ghaemiyeh.com
سرشناسه: حجازی، ایرج، 1351-
عنوان و نام پدیدآور: سیره ائمه: در عزاداری امام حسین علیه السلام با رویکرد رسانهای/ ایرج حجازی.
مشخصات نشر: قم: صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهشهای اسلامی، 1393
مشخصات ظاهری: 256 ص.
ISBN: 978–964–514–355–6 77000 ریال؛.
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
موضوع: حسینبن علی7، امام سوم، ۴ - ۶۱ق -- سوگواریها -- فلسفه
موضوع: عاشورا -- تحریف
موضوع: عاشورا -- خطاها و جعلیات تاریخی
موضوع: واقعه کربلا، ۶۱ق -- خطاها و جعلیات تاریخی
موضوع: رسانههای گروهی -- تاثیر
شناسه افزوده: صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره: 1393 9 س 3 ح / 3 / 260 BP
رده بندی دیویی: 74 / 297
شماره کتابشناسی ملی: ۳۶۳۹۱۸۲
دیباچه
برگزاری مجالس عزاداری امام حسین علیه السلام در پرورش شعور و شور مذهبی مسلمانان نقش زیادی داشته است. عظمت بیمانند واقعه خونین عاشورا و به دنبال آن نقش محافل سوگواری امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش این رخداد را به موضوع مهم و سترگی تبدیل کرده که همواره الهامبخش و سرآغاز حرکتهای مهم بوده و در طول تاریخ، منشأ روشنگری و راهیابی به حقیقت بوده است. این مجالس، زمینه آشنایی مردم را با معارف اهلبیت و مسائل روز جهان اسلام، فراهم میکند و سبب تقویت باورهای اخلاقی مردم میشود. در واقع، مجالس عزاداری مانند دانشگاهی است که مردم در آن آموزش میبینند، بدون اینکه به تشکیلات خاصی یا بودجه معینی نیاز داشته باشند.
البته به مرور زمان، سلیقهها، فرهنگها و آداب و رسوم مناطق، ناخواسته، بر ساختار و ماهیت مجالس عزاداری، اثر گذاشته و گاهی زمینه انحراف آنها را فراهم آورده است.
دشمنان قسمخورده اسلام که آثار شگرف این مجالس را دیدهاند، بیکار ننشستهاند و سالهاست برای تهی کردن این مجالس، از معنویت راستین، میکوشند.
از این رو، شناسایی سیره رفتاری و عملی ائمه علیهم السلام ، نقش فراوانی در زدودن این خرافات از دامان مجالس عزاداری دارد.
پژوهش حاضر که به همت پژوهشگر ارجمند، آقای ایرج حجازی نگاشته شده است، میکوشد سیره معصومان علیهم السلام را در برپایی این مجالس بازگو کند تا به برنامهسازان رسانه در ساخت برنامهها یاری رساند.
و من الله التوفیق
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
پیشگفتار
برگزاری مراسم سوگواری امام حسین علیه السلام ، یکی از شعائر بزرگ دینی به شمار میآید که توانسته ارزشهای مکتب تشیع را حفظ و از نسلی به نسل دیگر منتقل کند؛ به گونهای که امروزه گستردهترین سوگواریها میان شیعیان، سوگواری حضرت حسین بن علی علیه السلام است. چنانکه ماه محرم برای شیعیان، همواره یکی از کانونهای محوری دینداری بوده است و فرهنگ شیعه از قیام عاشورا اثر پذیرفته و با شهادتطلبی و سوگواری برای امام حسین علیه السلام درآمیخته است.
در متون حدیثی، روایات بسیاری وجود دارد که به سوگواران، مرثیهسرایان و زائران حرم امام حسین علیه السلام ، مژده پاداش فراوان میدهد. بر پایه این اخبار، واقعه عاشورا مانند رخدادی سرنوشتساز و نقطه عطفی در تاریخ حیات بشری است. اهمیت این رخداد به اندازهای است که همه انبیا و اولیای خداوند از آن آگاه بوده و به یاد آن گریستهاند و آن را گرامی داشتهاند. همه این اخبار و گزارشها، بر اهمیت، منحصر به فرد بودن رخداد عاشورا، به مثابه رخدادی تأکید کردهاند که آثار و نتایج فرازمانی و فرامکانی و رسالتی عظیم و تاریخی را در حیات بشری بر عهده دارد.
سوگواری امام حسین علیه السلام عملی است که آثار و برکات فراوان دارد و عملی عبادی به شمار میآید. ازاینرو، باید برگزاری این مراسم در چارچوبهای تعیینشده صورت بگیرد. عمل ما باید ناظر به عمل الگو و معیار مطلوب باشد که در رفتار و گفتار امامان شیعه ظهور و بروز یافته و گزارشهای آن به ما رسیده است. توجه داشتن به معیارها و شیوه رفتاری امامان شیعه در امر سوگواری، یکی از روشهای مهم و بنیادی است که از انحراف در بر پایه سوگواری سالار شهیدان، جلوگیری میکند. بخشی از کژیهایی که در سوگواریها به وجود آمده است در توجه نداشتن کافی و لازم به سیره و سبک رفتاری ائمه علیهم السلام ریشه دارد. ازاینرو، این نوشتار میکوشد با واکاوی منابع، گزارشهایی از سیره رفتاری امامان در سوگواری امام حسین علیه السلام استخراج کند تا الگوهای عملی را برای سوگواری آن حضرت ارائه دهد؛ زیرا برای تبیین و تفسیر امور در چارچوب دین و شرع، آیه اطاعت، ما را به پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام فراخوانده است و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز در حدیث ثقلین، مسلمانان را به تمسک به قرآن و عترت سفارش کردهاند. بنابراین، در مقام یک مسلمان وظیفه داریم به اهل بیت علیهم السلام مراجعه کنیم.
علاوه بر این سوگواری در سیره رفتاری پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام ، آسیبشناسی مجالس عزاداری، از جمله مباحث این اثر است و راهکارهای رسانهای و غیر رسانه ای در بخش پایانی آمده زیرا رسانه ملی همچون سایر مسئولان دینی و فرهنگی در حوزه تحریفها و آسیبهای سوگواری، وظیفه سترگی بر عهده دارد. ازاینرو، بخشی به راهکارهای رسانهای اختصاص یافت تا بتوان از توانمندی، کارکردها و ظرفیتهای رسانه ملی در ارائه سوگواری مطلوب کمک گرفت و در
پیراسته کردن سوگواری از چنین آسیبهایی گامهای مؤثری برداشت؛ زیرا رسانه ملی از سویی باید مراقبت بکند که در دام تحریفها و آسیبهای سوگواری گرفتار نگردد و خود نیز این تحریفها را ترویج نکند و از سوی دیگر با شناسایی آسیبها و ارائه راه حلهای مناسب، با چنین کاستیهایی مبارزه کند و مخاطبان را نسبت به پیامدهای چنین معضلاتی آگاه سازد.
فصل اول: کلیات و مبانی
زیر فصل ها
بیان مسئله
ضرورت پژوهش
پرسشهای پژوهش
پیشینه پژوهش
مفهومشناسی پژوهش
بیان مسئله
امروزه گستردهترین سوگواریها در میان شیعیان، سوگواری حضرت حسین بن علی علیه السلام است. چنانکه ماه محرم برای شیعیان، همواره یکی از کانونهای محوری دینداری بوده است و فرهنگ شیعه از قیام عاشورا اثرپذیرفته و با شهادتطلبی و سوگواری برای امام حسین علیه السلام عجین شده است. ائمه علیهم السلام نیز بر سوگواری برای آن حضرت تأکید کردهاند؛ البته سفارشهای پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان شیعه درباره سوگواری مذهبی به زمانی پیشتر از واقعه کربلا باز میگردد که مهمترین جریان آن، سوگواری برای شهدای جنگ احد به ویژه حمزه سیدالشهداء علیه السلام است. با اشاره پیامبر صلی الله علیه و آله اهل مدینه سوگواری برای کشتههای خود را رها کردند و برای حمزه علیه السلام به سوگ نشستند.(1)پس از آن، مهمترین سوگواری که در میان شیعیان جهان فراگیر شد، سوگواری برای امام حسین علیه السلام است. این مراسم آیینی از عصر عاشورا و صبح روز پس از آن آغاز شد و تاکنون ادامه دارد. امروزه نیز شاهد برپایی مراسم سوگواری آن حضرت در زمان طولانی، در
1) سید جعفر مرتضی عاملی، سیره صحیح پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، ج 3، ترجمه: محمد سپهری، ص 158؛ محمد ابن سعد، الطبقات الکبری، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، ج 3، ص5؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، ص228.
جاهای بسیار و به دست بسیاری از عاشقان آن حضرت هستیم. برگزاری مراسم سوگواری برای امام حسین علیه السلام عملی دینی و مذهبی است که سبب تقرب به درگاه الهی میشود، در طول تاریخ سوگواری برای سالار شهیدان با توجه به فرهنگهای مختلف، از زمان و شیوههای زندگی اثرپذیر بوده و دگرگونیهایی در حوزه شکل، محتوا و ابزار داشته است و روشنی با شیوهای که در زمان ائمه علیهم السلام وجود داشته، متفاوت است. این تفاوتها نقطه کانونی این پژوهش بوده و درصدد است دگرگونیهای به وجود آمده را بررسی و سازگاری یا ناسازگاری آنها را با شرع مشخص کند. همچنین در این پژوهش برآنیم آسیبها و کاستیهایی را که متوجه اصل سوگواری شده است، معرفی نماییم. این مسئله روشن نخواهد شد مگر زمانی سیره و منش اهل بیت علیهم السلام در سوگواری، گزارشی درست ارائه شود. ازاینرو، نگارنده درصدد است، با تبیین درست و نگاه جامع به سیره رفتاری، عملی و گفتاری معصومان علیهم السلام در سوگواری امام حسین علیه السلام تصویر روشنی از شیوه و سبک رفتاری آنان به منظور الگودهی به مخاطبان ارائه دهد. سپس با تمرکز بر اینکه رسانه چگونه میتواند از این رفتارها در بخش برنامهسازی استفاده نماید راهبردهایی را در این باره به رسانه ملی ارائه دهند.
ضرورت پژوهش
عظمت بیبدیل واقعه خونین عاشورا و در پی آن نقش محافل سوگواری امام حسین علیه السلام و یاران با وفایش در استمرار و احیای اهداف بلند اسلامی، این رخداد را به موضوعی مهم و سترگ تبدیل کرده که همواره
الهامبخش و سرآغاز حرکتهای مهم بوده است. چنانکه در طول تاریخ منشأ روشنگری و راهیابی به حقیقت شده، آثار و برکات فراوانی برای جوامع اسلامی نیز به همراه داشته است. از سویی، گستره این آیین از دید زمانی ـ که چیزی بیش از دو ماه (محرم و صفر) است ـ و پوشش جمعیتی ـ سوگواران دهها میلیون نفری ـ ، انجام پژوهشهای جامع و ژرف را پیرامون این واقعه عظیم ضروری مینماید.
شناخت سیره ائمه معصومان علیهم السلام در مقام الگوهای عملی و اینکه در برابر مصایب عاشورا چه رفتاری در پیش گرفتهاند از موضوعات مهم برای این پژوهش و معیار و میزانِ عمل شیعیان آن حضرت است؛ زیرا پیروان باید عمل خود را در این باره، با دستورات دینی و عمل بزرگان دینی بسنجند. اگر عمل آنان در چارچوب شرع، سیره و رفتار ائمه علیهم السلام باشد، نباید نگران باشند، اما چنانچه عملشان با سیره ائمه علیهم السلام زاویه پیدا کند، نگرانکننده است.
دستیابی به چنین خواستهای امکانپذیر نیست، مگر در سایه پژوهشهای عمیق و مستند که میتوان با کمک آنها سره را از ناسره و راه را از بیراهه تشخیص داد و زمینه را برای شناسایی مباحث تحریف شده، مهیا کرد.
چنانچه حادثه عظیم کربلا دچار آسیب، کاستی و تحریف شود و اقدام درخور توجهی برای برطرف کردن آن صورت نگیرد، دیری نخواهد پایید که این حرکت، کارایی اصلی خود را از دست میدهد؛ چه بسا گاه اصل سوگواری حسینی زیر سؤال برده شود. بر این اساس، آسیبشناسی مجالس سوگواری با هدف آسیبزدایی از آن، خدمتی بزرگ است و آگاه کردن عزاداران از این آسیبها و راهکارهای مبارزه
با آن، وظیفهای همگانی است که البته بیشتر بر دوش روحانیان، مبلغان، و متولیان امور فرهنگی و مذهبی است.
پرسشهای پژوهش
پرسشهایی که در این پژوهش به آنها پرداخته خواهد شد، عبارتند از:
سؤال اصلی
سیره و روش ائمه علیهم السلام در سوگواری امام حسین علیه السلام ، سالروز و بزرگداشت روز عاشورا چه بوده است؟
سؤالات فرعی
دیدگاه اسلام پیرامون اصل سوگواری چیست؟ آیا فرد میتواند در فقدان بستگان، دوستان و همسایگانش سوگواری کند؟ یا خیر؟ سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به عنوان اسوه حسنه و همچنین معصومان علیهم السلام در این موارد چگونه بوده است؟ آنان در فقدان فرد یا افرادی از اعضای خانواده، یاران و مسلمانان چه رفتاری از خود بروز میدادند؟
با توجه به سیره و سبک رفتاری ائمه علیهم السلام در سوگواری امام حسین علیه السلام آسیبها و تحریفهای سوگواری امام حسین علیه السلام چیست؟
راهکارهای رسانهای و غیر رسانهای برای ترویج و تبیین سوگواری سازگار با سیره اهل بیت علیهم السلام و برای خروج از این آسیبها چیست؟
پیشینه پژوهش
اطلاع از یافتههای دیگران پیش از انجام هر پژوهشی امری ضروری
است، زیرا از این راه میتوان از پژوهشهای موجود آگاهی یافت همچنین مشخص میکند پژوهشهای انجامشده چه بخشی از این مسئله را بررسی کردهاند، با چه رویکرد به آن پرداختهاند و چه بخشهایی از آن موضوع مغفول مانده است. افزون بر این، با بررسی پژوهشهای موجود، میتوان از تکرار، موازیکاری و مشکلات احتمالی تجربهشده دیگران جلوگیری کرد.
درباره سیره اهلبیت علیهم السلام در سوگواری به صورت عام و سوگواری امام حسین علیه السلام به طور ویژه با تأکید بر آسیبها و راهکارها، پژوهشهایی انجام شده که عنوان برخی از آنها با این پژوهش اشتراک لفظی دارد و برخی دیگر افزون بر مباحث عاشورا و سوگواری امام حسین علیه السلام به صورت پراکنده به پارهای از مباحثِ این پژوهش پرداختهاند. مرور پژوهشهای پیشین، نشان میدهد که بیشتر این پژوهشها، درباره تاریخ عاشورا، آسیبشناسی سوگواری ایام محرم است. در حالی که، پژوهش حاضر به دنبال بررسی سیره ائمه علیهم السلام در سوگواری امام حسین علیه السلام و راهکارهای رسانهای و غیر رسانهای آن است. در این باره پژوهشهای اندکی انجام شده است؛ با این حال مطالعه پژوهشهای مرتبط با موضوع این پژوهش، در احاطه بر موضوع تحقیق کمک فراوانی میکند. ازاینرو، به چند پژوهش مهم اشاره میشود که مطالعه آنها نیز توصیه میشود:
دانشنامه امام حسین علیه السلام حاصل تلاش ده ساله جمعی از پژوهشگران است که با جستوجو در بیش از پانصد مصدر تاریخی، حدیثی، فقهی، تفسیری، کلامی و... سخنان و آرا و نظریات دیگران را درباره امام حسین علیه السلام از آغاز تا انجام زندگی شخصی، اجتماعی و سیاسی سید الشهدا علیه السلام مورد توجه قرار داده و با ملاحظه دقیق آیات قرآنی و صدها گزارش روایی و تاریخی و نقد، پالایش و تنظیم کارآمد آنها توانسته است خلأی بزرگ را در معرفی یکی از مهم ترین چهرههای آسمانی و تاریخ ساز، پر کند.
این مجموعه چهارده جلدی، در پانزده بخش اصلی، 138 فصل و 6612 صفحه همراه با ترجمه فارسی تدوین شده است. این مجموعه افزون بر آنکه 4191 متن روایی و تاریخی را در خود جای داده است، بیش از چهارصد تحلیل و بیان درباره موضوعات مرتبط، پاسخ به شبهات و نمایاندن تحریفات دارد که بخش عمدهای از آنها نو و قابل توجهاند و به سترگی اثر افزودهاند. همچنین ترسیم پنج نقشه ابتکاری خط سیر کاروان حسینی علیه السلام از ویژگیهای دانشنامه امامحسین علیه السلام است.
پانزده بخش اصلی دانشنامه امامحسین علیه السلام عبارت است از: زندگی خانواده سیدالشهدا علیه السلام ، فضیلتها و ویژگیهای امامحسین علیه السلام ، دلایل امامت امامحسین علیه السلام و فرزندانش، امامحسین علیه السلام پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تا شهادت پدر، امامحسین علیه السلام پس از شهادت پدر تا قیام عاشورا، خبر دادن پیشاپیش شهادت امامحسین علیه السلام خروج امامحسین علیه السلام از مدینه تا رسیدن به کربلا، از رسیدن امامحسین علیه السلام به کربلا تا شهادت ایشان، وقایع پس از شهادت امامحسین علیه السلام ، بازتاب شهادت امامحسین علیه السلام و
فرجام کسانی که در کشتن او و یارانش نقش داشتند، سوگواری و گریه برای امامحسین علیه السلام ، نمونه مرثیههایی که در سوگ امامحسین علیه السلام و یارانش سروده شده است، زیارت امامحسین علیه السلام ، مزار امامحسین علیه السلام و حکمتهای رسیده از امامحسین علیه السلام .
از آنجا که بخش یازدهم به عزاداری و گریه برای امام حسین علیه السلام اختصاص دارد. بیشتر به آن میپردازیم:
این بخش در چهار فصل سامان یافته است. در فصل اول، پس از نقل احادیثی که به عزاداری برای سیدالشهدا (به ویژه در دهه اوّل محرّم) سفارش مینمایند، نخستین عزاداران امام علیه السلام پس از واقعه کربلا را معرفی میکند. در پایان، جریان تاریخی مراسم عزاداری حسینی از قرن اوّل هجری تا عصر حاضر، در کنار تحلیلی خواندنی، پیش روی پژوهشگران قرار میگیرد.
در فصل دوم، مصیبتهای سیدالشهدا علیه السلام و تشنگی آن حضرت در هنگام شهادت یادآوری شده است. همچنین یادآوری مصیبتهای امام حسین علیه السلام نزد امام باقر و امام صادق علیه السلام آمده است.
در فصل سوم، پس از نقل روایتی درباره اهمیت ویژه روز عاشورا به آداب این روز، اشاره شده است.
در فصل چهارماحادیثی درباره تشویق به گریستن، آشکار کردن اندوه، سوگواری پرسوز و گداز، در مصیبت امام حسین علیه السلام ، ثواب گریه بر آن حضرت و پاداش سرودن شعر در مصیبت ایشان ارائه میگردد.
شماری از ویژگیهای برجسته این دانشنامه عبارتند از:
بازنگری تاریخ زندگی امام حسین علیه السلام ؛
استناد به منابع کهن و قابل استناد؛
بهرهگیری از منابع شیعه و منابع اهل سنّت، مانند تاریخ الطبری، أنساب الأشراف، الفتوح ابن اعثم و... که تاریخ عاشورا را گزارش کردهاند؛
بررسی تفصیلی مسائل مرتبط با حادثه عاشورا؛
جمعبندی و تحلیل روایات متعارض؛
تنظیم منطقی فصلها.
عاشوراپژوهی با رویکردی به تحریفشناسی تاریخ امام حسین علیه السلام ؛ نوشته محمد صحتی سردرودی است که انتشارات خادم الرضا علیه السلام در سال ۱۳۸۴ در ۵۵۲ صفحه آن را منتشر کرده است.
این کتاب مقالههایی درباره عاشورا است که در شش فصل نگارش یافته، با پیش درآمدی آغاز و با فهرست آیات، احادیث، اشعار و نامها پایان مییابد.
فصل اول کتاب با نام ماخذشناسی تاریخ امام حسین علیه السلام شامل سه مقاله میشود. فصل دوم عاشورا در شعر شاعران سده اول است و فصل سوم در پنج مقاله به عاشورا در آرا و اندیشهها میپردازد. نویسنده در این جستار به بیان پرسشهایی درباره رویداد کربلا و طرح دیدگاههای گوناگون در تحلیل و تفسیر عاشورا پرداخته است. دیدگاههای ابن عربی، ابن تیمیه، ابن کثیر و ابن خلدون از آن جملهاند. در مقاله دوم این فصل عاشورا از دیدگاه اهل سنت بررسی شده که اندیشمندان این فصل: جاحظ، عبد الجبار معتزلی، ابن جوزی، ابن ابی الحدید هستند و در این بخش نظرات و اندیشههای آنان درباره عاشورا نقد و بررسی شده است. در مقاله چهارم این فصل هدفهای امام از دیدگاه علمای شیعه بیان شده است. در مقاله
پنجم با نام هدف غایی و نهایی نیز این دیدگاهها جمعبندی و نتیجهگیری شده، نظر نویسنده بیان شده است.
فصل چهارم عرفان و آزادی در آیینه عاشورا در سه مقاله مطرح شده است؛
فصل پنجم تحریفشناسی تاریخ امام حسین علیه السلام و عاشورا است که مشتمل بر سه مقاله است.
نام فصل ششم باز اندیشی در تحریفشناسی است و پنج مقاله این فصل مصاحبههایی است که با نویسنده کتاب، انجام شده است.
جلد اول این مجموعه شامل هفت فصل است. فصل اول با عنوان حماسه حسینی، مجموعه سه سخنرانی استاد شهید است که با همین نام ایراد شده است. فصل دوم را سخنرانیهای استاد با عنوان تحریفات در واقعه تاریخی کربلا تشکیل میدهد. ماهیت قیام حسینی عنوان فصل سوم این کتاب است و فصل چهارم سخنرانی آن شهید بزرگوار درباره تحلیل واقعه عاشورا است. شعارهای عاشورا عنوان فصل پنجم این کتاب است و فصل ششم شامل هفت سخنرانی استاد شهید با عنوان عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی است. در فصل هفتم به عنصر تبلیغ در نهضت حسینی پرداخته است
جلد دوم مجموعه حماسه حسینی شامل نوشتهها و یادداشتهای استاد شهید آیتاللّه مرتضی مطهری در این باره است. این کتاب
دربرگیرنده مطالبی است که استاد شهید به مرور ایام نگاشتهاند و هدف از آنها یادداشت مطالب قابل توجه برای مراجعات بعدی یا آمادگی برای سخنرانی بوده است. این مطالب از نظر اجمال و تفصیل گوناگوناند؛ به طوری که برخی از آنها به صورت یک مقاله است و برخی دیگر چند سطر بیش نیست و در موارد اندکی نیز مطلب با اشاره بیان شده است.
این جلد از کتاب شامل هشت فصل است که موضوع برخی از آنها همان موضوعهای جلد اول است. برخی موضوعها و نوشته نیز اختصاصی است؛ به طوری که میتوان گفت فصول جلد اول و دوم به نوعی مکمل یکدیگرند.
سلسله مقاله ها و گفتوگوهایی است که عاشوراپژوهان، محققان و عالمان برجسته حوزه علمیه قم در تشریح اهداف قیام امام حسین علیه السلام و فلسفه سوگواری برای آن حضرت، ارائه کردهاند. به جز بحثهای تشریحی، توصیفی هدف عمده این مجموعه شناسایی آسیبها، آفات و کاستیهای سوگواری ها و یافتن راهکارهایی برای اصلاح آنهاست.
خرافات و تحریفها در فرهنگ عاشورا مانند هر فرهنگ اصیل دیگر رسوخ کرده است. وظیفه عالمان، خرافه زدایی از این فرهنگِ اصیل شیعی است. میرزا حسین نوری و شهید مطهری از پیشتازان آسیبشناسی روضهخوانی هستند. که در این مجموعه آرا و مبانی فکری آنها منعکس شده است. شیخ عباس قمی، محمدرضا حکیمی، محمدعلی ایازی، محمد اسفندیاری و محمد صحتی از دیگر نویسندگانی هستند که به نقد شیوههای سوگواری و مرثیهخوانی پرداختهاند. این کتاب که جمع آوری
ارزشمندی از کتابهای علمای معاصر و مقالههای صاحبنظران درباره سوگواری عاشوراست، با آثاری از شهید مطهری (تحریفات و عوامل آن)، محمدرضا حکیمی (عاشورا، مظلومیتی مضاعف)، میرزا حسین نوری مازندرانی (راستی در مقتلخوانی)، علامه سیدمحسن امین (سوگواریهای نامشروع با ترجمه جلال آل احمد)، شیخ عباس قمی (اصلاح سوگواری) و دیگر کارشناسان دینی در کنار مقالههایی از سید محمد ثقفی (نقش مصلح دینی در خرافهزدایی)، محمد صحتی سردرودی (دستاویز قمهزنی و خرافهزدایی از عاشورا)، غلامرضا گلی زواره (از مرثیه تا تعزیه)، ناصر باقری بیدهندی (بایدها و نبایدهای سوگواری) و... .
در بخش دوم این کتاب، پنج مصاحبه مفصّل با علما و کارشناسان دینی آمده که در قالب این مصاحبهها درباره زوایای پنهانی از موضوع انحرافات سوگواری و حدود شرعی آن بحث شده است؛ مصاحبههای با آقایان محمدهادی معرفت، یوسفی غروی، سید ضیاء مرتضوی، نظری منفرد و ... در این مجموعه ارزشمند ارائه شده است.
در این کتاب، نویسنده با دیدی جامعهشناختی و با رویکردی تاریخی کوشیده است، ابتدا به تفاوت دیدگاهها درباره عاشورا و حماسه یا تراژدی بودن آن بپردازد و در پایان، ریشه بیشتر انحرافات سوگواری را نیز در همین دیدگاه نادرستِ تراژیک به حادثه کربلا ارزیابی میکند:
«عوام، هرچه را عجیبتر، غریبتر، گزافهتر و خرافهتر باشد، بیشتر
دین میدانند... عوام، نخستین مشتری خرافاتند؛ بلکه نخستین سفارشدهنده تولید خرافات [هستند]... . تودههای مردم خواهان دینی هستند که از حیث معجزه و اسرار و اساطیر اغنی باشد... . هیچگاه چگونگی احکام دینی به دست مردم نیفتاد و آنها معیّن نکردند که چگونه نماز بخوانیم و روزه بگیریم و حج بگزاریم؛ اما از آنجا که شکل معیّن و دقیقی برای سوگواری ترسیم نشد، میدان برای سلیقههای مردم باز شد و آنها صورتهایی به سوگواری دادند که گاه آمیخته به خرافه و بدعت است.
گذشته از این دیدگاه تحلیلی، نگارنده در این کتاب مستندات تاریخی قابل توجهی برای ادعاهای خود ارائه داده است و انحرافهای گوناگون سوگواری ـ چه محتوایی و چه شکلی ـ، از جمله قمهزنی را از لحاظ تاریخی، موشکافی کما بیش دقیقی کرده است.
این کتاب افزون بر بحث درباره اهداف و فلسفه قیام امام حسین علیه السلام و پیامهای اصیل آن به شناسایی برخی تحریفات و آسیبها درباره شخصیت و قیام آن حضرت میپردازد و در چهار بخش با عناوین زیر به نقد مراسم سوگواری و رد برخی از اعمال غیر اسلامی میپردازد.
در این پژوهش، نویسنده آسیبهایی که مجالس امام حسین علیه السلام را تهدید میکند به سه دسته تقسیم کرده است:
الف) آسیبهای أغراضی که به انگیزهها و جهتگیریهای دستاندرکاران و اثرگذاران بر این مجالس بازمیگردد؛ یعنی اهداف راهبردیای که بر محتوا و چهارچوب اینگونه مجالس حاکم است و به
این مجالس سمت و سو میبخشد مانند شبهات وهابیت، توطئههای استکبار، غفلت از نشر معارف، کاسبکاری و... .
ب) آسیبهای گفتاری؛ یعنی محتوای سخنانی که با موازین شرعی و حقایق تاریخی سازگار نیست و نهضت عاشورا را مخدوش میکند. مانند تحریف لفظی و معنوی، دروغ، غلو، سخنان ذلتبار، سخنان به دور از بلاغت و نامفهوم یا بدمفهوم، متهم کردن نظام هستی به کجروی و بیعدالتی، مراجعه نکردن به کتابهای مقتل و به کار بردن برخی واژههای رکیک.
ج) آسیبهای کرداری؛ یعنی نوع عملکرد و شیوههای ناپسند اجرای مجالس امام حسین علیه السلام که چهره بدی از قیام عاشورا و مذهب شیعه در اذهان بدخواهان ترسیم میکند؛ مانند طولانیشدن مجالس، ضعف دانش و بینش کارگردانان مجالس عزا، قمهزنی، زیانهای بدنی، نوع استفاده از آهنگهای مبتذل و آلات موسیقی.
اثر حاضر دارای چند مشخصه است: گردآوری، تنظیم، تنقیح و نقد آسیبهای تازه مانند سبکهای جدید و قدیمی نظیر برخی تحریفات رایج، بهره بردن از منظر کلامی و فقهی در نقد آسیبها، استناد به استفتائات مراجع تقلید، توجه به منشأ تاریخی پیدایش برخی آسیبها.
ویژه سوگواری سالار شهیدان حسین بن علی علیه السلام بپردازد. ازاینرو، محقق در آغاز، با طرح موضوع بحث و انگیزههای سوگواریها، نگاهی گذرا به قرآن و سیره عملی پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیه السلام و سایر مسلمانان داشته است؛ نویسنده در پیشگفتار میگوید سوگواری، امری عمومی و انسانی است که میان تمام اقوام و ملل، وجود داشته و دارد. هر فرد یا گروهی برای آرامش روحی و التیام ناراحتیهای روانی در برابر مصیبتها و حوادث جانسوز و دردناک، مراسم و آداب ویژهای برگزار میکند و این، امری عمومی است؛ ولی سخن در این است که آیا سوگواری از نظر قرآن و سنت مشروعیت دارد؟
آیا سوگواری در سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و اهلبیت علیهم السلام آن حضرت و سایر مسلمانان صدر اسلام، وجود داشته است؟
در صورتی که مشروعیت سوگواری ثابت شود آیا مسلمانان به آن عمل میکردهاند؟ آیا نوحهسرایی، گریه، سینهزنی و حرکت هیئتهای عزا رواست؟
این کتاب دارای پیش گفتار و پانزده فصل است که عناوین برخی از مباحث این کتاب عبارتند از:
عزاداری در پرتو قرآن؛
عزاداری در سیره پیامبر صلی الله علیه و آله با استفاده از منابع اهل سنّت؛
عزاداری در منابع شیعه؛
بررسی و تحلیل روایات مخالف سوگواری؛
عزاداری در سیره عملی امامان معصوم علیهم السلام ؛
عزاداری در سیره مسلمانان؛
تجدید عزاداری و سالگردها؛
عوامل رشد و گسترش عزاداری؛
چه کسانی با مجالس عزاداری به مبارزه برخاستند.
مفهومشناسی پژوهش
زیر فصل ها
سیره
عزا
تعزیه
مداحی
نوحه
سینهزنی
زنجیرزنی
سنگ زنی
روضه
مقتل
رثا و مرثیه
قمه
تحریف
رسانه
وسایل ارتباط جمعی
سیره، اسم مصدر و از ریشه سَیر گرفته شده است. سیر به معنای حرکت در روز و شب،(1)گذشتن و حرکت کردن(2)روی زمین و عبور کردن(3)است.
سِیرَه بر وزن فِعله است که بر نوع دلالت دارد. برای مثال جَلسَه یعنی نشستن(4)و جِلسَه یعنی سبک و نوع نشستن، سیره نیز بر نوع حرکت، شیوه و سبک رفتار و کردار انسان دلالت دارد و ازاینرو، بسیاری سیره را به معنای «طریقه، هیئت و حالت» دانستهاند.(5)
سیره در اصطلاح یعنی حالت و روشی که انسان و غیر انسان دارد و تفاوتی نمیکند که این حالت و روش به صورت طبیعی باشد یا غریزی.(6)
سیره عبارت است از منش عملی و عادات رفتاری؛ سیره اصولی پایدارند که تعیینکننده سبک رفتار در حوزهای معین باشد. آنچه اهمیت دارد، دستیابی به آن اصول و پایبندی به آنها است که فرد را صاحب منطق عملی میکند. از طرفی، این اصول تابع احساسات و عواطف فرد نیست و با تغییر موقعیتها، تغییر نمیکنند.
آنچه در این نوشتار مراد است، عبارت است از روش، شیوه و سبک
1) 1محمد بن مکرم ابن منظور، لسان العرب، ج 6، ص 454.
2) ابوالحسین احمد بن فارس ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج 3، ص120.
3) حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص 247.
4) مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 16، ص 50.
5) فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج 3، ص 340.
6) 6المفردات فی غریب القرآن، ص 247.
رفتار اهل بیت علیهم السلام در رویارویی با مصیبت از دست دادن فردی از اعضای خانواده، یاران و مسلمانان به طور عام اینکه در اینگونه موارد، چگونه عمل میکردند و شیوه آنان چه بوده است و در گام بعدی اینکه امامان شیعه بعد از امام حسین علیه السلام در مصیبت و سال روز شهادت آن حضرت چگونه عمل میکردند و واکنش و سیره رفتاری آنان در آن مصیبت چگونه بوده است؟
سیرهشناسی
شناخت اصول و روشهای گوناگون افراد در رفتار، منش و کردار را سیرهشناسی مینامند. به عبارتی، سیرهشناسی، سبکشناسی است(1)که در علوم انسانی نیز بسیار رایج است.
ضرورت سیرهشناسی
بررسی، شناسایی و استخراج سیره ائمه علیهم السلام در عرصهها و بخش های مختلف، در کمالجویی ریشه دارد و از نیاز انسان به الگو و اسوه حسنه برخاسته است. سیرهشناسی ائمه علیهم السلام به عنوان یکی از مهمترین منابع آموزههای دینی است که حجیت آن در قرآن و حدیث ریشه دارد و در جایجای قرآن و روایات به این حقیقت اشاره شده است. برای نمونه درباره حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به صراحت بیان شده است:
«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ».(2)
به روشنی برای شما در [اقتدا] به رسول خدا سرمشقی نیکوست.
آنچه اهمیت دارد، شناخت دقیق و درست سیره ائمه علیهم السلام در گام نخست، تولید و ارائه الگوهای مطلوب در گام بعدی است.
کلمه سیره نخستین بار در مورد شرح حال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با نام سیره نبوی به کار برده شد و نویسندگان آن به اصحاب سِیَر معروف شدند(1)و نخستین رشته تاریخی دوره اسلام که توجه نویسندگان را به خود جلب کرد، «علم السیره» است. آثار زیادی در این بخش به ویژه در شرح حال و سیره حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله تولید شد و در اختیار طالبان آن، قرار گرفت.
عَزّی از باب تفعیل و به معنای تسلی دادن و توصیه به صبر کردن است. «عزّی بعضهم بعضا»(2)یعنی یکدیگر را توصیه به صبر کردند و «اَحسن الله عَزاک»؛(3)یعنی خداوند به تو صبر و نیکی بدهد. در زبان فارسی واژه عزا به معنای سوگ، ماتم و مصیبت به کار میرود.(4)
با مراجعه به واژه «عزا» در کتابهای لغتشناسی مانند لغت نامه دهخدا، خواهیم یافت که واژگانی که از ریشه عزا گرفته شده، پردامنه است. پردامنگی این واژگان حکایت از قدمت سوگواری در فرهنگ ایرانی است که برای نمونه به برخی از واژگان مرتبط اشاره میشود: عزا، ایام عزا، عزاپرستی، عزاخانه، عزادار، عزاداری، عزاداری کردن، عزا
داشتن(1)و... و در زبان عربی معادلهایی چون: عزاء ماتم، نوحه، نائحه، مرثیه و... دارد.
سوگواری؛ سوگواری کردن، اقامه مراسم عزا و ماتم گرفتن است.(2)واژهای است آیینی که نشاندهنده رفتار و مراسم ویژهای است که در زمانهای ویژهای اقوام و ملل گوناگون انجام میدهند. سوگواری در اصطلاح عبارت است از اجتماع گروهی از مردم که برای آرامش بخشیدن به فرد یا افراد مصیبتدیده، طلب آمرزش برای فرد از دنیا رفته است که در آن بازماندگان را با قرائت قرآن، خواندن مرثیه و همنوایی با آنان، تسلیت میدهند و به شکیبایی سفارش میکنند.
گریستن یکی از اصلیترین مظاهر سوگواری است و از رفتارهای طبیعی انسانهاست که هنگام اثرپذیریهای درونی و عاطفی از عوامل گوناگون در فرد آشکار میشود.
آنچه در این نوشتار مراد است، عبارت است از مجالس سوگواری که مسلمانان به یاد مظلومیت امام حسین علیه السلام و یاران با وفای ایشان در طول سال به ویژه ماههای محرم و صفر در گوشه و کنار جهان مسلمانان برگزار میکنند و به نهادی فراگیری تبدیل شده که دارای کارکردهای آموزشی، تبلیغی، جامعهسازی و مانند آن است.
در بخش فرهنگ مکتوب و شفاهی، نقش سوگواری قابل توجه است؛ زیرا برگزاری هزاران مجلس سوگواری که بیشتر با وعظ و خطابه همراه است، به مانند دستگاهی اثرگذار و فراگیر است که در سامانبخشیدن به جامعه شیعه نیز نقش ویژهای ایفا میکند. ازاینرو،
پرداختن به سوگواری امام حسین علیه السلام جایگاه ویژهای دارد و ادبیات ویژهای نیز تولید کرده است. برای روشن شدن بحث ضرورت دارد، مهمترین مفاهیم این بخش واکاوی شوند. هر چند این مفاهیم در عنوان پژوهش نیامدهاند، اما نمونههای سوگواری هستند که سوگواری در قالب آنها آشکار میشود.
لطم؛ معنای این واژه در لغت عربی «ضَرب الخدّ و صفحات الجسم ببسط الید»(1)«اَو بالکف مفتوحه»(2)که در فارسی لطم به معنای ضربه زدن با کف دست و سیلی زدن(3)ترجمه شده است که این ضربه به معنای خراشیدن صورت نیست و میتوان از آن به ضربه زدن به صورت، سینه و سر تعبیر کرد.
برای خراشیدن و زخمی کردن صورت در زبان عربی از واژه «خَدش»(4)استفاده میشود.
ماتم؛ به معنای اجتماع گروهی از مردان یا زنان برای اندوه، عزا یا سرور و شادی است،(5)اما این واژه به مرور زمان برای اجتماع بانوان به هنگام عزا به کار برده شده است.(6)در ابتدا به هر نوع اجتماعی ماتم میگفتند، اما به مرور زمان فقط برای اجتماعی که دارای حزن و اندوه باشد به کار رفته است.(7)
بنابراین، اقامه عزا برای فردی که از دنیا رفته و برگزاری آیین
سوگواری را ماتم گفتن و به ماتم نشستن، میگویند و در «آداب اسلامی اقامه عزا و رسیدگی به بازماندگان، غذا دادن به داغدیدگان آمده است».(1)
تعزیه واژهای است که از ادبیات عرب وارد فرهنگ فارسی شده است و از ماده عَزیٰ گرفته شده و به معنای صبر و شکیبایی کردن است.(2)
از دیرباز واژههای شبیه و تشبیه و مانند آن در نوشتهها و منابع وجود داشت و به جای واژه تعزیه استفاده میشد و مفهوم شکلی و نمایشی آن را نیز بهتر میرساند؛ اما این واژه خیلی زود توانست جای خود را در ادبیات فارسی به نیکی پیدا کند و رفتهرفته معنای اصطلاحی جدید پیدا کرد که با معنای لغوی آن متفاوت است.
تعزیه در اصطلاح
تعزیه نمایشی آیینی، روایی، منظوم و موسیقایی است که از دل سوگواری برای پیشوای سوم شیعیان حضرت حسین بن علی علیه السلام پدید آمد و درباره واقعه عاشورا است(3)و یادآوریکننده واقعه کربلا است که در ماههای محرم و صفر برگزار میشود و ریشه در اجتماعات و آیینها و مراسم شهادت امام حسین علیه السلام دارد.
با عنایت به این خاستگاه تمامی تعاریف تعزیه در این مسئله که محور تعزیه مذهبی واقعه کربلا است، اتفاق نظر دارند. ازاینرو، تعزیه پس از واقعه عاشورا، هیچگاه، ماهیت مذهبی خود را از دست نداده
است.(1)و بازنمایی واقعه عاشورا را برای عبرت گرفتن از گذشته و تلاش برای بازسازی آینده برعهده دارد. کلام، موسیقی و حرکت یا اجرای ارکان اصلی تعزیه را تشکیل میدهند(2)و در تعزیه از اهمیت ویژهای برخوردارند. به صورت خلاصه میتوان گفت:
تعزیه نوعی نمایش مذهبی است که گروهی حرفهای بر پایه قصهها و روایات زندگی و مصائب خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله در محوطهای، با حضور مردم به عنوان مخاطب برگزار میکنند و به جای نقش نیروهای حاضر در صحنه کربلا با لباسها و ابزارهای خاص ایفای نقش مینمایند.
گفتنی است افزون بر تعزیهخوانی صحرای کربلا، تعزیه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، امام حسن مجتبی علیه السلام و تعزیه شهادت امام رضا علیه السلام نیز به صورت پراکنده در گوشه و کنار کشور در ماه صفر برگزار میشود.
تاریخچه و خاستگاه تعزیه
درباره تعزیه، دو نکته در خور توجه و بررسی است: نخست آن که ریشه، منشأ و خاستگاه تعزیه چیست؟ مطلب دوّم تاریخ شکلگیری اینگونه نمایشهای مذهبی در جامعه ایران چه زمانی است؟
در مورد مطلب اول دیدگاههای گوناگونی ابراز شده است، برخی بر این باورند که تعزیه ریشه در نمایش دراماتیک پیش از اسلام ایران دارد و نمونه آن را در داستان مرگ سیاوش دانستهاند، اما بیشتر صاحبنظران آن را به دوره صفویه نسبت دادهاند.(3)پایههای تعزیه به سبک و سیاق
امروزین خود، از اواخر دوره صفویه پیریزی شد، اما به خاطر ملاحظاتی که وجود داشت فراگیر نشد. تعزیه در دوره قاجاریه نیز به دلیل حمایت شاهان و برخی طبقات گسترش یافت و در دوره ناصرالدین شاه به اوج خود رسید. البته نباید نظر میرزای قمی را (1151 ـ 1231 ه. ق) درباره بلا مانع بودن اجرای تعزیه به لحاظ شرعی در ترویج و گسترش روز افزون آن، نادیده گرفت؛(1)زیرا برخی از فقها پیش از میرزای قمی و پس از ایشان با تعزیه، مخالفت میکردند. برای نمونه، میتوان به مخالفت بزرگانی چون مرحوم آیتالله شاه آبادی رحمه الله حاج شیخ عبدالکریم حائری و آیتالله بروجردی پس از دوره قاجاریه اشاره کرد که با توجه به نوع اجرای مراسم، آن را جایز نمیشمردند.(2)
مسئله شبیهخوانی از دیدگاه فقهی نیز مورد بحث و بررسی عالمان شیعه قرار گرفت و برخی مخالفتهای جدی را نیز در پی داشت. در آغاز بسیاری از فقیهان با شبیهخوانی و تعزیهخوانی مخالفت میکردند که پوشیدن لباس معصومان علیهم السلام و ظاهر شدن در نقش آنان دلیلهای آنان برای مخالفت با شبیهخوانی بود.
ساخت مکانهایی برای اجرای این نوع نمایشها در دوره قاجاریه شتاب گرفت. به طوری که در سال 1269 (هـ.ق) بیش از بر 54 تکیه در تهران وجود داشت؛ سه تکیه آن به نامهای تکیه پادشاهی و تکیه صدراعظم و تکیه دریچه در محله ارگ سلطنتی قرار داشت.(3)تکیه دولت نیز به دستور ناصرالدین شاه، در چهار طبقه با گنجایش بیست
هزار نفر ساخته شد. بدیهی است که مشاهده تئاترهای اروپایی در سفرهای خارجی ناصرالدین شاه نیز در رونق گرفتن تعزیه بیتأثیر نبوده است.(1)
مطلب دیگر اینکه تعزیهخوانی بیرون از مسجد و منبر و زیر نفوذ دستگاه دولتی و دور از نظر و دیدگاه جامعه روحانیت، در میان توده مردم دیندار و متعصب کوچه و بازار تکوین یافت و شکل گرفت.(2)همین مسئله نیز بر پیچیدگی آن افزود و آن را به یک سوگواری اشرافی تبدیل کرده بود؛ زیرا به وسایل و ابزار گوناگونی چون لباس مخصوص، دهل، شیپور، نیزه، شمشیر، خنجر، زره، مشک آب، اسب و... نیاز داشت که افراد عادی توانایی تأمین آنها را نداشتند.
از دید تاریخی برخی پژوهشگران بنیان و اساس تعزیه به صورت امروزی در نیمه دوم حکومت صفویه نهاده شده است. در دوره افشاریه به دلیل روابط دوستانه و صمیمانه نادرشاه با حکومت عثمانی رشد تعزیه متوقف میشود و در دوره زندیه رشد خود را از سر میگیرد. یکی از عوامل توجه روز افزون به تعزیه، انگیزه اعیان و اشراف برای کسب شهرت و اعتبار بوده است.(3)
تعزیه با توجه به جذابیتها و عناصر هنری و داشتن ویژگیهای چون اطلاعرسانی، ارشادی، اخلاقی، تربیتی آن هم به شکل ساده و قابل فهم برای همگان خیلی زود توانست جایگاه مناسبی بیابد و در دورهای نیز تبدیل به دستگاه کامل سوگواری شد تا جایی که دیگر گونههای
سوگواری را تحت الشعاع قرار داد و رقیب جدی دیگر قالبهای سوگواری شد. تعزیه اگر درست و با حفظ موازین شرعی و رعایت شئون اهل بیت علیهم السلام انجام شود، بسیار اثرگذار است و ابزاری ارزشمند برای انتقال فرهنگ دینی به نسلهای آینده به شمار میآید.
مداحی به لحاظ لغوی از مدح و مداح گرفته شده و به معنای تمجید، تحسین و ستودن(1)به کلام زیبا(2)است.
مداحی به معنای مدح بسیار گفتن و ستایشگری فراوان است و در تعریف آن میتوان گفت که وصف شخص با مقولهای ویژه با آوایی دلنشین و کلماتی زیبا و آمیخته از شعر و نثر مداحی است و به فرد خواننده آن مداح میگویند.
مداح؛ روضهخوانی که ایستاده در کنار منبر، شعر، مدح و مصیبتهای اهل بیت را به آواز(3)میخواند. مداح به افرادی اطلاق میشود که در ایام شهادت، ولادت و اعیاد مذهبی شعر و نثر میخوانند. به کار مداحان نیز مداحی میگویند. پایه کار مداحان بر صدا، شعر، اجرا و مخاطب استوار است.
بیتردید مداحی نقش بسزایی در برگزاری و رونق مجالس سوگواری دارد؛ زیرا عامل عمده گردآوری و ایجاد انگیزه برای شرکت افراد در هیئت و مجلس سوگواری را مداح و جذابیتهای مداحی به دوش
میکشد. حرفه مداحی در کنار سایر حرفههای این بخش، همچون: روضهخوانی، دعاخوانی و سخنرانی امروزه جایگاه ویژهای دارد و به رسانهای مهم و مؤثر برای برگزاری مجالس سوگواری و جشن تبدیل شده است که به طور معمول مخاطبان برای حضور در مجالس و هیئتهای سوگواری، بر اساس اینکه چه کسی مداحی میکند و چه سبکی دارد، انتخاب و شرکت میکنند.
در لغت به معنای مقابل هم قرار گرفتن دو چیز است و ازاینرو برابر هم نشستن زنان گریهکننده در سوگواری نوح و به مجلس سوگ آنان مناحه گفته شده است.(1)دهخدا نیز بیست ترکیب را که از نوحه ساخته میشود، نام برده است مانند: نوحهگر، نوحهخوان، نوحهسرا، نوحهگا، نوحهپرداز(2)و... که همه اینها براساس گریه و زاری ساخته شده است. به معنای بیان مصیبت، گریه کردن با آواز و شعری است که در سوگواری به صورت غمآلود و ناله و زاری خوانند؛ خواه سوگواری برای کسی که تازه از دنیا رفته یا برای امامان شیعه باشد.(3)
تعریف نوحه
گرچه واژه نوحه قرابت معنایی خود را حفظ کرده است، اما در فرهنگ و ادب فارسی به یک اصطلاح ویژه تبدیل شده است و به یکی از
جنبهها و مصداقهای مهم و برجسته مراسم سوگواری امامان معصوم علیهم السلام و خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله به ویژه امام حسین علیه السلام اطلاق میشود که شعر، رکن اصلی آن را تشکیل میدهد. یکی از ویژگیهای برجسته نوحه، تحریک عواطف و احساسات برای گریه و زاری و بیان مصیبت است.
