ghaemiyeh.com
سرشناسه: زارعي، عيسي، ۱۳۵۶ -
عنوان و نام پديدآور: رسانه ملي و فرهنگ كتابخواني/ عيسي زارعي.
مشخصات نشر: قم: مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، ۱۳۹۲.
مشخصات ظاهري: ۱۹۲ ص.
شابك:5-279-514-964-978
وضعيت فهرست نويسي: فيپا
يادداشت: كتابنامه.
موضوع: كتاب و مواد خواندني -- ايران
موضوع: رسانههاي گروهي -- ايران -- جنبههاي اجتماعي
شناسه افزوده: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. مركز پژوهشهاي اسلامي
رده بندي كنگره: 1392 2 ز9الف/1003/5Z
رده بندي ديويي: ۰۲۸/۹۰۹۵۵
شماره كتابشناسي ملي: ۳۱۳۱۷۲۵
ديباچه
نقش محوري مطالعه و كتابخواني و ارزش ذاتي فرهنگ مكتوب و تاثير انس و الفت جامعه با كتاب و لوازم مربوط به آن در پيشرفت و توسعه جامعه بر كسي پوشيده نيست. به راستي با ترويج و گسترش كتاب و كتابخواني است كه ميتوان علاوه بر دستيابي به دستاوردهاي نوين بشري در زمينه دانش و فرهنگ و پيشينه انـديشههـا، عقـايـد و تجليـات فكـــري و خـلاق بزرگان فكر و انديشه، به سفارشات و توصيههاي ديني و اسلامي كه در آن كتاب و كتابخواني جايگاهي بس ارجمند و متعالي دارد، عمل نمود. اين است كه آراسته شدن به فضـايـل اخـلاقي، مقابله با خـرافات و انحرافات فكــري و جلوگيري از خـودبـاختگي در بـــرابـــر بيگانگان در سطح جامعه در گرو افزايش آگاهي و دانش يكايك افراد جامعه است كه اين مهم نيز ارتباط تنگاتنگي با درك ارزش و جايگاه كتاب و اهتمام به مطالعه آن دارد. در اساسنامه يونسكو آمده است: «از آنجا كه جنگ در ذهن انسانها زاده ميشود، دفاع از صلح نيز بايد ملكه ذهن انسانها شود».(1)كتاب به علت نقش مهمي كه در ايجاد محيط فكري مناسب براي دوستي و تفاهم ايفا ميكند، يكي از
1) آلوارو گارثون، سياست ملي كتاب: راهنماي توسعه كتاب و كتابخواني، ترجمه: محمد جعفر پوينده، ص 93.
مهمترين وسايل دفاع از صلح و تفاهم بينالمللي است. همچنين مقام معظم رهبري، درباره نقش برجسته و سازنده كتاب در پويشهاي تكامل آفرين فردي و اجتماعي ميفرمايند: «در اهميت عنصر كتاب براي تكامل جامعه انساني، همين بس كه تمامي اديان آسماني و رجال بزرگ تاريخ بشريت، از طريق كتاب جاودانه ماندهاند و روابط فرهنگي جامعه بشري نيز از پويش كتاب و مبادلات فرهنگي تقويت شدهاند».(1)
از طرف ديگر رسانههاي گروهي به خصوص رسانه ملي كه فرهنگسازي و گسترش آگاهي و رشد جامعه از رسالتهاي آن محسوب مي گردد، وظايف خطيري در ترويج كتاب و فرهنگ مطالعه بر عهده دارند. با توجه به اهميت اين موضوع، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما با هدف استفاده برنامهسازان رسانه، مجموعه حاضر را كه به وسيله محقق ارجمند عيسي زارعي تدوين يافته و در بخشهاي مختلف به مبحث كتاب و كتابخواني و جايگاه آن در رسانه ملي پرداخته است، تقديم مينمايد. اميد است مورد توجه علاقمندان و به ويژه مديران و برنامهسازان رسانه ملي قرار گيرد.
1) علي خامنهاي، كتاب و كتابخواني در آيينه رهنمودهاي مقام معظم رهبري، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، 1377، ص 12.
( خوشبخت كسي است كه به يكي از اين دو چيز دسترسي يابد: كتابهاي خوب يا دوستاني كه اهل كتاب باشند.(1)
ويكتور هوگو
پيشگفتار
در تعريف مطالعه گفتهاند: مطالعه يعني بررسي. بررسي هر چيزي كه نياز به شناختن، دانستن و فهميدن داشته باشد. از طرفي منشاء شناخت و دانشاندوزي نيز پرسشگري است و ويژگي مهم انسان در طول تاريخ پيدايش او همين پرسشگري بوده است و تمدن، حاصل پاسخ دادن به اين پرسشهاي كنجكاوانه انسانهاست.(2)در عصر حاضر ذكر اين نكته كه تا چه حد كتاب و كتابخواني موجب رشد ديني و اخلاقي، فرهنگي و اجتماعي و عقلاني آدمي است ضرورتي ندارد، زيرا اغلب بر اين نكته واقفند كه كتابهاي مفيد و سودمند يكي از بهترين ابزار رساندن پيام و انتقال فرهنگ و تمدن بشري از نسلي به نسل ديگر است و گسترش فرهنگ مكتوب و ترويج كتاب و كتابخواني يكي از اساسيترين و مناسبترين اقدامها در جهت توسعه، رشد و تعميق فرهنگ خودي و مقابله با تهاجم فرهنگي بيگانه است. بدين لحاظ امروزه يكي از معيارهاي سنجش رشد فرهنگي ملتها، ميزان رغبت هر ملت به مطالعه است. چرا كه توسعه فرهنگي، اقصادي، اجتماعي و سياسي هر جامعهاي، ميزان انس و الفت افراد آن جامعه با ابزارها
و اهرمهاي فرهنگي را نشان ميدهد. در واقع رشد آگاهيهاي همهجانبه افراد، پيش نياز توسعه فراگير جامعه به شمار ميآيد و اهرم اصلي افزايش آگاهي، گسترش «فرهنگ مطالعه و كتابخواني» است.
از سوي ديگر در فرهنگ و تمدن اسلامي، كتاب همواره جايگاه ويژهاي داشته و عنايت خاصي به آن شده است. اسلام، تنها ديني است كه معجزهاش كتاب و نخستين پيام آن، امر به خواندن است و دانشاندوزي و كتابخواني در اسلام، از جايگاه ارزشمند و بالايي برخوردار است. روايتهاي گوناگوني از پيامبر خدا و ائمه معصومين عليهمالسلام، موجود است كه پيروان دين مبين اسلام را به دانشورزي و كتابخواني توصيه و سفارش فرمودهاند. پيشوايان ديني، همچنين مسلمانان را به حفظ و نگهداري كتابها توصيه فرموده و از اين رهگذر، اهميت فرهنگ مكتوب را به مردم يادآور شدهاند. از طرفي بررسي وضعيت تاريخي، اجتماعي و فرهنگي كشورمان نشان ميدهد كه كتاب از دير زمان حافظ و احياكننده تفكر و انديشههاي متعالي سرزمين اسلامي ما و منبع عظيمي جهت سيراب نمودن عطش طالبان علم و انديشه و حقيقت بوده است. اما رواج و گسترش روحيه كتابخـواني و مطالعه در ميـان ملت عــزيــزمـــا كه خــود يكي از مشعلداران فــــرهنگ، كتـــاب، معرفت و تمــدن در طول تـــاريخ است، در حال حاضر خيلي كمتــــر از آن چيــــزي است كه از چنيـــن ملتي انتظار ميرود. اين در حالي است كه پس از پيـــروزي انقلاب اسلامي و به ويژه در سالهــاي اخيـــر در عرصه ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخـواني گامهاي بزرگي برداشته شده است، اما به نظر ميرسد تا رسيدن به نقطه مطلوب فاصله زيادي وجود دارد. شكي نيست كه برطرف ساختن اين نقيصه، همت و برنامهريزي مسؤولان فرهنگي و حمايت و پشتيباني يكايك افراد جامعه را ميطلبد. چرا كه
گسترش كتاب و كتابخواني منوط به اجراي برنامهها و ارايه راهكارهاي فرهنگي و نحوه مديريت صحيح اين برنامههاست، به عبارت ديگر زماني ميتوانيم فرهنگ مطالعه در جامعه رو به رشد كنوني را نهادينه كنيم كه بسترهاي فرهنگي و اجتماعي آن را آماده نماييم.
برخي تصور ميكنند كه عادت به مطالعه امري ذاتي و وراثتي است كه تنها بعضي از افراد به دليل داشتن شرايطي ويژه و استثنايي به آن روي ميآورند. در حالي كه پژوهشهاي اخير در زمينه تعليم و تربيت ثابت كرده است كه عادت به مطالعه يك امر اكتسابي است، يعني همانطور كه افراد به ويژه كودكان و نوجونان، خواندن و نوشتن را ياد ميگيرند، ميتوانند روشها و فنون مطالعه را هم بياموزند و به نوعي به خواندن عادت كنند. عادتي كه در درازمدت مي تواند شكوفايي و بالندگي جامعه را به دنبال داشته باشد. به طور كلي دستيابي به مقاصد ارزشمند و متعالي از قبيل پيشگيري از نابهنجاريهاي اخلاقي، جلوگيري از پوچگرايي و اباحهگري جوانان، درمــان بسيـــاري از معضلات و مشكلات رواني، بالابردن اعتماد و عزت نفس و غرور ملي آحاد جامعه، دستيابي به قلههاي رفيع علم و دانش و پيشرفت، اصلاح وضعيت فرهنگي خانوادهها، تقويت روحيه و فرهنگ ديني، پرورش ذهن خلاق و مبتكر دانشپژوهان، جبران عقبماندگيها و رسيدن به خودباوري، پيشگيري از رواج فرهنگ بيگانه، بهرهوري و تقويت فرهنگ بومي، پاسداشت آرمانها و ارزشهاي ملي و اسلامي و... همگي در گرو اين است كه كتاب و كالاهاي فرهنگي در سبد روزانه مردم قرار گيرد و مطالعه و كتابخواني در ميان آحاد جامعه نهادينه گردد و همگاني شود.
از طرف ديگر وسايل ارتباط جمعي و به ويژه راديو و تلويزيون، در اين روزگار به جزئي جداييناپذير از زندگي افراد بدل شده است. به سختي
ميتوان تصور نمود كه رسانههاي ديداري شنيداري كه با ترويج فرهنگ بصري، خود در ايجاد شكاف و فاصله بين افراد و فرهنگ مكتوب در مظان اتهام قرار دارند، هر كدام به نحوي بتوانند در توسعه و ترويج كتاب و كتابخواني نقشي فعال ايفا كنند. اما نتايج پژوهشها نشان ميدهد كه اين صنايع نوين داراي كاركردهاي متناقضي هستند، يعني هم به توسعه كتابخواني و هم محدود ساختن آن ميتوانند كمك كنند. در واقع در جوامع امروزي اين ابزارها براي عدهاي در خدمت گسترش كتابخواني و براي عدهاي ديگر به صورت مانعي بر سر راه كتاب و كتابخواني عمل ميكنند. چرا كه نوع و ميزان استفاده از رسانه و نوع برنامهسازي در آن است كه مثبت يا منفي بودن تاثيرات و كاركردهاي آن را مشخص ميكند. لذا در شرايط جديد شبكههاي راديو تلويزيوني در سراسر جهان، اغلب با رويكردهاي فرهنگي سعي در تشويق مخاطبان خويش به كتاب و كتابخواني دارند.
پژوهش حاضر تلاش نموده است ضمن بررسي مفاهيم كتابخواني و انواع و روشهاي مطالعه و خواندن، جايگاه كتاب و كتابخواني در فرهنگ اسلامي را با نگاهي اجمالي بررسي نمايد. پس از آن، تبيين اين كالاي ارزشمند از نگاه بزرگان و عالمان كه در طول عمر خويش همواره با كتاب و كتابخواني سر بر بالين گذاشتهاند، مد نظر بوده و سپس جايگاه ترويج فرهنگ كتابخواني در ميان كودكان و نوجوانان بحث و بررسي شده است. وضعيت مطالعه در ايران و راهكارهاي رسانهاي ترويج كتاب و كتابخواني دو بخش پاياني كتاب هستند كه در آن وضعيت فعلي و چشماندازهاي آينده كتابخواني در كشور، تاثيرات و كاركردهاي رسانههاي تصويري، چگونگي ترويج فرهنگ مطالعه از طريق رسانه و فعاليتها و اقدامات رسانه ملي در خصوص ترويج كتاب و كتابخواني تبيين شده و همچنين در پايان توصيهها و
پيشنهاداتي در جهت بهينهسازي اقدامات صورت گرفته، ارائه شده است. شايان ذكر است كه متن كامل مصوبه «سند نهضت مطالعه مفيد» كه يكي از اسناد بالادستي نظام در جهت ترويج فرهنگ مطالعه در سطح كشور بوده و نيز مصوبات برخي از شوراهاي كتاب كه در معاونتهاي مختلف سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران با محوريت كتاب و كتابخواني تشكيل يافته و اغلب موارد مثمر ثمر بوده است، جهت اطلاع خوانندگان پيوست كتاب شده است. اميد است اين پژوهش كه مطمئناً خالي از نقص و ايراد نيست، مورد استفاده پژوهشگران و برنامهسازان رسانه ملي قرار گيرد.
فصل اول:مفاهيم كتاب و كتابخواني
( در شگفتم از كسي كه در غذاي جسمي خويش ميانديشد، اما درباره غذاي روحي خود تفكر نميكند.(1)
امام حسن مجتبي عليه السلام
كتاب، يكي از ابزارهاي كمال، تفكر، رشد و تعالي انساني است. از ديرزمان اهميت مطالعه نزد اهل علم و ادب شناخته شده است و درباره آن سخنها گفتهاند. كتاب، حتّي در روزگار پيشرفتهاي چشمگير بشر در عرصههاي دانش، تمدن و فرهنگ، نه تنها اهميت خود را از دست نداده، بلكه جنبههاي گستردهتر، تازهتر و جلوههايي پايدارتر يافته است. بيگمان، كساني كه در وادي پيشرفتهاي گوناگون، گامهاي بلندي برداشتهاند، هرگز با كتاب و كتابخواني بيگانه نبودهاند، بلكه مطالعه را عنصري اصلي و ضروري دانستهاند.
كتابخواني و مطالعه، سير درانديشههاي ديگران و گشودن پنجرهاي به دنياي ناشناختههاست. مطالعه، پنجرهاي به سويانديشهها، تجربهها، آموختهها واندوختهها است. مطالعه روشمند، مطالعه كتابهاي مناسب و شناخت آفات و بازدارندههاي مطالعه ميتواند دغدغه ذهني خانواده، اولياي مدرسه و صاحبنظران باشد. بر اين اساس، امروزه انتخاب و بهكارگيري روشهاي مناسب مطالعه، بحثي جدي است.(2)
«كتاب»، در زندگي اجتماعي كاركردهاي گوناگوني دارد؛ از جمله اين كاركردها، نقش آن در گذران اوقات فراغت و افزايش سطح فرهيختگي و مهارتهاي اجتماعي است. مطالعه كتابهاي تاريخي، ادبي و ديني چنين نقشي دارد. اين نوع كتابها به رشد كلي سطح فرهيختگي جامعه، تداوم تاريخي، فراگيري مهارتهاي اجتماعي، پاسخ به دغدغههاي وجودي و تداوم سنت كمك ميكنند. از طرف ديگر، بر اساس منشور كتاب كه در سال 1971 در بروكسل به تصويب «كميته حمايت از سال بينالمللي كتاب» رسيده و در سال 1972 چاپ شده، «مطالعه» يكي از حقوق مسلّم هر فرد به شمار آمده و «كتاب»، رسانهاي لازم براي آموزش معرفي شده است. بنابراين، پيشبرد برنامههاي گسترش كتابخواني در سطوح گوناگون اعم از محلي، منطقهاي يا ملي به ياري اقدامات مداوم يا مقطعي با پشتيباني از نيروهاي مختلف از جمله سياستهايي است كه كشورها بايد آن را پيگيري كنند.(1)
كتاب چيست؟
كتاب، ميراثي ماندگار، پديدهاي باشكوه و باارزش و عنصري رشددهنده و روشنگر در عرصه زندگاني بشر است. نقش برجسته، والا، حساس و سازنده كتاب در پويشهاي تكاملآفرين فردي و اجتماعي، ناشي از گستردگي روح، ارزش، بينش و ابهت و اهميت فرهنگ مكتوب بوده است. پيام مقام معظم رهبري نيز ناظر بر همين آموزههاست:
«حقيقت آن است كه كتاب يكي از ارزشمندترين فرآوردههاي بشري و گنجينه بزرگترين ثروتهاي بشر، يعني دانش و تحقيق است. دين و دنياي بشر و جسم و جان انسان، به بركت كتاب تأمين و تغذيه ميشود و فرآيند كمال بشري بهوسيله كتاب تحقق مييابد. كتاب، مادر تمدنها و نيز عصاره آنهاست و بشر با پديد آوردن كتاب، درسهاي
1) سياست ملي كتاب: راهنماي توسعه كتاب و كتابخواني، ترجمه: محمدجعفر پوينده، ص 85.
بيشماري را كه در كتاب تكوين بدو آموخته شده، گرد ميآورد و در محيط بشري منتشر ميسازد و بدينگونه روز به روز گنجينه ثروت بشري، غناي بيشتر مييابد».(1)
اين است كه «كتاب» در روزگار ما به شكل ضرورتي فرهنگي و اجتماعي، ظهور و بروز كرده است و بيهيچ ترديد، عمدهترين و اثرگذارترين كالاي فرهنگي است. اگر ارزش واقعي اين كالاي فرهنگي در جامعه بهدرستي شناخته نشود و با توجه به كموكيف آن به هر حال كاهش يابد، آن جامعه آسيب ميبيند و در هيچ زمينهاي قادر به انجام جزئيترين حركت مثبت و كارساز و رو به رشد نخواهد بود. حتي در انتقال ميراثهاي ارزشمند فرهنگي خود، از نسلي به نسل ديگر براي حفظ هويت ملي و پيشگيري از خطر استحاله شدن در فرهنگهاي بيگانه نيز توفيقي هر چند كوچك نخواهد داشت.(2)
كتاب، كالاي فرهنگي
پيشرفتهاي بشر، بيش از هر ابزار ديگري، وامدار نشرانديشههاي دانشمندان است. نقش كتاب و كتابخانه، در آگاهيبخشي به مردم و رشد فكري و فرهنگي آنان، بر هيچكس پوشيده نيست.(3)تأثير عميق كتاب در گسترش فرهنگ جامعه و سرعت بخشيدن به پيشرفت روزافزون آن، انكارناپذير است و نميتوان توسعه و رشد همهجانبه جامعه را بدون در نظر گرفتن مطالعه و كتاب بررسي كرد. از اين جهت، كتاب و كتابخواني، از مقولههاي مهم فرهنگي است كه ترويج آن در جامعه ضروري است. پيرايش فرهنگ از جنبههاي زيانآور و آرايش آن با پاكي و خلوص و گسترش آن در همه
سطوح و براي همه قشرهاي جامعه، به تلاش و همبستگي همگاني نيازمند است كه كتاب ميتواند در اين عرصه و ميدان، بهخوبي به كار گرفته شود و كارآيي خود را به نيكي ظاهر كنند.(1)
به همين دليل، شمارگان و تعداد عنوان كتابهاي منتشر شده، از شاخصهاي توسعه فرهنگي بهشمار ميآيد. توسعه پايدار به عنوان توسعهاي بلندمدت است كه سياست بهرهگيري بهينه از منابع موجود براي تضمين توسعه مطلوب نسلهاي آينده را توصيه ميكند كه بيگمان، بستر مناسب اين رشد و توسعه، كتابخواني است. مطالعه تازهترين پيامها و مقالههاي موجود در نشريهها، روزنامهها و كتابها، در به روز ماندن توان فكري و عملي اعضاي جامعه نقشي مهم ايفا ميكند و براي تحقق توسعه پايدار در مقام رهيافتي دورانديشانه، ضروري است. گسترش مطالعه و كتابخواني به توسعه منابع انساني و افزايش قابليتهاي اعضاي جامعه ميانجامد و درنتيجه، كارآيي افراد جامعه و بهرهوري بالاي فعاليتها را ارتقا ميدهد.(2)
بديهي است قدرت واقعي كتابها در نفوذ و بازسازي و تغييرانديشههاست. كتابها و آثار فاخر علمي و ادبي،انديشههاي متعالي را در اختيار ما ميگذارند و بينش و چشماندازهاي جديدي را فراروي ما قرار ميدهند. كتابها، درباره جهان آفرينش، رمز موفقيتها، دلايل ناكاميها، اسرار و پيچيدگيهاي جهان وانديشه انساني اطلاعات فراواني را به ما ميآموزانند و به بسياري از مردم در يافتن مسير درست زندگي ياري ميرسانند. كتابها از پوسته و سطح ظاهري خود بسيار فراتر ميروند و ما را با واقعيتها مرتبط ميسازند. همچنين از اين نكته نبايد غافل ماند كه قدرت كتابها به هماناندازه نيز از نظر منفي، ويرانگر
است. ايجاد كينه و نفرت در اجتماعات قومي، زباني، ديني و فرهنگي، ارائه آموزههاي ناصواب اخلاقي، تهييج و تحريك نادرست غرايز و شهوات (خشونت، وقيحنگاري جنسي) و گسترش لذتطلبي مفرط و خودگرايي و خودپرستي، جلوههايي از قدرت اثرگذار منفي كتاب است.(1)بنابراين، به هماناندازه كه ميتوانيم از كتاب بهره گيريم، ممكن است در معرض آفتها و خطرهاي نوشتههاي بيمار و مسموم و انحرافي قرار گيريم. چراكه راه دادن كتابهاي ناسالم به مدرسهها و خانهها، در واقع مسموميت فكري و اخلاقي نسل ما را به دست خودمان فراهم ميآورد.
آينده كتاب
كتاب در عصر رسانههاي الكترونيك و دنياي ارتباطات ماهوارهاي نيز، مهمترين و جديترين رسانه است. با وجود گسترش شبكههاي ماهوارهاي و اينترنتي كه دسترسي انسان را به اطلاعات آسان كرده، هنوز كتاب در همه مقاطع و زواياي زندگي نقش اساسي دارد و ثمره تلاش انسان و عامل تكامل جامعه بهشمار ميآيد. به نظر ميرسد كتاب همچنان برتري خود را به عنوان پيك ارزشهاي فرهنگي در جامعه و عاملي در راه توسعه ملي و غناي زندگي، حفظ خواهد كرد.(2)سخنان مقام معظم رهبري در ديدار با مسئولان كتابخانهها و كتابداران نيز مؤيد اين مطلب است:
هرچه ما پيش برويم، احتياج ما به كتاب بيشتر خواهد شد. اينكه كسي تصور كند با پديد آمدن وسايل ارتباط جمعي جديد و نوظهور، كتاب منزوي خواهد شد، خطاست. كتاب روزبهروز در جامعه بشري اهميت
بيشتري پيدا ميكند. ابزارهاي نوظهور، مهمترين هنرشان اين است كه مضمون كتابها، محتواي كتابها و خود كتابها را راحت و آسان منتقل كنند. جاي كتاب را هيچ چيزي نميگيرد.(1)
از سوي ديگر، نشر كتاب در محيط وب، بهطور فزايندهاي در حال مطرح شدن به مثابه يكي از راهكارهاي پويا و كارآمدِ گسترش اطلاعات است. نشر الكترونيكي و دگرگوني در شكل منابع خواندني كه تسهيلاتي مانند پيوندها، قابليت جستوجو، دسترسي آسان و روزآمدي از مزاياي آن به شمار ميروند، تحول تازهاي است كه نه فقط بر مطالعه و خواندن، تأثير عميق بر جاي نهاده، بلكه ابزارها، احساسات و الگوهاي مطالعه را دگرگون كرده است.(2)ازاينرو، در تبيين سياستهاي ترويج فرهنگ مطالعه، تغيير و تحولات پيشگفته و نيز يافتههاي روانشناسي نوين يادگيري بايد مورد توجه قرار گيرد. بنابراين، ظهور رسانههاي الكترونيكي شايد در نگاه اول، تهديدي براي رسانههاي چاپي باشد، اما با نگرش درست و در پيش گرفتن راهبرد مناسب، ميتوان از اين تهديد، فرصتي مناسب ساخت؛ زيرا فن آوري اطلاعات اين امكان را فراهم ميآورد كه بسياري از نارساييهاي فرهنگ مكتوب را مرتفع و اطلاعات را با روشهاي نو عرضه نمائيم.
ويژگيهاي كتاب خوب
نخستين ويژگي كتاب خوب، عنوان زيبا و گوياست؛ زيرا نام جذاب كه تا حدي نشاندهنده محتوا باشد، خوانندگان بسياري را جذب ميكند. رضايتمندي خواننده از ديگر ويژگيهاي كتاب مفيد است. در واقع، خواننده از خواندن كتابي خوب لذت ببرد و از اين كه وقتش را براي خواندن كتاب
صرف كرده است، احساس پشيماني نكند. مسئله ديگر اين است كه كتابي ميتواند موفق باشد كه افزون بر سرگرم كردن خواننده و مخاطب خود، پيام آموزشي داشته باشد. كتاب خوب نبايد خستهكننده باشد و به حاشيهها بپردازد. كتاب خوب بايد آنقدر ويژگي داشته باشد كه خواننده، مطالعه آن را به ديگران پيشنهاد بدهد. از همه مهمتر اينكه كتاب مناسب و مطلوب، با ارزشهاي ديني و اسلامي و هنجارهاي ملي سازگار است. براي نمونه، كتاب سالم و مفيد نبايد به اختلافهاي قومي و مذهبي دامن بزند و باورهاي درست و اصولي مردم را تضعيف كند. همچنين نبايد از نظر دور داشت كه مواردي جزئي، اما بااهميت مانند طرح جلد كتاب، صفحهآرايي و صحافي، بايد در انتخاب كتاب مناسب در نظر گرفته شود. بديهي است توليد كتاب سالم و مناسب با چنين ويژگيهايي، نه تنها خوانندگان نخبه، بلكه خوانندگان عام را هم جذب خواهد كرد. پس از شناخت كتاب خوب، به مفهوم مطالعه، روشهاي مطالعه و فوايد آن ميپردازيم.
مطالعه چيست؟
مطالعه، فرآيندي پيچيده است كه در آن خواننده پيامي را كه با زبان تصويري ـ نوشتاري بهوسيله نويسنده، رمزگذاري شده است، در درجات گوناگون، بازسازي ميكند. در واقع، مطالعه چيزي جز ارتباط صورت شنيداري با صورت ديداري مرتبط با آن نيست.(1)فرهنگ فارسي معين، مفاهيم و معاني «به دقت نگريستن به چيزي براي وقوف به آن»، «خواندن كتاب يا نوشتهاي و فهميدن آن»، «نگرش در چيزي براي وقوف به آن» و «قرائت نوشتهاي براي درك آن» را براي مطالعه برشمرده است.(2)بنابراين، مطالعه، نگريستن و
دقت نظر در چيزي براي فهميدن و آگاهي يافتن از آن است. ازاينرو، همواره مطالعه با نگرش، دقت، فهم و آگاهي همراه خواهد بود.(1)در تعريف ديگر، مطالعه، بررسي عميق و همهجانبه مقولهاي عنوان شده است، به گونهاي كه بخشي از حواس آدمي يا همه آن در اين امر مشاركت داشته باشد. به عبارت ديگر، مطالعه روندي دانسته شده است كه از بهكارگيري ذهن و براي دريافت اطلاعات، توجه دقيق و تجربه و تحقيق درباره هر موضوع، رويداد و پديده، صورت ميگيرد و شامل خوب ديدن، خوب شنيدن و لمس كردن و چشيدن، تجربه كردن، پرسش كردن و در جستوجوي پاسخها بودن ميشود.(2)در بسياري از منابع، «مطالعه» و «خواندن»(3)به يك معنا به كار رفته است، درحاليكه برخي محققان و نويسندگان، ميان اين دو تفاوت قائل شدهاند. بخشي از تفاوتهاي صوري و مفهومي مطالعه و خواندن چنين ذكر شده است:
ـ خواندن با مشاهده، و مطالعه با تمركز همراه است؛
ـ معمولاً مطالعه به پژوهشها، پروژهها و علاقهمنديهاي آكادميك مربوط ميشود و خواندن، مرور متن به قصد لذت بدون به خاطر سپردن (به حافظه سپردن) است؛
ـ خواندن به معناي مشاهده و ديدن است، درحاليكه مطالعه يعني تمركز بر مطالب؛
ـ مطالعه، خواندن با دقت به قصد به خاطر آوردن است؛
ـ هدف از خواندن ممكن است فقط سرگرمي و لذت بردن باشد؛
ـ در مطالعه، درگير شدن با متن، بيشتر است.(1)
اهداف مطالعه و خواندن
هرگاه متني خوانده ميشود، خواننده برحسب هدف خود از روشها و راهبردهاي گوناگون بهره ميبرد. در هنگام خواندن، گاه فرد به دريافت اطلاعاتي كلي از متن بسنده ميكند، و گاه با دقت متن را تجزيه و تحليل ميكند و يادداشت برميدارد، يا زماني به شكلگيري انديشهاي تازه در ذهن خويش ميانديشد. در ادامه به برخي از اهدافي كه خواننده ممكن است در مواجهه با متن پي بگيرد، اشاره ميشود:
هنگام مطالعه آنچه در محدوده هنر ميگنجد، خواندن به قصد لذت، غلبه دارد. هنر را بيان زيبا و تعاليانديشه، عواطف و احساسات تعريف كردهاند. در خواندن شعر، داستان، نمايشنامه، طنز، فيلمنامه و چنين مواردي، لذت حضور فعالي دارد؛ چون زندگي بدون لذت، لطفي ندارد و بيروح است.(2)
انسان براي تداوم موفقيتآميز زندگي روزانهاش به مجموعهاي از مهارتها نياز دارد. هرچه جامعهاي، پيچيدهتر شود، بر مجموعه مهارتهاي لازم براي گذراندن زندگي روزانه نيز افزوده خواهد شد. در گذشتهاي نه چندان دور، مهارتهاي خواندن، نوشتن و حساب كردن، مهارتهاي اوليه زندگي
بهشمار آمده است، اما امروزه بسياري از مهارتهاي ديگر ضروري است. ازاينرو، افراد براي افزايش مهارتها و در نهايت زندگي راحتتر، به مطالعه مستمر و افزايش دانستههاي خود نياز دارند.
امروزه براي هرگونه فعاليت و اقدامي، گزينشهاي متفاوتي وجود دارد و انسان امروزي ناچار است از ميان گزينههاي متفاوت، فعاليتهاي مناسب، مطلوب و كمخطري را برگزيند. خواندن به قصد تصميمگيري بهتر، هدف همه فعاليتهاي آموزشي كشورهايي است كه نيروي انساني را مهمترين سرمايه ميدانند.(1)
شناخت خود و دنيا با كششي پرتوان، انسان را به سوي مطالعه ميكشاند. آدمي ميخواهد جهان هستي و رازورمز آن را با سير مطالعاتي منظم و هدايتشده كشف كند. يكي از استوارترين انگيزههاي مطالعه و كتابخواني همين است كه سرانجام، به رشد و تعالي افراد ميانجامد. با اين حال، قرار دادن افراد اهل مطالعه در گروهي يگانه و يكسان، در همه عمر، آسان نيست. فردي كه روزي انگيزه او در خواندن، لذت بردن است، ممكن است روزي ديگر نياز به شناخت و آگاهي، وي را به مطالعه و خواندن وادارد. (2)
بدين ترتيب، مطالعه بايد جستوجويي براي هدفي مشخص و كوششي براي افزايش آگاهي، و هدف نهايي از آن، كمالجويي و تعالي انساني باشد. ازاينرو، مطالعه ثمربخش به دو عامل بستگي دارد: يكي علاقه به مطلب
خواندني و ديگري، كاربرد ماهرانه فنون مطالعه. علاقه به مطلبي خواندني سبب ميشود فرد، بيشتر مطالعه كند. كاربرد فنون و مهارتهاي خواندن، مطالعه را آسانتر، سريعتر و لذتبخشتر ميكند؛ در نتيجه، علاقه خواننده به مطالعه افزايش مييابد و سبب ميشود در زمان كمتري، مطالب بيشتري بخواند. در نتيجه، حس خوبي به دست ميآورد.(1)ازاينرو، اهداف كلي مطالعه را اينچنين ميتوان برشمرد:
آموختن، افزودن دانستنيها و دستيابي به حقايق و معارف؛
نقد انديشههاي ديگران؛
تقويت افكار و تجديد نظر تعاليبخش در انديشههاي خود؛
عمل به يافتهها و معلومات سودمند و رشدآور؛
انتقال حقايق و معارف به حقيقتگرايان و معرفتجويان؛
خرسندي خدا و خدمت به خلق خدا.(2)
البته مطالعه مقاصدي جزيي مانند آزمون، سرگرمي، رفع نيازهاي شغلي، برطرف كردن خستگي و شركت در همايش نيز دارد. از طرفي، گاه انگيزههاي انحرافي و مذموم ممكن است زمينهساز مطالعه و دانشاندوزي باشد. فخرفروشي، جلب توجه ديگران و مقاصد ماديگرايانه از جمله اهداف مطالعه است كه در آموزههاي اسلامي از آن نهي شده است. در حديثي از امام علي عليه السلام آمده است:
از علم هر آنچه برايتان پيش ميآيد، فرا گيريد و زنهار كه آن را براي چهار كار بياموزيد: براي فخرفروشي بر علما، ستيزه كردن با جاهلان يا خودنمايي در مجالس يا جلب توجه مردم به خود و رياست كردن بر آنها.(3)
روشهاي مطالعه و خواندن
چنانكه ميدانيم، روشهاي درست مطالعه اثر بسياري در استمرار مطالعه دارد. از سوي ديگر شيوههاي نادرست مطالعه، در بيشتر موارد، يكي از موانع گسترش فرهنگ كتابخواني در جامعه دانسته شده است. ازاينرو، افراد بايد روشهاي متنوع مطالعه را فرابگيرند و با توجه به مزايا و معايب هريك از آنها، از شيوهاي صحيح و علمي در فرهنگ مطالعاتي خود پيروي كنند. ازاينرو، مهمترين روشهاي مطالعه عبارتند از:
روش خواندن اجمالي
مبتني بر نمونهگيري سريع از نكات اساسي و صرفنظر كردن از جزئيات است. در اين روش، در جستوجوي نكات كليدي درباره مواد و ساختمان مطلب، و نظر و سبك مؤلف باشيد. همچنين براي افزايش علاقه خود به مطالب پرسشهايي درباره مطالب خواندني مطرح كنيد.(1)
روش تندخواني
هدف از تند خواندن و مطالعه سريع متن، كسب آشنايي كلي با مطالب كتاب از راه بازبيني مطالب با سرعت فوقالعاده زياد است. سرعت تقريبي خواندن در اين روش، 1500 تا 2000 واژه در دقيقه است. اين روش مستلزم حركت منظم و همراه با ريتم چشم روي صفحات است؛ درحاليكه روش خواندن اجمالي، مبتني بر روش انتخابي و نمونهگيري از مطالب و عبارتهاي اساسي و كليدي است. روش تند خواندن، امكان مرور مطالب را به شكل بسيار سريع، ميسر ميكند. نتيجه كار، آگاهي بسيار گسترده، ولي نه چندان دقيق از محتواي كتاب يا مطلب خواندني است و خواننده فقط تصويري كلي از مطلب به دست خواهد آورد.(2)
روش عبارتخواني
در عبارتخواني هدف، افزايش سرعت مطالعه، از طريق خواندن عبارات و جملات به جاي خواندن كلمات است. عبارتخواني مستلزم استفاده بيشتر از قدرت ديد است. خواننده ميتواند در هر توقف چشم، به جاي مرور تكتك كلمات، شش تا هفت كلمه را با هم از نظر بگذراند. خوانندهاي كه كلمهخواني ميكند، مجبور است با پهلوي هم قرار دادن كلمات به معاني برسد؛ درحاليكه خواننده عبارتخوان به جاي كلمات، معاني را ميخواند. چشم خوانندگاني كه كلمه به كلمه ميخوانند، روي تمام كلمات توقف ميكند، اما خواننده عبارتخوان با ديدن تعدادي كلمه به جاي يك كلمه، در هر بار توقف چشم، وقت كمتري صرف ميكند. در نتيجه، سرعت خواندنش بيشتر ميشود.(1)
روش دقيقخواني
هدف از دقيقخواني، درك كامل مطالب خواندهشده و نگهداري آنها به شكلي منظم و منطقي در حافظه است، به گونهاي كه يادآوري آنها براي استفادههاي بعد ميسر باشد. فنون اساسي در اين روش، عبارت از سازمان دادن، حاشيهنويسي، علامتگذاري و خلاصه كردن است. در سازمان دادن، خواننده در پي يافتن سازمان فكري مؤلف است و از رابطه مطالب آگاه ميشود. با حاشيهنويسي و نشانهگذاري صفحات، خواننده بهتر ميتواند به ساختمان مطالب پي ببرد. خواننده در خلاصهنويسي، خواننده مطالب را مرور و درك خود را از آنها، روشنتر و بهتر ميسازد.(2)
خواندن تجسسي
هدف از خواندن تجسسي، افزايش دامنه تمركز حواس و درك عميقتر معاني است. در اين روش، خواننده به طرح سؤالاتي پيش از مطالعه، هنگام مطالعه و پس از آن ميپردازد و از راه تحريك حس كنجكاوي، درك محتوا براي رسيدن به پاسخ پرسشها را جستوجو ميكند. طرح پرسش پيش از آغاز مطالعه و در ضمن آن، قدرت پيشبيني و علاقه خواننده را افزايش ميدهد. طرح سؤال پس از مطالعه نيز به شما كمك ميكند ميزان درك خود را از مطالب ارزشيابي كنيد و نظر انتقاديتان را وسعت دهيد.(1)
خواندن انتقادي
هدف از خواندن انتقادي، دستيابي به داوري مستدل و درگيري عميقتر با مطالب از طريق تجزيه و تحليل است. منظور ازاينروش، قضاوت كردن درباره درستي، اعتبار يا ارزش مطالب خواندني بر اساس ملاكها و استانداردهاي درست است. خواندن انتقادي، كليد فهم درست مطالب و درگيري ذهني با مطالب است و براي تشخيص و ارزشگذاري نوشتههاي خلاق ضرورت دارد. استفاده ازاينروش مستلزم فهم كلمات؛ يعني معناي دقيق مطالب و داشتن تفكر انتقادي براي تجزيه و تحليل افكار و عقايد نهفته در متن است.(2)
اين نكته را نيز بايد يادآور شد كه در روانشناسي يادگيري جديد، اينگونه استدلال ميشود كه عامل مهم در سرعت مطالعه، پردازش اطلاعات در ذهن خواننده است؛ يعني هرچه ذهن آدمي اطلاعات دريافتي را سريعتر پردازش كند، سرعت درك و مطالعه، بيشتر خواهد شد.(3)
بنابراين، در كنار آموزش الگوهاي حركت چشم، طول مدت مكث چشم روي كلمات و ميدان ادراك، روشها و فنون پردازش اطلاعات نيز آموزش داده ميشود.
