ghaemiyeh.com
سرشناسه: رضايي آدرياني، علي، ۱۳۵۰ -
عنوان و نام پديدآور: آيين برنامهسازي مهدويت/علي رضاييآدرياني.
مشخصات نشر: قم: صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي، 1393
مشخصات ظاهري: 216 ص.
ISBN: 978 – 964 – 514 – 343 – 3 80000 ريال؛.
وضعيت فهرست نويسي: فيپا
موضوع: مهدويت -- انتظار
موضوع: محمدبن حسن(عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق -
موضوع: رسانههاي گروهي -- جنبههاي مذهبي -- اسلام
شناسه افزوده: صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي
رده بندي كنگره: 1393 9 آ 564 ر / 35 / 51 BP
رده بندي ديويي: 959 / 297
شماره كتابشناسي ملي: 3507001
پيشگفتار
مهدويت و انتظار از هويتهاي بنيادين تشيع است و يكي از علتهاي بالندگي و شكوفائي تاريخ تشيع به شمار ميرود. چنانكه تشيع بدون اصل معرفتي مهدويت و فرهنگ اجتماعي انتظار شناخته نخواهد شد.
تشيع در ميان فرقههاي اسلامي، تنها فرقهاي است كه رويكرد آيندهگرا دارد، اين آينده نگري ديني را به عناصر فرهنگي تبديل كرده است و اين اصل در تمامي سطوح معرفتي و رفتاري شيعه جريان دارد. چنانكه مهدويت هم آيينه تمام نماي اصل امامت است و هم در فروع دين تجلي تبري و تولي است كه شيعه بر محور امام هر زمان، تعريف ميكند. از ديدگاه اخلاق نيز انتظار منتظران نمود سبك زندگي روزآمد شيعيان است.
به همين دليل مهدويت فقط مناسبت و رويدادي مذهبي ـ شيعي در نيمه شعبان و نهم ربيع الاول نيست؛ بلكه آموزهاي است كه در تمامي لحظههاي زندگي منتظران بروز دارد.
از آنجا كه مهدويت و انتظار در مكتب تشيع جايگاه ويژهاي دارد، شايسته است در نظام برنامهسازي رسانهاي نيز براي آن اهميت ويژهاي قائل شويم. و پيوسته در قالب برنامهسازي به اين اصل بنيادين توجه گردد.
اين اثر مجموعهاي از ايدهها و سوژههاي محتوايي را كه قابليت تبديل شدن به برنامه رسانهاي را دارند، به مديران و برنامه سازان معرفي ميكند. همچنين براي غنيسازي و تنوعبخشي به ايدههاي مهدوي، به صورت موجز فرايند برنامهسازي ديني ـ مهدوي را آسيبشناسي كرده و روش ايدهيابي بينا رشتهاي را قالبي جديد و روزآمد براي ايدهيابي موضوعهاي ديني، معرفي ميكند. سپس با نگاهي تطبيقي به معارف
مهدوي و علوم انساني اين روش را برگزيده و ايدههايي متنوع و روزآمد را در زمينه معارف مهدوي ارائه ميكند. در گام بعدي براي تحقق اين هدف قصد دارد فرايند برنامهسازي با موضوع مهدويت را با توجه به به فراواني شبكهها و مخاطبان گوناگون آنها، تنوع بخشد.
يادآوري اين نكته لازم است كه ضعف برنامهسازي معارفي ـ مهدوي ناشي از فقر پژوهشهاي روزآمد ديني در مراحل سياستگذاري و پيش توليد است. ازاينرو اين اثر ميكوشد گام نخست را براي رفع اين معضل در قالب مجموعهاي نسبتا كامل و متنوع از ايدههاي برنامه سازي با موضوع مهدويت بردارد. بديهي است كه بازخواني، بسط و گسترش اغلب اين ايدهها به پژوهشگران مسلط به پژوهش بينارشتهاي و آگاه به معارف ديني نياز دارد.
بخش اول رسانه و موضوع مهدويت
زير فصل ها
پيشدرآمدي در مفهومشناسي مهدويت
پيشدرآمدي در مفهومشناسي مهدويت
مهدويت تجلي روزآمد اصل امامت در مكتب شيعه است. از آنجا كه امامت رمز هويت تشيع در مقايسه با تمام فرقهها و مذاهب اسلامي و غير اسلامي است، مهدويت در كنار عاشورا و محرم به يكي از عناصر كليدي و شناسنامه هويتي تشيع تبديل شده است.
بدين جهت مهدويت در تشيع، آموزهاي اعتقادي همراه با بروندادهاي تاريخي، فرهنگي، اجتماعي زنده و پوياست؛ چراكه مبتني بر اعتقاد به امام زنده و فعال و دلسوز است؛ امامي كه مهربان اما غايب از نظر ميباشد؛ امامي كه در پس پرده غيبت، مديريت تاريخ و جوامع بشري را به سوي بهشت ظهور بر عهده دارد. مهدويت در مكتب تشيع بسيار وسيعتر از نگرش اهل سنت به آن است؛ زيرا مهدويت نزد اهل سنت آموزهاي مفهومي و انتزاعي آن هم مبهم و مجمل است بدون اينكه هيچگونه آثار اجتماعي و فرهنگي بر آن مترتب باشد.
با اين نگاه، مهدويت شيعي چون به معني امتداد روزآمد اصل امامت و وجود و حضور انسان كامل براي انسانها و جوامع انساني در جريان پيوسته تاريخ و بهويژه در دوران غيبت است، ارتباطي تنگاتنگ با بسياري از گسترهها و ابعاد انسانشناختي و مسائل زندگي انسانها مييابد و از اين منظر مهدويت اصلي جاري و ساري در حوزههاي سهگانه دينداري يعني «شناختها، باورها، رفتارها» است.
از سوي ديگر ناظر به وسعت زماني گستره مهدويت (از منظر نگرش فلسفه تاريخي كه در دعاي ندبه بر آن تأكيد شده است) اين آموزه از جهت افق و امتداد زماني شامل «ديروز، امروز، فردا» ميشود. بدين جهت با هويت تاريخي انسانها و بهويژه انسانهاي مؤمن پيوندي عميق مييابد.
البته بايد توجه داشت كه مهدويت مبتني بر امامت معصومانه، اگرچه آموزهاي شيعي است، دستاوردهايش و پيامش به فرقه يا گروه و نژاد خاصي اختصاص ندارد؛ مهدويت پيامي فراگير و راهكاري نجاتبخش براي تمام انسانها در همه گسترههاي جغرافيايي است.
نگاه جامع به مهدويت را در جدول زير ميتوان مشاهده كرد:
براي ديدن عكس به پي دي اف مراجعه كنيد
با نظر به وسعت جايگاه نرمافزاري مهدويت در جامعه شيعه است كه مناسبتهاي مرتبط با اين آموزه(1)جايگاه مهمي در فرهنگ و جامعه شيعه مييابد و از جهت كميت و كيفيت فعاليتهاي فرهنگي و مشاركت اجتماعي منتظران همشأن حضور اجتماعي مردم در عزاداري محرم ميباشد. اين بدين معني است كه عاشورا نقطه اوج آيينهاي حزنآميز شيعه و نيمه شعبان نقطه والاي جشن و شادي مذهبي در مكتب تشيع است. آن چه باعث اهميت توجه بيشتر به فرهنگ جشنهاي مهدوي ميشود، گسترش و جهاني شدن اين جشنها ناشي از انقلاب اسلامي ايران و بالندگيهاي پيوسته آن است به گونهاي كه امروزه اين جشن، به عنوان مهمترين جشن مذهبي در ايران، مورد اقبال و توجه جهانيان هم قرار گرفته است.
در ميان اديان و مذاهب آسماني، مكتب تشيع عملگرا و سبكسازترين مكتب است. بدين جهت سبك زندگي شيعي حتي با سبك زندگي ديگر فرقهها و مذاهب اسلامي هم تفاوت
1) اعم از نيمه شعبان و نهم ربيع الاول و حتي هر شبانه روز جمعه.
آشكار و گستردهاي دارد. علت اين استقلال و تمايز در اين سبك، در نوع تعريف و طراحي آن بر اساس اصالت انتظار و تعليق پيوسته در رابطه با ولي معصوم در متن زندگي روزمره نهفته است. بدين معنا كه در همه سبكهاي زندگي غير شيعي، آدمي از علم يا از دين و يا از عرف؛ مباني و اصول ثابت را اخذ و بر اساس آن يك نوع زندگي ثابت را طراحي ميكند. آنگاه بر اساس آن، روش و شيوهاي ثابت و ماندگار از زيستن طراحي ميگردد؛ زيستني كه مشخص و ثابت و غالباً تاريخي است و جز در زيستنهاي سكولارانه و غير ديني كه مبنايش روزآمدي است، همگي از روزآمدي فاصله دارد. بدين جهت است كه امروزه اكثر قريب به اتفاق زيستنهاي سنتي و مذهبي مستقيم يا غير مستقيم مغلوب زيستِ روزآمد و مدرن سكولار و علمزده قرار گرفتهاند. مهمترين عامل پويايي سبك زندگي سكولار در اصالت دادن به تغيير و نسبيت در تمام اصول حتي در اصول اخلاقي و اجتماعي و فرهنگي است كه باعث شده اين نظام تمدني و سبك زندگي از اصول ثابت انديشهاي يا رفتاري فاصله بگيرد، ولي در برابر تمام نظامهاي سنتي با شدت و ضعف دچار نوعي ركود و سكون باشد.(1)
ولي سبك زندگي شيعي، در كنار طراحي اصول ثابت زندگي بر مبناي خصوصيات ذاتي انساني و ويژگيهاي ثابت و مشترك فطري، سعي ميكند انسان كمالجو را براي به تعالي رساني، به انسان كامل روزآمد وصل نمايد. در اين سبك در كنار توجه به اصول ثابت در نظام زندگي ديني، همواره از انسان ديندار ميخواهند كه در ارتباطي پيوسته با انسان كاملي كه در بستر زمان و مكان است، قرار بگيرد. بدين جهت مؤمن كسي است كه در نوع رابطهاش با وليّ زمانش در يك انتظار و پيوند پيوسته باشد و ناظر به اين انتظار و پيوند، هيچ گاه مدعي ثبات فراگير و گرفتار ركود و سكون و روزمرگي نشود و هماهنگ با نگرشي متعالي كه انسان كامل از حركت زمان و مكان به سوي آرمانشهر پاياني دارد، زندگي روزآمدي را براي خود طراحي كند.
1) همانند انديشه سلفيگرايي، كه به معني گذشتهگرايي است و مبناي انديشه ديني همه فرقههاي اهل سنت و تا حدودي يهوديت و مسيحيت سنتي است.
براي ديدن عكس به پي دي اف مراجعه فرماييد
همين مبنا در تبيين اصل امامت و مهدويت شيعي باعث شده است كه زاينده انقلاب اسلامي در مكتب تشيع باشد.(1)چراكه در اين مكتب در دوران غيبت اگرچه ارتباط مردم با امام به ظاهر قطع است، در درجهاي پايينتر با علمايي كه در علم و عدل و تدبير نشانه او هستند، اين ارتباط پيوسته بر قرار خواهد بود و بنا بر آن، علما همانند امامان معصوم عليه السلام بايد پرچمدار انتظار و زمانشناسي روزآمدي باشند. از اين منظر است كه اصل ثابت مرجعيت علمي و اجتماعي علما در يك بلوغ تاريخي و اجتماعي به مرجعيت سياسي و اصل ولايت فقيه ميرسد.
با اين نگرش، هم مبنا و ريشه انقلاب و هم عنصر حافظ و هويتبخش به آن و هم سند چشمانداز انقلاب اسلامي بر مبناي اصل امامت و مهدويت و تقويت فرهنگ انتظار است.
پس با اين جايگاه زيربنايي كه مهدويت در مكتب و سبك زندگي شيعي دارد، هر گونه تضعيف و كمتوجهي يا تحريف و انحراف در موضوع مهدويت و فرهنگ انتظار در ميان مدت يا بلند مدت باعث تضعيف روحيه و فرهنگ انقلابي در جامعه خواهد شد.
از سوي ديگر ناظر به همين جايگاه مبنايي براي مهدويت است كه وقتي پس از گذشت سه دهه از انقلاب، تحولات فراگير منطقهاي و جهاني رخ ميدهد، زيباترين
1) چنانكه در نگرش اسلام سياسي تسنن، ضمن اينكه پس از رحلت پيامبر9 ديگر جريان ولايت معصومانه وجود ندارد، و خلافت هويتي سكولار و زميني مييابد، در عين حال مبتني بر تقدم اصل امنيت بر اصل عدالت در نظام سياسي اهل سنت، هيچگونه خروج سياسي و قيام مردمي و خصوصاً ديني بر ضد حاكميت جايز نيست، اگرچه اين حاكميت در نهايت ستمگري و فساد باشد.
تحليل از اين پديدهها در بيان رهبر معظم انقلاب شكل ميگيرد كه همگي اين رويدادها را بر آمده از ارزشهاي فطري و انساني مشترك و معطوف به مطالبه آيندهاي روشن كه همان مهدويت و انتظار شيعي است، ميداند.(1)
اين تحليل بدين معني است كه آغاز حركتهاي سياسي و اجتماعي در كشورهاي اسلامي و غير اسلامي با محوريت شعارهاي خستگي از ظلم و تبعيض و استثمار و مطالبه عدالت اقتصادي و اجتماعي و سياسي، بيانگر آغاز خيزشهاي جهاني به سوي فرهنگ انتظار است.
يكي از وظايف رسانه ملي در مقوله انتظار و مهدويت، توجه به مطالبات رهبري در زمينه فرهنگ مهدوي است. اهميت اين موضوع وقتي مشخص ميشود كه بيانات ايشان را در دو سال اخير بررسي كنيم.
عناويني همانند جنبش نرمافزاري توليد علم، علوم انساني اسلامي، بيداري اسلامي، بصيرت اجتماعي، سبك زندگي ديني، و پيچ تاريخي(2)بيانگر اهداف و راهبردهاي بسيار كلاني است كه ايشان به عنوان سند و رسالتهاي پيش رو و چشمانداز انقلاب اسلامي و رسانه ديني در مقام ايجاد اتصال بين جامعه مسلمانان و جامعه جهاني با فرهنگ انتظار ميبينند.(3)
نقطه اوج اين ضرورت تعميق و گسترش سند چشمانداز انقلاب و فرهنگ انتظار را در آن بخش از سخنان مقام معظم رهبري ميتوان مشاهده كرد كه ايشان سير و مرحلهبندي تدريجي براي سند چشمانداز انقلاب اسلامي را طراحي ميكنند.
1) مقام معظم رهبري: اگر مهدويت نباشد، معنايش اين است كه همهى تلاش انبياء، همهى اين دعوتها، اين بعثتها، اين زحمات طاقتفرسا، اينها همهاش بىفايده باشد، بىاثر بماند. بنابراين، مسئلهى مهدويت يك مسئلهى اصلى است؛ جزو اصلىترين معارف الهى است. لذاست كه در همهى اديان الهى هم تقريباً - حالا تا آنجايى كه ما اطلاع داريم - يك چيزى كه لبّ و معناى حقيقى آن همان مهدويت است، وجود دارد (۱۳۹۰/۰۴/۱۸) بيانات در ديدار اساتيد و فارغالتحصيلان تخصصي مهدويت.
2) براي آگاهي بيشتر از دغدغههاي مقام معظم رهبري در اين باره ميتوانيد اين كلمات را در سايت ايشان جستوجو كنيد و حتي از سير و روند آماري تأكيد ايشان بر اين اهداف و چشماندازها آگاه شويد.
3) سالك راه خدا - در هر نوع سلوكى - به سمت آرمانهاى گوناگون و متنوّع اسلامى كه حركت ميكند، به هر شكلى و به هر نحوى هست، بايد از شيوههاى متنوّع استفاده كند براى رسيدن به مقصود. وِ مَن يُوَلِّهِم يَومَئِذٍ دُبُرَهُ اِلّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ اَو مُتَحَيِّزاً اِلى فِئَةٍ فَقَد بآءَ بِغَضَبٍ مِنَ الله؛ هرگونه حركتى - چه حركت به جلو، چه حركت به عقب - مثل ميدان رزم نظامى، بايد به دنبال رسيدن به اهدافِ ازپيشتعيينشده باشد. اهدافى وجود دارد؛ نظام اسلامى در هر مرحلهاى يكى از اين اهداف را دنبال ميكند، براى پيشرفت، براى رسيدن به نقطهى تعالى و اوج، براى ايجاد تمدّن عظيم اسلامى؛ بايد سعى كند به اين هدف در اين مرحله برسد. (بيانات در تاريخ : ۱۳۹۲/۰۸/۲۹).
براي ديدن عكس به پي دي اف مراجعه فرماييد
با اين نگاه رسالت مهم رسانه اين است كه از يك سو با وسعتبخشي به اهداف انقلاب و از سوي ديگر با خارجسازي اصل مهدويت و انتظار از رويكردهاي انحصاري مبتني بر احساس و عاطفه و ظاهرگرايي، بين انقلاب به عنوان واقعيت موجود جامعه مسلمان ايراني و مهدويت به عنوان مهمترين نرمافزار اسلامِ شيعي پيوند برقرار كند و مهمترين پيام اميدبخش و تعاليآفرين و حركتزا را به جوامع مسلمان و غير مسلمان بدهد و آنها را در مقطع تحولات بسيار مهمِ جاري، از ركود و يأس و انحراف و تحريف دور سازد. چراكه در برابر نظريه آمريكاييسازي تمدني جهان اسلام و يا نظريه ارتجاعي سلفيگرايي و يا الگوهاي اقتصادي جوامع سكولار كه مبتني بر تحمل رياضت بيشتر از سوي تودهها و ملتهاست، يگانه نظريه آيندهنگر، معنويتجو، عدالتخواه و اميدآفرين، مهدويت و انتظار شيعي است كه با سرشت و فطرت بشري و مطالبات جهاني آنها هماهنگي كامل دارد و در اين شرايط حساس هر گونه تعلل يا نگاه جزيي نگر به اين قدرت نرمافزاريِ ويژه و استثنايي شيعه باعث فرصتسوزي تاريخي براي نشر پيام حق در گستره جهاني خواهد شد. و به فرموده مقام معظم رهبري در اين پيچ تاريخي مهم هر گونه تعلل و سهلانگاري مسئولان باعث ضربه جبران ناپذير ي به جريان حق خواهد شد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و بهويژه در مقطع جنگ تحميلي و دفاع مقدس ارزشهاي ديني و شعائر مقدس در كنار نهادينه شدن در جامعه وارد عرصه رسانه ملي هم گرديد. البته اين ورود چون بيشتر ناظر به تقويت هويت ملي و روحيه مقاومت عمومي مردم بود، متأسفانه پس از پايان دفاع مقدس رو به كاهش گذاشت و پس از گذشت يك دهه و آشكارشدن ضعفها و سهل انگاريها بهويژه در مواجهه با تهاجم فرهنگي و فتنهافروزيهاي دشمن بود كه كمكم نمود و حضور شعائر ديني و فرهنگ مناسبتهاي مذهبي در رسانه ملي پررنگتر شد. از همان سالها بود كه در كنار پخش
دعاي كميل بهتدريج پخش دعاي ندبه به صورت منظم شروع شد. به موازات آن در روزهاي جمعه گهگاه برخي از شبكهها به برنامهسازي در موضوع مهدويت پرداختند. همچنين به موازات گسترش جشنهاي شعبانيه در سطح جامعه، توجه و اقبال رسانه ملي نيز به پوشش رويدادها يا برنامهسازي مناسبتي ويژه اين مناسبت، فزوني يافت. اتفاقي كه از آن بيش از يك دهه ميگذرد و امروزه تقريباً كمتر شبكهاي را ميتوان يافت كه از اين موضوع مهم غفلت ورزيده باشد. اين اتفاق مبارك همزمان بود با راهاندازي نهادها و مؤسسات علمي ـ پژوهشي در حوزه مهدويت كه باعث تقويت و تعميق اين پديده شد و بعضاً باعث توليد برنامههاي مشاركتي هم در سازمان در موضوع مهدويت گرديد؛ فرايندي كه بسيار زود گفتمان مهدويت را از محدوده داخلي بيرون برد و گاه گستره جهانيسازي آن را البته در حد شعار و تبليغ فراهم آورد.
پس از پايان دفاع مقدس و گذار از سالهاي ابتدايي دوران سازندگي، انتظار ميرفت كه با طراحي و راهاندازي نهادها و مراكز پژوهشي ـ فرهنگي در سطح حوزه و دانشگاه، نسبت به روزآمدسازي و غنيسازي و پويايي و جهاني كردن ارزشهاي فرهنگي مكتب تشيع با نگرش انقلابي آن تلاشها و اقدامهاي فراگير صورت گيرد. ولي اين اتفاق به صورت محدود و بسيار دور صورت گرفت و در زماني كه جامعه ديني خسته از نزاعهاي سياسي و مشكلات اقتصادي و گريزان از عرفانهاي كاذب وارداتي تنها پناه خود را در شعائر ديني و فرهنگ عاشورا و جشنهاي شعبانيه ميديد، شاهد رونق مجدد جشنهاي شعبانيه در سالهاي پس از دفاع مقدس بوديم. البته با نظر به عرفيگرايي و سياستگريزي پيشآمده در اين جشنها بسيار زود اين اتفاق با بيميلي و يا انتقادهاي نهادهاي حاكميتي مواجه شد. امري كه بازتابش از يك سو تضعيف فرهنگ موجود بود و از سوي ديگر عدم طراحي پشتوانههاي نرمافزاري و محصولات فرهنگي مناسب باعث ابتذال و فزوني بيشتر آسيبهاي موجود شد. در اين دوران بود كه رفتهرفته در مواجهه با اقبال عمومي، ضعف دستگاههاي فرهنگي و ديني و تشويقها و هجومها آسيبهاي اجتماعي در موضوع مهدويت و جشنهاي شعبانيه فزوني گرفت.
برخي از آسيبها كه ضرورت نگاه آسيب شناسي را تقويت ميكند به قرار زير است:
خاستگاه آسيب
آسيب و شرح آن
ظاهرگرايي
تهيسازي آموزه و اصلي هويتساز از جايگاه ارزشآفريني سياسي ـ اجتماعي و تبديل آن به مجموعهاي از مناسك ظاهري و احساسي درون مكتبي.
نگاه انحصارگرايانه
تبديل مهدويت از يك پيام فطري و اميد جهاني به نجاتبخشي اختصاصي درونفرقهاي.
عرفگرايي
غفلتورزي نخبگان و خواص ديني و علمي از فرهنگسازي روزآمد انتظار از جهت محتوا و شكل و واگذاري آن به فرهنگ عامه دور از بينش روزآمد سياسي ـ اجتماعي (و در نهايت دنبالهروي رسانهها و نهادهاي فرهنگي از عرف جاري).
بزرگنمايي
ـ بزرگنمايي بحث جنگهاي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و ارائه چهرههاي منفي از حضرت و دوران ظهور
يا بزرگنمايي بحث ملاقاتها و ديدارها كه زمينهساز رواج مدعيان ميشود.
كوچكنمايي
ـ كوچكنمايي تصوير شخصيت امام در دوران غيبت در قالب امامي كه منفعل، منزوي و دور از جوامع است (اين در حالي است كه امام را مجاهد تعريف كردهاند).
ـ كوچكنمايي نقش مرجعيت و روحانيت در فرهنگ انتظار و جشنهاي شعبانيه.
طرح مباحث غيرضروري
دامن زدن به بحث ازدواج حضرت و يا بحث محل سكونت حضرت و جزيره خضرا.
تطبيق تحميلي و جرئينگر مصاديق
تلاش براي تطبيق هر حادثه بر نشانههاي ظهور (بدون در نظر گرفتن مباحث سندي ـ استدلالي در روايات نشانهها و نبود نگاه جامع و كلان به هندسه نشانهها).
تفسير وارونه
همانند نگاه اغلب مردم به معني غيبت و تفسير آن به دوري امام از متن زندگي روزمره.
تفسير به متضاد
همانند تفسير انتظار (و زمينهسازي) به رها كردن جامعه به حال خود تا شرايط آخرالزماني گسترش يابد (بسط آخر الزمان به جاي بسط انتظار براي تحقق ظهور).
تعريف و تفسير بر اساس پيشفرضها
اجراي جشنهاي مهدوي بر اساس خواستههاي نفساني خود به جاي تلاش براي هماهنگسازي آن با معيارهاي جشن و شادي ديني.
آرزوانديشي به جاي تلاش منتظرانه
برخورد با نشانهها با رويكرد تطبيق و توقيت و ايجاد هيجانهاي كاذبي كه ضد فرهنگ انتظار و تكليفگريز است (و ريشه در تحميل آرزوهاي رشدنايافته مستعجلانه بر نشانهها دارد).
احساس خطر از اين فضاي آشفته در سطح جامعه اگرچه از يك دهه پيش زمينهساز پيدايش مراكز و مؤسسات علمي ـ پژوهشي در حوزه مهدويت و باعث شد تا شاهد كاهش تدريجي آسيبهاي فكري و اجتماعي در حوزه مهدويت باشيم، آنگونه كه از اين مراكز توقع ميرفت مسئله مطالعه و به روزرساني فرهنگي فعاليتهاي مهدوي در آن مراكز و نهادها صورت نگرفت و مشكل آسيبها و انحرافهاي فرهنگ و جشنهاي مهدويت همچنان باقي است.(1)
در اين شرايط شايسته است نظام برنامهسازي با موضوع مهدويت در رسانه ملي هم نظام مناسبي داشته باشد؛ به گونهاي كه با سياستگذاري راهبردي يا نيازشناسي اجتماعي و يا با هدف مديريت فرهنگي جامعه گامهايي بلند و محكمي در اين راستا بردارد.
در فرايند برنامهريزي مذهبي نميتوان تصور كرد برنامهريزي كلان و خصوصاً نرمافزاري برنامههاي مذهبي بدون حضور كارشناسان مذهبي طراحي گردد. بهويژه كه اكنون كارشناسان مذهبي رسانهشناس و متخصص فراواني هم در مركز پژوهشهاي اسلامي و همچنين در دانشكده صداوسيما در قم و در نهادهاي حوزوي هستند، كه ميتوانند در تمام مراحل برنامهسازي در مقام طراح و برنامهريز يا حداقل مشاور مذهبي
1) در اين زمينه ميتوان به دو رويداد انحرافي مهم اشاره كرد. يكي پيدايش موج نشانهگرايي در جامعه كه نقطه اوج آن در نرمافزار ظهور نزديك است خود را نشان داد، و ديگري در رسوخ جريانهاي انحرافي برونمرزي در سطح كشور است كه نقطه اوج آن در پديده بحراني مدعي يماني در عراق است كه در سطح كشور آسيبهاي فراواني ايجاد كرده است.
نقشآفريني كنند تا تعريف كارشناس مذهبي از كارشناس دور از فرايند برنامهسازي به كارشناس طراح نرمافزاري برنامهها توسعه و تعميم يابد.
اميد و نشاط در هر جامعه نشانه سرزندگي و بالندگي آن است. جشن و شادي هم يكي از نيازهاي فطري انساني است و اديان و مذاهب آسماني بدون توجه به نياز فطري به اميدآفريني نميتوانند ادعاي كامل و جامع بودن را داشته باشند. بلكه نقطه اوج و تعالي يك دين جامع آنگاه است كه به تعالي و قدسيتبخشي به نيازها و گرايشهاي زميني آدمي بپردازد. بهويژه گرايشهايي كه به ظاهر از فضاي قُرب و معنويت دور است.
با مطالعه ميداني روزآمد و مشاهده تاريخي مشخص ميشود كه تشيع يگانه مذهبي است كه توانسته به اين نياز بشري در كنار تعاليبخشي به آن پاسخ جامع دهد. كثرت اعياد و مناسبتهاي مذهبي شاد و مفرح و نشاطآور(1)در مكتب تشيع و پراكندگي آن در ميان مناسبتهاي ديگر و بهويژه مناسبتهاي حزنآور نشان از هوشمندي اين مكتب هم در پاسخگويي به اين نياز و هم در توزيع زماني آن است.(2)
در اين ميان، نيمه شعبان ـ با نظر به پيامها و مفاهيم مترتب بر آن ـ مهمترين جشن در فرهنگ شيعي است؛ جشني كه ضمن پيوند ناگسستني با مهدويت و انتظار، جايگاه هويتي براي انقلاب اسلامي نيز دارد و در تحولات معاصر منطقهاي ميتواند مبتني بر بُن مايههاي خود، يكي از ارزشهاي نرمافزاري و رسانهاي مهم جمهوري اسلامي ايران باشد. با اين نگاه رسانه براي توجه به اين موضوع هم در زمان جشنهاي شعبانيه و هم در طول سال ميتواند اهداف كلان زير را دنبال كند:
تعميق و ارتقاي ايمان ديني و اخلاق نيك و رفتار ديني در بستر فرهنگ اميدآفرين و نشاطآفرين مهدويت؛
ايجاد پيوند بين ارزشهاي و فرهنگ ديني و ارزشهاي انقلاب اسلامي و پويا كردن به اين پيوند در قالب قرار دادن بالاترين چشماندازهاي ديني و معنوي براي انقلاب؛
1) عيد ميلاد معصومان: و اعياد اسلامي ـ مذهبي همانند: غدير، بعثت، قربان، فطر و پذيرش اعياد ملي همانند عيد نوروز و... .
2) اصولاً تشيع تنها مكتبي است كه تلاش كرده به نياز به حزن و شادي موازي آدمي براي تخليه احساسها و هيجانهاي ناشي از فشارهاي زندگي، با طراحي نظام گسترده مناسبتهاي عيد و عزا و پراكندن آن در طول سال به پاسخگويي مناسب به آن بپردازد.
خنثيسازي امواج گسترده تهاجم فرهنگي دشمنان با ارائه بالاترين آرمانها براي انقلاب مبتني بر نگاه آيندهگراي مهدويت شيعي؛
تقويت فرهنگ و هويت ايراني ـ اسلامي بر مبناي توجه ويژه روابط متقابل تاريخي تشيع و ايران و تاريخ و آيندهگرايي مهدويت و رسالت مسلمان و شيعه ايراني؛
طراحي كلانترين هدف و چشمانداز براي نظام و تكتك شهروندان از منظر رسالتها و سياستهاي گام به گام زمينهسازي جهاني؛
تضعيف جريانها و فرقههاي انحرافي روزآمد با ارائه برترين و متعاليترين بسته اعتقادي ـ هويتي؛
تقويت اسلام ناب بر مبناي آيندهگرايي ديني در برابر جريان سكولار آيندهگرايي آمريكايي و اسلام سلفيِ گذشتهگرا؛
تقويت روحيه كار و تحرك و نشاطآفريني حداكثري در جامعه با تأكيد بر ضرورت هماهنگي مؤمنان با امام معصومي كه در مسير تحقق ظهور داراي برترين تلاش از جهت كيفي و كمي است؛
ايجاد روحيه اميد و آيندهنگري مثبت و عدم توقف و ركود و ايستايي، چه در دوران خوشي و چه در دوران سختيها و هجومها و بحرانها؛
ايجاد نگرش مثبت و آرمانطلبي در سطح جهاني و براي همه بشر بر محور مكتب و دين حق؛
پاسخدهي به نياز طبيعي و فطري بشر براي نشاط و فرح و جشني كه جامع معنويت و جلوههاي مشروع زندگي دنيوي باشد؛
ايجاد جاذبه جهاني براي مكتب حق (در كنار فرهنگ حزن و عزا) بر مبناي فرهنگ شادي مقدسي كه آرمانش رهايي و رشد و تعالي تمام جهانيان است.
با نظر به اهداف مذكور، راهبردها در دو حوزه برنامهسازي و محتوايي طراحي ميگردند كه شرح و گزارش آن چنين است:
پس از آنكه مقام معظم رهبري دهه نود را دهه پيشرفت و عدالت ناميدند و با نظر به همزماني اين دهه با اوج زمان اجراي سند چشمانداز و تأكيد مكرر ايشان بر مسئله پيچ
تاريخي، همچنين با توجه به گستردگي هجومهاي رسانهاي و گسترش كمّي و كيفي شبكههاي ماهوارهاي و اينترنتي، به نظر ميرسد براي موضوعي همچون مهدويت و فرهنگي چون انتظار و مناسبتي به مهمي نيمه شعبان در رسانه ملي و شبكههاي گوناگون برونمرزي، ملي و استاني بايد تحولات و اتفاقات مهمي رخ بدهد تا در نهايت صدا و سيما در رويدادي همانند جشنهاي مهدويت و انتظار از نقش حاشيهاي بيرون بيايد و به فرموده امام راحل رحمه الله به دانشگاه تبديل شود؛ دانشگاهي فعال، مهم و اثرگذار در زمينه فرهنگسازي، كه هدفش مديريت و هدايت غير مستقيم اين جشنهاي مذهبي و مناسبتي با نظر به اهداف روزآمد جامعه شيعي و سياستهاي كلان نظام مقدس جمهوري اسلامي است.
با نظر به اين اهداف كلاني كه از رسانه ملي انتظار ميرود، ميتوان راهبردهاي دستيابي به آن اهداف را در سطوح زير دستهبندي كرد:
الف) راهبردهاي كلان در حوزه برنامهسازي و مديريت سازماني؛
ب) راهبردهاي محتوايي:
راهبردهاي انديشه اي ـ كلامي؛
راهبردهاي سياسي؛
راهبردهاي اجتماعي؛
راهبردهاي فرهنگي.
الف) راهبردهاي كلان در حوزه برنامهسازي
پيشينه برنامهسازي سازمان در حوزه مناسبتهاي مذهبي نشان داده كه متولي توليد اين دسته از برنامهها عمدتاً گروه معارف يا گروه مناسبتهاي ديني ـ مذهبي در شبكههاست.
به نظر ميرسد با توجه به اهميت موضوع، لازم است حداقل براي مناسبت مهمي مانند جشن نيمه شعبان، راهبردهاي زير در حوزه طراحي و برنامهريزي اتخاذ گردد:
1) و يا شوراي عالي مناسبتهاي مذهبي كه به صورت فعال و پويا وارد ميدان شود و برنامه ريزيهاي ميان مدت و بلند مدت را براي شبكهها در اين راستا تعريف و طراحي نمايد.
جلسات منظم ماهانه براي رصد نيازها و آسيبها، شناسايي پيوسته اولويتها، برنامهريزي عملياتي همراه تقسيم كار مهندسي شده بين شبكهها، و جلوگيري از موازي كاري و تكرار.(1)
تشكيل شورايي از گروههاي گوناگون در هر شبكه براي فعالسازي حداكثري گروهها به منظور برنامهسازي در اين زمينه و ضرورت توجه به تنوع فرمتها و قالبهاي برنامهسازي نمايشي و غير نمايشي و تنوع و گستردگي موضوعها و مفاهيم مهدوي، جهت عملياتي شدن فعاليت حداكثري گروههاي برنامهسازي در فرصت زماني كافي و مطلوب و همراه با بسيج كردن منابع مالي كافي و فعال كردن گروههاي برنامهسازي توانمند.
توسعه دادن به كنداكتور پخش از زمان حداقلي شب و روز مناسبت، به دهه جشنهاي مهدويت و برنامهريزي مناسب براي همراهي و هماهنگي با نيازهاي جامعه براي آمادهسازي جشنها و خوراكدهي تدريجي و مطلوب در حوزههاي گوناگون علمي، فرهنگي، هنري، اجتماعي و... و تلاش براي اثرگذاري مثبت در حوزه مديريت نرمافزاري جشنهاي مردمي با هدف آسيبزدايي و غنيسازي نرمافزاري آنها؛
تشكيل كارگروه علمي ـ پژوهشي تخصصي رصد در مركز پژوهشهاي سازمان، براي جمعآوري روزآمد مطالب علمي در حوزه مهدويت و شناسايي روزآمد نيازها، آسيبها و بازخواني زمانمند اهداف و سياستهاي كلان نظام و رسانه ملي در هر سال تا در نهايت اين گروه با نظر به تنوع گروههاي برنامهساز انواع ايدهها، و موضوعهاي برنامهسازي را پيشنهاد و ارائه دهدريال؛(2)
1) در همين جا تأكيد ميگردد كه هدف اين نوشته نقد و بررسي برنامههاي سازمان در يك دهه اخير چه در حوزه برنامهسازي و چه در حوزه مديريتها و فعاليتهاي جانبي همانند جشواره آخرين منجي نيست و اين امر مجال فراخي ديگر و مطالعهاي فراگير ميطلبد. ولي باز براي نمونه، نگاهي اجمالي به يكي از طولاني ترين مجموعهها در اين زمينه در اين سالها يعني برنامه بسوي ظهور كه از شبكه دو كه در سه مجموعه متوالي توليد و پخش شد شاهدي بر بسياري ازمدعاهاي فوق است؛ چراكه اين برنامه اگرچه به ظاهر با همكاري بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود تهيه ميشد، در هيچ يك از مراحل سياستگذاري و بخشهاي برنامهسازي كارشناسان مهدوي آن مركز مشاركت نداشتند و نقش آن كارشناسان فقط هنگام پخش برنامه، آن هم در گوشهاي از برنامه بود. از جهت موضوعات هم بهويژه در بخش پاياني چندان نوآوري و تازگياي براي مخاطب نداشت و... و اخيراًٌ هم در مقام بازشناسي بحران جريان انحرافي يماني و يا گسترش خرده ادعاهاي انحرافي نمي توان نقش برنامههايي همانند آن را كه بر مسئله تشرفات يا احساس گرايي دامن ميزد، ناديده گرفت.
