ghaemiyeh.com
سرشناسه : سقلاطوني، مريم، ۱۳۵۴ - ، گردآورنده
عنوان و نام پديدآور : شاپركها: پيامهاي كوتاه و زيرنويسها تلويزيوني ويژه برنامه كودك و نوجوان/ به كوشش مريم سقلاطوني؛ با آثاري از ابراهيم اخوي...[و ديگران].
مشخصات نشر : قم: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۹۲.
مشخصات ظاهري : ۲۰۸ ص.
شابك : ۶۵۰۰۰ ريال: 978-964-514-295-5
وضعيت فهرست نويسي : فاپا
يادداشت : با آثاري از ابراهيم اخوي، عليرضا رنجبر، حسين شريفي، سهيلا محمدي نيا ديارجان، زينبالسادات موسويپور، ندا كلهر، فهيمه علي عسگري، زهره نيكخلقاحمدي.
يادداشت : كتابنامه: ص. [۲۰۷] - ۲۰۸.
موضوع : كلمات قصار -- ادبيات كودكان و نوجوانان
موضوع : نكتهگوييها و گزينه گوييها
موضوع : اسلام -- مسائل متفرقه
شناسه افزوده : اخوي، ابراهيم
شناسه افزوده : صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. مركز پژوهشهاي اسلامي
رده بندي كنگره : PN۶۰۹۵ /ف۲س۷۴ ۱۳۹۲
رده بندي ديويي : [ج] ۸۰۸/۸۸۲
شماره كتابشناسي ملي : ۳۱۹۳۲۸۶
مقدمه
انسانها در هر سني فعاليتهاي اصلي و محوري دارند كه بيشتر زمان خود را در آن سن، پيرامون آن محور ميگذرانند. كودكان و نوجوانان نيز كه از اين امر جدا نيستند، فعاليت اصليشان پيش از مدرسه، بازي و پس از مدرسه، درس است. طبيعي است كه بعد از بازي و درس خسته ميشوند و به يك فعاليت جانبي نيازمند ميگردند تا اوقات خالي را از فعاليت ياد شده پر و خستگيهاي خو را برطرف كنند.
تلويزيون يكي از بهترين وسيلههايي است كه ميتواند اوقات فراغت آنان را پر كند و به عنوان ابزاري ارزشمند، اين اوقات را با برنامهريزي صحيح و هدفمند مديريت نمايد.
افزون بر اين، تلويزيون ميتواند با كاركردهاي پنهاني كه دارد، به عنوان وسيلهاي سازنده، هدايتكننده رفتارهاي اجتماعي و اخلاقي كودكان و نوجوانان باشد.
در حال حاضر در ميان تمام وسايل ارتباط جمعي، تلويزيون تنها رسانهاي است كه ميلياردها انسان در سراسر جهان به طور گستردهاي از آن استفاده
ميكنند و بر اساس آمار، بيشترين مخاطب آن در حال حاضر كودكان و نوجوانان هستند، به همين دليل اين رسانه نقش مهمي را در ايجاد الگوهاي ذهني، رفتاري و ارتباطي كودكان ايفا ميكند.
با وجود مزاياي مثبت تلويزيون از قبيل نقش برجسته آن در امر اطلاعرساني و آموزش، فرهنگپذيري و ايجاد تفنن و سرگرمي، اگر اين رسانه مانند تكنولوژيهاي ارتباطي ديگر صحيح استفاده نشود، تأثيرهاي منفي انكارناپذيري دارد كه در صورت بيتوجهي به آنها ممكن است تأثيرهاي مثبت اين رسانه فراگير را تحت تأثير قرار دهد.
مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما با توجه به اهميت اين موضوع، مطالبي كوتاه و موجز را تدوين و توليد كرده است تا مخاطبان شبكه پويا؛ يعني؛ كودكان و نوجوانان بتوانند علاوه بر تماشاي فيلمهاي مورد علاقه خود، مطالبي متنوع شامل آموزههاي ديني، تربيتي و نكتههاي اجتماعي و اخلاقي را بياموزند.
اميد است اين تلاش اندك راهگشاي بخشي از دغدغههاي اصلي والدين، مربيان تربيتي و برنامهسازان رسانه ملي باشد.
بخش اول: مخاطبان كودك
زير فصل ها
الف) نكات قرآني و اخلاقي
ب) با معصومان عليهم السلام آشنا شنويم
الف) نكات قرآني و اخلاقي
اگر كاري به اندازه يك دانه خردل در صخرهاي يا در آسمانها يا زمين باشد، خدا به حسابش ميآورد؛ زيرا او ريزبين و آگاه است.(1)
با تكبر از مردم روي مگردان و با خودپسندي بر زمين راه مرو؛ زيرا خداوند آنان را كه با ناز بر زمين راه ميروند و فخر ميفروشند دوست ندارد.(2)
خدا از ما خواسته تا به پدر و مادر نيكي كنيم.(3)
«پروردگارت دستور داده كه فقط او را پرستش كني و به پدر و مادرت نيكي كني!»(4)
خدا از ما خواسته كه بعد از تشكر از خدا به خاطر نعمتهايي كه به ما داده است، از بابا و مامان خود تشكر و قدرداني كنيم.(5)
خدا از ما خواسته كه به هيچ وجه صداي خود را در صحبت كردن با پدر و مادرمان بلند نكنيم، داد نزنيم و حتي يك «آخ» از روي ناراحتي به آنها نگوييم.
خدا از ما خواسته كه با پدر و مادرمان با مهرباني حرف بزنيم و مواظب باشيم دل آنها را نشكنيم.(1)
خدا از ما خواسته كه در خدمت بابا و مامان باشيم و هميشه به آنها خوبي و مهرباني كنيم.(2)
آنقدر در برابر پدر و مادر حرف گوشكن و مهربان باشيم كه آنها محبت و علاقه ما را نسبت به خود احساس كنند.(3)
بابا و مامان فرشتههاي خانهاند.
هميشه به پدر و مادرمان بگوييم كه دوستتان داريم.
احترام به پدر و مادر احترام به خودمان است.
هميشه با پدر و مادر با احترام حرف بزنيم.
به وسايل شخصي پدر و مادرمان دست نزنيم.
كمك در كارهاي خانه، خوب درس خواندن و انجام كارهايي كه از ما ميخواهند همه و همه نشانه مهرباني به پدر و مادر است.
دعاي پدر و مادر هم براي ما هديههاي خدايي را به دنبال دارد.
گاهي يك «داد زدن» يا يك حرف نادرست، سبب ناراحتي بابا و مامان ميشود.(4)
اگر پدر و مادر از كارهاي زشت ما ناراحت باشند، خدا هم از ما ناراحت است.
خداوند، در قرآن پيام فرستاده كه با پاكيزگان(1)و تمام كساني كه به پاكيزگي علاقه دارند(2)دوست است و به آنها محبت ميكند.
آب، نعمتي است كه خداوند به ما هديه داده تا با آن همه چيز و همه جا را تميز و زيبا كند.(3)
به هر اندازه كه فعاليت و كوشش داشته باشيم، به همان اندازه هم از موفقيت و پيشرفت بهره ميبريم.
راستگويي يكي از نشانههاي دوستان خداست.(4)
خداوند انسانهاي راستگو را دوست دارد و از ما خواسته كه با راستگويان باشيم.(5)
دروغگو دوست خدا نيست و بيايمان است.(6)
مواظب باشيم با زبان خود باعث اختلاف و ناراحتي ديگران نشويم.(7)
كسي را مسخره نكنيم، به كسي لقب و اسم زشت ندهيم و به دنبال پيدا كردن عيب ديگران و سرزنش آنها به خاطر عيبشان نباشيم.(8)
از هديههاي بسيار زياد خداوند تشكر كنيم.(9)
سلام، نشانه ادب و خوبي است و كساني كه اين نام زيباي خداوند را بر زبان دارند، از دوستان خوب خداي مهربان ميباشند.(1)
ميتوانيم زبان مهربان داشته باشيم و يا زباني تند و آزاردهنده. پيشنهاد خداوند، زبان نرم و مهربان است.(2)
دانايي، پله اول توانستن و رسيدن به هدف است.
يكي از راههاي مطمئن و راحت براي رسيدن به دانايي، خواندن كتابهاي سودمند و خوب است.
كتابخواني، از كارهاي بسيار خوب و سرگرمي علمي پرفايده است.
دوستي با كتاب، مثل دوستي با دانشمندان بزرگ است.
خيلي از كارهاي بزرگ مثل اختراع برق يا تلفن، از يك جرقه فكري شروع شده است.
خداي مهربان، دوست آدمهاي پاكيزه است.
پاكيزگي مقدمه سلامت و سلامت مقدمه موفقيت است.
آب، دشمن آلودگيهاست و خداوند به ما اين هديه بزرگ را داده تا با استفاده درست از آن، به جنگ ناپاكيها برويم.
هر آيه از قرآن، دري از درهاي خوشبختي را بر روي ما باز خواهد كرد.
آدمهاي راستگو هميشه مورد اعتماد ديگران هستند و دوستان زيادي پيدا ميكنند.
هم خوب حرف بزنيم و هم حرفهاي خوب، تا همه ما را دوست داشته باشند.
يكي از زيباترين كلمههايي كه به زبان بچههاي خوب جاري ميشود، سلام است.
ميتوانيم بهشتي كوچك، ولي پر از مهرباني را با گفتن سلام در دل دوستان و بزرگترها بسازيم.
ما ميتوانيم با حرفهاي خوب، دل دوستانمان را شاد كنيم، آنها را بخندانيم.
عبادت و دعا پر از لحظههاي طلايي براي رسيدن به آرزوها و دريافت هديههاي آسماني است.
قرآن مثل نسخه پزشكي مهربان است كه براي سلامت و شادابي ما نوشته شده است.
خداوند در قرآن سرگذشت خوبان و بدان را آورده تا ما بتوانيم يكي از دو راه خوب و بد را انتخاب كنيم.
تشكر هم نشانه ادب و اخلاق خوب است و هم ما را به انجام كارهاي خوب تشويق ميكند.
گرفتن نمرههاي بهتر و بالاتر در كلاس درس خداي مهربان، بستگي به تلاش و كوشش خود ما دارد.
با كار خوب، خدا را خوشحال كنيم.
يكي از كليدهاي رسيدن به موفقيت، مشورت كردن با ديگران است.
پدر، مادر، معلم و دوستان آگاه و باتجربه از كساني هستند كه ميشود با آنها مشورت كرد.
مشورت خوب و مناسب، مقدمه موفقيت و پيروزي ما است.
با مواظبت از زبان، شادي را به همه دوستان خود هديه كنيم.
با گفتن حرفهاي خوب و درست ميتوان به ديگران احترام گذاشت.
خوب صدا كردن ديگران، هم نشانه ادب ماست و هم نشانه احترام گذاشتن به آنها.
عمل به خواستههاي بابا يا مامان، نوعي احترام به آنهاست.
بدگويي از ديگران كاري ناشايست است.
امانتدار آبروي دوستان خود شويم و در همه جا از آنها به خوبي ياد كنيم.
با ياد گرفتن كارهاي خوب زبان و تمرين آنها، به جنگ بديها برويم.
با يادآوري هديهها و نعمتهايي كه خداي مهربان به ما بخشيده، او را بيشتر دوست بداريم.
هميشه وقتي هديهاي به ما داده ميشود، از هديهدهنده تشكر كنيم.
ميتوانيم با ياد خدا دلهاي خود را ستاره باران كنيم.
آرامش باعث موفقيت ما در بسياري از كارهاست.
خداي بزرگ درياي آرامش است كه ما با وصل شدن به اين دريا، ميتوانيم بالاترين و بيشترين آرامش را داشته باشيم.
قرآن، بزرگترين هديه خدا به ماست.
قرآن، بهترين برنامه زندگي را به ما پيشنهاد ميكند.
قرآن درسهاي خوبي به ما ياد ميدهد.
در قرآن، تابلوهاي زيبايي وجود دارد كه ما را به سرزمين خوبي و رستگاري ميرساند.
در كتاب آسماني، كليدهاي اسرارآميزي وجود دارند كه ميتوان با آن دروازه شهر خوشبختي و شكوفايي را باز كرد.
همه خوبيها از خداست.
خدا تمام چيزهايي را كه ما نياز داريم، در اختيار ما گذاشته است.
همه خوردنيها، همه جاهاي خوب مانند دريا، رودخانهها، كوه و جنگل براي خداست.
آيا ميدانيد موفقيتهاي ما فقط با كمك خدا ممكن ميشود؟
آيا ميدانيد توانايي يادگرفتن را خدا به ما هديه كرده است؟
ما اول هر كار از خدا اجازه ميگيريم. اين جور اجازه گرفتن، زبان رسمي همه مسلمانان دنيا است: «بسم الله الرحمن الرحيم»
دوستان خدا، روزشان را با «بسم الله الرحمن الرحيم» شروع ميكنند و شب با اين جمله به خواب ميروند.
استفاده از «بسم الله الرحمن الرحيم» هديههاي زيادي به ما ميرساند.
«بسم الله الرحمن الرحيم» ما را در انجام خوب كار كمك كرده و قدرت بيشتري به ما ميدهد.
سلام كردن به بزرگترها يعني؛ احترام به آنها.
در سلام كردن به ديگران از هم سبقت بگيريم.
سلام از بهترين كليدهايي است كه براي شروع دوستي ساخته شده است.
سلام يك كليداسرار آميز است؛ گفتن و شنيدن آن، دلها را پر از مهرباني ميكند.
سلام در مسابقه خوبيها، امتياز طلايي دارد و كسي كه بتواند اول از همه آن را بگويد، برنده است.
سلام كلمه بهشتي است.(1)
1) احزاب: 44.
فرشتهها از سلام استفاده ميكنند.(1)
سلام، از زيباترين هديههاي خداست.(2)
خدا به انسانهاي خوب مانند پيامبران و بهشتيان سلام ميكند.(3)
خداوند هم از ما خواسته با هم مهربان باشيم؛ سلام كنيم و جواب سلام ديگران را به خوبي بدهيم.(4)
ب) با معصومان عليهم السلام آشنا شنويم
زير فصل ها
پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله
امام علي عليه السلام
حضرت فاطمه عليها السلام
امام حسن مجتبي عليه السلام
امام حسين عليه السلام
امام سجاد عليه السلام
امام باقر عليه السلام
امام صادق عليه السلام
امام كاظم عليه السلام
امام رضا عليه السلام
امام جواد عليه السلام
امام هادي عليه السلام
امام حسن عسكري عليه السلام
امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف
پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله براي همه مردم دنيا، هديهاي از طرف خداوند است.
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله برنامههايي را به مردم ياد داده كه با انجام آنها هميشه شاداب و موفق خواهند بود.
حضرت محمد صلي الله عليه و آله با آوردن ديني به نام اسلام، راه درست زندگي و جاده سبز مهرباني را به همه مردم نشان داد.
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله ، به مردم خيلي چيزها آموخت و آنها را از دست نادانان نجات داد.
پيامبر براي مردمي كه مي خواهند خوب باشند، الگوي كامل هستند كه تمام خوبيها در رفتار و صحبتهاي ايشان وجود دارد.
حضرت محمد صلي الله عليه و آله با مهرباني فراوان و حوصله زياد، كارهاي خوب را به مردم ياد ميدادند و در اين راه هيچگاه خسته نميشدند.
حضرت محمد صلي الله عليه و آله خيلي دلش ميخواست كه همه مردم دنيا خوب باشند، كارهاي خوب بكنند و با همديگر دوست و مهربان باشند.
پيامبر از تمام راحتيهاي خود چشم پوشيد تا همه مردم دنيا روزي با عمل به دستورات خدا و سخنان ايشان، خوشبخت شوند.
خداوند در خيلي از آيههاي قرآن مثل يك دوست با پيامبر صحبت كرده است.
خداوند در قرآن از پيامبر خواسته تا پيامش را به همه مردم و براي هميشه برساند.
نامهاي زيبايي چون محمد، احمد، طه و ياسين در قرآن آمده است.
با تلاوت آيههاي قرآني، هم با برنامههاي خدا آشنا شويم و هم به سفارش پيامبر؛ يعني؛ توجه بيشتر به قرآن عمل كنيم.
هنوز خورشيد روز جمعه هفده ربيعالاول، جهان را روشن نكرده بود كه نوزداي، شهر مكه را پر نور كرد(1)و دنيايي از گلهاي زيبا در دامن «آمنه» ريخت.
پدر بزرگ، نام پيامبر را «محمد» گذاشت؛ تا بعدها همه از او به بزرگي ياد كنند و غير از خوبي از او نگويند.
حضرت محمد صلي الله عليه و آله ، در سالي به دنيا آمد كه ابرهه، پادشاه خودخواه با فيلهاي بزرگ براي ويران كردن كعبه، آمده بود. پيامبر در آن زمان، دو ماهه بود.(2)
هنگام تولد حضرت محمد صلي الله عليه و آله بتهايي كه درون كعبه بودند، بدون آنكه كسي به آنها دست بزند، به زمين افتادند.
هنگام تولد حضرت محمد صلي الله عليه و آله انوشيروان پادشاه ايران و دوستهاي او خوابهاي بد و وحشتناك ديدند. به آنها هم هشدار داده شده بود كه با آمدن اين نوزاد، ديگر وقتي براي آتشپرستي و ستم به مردم نخواهند داشت.(1)
پيامبر اسلام از فرزندان حضرت ابراهيم عليه السلام است.
پدر بزرگ پيامبر و اجداد آن حضرت، همگي از آدمهاي مهم شهر مكه بودند.
كليد خانه خدا، كعبه، به دست پدربزرگ حضرت محمد صلي الله عليه و آله بود و در طول سال، زائراني كه از شهرهاي دور به زيارت كعبه ميآمدند، توسط عبدالمطلب و بقيه خانواده او پذيرايي ميشدند.(2)
حضرت محمد صلي الله عليه و آله تنها فرزند خانواده بود.(3)
پدر حضرت محمد صلي الله عليه و آله «عبدالله» قبل از تولد نوزداش به سوي خدا رفت و مادرش «آمنه» هم در شش سالگي حضرت، او را تنها گذاشت و به آسمان پرواز كرد.
انسانهايي را كه خداي بزرگ براي نمايندگي خود انتخاب ميكند تا پيغام او را به مردم برسانند، معصوم هستند. يعني؛ هيچ وقت گناه نميكنند.
پيامبر گرامي اسلام، حضرت محمد صلي الله عليه و آله از همان كودكي مواظب كارهايش بود، تا هيچ كار بدي از او سر نزند.
حضرت محمد صلي الله عليه و آله ، پيامبر خوبيها بود و مردم به خاطر كارهاي خوبش، خيلي به او علاقه داشتند.
حضرت محمد صلي الله عليه و آله كارهاي شخصي و حتي كارهاي خانهاش را خودش انجام ميداد.
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله ، لباسش را خودش ميدوخت، كفشش را خودش وصله ميزد، گوسفندش را ميدوشيد، با بردهها همغذا ميشد و خريد خانه را خودش انجام ميداد.
اگر كسي پيامبر را به غذايي دعوت ميكرد، دعوت او را رد نميكرد.
پيامبر صلي الله عليه و آله هميشه لبخند زيبايي به لب داشت، قلبي مهربان داشت و به همه مسلمانان مهرباني ميكرد.(1)
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله با مردم شوخي ميكرد؛ چون ميخواست آنها را شاد ببيند.(2)
پيامبر اسلام، علاقه زيادي به مسلمانان داشت و اگر سه روز يكي از دوستان و مسلمانان شهر را نميديد، جوياي حال او ميشد.
اگر يكي از دوستان پيامبر به مسافرت رفته بود، برايش دعا ميكرد كه سالم برگردد.
اگر كسي مريض بود، پيامبر صلي الله عليه و آله به عيادت او ميرفت و حال او را ميپرسيد.
پيامبر هرگز پاهايش را پيش كسي دراز نميكرد.
پيامبر با همه دوستانش دست ميداد و وقتي با كسي دست ميداد، آنقدر نگه ميداشت تا شخص خودش دستش را رها كند.(3)
حضرت محمد صلي الله عليه و آله مرتب مسواك ميزد و هميشه خود را با عطر خوشبو ميكرد و به دوستان خود ياد داده بود كه خدا بنده كثيف را دوست ندارد.
حضرت محمد صلي الله عليه و آله دوستانش را تشويق ميكرد كه عطر بخرند و استفاده كنند و اگر گل خوشبويي ديدند، حتماً آن را بو كنند تا هميشه با نشاط و پاكيزه باشند، مثل همه گلهاي زيبا.(1)
حضرت محمد صلي الله عليه و آله به دوستانش سفارش ميكرد كه لباسهاي خود را تميز كنند، موهايشان را كوتاه كنند، مسواك بزنند و پاكيزه باشند.(2)
پيامبر صلي الله عليه و آله از تنبلي و بيكاري بيزار بود.
زماني كه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله جوان بود، هميشه از عمويش ابوطالب ميخواست تا به او كاري بدهد و او را هم در كارهاي خود شريك كند.
مردم خيلي به حضرت محمد صلي الله عليه و آله اعتماد داشتند و در شهر به او «امين» ميگفتند.(3)
حضرت محمد صلي الله عليه و آله دوست داشت كه همه مردم دنيا با خداي مهربان مثل يك دوست صميمي و نزديك باشند و در همه كارها از او كمك بخواهند.
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله تمام تلاش خود را كرد تا مردم متوجه شوند كه از بتهاي سنگي و چوبي هيچ كاري برنميآيد و هيچ سود و ضرري به كسي نميرسانند.
حضرت محمد صلي الله عليه و آله خوش اخلاقترين مردم بود و اخلاق خوب را از پول و ثروت هم بهتر ميدانست.
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله فرمود: «خداوند را زياد ياد كن؛ زيرا او در كارها ياور توست».(1)
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله فرمود: «با پول نميتوانيد دل مردم را به دست آوريد؛ پس دل آنها را با اخلاق خوب به دست آوريد».(2)
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله فرمود: «بهترين مردم كسي است كه ديگران از او بهرهمند شوند».(3)
يكي از سفارشهاي پيامبر صلي الله عليه و آله به ما اين است كه هر كاري به ما سپرده ميشود، آن را خوب و كامل انجام دهيم.
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله : «هر كسي كه كاري ميكند بايد آن را خوب انجام دهد».(4)
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله : «نيرومند واقعي كسي است كه وقتي عصباني شد، بتواند خشم خود را كنترل كند».(5)
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله همه را به مهرباني دعوت كرده و از همه ميخواهند كه از عصباني شدن بيجا دوري كنند.(6)
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله فرمود: «از بهترين كارها پيش خدا، نگهداري و كنترل زبان است».(7)
امام علي عليه السلام
اميرالمؤمنين اولين كسي است كه به رسول خدا ايمان آورد و به نماز او اقتدا كرد.
بعضي از صحبتهاي امام علي عليه السلام در يك كتاب به نام نهج البلاغه جمع شده است.
نهج البلاغه، بعد ازقرآن مهمترين و ارزشمندترين كتاب براي ما مسلمانان است.
امام علي عليه السلام از همه ميخواست كه مهربان باشند و به دستوراتي كه خداوند براي خوشبختي انسانها صادر كرده، گوش كنند و از كارهاي بد دست بردارند.
امام علي عليه السلام بچهها را خيلي دوست داشتند و به آنها محبت ميكردند.
حضرت فاطمه عليها السلام
حضرت فاطمه عليها السلام فرمود: «اگر كارهاي خوبي را كه از شما خواستهايم انجام دهيد و از كارهاي بد دوري كنيد، از دوستان ما هستيد».(1)
با انجام دستورها و راهنماييهاي حضرت زهرا عليها السلام ، دوستي واقعي خودمان را نسبت به ايشان ثابت كنيم.
حضرت زهرا عليها السلام از همه خانمهايي كه تاكنون متولد شدهاند و نيز تمام آنهايي كه در آينده متولد ميشوند، بهتر است.
پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله ، حضرت فاطمه عليها السلام را به عنوان نفر اول زنان دنيا معرفي كردند.
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: «فاطمه عليها السلام سرور زنان دنياست».(2)
كارهاي دوست داشتني حضرت زهرا عليها السلام ، خواندن قرآن، نگاه به چهره بابا و كمك به نيازمندان و بخشش در راه خدا بود.(3)
حضرت فاطمه عليها السلام بهترين مادر دنياست.
حضرت محمد صلي الله عليه و آله ، علاقه بسيار زيادي به دخترش، فاطمه داشت.
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: «فاطمه، عزيزترين مردم نزد من است».(1)
حضرت فاطمه عليها السلام فرمود: «در خدمت مادر باش؛ زيرا بهشت زير پاي مادران است».(2)
امام حسن مجتبي عليه السلام
از خاطرههايي كه مردم مدينه از امام حسن مجتبي عليه السلام دارند، بخششها و هديههاي آن امام است.
امام حسن عليه السلام به اندازهاي ميبخشيدند كه نيازمند، ميتوانست با آن تمام مشكلات خود را حل كند و حتي سرمايهاي براي درآمد و تجارت داشته باشد.(3)
امام مجتبي عليه السلام هيچگاه نميگذاشت كسي نااميد از خانه او باز گردد.
اگر فقيري مراجعه ميكرد و امام مجتبي عليه السلام پولي نداشت كه به او بدهد، راهي براي برطرف شدن مشكل او نشانش ميداد.
امام مجتبي عليه السلام فرمود: «بزرگواري آن است كه قبل از درخواست به كسي هديه بدهي!»(4)
امام مجتبي عليه السلام پيشنهاد ميكند: «هر كس قبل از سلام كردن حرف زد، جوابش را ندهيد!».(5)تا اول سلام بگويد بعد حرف بزند.
امام حسن مجتبي عليه السلام وقتي كودك بودند، مثل بقيه بچهها بازي ميكردند.
امام مجتبي عليه السلام در كنار بازي و تفريح، چيزهاي زيادي از پدر بزرگ، پدر و مادرشان ياد ميگرفتند.
امام حسين عليه السلام
خدا براي كساني كه به زيارت امام حسين عليه السلام بروند، پاداشهاي بزرگي در نظر گرفته است.
به كساني كه براي زيارت امام حسين عليه السلام به شهر كربلا ميروند، كربلايي ميگويند.
پيامبر از خداوند بزرگ خواست كه همه دوستان امام حسين عليه السلام را دوست بدارد.(1)
روضه امام حسين عليه السلام ، يك روضه معمولي نيست و احترام خاصي دارد.
امام حسين عليه السلام يكي از بهترين بندگان خداست و نام او هم، يكي از زيباترين نامهاي دنيا.
مدرسه امام حسين عليه السلام هميشه باز است.
دوستان امام حسين عليه السلام هميشه از درسها و آموزشهاي مدرسهاش استفاده ميكنند.
هر روز، مثل عاشورا است و هر جا باشيم براي ما مثل كربلاست(2)عاشورا به ما درس مبارزه با بدكاران و بديها را ميدهد.
امام حسين عليه السلام براي آنكه ميخواستند دوستان و پيروانشان بهترين مردم روي كره زمين باشند، از آنها خواستند تا با يزيد و آدمهاي بد درست نباشند.
امام حسين عليه السلام : «زندگي با سربلندي، بسيار بهتر و زيباتر از زندگي همراه با پستي و بياحترامي است».(1)
در جنگ امام حسين عليه السلام با يزيد و لشكر بدكاران، آن كسي پيروز واقعي شد كه نامش هميشه بزرگ و زنده است.
امام حسين عليه السلام و ياران خوبش، با شهادت خود و آبياري گلها با خون پاك خودشان، پيروز واقعي ميدان بودند.
همه مسلمانان با درس گرفتن از امام حسين عليه السلام به جنگ با بديها و دشمنان؛ يعني؛ امريكاييها و اسرائيليها ميروند.
امام سجاد عليه السلام
سجاد، يعني؛ كسي كه زياد سجده ميكند.
چون امام چهارم، خيلي با خداوند راز و نياز ميكردند و در مقابل ايشان سجده ميكردند، لقب سجاد را به امام دادند.
عبادت امام سجاد عليه السلام از همه مردم بيشتر و بهتر بود، به همين دليل لقب «زين العابدين»، يعني؛ زينت عبادتكنندگان، به ايشان داده شد.(2)
امام سجاد عليه السلام هميشه به فكر نيازمندان شهر خود بودند.
امام سجاد عليه السلام شبها به صورت ناشناس كيسههاي غذا را بر دوش خود ميگذاشتند و براي فقيران شهر مدينه ميبردند.
امام چهارم آنقدر غذا براي نيازمندان برده بودند كه اثر گونيهاي غذا، روي بدنشان مانده بود.(3)
حضرت زين العابدين عليه السلام : «دوستداشتنيترين شما نزد خداي بزرگ، كسي است كه كارهاي بهتري انجام ميدهد».(1)
امام سجاد عليه السلام : «بهترين كليد گشايش كارها و برطرف كردن مشكلات، راستگويي است».(2)
امام سجاد عليه السلام از ما خواستند كه از دوست شدن با پنج گروه از آدمها دوري كنيم: دروغگو، آدمهاي بدكار، بخيل، نادان و كساني كه با فاميل خود رفت و آمد نميكنند.(3)
مزار امام سجاد عليه السلام در قبرستان بقيع و در كنار امام حسن مجتبي عليه السلام ، امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام قرار دارد.
امام سجاد عليه السلام ، در زمان زندگي خود، از طرف دشمنان سخت مورد مراقبت و اذيت قرار گرفت.
امام سجاد عليه السلام ، دين اسلام را از راه دعا به مردم ياد دادند.
امام سجاد عليه السلام تمام آنچه را لازم بود مردم بدانند، با زبان دعا بيان كردند.
مجموعه دعاهاي امام سجاد عليه السلام در كتابي به نام صحيفه سجاديه جمع شده است.
امام باقر عليه السلام
امام باقر عليه السلام ، در كربلا حضور داشتند و چهار ساله بودند.(4)
امام باقر عليه السلام : «كسي دوست من است كه تواضع داشته باشد».(5)
امام باقر عليه السلام : «كسي دوست من است كه امانت ديگران را به آنها برگرداند».(1)
امام باقر عليه السلام : «كسي دوست من است كه به پدر و مادر خود نيكي و مهرباني كند».(2)
امام باقر عليه السلام : «كسي دوست من است كه هيچ وقت دروغ نگويد».(3)
امام باقر عليه السلام : «كسي دوست من است كه اهل خواندن نماز و قرآن باشد».(4)
امام باقر عليه السلام : «اگر كسي كه تو را اذيت كرد، ببخشي يا كسي كه با تو قهر كرده آشتي كني و به كسي كه با تو ناداني كرده، گذشت و تحمل داشته باشي، خوش اخلاق هستي».(5)
امام باقر عليه السلام : «اگر كسي تو را اذيت كرد، او را اذيت نكن».(6)
امام باقر عليه السلام : «اگر از تو تعريف كردند، مغرور نشو».(7)
امام باقر عليه السلام : «اگر به تو بدي كردند، عصباني و ناراحت نشو».(8)
امام باقر عليه السلام : «با ديگران، بهتر از آنچه دوست داريد با شما سخن بگويند، صحبت كنيد».(9)
امام باقر عليه السلام : «اگر ميخواهيد ديگران با شما درست صحبت كنند، شما با آنها مؤدبانه و خوب حرف بزنيد».(10)
امام باقر عليه السلام : «خداوند كسي را كه در جمعي شوخي ميكند، دوست دارد به شرط آنكه حرف بدي به زبان نياورد».(1)
امام باقر عليه السلام : «خداوند، دشمن كساني است كه حرف بد ميزنند».(2)
امام باقر عليه السلام : «از بيحالي و تنبلي بپرهيزيد، زيرا كليد هر زشتي است».(3)
امام باقر عليه السلام : «خداي مهربان افراد بدزبان را دوست ندارد».(4)
امام باقر عليه السلام هر وقت به دوستانش نزديك ميشدند، با آنها دست ميدادند و ميفرمودند: «اين كار، دلها را به هم نزديكتر و مهربانتر ميكند و دشمنيها را از بين ميبرد».(5)
امام باقر عليه السلام : «هر كس كه به حرفهاي خدا عمل كند، دوست ماست و هر كس از دستورات خدا سرپيچي كند، دشمن ماست».(6)
امام باقر عليه السلام از ما خواستند كه فقيران را دوست داشته باشيم.(7)
امام باقر عليه السلام وقتي مهماني به خانه ميآوردند، سعي ميكردند از بهترين غذاها و لباسها به مهمانان بدهند تا همه آنها شاد و خوشحال از منزل ايشان بيرون بروند.(8)
امام صادق عليه السلام
امام صادق عليه السلام سي و چهار سال امام و رهبر مردم بودند.
امام صادق عليه السلام در طول چند سال موفق شدند چهار هزار دانشمند تربيت كنند.
1) نك: اصول كافي، ج4، ص486.
2) 14نك: تحف العقول، 296.
3) سيد مهدي آيتاللهي، حضرت امام محمد باقر عليه السلام، ص4.
4) حضرت امام محمد باقر عليه السلام، ص23.
5) حضرت امام محمد باقر عليه السلام، ص4.
6) حضرت امام محمد باقر عليه السلام، ص38.
7) حضرت امام محمد باقر عليه السلام، ص23.
8) حضرت امام محمد باقر عليه السلام، ص15.
امام صادق عليه السلام : «شكر نعمت، دوري كردن از كارهاي بد است».(1)
امام صادق عليه السلام : «سخنان ما شما را با هم مهربان ميكند. اگر به آنها گوش كنيد خوشبخت و موفق ميشويد و اگر به آنها بياعتنايي كنيد، راه خوشبختي را گم ميكنيد. من قول ميدهم كه شما با انجام راهنماييهاي ما رستگار و خوشبخت شويد».(2)
امام صادق عليه السلام : «اگر ميخواهيد دوستي خوب، پرفايده و هميشگي داشته باشيد، به نماز خواندن اهميت بدهيد».(3)
امام صادق عليه السلام از ما خواستند نماز را خوب، باحوصله و بادقت بخوانيم.(4)
امام صادق عليه السلام : «به يكديگر هديه بدهيد تا همديگر را دوست داشته باشيد؛ چون هديه دادن بديها را از بين ميبرد».(5)
امام صادق عليه السلام : «به همديگر دست بدهيد؛ زيرا دست دادن بدي را از بين ميبرد».(6)
امام صادق عليه السلام : «بد اخلاق خودش را رنج ميدهد».(7)
امام صادق عليه السلام : «آنچه را براي خود دوست داري، براي ديگران هم دوست داشته باش».(8)
امام صادق عليه السلام : «دوست خود را در غم و شادي امتحان كن».(1)
امام صادق عليه السلام : «كسي كه اشكالاتم را به من ميگويد بيشتر دوستش دارم».(2)
امام صادق عليه السلام : «كسي كه اول سلام كند خدا و پيامبر او را بيشتر دوست دارند».(3)
امام صادق عليه السلام : «ديد و بازديد كنيد كه دلهاي شما را شاد ميكند و باعث ميشود كه حرفهاي ما را به همديگر بگوييد».(4)
امام صادق عليه السلام : «خانهاي كه نام محمد در آن باشد، از احترام زيادي برخوردار است».(5)
امام صادق عليه السلام : «دشمن كار و كوشش، تنبلي است».(6)
امام صادق عليه السلام : «بهترين برادران و دوستان از نظر من كساني هستند كه اشكالات مرا به من بگويند».(7)
امام كاظم عليه السلام
پدر امام كاظم عليه السلام با شنيدن خبر تولدش گفتند: «خداوند پسري به من داده كه بهترين هديه اوست».(8)
امام كاظم عليه السلام هيچ وقت كار بيهوده انجام نميدادند و تمام كارهايش براي ديگران جالب بود.
1) الامام الصادق، ج2، ص101.
2) اصول كافي، ج2، ص639.
3) اصول كافي، ج2، ص645.
4) اصول كافي، ج2، ص186.
5) منصور كريميان، زندگاني امام جعفر صادق عليه السلام، ص12.
6) فيض كاشاني، وافي، ص15؛ محمدتقي حكيم، درسهايي از مكتب امام صادق عليه السلام، ص98.
7) اصول كافي، ج2، ص639.
8) سيد مهدي آيتاللهي، حضرت امام موسي كاظم عليه السلام، ص3.
امام كاظم عليه السلام با اينكه بازي كودكانه ميكردند، اما در همان بازي هم، به ياد خدا بودند.
امام كاظم عليه السلام هميشه به فكر فقيران بودند و خودشان زندگي ساده ولي زيبا داشتند.
امام كاظم عليه السلام با تلاش خود، پول به دست ميآوردند و آن را به كساني كه بيپول بودند ميدادند تا دلشان شاد شود.
امام كاظم عليه السلام : «هر كس وقت خود را بيهوده تلف كند، ضرر ميكند».(1)
امام كاظم عليه السلام ما را براي بررسي كارهاي روزانهمان تشويق كردهاند و آن را يكي از نشانههاي دوستان خود دانستهاند.(2)
امام كاظم عليه السلام : «هر وقت سه نفر در جايي بوديد، دو نفر با هم درگوشي حرف نزنيد، چون نفر سوم از اين كار ناراحت ميشود».(3)
امام موسي كاظم عليه السلام كمك به ناتوان و ضعيفها را بهترين صدقه ميدانند.(4)
امام موسي كاظم عليه السلام : «هر كس ميخواهد قويترين مردم باشد، بر خدا تكيه كند».(5)
امام موسي كاظم عليه السلام : «كسي كه دو روزش مثل هم باشد، ضرر كرده است».(6)
امام رضا عليه السلام
امام رضا عليه السلام به ما ياد دادند كه با استفاده از دعا و كمك خواستن از خداي بزرگ، درهاي موفقيت را به روي خودمان باز كنيم.
امام رضا عليه السلام : «بعد از انجام كارهايي كه خداوند واجب كرده، پيش خدا هيچ كاري بهتر از خوشحال كردن آدمهاي خوب نيست».(1)
امام رضا عليه السلام : «دروغگو نامرد است».(2)
امام رضا عليه السلام : «حسود هيچ وقت خوشحال و راضي نيست».(3)
امام جواد عليه السلام
امام نهم را به خاطر بخشش فراوان، «جواد الائمه» ناميدهاند.
امام رضا عليه السلام علاقه بسياري به پسرش امام جواد عليه السلام داشتند و درباره او ميگفتند: «جواد، راستگو، صبور، نور چشم آدمهاي خوب و مايه ناراحتي دشمنان است».(4)
امام جواد عليه السلام : «اعتماد به خدا، بهاي هر چيز گرانبهايي است و نردباني است براي رسيدن به موفقيتهاي بزرگ».(5)
امام جواد عليه السلام : «دوست بد مثل شمشير تيزي است كه ظاهرش زيبا ولي آثارش بد و خطرناك است، پس بهتر است از دوستي با آن دوري كنيد».(6)
امام جواد عليه السلام : «برنامهريزي قبل از انجام كار، نميگذارد تو پشيمان شوي ميدارد».(7)
امام جواد عليه السلام : «هر كس به خدا اعتماد كند، خداوند او را از هر بدي نجات ميدهد».(1)
امام جواد عليه السلام به ما ياد دادند كه براي دريافت هميشگي نعمتها، شكرگزار واقعي خدا باشيم.
امام جواد عليه السلام : «زماني كه شكرگزاري از طرف انسانها قطع شود، هديهها و نعمتهاي فراوان خدا هم قطع ميگردد».(2)
امام جواد عليه السلام : «يادت باشد! از نگاه خدا پنهان نيستي پس مواظب كارهايت باش».(3)
امام هادي عليه السلام
امام هادي عليه السلام در همان دوران خردسالي، آنقدر دانا و باهوش بودند كه همه اطرافيان را شگفتزده كرده بودند.
امام هادي عليه السلام : «با استفاده خوب از نعمتها و برخورد مناسب با آنها، ميتوانيد از نعمتهاي خدا، مواظبت كنيد و هميشه آن را داشته باشيد».(4)
امام هادي عليه السلام : «با تشكر از خدا، ميتوانيد نعمتها و هديههاي بيشتري از خداوند بگيريد».(5)
امام هادي عليه السلام : «آدم خودخواه، موجب ناراحتي خيليها ميشود».(6)
امام هادي عليه السلام : «كسي كه در كارهاي خود با ديگران مشورت نكند، ضرر ميكند».(7)
امام حسن عسكري عليه السلام
امام حسن عسكري عليه السلام : «خوشحالي نزد كسي كه ناراحت است، بيادبي است».(1)
امام حسن عسكري عليه السلام : «كسي كه با نادان دوستي كند، هميشه در زحمت است».(2)
امام حسن عسكري عليه السلام : «در زندگي ميانهرو باش و از زيادهروي دوري كن».(3)
امام حسن عسكري عليه السلام : «از اشتباههاي ديگران، چشم بپوش و خشم و عصبانيت خود را كنترل كن».(4)
امام حسن عسكري عليه السلام : «به فاميل و خويشاوندان خود مهرباني كن و به ديدن آنها برو».(5)
امام حسن عسكري عليه السلام : «در برابر ناداني و بيفكري بعضي از آدمها، تحمل داشته باش».(6)
امام حسن عسكري عليه السلام : «دستورات دين اسلام را خوب ياد بگير».(7)
امام حسن عسكري عليه السلام : «در كارها مقاومت داشته باش».(8)
امام حسن عسكري عليه السلام : «با قرآن دوست و آشنا باش».(9)
1) بحارالاانوار، ج78، ص374.