ازاینرو، میتوان گفت نوحه قالب ادبی خاصی است که با درونمایه حزن و اندوه همراه با وزنهای متنوع اجرا میشود و عناصر تشکیلدهنده آن کلام و آهنگ است. عنصر مهم نوحه در اجرا مخاطبانی (عزادارانی) هستند که هماهنگ با آهنگ و ریتم نوحه به سینهزنی یا زنجیرزنی میپردازند و با تغییر آهنگ نوحهخوان فاصله زمانی بر سینه زدن را تغییر میدهند. به طور معمولاًمراسم نوحهخوانی پس از مرثیهخوانی ارائه میشود.
نوحهخوان؛ به کسی گفته شود که در روزهای سوگواری امامان برای دستههای سینه یا زنجیرزن، اشعار مصیبت، نوحه و مرثیه را با آهنگی ویژه میخواند و عزاداران با آهنگ او سینه و زنجیر میزنند.(1)
در فرهنگ سوگواری به گونهای از مرثیه که با آهنگ ویژه و ضرباهنگ مشخص در مجالس سوگواری امام حسین علیه السلام خوانده میشود، نوحه میگویند و به خواننده آن اشعار، نوحهخوان میگویند. نوحهخوانی امروزه با قالبهای چون سینهزنی و زنجیرزنی همراه است.
نوحه با این بار معنایی و کاربردی که دارد، سابقه دیرینی چون
1) میرزا ابوالحسن یغمایی جندقی ( 1196 ـ 1276 هـ ق ) نخستین شاعری است که بخشی از دیوان او به نوحه اختصاص یافته است. وی مراثی مذهبی را در اوزان جدید ریخته و آن را نوحه سینهزنی و یا سنگزنی نامیده است.
مداحی، روضهخوانی و... ندارد. برخی نوحهسرایی به این صورت را از یغما جندقی(1)میدانند که شعرهایی در قالب مستزاد میساخت.(2)وصال شیرازی نیز از نوحهسراهای دوره قاجاریه است.(3)
از رایجترین مراسم سنتی سوگواری برای سیدالشهداء و دیگر ائمه علیهم السلام مراسم سینهزنی است که همراه با نوحهخوانی انجام میشود.
سنت سینهزنی در میان عربها فراگیر بوده و بعدها شکل امروزی یافت. اینگونه سوگواری ابتدا به صورت فردی بوده و زمانی که سوگواری علنی و گسترده شد، به ویژه در زمان صفویه به شکل گروهی درآمده است.(4)برای اینگونه سوگواریها نوحههای سنگین انتخاب میشود و با دست یا زنجیر بر سینه و پشت زده میشود.
مجموعهای از حلقههای ریز فلزی به هم متصل که به دستهای چوبی یا فلزی متصل است، زنجیر نام دارد. با این وسیله در روز عاشورا به صورت دستهجمعی و همراه با نوای نوحهخوانی بر پشت و سینه خود میزنند که معمولاً جای آن کبود میشود و به طور معمول این مراسم با نواختن طبل و سنج همراه است.
زنجیرزنی از هندوستان و پاکستان به ایران آمده است. از آنجا که برخی به وضع نامناسبی با زنجیر سوگواری کرده و موجب زخمی شدن بدن و خون آمدن از آن میشوند، برخی فقها اینگونه از زنجیرزنیها را حرام میدانند.(1)
این مراسم به موازات دیگر مراسم، چون سینهزنی طرفداران ویژه خود را دارد و در گوشه و کنار مناطق شیعهنشین مرسوم است.
سنگزنی از جمله رسومی است که در دوره صفویه به فهرست رسوم سوگواری عامه اضافه شد.(2)سنگزنان دستهای از افراد عزادار بودند که هر کدام دو تکه چوب گرد یا سنگ در دست داشتند و با ریتمی هماهنگ آن دو را به هم یا به سینه خود میکوبیدند و نوحه یا ذکری را زمزمه میکردند. آنها گاه بدنهای خود را با نفت یا خاکه زغال سراسر سیاه و براق میکردند یا با روغنها و رنگهای ویژه به رنگ سرخ در میآوردند.(3)این مراسم کمابیش از گردونه خارج شده و امروزه چندان رایج نیست.
خاصی پیدا کرده که عبارت است از بیان مصیبت و حوادث کربلا که بر حضرت سیدالشهداء و خاندان اهل بیت علیهم السلام رفته است.
امروزه مراسم روضهخوانی به یکی از مهمترین مصداقهای سوگواری امام حسین علیه السلام تبدیل شده است؛ به طوری که از مجالس سوگواری آن حضرت به روضه یاد میشود و به طور معمول به کار بردن آن برای دیگر خاندان اهل بیت علیهم السلام با افزودن قید است.
پیدایی روضه
فراگیر شدن این واژه را میبایست پس از نگارش کتاب روضة الشهداء تألیف ملا حسین کاشفی سبزواری (درگذشته 910 هـ . ق) و بر گرفته از آن دانست. در آن کتاب گرچه از کتابهای مانند عیون اخبارالرضا شیخ صدوق، ارشاد شیخ مفید مطلب نقل شده است، اما بیشتر مطالب آن از کتب نامعتبر،(1)مانند کنزالغرائب فی قصص العجایب، مبکیات، گل و هرمز، مقتل امام اسماعیل و... است.(2)
این کتاب را میتوان نخستین اثری دانست که در مقتلنگاری به زبان فارسی نگارش یافته است. این کتاب با نثری شیوا و زیبا به جزئیات حوادث کربلا پرداخت، بدین سان کتاب یاد شده مورد اقبال ذاکران و مرثیهخوانان مجالس سوگواری امام حسین علیه السلام قرار گرفت، آنان از روی این کتاب وقایع کربلا را برای مردم میخواندند که از این روی به روضهخوان مشهور شدند.
در دوره حکومت شاه اسماعیل صفوی ( 930 ـ 907 هـ ق) خواندن
کتاب روضة الشهداء در مجالس سوگواری امام حسین علیه السلام بیش از پیش رایج شد و حسین ندایی نیشابوری آن کتاب را در دو هزار بیت به نظم درآورد و آن را به شاه اسماعیل تقدیم کرد.(1)
از سوی دیگر، محمد بن سلیمان بغدادی معروف به فضولی بغدادی هم آن کتاب را به زبان ترکی ترجمه کرد و آن را حدیقة السعداء نامید.(2)
سابقه نام روضه به پیش از روضة الشهداء ملا حسین کاشفی است، کتاب روضة الواعظین، فَتّال نیشابوری (505 ق) مربوط به چند قرن قبل از این اثر است که بخشی از آن نیز در بردارنده مقتل امام حسین علیه السلام است.
به تدریج خواندن روضه از روی کتاب روضة الشهداء فراموش شد؛ زیرا روضهخوانان مطالب را حفظ کرده و در مجالس سوگواری میخواندند.
گفتنی است، روضة الشهداء ادبیات ویژه خود را پدید آورد؛ ادبیاتی که چندان به بخش واقعی و تاریخی ماجرا توجهی ندارد و فقط حادثه را مانند پدیدهای ویژه، در قالب متونی خاص، به شکل داستانی، ادبی و روضه تصویر میکند. سابقه این ادبیات را میتوان در قرن پنجم جستوجو کرد و آثاری چون لهوف سید بن طاووس، مثیر الاحزان، ابن نماحلی و کامل شیخ بهایی نام برد.(3)
اصطلاح روضه برای مرثیهخوانی و ذکر مصیبت امام حسین علیه السلام در فرهنگ عامه به سرعت جای گرفت؛ به گونهای که از مجالس سوگواری
امام حسین علیه السلام و خاندان اهل بیت علیهم السلام با این عنوان یاد میشود. روضهخوانها اغلب نظم و نثر را با هم ترکیب میکنند و به شیوهای خاص بر بالای منبر به ذکر مصایب امام حسین علیه السلام و وقایع عاشورا میپردازند.
مقتل در لغت به معنای قتلگاه و محل کشتن است و در اصطلاح درباره کتابهایی به کار میرود که یک حادثه خونین را به صورت لحظه به لحظه با انگیزه کشف تمام جوانب، شرح میدهند.(1)
مقتلنگاری؛ بخشی از تاریخنگاری اسلام به شمار میرود که دارای سابقه دیرینه است و آثار مستقلی در این بخش به نگارش درآمده است. با توجه به مصیبتهایی که در طول تاریخ بر خاندان اهل بیت علیهم السلام رفته، مقتلنگاری در میان شیعیان جایگاه ویژهای یافت. ازاینرو، بیش از هفتاد مقتل درباره حماسه عاشورا و قیام امام حسین علیه السلام نگاشته شده است. برای نمونه شیخ آقا بزرگ تهرانی، هفتاد عنوان را نام میبرد و مقتل اصبغ بن نباته را اولین مقتلی میداند که نگارش شده است.(2)
مقتلخوانی؛ گونهای از آیینهای سوگواری امام حسین علیه السلام است. ذاکران و مرثیهخوانان، در مجالس سوگواری آن حضرت حوادث و رخدادهای کربلا را به صورت دقیق و با جزئیات کامل، از روی کتابهای مقتل برای عزاداران میخوانند.
گرچه روضهخوانی به ظاهر مرحله تکاملیافته مقتلخوانی است؛ اما
از آنجا که پایه حفظی، شفاهی و بداههگویی دارد، آسیبهایی متوجه آن است. در صورتی که اگر منبع مقتلخوانی مستند، مطمئن و موثق باشد، این آسیبها را در پی ندارد و مشکلات آن نیز کمتر است؛ زیرا پایه و فلسفه شکلگیری مقتلنگاری عاشورا، ثبت رخدادها و داستانهای تاریخی مربوط به امام حسین علیه السلام است.
امروزه آیین مقتلخوانی با توجه به دگرگونیهای صورت گرفته، به صورت نمادین، محدود و پراکنده برگزار میشود که به نظر میرسد بازگرداندن آن به برنامههای سوگواری و توجه ویژه بدان، ضرورت دارد.
رثا، به معنای گریستن بر مرده، برشمردن خوبیهای او و شعر گفتن درباره مرگ کسی با دلسوزی است! مرثیه، مردهستایی، سوگواری و چکامهای که در عزای از دسترفتهای میسرایند، مراسم عزایی که به یاد شهیدان کربلا، در ایام محرم برپا میشود و اشعاری که در یادآوری مصیبتها و شرح شهادت پیشوایان دین به ویژه امام حسین علیه السلام میسرایند نیز مرثیه است.(1)
مرثیه سخنی تأثر انگیز است که از دلی سوخته و جانی اندوهگین برخاسته و با بیانی ساده و عاطفی بازگو کننده احساسات درونی سرآینده آن است. همچنین گونهای ادبی است که در ادبیات عرب و فارسی سابقهای دیرینه دارد؛ بنابراین مرثیه از قدیمیترین قالبهای به کار رفته در معنای عام و خاص سوگواری بوده است. همچنین پیشوایان دینی بر آن در سوگواری امام حسین علیه السلام تأکید کرده و آن را تشویق نمودهاند تا
1) جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، ص 218.
بتوان با کمک ظرفیتهای شعر؛ رشادتها، مظلومیتها و حوادث کربلا را زنده نگه داشت و به آیندگان منتقل کرد. ازاینرو، بر کاربرد شعر، به مثابه ابزاری کارآمد در نشر و اشاعه فرهنگ اسلام تأکید شده است.
مرثیه عاشورایی
در یک تقسیم کلی، مرثیه عاشورایی بخش مهم مراسم مذهبی را تشکیل میدهد که متنهای فراوان درباره آن نوشته شده است. به اشعاری که در سوگ امام حسین علیه السلام و واقعه جانگداز کربلا سروده شده مرثیه عاشورایی میگویند. در اینگونه از مرثیه به رخدادهای روز عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و همراهان او پرداخته شده است و محتوای آن بر پایه بیان مظلومیت و مصیبتهای امام و یارانش استوار است.
مرثیهسرایی و مرثیهخوانی یکی از آیینهای سوگواری امام حسین علیه السلام در فرهنگ و سیره اهل بیت علیهم السلام است. امام صادق علیه السلام در این باره میفرماید:
«اَلْحَمدلِلّه الَذی جَعل فِی النَّاسِ مَن یَفِدُ اِلینا و یَمْدَحُنا و یَرْثی لَنا؛ خدا را سپاس که در میان مردم، کسانی را قرار داد که به سوی ما میآیند و بر ما وارد میشوند و ما را مدح و مرثیه میگویند».(1)
امام رضا علیه السلام به دعبل فرمود: ای دعبل برای حسین بن علی علیه السلام مرثیه بگو، تو تا زندهای، یاور و ستایشگر مایی، پس تا میتوانی از یاری ما کوتاهی مکن.(2)
مرثیهسرایی بر خلاف دیگر سوگواریهای رایج، در سیره اهل
بیت علیهم السلام مقبول و مرسوم بوده است. چنانکه در دوره پیامبر صلی الله علیه و آله ، دو شاعر بزرگ به نامهای حسان بن ثابت و کعب بن مالک(1)در رثای شهدای احد شعر گفتهاند.
میتوان جملات منسوب به حضرت زینب علیها السلام در روز عاشورا را پس از شهادت امام حسین علیه السلام ، هنگام عبور از کنار جسد پاک آن حضرت، خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نخستین مرثیههایی دانست که در گرامیداشت امام حسین علیه السلام و واقعه کربلا سروده شده است:
«یا مُحَمَّداه! صَلَّی علیک مَلیکُ السَّماءِ، هَذا حُسَینٌ مُرَمَّلُ باِلدِّماء، ُمقَطَّعُ الأَعضاء، یا محمداه! و بناتک سبایا و ذریتک مقتله تَسْفِی عَلَیهِ الصَّبا؛ای محمد!ای محمد! درود ملائکه آسمان بر تو باد، این حسین توست که عریان است، در خون خود آغشته و اعضای پیکرش از هم جدا شدهاند.ای محمد! دختران تو به اسیری میروند و فرزندان تو کشته شدهاند و باد صبا بر اجساد آنها خاک میپاشد».(2)
قمه نام سلاحی فلزی است، شبیه شمشیر؛ اما کوتاهتر و پهنتر(3)است و به کسی که با این سلاح در روز عاشورا سر خویش یا دیگران را مجروح میسازد قمهزن و به این عمل قمهزنی میگویند. مراد از قمهزنی عملی است که فقط در روز عاشورا و در بخشهای شیعهنشین و به دست برخی افراد انجام میشود که خود را عزادار امام حسین علیه السلام میدانند.
این مسئله از زمان پیدایش تاکنون همچون برخی دیگر از گونههای سوگواری، مورد اختلاف بوده است و حتی برخی بزرگان دین نیز به حرمت آن حکم دادهاند.
امروزه قمهزنی به سوژهای برای رسانههای غربی تبدیل شده و انعکاس وسیعی یافته است. در جامعه مذهبی نیز چالشی است که عکسالعملهای متفاوتی را در پی داشته و مخالفتهایی از لحاظ فقهی و قانونی با آن صورت گرفته است.
تحریف در لغت از ماده حرف به معنای طرف، گوشه یا جانب آمده و تحریف الشی به معنای عدول از مواضع اصلی به طرف و جانبی دیگر و تحریف کلام به معنای تفسیر نادرست کلام، آن هم بدون دلیل است.(1)
دهخدا تحریف را گردانیدن سخن از جای خود، تفسیر عام از هر چیز، تغییر به ویژه کتاب، تغییر، تبدیل، انقلاب، سرنگونی، واژگونی و انحراف سخن یا چیزی دیگر از حالت و وضع خود و تقلب در آن معنا کرده است.(2)تبدیل لفظ، مبهم نمودن و نامفهوم کردن کلام برخلاف مقصود گوینده یا نویسنده از جمله نمونههای تحریف است.
اقسام تحریف
الف. تحریف به معنای زیاد کردن و افزودن به متن.
ب. تحریف به معنای کم کردن و کاستن از متن.
ج. تحریف به معنای تبدیل کردن معنای کلام.
د. تحریف به دلیل و محتوای کلام.
بیشتر پژوهشگران و نویسندگان که از تحریفهای عاشورا سخن به میان آوردند، از تحریف در دو قسم کلی سخن گفتهاند:
تحریف میتواند در ساحت لفظ و معنا راه یابد. ازاینرو، دو قسم تحریف لفظی و تحریف معنوی شکل میگیرد.
تحریف لفظی: هنگامی که برای دگرگون کردن معنای کلام، لفظ کم، زیاد یا جا به جا شود، تحریف لفظی رخ داده است.
تحریف معنوی: هنگامی که لفظ تحریف نمیشود، اما به گونهای معنا تحریف میشود که خلاف مقصود گوینده باشد؛ یعنی سخن یا هرچیز دیگری را به گونهای معنا میکنید که مورد نظر شماست و نظر گوینده نبوده است.
در تحریف لفظی هدف از دگرگونی در لفظ، تغییر معناست؛ اما در تحریف معنوی هدف دگرگون کردن مفهوم و روح حاکم بر کلام و پیام است؛ بدون اینکه در لفظ تغییری صورت گیرد.
برای نمونه میتوان هدف امام حسین علیه السلام از قیام را به هدفی کوچک محدود کرد؛ یا فلسفه قیام سید الشهداء علیه السلام را اینگونه تحریف کرد که امام شهید شدند تا امت خود را در قیامت شفاعت کنند.
تمامی تحریفهای لفظی و معنوی را میتوان با توجه به هدف مشترکی که دارند؛ یعنی دگرگونسازی معنای واژه در آسیبهای محتوایی جای داد.
کژیها و وارونگیها میتواند برای دستیابی به چند هدف باشد:
الف) تحریف در شکل بیان حادثه و دگرگونسازی حوادث و رخدادها
نمونه این تحریف را عاشوراپژوهان استخراج و معرفی کردهاند؛ شهید مطهری نیز در کتاب حماسه حسینی به طور مفصل نمونههای از آنها را مطرح کرده است.
ب) تحریف در تفسیر
در این باره میتوان به به دیدگاههایی اشاره کرد که برای نمونه امام حسین علیه السلام را همانند مسیح که فدائی مسیحیان شد، فدایی امت مسلمان میدانند؛ یا اینکه یکی از دلایل شهادت آن بزرگوار را گناه گناهکاران میدانند و بر این باورند که او جان و مال خود را برای کفاره گناه گناهکاران به خدا فروخته و در برابر آن بهشت را برای نجات گناهکاران و شفاعت ایشان خریده؛(1)یا اینکه حضرت بیدلیل کشته شد و خونش به هدر رفت. تحریف دیگر شهادت امام حسین علیه السلام را از حوزه بشری خارج میداند، بنابراین فهم بشری نمیتواند از آن تفسیری ارائه دهد.
ج) پررنگ کردن حاشیه و غلبه دادن آن بر متن
بدین معنا که برخی جنبهها را خیلی پررنگ میکنیم تا متن را تحت الشعاع قرار دهیم؛ به گونهای که حماسه حسینی و آموزههای بلند آن در حاشیه قرار بگیرند.
واژه لاتینی آن Medium است که جمع آن Media است و در لغت به
1) نک: اسرار شهادة آل الله:، میرزا محمدباقر شریف طباطبایی، ص 73 و صفحات 133-134
معنای وسیله یا واسطه است. رسانه به معنای هر وسیلهای است که انتقالدهنده پیام (فرهنگ، افکار و مانند آن) باشد و امروزه نمونههایی چون روزنامه، مجلات، تلویزیون، رادیو، ماهواره، اینترنت و.. دارد. رسانه ابزاری است که پیام را از فرستنده به گیرنده منتقل میکند.
به وسایلی گفته میشود که از آنها برای رساندن پیامها وانتقال مفاهیم استفاده میکنند. وسایل ارتباط جمعی ابزارهایی هستند که با آنها میتوان به افرادی نه به طور جداگانه یا به گروهای خاص و همگون؛ بلکه به اجتماع یا تودهای از مردم به طور یکسان دسترسی پیدا کرد.(1)در دسترس بودن، سرعت انتشار، گستردگی حوزه انتشار، دسترسی آسان و فراگیری پوشش مخاطبان از ویژگیهای وسایل ارتباط جمعی است.
1) 1دادگران، محمد، مبانی ارتباط جمعی، ص 30
فصل دوم: سوگواری در سیره پیامبر(ص) و ائمه معصومان:
زیر فصل ها
اسلام و سوگواری
سوگواری در سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
سوگواری مسلمانان در فراق نبی اکرم صلی الله علیه و آله
گریه فاطمه زهرا علیها السلام در فراق پدر
گریه امام حسن علیه السلام در فراق پدر
گریه امام سجاد علیه السلام و خاندان بنیهاشم در شهادت امام حسین علیه السلام
سوگواری امام محمد باقر علیه السلام
امام صادق علیه السلام در سوگ اسماعیل
امام موسی بن جعفر علیه السلام
جمعبندی
اسلام و سوگواری
سوگواری در مرگ فرد یا افرادی از بستگان، دوستان و... رفتاری طبیعی است که از مهر و محبت سرچشمه میگیرد و برنامهای آیینی رایج در همه اقوام و ملتها است، اما در چگونگی برگزاری برنامهها و آیینها، تفاوتهایی وجود دارد که این امر نیز طبیعی است؛ زیرا معمولاً تنوع فرهنگی و قومی تنوع آیینها را میشود با توجه به اینکه انسان موجودی اجتماعی است و حالتها و رفتارهای گوناگون دارد، سوگواری نیز از عواطف او سرچشمه میگیرد و با رفتارهای چون گریه، اظهار غم و اندوه در از دست دادن نزدیکان همراه است.
طرح این موضوع ضرورت دارد که دیدگاه دین مبین اسلام درباره سوگواری به معنای عام و فراگیر آن که انسان در مصیبت فردی از بستگان و دوستان از خود بروز و ظهور میدهد چیست؟ و البته میتوان آن را به این پرسش تبدیل کرد که نظر اسلام درباره سوگواری چیست؟ و آیا سوگواری و گریه در فراق دیگران جایز است؟ و آیا میتوان در سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام مواردی را شناسایی کرد که آنان نیز گریه و سوگواری کرده باشند؟ و اگر سوگواری جایز است حدود آن چیست؟ و در صورتی که از آن بازداشتهاند، در کدام موارد اینگونه است؟ در مراجعه به سیره رفتاری معصومان علیهم السلام که نمونههای انسان کامل هستند واکنش
آنان در چنین مواقعی چه بوده است؟ و از سوی دیگر واکنش رهبران مذهبی و دینی با هدف الگوسازی چگونه بوده است؟
در سیره حلبیه نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله در آغاز از نوحهخوانی زنان جلوگیری میکرد، پس از آن گروهی از زنان خدمت آن حضرت رفتند و گفتند که بر اثر گریه و نوحه بر اموات، نوعی راحتی مییابیم شما اجازه بفرمایید گریه کنیم. آن حضرت فرمود: با این شرایط اجازه میدهم که موهای خود را پریشان و گریبانها را پاره نکنید و از زخمی کردن صورت پرهیز نمایید.(1)
امام صادق علیه السلام میفرماید:
هنگام ماتم و عزا بانوان برای اشک ریختن ـ برای کاستن بار مصیبت ـ نیاز به شیون و زاری دارند، اما شایسته نیست سخنان بیهوده و باطل بگویند و باید با فرا رسیدن شب، نوحه، گریه و فریاد را رها سازند تا فرشتگان آزار نبینند.(2)
در این حدیث گریه منع نشده است؛ بلکه از رفتارهایی که در چارچوب شرع نمیگنجند، نهی شده و از طرفی محدوده زمانی و ساعات مشخص برای سوگواری و گریه مشخص شده است.
از امام صادق علیه السلام در فرمایش دیگری میفرمایند: «سوگواری سه روز است و بیش از آن جایز نیست؛ مگر زن در مرگ شوهرش و آن هم تا اینکه عدهاش به سرآید».(3)
در مورد سوگواری دو دسته روایت داریم. برخی از اینها با سوگواری
مخالفت کرده و برخی دیگر سوگواری را تأیید کردهاند. در توضیح این روایات باید گفت که تحقیق و بررسی در محتوای هر دو دسته نشان میدهد بین آنها هیچگونه ناسازگاری وجود ندارد؛ اما چگونه میتوان بین آنها وجه مشترکی پیدا کرد و آنها را با همدیگر جمع کرد؟ در پاسخ به این تضاد و تناقض میتوان گفت که این روایتها مخالف سوگواری نیستند؛ بلکه با بعضی رفتارها و کارهای نادرستی که در سوگواریها انجام میشود مثل فریاد زدن، گریبان دریدن، سخن باطل گفتن.
سوگواری برای افراد از دست رفته در فرهنگ اسلامی با شکیبایی بر سختیها و راضی بودن به قضا و قدر الهی منافات ندارد و گریستن امری غریزی، عاطفی و از جلوههای دلسوزی انسانها است. البته تا زمانی اشکالی ندارد که در بردارنده حالاتی چون جزع و فزع افراطی، بیتابی، جامه دریدن، ضربه زدن بر بدن، نمایان ساختن و پریشان کردن موها (توسط زنان) و چنگ انداختن نباشد.
در فقه شیعه مباحث سوگواری، به صورت فرعی در بحث احکام مردگان آمده است. برای نمونه، در اثر بزرگ فقهی شیعه کتاب جواهر الکلام چنین آمده است.
«بدون شک گریستن بر متوفا به دلیل روایتهای متعدد که به حد تواتر معنوی رسیده و فتواهای فقهاء جایز است».(1)
پس از آن مرحوم صاحب جواهر به روایات گریستن رسول خدا صلی الله علیه و آله بر حضرت حمزه و مواردی از این قبیل اشاره کرده است و مینویسد: «تمام این موارد نشاندهنده این است که ندبه و نوحهسرایی، برای کسانی که دارای ویژگیهای برجستهاند، منعی ندارد؛ بلکه مستحب است تا در
1) محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج 4، ص 364.
پرتو مجالس عزا، فضایل آنان نشر یابد و دیگران نیز از آنان الگو گیرند».(1)
روایات مربوط به گریه و عزا، چنان فراوان و گسترده است که جای هیچگونه تردیدی نمیگذارد که گریه و سوگواری برای مردگان اشکالی ندارد موضوع هیچ یک از نهیهای شریعت نیست. نمونههای فراوان از فعل،(2)تقریر(3)و قول(4)پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومان علیهم السلام در کتب تاریخی و منابع روایی وجود دارد که نشانگر جواز گریه در عزای از دست رفتگان است. برای نمونه گریه آن حضرت در روز مرگ عموی بزرگوارش ابوطالب و حمزه سیدالشهداء، زید بن حارثه، عبدالله بن رواحه، جعفر بن ابی طالب و... حکایت از این جواز دارد.(5)
سوگواری در سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یکی از منابع مهم شریعت و شناخت احکام دین به شمار میرود. در این باره قرآن کریم میفرماید:
1) محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج 4، ص 364.
2) اعمال و افعالی را که معصومین7 انجام میدادهاند «فعل معصوم» مینامند. مقدار دلالت فعل معصوم7 این است که اگر کاری را انجام داد، دلالت دارد که کار مباح است (انجامش اشکالی ندارد.) اما واجب یا مستحب بودن فعل را نمی رساند. و اگر کاری را انجام نداد، دلالت دارد که فعل، حداقل واجب نیست. اما بر حرمت یا کراهت دلالت ندارد. مگر اینکه از دلیل یا نشانه یا علامت دیگری بفهمیم که واجب، مستحب، حرام یا مکروه است. (مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، ج2، ص57-62)
3) منظور از تقریر یا امضای معصوم: این است که فردی نزد معصوم: کاری انجام دهد و یا سخنی بگوید و معصوم7 بدون وجود مانعی همچون تقیه با سکوت خود آن را تأیید کند.
4) گفتهها و سخنان معصومین: را که در احادیث و روایات آمده است «قول معصوم» میگویند.
5) محمدحسن نجفی، جواهرالکلام، ج 4، ص364.
«وَمَا آتَاکُمْ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا؛ آنچه رسول خدا دستور دهد بگیرید و هر چه نهی کند واگذارید».(1)
و در جای دیگر میفرماید:
«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ قطعا برای شما در [اقتدا] به رسول خدا سرمشقی نیکوست».(2)
روشن است که در مسئله سوگواری، شیوه و روش نبی اکرم صلی الله علیه و آله راهگشا خواهد بود. بدین سان در سیره حضرت رسول صلی الله علیه و آله ، مصیبتهایی وجود دارد که آن حضرت در برابر آنها رفتارهایی ویژه داشتند و مواردی از آن برای نمونه در اینجا گزارش میشود.
ـ گریه پیامبر صلی الله علیه و آله در مرگ عبدالمطلب
پس از درگذشت عبدالمطلب جد بزرگوار پیامبر صلی الله علیه و آله ، گزارش شده که آن حضرت گریه کرد.(3)ام ایمن میگوید: من پیامبر را دیدم که گریهکنان در پی جنازه عبدالمطلب راه میرفت.(4)
ـ گریه پیامبر صلی الله علیه و آله در مرگ ابوطالب
حضرت علی علیه السلام میفرماید: وقتی خبر رحلت پدرم را به پیامبر دادم، ایشان گریست. آنگاه فرمود: او را غسل بده، کفن کن و به خاک بسپار. خداوند او را بیامرزد و مورد رحمت خویش قرار دهد.(5)
ـ گریه پیامبر صلی الله علیه و آله در مرگ فاطمه بنت اسد(1)
روزی پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بود که حضرت علی علیه السلام گریان وارد شد. پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: چرا گریه میکنی! گفت مادرم فاطمه وفات کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به خدا مادر من هم بود. پس با شتاب برخاست تا بر او وارد شد و چون به او نگریست، گریان شد. آنگاه به زنها دستور داد، غسلش دهند(2)و پس از آنکه قبر فاطمه آماده شد، حضرت در قبر خوابید و برای او دعا و طلب مغفرت کرد.(3)
ـ گریه پیامبر صلی الله علیه و آله درشهادت شهدای جنگ احد و حمزه سید الشهداء
در جنگ احد حدود هفتاد نفر از سپاه اسلام به درجه شهادت رسیدند و بر وجود نازنین نبی اکرم صلی الله علیه و آله نیز آسیب وارد شد. یکی از شهدای این جنگ حمزه، عموی پیامبر صلی الله علیه و آله بود که پشتوانه نیرومندی برای آن حضرت به شمار میرفت، بدنش پس از شهادت، به دست هند همسر ابوسفیان به طور فجیعی مثله شد. شهادت وی برای مسلمانان و پیامبر صلی الله علیه و آله بسیار گران بود. به طوری که ناراحتی شدید پیامبر صلی الله علیه و آله در منابع تاریخی، حدیثی و سیره، به طور گسترده انعکاس یافته است.
گریه رسول خدا صلی الله علیه و آله در شهادت حمزه به گونهای است که مانند آن از ایشان دیده نشد و گزارش نگردید. رسول خدا صلی الله علیه و آله جنازه او را به سوی قبله گذاشت. سپس با صدای بلند گریه کرد. پس از آن فرمود:ای عموی رسول خدا!ای شیر خدا!ای شیر رسول خدا!ای حمزه!ای انجامدهنده
کارهای ثواب!ای حمزه!ای برطرف کننده غمها و سختیها از چهره پیامبر،ای کسی که دشمن را از مقابل رسول خدا دور کرده، وجود او را نگهداری نمودی!(1)
واقدی نقل میکند: «پیامبر فرمود: هرگز مصیبتی به بزرگی مصیبت تو به من نرسیده است! آنگاه، خطاب به صفیه (خواهر حمزه) و فاطمه فرمود: مژده دهید! هم اکنون جبرئیل به من خبر داد که در آسمانهای هفتگانه برای حمزه نوشتهاند که شیر خدا و شیر رسول خداست».(2)
پیامبر صلی الله علیه و آله پس از دفن شهدای جنگ احد در بازگشت به مدینه از کنار خانههای قبیله بنیالاشهل و بنیظفر میگذشت؛ صدای نوحه و گریه زنان را که برای کشتهگان خود سوگواری و نوحهسرایی میکردند، شنیدند؛ چشمانش پر از اشک شد و فرمود؛ اما عمویم حمزه گریهکننده ندارد.»(3)سعد بن معاذ و اسید بن حضیر که از یاران آن حضرت بودند، به زنان دستور دادند که از سوگواری برای کشتهگان خود دست بکشند و بروند برای حمزه سیدالشهداء مجلس عزا به پا کنند.(4)اول بر حضرت حمزه گریه کنند سپس بر کشتههای خود.(5)
تأثیر این سخن به اندازهای بود که از آن پس، در مدینه هر گاه کسی سوگوار عزیزی میشد، پیش از سوگواری برای فرد از دنیا رفته، بر حمزه سوگواری میکرد و کار این به صورت یک سنت در میان مردم
1) علی بن برهان الدین حلبی الشافعی، السیره الحلبیه، ج 2، ص60.
2) محمدبن عمر واقدی، المغازی، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، ص209.
3) ابوجعفر محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک)، ج 2، ص 532.
4) ابوجعفر محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک)، ج 2، ص 532.
5) سید جعفر مرتضی عاملی، سیره صحیح پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، ج 3، ترجمه محمد سپهری، ص 158؛ محمد ابن سعد، الطبقات الکبری، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، ج 3، ص5؛ محمدبن عمر واقدی، المغازی، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، ص228.
رواج پیدا کرد.(1)به گونهای که حضرت فاطمه علیها السلام تا پایان عمر شبهای جمعه بر سر مزار شهدای احد و حمزه سیدالشهداء حاضر میشد،(2)کنار قبر آنان میگریست و دعا میکرد.(3)
ـ زیارت قبور شهدای احد
مرحوم کلینی میگوید: «رسول خدا صلی الله علیه و آله هر سال به زیارت قبور شهدای احد میرفت و چون به دامنه احد میرسید، صدای خود را بالا میبرد و بلند میگفت: «اَلسلام عَلیکم بِما صَبَرتُم و نِعم عُقبی الدار؛ سلام بر شما باد بر آنچه شکیبایی کردید و خانه آخرت چه نیکواست».(4)
در ماجرای شهادت حضرت حمزه، پیامبر صلی الله علیه و آله چند کار انجام دادند:
الف) گریه حضرت در مواجهه با جنازه حمزه سید الشهداء.
ب) ترغیب مردم مدینه به گریه بر آن حضرت با این فرمایش که حمزه گریه کننده ندارد.
ج) زیارت قبور شهدای احد
رفتارهای پیامبر صلی الله علیه و آله در این باره با دیگر موارد مشابه متفاوت است و این نشانگر علاقه و ارتباط آن حضرت با عمویش حمزه سیدالشهداء و نقشی است که حمزه در پیش برد اهداف اسلام بر عهده داشت.
مسلمانان به قبر حمزه تبرک جسته و از خاک آن تسبیح درست میکردند.(5)
ـ گریه پیامبر صلی الله علیه و آله در شهادت جعفربن ابی طالب
یکی دیگر از جلوههای سوگواری پیامبر صلی الله علیه و آله پس از شهادت جعفر بن ابی طالب (در جنگ موته(1))، سخت اندوهناک شد و در سوگ وی و یار همرزم و شهیدش زید بن حارثه گریست. همچنین مانند پدری مهربان و دلسوز به خانه جعفر رفت و بر سر کودکان یتیم وی، دست نوازش کشید و در کنار دلجویی از همسر جعفر ـ اسماء بنت عمیس ـ، از دختر خود فاطمه زهرا علیها السلام خواستند، برای اهل خانه جعفر غذا ببرند.(2)
امام صادق علیه السلام میفرماید:
وقتی خبر شهادت جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رسید، از آن پس هرگاه وارد خانه میشد، بر آن دو شهید به شدت میگریست و میفرمود: آن دو شهید با من همسخن، همدم و انیس بودند و هر دو با هم رفتند.(3)
«اسماء بنت عمیس میگوید: پیامبر صلی الله علیه و آله به خانهام آمدند و فرمودند ای اسماء پسران جعفر کجایند؟ آنها را به حضورش آوردم ایشان را در آغوش کشید و بویید و سپس دیدگانش به اشک نشست و گریست، پرسیدم ای رسول خدا شاید خبری از جعفر به شما رسیده است! فرمود: آری همین امروز کشته شده است، من از جای برخاستم و شیون کردم، زنان پیش من جمع شدند، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود ای
1) غزوه موته در سال هشتم هجری با رومیان رخ داد در آن جنگ زید بن حارثه و پس از او جعفر بن ابی طالب و پس از او عبدالله بن رواحه به فرماندهی رسیدند و به درجه شهادت نائل آمدند؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج2، ص 267.
2) محمد بن حسن شیخ حرعاملی، وسائل الشیعه، ج 2، ص 94.
3) محمد بن علی شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص177، حدیث 527.
اسماء سخن ناپسند مگو و به سینه مکتوب آنگاه پیامبر از پیش من بیرون شد و خود را به خانه دخترش فاطمه رساند که میگریست و میگفت وای بر من، بر اندوه و فقدان عمویم؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: آری که بر مانند جعفر باید گریهکنندگان بگریند آنگاه فرمود: امروز شما برای خاندان جعفر غذا فراهم آورید که آنان امروز از خویشتن بازماندهاند.(1)در این قضیه پیامبر صلی الله علیه و آله هم خود گریه کرد و هم اینکه در حضور او اسماء و دیگر زنان گریه کردند. در حقیقت بنابر فعل و تقریر پیامبر صلی الله علیه و آله منعی متوجه کار سوگواری نیست و نهی پیامبر صلی الله علیه و آله متوجه این امر است که در ضمن سوگواری خلاف شرعی صورت نگیرد.
ـ گریه پیامبر صلی الله علیه و آله در مرگ نجاشی
حضرت علی علیه السلام فرمود: «هنگامی که جبرئیل خبر درگذشت نجاشی را به پیامبر صلی الله علیه و آله داد، پیامبر به شدت گریست و فرمود: برادرتان نجاشی از دنیا رفت. پس به صحرا رفت و برای او درود فرستاد و هفت بار تکبیر گفت».(2)
ـ اجازه پیامبر صلی الله علیه و آله به ام سلمه برای سوگواری در مرگ ولید بن مغیره
امام باقر علیه السلام فرمود: «هنگامی که ولید بن مغیره پسر عموی ام سلمه از دنیا رفت، ام سلمه از پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه خواست تا در مراسم نوحه و ماتم او شرکت نماید. آن حضرت اجازه دادند؛ آنگاه در برابر رسول خدا با
ذکر اشعاری برای مغیره گریه کرد، آن حضرت هم جلوگیری نکرد و چیزی نفرمود».(1)
گرچه در این قضیه خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گریه نکرد، اما از آنجا که پیامبر اکرم دارای جایگاه رهبری جامعه اسلامی و رفتارهای (اعم از فعل، قول و تقریر) او جنبه الگوسازی دارد. از گریه ام سلمه نیز نهی نکردند، پس گریه به تنهایی خلاف شرع نیست و آنچه درباره این باره نهی شده گریه نبوده؛ بلکه کارهای خلاف شرع بوده است.
ـ گریه پیامبر صلی الله علیه و آله در مرگ عثمان بن مظعون
وی یکی از شخصیتهای ممتاز و از یاران رسول اکرم صلی الله علیه و آله بود و در میان یاران آن حضرت احترام ویژهای داشت، عثمان بن مظعون، نخستین مسلمانی بود که در مدینه از دنیا رفت و مرگ او موجب تأثر شدید پیامبر صلی الله علیه و آله و یارانش شد. چنانکه در مرگ او گریستند و به دستور آن حضرت عثمان را در بقیع دفن کردند.(2)
ـ گریستن پیامبر صلی الله علیه و آله در مرگ فرزندش ابراهیم(3)
در موارد متعدد آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در مصیبت و مرگ عزیزان و نزدیکان خود اشک میریخت. جابر بن عبدالله انصاری در مرگ ابراهیم، فرزند رسول خدا نقل میکند:
«پیامبر صلی الله علیه و آله به همراه عبدالرحمان بن عوف بر بالین پسرش ابراهیم که در حال جان دادن بود، آمد و او را در آغوش گرفت و شروع به گریه کرد.
عبدالرحمان گفت آیا شما هم گریه میکنید؟ مگر شما از گریه نهی نفرمودهاید؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: این گریستن نشانه مهر و محبت است و هر کس مهربان نباشد بر او مهربانی نمیشود(1)و ما مردم را از فغان و داد و فریاد دو گروه احمق و سفیه بازداشتم. کسانی که در هنگام مصیبت چهره میخراشند و گریبان میدرند و آنان که نالههای شیطانی سر میدهند.»(2)همین واقعه را نیز انس بن مالک نقل میکند که پیامبر صلی الله علیه و آله در پاسخ به عبدالرحمان فرمود:
«دیده گریان است و دل اندوهگین؛ ولی هرگز سخنی برخلاف رضای پروردگار بر زبان جاری نمیکنم. ما از فراق توای ابراهیم اندوهناکیم.»(3)این گزارش تأکیدی است که گریه و سوگواری اشکالی ندارد و آنچه ناپسند است، سخنی است که بر خلاف رضای حق و تقدیر و مشیت او بر زبان آورده شود.
ـ گریه پیامبر صلی الله علیه و آله بر مزار مادر
در سال ششم هجری که پیامبر صلی الله علیه و آله با مشرکان قریش پیمان صلح حدیبیه را بست. هنگام عبور از منطقه ابواء، قبر مادر خود را زیارت کرد. آن را مرمت نمود. او بر سر قبر مادر گریه کرد و همراهانش نیز با ایشان همنوا شدند. به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کردند چرا گریه میکنید؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود به یاد مهربانی او افتادم و گریستم.(4)
ـ گریه پیامبر صلی الله علیه و آله در عیادت از سعد بن عباده
سعد در بستر بیماری بود. پیامبر صلی الله علیه و آله به همراه عدهای به عیادت وی رفتند. سعد بیهوش بود. حضرت سؤال کرد: آیا سعد از دنیا رفته؟ عرض کردند نه؛ پس پیامبر صلی الله علیه و آله گریست، آنگاه همراهان آن حضرت گریه کردند. سپس ایشان در پاسخ برخی از اصحاب که گویا به گریه آن حضرت اعتراض داشتند؛ فرمودند: آیا نمیدانید که خداوند کسی را به خاطر اشک چشم و اندوه قلبی عذاب نمیکند. آنگاه حضرت به زبانشان اشاره کردند و فرمودند، تنها زبان انسان است که باعث عذاب میگردد؛ مگر آن که خدا بندهاش را مورد رحمت قرار دهد و عذاب نکند.(1)
سوگواری مسلمانان در فراق نبی اکرم صلی الله علیه و آله
ـ ابوذئیب هذلی میگوید: «پس از رسیدن خبر وفات پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی مدینه حرکت کردم، پس از ورود به مدینه با گریه و آواز سر و صدای مردم مدینه روبهرو شدم. گریهها به گونهای بلند بود که گویا مردم برای حج، محرم میشدند و لبیک میگویند».(2)
گریه فاطمه زهرا علیها السلام در فراق پدر
حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در فراق پدر بسیار میگریست، برای جلوگیری از سرزنش مردم از مدینه خارج میشد و در قبرستان بر مزار شهدا میگریست(3)و خطاب به پدر بزرگوارشان چنین میگفتند:
لَا خَیْرَ بَعْدَکَ فِی الْحَیَاةِ وَ إِنَّمَا أَبْکِی مَخَافَةَ أَنْ تَطُولَ حَیَاتِی(1)
در زندگی بعد از تو خیری نیست؛ همانا گریهام از آن است که مبادا زندگیم طولانی شود.
ـ حضرت علی علیه السلام میفرماید: به کسان خود دستور دهید که بر سر جنازه سخن نیکو بگویند؛ زیرا آنگاه که پدر بزرگوار حضرت فاطمه علیها السلام از دنیا رفت، همه دختران بنیهاشم با او هم ناله شدند. به آنان فرمود: شمارش(اوصاف میت) را کنار بگذارید و دعا کنید.(2)
گریه امام حسن علیه السلام در فراق پدر
ابومخنف از ابی اسحاق سبیعی روایت کرده که امام حسن علیه السلام در بامداد آن شبی که امیرالمؤمنین علیه السلام از دنیا رفت، خطبه خواند و حمد و ثنای خدای را به جا آورد و بر رسول خدا صلی الله علیه و آله درود فرستاد. آنگاه فرمود: به راستی در این شب مردی از دنیا رفت که پیشینیان در کردار از او پیشی نگرفته، و آیندگان نیز در کردار به او نرسند، پس آن حضرت گریست و مردم نیز با آن حضرت گریه کردند.(3)
گریه امام سجاد علیه السلام و خاندان بنیهاشم در شهادت امام حسین علیه السلام
امام جعفر صادق علیه السلام میفرماید:
«نِیحَ عَلَی الحسین بن علی سَنةً کامِلَه کُلُ یَومٍ و لَیلَه و ثَلاثُ سِنین مِنَ الْیوم الذی اُصِیبَ فِیه؛ خاندان بنیهاشم یک سال شب و روز و سه سال
در سالروز شهادت امام حسین علیه السلام در روز عاشورا نوحهگری و سوگواری کردند».(1)
سوگواری امام محمد باقر علیه السلام
چند نفر از اصحاب خدمت حضرت رسیدند؛ در حالی که یکی از فرزندانش مریض بود. امام خیلی ناراحت بودو قرار نداشت. اصحاب با خود گفتند اگر پیشامدی رخ دهد، میترسیم که با وضع ناجوری روبهرو شویم. چیزی نگذشت که صدای ناله و فریاد از میان خانه بلند شد، دیدند امام علیه السلام آمد، ولی گشادهرو؛ بر خلاف وضعی که پیشتر داشت. عرض کردند: فدایت شویم ما ترسیدیم که اگر چنین اتفاقی بیفتد شما را در حال افسردگی ببینیم که ما نیز افسرده شویم. فرمود ما عافیت و سلامتی را دوست داریم برای کسی که او را دوست داریم؛ ولی وقتی امر خدا آمد، در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم.
در این ماجرا بیتابی حضرت پیش از مرگ فرزندش و پیشگیری نکردن از گریه و شیون دیگران نشاندهنده این است که اگر اصل گریه و شیون خلاف شرع بود و امری منکر شمرده میشد، امام علیه السلام نیز از آن نهی میکردند؛ پس اینگونه نیست و گریه و شیون اشکالی ندارد.
ـ در فرمایش دیگر داریم که امام محمد باقر علیه السلام برای مجلس سوگ و ماتم خود هشتصد درهم وصیت کرد و این را برای رعایت سنت میدانست؛ زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از شهادت جعفر بن ابی طالب فرمود، برای اهل خانه جعفر طعامی مهیا کنید که اهل خانه گرفتارند.(2)
امام باقر علیه السلام در وصیت خود به فرزندش امام صادق علیه السلام میفرماید: «ای جعفر! از مالم مقداری وقف نوحهخوانان کن تا به مدت ده سال در منا در ایام حج، بر من نوحهخوانی و سوگواری کنند».(1)
مرحوم شهید ثانی در مُسکّن الفؤاد ذیل این حدیث میگوید:
«مقصود آن است که مردم را به فضائل و مزایای ایشان آگاه کنند؛ تا مردم اقتدا به ایشان کنند چون بعد از وفات و شهادت ایشان دیگر مجالی برای تقیه نمیباشد».(2)
امام صادق علیه السلام در سوگ اسماعیل
حسن بن زید میگوید: آنگاه که اسماعیل فوت کرد، امام بر او جزع شدیدی نمود. به امام صادق عرض شد: آیا در خانه شما نوحه میشود؟ امام فرمود: هنگامی حمزه شهید شد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود بر حمزه گریه کنند؛ چرا که او گریهکننده ندارد.(3)شیخ مفید در کتاب ارشاد مینویسد: «انگیزه امام از این رفتارها آن بود تا کسانی که به امامت اسماعیل پس از ایشان معتقد شده بودند از عقیده خود بر گردند و بدانند که اسماعیل قبل از ایشان فوت کرده است».(4)
محمد بن عبدالله کوفی میگوید:
«چون مرگ اسماعیل، فرزند امام صادق علیه السلام ، فرا رسید آن حضرت سخت بیتاب شد. راوی گوید: چون چشمان او را بست یک پیراهن پاکیزه، شسته یا نو طلب کرد و آن را بر تن نمود؛ سپس محاسن خود را
شانه کرد و بیرون آمد و دستوراتی داد. آنگاه یکی از اصحابش گفت: فدایت شوم وقتی بیتابی شما را دیدیم، پنداشتیم تا مدتی از شما بیبهره خواهیم بود. امام فرمود: ما اهلبیتی هستیم که تا مصیبت نیامده بیتابیم و چون فرود آمد بردبار خواهیم بود.(1)
امام موسی بن جعفر علیه السلام
فردی به نام کاهلی روایت میکند: «به امام موسی بن جعفر علیه السلام عرض کردم: همسر و خواهرم در مجالس ماتم دوستان و آشنایان شرکت میکنند و من آنها را از این کار باز میدارم. آنان به من میگویند: اگر شرکت در اینگونه مراسم حرام است، ما را منع کن تا شرکت نکنیم و اگر حرام نیست پس چرا ما را منع میکنی؟ تا [زیرا] اگر کسی از ما فوت شد، مردم نیز از ادای حقوق و شرکت در مجلس ما خودداری خواهند کرد و به تعزیت ما نیایند، آن حضرت فرمود: از حقوق سؤال میکنی؟ (یعنی آنان که به عزا و عروسی شما میآیند ایشان نسبت به شما دارای حقی هستند و رفتن به مجالس ایشان کار بیهوده نیست). پدرم به مادرم ام فروه رخصت میداد که حقوق اهل مدینه را بجا آورند».(2)
جمعبندی
نمونههایی که یاد شد، گویای این واقعیت است که سوگواری و به سوگ نشستن برای از دست دادن بستگان و عزیران، نه تنها مورد نکوهش
نیست؛ بلکه پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه معصومان علیهم السلام نیز آن را تأیید میکنند و سیره رفتاری آنان مؤید این معنا است. آنچه اهمیت دارد رعایت حریمهایی است که پدید آمده، تا سیره اهل بیت علیهم السلام آشکار شود.
