ghaemiyeh.com
سرشناسه: شفيعي سروستاني، ابراهيم، ۱۳۴۳ -كد:1991
عنوان و نام پديدآور: رسانه ملي و فرهنگ، راهبردها، سياستها و محورهاي برنامهسازي
ابراهيم شفيعيسروستاني، مجيد خبازي.
مشخصات نشر: قم: صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي، 1393
مشخصات ظاهري: 128 ص.
ISBN: 978 – 964 – 514 – 333 – 4 40000 ريال؛.
وضعيت فهرست نويسي: فيپا
يادداشت: كتابنامه: ص. ۱۱۵.
موضوع: رسانههاي گروهي و فرهنگ – ايران
شناسه افزوده: خبازي، مجيد، ۱۳۵۱ -
شناسه افزوده: صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي
رده بندي كنگره: 1393 7 ش 9 الف / 65 / 94 P
رده بندي ديويي: 230955 / 302
شماره كتابشناسي ملي: ۳۴۶۹۲۱۹
مقدمه
مقام معظم رهبري در آغاز سال 1393 به روال سالهاي پيش موضوعي را به عنوان موضوع سال اعلام كردند تا زمينهاي شود براي عزم و همت و همكاري و هماهنگي مردم و مسئولان براي رسيدن به هدفي ديگر از سلسله اهداف راهبردي نظام جمهوري اسلامي و تحقق چشمانداز بيستساله اين نظام.
ايشان با توجه به شرايط و موقعيت فعلي كشور و مسائل و مشكلات پيش روي نظام اسلامي، در سال جديد دو موضوع «اقتصاد» و «فرهنگ» را به موازات هم، از اولويتهاي نظام اسلامي برشمردند و خواستار تلاش مردم و مسئولان براي شكوفايي اقتصادي و رشد فرهنگي با «عزم ملي» و «مديريت جهادي» شدند:
در نگاه به سال ۹۳ آنچه به نظر اين حقير مهمتر از همه است، دو مسئله است: يك مسئله همين مسئله اقتصاد و ديگري مسئله فرهنگ است. در هر دو عرصه و در هر دو زمينه توقعي كه وجود دارد، تلاش مشتركي است ميان مسئولان كشور و آحاد مردم. آنچه براي بناي زندگي و سازندگي آينده مورد انتظار است، بدون مشاركت مردم
تحققپذير نيست. بنابراين علاوه بر مديريتي كه مسئولين بايد انجام بدهند، حضور مردم در هر دو عرصه لازم و ضروري است. ...
به گمان من آنچه در اين سال جديد پيش رو داريم، عبارت است از اقتصادي كه به كمك مسئولان و مردم شكوفايي پيدا كند، و فرهنگي كه با همت مسئولان و مردم بتواند سمت و سوي حركت بزرگ كشور ما و ملت ما را معين كند. لذا من شعار امسال را و نام امسال را اين قرار دادم: «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملي و مديريت جهادي».(1)
با توجه به گستردگي اين دو حوزه و با عنايت به اينكه در سالهاي پيش به تفصيل نكاتي را در زمينه راهبردها و سياستهاي رسانه ملي در حوزه اقتصاد سخن گفتهايم،(2)در اين كتاب تنها به تبيين راهبردها، سياستها و محورهاي برنامهسازي رسانه ملي در حوزه فرهنگ ميپردازيم؛ به اين اميد كه اين مطالب راهگشاي مديران و برنامهسازان رسانه ملي قرار گيرد و آنها را در انجام رسالتها و مسئوليتهايي كه در زمينه تحقق موضوع سال دارند، ياري دهد.
كتاب حاضر در شش فصل به شرح ذيل سامان يافته است:
در فصل اول براي تبيين هرچه بهتر مراد و مقصود مقام معظم رهبري از فرهنگ، به مفهومشناسي فرهنگ و بررسي حوزهها و عرصههاي
1) پيام نوروزي به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۳.
2) نك: ابراهيم شفيعي سروستاني، رسانه ملي و جهاد اقتصادي، چاپ اول: قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، 1390؛ همو، راهبردها و سياستهاي رسانه ملي در سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني، چاپ اول: قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، 1391؛ همو، راهبردها و سياستهاي رسانه ملي در سال حماسه سياسي و حماسه اقتصادي، چاپ اول: قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، 1392.
گوناگون حضور و اثرگذاري فرهنگ پرداختهايم.
در فصل دوم، دلايل و زمينههاي توجه به موضوع فرهنگ در موضوع سال جاري بررسي شده است. بيترديد، شناخت كامل و جامع اين دلايل و زمينهها، ميتواند مديران و برنامهسازان رسانه ملي را در سياستگذاري، برنامهريزي و جهتدهي مناسب به برنامههاي توليدي ياري دهد.
فصل سوم اين دفتر به بررسي مهمترين آسيبهاي فرهنگي كشور از ديدگاه مقام معظم رهبري، اختصاص يافته است. شناخت اين آسيبها نيز ميتواند اولويتهاي برنامهسازي رسانه ملي در حوزه فرهنگ را هرچه بهتر روشن سازد.
در فصل چهارم با توجه به مباحث مطرح شده در فصلهاي پيشين، راهبردهاي رسانه ملي در حوزه فرهنگ تبيين و بررسي شده است.
در فصل پنجم، اصول و سياستهاي برنامهسازي رسانه ملي در حوزه فرهنگ بررسي شده است.
فصل ششم اين دفتر نيز به بررسي ايدهها و محورهاي موضوعي در حوزه فرهنگ اختصاص يافته است.
در پايان لازم ميدانم از فاضل ارجمند جناب آقاي مجيد خبازي كه نگارش فصلهاي پنجم و ششم اين كتاب را بر عهده داشته است، سپاسگزاري و براي ايشان آرزوي موفقيت كنم.
ابراهيم شفيعي سروستاني
فروردين 1393
فصل اول مفهوم و حوزههاي فرهنگ
پيش از هرگونه سخن گفتن درباره چيستي و چرايي موضوع سال يا چگونگي تحقق آن بايد به بررسي مفهوم، مؤلفهها و حوزههاي فرهنگ از ديدگاه مقام معظم رهبري بپردازيم تا روشن شود ايشان از مطرح كردن «فرهنگ» به عنوان موضوع سال، چه منظوري داشته و در پي تحقق چه هدفي بوده است.
صاحبنظران و انديشهورزان فرهنگي و اجتماعي، تعريفهاي فراواني از فرهنگ ارائه دادهاند كه تفاوتها و شباهتهاي متعددي با يكديگر دارند. براي خودداري از ورود به مباحث تفصيلي مفهومشناسانه، از بررسي اين تعاريف خودداري و به بيان تعريفي بسنده ميكنيم كه رهبر معظم انقلاب اسلامي از فرهنگ ارائه داده است.(1)
1) براي مطالعه بيشتر در زمينه تعريف فرهنگ نك: داريوش آشوري، تعريفها و مفهوم فرهنگ، چاپ اول: تهران، آگه، 1380؛ محمود روحالاميني، زمينه فرهنگشناسي: تأليفي در انسانشناسي فرهنگي و مردمشناسي، چاپ هشتم: تهران، عطار، 1388؛ محمدعلي اسلامي ندوشن، فرهنگ و شبهفرهنگ، چاپ اول: تهران، يزدان، 1371؛ چنگيز پهلوان، فرهنگشناسي: گفتارهايي در زمينه فرهنگ و تمدن، چاپ دوم: تهران، نشر قطره، 1382؛ محمدجواد صاحبي، مناسبات ديني و فرهنگ در جامعه ايران (مجموعه مقالات)، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1384 ؛ محمدعلي شعاعي، آشنايي با مفاهيم فرهنگ و روابط فرهنگي، تهران، مركز مطالعات و تحقيقات فرهنگي بينالملل؛ اسماعيل شفيعي سروستاني، تفكر، فرهنگ و ادب، تمدن، چاپ اول، تهران، هلال، 1383؛ دني كوش، مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعي، ترجمه: فريدون وحيدا، چاپ اول: تهران، سروش، 1381؛ مرزبان كريمي، درباره فرهنگ، چاپ اول: شهركرد، سدرة المنتهي، 1385.
ايشان در سخنرانيهاي متعددي به ويژه سخنرانيهايشان در ديدار با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، به بيان چيستي فرهنگ و مؤلفههاي تشكيلدهنده آن پرداخته است كه در اينجا به برخي از آنها اشاره ميكنيم. معظم له در يكي از سخنان خود، با اشاره به مؤلفههاي سهگانه فرهنگ؛ يعني عقايد، اخلاقيات و رفتار، اساس فرهنگ را برداشت انسان از جهان هستي و خلقيات فردي و اجتماعي او ميداند و ميفرمايد:
بخش عمده فرهنگ، همان عقايد و اخلاقيات يك فرد يا يك جامعه است. رفتارهاي جامعه هم كه جزو فرهنگ عمومي و فرهنگ يك ملت است، برخاسته از همان عقايد است. در واقع، عقايد يا اخلاقيات، رفتارهاي انسان را شكل ميدهند و به وجود ميآورند.
خلقيات اجتماعي، رفتارهاي اجتماعي را به وجود ميآورند. بنابراين، درست است كه مقوله فرهنگ در موارد زيادي شامل رفتارها هم ميشود، اما اساس و ريشه فرهنگ عبارت است از عقيده، برداشت و تلقي هر انساني از واقعيات و حقايق عالم و نيز خلقيات فردي و خلقيات اجتماعي و ملي.
بنده چند نمونه از خلقيات اجتماعي و ملي را كه براي يك ملت تعيينكننده است، در اينجا عرض ميكنم. مثلاً عزم و اراده، غرور ملي، احساس توانايي، احساس قدرت بر اقدام و عمل و سازندگي، انضباط، نشاط، همكاري و مشاركت. اگر فرض كنيم
ملتي همراه با ايمان و عقيدهاي كه دارد، اين اخلاقيات را هم دارا باشد، خواهيم ديد كه چقدر در رسيدن به اهداف و آرمانهايش، به او كمك خواهد كرد. بنابراين، به نظر ما، مقوله فرهنگ از نظر تأثيرش در آينده يك ملت و يك كشور، با هيچ چيز ديگري قابل مقايسه نيست؛ اهميت مقوله فرهنگ از اينجاست.(1)
مقام معظم رهبري در يكي ديگر از سخنرانيهاي خود، پس از اشاره به عوامل مؤثر در رفتارهاي فردي و اجتماعي و انسانها، فرهنگ را مجموعه ذهنيتهاي انسان ميداند كه به رفتار او سمت و سو ميدهند:
من اينطور احساس ميكنم كه همه رفتارهاي فردي و جمعي ما به عنوان مسئول و رفتارهاي ملتمان، تحت تأثير دو مجموعه عوامل است: يك مجموعه، آن استعدادها و امكانات و اينهاست ـ هوش، تواناييها و استعدادهاي مردم ـ فرض بفرماييد يك فرد را كه در نظر ميگيريم، يك قسمت از تلاش و فعاليتش در هر ميداني از ميدانها، مربوط به آن استعدادها و تواناييها و ظرفيتهاي وجودي خودش يا فضايي است كه از آن استفاده ميكند. بخش دوم، آن عامل مؤثر و جهتدهنده ذهنيت است. مراد ما از فرهنگ، همان ذهنيتهاست. هر جا كه من تعبير فرهنگ را به كار ميبرم، مرادم آن معناي عام فرهنگ است؛ يعني آن ذهنيتهاي حاكم بر وجود انسان كه رفتارهاي او را به سمتي هدايت ميكند ـ تسريع يا كُند ميكند ـ اين، حداقل نيمي از عوامل تعيينكننده و پيشبرنده و جهتدهنده به همه رفتارهاست.(2)
خلاصه ديدگاه رهبري را در زمينه معنا و مفهوم فرهنگ ميتوان در اين سخن مشاهده كرد:
فرهنگ يعني باورهاي مردم، ايمان مردم، عادات مردم، آن چيزهايي كه مردم در زندگي روزمره با آن سر و كار دايمي دارند و الهامبخش مردم در حركات و اعمال آنها است. فرهنگ اين است. اين پس خيلي اهمّيت دارد.(1)
با توجه به سخنان مقام معظم رهبري، فرهنگ را ميتوان چنين معنا كرد:
«فرهنگ»، روح پنهان همه مناسبات است؛ آنچه كه بر پايه آن، تمامي امور حيات فردي و جمعي انسان شكل ميگيرد. «ادب»، «اخلاق»، «فرهنگ» و يا هر اسم ديگري كه ظرفيت كشش بار اين مفهوم را در خود داشته باشد، كليت گستردهاي است كه «بودن»، «زيستن» و «مردن» آدمي را معنا ميبخشد. آن هم در ارتباط با تفكري ويژه، شناختي خاص و تعريفي معين از عالم و آدم كه پيامبر، حكيم يا متفكري آن را پيشكش فرزندان آدمي ساخته است. به عبارت ديگر، فرهنگ همه ادب و اخلاقي است كه نوع رابطه انسان را با خودش، طبيعت و مبدأ هستي تعيين ميكند؛ با وسعتي كه همه مناسبات فردي و اجتماعي را در خود جاي داده است. آنچه در اين ميان، هويت، شخصيت و مختصات فرهنگ را معلوم ميسازد، نوع نگرش و تفكر ويژهاي است كه مبدأ و مقصد انسان، مبتني بر آن پيريزي ميشود.(2)
در نگاه مقام معظم رهبري، فرهنگ، روح حاكم همه فعاليتهاي فردي و اجتماعي و جهتدهنده همه آنهاست و به همين دليل، فرهنگ بايد در همه عرصههاي خرد و كلان كشور حضور داشته باشد. ايشان در يكي از ديدارهاي خود با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، براي تبيين وظايف و مسئوليتهاي اين شورا، عرصههاي حضور و نقشآفريني فرهنگ، برنامهريزي فرهنگي و سياستگذاري فرهنگي را اينگونه برميشمارد:
الف) عرصه تصميمگيريهاي كلان كشور
از ديدگاه مقام معظم رهبري، فرهنگ بايد در همه تصميمگيريهاي كلان سياسي، اقتصادي، مديريتي و توليدي كشور، حضوري فعال و مؤثر داشته باشد و به همه آنها جهت دهد. ايشان در اين باره ميفرمايد:
فرهنگ به عنوان جهتدهنده به تصميمهاي كلان كشور، حتي تصميمهاي اقتصادي، سياسي، مديريتي و يا در توليد نقش دارد. وقتي ما ميخواهيم ساختمان بسازيم و شهرسازي كنيم، در واقع، با اين كار، داريم فرهنگي را ترويج يا توليد ميكنيم يا اشاعه ميدهيم. وقتي توليد اقتصادي هم ميكنيم، در واقع، داريم از اين طريق، فرهنگي را توليد ميكنيم؛ اشاعه ميدهيم يا اجرا ميكنيم. اگر در سياست خارجي، مذاكرهاي ميكنيم و تصميمي ميگيريم، عيناً همين معنا وجود دارد.
بنابراين، فرهنگ، مثل روحي است كه در كالبد همه فعاليتهاي گوناگون كلان كشوري، حضور و جريان دارد.
فرهنگي كه بايد در توليد، خدمات، ساختمانسازي، كشاورزي، صنعت، سياست خارجي و تصميمات امنيتي رعايت شود و حدود را معين و جهت را مشخص كند، چيست؟ اين بايد در اينجا [شوراي عالي انقلاب فرهنگي] معين شود.(1)
ب) عرصه شكلدهي به ذهن و رفتار عمومي جامعه
دومين عرصه مهم حضور فرهنگ از ديدگاه مقام معظم رهبري، عرصه شكلدهي و جهتدهي به ذهن و رفتار عمومي جامعه يا به بيان ديگر، مناسبات فردي و اجتماعي افراد اجتماع است. اين عرصه بسيار گسترده است و همه پندارها، گفتارها و رفتارهاي افراد جامعه و همه آن چيزي را دربر ميگيرد كه در اصطلاح به آن «فرهنگ عمومي» گفته ميشود،.
ايشان در اين باره ميفرمايد:
حركت جامعه بر اساس فرهنگ آن جامعه است. انديشيدن و تصميمگيري جامعه بر اساس فرهنگي است كه بر ذهن آن حاكم است. دولت و دستگاه حكومت نميتواند از اين واقعيتِ مهم، خود را كنار نگه دارد. وقتي مردم در خانواده، ازدواج، كسب، لباس پوشيدن، حرف زدن و تعامل اجتماعيشان، در واقع دارند با يك فرهنگ حركت ميكنند...، دولت و مجموعه حكومت نميتواند خود را از اين موضوع بر كنار بدارد و بگويد بالاخره فرهنگي وجود دارد و مردم به چيزي فكر ميكنند؛ نه، ما مسئوليت داريم اين فرهنگ را بشناسيم. اگر
1) سخنراني در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 26/9/1381.
ناصواب است، آن را تصحيح كنيم؛ اگر ضعيف است، آن را تقويت كنيم. اگر در آن نفوذي هست، دست نفوذي را قطع كنيم. بنابراين، فرهنگ به عنوان شكلدهنده به ذهن و رفتار عمومي جامعه هم يكي از ميدانهاي اساسي است.(1)
رهبر معظم انقلاب اسلامي پس از اين توضيح، به بيان مصاديق گوناگون حضور فرهنگ در ذهن و رفتار عمومي جامعه و ضعفهاي موجود در اين زمينهها ميپردازد و ميفرمايد:
چيزهايي كه در فرهنگ عمومي ما ضعيف است، يا جايش كم است،... كدام است؟ يكي از آنها انضباط است. جامعه ما، به انضباط، نهايت نياز را دارد.
ديگري، اعتماد به نفس ملي و اعتزاز ملي است؛ يعني احساس عزت كردن از اينكه من اهل ايرانم. ...؛ اعتزاز به ايراني بودن؛ ما به اين نياز داريم. البته اين با مليگرايي ناقص ـ همان ناسيوناليسم منفي مطرودي كه ما هميشه آن را رد ميكرديم ـ نبايد اشتباه شود. اين، ناسيوناليسم مثبت است. اين، مليگرايي به معناي خوب قضيه است. ما به اين احتياج داريم.
مورد بعدي، قانونپذيري است؛ به هم تنه نزدن؛ از هم جلو نيفتادن؛ حق همديگر را برنداشتن؛ توي جيب همديگر دست نكردن. اينها قانون است و ما در جامعه، اينها را لازم داريم.
موضوع ديگر، غيرت ملي است. اگر ببينيم كسي دارد به نحوي از انحا، به مرزهاي فرهنگي يا ديني يا جغرافيايي يا ملي ما
1) سخنراني در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 26/9/1381.
تعرض ميكند يا فكر تعرض دارد، بايد خون ما به جوش بيايد و غيرت ما تحريك شود.
مقوله بعدي، تديّن و دينباوري است؛ دينباوري، با همان معناي عام خودش... .
موارد ديگر، فرهنگ ازدواج، فرهنگ رانندگي، فرهنگ خانواده، فرهنگ اداره و فرهنگ لباس است... .
الگوي مصرف وسايل زندگي، مهم است؛ فرش و پرده و چراغمان چه طوري باشد؟ اينها را نميشود نديده گرفت.(1)
ج) عرصه سياستهاي كلان آموزشي و علمي
مقام معظم رهبري، سياستگذاري كلان در حوزه آموزش و پرورش و آموزش عالي را نيز يكي از عرصههاي مهم ظهور فرهنگ و سياستگذاري فرهنگي ميداند و خطاب به اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي ميفرمايد:
عرصه سوم فرهنگ، سياستهاي كلان آموزشي و علمي دستگاههاي موظف دولت است؛ يعني آموزش و پرورش، آموزش عالي و بهداشت و درمان. دستگاههاي موظف دولت بالاخره بايد سياستهاي كلان آموزشي و علميشان را از مركزي بگيرند.(2)
با توجه به سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي، درمييابيم كه فرهنگ حوزه بسيار گستردهاي دارد و نميتوان آن را به حوزهاي خاص چون
فرهنگ عمومي يا حتي فرهنگ ديني جامعه وسائل كرد. در حال حاضر، جامعه ما در حوزههاي گوناگون فرهنگ دچار ضعفها، نقصها و آسيبهاي گوناگون است و بيترديد، تا آنها برطرف نشوند، جامعه ما در هيچيك از حوزههاي ديني، اخلاقي، علمي، آموزشي، مديريتي، سياسي و اقتصادي به جايگاه مطلوبي كه انتظار ميرود، نخواهد رسيد. ازاينرو، براي تحقق رهنمودهاي مقام معظم رهبري در حوزه فرهنگ، در نخستين گام بايد از تعبير و تفسير سطحي، محدود و جانبدارانه اين رهنمودها دوري گزيد و آنها را با همان ژرفا و گستره موردنظر ايشان تبيين و تحليل كرد.