2) تحف العقول، ص520.
3) نك: سيره معصومان:، ص354؛ احقاق الحق، ج12، ص467.
4) نك: سيره معصومان عليه السلام، صص348 و 349.
5) نك: سيره معصومان عليه السلام، صص348 و 349؛ روضات الجنات، صص273 و 274.
6) نك: سيره معصومان عليه السلام، صص348 و 349.
7) نك: سيره معصومان عليه السلام، صص348 و 349.
8) نك: سيره معصومان عليه السلام، صص348 و 349.
9) نك: سيره معصومان عليه السلام، صص348 و 349.
امام حسن عسكري عليه السلام : «اخلاق خوب را در خودت جمع كن و ديگران را به كارهاي خوب، دعوت و از كارهاي بد دورشان كن».(1)
امام حسن عسكري عليه السلام : «از همه بديها و زشتيها دوري كن».(2)
امام حسن عسكري عليه السلام : «سفارش و راهنماييهاي مرا انجام بده و به همه دوستانم نيز اين راهنماييهاي مرا برسان و از آنها بخواه كه اين كارها را انجام دهند».(3)
امام حسن عسكري عليه السلام : «همه بديها را در خانهاي گذاشتند كه كليد آن دروغ است».(4)
امام حسن عسكري عليه السلام : «دو ويژگي است كه بالاتر از آنها چيزي نيست: ايمان به خدا و سود رساندن به ديگران».(5)
امام حسن عسكري عليه السلام : «خنده بيجا نشانه ناداني است».(6)
امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف
ما چشم به راه رسيدن امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف هستيم تا رهبري دنيا را به دست بگيرند.
ما ميتوانيم با دعا و خواستن از خداوند، زمان آمدن آخرين امام را سريعتر كنيم.
ما از خدا ميخواهيم كه مراقب امام مهدي عليه السلام باشد.
ما براي سلامتي امام زمان دعا ميكنيم.
امام زمان، ما را هرگز فراموش نميكنند.
ما با انجام كارهاي خوب ميتوانيم امام زمان را خوشحال كنيم.
امام زمان دوست بچههايي است كه به پدر و مادرشان احترام ميگذارند.
وقتي امام زمان بيايند دنيا پر از شادي ميشوند.
مردم مظلوم در سراسر دنيا آرزو ميكنند امام زمان ظهور كند.
منتظر شدن براي ظهور امام زمان عبادت است.
يكي از راههاي خوشحال كردن امام زمان اين است كه كسي را اذيت نكنيم.
همه بچههاي ايران، امام زمان را دوست دارند.
امام زمان با آنكه در بين ما نيستند اما حاضرند.
غيبت امام زمان به فرمان خدا صورت گرفته است.
اگر امام زمان ظهور كند همه با هم مهربان ميشوند.
بخش دوم: مخاطبان نوجوان
زير فصل ها
الف) نوجواني
ب) نوجوان موفق
ج) پيامهاي ديني
د) پيامهاي شادي آفرين
ه) پيامهاي روانشناختي و تربيتي
الف) نوجواني
نوجواني دورهاي مهم در زندگي به شمار ميآيد.
نوجواني زمان جستوجوي هويت است.
نوجواني زمان آرمانگرايي است.
نوجواني دروازه بزرگسالي است.
نوجوان يعني؛ شور و اشتياق فراوان.
نوجوان يعني؛ سازنده فردايي بهتر و زيباتر.
نوجوان يعني؛ اميد به رشد و بالندگي.
نوجوان يعني؛ قدرت و توانايي بيحد و حساب.
نوجوان يعني؛ هوش و استعداد بيمرز.
نوجوان يعني؛ نزديكترين راه رسيدن به خدا.
نوجوان يعني؛ خلق فكر تازه و جديد.
نوجوان يعني؛ عجله كن دنيا در انتظار توست.
نوجوان يعني؛ رفتن تا رسيدن... بدون ايستادن.
نوجوان يعني؛ ديدن بهترين آرزوهاي پدر و مادر براي فرزند.
نوجوان يعني؛ ديوار محكمي جلوي دشمن.
نوجوان يعني؛ آينده هر كشور.
نوجوان يعني؛ پيشرفت، رسيدن به آنچه كه آرزوست.
نوجوان يعني؛ اميد و هيجان بيمثال.
نوجوان يعني؛ كشورم ميسازمت؛ آينده مال ماست.
نوجوان يعني؛ صبر كردن در مقابل سختيها.
نوجوان يعني؛ خرج كردن صفا و صميميت براي همه.
نوجوان يعني؛ تو، تو كه از همه به خدا نزديكتري.
نوجوان يعني؛ قول و حرف مردانه.
نوجوان يعني؛ تلاش براي رسيدن به آنچه ميخواهي.
نوجوان يعني؛ حركت به جلو بدون خستگي.
نوجواني يعني؛ لحظههاي طلايي زندگي.
نوجوان يعني؛ خنده زيباي پدر و مادر به زندگي.
نوجوان يعني؛ حركت در مسير علم و سازندگي.
نوجوان يعني؛ پيروزي، موفقيت.
نوجوان يعني؛ بستن در به روي «نميتوانم».
نوجوان يعني؛ آموختن فنون و كسب مهارتهاي خوب.
نوجواني يعني؛ انجام زيباترين و خالصانهترين عبادتها براي خدا.
نوجواني يعني؛ قلبهاي پاك بيكينه.
نوجواني يعني؛ پرورش استعدادهاي بينظير براي ساختن ايران.
نوجواني يعني؛ بيزاري از گناه.
نوجوان يعني؛ روزهاي لبريز از خوبيها.
نوجوان يعني؛ تازگي و نشاط.
نوجوان يعني؛ تلاش براي كسب مهارت.
نوجوان يعني؛ غرور يك كشور.
نوجواني يعني؛ دوستيهاي محكم و واقعي.
نوجوان يعني؛ فرار از تنبلي و سستي
نوجوان يعني؛ پاكي و شفافيت.
نوجوان يعني؛ راستي و درستي.
نوجوان يعني؛ دوري از دروغ و خودخواهي.
نوجوان چون آب زلالي ست كه نبايد اجازه دهيم هيچ آلودگي در آن راه پيدا كند.
نوجواني رسيدن به نقطهاي است كه بايد برنامه زندگيمان را تنظيم كنيم.
نوجواني مسير پر پيچ و خمي است كه براي عبور كردن باموفقيت از آن، به كمك بزرگترها نياز داريم.
نوجواني پل زيباي كودكي و جواني است.
نوجواني دوره شكوفايي است.
نوجواني عصر لبخند و پويايي است.
نوجواني عصر توجه بيشتر به مطالعه قرآن و تاريخ زندگاني پيامبران است.
نوجواني يعني؛ سربالايي به سمت خدا.
نوجواني يعني؛ تلاش بيشتر براي دوستي با خدا.
نوجواني يعني؛ خداحافظ تنبلي!
نوجواني يعني؛ از طبيعت بياموزيم، از درخت و كوه و دريا...
نوجواني يعني؛ شكار لحظههاي خوب.
نوجواني يعني؛ با هم بخنديم نه به هم.
نوجواني يعني؛ گرفتن ماهيهاي بزرگ دانش در درياي مدرسه.
نوجواني يعني؛ دروغ ممنوع! غرور ممنوع! تنبلي ممنوع!
نوجوان، صدفي است كه هيچ چيزي جز مرواريد در آن نبايد رشد كند.
ب) نوجوان موفق
نوجوان موفق، اهل مشورت است.
نوجوان موفق، انتقاد ديگران را به گوش جان ميپذيرد و آن را حملهاي براي شخصيت خود نميداند.
نوجوان موفق، مثبت ميانديشد.
نوجوان موفق اگر از دست خانواده يا اطرافيان به هر دليلي عصباني شود در خلوت خود منصفانه قضاوت ميكند.
نوجوان موفق، هنگام عصبانيت، محبتها و حسن نيتهاي والدين را همواره در نظر ميگيرد و بعد قضاوت ميكند.
نوجوان موفق، گاهي خودش را جاي ديگران ميگذارد تا شرايط آنان را درك كند.
نوجوان موفق، براي آيندهاش برنامه ميريزد و از افراد موفق يا از نوجوانان موفق درس ميآموزد.
نوجوان موفق، فكر نميكند عذرخواهي كردن ارزش او را پايين بياورد بلكه اين مهارت را تمريني براي رشد ميداند كه باعث بالا رفتن ميزان حساب بانكي عاطفي او ميشود.
نوجوان موفق، به استعدادهاي خود توجه ميكند و آرزوهاي واقعبينانه دارد.
نوجوان موفق، به خودش و به ديگران احترام ميگذارد.
نوجوان موفق، اطرافيان را دوست دارد و سعي ميكند از هر كس چيزي بياموزد. مثلاً از يكي خوشخلقي، از ديگري سخاوت، از ديگري مهرباني، از ديگري گذشت و...
نوجوان موفق، با خود و ديگران با مهرباني رفتار ميكند و دشمني را در خود پرورش نميدهد.
نوجوان موفق، براي رسيدن به آرزوهاي خود تلاش ميكند و بهاي رسيدن به آرزوي خود را ميپردازد.
نوجوان موفق به جاي آنكه پيرو و مقلد كسي باشد به خودش ايمان دارد.
نوجوان موفق ميداند كه چه چيزهايي او را عصباني ميكند پس سعي ميكند خشم خود را كنترل كند و با عقل تصميم بگيرد.
نوجوان موفق ميداند او ميتواند با تجربه شكستها، خودش را قدرتمند كند.
نوجوان به نتيجه و عواقب كارهايش ميانديشد و آيندهنگري دارد.
نوجوان موفق اهل كار گروهي و فعاليت دسته جمعي است و جمع را دوست دارد و گريزان از جمعهاي خانوادگي و دوستانه نيست؛ چون جمع به او تجربه و مهارت ميآموزد.
نوجوان موفق به سلامتي و بهداشت و زيبايي ظاهري خود اهميت ميدهد.
نوجوان موفق در مورد مسائل و مشكلات خود صحبت ميكند و دنبال راه حل ميگردد.
نوجوان موفق به جاي اينكه غمهاي خود را بزرگ كند وجودش را با اتصال به خداوند قدرتمند ميكند.
نوجوان موفق خود را همانگونه كه هست دوست دارد و ميپذيرد.
نوجوان موفق به سيرت و شخصيت وجودي خود اهميت بيشتري ميدهد تا به صورت و ظاهر خود.
نوجوان موفق در بحرانها عقلش به احساساتش غلبه ميكند.
نوجوان موفق خشمهاي خود را با كنترل عقل مديريت ميكند و نميگذارد خشمهاي او عقلش كنترل كند.
نوجوان موفق اهل شكرگزاري و مثبتنگري است.
نوجوان موفق خود را همانگونه كه هست، دوست دارد و ميپذيرد.
در اعماق وجود خود رابطهاي قوي و دوستانه با خداوند داشته باش.
ج) پيامهاي ديني
هر كاري كه باعث رضايت خداوند و خوشحالي او شود، بخشي از مسابقه خوبيها است كه قرآن ما را به شركت در آن دعوت كرده است.
دوستان خدا و همه آنهايي كه رابطه خوب و نزديكي با او دارند، هميشه و همه جا به ياد او هستند و از او سخن ميگويند.
دوستان خدا با شروع هر كاري نام خدا را بر زبان ميآورند و در پايان هر كاري، از او سپاسگزاري ميكنند.
هر وقت شيطان قصد فريب ما را داشت و انجام كار بدي را از ما درخواست كرد، با ياد خداوند، از انجام آن كار بد خودداري كنيم.
«دل به دل راه دارد»؛ اگر به ياد خدا باشيم، او هم به ياد ما خواهد بود.
ما هم ميتوانيم با ياد خدا دلهاي خود را ستاره باران كنيم.
خداي بزرگ درياي آرامش است كه ما با وصل شدن به اين دريا ميتوانيم از بالاترين و بيشترين آرامش برخوردار شويم.
«بدانيد كه تنها با ياد خدا دلها آرام ميگيرد».(1)
بعضي از انسانها، به خاطر انجام كارهاي بد، خدا و نعمتهايش را فراموش ميكنند. اين افراد زندگي سخت و دشواري پيدا ميكنند(2)و تنها دوست صميمي آنها شيطان است.(3)
نتيجه ياد خدا، نوراني شدن دلهاست. (امام علي عليه السلام )(4)
ياد خدا موجب موفقيت در كارها و روشنايي درون ميشود. (امام علي عليه السلام ).(5)
هر كه بسيار به ياد خدا باشد، فكرش روشن ميشود. (امام علي عليه السلام )(6)
مداومت بر ياد خدا، دل و انديشه را روشن ميكند. (امام علي عليه السلام )(7)
آدمهاي موفق، مُزد تلاش خوب و صحيح خود را ميگيرند و انسانهاي ناموفق هم، چوب تنبلي و يا تلاشهاي بدون فكر و منطق خودشان را ميخورند.
خداوند همه ابزارهاي لازم براي شكوفايي ما را فراهم كرده است.
زماني در ما اتفاقهاي خوب ميافتد كه بخواهيم بهتر باشيم.
وقتي تلاش و حركت نكنيم همانند يك آب راكد، كمكم دچار بيحالي ميشويم.
مطمئن باش براي آدمها فقط به اندازه تلاششان موفقيت وجود دارد.(1)
با بهانهگيري، شانه خالي كردن، كشيدن نقشههاي خالي و خيالي و تنبلي كردن نميشود به جايي رسيد.
در قانون قرآني موفقيت بر اساس ميزان كوشش ما طراحي شده است.
تمام افرادي كه آستين بالا زدند و با جديت كارشان را دنبال كردند، ماندگار شدند، زيرا توانستند كارهاي بزرگي را به نام خود ثبت كنند.
بهشت را به بها ميدهند نه به بهانه! بهشت زندگي ما هم به بهاي كارها و كوششهاي ما ساخته ميشود نه با بهانههاي بچهگانه!
بعضيها مغرور هوش بالاي خودشان شدند و در جا زدند و عدهاي ديگر بدون ادعا وارد ميدان شدند و تا كسب نتيجه، مسابقه را دنبال كردند.
تلاش خوب همراه برنامه صحيح، جواب مي دهد.
اگر ما قبل از هر كاري، روش آن را بياموزيم، ميتوانيم صرفهجويي زيادي در وقت و انرژي خود داشته باشيم و با سرعت بيشتري به اهدافمان برسيم.
پركاري وقتي با درست كار كردن تركيب ميشود، تضمين بيشتري براي موفق شدن دارد.
خداوند با فرستادن قوانين زندگي در قرآن، بهترين روشهاي موفقيت و سلامت جسمي و روحي ما را اعلام كرده است.
خداوند، به قرائتكننده قرآن، پاداشي بزرگ خواهد داد.
قرائت قرآن، زنگار دلها را ميگيرد و آن را صيقل ميدهد.
1) نجم: 39.
قرائت قرآن موجب استجابت دعا ميشود.
قرائت قرآن، ذكر خداوند است.
با ذكر خدا دلها آرام ميگيرد.
چون قرآن، قانون اساسي اسلام است با خواندن و توجه به معاني قرآن ميتوان به رفتار خود شكل داد.
قرائت قرآن، شعار اسلام است.
پيامبر و امامان معصوم به قرائت قرآن با صداي بلند، در مكانها و زمانهاي مختلف و آهنگ خوش تأكيد داشتهاند.
حفظ و قرائت قرآن، موجب تقويت حافظه ميگردد و موجب پيشرفت در كارهاي علمي ميگردد.
قرآن كريم، مايه هدايت و رحمت است.
هدف اصلي و مهمترين فايده قرآن، انسانسازي و تربيت است.
اگر ما به آثار خواندن قرآن توجه و قرآن را مانند دوستي در زندگي انتخاب كنيم، پس از مدتي زندگيمان سرشار از نور، روشنايي، طراوت و زيبايي خواهد شد.
قرآن راه درست استفاده كردن از همه امكانات و ابزار زندگي را به انسان ميآموزد.
قرآن، بهترين شيوهها را براي زندگي دنيايي همراه با سعادت به انسانها نشان داده است.
قرآن، كتاب الهي و وسيله نجاتي است كه از طرف خداوند براي هدايت و تكامل انسانها نازل شده است، تا آن را بخوانند و بفهمند و با عمل به دستورهايش رستگار و سعادتمند شوند.
داشتن حافظه قوي براي موفقيت در درسها مؤثر است، خواندن قرآن و حفظ آن يكي از عوامل تقويت حافظه است.
خواندن و حفظ قرآن، باعث موفقيت در درسها ميشود؛ چنانكه تجربه دانشآموزان قاري و حافظ قرآن هم اين مطلب را تأييد ميكند.
خواندن و حفظ قرآن نبايد فرد را از تلاش و كوشش در درسها باز دارد، بلكه بايد با برنامهريزي منظم، هم به كارهاي قرآني و هم به كارهاي درسي برسد.
اگر بخواهيم از علوم و معارف بيكران قرآن بهره ببريم، شايسته است به ترجمه و تفسير آن توجه كنيم.
خواندن قرآن، سخن گفتن با پروردگار و شنيدن سخنان خداوند است كه نه تنها ثواب دارد، بلكه غبار بدي را از دلها پاك ميكند قلبها را زنده و از زشتيها دور ميكند.
يكي از هدفهاي يادگيري و حفظ قرآن، تدبر در آن است.
قرآن شفاي دلها و افكار و نيز شفاي بيماريهاي جسماني است.
ما مخلوق خدا هستيم و هيچ كس بهتر از او نميتواند درباره شيوه استفاده از تواناييهاي ما، مواردي كه به ما ضرر ميزند يا كار ما را بهتر ميكند، اظهار نظر كند.
«قرآن را بخوانيد و به آن عمل كنيد. از قرآن دوري نكنيد».(1)(پيامبر اكرم)
خوش به حال دوستاني كه با قرآن رابطه گرم و نزديكي دارند، در چهره آنها نور قرآن ديده ميشود و آرامشي عميق را از بودن در كنار قرآن احساس ميكنند.
1) كنزالعمّال، ح ٢٢٧٠.
بهترين استفاده از قرآن، بهكارگيري دستورات آن براي رسيدن به اهداف مهمي مانند سعادت هميشگي، زندگي موفق و روحيه خوب است.
«قرآن بخوان و خدا را زياد ياد كن كه در آسمان براي تو نام و آوازه است و در زمين نور و روشنايي». (پيامبر اكرم)(1)
خدا با قرآن دست ما را ميگيرد و به سمت سعادت و بهترين شدن راهنمايي ميكند.
قرآن براي جان ما مثل هواي بهاري است كه پس از زمستاني طولاني و سرد از راه رسيده باشد.
قرآن چشمه است؛ چشمهاي كه آب دانايي را در جان ما ميريزد و تشنگي ما را رفع ميكند.
قرآن به دل و جان ما صفاي تازهاي ميدهد و با صيقل دادن آن، تميز و زلالش ميكند.(2)
«در گرفتاريهاي خويش از قرآن كمك گيريد؛ زيرا در قرآن شفاي بزرگترين دردها است». (امام علي عليه السلام )(3)
بعضي وقتها خوب است كه مكاني را براي عبادت و گفتوگوي با خداوند اختصاص دهيم و در آن مكان خاص هر چند كوچك و محدود، روحمان را در آسمان معنويت پرواز دهيم.
امام صادق عليه السلام فرمودند: «علي عليه السلام اتاقي داشتند كه در آن چيزي جز يك فرش و يك شمشير و يك قرآن نبود و در آن جا نماز ميخواندند».(4)
براي آشنا شدن با دستورات خداوند لازم است قرآن را وارد زندگي خود كنيد.
در شرايط مناسب مثل هنگام خواب، از داستانهاي قرآني كه مايه آرامش ذهني است، بهره بگيريد.
با عمل كردن به دستورات ساده قرآني، مجموعهاي از رفتارهاي خوب را در خود ايجاد كنيد. مانند تمرين احترام به بزرگترها، خويشتنداري، كنترل زبان، نظافت و ديگر دستورات اخلاقي.
با متن اصلي قرآن آشنا شويد و آن را با مهارت و درستي بخوانيد.
از كتابهاي قرآني مناسب سن خود استفاده كنيد.
اشتراك مجلات قرآني مناسب با سنتان ميتواند گامي مؤثر در شكلگيري شخصيت قرآني شما باشد.
خريد نرمافزارهاي قرآني مناسب، ميتواند در استفاده مفيد شما از وقت و نيز انس با قرآن تأثيرات شگرفي داشته باشد.
نرمافزارهايي كه به آموزش قرآن و مفاهيم آن ميپردازند، سيديهاي كارتون كه داستانهاي قرآني را به نمايش ميگذارند و نيز بازيهاي قرآني مناسب براي رشد انديشه شما مفيد هستند.
احترام گذاشتن به نواي قرآن، قرار دادن قرآن در بهترين جاي منزل، دراز نكردن پا به طرف قرآن، نگهداري آن در جاي مناسب و نيز گذاشتن آن روي رحل هنگام تلاوت، جنبههاي ظاهري احترام به قرآن را به صورت رفتاري هميشگي در شما در خواهد آورد.
آشنا شدن با قاريان قرآن، شركت در مسابقههاي قرآني، جستوجو در آيات قرآني و توجه به ترجمه آيات قرآن هنگام تلاوت، فضاي رواني مناسبي را براي انس با قرآن فراهم ميسازد.
اگر مزاحمتي براي ديگران ايجاد نميشود، ميتوانيد شبها قبل از خواب با شنيدن نواي قرآن آرامش قبل از خواب را به خودتان هديه كنيد.
استعدادهاي قرآني خود را در زمينههاي گوناگون شناسايي كرده و براي شكوفايي آن به اندازه ديگر تواناييها برنامهريزي كنيد.
ارتباط خود را با دوستان قرآني بيشتر كنيد.
خودتان مبلّغ قرآن باشيد و دوستانتان را به انس با قرآن تشويق كنيد. مثلاً ميتوانيد به آنها پيشنهاد كنيد خواندن آيتالكرسي را قبل از كارهاي مهم مانند سفر يا مسابقه ورزشي بخوانند. همچنين ميتوانيد آنها را از محصولات قرآني جذاب باخبر كنيد.
با فراگيري مهارت تلاوت قرآن، يكي از داوطلبان هميشگي براي خواندن قرآن در جمع و گروه باشيد.
به كمك كارشناسان قرآني، گروههاي قرآني تشكيل دهيد.
به ياد داشته باشيد كه فعاليتهاي قرآني به زندگي شما بركت و طراوت ويژهاي ميدهد.
آشنايي، مقدمه دوستي است. به هر ميزان كه شناخت بيشتري از قرآن به دست آوريد، علاقه بيشتري براي شما نمايان ميشود.
براي آشنايي بيشتر با قرآن، لازم است كه انس خود را با آن بيشتر كنيد. سعي كنيد هر روز يك صفحه از قرآن را بخوانيد.
با كمي حوصله، تلاش كنيد تا معناي آيههاي اهدايي خداوند را بخوانيد.
استفاده از يك ترجمه روان و ساده ميتواند منظور خداوند را بيشتر به شما منتقل كند.
با دوستاني كه در زمينه قرآني فعاليت ميكنند، ارتباط بيشتري داشته باشيد. از آنها درباره حال و هوايي كه با قرآن دارند، بپرسيد.
زماني شما رفاقت جديتري با قرآن پيدا ميكنيد، كه قرآن در همه زندگي شما حضور داشته باشد. براي اين كار بهتر است دستورهاي خدا را در زندگي به كار ببنديد.
تمام آيههاي قرآن مانند تابلوهايي هستند كه ما را به موفقيت كامل ميرسانند. به هر اندازه كه ميتوانيد اين آيهها را در زندگي خود اجرا كنيد.
نواهاي قرآني را گوش كنيد تا نور آن در سراسر وجود شما، روشنايي ايجاد كند.
كتابهاي جانبي درباره قرآن، اعجاز علمي آن، شخصيتهاي قرآني و مانند آن را مطالعه كنيد.
روي آيههايي كه ميخوانيد، مكث كنيد. سعي كنيد درباره پيام خدا فكر كنيد و ببينيد چگونه ميتوانيد آن را اجرا كنيد.
سرگذشتهاي قرآني مانند داستانهاي واقعي و هشداردهندهاي كه در زندگي پيامبران و مردمان دورههاي پيشين آمده است، براي سرگرم شدن ما نيست، بلكه ميخواهد ما را از مشكلات رسيدن به شهر سعادت باخبر كند.
به گفته بزرگان، قرآن مانند نامهاي است كه از سوي دوستي بسيار مهربان به دست ما رسيده است.
فكر كنيد در حال مطالعه نامه بهترين دوست خود هستيد. به تمام جملههاي قرآني با اين نگاه توجه كنيد.
خود را مخاطب قرآن بدانيد. زماني كه به آياتي ميرسيد كه ميفرمايد: «اي انسان»، «اي كساني كه ايمان آوردهايد»، يا خود واژه «انسان»، «فرزندان آدم» و مانند آن در آيه آمده است، خود را جاي اين واژهها بگذاريد.
مثلاً زماني كه آيه «وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَي؛ براي انسان چيزي جز تلاش خودش نيست» تلاوت ميكنيد، ميتوانيد اين گونه دربارهاش فكر كنيد كه من اگر تلاش نكنم، از موفقيت خبري نيست.
آيههايي كه براي شما كاربرديتر و جذابترند، حفظ كنيد يا آن را در جايي يادداشت كنيد.
با مرور آيات مورد علاقه خود، ميتوانيد لذت بيشتري را از تلاوت قرآن تجربه كنيد.
تمرين كنيد مهارتهاي قرآني خود را افزايش دهيد. مثلاً تلاوت قرآن با ترتيل يا تلاوت مجلسي را ياد بگيريد و تمرين كنيد. با اين تمرين هم غريزه هنري شما راضي ميشود و هم جملات زيبا با صدايي زيبا، دلنشينتر ميشوند.
شروع كافي نيست. براي رسيدن به هدف بايد آن را دنبال كنيم تا به نتايج دلخواه خود برسيم.
زماني كه كاري رها ميشود، مرتب از ذهن ما انرژي دريافت ميكند و به مرور، سبب خستگي ذهني ما ميشود.
نيمهكاره رها كردن برنامهها در ما احساس ناتواني و شكست را رقم ميزند.
پايان موفق يك كار و بستن يك پرونده، آرامش فراواني را به ما تقديم ميكند.
اگر براي چند سال آينده خود برنامه و هدفي تعيين نكردهايد، از همين الان اقدام كنيد.
بياييد باور كنيم دانستن مانند يك گنج است.
بهترين سؤالات آنهايي هستند كه ما را در رسيدن به هدفها و آروزهايمان كمك ميكنند.
وقتي پا به نوجواني ميگذاريد، بايد نسبت به اعتقادات خودتان سؤال كنيد، تحقيق كنيد و آنها را به دست بياوريد.
پيشنهاد خداوند اين است كه پرسشهاي مهممان را از اهل ذكر بپرسيم؛ يعني؛ كساني كه اهل اطلاع هستند.(1)
بهترينها، معصومان عليهم السلام هستند؛ يعني؛ پيامبر صلي الله عليه و آله و خانواده ايشان كه سخنانشان در اختيار ماست يا كساني هستند كه از احاديث و راهنماييهاي اين بزرگواران باخبرند.(2)
«در كارهاي نيك و پارسايي به هم كمك كنيد اما در كارهاي خلاف و تجاوز به حقوق ديگران خير».(3)
خداوند در قرآن بارها ستمكاران را نفرين كرده است.(4)
نه ستم كردن درست است و نه اينكه مورد ستم واقع شويم.
با نگاهي به آينده، درست زندگي كن.
پشيماني، نتيجه شتاب در انتخاب است.
انسانهاي مغرور در پيلهاي كه به دور خود تنيدهاند، زنداني ميشوند و دنياي آنها بسيار كوچك و تنگ ميگردد.
در دنياي آدمهاي مغرور و خودخواه، جايي براي نفر دوم وجود ندارد.
غرور براي كساني اتفاق ميافتد كه موفق نيستند.
انسانهاي ضعيف در خيال خود چيزهايي براي خودشان به دست ميآورند و با همان خيال به دنياي واقعي قدم ميگذارند.
وقتي طاووس سر به زير ميشود و نگاهي به پاهاي كوتاه و زشتش مياندازد، آتش غرورش فروكش ميكند.
هر كس كه دچار غرور شود، اگر بار ديگري به خودش نگاه كند، حتماً اشكالاتي را در خود ميبيند كه او را شرمنده خواهد كرد.
با چشمهاي باز ميتوان از دام غرور با موفقيت بيرون آمد.
«خدا كسي را كه متكبّر و فخرفروش است دوست نميدارد».(1)
«خدا گردنكشان را دوست نميدارد».(2)
«خدا هيچ خودپسند فخرفروشي را دوست ندارد».(3)
هر چيز خوبي كه در خودمان تصور كنيم، ميتوانيم بيشتر از آن را از خداوند بيابيم. يعني؛ خوبي خدا بينهايت است.
باور كنيم خداوند بهترين ياريدهنده ماست.
وقتي فكرمان را به آرايشگاه اخلاق ببريم و اصلاح كنيم، زيبايي واقعي را تجربه ميكنيم.
لقمان: «پسرم! با بياعتنايي از مردم فاصله نگير، و مغرورانه بر زمين راه مرو كه خداوند هيچ متكبّر مغروري را دوست ندارد».(4)
خداوند ميفرمايد: «هر قدر هم پاهايت را محكم به زمين بكوبي، مطمئن باش كه زمين با قدمهاي مغرورانهات شكاف بر نميدارد و هر قدر هم كه سرت را بالا بگيري كه از ديگران برتر باشي، بدان كه هرگز قدت به كوههاي من نميرسد».(5)
وقتي دچار اعتماد به نفس غير واقعي شويم، حالتهاي توهمي توانمندي در ما ظاهر ميشود كه نامش همان غرور است.
خودپسندي و غرور، مانع پيشرفت و كمال است». (امام علي عليه السلام )(1)
براي موفقيت در ارتباط با ديگران خوب حرف بزنيم!
براي اينكه سبد ايمان شما پر شود و نمرات بالاتري را از خداوند بگيريد، لازم است از خودتان مراقبت كنيد و مواظب خار و خاشاكهاي اين مسير باشيد.
خوب حرف زدن و حرفِ خوب زدن، امتيازي است كه خداوند به دوستان خودش هديه ميكند.
خوب حرف زدن را همه دوستان خدا ميتوانند به دست آورند، به شرطي كه به اندازه كافي مواظبت و تلاش كنند.
مراقبت از زبان، مقدمهاي است كه به ما در رسيدن به بقيه خوبيها كمك ميكند.
مژده خدا: «اگر ميخواهيد موفقيت تضميني داشته باشيد، راه آن گوش دادن به دستورات خدا و پيامبر است».(2)
تصميم بگيريد داد نزنيد و خواستههاي خودتان را به آرامي بگوييد.
تصميم بگيريد روي دوستان خود لقبهاي جور واجور نگذاريد.
مهار كردن زبان، هنري است كه به ما فرصتهاي معنوي زيادي ميدهد تا بتوانيم با حواسي جمع به كارها و وظايف درسي و ديني خودمان مشغول باشيم.
مراقب باشيد واژهها شما را گول نزنند.
ممكن است توهيني به گروه زيادي، در قالب پيامكي طنز جا بگيرد و شما به گمان آنكه ميخواهيد كسي را بخندانيد، آن پيامك را ارسال كنيد و بعد به صورت هِرمي در توزيع آن توهين شريك شويد.
ممكن است يك كار زشت مانند دروغ شكل تازهاي به خود بگيرد: مثل خاليبندي، چاخان كردن و مانند آن و از زشتي آن كمي كاسته شود.
ممكن است شيطان با بستهبندي جديد، محصولات سمي خود را به ما بفروشد.
خداوند، دو دستگاه بزرگ به نام خورشيد و ماه را آفريده و استخدام كرده است تا روز و شب طبيعت به خوبي انجام شود.(1)
خورشيد وماه سالهاست كه مشغول كارند و حتي يك روز هم مرخصي نرفتهاند. يك بار هم اشتباه در كارشان اتفاق نيفتاده و يك ثانيه هم تأخير نداشتهاند.
خورشيد و ماه ـ اين دو كارمند نمونه خدا ـ وجدان كاري بسيار بالايي دارند و نسبت به انجام وظيفه خود اهميت ميدهند.
يك ميوه از ميان اين طبيعت بزرگ، آنقدر دست به دست ميشود تا در دستان تو جا خوش ميكند كه پيام خدا را به تو برساند: «دوستت دارم و به يادت هستم. اين هم هديهاي از طرف من به تو».
يكي از پيشنهادهاي خداوند به ما اين است كه خودمان را بشناسيم، نقاط قوت و ضعف خودمان را بدانيم و براي بهتر شدن تلاش كنيم.
يادمان باشد: روزگار نوجواني، فرصتي است براي نگاهي دوباره به خودمان.
نوجواني شخصيت تازهاي به شما ميدهد كه قدرت تغيير بيشتر را در خود احساس ميكنيد.
هر كدام از ما الگوهايي را در ذهن خودمان داريم كه خواسته يا ناخواسته روي رفتار ما اثر ميگذارند.
1) لقمان: 29.
الگوهاي ما بر اساس هدفهايي كه داريم، انتخاب ميشوند.
انتخاب الگوي مناسب، نياز به زحمت و كوشش دارد.
اميدواري، يكي از موجوديهاي باارزش است كه در همه دورههاي سني ما نقش زيبايي بازي ميكند.
مشكلات، انسانهاي كوچك را متلاشي و انسانهاي بزرگ را متعالي ميكند.
براي انسانهاي بزرگ، بنبستي وجود ندارد؛ يا راهي پيدا ميكنند و يا راهي را ميسازند.
نااميدي يكي از گناهان بزرگ است؛ زيرا مساوي با نابودي است.
انسان نااميد ميتواند دست به هر خطايي بزند و طعمه شيطان شود.
براي يادگيري لازم است تحمل خود را افزايش دهيم.
قرآن، برترين كتابي است كه تاكنون انسانها مطالعه كردهاند.
خداوند به ما پيشنهاد ميدهد كه از قرآن فاصله نگيريم، آن را بخوانيم؛ خوب و شمرده.(1)در معناي آن هم فكر كنيم(2)و راحت و باشتاب از آن عبور نكنيم.
با قرآن زندگي كنيم(3)و زندگيمان را با قرآن تنظيم كنيم.
پرندههاي حرفهاي، با ديدن هر دانهاي خوشحال نميشوند، بر خلاف جوجهها و پرندههاي تازهكار.
كسي كه در حال پرواز به سوي خوبيهاست، يك پرنده است. ممكن است خيليها سر راهش دانه بپاشند؛ مرغ زيرك، در دام نميافتد و پيش از پرواز با اين دانههاي پرخطر آشنا ميشود.
در آسمان فيروزهاي كه بندگان خوب خدا در آن پرواز ميكنند، يك شكارچي بزرگ با سلاح سرد و گرم، در كمين آنهاست. نامش شيطان است.
شيطان با پيشنهادهاي رنگارنگش تلاش ميكند تا خدا را از صفحه ذهن و احساس بندگانش پاك كند.(1)
قدرت شيطان بيشتر از قدرت خدا و دوستان خدا نيست. آدمها ميتوانند از شيطان خريد كنند و ميتوانند جنس او را پس بزنند و مشترياش نباشند.
شيطان، وسيلهاي براي امتحان ماست.
مراقب باش؛ زيرا شيطان ممكن است در خصوصيترين بخش زندگيات و با جذابترين روشها به سراغ تو بيايد.
وعدههاي شيطان، مانند چكهاي بيمحلاند. يعني؛ هيچ ارزشي ندارند.
برنده كسي است كه زودتر از حمله دشمن باخبر ميشود و فرصت كافي را براي مبارزه با او پيدا ميكند.
خداوند در چند جاي قرآن از ما خواسته است براي نيفتادن در دام شيطان، مراقب نگاه، گفتهها، دوستيها و مانند آن باشيم.
شايد برنامههاي شيطان جذابيت داشته باشد، ولي هديه شيطان به دوستانش، رفوزه شدن در كلاس درس خداست.
سيزدهم آبان هر سال، فرصتي است براي اينكه با ياران شيطان مبارزه جدي و دستهجمعي داشته باشيم.
اگر محكم و مؤمن باشيم، شيطان طبل توخالي ميشود؛ فقط يك مشت ادعا!
استفاده درست از امكانات و خودداري از هر نوع ريخت و پاش و ولخرجي، مهارتي است كه نياز به يادگيري و تمرين دارد.
1) مجادله: 19.
مديريت صحيح درآمد، حتي از دوران نوجواني، يكي از راههاي آرامش و زندگي موفق است.
حتي پولهاي خيلي كم امروز شما، ميتواند با مديريت درست به سرمايهاي براي پيشرفت كشور تبديل شود.
خداوند از ما پيروي خواسته است. يعني؛ بتوانيم قوانين خدا را كه سودش به خود ما برميگردد، اجرا كنيم.
فرصتها هميشه در خانه ما را نميزنند. در همين ابتداي حركت به سمت زندگي آينده، فرصتها و پيشنهادهاي خدا را جدي بگيريم.
زندگي خوب، مديون تلاشها و رفتارهايي است كه امروز انجام ميدهيم.
ما به ازاي كارهاي خوب يا ناپسند كه انجام ميدهيم، نقشه موفقيت يا شكست خود را طراحي و اجرا ميكنيم.
نماز در بين دستورهاي خداوند يك پيشنهاد ويژه است.
نماز، با جملهها و كلمههايي تنظيم شده كه دقت در آنها ما را از بنبستهاي فكري خارج و ارتباط ما را، با يك حامي بزرگ برقرار ميكند.
نمازي كه امروز خوانده ميشود، علاوه بر تأثير آن در زندگي روزمره، به نام ما ثبت و براي هميشه ميماند.
وقتي نماز در زندگي ما باشد، رفتارهاي ناپسند از زندگي حذف ميشوند؛ همان رفتارهايي كه مانند قارچ سمي در مسير موفقيت رشد ميكنند.
خداوند در آيهاي بسيار زيبا، انس با نماز را وسيلهاي براي دور شدن از مزاحمهاي واقعي موفقيت ميداند.(1)
آرامش خاطر و داشتن زندگي مطمئن با كمترين استرس، از دستاوردهاي انس با نماز است.
1) عنكبوت: 45.
انسانهاي عاقل ميدانند كه مراعات قانون، شخصيت آنها را به ديگران معرفي ميكند.
كساني كه قانونهاي خدا را ميشناسند، ميدانند كه رعايت هر كدام از آنها، يك قدم ما را به زندگي سراسر موفقيت نزديك ميكند و زيرپا گذاشتن هر قانون، يعني؛ يك ضرر واقعي.
خداوند فرمود: «كساني كه قوانين خدا را محترم ميشمرند، خوشبختاند و رستگار».(1)
زماني كه كاري براي ما از سوي خداوند اجباري ميشود، حتماً امتيازات زيادي دارد و وقتي خدا از ما ميخواهد كه نزديك بعضي از كارها نشويم، مطمئن باشيم كه ضرر زيادي دارد.
خداوند فرمود: «كساني كه به قانون خدا احترام ميگذارند، زندگي رضايتبخشي دارند».(2)
هر مراقبت يك درجه به قدرت روحي ما ميافزايد و مجموعه اين مقاومتهاي معنوي است كه از ما انسانهايي موفق ميسازد.
تغيير عادت، كار آساني نيست و نياز به تصميم، اراده قوي و برنامه دارد.
آرامشي كه در مستقل بودن هست، در وابستگي نيست؛ اما بايد براي مستقل شدن آماده بود.
تقوا، به معناي مراقبت از خود در برابر گناه و كارهاي زشت است.
زماني كه احساس بد و ناجور گناه از ما دور شود، نشاط و شادابي جايش را ميگيرد، با روحيهاي قويتر به جنگ مشكلات ميرويم و خودمان را شايسته رسيدن به موفقيتهاي بزرگ ميبينيم.
زماني كه بالغ ميشويم، حساب و كتابها را از خود ما ميخواهند و آنقدر اعتبار پيدا ميكنيم كه مدير عامل شركت بزرگي به نام «خويشتن» ميشويم.
زماني كه چشم از كنترل خارج و به هر جايي سرك بكشد، دل هم دنبالش راه ميافتد و از ما تقاضاهايي دارد كه خيلي از آنها براي ما ممكن يا مفيد نيست.
يادمان باشد: چشمهاي دورهگرد، نميتوانند به سرمايه واقعي برسند.
اگر نتوانيم دروازهبان خوبي براي چشمهايمان باشيم و هر توپي كه شيطان شليك ميكند، وارد اين دروازه شود، معلوم است كه خيلي ضايع بازنده ميشويم.
يادمان باشد: كه هر روز توپهاي زيادي به سمت دل و ديده ما نشانه ميرود؛ پس روز به روز در اين زمينه مهارت بيشتري را به دست آوريم.
يادمان باشد: تمام نگاههاي ما حتي آنهايي كه به صورت لحظهاي و سريع انجام ميشود، همه با دوربين خدا كنترل ميشوند.
پاك بودن، مقدماتي ميخواهد كه نياز است در خودمان به وجود آوريم.
كساني كه ميخواهند از مسير موفقيت با سلامت عبور كنند، لازم است مراقب ابزارهاي اهدايي خداوند باشند.