به عبارت دیگر پیامبر و ائمه امامان علیهم السلام بر کارکردهای مثبت سوگواری از جمله یاد خدا و تسلی خاطر بازماندگان مهر تأیید زدهاند در عین حال رفتارهایی را که به لحاظ شکلی و رفتاری خلاف شرع باشد، نهی میکنند؛ بنابراین باید سوگواریها در چارچوب احکام شرع باشد تا آثار و کارکردهای مورد نظر را داشته باشد. این باید و نبایدها درباره سوگواری امامان درست است با این تفاوت که کارکردهای آن قابل مقایسه نیست و کارکرد مجالس امامان بسیار بیشتر است؛ البته حساسیتهای بیشتری نیز درباره رعایت چارچوبهای آن وجود دارد.
فصل سوم: سوگواری امام حسین(ع) در سیره امامان:
زیر فصل ها
مقدمه
چرا به سیره اهل بیت مراجعه کنیم؟
چرا سوگواری امام حسین علیه السلام
مرحله اول سوگواری
مرحله دوّم سوگواری: برگزاری مراسم سوگواری آیینی، مذهبی از سوی ائمه علیهم السلام
جمعبندی و ارزیابی
مقدمه
در متون حدیثی شیعه روایات بسیاری وجود دارد که به سوگواران، مرثیهسرایان و زایران حرم امام حسین علیه السلام مژده پاداش فراوان میدهد. روح حاکم بر این روایات شاعران و مرثیهسرایان را به سرودن شعر در رثای امام حسین علیه السلام و گریاندن مردم ترغیب و تشویق میکند. همچنین در این منابع با احادیث فراوانی روبهرو میشویم که سابقه سوگواری و گریه بر حضرت سیدالشهداء را به قرنها پیش از واقعه عاشورا برمیگردانند. بر پایه این اخبار، واقعه عاشورا به مثابه رخدادی سرنوشتساز و نقطه عطفی در تاریخ حیات بشری است. این رخداد واجد چنان اهمیتی است که همه انبیاء و اولیای خداوند از آن آگاه بوده و به یاد آن گریستهاند و آن را گرامی داشتهاند. همه این اخبار و گزارشات، بر اهمیت، منحصر به فرد بودن رخداد عاشورا، به مثابه رخدادی تأکید کردهاند که آثار و نتایج فرا زمانی و فرا مکانی دارد و رسالتی عظیم و تاریخی را در حیات بشری بر عهده دارد.
شیخ جعفر شوشتری در کتاب خصائص الحسینیه محافل سوگواری امام حسین علیه السلام را به پنج مرحله کلی تقسیمبندی میکند:
1) جعفر شوشتری، خصائص الحسینیه، ویژگیهای امام حسین علیه السلام، ترجمه: علی کرمی، ص 243.
محافلی که پس از خلقت آدم و پیش از ولادت امام حسین علیه السلام برپا شده است.(1)
محافلی که پس از ولادت و پیش از شهادت آن حضرت برپا شد.(2)
محافلی که پس از شهادت در این دنیا برگزار میشود.(3)
محافلی که روز رستاخیز برپا خواهد شد.(4)
این نوشتار با توجه به رسالتی که برایش ترسیم شده است، در صدد بررسی چگونگی این مراحل نیست؛ بلکه این پژوهش به مرحله چهارم محافل سوگواری امام حسین علیه السلام میپردازد که امامان پس از شهادت آن حضرت برگزار کردهاند. همچنین در صدد است از لابهلای این گزارشها، سیره رفتاری امامان را استخراج کند. تا الگوهای عملی برای سوگواری آن حضرت ارائه دهد.
چرا به سیره اهل بیت مراجعه کنیم؟
توجه به این نکته لازم است که چرا باید فرهنگ عاشورا را در سیره اهل بیت علیهم السلام جستوجو کرد و نه در جای دیگر و سیره دیگران؟ زیرا برای تبیین و تفسیر امور در چارچوب دین و شرع، آیه اطاعت(5)ما را به پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و آله فراخوانده است و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز در حدیث ثقلین(6)مسلمانان را به تمسک به قرآن و عترت سفارش کردهاند. بنابراین
1) جعفر شوشتری، خصائص الحسینیه، ویژگیهای امام حسین علیه السلام، ترجمه: علی کرمی، صص 244ـ252.
2) جعفر شوشتری، خصائص الحسینیه، ویژگیهای امام حسین علیه السلام، ترجمه: علی کرمی، ص 252.
3) جعفر شوشتری، خصائص الحسینیه، ویژگیهای امام حسین علیه السلام، ترجمه: علی کرمی، ص 280.
4) جعفر شوشتری، خصائص الحسینیه، ویژگیهای امام حسین علیه السلام، ترجمه: علی کرمی، ص 291.
5) آل عمران:32. قُل اَطیعوا الله و الرسولَ.
6) شیخ صدوق، کمالالدین و تمام النعمة، ج 1، صص 233 ـ 234.
ما در مقام یک مسلمان وظیفه داریم که بدان عمل کنیم. افزون بر این باید در شناخت هر امری نزد کسی رفت که آگاهی لازم درباره آن را دارد و این رویهای است که در همه جوامع بشری پذیرفته شده است.
اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز آگاهان و آشنایان به قوانین شرع هستند که حقایق دین و قرآن کریم را روشن میکنند؛ بنابراین ضرورت دارد برای دریافت بایدها و نبایدهای سوگواری امام حسین علیه السلام به ایشان مراجعه کنیم تا عمل خود را در چارچوب عمل، رفتار و سیره آنان قرار داده، مشمول عناوینی چون بدعت، خرافه و مانند آن نشویم و روشن است که کمتوجهی به این نکته ما را گرفتار رفتارهایی خارج از چارچوب شرع خواهد کرد. ازاینرو، شناخت و آگاهی کامل از سیره ائمه علیهم السلام میتواند کمک شایان و قابل توجهی به درستی عمل پیروان کند و معیاری برای درستی رفتار آنان باشد.
از سویی باید برای تشخیص درستی و نادرستی هر عملی که به نام اسلام و مذهب انجام میگیرد، به شرع و بنا بر حدیث شریف ثقلین، به قرآن و اهل بیت علیهم السلام مراجعه کنیم. در سوگواری اهل بیت علیهم السلام به ویژه مجلس سوگواری امام حسین علیه السلام نیز باید تابع سیره امامان باشیم و به آنها اقتدا کنیم و در این باره نیز سیره آنان راهنمای عمل و نقشه راه باشد.
چرا سوگواری امام حسین علیه السلام
امام صادق علیه السلام به این پرسش پاسخ میدهد. عبدالله بن فضل هاشمی میگوید: «به امام صادق علیه السلام عرض کردم:ای فرزند رسول خدا چه طور روز عاشورا روز ماتم، اندوه، بیتابی و گریه شد؟ ولی روز رحلت پیامبر
اکرم صلی الله علیه و آله و روز درگذشت فاطمه علیها السلام و روز شهادت امیر مؤمنان علیه السلام و روز کشته شدن امام حسن علیه السلام با زهر چنین نشد؟»
حضرت در پاسخ فرمود: «روز شهادت الحسین علیه السلام مصیبتی بزرگتر از دیگر روزها دارد. این ازآنروست که اصحاب کسا که گرامیترین مردمان در پیشگاه خدای متعالاند، پنج تن بودند. وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از میان آنان رفت امیرمومنان علیه السلام ، فاطمه علیها السلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام بودند. آنها برای مردم مایه آرامش و دلخوشی بودند. هنگامی که فاطمه علیها السلام درگذشت مردم با دلداری و تسلی حسن علیه السلام و حسین علیه السلام آرامش و تسکین مییافتند. نیز وقتی حسن علیه السلام درگذشت، حسین علیه السلام برای مردم مایه دلداری و تسلی بود؛ ولی زمانی که حسین علیه السلام کشته شد، هیچ کس از اصحاب کسا باقی [نمانده بود] که مردم با او دلداری و تسکین پیدا کنند؛ بنابراین رفتن حسین علیه السلام به مثابه رفتن همه آنها بود و همانگونه که بودن ایشان به مثابه بودن همه آنها بود. بدین جهت روز کشته شدن حسین علیه السلام بزرگترین مصیبت بود».(1)
گر چه سوگواری و اشک ریختن بر مظلومیت اهل بیت عصمت درباره همه امامان مظلوم و شهدای اهل بیت علیهم السلام ، دارای پاداش است؛ اما در این میان عزای امام حسین علیه السلام ویژگی چشمگیرتری، اثرگذاری و تحول آفرینی بالاتری دارد. در متون روایی شیعه از سوگواری ائمه علیهم السلام در سالروز شهادت یا وفات دیگر ائمه علیهم السلام گزارشی نیامده که امامی برای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام یا حضرت علی علیه السلام سوگواری کرده و به سوگ نشسته باشند یا مجلسی برگزار کرده باشند؛ اما همه آنها
1) شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 1، ص 225، باب 162.
تا جایی که شرایط حکومتی اجازه میداد، برای امام حسین علیه السلام مجلس عزا بر پا کردهاند. ازاینرو، امامان بیشترین تأکید را درباره گریه و عزا و زیارت امام حسین علیه السلام داشته و آن را به گونهای منحصر به فرد کردهاند. همچنین ثواب و پاداش ویژهای برای آن منظور شده است. که درباره دیگر امور مستحبی این تأکید ویژه را نداریم.
امر به سوگواری امام حسین علیه السلام در سیره ائمه علیهم السلام به صورت ویژه آشکار شده است و چنان مورد تأکید، تشویق و ترغیب قرار گرفته که چنین اهتمامی را درباره دیگر موضوعها و مناسبتها نداریم. این تأکید نشانگر این است که این حادثه فراتر از مصیبت یا جریانی غمانگیز است و یادآوری غم بار فقدان عزیزان است.
شکلگیری برگزاری آئین عاشورایی به دوران زندگی معصومان علیهم السلام باز میگردد. پیشوایان دینی همواره بر این سنت تأکید کرده، آن را تشویق کردهاند. سیره عملی و گفتاری آنان نیز بر برپایی سوگواری امام حسین علیه السلام را یکی از راههای احیاء اهداف بلند نهضت حسینی شمرده است. آنان هم دیگران را به عزاداری سفارش میکردند. هم با توجه به فرصتهای پیش آمده مجلس عزا به پا میکردند.
امام صادق علیه السلام میفرماید:
«خداوند شیعیان ما را مشمول رحمت خویش قرار دهد. به خدا قسم، شیعیان ما همان مومنیناند، آنان به خدا قسم! با حزن و حسرت طولانی خویش [در عزای ما] شریک و هم درد مصیبتهای ما خاندانند».(1)
1) بحارالانوار، ج 43، ص 222؛ شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 217.
امام رضا علیه السلام میفرماید:
«کسی که متذکر مصایب ما شود و به جهت ستمهایی که بر ما وارد شده، گریه کند در روز قیامت با ما خواهد بود. مقام و درجه ما را خواهد داشت و کسی که مصیبتهای ما را بیان کند و خود بگرید و دیگران را بگریاند، در روزی که همه چشمها گریان است، چشم او نگرید و هر کسی در مجلسی بنشیند که در آن مجلس، امر ما را زنده میکنند؛ روزی که قلبها میمیرند، قلب او نخواهد مرد».(1)
امام صادق علیه السلام در جای دیگری به فضیل میفرماید: «آیا مجالس عزا برپا میکنید و از اهل بیت و آنچه بر آنان گذشته است، صحبت میکنید؟» فضیل گفت: «آری قربانت گردم.» امام فرمود:
«اینگونه مجالس را دوست دارم، پس امر ما را زنده گردانید که هر کس امر ما را زنده کند، مورد لطف و رحمت خدا قرار میگیرد».(2)
ائمه علیهم السلام خود عاملان این اندیشه بودند و در احیای نام و یاد امام حسین علیه السلام و شهدای کربلا و اهداف بلندی آنان، از هیج تلاشی دریغ نکردند.
سوگواری امام حسین علیه السلام بهترین، مهمترین و کارآمدترین ابزار برای زنده نگهداشتن دین حق و برقراری پیوند مردم با رهبران الهی است. به طوری که هیچ جانشینی برای آن از نظر قدرت، گستردگی و کیفیت، وجود ندارد؛ چه بسا ثواب فراوانی که برای سوگواری در نظر گرفته شده، به دلیل همین نقش کلیدی و راهبردی عزاداری باشد و میزان ثواب به میزان اثر آن در رفتار فرد بستگی دارد.
سوگواری به دلیل نوع سازندگی فردی و اثری که در نظم اجتماعی دارد، ارزش مستقل و ویژهای دارد. بدین سان سوگواری سیدالشهداء سرمایهای مذهبی است که باید به شکل شایسته و مطلوبی برای تحقق اهداف الهی و انسانسازی از آن استفاده کرد.
مرحله اول سوگواری
زیر فصل ها
سوگواری امام حسین علیه السلام پس از شهادت:
سوگواری مردم مدینه
سوگواری امام حسین علیه السلام پس از شهادت:
اولین سوگواری را بازماندگان که بیشتر همسران و فرزندان شهدا بودند، پس از واقعه عاشورا، عصر همان روز و پس از پایان یافتن نبرد، برگزار کردند.(1)
سوگواری بعدی را زنان اهل بیت علیهم السلام فردای عاشورا پس از به آتش کشیدن خیمهها به دست لشکریان عمر سعد، برگزار کردند؛ حضرت زینب علیها السلام بر سر اجساد مطهر شهیدان حاضر شد و به نوحه و مرثیهخوانی پرداخت، نوحهخوانیای که دوست و دشمن را به گریه انداخت.(2)نمونهای از مرثیهخوانی حضرت زینب کبری علیها السلام این چنین است:
«یا مُحَمَّداه! صَلَی عَلیک مَلیکُ السَّماءِ، هذا حُسَینٌ مُرَمَّلُ باِلدِّماء، ُمقَطَّعُ الأَعضاء، وبَناتُکَ سَبایا، الی اللهِ المُشَتکی و إِلی عَلِی المرتَضی و اِلی فاطمَةِ الزَهرا، و إِلی حَمزَةَ سید الشهداء، هذا حُسَینٌ بالعَراء تَسفی عَلَیه الصَّبا، قتیلُ اولاءِ الادعیاء، واحزناه! الیومَ ماتَ جَدّی رسول اللهِ، یا اصحابَ مُحمَّداه، هذا ذرِیةُ المصطفی یساقون سَوقَ السَّبایا فَأَذابَتِ القُلوبَ القاسِیةَ،
و هَدَّتِ الجبالَ الرّاسِیةَ»؛ ای محمد! که ملائک آسمان بر تو درود میفرستد، این حسین توست که در خون خود آغشته و اعضای پیکرش از هم جدا شده است. این دختران تو هستند که آنها را به اسارت میبرند، به خدا، به علی مرتضی و به فاطمه زهرا و به حمزه سیدالشهداء، شِکوه میکنیم...ای محمد! این حسین توست که بر روی خاک کربلا افتاده است و باد صبا بر روی پیکر بیجانش خاک میپاشد. آنکه چه مصیبتی و چه غم جانکاهی است، امروز جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت،ای اصحاب محمد! اینان فرزندان مصطفی هستند که به اسارت برده میشوند».
گام بعدی سوگواری پس از قتل، غارت و آتش زدن خیمهها و راه انداختن کاروان اسیران توسط لشکر عمر سعد است که کاروان در راه، سوگواری میکرد.
با رسیدن کاروان اسرا به کوفه مردم بیرون آمدند، تماشا میکردند و میگریستند و نوحهسرایی میکردند. این وضع به گونهای بود که مورد اعتراض امام زین العابدین علیه السلام قرار گرفت و فرمود:
«أَتنَوحُون و تَبکونَ مِن اَجلِنا؟ فَمنَ ذا الَّذی قَتلنا؟؛ برای ما نوحهسرایی و زاری میکنید؟ پس چه کسی عزیزان ما را کشته است؟»(1)
حضرت زینب علیها السلام نیز وقتی این وضع مردم کوفه را دید، فرمود:
«آیا گریه میکنید و شیون و زاری برپا کردهاید؟ آری! به خدا سوگند باید که بسیار گریه کنید و کمتر شاد شوید، زیرا دامن شما به ننگی آلوده شده است که هرگز نمیتوانید آن را بشویید».(2)
در شام نیز پس از حضور کاروان و حرکت افشاگرانه آنان، حکومت اجازه سوگواری داد. یزید دستور داد که زنان را به بخش زنانه ببرند و سه روز سوگواری کنند، هیچزنی از آنان نماند، مگر این که برای حسین علیه السلام میگریست و نوحهسرایی میکرد.(1)
سوگواری مردم مدینه
«هنگام بازگشت اهل بیت به مدینه، کاروان آنها در نزدیکی شهر اقامت کوتاهی کرد. امام زین العابدین علیه السلام آنگاه متوجه بشیر بن حذلم شد و فرمود:ای بشیر! خدا پدرت را رحمت کند که شاعر بود آیا تو هم میتوانی شعر بسرایی؟
بشیر عرض کرد: آری،ای پسر رسول خدا! من هم شاعرم.
فرمود: پس جلوتر از ما به مدینه برو و خبر کشته شدن حسین علیه السلام و ورود ما را اعلام کن.
سوار اسب شدم و تاختم تا وارد مدینه شدم، وقتی به مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدم صدایم را بغضآلود کردم و چنین سرودم.
یَا أَهْلَ یَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَکُمْ بِهَا قُتِلَ الْحُسَیْنُ فَأَدْمُعِی مِدْرَارٌ
الْجِسْمُ مِنْهُ بِکَرْبَلَاءَ مُضَرَّجٌ وَ الرَّأْسُ مِنْهُ عَلَی الْقَنَاةِ تُدَارُ
ای مردم یثرب! این شهر، دیگر جای نشستن نیست حسین، کشته شد! مانند باران بگریید. تنش در کربلا گلگون افتاده، سرش بر تیرکها چرخانده میشود.
آنگاه گفتم: این علی بن حسین است که با عمّهها و خواهرانش در
1) محمد ابن سعد، الطبقات الکبری، ج 1، ص 489. (طبقه خامسه من الصحابه)
نزدیکی شما فرود آمدهاند و در آستانه وارد شدن بر شمایند و من فرستاده او هستم».(1)
مردم مدینه یکپارچه به سوی کاروان امام روی آوردند. در حالی که زنان ناله و شیون میکردند، جمعیت به اندازهای بود که بشیر نمیتوانست خود را به آن حضرت برساند. آنگاه امام سجاد علیه السلام وقایع روز عاشورا را برای مردم شرح داد و شهر مدینه در سوگ امام حسین علیه السلام و یارانش عزادار شد. امام سجاد علیه السلام از جلوی خانههای شهیدان کربلا عبور میکرد و آنها را خالی میدید. نمیتوانست جلوی احساسات خود را بگیرد و اشک همچنان از دیدگانش سرازیر میشد.(2)
یعقوبی معتقد است که مردم مدینه را نخستین بار، ام سلمه وادار به سوگواری برای امام حسین علیه السلام کرد. طبق گفته او در اثر ناراحتی ام سلمه، چنان شیون و زاری از زنان مدینه برخاست که هرگز مانند آن شنیده نشد.(3)
از روز عاشورا تا ورود کاروان بازماندگان به سرپرستی امام زین العابدین علیه السلام به شهر مدینه چندین محفل سوگواری برگزار شد که در منابع روایی و تاریخی انعکاس فراوانی داشتهاند. آن مجالس عبارتنداز:
عصر روز عاشورا
صبح روز یازدهم محرم
هنگام ورود کاروان اسیران به کوفه
سوگواری در کاخ یزید
سوگواری مردم مدینه در استقبال از کاروان بازماندگان
امام زین العابدین علیه السلام در تمامی این مراحل حضور داشت که در برخی از این محافل خود حضرت نیز سوگواری میکردند و یا اینکه شاهد سوگواری همراهان بودند و سوگواری آن حضرت بیشتر به صورت گریه بود.
این چند محفل مرحله نخست سوگواری با حضور امام علیه السلام بود که میتوان آن را عادی شمرد و معمولاً پس از هر مصیبتی سوگواریای چنین رایج است. گرچه سوگواریهای نخستین اهل بیت علیهم السلام تا هنگام کشته شدن قاتلان امام حسین علیه السلام متأثر از فرهنگ اجتماعی عرب و عرف آن زمان بود؛ اما اگر این سوگواری تناسب اندکی با آن فرهنگ داشته باشد، ابعاد آن حتی به لحاظ زمانی بسی متفاوت است.
در روایتی از امام صادق علیه السلام داریم که فرمود:
«هیچزنی از خاندان ما، موی خود را رنگ ننمود و آرایش نکرد و سرمه به چشم نکشید و شانه به سر نزد، تا زمانی که سر عبیدالله بن زیاد آمد و ما همواره اشک ریختیم».(1)
پس از این مرحله، سوگواری امام حسین علیه السلام وارد مرحله دیگری میشود که این مصیبت را با دیگر رخدادها و مصیبتها و نمونه پیشین آن که سوگواری حمزه سیدالشهداء است، متمایز میکند. سوگواری امام حسین علیه السلام وارد مرحله نهادینهسازی و به عنوان آیین ویژه به منظور حفظ آرمانها، اهداف متعالی اسلامی میشود.
1) کامل الزیارات، ص 81.
مرحله دوّم سوگواری: برگزاری مراسم سوگواری آیینی، مذهبی از سوی ائمه علیهم السلام
زیر فصل ها
دوره زمینهسازی
سوگواری امام حسین علیه السلام در دوره امام باقر علیه السلام
کمیت اسدی در خانه امام باقر علیه السلام
شیوههای ائمه علیهم السلام در سوگواری امام حسین علیه السلام
دوره زمینهسازی
در این مرحله زمینهسازی لازم برای شکلگیری سنت سوگواری و آیین سوگواری انجام میشود و بستر مناسبی برای به وجود آمدن آیین مذهبی، پدید میآید. حادثه کربلا، افزون بر غم و اندوهی که در جامعه اسلامی بر جای نهاد به لحاظ عقیدتی و سیاسی نیز تحول شگفتنی به وجود آورد امام سجاد علیه السلام پس از شهادت امام حسین علیه السلام در چنین فضایی در مدینه ساکن شد. این دوره بیگمان سیاهترین، خفقان آمیزترین و در عین حال تنّبهآفرینترین روزگار تاریخ شیعه است.
امام سجاد علیه السلام شاهد، ناظر و حاضر در صحنه کربلا بود. ایشان ابعاد فاجعه را با تمام وجود احساس کرده بود، تا آنجا که وقتی برای آن حضرت آب میآوردند، اشک از چشمان مبارکشان جاری میشد و میفرمود: چگونه آب بیاشامم در حالی که پسر پیامبر را تشنه کشتند.(1)
گریههای امام سجاد علیه السلام به ویژه هنگام نگاه کردن به آب و غذا بسیار پرسشبرانگیز بود، فراوانی و گستره گریه امام علیه السلام نیز چنان بود که مردم به ایشان سفارش کردند، برای حفظ سلامتی خود کمتر گریه کنند؛ اما امام علیه السلام با اشاره به عمق فاجعه روز عاشورا و جایگاه اجتماعی و مذهبی چهرههایی که به شهادت رسیدهاند، از یک سو گریه کردن بر آن عزیزان را امری لازم میدانست و از سوی دیگر، دیگران را نیز به گریستن بر امام حسین علیه السلام و یاران شهیدش ترغیب میکرد و آن
1) بحارالانوار، همان، ج44، ص 145.
را مایه نجات از عذاب خدا و قرار گرفتن در دایره امن الهی و وارد شدن به بهشت میدانست.(1)ازاینرو، خود تا پایان عمر از سوگواری پدر دست نکشید.(2)
در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده که آن حضرت فرمود:
«علی بن حسین علیه السلام پس از شهادت حسین بن علی علیه السلام تا آخرین لحظات زندگی بر مصیبت پدر گریه کرد. بخصوص هر گاه میخواست دست به سوی طعام برد یا آب بنوشد. تا جایی که یکی از یاران به او عرض کرد: یابن رسول الله چقدر گریه میکنید؟ میترسم جان خود را از دست بدهید. حضرت در پاسخ این آیه را خواند.
«قال اِنَّما اَشکُوا بَثّی و حُزنی اِلَی الله و اَعلَم مِنَ الله ما لا تَعلمون.»(3)«همانا اندوه و غصهام را تنها به خدا میگویم (شکایت نزد او میبرم) و از خدا چیزهایی میدانم که شما نمیدانید. و میفرمود: من هیچگاه به یاد شهادت اولاد فاطمه نمیافتم مگر آنکه گریه راه گلویم را میبندد».(4)
در جایی دیگر آمده است که آن حضرت در پاسخ یکی دیگر از کسانی که به گریههای شدید ایشان اعتراص کرد، فرمودند:
«وای بر تو! یعقوب پیامبر دوازده فرزند داشت که خدا یکی را از چشم پدر دور کرد. یعقوب در فراق یوسف به قدری گریه کرد که دو چشمش نابینا و سفید شد و کمرش از غصه یوسف خمیده گشت. در حالی که فرزندش زنده و سالم بود، ولی من با دو چشمم دیدم که پدرم
و برادر و عموهایم و هفده تن از اهل بیت در کنارم کشته شدند، من چگونه میتوانم گریه نکنم».(1)
فارغ از عمق فاجعه و ناراحتی شدید امام سجاد علیه السلام سوگواری آن بزرگوار هوشمندانه و به منظور روشنگری و افشای جنایات بنیامیه بود. آنچه در ابتدا برای اهل بیت علیهم السلام و امام سجاد علیه السلام به طور ویژه اهمیت داشت، این بود که وجدانهای خفته را بیدار کنند و اندیشههای گرفتار از تبلیغات گسترده بنیامیه را رها سازند و این رسالت از همان روز عاشورا آغاز شد و در فرصتهای پیش آمده، زمینهها، علل و اهداف قیام امام حسین علیه السلام را برای مردم تبیین میکردند و بدین سان حرکت تبلیغی دشمن را برای بزرگ جلوه دادن پیروزی خود، به اقدامی ضد تبلیغی بدل کردند.
آنچه از سوگواری امام سجاد علیه السلام آشکار شد به صورت اشک، حالت حزن و اندوه و اهتمامی بود که آن حضرت در زنده ماندن یاد و خاطره شهدای عاشورا داشتند و رفتار ویژه دیگری که بتوان سبک خاص از سوگواری قلمداد کرد، از آن حضرت گزارش نشده است.
سوگواری امام حسین علیه السلام در دوره امام باقر علیه السلام
دوره امام باقر علیه السلام از جهاتی با عصر امام سجاد علیه السلام متفاوت است. از یک سو بیدارگریهای امام سجاد علیه السلام و روشنگری یاران ایشان تا اندازهای توانست فضای فکری و سیاسی جامعه را دگرگون کند. از سوی دیگر، رهایی عراق از سلطه اُمویان در یک دوره ده ساله پس از عاشورا زمینه را برای سوگواری ابا عبدالله علیه السلام ، مهیاتر کرد. حضور پر رنگ و حماسه
1) کامل الزیارات، باب 32، ص 115.
توابین بر سر مزار امام حسین علیه السلام مصداقی از دگرگونی فکری در جامعه است. در این دوره قیامهای چون قیام مردم مدینه به رهبری عبدالله حنظله، ابن زبیر، توابین و مختار رخ داد. گرچه این قیامها در انگیزه، هدف و جهتگیری واحد نبودند و هر کدام هدف خاصی را پیریزی کرده بودند، اما در برانگیختن و دگرگونی سطوح مختلف سیاسی و فکری جامعه بیتردید اثرگذار بودند.
با وجود این ویژگی و اینکه مختار قاتلان امام حسین علیه السلام را تا حدودی مجازات کرده بود و چندین سال نیز از شهادت امام حسین علیه السلام گذشته بود، باز هم امام باقر علیه السلام یادآوری فاجعه کربلا را به یک سو ننهاد و به فراموشی نسپرد؛ بلکه چونان پدر بزرگوارش از هرگونه فرصتی برای بیداری جامعه اسلامی، چرایی و چگونگی حادثه کربلا، آیینی کردن سوگواری امام حسین علیه السلام و تبدیل آن به جریانی دینی و فکری استفاده نمود و اقداماتی انجام داد که سوگواری امام حسین علیه السلام را از محدوده خاندان بنیهاشم خارج ساخت و آن را به برنامهای فراگیر، با گستره بیشتر تبدیل کرد.
امام باقر علیه السلام در توصیهای به مالک جهنی میفرماید:
«در روز عاشورا برای امام حسین علیه السلام مجلس عزا بر پا نمایید و بر مصایب آن حضرت همراه با خانواده بگریید و ناراحتی خویش را ابراز و ضمن ملاقات با یکدیگر بر آن حضرت گریه کنید و یکدیگر را تعزیت دهید».(1)
شیخ حر عاملی روایتی را در وسائل الشیعه نقل میکند:
«امام باقر علیه السلام درروز عاشورا - به تمامی اهل خانه که از آنها تقیه
1) کامل الزیارات، ص 175، باب 71.
نمیکرد- میفرمود: بر امام حسین علیه السلام ، گریه کنند و در خانه مجلس عزا برپا کرده و اظهار جزع کنند.»(1)یعنی بیتابی خود را آشکار کرده و نشان دهند و همدیگر را تعزیت دهند.(2)
کمیت اسدی در خانه امام باقر علیه السلام
کمیت اسدی شاعر بزرگ شیعی، هنگامی که به مدینه وارد شد، خدمت امام باقر علیه السلام رسید اجازه خواست، شعرهایی را بخواند. امام فرمود:ای کمیت ایام البیض است [وشعرخوانی در آن، روا نیست] گفتم: اشعار درباره شماست. فرمود «بخوان» و من خواندم:
أَضْحَکَنِی الدَّهْرُ وَ أَبْکَانِی وَ الدَّهْرُ ذُو صَرْفٍ وَ أَلْوَانٍ
لِتِسْعَةٍ بِالطَّفِّ قَدْ غُودِرُوا صَارُوا جَمِیعاً رَهْنَ أَکْفَانٍ
فَبَکَی وَ بَکَی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیهما السلام وَ سَمِعْتُ جَارِیَةً تَبْکِی مِنْ وَرَاءِ الْخِبَاءِ فَلَمَّا بَلَغْتُ إِلَی قَوْلِی
وَ سِتَّةٌ لَا یُتَجَازَی بِهِمْ بَنُو عَقِیلٍ خَیْرُ فُرْسَانٍ
ثُمَّ عَلِیُّ الْخَیْرِ مَوْلَاهُمْ ذِکْرُهُمْ هَیَّجَ أَحْزَانِی
روزگار گاهی مرا به خنده وا میدارد و گاهی به گریه؛ روزگار پیوسته در حال دگرگونی است. برای نُه نفر که در کربلا (پس از قتل) رها شدند و همه در کفن به ودیعت گذاشته شدند.
در این هنگام آن حضرت به همراه فرزندش امام صادق علیه السلام گریست و صدای گریه اهل خانه نیز از پشت پرده به گوش رسید. کمیت میگوید چون به این بیت رسیدم: شش نفر فرزندان عقیل که بهترین
سوارکاران بودند، همسانی نداشتند. پسران عقیل، بهترین جوانان؛ و آن گاه علی، خوب و مولای شما؛ که یادشان اندوههایم را بر میانگیزاند.
امام باقر علیه السلام گریست و فرمود:
«اگر کسی (خاندان) ما را یاد کند یا نزد او خاندان ما را یاد کنند و از چشم او اشک جاری شود، کم باشد، خداوند متعال در بهشت خانهای برای او بنا میکند و این اشک را میان او و آتش حایل قرار میدهد».
آنگاه دست مرا گرفت و به درگاه الهی عرضه داشت: «خداوندا! گناهان گذشته و آینده کمیت را بیامرز».(1)
کمیت اسدی در سفری که به مدینه داشت، خدمت ابوجعفر امام باقر علیه السلام رسید و ایشان شبانه به او اجازه وارد شدن داد. وقتی او در قصیدهاش به این جا رسید که «قتیل بالطَّفِّ غَودِرَ مِنهُم...» و کشته شدنِ آن کشته در طف، نیرنگی از جانب آنان بود...امام باقر علیه السلام گریه زیادی کردند و فرمودند:
«ای کمیت! اگر نزد ما مالی بود، به تو میدادیم، اما پاداش تو همان دعایی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله به حسان بن ثابت فرمودند که: همواره به روح القدس تأیید شدهای، تا زمانی که از ما اهل بیت دفاع کنی».(2)
البته نباید از این نکته غافل بود که شرایط دوران امام باقر علیه السلام به گونهای بود که محافل عزا بسیار سخت و دشوار برگزار میشد؛ زیرا حکومت بنیامیه روشی اتخاذ کرده بود که از هر نوع حرکت و برنامهای
که در راستای بیداری امت اسلام و افشاگری چهره ستمگران اموی باشد، جلوگیری شود؛ ازاینرو، مجالس عزاداری بیشتر به صورت محدود و با حضور افراد خاصی از یاران مخفیانه برگزار میشد ازاینرو، امام باقر علیه السلام اقداماتی چند را به منظور زنده نگهداشتن نهضت عاشورا توصیه و سفارش کردند:
تشکیل محافل عزا در خانه ها.(1)
توجه به ادبیات و شعر در جاودانهسازی جریان کربلا.(2)
تعطیلی کارهای عادی در روز عاشورا و تأکید بر اینکه سوگواری سیدالشهداء در دنیا به دین آنها یاری میرساند و در روز قیامت آنها را با امام حسین علیه السلام و پیامبر صلی الله علیه و آله همجوار میگرداند.(3)
دوره امام صادق علیه السلام
در اواخر دوره زعامت امام محمد باقر علیه السلام و ابتدای دوره امام صادق علیه السلام به دلیل درگیریهای سیاسی امویان و عباسیان، اندک فرصتی برای برگزاری شعائر دینی و اظهار عقاید دینی پدید آمد. امامان بزرگوار این دوره، عزم وافر به برگزاری شعائر دینی از جمله برنامه سوگواری سیدالشهداء داشتند به گونهای که بیشترین سفارشها، تأکیدها و دستورها درباره اقامه عزای سیدالشهداء در بزرگداشت روز عاشورا از سوی امام باقر علیه السلام و به ویژه امام صادق علیه السلام است.
هنگامی که امام صادق علیه السلام امامت شیعیان را به عهده گرفت، نیم
قرن از حادثه کربلا گدشته بود و جامعه نیز دگرگونیهای بسیار گستردهای یافته بود. امام صادق علیه السلام از این فرصت نهایت بهره را برد و در تبیین ابعاد دین اسلام کوشید. واقعه عاشورا نیز در گفتار و سیره عملی آن حضرت از جایگاه ویژهای برخوردار بود. به طوری که در منابع روایی و تاریخی ما محورهای برخی اقدامات آن حضرت عبارتند از:
ـ توصیه به گریستن و گریاندن دیگران در مصیبت امام حسین علیه السلام ؛
ـ توصیه به یادآوری مصیبتهای آن حضرت در مواقع مختلف به ویژه موقع نوشیدن آب؛
ـ ترغیب به تشکیل مجالس سوگواری؛
ـ تشویق شاعران به بهرهگیری از هنر شعر در تبیین ابعاد حرکت امام حسین علیه السلام ؛
ـ دعوت از مرثیهسرایان برای خواندن سرودهای خود در حضور امام علیه السلام ؛
پیشوای ششم شیعیان درباره عاشورا آموزهها و رهنمودهایی دارد که تأمل برانگیز است، از آن جمله اینکه روز عاشورا باید در یادها بماند و مصیبت این روز، مهم تلقی شود و در بزرگداشت آن تلاش شود. و نیز سفارش میفرمود که در روز عاشورا به عزا بنشیند و آنان که برایشان ممکن است، سر مزار آن حضرت حضور یابند.(1)
چون روز عاشورا میشد، امام صادق علیه السلام اندوهناک میگشت و بر جد بزگوارش میگریست و مردم از هر سو به خدمت ایشان آمده و با او
1) کامل الزیارت، ص326، ح 556؛ شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص 772.
هم ناله میشدند و به آن حضرت تعزیت میدادند و چون از گریه فارغ میگشتند، حضرت میفرمود:
«ای مردم بدانید که حسین علیه السلام در نزد پروردگار خود زنده و در تنعم است و پیوسته به عزاداران خود توجه میکند و...».(1)
عبدالله سنان میگوید: «در روز عاشورا بر امام جعفر صادق علیه السلام وارد شدم در حالی که جمع زیادی در محضر ایشان بودند و ایشان چهرهای اندوهناک و غمگین و چشمانی اشک آلود داشتند»؛ عرض کردم: «یابن رسول الله سبب گریه شما چیست؟ خداوند دیدگان شما را نگریاند»، فرمود:
«آیا تو در بیخبری به سر میبری؟ مگر نمیدانی در چنین روزی حسین علیه السلام به شهادت رسید».
گریه به او مهلت نداد تا سخن بیشتری بگوید و همه حاضران به گریه افتادند.(2)
معاویة بن وهب یکی از یاران امام صادق علیه السلام است میگوید: «روز عاشورا خدمت حضرت رسیدم و ایشان را در محراب عبادت و سجده یافتم، انتظار کشیدم تا عبادت ایشان پایان یابد، سجده امام طولانی بود. در حال سجده گریه میکرد و با پروردگار خویش مناجات میکرد و برای خود و برادران و زائران امام حسین علیه السلام طلب آمرزش میکرد. آنگاه به من فرمود:ای پسر وهب! حسین را از راه دور و نزدیک زیارت کن، اندوه و حزن خود را تجدید و زیاد گریه کن. آنگاه خود امام علیه السلام بسیار گریستند به گونهای که قطرات اشک محاسن مبارکشان را فرا گرفت. آن
روز را تا پایان اندوهناک بود. من نیز همراه آن حضرت گریستم و بر اندوه ایشان اندوهناک بودم».(1)
هارون بن خارجه یکی دیگر از یاران حضرت امام صادق علیه السلام میگوید:
در خدمت امام صادق علیه السلام بودیم که از امام حسین علیه السلام یاد کرد. ایشان گریست و ما هم گریه کردیم. امام علیه السلام سرش را بلند کرد و فرمود: حسین فرمود: من کشته اشکم و هیچ مؤمنی مرا یاد نمیکند مگر اینکه میگرید.(2)
امام صادق علیه السلام از فضیل پرسیدند: «آیا دور هم مینشینید و سخن ما را میگوئید؟» گفتم: «آری».
فرمودند: «اینگونه مجالس را دوست دارم، پس امر (امامت) ما را زنده بدارید، خدا رحمت کند کسی را که امر و راه ما را احیا کند».(3)
زید شحام میگوید: «به همراه عدهای از اهل کوفه خدمت امام صادق علیه السلام بودیم، جعفر بن عفان وارد شد. آن حضرت او را احترام نمود و در نزدیک خود نشاند، آنگاه فرمود:
به من گفتهاند که اشعار نیکی درباره حسین بن علی سرودهای؟ عرض کرد: آری. حضرت فرمود: اشعار خود را بخوان. جعفر عفان شعر میخواند امام و اطرافیان میگریستند به گونهای که قطرات اشک روی صورت و محاسن آن حضرت جاری بود. سپس امام فرمود:
ای جعفر! فرشتگان الهی حضور دارند و صدای تو را شنیدند و
چنانکه ما گریه کردیم، آنها نیز گریستند؛ بلکه بیشتر از آن، خداوند در این ساعت برای تو بهشت را واجب کرده و تو را ببخشد.(1)
ابوعماره میگوید:
هرگز نمیشد که نام حسین علیه السلام نزد امام صادق علیه السلام برده شود و آن حضرت تا شب خنده کند و میفرمود:
«اَلْحُسینُ عَبرَةُ کلِّ مُؤمنٍ؛ حسین علیه السلام سبب ریزش اشک هر مؤمنی است».(2)
عبدالله بن حماد در حدیثی طولانی از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که حضرت فرمود: «به من خبر رسیده است که جمعیتی از اطراف کوفه و جاهای دیگر از زن و مرد در نیمه شعبان به زیارت حسین بن علی علیه السلام میآیند و سخنها و داستانها و ندبهها و سوگواری و مرثیهخوانی دارند» او گفت: «آری چنین است، خود من نیز برخی از این صحنهها را دیدهام»، حضرت فرمود:
«سپاس خدایی را که در میان مردم، کسانی را قرار داده است که به سوی ما میآیند و ما را میستایند و برای ما مرثیه میسرایند، و خداوند کسانی را دشمن ما قرار داده که بر آنان طعنه زده، ملامت میکنند و تهدیدشان کرده و کارشان را تضییع میکنند».(3)
ابوهارون مکفوف یکی دیگر از یاران امام صادق علیه السلام گفته است: «خدمت حضرت شرفیاب شدم حضرت فرمود: ابو هارون برایم شعر بخوان، پس اشعاری را خواندم، ایشان گریه کرد و فرمود:
نه، همانگونه که خودتان میخوانید بخوان. مراد ایشان با دقّت و
حزن بود؛ پس خواندم ایشان میگریست، سپس فرمود: بیشتر بخوان، قصیدهای دیگر خواندم. حضرت گریه میکرد و صدای گریه [زنان] را هم از پشت پرده میشنیدم، در پایان امام فرمود:
ای ابا هارون کسی که درباره حسین علیه السلام شعر بخواند و گریه کند و ده نفر را بگریاند بهشت بر او واجب میشود».(1)
پیشوای هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در سخنی میفرمایند:
«چون ماه محرم فرا میرسید پدرم خندان نبود؛ بلکه اندوه از چهرهاش نمایان میشد و اشک برگونهاش جاری بود، تا آن که روز دهم محرم فرا میرسید. در این روز مصیبت و اندوه امام به نهایت میرسید، پیوسته میگریست و میفرمود: امروز روزی است که جدم حسین بن علی علیه السلام به شهادت رسید».
همانگونه که گفته شد امام صادق علیه السلام توجه ویژه به عاشورا داشتند و تلاش زیادی برای زنده نگهداشتن نهضت امام حسین علیه السلام و پویایی آن میکردند. افزون بر سیره عملی، آن حضرت در سخنان خود نیز بر گرامیداشت حادثه کربلا تأکید فراوانی میکردند. در گزارشی آمده است: «مِسمَع بن کِردین بصری در گفتوگویی با آن حضرت بیان میکند که به دلیل وجود جاسوسان بنیامیه نمیتواند در کربلا حاضر شود حضرت به او فرمود: آیا در [خانه ات] مصیبت حسین علیه السلام را به یاد میآوری؟
گفتم: آری، حضرت فرمود: ناراحت میشوی؟ گفتم: آری به خدا
1) کامل الزیارات، ص 10.
سوگند، طوری که خانواده ام اثر غم و اندوه را در من مشاهده میکنند و از خوردن امتناع میکنم، به طوری که آثار حزن در من ظاهر میشود.
حضرت فرمود: خدا اشک چشم تو را رحمت کند. آگاه باش که از کسانی به حساب میآیی که در شادی ما شاد میشوند و در غم و عزای ما غمگین [هستند]».(1)
در این گفتوگو نکتهای هست که امروزه ما کمتر به آن توجه داریم و کمتر در سوگواریهایهایمان رد پایی از آن، میبینیم و آن امتناع شنونده روضه از خوردن غذا بر اثر مصیبت است. به گونهای که بر روح و جان او اثر گذاشته است. ازاینرو، نه تنها از طعام لذت نمیبرد؛ بلکه میل و اشتها به خوردن ندارد و این نخوردن به گونهای است که اثر آن در چهره او نمایان میشود. غذا نخوردن نباید به دلیل بیمیلی به غذا باشد؛ بلکه از تأثیر مصیبت و سوگواری واقعی و حقیقی است که به طور معمول چنین حالتی در هنگام مصیبت، به افراد دست میدهد و میل به غذا خوردن ندارند.
سوگواری امام کاظم علیه السلام
امام هشتم، حضرت رضا علیه السلام حالات و رفتار پدر را در آستانه ماه محرم چنین توصیف میکند: «روش همیشگی پدرم این بود که هرگاه محرم میرسید، پیوسته اندوهناک بود و خندهای در چهره نداشت تا دهه عاشورا سپری شود. روز عاشورا هم روزِ گریه و سوگواری و مصیبت
1) کامل الزیارات، ح 7، ص 93؛ وسائل الشیعه، ج 14، ص 508 ؛ حسینی موسوی، محمد بن ابی طالب، تسلیة المجالس و زینة المجالس، ج 1، ص 63.
او بود و میگفت: این همان روزی است که حسین علیه السلام در آن کشته شد».(1)
آنچه از رفتار امام هفتم علیه السلام با توجه به شرایط حاکم بر جامعه و شرایط خاصی که برای حضرت ایجاد شده بود، میتوان دریافت آن است که ایشان با توجه به همین روایت، سوگواری دهه اول محرم را پایهگذاری کرد. امام علیه السلام با اتخاذ این رویکرد به مؤمنان این نکته را گوشزد کردند که باید به استقبال روز عاشورا بروند و از چند روز قبل بدان توجه کنند تا روز عاشورا که در سوگواری به اوج خود برسند. امام کاظم علیه السلام چونان سلف صالح خود، مرثیه سرایان را نیز به سرودن مرثیه درباره این واقعه تشویق میکردند.(2)
گفتنی است، به دلیل گسترش فشار و خفقان حکومت عباسی بر جامعه، عرصه بر آن حضرت تنگ شده بود و ایشان بخش زیادی از دوره امامت خود را در زندان به سر میبرد؛ بنابراین طبیعی است که سفارش های آن حضرت درباره سوگواری امام حسین علیه السلام به گستردگی آموزههای امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نباشد.
امام رضا علیه السلام و سوگواری امام حسین علیه السلام
امام رضا علیه السلام در سخنانی میفرماید: محرم ماهی بود که مردم در زمان جاهلیت جنگ را در آن حرام میدانستند، اما این امت خطاکار احترام این ماه را نگه نداشتند و خون ما را حلال و حرمت ما را ضایع واهل بیت ما را اسیر کردند. خیمههای اهل بیت را سوزانده و اموال آنان را
به غارت بردند و هیچ حرمتی از برای رسول خدا در حق ما لحاظ نکردند. روز قتل امام حسین علیه السلام چشمهای ما را مجروح و اشک ما را جاری و عزیزان ما را ذلیل گردانیدند. پس گریه کنندگان بر مثل حسین علیه السلام ، باید بگریند؛ زیرا گریستن بر او گناهان بزرگ را محو میکند».(1)
مرور این گزارش عمق فاجعه کربلا را به خوبی ترسیم میکند و بر سوگواری آن حضرت تأکید دارد و از ظلمی که در حق خاندان نبوت رفته، پرده برمیدارد.
ریان بن شبیب میگوید:
«روز اول ماه محرم بر ابوالحسن الرضا علیه السلام وارد شدم. حضرت به من فرمود:ای پسر شبیب اگر بر حسین بگریی، چندان که اشک بر گونههایت جاری شود، خدای متعال هر گناهی که کردهای بیامرزد؛ سپس فرمود: اگر میخواهی در درجات بهشت با ما باشی در اندوه ما اندوهناک باش و در خوشحالی ما شادمان».(2)
دعبل خزاعی، شاعر معروف اهل بیت میگوید: روزی خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم. در حالی که یاران آن حضرت پیرامون او نشسته بودند و حزن و اندوه از چهره آن حضرت پیدا بود. با ورود من فرمود: خوشا به حالتای دِعبل که ما را به وسیله دست و زبان خود یاری مینمایی! آنگاه مرا احترام کرد و نزدیک خود جای داد و فرمود:
دوست دارم شعری بگویی، این روزها، روز حزن و اندوه اهل بیت علیهم السلام و روز شادی دشمنان ما به ویژه بنیامیه بوده است. ای دعبل!
کسی که بگرید و بگریاند بر مصیبت ما و آنچه را که دشمنان بر ما وارد کردهاند، حق تعالی او را در زمره ما محشور گرداند. ای دعبل! کسی که در مصیبت جدم امام حسین علیه السلام بگرید، البته خداوند گناهان او را بیامرزد. سپس برخاستند و پردهای میان ما و اهل منزل زدند و آنان را پشت پرده نشانید تا در مصیبت جد خود بگریند سپس به من فرمود:
ای دِعبل! مرثیه بخوان برای حسین علیه السلام ، که تو تا زندهای یاری کننده و مادح ما هستی، با این کار به ما کمک کن و در این باره کوتاهی مکن».(1)
دعبل میگوید: «اشک از چشمان من جاری شد و شروع کردم به خواندن این اشعار:
اَفاطِمُ لو خِلْتِ الحُسینَ مُجَدَّلاً وَ قَدماتَ عَطشاناً بَشط فُراتٍ
اِذاً لَلَطَمْتِ الخَدَّ فاطِمُ عندَهُ و أَجَریتِ مع العینِ فِی الوجنَاتِ
آه، ای فاطمه! اگر حسین را میدیدی که چهسان افتاده و در کنار فرات، تشنه کام، کشته شده است. بیتردید، در کنار پیکرش، بر سر و صورت میزدی و بر چهرهات اشک جاری میکردی.