فوايد مطالعه و كتابخواني
از راه مطالعه، تبادل افكار و تجربهها صورت ميپذيرد و آگاهي انسان افزايش مييابد. مطالعه ميتواند در زندگي فرد، اين آثار را داشته و همچنين نشاندهنده انگيزههاي گوناگون اجتماعي و شخصي افراد براي مطالعه باشد:
مطالعه موجب افزايش آگاهي فرد از مسائل موجود و به دست آوردن مهارت وي براي حلّ آنها ميشود؛
مطالعه سبب اعتماد به نفس، افزايش اعتبار و جايگاه فرد و رهايي او از احساس حقارت و خودكمبيني ميشود؛
مطالعه قدرت انديشيدن، بهويژه تفكر انتقادي و روحيه كاوشگري را افزايش ميدهد؛
مطالعه سبب شناخت عميق از جهان هستي و تكامل وجودي انسان ميشود؛
مطالعه انسان را به مرحله خودشناسي ميرساند كه كليد خداشناسي است؛
مطالعه موجب آشنايي با شاهكارهاي ادبي ميشود كه حاصل انديشه نويسندگان بزرگ است. تأثير اينانديشههاي والا، رشد و تعالي انسان و افزايش بينش و آگاهي اوست؛
مطالعه آگاهانه و هدايتشده، در شناخت دقيق و تحكيم عقايد و نظر فرد و كسب شيوه فكر و ديدگاههاي جديد و آمادگي او براي شركت در مباحثات و مجادلات نظري اثرگذار است؛
مطالعه مطالب سرگرمكننده و جالب، موجب كاهش اضطرابها و تسكين و آرامش روحي ميشود؛
مطالعه دعاها، متون مقدس و كتابهاي آسماني موجب كسب لذات معنوي ميشود؛
مطالعه، توانايي تمركز و نيز قدرت استدلال را افزايش ميدهد و حافظه را تقويت ميكند.(1)
كتابخانه، نهادي اثرگذار
وقتي كتاب، حاصلانديشه و تجربه اهلانديشه و معرفت باشد، كتابخانه نيز كانون همايش صاحبنظران و جايگاه پرطراوت و شاداب دانشمندان و صاحبان معارف خواهد بود. همانگونه كه در باغ و بوستان، خاطر انسان نشاط مييابد، سير در بوستان كتاب نيز مشام جان را شاداب و معطر ميسازد. بيمناسبت نيست كه در روايات ما، از كتاب با عنوان «بوستان دانشمندان» ياد شده و همدم و سخنگويي شايسته بهشمار آمده است. كسي كه قدم در كتابخانه ميگذارد، به گلگشت دلانگيز و مجمع دانشمندان و دانايان قدم نهاده است. طبيعي است در چنين محيطي، انسان احساس نشاط ميكند و روحش بالنده ميشود.
كتاب، يكي از راههاي رسيدن به دانايي و توانايي است كه به آدمي در فهم و درك درست، مدد ميرساند. كليد گذر از محدوديتها و جهالتها و ورود به دنيايي گسترده و ژرف، بهرهوري از كتاب است. كتابخانهها را ميتوان نهادهايي ديرينه و اثرگذار دانست كه در فرآيندهاي آموزشي و پژوهشي، ايجاد شده و در توسعه عادت به مطالعه، پايدارسازي
1) غفور اماني و فريده آذرنويد، كتابخانههاي مدارس و نقش آنها در ايجاد عادت به مطالعه در دانشآموزان، ص 25.
همبستگيهاي اجتماعي، حفظ ارزشها، احياي تفكر ديني، ايجاد اعتماد به نفس و استقلال فردي و اجتماعي، و حتي در فرآيندهاي اقتصادي، نقش مهم و اثرگذاري دارند. كتابخانهها، حافظان ميراثهاي فرهنگي و مالكيتهاي فكري، مكانهايي امن براي غنيسازي اوقات فراغت و ابزاري براي ايجاد تعادل و گسترش عدالت بهشمار ميروند،(1)در اين ميان، نقش كتابخانههاي عمومي از نظر دسترسي عمومي و پذيرش عضو از همه اقشار جامعه، از انواع كتابخانههاي ديگر مهمتر است. براساس بيانيه يونسكو در سال 1972، كتابخانه عمومي نهادي است كه بايد امكان خودآموزي و آموزش مداوم را براي همگان فراهم آورد. دستنامه كتابخانههاي عمومي، اهداف آن را چنين برميشمارد: «ايجاد فرهنگ، آموزش، اطلاعات، سرگرمي، فرصتهاي تحقيقاتي و ايجاد ارتباط بين مردم و سازمانها و نهادهاي جامعه».
در حقيقت، هدف كتابخانههاي عمومي، توسعه فرهنگي ـ اجتماعي در سطح ملي است. ازاينرو، امروزه وجود كتابخانههاي عمومي از ضروريات است.(2)كتابخانهها از هر نوع كه باشد، عمومي، آموزشگاهي ـ دانشگاهي و ملي، در خدمت اهداف اجتماعي، سرگرمي، آموزش و اطلاعرساني مردم عمل ميكنند، اما كتابخانههاي عمومي، در گسترش دانش و ارتقاي ميزان آگاهيهاي عمومي جامعه نقش بسزايي دارند. به تعبيري، عزم اين نهاد، كمك به بالندگي و شكوفايي استعدادهاي فردي،
در مسير توليدانديشه، علم و غناي فرهنگ جامعه است. كتابخانهها، نهادهايي هستند كه با در اختيار داشتن بخش قابل توجهي از دانش، زمينه بهرهگيري مناسب ازاندوختههاي بشري را فراهم ميآورند و با تأمين فرصتهاي لازم، امكان آموختن هميشگي را براي اعضاي جامعه فراهم ميسازند و بر پيشرفت حيات اجتماعي ميافزايند. با اين اوصاف، وظيفه همگان اين است كه با استقبال از اين مكان ارزشمند، بر شكوفايي استعدادهاي نهفته ميهن اسلاميمان بيفزايند.(1)
جايگاه بيبديل كتابداران
كتابداري دانشي است كه به مطالعه و بررسي شيوههاي گوناگون توليد دانش، گردآوري منابع اطلاعاتي، سازماندهي، بازيابي و گسترش اين منابع و محملهاي اطلاعاتي ميپردازد و ميكوشد در وقت خواننده يا كاربر صرفهجويي كند. ازاينرو، كتابدار فقط كسي نيست كه جاي كتابها را در كتابخانه بداند و مراجعان را تنها در اين زمينه راهنمايي كند، زيرا در موارد بسيار مراجعان از كتابدارها مشاوره ميخواهند و اين پديده به صورت گستردهاي در كتابخانهها رايج است. ازاينرو، كتابداران بايد كتابها و نيازها و خلأهاي فكري مخاطبان را بشناسند. همچنين بايد كتابهاي خوبي را به مخاطب بشناسانند و در اختيار آنان قرار دهند.
يكي از علل اصلي بيميلي به مطالعه، كمبود كتابداران متخصص و علاقهمند در كتابخانههاي ماست؛ كارشناساني آگاه، باتجربه و تحصيلكرده كه توانايي ارزيابي نيازهاي كتابخانه واحد خود را داشته، و
1) عيسي سليمانيكياسري، «كتاب و كتابخواني»، گلبرگ، آبان 1384، ش 56، ص 76.
از انتشار كتابهاي جديد و خريد كتابهاي مناسب باخبر باشند؛ زيرا كتابداران، مسئول گردآوري، سازماندهي و گسترش اطلاعات هستند. آنها وظيفه ارائه اطلاعات را بر عهده دارند. افزون بر آن، تهيه اطلاعات و منابع روزآمد و مورد نياز كاربران و صاحبان فكر، و تهيه اطلاعات مورد نياز آنان و رشد سطح فرهنگ و دانش عمومي نيز از وظايف كتابدار به شمار ميآيد. به عبارت ديگر، كتابداران تسهيلكنندگان دانشاندوزي، فرهنگپذيري و اطلاعيابي در جامعه هستند. وظيفه ديگر كتابدار، پيشبرد عادت كتابخواني در جامعه است. در گذشته، گروهاندكي اهل مطالعه بودند، ولي امروزه اصول آموزش همگاني، دانستن را بر همگان فرض كرده است. ديگر كتاب خواندن، منحصر به گروهي ويژه نيست. پس وظيفه كتابدار است كه با كمك معلمان از همان سالهاي نخست تحصيل، عادت كتابخواني را در دانشآموزان برانگيزد و آنگاه اين عادت را در توده عظيم ملت تثبيت كند.(1)رهبر معظم انقلاب، در سخناني به نقش مهم كتابداران در راهنمايي اهل مطالعه اشاره كرده است: «سنگينترين وظيفه در كتابخانهها بر عهده كتابداران است... كتابداران منبع و مرجعي براي راهنمايي مراجعان به كتاب هستند... يكي از نيازهاي كنوني، نظم مطالعاتي در ميان دوستداران كتاب است كه كتابداران با راهنمايي صحيح ميتوانند اين خلأ را برطرف كنند».(2)
1) كامران فاني، «نقش كتابدار در اجتماع»، تحقيقات كتابداري و اطلاعرساني دانشگاهي (كتابداري سابق)، 1359، ش 9، صص 195 ـ 197.
2) علي خامنهاي، بيانات در ديدار مسئولان كتابخانهها و كتابداران، در: پايگاه اينترنتي دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتا... العظمي سيد علي خامنهاي: http:// farsi.khamenei.ir/ speech ـ content?id =16739 (بازيابي در 25/05/1391).
بنابراين، افزون بر مسئوليت دولتها در سپردن امور كتابخانهها به متخصصان كتابداري و اطلاعرساني، كتابداران موظفاند با استفاده از روشهاي نو و اصولي، همگان را به سوي مطالعه و كتابخواني تشويق كنند. چنانكه بهتفصيل در بخشهاي ديگر، بحث و بررسي خواهد شد، در گسترش فرهنگ مطالعه، مؤلفهها و متغيرهاي مختلفي نقش دارند، اما از نظر جايگاه بيبديل و منحصربهفردي كه كتابداران در ارتباط تنگاتنگ با كتابها و كتابخانهها، به منزله مراكز فرهنگي جامعه دارند، ميتوانند در توسعه تجربه و مهارتهاي مطالعاتي افراد، اثر بسياري داشته باشند.
فصل دوم: كتاب و كتابخواني در فرهنگ اسلامي
( هر كه با كتاب آرامش يابد، هيچ آرامشبخشي را از دست نداده است.(1)
امام علي عليه السلام
تمدن گرانسنگ اسلامي، آغازگر حركتي پويا در زمينه كتاب، كتابت و كتابخانه بود. تأكيد و توصيه اسلام بر «خواندن»، موضوع ارزشمند سوگندش، «قلم و آنچه با آن مينويسند» و وسيله آزادي اسيرانش، «سوادآموزي» بود. اين توجه در سدههاي ميانه، بالندگي و شكوفايي فرهنگي را در جهان اسلام به ارمغان آورد. در زماني كه كتابهاي معدود موجود در كليسا از ترس ربوده شدن با زنجير بسته ميشد، كتابخانه خصوصي مسلماني، بيش از همه كتابهاي كتابخانههاي اروپا، كتاب داشت.(2)جايگاه دانش در اسلام پس از ايمان است. در قرآن كريم چنين آمده است: «خداوند كساني را كه ايمان آوردهاند، بالا ميبرد و آناني را كه دانشمند هستند، درجات بيشتري ميدهد».(3)اين آيه مطلق است و همه دانشها را دربردارد. رسول خدا صلي الله عليه و آله درباره جايگاه دانشمندان چنين ميفرمايد: «عالمان وارثان پيامبراناند؛ اهل آسمان ايشان را دوست ميدارند و هرگاه بميرند،
ماهيان دريا تا روز رستاخيز برايشان آمرزش ميطلبند».(1)بدين لحاظ ديني كه منزلت دانش و دانشمندان را ارج مينهد، طبيعي است جستوجوي دانش را بر جامعه واجب كند تا معرفت و آگاهي گسترش يابد و ميراث اسلامي با شيوه و ابزار ممكن حفظ شود.
اخبار و روايات متعدد، اولين آفريده خداوند را «قلم» دانستهاند. قلم در اين معنا، وجه رمزي تكويني دارد، ولي انتخاب آن به عنوان رمز اراده پروردگار در پديد آوردن نطفه جهان هستي، از اعتبار ملكوتي «قلم» در حكمت اسلامي حكايت دارد؛ به همان صورتي كه «امالكتاب» به منزله رمز علم الهي بر رفعت مقام و منزلت «كتاب»، دلالت دارد.(2)از مجموع روايات در باب كتاب و كتابت چنين برميآيد كه «نوشتن»، فرع بر «گفتن» و صرفاً وسيلهاي براي «ثبت» الفاظ شفاهي نيست؛ زيرا قرآن مجيد با تأكيد به تعليم ازلي قلم به انسان، «كتابت» را نوعي «بيان مستقل» داراي اصالت و اعتبار ذاتي ميداند.(3)ازاينرو، مسلمانان از آغاز به كتاب و نگارش توجه ويژه داشتند كه شايد كمتر بتوان چنين اشتياقي را در ميان امتها و ملتهاي ديگر يافت؛ چنانكه از لحظات آغازين آشكار شدن دعوت اسلام، مسئله كتاب و نگارش بهويژه نگارش وحي و آيات الهي مطرح شد و دوشادوش تمدن اسلامي به پيش رفت.
مسلمانان به كتاب عشق ميورزيدند و كتاب، معشوق آنان بود. تأليف، تدوين، حفظ و نگهداري آن نيز افتخار آنان بود. اسلام، دين خواندن، دين دانستن و به تعبير رساتر، دين كتاب است و كتاب، يعني علم. ازاينرو، علم
1) علي بن حسامالدين متقي ، كنزالعمال في سنن الاقوال و الافعال، ج9 و 10، ح 28675.
2) محمد رجبي، «كتاب و كتابت در اسلام2، در اخبار (قسمت اول)»، فصلنامه كتاب، سال اول، تابستان و پاييز و زمستان 1369، ش 2 ـ 4، صص 147 ـ 164.
3) محمد رجبي، «كتاب و كتابت در اسلام2، در اخبار (قسمت دوم)»، فصلنامه كتاب، سال دوم، بهار و تابستان 1370، ش 1 ـ 2، صص 7 ـ 20.
و معرفت از اركان اساسي دين مبين اسلام است. آموزههاي اين آيين روشن كرد كه تعليم و تعلم فريضهاي است كه بايد همه در آن مشاركت جويند.(1)
امام صادق عليه السلام در باب حكمت «نوشتن»، به رابطه مستقيم «ثبت مطلب» و «ثبات قلب» اشاره ميكند: «دل، به نوشته اعتماد پيدا ميكند».(2)اين معنا، ناظر به ظاهر و باطن نوشته است؛ زيرا اشاره دارد به اعتماد نويسنده به بقاي نوشته خويش و نيز اعتماد خواننده به اعتبار مطلب؛ زيرا امكان حفظ نوشته و موارد استفاده از آن، همواره موجب اطمينان خاطر طرفين است و با گفتوشنود موقت و ناپايدار در زمان و حافظه، قابل قياس نيست. از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نقل شده است: «علم را با نوشتن در بند كشيد».(3)التفات ويژه قرآن كريم به كتاب و كتاب كتابت و روش پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله كه اسيران باسواد را به شرط آموزش خواندن و نوشتن به بيسوادان، آزاد ميكرد يا گروهي از اصحاب خويش را به آموختن علوم و زبانهاي بيگانه مكلف كرده بود، بسيار اهميت دارد. همين امر منشأ ظهور فرهنگ جديدي شد كه گسترش برقآساي آن در مدتي كمتر از يك ربع قرن، پهنههاي مدنيت رومي، يوناني، ايراني و هندي را فراگرفت و تمدن جديدي را در تاريخ پديد آورد.(4)
جايگاه كتاب در اسلام
در فرهنگ و تمدن اسلامي، كتاب جايگاه ويژهاي دارد و همواره به آن عنايت شده است. اسلام، يگانه ديني است كه معجزهاش، كتاب و نخستين پيام آن، امر به خواندن است.
امام صادق عليه السلام نيز فرموده است: «بنويس و علمت را در ميان برادرانت منتشر ساز. اگر مرگت فرا رسيد، آنها را به پسرانت ميراث ده؛ زيرا براي مردم، زمان فتنه و آشوب ميرسد كه در آن هنگام جز به كتابهايشان انس نگيرند».(1)
از نظر لغوي، «كتاب» كلمهاي عربي و از ريشه «كَتَبَ»، به معناي پيوستن اجزاي يك چيز به همديگر است. استعمال مجازي آن براي نوشتن، بهواسطه پيوند دادن حروف و كلمات در امتداد «سطر» است. گاه به پيوستن الفاظ در كلام نيز «كتاب» گفتهاند. لفظ «كتاب» به معناي «نوشتن» نيز است، ولي اصطلاحاً به هر «نوشته» مدون و غيرمدون گفته ميشود. براي آگاهي از شأن كتاب در اسلام بايد شأن آن را در قرآن مجيد و اخبار نشان داد:
الف) كتاب در قرآن
در قرآن كريم، افزون بر مصدر «كَتَبَ» و مشتقات آن، الفاظ ديگري نزديك به همين معنا به كار رفته كه مهمترين آنها، مشتقات مصادر «سَطْر»، «رَقَمْ»، «نَسْخ»، «زِبَر» و «صُحُف» است. البته هيچيك از اين كلماتِ مترادف، معناي كاملاً مشابه و يكسان با يكديگر ندارند، بلكه هريك واجد وجهياند كه ديگري آن وجه را ندارد. واژه «كتاب» به معناي «نوشتن»، 360 بار در قرآن مجيد آمده است.
ب) كتاب در اخبار
اخبار و روايات متعدد نقلشده از سوي شيعه و سني، نخستين آفريده خداوند را «قلم» دانستهاند. امام صادق عليه السلام در اين باره ميفرمايد: «نخستين چيزي كه خداوند آفريد، «قلم» بود. پس بدان گفت: بنويس، و قلم هرچه را بود و آنچه را تا روز رستاخير پديد ميآيد، نوشت».(2)
اسلام، دينانديشه، دانايي، دانش، كتاب و معنويت است و ميتوان گفت آيين آسماني ما، پرچمدار كتاب و كتابخواني است و اين حقيقت، با كاوشي اندك در لابهلاي ورق زرين تاريخ اسلام بهخوبي نمايان خواهد شد. تأثير كتاب در صدورانديشه، انكارناپذير است. تنها راه انتقال علوم گذشتگان به اين عصر، كتاب بوده كه در روايات نيز بر آن تأكيد شده است. با اين وصف، ما وارثان فرهنگ پويا و تمدن والاي اسلامي، براي تحقق آن فرهنگ بايد به كتاب و كتابخواني اهميت بدهيم و به كتاب در جايگاه كالاي أثرگذار فرهنگي و معنوي، ارج نهيم.(1)در اهميت كتابخواني و در مقام شرافت و عظمت كتاب، همين بس كه خداوند اولين آيات قرآن را كه به پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نازل فرموده، با امر به قرائت آغاز كرده است: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الّذي خَلَقَ».(2)
همچنين خداوند در قرآن به قلم و به آنچه مينويسد، قسم ياد ميكند: «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ».(3)
قرآن كريم و دين مبين اسلام، مطالعه و دانشجويي را يكي از فرايض و واجبات دين بهشمار آورده و به همين سبب، اولين آيات نازلشده قرآن، با الفاظ «خواندن، قلم و علم» آغاز شده است. اين كه معجزه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله ، كتاب است، نشان ميدهد اين دين براي انسان حرمت عقلاني قائل شده است. پس به جاي خرق عادتهايي كه معجزه پيامبران پيشين بوده است و بيشتر حواس ظاهري را تحت تأثير قرار ميدهد، اسلام با منطق اصيل خود باب گفتوگوي علمي با بشر را باز كرده است: «اين كتابي است پربركت كه بر تو نازل كرديم تا در آيات آن تدبر كنند و خردمندان متذكر شوند».(4)همچنين بر
اهميت مطالعه و علمآموزي و خواندن و نوشتن به قدري تأكيد شده كه خداوند يكي از سورههاي قرآن را به قلم اختصاص داده است و در اين سوره به قلم و به آنچه مينويسد، قسم ياد ميكند.
از سوي ديگر، همه احاديث و رواياتي كه از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و امامان معصوم درباره كتاب و كتابخواني و دانشاندوزي نقل شده است، ادامه دستورها و اهداف قرآن مجيد بوده، مبيّن اهميت آن در رسيدن به كمال دنيوي و اخروي انسانها و جوامع است. البته در همه مراحل مطالعه و علمآموزي و نگارش و انتقال آن به ديگران، در هر عصر و زماني، جهتگيري انسان بايد به سمت پروردگار و در پرتوي انوار معنوي و معارف و رضاي الهي باشد. در اين جهت، روايتي از پيامبر صلي الله عليه و آله بدين مضمون نقل شده است:
صاحب قلم را روز قيامت در تابوتي آتشين كه با قفلهاي آتش بسته شده است، بياورند. سپس نگاه كنند كه قلم را در چه جهت به جريانانداخته است؛ اگر قلم را در اطاعت و رضاي الهي به كار گرفته باشد، از تابوت بيرون آورده ميشود، ولي اگر از قلم در راه معصيت خداوند بهره جسته باشد، بهاندازه هفتاد سال خواهد ماند.(1)
همچنين در جايي ديگر مژده بهشت به كساني ميدهند كه به دليل اشتغال به نوشتن، از خود قلم و دفتر به يادگار ميگذارند. ايشان ميفرمايد: «هر كه بميرد و ميراث او دفترها و دوات باشد، به بهشت ميرود».(2)
از بررسي محتوايي قرآن و احاديث و گفتارانديشمندان به اين نتيجه ميرسيم كه مطالعه، كتابخواني و تحصيل دانش از فرايض بسيار مؤكد در دين اسلام و قرآن كريم است؛ چنانكه لفظ «كتاب» به شكلهاي گوناگون تكرار، و افزون بر آن، بر واژه «علم» حتي بسيار بيشتر از خود كتاب تأكيد شده است؛ زيرا محتوا،
مهمتر از ابزار و قالب و حاملِ آن است. البته بايد توجه كرد كه مطالب هر كتاب و از هر نويسندهاي نميتواند نقش سازندهاي ايفا كند. بنابراين، انتخاب كتاب براي مطالعه نيازمند دقت و توجه بيشتري است.(1)
كتابخواني، توصيه ديني
چنانكه اشاره شد، دانشاندوزي و كتابخواني در اسلام، از جايگاه والا و شأني عالي برخوردار است. روايتهاي گوناگون از پيامبر خدا و ائمه معصومان عليهم السلام ، پيروان دين مبين اسلام را به دانشورزي و كتابخواني سفارش فرمودهاند. همچنين پيشوايان ديني، مسلمانان را به حفظ و نگهداري كتابها توصيه كرده و از اين رهگذر، اهميت فرهنگ مكتوب را به مردم يادآور شدهاند. از جمله در حديثي ميخوانيم كه امام حسن مجتبي عليه السلام ، فرزندان و برادرزادگان خود را جمع كرد و درباره حفظ دانش و نوشتن آن، چنين سفارش فرمود: «شما خردسالان قومي هستيد كه بهزودي بزرگان قوم (نسلي) ديگر خواهيد شد. پس دانش بياموزيد و هريك از شما كه نميتواند علم را در حافظهاش نگه دارد، آن را بنويسد و در خانهاش نگهداري كند».(2)
كتاب، دانش بشري را از تباه شدن درامان نگاه ميدارد و به آيندگان منتقل ميكند. از اينرو، پيشوايان معصوم، به فرهنگ مكتوب توجه ويژهاي داشتند و همواره پيروان خويش را به حفظ دانش و نوشتن آن سفارش ميكردند. در روايتي از امام صادق عليه السلام چنين نقل شده است: «در نگهداري كتابهايتان بكوشيد كه در آينده نزديك به آنها نيازمند خواهيد شد».(3)
همچنين پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله فرمودهاند:
هرگاه مؤمني از جهان درگذرد و فقط يك برگ كاغذ از خود به ميراث بگذارد كه دانشي بر آن نوشته شده باشد، همان يك برگ، پردهاي ميان او و آتش دوزخ خواهد افكند.(1)
در حديثي ديگر از امام صادق عليه السلام آمده است:
«دوست ندارم جوان شما را جز در دو حـال ببينم: دانشمند يا دانشآموز؛ زيرا اگر چنين نباشد، كوتاهي كرده و چون كوتاهي كند، ضايع گشته و چون ضايع گردد، گنهكار باشد و چون گنهكار باشد، سوگند به آن كه محمد صلي الله عليه و آله را بحق برانگيخت، در آتش جاي گيرد»(2).
از سوي ديگر، تراوشهاي ذهني و قلمي و آثار علمي بنا به روايتي از امام علي عليه السلام نشانه خرد و فضل دانسته شده است: «خردهاي دانشمندان در نوك خامههاي آنهاست».(3)
رسالت نويسندگي و مسئوليتپذيري در قبال نوشتهها نيز جزو مواردي است كه پيشوايان ديني به آن توجه داشتند. دقت در نوشتار نيز از ديگر فرمايشهاي حضرت علي عليه السلام است: «هرگاه چيزي نوشتي، پيش از آنكه مهرش كني، آن را بازنگري كن؛ زيرا در حقيقت بر خرد خويش مهر ميزني».(4)
فصل سوم: سيماي كتاب و كتابخواني در نگاه بزرگان
( اگر يك روز بيايد و من در آن روز بر [دانش] خود نيفزايم، طلوع خورشيد در آن روز بر من نامبارك است.(1)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
چناكه در فصل پيش اشاره شد، توجه اسلام به حفظ و گسترش ميراث علمي، جايگاه والاي دانش و كتاب را از ديدگاه اين دين مبين نشان ميدهد. ازاينرو، عالمان و انديشمندان اسلامي به فرهنگ مكتوب توجه ويژهاي داشتند. نقل شده است صاحب كتاب جواهر الكلام، فرزند ارشد و دانشمندش را از دست داد. پس از پايان مراسم غسل و كفن، قرار شد فردا فرزندش را تشييع كند و به خاك بسپرد. اين نويسنده سختكوش، با اينكه داغدار فرزندش بود، مطالعه و نوشتن را ترك نكرد و در كمال بردباري، پس از خواندن آيههايي از قرآن مجيد در كنار پيكر فرزندش، به نگارش ادامه كتاب خويش پرداخت. مرجع فقيد جهان تشيع، حضرت آيتاللهالعظمي بروجردي ميفرمايد:
يك شب درباره يكي از مسائل علم اصول فكر ميكردم و مينوشتم. چنان سرگرم مطالعه و فكر و نوشتن بودم كه رنج بيخوابي را ملتفت نبودم. يك مرتبه صداي مؤذن به گوشم رسيد. متوجه شدم كه از آغاز تا پايان شب سرگرم كار بودهام.(2)
ياد و نام كتاب، دلانگيز است و شايد براي اهل علم، هيچ لذتي بالاتر و شيرينتر از مطالعه و كتابخواني نباشد. در حالاتِ ميرحامد حسين،انديشمند بزرگ اسلامي نوشتهاند كه سينهاش از مطالعه و نوشتن بسيار و گرفتن كتاب به سينه و خم شدن به روي ميز كوچكش، گوشت زيادي آورد. محدث قمي نيز آنچنان به مطالعه و تحصيل علاقهمند بود كه اندكاندك پولي جمعآوري ميكرد و براي خريد كتاب، با پاي پياده از قم به تهران ميرفت تا به تحصيل ادامه دهد. او درحاليكه به بيماري ريوي مبتلا بود و تنگي نفس داشت، همواره يا مطالعه ميكرد، يا مينوشت يا به عبادت مشغول بود. مرحوم محدث، در هر شبانهروز، حدود هجده ساعت به مطالعه و نوشتن ميپرداخت و خواب و استراحتش، از چند ساعت تجاوز نميكرد.(1)
مرجع عاليقدر شيعه، حضرت آيتاللّه مرعشي نجفي با پول بهدستآمده از روزه و نماز استيجاري و كار در كارگاه برنجكوبي در شبها و حذف يك وعده غذاي روزانه، زيارت نيابتي، ختم قرآن كريم، گرو گذاشتن و فروختن لباس و وسايل شخصي و...، كتاب و نسخ خطي خريداري ميكرد.(2)
ايشان تأسيس مدارس و مساجد و خدمات فرهنگي و اجتماعي، به كتاب و كتابخواني و نگاهداشت آثار گذشتگان، اهتمام خاصي داشت و در پي تهيه نسخهاي خطي حاضر بود دارايياش را بدهد و جان خويش را به خطر بيندازد و حتي به زندان بيفتد. جمعآوري آثار پيشينيان به دست ايشان به مرحلهاي رسيد كه اكنون كتابخانه ايشان شهرتي جهاني دارد.(3)علاقه آن بزرگوار به گونهاي بود كه سرانجام، وصيت كرد وي را زير پاي محققان
علوم آل محمد صلي الله عليه و آله دفن كنند. همچنين آيتالله سبحاني درباره علاقه فراوان امام خميني رحمه الله به مطالعه و كتابخواني ميگويد:
زماني كه سن امام داشت از پنجاه سال تجاوز ميكرد، گاه شش ساعت پيدرپي مطالعه ميكردند. در سال 1330 شمسي، سه ماه تابستان را در محلات گذرانيدند. در اين مدت، پس از صرف صبحانه، از ساعت شش تا دوازده مشغول مطالعه ميشدند و هرگاه نوعي خستگي و يكنواختي در كار خود احساس ميكردند، خود را با نگارش انديشههايشان سرگرم ميكردند.(1)
رهبر معظم انقلاب نيز بارها بر موضوع كتاب و كتابخواني تأكيد كرده است:
كتاب، دروازهاي به سوي جهان گسترده دانش و معرفت است و كتاب خوب يكي از بهترين ابزارهاي كمال بشري است. كسي كه با اين دنياي زيبا و زندگيبخش، يعني دنياي كتاب ارتباط ندارد، بيشك، از مهمترين دستاورد انساني و نيز از بيشترين معارف الهي و بشري محروم است.(2)
همچنين ايشان در جايي ديگر گفته است:
كتابخواني چيزي است كه براي يك ملت فريضه و لازم است، آن مردمي كه اهل كتاب خواندن باشند، از لحاظ معلومات و ذكاوت و هشيار، با مردمي كه با كتاب و مطبوعات انس نداشته باشند، تفاوت ميكنند.(3)
علاقه و اشتياق علامه طباطبايي بر همگان آشكار است. ايشان درباره اهتمام خويش به مطالعه و تحقيق ميگويد:
در خورد و خواب و لوازم ديگر زندگي، به حداقل ضروري قناعت ميكردم و باقي را به مطالعه ميپرداختم. بسيار ميشد بهويژه در بهار و تابستان كه شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه ميگذرانيدم و هميشه درس فردا را شب پيش مطالعه ميكردم و اگر اشكالي پيش ميآمد، با هر خودكشي بود، حل ميكردم و وقتي به درس حضور مييافتم، از آنچه استاد ميگفت، قبلاً روشن بودم و هرگز اشكال و اشتباه درس، پيش استاد نبردم.(1)
محمدعلي حزين لاهيجي، از شاعران بزرگ ايراني، اشتياق خويش به مطالعه را چنين شرح ميدهد:
اشتياق به مباحثه و مطالعه، آنچنان مرا بيقرار كرده بود كه به لذتهاي ديگر توجه نداشتم و در بسياري از شبها به خاطر مطالعه بيدار ميماندم. والدينم دلشان به رحم ميآمد و مرا نصيحت و التماس ميكردند كه كمي استراحت كنم، ولي فايدهاي نداشت. اگر در حين مطالعه با مشكلي روبه رو ميشدم، از پدرم ميپرسيدم. بسياري كتابها را در فنون و موضوعات مختلف مطالعه كردم و در عين حال، علاقه زيادي هم به عبادت و طاعت خداوند داشتم.(2)
ابوعبدالله محمد بن علي، معروف به ابنطقطقي از تاريخنگاران شيعه، درباره كتاب ميگويد: كتاب بهترين همنشيني است كه دورويي ندارد و تو را ملول نميسازد و سرزنش نميكند و اسرار تو را فاش نميسازد».(3)
ابوالحسن علي بن حسين مسعودي، صاحب كتاب معروف مروج الذهب درباره كتاب چنين ميگويد:
چه همدم و يار خوبي است كتاب! اگر خواهي، لطايف آن سرگرمت كند و بخنداندت و گرخواهي، مواعظ آن، تو رااندرز دهد. كتاب، مونسي است كه از نشاط تو نشاط گيرد و با خفتن تو بخوابد و جز آن چه تو خواهي نگويد. همسايهاي نكوكارتر، معاشري منصفتر، رفيقي مطيعتر، معلمي پرمايهتر، ياري لايقتر و امينتر و سودمندتر و نكوخصالتر و سرگرمكنندهتر از آن نيابي. اگر بدو نظر كني، تو را بهره دهد، فهمت را قوي كند و علمت را بيفزايد.(1)
ابن ادريس حلي، فقيه و محدث شيعي نيز درباره كتاب گفته است:
چه بسا انسان فرزانهاي كه در ميگذرد، ولي كتابهايش ميماند. خردمند، فاني ميشود، اما اثرش ماندگار ميگردد. اگر پيشينيان در كتابهايشان حكمتهاي شگفت را جاودانه و شيوه زيست خود را برايمان ثبت و بدين ترتيب ناديدني را برايمان ديدني نميكردند و درهاي بسته را نميگشودند و فزوني دانش خود را بر كمي معلومات ما نميافزودند، اكنون چه عاقبتي نصيب ما ميشد؟(2)
سيد نعمتالله جزايري در نقل خاطرهاي از زندگياش چنين ميگويد:
در گرماي تابستان، طلاب شبها به بام مدرسه ميرفتند، ولي من در حجرهام را ميبستم و شروع به مطالعه و حاشيهنويسي و تصحيح ميكردم تا اذان صبح. بعد از نماز صبح، صورتم را بر روي كتاب ميگذاشتم و لحظهاي ميخوابيدم تا آفتاب طلوع ميكرد و آنگاه تا
ظهر به تدريس ميپرداختم. بعدازظهر هم به درس ميرفتم و درس ميخواندم. بسياري از مواقع، از سر راه ناني ميگرفتم و ميخوردم. چون اغلب براي مطالعه، روغن چراغ نداشتم، اتاقي بلند گرفته بودم كه درهاي متعدد داشت و در آن مينشستم و زير نور ماه كتابم را ميگشودم و ميخواندم و چون ماه دور ميزد، دري ديگر را كه رو به ماه داشت، ميگشودم و كتاب ميخواندم. دو سال همين كار را كردم تا آن جا كه چشمانم ضعيف شد.(1)
جاحظ يكي از اديبان مشهور و دانشمند معروف جهان اسلام كتاب را اينگونه توصيف كرده است:
كتاب، معلمي است كه اگر به او محتاج شوي، تو را بيپناه نميگذارد. همنشيني باوقارتر در دادن پاداش و آمادهتر در كمك نمودن نميشناسم. كتاب، درختي است كه هميشه پربار و پرميوه و ثمر است. كتاب، همنشيني است كه تو را خسته و ملول نميسازد. دوستي است كه تو را فريب نميدهد. رفيقي است كه به تو آزار نميرساند. اگر مطالعه كتاب هيچ فايدهاي نداشته باشد، جز همين كه تو را از ايستادن بيهوده در منزل و نگاه كردن به عابران باز دارد، كفايت ميكند.(2)
همچنين نقل كردهاند كه وي شيفته مطالعه بود و وقتي كتابي به دست ميآورد، تا تمام آن را نميخواند، آن را كنار نميگذاشت. علاقة شديد وي به كتاب و علمآموزي بهاندازهاي بود كه از برخي وَرّاقان (كتابفروشان) دكان اجاره ميكرد و شب تا صبح در آنجا به مطالعه
ميپرداخت.(1)دانشمند بزرگ ايراني، شيخ الرئيس ابوعليسينا، از پشتكار و علاقه خود به مطالعه و تحقيق مينويسد:
من به مطالعه و تحصيل در طبيعيات و الهيات مشغول بودم و به مطالعه آن كمر بستم و روز به روز درهاي علم و معرفت به رويم گشاده ميشد. بعد از اين دو علم، به سراغ علم طب رفتم و كتابها و نوشتههاي زيادي در اين خصوص مطالعه كردم و فهميدم كه اين علم از علوم ديگر مشكلتر نيست و بعد از مدت كوتاهي، در آن تبحر يافتم. به گونهاي كه اطباي مشهور آن زمان نزد من اين علم را ميآموختند. در همين زمان به مطالعه كتب فقه نيز ميپرداختم. در اين هنگام، شانزده ساله بودم. يك سال و نيم باز به مطالعه منطق و فلسفه پرداختم و در تمام اين مدت، شب و روز مشغول مطالعه بودم. شب تا صبح بيدار بودم و روز تا شب نميآسودم و جز فراگرفتن آن علوم، به كار ديگري نميپرداختم. شب چراغ را روشن ميكردم و به خواندن كتاب و نوشتن موضوعات ادامه ميدادم تا آن جا كه خواب غلبه ميكرد يا ضعف و كوفتگي مرا از پا در ميآورد. در آن وقت، مقداري نوشيدني و شربت ميخوردم تا نيروي تازه به دست آورم و به خواندن كتاب ادامه ميدادم. در علوم الهي نيز مطالعه داشتم. كتاب مابعدالطبيعه ارسطو را چهل بار خواندم، ولي چيزي نفهميدم تا اينكه روزي از يك دورهگرد، كتاب اغراض مابعدالطبيعه فارابي را خريدم و خواندم و منظور آن را فهميدم.(2)
عالم جليلالقدر، محدث قمي، تأليفات فراواني دارد. ارزشمندترين تأليف ايشان، سفينةالبحار است كه نگارش و گردآوري آن 35 سال طول كشيده است.