مراقبت از چشم و نديدن چيزهايي كه خداوند از ما خواسته، ما را به پاكي، سلامت، موفقيت و خدايي شدن ميرساند.
كاريكاتورها به ما ميگويند اگر در زمينههاي مختلف رشد نكنيم، ناقص و خندهدار به نظر ميآييم.
ايمان، يكي از نيازهاي اساسي ماست.
انسان منهاي ايمان، انسان گمشدهاي است كه زندگي برايش بيمعناست و هر روزش بدتر از ديروز است.
زندگي ما با ايمان، زيبا و هيجانانگيز ميشود.
با ورود به دنياي نوجواني، هر روز احساس بيشتري به شناخت خداوند، دين، پيامبران و معاد در ما شكل ميگيرد.
ايمان، برنامهاي براي برتر شدن ماست.
زماني برگ برنده را در اختيار خواهيم داشت كه ايمان بيشتري داشته باشيم.
خداوند به همه اعلام كرده كه برخورداري از ايمان و تنظيم رفتار بر اساس مدل ايمان، باعث برتري ما ميشود.(1)
هر قدر ايمانمان را كاملتر كنيم، احساس بهتري داريم.
خداشناسي و جلوههاي طبيعت و شكر قدرت خدا
دوست داري به بزرگترين آرزوت برسي پس دعا كن! چون دعا كليد همه آرزوهاست و همه چيز دست خداست.
به نظر تو دريا با اين همه بزرگي، نشاني از بزرگتر بودن آفرينندهاش نيست!؟
آيا ميدانيد دين به زندگي انسان تعالي و كمال ميبخشد؟
چه كسي غير از خدا ميتواند زمين را در وسط آسمان نگهدارد؟ به راستي! هيچ قدرتي بالاتر از قدرت خدا نيست!
به نظر تو گل زيبا توانايي زيبا شدن داشت اگر خدا از زيبايي خود به آن نميبخشيد؟
ايمان به يگانگي خداي متعال بايد در تمام فكر و انديشه ما باشد و اين تنها با مطالعه و نگاه دقيق به آفرينش ممكن ميشود.
1) بيّنه: 7.
آيا ممكن است انساني كه بدون هيچ انرژي برق و باطري سالها حركت ميكند، آفريده خدا نباشد و همين طوري به وجود آمده باشد؟ حتماً نيازمند خالقي قدرتمند است.
حتماً تو از آن آدمهايي كه فقط در مشكلات به ياد خدا ميافتند نيستي! مگه نه؟
تا حالا وقتي حسابي دلت شكسته و داري گريه ميكني متوجه كسي در كنارت شدي؟ درسته! شك نكن كه خداي خودته!
تا حالا شده حس كني چقدر دلت براي آغوش خدا تنگ شده! بلند شو. نماز راه آغوش خدا رو بهت نشون ميده، ببين چقدر آروم ميشي.
ميدوني دنيا بر اثر يك انفجار بزرگ به وجود اومده؟ چه كسي ميتونه از يك انفجار، دنياي به اين زيبايي بسازه؟
ميداني برترين كار، نماز؛ بهترين عبادت، روزه و پاكترين روشها، تحمل مشكلات است.
ميدوني چرا خدا ما رو آفريده؟ خداوند هيچ وقت به بودن ما نيازمند نبوده و اين از مهربوني خدا به ماست.
در بين دانشها، شناخت خدا بسيار با ارزشتر است چون ما را به او نزديكتر ميكند.
عزيزم ميداني اگر شناخت درست و كافي از دينت داشته باشي ميتواني آرامشي بينظير در قلبت احساس كني؟
به نظر تو چقدر خدا بايد ما را دوست داشته باشد كه همه جهان و آسمان و كهكشانها را به خاطر ما آفريده است؟
آيا شنيدهاي كه محبت خدا به انسان هزاران برابر محبت پدر و مادر به فرزند است؟
تا به حال فكر كردي چطور ميتوان اين همه مهرباني خدا را جواب داد؟
بهتر نيست تك تك ما انسانها به شيطان ثابت كنيم كه از او برتريم و بايد به ما سجده ميكرد؟
چقدر زيباست فكر كردن به محبت زيادي كه خدا نسبت به همه انسانها دارد.
بياييد به جاي ناسپاسي نسبت به لطف خدا شكرگزار باشيم!
هرگز اجازه ندهيم باورهاي دينيمان ضعيف شود.
جهان و موجودات موجود در آن همه و همه نشانههاي كوچكي از بزرگي، عظمت و قدرت خالقي هستند كه هدايت تمام امور در دست اوست.
نوگل باهوش من! اگر به دنبال خدا بگردي او را در دل خودت پيدا ميكني.
قدرت خدا را همه جا ميتواني ببيني، در رنگهاي بال پروانه، در صداي شرشر باران، در مهرباني مادر، حتي در چشمهاي خودت.
انديشمند كوچك من، اگر به كف دست خودت نگاه كني، نقاشيهاي ماهرانه خدا را ميبيني.
اگر از خدا كمك بخواهي، حتماً به تو كمك ميكند.
يك دانه لوبيا را بكار و ببين كه خدا چگونه آن را به جوانه لوبيا تبديل ميكند.
خدا كسي است كه حتي در خواب مواظب تپشهاي قلب ماست.
آيا ميدوني وقتي زمين ميخوري، اولين كسي كه به تو كمك ميكنه كه از زمين بلند بشي خداست؟
شهد گل شيرين نيست؛ اما خدا به زنبور عسل ياد داده كه چطوري از شهد گل، عسل شيرين درست كنه.
دل كوچيك تو، بايد خونه ياد خدا باشه، چون خدا دلت رو آفريده.
اگر خدا به من پدر و مادر مهربوني نداده بود؛ من از كجا مهربوني رو ياد ميگرفتم؟
من هر چيز خوبي كه دارم رو به ديگران هم ميدم تا خدا منو دوست داشته باشه؛ چون خدا هر چيز خوبي توي دنيا بوده به من داده.
من نميدونم درختها و گلها چطوري از نور خورشيد استفاده ميكنند، همه اينها رو خدا بهشون ياد داده.
اگر خدا خورشيد رو توي آسمون نذاشته بود، هميشه هوا تاريك و سرد بود.
من ستارهها رو دوست دارم، انگار خدا شبها توي آسمون، مرواريد آويزون ميكنه.
قصه مامان بزرگ با يكي بود، يكي نبود شروع ميشه؛ مامانم ميگه: اوني كه هميشه بوده خداست.
من از خدا ممنونم كه من رو به اين دنيا آورد تا همه قشنگيهاي اينجا رو ببينم.
كشيدن يه نقاشي از پرندهها و حيوونها براي من آسون نيست. اما خدا اينها رو آفريده و بهشون جون داده.
من كوچيك هستم و خيلي از كارها رو نميتونم انجام بدم، اما خداي قدرتمندي دارم كه هر كاري رو به خوبي انجام ميده.
من خدا رو نميبينم؛ اما ميدونم كه خدا من رو ميبينه.
درسته كه من نميدونم توي آسمون چه خبره؛ اما ميدونم خدايي كه آسمون رو آفريده از همه چيزش خبر داره.
خدايا، اون لحظههايي كه بنده خوبي برات نبودم از دفتر زندگيام پاك كن و من رو ببخش.
وقتي سردم ميشه ميرم كنار بخاري، به شعلههاي آتيش نگاه ميكنم و خدا رو شكر ميكنم كه براي گرم شدن ما آتيش رو آفريد.
كودكيام پر از نعمتهاي رنگارنگي است كه خدا به من هديه داده.
خدا هميشه با من است. حتي وقتي ميدَوَم.
خدا از مادر هم مهربانتر است، چون مهرباني را خدا به مادرم ياد داده است.
من براي ديدن چيزهاي ريز به ميكروسكوپ احتياج دارم؛ اما خدا به راحتي همه چيز را ميبيند.
نام خدا زيباترين آواز قلب من است.
خدا انسانها را به وجود آورده و آنها را ارزشمند كرده است.
خدا تنها كسي است كه به همه موجودات دنيا غذا ميرساند.
اگر خدا نبود، چه كسي ميتوانست به ماهيهاي ته دريا غذا برساند؟
تولد بچهها هم نشانه خوبي است كه بدانيم خدا چقدر تواناست.
وقتي پروانهاي از پيله بيرون ميآيد، به ما ميگويد كه خدا آفريننده همه زيباييهاست.
پرندگان در آسمان پرواز ميكنند تا از خدا به خاطر بالهاي زيبايي كه به آنها داده است تشكر كنند.
به نظر شما كوههايي كه اينقدر بزرگ و محكم هستند را چه كسي آفريده است؟
خدايا از تو ممنونم كه آب را آفريدي تا ما تشنه نمانيم.
جز خدا هيچ كس نميتواند قلب مرا تنظيم كند كه كار خود را به خوبي انجام دهد.
خداوند بهتر از ما ميداند كه ما به چه چيزهايي نياز داريم و چه چيزهايي را نياز نداريم.
خدا را به خاطر چشمهاي سالمي كه به من داده شكر ميگويم.
خداوندا از تو متشكرم كه به من انگشتاني دادي كه بتوانم به راحتي كارهايم را انجام دهم.
هر شب به اتفاقاتي كه در طول روز باعث شادي شما شده فكر كنيد و خدا را شكر كنيد.
شايد باران باعث شود كه زنگ تفريح را در كلاس بمانيد، اما در عوض به درخت كمك ميكند كه ميوههاي خوشمزه براي شما توليد كند.
خدا بهتر ميداند كه قبول كردن دعاي من به نفع من هست يا نه؟
خدايا، اگر همه چيز داشته باشم اما تو را نداشته باشم انگار هيچ چيز ندارم.
درختان مثل نقاشي زيبايي هستند كه خدا براي ما كشيده است.
خدا خيلي دوستداشتني است، چون خيليها به خاطر او از جان خود گذشتند و شهيد شدند.
اگر خدا درخت را نيافريده بود، پاركها ساخته نميشدند.
دريا، هميشه پر از موجهاي زيباست، او با خروش موجهاي خود از خدا تشكر ميكند.
راز آفرينش را فقط خدا ميداند، چون او همه چيز را آفريده است.
مسجد جايي است كه ميتوان در آن احساس آرامش كرد و بهتر به خدا فكر كرد.
مهم نيست كه چگونه دعا كنيم، مهم اين است كه دعا كنيم.
قرآن داستانهاي زيادي دارد كه با خواندن آنها خدا را بهتر ميشناسيم.
وقتي كسي قرآن را با صداي زيبا ميخواند، حس خيلي خوبي به من دست ميدهد.
خدا به همه كمك ميكند كه به خواستههاي خود برسند، پس ميتواند به من هم كمك كند.
درختان زيبا در مورد خداوند با ما سخن ميگويند.
با نگاه كردن به طبيعت به قدرت خداوند پي ميبريم.
بهار زيباترين فصلي است كه خدا آفريده.
رنگهاي زيباي گلها به ما نشان ميدهد كه خدا نقاش ماهري است.
دريايي كه خداي بزرگ آفريده، آنقدر بزرگ است كه انتهاي آن ناپيداست.
وقتي به دريا نگاه ميكني، به ياد خدايي باش كه بزرگتر از درياهاست.
اگر خدا نبود، چه كسي ميتوانست درختهاي خشكيده را در بهار، دوباره سبز كند.
همان خدايي كه زمين به اين بزرگي را ساخته، مورچه به اين كوچكي را هم آفريده است.
وقت غروب، آسمان رنگارنگ است، انگار خدا از چند مداد رنگي استفاده كرده و آسمان را رنگآميزي كرده است.
عجيب نيست كه مورچهها ميتوانند خانهاي درست كنند كه آب باران در آن نريزد، خدا به مورچهها معماري ياد داده است.
نوجوان و انس با قرآن
«قرآن»، كتابي است كه سبك زندگي موفق را به ما آموزش ميدهد.
آيههاي قرآن كه از سوي خداوند به ما زمينيان هديه شده، همانند تابلوهاي راهنمايي هستند كه سبب ميشوند ما از بزرگراه سعادت به درستي عبور كنيم و به مقصد برسيم.(1)
قرآن بيش از شش هزار آيه دارد. هر يك از آيههاي قرآن، يك نشان و راهنما براي ماست.
خداوند در قرآن بهترين راهنمايي را كرده است.(2)
راهنماييهاي قرآن، آسان، مطمئن و قابل اجراست.
فرمانهاي خداوند، پر از خوبيهاست.
خداوند براي رساندن پيامهاي زيباي خود، مردان نمونهاي را انتخاب كرده كه نامشان «پيامبر» است.
خداوند قرآن را نسخهاي براي مردم قرار داده تا با استفاده از آن و انجام سفارشهايش به آنچه نياز دارند، برسند.(3)
خداوند براي آخرين فرستاده خود كتابي را به عنوان معجزه معرفي كرد.
در قرآن بهترين و جالب ترين راهنماييهاي خداوند براي مردمي كه ميخواهند پاك و خوب زندگي كنند، آمده است.(4)
قرآن، دوستي است كه مثل آن پيدا نميشود و هيچ كتاب يا صحبتي نميتواند جاي آن را بگيرد.(5)
در قرآن، بهترين قصهها آمده است.(1)قصههايي كه هم واقعياند و هم آموزنده.
خداوند با گفتن قصههاي قرآني به ما درس زندگي ميدهد؛ به ما ياد ميدهد كه چگونه باشيم.
خداوند راه و رسم دوستي با خودش را در لابهلاي قصههايش در قرآن گفته است.
قرآن براي خوشبختي ما، به زبان ما آدمها حرف زده تا آن را بفهميم و با انجام راهنماييهايش، زندگي شاد و موفقي داشته باشيم.
خداوند از ما خواسته كه به جملاتي كه در قرآن درج شده، بدون وضو دست نزنيم؛(2)يعني؛ اول پاكيزگي و بعد دوستي.
اگر هنگام خواندن قرآن وضو نداشتيم، ميتوانيم از كاغذي كه براي اشاره به آيهها ساخته ميشود، استفاده كنيم.
خيلي خوب است كه در معناي آيههايي كه ميخوانيم، دقت كنيم و روي هر كدام آنها فكر كنيم.(3)
آيههاي قرآن براي استفاده و راهنمايي ما فرستاده شده است.
حضرت محمد صلي الله عليه و آله براي رساندن پيامهاي خوشبختي خداوند، زحمت زيادي كشيدند تا ما با راهنماييهاي آن هميشه موفق باشيم.
يكي از مهمترين كارها براي گرامي داشتن اين كتاب مقدس، سكوت در زماني است كه قرآن خوانده ميشود.
ما با حرف نزدن و گوش كردن به حرفهاي خدا، دوستي و علاقه خود را به اين كتاب زيبا نشان ميدهيم. (1)
قرآن براي زندگي درست و موفق ما برنامههاي زيادي دارد.
انجام دستورهاي خدا به ما كمك ميكند كه هميشه در حال پيشرفت باشيم.
قرآن به ما آرامشي ميدهد كه با آن ميتوانيم خوب درس بخوانيم، با ديگران درست برخورد كنيم، دوستان خوب زيادي پيدا كنيم و آمادگي براي انجام كارهاي خوب ديگر را داشته باشيم.
انرژي قرآن به اندازهاي است كه ميتوانيم تصميمهاي بزرگي بگيريم و براي آينده برنامهريزي كنيم.
جاي قرآن، در دل ماست و هر آيه آن، يك كليد براي باز كردن دري از درهاي موفقيت است.
ميتوان هر هفته با يك آيه، زندگي كرد. مثلاً اين هفته را ميتوانيد روي احترام به پدر و مادر تمركز كنيد و يكي از خواستههاي مهم خدا را اجرايي كنيد.
تا وقتي براي اين آيهها برنامه كاربردي طراحي نكنيد، آن طوري كه انتظار داريد نميتوانيد لذت با قرآن بودن را تجربه كنيد.
به به چه بوستاني است قرآن؛ چقدر دوست داشتني است رفتن به باغ قرآن.
وقتي هر روز قرآن ميخونيم توي خونمون يه عالمه فرشته پرواز ميكنن.
قرآن كتاب بزرگيه كه اگه هر روز هم اونو بخونيم؛ بازم پر از حرفهاي تازه است.
1) اعراف: 204.
با خوندن هر روز قرآن بيشتر بهش علاقهمند ميشي؛ امتحان كن.
وقتي هر روز آيه به آيه جلو بري و خوندن قرآن رو به خوبي ياد بگيري، بهترين حس دنيا رو خواهي داشت.
هميشه وقتي از بابابزرگم ميپرسيدم: دل شما چطوري اينقدر بزرگ و مهربونه، ميخنديد و ميگفت: چون هر روز يه صفحه نور از قرآنم به دلم هديه ميدم.
منم دوست دارم مثل مادربزرگ با خوندن قرآن با فرشتهها دوست باشم.
مامانم ميگه هر وقت دلم براي خدا تنگ ميشه زودي نامههاشو ميخونم؛ نامههاي خدا به ما قرآنه.
بچهها ميدونستيد خوندن قرآن باعث ميشه درسهامونو بهتر ياد بگيريم؟
چشمهايي كه هر روز قرآن بخونه از درس خوندن خسته نميشه.
خدا دوست قرآن خوان هاست.
اونهايي كه هر روز قرآن ميخونن دلهاشون مثل بهار هميشه سبزه.
چقدر قرآن خوندنهاي بابا رو دوست دارم انگار صداش رو چندبرابر زيباتر و دلنشينتر ميكنه.
خيلي از دانشمندان با قرآن دوست بودن و اونو هر روز ميخوندن.
قرآن يه درياست هركي بيشتر باهاش دوست باشه مرواريدهاي بيشتري به دست مياره.
براي اينكه بتونيم حرفهاي خدا رو بهتر بفهميم هر روز اونها رو ميخونيم تا خوب خوب ياد بگيريم.
اگه هر روز چند آيه رو تمرين كنم خيلي زود ميتونم تمام قرآن رو راحت بخونم.
قرآن خوندن اصلاً سخت نيست به شرطي كه هر روز چندتا آيه بخونم.
من هر روز چند آيه قرآن ميخونم تا بالاخره برسم به قله پيروزي.
از وقتي دوستم مثل من هر روز قرآن ميخونه تو درسهاش خيلي موفقتر شده.
بچهها بياييم با دوستامون يه گروه قرآني تشكيل بديم؛ نظرتون چيه؟
من هر روز چند آيه قرآن ميخونم و مامان معنيش رو برام توضيح ميده؛ تاحالا خيلي چيزا ازش ياد گرفتم.
قرآن خوندن خستگي رو از تن آدم در مياره تا حالا امتحان كرديد؟
بعضي وقتها دوست دارم فقط به آيههاي قرآن نگاه كنم؛ چون نگاه كردنش هم به قلب من روشني بخشه.
آيههاي قرآن تو دلم عين ماهي گلي تو تنگ بلور قشنگ و ديدنيه.
بهار رو به خونه دلت دعوت كن؛ خوندن قرآن دعوت بهاره به دل.
من هر روز قرآن ميخونم تا با درياي بزرگ نور پيوند بخورم.
از ميان تمام راههايي كه جلوي روم هست با خوندن قرآن سرسبزترين مسير رو انتخاب ميكنم.
زندگي مسير پيچ و خميه كه آيه آيه قرآن براي اون يه چراغه.
با خوندن قرآن خيلي از مشكلات زندگي ما از بين ميره.
من هر وقت ميخواهم از خدا چيزي بخواهم اول قرآن ميخوانم با خدا حرف ميزنم.
وقتي دلم ميگيره با فرشتهها ميرم به باغ پرگل قرآن.
صبح با نشاط من هر روز با خوندن چند آيه قرآن شروع ميشه.
هرشب قبل از خواب چند آيه قرآن ميخونم.
چند تا چيز نور چشم رو زياد ميكنه: نگاه به دريا؛ نگاه به مامان و بابا؛ و نگاه به قرآن.
يه راه ساده براي به دست آودن يه عالمه خوبي: خوندن روزانه يه صفحه قرآن.
قرآن كه فقط براي ماه رمضان نيست، باخوندن قرآن هر روزمون پربركت ميشه.
قرآن كتاب خداست؛ توش هم پر از معماست هركي اونو بخونه خيلي چيزا ميدونه.
نوجوان وشكرگزاري از نعمتهاي خداوند
خدايا تو را سپاس كه خورشيد را مايه روشني روز و ماه را چراغِ آسمان شب قرار دادي.
خدايا تو را سپاس كه از ميان تمامِ جهانِ آفرينش، مرا انسان آفريدي و عقل و شعورم بخشيدي تا اشرفِ مخلوقات باشم.
خداوندا! به من دو چشم بينا دادي تا زيبايي جهانت را ببينم و دستهاي توانا بخشيدي تا براي رسيدن به سعادت تلاش كنم. تو را ميستايم.
خداوندا! تو را شكر ميگويم كه آسمانِ شبت لبريز آرامش است و ستارههايش شايسته نوازش.
خداوندا! وجودم را سالم آفريدي، مرا در نهايت ظرافت و زيبايي خلق كردي، من تو را بينهايت دوست دارم و از تمام بخشندگيات سپاسگزارم.
خداوندا! درياي بيكران و آسمانِ بينهايت تو تنها ذرهاي از قدرت و عظمت توست، چه بيمنت به من نعمت دادي، پس من در نهايت شوق سپاست ميگويم.
خداوندا! تو را سپاس ميگويم كه دوستم داري چراكه صدايم را ميشنوي و هر روز نعمتهاي زيبا به من ارزاني ميكني.
خداوندا! سپاسگزارم از تو كه چهار فصل بينهايت زيبا را در برابر چشمانم قرار دادي تا هر بار كه ميآيند، درسي تازه از طبيعت دلنشينت بياموزم.
خداوندا! دستهايم را ببين كه به سوي آسمانت بلند شده است، چشمانم را ببين كه هر لحظه تو را جستوجو ميكند، صدايم را بشنو كه هر دم تو را ستايش ميكنم.
خداوندا! دنياي من، جهان آفرينش توست، من تو را اي معبود زيبايم سپاس ميگويم... اين همه زيبايي و نعمت را در كجاي ذهنِ ناتوانم جاي دهم.
خدايا! تو را شكر ميگويم كه عقل را در وجودم قرار دادي تا بتوانم به نعمتهاي بينهايت تو بينديشم و همواره به موضوعي جديد برسم.
خدايا! تو را سپاس ميگويم كه قلب را نبض زندگيام قرار دادي و تمام محبت خويش را به آن بخشيدي كه همواره با ياد و نام زيبايت به آرامش برسم.
خدايا! تو را سپاس ميگويم كه انگشتان دست و پايم را متفاوت از هم آفريدي تا در انجام كارهاي روزمرهام دچار مشكل نشوم.
خدايا! تو را سپاس ميگويم كه مادري بهتر از فرشته و پدري مهربانتر از خورشيد به من ارزاني كردي تا در سايه آنها يك دنيا مهرباني و محبتِ تو را احساس كنم.
خدايا! من عشقِ بزرگ تو را در قلب كوچكم جاي دادهام؛ چراكه همواره حضور سبزت را در كنارم احساس ميكنم، از اينكه هميشه با مني و هرگز رهايم نميكني از تو سپاسگزارم.
خدايا! من سپاست ميگويم؛ زيرا مرا در دنيايي قرار دادهاي كه ريزترين موجودات آن نيز بيهوده نيستند و همه آنچه ميبينم با دقيقترين نظم و برنامه حضور دارند.
خدايا! من تو را شكر ميگويم كه خواهري مهربان و برادري پشتيبان در كنارم قرار دادي تا قوتِ قلبي باشند براي قدمهايم در جاده زندگي.
خدايا! تو را سپاس كه باران رحمت تو سراسر لطافت است و زيبايي و برف سپيد آسمانت از ذراتِ مقدس و پاك تو حكايت ميكند.
خدايا! تو را سپاس كه در تكتك گلبرگهاي گلهاي باغچه ميتوان واژه مقدس توحيد را تماشا كرد و در فضاي عرفاني يادت تا هفت آسمانت پر كشيد.
خدايا! تو را سپاس كه در ذرات ريز خاك نيز براي رشد گياه تدبيري انديشيدي تا بالندگياش زيبايي طبيعت تو را دوچندان كند.
خدايا! تو را سپاس كه همواره در كنارم هستي و حتي زماني كه خواستم از تو دور شوم، تو به سمت من آمدي و از مسير گمراه آگاهم كردي.
خدايا! تو را سپاس كه در شب آرامشي قرار دادي تا استراحت كنم و روز را با نام و ياد تو آغاز كنم و در مسير كمال و سعادت گام بردارم.
خدايا! تو را سپاس كه سلامتي؛ يعني؛ بزرگترين نعمت خود را به من دادي و همواره در كتاب مقدست تأكيد فرمودي كه مراقبش باشم تا طعم سعادت را بچشم.
خدايا! تو را سپاس كه مرا در رديف كساني قرار دادهاي تا بتوانم درس بخوانم، علم بياموزم و هر روز چراغ دانشم را بيشتر بيفروزم.
خدايا! تو را سپاس كه معلماني مهربان و دلسوز نصيبم كردي، تا هرچه را نميدانم بپرسم و در مسير دوراهي علم نمانم.
خدايا! تو را سپاس كه توان مقابله با سختيها را در وجودم گذاشتي تا هرگز از پا نايستم و براي رسيدن به آرزوهايم تلاش كنم.
خدايا! تو را سپاس كه قدرت تصميمگيري به من دادي تا خودم با مشورت بزرگترهاي مهربانم براي آيندهام برنامهريزي كنم.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه مسلمانم و كاملترين دين الهي را در سينه دارم، پس توفيقم بده تا از اين نعمت بزرگ خوب پاسداري كنم.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه باران رحمتت يك دنيا طراوت و شادابي به وجودم هديه ميكند و بوي دلنشين خاك يك آسمان آرامش به من ميبخشد.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه تمام نيازهاي مرا در اين دنيا برآورده ساختهاي، تمام آنچه نشانه احتياج من بوده در برابرم قرار دادهاي، اما بدان كه من هميشه نيازمند مهرباني توام.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه آسمان آبي و آبي درياي را تنها ذرهاي در بيكران بخشايشت گذاشتي تا خوب ببينم و بينديشم به اينكه تو چقدر مهرباني و چه اندازه بخشنده... كاش من نيز بخشندگي بياموزم.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه گوش شنوا و چشم بينا به من دادي تا زيباترين صداها و زمزمهها را بشنوم و بهترين تصاوير دنيا را ببينم. تو را به خاطر اين نعمتهاي زيبا ستايش ميكنم.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه در كشوري زندگي ميكنم كه لطف الهي در جايجاي آن ديده ميشود و ياد تو در قلبِ مردمش موج ميزند.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه مرا انسان آفريدي و از تمام مخلوقات نيرومندتر قرار دادي تا همواره بتوانم در پناه لطف تو زندگي كنم.
خدايا تو را شكر ميكنم كه عقلم دادي تا بهترين راه را انتخاب كنم و با تلاش و كوشش به اهدافم برسم.
نوجوان و نماز
نماز خواندن و دعاهايي كه از امامان به ما رسيده وسيلهاي براي ارتباط با خداست.
خدايا! ياريام كن كه نماز اول وقت جزو كارهايي باشد كه بايد انجام دهم و هميشه در قلب و ذهنم ماندگار شود.
نمازهايم را دوست دارم، چراكه در تمام آنها با خداوند بزرگ احساس نزديكي ميكنم و دلم پَر ميكشد براي خدايي شدن.
هنگام نماز درهاي آسمان به روي زمينيها باز ميشود.
نماز، استمرار دوستي با خداست.
با نماز زيباتر زندگي كنيم.
با نماز دلهايمان را معطر سازيم.
نماز، نسيم خوش بهشت است.
نماز، هجرت از خود به سوي خداست.
نماز، نردبان نزديكي به خداست.
نماز، پل ارتباط بين زمين و آسمان هاست.
نماز، سپري در برابر گناه است.
با نماز به جنگ با گناه و بديها برويم.
نماز، رهاشدن از قفس تن و پرواز به سوي حق است.
با نماز غبار گناه را از جانمان بشوييم.
نماز، گنجينه همه خوبي هاست.
نماز، پيكار با شيطان و پيمان با خداست.
نماز، درخشندهترين مرواريد در درياي بندگي است.
با نماز نسيم خوش بهشت را استشمام كنيم.
نماز، باعث نشاط قلب ما ميشود.
نماز، دوستي با خداست.
نماز، راه يافتن به حريم خداست.
نماز، شكوه ايمان در چهره مؤمنان است.
با نماز به زندگيمان طراوت بدهيم.
نماز، چشمه زلال بندگي است.
نماز، رنگين كمان خوشرنگ دوستي با خالق است.
وقتي مدت زيادي با زبان نماز با خدا صحبت ميكنيد، اين كار بخشي از زندگي شما ميشود و رها كردن آن براي شما مثل فراموش كردن يك دوست، كار بسياري سختي ميشود.
نماز، زيباترين آييني است كه همه مسلمانان با آن شناخته ميشوند.
بهرهگيري از نماز براي بالا بردن توانايي حل مشكل، پيشنهادي است كه خداوند به بندگان خود دارد.
وقتي شخصيت ما با نماز پيوند ميخورد، احساس بهتري نسبت به خودمان پيدا ميكنيم و خود را شايسته بهتر شدن ميدانيم.
نماز در پيشرفت تحصيلي ما هم نقش دارد و تمركز معنوي به دست آمده از نماز، ما را مهياي ممتاز شدن در پرتو تلاش بيشتر ميكند.
خداوند به پيامبرش پيغام داده است: «هرگاه بندگانم از من پرسيدند، بگو من نزديكم و به تقاضاهاي درخواستكنندگان پاسخ ميدهم».(1)
1) بقره: 186.
يادمان باشد: كه وقتي با خدا گفتوگو ميكنيم، بايد بپذيريم كه ميشود از همه بنبستها عبور كرد، به شرط آنكه آن سوي ديوار روشنايي باشد.
نمازخواندن چون ناله زنداني است براي رهايي از زندان زمين و رسيدن به خدا.
نماز مانند پلي است از زمين به آسمان براي حس كردن خدا.
نماز مانند پرواز بلندي است از همه دنيا براي لحظهاي آرامش در آغوش خدا.
نماز پيوستن قطره به درياست يعني؛ رسيدن انسان به خدا.
دوست من نماز پنجرهاي از زمين به ملكوت است پنجرهاي كه ما را از دنيا تا خدا ميبرد.
چه زيبا ميشد اگر نمازمان را به گونهاي بجا ميآورديم كه فكر كنيم آخرين نماز ماست.
نماز چون قلعه محكمي است كه شيطان را از ما دور ميكند.
نماز چون چراغي جايگاه ما را هنگام مرگ روشن ميكند بهتر نيست با زيبا خواندن نماز اين چراغ را پر نورتر كنيم؟
ميداني نماز چون پوششي ما را از آتش جهنم محفوظ نگه ميدارد؟
نماز طناب محكمي است كه انسان را به ملكوت پيوند ميدهد. بهتر نيست همه با هم به اين طناب وصل شويم؟!
نماز بهتر از همه عبادات، بالاتر از همه كمالات، منبع بركات، و كليد قفل تمام مشكلات است.
ميداني نماز ما را از غرور و خودپرستي دور ميكند؟
نوجوان عزيز ميداني كاملترين پاسخ به بزرگترين نياز انسان، نماز است؟
نماز خواندن نياز خود انسان است. آرامشي كه با نماز نصيب انسان ميشود در هيچ كجاي ديگر به دست نميآيد.
نماز آنقدر اهميت دارد كه به خاطر آن ياران امام حسين عليه السلام شهيد شدند.
چه خوب است كه موقع خواندن نماز، زيباترين لباس خود را بپوشيم و عطر بزنيم.
نماز پروازي معنوي است.
هر كس نماز بخواند، اهل دعا و نيايش هم ميشود.
هر كس ميخواهد خدا او را دوست داشته باشد، بايد نماز بخواند.
نماز خواندن باعث آرامش دل ميشود.
ناتوانترين انسانها كسي است كه نتواند رابطه خوبي با خداي خود برقرار كند.
زيبايي دنيا به اين است كه خدا را دوست داشته باشي و به خاطر او نماز بخواني.
وقتي فرشتهاي مثل تو نماز ميخواند، همه فرشتههاي خدا، آفرين ميگويند.
نماز مثل چشمهاي است كه سياهي گناه را از روح ما ميشويد.
وقتي از چيزي ناراحت هستي، نماز بخوان تا ياد خدا به تو آرامش بدهد.
خدا، نماز خوندن بچهها رو خيلي دوست داره.
همه مردم دنيا خدا را عبادت ميكنند. اما هيچ عبادتي به زيبايي نماز نيست.
خدا انسانها رو آفريده تا عبادت كنند و نماز بخونند.
نماز خوندن باعث ميشه كه من احساس بزرگي كنم.
خدا فقط به آدمهايي كه عاقل هستند دستور داده كه نماز بخونند. نماز خوندن من به ديگران نشون ميده كه من هم عاقل و بزرگم.
نماز ورزشي براي روح ماست.
نماز خوندن براي من مهم است. پس مشغول هر كاري كه باشم نماز خود را اول وقت ميخوانم.
نماز خواندن به زندگي ما معنا ميدهد.
وقتي نماز ميخوانم احساس آرامش ميكنم.
نماز به ما ياد ميدهد كه ما بنده خدا هستيم و بايد به دستورات او عمل كنيم.
نماز بارش رحمت خداوند بر لحظههاي ماست.
نمازي كه اول وقت خونده نشه مثل يه غذاي خوشمزه است كه سرد شده باشه و به موقع خورده نشه.
غذا وقتي گرمه خوشمزه است. نماز هم وقتي اول وقت خونده بشه خوبه.
اگر كسي رو دوست داشته باشي همين كه تو رو صدا ميزنه جواب ميدي؛ اگر خدا رو دوست داري همين كه اذان ميگن نماز بخون.
حضرت علي عليه السلام حتي در لحظههاي سخت و روزهاي جنگ به فكر نماز اول وقت خود بودند.
نماز اول وقت، بلندترين نردباني است كه تو را به آسمان ميرساند.
نمازي كه اول وقت خونده ميشه، گفتوگوي محبتآميز بندهها با خداي مهربونه.
هر كس نماز ميخونه، به خدا نزديك ميشه، كسي كه زودتر بخونه، به خدا نزديكتر ميشه.
كسي كه همه كارها رو رها ميكنه تا به نماز برسه، در واقع مطمئنه كه خدا در انجام كارهاش به اون كمك ميكنه.
نماز اول وقت قلعهاي است كه اگر وارد آن شوي، شيطان نميتواند به تو حمله كند.
هر وقت مشكلي براي پيامبر پيش ميآمد، با كمك گرفتن از نماز مشكل خود را حل ميكردند.
نمازم را اول وقت ميخوانم تا ثابت كنم كه انسان تنبل و بيارادهاي نيستم.
نماز مثل غنچهاي زيباست كه وقتي در دل ما شكوفا ميشه، خونه معطر ميشه.
كسي كه تنبلي كنه و اول وقت نماز نخونه، معلومه روح كوچيكي داره و فقط خواستههاي جسمش براش مهمه.
روح ما هم به غذا احتياج داره و بهترين غذا براي روح ما نماز اول وقته.
نماز پرچم دين ماست.
نمازي كه همراه با اذان خونده بشه، ارزش زيادي داره.
وقتي اول وقت نمازمون رو ميخونيم ميخواهيم به خدا بگيم كه دوستش داريم.
نماز اول وقت نشاندهنده عشق ما به صحبت كردن با خداست.
نماز اول وقت لذت بيشتري دارد.
نماز اول وقت نشاندهنده توجه بيشتر ما به خداوند است.
نماز اول وقت باعث روشني خانه دل ماست.
نمازم را با آرامش ميخوانم.
وقتي به نماز ميايستم خانه پر از عطر خدا ميشود.
خدا در قرآن گفته كه هركس به ياد من نباشه، زندگي براش سخت ميشه؛ من اول وقت نمازم رو ميخونم تا به خدا بگم هميشه به يادش هستم.
زماني كه وضو ميگيرم و در برابر خدا ميايستم احساس ميكنم پرندهاي سبكبال شدهام كه ميتوانم با تمام وجود با خداي بزرگ حرف بزنم و آرامشي زيبا را مهمان قلبم كنم.
نماز كه ميخوانم آسماني ميشوم، انگار در كنار ماه و خورشيد به زمين و همه آفريدههاي خدا چشم ميدوزم.
نماز كه ميخوانم پرواز را در اوج آسمان ايمان تجربه ميكنم.
هر بار نماز كه ميخوانم احساس ميكنم يك پله به خدا نزديكتر شدهام.
نماز مثل نردباني مرا به آسمان وصل ميكند.
نماز كه ميخوانم نشاطم بيشتر از پيش ميشود.
نماز روحم را جلا ميدهد.
با نماز عطر دوستي با خدا را استشمام ميكنم.
دنياي من لبريز از لطف خداست، پس من چه خوشبخت هستم كه در كشوري زندگي ميكنم كه ايمان به خدا اولويت مهم زندگي انسانهاست.
نماز ميخوانم براي اينكه نيازم را با خداوندي بينياز در ميان بگذارم نه به واسطه اينكه فقط تكليفم را انجام داده باشم.
من وقتي نماز ميخوانم و روزه ميگيرم، احساس بزرگي ميكنم و از اينكه ميتوانم با خدايم در خلوت و تنهايي خودم صحبت كنم بسيار خوشحالم.
دنياي نوجوانيام را با نجواهاي الهي در وقت نماز زيباتر ميكنم تا خداي بزرگ و بلندمرتبه ياريگر من در تمام لحظههاي زندگيام باشد.
د) پيامهاي شادي آفرين
فرزندم! با لبخندِ روي لبانت هرجا ميروي شادي آفرين باش.
فرزندم! شاداب بودن بهترين هديه تو به مامان و باباست.
فرزندم! اولين قدم در راه موفقيت داشتن ادب و شاد بودن است.
فرزندم! خانه ما با خندههاي تو شاد ميشه؛ بخند كودكم. خانه پر از شادي را دوست دارم.
فرزندم! من بينهايت شادم چون فرزندي خوب مثل تو دارم.
توپ توپ قلقلك.... بازي كنيم با همديگه.... مثل دوتا شاپرك.
فرزندم! چشمهاي قشنگ تو آسمون دل منه؛ وقتي ميخندي آسمونم پر از ستاره ميشه.
فرزندم! من اون لحظاتي رو دوست دارم كه تو با ذوق برام حرف ميزني و ميخندي.
فرزندم! خانه ما با شادي تو پر از حس و شور و خوشحالي ميشود.
مامان و باباها آرزوشون خوشحالي بچه هاشونه؛ شادباش گل باغ زندگيام.
نازنين فرشته كوچولو، وقتي با مهربوني ميخندي خونه پر از پَر فرشته ميشه.
گل باغ زندگيام، وقتي تو ميخندي خونه پر از عطر بهاري ميشه.
باوجود بودن بچهها تو خونمون هميشه يه باغ پر گل داريم.
بچهها نشاط زندگي هستن؛ چه خوب كه ما بابا و مامانها اينقدر خوشبختيم.
دخترگلم! پسر خوبم! وقتي كه ميبوسمت انگار يه گل از باغ بهشت چيدهام.
بوق بوق چي اومد. قطار شادي اومد... پر از بازي و خنده، پر از قصه و شعره.
بچهها گل باغ بهشتن، چي از گل قشنگتر؟ كجا از بهشت بهتر؟
بچهها كه باشن چقدر بهانه براي شادي تو خونه ما هست.
ورزش و تفريح، مرغ روح شما بچهها رو پرواز ميده به آسمون آبي.
بچهها گلهاي آفتابگردون خونه هستن و بابا آفتاب خونه؛ زندگي با آفتاب و آفتابگردون مثل گلستانه.
غمها و شادي رو تقسيم ميكنيم؛ آخه ما يه خانوادهايم.
ما به حرفهاي هم اهميت ميديم.آخه ما يه خانوادهايم.
ما هم ديگه رو خيلي دوست داريم آخه ما يه خانوادهايم.
كودكم وقتي تو را در آغوش ميكشم همه دنيا مال من ميشود.
خونهاي كه پر از صداي خنده بچهها باشه شادترين خونه دنياست.
فرزندم! خبر موفقيتهاي تو شادترين خبر دنياست.
هر بار كه تو توي مدرسه تشويق ميشي انگار به من بهترين هديه رو دادي.
آيا ميدونيد: مامان و بابا از ديدن دوستي بين بچههاشون لذت ميبرن؟
هيچ ماماني هيچكدوم از بچههاش رو بيشتر دوست نداره فقط كارهاي بهتر اونهاست كه مامانو شادتر ميكنه.
فرزندم!هر نمره خوب تو، هر كار مثبت تو، يه هديه قشنگ به مامان و باباست.
زندگي مثل درياست، مرواريدهاش چه زيباست، توش پرموج و شوره، وقتي بابا كتاب و شعر ميخونه.
دنيا قشنگه چون من با چشمهاي كوچيكم به جز محبت و مهربوني از توي رنگهاش نديدم.
دنيا كوچيك نيست چون من با بالهاي خياليام همه جا ميرم حتي تا كهكشانها.
درسته من بال ندارم كه پرواز كنم ولي خيالم هميشه با پر پرواز ميره هرجا قشنگ و خوبه.