2) اين گروه ميتواند هرسال در قالب روش swot به رصد و شناسايي قو تها، ضعف ها، فرصتها و تهديدها در عرصه فرهنگ مهدويت و انتظار، هم در سطح كشوري و هم در نگاهي كلان تر در سطح جوامع شيعي بپردازد و متناسب با واقعيتها و نيازها و آسيبها و چشم اندازها، در حوزه رسانه و در سطوح گوناگون برنامهريزي كلان كند.
سرمايهگذاري و اهتمام به برنامهريزي براي توليد آثار داستاني و نمايشي و انيميشن و مستند در موضوع مهدويت در كنار راهاندازي كارگروه ايدهها جهت توليد ايدهها و موضوعات عالمانه و روزآمد و متنوع از بين كارشناسان مذهبي رسانهشناس و خلاق و ايدهپردازان و نويسندگان برجسته سازمان در گروههاي مختلف برنامهسازي؛
ايجاد پيوند مستمر با نهادهاي نخبگاني و علمي چه در حوزه مهدويت و چه در حوزههاي فرهنگي و اجتماعي براي مشاركتدهي و فعالسازي نرمافزاري و سختافزاري آنها در فرايند برنامهسازي و بهويژه شناسايي تنوع كارشناسان مهدوي و غير مهدوي مرتبط در گرايشهاي علمي گوناگون به منظور تنوعبخشي و غنيسازي علمي و محتوايي برنامهها و ارائه بستههاي نرمافزاري مطلوب به جامعه در سراسر مراحل اجراي جشنها؛
شناسايي جامع جغرافياي اماكن و فرهنگهاي مهدوي در گستره جغرافياي شيعه و برنامهريزي حساب شده براي پوششدهي هوشمندانه از آن ايدههاي مكاني يا فرهنگي در كنار ارائه بستههاي كارشناسسي و نخبگاني لازم؛(1)
با وجود عتبات عاليات در عراق، در كنار سيل زائران ايراني در عراق و وجود اماكن و فرهنگهاي مهدوي بسيار قوي در ان منطقه ميطلبيد كه پس از سقوط صدام سازمان، كارگروهي ويژه براي اين منطقه تشكيل دهد و ضمن رصد ظرفيتها به شناسايي فرصتهاي برنامهسازي و تعيين اولويتها بپرازد و برنامههاي مذهبي ـ مهدوي بسياري توليد كند؛ خصوصاً در شهري همانند كربلا يك استديو يا حتي يك شبكه فعال شبانه روزي براي پخش در داخل كشور (حتي با كمك بعثه رهبري يا برخي از شبكههاي شيعي همسو و با همكاري آستانه مقدسه دو حرم حسيني و عباسي) طراحي و اجرا ميگرديد.
ولي متأسفانه امروزه سازمان نه تنها مخاطب شيعه عراق را در اختيار ندارد، بلكه درباره ظرفيتهاي برنامهسازي در موضوع عتبات مقدسه و اماكن مذهبي بهتازگي هم از شبكههاي شيعي عراقي همسو و هم از مثل شبكهاي همانند امام حسين7 در حال عقب افتادن است.
1) در اين زمينه يكي ازكاستيهاي بسيار مهم سازمان عقب افتادن از شرايط و تحولات منطقهاي است؛ چراكه در بحث مهدويت يكي از ضرورتهاي برنامهسازي، توليد برنامههايي است كه متناسب با اقتضائات وحدت اسلامي و شرايط حاكم بر جغرافياي جهان اسلام، شناسايي و تعيين اولويتهاي برنامهسازي بر اساس جغرافياي تشيع باشد؛ حصوصاً در يك دهه اخير و بهويژه پس رشد فزاينده حضور سياسي و اجتماعي شيعيان در منطقه و خاصه در كشورهاي عراق و افغانستان و... .
2) اين در حالي است كه مخاطبان شيعي فراواني در گستره افغانستان و شبه قاره هند يا در آسياي مركزي و يا در آسياي جنوب شرقي و يا انبوه شيعيان و علويان ترك زبان در جغرافياي كشورهاي ترك زبان مورد غفلت فراگير سازمان قرار گرفته است.
توجه به رويكردهاي گوناگون برنامهسازي و تلاش براي برنامهسازي در همه حوزهها با رويكرد اطلاع رساني، آموزشي، ارشادي، تربيتي، تفريح و سرگرمي؛
تلاش براي سفارش ايدههاي روزآمد پيشبيني شده در فرصت كافي به جامعه خطبا، مداحان و هنرمندان.
ب) راهبردهاي محتوايي در موضوع مهدويت
در زمينه راهبردهاي محتوايي مهمترين راهبردي كه سازمان بايد در نظر قرار دهد، ايجاد نگاه جامع به هندسه مفاهيم و موضوعهاي مهدوي در فرصت جشنهاي مهدويت (و در ديگر فرصتهاي ساليانه) است. نگاه جامعي كه بر آمده از مباني عقلي و نقلي مكتب تشيع باشد و به آشنايي كامل مديران و برنامهسازان با حوزههاي گوناگون معارفي و معرفتي مهدويت منجر شود. هدف كلان در اين حوزه بايد دورسازي موضوع مهدويت و انتظار از فضاي احساسي و عرفيگرايي صرف، و جهتدهي آن به سوي اهداف كلان نظام در حوزههاي سبك زندگي ديني منتظرانه و نظام و تمدنسازي زمينهساز باشد؛ رويكردي كه براي نمونه يكي از بركات مهمش معطوفسازي جامعه منتظران از علامتگرايي (علائم و نشانههاي ظهور) به سوي عوامل زمينهسازخواهد بود. در اين زمينه بايد آثاري توليد شود كه هم تبيين جامعي از هندسه معرفتي مهدويت داشته باشد و هم به معرفي ايدهها و موضوعات نمايشي و غير نمايشي توليد و تهيه ياري رساند. همچنين بايد يك مركز براي برنامهريزي توليد محتوايي و جمعآوري آثار موجود در سازمان راهاندازي گردد.
با اين پيشدرآمد، فهرست راهبردهاي ارائه پيام در حوزه امامت، مهدويت و انتظار در رسانه ملي چنين خواهد بود:
يك ـ راهبردهاي اعتقادي ـ بينشي
مهمترين آسيب در زمينه جشنهاي مهدوي نگرش غلط و همراه با افراط و تفريط به آموزههاي مهدويت است. در حقيقت هنوز پيوند عميقي در سطح جامعه بين مهدويت و نظام اسلامي و رسالتهاي تمدني و جهاني آن صورت نگرفته است. بر اين اساس، از راهبردهاي مهم رسانه بايد اصلاح نگرش مخاطبان به مهدويت و فرهنگ انتظار باشد.
اول ـ راهبرد معرفي تشيع در روش مقايسهاي و تطبيقي با ديگر اديان و مذاهب، به عنوان يگانه مكتب آيندهگرا: يكي از راهبردهاي سازمان در ايجاد بينشي عميق و آگاهانه، بايد آموزشدهي و نهادينهسازي روش دينشناسي مقايسهاي و تطبيقي عالمانه باشد؛ روشي كه قرآني ـ عقلاني و در حد فهم و توان آحاد جامعه است. همچنين در زمينه بازشناسي مهدويت شيعي در مقايسه با تعطيلي يا ابهام آيندهنگري غير شيعي بهترين روش براي اصلاح و ارتقا و تعميق بينش مهدوي ميباشد.
دوم ـ راهبرد نقد نظريات تلاشگر براي حداقلانگاري يا در حاشيهبرنده آموزه مهدويت شيعي (همانند منجي اهل سنت و يا مسيحيت و...).
سوم ـ راهبرد بازشناسي شخصيت جامع و كامل امام زمان (راهبردي درونديني براي ارتقابخشي به ذهنيتهاي ناقص و نارساي مهدي باوران): متأسفانه برداشت اكثر افراد جامعه از امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف برداشتي ناقص و شخصي است؛ برداشتهايي كه غالباً از آگاهيها يا مطالعات سطحي و ناقص ناشي شده است؛ مواردي همانند اينكه امام در دوران غيبت غايب و منفعل است و در آينده داراي كنشگريِ مثبت و فعال خواهد بود (و زمان حال را به حال خود رها كرده يا نگاه حداقلي به زمان حال دارد) و يا اينكه رابطه متقابل ما و آن حضرت به جاي رابطه دو سويه تبديل به رابطهاي يك سويه و همراه با مطالبات و توقعهاي فراوان از امام است. فراواني ذهنيتهايي همانند اين نوع نگاهها باعث شده كه اكثر مهديباوران در متن زندگي خود، از انتظار و سبك زندگي منتظرانه تعريفي حداقلي داشته باشند. اين در حالي است كه بر اساس آموزههاي ديني امام در هر لحظه از زمان داراي بالاترين تلاش و فعاليت، البته در پس پرده غيبت است. ازاينرو لازمه مهديباوري؛ گونه حداكثري خواهد بود و دائره اين مهديياوري را بايد در بازشناسي روزآمد حق و باطل سياسي و اجتماعي و جغرافيايي دانست و تعريف كرد.
بنابراين، وظيفه برنامهسازان، توليد مجموعه برنامههايي خواهد بود كه به بازشناسي عالمانه شخصيت امام غايب در حد فاصل ذهنيت مخاطبان تا واقعيت و حقيقت ديني بپردازد. آنان بايد در قالب اين مجموعه برنامهها ضمن آسيبشناسي باورها، به ارائه باور درست و تعميق آن باور درباره شخص و شخصيت امام ياري برسانند.
چهارم ـ راهبرد بازشناسي زيباشناسانه آموزههاي مهدويت (راهبردي با رويكرد دفع و پاسخگويي به تبليغات سوء دشمنان): در سالهاي اخير بهويژه با شبهات و هجمههاي شبكههاي ماهوارهاي و اينترنتي، دشمنان مهدويت و تشيع كوشيدهاند شخصيت و چهرهاي منفي از امام زمان و معارف مهدويت به نمايش بگذارند. بازتاب اين تلاش تضعيف باورداشت مهدويت در سطح جامعه بهويژه در ميان جوانان و نوجوانان است. بر اين پايه، يكي از راهبردهاي مهم رسانه در زمينه مهدويت بايد بازشناسي ابعاد زيباگرا و جذاب شخصيت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و آموزههاي مهدويت و جلوههاي مهر و محبت و مهرباني امام زيباييها و مهربانيها باشد و باعث تقويت ايمان مهديباوران و ايجاد گرايش و كشش در غير شيعيان نسبت به مهدويت گردد.
پنجم ـ راهبرد ترويج نگاه عالمانه به ادعيه و زيارات مهدوي: ادعيه و زيارات مهدوي بخش مهمي از معارف ناب مهدوي است كه حداقل در قالب كتاب مفاتيح الجنان در اختيار سطح وسيعي از جامعه قرار دارد. نگاه به اين ادعيه و زيارات غالباً جزئي و ناقص و احساس و عاطفي است. در حالي كه مواجهه عالمانه و انس مداوم با اين ادعيه و زيارات ميتواند به غنابخشي معرفتي جامعه در حوزه معرفت مهدوي منجر شود و در نتيجه هم رفتار و هم فرهنگ منتظران ارتقا بيابد.
دو ـ راهبردهاي سياسي
در حوزه سياسي براي تعميق باورپذيري آموزه مهدويت چند راهبرد مهم بايد مورد توجه قرار گيرد، از جمله:
اول- معرفي مهدويت به عنوان يگانه اصل ديني ـ سياسي آيندهنگر كه توانايي طراحي كلانترين چشمانداز و هدفگذاري در مسير نظام و تمدنسازي و جهانيسازي ارزشهاي سياسي اسلام را دارد؛
دوم- ايجاد نياز در مخاطب براي مهديباوري از منظر استقرا و تحليل تجربههاي سياسي ـ تاريخي بشر و اثبات ضرورت سياسي مهدويتخواهي و حركت به سوي پايان تاريخ ديني، بر مبناي ناكارآمدي تجربههاي سياسي ـ اجتماعي بشر در بستر تاريخ؛
سوم- اثبات و باورپذيرسازي ولايت فقيه در دوران غيبت به عنوان استمرار اصل نبو ت و امامت و بهترين شيوه حكومت غيرمعصومانه ديني؛
چهارم- تبيين ظرفيتهاي نرمافزاي و اميدبخش و عدالتگراي مهدويت شيعي به عنوان مهمترين بستر براي گسترش ارزشها و شعارهاي انقلاب اسلامي ـ بهويژه در فرصت بيداري اسلامي و جنبشهاي ضد سرمايهداري ـ ؛
پنجم- هشداردهي به جامعه ايراني در اوج فتنههاي آخرالزماني ؛
ششم- توسعه بينش سياسي جامعه در موضوع دشمنشناسي با ارائه تحليل تاريخي درگيري حق و باطل و تشريح و تبيين كمّي و كيفي دشمنيهاي فراگير آخرالزماني ؛
هفتم- گسترش و تعميق علاقهمندي و گرايش عمومي جهاني نسبت به انقلاب و نظام از منظر يگانه نقطه اتكاي شيعيان، مسلمانان، محرومان و مستضعفان جهان؛
هشتم- گسترش بخشي و عينيت دادن به احساس فطري ظلمگريزي و پرهيز از توسعه فرهنگ اجتماعي انظلام (ظلمپذيري) و ايجاد حس همدردي با مستضعفان جهان به گونهاي كه هر فرد به صورت جدي به مسئله عدالت جهاني بينديشد و در اندازه مقدورات خود عمل نمايد؛
نهم- جهتدهي حضور مردم در جشنهاي شعبانيه به عنوان حضوري ديني، انقلابي، سياسي در مسير افزايش وحدت عمومي (سياسي، اجتماعي) بهويژه در شرايط حساس داخلي يا منطقهاي.
دهم- احياي همبستگي اجتماعي پس از تنشها و دلزدگيهاي احتمالي ساليانه بر محوريت مشاركت اجتماعي در جشنهاي مهدويت؛.
يازدهم- تقويت روحيه اميد و مبارزهطلبي و استكبارستيزي؛
سه ـ راهبردهاي اجتماعي
اول ـ راهبرد تشويق به جمعگرايي ديني و تشكيل هيئت در فضاي جشنهاي مهدوي: در مكتب شيعه و در فرهنگ عاشورايي مشاركت اجتماعي شيعيان در قالب «هيئت» است. ساختار هيئت به گونهاي است كه مشاركت همگاني به همراه استفاده از كارشناسان مذهبي و مشاركت عوام و خواص و همراه با تواضع نخبگاني در انجام دادن امور خير است. تا در نهايت فرهنگي پديد آيد كه غني، روزآمد و همراه با احتمال كمتري از تحريفها و انحرافها باشد.
اين موضوع متأسفانه كمتر در فرهنگ جشنهاي شعبانيه رخ ميدهد؛ زيرا درست است كه در اين فرهنگ اكثر مردم مشاركت دارند؛ مشاركتي غالباً خودجوش، اما خودرأي و با كمترين پشتوانههاي معرفتي و علمي و كمترين بهرهگيري از مشاركت فكري كارشناسان مذهبي است. بدين جهت آسيبهاي جشنهاي شعبانيه اخيراً بهشدت رو به فزوني گذاشته است.
ازاينرو يكي از راهبردهاي مهم اجتماعي رسانه در جشنهاي شعبانيه، بايد ترغيب و تشويق آحاد جامعه و خصوصاً علاقهمندان به فعاليت در حوزه جشنهاي مهدوي براي تشكيل يا حضور در هيئتهاي مذهبي با همكاري كارشناسان ديني و مذهبي و ارباب فرهنگ و هنر باشد.
دوم ـ راهبرد ارتقاي سطح فضايل و اخلاق اجتماعي با تأكيد بر احياگري اصول اخلاقي جامعهساز: در بينش شيعي جامعه و شهر انتظار و شهروندان منتظر، در حدفاصل مدينه النبي (به عنوان ريشهها و مباني) و مدينه المهدي (به عنوان چشمانداز و الگوي ديگر جوامع) قرار دارند. ازاينرو بايد اين دو سويه ديروزي و فردايي را مبناي رفتار اجتماعي خود قرار دهند؛ بهويژه اصول اخلاقياي همانند رعايت عدل و قسط و تقدم حقوق اجتماعي بر حقوق فردي (تقدم ايثارگري بر فردگرايي).
سوم ـ راهبرد ترويج مهدويت به عنوان نرمافزاري براي طراحي سبك زندگي منتظرانه (سبك زندگي مهدوي) و جايگزيني مهديگرايي احساسي با مهديزيستي عملي و فراگير: از آسيبهاي رايج در فرهنگ انتظار در جامعه، تبديل شدن مهدويت به يك آموزه احساسي و عاطفي است؛ در حالي كه مهدويت به عنوان تجلي روزآمد اصل امامت شيعي، مهمترين نرمافزار در مكتب تشيع است كه بايد شكلدهنده سخت افزار عملي و عيني زندگي روزمره و بهويژه مسائل كلان آن باشد. تأكيد بر انتظار و منتظرانه زيستن جزو سفارشهاي فراوان ائمه معصومين عليهم السلام دردوران غيبت و بهويژه در دوران آخرالزمان است؛ چراكه در اين دوران هجومها و آسيبها در سبك و روش زندگي زياد ميشود تا بدان حد كه خطر وارونگي در شخصيت انساني و هويتهاي اجتماعي بلاي فراگير انسانها شده و سقوطي فراگير گريبان گير بشر ميگردد. بر طبق آموزههاي
ديني در اين شرايط، يگانه راه نجات، منتظرانه زيستن است. بديهي است اين زيست منتظرانه نبايد در حد شعار باشد، بلكه بايد جلوههاي عيني و عملي آن شناسايي شود و پس از معرفي، مبناي فرهنگسازي قرار گيرد.
بر اين اساس، از راهبردهاي مهم رسانه در جشنهاي ديني به صورت عام و در جشنهاي مهدوي به صورت خاص، بايد ترويج مهديزيستي از جهت مفهومي و مصداقي باشد.
چهارم ـ راهبرد معطوفسازي جامعه منتظر از علامتپيمايي به جامعهاي عاملگرا: در مسير آسيبزدايي و تلاش براي ارتقاي بينش مهدوي، منتظران به جاي تكليفگريزي و عافيتطلبي و توقع تعجيل با تطبيقهاي ناقص و بيمبنا و آسيبزا در زمينه نشانههاي ظهور، بايد به سوي بازشناسي عوامل و شرايط ظهور معطوف شوند و تكتك افراد و نهادها خود را در مسير ظهور، صاحب مسئوليت و تكليف ببينند و به جاي نشانهپيمايي به وظيفهگرايي روي بياورند.
چهار ـ راهبردهاي فرهنگي
فرهنگ جشنهاي مهدوي در نيمه شعبان امروزه مهمترين جشن و هويت شاديبخش در جوامع شيعي است و البته فرهنگي است كه متأسفانه امروزه گرفتار انواع گرايشهاي عرفيگرايي و سطحي زدگي شده است. در اين زمينه رسانه وظيفه دارد كه در تعميق و غنيسازي فرهنگ اصيل مهدوي به توليد آثار فاخر بپردازد و براي بهسازي فرهنگ مهدويت وانتظار برنامهريزي كند. بنابراين در اين زمينه رسالت سنگيني بر عهده مديران و برنامهسازان رسانه است. آنان ابتدا بايد خود را از فقر و ضعف آگاهي نسبت به معارف مهدوي و از بياعتنايي به آسيبهاي فراگير در فرهنگ مهدوي موجود در سطح جامعه دور كنند و آنگاه براي توليد آثار فاخر در اين برنامهريزي كنند. راهبردهاي معطوف به اين رسالت چنين است:
راهبرد فعالسازي نخبگان فرهنگي و هنري در زمينه جشنهاي مهدوي: رسانه ملي ميتواند با برنامهريزي درست و فعالسازي هنرمندان و نخبگان در قالب برنامههاي گوناگون و متنوع علمي، فرهنگي و هنري، بهتدريج با پرهيز از توليد آثار تكراري، و پخش نواها و موسيقيها و محصولات موجود نازل يا متوسط در سطح جامعه، زمينهساز توليد آثار فاخر و ممتاز در
حوزههاي گوناگون فرهنگي و هنري و حتي در زمينه خطابه و تبليغ ديني باشد؛ چراكه تبليغ ديني از رسانه ملي, با نظر به اقتضائاتي كه دارد, هميشه بايد عالمانه و تخصصي باشد.
در اين زمينه توليد اثار استوديويي، حتي در زمينه مداحيها و آواهاي مذهبي آييني، با توجه به گستردگي نيازهاي جامعه، بايد در دستور كار برنامهسازان قرار بگيرد.
ج) راهبردهاي ناظر به مخاطب و شبكه
با توجه به تنوع مخاطبان برنامههاي سازمان صدا و سيما و گستردگي شبكههاي راديويي و تلويزيوني آن، بخشي از راهبردهاي پيشنهادي راهبردهاي ناظر به تنوع مخاطب و تنوع شبكهها و بدين شرح است:
يك ـ راهبرد برنامهسازي مهدوي در شبكههاي استاني
نظر به غلبه و حاكميت شبكههاي ملي بر جامعه و فرهنگ كشور و خلأها و كمبودهاي فرهنگي و برنامهسازي در اين شبكهها در كنار غنا و قوت فرهنگهاي بومي و محلي موجود يا بالقوه، راهبرد طراحي و سفارش برنامههاي بومي و استاني با رويكرد مخاطب كشوري ميتواند باعث غناي فرهنگ و برنامهسازي مهدوي و تنوعبخشي به آنها شود.
تنوع آواها، فرهنگها و جشنها اگر با كيفيت بالاي كارگرداني و به گونهاي تخصصي و هنري توليد گردند، ضمن عرضه از شبكههاي گوناگون رسانه در اختيار عموم هم قرار ميگيرند و به غناي عمومي فرهنگ انتظار ياري ميرسانند.(1)در اين زمينه همچنين متناسب با تنوع آسيبهاي مهديباوري در جغرافياي استاني، ضرورت فعالسازي شبكههاي استاني در مرزباني و دفاع از فرهنگ مهدويت و انتظار در هر استان ضروري است.(2)
1) همانند كار بسيار زيبا اما ناتمام كاروان عاشورايي كه براي يكي دو سال در شبكه يك سازمان آزموده شد.
2) براي نمونه، در سالهاي اخير سهگانه وهابيت، بهائيت و بهتازگي جريان انحرافي يماني، هريك بهنوعي به جان مهدويت شيعي در جغرافياي استاني افتادهاند. در اين زمينه وهابيت در مناطق همجوار با اهل سنت يا در محدوده اقليتهاي نژادي و زباني قوي تر عمل ميكند (همانند خوزستان و بلوچستان) و بهائيت بر دو فرصت اجتماعي قشرهاي مدرن و سكولار يا قشرهاي محروم در محدوده استانهاي مركزيتر عمل ميكند. جريان يماني هم اگر چه نقطه ورودش از منطقه عربنشين خوزستان بوده تا خراسان، كانون تبليغات خود را بر قشرهاي مذهبي خصوصا دو قشر عاشقان امام مهدي و محرومين مذهبي قرار داده است. جالب است اين جريان كه متمسك به برخي از روايات ضعيف و خوابگرايي و نشانهگرايي و استخاره است در هر استان بر اساس يك فرهنگ شناسي محلي يكي از اين عناصر را بزرگنمايي كرده است.
دو ـ راهبردهاي شبكههاي برونمرزي
اول ـ راهبرد انتقال و ترويج مهدويت به عنوان فطريترين پيام تشيع براي مخاطب غير مسلمان: برنامهسازي مهدوي براي مخاطب جهاني يكي از حوزههاي مهجور در سازمان است؛ چراكه تلقي برنامهسازي مهدوي، برنامهسازي درباره شخص و شخصيت امام مهدي يا آموزههاي تاريخي مهدويت و يا انحصاراً فرهنگهاي بومي شيعيان درباره مهدويت شيعي است؛ آموزههايي كه كمترين جايگاه را براي مخاطب خارجي غير مسلمان را ندارد. اين در حالي است كه مهدويت شيعه مبتني بر گرايشهاي فطري انسانها تعريف گرديده است. از اين منظر ميتوان انواع برنامهها را ناظر به اين قابليت فراگير انساني با ملاحظات زيرتوليد كرد:
برنامهسازي ناظر به مهديخواهي فطري از منظر معرفي و تعاليبخشي گرايشهاي فطري انساني همانند عدالتخواهي، معنويتگرايي، زيباييجويي، ميل به دانايي و رشد و شكوفايي، آرمانگرايي و كمالطلبي و مدينه فاضلهخواهي در گستره جهاني؛
برنامهسازي با هدف نقد و بررسي ناكامي تاريخي تمام مكاتب و مذاهب در تحقق گرايشهاي فطري و آرزوهاي انساني؛
برنامهسازي در حوزه ظلمهاي جديد حتي در جوامع بهظاهر پيشرفته كنوني و در حقيقت بيعدالتيها و استثمار مدرن علمي، اجتماعي و اقتصادياي كه جوامع وجود دارد و حتي در اين جوامع هم عدالت گمشده اكثر انسانهاست؛
برنامهسازي در حوزه مشتركات اديان و مذاهب در زمينه موعودباوري و تلاش براي خارج ساختن منجيگرايي اديان از نگاههاي انحصارگرايانه به سوي تلاش براي ايجاد همگرايي و تقريب بينالاديان و بينالمذاهبي بر محوريت مشتركات موعودباوري؛
تلاش براي شناسايي مسائل اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي مناطق گوناگون جغرافيايي با كمك دفاتر برونمرزي و برنامهسازي مهدوي فطري و انساني و هماهنگي متناسب با آن.
براي نمونه، برنامهسازي براي جغرافياي نژاد زرد (چين و كره و ژاپن) كه در حال تجربه توسعه و مدرنيسم است با برنامهسازي براي جامعه آمريكاي لاتين و جنوبي يا حوزه كشورهاي اسپانيايي زبان و يا حتي براي جغرافياي منطقه هندوچين (كشورهايي همانند تايلند و ويتنام و لائوس و مالزي و... )، متفاوت خواهد بود. در اين رصد بايد
حداقلهاي مشترك فطري انساني تا موارد انحصاري يا مشتركات ديني يا فرهنگي و يا اجتماعي شناسايي شوند و موضوع برنامهسازي قرار گيرند. پس از رصد اين موضوعات و ايدهها، برنامهسازي ميتواند با هدف برنامهسازي براي دو گروه مخاطب خاص در همان جغرافياها و همچنين براي مخاصب عام جهاني صورت بگيرد؛
راهبرد تلاش براي جذب نخبگان با محوريت تبليغ براي عدالت علمي در جهان بشري و همچنين تأكيد بر عقلاني و فطري و عالمانه بودن مهدويت شيعي؛
ضرورت معرفي راهبرد مهدويت و جهانيسازي و آيندهنگري شيعي كه مبناي انقلاب اسلامي ايران است به عنوان يگانه نرمافزار رقيب براي آيندهگرايي و جهانيسازي آمريكايي و غربي؛
معرفي راهبرد ضرورت خاورميانهپژوهي براي پيروان اديان سهگانه يهوديت، اسلام و مسيحيت براي حساسسازي آنها نسبت به مسير گذشته، آينده و حال اديان در اين منطقه و جغرافياي حق و باطلي كه در اين زمانهاي سهگانه در اين منطقه وجود داشته، دارد و خواهد داشت؛ همچنين تبيين رسالتها و مسئوليتهايي كه براي انسانهاي آگاه و مسئول و دلسوز تعريف ميگردد و ارائه راهكارهايي كه ميتواند باعث دفع فتنههاي ديني و تقويت همزيستي اديان در منطقه بگردد؛
مهديشناسي تطبيقي بر مبناي بازخواني تاريخي و شخصيت پيامبران، با هدف دفع شبهات اهل كتاب و اهل سنت از شخصيت، معارف و تاريخ مهدويت شيعي بر مبناي گفتمان مشتركي كه همگان در مورد پيامبران دارند.
دوم ـ راهبرد انتقال پيام براي مخاطب مسلمان: مهدويت اگرچه آموزهاي مشترك در انديشه اسلامي است, از سويي تحريفها و انحرافها در فرقههاي گوناگون اسلامي، باعث ايجاد فاصلهها و تفرقهگرايي در اين آموزه شده و از سوي ديگر باعث ركود و ايستايي اين آموزه در جوامع مسلمان هم شده است. بدين جهت در فرصت جشنهاي مهدوي برنامهسازان بايد در يك زمانشناسي، نيازشناسي و آسيبشناسي روزآمد نسبت به فضاي جهان و جغرافيا و جوامع اسلامي (و همچنين مخاطبان استانهاي اهل سنت نشين داخلي) در مقام برنامهسازي در نگاهي تركيبي بين مقام جاذبه و دافعه عمل كنند؛ بدين معني كه ضمن بزرگنمايي مشتركات مهدويت شيعي و غير شيعي در يك نگاه تطبيقي، به آسيبشناسي عوامل ايستايي فرهنگ مهدويت در فرقههاي ديگر بپردازد.
در اين زمينه ميتوان از مباني فطري مهدويت شيعه كه در ديگر فرقههاي اسلامي دچار تحريف شده است ياري گرفت و گرايشهاي فطري مسلمانان را به سوي مهديخواهي فطري ـ اسلامي برانگيخت. در اين زمينه راهبرد پرداختن به مباحثي همانند بحث عدالت از منظر كلامي، سياسي و تجربه تاريخي آن در جهان اسلام يا بحث آسيبشناسي تاريخي حكومتها و جوامع اسلامي و يا بحث تحليل ريشههاي ركود اجتماعي مسلمانان و عوامل مؤثر بر بيداري اسلامي ميتواند راهگشا باشد.
بديهي است نرمافزار مهدويت شيعي بر بنيان اصول فطري آن ميتواند مهمترين نرمافزار آيندهنگر اسلامي براي دور ساختن جوامع مسلمان از وهابيت سلفيگرا يا سكولاريسم غربگرا باشد.
سوم ـ راهبرد انتقال پيام براي مخاطب شيعي در گستره جهاني: نظر به رواج نگرشهاي فرقهاي و درونديني و غفلت و بيتوجهي از الزامات همزيستي جهاني با مسلمانان و غير مسلمانان، متأسفانه بسياري از شيعيان، چه در ايران و چه در جغرافياي تشيع و چه در قالب اقليتهاي شيعي كه در جغرافياي كشورهاي اسلامي يا غير اسلامي زندگي ميكنند، نسبت به انديشه مهدويت و فرهنگ انتظار داراي قرائت و تفسيري انحصارگرايانه و درونفرقهاي هستند و حتي مراسمها و جشنهايي كه بر گزار ميكنند غالباً رويكردي درونگروهي دارد و كمتر سمت و سوي جاذبهآفريني براي مخاطب جهاني دارد. آنان متأسفانه از قابليتها و جلوههاي فطري و جهاني مهدويت شيعي غافلاند. بدين جهت نتوانستهاند جشنهاي مهديخواهي را رفتهرفته به جشن و فرهنگي شناخته شده و حامل پيام جهاني براي جهانيان تبديل كنند (برخلاف عاشورا كه براي جهانيان بيشتر شناخته شده است). بدين جهت يكي از راهبردهاي بسيار مهم و كلان رسانه بايد تلاش براي فعالسازي گسترده مخاطبان شيعي و مسلمان، در مسير ايجاد جاذبه جهاني براي اين فرهنگ و جشن ديني ـ فطري باشد. يكي از گروههاي اجتماعي كه ميتوانند به عنوان گروه هدف مورد توجه قرار گيرند شيعيان ايراني مهاجر يا شيعيان داراي همزيستي با اهل سنت يا مسيحيتاند تا در نهايت جامعه گسترده شيعه از جامعهاي منفعل و مواجه با تهاجم فرهنگي به جامعهاي فعال و مدعي ترويج فرهنگهاي فطري و اميد بخش و آيندهنگري اسلامي در سطح جهاني تبديل بشوند.
بخش دوم در جستوجوي طرحي براي ايدهيابي برنامهسازي
زير فصل ها
پيشدرآمد
بازشناسي اجمالي مهدويت
بخش ايدهيابي ناظر به نگاه بينارشتهاي در حوزه علوم انساني
پيشدرآمد
در فرايند برنامهسازي رسانهاي نخستين مسئله و دغدغه هميشگي برنامهسازان، معضل ايدهيابي و روزآمدسازي ايدههاي ناب است. اينكه ايدههاي ناب چه هستند و از كجا ميآيند دغدغه هميشگي برنامهسازان و فيلمنامهنويسان است. البته يافتن ايده, يگانه مشكل در آفرينش اثر رسانه اي ـ هنري نيست؛ بلكه پس از يافتن ايدهاي جذاب، دغدغه بعدي پرورش آن است.
اينكه ايده جذاب چه ويژگيهايي دارد و چگونه ميتوان اين گونه ايدهها را با ذهني خيال پرداز پرورش داد، موضوع اين اثر نيست؛ اما براي تبيين موضوع پژوهش كه ايدههاي مهدوي است، به آن اشاره ميكنيم. در ابتدا بايد ايده را به اجمال تعريف كرد.
ايده، يك مفهوم يا يك اثر ذهني است و اگر با خلاقيت همراه شود راهكاري باارزش براي حل چالش موجود ارائه ميدهد. ازاينرو، ايده خلاق تغذيهكننده فرايند برنامهسازي است و ميتواند به محتواي برنامههاي مهدوي انسجام دهد.
منشأ پيدايش ايده را شش امر ميدانند(1)كه عبارتند از:
موضوع بعد درك اين مسئله است كه در چه زماني ايده خام ابتدايي در ذهن جرقه ميزند. البته زمان جرقه زدن ايده در ذهن را نميتوان پيشبيني كرد, ولي هنرمند و نويسنده ميتواند آگاهانه به بسترسازي براي ذهن بپردازد تا فرصتهاي بارش ايدهها را تسهيل نمايد. منابع مؤثر بر خلاقيت و جولان و بارش فكري كه احتمالاً ميتوانند به پيدايش ايده منجر شوند، عبارتاند از:
1) نوشتن براي سينما، مجموعه مقالات، نويسندگان مختلف، بنياد فارابي، تهران، 1383.
تجربه زمان حال، گفتوگو، مطالعه، يادآوري، تخيل.
موضوع بعدي پس از تولد و يافتن ايده، پرورش و شكوفايي و غنيسازي آن است؛ بدين معني كه چگونه ايده را مبتني بر ساختارهاي گوناگون علمي ـ رسانهاي در ذهن خود بازگويي و بازسازي كنيم تا بهخوبي ورز بيايد و جنبههاي گوناگون پردازش آن كشف گردد.
با تبييني كه از عوامل مؤثر بر پيدايش و شكفاسازي ايده بيان شد، معلوم ميگردد كه در فرايند توليد آثار هنري ـ رسانهاي رسالت و مسئوليت سنگيني بر عهده هنرمندان و برنامهسازان و حتي مديران و تصميمگيران است. چراكه بر آنان است كه براي خلاقسازي ذهن و فكر خود بسترهاي لازم را براي بارش ايدههاي نو و جذاب فراهم سازند. اين مهم در فرايند برنامهسازي مذهبي با توجه به حساسيتهاي اجتماعياش سنگينتر است.
بدين جهت براي داشتن مجموعهاي از ايدههاي متنوع در مسير برنامهسازي در موضوع مهدويت و انتظار ـ كه تأمينكننده انبوه نيازهاي برنامهسازي بهويژه معطوف به گستردگي راهبردهاي پيشين باشد ـ ابتدا بايد در جستوجوي الگويي براي فرايند توليد و كشف ايدهها بود تا در مقام برنامهسازيِ عالمانه و تخصصي گرفتار تكرار و فقر محتوا نشد.