ايشان فرموده است: «براي تأليف سفينهالبحار، دو بار بحارالانوار را از اول تا آخر مطالعه كردم». وي حتي يك بار به مدت هفت سال، شب و روز سرگرم مطالعه آن بود و از كثرت مطالعه و خم شدن روي زمين، چنان تنگي نفس بر او عارض گشت كه گاهي قادر نبود كتابي را از روي زمين بردارد.(1)همچنين نقل كردهاند، اين عالم بزرگوار كه به مطالعه علاقه بسيار داشت، هرگاه با دوستان عالمش، به باغي در اطراف مشهد ميرفت، همين كه صرف غذا به پايان ميرسيد، به گوشهاي خلوت ميرفت و مشغول مطالعه ميشد. برخي تأليفاتش، يادگار همين اوقات و لحظات و سفرهاي كوتاه وي بوده است.(2)
بدين ترتيب، چنانكه ملاحظه شد بزرگان علم و ادب وانديشه در طول عمر گرانبهاي خويش، همواره با مطالعه و كتابخواني مشهور بودهاند و راز بزرگ بودن و بزرگ زيستن آنها در همين رفتار ارزشمند بوده است. در ادامه به برخي گفتارها و اشعار نغز نويسندگان و صاحبان انديشه درباره كتاب و كتابخواني ميپردازيم:
«اگر مادر نباشد، جسم انسان ساخته نميشود و اگر كتاب نباشد، روح بشر پرورش نمييابد».(3)
پلوتارك
«مطالعه، يگانه راهي است براي آشنايي و گفتوگو با بزرگان روزگار كه قرنها پيش در اين دنيا به سر برده و اكنون در زير خاك منزل دارند».(4)
رنه دكارت
«اي كاش ميتوانستم هزاران سال عمر كنم و فقط كتاب بخوانم. دورويي در همه آدمها هست، اما در كتاب رنگ و نيرنگ نيست».(1)
سامرست موام
«بايد زياد مطالعه كنيم تا بدانيم هيچ نميدانيم. من هيچ غمي نداشتهام كه خواندن يك صفحه كتاب آن را از بين نبرده باشد. يك ساعت عمر گذشته را به هيچ قيمتي نميتوان بازگرداند، اما با دادن مقداري پول ناچيز، ميتوان تجارب تمام عمر بزرگترين عقلاي دين را به دست آورد».(2)
مونتسكيو
«كتاب خوب، روح را صيقل داده، غبار ملامت را از آيينه دل ميزدايد. كتاب خوب، بهترين رفيق است».(3)
مارتين توپر
«آدم اگر در بهشت تنها باشد، به او خوش نميگذرد، اما كسي كه به كتاب يا به تحقيق علاقهمند است، تا هنگامي كه به مطالعه يا به تفكر مشغول است، جهنم تنهايي براي او بهترين بهشت است».(4)
موريس مترلينگ
«كتاب، محملي است كه نه فقط براي دريافت اطلاعات، كه براي انديشيدن و انعكاس نظر درباره آنها به آن نيازمنديم.انديشيدن، فرآيندي دروني است و كتاب، ابزاري است كه انديشيدن بيشتر را تقويت ميكند».(5)
امبرتو اكو
1) محمد حسين خاكسار، كتاب يا پاسدار دانش و تمدن بشر، ص 187.
2) رهنمون: شامل سخنان جاودان بزرگان، مشاهير و نوابغ جهان، ص 644 ـ 655.
3) كتاب يا پاسدار دانش و تمدن بشر، ص 136.
4) رهنمون: شامل سخنان جاودان بزرگان، مشاهير و نوابغ جهان، ص 644.
5) اومبرتو اكو، «آينده كتاب»، ترجمه: مريم مرادي و فرهمندنيا، فرشيد، زيباشناخت، بهار و تابستان 1382، شماره 8، ص 219 ـ 228.
«كتابهاي من دوستاني هستند كه هرگز مرا ترك نميكنند».(1)
كارلايل
«وقتي كه دفعه اول يك كتاب خوب ميخوانيم، مانند آن است كه با يك دوست جديد آشنا شدهايم. وقتي كه همان كتاب را دو مرتبه ميخوانيم، مانند آن است كه دوستي قديمي را مجدداً ملاقات كردهايم».(2)
گولداسميت
«بهترين سخنگويان و ياران، كتاب است و آنگاه كه دوستان تنهايت نهند، ميتواني به آن سرگرم شوي. اگر او را همراز خويش قرار دهي، سرّ تو را فاش نميكند و با كتاب است كه ميتوان به دانش و نيكيها دست يافت».(3)
بيهقي
«كتاب، ظرفي پر از علم و ظرايف است كه گاه از نوادرش ميخندي و هنگامي از غرايبش شگفت زده ميشوي. كتاب، ساعت تنهايي، همدم خوب و در بلاد بيگانه آشناي خوب است».(4)
جاحظ
«كتاب براي جوانان، راهنمايي است كه آنها را به طرف شرافت و فضيلت ميكشاند».(5)
ژرمي تايلر
«گويي كتابها، اين سخنگويان خاموش و بيصدا، بالاترين وسيله دلداري است كه براي مردم رنجديده و آزاركشيده فراهم شدهاند».(1)
سعيد نفيسي
«انسان در كتاب، چيزهايي ميبيند كه چشم نميتواند آنها را مشاهده كند؛ زيرا عين آنها يا فرسنگها از ما دور است و يا مدتي از زمان آنها گذشته است».(2)
آناتول فرانس
«كتاب خوب به منزله بهترين دوست و مونس انسان است. او از تمام دوستان انساني ثابتقدمتر و صبورتر است و هرگز در ايام گرفتاري، به انسان پشت نميكند. برعكس، آغوش مهرباني آن براي استقبال ما هميشه گشوده است و در دوره جواني ما را سرگرم ميسازد و در روزگار پيري و شكستگي تسليت و دلداريمان ميدهد».(3)
اسمايلز
«اتاق بدون كتاب، مانند جسم بيروح است».(4)
سيسرون
«عشق به مطالعه و خواندن، ساعات ديرگذر و خستهكننده بيكاري را به ساعات ثمربخش و لذتبخش تبديل ميكند».(5)
مونتسكيو
«برگهاي كتاب به منزله بالهايي هستند كه روح ما را به عالم روشنايي پرواز ميدهند».(1)
ولتر
«نخستين گام براي از ميان برداشتن يك ملت، پاك كردن حافظه آن است. بايد كتابها، فرهنگ و تاريخش را از بين برد».(2)
ميلان كوندرا
«ما نه تنها بايد كتابهاي خوب را دوست بداريم، بلكه بايد سعي كنيم وجود ما خود به منزله كتاب خوبي باشد كه ديگران از ما سرمشق بگيرند».(3)
فنلون
«در دنيا لذتي نيست كه با مطالعه برابري كند».(4)
تولستوي
«پرورش روحي بشر بر عهده كتاب است».(5)
پلوتارك
«من براي خوبيهاي خود مرهون كتابهايم هستم. من عقل و قلبم را بهوسيله كتابها پروبال ميدهم. كتابها بودند كه به من كمك كردند تا از باتلاق ناداني و غرور بيرون بيايم، وگرنه هلاك ميشدم».(6)
ماكسيم گوركي
1) شعبانعلي لامعي، حكايتهاي فرهنگي: كتاب، نويسندگي، نمونههاي شعر معاصر، ص 166.
2) خسروي، فريبرز، «مقدمهاي بر آسيبشناسي مطالعه در كشورهاي جنوب»، فصلنامه كتاب، پاييز 1381، ش 51، صص 116 ـ 125.
3) كتاب يا پاسدار دانش و تمدن بشر، ص 136.
4) رهنمون: شامل سخنان جاودان بزرگان، مشاهير و نوابغ جهان، ص 648.
5) رهنمون: شامل سخنان جاودان بزرگان، مشاهير و نوابغ جهان، ص 647.
6) كتاب يا پاسدار دانش و تمدن بشر، ص 134.
«كتاب، براي طبقات مختلف مردم مفيد است. چه بسيار كساني كه قواي افسرده و خاموش آنان، پس از خواندن تاريخ حيات بعضي رجال بزرگ، شعلهور شده است و در خود، استعداد كافي احساس نموده، از تنگناي بطالت به شاهراه كار و سعادت افتاده و رشته زندگي را به كلي تغيير دادهاند. گاه كتاب، انسان را سراپا شعله و همت و غيرت و نشاط ميكند».(1)
ساموئل اسمايلز
«جامعه وقتي به فرزانگي و سعادت دست مييابد كه مطالعه، كار روزانهاش باشد».(2)
سقراط
«انديشههاي انسان به گونهاي است كه ممكن است فقط خواندن يك كتاب، پايه انديشههاي انسان را بر مبناي جديد يا در مسير خاصي قرار دهد و چه بسا ممكن است كتابي مسير سرنوشت ميليونها انسان را در راه مخصوصي بيندازد».(3)
انيشتين
«همدمي و مصاحبت با كتب و جرايد را در كلبهاي محقر بيشتر دوست دارم تا زندگاني در عاليترين قصرها و داراي بالاترين مشاغل و محروم از لذت مطالعه».(4)
ماكولي
«دانشگاه واقعي جايي است كه مجموعهاي از كتاب در آن جمعآوري شده باشد».(5)كارلايل
«كتاب از لوازم و ضروريات اوليه زندگي است و لباس جزو تجمل و زينت آن».(1)
اراسموس
«كتاب بهترين همدم است. اگر از يارانت افسرده شدي، با او خلوت كن. اسرارت را نگه ميدارد و به جاده صواب و حكمت راهنماييات ميكند».(2)
متنبي (شاعر عرب)
باش مأنوس به ياري كه نپرسد ز تو چيز
هم نگويد به تو چيزي كه نپرسي ناچار
گر سخن خواهي با تو سخن آرد به ميان
ور خَمُشْ باشي، خاموش نشيند به كنار
هرچه زو خواهي آرد به بَرَت در هر باب
هرچه زو پرسي، پاسخ دهدت در هر كار
تا تو در خوابي، او نيز بماند خفته
تا تو بيداري، او نيز بماند بيدار
اين چنين دوست، كتاب است، ازو روي متاب
اين چنين يار، كتاب است، از او دست مدار
به چنين شاهد زيبا به بطالت منگر
بشنو از من، به كس او را به امانت مسپار
لله الحمد كه در خانه ما حرفي نيست
كه بهار است و كتاب است و كتاب است و بهار(3)
ملكالشعراي بهار
كتاب است آيينه روزگار
كه بيني در او رازها بيشمار
كند آشكار آنچه باشد نهان
سخن گويد و بسته دارد زبان
گشايد به دانا همه راز خويش
ز نادان نهان دارد آواز خويش
دهد از سخن، جان و دل را فروغ
همه راست گويد، نگويد دروغ
چنين همنشين گر به دست آوري
نشايد كه بگذاري و بگذري(1)
بديعالزمان فروزانفر
انيس گنج تنهايي، كتاب است
فروغ صبح دانايي، كتاب است
بود بيمزد و منت اوستادي
ز دانش بخشدت هر دم مرادي
درونش همچو غنچه از ورق پر
به قيمت، هر ورق زان يك طبق پر
گهي اسرار قرآن باز گويند
گه از قول پيمبر راز گويند
گهي آرند در طي عبادات
به حكمتهاي يوناني اشارات
گهي از رفتگان تاريخ خوانند
گه از آينده اخبارت رسانند
گهي ريزندت از درياي اشعار
به جيب عقل گوهرهاي بسيار(2)
عبدالرحمان جامي
در اين دنيا به از آنجا نيابي كتاب ار هست، كمتر خور غم دوست
كه باشد يك كناري و كتابي كه از هر دوستي غمخوارتر اوست
نه غمازي، نه نمامي شناسد
نه كس از او، نه او از كس هراسد
نشيند با تو تا هر وقت خواهي
ندارد از تو خواهشهاي واهي(3)
ايرج ميرزا
فصل چهارم: كتابخواني و كودكان و نوجوانان
( دوست ندارم جوان شما را جز در دو حـال ببينم: دانشمند يا دانشآموز.(1)
امام صادق عليه السلام
مطالعه به منزله مهارتي اجتماعي، نردبان ترقي و تكامل هر ملت است. برخي والدين و مربيان تصور ميكنند عادت به مطالعه، ذاتي و وراثتي است كه فقط برخي به آن رو ميآورند و ديگران نميتوانند اهل مطالعه باشند. شايد به همين دليل، براي ايجاد عادت به مطالعه در فرزندان خود هيچگونه تلاشي نميكنند. پژوهشهاي اخير در زمينه تعليم و تربيت ثابت كرده عادت به مطالعه، اكتسابي است؛ يعني همانطور كه كودكي، خواندن و نوشتن را ياد ميگيرد، ميتواند مطالعه را هم بياموزد. پس بايد روش مطالعه را به او آموخت و او را به خواندن عادت داد.
چنانكه پيشتر اشاره شد، امروزه توجه به كتاب و كتابخواني، نشاندهنده رشد فرهنگي و ملي هر كشور است و شمار كتابها و نشريههاي منتشر شده هر كشور در يك سال، تعداد كتابخانهها، كتابخوانها، نويسندگان، مترجمان و ناشران، معيار اساسي توسعهيافتگي بهشمار ميآيد. بنابراين، گسترش فرهنگ مطالعه و كتابخواني، توسعه كتابخانهها، چاپ و انتشار كتاب و شيوه بهرهگيري از اين ابزار بيرقيب فرهنگي، ضرورت رشد و تعالي جامعه است. در اين ميان، ايجاد رغبت و
1) الامالي، ص 303.
عادت به مطالعه و كتابخواني در كودكان و نوجوانان از اهميت ويژهاي برخوردار است.(1)شناخت ويژگيها، تواناييها، نيازها و علايق كودكان و نوجوانان، اين مسئوليت را متوجه مربيان، والدين، كتابداران، نويسندگان، تصويرگران و هنرمندان ميكند تا بكوشند شرايط مساعدي را فراهم آورند كه فرآيند رشد كودكان و نوجوانان را تسهيل كنند. ترديدي نيست كه يكي از مهمترين اين شرايط، ايجاد عادتهايي است كه كودك و نوجوان را به سمت شناخت و آگاهي هدايت كند و او را براي رويارويي با مسائل شخصي و محيطي خود مجهز كند. ايجاد عادت به مطالعه، بهويژه خواندن منابع غيردرسي، يكي از اين عادتهاي پسنديده است. ازاينرو، تلاش براي ايجاد عادت به مطالعه بايد از اولويتهاي مهم كارگزاران فرهنگي باشد كه با كودكان و نوجوانان سروكار دارند. اگر همه رسانهها، اعم از چاپي، صوتي و تصويري در يك هماهنگي كامل عمل كنند، ميتوانند مطالعه را ترويج كنند و سبب ارتقاي كيفيت آن شوند.(2)اگر كتابخواني در خانه و مدرسه و محيطهاي فرهنگي بهدرستي و به صورتي زنده و پرشور تبليغ و ترويج شود، سه نياز بنيادي كودكان را برآورده ميسازد:
پرورش عاطفي و برقراري رابطه احساسي، اولين نياز روحي ـ رواني بشر است؛ يعني پاسخ به نياز دوست داشتن و دوست داشته شدن، نياز به شادي و نشاط و تحرك و اميد، شناخت دردها و راه غلبه بر نوميديها كه سرانجام، موجب بسامان كردن عواطف كودكان ميشود.
1) فهيمه بابالحوائجي و مهرزاد يزديانراد، «تحليل محتواي مجلات تخصصي كتابداري و اطلاعرساني درباره ترويج كتابخواني و كتابخانههاي كودكان از سال 1378 تا 1387»، تحقيقات اطلاعرساني و كتابخانههاي عمومي، سال شانزدهم، زمستان 1389، شماره 4، ص 31 ـ 59.
2) ثريا قزلاياق، ادبيات كودكان و نوجوانان و ترويج خواندن (مواد و خدمات كتابخانهاي براي كودكان و نوجوانان)، ص 20.
انسان براي سازگاري با محيط و در صورت ضرورت تغيير و بهسازي جامعه و جهان، به شناخت جهان خويش نياز دارد. ازاينرو، ضروري است كه اندكاندك از مرحله شناخت حسي و برقراري پيوند عاطفي صرف فراتر برود و به سوي تفكر انتزاعي ـ فلسفي حركت كند تا در نهايت به انديشهاي پويا و تفكري انتقادي ـ اجتماعي دست يابد. كتاب و كتابخواني با پرورش قوه تخيل و گسترش قدرت تفكر، راه را براي دستيابي به اين هدف ميگشايد.
هر فردي شخصيتي متفاوت و فرديتي متمايز و هويتي يگانه دارد، اما راه دستيابي به چنين استقلالي، كار سادهاي نيست. كتاب و كتابخواني شاهراهي براي دستيابي به استقلال فردي و هويتيابي، در عين هموار كردن راه جامعهپذيري و تفكر اجتماعي، يعني تلاش براي تحقق آزادي فردي و حقوق شهروندي و مدني است.(1)
ازاينرو، علاقه به كتاب و كتابخواني، بايد از كودكي پديد آيد. يكي از راههاي علاقهمند كردن كودكان به كتاب و كتابخواني، اين است كه بزرگترها چنانكه خود مطالعه ميكنند، آثار كودكانه مناسبي انتخاب كنند و در فرصتهاي مطلوب، براي كودكانشان بخوانند. اين كار سبب ميشود، كودك، دوستدار كتاب و علاقهمند به كتابخواني باشد و اين عشق و علاقه، بهتدريج در وجودش نهادينه شود. بنابراين، براي رسيدن به وضعيت مطلوب، جز پديد آوردن عادت كتابخواني از دوره كودكي چارهاي نداريم. پس بايد مطالعه را به كودكان و
1) اكرم پدرامنيا، روانشناسي خواندن و ترويج كتابخواني (چگونه كودكان و نوجوانان خود را به خواندن علاقهمند كنيم)، صص 23 ـ 24.
نوجوانان آموخت،(1)اما چرا كودكان و نوجوانان بايد به مطالعه و كتابخواني رو بياورند؟ به طور كلي، فوايد و آثار متعددي براي عادت به مطالعه در كودكي و نوجواني برشمردهاند، كه بخشي از آنها عبارتند از:
( بسياري از دانشمندان و روانشناسان معتقدند شخصيت انسان در سالهاي اول زندگي، پايهگذاري ميشود و آموختههاي اين دوران، بر آينده زندگي فرد اثر عميقي دارد. بنابراين، اگر مطالب خواندني سودمند و سازندهاي در اختيار كودكان و نوجوانان قرار گيرد و آنها از دوره كودكي به مطالعه عادت كنند، راه و رسم زندگي را خواهند آموخت و تحت تأثير داستانها و كتابهاي آموزنده، رشد ميكنند؛
( مطالعه، راهي براي تقويت روحيه ديني كودكان و نوجوانان است. گاه والدين به دليل ناآگاهي و درك نادرستي كه از مسائل ديني و مذهبي دارند، نميتوانند راهنماي خوبي براي كودكان و نوجوانان باشند. بنابراين، ممكن است در آموزش اينگونه مسائل اشتباه كنند يا هرگز براي آموزش اين مسائل فرصت مناسبي نيابند. مطالعه كتابهاي ديني به كودك و نوجوان كمك ميكند تا به درك درستي از اين مسائل دست يابند و پيش از آنكه دير شود، به رشد و شكوفايي برسند؛
( مطالعه درست، زمينهساز انديشيدن و نوآوري كودكان و نوجوانان است. خواندن كتابها و داستانهاي گوناگون سبب شكلگيري ارزشهاي گوناگون در ذهن كودك ميشود. احترام به ديگران در او شكل ميگيرد و رضايتي كه كودك از مطالعه به دست ميآورد، او را متكي به خود بار خواهد آورد. افزون بر آن، پرسشهايي كه بر اثر مطالعه براي كودك مطرح ميشود، در مجموع موجب ميشود فردي خلاق بار بيايد؛
1) «كتاب و كتابخواني»، گلبرگ، آبان 1384، ش 56، ص 76.
( مطالعه سبب پيشرفت تحصيلي دانشآموزان ميشود. مطالعه غيردرسي، سبب افزايش قدرت فكر و فعال شدن ذهن كودكان و نوجوانان ميشود. وقتي قدرت انديشه دانشآموزي افزايش يافت و ذهن وي فعال شد، امكان فراگيري درسهاي مدرسه برايش بهتر فراهم ميشود، يعني ذهن او آمادگي بيشتري براي يادگيري رياضي، ادبيات، تاريخ و نظاير آن خواهد داشت؛
( مطالعه، راهي براي شناخت و تشخيص الگوهاست. كودكان و نوجوانان براي موفقيت در زندگي، به الگوهاي رفتاري درستي نيازمندند. وجود حس همانندسازي در كودكان و نوجوانان و نياز آنها به الگوهاي رفتاري، ايجاب ميكند كه به الگوهاي شايستهاي دسترسي داشته باشند تا بدين وسيله شخصيت و رفتار خود را تشكيل دهند؛ الگوهايي كه با كتاب معرفي ميشوند، در شكل دادن به شخصيت كودكان و نوجوانان نقش مهمي را ايفا ميكنند. در اين زمينه، مطالعه زندگينامه دانشمندان و فرزانگان ديني و ملي بسيار اثرگذار است.
خانواده و كتابخواني
خانواده، نخستين دنيايي است كه كودك با آن روبهرو ميشود. گفتار و رفتار هريك از اعضاي خانواده، در شكلگيري شخصيت كودكان تأثير بسزايي دارد. ازاينرو، اعضاي خانواده ميتوانند با گفتار و رفتارشان، بر كودكان اثر مثبت يا منفي بگذارند. اگر كودك در خانوادهاي اهل مطالعه پرورش يابد و كتابهاي سودمندي در اختيار داشته باشد، بهيقين او نيز به سمت كتاب و كتابخواني گرايش پيدا ميكند. متأسفانه در كشور ما درون سبد اقتصادي خانوادهها، براي كتاب جايي در نظر گرفته نشده است. بهجرئت ميتوان گفت، بيشتر خانوادههاي ايراني، برنامهاي هدفمند براي نهادينهسازي اين فرهنگ در درون جمع خود يا اطرافيانشان ندارند.(1)
1) حسين اصغرنژاد، «بررسي وضعيت كتاب و كتابخواني در ايران»، پيام كتابخانه، سال يازدهم، بهار 1380، ش 1، صص 6 ـ 11.
عادت به مطالعه، اكتسابي است. اين عادت مانند ديگر الگوهاي رفتاري، در روند اجتماعي شدن كودك در او پديد ميآيد. به باور بسياري از بزرگان تعليم و تربيت، «خانواده» اولين عاملي است كه در ايجاد علاقه به مطالعه مؤثر است. اگر پدر و مادري عادت به مطالعه داشته باشند و كودكشان آنان را هميشه علاقهمند به مطالعه ببيند، خيلي زود با كتاب آشنا ميشود. او ابتدا ميكوشد به تقليد از پدر و مادرش كتاب به دست بگيرد. سپس با ديدن كتابهاي تصويري، اشياي پيرامون خود را در آنها مييابد و ناخودآگاه به سوي كتاب جلب ميشود. بهتدريج اين امر در او به صورت عادت درميآيد؛ چنانكه از بازي با كتاب خوشش ميآيد و از تماشاي آن لذت ميبرد. اين گروه از كودكان كه مراحل اوليه و در عين حال اساسي آشنايي با كتاب را در خانواده گذراندهاند، در محيط مدرسه خيلي زود و بدون هيچ مشكلي، به كتاب عادت ميكنند و اين عادت بهسرعت در وجودشان شكل ميگيرد و پايدار ميماند.(1)
بايد كتاب خواندن را در خانواده ترويج كرد. براي نمونه، بهتر است يك ساعت مشترك را براي مطالعه با خانواده اختصاص داد. نقش ما بزرگسالان در گسترش فرهنگ كتابخواني نزد كودكان بسيار مهم است. بنابراين، بياييم با مطالعه كتاب در حضور كودكانمان، آنها را با لذت كتابخواني بيش از پيش آشنا كنيم. بايد علاقه به كتاب را از همان اوان كودكي در ذهن كودك بارور سازيم. هديه كردن كتاب در شكوفايي اين محبت پاك و بيشائبه گام مهمي است. بنابراين، بياييم در روزهاي خاطرهانگيز براي كودك (مثلاً جشن تولد او و عيد نوروز) كتاب هديه ببريم و بهتدريج او را به دنيايانديشه و احساس وارد كنيم.(2)
نقش آموزش و پرورش
آموزش و پرورش، بزرگترين مجموعه آموزشي كشور است كه ميتواند با بسترسازي بنيادين و برنامهريزي دقيق و بلندمدت، علاقه به كتاب و كتابخواني را در ميان نسل جوان و نوجوان تقويت كند. اگر در برنامه آموزشي كشورهاي پيشرفته تأمل كنيم، درمييابيم فرهنگسازي براي مطالعه را از آموزش و پرورش آغاز ميكنند. بنابراين، ضروري است كه با بهرهگيري از مشاوران و روانشناسان برجسته، فرهنگ مطالعه و كتابخواني در شخصيت كودكان مستحكم و بنيادين شود. مطمئن باشيم كه اگر زمينه ترويج فرهنگ كتابخواني را در آموزش و پرورش ايجاد كنيم، ديري نميپايد كه جامعهاي كتابخوان و توسعهيافته خواهيم داشت و ثمره آن پيشرفت همهجانبه كشور خواهد بود.
بزرگترين وظيفه مدرسهها، پرورش و توسعه قدرت تفكر و خلاقيت و تواناييها و مهارتهاي يادگيري در كودكان است. ازاينرو، بايد به رغبت و علاقه كودكان در زمينه مطالعه توجه داشت، ولي رغبت همراه با آزادي و اراده ميتواند شخصيت آنها را بسازد. يادآوري اين نكته ضرورت دارد كه معلمان و مربيان مدارس، معمولاً مايلند بدانند چگونه بايد مطالعه كنند و چگونه ميتوانند دانشآموزان خود را به خواندن بيشتر و پرثمر علاقهمند كنند و از چه راهي ميتوانند ذوق و شوق مطالعه را در آنان زنده نگه دارند، چه كتابهايي را براي كلاسهاي مختلف و سنين متفاوت توصيه كنند و چه شيوههايي را براي مهارت در خواندن و گسترش كتابخواني برگزينند. ازاينرو، شايسته است در دورههاي متعدد آموزشي، معلمان و مربيان، مهارتهاي گوناگون يادگيري و ياددهي و روشهاي علمي مطالعه و خواندن را آموزش ببينند تا توانايي لازم در راهنمايي دانشآموزان را به دست آورند.
روش تدريس و كتابهاي درسي نيز در ايجاد علاقه به مطالعه اثر مستقيمي دارد. اگر از سال اول ابتدايي، كارهاي اكتشافي ساده، تحقيقات متعدد، ولي آسان و مراجعه به منابع گوناگون (كتابها و افراد) و بحث و تفكر، اساس كار كلاس باشد و آزمون و ارزشيابي محدود به مفاهيم مشخص كتاب درسي نباشد، به اين ترتيب، زمينه لازم براي گسترش مفاهيم در حد قدرت شاگرد فراهم آمد و از همان ابتدا كودكان عادت ميكنند به منابع و مآخذ گوناگون مراجعه كنند و فكرشان را نيز در يادگيري موارد گوناگون بهكار گيرند، كه در اين صورت كتابهاي غير درسي، منبعي براي مراجعه مداوم دانشآموز بهشمار ميآيند.(1)
بخشي از فعاليتهاي تدريس ميتواند به مطالعه تخصيص يابد. معلمان ميتوانند مطالعه را وسيلهاي براي افزايش آگاهي و مهارت در دروس گوناگون به كودك معرفي كنند تا وي به مطالعه كردن تشويق شود. توجه به اين نكته ضروري است كه آموزگار و روش تدريس او و كتابهاي درسي، در ايجاد علاقه به مطالعه، اثر مستقيمي دارد. آموزگار بايد با چگونگي علاقهمند كردن شاگردان به مطالعه و برنامهريزي اين كار و چگونگي تطبيق آن با برنامه كلاسهاي مختلف، آشنا باشد. او همچنين بايد به نقش خويش در زمينه ايجاد همكاري بين خانه و مدرسه و ايجاد علاقه و شوق به خواندن در كودكاني كه كتاب نميخوانند يا انحراف در خواندن دارند، كاملاً آگاه باشد.(2)بخشي از برنامههايي كه براي رسيدن به اين منظور سودمند است، عبارتند از:
ـ معرفي كتابهاي مفيد و تازه انتشاريافته؛
ـ برگزاري جلسات بحث و گفتوگو درباره كتاب؛
ـ نمايش فيلم و اجراي برنامههاي نمايشي با موضوع كتاب و كتابخواني؛(1)
ـ تنظيم و دستهبندي موضوعي كتابهاي كتابخانه؛
ـ تهيه مجلات و نشريات كودكان و نوجوانان؛
ـ نقد و بررسي و سپس انتخاب كتابهاي خاص كودكان و نوجوانان؛
ـ ايجاد و تقويت روح نياز به مطالعه؛
ـ آموزش روش صحيح مطالعه به دانشآموزان؛
ـ كمك به مراجعان در انتخاب كتاب؛
ـ تشكيل انجمن كتابخوانان مدرسه؛
ـ تلاش در جهت حُسن انجام دادن برخي فعاليتهاي جنبي كتابخانه؛
ـ تشكيل كلاسهاي آموزشي براي بهره يري بيشتر از محتواي كتابها همراه با بيان پيامهاي گوناگون آن از زبان دانشآموزان و هدايت آن بهوسيله مسئول كتابخانه؛(2)
ـ توجه به زيبايي و جذابيت كتابخانه مدرسه؛
ـ استفاده از ويترين مدرسه براي معرفي كتابهاي مفيد؛
ـ گرفتن خلاصه كتاب از دانشآموزان؛
ـ تشويق دانشآموزاني كه بيشتر مطالعه ميكنند؛
ـ استفاده از آموزگاران محبوب دانشآموزان براي تبليغ كتاب؛
ـ اختصاص بخشي از نمرهها به كتاب و كتابخواني.(3)
ـ قصهگويي براي كودكان: در بيش از نيمي از دوره كودكي، كودكان توان مستقيم خواندن متن را ندارند يا تواناندكي دارند. ازاينرو، به همراهي و همياري بزرگسالان نيازمندند. قصهگويي يكي از قديميترين هنرهاست كه در طول تاريخ، بزرگسالان و كودكان و نوجوانان را از نيازي ازلي و ابدي، يعني قصه شنيدن سيراب كرده است.(1)
ـ نمايشگاه كتاب: معمولاً برگزاري نمايشگاههاي كتاب در سطح ملي و منطقهاي با مناسبتهاي گوناگون مرتبط است. براي نمونه، روز جهاني كودك، روز جهاني كتاب كودك يا هفته كتاب. در كتابخانههاي كودكان و حتي كلاسهاي درس، هر روز ميتواند مناسبت باشد. مهم آن است كه بهطور دائم، كودكان كتابها را ببينند و فرصت ديدن، ورق زدن و خواندن بخشهايي از آن را داشته باشند.(2)
ـ مسابقات كتابخواني: هميشه مسابقههاي كتاب به كتابهاي غيرداستاني و مرجع مربوط نيستند و حتي ميتوانند حوزههاي ادبيات داستاني را نيز دربر بگيرند و كار را به حوزه شعر نيز بگسترانند. مسلماً شيوه مسابقه كتابهاي داستاني كاملاً متفاوت است. براي نمونه، از بچهها خواسته ميشود شخصيت محبوب داستاني را كه خواندهاند، در يك جمله توصيف كنند، بيآنكه از او نام ببرند. سپس توصيفها در ظرفي ريخته ميشود و بچهها يكي از آنها را برميدارند و از روي توصيفها ميكوشند، نام شخصيت داستاني يا كتابي را كه آن واقعه در آن روي داده است، شناسايي كنند.(3)
نقش اثرگذار كتابخانهها
كتابخانه در پرورش ذوق خواندن و برانگيختن شور پژوهش در دانشآموزان نقش بسيار مهمي دارد. چنانكه پيش از اين اشاره شد، متأسفانه هنوز مطالعه خانوادههاي ما بسياراندك است؛ ازاينرو، به ناچار كودك بايد نخستين بار از راه كتابخانه با كتاب آشنا شود و بهترين و مناسبترين محل براي آشنايي كودك با كتاب و مطالعه، كتابخانه مدرسه است.(1)از سوي ديگر، در كتابخانههايي كه در مدرسهها، مسجدها و روستاها راهاندازي ميشود، شيوه برخورد متوليان كتابخانه و كتابداران با مراجعهكنندگان بسيار مهم است. مراجعهكنندگان به كتابخانهها، گاه كودكان و نوجوانانند و گاه بزرگترها و حتي دانشآموختگان و اهل معرفت. شيوه برخورد با هر يك از اين گروهها، متفاوت است و آيينهايي مناسب ميطلبد. اگر سروكار كتابدار با كودكان است، حوصله و بردباري بيشتري لازم است تا هم بازيگوشي كودكان زيانهايي به بار نياورد و هم آنان به رفتن كتابخانه و مطالعه كردن علاقهمند شوند. كتابخانههاي عمومي نهادهايي همگاني هستند كه بايد منابع دانش بشري را به شكل رايگان در اختيار همگان قرار دهد و بخشهاي كودك و نوجوان اين كتابخانهها، اين گروههاي سني را زير پوشش قرار دهند. وجود كتابخانههاي خوب در مدارس، جامعه را از كتابخانههاي عمومي بينياز نميكند؛ زيرا در كتابخانه مدرسه، خواندن برنامهريزي شده و هدفمند يا خواندن موظف، از اولويت بيشتري برخوردار است، گرچه به علايق كودكان نيز نميتواند بياعتنا باشد. حال آنكه در كتابخانه عمومي، خواندن آزاد از راه پيگرفتن علايق شخصي و بدون برنامهريزي، اولويت دارد. البته بايد توجه داشت، استمرار اين جريان به شكلگيري عادت پايدار ميانجامد.
1) «رهنمودهايي پيرامون كتاب و كتابخانه»، تربيت، اسفند 1364، شماره 6، ص 50 ـ 55.
خدمات كتابخانههاي عمومي به كودكان بسيار وسيع و متنوع است؛ از جمله قصهگويي و نمايش خلاق، معرفي كتاب، نمايشگاه، نمايشهاي عروسكي و تئاتر، ديدار با هنرمندان و انواع كلاسها و دورههاي هنري مانند عكاسي، تئاتر، سينما، مجسمهسازي، نجوم، مطالعات زيستمحيطي و ورزشها. مجموعه اين كتابخانهها، بسيار متنوع است و ميتوانند علايق كودكان و نوجوانان وابسته به طبقات گوناگون اجتماعي را دربرگيرند.(1)
چگونگي گزينش كتاب مناسب
گزينش كتاب خوب و مناسب براي كودكان و نوجوانان مانند انتخاب هر پديده ديگري، نيازمند شناخت و دقت كافي است. همانگونه كه در انتخاب اسباببازي براي كودكان دقت ميكنيم كه متناسب با روند رشد جسمي و ذهني آنها باشد و ساختار آن براي كودك خطرآفرين نباشد، يا هنگام انتخاب پوشاك براي او، راحتي، دوام و زيبايي را ملاك قرار ميدهيم، در انتخاب و تهيه كتاب هم بايد چنين دقتي را داشته باشيم. بايد دانست اين باور كه «هر كتاب به يك بار خواندنش ميارزد»، در عصر فراواني منابع و مجراهاي گوناگون اطلاعرساني و امكانات متنوع براي پر كردن اوقات فراغت كه انسان را بيشازپيش به طرف گزيده خواندن ميبرد، باوري نادرست به نظر ميرسد. براي گزينش كتاب مناسب، اين راهكارهاي تا حدي سودمند است:
ابتدا بايد خانوادهها مطالعه خود را در زمينه ادبيات كودكان گسترش دهند و آگاهي خود را از كتابها و منابع مناسب افزايش دهند؛
مشاوره با دوستان، همكاران و آموزگاراني كه با ادبيات كودكان آشنايي كافي داشته باشند؛
1) ادبيات كودكان و نوجوانان و ترويج خواندن (مواد و خدمات كتابخانهاي براي كودكان و نوجوانان)، صص 35 ـ 36.
مراجعه به يكي از كتابخانههاي عمومي و عضويت در كتابخانه؛
از كتابدار بخواهند در انتخاب كتاب مناسب به آنها كمك كنند؛
بهرهمندي از بخش مرور و نقد و معرفي كتابهاي كودكان در لابهلاي صفحات روزنامهها و مجلهها.(1)
از سوي ديگر، كودكان و نوجوانان به كتابهايي نياز دارند كه جذاب، عميق و شيرين و با تجربهها، نيازها، علايق و تواناييهاي آنها هماهنگ باشد. همچنين وسيلهاي براي شناخت خود، محيط طبيعي و اجتماعيشان بهشمار آيد كه به كنجكاويها و افكار و آرمانهاي بلندپروازانه آنها پاسخ بدهد و خوراكي براي تخيل سرشار و سيال آنان باشد و بر وسعت تجربههاي آنان بيفزايد و به آنها لذت خواندن و عميق شدن را ارزاني دارد و سرانجام، لذت را به علاقه، و علاقه را به عادت بدل كند. چنين كتابهايي فراوان نيست، ما بايد آنها را بيابيم. از ميان صدها كتاب كسلكننده و سطحي كه به جاي اينكه آنها را با زندگي و هرچه در آن است، آشنا سازد، آنان را از زندگي، دور و معيارهاي غلطي به آنها القا ميكند. همواره براي گزينش كتابهاي خوبِ كودك و نوجوان بايد ضوابط و استانداردهايي را در نظر گرفت. برخي از اين ضوابط عبارتند از:
الف) كيفيت محتوا
يكي از زمينههاي ارزيابي آثار، كيفيت محتواي آنهاست كه طبعاً بسيار متنوع است. سنجش كيفيت محتوايي شعر، داستان و غيرداستان، طبعاً نميتواند با معيارهاي يكسان صورت گيرد. تسلط بر بنيانهاي نقد كه در آن ارزشهاي محتوايي آثار بحث شده است، به انتخابكننده كمك ميكند تا بهترين آثار را برگزيند.(2)بدون ترديد، ارزش محتواييِ آثار ويژه كودكان و نوجوانان، در گرو
ميزان ارتباط اين محتوا با زندگي آنهاست. هرچهقدر كودكان بيشتر بتوانند چهره واقعي و خواستهها و آرمانهايشان را در آن ببينند، بيشتر به آن دل ميبندند و از آن اثر ميپذيرند. اگر محتواي آثار از زندگي آنها گرفته شده باشد و بتواند فضاي انباشته از بيتفاوتيها را بشكند، حتي كودكي را كه به تماشاي تلويزيون عادت كرده است، براي لحظاتي به خود فرا ميخواند. معيارهاي ديگري كه ميتواند درونمايه و محتواي آثار را ماندگاري بخشد، ميزان دامن زدن به حس كنجكاويهاي كودكان است؛ آثاري كه پس از خوانده شدن، ذهن كودك را فعال كند و به نوآوري او دامن بزند تا خط پنهان آن را در كتابها و آثار ديگر دنبال كند.
ب) كيفيت نگارش
آنچه در ارزيابي آثار ميتواند كانون توجه باشد، انطباق سطح خوانايي اثر با تواناييهاي خواننده است. به عبارت ديگر، متن نبايد آنچنان ساده باشد كه خواننده از تلاش بينياز باشد و نه آنچنان پيچيده باشد كه خواننده را از ادامه خواندن بازدارد و از تواناييهايش نااميد سازد.