من مواظب بالهاي خياليام هستم كه هميشه توي باغ و دشت گل پرواز كنه تا زخمي نشه.
خونه ما راحتترين جاي دنياست حتي اگه مامان و بابا كمي خسته باشن.
چه خوب كه من ميتونم از تجربههاي مامان و بابا استفاده كنم.
من ميتونم تصميمهاي خوبي بگيرم چون تجربههاي خوبي از بزرگترهام كسب كردم.
وقتي مامان يه حرف خوب ميزنه فرصت خوبيه كه توي تصميمگيريهام ازش استفاده كنم.
مامان و بابا هم مثل من يه روزي بچه بودن، پس بهتره براي گرفتن يه تصميم از تجربههاي كودكي اونها بهره ببرم.
بابا يه گنجينه تجربه است، چه خوب كه ميتونم ازش كمك بگيرم.
هميشه نتيجه همفكريهاي من و مامان و بابا خيلي جالبتر ميشه.
چقدر خوشحالم؛ با برنامهريزي جديد مامان و بابا هم راحت به درسهام ميرسم هم از برنامههاي خوب تلويزيون استفاده ميكنم.
بزرگترها راست ميگن؛ هميشه چند تا فكر زودتر و بهتر به نتيجه ميرسه تا يك فكر.
ه) پيامهاي روانشناختي و تربيتي
زير فصل ها
ترويج عادات مطلوب تربيتي
احترام به والدين
نوجوان و مشورت با والدين
نوجوان، برنامهريزي و اوقات فراغت
نوجوان و شناخت الگوها
نوجوان و آماده سازي براي ورود به زندگي اجتماعي
نوجوان، تفكر و مطالعه
توجه به آموزش و يادگيري هنر و فنون و مهارتها
نوجوان و مديريت روزهاي امتحان
نوجوان و پرهيز از رذايل اخلاقي
نوجوان و كسب موفقيت
نوجوان و استقلالخواهي
نوجوان و تصميمگيري
نوجوان و تأثيرگذاري
نوجوان، خودباوري و اعتماد به نفس
ويژگيهاي افراد داراي اعتماد به نفس
براي رسيدن به اعتماد به نفس
نوجوان و بازيهاي رايانهاي
نوجوان و تلفن همراه
نوجوان و پرخاشگري
نوجوان و رشد معنوي
نوجوان و افزايش سطح تحمل
نوجوان و بيحوصلگي
نوجوان و رفاقت
نوجوان و ترك عادتهاي بد
نوجوان و شوخي و شادي
نوجوان، ورزش و پرهيز از تنبلي
نوجوان و نظم در خانه و جامعه
نوجوان و پذيرش مسئوليتهاي ساده در خانه
نوجوان و ارتباطِ صميمي با خواهر و برادر
نوجوان و مديريت مالي
نوجوان و ميانهروي در خريد اقلام ضروري و پوشاك
نوجوان و عذرخواهي در صورت اشتباه
مسائل متفرقه نوجواني
ترويج عادات مطلوب تربيتي
همه ما دوست داريم كه وقتي صحبت ميكنيم شنونده خوبي داشته باشيم، پس تلاش كنيم كه همواره خودمان نيز شنونده خوبي باشيم.
خوشبختي يعني؛ داشتن رضايت از خويش.
زماني از موقعيت خود راضي خواهيم شد كه از پيشرفت دوستانمان ناراحت و از شكست آنها خوشحال نشويم.
هركس در اين دنيا حق استفاده از تمام نعمتهاي خدا را دارد؛ پس كسي موفق خواهد شد كه شكرگزار خداوند باشد.
حسادت مانع پيشرفت خواهد شد؛ چراكه فرد حسود همه فكر و ذكرش به پيشرفت و موفقيتهاي اطرافيانش است.
بياموزيم كه همه اميدمان در هر شرايط به خداوند بزرگ و بخشنده باشد، نه به بنده او كه خود همواره نيازمند است.
بخشندگي، بركت را به زندگي ما خواهد آورد، پس تلاش كنيم از آنچه داريم به ديگران نيز ببخشيم؛ چراكه خداوند چند برابرش را وعده داده است.
هر انساني يك سوم متوسط عمر خود را خواب است، يعني؛ در اين مدت هيچ كار مفيدي انجام نميدهد، پس آگاه باشيم از ديگر لحظات بهخوبي استفاده كنيم.
عمرِ باعزت و بابركت، آرزوي هر فرد عاقلي است و اين به دست نميآيد مگر با تلاش و اراده. پس كوشا باشيم!
هرگز براي اطرافيانمان آرزوهاي بد نخواهيم؛ چراكه خودمان براي رسيدن به بهترين آرزوهايمان تلاش ميكنيم.
هيچ چيز به اندازه شاد كردن دل زيبا نيست. براي شاد كردن هم بكوشيم!
نظافت يكي از بهترين كارهايي است كه بر همه واجب و ضروري است.
ظاهر مرتب و آراسته، رغبت دوستي و مهرباني را افزايش ميدهد.
مهرباني و حُسن خُلق، دوستداشتنيترين عاداتِ افراد است.
ادب بهترين ثروت انسان است و فرد مؤدب در همه دلها جاي دارد.
نيكي به پدر و مادر، اندوختهاي ارزنده براي دنيا و آخرت است.
بياييد با مهرباني به پدر و مادر، يك دنيا دعاي خير براي خودمان ذخيره كنيم.
در جامعه تمام اعمال و رفتار ما حتي نشست و برخاست، زير ذرهبين است. پس در رفتارمان دقت كنيم.
كلام شيوا و رسا و مؤدبانه ما را فردي كتابخوان جلوه ميدهد.
خوشبويي دهان، يعني؛ اينكه فرد براي سلامت و بهداشت خويش ارزش قائل است، پس اطرافيان نيز او را فردي ارزشمند ميدانند.
احترام به بزرگتر در هر شرايط واجب است بهخصوص اينكه آن بزرگتر پدر، مادر و معلم باشد.
بهترين حالت جويدن غذا آن است كه لبها كاملاً روي هم قرار گرفته و صداي خرد شدن مواد غذايي بسيار كم باشد.
در پايان هر غذا سعي كنيم غذاي باقيمانده در بشقاب را كاملاً تمام كرده و سپس قاشق و چنگال را كنار هم قرار دهيم.
زماني كه در جايي مهمان هستيم بهتر است اجازه دهيم ابتدا ميزبان، خوردنِ غذا را شروع كند.
وقتي ميخواهيم وارد جايي شويم و همزمان كسي قصد خارج شدن از آنجا را دارد، حق تقدم با اوست.
وقتي وارد مجلسي ميشويم، اگر با چهرهاي شاد و متبسم به آنها سلام كنيم، به افراد حاضر انرژي مثبت داده و خستگي احتمالي آنها را كم ميكنيم.
دنيا فاني است اما نام نيك هميشه ماندگار است! با انجام كارهاي خوب نيكنام شويم.
دوست داريم در بيرون از منزل با ما محترمانه برخورد شود، پس در خانه با اعضاي خانواده با احترام رفتار كنيم تا ديگران ببينند و بياموزند.
زمان ارزشمندتر از آن است كه به تصور آيد... نگذاريم وقتي از دست ميرود ارزش آن را بدانيم!
روزهايمان را سپري ميكنيم به اميد اينكه به بهترين فرصتها برسيم، و گاه غافليم از اينكه بهترين فرصتها همينهايي بود كه رفت!
قدر دوستانِ خوبمان را بدانيم؛ چراكه گاه در كشاكش روزگار بعد از گذشت چند سال دوباره به آنها برميخوريم.
خورشيد با همه درخشندگي غروب ميكند، انسان با همه عظمت ميميرد، اما خاطرات براي هميشه باقي ميماند.
سعي كنيم بهترين خاطرات را به يادگار بگذاريم.
بهترين و دلسوزترين افراد براي ما پدر و مادر، خواهر و برادر هستند.
يادمان باشد: در تصميمهاي بزرگ با افراد دلسوزي مثل پدر و مادر مشورت كنيم.
به حق ديگران احترام بگذاريم تا در جايي حقمان پايمال نشود.
احترام به والدين
خشنودي خداوند در خشنودي پدر و مادر است و ناخرسندي خداوند در نارضايتي آن دو».(1)(پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله )
1) علياصغر ظهيري، اخلاق اجتماعي جوانان، ص80؛ مستدرك الوسائل، ج2، ص627.
«خدايا آواي مرا در برابر ايشان [پدر و مادر] نرم و آهسته گردان و سخنم را خوشايندشان ساز و مرا با آن دو [پدر و مادر] نرمخو كن و مرا دلسوز ايشان قرار ده و چنان كن كه با آنان خوشرفتار و غمخوار شوم». (امام سجاد عليه السلام )(1)
«خدايا اگر پدر و مادرم با من به تندي سخن گفتند و رفتار نابجايي كردند، يا حقي از من تباه نمودند و يا در وظيفه خويش در قبال من كوتاهي ورزيدند، من همه خطاهاي ايشان را بخشيدم و با اين كار، بزرگشان داشتم». (امام سجاد عليه السلام )(2)
«خدايا از تو ميخواهم كه پدر و مادرم را به سبب آنچه در حق من كردهاند، گرفتار نسازي كه من در خير خواهي ايشان ترديد ندارم و نميپذيرم كه در خوبي كردن به من درنگ كرده باشند و دلگير نيستم كه آن دو كارهاي مرا عهدهدار بودهاند». (امام سجاد عليه السلام )(3)
امام سجاد عليه السلام : «خدايا چنان كن كه من از پدر و مادرم چنان بيم نمايم كه از پادشاه خودكامه، و به آن دو همچون مادري بس مهربان و دلسوز نيكي كنم و فرمانبرداري از پدر و مادر و نيكي كردن من در حق ايشان را براي من از خواب در چشم خوابآلودگان شاديآورتر و از آب خنك در كام تشنگان گواراتر ساز تا خواهش ايشان را بر خواهش خويش ترجيح دهم و خرسندي آنان را بر خرسندي خود مقدم دارم و نيكي آن دو در حق خودم را بسيار بينم، اگر چه اندك باشد و نيكي خود در حق آنان را اندك بينم، اگر چه بسيار بُوَد».(4)
پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله : «دعاي پدر و مادر براي فرزند، مانند دعاي پيامبر براي امت خويش است».(1)
پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله : «دعاي پدر و مادر براي فرزند مانند آب براي زراعت سودمند است».(2)
پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله : «با پدر و مادر نيكوكار باش، آنگاه به بهشت بسنده كن و اگر آنان را آزردي بايد به آتش اكتفا كني».(3)
امام باقر عليه السلام : «از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله سؤال شد: چه كسي بيشترين حق را بر انسان دارد؟ حضرت فرمود: پدر و مادرش».(4)
امام صادق عليه السلام : «مردي نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله آمد و گفت: من جوان با نشاط و ورزيدهاي هستم و جهاد را دوست دارم، ولي مادري دارم كه از اين موضوع ناراحت ميشود. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: برگرد و از مادرت نگهداري كن. قسم به خدايي كه مرا به پيامبري برگزيد، يك شب محبت تو با مادرت، از يك سال جهاد در راه خدا بهتر است».(5)
هرگز نگذاريد پدر و مادرتان از شما آزرده خاطر شوند.(6)
حضرت محمد صلي الله عليه و آله رسيدگي به پدر و مادر را، جاده رسيدن ما به خوشبختي و آزردن آنها را، مثل قدم زدن در خيابان بدبختي دانسته و ميفرمايد: «آن دو، بهشت و جهنم تو هستند».(7)
1) مشكاة الانوار، ص282، ح853..
2) الفردوس، ج2، ص213، ح338.
3) حسن عرفان، پدر و مادر در فرهنگ اسلامي، ص167؛ بحارالانوار، ج74، ص60.
4) جامع السعادات، ج2، ص272.
5) جامع السعادات، ج2، ص272.
6) رضا فرهاديان، آنچه يك جوان بايد بداند(ويژه پسران)، صص 54 و 55..
7) محمدمحمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ترجمه: حميدرضا شيخي، ج14، ح22669.
نسيمِ مهرباني داخل خانه و خانواده، هم ملايمتر و هم ماندنيتر هستند.
ما درون خانه و به كمك اعضاي اين خانه رشد و پرورش پيدا كرديم و هميشه به هم نيازمنديم.
يادمان باشد: كساني در خانه هستند كه نگران ما و چشم به راه ما هستند؛ كساني كه منتظرند ما سربلندشان كنيم و مايه افتخارشان باشيم.
يادمان باشد: كه اگر درست رفتار كنيم ميتوانيم با خانواده هم راحت باشيم درست مثل بهترين دوستان.
ارزش و قيمت ما زماني افزايش مييابد كه براي خودمان ارزش قائل شويم.
در كنار خانواده است كه به ديگران معرفي ميشويم و از اعتبار بالايي برخوردار ميگرديم.
سرمايه خانوادگي نيازمند مراقبت و نگهداري بيشتر و دقيقتر است. موجودي خود را در اين بانك سودآور بيشتر كنيم تا از نتايج پربار آن در اين دوره و نيز آينده لذت ببريم.
پدر و مادر حتي اگر با اصطلاحات امروز آشنا نباشند، زندگي كردن را خوب ميدانند و سالها توانستهاند آن را مديريت كنند و سكاندار كشتي خانواده باشند.
اگر ما امروز موفق به يادگيري و پيشرفت ميشويم، اين را مديون تلاشهاي پدر و گذشتهاي مادريم.
مراقب فريب اصطلاحات باشيد تا شما را از واقعيتهاي زندگي دور نكنند و پدر و مادر خود را ناآگاه فرض نكنيد.
والدين هميشه طالب سعادت فرزندانشان هستند.
لازم نيست همه چيز را خودمان تجربه كنيم، استفاده از تجربه ديگران نشانه خردمندي است.
هيچ منافاتي ندارد كه با نظر كسي مخالف باشيد و احترام او را هم حفظ كنيد.
حواسمان باشد هيچگاه صحبتهاي والدين را قطع نكنيم.
يادمان باشد: رفتار يا حركتي نكنيم كه پدر و مادرمان گمان كنند آنها را مسخره ميكنيم.
يادمان باشد: در مقابل والدين كلمات سبك به كار نبريم و صدايمان را بلند نكنيم.
نظرات خود را با استدلال و منطق با والدين بيان كنيم.
زماني كه والدينمان عصباني هستند، كاري به كارشان نداشته باشيم تا به حالت عادي باز گردند.
اگر نميتوانيم با والدين خود صحبت كنيم، يا آنها از صحبت كردن با ما عصباني ميشوند، سخنان خود را بنويسيم و به آنها بدهيم.
گاهي با والدين خود به تنهايي بيرون برويم.
وقتي والدين مشغول مطالعه يا تماشاي تلويزيون هستند، آنها را همراهي كنيم.
هر روز از والدين خود بپرسيم: چه كمكي ميتوانم به شما بكنم؟
هنگام مشاجره والدين با هم، آنها را تنها بگذاريم.
با والدين خود صبور باشيم. اگر با خواسته شما مخالفت كردند، «چرا» نگوييم، بلكه بپرسيم در چه صورت با خواسته من موافقت ميكنيد؟
نقش فرزندي ما بايد سبب احترام بيشتر به والدينمان شود.
به دست آوردن كليد رضايت والدين، سكوي پرش ما به دنياي اسرارآميز موفقيت است. مراقب اين كليد باشيم.
يكي از كارهايي كه آثار شگفتانگيزي در زندگي بسياري از بزرگان ما داشته است، احترام به پدر و مادر است.
با مطالعه زندگي انسانهاي موفق، در مييابيم كه در كنار تلاش و همت بالايشان، رسيدگي و احترام گذاشتن به پدر و مادر نيز نقش بسزايي در پيشرفت آنها داشته است.
ما همه لحظههاي بودن خودمان را مديون پدر و مادريم و اگر تمام مدت زندگي خود را به آنها خدمت كنيم، باز نميتوانيم جبران سختيهاي آنها را بنماييم.
فراموش كردن زحمتهاي كساني كه زندگيآفرين بودهاند، دور از انصاف است.
احترام گذاشتن به نظر پدر و مادر، درست برخورد كردن، محبت كردن، انجام درست وظايفي كه از ما انتظار دارند مانند موفقيت تحصيلي بخشي از توقعات والدين است.
با كمي تمرين ميتوانيم برخورد صحيح با والدين را تبديل به رفتار عادي و هميشگي كنيم.
داشتن رابطه زيبا با والدين ميتواند ما را به خدا نزديك و رفتار نامناسب هم ما را از خداي مهربان دور ميكند.
همراه شدن با پدر و مادر و به دست آوردن رضايت آنها، براي ما بهشتِ زميني ميسازد و بدرفتاري، جهنم بديها را به زندگي ما ميكشاند.
والدين شما انسانهاي معصوم نيستند، بنابراين هم داراي صفات برجسته و نيك و هم داراي نقاط ضعفاند. احترام آنها در هر شرايطي واجب است.
اگر نقاط ضعف والدين در خصوص كار شما و يا در طرز رفتارشان با شما آشكار شود، بهتر است كه با واقعبيني با آن برخورد كنيد و اين نقص را طبيعي بدانيد.
ويژگيهاي برجسته و نيك پدر و مادر، محبت پاك و بيآلايششان به شما و به خصوص مواظبتي را كه از ابتداي كودكي تاكنون درباره شما داشتهاند، از نظر دور نكنيد.
تلاشهاي پدر و مادرتان را به خاطر داشته باشيد و همواره از آنها قدرداني كنيد.
برخي از والدين به مسائل شما آگاه نيستند درباره مشكلاتتان با آنها صميمانه صبحت كنيد.
با كمال ميل و رغبت از راهنماييها و پندهاي دلسوزانه و مفيد والدين كه حاصل چندين سال تجربه آنان است، بهره گيريد.
در مواقعي كه والدين با شما برخوردي تند ميكنند، سعي كنيد با نهايت ادب و خونسردي رفتار كنيد.
هديه براي مادر يا پدر، تنها اعلام دوستي و علاقه به آنهاست، و هيچگاه به معناي جبران زحمتهاي آنان نيست و نميتواند باشد.
پدر و مادر، همواره مانند يك ديدهبان باهوش و آگاه، مراقب ما و آينده ما هستند.
با اعتمادي كه از تجربه و دلسوزي پدر و مادر داريم، بهتر است كه تذكرات آنها را جدي بگيريم.
عبور از دوران پرتلاطم نوجواني و نزديك شدن به موفقيت، بدون برخورداري از حمايت والدين و تكيه بر رضايت آنها از رفتارهاي ما، تقريباً نشدني است.
زماني كه ما رضايت و دعاي والدين را كسب كنيم، باسرعتي باورنكردني به سوي آيندهاي پرافتخار حركت ميكنيم.
زماني كه رفتارهاي ما رنجشي را در پدر و مادر ايجاد كند، با توقفهاي پي در پي و سرعتگيرهاي مزاحم روبهرو هستيم.
در ارتباط با پدر و مادر، اصل مهم ايجاد اعتماد در آنها نسبت به رفتارهاي ماست.
زماني كه از اشكالهاي تكراري و كارهاي دور از ارزشهاي خانوادگي و دوري كنيم، توانستهايم اعتماد خوبي را در پدر و مادر ايجاد كنيم.
هدف ما اين نيست كه رفتارهاي پدر و مادر را عوض كنيم، بلكه قصد داريم سطح تحمل خود را بالاتر برده، قدرت سازگاري خويش را ارتقا دهيم.
هر قدر پدر و مادر حساستر باشند، لازم است تمرين بيشتري براي قويتر شدن در برابر فرمان آنها داشته باشيم تا خداي ناكرده با رفتار نامناسبي، خود و خانواده را دچار مشكل نكنيم.
گفتوگو با والدين، راه مناسبي براي كم كردن از حساسيتهاي آنهاست.
برخي اوقات چون پدر و مادر شما از دليل كارتان بيخبر هستند، احساس نگراني كرده و سختگيري بيشتري از خود نشان ميدهند.
با يك گفتوگوي منطقي، والدين را نسبت به درستي كار خود مطمئن كرده و آرامش را به والدين خود هديه كنيد.
تا زماني كه اشتباهات ما سر جاي خودش باشد، طبيعي است كه سيستم حساسيت والدين و ايرادگيري آنها هم فعال خواهد بود.
نقطه ضعفهاي خود را شناسايي كنيم و نسبت به برطرف كردن آنها، تمام تلاش خود را داشته باشيم.
خيلي از حساسيتهاي والدين، ريشه در محبت و تجربه آنها دارد.
پدر و مادر، علاوه بر تجربه شخصي خودشان، در تجربههايي كه از افراد ديگر اندوختهاند و عبرتهايي كه سراغ دارند، نگران شما و آينده شما هستند.
گاهي يك تغيير ساده در نگاه و حتي واژهها ميتواند سطح سازگاري ما را با مسائل خانواده و جامعه متفاوت كند.
تا زماني كه ذهنيت ما از تذكرهاي والدين، گير دادن و مچگيري باشد و آن را به پاي حساس بودن پدر و مادر بنويسيم، حال خوبي از اين نوع كارها به سراغ ما نميآيد.
زماني كه تذكر والدين را به پاي همراهي و انتقال رايگان تجربه بگذاريم، احساس قدرداني و تشكر به سراغ ما خواهد آمد.
مادر عزيزم! تا دنيا دنياست، بر دستانِ مهربانت بوسه ميزنم.
مادر عزيزم! به پايت بلند ميشوم تا ببيني قد كشيدهام، تا ببيني قلب مهربانت را دوست دارم.
دستان پينهبستهات را ميبوسم، چراكه تمام لحظههايت را ميدهي تا موفقيت و خوشحالي مرا ببيني. پدرم! الهي سايهات جاويدان.
در ثانيههاي بيخوابيات، خوابي خوش را برايم آرزو كردي، در لحظهلحظه سختيهايت، آرامش مرا خواستي و اكنون من تلاش ميكنم تا با موفقيتم پرنده خوشحالي روي شانههاي مهربانت بنشيند.
پدرم! اكنون كه با رسيدن به مرز نوجواني صدايم بم و مردانه شده است، به آرامي با تو صحبت ميكنم؛ چراكه هميشه كلام دلنشين تو را دوست داشتم.
چهره مهربانت چقدر به دلم مينشيند، حرفهايت چه زيبا آرامش ميدهد و من چقدر مشتاقم تا تو را با تمام وجودم حس كنم، مادرم هنوز هم مشتاق گرمي آغوشت هستم.
مادرم! دستم را بگير و راه را نشانم بده، مبادا مسير را اشتباه بروم، مبادا بدون اينكه بينديشم، قدم بردارم.
پدرم! تو بهترين مشاور و دوستِ من خواهي بود. با جانِ دل به راهنماييهايت گوش ميدهم.
پدرم! سايهات دلنشينترين نعمتهاي الهي است و حضورت زيباترين آنها؛ تو را چون چشمانم دوست ميدارم.
پدرم! حرمتِ تو بيبهانهترين كاري است كه انجامش ميدهم، تو را دوست ميدارم چراكه زيباترين شعري هستي كه هميشه با خودم تكرارش ميكنم.
مادر و پدر نازنينم! هميشه با من باشيد. با وجود شما زندگي زيباست.
مادرم، اي شهد شيرين مهرورزي! چگونه مهربانيات را جبران كنم تو كه خود مهربانترين و بهتريني.
مادرم! تو زيباترين مونسي، تو بهترين دوستي و تو ماندنيترين يادي. وجودت و يادت و حتي نام زيبايت برايم قابل احترام است.
مادرم! تو زمزمه بيوقفه قلبِ مني، مهرت را در زيباترين نقطه قلبم جاي دادهام تا بداني بينهايت دوستت دارم.
مادرم! بگو چگونه باشم تا آرام باشي و همه وجودت به آرامش برسد، بگو چگونه باشم تا غم در چشمانت ننشيند؟
مادرم! غمهايت را به من بده تا من بينهايت شادي مهمانت كنم، چون به آرزوهايم نزديك شدم تا تو به آرزوهايت برسي.
پدرم، اي آرامش قلبِ من! تو درياي مهرباني هستي كه يك دنيا شور و محبت در امواجش پنهان است.
پدرم، اي بهترينم، اي زيباترينم! تو بهار دلنشيني كه آغوشت عطر خوش گلهاي ياس و محمدي ميدهد، تو بهترين باغباني كه طبيعت به خود ديده است.
پدرم، نازنين من، اي عزيز دلم! به من آموختي كه فداكار باشم، به من ياد دادي تا چون خورشيد آسمان بخشنده باشم و از مهرباني دريغ نكنم.
پدرم، اي آرامش خانه دلم! كاش هميشه بماني و هميشه باشي تا من بتوانم ذرهاي از محبت تو را جبران كنم.
مادرم! مبادا قلبِ مهربانت از من برنجد، تويي كه اجازه ندادي حتي ذرهاي دلم به آنچه نبايد، مشغول شود.
مادرم! تو را بينهايت دوست دارم، چراكه به من محبت و مهرباني آموختي، كاش بداني كه هميشه در قلبم جاي داري!
پدرم، من استقامت و صبوري را از تو آموختم و تلاش ميكنم تا همواره اين بهترين خُلق را در وجودم حفظ كنم.
يادمان باشد: هنگامي كه از خانه خارج ميشويم مادر، چشم به راه آمدنمان است. پس هيچگاه اين انتظار را با دير آمدنهاي بيمورد طولاني نكنيم.
آيا ميداني چشمان اشكبار مادر ـ كه به خاطر ناراحتي از فرزند گريه ميكند ـ تنها چيزي است كه سنگترين دلها را به درد ميآورد؟ پس تلاش كن تا هيچگاه او را ناراحت نكني.
يادمان باشد: وقتي از زحمات والدين تشكر ميكنيم نشان ميدهيم به تمام كارهاي آنها توجه ميكنيم و همين باعث ميشود آنها به خاطر ما تلاش بيشتري كنند.
يادمان باشد: پدر و مادر داناترين و دلسوزترين افراد هستند كه ميتوانيم همواره در كنار خود داشته باشيم.
پدر و مادر عزيزم! از اينكه همواره بهترين مشاور در كنار من هستيد سپاسگزارم.
خوب است به پاس زحمات والدينمان بر دستانشان بوسه زنيم.
احترام به والدين و دعاي آنان مهمترين عامل موفقيت در زندگي هر فرد است.
يادمان باشد: هيچگاه صدايمان را مانند براي والدينمان بالا نبريم.
ميدانستي پدر و مادرت هميشه به داشتن تو افتخار ميكنند پس طوري رفتار نكن كه اين افتخار را از دست بدهند.
هميشه به پدر و مادرت احترام بگذار؛ زيرا اين كار با اطاعت خدا مساوي است.
آيا ميداني حرف بزرگترها به ويژه پدر و مادرت را هيچگاه نبايد قطع كني؟
يادمان باشد: بهترين هديه براي پدر و مادر داشتن اخلاق خوب است.
آيا ميداني بهترين گوش براي حرفهايي كه تو آنها را از اسرار ميداني گوش والدينت است؟
نوجوان و مشورت با والدين
اگر در تمام دنيا، تمام آفرينش را زير و رو كني، دوستي بهتر و صميميتر از پدر و مادر نمييابي.
والدين ما بهترين نعمتهاي الهي هستند، پس چه نيكوست در تمام كارهايمان مشورت با آنها را فراموش نكنيم.
هيچكس بهتر از پدر و مادر صلاح ما را نميداند و برايمان دلسوزي نميكند، در تصميمگيريهايمان مشورت با آنها را فراموش نكنيم.
دوست خوب است و عزيز، و چقدر زيباست كه اين دوست پدر و مادر باشد؛ زيرا پدر و مادر بهترين مشاور هستند.
من زماني كه در انجام كارهايم بر سر دو راهي قرار ميگيرم به تابلو مشورت با والدين توجه ميكنم؛ چراكه در غير اين صورت ممكن است به بيراهه بروم و شايد برگشتي نباشد.
مادرم بهترين و مهربانترين مونس تنهاييها و دلتنگيهايم و پدرم محكمترين سايهبان زندگيام هستند و هر دو اينها داناترين و دلسوزترين مشاور برنامههايم.
مشاور من در برنامههاي روزانه، هفتگي و حتي تصميم براي آيندهام، پدر و مادرم هستند؛ چراكه جز صلاح و موفقيت من چيزي نميخواهند.
چقدر زيباست زماني كه مشكلت را با پدر و مادرِ مهربانت در ميان ميگذاري، سراپا گوش ميشوي تا از راهنماييهاي اين مشاورانِ بينظيرت استفاده كني.
پدر و مادر درخشانترين چراغ راهنمايي من در مسير پر و پيچ و خم زندگي هستند؛ آنان را همواره دوست ميدارم.
اي روشني زندگي واي بهترين راهنمايان من! مشورت با شما شيرينترين لحظههاي دو راهيهاي بزرگ من است.
پدر و مادرم بهترين مشاوره براي من در هنگام انتخابهاي من هستند.
چه كسي بيشتر دوستم دارد؟ چه كسي بهتر مرا ميشناسد؟ چه كسي آرزوي سعادت مرا در دل دارد؟ پدر و مادرم، دوستان نزديك من هستند كه
مرا خوب ميشناسند و آرزومند سعادت و خوشبختي من هستند. پس، اينها بهترين مشاور من خواهند بود.
ميدانم كه بدون مشورت با پدر و مادرم يا در كارها و تصميماتم موفق نميشوم و يا اينكه كارهايم آنطور كه دلم ميخواهد پيش نميرود.
پدر و مادرم مشاوران درجه اولم قرار ميدهم تا با اطمينان، در مسير زندگي قدم برميدارم.
مادرم! سنگِ صبورم باش؛ چراكه از تو مهربانتر نميشناسم و آرامشي جز آغوش تو سراغ ندارم.
پدرم! كنارم باش تا گامهايم را به پشتوانه مشورتهايِ بينظيرت محكم و استوار بردارم.
من در ميانِ همه كساني كه ميشناسم، پدر ومادري مهربان دارم كه عاشقانه دوستشان دارم و در تمام كارها و تصميماتِ زندگيام از آنها كمك ميگيرم و با آنها مشورت ميكنم.
تا هميشه پدري دلسوز و مادري مهربان مثل شما دارم؛ ميتوانم به پيشرفت و موفقيت اميدوار باشم، چون بهترين مشاوران را در اختيار دارم.
خدايا! چه لحظههاي شيريني است زماني كه عاشقانه مينشينم و به حرفهاي پدر و مادر گوش ميكنم.
نوجوان، برنامهريزي و اوقات فراغت
نوجوان عزيز! يك اتفاق كوچك ميتواند شروع يك برنامه تازه باشد.
بر اساس تخمينها و برآوردهاي انجام شده، تنها حدود 30 الي40 درصد توان ما به كار گرفته ميشود. پس از فرصتهايمان خوب استفاده كنيم!
بدانيم: فقط مديريت درست زمان و برنامهريزي مناسب است كه ميتواند خوشحالمان كند.
هر روزي كه از وقتمان استفاده بهتري بكنيم، احساس سودمندي بالاتري نسبت به خودمان پيدا ميكنيم.
استفاده بهتر از زمان، تنها از طريق برنامهريزي و مديريت زمان فراهم ميشود.
مديريت زمان كه در واقع همان برنامهريزي است، به معناي تسلط و كنترل بر فرصتها و جهت دادن به فعاليتهاست.
مؤمن بايد شبانه روز خود را به سه قسمت تقسيم نمايد: زماني براي نيايش و عبادت پروردگار، زماني براي فعاليت، زماني براي استراحت و زماني ديگر براي تفريحات سالم.(1)(امام علي عليه السلام )
بياييد از برنامههايي كه مزاحم پيشرفت كارهايمان هستند جلوگيري كنيم.
تماسهاي تلفني ميتوانند خيلي وقتگير باشند.
تماسهاي تلفني قطار افكار را از حركت بازميدارند.
تماسهاي تلفني، ممكن است شما را متعهد به انجام كارهايي كنند كه آمادگي آنها را نداريد.
از خاموش كردن زنگ تلفن نترسيد. وقتي كارتان تمام شد پيغامهاي دريافتي را چك كنيد.
كارهايي را كه نياز داريد انجام دهيد، در فهرست كارها يادداشت كنيد.
كارهاي روزانه خود را اولويتبندي كنيد. با انجام اين عمل، شما ميتوانيد روز خود را كنترل كنيد.
بر خوب استفاده كردن از زمان تأكيد كنيد نه مشغول بودن.
1) نهج البلاغه، ترجمه: دشتي، ص724.
تمركز بر انجام مهمترين كارها در ابتدا، به شما كمك ميكند كه كار بيشتري انجام دهيد و آنها را سر وقت انجام دهيد.
سرعت خود را در انجام كارهاي روزانه تنظيم كنيد.
خود را با تعداد ساعات زياد كار خسته نكنيد. مديريت مؤثر زمان بايد اين امكان را فراهم آورد كه بتوانيد كارهاي مورد نياز را انجام دهيد بدون اينكه نياز باشد تعداد ساعات زيادي را در دوره زماني بزرگتر مشغول باشيد.
هدفگذاري كنيد؛ اهدافي تعريف كنيد كه به سادگي قابل دستيابي باشند.
وقتي به اهداف تعريف شده رسيديد، براي هدفي كه مشكلتر است اقدام كنيد.
نبايد انتظار داشته باشيد كه تمام انتظاراتتان يك شبه برآورده شود.
براي موفقيت بيشتر در كارهاي روزانه و تحصيل اهداف خود را اولويتبندي كنيد.
يادمان باشد: اگر كارها را در زمان خودشان انجام ندهيد غير مؤثر عمل كردهايد.
وقتي با كار بزرگي روبهرو ميشويد آن را به بخشهاي كوچكتر تقسيم كنيد.
توجه غير ضروري به جزئيات باعث ميشود كه ديگر كارها را به تأخير بيندازيد.
اگر بتوانيم ياد بگيريم كه بين كار و تفريح، تعادلي برقرار كنيم روزهاي سالمتر و شادتري خواهيم داشت.
كار درست نيازمند وقت مناسب است.
انجام كارها بر اساس اولويت كمك ميكند كه كارها را خوب مديريت كنيد.
روش برنامهريزي مناسب خود را انتخاب كنيد.
در برنامهريزي، ابتدا انتظارات خود را برآورده كنيد.
براي اينكه به حداكثر عملكرد دست يابيد به زمان خواب و استراحت، كافي نياز داريد.
كار مداوم بدون استراحت، استرس را افزايش داده و عملكرد را كاهش ميدهد.
شما ميتوانيد از همين ابتداي سال، يك برنامه يك ساله داشته باشيد و بعد آن را در دو نيم سال، چهار فصل، دوازده ماه و 365 روز تقسيم كنيد.
شبها قبل از خواب، برنامه روز بعد خود را در كاغذي يادداشت كنيد.
برنامه شما به اندازه تواناييتان باشد.
فشار آوردن به خود و خسته شدن، باعث ميشود روزهاي بعد توانايي كمتري داشته باشيد.
توانايي خود را در روزها و ساعتها تقسيم كنيد تا هميشه با نشاط به انجام برنامه خود بپردازيد و بهترين نتيجهها را بگيريد.
در برطرف كردن ضعفهاي خود جدي باشيد، اما خودتان را سرزنش نكنيد.
شما در طول روز موفقيتهايي هم داشتهايد. به خاطر آن از خداوند تشكر كنيد و از او براي انجام بهتر كارهايتان نيرو بگيريد.
در مورد برنامه تان با افراد موفق مشورت كنيد تا كمبودها و اشكالات آن را زودتر متوجه شويد.
براي مطالعه، ميتوان از وقتهاي مخفي هم استفاده كرد. مانند زمان ايستادن در صف خريد نان.
داشتن برنامه، مقدمه يك موفقيت حساب شده است.
يادمان باشد: كساني كه با برنامهريزي درست حركت ميكنند، احتمال دستيابي آنها به نتايج پربار هم زياد است.
ممكن است برنامهريزي درسي شما خيلي دقيق و به همان اندازه نفسگير باشد.
برنامه مطالعه شما بايد انعطاف داشته باشد، يعني؛ با زمان، برخورد بازتري داشته باشيد.
جوري برنامه بريزيد كه اگر احتمالاً يك روز نيم ساعت تا يك ساعت از برنامه عقب افتاديد، دچار نگراني و سردرگمي نشود.
پيشنهاد ميشود برنامه خود را با فردي كه تجربه اين كار را دارد، در ميان بگذاريد.
براي اجراي برنامههاي خود، نيازمند روحيه هستيد.
زماني روحيه شما خوب و آماده فعاليت است كه از نظر جسمي و رواني به آن، رسيدگي كافي را داشته باشيد.
با خودتان مهربان باشيد و به همه نيازهاي خود توجه داشته باشيد.
يادتان باشد: كمك به ديگران باعث دوري از مشكلات ميشود.
همان طور كه افراد شاد بيشتر به فكر كمك به ديگران هستند، كمك به ديگران نيز شادي شما را افزايش ميدهد.
انس با مسائل معنوي مثل حضور در نماز جماعت مسجد محله، تلاوت قرآن و يادگيري يك نكته ديني هم ميتواند انرژي به شما بدهد.
لازم است پايان هر روز، گزارشي از عملكرد آن روز را بررسي كنيد.
گاهي لازم ميشود كه انگيزههاي خود را دوباره بررسي كنيد. شايد درجه تنظيم انگيزههاي شما خراب شده باشد.
وقتي تنبلي و كسالت، مهمان شما ميشود، بايد ببينيد از كدام در وارد سيستم شما شده است.
گاهي كسالت، به خاطر درگيري ذهني و تنبلي به سراغتان ميآيد.
مسئله حلنشده يا كار ناتمام ميتواند ذهن شما را تسخير كند.
اول مانع و مشكل را حل كنيد و بعد دنبال اجراي برنامههاي خود باشيد.
يادتان باشد: استفاده زياد از تلويزيون، تلفن همراه و رايانه، حال اجراي برنامههاي خوب را در شما كاهش ميدهد.
ممكن است مسائل عاطفي مانند بگو و مگوي خانوادگي يا ناسازگاري با يكي از دوستان، مزاحم جدي اجراي برنامه شود.
وضعيت احساسي ما به ويژه در دوره نوجواني، شكل موجهاي درياست؛ بالا و پايين دارد.
از تغذيه طبيعي مانند سبزي، ميوه و نوشيدن آب غافل نشويد.
با توجه به متلاطم بودن درياي احساسات ما، طبيعي است كه برخي از زمانها توان اجرايي كردن برنامه را نداريم.
قدم بزنيد، از هواي تازه استفاده كنيد و تلاش كنيد بيحالي خودتان را با خانواده درميان بگذاريد.
داشتن اوقات فراغت، يك فرصت براي راهاندازي مجدد تواناييهاي ماست.
با پرداختن به سرگرميهاي مفيد، استراحت، تفريح و استفاده درست از اوقات فراغت، توانايي بيشتري براي سپري كردن مسير موفقيت به دست ميآوريم.
خيلي از بيحوصلگيها، ناراحتيها و سردرگميها به استفاده نادرست از اوقات فراغت برميگردد.
«كار كمي كه قابل ادامه دادن باشد، از كار زيادي كه باعث خستگي شود، در رسيدن به هدف اميدواركنندهتر است».(1)(امام علي عليه السلام )
يك برنامه خوب طراحي كنيد كه هم باعث پيشرفت شما شود و هم نشاط و شادابيتان را حفظ كند.
استفاده از ورزش در اوقات فراغت فرصتي براي پيشرفت شما فراهم مينمايد.
هنگام اجراي فعاليتهاي ورزشي سعي كنيد ورزشهاي گروهي را تجربه كنيد.
با يادگيري مقررات ورزشي و اجراي آن در بازيها، فرصت استقلال فكري و تصميمگيري را به خوبي به دست آوريد و از بروز مسائل ناخوشايند جلوگيري كنيد.
تجربههاي صحيح ورزشي، به شما كمك ميكند تا خود و تواناييها و ضعفهاي خودتان را بهتر بشناسيد.
ورزش كردن فرصتهاي زيادي براي شما فراهم ميسازد تا بتوانيد توان خودتان را بشناسيد و نشان دهيد.
شما از طريق ورزش در برابر صفتهاي منفي ايستادگي پيدا خواهيد كرد.
زندگي سراسر مبارزه و مسابقه است، پس با شركت در مسابقههاي ورزشي خودتان را براي مسابقههاي ديگر زندگي آماده كنيد.
در انجام مسابقههاي ورزشي، بدون توقع پيروزي حتمي، بيشترين سعي خود را به كار گيريد.
1) نهج البلاغه، حكمت27.
شما به تجربه شكست هم به اندازه تجربه موفقيت نياز داريد.
تمرينهاي منظم ورزشي به شما كمك ميكند تا استخوانها، عضلات و مفاصل سالمي داشته باشيد؛ وزن بدنتان متناسب باشد.
با ورزش منظم، از اعتماد به نفس بالاتري برخوردار خواهيد شد و در برابر بيماريهايي مانند خشم، اضطراب و افسردگي بيمه خواهيد شد.
از ورزشهاي آسيبرسان اجتناب كنيد.
بهتر است روشهاي مناسب را از مربيان حرفهاي، ورزش بياموزيد.
محيط ورزشي متناسب با روحيه خود پيدا كنيد.
يك برنامه ورزشي تنظيم كنيد و دفترچهاي براي ثبت عملكرد خود تهيه كنيد.