و در بخش دیگر از این قصیده میگوید:
أَفاطمُ قومی یَا ابْنةَ الخیرِ فَانَدُبی نُجُومُ سَمَاواتٍ بأرض فلاةٍ»(2)
ای فاطمه! ای دختر خوبیها! به گریه و ناله بخوان در مرگ ستارگان آسمان که در سرزمین خشک فرو افتادهاند.
افزون بر تشکیل این محافل، امام رضا علیه السلام در فرصتهای مختلف
برای زنده کردن یاد عاشورا در ذهن و باور مردم میکوشید و در فرصت اواخر عمر که فضای سیاسی برای فعالیت ایشان بازتر شده بود، اهتمام بیشتری به سوگواری امام حسین علیه السلام داشت، به ترویج آن همت میگماشت و به جرئت میتوان گفت، در دوران امام رضا علیه السلام ساختار کلی سوگواری سید الشهداء علیه السلام مشخص شد؛ چنانکه از پیش امام باقر علیه السلام با تعطیلی فعالیتهای کسب و کار تا اندازهای آن را نمایان کرده بودند. بر این اساس، دیگر ائمه علیهم السلام پس از امام رضا علیه السلام فراخور شرایط حاکم به سوگواری امام حسین علیه السلام میپرداختند.
دوره امام جواد علیه السلام
دوره امامت امام جواد علیه السلام با خلافت مأمون و معتصم همزمان بود. دوران زندگی آن حضرت بسیار کوتاه بود. ارتباط با شیعیان با تشکیلات وکالت چشمگیر بود. به راستی میتوان مدعی شد، شیعیان با توجه به تربیتی که از محضر امامان یافته بودند، سوگواری امام حسین علیه السلام را جدی گرفته، در محافل خصوصی خود نیز برگزار میکردند؛ اما شرایط حاکم و اختناقی که از سوی حاکمان جور وجود داشت، مانع از انعکاس این محافل در منابع تاریخی شده است.
با توجه به نهادینه شدن سازمان وکالت و ارتباط امام با نمایندگان و دانشمندان، نیازهای معنوی و هدایتی با این شبکه به مردم میرسید. ازاینرو، روشن است که موضوعاتی چون سوگواری امام حسین علیه السلام انعکاس مناسبی در منابع پیدا نمیکند؛ زیرا فلسفه وجود تشکیلاتی چون سازمان وکالت با توجه به خفقان حاکم، بر پنهانکاری است و راهکاری برای برونرفت از چنین شرایطی است.
دوره امام هادی علیه السلام و امام حسن عسکری علیه السلام
دوره امامت امام هادی علیه السلام با یکی از دشوارترین دورههای حیات تاریخ شیعه همزمان بود؛ آن حضرت 21 سال از دوران امامت خود را به اجبار در سامرا گذراند که پادگان نظامی بزرگی بود. در دوره امامت آن حضرت متوکل به تعقیب و آزار شیعیان پرداخت و در سال 236 دستور داد تا مرقد امام حسین علیه السلام و خانههای اطراف آن را ویران کنند و شخم بزنند.
ابوالفرج اصفهانی میگوید:
«متوکل نسبت به خاندان ابوطالب بسیار سختگیر بود و به شدت مراقب رفتار و اعمال علویان بود. بغض و کینه فراوانی از آنان در سینه داشت و بر این اساس تهمتهای ناروایی به آنان نسبت میداد. سختگیری متوکل به جایی رسید که هیچ یک از خلفای پیش به اندازه وی تندروی نکرده بودند. وی پس از تخریب مرقد امام حسین علیه السلام ـ به نحوی که هیچ آثاری از آن باقی نماند ـ دستور داد، پایگاههایی در مسیر قبر آن حضرت بسازند تا هر کسی را که به زیارت آن حضرت میرود دستگیر و مجازات نمایند.»(1)این کینهتوزی تا بدان اندازه بود که اگر کسانی مخفیانه به زیارت آنجا میرفتند، محکوم به مرگ یا زندان طولانی مدت میشدند.(2)به راستی متوکل با این کار بر آن بود تا یاد و خاطره امام حسین علیه السلام و قیام او را- که همواره الگوی مناسب نهضتهای شیعی بود- از ذهن و یاد پاک کند.(3)
اما این شرایط دیری نپایید و در سال 248، زمام حکومت به دست منتصر عباسی افتاد. او بر خلاف متوکل زیارت امام حسین علیه السلام را آزاد کرد و دستور داد تا مرقد شریف آن حضرت را بازسازی کنند.(1)
در هر صورت، گزارش ابوالفرج اصفهانی یک واقعیت را روشن میکند که یاد، خاطره و نام امام حسین علیه السلام در جامعه زنده است و مطالبهای است که از سوی پیروان آن حضرت مطرح میشود و حکومتها با توجه به ویژگیهای فردی که خلافت را در دست دارد، در این حوزه سیاستهای را اعمال میکنند، اما سیاست کلی حکومتهای بنیامیه و بنیعباس بر سختگیری و ممانعت از برگزاری این نوع محافل و مجالس بود.
با توجه به کنترل شدید امام هادی علیه السلام و امام حسن عسکری علیه السلام توسط خلفای عباسی در این دوره گزارش خاصی از سیره ایشان منعکس نشده است.
شیوههای ائمه علیهم السلام در سوگواری امام حسین علیه السلام
آنچه گذشت، نگاهی گذرا به سیره امامان پس از قیام امام حسین علیه السلام بود که به اقامه سوگواری بر امام حسین علیه السلام اهتمام و تأکید داشتند و در روایات زیادی نیز منعکس شده است. دیگری بزرگداشت روز عاشورا و برپایی عزا در آن روز است و تا جایی که شرایط اجازه میداد ائمه علیهم السلام در برپایی، ترغیب و تأکید بر سوگواری امام حسین علیه السلام کوشا بودند. موارد ذیل را میتوان به عنوان محورهای مهم سوگواری آنان بر شمرد.
1) ابن شهر آشوب، المناقب، ج 2، ص 211.
یکی از بهترین نوع سوگواری ذکر فضیلتها و مصیبتهای اهل بیت و بیان معارف مکتب اسلام است که پیشوایان علاوه بر برگزاری آنها بر انجام اینگونه سوگواریها سفارش میکردند. امام صادق علیه السلام در گفتوگو به فضیل بن سیار فرمود:
«آیا شما در مجالس مرثیهسرایی مینشینید و حدیث میکنید؟ گفتم بلی، حضرت فرمود: بدانید که من این مجالس را دوست دارم، پس امر مرا زنده کنید، خداوند رحمت کند کسی را که امر ما را زنده کند».(1)
گریستن بر مصیبتهای امام حسین علیه السلام گرامی داشته شده است و نباید در آن کوتاهی کرد؛ گر چه با جاری شدن اندکی اشک باشد.(2)
در پارهای از روایات برای حالت گریه داشتن(تباکی) نیز پاداش در نظر گرفته شده است.(3)در دستوری از امام باقر علیه السلام خطاب به شیعیان آمده است:
«بر حسین، گریه کنید و به اهل خانه، به آنان که پروا و تقیهای از آنان نیست، دستور داده شود که بر حسین بگریند. در خانهها مراسم گریه و سوگواری، ناله سر دادن در غم حسین باشد، اهل خانه و شیعیان به یکدیگر تعزیت و تسلیت گویند. اگر چنین کنند من از سوی خدا برای آنان ضامن پاداش حج و عمره و جهاد میشوم».(4)
یکی از شیوههایی که به لحاظ اندازه در میان روشهای سوگواری ائمه علیهم السلام سهم بیشتری را به خود اختصاص داده، مرثیه و شعرخوانی است. آنان از شعرا دعوت میکردند و مجلس سوگواری تشکیل میدادند که در این باره روایات بسیاری به ما رسیده است.
از امام صادق علیه السلام روایت شده: «هر کسی درباره حسین علیه السلام شعری بخواند و بگرید و ده نفر را بگریاند، بهشت برای آنان حتمی خواهد بود».(1)
باز در جای دیگر آمده است: «کسی نیست درباره حسین علیه السلام شعری بگوید و بگرید و بدان بگریاند، مگر این که خداوند بهشت را برایش واجب میکند و گناهش را میآمرزد».(2)
بدیهی است که هر شعری چنین اهمیتی ندارد؛ بلکه شعر باید منتقلکننده فرهنگ ائمه علیهم السلام به مردم و ابزاری برای دفاع از ولایت و احیای امامت باشد. «مرثیه باید آمیخته به حزن و غمانگیز باشد».(3)
شاعران، در تبیین مصیبتهای آن حضرت بکوشند و مؤمنان را بگریانند.(4)
گفتنی است محتوای مرثیهها و شعرهایی که در حضور اهل بیت علیهم السلام خوانده شد عبارت بودند:
بیان فضایل و مناقب اهل بیت علیهم السلام
ذکر مصیبتها وستمهایی که بر اهل بیت علیهم السلام رفته است با محوریت واقعه کربلا.
اشاره به ستمگران و رسوا کردن آنان.
برگزاری مراسم سوگواری در خانهها نیز از سنت و سیره امامان شیعه است. امام محمد باقر علیه السلام نسبت به کسانی که در روز عاشورا نمیتوانند به زیارت آن حضرت بروند، اینگونه راهکار ارائه دادند و فرمودند: «بر امام حسین علیه السلام گریه و مراسم سوگواری برپا کنند و یکدیگر را با گریه و تعزیت و تسلیت گویی در سوگ حسین علیه السلام در خانههایشان ملاقات کنند».
از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام روایت شده است: «در این روز[عاشورا] از کامجویی و لذت خودداری شود و مراسم عزا برپا گردد و از خوردن و آشامیدن تا زوال خورشید خودداری شود و بعد از آن غذایی به مقدار غذای فرد مصیبت دیده، مانند شیر خورده شود و از غذا و نوشیدنی گوارا و لذیذ استفاده نشود».(1)
ادب سوگواری چنین است که در روز عاشورا از خوردن غذا و آب تا عصر پرهیز شود و پس از عصر غذاهای ساده بخورند.
تسلیتگوییها و برنامههای سوگواری خانگی وسوگواری برای شهید کربلا، علاوه بر ریشهدارتر کردن باورهای ظلمستیزانه و حمایت از مظلوم، صدای اعتراضی علیه دشمنان حق و ستمگران است. کانونهای سوگواری به مکانی برای افشاگری، خطدهی، تجمع نیروها، شناخت افراد وشناساندن چهرههای پاک تبدیل میشود.
1) شیخ مفید، مسار الشیعه، صص 42ـ44.
مالک جُهنَی، درباره برپایی ماتم در روز عاشورا برای امام حسین علیه السلام به امام محمد باقر علیه السلام عرض کرد: «چگونه به یکدیگر تسلیت بگویند:
حضرت فرمود چنین بگویید: «عَظَّم اللهُ اجورَنا بمصابِنا بالحُسین علیه السلام و جَعَلنا و ایاکُم من الطَّالبین بِثَأرِهِ مع ولیه الامام المهدی من آل محمد صلی الله علیه و آله ؛ خداوند پاداش ما را در مصیبت حسین علیه السلام بزرگ بدارد و ما و شما را از خونخواهان او، در رکاب ولی خود مهدی علیه السلام قرار دهد».(1)
مالک جُهَنی از امام باقر علیه السلام درباره روز عاشورا نقل کرده است که امام فرمودند: «اگر توانستی در پی برآمدن حاجتی نرو؛ زیرا عاشورا روز شومی است و حاجتی در آن برآورده نمیشود و اگر هم برآورده شود برکتی ندارد و پیشرفتی نمیبیند. همچنین[در این روز] برای خانه ات چیزی را ذخیزه نکن که هر کس در روز عاشورا برای خانهاش چیزی بیندوزد در اندوختهاش برکتی نبوده و در خانوادهاش نیز برکتی نخواهد بود».(2)
حسن بن فضّال از امام رضا علیه السلام در مورد تعطیل کردن عاشورا روایتی نقل کرده که امام علیه السلام فرمود:
«هر کس در روز عاشورا، تلاش و کوشش برای برآوردن نیازهایش را رها کند، خداوند نیازهای دنیا و آخرت او را برمی آورد و هر کس عاشورا را روز ماتم و اندوه و گریهاش باشد، خداوند قیامت را روز
شادی و خوشحالیاش قرار میدهد و چشمش در بهشت، به ما روشن میشود».(1)
جمعبندی و ارزیابی
سوگواری امام حسین علیه السلام از دوره امام سجاد علیه السلام به بعد وارد مرحله جدیدی میشود که از آن به عنوان دوره زمینهسازی سوگواری آیینی میتوان یاد کرد و روایات زیادی نیز به گریه کردن بر مصیبتهای اهل بیت علیهم السلام به ویژه امام حسین علیه السلام سفارش شده است که بخش عمدهای از آن روایتها از زبان امام جعفر صادق علیه السلام است.
با توجه به وضعیت فرهنگی و سیاسی جامعه اسلامی آن عصر، میتوان دلیل تأکید زیاد ائمه علیهم السلام را در برپایی و اقامه عزا و سوگ بهتر فهمید. در فضای اختناق اموی و عباسی، مجالس عزا به مثابه تنها رسانهای بود که کارکرد ارتباطی میان شیعیان و رهبران را برعهده داشت. ازاینرو، تلاش میشد که برگزاری این محافل تا آنجا که ممکن است، به صورت علنی و با حضور یاران و دیگران باشد.
برگزاری سوگواری امام حسین علیه السلام توسط امامان شیعه ادامه یافت و هر کدام با توجه به قدرت و شرایط حاکمیت درباره برگزاری، ترویج و تبیین آن تلاش میکردند.
به طور معمول، زبان مورد استفاده در محافل عزای حسینی زبان شعر و مرثیه است؛ زیرا شعر، ابزار قدرتمند جامعه عرب آن روزگار بوده است و ازاینرو، تأکید فراوان بر سرودن و خواندن مرثیه شده است. از
1) شیخ صدوق، علل الشرایع، ص 227، ح 2؛ عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 298، ح 57؛ امالی، شیخ صدوق ص129، مجلس 27.
سوی دیگر، شعر کارکرد رسانه جمعی را داشت و در ذهن و جان مردم نقش میبست و سینه به سینه منتقل میشد و در واقع با این روش آن آرمانها در جامعه گسترش مییافت.
دعوت به گریه بر مصیبت اهل بیت علیهم السلام در واقع دعوت به توجه و شناخت آنهاست. دستیابی به چنین شناختی، هدفی مهم بود که ائمه علیهم السلام تلاش میکردند به هر وسیله مشروع مردم را بدان هدایت کنند. گریه و سوگواری فقط عملی احساسی نیست؛ بلکه هدفی والاتر و مهمتر از تخلیه عاطفی و آشکار شدن احساسات است.
محافل عزای حسینی فاقد هرگونه نظم برنامهریزیشدهای بود و به طور معمول با حضور یا دستور ائمه علیهم السلام برگزار میشد، شیعیان به صورت پنهانی به دلیل شرایط سیاسی در مکانی گرد هم میآمدند و یک نفر شاعر که صدای خوبی داشت، مرثیه میخواند. از سویی، این مجالس به اجتماعاتی محدود و ویژه منحصر میشد که از لحاظ جمعیت، شرکتکنندگان و مکان با مجالس امروزی قابل مقایسه نبود.
سیره اهل بیت علیهم السلام در اینگونه مجالس اکتفا به حزن نمایان در چهره بود و چیزی فراتر از گریه نبود و هیچگاه گریه آنان با فریاد و شیون همراه نشده است.
بدیهی است که سوگواری اهل بیت علیهم السلام در کربلا و عاشورا چند رفتار خاص بوده است و سرمنشأ بقیه رسوم و رفتارهای رایج در سوگواریهای امروزی را باید در جاهای دیگر به ویژه در دروه آل بویه و صفویه جستوجو کرد.
آنچه در سیره اهل بیت علیهم السلام به عنوان سبک رفتاری گزارش شده است و درباره همه امامان شیعه صادق است، اهتمام زیاد ایشان به روز
عاشورا است. به طوری که روز عاشورا اوج سوگواری آنان بوده است. در روایتی از امام رضا علیه السلام داریم که میفرمایند: «وقتی روز دهم میرسید، آن روز، روز عزا و اندوه و گریهاش بود و میفرمود این همان روزی است که حسین علیه السلام در آن کشته شد.»(1)روزهای قبل از عاشورا، مقدمه روز دهم و روز عاشورا بود که تبدیل به عزا و گریه کردن بر مظلومیت آن حضرت میشد.
«آیا دور هم مینشینید و حدیث و سخن ما میگویید؟ گفتم آری، فرمود: اینگونه مجالس را دوست دارم. پس امر ما (امامت) را زنده بدارید. خدای رحمت کند کسی را که امر و راه ما را احیا کند».(2)
ائمه علیهم السلام در سوگواری سالار شهیدان بر روش خاصی تکیه نکردند و شیوههای سوگواری برای امام حسین علیه السلام باید متناسب با عرف هر جامعه باشد. باید همواره به این نکته نیز توجه داشته باشیم که سوگواری مغایر با احکام شرع نباشد و موجب وهن دین نشود.
نکته حائز اهمیت اینکه این افراد در محضر امامان معصوم علیهم السلام به شعرخوانی و مرثیهسرایی میپرداختند و محتوا از هرگونه گزافهگویی، غلو و سخن نادرست به دور بوده است. حادثه کربلا آنقدر دلخراش و حزن انگیز است که برای تحریک احساسات نیازی به قصهپردازی و بیان مطالب نادرست نیست.
فصل چهارم: کژیها و آسیبهای سوگواری
زیر فصل ها
مقدمه
مهمترین ویژگیهای سوگواری دوره ائمه علیهم السلام
ویژگیهای سوگواریهای امروزی
فلسفه سوگواری
آسیبهای سوگواری و مصلحان دینی
عوامل تحریفها و آسیبها
آسیبها و تحریفهای سوگواری
مقدمه
همانگونه که در فصل پیشین گذشت، سیره اهل بیت علیهم السلام در سوگواری امام حسین علیه السلام نکته مبهم و نامشخصی ندارد. در دورهای که سوگواری امام حسین علیه السلام به صورت یک آیین در آمد، سوگواری برای آن حضرت در محدوده عرف آن دوره با حضور ائمه علیهم السلام برگزار میشد؛ اما امروزه گونههای سوگواری تغییر و دگرگونیهای چشمگیری به خود دیده است که بخشی از این تغییر و تحولات از آداب و رسوم و فرهنگها پیروی میکنند که طبیعی هستند، اما بخشی دیگر دگرگونیها از جای دیگر سرچشمه میگیرد که همین خود زمینه آشکار شدن برخی آسیبها و انحرافها را فراهم آورده است.
مهمترین ویژگیهای سوگواری دوره ائمه علیهم السلام
برگزاری سوگواری آیینی، فقط برای امام حسین علیه السلام
به طور معمول این محافل با توجه به شرایط سیاسی و خفقانی که وجود داشت در حلقهای از افراد ویژه و محدود، در زمانی ویژه و بیشتر در سالروز رخداد عاشورا برگزار میشد.
همانگونه که گفته شد این محافل نظم برنامهریزیشدهای نداشتند.
این نشستها بر پایه بیان فضایل و مصیبتهای اهل بیت علیهم السلام در
قالب شعرخوانی شاعران برگزار میشد. بیشتر سوگواریها در قالب مرثیهسرایی و مرثیهخوانی بود.
سوگواری ایشان مانند عرف آن روز، در حد اظهار اندوه، گریه و نمایان شدن آثار اندوه در چهره بود.
به طور معمول زنان و اهل خانه نیز در این مجالس حضور داشتند.
ویژگیهای سوگواریهای امروزی
با اندکی تأمل در خواهیم یافت که امروزه سوگواریها در گوناگونی مناسبتها، قالبها، محتوا، فراوانی افراد، زمانها، ساعتها، مکان و ابزارهای سوگواری قابل مقایسه با سوگواریهای عصر امامان شیعه نیست، به طور خلاصه میتوان چند ویژگی را برای سوگواریهای امروزی برشمرد:
گوناگونی مناسبتها برای سوگواری بدین معنا است که امروزه افزون بر سوگواری امام حسین علیه السلام که بسیار باشکوه برگزار میشود، در شهادت یا وفات دیگر ائمه علیهم السلام و بستگان آنان نیز مراسم سوگواری برگزار میشود.
سوگواریها ساختارمند شدهاند و بیشتر به صورت دستهجمعی و در قالب هیئتهای سوگواری برگزار میشوند.
زمینه نمایشی و راهپیمایی سوگواریها پر رنگ شده است.
مکانهایی ویژه سوگواری مانند تکیهها، حسینیهها ساخته شده است.
برخی شیوههای سوگواری امام حسین علیه السلام فراتر از سوگواریهای رایج در عرف امروزی است و حتی برخی قالبهای ویژه (غیر مرسوم در مراسم سوگواریهای عادی) دارند.
ابزارمند شدن سوگواریهای امروزی که در دوره امامان شیعه وجود نداشت.
قالب بیشتر سوگواریها مراسم سینهزنی، زنجیززنی و روضهخوانی است.
نذورات به صورت گسترده توزیع میشوند عزاداران اطعام میشوند.
می توان بر این فهرست موارد دیگری نیز افزود، اما تکمیل این فهرست مشکلی را حل نخواهد کرد؛ بلکه رسالت مهم این نوشتار نشان دادن مواردی از سوگواری امروزی است که با سیره اهل بیت علیهم السلام همگون نیست و در شرع مقدس توجیهی برای درستی آنها وجود ندارد؛ زیرا هر دگرگونی مذموم و ناخوشایند نیست؛ بلکه آن تغییری که از شرع تأییدی نداشته باشد، مورد پرسش است. ازاینرو، در ادامه به برخی موارد آسیبزای سوگواریهای امروزی خواهیم پرداخت.
یادآوری چند مطلب پیش از ورود به این جستار ضروری است.
فلسفه سوگواری
بیتردید فلسفه سوگواری امام حسین علیه السلام از فلسفه قیام ایشان جدا نیست. همان عاملی که موجب شد، امام حسین علیه السلام قیام کند و شهادت را با افتخار بپذیرد، دلیل و فلسفهای برای اقامه سوگواری ایشان است. اگر آن حضرت برای زنده نگه داشتن اسلام، دفاع از آموزههای دینی و اقامه امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد، سوگواری برای آن حضرت نیز باید ابزاری برای تحقق و ترویج آموزههای دین مبین اسلام، اقامه عدل و امر به معروف و نهی از منکر باشد. بنابراین، محافل و مجالس سوگواری
که این اهداف را دنبال نکرده، چنین خواستههایی را برآورده نکنند و محتوا و جهتگیری درست نداشته باشند، با اهداف حسینی سازگار نیستند.
شناخت فلسفه سوگواری امام حسین علیه السلام نخستین گام، در راه تأمین اهداف بلند این سنت مهم و سرنوشتساز است؛ زیرا سوگواری بدون شناخت نه تنها ارزشمند نیست؛ بلکه چه بسا به اهداف اصلی این حرکت الهی ضرر برساند.
حضرت علی علیه السلام میفرماید: «ما مِن حَرکةٍ الا و اَنتَ مُحتاجٌ فیها الی المعرفةِ؛ هیچ حرکتی نیست مگر این که تو در آن به شناخت نیاز داری».(1)
زیرا محافل و مجالس سوگواری امام حسین علیه السلام ، زنده نگه داشتن اندیشه اهل بیت علیهم السلام و یادکرد فرهنگ آنان است. ازاینرو، میتوان مواردی را فلسفه برای سوگواری آن حضرت شمرد که مهمترین آنها عبارتند از:
اصلیترین فلسفه قیام و شهادت امام حسین علیه السلام و یاران با وفایش، مبارزه با جهل است. ایشان درصدد بودند با این روش و برای حاکمیت ارزشهای انسانی و اسلامی زمینهسازی کنند. امام صادق علیه السلام در حدیثی میفرماید: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ؛ خونش را به خاطر تو بذل کرد تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی و گمراهی بیرون آورد».(2)
محافل سوگواری با قالب و محتوای مناسب، بهترین روش برای تعلیم و تربیت نسل جدید، آشنایی آنان با گفتار، کردار و فضایل اهل بیت علیهم السلام و آموزههای دین مبین اسلام است؛
زیرا توانمندیهای قیام امام حسین علیه السلام و نیز کارکردهای تربیتی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مجالس سوگواری ایشان در رشد و بالندگی انسان و جامعه نقش بسزایی دارد. از سویی، اینگونه محافل یکی از مهمترین ارکان فرهنگ و جامعه شیعی است که این فرهنگ با مراسم سوگواری به نسل بعد منتقل میشود. محافل سوگواری فرصتی است ارزشمند تا الگوهای کامل معرفی شوند و زمینه استفاده از آموزههای ارزشمند فرهنگ عاشورا را برای نسل آینده رقم بزند.
اگر به هدف قیام حضرت امام حسین علیه السلام توجه کنیم در مییابیم مهمترین هدف آن حضرت زنده نگهداشتن مکتب اسلام بوده است. ازاینرو، فلسفه تأکید فراوانی بر اقامه سوگواری و پاداشهایی که برای آن دیده شده است، مشخص میشود و به گفته شهید مطهری: «تکالیف شرعی بدون حکمت نیست، منظور این نبوده که همدردی و تسلیتی باشد برای خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله ، بلکه مقصود این است که داستان کربلا به صورت یک مکتبی تعلیمی و تربیتی همیشه زنده بماند.»(1)که از این رهگذر به حفظ دین، بسط عدالت، آزادگی و رهایی از ستم یاری
1) مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 17، 476.
برساند. افزون بر این، روی دیگر سکه این است که عزاداران در آیینهای عاشورایی آرزوی حضور در کربلا را اعلام و ویژگی جمعی آرمانی را که باید با تمام وجود آماده تبعیت از امام خود و همراهی او باشد، آشکار میکند گر چه ما توفیق حضور و همراهی نداشتیم، میتوانیم با آن حضرت عهد ببندیم که همانند یاران با وفای ایشان، امام زمان خویش را یاری کنیم.
امام باقر علیه السلام در بیانی نورانی در توصیف این اجتماعات و فلسفه سوگواری میفرماید:
«فَاِنَّ فِی اِجتِماعِکُمْ و مُذاکرتِکُمْ اِحیائُنا و خَیرُ النّاسِ مِن بَعْدِنا مَنْ ذَاکَر بِاَمرِنا وَ دَعَا ذِکْرِنَا؛ به درستی که در گرد آمدن شما و سخن گفتن شما زنده نگه داشتن ما است و بهترین مردم پس از ما کسی است که ما را در یادها قرار دهد و امر ما را در آن محافل مطرح کند و مردم را به سوی اهل بیت بخواند».(1)
در فرمایشی دیگر امام صادق علیه السلام بر این امر تأکید کردند که پیش از این آمده است.
با توجه به این فرمایشها، برگزاری مجالس به یاد خاندان رسالت، احیاگری برتریهای آنان است و اهل بیت علیهم السلام نیز اینگونه محافل را دوست دارند. امام رضا علیه السلام میفرماید:
«مَن جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیَا فِیهِ أَمْرُنَا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ؛ هر کس در مجلسی بنشیند که در آن امر ما احیا میشود، دلش در روزی که دلها میمیرند، نمیمیرد.»(2)امام صادق علیه السلام میفرماید:
«تَزَاوَرُوا وَ تَلَاقَوْا وَ تَذَاکَرُوا أَمْرَنَا وَ أَحْیُوهُ؛ به دیدن یکدیگر بروید و همدیگر را ببینید، و امر ما را به پا دارید و زنده نگاه دارید».(1)
علامه مجلسی در تفسیر کلمه امر توضیح داده که مراد از «امر ائمه» امامت و دلایل امامت ائمه علیهم السلام ، فضیلتها، صفات، نقل آثار، یادآوری علوم و احیای دانش آنان با نوشتن و نقل کردن است به گونهای که مانع از فراموش شدن گردد.
بر این اساس اصل تشکیل جلسات ذکر، حدیثخوانی، منقبتخوانی، مقتلخوانی و نقل معارف اهل بیت علیهم السلام ، موجب زنده شدن و زنده ماندن فکر و فرهنگ سازنده شیعی است.
وقتی سوگواری همراه با معرفت باشد، سبب شکوفایی معنویت است. یادآوری برتریها و مناقب و آرمانهای اهل بیت علیهم السلام آدمی را به سمت الگوگیری و الگوپذیری از آنان سوق میدهد.
حضور آگاهانه در مجالس سوگواری بذر محبت و فضیلت را بارور میسازد و انگیزه لازم برای دریافت فضیلتها را در افراد ایجاد میکند. افزون بر این، اشکی که نشانهای از اهداف امام داشته باشد، عامل نجات است. از منظر قرآن کریم، مراسم سوگواری از شعائر الهی است که تعظیم آن نشانه تقوا است. «وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ». (حج: 32) شرط ورود در صف عزاداران امام حسین علیه السلام آمادگی قلبی است، پرهیزکاران در این مصیبت عزادار میشوند.
محافل سوگواری امام حسین علیه السلام احیای اندیشه اسلامی، آموزهها و
1) الکافی، ج2، ص 175، باب التراحم والتعاطف؛ مرآت العقول، ج 9، ص 50.
معارف دینی است و روشن است که یادآوری اهل بیت علیهم السلام که نمونههای انسان کامل بودند، زنده نگه داشتن ارزشهاست. ارزشهایی که میتوان با آنها در مسیر کمال و انسان کامل گام برداشت. برای پی بردن به راز تأکید زیاد ائمه علیهم السلام به سوگواری و پاداشهای مقرر شده برای آن، درک فلسفه سوگواری امام حسین علیه السلام مهم است؛ زیرا راز این همه تأکید و اهتمام به سوگواری، در فلسفه آن نهفته است.
آسیبهای سوگواری و مصلحان دینی
از دیرباز تاکنون دغدغه دلسوزان و مصلحان دینی مسئله آسیبها و به ویژه تحریفهای عاشورا بوده است. آنان تلاشهای ارزندهای برای زدودن غبار تحریف از چهره نهضت کربلا کردهاند و این کار همواره سرلوحه فعالیتهای علمی و رفتاری آنان بوده است. چنانچه بخواهیم این بخش را به طور کامل و گویا مطرح کنیم، ناچاریم از افراد زیادی به ویژه در قرن کنونی سخن بگوییم، اما از آنجا که این نوشتار درصدد بیان تاریخچه فعالیت مصلحان دینی در این باره نیست، برای آشنایی خوانندگان محترم با بخشی از این تلاشها، کارهای چند تن از افراد شاخص در بخش تحریفستیزی عاشورا را مرور میکنیم.
وی کتاب لؤلؤ و مرجان را در سال (1319 هـ ق) یک سال قبل از
1) حسین بن محمدتقی نوری طبرسی (1254 ـ 1320 هـق) صاحب آخرین مجموعه حدیثی شیعه ـ یعنی کتاب مستدرک الوسائل ـ است او را خاتم المحدثین وصف کردهاند و مشهور به میرزای نوری و محدث نوری است. وی در عصر خود، افزون بر حدیثپژوهی در علم رجال و کتابشناسی نیز سر آمد بود و شاگردان موفق و تأثیرگذاری را تربیت کرد که از میان آنان، محدث قمی(شیخ عباس قمی) و آقا بزرگ تهرانی را می توان نام برد.
وفاتش به درخواست عدهای نوشت تا برای تحریفاتی که رایج شده بود و هر روز بردامنه آن افزوده میشد، چارهای باشد. میرزای نوری، اولین کسی است که نظراتش درباره اصلاح روضهخوانی و پاکسازی قیام امام حسین علیه السلام از تحریف را به صورت مکتوب و در اثر مستقلی به نگارش درآورد.
استاد شهید مطهری در چند جای کتاب حماسه حسینی از این اثر ارزشمند نام برده و از آن به نیکی یاد کرده است: «لؤلؤ و مرجان... چنین کتابی شاید در دنیا وجود نداشته باشد.» «لؤلؤ و مرجان که در نوع خود کتاب بینظیری است و از یک تبحر واقعی مؤلف مرحومش حکایت میکند.» در جای دیگری نیز میگوید: «این کتاب با اینکه کتاب کوچکی است اما فوق العاده کتاب خوبی است».(1)
محدث نوری دراین کتاب دو شرط را برای اهل منبر ضروری میداند، یکی اخلاص و دیگری راستگویی؛ ایشان به باورها، روضهها و گفتارهایی توجه دارد که در دستهبندی تحریفات، در تحریفهای لفظی قرار میگیرند و به تحریفهای معنوی توجه کمتری کرده است. از آنجا که محدث نوری حدیثشناس توانمندی است، استدلالهای محکم روایی او، ارزش ویژهای به این کتاب بخشیده است.
وی صاحب کتاب ارزشمند اعیان الشیعه است و بیشتر با این اثر شناخته میشود. ایشان همچنین در مبارزه با آسیبها و تحریفهای
1) نک: شهید مطهری، مجموعه آثار، ج 17، صص 613 ـ 591 ـ 78 ـ 71 .
سوگواری سید الشهداء علیه السلام فعالیتهای چشمگیری را انجام داد و در دوره حیات خود توانست جریان مبارزاتی ضد تحریفهای سوگواری را شدت بخشد و سید ابوالحسن اصفهانی رحمه الله در حمایت او به میدان آمد.
تلاشهای او تا آن روز سابقه کمتری داشت و توانست پرسشهای جدی در برابر برخی رفتارها طرح نماید که به اسم سوگواری انجام میگرفت. او موافقان و مخالفان را وادار به بازخوانی برخی آیینها کرد و درباره سوگواری امام حسین علیه السلام شش اثر را در مقاطع مختلف، به نگارش درآورد که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
لواعج الاشجان؛ این اثر در سال 1329 (هـ ق) درباره قیام امام حسین علیه السلام و در ذکر مصیبتهای سیدالشهداء نوشته شد.
المجالس السَّنیه؛ این کتاب در 5 جلد در سالهای 1340 ـ 1345 به نگارش درآمد. هدف از تألیف این اثر تصحیح اخبار نادرستی است که در مجالس سوگواری به ائمه علیهم السلام نسبت میدهند.
التنزیه لِاَعمال الشبیه؛ این کتاب در سال 1346 نگاشته شد و آخرین اثر در این باره است. کتاب در بردارنده نظرهای سید محسن امین در عاشوراپژوهی است.
گرچه سید محسن امین رحمه الله کتابهای دیگری در عاشوراپژوهی دارد، هدف او از نگارش این آثار اصلاح کردارها، رفتارها (آداب سوگواری و روضه خوانی) بود، البته نگاهی هم به احادیث ساختگی و تحریفات عاشورا دارد.
انتشار کتاب التنزیه در عراق، لبنان و ایران بسیار کارآمد بود. جلال آل احمد در سال 1322 (ه.ش) آن را به فارسی ترجمه کرد و به نام
عزاداریهای نامشروع منتشر ساخت که بلافاصله توسط بازاریان و روضهخوانان از بازار کتاب، گردآوری و سوزانده شد.(1)
بیشترین تلاش سید محسن امین عاملی، درباره آسیبها و تحریفهای لفظی یا روشی است. وی در آثار خود از دو روش بهره گرفت: یکی استقرای تاریخی و دیگری استفاده از ادله اربعه فقهی که نادرستی پارهای از اعمال سوگواریها را نمایان کرد.
حرکتهای اصلاحی شهید مطهری در فرهنگ عاشورا هم به لحاظ گستره و هم میزان اثرگذاری، فصل مستقلی در این بخش است. شهید مطهری شخصیتی برخاسته از پایگاه حوزه علمیه است که تفکرات فلسفی و عقلانی عمیقی دارد، تلاشهای او را در سخنرانیهای ایشان در سالهای 1346تا1356 میتوان جستوجو کرد که حاصل آن مجموعهای سه جلدی به نام حماسه حسینی(2)است. در بحث تحریفها، هم به تحریف لفظی پرداخته، هم تحریفهای معنوی را مطرح کرده است.
وی دو گروه عوام جاهل و عالمان خاموش را مسئول میداند و بر آنان خرده میگیرد و به شدت از انحطاط اندیشههای مربوط به فلسفه قیام سید الشهداء علیه السلام ، فلسفه سوگواری، برداشتهای عوامانه از قیام، و
1) محمد اسفندیاری، کتابشناسی تاریخی امام حسین علیه السلام، ص 155.
2) این مجموعه در سال 1360 به کوشش محمدحسین حقجو از پنج نوار سخنرانی استاد مطهری پیاده و با نام «فریادهای شهید مطهری برتحریفهای عاشورا» منتشر شد. سپس با افزودن چندین سخنرانی دیگر و به ضمیمه یادداشتهای شهید مطهری پیرامون عاشورا و امام حسین علیه السلام در سه جلد با عنوان «حماسه حسینی» نشر یافت.
ورود شیوهها و مسائل غیر دینی و ناهمخوان با روح تعالیم دینی و اسلامی اظهار گلایه میکند.(1)
ایشان همواره بر سوگواری هدفدار و پیرایه از آسیبهای لفظی و معنوی تأکید دارند. و سخنرانی ایشان در سال 1373 را میتوان نقطه عطفی در پیرایش فرهنگ سوگواری از تحریفها دانست. ایشان به طور جدی درباره آسیبها و تحریفهای عاشورا، به ویژه مراسمی همچون قمهزنی هشدار دادند. گفتنی است، نگرش ایشان در بردارنده هر دو بُعد لفظی و معنوی بوده است. چنان که در جایی چنین میگویند:
«ما به برکت امام حسین علیه السلام و حفظ فرهنگ آن توانستیم نظام اسلامی را در جامعه خود به وجود آوریم. علمای دین، مبلغان و ذاکرین باید مسئله عاشورا و مصایب امام حسین علیه السلام را به صورت یک مسئله جدی و اساسی مورد توجه قرار دهند و در این راه حادثه کربلا را از بیراههها مضر و خلاف واقع جدا سازنده و پس از خالص کردن آن با انواع هنرهای بیانی، به ذکر این مصیبت بزرگ بپردازند. این حادثه پشتوانه یک نهضت است و باید آبرومند، پر طپش و پرقدرت باقی بماند».(2)
عوامل تحریفها و آسیبها
پیدایش و گسترش تحریفها، بدعتها، آسیبها و خرافهها ریشه در
عواملی دارد که اگر آنها اصلاح شوند، به یقین زمینه و ریشه پیدایش بسیاری از مشکلات موجود، خشکیده خواهد شد.
گرچه تئوری هدف وسیله را توجیه میکند، مربوط به دین ما نیست و آن را به ماکیاولی نسبت میدهند، متأسفانه این نگرش، به گونهای در بین برخی از مقتلنویسان و عزاداران پذیرفته شده است که هدف ما گریاندن و سوگواری است؛ چه بسا «هدف از خلقت، اقامه عزا برای امام حسین علیه السلام است.»(1)ازاینرو، برای رسیدن به این هدف از بسیاری از خطوط قرمز میتوان عبور کرد.
در حالی گریه هدف شد که ائمه علیهم السلام ما را به احیای اصل قیام امام حسین علیه السلام دعوت کردهاند؛ البته ما به ذکر مرثیه امام حسین علیه السلام و حتی گریه و گریاندن برای ایشان سفارش شدهایم، اما این هدف نیست، ابزاری است برای رسیدن به هدف مهمتر و والاتر؛ چه بسا در دیگر مظاهر سوگواری چنین کاستیای نیز وجود دارد، اصرار بر این ظواهر و ایستایی در قالبها و شکلها به راه نیافتن از پوسته به مغز، منجر خواهد شد. ازاینرو، شناخت آفتها نظری و علمی و آسیبهای ذهنی و عینی حادثه کربلا در طول تاریخ امری پسندیده و لازم است، ولی شناخت و تحلیل ریشهها و علل پیدایش آنها یک ضرورت تاریخی، عقلانی و رسالتی دینی است تا در سایه چنین تلاشی نهضت کربلا که رسالتی تاریخی بر عهده دارد، از این آسیبها رها شود و پرتوانتر از پیش به مأموریتهای خود ادامه بدهد.
1) اسرار الشهاده، ص 5.
به راستی که دو وظیفه مهم داریم: نخست کاستن و برداشتن سایه شوم تحریفهایی که در این رخداد عظیم وارد شده و در طول تاریخ نیز بر آن افزوده شده است و دوم پیشگیری از ورود تحریفهای دیگری به پیکره نهضت عاشورا؛ یعنی وظیفه نخست رفع و وظیفه دوم دفع است.
اسطورهپردازی سابقه دیرینهای به قدمت تاریخ پیدایش بشر دارد. اسطورهسازی بیشتر ریشه در کمالجویی و قهرمانطلبی دارد. چنانکه انسان نتواند حس غریزی و فطری خود را تأمین کند، به اسطورهسازی پناه میبرد.
نخستین کسی که این عامل را به عنوان عاملی محوری و مهم برای تحریفهای عاشورا برشمرد، شهید مطهری است و شواهد زیادی درباره این مسئله در نهضت عاشورا ارائه میدهد. ایشان میگوید: «...قسمتی از تحریفاتی که در حادثه کربلا صورت گرفته معلول حس اسطورهسازی است. اروپاییها میگویند: در تاریخ مشرق زمین مبالغهها، و اغراقها زیاد است و راست هم میگویند.»(1)و دردمندانه ادامه میدهد: «این حس اسطورهسازی خیلی کارها کرده است ما نباید یک سند مقدس را در اختیار افسانه سازها قرار دهیم».(2)
«وی از تلاشهای ارزنده محدث نوری یاد میکند و ضمن تجلیل از او و کتاب لؤلؤ و مرجان نمونههایی را از آن کتاب آورده است. «حاجی
نوری این مرد بزرگ، در کتاب لؤلؤ و مرجان ضمن انتقاد از جعل اینگونه افسانهها میگوید: برای شجاعت حضرت ابوالفضل علیه السلام نوشتهاند که در جنگ صفین که اصلا شرکت حضرت معلوم نیست و اگر شرکت هم کرده باشد پانزده سال عمر داشته ـ مردی را به هوا انداخت، دیگری را انداخت، نفر بعدی را تا هشتاد نفر، نفر هشتادم را که انداخت هنوز نفر اول به زمین نیامده بود! بعد اولی که آمد، دو نیمش کرد، دومی نیز همچنین تا نفر آخر».(1)
فاضل دربندی در کتاب اکسیرالعبادات فی اسرار الشهاده در نقل و پردازش اینگونه مطالب ید طولایی دارد و مواردی از این قبیل، فراوان در آن کتاب مشاهده میشود از جمله اینکه:
ـ تعداد لشکر عمر سعد بیش از یک میلیون و ششصد هزار نفر بود؛
330 هزار نفر به دست امام حسین علیه السلام کشته شدند؛
ـ روز عاشورا 72 ساعت بوده است.(2)
حد و مرزهای عقیدتی نیز در تولید و پردازش اسطوره مانعی برای اسطورهپردازان نیست و حتی برای توجیه عمل به خود به مطالب و موضوعاتی از شرع تمسک میجویند.
ناگفته پیداست که نقش اسطورهسازی در تولید تحریفات چشمگیر است. به طوری که، عوام مردم هر چیز را که عجیبتر و گزافهتر باشد بیشتر پسندند، به ویژه در بخشهایی همچون، مبارزه، جنگ و قهرمانپرستی.
مرحوم مامقانی معتقد است: «انگیزههای جعل حدیث و تحریف
حقایق، در باب احکام عملی خیلی کم است اما در اصول عقاید و بیشتر از همه در باب فضایل و مناقب این انگیزه خیلی زیاد است».(1)
در بخش فضیلتها و سوگواری سیدالشهداء مانع جدی برای جعل وجود ندارد، بلکه در مواردی با استناد به برخی آموزهها به جعل مطالب و تولید اسطورهها میپردازند. غافل از اینکه دروغ گفتن از گناهان کبیره و حرام است و نمیتوان با سخنی که مبنای درستی نیز ندارد، به تولید و پردازش رفتارهای نیک پرداخت و آن را امر مستحبی معرفی کرد.
برخی از مرثیهخوانان و مداحان در خواندن و نقل مطالب دروغ، غلوآمیز و بدون سند هیچ ابایی ندارند و توجه کافی به سند، اعتبار، وثاقت و اتقان گفتههای خویش ندارند.
از سوی دیگر، واقعیت تلختر و فاجعه بارتر اینکه مخاطبان و حتی در پارهای از موارد بزرگان حوزه دین، در رویارویی با مطالب دروغ، غلوآمیز و تحریف شده واکنش به موقع و لازم را از خود نشان نمیدهند و این خود سبب ترویج و نهادینه شدن آن مطالب خواهد شد که در صورت واکنش نامناسب و بیموقع، به مرور زمان آن مطالب به امری مسلم و مقبول تبدیل میشود که مبارزه با آن سختتر شده، و ریشه کن کردن آن نیز به آسانی ممکن نخواهد بود؛ زیرا برای پاک کردن آن از ذهن جامعه، باید هزینههای زیادی را متحمل شد.
این واقعیت را نیز نباید از نظر دور داشت که متولیان این بخش در تولید و بازآفرینی متون منابع معتبر و قابل قبول، کم کاری کردهاند؛ زیرا
1) محمد صحتی سردرودی، عاشوراپژوهی، صص 409ـ 419.
اگر تولیدات مناسب صورت بگیرد و حاصل کار آنان به صورت مطلوب و مناسب در اختیار جامعه هدف قرار بگیرد، به طور یقین، انگیزه نقل مطالب سست و بیپایه فروکش خواهد کرد؛ بسیاری از مداحان و مرثیهخوانان خواهان چنین منابع بازتولید شده هستند و از اینگونه محصولات، استقبال خواهند کرد.
توجه به این نکته ضروری است که در شرع مقدس اسلام، دروغ گفتن حرام و از گناهان کبیره است. عذاب الهی را در پی دارد و بدترین دروغها، دروغ بستن به خدا، پیامبر و اهل بیت علیهم السلام است که در مواقعی روزه، فرد را نیز باطل میکند.(1)به یقین عملی که ذیل امور حرام قرار بگیرد، نمیتواند مقدمه و پیشنیاز عمل مستحبی باشد و برای عامل آن نیز ثواب داشته باشد. نبودن منابع معتبر و در دسترس نیز نمیتواند دلیل و توجیهی برای نقل مطالب دروغ باشد.
در اختیار گرفتن مجالس سوگواری توسط افراد کم دانش و در مواردی بیسواد، منجر میشود تا عزاداران به جای پرداختن به محتوای مجالس و افزودن به عمق آن، به مداحیها، مرثیههای بیروح، بیمحتوا و بیشتر به امور ظاهری روی آورند.
باید افراد آگاهی که از بینش و دانش مناسب برخوردارند برای جان بخشیدن و ارتقای محتوای مجالس سوگواری، مدیریت مجالس سوگواری را بر عهده گیرند و تا هنگامی که نقش فرهیختگان و فرزانگان منفعلانه است، نباید انتظار تحول چشمگیری داشته باشیم؛ چه بسا باید
1) نک: توضیح المسائل، مسائل روزه، مبطلات روزه.
شاهد فاصله گرفتن از فلسفه و هدفهای برگزاری اینگونه مجالس نیز باشیم.
گستره این کمدانشی و بسنده کردن به سطح اولیه اطلاعات، بیشتر مداحان، مرثیهخوانان و روضهخوانان را نیز در برمیگیرد و نتیجه آن به روشنی قابل مشاهده میباشد. دستگاه سوگواری امام حسین علیه السلام برای پویایی رسالت تاریخی که بر عهده دارد نیازمند حضور مقتدرانه و فعالانه عالمان دینی در عرصههای مختلف است که شامل اجرا، نظارت، تبیین، تحلیل و فراهمسازی منابع متقن، معتبر و مستدل است. به طور یقین در صورت رخ دادن چنین اتفاقی، دگرگونی بنیادینی در هدفگذاری مجالس سوگواری رخ خواهد داد که آثار و برکات فراوان آن، جامعه را بیش از پیش بهرهمند خواهد ساخت.
به طور خلاصه میتوان گفت، یکی از عوامل زمینه ساز آسیبها و تحریفها به صورت کلی حضور افراد غیر متخصص در عرصه فرهنگی، علمی و تبلیغی قیام کربلا است. ورود عناصر ناآشنا، کمدانش به تاریخ مکتب اسلام، تشییع و نهضت عاشورا، آرام آرام زمینه افزودن، کاستن و تحریف را فراهم میکند و چنانچه تعصب، سطحینگری و کجسلیقگی و بدفهمی با این عامل همراه شود، کار نیز دشوارتر خواهد شد.
هر عملی که به نیت عمل عبادی میخواهد انجام شود باید دارای مجوزی از ناحیه شرع باشد و با اصل عملی که شارع از مکلف خواسته همخوان است، باشد. دخالت دادن سلیقههای فردی و اغراض شخصی، در افزودن به آن و کاستن از آن، به طور یقین نقض غرض شارع
خواهد بود و از ناحیه شرع نیز دارای منع شدیدی است. به یقین اگر قرار باشد چنین دخالتهایی صورت بگیرد سنگ روی سنگ بند نخواهد شد و پس از مدت کوتاهی از اصل عمل، رد پایی باقی نخواهد ماند.
دین مبین اسلام برای جلوگیری از بروز چنین آسیبهای ویرانگری، در کاستن و افزودن و تفسیرهای به رأی کردن، به پیروان خود هشدار جدی داده و آنان را از عواقب چنین پنداری بر حذر داشته است.