فصل دوم دلايل و زمينههاي توجه به موضوع فرهنگ
دلايل و زمينههاي توجه به موضوع فرهنگ در سال 1393 را از جنبههاي گوناگون ميتوان بررسي كرد كه در اينجا به برخي از آنها اشاره ميكنيم:
انقلاب اسلامي ايران، بيش و پيش از آنكه انقلابي سياسي براي براندازي نظام سياسي استبدادي و استعماري حاكم بر ايران باشد، انقلابي فرهنگي براي دگرگون كردن فرهنگ مبتذل و وابسته حاكم بر كشور بود و رهبر فرزانه اين انقلاب، حضرت امام خميني رحمه الله نيز بيش و پيش از آنكه در پي نابود كردن بنيانهاي سياسي و نظامي حكومت سلطنتي باشد، در پي از بين بردن بنيانهاي فرهنگي نظام طاغوتي بود. در عمل نيز پيش از فروپاشي ظاهري نظام سلطنتي در ايران، مظاهر فرهنگي اين نظام در چشم و دل مردم فرو پاشيد و چنان تغيير فرهنگي و ارزشي گستردهاي در جامعه ما رخ داد كه هر آنچه رنگ و بوي طاغوتي داشت، به ناهنجاري و ضد ارزش تبديل شد و پديدههايي چون رفاهطلبي، تجملگرايي، زيادهخواهي، خودنمايي، خودبرتربيني و هرزه گري كه يادآور خوي و خصلت وابستگان به نظام سلطنتي بودند، تا سالها از جامعه ايران رخت بربستند.
مقام معظم رهبري درباره نقش انقلاب اسلامي در تحول فرهنگي جامعه ايران و متوقف كردن جريان فرهنگي وابسته، منحط و فاسدي
كه در دوران سلطنت پهلوي در كشور ما شكل گرفته بود، چنين ميفرمايد:
انقلاب اسلامي كه آمد، مثل مشتي به سينه مهاجم خورد؛ او را عقب انداخت و تهاجم را متوقف كرد. در دورانِ اولِ انقلاب، شما ناگهان ديديد كه مردم ما در ظرف مدت كوتاهي، تغييرات اساسي در خُلقيات خودشان احساس كردند: گذشت در بينِ مردم زياد شد؛ آز و طمع كم شد؛ همكاري زياد شد؛ گرايش به دين زياد شد؛ اسراف كم شد؛ قناعت زياد شد ـ فرهنگ اينهاست؛ فرهنگ اسلامي اينهاست ـ جوان به فكر فعاليت و كار افتاد، دنبال تلاش رفت؛ خيليها كه به شهرنشيني عادت كرده بودند، به روستاها رفتند؛ گفتند: «بگذار كار كنيم. بگذار توليد كنيم.(1)
اين موضوع، از چشم ناظران خارجي و كساني كه از بيرون مرزهاي كشور، تحولات ايران را در دوران انقلاب اسلامي رصد ميكردند، دور نماند. تا آنجا كه ميشل فوكو، فيلسوف، متفكر و تاريخنگار فرانسوي (1926 ـ 1984م.) در گفتوگويي درباره فلسفه قيام و انقلاب مردم ايران در سال 1357 ميگويد:
ايرانيان در اين خيزش، قبل از هر چيز به خودشان گفتند ـ و شايد همين، خود روح اين قيام است ـ كه «قطعاً بايد اين رژيم را عوض كنيم و از شرّ اين مرد خلاص شويم. بايد اين تشكيلات فاسد را در هم بريزيم. بايد كل كشور را متحول سازيم. سازمان سياسي، نظام اقتصادي و سياست خارجي مملكت خود را بايد دگرگون سازيم، ولي مهمتر از همه،
1) سخنراني در ديدار جمعي از كارگزاران فرهنگي، 21/05/1371.
نخست بايد خودمان را متحول سازيم. نحوه زندگيمان، روابطمان با ديگران، با تمامي امور، با ابديت، با خدا و با هر چيز ديگر بايد كاملاً متحول شوند. تنها در صورتي كه چنين تحول ژرفي در زندگي ما رخ دهد، يك انقلاب حقيقي و راستين خواهيم داشت. به اعتقاد من در اين جاست كه اسلام نقش خود را ايفا كرد.(1)
بيترديد، استمرار خط صحيح انقلاب اسلامي در كشور و گسترش آرمانهاي انقلاب اسلامي در سطح جهان، بدون توجه به ماهيت فرهنگي اين انقلاب و تلاش براي پاسداشت، نهادينهسازي و گسترش جلوه هاي فرهنگي آن امكانپذير نيست. ازاينرو، مردم و مسئولان، اگر در پي حفظ انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن هستند ـ چنانكه مقام معظم رهبري فرمود ـ بايد با «عزم ملي» و «مديريت جهادي» براي رشد و اعتلاي فرهنگ كشور بكوشند.
با توجه به ماهيت فرهنگي انقلاب اسلامي، رهبران اين انقلاب، همواره به موضوع فرهنگ و جايگاه و نقش آن در رشد و تعالي يا انحطاط و تباهي ملتها توجه ويژه داشته و بر تحقق كامل اهداف فرهنگي انقلاب و نظام اسلامي تأكيد كردهاند تا آنجا كه امام راحل رحمه الله ميفرمايد:
بيشك، بالاترين و والاترين عنصري كه در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً
1) «ايران، روح دنياي فاقد روح»، مصاحبه با ميشل فوكو، برگرفته از: حسينعلي نوذري، فلسفه تاريخ، روششناسي و تاريخنگاري، چاپ اول: تهران، طرح نو، 1379، صص 568 و 569.
فرهنگ هر جامعه، هويت و موجوديت آن جامعه را تشكيل ميدهد و با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه در بُعدهاي اقتصادي، سياسي، صنعتي و نظامي، قدرتمند و قوي باشد، ولي پوچ و پوك و ميانتهي است. اگر فرهنگ جامعهاي، وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچار ديگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرايش پيدا ميكند و بالاخره در آن مستهلك ميشود و موجوديت خود را در تمام ابعاد از دست ميدهد. استقلال و موجوديت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشئت ميگيرد و سادهانديشي است كه گمان شود با وابستگي فرهنگي، استقلال در ابعاد ديگر يا يكي از آنها امكانپذير است. بيجهت و من باب اتفاق نيست كه هدف اصلي استعمارگران كه در رأس تمام اهداف آنان است، هجوم به فرهنگ جوامع زير سلطه است.(1)
رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز در اين باره ميفرمايد:
من در ارزشگذاري ذهن خودم، به مسائل فرهنگي بهاي زيادي ميدهم؛ يعني اين طور اعتقاد دارم كه قوام يك كشور به فرهنگ است. مليت يك ملت به فرهنگ آن ملت است. اگر اين تمايز ملتها را مورد نظر قرار دهيم و ببينيم كه يك ملت به خاطر چه عاملي يك ملت است، خواهيم ديد بيش از آنچه كه يك ملت را به يك حكومت و يك دولت و يك تشكيلات و قواره سياسي و به استقلال براي يك ملت بودن ميشود نسبت داد، به فرهنگ آن و مجموعه آنچه كه به آن فرهنگ
1) صحيفه نور (مجموعه رهنمودهاي امام خميني=)، ص 160.
ميگوييم، ميشود نسبت داد. فرهنگ خيلي اهميت دارد. اگر ما دنبال استقلال هستيم، بايد به فرهنگ مراجعه كنيم و روي فرهنگ كار كنيم. اگر دنبال خودكفايي و رفاه عمومي مردم هستيم، اگر به دنبال تديّن مردم و يك تمدن بزرگ اسلامي هستيم ـ كه بايد باشيم و البته هستيم ـ بايد بر روي مسئله فرهنگ تأمل و تلاش و توجه و سرمايهگذاري ويژهاي بكنيم.(1)
با توجه به سخنان امام راحل و مقام معظم رهبري، جامعه و نظام اسلامي ايران براي حفظ هويت، موجوديت و استقلال خود و دستيابي به تعالي، رشد و شكوفايي در حوزههاي گوناگون ديني، اخلاقي و اقتصادي بايد به موضوع فرهنگ، به دور از ظاهرگرايي و شعارزدگي توجه كنند و تمام همت خود را براي اعتلاي فرهنگ اسلامي ـ ايراني جامعه به كار بندند.
در سند چشمانداز بيست ساله جمهوري اسلامي ايران پيشبيني شده است كه جامعه ايراني در افق اين چشمانداز داراي اين ويژگيهاي فرهنگي باشد:
فعال، مسئوليتپذير، ايثارگر، مؤمن، رضايتمند، برخوردار از وجدانكاري، انضباط، روحيه تعاون و سازگاري اجتماعي، متعهد به انقلاب و نظام اسلامي و شكوفايي ايران و مفتخر به ايراني بودن.
بي ترديد، تحقق اين ويژگيها و ديگر ويژگيهايي كه در بخشهاي
1) 2 سخنراني در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 20/05/1375.
ديگر اين سند پيشبيني شده است، در افق 1404 هجري شمسي؛ يعني حدود ده سال ديگر، نيازمند برنامهريزي، سياستگذاري و كار و تلاش جدّي و گسترده و به تعبير مقام معظم رهبري، «عزم ملي» و «مديريت جهادي» است. تنها در صورت يك برنامه زمانبندي شده و دقيق كه در آن، ميزان تحقق اين ويژگيها در هر يك از سالهاي باقي مانده از افق چشمانداز مشخص شده باشد، ميتوان به اين موارد دست يافت.
رهبر معظم انقلاب اسلامي، بارها در ديدار مديران و مسئولان اجرايي كشور بر ضرورت توجه به سند چشمانداز در همه برنامهريزيهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي تأكيد كرده است و از جمله در ديدار رئيس جمهوري و اعضاي هيئت دولت وقت فرموده:
سفارش اول ما مسئله «سند چشمانداز» است... سند چشمانداز، يك مسئله فرادولتي است. ... بايد در همه برنامهريزيها... سند چشمانداز را مورد ملاحظه قرار بدهيد.(1)
رهبر معظم انقلاب اسلامي از ابتداي دوران رهبري خود تاكنون همواره موضوعها و مسائل فرهنگي جامعه را با جدّيت و حساسيت تمام دنبال كرده و چون ديدهباني تيزبين، مردم و مسئولان را متوجه تهديدهاي خارجي و آسيبهاي داخلي حوزه فرهنگ ساخته است. ايشان در اين دوران به مناسبتهاي مختلف و در جمعهاي گوناگون به ويژه جمع فرهيختگان و اهل فرهنگ، دغدغهها و دلنگرانيهاي خود را در حوزه
1) سخنراني در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت، 4/6/1386.
فرهنگ مطرح كرده و خواستار چارهجويي براي برطرف كردن آنها شده است.
حضرت آيتالله خامنهاي در ابتداي يكي از سخنرانيهاي مهم خود كه در آن به تفصيل از مسائل و مشكلات فرهنگي كشور سخن گفته است، درباره دغدغهها و دلنگرانيهايشان در حوزه فرهنگ ميفرمايد:
بنده به عنوانِ گرانبارترين مسؤول در نظام جمهوري اسلامي كه سنگيني اين بار را هم خيلي خوب و با همه وجود حس ميكنم، در عالم سياست هيچ دغدغهاي ندارم. ... و اما در عرصه فرهنگ، بنده به معناي واقعي كلمه، احساس نگراني ميكنم و حقيقتاً دغدغه دارم. اين دغدغه از آن دغدغههايي است كه آدمي به خاطر آن، گاهي ممكن است نصفِ شب هم از خواب بيدار شود و به درگاه پروردگار تضرّع كند. من چنين دغدغهاي دارم.(1)
در فاصله اندكي پس از اين سخنراني، ايشان بار ديگر به طرح دغدغهها و نگرانيهاي خود در حوزه فرهنگ ميپردازد و ميفرمايد:
بنده به عنوان مسئول اوّل و مسئولترين آدم در اين نظام كه با همه وجود اين مسئوليت را احساس ميكنم، نسبت به مسائل سياسي كشور هيچ نگراني ندارم. ... بنده ميخواهم عرض كنم كه من از مقوله فرهنگي نگرانم. آن چيزي كه بنده را امروز دچار دغدغه ميكند، مسئله فرهنگي است. چرا؟ بهخاطر اينكه دشمن در اين برهه از زمان به سنگر مبارزات فرهنگي با نظام جمهوري اسلامي پناه برده است. دشمن هم ابزار زيادي دارد. بله؛ دشمن ايمان ندارد، يقين در قلبش نيست، متّكي به سنن
1) سخنراني در ديدار هنرمندان و مسئولان فرهنگي كشور، 22/04/1373.
الهي نيست، كيدش كيد شيطان است و لذا ضعيف است؛ اما تلاشش انبوه است، ابزارش مدرن و پولش زياد است. ما اگر در مقابل اين حمله بايستيم، دشمن قطعاً ناكام خواهد شد؛ چون «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا»(1)اما اگر اندكي سستي به خرج دهيم، دشمن با همين حمله خواهد توانست از لحاظ فرهنگي، خسارتي بر ما وارد كند. دغدغه بنده اين است.(2)
در پايان سال 1392 نيز مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي مجلس خبرگان رهبري بار ديگر، بر نگراني خود در زمينه مسائل فرهنگي كشور تأكيد كرد و فرمود:
يك مسئله هم مسئله فرهنگ است؛ كه آقايان هم حالا معلوم شد كه نگراني داريد، بنده هم نگرانم. مسئله فرهنگ، مسئله مهمي است. اساس اين ايستادگي، اين حركت و در نهايت انشاءالله پيروزي، بر حفظ فرهنگ اسلامي و انقلابي است و تقويت جناح فرهنگي مؤمن، تقويت اين نهالهايي كه روييده است در عرصه فرهنگ؛ ... ما حتماً در مسئله فرهنگ [بايد توجه كنيم [دولت محترم هم بايد توجه كند، ديگران هم توجه كنند. بنده هم در اين نگراني با شما سهيم هستم و اميدوارم كه مسئولين فرهنگي توجه داشته باشند كه چه ميكنند. با مسائل فرهنگي شوخي نميشود كرد، بيملاحظگي نميشود كرد؛ اگر چنانچه يك رخنه فرهنگي به وجود آمد، مثل رخنههاي اقتصادي نيست كه بشود ]آن را[ جمع كرد.(3)
در فصل بعدي اين كتاب، به تفصيل درباره موارد و مصاديق دغدغهها و نگرانيهاي مقام معظم رهبري در حوزه فرهنگ سخن خواهيم گفت.
در حال حاضر كشور ما از مسائل و مشكلات بسياري در حوزههاي گوناگون اقتصادي و اجتماعي رنج ميبرد كه براي برطرف كردن بسياري از آنها نيازمند اصلاح فرهنگ عمومي و فرهنگسازي هستيم. مسائل و مشكلاتي چون مصرفگرايي، اسراف، رعايت نكردن الگوي مصرف، بيرغبتي به مصرف كالاي داخلي، تخريب منابع طبيعي و محيط زيست، قانونگريزي، بيتوجهي به نظم و انضباط اجتماعي، كاهش نرخ زاد و ولد و ضعف فرهنگ كار و تلاش سازنده و همكاري و مشاركت.
بر همين اساس است كه مقام معظم رهبري ميفرمايد:
خيلي از مشكلات جامعه ما با فرهنگسازي حل ميشود. توجه بكنيد كه امروز، عمده قواي دشمنان ما در جبهه فرهنگي دارد كار ميكند. اين جنگهاي رواني، اين فعاليتهاي فرهنگي، اين بودجههاي پنهان و آشكاري كه براي منحرف كردن ذهنها ميگذارند، همهاش مربوط به مسئله فرهنگ است. فرهنگ مثل هواست كه انسان وقتيكه اين هوا را استنشاق كرد، با هوايي كه استنشاق كرده و با آن جاني كه گرفته، ميتواند دو قدم بردارد و جلو برود؛ بقيه كارها همه برخاسته از آن چيزي است كه شما استنشاق كردهايد. اگر چنانچه يك جايي، هواي مسمومي تزريق بشود، نتيجهاي كه در اندامها ديده خواهد شد تابع آن
مسموميتي است كه در اين هواست. اگر فضا را با دود يا مخدري تخدير كنند، وقتي شما آن را استنشاق كرديد، رفتار شما متناسب با آن چيزي خواهد شد كه استنشاق كردهايد؛ فرهنگ يك چنين حالتي دارد.(1)
ايشان در سخنراني ابتداي سال جاري نيز بر اين موضوع تأكيد كرد و فرمود:
فرهنگ از اقتصاد هم مهمتر است. چرا؟ چون فرهنگ، به معناي هوايي است كه ما تنفّس ميكنيم؛ شما ناچار هوا را تنفّس ميكنيد، چه بخواهيد، چه نخواهيد؛ اگر اين هوا تميز باشد، آثاري دارد در بدن شما؛ اگر اين هوا كثيف باشد، آثار ديگري دارد. فرهنگ يك كشور مثل هوا است؛ اگر درست باشد، آثاري دارد. ... اگر بخواهيم مصرف توليدات داخلي به معناي واقعي كلمه تحقّق پيدا كند، بايد فرهنگ [مصرف] توليد داخلي در ذهن مردم جا بيفتد؛ اگر بخواهيم مردم اسراف نكنند، بايستي اين باور مردم بشود؛ اين يعني فرهنگ(2).
مقام معظم رهبري در ادامه همين سخنراني، برخي ديگر از مصاديق فرهنگسازي را اينگونه برميشمارد:
در حوزه اجتماعي، قانونگرايي كه مردم به قانون احترام بگذارند، يك فرهنگ است؛ تعاون اجتماعي يك فرهنگ است؛ تشكيل خانواده و ازدواج يك فرهنگ است؛ تعداد فرزندان يك فرهنگ است؛ اگر در اين چيزها بينش مردم و جهتگيري
مردم جهتگيري درستي باشد، زندگي در جامعه جوري خواهد شد؛ اگر خداي ناكرده جهتگيري غلط باشد، زندگي جور ديگري خواهد شد.(1).
بنابراين، ميتوان گفت كه يكي از مهمترين دلايل و زمينههاي توجه به موضوع فرهنگ در سال 1393، زمينهسازي براي بهرهگيري علمي، دقيق، سنجيده، گسترده و ژرف از فرهنگسازي براي حل مسائل و مشكلات عميق و ديرپاي كشور در حوزههاي گوناگون اجتماعي است.
مقام معظم رهبري، در چند سال اخير؛ به ويژه در سال گذشته به دفعات بر ضرورت «گفتمانسازي»(2)در زمينههاي گوناگون فرهنگي، سياسي و اقتصادي تأكيد كرده و از علما و مديران و مسئولان فرهنگي و اجرايي كشور خواستهاند كه براي تحقق اهداف و برنامههاي نظام اسلامي در حوزههاي گوناگون به موضوع گفتمانسازي توجه كنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در بيان الزامها و انتظارات سياستهاي اقتصاد مقاومتي ميفرمايد:
الزام هفتم و كار لازم هفتم [از الزامات و انتظارات سياستهاي اقتصاد مقاومتي]، گفتمانسازي است؛ بايد تصوير درستي از اقتصاد مقاومتي ارائه بشود؛ البته صدا وسيما و رسانههاي كشور
1) سخنراني در حرم مطهر رضوي، 1/1/1393.
2) واژه «گفتمان» برابر نهاده واژه فرنگي «discourse» است. در كشور ما و در جامعه عمومي نخبگاني، اين واژه به معناي «نظام معنايي»، «ادبيات مفهومي» يا «شبكه مفاهيم» به كار ميرود و در اين اصطلاح، «گفتمانسازي» به معناي زمينهسازي براي شكلگيري نظام معنايي و فراگير شدن آن است.