فوايدي كه از برنامه ورزشي خود به دست ميآوريد به طور مرتب به خود يادآور شويد.
در شروع برنامه ورزشي چون هنوز به ورزش كردن عادت نكردهايد، ممكن است حس ناخوشايندي از عرق كردن، تند زدن قلب و تنگي نفس به شما دست دهد. اما با تمرينات منظم متوجه ميشويد كه در پي اين تغييرات جسماني از سلامت خوبي برخوردار خواهيد شد.
به خاطر بسپاريم: روزهاي تعطيل به معناي تعطيل شدن فعاليت و تلاش جهت پيشرفت نيست.
ما در هر شرايطي، فرصتهايي براي افزودن به مهارتها، تواناييها و دانستنيهاي خود داريم.
اوقات فراغت، زماني است كه شما كارهاي رسمي مانند تحصيل در مدرسه را نداريد ولي جايگزينهاي ديگري براي آنها برنامهريزي ميكند.
زماني كه ما نتوانيم جاي خالي زمان را پر كنيم، احساسهاي ناخوشايند مهمان دل ما ميشوند و حال و روز ما را بد ميكنند.
احساس بيهودگي، از دست دادن فرصتها، احساس كوتاهي و جا ماندن از پيشرفت، احساس تكرار و روزمرگي، احساس تهي بودن و احساس اندوه و مانند آن، محصول كارخانه بيكاري هستند.
پر كردن اوقات فراغت با كلاسهاي آموزشي و تقويتي زياد هم مناسب نيست.
ذهن شما به استراحت و آرامش نياز دارد.
بخشي از آرامش ذهني از طريق تجربههاي جديد و يادگيري فنون تازه به سراغ شما ميآيد.
لذتي كه ما از يادگيريهاي تازه و به دست آوردن تواناييهاي نو به دست ميآوريم، بسيار بالا و انرژيبخش است.
رايانه دنيايي است كه ممكن است برخي از نوجوانان تنها به جنبه سرگرمي آن توجه كرده و تجربه مشغول شدن با بازي، فيلم، اينترنت و مانند آن را داشته باشند. مهارتهاي جديدتري از يارانه را ياد بگيريد كه در آينده نزديك به آنها نياز پيدا ميكنيد.
بازي رايانهاي مناسب و در حد اعتدال هم ميتواند بخشي از تفريحات سالم شما باشد؛ يادتان باشد مناسب و متعادل!
مهارت شنا را ياد بگيريد. ورزش شنا، علاوه بر نشاط و افزايش توانمندي بدني، مهارتي است كه در موقعيتهاي گوناگون به آن نياز پيدا ميكنيد.
اگر آپارتماننشين هم باشيد، باز ميتوانيد مهارت پرورش و نگهداري از گل و گياه را ياد بگيريد. سيديهاي آموزشي و كتابهاي خودآموز زيادي ميتوانند اين مهارت زيبا را به شما ياد بدهند.
سر و كار داشتن با طبيعت، بهترين ويتامين روحيه ماست. اگر حياط و باغچه در اختيار داريد لذت بيشتر و مجال بهتري براي دنبال كردن اين علاقه را فراهم كردهايد.
يادگيري تعميرات لوازم خانگي، پيشنهاد ديگري براي پر كردن اوقات فراغت است.
در يك باشگاه ثبت نام كنيد و ورزش حرفهاي مورد علاقه خودتان را شروع كنيد.
اگر خانواده شما اجازه ميدهند، نزد يكي از آشنايان نزديك خود مشغول به كار شويد و حرفه او را بياموزيد.
از كارهاي هنري غافل نشويد. سه ماه تعطيلي فرصت خوبي براي يادگيري هنر مورد علاقه است.
عضويت در نزديكترين كتابخانه به محله شما، ميتواند بخش زيادي از آرامش و غنيسازي روزهاي تعطيل را به شما هديه كند.
پدر و مادر شما تجربهها و مهارتهاي زيادي دارند كه حاضرند به شما بياموزند. فقط كافي است مشتاق باشيد.
يادتان باشد اگر برنامهريزي نكنيد، اوقات فراغت شما با تلويزيون، بازيهاي رايانهاي، پرخوابي، پرخوري، تنبلي و در نتيجه سبدي از احساسات منفي مثل پشيماني پر خواهد شد.
نوجوان عزيز! مديريت روزهاي فراغت را به دست بگير.
نوجواني زيباترين دوراني است كه بينهايت دوستش داري و به آن عشق ميورزي، پس تلاش كن از لحظههايش آنقدر خوب استفاده كني كه هرگز حسرت رفتن لحظهها را نداشته باشي.
فرصتها مانند باد و با سرعتي فراتر از آن ميگذرد، تلاش كن پابهپاي آن حركت كني كه مبادا در خط شروع بماني و جا بزني.
چقدر شيرين است نوجواني من با تمام داشتههايش، فرصتها و لحظههايش سرشار از اميد و آرزو و تلاش است و من ميان اين همه حيرت ماندهام كه عجب دنياي زيبايي دارم.
هر روز كه ميگذرد، لحظهها را به اميد رسيدن به بهترينهاي آنها سپري ميكنيم و در بسياري موارد غافليم كه همين لحظههاي گذران بهترين آن است.
دنياي نوجوانيام را با هيچ چيز عوض نميكنم چراكه بهترين روزگار من همين روزها و شبهايي است كه از پي هم ميگذرد و زماني كه بتوانم از آن خوب استفاده كنم برنده خواهم بود.
فرصتهاي زيباي گذران نوجواني را دوست دارم و هرگز دوست ندارم به جايي برسم كه زير لب آه بكشم و بگويم كاش ميتوانستم زمان را نگه دارم.
نوجواني من زيباترين واژههاي لغتنامه زندگيام است كه معناي آن را بسيار وسيع ميدانند و من ميتوانم عميقترين معاني را براي آن بيابم؛ چراكه هرگز ذرهاي از زمان موجود در آن را به بطالت نميگذرانم.
تو هم مثل من شيفته كنجكاويها و شيطنتهاي شيرين روزهاي نوجواني هستي! روزهاي زيبايي كه همه ما آن را دوست داريم و ميكوشيم كه بهترين خاطرات را در دفتر خاطراتمان ثبت كنيم.
اينجا زمان رنگينكماني است، من و تو يكي از رنگهاي آنيم، اگر با نهايت نيرو ظاهر شويم طيف زيباي ما در خاطرِ آسمان نوجواني خواهد ماند؛ در غير اينصورت خودمان زودتر فراموش ميشويم.
زمان براي من ارزشمند است، آنقدر كه ميكوشم تا برايش بهترين باشم تا او هم به من بهترينها را هديه كند، نوجوانيام را در زمان پيدا ميكنم و ماندنيترين و مهمترين اتفاقات زندگيام را در آن ثبت ميكنم.
امروز كه برخاستم اول اراده كردم كه كارهايم را براي فردا بگذارم، اما بعد يادم آمد كه من در دنياي نوجوانيام، دنيايي كه بايد بهترين لحظههايم باشد، كارهايم بايد برنامهريزي شود تا چيزي از قلم نيفتد.
آه، اي لحظهها با من باشيد! بمانيد تا من نيز با حضورتان جاني دوباره بگيرم و نوجوانيام چون شهد شيرين گلهاي بهاري در خاطر زمان و فرصتها كه بيامان ميگذرند، باقي بمانند.
ساعت كه كار ميكند من در پيچ و تاب عقربها ميبينم كه چگونه قد ميكشم و احساس بزرگي ميكنم، كاش هميشه يادم باشد كه نوجوانيام را قدر بدانم و هرگز به اميد فرصتهاي ديگر لحظههايم را هدر ندهم.
چه لحظهاي باشكوهتر از اينكه در دنياي نوجوانيات آنقدر بخواني و بنويسي و علم بياموزي كه با رسيدن به مرز جواني شادمانه سينه سپر كني و بگويي كه من همانم كه قدر ثانيههاي گذران را خوب فهميدم و از اين بابت بسيار خوشحالم.
نوجوانم، پس هنوز شيرينترين روزهاي عمرم را سپري ميكنم. اگر دوست داري تو هم با من باش تا مزه بهترينهاي روزهاي دنيا را بچشي!
هنگام صحبت با تلفن يا بازي رايانهاي وقتشناس باش.
قدر روزهايي را بدان كه در كنار خانوادهات احساس خوشبختي ميكني.
بهتر است هميشه كارهايمان را اولويتبندي كنيم تا هنگام انجام كارهاي مهم توان لازم را داشته باشيم.
خوب است فرصتهايي كه برايمان پيش ميآيد تا به ديگران كمك كنيم قدرش را بدانيم؛ زيرا ممكن است ديگر از اين فرصتها پيش نيايد.
ميداني نوجوان اميد و انگيزه زيادي دارد؟ به همين علت استعدادهاي فراواني دارد كه ميتواند از آنها استفاده كند.
ميداني خوابيدن زياد باعث مريضيهاي زيادي در انسان ميشود؟
انسان براي پر كردن كولهبارش به اين دنيا آمد. حيف نيست اين فرصت را با هدر دادن وقتمان در كارهاي پوچ نابود كنيم؟
هيچ چيز بدون تلاش و زحمت به دست نميآيد.
كار كردن خيلي بهتر از بيكار بودن و كسل شدن است.
هر چيزي در دنيا قيمتي دارد به جز وقت كه نميتوان قيمتي برابر ارزشش روي آن گذاشت.
هرچه انسان بيشتر بخوابد كسالت و افسردگي بيشتري در او به وجود ميآيد.
دست به كار شويد ياد بگيريد، بيحركت نمانيد، زمان مثل باد ميگذرد.
زمان زيادي را صرف كارها و افرادي نكنيد كه باعث ناراحتي شما ميشوند.
حيف نيست فرصتهاي طلايي نوجواني را به راحتي نابود كنيم.
تلاش، رمز موفقيت و پيشرفت است.
بهتر نيست قبل از انجام هر كاري به مفيد و سازنده بودن آن كار فكر و سپس وقت باارزش را برايش مصرف كنيم؟
بدبختي آسان است اما خوشبختي نياز به تلاش دارد.
ما زماني موفق خواهيم بود كه به هر كاري كه علاقه داريم دل بدهيم و وقت صرف كنيم و بدانيم كه آينده روشن ما، در كار و تلاش است.
نوجوان توانمند ميداند تنبلي، دل به تحصيل ندادن، و هدر دادن وقت، نتيجهاي جز شكست و خواري در دوران بزرگسالي به همراه نخواهد داشت.
دوست من هر كسي عمر خود را به سستي و تنبلي هدر دهد به سعادت و خوشبختي نخواهد رسيد.
خداوند از بندگاني بيشتر ناخشنود است كه شب همچون مردار ميخوابند و روز را به تنبلي و بيكاري به شب ميرسانند.
هدر دادن فرصتها در دوران جواني همانند وامي است كه اقساط آن در دوران پيري بايد پرداخت شود.
نوجوان متفكر از سنگهايي كه در سر راهش است براي ساختن پلكان ترقي استفاده ميكند.
زندگي پر از فرصتهاي دست يافتنيه. بهشون اجازه نده ازت رد بشن.
بهتر نيست به جاي هدر دادن وقت پاي بازيهاي كامپيوتر كاري ياد بگيريم؟
ميداني روز قيامت در مورد چگونه استفاده كردن وقتهايي كه به راحتي از دست ميدهيم سؤال ميكنند؟
بهتر نيست از فرصتها طوري استفاده كنيم كه فردا غصه از دست دادنش را نخوريم؟
بياييد از اي كاش گفتن ديگران عبرت بگيريم و از فرصتها درست استفاده كنيم.
يادمان باشد: فرصتي كه از دست برود ديگر برگشتني نيست.
فايده حسرت خوردن چيزي جز از دست دادن دوباره فرصتها نيست.
براي محبت كردن به ديگران لحظهها را غنيمت شمار. شايد زماني ديگر دير شده باشد!
هر لحظه مانند مرواريدي است كه بايد عاقلانه به بالاترين قيمت فروخته شود.
براي رسيدن به موفقيت بايد از تكتك لحظهها استفاده كرد.
فاصله بين پيروزي تا شكست يك قدم است و آن قدم استفاده درست از وقت است.
دوست من ميداني بعد از نماز صبح يكي از زمانهاي پر انرژي و مفيد براي يادگيري است.
نوجوان و شناخت الگوها
من آموختهام: براي رسيدن به موفقيت بايد افراد موفق را الگوي خود قرار دهم.
بهترين الگوي من پيامبر و اهلبيت پيامبرند. آنان انسان كاملاند.
نوجوان به داشتن «دوست» احساس نياز ميكند و ازاينرو بايد در انتخاب دوست دقت لازم را داشته باشد.
دوست به حدي در نوجوان تأثير دارد كه خود را همرنگ دوستش ميكند و حتي از لباس، رفتار و كلام او تقليد مينمايد.
حضرت علي عليه السلام بهترين الگو براي نوجوانان است.
امام علي عليه السلام در نهجالبلاغه به يافتن «دوستان خوب» اشاره ميفرمايد و تأكيد دارد كه: دوستان را ابتدا مورد آزمايش و امتحان قرار دهيد و وقتي فردي را خوب يافتيد، او را از دست ندهيد.
حضرت علي عليه السلام دوران كودكي و نوجواني را كنار پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله گذراند و رفتار او را براي خود الگو قرار داده است.
دوست خوب، نوجوان را از تنهايي كه ممكن است افسردگي و انزوا را در برداشته باشد، ميرهاند.
آيا ميدانيد نوجوان مسئول، دوره جواني موفقي دارد؟
من از همين حالا تصميم دارم براي آيندهام برنامهريزي كنم!
من نوجوانم، موفقيت من باعث ميشود در جامعه محترم باشم.پس در درس خواندن بيشتر از هميشه تلاش خواهم كرد.
دوستان من، بهترين نوجوانانند. من همه دوستانم را دوست دارم.آنان در موفقيت من سهم زيادي دارند.
من يك نوجوان موفقم. موفقيت من نتيجه الگو پذيرفتن از افراد شايسته و موفق است.
براي رسيدن به قله پيشرفت علم بايد از افراد باتجربه كمك بگيرم.
شهيدان كشور من بهترين الگو براي انتخاب مسير خدا هستند.
من با مطالعه زندگي پيامبران و معصومان سعي ميكنم در جامعه فردي لايق شوم.
نوجوان و آماده سازي براي ورود به زندگي اجتماعي
مطمئن باشيد پافشاري بر روي خواستههاي خود و تلاش مداوم براي رسيدن به آن دو كليد رسيدن به آرزوهاي بزرگ است.
اينقدر به خودت سخت نگير! هركسي در زندگي اشتباه ميكند! بهتر نيست با يك بزرگتر مشورت كني؟
دوست عزيز گاهي مشكلات تو را ناراحت ميكند، اما بدان اين قدمي براي بزرگ شدن تو است! بهتر نيست راه پيروزي بر مشكل را پيدا كني!
بهتر نيست توقعاتمان از ديگران درست و به اندازه باشد.
ميداني خوشبختي به كساني روي ميآورد كه براي خوشبخت كردن ديگران ميكوشند؟
بهتر نيست مقاوم باشيم و مسئوليت زندگي خود را به عهده بگيريم.
اگر زمين خورديم اطمينان داشته باشيم كه قدرت برخاستن را داريم.
آيا ميداني انسان از شكستهايش بيش از موفقيتهايش درس ميگيرد.
آيا ميداني براي موفقيت اول بايد تواناييهايمان را بسنجيم.
توانايي خود را آنگونه كه احساس ميكنيد در نظر بگيريد و بدانيد كه واقعاً قدرتمند و بيهمتا هستيد.
به خود بگوييد تمام قابليتها و مهارتها در شما جمع است و در دنيا فقط شما هستيد كه قادر به انجام اينگونه كارها ميباشيد.
آيا ميداني خواستن و دانستن نيمي از راه است تنها با عملكرد كار موفق ميشود.
بهتر است براي ورود به دنياي بزرگتر مثل جامعه اعتماد به نفستان را تقويت كنيد.
آيا ميداني براي به دست آوردن خواستههاي خود بايد انگيزه داشته باشيد.
خوب است روابط اجتماعي خود را گسترده كنيم تا انساني باتجربه شويم.
خوشحال و شادمان زندگي كنيم.
براي رشد فكري و خلاقيتها نيازمند شادماني بيشتري هستيم.
آيا ميدانيد زمان مفيد عمر ما زماني است كه از آن رضايت داريم؟
ببينيم چه هدفي داريم و براي به دست آوردن آن با تمام قدرت و خوشبيني سعي كنيم.
همواره چشمهايمان را باز نگه داريم تا از مشكلاتي كه اتفاق ميافتد متعجب نشويم.
هميشه خود را براي هر رويدادي آماده كنيم.
قدرتمندترين حسي كه در ما وجود دارد حس تصميمگيري است.
دوست من آنقدر شجاعت داشته باش تا بدبختي و مشكلات را حقير بداني!
آيا ميداني زمان بهترين درمانگر است.
تجربيات بد و خاطرات آزاردهنده را از خود دور نماييد و از شر آنها خلاص شويد.
آيا بهتر نيست يك تصميم آگاهانه براي بهبود شخصيت خود بگيريم و به آن عمل كنيم.
آيا ميداني جسم و روح ما بيش از آنكه فكرش را بكنيم نياز به توجه و رسيدگي ما دارند؟
ياد بگيريم بسياري از حقايق را بايد پذيرفت نه پنهان كرد!
نوجوان عزيز وقتي سرشار از لذت هستي، قول نده، وقتي ناراحتي سكوت كن و وقتي عصباني هستي تصميم نگير و هميشه عاقلانه عمل كن.
زيباتر نيست اگر هميشه سعي كنيم نيازهاي ديگران را بر نياز خود مقدم بدانيم.
شرم و حيا زيباترين زينتي است كه هر انساني ميتواند با آن خود را زيبا كند.
به نظر تو اولين قدم خوب اين نيست كه به هيچ كسي بدي نكنيم؟
بيا مثل رود باشيم بخشنده و جاري تا هر كس كه سر راهمان قرار ميگيرد به او كمك كنيم.
هيچ امري ابدي نيست و اتفاقات زود گذر است.
بهتر نيست خود را باور داشته باشي و به خود اعتماد كني؟
هر چيزي پاياني دارد هميشه براي اين پايانها حاضر باشيد.
خوب است هميشه براي كمك و ياري رساندن به نيازمندان و افرادي كه نياز به كمك دارند آماده باشيم.
به هنگام انتقاد كردن از اقوام و دوستان دقت كنيم كه رفتارمان سرد، عصبي و جدي نباشد.
كاري را كه دوست داريد انجام دهيد و از عهده آن برميآييد انجام دهيد.
هميشه لبخند بزنيد تا شادي تمام وجود شما را پر كند.
شما هميشه حق انتخاب داريد پس درست تصميم بگيريد.
سعي كنيد رفتاري با گذشت و منطقي داشته باشيد و ديگران را درك كنيد.
هيچ مرحله از زندگي خود را بياهميت نشماريد.
از اهدافتان به عنوان چراغي براي راهنمايي شدنتان استفاده كنيد.
از استعدادهايتان به بهترين شكل ممكن و به نحو مثبت استفاده كنيد.
تفريح سالم را هرگز فراموش نكنيد تا هميشه پر توان باشيد.
بياييد عدالت را بيقيد و شرط باور داشته باشيم.
بهتر نيست مبارزهها و درگيريهاي پوچ و بياساس را كه در آن پيروز نخواهيم شد ادامه ندهيم.
دقت و تمركز خود را صرف خوشيهاي زندگي كنيم نه ناراحتيهاي آن.
حتماً يك سرگرمي و علاقهمندي براي خودتان داشته باشيد.
به مسائلي توجه و وقتمان را صرفش كنيم كه براي ما مهم است.
محيط اطرافمان را پر از زيباييها و بوهاي خوش كنيم.
اهدافمان را با راهنمايي بزرگترها، خودمان انتخاب كنيم.
همه ما نيازمنديم احساس كنيم مفيد هستيم و به وجودمان نياز است و اين را فقط خودمان با كارهايي كه انجام ميدهيم ميتوانيم ثابت كنيم.
به ياد داشته باشيم هنوز نوجواني، بهترين بخش زندگي خود را به پايان نرسانديم.
خوشبختي را نميتوان با پول خريداري كرد در وجود خودمان بايد ساخته شود.
هرچه بكاريم همان را درو ميكنيم پس دقيقتر فكر كنيم.
كارمان را درست انجام دهيم و هزاران بيشتر از آنچه انتظار داريم سود ببريم.
مواظب آرزوهايمان باشيم نكند فكرمان را مدتها مشغول آرزوي پوچ كرده باشيم؟
نوجواني دوره تغيير بزرگ در انسان است.
بهتر است از كارهايي كه انجام ميدهيم لذت ببريم.
جرئت داشته باش، خودت را دست كم نگير، نوجوان توانمند است.
اگر در مورد مسئلهاي مطمئن نيستيد هرگز قبل از تحقيق تصميمگيري نكنيد.
بهتر نيست مشكلاتمان را با بزرگترها در ميان بگذاريم تا تصميم اشتباه نگيريم.
هميشه فروتن باش اما عزت نفس خود را حفظ كن.
دوست من اگر ميخواهي ديگران خوب باشند اول بايد خودت خوب باشي.
خوب ديدن و خوب شنيدن صفت عاقلان است.
آدمهاي بزرگ كساني نيستند كه مشكلي ندارند بلكه كساني هستند كه براي مشكل راه مناسب پيدا ميكنند.
براي رسيدن به موفقيت موانعي كه بر سر راه شماست بررسي كنيد و آنها را از بين ببريد.
بهتر است حقايق را قبول كنيم تا بتوانيم راه درست را انتخاب كنيم.
بياييد كلمات طعنهآميز و نيشدار را از سخنان خود حذف كنيم.
ياد بگيريم كه به دنبال قدرتها و تواناييهاي افراد بگرديم و آن را تأييد كنيم.
بهتر نيست براي همديگر مانند خواهر يا برادر باشيم.
با پرسش و كنجكاوي به اطلاعات علمي خود بيفزاييم.
تواناييهايتان را باور كنيم و از آنها در جهت پيشرفت و موفقيت استفاده كنيم.
عيبجويي و خردهگيري از ديگران، از صفات نكوهيده است.
يادمان باشد: عصبيت و لجبازي و انتقام از ديگران، بياحترامي و استفاده از واژههاي اهانتآميز از بزرگترين آسيبهاي شخصيتي ماست.
يادمان باشد: رعايت كردن قوانين اجتماعي نشانه شخصيت ماست.
در جامعه طوري رفتار كنيم كه ديگران ما را تأييد كنند.
با افراد معلول و ناتوان و كهنسالان با محبت رفتار كنيم.
يادمان باشد: به زودي وارد جامعه بزرگتر ميشويم پس با قوانين جامعه آشنا شويم.
يادمان باشد: انتخاب راه درست نيازمند كسب تجربه از بزرگتر هاست.
براي خلق كارهاي بزرگ و بينظير بايد خودمان را به سلاح علم و آگاهي مسلح كنيم.
خوب است به شايعات از هر نوع كه باشد اهميتي ندهيم.
براي شيرين شدن زندگي، لحن خود را عوض كنيم و به جاي مشكلات از موفقيتهاي خود بگوييم.
بيا تلاش كنيم طوري زندگي كنيم كه پندار و گفتار و كردارمان هماهنگ با معنوياتمان باشد.
هر نوجوان توانايي ميتواند كارهاي خويش را به درستي مديريت كند و آن را به مسير دلخواه ببرد.
دوست من براي رسيدن به موفقيت هميشه با اشتياق و علاقه تلاش كن.
انسان عاقل با رفتارش خود را معرفي ميكند نه با سخنان بلندش.
نوجوان عاقل هميشه توقعاتش را از ديگران پايين ميآورد اما از خود توقع زيادي دارد.
نوجوان عزيز! بهترين راه پيشبيني آينده, ساختن آن است. با نشستن مشكلي حل نميشود.
به آنچه هستيد و ميدانيد افتخار كنيد تا ميل به دانستن بيشتر در شما تقويت شود.
دانستن كافي نيست, بايد عمل كرد. خواستن كافي نيست, بايد كاري كرد.
افرادي كه براي سختترين لحظات زندگي كنار گذاشتهايد چه كساني هستند؟ ميداني انتخاب درست آنها در زندگي تو خيلي مهم است؟
نه پيروزي هميشگي است و نه شكست، پس افسوس گذشته را كنار بگذار و به فكر آينده باش.
هيچ دري نيست كه بسيار كوبيده شود مگر آنكه به روي كوبنده باز شود پس به تلاش ادامه بده.
ما بايد ياد بگيريم به خودمان اعتماد كنيم.
ما نوجوانيم، پس به اطراف خود دقت كنيم و جزئياتش را بررسي كنيم.
از بزرگترها سؤال كنيم تا به جوابهاي زيبايي دست پيدا كنيم.
در مورد آنچه در تخيلات و ذهنتان ميگذرد با ديگران صحبت كنيم.
اجازه دهيم بزرگترها در مورد كارهاي ما اظهار نظر كنند.
تميزي و مرتب بودن اتاق نشانهاي از شخصيت شماست.
يادمان باشد: تميزي و رعايت بهداشت در جامعه امر ضروري است.
يادمان باشد: براي دستيابي به احترام بايد ظاهري مرتب و منظم از خود داشته باشيم.
در جامعه با بخشش و نيكوكاري، شادي و مسرت را براي ديگران به ارمغان آوريم.
كودكان معلول شادي خود را در گرو شادي ديگران ميبينند، پس دست دوستي به سوي آنان دراز كنيم.
همدلي و مهرباني با كودكان معلول نيازمند رعايت حال آنان در جامعه است.
يادمان باشد: هديه دادن به نيازمندان باعث شادي آنها و خرسندي خداوند بزرگ از فرد بخشنده ميشود.
خداوند بخشنده و كريم است پس كودكان بخشنده و سخاوتمند را دوست دارد.
يادمان باشد: تقسيم كردن اسباب بازي با دوستان، نشانهاي از اعتماد و دوست داشتن آنهاست.
با هديه دادن به پدرو مادر و خواهر و برادر به آنها نشان دهيم كه دوستشان داريم.
با بخشش و سخاوت، احساس و عاطفه خود را نسبت به دوستان و همكلاسيها بروز دهيم.
اگر خدا آرزويي را در دلت انداخت، بدان كه توانايي رسيدن به آن را در تو ديده است.
اگر ميخواهي خوشبخت باشي براي خوشبختي ديگران بكوش؛ زيرا آن شادي كه ما به ديگران ميدهيم به دل خود ما برميگردد.
براي نوجوانان بزرگ هيچ بنبستي وجود ندارد؛ زيرا آنان بر اين باورند كه يا راهي خواهم يافت و يا راهي خواهم ساخت.
انسان براي پيروزي آفريده شده است، او را نميتوان شكست داد مگر اينكه خودش بخواهد شكست بخورد.
دوست من هر وقت سنگي جلوي پايت افتاد از آن كوه نساز پلهاي بساز براي بالا رفتن.
لبخند ارزانترين چيزي است كه با آن ميتوان شادي را به ديگران هديه كرد پس چرا از آن استفاده نميكنيم؟
فرصتها هيچ وقت از بين نميروند، بلكه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد كرد. پس عجله كن!
كاري را انجام بدهيم كه ارزشهاي ما را منعكس كند و برايمان الهامبخش باشد تا بتوانيم هرچه بهتر باشيم.
هميشه سلامت جسمي و معنوي و روحي خود را در اولويت قرار دهيم.
نوجوان عزيز! گاهي تمام چيزي كه يك دوست از ما ميخواهد فقط دستي براي گرفتن دستش و قلبي براي فهميدنش است.
بزرگترين آرزوي همه عوض كردن دنياست ولي هيچكس در اين انديشه نيست كه خود را عوض كند.
كم خوردن اولين راه تمرين سختي است تا آسايش بعدش را احساس كنيم.
بخشش و كرم بايد درست مثل برگ نعنا باشد چون هرچه بچيني دوباره در جاي آن سبز ميشود تازه زيادتر هم ميشود.
حكيمي را پرسيدند: از بخشش و شجاعت كدام بهتر است؟ گفت: آن كس كه بخشش دارد به شجاعت نيازي نيست!
بخشش هميشه به بخشيدن مال نيست گاهي با ياد دادن، محبت كردن، دادن كتاب به كتابخانه و... هم ميتوان انفاق كرد.
بيا مثل دريا باشيم تا هر سنگي كه سر راهمان سبز شد آن را در خود نابود كنيم.
نوجوان عزيز ديروز تمام شده و فردا نامعلوم است پس بيا امروز را كه ميتوان در آن تغيير و تحول داد عاقلانه بسازيم.
نوجوان عاقل براي باز كردن يك گره زندگي، با گفتن دروغ صدها گره باز نشدني نميسازد.
به نظر تو بهتر نيست براي هر چيز بد مرزي بگذاريم ولي براي انجام خوبيها مرزها را پاك كنيم.
بهتر نيست با احساسات خود ارتباط برقرار كنيم تا بتوانيم آن را كنترل كنيم.
بزرگيها و تجربهها در سختيها به وجود ميآيند همانطور كه
با مبارزه بر جاذبه به دست ميآيد.
بلندپروازي يعني؛ انجام كاري كه توان به سر انجام رساندن آن را نداريم.
بهتر نيست به جاي اينكه سعي كنيم پيروز شويم، سعي كنيم باارزش شويم.
دوست من فكر كردن قبل از انجام دادن كار، انسان را از پشيمان شدن دور ميكند.
نوجوان عزيز ما صاحب آن چيزي ميشويم كه بيشتر به آن
ميكنيم. پس هميشه درباره چيزهايي فكر كنيم كه واقعاً آن را ميخواهيم.
تا ما نخواهيم نصيحت كسي نمي تواند ما را آگاه كند. پس بهتر نيست با تفكر و اراده خودمان اشتباهاتمان را كنار بگذاريم.
نوجوان عاقل به ديگران نيكي ميكند و نوجوان جاهل بدي.
دوست من! كسي كه با ايمانتر است، اخلاقش نيكوتر است.
دنيا راه گذر است و آخرت مقصد، پس تا ميتوانيد از دنياي خود به سود آخرتتان برداشت كنيد.
نوجوان عزيز! دلبستن به آن چيزي كه از بينرفتني است خطاست.
نوجوان عاقل خوب ميشنود، خوب ميبيند، با تحمل است، عجله نميكند. پس هيچ وقت از گفتار خود پشيمان نيست.
انسان عاقل همان قدر كه به ديگران ياد ميدهد، از آنها ياد ميگيرد. هر چند كم سن و سال باشند.
بهتر نيست تا چيزي را با چشم خود نديديم و از آن مطمئن نشديم آن را به زبان نياوريم؟
دوست من! بهترين و زيباترين لذت دنيا در بخشش مهربانانه و يك طرفه است امتحان كن!
ميداني هيچ لحظهاي زيباتر از آن نيست كه دل افسردهاي را شاد كني يا نااميدي را اميدوار سازي؟
دوست من! سعي كن آنقدر قوي شوي كه بتواني با روزگار روبهرو شوي.
بايد قبول كنيم كه نميتوانيم همه كارها را به تنهايي انجام دهيم. انجام كار با مشورت ديگران نتيجه بهتري ميگيرد.
كتاب را يار مهربان خود بدانيم.
با خواندن كتاب قدرت تصويرسازي و خلاقيت خود را ارتقا بخشيم.
با خواندن كتاب، زيباييهاي دنيا را بيشتر كشف كنيم.
هنر خوب خواندن، خوب نوشتن و خوب فهميدن را با كتابخواني به دست آوريم.
به راستي! كدام سرگرمي لذتبخشتر از كتاب خواندن است؟
اوقات طلايي خود را با خواندن كتابهاي علميـ تخيلي پربارتر كنيم.
كتاب پاسخگوي تمام سؤالاتي است كه در ذهن خود پنهان كردهايم، آنها را دريابيم.
با مراجعه به كتاب كنجكاويهايمان را پاسخ دهيم.
با مطالعه كتاب درباره آداب معاشرت در جامعه بيشتر بدانيم.
ميتوانيم با مطالعه زندگينامه بزرگان علمي و ادبي به راههاي موفقيت دست پيدا كنيم.
خدايا به ما كمك كن در مقابل كساني كه به كمك ما احتياج دارند، بخشنده باشيم.
بهتر نيست در مورد نيازهاي شخصيمان صرفهجو و قانع باشيم تا از اسراف جلوگيري شود.
ما بايد آنقدر عاقل باشيم تا قبول كنيم كه در مورد همه چيز آگاهي نداريم و بايد براي موفق بودن، با بزرگترها مشورت كنيم.
بيا شاديهايمان را با ديگران تقسيم كنيم و در غم و اندوه آنان شريك شويم.
دنيا چقدر زيباست وقتي همه راهنماي كسي باشند كه راهش را گم كرده است.
نوجوان عزيز! هنگامي كه در انجام كاري شك داري از كساني كمك بگير كه انسانهاي موفقي هستند.
چه زيباست وقتي اولين كسي باشي كه به رقيب پيروزت تبريك ميگويي.
هيچگاه دوست شكست خوردهات را انتقاد نكن چون ديگر دير شده او حالا دستهاي كمك تو را ميخواهد.
دوست من براي اينكه دچار اشتباه نشوي، قبل از انجام دادن كار از درست بودن آن مطمئن شو.
بهتر نيست اول از مقصد و هدفت خاطر جمع شوي تا مبادا به راه غلط بروي؟
با كساني كه به تو محبت ميكنند، مهربان باش.
هميشه خودت باش و از ديگران تقليد نكن؛ چون پيروزي در وجود خود توست.
خوشبختي بر سه ستون استوار است: استفاده از تجربههاي گذشته، استفاده كردن از حال و اميدوار بودن به آينده.
در روبهرو شدن با مشكلات نترس چون خدايي داري كه همه چيز در دستان اوست دستت را به خدا بده.
هميشه در انجام كارهايت از خدا كمك بگير آن وقت دستان خدا را در پيشرفت كارهايت احساس ميكني.
يادمان باشد: از نوجواني خاطرهاي زيبا بسازيم نه يك نقطه سياه در زندگي.
هيچ كس در دنيا دلسوزتر و مهربانتر از پدر و مادر براي مشورت و درد دل كردن نيست.
بهتر نيست از استعدادهاي خدادادي كه در وجودمان است به بهترين شكل استفاده كنيم؟
نوجوانِ عاقل چشمانش را به روي واقعيتها باز نگه ميدارد تا دچار مشكل نشود.
يادمان باشد: كوه ساختن از مشكلات عاقلانه نيست. نوجوان عاقل با مشكلات ميجنگد.
هركس در دنيا براي رسيدن به چيزي تلاش ميكند. چه خوب است كه ما نوجوانان دنبال بهترين چيزها كه همان رضاي خداست باشيم.
بدان! كه خشنودي خدا با خشنود كردن بنده خدا حاصل ميشود.
هميشه وقتي شكست به ما نزديك ميشود كه مطمئنيم پيروز ميشويم و از تلاش كردن دست ميكشيم.
سعي كنيم قدرت واقعي استعدادتان را كشف كنيم.
سعي كنيم تواناييهاي خود را آشكار كنيم تا قدرتمندتر شويم.
آيا ميداني انتقاد دروني باعث ساخته شدن شخصيت ما ميشود؟
هر كاري را كه ميگوييد انجام ميدهم، حتماً انجام دهيد.
بهتر است با دوستان و خانواده خود بزرگوارانه رفتار كنيم.
لوازم و اشياي مادي را ملاك موفقيت قرار ندهيد.
واژه «اگر» را از ذهن و فرهنگ لغات خود پاك كنيد.
كارها و محبتهاي كوچك و ناچيز معناهاي عميق و بزرگي در خود دارند.
نوجوان عزيز! بخند تا زندگي هم به تو بخندد.
بياييد فرزند زمان خود باشيم و در زمان حاضر زندگي كنيم.
به خاطر داشته باشيم! ما آنچه را كه به خود ميگوييم هستيم.
نوجوان، تفكر و مطالعه
در كتاب آسماني قرآن و دستورات معصومان عليهم السلام سفارش زيادي به تحصيل علم شده است.
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله : «فرد دانا در ميان افراد نادان همانند زندهاي است در ميان مردگان».(1)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله : «كسي كه تحمل دشواري يادگيري و سوادآموزي نداشته باشد، عمري در خواري ناداني بماند».(2)
پيامبراكرم صلي الله عليه و آله : «دانشپژوه (علمآموز) زير سايه فرشتگان است، زندگياش پربركت گشته و چيزي از روزياش كم نگردد».(3)
امام علي عليه السلام : «هيچ گنجي سودمندتر از دانش نيست».(4)
امام علي عليه السلام : «آموختن علم به كسي كه از آن بيبهره است، صدقه است».(5)
امام علي عليه السلام : «اي مؤمن! دانش و ادب، بهاي تو هستند، پس در فراگيري آن بكوش»!(6)
امام علي عليه السلام : «نادان كوچك است اگر چه كهنسال باشد و دانا بزرگ است اگر چه خردسال باشد».(7)
امام علي عليه السلام : «هيچ همنشيني بدتر از جهل و ناداني نيست».(8)
امام صادق عليه السلام : «پادشاهان بر مردم حكومت ميكنند و دانشمندان بر پادشاهان»!(1)
موفقيت، واژهاي زيبا، دوستداشتني و رسيدني است.
يادمان باشد: نتايج خوب، حاصل تلاش خردمندانه است.
دانايي نردبان موفقيت است.
هرچه بيشتر علم داشته باشيم يك قدم به قله دانش و فنآوري نزديكتر ميشويم.
تجربه دانشمندان بزرگ را سرلوحه خود قرار دهيم.
زندگي دانشمندان را بخوانيم تا ما هم فردي دانا در جامعه باشيم.
دانايي باعث پيشرفت مردم ميشود.
آشنايي با زندگي عالمان دين ما را در تحصيل علوم اسلامي موفق خواهد كرد.
دروازههاي موفقيت به روي ما گشوده ميشود، كافي است بخواهيم و درست عمل كنيم.
آرزوهايمان را با تكيه بر خداوند و با شهامت و تلاش، شدني كنيم.
يكي از دلايل نادرست درس خواندن، گرفتن نمره است.
به ياد داشته باشيد: انگيزه نمره، شما را در مسير مسابقه قرار ميدهد و شما پيشرفت خود را تنها با نمرههايتان قضاوت ميكنيد، به طوري كه اگر در درازمدت نمرههاي خوبي كسب نكنيد، دچار افسردگي ميشويد.
به ياد داشته باشيد كه به نمره تكيه نكنيد، زيرا نمرهها تنها نشانگر اين هستند كه شما چگونه كار ميكنيد.
1) بحارالانوار، ج 1، ص 183.
براي بالابردن نمرهها، بايد وظايف خود را بهتر انجام دهيد.
خدمت به كشور و نيز به دست آوردن رضايت خاطر والدين هم ميتواند بخشي از اهداف شما را تعيين كند.
تحصيلات بيشتر، شخصيت شما را شكل ميدهد و روح و روان شما را تطهير ميكند.
براي يافتن ارزش حقيقي تحصيلات، از يك فرد بيسواد در اين باره سؤال كنيد و پي به ارزش عميق دانش ببريد.(1)
انسانهاي دانا كساني هستند كه به وظايف خودشان آگاهند و از كارهايي كه براي درست زندگي كردن لازم است، باخبرند.
آگاهان، خدا را خوشحال ميكنند و حتي ميتوانند براي عده زيادي، راهنمايان خوبي شوند.
انسانهاي دانا، گروه برتر هستند و هيچگاه با گروه نادان در يك سكو قرار نميگيرند.(2)
دانشمندان، از خدا و خوبيهاي او براي ديگران ميگويند و همه را به انجام كارهاي خوب دعوت ميكنند.
آگاهان، گروهي هستند كه در گوش دادن و اجراي دستورهاي خداوند، از ديگران سبقت ميگيرند.(3)
ما در تمام مسير خدايي شدن خود، نيازمند آگاهي از مسير راه و شرايط آن هستيم.
به گونهاي برنامهريزي كنيد كه درسخواندن براي شما از هر كار ديگر لذتبخشتر باشد.
با بهرهگيري از معنويات، از آرامش بيكراني كه از سوي خداوند تقديم شما ميشود، برخوردار شويد.
خود و توانايي خود را باور داشته باشيد و سخنان پوچ و فريبنده عدهاي ضعيف و كوتاهبين را دوباره ارزيابي كنيد.
بر اساس آموزههاي ديني، دانشآموزي، عبادتي بزرگ و پر ارج است.
باور كنيم مطالعه و تلاش علمي، ما را به خداوند نزديكتر ميكند.
به نيازهاي جسمي و عاطفيتان توجه كنيد و براي آنها برنامه داشته باشيد.
به جاي حفظ كردن، بكوشيد به عمق مطلب وارد شده و زواياي بيشتري از آن را كشف كنيد.
پرسشهاي خود را بيپاسخ نگذاريد.
ساعتهاي خواب قبل از نيمهشب، سودمندترين لحظههاي خواب هستند؛ آن را با تماشاي تلويزيون يا برنامههاي غيرضروري ديگر از دست ندهيد.
تغذيه خوب، سبب برخورداري از سيستم قوي عصبي، مصونيت در برابر بيماريها، خواب راحت و انديشه درخشان ميشود.