براي تأمين اين نياز و با هدف پوياسازي خلاقيت هنرمندان و برنامهسازان به نظر ميرسد بتوان الگويي بر اساس روش بينا رشتهاي در علوم ارائه داد. بدين گونه كه حوزه اطلاعاتي نويسنده و برنامهساز را در موضوعي مثل معارف مهدوي از حصرگرايي در آورد و از دستاورد همه علوم مرتبط با آن ـ خاصه در علوم انساني ـ براي غنيسازي اين دانش و فرهنگ كمك گرفت.(1)
فرايند اين روش بينارشتهاي معطوف به ايدهسازي در نخستين گام و در سادهترين روش چنين است كه:
در آغاز بايد تلاش نمود تا گستردگي تنوع مخاطب را بر موضوع اصلي عرضه كرد. اين مواجهه ابتدايي تنوع مخاطب با موضوع و زير مجموعههاي آن، نخستين گام در ايجاد پرسشهاي جديدي است كه ميتواند در مواجهه با معارف اصيل مهدوي، باعث شكوفايي و تنوع و روزآمدسازي آن بگردد. در اين مرحله با واشكافي نيازها و پرسشها و مسائل مخاطب ميتوان موضوعهاي جديد را در يك رابطه دو سويه جستجو كرد.
1) در اين زمينه نك: فرامرز قراملكي، روش شناسي مطالعات ديني، ص 376 و 388.
البته بايد توجه داشت كه براي كشف و فرآوري پرسشهاي انساني، حداقل دو عنصر ديگر هم بايد دخالت داشته باشد:
يكي از دانشهايي كه در مقام واشكافي و فهم و كشف و نقد و بررسي پيچيدگيهاي زندگي مخاطب بشري هستند و در قالب علوم انساني به مسائل زندگي بشري ميپردازند؛(1)ديگري تنوع و شيوههاي ارائه پيام است. در يك طرحواره كلي عناصر اثرگذار در ايدهسازي و بهروز كردن آنها چنين است:
براي ديدن عكس به پي دي اف مراجعه فرماييد
توضيح كليدواژهها:
موضوع اصلي: منظور مهدويت شيعي است كه توضيح آن خواهد آمد. ولي در اين روش بايد توجه داشت كه براي كارايي هرچه بيشتر اين روش بايد صورتبندي و تصوير و هندسه جامعي از مجموعه آموزههاي مهدويت فطري ـ شيعي داشت.
مسائل علوم انساني/ كاربردي: منظور آن دسته از علوم بشري است كه مستقيماً به زندگي بشر ميپردازند يا در زندگي بشري كاربرد مستقيم دارند و در مقام ايدهيابي در علوم ديني ـ كه مدعي طرح و برنامه براي زندگي بشري است ـ ميتوانند نقش فعالي ايفا كنند. علومي كه فهرست آنها چنين است:
1) البته اين دانشها در مقام ايدهيابي صرفاً كاركرد تكثرزايي دارند و هيچ گاه ناظر به مباني سكولارشان در مقام پيشفرض و مبناي فكري تام و تمام ايدهيابي در مباحث ديني قرار نميگيرند. بنابراين در اين روش هميشه بايد با عينك پيشفرضهاي مبنايي ديني در زمينه زندگي ديني و علوم انساني اسلامي به اين دانشها مراجعه كرد تا از خطر انحراف و افراط و تفريط در برداشت از انها دور ماند.
انسانشناسي
اخلاق
الهيات
تعليم و تربيت
فلسفه
منطق
اقتصاد
سياسي
جامعهشناسي
مطالعات فرهنگي
مطالعات زنان
روانشناسي
حقوق
مديريت
علوم ارتباطات
هنر
آيندهپژوهي
ادبيات
تربيتبدني
تاريخ
جغرافيا
الف) تنوع مخاطب
ب) تنوع شبكه
ج) رويكرد زماني در پخش برنامهها
الف) تنوع مخاطب
براي ديدن نمودار به پي دي اف مراجعه فرماييد
ب) تنوع شبكه
براي ديدن نمودار به پي دي اف مراجعه فرماييد
مبتني بر اين روش ميتوان يك گفتمان درونذهني گسترده ايجاد كرد؛ بدين معنا كه تنها به جاي مطالعه انحصاري در موضوع اصلياي همانند مهدويت، از منظر پرسشهاي توليد شده فرامتني به معارف اصيل در موضوع اصلي نگريست و به گسترش و پردازش آن پرداخت. البته در اين زمينه بايد بر اساس نكاتي كه در مباني پيدايش و شكوفايي ايده گفته شد، هوشيار بود و دانست كه جايگاه موردي همانند علوم انساني در اين روش تنها در مقام كمك به بارش فكر است و بايد از التقاط محتوايي يا نفسير به رأي در آموزههاي ديني بهشدت پرهيز كرد.
اكنون كه بهاجمال روشي براي كمك به ايدهيابي علمي در فرايند برنامهسازي رسانهاي معرفي گرديد(روش و شيوهاي كه هدفش خلاقسازي ذهن نويسنده و برنامهساز و حتي مديران تصميمگير است)براي اين هدف ابتدا تصويري كلي از مهدويت شيعي ارائه ميشود. آن گاه برمبناي همان فهرستي كه از علوم انساني معرفي شد، تلاش ميشود جداگانه در هر موضوع ابتدا موضوع اصلي در يك گزارش اجمالي معرفي گردد و آنگاه در نگاه تطبيقي بين دو فهرست موضوعي ـ مهدوي, نمونهاي از ايدههاي متنوع ارائه گردد.
براي ديدن نمودار به پي دي اف مراجعه فرماييد
در بخش بعدي اين اثر هم دستهبندي ايدهها بر اساس شبكهها و مخاطبان ارائه خواهد شد. بدان اميد كه در نهايت اثري نسبتاً جامع از ايدههاي مهدوي براي طراحي برنامهسازيهاي گوناگون و متنوع در موضوع مهدويت و بهويژه در جشنهاي مهدويت فراهم گردد.
با اين نگاه مباحث بعدي در اين بخش شامل موارد زير است:
بازشناسي اجمالي مهدويت؛
نمونه ابتدايي از ايدهيابي بر اساس نگاه بينارشتهاي موضوعي.
مهدويت در مذهب شيعه دوازدهامامي، برگرفته از باور به ظهور امام دوازدهم شيعه، حجة بن الحسن (مهدي) به عنوان منجي آخرالزمان است. مهدويت گونهاي از موعودباوري است.
شيعيان دوازده امامي معتقدند بنابه وعده الهي دوازدهمين امام از نسل پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و همنام وي، نهمين فرزند از نسل حسين بن علي عليه السلام ، با لقب «مهدي» ظهور و زمين را پُر از عدل و داد ميكند.
اهل سنت هم معتقدند كه مهدي از خاندان پيامبر اعظم با نام «محمد صلي الله عليه و آله » است و در آخرالزمان به همراه عيسي ظهور ميكند. اعتقاد به آمدن مهدي در بين مسلمانان آنچنان قوي است كه در طول تاريخ حتي در ميان سنيان هم، بهخصوص در زمانهاي فشار و سختي، باعث ظهور مدعيان مهدويت شدهاست.
اما مفهوم مهدي هيچ گاه از مفاهيم اصلي اعتقادي اهل سنت نبوده و نيست و با وجود حمايت بعضي محدثان مهم اهل سنت از اعتقاد به مهدي، اعتقاد به مهدي هيچگاه به عنوان مبنايي از مباني اصلي فقه و كلام و سياست اهل سنت در نيامدهاست و پرهيز بسياري از علماي مشهور اهل سنت از بحث كردن در مورد اين موضوع به خاطر برنيانگيختن شورشها و جنبشهاي اجتماعي بوده است.
الف) خلاصه زندگاني امام
حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف امام دوازدهم شيعيان است كه در سال 255 هـ. ق در سامرا در ضمن شديدترين حساسيتي كه نسبت به ميلاد اولياي حق در طول تاريخ بيسابقه بوده است، متولد گرديد. پنج سال از عمر گرامي آن حضرت با پدرش امام عسكري عليه السلام در تقيه و زندگي پنهاني شديد گذشت.
با شهادت امام عسكري عليه السلام در سال 260 هـ. ق، آن حضرت در پنج سالگي به امامت رسيد, ولي آغاز امامتش با آغاز غيبت صغري همزمان است. در مدت 69 سال غيبت صغري تا سال 329 هـ. ق، امام با رهبري و مديريت واسطهاي چهار نائب خاص, با شيعيان در ارتباط بود. از نيمه شعبان سال 329 پس از رحلت نائب چهارم, غيبت كبراي آن حضرت آغاز شد.
بر طبق پيشبينيهاي آسماني، آن هنگام كه اكثريت بشر از حكومتهاي ظالمانه زميني خسته و تشنه راه و روش آسماني شوند، امام ظهور خواهد كرد و در آينده حكومت عدل جهاني را كه تاكنون بينظير بوده است، بر روي زمين برقرار خواهد كرد.
از نگاه مكتب تشيع زندگاني امام مهدي عليه السلام شامل دورههاي زماني ذيل است.
ب) مهديشناسي و مهدويت از منظر گاه شمار تاريخي
ادوار زندگي حضرت
حاكم زمانه
وضعيت اجتماعي (با رويكرد جامعه شيعه)
دوران همراهي با پدر
معتمد عباسي
جامعه اسلامي در اوج فاصلهگيري از امام بود. جامعه شيعه هم به واسطه زندگي در تبعيد امام عسكري در حال آشنايي و كسب آمادگي براي ورود به دوران غيبت بود.
دوران غيبت صغري
ادامه خلافت خلفاي عباسي
جامعه شيعه به مدت 69 سال شاهد مديريت واسطهاي و مستقيم نواب اربعه بود. در اين مدت جامعه شيعه از جامعهاي بسته و در تقيه شديد، به جامعهاي هويت يافته، پويا و تثبيت شده در جهان اسلام تبديل شد تا بتواند در دوران غيبت به كمك نواب عام روي پاي خود بايستد.
دوران غيبت كبري
تمامي حاكمان در كشورهاي مسلمان و غير مسلمان
دوران غيبت كبري، جهان اسلام سير و روندي رو به انحطاط دارد تا انگاه كه به دوره آخرالزمان برسد. در برابر, جامعه شيعه در تجربههاي تاريخي خود بهتدريج بايد دو رسالت را محقق كند: يكي ايجاد جامعه زمينهساز در درون جغرافياي شيعه و ديگر امكان تبليغ جهاني پيامها و ارزشهاي مكتب اهلبيت عليهم السلام تا در برايند نهايي همه اين وضعيتها, زمينههاي اجتماعي در گستره جهاني براي ظهور فراهم گردد.
دوران ظهور
خلافت امام مهدي در گسترۀ جهاني
دوران ظهور دو مرحله كلي دارد:
مرحله اول دفع نظامهاي ستم و انحراف.
مرحله دوم تحقق نظام عبوديت و عدالت.
پس از تحقق اين دو مرحله رسالت امام كه تحقق بهشت موعود بر روي زمين باشد، به آنجا ميرسد.
پس از آنكه با امام مهدي عليه السلام و مهدويت تاريخي بهاجمال آشنا شديم، نوبت به بازشناسي سيمايي كلي از موضوعات مهدوي است.
ج) دستهبندي موضوعي كلي معارف مهدوي
تقسيمبندي مباحث مهدويت را بايد در امتداد بحث امامت جستجو كرد. با نظر به روشهاي مرسوم و مدرسهاي در زمينه مهديشناسي، مباحث اصلي مهدويت به شرح زير دستهبندي ميگردد:
ضرورت وجود منجي و موعود
ضرورت اثبات وجود منجي از راه عقل و نقل
(ضرورت, آثار)
ضرورت اثبات وجود پيوسته انسان كامل در هر زمان
بحث منجيگرايي تطبيقي در اديان و مذاهب و مكاتب
اثبات وجود امام مهدي شيعي و شخصيتشناسي ايشان
مباحث تولد و كودكي حضرت
خصوصيات و ويژگيهاي حضرت؛ القاب، شباهتها.
دوران امامت حضرت: بحث غيبت
مباحث كلي غيبت (معني غيبت, طول عمر, فلسفه غيبت, انواع غيبت)
مجموعه مباحث
بحث دورانهاي غيبت صغري و كبري
مرتبط با غيبت
بحث رهبري در دوران غيبت
بحث تاريخ جامعه شيعه در دوران غيبت
بحث امكان ملاقات و تشريفات
بحث انتظار
معنا و فضيلت
اقسام و انواع
وظايف منتظران
بحث ظهور
فرهنگ مهدويت در دوران انتظار (ادعيه و زيارات, اماكن، آداب و رسوم)
نشانههاي ظهور (حتي و غير حتمي)
آخرالزمان
ظهور
ياوران امام مهدي
مراحل حكومت جهاني امام مهدي
بحث رجعت و دوران پساظهور
مباحث سلبي
بحث فرقههاي انحرافي و آسيبها
موضوع دشمنشناسي
يادآوري اين نكته لازم است كه همانند اين نوع دستهبندي محتوايي از مباحث مهدويت, به فراواني در منابع كتابخانهاي و پايگاههاي اينترنتي و نرمافزارها وجود دارد؛ به گونهاي كه با وجود فراواني سايتهاي اينترنتي و منابع كتابخانهاي شاهد نوعي تكرار در تمام اين محصولات فرهنگي هستيم.
د) آسيبشناسي شيوه طرح مباحث مهدويت
مهدويت در قرائت و روش ارائه و مطالعه سنتي و تخصصي خود، شامل مجموعهاي از مباحث كلامي، تاريخي و نقلي (آيات و روايات) است. قرائت تشيع از منجيگرايي نسبت به فرقهها واديان ديگر داراي جايگاه و برجستگيهاي ويژهاي است. ناظر به اين مجموعه مباحث تخصصي است كه هرگاه با عنوان مهدويت دورههاي كلاسي يا تبليغي و يا رسانهاي برگزار ميشود، غالباً مفاهيمي كه به مخاطب ارائه ميشود, در همين حوزههاي علوم تخصصي و البته با كمي مكملهاي مباحث اجتماعي و تربيتي است.
مشاهده ميگردد كه غالب معارف مهدوي كه در قالبهاي كلاسي، خطابه، برنامههاي گوناگون رسانهاي، و حتي جشنوارهها و نمايشگاهها و كتابها و جزوهها به مخاطب ارائه شده, از جهت ساختار مفهومي چندان تنوع نداشته و بازتاب اجتماعي آن كمرنگ بوده و در برابر آسيبها روند و رشد تصاعدي داشته است.
همچنين بر خلاف آنكه تصور ميشد, تعميق و گسترشِ فرهنگ انتظار هماهنگ با پيشرفت زمانه و نيازهاي زمان و مكان در جامعه صورت نپذيرفته است.(1)در برابر اگرچه در سطح جامعه توجهها به اين موضوع بيشتر شده است, همين توجهها غالباً در همان سطح عرفي باقي مانده است. بازتاب توسعهبخشي عرفي و سطحي اين مباحث، گسترش ضمني برداشتهاي انحرافي در جامعه از سطوح كلان سياسي تا مدعياني است كه در گوشه و كنار به چشم ميآيند.(2)
به نظر ميرسد مهمترين عامل اثر نگذاشتن بحث مهدويت در سطح جامعه, طي نشدن فرايند تبديل علوم تخصصي مهدوي از علوم انتزاعي و مفهومي و نظري و مدرسهاي، به علومي راهبردي و كاربردي (البته به پشتوانه همان علوم نظري) هماهنگ با تجربه پيشرفت جامعه به سوي جامعهسازي ديني است.(3)بدين معنا كه وقتي مخاطبي
1) براي نمونه، در بحث بيداري اسلامي، اصولاً جايي براي مباحث مهدويت و عدالتخواهي و آيندهپژوهي ديده نشد و روزمرگي و شعارزدگي باعث فرصت سوزي تاريخي شد. در بحث سبك زندگي هم با وجود تأكيدهاي فراوان مقام معظم رهبري، به ظرافت سبك زندگي اسلامي _ شيعي كه مبتني بر انتظار و مهدويت است، پرداخته نشد.
2) براي نمونه، به علت رشد هيجانهاي ناشي از تبليغات مهدوي در چند سال اخير بحث نشانهپژوهي يا مسئله ملاقاتگرايي رواج بيشتري يافت تا بدان حد كه از يك آفت سيدي ظهور نزديك است را در جامعه به وجود آورد، و امروزه هم بحران جريان انحرافي يماني را به دنبال داشته است.
3) اين در حالي است كه مقام معظم رهبري در ديدارهاي عمومي و خصوصي خود با حوزويان و اصحاب فرهنگ و رسانه از دو دهۀ پيش تا كنون در يك روند تعريف شده، ابتدا به ضرورت بهروزرساني فرهنگ ديني متناسب با پيشرفت جامعه تاكيد نمودند و آنگاه پس از مشاهده كم كارها بارها نسبت به عقب افتادن فرهنگ از توسعه هشدار دادند.
كه از همه جا سرخورده است به سوي معارف مهدويت ميآيد توقع دارد با آموزهاي مواجه شود كه خروجي نهايي آن، داشتن راهكار و طرح عملياتي و منسجم براي زندگي روزمرهاش و معنابخشي به آن باشد؛ اما در همين جا هم او با مجموعهاي از دانشهاي انتزاعي در حوزه تاريخ و كلام روبهرو ميشود، كه بيشتر دانستني و در نهايت باور كردني است؛ بدون اينكه اين دانش و باور به كنشهاي فراگير در متن زندگي فردي و اجتماعي او تبديل شود.
اينك پرسش اصلي اين است كه: اگر مهدويت در امتداد بحث امامت و به معني تجلي روزآمد اصل امامت در اين زمانه است و تمام هويت شيعه ميباشد و بر اساس نظريه و اصل امامت و مهدويت است كه تشيع از هر فرقه و دين و مذهب اسلامي و غير اسلامي امتياز مييابد, آيا اين اصل بنيادين صرفاً مجموعهاي الهياتي و در حد آموزههاست يا اينكه براي مشخص شدن حقيقت و واقعيت تشيع بايد اين آموزه به مجموعه از طرحهاي تربيتي انسانساز، و نظامساز اجتماعي و در نهايت به فرايندي عيني براي تمدنسازي زمينهساز ظهور تبديل گردد؟!
با توجه به آن هدفگذاريها و اين آسيبشناسي است كه در يك نگاه بينارشتهاي تلاش ميگردد تا ايدههاي متنوع نظري و همچنين روزآمد كاربردي و ناظر به زندگي مهدوي و جامعه زمينهساز ارائه گردد.
در همين جا يادآور ميگردد كه اين تلاش در گام اول خود است و ضمن تكميل، نيازمند نقد و بررسي و بهسازي است.
زير فصل ها
شيوهنامه ايدهيابي در اين بخش
گرايشهاي علوم انساني و ايدههاي مهدوي
شيوهنامه ايدهيابي در اين بخش
در اين بخش ابتدا در هر موضوع، پس از ارائه تعريفي اجمالي، براي كمك به بارش فكري نمونهاي از ريز موضوعهاي آن علم ارائه ميگردد(1)و سپس در يك جدول
1) در اين بخش با نظر به كاركرد و جايگاه اكثر نظريههاي علوم انساني در مباحث بنيادين مهدويت همانند انسان كامل، كمال انساني، آرمانشهرپژوهي، كمال و عدالتجويي و...، در اغلب موارد، روش مطالعه در هر علم يا سير تطور و پيشرفت هر علم و يا برخي نظريههاي مشهور در هر علم و يا نگرش اسلامي و غربي آن علم و مواردي از اين دست ميتواند به غناي بيشتر بحث ياري رساند.
تطبيقسازي كه كاركردش نسبتسنجي ابتدايي بين برخي ريز موضوعات بحث مهدويت با ريز موضوعات آن علم است، تلاش ميشود تا نمونهاي از ايدههاي نو معرفي گردند و آن گاه به پيوست ايدههاي تكميلي ارائه خواهد شد.
يادآوريها
ـ جدول ايدهها ناظر به اولويتها و دغدغهها يا تخصص برنامه سازان قابليت تكميل دارد و آنچه ارائه ميشود صرفاً نمونه است.
باز تأكيد ميشود كه استفاده از علوم انساني در اين مراحل به معني تعريف و تفسير و شرح مهدويت و انتظار در چارچوب علوم انساني روز نيست، بلكه هدف ياري گرفتن از آن بخش از مسائل علمي موجود در علوم انساني است كه ناشي از پرسشهاي روزآمد در زندگي و تمدن جاري بشر مطرح است؛ بدين معنا كه نقش اين علوم در مسئلهيابي و نيازشناسي است (فارغ از انكه پاسخهاي علوم انساني روز چيست) تا اين مسائل بسترساز ايدههاي رسانهاي جديد براي برنامهسازان و پژوهشگران رسانهاي و يا پژوهشگران عرصه مهدويت باشد.
هدف اين اثر صرفاً معرفي ايدههاي برنامهسازي است. بديهي است كه پس از انتخاب هر ايده، براي پژوهش و توسعه و غنيسازي آن نيازمند استفاده از كارشناسان ديني رسانهشناس است تا مبتني بر نگاه بينارشتهاي به پژوهشهاي لازم و معصوف به برنامهسازي بپردازد. در ايدههاي معرفي شده، برخي ظرفيت محتوايي بالا و برخي ظرفيت علمي ضعيفتري دارند. ضمن اينكه در اغلب موارد ميتوان با تجميع چند ايده يك ايده غنيتر و يا مجموعهاي از ايدههاي مرتبط را بدست آورد.
گرايشهاي علوم انساني و ايدههاي مهدوي
گرايشهاي علمي مورد استفاده در اين بخش شامل گرايشهاي علمي زير است:
فلسفه، كلام، روانشناسي، جامعهشناسي، اخلاق، فرهنگي، هنر و ادبيات، اقتصادي، سياسي، حقوق، آيندهپژوهي، تاريخي، جغرافيا، مديريت، دشمنشناسي و آسيبشناسي.
الف) فلسفه
فَلسفه دانش مطالعهٔ كلّي و اساسي موضوعاتي همچون هستي، واقعيت، آگاهي، ارزش، خرد، ذهن و زبان است. تفاوت فلسفه با ديگر راههاي پرداختن به چنين مسائلي، رويكرد نقّادانه و معمولاً سازمان يافته و تكيه آن بر استدلالهاي عقلاني و منطقي است.
نمونه ريز موضوعات:
دستگاههاي فلسفي
( فلسفه باستان: فلسفههاي مذهبي و ديني (فلسفه يهودي، مسيحي، اسلامي)
مكاتب فلسفي پس از دوران رنسانس تاكنون:
مباحث و مفاهيم فلسفي (مسئله شناخت، بحث مدينه فاضله، حركت و حركت جوهري، هستيشناسي و فلسفه خلقت، حقيقت انسان و نفس و عقل او؛ حقيقت و واقعيت؛ غايتشناسي هستي؛ فيزيك و متافيزيك و رابطه آنها؛ حقيقت زندگي و معناي آن )، مسائل فلسفي (مسئله جبر و اختيار و مسئله شر).
رويكردهاي بينارشتهاي فلسفه: فلسفه تاريخ، فلسفه زندگي، مردمشناسي فلسفي، فلسفه زندگي، فلسفه زيست شناسي، فلسفه عشق، فلسفه علم، فلسفه علوم ،فلسفه فناوري ،فلسفه قانون، فلسفه اخلاق، فلسفه دين.
مباحث روششناسي: استدلال گرايي، مغالطات منطقي، نسبيتگرايي، شكگرايي، فلسفه متن. هرمنوتيك، فلسفه تحليل زباني، پوچگرايي، عملگرايي، انسانگرايي و... .
يادآوري: در نگاه تركيبي بين فلسفه و منجيگرايي ميتوان و بلكه بايد مهمترين پرسشهاي بنيادين انساني را درباره هدف و چيستي زندگي طرح كرد و بر اساس نرمافزار مهدويت شيعي گستردهترين جستجوها را در ميان نظريهها و مكاتب فلسفي انجام داد. در يك تلاش انتقادي همه نظريههاي فلسفي را در زمينه واژگان بنيادين منجيخواهي كه عبارتاند از «كمال، نجات، آرمانشهر، حقيقت وجود آدمي و ابعاد آن، پايان تاريخ و روند آن»(1)به پرسش يا حتي به چالش
1) در اين زمينه ميتوان از الگوي كتاب علم و دين نوشته ايان باربور فرانسوي اقتباس كرد. او در اين كتاب در جستوجوي فهم معاني «خدا، انسان، طبيعت، علم، دين و...» از منظر مكاتب كلاسيك و معاصر است، در يك برنامهسازي منسجم تمام نظامهاي فلسفي قديم و جديد، اسلامي و غير اسلامي، مضاف و غير مظاف را به پرسش و چالش ميكشد.
كشيد.(1)در اين زمينه بايد دانست كه روح اكثر روشها و مكاتب عقلي ـ فلسفي حامل نوعي نگرش عقلاني خودبنياد و بسيار انتزاعي و كلينگر و به دور از بسياري از واقعيات عيني زندگي زميني انساني است. بدين جهت حتي فلسفههاي ديني هم از جهت گرفتاري در كلينگري انتزاعي با واقعياتي وحياني ـ تاريخي همانند مهدويت كمترين نسبت و همراهي را دارند. ولي امروزه با حركت فلسفه به سوي واقعيات و عينيات، زمينهها براي مطالعه فلسفي بسياري از مسائل فراهم شده است. بدين جهت در يك رويكرد تطبيقي ميتوان به اثباتگري طرح ضرورت مباحث مهدويت از منظر انديشه بشري پرداخت.
نمونه ايدههاي مهدوي
موضوع/ ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
مهدويت به مثابه پاسخي به بنياديترين پرسشهاي فلسفي
فلسفه خلقت و غايتشناسي هستي دنيوي
بحث ظهور
انديشه خود بنياد بشر از مهمترين موانع ظهور
علل غيبت/ امتداد غيبت
آخرالزمانشناسي از نگاه فلسفه انتقادي به تمدن معاصر
غيبت و آخرالزمان
دوران ظهور به معني حل نهايي مسئله شرّ (مباني و روششناسي حل مسئله شر در دوران ظهور، در يك بازخواني تطبيقي بين تشيع و فلسفه و عرفان)
آيا زندگي زميني بدون شر و بلايا امكانپذير است؟
مسئله شرّ
ظهور
1) از اين نظر جالب است كه بدانيم حتي در تمام فلسفه اسلامي هم، مهدويت و مباني آن از مهجورترين مباحث است و چنان اين فلسفه گرفتار عالم انتزاع و كليات شده است كه حتي در نظريه حركت جوهري هم نشاني از پايان تاريخ و مهدويت و رجعت و مانند اينها نميتوان يافت. بدين جهت در اين زمينه راهاندازي يك گفتمان انتقادي ضروري است.
عدالت مهدوي، از تعريف تا راهكار تحقق
مسئله عدل
ظهور
بررسي تطبيقي تعريفها و روشها و دامنهها
بحث مدينه فاضله در ديدگاه مكاتب فلسفي گوناگون
جامعه انتظار
جامعه ظهور
نسبت رجعت با معاد و امكانسنجي معاد مادي/ جسماني
بحث فلسفي معاد
رجعت
انسانشناسي قطري جامعترين
مطالعه فلسفي/ عقلي انديشههاي ديني ازجهت گذشتهگرايي و يا ايستاگرايي يا آيندهگرايي در موضوع چگونگي تحقق كمال بشري
فلسفه كمالگرايي
ايندهگرايي و نجات در پايان تاريخ
تمدن قدسي ظهور چه نسبتي با تمدنهاي خود بنياد عقلي بشري پيشاظهور دارد؟ (تغاير، امتداد، تكامل، و...)
تمدنهاي علمي/ فلسفي پيشا ظهور
تمدن دوران ظهور
مثالهاي ديگر
ـ بررسي فلسفي ـ كلامي چيستي و چرايي رجعت در منجيگرايي شيعي؛
ـ بحران ايدئولوژيهاي بشري در جهان امروز؛
ـ نقد مباني فلسفي جهاني شدن غربي و مقايسه آن با مباني انديشه مهدويت؛
ـ جايگاه مهدويت در مكتبهاي فلسفي اسلامي (منشأ، اشراق، حكمت متعاليه)؛
ـ تعريف و مصداق انسان كامل و كمال نهايي انساني در فلسفه؛
ـ فرجامگرايي در ميان مكاتب غربي؛
ـ مدينههاي فاضله فيلسوفان (فارابي، تامس مور، افلاطون و...) و مقايسه آن با انديشه مهدويت؛
ـ ضرورت فلسفي وجود آخرالزمان (اوج شر) به مثابه معبري براي رسيدن به مدينه فاضله؛
ـ نسبت عقلگرايي (خودبنياد) با آخرالزمانسازي؛
ـ چرايي و علت مداخله مستقيم نكردن خداوند در سرنوشت بشر پس از خاتميت (و واگذاري امر ظهور به اراده اكثريت)؛
ـ رفع استبعاد از مهدويتپژوهي به عنوان يك حوزه مستقل معرفتي؛
ـ بنبست انديشههاي فلسفي به مثابه پيشدرآمد تسليم عقلانيت در برابر وحي؛
ـ آيا در فلسفه اسلامي به واسطه كلينگري، از نظامسازي آرمانيِ زميني غفلت نشده؟ (دليل كمرنگي انديشه منجيگرايي در فلسفه اسلامي، يا سرّ كمرنگي نجاتگرايي در فلسفه و عرفان اسلامي در مقايسه با كلام و علوم نقلي اسلامي)؛
ـ نسبت عقلانيت تاريخي بشري با عقلانيت ديني در دوران ظهور؛
ـ از شرق تا غرب و فلسفهها و عرفانهاي گوناگون بشري و الگوهاي مختلف كمالنگري؛
ـ شكگرايي و نسبيتگرايي بشر در آخرالزمان و استحاله انسان آخرالزماني؛
ـ تناسخ و نسبتسنجي آن با مسئله رجعت؛
ـ نظريه سعادت در آراء فلسفي گوناگون؛
ـ جريانشناسي فلسفه و نقش آن در تمدنسازيهاي بشري خودبنياد؛
ـ فلسفه بيتوجه به عقل هدايتگر ديني، و مهجوريت مهدويت فطري در آن؛
ـ جستوجو در ميان فلسفههاي شرق و غرب، براي يافتن نزديكترين فلسفه به نجاتگرايي و كمالجويي تمدني؛
ـ تلاش براي خلق فلسفهاي كه با مباني معرفتي مهدويت هماهنگ بوده، كاركرد تبيين فلسفي آن را داشته باشد؛
ـ جايگاه فطرت در نگرشهاي فلسفي گوناگون، و امكانسنجي اثبات منجي فطري جهاني از نگرش فلسفي؛
ـ نگاهي نقدانه به جريانشناسي انديشههاي سنتي و مدرن فلسفي معاصر ايران، با نگرش به تصور آنها نسبت مسئله كمالنگري؛
ـ نگاه انتقادي به جريان تمدنسازي نگرشهاي فلسفي پس از رنسانس تاكنون؛
ـ آيا فلسفه اسلامي ظرفيت و توان ارائه طرح تمدنسازي نهايي اسلامي را دارد؟؛
ـ معنا و غايت زندگي انساني از ديدگاه مكاتب فلسفي گوناگون؛
ـ غربشناسي فلسفي و نقد تمدنسازي فلسفي ـ علمي غرب؛
ـ جهان تسنن (و جهان عرب مسلمان) و تعطيلي انديشه فلسفي، به مثابه عاملي براي ركود اجتماعي و غفلت از تلاش براي كمالگرايي؛
ـ دعواي شرق و غرب فلسفي در تمدنسازي، و ديدگاه وحي شيعي در اين ميان؛
ـ نگاهي فلسفي به مباني و دستاوردهاي موعودباوري شيعي؛
ـ زمان از منظر قرائت تطبيقي بين انديشههاي فلسفي و نگرش شيعي؛
ـ آيا امكان فلسفي انديشيدن مباني مهدويت شيعي وجود دارد؟
ـ سير نظريه كمال در نزد فيلسوفان اسلامي از فارابي و ابن سينا تا نو صدراييها؛
ـ فلسفه فطرت، فطرت فلسفي و اثبات مهدويت؛
ـ بررسي يهوديت فلسفه و تمدن مدرن و كاركرد آخرالزماني آن؛
ـ چشمانداز تحقق خوشبختي و محدوديتهاي آن در نگاه فلسفي؛
ـ نسبتسنجي بين فلسفه، علم و دين؛ از منظر پوياييبخشي به انسان و زندگي او، و سرانجام انسان در هركدام؛
ـ بازخواني علل فاصلهگيري فلسفه اسلامي از آموزههاي ديني (همانند مهدويت) و نيازهاي جامعه ديني، در مقايسه با فلسفههاي مدرن غربي كه ميكوشد كاركرد و كاربرد اجتماعي و تمدني وسيعي داشته باشد؛
ـ بحرانهاي انديشهاي و رفتاري انسان معاصر و جستجوگري از فلسفه پاسخگوي ديني براي او.
ب) عرفان
عرفان در تعريفي جامع و جهانشمول به مفهوم شناختي «رازگونه و نهاني» است براي يافتن حقيقت و پيوستن به از طريق «شهود»، «تجربه دروني» و «حال» كه نشانههاي آن در مكاتب مختلف جهان به چشم ميخورد. به عبارت ديگر، عرفان شناختي حقيقتگرايانه و تلاشي عملگرايانه فراتر از واقعگرايي حسي ـ عقلي و آرمانگرايي تصوري است؛ ازاينرو اين مرام با رازگونگي و غيبباوري آميخته از «عشق» و «ذوق»
و «اشراق» همراه است. همچنين گفته ميشود عرفان شناخت قلبي است كه از طريق كشف و شهود، نه بحث و استدلال حاصل ميشود و آن را علم وجداني هم ميخوانند. كسي را كه واجد مقام عرفان است عارف گويند.
نمونه ريز موضوعات
عرفان نظري و عملي، سير و سلوك، كشف و شهود و مكاشفه، علم حضوري، ولايت تكويني، انسان كامل، تصوف، عرفانهاي كاذب، عرفانهاي غير ديني يا بشري و زميني، سير و سلوك، از خودشناسي تا خودسازي و تهذيب نفس، عشق آسماني، كمال و تعالي و سعادت انساني، تجلي اسماء و صفات الهي.
در مباحث تطبيقي بين عرفان و مهدويت، مهمترين بحث، بحث انسان كامل و ديدگاههاي مختلف عرفاني در اين زمينه است كه ميتواند محور بحث و مطالعه قرار گيرد. از سوي ديگر از كاستيها و ضعف عرفان در اين زمينه، بيتوجهي به بحث آرمانشهر جمعي در اين روش و تمركز غالب بر سلوك و كمال فردي است.
نمونه ايدههاي مهدوي
موضوع/ ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
اثبات وجود امام مهدي از رهيافت نگرشهاي عرفاني (با توجه به كارايي اين نگرش در جوامع تسنن صوفيانه)
براهين عرفاني وجود انسان كامل
ضرورت اثبات مهدوي
تعاليبخشي و نظامبخشي به انگارۀ پراكنده انسان كامل در عرفان و تصوف، با پذيرش مهدويت شيعي
بحث انسان كامل عرفاني
ضرورت اثبات مهدويت
امام مظهر عشق و رحمت بيپايان بر بندگان
امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در دوران ظهور و عينيت تجلي صفات خداوند در ايشان
تجلي صفات حق تحلي
شخصيت امام موعود
شخصيت عرفاني امام مهدي در آثار عرفاني شيعي و سني
آثار عرفاني
شخصيت امام موعود
نگرش عرفاني به سبك زندگي منتظرانه، و الزامات خودسازي سالكانه منتظران
سير و سلوك
انتظار
تلاش براي جمع بين دنياگريزي آخرالزماني عرفاني با دنياخواهي ديني مهدوي
دنياگريزي عرفاني
حكومت آرماني مهدوي
بنبستها و حيرتهاي فكري، گرايشي، عاطفي تمدن بشري و احياي عرفانهاي سكولار با هدف تخدير بشر
عرفانگرايي بشر معاصر
آخرالزمان
كاركردشناسي عرفاني ادعيه و زيارات مهدوي از جهت اميدبخشي و آرامش بخشي براي مخاطب رها شده در دوران غيبت
مطالعه عرفاني
ادعيه و زيارات مهدوي
كاركرد اتصال به انسان كامل زنده و معاصر در زدودن موانع كمال، و جهش در تعالي و قُرب
حجابها و موانع سير و سلوك
ادعيه مهدوي
بررسي تطبيقي عرفان شيعه با محوريت ادعيه مهدوي، با عرفانهاي سكولار و نوظهور معاصر (ازجهت مباني، روشها، اهداف و...)
