در گرو روح بلند، انديشه والا، قلب پاك و جان پيراسته از آلودگي است.
لباس و پوشش افراد در يك جامعه، يكي از مؤلفههاي فرهنگي است و بايد نمايانگر نوع زندگي، شيوه تفكر و باورهاي او و جامعهاش باشد.
جايگاه والاي زن ميطلبد كه اين گوهر آفرينش در صدف حجاب قرار گيرد تا ارزشهاي انسانياش محفوظ بماند.
كرامت آدمي در گرو پايبندي به عفاف است كه در پرتو آن سلامت عمومي جامعه حفظ ميگردد. جامعه سالم موجب رشد و بالندگي همه انسانها اعم از زن و مرد ميشود.
در سايه رعايت عفاف است كه زن ميتواند به راحتي وارد جامعه شود و فعاليت كند.
شكرانه نعمت زيبايي حفظ عفت است.
حيا مانند چشمه آبي است كه موجب طهارت دل ميگردد.
حيا يعني: درخشيدن نور خدا و نور توحيد در دل انسان.
حيا تابش نوري در دل ظلمات وجودي انسان است.
زنان خوب ميراثدار عفاف و حياي فاطمه عليها السلام و مريماند. بنابراين، بازيچه هوس نميشوند و به ويروس گناه آلوده نميگردند.
با وقار بودن دختر و رعايت كردن حريم ميان محرم و نامحرم به او اصالت ميبخشد و او را در ديدگان همه بزرگ و محترم ميگرداند.
حضور زن در جامعه بايد باوقار و متانت آميخته باشد و از هيجانانگيزي و ايجاد زمينههاي فساد به دور باشد.
زن هر اندازه متينتر و باوقارتر حركت كند و خود را در معرض نمايش براي مردان نگذارد بر احترامش افزوده ميشود.
اسلام براي سلامت جامعه و جلوگيري از زمينههاي فساد، براي حضور زن در اجتماع شرايطي قائل شده است كه وقار در سخن گفتن و سلامت نفس از آن جمله است.
تحكيم خانواده بر اساس محبت، صميميت، انس، وحدت، همدلي و دلسوزي و حياي همسران استوار است.
حيا ملكهاي است كه موجب خودداري از كارهاي زشت ميشود.
در اسلام رعايت وقار و حيا هم به عنوان دژ حافظ زن و تأمين امنيت رواني و اجتماعي او مطرح است و هم براي حفاظت مردان از انحراف فكري و گرفتار شدن در توهمات حاصل از تحريك عاطفي.
انسانهاي پاكدامن، نزد افراد جامعه اعم از خانواده، دوستان و ديگران مورد احترام و اعتمادند.
دختران جوان، با حيا و عفاف خود، گامي مؤثر براي بالابردن شخصيت و ارزش خود و حفظ موقعيت خويش در برابر مردان برخواهند داشت.
حيا، مانع افتادن انسان در دام انحراف جنسي و ضامن پاكدامني است.
حيا يكي از بهترين نيروهاي كنترلكننده دروني است.
بيحيايي زن را با همه ارزش والاي ذاتياش، ابزاري براي سودجويان ميسازد و غرور زنانهشان را كه بخش جداناشدني از شخصيت زنانگي آنان است، خواهد شكست.
اگر زن براي مردان دستيافتني باشد، نه تنها در قلب آنان، محترم و باارزش نيست، بلكه ارزش واقعياش نيز تحتالشعاع قرار ميگيرد و رنگ ميبازد.
شرم و عفت براي دختر همچون وسيله دفاعي است كه به او اجازه ميدهد از ميان خواستگاران خود، شايستهترين آنان را برگزيند.
اسلام به جمال زنان توجه كرده و زينت و آرايش او را براي همسر باارزش شمرده است، اما علاوه بر آن زيبايي را در حفظ عفت و پاكدامني شايسته ميداند.
زينت و ارزش يك زن و دختر مسلمان، به تقوا و ديانت اوست و پاكدامني و متانت او هم از ديانت سر چشمه ميگيرد.
در جامعه اسلامي بايد مردان باغيرت و زنان باآزرم و حيا از عفت عمومي پاسداري كنند.
اگر زن در مسير انحراف گام بردارد، ابتدا از حياي او كاسته ميشود. سپس حجاب او سست ميشود و آنگاه بيحيايي دامنگيرش ميشود.
جامعه سالم در دامن مادران پاكدامن و عفيف شكل ميگيرد.
هويت و شخصيت خانواده در گرو حيا وعفت و پاكدامني است.
زن پاكدامن حتي در نگاه مردان بيبندوبار و چشمچران نيز مورد احترام است و اين رمز تأكيد بر عفت و پاكدامني زن است.
حيا سرچشمه عفت است.
در جامعهاي كه حجاب، متانت، عفت و حيا ارزش تلقي ميشود، زن با عفت و حجب، پايههاي اين ارزش را ميسازد و جامعه را به سمت سلامت و ارزشهاي واقعي سوق ميدهد.
اگر غريزه جنسي دائماً در معرض تحريك و تهييج قرار گيرد، علاوه بر اينكه عفت افراد جامعه به خطر ميافتد و در نتيجه كرامت انساني از بين ميرود و از رشد ارزشها و كمالات جلوگيري ميكند، عوارض وخيم ديگري نظير بلوغ زودرس، پيري و فرسودگي نيز دارد.
نگاه حرام، قدرت تصميمگيري درست و استفاده از عقل را از انسان سلب ميكند، و بيشتر انحرافات جنسي و خلاف اخلاق اسلامي از يك نگاه آغاز شده است.
يكي از عواملي كه باعث تحريك ميل جنسي در انسان ميشود، فكر گناه و مشغول كردن ذهن به مسائل جنسي است كه سر انجام موجب تحريك و تهييج غريزه و ارتكاب به گناه ميشود.
در روايات اسلامي، از «فكر كردن به گناه» نهي شده است؛ زيرا فكر گناه، به خود گناه منجر ميشود. حضرت علي عليه السلام ميفرمايد: «كسي كه در انديشه گناه باشد و درباره آن بسيار فكر كند، سرانجام همان افكار او را به گناه ميكشاند».(1)
براي اينكه انسان بتواند فكر و خيال خود را كنترل كند، لازم است از تنهايي و بيكاري دوري جويد؛ زيرا بسياري از فكرهاي گناهآلود، به دليل بيكاري و داشتن اوقات فراغت غير ضروري است.
قرآن هم ميگويد: زنان خودآرايي و خودنمايي و عشوهگري نكنند، تا مورد آزار بيماردلان قرار نگيرند.
1) غررالحكم، ص664.
اينكه: «دل بايد پاك باشد»، بهانهاي براي گريز جاهلانه از همين مصونيت است و آويختن به شاخه «لاقيدي»، وگرنه از دل پاك هم نبايد جز نگاه و رفتار پاك برخيزد.
حيا، زيباترين جامه معنوي است.
حيا، مانع انحراف و ضامن پاكدامني است.
حيا، نشانه هماهنگي با طبيعت انساني است.
عفت و پاكدامني همانند پردهاي است كه دو پرده ديگر؛ يعني حجاب و حيا از آن پاسداري ميكنند.
حجاب جلوهاي از حيا در زنان است.
وقار در سخن گفتن و سلامت نفس از لوازم سلامت جامعه و جلوگيري از ايجاد زمينههاي فساد است.
حياي چشم؛ يعني آنكه شخص از ديدن آنچه ديدنش زشت است، چشم فرو بندد.
حيا در سخن؛ يعني رعايت موازين اخلاقي هم در محتوا و هم در حالت سخن.
زنان پاكدامن حتي در نگاه مردان بيبند و بار و چشمچران نيز مورد احترام هستند و اين رمز تأكيد بر عفت و پاكدامني زن است.
بيحيايي زنان و دختران جوان بيشتر در همنشيني با دوستان بيحيا، تماشاي فيلمهاي مبتذل، بيتوجهي به ارزش والاي عفت و حيا، ضد ارزش ندانستن بيشرمي ريشه دارد.
حيا ارزشي بزرگ به زن ميبخشد و بيحيايي او را از مقام انسانيت به زير خواهد كشيد.
سادگي و خامي است كه كسي خود را در معرض ديد و تماشاي نگاههاي مسموم و چشمهاي ناپاك قرار دهد و به دلبري و جلوهگري بپردازد و خيال كند بيماردلان و رهزنان عفاف را به وسوسه نمياندازد و از زهر نگاهها و نيش پشههاي شهوت در امان ميماند.
بعضي از «نگاه»ها، ويروس «گناه» منتشر ميكنند و بعضي از چهرهها، حشره مزاحمت جمع ميكنند.
خراب كردن همه ديوارها و برداشتن همه پردهها و بازگذاشتن همه پنجرهها نشانه تيرهانديشي است، نه روشن فكري! علامت جاهليت است، نه تمدن.
براي پيشگيري از وسوسههاي شيطاني، شريعت اسلام دستور ميدهد كه زن و مرد هيچگاه با هم در محيط خلوت قرار نگيرند.
حجب و حيا تدبيري است كه خداوند متعال به كار برده تا زنان از جمال خود در جهت آرامش بخشيدن و اعتدال جامعه انساني سود برند.
حيا و عفاف هم براي زنان لازم است و هم براي مردان تا گام از حريم اخلاق بيرون ننهند، اما به دليل جاذبههاي خاص و توانمنديهايي كه خداوند در زن قرار داده عنصر حيا و عفاف ضرورت بيشتري يافته است.
حيا به عقل و خرد و فحشا به بيعقلي و سفاهت وابسته است.
نخستين دريچه فساد، نگاه است.
حفظ نگاه اطاعت از دستور خداوندي و انتهاي سعادت است.
حفظ نگاه قلب را تقويت نموده و خوشحال ميسازد.
حفظ نگاه در قلب، نور الهي پديد ميآورد.
حفظ نگاه راه مداخله شيطان را مسدود ميسازد.
پوشيدگي زن به عنوان عفت و حيا، به ميزان مقبوليت و محبوبيت زن ميافزايد.
غيرت ،نجابت، پارسايي و تقوا، افكار و اعتقادات صحيح، صلاحيت اخلاق و صفات انسان و حالات شايسته رواني از شاخصهاي اصالت خانوادگي است.
انسان غيور نه تنها نسبت به خانواده خود، بلكه نسبت به ناموس ديگران نيز حساس است؛ زيرا وظيفه حراست و پاسباني را منحصر در اهل و عيال خود نميداند.
انسان آفريده خدايي است كه غيور مطلق است.
غيرت از نيكوترين صفات مردان است.
بيعفتي نواميس، فساد خانوادگي، ناصالح شدن فرزندان و ... نتيجه بيغيرتي است.