ورزش و تحرك، نياز اساسي شما است و خستگي ناشي از فعاليتهاي درسي را از دوش شما برميدارد و خستگي پنهان شما را برطرف ميسازد.
دانستن مانند گنج طلا و حتي بيشتر از آن ارزشمند و قيمتي است؛ زيرا به كمك آن و نيز اضافه كردن مقداري تلاش، ميتوانيم به تمام برنامهها و هدفهاي مهمي كه داريم، برسيم.
براي نگهداري از دانستنيهايي كه به دست آوردهايم، بايد آنها را در زندگي به كار بگيريم و ديگران را هم مهمان سفره اطلاعات خود بكنيم.
از مغرور شدن و كلاس گذاشتن با معلوماتي كه به دست آوردهايم، بپرهيزيم و ديگران را به خاطر ندانستن برخي از اطلاعات تحقير نكنيم.
به كارگيري معلومات در زندگي، دريچه دانشها را به روي ما ميگشايد(1)و از ما دانشمنداني بزرگ و مفيد براي تمام دنيا ميسازد.
يادمان باشد: كه تمام دانستههاي ما هديهاي از سوي خداست و هميشه فرد داناتري وجود دارد!
يكي از دلايل افت تحصيلي، ورود به دنياي اسرارآميز نوجواني است.
با ورود به سرزمين ناشناخته نوجواني، تغييراتي در ما ايجاد ميشود كه هزينه رواني زيادي را براي سازگار شدن با آن از ما ميگيرد.
با شناخت كافي قدم در دنياي نوجواني بگذاريم!
براي يافتن دليل درس خواندن يك كليد مهم وجود دارد: درس خواندن شخصيتت را ارتقا ميدهد.
تمركز شرط مهمي در يادگيري است.
با ايجاد تمركز ميتوانيم با زحمت كمتر نتايج بهتري را به دست آوريم.
شرايط مناسب و دور از سر و صدا، زمان مشخص براي مطالعه، خواب كافي و نيز برخي از ورزشهاي فكري در به دست آوردن تمركز به ما كمك كنند.
بازيهاي رايانهاي با تمام جذابيتها و خوبيهايي كه ممكن است داشته باشند، بخشي از برنامههاي ثابت روزانه ما ميشوند. در اين صورت ديگر ذهني براي مطالعه و تحصيل باقي نميگذارند.
هيجان ناشي از زيادهروي در استفاده از رايانه و تلويزيون، به مرور زمان در ما استرس بدني و به دنبال آن به هم ريختگي ذهني ايجاد ميكند و ما را از موفقيت تحصيلي دلخواهمان دور ميكند.
1) بقره: 282.
هر حرفي تأثير خودش را دارد. وقتي با دوستان بيانگيزه و پر اعتراض رفاقت ميكنيد، مواظب تركشهاي اين دوستي هم باشيد.
آن كسي كه علم ميآموزد، فرشتگان بالهاي خود را زير پاي او ميگيرند؛ زيرا از كار او خوشحالاند.
براي هر چيزي راهي است و راه رسيدن به سعادت و خوشبختي يادگيري است.
با كساني كه به ما علم ميآموزند مهربانتر باشيم.
مغز انسان تواناييهاي شگفتانگيزي دارد اما آيا ما به نحو احسن از مغز خود بهره ميگيريم؟
علم چراغ عقل و سرچشمه موفقيت است خوب است در رسيدن به آن پر تلاش باشيم.
بزرگترين گنجي كه ما را در زندگي به همه چيز ميرساند علمآموزي است.
راه بزرگ شدن خوب گوش دادن است نه زياد سخن گفتن.
ميداني كه سؤال كردن در مورد چيزهايي كه نميدانيم باعث فعال شدن استعدادهاي ما ميشود.
همواره مطالعه كنيم تا ذهني فعال داشته باشيم.
نوجوان عزيز! هميشه سؤالهاي مهم و بزرگ خود را از افراد دانا و آگاه بپرسد.
علم بياموزيد؛ زيرا آموختن علم سبب موفقيت است و علمآموزي نوعي عبادت است.
هيچ كس از تحصيل بينياز نيست، همانگونه كه از غذا و تنفس بينياز نيست.
فكر كردن، تلاش ذهني است بين آنچه كه ميدانيد و نميدانيد. پس بيشتر فكر كنيد تا به آنچه نميدانيد برسيد.
حرف زدن بدون فكر كردن، مانند تيراندازي بدون نشانهگيري است.
فقط آموختن امتياز نيست, بزرگترين امتياز انسان عاقل استفاده از آموختههاست.
به خاطر داشته باشيم بهترين صدقه اين است كه شخص مسلمان علمي بياموزد وآن را به برادر مسلمان خود ياد بدهد.
فكر كردن، بالاترين مرحله عبادت است.
انسان تا به آنجا ميتواند فكر كند كه معجزهها بيافريند بهتر نيست از اين قدرت استفاده كني؟
يادمان باشد: يادگيري دانش، ارزش زيادي دارد؛ چون همواره انسانها به آن توجهي ويژه داشتهاند.
كسب دانش در شكوفايي و تعالي انسان مؤثر است.
مطالعه كتابهايي كه سبب افزايش معرفت انسان ميشوند، مقدمهاي براي تقرب به خداوند و كوشش در بندگي اوست.
استوارسازي عقايد ديني و درك مقام و جايگاه بزرگان دين، آشنايي با اسوههاي پارسايي و ايمان و ديگر دانشهايي كه از سفره مطالعه به دست ميآيند، گامهايي در رسيدن به رشد و بالندگي است.
با خودتان قرار بگذاريد تا هميشه با وضو مطالعه كنيد.
براي مطالعه اهداف مقدسي را در نظر بگيريد.
مطالعه با نيت تقرب به خداوند و به عنوان يك رفتار عبادي، ميتواند انگيزه شما را افزايش دهد.
از خداوند براي فهم بهتر مطالب، يادسپاري و به كارگيري آن كمك بخواهيد.
در تبديل اطلاعات سودمند به رفتارهاي اخلاقي و مورد رضايت حقتعالي مصمم باشيد.
از اطلاعات به دست آمده در زدودن اخلاقهاي ناپسند و آراسته شدن به رفتارهاي شايسته بهرهمند شويد.
براي استفاده از اطلاعات گردآوري شده جهت كمك به ديگران و گرهگشايي فكري از نيازمندان فكري و فرهنگي تلاش كنيد.
در نشر دانش و تشويق ديگران به مطالعه سهيم باشيد.
آغاز مطالعه با دعاي مخصوص آن، ذهنتان را مهياي يك سفر علمي ميكند.
دعاي مطالعه: «خدايا! مرا از تاريكي ناداني و توهم دور كن و با نور درك و فهم گراميام دار. خدايا! درهاي مهرت را به رويم بگشا و گنجينههاي دانش بيپايانت را بر من بگستران. به مهرورزيات اي مهربانترين».
ناداني، سياهي و تاريكي است و قدم گذاشتن در وادي تاريك، پرخطر و ترسناك است.
كسب دانش و مطالعه چراغي است براي روشنايي و رها شدن از خطرهايي كه در كمين جاهلان و نادانان است.
توان فهم و درك، از سوي خداوند به بندگان هديه ميشود.
هديه دانايي، سبب بزرگداشت زمينيان است. از اين رو، عالمان، دانايان و دانشمندان احترام ميشوند.
سختترين مطالب را ميتوان با تكيه بر لطف الهي فهميد.
خداوند ولي و سرپرست مؤمنان است و آنها را از تاريكي به سوي روشنايي رهنمون ميگردد.(1)
خداوند با گشودن دروازههاي دانش، پرتوي ديگر از جلوه مهرش را به روي جويندگان دانش ميگشايد.
دانش حقيقي نزد خداوند است و او به هر كه بخواهد و صلاح بداند، ميبخشد.(2)
مطالعه كننده خوب، در آغاز راه از خداوند ميخواهد از آن دانش بيمثالش به وي ارزاني دارد.
باور كنيم كاري موفقيتآميز است كه درست و صحيح انجام شود.
گاهي با فراهمسازي شرايط مطالعه، چنان از زمان مطالعه و كيفيت آن لذت ميبريم كه آن را بر هر كار ديگري ترجيح خواهيم داد و گاهي با ناآگاهي، مطالعه را به كاري سخت، خستهكننده و ناخوشايند تبديل مينماييم.
دروازه ورود به شهر مطالعه و پيوستن به اهل دانش، توجه به آثار فراوان آن است.
رمز ماندگاري در شهر مطالعه و اسكان در آن، رعايت اعتدال و به كاربستن اطلاعات به دست آمده است.
تمركز، شما را ساعتها جلو مياندازد. در هر زمان فقط براي آن زمان باشيد و به چيز ديگري فكر نكنيد.
حواسپرتي، دشمن حافظه و يادگيري است. براي بسيج كردن حواس خود تلاش كنيد.
مكان مطالعه بايد جايي آرام، پرنور و پر از هواي تازه باشد.
اگر بتوانيد در زمانهاي منظمي مطالعه كنيد، ميوههاي بيشتري خواهيد چيد.
به ياد داشته باشيد كه كار كم اما سودمند بهتر از كار زياد اما بيفايده است.
مقدار زماني كه به مطالعه اختصاص ميدهيد، اهميت چنداني ندارد بلكه محصولي كه از اين برنامه برداشت ميكنيد مهم است.
مطالعه را به جذابترين كار خود در شبانه روز تبديل كنيد.
به مطالعه خود تنوع بدهيد و مطالب گوناگوني بخوانيد.
مطالب تازهاي را كه ميآموزيد براي ديگران بازگو كنيد. اين كار توان بيشتري براي اقدام به مطالعه بعدي به شما ميدهد.
پس از مطالعه وارد دنياي شيرين تفكر شويد. نظر بدهيد و نظرات خود را يادداشت كنيد.
با يادداشتبرداري از مطالب مهم كتاب، از فراموش شدن آن جلوگيري كنيد.
كتابهايي را كه خواندهايد نگاه داريد. اين كتابها سند گفتههاي شما خواهند شد.
در انتخاب كتاب دقت كنيد. از اهل فن مشورت بگيريد و در خريد آن دشوارپسند باشيد.
وقتي براي فكر و روح خود غذا تهيه ميكنيد، بايد احتياط بيشتري به خرج دهيد.
پس از عادت كردن به مطالعه، خودتان بهترين كارشناس مطالعه درباره خود ميشويد.
خستگيهاي روزانه و دغدغههاي فكري را با آرامش مطالعه برطرف كنيد. شما ذهن خود را با تمركز بر روي صفحات كتاب مورد علاقهتان نوازش ميدهيد.
قبل از مطالعه هدف يا اهداف خود را از كتابي كه در دست داريد روشن كنيد.
با طرح سؤال، كنجكاوي خود را در دنبال كردن مطالب كتاب مورد مطالعه افزايش دهيد.
از لذت مطالعه براي ديگران هم تعريف كنيد و آنها را در جرگه اهل دانش ثبت نام كنيد.
به نظر تو كتاب خواندن بهترين راه براي پر كردن وقتهاي خالي نيست؟
هميشه در كتابها چيزهايي يافت ميشود كه در زمانهاي خاصي به آنها نيازمنديم.
تا به حال به كتابخانه محله سر زدهاي؟ شايد كتابهاي مورد علاقهات را آنجا بيابي.
كتاب ميتواند ما را از نتايج اشتباهاتي كه قبل از انجام آن نميدانيم، آگاه كند.
بهترين وسيله براي بالا بردن آگاهي، كتاب است.
با مطالعه كتابهاي خوب و شيرين از لحظههاي زندگي لذت ببريم.
مطالعه كتابهاي خوب را به دوستان خودمان پيشنهاد كنيم.
كتاب خوب، دوست هميشگي ماست.
با خواندن كتاب از دانستنيهاي جهان پيرامون آگاه شويم.
دوستان خوبم به دنبال كتابهايي بگرديد كه داستانهاي خوب و متنوعي دارند.
ما ميتوانيم با مطالعه كتاب، آگاهي و اطلاعات خودمان را نسبت به موضوعات مختلف افزايش دهيم.
كتابها مثل دوستان ما هستند. در انتخاب كتابهاي خوب دقت كنيم.
بياييد وقتهاي خالي خود را با خواندن كتاب پر كنيم.
با خواندن كتاب، اميد ونشاط را به خودمان هديه كنيم.
كتابهاي خوب و پر بار را همدم لحظههاي خود كنيم.
كتابها گنجينهاي ارزشمندند كه با مطالعه آنها به گنج سعادت دست مييابيم.
كتابها دوستان باارزش انسانهايند، قدر آنها را بدانيم.
كتاب خوب چون گنجي است كه بايد آن را قدر دانست.
برنامهريزي كنيم و قسمتي از وقت خود را به مطالعه كتابها اختصاص دهيم.
وقت خود را با خواندن كتابها غنيمت بدانيم.
مطالعه كتاب، مسير روشني را به ما نشان خواهد داد.
كتابها از ما انسانهايي بافضيلت ميسازند.
لحظاتمان را با خواندن كتاب قشنگتر كنيم.
وقتي در جواب پرسشي ميمانم دلم خوش است به اينكه دوستي دانا دارم كه ميتواند پاسخ پرسشم را بدون هيچ منتي بدهد.
چقدر دلنشين است كه زمان بيكاريام را در كنار دوست دانايم، كتاب ميگذرانم و او چه همصحبت خوبي است.
هميشه، دلم ميخواهد وقتي كتابي براي مطالعه به دست ميگيرم زمان به كُندي بگذرد تا بتوانم همه آنچه در كتابم است بخوانم و بياموزم.
چقدر شيرين است كه لحظههاي بيكاريام را مطالعه ميكنم و ميآموزم آنچه بلد نيستم.
گاهي دلم ميخواست خودم نويسنده باشم و كتاب بنويسم و دوستي جديد به دوستانم هديه كنم؛ زيرا كتاب بهترين مونس لحظههاي من است.
كتاب دنياي زيباي دانستنيهاست كه مرا با درياي واژههاي بيكران آشنا ميكند.
هميشه دلم ميخواهد نكتههاي جديد بياموزم. به همين دليل هر وقت فرصتي پيش ميآيد به سراغ كتابخانهام ميروم و با كتابي مشغول ميشوم.
وقتي كتابي را ورق ميزنم ذوق ميكنم؛ چراكه هربار جملهاي در ذهنم نقش ميبندد كه قبلاً نخواندهام.
زيباترين و شيرينترين لحظه براي من وقتي است كه محو خواندن كتابي جذاب ميشوم و جز واژههاي آن چيزي نميبينم.
خواستنيترين كتابها براي من آنهايي است كه مرا به دانش راهنمايي ميكند و به علم من ميافزايد.
كتاب خواندن را دوست دارم؛ چراكه احساسي شيرين به من دست ميدهد و علامت سؤالها از بين ميرود.
زمان به سرعت ميگذرد و تا چشم باز ميكنم روز و ماه و سال آمده و رفته. آنوقت من ماندهام و يك دنيا زمان از دست رفته! كاش بخشي از زمان من با مطالعه، مفيد واقع شود.
دلم ميخواهد تمام دانش دنيا را بياموزم، پس تلاش ميكنم تا فرصتي به دست ميآورم مطالعه كنم حتي اگر شده يك خط.
شيرينترين لحظههاي من با خواندن دستنوشتههاي كساني سپري ميشود كه كلي انديشيدهاند و آنچه در ذهنشان بوده بر روي كاغذ آوردهاند.
كتاب ميخوانم؛ چراكه اصلاً دوست ندارم زماني كسي از من چيزي بپرسد و جواب پرسش او را ندانم.
كتاب براي من ارزشمند است و كتابخانهام گنجينه پرارزش است كه حتي تماشايش نيز به دلم مينشيند.
خواندن كتاب را بخشي از زندگيام كردهام. به ياد روزهايي كه درس ميخوانم و براي امتحان آماده ميشوم.
به نظر من مطالعه بهترين واژهاي است كه در فرهنگ لغت من جاي دارد؛ چراكه زيباترين آموزش من در همان زمان مطالعه اتفاق ميافتاد.
بهترين لحظه زندگي من وقتي است كه كتابي ميخوانم و نكتهاي جديد ميآموزم.
دنيا بر پايه علم و دانش و آگاهي بنا شده، پس چقدر بيمعني است كه من در چند قدمي يار مهربان يعني؛ كتاب باشم و از وجودش استفاده نكنم.
وقتي كتابي ميخوانم احساس ميكنم با دانايي، رو در رو صحبت ميكنم، واي كه چه حس دلانگيزي دارم.
وقتي ساعتي يا حتي چند دقيقهاي بيكارم چرا كتاب نخوانم؟ كتاب مرا به دنياي دانش راهنمايي ميكند.
روي ميز، يا گوشه اتاق با چشماني منتظر نگاهت ميكند و از تو ميخواهد كه براي لحظهاي با او همكلام شوي... كتاب را ميگويم... يار هميشه مهربان!
خسته نميشود... هرچه بپرسي جوابت را ميدهد و تو هم خسته نميشوي؛ چراكه آنقدر شيرين است كه اشتياق تو را بيشتر ميكند... عجب دوستداشتني است اين كتاب!
تمام لحظههاي با هم بودن مانند رؤيايي زيبا در قلب و ذهن من نشسته است. با كتاب بودن يعني؛ ثانيههايي مفيد داشتن.
من براي نوشتن و براي خواندن آنچه نميدانم كتاب را ميشناسم و خيالم آسوده است، چراكه او به من ميآموزد همه آنچه نميدانستم.
يك خط، يك جمله و حتي يك واژه جديد كه از كتابي ميخوانم و ياد ميگيرم شادم ميكند؛ چراكه آن لحظهام را به بطالت نگذراندهام.
كتابِ من بهترين مونس تنهايي من، عاقلترين دوست من و بينظيرترين دانشمند دنياي من است.
من به اندازه يك درياي بينهايت، شادم و به اندازه يك آسمان بيكران، خوشحالم؛ چراكه هميشه تنهاييام را با كتاب قسمت ميكنم.
بيا... بيا و با من لحظههاي شيرين را تجربه كن... . لحظههايي كه من كنجكاوانه ميپرسم و تو مشتاقانه پاسخم ميگويي، كتابِ من، دوستِ مهربان من، دوستت دارم.
هميشه مراقبش هستم وقتي نيازم برطرف شده آرام ميبرم و آن را در جايش قرار ميدهم؛ چراكه هرگز دلم نميخواهد زخمي بر بدن او وارد شود... . او كه يارِ مهربانِ من است...؛ كتاب، بهترين، مهربانترين دوستِ من!
از مطالعه خسته نميشوم فقط شايد گاهي نياز به استراحت كوتاهي داشته باشم تا دوباره كتاب جديدي انتخاب كنم.
توجه به آموزش و يادگيري هنر و فنون و مهارتها
هميشه شنيدهايم كه انسان هرچه بياموزد كم است؛ چراكه دانش و آموختن لازمه رشد و پيشرفت آدمي است. پس چه بهتر است كه در همين نوجواني به دنبال پاسخ پرسشهايم باشم و آنها را خوب بفهمم.
من براي آموزش و يادگيري ارزش قائلم و سعي ميكنم از تمام لحظههايم براي يادگيري هنر و فنون و دانش استفاده كنم.
اگر به فنون و مهارتهاي مختلفي مسلط باشم هميشه ميتوانم خودم را مفيد بدانم؛ چراكه بلد بودن هر كاري امتيازي مثبت براي نوجوان است و او را براي پيشرفت تشويق ميكند.
من كارهاي فني و هنري را دوست دارم و به يادگيري آنها عشق ميورزم؛ چراكه خوب ميدانم هركدام از اينها ميتواند در جايي كمك حالم و چه بسا منبع درآمدم باشد.
لحظههاي بيكاريام را به آموزش ميگذرانم تا چيزي بياموزم كه برايم مفيد باشد و دنياي نوجوانيام را زيبا و زيباتر كند.
يادگيري هنر و فنون و مهارتهاي گوناگون جزو برنامه من است. برنامهاي كه هميشه انجام ميشود؛ چراكه با پيشرفت علم و تكنولوژي من به عنوان يك نوجوان بايد تلاش كنم كه بتوانم همراه دانش روز پيش بروم.
تمام ثانيهها و دقايقم را برنامهريزي كردهام كه مبادا كمي از آن از يادم برود و در رديف لحظههاي مفيد قرار نگيرد.
من آموختن را دوست دارم؛ چراكه زماني كه چيزي ميآموزم از صميم قلب شاد ميشوم و اميدم بيشتر ميشود.
هنر نزد ايرانيان است و بس! جملهاي كه برايمان خيلي آشناست، اما به نظر من هنر زماني در اختيار انسان قرار ميگيرد كه فرد خودش بخواهد و براي يادگيري آن تلاش كند.
من به عنوان يك نوجوان كه تصميمات بزرگ و زيبايي براي آينده دارم تلاش ميكنم در راهي قدم بردارم كه تمام چراغهاي راهنمايياش به موفقيت و تلاش برسد و هر روز كه ميگذرد حتي شده به اندازه جملهاي درس جديد بياموزم.
نوجوانيام با يك دنيا اميد و آرزو پيوند خورده است. دنيايي كه مرا به بيشتر آموختن تشويق ميكند و به اوج دانايي و دانش امروزي هدايت ميكند، پس براي آموختن و يادگيري زمان ميگذارم تا بيشتر از دنياي نوجوانيام استفاده كنم.
من در اين دنياي زيباي نوجوانيام تفريح و سرگرميهاي خوبي دارم و همه آنها را حفظ ميكنم؛ چراكه لازمه وجود من است اما در كنار همه اينها آموختن را فراموش نميكنم، تا آنجا كه ميتوانم از دانشآموزي دست نميكشم.
آموزش و يادگيري در صدر جدول برنامههاي نوجوانيام قرار دارد؛ چراكه بدون آموزش و يادگيري نميتوانم پيشرفت كنم و از لحظههاي نوجواني و حتي روزهاي زندگيام خوب استفاده كنم.
هنر و مهارت براي من مهم است، آنقدر كه با هنرآموزي احساس طراوت به من دست ميدهد و با يادگيري هر مهارت، مثل گلي ميشكفم!
مهارتهايي كه ميآموزم وجودم را آرام ميكند و ذهن و فكرم را به بيشتر دانستن تشويق ميكند.
با دانستن هر مهارت و آموختن هر هنر روح جديدي در من ميرويد و من از همين روح بينظير جان ميگيرم و اميدوارتر ميشوم.
آموزشگاه زندگي به من ميآموزد بيشتر بخوانم و بيشتر بدانم و براي يادگيري تلاش كنم. هنر زندگي كردن را هم خوب بياموزم تا به معناي واقعي ارزنده بودن لذت ببرم.
آموزش و هنرآموزي و كسب مهارت يعني؛ توجه دادن به زمان موجود در فصل نوجواني، فصلي كه عاشقانه در آن بذر ميكاري تا در جواني از آن بهره بگيري.
با مهارت بذرهايم را در بهترين جا و مكان به خاك ميسپارم.
دنياي من زيباست اگر همراه آن قدمهاي جديدي براي كشف دانستههايم بردارم. پس من دنياي زيبايم را بينظير خواهم كرد و تمام لحظههايش را به بهترين صورت آذين ميبندم... ميآموزم و اگر بتوانم آموزش ميدهم.
آموزش براي من چون عسل شيرين و دلنشين است و از آنجا كه اين شيريني را در دنياي نوجوانيام بيشتر احساس ميكنم، در همين دوران مهارت و هنر ميآموزم تا بتوانم احساس خوشبختي و رضايت كنم و بي آنكه به دلم ترديد راه دهم، براي آينده قدم بردارم.
نوجوان و مديريت روزهاي امتحان
كارهاي غيرمهم را به كمترين ميزان خود برسانيد.
سعي كنيد هر درس را در روزهاي اختصاصي خودش مرور كنيد.
از نوشتههاي قبلي خود هم بيبهره نمانيد.
مصرف ميوه، سبزي و آب را افزايش دهيد.
روز را با اندكي نرمش شروع كنيد.
اگر در بين روز احساس خستگي كرديد، خوب است چند دقيقهاي را در هواي آزاد قدم بزنيد.
رفاقتتان را با تلفن همراه كم كنيد. در زمانهاي مشخصي سراغ خواندن پيامكها برويد.
تماشاي زياد تلويزيون، تمركز شما را كم ميكند، ولي چند دقيقه تماشاي تلويزيون ميتواند اندكي از فشار ذهني شما كم كند.
در فصل امتحان به خودتان پيامك منفي نزنيد. «من نميتوانم»، «ميدانم كه نمره خوبي نميگيرم»، «نميشود تمام كرد»، «باز هم با اين درس مشكل
پيدا ميكنم» و مانند آن ميتواند مانند ويروس، فايلهاي ذهني شما را به جان هم بيندازد.
به جاي بيحوصلگي و نق زدن، شروع كنيد. شروع مطالعه كمي سخت ولي ادامه دادنش شيرين و آسان است.
بازيهاي رايانهاي، هيجان را به جان فضاي ذهني شما مياندازد؛ در حاليكه ذهن شما نياز به آرامش دارد نه هيجان.
ماهيچههاي معنوي خود را با انجام وظايف ديني و استفاده از دسرهاي معنوي مانند دعا، گفتوگوي آرام با خداوندي كه همه اطلاعات را دارد، راضي نگهداشتن پدر و مادر و رفتارهايي از اين دست، تقويت كنيد.
زماني كه احساس معنوي خوبي داشته باشيد، انگيزه بيشتري براي پيشرفت كردن و شايسته ديدن خود داريد.
همه افراد موفقي كه دور و بر شما هستند، روزهايي از اين دست داشتهاند. موفقيت اتفاقي نيست.
از مغز خود با خوراكيهاي مغزدار و هواي تازه پذيرايي كنيد.
خواب خوب توان ذهني شما را در روزهاي امتحان بالا ميبرد. از خود و كمكاريهايتان با كم كردن از خواب، انتقام نگيريد.
شوخي كنيد و شاد باشيد. البته مراقب جنسشان باشيد تا از ماركهاي تقلبي در امان بمانيد.
به روزي فكر كنيد كه با ديدن كارنامه، همه را شگفتزده كردهايد حتي خودتان را!
تلاش درسي شما نسخهاي از عبادت است. قبول باشد!
نوجوان و پرهيز از رذايل اخلاقي
نوجوان عزيز! بهتر نيست احساسات خود را بشناسي و با بزرگترها در مورد احساسات خود صحبت كني.
بهتر است درباره آنچه ميبيني يا ميشنوي سريع تصميم نگيري. شايد ديگر هيچوقت جاي جبران نباشد!
دوست داري با دوستانت يك تصميم بزرگ بگيري، مثلاً كنترل عصبانيت؟
بياموزيم كه ببخشيم و بديهاي ديگران را فراموش كنيم مثل انبيا و امامان.
من ميخواهم با استفاده از روشهاي مناسب، عصبانيتم را از بين ببرم دوست من ميخواهي با من همراه شوي؟
اگر از معذرتخواهي رو در رو با والدين يا دوستانت خجالت ميكشي ميتواني براي معذرتخواهي برايشان نامه بنويسي!
ببينيد چه چيزي شما را عصباني ميكند. خودتان را در مورد آن قوي كنيد؟
عصبانيت بسيار قوي و شديد است، اما شما از آن نيرومندتر هستيد.
من درون قلبم يك زندان دارم كه عصبانيتم هميشه آنجاست تو چي؟
در وقت عصبانيت چند نفس عميق وجمله: «من توانايي آن را دارم كه عصبانيتم را كنترل كنم» معجزه ميكند، امتحان كن!
شما مسئول عصبانيت خود هستيد پس بهتر نيست تا دير نشده آن را كنترل كنيد؟
آيا هر كس داد و فرياد يا دعوا كند شخصيت خود را نابود نكرده است؟
وقتي عصباني هستيد به آينه نگاه كردهايد. خشم، ما را شبيه يك هيولا ميكند!
عزيزم! تو آنقدر توانايي داري كه عصبانيت خود را كنترل كني، امتحان كن!
بهتر نيست عصبانيت خود را كنترل كني، ببين چقدر آرام و راحت شدي!
تا به حال به صداي عصبانيت فكر كردهاي؟ شايد شبيه غرش باشد!
ميبيني هر وقت فكرهاي بدي در سر داري يا حرفهايي از سر عصبانيت ميزني چه احساس بدي داري!
عصبانيت آفت بزرگ و ترسناك زندگي آدمي است.
عصبانيت خلاقيتها را از انسان ميگيرد.
عصبانيت شور و هيجان زندگي را ميكُشد.
ميداني حتي قيافه عصبي به خود گرفتن باعث ميشود كه احساس عصباني شدن داشته باشي!
بهتر نيست از انتقاد بيش از حد، عبارات تحقيرآميز يا مسخره كردن ديگران بپرهيزيم؟!
سعي كنيم گفتههاي خود را تحت كنترل قرار بدهيم.
بداخلاقي تنها احساس ما را جريحهدار نميكنند، بلكه نظم زندگيمان را بر هم ميزنند.
بهترين راه فرار از عصبانيت مصرف كردن انرژي است كه عصبانيت در بدن ايجاد ميكند، مثل ورزش كردن.
ممكن است عصبانيت شما را حسابي ناراحت كند اما هيچ وقت بهانهاي نميشود كه به كارهاي بدي دست بزنيد!
نوجوان عزيز! اگر به تازگي كاري كردهاي كه از كار خود پشيماني كافي است بگويي: «معذرت ميخواهم». ببين چه احساس خوبي داري!
به نظر تو دنيا زيباتر نميشد اگر با آرزوي اينكه هيچ خاطره بدي براي هيچكس از خود به جاي نگذاريم از خواب بيدار شويم؟
كوتاهي يا زيادهروي در همه كاري اسراف است، حتي در مطالعه، مسافرت، حرف زدن، خوابيدن، بازي و... .
بهتر نيست وقتي به چيزي نياز نداريم آن را به كساني بدهيم كه به آن نياز دارند.
دروغ گفتن را كنار بگذاريم تا خوابهاي خوش و آرامش به سراغمان بيايد.
ما براي حل مشكلات بايد گفتوگو كنيم اما يادمان باشد: بگو مگو يا دعوا جزو گفتوگو نيست.
يك نوجوان عاقل به خودش فكر ميكند اما خودخواه نميشود.
آيا ميداني كليد تمامي گناهان، دروغ است؟
خودخواهي يا دگرخواهي كدام بهتر است؟
احساس حسادت نسبت به دوستيهاي ديگران كاري بيمعناست.
نوجوان و كسب موفقيت
هر شكستي ميتواند آغاز يك موفقيت بزرگ باشد.
ذهن انسان نقش مهمي در خوشبختي ما دارد. كافيست خوشبخت بودن را ياد بگيريم.
مشغول كردن ذهن به يك چيز هيچ اثري ندارد؛ يا فراموشش كنيد يا با چيز ديگري جايگزينش كنيد.
براي رسيدن به موفقيت، داشتن بلوغ فكري براي هر نوجواني ضرورت دارد.
براي رسيدن به موفقيت پيوند ميان خود و خانواده را از بين نبريد.
براي زندگيِ خود، معني و هدف درست كنيد تا به پيروزي برسيد.
براي رسيدن به موفقيت سعي كنيم هميشه به همه چيز ديد مثبت داشته باشيم.
اگر به رشد شخصيت خود اهميت بدهيم هر اوضاع و احوالي را ارزشمند خواهيم شمرد.
هرچيزي قيمتي دارد. مواظب باشيم براي اشتباهاتمان قيمت زيادي پرداخت نكنيم!
براي دوري از اشتباه قبل از انجام هر كاري اول از خود بپرسيد اين كار چه نتيجهاي به دنبال دارد؟
اين ما هستيم كه تعيينكننده ميزان خوشبختي خود هستيم.
برنامهريزي كن، وقتي كه ديگران مشغول بازي كردن هستند.
براي رسيدن به موفقيت مطالعه كن، وقتي كه ديگران در خواب هستند.
براي موفقيت تصميم بگير، وقتي كه ديگران شك دارند.
براي پيروزي خود را آماده كن، وقتي كه ديگران در خيالپردازي هستند.
براي رسيدن به موفقيت شروع كن، وقتي كه ديگران در حال تلف كردن وقت هستند.
براي رسيدن به موفقيت صرفهجويي كن، وقتي كه ديگران در حال اسراف هستند.
براي رسيدن به موفقيت گوش كن، وقتي كه ديگران در حال صحبت كردن هستند.
براي رسيدن به موفقيت لبخند بزن، وقتي كه ديگران خشمگين هستند.
براي رسيدن به موفقيت پافشاري كن، وقتي كه ديگران بيتوجه در حال گذر هستند.
براي موفق شدن بيشتر از ديگران بدانيد، بيشتر از ديگران كار كنيد و كمتر از ديگران توقع داشته باشيد.
اولين روش استفاده از هوش اين است كه به چيزهايي كه در اطرافمان است خوب نگاه كنيم.
براي رسيدن به موفقيت نقاط ضعف خود را بپذيريم تا از آن در جهت قوّت خود استفاده كنيم.
افسوس خوردن براي چيزهايي كه نداريم نشان ناتواني ما و استفاده خلاقانه از چيزهايي كه داريم نشان توانايي ماست.
نوجوان عزيز! براي رسيدن به آن چيزي كه ميخواهي يك لحظه هم نبايد ايستاد.
نوجوان و استقلالخواهي
تمايل به مستقل شدن، يكي از نشانههاي رشد شماست.
زماني كه با دنياي نوجواني انس گرفتيد، اندك اندك از وابستگيهاي گذشته فاصله ميگيريد و تمام تلاش خود را براي زندگي مستقل به كار ميگيريد.
يادتان باشد كه حركت به سمت استقلال، حركتي تدريجي و زمانبر است.
براي مستقل شدن نيازمند زمان و تحمل بالا هستيد.
استقلالطلبي زماني كه به موقع و حساب شده باشد، شما را به پيروزي ميرساند، وگرنه چنين نتيجهاي نخواهد داشت.
به بهانه مستقل شدن نميتوان آرامش همه را به هم ريخت.
زماني به شما به عنوان يك بزرگسال مستقل نگاه ميكنند كه رفتارهاي سنجيدهتر و بالغانهاي از شما ببينند.
راه صحيح به دست آوردن استقلال بيشتر، اثبات توانمندي خودتان است.
مسئوليتپذيري شما در خانواده و مدرسه باعث اعتماد بيشتر والدينتان ميشوند.
ادعا كافي نيست، بايد اثبات كرد. با پذيرش مسئوليتهاي بيشتر ثابت كنيد كه ميتوانيد مستقل باشيد.
براي مستقل شدن، نيازمند طرح و نقشه هستيد. حركت بدون نقشه، احتمالاً شما را به بنبست ميرساند.
براي اينكه مستقل شويد، با والدين يا يكي از كساني كه تجربه بيشتري نسبت به شما دارند، مشورت كنيد.
از بزرگترها بخواهيد كه موانع احتمالي مستقل شدن را براي شما مشخص كنند تا از الان بتوانيد براي عبور از آن موانع در خودتان آمادگي ايجاد كنيد.
شما مانند تاجري هستيد كه قصد دارد با سرمايه خود وارد بازار بزرگي شود و از آن بازار، سود زيادي ببرد؛ براي موفقيت نيازمند مشورت با تاجران موفق و كاركشته هستيد تا از افتادن در ورشكستگي نجات يابد.
درس خواندن، راهي مطمئن براي استقلال تضميني شماست.
زماني را كه شما براي تحصيل صرف ميكنيد، يك نوع سرمايهگذاري براي آيندهاي موفق و سرشار از روشنايي است.
با تحصيل موفق هم به آگاهي خود و قدرت تصميمگيريتان ميافزاييد و هم ميتوانيد با مدرك تحصيلي بالاتري در جامعه، خودتان را معرفي كنيد.
ما با استفاده از تجربه كساني كه مسير را رفتهاند، به استقلال واقعي نزديك ميشويم.
در راه استقلال، نيازمند نظارت ديگران هم هستيم؛ به ويژه كساني كه ما را دوست دارند.
زماني ميتوانيم به دوستي بزرگترها پي ببريم كه چند روزي آنها را نسبت به خودمان بيتفاوت ببينيم.
تصور كنيد براي مدتي هر چند كوتاه فراموش شويد، كسي سراغ شما را نگيرد و جوياي موفقيتها و شكست شما نباشد. در اين شرايط، اضطراب تلخ ناشي از بيتفاوتي ديگران، وجود شما را فرا ميگيرد و از اينكه براي كسي اهميت نداريد، دلآزرده ميشويد.
آزاديهاي بيچارچوب؛ يعني؛ نداشتن حفاظ در زندگي فردي و اجتماعي كه محصول آن باختن زندگي و ركود است.
اگر زندگي را به مسافرتي طولاني در جادهاي بزرگ تشبيه كنيم، به خوبي درمييابيم كه نبود تابلو و نشان در مسير اين جاده، معنايي جز سرگرداني و احتمال نرسيدن به مقصد واقعي را نخواهد داشت.
راهنماييهاي كساني كه نسبت به ما محبت دارند، مانند تابلوهاي جاده است كه مسافران را از خطرات، آگاه ميكند و اطلاعات لازم را در مسير حركت به آنها ميدهد.
نوجوان و تصميمگيري
يادمان باشد: باورهاي نادرست، ما را در مسير تصميمگيري دچار مشكل ميكنند.
يادمان باشد: ترديدها به ما خيانت ميكنند. با افزايش اطلاعات و مشورت كردن هر چه زودتر ترديدها را از بين ببريم.
يادمان باشد: براي افزايش توان تصميمگيري بايد تمرين زيادي داشته باشيم.
يادمان باشد: اگر در هدفي متمركز شويد، همه چيز به خدمتتان در ميآيد. پس از انجام چند كار مهم در يك زمان بپرهيزيد.
يادمان باشد: شكرگزار باشيم و موهبتهايي را كه خداوند در اختيار ما گذاشته است، ببينيم. وقتي شكر ميكنيم، در ما توان معنوي ايجاد ميشود كه ميتوانيم در انجام كارهاي خود از آن بهره بگيريم.
بهترين كار به هنگام تصميمگيري استفاده درست از امكانات و كمك به ديگران براي رسيدن به اهدافشان ميباشد.
يادمان باشد: نسبت به موهبتهايي كه ديگران به دست ميآورند، حسود نباشيم.
يادمان باشد: عصبي، تندخو و ناآرام بودن، باعث از بين رفتن انرژي ما و ضعف تصميم گيريهايمان ميشود.
يادمان باشد: با توكل بر خدا و استفاده از حمايتهاي خداوند توانا، قدرت تصميمگيري خود را افزايش دهيم.
يادمان باشد: قبل از تصميمگيري با خواندن صفحهاي از قرآن يا گفتن ذكرهاي آرامبخش مانند لاحول ولاقوة الا بالله خود را به دانش بيكران الهي متصل كنيم.
نوجوان و تأثيرگذاري
ما ميتوانيم با روشهاي صحيح، تأثيرات مثبتي را روي ديگران بگذاريم و با كارهاي نادرست خود تأثيرات منفي را ايجاد كنيم.
كسي كه بتواند رهبر و مدير خوبي براي خودش باشد، ميتواند براي ديگران هم اين نقش را داشته باشد.
اولين قدم موفقيت در تأثيرگذاري اين است كه بتوانيد خواستهها و شرايط روحي خودتان را مديريت كنيد.
اگر بتوانيد با تقويت فكر و معنويت، بر خواستههاي غيرمنطقي خود چيره شويد و در مقابل توان و انرژي خود را براي رسيدن به اهداف مهم زندگيتان به كار ببنديد، ميتوانيد در ديگران هم چنين تأثيراتي داشته باشيد.
انتظار بالايي از خودتان نداشته باشيد، ولي ميتوانيد اهداف بالا و بلندمدتي را در اين زمينه براي خود تنظيم و تعريف كنيد.
يكي از ويژگيهاي اصلي انسانهاي اثرگذار اين است كه از درون، خودشان را كنترل ميكنند.
افراد تأثيرگذار ميدانند چه ميكنند، چه عواملي مايه موفقيت يا شكستشان ميشود و زماني كه با يكي از دو گزينه شكست يا پيروزي مواجه ميشوند، مسئوليت كامل آن را قبول ميكنند.
در دنياي انسانهاي تأثيرگذار جايي براي «اتفاق»، «شانس»، «ديگران مقصرند» و مانند آن وجود ندارد.
افراد مؤثر فقط يك فرمول را خوب ميشناسند: هر چه پول بدهي، به همان ميزان آش ميخوري؛ يعني؛ موفقيت را به ازاي تلاش ميشود به دست آورد و تمام.
براي اثرگذاري بايد بزرگ شد و روح و شخصيتي بلند با مجموعهاي از خوبي ها تدارك ديد.
زماني كه انسانهاي خوب با ديگر افراد صحبت ميكنند، ميتوانند با شخصيت كاملي كه دارند، تأثيرات فراواني روي فرد مقابل خود داشته باشند.
از طريق ارتباط با انسانهاي اثرگذار مثل مطالعه زندگينامه آنها، به تدريج همان شخصيتي را پيدا ميكنيد كه در ذهن خود ميپروريد.
وقتي بيشتر بدانيد، به افراد بيشتري كمك ميكنيد.
اطلاعات شما در زمينههاي گوناگون ميتواند حوزه اثرگذاري شما را افزايش دهد.