ج) كيفيت تصوير
كودكان، مطالعه را با خواندن تصوير آغاز ميكنند و با كسب و گسترش مهارت خواندن، كمكم به متن نيز روي ميآورند. ازاينرو، آثار كودكان را بدون تصوير نميتوان تصور كرد. تصوير بخش جداييناپذير كتابهاي كودكان است. تصوير در كتابهاي كودكان در بسياري موارد، همچون متن و در مواردي خاص، حتي بيش از متن در انتقال مفاهيم وانديشهها، حالتها و احساسها و تخيلات به خواننده، نقش دارد. تصوير در كتاب كودك با متن رابطهاي انكارناپذير دارد و نقش آن به گونهاي است كه هر آنچه متن به دليل محدوديت، قادر به بيان نيست، به تصوير ميكشد.
د) كيفيت ارائه
كتاب كودك پديدهاي است كه از روي جلد تا آخرين صفحه و همچنين پشت جلد آن و حتي اگر روكش داشته باشد، با روكش آن در مجموع يك كتاب را تشكيل ميدهد و تكتك عناصر تشكيلدهنده آن در جذب خواننده و نگه داشتن او با كتاب مؤثر است. بنابراين، شكل ظاهري كتاب، يكي از عواملي است كه بايد ارزيابي شود. قطع كتاب، طراحي صفحات،اندازه حروف، جنس كاغذ و صحافي و حتي روكش كتاب از عواملي بهشمار ميآيد كه در زمينه كيفيت ارائه بايد در نظر گرفته شود.(1)
ايجاد عادت به مطالعه
چنانكه پيشتر اشاره شد، «عادت به مطالعه» اكتسابي است؛ يعني همانطور كه كودك، خواندن و نوشتن و حساب كردن را ميآموزد، ميتواند مطالعه را هم فرابگيرد. پس بايد روش مطالعه را به وي آموخت و او را به مطالعه عادت داد. بدين ترتيب، مطالعه همانند انجام هر فعاليت ديگري، نيازمند استفاده از روشهاي درست و ويژه است. پيش از هر چيز بايد بدانيم، مطالعه در ميان اعضاي خانواده به صورت عادتي هميشگي از دوره كودكي، آغاز و در طول دوره تحصيل (ابتدايي، راهنمايي و متوسطه) به صورت مستمر و بيوقفه ادامه داشته باشد. بايد با استفاده از امكانات موجود در كتابخانههاي شهر و با راهنمايي كتابدار، كتابهاي مناسب گروه سني و دوره تحصيلي كودكان را انتخاب كرد. بايد آنان را با ادبيات ويژه خودشان آشنا كرد. براي اين كار ابتدا بايد اشعار كودكانه برايشان خواند و تا مرحله رسيدن به داستانهاي علمي، به اين روند ادامه داد. بهترين و پربارترين اوقات براي ما و كودكان در طول روز، زماني است كه با يكديگر كتاب ميخوانيم.
1) ادبيات كودكان و نوجوانان و ترويج خواند (مواد و خدمات كتابخانهاي براي كودكان و نوجوانان، صص 63 ـ 67.
رفتن به كتابخانه را بخشي از برنامه هفتگيمان قرار دهيم. اجازه دهيم كودكان در كتابخانه با داشتن فرصت كافي به سراغ قفسههاي كتاب بروند و با نگاه كردن به آنها، كتاب مورد علاقهشان را انتخاب كنند. گاه نيز آنها را به سمت قفسههايي كه موضوعات آنها ناآشنايند، راهنمايي كنيم تا كتابهايي را برگزينند كه معمولاً انتخاب نميكنند و از اين راه به سمت موضوعهاي گوناگون و جديد سوق داده شوند و دنياهاي جديدي را كشف كنند. بسياري از كتابخانهها، روزها و ساعات مشخصي در هفته را به داستانخواني اختصاص ميدهند و مسئول كتابخانه هر هفته كتابي جديد معرفي ميكند و خوانده ميشود.
بسياري از فيلمهاي سينمايي و برنامههاي تلويزيوني، بر اساس كتابهاي منتشر شده ساخته ميشوند. اگر كودك ما به فيلم يا برنامهاي علاقهمند است، او را به خواندن فيلمنامه يا كتاب مربوط به آن فيلم تشويق كنيم. در واقع، اين روشي ساده براي ايجاد انگيزه و علاقه در كودكاني است كه به خواندن كتاب ميل ندارند. در عصر اطلاعات كه با انبوه فزاينده اطلاعات در قالب كتاب، مجله و روزنامه مواجههايم، اين منابع بهترين وسايل تشويق نوجوانان و جوانان به مطالعه بهشمار ميآيد. همچنين ميتوانيم از برنامههاي آموزشي موجود در شبكههاي جهاني اينترنت بهرهمند شويم.
خوشبختانه، هر سال بر شمار نشريههاي گوناگون كودكان افزوده ميشود. ميتوان فرزندان را به خريد و اشتراك نشريهها و روزنامههاي مناسب سن و جنس و شرايط اجتماعي و فرهنگي، تشويق كرد. مناسبتهاي گوناگون مانند روز تولد و سال نو، فرصتهاي خوبي هستند تا آنان براي مجله يا روزنامه مورد علاقهشان، مشترك شوند.
به كودكان، اهميت و ضرورت مطالعه را يادآوري كنيم. به آنها بگوييم كه مطالعه، راهي مطمئن براي جهتدار و هدفمند كردن زندگي است. بدين
منظور، بايد در روزهاي هفته، زماني معين را به خواندن اختصاص داد تا هريك از اعضاي خانواده بتواند كتاب، روزنامه يا مجله مورد علاقهاش را بخواند، حتي اگر مدت زمان مطالعه، 15 تا 30 دقيقه باشد. بيشك، پس از مدتي، از علاقهاي كه توانستهايد به راحتي در وجود فرزندتان براي مطالعه پديد آوريد، شگفتزده ميشويد.(1)
سرانجام، اينكه بكوشيم گاه بخشهاي مهم و جالب كتابي را براي اعضاي خانواده بخوانيم و درباره آن بحث كنيم. با افراد اهل مطالعه وانديشمند، ارتباط و با آنها رفتوآمد داشته باشيم تا شوق و انگيزه مطالعه در اعضاي خانواده شعلهور شود. همچنين گاه از فرزند خود بخواهيم برايمان كتاب بخواند يا قصهاي را با زبان خودش تعريف كند. مهمتر از همه اينكه با رايزني كارشناسان براي فرزند خود سير مطالعاتي و برنامه كتابخواني تنظيم كنيم،(2)افزون بر موارد يادشده، بهطوركلي آنچه جامعه، كودك و نوجوان را به سمت خواندن تشويق ميكند، عزم ملي و همكاري همه نهادها براي برنامهريزي هماهنگ و سازمانيافته است كه در روند كار خود بايد به اين موارد توجه داشته باشند:
ـ والدين را از ارزشهاي خواندن آگاه كنند؛
ـ آموزگاران، كتابداران و برنامهريزان شبكههاي راديويي، تلويزيوني و مطبوعاتي را براي اجراي برنامههاي ترويج كتاب تربيت كنند؛
ـ بسترهاي لازم را براي توليد كتابهاي مناسب و ارزان آماده سازند؛
ـ در جهت گسترش شبكه كتابخانههاي عمومي سرمايهگذاري كنند؛
ـ با دگرگوني نظام آموزشي، راه را براي شكلگيري كتابخانههاي مدرسه باز كنند؛
ـ با حمايت از صنعت نشر، زمينهساز توليد كتابهاي خوب باشند؛
ـ شبكه توزيع را كارآمد كنند.(1)
البته بايد توجه داشت كه در فرآيند ايجاد عادت به مطالعه در كودكان مسير هموار نيست و همواره موانعي در اين راه وجود دارد. يكي از مقولههايي كه بر خواندن كودكان و نوجوانان اثرگذار بوده و سبب نگراني كارشناسان شده است، رشد و توسعه رسانههاي صوتي و تصويري پيش از تثبيت وضعيت مواد مكتوب است كه برخي از كارشناسان آن را در رقابت با كتاب، حتي كتابهاي خوب، نيرومندتر ميبينند. به دليل آنكه كودك در برابر محملهاي آگاه شدن، آموختن و لذت بردن، حق انتخاب دارد، بيشتر به سمت اين رسانهها تمايل نشان ميدهد؛ چرا كه از جذابيت بيشتري برخوردارند و معمولاً پيشنيازي براي استفاده از آنها وجود ندارد. نكته ديگري كه ميتوان آن را مانع جدي پنداشت، سطح كيفي آثار چاپي است. هميشه نخواندن را نبايد ناشي از بيعلاقگي دانست. محتواي آثاري كه در اختيار خوانندگان قرار ميگيرد، در پديد آوردن علاقهمندي بسيار اثرگذار است. نخواندن، گاه اعتراضي به محتواي آثار و كيفيت آنهاست.(2)همچنين از عوامل ديگر بيرغبتي كودكان به مطالعه، ميتوان به خودداري والدين از راهنمايي و تشويق كودكان به مطالعه، نبود كتابهاي مناسب كودكان از نظر كيفي، فقر كتابخانههاي مدارس و كتابخانه كودكان در شهرها، كمتوجهي
مسئولان و مربيان مدارس به مطالعه و كتابخواني، اشاره كرد.(1)ازاينرو، عادت به مطالعه همچون عادات ديگر، در دوره كودكي، بهتر و مؤثرتر شكل ميگيرد. به همين دليل، كارشناسان و متوليان بايد با اهتمام به رفع موانع عادات مطلوب، ايجاد و گسترش فرهنگ مطالعه در كودكان و نوجوانان را در اولويت برنامهريزيهاي فرهنگي قرار دهند. كودكان و نوجوانان، آيندهسازان كشور بهشمار ميآيند و تقويت و تربيت درست آنان، تضمين توسعه پايدار كشور است و افقي روشن و چشماندازي پراميد پيش رو پديد خواهد آورد.
1) «بررسي وضعيت كتاب و كتابخواني در ايران»، پيام كتابخانه، سال يازدهم، بهار 1380، ش 1، صص 6 ـ 11.
فصل پنجم: وضعيت مطالعه در ايران
( ارزش يك جامعه به وجود افراد كتابخوان آن جامعه بستگي دارد.
مقام معظم رهبري
كتاب از ديرباز تاكنون، سرنوشت پرفرازونشيبي در ايران داشته است. ايرانيان باستان، نوشتههاي خود را روي سنگ، كندهكاري ميكردند يا روي الواح گِلي زرين و سيمين مينوشتند و گاه از پوست دباغيشده گاو استفاده ميكردند.(1)از نخستين قرن اسلامي، صنعت كاغذسازي كه ماده اصلي كتاب بود، در بسياري از شهرهاي ايران رواج يافت. در دوره صفوي، كتابخانههاي ارزشمند و باشكوهي پديد آمد و دوره قاجار نيز با ورود صنعت چاپ به ايران و رواج كتابهاي چاپ سنگي در كشور همزمان بود، اما در دوره پيشامدرن، كتاب، ابزار يا رسانه انتقال معاني در گسترهاي بسيار محدود بود. در اين دوران، نخبگان كتاب مينوشتند و مخاطبان يا خوانندگان كتاب نيز، نخبگان جامعه بهشمار ميآمدند. در اين دوره، شمار باسوادان اندك بود. در نتيجه، مطالعه كتاب به گروههاي اجتماعي محدودي مانند نخبگان سياسي، درباريان، روحانيان و ثروتمندان محدود ميشد. در چنين وضعيتي، طبيعتاً مباحث و موضوعاتي كه در دنياي كتاب ارائه ميشد، متناسب با نيازها و
1) محمدحسن رجبي، مروري كوتاه بر تاريخ كتاب در ايران: از آغاز تا كنون، ص 11.
علاقهمندي نخبگان بود. اساساً تودههاي مردم از كتاب به عنوان ابزاري براي توليد و انتقال فرهنگ استفاده نميكردند. به همين دليل، براي تودهها، آيينها و مناسك، شايد عمدهترين رسانه توليد و انتقال فرهنگ به جاي كتاب بود. همينطور افزون بر محدود بودن قلمرو موضوعي كتابها، در دوران پيشامدرن كتاب بيشتر داراي معناي قدسي و متافيزيكي بود.(1)ابننديم در كتاب الفهرست ياد ميكند پس از اينكه اسكندر بر فارس و كاخ داريوش دست يافت، فرمان داد گنجينههاي دانش آن را كه به زبان پهلوي بر سنگها و لوحها نوشته شده بود، به زبانهاي قبطي و يوناني برگردانند و آنها را به مصر فرستاد تا در كتابخانه اسكندريه نگهداري شود، گرچه بسياري از كتابها را سوزاند و نابود كرد.(2)
به باور انديشمندان، توسعه فرهنگي، اصلاح و تحول وضعيت موجود و تجلي تواناييها و استعدادهاي نهفته در جهت هموار كردن و تسريع فرآيند پيشرفت جامعه در جنبههاي گوناگون است. در زمينه تعالي اين نوع توسعه، شاخصهاي متعددي نقش ايفا ميكنند كه كتاب در اين ميان بيش از هر عاملي اهميت دارد. در اين ميان، ترويج فرهنگ كتابخواني از جايگاه ويژهاي برخوردار است. بيترديد مطالعه و كتابخواني، ابزار اصلي افزايش سطح آگاهي و دانش همگان است.(3)مطالعه كتابهاي مفيد و مناسب به افراد امكان ميدهد تا با تأمل در مطالب و محتوا، حقيقت زندگيشان را در آن بيابند، ظرفيتها و مهارتهاي شناختي وجوديشان را ارتقا بخشند و در همان حال، از لذتي واقعي و كمياب
بهره گيرند، اما با وجود توليد انبوه كتاب، دسترسي زياد و نرخ بالاي سواد، كتابخواني جايگاه والايي در فرهنگ فراغتي ايرانيان ندارد.(1)
بر اساس اطلاعات موجود در سال 1320، در سراسر ايران، شمار 328 عنوان كتاب، چاپ شده است. اين تعداد تا سال 1342 تا 800 عنوان در نوسان بوده است. اگر بخواهيم متوسطي از اين آمار ارائه دهيم، در فاصله سالهاي ۱۳۴۳ تا 1357، متوسط توليد كتاب 2500 عنوان كتاب در سال است. كمتر از سه دهه بعد، اين رقم به ۵۲ هزار و ۷۹۸ عنوان در سال 1385 رسيد. اين ارقام، ۱۹ هزار درصد رشد را نشان ميدهد. در چند سال گذشته نيز آمار نشر كتاب افزايش يافته و به 70 هزار عنوان تا پايان 1389 رسيده است. اين رشد همراه با رشد شمار مراكز نشر، صنعت چاپ، توزيع و فروش كتاب بوده است. براساس اين آمار، تا پيش از انقلاب اسلامي، شمار ناشران ايران در تهران و شهرستانها، به بيش از 200 مؤسسه و اين رقم در سه دهه اخير، به 5000 در سال 1389 رسيده است. همچنين 4249 كتابفروشي و 2000 كتابخانه عمومي تا سال 1389 در كشور فعال بوده است.(2)باوجود رشدي كه در اين آمارهاي فوق مشاهده ميگردد، در مباحث بعدي خواهيم ديد كه در وضعيت كتابخواني و گرايش مردم به مطالعه تغيير قابل ملاحظهاي ايجاد نشده است.
نامهرباني با يار مهربان
يكي از معيارهاي سنجش رشد فرهنگي و فكري هر ملت و كشوري در تعداد كتابخانهها، كتابفروشيها، كتابهاي چاپ شده و كتابخوانهاي آن
جامعه است. بالا بودن ميزان مطالعه و كتابخواني در جهان يكي از شاخصهاي توسعهيافتگي شناخته شده است، چنانكه در جوامع توسعهيافته، كتابخواني سرانه بالايي را به خود اختصاص ميدهد و متقابلاً در جوامع توسعهنيافته به علت بالا بودن نرخ بيسوادي از يك سو، و مطالعه نكردن كتاب از سوي باسوادان اين جوامع از سوي ديگر، سرانه كتابخواني در اين كشورها، رقم پاييني دارد. در ايران كه جزو كشورهاي در حال توسعه است، با وجود افزايش شمار باسوادان، همچنان آمار ناچيز مطالعه معضلي است كه پيآمد فراواني را به شكل غيرمستقيم درپي داشته است. با وجود تحولات اجتماعي و فرهنگي در دو دهه اخير، هنوز كتاب موقعيت مناسب خود را نيافته؛ زيرا براساس گفته مسئولان، ميزان باسوادي به 80 درصد رسيده و شمارگان چاپ كتاب با آهنگ رشد دانشاندوختگان، بيتناسب است.(1)
همانگونه كه بيان شد، از شمار كتابخانهها، شمارگان كتابهاي چاپشده، ميزان و شيوه خريد كتاب و ميزان مطالعه و كتابخواني ميتوان دريافت كه فرهنگ در ايران چه جايگاهي دارد و به اين شكل، رشد و توسعه يا افول و عقبگرد ملتي را ميتوان بررسي كرد. براي اينكه بدانيم شمارگان كتاب در ايران چهقدر پايين است، اين آمار را با آمار كشور تاجيكستان مقايسه ميكنيم. در جمهوري تاجيكستان، شمارگان متوسط كتاب در حدود 50 هزار نسخه براي 5 ميليون نفر است. اگر شمار مطالعهكنندگان تاجيكستان را، كه در سطح پاييني است، معيار قرار دهيم، متوسط شمارگان كتاب با توجه به جمعيت ايران، بايد 650 هزار نسخه باشد، نه 5000 نسخه! به عبارت ديگر، مردم تاجيكستان با درآمد محدود و پايينتر از ما، 5/2 درصد
1) بتول رحماني، «بررسي تعداد مقالات و گزارشهاي منتشر شده درباره كتاب و كتابخواني در سالهاي 1374 و 1375 و تطبيق آنها»، فصلنامه كتاب، بهار 1382، ش 53، صص 11 و 12.
بيش از ايرانيان، كتاب ميخوانند. اين در حالي است كه نوجوانان و جوانان بيش از نصف جمعيت ايران را تشكيل ميدهند كه بايد بيش از گروههاي سني ديگر، تشنه دانش و مطالعه باشند.(1)
امروزه با وجود افزايش جمعيت شهرها و رشد آمار باسوادي و فراهم آمدن بسياري از لوازم و زمينههاي رشد فرهنگي و آگاهيهاي عمومي، بازار كتاب با تحركي كه نشاندهنده روي آوردن عموم مردم به كتاب و ايجاد طبقهاي عظيم از كتابخوانان باشد، همراه نيست و همچنان متوسط شمارگان كتاب، بين 1000 تا حداكثر 5000، در نوسان است. طبيعي است كه اين شمارگان براي كتاب، نه تنها از نظر اقتصادي تأمينكننده هزينههاي تمام شده كتاب نيست، بلكه تأمينكننده زندگي نويسندگان و محققان و مترجمان و كتابفروشان و ناشران نيز نميتواند باشد. در نتيجه، نه ناشران از كارشان خشنودند و نه نويسندگان و محققان. حاصل سالها كار و تلاش آنها در چاپخانهها خاك ميخورد يا ناشران آنها، حقوق مادي ايشان را ناديده ميگيرند و نويسندگان ديگر انگيزهاي براي تأليف و تصنيف كتابها ندارند و طبعاً همان معدود كتابخوان باقيمانده نيز ناراضي و نگرانند؛ چرا كه كتابهاي مطلوب خود را نمييابند يا توانايي خريد آنها را ندارند.(2)
وضع نامطلوب كتاب و كتابخواني به گونهاي است كه براساس نتايج پژوهشي، 49 درصد خانوادههاي ايراني، در سال كتاب غيردرسي نميخرند. 31 درصد خانوادهها نيز بين يك تا پنج جلد و 11 درصد بين شش تا ده جلد كتاب ميخرند. در اين ميان، فقط 8 درصد بيش از ده جلد كتاب در
سال ميخرند؛ درحاليكه بنابر آمارهاي رسمي، مردم ايران روزانه 35 ميليارد سيگار ميخرند.(1)
علاوه بر آن، كتابخواني ميان تحصيلكردگان نيز وضعيت خوبي ندارد. براساس بررسي مركز افكارسنجي دانشجويان ايران (ايسپا) كه در ميان 400 نفر از دانشجويان دانشگاههاي تهران صورت گرفته است، 3/62% دانشجويان، كمتر از يك ساعت در شبانهروز مطالعه ميكنند. در اين ميان، 8/17% كمبود وقت، 5/15% حجم فراوان تكاليف دانشگاهي و 4/11% دانشجويان، گراني كتاب را از موانع مطالعه برشمردهاند.(2)نظرسنجي ديگري كه در آبان سال 75، در ميان مردم تهران و درباره كتابخواني به طور اعم صورت گرفته است، نشان ميدهد، در ميان جمعيت باسواد و تحصيلكرده، فقط 32 درصد كتابخوان وجود دارد كه از اين گروه، حدود 13 درصد عادت به كتابخواني دارند.(3)اگر بخواهيم مقايسه كنيم، بايد گفت 30 درصد از دانشآموزان و دانشجويان كشور ما مطالعه ميكنند كه در مقايسه با وضعيت مطالعه در كشورهاي پيشرفته، نگرانكننده است. كافي است اين نتايج را با نتايج پژوهشي مقايسه كنيم كه در سال 2005 انجام گرفت. اين آمار نشان ميدهد، 66 درصد مردم روسيه، كتابخوان هستند كه 26% از اين افراد، به طور مرتب كتاب ميخوانند. همچنين شمار كتابهاي موجود در كتابخانههاي خانگي، به طور متوسط 300 عنوان است.(4)
1) «آغاز هفته اهداي كتاب»، گلبرگ، دي 1383، ش 58، ص 59
2) محمدعلي قناويزچي و محمد رضا داورپناه، «بررسي عوامل تسهيل كننده و بازدارنده مطالعه و رابطه نگرش به مطالعه و كتابخواني با الگوي انگيزشي مزلو»، كتابداري و اطلاع رساني، سال دهم، زمستان 1386، ش 4، صص 89 ـ 110.
3) شهلا كاظميپور، «چگونگي گرايش جوانان به كتاب و كتابخواني»، كتاب ماه كليات، آبان 1380، ش 47، صص 6 ـ 15
4) ابوذر ابراهيميتركمان، «فرهنگ كتابخواني در ميان روسها»، اطلاعيابي و اطلاعرساني، سال دوم، خرداد 1387، ش 8، ص 9.
از سوي ديگر، نه تنها مطالعه و خواندن كتاب وضعيت مطلوبي ندارد، بلكه از نظر مطالعه منابع اطلاعاتي ديگر، مانند مطبوعات نيز جايگاه درخوري نداريم. طبق برآورد يونسكو، بايد روزانه 6 ميليون نسخه روزنامه در ايران انتشار يابد، حال آنكه روزانه فقط 5/1 ميليون نسخه چاپ ميشود. تعداد روزنامههاي منتشره در پاكستان، 10 و در تركيه 20 برابر عناوين روزنامه در ايران است و نيز مطالعه سرانه روزنامه در هر هزار نفر در ژاپن، 536 نفر، تركيه عليه السلام 5 نفر، پاكستان 50 نفر و ايران 10 نفر است.(1)علاوه بر آن، از نظر كمي و كيفي، شواهد نشان ميدهد، كيفيت مطالعه نزد افراد پايين است. براي نمونه، در يكي از تحقيقات صورت گرفته به اين نتيجه رسيدهاند كه ميزان آگاهي دانشجويان از شيوههاي مطالعه از عوامل اثرگذار در افت تحصيلي نظام آموزشي بهشمار ميآيد. عادت به مطالعه همانند بسياري از عادتهاي ديگر در دوران كودكي شكل ميگيرد. به همين دليل، آموزش مطالعه و كتابخواني، امر سرنوشتسازي است. پژوهشها نشان ميدهد، پدر و مادر ميتوانند در شكلگيري عادت به مطالعه در كودكان، نوجوانان و جوانان (دانشآموزان، دانشجويان) خود نقش بسيار مهمي داشته باشند.(2)ازاينرو، آموزش شيوههاي صحيح مطالعه و گسترش گرايش به مطالعه،جزو مباحثي است كه بايد كارشناسان و متوليان فرهنگي كشور به آن توجه داشته باشند. چشاندن لذت كتابخواني به افراد جامعه، به برنامهريزي دقيق و فرهنگسازي عالمانه نياز دارد؛ موضوعي كه در كشورهاي ديگر به آن پرداختهاند. در پژوهشي كه كلارك و همكارانش در سال 2008 انجام دادند،
بيشتر جوانان انگليسي (58 درصد) از مطالعه زياد لذت ميبرند و خودشان را در گروه كتابخوانان حرفهاي قرار ميدهند. همچنين بيشتر جوانان (71 درصد) خودشان را اهل مطالعه ميدانند.(1)بر اساس تحقيقي ديگر كه وضعيت كتابخواني در ميان كودكان و نوجوانان ايالات متحده را بررسي كرده است، 78 درصد آنها معتقدند اگر كتابخواني حرفهاي نباشند، در آينده با شرايط دشواري روبهرو خواهند شد. همچنين 87 درصد آنها ميگويند بايد كتابخواني حرفهاي باشند تا در آينده بتوانند حرفه مناسبي پيدا كنند.(2)
از سوي ديگر، با وجود سفارشها و تأكيدهاي گوناگون كه مسئولان و كارشناسان درباره وضعيت كتاب و كتابخواني، در سالهاي اخير داشتهاند، پژوهشهاي جديد آمار اميدواركنندهاي ندارند. بر اساس نظرسنجي كه در تهران ميزان مطالعه و مسائل مربوط به آن را در سال ۱۳۹۰ بررسي كرده است، ۳۶ درصد افراد اهل مطالعه نيستند و فقط پنج درصد تهرانيها به طور حرفهاي مطالعه ميكنند. در اين پژوهش، براي افرادي كه اصلاً مطالعه نميكنند يا كم مطالعه ميكنند، اصليترين دليل، كمبود وقت و وجود مشكلات عنوان شده است.(3)
http://www.ibna.ir/vdcfj1dyyw6dmxa.igiw.html (بازيابي در 20/04/1391)
پژوهش جديدتر و گستردهتري كه با عنوان «آسيبشناسي فرهنگ مطالعه در بين جوانان ايراني» و در بين 15307 نفر از افراد 18 تا 35 سال در تهران و 31 شهر كشور انجام شده است، نشان ميدهد تنها 4/22 درصد ترجيح ميدهند اوقات فراغتشان را با مطالعه كتاب1) كريستينا كلارك و سارا اوزبورن و رودي آكرمن، نگرش جوانان انگليسي نسبت به مطالعه تحقيقي در زمينه تأثير خانواده، همسالان و مدرسه بر مطالعه افراد، به اهتمام حميد قبادي و محمد اللهياري فومني و اشرف راضي، ص 19.
2) مري پوپ آزبرن و ديگران، بررسي وضعيت مطالعه كودكان و نوجوانان در امريكا، به اهتمام حميد قبادي و ديگران، تهران، شركت تعاوني كارآفرينان فرهنگ و هنر، 1388، ص 24.
3) پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، ۳۶ درصد شهروندان تهراني اصلاً مطالعه نميكنند (گزارش نظرسنجي)، در: پايگاه اينترنتي خبرگزاري كتاب ايران:
پُر كنند؛ درحاليكه 52 درصد از آنها در اوقات فراغتشان تلويزيون تماشا ميكنند. اين آمار نشان ميدهد، مردم افزون بر آنكه به مطالعه به مثابه نوعي سرگرمي مينگرند، مطالعه در بين سرگرميها نيز جايگاه مناسبي ندارد. همچنين اين تحقيق متوسط مطالعه غيردرسيِ پاسخگويان را فقط 43 دقيقه در شبانهروز برآورد كرده است.(1)
موانع گرايش به مطالعه
با در نظر گرفتن پيشينه درخشان تاريخي و ديني كشورمان، ميزان رويكرد افراد به مطالعه و كتابخواني در مقايسه با ديگر جوامع، در سطح بسيار پاييني قرار دارد. در بيشتر خانوادهها، كتاب جايي ندارد و پدر و مادرها، مطالعه و كتابخواني را به كتابهاي درسي محدود ميكنند. با وجود، فعاليتهاي گستردهاي كه پس از انقلاب در زمينه توسعه مسائل فرهنگي و بهويژه كتاب و كتابخواني بهوسيله سازمانهايي مانند وزارت ارشاد، صدا و سيما و بهتازگي از سوي شهرداري و سازمانهاي وابسته به آن صورت پذيرفته و همچنين برگزاري منظم نمايشگاههاي بينالمللي و استاني، در زمينه شمارگان كتاب يا وضعيت نشر يا ميزان مطالعه افراد تغيير چشمگيري پديد نيامده است. كارشناسان و پژوهشگران در نتايج پژوهشهايشان، موانع متعددي را در مقابل گسترش فرهنگ مطالعه و كتابخواني بيان كردهاند كه در ادامه به برخي از آنها اشاره ميشود:
بسياري از مردم، نداشتن وقت كافي را مانعي براي مطالعه و كتابخواني ميدانند. تصور، اين است كه اين مشكل، به دليل كافي نبودن درآمد مردم و پرداختن به
1) مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، آسيبشناسي فرهنگ مطالعه در بين جوانان ايراني، تهران، مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، 1391. (پژوهش چاپ نشده)
چند حرفه براي تأمين زندگي پديد آمده است. ازاينرو، بيشتر مردم، ترجيح ميدهند در وقت باقي ماندهشان، تفريح و استراحت كنند. چنانكه «وقت نداشتن» و «دسترسي نداشتن به منابع خواندني» از مهمترين دلايل بيعلاقگي به مطالعه از سوي پاسخگويان در پژوهشي كه در بين جوانان صورت گرفته، بيان شده است.(1)با وجود اين، اگر به چگونگي ميزان گرايش به مطالعه و كتابخواني در ديگر جوامع بنگريم، باور اين تصور عمومي، كمي مشكل به نظر ميرسد؛ چرا كه در بسياري از كشورها، افراد در كمترين زمان ممكن از جمله حضور در صفهاي انتظار، مدت زمان رسيدن به مقصد در وسايل نقليه عمومي، هواپيما و ديگر مكانهاي عمومي، به طور مستمر به مطالعه ميپردازند. ازاينرو، نداشتن وقت كافي اگر توجيه و بهانهاي بيش نباشد، به نظر ميرسد بيشتر به مديريت نكردن زمان در زندگي فردي و اجتماعي مرتبط باشد.
وابستگي به خارج به دليل توليد ناكافي داخلي، قيمت كاغذ را افزايش داده و گراني كاغذ و خدمات نشر، بر قيمت كتاب اثر گذاشته است. بسياري از مردم، به دليل قدرت خريد اندك، به جز موارد ضرورت تحصيلي و شغلي، به سراغ كتاب نميروند. سقراط معتقد بود وقتي جامعه فرزانگي و سعادت مييابد كه خواندن، كار روزانهاش باشد.(2)همواره در جوامع جهان سوم، از يك سو فرزانگان راه پيشرفت و توسعه را گسترش كتابخواني و راهاندازي كتابخانهها اعلام كردهاند و از سوي ديگر، همواره شرايط و اوضاع به گونهاي بوده كه در اين جوامع خواندن كتاب و ايجاد كتابخانه، مغفول افتاده و به امري غير ضروري بدل شده است.(3)
1) مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، آسيبشناسي فرهنگ مطالعه در بين جوانان ايراني، تهران، مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، 1391. (پژوهش چاپ نشده)
2) رهنمون: شامل سخنان جاودان بزرگان، مشاهير و نوابغ جهان، ص 647.
3) «مقدمهاي بر آسيبشناسي مطالعه در كشورهاي جنوب»، فصلنامه كتاب، پاييز 1381، ش 51، صص 116 ـ 125.
بيگمان، گذشتن از دبستان، دبيرستان و دانشگاه، براي دست يافتن به مدرك تحصيلي بالاتر، مزاياي مادي بيشتري دارد، ولي دستيابي به اين نتيجه، مستلزم آن است كه در اين مدت، فرد مهارت و آگاهيهاي لازم را به دست آورد؛ ولي متأسفانه ساختار آموزشي ما در جهت مدركگرايي عمل ميكند. ازاينرو، معلومات فرد در حد جزوههاي كلاسي است. در اين صورت، چگونه ميتوان انتظار داشت كه پرورشيافتگان چنين فرهنگي، به مزاياي ديگر و عاليتر سواد بينديشند و با استفاده از اين وسيله مناسب، درصدد گسترش ديد اجتماعي و افزايش سطح معلومات خويش برآيند؟ ازاين رو، بيشتر مردم جامعه نه تنها به مطالعه كتاب علاقهاي نشان نميدهند، بلكه تحت تأثير اين گمان نادرست كه مطالعه كتابهاي غيردرسي به پيشرفت فرزندان در زمينه تحصيلي آسيب ميرساند، مانع آن ميشوند كه فرزندانشان به مطالعه اين گونه كتابها رو آورند.(1)
همچنين نظام وارداتي تعليم و تربيت، در بيشتر كشورهاي توسعهنيافته مانند وصله ناجوري است. نظام آموزشي در بيشتر اين جوامع، تكمحور است و معمولاً بر اساس كتاب يا جزوه درسي شكل ميگيرد و آموزگاران و دانشآموزان، خود را از هر گونه مراجعه به ديگر منابع اطلاعاتي بينياز ميدانند. بهويژه در مراحل آغازين تحصيل به كتابهاي غير درسي هيچ ارجاعي صورت نميگيرد. در مراحل بعدي حتي در سطوح عالي، مراجعه به كتابهاي غيردرسي و منابع اطلاعاتي، حالتي صوري دارد و بيشتر براي رفع تكليف است تا انجام دادن وظيفه. پژوهشها نشان ميدهد افرادي كه در
1) محمد اسماعيلزاده، «راهبردهاي تحقق فرهنگ كتابخواني در سطح جامعه»، كتاب مهر، بهار 1390، ش 2، صص 110 ـ 124
مراحل نخستين تحصيل به كتابخواني رو آوردهاند، در مراحل ديگر تحصيل، به كتاب و كتابخانه بيشتر مراجعه داشتهاند.(1)از سوي ديگر، بر اساس آمار سال 76، حدود 69% مدارس و آموزشگاههاي كشور كتابخانه ندارند. در واقع، از 108 هزار واحد آموزشي در سراسر كشور، فقط حدود 34 هزار مدرسه، كتابخانه دارند و آمار كتابهاي موجود در اين كتابخانهها، 18 ميليون و 900 هزار جلد است، يعني يك جلد كتاب به ازاي هر دانشآموز، درحاليكه در ژاپن، 4/99 درصد مدارس ابتدايي، 8/98 درصد مدارس راهنمايي و 100 درصد دبيرستانها، كتابخانه دارند.(2)اين وضعيت مسئوليت دستاندركاران و مديران نظام آموزشي كشور را سنگينتر ميسازد.
افزون بر آن مواردي مانند ضعف كتابخانههاي مدارس از نظر كتاب و امكانات لازم در كتابخانه، نامناسب بودن محل استقرار كتابخانه، نامناسب بودن فضاي فيزيكي كتابخانه از نظر فضا، نور، رنگ، نداشتن سالن، ميز و صندلي مطالعه، نبودن فعاليتهاي جنبي و جذاب در برنامه كاري مدارس، توجه نكردن معلمان و كاركنان مدارس به كتاب و تشويق دانشآموزان به مطالعه، نداشتن انگيزه كافي براي مطالعه و كتابخواني، كمبود وقت فراغت دانشآموزان با عنوان مطالعه و كتابخواني در برنامه درسي مدارس، اختصاص نداشتن درسي مشخص با عنوان «مطالعه و كتابخواني»، ناكافي بودن تبليغات در زمينه استفاده از كتاب، بهرهمند نشدن از روشهاي علمي و مطلوب براي اداره كتابخانههاي مدارس، نبود ساعت قصه و كتابخواني و خلاصهنويسي كتاب در مدارس، ناكافي بودن مسابقات كتابخواني و خلاصهنويسي
دانشآموزان، نبود جلسات نقد و بررسي كتاب با حضور دانشآموزان، مشخص نبودن جايگاه كتاب و كتابخانه در مدارس، محدود شدن قفسه كتابخانه مدارس به كتابهاي درسي، كمرنگ بودن جايگاه تحقيق و مطالعه در مدارس، بيتوجهي به نياز دانشآموزان و دستاندركاران آموزش درباره مقوله كتاب و بياعتنايي مديران مدارس به مسائل و مشكلات و نيازهاي كتابخانه، حذف پست كتابدار در نظام آموزش و پرورش كشور، رايج بودن «جزوهخواني» در مراكز آموزش عالي، شيوع «مدركگرايي» در ميان دانشجويان و دانشآموختگان، تكاليف بسيار دانشآموزان و حجم فراوان كتابهاي درسي و تأكيد بر حفظ كردن مطالب آن، نبود امكانات لازم براي تعميق فرهنگ مطالعه در مدارس، غني نبودن كتابخانههاي مدارس و خانوادهها و مواردي از اين دست را كه با نظام آموزشي ارتباط دارند، از ديگر موانع كتاب و كتابخواني بايد بهشمار آورد.(1)
گسترش روزافزون رسانههاي تصويري، بهتدريج عادات خواندن و قلمروي فرهنگ مكتوب را محدود كرده است. بيگمان، امروزه تماشاي تلويزيون يكي از سرگرميهاي اصلي مردم است كه اگر به طور اصولي و كنترلشده از آن استفاده نشود، كاهش مطالعه و كتابخواني را درپي خواهد داشت.
مفاهيمي همچون «آزادي اطلاعات» يا «جريان متوازن اطلاعات»، چنانكه در اعلاميه جهاني 1948 بيان شده، نتيجه طبيعي و حق اوليه آزادي بيان و عقيده
1) حميدرضا چاكري، «كتابخانه، مطالعه كتاب و موانع و راهبردهاي بهينهسازي»، كتاب ماه كليات، دي و بهمن 1384، ش 97 و 98، صص 108 ـ 111.