هر چند غيرتمندي بسيار پسنديده است، ولي غيرتمند بايد از بدگماني و وسوسههاي نابجا بپرهيزد؛ زيرا چنين رفتارهايي، كانون گرم خانواده را سرد و بيروح و فرد را نيز به بيماري مبتلا ميسازد.
غيرت مرد مسلمان امري ستودني است.
زن مسلمان با رفتاري مناسب و متين، زمينه گسترش عفت عمومي را فراهم ميآورد؛ زيرا جامعه اسلامي جامعهاي به هم پيوسته است و فرد نبايد خود را تافتهاي جدا بافته از ديگران تلقي كند.
حجاب جنبه عيني حيا و عفاف است.
هنگامي كه حيا در نفس انسان، ملكه شود، مهارت پاكدامني و دوري از گناه در فرد به وجود ميآيد.
حيا يكي از ريشههاي پذيرش حجاب و مقيد شدن به آن به شمار ميرود.
اگر فرهنگ حيا در جامعه نهادينه شود، در پي آن، عفاف و خود نگهداري دروني پديد ميآيد.
حفظ پوشش، احترام گذاشتن به زن و محفوظ نگه داشتن وي از نگاههاي شهواني و حيواني است.
زن مسلمان با رفتاري متناسب و متين، زمينه گسترش عفت را فراهم ميسازد.
مردان بايد با غيرت فردي و اجتماعي و زنان با حيا، عفت عمومي جامعه را پاس بدارند.
زن هر اندازه متينتر، باوقارتر و عفيفتر حركت كند به احترامش افزوده است.
حفظ حيا، عفت، پاكدامني و باحجابي از لوازم سالم و پاك زيستن است.
حجب و حيا ارزش زن را در چشم مرد بالا ميبرد.
غيرت، يعني: دفاع از محجوب در برابر متجاوز.
غيرت يعني: پاسداري از حريم عفت ناموس خويش.
غيرت خصلت خدايي و از خصال پيامبران و مؤمنان است.
غيرت؛ يعني: كوتاهي و اهمال نكردن در حفظ و نگهباني آنچه لازم و ضروري مينمايد.
در سايه غيرت اجتماعي ضمانتهاي اجرايي براي فعاليت زنان فراهم ميآيد و جامعه از امنيت و سلامت معنوي بهرهمند ميشود.
انسان غيور، در مورد تربيت فرزندان حساس است و به همين جهت از ابتدا، زني را بر ميگزيند كه مؤمن و پاكدامن باشد تا وظيفه هدايت فرزندان را به بهترين شكل انجام دهد.
انسان غيرتمدار، آمد و رفت دوستان و آشنايان فرزندان خود را از نظر دور نميدارد و با حساسيتهاي ويژهاي كه دارد، او را در مسير تربيت و سازندگي همراهي ميكند.
زنان غيرتمند همواره، مراقب اعمال و رفتار و گفتار و كردار خويش خواهند بود.
غيرت از ميوههاي طراوتبخش و خويشتنداري است و جامعهاي كه زنانش از عفاف و پوشش كامل و صحيح برخوردار نيستند عفت عمومي را در معرض خطر قرار ميدهند.
پوشش، حيا و پاكدامني از حقوق عمومي است و در نظم ديني، جزو حقوق عمومي و حقوق مشترك به شمار ميرود.
حيا، عفاف و حجاب به هم پيوستهاند و هريك پيش نياز ديگري به شمار ميرود.
پوشش زن بايد از عفاف، وقار و پاكي كامل وي خبر دهد، به گونهاي كه هيچ بيماردلي در او طمع نكند و حريم حرمتش از تعرض هوسرانان مصون باشد.
حيا و عفت از دستاوردهاي ايمان، صفات آزادگان و كردار نيكان است.
حيا و عفت قدر و قيمت زن را بالا ميبرد.
انسان وقتي براي خدا از لذتهاي زودگذر چشم ميپوشد و شهوت خود را مهار ميكند، خداوند در عوض خوشيها و لذتهاي كاملتري را نصيبش ميكند.
نگاه نكردن به نامحرم ارزش اجتماعي مردان را بالا ميبرد.
كسي كه چشم خود را براي ديدن نامحرم آزاد ميگذارد حسرتش بيشتر ميشود.
چشم پوشيدن از نامحرم قلب را نوراني و روشن ميسازد.
نگاه نداشتن چشم از ديدن نامحرم ظلمت و افسردگي در پي دارد.
چشمپوشي از نگاه به نامحرم موجب تقويت اراده، قوت قلب، ثبات و شجاعت ميگردد.
حيا و عفاف و ستر و پوشش، تدبيري است كه خود زن با يك نوع الهام براي گرانبها كردن خود در برابر مرد به كار برده است.
مردان باغيرت و زنان باحيا بايد از عفت عمومي پاسداري كنند.
حرمت زن اختصاص به خود او، همسر و خانوادهاش ندارد.
غيرتمندي انسان را از فساد ميرهاند.
روح عفاف كنترلكننده رفتار و متانت است كه با حيا زيباتر ميشود.
انسان غيور، نه بر خود آلودگي را ميپذيرد و نه بيعفتي ديگران را بر ميتابد.
افراط و تفريط در غيرتورزي، آثار شومي دارد كه دامنگير انسان ميشود.
غيرت اجتماعي؛ يعني مردان موظفند در برابر هرزگي و مرزشكنيها بايستند و به حرمتشكنيها نزديك نشوند.
«حيا» زيبايي انسان است.
افراط در غيرتورزي نه تنها موجب بد گماني شخص نسبت به ناموس او ميشود، بلكه احساس شخصيت را نيز از ناموسش ميستايد.
گرچه حجاب از امور ظاهري است، ولي نمايش خارجي عفاف است.
در جامعهاي كه غيرت اجتماعي دارد زن و دختر آن از نگاههاي آلوده نامحرمان در امان خواهند بود و پاكي و طهارت اجتماع باقي خواهد ماند.
هيچ مرد با غيرتي اجازه نميدهد فرد محبوب وي، توجه يا محبتش را معطوف شخص ديگري نمايد.
مرد بر خلاف آنچه در ابتدا به نظر ميرسد، در عمق روح خود از ابتذال زن و تسليم و بيارادگي او متنفر است و هميشه عزت و بينيازي و بياعتنايي زن را نسبت به خود ستوده است.(1)
1) نظام حفوقي زن در اسلام، ص202.
محافظت از فكر و كنترل آن از وسوسههاي شيطاني موجب عفاف روح و روان انسان ميشود كه نتيجه آن در اعمال و گفتار و رفتار انسان مشهود است.
حيا يعني: پرهيز از معاصي شرعي و اجتناب از آنچه عقل و عرف آن را زشت ميشمارند.
حيا ملكهاي نفساني است كه روح را از انجام اعمال زشت بازميدارد.
حيا موهبتي الهي و امري فطري است.
حيا وجه تمايز انسان و حيوان است.
لباس دانشآموزان و دانشجويان علاوه بر پوشش، نشان وقار و عفاف آنهاست.
اگر زن براي مردان دستيافتني باشد، نه تنها در قلب آنان، محترم و باارزش نيست، بلكه ارزش واقعياش نيز تحتالشعاع قرار ميگيرد و رنگ ميبازد.
حضور زن در اجتماع بايد باوقار و متانت آميخته باشد و از هيجان انگيزي و ايجاد زمينههاي فساد به دور باشد.
سلامت اجتماع و خانواده با رعايت و حفظ حريمهاي ديني ارتباط مستقيم دارد.
جايگاه والاي زن ميطلبد كه اين گوهر آفرينش در صدف حيا و پاكدامني قرار گيرد تا ارزشهاي انسانياش محفوظ بماند.
مراقب دوستيهاي فرزندان خود باشيد و آنها را همراه افراد بيبندوبار رها مسازيد.
هر چه حريمهاي ظاهري ميان زنان و مردان نامحرم، بيشتر و بهتر حفظ شود، زمينه آسيب ديدن حياي دروني كاهش خواهد يافت.
يكي از اصول اساسي در تنظيم روابط اجتماعي زن و مرد، كاهش اختلاط است.
حضور زن در اجتماع بايد باوقار و متانت آميخته باشد و از هيجانانگيزي و ايجاد زمينههاي فساد به دور باشد.
نگاه نقطه آغازين روابط زن و مرد است كه چنانچه كنترل نشود، زمينهساز ادامه ارتباط خواهد شد و پيآمدهاي نامطلوبي بر جاي خواهد گذاشت.
بدون ترديد، زنان با هر تفكر و عقيدهاي، به نظر و سليقه همسران خود در انتخابهاي خويش از جمله لباس و وضع ظاهري توجه ميكنند. ازاينرو غيرتمندي مردان در نوع پوشش آنان نقش بهسزايي دارد.
الف) تاثير ايمان به خدا در عفت و پاكدامني
ايمان به خدا و زندگي پس از مرگ از مهمترين و قويترين عوامل پيشگيري از شهوات و هوسهاست.
شخص باايمان، خداوند را همه جا حاضر و ناظر ميبيند و باور دارد كه همه كارهاي او به وسيله فرشتگان الهي در پروندهاي ثبت ميشود.
اين تعبير از امام خميني رحمه الله را به خاطر بسپاريم: «عالم محضر خداست، در محضر خدا معصيت نكنيم.» اين اعتقاد، بهترين مانع در برابر فسادهاي اخلاقي و اجتماعي است.
باور كنيم: با ضعف ايمان، عفت و مقاومت در برابر شهوات كاهش مييابد.
از جمله آثار عفت و پاكدامني درك لذت ايمان است و چشيدن اين لذت در تمام عمر، بدون عفت و پاكدامني غير ممكن است.
كسي كه ايمان دارد به اينكه خداوند، ناظر اعمال اوست، هرگز تن به ناپاكي و بيعفتي نميدهد.
ايمان و عقل در اثر بيتوجهي و دل سپردن به شهوات مغلوب ميشود.
باوركنيم تنها راه حفظ پاكدامني عمل به دستورات خدا و رعايت تقواست.
تجهيز به قدرت ايمان، راه گناه بيعفتي و بيحيايي را ميبندد.
حب خدا عامل حفظ ايمان و پرهيز از بيعفتي است.
اگر انسان معناي بندگي خدا را درست بداند هرگز در گرداب بيعفتي دچار نميشود.
ايمان به خدا در همه شئون زندگي تجلي پيدا ميكند .حتي در پاكدامني.
اولين قدم براي رسيدن به حدود الهي رعايت وقار و پاكدامني است.
از ثمرات تقوا در اين دنيا، پاكدامني است.
انسان عفيف، زندگي زيبايي را براي خود ميسازد، ازدواجي بابركت و زندگياي شيرين، شيريني ايمان را در دلش احساس كرده و احساس شادي و خوشبختي ميكند.