اگر با توانايي علمي خود وارد ميدان شويد، احتمال موفقيت شما در اين زمينه بيشتر خواهد بود.
مراقب ويروس «غرور و خودبيني» باشيد. اين ويروس خطرناك ميتواند تمام فايلهاي اجرايي و خوب شما را ويران كند!
مطمئنترين و ماندگارترين روش براي محبوبيت و مؤثر بودن، تماس با خداوند و تقاضاي نيروهاي معنوي از اوست.
با نيروي ايمان به خدا و انجام كارهاي شايستهاي كه خداوند از شما انتظار دارد، ميتوانيد نيروي محبوبيت را به دست آوريد. (مريم: 96)
عزت و محبت به دست خداوند است و زمانيكه شما اين دو را از خدا ميخواهيد، ميتوانيد گوي سبقت را از ديگر رقيبان برباييد، به شرط آنكه به تعهدنامه خود با خداوند بزرگ پايبند باشيد.
نوجوان، خودباوري و اعتماد به نفس
دوره پر شور نوجواني، سرشار از فرصتها و تجربههاست.
اگر شما خودتان را به درستي نشناسيد، يا دچار خودباختگي ميشويد و يا خودخواهي.
اگر تواناييهايي كه خداوند به شما داده را بشناسيد و از آن استفاده كنيد، باور خواهيد كرد كه شما هم ميتوانيد فردي موفق باشيد.
براي شكوفايي استعدادها و به كارگيري آنها نياز به خودباوري داريد.
شكوفههاي درخت موفقيت، با شناختن تواناييها و باور كردن آنها، تبديل به ميوه موفقيت و كاميابي ميشوند.
يكي از راههاي موفقيت خودباوري است.
خودباوري موجب بروز و كشف استعداد ما ميشود.
تا خودت را باور نكني نميتواني كسي باشي كه خلاق است و مبتكر.
افراد خودباور بيشتر تلاش ميكنند و زودتر نتيجه ميگيرند.
دوره نوجواني بهترين دوره براي رسيدن به خودباوري است.
خودباوري درياي بزرگ و پهناوري براي صيد استعدادها و فكرهاي جديد است.
من يك نوجوان موفقم، پس به نيروي قدرتمند نوجوانيام ايمان دارم.
نوجوان ايراني يعني؛ نوجوان موفق و خودباور.
اعتماد به نفس، مهارتي است كه شما ميتوانيد آن را به دست بياوريد.
ويژگيهاي افراد داراي اعتماد به نفس
( خود را دوست دارند و براي ديگران ارزش قائلاند.
( درسخن گفتن متين وآراماند.
( در جمع حرف ميزنند و از حق خود دفاع ميكنند.
( چهره بشّاش، مطمئن و اميدواري دارند.
( وظيفهشان را به خوبي انجام ميدهند.
( بيشتر از خود توقع دارند تا ديگران.
( به لياقت و مهارت خود تا حدودي مطمئناند.
( از شكست و محروميت ديگران شادكام نيستند.
( براي كار و زندگي خود برنامه دارند.
( عجول نيستند.
( منظم و دقيقاند.
( از شكستها پند ميگيرند.
( در برابر مشكلات و رويدادهاي سختِ زندگي صبور، آرام و متين هستند.
( به خدا و مقدرات الهي خوشبين هستند.
( خود را پرقدرت ميدانند.
( بر عقايد و پندارهاي پوچ پيروز ميشوند.
( هميشه محبوب ديگراناند.
( باثبات و باارادهاند كه قدرت انتقال افكار خود به ديگران را دارند.
( از آگاهي معنوي برخودارند.
( افرادي روشنفكر و باادراك و پذيراي ارزشها، ايدهها و عقايد جديدند.
( افرادي برجسته و موفق محسوب ميشوند.
( سرنوشت خود را خود رقم ميزنند.
( همه كارهايشان حساب شده است.
براي رسيدن به اعتماد به نفس
( تمرين كنيد.
( رفتار «مثل اينكه» را به نمايش بگذاريد.
( طوري رفتار كنيد كه انگار از حدي كه فكر ميكنيد اعتماد به نفس بيشتري داريد.
( وقتي رفتاري حاكي از اطمينان را به نمايش ميگذاريد به رسيدن خود به اعتماد به نفس كمك ميكنيد. از خود بپرسيد: اگر فلاني بود چه ميكرد؟
( زيگزاگ برويد و در رفتار خود انعطاف داشته باشيد.
( به رفتار ديگران هم توجه كنيد.
( راهها و اقدامات مؤثر را بشناسيد و بيازماييد.
( از اشتباهات خود پند بگيريد و بعد آنها را فراموش كنيد.
( از شدت انتقاد از خود بكاهيد. با خود شجاعانه حرف بزنيد.
( با خود مهربان باشيد.
( اين حقيقت را بپذيريد كه فرد ممتازي هستيد و ميتوانيد به اهداف خود برسيد.
( آگاهي خود را توسعه دهيد و خويشتن را از اشتباهات محضي كه شما را از به كارگيري نيروي نامحدودتان باز ميدارد، برهانيد.
( به قادر متعال توكل نموده و به او روي بياوريد تا مشكلات شما را حل كرده و زندگي را مطابق دلخواهتان در بياورد.
( خويشتن را در زندگي مجسّم سازيد و به طور قطع بگوييد چه ميخواهيد باشيد، سپس همان را در زندگي پيشه ساخته و در جهت نيل به آن بكوشيد.
( در تخيل خود موفقيت را بپرورانيد نه شكست را!
( به اوقاتي كه داريد، مسلط شويد و از آن بيشترين استفاده را ببريد.
( از وابستگي به ديگران، گناه، ترس و اضطراب دروني بپرهيزيد و به جاي آن اعتماد به نفس، عشق، قوه خلاّقيت، تحرك، شوخ طبعي و ارتباط با ديگران را پيشه خود سازيد.
( تفكر و انديشيدن درباره حل مسائل خود را تمرين كنيد.
( به خاطر داشته باشيد كه شما داراي نيروي انتخاب هستيد كه ميتوانيد كارهاي زيادي را انجام دهيد.
( افراد موفق را پيدا كنيد و از آنها بياموزيد.
( تلاشهاي كوچك و مشخص را براي هر رؤيايي كه در سرداريد يادداشت كنيد و نيز دوره معيّني را با پايان مشخص در نظر بگيريد.
( مهمترين كليد اعتماد به خود اين است كه دائماً تلاش كنيد.
( خوشبين باشيد و خود را از نااميدي دور سازيد.
( خود را به بهداشت جسم و فكر، آرامش و سكون، گشاده رويي و كم توقعي عادت دهيد.
( اراده و روحيه انتقادپذيري را در خود تقويت كنيد.
( از غرور، تملق وتعريف زياده از حد نسبت به خود دست برداريد.
( از اعمال موفق خويش تقدير نماييد.
( در فعاليتهاي اجتماعي بيشتر شركت كنيد.
( در عين حالي كه عالي نگريد، به مرور كارهاي بزرگ را انجام دهيد.
( تواناييهاي علمي، هنري و... را در خود توانمند كنيد.
( عوامل شكست در كارها را بررسي كنيد.
( سعي كنيد در امور زندگي براي انجام هر كاري انگيزه داشته باشيد و هدف خاص و مقدسي را در نظر بگيريد.
( زمينه تقويت مديريت، تجزيه و تحليل، بزرگ انديشي وآينده نگري را در خود به وجود آوريد.
( از كارهايي كه ميترسيد، به مرور زمان و سنجيده، خود را در آن بيندازيد تا ابهت آن شكسته شده و در اثر تكرار برايتان عادي گردد.
( ابتكار و افكار جديد را در شكستن ركورد اقدامات گذشته مؤثر بدانيد.
( حالات موفقشدگان تاريخ را مطالعه كنيد.
( خداوند به شما تواناييهايي داده و انتظار دارد با بهرهگيري از آنها بتوانيد به موفقيت و خوشبختي به نهايت برسيد.
( شما با توكل بر خدا قصد داريد از توانمنديهاي اهدايي او بهرهمند شويد.
( حتي اگر از كودكي از اعتماد به نفس خوب محروم بودهايد، ميتوانيد آن را در خود ايجاد كنيد.
( همه ما در بخشي از زندگي خود فاقد اعتماد به نفس هستيم و در زمينههايي اعتماد به نفس كافي داريم.
( اشخاصي كه به نظر با اعتماد به نفس ميرسند به آن حدي كه شما فكر ميكنيد اعتماد به نفس ندارند.
( اگر به اشخاص بگوييد كه خوب نيستيد ممكن است حرف شما را باور كنند.
نوجوان و بازيهاي رايانهاي
بازيهاي رايانهاي، همانند يك سكه دو رو دارند؛ يك روي جذاب، هيجانانگيز و لذتبخش و روي دومي كه مخرب، آسيبزننده و خطرناك.
در انتخاب بازي سراغ محصولاتي برويم كه از نظر اخلاقي آسيب كمتري داشته باشند.
ميتوانيد با مشورت با كارشناسان و يا مراجعه به مراكز معتبري كه محصولات فكري را عرضه ميكنند، بازي رايانهاي مناسب خود را پيدا كنيد.
خوب است بدانيم هيجان ايجاد شده توسط بازيهاي رايانهاي، نوعي هيجان مصنوعي محسوب ميشود.
در بازيهاي رايانهاي، شما در مقابل يك تهديد بزرگ تنها با فكر و نهايتاً دستان خود روي دكمه مورد نظر فشار داده و يك واكنش بسيار كمتر از موقعيت نشان ميدهيد.
بپذيريم قانون اعتدال در همه كارها، يك كليد طلايي است.
وقتي هيجان بازيهاي رايانهاي شما را افسون ميكند، نيازمند كساني هستيد كه بتوانند اين افسون را باطل كنند.
قبول كنيم پدر و مادر با قوانيني كه ميگذارند، مانع از بيشتر شدن آسيبهاي ناشي از بازيهاي رايانهاي براي ما ميشوند.
نه تنها محدوديت والدين براي بازيهاي رايانهاي ناراحتكننده نيست، بلكه به خاطر دلسوزي آنها نيازمند تشكر هم ميباشند.
وقتي احساس ميكنيد مانند يك اسير در دست غول رسانهاي هستيد و هيچ ارادهاي از خودتان نداريد، آنوقت خيلي اعصابتان به هم ميريزد.
هيچ كس به اندازه خودتان نميتواند حريف شما شود.
زماني كه تصميم بگيريد از رسانهها خوب استفاده كنيد، حتماً آن را اجرا هم خواهيد كرد؛ چون رسانه به دست ما انسانها توليد شده و نميتواند قويتر از ما باشد.
دشمنان نميخواهند ما با همين سرعت پيشرفت كنيم و سرعتگيرهايي با جذابيت بالا توليد كردهاند تا از سرعت خود بكاهيم. مراقب باشيم!
ابزارهاي رسانهاي ميتوانند خدمات زيادي به شما بدهند كه به شدت نيازمندشان هستيد. كاركردهاي مختلف و متنوع آنها را شناسايي كنيد و بر اساس نياز خود، استفاده از رسانه را مديريت نماييد.
نوجوان و تلفن همراه
تلفن همراه، با تمام مزايايي كه از نظر ارتباطي ايجاد كرده است، ميتواند مشكلآفرين هم باشد.
عدهاي گمان ميكنند كه تلفن همراه مانند حريم خلوت و بدون نظارت است و آنها ميتوانند در اين محيط هرگونه اقدامي داشته باشند، در حالي كه اين نگاه ايرادهايي دارد.
شما باور كردهايد كه تلفن ثابت منزل تنها يك وسيله ارتباطي است نه سرگرمي! اگر چنين قانوني را در استفاده از تلفن همراه هم به كار ببنديد، باز هم چنين شيفتهاش ميشويد؟
هر ارتباطي ميتواند يك پرونده احساسي جديد در دنياي ما باز كند، حتي ارتباطهايي كه به ظاهر جدي نيستند و تنها براي سرگرمياند.
بر اساس يافته روانشناسان، هر پيامك و تماس تلفني شما و هر شمارهاي كه در گوشي خود ذخيره ميكنيد، پروندهاي باز است كه ذهن و روان شما را اشغال ميكند و تا زماني كه اين ارتباطها حتي تماسهايي كه ناموفق ايجاد ميكنيد، چنين نقشي را دارند.
روز به روز، همراه با پر شدن كارت حافظه گوشي همراه خود، حافظه، تمركز، دل و احساس شما هم در حال پر شدن است. شايد وقت آن رسيده باشد كه اين پروندهها سر و ساماني پيدا كنند!
ارتباطهاي مجازي، نياز ما را به ديد و بازديد تأمين نميكنند ولي چون راحتتر و بيدردسر هستند، با روحيه برخي سازگاري بيشتري دارد.
ارتباط واقعي به ما آرامش و آموزش مهارتهاي واقعي زندگي را ميدهد و ارتباط مجازي ما را فريب ميدهد.
گاهي بدون هدف، پيامكهايي را براي ديگران ارسال ميكنيم.
هر چه ميشنويم، ميبينيم يا ميخوانيم در ما تأثير خودش را ميگذارد. پس مراقب باشيم!
شوخيهايي كه ميكنيم ميتوانند كمكم از ما آدم ديگري بسازند.
وقتي انبوهي از پيامكها با مزه، شوخي و خنده به صفحه گوشي شما ميآيد كه در آن همه چيز و همه آدمها را مسخره ميكنند، اول ميخنديد، ولي به تدريج تغيير منفي خواهيد كرد.
استفاده از تلفن همراه نياز به مديريت دارد.
فرهنگ درست استفاده كردن تلفن همراه را به دوستانمان ياد بدهيم.
استفاده نادرست از تلفن همراه آسيبهاي زيادي به رابطه ما خواهد زد.
يادمان باشد: نشر هر پيام نادرست در تلفن همراه، اشكال شرعي دارد.
يادمان باشد: تماشاي هر عكس و فيلمي در تلفن همراهمان را مديريت كنيم.
نوجوانان موفق، مديران موفق آيندهاند.
با درست مصرف كردن از پيامكها، فرهنگ اصيلمان را به رخ نوجوان جهان بكشيم.
نوجوان و پرخاشگري
ريشه عصبانيت خود را شناسايي كنيد: آيا الان به خاطر خستگي عصباني هستيد يا ناكامي ناشي از نرسيدن به كار مورد علاقه مانند بازي رايانهاي؟
سعي كنيد قبل از هر اقدامي درباره حالت خود با ديگران گفتوگو كنيد. مثلاً بگوييد من از اين حرف شما ناراحت شدم.
با ورزش منظم و تنفس عميق تسلطتان را روي رفتارها و احساسات خود بيشتر كنيد.
در موقعيت عصبانيت، سعي كنيد حالت خودتان را تغيير دهيد. مثلاً اگر نشستهايد، بلند شويد و چند قدم راه برويد. اتاق را ترك كنيد.
هنگام عصبانيت آب خنك يادتان نرود! با نوشيدن چند جرعه آب خنك ميتوانيد تصميم تازهاي بگيريد و بهتر عمل كنيد.
تمرين كنيد در شرايط عصبانيت، حكمي صادر نكنيد.
بگذاريد زمان سپري شود و سپس درباره مجازات كسي كه رفتار نامناسبي با شما داشته، تصميم بگيريد.
يادمان باشد: گذشت شيرينتر از انتقام است.
وقتي انتقام ميگيريد، كار بزرگي نكردهايد، اما وقتي گذشت ميكنيد نه تنها كم نياوردهايد، بلكه به خاطر بهتر بودن توانستيد بزرگي روح و شخصيت خودتان را اثبات كنيد.
پرخاشگري چهره روحمان را كدر و خشن ميكند.
يادمان باشد: فرد پرخاشگر هميشه تنهاست.
با آرامش در مقابل رفتار ديگران عكسالعمل نشان دهيم.
با رفتار مهربان و پرهيز از خشونت و پرخاشگري به ديگران نشان دهيم فردي باشخصيت هستيم.
پرخاشگري مثل توفاني شديد درخت باطراوت شخصيت ما را ميشكند.
باور كنيم! پرخاشگري محبوبيت ما را از بين ميبرد.
پرخاشگري باعث كمرنگ شدن مهرباني و رفاقت ميشود.
نوجوان و رشد معنوي
ايمان ما با آگاهي، رشد ميكند.
هر قدر اطلاعات بيشتري درباره دين و معنويت ديني داشته باشيم، الگوهاي معنوي را بشناسيم و براي كسب دانش ديني وقت بگذاريم، به موفقيت بيشتري دست پيدا ميكنيم.
خداوند از ما خواسته كه زندگي جاهلانه نداشته باشيم و با آگاهي و روشنايي در اين مسير قدم برداريم.
زندگي و محيطي كه در آن هستيم، نقش زيادي بر روحيه معنوي ما دارند.
اگر اطراف ما را دوستان خوب مسجدي و اخلاقي گرفته باشند، رغبت ما به كارهاي ديني و اخلاقي بيشتر ميشود.
وقتي در خانوادهاي زندگي ميكنيم كه معنويات در متن زندگي قرار دارد نه حاشيه، تمايل ما هم براي رسيدن به توانايي معنوي بيشتر ميشود.
دين ما در تمام كارها ما را به ميانهوري و اعتدال دعوت كرده است.
وجود روحيه ميانهروي سبب ميشود كه بتوانيم برنامههاي معنوي را در درازمدت با علاقه بيشتر انجام دهيم.
ما براي يك عمر خوب بودن برنامهريزي ميكنيم نه فقط چند روز كه اين پروژه بسته شود.
بياييد همانند كساني كه در يك دوي ماراتن شركت ميكنند، با گامهاي مشخص و پيدرپي براي رسيدن به اهداف خوبمان قدم برداريم.
بپذيريم معنويت در دلِ زندگي خوب جا دارد.
وقتي شما به والدين خود احترام ميگذاريد و با رفتارهاي مناسب، سبب افزايش اعتبار آنها در جامعه ميشويد به گونهاي كه خيالشان از ناحيه شما آسوده ميشود، كار معنوي بزرگ انجام دادهايد.
وقتي نيت شما از تحصيل، خدمت به كشور و مردم باشد، هر ثانيهاي كه مشغول درس و مطالعه ميشويد، در حال ارتقاي معنوي و مشغول عبادتيد.
وقتي تصميم ميگيريد كسي را شاد كنيد، يك تصميم معنوي گرفتهايد.
يك برنامه معنوي نياز به تمرين و پيگيري دارد.
ميتوانيد برخي از كارها را به صورت قانوني منظم در زندگي خود پياده كنيد. مثلاً تصميم بگيريد هميشه نمازتان را اول وقت بخوانيد.
براي طراحي يك برنامه معنوي خوب است با يكي از افراد آگاه مشورت كنيد.
در مسير معنوي هم ممكن است تلههايي وجود داشته باشد. اشكال خود را پيدا كنيد و براي برطرف كردن آن با اهالي اخلاق صحبت كنيد.
براي تقويت روحيه اخلاقي و معنوي خود هر چند وقت يك بار، به ديدن كساني برويد كه اين مسير را با موفقيت سپري كردهاند.
اگر در شهر شما جلسات اخلاق برگزار ميشود، در آن شركت كنيد و با ديدن چهره عالم، نقشه راه خود را تصور كنيد.
ميتوانيد با مطالعه زندگينامه دانشمندان اخلاقي با ريزهكاريهاي مسير معنوي بيشتر آشنا شويد.
باور كنيم! خداوند با نيكوكاران است و مسافران اين راه روشن را حمايت و راهنمايي ميكند.
نوجوان و افزايش سطح تحمل
سطح تحمل خصوصيتي است قابل كم و زياد شدن.
بپذيريم پايين بودن سطح تحمل و حوصله در خيلي از شرايط ما را با شكست روبهرو ميكند.
انسانهاي پرتحمل ميتوانند مقاومت بيشتري را زير وزنههاي زندگي داشته باشند تا سه چراغ روشن به نشانه تأييد براي آنها روشن شود.
خودتان را ارزيابي كنيد. وجود ارزيابي به ما كمك ميكند كه نقاط قوّت و ضعف خودمان را بهتر بشناسيم.
ميتوانيم نظر ديگران را درباره سطح تحمل خودمان جويا شويم.
شما با يادآوري جملات گوناگوني كه به شما گفته شده، ميتوانيد متوجه وضعيت خود شويد.
وقتي با خودتان آشنا شويد، ميتوانيد نسبت به دارايي و نداشتههاي خود برنامهريزي كنيد.
ظرفيت خود را بشناسيد و به همان اندازه كار قبول كنيد.
پذيرش كارهاي اضافه و فشرده شدن برنامههاي روزانه شما را خسته، عصبي و كمحوصله ميكند. بدتر اينكه ممكن است احساس ناتواني در شما شكل بگيرد.
به هنگام ناراحتي، از منطق و فكرمان كمك بگيريم.
وقتي عصباني هستيم، كمتر سراغ فكرمان ميرويم.
بيشتر ما با هيجان و احساس خشم درگيريم و ميخواهيم آن را بروز دهيم.
وقتي تمرين ميكنيم تا در زمانهاي مختلفي كه احساس كمآوردن داريم به فكر خود مراجعه كنيم، ميتوانيم بنبست به وجود آمده را بشكنيم و به تدريج تبديل به فردي قوي و پرجنبه شويم.
با دوستان پرحوصله ارتباط بگيريد تا روحيه آنها در شما تأثير بگذارد.
رفتار پرحوصله بودن را تمرين كنيد.
تظاهر به باجنبه بودن داشته باشيد تا كمكم رفتار اصلي در شما ايجاد شود.
برگهاي برداريد و مزايا و معايب كمتحملي و پرتحملي را يادداشت كنيد. مواردي كه از كوره در رفتيد يا به دليل دشواري، كاري را رها كرديد، به ياد بياوريد و بسنجيد كه آيا كار درستي كردهايد يا خير؟
رفتارهاي روزانه خود را قبل از خواب در ذهن خود مرور كنيد تا توان بيشتري براي رويدادهاي فردا به دست آوريد.
از خداوند ظرفيت بالا و پرجنبه بودن را بخواهيد. اين خواستهاي است كه حضرت موسي عليه السلام هم داشته و در قرآن اين چنين آمده است: «رب اشرح لي صدري؛ خدا به من ظرفيت بالا عنايت كن».(1)
1) طه: 25.
نوجوان و بيحوصلگي
يكي از دلايل ابري شدن حوصله، ضعفهاي بدني است. بدن با روان ارتباط زيادي دارد.
وقتي كه ما عصبي هستيم، يعني؛ روان ما در وضعيت خوبي به سر نميبرد، سردردها و يا ناراحتي در معده را احساس ميكنيم و زماني كه ضعيف و بيمار ميشويم، روحيه ما هم تحت تأثير قرار ميگيرد.
براي داشتن روحيهاي خوب، لازم است بدني قوي و شاداب داشته باشيم.
در تغذيه، ميزان خواب، بهداشت بدن و ديگر امور مرتبط با جسم خود جديت بيشتري داشته باشيم.
نداشتن تحرك، مصرف غذاهاي آماده، ساعتها نشستن پاي تلويزيون و رايانه، مشغول شدن با تلفن همراه و انتخاب راحتترين روش براي زندگي، ما را دچار كسالت ميكند.
براي غلبه بر تنبلي، نيازمند خلاقيت و شهامت براي تغيير هستيم.
زمان استفاده از رسانههاي مجازي را به حداقل برسانيم و آن را هدفمند كنيم.
زماني رايانه را روشن كنيم كه برنامهاي براي آن داشته باشيم؛ نه اينكه براي سرگرم شدن به سمت آن برويم.
ارتباط زياد و بيهدف با فضاي مجازي از هر نوعي كه باشد، زندگي مجازي به ما ميدهد.
همراه با هدفمندسازي كار با فضاي رسانهاي، گنجاندن ورزش در برنامههاي روزانه به ويژه پيادهروي ميتواند به مقدار زيادي در برطرف شدن اين مشكل به ما كمك كند.
داشتن اوقات فراغت در هر روز مانند حضور در طبيعت يا گفتوگوي سالم و روحيهبخش با دوستان ميتواند سهمي در استرسزدايي داشته باشد.
وقتي نگاه ما محدود باشد، طبيعي است كه تلاش ما هم محدود خواهد بود.
روزمرگي، ويروسي است كه تمام فايلهاي موجود در روان را آلوده ميكند.
اگر تمام همت ما اين باشد كه غذاي امروزمان را به دست بياوريم و خوب بخوابيم و بس، ديگر جايي براي كوشش مناسب نميماند.
دنياي ما به اندازه نگاه ما به آينده است.
نداشتن اهداف مهم در زندگي، بسيار خستهكننده و كسالتآور است.
وقتي چراغ انگيزه كمسو باشد، اطراف خود را به خوبي نميبينيم و نميتوانيم از آنها خوب استفاده كنيم.
ما ميتوانيم از راه مطالعه زندگي افراد موفق، ارتباط با دوستاني كه هدفهاي بزرگي در زندگي خود دارند و نيز مشورت با دانايان، هدفهاي مهمي را در زندگي ايجاد كنيم.
بخشي از بيحوصلگيها به دليل نداشتن تواناييهاي كافي است.
يادگيري مهارتها امري ساده و شدني است، كافي است بخواهيد.
زماني كه نگاه ما فقط زميني است، خسته ميشويم، چون روح ما مانند پرندهاي عاشق پرواز است كه ما آن را در قفسي تنگ و بيروح زنداني كردهايم.
داشتن برنامههاي انس با خداوندي كه همه لحظات خود را مديون او هستيم و نيز استفاده از بستههاي معنوي پيشنهادي او ميتواند رمقي تازه در روح ما بدمد و ما را آماده كارهاي بزرگ نمايد.
ارتباط با مسجد و حضور در مكان حضور فرشتگان را هم جدي بگيريد.
نوجوان و رفاقت
دنياي رفاقت، دنيايي پر از فراز و نشيب است.
روزهاي خوب و بد ما در كنار دوستانمان تجربه ميشود.
عيار دوستان مانند طلا، بالا و پايين دارد.
همه چيز تازهاش خوب است ولي دوست هر چه قديميتر و كهنهتر باشد، ارزشمندتر است.
قدم اول در ايجاد ارتباطي موفق، اين است كه روحيات خودمان را بشناسيم.
ما فقط در مسئلهاي با ديگران اشتراك داريم: متفاوت بودن!
برخي از ما به دوستيهاي محدود و طولاني و عميق فكر ميكنيم در حاليكه عدهاي مايلاند دوستان متعددي را تجربه كنند، اما خيلي معمولي و زودگذر.
برخي زودرنجاند و با ديدن كوچكترين رفتار نامناسبي از دوستان خود، كاخ دوستي را ويران ميكنند.
برخي سطح تحمل فراواني دارند و بر سر دوستيهاي خود مدتها ميمانند، هر چند كه از دوست خود گاهي رنجيدهخاطر شوند.
قوانيني كه پدر و مادر براي انتخاب دوست مناسب به شما هديه ميكنند، ميتواند نقشه خوبي براي يك دوستي ماندگار و مفيد باشد.
انتظار خودت را از دوستي مشخص كن.
خيلي از ناراحتيهاي ما از ديگران، به دليل انتظارات نادرست است.
بعضي وقتها آدمها را به خاطر چيزهايي كه از آن مطلع نيستند، سرزنش و محاكمه ميكنيم. چرا؟
بياييد انتظار خودمان را از دوستي مشخص كنيم.
بهتر است به همان اندازهاي كه از دوست خود انتظار داريم، انتظارات او را هم از دوستي بدانيم.
دوستمان را از انتظارات خود با خبر كنيم.
خوب بودن به معناي زيادهروي در رفاقت نيست.
به خاطر داشته باشيد شما غير از رفاقت با دوستان، كارهاي ديگري هم داريد كه بايد به آنها برسيد.
منطقي نيست كه وقت زيادي از دوره طلايي نوجواني را با تلفن، پيامك يا ارتباط بيهدف با دوستان بگذرانيد، هر چند كه براي شما جالب و لذتبخش باشد.
قبول كنيم كوتاهي يا زيادهروي در هر كاري، نشانه ناآگاهي و ناداني است.
هر چند وقت يكبار، دوستي خود را بررسي كنيد و ببينيد درجه اعتدال آن چند است. حتماً از يخزدگي يا رسيدن به نقطه جوش دور نگه داشته شود!
به دوستي خود تنوع بدهيد.
وقتي دوستان خود را در قالبهاي متنوع ببينيد، براي شما جذابتر خواهد بود.
وقتي با دوستتان غير از تحصيل در گروههاي ديگر مانند تيم ورزشي، گروه سرود يا تئاتر، هيئت محله يا يك انجمن فعاليت ميكنيد، عمق دوستي شما بيشتر ميشود و ديگر احساس تكراري بودن و بيخاصيت بودن در دوستي فعلي نميكنيد.
دوستيها را هدفمند كنيد.
وقتي به انتخاب كسي براي دوستي فكر ميكنيد، حتماً به هدفهايي كه از اين دوستي داريد، توجه كنيد.
با دوستان باانگيزه و موفق رفاقت كنيد.
يادمان باشد: كه پايدارترين دوستيها مال كساني است كه دوستي خود را با هدفهاي روشن مانند نزديك شدن به خداوند و رسيدن به موفقيت ايجاد ميكنند.
ميداني دوست خوب مانند گنج باارزش است؟ تو چطور ارتباط با بهترين دوستت را هميشگي ميكني؟
بهتر نيست مشكلي را كه در روابط ما با دوستانمان به وجود آمده است بپذيريم و آن را حل كنيم.
نوجوان عزيز! بهتر نيست براي دوست شدن با فردي جديد اول خوب او را بشناسي؟
يادت باشدشوخي كردن بياندازه باعث ناراحتي دوستانت ميشود!
نوجوان عاقل حرفهايي كه دوستش را ناراحت ميكند به زبان نميآورد حتي به شوخي!
به دوست خود بگوييم ديگر تمايل نداريم در سخن چينيها و غيبتهاي او شريك باشيم.
اگر زياد عيب دوست خود را جستوجو كنيم، هميشه بيدوست خواهيم ماند، زيرا هيچ كس بدون عيب نيست.
براي يافتن دوست خوب تلاش كنيد.
حفظ دوست و پاسداري از روابط دوستانه روش خردمندان است.
وقتي دوستان شما كاري ميكنند كه شما نميپسنديد و آزار ميبينيد اما از روي قصد نبوده آنها را در احساس گناه غرق نكنيد.
آيا ميداني دوستان واقعي در موقع سختي به تو نزديكتر ميشوند؟
آيا ميداني دوست خوب بهتر از ثروت است؟
آيا ميداني دوست آن است كه عيب تو را عيب خود بداند و تو را راهنمايي كند نه اينكه كارهاي بدت را تحسين كند؟
آيا ميداني بهترين دوستانت كسي است كه با راستگويياش به تو راستگويي ياد بدهد و با كارهاي خوبش تو را به بهترين كارها دعوت كند؟
آيا ميداني بزرگترين اشتباه، رفاقت با انسان كم عقل و دروغگوست؟
بهتر است با خوبان دوست شوي تا از آنان شوي و از انسانهاي بد دوري كني تا مانند آنان نشوي.
آيا ميداني دوستيابي، توانايي است و كسي كه نتواند براي خود دوستاني مناسب برگزيند، ناتوان است؟
چرا به بازي گروهي بچهها وارد نميشوي؟ سلام كن اجازه بگير و با آنان بازي كن.
آيا ميداني دوستانت از اينكه با تو بازي كنند، خوشحال ميشوند.
حواسمان باشد مهمترين امتيازهاي يك دوست خوب، ايمان، ادب شخصيت اجتماعي و علاقهمندي به درس و تحصيل است.
آيا ميداني كه دوست بد، مانند يك سيب گنديده است كه باعث گنديده شدن سيبهاي سالم اطراف خود ميشود؟
شخصيت هر كس به شخصيت دوستش گره خورده اگر دوست شما شخصيت مثبتي نداشته باشد ديگران شما را نيز بيشخصيت ميبينند.
نوجوان عزيز! ازدوستي با كسي كه تو را به راه غلط ميبرد، بپرهيز؛ زيرا بيچاره و نابودت ميكند.
ميداني نوجوانان، با توجه به ويژگي تقليدپذيري، از دوستان خود اثر ميپذيرند؟ حالا اگر آن دوست داراي اخلاق بدي باشد چه ميشود؟
ميگويند هر كسي در ايمان، نوع رفتار، شيوه سخن گفتن، نوع لباس، آرايش مو و... از دوست خود اثر ميپذيرد پس بهتر نيست دوستي انتخاب كنيم كه باعث رشد ما باشد نه شكست ما!
دوستان خوب دوران نوجواني مثل پلههاي موفقيتي هستند كه سبب پيروزي ما در بزرگسالي ميشوند.
نوجوان عزيز! نكته مهم در تأثير منفي دوست، تدريجي و پنهاني بودن آن است؛ چون پس از مدتي ناخواسته مانند رفتار دوست خود عمل ميكني.
هشيار باشيم كه دوستان بد، ما را به تجربه كردن مواد مخدر و شركت در فعاليتهاي مجرمانه و غيرقانوني تشويق ميكنند!
بهتر نيست با انسان بدكردار دوستي نكنيم؛ زيرا رفتار ما، بدي را از رفتار او ميدزدد، در حالي كه متوجه نميشويم.
آيا ميداني نوجواني كه شخصيت بالايي دارد و احساس توانمندي در خود ميبيند با گروه همسالان بدرفتار دوستي نميكند.
روز قيامت روزي است كه مردم از شدت حسرت ميگويند: اي كاش با فلان شخص دوست نميشدم. بهتر نيست امروز اين جمله را به خود بگوييم؟
دوست عزيزم! گاهي دوستاني وجود دارند كه هزار رنگاند؛ يعني؛ با هر كسي همانگونه سخن ميگويند كه او دوست دارد تا از اين راه به منافعشان برسند! مراقب باش!
اجازه دهيد كساني كه دوستشان داريد علت علاقه و دوست داشتن شما را بدانند.
نوجوان عاقل ميداند دوستي يكطرفه هدر دادن وقت است و باعث ذلت و خواري ميشود پس هرگز براي انسان سودمند نخواهد بود.
دوست من! با افرادي ارتباط برقرار كن كه به ارزشهاي خود احترام ميگذارند.
اگر دوستت اشتباهي انجام داد او را ببخش؛ زيرا انسان، خطاكار است.
راستي ميداني دوست خوب از مال و پول ارزشمندتر است؟
بهتر است بدانيم دوست خوب كسي است كه بديهاي ديگران را به تو نگويد؛ چون اين فرد عيبهاي تو را به ديگران نميگويد.
من ميدانم تو ميتواني ديگران را آزار دهي اما اين كار را نميكني؛ چون اين امر نشاندهنده قدرت توست.
آيا ميدانستي كه پيدا كردن دوست بسيار آسان است، اما نگه داشتن آن كاري سخت است؟
اگر انسان نادان را براي دوستي انتخاب كني هر چقدر دانا باشي مردم به عنوان فردي كمخرد و نادان نگاهت ميكنند.
اگر فردي دانا را براي دوستي انتخاب كني هر چقدر نادان باشي مردم به چشم دانا به تو مينگرند.
بدان كه هنگام رفت و آمد با دوستت، خوبيها و فضايلش را ببيني و آنچه بدي به نظرت ميآيد با رفتار نيكوي خودت آنها را در دوستت از بين ببر.
هرگاه خوبيهاي دوستت را هر چقدر كوچك باشد به خاطر بسپاري و از بديهاي او هر چقدر بزرگ باشد بگذري، نشان از جوانمردي توست.
آنچه در انتخاب دوست بايد رعايت كني رفتار، گفتار و خانواده اوست.
آيا ميدانستي هرگاه سعي كني از امور شخصي دوستت سر در بياوري بيدوست ميماني.
بسيار مناسب است عيوب دوستت را در خلوت به او بگويي و در جمع دوستانت او را بالا ببر و بديهايش را نگو.
بهتر است هميشه در برابر رفتارهاي خشونتآميز و خشم دوستانت صبر و حوصله داشته باشي و با فكر جواب كار آنها را بده.
هنر نه گفتن هنري است كه تو بايد در مقابل خواستههاي بيجاي دوستانت از خود نشان دهي.
هنگام قضاوت در بين دوستانت عادلانه رفتار كن در غير اين صورت جايي پيش دوستانت نداري.
بهتر است بدانيم «نه گفتن» از بيشتر انحرافها جلوگيري ميكند.
همنشيني با دوستان خردمند، نيروي عقل انسان را پرورش داده، استعدادهاي نهفته درونش را بيدار ميكند و زحمت پيمودن راههاي طي شده و آزمودن راههاي تجربه شده را از دوش او برميدارد و سبب پيشرفت و منشأ تحولاتي عظيم ميشود.
سلامت روح و روان و ياري رساندن در گرفتاريها از نشانههاي دوست خوب است.
دوست خوب ميتواند نردبان ترقي و تكيهگاهي براي روزهاي سختي زندگي باشد و دوست بد مايه گرفتاري، سرافكندگي در اين دنيا و از همه بدتر سقوط فرد در آخرت است.
دوست حقيقي كسي است كه به هنگام گرفتاري تو را فراموش نكند.
دوستان نيكو كساني هستند كه ظاهر و باطنشان يكي باشد، خوبي تو را خوبي خود و بدي تو را بدي خود بداند و هيچگاه خير و نيكي را از تو دريغ نكنند.
افراد ناپاك، نه قابل اعتمادند و نه شايسته رفاقت و دوستي. پس بايد از برقراري پيوند دوستي با آنان اجتناب كرد.
تو مانند گلي زيبا در باغ زندگي پدر و مادرت هستي. از اينكه اجازه نميدهند هر موجودي همنشين تو شود دلگير مشو.
نوجوان و ترك عادتهاي بد
رفتار ما محصول كارخانه معتبر و مشهوري است به نام فكر.
هر جور كه فكر كنيم، به همان شكل هم رفتار خواهيم داشت.
اگر فكرمان نادرست باشيد، طبيعي است كه كارهاي نادرستي هم از ما سر ميزند.
اگر فكر ما اين باشد كه «ترك عادت موجب مرض است» سالهاي زيادي را با آن به سر خواهيم برد و رشد اخلاقي ما متوقف خواهد شد.
ترك عادت كاري سخت و دشوار است ولي شدني است.
ترك عادت موجب مرض نيست، بلكه خيلي وقتها مقدمه سلامتي است.
همه خوبان ما را به ترك عادتهاي منفي تشويق كردهاند.
امام علي عليه السلام ميفرمايند: «با چيره شدن بر عادتهاست كه ميتوان به بالاترين مقامات رسيد».(1)
اگر ترك عادت ممكن نبود كه اين همه براي ترك آن تشويق نميشديم.
براي پيروزي بر عادتهاي نادرست، لازم است جدّي باشيد.
قدم اول تغيير، شناختن عادتهاي نامطلوب است.
با فهرست كردن عادتهاي بد، كار ما براي شكار آنها آغاز ميشود.
با شناسايي ريشههاي ايجاد كار نادرست، ميتوان تيشهاي ساخت و به آن حمله كرد.
همانطور كه عادتهاي نادرست به مرور زمان در ما ايجاد ميشوند، برطرف كردن آنها هم نياز به زمان دارد.
تغيير، نيازمند زمان است.
براي عبور از يك مرحله به مرحله بعد، بايد بتوانيم به اندازه كافي حوصله و تحمل داشته باشيم.
براي ترك عادت، لازم است حساب و كتاب داشته باشيم.
1) ميزان الحكمه، ج8، ص280.
لازم است بدانيم چقدر توانستيم حريف خودمان بشويم. كجا موفق شديم و چند بار شكست خورديم.
وقتي كار نامناسبي را حذف ميكنيد، به جاي آن رفتار خوبي بگذاريد.
فقط رفتار خوب است كه جانشين رفتار بد ميشود و خوبيها هستند كه بديها را از بين ميبرند. اين يك قانون قرآني است.(1)
ميتوانيم با جريمه كردن خود سمزدايي شويم و ريشه رفتار نامناسب را خشك كنيم.
نوجوان و شوخي و شادي
خوشحالي و احساس شادي، هديهاي است از سوي خداوند و مقدمهاي براي انجام موفق كارها.
انسانهاي شاد با روحيهاي بالا به نبرد با مشكلات رفته و ميتوانند مسائل زندگي خود را به خوبي مديريت كنند.
برخورداري از نشاط نه تنها منفي نيست، بلكه يك امتياز مثبت براي دارنده آن است.
براي رسيدن به هدف، بايد از راههاي استاندارد، ايمن و بدون مشكل استفاده كنيم.
در مديريت احساسات خودمان، لازم است راه صحيح تأمين هيجانات را شناسايي و از آنها استفاده كنيم.
برخي از لذتها، پيآمدهاي بدي را به دنبال خودش ميكشد.
زماني كه ميتوان با روشهاي صحيح و كمك گرفتن از فكر، نشاط بدون آسيب داشت، چرا كه نه؟
1) «إِنَّ الْحَسَنَـتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّـٔاتِ». (هود: 114)
زماني كه قرار است در موقعيت شادي، از خدا دور شويم و خط قرمزها را عبور كنيم، حتماً بعد از آن، سرزنشهاي دروني، ما را رها نخواهد كرد.
زيرپاگذاشتن قانون به بهانه شادي، شادي را از ما ميگيرد.