است، اما عملاً در جهان سوم، سخن گفتن از «جريان متوازن اطلاعات» غير واقعي است. مفهوم جريان آزاد اطلاعات، در عمل به سود كساني كار كرده كه داراي بزرگترين منابع ارتباطي هستند و همواره جرياني يكسويه بوده است. طراز مبادله اطلاعات كشورها نشان ميدهد ميزان توليد اطلاعات در جهان سوم بسيار ناچيز است و عملاً صاحبان اطلاعات كه يا خارجياند يا اطلاعات آنها از خارج مرزها سرچشمه ميگيرد، قدرتي عظيم در اختيار دارند تا انديشههايي را رواج دهند كه براي اكثريت ميپسندند. بياعتمادي به ورودي اطلاعات و همچنين فقر ارتباطي سبب ميشود ميزان گرايش به اطلاعات در اين جوامع بسيار كاهش يابد. فرد جهان سومي كه عملاً در تعليم و تربيتش به اين سو گرايش نيافته است، در ايام بزرگسالي نيز تجهيزات و امكانات لازم را براي بهرهگيري بهينه از اطلاعات فراهم نميبيند. ازاينرو، هيچگاه اين بهرهگيري در وجود وي نهادينه نميشود.(1)
در بسياري از كشورهاي توسعهنيافته، متخصصان در رأس كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني قرار نگرفتهاند. در بيشتر كتابخانههاي اين كشورها، استانداردهاي لازم در ساختار نيروي انساني مراعات نميشود. به كار نگرفتن افراد واجد شرايط سبب ميشود كتابخانهها بيتحرك بمانند و به انبار كتاب تبديل شوند. هدايت نادرست مراجعان و به كار نگرفتن فنون لازم براي جذب و جلب خوانندگان بالقوه كتاب، از عوامل اثرگذار در زمينه مطالعه نكردن در اين كشورها بهشمار ميآيد.(2)
فرهنگ كتابخواني زماني در جامعه ما گسترش مييابد كه نظام اطلاعرساني كارآمدي برقرار باشد و يافتههاي اطلاعاتي و اشاعههاي اطلاعاتي نيز مبناي تصميمگيري قرار بگيرد. فعاليتهايي كه خبر چاپ كتابها و مقالات را درست بازتاب دهند، گزارشهاي تحقيقاتي را بشناساند و در جريان اخبار محافل علمي ـ فرهنگي باشد، در محدوده وظايف نظام اطلاعرساني است.(1)
خانواده، نهاد اثرگذاري در مراحل رشد و بالندگي كودكان بهشمار ميآيد و در نهادينه كردن فرهنگ مطالعه و كتابخواني نقش سرنوشتسازي دارد. محيط و شرايط خانواده و روش تربيتي و آموزش والدين در انس كودك با كتاب نقش بسزايي دارد. كودكي كه با كتاب آشنا ميشود، از همنشيني و دوستي با كتاب لذت خواهد برد. ناگفته پيداست كه كتاب و كتابخواني در ميان خانوادههاي ايراني جايگاه شايستهاي ندارد. ازاينرو، آشنا نبودن كودكان با مطالعه در خانواده، اختصاص نيافتن وقت مناسب در منزل براي مطالعه كودكان، استفاده نكردن خانوارها از ابزار قصه و داستان، حاكم بودن رسانههاي ديداري و شنيداري بر فضاي خانواده به جاي حاكم بودن فرهنگ مطالعه، مهيا نبودن امكانات لازم در خانه براي مطالعه افراد خانواده، توجه ناكافي اولياي خانواده به اهميت كتاب و مناسب ندانستن آن به منزله يكي از بهترين كالاهايي كه ميتوان به فرزند خود در مناسبتهاي مهم اهدا كرد، مرسوم نبودن قصهخواني از روي كتاب در خانهها، اختصاص نداشتن بودجه مشخص از درآمد خانواده براي خريد كتاب و مطالعه آن، بياعتقادي
1) «راهبردهاي تحقق فرهنگ كتابخواني در سطح جامعه»، كتاب مهر، بهار 1390، ش 2، صص 110 ـ 124.
خانوادهها به مطالعه به مثابه وسيلهاي براي آرامش بيشتر، بيسوادي و كمسوادي والدين و نگرش نادرست آنان به كتاب و...، از موانع اصلي فراروي ترويج فرهنگ مطالعه در ميان خانوادهها بهشمار ميآيد.(1)
يكي از عوامل كتابگريزي، بينيازي به مطالعه است. تا وقتي افراد جامعه نياز واقعي و دروني به خواندن در خود احساس نكنند، حتي بسياري از مطالعهكنندگان نيمهحرفهاي ما، خواندن كتاب را از اولويتهاي چندم زندگي خود بهشمار ميآورند. افزون بر آن، كتاب و كتابخواني هنگامي ميتواند به مثابه ضرورتي در زندگي جا بيفتد كه مخاطبان خود را به لذت بهرهگيري از كتاب آشنا كرده باشيم. همانگونه كه لذت «پول» و دستيابي به آن، آدمي را به تكاپو وا ميدارد، لذت كتابخواني نيز بايد كشف شود تا دانشآموزان و فرهيختگان علوم گوناگون، پژوهشگر بار آيند.
كتابخواني كار لذتبخشي است كه تا آن لذت به روح كسي نرسد، آن را نچشد و حظي نبرد، نميتوان از شخصي توقع داشت كه كتابخوان بار آيد. راههاي دستيابي به لذت كتابخواني را ميتوان از ويژگيهاي روحي و رواني دانشآموختگان به دست آورد. كمبود كتابخواني در كشور ما، مشكلي فرهنگي است و تا زماني كه فضاي فرهنگي مناسب شكل نگيرد، بحث درباره كتاب و ديگر ابزارهاي فرهنگي چندان سودمند نيست. علت اصلي كتاب نخواندن مردم اين است كه متأسفانه مردم ما هيچ فايدهاي براي كتابخواني احساس نميكنند و ما هم فوايد كتابخواني را در كوتاهمدت و بلندمدت براي آنان بازگو نكردهايم. ازاينرو، تا وقتي كه چنين نگرشي
1) «كتابخانه، مطالعه كتاب و موانع و راهبردهاي بهينهسازي»، كتاب ماه كليات، دي و بهمن 1384، ش 97 و 98، صص 108 ـ 111.
درباره كتاب باشد، با هيچ فعاليت تبليغي نميشود بحران كتاب و كتابخواني را سامان داد. به نظر ميرسد بايد جامعه را به اين باور رساند كه كتابخواني به معناي بردن سود مادي نيست، بلكه به افزايش دانش و بينش و بهبود شيوه زندگي آنان كمك ميكند. به هر صورت، مردم بايد احساس كنند كتابخواني باعث ميشود راحتتر زندگي كنند و وقتي اين احساس محقق ميشود كه واقعيتهاي جامعه نيز چنين احساسي را تقويت كنند.(1)ازاينرو، آمادگي براي خواندن تا حدود بسياري در گرو ارزش و اهميت جامعه براي خواندن است. در جامعهاي كه خواندن ارزش بهشمار نميآيد، انتظار آنكه مردم با اشتياق به خواندن كتاب رو بياورند، نامعقول است. چنانكه پيشتر گفته شد در اين حالت افراد، بيعلاقگي به خواندن خود را در پسِ توجيههايي نظير نداشتن وقت كافي براي مطالعه يا خستگي ناشي از برنامههاي آموزش رسمي، پنهان ميكنند.(2)
از نظر ايفلا،(3)كتابخانه عمومي، پديدهاي جهاني است و در جوامع و فرهنگهاي گوناگون و در مراحل متفاوت، توسعه مييابد. اين كتابخانهها دسترسي به دانش و اطلاعات و آثار خيالي را از طريق گروه وسيعي از منابع و خدمات فراهم ميكنند و براي همه افراد بدون توجه به نژاد، مليت، سن، جنس، مذهب، زبان، وضعيت جسمي و معيشتي، در دسترس هستند و اهدافي چون حمايت از آموزش رسمي و غيررسمي، اطلاعرساني و پرورش
رشد فردي را برعهده دارند. كتابخانههاي عمومي از راه خدمات منحصربه فرد خود، فرهنگ مطالعه را در جوامع ترويج ميكنند و به اين ترتيب، افراد بيگانه با كتاب را به كتابخوان تبديل ميكنند. كتابخانههاي عمومي در صورت برخورداري از كتابهاي مناسب و كتابداران متخصص و توجه به نيازهاي مراجعان، ميتوانند در تشويق مردم به مطالعه اثرگذار باشند. اگر كتابخانههاي عمومي جايگاه واقعيشان را بيابند و امكانات لازم و گستردگي متناسب با رشد جمعيت را به دست آورند، جامعه مخاطب آنها از نظر تاريخي و اجتماعي، به بلوغ و قدرت گزينش ميرسند كه نه تنها برآورنده نياز اطلاعاتي هر متقاضي و زمينهساز رويكرد مردم به سوي مطالعه و كتابخواني است، بلكه ميتواند پشتيبان تحقيقات در كشور و ضمانتي مطمئن براي سلامت جامعه باشد، اما به راستي اين آرمانها تا چه حد در كتابخانه هاي عمومي ايران تحقق يافتهاند. بر اساس استاندارهاي ايفلا، به ازاي هريك نفر بايد دو جلد كتاب در كتابخانههاي عمومي باشد. در كشورهاي توسعهيافتهاي مانند سوئد، دانمارك و فنلاند به ازاي هر نفر، به ترتيب 6/5، 7/6 و 7 جلد كتاب وجود دارد. حال آنكه بر اساس آمار، در كتابخانههاي عمومي كشورمان به ازاي هر 10 نفر يك جلد كتاب وجود دارد.(1)از سوي ديگر، بر اساس نظرسنجي صورت گرفته از تهراني كه قاعدتاً از نظر فرهنگي بايد از ديگر شهرهاي كشور پيشتازتر باشد، فقط 26 درصد پاسخ دادند كه عضو كتابخانه هستند.(2)اين وضعيت را مقايسه كنيم با پژوهشهايي كه نشان ميدهند يكسوم جمعيت فنلاند عضو كتابخانههاي
عمومي هستند.(1)ازاينرو، اين آمارها روشن ميسازد كه كتابخانهها و از جمله كتابخانههاي عمومي چنانكه بايد و شايد در بين مردم جايگاهي ندارند. علاوه بر آن، عواملي چون فقر منابع علمي و نبود كتابهاي مرجع به حد كافي در كتابخانههاي عمومي، منطبق نبودن كتابخانههاي عمومي با استانداردهاي موجود، كمبود كتابهاي جديد، كافي نبودن سالنهاي مطالعه در كتابخانهها، ضعف ارتباط با مدارس، دانشگاهها، خانوادهها، رسانهها و قشرهاي مردم، به كار نگرفتن فنون و روشهاي عملي در جلب و جذب خوانندگان بالقوه كتاب، كمبود نيروي انساني متخصص و كارآزموده و ناكارآيي برخي از نيروي موجود، نامتناسب بودن تعداد كتابخانهها با شاخصهاي رشد جمعيت، نارسايي فضا و مجموعه و انسجام نداشتن آنها، مجهز نبودن كتابخانهها به تجهيزات لازم، دستگاههاي تكثير، خدمات سمعي و بصري، نداشتن كتابدار مرجع براي پاسخگويي به سؤالات علمي مراجعان، متناسب و هماهنگ نبودن كتابهاي كتابخانه با شرايط و نيازهاي مراجعان، نداشتن فعاليتهاي جانبي مانند مسابقات كتابخواني، قصهگويي، نمايش فيلم، بيتوجهي به دلانگيزسازي فضاي كتابخانه و چيدمان تجهيزات، كمبود كتابخانه و نبودن كتابخانه ويژه گروههاي سني از جمله عوامل دوري مردم از كتابخانههاي عمومي بهشمار ميآيد.(2)
افزون بر اين موارد كه به تفصيل شرح داده شد، كارشناسان، موانع ديگري نيز براي ترويج مطالعه ذكر كردهاند. برخي از اين عوامل عبارتند از:
شيوههاي غلط مطالعه، غلبه فرهنگ شفاهي بر فرهنگ كتبي، ترجيح دادن ديگر فعاليتها، دسترسي ضعيف به مجموعههاي مناسب كتاب، كيفيت نازل برخي كتابها و جرايد، كمي تعداد نسخههاي مطبوعات و كتابها، محروميت افراد از دسترسي به كتاب، نابساماني در شبكه توزيع كتاب و جرايد، مشكل در انتخاب كتابهاي مناسب، ناكافي بودن حمايت دولت از دستاندركاران نشر، تأليف و توليد كتاب، بالا نبودن ميزان باسوادي بهويژه در مناطق روستايي، توجه نداشتن بخش عظيمي از مردم به كتاب و مطالعه، فراهم نبودن و ناكافي بودن امكانات براي مطالعه، معيوب بودن ساختار آموزشي كتاب و تأكيد بر حفظ مطالب به جاي تحقيق، تفحص و درك مطالب كتاب، ناكافي بودن توليد كتابهاي جيبي و ارزانقيمت در مقياس وسيع، وجود قوانين نسبتاً سختگيرانه در توليد و تأليف كتاب و نيز عضويت و استفاده از كتابخانهها، نبودن برنامه جامع به منظور ترويج فرهنگ مطالعه، كمبود امكانات در كتابخانههاي مساجد (سالن قرائتخانه، ميز و صندلي)، ناكافي و معيوب بودن كتابخانههاي ادارهها و كمبود كتاب در اين كتابخانهها، شمار اندك مراكز فرهنگي، نياز به تلفن گويا و راهنماي كتاب، كمبود نشريات ويژه كتاب در جامعه، با صرفه نبودن فعاليت در زمينه توليد و نشر كتاب، محدود بودن شمار ناشران مستقل، نامتناسب بودن محتواي كتابهاي چاپ شده با انتظارات و خواستههاي مردم، كاهش منزلت خردگرايي، جايگزيني شيوههاي جديد كسب اطلاعات، حاكم شدن نظام ارزشي مادي، تعداد كم كتابفروشيها در شهرستانها، پايين بودن شمارگان كتاب، نبود سياست منطقي و يكدست در مميزي كتاب، ماشيني شدن زندگي اجتماعي و ترجمههاي نامناسب كتابهاي خارجي.(1)
1) دبيرخانه شوراي عالي جوانان، شيوههاي اشاعه فرهنگ مطالعه، چاپ شده در خلاصه مقالات اولين همايش راههاي ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني، ص 60.
راهكارهاي تحقق فرهنگ كتابخواني
در ماده اول «منشور كتاب» كه سازمان يونسكو منتشر كرده است، ذيل عنوان «هر كسي حق مطالعه دارد» آمده است:
جامعه بايد زمينههايي فراهم آورد كه هر كس بتواند از مواهب خواندن بهرهمند شود. در جهاني كه بيسوادي بخش وسيعي از مردم را از دستيابي به خواندن محروم كرده، دولتها بايد براي رفع اين بليه تلاش كنند. آنها بايد توليد متون چاپي لازم را براي فراگيري خواندن و حفظ توانايي مطالعه تشويق كنند. در صورت لزوم، بايد كمك دوجانبه يا چندجانبه براي حرفههاي مختلفِ مربوط به كتاب فراهم آيد. توليدكنندگان و پخشكنندگان كتاب نيز وظيفه دارند كه مراقب باشند انديشهها و اطلاعاتي كه از رهگذر متون چاپي منتقل ميشوند، با سير تحول نيازهاي خوانندگان و سرتاسر جامعه همگام باشند.(1)
پرورش انديشههاي نو و خلاق و ارتقاي فرهنگ جامعه، فقط با افزايش كتابخوانها، البته به روال درست و منطقي امكانپذير است. به همين دليل، راهكارهاي مفيد و مؤثري را بايد جست و هرچه سريعتر به اجراي اين راهكارها پرداخت. بر اين اساس، «سند نهضت مطالعه مفيد» در تاريخ 4/8/89 به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيده و براي اجرا به دستگاههاي اجرايي كشور ابلاغ شده است. در اين سند ملي، اهدافي چون افزايش فضاي كتابخانههاي عمومي به ميزان 8 متر به ازاي هر 100 نفر، فراهمآوردن چهار جلد كتاب به ازاي هر نفر در كتابخانههاي عمومي، عضويت 35 درصد جمعيت ايران در كتابخانههاي عمومي، توجه به مطالعه غيردرسي و مفيد در روند آموزش رسمي كشور، توجه به مطالعه مفيد در
1) سياست ملي كتاب، راهنماي توسعه كتاب و كتابخواني، ترجمه: محمد جعفر پوينده، تهران، نشر كارنامه، 1377، ص 88.
برنامههاي اوقات فراغت پيشبيني شده است.(1)اين سند را بايد گام مهمي در جهت ترويج و ارتقاي فرهنگ كتابخواني برشمرد؛ چرا كه نهادينهسازي فعاليتهاي فرهنگي تنها با برنامهريزي و اجراي سياستهاي گامبهگام و اصولي، امكانپذير است.
بديهي است چنين برنامههايي در بيشتر كشورهايي كه سطح قابل قبولي از توليد، انتشار، خريد و مطالعه كتاب را دارند، كموبيش اجرا شده است. براي نمونه، در سال 2006، منشور اهداف راهبردي وزارت فرهنگ و ارتباطات جمعي روسيه تدوين شد كه به موضوع تبليغ كتاب و كتابخواني توجه جدي شده است. در اين منشور، متنوع كردن كتب منتشر شده در كشور، انتشار ادبيات براي گروههاي خاص خوانندگان، تبليغات كتاب و كتابخواني، پيشبرد فروش كتابهاي روسي در كشورهاي خارجي و افزايش صادرات محصولات فكري روسيه، پرداخت يارانههاي دولتي به بخش انتشارات، به مثابه جهتگيريهاي سياست فرهنگي دولت روسيه مطرح شده است.(2)
همچنين بر اساس پژوهشهاي صورت گرفته در امريكا، والدين شيوههاي متنوعي براي تشويق فرزندان خود به مطالعه بيشتر را به كار ميگيرند. اهداي كتاب، استفاده از فيلمها و برنامههاي تلويزيوني كه بر اساس كتاب ساخته شدهاند، تشويق آنها براي ورود به اينترنت و توسعه تجربه مطالعاتي خود، محدوديت در تماشاي تلويزيون و بازيهاي ويدئويي، تشويق به استفاده آنلاين از وبسايتهاي مربوط به كتاب و كتابخواني و اهداي جايزه براي كتابخواني، از جمله راهكارهاي مورد استفاده والدين بوده
است.(1)افزون بر آن در اسپانيا برنامههاي ارتقاي فرهنگ كتابخواني در سالهاي 2005 و 2006) اجرا شده است كه برخي از آنها عبارتند از:
توسعه پروژههاي كتابخانههاي عمومي به منزله مراكز ارتقاي مطالعه، بازسازي كتابخانهها و ساخت مكانهاي جديد، گسترش فن آوريهاي جديد و مهمتر از همه، ادامه برنامه ويژه تخصيص منابع به كتابخانهها؛
فعاليتهاي ارتباطاتي: برنامههاي تبليغاتي تلويزيون و سينما، طرحهاي متفاوت تبليغاتي سمعي ـ بصري؛
فعاليتهاي تشويق مطالعه: انتقال كتابها بر فعاليتهاي خياباني، برنامههاي تحريك مطالعه در شهركهاي كوچك، شركت در نمايشگاهها، همكاري كارگاهها و مدارس، همكاري با مؤسسهها و سازمانهاي غيردولتي فعال در اين حوزه؛
طرحهاي توسعه آگاهي و همكاري با ديگر نهادها، همكاري با وزارتخانهها، مؤسسهها و ديگر نهادهاي عمومي و تخصصي.(2)
همچنين طرحهاي مشابه در آلباني به منظور تقويت مهارتهاي مطالعه كودكان اجرا گشته كه در آن ظرفيتسازي براي افزايش مهارتهاي معلمان و آموزش شيوه استفاده از كتابخانهها، افزايش آگاهي و حمايت از كودكان و تدوين استانداردها و توسعه در سياستگذاري ارتقاي مطالعه توصيه شده است.(3)علاوه بر آن، برنامههايي چون برگزاري هفته كتاب در استراليا، ايجاد باشگاههاي كتاب در روسيه، ايجاد جامعه كتابفروشيهاي مدارس در
1) مري پوپ آزبرن و ديگران، بررسي وضعيت مطالعه كودكان و نوجوانان در امريكا، به اهتمام حميد قبادي و ديگران، ص 71.
2) جوزه آنتونيووگا، كتابخانههاي مدارس، سواد اطلاعاتي و طرحهاي ارتقاي سطح سواد در اسپانيا، چاپ شده در «پژوهشهايي درباره مطالعه در كشورهاي ايتاليا، اسپانيا، آلباني و شيلي»، به اهتمام حميد قبادي و ديگران، ص 57.
3) جوزه آنتونيووگا، كتابخانههاي مدارس، سواد اطلاعاتي و طرحهاي ارتقاي سطح سواد در اسپانيا، چاپ شده در «پژوهشهايي درباره مطالعه در كشورهاي ايتاليا، اسپانيا، آلباني و شيلي»، به اهتمام حميد قبادي و ديگران، ص 71.
بريتانيا، ايجاد يك سازمان اطلاعرساني و پژوهشي در فرانسه با عنوان «لذت از كتاب»، اهداي جايزه به كودكان كتابخوان از سوي شوراي كتاب كودكان امريكا، ايجاد «بانك كتاب» در ونزوئلا كه توسعه كتابخانه را بر عهده دارد، ايجاد كتابخانههاي جعبهاي و كتابخانههاي مزارع در پاكستان، از جمله روشهايي است كه ديگر كشورها براي ترويج فرهنگ مطالعه به كار برده و به نتايج مفيدي دست يافتهاند.(1)
در ايران نيز چنانكه اشاره شد، در سالهاي اخير گامهاي مهمي در اين عرصه برداشته شده است. بر اساس ماده چهارم سند ملي نهضت مطالعه مفيد، براي رسيدن به جايگاه مطلوب كتاب و كتابخواني در كشور بايد سياستهايي چون ارتقاي شاخصهاي كتابخانهاي در ابعاد فضا، منابع، عضو و امانت در كتابخانهها؛ نهادينه كردن مطالعه مفيد به مثابه ارزش و عادت عمومي در جامعه؛ فراهمسازي زيرساختهاي فيزيكي، مجازي و انساني كتابخواني شايسته ايران اسلامي؛ زمينهسازي براي هدايت محتواي مطالعه آحاد جامعه و توسعه فعاليتهاي بينالمللي در زمينه توليد كتاب، محتوا، كيفيت چاپ و تأثير آن بر افزايش مطالعه در داخل كشور اجرا شود.(2)تحقق بخشي از اين موارد بهراحتي ممكن است. براي نمونه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ميتواند با خريد كتابهاي مناسب، فرهنگ توجه به آراستگي ظاهري و محتوايي كتاب را گسترش دهد. همچنين دولت ميتواند بخشي از حمايت خود را براي ترويج فرهنگ مطالعه از طريق توسعه شبكههاي توزيع كارآمد اعمال كند. از سوي ديگر، كارشناسان و محققان حوزه كتاب و كتابخواني با استفاده از نتايج
پژوهشهاي صورت گرفته، راهكارهايي براي توسعه و ترويج فرهنگ مطالعه در كشور بيان كردهاند. برخي از اين راهكارها كه همراه با تقسيمبندي بخشهاي مختلف اثرگذار در زمينه كتابخواني است، عبارتند از:
الف) خانواده
برنامهريزي والدين براي آموزش چگونگي مطالعه؛
ايجاد محدوديت در استفاده از رسانههاي تصويري و اختصاص وقت مناسب براي مطالعه و نظارت بر اجراي آن؛
در دسترس قرار دادن كتاب و تهيه امكانات لازم؛
خواندن كتاب بهوسيله والدين براي افراد خانواده در ساعتهاي مشخص از هفته؛
اختصاص بودجه مشخصي از درآمد خانواده براي خريد كتاب بهمنظور مطالعه و هديه دادن به ديگران؛
احياي فرهنگ اهداي كتاب به منزله بهترين و مناسبترين هديه در مناسبتها؛
تشويق خانوادهها به بيان قصه و داستان از طرف كودكان؛
ترويج فرهنگ كتابخواني از سنين پايين.
ب) نظام تعليم و تربيت
ترسيم جايگاه كتاب در فرآيند ياددهي و يادگيري؛
گنجاندن كتابخانه بهعنوان يك واحد و عنصر ضروري مدرسه بهويژه در سياستها و برنامههاي اداره كل نوسازي و تجهيز مدارس؛
حركت به سمت نظام چندمتني در آموزش بهجاي دوره تكمتني؛
تغيير روش مطالعه يك موضوع براي چند بازار كتاب درسي به مطالعه، يك موضوع از چندين كتاب؛
افزايش سهم خلاقيت در برنامههاي آموزشي؛
حذف برنامه، اجراي خريد كتاب از مركز و جانشين كردن سياست ارشاد و راهنمايي بهجاي آن؛
ايجاد بانك اطلاعرساني موضوعي ويژه دانشآموزان؛
تعيين و معرفي «كتاب سال» جوانان؛
ايجاد ارتباط بيشتر با آموزش و پرورش در زمينه مسائل پرورشي.
ج) مراكز آموزشي و مدارس
گنجاندن كتابخواني و روشهاي مطالعه در برنامههاي درسي مدارس؛
غني كردن كتابخانههاي مدارس ازنظر تعداد و تنوع كتابها؛
گنجاندن فعاليتهاي جانبي و جذاب در برنامه كتابخانه؛
تشويق دانشآموزان به مطالعه از سوي معلمان و كاركنان مدارس؛
ايجاد انگيزه مطالعه در دانشآموزان و كاركنان مدارس با برگزاري مسابقههاي گوناگون؛
گنجاندن ساعت درس «مطالعه و كتابخواني» در برنامه درسي (با تأكيد بر مطالعه گروهي)؛
تبليغات فراوان در مدارس براي جلب توجه دانشآموزان؛
تلاش كافي در جهت باز بودن كتابخانه مدرسه در طي هفته؛
افزايش ارتباط بيشتر مدارس با كتابخانههاي ديگر (تفاهمنامه همكاري بين مدارس و كتابخانهها تنظيم شود)؛
بهكارگيري روشهاي جديد و علمي در اداره كتابخانه؛
قصهخواني و كتابخواني مربيان در كلاسها؛
برگزاري جلسه نقد و بررسي كتاب در مدارس؛
پيوند دادن مطالعه و كتابخواني با درس انشا؛
توسعه و بهينهسازي آموزش كتابداران؛
ايجاد و توسعه رشتههاي تربيت معلمي كتابداران؛
ايجاد جاذبه رشته و شغل كتابداران در نظام آموزشي؛
افزايش مجلات و روزنامهها در كتابخانههاي مدارس؛
پيشبيني توسعه و رشد كتابخانههاي مدارس و مطالعه؛
برخورد جديتر و تنظيم برنامه منظم نسبت به خانواده و پيشبيني برنامهاي براي تشويق اوليا به مطالعه؛
كاهش تكاليف منزل دانشآموزان و جانشين كردن كتاب و مطالعه بهجاي بعضي از آنها؛
بازديد دانشآموزان از مراكز انتشاراتي و چاپخانهها؛
اجراي نمايشنامه و متون براساس كتابها؛
استفاده بيشتر از داستانهاي مصور در دوره ابتدايي؛
گنجاندن مطالب مناسب درباره كتابخانههاي بزرگ جهان در دروس دوره راهنمايي و متوسطه؛
فعال كردن تعاوني مدارس در امر كتاب؛
ايجاد فضاي مناسب مطالعه در مدارس؛
اختصاص ساعتي با عنوان «ساعت مطالعه» در مدارس؛
استفاده از كتابداران متعهد و متخصص در مدارس و مراكز اطلاعرساني؛
تشويق دانشآموزان به نوشتن كتاب و تهيه روزنامهديواري؛
اجراي درس «شيوههاي مطالعه» در دورههاي راهنمايي و دبيرستان؛
تجديدنظر در جايگاه كتاب و كتابخانه و كتابدار در نظام اداري و استخدامي.
د) كتابخانههاي عمومي
تشويق خيرين به تأسيس كتابخانههاي عمومي؛
ارتباط وثيق و نظاممند با مدارس، دانشگاهها، خانوادهها، رسانهها و قشرهاي مردم؛
تجهيز كتابخانهها به امكانات لازم و خدمات سمعي ـ بصري؛
تهيه منابع متناسب با شرايط و نيازهاي مراجعان؛
اجراي فعاليتهاي جانبي مانند مسابقات كتابخواني، قصهگويي، نمايش فيلم و...؛
تجهيز كتابخانههاي عمومي كشور به ابزارهاي پيشرفته رايانهاي و اطلاعرساني؛
بهكارگيري نيروي انساني متخصص و كارآمد به عنوان كتابدار در كتابخانهها بهويژه كتابخانههاي عمومي و سپردن اداره كتابخانهها به ايشان؛
تجهيز كتابخانههاي عمومي به دانش فني مدرن؛
افزايش ساعات كار كتابخانهها بهويژه كتابخانههاي عمومي؛
تشويق خيرين به سرمايهگذاري در توسعه كتابخانههاي عمومي؛
تأسيس كتابخانه در همه بوستانها به همت شهرداري؛
توجه به جذابيت محيط در معماري كتابخانهها؛
توسعه كتابخانههاي سيار؛
به كارگيري استانداردهاي موجود در تهيه منابع و كتب و مجموعهسازي؛
بهكارگيري فنون و روشهاي عملي در جلب و جذب خوانندگان بالقوه كتاب؛
افزايش تعداد كتابخانهها با شاخصهاي رشد جمعيت.(1)
1) حميدرضا چاكري، «كتابخانه، مطالعه كتاب و موانع و راهبردهاي بهينهسازي»، كتاب ماه كليات، دي و بهمن 1384، ش 97 و 98، صص 108 ـ 111.
ه ) دولت
دولت بايد با حركتي ملي، ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني را سازماندهي و رهبري كند. از آنجا كه دولت قدرت اجرايي بسياري دارد، روند اين حركت پرشتاب خواهد بود. تشكيل «شوراي ملي رشد و توسعه كتاب و كتابخواني» كه افرادي از هيئت دولت، نويسندگان، ناشران و انديشمندان در آن عضويت داشته باشند، راهكار بسيار مناسبي است. اين شورا ميتواند امكانات و توان تمامي وزارتخانهها و سازمانهاي دولتي را در اختيار داشته باشد. اقدامات ديگري كه ميتواند در دستور كار دولت قرار گيرد، عبارتند از:(1)
اصلاح مديريت علمي در نظام مطالعه و كتابخواني كشور؛
ايجاد سهولت دسترسي به كتاب از طريق كاهش قيمت، بهبود شبكههاي توزيع كتاب، افزايش تيراژ نشر و...؛
حمايت از ناشران و نويسندگان، مترجمان، توزيع بن كتاب و گسترش كتابفروشيها؛
راهاندازي كتابفروشيهاي بزرگ و مجهز در شهرها بهوسيله شهرداريها، وزارت فرهنگ و ارشاد و...؛
حمايت مسئولان فرهنگي كشور از انتشار كتابها و مجلات و كاهش قيمت نشريات؛
تشويق ناشران به انتشار كتابهاي مرجع و تخصصي؛
ايجاد تسهيلات براي رشد و تعالي ناشران شهرستاني؛
برگزاري نمايشگاه دائم كتاب در شهرستانها؛
1) ماشاءالله كاربخش راوري، راههاي ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني بين كودكان و نوجوانان، چاپ شده در خلاصه مقالات اولين همايش راههاي ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني، ص 3.
برنامهريزي و ارائه طرحهاي متمركز در خصوص كتاب؛
ايجاد دكههاي كتاب در معابر عمومي براي امانت دادن به متقاضيان؛
برگزاري همايشهاي ملي و بينالمللي پيرامون آسيبشناسي توليد و توزيع و مطالعه كتاب در كشور؛
ايجاد «شبكه ملي اطلاعرساني» در زمينه كتاب؛
ايجاد و احداث «شهر كتاب» در شهرهاي بزرگ كشور؛(1)
توجه به استعدادهاي جوان و خلاق در جامعه؛
تلاش ملي براي از بين بردن بيسوادي به منظور افزايش معدل مطالعه در كشور؛
توليد كتاب ويژه افراد نوسواد يا كمسواد با حمايت دولت براي آشنا ساختن آنان با كتاب و مطالعه؛
ايجاد امكانات مناسب در محيطهاي گوناگون براي مطالعه؛
حمايت از چاپ كتابهاي جيبي و همراه؛
ايجاد سازمان نهضت كتابخواني و مطالعه بعنوان متولي امور مربوط به كتاب و كتابخواني؛
آسان كردن شرايط توليد و تأليف كتاب با از ميان برداشتن قوانين دستوپاگير؛
تقويت كتابخانههاي مساجد و حمايت از برنامههاي آنها؛
توسعه مراكز فرهنگي و راهاندازي كتابخانههاي جديد؛
تأسيس تلفن گويا به منظور در اختيار قراردادن آخرين اخبار مربوط به كتاب؛
1) اداره كل مراكز و روابط فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، خلاصه مقالات اولين همايش راههاي ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني، تهران، معاونت امور فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، اداره كل مراكز و روابط فرهنگي، 1376.
تأسيس باشگاه كتابخواني و مطالعه و حراج فصلي كتاب؛(1)
برگزاري مسابقات كتابخواني با در نظر گرفتن جوايز درخور توجه به برگزيدگان؛
ايجاد تسهيلات در تأمين كاغذ و مواد چاپ براي كتابهاي مفيد و مؤثر؛
كاهش قيمت كتاب و الزام هرچه بيشتر دولت به اتخاذ سياستهاي حمايتي در اين عرصه؛(2)
معرفي كتاب از طريق نشريات ادواري و سايتهاي معتبر اينترنتي؛
گذاشتن جايگاههاي عرضه كتاب در اماكن عمومي مانند مترو، قطار و...؛
بهكارگيري كتابخواني به منزله روشي براي جريمه مجرمان و متخلفان؛
بازنويسي كتابهاي كهن و كلاسيك به زبان ساده امروزي؛
تبليغ و ترويج فرهنگ كتابخواني از منابر مذهبي مانند نماز جمعه و...؛
برپايي نمايشگاه كتاب در محل برگزاري نماز جمعه و...؛
اشاعه فرهنگ وقف و اهداي كتاب در جامعه؛
گسترش طرح «كتابخانه پستي» براي جوانان (ارسال پستي كتاب بين خانه و كتابخانه)؛
احياي سراسري طرح «امانت بين كتابخانهاي» در كتابخانههاي سراسر كشور.
فصل ششم: راهكارهاي رسانهاي ترويج كتاب و كتابخواني
( جوينده دانش، جوياي رحمت است
و پاداشش با پيامبران داده ميشود.(1)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
رسانه يا رسانههاي ارتباط جمعي، به معناي وسيع كلمه، شامل وسايل ارتباطي است كه در سطحي گسترده به انتشار اطلاعات، اخبار، عقايد و نظريات گوناگون ميپردازد. رسانههاي گروهي در جامعه مدرن نقشي بنيادي برعهده گرفتهاند. مقصود از رسانههاي گروهي، آن دسته از وسايل ارتباطي مانند روزنامه، تلويزيون، راديو و سينماست كه به دست انبوه مخاطبان ميرسند و بر زندگي ما تأثير عميقي دارند. اين رسانهها نه تنها موجب تفريح و سرگرمي ما ميشوند، بلكه بيشتر اطلاعاتي را كه بر مبناي آنها در زندگي روزانه خود عمل ميكنيم، فراهم ميآورند و به آنها شكل ميدهند.(2)در وسايل ارتباط جمعي، انديشهها، افكار، خواستهها و تمايلات گروهي براي جوامع فرستاده ميشود و به طور كلي، در يك زمان، انتقال ارتباط در حيطه گستردهاي از افراد، انجام و پيام منتقل ميشود.(3)بدين لحاظ، رسانههاي گروهي در جوامع امروزي كاركردهاي مختلفي دارند. برخي از اين كاركردها عبارتند از:
كاركرد خبري و اطلاعرساني: از عمده وظايف وسايل ارتباط جمعي، پخش اطلاعات و اخبار در سطح جامعه است. روح كنجكاو بشر و همچنين نقشهاي مختلفي كه شخص در جامعه امروز بر عهده دارد، او را وادار ميكند كه پيوسته از اخبار و رويدادها آگاه باشد.
كاركرد يكپارچهسازي و تعامل اجتماعي: داشتن بينش درباره اوضاع و احوال ديگران، همدلي اجتماعي، همذاتپنداري با ديگران و كسب احساس تعلق، يافتن مبنايي براي گفتوگو و تعامل اجتماعي، كمك به اجراي نقشهاي اجتماعي، در راستاي اين كاركرد قرار ميگيرند.
كاركرد راهنمايي و راهبري: وسايل ارتباط جمعي، جامعه را در جهت اهداف خاص، هدايت و آنها را با مسئوليتهاي شخصي و اجتماعيشان، آشنا و حقوق آنها را بيان ميكند و از اين طريق، سبب حركت و مسئوليتپذيري مردم ميشود تا در برابر شرايط اجتماعي جامعهشان، واكنش مناسب را نشان دهند. در اين باره ميتوان به نقش مطبوعات در تقويت افكار مردم در تاريخ گذشته جهان ، در دفاع از حقوق اجتماعي و در مبارزات آزاديبخش اشاره كرد. موضوع مهم درباره وظيفه راهنماييكننده وسايل ارتباط جمعي، مسئله توسعه اقتصادي در كشورهاي جهان سوم است كه با كمك رسانههاي گروهي ميتوان با دادن آموزشهاي لازم، به تحريك، تشويق و هدايت مردم در جهت اهداف اقتصادي و اجتماعي، همت گماشت.
كاركرد تفريحي: در جهان امروز كاركرد مهم وسايل ارتباط جمعي، تفريحي است. مردم در بسياري از مواقع، بيش از آنكه تقاضاي تنوع در برنامههاي علمي و اجتماعي از راديو و تلويزيون داشته باشند، دنبال تنوع و افزايش برنامههاي تفريحي فيلم و سريال هستند. گريز يا انحراف توجه از
مشكلات، آسودن، به دست آوردن لذت دروني فرهنگي و زيباييشناختي، پركردن اوقات فراغت و تخليه عواطف، همه نشانه نياز به تفريح است.
است كه برخي رسانهها براي انتشار اطلاعات، مناسبتر و برخي براي آموزش و تشويق مردم اثرگذارترند. در نتيجه، در مواردي كه رسانهاي خاص براي آموزش و اطلاعرساني ضعيف است، بايد آن رسانه را با ديگر رسانهها تلفيق كرد.(1)
نكتهاي كه درباره كاركردهاي گوناگون رسانهها بايد به آن اشاره كنيم، اين است كه برخورد افراد گوناگون با وسايل ارتباط جمعي، با توجه به پايگاه اجتماعي، سطح سواد، شرايط سني و عوامل ديگر متفاوت است. از اين نظر، ممكن است استفاده از رسانه در هر لحظه يكي از فوايد ياد شده را داشته باشد.