انسان مؤمن با رعايت عفت تمرين ميكند كه برده هواي نفس خود نشود و قدرت مقابله با وسوسههاي نفساني و شيطاني را در خود پرورش ميدهد.
هر شخصي با حفظ عفت و دوري از پليديها، ميتواند ايمان و اخلاص خود را محك بزند و بفهمد تا چه اندازه در ايمان خود صادق است.
عفت و پاكدامني يكي از انواع صبر است، صبر بر دوري از گناه.
خداوند در ميان مردان و زنان باايمان و عفيف محبت و رحمت و انسي را برقرار ميكند كه سبب سعادت آنها ميشود.
چه تفاوت آشكاري است بين هوسي كه لذتش ميرود و پشيمانهاش ميماند و طاعتي كه رنجش ميرود و پاداش ابدي دارد.
بر اساس آموزههاي قرآن، پاكدامني از نشانههاي مؤمنان است.
يكي از ابزار رسيدن به مقام ايمان، رعايت عفت و حياست.
اعتقاد به خدا، دين و معاد بهترين راه تقويت عفت و خويشتنداري است.
مؤمن همواره خويش را در محضر خداي قادر متعال ميداند. ازاينرو، تلاش ميكند تا پايبند به قوانين دين باشد و پاكي و معنويت خود را حفظ كند.
ايمان به خدا، سبب خويشتنداري حضرت يوسف و پرهيز وي از هوا و هوس شد.
آنچه تقوا و پاكي و طهارت روحي و معنوي را تقويت ميكند، ايمان به خدا و اعتقاد به قيامت است.
ب) آثار ترويج حجاب و راهكارها
ترويج حجاب عامل تقويت دروني كشور است.
ترويج حجاب يعني: آسيبناپذيري معنوي كشور در شرايط بسيار حساس كنوني.
ترويج حجاب يعني: حركت مسئولان كشور به سمت سياستهاي اسلامي.
يكي از راههاي ترويج حجاب، پرهيز از تقليد از كساني است كه ميكوشند روشهاي زندگي و سبك و ملاك زندگي را به ملتها تحميل كنند.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: بيان فوايد حجاب در جامعه و دستاوردهاي آن.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: احياي فرهنگ اصيل اسلامي و آفريدن روح تعبد و تعهد نسبت به ارزشها.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: تقويت ايمان و اعتقاد ديني در دختران همراه با تربيت ديني.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: در اولويت قرار دادن موضوع حجاب و عفاف در برنامهها.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: نظارت بر رعايت حريم حجاب و عفاف در جامعه.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: تعريف استانداردهاي فرهنگي مناسب براي ترويج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ ديني و ملي.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: اصالتبخشي به فرهنگ عفاف از طريق محصولات متنوع فرهنگي و هنري مناسب.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: احياي سنت حسنه «امر به معروف و نهي از منكر» در مورد حجاب و عفاف.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: فراهم كردن فعاليت اجتماعي زنان در كمال آرامش و امنيت.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: مقابله با بيمبالاتي ها، مرزشكنيها و حرمت شكنيها.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: جلوگيري از انتشار و تبليغ كالاهاي فرهنگي كه با فرهنگ حجاب و عفاف مغايرت داشته باشد.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: ترويج الگوهاي مناسب براي حجاب و ممانعت از ترويج فرهنگ مدگرايي.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: تبيين و تحليل ريشههاي ديني و اعتقادي فرهنگ عفاف و حجاب.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: تبيين نقش عفاف و حجاب در افزايش سلامت جامعه.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: فرهنگسازي در زمينه اصلاح پوشش نامناسب.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: ايجاد فضاي مناسب براي كار و نظارت بر رعايت حريم عفاف و حجاب.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: داشتن نگاه فرهنگي در تصويب قوانين.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: توجه خاص به سياستهاي فرهنگي به ويژه سياستهاي مرتبط با موضوع حجاب و عفاف .
ترويج فرهنگ حجاب يعني: گنجاندن آموزههاي مربوط به فرهنگ حجاب و عفاف در آموزش و پرورش.
ترويج فرهنگ حجاب يعني: تسهيل و تسريع در اختصاص دادن بودجههاي فرهنگي به حجاب و عفاف.
ترويج فرهنگ حجاب سدي در برابر تهاجم فرهنگي است.
تعليم، تبليغ، ترويج حجاب از وظايف دستگاههاي فرهنگي است.
دستگاههاي فرهنگي بايد با فرهنگسازي مناسب و هنرمندانه، زمينه تحقق حجاب را در جامعه فراهم كنند.
حكومت اسلامي در شرايط زماني و مكاني خود، بايد احكام اسلام را در جامعه به اجرا در آورد.
در حكومت اسلامي الگوسازي بايد به گونهاي باشد كه ارزشهاي حاكم بر جامعه منطبق بر ارزشهاي اسلامي باشد.
حكومت اسلامي كه وظيفه حفظ واجبات عمومي را دارد، بايد حجاب را به عنوان شعار و نشانه جامعه اسلامي حفظ كند و براي گسترش آن اهتمام ورزد.
دستاندركاران امور فرهنگي بايد در برنامهريزي خود بيش از هر چيز، به شناخت ضرورت حفظ عفاف و حجاب توجه ويژه داشته باشند.
جامعه الهي، جامعهاي است كه نهادهاي فرهنگي و ارزشي بر آن حاكم هستند و تنها از دريچه ايمان ميتوان به اين جامعه نگاه كرد.
با تقويت پايههاي ديني و باورهاي اعتقادي، وسيله اعمال صالح در زنان فراهم ميگردد و اين وظيفه خطير متوليان مذهبي و فرهنگي جامعه است.
جامعه ديني هيچگونه تساهل و تسامحي را در خصوص بيحجابي نميپذيرد.
وقتي نهادهاي فرهنگي جامعه در معرفي الگو از خود سستي نشان دهند، دشمن به راحتي الگوهاي خود را به جوانان و نوجوانان معرفي ميكند.
دولت وظيفه دارد از گسترش رفتارهاي ناسالم جنسيتي در جامعه جلوگيري كند.
دولت براي گسترش پاكدامني عمومي و هنجارهاي سالم جنسيتي بايد به اقدامات عملي (نهادسازي، ايجاد تسهيلات ازدواج، كار، فضاي فرهنگي مناسب) بپردازد.
نظارت بر فرآوردههاي فرهنگي، همچنين مراكز توليد پوشاك از وظايف دستگاههاي فرهنگي و دولتي است.
يكي از وظايف دستگاههاي فرهنگي در خصوص حجاب تبيين سياستهاي فرهنگي به صورت مرحلهاي و طراحي سازوكارهاي اصولي براي اجرايي شدن آن است.
تشريح فلسفه حجاب، پاسخگويي مستقيم و غير مستقيم به شبههها و انتقال فرهنگ حجاب از طريق مجاري و كانونهاي مختلف آموزش و تربيتي از وظايف دستگاههاي فرهنگي است.
دستگاههاي دولتي بايد نسبت به مفاسد اخلاقي و ابتذال در پوشش و آرايش در سازمانهاي دولتي هوشمندانه عمل نمايند.
دستگاههاي دولتي بايد از بكارگيري زنان و دختران جوان در روابط عموميها و بخشهاي پر رفت و آمد اداري بپرهيزند.
دولت اسلامي وظيفه دارد از يك سو با تبديل شدن بدحجابي و بيعفتي به هنجار مبارزه كند و از سوي ديگر، زمينهها و شرايط لازم را براي گسترش حجاب فراهم آورد.
وظيفه دولت اسلامي است كه فضاي مناسب و مساعد براي پاكدامني و محجوب بودن را گسترش دهد.
دولت اسلامي، مسئوليت ايجاد و توسعه شرايط مطلوب حجاب و عفاف را در جامعه برعهده دارد.
دولت اسلامي، مسئول حمايت و تقويت اصول و باورهايي است كه بنياد نظام ديني است و عفت و حجاب از آن باورها است.
بايد روشهاي اجرايي دستگاههاي مختلف در اهتمام به تقويت عفاف و حجاب، منطقي، جامع، هماهنگ و تابع يك سلسله اصول و مباني باشد.
عفاف و حجاب از نتايج و مظاهر ايمان و تقواست. بنابراين، براي تقويت آن بايد در درجه اول، به تحكيم ايمان و تقويت باورهاي ديني جامعه كه در حكم روح و ريشه و اخلاق و رفتار آنان است توجه شود.
در توسعه فرهنگ عفاف و حجاب لازم است به تحكيم ارزشها و مفاهيم اخلاقي خاصي از قبيل شرم و حيا و آزرم و غيرت توجه كافي شود.
زير فصل ها
الف) بد حجابي ـ آثار و پيآمدها
ب) چشمچراني، آثار و پيامدها
الف) بد حجابي ـ آثار و پيآمدها
برهنگي و بدحجابي از دامهاي شيطان است.
ممكن است بعضي از بدحجابها بيبند و بار نباشند ولي بد حجابي مقدمه بيبند و باري است.
طنازيها و بدحجابي زنان منجر به سلب آرامش و امنيت براي خود زنان ميشود.
بدحجابي عاملي براي تبديل زن به كالاي بيارزش ميشود.
بدحجابي، سلامت روان خانواده و بنيانهاي اجتماعي را به خطر مياندازد.
بدحجابي يعني: عدم امنيت براي زنان در جامعه.
بدحجابي يعني: نابود شدن شخصيت و وقار زن .
بدحجابي يعني: فروپاشي كانون گرم خانواده.
بدحجابي يعني: انحطاط جوانان و نوجوانان ودر نهايت سقوط جامعه به گرداب فساد.
بدحجابي يعني: گسترش بيماريهاي روحي ورواني.
بدحجابي يعني: كاهش مسئوليتپذيري جهت رشد و تعالي جوامع اسلامي
بدحجابي يعني: مطرح شدن زن به عنوان كالاي تجاري.
بدحجابي زن ريشه در بيغيرتي مرد دارد.
بد حجابي سبب خشنودي شيطان ميشود.
بدحجابي و بيحجابي يعني: نگاه حقارتآميز به تاريخ خود، به بزرگان خود و به مفاخر خود.
بيحجابي يعني: فراموش كردن ياد شهيدان.
جامعه بيحجاب مانند درخت پوكي است كه احتياج ندارد كسي زحمت بكشد براي انداختن آنها و با يك باد تند سرنگون ميشود.
بيحجابي يعني: بيگانه كردن زن مسلمان از هويت خويش.
ضعف ايمان مهمترين عامل بدحجابي است.
بيحجابي يعني: نگاه مادي و سودجويانه به آفرينش انسان.
بيحجابي ارادي نيست بلكه خطايي است كه نفس راحتطلب و دلبسته به مسائل مادي بر ما تحميل ميكند، در حالي كه واقعيت ندارد.