موظفند اما مخصوص آنها نيست. دستگاههاي تبليغاتي مخالف با كشور، مخالف با انقلاب، مخالف با پيشرفت ملي ما، خيلي چيزها در چنته دارند و شروع هم كردهاند ـ ما ديديم ـ بعد از اين هم بيشتر [خواهند كرد] درباره اقتصاد مقاومتي، اشكالتراشي، مانعتراشي، گاهي هو كردن، بياهميت جلوه دادن آنچه كه در كمال اهميت و نهايت اهميت است؛ از اين كارها ميكنند. نقطه مقابل آنها بايستي كار بشود؛ مسئولين، صاحبان فكر و دلسوزان، بايستي تصوير درستي را از اين حركت بزرگ و عمومي ارائه بدهند و گفتمانسازي بشود تا مردم بدانند و معتقد باشند و بخواهند؛ در اين صورت، كارْ عملي خواهد شد.(1)
ايشان در يكي ديگر از سخنرانيهاي خود در ديدار اعضاي مجلس خبرگان رهبري پس از برشمردن مسائل و مشكلات گوناگون كشور ميفرمايد:
آخرين مطلب، مسئله گفتمانسازي است. اين مطالبي كه عرض كرديم، اينها فقط نصيحت و درد دلِ بين ما نيست كه شما بگوييد بنده بشنوم، بنده بگويم شما بشنويد، بايد اينها به صورت گفتمان در بيايد. گفتمان يعني باور عمومي؛ يعني آن چيزي كه به صورت يك سخنِ مورد قبول عموم تلقي بشود، مردم به آن توجه داشته باشند؛ اين با گفتن حاصل ميشود؛ با تبيينِ لازم ـ تبيين منطقي، تبيين عالمانه و دور از زيادهرويهاي
1) سخنراني در جلسه تبيين سياستهاي اقتصاد مقاومتي، 20/12/1392.
گوناگون ـ حاصل ميشود؛ با زبان صحيح، با زبان علمي و منطقي و با زبان خوش، بايستي اين مطالب را منتقل كرد(1).
ايشان همچنين در ديدار اعضاي شوراي عالي مركز طراحي الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت، ميفرمايد:
لازمه تحقق الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت و رسوخ آن در ميان نخبگان، گفتمانسازي آن در جامعه است... . بايد از طريق گفتمانسازي و بهرهگيري از ديدگاههاي نخبگان و صاحبنظران، و با صبر و حوصله، الگويي فاخر، مستحكم و ارزشمند تدوين شود.(2)
و بالاخره ايشان راه حل مسائل و مشكلات گوناگون موجود در حوزه زن و خانواده را هم در گفتمانسازي ميداند و ميفرمايد:
همين تشريفات زائد ازدواج ـ خرجهاي زياد، مجالس متعدد ـ كه واقعاً انسان دلش ميگيرد وقتي ميشنود. اينها از آن مواردي است كه گفتمانسازي ميخواهد. خانمهاي مؤثر، آقايان مؤثر، اساتيد دانشگاه، روحانيون، بخصوص صدا و سيما و رسانهها بايد در اين زمينهها كار كنند؛ اين را از اين حالت بيرون بياورند.(3)
با توجه به سخنان يادشده، به خوبي درمييابيم كه در حال حاضر كشور ما تا چه حد به گفتمانسازي يا همان اقدامات مستمر و نظاممند
فرهنگي براي نهادينه كردن موضوعات گوناگون اجتماعي، سياسي و اقتصادي در جامعه و تبديلِ آنها با باور عمومي، نيازمند است.
اين موضوع نيز نشان ميدهد كه رهبر معظم انقلاب اسلامي با هوشمندي و خردمندي تمام و با شناخت كامل مسائل و مشكلات گوناگون كشور، موضوع فرهنگ را به عنوان يكي از موضوعات مهم، كلان و اساسي كشور در سال 1393 مطرح كرده است.
فصل سوم آسيبشناسي فرهنگي از ديدگاه مقام معظم رهبري
چنانكه گفته شد، حضرت آيتالله خامنهاي، از ابتداي دوران رهبري خود تاكنون، به طور مستمر دغدغهها و نگرانيهاي خود را در حوزه فرهنگ مطرح كرده و بارها در ديدار با اصحاب فرهنگ و هنر، دانشجويان و دانشگاهيان، اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مديران و مسئولان اجرايي و فرهنگي كشور درباره مهمترين آسيبهاي فرهنگي كشور سخن گفته است. بر اين اساس، در اين فصل از اين كتاب، مهمترين آسيبهاي فرهنگي كشور را از ديدگاه مقام معظم رهبري بررسي مي كنيم.
مقام معظم رهبري در آسيبشناسي فرهنگي كشور، عوامل آسيبزا را به دو دسته عوامل دروني و بيروني تقسيم و تأكيد مي كند كه بايد هنگام آسيبشناسي، به دور از هر گونه افراط و تفريط، به هر دو دسته عوامل به موازات هم توجه كرد. ايشان در يكي از سخنان خود در اين باره مي فرمايد:
در آسيبشناسي انقلاب بايد نقش عوامل دروني و بيروني، هر دو ملاحظه بشود. البته اينجا دو افراط وجود دارد كه من مايلم ذهن خودم را همواره از هر دو افراط رها كنم و ذهن مردم را هم برحذر بدارم كه دچار اين دو افراط نشوند. يكي اينكه ما عوامل بروني را عمده كنيم و از عوامل دروني غافل بمانيم؛ ديگري به عكس، عوامل دروني
را عمده كنيم و از عوامل بيروني غافل بمانيم. الان كساني هستند كه به هر دو اين افراطها هم مبتلا هستند؛ هر دو عامل، جداً وجود دارد.(1)
رهبر معظم انقلاب اسلامي در ادامه سخنان خود درباره عوامل بيروني آسيبزننده به فرهنگ كشور مي فرمايد:
عليه انقلاب، تبليغاتي سازمان يافته اي دارد ميشود؛ كار مطبوعاتي، كار سياسي و كار ديپلماسي بسيار قوي دارد ميشود! عوامل آنها در داخل هم هستند؛ كه اين هم جزو عوامل بيروني است. من كه ميگويم عوامل بيروني، حتي كساني منظور است كه از آنها الهام ميگيرند و در داخل، عليه انقلاب كار ميكنند، يا قلم ميزنند، يا توطئه ميكنند، يا ضربه اقتصادي و ضربه سياسي ميزنند!... نبايد اينها را نديده گرفت. هر كس اينها را توهّم بداند ـ كما اينكه كساني ميخواهند بگويند اينها توهّم است ـ مثل كسي است كه شب در جنگلي قرار گرفته، اطرافش را گرگها احاطه كرده و منتظر يك لحظه غفلت او هستند، تا او را بدرند، ولي او بگويد كه من خيال ميكنم! خيلي خوب، خيال ميكني، بگير بخواب! كسي غير از خودت كه ضرر نخواهد ديد. لذا با «خيال ميكنم»، اين دشمن موجود و مترصّد، از دست نخواهد رفت. اين يك طرف قضيه است.(2)
ايشان درباره عوامل دروني آسيبزا نيز چنين مي فرمايد:
طرف ديگر هم عوامل دروني است. عوامل دروني يعني مواردي كه در درون خود ما انقلابيون و ما مؤمنين است؛ اينها كم نيست، زياد است. من ميخواهم عرض كنم كه اگر ما اين آسيبهاي دروني را علاج بكنيم، آن آسيبهاي بيروني، مشكلي براي ما به وجود نخواهد آورد.(1)
ايشان پس از اشاره به آسيبهاي دروني، با استفاده از يكي از آيات قرآن كريم، اصلاح آسيبهاي دروني را شرط حفظ وضعيت موجود انقلاب و نظام اسلامي مي داند و مي فرمايد:
ببينيد، قرآن به طور صريح در اين زمينه با ما حرف ميزند؛ ميگويد: «ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَي قَوْمٍ حَتَّي يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ»؛(2)نعمتي كه خدا به شما داد، محال است از شما بگيرد، مگر شما شرايط خودتان را عوض كنيد. چون نعمت الهي، بيحساب و كتاب نيست؛ خدا تحت شرايطي، نعمتي را به كسي ميدهد. اگر آن شرايط را حفظ كرديد، محال است كه نعمت از بين برود و پس گرفته بشود.(3)
مقام معظم رهبري در سخنراني نخستين روز سال 1393 نيز به آسيبهاي دروني فرهنگ اشاره كرد و فرمود:
نميخواهيم بگوييم همه آسيبهاي فرهنگي كار بيگانگان
است؛ نه، خود ما هم مقصّريم؛ مسئولان مختلف، مسئولان فرهنگي، مسئولان غير فرهنگي، كمكاريها، غلطكاريها، اينها تأثير داشته؛ ما همه را به گردن دشمن نمياندازيم، امّا حضور دشمن را هم در زمينه مسائل فرهنگي نميتوانيم فراموش كنيم.(1)
پس از اين مقدمه، به بررسي مهمترين آسيبهاي دروني و بيروني فرهنگ كشور را از ديدگاه مقام معظم رهبري به تفكيك بررسي مي كنيم.
با توجه به تأكيد مقام معظم رهبري بر آسيبهاي دروني و نقش مهمي كه اين آسيبها در تخريب، تباهي و انحطاط فرهنگ اسلامي ـ ايراني حاكم بر كشورمان دارد، ابتدا به بررسي مهمترين آسيبهاي دروني مي پردازيم.
الف) سايش جبهه فرهنگي خودي
مقام معظم رهبري در ديدار گروهي از هنرمندان و مسئولان فرهنگي كشور پس از اشاره به جبهه فرهنگي و هنري خودي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي به طور خودجوش در كشور به وجود آمد، به بررسي آسيبها و مشكلات اين جبهه مي پردازد و مهمترين آسيب آن را اثرپذيري، سايش و ريزش مي داند؛ آسيبي كه بر فرهنگ اسلامي ـ ايراني كشورمان نيز اثر گذاشته و مشكلاتي را به وجود آورده است. ايشان در اين زمينه مي فرمايد:
1) سخنراني در حرم مطهر رضوي، در اولين روز سال 1393.
حاصل و خلاصه حرف من اين است كه احساس ميكنم اين جبهه، دچار آفتِ سايش شده است. حال ميخواهيم ببينيم چه كار ميشود كرد كه اين ساييدگي متوقّف و اين حالتِ سايشِ روزافزون كم شود؟(1)
رهبر معظم انقلاب اسلامي پس از بيان مهمترين آسيب جبهه فرهنگي خودي، به تبيين و تحليل عوامل اين آسيب مي پردازد و مهمترين عوامل سايش اين جبهه را اينگونه برميشمارد:
يك ـ كمتوجهي مسئولان خودي فرهنگ
ايشان نخستين عامل سايش جبهه فرهنگي خودي را چنين بيان ميفرمايد:
يكي از عوامل سايش در جبهه خودي اين است كه مسئولينِ خودي فرهنگ، مانند وزارت ارشاد و بعضي دستگاههاي ديگر، به آن كم توجهي كردند. از ابتدا كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تشكيل شد، بايستي دفتر گزينش داير ميكرد و به سراغ كساني كه اهل نويسندگي، شعر، فيلمسازي، موسيقي حلال و ديگر رشتههاي هنري بودند، ميرفت. حتي به سراغ كساني ميرفت كه صداي خوبي براي خوانندگي داشتند. ... داير كردن چنان دفتر گزينشي در وزارت ارشاد لازم بود تا مراجعهكنندگانِ داراي استعداد هنري را جذب ميكردند يا حتي به سراغشان ميرفتند. اگر چنين ميشد، وزارت ارشاد را كه گاهي لانه مراكز فساد فرهنگ گذشته بود، به تدريج و به
1) 1 سخنراني در ديدار هنرمندان و مسئولان فرهنگي كشور 22/04/1373.
مرور، استحاله و تبديل به مركزي براي انقلاب و اسلام و خدا و حقّ و آزادگي ميكردند و مسلّماً پس از گذشت ده سال ميتوانستند در همه رشتههاي هنري، شخصيتهاي عظيمي را پرورش دهند و معرفي كنند، اما چنين كاري نكردند.(1)
دو ـ خودباختگي عناصر جبهه خودي
بيان مقام معظم رهبري در اين زمينه چنين است:
اما عامل ديگر، خودباختگي عناصر جبهه خودي در مقابل شخصيّتهاي جبهه دشمن، به خاطر احساسِ برتري صنفي آن شخصيّتها بر اين عناصر بود. اين حقيقت قابل انكار نيست. مثلاً فرض بفرماييد وقتي يك هنرمندِ اين جبهه، در رشتهاي از هنر، سرافراز و بياعتنا، مقداري پيش ميرفت و بعد در جايي احساس خستگي ميكرد و ميخواست لحظهاي بايستد و نفس تازه كند، تا چشمش به هنرمند رشته خودش در جبهه مقابل ميافتاد، مرعوب او ميشد! اصلاً نسبت به آن طرف، احساس مرعوبيّت داشت. البته اين مرعوبيّت، گاهي مرعوبيّتِ صرف و گاهي تأثّر و انجذاب از طرف مقابل بود.(2)
سه ـ ترديد در پايبندي نظام اسلامي به آرمانهاي خود
ايشان در اين باره چنين مي فرمايد:
عامل ديگري كه وجود دارد، اين است كه در جبهه خودي،
بعضاً به دلايلي، در پايبندي نظام به حرفها و آرمانهاي خودش ترديد شد. اگر بخواهيم مثال كاملاً واضحي بزنيم ... مسئله قبول قطعنامه 598 و پايان جنگ بود كه عدّهاي را مردّد كرد. منتها... در آن قضيه، عاملي وجود داشت كه همان وجود امام بود. چون امام كُر بود، دريا بود و مورد ترديد قرار نميگرفت. ... ناگفته نماند كه در طول پانزده سال اخير، از اين قبيل قضايا مكرّر اتفاق افتاده است. گاهي احساس ترديد در عنصر خودي، بهجا، ولي اكثراً بيجا بوده است.(1)
چهار ـ ورود عناصر جبهه خودي به دعواهاي خطي
مقام معظم رهبري، اين عامل را چنين تبيين مي كند:
يك عامل ديگر از عوامل هزم (هضم) جبهه خودي و سايش آن، كشيدهشدنِ پاي عناصرِ اين جبهه به دعواهاي خطّي است كه در برههاي از زمان، در اين كشور واقعاً فاجعه آفريد. ناگهان بين سياسيّون، نمايندگان مجلس و برخي ديگر از مسئولين، دعواهايي بروز كرد كه اصل آن دعواها، موجّه نبود. هر دو خط، بلاشك، در حدّي جرم داشتند. هر دو خط، هم آدمهاي بسيار خوب داشتند، هم آدمهاي ناباب داشتند، هم آدمهاي متوسّط داشتند.(2)
پنج ـ فريفته شدن به دنيا و جلوههاي آن
ايشان در اين باره نيز مي فرمايد:
عامل ديگر كه امتحان بسيار بزرگي بر سر راه همه است، عامل
دنيا و جلوههاي فريبنده آن بود. در جبهه خودي، برخورداري مادي، كم و امكانات ناچيز بود. جلوههاي دنيا پر جاذبه است و چشمها و دلها را ميفريبد؛ چنانكه بعضي از كسان را فريفت. «دنيا» هم كه ميگويم، فقط پول و خانه و خودرو شخصي نيست. چيزهاي ديگر هم هست. اسم دركردن، تعريف شنيدن، ستايش شنيدن، تمتّعات ناروا و نادرستِ جنسي و همه امكاناتي كه نفسِ انسان آنها را ميخواهد، دنيا و جلوههاي آن است. چنين وسوسههايي هم در عدّهاي پديد آمد. البته عدّه زيادي واقعاً ايستادند و مردانه مقاومت كردند، ولي بعضي از افراد هم ـ به ندرت ـ در مقابل اين وسوسهها و جلوههاي دنيوي، پايشان سست شد.(1)
با توجه به نكات يادشده درمييابيم كه سايش و خودباختگي جبهه فرهنگي و هنري خودي و در نهايت، تغيير ماهيت و ريزش آن تا چه حد ميتواند براي فرهنگ اسلامي كشورمان آسيبزا باشد. به همين دليل، شايسته است يكي از اولويتهاي كاري همه نهادها و سازمان فرهنگي در سال جاري، جلوگيري از سايش و ريزش بيش از پيش جبهه فرهنگي خودي و تلاش براي جذب و نگهداشت آنها در صراط مستقيم اسلامي باشد.
ب) كمتوجهي مديران و مسئولان كشور به موضوع فرهنگ
با وجود ماهيت فرهنگي انقلاب اسلامي و تأكيدهاي فراوان امام خميني رحمه الله و مقام معظم رهبري بر ضرورت تلاش مستمر، منسجم و هدفمند براي تعالي فرهنگ جامعه، تاكنون مديران و مسئولان اجرايي
1) سخنراني در ديدار هنرمندان و مسئولان فرهنگي كشور 22/04/1373.
كشور ـ چنانكه بايد و شايد ـ به موضوع فرهنگ توجه نكردهاند و همين امر موجب شده است كه انقلاب و نظام اسلامي ايران به اهداف فرهنگي خود دست نيابد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در نخستين سالهاي رهبري خود در اين باره ميفرمايد:
با اينكه نظام جمهوري اسلامي، از آغاز بر يك مبناي فرهنگي بنيان شد و رهبر و پديدآورنده اين نظام، يك عنصرِ بيش از همه چيز فرهنگي بود و مسئولان اين نظام هم در طول اين مدت، تقريباً هميشه همينطور بودهاند، در عين حال بايد اعتراف كنيم كه در زمينههاي فرهنگي، آن كار مطلوب و مورد انتظار را خيلي انجام ندادهايم. نه اينكه كس خاصي يا جمع خاصي مورد سؤال باشد. نه، مجموعاً در زمينههاي فرهنگي، ما كم كاري داريم؛ حقاً اين را بايد قبول كنيم.(1)
ايشان در سالهاي بعد نيز بارها از بيتوجهي مسئولان و مديران اجرايي كشور به مقوله فرهنگ گلايه كردند و از جمله در يكي از سخنان خود فرمود:
به نظر ميرسد ما بايد مقوله فرهنگ را از نو ارزيابي كنيم. من به ذهنم اينطور ميرسد كه ما در نظام جمهوري اسلامي، مقوله فرهنگ را قدري دست كم گرفتهايم. به نظر من تأثير فرهنگ، هم بهعنوان يك عامل اصلي و تعيينكننده در رفتارهاي فردي و اجتماعي كشور و امتمان، هم بهعنوان يك
1) سخنراني در ديدار با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 139/09/1369.
حامل براي تأثيرات و اثرگذاريهاي سياسي ـ گرايشهاي سياسي ـ مغفولٌعنه قرار گرفته و آنچنان كه بايد و شايد نيست. حرفهايي زده ميشود، چيزهايي ميگوييم، بنده خودم مطالبي را زياد تكرار ميكنم، ليكن در مقام عمل ميبينيم كه بهاي آنچناني داده نميشود.(1)
اوج گلايههاي مقام معظم رهبري از بيتوجهي به موضوع فرهنگ را در سخنان ايشان، خطاب به رئيس جمهوري و اعضاي هيئت دولت وقت در سال 1386 ميتوان مشاهده كرد كه در آن به صراحت خواستار «رفع مظلوميت» از بخش فرهنگ كشور شد و فرمود:
نكته بعدي كه ميخواهم سفارش كنم، اين است كه از بخش فرهنگ رفع مظلوميت كنيد. بخش فرهنگ انصافاً بخش مظلومي است. الان در گزارش آقاي رئيسجمهور، اصلاً اسمي از فرهنگ نيامد؛ يا در اولويتبنديها اين اولويت فداي اولويتهاي ديگر شد و آنها تقدم پيدا كرد كه در كوتاهي وقت بيان بشود! اين مظلوميت است ديگر. واقعاً مسئله فرهنگ را دست كم نگيريد. خيلي از مشكلات جامعه ما با فرهنگسازي حل ميشود... . فرهنگ را دست كم نگيريد؛ خيلي مهم است. بنابراين، صرف وقت كنيد و در بودجه هم برايش پول و فصول قابل توجهي بگذاريد تا جهتِ ارزشي به فرهنگ بدهيد. از جمله كارهايي كه مسئولين فرهنگي دولت خيلي بايد به آن بپردازند و واقعاً يك دقيقه را در آن فروگذار نكنند، اين است
1) سخنراني در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 23/09/1378.