برخي از لذتهاي موقت، سرزنشهاي درازمدت را با خود به همراه دارند و يك فرد باهوش، مراقبت لازم را در اين باره انجام ميدهد.
به تفريح و خوشحالي سالم نياز داريم ولي بايد اندازهاي براي آن تعيين كنيم تا به كارهاي اصلي ما آسيب نزند.
كساني كه فقط دنبال خوشي و سرگرميهاي رنگارنگ مانند بازيهاي رايانهاي، رفيقبازي و مانند آن باشند، به زودي از خودشان گلايه ميكنند، زيرا نتوانستهاند به هدفهاي خود نزديك شوند.
يكي از بهترين فرمولهاي شادي زندگي كردن، كمك به ديگران براي شاد بودن است.
زماني كه ما تنها به خودمان فكر كنيم و ديگران را فراموش كنيم، شادي واقعي را تجربه نكردهايم.
زماني كه خنده ما با غم و يا اشك شخص ديگري رقم بخورد، باز نميتوانيم خودمان را فريب دهيم. در اين صورت ما شاد نيستيم و تنها نمايش آدمهاي شاد را بازي ميكنيم.
با هم خنديدن درست است و به هم خنديدن نادرست.
با قدري تحمل و تدبير ميتوانيم از زيادهخواهي خودمان جلوگيري كنيم تا نشاط بيشتر و دردسر كمتري را به دست آوريم.
هر قدر شادي و لذت ما از وجود خودمان بجوشد، مثل ارتباط با خدا كه سبب ميشود با تمام وجود احساس آرامش و اطمينان بكنيم، آنگاه عمق شادي هم بيشتر خواهد شد.
هر قدر به خدا نزديكتر شويم، احساس شادابي واقعي و بيشتري را به دست ميآوريم.
يادمان باشد: كه دنيا پر از هيجانات كاذب است كه ميتواند ما را مانند يك ماهي در قلاب خودش گير بيندازد.
يادمان باشد: حرفهايي كه ميزنيم، نماينده شخصيت ما هستند.
آدمهاي شاد و شوخ طبع، اعتماد به نفس خوبي دارند و معمولاً طرفداران زيادي دارند.
يكي از قوانين اصلي شوخي، ميانهروي در اين كار است.
بزرگان ميگويند: شوخي در ميان صحبتها، مانند نمك در ميان غذاست. همانطوري كه نبود نمك غذا را بيمزه ميكند، مصرف زياد آن هم باعث شوري ميشود و كسي از غذاي شور لذت نميبرد.
شوخي زياد، شخصيت جدي براي فرد باقي نميگذارد و در چشم همه او را فردي غيرموفق و بيهدف نمايش ميدهد، ولي شوخي سنجيده و به اندازه ميتواند محبوبيت فرد را افزايش دهد.
براي شوخي كردن نيازمند زمانشناسي مناسب هستيد.
هنگامي كه افراد و فضا مناسب شوخي نباشد، لازم است كنترل بيشتري روي خودمان داشته باشيم.
بعضيها به بهانه خنداندن ديگران حاضرند هر هزينهاي را بپردازند و به همه چيز اهانت كنند تا شايد موفق شوند چند نفر را خوشحال نمايند.
هدف شما نبايد باعث شود از هر شيوهاي استفاده كنيد.
شوخيهاي فيزيكي ممكن است در شرايطي مشكلآفرين باشد. ممكن است شما با اينگونه شوخيها به ديگران آسيب بزنيد و شرمنده آنها شويد.
ما حتي حق نداريم به اسم شوخي، دروغ بگوييم.
شوخي نبايد جوري باشد كه بوي بيادبي و قانونشكني از آن بلند شود.
روحيات دوستان شما با هم تفاوت دارد. شوخي خود را مناسب روحيه دوستتان تنظيم كنيد.
فرد بامزه و باهوش كسي است كه بتواند بدون عوارض و آسيبهاي اخلاقي و معنوي شاد باشد و ديگران را هم بخنداند.
نوجوان، ورزش و پرهيز از تنبلي
تحرك نهتنها جسم را به تكاپو واميدارد، بلكه ذهن و روحِ انسان را هم پرورش ميدهد.
ورزش و نرمش براي همه انسانها در هر سني لازم است بهخصوص ما نوجوانان كه در مرحله رشد هستيم و بدنمان در حال شكل گرفتن است.
يك انسان زماني ميتواند به شادي و شادابي واقعي دست يابد كه بدنش را از سُستي و كاهلي نجات دهد.
تنبلي آفت پيشرفت و موفقيت است. پس هر تلاش و رسيدن به موفقيتي بايد با شادابي همراه باشد.
سُستي و بيحالي زاييده تنبلي است و تنبلي بهانهاي براي درجا زدن و موفق نبودن.
ورزش كردن جسم را حركت ميدهد و مغز را فعالتر ميسازد، پس اگر ميخواهيم كه ذهنمان پريشان نشود هرگز فراموش نكنيم كه ورزش كنيم.
در دين اسلام به ورزش سفارش زياد شده است؛ چراكه هيچ فردي نميتواند بدون تحرك و شادابي به فردايي موفق بينديشد.
ورزش كردن يعني؛ داشتن جسم و بدن سالم. عقل سالم هم جايي نيست جز در بدن سالم.
فعاليت و نرمش، پرهيز از تنبلي را به دنبال دارد و پرهيز از تنبلي فرد را براي رسيدن به قلههاي ترقي و پيشرفت آماده ميكند.
اگر همه روزها و شبهايمان به بطالت و تنبلي بگذرد وقتي هوشيار ميشويم كه از زمان جا ماندهايم، پس با ورزش و كوشش براي رسيدن به موفقيت تلاش كنيم.
چقدر زيباست كه جسمي سالم داشته باشي و با ذهني سالمتر به آينده بينديشي. ورزش و نرمش اين دو مهم را به ارمغان خواهد داشت!
نشاط و روحيه شاداب، به داشتن ذهن خلاق كمك ميكند، پس ورزش كنيم تا همواره به انديشههايي جديد همراه باشيم.
دوري از تنبلي و پرهيز از پُرخوابي، آرامشي وصفناشدني به جسم و روح هديه ميكند. با رعايت ايدئالها زندگي را شاد و سرحال كنيم.
ورزش، مقدمهاي است براي ورود سلامتي به جسم و روح؛ زمينه را مهيا كنيم تا بدني سالم و روح و ذهني آرام داشته باشيم.
شادي، شادابي و طراوت لازمه وجود و شخصيت منِ نوجوان است؛ چراكه نوجواني شاهراه ورود به دنياي جواني است.
اگر قرار باشد روزها و ثانيههاي زيباي عمرمان را به تنبلي و سُستي سپري كنيم، هرگز نميتوانيم براي پيشرفت و ترقي آماده شويم.
تنبلي روح انسان را از رسيدن به تعالي و پيشرفت بازميدارد و تحرك و طراوت انسان را به انديشه براي رسيدن به بهترينها تشويق ميكند.
هر قدم كه برميدارم از تنبلي و سُستي ميكاهم و براي رسيدن به آرزوهايم تلاش ميكنم.
كاش هر چقدر كه نيرو دارم به كار گيرم تا هرگز اسير خوشخوابي نشوم؛ چراكه خوابيدن بيش از حد، لحظههاي زيباي نوجوانيام را غارت ميكند.
از هرچه كاهلي است ميگريزم و به تكاپو و تلاش ميگرايم تا با تمام وجودم باور كنم كه ميتوانم براي رسيدن به آرزوهايم اميدوار باشم.
نوجوان و نظم در خانه و جامعه
اگر بدانم كه هركدام از وسايل شخصيام را كجا ميگذارم، خواهم توانست در آينده فردي مفيد و منضبط باشم.
برقراري نظم در زندگي فردي؛ يعني؛ استفاده بهينه از زمان؛ و استفاده مفيد و بهينه از زمان؛ يعني؛ مفيد بودن براي خودم و جامعهاي كه در آن زندگي ميكنم.
ناظم يعني؛ برقراركننده نظم... و چقدر خوب است كه من ناظم خوبي در خانه باشم تا بتوانم در اجتماع نيز منظم بودن را به نمايش بگذارم.
همه چيز در جاي خودش قرار دارد. وقتي وارد اتاقم ميشوي ميتواني هرچه را كه اراده ميكني بيابي. من فرد منظمي هستم.
ميتوانم با برقراري نظم در اتاقم يا حتي در محيط خانه، براي تمام كارهايم برنامهريزي كنم؛ چراكه نظم را خوب آموختهام.
در خانه ما همه چيز منظم است و هرگز با آشفتگي و بيانضباطي روبهرو نميشوي؛ چراكه پدر و مادرم ناظمان خوبي هستند و ما را براي ورود به جامعه آماده كردهاند.
اگر براي برقراري نظم قدم برميدارم ميتوانم اميدوار باشم كه از فرصتهايم به خوبي استفاده كردهام؛ چراكه هيچ كدام از لحظههايم را براي پيدا كردن مثلاً كتاب يا جزوهاي هدر ندادهام.
خانه ما آرام و منظم است، اصلاً همين وجود نظم در آن است كه آرامش را در محيط آن حاكم كرده است.
نظم، ناظم، منظم، واژههايي همخانواده هستند كه با شنيدن آنها در وهله اول ياد مدرسه و حياط آن ميافتي كه خانم يا آقاي ناظم در آن راه ميرود در حاليكه همه چيز را زير نظر دارد.
دنياي من زيباست؛ چراكه تمام چيزهايي كه در آن وجود دارد از نظم خاصي سرچشمه ميگيرد و من دنيايم را با تمام زيباييهايش دوست دارم چون هرگز دچار سردرگمي نميشوم.
خداي بزرگ، جهان آفرينش را بر پايه زيباترين نظم آفريده است. نظمي كه در آن هيچ خدشهاي وارد نميشود و به راحتي ميتوان هر چيزي را تجزيه و تحليل كرد و به نتيجه رسيد.
خوب ميانديشم و با منظم چيدن تمام آنچه در ذهنم وجود دارد به نتيجه ميرسم؛ چراكه ذهن آشفته هرگز نميتواند خوب نتيجهگيري كند.
دنياي من نظمي خاص و مثالزدني دارد؛ چراكه از جهان اطرافم آموختهام كه انضباط و نظم لازمه زندگي موفق و حضوري موفق در جامعه است.
نوجوان و پذيرش مسئوليتهاي ساده در خانه
خانواده من ثروت دوست داشتني و الهي من هستند، پس چقدر زيباست كه در كنار مادر و پدرم در انجام كارهاي ساده خانه سهمي داشته باشم.
من ميتوانم با انجام كارهاي ساده در خانه حتي در حد يك ظرف شستن، خستگي را از دوش مادرم بردارم و گل لبخند را به صورت مهربانش هديه كنم.
من ميتوانم به عنوان يك نوجوان، خريد نان را بر عهده بگيرم، با نانِ تازه وارد خانه شوم و با بوي دلنشين آن بگويم كه چقدر نانآور بودن شيرين و دلچسب است.
پدرم... مرا ببين، قد كشيدهام و بزرگ شدهام و در كنارت ميايستم و با تو قدم برميدارم، ميتوانم با پذيرش مسئوليتهاي كوچك در خانه از كولهبارت كم كنم، ميتواني روي من حساب كني؟
من دختري نوجوانم كه در كنار تحصيل و مطالعه، فنون خانهداري را كم و بيش از مادر مهربانم آموختهام. پس ميتوانم با انجام كارهاي مختصري از كارهاي خانه كمك حالش باشم تا كمتر خستگي را احساس كند.
وقتي وارد اتاقم ميشوم احساس استقلال ميكنم، پس چه زيبا ميشود اگر خودم در نهايت سليقه به نظافت كردن و زينت بخشيدن اتاقم مشغول شوم تا زماني كه مادرم وارد آن ميشود، خوشحالياش را ببينم.
پدر و مادرم هر دو شاغلاند و از صبح زود كه از خواب بيدار ميشوند و تا زمان خواب يكسره براي رفاه و آسايش ما تلاش ميكنند. نميدانيد چقدر احساس مفيد بودن ميكنم زماني كه بخشي از كارهاي آنها را انجام ميدهم.
من ميتوانم لباسهايم را اتو بزنم، يا حتي گاهي كنار مادرم غذا بپزم، من ميخواهم از همين الان فردي مسئوليتپذير باشم تا در آينده از مسئوليتهايي كه خواه و ناخواه براي من است نهراسم.
وقتي دستمال گردگيري را برميدارم و غبار خانهمان را به كمك مادرم پاك ميكنم به آينه كه ميرسم انگار او هم ميخواهد بگويد كه ميتوانم در خانه كمك حال مادرم باشم و كارهاي كوچك پدرم را انجام دهم.
چقدر احساس خوبي است وقتي اراده ميكني كاري انجام دهي، برميخيزي و با تمام وجود قدم برميداري و بعد از ساعتي همه خانه برق
ميزند و تو همه جا را آينهاي شفاف ميبيني كه به تو گوشزد ميكنند؛ نوجواني فصل شيرين پذيرش مسئوليتهاست.
كاش ميتوانستم يك روز، فقط يك روز جاي پدر و مادرم كارهايشان را انجام ميدادم تا آنها استراحت كنند و باور كنند كه من هم ديگر بزرگ شدهام و ميتوانم از عهده كارهايم به خوبي برآيم.
من براي انجام كارها و مسئوليتهايم آمادهام و هرگز اجازه نميدهم كه دلهرهاي به من نزديك شود؛ چراكه آمادهام تا تواناييهايم را به نمايش بگذارم.
دنياي كوچك، پستي و بلنديهاي فراواني بر سر راه زندگي قرار ميدهد كه اگر اندكي ناتواني از خودت نشان دهي جا ميماني، پس از همين حالا مسئوليتپذير باش كه در برابر كوه مسئوليتهاي زندگي كم نياوري.
خانه، محل آرامش و آسايشِ خانواده من است.
من با همكاري كردن با پدر و مادرم احساس آسايش و آرامش را در كنار خانوادهام چند برابر ميكنم تا هميشه احساس خوشبختي در قلب ما خانه داشته باشد.
دنياي من دنياي آرزوهاست و رسيدن به اين آرزوها در داشتن اميد خلاصه ميشود و اميد با نشاط و طراوت به دست ميآيد. با پذيرش مسئوليت در خانه و خانواده شادمان ميشوم؛ چراكه نتيجه كارهايم بينظير است.
خدايا! به من توفيق بده تا با انجام كارهاي نيك و شايسته، پدر و مادرم را راضي و خوشحال نگه دارم و بتوانم با كمك به آنها بخشي از خستگي آنها را كم كنم.
پدر و مادر عزيزم! من قول ميدهم بتوانم با انجام كارهايي هرچند كوچك، فرزند خوبي برايتان باشم، پس مرا به پذيرش مسئوليتها تشويق كنيد.
نوجوان و ارتباطِ صميمي با خواهر و برادر
خواهرم! مهربانيات خورشيد را شرمنده ميكند و نگاه پرمهرت آينه تمامنماي همه گلهاي عاطفه دنياست، تو را چون جانِ شيرين دوست ميدارم و هميشه در كنارت خواهم بود.
چقدر خوشبختم كه خواهري مهربان چون تو دارم.
برادر خوبم! تو بهترين پشتوانه من در مسير پر فراز و نشيب زندگيام هستي، پس از خدا ميخواهم كه هميشه سالم و سلامت باشي و من از در كنار تو بودن احساس شادي و شادماني كنم.
برادرم! تو را چون جانِ شيرين دوست ميدارم، چراكه تمام حرفهايت لبريز از اميد و مهرباني است و تو يك دنيا آرامشي و برقراري ارتباط با تو، جاني دوباره و دوستداشتني است.
برادر مهربانم! تو را دوست دارم و در هر بار گفتوگوي با تو يك دنيا انرژي زيبا و دوستداشتني ميگيرم.
خواهر نازنينم! تو در قلب من جاي داري. مهر تو مهرِ شيرين مادري و مهرباني است، يادآوري مهرباني اوست، تو اگر باشي خيالم راحت است كه كسي هست تا حرفهايم را خوب بشنود.
برادرم! تو در تمام واژههايت دنياي دوستيِ زيبايي را به تصوير ميكشي كه ذهنِ من به خوبي و زيبايي آن را ميفهمد و در دفتر خاطراتش براي هميشه ثبت ميكند.
در خانوادهاي زندگي ميكنم كه برادر و خواهري مهربان از اعضاي آن هستند و من چقدر از اين بابت خوشحالم، چراكه صميميت در تمام خانه ما حضور دارد و مهرباني و لبخند مهمان هميشگي ماست.
در كنار پدر و مادرم، به حضور برادر و خواهرم دلگرم هستم، برادر و خواهري كه عاشقانه به هم مهر ميورزند و من نيز در كلاس مهرباني آنها هميشه حضور دارم.
برادرم! كنارم باش تا من درك كنم كه چقدر در كنار تو بودن حس زيبايي را به من منتقل ميكند.
خواهرم، گل زيباي باغ زندگي من! كنارم باش تا هميشه شيريني حضورت را در قلبم احساس كنم؛ چراكه من هميشه از تو عشق ورزيدن را آموختم.
برادر عزيزم! با تو كه حرف ميزنم و تو را كه نگاه ميكنم، خوشحال ميشوم، انگار يك دنيا شادي نصيب قلبم ميشود، پس يك دنيا مهر تقديم حضورت.
خواهر نازنينم! نازنينتر از نگاه و زيباتر از لبخندت هيچ جاي دنيا سراغ ندارم. من از تو صميميت و مهرباني را هديه گرفتهام.
برادرم و خواهرِ گلم! شما را صميمانه و صادقانه دوست دارم.
نوجوان و مديريت مالي
نيازهاي واقعي خود را شناسايي كنيد.
زيرك باشيد و نسبت به نيازهاي فريبنده خود مقاومت نشان دهيد.
خريد موبايل، هزينه شارژ سيمكارت، پيامكهاي بيهدف، خريدهايي كه فقط از سر تقليد انجام ميشود، ولخرجيهايي كه به نام رفيقبازي اتفاق ميافتد و خوراكيهايي كه هيچ خاصيت تغذيهاي ندارند را كنار بگذاريد.
ميزان احتمالي درآمد يكساله خود را مشخص كنيد. ميتوانيد براي اين كار، دفترچه يا فايلي تنظيم كنيد و همه پولهاي دريافتي را با تاريخ دريافت آن ثبت كنيد.
راههاي افزايش درآمد را بررسي كنيد.
براي افزايش درآمد خود راههايي را انتخاب كنيد كه علاوه بر درست و حلال بودن، به تحصيل و پيشرفت شما هم آسيبي نرساند.
به كار كردن، نگاه واقعبينانهاي داشته باشيد.
آيا ميدانيد بسياري از انسانهاي موفق از همان دوران تحصيل در نوجواني كار ميكردهاند؟
با خانواده خود نسبت به پول توجيبي دريافتي به توافق برسيد.
ميزان درآمد ماهانه خود را با نيازهاي موجود تنظيم كنيد.
براي كنترل و نظارت بيشتر روي هزينهها، به مدت يك ماه هر پولي كه خرج ميكنيد، يادداشت نماييد.
حتماً پسانداز داشته باشيد. حتي پولهاي خيلي كم وقتي پسانداز ميشوند، لذتبخش هستند.
راههاي صرفهجويي در هزينه را پيدا كنيد. مثلاً تنقلات كمتري استفاده كنيد يا با صرف زمان بيشتر، وسيله نقليه ارزانتري را براي رفتوآمد خود انتخاب نماييد.
براي پسانداز خود، برنامه داشته باشيد.
از قبل اهدافي را براي پولهاي اندوخته طراحي كنيد.
با پسانداز خود، چيزهايي بخريد كه هم مهارت تازهاي را به شما ميدهند و هم ميتوانند براي شما درآمد داشته باشند. مثل خريد دوربين عكاسي.
نوجوانان عزيز! وقت شما سرمايه جدي است. از اين سرمايه به خوبي استفاده كنيد.
به جاي اينكه ساعتها پاي رايانه بنشينيد و بازي كنيد، به فراگيري نرمافزارهاي خودآموزي مشغول شويد كه ميتوانند از شما يك نيروي متخصص بسازند مثل نرمافزارهاي طراحي، انيميشين سازي، خياطي و....
تمرين درست خرج كردن، همان تدبيري است كه يكي از نشانههاي تكامل شخصيتي ما معرفي شده است.
پول يك وسيله براي رسيدن به هدف است. شما ميتوانيد با همين پول دريافتي كارهاي خيريه هم داشته باشيد.
كمك كردن به دوستي كه از نظر مالي در وضع بسيار بدي است، شاد كردن والدين با يك هديه مناسب، خوشحال كردن بچههاي كوچك خانه، صدقه دادن هر چند خيلي كم، از پيشنهادهاي خرج كردن زيباي پول است.
يادتان باشيد زيادهروي نكنيد و اعتدال را در نظر داشته باشيد.
نوجوان و ميانهروي در خريد اقلام ضروري و پوشاك
هميشه سعي ميكنم بيشتر از نيازم خريد نكنم؛ چراكه هم اسراف است و هم جايم را بيجهت تنگ كردهام.
من براي خريد لباس و پوشاك برنامهاي خاص دارم يعني؛ هر فصل اگر لباس نداشته باشم به اندازه خريد ميكنم چون در حال رشد هستم و ممكن است لباسهايم براي سال آينده اندازه تنم نباشد.
اقلام ضروري را به اندازه تهيه ميكنم.
هرگز لباسهايم را با مد روز هماهنگ نميكنم؛ چراكه آنوقت بايد همه پول تو جيبي يا حقوق پدر و مادرم را براي تهيه لباسهاي مد روز خرج كنم.
ميانهروي در انجام هر كاري ضروري است؛ زيرا ياد گرفتهايم كه افراط و تفريط هرگز پسنديده نيست، حتي در زمان خريد اقلام ضروري و پوشاك همه سعي من اين است خوب و اندازه خريد كنم.
حالا كه بزرگتر شدهام هرگاه براي خريد به بازار ميروم اگر بتوانم براي دوستي هم كه توان خريد ندارد هديهاي كوچك ميخرم.
هميشه وقتي براي خريد ليست تهيه ميكنم مراقبم از هر چيزي كه لازم دارم يكي تهيه كنم و تا آنجا كه ميشود از آن استفاده كنم، بعد سراغ خريد جديد و وسيله جديد بروم.
ميانهرويهاي من هميشه به دل خودم هم مينشيند؛ چون آن موقع حس ميكنم كه فرزند خوب خانوادهام هستم و خدا هم از من راضي است.
تهيه اقلام ضروري براي انجام كارها لازم است، اما زماني تهيه آنها شيرين به نظر ميرسد كه به قدر نياز باشد نه بيشتر.
پوشاك و اقلام ضروري من زماني تهيه ميشود كه واقعاً به آنها نياز داشته باشم، هرگز به اين فكر نميكنم كه الان چيزي تهيه كنم شايد زماني به آن نياز داشته باشم.
من آموختهام كه به داشتههايم قانع باشم و آنقدر مصرف كنم كه واقعاً به آن نياز داشته باشم تا بتوانم هميشه براي خريد كردن آماده باشم.
لباسهايم كه تنگ ميشود ميبخشم به دوستاني كه اندازهشان است و نميتوانند لباس نو تهيه كنند، آن وقت زمان خريد هم بخشي از پولم را براي خريد آنها اختصاص ميدهم.
اميدوارم كه هميشه بتوانم دستورات دين خدا را انجام دهم و در خريد اسراف نكنم.
ميانهروي را همه ميپسندند در هر كاري كه باشد فرقي نميكند، هميشه كارهايمان را متعادل انجام ميدهيم كه هرگز پشيمان نشويم.
پوشاك من به اندازهاي تهيه ميشود كه نياز زمانِ حالم را برآورده كند نه اينكه براي آينده انبار شود.
تهيه و خريد لباس برايم خيلي شيرين است؛ چراكه خدا دوستم داشته و توان خريد را در من قرار داده است، پس انشاءالله بتوانم از نعمتهاي الهي به خوبي استفاده كنم و در برابر خدا سربلند باشم.
دنيا به من آموخته كه با انجام كارهاي شايسته قدر خودم و زماني را كه در اختيار دارم بدانم تا هميشه اين لطف خدا شامل حالم شود و بتوانم باز هم براي بهتر بودن و بهتر پوشيدن آماده شوم.
اسراف در هر كاري ناپسند است، پس از كارهاي ناپسند دوري ميكنم تا هميشه محبوب باشم و رضايت پدر و مادر و خدا را جلب كنم.
نوجوان و عذرخواهي در صورت اشتباه
اشتباه، كوچك باشد يا بزرگ، فرقي نميكند، مهم اين است كه بداني هر اشتباهي قابل جبران است و ميشود با يك معذرتخواهي جبران اشتباهات را آسانتر كند.
معذرتخواهي باعث عميق شدن دوستيها ميشود.
معذرتخواهي باعث رشد شخصيت ما ميشود.
معذرتخواهي باعث پر رنگ شدن مهرباني ميشود.
من با معذرتخواهي نشان ميدهم كودك نيستم.
من با عذرخواهي ثابت ميكنم كه ميشود روي شيطان را به خاك ماليد.
من با معذرتخواهي نشان ميدهم كه ميتوان گذشت.
معذرتخواهي باعث كمال روح ميشود.
معذرتخواهي يعني؛ شجاعت داشتن.
معذرتخواهي يعني؛ عبور از پُلِ قهر.
معذرتخواهي كردن از اشتباه يعني؛ روح قدرتمند داشتن.
من آموختهام هنگام اشتباه عذرخواهي كردن باعث زيبايي اخلاقم ميشود.
هميشه حواسم هست اگر جايي ندانسته و ناخواسته كار اشتباهي انجام دادم حتماً عذرخواهي كنم؛ چراكه اين عمل نهتنها مرا خوار و كوچك نميكند بلكه شخصيت مرا نيز ارتقا ميبخشد.
عذرخواهي در صورت اشتباه، ضروري و واجب است؛ چراكه ارزش و اهميت فرد را بالا ميبرد.
من قبل از اينكه كسي متوجه اشتباهم شود پيشقدم شده و عذرخواهي ميكنم.
اشتباهم قابل جبران خواهد بود، زماني كه آنها را بپذيرم و عذرخواهي كنم.
گاهي با يك «ببخشيد» كوچك ميتوانيم رابطه دوستي را محكمتر و صميميت بين خودمان و والدينمان را بيشتر كنيم.
معذرتخواهي سخت نيست بلكه دشوارتر آن است كه جرئت نكني اشتباهت را بپذيري.
عذرخواهي آسانتر از آن است كه خودت را پنهان كني و خجالت بكشي زيرا در اين صورت جبران اشتباهت سختتر خواهد شد.
سعي ميكنم كارهايم را درست انجام دهم، اما اگر زماني اشتباهي كردم حتماً با دقت و احترام پيش ميروم و عذرخواهي ميكنم.
هرگز از اينكه عذرخواهي كنم خجالت نميكشم چراكه اين كار اعتماد به نفس مرا بالا ميبرد و كمك ميكند تا با اميدواري و تلاش بيشتري براي جبران بكوشم.
مسائل متفرقه نوجواني
يكي از ويژگيهاي نوجواني، نگاه دوباره به مسائل است.
شما با ورود به اين دنياي تازه و تحويل گرفتن امكانات جديدي چون هوش بالا و توان فكري بيشتر نسب به دورههاي قبلي، آمادگي دريافت مطالب دشوارتر را همراه با استدلال و منطق پيدا كردهايد.
در دورههاي قبل، از نظر روانشناختي مايل به پيروي بيچون و چرا از ديگران بوديد، ولي اكنون اين تمايل تغيير كرده و ميخواهيد خودتان به دلايل همه مطالب پي ببريد.
لازم است ريشه ترديدهاي خود را شناسايي كنيد.
گاهي درباره محتواي فكري خود دچار شك ميشويد. در اين صورت لازم است از راه گفتوگو با افراد آگاه، جواب خود را پيدا كنيد و از شكلگيري يك عقده علمي و گره فكري جلوگيري نماييد.
بخشي از ترديدها مربوط به وضعيت خود شماست كه در روانشناسي به آن «بحران هويت» گفته ميشود.
بدانيد با افزودن تجربههاي جديد و نيز مطالعه و تفكر و نيز بهرهمندي از مشاوران متخصص، ميتوانيد نسبت به خودتان به نگاهي تازه دست پيدا كنيد.
به چرايي زندگي و مسير آيندهاي كه بايد سپري كنيد پي ببريد و براي خود اهداف جدي و رسيدني را طراحي كنيد.
ارتباط با خداوند، متصل شدن به سرچشمه خوبيهاست.
دوست من! بهشت را در بخشندگي و جوانمردي جستوجو كن.
اگر به دنبال رستگاري و سعادت آخرت هستي آن را در قوي كردن ايمانت جستوجو كن.
ميداني سنگيني ترازوي اعمال در آخرت با مهرباني كردن به ديگران ممكن ميشود؟
دوست داري با سرعت وارد شوي؟ پس بايد تمام كارهايت خالصانه براي رضايت خدا باشد.
بهتر نيست براي اينكه شيريني
كردن خدا را با تمام وجود حس كنيم گناه كردن را ترك كنيم.
ميداني تشنگي و گرسنگي روزه باعث نرمي قلب ميشود و انسان را مهربانتر ميكند؟
بهترين راه براي پاك و درخشان كردن
، تفكر كردن و گريه كردن است.
دوست من! اگر به دنبال زيبايي و نوراني شدن هستي
شب راه رسيدن به آن است.
اگر دوستي
ي تعالي را ميخواهي، پس آن را در دشمني و بيزاري با افراد بد جستوجو كن.
ميداني سروري و بزرگي در خيرخواهي و مهرباني با بندگان
به دست ميآيد؟
نوجوان عزيز! كسي كه به خدا نزديكتر است، آرامش بيشتري دارد.
آن كسي ميتواند كارهاي ارزشمند انجام دهد كه شكيباتر و صبورتر باشد.
اگر ميخواهي بلند و قدرتمند شوي هيچگاه از يادگيري دانش غافل نشو.
اگر ميخواهي با ايمان شوي پس پرهيزكار باش و گناه كردن را ترك كن.
بهتر نيست براي رسيدن به آرامش گناه كردن را ترك كنيم؟
دوست من براي رسيدن به برتري و بزرگي فروتن باش تا دوستانت زياد و دشمنانت كم شود.
دوست داري در بين دوستانت عزيز و ارجمند شوي؟ پس در بين آنها به راستي و درستي رفتار كن.
هيچ همدمي بهتر از قرآن نميتواند ما را از ناخوشيها به آرامش برساند و قلب ما را آرام كند.
با قناعت كردن و دوري از اسراف خود را توانگر كنيم.
به نظر تو كدام همراه به جز قرآن ميتواند ما را در تمام مراحل زندگي راهنمايي كند؟
خوشا به حال كسي كه در بين مردم به رازداري شهرت دارد و ديگران با خيال راحت با او درد دل ميكنند.
هيچ كس به خشنودي
ي تعالي نميرسد مگر با نيكي كردن به پدر و مادر.
انسانهاي خوش اخلاق نظر همه را به خود جلب ميكنند و ديگران در آرزوي دوستي با آنها هستند.
اجراي دستورات خداوند در زندگي، به نفع خدا نيست بلكه به نفع خود ماست.
يادتان باشد كه در مسير معنويت اعتدال و سرعت مطمئنه را رعايت كنيد تا خطري متوجه شما نباشد.
لازم است سپر دفاعي فكري خودتان را تقويت كنيد تا در مقابل تجهيزات شبههافكن شيطان هميشه آماده دفاع باشد.
ارتباطات اجتماعي بخش گريزناپذيري از زندگي شما را تشكيل ميدهد.
به دست آوردن مهارتهاي ارتباط مؤثر از طريق مطالعه يا مشاوره، امري ضروري است.
با داشتن اطلاعات كافي، توان رويارويي با موقعيتهاي اضطرابآور در شما چند برابر ميشود.
بخشي از اضطراب موجود در شما به مرور زمان و در اثر تكرار تجارب و نيز رشد شخصيتي شما برطرف خواهد شد.
اعتماد به نفس در شما با انجام موفق يك كار به دست ميآيد.
كمرويي ريشه در مسائل تربيتي و نحوه آموزش والدين هم دارد.
كساني كه در محيط زندگي خود با امر و نهي زياد و نيز سرزنش افراطي والدين روبهرو ميشوند، معمولاً برداشت مناسبي از خود ندارند و خود را فردي ضعيف و ناتوان در ارتباط با ديگران ميپندارند.
در توانمندي ارتباطي، خودتان را با ديگران مقايسه نكنيد اما تلاش كنيد كمبودها را شناسايي كرده و در برطرف كردن آن به مرور زمان جديت نشان دهيد.
اوقات فراغت خود را با صرف مطالعه، تحقيق، ابتكار و ورزش مديريت كنيد.
دوره نوجواني حساسترين و بااهميتترين دوران زندگي انسان است.
نوجوان عزيز! براي آيندهات از همين امروز برنامهريزي كن و از افراد موفق يا از نوجوانان موفق درس بياموز!
آيا ميداني يكي از بهترين راههاي شناخت خدا تفكر در نشانههاي اوست؟
يادمان باشد: طبيعت بهترين آموزگار است.
از تماشاي طبيعت و دقت در آفرينش موجودات به خداي مهربان نزديكتر شويم.
يادمان باشد: زحمات والدينمان را با رعايت ادب و احترام پاس بداريم.
يكي از راههاي قدرداني از خدا، تشكر كردن از پدر و مادر است. آنان را دوست بداريم.
نوجوان عزيز! براي حل مسائل و معماهاي زندگي خوب است با افرادي مشورت كنيم كه در اين زمينهها تجربه كافي دارند.
سرگرميهاي كاذب فقط وقت ما را مثل موريانه ميجويند. مراقب هدر رفتن فرصتهاي نوجوانيمان باشيم!
هر قدر هم راهي را اشتباه رفتهاي بازگرد.
خوشبختي در استفاده از زمان به بهترين نحو است.
يادمان باشد: تا خودمان را باور نكنيم در كاري موفق نخواهيم شد.
يادمان باشد: اولين مانع بر سر پيشرفتمان نااميدي است.
يادمان باشد: خودخواهي ما را از رسيدن به قله معرفت دور ميكند.
يادمان باشد: در انتخاب دوست جديد بسيار حساس باشيم.
فراموش نكنيم هر كسي شايستگي دوستي با ما را ندارد.
فراموش نكنيم بهترين وسيله براي پيروزي اميدواري است.
فراموش نكنيم هر صعودي از يك نقطه شروع ميشود. اين نقطه را از همين امروز شروع كنيم.
براي اينكه رفتار ما درست باشد بايد درست بينديشيم.
فراموش نكنيم تنها گنجي كه جستوجو كردنش به رنجش ميارزد هدف است.
فراموش نكنيم افراد موفق با هدفهاي مشخص مسير زندگي خود را طي ميكنند.
فراموش نكنيم هر روز به خودمانم قول بدهيم كه اشتباهات ديروز را تكرار نكنيم.
من آموختهام تنها با كسي مشورت كنم كه عاقل، متعهد، باايمان، باتجربه و كارشناس باشد.
من آموختهام با كسي مشورت كنم كه مطمئنم رازدار است.
من آموختهام در زندگي شكست را هرگز نپذيريم.
من آموختهام با رعايت قوانين، نوجواني شايسته در كشورم باشم.
من آموختهام شادماني را با تجربه بزرگان به خوشبختي تبديل كنيم.
بخش سوم: بيشتر بدانيم
زير فصل ها
كوتاه و خواندني
كوتاه و خواندني
آيا ميدانيد: بهترين نوشيدني كه در قرآن ذكر شده (شير) ميباشد.
آيا ميدانيد: بهترين خوردني كه در قرآن ذكر شده (عسل) ميباشد.
آيا ميدانيد: بزرگترين عدد در سوره صافات آيه ۱۴۷ آمده كه صد هزار ميباشد.
آيا ميدانيد: بزرگترين سوره قرآن داراي ۲۵۵۰۰ حرف ميباشد.
آيا ميدانيد: سوره اخلاص به نسبنامه خداوند معروف است.
آيا ميدانيد: سوره حمد دوبار بر پيامبر نازل شده است يكبار در مكه و يكبار در مدينه.
آيا ميدانيد: سوره عاديات منسوب به حضرت علي عليه السلام است.
آيا ميدانيد: آيهاي كه سر بريده امام حسين عليه السلام در شام تلاوت نمود آيه نه سوره كهف ميباشد.
آيا ميدانيد: در آيه شش سوره مائده مراحل وضو گرفتن بيان شده است.
آيا ميدانيد: حضرت سليمان نخستين شخصي بود كه «بسم الله الرحمن الرحيم» را نوشت.
آيا ميدانيد: حضرت ادريس عليه السلام اولين شخصي بود كه لباس دوخت و خط نوشت.
آيا ميدانيد: پرندهاي كه در دربار حضرت سليمان عليه السلام خدمت ميكرد (هدهد) نام داشت.
آيا ميدانيد: صحيفه سجاديه به خواهر قرآن معروف است.
آيا ميدانيد: رودكي، ناصرخسرو و حافظ شاعراني بودند كه در نوجواني حافظ كل قرآن بودند.
آيا ميدانيد: سلمان فارسي اولين شخصي بود كه سوره حمد را به زبان فارسي ترجمه كرد.
آيا ميدانيد: قرآن داراي ۱۱۴ سوره است.
آيا ميدانيد: قرآن داراي سي جزء است.
آيا ميدانيد: قرآن داراي ۱۲۰ حزب است.
آيا ميدانيد: قرآن داراي ۶,۲۳۶ آيه (نشانه) است.
آيا ميدانيد: قرآن در ۲۳ سال بر پيامبر نازل شد.
هر روز هر چند كم ولي منظم، كتابهاي ديني سودمند را مطالعه كنيد.
بهتر است با كارشناس ديني در ارتباط باشيد يا با عضويت در گروههاي مطالعاتي، اين كار را به شكل حرفهاي دنبال كنيد.
پرسشهاي ديني خود را بيپاسخ نگذاريد.
دوستان اهل ايمان داشته باشيد. اين دوستان انگيزه زيادي براي رشد معنوي در شما ايجاد ميكنند.
به تجربههاي خود در زمينه حس و حال معنوي و تجربههاي ديني بيفزاييد.
با حضور منظم در نماز جماعت محله، لذت نماز جماعت را بيابيد.
با خودتان قرار بگذاريد كه نمازتان را براي مدتي اول وقت بخوانيد.
قرآن را وارد زندگي خود كنيد.
سعي كنيد با افزايش آگاهي نسبت به قرآن و انس با اين كتاب، خود را با لذتهاي تازهاي روبهرو كنيد.
شركت در برنامههاي مذهبي، فرصت تازهاي را براي انديشيدن فراهم ميكند.
يادتان باشد كه پس از بلوغ، مسئوليت دينداري و افزايش ايمان، با خود شماست.
خداوند از ما خواسته كه با پرسش و جستوجو، دين خودمان را آگاهانه بپذيريم و از آن مراقبت كنيم.
آيا ميدانيد بيخوابي سريعتر از بيغذايي موجب مرگ آدمي ميشود.
آيا ميدانيد هر فرد به طور متوسط يك سوم عمر خود را در خواب مي گذراند.
آيا ميدانيد خنده موجب تقويت سيستم ايمني بدن ميشود.
آيا ميدانيد نور ميتواند دور كره زمين (خط استوا) را 5/7 بار در يك ثانيه طي كند.
آيا ميدانيد كودكاني كه بيشتر از گياهان و سبزيجات و مواد خام غذايي ميخورند از ديگران باهوشترند.
آيا ميدانيد مغز خيلي بيش از آنچه كه به نظر ميرسد، توانايي دارد.
آيا ميدانيد خواب راحت، نشانه سلامت است.
آيا ميدانيد عمر پيدايش زمين پنج ميليارد سال است.
آيا ميدانيد مغز ما هنگام بيداري از خواب مثل كامپيوتر، بالا ميآيد و براي انجام كارهاي سنگين آماده ميگردد.
كتابنامه
٭ قرآن كريم
استعلامي، محمد، سيره معصومان عليهم السلام ، تحقيق و نگارش عباس قاسميان، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1378.
اشتهاردي، محمدمهدي، سيره چهارده معصوم عليهم السلام ، قم، نشر مطهر، 1378، چاپ سوم.
تاكور، آبهيشك تاكور، سيماي دانش آموز برتر، ترجمه: مژگان محمديان، تهران، نشر نخستين، 1389.
حراني، ابن شعبه، تحف العقول، ترجمه: علي اكبر غفاري، قم، اسلاميه، 1378.
عرفان، حسن، پدر و مادر در فرهنگ اسلامي، تهران، نشر حر، چاپ اول، 1378.
علامه جفعري، محمدتقي، نهج البلاغه، قم، نشر فرهنگ اسلامي، 1378.
غزالي، ابوحامد، مشكاة الانوار، ترجمه: سيد ناصر طباطبايي، تهران، نشر مولا، 1389.
كريميان، منصور، زندگي نامه امام محمدباقر عليه السلام ، تهران، اشرفي، چاپ اول،
مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، قم نشر فقه، 1376.
محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، ترجمه: حميدرضا شيخي، قم، دارالحديث، 1386.
نراقي، ملا احمد، جامع السعادات، نشر علمي، 1333 ه .ق.