وقتي حجاب و پوشش زن در جامعه مناسب نباشد، افكار و انديشه افراد جامعه نسبت به زن تغيير يافته و به سمت فساد و تباهي سوق مييابد.
بيحجابي نتيجه عمل نكردن به معارف اسلام است.
حجاب پوشش ويژه و عفت يك خصلت، بينش و منش است.
پوشيدگي زن و قبول خويشتنداري تمرين است براي كسب خصايص انسان كامل و متعالي.
تقيد زن به حجاب و پوشيدگي در خارج از محيط خانواده باعث افزايش جذابيت زن به ويژه براي همسرش ميگردد.
حجاب از نظر اسلام براي حمايت از زن و حفظ كرامت او به ويژه در جامعه مطرح شده است.
اگر حجاب در جامعه وجود نداشته باشد، روابط زن و مرد به روابط دو جنس مخالف كه شائبه در آن مطرح است.
حجاب ضد عشق و زيبايي زن نيست بلكه حفاظتكننده عشق و زيبايي او در جامعه است.
اگر زنان حجاب را تحميلي بدانند به حق خود خيانت كردهاند و حقوق معنوي و مادي خود را ناديده گرفتهاند.
بيحجابي يعني: خودنمايي و ظاهرپرستي و محروم ماندن از گنجينه معنوي كه خدا در انسان قرار داده است.
بيحجابي يعني: دعوت به پوچي، پوچنگري و پوچگرايي.
هر شاخهاي كه از باغ برون سر، در ميوه آن طمع كند رهگذر، بيحجابي مانند شاخهاي است بيرون از حصار باغ كه طمع هر رهگذري را به خود جلب ميكند.
بيحجاب و بيعفتي به عنوان دو ضدارزش در جامعه بشري و به ويژه جوامع اسلامي مطرح است.
در كشورهايي كه زنان بيحجابند نظام خانواده بيشتر از هم گسسته ميشود.
بدحجابي و بيحجابي ثمره نداشتن معرفت و شناخت حقيقي جايگاه زن در هستي است.
بدحجابي علاوه بر اينكه خود ناهنجاري اجتماعي به شمار ميآيد و جامعه را به بيبندوباري ميكشد، زمينهساز بسياري از زشتيهاي اخلاقي است.
وقتي به پوشش و متانت بياعتنايي ميشود، مسائل اخلاقي ديگر هم از جامعه رخت بر ميبندد.
بدلباسي، بداخلاقي به دنبال دارد، چنانكه مدپرستي، هواپرستي ميآورد.
وقتي يك زن با حجاب بد خود به خودش احترام نميگذارد به ديگران اين پيغام را ميرساند كه حاضر به انجام گناهان ديگري هم است .
زنان بدحجاب زمينه گناه و آلوده شدن فرد در جامعه را فراهم ميكنند.
اگر مردي واقعا از نظر شخصيتي براي زنان و دختران خود احترامي قائل باشد و از نگاههاي ديگر مردان جامعه مطلع باشد هرگز اجازه نخواهد داد كه زنان و دختران خود با پوشش بد وارد جامعه شوند.
بسياري از بدحجابيها و بيبندوباريهاي دختران جوان امروزي ناشي از محروميت آنان از تربيت صحيح ديني است.
تلاش براي بيحجابي تلاش براي تمتعات جسمي است نه تلاش براي آزادي و سعادت.
بيحجابي در جامعه يك گناه عمومي و زائلكننده نعمتهاي بزرگ است.
پوشش نامناسب و بيحجابي، زمينه را براي اولين اقدام در بهره برداري غيراخلاقي جنسي يعني نگاه فراهم ميكند.
پوشش نامناسب زمينههاي آسيب پذيري زنان را در جامعه زياد ميكند.
بيحجابي عامل فساد دل و تضعيف دين است.
بيحجابي محصول كوتاهي انسان از حق خويش است.
بيحجابي حقوق بشر نيست، حجاب، حقوق بشر است.
بيحجابي توجيهپذير نيست و ما در برابر آن بايد احساس مسئوليت داشته باشيم.
بيحجابي نقشه شيطانصفتان براي قلب پاك و معصوم جوانان است.
بيحجابي يعني: مخالفت با فكر ايراني، فكر اسلامي، هويت اسلامي و ايراني.
بيحجابي يعني: بياعتنايي به حرمت بشر و آداب انساني.
زن بيحجاب مانند گلي است كه هركس براي چيدن آن طمع ميورزد.
بيحجابي نشانه فاصله گرفتن خانوادهها از آموزههاي ديني است؛ يعني عقايد آنها رنگ مذهبي دارد ولي حقيقت ديني ندارد.
ناآگاهي، ساده لوحي، همرنگي با دوستان، چشم و همچشمي و فريب خوردن از عوامل تقليد در بيحجابي است.
هرگاه حجاب به مثابه هنجارها و رفتارها آشكار اجتماعي درآيد، بيحجابي به اخلاق و عفت عمومي آسيب ميرساند و هنجارهاي بازدارنده و منفي در نظم دين به شمار ميرود.
هركس جاذبههاي خود را به نمايش بگذارد رهزني كرده و انسانها را از مسير رشد و رستگاري بازداشته است.
گوهري كه صدف ندارد سرگردان است و شكار ميگردد.
بيحجابي هنر نيست بلكه بيفرهنگي است.
زنان بدحجاب نگاهها را آلوده و ذهنها را مريض ميكنند تا شرايط گناه و ظلم و تجاوز در جامعه رقم بخورد.
بيحجابي عامل سرد شدن روابط و به خطر افتادن نظام خانواده است.
بيحجابي عامل ناخشنودي پروردگار است.
بيحجابي باعث ضعف اراده ميگردد.
بيحجابي يعني: مشاركت در جرم و خطاي ديگران.
بيحجابي يعني: مجري نقشههاي بدانديشان و شيادان قرار گرفتن.
زن بيحجاب مانند ميوه درختي است كه از ديوار باغ به بيرون آويزان است و هر رهگذر به سوي آن دست دراز ميكند.
بيحجابي يعني: تبديل شدن يك زن باعزت و شرافت به گنجي براي شيطان.
ممكن است بيحجابي در يك يا چند نفر وجود داشته باشد اما كسي كه در آتش اين فساد ميسوزد آن يك نفر نيست بلكه يك جامعه است.
بانوان ملاك صلاح و فساد جامعه محسوب ميشوند؛ اگر زنان يك جامعه صالح باشند كل جامعه را به سوي سعادت ميكشند و اگر زنان بيبندوبار و فاسد باشند، پايههاي ارزشي آن نابودي ميشوند.
بيحجابي يعني: صرف همه استعدادهاي زنان در آراستگي ظاهري و زيبايي صوري براي جلب نظر ديگران .
ارزش زن به كسب كمالات و فضايل اخلاقي و انساني و جلب رضاي خداوند متعال است نه اصرار بيهوده براي جلب توجه ديگران.
بيحجابي پاسخي است به كمبود ارزشهاي علمي و فضايل اخلاقي كه با نمايش زيباييها و جاذبههاي طبيعي و ساختگي زنانه نمود پيدا ميكند.
در هيچ جامعهاي نمايش زيباييهاي زنانه دليل بر شخصيت و جايگاه ارزشي زن نيست.
بيحجابي، زن را صاحب فضيلت نميكند بلكه از او عروسكي ميسازد كه با رشد و تعالي فاصله دارد.
ارزش زن بالاتر از آن است كه خود را چراگاه چشم هاي گرسنه نامحرمان سازد.
بيحجابي نشان فقر فرهنگ ديني است.
بيحجابي يعني: گرفتار شدن در ميان گياهان وحشي طنازي.
زماني كه برهنگي و بدحجابي باعث شكسته شدن حريم جامعه و آسيب ديدن اخلاق عمومي ميشود حكومت بايد با وضع قوانين از اخلاق اجتماعي دفاع كند.
بيحجابي يعني: شنيدن صداي خزان در كوچههاي بن بست و تاريك طنازي.
زن بيحجاب فقيرترين زن دنياست.
بدحجابي و حركتهاي خلاف عفت، چشمانداز خوبي براي ازدواج ندارد.
پوشش زن موجب ميشود تخيل مرد پيوسته درگير زيبايي زن باشد. بنابراين، زن هميشه براي مرد جذاب خواهد بود و مرد براي كشف او در تكاپوست.
هر آنچه به سادگي در دسترس انسان قرار گيرد، از شوق و ميل انسان ميكاهد.
حجاب ماهيت زن را پنهان ميسازد و مرد را براي كشف به نيروي تخيل و تصور واميدارد.
دست و دلبازي زن در پوشش، مايه طعن و تحقير آن است.
زنان بد حجاب بدانند: مرد هميشه عزت و استغنا و بياعتنايي زن را نسبت به خود ستوده است.
بيحجابي يعني: زير غباري از غفلت و فراموشي دفن شدن.
بيحجابي و بدحجابي عامل مهمي است كه چشم و گوش را ناپاك نموده و روابط را ناسالم ميسازد.
بيحجابي به معناي نداشتن پوشش متناسب با استانداردهاي متعارف عرف عام و الگوي برگرفته از فقه اسلامي است.
برجستهترين مصداق بيحجابي، نداشتن پوشش مناسب است.
بيحجابي يكي از مصداقهاي انحراف و كجروي است.
بيحجابي، رفتاري ناسازگار با هنجارها و انتظارات جامعه، خلاف فرهنگ جاري و قانونمنديها و انتظارات مطلوب جامعه و موجب تنشها و
تضادهايي است كه به نگرشهايي سرزنشآميز ميانجامد و مجازات، طرد و انزوا به همراه دارد.
نبايد زن به گونهاي در جامعه ظاهر شود كه زينتهايش آشكار شود و مردان را به سوي خود جلب كند.
افراد بيحجاب و بدحجاب سربازان تهاجم فرهنگي غربند.
بيحجابي مانع سلامت جامعه است.
رعايت نكردن حجاب، ستم به ديگران به شمار ميرود.
هر قدر زنان به خودآرايي بپردازند، از تقويت و تكميل روح الهي خود بازميمانند.
بر اثر جلوهگري زنان، نوجوانان، زودتر از زمان طبيعي به بلوغ خواهند رسيد و اين بلوغ زودرس زمينهساز اختلال رواني و جنسي در آنها ميشود.
اگر زنان و دختران بالغ جامعه، از شرم و حيا به دور باشند و در پوشش مناسب موي سر، بدن و زينتهايشان دقت نكنند، الگوي مناسبي براي فرزندان جامعه نخواهند بود.
يكي از راههاي مبارزه با بدحجابي و بيحجابي، اعتلاي فرهنگ حجاب در جامعه است.
هنجار بدحجابي و بيحجابي در يك نظم ديني، به سلامت اخلاقي و جنسيتي و عفت و پاكدامني عمومي آسيب ميرساند و به گسترش رفتارهاي منفي كمك ميكند.