كه به فرهنگ عمومي جامعه و ابزارها و وسايل فرهنگي، جهت ارزشي بدهند.(1)
استمرار چهار دهه «مظلوميت فرهنگ» در نظام جمهوري اسلامي و در اولويت قرار نگرفتن آن در همه دولتهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي موجب شد به تدريج، تهديدهاي خارجي و آسيبهاي داخلي بر فرهنگ كشور به ويژه در حوزه فرهنگ عمومي كارگر شود و آسيبهاي جبرانناپذير بر آن وارد سازد. ازاينرو، شايسته است همه مديران و مسئولان كشور از فرصت پيش آمده در سال جاري براي جبران بخشي از كوتاهيها و كمكاريهايي چند دهه گذشته، بهره جويند و تا حد امكان براي برطرف كردن بخشي از مظلوميت فرهنگ بكوشند.
ج) عملكرد نامناسب دستگاههاي فرهنگي
به تصريح مقام معظم رهبري، نهادها و سازمانهاي گوناگون فرهنگي در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، عملكرد مناسبي در حوزه فرهنگ نداشتهاند كه اين موضوع به عوامل گوناگوني چون نداشتن طرح و برنامه دقيق، مشخص، زمانمند، سوءمديريت، نداشتن نيروي انساني متعهد و توانمند، كمكاري، بيدقتي و بدسليقگي برمي گردد. ايشان هنگام برشمردن آسيبهاي دروني انقلاب اسلامي مي فرمايد:
يكي، سوء عملكرد در همه زمينههاست؛ از جمله در تبليغ كه جاي صحبت از صدا و سيما هم هست. ... هر دستگاهي
1) 3 سخنراني در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت، 04/06/1386.
كه عملكرد مؤثري دارد، اگر اين عملكرد را اصلاح نكند يا در آن اشكالي و آسيبي وجود داشته باشد، داراي سوء عملكرد است.(1)
ايشان در باره مراد از «سوء عملكرد» چنين ميفرمايد:
معناي آسيبها هم كه ميگوييم، مطلقاً خيانت نيست كه بگوييم همه جا خيانت است. نه، منظورمان، تنبلي، بيدقتي، بياهتمامي، دلسوزي و تلاش لازم را نكردن، كار علمي انجام ندادن و متناسب با نياز، پيش نرفتن است؛ همه اينها سوء عملكرد است. البته من توقّع معصوميت ندارم ـ كه بگوييم ما بايد معصوم باشيم ـ نه، بالاخره گوشه كار، يك جور خالي خواهد ماند، ليكن بايد تلاش كنيم كار را درست كنيم.(2)
بيترديد، با توجه به تذكرهاي مقام معظم رهبري، يكي از سرفصلهاي مهم كار و فعاليت همه نهادها و سازمان فرهنگي در سال 1393 بايد اصلاح عملكردهاي نامناسب گذشته و تلاش براي ساماندهي فعاليتهاي خود بر مبناي ملاكها و ويژگيهاي موردنظر رهبر معظم انقلاب اسلامي باشد.(3)
د) ضعف ايمان و باور ديني
رهبر معظم انقلاب اسلامي، يكي از آسيبهاي مهم دروني انقلاب و نظام اسلامي را ضعف ايمان و باور ديني از يكسو، و ايجاد ترديد و
خدشه در ايمان و باور ديني مردم از سوي ديگر ميداند. ايشان پس از اشاره به اين مطلب كه «بيايماني يا ضعف ايمان» يكي ديگر از آسيبهاي دروني انقلاب است، مي فرمايد:
تلاش كنيد براي اينكه ايمانها را راسخ و عميق و ايمانها را پاك و زلال كنيد؛ مشوّب و غبارآلود نكنيد، وسوسه و ريب در ايمان به وجود نياوريد و دلها را آلوده به ترديد نكنيد. اين هيچ خدمتي نيست به كسي كه يك ايمان صاف و قوي و محكم دارد كه ما در ايمان او خدشه و وسوسه و ريب ايجاد كنيم! نه خير، اين هيچ توجيهي ندارد. به اين عنوان كه ما ميخواهيم فكر او به كار بيفتد! بله، با استدلال قوي، ايمان او را راسخ كنيد. اگر ميخواهيد فكر كسي به كار بيفتد، اگر ميخواهيد حقيقتاً فكر انساني، تعالي پيدا كند، به او كمك بكنيد كه بتواند خوب استدلال و تعمق كند، خوب بفهمد؛ نه اينكه به او كمك كنيد تا دچار ترديد، دچار تزلزل و شك بشود! اين كار، هيچ توجيهي ندارد؛ شرعاً هم مجاز نيست.(1)
چنانكه گفته شد، آسيب يادشده دو جنبه دارد؛ يكي، ضعف ايمان و باور ديني مردم، مسئولان و دستاندركاران حوزه فرهنگ و ديگري، تلاش عدهاي از اصحاب فرهنگ و قلم بهدستان براي ايجاد خدشه در ايمان و باور مردم به بهانه ترويج آزادانديشي، پديدهاي كه در سالهاي گذشته در برخي نشريات وابسته به جريانهاي اصلاحطلب شاهد آن بودهايم.
1) سخنراني در ديدار شركتكنندگان در همايش آسيب شناسي انقلاب، 15/12/1377.
در هر حال، در سالي كه به نام «فرهنگ» ناميده شده است، بايد به هر دو جنبه اين آسيب، توجه و راهكارهاي مناسبي براي برطرف كردن آن پيشبيني شود.
ه) دنياطلبي و رفاهزدگي
از ديدگاه مقام معظم رهبري، يكي ديگر از آسيبهاي جدّي دروني فرهنگي كشور، دنياطلبي و رفاهزدگي است. ايشان به هنگام برشمردن مهمترين آسيبهاي دروني انقلاب مي فرمايد:
يكي از آنها دنياطلبي است؛ يعني مزه دنيا را با حرص و ولع، در دهان مزمزه كردن و چرب و شيرين دنيا را قدر دانستن!(1)
ايشان در ادامه، مقصود خود از دنياطلبي را چنين توضيح مي دهد:
غرض و مراد ما، دل سپردن به دنياست كه البته مقدار زيادي از مشكلات ما ناشي از اين مسئله است! منِ مسئول دولتي و حكومتي يا منِ روحاني بايد مواظب باشم ـ به خصوص ما دو صنف، خصوصيتي داريم ـ يك وقت گفتند: «واي به حال آن كساني كه هر دو هستند؛ هم مسئول حكومتي، هم روحاني ـ اينها مشكلشان بيشتر و تكليفشان سنگينتر است! توقع مردم، بهجا و بهحق از آنها بيشتر است؛ خداي متعال هم آنها را بيشتر مورد سؤال قرار خواهد داد؛ چون اثر عملشان هم بيشتر است.(2)
بيترديد، دنياطلبي، رفاهزدگي و تجملگرايي، آفت جدّي دين و فرهنگ هر جامعهاي است و جامعه اسلامي ايران نيز اگر در پي دست
يافتن به اهداف متعالي انقلاب و نظام اسلامي است، در درجه نخست بايد با اين آسيب مبارزه كند. اين آسيب، در حال حاضر، همه مردم جامعه به ويژه مديران و مسئولان نظام را تهديد ميكند. به همين دليل، بر همه دلسوزان انقلاب و نظام اسلامي به ويژه عالمان، روحانيان، اصحاب فرهنگ و مديران و مسئولان لازم است كه راهكارهاي جدّي و اساسي براي برطرف كردن آن بينديشند.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در همه دوران رهبري خود، همواره با دقت و تيزبيني تمام، آسيبها و تهديدهاي بيروني فرهنگ اسلامي ـ ايراني كشورمان را رصد كرده و در موقع مناسب، هشدارها و تذكرهاي لازم را به مديران و مسئولان اجرايي و فرهنگي كشور داده است. در اينجا به اختصار، مهمترين آسيبهاي بيروني فرهنگ را از ديدگاه ايشان بررسي مي كنيم.
الف) تهاجم فرهنگي بيگانگان
براي روشن شدن ميزان حساسيت مقام معظم رهبري به مهمترين آسيب بيروني فرهنگ؛ يعني تهاجم فرهنگي بيگانگان كه ايشان از سال 1368 تاكنون با عناوين گوناگوني چون هجمه فرهنگي، شبيخون فرهنگي، جنگ فرهنگي و ناتوي فرهنگي از آن ياد كرده و نسبت به آن هشدار داده است، در اينجا چند مورد از رهنمودهاي ايشان را به ترتيب تاريخ بررسي مي كنيم.
ايشان در نخستين ماههاي رهبري خود در اين باره مي فرمايد:
در حال حاضر، يك جبههبندي عظيم فرهنگي كه با سياست و صنعت و پول و انوع و اقسام پشتوانهها همراه است، مثل سيل راه افتاده تا با ما بجنگد. جنگ هم جنگ نظامي نيست. بسيج عمومي هم هيچ تأثيري ندارد. آثارش هم به گونهاي (است) كه تا به خود بياييم گرفتار شدهايم.(1)
ايشان در سال 1371 نيز بر اين موضوع تأكيد كرده و فرموده است:
تهاجم فرهنگي اين است كه يك مجموعه ـ سياسي يا اقتصادي ـ براي مقاصد سياسي خود و براي اسير كردن يك ملت، به بنيانهاي فرهنگي آن ملّت هجوم ميبرد. چنين مجموعهاي هم چيزهاي تازهاي را وارد آن كشور و آن ملت ميكند، اما به زور، امّا به قصد جايگزين كردن آنها با فرهنگ و باورهاي ملي.(2)
در سالهاي بعد نيز درباره تهاجم فرهنگي چنين مي فرمايد:
اينكه شما ميبينيد بنده مسئله تهاجم فرهنگي را مطرح كردم و گفتم؛ روي آن اصرار ورزيدم؛ راجع به آن حقيقتاً غصّه خوردم و تلاش كردم و باز هم به فضل الهي تلاش ميكنم؛ گاهي در ريزِ مسائل وارد شدم و اگر كسي در اين زمينه به من اشكالي كرد، در يك سخنراني به اشكال او جواب دادم، همه به خاطر اين است كه چنين ميدان و صحنهاي را به طور واضح مشاهده ميكنم و ميبينم كه اينها چطور با استفاده از همان تواني كه در
خودشان هست، از ضعفهاي جمهوري اسلامي استفاده ميكنند. عمده نظر اينها هم سست كردن ايمانها، كور كردن اميدها، متشتّت كردن جبههها و جذب كردن سرمايههاست.(1)
ايشان در سال 1386 با اين گلايه كه سخنان ايشان درباره تهاجم فرهنگي به درستي درك نشده است، مي فرمايد:
مسئله فرهنگ را به معناي واقعي كلمه، يك «جنگ» به حساب بياوريد. البته اين حرفها شايد براي آقايان تكراري باشد، اما من تأكيد ميكنم. علت هم اين است كه در طول اين سالها هرچه در اين زمينه گفته شده، درست فهم نشده است.(2)
مقام معظم رهبري در نخستين سخنراني خود در سال جاري نيز درباره تهاجم فرهنگي دشمني فرمود:
امروز و از روزهاي اول انقلاب، دستگاههاي تبليغات، همه توش و توان خود را گذاشتهاند براي اينكه مردم را نسبت به پايههاي اين انقلاب بياعتقاد كنند. اين كارِ فرهنگي است؟ ايمان مردم را مورد
قرار دادند، باورهاي قلبي مردم را مورد تهاجم قرار ميدهند؛ اين را نميشود انسان، نديده بگيرد.(3)
اهتمام فراوان مقام معظم رهبري به موضوع تهاجم فرهنگي و هشدارهاي مستمر و پيوسته ايشان به مردم و مسئولان در اين باره، نشاندهنده اهميت فراوان اين موضوع و خطر جدّي آن براي فرهنگ
اسلامي ـ ايراني كشور و از اين بالاتر، موجوديت انقلاب و نظام اسلامي است. ازاينرو، هرگونه كوتاهي و مسامحه در اين باره گناهي نابخشودني محسوب ميشود.
بيترديد، در سالهاي اخير درباره تهاجم فرهنگي بسيار سخن گفته و نوشته شده است، ولي آنچه كمتر ملت ما شاهد آن بوده است، مقابله جدّي، عملي و هوشمندانه با اين تهاجم بوده است كه اميدواريم در سالي كه به نام فرهنگ ناميده شده است، به اين موضوع توجه بيشتري شود.
ب) احيا و بازگشت جريان روشنفكري بيمار
به تعبير مقام معظم رهبري، جريان روشنفكري در ايران، بيمار، وابسته و بيايمان متولد شد.(1)ايشان در اين باره مي فرمايد:
من بارها گفتهام كه روشنفكري در ايران، بيمار متولّد شد. مقوله روشنفكري، با خصوصيّاتي كه در عالمِ تحقّق و واقعيّت دارد ـ كه در آن، فكر علمي، نگاه به آينده، فرزانگي، هوشمندي، احساس درد در مسائل اجتماعي و به خصوص آنچه كه مربوط به فرهنگ است، مستتر است ـ در كشور ما بيمار و ناسالم و معيوب متولّد شد. چرا؟ چون كساني كه روشنفكران اولِ تاريخ ما هستند، آدمهايي ناسالمند.(2)
اين جريان از ابتداي پيدايش، دو ويژگي عمده داشت؛ نخست، ضديت با باورها و ارزشهاي ديني و دوم، شيفتگي نسبت به تمدن غربي و بيگانگان.
يكي از صاحبنظران كشورمان درباره نخستين ويژگي اين جريان مي نويسد:
منورالفكران صدر مشروطيت با داشتن تحفه فرهنگي وارداتي، در قول و عمل، جهانبيني ديني را نفي مي كردند و با ديده انتقادي بدان مي نگريستند، ليكن روشنفكران سالهاي بعد هجوم فرهنگ ديني را در رأس وظايف خويش قرار دادند. آنها ضمن آنكه مذهبگريزي را يكي از مقدمات ضروري رسيدن به ترقيات مادي به شمار مي آوردند، برنامههاي خويش را با نفي فرهنگ ديني؛ حمله به باورهاي اهل مذهب و اعلام آزادي از تعهدات ديني، دنبال مي نمودند و با انتقاد از تمامي مقدسات فرهنگ اسلامي، نسبي بودن اصول اخلاقي و معرفت ديني را ترويج مي كردند.(1)
اين نويسنده درباره دومين ويژگي نيز مي نويسد:
شيفتگي در برابر فرهنگ و تمدن مغربزمين و تصور اين امر كه رهايي از جهانبيني ديني مي تواند ملت ايران را به جرگه «روشنانديشان» اهل تمدن وارد سازد، چنان ديده برخي منتقدان امور اجتماعي و قلم به دستان اهل ادبيات را بست كه از تمامي حوادث پيرامون خود غفلت ورزيدند و بدون تأمل در موقعيت تاريخي غرب و سير رو به انحطاط آن، نزديكي به فرهنگي بينالملل و دوري گزيدن از ايدئولوژيها را تجويز مي نمودند.(2)
مقام معظم رهبري با شناخت و احاطه كامل بر تاريخ جريان روشنفكري در ايران،(1)در يكي از سخنان خود، پس از اشاره به وجود دو جبهه در عرصه روشنفكري و هنر؛ يكي، جبهه خودي روشنفكري و هنر كه از متن انقلاب اسلامي جوشيده است و ديگري، جبههاي كه از پيش از انقلاب اسلامي هم وجود داشته و به اين انقلاب ايمان نياورده و به آن كفر ورزيده است، يكي از نگرانيهاي مهم فرهنگي خود را بقا و استمرار جريان روشنفكري بيمار وابسته پس از پيروزي انقلاب اسلامي و حضور و فعاليت آنها در عرصه هنر و ادبيات مطرح ميكند و مي فرمايد:
يك جبهه خوب و وسيع، در مقابل جبههاي عظيم در همين وادي روشنفكري و هنر كه اعضايش به انقلاب ايمان نياوردند و به آن كفر ورزيدند، پديد آمد. جبهه به وجود آمده خودي، در مقابل آن جبهه عظيم قرار گرفت، اما تيغِ انقلاب، در هيچ جبههاي كُندتر از جبهه روشنفكري و هنر نبود! انقلاب توانست در همه جا ـ حتّي در ميدان جنگ و در نظاميهاي طاغوتي ـ نفوذ كند. ما نظاميهاي طاغوتياي كه از بُنِ دندان انقلابي شدند، كم نداشتيم و نداريم، اما به تعداد نظاميهاي انقلابي شده كه هيچ، حتي خيلي كمتر از آنها را در جبهه روشنفكري سراغ نداريم كه انقلابي شده باشند. نه اينكه من سراغ نداشته باشم؛ هيچكس سراغ ندارد.
1) نك: دغدغههاي فرهنگي: شرح مزجي يكي از سخنراني محوري مقام معظم رهبري در سال 1373 با استفاده از ديگر سخنراني معظم له، چاپ بيست و دوم: تهران، مؤسسه ايمان جهادي، 1392، صص 53 ـ 71.
انقلاب ما نتوانست آن جبهه را فتح كند و اين البته عللي دارد.(1)
ايشان دليل جذب نشدن روشنفكران به انقلاب اسلامي را اينگونه بيان ميفرمايد:
روشنفكران همواره وابستگيهايي دارند كه تصرّف آنها، ولو از ناحيه يك فكر زلالِ پاكِ خالص، مشكل است. يعني اگر فرض كنيم كه ما يك وقت نتوانستيم روح حسّاسي را جذب كنيم، دليلش اين است كه بد يا غلط ميگوييم. دليلش اين نيست كه تصادفاً، در ارتباط با آن روح حسّاس، وضع و محاذات مناسب براي اينكه جذب شود، پيدا نشده است. روحي كه با يك اخم، با يك تأخير و با يك بيتوجّهي، افسرده و پژمرده ميگردد، نميشود توقّع داشت كه حتماً هر فكر صحيحي او را جذب كند. پس نتيجه ميگيريم كه دليلِ عدم انجذاب روشنفكران به انقلاب، نقصِ ايده و فكر و انديشهانقلاب نبود؛ چون پيش از آن، خيلي از همين روشنفكران، به دستگاهي كه اصلاً فكر و انديشه نداشت ـ يعني دستگاه حكومت پهلوي ـ جذب شدند.(2)
رهبر معظم انقلاب در يكي ديگر از سخنان خود، به تلاش براي احياي جريان روشنفكري بيمار و وابسته پس از دوران جنگ تحميلي اشاره كرده و مي فرمايد:
از بعد از جنگ تلاشهايي جدّي شروع شده براي اينكه روشنفكري ايران را به همان حالت بيماري قبل از انقلاب برگردانند ـ برگشت به عقب، ارتجاع ـ يعني باز قهر كردن با مذهب، قهر كردن با بنيانهاي بومي، رو كردن به غرب، دلبستگي و وابستگي بيقيد و شرط به غرب، پذيرفتن هرچه كه از غرب ـ از اروپا و از امريكا ـ ميآيد، بزرگ شمردن هر آنچه كه متعلّق به بيگانه است و حقير شمردن هر آنچه كه مربوط به خودي است؛ كه در باطن خودش، تحقير ملت ايران و تحقير بنيانهايش را همراه دارد.(1)
سرانجام، ايشان نگراني خود را درباره بازگشت جريان روشنفكري به عرصه فرهنگ و ادب چنين بيان ميفرمايد:
با همه قوا بايد موجودي فعلي را حفظ كرد. نبايد اجازه دهند كه يك عدّه افرادي كه سالهاي متمادي در اين كشور با ابزارهاي روشنفكري و با ابزارهاي فرهنگي، هيچ خدمتي به اين مردم نتوانستند بكنند ـ حدّاقلش اين است ـ در هيچ مشكل و مسئله مهمي نتوانستند با اين مردم همراه باشند و به پاي مردم برسند؛ حتّي نتوانستند پابهپاي مردم برسند، چه برسد بخواهند جلودار و پيشرو و رهبر مردم باشند ـ هميشه عقب ماندند، هميشه در انزوا ماندند ـ اينها مجدداً به اين كشور بيايند و سايه فكر و فرهنگ خودشان را حاكم كنند. اينكه ميبينيم در بعضي از مطبوعات و مجلّات و منشورات فرهنگي، چيزهايي
1) 8 سخنراني در جمع دانشجويان دانشگاه تهران، 22/02/1377.