سوگواری امام حسین علیه السلام عملی است که آثار و برکات فراوان برای آن مترتب است؛ در بخش تعظیم شعائر الهی جای میگیرد و به عنوان عملی عبادی قلمداد میشود. ازاینرو، ضرورت دارد که انجام این مراسم در چارچوبهای تعیین شده صورت گیرد. عمل ما باید ناظر به عمل الگو، معیار و مطلوب باشد که در رفتار و گفتار امامان شیعه آشکار شده و گزارشهای آن به ما رسیده است. همانگونه که در دیگر امور شرعی به بیان و خواسته شارع توجه داریم، در اینگونه اعمال که با نیّت ثواب و کسب آگاهی و پاداش انجام میشوند نیز باید به ملاکها و معیارهای درستی عمل توجه کنیم.
توجه داشتن به معیارها و شیوه رفتاری امامان شیعه در امر سوگواری یکی از روشهای مهم و بنیادین است که از بروز انحراف در اقامه عزای سالار شهیدان جلوگیری میکند. بخشی از کژیهایی که دوستداران اهل بیت علیهم السلام در سوگواریها پدید میآورند، از کمتوجهی به سیره و سبک رفتاری ائمه علیهم السلام سرچشمه میگیرد.
با کمال تأسف باید گفت که برخی از شیوهها و رفتارهای ناپسند در مراسم سوگواری، به حساب شرع گذاشته میشود و نام عبادت نیز به آن
میدهند. رفتارهایی که نه تنها از ناحیه شرع دلیلی بر آن نداریم؛ بلکه با دیگر آموزهها و تکالیف شرعی مخالفت و سر ستیز دارد.
آسیبهایی که از ناآگاهی دوستداران به پیکره آیین سوگواری امام حسین علیه السلام رفته است، کمتر از تحریفها و تلاشهای تخریبی دشمنان نبوده و نیست؛ چه بسا فردی عملی را به نیت عمل مستحبی و توصیه شده، انجام میدهد، اما توجه ندارد که این عمل بدعت است و در حوزه محرّمات قرار میگیرد؛ اصرار بر اینگونه رفتارها دستمایهای برای حمله دشمنان به معارف شیعیان شده و با استناد به برخی از همین رفتارها اصل سوگواری را مورد حمله قرار داده، زیر سؤال میبرند.
پس فهم درست عمل پیش از اقدام، ضرورتی انکار ناپذیر است و حساسیت برای انجام عمل در چارچوب شرع امری بدیهی است که همواره باید مورد توجه باشد؛ زیرا بدون این شاخص راه به جایی نخواهیم برد. پیش از ورود به آسیبها، یادآوری چند نکته ضروری است:
نخست اینکه پرداختن به مسئله تحریفها و آسیبهای سوگواری به معنای مخالفت با سوگواری امام حسین علیه السلام نیست؛ بلکه در یک نگاه به معنای مبارزه با علفهای هرزی است که به درخت تناور سوگواری هجوم آورده است.
از سوی دیگر، عاشورا و مکتب حسینی به مثابه سرمایهای بزرگ و ارزنده است که باید تلاش شود تا به آن آسیبی نرسد. به همان دلیل است که آن سرمایه برای ما ارزشمند است و باید در برابر آسیبها و خطرهایی که آن را تهدید میکند، حساس باشیم.
دوم اینکه انگیزه تولید آسیبها و تحریفها در این بخش زیاد است.
دشمنان به دلیل کارکردهای ویژه و سازندهای که سوگواری دارد و دوستان نادان به دلیل برخی نگرشها و رویکردهای ویژه که به نهضت امام حسین علیه السلام دارند، دست به تحریف میزنند. دشمنان هدف و انگیزههای قیام امام حسین علیه السلام و پیروان و دوستان بیشتر حوزه شکلی و محتوایی را تحریف کردهاند.
سوم اینکه برخی از آسیبهای سوگواریها، آسیبهای محتوایی است؛ آسیب محتوایی بدین معنا که از جنبههای اصلی و محوری نهضت امام حسین علیه السلام سخنی به میان نمیآید و اگر میآید در حد انتظار نیست. برای نمونه مرثیه سرایان به جای پرداختن به هدف و پیام اصلی عاشورا بیشتر به توصیف حاضران کربلا و جنبههای عاطفی آن همت گماشتند که برخی این تلاشها نیز ستودنی و در جای خود نیز لازم است، اما محدود کردن آن رخداد بزرگ که از ظرفیتهای زیادی نیز برخوردار است در قالبی تنگ و کوچک، گناهی نابخشودنی است.
گروه دیگر از آسیبهای سوگواری شکلی است؛ بدین معنا که شکل و قالب، مشکلاتی را همراه دارد. برای نمونه استفاده از ابزار آلات موسیقی حرام، قمهزنی، و مانند آن، از جمله آسیبهای شکلی هستند و چالشهای این بخش نیز کمتر از آسیبهای محتوایی نیست.
آسیبها و تحریفهای سوگواری
زیر فصل ها
غلبه جنبه عاطفی بر حماسی و عقلانی
تبدیل شدن عمل به عادت
مداحمحوری
آسیبهای حوزه مداحی
اسراف در نذرهای غذایی
قمهزنی
ترویج دهههای سوگواری
سوگواری امام حسین علیه السلام بر دو بنیان استوار است. یکی عاطفی و دیگری عقلانی؛ این دو بال در کنار هم و با همدیگر فرم، محتوا و پیام عاشورا را به دوش میکشند.
روضهخوانی و سوگواری و یادآوری مصیبتهای اهل بیت علیهم السلام بُعد عاطفی این نهضت را تشکیل میدهند، اما روح قیام امام حسین علیه السلام در فلسفه قیام آن حضرت نهفته است. حفظ دین، آزادگی، مبارزه با ظلم نیز در جهتگیری عقلانی سوگواری خلاصه میشود.
شهید مطهری مینویسد: «هر مکتبی اگر چاشنیای از عاطفه نداشته باشد و صرفاً فلسفه و فکر باشد آن قدر در روحها نفوذ نمیکند و شانس ماندگاری ندارد؛ ولی اگر چاشنیای از عاطفه داشته باشد، این عاطفه به آن حرارت میدهد. آن مکتب را منطقی میکند. بدون شک مکتب امام حسین علیه السلام منطق و فلسفه دارد...، اما اگر دائما این مکتب را صرفاً به صورت یک مکتب فکری بازگو کنیم، حرارت و جوشش آن گرفته و کهنه میشود. این بسیار نظر بزرگ و عمیقانهای بوده است. یک دور اندیشی فوق العاده عجیب و معصومانه، که گفتهاند برای همیشه این چاشنی را شما از دست ندهید».(1)
بی توجهی به هر کدام از این دو موجب خسران دیگری است، اما گفتنی است بیتوجهی به بُعد عقلانی حماسه عاشورا، باعث فاصله گرفتن از فلسفه آن میشود، هر چند بُعد عاطفی در مسئله سوگواری مهم است و نقش ویژهای نیز دارد و جنبه تضمینی برای حفظ پیام و انتقال پیام حماسه امام حسین علیه السلام دارد، اما مقدمهای برای بُعد عقلانی است.
متأسفانه در طول تاریخ به بُعد عقلانی عاشورا کمتر توجه شد و در مقاطعی نیز به طور عمد به بُعد عقلانی آن پرداخته نشد و بر جنبه
1) مجموعه آثار، ج 16،ص57.
عاطفی آن تأکید و بیشتر تعبدی با آن برخورد میشد تا تعقلی. این مسئله نیز دستمایه ساخت و پرداخت آسیبهایی شد.
محافل سوگواری توانمندیها و ظرفیتهای بالایی دارند. این نشستها میتوانند در ارتقای شناخت عزاداران درباره آموزههای دینی و مقام والای اهل بیت علیهم السلام نقش بسزایی ایفا نمایند، اما متأسفانه به جایگاهی برای تحریک عواطف تبدیل شدهاند و به طور معمول در همین مرحله نیز میمانند و به حرکت نمیرسند. در صورتی که این مرحله گذرگاهی است که باید از آن گذشت و از برانگیختن احساسات به حوزه عمل پُل زد. سوق دادن تمامی این ظرفیتها به جنبه عاطفی و خلاصه کردن آن در جنبه عاطفی، ظلمی است بر پیکره این قیام که نابخشودنی است.
به گفته آیتالله جوادی آملی: «مجالس سوگواری نباید صرفاً کانونی برای اشک و آه و احساسات بدون معرفت باشند، بلکه میبایست به عنوان جایگاهی برای شناخت و آموزش نیز مطرح باشند، اشکی که از روی اندیشه و خرد جاری میشود، چونان چشمه زلال زمزم به انسان شجاعت، شهادت و صفای باطنی میبخشد کسی که از سر عاطفه محض و احساس خام میگرید، گریهاش ذلیلانه است و اجر و ارزشی چندانی ندارد اما کسی که عارفانه متأثر میشود و قبض و بسط وی عاشقانه است».(1)
ضروری است در کنار بُعد عاطفی به بُعد حماسی و عقلانی عاشورا پرداخته شود و از تمامی توانمندیهای آن به موازات همدیگر استفاده کرد. چرا از سرمایهای که در اختیار داریم و میتوانیم از آن استفادههای گوناگون و فراوانی بکنیم، فقط استفادهای ویژه و جزئی کنیم.
1) عبدالله جوادی آملی، شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص 250.
مراسم سوگواری میتواند عواطف و احساسات انسان را زنده نگه دارد و آن را ارضاء و تقویت نماید. باید با مطرح کردن مباحث درباره این رخداد، بُعد دیگر شخصیت انسان را تقویت کرد که مربوط به شناخته و بینش است. اگر بخشهای حادثه کربلا شناخته و تحلیل شوند، افزون بر اینکه از نظر عاطفی تأثیر خواهند داشت، میتوان آنها را در زندگی نیز بیشتر به کار برد و از آنها نتیجه بهتری گرفت.
خلاصه اینکه اگر تهییج عواطف به همراه بینش، معرفت و شناخت دیگر ابعاد قیام کربلا نباشد، به یقین نمیتواند نقش سازندهای در تربیت و ساختار شخصیتی افراد داشته باشد. تأکید بیش از اندازه بر جنبه عاطفی کربلا نیز یکی از جدیترین عاملهای ورود آسیبها در بنیاد و بنیان فرهنگ عاشورا است و در نتیجه ضربات جبران ناپذیری بر پیام و هدف کربلا وارد میسازد.
به تعبیر استاد محمد رضا حکیمی: «روضهخوانی و سوگواری، مظهر بُعد سوم عاشورا است، یعنی مصیبت جنبه احساسی و عاطفی دارد، و برای فراموش نشدن عاشورا است، تا جنبه حماسه و پیامش زنده بماند، پس این بعد هنگامی ارزش دارد که با منشأ اصلی آن از هر حیث مطابق باشد، بنابر این، همانگونه که مصیبت عاشورا در خدمت حماسه دین و عدالت بوده است، باید مجالس ذکر مصیبت نیز در خدمت همان حقیقت والا باشد تا معنا دهد و به مسخ ماهیت عاشورا نینجامد، و مورد رضای خدا و قبول امام باشد».(1)
شهید مطهری رحمه الله که در مبارزه با تحریفات و آسیبهای سوگواریها تلاشهای خوب و ارزندهای داشت، میگوید:
1) محمدرضا حکیمی، تفسیر آفتاب، ص264.
«اینکه من تأکید میکنم حماسه حسینی و حادثه کربلا و عاشورا باید بیشتر از این جنبه مورد استفاده قرار گیرد، به خاطر درسهای بزرگی است که این قیام میتواند به ما بیاموزد. من مخالف رثا و مرثیه نیستم، ولی میگویم این رثا و مرثیه باید به شکلی باشد که در عین حال آن حس قهرمانی حسینی را در وجود ما تحریک و احیا بکند و حسین بن علی یک سوژه بزرگ اجتماعی است. حسین بن علی در آن زمان یک سوژه بزرگ بود. هر کس میخواست در مقابل ظلم قیام بکند، شعارش یا لثارات الحسین بود. امروز هم حسین بن علی علیه السلام یک سوژه بزرگ است، سوژهای برای امر به معروف و نهی از منکر، برای اقامه نماز، برای زنده کردن اسلام، برای این که احساسات و عواطف عالیه اسلامی در وجود ما احیا شود.»(1)نکته پایانی این بخش:
سوگواری عامل مهم و مؤثری در انگیزش آدمی برای تحقق آموزههای دینی و حرکت در مسیر آنها است که به صورت رفتار آشکار میشود. در شکلگیری رفتار انسانی نیز دو عامل مهم وجود دارد:
نخستین عامل شناخت است. این عامل سبب میشود که آدمی درباره مطلب و موضوعی آگاهی پیدا کند، آن را بفهمد یا بپذیرد. این عامل گرچه برای آّشکار شدن رفتار لازم و پیش نیاز است، اما کافی نیست و برای اینکه این شناخت به رفتار منجر شود به عامل دیگری نیاز است. این عامل شور، شوق و انگیزه است.
پس از آگاهی و شناخت، ایجاد شور و انگیزه در فرد برای عمل به دانستهها ضروری است. برای نمونه، شرکت در مجالس سخنرانی، علمی و آموزشی، شناخت را به فرد میدهد، اما شرکت در مجالس مداحی،
1) حماسه حسینی، ج 1، ص 175.
نوحهسرایی آن شور و انگیزه را به فرد میدهد. پیوند این دو میتواند فرد را به سوی آموزههای دینی و دریافت پیام عاشورا هدایت کند.
خلاصه اینکه نخست باید احساساتمان برانگیخته شود تا بتوانیم کار حسینی بکنیم؛ زیرا از شور و شوق تنها کاری برنمی آید. پس شعوربخشی در افکار و شور آفرینی در دلها، محرک آدمی به سوی عبرتگیری، الگوگیری و الگو پذیری از آنان است.
نبود درک درست از محتوا، پیام فلسفه و هدف اصلی عمل و تکرار آن عمل در مواقع مختلف به عادت منجر میشود. اگر عمل سوگواری به یک عادت تبدیل شود، یعنی ابزار به هدف تبدیل شده و همین موجب دور شدن سوگواریها از هدف اصلی خود شود، سوگواری از رسیدن به مقصد باز میماند. گرچه تبدیل شدن عمل به یک عادت و از دست دادن محتوای آن، فقط به سوگواری اختصاص ندارد؛ بلکه هر عملی از چنین ظرفیتی برخوردار است بستگی به نوع رفتار افراد دارد. اگر عملی بدون توجه به کارکرد اصلی و فلسفه وجودیاش انجام گیرد، به یقین آثار زیان باری را نیز در پی خواهد داشت. پس اینگونه تعامل فرد با عمل ممکن است در بسیاری از اعمال ما رخ دهد و برای این که در چنین دامی گرفتار نشویم، مهم این است که شناخت کافی و لازم درباره اصل عمل و هدف آن داشته باشیم.
گفتنی است، وجود آفت نمیتواند مجوز تعطیلی اصل عمل شود؛ بلکه باید در صدد رفع آفت و ارتقای سطح شناخت از عمل باشیم و به عمق و روح عمل توجه کنیم.
در گذشته سنت بر این بود که مداح هنر خود را در آمادهسازی عواطف و احساسات مخاطبان به خدمت میگرفت تا آنان را به پای منبرها بکشاند و با مرثیهسرایی یا مولودیخوانی مخاطبان را آماده دریافت آموزههای بلند معارف اسلام کند تا کار دانشمندان آگاه، مروجان و مبلغان اسلام در القای معارف اسلامی آسانتر شود، اما امروزه این سنت پسندیده جابهجا شده و مداحی به محور اصلی و رکن پایهای بیشتر محافل سوگواری تبدیل شده است. به گونهای که در آن مجالس و محافل بزرگ سوگواری رد پایی از وعظ و خطابه نیست و مداح، کار مبلغ دینی را نیز به عهده گرفته است و به مرور وعظ و منبر به حاشیه رانده شده است. در صورتی که باید این دو در عرض و به موازات هم رسالت خود را به پیش ببرند و هر کدام نقش خود را ایفا نماید؛ زیرا مداحی بیشتر شورآفرینی و برانگیختن احساس است، ولی در منبر برانگیختن تفکر، تبیین، تحلیل و تفسیر، فلسفه قیام امام حسین علیه السلام ، عمقبخشی و نهادینهسازی معارف و حقایق دین صورت میگیرد؛ به عبارتی مداح محوری تأکید بر بُعد عاطفی و احساسی عاشورا است. بدین سان تجدید نظر در این مسئله ضروری است و منبر و موعظه که در دورهای مهمترین بخش از برنامههای مجالس سوگواری بودند، باید دوباره به جایگاه اصلی خود باز گردند.
آسیبهای حوزه مداحی
مداحی با توجه به نقشی که در برپایی مجالس سوگواری و جذب مخاطبان بر عهده دارد و از سوی دیگر، با توجه به حجم گستره این
برنامهها، به رکن و عنصر اساسی مجالس سوگواری تبدیل شده است. به گونهای که جانشینی ندارد و دیگر عناصر سوگواری نیز چنین نقشی را ایفا نمیکنند.
بدون تردید مداحی نقش اثرگذار و بیبدیلی در برگزاری و رونقبخشی به مجالس سوگواری و مولودی دارد؛ زیرا عامل مهم در گردآوری و ایجاد انگیزه در مخاطبان برای شرکت افراد در هیئتها یا محفلهای سوگواری و مولودی، مداح و جذابیتهای مداحی است. در پارهای از موارد دیده میشود که بعضی از افراد برای شرکت در هیئتها در ابتدا اطلاعاتی درباره مداح مجلس به دست میآوردند و پس از آن دست به انتخاب میزنند و اینکه مداح مجلس سوگواری یا مولودی چه کسی باشد، برای آنان مهم است.
همین اهمیت است که اقتضا میکند. مداحی را مقولهای نیازمند تخصص و نوعی حرفه به شمار آوریم تا آنجا که میتوان از پیدایش صنعت مداحی در سالهای گذشته سخن گفت.(1)برای مداحی تنها داشتن صدای خوب کافی نیست، گر چه بتوان آن را شرط لازم پنداشت، اما برای اینکه یک مداح بتواند از نعمت صدای خوب خویش بهره بگیرد و به عمقبخشی دانش و معرفت و فضیلتهای دینی و اخلاقی کمک کند، کافی نیست. ازاینرو ضرورت دارد، مداح برای کسب مهارتها و فضایل اخلاقی تلاش فراوان کند.
توضیح این مطلب ضروری است که در کنار اینگونه مداحیهای آسیبزا، مداحان مخلصی که به معنای واقعی کلمه مشغول ترویج و تعظیم شعائر الهی هستند و جامعه از فیض حضور آنان در رونق مجالس
1) محسن حسام مظاهری، رسانه شیعه، ص 302.
سوگواری و مولودی بهره میبرد، فراوانند و در خدمتگذاری آنان تریدی نیست، اما مداحانی نیز هستند که متأسفانه در این حوزه بیمحابا وارد شده، با نگاه مخاطب و آنچه او میپسندد یا اینکه چیزی را که به نظر خود مناسب و خوشایند میآید به نام مذهب ارائه میکند و توجهی به خطوط قرمز و اسناد بالا دستی ندارند.
ازاینرو، در این نوشتار به برخی آسیبهای دامنگیر مجالس و مداحی اشاره میشود که حوزه مداحی را تهدید میکنند. البته این نوشته در صدد استقرا و پرداختن به تمامی آسیبهای این حوزه نیست، بلکه به آسیبهایی توجه دارد که بیشتر با رویکرد این نوشته همخوانی دارند.
با اذعان به تمامی این واقعیات و نقش ویژه مداحی و کارکردهای آن، باید اعتراف کرد این حوزه به سان دیگر حوزهها در معرض آسیبها و چالشهایی قرار دارد؛ چه بسا انگیزه و دامن زدن به آسیبها در این حوزه با توجه به جذابیتها و ویژگیهایی که دارد، از دیگر حوزهها نیز بیشتر باشند. در ادامه به بخشی از این آسیبها اشاره میشود:
فرم و قالب در سوگواری سیدالشهداء یک شکل و ابزار برای ارائه پیام رخداد سال 61 (هـ.ق) است، ازاینرو، نباید در قالب گرفتار شد؛ بلکه باید از قالب مناسب و خوب برای ارائه پیام بهره گرفت. محتوا را فدای قالب کردن آسیبی جدی است که حوزه مداحی ما را تهدید میکند. در گذشته مداحان، مضامین و محتوای عالی و بلند را در قالب اشعار، نوحهها و سبکهای مناسب در عمق جان و روح مخاطبان مینشاندند. شوربختانه امروز این مسئله دگرگون شده و قرار است محتوای نامناسب
در فلان قالب و فلان سبک، به گوش مخاطبان برسد. توجه بیش از اندازه به فرم، آسیبی است که به طور قطع، محتوا را مورد غفلت قرار داده و به حاشیه خواهند راند، و ما را از هدف اصلی دور خواهد ساخت.
افزون بر این، تداوم چنین شیوهای در پارهای از موارد به مسئله تقلید کورکورانه از سبکهای مبتذل و غربی میانجامد که آن سبکها هیچگاه همخوانی و قرابتی با فرهنگ اهل بیت علیهم السلام و مجالس آنان ندارد.
در گذشته اشعار مرثیهها و سینهزنیها بیشتر دارای مضامینی بسیار غنی و کاملاً برگرفته از تعالیم اسلامی بوده است. امروزه شاهد به کارگیری اشعار با محتوای عامیانه و کاملا سطحی هستیم که معرفت عمیقی را به مخاطبان منتقل نمیکند، حتی در برخی محافل گاهی اوقات مطالب کاملاً انحرافی بوده و با هیچ قاعده و قانون عقلی و شرعی سازگار نیستند.
از سویی، ذائقه برخی ازشرکت کنندگان با توجه به چنین سبکهای نادرست سوگواری دچار دگرگونی شده و فقط با سبکهای اینگونهای اقناع و سیراب میشوند.
نوحه از دیرباز به مجالس سوگواری راه یافته و به شیوهای متداول در سوگواری به صورت سینهزنی تبدیل شده است. اگر چه قالب آیینی آن دارای قدمت چندانی نیست، اما عرف آن را به عنوان آیینی سوگواری پذیرفته و به لحاظ شرعی نیز منعی درباره آن وجود ندارد.
این برنامه در ایام سوگواری حجم زمانی زیادی را در نسبت با دیگر آیینهای سوگواری به خود اختصاص میدهد و از سوی مخاطبان نیز
مورد اقبال قرار گرفته است. با توجه به نظم و ریتم موسیقایی خاصی که در اجرا بر آن حکم فرما است، مداحان نیز بیشتر مایل به برگزاری این آیین هستند.
انجام این عمل به خودی خود مشکلی ندارد، اما اختصاص ساعتهای زیادی به برگزاری این برنامه سبب میشود که خیلی از برنامههای دیگر مثل سخنرانی، روضهخوانی و... تحت تأثیر قرار گیرند و به حاشیه رانده شوند و در نتیجه اشتیاق چندانی از سوی مخاطبان به این محافل صورت نمیگیرد.
بیشترین کارکرد نوحه با توجه به محتوای که در این قالب ریخته میشود مربوط به بخش عاطفه و مسائل احساسی است و کمتر به بخش حماسی، تفکر و فلسفه قیام عاشورا میپردازد.
گرچه این شورها و سینهزنیها نیز در نهایت به تقویت دین و نشر معارف دینی کمک مینماید، اما اقتضای بخش احساس، زودگذر بودن آن است. که پیوند آن با بُعد عقلانی و حماسی و فلسفه عاشورا نیز ضروری بوده و ماندگاری این شورها در گرو گره خوردن آن با شعور است.
ازاینرو، باید نخست در پی پیوند این دو حوزه با یکدیگر باشیم تا در این همافزایی نتایج چشمگیری حاصل شود و باید اشعار نوحه را به لحاظ محتوای غنا بخشید و ارتقا داد.
دوم اینکه در برگزاری این برنامه با دیگر آیینهای سوگواری تعادلی برقرار شود و سهم هر کدام به اندازه اثرگذاری و نزدیک کردن عزاداران به فلسفه سوگواری عاشورا تعیین شود.
سوم مجالس سوگواری فرصتهای مناسبی را خلق میکند و در
اختیار دین قرار میدهد که باید از این فرصتها برای آموزش و نهادینهسازی آموزههای دینی بهره گرفت؛ بنابراین تقویت نگرش محتوایی این مجالس ضرورت دارد.
طرح مطالب ضعیف و سست در دیگر حوزههای دین نیز محتمل است و مختص مجالس سوگواری نیست و شوربختانه دایره آن متولیان، مجریان، سخنرانان روضهخوانان، نویسندگان، گویندگان و توده عزادار را در بر میگیرد. بنابراین همه وظیفه دارند در نقل مطالب به منابع معتبر استناد کنند و با وسواس با آن برخورد نمایند.
با توجه به جایگاه ویژهای که مداحان در دستگاه سوگواری دارند، وظیفهای مهمتر و حساستر دارند. آنان ممکن است بیشتر آسیب ببینند. یکی از عوامل آسیبزا طرح مطالب ضعیف و سست و کم دانشی افراد نقلکننده است. نداشتن تحصیلات حوزوی و اطلاعات دقیق تاریخی وسیرهشناسی اهل بیت علیهم السلام از جمله واقعیتهایی است که بیشتر مداحان از آن محروم هستند.
گفتنی است نداشتن تحصیلات حوزوی، مانعی برای مداحی نیست، اما شایسته و ضروری است که مداحان دستکم آگاهی و شناخت لازم را داشته باشند که از نمونهها و جلوههای آشکار آن مطالعه در زمینه علوم اسلامی، قرآن و اهل بیت علیهم السلام است.
از سوی دیگر، باید مداحان در سطح و اندازه اطلاعات و دانش خود به معارف اسلامی بپردارند و از ورود به مسائل تخصصی و حوزوی که لازمه آن داشتن اطلاعات کافی و تخصص ویژه است، پرهیز کنند.
شعر یکی از محتواهایی است که مداحان در سوگواریها بیشتر از آن
استفاده میکنند، اما متأسفانه از آنجا که مداحان شاعر نیستند، بیشتر مصرف کننده میباشند؛ ازاینرو، توجه بیشتری به سبک و قالب دارند و کمتر به محتوای آن توجه دارند.
در گذشته آشنایی با ادبیات، شناخت شعر و تسلط بر نحوه اجرای اشعار مختلف، یکی از پیشنیازهای مداح شدن بود، اما امروزه برخی مداحان به این مسئله توجه کمتری دارند و آن را رعایت نمیکنند.
با جستوجو در محافل مرثیهسرایی که در حضور ائمه علیهم السلام برگزار شده و گزارش آنها به ما رسیده، در مییابیم که به طور معمول مرثیه سرایان خود از شاعران بلند آوازه بودند، شعر آنان به لحاظ محتوایی نیز از جایگاه والایی برخوردار بوده است و میتوان در این باره به اشعار هاشمیات(1)
ـ اشعار کمیت و نیز هاشمیات او بسیار بیشتر از این بوده است که از گزند روزگار در امان مانده و امروزه اندکی از آن به دست ما رسیده است با توجه به جایگاه و ارزش شعری اشعار کمیت، برخی نیز به شرح و تفسیر «هاشمیات» او، پرداختند. کمیت برخلاف مرثیه سرایان پیشین خود که شعر آنان آکنده از عاطفه و سرشار از گریه و اشک بود وی در کنار بیان عاطفه، زبان عقل و اندیشه را نیز در اشعارش استخدام کرد و با این اقدام حساب شده، گام بلندی را در تکمیل و تداوم مرثیه سرایی در حوزه فرهنگ شیعی برداشت. کمیت به عنوان نخستین مرثیه سرای شیعی که شاعر بودنش را دوست و دشمن قبول داشت.
(با اندکی تصرف، نک: محمد صحتی سردرودی، عاشورا پژوهی، ص 124ـ 151)
کمیت اسدی اشاره کرد که به لحاظ ادبی و قوّت شعر در جایگاه رفیعی قرار داشته و جزء اشعار متقن و مشهور زمان خود شمرده میشده و حتی امروز نیز جایگاه ویژهای دارد.در گذشته مرثیهسرایان از قالب کلاسیک همچون، قصیده، غزل، مثنوی و اشعار بلند استفاده میکنند، اما امروزه مرثیه سرایان از ترانههای
1) هاشمیات به عنوان هشت چکامه عربی، کلامی، سیاسی، اجتماعی و انقلابی است از ابو مستهلّ کمیت بن زید اسدی هلالی کوفی (126ـ 60 ق)است. وی از اصحاب امام سجاد7 و امام صادق7 و مورد تأیید و تشویق ایشان بود .
کوتاه استفاده مینمایند که دارای شاخصههای همچون: اشعار نیمبند و آهنگین است که قابلیت افتادن سر زبانها را دارد.
اشعاری که در بخشهای مختلف آیینهای سوگواری به خصوص نوحهخوانی توسط برخی از مداحان استفاده میشود، دارای مشخصاتی چون: اغراق، غلو، اسطورهپردازی، تأکید بر جنون، بهرهگیری از مفهوم عشق، ادبیات سلطنتی، مطالب شرکآلوده است. برای روشن شدن مطلب به نمونههایی از این اشعار که در مجالس سوگواری توسط برخی از مداحان مشهور به کار رفته اشاره میشود که خوانندگان خود قضاوت خواهند کرد آیا این ابیات مناسب شأن و مقام اهل بیت علیهم السلام و مجالس آنان است یا خیر؟
تمام حرف دلم خلاصه در یک کلام
که من سگ زینب و حسینم والسلام
خوب میدانی نیَم قابل ولی
تا ابد من را سگ عباس کن
مانند سگ گرسنه و گربه لوس
سایم رخ به آستان شه دوست
زیرا که سگ گرسنه و گربه زار
از سفره اغنیا نگردد مأیوس
نذار من ولگرد بشم
یه سگ دوره گرد بشم
قلاده بنداز گردنم
پاسبون خونهات میشم
قابل دم نباشه هر که سگ فاطمه نیست ج
یعنی آدم نباشه هر که سگ فاطمه نیست
چشای قشنگ عباس
دل مو هوایی کرده
مدد آقا ابوالفضل
منو کربلایی کرده
ابروهای کمونی داشت
نگاه مهربونی داشت
خوشگلی و مه جبینی
مایه فخر زمینی
دوست دارم دیوونه باشم، اسیر میخونه باشم
مست برپیمونه باش، به کسی ربطی نداره
لا اله الا زینب،
لا اله الا حسین،
لا اله الا عباس، ج
انا عبد الرقیه،
لا خالق الا علی،
لا فالق الا علی
لا عاشق الا علی،
لا رازق الاعلی(1)
لا هو الا محمد
لا محمد الا علی
لا علی الا زهرا
علی علی یا علی علی حق(2)
من خدا را با حسین
مردونه بر هم میزنم
بهشت بیروی حسین
یک سره بر هم میزنم
اسم خدا اسم حسین
را مردونه دوست دارم
دم از خدا هم میزنم
دم از حسین هم میزنم(3)
اگر بخواهیم گزارش کاملی از این قبیل ادبیات که شوربختانه تولید و
مورد استفاده بعضی از مداحان قرار میگیرد، به دست دهیم، خود اثر مستقلی را میطلبد. این ادبیات البته واکنشهایی را از سوی علما و رهبران دینی در پی داشته است؛ رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در جمع مداحان متذکر این مسئله شدند و هشدار لازم را دادند:
«... چیز دیگری که بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا کردم؛ استفاده از مدحها و تمجیدهای بیمعناست؛ که گاهی هم مضر است. فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل علیه السلام صحبت میشود؛ بنا میکنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن: مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهای قشنگش بوده... اینها سطح معارف دینی را پایین میآورد... ارزش ابالفضل العباس به جهاد، فداکاری و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛ به آب نخوردن اوست در عین تشنگی و بر لب آب، بدون این که شرعاً و عرفاً هیچ مانعی وجود داشته باشد».(1)
سخنرانان و مداحان دو رکن اصلی و محتوایی و به بیان دیگر دو معلم این کلاس درس و محافل سوگواریاند. همانگونه که معلم در یک کلاس آموزشی وظائفی را برعهده دارد بر همین اساس یک سخنران و یا مداح مراسم سوگواری امام حسین علیه السلام نیز باید سه حیطه معرفتی، عاطفی و رفتاری مخاطبان را تقویت نماید.
با حضور در اینگونه مجالس باید احساساتمان برانگیحته شود تا بتوانیم کار حسینی بکنیم. بنابراین، برای حرکت در مسیر اهل بیت علیهم السلام
1) بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از مداحان 05/05/1384 به نقل از www.khamenei.ir..
نیاز به دو عنصر اساسی داریم: یکی شناخت پیام امام و دیگری، ایجاد انگیزه در جهت حرکت بر طبق مکتب امام علیه السلام که در دستیابی به چنین خواستهای، امری ضروری و حتمی است.
عرصه تاریخ اسلام همانند دیگر مکاتب و فرهنگها از جریان غلو در امان نماند و جریان غلو نیز در آن شکل گرفت و در بخشهای مختلف فرصت یافت، آشکار شود. دین مبین اسلام درباره این مسئله هشدارهای لازم را داده است چنانکه در قرآن کریم آمده است:
«یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لَا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ؛ ای اهل کتاب در دین خود غلو نکنید و بر خداوند جز گفتار حق و حقیقت مگویید».(1)
در روایتی از امام صادق علیه السلام داریم که میفرماید: «احذروا علی شبابکم الغلاة لا یفسدوهم فانَّ الغلاة شر خلق الله یصغرون عظمه الله و یدعون الربوبیته لعبادالله و الله وان الغلاة اشر من الیهود و النصاری و المجوس و الذین اشرکوا؛ جوانان خود را از شر غلوکنندگان بر حذر دارید، مبادا آنها را فاسد کنند. همانا اهل غلو بدترین بندگان خدا هستند و عظمت خداوند را تحقیر کرده و ادعای خدایی برای بندگان خدا دارند. به خدا اهل غلو بدتر از یهود و نصاری و مجوس و مشرکان هستند.(2)
دین اسلام همواره از ناحیه این تفکر و فعالیت غُلوکنندگان آسیبهایی دید که این آسیبها امروزه نیز در قالبهای جدید بازسازی و به روز شده، محافل معنوی ما را هدف قرار داده است. ازاینرو،
ضروری است که با هوشیاری و تیزبینی فعالیتهای مذهبی را رصد کنیم تا از این کژیها مصون بمانند؛ زیرا جریان غلو در پارهای از موارد پا از دایره شرع و عقل بیرون میگذارد و به شرک و کفر نزدیک یا منجر میشود.
بخش مداحی با توجه به این که در ضمن مداحی و مرثیه سرایی، به ارائه اطلاعات تاریخی و سیره اهل بیت علیهم السلام میپردازد از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار بوده و ضرورت دارد در نقل مطالب و توصیفاتی که از ائمه علیهم السلام توسط مداحان صورت میپذیرد، با وسواس بیشتری برخورد کرد.
بخشی از اقبالی که از سوی مخاطبان به مجالس مداحی صورت گرفته است، بخشی به دلیل تغییر ذائقه مخاطبان است که در گذر زمان و به مرور پدید آمده است؛ البته مداحان نیز در این تغییر ذائقه نقش داشتند و بخش دیگر این تغییر ذائقه به عوامل بیرونی، تعاملات، تبادل و ارتباطات فرهنگی بازمیگردد.
نتیجه چنین رویکرد و اقبالی به مداحی سبب شد، منبر و خطابه که در گذشته در خیلی از مجالس سوگواری رکن اصلی و نقش محوری داشت، به حاشیه رانده شود. گرچه این مسئله به عمد صورت نگرفت، اما برآیند آن چندان مطلوب نیست و ضرورت دارد به گونهای مناسب این کاستی جبران شود؛ البته جامعه مداحان نیز در بازگرداندن نقش منبر و خطابه به مجالس سوگواری، نقش بیبدیلی دارند و آنان همواره باید مخاطبان را برای دریافت پیام عاشورا و به روز رسانی اطلاعات و معارف دینی به متخصصان آگاه و دانشمند حوزههای علمیه دینی ارجاع دهند. از سوی دیگر، مداحان باید ارتباط خودشان را با حوزههای علمیه
و روحانیت بیش از پیش محکم کنند زیرا این ارتباط تأثیرات مثبتی بر حوزه فعالیت آنان برجای خواهد گذاشت.
بازگرداندن جایگاه منبر و خطابه به مجالس سوگواری، باید به گونهای باشد که این جایگاه نهادینه شود و به محور اصلی برنامههای سوگواری تبدیل شود. از سویی، انتظار میرود متولیان مسئول امور فرهنگی و دینی نیز فعالانه با این مسئله برخورد کنند و راهکارهای علمی و عملی برای حضور مؤثر و نقش آفرینی عالمان دینی در مجالس و محافل حسینی تدارک دیده، برنامههایی برای ارائه معارف و حقایق اسلامی در قالبهای مناسب تدارک ببینند که شرایط زمانی، مکانی و ذائقه مخاطبان را نیز لحاظ کند.
هر ساله با فرا رسیدن ایام سوگواری ماه محرّم، مردم و هیئتهای سوگواری اقدام به تهیه و توزیع غذای نذری به سوگواران سالار شهیدان میکنند. به گونهای که غذای نذری یکی از برنامههای بیچون و چرای ماه محرم است که از گذشته نیز رایج بوده و هنوز هم به قوت خویش باقی است. بیشترنذرهای مردم در این ایام به صورت مواد غذایی است؛ البته نذر غذایی مختص ماه محرم نیست؛ بلکه نذر یکی از اعتقادات نهادینه شده در بین مسلمانان به ویژه شیعیان در ماههایی چون شعبان، رمضان و محرم، به ویژه در تاسوعا و عاشورا است. که بنا به بضاعت و توان مالی هر شخص، هیئت و میزان مشارکت محبّان اهل بیت مقدار و نوع غذا نیز متفاوت است، امّا همچنان تناول مقداری از این غذا، برای مردم از لحاظ معنوی اهمیت فراوان دارد. برخی بعضیها حتی در دهه
اول محرم، به اصطلاح آشپزخانهشان را تعطیل میکنند و فقط با نذرهای هیئتهای عزادار تغذیه میکنند. روزهای عاشورا و تاسوعا در کمتر خانهای پخت و پز میشود، زیرا مردم ترجیح میدهند در این روزها از غذاهای متبرک نذری بخورند.
تا اینجای کار، نه تنها مشکلی ندارد؛ بلکه کارکردهای مثبتِ پنهان و آشکاری نیز بر آن مترتب است و نذری دادن نشانهای بارز از ارزشهای اجتماعی، انسانی و اسلامی است که افزون بر تقویت باورهای جمعی، تقرب هر چه بیشتر به خدای متعال و اهل بیت علیهم السلام را در پی دارد، اما مشکل زیادهروی، اسراف و چشم و همچشمی، ریخت و پاش و سفرههایی است که از حضور مستحقین در پای آنها خبری نیست که متأسفانه دامن برخی محافل سوگواری را گرفته و آنها را به چنین آسیبی گرفتار ساخته است. در کنار نذریهای زیاد اسراف هم میشود، اسراف کردن غیر از این که گناه بزرگی است، در قبولی نذر نیز شبهه پدید میآورد و آفت بزرگی برای عمل عبادی شمرده میشود و پیامدهای منفی نیز دارد. علاوه بر آن اینگونه پذیرایی فرهنگ جامعه را به سوی اسراف و ایجاد ناهنجاریهای اجتماعی سوق میدهد. مدیران هیئتهای سوگواری باید فکری برای این کاستی کنند.
در این باره نکتهای قابل توجه وجود دارد که کمتر بدان توجه میشود. امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام همانگونه که در فصل سوم همین نوشتار نیز آمده، فرمودهاند: «در این روز [عاشورا] از کامجویی و لذت خودداری شود و مراسم عزا برپا گردد و از خوردن و آشامیدن تا زوال خورشید نیزخودداری شود و بعد از آن غذایی به مقدار غذای فرد
مصیبت دیده، مانند شیر، خورده شود و از غذا و نوشیدنی گوارا و لذیذ استفاده نشود».
چنانکه بخواهیم رفتار عزاداران را در روز عاشورا با روح و متن این روایت بسنجیم در خواهیم یافت که در عمل این روایت کنار گذاشته شده است و ملاک و معیار عمل قرار نمیگیرد. در صورتی که غیر از این روایت، روایتهای دیگری نیز با همین مضمون در منابع حدیثی شیعه وجود دارد.
ازاینرو، ادب سوگواری اقتضا میکند که در روز عاشورا از خوردن غذا و آب تا عصر پرهیز شود و استفاده از غذاهای ساده پس از عصر صورت پذیرد و عزاداران را نیز به این نکته توجه دهند. تجدید نظر در برنامه پذیرایی این روز، ضرورت دارد؛ البته این سفارش تنها برای روز عاشوراست و محدود به این روز میشود.
متأسفانه، آنچه که از نذر در ذهن افراد وجود دارد، انجام نذرهایی همانند: غذای نذری، نماز و روزه نذری، کمک مالی به دیگران و مواردی از این دست است. کمتر از نذرهای فرهنگی سخن به میان میآید که جای خالی نذرهای فرهنگی در این میان به خوبی احساس میشود، نذوراتی که میتواند به تبیین و تشریح هر چه بیشتر ارزشهای والای قیام عاشورا منجر شود و از سویی این نذرها میتوانند در کنار نذرهای غذایی جانشین خوب برای نذرهایی شود که با اسراف همراه است.
بنابراین، نذرهای فرهنگی افزون بر ایجاد زمینههای رشد و تعالی انسان و در نهایت رسیدن به رشد و کمال، حس مسئولیت و تعهد در قبال سایر همنوعان را فراهم میکند و بر اثربخشتر شدن فرهنگ
عاشورایی و گسترش آن خواهد افزود. نذرهای فرهنگی با اهداف عاشورایی گزینه خوبی برای مقابله با تهاجم فرهنگی است و از پیامدهای مهم آن پیشگیری از بروز ناهنجاریها و معضلات اجتماعی در سطح جامعه است. با توجه به اینکه انجام این عمل خیرخواهانه نیاز به شناسایی افراد در لایههای مختلف جامعه و آگاهی از امکانات و نیاز آموزشی آنها دارد؛ بنابراین سوق دادن اعتقادات پاک و خداپسندانه در قالب نذرهای در این ایام به سوی رفع نیازهای جامعه میتواند برکت و خیر فراوانی را در پی داشته باشد و از بسیاری از اسرافها پیشگیری کند.
رسانه ملی میتواند این موضوع را در دستور کار قرار بدهد و در فرصتهای گوناگون به ویژه در ایام عزادری به تبیین، تبلیغ، و ترویج آن کمک نماید و با معرفی برخی از اینگونه نذرها بخشی از ظرفیت موجود را به این مسیر هدایت کند.
قمهزنی یکی از رفتارهایی است که به عنوان سوگواری از سوی برخی شیعیان در گوشه و کنار جهان در ایام عاشورا صورت میگیرد؛ البته مناقشهها و مخالفتهای جدی در جامعه و اهل علم درباره آن وجود دارد.
قمهزنی امروزه پا فراتر از یک معضل گذاشته و وارد فاز بحرانی شده است و در فضاهای مجازی، مکتوب، دیداری و شنیداری نیز بازتابهای گستردهای مییابد؛ به ویژه در ایام سوگواری ماههای محرم و صفر رسانهها به صورت چشمگیری به آن میپردازند. در این میان رسانههای غربی از آن به عنوان سوژهای برای معرفی تصویری غلط از مسلمانان به
طور عام و شیعیان به طور ویژه بهره میبرند؛ زیرا این سوژه از هر تبلیغ ضد دینی اثرگذارتر است. از سویی، با عنوان مذهب، کیان مذهب را نشانه رفتهاند و بدین وسیله درصدد دستیابی به اهداف شوم پنهان و آشکار خود هستند. از سوی دیگر، قمهزنی دستمایه تولید برنامههای هنری مستند شده است که این برنامهها را به منظور معرفی چهرهای خشونتآمیز از تفکر شیعه، روانه آنتنهای پخش میکنند.
رسانههای غربی و حتی عربی با تمام توان به این مسئله میپردازند و از آن برای طرح اتهامهایی بر ضد شیعه، بهره میبرند. با این ملاحظه و حساسیت بالایی که این مسئله دارد، لازم است رسانه ملی نیز جهتگیری مناسب درباره این مقوله داشته باشد و در راستای سیاستهای اعلامی و با تکیه بر نظرات فقهی علمای بزرگ هوشمندانه برای رفع و اصلاح این معضل گام بر دارد.
با توجه به انعکاس این مسئله در سطح جهانی و بازتابهایی که از سوی محافل علمی و حوزوی داشته است بزرگان حوزه نیز با حساسیت بیشتری این مسئله را پی گرفتهاند و موج مخالفتها بیش از پیش آشکار شده است.
با توجه به حساسیت بالایی که این مسئله دارد، مناسب است که بیش از دیگر کاستیها و آسیبها بدان پرداخته شود. ازاینرو، موضوع قمهزنی را در محورهای ذیل بررسی میکنیم:
درباره منشأ اصلی قمه زنی، نظرات مختلفی وجود دارد، اما آنچه بیشتر از همه مستند و قابل اثبات است، این است که تیغزنی و قمهزنی رسومی
هستند که از ناحیه ترکان آذربایجان به فارسها و سپس به اعراب منتقل شده است. طبق پژوهشهای صورت گرفته توسط برخی از پژوهشگران، مراسم قمهزنی در عراق از اواخر قرن نوزدهم رواج پیدا کرده است.(1)بنابراین قمهزنی از خارج عراق به آن کشور وارد شده و ریشه عربی ندارد.(2)
شهید مطهری درباره سابقه قمهزنی مینویسد: «قمهزنی و بلند کردن طبل و شیپور از ارتدوکسهای قفقاز به ایران سرایت کرده و چون روحیه مردم برای پذیرفتن آنها آمادگی داشت، همچون برق در همه جا دوید».(3)
آیتالله یوسفی غروی در این باره مینویسد:
«از نظر تاریخی، ظاهراً آن وقت که صفویه سرکار آمدند، قمهزنی پدید آمد و مسلماً هیچ سابقهای هم بر صفویه ندارد... . روال حکومتها این است که اعمال و رفتارها را ازهمدیگر یاد میگیرند: عثمانیها گروه فدائیان داشتند؛ صفویه هم یک گروه فدائیان درست کرده بودند و مانند آل بویه که در قرن سوم و چهارم در بغداد، عمدتاً دستههای اولیه سوگواری شان، دستههای نظامی شان بود، به ارتش دستور داده بودند که به طور منظم و دستهبندی شده، دسته سوگواری راه بیاندازند. صفویه هم وقتی سرکار آمدند این برنامه را تکرار کردند. یکی از انواع فدانیان، قزلباش صفوی بودند که همیشه به نشانه آماده به خدمت سرشان تراشیده بود. در وصف آنان آمده که حتی در تمریناتشان گوشتِ
حیوانات مختلف و حتی مار میخوردند که هنوز هم در بعضی ارتشهای جهان معمول است؛ این فدائیان صفویه در روز عاشورا شمشیر به دست بیرون آمدند و تصورشان این بود که نوعی همدردی با اصحاب امام حسین علیه السلام داشته باشند. آنان میگفتند در چنین روزی که اصحاب امام حسین علیه السلام و خود امام و بنیهاشم تیر خوردند، پس ما هم این حالت را برای خودمان ایجاد میکنیم؛ یعنی نشان میدهیم که در راه امام حسین علیه السلام فدایی هستیم و حاضریم سرمان بریده شود و این شروع قمهزنی شد».(1)
دوره قاجاریه در نگرش، نوع و تحولات عزادری از ویژگی خاص برخورد است. که در پیش و بعد از آن سابقهای نداشته و یا اگر داشته به این گستردگی نبوده است. مسئله قمهزنی نیز از مواردی است که در دوره قاجاریه فراگیر شد و گزارشهای آن در منابع تاریخی و سفرنامهها انعکاس زیادی یافته است. برای نمونه به چند مورد آن اشاره میشود.
پیرلوتی(2)درباره قمهزنی مینویسد: «مردان، سر برهنه در میان گیسوان خود شکاف خونآلودی ایجاد کردهاند و قطرات خون روی شانههایشان جاری است».(3)
1) مصاحبه با آیت الله یوسفی غروی، سایت تبیان.
2) پیرلوتی (pierre Loti ).(1850ـ1923 میلادی) نویسنده جهان گرد فرانسوی است وی در اواخر سده نوزدهم از سوی وزارت برون مرزی فرانسه مأمور شده بود به هند سفر کند تا مراتب دوستی فرانسه را به آگاهی مهاراجه برساند. وی سپس از هند در سال 1901 وارد ایران شد و از اصفهان دیدار کرد و در سال 1904 کتاب به سوی اصفهان را نوشت، این کتاب از سوی بدرالدین کتابی به فارسی برگردانده شد.
3) اصغر فروغی ابری، ایرانیان و عزاداری عاشورا، ص 68.