مطالعات تطبيقي عرفاني
ادعيه و زيارات مهدوي
مفهوم شهود و تجربه آن از شهود غيبالغيوب تا رؤيت امام غايب در انديشه شيعي
شهود و تجربه ديني و مكاشفه
تشرف
نقش تاريخي تصوف و عرفان (اسلامي/ سني) در تقويت انديشه مهدويت در جهان اسلام
نقش عرفان در گذار از تسنن صوفيانه به تشيع و آرمانگرايي شيعي
عرفان و تصوف در اهلسنت
مهدويت در بينش عرفاني
نقش تبليغ و ترويج ارزشهاي عرفاني مهدويت شيعه در ايجاد جاذبه و اقبال امام موعود
حيرت و سرگرداني بشر معاصر
بنمايههاي عرفاني مهدويت
بازتاب تاريخي تصوف در گذار جوامع اسلامي از تسنن به تشيع
نقش تصوف در تاريخ تمدن اسلامي
آموزههاي كمالگراي عرفاني
بهترين تعريف و تبيين از مرگانديشي، نه به معني گريز از دنيا، بلكه به معني آرزوي انتقال به دوران بهشت زندگي در جوار انسان كامل
مرگ انديشي
رجعت
بررسي تطبيقي رابطه تكويني انسان و طبيعت بين دوران آخرالزمان و ظهور
نسبت و ميزان قدرت اثرگذاري انسان بر طبيعت
سنتهاي رحمت و عذاب
مثالهاي ديگر
ـ تحليل ديدگاههاي عرفاي اهل سنت درباره حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛
ـ تحليل ديدگاههاي عارفان مسيحي درباره حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛
ـ نقش معرفت عرفاني در زمينهسازي ظهور عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛
ـ بررسي و تحليل تأويلات عرفا از آيات مهدوي؛
ـ بررسي و تحليل عرفاني عوامل و موانع ظهور (تعجيل و تأخير)؛
ـ بررسي عرفاني امكان رؤيت امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛
ـ بررسي و تحليل مقامات عرفاني و الهي امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛
ـ بررسي انتقادي مكاتب عرفاني مرتبط با انديشه منجيگرايي:
ـ مكاتب عرفاني مغرب زمين؛
ـ مكاتب عرفاني مشرق زمين؛
ـ مكاتب عرفاني نوپديد در ايران زمين؛
ـ رابطه انديشه مهدويت با ابعاد عرفان عملي با هدف جستوجو از سبك زندگي مهدويِ عارفانه؛
ـ نقش امام زمان در سيرو سلوك عرفاني در عرفان شيعي؛
ـ جايگاه انديشه مهدويت و ضرورت پيوند قلبي مستمر با امام حاضر در دستوركارهاي عرفاني شيعه؛
ـ نقش مكاشفات و يافتههاي عرفاني در باورداشت مهدويت؛
ـ تحليل معناي كامل (كمال) در نظريه انسان كامل؛
ـ نَفْسشناسي عرفاني (مراتب نفس و رابطه آن با كمال نفس امام)؛
ـ مباني عرفاني صدور كرامات از ائمه و اولياء؛
ـ بررسي نقدهاي عرفاي شيعه بر عرفان و تصوف اهل سنت در زمينه ولايت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛
ـ سبكشناسي تطبيقي عرفاي شيعه و سني در مورد بحث مهدويت؛
ـ ساختارشناسي مسائل مهدويت در عرفان؛
ـ نقش دعا در انديشه مهدويت؛
ـ سبكشناسي ادبي ـ عرفاني ادعيه مهدوي؛
ـ سبكشناسي ادبي ـ عرفاني احاديث مهدوي؛
ـ بررسي مشكلات عرفانهاي نو ظهور با انديشه مهدويت؛
ـ تبيين تشابه خلق نبوي و خلق مهدوي در انديشه عرفا؛
ـ نقش امدادهاي غيبي در پيروزي حضرت حين ظهور و بعد از ظهور؛
ـ واسطه فيض از نگاه قرآن و عرفان؛
ـ بررسي تطبيقي بين دنياگريزي عرفاني، دنياي آخرالزماني و حكومت آرماني مهدوي؛
ـ از غربت عرفاني انسان در دنيا تا غربت دوري از انسان كامل؛
ـ بازخواني شخصيت سلمان فارسي در نگاهي تطبيقي بين عرفان و نظريه هويتي نسل سلمان؛
ـ بررسي تطبيقي عرفان شيعي با عرفانهاي غير شيعي خاصه تصوف و عرفانهاي غير اسلامي (از حيث جامع دنيا و آخرت بودن اين عرفان با نگرش به مهدويتخواهي دنيايي، و دنياگريزي آنها)؛
ـ شخصيت و سبك زندگي منتظرانه از رهيافت ادعيه عرفاني صحيفه سجاديه؛
ـ جاذبههاي عرفاني مهدويت شيعي براي مستشرقان و مستبصران؛
ـ گزارههاي تمثيلي (با رويكرد آرمانخواهي و انسان كاملجويي) در اشعار عرفاني؛
ـ بررسي تطبيقي بين شخصيت و كاركرد عرفاني موعود شيعي و مسيحي؛
ـ عشق و عبوديت راستين الهي، تنها از معبر عشق و تولي به ولايت ولي حاضر؛
ـ اوصاف عرفاني جامعه دوران ظهور؛
ـ مهدويت عرفاني و كاركردهايش در ايجاد همگرايي بين فرقههاي اسلامي؛
ـ اسرار و لطائف عرفاني مهدويت شيعي.
ج) كلام
علم كلام يا عقائد، دانشي در محدوده دين اسلام است كه به بحث درباره اصول اعتقادي و جهانبيني ديني بر مبناي استدلال عقلي و نقلي ميپردازد و به شبهههايي كه در اين زمينه مطرح ميشود، پاسخ ميدهد. علم «كلام» از علوم اسلامي است كه رويكردهاي متفاوتي در آن وجود دارد. در برخي رويكردها بر كاربرد عقل و علم در
مسائل اعتقادي تأكيد ميشود و در برخي رويكردهاي ديگر بر جنبه نقلي و سمعي آن. علم كلام معتقد به تحقيقي بودن باورهاي اعتقادي است، نه تقليدي بودن آن ها. اين علم به پايههاي اعتقادي در يك دين و مقابله و بحث با نظريات ديگر انديشهها ميپردازد. از جُستارهايي مانند برهانهاي اثبات وجود خدا، حدوث يا قدم جهان هستي، نبوت خاصه و نبوت عامه، عدل الهي، امامت، معاد و... در اين رشته نظري بحث ميشود.
نمونه ريز موضوعات
كلام سنتي: انواع اديان و مذاهب، مفاهيم ديني (عدل، ضرورت رسالت، خاتميت و استمرار و و يا انقطاع ولايت، عوالم وجود در اديان، قضا و قدر، جبر و اختيار،...) بحث امامت (عصمت، علم غيب، عدد امامان، بحث ايمان و انواع و مراتب آن، بدا، تقريب مذاهب، رجعت، تقيه،...) امامت خاصه.
كلام جديد: ضرورت دينباوري، نسبت دين با علم و عقل و سياست، تكثرگرايي، تجربه ديني جامعيت و كمال دين، انتظار متقابل دين و بشر از همديگر.
يادآوري: مهدويت در كلام سنتي در زير مجموعه مباحث امامت قرار ميگيرد، ولي امروزه با نظر به پيدايش و توسعه كلام جديد بسياري از مباحثي كه در ضرورت دينداري يا اثبات نبوت و امامت مطرح ميشود به اين موضوع سرايت يافته است. اصولاً كاركرد موضوع روزآمد مهدويت و كلام جديد، تبيين ضرورت مهدويت بر مبناي بديهيات و اضطرار بشر به دينداري و بيان ضرورت روزآمدي آن است.
نمونه ايدههاي مهدوي
موضوع/ ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
روششناسي روزآمد اثبات مهدويت از منظر انسانشناسي فطري ـ ديني
كاركرد و نقش آموزه فطرت در جهانيسازي گفتمان مهدويت
انتظار متقابل بشر از وجود پيوسته انسان و بالعكس
روششناسي در كلام جديد
ضرورت مهدويت
فرايند تبديل مهدويت از گزارههاي حديثي به آموزه كلامي ـ اعتقادي در نگرش فرقههاي گوناگون اسلامي
انواع قرائت كلامي فرقههاي اسلامي، نسبت به احاديث مهدوي
نگرش به مهدويت در تطور كلامي فِرَق اهل سنت (از پيوستن ابوحنيفه و مالك به جريانهاي مدعي مهدويت در زمانه خود تا مهدويتگريزي تسنن معاصر)
مباني حديثي مهدويت در اسلام
مهدويت از نگرش فرقههاي اسلامي
پويايي يا ايستايي مهدويت در جوامع مسلمان
وهابيت و پارادوكس جمع بين احاديث نقلي مهدوي و آموزه مبنايي سلفيگرايي
مباني كلامي فرقههاي اسلامي
ضرورت و محدوده مهدويت
تعريف انحرافي از خاتميت و ايستاگرايي در تمام اديان و مذاهب ابراهيمي و غيره به جز تشيع
خاتميت و استمرار و يا انقطاع ولايت
امام غائب مستمر
بازتاب ظهور و آرمانشهر زميني بر جهانهاي طولي و موازي
عوالم وجود
ولايت تكويني
دشواريها و ارزش ايمان به غيب و امام غايب در دوران آخرالزمان
بحث ايمان و انواع و مراتب آن
ايمان در دوران غيبت
ايمان در دوران ظهور
نسبت تمدن كنوني با تمدن دوران ظهور
نسبتشناسي تمدني دوران كنوني و دوران ظهور
نسبت دين با علم و عقل و سياست
دوران ظهور
نسبتسنجي جامعيت تشيع بين دوران غيبت و ظهور
جامعيت و كمال دين
تفاوت دوران غيبت و ظهور
آيا رجعت پاسخ زميني مناسبي به ميل فطري جاودانگي است؟
ميل فطري به جاودانگي و مرگگريزي
رجعت
امام مهدي از انساني معصوم و آسماني تا خليفهاي مصلح و متعارف
پارادوكس قرائتهاي مختلف حديثي، كلامي، عرفاني تسنن، در مسئله افضليت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف يا مسيح عليه السلام
نگاه تطبيقي بين شيعه و تسنن
شخصيت مهدي موعود در دوران ظهور
آيا از انديشه و تجربه تاريخي اديان و مذاهب معاصر ميتوان توقع نجاتگرايي عدالتمحور داشت؟
تناقضهاي بينشي و روشي اديان در مسئله عدلگرايي
جايگاه و مرتبه عدالتگرايي در انديشههاي كلامي اديان معاصر
كاركرد مبنايي عدل در مهدويت شيعي
مثالهاي ديگر
ـ ماهيت و چيستي مهدويتباوري؛
ـ روششناسي مهديباوري و مهديپژوهي در مكتب شيعه؛
ـ مبادي و پيش فرضهاي مهديباوري اسلامي/ شيعي؛
ـ رابطه و نسبت مهدويتپژوهي با حوزههاي ديگر معرفتي؛
ـ بررسي تطبيقي ارادههاي موازي خدا، امام، ابليس، و اكثريت مردم در تحقق فرايند ظهور؛
ـ نقشه علمي مهدويت در كلام شيعي؛
ـ پيوند سنتهاي الهي با مهدويت؛
ـ سنتهاي حقگرايي آسماني و وظايف منتظران؛
ـ بررسي مباني كلامي مسئله بدأ و نقش آن در تقدم و تأخير ظهور؛
ـ بررسي كلامي اصلاح و تجديد شريعت در عصر ظهور؛
ـ ماهيتشناسي آموزه منجي موعود در هر دين (مثلاً پيشگويانه بودن، يا فلسفة تاريخي بودن)؛
ـ گونهشناسي موعود منجي در هر دين (مثلاً متشخص يا نامتشخص، شخصي يا غيرشخصي، متعين يا نامتعين، الوهي يا بشري بودن، به لحاظ كاركرد و رسالت و...)؛
ـ بررسي تطبيقي پيشفرضهاي موعودباوري؛ يهودي، مسيحي، سني، شيعي؛
ـ سير تاريخي موعودباوري مسيحي؛
ـ بازتاب انديشه مسيحا در تاريخ مسيحيت؛
ـ زبانشناسي اخبار نشانههاي ظهور؛
ـ تحليل عقلاني علايم ظهور؛
ـ بررسي كلامي زعامت و رهبري در عصر غيبت (مباني كلامي ضرورت تشكيل حكومت در عصر غيبت)؛
ـ شناسايي حوزههاي قابل بررسي در مورد مهدويت در قرآن؛
ـ روششناسي قرآن در بيان انديشه مهدويت؛
ـ اثبات وجود فعلي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف براساس روايات اجماعي فريقين (من مات, ائمه اثناعشر, حديث ثقلين،...)؛
ـ بازخواني مهدويت در منابع تسنن در مطالعهاي تطبيقي بين منابع حديث آنها و منابع كلامي آنان (مهدويت در نگرش اهل سنت بين روايت و بين برداشتها)؛
ـ راههاي تشخيص مدعيان دروغين مهدويت در روايات؛
ـ اهداف قيام امام زمان از منظر روايات شيعه و سني؛
ـ نقش تربيتي تقيه در زمينهسازي ظهور؛
ـ تبيين كلامي نقش شيطان در مسئله آخرالزمان و ظهور؛
ـ اثبات مهدويت از رهيافت عدل الهي؛
ـ اثبات امكان غيبت ولي معصوم، از رهيافت بازخواني آيات و روايات مرتبط به تاريخ پيامبران.
د) انسانشناسي
نمونه ريز موضوعات
انسانشناسي كه قرابت بسيار نزديكي با مردمشناسي دارد(1)دانشي است كه به صورت مستقل و تخصصي به مطالعه حقيقت و چيستي و ابعاد وجودي موجود انساني ميپردازد. البته اين دانش و گرايش در رويكرد علمي ـ دانشگاهي غير اسلامي خود ريشه در علوم انساني، علوم طبيعي و علوم اجتماعي سكولار دارد. بدين جهت از مهمترين مباني آن بيتوجهي به ابعاد ماورائي آدمي در كنار تعبد به نظريه تكامل در انسانشناسي تاريخي است. ولي در نگرش ديني و خصوصاً اسلامي شيعيِ آن، مبنايش بر دوگانه علم و دين ميباشد. اين گرايش شامل موضوعات زير است:
انسانشناسي ذاتي، انسانشناسي تاريخي، انسانشناسي تكامل، انسانشناسي زيستي، انسانشناسي توسعه، انسانشناسي شهروندي، مردمشناسي فرهنگي، زبانشناسي، انسانشناسي جنسي و جنسيتي، انسانشناسي باستاني، انسانشناسي كمال و... .
يادآوري: نظر به اهميت دانش جديد انسانشناسي در تمدن معاصر ودامنه گسترده آن ـ كه شامل تمام مسائل و پرسشهاي معطوف به شناخت حقيقت آدمي است ـ تلاش براي بازشناسي مهدويت از منظر انسانشناختي ـ البته مبتني بر روش عقلاني/ وحياني)(2)در مقام اثبات ضرورت مهدويت و در مقام تبيين و توصيف حقيقت آن و اثبات گستره و ساحتهاي وجودي آن و نيز در مقام از ميدان به در كردن اكثر مدعيان انحرافي, كاركردهاي فراوان و جالب و جذابي خواهد داشت.
1) (به انگليسي: anthropology) علم انسان است كه حوزهٔ گستردهاي را از فرهنگ تا تاريخ تكامل انسان در برميگيرد. ريشههاي آن در علومانساني، علوم طبيعي و علوم اجتماعي است. مردمشناسي زندگي اجتماعي و حيات فكري و فرهنگ انسان را با توجه به سير تاريخي و مناسبات طبيعي و اجتماعي بررسي ميكند و در آغاز ويژگيهاي جسماني و زندگي فكري و فرهنگي انسانهاي نخستين و جوامع ابتدايي را ميكاويد، ولي امروزه به مطالعه همه جوامع بشري ميپردازد.
2) باز يادآوري ميگردد كه انسانشناسي كلاسيك غربي مبتني بر روشهاي علمي اجتماعي و تاريخي و زيستي است. ولي در انسانشناسي ديني سهگانه مباني ديني، بديهيات فطري، و يافتههاي اثبات شده علمي، مرجع و مبنا خواهد بود. در اين زمينه نك: انسانشناسي و مهدويت؛ اثري از نگارنده همين اثر.
نمونه ايدههاي مهدوي
موضوع/ ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
تلاش براي اثبات مهدويت از رهيافت انسانشناسي (خودشناسي جامع و كامل علمي/ ديني)
انسانشناسي فطري
انسانشناسي كمال
اثبات ضرورت مهدويت
ضرورت مهدويت از رهيافت فلسفه تاريخ و ادوارشناسي جريان تاريخي حق و باطل
انسانشناسي تاريخي
اثبات مهدويت
به چالش كشيدن بسياري از مباني و نتايج فلسفه و عرفان سنتي (اسلامي) از جهت ناكارامدي تبيين واقعيت وجودي و تاريخي و دنيوي زندگي بشر، و ضرورت بازنگري در آنها
انسانشناسي فطري/ علمي/ ديني
اثبات مهدويت
بازخواني تطبيقي انسانشناسي فرقهها و اديان و مكاتب، و كشف سعه و ضيق موعود باوري مبتني بر آن
انسانشناسي تطبيقي
گستره و دائره مهدويت
الگوي پيدايش تدريجي شهرهاي شيعي
( با رويكرد مطالعه پيدايش شهرهاي شيعه نشين با محوريت بقاع متبركه و فرهنگ زيارت و انتظار)
انسانشناسي شهري
دوران غيبت/ انتظار
اصالت خانواده مبناي كمال و رشد و توسعه در نگاه ديني/ شيعي (در برابر نظريه اصالت فرد يا جامعه و يا اصالت هردو با هم)
انسانشناسي جنسيتي
الگوي كمال
ريشهيابي اختلاف اديان و مذاهب و مكاتب فكري در الگوي كمال بر اساس اختلاف ديدگاه و تعريف آنها از انسان
انسانشناسي كمال
مدينه فاضله خواهي فطري
انسان كامل (منجي)شناسي تطبيقي (مبتني بر انسانشناسي فطري) بين اديان و مذاهب و مكاتب از جهت دامنه و گستره وجودي منجي و مأموريتهاي او
ابعاد شخصيتي انساني
شخصيت منجي
باز تعريف آخرالزمان از منظر وارونگي انسانها در نقشآفريني و استحاله و مسخ شدن وجودي انسانها
نقششناسي انساني بر مبناي تعريفها از انسان و جنسيت او
حقيقت آخرالزمان
بازشناسي ظهور از منظر نهايتهاي رشد و تعالي و شكوفايي انساني
انسانشناسي كمال
ظهور
بررسي تطبيقي زن بين هر دو دوران از جهت تعريف هويت و واگذاري نقشها و بازتابهاي انسان شناختي هريك
انسانشناسي جنسيتي (مسئله زن)
آخرالزمان/ ظهور
نمونههاي ديگر
ـ پيش فرضهاي انسانشناختي مهدويت شيعي؛
ـ سيماي انسان كامل از ديدگاه تشيع و اديان و مذاهب و مكاتب ديگر؛
ـ الگوي ارتباطي انسان كامل ـ انسان كمالجو، مبناي اثبات ضرورت امامت و مهدويت پيوسته در نگرش شيعي؛
ـ بررسي تأثير مهدويتباوري و مهديزيستي در ساحتهاي وجودي گوناگون آدمي (با تأكيد بر دوگانه طينت ـ فطرت)؛
ـ نظريه انسانشناسي تكامل به مثابه بنيان تئوري تمدن آخرالزماني؛
ـ انسانشناسي موعود پاياني در نگرش اسلام سني و نقش آن در انتظارستيزي و جايگزيني آن با سلفيت؛
ـ انسانشناسي غيبباوري (نگرش تشيع به به عالم غيب و وجود روح انساني) سرّ جامعيت و گستردگي منجي شيعي (در مقايسه با نقصهاي منجيان ديگر كه ريشه در نگاه نافي يا ناقص آنها به مسئله عالم غيب دارد)؛
ـ ضرورت مطالعه تطبيقي انسانشناسي رشد، از جهت رشد موازي جسم و فطرت (گرايشهاي روحاني) در نظامسازي جامع براي الگوي كمال؛
ـ نقش فطرت و مشتركات ذاتي انساني در ترويج گفتمان انتظار و زمينهسازي در عرصه جهاني؛
ـ انسانشناسي ديني ـ فطري شيعي، و اثبات ضرورت طراحي برنامه جامع و كامل براي نظام تعليم و تربيت اسلامي؛
ـ نيازهاي متعالي انسان (فطرت) و اثبات ضرورت مهدويت از رهيافت آنها؛
ـ داستان آفرينش از منظر انسانشناسي ديني ـ قرآني و اثبات مهدويت از رهيافتهاي آن؛
ـ جايگاه موجودات ماورائي (جن و فرشته) در زندگي انساني و كمال يا انحطاط او (با نگرش به بررسي تطبيقي اين جايگاه در دو دوره پسا و پيشا ظهور)؛
ـ قبض و بسط در سيماي انسان آرماني مبتني بر نوع ديدگاه انسانشناسي؛
ـ به چالش كشيدن، فمينيسم و انحطاط شخصيت و نقش زنانه در آخرالزمان، از رهيافت انسانشناسي جنسيتي ديني؛
ـ تلاش تاريخي ابليس براي وارونهسازي شخصيت و هويت وجود اكثر انسانها و توفيق نسبي او در آخرالزمان؛
ـ بازشناسي نقش تاريخي ابليس در دشمني با انسان در حدفاصل داستان آفرينش تا داستان ظهور؛
ـ خودشناسي و معرفه النفس و انسانشناسي (تاريخي و...)، بخش اعظمي از معارف ديني (قرآن و روايات) ولي مهجوريت آن در فلسفه و عرفان اسلامي؛
ـ بازخواني نسبت بين انسانشناسي فلسفه صدرايي و مباني و مسائل مهدويت اسلامي ـ شيعي؛
ـ انسان مجازي در آخرالزمان از خود بيگانگيهاي فراگير تا حركت به سوي نابودي؛
ـ انسان مدرن، خود فراموشيهاي فراوان (ذاتي، تاريخي، معنوي، جنسيتي، و...) و بيشترين دورافتادگي از كمال و تعالي و آرامش؛
ـ انسان آخرالزماني و بيشترين توسعه بيروني و كمترين عمق دروني.
ه) روانشناسي
روانشناسي علم مطالعهٔ رفتار و فرايندهاي ذهنِ انسان بر اساس روش علمي است. يافتن ارتباط ذهن و روان آدمي، با مفاهيمي نظير رشد، سلامت، رفتارهاي اجتماعي،
شناخت و… از وظايف روانشناسي است. در دنياي امروز با پيشرفت تمدن و نهادن علم به جاي دين و اخلاق، روانشناسي، جايگاهي گسترده، هم در شغلهاي تخصصي و هم در گستره عمومي يافته است.
نمونه ريز موضوعات
مباحث شخصيت و انواع شخصيتهاي موجود در هر انساني (شخصيت فردي، خانوادگي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي، اخلاقي، هنري، فرهنگي، تربيتي، فكري و علمي و عاطفي همانند عادتها و دغدغهها و نگرانيها و شاديها و...) بحث هويت، فضايل و رذايل برجسته رواني انسان، روانشناسي رشد، تعريف و الگوي كمالگرايي، بحث هنجاريها و ناهنجاريها، نسبت تن و روان، تعريف روان به روح يا مغز و اعصاب، خواب و رؤيا، افراد بر اساس نوع نگاه به خود، جنسيت و امور جنسي، بيماريهاي رواني... .
يادآوري: در بحث روانشناسي اولاً بايد توجه داشت كه هيچگاه نبايد آن را در جاي اخلاق يا تعليم و تربيت نشاند. چراكه تمام مكاتب و گرايشهاي روانشناسي صرفاً در حد نظريه و فرضيه بوده و مبتني بر انسانشناسي تكساحتياند. بدين جهت در اين بحث در مقام ايدهيابي، و برنامهسازي بهويژه نسبت به ساحت انسان كامل يا انسانهاي صالح و سالم، كاربرد اين نگرش بينارشتهاي بيشتر براي بارش فكر و خلاقيت است نه براي اينكه فرضيههاي ناظر به ناهنجاريهاي رواني بر اوليا و صالحين تطبيق شود.
اما در مقام ايدهيابي، يكي از بحثهاي مهم در روانشناسي بحث شخصيتشناسي است. در اين بحث پس از تهيه يك جدول كامل از ابعاد شخصيتي انساني ميتوان با مراجعه به مباني و ادله عقلي و نقلي در مقام انسانشناسي، جدولي كامل از ابعاد وجودي شخصيتي تهيه كرد، و آنگاه اين جدول را بر طيفهاي گوناگون انساني بر معيار حق و باطل به معني رشد يافتگي و رشد نايافتگي تطبيق كرد. از دستاوردهاي قابل استفاده اين الگو در مباحث مهدويت موارد زير است:
شخصيتشناسي جامع و كامل امام زمان(1)(در دو دوره غيبت و ظهور به صورت جداگانه)؛
شخصيتهاي سفيد، سياه، خاكستري؛ در دوران تاريخي غيبت؛
شخصيتهاي سفيد, سياه، خاكستري در دوران آخرالزمان؛
شخصيت كماليافته انساني در دوران ظهور.
نمونه ايدههاي مهدوي
موضوع/ ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
نگاهي جامع به ابعاد وجودي امام غائب از دريچه ادله نقلي شيعي
تفاوتهاي بروز شخصيتي امام بين دوران غيبت و ظهور
مراتب مهرورزي امام غائب نسبت به جوامع گوناگون بشري حق و باطل
ابعاد شخصيتي انسان كامل
مهديشناسي
نسبتسنجي ابعاد رشديافته و جامع فرد منتظر با نيازهاي زمانمند امام در دوران غيبت
تعليم و تربيت ديني
انسان منتظر
در جستوجوي اثبات مهدويت از رهيافت نظام جامع نيازهاي متعالي انساني
نيازهاي متعالي/ فطرت
مباني مهديباوري
شخصيتشناسي تاريخي مدعيان انحرافي
روانشناسي آسيبها و ناهنجاريها
مدعيان انحرافي
1) در اينجا يادآور مي گردد كه نبايد بين كمال واقعي امام معصوم با ضرورت امامشناسي اجتماعي خلط كرد و كاركرد اين روش در امامشناسي جامع و كامل براي جامعه بر مبناي روش فطري، افضلجويي و انسان كاملجويي است. اين روش همان الگويي است كه پيامبر اكرم9 در خطبه طولاني غدير خم به هنگام معرفي امام علي7 براي مسلمانان انجام مي دهد. در آن خطبه پيامبر به نزديك به هشتاد آيه چه در مورد شخصيتشناسي اميرالمؤمنين7 و چه در مورد جامعهشناسي حق و باطل بر مدار ولايت استفاده ميفرمايد. و فضايل بسياري از امام را هم در قالب روايت رويدادهاي تاريخي بيان مي كند، تا در نهايت بر اساس مصاديق عيني و شواهد تاريخي افضليت و شايستگي امام علي 7 را اثبات كند. همين روش را هم مي توان و بلكه بايد براي معرفي اوليه يا بازشناسي شخصيت جامع و كامل امام زمان [ با كمك آيات، روايات، ادعيه و زيارات مهدوي به كار برد.
زمينههاي خودشكوفايي انساني در دوران ظهور
انسانشناسي
ظهور
بازشناسي جامع ابعاد شخصيتي نواب اربعه
شخصيتشناسي
نواب خاص در دوران غيبت صغري
بازشناسي عمومي شخصيتي مراجع و علماي شيعه از جهت افراد خودساخته از هر فرهنگ و نژاد و ...؛ و انتخاب بر معيار بيشترين رشد يافتگيها
شخصيتشناسي
نواب عام و مراجع
تحليل و بررسي روانشناختي فتنه و حيرت و ناهنجاريها در آخرالزمان
مديريت روانشناختي بحرانهاي جهاني در جهت زمينهسازي ظهور
روانشناسي آسيب ها
آخرالزمان
طراحي نظام تعليم و تربيت معارف مهدوي بر اساس فرايند و مراحل رشد آدمي
روانشناسي رشد
مفاهيم مهدويت
نقش و كاركرد ادعيه مهدوي در ارتقاي بينش و ايجاد همگرايي و همساني انگيزشي مشترك در جامعه ايماني
روانشناسي انگيزش
ادعيه و زيارات مهدوي
جنسيت به مثابه مؤثرترين سلاح رواني شيطان در آخرالزمان
روانشناسي جنسيت و امور جنسي
آخرالزمان
آخرالزمان نقطه اوج وارونگي انسانها در ايفاگري نقش شخصيتي خود
اختلال شخصيت
آخرالزمان
كاركرد جشنهاي مهدوي از جهت شاديآفريني دنيوي و معنوي در آفرينش حداكثر مرتبه اميد و آرامش و آيندهنگري فردي و اجتماعي
روانشناسي شادي
جشنهاي مهدوي
نسل سلمان به مثابه كلان طرح هويتي براي تعريف روزآمد نقش شيعه ايراني در دورا ن غيبت
جامعه شيعه ايراني
فرهنگ انتظار
نمونههاي ديگر
خاستگاه رواني منجيباوري
ـ خاستگاه رواني مهدويت (زمينهها و عوامل)؛
ـ خاستگاه روانشناختي مدعيان مهدويت؛
ـ خاستگاه روانشناختي منكران مهدويت.
آثار روانشناختي مهديگرايي
نقش مهدويت در مؤلفههاي سلامت روان (اميد، آرامش و رفع اضطراب، خودباوري، مسئوليتپذيري، معنايابي و هدفمندي و...)
ـ خودشكوفايي در سبك زندگي مهدوي؛
زمينههاي خود شكوفائي در زندگي و جامعه مهدوي
ويژگيهاي انسان خودشكوفا از منظر فرهنگ انتظار
ـ جاذبههاي ميانفردي در مهدويت؛
بررسي جاذبههاي ميانفردي مهديباوران
جاذبههاي ميانفردي امام مهدي عليه السلام
ـ معناي زندگي در دوران ظهور؛
ـ روانشناسي كمال از منظر قرآن و فرهنگ روايي شيعي؛
ـ چگونگي پذيرش همگاني حكومت جهاني از ديدگاه روانشناختي؛
ـ آموزش مفاهيم مهدويت بر اساس نظريههاي روانشناسي رشد؛
ـ مقايسه ابعاد مختلف رشد در دوره قبل و بعد از ظهور؛
ـ بررسي انگيزههاي رواني منتظران؛
ـ انگيزه انتظار؛
ـ انگيزه گرايش به دعا و زيارت امام زمان عليه السلام ؛
ـ انگيزه ادعاي ارتباط و ملاقاتگرايي با مهدي موعود؛
ـ بررسي سختيها و ابتلائات انتظار با رويكرد روانشناختي؛
ـ مقايسه ابعاد كمي و كيفي مختلف رشد در دوره قبل و بعد از ظهور؛
ـ بررسي ناهنجاريهاي رواني در آخرالزمان از منظر روايات؛
ـ بررسي ادعيه و روايات مهدويت با رويكرد روانشناختي؛
ـ آثار روانشناختي وجود امام غائب؛
ـ بررسي فطري يا اكتسابي بودن موعودگرايي؛
ـ رابطه اعتقاد به رجعت و سلامت روان؛
ـ آسيب تفاوت نگذاشتن ميان اميد و رجاي واقعي با خيالپردازي و آرزوگرايي؛
ـ نبود مباحث انتظار در نظام آموزشي (جغرافياي ظهور، دشمنشناسي، راهبرد انتظار و...)؛
ـ روشهاي تربيتي ايجاد رغبت به حكومت مهدوي؛
ـ شخصيتشناسي امام از دريچه القاب و صفات (القاب در رابطه با خداوند، مردم، مؤمنان، گمراهان، طبيعت)؛
ـ بررسي تطبيقي نقشها و هويت جنسيتي در دو دوره پيشا و پسا ظهور؛
ـ بررسي بسترهاي روانشناختياي كه در گستره جهاني بايد ايجاد شود تا شرايط براي زمينهسازي يا ظهور فراهم گردد؛
ـ بازخواني تأثيرات روانشناسي اجتماعي كه به نام رشد و پيشرفت، بشر را وارد شرايط و دوران آخرالزماني ميكند؛
ـ تربيت شخصيتي مبتني بر رهاشدگي و آزادي به معني خودبيني افراطي و... كه در نهايت بشر را به طغيان و انحطاط آخرالزماني ميكشاند؛
ـ روانشناسي دشمنان ظهور و نجات پاياني؛
ـ مطالعه روانشناختي حزن مقدس (نُدبه) در فرهنگ مهدوي؛
ـ آيندهنگري مقدس و متعالي در انديشه مهدويت و كاركردهاي رواني آن بر فرد و جامعه؛
ـ جايگاه خشم و بغض مقدس در فرهنگ انتظار و بازتابهاي رواني آن در پرورش حس ظلمستيزي تا بهشت موعود؛
ـ بازخواني علل شيوع نشانهپژوهي در ميان مهديباوران در برخي از ادوار تاريخي و راهكار مهار آن؛
ـ مقايسه روانشناختي اجتماعي دوجامعه منتظر و جامعه آخرالزماني در گزارههاي ديني؛
ـ مطالعه شخصيت مؤمنان منتظر و كشف عوامل استواري آنان بر صراط مستقيم در شرايط بسيار دشوار آخرالزماني؛
ـ بازخواني روانشناختي سبك زندگي شيعي ـ مهدوي، از جهت ارتباط روحي ـ رواني پيوسته منتظر با امام؛
ـ نقش تصور از حضور و نقشآفريني امام غائب در زندگي منتظرانه، و هويت انتظار در زندگي ديني؛
ـ رابطه بين احساس و ادراك فراگيري ظلم و بين ميزان رضايت به وضع موجود در زندگي فردي و اجتماعي؛
ـ بررسي تطبيقي بين معيار رضايتمندي در زندگي بين روانشناسي و مباني زندگي شيعي؛
ـ شخصيتشناسي دينداران جذب شده به سوي جريانهاي انحرافي مهدوي (در جريانهايي همانند اليماني)؛
ـ تصوير ذهني مهديباوران و جستوجوي از خاستگاهها و ميزان سلامت آن؛
جدول شخصيتشناسي انسان كامل و انسان كمالجو (در حالات سهگانه) بر معيار انتظار زيستي؛
و) جامعهشناسي
جامعهشناسي دانش بررسي جامعه است. اين رشته علمي به بررسي جوامع بشري، برهمكنشهاي آنها، و فرايندهايي ميپردازد كه جوامع را در وضعيت جاريشان نگاه ميدارد يا تغيير ميدهد. هدف اين حوزه علمي پرداختن به تجزيه جامعه به بخشهاي تشكيلدهندهاش مانند انجمنها، نهادها، گروههاي همجنس، همنژاد، يا همسن، و بررسي نحوه برهمكنش فعال اين اجزا با همديگر است. علاوه بر اينها، اين علم موضوعاتي مانند طبقه اجتماعي، قشربندي، جنبش اجتماعي، تغييرات اجتماعي و بينظميهايي مانند جرم، انحراف، و انقلاب را در كانون تحقيق قرار ميدهد.
نمونه ريز موضوعات
مباحث جمعيت و جغرافياي اجتماعي، سازمان و نهاد، ساختار قدرت اجتماعي شهر و شهروندي، حقوق اجتماعي، حقوق شهروندي، تحرك اجتماعي، هجرتها و مهاجرتها، جنبشهاي اجتماعي، تغيير اجتماعي و بحث انقلاب، گروهها، طبقهبندي اجتماعي، فقر و غناها و شغلها، تحولات يا بحرانهاي اجتماعي، آسيبشناسي
اجتماعي، سرمايههاي اجتماعي هر فرقه و مذهب، هويت اجتماعي هر فرقه، روابط اجتماعي، فاصلهها و تقابلها، غمها و شاديها در فرهنگهاي اجتماعي و آداب و رسوم اجتماعي، حقوق اجتماعي و...، سلوك اجتماعي، آگاهي اجتماعي، پويايي و يا توقفگرايي اجتماعي، شور اجتماعي، افكار اجتماعي، انتظار اجتماعي، سنتهاي اجتماعي، فتنههاي اجتماعي، فرايند جامعهسازي و...، مسئله نفاق و ريا و دروغ و خطر واگرايي در جامعه، قوميتها و نژادها، مسئله زنان، اميد به زندگي نظام خانواده، خويشاوندي، روابط اجتماعي و حقوق متقابل.
يادآوري: دربحث مهدويت و جامعهشناسي، مطالعه انواع جوامع بر معيار حق و باطل و به ميزان قرب و بُعد آنها نسبت به فرهنگ انتظار كه دستهبندي سهگانه جوامع سفيد، سياه، خاكستري را به همراه دارد، بايد مورد توجه قرار بگيرد. اين در حالي است كه هريك از اين جوامع ناظر به ادوار تاريخي، شامل سه نوع جامعهاند:
جامعه گذشته (دوران غيبت صغري)؛ جامعه حال (به معني وسيع آن كه شامل سراسر دوران غيبت كبري ميشود و به دو جامعه انتظار و جامعه آخرالزماني تقسيم ميشود)؛ جامعه ظهور.