نشان داده ميشود، دنبال رجعت به گذشتهاند؛ دنبال برگشتن به حالت بيماري روشنفكرياند. اين مقوله روز است. اين مقوله بسيار اساسي و مهمّي است.(1)
بنابراين، در سالي كه به نام «فرهنگ» ناميده شده است، بايد همه مردم و مسئولان با جدّيت به اين نگراني مهم رهبري توجه كنند و اجازه ندهند كه جريان روشنفكري بيمار و وابسته بار ديگر در اين كشور قوت گيرد و مطبوعات و رسانهها را عرصه جولان خود سازد.
1) سخنراني در جمع دانشجويان دانشگاه تهران، 22/02/1377.
فصل چهارم راهبردهاي رسانه ملي
با توجه به آسيبهاي موجود در حوزه فرهنگ و هنر كشور كه مقام معظم رهبري به روشني آنها را تبيين و دستهبندي كرده است، در اين فصل، مهمترين راهبردها را بررسي ميكنيم كه رسانه ملي براي كاهش اين آسيبها ميتواند در پيش گيرد.
رسانه ملي به عنوان مهمترين، اثرگذارترين و گستردهترين سازمان فرهنگي كشور، در ساماندهي، پاسداري و تقويت جبهه فرهنگي ـ هنري برخاسته از انقلاب اسلامي و جلوگيري از سايش و ريزش اين جبهه نقش بسيار مهمي بر عهده دارد. مهمترين وظايف رسانه ملي را در اين زمينه ميتوان اين گونه برشمرد:
الف) شناسايي، جذب، به كارگيري و توانمندسازي جوانان مؤمن و متعهد علاقهمند و مستعد در يكي از زمينههاي فرهنگي و هنري؛
ب) ساماندهي گروهها و تشكلهاي فرهنگي و هنري مؤمن به انقلاب اسلامي و حمايت از آنها؛
ج) اولويت دادن به فيلمنامهنويسان، كارگردانان، هنرمندان و بازيگران متعهد در واگذاري طرحهاي توليدي.
بيترديد، همه برنامههاي رسانه حتي آگهيهاي بازرگاني و ميانبرنامهها داراي اثرگذاري فرهنگي هستند و بر باورها، ارزشها و هنجارهاي جامعه اثر ميگذارند. ازاينرو، مديران و برنامهسازان رسانه بايد با دقت و هوشمندي تمام چنان بر توليد و پخش برنامهها نظارت كنند كه همه برنامهها همسو با باورها، ارزشها و هنجارهاي جامعه اسلامي ايران باشند و خداي ناكرده آثار منفي بر ذهن و دل مخاطبان بر جاي نگذارند.
براي تحقق هدف يادشده، اقدامهاي متعددي بايد صورت پذيرد كه مهمترين آنها عبارتند از:
الف) توجه ويژه به مهندسي (مديريت) پيام در رسانه ملي و تلاش براي حفظ و تقويت پيامهاي فرهنگي مثبت برنامههاي رسانه در حوزههاي سهگانه تعيين، توليد و توزيع پيام؛
ب) تقويت نهادهاي نظارتي سازمان به ويژه در زمينه نظارتهاي پيش و هنگام توليد آثار تلويزيوني.
بيترديد، در هر نهاد و سازمان فرهنگي ممكن است خواسته يا ناخواسته، خطاها، اشتباهها، بيدقتيها، بدسليقگيها و كمكاريهايي رخ دهد، ولي مهم آن است كه آن نهاد و سازمان با برنامهريزي دقيق و مناسب و پايش و نظارت مستمر اين موارد را به حداقل ممكن كاهش دهد و از گسترش آن جلوگيري كند. سازمان صدا و سيما نيز از اين قاعده مستثنا نيست. ازاينرو مديران، سياستگذاران و برنامهريزان رسانه ملي بايد با توجه به رهنمودهاي مقام معظم رهبري در زمينه ضرورت
اصلاح عملكردهاي نامناسب در حوزه فرهنگ، امور ذيل را در اولويت برنامههاي خود در سال جاري قرار دهند:
الف) پايش عملكرد همه زيرمجموعههاي سازمان صدا و سيما و شناسايي دقيق همه مواردي كه آنها را ميتوان مصاديق «سوء عملكرد» براي اين سازمان به شمار آورد؛
ب) دستهبندي دقيق موارد و مصاديق «سوء عملكرد» رسانه ملي، شناسايي عوامل زمينههاي بروز آنها و سرانجام برنامهريزي مناسب براي از بين بردن يا به حداقل رساندن اين موارد و مصاديق؛
ج) از بين بردن زمينههاي بروز عملكردهاي نامناسب با تقويت نهادهاي برنامهريز و سياستگذار، اصلاح نظام مديريتي و به كارگيري مديران متعهد و توانمند، بهرهگيري از نيروي انساني خلّاق، باانگيزه و ارزشمدار؛ توجه بيشتر به پژوهش در توليد و پخش برنامهها و به كارگيري روشهاي نظارتي دقيق و كارآمد؛ به ويژه در مرحله پيش و هنگام توليد.
با توجه به رهنمودهاي مقام معظم رهبري،(1)يكي از اهداف كلان رسانه ملي، «تعميق و ارتقاي معرفت و ايمان روشنبينانه، اخلاق فاضله و رفتار ديني خالصانه آحاد جامعه و حفظ و اعتلاي فرهنگ و هويت ايراني ـ اسلامي»(2)تعيين شده است. بيترديد، برنامهريزي عملياتي براي تحقق اين هدف ميتواند بخش قابل توجهي از آسيبهايي را كه به دليل
ضعف ايمان و باور ديني مردم، متوجه فرهنگ كشور شده است، برطرف سازد.
براي تحقق اين هدف نيز اقدامهاي زير ضروري است:
الف) تقويت بيشتر ارتباط رسانه ملي با نهادهاي حوزوي و بهرهگيري از ظرفيت و توانمنديهاي اين نهادها براي گسترش و تعميق ايمان و باور ديني مردم؛
ب) اهتمام بيشتر به آن دسته از واحدهاي سازماني كه نقش و مسئوليت بيشتر و مستقيمتري در زمينه گسترش معارف ديني دارند؛ واحدهايي چون مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما؛ شبكه قرآن و معارف سيما، شبكه راديويي معارف، شبكه راديويي قرآن و گروههاي معارف شبكههاي مختلف سيما؛
ج) بهرهگيري بيشتر از ظرفيت برنامههاي نمايشي براي نهادينهسازي و گسترش ايمان و باور ديني مردم.
از اواخر دهه شصت و اوايل دهه هفتاد با آغاز دوران سازندگي، سيل بنيانكن دنياطلبي، رفاهزدگي و مصرفگرايي به تدريج در كشور به راه افتاد و در طول چند سال، بسياري از ارزشها و هنجارهاي جامعه دستخوش تغيير و دگرگوني شد.(1)اين سيل همچنان در جامعه ما
1) براي مطالعه بيشتر در زمينه سير تحول جامعه ايران در دهه 60 و 70 و چگونگي حاكميت گفتمان فردگرايانه و مصرفگرايانه، نك: فرامرز رفيعپور، توسعه و تضاد: كوششي در جهت تحليل انقلاب اسلامي و مسائل اجتماعي ايران، چاپ اول: تهران، شركت سهامي انتشار، 1376، صص 147 ـ 475.
جاري است و به آسيبي جدّي براي فرهنگ كشور تبديل شده است. به همين دليل و با توجه به هشدارهاي مقام معظم رهبري، رسانه ملي بايد در سال جاري، يكي از راهبردهاي اساسي خود را در زمينه اصلاح و بهبود فرهنگ كشور، جلوگيري از گسترش فرهنگ دنياطلبي و رفاهزدگي و مصرفگرايي از يكسو و ترويج فرهنگ قناعت و سادهزيستي از سوي ديگر قرار دهد.
برخي از اقدامهايي كه رسانه ملي ميتواند در اين زمينه انجام دهد، به اين شرح است:
الف) پرهيز از نشان دادن بيدليل خانهها و زندگيهاي اشرافي و پر تجمل در برنامههاي نمايشي و آگهيهاي بازرگاني؛
ب) ترويج فرهنگ قناعت و سادهزيستي و دوري از زيادهخواهي و تجملگرايي با بهرهگيري از قالبهاي اثرگذاري همچون فيلمها و سريالهاي تلويزيوني؛
ج) فرهنگسازي براي كاستن از سطح توقع عموم افراد جامعه به ويژه جوانان از زندگي.
رسانه ملي در سالهاي اخير تجربه موفقي در زمينه اصلاح فرهنگ ترافيك و نهادينه كردن برخي مقررات راهنمايي و رانندگي مانند استفاده از كمربند ايمني داشته و ثابت كرده است كه در صورت داشتن طرح و برنامه مشخص، با بهرهگيري از برنامههاي نمايشي جذاب و متنوع و توجه به شرايط اثرگذاري پيام به ويژه تكرار و استمرار ميتوان به تدريج، رفتاري خاص را در جامعه نهادينه كرد.
با توجه به مسائل و مشكلاتي كه جامعه ما در حوزههاي گوناگون اجتماعي و اقتصادي دارد، اين اتفاق بايد به رويهاي جاري و مستمر در رسانه ملي تبديل شود تا به تدريج در زمينههايي چون احترام به قانون و رعايت قوانين و مقررات اجتماعي؛ رعايت الگوي صحيح مصرف، حفاظت از محيط زيست و منابع طبيعي؛ همكاري و مشاركت سازنده؛ مصرف كالاي داخلي، رعايت عفاف و حجاب و افزايش زاد و ولد نيز بتوان فرهنگسازي كرد و اهداف نظام جمهوري اسلامي را محقق ساخت.(1)
يكي از اهداف كلان سازمان صدا و سيما، «مصونيت بخشيدن به اذهان عمومي جامعه در قبال تأثيرپذيري از موج مخرّب تهاجم فرهنگي بيگانه به ويژه سكولاريسم، گرايشهاي الحادي و مادي و فرهنگ ليبراليسم غربي» است.(2)تلاش براي تحقق اين هدف، در سال جاري اهميت دو چندان يافته است؛ زيرا يكي از تهديدهاي جدّي فرهنگ اسلامي ـ ايراني، تهاجم فرهنگي است و اگر بخواهيم گامي جدّي در راستاي رشد و تعالي فرهنگ جامعه خود برداريم، بايد در درجه نخست با اين تهاجم مقابله كنيم.
1) براي آشنايي بيشتر با برخي شيوههاي فرهنگسازي رسانه ملي نك: ابراهيم شفيعي سروستاني، رسانه ملي و ترويج فرهنگ مهدويت، چاپ اول: قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صداوسيما، 1389؛ همو، آيين برنامهسازي درباره فرهنگ عفاف و حجاب، چاپ اول: قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صداوسيما، 1390؛ همو، رسانه ملي و تغيير سياست جمعيتي: مسئلهشناسي، راهبردها و سياستها، چاپ اول: قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، 1392.
2) بيانيه مأموريت سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران.
رسانه ملي در اين زمينه چند مسئوليت مهم بر عهده دارد:
الف) تلاش براي گسترش و تعميق فرهنگ اسلامي ـ ايراني در عرصههاي گوناگون فردي و اجتماعي با بهرهگيري از قالبهاي جذاب رسانهاي.
مقام معظم رهبري در اين زمينه ميفرمايد:
راه مقابله با تهاجم فرهنگي استكبار، گسترش و تعميق رسالتهاي فرهنگي انقلاب اسلامي در عرصههاي اخلاقي، رفتارهاي فردي و اجتماعي، عقايد و باورهاي ديني و مسائل سياسي است.(1)
ب) تلاش براي جذب و نگهداشت مخاطبان رسانه ملي با بهرهگيري از عناصر ريشهدار در فرهنگ اسلامي ـ ايراني.
برخي گمان ميكنند با بهرهگيري از عناصر جذابيتي كه رسانههاي رقيب از آنها استفاده ميكنند، ميتوان از مخاطبان رسانههاي رقيب كاست و بر مخاطبان رسانه ملي افزود. اين تصور اشتباه موجب دامن زدن به تهاجم فرهنگي بيگانگان و تحقق اهداف مورد نظر آن به دست خودمان ميشود.
مقام معظم رهبري در اين باره ميفرمايد:
بعضي از عناصر جبهه خودي كه مثلاً داستان مينويسند يا فيلم ميسازند، با اين خيال كه مخاطبان جبهه مقابل را جذب كنند، به مسائلي ميپردازند كه نويسنده يا فيلمساز جبهه مقابل به آنها پرداخته است؛ مثلاً آنها براي جاذبه فيلم از عامل زن؛ يعني عامل جنسي استفاده ميكنند؛ اينها هم همين كار را ميكنند.
1) سخنراني در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 23/2/1390.
اين كار، به هيچ وجه صحيح نيست؛ چون به سايش در جبهه خودي كمك ميكند. بنده اين را قبول ندارم. نه فقط قبول ندارم، بلكه تصور ميكنم اين فكر، غلط و اين كار اشتباه است. ما بايد مخاطب خودمان را خلق كنيم.(1)
به بيان ديگر، ميتوان گفت رسانه ملي آنگاه ميتواند در عرصه مقابله با تهاجم فرهنگي غرب و جذب و نگهداشت مخاطبان خود موفق باشد كه اصالتها و ويژگي متمايز خود را به عنوان رسانه اسلامي حفظ كند.
مقام معظم رهبري در ديدار گروهي از اصحاب فرهنگ و هنر در اين باره ميفرمايد:
شما مشخصه خودتان را در پيامتان حفظ كنيد و بگذاريد كساني كه مخاطبتان قرار ميگيرند، اين طعم برايشان خوشايند باشد. مثل همان كاري كه پيامبران و مصلحين دنيا كردند. و الّا اگر قرار باشد با دست خودمان، دور خودمان ديوار بكشيم كه واويلاست!(2)
ج) آگاهيبخشي به مخاطبان رسانه ملي در زمينه اهداف پنهان و آشكار تهاجم فرهنگي غرب به ويژه در عرصه تهاجم رسانهاي؛
د) تبيين آثار و پيآمدهاي تضعيف ارزشها و هنجارهاي اسلامي و گسترش ارزشها و هنجارهاي غربي در زندگي فردي و اجتماعي مردم جامعه؛
ه) تبيين مزايا و برتريهاي فرهنگ اسلامي ـ ايراني كشورمان بر فرهنگ منحط غربي.(3)
1) سخنراني در ديدار هنرمندان و مسئولان فرهنگي كشور، 22/4/1373.
2) سخنراني در ديدار هنرمندان و مسئولان فرهنگي كشور، 22/4/1373.
3) براي مطالعه بيشتر در زمينه تهاجم فرهنگي غرب و راهكارهاي مقابله با آن نك: ابراهيم شفيعي سروستاني، زن، نظام سلطه و رسانهها، چاپ اول: قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، 1390، صص 97 ـ 181.
با توجه به هشدارهاي مقام معظم رهبري در زمينه خطر احيا و بازگشت جريان روشنفكري بيمار در عرصه فرهنگي و هنري كشور و با توجه به پيشينه تلاشهاي اين جريان براي نفوذ به نهادها و سازمانهاي فرهنگي كشور به ويژه رسانه ملي،(1)
www.tebyan.net/ new index. Aspx? Pid=163817.
يكي از راهبردهاي مهم رسانه براي تحقق رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در حوزه فرهنگ، مقابله جدّي با جريان روشنفكري وابسته و ضد دين و جلوگيري از نفوذ اين جريان به عرصههاي مديريتي، اجرايي، برنامهريزي و برنامهسازي رسانه ملي است.رسانه ملي افزون بر رسالتها و مسئوليتهايي كه خود به طور مستقيم در عرصه فرهنگسازي و رشد و اعتلاي فرهنگ اسلامي ـ ايراني كشورمان بر عهده دارد، بايد بكوشد از همه امكانات و توانمنديهاي خود براي ايجاد هماهنگي، انسجام و همافزايي در جبهه فرهنگي خودي استفاده كند و براي تحقق اهداف فرهنگي رسانه ملي از همه ظرفيتها و قابليتهاي موجود در ديگر نهادها و سازمانهاي فرهنگي كشور نيز بهره گيرد.
متأسفانه در حال حاضر، بخش قابل توجهي از هزينههاي سازمان صدا و سيما از راه پخش آگهيهاي بازرگاني تأمين ميشود. آگهيهايي كه دهها
1) براي نمونه ميتوان به فعاليت هاي «سيامك پورزند» در دوران اصلاحات اشاره كرد. نك: «سيامك پورزند؛ از دشمني تا خودكشي» در:
پيام پنهان و آشكار ضد فرهنگي در خود دارد و مروّج رفاهطلبي، تجملگرايي، زيادهخواهي، رؤياپردازي، مصرفزدگي، ماديگرايي و توكل به غير خداست. اين گونه پيامهاي بازرگاني تمام پيامهاي مثبت و ارزشي رسانه ملي را خنثي ميكند و همه تلاشهاي مديران و برنامهسازاني را كه در پي اعتلاي فرهنگ اسلامي ـ ايراني كشورمان از طريق رسانه ملي هستند، بر باد ميدهد. ازاينرو، شايسته است مديران و برنامهريزان سازمان صدا و سيما در اقدامي فوري، راهكار ديگري براي تأمين هزينههاي رسانه ملي بينديشند و از آسيبهاي جبرانناپذيري كه پخش آگهيهاي بازرگاني به فرهنگ كشور وارد ميسازد، جلوگيري كنند.
فصل پنجم اصول و سياستها
مهمترين اصول و سياستهايي كه رسانه ملي در راستاي تحقق راهبردهاي يادشده بايد بدانها توجه كند، به شرح ذيل است:
يكي از اشتباههايي كه گاه در برخي آثار نيز ميتوان مشاهده كرد، آن است كه به فرهنگ به عنوان جنبهاي از حيات بشري نگاه ميشود. در تقسيمبنديهايي ميگويند جامعه از سه وجه فرهنگ، سياست و اقتصاد تشكيل شده است و آنها را قسيم يكديگر در يك مقسم ميبينند. برخلاف اين نگاه، بايد گفت فرهنگ، فضايي است كه همه جنبههاي ديگر جامعه همچون اقتصاد، سياست و ... در آن تنفس ميكنند و بيش از آن كه در آن تأثير بگذارند، از آن متأثرند. بنابراين، برنامهسازان در رسانه ملي بايد توجه داشته باشند كه به فرهنگ به عنوان روحي در كالبد همه اجزا و عناصر جامعه بايد نگريست. پس بايد با فرض اينكه آسيبهاي اين حوزه بر همه جامعه تأثيرات منفي و دامنهداري ميگذارد و شكوفايي اين حوزه موجب رشد و شكوفايي ديگر عرصهها ميشود، به استقبال موضوع بروند و آن را بررسي كنند.
از تعاريف مختلفي كه از فرهنگ شده است، به سادگي ميتوان فهميد توافق كاملي بر سر اين مفهوم نيست و اين وضعيت به خصلت پيچيدگي فرهنگ باز ميگردد.
فرهنگ به دليل برخورداري از منشأهاي متعدد، عناصر متعدد، انواع متعدد، تقسيمات متعدد و همچنين عناصر پيچيده و از طرفي متغيرهاي تأثيرگذار و تأثيرپذير متعدد پيچيدگيهاي خاصي دارد. بنابراين، درك نكردن اين پيچيدگيها ممكن است به نگاه ساده و تكساحتي بيانجامد كه آسيب جدّي در اين حوزه خواهد بود.
از جمله مسائلي كه منجر به ايجاد يا تثبيت پديده ها و عناصر فرهنگي مثبت و همچنين تضعيف يا از بين بردن عناصر و پديدههاي ضدفرهنگي ميشود، وجود اشتراك نظر و فعاليت درباره آنها بين همه مردم و نهادهاي عمومي و اجتماعي است. براي ايجاد عناصر نوپديد فرهنگي يا حتي احيا و زنده كردن آنها، ضرورت اين همفكري و همكاري همدلانه، شرط اجتنابناپذير است. بايد ساز و كارهاي رسمي و همّت و خواست عمومي به كمك هم آيند تا بتوان انتظار تغييرات قابل مشاهده و پايداري را در حوزه فرهنگ پديد آورد. برنامهسازان به ناچار موظفند هم به تكاليف و وظايف نهادهاي حاكميتي و هم به وظايف مردم در اين حوزه بپردازند.