بنجامین(1)سفیر کبیر آمریکا در ایران، دوره ناصرالدین شاه در سفرنامهاش در مورد مراسم قمهزنی مینویسد: «سال 1884 میلادی من در تهران اقامت داشتم، دستههایی در خیابانها حرکت میکردند و احساسات تند و شدید بیسابقهای از خود نشان میدادند. در این میان ناگهان جمعی سفید پوش که کاردهایی در دست داشتند، پدیدار شدند که با هیجان زیادی کاردها را بالا برده و به سر خود میزدند و خون از سر آنها فواره میزد و سر تا پایشان را سرخ کرده بود. واقعاً که منظره دلخراش و بسیار تأثر آوری بود که هرگز نمیتوانم آن را از یاد ببرم».(2)
ـ فاضل دربندی(3)و قمه زنی
کسانی که به حوزه، تحریف ستیزی و آسیب زدایی قیام امام حسین علیه السلام پرداختهاند، به نقش فاضل دربندی در ترویج برخی آسیبها در سوگواریها، در دوره قاجاریه اذعان دارند. وی کتابی تحت عنوان اکسیر العبادات فی اسرار الشهادة دارد و بیشتر با این کتاب شناخته میشود که در سال 1271 (هـ ق) از نوشتن آن فراغت یافت. بخشهایی از این کتاب توسط نویسنده بنا به درخواست ناصرالدین شاه، به فارسی ترجمه شد و سعادات ناصری، نام گرفت.
او در این اثر مطالبی را آورده که پیش از آن در هیچ منبع معتبری
1) س. ج. و، بنجامین (S.G.W.Benjamin ) وی نخستین نماینده سیاسی ایالات متحده آمریکا در ایران بود. وی در سال 1883 میلادی به تهران آمد و 21 سال به عنوان نماینده ی کشور آمریکا در کشو مان اقامت داشت.
2) بنجامن.س.ج.و، ایران و ایرانیان، ترجمه محمدحسین کردبچه، ص284.
3) ملا آقا دربندی معروف به فاضل دربندی (متوفای 1286ه.ق) فرزند ملا عابد از شاگردان شریف العلماء مازندرانی و شیخ علی کاشف الغطاء، از شخصیتهای قرن سیزدهم هجری است، وی فقیهی فاضل و صاحب تالیفاتی از جمله «خزاین الاحکام «در حوزه فقه است.
نیامده و تأییدی به همراه ندارند. البته گفتنی است، مطالب این کتاب چنان آکنده از غلو و اغراق و دور از منطق و عقل و آمیخته با اخبار متناقض است که هر پژوهنده و خواننده آگاه به آسانی میتواند به غیر واقعی بودن خیلی از آنها پی ببرد. بدین سان خیلی طبیعی بود که واکنشهای تندی درباره محتوای آن کتاب از سوی اهل علم صورت بگیرد. شهید مطهری در حماسه حسینی به این مسئله واکنش شدید نشان داد و میگوید:
«در شصت هفتاد سال پیش، مرحوم ملا آقا دربندی پیدا شد. تمام حرفهای روضة الشهداء را به اضافه یک چیزهای دیگر، همه را یکجا جمع کرد که دیگر واویلاست! واقعاً به [حال] اسلام باید گریست».(1)
در جای دیگر میفرماید:
«اتفاقاً اتفاق نظر است که آدم خوبی بوده است. حتی مرحوم حاجی نوری که این قدر از کتابش انتقاد میکند و به حق انتقاد میکند، میگوید مرد خوبی بوده است. واقعاً نسبت به امام حسین علیه السلام مرد مخلصی بوده، و میگوید واقعاً طوری بود که هر وقت نام امام حسین علیه السلام را میشنید اشکش جاری میشد. فقه و اصول خوبی هم داشته است. خودش خیال میکرد که از فقهای درجه اول است، ولی لااقل از فقهای درجه دوم و سوم به شمار میرود».(2)
شیخ آقا بزرگ تهرانی در مورد فاضل دربندی و کتاب اسرار الشهادة، مینویسد:
«خودش قسمتهای پایانی آن را به فارسی ترجمه کرده است. به آن
سعادات ناصری گفته میشود؛ چرا که آن را به اسم سلطان ناصرالدین شاه ترجمه کرده است که آن چاپ گردیده است. از شدت خلوص و صفای با نفسی که داشت در این کتاب اموری را نقل کرده که در کتابهای معتبر یافت نمیشود و او آنها را فقط از مجموعههای مجهول گرفته است و با اتکا به قاعده تسامح در ادله سنن این کار را کرده است».(1)
محدث نوری در لؤلؤ و مرجان مینویسد:
«... فاضل مذکور از علمای مبرز و افاضل معروف، و در اخلاص به خامس آل عبا علیه السلام بینظیر بود. ولکن این کتاب در نزد علمای فن و نقادان احادیث و اخبار مربوط به سیره وامامان معصوم علیهم السلام بیوقع و بیاعتبار است و اعتماد بر آن کاشف از خرابی کار ناقل در قِلت بصیرت او در امور است. با آن که خود در آن کتاب تصریح به ضعف روایات آن اجزاء و ظهور علامات کذب و وضع در آن کرده است...».(2)
عبدالله مستوفی تاریخنگار دوره قاجاریه در باره نقش فاضل دربندی مینویسد:
«تیغ زدن روز عاشورا از کارهایی است که فاضل دربندی در سوگواری وارد یا لامحاله آن را عمومی کرده... و ترکهای عوام هم این سوگواری را پذیرفته اند... چنان که ذکر شاخسین واخسین و حیدر! صفدر! که قبل از تیغزنی معمولاً میگفتند ذکر ترکی [بوده]».(3)
وی برخلاف فقهایی که حکم جواز به قمهزنی میدهند، اما خود هرگز قمه به دست نگرفتند، وارد گود قمهزنی نشدند و قمه پوست سر
آنان را نوازش نکرده است، خود وارد میدان شد و طعم قمه را چشید. «او است که تیغ زدن بر سر، که خلاف اصول اسلامی است و اسلام مافوق این حرفها است، در ایام عاشورا را جایز دانست و خود نیز عمل میکرده است».(1)
بدیهی است که خواننده در رویارویی با چنین مسئلهای، بر سر دوراهی میماند که یک فرد عالم، مخلص و عاشق امام حسین علیه السلام ، چگونه در کتاب خود انواع و اقسام تحریفها، اغراقها و مسائل دور از منطق و عقل را مطرح میکند و چگونه میتوان این دو را با یکدیگر جمع کرد.
مرحوم میرزای نآیینی گفته بود: «اگر بخواهیم نقلهای ایشان [فاضل دربندی] را حمل به صحت کنیم باید بگوئیم ایشان خودش مجتهد بوده است و کذب نافع را جایز دانسته، لذا این دروغ مصلحتآمیز را ظاهراً به نفع مذهب تشیع و سبب عشق آنها به تشیع میشده را بیان کرده است.»(2)این که، این توجیهها چقدر پذیرفتنی و قابل فهم هستند خود جای تأمل دارد؛ زیرا چنین رفتارهایی با گوهر دین سازگاری ندارند.
تلاشهای فاضل دربندی در نهادینهسازی قمهزنی به عنوان یک آیین مذهبی و سوگواری در دوره قاجاریه نقش فراوان داشت. از همین رو، با توجه به موقعیت علمی و اخلاقی وی و اقدام عملی او در انتشار کتاب اسرار الشهادة به برنامه قمهزنی شتاب بخشید و به فراگیری آن کمک شایانی کرد. چنانکه امروزه جامعه اسلامی با
مشکلها و چالشهای آن دست به گریبان و در دام آن گرفتار آمده است.
خلاصه اینکه فاضل دربندی برای رسیدن به مقصود خود که سوگواری بود از تمامی ابزارها از جمله تسامح در ادله سنن، «الغایات تبرر المبادی» (هدف وسیله را توجیه میکند)، بهره برد و به این ایده خود که «اِنَّ الدُنیا و ما خَلق، لِاَجل اِقامة عزاء الحسین علیه السلام فیها(1)» جهان و هر چه که آفریده شده است، برای این است که عزای حسین علیه السلام به پا داشته شود؛ توانست نزدیک شود.
قمهزنان و طرفداران این شیوه نیز برای شرعی جلوه دادن رفتار خود، به برخی مطالب استناده میکنند که لازم است ادعای آنان بررسی شود که چه اندازه میتواند موجه و پذیرفتنی باشد؛ یکی از مهمترین مستندات آنان عبارت است از:
قضیه سر به محمل کوبیدن حضرت زینب کبری علیها السلام
علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار مطلبی را بدون نام بردن از منبع آن، آورده و میگوید این مطلب را در بعضی از کتابهای معتبر یافتهام و آن عبارت است از مطلبی طولانی که فردی به نام مسلم جصاص(گچ کار) میگوید: «هنگامی که به امر عبید الله بن زیاد در حال بازسازی دروازه اصلی شهر کوفه بود، سر و صدایی بلند میشود. او به سمت آن حرکت کرده و میبیند که اسرای واقعه
1) فاضل دربندی، اسرار الشهادة، ص 5. (مقدمه)
عاشورا در کجاوه بودند و در این هنگام افراد سپاه عبیدالله سر بریده امام حسین علیه السلام را بالای نیزه بردند که حضرت زینب علیها السلام با مشاهده سر بریده برادر، سر خود را از شدت ناراحتی به چوب محمل میکوبد؛ به طوری که خون از زیر مقنعهاش جاری شد وبا چشم گریان اشعاری را میخواند».(1)
این مطلب مهمترین دلیل نقلی طرفداران جواز قمهزنی است که سابقه آن به قرن دهم میرسد. در کتب اربعه و دیگر منابع مهم شیعه ردپایی از آن وجود ندارد و پیش از بحارالانوار در دو منبع دیگر آمده است. یکی در کتاب نورالعین فی مشهد الحسین(2)که نویسنده آن مشخص نیست، اما آن را به ابراهیم بن محمد اسفراینی نسبت میدهند، که وی فردی اشعری مذهب و شافعی مسلک بود. و دیگری در کتاب مقتل الحسین طریحی آمده است.
طرفداران به قمهزنی اینگونه استدلال میکنند که حضرت زینب علیها السلام در حضور امام معصوم علیه السلام اقدام به چنین عملی کرد و امام نهی نکردند. بنابراین، نهی نکردن امام دلیلی بر جواز چنین عملی است.
پژوهشگران با واکاوی این خبر به بیاعتباری آن حکم دادند؛ زیرا:
این داستان به لحاظ سند مشکل جدی دارد و سندی برای آن ذکر نشده است.
این قضیه برای اولین بار در کتاب نورالعین آمده است که اعتبار
1) بحارالانوار، ج 45، ص 114.
2) کتابی است تاریخی و کما بیش روائی در باره قیام و شهادت امام حسین علیه السلام و رخدادهای بعد از آن، روایات کتاب بدون سند و با تعبیر «قال الراوی» ذکر شده و مطالب کتاب چنان تنظیم شده به یک داستان شبیه است و در لابلای کتاب مطالب ضعیف و خرافات فراوان یافت می شود.(ر.ک: کتابشناسی تاریخی امام حسین علیه السلام، محمد اسفندیاری، ص64)
آن مخدوش است و به گفته قاضی طباطبایی «از کتب بسیار ضعیف و غیر قابل اعتماد مطلب نقل کرده»(1)و «پر از جعلیات و نقلیات قصه سرایان است».(2)
الف) در مصرعی از این ادبیات منسوب آمده است که حضرت زینب علیها السلام خطاب به امام حسین علیه السلام میگوید: اگر با من حرف نمیزنی دستکم با دختر کوچک خود فاطمه سخن بگو.
این در صورتی است که مورخان میگویند، فاطمه بنت الحسین که فاطمه کبری نیز خوانده میشد، در آن زمان زن بزرگی بود و همسر حسن بن حسن علیه السلام بود که وی بازمانده و جانباز عاشورا است.
ب) در بیتی از اشعار منتسب به حضرت زینب، امام حسین علیه السلام به سنگ دلی و قساوت قلب متهم شده است:
«یا اخی قلبُک الشَّفیق علینا ما له قسی و صار صلیبا»(3)
برخی بزرگان به قضیه سر به محمل کوبیدن حضرت زینب علیها السلام واکنش نشان دادند و آن را رد کردند. میرزا محمد ارباب در کتاب
الاربعین الحسینیه بر بیاعتبار بودن کتاب نورالعین و بیاساس بودن گفتههای مسلم جصاص تأکید دارد.(1)
مرحوم محدث قمی، صاحب کتاب مفاتیح الجنان نیز این قضیه را پیشتر در کتاب نفس المهوم بدون اینکه نقد و بررسی کند، آورده بود، اما پس از تحقیق در کتاب منتهی الآمال به نقد و رد آن پرداخته است.
ایشان با استناد به منابع معتبری مینویسد: «اصلاً محمل و هودجی در کار نبوده تا آن حضرت سرش را به آن بکوبد؛ بلکه اسرای کربلا را بر ناقههای بدون جهاز سوار کرده بودند. ذکر محامل و هودج در غیر خبر مسلم جصاص نیست. و این خبر را اگر چه علامه مجلسی فرموده، لکن مأخد نقل آن منتخب طریحی و کتاب نورالعین است که حال هر دو کتاب بر اهل فن حدیث، مخفی نیست. نسبت سر شکستن سر جناب زینب علیها السلام و اشعار معروفه نیز بعید است از آن مخدره که عقیله هاشمیین و عالمه غیر معلمه و رضیعه ثدی نبوت و صاحب مقام رضا و تسلیم است».(2)
این مطلب با پرسشها، ابهامها و مشکلات فراوانی مواجه است؛ زیرا طرفداران قمهزنی پاسخ قانعکنندهای به خیل عظیم روایاتی که در آنها از ضرب و لطم نهی شده، نمیدهند و توجهی نیز به نهی امام حسین علیه السلام در شب عاشورا به برخی رفتارها نمیکنند که درجه پایینتری از قمهزنی و شکستن سر دارند، در کتاب لهوف آمده است که امام حسین علیه السلام فرمودند:
«ثُمَّ قال یا اُختاه یا ام کلثوم و اَنتِ یا زینب و اَنتِ یا فاطمه و اَنْتِ یا
رباب انظرن اذا انا قتلت فلاتشققن علی جیبا و لاتَخمشن علی وجها و لا تَقلن هجرا؛ ای خواهرم ام کلثوم، و تو زینب و هم تو ای فاطمه تو ای رباب توجه کنید! هرگاه کشته شدم، گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخن ناروا بر زبان جاری نکنید».(1)
نکته دیگر، که نباید از آن غافل بود، بر فرض وقوع چنین واقعهای، نمیتوان استنباط کرد که حضرت زینب به قصد مجروح کردن سر، سر خود را به محمل کوبیدند، چه بسا بر اثر شدت تأثر اندوه از دیدن سر برادر بر نیزه، سر خود را به محمل زدند و این هم مربوط به شرایط خاص و واقعهای ویژه است.
ـ از سوی دیگر، بر فرض وقوع چنین قضیهای، پس از آن دیگر این رفتار حتی از سوی بازماندگان تکرار نشد. افزون بر این تأییدی را دریافت نکرد. به راستی چنانچه عملی ممدوح و نیکو بود، دیگران آن را انجام میدادند و سفارشهایی بر انجام آن نیز صورت میگرفت.
داستان سر به محمل کوبیدن حضرت زینب کبری علیها السلام ، قصهای بیش نیست که در رویارویی با سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام و روایات فراوانی که خلاف این مطلب را تأیید و سفارش میکنند؛ اعتبار ندارد و نباید به آن اعتنا شود.
مستندات دیگری برای این قمهزنی ذکر شده، اما از آنجا که بسیار کلی است، فقط به آنها اشاره میشود.
همدردی با امام حسین علیه السلام ؛
زنده نگه داشتن مذهب؛
1) اللهوف، ص 82.
قمهزنی نمونه جزع برای امام حسین علیه السلام است؛
ریشه این رفتار عشق است، نه عقل؛
آیت الله حسین مظاهری در کتاب خون موعود در نقد باور افراد طرفدار قمهزنی که معتقدند این کارها نزاع عقل و عشق است یا این مسئله در محدوده فقه نیست، میگویند: «اینگونه بیانها که نظیر آن را هم اینجانب در کتاب جهاد با نفس نقل کردهام، فرار از جواب است و چون مسئله یک مسئله فقهی است، باید فقه پاسخ آن را بدهد».(1)
فرد مسلمان باید به منویات شرع تن بدهد و از تفسیر و ارائه مطالب از روی ذوق پرهیز کند و وظایف و تکالیف خود را از درون شرع و مفسران شریعت بخواهد.
با توجه به ویژگیهای قمهزنی و بازتابهایی که از همان آغاز به همراه داشته در پرسشها و استفتائات فقها فراوان آمده است؛ بیشتر سؤالکنندگان در پی دریافت پاسخ شرع و موضع دین در انجام عملی با این مشخصه بودهاند که پاسخها در دایره حکمهای صادر شده از حرمت انجام تا جایز بودن قمهزنی است. حرمت به معنای اینکه عملی خلاف شرع است و فرد انجامدهنده نیز پس از اینکه حکم مسئله را دانست و آن را انجام داد، از فرمان سرپیچی کرده و مستحق عذاب است. در حکم جواز این مطلب نهفته است که شرع حکم خاصی در دایره وجوب، حرمت، استحباب، کراهت برای آن در نظر ندارد و در دایره مباحات قرار
1) مهرداد آقاشریفیان، خون موعود، 130پرسش و پاسخ پیرامون امام حسین علیه السلام، ص 59.
میگیرد که فرد انجامدهنده در قبال انجام آن عقاب نمیشود و ثواب خاصی نیز برای آن در شرع وارد نشده است. ازاینرو، به چند فتوای معروف، اشاره میشود:
سید ابوالحسن اصفهانی رحمه الله (1284ـ 1365 هـ ق)
فتوای سید ابوالحسن اصفهانی در حمایت از تلاشهای سید محسن امین عاملی صادر شد که به طور تمام قد وارد میدان آسیبزدایی سوگواریها از تحریفها، بدعتها و ناهنجاریها، شده بود. سید ابوالحسن اصفهانی در آن فتوا حکم برخی دیگر از ابزارها و آیینها را نیز مشخص کرد و ورود ایشان به این مسئله با توجه به جایگاه علمی و مرجعیت جهانی بود که داشتند. وی در آن فتوا علاوه بر قمهزنی، حکم برخی دیگر از ابزار وآیینهای سوگواری چون زنجیرزنی و کوبیدن بر طبلها را از نظر شرع اسلام مشخص کرد:
«اِنَّ استعمال السیوف و السلاسل و الطبول و الابواق و ما یجری الیوم امثاله فی مواکب العزاء بیوم عاشورا انما هو محرم و غیر شرعی؛ استفاده از شمشیر، زنجیر، طبل و بوق و امثال آن چه که امروزه در دستهها و هیئتهای سوگواری عاشورا رایج است قطعا حرام و غیر شرعی است».(1)
فتوای سید محسن امین عاملی (1284ـ 1371 هـ ق)
قمهزنی و اعمالی دیگر از این قبیل در مراسم سوگواری حسینی به حکم عقل و شرع حرام است و زخمی ساختن سر که نه سود دنیوی دارد و نه پاداش اخروی، ایذاء نفس است که خود در شرع حرام است و در مقابل این عمل، شیعه اهل بیت را در انظار مردم مورد تمسخر قرار داده و آنها
1) سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج 10، ص 378؛ دائرة المعارف تشیع، ج 2، ص 531.
را وحشی قلمداد میکنند و شکی نیست که این اعمال ناشی از وسواس شیاطین بوده و موجب رضایت خدا و پیامبر و اهل بیت اطهار علیهم السلام نیست و البته تغییر نام این اعمال ماهیت حکم شرعی آن را که حرمت است، تغییری نمیدهد.(1)
محمد حسین کاشف الغطاء (1294 ـ 1373 هـ ق)
اگر بخواهیم موافق قواعد فقهی و استنباط احکام شرعی درباره مسئله لطمه به صورت زدن و اعمالی از این قبیل همچون قمهزنی و مانند آن نظر دهیم، به چیزی جز حرمت دست نیافته و چارهای جز فتوا به تحریم آن نخواهیم داشت؛ زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد که بتواند حرمت اضرار و ایذا به بدن و به خطر افتادن جان انسانی را در این باره تخصیص زده باشد. همچنین دلیلی نداریم که بتوانیم این موارد را از حکم به حرمت خارج نمود.(2)مرحوم کاشف الغطا در ادامه افزون بر طرح برخی مستندات چنین نتیجه میگیرد:
«... این در حالی است که بیشتر اشخاص که این کارها را انجام میدهند، بیشتر از روی تظاهر، ریا، تعصب و تملق به عمل میآورند؛ بیآنکه قصدی درست و نیت صالحی داشته باشند. که از این جهت نیز خالی از اشکال نبوده؛ بلکه حرام بودن آن به خاطر برخی از دلایل زمانی و مکانی، مضاعف خواهد بود».(3)
آیت الله سید ابوالقاسم خوئی (1278ـ 1371 ش)
«اگر قمهزنی و زنجیر با قلابهای فلزی که در ماه محرم انجام میگیرد،
منجر به ضرر و زیان قابل توجهی شده یا هتک، تمسخر و توهین به دین و مذهب را به دنبال آورد، جایز نیست».(1)
فتوای مقام معظم رهبری
پس از رحلت حضرت امام خمینی رحمه الله و پایان یافتن جنگ، تظاهر به قمهزنی نیز رو به فزونی گرفت و نزدیک بود قمهزنی به محافل سوگواری بسیاری از شهرهایی که سابقه قمهزنی نداشتند، نیز راه یابد. از سوی دیگر، بازتابهای جهانی آن توسط رسانهها، نیز شدت گرفت. ازاینرو، مقام معظم رهبری در آستانه محرم سال 1373(هـ ش)، در جمع روحانیان استان کهگیلویه و بویراحمد سخنان مهمی درباره این مسئله داشتند که در آن سخنرانی بر لزوم هر چه باشکوهتر برگزار شدن سوگواری حسینی تأکید و انحرافی بودن جریان قمهزنی در عزای حسینی را روشن کردند.
در دهه هفتاد، بیشترین مخالفتهایی که درباره قمهزنی صورت گرفت، از سوی مقام معظم رهبری است که افزون بر موقعیت علمی ایشان، جایگاه حقوقی و معنوی ایشان موجب شد که بازتابهای وسیعی از فتوای ایشان در مسئله قمهزنی در دنیا شکل گیرد. چنانکه حکم ایشان به عنوان فتوای محوری مخالفین قمهزنی موج جدیدی از مبارزه با قمهزنی را توسط علما و مجتهدان را رقم زد، گستره این مسئله به اندازهای بود که خیلی از بزرگان حوزه نیز از نظر پیشین خود عدول کردند و بر لازم الاتباع بودن حکم رهبری تأکید کردند. نظرات رهبری درباره قمهزنی به شرح ذیل است:
1) سید ابوالقاسم خوئی، المسائل الشرعیه، باب العبادات، ج 2، ص 445.
«عدهای قمه به دست بگیرند و به سر خودشان بزنند و خون بریزند! این کار را میکنند که چه شود؟ کجای این حرکت سوگواری است؟! البته، دست به سر زدن به نوعی نشانه سوگواری است. شما بارها دیدهاید، کسانی که مصیبتی برایشان، پیش میآید و بر سر و سینه خود میکوبند، این نشانه سوگواری معمولی است، اما شما تا به حال کجا دیدهاید که فردی به خاطر رویکرد مصیبت عزیزترین عزیزانش؛ شمشیر بر مغز خود بکوبد و از سر خود خون جاری کند؟! کجا این کار، سوگواری است. قمه زدن سنتی جعلی است. از اموری است که مربوط به دین نیست و بلا شک، خدا هم از انجام آن راضی نیست. علمای سلف دستشان بسته بود و نمیتوانستند بگویند این کار غلط و خلاف است. یک وقت بود و در گوشه و کنار، چند نفر دور هم جمع میشدند و دور از انظار عمومی مبادرت به قمهزنی میکردند و کارشان، تظاهر ـ به این معنا که امروزهست ـ نبود. کسی هم به خوب و بدِ عملشان کار نداشت؛ چرا که در دایره محدودی انجام میشد، اما یک وقت بناست که چند هزار نفر، ناگهان در خیابانی از خیابانهای تهران، قم یا شهرهای آذربایجان یا شهرهای خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشیر بر سر خودشان ضربه وارد کنند، این کار قطعاً خلاف است. امام حسین علیه السلام به این معنا راضی نیست. من نمیدانم کدام سلیقههایی و از کجا بدعتهای عجیب و خلاف را وارد جوامع اسلامی و جامعه انقلابی ما میکنند».(1)
«در قدیم الایام در بین طبقه عوام الناس معمول بود که روزهای
1) بیانات مقام معظم رهبری در جمع روحانیون استان کهگیلویه و بویر احمد؛ 17/3/1373.
سوگواری، به بدن خودشان قفل میزدند، بعد هم در مذمت این کار، بزرگان و علما گفتند و برافتاد؛ ولی حالا باز هم شروع کردهاند، قمه زدن نیز همین طور است این کار غلطی است، یک عده قمهها را بگیرند به سرهای خودشان بزنند و خونها را بریزند که چه شود؟ کجای این حرکت سوگواری است».(1)
ایشان در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که آیا قمهزنی به طور مخفی حلال است؟ فرمودند:
«از نظر عرفی از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمیشود و سابقهای در عصر ائمه علیهم السلام و زمانهای بعد از آن ندارد و تأییدی هم به شکل خاص یا عام از معصومان علیهم السلام در مورد آن نرسیده است. در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب میشود. بنابراین، در هیچ حالتی جایز نیست».(2)
ـ پاسخ رهبر معظم رهبری به نامه امام جمعه اردبیل مرحوم حجت الاسلام و المسلمین آقای مروج:
«آنچه از قول مراجع سلف رحمه الله نقل شده است، بیش از این نیست که اگر این کار ضرر معتنی به(3)ندارد، جایز است؟ آیا سبک کردن شیعه در افکار جهانیان، ضرر معتنی به نیست؟ آیا مخدوش کردن محبت و عشق شیعیان به خاندان مظلوم پیامبر صلی الله علیه و آله و بخصوص شیفتگی بیحد و حصر آنان به سالار شهیدان علیه السلام را بد جلوه دادن، ضرر نیست؟ کدام ضرر از این بالاتر؟ اگر قمه زدن، به صورت عملی انفرادی در
خانههای دربسته انجام میگرفت، ضرری که ملاک حرمت است، فقط ضرر جسمی بود، ولی وقتی این کار علی رؤوس الاشهاد(1)و در مقابل دوربینها و چشمهای دشمنان و بیگانگان؛ بلکه در مقابل چشم جوانان خودمان انجام میگیرد، آن وقت دیگر ضرری که باید معیار حرمت باشد، فقط ضرر جسمی و فردی نیست؛ بلکه مضرات بزرگ تبلیغی که با آبروی اسلام و شیعه سر و کار دارد نیز باید مورد توجه باشد. امروز این ضرر بسیار بزرگ و شکننده است و لذا قمه زدن علنی و همراه با تظاهر، حرام و ممنوع است».(2)
منع قمهزنی از سوی مقام معظم رهبری بازتابهای گوناگونی داشت. یکی از این بازتابها استقبال بزرگان حوزه و صدور فتوا و نظرات خودشان در این مسئله بود. ناگفته نماند، برخی حتی از نظر پیشین خود که حکم جواز بود، دست کشیدند که برآیند آن تقویت فتوای رهبری و تأکید بر تبعیت از ولی امر مسلمین بود. برخی از نظرها به شرح ذیل است:
آیت الله اراکی رحمه الله در فتوای جدید خود چنین دارند:
«دستور ولی امر مسلمین مبنی بر جلوگیری از اعمال خرافی در سوگواری محرم لازم الاطاعة است. پیروی از سخنان ایشان در مورد اینگونه اعمال خرافی که موجب وهن دین و مذهب و بهره برداری سوء دشمنان اسلام میگردد، بنا به اعلام ولی امر مسلمین که آگاه به مصلحت اسلام و کشور هستند لازم و ضروری است».(3)
آیت الله فاضل لنکرانی رحمه الله نیز در فتوای جدید خود چنین آوردهاند:
«... در رابطه با مسائل سوگواری و سوگواری سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام به گونهای عمل شود که موجب گرایش بیشتر و علاقمندی شدیدتری به آن حضرت و هدف مقدّس وی گردد. پیداست در این شرایط، مسئله قمه زدن نه تنها چنین نقشی ندارد؛ بلکه به علت عدم قابلیت پذیرش و نداشتن هیچگونه توجیه قابل فهم مخالفین، نتیجه سوء بر آن مترتب خواهد شد. لازم است شیعیان علاقهمند به مکتب امام حسین علیه السلام از آن خوداری کنند».(1)
آیت الله سید کاظم حائری
«اولاً ما شاهد آنیم که قمهزنی و بعضی اعمال شبیه به آن، ذاتا موجب تخریب وجهه اسلام و تشیع گشتهاند و دشمنان کافر نیز در زمان حاضر برای آسیب وارد کردن به ما در اینگونه اعمال تکیه نموده، تا دین ما را دین خرافه و وحشی گری معرفی نمایند. و ثانیاً چه ما چنین دیدی را نسبت به قمهزنی به دست آورده باشیم یا نه، باید از اوامر ولی امر مسلمین حضرت آیتالله خامنهای(حفظه الله) در این مورد موضعگیری صریح و روشنی نمودهاند که دیگر هیچگونه عذری را برای مخالفت باقی نمیگذارد و بر تمامی مسلمین واجب است که از دستورات ایشان اطاعت نمایند؛ چه کسانی که با ایشان در فتوا هم نظرند و یا از ایشان تقلید میکنند و چه کسانی که در این فتوا با ایشان هم نظر نبوده و یا از کس دیگری تقلید کنند. در هر صورت بر همه مسلمین واجب است که از ایشان به خاطر ولی امر بودن شان تبعیت کنند».(2)
آیت الله حسین مظاهری
«چون ولایت فقیه نهی از آن کردهاند، همه باید از این کار پرهیز کنند، گرچه مقلّد کسی باشند که جایز بداند».(1)
آیت الله جوادی آملی
«چیزی که مایه وهن اسلام و پایه هتک حرمت سوگواری است، جایز نیست، انتظار میرود از قمهزنی و مانند آن پرهیز شود».(2)
آیت الله مکارم شیرازی
«بر عزاداران عزیز لازم است از کارهایی که موجب وهن مذهب میگردد و یا آسیبی به بدن آنها وارد میکند، خودداری کنند».(3)
با توجه به مطالب گذشته میتوان گفت:
قمهزنی را نمیتوان یک عمل دینی دانست؛ زیرا مهر تأییدی از دین نه به صورت ویژه و نه به طور عام ندارد و در قرار گرفتن آن ذیل عنوان کلی سوگواری نیز مناقشه جدی وجود دارد. وقتی ورود آن به عرصه مصادیق سوگواری محل سؤال است، چرا باید برای کنار گذاشتن آن این همه نزاع و مناقشه کرد؟ و این تعصب نشان دادن، نشانه چیست؟ از سویی، این رفتار برخلاف آموزههای دینی، سیره و روش پیامبر اکرم و ائمه علیهم السلام و روح حاکم بر روایات در موضوع سوگواری است.
قمهزنی نه از واجبات است که برای ترک آن مؤاخذه بشویم و نه جزء مستحبات است که در قبال انجام آن پاداش خاص دریافت
کنیم. بنابراین، حذف آن هیچ گونه کمبودی را متوجه دستگاه سوگواری نمیکند؛ بلکه در نبود آن، محافل سوگواریها بارورتر خواهد شد.
همچنین ملاحظه میکنیم که بیشتر محافل سوگواری بدون انجام قمهزنی در گوشه و کنار جهان برگزار شده و میشوند و مشکلی نیز پیش نیامده است. پس آیا اصرار بر عملی که خود فاقد ارزش ذاتی است میتواند آن را ارزشمند کند؟ و آیا ارزش این همه هزینه را دارد؟ از سویی ما در برابر این همه هزینه، چه فایده و سودی را دریافت خواهیم کرد؟ آیا این عمل غیر از وهن مذهب و دستمایه و دستاویزی برای تمسخر و تخریب وجهه و جایگاه شیعیان در گستره جهانی، آیا رهاورد دیگری دارد؟ اگر این عمل ارزشمند است و خلاف شرع نیست، چرا عدهای که حکم جواز دادهاند، خود نیز تاکنون به این عمل اقدام نکردهاند، آیا خلاف شأن بودن دلیل مناسبی برای عدم انجام آن نمیباشد؟
افراد قمه زن در صدد هستند که قمهزنی را به عنوان شکل و قالبی از سوگواری جای دهند، در صورتی که سوگواری یک امر مقدس و سفارش شده است که نمونههای مشخصی دارد و بزرگان و ائمه دین نیز در سوگواریهای خود از آن نمونهها پیروی کردهاند و رفتار آنان نیز در همین محدوده بوده است.
سؤال جدی که وجود دارد، این است که چرا از این همه نمونههای سوگواری که به لحاظ شرعی مورد مناقشه نیستند، دست بکشیم و به کارهایی بپردازیم که جواز شرعی ندارند، حتی در پارهای از موارد: حکم حرمت و منع شدید درباره آنها صادر شده است.
قمهزنی همانند دیگر گونههای سوگواری توسط برخی افراد به عنوان آیین سوگواری به سوگواریها راه پیدا کرد. هنگامی که عوام میداندار و نقشآفرین باشند، البته بیشتر این کارها را از سر دلسوزی و حسن نیت انجام میدهند، اما سخن در حسن نیت آنان نیست بلکه سخن در ناآگاهی آنان است که از این رهگذر آسیبهای جدی بر پیکره دستگاه سوگواری زدهاند.
عرف مردم و جامعه، قمهزنی را از نمونههای سوگواری و نشانه سوگواری نمیداند. شاهد آن، این است که هیچ کس در سوگ عزیزانش از این شیوه استفاده نمیکند.
قمهزنی امروزه موجب وهن و استهزاء مذهب و دین است و دستاویزی در دست دشمنان دین قرار داده تا با آن به جنگ اسلام به طور عام و شیعه به طور ویژه بروند.
اینکه فقه بگوید در صورتی که ضرری برای نفس نداشته باشد و وهن مذهب نباشد، جایز است. این جواز، ارزشی را برای قمهزنی ایجاد نمیکند؛ همانند خیلی دیگر از قالبها و نمادها که در سوگواری هستند. برای نمونه اگر درباره بلند کردن علم و کُتل نیز سؤال شود؛ همین پاسخ را در پی دارد. آیا صدور این جواز، ارزشی برای حمل علم و کُتل در پی دارد؟!
اگر قمهزنی را به گونهای سوگواری بدانیم و شرع عنوان اولیه آن را مشروع بداند، باز عناوین ثانویه جلو آن را میگیرد.
پرسش عوام از فقیهان نیز دچار کژی است و باید پرسش اینگونه طرح شود: آیا میتوان در شرایطی که قمهزنی موجب وهن شیعه است، قمه زد؟
مطلب پایانی
همانگونه که ملاحظه شد، قمهزنی با پرسشهای بسیاری روبهرو است و موافقان قمهزنی پاسخی برای آن پرسشها ندارند.
از سویی قمهزنی مصداق سوگواری نیست. حتی اگر ثابت شود که قمهزنی گونهای از سوگواری است، نوبت جواز یا عدم جواز آن میرسد. مسئله بعدی معیار وهن بودن قمهزنی و مسئله مضر بودن آن برای نفس است.
همانگونه که گفته شد برای قمهزنی سابقهای پیش از قرن دهم وجود ندارد. همچنین پشتوانه دینی و شرعی قابل اعتنایی ندارد و در هیچ کجای سنت نداریم که پیشوایان شیعه خود به این عمل اقدام یا سفارش درباره آن کرده باشند. بدیهی است وقتی سفارشی بدان نداریم و نتواند نمونه سوگواری نیز قرار گیرد، پس نمیتواند یک عمل شرعی و عبادی باشد و از آن انتظار ثواب داشت.
باید مقداری در مسئله قمهزنی تأمل نمائیم و دور از تعصبات بیجا، آن را واکاوی کنیم. آیا بزرگان دین نسبت به امور دینی دلسوزتر هستند یا دیگران؟ پس در این مسئله باید به بزرگان حوزه دین اقتدا کنیم و مسیر را برای اجرای حکم آنان فراهم سازیم.
سخن پایانی این بخش گفتاری از مقام معظم رهبری است که به نقشه دشمن و استفادهای که از اینگونه برنامهها میکند ، اشاره دارد:
«... کسی که بامسائل کشور شوروی سابق و این بخشی که شیعهنشین است، جمهوری آذربایجان آشنا بود، میگفت: آن زمان که کمونیستها بر منطقه آذربایجان شوروی سابق مسلط شدند، همه آثار اسلامی را از آنجا محو کردند. مثلاً مساجد را به انبار تبدیل کردند،
سالنهای دینی و حسینیهها را به چیزهای دیگر تبدیل کردند و هیچ نشانهای از اسلام و دین و تشیع باقی نگذاشتند، فقط یک چیز را اجازه دادند و آن قمه زدن بود! دستورالعمل رؤسای کمونیستی به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، سوگواری کنند، هیچ کار دینی نباید بکنند، اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا؟ چون قمه زدن، برای آنها یک وسیله تبلیغ بر ضد دین و بر ضد مذهب تشیع بود. بنابراین، گاهی دشمن از بعضی چیزها، اینگونه علیه دین استفاده میکند. هر جا خرافات به میان آید، دین خالص بد نام خواهد شد».(1)
چند سالی است که شاهد گسترش دهههای سوگواری هستیم، بدین صورت که روزهای شهادت یا وفات منسوبان اهل بیت علیهم السلام به عنوان روز عزا معرفی و در آن ایام سوگواری اقامه و راه اندازی میشود.
گفتنی است، همواره کیفیت سوگواری مورد دغدغه بزرگان بوده و در صورت مشاهده کژی و انحراف واکنشهایی را از خود در قالب سخنرانی، نوشتار، بیانیه و اقدام عملی بروز میدادند، اما در مورد اندازه سوگواری و ایجاد ایام خاص در طول سال یا نامگذاری آن به عنوان یک ایام سوگواری و به اصطلاح بَرند کردن آن، انتقاد و سخنان کمتری را شاهد بوده ایم.
برپایی مجالس، ضمنِ بیان مناقب آن بزرگواران و مصیبتهای وارد شده بر ایشان، به بزرگداشت مقام آن حضرات میپردازند، که بیتردید
1) بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ مردم در صحن حرم رضوی ـ مشهد 10/10/ 1376.
این موضوع امری پسندیده و مطلوب بوده، موجب تعظیم شعائر الهی و ترویج معارف اسلامی خواهد شد.
البته گفتنی است همواره صورت این مجالس با مجالسی که در ایام محرم تشکیل میشده، متفاوت بوده است و هدف از تشکیل این مجالس بیشتر آگاهی از مقام و منزلت ائمه علیهم السلام است. افزون بر آن که به طور معمول این مجالس به روز شهادت اختصاص داشته و از آن روزها فراتر نرفته است.
آنچه از سیره ائمه علیهم السلام استنباط میشود، این است که سیره آنان به گونهای بوده که در سوگ عزیزان خود در همان مدتی که در عرف آن زمان رایج بوده، سوگواری میکردند، اما درباره امام حسین علیه السلام آنچه به وضوح در سیره اهل بیت دیده میشود، اصرار بر تفاوت داشتن مصیبت حسین بن علی علیه السلام بر مبنای «لا یوم کیومک یا اباعبدالله»(1)است. شیوه اهل بیت علیهم السلام این بوده که برای حفظ کارکردهای عزای سیدالشهدا، دیگر مصیبتهای خود را همعرض آن قرار ندهند؛ زیرا آنان در دهه اول محرم و روز عاشورای هر سال مجالس عزا برپا میکردند.
چنانکه این روش در میان شیعیان ایشان نیز جریان داشته و آنان در پیروی از ائمه علیهم السلام تنها به سوگواری برای امام حسین علیه السلام بسنده میکردند. همانگونه که گفته شد، سوگواری برای دیگر ائمه علیهم السلام همانند سوگواری به شیوه سوگواری امام حسین علیه السلام رایج نبوده است. یکی از نشانههای آن اختلاف علما در تاریخ شهادت شماری از ائمه علیهم السلام است
1) شیخ صدوق، امالی، مجلس بیست و چهار، ص116.
که اگر چنین برنامههایی از گذشته مرسوم میبود، به یقین محافظت بیشتری در ثبت تاریخ شهادت و درگذشت آنان میشد.
مقام معظم رهبری نیز سالهای پیش اشارهای به این موضوع داشتند، ایشان در 13 اسفند 1370، در دیدار با اعضای گروه معارف اسلامی صدای جمهوری اسلامی ایران فرمودند: «مسئله دیگر، مسئله روضههاست. روضهخوانی و سینهزنی باید باشد؛ اما نه در هر عزایی، این را بدانید که روضه خواندن و گریه کردن ـ آن سنت سنیه ـ مربوط به همه ائمه نیست؛ متعلق به بعضی از ائمه علیهم السلام است. حالا یک وقت در جمع و مجلسی کسی روضهای میخواند، عدهای دلشان نرم میشود و گریه میکنند، این عیبی ندارد. اصلاً سوگواری کردن یک حرف دیگر است، روضهخوانی و سینهزنی راه انداختن مخصوص امام حسین علیه السلام است؛ حداکثر مربوط به بعضی از ائمه است؛ آن هم نه به این وسعت، مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا به خصوص، در شب و روز بیست و یکم ماه رمضان؛ سینهزنی و سوگواری و برپایی جلسات خوب است؛ ولی مثلاً در مورد حضرت موسی بن جعفر علیه السلام ـ با این که وفات آن بزرگوار از وفاتهای دارای روضهخوانی است ـ من لزومی نمیبینم که سینهزنی بشود؛ یا مثلاً در سالگرد شهادت حضرت زهرا علیها السلام مناسبتی ندارد که ما بیاییم نوحهخوانی و سینهزنی کنیم؛ بهتر این است که در آن موارد، شرح مصایبشان گفته بشود. شرح مصایب، گریهآور است».(1)
مطلب دیگر اینکه شکی نیست افرادی که اقدام به تأسیس و
1) بیانات مقام معظم رهبری در دیدارگروه معارف اسلامی صدای جمهوری اسلامی ایران 13/12/1370.
اختصاص ایامی به نام ائمه علیهم السلام یا مَنسوبین به ائمه علیهم السلام برای سوگواری میکنند، نیت خیر دارند و قصدی جز تکریم، تعظیم و بزرگداشت اهل بیت علیهم السلام ندارند. این نیت به جای خود ستودنی است، اما آیا تنها قصد و نیت خیر برای ایجاد یک آیین و برنامه مذهبی و عبادی، کافی است؟
پاسخ خیلی روشن است که کافی نیست و نیت خیر داشتن مجوزی برای انجام چنین کارها نمیتواند باشد و نکتهای که نباید از نظر دور داشت این است که ما باید همواره در عمل و رفتار خودمان اقتدا به بزرگان حوزه دین که نمونه کامل آن، ائمه علیهم السلام هستند، بکنیم و در این مورد هم، باید به سراغ سیره و سبک رفتاری اهل بیت علیهم السلام برویم و عمل خود را بر مبنای سیره و روش آنان بنا کنیم نه تشخیص خودمان، در دایر کردن اینگونه آیینها باید ملاکهای شرع را مورد توجه قرار بدهیم و اعمال و رفتارهایمان را نیز در محدوده شرع سامان دهیم و افزون بر آن را بر شرع تحمیل نکنیم. ضرورت دارد که در اینگونه امور با احتیاط و ظرافت عمل کنیم و زمام امر هدایت فرهنگ عمومی را به دست آگاهان و عالمان فرزانه و دلسوز قرار دهیم که صلاحیت ومرجعیت این امور را دارند و نه کسانی که تنها دغدغه شور و انگیزه مذهبی دارند.
چه بسا این قبیل رفتارها، برای فرد انجامدهنده و برای کسانی که بدان عمل میکنند، گرفتاریهایی به همراه داشته باشد. اقامه شعائر مندرآوردی، آن هم در حد افراطیاش و استناد دادن آن به شرع، قطعا شبهه بدعت در آن وجود دارد».(1)
1) عاشورا، عزاداری، تحریفات، مصاحبه با آیت الله محمد هادی معرفت، ص 528.
آنچه مسلم است اینکه دامن زدن به چنین رفتارهایی و تأسیس دهههای سوگواری با بسیاری از آموزههای دینی همخوانی ندارد و متأسفانه گسترش فزاینده این روشها، نیز به میدان رقابت هم کشیده شده است و عدم مخالفت صریح علما با آن موجب شده تا بعضی از مردم ناآگاه، در دو راهی تفریط و افراط قرار گرفته و یکی از این دو مسیر را دنبال کنند.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است:
«اِنَّ البُکاءَ و الجَزَعَ مکروهٌ لِلعبد فی کُلِّ ما جَزعَ ما خَلا البُکاء و الجَزَعَ علی الحسینِ بن علی علیه السلام فانَّه فیه مأجور؛ برای بنده، سوگواری و گریستن در تمام امور مکروه و ناپسند است؛ مگر گریستن و سوگواری کردن بر حسین بن علی علیه السلام که شخص برای گریستن مأجور است».(1)
سوگواری امام حسین علیه السلام ابزاری برای رشد معنوی انسانها و احیای ارزشهای الهی است و همین فلسفه است که آن را در طول تاریخ زنده نگه داشت و به رسانهای قوی تبدیل کرد. تلاش همگان باید معطوف به حفظ این رسانه باشد و از آن پاسداری کنند.
البته همواره بزرگانی بودند که در مواقع حساس به میدان آمدند و هشدارهای لازم را دادهاند. نمونه اخیر آن سخنان آیتالله شبیری زنجانی در جمع شماری از طلبهها و روحانیون حوزه علمیه قم است که ترویج دهههای پیاپی سوگواری را زمینهساز رویگردانی جامعه از سوگواری اهل بیت علیهم السلام دانستند و گفتند:
«همین طور پشت سرهم دهه درست کردن، توسط جامعه قابل
1) جعفر بن محمد ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، باب 32، ص 100.
پذیرش نیست و به مرور زمان زمینه انکار مجموعه سوگواریها را به وجود میآورد. افراط در سوگواریها به تفریط میانجامد. حدیث خاصی راجع به مدت زمان سوگواریها وجود ندارد. از نظر شرعی هتک حرمت عزای اهل بیت علیهم السلام خلاف شرع است، اما اینکه چه کاری هتک حرمت است را خود افراد باید تشخیص بدهند.
امروزه برخی از منبریها و بعضی از مداحهای بیتقوا حرفهای بیسند و مجالس بیسندی را ترویج میکنند. نظر عرف، پس از ترویج آن در جامعه، ممکن است به اینکه هر گونه مجلس شادی در این ایام، هتک حرمت باشد تغییر کند؛ البته در این صورت موضوع هتک حرمت محقق است و افراد هم شرعاً موظفاند هتک حرمت نکنند، ولی آیا ما باید دنبال این باشیم که آنقدر در اذهان مردم بعضی از مصادیق را به عنوان هتک سوگواری مطرح کنیم و آن را تبلیغ کنیم تا واقعاً عرف آن را هتک بداند؟ آیا شرع چنین سفارشی به ما کرده است»؟(1)
گفتنی است فرهیختگان حوزوی باید در این بخش نیز فعالیت کنند، زمام امور را به دست بگیرند و به نقش رهبری خود بپردازند، نه اینکه نظاره گر باشند و در مواقعی نیز موضع انفعالی داشته باشند.
در این باره توجه به دو نکته حائز اهمیت است: نخست تأسیس دهههای سوگواری نیاز به واکاوی کنکاش فقهی و مطالعه جدی دارد و آیا میتوان از شرع بر شرعی بودن آنها تأییداتی اقامه کرد یا نه؟ و در
1) سخنان آیت الله شبیری زنجانی در جمع عدهای از طلاب در دفتر معظم له در تاریخ 21/12/1392WWW.Zanjani. ir
صورتی که این قبیل دهههای سوگواری تأسیس شود، باید در نمونههای هتک حرمت با حساسیت بیشتری رفتار کرد؛ زیرا در عزاداری با این گستره نمونههای هتک حرمت زندگی اجتماعی با مشکلات و ابهاماتی مواجه میشود که ضرورت دارد متولیان امور دینی تکلیف را درباره آنها بیان نمایند.
فصل پنجم:راهکارها و پیشنهادات
زیر فصل ها
راهکارها و پیشنهادات
راهکارهای رسانه ای
راهکارهای پژوهشی و علمی
سازماندهیهای امور فرهنگی و تبلیغی
راهکارها و پیشنهادات
مبارزه با آسیبها کاری آسان نیست و جریانسازی، بسیج امکانات و ظرفیتها از پیش نیازهای آن است. انجام چنین مأموریتی آن هم به گونهای مناسب و همه جانبه از عهده رسانه ملی خارج است، بلکه همکاری و همراهی تمامی نهادهای علمی، پژوهشی مرتبط و به ویژه حوزههای علمیه را میخواهد. در این فصل با توجه به آسیبهای مطرح شده به راهکارهای غیر رسانهای نیز اشاره میشود؛ زیرا در امر سوگواری چندین نهاد و سازمان دخالت دارند و این نهادها مانند قطعات پازلی هستند که در پیوند با یکدیگر، هم را تکمیل میکنند. رسانه ملی در این راهکارها نقش بزرگی را میتواند ایفا نماید و آن هم عبارت است از: جریانسازی و پرسشگری که میتواند به کمک آن بسیاری از این موضوعات و مباحث را در جایگاه خواسته جامعه مذهبی، علمی و دینی، با متولیان این حوزه مطرح کند و با طرح مباحث مرتبط با سوگواری در قالب برنامههای میزگرد و گفتوگومحور با حضور کارشناسان این بخش، به بسط و فراگیری آن کمک نماید.