اگر قلعه مستحكم حجاب زن مسلمان فتح شود، راه بردگي جامعه اسلامي فراهم ميگردد.
زني كه دل به حق داده و انديشه به خدا سپرده و فرجام زندگي دنيوياش را پذيرفته، خودآرايي و خودنمايي نميكند.
پوششهاي همراه با انواع جلوهگريها و آرايشها، پوشش مناسبي نخواهد بود.
اختلاط يكي از عوامل مهم در افزايش التهاب جنسي جامعه و جلب توجه زنان و مردان به يكديگر است.
پوشيدن لباس تنگ، بدن نما، تحريككننده و بد شكل، آرايش نامناسب و نداشتن وقار، نشانه عدم اعتماد به نفس است.
ظهور بيحجابي حتي به مقدار كم با توجه به پيشينه فرهنگي، الگو آموزشي و تربيتي غالب، حساسيتهاي وجدان جمعي مراقبت و كنترل افكار عمومي و سياستهاي فرهنگي نظام بسيار نامنتظره است.
اگر پديده بدحجابي يا بيحجابي عموميت پيدا كند، به باورهاي ديني كه پايه نظم ديني هستند، آسيب جدي وارد ميكنند.
مرد در عمق وجودش از ابتذال، تسليم و رايگاني زن متنفر است و عزت، استغنا و بياعتنايي او را ميستاند.
مردي وجود ندارد كه آرزوي داشتن همسر عفيف و باحيا را در سر نپروراند يا از زيستن در كنار چنين زني لذت نبرد.
بد پوشي و برهنگي بستر تحريك و مزاحمت مردان در حق زنان را پديد ميآورد.
بيحجابي كليد تخريب ارزشهاي زنانه است.
اگر زن ارزش والاي خود را دريابد، هرگز تن خود را آراسته نكرده و ظاهر خود را فريبنده نميكند و خود را در مقابل چشم نامحرمان قرار نميدهد.
بيماري بيحجابي و بدحجابي با بيماري فقدان يا ضعف غيرت رابطه و تأثير متقابل دارد.
حضور تحريكآميز زنان در صحنه اجتماع، عامل مهم تزلزل پايههاي اخلاق و حرمت اجتماعي و زمينه طلاق در خانوادههاست.
آزادي غير معقول زنان ـ كه آزادي در اسارت هوا و هوس است ـ شعلههاي هوس و گناه را در مردان بر ميفروزد و جامعه را به سمت آلودگي و فساد ميكشاند.
از پيآمدها زيانبار رعايت نكردن عفاف و حجاب، طلاق و جدايي زن و شوهر و از هم پاشيدن نظام خانواده است.
عامل بسيار مؤثر و سازنده در شخصيت الهي انسان، عفت عمومي، سلامت و پاكي جامعه از عوامل غفلتآفرين و هوسآلود و ناپاكيها است كه عمده آنها هتك حريم حجاب و پوشش عفيفانه و ضعف غيرت است.
حضور زنان با ظاهري آراسته و بدننما، زمينه بهانهجويي مردان و عيبجويي و تحقير و بياحترامي به زنان خويش و در نتيجه بروز اختلافات خانوادگي ميشود.
مدگرايي كوركورانه، نتيجه چيرگي شهوت و تنوعطلبي افراطي بر روح انسان است.
آيا ميدانيد مدسازان با بهرهگيري از پژوهشهاي گسترده روانشناسي به طراحي مدهاي جديد ميپردازند و با طرح مدلهاي تحريكآميز كفش، لباس و گرايش زنان، مقلدان بياراده را اغفال ميكنند.
زناني كه از دانش و فضايل اخلاقي محروم هستند با نمايش زيبايي و جاذبههاي طبيعي زنانگي خود به دنبال جلب توجه ديگران و جبران نقيصه هستند.
سوء استفاده از جذابيتهاي زنان در فعاليتهاي هنري و اقتصادي خلاف اصول ارزشي و اخلاقي و حرفهاي است.
مسئولان بايد با افزايش فعاليتهاي فرهنگي با مظاهر بدحجابي مقابله نمايند.
بيپروايي در نگاه، بيتوجهي در نوع پوشش و پردهدري در روابط جنسي، امنيت اجتماعي را به خطر مياندازد.
خودآرايي براي همگان و جذب ديگران نشان از عدم بلوغ رواني است.
زنان با بيحجابي به خودنمايي گرفتار شده و بيحيايي را در جامعه ترويج ميدهند.
برهنگي ارزش زن را از بين ميبرد و او را تا حد يك كالا و جنس پست ميكند.
چشمچراني سبب كاسته شدن ارزش و اعتبار اجتماعي مرد است.
آنچه چشم ميبيند، قلب (فكر، ذهن و حافظه) آن را ضبط و بايگاني ميكند، پس چرا به روح، فكر و ذهنمان غذاي آلوده و مسموم بدهيم؟
كسي كه زيبايي انديشه دارد زيبايي ظاهري خود را به نمايش نميگذارد.
اگر زن، موقعيت خود را در نظام آفرينش به خوبي دريابد و حقيقت و ارزش اجتماعي خود را در سطح مؤثر بودن در توسعه نظام الهي ببيند، از پوشش ديني به عنوان يك نياز جدي بهره ميگيرد و هرگز جامعه را صحنه نمايش خود قرار نميدهد.
بدون ترديد بيحجابي، پديدهاي وارداتي است؛ چراكه فرهنگ و تمدن اسلامي و ايراني هرگز چنين پديدهاي را برنميتابد.
اگر آدمي بر اساس مصالح واقعبينانه و منافع همهجانبه خود تصميم بگيرد به تقليد كوركورانه دست نميزند.
فاصله گرفتن والدين از ايمان و الگوهاي مذهبي و پرداختن صرف به امور و امكانات مادي فرزندان، اسباب بدحجابي دختران را فراهم ميسازد.
خودنمايي از علل مهم بدحجابي زنان در جامعه است.
بيحجابي، مقدمه بيبندوباري است.
خودنمايي زنان، آتش هوا و هوس را در دلهاي مردان روشن ميكند و آرامش روح و روان را به ناآرامي و بيماري مبدل ميسازد و با گذشت زمان دود اين آتش، چشمان زنان را هم اشكآلود خواهد نمود.
اختلاط زن و مرد و بيبندوباري عدالت و مساوات نيست بلكه زمينه فتنه و فساد است.
آيا ميدانيد يكي از عوامل بدحجابي ضعف باورهاي ديني است؟
آيا ميدانيد يكي از عوامل بدحجابي برداشت غلط از مفهوم و قلمرو آزادي است؟
آيا ميدانيد يكي از عوامل بدحجابي ناآگاهي است؟
آيا ميدانيد يكي از عوامل بدحجابي تعليم و تربيت نادرست است؟
زني كه به پاكدامني و حجاب شناخته شود، هرگز مورد بيحرمتي ديگران قرار نميگيرد.
سقوط شخصيت زن و تزلزل خانواده از پيآمدهاي بيحجابي است.
هر انساني مادام كه به يك سلسله ارزشها و بينشها، معتقد و دلبسته باشد، لباس متناسب با آن ارزشها و بينشها را از تن بيرون نخواهد كرد.
بيحجابي عامل از بين برنده انگيزههاي ازدواج مشروع در جوانان و تقويت احساس پوچي و بيارزشي انسانهاست.
يكي از آثار بيحجابي بانوان، تزلزل خانوادههاست.
زن بيحجاب ميخواهد با زنانگي خود در دل ديگران جا باز كند نه با انسانيت خود.
نفي حجاب و عفاف و كنار نهادن آن از سوي زنان، آثار ويرانگري را براي جامعه به بار ميآورد و در اين فروريزي ارزشها، بيشترين آوارها بر سر زنان فرود آمده و به خود آنان آسيب ميزند.
افكار ناپاك كه نتيجه افسارگسيختگي انديشه و عدم كنترل انسان بر نحوه فكر كردن است، كم كم آينه دل را سياه ميكند و زمينه فساد را فراهم ميسازد.
وقتي آگاهي افراد جامعه نسبت به ضرورت حجاب بالا رفت، ديگر نيازي نيست كه نيروي تهديدآميز از بيرون، زنان را مجبور به رعايت حجاب سازد.
زني كه دل به حق داده و فرجام زندگي دنيوياش را پذيرفته، چطور حاضر ميشود خودآرايي و خودنمايي كند و خود را در معرض نگاههاي آلوده قرار دهد؟
يك زن كامل و زني كه به ارزشهاي بالاتر ميانديشد، بينياز از خودنمايي و ارزشهاي پست و ذليلگونه است.
اگر زن از حصار محكم پوشش درآيد، در معرض ديدههاي آلوده و قلوب منحرف قرار ميگيرد و آرامش خود را از دست ميدهد.
تظاهر به بدحجابي نشانه پايبند نبودن و بيمبالاتي فرد به احكام و اعتقادات اسلامي است.
بدحجابي علاوه بر اينكه خود يك ناهنجاري اجتماعي به شمار ميآيد و جامعه را به بيبندوباري ميكشد، زمينهساز بسياري از زشتيهاي اخلاقي نيز هست.
مدپرستي، هواپرستي ميآورد.
جامعهاي كه هر روز مد جديدي را به شكلهاي گوناگون بپذيرد، دچار بسياري از بيماريهاي اخلاقي چون: غرور، تكبر، عصيان، قساوت قلب و فخرفروشي خواهد شد.
هرگاه جامعهاي به انجام دادن گناه جسارت پيدا كرد و مفاسد رواج پيدا كرد، زشتي گناه از بين ميرود و اين خود گناه بزرگتريست.
جامعهاي كه گناه بدحجابي را گناه نداند، به سبب رواج زياد و همگاني شدن آن، سقوط خواهدكرد.
بدحجابي، قبح و زشتي گناه را از بين ميبرد و باعث رواج گناهان ديگر ميشود.
اختلالات روحي و رواني از آثار ناگوار بدحجابي در جامعه است.
خودآرايي و جلوهگري و ارائه پوشش غيرمتعارف، افكار و حواس افرد را به خود مشغول ميكند و فشارهاي فراواني را بر روح و روان افراد وارد ميسازد.
زني كه حجاب و عفت را رعايت نكند هم خود را در معرض تشتتهاي فكري و روحي قرار ميدهد و هم باعث ايجاد اختلالات و پراكندگي در افكار ديگران ميشود.
در جامعهاي كه بدحجابي و زينتآرايي رواج پيدا ميكند جامعه از رشد و تعالي و فعاليتهاي سالم باز ميماند.
زنان بدحجاب كه به نمودهاي ظاهري و تجمل و تنوع ميپردازند سم كمبود شخصيتي و محروميت از جمال معنوي را به جامعه تزريق ميكنند.