بدينگونه دامنه وسيع و متنوعي براي بحث از جوامع مهدوي پيش روي برنامهسازان و پژوهشگران قرار خواهد گرفت.
نمونه ايدههاي مهدوي
موضوع/ ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
مدينه النبي معيار و الگوي مدينه المهدي در دوران ظهور
مباني همگرايي و مشاركت فعال اجتماعي در مدينةالنبي و مدينه المهدي
مباني الگويي و سرمايههاي ارزشي اجتماعي
مدينه النبي/ علوي
بررسي مقايسهاي پيامبر صلي الله عليه و آله و امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ، در گذار دادن بشر از جاهليت به تمدن ديني
تغيير اجتماعي
از جاهليت سنتي تا جاهليت مدرن آخرالزماني
عدالت اجتماعي در دوران ظهور؛ مباني، راهبردها، دستاوردها
ساختار اجتماعي و شهروندي
عدالت
دگرگونيهاي اجتماعي در گذار از غيبت به ظهور
بحث تغيير
آخرالزمان
تغيير و تحول جوامع مسلمان ناشي از خستگي از حكومتهاي فاسد و ستمگر
بيداري اسلامي
آخرالزمان
نهادهاي اجتماعي در عصر غيبت
هيئت به مثابه نهادي فراگير و همگراافزا در جامعه شيعه
نهادها و سازمانها
جامعه غيبت
تأثير آموزه مهدويت در جنبشهاي اجتماعي شيعه در يك سده اخير
جنبشهاي اجتماعي
انتظار
فرايند اجتماعي ـ جهاني گذار از آخرالزمان به ظهور خواهي در قالب انقلاب، قوه قهريه و يا...
تغيير و جنبشهاي اجتماعي
ظلم ستيزي
نظام شهروندي در دوران ظهور
الگوي شهروندي
دوران ظهور
شخصيت و جايگاه زن در بررسي تطبيقي بين آخرالزمان خودبنياد بشري و دوران ظهور
مسئله زن
نظام اجتماعي ديني مبتني بر نظريههاي اصالت فرد يا اصالت جامعه يا اصالت هردو و يا اصالت خانواده
مبناي انسانشناختي جامعه
جامعه منتظرانه
سرمايهها و جاذبههاي اجتماعي زمينهسازي در مقايسه با دوران و جوامع آخرالزماني
سرمايه اجتماعي
زمينهسازي
بازشناسي نهايت حضيض جوامع بشري از جهت كمي و كيفي در انتهاي آخرالزمان
بحرانهاي اجتماعي
نشانههاي ظهور
نمونههاي ديگر
ـ جامعه آرماني در بازخواني تطبيقي در اديان ابراهيمي؛
ـ نقش زيارت در طراحي الگوي شهري شيعي در خاورميانه؛
ـ بازخواني جامعهشناسي علل شيوع ناگهاني آسيبهاي مهدوي در برخي از شهرها يا مناطق شهري؛
ـ جامعهشناسي جنگها و بحرانهاي آخرالزماني در ديدگاه تطبيقي شيعي و غير شيعي؛
ـ جريانشناسي انحرافهاي ديني در يك دهه اخير در جامعه شيعه ايراني؛
ـ عوامل سقوط جوامع آخرالزماني از نظر روايات؛
ـ بشر آخرالزماني و زندگي در جوامع مجازي و احساس از خود بيگانگي و تنهايي فراگير؛
ـ امنيت و ناامني در شهرهاي آخرالزماني باوجود كنترلهاي فراگير؛
ـ فرايند تحقق بلوغ اجتماعي در جامعه منتظر براي رسيدن به جامعه زمينهساز؛
ـ فرايند سهگانه رغبت اجتماعي، شكايت اجتماعي، استعانت اجتماعي در امر زمينهسازي؛
ـ نقش نخبگان ديني در فرايند دگرگونيهاي اجتماعي و فرهنگي؛
ـ گونهشناسي بردگي مدرن و نهايت بيعدالتي اجتماعي در دوران آخرالزمان؛
ـ جهانيسازي گناه و طغيان؛ سلاح آخرالزماني ابليس در برابر فرايند ظهور؛
ـ خانواده مهدوي (شاخصههاي خانواده مطلوب بر اساس الگوهاي برجسته دوران حضور و غيبت)؛
ـ نقش آموزه مهدويت در شكلگيري بسترهاي اجتماعي انقلاب اسلامي ايران؛
ـ جنبشها و نهضتهاي پيش از ظهور (سفيد، سياه، خاكستري)؛
ـ تغييرات اجتماعي در دوران ظهور؛
ـ دگرگوني در روابط اجتماعي در عصرظهور؛
ـ دگرگوني نهادهاي اجتماعي در عصرظهور.
ـ ويژگيهاي نظام اجتماعي در عصرظهور(كنشها، روابط مردم و حاكمان)؛
ـ شاخصها و گونههاي منزلت اجتماعي در عصر ظهور؛
ـ ابزارها و شيوههاي جامعهپذيري در عصر مهدوي؛
ـ سير تحول جامعه منتظر از منظر قرآن (با تكيه بر جامعه يهود)؛
ـ آسيبشناسي جامعه منتظر از منظر قرآن؛
ـ بررسي تطبيقي جامعه مطلوب قرآني با جامعه عصر ظهور (شاخصهها، آسيبها، راه تحقق)؛
ـ عوامل عيني پيدايش امت شيعه در دوران غيبت كبري.
ز) اخلاق
علم اخلاق شاخهاي از علوم انساني است كه موضوع آن، شناخت مصاديق ارزشها و بيانگر راههاي كسب فضائل و ترك رذائل اخلاقي است. اخلاق به سه شاخهٔ مجزا تقسيم ميشود: فلسفه اخلاق، اخلاق نظري، و اخلاق عملي.
نمونه ريز موضوعات
اخلاق و سبك زندگي، مفاهيم اخلاقي، تعريف و چيستي اوصاف اخلاقي، انواع نظامهاي اخلاقي هر فرقه از فرقههاي اسلامي و غير اسلامي، مطلق يا نسبي بودن اخلاق، اخلاق شغلي، اخلاق فردي، اخلاق اجتماعي، فهرست فضايل و رذائل اخلاقي، تربيت يافتگي و يا رها شدگي اخلاقي، فساد اخلاقي، الگوهاي اخلاقي، وجدان اخلاقي، چالشهاي اخلاقي در تحولات اجتماعي، اخلاق نقد، اخلاق رهبري، اخلاق قدرت و...، رابطه اخلاق و حقوق، مراتب و طبقات اخلاق، اخلاق به عنوان وسيله يا هدف.
يادآوري: در موضوع اخلاق، بحث بسيار مهم سبك زندگي شيعي قرار دارد كه مبتني است بر ارتباطي پيوسته بين انسان كمالجو با انسان كامل. عنوان سبك زندگي شيعي ـ مهدوي در فرهنگ انتظار از جديدترين حوزههاي مطالعاتي روزآمد در معارف مهدوي است.
نمونه ايدههاي مهدوي:
موضوع / ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
سبك زندگي مهدوي : نسخه روزآمد سبك زندگي ديني در نگرش شيعي
ثابت و متغيرهاي زندگي مهدوي در بستر زمانشناسي پيوسته تاريخي در دوران غيبت
سبك زندگي
مهدي زيستي
امام نماد رحمت و مهرباني و زيبايي براي انسانها
روابط اخلاقي انساني
امام تجلي صفات خداوندي
مطلوبها در اخلاق فردي و اجتماعي منتظران بر اساس ادعيه مهدوي
طبقات و اصناف جامعه
دعاي امام زمان
(اللهم ارزقنا توفيق...)
نهايت شكوفايي فضائل اخلاقي در امام و تجلي و عينيت آن در ايشان به عنوان آخرين معصوم
فضايل اخلاقي
امام انسان كامل
پيشبيني جلوههاي اخلاق ابليسي در تمدن آخرالزماني در روايات اسلامي
آسيبهاي اخلاقي
آخرالزمان
وارونگي در نقشهاي جنسي و انحطاط اخلاقي انسان آخرالزماني، نقطه اوج موفقيت ابليس
اخلاق جنسي
علماي برجسته شيعه الگوهاي روزآمد تربيتيافتگي و سبك زندگي منتظرانه
روزآمدي اخلاق ديني
علماي شيعه در دوران غيبت كبري
بازتاب اخلاقمداري فراگير فردي و اجتماعي در شكوفاسازي تمام استعدادهاي آدمي در دوران ظهور
اخلاق مداري
انسان دوران ظهور
نمونههاي ديگر:
ـ شخصيت اخلاقي امام مهدي بر اساس ادعيه و زيارات مهدوي؛
ـ غايت و هدف اخلاقي از مهديزيستي؛
ـ شهر ظهور شهري مبتني بر ارزشهاي اخلاقي ناب و خالص؛
ـ انسان منتظر در آيينه اخلاق اسلامي؛
ـ تحليل و بررسي آموزههاي اخلاقي در روايات و ادعيه مهدوي؛
ـ وظيفهگرايي به جاي نتيجهگرايي اخلاقي در سبك زندگي مهدوي؛
ـ بررسي موانع اخلاقي ظهور و راهكارهاي رفع موانع آن؛
ـ بازشناسي اخلاق مهدوي در اخلاق حرفهاي و شغلهاي گوناگون؛
ـ مشكلات اخلاقي زندگي مدرن و سبك زندگي منتظرانه؛
ـ تحليل و بررسي اخلاقي روايات مهدوي؛
ـ تحليل و بررسي اخلاق ادعيه مهدوي؛
ـ نقش مهدي باوري در رشد فضايل اخلاقي؛
ـ تكامل اخلاق ديني در عصر ظهور؛
ـ مهدويت اخلاق گراترين انديشه جهاني؛
ـ اصل قطعيت امتحان مردم در دوران غيبت و ضرورت كسب آمادگي براي آن؛
ـ ضرورت تبيين مصداقي و جزئي الگوي زندگي مهدوي (در فرهنگ عامه) براي استفاده از آن در سياستگذاري فرهنگي؛
ـ مباني اخلاقي جامعه زمينه ساز؛
ـ نقش مهديباوري در رشد فضايل اخلاقي؛
ـ بررسي اخلاق در آخرالزمان با تكيه بر روايات؛
ـ راههاي برونرفت از بحرانهاي اخلاقي پيش از ظهور؛
ـ آخرالزمان به مثابه غلبه اخلاق اقتصادي نسبي گرا؛
ـ دشواريهاي ترويج اخلاق منتظرانه در نظامهاي سازماني آخرالزماني و...؛
ـ آسيبهاي اخلاقي آخرالزماني و خطر ريزشهاي گسترده و دور افتادگي از مسير حق؛
ـ آداب و وظايف شيعيان در دوران غيبت؛
ـ راهكارهاي استواري و ثبات قدم بر دين در دوره سخت آخرالزمان؛
ـ جاذبههاي اخلاقي امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در زمان ظهور و نقش آن در جاذبهآفريني به سوي حق؛
ـ الگوي تلفيق اخلاق و سياست در سيرت مهدوي؛
ـ خصال ياران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛
ـ شاخصه اخلاقي ياران رجعتكننده امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛
ـ كمالجويي بينهايت، بالاترين چشمانداز براي تربيت اخلاقي انساني؛
ـ اخلاق كاگزاران در دولت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛
ـ زمانه ظهور، زمانه مرزبندي كامل لشكرهاي عقل و جهل و طهارت همه جانبه انسانها؛
ـ الزامات و اقتضائات اخلاقي زيستن در زمانه يا جوامع آخرالزماني (از جهت لزوم در پيش گرفتن بيشترين مراقبتهاي اخلاقي)؛
ـ آسيبشناسي اخلاق سازماني در آخرالزمان (در جوامع حق)؛
ـ قرار دادن روانشناسي به جاي اخلاق و بحران در كلانشهرها و خانوادههاي پيشرفته؛
ـ فناوري و بسط فرصتهاي لغزش و گناه و دشواريهاي زيست آخرالزماني؛
ـ نقش جنسيت در سبك زندگي منتظرانه؛
ـ پيشرفتهاي تكنولوژيك و ژنتيك، و بحران اخلاقي انسان پست مدرن آخرالزماني؛
ـ جريانشناسي سير تاريخي انحطاط تمدني بشر و جهاني شدن انحطاط تا دوران آخرالزمان ابليسي.
ح) فرهنگي
فرهنگ را به مجموعه پيچيدهاي از دانشها، باورها، هنرها، قوانين، اخلاقيات، عادات و هرچه فرد به عنوان عضوي از جامعه از جامعه خويش فراميگيرد، تعريف ميكنند. فرهنگ، راه مشترك زندگي، انديشه و كنش انسان است. فرهنگ در بر گيرنده همه آن چيزهايي است كه فرد را با سازمان اجتماعي مشتركي كه براي برآوردن نيازهاي اقتصادي و اجتماعي و سياسي كه از محيط پيرامون او بر خاستهاند، پيوند ميدهد.
نمونه ريز موضوعات:
چيستي فرهنگ، عناصر اساسي فرهنگ، پيوستگي يا گسستگي عناصر فرهنگي، تنوع فرهنگي، تهاجم فرهنگي، مبادله فرهنگي، فرهنگ و مسئله نسبيت يا مطلق بودن آن، پلوراليسم فرهنگي و پيامدهاي آن، امكان وجود فرهنگ عام بشري، برابري يا تفاوت و نبود برابري در فرهنگها، امكان و ملاك و مبناي داوري در ميان فرهنگها، جايگاه فرهنگسازي در جامعهسازي، جامعيت نگاه به فرهنگ حزن و شادي، فرهنگهاي التقاطي، مهندسي فرهنگي جامعه شيعه، آداب و رسوم فرهنگي، فرهنگ عامه، نهادهاي فرهنگي، سرمايه فرهنگي، ارزشها و ضد ارزشهاي فرهنگي، ميراث فرهنگي، ايجاد مناطق فرهنگي، طراحي نمادها و شعائر فرهنگي، سنتها و مدها و عادتهاي قديم و جديد، افتخارات فرهنگي، هويت فرهنگي، استقلال و غناي فرهنگي، خرده فرهنگها، حوزههاي نفوذ فرهنگي، رويدادهاي فرهنگي، الگوها و افتخارات فرهنگي.
يادآوري: در مسئله فرهنگ، تبديل شدن يك آموزه كلان ديني به فرهنگي فراگير و سبكساز، با عنوان فرهنگ انتظار و سبك زندگي مهدوي بايد مورد توجه قرار گيرد و پويايي و نشاط آن در نسبت به ايستايي، تمام موعودباوريهاي ديگر به نمايش گذاشته شود.
نمونه ايدههاي مهدوي:
موضوع / ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
مكتب تشيع به مثابه فرهنگيترين مذهب و آيين
توجه به فرهنگسازي معطوف به آيندهنگري در تشيع در مقام طراحي چشماندازها و رسالتهاو مسئوليتها مبتني بر جامعيت آموزههاي ديني
فرهنگ سازي و استقلال فرهنگي
فرهنگ انتظار
تلاشهاي گسترده مستكبران جهاني براي تضعيف فرهنگ انتظار پس از پيروزي انقلاب اسلامي با تقويت سلفيگرايي، ترويج انتظار ايستا و ترويج اسلام و انتظارهراسي
تهاجم فرهنگي
فرهنگ آخرالزماني در قالب نهادينهسازي وارونگي نقشها با هدف استحاله و دور سازي آدمي از فرهنگ مهدويت و انتظار
سرمايه فرهنگي/ تهاجم فرهنگي
آخرالزمان
تناقضهاي شديد در فرهنگ حزن (ديني) و شادي (غير ديني) منتظران در متن زندگي روزمره و توسعه فضاي آخرالزماني
فرهنگ حزن و شادي
فرايند تدريجي و تاريخي و مراحل فرهنگسازي براي انتظار و مهدويت از سوي امامان معصوم عليه السلام
فرايند فرهنگسازي
فرهنگ انتظار
جلوههاي گوناگون فرهنگ انتظار و ميراثهاي معنوي آن در جغرافياي شيعه معاصر
ميراث معنوي
ضرورت جهانيسازي فرهنگ انتظار از مسير شكوفاسازي گرايشهاي فطري انساني
جهاني شدن و مخاطرات آن براي فرهنگ مهدويت
جهانيسازي
فرهنگ زمينهسازي
نمونههاي ديگر:
ـ پيوندهاي عاشورا و انتظار در فرهنگ شيعي؛
ـ ضرورت سالمسازي خردهفرهنگهاي قومي و منطقهاي جوامع شيعي با كمك فرهنگ همگراساز مهدويت و انتظار و زمينهسازي؛
ـ بررسي مقايسهاي نقش فرهنگي زنان در جامعه جهاني با نقش زنان شيعه در جامعه زمينهساز؛
ـ ضرورت نقد و بررسي (ميداني، نظرسنجي) و آسيبشناسي باورهاي عاميانه در بحث انتظار، موعود، آخرالزمان، حضرت مهدي عليه السلام و اهتمام به بهسازي آن؛
ـ بازتاب فرهنگ انتظار در ايجاد روند تاريخي رشد دهنده از جهت اجتماعي و جغرافيايي؛
ـ نقش تاريخي فرهنگ انتظار در مواجهه جوامع شيعي با استعمار؛
ـ پويايي و روزآمدي فرهنگ انتظار هماهنگ با تحولات و شرايط زمان و مكان؛
ـ ضرورت كنترل فرهنگي دولت زمينهساز براي محدودسازي آسيبهاي اجتماعي؛
ـ سالمسازي خرده فرهنگها با بسط فرهنگ زمينهسازي؛
ـ نقش فرهنگ انتظار در جلوگيري از انحرافات اجتماعي و در ايجاد نشاط اجتماعي؛
ـ نسبتسنجي نقشه جامع فرهنگي (كشور) با آيندهنگري مهدوي در بينش آينده نگرامامان معصوم عليه السلام ؛
ـ الگوهاي ترويج فرهنگ مهدوي در جوامع غير اسلامي؛
ـ شيوههاي ترويج فرهنگ مهدوي در جوامع اسلامي؛
ـ وجوه رويارويي و برخورد يا امكان همزيستي فرهنگهاي منجيگرايانه در جوامع چند فرهنگي؛
ـ مديريت فرهنگي در حد فاصل جامعه انتظار تا جامعه زمينهساز؛
ـ فرهنگ مهدويت و توسعه (سياسي، اقتصادي، فرهنگي)؛
ـ فرهنگ التقاطي، بلاي جوامع حق در آخرالزمان؛
ـ بازتاب خُلقيات ايراني در فرهنگ انتظار شيعه ايراني؛
ـ ژئوپلتيك شيعه و كاركردهاي فرهنگ انتظار در آن؛
ـ فرهنگ جاهليت مدرن در آخرالزمان از نگاه گزارههاي ديني؛
ـ ضرورت ايجاد همگرايي بين فرهنگهاي منتظرانه در جغرافياي گسترده تشيع.
ط) هنر، رسانه، ارتباطات
هنر مجموعهاي از آثار يا فرايندهاي ساخت انساني است كه در جهت اثرگذاري بر عواطف، احساسات و هوش انساني يا به منظور انتقال يك معنا يا مفهوم خلق ميشوند.
رسانه يا Medium به معني رساندن است. در اينجا منظور رسانههاي گروهي است كه عبارتاند از مجموعهاي از وسايل ارتباطي كه عموماً ارتباطي يكسويه را دنبال ميكنند. مگر در مثل اينترنت كه مانند پايگاههاي اينترنتي خبرگزاريها، امكان تعامل مخاطب را نيز فراهم ميكنند.
ارتباطات هم فرايند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده به شرط همسان بودن معاني بين آنهاست.
نمونه ريز موضوعات:
فلسفه هنر و زيباييشناسي فلسفي، نشانهها و نمادها، احساس، تخيل و قوه خيال، هنرمند و مسئله نيت و تعهد، ماهيت و مباني هنر ديني و قدسي و معنوي، مكاتب هنري و مباني آنها،
،
، نمادها و نشانهاي مذهبي، محدوديتهاي ديني در خلق هنري، سبكهاي هنري و سينمايي، الگوي قهرمان و ضد قهرمان، انواع هنرها، انواع سبكها در هنر، انواع سبكها در ادبيات، اينترنت، ماهواره، ارتباطات رسمي، ارتباطات توسعهاي.
نمونه ايدههاي مهدوي:
موضوع/ ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
ضرورت بازشناسي انسان كامل از جهت معرفي نهايت كمال در حس زيباييشناسي انساني و بازتابهاي آشكار و پنهان آن بر عوالم هستي
دوران ظهور امتداد و تجلي بيروني زيباييهاي باطني فراگير موعود معصوم
جلوههاي زيباشناسي شخصيت و سيرت امام موعود
زيباشناسي فطري
شخصيت و سيره امام
نمادهاي مهدوي براساس معارف ديني
نمادها و نشانهها
تمثيلات روايي مهدويي
ضرورت بازشكوفايي حس زيباييبيني فطري انسانها در هماهنگي با عدالت و اخلاق، براي حركت انسانها به سوي آرماشهر ظهور
زيباييشناسي فطري انسانها مهمترين عمل در تحول و هدايت (استبصار) غير مسمانان در مواجهه با معارف زيبا و آرامشبخش مهدوي
انسانشناسي فطري
دوران ظهور
سرگرميهاي آخراالزماني، ظاهري فريبنده، باطني ميان تهي و آرامشگريز
پارادوكس فريبندگي
آخرالزمان
آسيب نگاه فرقهاي و درون ديني در برنامه سازيهاي رسانهاي، و غفلت از جهاني سازي رسانه اي پيامهاي مهدوي به ويژه هماهنگ با تغيير و تحولات منطقهاي و جهاني
جهان رسانه
تبليغ مهدوي
لحظههاي تشرف، زيباترين و آرامش بخش ترين تجربه معنوي و ديني و دنيوي
زيباييشناسي حضور و روايت
تشرفات
تناقض در زيباييهاي ظاهري، اما زشت و نابودگر باطني آخرالزماني؛ عامل فراگيرترين بي قراريهاي تاريخي و مؤثر در خودنابودگريهاي انسان آخرالزماني
وارونگي در زيباييها
آخرالزمان
بشر آخرالزماني، اقيانوسي كم عمق از اطلاعات بيهوده و علم غير نافع، به دور از فرصت انديشه و تفكر؛ در نهايت بردگي مدرن در برابر رسانهها
گستردگي رسانهها
پيش بيني (روايي/ حديثي) جاذبهآفريني جهانيسازي مهدويت از معبر تبليغ و اطلاعرساني ارزشهاي فطري مهدويت براي انسان آخرالزماني
ارتباطات/ رسانه
انتظار/ آخرالزمان
تربيت و سبك زندگي مهدوي و نقش آن در شكوفاسازي زيباييشناسي فطري آدمي هماهنگ با تمام ابعاد وجودي و روابط بيروني و اجتماعي آدمي
انسان مهدوي رشد يافته، و گريز فطري از شرايط فريبنده و در نهايت آلودگي آخرالزماني
فطري بودن انتظار و آيندهگرايي مقدس در انسانها، در صورت شكوفايي حس زبياييشناسي فطري آنها
زيباشناسي انسان متعالي در سبك زندگي شيعي ـ مهدوي؛ مبتني بر تركيب زيباييبيني شنيداري (امور غيبي ـ ماورائي متعالي) و ديداري (امور دنيوي محسوس نشانهاي و آيهاي) و تعاليبخشي جامع به گرايش زبياشناسي انساني
زيباييشناسي فطري
تربيت و سبك زندگي مهدوي
رشددهي به گرايش فطري زيباييبيني و زشتيگريزي، و تقويت روحيه ظلمگريزي و موعودخواهي در انسانها
زيباشناسي هماهنگ با گرايش اخلاقي فطري
سبك زندگي مهدوي
نمونههاي ديگر:
ـ نگاهي تطبيقي به پايان خوش داستاني ـ فيلمي در آثار هاليوودي (تعريفها، مباني، روشها) و پايان خوش (عاقبت به خيري) در انديشه شيعي؛
ـ بررسي تطبيقي الگوي قهرمان و ضد قهرمان در درام آمريكايي و انديشه شيعي؛
ـ هنر شيعي نزديكترين هنر به ساحت هنر زمينهساز؛
ـ تأثيرات رواني رسانههاي آخر الزماني (تلويزيون، سينما، موبايل، اينترنت ...) بر مهديباوران؛
ـ اسطورههاي ابليسي در توليدات رسانهاي غربي ـ هاليوودي و نقش آنها در توسعه شرايط آخرالزماني؛
ـ سريالهاي شبكههاي ماهوارهاي و تلاش براي تحميل سبكهاي زندگي آخرالزماني؛
ـ جايگاه شيطانپرستي و شيطانگرايي در توليدات هنري و رسانهاي غربي؛
ـ انتظار هراسي در ادبيات رسانهاي ـ هنري معاصر؛
ـ سينما، اينترنت و رسانهها در مقام غفلت، سرگرمي و حيرتزايي براي انسان آخرالزماني؛
ـ رسانه، جامعهسازي مجازي، و از خود بيگانگي انسان پيشرفته؛
ـ بنمايههاي سينمايي هاليودي و اثبات نقش انسان در مقام خدايي؛
ـ بنمايههاي جشنوارهاي اروپايي و ترويج فرهنگ وارونگي ارزشها و استحاله انساني؛
ـ رسانه، در مقام پيامبران مدرن مؤثر در زندگي بشر؛
ـ هنر شيعي به عنوان حركتآفرين هنر در ميان هنرهاي ديني و اسلامي؛
ـ ضرورت بازشناسي هنر تاريخي شيعي در مقام يك هنر هويتساز و عامل پويايي جوامع شيعي؛
ـ آخرالزمان دوران نهايي غلبه زيباشناسي تصويري صرف (ديدن صرف) بر زبياييشناسي تركيبي ديني مبتني بر شنيدار ـ ديدار (انديشه و ديدن) و ميان تهي شدن بشر.
مقايسه هنر و زيبايي ديني و غير ديني آخرالزماني، در اينكه هنر ديني و منتظرانه، با فعالسازي تمام گرايشهاي فطري، در نهايت آدمي را به انديشه واميدارد. ولي هنر آخرالزماني جز غفلت و سكون و از خود فراموشي و لذت و هيجان آني دستاوردي ندارد.
ي) اقتصادي
اقتصاد به نظام رفتاري بشر در يك منطقه جغرافيايي مشخص اطلاق ميشود كه در برگيرنده توليد، توزيع يا تجارت و مصرف كالاها و خدمات باشد. اقتصاد مجموع كل ارزش معاملات ميان فعالان اقتصادي نظير افراد، گروهها، سازمانها و حتي ملتها و برايند كليه فرايندهايي است كه فرهنگ، ارزشها، آموزش، تكامل فناورانه، تاريخ، سازمان اجتماعي، ساختار سياسي و نظامهاي قانوني و همچنين جغرافيا و مواهب طبيعي را دربرميگيرد.
نمونه ريز موضوعات :
نوع نگاه به دنيا و طبيعت، ارزش كار و استقلال اقتصادي (توليد ملي)، خمس و زكات، مديريت فقرزدايي، ثروت و تجمل در فرهنگ اهلبيت عليهم السلام (مصرفگرايي)، قدرت اقتصادي، بحران اقتصادي، فساد و انحراف اقتصادي، الگوي اقتصادي، عدالت اقتصادي، ارزش بهرهوري، تعاملات اقتصادي، كارمندي براي دولت و نظام باطل، سوء استفادههاي اقتصادي، روايات فقهي اقتصادي، اخلاق اقتصادي و...، الگوهاي كسب و كار، توسعه، مكاتب و الگوهاي اقتصادي، بحران اقتصادي، رفاه اجتماعي، بنگاههاي اقتصادي (بانك، بورس، بيمه ...)، پول، اخلاق اقتصادي (خيريه، بخشش، انفاق و صدقه...).
يادآوري: در بحث اقتصاد، مسئله مهم عدالت و رشد و توسعه جهاني همه انسانها، محور مطالعات مهدوي است. البته در اين زمينه مسئله فقر هم مطرح است. ولي بايد عدالت اقتصادي و پيشرفت فراگير جامع را اعم از مسئله فقر ديد.
نمونه ايدههاي مهدوي:
موضوع/ ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
تنوع ديدگاهها در سعادت و كمال اقتصادي و دنيوي انسان، و سير تاريخي رشد يا انحطاد اخلاقي آدمي
انسانشناسي اقتصادي
سعادت و كمال
عدالت اقتصادي دوران ظهور بر مبناي برابري جهاني در بهرهوري نعمتها
مباني اقتصادي
عدالت
تحولات انساني در دوران ظهور از جهت مولفههايي همانند بينش و عقلانيت و علم و قدرت؛ بسترساز اخلاق اقتصادي ظهور
مبناي رشد و توسعه
انسانشناسي ظهور
نقش و كاركرد عبوديت و تقوا در بسترسازي براي شكوفايي طبيعت و فراواني و عرضه گسترده نعمتهاي زميني
منابع طبيعي
مباني ديني تمدن ظهور
آخرالزمان به مثابه پيشرفتهترين و نظاممندترين تمدن ظلم و بيعدالتي در گستره جهاني
بحرانهاي اقتصادي
آخرالزمان
بحرانها و بنبستهاي اقتصادي و خستگي جهاني بشر از بيعدالتي اقتصادي مهمترين بستر براي گسترش منجيخواهي آخرالزماني
بحرانهاي اقتصادي
زمينهسازي
الگوسازي اقتصادي ويژه امامان براي جامعه شيعي با هدف طراحي جامعهاي (همزيست با جامعه اسلامي اما) مستقل و رو به رشد از جهت اقتصادي
مديريت اقتصادي
غيبت
تمدن و فناوري ابليسي در نقش هجوم فراگير بر ضد مومنان در آستانه ظهور
فناوري ابليسي
آخرالزمان
الگوهاي اقتصادي جامعه نبوي و علوي به عنوان ارزشها و هويت اقتصادي جامعه منتظر
مباني اقتصادي
جامعه منتظر
دوران غيبت و نظام اخلاق اقتصادي مبتني بر تعاملات اقتصادي فرافرقهاي مبتني بر عدالت و امانتورزي با هدف جاذبهآفريني براي مكتب شيعه
روابط اقتصادي
جامعه منتظر و زمينهساز
تحليل اقتصادي جشنهاي شعبانيه (اخلاقي، اجتماعي، سياسي...)
الگوي اقتصادي
جشنهاي نيمه شعبان
نقش وسوسههاي اقتصادي در فرقهسازي انحرافي و پيدايش مدعيان مهدويت
وسوسههاي اقتصادي
فرقههاي انحرافي
نمونههاي ديگر:
ـ خصوصيات و شاخصههاي عدالت اقتصادي در جامعه انبيا و اوليا؛
ـ معنا و چيستي سعادت اقتصادي انسان در اسلام؛
ـ چستي و چگونگي و الزامات اسلاميت (با قرائت شيعي و چشمانداز مهدوي) پيشرفت و توسعه؛
ـ الگوي ايراني ـ اسلامي پيشرفت منطقهاي (با نگاهي به جغرافياي منطقهاي شيعه، فرصتها و رسالتها و مسئوليتها)؛
ـ در جستجوي الگوي سعادت محور مصرف؛
ـ مطالعه نظام اقتصادي مستقل و تاريخي تشيع در دوران امامان، غيبت صغري و غيبت كبري و نقش آن در استقلال و پويايي تشيع؛
ـ بازخواني نظريههاي عدالت اقتصادي در مكاتب گوناگون و مطالعه دستاوردهاي بيروني و انساني آنها؛
ـ بازتعريف جايگاه دنيا وثروت در زمانه ظهور؛
ـ وقفهاي مهدوي، چيستي، چرايي، چگونگي؛
ـ بحرانها و وارونگيهاي اقتصادي آخرالزمان در پيشگوييهاي اسلامي؛ هشدارها و راهكارها؛
ـ چگونگي تبيين اضطرار بشر به عدالت اقتصادي در جوامع رشديافته و پيشرفته؛
ـ تحليل اقتصادي سفرهاي زيارتي در جامعه شيعه، در سه لايه سفرهاي داخلي، عتبات، حج؛
ـ ژئوپلتيك (جغراسياست) اقتصادي شيعه در خاورميانه معاصر؛
ـ اخلاق اقتصادي در سبك زندگي مهدوي (الگوي اسلامي اخلاق توليد و مصرف)؛
ـ جايگاه منابع طبيعي در توسعه دوران ظهور؛
ـ انحطاط اخلاق اقتصادي مسلمانان، از مهمترين عوامل سقوط تمدن اسلامي در قرون معاصر؛
ـ بحرانهاي اقتصادي آخرالزمان در گستره جهاني، از بحران تئوري تا بحرانهاي مديريت و زيست محيطي؛
ـ در جستجوي آموزههاي اقتصادي در سبك زندگي منتظرانه در ادعيه و احاديث مهدوي؛
ـ انسان ديني/ منتظر، در اوج فعاليت و توليدگري اقتصادي، بهرهوري فردي حداقلي و خيررساني اجتماعي حداكثري؛
ـ بازخواني تشرفات از منظر تحليل سيره اقتصادي امام در دوران غيبت؛
ـ بازخواني سيره اقتصادي نواب اربعه و سير اقتصادي جامعه شيعه در آن دوران از محاصره شديد تا...؛
ـ تحليل چيستي و گستردگي فقر آخرالزماني با وجود پيشرفت و توسعه جهاني؛
ـ فعاليت اقتصادي اقليتهاي شيعه در گستره جهاني؛ راهبردها و رسالتهاي جاذبهآفريني؛
ـ كالبدشناسي فسادهاي اقتصادي آخرالزماني؛
ـ از هزينههاي نظامي تا جنگهاي آخرالزماني؛ تلاش بشر براي خود نابودگري؛
ـ نقش گروههاي شغلي و صنفي در ترويج فرهنگ مهدويت و انتظار؛
بازار مطلوب مهدوي؛
آسيب شناسي اقتصاد در عصر غيبت؛
نقش مال حرام در تاخير ظهور؛
نظام توزيع ثروت در حكومت موعود؛
ـ قدرت اقتصادي شيعه و احساس خطر دشمنان از آن و تلاشهاي تاريخي براي محرومسازي يا تحريم شيعيان؛
ـ جايگاه خمس در فرهنگ اقتصادي شيعه با توجه به ايجاد استقلال و قدرت مالي و اقتصادي براي رهبران شيعه؛
ـ توصيه امامان مبني بر حضور اقتصادي شيعه مبتني بر امانت و انصاف در جامعه اقتصادي با هدف ايجاد جاذبه جهاني براي تشيع؛
ـ وارونگي و فساد نقش جنسيتي و صنفي در نقشآفريني اقتصادي در آخرالزمان؛
ـ جلوههاي پيشگويانه انحطاط اخلاق اقتصادي در آخرالزمان؛
ـ نقش و جايگاه اخلاق اقتصادي در سخنان و سيره امام غائب در دوران غيبت؛
ـ الگوي اقتصادي در مكتب اهلبيت عليهم السلام و سبك زندگي شيعي.
ك) سياسي
سياست معني امور مربوط به دولت و مديريت و تعيين شكل و مقاصد و چگونگي فعاليت دولت و كوشش براي نگهداري يا به دست آوردن قدرت يا كاربست قدرت دولت در جهت هدفها و درخواستهاي گوناگون. سياست همچنين به معناي نظام اجتماعي است كه كنشگرانش به نظام سازماندهنده آن مشروعيت ميدهند.
نمونه ريز موضوعات:
حيات سياسي انسان و روابط زندگي سياسي انسان، مسائل سياسي (قانون، قدرت، حكومت، عدالت، برابري، آزادي، دولت)، تأمل در منشأ حكومت، اهميت و ضرورت حكومت، هدف و ساختار حكومت، انواع حكومت، ساختار و كاركرد حكومت آرماني، ارتباط ميان فرد و حكومت، مشروعيت حكومت، مسئله اخلاق و سياست، دين و سياست، جامعه مدني و ماهيت آن، جامعه مدني و دين، استبداد ديني و غيرديني، سكولاريسم، ليبراليسم، دموكراسي، حكومت ديني و غيرديني، حكومت و مسئله كارآمدي، مسئله عقلانيت، مصلحت، اطاعت از حكومت، احزاب سياسي، غايت اصلي زندگي سياسي، توسعه سياسي، الگوي سياسي تقيه زيستي، الگوي تعامل سياسي خرد و كلان با نظام خلافت، سياستمداران شيعه در هر مقطع تاريخي، اخلاق سياسي، فرهنگ سياسي، فساد سياسي، استعمارگري سنتي و پيشرفته.