اهميت و جايگاه تلويزيون
تلويزيون به عنوان رسانهاي تصويري، امتداد مستقيم چيزي است كه ميتوان آن را غلبه تصوير بر كلمه و كلام در تفكر مدرن غربي ناميد. در واقع، اين سيطره موجب شده است كه ساحت تصوير به نوعي مهمتر و اصليتر از ساحت كلمه بشود. كلمه با مجردات و با معاني، نسبت نزديكتري دارد و با تصوير محسوس و تصويري كه معطوف به ادراك حسي است، فاصله بيشتري دارد.(2)ازاينرو، در ميان رسانههاي جمعي، تلويزيون تنها وسيلهاي است كه از حواس بينايي و شنوايي در آنِ واحد بهره ميبرد و داراي پوشش وسيع و سرعت انتقال پيام است. برنامهاي تلويزيوني براي رسيدن به مخاطب خود، به واسطه نياز ندارد و به علت ارتباط مستقيم و فوري با بيننده و عينيت دادن به رويدادها، رسانهاي پرقدرت است. تلويزيون ميتواند در امر تسهيل و بهينهسازي فرآيندهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي در تكامل فرهنگ و ارتقاي آموزش و پرورش و سرگرمي مردم، نقشي اساسي داشته
باشد. تلويزيون، جهان دومي است كه از جهان حقيقي مايه ميگيرد كه با زيستن در آن ميتوان تجربهها و اطلاعاتي به دست آورد كه براي زندگي حقيقي ارزشمند باشد. امهدور،(1)از پژوهشگران ارتباطات، درباره تأثير تلويزيون چنين مينويسد: «تلويزيون رسانهاي است كه همه قواي ادراكي انسان (عقل، خيال و وهم) را تحت تأثير قرار ميدهد و يكي از ويژگيهاي متمايزكننده آن كيفيت و جذابيتي است كه جزو جداناشدني اين رسانه است و همزمان تمركز و توجه چشم و گوش را ميطلبد. همچنين توجه را به حركت در فضاي كوچكي معطوف ميسازد. تماشاگر تلويزيون، به بيرون رفتن از خانه و تهيه بليت نياز ندارد. فرد بدون آن كه از صندلياش بلند شود، ميتواند به وسيله استوديو، صحنههاي نمايش و دوربينهاي خبري، با دوردستها ارتباط ديداري و شنيداري برقرار كند».(2)
با اين حال، اين رسانه قدرتمند نيز محاسن و معايبي دارد كه بهتر است از آن خبر داشته باشيم. به طور كلي، نقاط قوت و ضعف رسانه تلويزيون به اين شرح است:
الف) نقاط قوت:
تلويزيون اگر چه سطحي، براي افراد اطلاعات زيادي را فراهم كرده و دسترسي به دنيايي را كه در آن زندگي نميكنند، امكانپذير ساخته است؛
تلويزيون افراد را قادر ميسازد تا با بهرهمندي از تجربههاي ديگران، تجارب جديدي به دست بياورند؛
تلويزيون در ايجاد زمينه و تعامل مشترك بين مردم جهان نقش بسيار مهمي دارد.
ب) نقاط ضعف:
تلويزيون بيننده را از نظر اجتماعي منزوي ميكند؛
تلويزيون نحوه تفكر سادهلوحانه و قالبي بودن را خواسته يا ناخواسته تشويق ميكند؛
تلويزيون به ندرت تحليل، تفكر و تعميق مخاطب را برميانگيزد؛
موضوعات و مشكلات به اندازه كافي تحليل نميشوند؛
تلويزيون براي جذب و جلب توجه مخاطبانش به مسائلي مانند خشونت، موضوعات مبتذل و مسائل جنسي ميپردازد؛
در تلويزيون ميتوان مرز بين واقعيت و تحريف را از راه تدوين و موقعيتهاي دوربين، از بين برد.(1)
با اين حال، آمارها نشاندهنده رشد فزاينده استفاده از تلويزيون در ميان خانوادههاي ايراني، به ويژه در سالهاي اخير بوده است. در سال 1345 خورشيدي، تحقيقي در زمينه چگونگي استفاده از ساعت فراغت جمعيت ده سال به بالاي تهران و حومه، انجام شد. براساس اين تحقيق، فقط حدود 4 درصد از جمعيت ده سال به بالاي تهران از تلويزيون استفاده ميكردند. پژوهش ديگري در سال 1352 نشان داد كه حدود 15 درصد از مردم براي اوقات فراغت از تلويزيون بهره ميبرند، اما در سال 1361، تماشاي تلويزيون با 41 درصد، از عمده ترين فعاليت پاسخگويان در فاصله بيدار شدن تا زمان شروع فعاليتهاي روزانه بوده است. بر اساس پژوهش سازمان ملي جوانان، در سال 1376، حدود 91 درصد از جامعه بررسي شده، اولويت اول گذران زمان فراغت خود را تماشاي تلويزيون بيان كردند و در بين دو گروه جنسي
1) زينب حاجيابراهيم زرگر، «بررسي سهم تلويزيون در اوقات فراغت جوانان»، در: پايگاه اينترنتي انسانشناسي و فرهنگ: http://anthropology.ir/node/1147 (بازيابي در 10/05/1391).
زن و مرد نيز تفاوت چنداني ديده نشد. پژوهشي ديگر (1381) نشان ميدهد كه 6/82 درصد دانشجويان، روزانه تلويزيون تماشا ميكنند و در يافتههاي اين پژوهش ذكر شده، اولين فعاليت فراغتي براي دانشجويان 21 دانشگاه از 25 دانشگاه بزرگ كشور، تماشاي تلويزيون بوده است.(1)
بايد توجه داشته باشيم كه اين نتايج، وظايف مسئولان و سياستگذاران فرهنگي را در فراهمسازي شرايط بهينه استفاده از تلويزيون و اتخاذ رويكرد صحيح و منطقي در برنامهسازي رسانهاي براساس اقتضائات و ارزشهاي بومي و اسلامي دو چندان ميكند؛ چرا كه اين رسانه، به آساني بينندگان را به خود جلب ميكند و لازم نيست مخاطب حتماً باسواد باشد تا پيام را درك كند. تلويزيون در مقايسه با راديو، از نظر جنبه بصري مزيت بسياري دارد. تلويزيون، رسانهاي معتبر و توانمند و مرجع است و مخاطبان براي اطلاعاتي كه به وسيله آن پخش ميشود، اعتبار قابل توجهي قائلند. ازاينرو، رسانههاي ارتباط جمعي از جمله راديو و تلويزيون، بايد با توجه به ويژگيهاي شخصيت ذهني، عاطفي، رواني و اجتماعي مخاطبان و نيازهاي رو به رشد آنها و نيز در نظر گرفتن اهداف متعالي ملي و ديني، بهترين روشها و تكنيكهاي ممكن براي برقراري ارتباط با مخاطبان مختلف، جذب آنها و تقويت قدرت تفكر و خلاقيت و ترويج فرهنگ مطالعه را در پيش بگيرند.
تلويزيون و كودكان و نوجوانان
تلويزيون يكي از وسايل ارتباطي جذاب و نيرومندي است كه معمولاً گروههاي كودكان و نوجوانان را سرگرم ميكند. آنها به دلايلي چند از جمله سرگرمي، باخبر شدن و كمك به ايجاد ارتباط اجتماعي، به تماشاي تلويزيون ميپردازند. به نظر ميرسد وسايل ارتباط جمعي، بهويژه تلويزيون ميتواند
1) زينب حاجيابراهيم زرگر، «بررسي سهم تلويزيون در اوقات فراغت جوانان»، در: پايگاه اينترنتي انسانشناسي و فرهنگ: http://anthropology.ir/node/1147 (بازيابي در 10/05/1391).
در تغيير ارزشها، سنتها، باورها و طرز تفكر افراد يك جامعه، بهويژه كودكان و نوجوانان، نقش بسزايي داشته باشند. پس اگر بتوان از راه وسايل ارتباط جمعي، تغيير و تحول فرهنگي مناسبي پديد آورد و جامعه را به سوي ارزشهاي پسنديده و باورهاي درست سوق داد، ميتوان نتيجه گرفت كه زيربناي توسعه و پيشرفت فرهنگي و اجتماعي، فراهم آمده است. ازاينرو، مطالعه و تحقيق اثر رسانهها بر روي جنبههاي گوناگون شخصيت آنان، اهميت بسياري دارد. رسانههاي ارتباط جمعي به سبب ويژگيهاي خاصي كه دارند، ميتوانند پيام مورد نظر فرستنده را در محيطي وسيع پخش كنند. ازاينرو، اين رسانهها مخاطبان بيشتري دارند.(1)
ازاينرو، نقش رسانههاي جمعي مانند تلويزيون كه براي پركردن اوقات فراغت و آموزش گروههاي مختلف جامعه برنامهريزي ميكنند، حساس است. رسانههاي همگاني از جمله عوامل اساسي شكل دادن افكار عمومي در جهان امروز بهشمار ميآيند و در بيشتر كشورها، نقش آموزشي و تربيتي را در ايجاد عادات و رفتار مطلوب اجتماعي و فرهنگپذيري و جامعهپذيري مردم ايفا ميكنند.(2)ازاينرو، برنامههاي تلويزيوني، چنانچه به معرفي و نقد كتاب يا ترويج فرهنگ مراجعه به كتابخانه و مطالعه از راه سريالها، ميانپردهها، برگزاري مسابقههاي كتابخواني و غيره بپردازد، ميتواند در ارتقاي فرهنگ مطالعه اثرگذار باشد.
پژوهشهاي جديد نشان ميدهد، اصليترين روشهاي پركردن اوقات فراغت پاسخگويان (نوجوانان 12 تا 17 سال) به ترتيب، تماشاي تلويزيون
(4/47درصد)، مطالعه كتاب (7/13درصد) و ديدار با دوستان (5/12درصد) است. به نظر ميرسد، تلويزيون به دليل جاذبه نور و تصوير براي مخاطبانش، گيرايي بيشتري دارد؛ زيرا نيمي از پاسخگويان اين پژوهش براي پركردن اوقات فراغتشان، تلويزيون را برگزيدهاند كه اهميت و تأثير اين رسانه را نشان ميدهد. همچنين اولين اولويت از عوامل اثرگذار بر علاقهمند كردن نوجوانان به مطالعه و كتابخواني، راديو و تلويزيون است و دوستان و مدرسه در اولويتهاي دوم و سوم قرار دارند و اين بيانگر تأثير عميق و كارآمد تلويزيون بر ديدگاه نوجوانان است.(1)
ازاينرو، با توجه به فراواني مخاطبان كودك و نوجوان در سراسر كشور، علاقهمند ساختن آنها به مطالعه و كتاب، پشتوانه پيشرفت و توسعه جامعه و مصونيت بخشيدن به آنها در برابر هجوم ديگر فرهنگهاست. ازاينرو، ميتوان از تلويزيون به صورت سكوي پرشي براي جهش به سوي مطالعه بهره گرفت. تلويزيون ميتواند ميل به خواندن را برانگيزد. براي نمونه، كودكان و نوجواناني كه سريالهاي زندگي ابن سينا، كمالالملك، اميركبير، پاستور و مادام كوري را ديدهاند، اگر در اين زمينه كتابهاي مناسب سنشان، در دسترس آنان قرار گيرد و به مطالعه تشويق شوند، بيگمان به مطالعه اين گونه كتابها خواهند پرداخت.(2)
اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه كودكان و نوجوانان در عصر حاضر، در جهاني چندرسانهاي زندگي ميكنند. حجم منابع غيركتابي و برنامههاي رسانههاي صوتي و تصويري، اگر در برخي از جوامع پيشرفته از منابع چاپي پيشي نگرفته باشد، دستكم برابر با آنهاست. نشريهها و
روزنامهها، برنامههاي راديو و تلويزيوني و تئاتر و سينما، همگي ميتوانند در خدمت برنامههاي مطالعه و خواندن باشند، اگر براي بهرهمندي از آنها برنامهريزي درستي وجود داشته باشد.(1)همچنين نبايد فراموش كرد كه تماشاي تلويزيون و گوش دادن به راديو، هيچ نوع پيشنيازي لازم ندارد، در صورتي كه كودك سالم باشد. حال آنكه كتاب و نشريات، نيازمند توانايي و مهارت خواندن هستند. پس آنچه از اين رسانهها ارسال ميشود، بسيار آسان دريافت ميشود و براي درك آنها نيز كودك نيازمند تواناييها يا مهارتهاي ويژهاي نيست. يكي از مهمترين نگرانيهاي پدران و مادران و مربيان، بهخصوص در رابطه با تلويزيون، دشواري كنترل مشاهدات كودكان است. متأسفانه كودكان، در بيشتر خانهها، تنها به تماشاي برنامههاي خاص خود بسنده نميكنند و بسياري از اوقات خود را كه بايد بخشي از آن صرف فعاليت بدني، همنشيني با همسالان و حضور در جمع و مطالعه شود، صرف تلويزيون ميكنند و بهتدريج به جاي بهرهمندي از موهبت چندرسانهاي بودن، همه توجهشان به تلويزيون است و آرام آرام پيوندهايشان با منابع مكتوب كه نيازمند تلاش و تمركز بيشتر است، سست ميشود. نكته ديگر، منفعل بودن كودكان در برابر برنامههاي راديوـ تلويزيوني است؛ زيرا كاملاً جريان پيام در اين رسانهها يكطرفه است و واكنشهاي كودك، مقطعي و كوتاهمدت و ناپايدار است.(2)از اين نظر لازم است دستاندكاران رسانه اثرگذاري مانند تلويزيون و راديو، به فرهنگسازي و ايجاد علاقه نسبت به مطالعه و كتابخواني در كل جامعه و بهويژه در ميان كودكان و نوجوانان توجه نشان دهند. در ادامه به تأثير تلويزيون در ترويج فرهنگ كتابخواني، برخي
راهكارهاي اجرايي آن و نيز به بخشي از سياستهايي اشاره ميكنيم كه در راديو و تلويزيون جمهوري اسلامي ايران، تصويب و كمابيش اجرا ميشده است.
تلويزيون و فرهنگ مطالعه
نيل پُستمن، از نظريهپردازان مشهور ارتباطات، در كتاب زندگي در عيش، مردن در خوشي، استدلال ميكند كه تلويزيون با ترويج «فرهنگ بصري»، رفتهرفته عادات خواندن و قلمرو فرهنگ مكتوب در جامعه امريكا را بهشدت تضعيف كرده است. پستمن نشان ميدهد كه در قرن هيجدهم و نوزدهم ميلادي، جامعه امريكا از نظر فرهنگي و جامعهاي، با فرهنگ مكتوب و كتابخواني بسيار توسعهيافته بوده است، اما آرامآرام، پس از گسترش تلويزيون در نيمه دوم قرن بيستم، اين فرهنگ مكتوب توسعهيافته، رو به افول گذاشته است.(1)تحقيقات ديگر نيز نشان ميدهند كه تماشاي تلويزيونهاي تجاري و استفاده از زمان فراغت براي بازيهاي كامپيوتري يا اينترنت، به موازات هم سبب كاهش كتابخواني شده است.(2)همچنين وان در وورت(3)(2002) در مقالهاي به نام «تلويزيون و كاهش مطالعه» به اين نكته اشاره كرده كه پس از ورود تلويزيون به عرصه فرهنگ، مدت زماني كه مردم هلند براي مطالعه كتابها صرف ميكنند، كاهش يافته است، اما اين باور كه همواره تلويزيون تأثيرات ويرانگري بر جوامع داشته باشد، با توجه به نتايج تحقيقات جديد، بهتدريج افول كرده است؛ چرا كه همانند هر يك از ابزارهاي تكنولوژيك، تلويزيون نيز ميتواند همزمان نقش دوگانهاي داشته باشد.
كلاوس فاست(1)با نظر كساني كه توسعه تلويزيون را عامل كاهش مصرف كتاب در جوامع صنعتي ميدانند، موافق نيست. او ميگويد: «اين تصور اشتباه بزرگي است؛ زيرا به كرات ديدهايم كه تلويزيون و كتاب، اگر عاقلانه به كار گرفته شوند، مكمل يكديگرند. منتهي در هر جامعهاي بايد تلويزيون و برنامههاي آن را بهدقت مورد مطالعه قرار داد و ديد به چه نحو ميتوان از آن براي تربيت افكار و توسعه دانش بهرهبرداري كرد».(2)
پژوهشهاي جديد نيز نشان از وجود رابطه معنيدار بين مدت تماشاي تلويزيون و تشويق افراد به كتابخواني در ميان نوجوانان بيننده تلويزيون داشته است. نوجواناني كه بيشتر تلويزيون تماشا ميكنند، با سطح تحصيلات و طبقه اجتماعي مختلف، نظر مثبتتري به تأثير اين رسانه در تبليغ و ترويج مطالعه و كتابخواني دارند.(3)حتي گروهي معتقدند، رسانههاي گروهي در برخي كشورها، بر نياز آدميان به كتاب افزوده است. مطالعات نشان داده است، كتابهايي كه در رسانهها نقد ميشوند يا كتابهايي كه از روي آنها فيلم سينمايي ساخته ميشود، خوانندگان بيشتري داشتهاند. همچنين بسياري از افراد كه با مطالعه و خواندن بيگانهاند، از راه نقد و معرفي كتابها در مطبوعات، به مطالعه روي ميآورند.(4)
بنابراين، راديوها، تلويزيونها، ماهوارهها، وبلاگها، وبسايتها، سينماها، تئاتر و ديگر ابزارهاي وسايل ارتباط جمعي، هر كدام به شكلي در توسعه فرهنگ مكتوب و صنعت كتاب، نقش دارند. هر چند گمان ميرفت كه اين ابزارها به نوعي مانعي بر سر راه كتاب و كتابخواني باشند. ضمن تأييد و تأكيد
بر اين نكته كه اين صنايع كاركردهاي متناقضي دارند؛ يعني هم به توسعه كتابخواني و هم محدود ساختن آن ميتوانند كمك كنند، بايد گفت در جوامع امروزي، اين ابزارها براي گروهي در خدمت گسترش كتابخواني و براي گروهي ديگر، به صورت مانعي در كتاب و كتابخواني عمل ميكنند.(1)از اين نظر، نوع و ميزان استفاده از رسانه و نوع برنامهسازي در آن است كه مثبت يا منفي بودن تأثيرات و كاركردهاي آن را مشخص ميكند. شبكههاي راديو تلويزيوني در سراسر جهان، بيشتر با رويكردهاي فرهنگي سعي در تشويق مخاطبان خويش به كتاب و كتابخواني دارند. براي نمونه، دولت برزيل هر چند وقت يك بار، برنامهاي راديو تلويزيوني براي تشويق مطالعه ميسازد. در طول روز، تبليغات گوناگوني به شكل آگهيهاي تجارتي با نام «مطالعه، يعني زندگي كردن» پخش ميشود كه شامل اشعار و قطعاتي از رمانهاي خوب است. كتابخانههاي برزيل اعلام كردند كه شمار كتابهايي كه افراد امانت ميگيرند، بر اثر اين تبليغات افزايش يافته است.
راديو تلويزيون ملي اتريش، برنامهاي براي تشويق مردم به مطالعه، با عنوان «مطالعه كن» ساخته است. اين برنامه براي دو ميليون خانواده پخش ميشود و جوايزي شامل كتاب و حواله خريد آن به برندگان اين مسابقهها اهدا ميشود. مسئوليت اجراي اين برنامهها به عهده راديو تلويزيون اتريش است كه با همكاري فعالانه بازار كتاب اتريش، اعم از ناشران و كتابفروشان ساخته شده است.(2)
ترويج كتابخواني در رسانه ملي
چنانكه پيشتر نيز اشاره شد، در عصر حاضر بهرهگيري از راديو و تلويزيون به عنوان دو رسانه ارتباطي سريع و در دسترس، ضرورتي اجتماعي و بخشي جداييناپذير از زندگي تازه بهشمار ميآيد و خارج ماندن افراد از گردونه رسانههاي ارتباط جمعي، به معناي حذف شدن آنان از حيات اجتماعي است. از سويي، تحولات سياسي و اجتماعي سالهاي اخير در سراسر جهان، حاكي از ظهور و تشديد جنگ رسانهاي بر سر تسخير افكار عمومي و ايجاد تغييرهاي دلخواه در فرهنگ و سبك زندگي مخاطبان هدف و به طور خاص ملتهاي خاورميانه است. ازاينرو، حضور مؤثر و فعالانه سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، در ميدان اين نبرد رسانهاي، نيازمند برنامهريزي و مديريت هوشمندانهاي است كه عبور از موانع، بهرهگيري مطلوب از فرصتها و رسيدن به اهداف سازماني را تسهيل كند. به نظر ميرسد، در شرايط كنوني كه امواج و پيامهاي فراملي، مرزهاي متعارف جغرافيايي و فرهنگي را پشت سرگذاشته و امپراتوري سلطه رسانهاي غرب، استحاله فرهنگي ملتهاي مستقل، بهويژه ايران اسلامي را هدف قرار داده است، صداوسيماـ كه به تعبير امام راحل رحمه الله دانشگاه عمومي كشور استـ بايد با آمادگي همه جانبه، نقش فعال خود را در تقويت انسجام فرهنگي، تحكيم هويت ملي و مقابله با امواج مخرب، بيش از پيش ايفا كند.
بر اساس ماده پنجم قانون خطمشي كلي و اصول برنامههاي سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران كه در تاريخ 17/4/1361 به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده است، صدا و سيما بايد در مقام دانشگاهي عمومي، به گسترش آگاهي و رشد جامعه در زمينههاي گوناگون مكتبي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي كمك نمايد. همچنين در ماده
يازدهم، بر «تلاش در جهت رشد و شكوفايي استعدادهاي انساني و بارور ساختن خلاقيتهاي فكري و هنري» تأكيد شده است. «ايجاد زمينههاي رشد فكري و به وجود آوردن امكان تحليل و نقد، ريشهيابي، پيگيري و واقعبيني در مسائل اجتماعي» از ديگر مباحثي است كه در ماده چهل و دوم اين قانون تصريح است. چنانكه ملاحظه ميشود، آنچه در اين خطمشي بر آن تأكيد گشته است، نقش صدا و سيما در فرهنگسازي جامعه است.(1)از اين نقش بيبديل بارها مقام معظم رهبري ياد كرده است: «به طور كلي صدا و سيما چنانكه امام بزرگوار راحل تعبير فرمودند، دانشگاهي همگاني باشد كه در آن دين و اخلاق و ارزشهاي اسلامي و راه و روش زندگي و تازههاي جهان علم و سياست و انديشههاي نوين و راهگشا، به زبانهاي رسا و باب فهم همه قشرها، آموخته شود و همه ـ از ذهنهاي ساده تا مغزهاي متفكر و انسانهاي برجسته ـ بتوانند به تناسب آمادگي خود از آن بهره ببرند و از فيض آن سيراب شوند».(2)
ازاينرو، لازم است رسانه ملي براي گسترش كتاب و كتابخواني كه از پايههاي اصلي فرهنگساز جامعه است، اهتمام ويژهاي داشته باشد. برنامههاي توليدي مناسب براي گسترش و تقويت فرهنگ مطالعه در سطح جامعه بايد با در نظر گرفتن شرايطي مانند برنامهريزيهاي دقيق و علمي، رعايت كيفيت مطلوب، رويكرد و اهداف بنيادين و بلندمدت، تحقيقات كافي پيش از توليد، ارزيابي و دريافت بازخورد در حين توليد و پس از آن، و نيز همراه با مشاركت مجريان با تجربه، طراحان دكور و لباس حرفهاي،
گرافيستها و كارگردانان خلاق و كتابداران علاقهمند به اين حوزه، توليد و پخش شوند. مسيري كه برنامهاي تلويزيوني، انواع برنامهها طي ميكند، عبارتند از: ايده، طرح، تحقيق، متن (فيلمنامه)، پيشتوليد، پستوليد، پخش و بازخورد.(1)برنامهسازان در همه مراحل ياد شده بايد هدف ايجاد عادت به مطالعه را به عنوان اصلي راهبردي و يكي از مقاصد جانبي برنامهسازي، مورد نظر داشته باشد. بدين لحاظ برنامهسازان صدا و سيما، پيش از توليد برنامههاي ياد شده، بايد در اين موارد توانمند باشند:
آشنايي با روشها و مهارتهاي مطالعه و خواندن؛
آشنايي با استانداردها و معيارهاي گزينش و ارزيابي كتاب؛
آشنايي با نشريههاي تخصصي نقد و بررسي كتاب؛
آشنايي با شيوههاي علمي اطلاعيابي از كتابخانهها و اينترنت؛
آشنايي با نويسندگان، مترجمان، شاعران و ناشران كتاب.(2)
از سوي ديگر، دستاندركاران رسانه ملي بايد داشتن اطلاعات پايهاي ياد شده را مبناي گزينش افراد براي برنامهسازي قرار دهند و بهويژه در حوزه كتاب و كتابخواني به آن توجه كنند. ترويج و رعايت اين رويكرد در انواع برنامهها، ضروري به نظر ميرسد.
گزارشي از فعاليتهاي رسانه ملي
با توجه به اهميت ترويج فرهنگ مطالعه در جامعه و تأكيدات رهبر معظم انقلاب اسلامي، دستاندركاران و مديران ارشد رسانه ملي در اين عرصه، اقدامات گوناگوني داشتهاند. براي نمونه، در يكي از مصوبات مقرر شده
است كه پخش آگهيهاي فرهنگي از صدا و سيما، مشمول تخفيف قابل توجه (تا 80 درصد) ميشود و در برخي موارد، به صورت رايگان انجام ميپذيرد. از سوي ديگر، معاونتهاي گوناگون صدا و سيما، شوراها و كارگروههاي مختلفي را با هدف اتخاذ برنامه منسجم و مدون براي ترويج و گسترش فرهنگ كتابخواني از طريق برنامههاي راديو تلويزيوني تشكيل دادهاند. يكي از اين شوراها، «شوراي كتاب سيما» بوده كه با مشاركت صاحبنظران حوزه فرهنگ، كتاب و رسانه تهيه و تنظيم شده و مصوبات آن به صورت دستورالعملها و سياستهاي مشخص، همراه با بيان وظايف تخصصي شبكههاي تلويزيوني به همه عوامل اجرايي و توليدي سازمان و شبكههاي تلويزيوني عمومي و شبكههاي تخصصي، مانند شبكه آموزش، شبكه قرآن و معارف و شبكه مستند، ابلاغ شده است.(1)اهداف تشكيل شوراي كتاب عبارتند از:
ـ جريانسازي فرهنگي در زمينه كتاب و شكلگيري جنبش كتابخواني در سطح ملي؛
ـ ارتقاي باور و اعتقاد عمومي آحاد جامعه نسبت به اهميت كتاب و نهادينهسازي آن در متن زندگي؛
ـ تغيير در نگاه و جهتدهي به ذائقه مخاطبان نسبت به كتاب به عنوان يك كالاي فرهنگي؛
ـ افزايش عادت ميزان مطالعه مؤثر مردم و هدايت مخاطبان براي مطالعه كتابهاي ارزشمند و پركردن اوقات فراغت با مطالعه و كتابخواني؛
ـ معرفي نويسندگان و ناشران موفق و همسو با اهداف انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي.
1) مصوبه شوراي كتاب سيما، پيوست 2.
اين مصوبه مأموريتهاي شورا را مواردي مانند برنامهريزي و سياستگذاري در حوزه كتاب با توجه به مأموريتهاي تخصصي هر شبكه، نظارت و ارزيابي عملكرد شبكهها در امر كتاب و جلوگيري از موازيكاري در حوزه برنامهسازي كتاب در شبكههاي مختلف برشمرده است. علاوه بر آن، همه شبكهها و ادارههاي ستادي سيما در برنامههاي مختص كتاب و كتابخواني، از پرداختن به مقولههايي مانند ارائه آمارهاي نادرست، سياهنمايي و تبليغ منفي و معكوس درباره وضعيت كتاب و فرهنگ مطالعه در كشور، هرگونه عمل ضد تبليغ در برنامههاي نمايشي ايجادكننده ذهنيت و تلقي منفي نسبت به كتاب و افراد اهل مطالعه، طرح مسائل اختلافبرانگيز ايجادكننده تداخل در فعاليتهاي مجموعههاي متولي كتاب و تبليغ كتابهاي ضعيف، كم محتوا و غيرهمسو با دين مبين اسلام و نظام جمهوري اسلامي، منع شدهاند.
افزون بر آن، در شبكههاي راديويي صدا و سيما نيز كه به عنوان زيرمجموعههايي از معاونت صدا فعاليت ميكنند، براي انسجامبخشي، نظارت، كنترل و پالايش برنامههاي مختص كتاب و كتابخواني از مهرماه سال 1389، شوراي عالي كتاب معاونت صدا تشكيل شده است. اين شورا از حضور صاحبنظران و كارشناسان برجسته كتاب بهره ميبرد. كه از شناخت خوبي نسبت به حوزه راديو و نيازمنديهاي آن برخوردارند. در جلسات اين شورا كه ماهانه برگزار ميشود، طرحهاي مربوط به كتاب و كتابخواني، نقد و بررسي ميگردد. پالايش و گزينش كتابها، نويسندگان و ناشران براي معرفي و استفاده در برنامههاي كتابمحور شبكهها، تعيين ملاكها، اهداف، خطوط قرمز و محورهاي موضوعي مرتبط با كتاب و لزوم رفع فقر اطلاعاتي برنامهسازان شبكهها در حوزه كتاب، از جمله اهداف اين شورا بيان شده است.(1)
1) مصوبه شوراي عالي كتاب معاونت صدا، پيوست 3.
گفتني است بنا به گزارش عملكرد معاونت صدا، در سال 1390، با موضوع «كتاب و كتابخواني»، مدت 2656 ساعت و تعداد 7989 برنامه، از شبكههاي گوناگون راديويي پخش شده است. برنامههايي مانند «شب قصه» (بازخواني داستانهاي كوتاه داخلي و خارجي)، «سفرنامه» (بازخواني خاطرات خارجيان درباره بازديد از ديدنيهاي ايران)، «آن روزها» (بازخواني خاطرات نويسندگان و تاريخنگاران معاصر) از شبكه فرهنگ و برنامههايي مانند «كتابسرا» و «كتاب شب» از شبكه تهران، «صداي كاغذي» و «معجون» از شبكه جوان، «پيك قرآني» و «كانون مهر» از شبكه قرآن، «چراغ مطالعه» و «پيشخوان» از شبكه معارف و «كتاب هفته»، «نقد حال»، «قدم زدن با كلمات» و «تفكر خلاق» از شبكه گفتوگو، از جمله عناوين برنامههايي بودهاند كه از راه امواج راديويي به گوش مخاطبان رسيده است.(1)
راهكارهاي پيشنهادي
در ميان رسانههاي گروهي، رسانههاي ديداري و شنيداري، يكي از وسايل ارتباطي جذاب و نيرومندي هستند كه بر گروههاي گوناگون جامعه اثر فوقالعادهاي دارند. افراد به دلايلي، از جمله سرگرمي، به دست آوردن اطلاع و كمك به ايجاد ارتباط اجتماعي، به تلويزيون و راديو رو ميآورند. به نظر ميرسد، وسايل ارتباط جمعي، بهويژه تلويزيون ميتوانند در تغيير ارزشها، سنتها، باورها، اعتقادات و طرز تفكر افراد يك جامعه بهويژه كودكان و نوجوانان، نقش بسزايي داشته باشند. پس اگر بتوان از طريق وسايل ارتباط جمعي، تغيير و تحول فرهنگي مناسبي پديد آورد و جامعه را به سوي ارزشها و باورهاي درست سوق داد، ميتوان نتيجه گرفت كه زيربناي
1) جزوه خلاصه گزارش عملكرد شبكههاي معاونت صدا پيرامون كتاب و كتابخواني در سال 1390، (منتشر نشده).
توسعه و پيشرفت فرهنگي و اجتماعي فراهم آمده است. رسانههاي ارتباط جمعي به سبب ويژگيهاي خاصي كه دارند ميتوانند پيام مورد نظر فرستنده را در محيطي وسيع پخش كنند. بدين ترتيب، براي اين رسانهها مخاطبان بيشتري وجود دارد.(1)از سويي هر رسانهاي براي ارتباط با مخاطبانش از قالبهاي مختلفي استفاده ميكند. فيلم، سريال و قالبهاي نمايشي گوناگون، مستندها، برنامههاي گزارشي و خبري، ميزگردها و گفتوگوها و مسابقهها قالبهاي گوناگوني هستند كه مديران و برنامهسازان ميتوانند بسته به پيامي كه ميخواهند منتقل كنند، از آنها بهره ببرند.(2)با توجه به قالبها و گونههاي پركاربردي كه در حال حاضر در عرصههاي گوناگون برنامهسازي در صدا و سيما در شبكههاي راديويي و تلويزيوني استفاده ميشود، موارد زير ميتواند مورد نظر قرار گيرد:
الف) راديو
راديو را فراگيرترين رسانه قرن ناميدهاند. قابليت انطباق با شرايط جديد، انعطافپذيري و ساده بودن از جمله ويژگيهاي خاص راديو بهشمار ميرود. راديو ميتواند به سرعت ارتباطي صميمي و دوستانه با شنوندگانش برقرار كند و دنيايي از روابط ابراز نشده، ميان عوامل برنامه و شنوندگان آن پديد آورد و اين ويژگي فوري و مشهود راديو است.(3)قابليت انطباق راديو بيپايان است. با وجود چالشهاي موجود از سوي رسانههاي ديگر، راديو به دليل توانايي تطبيق خود با تغييرها، همچنان محبوبيت دارد. قابليت انطباق راديو را
نه تنها با توجه به شيوههاي متعدد پخش برنامه آن، بلكه از روي شيوه استفاده از آن براي مقاصد گوناگون ميتوان به روشني دريافت.(1)
راديو از دو جهت بر ديگر رسانههاي همگاني برتري دارد؛ چرا كه هم انتقال پيام در آن سريع و بلافاصله است و هم پوشش گستردهاي دارد. اين رسانه بر موانع زمان و مكان، بهراحتي غلبه ميكند: مانع زماني را برميدارد؛ زيرا همان لحظهاي كه پيام پخش ميشود، شنيده نيز ميشود. در نتيجه، فاصلهاي وجود ندارد. بر مانع مكاني نيز غلبه ميكند؛ زيرا بهراحتي امواج راديو از مرزها و حتي قارهها ميگذرد و از اين سوي جهان به آن سوي ديگر ميرسد.
افزون بر اين دو ويژگي، راديو چند امتياز ديگر هم دارد و به همين دليل، امروز در حوزه تبليغات، رايجترين وسيله بهشمار ميرود. امتياز اول آن است كه چون پيامش شنيداري است، گيرنده براي دريافت پيام، نيازي به سواد خواندن و نوشتن ندارد. در نتيجه، براي كشورهايي كه ميزان بيسوادي در آنها بالاست، رسانهاي ايدئال است. امتياز ديگر اين است كه ميتواند بهراحتي به حوزه خصوصي زندگي پيامگير نفوذ كند و در همه لحظههاي زندگي، يار و ياور او باشد. افزون بر آن، چون ارتباط شفاهي است، تأثير آن از نظر روانشناختي، بر پيامگير صميمانهتر است.
از اين گذشته، ارتباط راديويي بسيار ارزان و آسان است، چون به وسيله نقليه و جاده نيازي ندارد، در حالي كه روزنامه و نشريات چاپي، براي آنكه به دست پيامگير برسد، به جاده و وسيله نقليه نياز دارد. جدا از اين، براي كشورهايي كه وسعتشان، بسيار و جمعيتشان پراكنده است و دسترسي به
1) كارول فلمينگ، دستينه راديو، ترجمه: ناصر بليغ، ص 38.
گروههاي پراكنده بهآساني ميسر نيست، راديو وسيله ارتباطي مطلوبي است.(1)بر اين اساس، تاكنون نيز چنانكه در بخش گزارش فعاليتهاي رسانه ملي اشاره شد، براي ترويج فرهنگ مطالعه در شبكههاي راديويي گامهاي بزرگي برداشته شده است، ولي قابليتهاي راديو، گسترده و بيپايان است و همچنان ميتوان به اثرگذاري بيش از پيش آن در حوزههاي فرهنگي اميدوار بود. ازاينرو، در اين زمينه، به اين پيشنهادها ميتوان توجه كرد:
تهيه گزارشهاي راديويي مستند و خبري با هدف نقد و بررسي وضعيت كتاب و كتابخواني در كشور؛
توليد برنامههاي آموزشي در زمينه شيوههاي درست مطالعه و يادگيري و تندخواني؛
تهيه گزارشهاي خبري از افراد پيشتاز و موفق در حوزه نشر و كتاب؛
آموزش شيوههاي درست پژوهش و روشهاي جستوجو و استفاده از كتابخانه؛
تهيه برنامههاي گفتوگومحور با شركت كارشناسان و پژوهشگران مطالعه؛
پخش جملات قصار بزرگان ادب و انديشه درباره ارزش و جايگاه كتاب و كتابخواني؛
تهيه گزارش از كتابخانههاي عمومي و تخصصي و كتابخانههاي بزرگ جهان و معرفي آنها؛
توليد برنامههاي آموزشي درباره اصول نويسندگي در زمينههاي گوناگون؛
1) سيد حسين بيگي، نقش رسانه در ترويج فرهنگ كتابخواني، تهران، اداره كل پژوهشهاي سيما، 1380، صص 27 -28.
توليد مسابقههاي آموزشي با هدف معرفي محتواي كتابها و اثرهاي ماندگار در قالب مشاعره؛
تهيه محتواهاي مرتبط با كتابخواني و ترويج آن بر اساس ويژگيهاي سني و تواناييهاي گيرندگان پيام؛
اطلاعرساني درباره برگزاري نمايشگاههاي كتاب مانند نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران، نمايشگاه كتابهاي تخصصي و نمايشگاههاي كتاب استاني؛
12تبيين و ترويج نقش مطالعه و انس با كتاب در زندگي فردي و اجتماعي شخصيتهاي بزرگ ديني و ملي؛
تبليغ و گنجاندن پيامهاي مرتبط با كتاب و كتابخواني در نمايشهاي راديويي؛
طراحي و سازماندهي مطلوب برنامههاي متنوع كه محتواهاي مرتبط را به بهترين شكل و در بهترين زمان ارائه كنند؛
طراحي سامانه دريافت بازخورد از راه مكاتبه و تماس تلفني و ابزارهاي نظرسنجي و پژوهشهاي ارزيابي تأثير برنامههاي حوزه كتاب و كتابخواني.
بازنگري و اصلاح و تقويت مداوم برنامهها و محتواهاي مرتبط با ترويج فرهنگ كتابخواني؛
با چنين رويكردي، برنامهريزان و سياستگذاران برنامههاي راديويي براي ترويج فرهنگ كتابخواني در جامعه، ابتدا محتوا و شيوههاي متنوع آموزشي و راهنمايي و تبليغي كتابخواني را تعيين و اين مجموعه را با مجموعهاي از عوامل جذاب مانند انتخاب موسيقي زمينهاي، مصاحبههاي موردي سازمان يافته، مجريان خوشبيان و خوشنام و آشنا و زمانبندي مناسب برنامه اجرايي، تركيب ميكنند وسپس آن را به شكل مرحلهاي و مكمل به اجرا ميگذارند.
ب) تلويزيون
امروزه تلويزيون در همه جوامع، همچون همدمي مجازي وارد زندگي اجتماعي افراد شده و جاي بسياري از نهادهاي سنتي را گرفته است. ازاينرو، رسانههاي سنتي بخش زيادي از كاركردهاي خود را به اين رسانه اثرگذار سپردهاند. درباره ابعاد گوناگون اين رسانه و تأثيرات آن، پيش از اين به تفصيل سخن گفته شد. در اينجا برخي از انواع و قالبهاي متفاوت برنامهاي كه در حال در صدا و سيما رواج دارد، بررسي و پيشنهادهاي مرتبط با آن ارائه ميشود:
1) عليرضا رضاداد، آشنايي با فرآيند توليد، جزوه كارگاه آموزشي آشنايي با فرآيند توليد. قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، خانه هنر و انديشه، واحد آموزش، ]بيتا[.
2) مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، آسيبشناسي فرهنگ مطالعه در بين جوانان ايراني، تهران، مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، 1391 (پژوهش چاپ نشده)
ـ اهميت خبر انتشار برخي كتابها، كمتر از اهميت بسياري از اخبار ديگري نيست. كه صداوسيما منتشر ميكند. بخشهاي مختلف خبري ـ نه فقط بخش اخبار فرهنگي ـ ميتوانند بر اساس ضابطههايي كه تعيين ميشود، كتابهاي فاخر حوزههاي مختلف را معرفي كنند. از جمله اين ضوابط ميتواند انتخاب كتاب در مراسم و جشنوارههايي چون هفته كتاب، كتاب فصل و كتاب سال، جشنواره پروين اعتصامي، جشنواره جلال آل احمد و نظاير آنها باشد؛
ـ معرفي تازههاي نشر، معرفي كتابهاي پرفروش، معرفي ناشران، معرفي نويسندگان، مترجمان و شاعران؛
ـ فرآيند توليد آثاري چون دايرةالمعارفها ميتواند مبناي تهيه گزارشهاي خبري باشد؛
ـ اطلاعرساني موفقيتهاي ناشران ايراني در مجامع بينالمللي و اقبال ناشران خارجي به ترجمه و نشر آثار فاخر ايراني از موارد ديگري است كه بخشهاي خبري صداوسيما ميتوانند به آن بپردازند؛
ـ اخبار نشستها و مراسمي كه به مناسبت نقد يا رونمايي كتاب برگزار ميشود، براي اقبال مردم به كتاب موضوع مناسبي است؛
ـ اطلاعرساني درباره برگزاري نمايشگاههاي كتاب مانند نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران، نمايشگاه كتابهاي تخصصي، نمايشگاههاي كتاب استاني و نمايشگاه ياد يار مهربان كه افزون بر واجد ارزش خبري بودن، براي برنامهسازي درباره كتاب زمينه مناسبي دارند؛
ـ پخش اخبار مربوط به كتاب و معرفي نويسندگان ميتواند در برنامههاي صداوسيما گنجانده شود تا گامي براي گسترش فرهنگ مطالعه در جامعه باشد.
ـ ساخت برنامههاي معرفي كتاب، مجله، وبسايت، منابع مرجع و نظاير آن؛
ـ معرفي كتابخانهها، كتابها و نويسندگاني كه به مناسبتهاي گوناگون برگزيده ميشوند؛
ـ معرفي نقش كتابدرماني از زبان كارشناسان و روانشناسان در قالبهاي مختلف توليدي؛
ـ شناسايي و معرفي مراكز فعال در حوزه نشر و ايجاد همكاري ميان آنها؛
ـ حضور روانشناسان در برنامه و پرداختن به مسائلي مانند بهداشت مطالعه، شيوههاي مطالعه، مهارتهاي مطالعه، روانخواني، تصويرخواني، كتابخواني و نظاير آن؛
ـ دعوت از نويسندگان، مترجمان، استادان، دانشمندان و ناشران معتبر در برنامههاي تلويزيوني؛
ـ ساخت برنامههايي براي شناسايي و معرفي عوامل بازدارنده مطالعه در گروههاي سني گوناگون و كمك به مسئولان براي رفع اين عوامل از راه تبليغ و ترويج فرهنگ مطالعه؛
1) نگين حسيني، جُنگ تلويزيوني براي كودكان، ص 52.
ـ معرفي شخصيتهاي علمي مؤلفان به عنوان شخصيتهاي اثرگذار در جامعه. برنامهسازان بهتر است الگوهاي شخصيتي اهل دانش و مطالعه را با حرفهها و مناصب مطلوب و مقبول اجتماعي، مرتبط سازند و آنها را افرادي باهوش، معاشرتي و با اخلاقي پسنديده، معرفي كنند؛
ـ حضور كتابداران در برنامه و توضيح درباره مسائلي همچون معيارهاي ارزيابي كتاب، معرفي ويژگيها و كاربردهاي منابع مرجع، معرفي منابع مرجع ويژه كودكان و نوجوانان، معرفي ناشران تخصصي كودكان و نوجوانان، معرفي سازمانها و مؤسساتي كه در حوزه كودك و نوجوان فعاليت دارند، راهنمايي استفاده از نرمافزارهاي كتابخانهاي، آموزش راهبردهاي جستوجو، معرفي كتابخانهها، انواع آن و چگونگي استفاده از كتابخانهها و صحبت درباره تحولاتي كه در اين زمينه رخ داده است، از اختراع خط تا رايانه.
به اينگونه كه كتابي معرفي شود و از بينندگان خواسته شود، اين كتاب را تا هفته آينده بخوانند و نقدهاي خود را به ايميل برنامه بفرستند، سپس با خواندن بخشهايي از كتاب در برنامه، كارشناسان ـ موافق و مخالف ـ به نقد آن بپردازند. اينگونه برنامهها، افزون بر ايجاد عادت به مطالعه، چگونگي تفكر خلاق و انتقادي را نيز به مخاطبان ميآموزد، اما بايد توجه داشت كه بحث و گفتوگو درباره كتاب و خواندن، فقط به مناسبتهاي خاص محدود نباشد و حتماً روزانه يا هفتگي، دقايقي را بايد به آن اختصاص داد. البته بيآنكه جنبه آموزشي و سفارش مستقيم داشته باشد. نكته اصلي كه بايد به آن توجه شود، اين است كه مسئولان و برنامهريزان در نخستين گام، بايد پژوهش را مغز و قلب توسعه ملي بدانند و آنگاه براي تقويت اين مغز و قلب، فرهنگ مطالعه و كتابخواني را به عنوان بسته پژوهش و ايجاد جامعه سالم، با برنامههاي متنوع رسانههاي ارتباط جمعي و براساس روشها و شيوههاي مناسب، در ميان آحاد جامعه رواج دهند و نهادينه سازند.
ـ معرفي كتاب در برنامههاي مناسبتي مانند جشنها و سوگواريهاي مذهبي، به عنوان مكمل مباحث مطرح شده در برنامه؛
ـ گفتوگو با نويسندگان و شاعراني كه درباره مناسبتي، از آنها اثري منتشر شده است؛
ـ تقدير از كساني كه در حوزههاي مرتبط با كتاب و كتابخواني، فعاليت مؤثري دارند؛
ـ معرفي كتاب در برنامههاي موضوعي، مانند پزشكي، اقتصادي، سياسي و نظاير آنها، به عنوان مكمل مباحث مطرح شده در برنامه. كارشناس برنامه با هماهنگي ميهمان متخصص ميتواند در هر زمينه از موارد گفتوگو، كتاب يا كتابهايي را براي مطالعه و آگاهي بيشتر مخاطبان معرفي كند؛
ـ بسياري از شخصيتهاي علمي و فرهنگي كه رسانه به توليد مجموعه راديو و تلويزيوني درباره زندگي آنها ميپردازد، صاحب تأليفات ارزشمندي هستند كه ميتوان به اين تأليفات نيز اشاره كرد؛
ـ طرح نقش مطالعه در زندگي شخصيتهاي مرجع يا بزرگاني كه با كتاب سر و كار دارند، در برنامههايي مانند چهره ماندگار؛
ـ كتابهايي كه پشتوانه پژوهشي برخي از مجموعهها و ديگر توليدات رسانهاي هستند، در پايان پخش هر بخش آن برنامه معرفي شود؛
ـ توليد برنامههاي شاد و جذاب با موضوع معرفي كتاب. چنانچه اين برنامهها بهخوبي توليد شود، كارشناسان اين برنامهها ميتوانند نقش مرجع را براي مطالعهكنندگان داشته باشند. چنانكه امروزه برنامههاي پزشكي اينگونهاند؛
ـ معرفي كتابخانهها و تبيين نقش آنها به عنوان گنجينه ذخاير علمي و فرهنگي و پشتوانه حركت علمي كشور.
پفكنمكي و برنج بايد هزينه تبليغ بپردازند، ناشران كتاب نيز همانقدر بايد هزينه صرف كنند. صداوسيما ميتواند با كاهش تعرفه هزينه مبلغ كالاهاي فرهنگي مانند كتاب، به تبليغ و ترويج كتاب بپردازد. افزون بر آن براي اينكه آگهيهاي تبليغاتي مرتبط با مطالعه و كتابخواني تأثير بيشتري داشته باشند، بهتر است از قالب زباني شعرگونه، موسيقي شاد و رنگهاي گرم استفاده شود. همچنين بر اساس نظريههاي تأثير پيام، پيامهايي كه پيش از برنامههاي مورد علاقه كودكان و نوجوانان پخش ميشود، بيش از مواقع ديگر تأثير دارد. ازاينرو، بهتر است آگهيهاي مربوط به كتاب و كتابخواني، قبل از برنامه كودك و نوجوان پخش شوند.(1)
زيرنويسهاي تلويزيوني: زيرنويسها براي انتقال افكار و انديشهها، اخبار، تازهها و جديدترين رويدادهاي فرهنگي ابزار مناسبي بهشمار ميروند. ميتوان از اين ابزار اثرگذار براي گسترش فرهنگ كتابخواني بهره برد. تبليغ و معرفي كتابها يا نمايش جملاتي از بزرگان درباره ارزش و جايگاه كتاب و كتابخواني، بهويژه در شبكههايي مانند شبكه خبر كه زيرنويسهاي مداوم دارند، ميتواند در دستور كار قرار گيرد.
گزارش: گزارش نزديكترين ساختار به مستند است. گزارش زماني شكل ميگيرد كه برداشت اوليهاي از پديدهاي بيروني يا واقعيت يا موضوع داريم. گزارشگر در اين ساختار، چشم و گوش مخاطب است. گزارش گاه بازتاب كاري است كه در حال انجام است و گاهي از مجموعه ثبت تصاوير در كنار همديگر گزارش تهيه ميشود.(2)از جمله فعاليتهايي كه يك گزارشگر ميتواند انجام دهد، عبارتند از: تهيه گزارشهايي از نمايشگاههاي
كتاب كه در سطح محلي، ملي و بينالمللي برگزار ميشود، هم جنبه اطلاعرساني دارد و هم انگيزه مطالعه در افراد ايجاد ميكند. مانند تهيه گزارش از انواع كتابخانههاي عمومي، آموزشگاهي، سيار، روستايي و مساجد. براي مثال، معرفي كتابخانههاي آموزشگاهي كه در ارائه خدمات نوآوري داشتهاند. اينگونه گزارشها، به ترويج مطالعه كمك ميكند و در اين زمينه ايدهها و تفكرات زيبايي را گسترش ميدهد.
مسابقه: مسابقهها از جمله برنامههايي هستند كه همواره كودكان و نوجوانان از آنها استقبال ميكنند. رقابت، سنجش تواناييها و مهارتهاي ذهني يا فيزيكي شركتكنندگان حضوري و غيرحضوري، تجربه كار گروهي، دريافت جايزه و پاسخ به كنجكاويها، از جمله دلايل علاقه افراد به اينگونه برنامههاست.(1)در قالب مسابقه كتابخواني، داستاننويسي و نوشتن نقد، ميتوان عادت به مطالعه را در جامعه نهادينه كرد. براي نمونه، برگزاري مسابقات حضوري مانند مسابقه تلويزيوني 101 در صداوسيما، با محوريت محتواي كتاب و به مناسبتهاي مختلف، بهويژه در هفته كتاب و كتابخواني و اهداي جوايز همراه با كتاب به برگزيدگان، ميتواند بسيار اثرگذار باشد.
مستند: مستند به برنامههايي گفته ميشود كه با بهرهگيري از واقعيت پيراموني و برمبناي پژوهش روشمند، بر يكي از چهار ساختار، مستند محض، مستند داستاني، مستند بازسازي و مستند گزارشي، ساخته ميشود.(2)برنامههاي مستند يكي از قالبهاي بسيار مناسب براي توليد برنامههايي در عرصه كتاب و كتابخواني هستند. ايدههايي كه در اين زمينه ميتوان به مستندسازان ارائه داد، عبارتند از: تهيه مستند از زندگي نويسندگان موفق برنامهسازان مي
توانند در قالب مستند داستاني الگوهاي شخصيتي افراد اهل علم و مطالعه را با شغلها و مناصب مطلوب و مقبول اجتماعي مرتبط سازند و آنها را افرادي باهوش، معاشرتي و با اخلاقي پسنديده معرفي كنند، مراحل چاپ كتاب و مجلات در چاپخانهها، پخش كتاب، كتابفروشيهاي باسابقه و گفتوگو با آنها، مراحل تهيه مجلات و نشريات با مراجعه به دفاتر نشريات و نظاير آن.
ميانبرنامه: ميانبرنامه، مابين دو برنامه، با هدف تغيير فضاي برنامهها پخش ميشود. ميانبرنامهها عبارتند از: آنونس (معرفي برنامه)، تيزر (معرفي خدمات)، موسيقي، آوانما و تصوير كه با طراحي و خلاقيت ميتوان از اين فضا براي گسترش مطالعه بهرهبرداري كرد.(1)زمان اينگونه برنامه بسيار كوتاه است، اما براي فرهنگسازي در ميان افراد جامعه قابليت زيادي دارد. با بهرهمندي از گرافيكهاي جالب و جذاب ميتوان از اين قالب براي معرفي كتابها و برنامههايي بهره برد كه براي گسترش فرهنگ مطالعه توليد شدهاند.
برنامههاي نمايشي: سريال، تلهتئاتر، فيلم سينمايي، فيلم كوتاه، مجموعه تلويزيوني، نمايش عروسكي، انيميشنها و نظاير آن، از جمله قالبهاي برنامههاي نمايشي در تلويزيون هستند. برنامههاي نمايشي نسبت به ديگر قالبها، براي جذب مخاطب توانمندي بيشتري دارند.(2)تهيهكنندگان برنامههاي راديو تلويزيوني ميتوانند با استفاده از شاهكارهاي ادبي و هنري براي تهيه سريال، فيلم زنده، نمايش عروسكي و كارتون، غيرمستقيم خاطره اين آثار را براي آنها زنده كنند و آنان را به سمت خواندن يا دوباره خواندن اصل آثار، تشويق كنند. در اينگونه برنامهها ترويج مطالعه به شيوه
غيرمستقيم و در لابهلاي برنامه آموزش داده ميشود. به دليل محبوبيت اين قالب و همچنين انتقال انديشه به صورت غيرمستقيم، تأثير اينگونه برنامهها بسيار است و در ناخودآگاه فرد تثبيت ميشود. در ساخت اين برنامهها بايد از شعارزدگي، پرهيز و با بهرهگيري از فيلمنامهنويسان خلاق و خوشذوق، افراد را به مطالعه تشويق كرد.
دستاندركاران تلويزيون به گروهي حرفهاي براي بازنگري فيلمنامهها پيش از ساخت نياز دارند تا با ترويج مطالعه از ضد تبليغ در اين عرصه نيز جلوگيري شود. نه تنها چنين ضد تبليغهايي نبايد در رسانه ملي جايي داشته باشد، بلكه در آثار نمايشي، براي نهادينهسازي فرهنگ مطالعه بايد به شيوههاي گوناگوني متوسل شد، از جمله:
تهيه و نمايش برنامه آشنايي با نويسندگان بر مبناي آثار آنها در قالبهاي نمايشي مختلف؛
تبليغ غيرمستقيم كتاب و كتابخواني در سريالها و فيلمهاي سينمايي؛
در طراحي دكور منازل، كتابخانه و قفسه كتاب ـ هرچند كوچك ـ ديده شود؛
در فيلمها به مناسبت روز تولد، روز مادر و مانند آن، كتاب هديه داده شود. با توجه به اينكه سنت هديه دادن كتاب در علاقهمند كردن افراد به كتابخواني و مطالعه، تأثير مثبتي دارد، بازتاب اين موضوع بهويژه در فيلمها و سريالهاي پربيننده از جمله سريالهاي ماه مبارك رمضان و نوروز گام مؤثري در اين جهت دربردارد؛
شخصيتهاي فيلم به بهانههاي مختلف در كتابخانه، كتابفروشي و دكه روزنامهفروشي، حضور داشته باشند؛
شخصيتهاي فيلم ميتوانند به جاي بازي كامپيوتري يا تماشاي تلويزيون، در حين مطالعه نشان داده شوند.
معرفي فيلمها و برنامههايي كه از روي آثار مشهور كلاسيك و كتابهاي معروف تهيه ميشوند و راهنمايي والدين در شيوه استفاده از آنها وظيفهاي است كه برنامهسازان تلويزيون بايد به آن توجه كنند؛
در فيلمها ميتوان كتابداري را يكي از مشاغل سودمند معرفي كرد؛
ميتوان كتابدرماني يا مطالعه درماني را معرفي كرد و از مزاياي آنها گفت؛
در ديالوگها ميتوان اهميت مطالعه را خاطرنشان كرد؛
به تصوير كشيدن زندگي و سرگذشت نويسندگان، مترجمان و ناشران معتبر؛
سرمايهگذاري و توليد و پخش انيميشنهايي با موضوع كتاب و كتابخواني.(1)
آموزش شيوه و بهداشت مطالعه
روش درست مطالعه و كتابخواني در ايجاد انگيزه و يادگيري در افراد اهميت دارد؛ چرا كه ناآشنايي با شيوههاي درست مطالعه، سبب خستگي و دلزدگي ميشود. بر اساس نتايج تحقيقات، مردم از روشهاي درست مطالعه اطلاع زيادي ندارند يا بهدرستي از اين روشها استفاده نميكنند. براي نمونه، استفاده از مكاني مشخص و ثابت براي مطالعه، به تمركز حواس و افزايش سرعت مطالعه كمك ميكند، اما مطالعهاي نشان ميدهد، 45 درصد افراد براي مطالعه خود مكان مشخص و ثابتي ندارند يا رعايت نكردن حالت درست نشستن هنگام مطالعه، افزون بر تأثير نامطلوب در مطالعه، مشكلات جسماني متعددي درپي خواهد داشت. اين در حالي است كه براساس
1) نيره خداداد شهري، «نقش تلويزيون در ايجاد عادت به مطالعه كودكان و نوجوانان»، نشريه كودك، نوجوان و رسانه.
پژوهشي، فقط 9/28 درصد از پاسخگويان به شيوه استاندارد، يعني «نشسته پشت ميز و صندلي» به مطالعه ميپردازند.(1)
از سوي ديگر، چنانكه پيشتر اشاره شد، مطالعه فرآيند پيچيدهاي است كه در آن، خواننده پيام نويسنده را كه در قالب كلمات يا تصاوير بيان شده است، به نوعي بازسازي ميكند. براي اينكه اين فرآيند در افراد به بهترين گونه، شكل بگيرد و و نيز جذبه و اشتياق دروني به مطالعه و خواندن را در آنها ايجاد نمايد، بايد هنگام مطالعه، شرايط گوناگوني رعايت شود. برخي از اين شرايط كه ميتواند از راه رسانه و با بهرهمندي از جذابيتهاي تصويري و نمايشي آموزش داده شود، عبارتند از:
الف) شرايط زماني
يكي از عوامل موفقيت در هر زمينهاي، داشتن برنامه منظم است. برنامهريزي منظم براي مطالعه، سبب تسهيل در كتابخواني ميشود و ميتواند آن را به عادت تبديل سازد و اثربخشي آن را بيشتر كند. مطالعه نامنظم، ملالآور و ناپايدار است. در هر كاري از جمله مطالعه، كار اندك، ولي پيوسته و منظم، ثمربخشتر از كار پرحجم، ولي گذراست. با برنامهريزي منظم براي مطالعه، مشكل كمبود وقتـ كه خيليها آن را وسيله و بهانه فرار از مطالعه قرار ميدهندـ حل ميشود. بسياري از بزرگان از همين رهگذر، در حركتي آرام، اما مستمر، توانستهاند كارهاي بزرگي انجام دهند. با وجود اين، فقط 1/32 درصد از پاسخگويان گفتهاند كه برنامهريزي منظمي براي مطالعه خود دارند.(2)بنابراين، شايسته است زمان مطالعه براساس برنامهريزي دقيق و منظم، در طول هفته، مشخص و معين، و بهطور مداوم و متناوب به آن عمل شود.
1) مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، «آسيبشناسي فرهنگ مطالعه در بين جوانان ايراني»، تهران، مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، 1391 (پژوهش چاپ نشده).
2) مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، «آسيبشناسي فرهنگ مطالعه در بين جوانان ايراني»، تهران، مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، 1391 (پژوهش چاپ نشده).
ب) شرايط مكاني
مكان مطالعه بهتر است در جاي معين و آرامي باشد. صندلي و محل نشستن، نرم و راحت باشد، ولي نه به گونهاي كه مطالعهكننده را در خوابي خوش فرو ببرد. ابزار و وسايلي را كه جلوي تمركز حواس را ميگيرند، از روي ميز مطالعه دور كنيم و در صورت امكان از ميز و صندلي متناسب و استاندارد استفاده كنيم. بايد به رنگ و فضا و نظافت محيط نيز توجه داشته باشيم.
ج) شرايط فيزيكي
جريان هواي تازه و درجه حرارت و دماي مناسب هنگام مطالعه، به تمركز حواس كمك ميكند. روشنايي كافي و مطلوب و پرهيز از مطالعه زير نور خيرهكننده آفتاب براي سلامتي چشم و راحتي خواننده مفيد است. بر اساس تحقيقات انجامشده، مطالعه با حالت نشسته بهتر از حالت ايستاده است و مطالعه با حالت خوابيده و درازكش، بدترين وضعيت است. همچنين شايسته است از مطالعه هنگام حركت و راه رفتن و نيز بلافاصله پس از خوردن غذا، خودداري شود.(1)
د) شرايط روحي
نشاط روحي و معنوي از شرايط مهم مطالعه است. مطالعه هنگام كسل بودن و خستگي، سبب دلزدگي ميشود. بيترديد داشتن شرايط روحي مناسب، علاوه بر تأثير در فهم و درك درست مطالب، سبب علاقهمندي به كتاب و كتابخواني و ايجاد عادت به مطالعه در افراد ميشود. بنابراين، بهتر است پيش از آغاز مطالعه، خود را از نظر جسمي و روحي آماده كنيم و با روحيهاي مناسب به مطالعه بپردازيم. بنابراين، درباره آموزش شيوههاي درست و بهداشت مطالعه در رسانههاي گروهي، به اين موارد مهم بايد توجه داشت:
1) عبدالرحيم موگهي، روش مطالعه و تلخيص، ص 38.
ـ آموزش و تبليغ عمومي روشها و اصول صحيح مطالعه، همچنين آموزش شيوههاي درست نشستن و خواندن در برنامههاي پزشكي براي جلوگيري از برخي آسيبهاي احتمالي در ناحيه چشم و كمر؛
ـ دادن پيامهاي كوتاه از راه انيميشن و زيرنويس تلويزيوني و ميانبرنامههاي راديويي درباره رعايت بهداشت مطالعه مانند نحوه نشستن براي مطالعه روي زمين يا صندلي، فاصله چشم از كتاب و شيوه تنظيم جهت نور، ميزان ساعتي كه مطالعه مستمر مفيد است؛
ـ معرفي بهترين زمان از ساعات شبانهروز براي مطالعه؛
ـ آشنا كردن مخاطبان رسانه با شيوههاي اثربخش مطالعه؛
ـ آموزش شيوه بهرهمندي از كاربرگههاي كاغذي و الكترونيك كتابخانهها براي دسترسي به منابع مورد نياز.(1)
بنابر آنچه گذشت، نقش اساسي كتاب و كتابخواني و تأثير انس و الفت جامعه با كتاب و نيز لوازم مربوط به آن در پيشرفت و توسعه جامعه را نبايد ناديده گرفت. رسانههاي گروهي به ويژه رسانه ملي كه فرهنگسازي و گسترش آگاهي و رشد جامعه از رسالتهاي آن به شمار ميآيد، وظايف مهمي در ترويج كتاب و فرهنگ مطالعه بر عهده دارند. گرچه تاكنون چنانكه اشاره شد، گامهاي بلندي در اين خصوص برداشته شده است، اما گسترش همگاني و راهاندازي نهضت كتاب و كتابخواني، نيازمند نگاه علمي و ژرفي است كه اميد است توجه دستاندركاران رسانه ملي بيش از پيش به اين مهم جلب گردد.
1) حميدرضا چاكري، «كتابخانه، مطالعه كتاب و موانع و راهبردهاي بهينهسازي»، كتاب ماه كليات، دي و بهمن 1384، ش 97 و 98، صص 108 ـ 111.
پيوست 1
زير فصل ها
سند نهضت مطالعه مفيد
سند نهضت مطالعه مفيد
(مصوب جلسه 673 مورخ 4/8/89 شوراي عالي انقلاب فرهنگي)
مصوبه «سند نهضت مطالعه مفيد» كه بنا به پيشنهاد شوراي فرهنگ عمومي، در جلسه 673 مورخ 4/8/89 شوراي عالي انقلاب فرهنگي، به شرح ذيل به تصويب رسيده است، براي اجرا ابلاغ ميشود.
مقدمه
نقش والا و حساس مطالعه در تكامل فردي و اجتماعي كه در نهايت به پرورش ابعاد كمالآفرين و آسماني روح بشر نيل ميكند، انكار ناشدني است. در بيان اهميت بنيادين كتاب و كتابخواني، همين بس كه خداوند نخستين خطاب به آخرين فرستاده خويش را با «إقرأ» آغاز كرده است و معجزه خاتم پيامبران كتاب ميباشد. تصريحات مؤكد و مكرر مقام معظم رهبري در باب افزايش مطالعه و كتابخواني، همواره بيانگر اهميت اساسي اين ارزش فرهنگي در جامعه ما بوده و ضرورت توجه بيشتر به آن را نشان ميدهد.
در روزگار ما كه رسانههاي گوناگون براي تصرف سرمايه فكر و انديشه انسان، گوي سبقت از يكديگر ميربايند، وظيفهاي خطير بر عهده دستگاههاي فرهنگي مربوط به حوزه مطالعه قرار دارد. بدون شك ترويج و گسترش
فرهنگ مطالعه مفيد در كشور، در گرو حمايت همه جانبه سازمانها و نهادهاي نظام و توجه خاص مسئولان به اين امر است. طرح نهضت مطالعه مفيد گامي است در اين طريق.
ماده 1ـ مفاهيم كليدي
مطالعه: خواندن هر نوع متن مكتوب (نوشتاري، چاپي يا الكترونيكي)
مطالعه مفيد: مطالعهاي مفيد است كه اولاً معطوف به اثر و نتيجه بوده و دستآوردي علمي، عملي (رفتاري)، ذهني و يا قلبي داشته باشد و ثانياً آن دستآورد براي تربيت انگيزه، افزايش تعهد، ارتقاي توانايي ذهني، توسعه دانش كاربردي، ارتقاي مهارت عملي و نهايتاً در جهت پرورش و تعالي فرد در راستاي به فعليت رساندن استعدادهاي الهي وجود او در يكي از چهار زمينه مذكور باشد.
ماده 2 ـ هدف اصلي
دستيابي به جايگاه ممتاز در جهان از نظر سرانه مطالعه و بهويژه مطالعه مفيد بر اساس سند چشمانداز بخش فرهنگ عمومي در افق ايران 1404.
ماده 3ـ اهداف خرد
افزايش فضاي كتابخانههاي عمومي به ميزان 8 متر به ازاي هر 100 نفر؛
فراهمآوري 4 جلد كتاب به ازاي هر نفر در كتابخانههاي عمومي؛
عضويت 35 درصد جمعيت ايران در كتابخانههاي عمومي؛
توجه به مطالعه غيردرسي و مفيد در روند آموزش رسمي كشور؛
توجه به مطالعه مفيد در برنامههاي اوقات فراغت.
ماده 4. سياستها
نهادينه كردن مطالعه مفيد به عنوان يك ارزش و عادت عمومي در جامعه؛
فراهمسازي زيرساختهاي فيزيكي، مجازي و انساني كتابخواني شايسته ايران اسلامي؛
زمينهسازي براي هدايت محتواي مطالعه آحاد جامعه؛
توسعه فعاليتهاي بينالمللي در زمينه توليد كتاب، محتوا، كيفيت چاپ و تأثير آن بر افزايش مطالعه در داخل كشور.
ماده 5. طرحها
نيازسنجي، توليد، تهيه، سفارش و حمايت از توليد منابع مكتوب و رقومي مطالعه مفيد براي ايرانيان و فارسيزبانان؛
اختصاص ساعت مطالعه مفيد در برنامه هفتگي و درسي دانشآموزان؛
ايجاد پيوند مناسب ميان ارتقاي شغلي با سطح مطالعه مفيد و اعتلاي دانش عمومي و تخصصي فرد؛
ارائه سيرهاي مطالعاتي مفيد براي دانش آموزان و دانشجويان؛
تدوين و اجراي طرح جامع كتابخواني مفيد براي بانوان؛
طراحي و اجراي برنامههاي ويژه و متنوع كتابخواني براي خردسالان كمتر از 4 سال؛
طراحي و اجراي برنامههاي ويژه كتابخواني براي كودكان قبل از سن دبستان (بين 4 تا 6 سال)؛
اجراي برنامههاي مطالعه مفيد و كتابخواني براي گروههاي خاص (سالمندان، نابينايان، ناشنوايان، معلولين جسمي و ذهني و...)؛
تدوين و اجراي طرح اصلاح فرهنگ فارغالتحصيلي و تقويت فرهنگ عمومي براي كسب دانش در تمام عمر؛
ايجاد و توسعه كتابخانه جامع مجازي زبان فارسي براي بهرهبرداري ايرانيان و فارسيزبانان جهان؛
طراحي و استقرار زنجيره كتابخانههاي عمومي در سراسر كشور مطابق نقشه راه توسعه كتابخانهها، با تأكيد بر كتابخانههاي مركزي استان و شهرستان، كتابخانههاي استاندارد، كتابخانههاي روستايي و سيار؛
طراحي و استقرار معماري جديد كتابخانههاي عمومي در راستاي يادگيري مادامالعمر، ارتقاي خلاقيت و نوآوري، عضويت خانوادگي، توليد علم و ايجاد تعاملات محلي، منطقهاي و اجتماعي با حفظ حريم زن و مرد و ايجاد فضاي امن براي اعضا؛
تأمين متون مكتوب و منابع مطالعه مفيد متناسب با تقسيمات مخاطبان (سني، جنسيتي، سطح اطلاعات و...)؛
برنامهريزي در راهاندازي و ايجاد و مديريت مناسب كتابخانههاي ثابت و سيار در مساجد، مجتمعهاي مسكوني، آپارتمانها، بقاع متبركه و محلهاي تجمع عمومي و مدارس و دانشگاهها و وسايل حمل و نقل عمومي؛
طراحي، مديريت و هدايت توسعه كتابخانههاي خانگي و همراه؛
برگزاري انواع جشنوارهها و مسابقات مشوق كتابخواني و نيز معرفي و تبليغ كتابهاي مفيد؛
استقرار نظام تقدير و تشويق خيرين كتابخانهساز و اهداگران كتاب، و فرهنگسازي در اين زمينه؛
استقرار نظام كنترل كيفي چاپ، فضا، منابع، امانت و...؛
تدوين و اجراي طرح ارتقاي منزلت اجتماعي كتابداران به عنوان مشاوران امين؛
احداث فضاي كتابخانههاي عمومي به ميزان نيم متر افزايش در هر سال به ازاي هر 100 نفر؛
عضويت مردم در كتابخانه با تثبيت نرخ رشد 2% افزايش در هر سال؛
طراحي و اجراي برنامههاي متنوع راديو و تلويزيوني جهت افزايش انگيزه مطالعه؛
محروميتزدايي از مناطق محروم در امر كتابخواني و فروشگاههاي كتاب؛
توجه به معرفي و تبليغ كتاب و محتواي آن در رسانههاي عمومي؛
تامين منابع كتابخانههاي دانشجويي و ايجاد كتابخانه در خوابگاههاي دانشجويي؛
توسعه دامنه كتابخانههاي عمومي از طريق طرح وقف كتاب؛
توسعه نمايشگاههاي ثابت و سيار عرضه كتاب؛
برنامهريزي براي تحول در دورههاي دانشگاهي كتابداري.
ماده 6 ـ معرفي و اعضاي كميته
جهت بررسي و پايش تحقق طرح «نهضت مطالعه مفيد» كميته دائمي نهضت مطالعه مفيد مركب از نمايندگان واجد اختيارات لازم از «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي»، «نهاد كتابخانههاي عمومي كشور»، «وزارت آموزش و پرورش»، «وزارت علوم، تحقيقات و فنآوري»، «سازمان صدا و سيما»، «سازمان تبليغات اسلامي»، «ستاد عالي كانونهاي فرهنگي و هنري مساجد»، «معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي رياست جمهوري»، «سازمان بسيج مستضعفين»، «سازمان ملي جوانان»، «مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري»، «معاونت فرهنگي ستاد كل نيروهاي مسلح كشور»، «شوراي سياستگذاري ائمه جمعه» ، «شوراي عالي استانها»، «مركز رسيدگي به امور مساجد»، «كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان» و «جهاد دانشگاهي»، تشكيل ميشود.
تبصره ـ ساير دستگاهها و سازمانها بر حسب مباحث مطرح در كميته دعوت خواهند شد.
ماده 7ـ رياست و دبيرخانه كميته
رياست كميته بهعهده دبير شوراي فرهنگ عمومي كشور ودبيرخانه آن در نهاد كتابخانههاي عمومي كشور مستقر خواهد بود.
ماده 8ـ وظايف كميته
وظيفه تدوين برنامههاي هر يك از طرحها، تنظيم وظايف دستگاههاي مذكور در ماده 7، نظارت بر انجام وظايف و رصد تحقق اهداف و طرحها بر عهده كميته دائمي نهضت مطالعه مفيد ميباشد. اين كميته همچنين موظف است هر سه ماه گزارش خود را به شوراي فرهنگ عمومي ارائه دهد.
ماده 9ـ كميتههاي استاني
به منظور تحقق مفاد طرح «نهضت مطالعه مفيد» در سراسر كشور، كميتههايي با تركيب همطراز در ماده 6 در استانها و شهرستانهاي كشور تشكيل ميگردد. رياست اين كميتهها در استان به عهده رؤساي انجمن كتابخانههاي عمومي استان «استاندار» و در شهرستان «فرماندار» و دبير كميته در استان و شهرستان به ترتيب مديركل و مدير نهاد كتابخانههاي عمومي بوده و دبيرخانه آن نيز در نهاد كتابخانههاي عمومي هر استان و شهرستان مستقر ميگردد.
ماده 10ـ گزارش و ارزيابي
هر دستگاه بايستي هر شش ماه يك بار گزارش عملكرد خود را بر اساس قالبهاي تعيين شده به كميته دائمي نهضت مطالعه مفيد ارائه نمايد تا ميزان پيشرفت شاخصهاي متخذ از اهداف خرد تعيين گردد. گزارشهاي وصولي مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفته و نتايج به «شوراي فرهنگ عمومي» ارسال ميگردد.
ماده 11ـ اين مصوبه در 11 ماده و يك تبصره در جلسه 673 مورخ 4/8/89 شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيد.
پيوست 2
زير فصل ها
شوراي كتاب سيما دستورالعمل ترويج فرهنگ كتاب و كتابخواني
شوراي كتاب سيما دستورالعمل ترويج فرهنگ كتاب و كتابخواني
زير فصل ها
مقدمه
اهداف
ماموريتها
ساختار شوراها
سياستها و ملاحظات كلي
وظايف تخصصي شبكهها
اداره كل طرح و برنامه و نظارت
اداره كل آموزش و پژوهش
اداره كل اطلاعات و برنامهريزي
كتاب گنجينه بيبديل و نماد هويت، معرفت و آگاهي يك جامعه در طول تاريخ محسوب ميشود. اهميت خواندن و نوشتن در آموزههاي ديني و ميراث تمدني ايران زمين از جايگاه رفيع و ديرين برخوردار است. اگر شالوده و زيربناي هر كشور را فرهنگ آن بدانيم، بيشك كتاب جايگاه ويژهاي دارد و اگر آنگونه كه بزرگان و حكيمان گفتهاند: «رفتار و منش هر فرد، كتاب مصور انديشهها و باورهاي اوست»، بيترديد كتاب روايتگر و سيماي يك جامعه محسوب ميشود.
در عصر تنوع رسانهها بايد كتاب از حمايت ويژهاي برخوردار شود تا با اشاعه و گسترش فرهنگ كتاب و كتابخواني كه از تأكيدات رهبر فرزانه انقلاب اسلامي ميباشد، در تواناسازي نسل جوان بيش از پيش اهتمام داشت. معاونت سيماي رسانه ملي با اين نگاه «شوراي كتاب سيما» را طراحي نموده است.
با توجه به اهميت ترويج فرهنگ مطالعه در جامعه و تاكيدات رهبر معظم انقلاب (مدظله العالي) اهداف عمده از تشكيل شوراي كتاب و گسترش فرهنگ كتابخواني با توجه به ماموريتهاي تخصصي هر شبكه و ادارات ستادي براي دستيابي به اهداف زير ميباشد:
( جريانسازي فرهنگي در زمينه كتاب و شكلگيري نهضت كتابخواني در سطح ملي؛
( ارتقاي باور و اعتقاد عمومي آحاد جامعه نسبت به اهميت كتاب و نهادينهسازي آن در متن زندگي؛
( تغيير در نگاه و جهتدهي به ذائقه مخاطبان به ويژه كودكان و نوجوانان نسبت به كتاب به عنوان يك كالاي فرهنگي؛
( افزايش عادت ميزان مطالعه مفيد و مؤثر در بين آحاد جامعه و هدايت مخاطبان براي مطالعه كتابهاي فاخر و ارزشمند و پركردن اوقات فراغت با مطالعه و كتابخواني؛
( معرفي نويسندگان و ناشران موفق و همسو با اهداف انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي.
اهم ماموريتهاي شورا عبارت است از:
برنامهريزي و سياستگذاري در حوزه كتاب با توجه به مأموريتهاي تخصصي هر شبكه؛
معرفي نويسندگان، مولفان، ناشران و نحوه و چگونگي آن در شبكهها متناسب با حوزه تخصصي هر شبكه؛
نظارت و ارزيابي از عملكرد شبكهها در امر كتاب؛
افزايش تأثيرگذاري و جذابيتهاي موجود؛
نقد و آسيبشناسي برنامهها و توجه ويژه به ديدگاه مخاطبان؛
جلوگيري از تداخلها، موازيكاريها و تقسيم مناسب مسئوليتها و وظايف شبكهاي در حوزه برنامهسازي كتاب.