شايد در اين زمينه، ايجاد فهم مشترك و خواسته عمومي، پيشنياز هر فعاليت رسانهاي باشد.
پيچيدگي عناصر فرهنگ و همچنين ظرافتي كه در حوزه مسائل فرهنگي براي ايجاد زمينههاي پذيرش تثبيت و تغيير رفتارها مورد انتظار است،
ميطلبد كه برنامهسازان رسانه ملي براي توجه به موضوعات فرهنگي، تأملات عالمانه و دقيقي داشته باشند. يكي از اين تأملات آن خواهد بود كه بين محتوا و قالب برنامه از يك سو و كليت برنامه با مخاطب آن از سوي ديگر تناسب و تجانسي عميق وجود داشته باشد تا تأثيرات پيام و همچنين ماندگاري آن را تشديد كند. از طرفي، علاوه بر استفاده بهجا از ژانرهاي متفاوت، در پيش گرفتن رويكرد تبييني، تبليغي يا تحليلي نيز امري است كه بايد به تناسب مسئله برنامه و مخاطب آن به درستي صورت گيرد.
از جمله آسيبهاي مترتب بر موضوع سال، شعاري شدن آن در سطح جامعه است كه گاهي رسانهها نيز بر دامنه و عمق اين شعارزدگي ميافزايند. پرهيز از غلتيدن به اين وادي، تكليف اوليه سياستگذاران و تصميمگيران رسانه ملي و در مرحله نهايي، برنامهسازان خواهد بود و حتي فراتر از آن، در نقد عملكرد مسئولان بايد غبار شعارزدگي را از فعاليتها زدود تا همانگونه كه شايسته و سزاوار حوزه فرهنگي كشور است، هرچه عالمانهتر و محققانهتر به موضوع پرداخته شود.
معضل بزرگي كه بر سر راه تحقق شعار سال ميتوان ديد، آن است كه هيچ برنامهريزي منسجم خاصي در اين حوزه صورت نميگيرد. همين امر موجب ميشود تا هر فعاليتي، متناسب يا غيرمتناسب، به موضوع سال نسبت داده شود و در پايان هم هيچ معياري براي پايش فعاليتهاي انجام
شده يا نشده نتوان به دست داد و با همين ويژگيها سال به پايان ميرسد، در حالي كه معلوم نيست چه اقداماتي صورت گرفت يا نگرفت.
رسانه موظف است به نمايندگي از افكار عمومي، در ابتداي سال، برنامه دستگاههاي حاكميتي درباره موضوع سال را تبيين و نقد كند و در ادامه بر انجام و پيشرفت آنها نظارت كند. در پايان نيز به ارزيابي آنها بپردازد و همواره ضرورت برنامهريزي و سازماندهي در اين موضوع را به مسئولان و مردم يادآوري كند.
يكي از مسائل مهم در حوزه فرهنگ، توجه به محيط فرهنگ به عنوان يك متغير مهم و تأثيرگذار بر مسائل و عناصر فرهنگي است. مطالعه اين محيط براي شناخت فرصتها و تهديدها كمك ميكند تا تدبيرها و اقدامات فرهنگي در جامعه با توجه به اين محيط و اقتضائات آن صورت گيرد.
برنامهسازان رسانه ملي هم بايد بتوانند اين فرصتها و تهديدها را از زبان كارشناسان و صاحبنظران به جامعه و مسئولان منتقل كنند از يك طرف بايد مطالعه كنند تا همه سياستها، برنامهها، اقدامها و فعاليتها با توجه به اين تهديدها و فرصتها صورت گيرد. از طرفي، ميتوانند در تبديل تهديدها به فرصتهاي بيبديل نقش مهم و حياتي ايفا كنند.
چنانكه در شعار سال نيز تأكيد شده، دو وجه لازم براي تحقق اهداف شعار سال، يكي، عزم ملي در حوزه مردمي و ديگري، نوع خاصي از
مديريت يعني مديريت جهادي از طرف مسئولان است. بسيار بديهي است تا اين دو شرط لازم تحقق نيابد، نبايد منتظر اتفاقات خيرهكننده بود. با اين توصيف، براي به وجود آمدن اين دو شرط نيازمند وجود اعتماد، همفكري، همدلي و همراهي متقابل مردم و حاكميت در حوزه فرهنگي جامعه هستيم تا در پايان سال، اتفاقات مهمي و مثبتي را در حوزه فرهنگ جامعه شاهد باشيم. رسانه بايد بتواند زمينه اين تفاهم، اعتماد و همراهي متقابل را در برنامههاي متعدد فراهم آورد و يا به تعبيري، بايد سعي كند تا اين اعتماد متقابل خدشهدار نشود يا تقويت شود.
داشتن انتظار تأثيرگذاري فوري در حوزه تغييرات و تحولات فرهنگي، انتظار بهجايي نيست. مسائل فرهنگي همانگونه كه به كندي ايجاد ميشوند، تغييرات در آنها نيز كند است و گاهي در نسلهاي آينده قابل مشاهده است. بنابراين، رسانه ضمن نظارت بر عملكردها و اقدامات و نقد و بررسي آنها نبايد نتايج و پيآمدهاي ملموس را ملاك ارزيابيهاي خود قرار دهد.
فصل ششم محورهاي موضوعي در حوزه فرهنگ
آنچه در فصلهاي قبل ذكر شد، كلياتي بود كه برنامهريزان و تصميمگيران رسانه ملي ميتوانستند براي راهبري و هدايت شبكهها و برنامههاي مختلف سازمان از آن بهرهمند باشند. براي آنكه وجه كاربردي اين مجموعه در حوزه برنامهسازي نيز تأمين شود، آخرين فصل اين كتاب به محورهاي موضوعي در حوزه فرهنگ اختصاص داده شده است. هدف از اين فصل آن است كه با پيشنهاد محورهايي درباره موضوع فرهنگ به تهيهكنندگان، نويسندگان، سردبيران و كارگردانان در شبكههاي راديويي و تلويزيوني، آنان تا بتوانند به مديريت محتوايي برنامهها بپردازند.
به اين منظور، با نگاهي به كاركردهاي رسانه در حوزه فرهنگ به تناسب به يك تقسيمبندي از فرهنگ اشاره ميكنيم كه صاحبنظران مطرح و استفاده كردهاند. سپس به تناسب گروههاي برنامهساز عمدهاي كه ميتوانند در حوزه فرهنگ نقشآفرين باشند، به محورهاي موضوعي ميپردازيم كه از تلاقي اين دو جنبه به دست ميآيد.
لايههاي فرهنگي
عناصر فرهنگي
كاركرد رسانهها
هسته فرهنگ
باورها
انديشهورزي
ارزشها
ارزشگذاري
هنجارها
هنجارسازي
پوسته فرهنگ
آداب و رسوم
جامعهپذيري
نمادها و اسطورهها
نمادسازي
فنآوريها، مهارتها و نوآوريها
نوآوري علمي و مهارتي
با اين تقسيمبندي و با لحاظ گروههاي برنامهسازي فعال زير محورهايي درباره هر يك از كاركردهاي فوق پيشنهاد خواهد شد كه اين محورها باز ناظر به هر يك از سه رويكرد كلان رسانه ملي در حوزه اطلاعرساني، آموزش و ارشاد و راهنمايي نيز خواهد بود.
زير فصل ها
الف) انديشهورزي
ب) ارزشگذاري
ج) هنجارسازي
د) جامعهپذيري
ه) نمادسازي
و) نوآوري علمي و فني
الف) انديشهورزي
ـ بررسي جايگاه منابع انساني نخبه در نقشه كلان فرهنگي كشور؛
ـ بررسي جايگاه و نقش دانشگاهها و مراكز علمي در نقشه كلان فرهنگي كشور؛
ـ بررسي جايگاه و نقش مراكز پژوهشي و تحقيقاتي در نقشه كلان فرهنگي كشور؛
ـ بررسي و نقد جايگاه و نقش نهاد خانواده در ارتقاي دانش افراد در جامعه؛
ـ بررسي و نقد جايگاه و نقش نهاد دولت در ارتقاي انديشهورزي و خردورزي در جامعه؛
ـ بررسي و نقد جايگاه و نقش نهادهاي اجتماعي در رشد خردورزي و انديشهورزي در جامعه؛
ـ بررسي و نقد جايگاه و نقش گروههاي مرجع در رشد خردورزي و انديشهورزي در جامعه؛
ـ توسعه فرهنگي و نقش خردورزي و انديشهورزي در آن؛
ـ بررسي و نقد عملكرد ستادهاي فرهنگي در توسعه خردورزي و انديشهورزي؛
ـ تبيين مصاديق انديشهورزي در حوزه فرهنگ و رفتار عمومي و طبقات خاص؛
ـ چگونگي رشد و توسعه انديشهورزي و خردورزي در بين دانشآموزان و دانشجويان؛
ـ بررسي عوامل و موانع انديشهورزي در حوزه فردي؛
ـ بررسي عوامل و موانع انديشهورزي در حوزه رفتارهاي سياسي مردم؛
ـ بررسي عوامل و موانع انديشهورزي در حوزه رفتارهاي اجتماعي مردم؛
ـ بررسي عوامل و موانع انديشهورزي در حوزه رفتارهاي اقتصادي مردم؛
ـ بررسي عوامل و موانع انديشهورزي در حوزه رفتارهاي خانواده؛
ـ بررسي عوامل و موانع انديشهورزي در حوزه رفتار حاكميت و كارگزاران سياسي و رفتار آنها؛
ـ چگونگي رسوخ باورهاي متناسب با الگو (پارادايم) اسلامي در حوزه ذهني و عقلاني افراد؛
ـ رفتار جمعي خردورزانه در سايه دانش و آگاهي عمومي.
ب) ارزشگذاري
ـ تبيين ارزشهاي اصيل ديني در حوزه رفتار فردي براي مخاطبان عام؛
ـ تبيين ارزشهاي اصيل ديني در حوزه رفتارهاي جمعي و ارتباطي؛
ـ تبيين ارزشهاي اصيل ديني در حوزه رفتارهاي عام سياسي؛
ـ تبيين ارزشهاي اصيل ديني در حوزه رفتارهاي عام اقتصادي؛
ـ آسيبشناسي ارزشهاي متعارض با فرهنگِ ايراني ـ اسلامي در رفتارهاي فردي؛
ـ آسيبشناسي ارزشهاي معارض با فرهنگ ايراني ـ اسلامي در حوزه خانواده؛
ـ آسيبشناسي ارزشهاي معارض با فرهنگ ايراني ـ اسلامي در حوزه فرهنگ و رفتار عمومي جامعه؛
ـ چگونگي مقابله با ارزشهاي مهاجم از ديگر فرهنگها و جايگزيني آن با ارزشهاي اصيل؛
ـ شناسايي آسيبها و راهكارهاي تقويت ارزشهاي اصيل در حوزه كار و فعاليت اقتصادي؛
ـ شناسايي آسيبها و راهكارهاي تقويت ارزشهاي اصيل در حوزه كار و رفتارهاي سياسي؛
ـ شناسايي آسيبها و راهكارهاي تقويت ارزشهاي اصيل در حوزه كار و رفتارهاي خانوادگي؛
ـ شناسايي آسيبها و راهكارهاي تقويت ارزشهاي اصيل در حوزه كار و رفتارهاي فردي؛
ـ شناسايي آسيبها و راهكارهاي تقويت ارزشهاي اصيل در حوزه كار و رفتارهاي سازماني
ـ بررسي رابطه بين دينداري و ارزشمداري در فرهنگ اسلامي؛
ـ بررسي رابطه ارزشمداري انسان و سعادت جامعه در نگاه اسلامي؛
ـ بررسي رابطه ارزشها و هنجارها در نگاه ديني؛
ـ بررسي رابطه بين ارزشهاي ديني و فطرت انسان؛
ـ بررسي جايگاه نقش و فعاليت نهادهاي دولتي در ايجاد و تقويت ارزشهاي اصيل؛
ـ بررسي جايگاه نقش و فعاليت سازمانهاي مردمنهاد در ايجاد و تقويت ارزشهاي اصيل؛
ـ بررسي جايگاه نقش و فعاليت مردم در ايجاد و تقويت ارزشهاي اصيل؛
ـ بررسي جايگاه و نقش فعاليت نهادهاي ديني در ايجاد و تقويت ارزشهاي اصيل؛
ـ بررسي جايگاه و نقش فعاليت نهادهاي آموزشي در ايجاد و تقويت ارزشهاي اصيل؛
ـ بررسي جايگاه و نقش فعاليت نهادهاي تبليغي در ايجاد و تقويت ارزشهاي اصيل؛
ـ بررسي و تبيين ارزشهاي ديني در سيره و سخن معصومان عليهم السلام ؛
ـ بررسي و تبيين ارزشهاي ديني در سيره و سخن بزرگان و علما؛
ـ بررسي و تبيين مقايسهاي ارزشهاي ملي و اسلامي با ارزشهاي ديگر اديان، مكتبها و كشورها؛
ـ بررسي عوامل و موانع ايجاد و تقويت ارزشهاي اسلامي و ايراني در خانواده؛
ـ بررسي عوامل و موانع ايجاد و تقويت ارزشهاي اسلامي و ايراني در بين جوانان؛
ـ بررسي عوامل و موانع ايجاد و تقويت ارزشهاي اسلامي و ايراني در حوزه عمومي جامعه؛
ـ بررسي عوامل و موانع ايجاد و تقويت ارزشهاي اسلامي و ايراني در حوزه سياسي؛
ـ بررسي عوامل و موانع ايجاد و تقويت ارزشهاي اسلامي و ايراني در حوزه اقتصادي؛
ـ بررسي عوامل و موانع ايجاد و تقويت ارزشهاي اسلامي و ايراني در حوزه كودكان و نوجوانان؛
ـ بررسي عوامل و راهكارهاي تضعيف يا از بين بردن عناصر ضد ارزش در جامعه؛
ـ بررسي راههاي انتقال ارزشها به نسلهاي بعد؛
ـ آسيبشناسي نسل نو در وفاداري به ارزشهاي اصيل.
ج) هنجارسازي
ـ تبيين هنجارهاي اصيل ديني در حوزه رفتار فردي براي مخاطبان عام؛
ـ تبيين هنجارهاي اصيل ديني در حوزه رفتار جمعي و ارتباطي؛
ـ تبيين هنجارهاي اصيل ديني در حوزه رفتار سياسي؛
ـ تبيين هنجارهاي اصيل ديني در حوزه رفتار اقتصادي؛
ـ آسيبشناسي هنجارهاي متداول در جامعه؛
ـ بررسي ناهنجاريهاي موجود در حوزه رفتار فردي و راهكارهاي اصلاح آنها؛
ـ بررسي ناهنجاريهاي موجود در حوزه رفتار جمعي جامعه و راهكارهاي اصلاح آنها؛
ـ بررسي ناهنجاريهاي موجود در خانوادهها در حوزه تربيت فرزندان؛
ـ بررسي ناهنجاريهاي موجود در خانوادهها در حوزه روابط با سالمندان؛
ـ بررسي ناهنجاريهاي موجود در خانوادهها در حوزه روابط فرزندان با والدين؛
ـ بررسي ناهنجاريهاي موجود در خانوادهها در حوزه رفتارهاي ارتباطي؛
ـ بررسي ناهنجاريهاي موجود در خانوادهها در حوزه رفتارهاي اقتصادي؛
ـ بررسي راههاي جلوگيري از ناهنجاريهاي حوزه كار و فعاليتهاي اقتصادي و اصلاح آنها؛
ـ بررسي راههاي جلوگيري از ناهنجاريهاي حوزه رفتارهاي سياسي و اصلاح آنها؛
ـ بررسي راههاي جلوگيري از ناهنجاريهاي حوزه رفتارهاي سازماني و اصلاح آنها؛
ـ بررسي رابطه بين ارزشها و هنجارها در جامعه ديني؛
ـ بررسي رابطه بين هنجارها و دينداري افراد در فرهنگ اسلامي؛
ـ بررسي رابطه بين هنجارهاي مورد تأكيد دين و فطرت انسان؛
ـ بررسي جايگاه، نقش و فعاليت نهادهاي حاكميتي در ايجاد و تقويت هنجارهاي اصيل؛
ـ بررسي جايگاه، نقش و فعاليت نهادهاي اجتماعي در ايجاد و تقويت هنجارهاي اصيل؛
ـ بررسي جايگاه، نقش و فعاليت نهاد خانواده در ايجاد و تقويت هنجارهاي اصيل؛
ـ بررسي جايگاه، نقش و فعاليت نهادهاي آموزشي در ايجاد و تقويت هنجارهاي اصيل؛
ـ بررسي جايگاه، نقش و فعاليت نهادهاي ديني و روحانيت در ايجاد و تقويت هنجارهاي اصيل؛
ـ بررسي جايگاه، نقش و فعاليت مردم در ايجاد و تقويت هنجارهاي اصيل؛
ـ بررسي و تحليل هنجارهاي مورد تأكيد در سيره و سخن معصومان عليهم السلام ؛
ـ بررسي و تحليل هنجارهاي اسلامي در مقايسه با ديگر اديان و مكتبها؛
ـ بررسي عوامل و موانع ايجاد و تقويت هنجارهاي اصيل در خانواده؛
ـ بررسي عوامل و موانع ايجاد و تقويت هنجارهاي اصيل در بين جوانان؛
ـ بررسي عوامل و موانع ايجاد و تقويت هنجارهاي اصيل در حوزه سياسي؛
ـ بررسي عوامل و موانع ايجاد و تقويت هنجارهاي اصيل در حوزه اقتصادي؛
ـ بررسي عوامل و موانع ايجاد و تقويت هنجارهاي اصيل در كودكان و نوجوانان؛
ـ بررسي راههاي تضعيف و از بين بردن ناهنجاريهاي موجود در جامعه؛
ـ بررسي انواع هنجارشكنيها در جامعه ديني و راههاي برخورد با آنها؛
ـ نقش نظارت اجتماعي در مبارزه با هنجارشكنيها.
د) جامعهپذيري(1)
ـ بررسي آسيبشناسانه سطوح مختلف سني در جامعه از منظر جامعهپذيري اجتماعي و فرهنگي؛
ـ بررسي عوامل فردي در جامعهپذيري اجتماعي و فرهنگي؛
ـ بررسي عوامل خانوادگي در جامعهپذيري اجتماعي و فرهنگي؛
ـ بررسي عوامل اجتماعي در جامعهپذيري اجتماعي و فرهنگي؛
ـ بررسي نقش، جايگاه و فعاليت نهاد خانواده در جامعهپذيري و فرهنگپذيري افراد؛
ـ بررسي نقش، جايگاه و فعاليت نهاد دين و مذهب در جامعهپذيري و فرهنگپذيري افراد؛
ـ بررسي نقش، جايگاه و فعاليت نهادهاي اجتماعي در جامعهپذيري و فرهنگپذيري افراد؛
ـ بررسي نقش، جايگاه و فعاليت آموزش و پرورش در جامعهپذيري و فرهنگپذيري افراد؛
ـ بررسي نقش، جايگاه و فعاليت نهاد روحانيت در جامعهپذيري و فرهنگپذيري افراد؛
ـ بررسي نقش، جايگاه و فعاليت رسانهها در جامعهپذيري و فرهنگپذيري افراد؛
ـ بررسي نقش، جايگاه و فعاليت سازمانهاي مردمنهاد در جامعهپذيري و فرهنگپذيري افراد؛
1) به معناي همسازي و همنوايي فرد با ارزشها، هنجارها و نگرشهاي گروهي اجتماعي است يا به معناي فراگردي كه به واسطه آن، هر فرد، دانش و مهارتهاي اجتماعي لازم را براي مشاركت مؤثر و فعال در زندگي گروهي و اجتماعي كسب ميكند. (دانشنامه رشد) در اينجا تكاليف رسانه در اين فرآيند مورد نظر است.