ب) چشمچراني، آثار و پيامدها
امام سجاد عليه السلام ميفرمايد: «حق چشم آن است كه آن را از ديدن هر آنچه ديدنش بر تو حرام است بربندي و از راه نظر با ديدگانت عبرتگيري».
چشمچراني متاسفانه يكي از بيماريها و عادتهاي ناپسندي است كه برخي از افراد جامعه به دلايل مختلف بدان دچار ميشوند.
روانشناسان از چشمچراني و نگاه آلوده به عنوان يك انحراف رواني ياد ميكنند به طوريكه اين انحراف هر گاه در كسي به وجود آيد قابل توقف نخواهد بود و هر لحظه بر ميزان آن افزوده ميشود.
چشم از نعمتهاي با ارزش خداوند است كه نقش كليدي در زندگي انسان دارد؛ چشم را خداوند عطا فرموده تا انسان راه را از چاه تشخيص دهد، در آيات حق بنگرد و آثار قدرت او را مشاهده نمايد و...
چشم را خداوند عطا فرموده تا انسان علم بياموزد و جهان را تماشا كند؛ ولي گاهي از اين نعمت بزرگ استفاده ناصحيح ميشود و انسان نظر به چيزهايي ميكند كه دل را ميربايد و عقل را از كار مياندازد.
بيماري چشمچراني نقطه مقابل بيماري خودنمايي است. خودنما فردي است كه خود را در معرض ديد ديگران قرار ميدهد و چشم چران كسي است كه ازتماشا ونگاه به ديگران لذت ميبرد.
چشمچراني به معناي نگاه خيره و شهوتآلود به نامحرم است كه با انگيزه لذتطلبي جنسي انجام ميشود.
چشمچراني نگاههاي ادامه داري است كه با انگيزه لذت جنسي انجام ميشود و به تحريك شدن غريزه و ميل جنسي ميانجامد.
در قرآن آمده است: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ»(1)به مومنين بگو چشمهاي خويش را بپوشانند.
قرآن كريم چشم پوشي از نگاه به نامحرم را وظيفه مسلمانان اعلام كرده و به زن و مرد توصيه كرده است كه مواظب چشمان خود باشند.
چشمچراني يكي از مصاديق حب دنيا و عامل مهمي براي بروز غفلت از ياد خدا و خود است.
چشمچراني و نگاه به نامحرم, گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسي است.
نگاههاي آلوده، تخم شهوت را در دل بارور ساخته، صاحبش را به فتنه, انحراف و گناه مبتلا ميكند.
1) مؤمنون: 5.
نگاه كردن به ناموس ديگران، خواست شيطان است.
چشمي كه تيرهاي آلوده نگاه را به نامحرمان پرتاب ميكند، محل كمين شيطان است. شيطان از كمان چشمهاي او ناموس ديگران را نشانه ميگيرد.
مراقب چشمان خويش باشيم، تا شيطان از آن براي تخريب ايمان ما و ناموس مردم استفاده نكند.
چشمپوشي از گناه نخستين گام جهاد اكبر است، كه از شمشير زدن در راه خدا ارزشمندتر و سختتر ميباشد.
براي
دل و ايمان، بايد نگاه را تحت اختيار درآورد.
چشمچراني يعني اين كه انسان به حق خودش قائل نباشد در ديدن.
چشمچراني يعني از حق خود پافراتر نهادن و به حقوق ديگران تجاوز كردن.
چشمچراني يعني كه انسان ميخواهد خودش را مالك همه كس بداند يعني زيادهخواهي و خودخواهي.
چشمچراني يعني چشم بر غيرت ديگران بستن و غيرت و ناموس ديگران را ناديده انگاشتن.
چشمچراني يعني گرم كردن بازار فساد در جامعه، يعني دودي در چشم همه، حتي خانواده فرد چشم چران.
چشم چران در گناه بيحجاب شريك است همانطور كه بيحجاب در گناه چشم چران.
چشم چران يعني غير قابل اعتماد بودن، يعني امين نبودن.
چشم چران، محرم هيچ كس نيست، چون چشمش حرمتي براي محرم ديگران قائل نيست.
چشم چراني يعني چراندن چشم در علفزار هرز گناه.
چشمچراني فقط چشم را به چرا نميبرد كه دل را نيز ميچراند.
چشمچراني يعني كوري در حشر، يعني سرگرداني در قيامت.
چشمچراني يعني گام گذاشتن با دو ديده نابينا بر بند باريك صراط.
چشمچراني يعني يك بيماري صعب العلاج، يعني جسم و روح در عذاب.
چشمچراني يعني زناي چشم و بعد زناي فكر و بعد زناي جسم.
چشمچراني يعني بيگانه بودن چشم با زمين، يعني فراموش كردن گور، يعني عبرت نگرفتن از اهل قبور.
اگر چشم در اختيار خرد و قلب سليم باشد، به هر چه و هر چيز نگاه نميكند.
چشمچراني تأثيرات مخرّبي بر روح و ايمان انسان ميگذارد.
چشمچراني طهارت و پاكيزگي روح را از بين ميبرد.
چشمچراني سبب خشم الهي و عذاب اخروي است.
يكي از پيامدهاي منفي چشمچراني، كاسته شدن ارزش و اعتبار اجتماعي شخص چشم چران است.
هيچ كس در كارها، چشم چران را امين خود نميداند و او را به چشم حقارت و ذلت مينگرند.
استفاده از فضاهاي مجازي آلوده و همنشيني با افراد ناشايست و اهل گناه از مهمترين عوامل بروز گناه چشمچراني است.
استفاده از چشم در راه اطاعت خدا يكي از راههاي ترك گناه چشمچراني است.
نگاه به چهره عالم رباني، نگاه محبت آميز به والدين، نگاه به آيات قرآن و قرائت آن تأثير زيادي در ترك گناه چشمچراني دارد.
مسموميت روح و روان، غفلت از ياد خدا و پيروي از هواي نفس از آثار فردي چشمچراني است.
حضور در مكانهاي آلوده سبب ترويج چشمچراني ميشود.
يادمان باشد: هر كس چشم خود را از نگاه به نامحرم پر كند، روز قيامت خداوند چشمانش را با ميخهاي آتشين و از آتش پر ميشود.
غفلت از ياد خدا و پيروي هواي نفس از آثار چشم چراني است.
منشأ و سرچشمه بسياري از جنايتها و تجاوزها و ... از رهگذر چشمچراني آغاز ميشود.
چشمچراني اساس بسياري از معصيتهايي است كه گريبانگير انسان ميشود، چون چشمچراني خيالات و به دنبال آن وسوسه ايجاد ميكند.
اسلام با طرح پوشش زن در حقيقت به شخصيت زنان احترام ويژهاي قائل شده است.
اسلام با طرح پوشش مانع فساد و ناهنجاريهاي ناشي از اختلاط مردان و زنان شده است.
اسلام زن را در متن اجتماع به تلاش و كوشش فراخوانده است اما با حجب و حيا و متانت و سلامت كردار و گفتار.
زنان مسلمان در سايه پوشش و عفافي كه اسلام معرفي كرده سرآمد ديگر زنان جهاناند.
اسلام با ارائه طرح پوشش و عفاف به شخصيت زن عزت بخشيده است.
گروهي از غربگرايان آواز دادهاند كه چادر نشانه عقبماندگي و بيفرهنگي است در حالي كه فرهنگ اسلام بسيار متمدنتر از فرهگ غرب است.
شعار آزادي در حجاب و حقوق بشر كه تحت لواي نامهاي زيبا و جذاب آزادي دموكراسي است در واقع جنگ براي كسب قدرت بينالمللي و توسعه مناطق نفوذ استكباري است.
انساني كه اعتقاد به اصول و ارزشها دارد،همچون بنيان مرصوص است كه هيچ تندبادي، از شهوت راني، آزمندي، فزونخواهي و خشونتطلبي نميتواند وي را آشفته سازد.
يكي از خصوصيات فرهنگ غرب، عاديسازي گناه است.
يكي از روشهاي فرهنگ غرب در ايجاد بيحجابي و بيبندوباري عاديسازي گناه جنسي است.
بيحجابي در تمدن مادي غرب به بار نشسته و با سياستهاي موازنه آنان به ديگر كشورها صادر شده است.
يكي از عواملي كه موجب ميشود برخي از زنان تحت تأثير هجوم فرهنگ منحط غرب قرار بگيرند، ضعف ايمان و نداشتن آگاهي و شناخت آنان از اسلام و تعاليم رهاييبخش آن است.
اگر فرهنگ غربي حافظ و حامي زنان بود بايد امروزه ارزش زنان به مراتب بسيار بهتر از وضع كنوني آنان ميبود.
تاريخچه اندلس و شكست مسلمانان و سقوط تمدن اسلامي در اسپانيا، مگر جز به خاطر هجوم فساد غربي به كانون عفاف و تقوا مسلمانان بود؟
بيحجابي نشان ناتواني مديريتي در كشورهاي غربي است.
بيحجابي تقليد كوركورانه از زندگي زن غربي است.
برنامهريزي فعال براي مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب به ويژه الگوها و سبك پوششي و آرايشي از وظايف دستگاههاي فرهنگي است.
آزادي مورد نظر غرب، زن را از مقام والاي عفت و پاكدامني به بازار بيعفتي كشانده است.
يكي از ترفندهاي غرب براي از بين بردن فرهنگ حجاب و عفاف در جوامع اسلامي ترسيم نامطلوب از افراد محجبه است.
معرفي حجاب به عنوان عامل عقبماندگي و فرودستي زنان از ترفندهاي غرب است.
استعمار به عنوان آزادي و هنر، انواع فساد و فحشا و ابتذال را ترويج ميدهد و حجاب را مانع اصلي آزادي معرفي مينمايد و امنيت اجتماعي افراد جامعه را به خطر مياندازد.
در فرهنگ غربي همه موجودات و هستي زن در ديده شدن خلاصه ميشود.
ارمغان غرب براي زنان غربي افزايش خشونت جنسي است.
رواج خشونت جنسي در غرب برابر با افزايش آمار قتل و خشونت است.
غرب به زن نگاهي ابزاري دارد.
بيعفتي و خودفروشي تبعات فرهنگ غرب در كشورهاي جهان سوم است.
استفاده ابزاري از زنان در غرب، زمينهساز حقارت و افت منزلت آنان شده است.
ره آورد آزادي در غرب، تزلزل نهاد خانواده، افزايش فرزندان بيسرپرست و تضعيف خودباوري زنان است.
افزايش آمار طلاق و فحشا و بيبندوباري در غرب، ارمغان فرهنگي است كه ادعا دارد آزادي بيقيد و شرط مايه پيشرفت است.