بدینسان در بخش اول راهکارهای رسانهای، در بخش دوم راهکارهای پژوهشی، فرهنگی و تبلیغی و در بخش سوم به سازماندهی
امور فرهنگی، پرداخته خواهد شد؛ اما پیش از ورود به راهکارها یادآوری چند نکته ضروری است:
نکته اول
در مبارزه با آسیبهای سوگواری باید دقت نظرهای لازم صورت بگیرد تا نتیجه عکس به دست نیاید؛ زیرا شمار زیادی از این آسیبها به مرور زمان، بخشی از بدنه و ساختار سوگواری پنداشته شده است و بسیاری از افراد به نیت اینکه اینها جزء آیینهای سوگواری هستند و سوگواری تلقی میشوند، آنها را انجام میدهند و هرگز به این مسئله توجهی ندارند که اینها خلاف واقعیت است یا مصداق سوگواری نیست. ازاینرو، این افراد در رویارویی با مخالفتهایی که حتی از سوی افراد آگاه و عالم صورت میگیرد، از خود واکنشهای شدید بروز میدهند و درباره عمل مزبور تعصب میورزند و ترک آن رفتار و عمل را کوتاهی در عرض ارادت به محضر امامان معصوم علیهم السلام میپندارند. بنابراین، قبول کردن خلاف آن پندار، برای آنان سخت مینماید. از سویی این واکنشها معمولاً حد و مرزی نمیشناسد و حتی در برخی موارد در برابر سخنان، نظر و رأی مراجع نیز رخ داده است.
مرحوم آیتالله محمد هادی معرفت در گفتوگویی به نمونهای از این رفتارها و واکنشهای نادرست افراد ناآگاه با مرجعیت دینی اشاره میکند و میگوید: «آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی مرجع تقلید جهان تشیع در یک مواجهه با عوام که نظرش خلاف آنان بود شرایط به گونه رقم خورد که ایشان ناچار به ترک نجف و راهی کربلا گردید
و در آنجا نیز محافظینی بر ایشان گماشتند که نجفیها به او آسیبی نرسانند».(1)
یا در ماجرایی درباره آیتالله بروجردی رحمه الله گفتهاند: «ایشان برخی از این برنامهها را که به عنوان سوگواری انجام میشد، زیر سؤال بردند. عدهای از رؤسای هیئتها رفتند خدمت آقای بروجردی و گفتند: ما در این دهه مقلد شما نیستیم»؟(2)
نکته دوم
مسئله فرهنگسازی، بدون حمایتهای همه جانبه و اساسی قوای سهگانه نظام، مراکز و سازمانهایی چون، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی، حوزههای علمیه، دانشگاهها، ستاد ائمه جمعه، سازمان اوقاف و امور خیریه و از همه مهمتر و اثرگذارتر صدا وسیما امکان پذیر نیست.
بدیهی است که در نبود راهبردی بلند مدت، چشمانداز و تقسیم کار نمیتوان نتیجه ملموس و مشخص را انتظار داشت؛ چه بسا اگر وحدت رویه و همافزایی در میان این مراکز و سازمانها وجود نداشته باشد، به جای کمک به یکدیگر، به موازیکاری و تضعیف یکدیگر میانجامند و حرکت به سوی هدف را بیش از پیش کند خواهند کرد.
با توجه به تلاش دشمنان و فعالیتهای چشمگیر آنان؛ ضروری است که تمام نهادها و سازمانهای مرتبط با این موضوع، همافزایی و مشارکت
همهجانبهای را در دستور کار خود قرار دهند تا بتوان در تغییر وضع موجود و حرکت به سوی وضع مطلوب گام برداشت؛ گرچه دگرگون کردن وضع موجود کار سادهای نیست و همواره با مقاومتهایی همراه است. ازاینرو، تلاشهای تدریجی، مستمر و حسابشده، بیش از پیش ضروری مینماید.
نکته سوم
نخستین گام برای بهرهمندی درست از آیینهای مذهبی شناخت ماهیت آنهاست و با واکاوی این مناسک باید درونمایه آنها را به مخاطبان شناساند. در این صورت است که مخاطب میتواند با آگاهی کافی درباره آن آموزهها اقدامی مناسب کند.
رسانه ملی همچون سایر متولیان دینی و فرهنگی در بخش تحریفها و آسیبهای سوگواری، وظیفه سترگی بر عهده دارد. ازاینرو، این بخش به راهکارهای رسانهای اختصاص یافت تا بتوان از توانمندی، کارکردها و ظرفیتهای رسانه ملی در ارائه سوگواری مطلوب کمک گرفت و در پیراستن سوگواری از چنین آسیبهایی گام مؤثری برداشت؛ زیرا رسانه ملی از سویی باید مراقبت کند تا در دام تحریفها و آسیبهای سوگواری گرفتار نشود و خود عامل ترویج آنها نباشد و از سوی دیگر، با شناسایی آسیبها و ارائه راهحلهای مناسب به مبارزه با چنین کاستیهایی برخاسته، مخاطبان را درباره پیامدهای چنین معضلاتی آگاه سازد.
تلویزیون
نقطه کانونی راهکارها در این پژوهش متوجه تلویزیون است؛ زیرا کارکرد و گستره استفاده از آن موجب میشود که در راهکار بیشتر به آن پرداخت. ازاینرو، مرور کارکردها و ویژگیهای آن ضروری مینماید.
گرچه تلویزیون ابزاری چند رسانهای است، ولی تصویر است که در آن برجسته است و زبان تصویر نیز از بیان مفاهیم کلی عاجز است. در مجموع، تلویزیون رسانهای است که ماهیت سرگرمی دارد و القای تفکری سطحی به مخاطب نیز از آفتهای آن است؛ اما این تلقی مانعی برای بهرهمندی از ظرفیت رسانه ملی برای تبلیغ آموزههای دینی نیست؛ چه بسا شناخت درست ماهیت تلویزیون به استفاده بهتر از ظرفیتها و توانمندیهای آن در این بخش کمک مینماید.
تلویزیون با ترغیب مخاطب به مشاهده و ارائه سریع پیام مجالی برای تفصیل و اندیشیدن نمیگذارد؛ بلکه بیشتر با اجمال سر و کار دارد؛ حوزه عمومی را تنگ و افراد به جای تبادل نظر با یکدیگر (دیالوگ) به سمت خویش و گوش دادن به خویش (منولوگ) فرا میخواند.(1)تلویزیون واقعیتی است که در کنار ما وجود دارد و بخش زیادی از عمر آدمیان پای این جعبه جادویی میگذرد و مرکز و محور خانه است. به گونهای که حتی وسایل خانه پیرامون آن سامان میگیرد و تزیین میشود. امروزه حضور تلویزیون به عنوان یک واقعیت، پذیرفته شده است و کمتر سخن از جایگزین آن به میان میآید؛ بلکه معمولاً همواره سؤال از این است که محتوای تلویزیون چه باشد؟
1) محمد الیاس قنبری، سایت فارس نیوز.
رسانه ملی نیز تلاش کرده است تا از این ابزار قدرتمند برای نشر معارف و آموزههای مذهبی بهره گیرد و از این فرصت برای تقویت معرفت دینی مخاطبان استفاده کند. برنامههای مذهبی رسانه ملی، در عین تأثیرات مثبت و سازنده از آسیب نیز به دور نیست.
از سویی مخاطب، تلویزیون را در قالب یک واحد تأیید شده مییابد؛ در کشور ما رسانه ملی به ویژه بر تودههای مختلف مردم اثر انکارناپذیری دارد، از سویی در بخش برنامههای اسلامی نیز مرجعیت ویژهای نزد عوام دارد. ازاینرو، مخاطب رسانه ملی تمام سخنان کارشناسان، سخنرانان و حتی مجریان این رسانه را به عنوان سخن دینی و مقبول میشناسد و معیار عمل خود قرار میدهد، به آن استناد میکند و این تلویزیون را به یکی از منابع اعتبار؛ بدل میکند.
با چنین تصوری از رسانه ملی، حساسیت رسانه در طرح تمامی مطالب و موضوعات بسیار بالا بوده و البته در موضوعات دینی و مذهبی صدچندان خواهد شد؛ زیرا یک بحث ترویج و اشاعه است و دیگری بحث جهت، اعتبار و مرجعیت است که رسانه در این میان دارد. همچنین یکی دیگر از مسائل مهم این است که محتوای رسانه ملی زیر ذره بین شبکههای مختلف دینی و ضد دینی و ماهوارهای به ویژه وهابی مسلک است تا بتوانند نکتهای را به عنوان سوژه بیابند و به کمک آن علیه مذهب شیعه جریانسازی نمایند.
مجالش سوگواری امام حسین علیه السلام و ظرفیت رسانهای آن
سوگواری سید و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام از دیرباز تاکنون فعالیتهای چشمگیری را بر جای گذاشته است و مهمترین و
اثرگذارترین آیین شیعه شمرده میشده است. امروزه حتی با وجود رسانههای مدرن، کارکرد آن بیش از پیش مورد توجه و اقبال عموم قرار گرفته و جانشینی نیز ندارد. با اذعان به اینکه «رسانههای جمعی با همه توانمندیهای خود نمیتوانند جایگزین رسانههای سنتی شوند.»(1)سوگواری نیز از این قاعده پیروی میکند.
در مجالس سوگواری امام حسین علیه السلام با مخاطب تماس مستقیم و چهره به چهره وجود دارد و این به هیچ وجه قابل مقایسه با رسانهای چون تلویزیون نیست که تماس مستقیم ندارد؛ زیرا: ارتباطات جمعی بر خلاف ارتباطات سنتی تماس مستقیم پیامدهنده و پیام گیرنده را از میان میبرند.(2)ارتباط مستقیم و دو طرفه، کنش و واکنشهای عاطفی و روانی دو جانبه را در بر دارد. ازاینرو، در گذشته آموزشهای مذهبی و عمومی نیز به صورت مجالس وعظ و خطابه در منبرها، نمازهای جماعت و جمعه، سوگواری، روضهخوانی و کلاسهای درس بوده است و ارتباط با مردم نیز به همین روش بود. مردم نیز مسائل دینی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی خود را به صورت چهره به چهره و بدون هیچگونه واسطهای دریافت میکردند و در متن واقعیت قرار میگرفتند.
گفتنی است، هر یک از رسانهها فضای خاصی از سپهر رسانهای ملی یا جهانی را اشغال کردهاند؛ بدین سان میتوان گفت که وسایل ارتباط جمعی رقیب یکدیگر هستند. این نوشتار در صدد است بیان کند که چگونه میتوان از ظرفیت و کارکردهای رسانه ملی در جهت ترویج
شیوههای مطلوب سوگواری بهره گرفت؛ زیرا امروزه تلویزیون به عنوان رسانهای پر مخاطب، گسترده، در دسترس و ارزان کمابیش در هر خانهای یافت میشود و رسانهای با قابلیتهای فراوان است. و از سوی دیگر، رسانه ملی اهداف و سیاستهای کلان نظام اسلامی را الگوی برنامه ریزی خود قرار داده است و در این میان ساخت برنامههای مناسبتی برای رسانه ملی از حساسیت و اهمیت دو چندانی برخوردار هستند؛ بنابراین همواره تلاش میکند تا از تمامی توانمندیهای خود در این بخش بهره بگیرد تا بتواند با عمقبخشی به آموزههای دینی مخاطبان را در شناخت بهتر شعائر دینی یاری نماید.
ناگفته پیداست همه افرادی که در مجالس سوگواری شرکت میکنند، در پی کسب فضیلت و معنویت (کارکرد ارشادی) هستند، اما زمانی که چنین برنامه و مراسمی از تلویزیون پخش میشود، این امکان بسیار است که تمایل مخاطب به ارضای نیازهای تفریحی خود بر کارکرد ارشادی تلویزیون مقدم گشته وغلبه یابد.
اذعان به این نکته که ماهیت تلویزیون در جایگاه رسانهای مدرن، تفریحی و سرگرمی است، نباید مورد غفلت قرار بگیرد؛ زیرا «وسایل ارتباط جمعی به عنوان مهمترین ابزار تفریحی و سرگرمی افراد به شمار میروند که با پخش و انتشار برنامههای سرگرمیکننده بر الگوی رفتار اوقات فراغت انسانی اثراتی تعیینکننده دارند و از این طریق است که فرد از تنهایی و زندگی روزمرهاش رهایی مییابد و با محیط بیرونی تماس برقرار میکند».(1)
چنین کارکردهایی، رسانههای سنتی را از رسانههای مدرن متمایز
1) محمد دادگران، مبانی ارتباطات جمعی، ص 126.
میکند. به گونهای که میتوان گفت، در رسانه مدرن کارکرد سرگرمی غلبه دارد، اما در رسانههای سنتی کارکرد ارشادی بیشتر چیره است.
به هر حال، همانگونه که اشاره شد سوگواری امام حسین و دیگر ائمه علیهم السلام فرصتی استثنایی برای ترویج، تبلیغ، تبیین و معرفی آموزههای دینی به طور عام وسیره اهل بیت علیهم السلام و معارف بلند شیعی به طور ویژه است. بنابراین، مسئولیتها و تکالیفی متوجه رسانه ملی است که نیاز است در این بخش نقشی فعال و پیشرو داشته باشد.
در کنار پوشش خبری واطلاعرسانی مراسم سوگواری در گوشه و کنار کشور و جهان، وظیفه مهمتر، برنامهریزی و برنامهسازی برای بهرهمندی از این فرصت استثنایی است، ازاینرو، رسانه ملی باید در پوشش خبری و اطلاعرسانی از آیینهای در حال اجرا و برنامههای هنری تولید شده تعادل برقرار کند؛ یعنی از آنچه هست بگذرد و به آنچه باید باشد، بپردازد و رعایت سهم و وزن هر کدام از این دو بخش را به صورت جدی در دستور کار قرار بدهد. چند سالی است که صدا و سیما روشی رو به پیشرفت را برای برنامهسازی ماه محرم پیدا کرده است. در ماه محرم جامعه ما با توجه به صبغه فرهنگی و حافظه تاریخیاش روحیهای غمگین دارد. از همین رو، ساخت و پخش برنامههایی در دستور کار قرار گرفته و مورد توجه واقع شده. که با چنین فضایی همخوانی دارد.
نگاهی به برنامههای سوگواری رسانه ملی
ارائه راهکارهای مناسب برای بیان مطلوب دین به طور عام و امر سوگواری به طور ویژه از زبان رسانه ملی، به برداشتن گامی اولیه و در
عین حال اساسی نیاز دارد و آن شناخت و آگاهی از وضعیت موجود برنامههای سوگواری رسانه ملی است؛ اینکه رسانه ملی چه سطحی از این سوگواریها را پوشش میدهد. ازاینرو، مروری اجمالی بر گونههای مختلف برنامههایی که در ایام سوگواری از رسانه ملی پخش میشوند، لازم است. اگر بخواهیم با رویکرد گونهشناسی به برنامههایی که رسانه ملی در سالهای گذشته پخش کرده نگاه کنیم میتوان سه گروه برنامه را شناسایی کرد و بر شمرد:
در برنامههای نمایشی که بیشتر آن پخش قصههایی است که محرم و مناسبتهای آن به عنوان مؤلفه اصلی داستان و در بستر درام به تصویر کشیده میشود. رسانه ملی در این چند سال، تعدادی اثر نمایشی را تولید و پخش کرد که کمابیش تجربه موفقی بود، اما به صورت منظم ادامه نیافت. به طوری که به نظر میرسد نهاینهسازی تولید برنامههای نمایشی مناسب ایام سوگواری، ضرورت دارد و باید برای شبکهها ماموریتهایی تعریف شود تا بتوانند برنامههای مناسب هنری را تولید و پخش کنند. گزارش برخی از تلاشهایی که در سالهای گذشته صورت گرفته و کم و بیش تجربه موفقی نیز بوده در ذیل میآید:
نوروز 1380، با ماه محرم و سوگواری سید و سالار شهیدان مصادف شد. تدبیر صدا و سیما آن بود که برنامههایی تولید شود که در عین سرگرم کردن مردم، ارزشهای ماه محرم را نیز با خود به همراه داشته باشد. به همین دلیل، ساخت یک سریال با این اهداف، در دستور قرار گرفت و سناریوی شب دهم به تصویب رسید. این سریال با استقبال
قابل توجهی از سوی مخاطبان مواجه شد. به گونهای که بهترین سریال مناسبتی محرم تا به امروز بوده است و توانسته نظرات مخاطبان هدف و حتی مخاطبان گذری تلویزیون را به خود جلب کند. و به گونهای مقدمه ساخت سریالهای محرمی شد. در این سریال افزون بر ارتباط نمادین مضمون قصه با فلسفه عاشورا، مراسم سوگواری و به ویژه تعزیه به عنوان نمایش و هنری مذهبی به شکلی دراماتیک مورد استفاده قرار گرفت.
معصومیت از دست رفته(1)این سریال به دلیل طولانی بودن قسمتهای آن، پس از دهه اول ماه محرم به صورت هفتگی به پخش ادامه داد و توانست نظرات بسیاری را به خود جلب نماید. این سریال در مقایسه با سریالهای سالهای قبل، در زمان قدیم روایت میشد و با توجه به خط سیر اصلی داستان و بدون بهرهگیری از حوادث فرعی در داستان، شکلی قدرتمند از روایت را به تصویر بکشاند. این سریال با همین رویکرد داستانی توانست موفقیت شب دهم را به نوعی تکرار نماید.
سریال جابربنحیان(2)اگرچه با دقت بسیاری ساخته شده بود، اما به دلیل نگرش مستندگونه سناریوی این سریال، به بعد داستانی آن توجه چندانی نشده بود تا این سریال نیز دچار همان مشکلی شود که عمده فیلمها و سریالهای تاریخی گرفتار آن میشوند و با اقبال چندانی از سوی مخاطبان روبهرو نشد و متأسفانه در زمان پخش چندان توجهی به سریال جابر بن حیان نشد.
اگرچه فیلمنامه سریال پریدخت(1)پرجزئیات و بازیهای خوبی داشت، اما نتوانست بین سریالهای ماه محرم به اثری جریانساز تبدیل شود.
بررسی سریالهای پخش شده در مناسبتهای سوگواری نشان میدهد، سریال شب دهم، نخستین سریال جدی صدا و سیما در ایام محرم بود و همین سبب شد تا مردم از برنامههایی که بیش از 20 سال بود که در این ایام از صدا و سیما پخش میشد و ساختار چندان نویی نیز نداشت، به سریالهای این چنینی گرایش پیدا کنند؛ در آن زمان تلویزیون توانست مخاطبان بیشتری را جلب کند و به بینندگان خود حق انتخاب دهد؛ زیرا هم برنامهها با ساختار پیشین ادامه یافت و سریالهایی مناسبتی برای این ایام پخش میشد. تولید و پخش این چند اثر نشان داد؛ چنانچه مدیران رسانه ملی عزم خود را جزم نمایند، سوژههای مناسبی برای تولید برنامههایی با موضوع محرم وجود دارد. همچنین ساخت برنامههای هنری میتواند به بهبود دانستهها و سطح عمومی آگاهی جامعه در عرصههای مختلف کمک کند. ساخت مجموعههای تلویزیونی به دلیل پارهای از مسائل همچون، هزینه بالای تولید، فقدان فیلمنامههای مناسب و... چندان با اقبال مدیران رسانه ملی روبهرو نمیشود و آن اهتمامی که برای تهیه برنامههای ویژه ماه رمضان هست، برای تولید برنامههای ویژه محرم وجود ندارد؛ در صورتی که جای خالی چنین برنامههایی روی آنتن رسانه ملی به طور چشمگیری محسوس است. بنابراین، رسانه ملی
1) این سریال در محرم سال 1386، پخش شد.
باید برای انتقال بهتر پیام، با برنامهریزی دقیق و حسابشده، ساخت برنامههای هنری و فاخر را در دستور کار شبکهها قرار بدهد.
این بخش شامل انواع میزگرد و برنامههای گفتوگومحور است که به طور معمول در آنها به تبیین، تجزیه و تحلیل نهضت حسینی و فلسفه قیام آن حضرت علیه السلام میپردازند. این برنامهها به دو شکل ساخته میشوند: یا در خود صدا و سیما و استودیوها تولیدشده؛ یا سخنرانیهای سخنرانان مشهور در مساجد و مجالس سوگواری، ضبط و پخش میشود. از سویی، بیشتر برنامههای گفتوگومحور رسانه ملی از سبکی ویژه و شیوهای ابتدایی پیروی میکنند و کمتر شاهد نوآوری در اینگونه برنامهها هستیم. همچنین به گونهای پخش پرشمار آنها موجب ملال مخاطب شده و نیازمند بازنگری جدی در قالب و ساختار هستند.
این برنامه خود گسترهای از برنامهها چون: مداحی، سخنرانیها و روضهخوانی را در بر میگیرد که در ذیل به آنها اشاره میشود.
الف) مداحیها
این گونه از برنامهها بخش زیادی از برنامههای رسانه ملی در روزهای محرم را شامل میشود و بیشتر به صورت سینهزنی و زنجیرزنی است. نشان دادن دستههای سوگواری، سینهزنی و زنجیرزنی و مراسم سوگواری از مهمترین اجزای این برنامهها است. برخی از این برنامهها
نیز گونههای مردمشناختی و فرهنگشناسانه دارد و آیین و مناسبات ویژه بومی و منطقهای را درباره محرم به تصویر میکشد؛ زیرا تلویزیون در این برهه از زمان نیز درصدد است در کنار توجه و تبلیغ ارزشهای معنوی و اعتقادی این ماه به رسالت آگاهیبخشی و اطلاعرسانی خود در مقام رسانه عمل کند.
پخش زنده برنامههای سوگواری به ویژه سینهزنی و زنجیرزنی در گوشه و کنار کشور یکی دیگر از گونههای پخش مداحی است که تحسین بزرگان حوزه دین و مسئولان فرهنگی را در پی داشته است و به طور معمول با صدور بیانیههای سپاسگزاری نیز همراه است.
یکی از مسائلی که در سالهای گذشته در ایام سوگواری ماه محرم شاهد آن هستیم، راه افتادن هیئتها، دستهها و گردهمآییهای بسیار بزرگ برای سوگواری است. در پی پخش اینگونه برنامهها و برجستهسازی برخی از نمونههای آن، رقابت سنگینی را در این بخش میان استانها و شهرستانها پدید آمده، انتظاراتی را نیز ایجاد کرده و به خواسته و حقی برای آنان تبدیل شده است؛ به طوری که همه هیئتها، دسته ها و همایش های سوگواری انتظار دارند که رسانه ملی برنامههای آنها را پوشش دهد؛ گر چه بسیاری از برنامههای سوگواری به دلیل ویژگیهای زمانی، مکانی و یا دیگر ملاحظات رسانهای مجال پخش از رسانه ملی را ندارند. اگر رسانه ملی انتطارات ایجاد شده را مدیریت نکند؛ چه بسا همین فرصت تبدیل به تهدید و چالش شود.
آنچه در این میان قابل تأمل و دقت نظر است، بررسی محاسن و آسیبهای احتمالی شکلگیری این نوع از سوگواریهاست و پخش تلویزیونی برخی از این همایشها است.
در مجموع یادآوری چند نکته در این باره ضرورت دارد:
نوع پرداختن این چنینی از سوی رسانه ملی باید مورد مطالعه، واکاوی، بازنگری و بازخوردگیری قرار بگیرد، که دامن زدن به چنین شیوهای مطلوب است یا خیر؟ و اینکه تداوم آن چه فرصتها و تهدیداتی را در پی خواهد داشت؟
در مجموع رسانه ملی در این نوع پرداخت، تناسب و تعادل بین گونههای سوگواری را رعایت نکرده و بیشتر مراسم سینهزنی و زنجیرزنی را پخش میکند که به حوزه احساس و عاطفه بازمیگرداند؛ البته وجود شور نیز در کنار حماسه ضرورت دارد و لازم است، اما سخن این نوشتار توجه به این نکته است که باید تعادل بین گونههای مختلف سوگواری رعایت شود، و با توجه به درجه اهمیت و کارکرد گونههای سوگواری به آنها پرداخته شود.
به وجود آمدن فرصتهای پیامآفرینی طولانی(چند ساعته) برای کسانی که برای هدایتگری و پیامآفرینی دینی تربیت نشدهاند، در نهایت به کمرنگ شدن جایگاه منبر در مقام رسانه اصیل و سنتی، منجر میشود.
برجسته شدن برخی از گونههای سوگواری و غفلت از دیگر آیینهای سوگواری.
کم شدن حضور پیامآفرینان با صلاحیت حوزوی به عنوان حاملان پیامهای اصیل دینی در اینگونه مجالس.
ناگفته پیداست که ظرفیت رسانه ملی به مراتب بیش از این است و توانایی ایفای نقشهای مهمتر و بیشتری را دارد. بنابراین، انتظار میرود در این بخش هوشمندانهتر و با حساسیت بیشتری حاضر شود و به ملاحظات ویژه سوگواری نیز توجه کند.
ب) سخنرانی و روضهخوانی
بخش دیگری از برنامههای ایام سوگواری پخش سخنرانی و روضهخوانی است. ناگفته پیداست که منبر رسانهای منحصر به فرد برای جوامع اسلامی است که از آغاز ظهور اسلام تاکنون آثار و برکات خود را در جامعه به گونههای مختلف نشان داده است؛ در دورههای مختلف از جمله در جریان پیروزی انقلاب اسلامی نیز توان اطلاعرسانی و اثرگذاری خود را اثبات کرده است. آنچه مهم است اینکه از منبر با این رسالت عظیم تاریخی به درستی، بجا و به بهترین شکل استفاده بشود؛ زیرا «اگر منبر در ایران روزی جایگاهش را از دست بدهد، به این علت خواهد بود که ممکن است بکار گیرندگان آن ماهیتش را از یاد ببرند یا آن را به کار دیگری بگیرند که فاقد خصلت منبر است، فرستادن مداح به پلههای منبر به جای فرستادن واعظ، یکی از چنین فرضیاتی است».(1)
پخش سخنرانیای که در شرایط ویژه، با حضور مخاطب خاص و برای شماری از افراد محدود بیان شده است از تلویزیون برای مخاطبان میلیونی در گستره وسیعی، چندان مناسب نیست و شرایط دیگری را میطلبد. ازاینرو، پیشنهاد میشود رسانه ملی به تولید برنامههایی از این قبیل و نیز متناسب با فضای رسانهای بپردازد تا از آسیبها و شیوههای نادرست مصون باشد.
روضهخوانی، از حساسیت بیشتری برخوردار است؛ زیرا روضه هنگامی تأثیر مطلوب خود را به جای میگذارد که در فضایی ویژه خود
1) مهدی محسنیان راد، منبر رسانهای که نمیمیرد، رونامه ایران، 24/08/1382.
به مخاطب عرضه شود و نمیتوان آن را در خیلی از حالات شنید و بهرههای لازم را از آن برد.
در پایان، شکی نیست که پخش سخنرانی، مداحی و روضه از تلویزیون فایدهها و آثار فراوانی دارد، از جمله اینکه دستکم برای برخی افراد که از شرکت حضور در این مناسک (به دلایلی چون کهولت سن، بیماری و...) محروم هستند، دسترسی را آسان میسازد و تبلیغ و اطلاعرسانی بیمانندی برای آشنایی یا شرکت کردن در این مراسم میکند، اما اینها نمیتواند دلیل بیبرنامگی رسانه ملی در این میدان شود؛ زیرا روشن است که پخش همه جانبه، یک سویه و افراطی اینگونه مراسم آسیبهایی در پی خواهد داشت که ضرورت دارد تهیه اینگونه برنامهها در قالبهای تلویزیونی، کوتاه مدت و هنری در دستور کار قرار گیرند و از شیوه رایج که بیشتر تأمینی است، فاصله بگیرد.
یکی از کارویژههای روضهخوانی و مداحی، گردهمآیی عزاداران و چهره به چهره شدن آنان است و پدید آمدن اثرگذاری و پدید آمدن حال و هوای دینی در آنها منجر میشود، انتقال این جمعها به دورن خانهها و شخصیسازی آنها، روح جمعی را نیز میستاند. این کارکرد نیز باید همواره مد نظر رسانه ملی باشد.
سوگواری و کارکردهای رسانه
کارکردهای رسانه در هر جامعهای معطوف به آمیزهای از نظام رسانهای و نقشهای پذیرفته شده است. رسانه ملی نیز از این چنین قانونی پیروی میکند و با توجه به کارکردهایی که دارد میتواند در تحقق مأموریتها، برنامهها و وظایف خود در این حوزه نقشآفرین باشد.
رسانه ملی با توجه به گستره شبکهها و تنوع فعالیتهایش، همچنین برخورداری از امکانات و فرصتهای فراوانی که در اختیار دارد، میتواند نقش ممتازی در ترویج فضیلتهای اسلامی و آموزههای اخلاقی ایفا کند؛ زیرا این رسانه تأثیر و نفوذ شگفت انگیزی در افکار، نگرشها، باورها، عواطف و رفتارهای مخاطبان دارد و مستقیم یا غیر مستقیم بر مخاطبان اثر میگذارد.
کارکردهای رسانه ملی، که به اقتضای بایستهها و آرمانهای فرهنگی ناشی از انقلاب اسلامی، دانشگاه عمومی(1)لقب گرفته و به رشد و هدایت تودهها بر اساس با باورها، ارزشها، هنجارها، نگرشها، الگوها و رفتارهای دینی یا مورد تأیید دین مأموریت یافته، مضاعف خواهد بود. بدین سان به برخی از کارکردهای رسانه(2)ملی اشاره میشود که با سوگواری امام حسین علیه السلام میتواند تعامل داشته باشد، و به ترویج آن کمک کند:
کارکرد الگوسازی
مجالس مذهبی به ویژه سوگواریها تحت قالبهای مختلفی چون روضه خوانی، نوحهخوانی، تعزیه و سخنرانی است که سخنرانان نقاط عطف و برگزیدهای از زندگی اهل بیت علیهم السلام را برای مخاطبان خود بیان میکنند. این سخنرانیها خود به خود و با توجه به معیار بودن سیره و منش اهل
بیت علیهم السلام برای شیعیان منجر به کارکرد الگوسازی میشود؛ زیرا افزون بر تأکیدهایی که در متون دینی درباره الگو بودن پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت او برای مؤمنان شده است، به طور طبیعی، در رابطهای مبتنی بر محبت و عاطفه، محب همواره سعی میکند، هر چه بیشتر خود را به محبوب خود نزدیک کند و این مهم را با شبیه کردن هر چه بیشتر خود به او عملی میکند. حرکت عظیم کربلا نیز از آغاز تا انجام مجموعهای بزرگ از این الگوها را گردآورده است که رسانه ملی میتواند به معرفی آنها بپردازد که الگوی عملی، اخلاقی و رفتاری برای قشرهای مختلف مخاطب به شمار میآیند.
از سویی، وظیفهای که متوجه رسانه ملی است، مسئله چهرهسازی است. این مسئله را نباید از نظر دور داشت که افرادی هستند که برای بهرهمندی از همین ویژگی به دنبال دوربین و آنتن پخش هستند. هنگامی که رسانه از فردی در جایگاه کارشناس یا سخنران موضوع سوگواری استفاده میکند، باید دقتهای لازم را داشته باشد که آن فرد واجد آن جایگاه باشد و از تخصص و تعهد لازم برخوردار باشد. بنابراین، رسانه ملی باید هوشمندانه در این بخش برخورد کند و هر کس را به اندازه خودش و با توجه به محتوایی که ارائه میکند، مطرح کند.
کارکرد آموزشی
آموزش یکی از کارکردهای مهم رسانه است. رسانهها همواره در صدد هستند تا داشتهها و یافتههای جدیدی را در اختیار مخاطبان قرار دهند. «آموزش اعم از آموزش کلاسیک و آموزش عمومی و غیر رسمی، که
غالباً به صورت غیرمستقیم و با هدف ایجاد، اصلاح و تغییر نگرشها و رفتارهای عموم مخاطبان صورت میپذیرد».(1)
آموزش عبارت است از: «مقام کنشها، اثرات، راهها و روشهایی که رشد و تکامل توانایی شخصیت انسان را تا ممکنترین حد آن تعالی بخشند.»(2)آموزش یک فرآیند فراگیر است که تداوم آن تمامی حیات انسانی را در برمیگیرد و ازاینرو، برای آموزش نه زمان معین و نه مکانی مشخص وجود دارد، بدینسان رسانههای ارتباطی خواه برای این کار برنامه ریزی شده باشند و خواه نشده باشند، آموزش دهندهاند. در هر صورت رسانهها شکلدهنده ارزشها هستند و همواره مخاطبان از آنها اثر میپذیرند و میآموزند. آموزش اعم از آموزش کلاسیک و آموزش عمومی و غیر رسمی است که بیشتر به صورت غیرمستقیم و با هدف ایجاد، اصلاح و تغییر نگرشها و رفتارهای عموم مخاطبان صورت میپذیرد.
وسایل ارتباط جمعی به لحاظ ویژگی منحصر به فردی که دارند، چنانچه به درستی به کار گرفته شوند، میتوانند همانند مدرسه و دانشگاه، در تربیت و آموزش افراد جامعه به خوبی عمل کنند. رسانهها حتی از جهاتی نسبت به مدرسه و دانشگاه از امتیازاتی برخوردارند. برای نمونه، صحنهآرایی، تنظیم نور، صدا، حرکت و حتی برخورداری از قابلیتهای تکرارپذیری برخی از صحنههای آموزشی به وسیله تلویزیون، میتوان آموزش را از طریق این رسانه، با جاذبه بیشتر و کیفیت بهتر ارائه داد.(3)
جامعه شناسان معتقدند که وسایل ارتباط جمعی با پخش اطلاعات و معلومات جدید، به موازات کوشش معلمان واستادان وظیفه آموزشی انجام میدهند و دانستنیهای عملی، فرهنگی و اجتماعی دانش آموزان و دانشجویان و مخاطبان را تکمیل میکنند.(1)رسانه ملی باید کارکرد آموزشی خود را در جهت درست و همگام با آموزههای دینی بکار گیرد که مدد کار این حوزه باشد.
در امر سوگواری مسائل مهم و زیادی وجود دارد که رسانه میتواند با استفاده از فرصتها و توانمندیهایی که در اختیار دارد به حوزههای مربوط به سوگواری از جمله: بایستههای سوگواری، فلسفه سوگواری، آداب و فرهنگ سوگواری، فقه سوگواری، نذورات، آموزهها دینی و اخلاقی، احکام، و... بپردازد و معارف بلند اسلامی را آموزش دهد.
کارکرد ارشادی و رهبری
نقش رهبری وسایل ارتباط جمعی در هدایت افکار عمومی، امری بدیهی است و تردیدی در آن نیست و بر اهمیت آن تأکید میشود.
در این کارکرد رسانه نقش رهبری، هدایت و جهت دهی به افکار، باورها، علایق و رفتار جامعه را برعهده دارد و تلاش میکند تا در نقش یک هماهنگکننده و هدایتگر خیرخواه، اهداف، روشها، ابزارها، اصول و فرصتها و تهدیدهای نهفته را به جامعه بشناساند و فرصتها، خطرها و آسیبها را رصد کند و در هنگام نیاز اخطارهای لازم را بدهد.
1) کاظم معتمدنژاد، وسایل ارتباط جمعی، ص 110.
شاید مهمترین انتظار که از رسانه ملی در مناسبتهای دینی و مذهبی میرود، همین کارکرد باشد. انگیزش احساسات معنوی مخاطبان و تشویق آنها به رفتار بر مبنای باورهای دینی، نقطه محوری این کارکرد به شمار میآید.
«رسانههای گروهی با انگیزهسازی در مخاطب میتوانند مشارکت اجتماعی را که از عمدهترین نقشهای رسانههاست، محقق سازند. این مهم یعنی انگیزهسازی برای مشارکت، نیازمند شناخت درست از نیازهای مخاطبان است».(1)
هدف در این کارکرد بهرهمندی از ظرفیت رسانهای برای بهبود و عمق بخشی به آموزههای دینی است تا جامعه را به سوی ارزشها و باورها سوق دهد و از چنین توانمندی برای نهادینهسازی فضایل اخلاقی در جامعه استفاده کند.
همچنین در این کارکرد رسانه ملی میتواند مرجعی برای ارائه الگوی مناسب سوگواری باشد و این الگو را هم به مردم ارائه نماید و هم بتواند محافل سوگواری را تحت تأثیر قرار بدهد نه اینکه خود اثر پذیرد.
در این کارکرد رسانه باید بتواند مخاطب را به اندیشیدن وادار نماید و جایگاه امنی برای نقد، ارزیابی و نظارت دلسوزانه فراهم سازد تا با بهره مندی از بازوان مشورتی و پژوهشی بتواند سطح دانش، معرفت و آگاهی مخاطبان را درحوزههای مختلف ارتقا بخشند. همچنین با طراحی، برنامه ریزی و تولید برنامه در قالبهای جذاب و هنری و با اولویت دادن به برنامههای کوتاه مدت میتوان کارکرد ارشادی و رهبری را به گونهای مؤثرتر نشانه رفت.
1) سعید کریمی، رسانه و راههای تقویت مشارکت در حوزههای سیاسی و اجتماعی، ص 124.
انعکاس برنامههای سوگواری با رویکرد ارشادی از جهت شکل و محتوا نیاز به بررسی دارد؛ زیرا اینگونه برنامهها دارای چند ویژگی هستند که سبب رویگردانی و کاهش مخاطبان میشود:
شکل، قالب و ساختار این برنامهها با توجه به پخش آنها از تلویزیون بیشتر رادیویی هستند؛
غالب این برنامهها مستقیمگویی است، که این شیوه ابتداییترین روش است و ضرورت دارد شیوههای نوین جانشین آن شوند؛
بهرهگیری از شیوههای مستقیم در انتقال و آموزش معارف دینی عادتی دیرینه در ارتباطات دینی ایران به شمار میآید، حال آن که دستاوردهای جدید در حوزه روانشناسی و آموزشی بر استفاده از روشهای غیر مستقیم تأکید دارند؛(1)
برای تحقق این کارکرد در رسانه ملی، موارد ذیل پیشنهاد میشود:
ایجاد فضای معنوی و ترغیب مخاطبان برای دریافت فضیلتها و استفاده بهینه از این فرصت؛
تقویت روحیه انقلابی و شهادتطلبی در راستای تحقق آرمانهای اسلامی؛
پیوند عاطفی میان امتها، ملتها و احاد جامعه اسلامی؛
تلاش برای کسب آرامش و برطرف کردن دردهای درونی؛
جهتدهی به تلاشها و فعالیتهای مذهبی در راستای فلسفه قیام عاشورا و بیداری امت اسلامی.
1) ناصر باهنر، رسانهها و دین، ص 151.
کارکرد اطلاعرسانی
کسب اطلاع از حوادث و وقایع مهم داخلی و خارجی از طریق فرایند رصد و نظارت و انتقال آن به تودهها، با هدف افزایش آگاهی و ایجاد آمادگیهای لازم برای رویارویی نظری و عملی با این مسائل؛(1)ارائه اطلاعات به روز و تازه از ویژگیها و کارکردهای اصلی رسانهها است. به گونهای که چنین کارکردی با ماهیت رسانهها گره خورده است و فلسفه وجودی آنها در این کارکرد نهفته است. زمان، سرعت انتقال و اطلاعرسانی نیز در این کارکرد از جایگاه خاصی برخوردار است. این نیازی است که انسانها برای موفقیت در زندگی روزمره خود به دنبال تأمین آن هستند و «هر رسانهای که بتواند زمان این دست یابی را کوتاهتر و دسترسی به آن را سادهتر نماید در عهده گرفتن این کارکرد نسبت به سایر وسایل ارتباط مزیت خواهد داشت».(2)
در این کارکرد رسانه ملی باید در کنار اطلاعرسانی از برنامههایی که در جایجای کشور برگزار میشود، مخاطبان را به حضور در این محافل تشویق و ترغیب نماید.
براساس این کارکرد میتوان چند راهکار را پیشنهاد داد:
انعکاس رویدادها و فعالیتهایی که در چارچوب سوگواری مطلوب میگنجد؛
انعکاس نظرات مراجع، کارشناسان و متخصصان خبره دینی در موضوع سوگواری و شیوههای سوگواری بر اساس مبانی دینی و سیره رفتاری اهل بیت علیهم السلام ؛
شناسایی و معرفی مجالس سوگواری که با سیره رفتاری سوگواری ائمه علیهم السلام همخوانی بیشتری دارد، به منظور الگودهی؛
اطلاعرسانی از سوگواریهای اهل سنت و غیر مسلمانان؛
اطلاعرسانی از مباحث نظری و پژوهشی در بخش سوگواری؛ در قالبهای گوناگون اعم از خبری، ساخت برنامه و...؛
آشنایی عزاداران با مسائل فرهنگی و اجتماعی روز.
در این کارکرد رسانه میتواند محافل سوگواری را که با حضور علماء برگزار میشوند، از طریق پوشش و انعکاس مناسب به عنوان نمونه و الگو معرفی نماید. مراسم سوگواری که به طور معمول توسط بزرگان حوزه دین برگزار میشوند، یکی از نمونههای مناسب سوگواری است؛ زیرا در این مجالس از سخنرانان و مداحان دعوت میشود و در کنار ذکر فضایل و مناقب اهل بیت علیهم السلام نیز مراسم سینهزنی و نوحهخوانی برگزار میشود که نمونه آشکار آن مراسم سوگواری در حضور رهبر معظم انقلاب است که به طور معمول از سیمای ج. ا. ایران نیز پخش میشود. سنت تمام علمای اسلام و مراجع تقلید بزرگوار شیعه گذشته و حال، همین شیوه در برگزاری سوگواری بوده و هست و میتوان بسیاری از این برنامهها را به صورت هوشمندانه و با ملاحظات رسانهای انعکاس داد.
کارکرد برجستهسازی
از ویژگیهای رسانه این است که میتواند با تمرکز بر روی یک موضوع آن را به موضوع در خور توجه و مهم تبدیل کند. با توجه به این ویژگی، رسانهها میتوانند با تمرکز بر روی یک ارزش فرهنگی
آن را به گفتمان همگانی تبدیل نماید. ازاینرو، رسانه این توان را دارد که ارزشی را در نزد مردم جامعه به ارزشی معتبر تبدیل کند.
برجستهسازی یکی از کارکردهای ویژه رسانه است؛ زیرا اولویت بخشیدن به برخی موضوعات که برای یک سازمان رسانهای اهمیت دارند با این کارکرد معنا و مفهوم پیدا میکنند. این نظریه معتقد است که رسانه در انتقال پیامها نوعی اولویت یا برجستهسازی به وجود میآورند.
براساس نظریه برجستهسازی رسانهها نمیتوانند به مردم بگویند که درباره یک موضوع چگونه بیندیشند؛ اما به مردم میگویند که راجع به چه چیزی فکر کنند و چه بیندیشند.(1)
نقش رسانهها در برجستهسازی به گونهای است که هیچ دستگاه، نهاد و سازمانی نمیتوانند رقیب جدی آنها باشند.
نمیتوان نقش این کارکرد را در سوگواری کتمان کرد. این کارکرد میتواند دستاوردهای خوبی برای معرفی و شناسایی سیره معصومان علیهم السلام در سوگواری داشته باشد. اگر رسانه ملی هوشمندانه این کارکرد را در دستور کار قرار بدهد و از آن بهره گیرد، دیری نخواهد پایید که دگرگونیهایی در سوگواریها رخ خواهد داد.
رسانه ملی در این کارکرد میتواند بخشهای چون: فلسفه سوگواری، فلسفه قیام عاشورا، و جنبههای اجتماعی، اخلاقی را به صورت هوشمندانه برجسته نماید.
در این راستا میتوان اقدامات ذیل را انجام داد:
1) محمدرضا دهشیری، اصول خبررسانی و برنامهسازی در رسانه ملی، ص 81.
معرفی و شناسایی الگوهای مطلوب، آداب و رسوم مرتبط با سوگواری به منظور الگو دهی و استمرار شیوههای مطلوب و معیار؛
تلاش در بازتولید مفهوم سوگواری در قالبهای جذاب هنری چون: نماهنگ، فیلم، سریال، مستند و گونههای متفاوت برنامههای نمایشی؛
انعکاس و پوشش مناسب برخی از محافل سوگواریهای مطلوب و معیار؛
تأکید بر گونههای مطلوب سوگواری؛
تأکید بر فقه سوگواری و احکام گونههای سوگواری؛
تأکید بر فلسفه سوگواری و تقویت جنبه حماسی و عقلانی سوگواری؛
برجسته کردن روحیه همدلی، همگرایی و همکاری میان عزاداران؛
تأکید بر سوگواری مطلوب و پیرایه شدن آن از تحریفات و آسیبها و تبدیل این امر به یک مطالبه عمومی و ایجاد زمینه برای تکاپوی علمی و پژوهشی حوزههای مسئول.
کارکرد جامعهپذیری
جامعه پذیری عاملی برای انتقال فرهنگ از نسلی به نسل جدید است و همین حرکت به ثبات و دوام جوامع و نظام حاکم کمک میکند، و در یک کلام آنکه: جامعه پذیری فرایند انتقال هنجارها و ارزشهای جامعه به فرد است.(1)ایجاد تداوم و پیوستگی فرهنگی از طریق جامعه
1) علی اخترشهر، جامعهپذیری سیاسی در حکومت دینی، ص 100.
پذیری، انتقال میراث فرهنگی، ایجاد پیوند میان نسلهای متوالی، بازتولید و تقویت اصول و مفروضات مشترک، شکلگیری و تعمیق روح و هویت جمعی(1)از جمله کارکردهای تلویزیون است.
در فرآیند انتقال فرهنگها، هنجارها و ارزشهای به فرد، نقش رسانههای جمعی غیرقابل انکار است. رسانهها ضمن آنکه اوقات مردم را پر میکند به مرجعی مورد اطمینان برای به دست آوردن اطلاعات و آگاهی تبدیل شدهاند. ازاینرو، آنها ابزاری اثرگذار بر اخلاق، رفتار و گفتمان افراد جامعه هستند. با توجه به چنین جایگاهی، رسانهها اهمیت بسزایی در روند جامعهپذیری افراد جامعه یافتهاند. آنها با پر کردن اوقات مردم و پخش برنامههای مختلف، مستقیم یا غیرمستقیم افراد را تحت تاثیر قرار میدهند و افکار، اندیشهها و رفتارهای آنها را شکل میدهند.
در مجموع، میتوان گفت: رسانهها میتوانند در جامعهپذیری افراد نقش مثبتی داشته و همچون ابزاری کارآمد، در خدمت اعتلای ارزشهای والای انسانی و پروراندن فضایل اخلاقی قرار گیرند. بنابراین، میتوان گفت رسانههای جمعی میتوانند در فرایند انتقال ارزشها و هنجارهای دینی از جامعه به فرد نقش مؤثری ایفا کنند و با تبلیغ و ترویج ارزشهای مورد حمایت، میتوانند الگویی را همگانی و به عنوان فرهنگ و گفتمان عمومی تثبیت کنند. حال آنکه موارد نامقبول را یا مسکوت میگذارد تا به فراموشی سپرده شود یا با مذمت کردن آنها از اینکه مردم اقبالی به آنها نشان دهند، جلوگیری میکند و در نتیجه از تثبیت و تداوم آنها در جامعه ممانعت مینمایند.
1) ورنر سورین و جیمز تانکارد، نظریههای ارتباطات، ترجمه علیرضا دهقان، ص430.
یکی از مواردی که میتواند به بررسی رابطه جامعه پذیری دینی کمک نماید، انعکاس مراسم سوگواری ایام محرم در رسانههاست. این مراسم به صورت سنّتی با شرکت افراد در مراسم سخنرانی و سینهزنی در مساجد و تکایا و راهاندازی دستههای عزادار در محلهها یا تماشای آن با حضور در محل این مراسم، صورت میگیرد. رویکرد رسانهها به موضوعی مثل دهه محرم و واقعه عاشورا که از ظرفیت جامعه پذیری فراوانی بهره میبرد، میتواند در جهت ایجاد همبستگی هر چه بیشتر در جامعه و تثبیت و تأیید نظام سیاسی باشد.
کارکرد تفریحی و سرگرمی
ماهیت رسانه کارکرد تفریحی است و دیگر کارکردهای رسانه برای اثرگذاری عمیق از شیوه کارکرد تفریحی بهره میگیرند. «وسایل ارتباط جمعی به عنوان مهمترین ابزار تفریحی و سرگرمی افراد به شمار میروند که با پخش و انتشار برنامههای سرگرمکننده بر الگوی رفتار اوقات فراغت انسانی آثار تعیینکنندهای دارند. با کمک این شیوه است که فرد از تنهایی و زندگی سخت روزمرهاش رهایی مییابد و با محیط بیرون تماس برقرار میکند.»(1)سرگرمی، اگر چه در محاورات اصحاب رسانه، به سنخ نه چندان مشخصی از برنامهها اطلاق میشود، اما از منظر کارکردی، هر برنامة رسانه بالقوه میتواند دست کم برای برخی مخاطبان اثر سرگرم کننده داشته باشد.(2)همه اقداماتی که رسانه به صورت آشکار
و پنهان برای پرکردن اوقات فراغت و با هدف ایجاد شادی، خشنودی، رفع ملالت، رهایی از روزمرگی و... صورت میدهد، جزو این کارکرد محسوب میشوند.