شورا داراي اعضاي حقيقي و حقوقي ثابت است كه توسط معاون سيما براي يك دوره دو ساله انتخاب ميشوند. اعضاي حقوقي عبارتند از: مدير شبكه چهار (رئيس شورا)، مدير كل آموزش و پژوهش (دبير شورا)، مدير كل طرح و برنامه و نظارت، مدير روابط عمومي، مديران گروه اجتماعي شبكه يك و سه و مدير گروه خانواده و كودك شبكه دو.
اعضاي حقيقي شورا عبارتند از: 5 نفر از صاحبنظران حوزه فرهنگ، كتاب و رسانه كه به پيشنهاد شورا و تصويب معاون سيما انتخاب ميشوند.
تبصره: آييننامه داخلي شورا، وظايف و اختيارات در اولين جلسه شورا به تصويب اكثريت اعضا و پس از تأييد معاون سيما ابلاغ ميگردد.
كليه شبكههاي سيما لازم است در چارچوب ماموريتها و وظايف خود نسبت به تحقق موارد زير اقدام نمايند:
1ـ5. از فرمايشات حضرت امام خميني رحمه الله و رهبر معظم انقلاب (مدظله العالي) در خصوص اهميت كتاب در برنامههاي مختلف و با شيوههاي متنوع از قبيل وُله، پلاتو و... در ساعات مناسب بهرهگيري نمايند؛
2ـ5. به صورت مستقيم و غيرمستقيم به موضوع كتاب و كتابخواني در برنامههاي نمايشي و غيرنمايشي بهويژه در مرحله تهيه فيلمنامه و طرح پرداخته شود؛
3ـ5. مجريان و كارشناسان در برنامههاي گفتوگومحور ضمن همراه داشتن كتاب، خلاصهاي از آن را براي مخاطبان با توجه به مناسبتهاي مختلف و اقتضاي سني و علمي ايشان بيان كنند؛
4ـ5.طراحي، تهيه و توليد ويژهبرنامههاي دائمي در زمينه كتاب در همه شبكهها در راستاي مأموريتهاي تخصصي هر شبكه در دستور كار قرار گيرد؛
5ـ5. از طرحهاي گرافيكي اقتباس شده از كتاب در طراحي دكور برنامهها استفاده شود؛
6ـ5. سنت اهداي كتاب در برنامههاي نمايشي و بهرهگيري از آن به عنوان جايزه در كنار اهداي جوايز نقدي به برندگان در برنامههاي سيما به تصوير كشيده شود؛
7ـ5. منابع مكتوب مورد استفاده در فيلمنامهها بهويژه كتابهاي مورد استفاده، در تيتراژ پاياني برنامهها ذكر شود؛
8ـ5.از پيام نماي شبكهها و زيرنويس براي معرفي كتاب و اهميت كتابخواني استفاده شود؛
9ـ5. در برنامههاي گفتوگومحور، كتابهاي مرتبط با موضوعات مورد بحث معرفي شوند؛
10ـ5. برنامهريزي لازم براي خواندن بخشهايي از كتاب توسط نويسنده، مؤلف يا مترجم در آيتمهاي كوتاه در بهترين زمانهاي پخش صورت گيرد.
1ـ6) همه شبكههاي سيما موظفند براساس مأموريتها و وظايف محول شده و حوزه تخصصي موارد زير را در رابطه با كتاب و كتابخواني مورد توجه قرار دهند:
شبكه يك
تهيه و توليد ويژه برنامههايي براي معرفي مجموعه آثار نويسندگان برجسته كشور همچون استاد شهيد مرتضي مطهري و...؛
توليد مسابقههاي تلويزيوني با موضوع كتاب و كتابخواني با همكاري مراكز فرهنگي و دانشگاهي؛
توليد و پخش برنامههايي در زمينه تأثير مطالعه در رشد و پيشرفت جامعه در حوزههاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي؛
تهيه برنامه براي ارائه آخرين اخبار بازار نشر و گزارشهاي مربوط به كتاب در كشور و سراسر جهان؛
تهيه گزارشهاي خبري چالشي با هدف نقد وضعيت پرداختن به كتاب از سوي نهادهاي متولي امر و پاسخگويي آنها.
شبكه دو
تهيه گزارشهاي مستند و خبري از مدارس فعال در حوزه كتاب و كتابخواني و انعكاس مرتب و مستمر آنها؛
شناسايي و معرفي نويسندگان، شعرا و... به نوجوانان فعال در حوزه كتاب؛
تبيين كتاب به عنوان يكي از مهمترين منابع تربيت صحيح در جامعه به خانوادهها؛
توليد مسابقههاي تلويزيوني با موضوع كتاب و كتابخواني ويژه كودكان و نوجوانان و خانوادهها و تقديراز كودكان و نوجوانان كتابخوان در هر برنامه؛
طراحي و تهيه برنامه داستانخواني ويژه كودكان و نوجوانان با بهرهگيري از قصهگوهاي حرفهاي و خود كودكان و نوجوانان با ايجاد فضايي شاد و جذاب؛
شبكه سه
تهيه برنامههاي مستند و گزارشهاي خبري از جوانان موفق در حوزه كتاب؛
تبيين كتاب به عنوان عامل مؤثر در ايجاد مقبوليت و محبوبيت در نسل جوان؛
معرفي كتابهاي مفيد در موضوعات مختلف ورزشي، فرهنگي و اجتماعي؛
تهيه گزارشهاي خبري براي معرفي ورزشكاران تحصيلكرده و اهل مطالعه كتاب؛
آموزش شيوههاي صحيح تحقيق و پژوهش و كتابخواني در حوزههاي علوم انساني، ديني و علوم تجربي.
شبكه چهار
معرفي كتابخانهها و نمايشگاههاي تخصصي و دانشگاهي كتاب در سطح ملي و بينالمللي؛
دعوت از نويسندگان، مترجمان و فعالان حوزه نشر همسو با نظام در برنامههاي گفتوگومحور و معرفي ايشان به جامعه؛
توليد برنامههاي مستند معرفي نويسندگان ايراني و اسلامي در گذشته و معاصر؛
بررسي راهكارهاي افزايش سرانه مطالعه در جامعه با حضور كارشناسان در برنامههاي گفتوگومحور؛
معرفي مؤسسات انتشاراتي برتر همسو با اهداف نظام جمهوري اسلامي به طور مستمر به ويژه هنگام برگزاري نمايشگاههاي عمومي و تخصصي كتاب؛
طراحي و توليد ميزگردهاي نقد و بررسي وضعيت كتاب و كتابخواني در كشور با حضور مسئولان و متوليان امر(نهادها، موسسات و مراكز دولتي و غيردولتي) جهت پاسخگويي و ارائه راهكارهاي اصلاحي؛
تهيه و توليد برنامههاي نقد كتاب با حضور نويسندگان و منتقدين.
شبكه تهران
تهيه گزارش از كتابخانههاي عمومي و تخصصي سطح شهر، مساجد و فرهنگسراها؛
به تصوير كشيدن فرهنگ مطالعه در اماكن عمومي در سطح شهر (پاركها، اتوبوس، مترو، فروشگاهها و...) به عنوان يك ويژگي برتر رفتار شهروندي؛
تهيه و توليد مسابقههاي متنوع در زمينه كتاب و كتابخواني از سوي نهادهاي دولتي و خصوصي و تقدير از آنها؛
طراحي برنامههاي انتقادي در حوزه كتاب و نقد منصفانه دستگاهها و نهادهاي مسئول.
شبكه آموزش
توليد برنامههاي مناسب در زمينه آموزش شيوههاي صحيح مطالعه، فنون يادگيري و تندخواني؛
توليد برنامههاي آموزشي در رابطه با اصول نويسندگي در زمينههاي مختلف؛
توليد برنامههاي آموزشي در زمينه آموزش كتابداري و نحوه استفاده از كتابخانهها براي كودكان، جوانان و بزرگسالان؛
توليد مسابقههاي آموزشي با هدف معرفي محتواي كتابها و اثرهاي ماندگار در قالب مشاعره و...؛
شبكه قرآن و معارف سيما
شناسايي و معرفي كتابهاي تخصصي در حوزه علوم قرآني و اسلامي؛
تهيه گزارش از كتابخانههاي تخصصي در حوزه علوم اسلامي كشور و سراسر جهان؛
طراحي و توليد مسابقههاي كتابخواني با بهرهگيري از قرآن، نهج البلاغه، صحيفه سجاديه؛
تهيه و پخش مستند از علما و بزرگان ديني با تاكيد بر به تصوير كشيدن ميزان اهميتدهي ايشان به علمآموزي و مطالعه در زندگي.
شبكه مستند
توليد برنامههاي مستند در زمينه صنعت چاپ و كتاب در ايران و جهان؛
تهيه برنامه مستند معرفي كتابخانههاي بزرگ كشور و دنيا در زمان حاضر و گذشته؛
معرفي سلسلهوار آثار و كتب علما و دانشمندان بزرگ اسلامي و ايراني.
شبكه جامجم
معرفي كتابخانهها و نمايشگاههاي تخصصي كتاب در كشور در قالب مستند و گزارشهاي خبري؛
ارائه آخرين اخبار بازار نشر و گزارشهاي مربوط به كتاب در كشور در قالب يك برنامه ثابت هفتگي؛
توليد مسابقههاي تلويزيوني با بهرهگيري از منابع ارزشمند ديني و ملي نظير قرآن، نهج البلاغه، صحيفه سجاديه، شاهنامه و...؛
معرفي نويسندگان و ناشران موفق در حوزه كتاب (هم خود فرد و هم آثار مربوطه).
2ـ6) حوزههاي ستادي معاونت سيما بر اساس مأموريتها و وظايف مربوطه عهدهدار پيگيري و انجام اقدامات زير هستند:
اداره كل طرح و برنامه و نظارت
اقتباس از رمانهاي مطرح كتابهاي ايراني و خارجي در توليد فيلمنامههاي تلويزيوني و تبديل كتاب و خاطرات و زندگينامه شخصيتهاي بزرگ مذهبي، ملي و شهدا در آثار نمايشي؛
توجه به كتابخواني در جانمايي نقش افراد مثبت به عنوان افراد اهل مطالعه در برنامههاي نمايشي؛
الزام كليه برنامهسازان به بهرهگيري از منابع تحقيقي بهويژه كتاب در توليد برنامه و اشاره به آنها در تيتراژ پاياني برنامههاي توليدي.
اداره كل آموزش و پژوهش
حضور مستمر در جلسات شوراي كتاب در داخل و خارج سازمان؛
سفارش پژوهشها و نظرسنجيهاي مستمر در خصوص وضعيت كتاب به مراجع ذيربط و ارائه راهكارهاي علمي براي ترويج فرهنگ مطالعه به شبكهها؛
احصاي كتابهاي مناسب در زمينههاي مختلف با توجه به نيازها و ضرورتهاي سني و دانشي انواع مخاطبان و ارائه به شبكهها براي معرفي؛
تشكيل كميته تخصصي كتاب سيما با حضور نمايندگان شبكهها و ادارات ستادي براي ايجاد هماهنگي و برنامهريزي مناسب؛
برگزاري مسابقههاي كتاب و كتابخواني با هدف ارتقاي سطح دانش و بينش كاركنان و مديران سيما؛
طراحي و توليد مسابقات تلويزيوني براي معرفي كتب مختلف و محتواهاي آن؛
همكاري با مجمع ناشران انقلاب اسلامي؛
اداره كل اطلاعات و برنامهريزي
تنظيم كنداكتور پخش برنامههاي روزانه و ويژه در زمينه كتاب براي ايجاد هماهنگي بيشتر بين شبكهها در بهترين زمانها؛
اخذ گزارش عملكرد كمي و كيفي از وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني در شبكهها براي ارائه به معاون سيما مراجع ذيربط.
3ـ6) پرداختن به موارد زير ممنوع و ضروري است كليه شبكهها و ادارات ستادي در چارچوب ماموريتها و وظايف خود به آنها توجه داشته باشند:
ارائه آمارهاي ناصحيح، سياهنمايي و تبليغ منفي و معكوس در خصوص وضعيت كتاب و فرهنگ مطالعه در كشور؛
هرگونه عمل ضد تبليغ در برنامههاي نمايشي ايجادكننده ذهنيت و تلقي منفي نسبت به كتاب و افراد اهل مطالعه؛
طرح مسائل اختلافبرانگيز ايجادكننده تداخل در فعاليتهاي مجموعههاي متولي (وزارت ارشاد، رسانه ملي و ناشران) در عرصه كتاب؛
معرفي و تبليغ كتابهاي ضعيف، كم محتوا و غير همسو با دين مبين اسلام و نظام جمهوري اسلامي؛
توليد و پخش هرگونه تيزر تبليغي تضعيفكننده فرهنگ كتاب و مطالعه.
4ـ6) هرگونه تغيير در مفاد اين دستورالعمل منوط به طرح و تصويب در شوراي كتاب سيما و تاييد و ابلاغ معاون سيما است؛
5ـ6) مسئوليت نظارت بر حسن اجراي اين دستورالعمل بر عهده اداره كل طرح و برنامه و نظارت سيما است و با هماهنگي اداره كل آموزش و پژوهش گزارش اقدامات را هر سه ماه يك بار به معاون سيما اعلام مينمايد.
پيوست 3
زير فصل ها
شوراي عالي كتاب معاونت صدا
شوراي عالي كتاب معاونت صدا
زير فصل ها
مقدمه
الف) اهداف و وظايف شورا
ب) برخي از مهمترين تصميمات اين شورا كه به شبكه هاي راديويي ابلاغ شده است:
مقدمه
با توجه به وجود برنامههاي متعدد در شبكهها براي معرفي كتب، نويسندگان و ناشران و به منظور انسجامبخشي، نظارت، كنترل و پالايش و بهگزيني در خصوص كتاب، از مهرماه سال 1389 شوراي كتاب معاونت صدا تشكيل شد. اين شورا از كارشناسان برجسته حوزه كتاب و استادان دانشگاهي بهره ميبرد كه داراي سوابق علمي، اجرايي و نگارش كتب راديويي بوده است و از شناخت خوبي نسبت به حوزه راديو و نيازمنديهاي آن برخوردارند و در جلسات اين شورا كه بهطور ماهانه برگزار ميگردد، با ديد و نگاهي موشكافانه طرحهاي رسيده را بررسي ميكند و ضمن يادآوري نقاط قوت و ضعف طرحهاي پيشنهادي درباره قابليت انتشار يا عدم انتشار آنها، تصميم ميگيرند و مانع از اعمال سليقههاي فردي ميگردند.در واقع، هدف اصلي از تشكيل شوراي كتاب انتخاب طرحهايي است كه صرفاً به حوزه راديو مربوط شده و مستقيماً ميتوانند به افزايش دانش و آگاهي برنامهسازان راديويي كمك كنند تا به اين طريق از هدر رفتن سرمايهها و منابع مالي تخصيص
يافته، جلوگيري شده و شاهد بهرهوري بيشتري در اين زمينه باشيم.
طرحهاي پيشنهادي كه در شوراي كتاب مورد تصويب قرار ميگيرند، در راستاي تقويت بنيه نظري و عملي برنامهسازان ارائه ميگردند و تلاش ميشود تا از گرايش نظري صرف يا كاربردي محض جلوگيري گردد. براي برنامهسازي راديويي، علاوه بر برخورداري از شناخت كافي نسبت به موضوع مورد نظر ميبايست از دانش و آگاهي روزآمد راديويي نيز برخوردار بود تا بتوان برنامهاي ارائه داد كه سبب جذب مخاطب جديد و حفظ مخاطب موجود گردد و اين مهم تحقق نمييابد، مگر در سايه بهرهگيري از كتب و منابع ارزشمند و جديد كه علاوه بر ارائه اطلاعات نوين در حوزه برنامهسازي، بينش مناسبي نيز در اختيار برنامهساز قرار ميدهد تا بتواند با ذهنيت روشنتري به ساخت برنامههاي مناسب بپردازد. تأمين صحيح پشتوانه علمي و عملي فعالان حوزه راديو و از سويي قرار دادن فعاليتهاي نشر كتب راديويي در مسير مناسب از جمله مهمترين سياستهاي مورد توجه شوراي كتاب معاونت صدا بهحساب ميآيد.
الف) اهداف و وظايف شورا
( شورا با توجه به ضوابط، قانون اساسي ، ديدگاههاي مقام معظم رهبري، سند افق رسانه و سياستهاي سازمان و معاونت صدا، ملاكها ، خطوط قرمز، محورهاي موضوعي و بايدها و نبايدها مرتبط با كتاب را احصاء و مشخص نمايد؛
(پالايش و بهگزيني كتب، نويسندگان و ناشران جهت معرفي و استفاده در برنامههاي كتابمحور شبكهها؛
( تعيين ملاكها، اهداف، خطوط قرمز و محورهاي موضوعي مرتبط با كتاب و برنامهسازي؛
( لزوم رفع فقر اطلاعاتي برنامهسازان شبكهها در حوزه كتاب؛
( معرفي كتابهايي در حوزهها و موضوعات مختلف.
ب) برخي از مهمترين تصميمات اين شورا كه به شبكه هاي راديويي ابلاغ شده است:
( ارزيابي مجدد برنامههاي «كتاب حور»؛
( اطلاعرساني اخبار كتاب ـ متناسب با سياستهاي ابلاغي شورا؛
( ترويج كتابخواني و شيوههاي صحيح مطالعه؛
( معرفي كتب مفيد و سودمند با توجه به ملاحظات ذيل:
( متناسب با مخاطبان
( متناسب با مناسبتها مانند كتابهاي مرتبط با روز زن، دفاع مقدس، محرم و ...
( مطابق با اولويتهاي موضوعي روز مانند جنگ نرم و ... ؛
( بررسي شيوههاي نقد و ارزيابي كتاب؛
( انتخاب كارشناسان وگروههاي مرجع (متناسب با سياستها)؛
( جريانسازي موضوعي در كشور (مطابق با خط مشيهاي ابلاغي)؛
( زمينهسازي براي افزايش جوايز رسمي نظام در حوزه كتاب؛
( تلاش روزافزون در جهت مرجع شدن راديو براي معرفي كتاب؛
( معرفي حداقل بيست عنوان كتاب در طول هر ماه در موضوعات مختلف و متناسب با مخاطبان، با توجه به ضوابط و معيارها؛
( ارائه فهرستي از ناشران كه خطوط قرمز و ضوابط و معيارها را رعايت ميكنند و نيز ناشراني كه در اين خصوص بيتوجه هستند.
كتابنامه
زير فصل ها
الف) كتاب
ب) نشريه
ج) پايگاه اطلاعرساني
الف) كتاب
( قرآن كريم.
آزبرن، مري پوپ و ديگران، بررسي وضعيت مطالعه كودكان و نوجوانان در امريكا، به كوشش: حميد قبادي و ديگران، تهران، شركت تعاوني كارآفرينان فرهنگ و هنر، 1388.
آقاجمال خوانساري، محمد بن حسين، شرح آقا جمال خوانساري بر غررالحكم و دررالكلم (جلد 5)، به تصحيح: جلالالدين حسيني ارموي محدث، تهران، دانشگاه تهران، 1366.
آمدي، عبدالواحد بن محمد، غررالحكم و دررالكلم، تحقيق: مير سيد جلالالدين محدث ارموي، تهران، دانشگاه تهران، 1360.
آنتونيووگا، جوزه، كتابخانههاي مدارس، سواد اطلاعاتي و طرحهاي ارتقاي سطح سواد در اسپانيا، چاپ شده در «پژوهشهايي درباره مطالعه در كشورهاي ايتاليا، اسپانيا، آلباني و شيلي»، به كوشش: حميد قبادي و ديگران، تهران، شركت تعاوني كارآفرينان فرهنگ و هنر، 1388.
ابرامي، هوشنگ، كتاب و پديده كمرشدي، تهران، مركز اسناد فرهنگي آسيا، 1357.
ابنبابويه، محمد بن علي، الأمالي، تهران، كتابچي، 1376.
اداره كل مراكز و روابط فرهنگي وزات فرهنگ و ارشاد اسلامي، خلاصه مقالات اولين همايش راههاي ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني، تهران، معاونت امور فرهنگي وزات فرهنگ و ارشاد اسلامي، اداره كل مراكز و روابط فرهنگي، 1376.
اكرامي، محمود، اصول ارتباط جمعي، مشهد، ايوار، 1382.
اماني، غفور و فريده آذرنويد، كتابخانههاي مدارس و نقش آنها در ايجاد عادت به مطالعه در دانشآموزان، اردبيل، انتشارات تراز، 1380.
بالدريج، كيپي، روشهاي مطالعه، ترجمه: علياكبر سيف، تهران، نشر دانا، چاپ هفتم، 1373.
بيگي، سيد حسين، نقش رسانه در ترويج فرهنگ كتابخواني، تهران، اداره كل پژوهشهاي سيما، 1380.
پاينده، ابوالقاسم، نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول 9)، تهران، دنياي دانش، 1382.
پدرامنيا، اكرم، روانشناسي خواندن و ترويج كتابخواني (چگونه كودكان و نوجوانان خود را به خواندن علاقهمند كنيم)، تهران، نشر قطره، چاپ دوم، 1388.
پژوم، جعفر، چراغ تجربه: سرگذشت جمعي از مشاهير به قلم خودشان، [تهران]، نشر ثالث، ۱۳۷۶.
خامنهاي، علي، صدا و سيما در كلام مقام معظم رهبري، گردآوري و تدوين بنياد فرهنگي فاطمهالزهرا3، تهران، صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامهاي، ۱۳۷۳.
ــــــــــــــ، كتاب و كتابخواني در آيينه رهنمودهاي مقام معظم رهبري، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1377.
ــــــــــــــ، من و كتاب، گردآورنده دفتر برنامهريزي انتشارات سوره مهر، تهران، سوره مهر، ۱۳۸۶.
خداداد شهري، نيره، «نقش تلويزيون در ايجاد عادت به مطالعه كودكان و نوجوانان»، كودك، نوجوان و رسانه، زير چاپ.
خسروي، فريبرز (زير نظر)، دايرةالمعارف كتابداري و اطلاعرساني (جلد 2)، تهران، سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1385.
دبيرخانه شوراي عالي جوانان، شيوههاي اشاعه فرهنگ مطالعه، چاپ شده در خلاصه مقالات اولين همايش راههاي ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني، تهران، معاونت امور فرهنگ وزات فرهنگ و ارشاد اسلامي، اداره كل مراكز و روابط فرهنگي، 1376.
دواني، علي، حاج شيخ عباس قمي: مرد تقوا و فضيلت، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ۱۳۵۴.
دور، امه، تلويزيون و كودكان، رسانهاي خاص براي مخاطبان خاص، ترجمه: علي رستمي، تهران، سروش، 1374.
ديلمي، حسن بن محمد، ارشاد القلوب (ج 1)، ]بي جا[، انتشارات شريف رضي، 1412ه . ق.
ذوالفقاري، غلامحسين، رهنمون: شامل سخنان جاودان بزرگان، مشاهير و نوابغ جهان، تهران، اوسان، 1383.
رباني، هادي، سيماي كتاب، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان چاپ و انتشارات، 1380
رجبي، محمدحسن، مروري كوتاه بر تاريخ كتاب در ايران: از آغاز تاكنون، تهران، اطلاعات، ۱۳۸۸.
رزاقي، افشين، نظريههاي ارتباطات اجتماعي، تهران، پيكان، 1381.
رضاداد، عليرضا، آشنايي با فرآيند توليد، جزوه كارگاه آموزشي آشنايي با فرآيند توليد، قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، خانه هنر و انديشه، واحد آموزش، ]بيتا[.
ساروخاني، باقر، جامعهشناسي ارتباطات، تهران، اطلاعات، 1372.
سبحاني، جعفر، رمز پيروزي مردان بزرگ، قم، نسل جوان،۱۳۸۰.
ـــــــــ ، سيماي فرزانگان، قم، موسسه امام صادق7، ۱۳۷۹ ـ ۱۳۸۰.
سيد كباري، عليرضا، حوزههاي علميه شيعه در گستره جهان، تهران، اميركبير، ۱۳۷۸.
سيف، علياكبر (مترجم و گردآورنده)، روشهاي يادگيري و مطالعه، چاپ سوم، تهران، نشر دوران، 1380.
كاربخش راوري، ماشاءالله، راههاي ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني بين كودكان و نوجوانان، چاپ شده در خلاصه مقالات اولين همايش راههاي ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني، تهران، معاونت امور فرهنگ وزات فرهنگ و ارشاد اسلامي، اداره كل مراكز و روابط فرهنگي، 1376.
طبرسي، علي بن حسن، مشكاةالانوار في غررالاخبار، ترجمه: عبدالله محمدي و مهدي هوشمند، قم، دارالثقلين، 1379.
طوسي، محمد بن حسن، الامالي، قم، دارالثقافه، 1414ه .ق.
عطاردي، الهه، ويژگيهاي مجري برنامههاي كودك، تهران، مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، 1389
فلمينگ، كارول، دستينه راديو، ترجمه: ناصر بليغ، تهران، طرح آينده، 1384.
قريب، عبدالكريم، چرا شمار كتابخوان در كشور ما كم است؟، چاپ شده در خلاصه مقالات اولين همايش راههاي ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني، تهران، معاونت امور فرهنگ وزات فرهنگ و ارشاد اسلامي، اداره كل مراكز و روابط فرهنگي، 1376.
قزل اياغ، ثريا، ادبيات كودكان و نوجوانان و ترويج خواندن (مواد و خدمات كتابخانهاي براي كودكان و نوجوانان)، تهران، سمت، چاپ سوم، 1385.
قمي، عباس، مفاتيح الجنان، قم، پيام مقدس، چاپ ششم، 1390.
كلارك، كريستينا و سارا اوزبورن و رودي آكرمن، نگرش جوانان انگليسي نسبت به مطالعه تحقيقي در زمينه تأثير خانواده، همسالان و مدرسه بر مطالعه افراد، به كوشش: حميد قبادي و محمد اللهياري فومني و اشرف راضي، تهران، شركت تعاوني كارآفرينان فرهنگ و هنر، 1388.
كليني، محمد بن يعقوب، الكافي (جلد 1)، تهران، اسلاميه، چاپ دوم، 1362.
گارثون، آلوارو، سياست ملي كتاب، راهنماي توسعه كتاب و كتابخواني، ترجمه: محمد جعفر پوينده، تهران، نشر كارنامه، 1377.
گيدنز، آنتوني، جامعهشناسي، تهران، نشرني، 1386.
لامعي، شعبانعلي، حكايتهاي فرهنگي: كتاب، نويسندگي، نمونههاي شعر معاصر، تهران، رامند، ۱۳۸۲.
متقي، علي بن حسامالدين، كنزالعمال في سنن الاقوال و الافعال (جلد 9و10)، بيروت، دارالكتب العلميه، ۱۴۱۹ه .ق.
محمدي ريشهري، محمد، ميزان الحكمه (ج 10)، قم، موسسه فرهنگي دار الحديث، چاپ نهم، 1387.
محمدي ريشهري، محمد، محمد، ميزان الحكمه (ج 8)، قم، موسسه فرهنگي دارالحديث، چاپ دوم، ۱۳۷۹.
صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز تحقيقات، آسيبشناسي فرهنگ مطالعه در بين جوانان ايراني، تهران، مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، 1391 (پژوهش چاپ نشده)
مسعودي، علي بن حسين، مروج الذهب (جلد 1)، ترجمه: ابوالقاسم پاينده، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، ۱۳۷۴.
سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، معاونت صدا، خلاصه گزارش عملكرد شبكههاي معاونت صدا پيرامون كتاب و كتابخواني درسال 1390 (چاپ نشده).
معين، محمد، فرهنگ فارسي متوسط معين (جلد 3)، تهران، اميركبير، 1371.
مفيد، محمد بن محمد، الارشاد في معرفة حججالله علي العباد (جلد 1)، قم، كنگره شيخ مفيد، 1413ه . ق.
مك لوهان، مارشال هربرت، براي درك رسانهها، ترجمه: سعيد آذري، تهران، صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز تحقيقات و مطالعات و سنجش برنامهاي، 1377.
موگهي، عبدالرحيم، روش مطالعه و تلخيص، [بيجا]، نمايشگاه كتاب، چاپ دوم، 1371.
نادري، فاطمه و احمد شعباني و محمدرضا عابدي، مطالعه در عصر ديجيتال: از انديشههاي كنتون اوهارا تا زايمينك ليو، تهران، نشر چاپار، 1389.
نيكخو، مهدي، نقش هنر و رسانه در تعليم و تربيت، قم، دارالثقلين، 1379.
وزيري، فهيمه، تجربه ساير كشورها در زمينه ترويج مطالعه و كتابخواني، چاپ شده در خلاصه مقالات اولين همايش راههاي ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني، تهران، معاونت امور فرهنگ وزات فرهنگ و ارشاد اسلامي، اداره كل مراكز و روابط فرهنگي، 1376.
هوشنگي، اميرهوشنگ، مطالعه و كتابخواني، چاپ شده در خلاصه مقالات اولين همايش راههاي ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني، تهران، معاونت امور فرهنگ وزات فرهنگ و ارشاد اسلامي، اداره كل مراكز و روابط فرهنگي، 1376.
يغمايي، جواد و محمد خندان، كودك و مطالعه، تهران، نشر كتابدار، 1383.
ب) نشريه
ابراهيمي تركمان، ابوذر، «فرهنگ كتابخواني در ميان روسها»، اطلاعيابي و اطلاعرساني، سال دوم، خرداد 1387، شماره 8، ص 9.
اسماعيلزاده، محمد، «راهبردهاي تحقق فرهنگ كتابخواني در سطح جامعه»، كتاب مهر، سال اول، بهار 1390، شماره 2.
اشرفيريزي، حسن، «چگونه فرزندم را به مطالعه علاقهمند كنم؟»، كتاب ماه كليات، مرداد 1387، شماره 128.
اشعري، علياكبر، «كتاب و كتابخواني و نقش سازمانهاي فرهنگي»، كتاب ماه كليات، آبان 1388، شماره 143.
اصغرنژاد، حسين، «بررسي وضعيت كتاب و كتابخواني در ايران»، پيام كتابخانه، سال يازدهم، بهار 1380، شماره 1، صص 6ـ11.
اكو، اومبرتو، «آينده كتاب»، ترجمه: مريم مرادي و فرشيد فرهمندنيا، زيباشناخت، بهار و تابستان 1382، شماره 8، صص 219ـ 228.
بابالحوائجي، فهيمه و مهرزاد يزديانراد، «تحليل محتواي مجلات تخصصي كتابداري و اطلاعرساني درباره ترويج كتابخواني و كتابخانههاي كودكان از سال 1378 تا 1387»، تحقيقات اطلاعرساني و كتابخانههاي عمومي، سال شانزدهم، زمستان 1389، شماره 4، صص 31ـ59.
بهپژوه، احمد، «خانواده، كتاب و فرهنگ كتابخواني»، پيوند، اسفند 1380، شماره 269، صص 52ـ63.
بيگزاده، فريده، «چگونه علاقه به مطالعه را در كودكانمان به وجود آوريم؟»، پيوند، خرداد 1381، شماره 272، صص 62 و63.
تواضعي، جابر، «جايگاه برنامههاي گفتوگومحور در رسانه ملي»، جام جم، 4 مرداد 1388، ص 3.
جاويدي، شهروز، «والدين، كودك و كتابخواني»، كتابداري، 1381، شماره 38، صص 137 ـ 152.
جواهري، حميد، «نقش كتاب، كتابخواني و كتابخانه در جامعه امروزي»، اصلاح و تربيت، آذر 1383، شماره 33.
چاكري، حميدرضا، «كتابخانه، مطالعه كتاب و موانع و راهبردهاي بهينهسازي»، كتاب ماه كليات، دي و بهمن 1384، شماره 97 و 98، صص 108ـ111.
حاجي ميررحيمي، سيدداود، «عوامل شناختي مؤثر بر ساختار نابهنجار كتابخواني»، كتابداري، پاييز و زمستان 1378، شماره 32 و 33.
خسروي، فريبرز، «مقدمهاي بر آسيبشناسي مطالعه در كشورهاي جنوب»، فصلنامه كتاب، پاييز 1381، ش 51، صص 116ـ 125.
«درنگي در زندگينامه حضرت آيتا...العظمي مرعشي نجفي»، فرهنگ عمومي (ويژهنامه كتابخواني)، تابستان 1391، ص 248.
دياني، محمدحسين، «نظرات بنياني درباره كتابخواني»، كتابداري و اطلاعرساني، سال اول، تابستان 1377، شماره 2.
ذكايي، محمدسعيد، «خواندن براي لذت و لذتهاي خواندن»، كتاب مهر، بهار 1390، شماره 2، صص 50ـ69.
رجبي، محمد، «كتاب و كتابت در اسلام2، در اخبار (قسمت اول)»، فصلنامه كتاب، سال اول، تابستان و پاييز و زمستان 1369، شماره 2ـ4، صص 147ـ164.
رجبي، محمد، «كتاب و كتابت در اسلام2، در اخبار (قسمت دوم)»، فصلنامه كتاب، سال دوم، بهار و تابستان 1370، شماره 1ـ2، صص 7ـ 20.
رستگار فسايي، منصور، «وضع نگرانكننده كتاب و كتابخواني در كشور»، ادبستان، شماره 42.
رضوي، سيد عباس و غلامحسين رحيمي دوست، «نقش دانشگاه در افزايش ميزان مطالعه كتاب از ديدگاه دانشجويان»، روانشناسي و علوم تربيتي.
رفيعي علامرودشتي، علي، «شيفتگان كتاب (بخش هفتم)»، ميراث شهاب، سال پنجم، بهار 1378، شماره 1، صص 169ـ171.
«رهنمودهايي پيرامون كتاب و كتابخانه»، تربيت، اسفند 1364، شماره 6، صص 50ـ55
سليمانيكياسري، عيسي، «كتاب و كتابخواني»، گلبرگ، آبان 1384، شماره 56، ص 76.
سليمي باهر، حسين، «نقش معلم در هدايت دانشآموزان به كتابخانه و كتابخواني»، تربيت، آذر 1375، شماره 113، صص 38ـ41.
شهرآراي، مهرناز، «بررسي تأثير تلويزيون بر مهارتهاي تحصيلي كودكان و نوجوانان»، تعليم و تربيت (آموزش و پرورش)، 1373، شماره 38، صص 33ـ43.
طاهباز، سيروس، «روشهاي مؤثر براي جلب فرزندان به كتابخواني و كتابخانه»، مكتب مام، مهر 1353، شماره 59، صص 70ـ74.
فاضلي، نعمتالله، «درآمدي جامعهشناختي به پديده و گفتمان كتاب در ايران معاصر»، كتاب مهر، بهار 1390، شماره 2، صص 4ـ49
فاني، كامران، «نقش كتابدار در اجتماع»، تحقيقات كتابداري و اطلاعرساني دانشگاهي (كتابداري سابق)، 1359، شماره 9، صص 195ـ197.
فرهاديان، سليمان، «تلويزيون بهتر از كتاب»، همشهري، 16/1/1381، ص 4.
فريور، ميرعمادالدين، «كتابخواني در كشور ما فراگير نيست»، نشاط، 5 خرداد 1378.
فعلعراقي، اكرم، «چرا كودكان ما به مطالعه علاقهمند نيستند؟»، پيوند، فروردين و ارديبهشت 1386، شماره 330 و 331، صص 44ـ47.
قزل اياغ، ثريا، «خانواده كودك و خواندن»، پيوند، 1383، شماره 28، صص 435ـ444.
قناويزچي، محمدعلي و محمدرضا داورپناه، «بررسي عوامل تسهيلكننده و بازدارنده مطالعه و رابطه نگرش به مطالعه و كتابخواني با الگوي انگيزشي مزلو»، كتابداري و اطلاعرساني، سال دهم، زمستان 1386، شماره 4.
كاظميپور، شهلا، «چگونگي گرايش جوانان به كتاب و كتابخواني»، كتاب ماه كليات، آبان 1380، شماره 47، صص 6ـ15.
«كتاب از منظر ابن ادريس حلي»، ترجمه: سيد حسن اسلامي، سروش، شماره 809 (5 آبان 1375)، ص 29.
محجوب، نلي، «توليد كتاب فيلم گامهاي مهم كانون پرورش فكري در ترويج كتابخواني»، كتاب ماه كودكان و نوجوانان، آبان و آذر و دي 1385، شماره 154، صص 154ـ156.
مرادمند، علي، «كتاب و كتابخواني از منظر قرآن»، فصلنامه كتاب، سال بيستم، بهار 1389، ش 81، صص 133و144.
مرادمند، علي، «كتاب و كتابخواني از منظر قرآن»، فصلنامه كتاب، سال بيستم، بهار 1389، ش 81، صص 133و144.
ميرحسيني، زهره و زهرا محمدي، «بررسي نقش تلويزيون در ترويج فرهنگ كتابخواني از ديدگاه نوجوانان شهر تهران»، كودك، نوجوان و رسانه، شماره 3، صص 13ـ41.
ميرحسيني، زهره، «نقش كتابخانههاي عمومي در توسعه فرهنگ كتابخواني»، پيام كتابخانه، سال چهارم، شماره 1و2.
نظري، عبداللطيف، «گنج دانايي: روز كتاب و كتابخواني»،
، آبان 1384، شماره 68.
ج) پايگاه اطلاعرساني
پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، «۳۶ درصد شهروندان تهراني اصلا مطالعه نميكنند» (گزارش نظرسنجي)، در: پايگاه اينترنتي خبرگزاري كتاب ايران: http://www.ibna.ir/vdcfj1dyyw6dmxa.igiw.html (بازيابي در 20/04/1391)
حاجيابراهيم زرگر، زينب، «بررسي سهم تلويزيون در اوقات فراغت جوانان»، در: پايگاه اينترنتي انسانشناسي و فرهنگ: http://anthropology.ir/node/1147 (بازيابي در 10/05/1391)
خامنهاي، علي، «بيانات بازديد از پنجمين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران» (17/02/1371)، در: پايگاه اينترنتي دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتا... العظمي سيد علي خامنهاي (مدظلهالعالي):
?p=contentShow&id=674 (بازيابي در 12/05/1391)
ـــــــــــــ، «بيانات در ديدار مسئولان كتابخانهها و كتابداران»، در: پايگاه اينترنتي دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتا... العظمي سيد علي خامنهاي (مدظلهالعالي): http://farsi.khamenei.ir/speech- content?id=16739 (بازيابي در 25/05/1391).
ــــــــــــ، پيام به گردهمايي كتاب و كتابخانه در كتابخانه مركزي و مركز اسناد آستان قدس رضوي (21/06/1374)، در: پايگاه اينترنتي دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتا... العظمي سيد علي خامنهاي (مدظلهالعالي): http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=2765 (بازيابي در 10/03/1391).
زرشناس، شهريار، «تأملي در ماهيت رسانه تصويري در دوران گذار»، در: پايگاه اينترنتي رجانيوز:
http://rajanews.com/detail.asp?id=131594 (بازيابي در 15/05/91)
(بازيابي در 14/04/1391)