يادآوري: در مسئله سياست، مهمترين مسئله بحث ساختار سياسي جامعه شيعه در دوران غيبت كبري است، كه در اين زمينه با يك نگاه تطبيقي و بازخواني دوران غيبت صغري ميتوان مباني و روند تاريخي اين نظام را تبيين و تحليل كرد.
نمونه ايدههاي مهدوي:
موضوع/ ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
عملكرد سياسي نواب اربعه
تعامل و مصلحت سياسي
سياست تقيه محور
غيبت صغري
نواب اربعه
شاخصهاي منفي اقتصادي ـ سياسي و فروپاشي دولتها و حكومتها در آخرالزمان
حكومت و مسئله كارآمدي
آخرالزمان
خستگي سياسي و انتظار بشر آخر الزماني از دين
بحرانهاي سياسي
الگوي نظامهاي سياسي حاكم در برابر ظهور در آخرالزمان (بر اساس روايات پيشبينيها)
الگوهاي سياسي
ضرورت بلوغ فلسفه سياسي بشر به عنوان پيشنياز ظهور
توسعه و بلوغ سياسي
ظهور
مفاهيم فطري فلسفه سياسي اسلام مبناي روابط بينالملل در حكومت زمينهساز
روابط بينالملل
آخرالزمان
تأثيرات عصر غيبت بر نظريه سياسي شيعه
نظريههاي سياسي
غيبت
ولايت فقيه و حل معضلات سياسي ـ اجتماعي جامعه اسلامي در غياب امام معصوم عليه السلام
نظريه سياسي
ولايت فقيه
تعامل سياسي مستقيم و غير مستقيم جريانهاي انحرافي مهدويت با جريان استعمار (استعمارگران از كشف مدعيان تا خلق مدعيان)
فساد سياسي
بازيگري سياسي
مدعيان دروغين (معاصر)
تحليل تاريخي مواجهه سياسي ـ اجتماعي حق و باطل در دعاي ندبه
تاريخ سياسي
دعاي ندبه
مثالهاي ديگر:
ـ ساختار سياسي خلافت و تأثير آن بر امامان و جامعه شيعه؛
ـ نقش سياسي مرجعيت شيعه در دو سده اخير؛
ـ نقش مرجعيت شيعه در ژئوپلتيك (جغراسياست) معاصر شيعه؛
ـ نقش سياسي شيعيان در تمدنسازي اسلامي؛
ـ الگوي روابط امامان شيعه با قيامهاي زيديه؛
ـ موضوع انتظار قيام از امامان و تطبيق مهدويت و قيامخواهي بر امامان؛
ـ كلام سياسي شيعه و توانمندي آن در مقايسه با نظريههاي سياسي اديان ابراهيمي و مذاهب اسلامي؛
ـ تحولات عمومي جهان اسلام و بازتابهاي آن بر شيعه و...؛
ـ از جهانيسازي غربي تا روند جهانيشدن فرهنگ انتظار؛
ـ بحران حاكميت در آستانه ظهور؛
ـ مصاديق تقيه در فعاليتهاي سياسي آخرالزماني؛
ـ بررسي رويكردها و عملكردهاي حكام جور در باب احاديث مهدويت؛
ـ مفهومشناسي استضعاف و حاكميت مستضعفان در قرآن كريم؛
ـ مهدويت و مسئله انتظار بشر از دين در عرصه سياسي ـ اجتماعي؛
ـ مهدويت و وضعيت سياسي شيعه در عصر غيبت؛
ـ نقش و جايگاه نواب خاص درتنظيم زندگيسياسي جامعه اسلامي در عصر غيبت صغري؛
ـ وظايف سياسي منتظران و جامعه منتظر در اسلام؛
ـ ولايت فقيه و مسئله حكومت در عصر غيبت؛
ـ نقش طولاني شدن عصر غيبت در تحول و تكامل بشري؛
ـ نسبتسنجي عدالت و آزادي در مدينه فاضله مهدوي؛
ـ بررسي نظريههاي سياسي شيعه در عصر غيبت؛
ـ ساختار حكومت امام زمان و مقايسه آن با حكومتهاي فعلي؛
ـ مطالعه عملكرد غرب، به عنوان بهترين دليل بر عدالتستيزي توسعه سياسي غربي؛
ـ نسبتسنجي انديشه توسعه انساني اسلام با توسعه سياسي و عدالت مهدوي؛
ـ بازتاب انديشه سياسي اهل سنت در انزواي اصل مهدويت؛
ـ تأثير متقابل انقلاب اسلامي و فرهنگ مهدويت؛
ـ آثار و پيآمدهاي استفاده ابزاري از موضوع مهدويت در مناقشات سياسي؛
ـ جامعهشناسي سياسي آستانه ظهور؛
ـ نقش جنگ وخشونت در انقلاب حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛
ـ وضعيت سياسي جهان در آستانه ظهور؛
ـ وضعيت سياسي و اجتماعي مسلمانان در آستانه ظهور؛
ـ فرايند شكلگيري لشكر و ياران حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛
ـ موضع دشمنان و مخالفان سياسي حضرت در آستانه ظهور؛
ـ ماهيتشناسي زندگي سياسي در عصر حضور و غيبت؛
ـ جايگاه عصر غيبت در تكامل انسانها از منظر كلام سياسي شيعه؛
ـ نقد و بررسي نظريه ليبرال دموكراسي به مثابه پايان تاريخ؛
ـ نقش و جايگاه مردم در نگرشهاي اديان در باب حكومت آخرالزمان؛
ـ مهدويت در انديشه سياسي اهل سنت (تقدم اصل امنيت بر اصل عدالت، تعطيلي امر به معروف و نهي از منكر سياسي و جايز نبودن قيام و اعتراض بر حاكم ستمگر)؛
ـ روانشناسي سياسي مهدويت (روانشناسي شايعه و جنگ رواني در آخرالزمان، تحليل روانشناختي فتنه و حيرت در آخرالزمان)؛
ـ بيداري اسلامي و احياي گفتمان عدالت محوري در بينش سياسي ـ كلامي اهلسنت (بسترسازي بيداري براي تقريب اهلسنت با تشيع بر مبناي گفتمان عدالت)
ـ جهانيسازي و مشكلات سياسي پيش روي جوامع و حكومتهاي شيعي؛
ـ نقش جنگ وخشونت در انقلاب حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛
ل) حقوق
حقوق را معمولاً مجموعه قواعد و مقرراتي ميدانند كه نظم اجتماعي را تأمين ميكند. علم حقوق به بررسي قواعد اجتماعي و سير تحول اين قواعد ميپردازد. بررسي روابط بين دولت و شهروند در حقوق عمومي و روابط بين اشخاص خصوصي با هم در حقوق خصوصي محور بحث قرار ميگيرد. حقوق بينالملل نيز به مسائل و روابط بين ملتها، دولتها، اشخاص و سازمانها در عرصه فراملي و بيندولي ميپردازد.
نمونه ريز موضوعات:
ماهيت و چيستي حق، تفاوت حق با ارزش، اختلاف و اشتراك و بايدها و نبايدهاي حقوقي و اخلاقي، عيني يا ذهني بودن قواعد و قوانين حقوقي، رابطه ارزش حقوق با واقعيت، ثبات و تغير در قواعد و قوانين حقوقي، مباني حقوق، منابع حقوق، حقوق و اخلاق، حقوق و دين، هدف حقوق، فهم و تفسير قوانين حقوقي، تأثير ديدگاههاي انسانشناختي و معرفتشناختي و... در آراء حقوقي، انواع مكاتب حقوقي: طبيعي، سودگرايي، تاريخي، ديني و...، انواع نظامهاي حقوقي: سكولار و...، مسئله سازگاري و هماهنگي دروني نظامهاي حقوقي، عدالت و تحليل آن، ملاك صدق و كذب قواعد و قوانين حقوقي، جرمشناسي،
، انواع حقوق: حقوق شهروندي، حقوق بشر، حقوق تجارت، حقوق حمل و نقل، حقوق خانواده، حقوق خصوصي.
يادآوري: مهمترين مسئله در زمينه حقوق، مسئله حقوق امام غائب از جهت معرفت و ياوري حداكثري است. تجلي اين ياوري با رعايت حقوق متقابل در نظام شهروندي در شهر انتظار با بيشترين ايثارگري و در جوامع غير شيعي با هدف جاذبهآفريني حداكثري است.
نمونه ايدههاي مهدوي:
موضوع/ ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
حقوق متقابل مردم و حكومت امام زمان در زمان غيبت و ظهور
حقوق سياسي ـ ديني
اصل امامت
بررسي تطبيقي مباني حقوقي انسان در دو دوران آخرالزمان و ظهور
انسان به مثابه حيواني هوشمند و زميني
كرامت آسماني انسان
شيوههاي پيشگيري از جرائم در حكومت امام زمان عليه السلام
ظهور
نظامهاي حقوقي سكولار خاستگاه جوامع حقگريز
مكاتب حقوقي
آخرالزمان
عدالت قضايي در دوران ظهور
نظام قضايي
عدالت مهدوي
نمونههاي ديگر:
ـ مقايسه شاخصه انسان آخرالزماني در مقام حقگرايي نتيجه طلب (دنيوي) با انسان ظهور در مقام تكليفگراييِ عبوديت محور؛
ـ حق زندگي و تعاليجويي مشترك همه انسانها از شعار تا واقعيت؛
ـ حق انتخاب آزاد در دنياي آخرالزماني، از توهم تا واقعيت اسارت رسانهاي؛
ـ مباني قضاوت و داوري در حكومت امام زمان عليه السلام ؛
ـ حقوق شهروندي در شهرهاي امروزي در حدفاصل نگرش آخرالزماني با فرهنگ انتظار؛
ـ نظام شهرسازي و حقوق شهروندي در آرمانشهر ظهور؛
ـ آزادي و حدود آن در دوران ظهور؛
ـ قرآن (بر اساس ترتيب نزول به همراه مصحف امام علي عليه السلام ) كتاب قانون دورا ن ظهور؛
ـ دوران ظهور، دوران تساوي همگان در برابر قانون؛
ـ شرط عدالت در نظام حقوقي اسلامي، به ويژه در دوران ظهور؛
ـ نسبت حقوق بشر با آموزه مهدويت؛
ـ همزيستي مسالمتآميز اديان در حكومت جهاني حضرت مهدي عليه السلام ؛
ـ احوال شخصيه اقليتهاي ديني در حكومت امام زمان عليه السلام ؛
ـ شيوههاي پيشگيري از جرائم در حكومت امام زمان عليه السلام ؛
ـ حقوق شهروندي در آرمانشهر جهاني مهدوي؛
ـ نحوه مشاركت مردم در نظام سياسي وحكومتي امام زمان عليه السلام ؛
ـ نظارت متقابل دولت و مردم در حكومت امام زمان عليه السلام ؛
ـ قانون و قانونگذاري در حكومت جهاني حضرت مهدي عليه السلام ؛
م) آيندهپژوهي
آيندهپژوهي به معني بهرهگيري از طيف وسيعي از روشها براي مطالعه آينده است، تا بهجاي تصوّر «تنها يك آينده»، به گمانهزنيهاي نظاممند و خردورزانه، در مورد نه تنها «يك آينده» بلكه «چندين آينده متصوّر» مبادرت ميشود. بدين جهت آيندهپژوهي مشتمل بر مجموعه تلاشهايي است كه با واكاوي منابع، الگوها، و عوامل تغيير يا ثبات، به تجسّم آيندههاي بالقوّه و برنامهريزي براي آنها ميپردازد. آيندهپژوهي بازتابدهنده چگونگي زايش واقعيت «فردا» از دل تغيير (يا ثبات) «امروز» است.
موضوعات آيندهپژوهي دربرگيرنده گونههاي «ممكن»، «محتمل» و «دلخواه» براي دگرگوني از حال به آينده هستند.
نمونه ريز موضوعات
آينده، آيندهپژوهي، آيندهنگري، جامعة آرماني، سنتهاي اجتماعي، انتظار، روشهاي آيندهپژوهي (تجزيه و تحليل پيشرانها، سناريوپردازي، چشماندازسازي، نقشه راه، پسنگري، الگوسازي، شبيهسازي، ديدهباني آينده، مطالعات راهبردي، سند راهبرد، مديريت راهبردي، آينده دلخواه، آينده محتمل، انواع آينده: آينده بلافصل، آينده نزديك، آينده ميانمدت، آينده بلندمدت، آينده دور.
يادآوري: در مسئله آيندهپژوهي مهدوي اگرچه ضرورت نگاه جامع به هندسه نشانههاي زميني ظهور لازم است، در كنار آن ضرورت مطالعه علمي آينده ژئوپلتيك شيعه و نقشههاي محتمل براي شيعه هراسي و ايران هراسي آخرالزماني بايد محور مطالعه قرار گيرند.
نمونه ايدههاي مهدوي:
موضوع/ ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
مذهب تشيع يگانه مكتب آيندهنگر و در مقام آيندهسازي در ميان مذاهب اسلامي
نقشه راه
چشمانداز سازي
مهدويت شيعي مهدويت سني
تقابل آيندهگرايي ايراني شيعي با آيندهگرايي آمريكايي
آيندهگرايي
زمينهسازي
آيندهپژوهي روايات نشانههاي پايان و ارائه الگويي براي زمينهسازي و برنامهريزي راهبردي
آيندهپژوهي
نشانههاي ظهور
نسل سلمان؛ هويت آيندهنگر شيعه ايراني در مقام جهانيسازي پيام عدالتخواهي منجيگرايانه
شيعه ايراني
آخرالزمان
هشداردهي و آمادهسازي روايات انذار دهنده به جامعه شيعه نسبت به هجومها و فتنههاي آخرالزماني
دشمنشناسي
نشانههاي ظهور
انواع آيندههاي محتمل پيش روي جامعه حق در شرايط سخت آخرالزماني از منظر قانون سنتها و روايات نشانه شناسي
الگوهاي آينده
آخرالزمان
عدم تعيين قطعي و نهايي آينده در علم فعلي خداوند و امكان تغييرپذيري در آن، و بازتاب آن در تقدم و تأخر مسئله ظهور
آينده دلخواه
آينده محتمل
اصل بدا در كلام شيعي
اهتمام به ايجاد گفتمان مشترك آيندهپژوهي در جهان اسلام به جاي گذشتهگرايي وهابي و آبندهگرايي سكولاريسم غربي
چشماندازسازي
آيات قرآني مهدوي
مثالهاي ديگر
ـ مباني غايتشناختي مهدويتپژوهي؛
ـ مهدويت و آينده پژوهي:
اهميت بازنگري آيندهپژوهي از نگاه اسلام؛
جايگاه آيندهپژوهي در تدوين الگوي توسعة ايراني و اسلامي؛
نشانهشناسي (علم العلايم)؛
زمينهشناسي (علم الشرايط)؛
آينده انديشي پابرجا (توقّع)؛
ديدباني مؤثّر (ترقّب)؛
فتنهشناسي (علم التحذير)؛
امتحانشناسي (علمالابتلا)؛
توانانگيزي جمعي (آمادگي آيندهنگر)؛
برنامهريزي راهبردي (راهبرد انتظار)
شبيهسازي (الگوبرداري)؛
ـ لزوم ايجاد مراكز مطالعات راهبردي (با گرايشهاي مختلف) در حوزههاي علمي؛
ـ بررسي (لوازم فرهنگي) نظريات پايان تاريخ؛
ـ آيندهشناسي با رويكرد فرصتشناسي داخلي و خارجي؛
ـ آيندهشناسي با رويكرد تهديدشناسي و دشمنشناسي؛
ـ مطالعه روايات پيشگويي در قالب روش swot؛
ـ نقد وبررسي نهادهاي آيندهپژوه از جهت قرب و بُعد نگرش آنها به مسئله آيندهپژوهي قدسي (مهدويت)؛
ـ نقد و بررسي مكاتب آيندهشناسي (فيوچريسم) در جهان معاصر؛
ـ چگونگي تعامل و رويارويي اديان ومكاتب آيندهنگر در مورد آخرالزمان؛
ـ بررسي تطبيقي آينده محتوم مهدويت (يا نشانههاي ظهور) و آيندههاي محتمل بيداري اسلامي؛
ـ بازخواني آيندههاي پيش روي شيعيان منطقه، در جمع بين فرصتهاي تاريخي زمينهسازي و هشدارهاي آخرالزماني؛
ـ ضرورت رصد مخاطرات احتمالي پيش روي ژئوپلتيك (جغراسياست) شيعه، با هدف رسالت دفاع از مهديياوران؛
ـ بحران آيندهنگري در مذهب تسنن، و اسارت در پارادايمهاي آيندهسازي وارداتي.
ن) تاريخي
تاريخ، پژوهش در رخدادها و كارهاي آدمي در گذشته است. فلسفه تاريخ نيز به معني كشف قوانين عامي است كه بر روند رويدادهايي حاكم است كه مورخ به شرح و نقل آنها ميپردازد.
نمونه ريز موضوعات
مبدأ تاريخ، هدف و غايت تاريخ، سازوكار حركت و فرمول سير تاريخ، مسير و منازل و مراحل برجسته تاريخ، عليت در تاريخ، مسئله مشيت الهي و تاريخ، انسان و اختيار و تاريخ، تاريخ و ماهيت انسان (انسانشناسي تاريخي)، تحول و تكامل و تنازل يا يكنواختي در تحولات تاريخ، تاريخ و ارزشهاي انساني، رابطه هستها و بايدها در تاريخ، قانونمندي در تاريخ، تاريخ و معنيداري آن، تنازع و تعاون در تاريخ، فلسفه تاريخ، ادوارشناسي تاريخي، نقد تاريخي فرقهها و مذاهب، خاندانهاي تاريخي ـ علمي در هر دوران، تاريخ علمي، تاريخ بانوان و زنان، نقشآفريني تاريخي شهرهاي مذهبي، الگوي رفتار سياسي ـ مذهبي.
يادآوري: در زمينه مطالعات تاريخي ضمن ضرورت توجه به ابعاد تاريخي مسئله مهدويت، بحث بسيار مهم، ضرورت تبيين فلسفه تاريخي و انسانشناسي تاريخي شيعي است تا بر مبناي آن انسانهاي هر دوره زماني جايگاه و نقش تاريخي خود را بهتر درك و كشف نمايند. در همين زمينه همچنين مطالعات گاهشمار دقيق و سپس تحليلي دوران غيبت صغري كليد فهم بسياري از مسائل در دوران غبيت كبري خواهد بود.
از ديگر مسائل مهم در اين زمينه، مسئله «پيچ تاريخي» در اوضاع جاري در منطقه و جهان است كه بسته به نوع عملكرد فرهنگي شيعيان دو سويه فرصتها و تهديدها را متوجه جغرافياي شيعه خواهد كرد.
نمونه ايدههاي مهدوي:
موضوع/ ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
بررسي گزارشهاي تاريخي تولد با روشهاي:
ـ گاهشماري و كشف رويدادهاي مستند و بازتابها
ـ تحليلي و تبيين تقابل شديد حق و باطل در آن
ـ تطبيقي با هدف جستوجواز منابع عامه
روشهاي تاريخ پژوهي
داستان تولد
جريانشناسي سازمان وكالت از زمان پيدايش در زمان امام صادق عليه السلام تا زمان اوج فعاليتهاي سياسي ـ اجتماعي در دوران غيبت صغري
جريانشناسي تاريخي
سازمان وكالت
آسيبشناسي انديشه مهدويت در تاريخ اسلام و تشكيل حكومتها و فرقههاي گوناگون با سوءاستفاده از انديشه مهدويت
تاريخ فرقهسازيها
فرق انحرافي
گاهشمار تحليلي دوران غيبت صغري به مثابه الگويي براي فهم دوران غيبت كبري
تاريخ تحليلي
غيبت صغري
بانوان نقشآفرين شيعي در دوران غيبت صغري
شخصيتهاي تاريخي
مطالعات تازيخي زنان
تاريخ مرجعيت شيعه در دوران غيبت كبري و روند رو به رشد تاريخ اجتماعي شيعه
تاريخ مرجعيت
تاريخ غيبت كبري
بررسي روند تطبيقي انحطاط تدريجي اديان ابراهيمي و مذاهب اسلامي در مقايسه با تاريخ رو به رشد مكتب تشيع
تاريخ تطبيقي
سنتهاي تاريخي
ضرورت بازنگري در دانش تاريخ نظام آموزشي از جهت بازتعريف تاريخ از هبوط تا ظهور بر محوريت شناخت تقابل حق و باطل
فلسفه تاريخ
تربيت نسل منتظر
نقش تاريخي شيعه ايراني در دوران طولاني غيبت صغري و كبري
شيعه ايراني
تاريخ دوران غيبت
بررسي تطبيقي نظريات فلسفه تاريخ علمي معاصر با انديشه مهدويت شيعه (بررسي تطبيقي نظريه آيندهگرايي شيعه با نظريه سلفيگرايي اسلام سُنّي)
نظريات فلسفه تاريخ معاصر
فلسفه تاريخ شيعي
بازشناسي تحليلي نقاط عطف تاريخي تشيع در دوران غبيت كبري (همانند پس از دوران مغول، تشكيل صفويه، انقلاب اسلامي) با هدف بازطراحي الگوي نقشآفريني فعال در تحولات جاري منطقه
پيچ تاريخي
تاريخ دوران غيبت كبري
مثالهاي ديگر
ـ بازخواني سيره مديريت امام غائب در دوران غيبت صغري براي بازفهمي چگونگي مديريت ايشان در دوران غيبت كبري؛
ـ سير تاريخي نگرش به مهدويت در جامعه علمي اهلسنت در ادوار تاريخي گوناگون؛
ـ سير تاريخي رويكرد ملل غيرمسلمان به مسئله مهدويت؛
ـ بررسي و ريشهيابي علل پيدايش مدعيان دروغين مهدويت در تاريخ اسلام؛
ـ تقابل تاريخي نظام خلافت عباسي با انديشه مهدويت شيعي و شيوهها و برنامههاي سلبي آنها؛
ـ امامان شيعه و آمادهسازي تدريجي شيعيان براي ورود به دوران غيبت؛
ـ تاريخ و روند سازمان وكالت در دوران غيبت صغري؛
ـ تاريخ اجتماعي مهدي باوري و مهدي زيستي در دو سده اخير در ايران ناظر به مواجهه با دوگانه تهاجم فرهنگي و توسعه؛
ـ بازخواني تاريخ مرجعيت شيعه در دوران غيبت كبري؛
ـ تاريخ تحليلي روند رويه رشد پيوسته تشيع در دوران غيبت كبري؛
ـ بررسي چگونگي پرداختن مورخان و فلاسفه تاريخ به مسئله پايان تاريخ و فرجامگرايي؛
ـ بررسي نقش مهدويت در ايجاد قيامها، جنبشهاي مردمي و نهضتهاي اصلاحي؛
ـ جريانشناسي تاريخي توليد منابع علمي مهدوي در جامعه شيعه (كتابشناسي تاريخي)؛
ـ دوران طلائي قرنهاي چهارم و پنجم در همكاري تمدني ـ سياسي شيعه و سني به مثابه الگويي براي تمدنسازي اسلامي معاصر؛
ـ سير تاريخي غلوّ در مهدويت، ريشهها، علل و پيامدها.
س) جغرافيا
جُغرافيا يا جُغرافي، مطالعه روابط بين جوامع متشكل انساني و محيط زندگي آنهاست. به بياني ديگر، جغرافيا دانشي است كه درباره سطح زمين و پديدههاي طبيعي، آب و هوا، رُستنيها، خاك، فراوردهها و مانند آن و پراكندگي آنها بر روي زمين و روابط آنها با انسان گفتوگو ميكند. جغرافيا به مثابه «پلي ميان انسان و علوم فيزيكي»، به دو شاخه اصليِ جغرافياي انساني و جغرافياي طبيعي تقسيم شده است. پس جغرافيا علم روابط متقابل انسان و طبيعت است؛ چراكه طبيعت امكانهايي را در اختيار انسان قرار ميدهد كه انسان براساس فرهنگش از آنها بهرهبرداري ميكند.
نمونه ريز موضوعات
جفرافياي طبيعي، جغرافياي سياسي، جغرافياي فرهنگي، جغرافياي ديني، درك حقايق فضاي زندگي انسان، جغرافياهاي اجتماعي، جغرافياي فرقهها و مذاهب در هر عصر، مهاجرتها، جغرافياهاي معنوي، جغرافياي مطلوب در مهاجرتها، اولويتهاي جغرافيايي، جغرافياي توسعه، جغرافياي فقر و غنا، نقاط بحراني يا بحران خيز.
يادآوري: موضوع مهم در نگاه تطبيقي بين جغرافيا و مهدويت، مسئله بازشناسي جغرافياي شيعه و تشيع است. اين بازشناسي ـ كه در قالب كلان طرح اصلي مهدويت قرار ميگيرد ـ در حقيقت بخشي از طرح حق و باطلشناسي جغرافيايي ـ تاريخي از هبوط تا ظهور با محوريت مثلث طلايي و آسماني خاورميانه: «مكه، بيتالمقدس، كوفه و كربلا» است. در اين طرح از منظر دوران معاصر، هم جغرافياي سكونت و هم جغرافياي سياسي و هم جغرافياي فرهنگي ـ مذهبي در كانون بازخواني و تحليل قرار ميگيرد تا بر اساس مدل تحليلي swot، فرصتها و ضعفها و قوتها و تهديدهاي پيش روي جاري و در زمان آينده نسبت به جامعه شيعه مطالعه و تحليل شود.
نمونه ايدههاي مهدوي:
موضوع/ ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
بازخواني روند توسعه جغرافيايي تشيع در دوران امامت و اولويتهاي توسعه جمعيتي در آن زمان در نزد امامان
جغرافياي تشيع
تاريخ دوران امامت
ادوارشناسي جغرافياي شيعه در دوران غيبت كبري
جغرافياي اجتماعي
دوران غيبت
اطلس تاريخ گاهشماري، توصيفي، تحليلي دوران غيبت صغري
اطلس
غيبت صغري
اطلس تاريخ تشيع در دوران غيبت كبري
اطلس
غيبت كبري
بازكاوي نسبتهاي احتمالي بين جغرافياي بيداري و جغرافياي نشانهها
بيداري اسلامي
آخرالزمان
بازشناسي نسبت جغرافياي شيعه با جغرافياي نشانهها از منظر بيمها و اميدها، فرصتها و تهديدها
ژئوپلتيك (جغراسياست) شيعه
(آيندهپژوهي ژئوپلتيكي)
نشانههاي ظهور
پيوند جغرافياي شيعه و جغرافياي منابع اقتصادي در منطقه: « فرصتها، آسيبها، ظرفيتها، تهديدها
ژئوپلتيك اقتصادي
جغرافياي شيعه
جغرافياي بقاع متبركه و اماكن مهدوي و بازتابهاي فرهنگي ـ اجتماعي آن در حفظ و گسترش تشيع
كاركردهاي جامعهسازي بقاع متبركه
جغرافياي اماكن مذهبي ـ مهدوي
مثالهاي ديگر
ـ جغرافياي شيعه در ادوار تاريخي؛
ـ جغرافيايي تاريخي و تمدن مناطق شيعهنشين؛
ـ ويژگي جغرافيايي مناطق شيعهنشين؛
ـ قدرت ژئو پولتيكي تاريخي شيعه در خاورميانه؛
ـ ژئوپلتيك شيعه در عراق نوين؛
ـ ژئوپلتيك و ژئوكالچر شيعه ايراني و فرصتهاي منطقهاي و جهاني پيشرو؛
ـ جغرافياي مهاجرت علويان (امامزادهها) و علماي شيعه در تاريخ تشيع براي نشر تشيع؛
ـ جغرافياي معنوي تشيع و سفرهاي زيارتي شيعيان و بازتابهاي سياسي ـ فرهنگي آن؛
ـ بيداري اسلامي و ژئوپليتيك شيعه؛
ـ اقليتهاي شيعه در جهان و فرصت و مسئوليتهاي فرهنگ انتظار و مهدويت براي آنها؛
ـ بازتاب تحولات جغرافيايي شيعه پس از سقوط صدام در تقويت موازي فرهنگ انتظار و آسيبهاي مهدوي در منطقه؛
ـ جغرافياي مناطق مستعد فرقههاي انحرافي؛
ـ وضعيت جغرافيايي حق و باطل در جهان در آستانه عصر ظهور؛
ـ وضعيت جغرافياي سياسي و اجتماعي و ژئوپلتيكي دشمنان حضرت در آستانه ظهور؛
ـ جغرافياي دين و نظريه جنگ تمدنها؛
ـ جغرافياي سياسي آخرالزمان آشفتگيها و بههمريختگي مرزبنديهاي سياسي؛
ـ بازخواني تحولات جهاني در دو دهه اخير بر مبناي جغرافياي حق و باطل و رسالتهاي پيشروي مهدي باوران (سقوط شوروي، تحولات بالكان، بيداري اسلامي و...)؛
ـ بازخواني فلسفه تاريخي جغرافيايي خاورميانه در ادوارشناسي تاريخي مواجهه حق و باطل از هبوط تا كنون؛
ـ تحليل كاركردهاي سياسي شهر مذهبي قم از ديدگاه جغرافياي سياسي؛
ـ تحليل كاركردهاي سياسي شهر مذهبي نجف و حوزه آن از ديدگاه جغرافياي سياسي در تاريخ دوران غيبت كبري؛
ـ جغرافياي فرقههاي اسلامي در منطقه و فرصتهاي پيش رو در فرهنگ مهدويت و انتظار.
ع) مديريت
مديريت فرايند به كارگيري مؤثر و كارآمد منابع مادي و انساني در برنامهريزي، سازماندهي، بسيج منابع و امكانات، هدايت و كنترل است كه براي دستيابي به اهداف سازماني و بر اساس نظام ارزشي مورد قبول صورت ميگيرد.
نمونه ريز موضوعات
مديريت منابع انساني، مديريت زمان، مديريت منابع مالي، مديريت راهبردي، مديريت بحران، مديريت اجتماعي، مديريت ارتباطات و نفوذ، مديريت حمايتي، مديريت سياسي و مذاكره، مديريت تبليغي، مديريت عمليات، مديريت سازماني، مديريت امنيتي، مديريت تقيههاي سهگانه (حفاظتي، نفوذ و جذب)، و... .
يادآوري: در زمينه بحث مديريت، مطالعه تحليلي سيره مديريتي موازي امام غائب و نواب اربعه، هم ميتواند پاسخگوي بسياري از پرسشها درباره الگوي مديريتي امام غائب در دوران غيبت كبري باشد و هم مبناي مشروعيت و دامنه مديريت نواب عام امام غائب را در دوران غيبت كبري معرفي كند.
نمونه ايدههاي مهدوي:
موضوع/ ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
بازخواني اصول كلي مديريت واسطهاي امام غائب از طريق نواب اربعه
مديريت واسطهاي
غيبت صغري
كاركردهاي اجتماعي و فرهنگي سازمان وكالت در دوران حضور و غيبت صغري
مديريت سازماني ـ اجتماعي
سازمان وكالت
اصول كلي حاكم بر مديريت علمي، ديني، اجتماعي مرجعيت در سراسر دوران غيبت كبري
تاريخ مرجعيت
غيبت كبري
روزآمدي اطلاعات و ارزيابيهاي امام غائب از جامعه حق و باطل در مسير مديريت كلان جامعه بشري به سوي ظهور
مديريت واسطهاي منابع انساني
عرضه اعمال
طرح و برنامه آسماني و مديريت غيبي ساليانه بر تمام عوالم هستي
طرح و برنامه
شب قدر
مراتب سهگانه تقيه به مثابه روشهاي سهگانه مديريتي براي حفظ و توسعه جامعه حق در روند تاريخ تا مرحله زمينه سازي
مديريت حفاظت نيروها و توسعه منابع انساني
اصل تقيه
آگاهيرساني در مورد اهداف و چشماندازها و نقاط قوت و آسيبهاي مسير؛ با هدف آمادهسازي و به روز رساني جبهه حق در تمام مراحل طي مسير به سوي هدف نهايي
مديريت هشدارها و آسيبها
انبوه روايات آخرالزماني و نشانهها و هشدارها
الگوي نيروي انسانياي كه در مسير آرمانشهر نهايي مورد نياز حضرت است
الگوي مديران واسطهاي
خصال ياران خاص حضرت در استانه ظهور
آخرالزمان و نقطه اوج مديريت بر مبناي رذائل و وارونگي ارزشها و نهايت جنايتگري و اشاعه فساد و فحشا با هدف جلوگيري از تحقق فرايند ظهور
الگوي مديريتي
شيطان و آخرالزمان
بازتاب دوران طولاني غيبت و سختي دوران آخرالزمان در غربال گري و خالصسازي و آمادهسازي مؤمنان براي رسالتها و مسئوليتهاي بسيار سنگين
فرايند ارزيابي و گزينش
دوران طولاني غيبت
راهبري و مديريت اجتماعي شيعه در اوضاع گوناگون اجتماعي و فرهنگي و سياسي
مديريت اجتماعي
مديريت راهبردي
مرجعيت در دوران غيبت كبري
بازشناسي مديريت امام و نواب اربعه در دوران غيبت صغري در مقام گذاردادن تدريجي جامعه شيعه از سختترين هجومها به سوي جامعه مورد پذيرش جامعه اسلامي در آستانه غيبت كبري
مديريت بحران، مديريت دوره گذار
دوران غيبت صغري
مثالهاي ديگر
ـ زندگي مهدوي در دوران غيبت و ضرورت زمانشناسي در مهديياوري؛
ـ آگاهي روزآمد از جغرافياي حق و باطل و به روز رساني نقشآفريني: مهمترين مهديزيستي و مهديياوري؛
ـ اصل تعليق و انتظار و رصد پيوسته نيازهاي ولي زمان؛ به عنوان مهمترين اصل و بنيان مديريتي در زندگي شيعه؛
ـ اصحاب الحسين الگوي شخصيتي ـ مديريتي اصحاب المهدي عليه السلام ؛
اصحاب المهدي عليه السلام به مثابه برترين الگوهاي مديريتي تاريخي جبهه دينياوري و امامياوري؛
ـ نقش سلوك عبادي در توانمندسازي مهديياوران در مواجهه با سختترين مسئوليتهاي اجتماعي؛
ـ شاخصه بصيرت مهديباوران در آخرالزمان؛ دوري از انبوههراسي در مواجهه با هجومهاي آخرالزماني؛
ـ مهديياوري و مديريت شناسايي و شكار فرصتها در جوامع باطل به هنگام بحرانهاي آخرالزماني براي تبليغ هدفمند و ايجاد جاذبه به سوي دين حق؛
ـ آخرالزمان و توسعه و تكثر دشنمان شيعه و مهدويت و شيعه ايراني؛ و ضرورت مديريت فعال و هوشمندانه.
ف) مغالطات، دشمنشناسي، آسيبشناسي، فرق انحرافي
مغالطه به معني وارونهسازي و به غلطاندازي است كه براي وارونه كردن حقيقت به كار رود. مغالطهگر كسي است كه از روي استدلال نادرست به نتيجهاي درست يا نادرست رسيده است و ممكن است آن نتيجه را براي نتيجهگيريهاي ديگري هم به كار گيرد.
آسيبشناسي، هم رشتهاي است كه به شناسايي آسيبها و انحرافها ميپردازد. دشمنشناسي نيز به شناخت مفهومي و مصداقي جريانهاي نابودگر و معرض ميپردازد.
ريز موضوعات
شيطانشناسي، مغالطات، افراط و تفريطها، تقدم و تأخر بر معصوم، خودتحميلگري، استعمار و استكبار، خودكارشناسي، غلوّ، ترك محكمات و اخذ به متشابهات، يهودشناسي تاريخي، نگاه جزئي و يا التقاطي، توقيت، تعجيل، تطبيق، انحراف، تحريف، تعطيل، خرافات، انتظار ايستا، وارونگي ارزشها، جاهليت مدرن، وسيلهگرايي.
يادآوري: در بازشناسي سيماي كلي انحراف و تحريف در مهدويت، شاخه مغالطات در دانش منطق ميتواند هم معيار و هم نظامبخش باشد. از سوي ديگر، در يك بررسي
تطبيقي بين انحرافهاي مهدوي در تشيع و تسنن بايد دانست كه در تسنن غالباً با پديده مهدويت (امام مهدي بودن) روبهرو هستيم، ولي در تشيع غالباً با ادعاهاي پيراموني همانند ادعاي بابيت و ملاقاتگرايي روبهرو هستيم. آسيبهاي مهدوي در جامعه شيعه، اصولاً ناشي از اين موارد است:
برداشتهاي افراطي و تفريطي درباره شخص و شخصيت امام، مواجهه احساسي با انتظارزيستي، مواجهه تفريطي با مسئله نواب عام در دوران غيبت كبري، غفلت از آخرالزمانشناسي و سختيهاي آن، تطبيقگرايي در نشانهها. در همه اين موارد در صورت نهادينه شدن آسيب و انحراف در نهايت باعث جايگزيني انتظار زيستي با آخرالزمانزيستي ميشود و غربتهاي امام غائب را در جامعه اسلامي فزوني خواهد بخشيد.