ـ بررسي نقش، جايگاه و فعاليت نهادهادي قانونگذار در جامعهپذيري و فرهنگپذيري افراد؛
ـ بررسي نقش، جايگاه و فعاليت نهادهادي فرهنگي در جامعهپذيري و فرهنگپذيري افراد؛
ـ بررسي نهادها و مصاديق فرهنگپذيري و جامعهپذيري در هر يك از مناطق مختلف ايران به تناسب خرده فرهنگهاي موجود؛
ـ بررسي نقش و جايگاه دينداري و ايمان در فرهنگپذيري و جامعهپذيري؛
ـ بررسي سيره و سخن پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام در نهادينه كردن ارزشها و هنجارهاي ديني در بين مردم؛
ـ بررسي سيره و سخن بزرگان و علما در ترويج و نهادينهسازي باور، انديشه، نگرش و رفتارهاي اسلامي در بين مردم؛
ـ بررسي تأثير هر يك از ساختارها و سياستهاي ديني بر فرهنگپذيري و جامعهپذيري؛
ـ بررسي تأثير هر يك از ساختارها و سياستهاي قانوني بر فرهنگپذيري و جامعهپذيري؛
ـ بررسي تأثير هر يك از ساختارها و سياستهاي فرهنگي بر فرهنگپذيري و جامعهپذيري؛
ـ بررسي تأثير هر يك از ساختارها و سياستهاي اجتماعي بر فرهنگپذيري و جامعهپذيري؛
ـ بررسي تأثير هر يك از ساختارها و سياستهاي سياسي بر فرهنگپذيري و جامعهپذيري؛
ـ بررسي تأثير هر يك از ساختارها و سياستهاي تبليغي بر فرهنگپذيري و جامعهپذيري؛
ـ بررسي تأثير هر يك از ساختارها و سياستهاي اجرايي بر فرهنگپذيري و جامعهپذيري؛
ـ بررسي موانع و مشكلات فرهنگي فرهنگپذيري و جامعهپذيري در جامعه؛
ـ بررسي موانع و مشكلات تاريخي فرهنگپذيري و جامعهپذيري در جامعه؛
ـ بررسي موانع و مشكلات فردي فرهنگپذيري و جامعهپذيري در جامعه؛
ـ بررسي موانع و مشكلات اقتصادي فرهنگپذيري و جامعهپذيري در جامعه؛
ـ بررسي موانع و مشكلات اجتماعي فرهنگپذيري و جامعهپذيري در جامعه؛
ـ بررسي موانع و مشكلات سياسي فرهنگپذيري و جامعهپذيري در جامعه؛
ـ بررسي راهها و شيوههاي جذب فرهنگي با عنايت به فرهنگ ديني؛
ـ بررسي راهها و شيوههاي انتقال فرهنگي با توجه به پديده شكاف نسلها؛
ـ بررسي انسجام يا گسيختگي فرهنگي و راههاي مقابله با آن؛
ـ بررسي راههاي ترويج و نهادينه كردن فرهنگ انقلاب اسلامي؛
ـ بررسي راههاي ترويج و نهادينه كردن فرهنگ دفاع مقدس؛
ـ بررسي راههاي تكامل فرهنگي در سطوح و عناصر مختلف فرهنگي و تكاليف بخشهاي مختلف حاكميت.
ه) نمادسازي(1)
ـ بررسي نمادها و اسطورههاي اصيل در فرهنگ ايراني اسلامي؛
ـ بررسي شيوههاي حفظ و گسترش نمادهاي اصيل فرهنگي در جامعه؛
ـ بررسي شيوههاي حفظ و گسترش نمادهاي اصيل فرهنگي به وسيله افراد و مردم؛
ـ بررسي شيوههاي حفظ و گسترش نمادهاي اصيل فرهنگي به وسيله نهادهاي حاكميتي؛
ـ چگونگي ايجاد و خلق نمادها و نشانههاي فرهنگي نو متناسب با پيشرفت فنآوري؛
ـ چگونگي مقابله با نمادها و نشانههاي فرهنگي معارض؛
ـ شناسايي اسطورههاي فرهنگي تاريخي و معرفي آنها به منظور الگوسازي؛
ـ پاسداشت نمادها و الگوهاي فرهنگي و تاريخي در قالبهاي مختلف برنامهسازي به ويژه در برنامههاي نمايشي؛
ـ بررسي نقش، جايگاه و فعاليتهاي نهادهاي حاكميتي در پاسداشت نمادها، الگوها و اسطورههاي فرهنگي؛
ـ بررسي نقش، جايگاه و فعاليتهاي نهادهاي اجتماعي در پاسداشت نمادها، الگوها و اسطورههاي فرهنگي؛
ـ بررسي نقش، جايگاه و فعاليتهاي مردم در پاسداشت نمادها، الگوها و اسطورههاي فرهنگي؛
1) نشانهاي كه ميان صورت و مفهوم آن رابطهاي قراردادي است نه ذاتي و در اينجا در ارتباط با اسطورهها و نمادها كه از اجزاي فرهنگ هستند، به نوعي وظايف رسانهها را در قبال آن تبيين ميكند.
ـ آسيبشناسي فرهنگي عمومي جامعه از نظر الگوها، نمادها و اسطورهها؛
ـ تعريف، شناسايي و معرفي الگوهاي نو در فرهنگ كلان يا خردهفرهنگها براي سطوح مختلف جامعه؛
و) نوآوري علمي و فني(1)
ـ بررسي راهكارهاي رشد علمي در كل كشور و استانهاي مختلف؛
ـ بررسي عوامل پيشرفت در حوزه فني؛
ـ آسيبشناسي رشد علمي و فني كشور يا مناطق آن؛
ـ معرفي برترينهاي علم و فنآوري در كشور براي الگوسازي؛
ـ معرفي فنآوريهاي نوين در جهان به منظور اطلاعرساني؛
ـ آسيبشناسي مراكز علمي و دانشگاهي در حوزه تربيت نيروي انساني متخصص؛
ـ آسيبشناسي مراكز علمي و پژوهشي در حوزه توليد دانش؛
ـ برگزاري نشستهاي تخصصي علمي در موضوعات مورد توجه عموم مردم؛
ـ بررسي جايگاه، نقش و فعاليت مراكز آموزشي در تربيت نيروي انساني متخصص؛
ـ بررسي جايگاه، نقش و فعاليت مراكز پژوهشي در توليد دانش تخصصي؛
ـ بررسي جايگاه، نقش و فعاليت نهادهاي دولتي در حوزه توليد دانش؛
1) از عناصر فرهنگ، دانش، فنآوري، مهارتها و نوآوريهاست. وظيفه رسانه نوآوري در رابطه با اين عنصر و بخش از فرهنگ، علمي و فني است.
ـ بررسي جايگاه، نقش و فعاليت نهادهاي دولتي در حوزه تربيت نيروي متخصص كشور؛
ـ بررسي عملكرد ديگر كشورها در حوزه رشد دانش، مهارت و تكنولوژي براي الگوگيري؛
ـ بررسي عملكرد دستگاههاي مرتبط در حوزه فنآوري، دانش، پژوهش و آموزش؛
ـ بررسي راههاي توسعه پژوهش محوري در همه فعاليتهاي توليدي كشور؛
ـ بررسي راههاي چگونگي ارتباط حوزه علمي و پژوهشي كشور به حوزه توليد و صنعت؛
ـ بررسي راههاي ايجاد و تقويت روحيه خودباوري علمي، اعتماد به نفس و جسارت در حوزههاي فني و فنآوري؛
ـ بررسي راههاي ايجاد و توسعه خلاقيت علمي و نوآوري فني در همه سطوح؛
ـ بررسي جايگاه و نقش مديريت در حوزه پژوهش، آموزش و توسعه دانش؛
ـ بررسي دستاوردهاي علمي و پژوهشي كشور در حوزههاي مختلف؛
ـ بررسي راهكارهاي افزايش بهرهوري در حوزه توليد دانش؛
ـ بررسي نقش و جايگاه دانش و فنآوري در چشمانداز بيست ساله كشور و آسيبها و راهكارهاي رسيدن به آن؛
ـ بررسي راههاي علمي توسعه دانش اقتصادي به منظور توسعه فنآوري؛
ـ بررسي نقش دانش، فنآوري و مهارت در توسعه اقتصادي كشور؛
ـ بررسي نقش دانش، فنآوري و مهارت در توسعه سياسي كشور؛
ـ بررسي نقش دانش، فنآوري و مهارت در توسعه اجتماعي كشور؛
ـ بررسي نقش دانش، فنآوري و مهارت در توسعه علمي كشور؛
ـ بررسي نقش، جايگاه و اهميت نهادهاي قانونگذار در توسعه علمي و فنآوري كشور؛
ـ بررسي نقش، جايگاه و اهميت نهادهاي اجتماعي در توسعه علمي و فنآوري كشور؛
ـ بررسي نقش، جايگاه و اهميت نهادهاي ديني در توسعه علمي و فنآوري كشور؛
ـ بررسي نقش، جايگاه و اهميت نهاد خانواده در توسعه علمي و فنآوري كشور؛
ـ شناسايي و معرفي نخبگان كشور؛
ـ بررسي نقش جايگاه و اهميت مشاركت بخش خصوصي در توسعه علمي و فنآوري كشور؛
ـ نقد عملكرد دستگاههاي دولتي يا بخش خصوصي درباره توسعه علم فنآوري و دانش كشور؛
ـ اهميت و جايگاه علوم انساني در توسعه علمي و توليد دانش در كشور.
ـ بررسي جايگاه و نقش خانواده در ارتقاي انديشهورزي و خردورزي افراد در جامعه؛
ـ بررسي جايگاه و نقش خانواده در تعيين و تقويت ارزشها در فرزندان؛
ـ بررسي جايگاه و نقش خانواده در تعيين و تقويت و نهادينه كردن هنجارها در افراد؛
ـ بررسي جايگاه و نقش خانواده در تعيين و تقويت و نهادينه كردن نمادها و معرفي اسطورهها در فرزندان؛
ـ بررسي جايگاه و نقش خانواده در نوآوري رفتاري فرزندان متناسب با فرهنگ بومي؛
ـ بررسي جايگاه و نقش خانواده در رشد خلاقيت و نوآوريها؛
ـ بررسي جايگاه و نقش خانواده در دانش و مهارتآموزي؛
ـ بررسي جايگاه و نقش خانواده در انتقال ارزشها، باورها، آداب و رسوم به نسلهاي بعد؛
ـ بررسي جايگاه و نقش خانواده در آموزش آداب، رسوم و سنتهاي پسنديده به فرزندان؛
ـ بررسي جايگاه و نقش خانواده در آموزش آداب معاشرت اجتماعي متناسب با فرهنگ اصيل و بومي به فرزندان؛
ـ بررسي جايگاه و نقش خانواده در آموزش رفتارهاي سياسي متناسب با فرهنگ بومي به فرزندان؛
ـ بررسي جايگاه و نقش خانواده در آموزش رفتارهاي متناسب با اقتصادي فرهنگ بومي به فرزندان؛
ـ بررسي راههاي انتقال ارزشهاي اصيل از طريق خانواده به فرزندان؛
ـ بررسي راههاي انتقال هنجارهاي پسنديده به فرزندان از طريق خانواده؛
ـ بررسي آسيبشناسانه خانوادههاي امروزي در انتقال فرهنگ اصيل به فرزندان؛
ـ بررسي سيره و سخن معصومان عليهم السلام در حوزه خانواده و چگونگي انتقال ارزشها، باورها و هنجارها به فرزندان؛
ـ بررسي سيره و سخن بزرگان و علما در حوزه خانواده و چگونگي انتقال ارزشها، باورها و هنجارها به فرزندان؛
ـ بررسي مقايسهاي خانواده در ايران با ديگر كشورها از نظر مسائل آموزش و تربيت فرهنگي فرزندان؛
ـ بررسي راهكارهاي تقويت و ارتقاي فرهنگي خانواده و نقش نهادهاي دولتي در اين زمينه؛
ـ بررسي راهكارهاي تقويت و ارتقاي فرهنگي خانواده و نقش نهادهاي آموزشي در اين زمينه؛
ـ بررسي راهكارهاي تقويت و ارتقاي فرهنگي خانواده و نقش نهادهاي ديني در اين زمينه؛
ـ بررسي راهكارهاي تقويت و ارتقاي فرهنگي خانواده و نقش نهادهاي تبليغي و رسانهاي در اين حوزه؛
ـ بررسي راهكارهاي تضعيف و از بين بردن ناهنجاريهاي رفتاري فرزندان به وسيله خانواده؛
ـ بررسي راهكارهاي مقابله خانواده با مظاهر و نمودهاي تهاجم فرهنگي در حوزه خانواده؛
ـ بررسي راهكارهاي شناساندن و آموزش پاسداشت از نمادها و نمودها و اسطورههاي فرهنگي در خانواده؛
ـ بررسي راهكارهاي رشد علمي و آگاهي فرزندان در مواجهه با مسائل جديد و پيچيده فرهنگي؛
ـ بررسي راهكارهاي ايجاد و تقويت زمينه فرهنگپذيري فرهنگي فرزندان به وسيله خانواده؛
ـ بررسي راهكارهاي ايجاد و تقويت جامعهپذيري فرهنگي فرزندان به وسيله خانواده؛
ـ بررسي نقش اقتصاد خانواده در تربيت فرهنگي فرزندان؛
ـ بررسي نقش خانواده در اصلاح و ارتقاي اخلاق اجتماعي فرزندان؛
ـ بررسي نقش خانواده در اصلاح و ارتقاي باورها و اعتقادات فرزندان؛
ـ بررسي نقش خانواده در اصلاح و ارتقاي مناسك ديني فرزندان؛
ـ شناسايي و معرفي شاخصهاي خانواده معيار در حوزه فرهنگي؛
ـ شناسايي و معرفي خانوادههاي موفق در حوزه فرهنگ و تربيت فرهنگي؛
ـ شناسايي موانع و آسيبهاي تربيت فرهنگي فرزندان در خانواده.
ـ تبيين و تحليل ويژگيهاي جوان مطلوب از منظر فرهنگ اسلامي؛
ـ بررسي جايگاه، نقش و كاركردهاي خانواده در تربيت و ارتقاي بينش فرهنگي جوانان؛
ـ بررسي جايگاه، نقش و كاركردهاي نهادهاي آموزشي در تربيت و ارتقاي بينش فرهنگي جوانان؛
ـ بررسي جايگاه، نقش و كاركردهاي نهادهاي دولتي در تربيت و ارتقاي بينش فرهنگي جوانان؛
ـ بررسي جايگاه، نقش و كاركردهاي نهادهاي ديني در تربيت و ارتقاي بينش فرهنگي جوانان؛
ـ بررسي جايگاه، نقش و كاركردهاي نهادهاي اجتماعي در تربيت و ارتقاي بينش فرهنگي جوانان؛
ـ بررسي جايگاه، نقش و كاركردهاي نهادهاي دولتي در تربيت و ارتقاي بينش فرهنگي جوانان؛
ـ بررسي نقش اقتصاد در ارتقاي فرهنگي جوانان؛
ـ بررسي نقش سياست در ارتقاي فرهنگي جوانان؛
ـ بررسي نقش جوانان در توسعه خردورزي و انديشهورزي به عنوان يكي از عناصر فرهنگ؛
ـ بررسي نقش جوانان در توسعه شكوفايي و توسعه ارزشهاي اصيل؛
ـ بررسي نقش جوانان در توسعه رشد و توسعه هنجارهاي اجتماعي؛
ـ بررسي نقش جوانان در توسعه نوآوري رفتارهاي جمعي در جامعه؛
ـ بررسي نقش جوانان در توسعه فنآوري و دانش در جامعه؛
ـ بررسي نقش جوانان در توسعه باورها و اعتقادات ديني؛
ـ بررسي نقش جوانان در توسعه و گسترش نوآوري و خلاقيت؛
ـ بررسي نقش جوانان در توسعه و پاسداشت الگوها و اسوههاي ملي و ديني؛
ـ بررسي نقش جوانان در حفظ و توسعه نمادهاي فرهنگي؛
ـ بررسي نقش جوانان در تعادل فرهنگي با نسلهاي بعد يا فرهنگهاي مجاور؛
ـ بررسي نقش جوانان در مقابله با تهاجم فرهنگي؛
ـ بررسي راهكارهاي رشد و ارتقاي انديشهورزي در بين جوانان به عنوان يكي از عناصر و اجزاي فرهنگ؛
ـ بررسي راهكارهاي رشد و ارتقاي ارزشهاي اصيل در بين جوانان؛
ـ بررسي راهكارهاي رشد، ارتقا و گسترش هنجارهاي فرهنگي اصيل در بين جوانان؛
ـ بررسي راهكارهاي رشد و ارتقاي رفتار بر اساس الگوهاي اصيل فرهنگي در بين جوانان؛
ـ بررسي راهكارهاي رشد و ارتقاي دانش و مهارتهاي لازم در بين جوانان؛
ـ بررسي راهكارهاي رشد و ارتقاي شناخت و آگاهي جوانان نسبت به پديدههاي فرهنگي جامعه و جهان؛
ـ بررسي راهكارهاي نهادينه كردن شاخصهاي فرهنگ انقلاب اسلامي در جوانان؛
ـ بررسي راهكارهاي نهادينه كردن فرهنگ دفاع مقدس در جوانان؛
ـ بررسي راهكارهاي گسترش و نهادينه كردن نمادهاي فرهنگ اسلامي در جوانان؛
ـ بررسي راهكارهاي رشد و تكامل شخصيت فرهنگي جوانان؛
ـ بررسي راهكارهاي استفاده از ظرفيت جوانان براي ارتقاي فرهنگي كشور يا مناطق مختلف؛
ـ بررسي راهكارهاي ايجاد هويت و استقلال فرهنگي در جوانان؛
ـ بررسي راهكارهاي تقويت انسجام فرهنگي در بين جوانان؛
ـ معرفي جوانان نمونه در حوزه انديشه، علم، فنآوري و ارزشها.
خلاصه و نتيجه
مقام معظم رهبري، «فرهنگ» را روح پنهان همه مناسبات فردي و اجتماعي و شكلدهنده (جهتدهنده) همه رفتارهاي انسان ميداند و ازاينرو، همواره بر ضرورت توجه ويژه به فرهنگ در جامعه و نظام اسلامي تأكيد داشته است.
اين ضرورت در سال اخير به ويژه با توجه به دلايل و زمينه هاي ذيل دوچندان شده است:
ماهيت فرهنگي انقلاب اسلامي؛
جايگاه و نقش فرهنگ در رشد و تعالي كشور؛
بايشته هاي تحقق چشمانداز بيست ساله نظام جمهوري اسلامي؛
وجود نگراني هاي گوناگون در حوزه فرهنگ؛
اهميت فرهنگسازي در زمينه هاي گوناگون اجتماعي؛
ضرورت گفتمانسازي در زمينه مسائل گوناگون فرهنگي، سياسي و اقتصادي.
ايشان با نامگذاري سال 1393 به عنوان سال «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملي و مديريت جهادي»، خواستار بسيج همه استعدادها و توانمندي هاي كشور براي رشد و اعتلاي فرهنگ اسلامي ـ ايراني جامعه و از بين بردن آسيب هاي موجود در عرصه فرهنگ شده است.
از ديدگاه مقام معظم رهبري، مهمترين آسيب هاي دروني و بيروني حوزه فرهنگ كشور عبارتند از:
الف) سايش جبهه فرهنگي خودي؛
ب) كمتوجهي مديران و مسئولان كشور به موضوع فرهنگ؛
ج) عملكرد نامناسب دستگاه هاي فرهنگي؛
د) ضعف ايمان و باور ديني؛
ه) دنياطلبي و رفاهزدگي؛
و) تهاجم فرهنگي بيگانگان؛
ز) احيا و بازگشت جريان روشنفكري بيمار.
با توجه به آسيب هاي يادشده، سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي براي رشد و اعتلاي فرهنگ كشور و مقابله تهديدها و آسيب هاي خارجي و داخلي حوزه فرهنگ بايد راهبردهاي ذيل را در پيش گيرد:
ساماندهي و تقويت جبهه فرهنگي خودي؛
تقويت جهتگيري فرهنگي سازنده همه برنامهها؛
اصلاح و بهبود عملكرد واحدهاي گوناگون سازمان صدا و سيما؛
گسترش و نهادينهسازي ايمان و باور ديني مردم؛
جلوگيري از گسترش فرهنگ دنياطلبي، رفاهزدگي و مصرفگرايي؛
فرهنگسازي براي حل مسائل و مشكلات اجتماعي و اقتصادي كشور؛
مقابله سازمانيافته با تهاجم فرهنگي بيگانگان؛
جلوگيري از نفوذ و گسترش جريان روشنفكري بيمار؛
ايجاد همافزايي در جبهه فرهنگي خودي؛
تأمين هزينه هاي سازمان از راه هاي غير مغاير با اهداف فرهنگي.