در غرب حركتهاي فمينيست، اومانيست، ليبراليست و كمونيست در جهت احقاق حق زن اقداماتي انجام داد كه اين حركتها نه تنها زن را به جايي نرساند بلكه تا حد زيادي از ارزشهاي وجودي و انساني زنان كاست و آنان را به معشوقههايي در دستان مردان هوسباز تبديل نمود.
گرچه پيش از اسلام جسم زنان زنده به گور ميشد، اما امروزه روح و ذهن آنان به نام آزادي، تجدد، ترقي و پيشرفت به بند كشيده شده و دفن ميگردد و از زن به عنوان يك شي يا كالايي بيارزش نام برده ميشود.
جوامع غربي كه داعيه حفظ حقوق بشري را دارند امروزه يكي از پر خشونتترين جوامع عليه زنان به شمار ميروند.
خشونت عليه دختران در مدارس كشورهاي غربي يكي از مصاديق بارز نقض حقوق اين قشر از جامعه به اصطلاح متمدن است.
پرداختن يكسويه و شتاب زده به برخي از ارزشهاي ازدسترفته زنان در غرب، نظير حق مالكيت، حق رأي و مشاركت سياسي، اجتماعي و اقتصادي، موجب شده است كه بسياري از ارزشهاي ديگر زنان، همچون نقش همسري و مادري، مورد غفلت يا حمله قرار گيرد.
در نظام سرمايهداري، زن ابزار توسعه اقتصادي و جذب سرمايه است.
زنان در كشورهاي به اصطلاح متمدن در معرض انواع خشونت و سوءاستفادههاي جنسي، جسمي و رواني قرار ميگيرند.
تغيير نقش زنان و مردان و ارزشهاي آنان، از ديگر پيآمدهاي فمينيسم است.
فروپاشي نهاد خانواده، ازدواجهاي غيررسمي و نامشروع، طلاقهاي مكرر و تولد فرزندان نامشروع، نقش خانواده را در غرب به عنوان يك پايگاه مطمئن براي آرامش روحي و رواني از بين برده است.
ناديده گرفتن نقش محوري زن در خانواده و بيتوجهي به مديريت و نقش مؤثر او در مسائل معنوي از مسائلي است كه موجب ظهور زن در نقش مرد و سلب موقعيتهاي خاص او براي تربيت نسل و مديريت خانواده در غرب شده است.
ظرافت روحي و لطافت حياتي وجود زن در غرب بنا به حاكم بودن جهانبيني مادي در نظر گرفته نميشود.
غرب ادعاي تساوي حقوق زن و مرد را در حالي مطرح ميكند كه زن در جايگاه منحصر به فرد خانواده ناديده گرفته ميشود.
در غرب تربيت كودكان و نقش همسري كه از زيباترين نقشهاي زن بوده و با فطرت او سازگار است، از زن سلب و براي او نقش بدلي در نظر گرفته ميشود كه با فطرتش سازگار نيست.
نقشهايي كه غرب به زن تحميل كرده با لطافت او سازگار نيست.
ديدگاه غرب به زن ديدگاهي امپرياليستي، سودگرايانه و سرمايهداري است. به همين دليل قوانين حقوقي زن كه در غرب وضع ميشود با هدف سودجويي، حتي به قيمت نابودي توانمنديها و استعدادهاي وجودي آنها مقرر ميشود.
يكي از نمونههاي پايمال كردن حقوق زنان در جوامع غربي و اروپايي استفاده كردن از آنان به عنوان مانكن است. به ظاهر شغل بسيار خوب و پردرآمدي است اما آخر كار مهم است.
در جوامع غربي استفاده زن تنها تا زماني است كه منفعتي از نظر جنسي برساند و وقتي كه اين غريزه از زن دور ميشود، حق و حقوق او را پايمال ميكنند.
شواهد موجود در غرب و وضعيت زنان و خانواده در كشورهاي غربي حكايت از نابودي انسانيت دارد كه همگي ناشي از پيروي كردن از انديشههاي بشري در غرب است.
اسلام پوشش و حجابي را مطرح ميكند كه زنان و دختران را از نگاه نامحرمان بپوشاند و موجبات تحريك مردان و رواج فساد در جامعه اسلامي را از بين ببرد.
پوشش و حجابي كه اسلام مطرح ميكند به سبب حفظ ارزش و كرامت زن است.
پوشش و حجابي كه غرب مطرح ميكند براي ويران كردن تحكيم روابط زن و مرد است.
پوشش و حجابي كه اسلام مطرح ميكند براي مصون ماندن زنان و مردان و دختران و پسران از گناه است.
پوشش و حجابي كه غرب مطرح ميكند براي برقراري روابط نادرست بين زن و مرد است.
پوشش و حجابي كه اسلام مطرح ميكند براي جلوگيري از بازيچه شدن زنان و دختران است.
پوشش و حجابي كه غرب مطرح ميكند براي افزايش فساد مردان است.
پوشش و حجابي كه اسلام مطرح ميكند براي حفظ ارزشهاي انساني و اسلامي است.
پوشش و حجابي كه اسلام مطرح ميكند براي حفظ نظام طبيعي حاكم بر جهان است و از همه مهمتر سعادت و كمال دنيوي و اخروي زنان و مردان است.
پوششي كه در اديان، مذاهب و قرآن آمده است، نوعي از پوشش است براي حفظ كرامت انساني، حفظ منزلت انساني و مصون ماندن از هوا و هوس.
پوششي كه مورد تأكيد اسلام است پوششي براي سعادت زندگي فردي و اجتماعي است، پوششي است كه افزون بر داشتن خصوصيات مورد نياز يك پوشش، تعاليبخش و كامل نيز است.
هدف اسلام از بيان نوع پوشش زنان و مردان، ارائه پوششي مناسب براي سعادت دنيوي و اخروي است.
از ديدگاه اسلام، زن به عنوان يك انسان، كمالاتي دارد كه برخلاف نگاه غربيان، از راه جلوهگري و خودنمايي در انظار عمومي حاصل نميشود.
بخش چهارم: كتابشناسي عفاف و حجاب
زير فصل ها
الف) كتاب
ب) مقاله
الف) كتاب
آلحبيب، عبدالغفار، حجاب، پرچم اسلام و زن، پرچمدار آن: سلسله بحثهايي پيرامون مقام و منزلت و جايگاه زن در اسلام، نوشهر، انتشارات عدن، 1390.
احمدي جلفايي، حميد، حجاب برتر (بررسي جايگاه چادر در حجاب اسلامي)، قم، آستانه مقدسه قم، انتشارات زائر، 1384.
احمدي جلفايي، حميد، سيماي حجاب و عفت در آيات و و روايات، قم، نشر زائر، 1387.
استاد ملك، فاطمه، حجاب و كشف حجاب در ايران، عطايي، تهران، 1367.
افتخاري، احمدعلي، زن از ديدگاه ملتها، اديان و بزرگان جهان، تهران، انتشارات مهشاد، 1385.
اكبري، حميدرضا، حجاب، حريم امنيت، نشر معارف، اهواز، 1391.
بنيانيان، حسن، پوشش اسلامي: چالشها و راهكارها با رويكردي به مهندسي فرهنگي، تهران، شركت انتشارات سوره مهر، چاپ اول، 1389.
پاسخهاي استاد (شهيد مطهري) به نقدهايي بر كتاب مسئله حجاب، تهران، نشر صدرا، 1367.
پاكنژاد، سيد رضا، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، تهران، چاپ اسلاميه، 1360.
تاج لنگرودي، محمدمهدي، پاسداران حجاب، دارالكتب الاسلاميه، 1373.
تبريزي، سيد محمد بن يوسف علي، بهترين ارمغان در حجاب زنان، مشهد، 1335.
جعفري، حسين، حجاب آهنگ عصمت، گلستان: امرتات، 1389
جعفري، مرتضي، واقعه كشف حجاب، تهران، سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي و پژوهش و مطالعات فرهنگي، چاپ دوم، 1373.
جعفريان، رسول، داستان حجاب در ايران پيش از انقلاب، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1384.
جعفريان، رسول، داستان حجاب در ايران پيش از انقلاب، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، چاپ اول، 1384.
جوادي آملي، عبد الله، زن در آينه جمال و جلال، اسراء، 1378.
حاجيزاده، رحمتالله، حجاب چرا؟: فلسفه حجاب از ديدگاه آيات و روايات، قم: كعبه دل، 1389.
حجاب از منظري ديگر: (مجموعه مقالات برگزيده كنگره سراسري عفاف و حجاب)، كنگره سراسري عفاف و حجاب، تهران: شركت انتشارات سوره مهر، 1391.
حداد عادل، غلامعلي، فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، تهران، سروش، چاپ دهم، 1382.
حكيم زاده، عليرضا، حجاب مايه زحمت يا آيه رحمت، مفيد، تهران، 1358.
حيدرپور، حسين، حجاب، الگوسازي و امنيت «پيشگيري از تهديدهاي حوزه عفاف و حجاب»، بجنورد فرهنگ علوي، 1392.
حيدري نراقي، عليمحمد، حجاب بانوان از ديدگاه قرآن و عترت، قم، مهدي نراقي، 1389.
خشونت و فرهنگ (اسناد محرمانه كشف حجاب 1322 ـ 1313)، مديريت پژوهش انتشارات و آموزش، 1371.
دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، گفتمان خانواده: بيانيه تحليلي دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، تهران، مركز نشر هاجر، 1391.
دموس، نانسي لي، دروغهايي كه زنان باور ميكنند و حقايقي كه آنها را آزاد ميسازد، ترجمه و تلخيص: پريسا پورعلمداري، قم، دفتر نشر معارف، چاپ اول، 1387.
موسي، مرتضي، دوشيزگان، قم، دارالفكر، 1352.
دهقاني، اكرم سادات، چادر و مقنعه از ديدگاه قرآن و حديث، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، 1384.
ديباجي، محمدعلي و ديگران، تأثير پوشش اسلامي در مهار غريزه جنسي، تهران، بهشت بينش، 1387.
ديباجي، محمدعلي و ديگران، تغيير لباس و كشف حجاب به روايت اسناد، تهران، بهشت بينش، 1389.
رشيدي، حسين، حجاب برتر: بررسي اجمالي حجاب در اديان و ملل مختلف، قم، رازبان، 1385.
رضواني، علياصغر، حجاب چرا و چگونه، قم، مركز بينالمللي ترجمه و نشر المصطفي صلي الله عليه و آله ، 1389.
روحاني، شهريار، آيا حجاب ضرورت دارد؟ بررسي مسئله پوشيدگي از ديدگاه روانشناسي، چاپ تهران، اشراقيه، بيتا.
رهنورد، زهرا، پيام حجاب زن مسلمان، عفاف، تهران، 1357.
رهنورد، زهرا، ريشههاي استعماري كشف حجاب، بيجا، بيتا.