در زمينه دشمنشناسي هم بايد دانست كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي و سپس تحولات منطقهاي كه به تقويت هژموني تشيع و مهديباوري و آيندهنگري شيعي منجر شده است، دشمنيها با مهدويت وسيعتر، فراگيرتر شده و هم در قالب سلفيت اسلامي و هم در قالب جريانهاي صهيونيستي و... خود را نشان داده و خواهد داد؛ دشمنيهايي كه برونداد آن در رفتارهاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي و محصولات فرهنگي و هنري و هجومهاي گسترده خود را نشان خواهد داد.
نمونه ايدههاي مهدوي:
موضوع/ ايده
نگاه و زاويه ديد علمي
موضوع كلي مهدوي
شيطان به مثابه كلانترين دشمن انتظار وظهور و در تلاش براي تحقق دنياي آخرالزماني در برابر جريان زمينهسازي
دشمنشناسي تاريخي
فلسفه غيبت و باطلشناسي كلي
بازتاب جريانهاي انحرافي بر لطمه زدن به فرايند انتظار، زمينهسازي و سببسازي براي تأخير ظهور
آسيبشناسي تاريخي ـ اجتماعي
فرقههاي انحرافي درون شيعي
برخورد سريع، صريح و قاطع معصومان عليهم السلام با جريانهاي انحرافي براي جلوگيري از پيدايش التقاط و ركود و انصراف در جامعه شيعه
مديريت ديني ـ اجتماعي
سيره انذاري معصومان
دوري از نگاه و تربيت جامع و پيوسته در زندگي مهدوي بسترساز احتمال تحقق انحراف
آسيبهاي تربيتي
تربيت و زندگي مهدوي
طرح ارتباط پيوسته با امام يا نواب ايشان و عرضه عقائد و اعمال برنامهاي
برنامه تربيتي ـ علمي
اصل عرضه عقائد
روايات آخرالزمانشناسي به مثابه هشدارهاي آمادهساز براي مهدي باوران در مواجهه با فتنهها و مخاطرات مهدي زيستي در آن زمان
آيندهنگري ديني
آخرالزمان شناسي
زندگي شيعي ـ مهدوي و ضرورت تربيت و رشد علمي و معرفتي آحاد شيعه و به ويژه فرزندان در آخرالزمان با هدف واكسينهسازي شيعيان در برابر سيل شبهات و هجومهاي ابليسي
اصول تربيت ديني ـ شيعي
تشيع به مثابه يك مكتب علمي
مثالهاي ديگر
ـ ضرورت ايجاد نگاه معرفتي و هندسه جامع مهدويت در جامعه با هدف از بين بردن فرصتهاي انحراف و تحريف؛
ـ مهدي هراسي با سياه نمائي فرايند ظهور؛
ـ چگونگي برخورد ائمه عليهم السلام با فرقههاي انحرافي؛
ـ چگونگي برخورد علما با فرقههاي انحرافي؛
ـ كشف تناقضات و ايرادها در فرق منحرف؛
ـ كشف اهداف فرق منحرف و مدعيان از متون و سخنان و رفتار خود آنها؛
ـ كشف روشهاي جذب اعم از رفتاري و شعاري و...؛
ـ بررسي نقش فرق پيشين (مثل صوفيه، اسماعيليه، و...) در شكلگيري فرقههاي نو؛
ـ كشف و بررسي بافت سازماني و تشكيلاتي در فرق انحرافي در مهدويت؛
ـ بررسي مشتركات فرق مختلف انحرافي در مهدويت؛
ـ شناسايي علل و عوامل پيدايش و رشد فرق انحرافي با هدف پيشگيري از بروز عوامل مشابه؛
ـ علل پيدايش انحراف:
ـ سوء استفاده از روايات جعلي گذشته يا جديد؛
ـ سوء استفاده از اختلاف يا تقطيع در روايات مهدويت؛
ـ انگيزههاي شخصي در مهدويت؛
ـ اغراض سياسي و نقش حاكمان و استعمارگران؛
ـ فرقهها و گروهاي مذهبي قبلي؛
ـ نشناختن درست مهدويت و آموزههاي آن؛
ـ زمينههاي انحراف:
ـ تفسير و تطبيق نادرست مهدويت (القاب علائم ظهور و...)؛
ـ استفاده از منابع غيرموثق مهدويّت؛
ـ انطباق آموزههاي مهدويت با آوردههاي بشري فلسفي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و...؛
ـ نقل قول ناقص و يكسويهنگري؛
ـ عرفي شدن و عوامزدگي،
ـ آسيبهاي فراوانتر در موضوع مهدويت به قرار ذيلاند:
ـ برداشتهايي انحرافي از مقوله انتظار فرج؛
ـ افراط و تفريط در ارائه چهرة مهر و قهر از امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛
ـ طرح مباحث غيرضروري؛
ـ شتابزدگي و تعجيل؛
ـ توقيت و تعيين وقت ظهور؛
ـ تطبيق نادرست نشانههاي ظهور؛
ـ افراط و تفريط در تبيين مفهوم غيبت؛
ـ ملاقاتگرايي؛
ـ آرزوگرايان بيعمل؛
ـ عاشقنمايان دنياخواه؛
ـ مدعيان دروغين مهدويت و نيابت خاصه و عامه؛
ـ پيروي نكردن از ولايت فقيه و نواب عام؛
ـ فعاليتهاي غرب و مستشرقان.
ديگر موارد: نامعقول جلوه دادن مهدويت، اعتقاد به حل معجزه آساي امور، ارائه چهرهاي خشن توأم با قتل و خونريزي، بحث درباره امور بيهوده و غيرضروري، تطبيق ناصحيح افراد و حوادث بر علائم ظهور، بيتوجهي به ايجاد معيارهاي شخصيتي براي پذيرش فرهنگ مهدويت و ضعف و ناكارآمدي روشها در كانونهاي ديني.
پيامدهاي تلخ و منفي آسيبها
ـ قانع بودن به وضع موجود و نكوشيدن براي تحقق وضعي برتر؛
ـ عقب ماندگي توده؛
ـ تسلّط بيگانگان و زبوني در مقابل آنها (نبودن استقلال و آزادي)؛
ـ نااميدي و پذيرش شكست در حوزه فرد و اجتماع؛
ـ ناتواني دولت و نابساماني كشور؛
ـ فراگير شدن ستم و انفعال و بيتحرّكي در مقابل ظلم؛
ـ قبول ذلّت و بدبختي در حوزه فرد و اجتماع؛
ـ تنبلي و بيمسئوليتي؛
ـ مشكلتر ساختن حركت و قيام امام زمان عليه السلام .
تعطيلي محتواي بسياري از آيات و روايات مانند: امر به معروف و نهي از منكر، منشأ برداشتهاي انحرافي:
ـ كوته فكري و عدم بصيرت كافي نسبت به دين؛
ـ انحرافات اخلاقي؛
ـ انحرافات و عقدههاي سياسي؛
ـ عدم فهم صحيح روايتهايي متشابه در مهدويت مانند رواياتي كه ظلم و جور آخرالزمان را مطرح ميكنند؛
ـ تمسك به نظريه هدف، وسيله را توجيه ميكند.
ديگر موارد
ـ قرآن و فرقههاي انحرافي؛
ـ فرقههاي انحرافي در كلمات معصومان عليهم السلام ؛
ـ نقش استعمارگران در ايجاد و حمايت فرقههاي انحرافي؛
ـ نقش غاليان در پيدايش انحرافات در مهدويت؛
ـ آسيبشناسي جشنهاي نيمه شعبان؛
ـ بررسي روانشناختي بيماري «ادعا»؛
ـ بررسي جريانشناسي دشمني خط امويان با اهلبيت و مهدويت (از ابوسفيان تا سفياني).
بخش سوم نمونهاي از ايدههاي ناظر به تنوع مخاطبهاي خاص و شبكههاي خاص
زير فصل ها
پيشدرآمد
ايدههاي ناظر به تنوع مخاطب
ايدهيابي ناظر به تنوع فرم و قالب بيان رسانهاي
پيشدرآمد
تنوع و فراواني مخاطب در جامعه جهاني امروز باعث تنوع و فراواني شبكهها در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران شده است. بدين جهت در مقام معرفي ايدههاي معرفتي و معارفي، ضمن اينكه تنوع و فراواني و تكثر ذاتي خود ايده را ميتوان در نظر گرفت، تنوع نياز رسانه را از دو زاويه تنوع مخاطب و همچنين تنوع فرم و قالب ايده و پيام رسانهاي را هم بايد در نظر گرفت.
بدين جهت در اين بخش در دو مرحله ايدههاي مهدوي ارائه ميشود:
ايدههاي ناظر به تنوع مخاطب؛
ايدههاي ناظر به تنوع فرم و قالب بيان رسانهاي؛
زير فصل ها
1/ الف) ايدههاي ناظر به ادوار زندگي بر اساس مراحل رشد در زندگي انساني
الف/ 2: ايدههاي مهدوي مناسب گروه سني نوجوان:
الف/ 3: ايدههاي مناسب براي گروه سني جوانان:
الف/ 4: ايدههاي گروه سني ميانسال:
1/ ب) ايدههاي ناظر به مسئله جنسيت و زن:
1/ ج) ايدههاي ناظر به طبقات و اصناف شغلي:
1/ د) ايدههاي ناظر به رويكردهاي علمي و تمدني:
1/ ه) ايدههاي ناظر به رويكردهاي معرفتي و ايماني:
1/ و) ايدههاي ناظر به تنوع شبكههاي استاني
1/ ز) ايدههاي ناظر به شبكههاي ماهوارهاي فارسي زبان
1/ ح) ايدههاي ناظر به زمان پخش مناسبتي
ط) ايدههاي ناظر به بحرانهاي اجتماعي ناشي از سوء استفادههاي احتمالي سياسي در سطح كلان از بحث مهدويت
1/ الف) ايدههاي ناظر به ادوار زندگي بر اساس مراحل رشد در زندگي انساني
زير فصل ها
الف 1: ايدههاي مهدوي گروه سني كودك:
الف 1: ايدههاي مهدوي گروه سني كودك:
شخصيتشناسي امام از دريچه تمثيلات و نمادهاي زيبايي و روشني در طبيعت؛
شخصيتشناسي امام بر اساس ترسيم نقطه اوج صفات مثبت انساني؛
معرفي مدينه فاضله و يك دنياي قشنگتر از معبر آرزوهاي پاك كودكانه؛
تلاش براي جلب عواطف پاك كودكي به امام به عنوان انسان كامل؛
ايجاد علاقهمندي در آنها نسبت به اصول كلي زندگي مهدوي؛
تشريح عنايات و جلوههاي مهر و محبت معصومان و امام غائب به كودكان؛
بيان سرگذشت كودكي مهديياوران بزرگ به ويژه روحانيت و مرجعيت براي ايجاد علاقهمندي در آنها نسبت به مهديزيستي و مهديياوري؛
معرفي دشمنان امام به عنوان نماد زشتيها و بديها و ستمگريها؛
تلاش براي توجهدهي كودك به زندگي عدالتمحور؛
معرفي اصول ابتدايي زندگي مهدوي مبتني بر ارزشهاي اخلاقي و فطرت انساني.
الف/ 2: ايدههاي مهدوي مناسب گروه سني نوجوان:
طرح هويتي نسل سلمان براي نوجوان مسلمان ايراني مبتني بر آموزههاي اسلامي و ارزشهاي ملي؛
برنامهسازي ناظر به تاريخشناسي توصيفي و تحليلي اجمالي حق و باطل (اطلس تاريخي حق و باطل و نقشههاي تاريخي پيامبران و امامان)؛
برنامهسازي ناظر به معرفي جغرافياي گوناگون انساني همانند: جغرافياي جمعيت، جغرافياي اديان و مذاهب موجود، جغرافياي سياسي حق و باطل موئجود و محتمل در آينده، جغرافياي رشد و توسعه در برابر عقبماندگي، جغرافياي خيزشهاي مردمي در گستره جهاني و...؛
معرفي الگوهاي تاريخ مهدويياوري در دوران غيبت كبري از زنان و مردان؛
بازخواني داستانهاي قرآني از منظر معرفي سنتها و عبرتهاي تاريخي در مسير حق زيستي يا باطلگرايي؛
معرفي گرايشهاي فطري انساني كه اثباتگر نياز به انسان كامل و حركت در مسير مدينه فاضله است؛
برنامهسازي معطوف به طبيعت، از معرفي بحرانهاي زيست محيطياي كه ناشي از تمدن بشري است تا دانشها و فناوريهاي پيشرفتهاي كه حكومت جهاني موعود را باورپذيرتر كرده است و همچنين معرفي قوانين طبيعي و علمياي كه اگر به صورت كامل به خدمت گرفته شوند ميتوان تصوري واقعيتر از بهشت موعود داشت؛
برنامهسازي با موضوع الگوي تربيت و هويتسازي براي نوجوانان در كشورهاي گوناگون دنيا و آسيبشناسي واقعي يا احتمالي آن از منظر نقد و بررسي وضع موجود آن كشورها؛
برنامهسازي در مورد ابعاد وجودي انسانياي كه قابليت رشد و تربيت و كمالپذيري دارد و تلاش براي ارائه يك برنامه تحصيلي ـ تربيتي جامع در مسير كمالجويي انساني؛
معرفي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به عنوان انسان كامل و بهتر الگو و مدل براي كمالجويي و تعاليجويي در كنار نقد و بررسي روشهاي غلط الگويي در سنين نوجواني؛
بازسازي داستاني ياران رجعتكننده تاريخي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در دوران ظهور، به عنوان الگوهاي موفقيت در گذشته و آينده؛
شخصيتبخشي روايي به اماكن مهدوي ـ همانند كعبه ـ تا گذشته، حال و آينده خود را در قالب روايتهاي انيميشني (پويانمايي) روايت كند و از ديدارها و اشتياقش به امام غائب بگويد.
الف/ 3: ايدههاي مناسب براي گروه سني جوانان:
برنامهسازي گسترده در حوزه انسانشناسي فطري ـ ديني و آگاهسازي و علاقهمند كردن مخاطب جوان به تعاليبخشي كامل و جامع خود؛
برنامهسازي هدفمند و مستمر در زمينه زندگي انساني از آسيبشناسي زندگيهاي آخرالزماني موجود، از نقد و بررسي سبك زندگيهاي وارداتي و ماهوارهاي تا معرفي سبك زندگي ديني ـ مهدوي به عنوان يگانه سبك زندگي تعاليبخش در دوران آخرالزماني؛
برنامهسازي در موضوع ازدواج هماهنگ با نيازهاي روزآمد فرهنگ انتظار و مهدويت؛ با هدف تعاليبخشي به مسئله ازدواج از مسير هدفگذاري آن در مسير خانوادهسازياي كه در نهايت مبناي زمينهسازي ظهور باشد؛
آموزش دينپژوهي عقلاني و تحقيقي (هدفي كه دين در اصول خود تأكيد و تعقيب ميكند كه دينپژوهي حتماً بايد عقلاني باشد) با تأكيد بر روش دينپژوهي
تطبيقي و مقايسه با تمركز بر مسئله بازتابهاي كاربردي دين در متن زندگي آدمي و بازشناسي حق و باطل در دين از معبر جامعيت و هماهنگي دستاوردها يا نقصانها و تناقضها در سبكسازي روزآمد و پيوسته؛
معرفي مكتب شيعه به عنوان يگانه مكتب ديني آيندهنگر در برابر تمام فرقهها و مذاهب و اديان سلفيگرا و مكاتب علمي حالنگر سكولار؛
باز تعريف مسئوليتها و رسالتها و اولويتها و نقشآفريني در زندگي مهدوي ناظر به تحولات روزآمد جوامع حق و باطل و نيازهاي معاصر ولي معصوم و غائب در مديريت جامعه جهاني به سوي ظهور (برنامهسازي جامع و كامل و جذاب با موضوع: اطلس شيعه و مهدويت)؛
برنامهسازي با محوريت مستبصرين و معرفي نگاه انتقادي آنها در مواجهه با انواع اديان، مذاهب و مكاتب، و سير و مراحل و روند ايمانياي كه در سلوك از باطل به حق طي كردهاند با هدف تقويت و تعميق ايمان عقلاني در دوره بحرانهاي فكري آخرالزماني .
الف/ 4: ايدههاي گروه سني ميانسال:
برنامهسازي با هدف نقد و بررسي زندگيهاي دچار روزمرگي و سرگرداني و در مسير احياي هدفهاي كلان و اميدافزايي و به روزرساني طرح و برنامههاي زندگي مؤمنان ناظر به زمانشناسي و نيازشناسي پيوسته وليّ زمان.
برنامهسازي با هدف تبيين اصول زندگي ديني در مقام ارزيابي و ارزشيابي پيوسته همانند ارتباط پيوسته با بزرگان ديني، نظامبخشي به مديريت اقتصادي زندگي از نگرش ديني، برنامهريزي براي عرضه پيوسته عقايد و اعمال و پاكسازي آن از آسيبهاي احتمالي؛
برنامهسازي با هدف روزآمدسازي اصول تربيت ديني براي والدين ناظر به اقتضائات زمانمند حق و باطل و آيندههاي محتمل پيشرو و رسالتهايي كه والدين در برابر فرزندان براي تربيت آنها هماهنگ با نيازهاي آينده جبهه حق دارند.
برنامهسازي براي خانوادهها به هنگام هجوم فتنهها و شبههها و گسترش آسيب حيرت و سرگرداني فكري و رفتاري براي بصيرتافزايي آنها در مسير زندگي مهدوي در بنبستهاي آخرالزماني؛
برنامهسازي با هدف تبيين اصالت خانواده در نگرش اسلام شيعي و جايگاه خانواده محوري در تربيت مهدوي و جامعهسازي بر بستر ارزشهاي انتظار، زمينهسازي، ظهور؛
برنامهسازي با هدف معرفي الگوهاي خانوادگي موفق در تاريخ شيعه از جهت طراحي خاندانهاي مهديياور در بستر زمان و امتداد و استمرار نسلها (همانند ابن بابويه پدر و پسر، مجلسي پدر و پسر و...)؛
برنامهسازي با هدف تشويق خانوادههاي مهدوي براي فعال شدن در متن جامعه و در مسير هندسه نشر و گسترش ارزشهاي نرمافزاري مهدوي از معبر سرمايه اجتماعي همسران و دامنه و گستره نفوذ آينده در خويشامندان، همسايگان، همكاران و همشهريان و...؛
معرفي الگوهاي تاريخي و موفق هجرت خاندانهاي شيعي به جوامع نيازمند حق و باطل در تلاش براي نشر و گسترش ارزشهاي انتظار و مهديزيستي همانند: علماي لبناني مهاجر به ايران در دوران صفويه يا هجرت شخصيتهاي شيعي معاصر به لبنان (همانند امام موسي صدر و شهيد چمران) يا خاندانهاي شيعي مهاجر به جغرافياهاي گوناگون بينالمللي و بازتابهاي آنها در نشر تشيع.
1/ ب) ايدههاي ناظر به مسئله جنسيت و زن:
برنامهسازيهاي متنوع و از سطوح تخصصي تا مخاطب عامه پسند در مورد تعريف و جايگاه زن از منظر بينش اسلامي؛
معرفي نظريه اسلامي ـ شيعي درباره زن در يك نگاه تطبيقي با ديگر اديان و مكاتب با هدف بازشناسي ارزش تشيع كه معتقد به وجود زني معصوم (حضرت زهرا عليها السلام ) است تا در مقام تعالي و كمال و رساندن زن به بهشت ظهور به استعدادها و تفاوتهاي زنان توجه كامل و جامع داشته باشد؛
معرفي شخصيت و روح زنانه به عنوان مظهر صفات جمال و زيبايي و مهر و محبت خداوندي كه نقش بهشتسازي را در قالب الگوي خانه اسلامي و نظام خانواده مهدوي دارد؛
معرفي مفهوم پيام امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف كه حضرت زهرا عليها السلام را الگوي خود معرفي ميكند با هدف مبنا بودن معيارها و الگوهاي بهشت فاطمي در خانه آن حضرت براي آرمانشهر و بهشت ظهور مهدوي؛
معرفي الگوهاي تاريخي زنان منتظر كه با زمانشناسي و زنشناسي بهترين نقشآفريني را در مسير مهديياوري در مقطع زمانه خود داشتند.
1/ ج) ايدههاي ناظر به طبقات و اصناف شغلي:
برنامهسازي با هدف معرفي بنيانهاي جامعه مهدوي (منتظر و ظهور) مبتني بر بنيان ارزشهاي جامعه نبوي و جامعه علوي و ضرورت بازشناسي الگوهاي برجسته انساني در كنار پيامبر و اميرالمؤمنين عليه السلام در مقام الگوهاي تعالي يافته تاريخي؛
معرفي ويژگيهاي شخصيتي ياران رجعتكننده امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در دوران ظهور به عنوان الگوهاي مهديزيستي و مهديياوري در بستر تاريخ؛
برنامهسازي با هدف بازشناسي نسبت بين موقعيتهاي شغلي و جامعهسازيهاي سهگانه انتظار و زمينهسازي و ظهور و بنيانگذاري اخلاق حرفهاي و اقتصادي بر اساس چشمانداز ايجاد جاذبه جهاني به مهديزيستي با كمك اخلاق مهدوي در حوزه زندگي شغلي؛
معرفي جامعه زمينهساز ظهور به عنوان جوامع در اوج همگرايي بين دين و دانش و در مقام معرفي الگوهاي نظام اجتماعي و علمي ديني در برابر جامعه آخرالزماني كه مبتني بر بيگانگي علم و مهارت و صنعت و فناوري با ارزشهاي ديني است.
معرفي الگوهاي موفق اقتصادي و اجتماعي رفتاري و شخصيتي مورد تأييد حضرت در دوران غيبت با هدف الگوسازي روزآمد زندگي مهدوي؛
بازشناسي مباني معيارهاي زندگي مهدوي در حوزه اخلاق حرفهاي و اقتصادي؛
بازشناسي رفتارهاي آخرالزماني در حوزه اخلاق حرفهاي و اقتصادي كه به آسيب و عقبماندگي جامعه حق در مسير حركت به سوي زمينهسازي و ظهور منجر ميشود؛
الگوسازي زندگي اقتصادي ديني بر مبناي سيره اقتصادي معصومان عليهم السلام مبني بر تلاش حداكثري، بهرهمندي متعارف و خيررساني اجتماعي حداكثري و پيوسته براي پيشبرد جامعه حق به سوي ظهور و ايجاد جاذبه جهاني براي جامعه حق و الگوي اقتصادي آن؛
بازشناسي هشدارها در روايات آخرالزماني و نشانهشناسي از جهت وارونگي و هجوم ارزشهاي شيطاني به حوزه نقشآفريني اجتماعي و اقتصادي و شغلي؛
معرفي امام غائب به عنوان فعالترين و پوياترين و با بهرهوريترين شخصيت انساني و ضرورت همانندي شيعيان در عرصه حضور اجتماعي و اقتصادي به مثابه يك مهديزيست مهديياور با بازدهي حداكثري.
1/ د) ايدههاي ناظر به رويكردهاي علمي و تمدني:
جامعه شيعه و رسالت ايجاد جامعه زمينهساز با هدف ايجاد جاذبه و بسترهاي اجتماعي و جهاني براي ظهور؛
رسالت جامعه شيعه ايراني بر اساس روايات پيشگويانه، در آخرالزمان براي زمينهسازي بر بنيان ايمان و علم؛
برنامهسازي با هدف معرفي دانش و معرفت اهلبيت عليهم السلام به عنوان يگانه راهبرد و نجاتبخش براي انسان گرفتار و درمانده در بحرانهاي آخرالزماني؛
برنامهسازي با هدف معرفي خستگيها و اعتراض متفكران و دانشمندان معاصر از بيعدالتيها و استثمارها و جهتگيريهاي غلط در مطالعات و توليدات علمي و آرزومندي آنها براي تحقق عدالت علمي؛
برنامهسازي انديشهمحور در مورد بازشناسي و نسبتسنجي بين تمدن معاصر با تمدن ظهور از جهت مباني، انديشهها و روشها و اهدافي كه دنبال ميكنند؛
برنامهسازي با هدف سير انديشه و مكاتب بشري در گرايشهاي گوناگون علوم انساني و بنبستها و حيرتهاي انديشه معاصر كه بسترساز فضاي آخرالزمان از يك سو و ايجاد انتظار ماورايي از سوي ديگر شده است؛
برنامهسازي با هدف آسيبشناسي علم و فناوري بشر بر زيستبوم (در نگاه تطبيقي با روايات آخرالزماني)؛
برنامهسازي با هدف تبيين ضرورت طراحي الگوي حضور عالمانه ايماني جوانان شيعي در محيطهاي علمي بينالملل به منظور ايجاد جاذبه براي ارزشهاي تمدني جامعه انتظار و زمينهسازي (در كنار آسيبشناسي حضور جهاني دانشجويان و دانشمندان ايراني ـ شيعي كه با كمترين اثرگذاري ايماني و معرفتي است).
1/ ه) ايدههاي ناظر به رويكردهاي معرفتي و ايماني:
ضرورت برنامهسازي بر مبناي دينپژوهي تحقيقي ـ تطبيقي براي مخاطب داخلي، منطقهاي، و جهاني با هدف معرفي مكتب تشيع و دفاع عقلاني از ادعاي كامل و جامع بودن آن؛(1)
برنامهسازي با هدف منجيشناسي تطبيقي (نظريه نجات، شخصيت منجي، مدينه فاضله، راه رسيدن به مدينه فاضله و...) و با هدف تبيين كارآمدي نظريه نجات شيعي در كنار ناكارآمدي يا نقصان نظريههاي ديگر؛
معرفي جذابيتهاي نظريه نجات و منجي شيعي از منظر علمي، تاريخي و اجتماعي معاصر و تبيين آثار و بركات پذيرفتن ولايت منجي معصوم و كامل شيعي (در برابر عوارض ولايتگريزي)؛
باز تعريف ارزشهاي عرفاني نظريه نجات و منجي شيعي و بازتابهاي رواني حضور پيوسته (و البته غائبانه) او در زندگي بشر و امكان ايجاد ارتباط عاطفي ـ معنوي با او از سوي مؤمنان و مستضعفان؛
1) يادآوري: در اين روش ضمن رعايت احترام و ادب نسبت به تكتك اديان و مذاهب و رهبران آنها از معبر انسانشناسي جامع و با محك نيازهاي جامع زندگي آدمي، به مطالعه تطبيقي ـ انتقادي اديان و مذاهب و مكاتب پرداخته ميشود تا در نهايت كارآمدي يا ناكارآمدي آنها و جامعيت يا نقصان و يا تناقضهاي آنها در فضايي علمي در اصول و فروع دين و اخلاقيات روشن گردد و در نهايت مخاطب با روش علمي ـ پژوهشي حق را از باطل تمييز دهد.
برنامهسازي با هدف معرفي شيوههاي آخرالزماني شيطان در هجوم به ايمان مؤمنان و بيان راهكارهاي حفظ ايمان و اعتقاد در اوج هجومها و بحرانها و حيرتهاي آخرالزماني؛
برنامه سازيهاي گسترده با محوريت تأكيد بر نجاتگرايي مبتني بر ارزشهاي انسانشناختي فطري با هدف جذب مخاطبيت رها شده يا گريزان از اديان انحرافي و يا دچار اديان و مذاهب طبيعي و عرفي؛
برنامهسازي براي مخاطب جهاني با هدف تبيين ارادههاي فردي و اجتماعي انسانها در مسير به حاكميت رساندن جوامع باطل يا به چالش كشيدن آنها و اينكه بهشت جهاني ظهور جز به اقبال جهاني اكثريت ارادههاي انساني به سوي حق محقق نخواهد شد.
1/ و) ايدههاي ناظر به تنوع شبكههاي استاني
برنامهسازي با هدف معرفي فرهنگ انتظار تاريخي و معاصر در گستره استان؛
برنامهسازي بر معيار آسيبشناسي منطقهاي و محلي؛
معرفي الگوهاي تاريخي استان در عرصه مهديزيستي و مهديياوري با محوريت علما و مراجع تاريخي برخاسته از جغرافياي استان؛
معرفي ظرفيتهاي اجتماعي، علمي و فرهنگي استان در راستاي توسعه فرهنگ و جامعه انتظار و زمينهسازي؛
برنامهسازي با هدف فعالسازي استعدادهاي ويژه جوانان استان در فضاهاي خاص همانند فرهنگ و هنر، اينترنت و رايانه، ايجاد و فعالسازي هيئتها و ... معطوف به نشر و ترويج فرهنگ روزآمد انتظار و منجيخواهي فطري و بسترسازي براي انتظار در دو گستره فيزيكي و مجازي جهاني؛
تلاش براي ايجاد همگرايي در استان و منطقه بين نهادها و شخصيتهاي علمي و فعال در زمينه فرهنگ تشيع و انتظار (حوزه و نهادهاي حوزوي و ديني) با سطح جامعه و به ويژه با فضاهاي علمي ـ دانشگاهي و كانونهاي فرهنگي و اهتمام به
الگوسازي و به تصوير كشيدن الگوهاي موجود يا محتمل از اين همگرايي و پيوند علم و دين يا هنر و دين و يا جامعه و دين؛
فعالسازي شخصيتها و نهادهاي علمي و ديني و فرهنگي در مواجهه با آسيبهاي موجود با برنامه سازيهاي به موقع؛
در استانهايي كه فرقهها يا مذاهب رسمي و شناخته شده وجود دارند (همانند اهلسنت و مسيحيت) توليد مجموعه برنامههايي با هدف معرفي منجيگرايي تقريبي ميتواند به فضاي همگرايي ملي ـ استاني بر محور منجيگرايي ياري برساند.
1/ ز) ايدههاي ناظر به شبكههاي ماهوارهاي فارسي زبان
تهيه برنامههاي بازشناسي مهدويت براي ايرانيان خارج مبتني بر روش تلفيقي سهگانه انسانشناسي فطري، مباني شيعي، نگاه تطبيقي و بينالادياني، تا بينش مخاطب بينشي علمي و جامع و كاربردي بگردد و او را در جامعه آخرالزماني بينالمللي بر ايمانش استوار نگه دارد؛
تلاش براي فعالسازي ايرانيان خارج در جغرافياي زندگي خود و با هدف ايجاد جاذبه مرحلهاي براي مكتب تشيع و منجي شيعي (ضمن توجه به اصول تقيه و اقتضائات زندگي در كشور خارجي و رعايت اصل تدريج در هدايت و تربيت)؛
آموزش روشهاي ايجاد جاذبه رفتاري، علمي و روش گفتمان مناظرهاي و روش علمي مقايسهاي و تطبيقي بين ادياني به مخاطبان براي مسلحسازي علمي و روشمند آنها در عرصه فعاليت و تلاش براي نشر مهديباوري؛
توليد مجموعه برنامههاي نقد علمي ـ فلسفي تمدن آخرالزماني غرب با كمك آثار انتقادي منتشر شده در نشريات و رسانههاي علمي غرب؛
توليد برنامههايي با هدف معرفي الگوهاي فردي يا اجتماعي مهديزيستي و مهديياوري در فضاي منطقهاي و جغرافيايي گوناگون از شيعيان ايراني (براي نمونه معرفي چگونگي فعاليت در كشورهاي مسيحي يا چگونگي اجراي سلوك ديني و تبليغ مهدوي در كشورهاي حوزه بوديسم و نژاد زرد يا روش انجام دادن آن در آمريكاي لاتين با معرفي نمونههاي عيني و تجربههاي انجام شده)؛
تلاش براي ايجاد پيوند و همگرايي بين فضاي علمي ـ ديني داخل (و حوزههاي علميه داخل) و مخاطب خارجي با هدف غنيسازي علمي مخاطب ايراني در گستره جهاني.
1/ ح) ايدههاي ناظر به زمان پخش مناسبتي
يادآوري: مناسبتهاي مهدوي بر معيار رويدادهاي هفتگي يا ساليانه، شامل موارد متعددي ميشود كه عبارتاند از:
براي ديدن نمودار به پي دي اف مراجعه فرماييد
در مورد يادكرد هفتگي ضمن پخش ادعيه و زيارات مهدوي ميتوان از ميان برنامههاي كوتاه با موضوع بازشناسي مفاهيم و معارف ادعيه و زيارت مهدوي تا ويژه برنامه هفتگي ـ تركيبي با موضوع دائرةالمعارف مهدويت تهيه و توليد كرد.
در صورت توليد برنامه هفتگي تأكيد ميشود كه بايد بخش اصلي برنامه ناظر به آسيب شناسيهاي تربيتي، خانوادگي، اجتماعي متوجه بحث تربيت نسل منتظر و سبك زندگي مهدوي، و جامعه زمينهساز باشد و از بزرگنمايي مباحث دشمنشناسي يا گستردگي مباحث اطلاعات عمومي و دائرةالمعارفي كم فايده اجتناب گردد. در مورد برنامههاي مناسبتهاي مهدوي نيز ـ همانگونه كه در راهبردها تبيين شد ـ بايد توليد
مجموعه برنامههايي كه به غنيسازي انديشهاي، فرهنگي و هنري جشنها و آيينهاي مردمي ياري ميرساند، در دستور كار قرار بگيرد.
در مورد مناسبت نيمه شعبان هم بايد در فرايند برنامهسازي بر سهگانه «رويداد ميلاد از جهت تاريخي و آسماني، جايگاه معنوي شب و روز نيمه شعبان و ضرورت احياي آن، و زيارت سيدالشهدا در آن شبانه روز» توجه داشت. همچنين از يادكرد پيامبر صلي الله عليه و آله نيز در اين مناسبت مهم در نيمه ماه نبايد غافل گرديد. اهميت و جايگاه ماه شعبان را در ميانه فصل نيايش در جدول زير ميتوان ديد:
موضوع ماه
رجب
شعبان
رمضان
انتساب
حق تعالي
پيامبر
بندگان
رويكرد كلي ماه
ماه رحمت
ماه خيرات
ماه غفران و سرنوشت
وضعيت ملكوت
ماه گسترش شاخههاي درخت بهشتي طوبي بر آسمان دنيا (به موازات وجود شجره زقوم و ...)
بسته شدن درهاي جهنم و بازداشت موقت ابليس
شبهاي ويژه
شب مبعث
شب نيمه شعبان
شبهاي قدر
توصيه كلي ازجهت اذكار
تهليل
صلوات
قرآن
رزق و روزي
وسعت رزق براي ايجاد فرصت معنوي در ماه رمضان
تقدير ساليانه رزق و روزي و سرنوشت
روزهاي هفتگي ويژه از جهت اعمال و فضائل
جمعهها
پنجشنبهها و جمعهها
همه روزهاي ماه
ثواب اعمال
پاداش حسنات هفتاد برابر نوشته ميشود
در اين ماه حتي خواب روزهدار عبادت است و تلاوت يك آيه قرآن ثواب يك ختم قرآن دارد.
بدين جهت در جشنهاي شعبانيه كه غالباً در قالب دهه مهدويت برگزار ميشود، يادكرد جايگاه عبادي ماه شعبان و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله يكي از ضرورتهاي برنامهسازي است تا مخاطبان از سهگانه مقامهاي ملكوتي پيامبر كه تجلي روزآمدش در امام زمان است، هماره بهرهمند شوند؛ مقامهايي كه بر طبق گزارش قرآن شرح آنها چنين است:
آيات قرآني در مورد شخصيت پيامبر
پيامها
آيه صلوات: 56 احزاب
درود و دعا و سلام ويژه خداوند بر پيامبر. اين درود به دنبال خود صلوات و درود فرشتگان به عنوان برترين موجود عالم معنا را به همراه خود دارد؛ بدين معنا كه اراده حق تعالي اراده تمام ملكوت را با خود به همراه دارد.
آيه رحمت، 107 انبياء
پيامآور از سوي خداوندي كه رحمان و رحيم است؛ مقام و منزلتي جز رحمت براي عالميان نميتواند داشته باشد و ثمره رحمت بودن اين است كه هر كسي خود را در مسير اين رحمت قرار دهد از بركات و عنايات بسيار ويژهاي بهرهمند خواهد شد.
آيه استغفار، 64 نساء
يگانه راه نجات انسانهاي غير معصوم، پاكيزه شدن آنها از ظلم بر خود است و تنها راه زدودن ستم بر خود، استغفار است و استغفار بر اساس اين آيه دو مرتبه دارد: اسغفار مستقيم هر انسان از خداوند كه ممكن است سنگيني گناهان فاصله را زيادكرده باشد و ... لذا براي اين استغفار معبري نزديك و سريع قرار داده شده است كه آن هم استغفارجويي از پيامبر است.