رسانه ملي براي تحقق راهبردهاي يادشده بايد در حوزه هاي مختلف مديريتي و برنامهسازي، اصول و سياستهايي را فرا راه خود قرار دهد كه مهمترين آنها عبارتند از:
الف) توجه به كليت فرهنگ به عنوان روح در كالبد جامعه؛
ب) توجه به پيچيدگي و چند لايه بودن موضوع فرهنگ؛
ج) توجه و تأكيد بر نقش همافزايي حاكميت و مردم؛
د) در نظر داشتن تناسب محتوا، مخاطب و قالب؛
ه) پرهيز از شعارگرايي و رفتار كليشهاي؛
و) توجه به فرصتها و تهديدها؛
ز) افزايش اعتماد، همفكري، همدلي و همراهي مردم و حاكميت؛
ح) توجه به تأخيري بودن تأثيرات فرهنگي در حوزه رفتار.
بر اساس همه آنچه گفته شد، گروههاي مختلف برنامهساز صدا و سيما، با توجه به كاركردهاي متفاوت رسانه، بايد محورهاي موضوعي گوناگون و متنوعي را در حوزههاي مختلف شناسايي و انتخاب كنند و بر اساس آنها به برنامهسازي بپردازند تا اهداف و راهبردهاي موردنظر رسانه ملي در حوزه فرهنگ محقق شود. اين حوزهها عبارتند از:
انديشهورزي؛
ارزشگذاري؛
هنجارسازي؛
جامعهپذيري؛
نهادسازي؛
گفتني است، در اين كتاب به برخي از اين محورهاي برنامهسازي اشاره شده است.
افزون بر اينها رسانه ملي بايد به بايسته هاي كار فرهنگي از جمله هوشمندانه بودن، انتظام داشتن، داراي هدف بودن و برخورداري از انواع كيفيتها به ويژه عمق، تنوع، پيشوايي و زيبايي هم توجه كند، چنانكه مقام معظم رهبري ميفرمايد:
اهميت كار فرهنگي در آن است كه بايد هوشمندانه، گزيده شده و داراي انتظام باشد. نشانه يك كار فرهنگي صحيح در رعايت دقيق هدفي است كه براي آن انتخاب شده است و براي انجام كار فرهنگي مفيد و مؤثر بايد به كيفيت، عمق، تنوع، شيوايي و زيبايي آن توجه شود؛ زيرا كار فرهنگي انبوه مهم نيست و اهميت اين كار در شامل شدن انواع كيفيتهاست.(1)
1) سخنراني در ديدار اعضاي هيئت مديره دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، 9/7/1375.
كتابنامه
زير فصل ها
الف) كتاب
ب) پايگاه اطلاع رساني
الف) كتاب
آشوري، داريوش، تعريفها و مفهوم فرهنگ، چاپ اول: تهران، آگه، 1380.
اسلامي ندوشن، محمدعلي، فرهنگ و شبهفرهنگ، چاپ اول: تهران، يزدان، 1371.
پهلوان، چنگيز ، فرهنگشناسي: گفتارهايي در زمينه فرهنگ و تمدن، چاپ دوم: تهران، نشر قطره، 1382.
دغدغههاي فرهنگي: شرح مزجي يكي از بيانات محوري مقام معظم رهبري در سال 1373 با استفاده از ديگر بيانات معظم له، چاپ بيست و دوم: تهران، مؤسسه جهادي، 1392.
رفيع پور، فرامرز ، توسعه و تضاد: كوششي در جهت تحليل انقلاب اسلامي و مسائل اجتماعي ايران، چاپ اول: تهران، شركت سهامي انتشار، 1376.
روحالاميني، محمود ، زمينه فرهنگشناسي: تأليفي در انسانشناسي فرهنگي و مردمشناسي، چاپ هشتم، تهران: عطار، 1388
شعاعي، محمدعلي، آشنايي با مفاهيم فرهنگ و روابط فرهنگي، چاپ اول: تهران، مركز مطالعات و تحقيقات فرهنگي بينالملل.
شفيعي سروستاني، ابراهيم ، رسانه ملي و جهاد اقتصادي، چاپ اول: قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، 1390.
ـــــــــــــــ، راهبردها و سياستهاي رسانه ملي در سال توليد ملي و
حمايت از كار و سرمايه ايراني، چاپ اول: قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، 1391.
ـــــــــــــــ، راهبردها و سياستهاي رسانه ملي در سال حماسه سياسي و حماسه اقتصادي، چاپ اول: قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، 1392.
ــــــــــــــ، زن؛ نظام سلطه و رسانهها، چاپ اول: قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، 1390.
ـــــــــــــــ، رسانه ملي و ترويج فرهنگ مهدويت، چاپ اول: قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، 1389.
ـــــــــــــــ ، آيين برنامهسازي درباره فرهنگ حجاب و عفاف، چاپ اول: قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، 1391.
ـــــــــــــــ، رسانه ملي و تغيير سياست جمعيتي؛ مسئله شناسي، راهبردها و سياستها، چاپ اول: قم، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، 1392.
شفيعي سروستاني، اسماعيل، تفكر، فرهنگ و ادب، تمدن، چاپ اول: تهران، هلال، 1383.
ـــــــــــــــ، نقش روشنفكري: از مجموعه شبيخون، بيداري و مقابله، چاپ اول: تهران، هلال، 1389.
صاحبي، محمدجواد ، مناسبات ديني و فرهنگ در جامعه ايران (مجموعه مقالات)، چاپ اول: تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1384.
صحيفه نور (مجموعه رهنمودهاي امام خميني رحمه الله )، چاپ اول: تهران، سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1369.
كريمي، مرزبان ، درباره فرهنگ، چاپ اول: شهركرد، سدرة المنتهي، 1385
كوش، دني ، مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعي، ترجمه: فريدون وحيدا، چاپ اول: تهران، سروش، 1381.
نوذري، حسينعلي ، فلسفه تاريخ، روششناسي و تاريخنگاري، چاپ اول: تهران، طرح نو، 1371.
ب) پايگاه اطلاع رساني
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، ۱۳۷۹/۰۹/۱۹، در سايت جامع فرهنگي، مذهبي شهيد آويني:
http://www.aviny.com/bayanat/79/ic.aspx.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي،۱۳۷۸/۰۹/۲۳، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=9617.
بيانات مقام معظم رهبري در حرم مطهر رضوي، 1/1/1393، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=25993.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 26/9/1381، در پايگاه اطلاعرساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه فردوسي مشهد:
http://nahad.um.ac.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=343
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار جمعي از كارگزاران فرهنگي،۱۳۷۱/۰۵/۲۱، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2630.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي،۱۳۷۵/۰۹/۲۰، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=9615.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت،
4/6/1386، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3398.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار هنرمندان و مسئولان فرهنگي كشور، ۱۳۷۳/۰۴/۲۲، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=12893.
بيانات مقام معظم رهبري در آغاز به كار دهمين گردهمايي سراسري ائمه جمعه، 21/6/1373، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=17358.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي مجلس خبرگان رهبري، ۱۳۹۲/۱۲/۱۵، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=25696.
بيانات مقام معظم رهبري در جلسه تبيين سياستهاي اقتصاد مقاومتي، ۱۳۹۲/۱۲/۲۰، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=25795.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي مركز طراحي الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت، ۱۳۹۱/۱۲/۱۴، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=1090
ي، ۱۳۹۰/۱۰/۱۴، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=18453.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار شركتكنندگان در همايش آسيب شناسي انقلاب، ۱۳۷۷/۱۲/۱۵، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2933.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، ۱۳۶۹/۰۹/۱۹، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2391.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار مجمع نمايندگان طلاب و فضلاي حوزه علميه قم، 7/09/1368، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2228.
بيانات در جمع دانشجويان دانشگاه تهران۱۳۷۷/۰۲/۲۲. در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2888.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار رئيس و مديران سازمان صدا و سيما، 11/09/1383، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي خامنهاي:
http://farsi.khamenei:ir/speech-contenet?id=3262.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 23/2/1390، در پايگاه اطلاعرساني دفتر مقام معظم رهبري:
http://www.leader.ir/langs/fa/?p=contentShow&id=8168
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي هيئت مديره دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، 9/7/1375، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=17896.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار برخي از مسئولان كشور،
20/06/1386.
پيام نوروزي مقام معظم رهبري به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۳، در پايگاه اطلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي:
http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=25952.
پيوست
زير فصل ها
فهرست مهمترين سخنان مقام معظم رهبري در حوزه فرهنگ، هنر و رسانه
فهرست آثار برگزيده مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما در موضوع فرهنگ و فرهنگسازي
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار مجمع نمايندگان طلاب و فضلاي حوزه علميه قم، 07/09/1368.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، ۱۳۶۹/۰۹/۱۹.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي سياستگذاري صدا و سيما، 14/12/1369.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار مديران مراكز سازمان صدا و سيما در استانها، ۱۳۷۰/۱۲/۰۷.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار جمعي از كارگزاران فرهنگي،۱۳۷۱/۰۵/۲۱.
حكم انتصاب آقاي دكتر علي لاريجاني به سمت رئيس سازمان صدا و سيما، 24/11/1372.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار هنرمندان و مسئولان فرهنگي كشور، ۱۳۷۳/۰۴/۲۲.
بيانات مقام معظم رهبري در آغاز به كار دهمين گردهمايي سراسري ائمه
جمعه، 21/06/1373.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي هيئت مديره دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، 09/07/1375.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي،۱۳۷۵/۰۹/۲۰.
بيانات مقام معظم رهبري در جمع دانشجويان دانشگاه تهران۱۳۷۷/۰۲/۲۲.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار شركتكنندگان در همايش آسيب شناسي انقلاب، ۱۳۷۷/۱۲/۱۵.
حكم انتصاب مجدد آقاي دكتر علي لاريجاني به رياست سازمان صدا و سيما، ۱۳۷۸/۰۳/۰۵.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي،۱۳۷۸/۰۹/۲۳.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، ۱۳۷۹/۰۹/۱۹.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 26/09/1381.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار مديران صدا و سيما، ۱۳۸۱/۱۱/۱۵.
حكم انتصاب مهندس سيد عزتالله ضرغامي به رياست سازمان صدا و سيما، ۱۳۸۳/۰۳/۰۳.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار رئيس و مديران سازمان صدا و سيما، 11/09/1383.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار مديران و برنامهسازان رسانهاي كشورهاي مختلف، ۱۳۸۵/۰۲/۲۶.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت، 04/06/1386.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار برخي از مسئولان كشور، 20/06/1386.
حكم انتصاب مجدد آقاي ضرغامي به رياست سازمان صدا و سيما، ۱۳۸۸/۰۸/۱۶.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار كارگردان، هنرمندان و عوامل توليد سريال حضرت يوسف عليه السلام ، ۱۳۸۸/۰۹/۰۹.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار رئيس سازمان و جمعي از هنرمندان صدا و سيما، ۱۳۸۹/۰۴/۱۲.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار هنرمندان و دستاندركاران صداوسيما، ۱۳۸۹/۰۴/۱۲.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 23/02/1390.
ي، ۱۳۹۰/۱۰/۱۴.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار جوانان استان خراسان شمالي،23/07/1391.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي عالي مركز طراحي الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت، ۱۳۹۱/۱۲/۱۴.
بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي مجلس خبرگان رهبري، ۱۳۹۲/۱۲/۱۵.
بيانات مقام معظم رهبري در جلسه تبيين سياستهاي اقتصاد مقاومتي، ۱۳۹۲/۱۲/۲۰.
بيانات مقام معظم رهبري در حرم مطهر رضوي، 1/01/1393.
پيام نوروزي مقام معظم رهبري به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۳.
آيين برنامهسازي درباره اصلاح الگوي مصرف، گروهي، 1388.
آيين برنامهسازي درباره فرهنگ عفاف و حجاب، ابراهيم شفيعي سروستاني، 1391.
اخلاق اجتماعي در صحيفه سجاديه، حميد رضا حق شناس، 1388.
اخلاق تبليغات بازرگاني، مرتضي سلطاني، 1384.
اخلاق دانشجويي در اسلام، وحيد نوري، 1389.
اخلاق زندگي (1): مجموعه متنهاي برنامهاي براي گروههاي خانواده و اجتماعي، اقبال حسينينيا و زهرا عليپور، 1388.
اخلاق زندگي (2): مجموعه متنهاي برنامهاي براي گروههاي خانواده و اجتماعي، اقبال حسينينيا و ديگران، 1388.
اخلاق زندگي (3): مجموعه متنهاي برنامهاي براي گروههاي خانواده و اجتماعي، محمد رضا پورفلاحتي، 1388.
اخلاق مطبوعات، كيان شصت فولادي، 1385.
اخلاق همسايه داري و آپارتمان نشيني، محمد جواد فلاح، 1388.
اخلاق همسايه داري و آپارتمان نشيني، محمد جواد فلاح، 1388.
اسطوره هاي صهيونيستي سينما، محمد حسين فرج نژاد، 1388.
اصالت جاويد: گفتگوي تمدنها در بوته نقد، سيد حسين اسحاقي، 1380.
اصول و شاخصههاي تمدن نبوي، سيد رشيد صميمي، 1388.
انسآفريني ميان مردم و مسئولان، ليلا فرخي، 1390.
انسجام اسلامي؛ زمينهها، موانع و راهكارهاي اتحاد اسلامي، لطف علي لطيفي، 1388.
اهداف فرهنگي در جنگ نرم رسانهاي، سيده صديقه حسيني، 1392.
بررسي روابط دختر و پسر در ايران، عبدالله جوان، 1387.
برگزيده دانشنامه دين، ارتباطات و رسانه، به كوشش: سيد حميد رضا قادري، 1388.
بهينه سازي الگوي مصرف، گروهي، 1388.
پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) فرهنگ كار و توليد، حميد قلندري، 1388.
تربيت الگويي زنان در قرآن، هادي حسين خاني، 1382.
تفسير نمادهاي ديني، محسن طوسي، 1386.
جوسازي: آسيب شناسي ارزشها و هنجارها در برابر غوغاسالاري، حسينعلي زاهدي پور، 1385.
حقانيت يا نجات (نگاهي درون و برون ديني به پلوراليسم)، داود رجبي نيا، 1386.
خبر و اخلاق خبرنگاري، سيدمحمد مكتبي، 1384.
خودسازي و خدمت رساني در فرهنگ امام خميني، رسول سعادتمند، 1383.
دين، اسطوره، خرافه و جادو، قاسم اخوان نبوي، 1382.
رسانه ملي و الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت، مهدي رشكياني، 1392.
رسانه ملي و ترويج فرهنگ مهدويت، ابراهيم شفيعي سروستاني، 1389.
رسانه ملي و تغيير سياست جمعيتي نظام جمهوري اسلامي، ابراهيم شفيعي سروستاني، 1392.
رسانه ملي و فرهنگ كتابخواني، عيسي زارعي، 1392.
رسانه و رهنمودهاي اخلاقي علما و بزرگان دين، فاطمه عسگري، 1390.
زن؛ نظام سلطه و رسانهها، ابراهيم شفيعي سروستاني، 1390.
ساده زيستي، حميد رضا حق شناس، 1390.
سبك زندگي بر اساس آموزه هاي اسلامي (با رويكرد رسانهاي)، حميد فاضل قانع، 1392.
ستارگان پارسايي (داستان هاي اخلاقي عالمان و بزرگان دين)، ابوالفضل هادي منش، 1387.
سيره اخلاقي علما، فاطمه عسگري، 1388.
سيره معصومان و علماي بزرگ در عزاداريها با هدف معرفي الگوي مطلوب، رضوان راغبي، 1390.
شادي و رسانه، مجيد خبازي، 1390.
شكوفايي نهضت آزاد انديشي با تكيه بر فرهنگ اصيل ايراني اسلامي، مصطفي رضايي، 1392.
شكوه ايمان: بازشناسي تمدّن مسلمين، علي آقاجاني قناد، 1388.
ظرافتهاي اخلاقي شهدا، رضا آبيار، 1388.
عرفان سرخ: فرهنگ شهادت طلبي، عليرضا ذبيح، 1384.
علل گرايش نوجوان و جوان به فرهنگ بيگانه، فريدون موحد نيا، 1381.
عوامل اثرگذار بر وفاق اجتماعي در اسلام، رضا رمضان نرگسي، 1386.
فرهنگ اخلاقي معصومين ـ حرف آ و الف - بخش دوم، احمد رضوانفر، 1385.
فرهنگ اخلاقي معصومين ـ حرف آ و الف، احمد رضوانفر، 1385.
فرهنگ اخلاقي معصومين ـ حرف ب و پ، احمد رضوانفر، 1384.
فرهنگ اخلاقي معصومين(ع) حرف ث و ج، سيده معصومه اسماعيل پور دون، 1390.
فرهنگ اخلاقي معصومين(ع) حروف دال و ذال، احمد رضوانفر، 1392.
فرهنگ ايرانيان خارج از كشور، سيده مريم چاوشي، 1386.
فرهنگ تشرف به اماكن مذهبي، محمد رضا احمدي ندوشن، 1388.
فرهنگ سياسي مردم پيش و پس از انقلاب اسلامي ايران، احمد احساني، 1386.
فرهنگ و رسانه هاي نوين، محمد حسني، 1385.
فضيلتهاي اخلاقي(7) خودباوري، سيد محمد حيدري پور، 1391.
فضيلتهاي اخلاقي(9) ايثار و گذشت، مهناز رحماني، 1391.
فضيلتهاي اخلاقي(10) وفاي به عهد، زهرا الياسي، 1392.
فمينيسم، به كوشش: سيد حسين اسحاقي، 1384.
كار در زندگي فردي و اجتماعي از ديدگاه قرآن، مختار نيك فر، 1383.
كار و تلاش در فرهنگ اسلامي: 89 نكته كليدي درباره كار و تلاش، سيد حسين اسحاقي، 1389.
كانون محبت (رهنمودهاي اخلاقي پيامبر اعظم درباره خانواده)، سيد حسين اسحاقي، 1385.
كتابشناسي اصلاح الگوي مصرف، سلمان حبيبي، 1389.
كليدواژگاني در باب دين، رسانه و فرهنگ، زير نظر ديويد مورگان، به كوشش: امير يزديان،ترجمه: گروه مترجمان، 1394.
الگوشناسي، حسين مهدي زاده، 1385.
الگوي مصرف در اسلام و غرب، مجيد نوريان، 1383.
مبارزه با ناهنجاري هاي اخلاقي اجتماعي، زينب طيبي، 1389.
مرواريد عفاف: كاوشي در حيا، غيرت و حجاب، سيد حسين اسحاقي، 1386.
مسئلهشناسي فرهنگي (1): آزادي در اسلام و غرب، سيد حسين اسحاقي، 1384.
مسئلهشناسي فرهنگي (2): پيدا و پنهان مطبوعات، سيد حسين اسحاقي، 1384.
نظم اجتماعي در اسلام، عبدالله جوان، 1383.
نقش رسانه در تبيين دفاع و هجوم فرهنگي، علي نوري مطلق، 1383.
نقش رسانه ملي در ترويج امانتداري، مرتضي اسكندري، 1392.
نقش رسانه ملّي در ترويج فرهنگ حيا، اباذر افشار، 1391.
نقش نظام نظارتي در كنترل رفتارهاي نابهنجار، محمد مكتبي، شيده صادقي، عليرضا پيروزمند، 1384.
نوجوانان و آموزه هاي اخلاقي در سيره امام حسين (ع)، حمزه كريم خاني، 1382.
ويژگيها و اهداف تبليغات انتخاباتي، محمد جواد صالحي، 1386.
هنجارشكني در رسانه هاي جمعي، علي آقاپور، 1388.