زائري، محمدرضا، حجاب بيحجاب، اصفهان: آرما، 1390.
زن؛ نظام سلطه و رسانهها، قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، چاپ اول، 1390.
سعديپور، اسماعيل؛ عليرضا خوشگويان فرد و معصومه طالبي دلير، اثرسنجي در حوزه رسانه با تأكيد بر تلويزيون، تهران، مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، چاپ اول، 1390.
شجاعي، سيد محمد، در و صدف (جهش ديني، اجتماعي و سياسي درباره حجاب)؛ تهران، نشر يحيي، 1387.
شريعت موسوي، سيد مصطفي، درس حجاب از قرآن و حضرت زهرا عليها السلام ، تهران، دارالتفسير، 1382.
شفيعي سروستاني، ابراهيم (به كوشش)، حجاب؛ مسئوليتها و اختيارات دولت اسلامي (جلد 3)، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1387.
صلاح، مهدي، كشف حجاب، زمينهها، واكنشها و پي آمدها، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، چاپ اول، 1384.
طالقاني، سيد محمود، آيه حجاب، تهران، ناس، 1358.
طالقاني، سيد محمود، حجاب و شخصيت زن، تهران، نهضت زنان مسلمان، 1369.
علامه، سيده فاطمه، حجاب فاطمي، مقنعه، تهران، نشر نسل انديشه، 1387.
ــــــــــــ ، حجاب آزادي يا اسارت؟، تبريز، احرار، 1384.
فانون، فرانسيس، ترجمه تابنده، الجزاير و مسئله حجاب، نشرشهدا، تهران، 1357.
فتاحي زاده، فتحيه، حجاب از ديدگاه قرآن و سنت، قم، تبليغات اسلامي، 1379.
قاضي، حسن، اصالت حجاب در اسلام، تهران، انتشارات اسلامي 1358.
قاضي، فاطمه، حجاب دختران: حجاب اسلامي و بهداشت خانواده، قم، گلستان ادب، 1384.
كاظمي خالصي، محمد بن مهدي، حقيقت حجاب در اسلام، تهران، دفتر نشريات ديني، 1327.
كاظمي، نفيسه، حجاب، سازمان فرهنگي تفريحي شهرداري اصفهان، مركز بازآفريني معارف ديني شهر آفتاب، 1386.
كريمي، طيبه، حجاب اسلحه زن، ساري، عصر ماندگار، 1387.
كشوري، امين، حجاب چرا؟، قم، موسسه بوستان كتاب، 1392.
كاستلز، مانوئل، عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه و فرهنگ (قدرت هويت)، ( جلد2)، ترجمه: حسن چاووشيان، تهران، طرح نو، چاپ پنجم، 1385.
گواهي، زهرا، زن در آئينه فقه و شيعه، سازمان تبليغات، تهران 1369.
ماجراجو، محسن، حجاب براي دختران، تهران، فرهنگ مشرق زمين، 1384.
محمدالعقاد، عباس، ترجمه علي اكبر كسمائي، زن در قرآن، نهضت زنان مسلمان، تهران، 1368.
محمدي اشتهاردي، محمد، حجاب بيانگر شخصيت زن (و حجاب برتر) اصيلترين سنگر زنان در اسلام و قوانين آفرينش همراه با بخشي از احكام بانوان، قم، ناصر، 1375.
محمدي، علي، حجاب در اديان الهي، قم، اشراق، 1373.
ــــــــــــ ، فلسفه حجاب، قم، نشر ارم، 1370.
مطهري، مرتضي، مسئله حجاب، تهران، نشر صدرا، 1375.
موذني، حامد، حجاب تاج بندگي، قم، اشكذر، 1391.
موسسه جهاني سبطين عليهما السلام ، حجاب حريم پاكيها، قم، موسسه جهاني سبطين عليه السلام ، 1386.
مهديزاده، حسين، حجابشناسي، چالشها و كاوشهاي جديد، مركز مديريت حوزه علميه قم، 1382.
ميربهبهاني، حسن، حجاب، گرگان، عشق دانش، 1386
ميرخندان، سيد حميد، حجاب در فرهنگ اسلامي، تهران، مركز امور زنان و خانواده نهاد رياست جمهوري، 1387.
نصيرزاده، قاسم، حجاب آموزه اسلامي ـ ايراني، قم: خادمالرضا عليه السلام ، 1390.
نظام اسلامي و مسئله روسپيگري، قم، (به كوشش دفتر مطالعات و تحقيقات زنان)، چاپ اول، 1385.
نوري، زينبسادات، حجاب، قم، انديشه ماندگار، 1385.
واعظ «داعي الاسلام»، عباسعلي، اثبات وجوب حجاب، تهران 1364.
هيئت تحريريه موسسه در راه حق، حجاب، قم، در راه حق، 1369.
يوسفي، حسن يوسفي، حجاب در قرآن و سنت، تهران، انجمن اسلامي شركت صنعتي پارس مينو، 1366.
ب) مقاله
«حجاب و مصوبههاي اجرا نشده: گفتوگو با منيره نوبخت، رئيس شوراي فرهنگي، اجتماعي زنان» در: حجاب؛ مسئوليتها و اختيارات دولت اسلامي، ج 3، صص 303 ـ 317، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1387.
ابتهاج, فريبا و طيبه اسدي، «به رسميت شناختن هويت فردي و حقوق انساني زن؛ راهكار گسترش حجاب» در: حجاب؛ مسئوليتها و اختيارات دولت اسلامي، ج 2, صص 544 ـ 577.
اميري، ابراهيم، «روزشمار تحولات و رويدادهاي زنان در 25 سال گذشته»، پيام زن، سال چهاردهم، شماره دوم، ارديبهشت 1384.
پيشوايي، فريده و ديگران، «رسانه ملي و بايستههاي ترويج حجاب و عفاف» در: ابراهيم شفيعي سروستاني (به كوشش)، حجاب؛ مسئوليتها و اختيارات دولت اسلامي، ج 2، صص 407 ـ 433، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 13874. جعفري، علي، «خانمهاي چادري تلويزيون»، ماهنامه رواق هنر و انديشه، شماره 11، خرداد 1386. حاج عبدالباقي، مريم، «مقايسه رويكرد قرآن كريم و سياست جمهوري اسلامي در طرح موضوع حجاب»، در: حجاب؛ مسئوليتها و اختيارات دولت اسلامي، ج 1، صص 439 ـ 463، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1387.
حقشناس، سيدجعفر، «مباني و راهكارهاي قرآن براي گسترش عفاف و حجاب» در: حجاب؛ مسئوليتها و اختيارات دولت اسلامي، ج 1، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1387.
شرفالدين، سيدحسين، «ريشهيابي جامعهشناختي بدحجابي» در: حجاب؛ مسئوليتها و اختيارات دولت اسلامي، ج 2، صص 210و 211.
شوراي فرهنگ عمومي و عزم ملي براي مهار بدحجابي: گفتوگو با منصور واعظي، دبير شوراي فرهنگ عمومي» در: حجاب؛ مسئوليتها و اختيارات دولت اسلامي، ج 3، صص 319 ـ 334، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1387.
ضيائي، بيتا، «طرحهاي ساماندهي حجاب و عفاف در ايران»، در: حجاب؛ مسئوليتها و اختيارات دولت اسلامي، ج 2، صص 432 ـ 451، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1387.
طرحهاي سازماندهي حجاب و عفاف، گفتوگو با بتول محتشمي، دبيرشوراي فرهنگي ـ اجتماعي زنان»، در: حجاب؛ مسئوليتها و اختيارات دولت اسلامي، ج 3، صص 259 ـ 267، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1387.
علاسوند، فريبا، «رسانه و بحران نقشهاي جنسيتي در خانواده»، فصلنامه بازتاب انديشه، دوره جديد، شماره اول، زمستان 1389.
عملكرد رسانه ملي در زمينه عفاف و حجاب: گفتوگو با فريبا علاسوند، فصلنامه تخصصي مطالعات جوان و رسانه، دوره جديد، شماره3، زمستان 1390.
ملاحظات روانشناختي در موضوع حجاب»، گفتوگو با دكتر شكوه نوابينژاد، در: حجاب؛ مسئوليتها و اختيارات دولت اسلامي، ج3، صص 287 ـ 302، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1387.
ميزگرد رسانه و الگوي خانواده مطلوب ايراني، اسلامي»، فصلنامه تخصصي رسانه و خانواده، شماره اول، زمستان 1390.
نظام اسلامي و مسئله حجاب: گفتوگو با دكتر ابراهيم شفيعي سروستاني»، مجله حوراء، شماره 37، دي 1389.
منابع
آمدي، عبدالواحد بن محمد، غررالحكم و دررالكلم، قم، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، چاپ اول، 1366.
ابن شعبه، حراني، تحف العقول، تصحيح: علياكبر غفاري، وسائل الشيعة، قم، مؤسسه آل البيت لإحياء التراث، چاپ اول، 1409ه . ق.
پاينده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، تهران، بدرقه جاويدان، 1360.
جوادي آملي، عبدالله، زن در آينه جمال جلال، اسراء، 1378.
حر عاملي، وسائل الشيعه، تصحيح: رباني شيرازي، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول، 1370.
خميني، روح الله، صحيفه نور، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني رحمه الله ، تهران، 1378.
شيخ صدوق، ابوجعفر محمد بن علي، من لايحضره الفقيه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1390.
طبرسي، حسن بن فضل، مكارم الاخلاق، قم، جامعه مدرسين، 1379.
علامه جعفري، محمدتقي، نهج البلاغه، قم، نشر فرهنگ اسلامي، 1378.
فيض الاسلام، علي نقي، ترجمه و شرح نهج البلاغه، نشر فيض الاسلام، بيتا.
قمي، شيخ عباس، مفاتيح، ترجمه: حسين انصاريان، قم، دارالنشر، 1386.
كليني، محمدبن يعقوب، كافي، تصحيح: علي اكبر غفاري، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1388.
مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1404ه . ق.
محدث نوري، ميرزا، مستدرك الوسائل، قم، موسسه آلالبيت، سال 1408.
محمدي اشتهاردي، محمد، پوشش زن در اسلام، قم نشرناصر، 1386.
محمدي ري شهري، محمد، ميزانالحكمه، ترجمه: حميدرضا شيخي، قم، دارالحديث، 1386.
محمودي، سيد حسن، مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، نشر ورامين، 1390.
مطهري، مرتضي، مسئله حجاب، تهران، نشر صدرا، 1375.
نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، قم، مؤسسة آل البيت، 1408ه . ق.
ورام، ابن ابيفراس، مجموعه ورام (تنبيه الخواطر)، قم، انتشارات مكتبة الفقيه، بيتا.
هندي، متقي، كنزالعمال، بيروت، دارالكتب العلميه، 1419ه . ق.