البته کارکرد سرگرمی را نمیتوان به عنوان کارکرد غالب این نوع از ارتباطات قلمداد کرد؛ زیرا که مجالس برپا شده در این اماکن اغلب برای روضهخوانی و بیان مصائب اهل بیت علیهم السلام و تبیین قیام عاشورا و اهل بیت علیهم السلام بوده است.(1)
کارکرد سرگرمی زمینه مناسبی برای استفاده بیشتر از الگوی غیر مستقیم را فراهم میآورد در حالی که کارکرد اطلاعرسانی بیشتر اقتضای روشهای مستقیم است در برنامههایی با کارکرد آموزشی یا ارشادی میتوان از امکان استفاده از قابلیتهای روشهای غیر مستقیم در جذب و تأثیر مخاطبان بیش از گذشته بهره برد. «این سنخ برنامهها، علاوه بر کارکرد معمول، نقش قابل توجهی در افزایش اطلاعات، رشد خلاقیتها، توسعه مهارتها، شکوفایی استعدادها، تغییر نگرشها، پرورش قوای جسمی و روحی و... دارند».(2)
برنامههایی که با هدف سرگرمی تهیه میشوند، میتوانند اهداف آموزشی و ارشادی را نیز به طور جدی تعقیب کنند؛ نکتهای که حائز اهمیت است؛ البته، برای دستیابی به اهداف آموزشی، دینی و ارتقای سطح معلومات مخاطبان نباید فقط نظر خود را به تولید برنامههایی با ساختارهای خاص آموزشی معطوف بسازیم؛ بلکه با استفاده از سایر
کارکردها میتوان بخش قابل توجهی از نیازها و مقاصد آموزشی را برطرف ساخت.
ارزیابی کارکردهای رسانه در سوگواری
از مرور کارکردهایی که برای رسانه برشمرده شد نکات ذیل قابل استخراج هستند:
سهم رسانه ملی در حوزه سوگواری از میان کارکردهایی که برای رسانهها بر شمرده شد، بیشتر کارکرد اطلاعرسانی بود و سهم دیگر کارکردها کمتر بوده است. در صورتی که دیگر کارکردها به ویژه کارکرد سرگرمی، از آنجا که مستقیمگویی ندارد، به مراتب کارایی بالایی دارد که از آن غفلت شده است.
رسانه ملی نقش گروههای مرجع را دارد که مأموریتها و وظایف سنگینی بر دوش دارد. بنابراین، باید از این فرصت، بهترین بهره را در بخش برنامهسازی و ارائه الگوهای مطلوب، ببرد.
کارکردهای چندگانه تلویزیون، غالباً درهم آمیخته و ترکیبیاند. هر برنامه سرگرم کننده، ممکن است کارکرد شناختی، عاطفی، یکپارچهسازی شخصی(اعتماد سازی)، یکپارچهسازی اجتماعی و رهایی از تنش را نیز به همراه داشته باشد. هدف اولی مخاطب از سوق یابی به تلویزیون، ممکن است رهایی از تنش ولذت جویی باشد، اما ثانیاً و بالتبع، به اطلاعات نیز دست یابد.(1)
رسانه ملی همواره باید این نکته را مد نظر قرار بدهد که برنامههای رسانه تنها جنبه و کارکرد سرگرمی ندارند.
1) شرف الدین، سید حسین، همان، ص80.
قیام عاشورا دارای کارکردهای چون: تقویت همبستگی اجتماعی، انسجام اجتماعی و تثبیت نظام اخلاقی است، که رسانه میتواند چنین کارکردهای را در جامعه تقویت نماید.
ویژگی سرگرمی، اگر کارکرد ذاتی رسانهها هم نباشد، دستکم تحت تأثیر ضرورتهای فرهنگی تاریخی، در زمره اصلیترین کارکردهای آنها قرار گرفت. «به هر حال، کارکرد سرگرمی در جهت تأمین اهداف مورد نظر، اگر نگوییم تنها، دستکم رایجترین، برجستهترین، پرمصرفترین و مؤثرترین کارکرد رسانههای تصویری از جمله تلویزیون، از ابتدای ظهور تاکنون بوده است».(1)
رسانه ملی آنچه را هست، جلوی دید بینندگان گذاشته و کمتر به حوزه باید و تولید برنامههای هنری روی آورده است.
آنچه از رسانه ملی پخش شده، بیشتر در قالب برنامههای تأمینی و گزارشی بوده است و کمتر به پخش برنامههای تولیدی پرداخته است.
یقیناً افراط در استفاده از برخی کارکردها و بیتوجهی به سایر کارکردها آسیب زا خواهد بود.
مهمترین دلیل تماشای برنامههای تلویزیونی برای مخاطبان به کارکرد سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت با 50 درصد و سپس کارکرد اطلاعرسانی با 25 درصد باز میگردد.(2)که نشاندهنده اهمیت و جایگاه کارکرد سرگرمی است.
1) شرف الدین، سید حسین، همان، ص80.
2) برای آگاهی از این که وزن هر کدام از کارکردهای رسانه در سبد مصرف رسانه ای مخاطبان چه اندازه است و سهم رسانههای سنتی به چه میزان است یک مطالعه خوبی توسط آقای دکتر ناصر باهنر در سال 1381 انجام شده که نتایج آن مطالعات در کتاب «رسانهها و دین از رسانههای سنتی اسلامی تا تلویزیون"، منعکس شده است. جامعه آماری این پژوهش، افراد 7 سال به بالای شهر تهران هستند که 939 نفر آنان حجم نمونه را تشکیل می دهند.
یافتههای پژوهشی نشان میدهد که حدود 60 درصد مردم، رسانههای سنتی دینی را به عنوان اصلیترین منبع دینی خود استفاده میکنند و رسانههای جدید نیز برای 40 درصد از مردم، نقش اولین گزینه رسانهای دینی را دارند.(1)با وجود چنین اقبالی باید از ظرفیت سوگواری بهره بیشتری برد.
خانواده و پس از آن مجالس و مراسم مذهبی نخستین رسانههای سنتی مورد نظر برای استفاده تغذیه دینی و مذهبی افراد به شمار میروند.(2)
بایستههای رسانه ملی در سوگواری
برنامههای سوگواری نقاط مختلف کشور که از گوناگونی و جذابیتهای هنری نیز برخوردار است، باید برای مخاطب هدفگذاری شده و در ساعات مشخص و شبکههای ویژه، تهیه و پخش شوند و از پخش خام فاصله بگیرد که کمتر کار کارگردانی و بصری روی آن صورت میگیرد.
اگر قرار باشد رسانه ملی در ماه محرم به مثابه یک هیئت سوگواری، رفتار کند و در این سطح ظاهر شود بدون شک مخاطب و اثرگذاری خود را از دست خواهد داد. ازاینرو، توجه به تمامی کارکردها و تواناییهای رسانهای ضرورت دارد و با توجه به مأموریت شبکهها، هر شبکه وظیفه و رسالت برنامهسازی ویژه خود را به بهترین شکل به انجام
برساند که در این صورت نوعی تقسیم کار و وظایف نیز صورت خواهد گرفت.
رسانه ملی باید این ذهنیت را اصلاح کند که در ماه محرم و ایام سوگواری هنگامی که سراغ هر شبکه میرویم، باید برنامه مناسبتی داشته باشد. برنامه مناسبتی یا سخنرانی است و یا پخش سوگواری اصلاح این رویه و خارج شدن ار این قالبهای کلیشهای امری است ضروری که رسانه چارهای ندارد و باید در این مورد تجدید نظر بکند.
رسانه افزون بر اینکه باید رسانه بودن خود را حفظ کند، باید به فضای عمومی جامعه که متأثر از فضای ماه محرم و سوگواری است، توجه نماید.
رسانه ملی باید در ایام محرم و سوگواری از قالب کلیشه ای، سخنرانی و پخش سوگواری فراتر رود؛ زیرا خیلی از این برنامهها دارای ساختار رادیویی هستند و از ملاحظات بصری کمتری برخوردارند؛ اما به طور معمول در برنامهسازی از جلوههای بصری کمک گرفته میشود که بخشی از انتقال پیام را به عهده دارد.
بدون تردید برخی از آیینهای سوگواری در فرهنگ ما با آموزههای دینی و اسناد بالا دستی مخالف و مغایرند. ازاینرو، در رسانه ملی باید نظارت و ممیزی برنامهها را بر اساس شیوهنامهای جامع انجام دهد تا از اعمال سلیقههای شخصی و پخش برنامههای مخالف آموزههای دینی جلوگیری شود.
تدوین سیاستهای راهبردی و کلان در امر سوگواری یکی از ضرورتهای حیاتی است تا در سایه چنین سیاستهای اعلامی و
ابلاغی، زمینه تهیه و تولید برنامههای فاخر برای برنامه سازان شبکهها و مراکز استانی فراهم شود.
تنظیم جدول برنامههای پخش باید به گونهای باشد که مخاطبان آزادی عمل کافی برای انتخاب برنامههای مورد علاقه خود داشته باشند تا مخاطبان ناچار به انتخاب برنامههای مغایر با علایق و سلایق خود نشوند؛ زیرا نتیجه چنین عملی رویگردانی از رسانه خواهد بود؛ چه بسا گوناگون نبودن برنامهها - پیام آفرینان و نحوه تنظیم پخش- به محدوده علایق فرد درباره مذهب نیز سرایت بکند و فرد به طور شرطی از تماشای برنامههای مذهبی در مواقع دیگر نیز رویگردان شود.
رسانه ملی در امر سوگواری باید در پخش برنامههای آیینی انتخاب کند و بهترینها را برگزیند.
از آنجا که برنامههای مناسبتی رسانه ملی در شبکههای مختلف از جهت ساختار، فرم، محتوا، پیامآفرینان دارای شباهتهای بسیار به یکدیگر میباشند، ازاینرو، شایسته است رسانه نسبت به تغییر و ارتقای سطح برنامه در قالبهای قابل قبول و با کارکردهای ویژه اقدام نماید.
مداح محوری که در سوگواریها امروزه رایجشده، آفتی است که سوگواریهای ما را تهدید میکند. رسانه ملی باید بیش از پیش مراقب باشد که در این دام قرار نگیرد و به این مسئله دامن نزند و مداح محوری را ترویج کند.
رسانه ملی باید در کنار پوشش خبری، اطلاعرسانی و ارشادی
برنامههایی را تدارک ببیند که کمتر یا اصلاً مستقیم گویی نداشته باشد؛ البته باید همواره به این نکته توجه داشت که یک اثر هنری تولیدی باید ساختار و بافتش دینی باشد؛ نه اینکه فقط عناصر دینی را نمایش دهد.
محورهای برنامهسازی
رسانه ملی میتواند با توجه به ظرفیت موجود، ساخت برنامههای هنری را در دستور کار قرار بدهد و مسئولان و مدیران را به ایجاد ظرفیتهای جدید ترغیب کند. این برنامهها میتوانند محورهای ذیل را در دستور کار قرار بدهند:
در مسئله سوگواری امام حسین علیه السلام مطالعات کمابیش خوب و مناسبی صورت گرفته، گرچه کافی نیست؛ اما آنچه انجام شده به ویژه مطالعات پس از انقلاب اسلامی از کیفیت خوبی برخوردار هستند.
الف) تهیه و پخش گزارشهایی از منابع موجود در موضوع عاشورا و سوگواری امام حسین علیه السلام ؛
ب) معرفی منابع تحریفستیز؛
ج) کتابشناسی توصیفی ـ گزارشی ـ با رویکرد معرفی منابع تحریفساز؛
البته برای تهیه اینگونه برنامهها، پژوهشهای برنامهای قوی، با نظارت و اشراف چندین نفر از پژوهشگران عاشوراپژوهی، لازم است.
نمونههای تأییدشده پژوهشگران عاشوراپژوه که به عنوان تحریف شناسایی شده، در قالب برنامههای جذاب، گفتوگومحور و... به مخاطبان معرفی شوند.
تهیه برنامههای مستند از برخی آیینهای سوگواری با توجه به قومیتها و فرهنگهای گوناگونی که در کشور وجود دارد. بررسی دگرگونی این آیینها در گذر زمان، ریشهیابی این دگرگونیها مواردی از این دست میتواند برای مخاطب جذاب باشد.
تهیه برنامههای مستند از برخی تکیهها، حسینیهها و هیئتهای سوگواری که سابقه زیادی در برپایی سوگواری سنتی و درست دارند.
معرفی برنامههای سوگواری جامع و کامل (که گونههای مختلف سوگواری از جمله: پرداختن به فلسفه عاشورا و جنبه حماسی آن در کنار جنبه عاطفی) به عنوان الگوی مطلوب معرفی نماید.
به طور معمول سوگواریهایی که در دفتر مراجع و با حضور آنان برگزار میشود و یا مراسم سوگواری که در محضر مقام معظم رهبری برگزار میشود از این نمونهاند که با سخنرانی، روضهخوانی، مداحی و سینهزنی همراهاند و اندازه هر کدام نیز فراخور نیاز مخاطب است. بنابراین شناسایی گونههای مطلوب و معرفی آنان از رسانه ملی ضرورتی است.
رسانه نیز باید در ماه محرم برنامه گفتوگو محور موفق همچون ماه
عسل، سمت خدا و این شبها را طراحی و تولید کند. گرچه امروزه برنامههای گفتوگومحور در رسانه ملی به وفور با موضوعات و ادبیات برای مخاطب خاص تولید و پخش میشوند، اما باید دقت داشت که برای مخاطب ملال آور و خسته کننده نباشد. با ملاحظه این شرایط باید برنامهای با قابلیت بالا و با اجرا، و محتوای خوب و مناسب تهیه شود. انتخاب موضوع، نحوه ورود و کارشناسانی که در برنامه حضور مییابند نیز اهمیت دارد، و در پذیرش آن از سوی مخاطبان اثرگذار است.
آموزش احکام و آداب سوگواری، اسراف، نذرها، انواع و گونههای نذر که میتواند شرعی باشد و هدایت جامعه به نذرهای فرهنگی از جمله این کارهاست.
تهیه برنامههای مستند یا مستند گزارشی از زندگی منبریهای بهنام و گمنام، مداحان پیشکسوت، رؤسای هیئتهای سوگواری، پیرغلامان حسینی و پیشکسوتان برتر سوگواری.
مزاحمتها، استفاده از ابزار آلات موسیقی، حمل علم و کتل، سر و صدای بلندگوها، ترافیک و... مسئلهای است که رسانه میتواند درباره آن نقش فعال داشته باشد. بیان حکم شرعی این مزاحمتها و موشکافی آنها به لحاظ اخلاقی و انسانی و قانونی میتواند برای مخاطبان جالب باشد.
ساخت قالبهای گوناگون برنامه با توجه به مأموریتهای هر شبکه؛ برای نمونه:
ـ شبکه 1: فیلمهای داستانی، سریال و برنامههای نمایشی با موضوع سوگواری امام حسین علیه السلام به منظور بازنمایی سوگواری مطلوب و ارتقای شناخت بینش و نگرش دینی مخاطبان؛
ـ شبکه 2: تولید و ساخت برنامههایی متناسب با کودکان و نوجوانان در قالب پویانمایی، داستانی، شناسایی و معرفی کودکان و نوجوانان حاضر در کربلا؛
ـ شبکه 3: برنامه جوانان عاشورا و تبیین و تحلیل شخصیت جوانان حاضر در حرکت امام حسین علیه السلام ، نقش آنان و...؛
ـ شبکه 4: برگزاری نشستهای علمی، معرفی و نقد کتابهای این حوزه، تأکید بر نذر فرهنگی و...؛
ـ شبکه مستند: ساخت و تولید برنامههایی در حوزه فرهنگ سوگواری، سوگواری ملتهای مختلف اعم از مسلمان و غیر مسلمان، تهیه برنامههایی از فضاهای غیر رسمی هیئتهای سوگواری، پشت صحنه و تدارکات محافل سوگواری، گونههای مختلف نذر و نوع نذرهای که صورت میگیرد و...؛
ـ شبکه سلامت: مسائل بهداشتی فردی و جمعی و استفاده از ظروف یک بار مصرف، نحوه پخت و توزیع نذورات، نحوه تهیه و تدارک غذاها، آشامیدنیها و شربتهای سالم و... .
محافل سوگواری و مذهبی مهمترین فرصت تبلیغی را در اختیار حوزههای علمیه و دستگاههای فرهنگی قرار داده است که چنانچه آگاهانه و هوشمندانه و با مطالعه وارد این حوزه نشویم، فرصتهای ما به فرصتهای سوخته تبدیل خواهند شد. از اینرو، مدیریت هوشمندانه این فرصتها امری ضروری است که میتوان در این فرصت به ارائه محتوا در قالب مناسب و نهادینهسازی آموزههای دینی، باورها و
ارزشهای اخلاقی و مباحث فقهی پرداخت. البته بیشتر مسئولیتها متوجه عالمان دینی است که باید همواره در جهت پالایش و ارائه قرائت درست از قیام حسینی در آیینه تاریخ و حدیث بکوشند و آن را تحلیل، و بازخوانی کنند تا از سویی ناب بودن و خلوص و توانمندی و حماسهسازی آن از سوی دیگر از سیمای نهضت حسینی زدوده نگردد و زمینه آشکار شدن آن در همه بخشهای زندگی فردی و جمعی فراهم شود؛ از آنجا که این مجالس و محافل دینی مرتبط با اسلام هستند، حضور علما و اشراف آنان بر آنچه در این مجالس میگذرد لازم و ضروری است.
تهیه، تولید، تأمین و معرفی منابع متقن و مطمئن در سوگواری امام حسین علیه السلام ، کاری است که از عهده مراکز علمی، پژوهشی، تخصصی و حوزههای علمیه بر میآید و از پیش نیازهای حوزه برنامهسازی است. بر اساس چنین پژوهشهایی است که رسانه ملی میتواند برنامهسازی بکند. از سویی آشکار است که تولید چنین منابعی از تولید برنامههای هنری و الگویی ضروریتر است؛ زیرا:
تمییز مطالب سره از ناسره و تفکیک مطالب تحریفآمیز از مطالب متقن و درست و نیز تفکیک منابع تحریفساز از منابع تحریفستیز نیاز به مطالعات تخصصی و داشتن مهارتهایی چون: فقه، حدیث، رجال و تاریخ دارد.
فراوانی و پراکندگی مطالب در این حوزه و آمیخته شدن آنها به پارهای از تحریفها و جهتگیریهای نادرست، مسئله را پیچیدهتر و دشوارتر ساخته و بر مشکلات این بخش افزوده است. رهایی از این معضل نیازمند همراهی و همکاری نهادهای علمی و پژوهشی است.
تهیه و تأمین منابعی متقن، مستند و مستدل که از نیازهای ضروری یک مبلغ دینی است در مرحله نخست بر دوش حوزههای علمیه و متولیان امور دینی است، تا به چنین نیازی پاسخ مطلوب بدهند و محتوای لازم را تأمین کنند.
محتوا باید برخاسته از منابع اصیل دینی و اسلامی و بر اساس تمییز سره از ناسره باشد، به گونهای این محتوا تولید شود که مصرفکنندگانی همچون: واعظان، مبلغان، مداحان و ترویجکنندگان احکام اسلامی با اطمینان خاطر، اعتماد و استناد به چنین منابعی در امر تبلیغی گام نهند و دغدغهای درباره آن نداشته باشند.
در نبود محتوای مناسب، مورد نیاز و در دسترس، متأسفانه شاهد ارائه مطالبی ضعیف از سوی برخی افراد هستیم که کاستیهایی چون: کممایگی و کممحتوایی، تکرار مطالب، کشکولی بودن، پراکندگی مطالب، تک بُعدی بودن مطالب، بیبهره بودن از اطلاعات عمومی روز و ناآشنایی لازم با زبان مخاطبان دارد.
گرچه حوزههای علمیه فعالیتهای چشمگیری در تولید مفاهیم و دانشهای تخصصی داشتهاند، اما مراکز مهم علمی و پژوهشی نیز به صورت تخصصی وارد این حوزه نشدهاند. حوزههای علمیه به عنوان متولیان امور دینی و مذهبی وظایفی چون استخراج، تبیین، تدوین، تبلیغ و ترویج را بر عهده دارند. پر کردن خلأهای علمی نباید فقط به خلاقیتها و تلاشهای فردی واگذار شود؛ بلکه حوزههای علمیه نیز باید با هدفگذاری مشخص و درست به تولیدات مورد نیاز
اهتمام ورزند و با پشتیبانی و مدیریت منابع سختافزاری و نرمافزاری هدفهای صحیح را برای همگان تبیین و ترسیم نمایند.
تولید محتوای درست، سالم در تمامی حوزههای مورد نیاز اعم از تاریخی، سیره، مقتل، شعر، مرثیه و... متناسب با ارزشهای اسلامی، و نهضت عاشورا از جمله مأموریتهای حوزههای علمیه و بزرگان حوزه دین میباشد.
در این راستا میتوان تأسیس پژوهشگاه تبلیغی و عاشوراپژوهی را برای تولید منابع مورد نیاز پیشنهاد کرد؛ البته فقط تأسیس چنین مکانی مورد نظر نیست؛ بلکه پژوهشگاهی فعال و پویا مدنظر است که بتواند مسایل این حوزه را به گونهای تخصصی پوشش بدهد؛ ایجاد پژوهشگاهی با رویکرد تبلیعی که بخشی از فعالیتهای آن نیز مباحث سوگواری را برعهده بگیرد، ضرورت دارد تا با نگاهی جامع این حوزه را مطالعه و واکاوی کنند و برای تولید منابع مطمئن گام بردارند.
یکی از راههای نفوذ برخی آسیبها به مجالس سوگواری امام حسین علیه السلام بیان نکردن شفاف حکم کارهای مکلفین در رسالههای عملیه، فقها است. به طور معمول حکم سوگواری ائمه علیهم السلام از طریق استفتاء بیان میشود که این شیوه خود نارسائیهایی دارد؛ زیرا افراد به درستی و به موقع از نظر مرجع تقلید خود آگاهی نمییابند.
گستردگی سوگواری در سدههای گذشته و ابزارمند شدن آن یعنی استفاده از امکاناتی که در عصر حاضر به وجود آمده، ایجاب مینماید
که فقهای شیعه به فقه سوگواری بپردازند و بایدها و نبایدهای آن را تبیین کنند. در حالی که مردم در هر سال دو ماه به سوگواری میپردازند، اما حتی یک کتاب وجود ندارد که به گونهای مستدل به فقه سوگواری بپردازد. سوگواری از جمله مباحثی است که نیاز به موضوعشناسی دارد؛ زیرا حکم بسیاری از نمونهها با موضوعشناسی مشخص خواهد شد.
مراد از بحث فقهی تنها بیان حکم و فتوا، نیست؛ بلکه فقه مورد نظر در اینجا بحثهای استدلالی عمیق را در برمیگیرد که در نتیجه همه مستندات قرآنی و روایتی این موضوع همانند دیگر موضوعات فقهی کنکاش شده، در کرسیهای تدریس نظرات دیگر فضلا نیز مطرح میشود و پس از محک خوردنهای لازم، تمامی احکام و فروع آن استخراج و در قالب رسالههای علمیه و عملیه به مردم ارائه میشود. این کار باید چنان جدی گرفته شود که عوام نتوانند مخالفت کنند و کسی نتواند بگوید ما دراین مسئله تقلید نمیکنیم.
ورود فقها به صورت دقیق و روشمند به این حوزه به بسیاری از مباحث چالشی و آسیبزا خاتمه خواهد داد که در این مقطع زمانی نیز شعلهور شده است. همچنین میتواند از بسیاری از کژیها پیشگیری کند.
بنابراین نباید فقط به معیارهایی چون اینکه سوگواری برای امام حسین علیه السلام ، مغایرتی با قوانین اسلام و شرع نداشته باشد؛ و یا موجب وهن دین و مذهب نشود، بسنده کرد. گرچه اینها درست هستند، اما کافی نیستند.
واقعیت تلخ اینکه بسیاری از موضوعات فقهی با اینکه به مراتب
اهمیت کمتری از سوگواری دارد، دارای بخشی مستقل است، اما مسائل سوگواری به صورت جسته و گریخته و پراکنده در برخی ابواب فقهی آمده است؛ تداوم این وضعیت خوب نیست و انتظار میرود بخش مستقلی به این موضوع اختصاص پیدا بکند.
در کشور ما بیش از بیست نهاد، سازمان و ارگان متولی امور فرهنگی وجود دارد که هر کدام بخشی از وظایف این بخش را بر عهده دارند. این نهادها در عرصه سوگواری باید برای مدیریت داشتهها و برنامهریزی به منظور دستیابی به منابع جدید همکاری و همافزایی کنند. در این باره میتوان به اقدامات ذیل به اختصار اشاره داشت:
برنامهریزی برای استفاده بهینه از ظرفیتها و توانمندیهای موجود امری است تا بتوان در پرتو آن بیشترین بهره را از امکانات برد و پس از آن برای بهرهمندی بیشتر، ظرفیتسازی جدید کرد.
گرچه سازمان تبلیغات اسلامی مأموریت سازماندهی مبلغان را برعهده دارد اما به نظر میرسد این سازماندهی ناچیز است و ما به سازماندهی فراتر از این نیاز داریم؛ زیرا سازماندهی فرآیندی از نیاز سنجی، اثرسنجی و نظرسنجی است و درباره اینکه چقدر از مبلغان و با چه سطحی نیاز است باید به صورت تخصصی و حسابشده بررسی شود.
بخش دیگر این سازماندهی مربوط به حوزه آموزش، ارتقاء
مهارتهای تبلیغی، مجهز کردن مبلغان به دانشهای جدید و کار آمد است تا با اتکا به چنین توانمندیهایی بیشترین فرصتهای موجود را به منظور ارتقای دانش و معرفت دینی مخاطبان به کار گرفت.
امروزه، شیوههای تبلیغی و اطلاعرسانی به طور کامل تغییر کرده و روشهای تبلیغاتی و اطلاعرسانی با شعاع جهانی به میدان آمده است.
به همین منظور، باید در تبلیغ، از وسایل پیشرفتهای که در دسترس است، استفاده کنیم. آیه «وَأعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»(1)بیانگر این نکته است که ما باید از همه وسایل تبلیغی که دشمن علیه ما به کار گرفته است، استفاده نماییم؛ زیرا امروزه در جهان، وسایل تبلیغی سنتی کاربرد چندانی ندارد.(2)
حوزههای علمیه نیز باید ابزارهایی چون رادیو، تلویزیون، سینما و دیگر رسانهها را به کار گیرند. این ارتباط دوسویه است و حوزههای علمیه باید منابع متقن و مورد نیاز را در اختیار رسانهها قرار بدهند و رسانهها نیز فرصتهای تبلیغی در اختیار مبلغان و مروجین آموزههای دینی برای بیان معارف بلند اسلامی بگذارند.
یکی از مشکلات اساسی کنونی در مجالس سوگواری و حوزه مداحی
فقدان یک سازمان منظم برای سرپرستی امور مربوط به این حوزه است. بیتردید اگر هر گروه و صنفی در مسیر حرکت خود از تشکل و سازماندهی قوی و فعالی برخوردار نباشند، کاستیها و آسیبهای فراوانی دارد. مداحان در سایه وجود چنین ساختاری افزون بر اینکه میتوانند از اعتبار و ظرفیت تشکل خود بهرهمند شوند، در مواقع لازم نیز میتوانند از خود نیز دفاع نمایند.
ضروری است مداحان اهل بیت علیهم السلام به دلیل گستره فعالیت و فراوانی شمارشان، از تشکلی قوی و کارآمد بهره مند شوند، تا شرایط و معیارهای لازم، برای ورود به این عرصه را تعیین کنند و مجوزهای لازم برای فعالیت آنان صادر شود. از آنجا که برخورد بخشنامهای و دولتی در اینگونه امور، مؤثر نه به مصلحت نیست، پییشنهاد میشود این امر را خود مداحان یا افراد با نفوذ آنان انجام دهند.
همانگونه در فصل گذشته گفته شد یکی از ورودیهای تحریف و آسیب به سوگواری، مداحی است در صورتی که مداحان به بال علم و دانش مجهز بشوند، نه تنها از ورود آسیبها جلوگیری میشود؛ بلکه خود آنان نیز به جهادگران علیه آسیبها میپیوندند و برای پیراستن نهضت کربلا از آسیبها تلاش خواهند کرد.
تشکیل جامعه یا انجمنی فعال و پویا از مداحان در کشور با حضور روحانیون اندیشمند و مداحان دلسوز راهکاری مناسب است. به طوری که جنبه تشریفاتی نداشته باشد؛ بلکه به گونه فعال امور مربوط به این حوزه را رصد و راهکارهای لازم را با در نظر داشتن ضمانت اجرایی ارائه کند.
در کوتاهمدت تشکیل جامعه مداحان، براساس سازماندهی مداحان
ضرورت دارد و در بلند مدت نگاه تخصصی به این مقوله با توجه به مأموریتهایی که این حوزه بر عهده دارد اجتناب ناپذیر است. ایجاد رشتههای تخصصی دانشگاهی وگذراندن دورههای آموزشی و تخصصی مداحان باید از شرایط اولیه فعالیت مداحی باشد.
چنانچه جامعه مداحان دارای سامان و تشکل ساختارمندی شد، میتوان امیدوار بود که بسیاری از مسائل این بخش سامان یابند، اما وقتی سازماندهی، آموزش و مورد نیاز نباشد برخی افراد وارد این بخشها میشوند که تنها آورده آنان صدای خوب است و شرایط دیگر را ندارند. متأسفانه در چنین فضایی، زمینه خیلی از آسیبها نیز فراهم میشود.
خلاصهای از راهکارهای رسانهای و غیر رسانهای
بهرهمندی و بهرهگیری از ظرفیت آموزشی کشور اعم از مدارس، دانشگاهها، رسانهها از سویی و استفاده از تکنولوژی آموزشی از سوی دیگر، به منظور ارتقای سطح آگاهی و معلومات مخاطبان با تکیه بر به منابع غنی و مستند و معتبر؛
خرافهزدایی و پیراستن قیام عاشورا از تحریفها نیازمند جریانی بزرگ، فراگیر وچند لایه بر پایه فرهیختگان و دانشوران است تا برای گسترش فرهنگ ناب و اصیل عاشورا گامهای مؤثر برداشته شود و برخوردی فعال و پویا در پیراستن و زدودن آسیبها، تحریفها و
مشکلاتی شود که به هر انگیزه پیرامون درخت تنومند و تناور نهضت بزرگ عاشورا به وجود آمده است.
اتخاذ رویکرد آموزشی و پژوهشی به مقوله تحریفها، بدعتها و آسیبها، و شناسایی نمونههای تحریف و ارائه روشهای مناسب به منظور کاستن از ورود و اثرگذاری آنها و عمق بخشیدن به سطح آگاهیها و اطلاعات مخاطبان در حوزه تاریخ و فرهنگ و فلسفه عاشورا.
تحلیل، تبیین و ارائه نگرشهای فکری، فلسفی و کلامی از واقعه عاشورا.
اصلاح کانونهای مساجد و هیئتهای امناء مساجد، حسینیهها و تکیهها و حضور پررنگ عالمان در اینگونه تشکل ها
مدیریت متمرکز امور فرهنگی با ساختاری توانمند و پویا؛ و نقد علمی کارکرد مراکز فرهنگی و تبلیغی و عناصر دخیل در آن.
اهتمام دانشمندان اسلامی به انجام رسالت خویش در امر پژوهش، تدوین، تبیین، تبلیغ، خطابه، نقد، تحلیل و ارزیابی و تأمین منابع به گونهای که آن را یک جهاد فرهنگی تلقی کنند.
برنامهریزی آموزشی و پژوهشی به منظور ارتقای سطح دانش و آگاهی مداحان، روضهخوانان، سخنرانان و مبلغان فرهنگ عاشورا.
ایجاد پژوهشگاه عاشورا پژوهی به منظور بازنمایی ابعاد این قیام با پژوهشکدههای مورد نیاز.
ایجاد رشتههای دانشگاهی و تخصصی حوزوی به منظور تربیت کارشناسان و متخصصان این حوزه.
پرداختن به فقه سوگواری به صورت اجتهادی و فقاهتی.
تربیت مبلغ رسانهای ویژه ماه محرم و عاشورا و سطحبندی تخصصی مبلغان.
برگزاری کرسیها و نشستهای علمی به منظور معرفی و اندیشههای جدید و پژوهشهایی در خور توجه.
انتشار نشریات علمی، تخصصی و تحلیلی در فلسفه قیام امام حسین علیه السلام ، فلسفه سوگواری، آثار و برکات سوگواری سید شهداء علیه السلام و رسالت تاریخی آن و...
انجام فعالیتهای فرهنگی و علمی ایجابی و معرفی چهره ناب سوگواریهای اصیل و مورد تأکید ائمه علیه السلام ، که این خود موجب نقد و سلب اندیشههای و حرکتهای انحرافی و کژدار و مریض میشود.
کتابنامه
زیر فصل ها
کتاب
مقاله
نرمافزار
سایتها
کتاب
قرآن
آرین پور، یحیی، از صبا تا نیما، تهران، زوار، 1374.
آژند، یعقوب، نمایش در دوره صفویه، تهران، فرهنگستان هنر، 1385.
آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت، دارالاضواء،1403 ه.ق.
آقاشریفیان، مهرداد، خون موعود؛ 130پرسش پیرامون امام حسین علیه السلام ، اصفهان، شهید حسین فهمیده، 1384.
ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صار،1399ق.
ابن اثیر، مبارک بن محمد بن عبدالکریم شیبانی جزری، جامع الاصول فی احادیث الرسول، بیروت، دارالفکر، 1417ه.ق.
ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الاسلام، مصحح: آصف، فیضی، قم، مؤسسه آل البیت علیه السلام ، 1385هـ ق.
ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، بیروت، دارالفکر، 1408 هـ ق.
ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، تهران، فرهنگ اندیشه، 1374.
ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله ، مصحح: علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1363.هـ ق.
ابن شهر آشوب، المناقب، سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، انتشارت علامه، بیتا.
ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، مصحح: هارون، عبدالسلام محمد، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1404 هـ.ق.
ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الریارات، ترجمه: محمد جواد ذهنی تهرانی، تهران، انتشارات پیام حق، 1377.
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، مصحح: جمال الدین میر دامادی، بیروت دارالفکر، 1414 هـ .ق.
ابن نما حلی، جعفر بن محمد، مثیر الاحزان، مصحح: مدرسه امام مهدی علیه السلام ، قم، مدرسه امام مهدی علیه السلام 1406 هـ ق.
ابن هشام، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویه، بیروت، دارالقلم،بی تا.
ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1406ق.
ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، کتابفروشی صدوق، بیتا.
اخترشهر، علی، جامعهپذیری سیاسی در حکومت دینی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1386،
ارباب، میرزا محمد، الاربعین الحسینیه، تهران، چاپ اسوه، 1379.
اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفة الائمه، مصحح: سید هاشم رسولی محلاتی، تبریز، بنیهاشم، 1381 هـ ق.
اسفندیاری، محمد، از عاشورای حسین تا عاشورای شیعه، قم، انتشارات صحیفه خرد، چاپ دوم، 1384.
ــــــــــــــــــ، کتابشناسی تاریخی امام حسین علیه السلام ، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380.
افندی اصفهانی، میرزا عبدالله، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، تحقیق سید احمد حسینی اشکوری،قم، بینا، 1359.
امام خمینی، سید روح الله، صحیفه نور، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ سوم، 1379.
امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، تهران، سازمان چاپ و انتشار، 1361.
ــــــــــــــــــــــ، سیره امامان: امام حسن، امام حسین علیه السلام و امام زین العابدین علیه السلام ، ترجمه: حسین وجدانی، تهران، انتشارات سروش، 1366.
امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب والادب، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، 1374.
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، نشر زوار، 1371.
باهنر، ناصر، رسانهها و دین؛ از رسانههای سنتی اسلامی تا تلویزیون، مرکز تحقیقات صدا و سیمای ج.ا. ایران، تهران، چاپ اول 1385
بروجردی، سید حسین، جامع احادیث الشیعه، مصحح جمعی از محققان، تهران، انتشارات فرهنگ سبز، 1386.
بستانی، فواد افرام، المنجد الطلاب، تهران، اسلامی،1362.
بلاذری احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق: محمد باقر محمودی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1394 هـ.ق.
بلوکباشی، علی، تعزیه خوانی: حدیث قدسی مصائب در نمایش آیینی، تهران، امیرکبیر،1372.
بنجامین، س. ج. و، ایران و ایرانیان (عصر ناصرالدین شاه)، ترجمه محمد حسین کردبچه، تهران، جاویدان،1363.
جعفریان، رسول، تأملی در نهضت عاشورا، قم، انتشارات اتصاریان، چاپ دوم، 1381.
ـــــــــــــــــــ، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1379.
جوادی آملی، عبدالله، شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، قم، نشر اسراء، 1381.
جوادی یگانه، محمد رضا و حمید عبداللهیان، دین و رسانه، تهران، طرح آینده، 1386
چلکووسکی، پیتر، تعزیه: آیین و نمایش در ایران، ترجمه: داوود، حاتمی، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، 1384.
حائری یزدی، عبدالهادی، نخستین رویاروییهای اندیشه گران ایران با دو رویه تمدن بورژوازی غرب، تهران، امیرکبیر، 1372.
حسینی موسوی حائری کرکی، محمد بن ابی طالب، تسلیة المُجالس و زینة المَجالس، مصحح: کریم، فارس حسون، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1418 هـ ق.
حکیمی، محمد رضا، تفسیر آفتاب، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی،1375.
حلبی شافعی، علی بن برهان الدین، السیرة الحلبیه، تحقیق:مظفر احسان، بیروت، المکتبه الاسلامیه، 1423 ه.ق.
حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، مصحح: مؤسسه آل البیت علیه السلام ، قم، مؤسسه آل البیت علیه السلام 1213 هـ ق.
حیدری، ابراهیم، تراژدی کربلا، ترجمه: علی معموری، قم، دارالکتاب اسلامی، 1392.
خامنهای، سید علی، اجوبة الاستفتائات، ترجمه: احمدرضا حسینی، تهران، الهدی، چاپ پانزدهم، 1388.
خزاز رازی، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر، مصحح:عبدالطیف، حسینی کوه کمری، قم، دلیل ما، 1388.
خوئی، سید ابوالقاسم، المسائل الشرعیه؛ استفتائات الامام خوئی.
خوئی،میرزاحبیب الله، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، مصحح: ابراهیم میانحی، تهران، مکتبه الاسلامیه، بیتا.
دادگران، محمد، مبانی ارتباطات جمعی، تهران، انتشارات فیروزه، 1374.
دفلور، ملوین و دنیس، اورت، شناخت ارتباطات جمعی، ترجمه: سیروس مرادی، زیر نظر ناصر باهنر، تهران، انتشارات دانشکده صدا و سیما، چاپ اول، 1383
دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، تهران، دانشگاه تهران موسسه لغت نامه دهخدا، چاپ دوم، 1377.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دارالعلم الشامیه، 1413 هـ. ق.
رجبی، حسین، پاسخ به شبهات سوگواری، قم، دفتر نماینده مقام معظم رهبری در امور اهل سنت بلوچستان، مرکز انتشارات، 1379.
ساروخانی، باقر، جامعهشناسی ارتباطات، تهران، اطلاعات، بیتا.
سید بن طاووس، علی بن موسی، اللهوف فی قتلی الطفوف، ترجمه: احمد فهری زنجانی، تهران، جهان، 1348.
سید بن طاووس، علی بن موسی، الملهوف علی قتلی الطفوف، تحقیق: فارس حسون تبریزیان، تهران، دارالاسوه، چاپ اول،1416ق.
سید بنطاووس، علی بن موسی، الاقبال بالاعمال الحسنة (اقبال الاعمال)، تحقیق: قیومی اصفهانی، جواد، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1377.
شریف طباطبایی، میرزا محمدباقر، اسرار شهادة آل الله صلوات الله علیهم، مشهد، بینا، 1413ق.
شوشتری، جعفر، خصائص الحسینیه، ترجمه: محمدحسین شهرستانی، دارالکتاب، 1374.
شهرستانی، سیدصالح، تاریخ النیاحة علی الحسین علیه السلام ، تهران، جماعة النشر و العلاقات الاسلامیه، 1394ه.ق.
شهید ثانی، زین الدین بن علی، مُسکّن الفؤاد عند فقد الاحبّةَ و الاولاد، قم، بصیرتی، بیتا.
شیخ حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، قم، مؤسسه آل البیت، چاپ اول، 1409 هـ . ق.
شیخ صدوق، محمد بن علی، الامالی، تهران، کتابچی، 1376.
ـــــــــــــــــ، الخصال، مصحح: علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین 1362.
ـــــــــــــــــ، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ترجمه: ابراهیم محدث، قم، اخلاق، 1379.
ـــــــــــــــــ، علل الشرایع، قم، کتاب فروشی داوری، 1385.
ـــــــــــــــــ، عیون اخبارالرضا، ترجمه: علی اکبر غفاری و حمیدرضا مستفید، تهران، نشر صدوق، 1372.
ـــــــــــــــــ، کمال الدین و تمام النعمه، مصحح: علی اکبر، غفاری، تهران، اسلامیه، 1395 هـ ق.
ـــــــــــــــــ، من لا یحضره الفقیه، مصحح: علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1413 هـ ق.
شیخ طوسی، ابن جعفر محمد بن حسن، مصباح المتهجد وسلاح المتعبد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، 1418 هـ ق.
ـــــــــــــــــ، تهذیب الاحکام، مصحح: حسن الموسوی خراسان، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407 هـ ق.
شیخ عباس قمی، سفینة البحار، قم، انتشارات اسوه، چاپ اول، 1414
شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، تصحیح مؤسسه آل البیت علیه السلام ، قم، کنگره شیخ مفید، 1413 هـ ق.
ـــــــــــــــــ، الامالی، مصحح: علی اکبر غفاری و حسین استاد ولی، قم، کنگره، شیخ مفید، 1413 هـ ق.
ـــــــــــــــــ، مسارالشیعه، قم، کنگره شیخ مفید، 1413 هـ ق.
صحتی سردرودی، محمد، عاشورا پژوهی با رویکرد تحریفشناسی، تاریخ امام حسین علیه السلام ، قم، انتشارات خادم الرضا، چاپ دوم 1385.
صدر حاج سید جوادی، احمد، دائرة المعارف تشیع، تهران، نشر شهید سعید محبی،1375.
طبری، احمد بن عبدالله، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی من مصادر کتب اهل السنه، قم، دار الکتاب الاسلامی، 1428ق.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الرسل و الملوک، ترجمه: محمد روشن، تهران، انتشارات سروش،1378.
طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، مصحح: سید احمد حسینی اشکوری، تهران، مرتضوی، چاپ سوم، 1375.
عسکری، سید مرتضی، گریه بر میت از سنتهای رسول خدا صلی الله علیه و آله ، ترجمه محمد جواد کرمی، مجمع علمی اسلامی، 1376.
عناصری، جابر، شبیهخوانی گنجینه نمایشهای آیینی مذهبی (مجموعه مقالات سمینار پژوهشی تعزیه)، تهران، نمایش (مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، 1372.
فاضل دربندی، آقا بن عابد، اسرار الشهاده، تهران، منشورات اعلمی، بیتا.
فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل، قم، چاپ اول، چاپ مهر، 1375
فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، 1410 هـ . ق .
فروغی ابری، اصغر، ایرانیان و سوگواری عاشورا؛ مراسم سوگواری در گذر تاریخ، قم، مرکز انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله ،1384.
فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، قم، مؤسسه دارالهجره، 1414 هـ ق.
قاضی طباطبایی، سید محمد علی، تحقیق در باره اول اربعین حضرت سید الشهداء علیه السلام ، چاپ سوم، قم، بنیاد علمی و فرهنگی شهید آیت اله قاضی طباطبایی، 1368.
قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سیزدهم، 1378.
قصاب یزدلی، حسن، عشقستان، قم، نشر مؤسسه صاحب الامر، 1382
قهرمانی نژاد شایق، بهاءالدین، پیرامون سوگواری، تهران، انتشارات سوره مهر، 1385.
قیومی اصفهانی، جواد، صحیفة الحسن، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1375.
کاشف العظاء، محمد حسین، الفردوس الاعلی، پاورقی: محمد علی قاضی طباطبایی، قم، دارانوار مهدی، 1384
کریمی، سعید، رسانهها و راههای تقویت مشارکت در صحنههای سیاسی و اجتماعی، قم، بوستان کتاب، 1382
کشی، محمد بن عمر، رجال الکشی ـ اختیار المعرفة الرجال، مصحح: مهدی رجایی، قم، مؤسسه آل البیت علیه السلام ، 1363.
کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، اصول کافی، ترجمه جواد مصطفوی، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، 1363.
گلی زواره، غلامرضا، ارزیابی سوگواریهای نمایشی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1375.
مامقانی، عبدالله، مقباس الهدایة فی علم الدرایة، تحقیق: محمدرضا، مامقانی، قم، دلیل ما، 1385.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بیتا.
ـــــــــــــــــ، مرآت العقول فی شرح اخبار آل الرسول، مصحح: سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1411ه.ق.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، عاشورا، عزاداری، تحریفات، قم، صحیفه خرد، 1385.
محدث قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، قم، هجرت، 1373.
ـــــــــــــــــ، نفس المهموم ونفثة المصدور، ترجمه: محمد باقر کمرهای، قم، مسجد جمکران، 1378.
محدث نوری، حسین بن محمد تقی، چشم اندازی به تحریفات عاشورا (لؤلؤ و مرجان)، تحقیق و تعلیق مصطفی درایتی، قم، انتشارات استاد احمد مطهری، چاپ اول، 1379.
ـــــــــــــــــ، مستدرک الوسائل الشیعه و مستنبط المسائل، مصحح: مؤسسه آل البیت علیه السلام ، قم، مؤسسه آل البیت علیه السلام ، 1408 هـ ق.
محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف،1374.
محسنیان راد، مهدی، ارتباط شناسی، تهران، سروش، 1382.
محمدرضا، دهشیری، اصول خبر رسانی و برنامهسازی در رسانه ملی، تهران انتشارات سروش، 1384.
محمدی ری شهری، محمد، دانشنامه امام حسین علیه السلام ، قم، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، چاپ چهارم، 1389.
مرتضی عاملی، سید جعفر، سیره صحیح پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله ، ترجمه: محمد سپهری، تهران، پژهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1391.
مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، تهران، نشر زوار،چاپ سوم، 1371.
مصباح یزدی، محمد تقی، در پرتو آذرخش، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی «ره"،1382.
مصطفوی، سید حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، مرکز نشر آثار علامه مصطفوی، 1385.
مطهری، مرتضی، جاذبه و دافعه علی علیه السلام ، تهران، انتشارات صدرا، 1377.
ـــــــــــــــــ، حماسه حسینی، تهران، انتشارات صدرا، چاپ نهم، 1379.
ـــــــــــــــــ، سیری در سیره نبوی، تهران، انتشارات صدرا، چاپ چهاردهم، 1374.
ـــــــــــــــــ، مجموعه آثار جلد 17، تهران، انتشارات صدرا،
مظاهری، محسن حسام، رسانه شیعه، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1390
مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، انتشارات دارالتعارف، بیروت، چاپ چهارم 1403ق.
معتمد نژاد، کاظم، وسایل ارتباط جمعی، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، 1372.
معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر، چاپ سیزدهم، 1378.
میر صادقی (ذوالقدر)، میمنت، واژه نامه هنر شاعری:فرهنگ تفصیلی اصطلاحات فن شعر و سبکها و مکتبهای آن، تهران، کتاب مهناز، 1373.
نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، موسسه المرتضی العالمیه؛ دارالمورخ العربی، ۱۴۱۲ق.
نوری، مهدی، آیین مستان، قم، مشهور، 1385.
واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر دانشگاهی، چاپ دوم، 1369.
همایونی، صادق، تعزیه در ایران، شیراز، نوید، 1368.
یزدانی، محمود، قمه زنی؛ آبروداری یا آبروریزی شیعه، قم، بوستان کتاب، چاپ سوم، 1392
یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، ترجمه: محمد ابراهیم آیتی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1374.
مقاله
ناصر بخت، محمدحسین، «تعزیهخوانی یک هنر است»، زائر، شماره 13، (شماره پیاپی 220 ) سال آذر 1392
محسنیانراد، مهدی، «منبر رسانهای که نمیمیرد»، روزنامه ایران، 24/8/382.
باهنر، ناصر، «از دین تلویزیون تا آرمان تلویزیون دینی»، مجله سروش اسفند 1381.
شرف الدین، سید حسین، «الگوی مطلوب سرگرمی در یک رسانه دینی»، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، شماره8.
معرفت، محمدهادی، «ویژگیهای تبلیغ و مبلغ»، روزنامه رسالت، 29/9/1377.
نرمافزار
جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.
مجلسین، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.
شیخ طوسی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.
شیخ مفید، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.
نور السیره، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.
شیخ صدوق، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.
گنجینه نور، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.
مکتبة الشامله.
دانش نامه نبوی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.
دانش نامه، علوی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.
سفینة النجاة، مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان.
سایتها
www. tebyan.net
www. Zanjani.ir
www. Khamene.ir
www. Magirn.com
www. irc.ir
www.parsemen.org
www.alhaeri.com
www. Almazaheri.ir
www.makaremshirazi.org