و تجلي روزآمد اين بركات و خيرات در اين زمان امام زمان است.
در همين جا تأكيد ميشود كه در كنار مناسبت مهم نيمه شعبان كه عيد اميد و انتظار است، مهم مهدوي ديگر،مناسبت نهم ربيع الاول با عنوان سالروز آغاز امامت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است. ناظر به در امتداد عيد غدير بودنِ اين مناسبت، بايد به پاسداشت و احياي اين روز و
برنامهسازي مناسب براي آن توجهي ويژه شود. بدين جهت در اين بخش و به عنوان پيشدرآمد ايدههاي مناسبتي برخي ايدههاي اختصاصي و مناسب اين روز چنين است:
ح 1: ايدههاي مربوط به عيد نهم ربيع الاول ( عيد آغاز امامت):
عيد آغازهاي ملكوتي، از نگاه قرآني؛
سطوح معنايي آغازهاي مقدس در زندگي معصومان عليهم السلام و اهميت مُلكي و ملكوتي آن؛
آغاز امامت امامان معصوم عليهم السلام در تاريخ؛
معناي فلسفه تاريخي نهم ربيعالاول؛
گاهشمار آغاز آخرين امامت؛
شخصيتشناسي امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در آستانه امامت؛
همه ياوران امام غائب در آغازين روزهاي امامت؛
جامعه و جغرافياي شيعه در آغاز امامت امام موعود عليه السلام ؛
شيعه ايراني از اولين تا آخرين غدير با چشمانداز آخرين آغاز (ظهور)؛
فرهنگسازي براي جشنهاي عيد غدير در سيره اهلبيت عليهم السلام به مثابه مبنايي براي پاسداشت عيد آغاز امامت؛
پيشينه و جايگاه فرهنگ بيعت و تجديد بيعت در تاريخ اسلام و جهان امروز؛
نياز جامعه شيعه به شادي و لزوم توجه به شاديآفريني ديني در جامعه شيعي پس از دو ماه محرم و صفر؛
آغاز امامت امام زمان عليه السلام و بحث حقوق امام، حقوق روز آغاز امامت، و مسئله شكر نعمت امامت؛
بازخواني و بازشناسي مفاهيم دعاي عهد و كاركردهاي آن در تأكيد بر فرهنگ تجديد بيعت؛
بازشناسي زيباييهاي امام زمان عليه السلام در فضاي بهاري «مام بهار مردم (ربيع الانام)»؛
پيشينه تاريخي نهم ربيع الاول و ايرانياني كه اولين بيعتگران با امام زمان عليه السلام بودند.
پيشينه معرفي آغاز امامت هر يك از امامان و روزهاي آغازين امامت هر يك؛
پيشينه بيعتهاي مسلمانان با معصومان عليهم السلام همانند:
ـ بيعتهاي گوناگون مسلمانان با پيامبر صلي الله عليه و آله در مكه و مدينه؛
ـ بيعتهاي گوناگون مسلمانان با اميرالمؤمنين عليه السلام ؛
شيوههاي ترويج فرهنگ پاسداشت عيد غدير، به عنوان نخستين و مهمترين عيد امامت نزد اهلبيت عليهم السلام و به ويژه پاسداشت ويژه عيد غدير توسط امام صادق عليه السلام و امام رضا عليه السلام .
ح 2: ايدههاي مهدوي در مناسبتهاي مذهبي و ملي و جهاني:
از ديگر ظرفيتهاي برنامهسازي مهدوي، و يادكرد امام غائب، استفاده از ظرفيت ديگر مناسبتهاي مذهبي و ملي و بينالمللي است؛ چراكه مفاهيم عام و فراگير و فطري مهدوي با بسياري از اين مناسبتها مرتبط است و در نقش نگاه به وضعيت مطلوب يا تبيين بهتر رويدادهاي گذشته و يا بازخواني و به روزرساني سيرهها و نقشهاي الگويي ميتواند كارايي فراوان داشته باشد. در مناسبتهاي اسلامي و اهلبيتي ظرفيتهاي مشترك اجتماعي و فرهنگي فراواني وجود دارد كه ميتواند ياريگر برنامهسازان در غنيسازي برنامههاي مناسبتي (از يك ميان برنامه كوتاه تا يك ميزگرد كارشناسي) باشد.
نمونهاي از ايدههاي مهدوي در مناسبتها چنين است:
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
ميلاد پيامبر صلي الله عليه و آله
بازتابهاي ملكوتي و ماورائي ميلاد هر دو معصوم؛
انتظار تاريخي اهل كتاب و مؤمنان براي هر دو ميلاد؛
توطئههاي مشترك دشمنان براي جلوگيري از هر دو ميلاد؛
شخصيت پاك و مظلوم مادر اولين و آخرين معصوم (به ويژه در مسئله ميلاد)؛
استمرار بركت سالروز ميلادها در بستر تاريخ؛
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
رحلت پيامبر
رابطه رحلت نبي با غيبت ولي (اللهم انّا نشكوا اليك فقد نبينا و غيبة ولينا)؛
آموزههاي مهدوي در آخرين ماههاي حيات نبوي؛
بازخواني تطبيقي معنا و تعريف خاتميت در دو نگاه شيعي و سني و بررسي بازتابهاي تاريخي هر دو قرائت؛
ادوارشناسي غربتها و مهجوريتهاي تاريخي ـ اجتماعي معصومان عليهم السلام .
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
عيد مبعث
مقايسه جاهليت پيش از بعثت با جاهليت آخرالزماني؛
وحشت و ناله مشترك ابليس به همگام بعثت و ظهور؛
انواع انتظارهاي سفيد، سياه و خاكستري مؤمنان و اهل كتاب نسبت به رويداد بعثت و ظهور؛
مكه در انتظار بعثت و ظهور؛
بعثت و ظهور از جهت ظهور در مكه، سن شخصيت ظهوركننده و يكساني شخصيت آنها (امام مهدي آيينه تمام نماي پيامبر) و... يكساناند؛
همانندي بعثت و ظهور: از جهت جاهليت فراگير (آخرالزماني) در جهان و به ويژه در مكه در آستانه تحقق آنها كه بيانگر تحمل سختيها و آزارهاي فراوان از سوي هر معصوم خواهد بود؛
همانندي بعثت و ظهور: از جهت گستردگي نشانهها و انتظارها براي تحقق آنها به واسطه خستگي مردم از جاهليتها و انحطاط و فسادهاي موجود و خواستن نجاتي آسماني؛
رخ دادن ظهور همانند بعثت پس از دوراني طولاني از فترت و حيرت؛
قرآن دوران ظهور (مصحف اميرالمؤمنين) همانند قرآن زمان پيامبر صلي الله عليه و آله بر اساس ترتيب نزول است تا هماهنگ با حقيقت وجودي فردي و اجتماعي انسانها در يك فرايند تدريجي و درست به تمدن دينسازي بپردازد.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
تولد و شهادت حضرت زهرا عليها السلام
تجلي شخصيت و سيره نبوي در اين دو يادگار پيامبر صلي الله عليه و آله ؛
حضرت زهرا عليها السلام (ترجمه جمالي و رحماني از شخصيت پيامبر) به مثابه الگويي براي رحمت و زيبايي حضرت مهدي عليه السلام در دوران ظهور؛
ميلاد غريبانه هر دو معصوم؛
حزن و غم مصائب فاطميه نخستين و سنگينترين غم مشترك معصومان عليهم السلام و به مثابه بنيان لقب «منتقم» براي امام زمان عليه السلام ؛
مباني سبك زندگي منتظرانه براي بانوان و شخصيت و سيرت فاطمي.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
ميلاد حيدر عليه السلام
كعبه در انتظار اولين و آخرين امام؛
شهادت اميرالمؤمنين عليه السلام
غمها و غربتهاي سنگين هر دو امام؛
عدالت علوي مبناي عدالت مهدوي؛
از خانه نشيني امام علي عليه السلام تا غيبت امام مهدي عليه السلام
ولايتگريزي سرِّ انحطاط جامعه اسلامي در حد فاصل رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله تا ظهور امام مهدي عليه السلام ؛
صبر عظيم و سنگين هر دو معصوم؛
عيد غدير
پيامهاي مهدوي در خطبه غديريه پيامبر صلي الله عليه و آله ؛
سلمان از بيعت خالصانه غدير تا بيعت تاريخساز ظهور؛
فرهنگ امامان براي جشن غدير، مبناي جشنهاي مهدوي نيمه شعبان و نهم ربيعالاول؛
عيد غدير و ضرورت تجديد بيعت با امام هر زمان.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
تولد و شهادت امام مجتبي عليه السلام
امام مهدي عليه السلام از تبار مشترك حسنين(عل)؛
بازخواني غيبت و انتظار مهدوي از منظر صلح تاريخي امام مجتبي عليه السلام ؛
انتظار و سرور ويژه پيامبر صلي الله عليه و آله و اهلبيت عليهم السلام با اولين و آخرين ميلاد معصومان عليهم السلام در خانه اهلبيت عليهم السلام .
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
ميلاد امام حسين عليه السلام
ابتهاج ويژه ملكوت و فرشتگان از هر دو ميلاد؛
نامگذاري هر دو معصوم توسط پيامبر صلي الله عليه و آله ؛
ميلاد هردو معصوم در ماه شعبان، ماه پيامبر صلي الله عليه و آله ؛
يادكرد پيامبر از امام مهدي عليه السلام به هنگام تولد سيدالشهداء آنگاه كه از آينده نوزاد براي مادرش حضرت زهرا عليها السلام فرمود، يادي هم از منتقم خون آن نوزاد فرمود.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
دهه محرم و عاشورا
پيوندهاي عاشورا و انتظار در:
مباحث فلسفه تاريخي مشترك عاشورا و انتظار؛
ظلم اجتماعي فراگير به هر دو امام معصوم؛
خصال مشترك ياوران حسيني و مهدوي؛
زيارات حسيني و مهدوي، پيوندها و رهيافتها.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
اربعين
كاركرد اجتماعي زيارت و فرهنگ اربعين در حفظ هويت شيعه در دوران غيبت و انتظار؛
پيوند عاشورا و انتظار در حماسه عظيم پياده روي اربعين؛
جلوهها فرهنگ انتظار در پيادهروي اربعين؛
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
تولد و شهادت امام سجاد عليه السلام
غربت مشترك هر دو امام پس از عاشورا در جغرافياي جهان اسلام و به ويژه در حجاز؛
اهتمام هر دو امام براي احيا و حفظ هويت تشيع در قالب نهضت ادعيهاي كه جامع شور و شعورند؛
رساله حقوق امام به مثابه بنياني براي طراحي سبك زندگي منتظرانه.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
تولد و شهادت امام باقر عليه السلام
پيشگويي و سلام مشترك پيامبر صلي الله عليه و آله به هر دو محمد با نام و نشان؛
احياگري مشترك تشيع از سوي هر دو امام بر بنيان دانش نبوي
هر دو امام آيينه تمامنماي پيامبر صلي الله عليه و آله به ويژه ازجهت نياز اجتماعي زمانه براي احياگري نام و ياد پيامبر صلي الله عليه و آله .
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
تولد و شهادت امام صادق عليه السلام
امام صادق عليه السلام و امام مهدي عليه السلام دو امام هويتساز براي مكتب تشيع.
نهضت احياگري هر دو امام براي اسلام؛
نقش ياران علمي و فرهيخته هر دو امام در تاريخسازي؛
شخصيت ايماني، عبادي، علمي و اجتماعي ياران هر دو امام؛
امام صادق عليه السلام و طراحي الگوي علمي و فكري و فرهنگي دوران غيبت براي تشيع؛
امام صادق عليه السلام و طراحي سازمان وكالت و نيابت و مرجعيت براي آينده جامعه شيعه؛
گزارههاي مهدوي در احايث امام صادق عليه السلام .
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
تولد و شهادت امام كاظم عليه السلام
سيره مشترك هر دو امام در تقيه شديد حفاظتي و الگوي مديريت جامعه شيعه در بحرانها و هجومهاي فراگير دشمنان؛
امام كاظم عليه السلام و الگوي فرزندپروري براي رسالت جامعهسازي ديني و منتظرانه.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
تولد و شهادت امام رضا عليه السلام
هويت مشترك جريان واقفيه با بسياري از جريانهاي انحرافي در دوران غيبت كبري؛
بازشناسي انحراف در قالب پديده واقفيه و بازشناسي الگوي مديريتي امام رضا عليه السلام در اين زمينه؛
بازشناسي نقش سفر تاريخي امام رضا عليه السلام به ايران در بازسازي و جهش تاريخي هويت شيعي ايراني.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
تولد و شهادت امام جواد عليه السلام
مسئله عصمت و امامت در كودكي؛دوران سخت آغاز امامت هر دو امام در مديريت دوگانه؛
دوست و دشمن (حق و باطل) در آن شرايط دشوار؛
تربيت بانواني ويژه (حكيمه خاتون) براي دوران دشوار واپسين سالهاي حضور امامان و آغازين دوره غيبت.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
تولد و شهادت امام هادي عليه السلام
امام هادي عليه السلام و رسالت نيروسازي براي دوران غيبت صغري (تربيت نائب اول و دوم از نواب اربعه)؛
تبعيد تاريخي امام هادي عليه السلام به سامرا براي جلوگيري از تولد امام زمان عليه السلام ؛
ضرورت مرجعيت و ولايت فقها در عصر غيبت كبري، بر اساس پيشينيهشناسي اين نهاد در سازمان وكالت در عصر ائمه و به ويژه در عصر امام هادي عليه السلام .
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
تولد و شهادت امام عسكري عليه السلام
مديريت پيچيده امام عسكري عليه السلام در مورد مسئله ميلاد امام زمان عليه السلام ؛
غربت ويژه امام در آستانه غيبت؛
امام عسكري عليه السلام و آمادهسازي شيعه براي ورود به دوران غيبت صغري؛
امام عسكري عليه السلام و نيروسازي براي دوران غيبت صغري.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
رحلت حضرت ابوطالب
ابوطالب عليه السلام الگوي تقيه حفاظتي و مداراتي در برابر دشمن و جامعه باطل؛
الگوي معصومياوري مخلصانه و همه جانبه در شخصيت و زندگي حضرت ابوطالب؛
دشواري ايمان در جامعه جاهلي مكه و همانندي دشواري حفظ ايمان در دوران آخرالزمان با آن (و نقش الگويي ابوطالب براي حفظ ايمان و نقشآفريني پيوسته در اين شرايط)؛
ابوطالب عليه السلام در مقام اولين مصداق تقيه اسلامي در برابر تقيههاي آخرالزماني كه اخرين تقيههاست و هر دو هم در اوج مرتبه تقيهاند.
در آستانه بعثت نشانههاي ظهور پيامبر عليه السلام چنان فراوان بود كه نه تنها علماي اهل كتاب، كه قبايل يهودي ساكن حجاز و حتي جمع بسياري از عربهاي مكه و مدينه در باره آنها اطلاعات جسته و گريختهاي داشتند اما مواجههها با اين نشانهها متفاوت بود:
عناد و تلاش براي ضديت و تحقق نيافتن: يهود مدينه؛
غفلت و بياعتنايي: توده جامعه مكه؛
تلاش براي كسب آمادگي براي جبههگيري: مشركان مكه؛
تلاش براي سوء استفاده: منافقان؛
تلاش براي كسب آمادگي و همراهي به هنگام نمود آشكار يافتن حق: حضرت خديجه و حضرت ابوطالب.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
حضرت اباالفضل عليه السلام
اوج مقام ولي ياوري، اتكاي امام به رهرو خود در سختترين اوضاع؛
مقام والاي مادر هر دو عزيز كه از فضاي باطل با پاكي و اخلاص به سوي حق آمدند و تا آخر بر بالاترين و سختترين مراتب حق استوار ماندند؛
نهايت مرتبه رشد و كمال انسان، رسيدن به مرتبهاي است كه فرد تكيهگاه و عصاي دست ولي زمان در مهمترين فعاليتها و بحرانيترين شرايط باشد.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
علياكبر عليه السلام
جوانان و ياوران حضرت مهدي عليه السلام در دوران ظهور؛
شخصيتشناسي هر دو حضرت مبتني بر شباهتها با شخصيت نبوي.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
حضرت خديجه عليها السلام
الگوي بانوان منتظر در جوامع جاهلي و هجومهاي آخرالزماني؛
الگوي نشانهشناسي و عمل به وظيفه همراه با بصيرت و درايت؛
الگوي فداكاري و ايثارگري براي ولي معصوم زمانه تا پاي جان و مال.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
حضرت زينب عليها السلام
زيباشناختي شخصيت هر دو بزرگوار؛
شخصيت تاريخي حضرت زينب الگوي زنان مهدوي و منتظر؛
حضرت زينب با سيره خود در دوران اسارت نشان داد هرگاه در دوران تقيه هجومها و بحرانها بر جامعه شيعه به نقطه اوج خود برسد، در اين شرايط رسالت و نقش زنان شيعه نه تنها نبايد انفعالي و انزوايي و احساسي باشد، بلكه آنها بايد آماده ايفاي سختترين نقشها باشند.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
حضرت معصومه عليها السلام
حضرت معصومه عليها السلام الگوي منتظرانهزيستي بانوان و دختران
مسئوليتپذيري و نقشآفريني تاريخي حضرت در بنيانگذاري حرم اهلبيت براي دوران غيبت و انتظار؛
نقش تاريخي قم و حرم حضرت معصومه عليها السلام در ايجاد هويت علمي ـ عقلاني براي مكتب تشيع؛
نقش آخرالزماني قم در جهانيسازي پيام و معارف اهلبيت و تحقق شرايط زمينهسازي.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
شب قدر
شب تفويض تقدير ساليانه به حضرت؛
الگوي مديريت آسماني و غيبي حضرت؛
امام و مديريت كلان تاريخ به سوي ظهور؛
امام نقطه كانوني مُلك و ملكوت در شب قدر؛
بازتاب سلوك معنوي مؤمنان در فصل نيايش (رجب، شعبان، مضان) در بسترسازي براي تقدير شايسته.
مناسبتهاي ملي ـ بينالمللي
ايدههاي مهدوي
ميلاد مسيح عليه السلام
مسيح عليه السلام برترين ياور مهدي عليه السلام در حساسترين مراحل ظهور؛
انتظار مشترك يهودي، مسيحي، اسلامي براي رجعت دوباره مسيح عليه السلام ؛
تفسير شيعي از ظهور دوباره مسيح عليه السلام ، زيباترين تفسير از چرايي و دستاوردهاي اين رجعت.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
اعتكاف
مسجد زيستي و زندگي عبادي ـ معنوي بالاترين هويت مشترك منتظران و امام مهدي عليه السلام .
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
عقد اخوت
اخوت ايماني مبناي مدينة الرسول صلي الله عليه و آله و مدينةالمهدي عليه السلام ؛
اخوت سلمان و ابوذر الگوي اخوت مؤمنان با همديگر.
مناسبتهاي قمري
ايدههاي مهدوي
هفته وحدت
مهدويت به مثابه يكي از بنيانهاي مشترك و تقريبزا بين مسلمانان؛
هويت اهلبيتي عليهم السلام امام مهدي در آموزههاي روايي مشترك شيعه و سني؛
آينده روشن بشري از منظر فرقههاي اسلامي؛
احياي مهدويت به مثابه احياي شخصيت تاريخي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله .
مناسبتهاي ملي ـ بينالمللي
ايدههاي مهدوي
دهه فجر
آرمانهاي انتظار و مهدويت به مثابه مباني پيدايي و استمرار انقلاب؛
جهانيسازي فرهنگ انتظار به عنوان مهمترين رسالت انقلاب؛
عوامل آسيبزا و فتنهها و انحرافهاي مشترك در فرهنگ انتظار و انقلاب؛
مهدويتباوري زير بناي نظريه ولايت فقيه شيعه.
مناسبتهاي ملي ـ بينالمللي
ايدههاي مهدوي
روز قدس
دشمني تاريخي يهود با فرهنگ انتظار و ظهور؛
سلفيگرايي و انحصارگرايي نژادي از انديشههاي راهبردي يهود در زمينه موعودباوري؛
نقش نرمافزاري اسرائيليات (=روايتهايي با خاستگاه يهودي و مسيحي) در به حاشيه بردن انديشه مهدويت در تاريخ اسلام؛
ظهور به مثابه پاياني بر دو گانه ابليس و صهيونيسم.
مناسبتهاي ملي ـ بينالمللي
ايدههاي مهدوي
نوروز
اعتدال طبيعي نو روز بسترساز احتمالي ظهور عدالت انساني؛
جلوههاي زيبايي بهار، يادآور زيباييهاي امام بهار؛
ظهور امام موعود و ارمغان بهاري جاودانه؛
هويت معنوي نوروي در اعتدال بين عيد غدير (شمسي) و عيد ظهور.
مناسبتهاي ملي ـ بينالمللي
ايدههاي مهدوي
روز جهاني خانواده
اصالت خانواده در انديشه شيعي به مثابه بنيان طراحي سبك زندگي مهدوي؛
نقش تاريخي خانوادههاي علمي شيعي در مهديياوري؛
آخرالزمان بهمثابه اوج فروپاشي اخلاقي نظام خانواده.
مناسبتهاي ملي ـ بينالمللي
ايدههاي مهدوي
روز جهاني محيط زيست
دوران ظهور، دوران همگرايي جهاني بشري بر محور توحيدباوري؛
جهانيسازي جامعه بشري در دوران ظهور بر بنيان رشد عقلاني و عدالتگرايي؛
توسعه و پيشرفت همسان ملتها و نژادها در دوران ظهور.
مناسبتهاي ملي ـ بينالمللي
ايدههاي مهدوي
روز جهاني حقوق بشر
مبناي توحيدي نظام حقوقي جامعه ظهور؛
رواج فرهنگ باوري در دوران ظهور كه بستر ساز تجلي جامعه حقوقي فراگير ميگردد (در برابر حقخواهي برآمده از خودخواهيهاي مدرن آخرالزماني).
مناسبتهاي ملي ـ بينالمللي
ايدههاي مهدوي
روز جهاني ميراث فرهنگي
امام وارث و ميراثدار معنوي پيامران و امامان عليهم السلام ؛
امام و احياي ميراث معنوي ـ تاريخي معصومان عليهم السلام در مقام بهشتسازي ظهور؛
ميراث معنوي ـ فرهنگي عاشورا و انتظار و شكوفايي تاريخي تشيع
گردشگري ديني و نقش آن در همگرايي ايماني منتظران.
مناسبتهاي ملي ـ بينالمللي
ايدههاي مهدوي
روز اصناف
سبك زندگي منتظرانه صنفي؛
رسالت تخصصي هر صنف در ايجاد الگوي سبك زندگي شغلي منتظرانه و اهتمام به فراگيرسازي آن؛
ظلمهاي پنهان صنفي در جامعه ايماني و نقش آن در امتداد غيبت و فراگيرسازي شرايط آخرالزماني؛
رسالت شغلي شيعيان در ايجاد جاذبه براي مكتب تشيع در بستر شغلي ـ صنفي.
مناسبتهاي ملي ـ بينالمللي
ايدههاي مهدوي
روز تعاون
تعاون بر گناه و فساد و ظلم در آخرالزمان (وارونهسازي مفهوم تعاون) تا اوج فرهنگ تعاون ايماني بين ياران مهدي عليه السلام ؛
رسالت تعاون اجتماعي ـ اقتصادي شيعيان در دوران غيبت با هدف به اوجرساني بهروري ظرفيتها و فرصتهاي اقليت شيعه در زندگي منتظرانه؛
فرهنگ فراگير تعاون بر «خير» در دوران ظهور در برابر فرهنگ تعاون بر «شر» و فساد در آخرالزمان
مناسبتهاي ملي ـ بينالمللي
ايدههاي مهدوي
هفته بهداشت رواني
آخرالزمان به مثابه نقطه اوج آسيبهاي رواني و انحطاط بشر؛
جشن و فرهنگ انتظار به مثابه اميدآفرينترين عيد مقدس؛
فرهنگ ادعيه و زيارات مهدوي و تركيب حزن و شادي مقدس با هدف سالمسازي شخصيت انساني در سختترين شرايط و بحرانها.
مناسبتهاي ملي ـ بينالمللي
ايدههاي مهدوي
هفته پژوهش
عنايات و امدادهاي غيبي حضرت نسبت به پژوهشهاي دينياي كه حافظ جامعه شيعه باشد؛
رسالت انديشهوران در بازشناسي روزآمد نيازهاي جامعه شيعه و ياوري معنوي و علمي آن؛
شاخصه ماندگاري معنوي علماي برجسته شيعه در دوران غيبت بر معيار زمانشناسي و روزآمدسازي مهديياوري.
ط) ايدههاي ناظر به بحرانهاي اجتماعي ناشي از سوء استفادههاي احتمالي سياسي در سطح كلان از بحث مهدويت
-برنامهسازي در مورد جريان انحرافي اسلام منهاي روحانيت و آسيبهاي آن بر اساس تجربه كشورهاي اسلامي غير شيعي كه به عقبنشيني اسلام ناب در برابر اسلامهاي التقاطي و وارداتي منجر شده و ميشود؛
-. برنامهسازي در مورد ريزشهاي كلان در تاريخ تشيع كه ريشه در اغراض و مقاصد دنيوي داشته، همانند جريان واقفيه و معرفي سيره و برنامه معصومان عليهم السلام در برابر آن؛
بازخواني روايات هشدارهاي آخرالزماني در كنار بازشناسي روشهاي معرفتي و تربيتي كه باعث بصيرت سياسي و حفظ دين در فتنههاي آخرالزماني ميشود.
بازخواني آيات قرآني در موضوع نفاق و جريانشناسي نفاقهاي آشكار و پنهان در جامعه اسلامي و نحوه واكنش قرآن و پيامبر در مقابله فتنهافروزيها و تفرقهافكنيهاي منافقان؛
بازخواني تاريخ معاصر و جريانهاي شبه روشنفكري ديني كه در نهايت باعث به انحراف كشيده شدن جامعه اسلامي و فرهنگ ديني و سوء استفاده استعمارگران شده است؛
بازخواني جريانهاي تاريخي خودتحميلگر بر معصومان عليهم السلام ، به ويژه در دوران خلافت علوي و معرفي آثار و بازتابهاي سوء آن بر جامعه ديني؛
برنامهسازي ناظر به فرهنگ تجديد بيعت در تاريخ تشيع با هدف حفظ انسجام و وحدت سياسي ـ اجتماعي؛
فرمها و قالبهاي رسانهاي و هنري در يك نگاه كلي چنين است:
براي ديدن نمودار به پي دي اف مراجعه فرماييد
در اين مرحله براي نمونه و پيشدرآمد برخي از ايدههاي مهدوي ناظر به فرم، ارائه ميشود:
2/الف) ايدههاي داستاني ـ نمايشي:
نگاهي كلي به دورههاي سهگانه زندگاني سلمان
سلمان در جستوجوي پيامبر صلي الله عليه و آله
ـ ارزشهاي فرهنگي جامعهاي كه سلمان در آن متولد شد؛
ـ سلمان و توجه به انسانشناسي فطري و آغاز بيقراري او؛
ـ يك عمر جستوجوگري با معيارهاي كامل انسانشناسي جامع؛
ـ يافتن پيامبر صلي الله عليه و آله و انتخاب او بر اساس دقت كافي و امتحانهاي لازم.
سلمان در كنار پيامبر صلي الله عليه و آله
ـ حضور فعال در برنامههاي عبادي، علمي، اجتماعي و عمومي پيامبر صلي الله عليه و آله ؛
ـ گرفتن وقت اختصاصي از پيامبر (پس از نماز عشاي هر شب)؛
ـ انس مداوم با اهلبيت عليهم السلام پيامبر صلي الله عليه و آله ؛
ـ برادري ويژه با ابوذر؛
ـ برنامهريزي سير و سلوك ويژه تربيتي و خودسازي نو (در عين سن بسيار زياد) بر مبناي الگوگيري از شخصيت و سيره پيامبر صلي الله عليه و آله ؛
ـ ياوري خالصانه براي پيامبر صلي الله عليه و آله .
سلمان پس از پيامبر صلي الله عليه و آله
ـ پذيرش ولايت و همراهي با آن در سخت ترين اوضاع؛
ـ سنگ صبور ولي معصوم در غربتها و مهجوريتها؛
ـ تقيه نفوذي در جامعه باطل زير نظر هدايتهاي پنهاني امام؛
ـ سعي در محقق ساختن پيشگوييها و آرزوها و طرحهاي امام حق در اوج قدرت و حاكميت باطل؛
ـ فرصتسازي و ايجاد هستههاي علمي ـ اجتماعي حقمحور در متن جامعه باطل.
توليد آثار نمايشي در مورد نواب اربعه و شخصيتهاي برجسته دوران غيبت صغري با رويكرد بازخواني اصول مديريتي و رهبري جامعه شيعه در آن دوران؛
توليد آثار نمايشي با محوريت علماي شيعه ايراني در دوران غيبت كبري با هدف بازخواني تربيت نسل منتظر و سبك زندگي مهدوي روزآمد بر بستر زمانشناسي و نيازشناسي در لحظه به لحظه دوران غيبت كبري؛
ايدههاي داستاني در مورد شخصيتهاي شيعه مهاجر به جغرافياهاي جديد و باز نشرتشيع؛
ايدههاي داستاني در مورد شخصيتهاي مستبصر در بستر تاريخ يا دوره معاصر با هدف دينپژوهي تطبيقي؛
ايدههاي مرتبط با زندگي طلبگي از منظر تلاشهاي علمي مستند علما در توليد يك اثر علمي يا تلاشهاي طاقتفرساي آنها در مسير تبليغ دين يا مبارزات تاريخي آنها در مقابل ظلم و استكبار و استعمار؛
ارائه نمايي تخيلي از جهان آينده (آخرالزماني و وارونگي تمدني و استحاله انسانها) و دستاورهاي متعدد و پيچيده بشري كه در تعاملات پيچيده اجتماعي، اقتصادي و سياسي، در نهايت بشر را به بحرانها و بنبستها و حيرتها ميرساند؛
پرداختن به برخي از قيامها و حركتهاي آزاديبخش به صورت داستاني و رديابي انديشههاي مهدوي و منجيگرايي يا بسترهاي ظلم ستيزي و جستوجويگري از راههاي نجات ماورايي و... در آن قيامها؛
ساخت فيلم سينمايي و سريال از نقشهها، تدابير و توطئه هايي كه يك قدرت مادي جهاني ـ مثل آمريكا ـ براي مقابله با ظهور يك منجي در بين مسلمانان تدارك ميبيند و سرانجام آن(1)
به تصوير كشيدن سياستهاي مسيحيت صهيونيست كه ميخواهد ظهور منجي را با سازوكارهاي بشري به جلو بكشد و سلطه خود را بر جهان حاكم كند؛
داستان فردي كه به دروغ خود را موعود ميداند و پيرواني نيز دارد و در نهايت. ..؛
1) همانند طراحي فتنه احمد الحسن در عراق و سرايت دادن آن به جامعه متدين شيعه ايراني با هدف تخريب اصل مرجعيت و جداسازي مومنان از ولايت و مرجعيت و آنگاه گمراهسازي آنان.
نمونهاي از ايدههاي پيشنهادي نمايشي با بُنمايههاي تاريخي مستند:
الف) مستند حكيمه خاتون و رسالت و نقشآفريني تاريخي زينبگونهاش
موضوع: شخصيت حكيمه خاتون، دختر امام جواد عليه السلام ، و نقش ايشان در ماجراي ميلاد امام زمان عليه السلام و پس از آن و همچنين در ماجراي اثبات ولادت امام موعود پس از شهادت امام عسكري عليه السلام و نقش ويژهاي كه ايفا نمود به گونهاي كه به اشاره برخي روايات ايشان در اين زمان رسالتي زينبگونه در معرفي امام حق و دفاع از ايشان را به عهده داشته است.
رويكرد:
ـ بازشناسي شخصيت حكيمه خاتون از منظر نقش ايشان در موضوع ميلاد موعود؛
ـ بازشناسي روشنگريهاي تاريخي ايشان پس از شهادت امام عسكري؛
ـ بازشناسي احاديث مهدويتي كه از اين بانو به ما رسيده است.
مستند داستاني بقعه محمد بن عيسي بحريني، روستاي دمستان، بحرين.
خلاصه سرگذشت: در سالهاي آغازين استعمار در خليج فارس، بحرين به اشغال نيروهاي خارجي در آمد (در زمان حكومت صفويه). آنها براي تضعيف تشيع در اين منطقه و مقابله با دولت شيعي ايران، حاكمي ناصبي بر اين سرزمين انتخاب ميكنند و اقليت ناصبي و تندرو در نقشهاي حساب شده و به اصطلاح با ابزار معجزهسازي براي براندازي تشيع در بحرين و شرق جزيرةالعرب ميكوشد. شيعيان مضطر منطقه به علما و صلحا پناه ميبرند و آنها با انتخاب سه نفر كه هر نفر يك شب در بيابان به امام زمان عليه السلام متوسل شود، در انتظار فرجي ميمانند. شب سوم كه محمد بن عيسي به استغاثه راهي بيابان ميشود... .
بقعه محمد بن عيسي اكنون در غرب بحرين در كنار ساحل دريا در روستاي دمستان زياتگاه شيعيان بحرين و مناطق شرقي عربستان است و هر ساله نمايشهاي محلي از داستان كرامت انار در اين محل برگزار ميشود.
ج) مستند داستاني فقيه احمد آبادي: نويسنده كتاب مكيال المكارم
اواخر دوره قاجار و اوائل حكومت پهلوي دوره قدرتگيري جريانهاي روشنفكري و ضد ديني و به قدرت رسيدن فرقههاي انحرافياي همچون بهائيت است؛ پديدهاي كه با تمام تلاش سعي در تخريب اعتقادات ديني شيعيان ايران زمين دارد.
در اين زمان در حوزه با سابقه اصفهان عالمي بزرگ ـ با توجه به فعاليت روزافزون بهائيت و بابيها كه مهدويت شيعي را كانون تحريف و حمله خود قرار داد ـ پرجم حمايت از دين بر ميدارد و در اين راه پس از سالها تلاش به تاليف كتابي جامع در موضوع مهدويت متناسب با نياز زمان خود ميپردازد: كتاب مكيال المكارم في فوائد الدعا. للقائم كه اكنون از كتابهاي مرجع در زمينه مهدويت است.
تلاشها و فعاليتهاي اين عالم وارسته در زمينه دفاع از دين و مهدويت و مبارزه با انحرافات چنان موجب خشم استعمار و عوامل دست نشانده آنها ميشود كه سرانجام ايشان را به هنگام بيماري و بستري شدن در يكي از بيمارستانهاي اصفهان به گونهاي مشكوك به شهادت ميرسانند.
2/ ب) فيلمهاي مستند
زير فصل ها
مستند تاريخي
مستند محض
مستند گزارشي
مستند تاريخي
ـ تحليلي درباره نهضتها و قيامهاي آزادي بخش در گستره جهاني و نقش انديشه منجيگرايي و موعودگرايي در آنها؛
ـ تحليلي درباره نهضتها و قيامهاي آزادي بخش اسلامي و نقش انديشه مهدويت در آنها؛
ـ مستندي درباره نواب اربعه دوران غيبت صغري؛
ـ بررسي جايگاه مهدويت، غيبت و انتظار در شكل گيري حوزههاي علميه و استمرار آن؛
ـ علماي ايراني برجسته در دوران غيبت كبري كه در حرم امير المومنين عليه السلام در نجف اشرف مدفوناند.
مستند محض
ـ آخرالزمان در نگاه رسانههاي غرب؛
ـ آخرالزمان در نگاه نظريه پردازان معاصر غرب؛
ـ بررسي سخنان و تفكرات انديشوران غرب درباره موعود، منجي و پايان دوران؛
ـ بررسي جغرافياي ظهور با تكيه بر تعاليم اديان توحيدي؛
ـ نقش جهاني شدن (با رويكرد بازخواني دستاوردهاي علمي بشر كه باعث تبديل دنيا به دهكده واحد جهاني گرديده است) در زمينهسازي ظهور؛
ـ ناكامي مكاتب و ايسمها در نجات انسان معاصر؛
ـ ترسيم جهان تشنه عدالت و نيازمند معنويت؛
مستند گزارشي
ـ مكانهاي منتسب به حضرت مهدي عليه السلام در كشور عراق؛
ـ خادمان مهدويت در سراسر كشور؛
ـ دلبستگان حضرت در كشورهاي خارجي؛
ـ جشنهاي انتظار در گستره جغرافياي تشيع؛
2/ ج) كليپ (نماهنگ)
ـ نماهنگ كاروانهاي زيارتي در شب چهارشنبه در مسير جمكران در قالب تصاوير مستندي از اسامي چهارده معصوم بر پرچم هيئتها و تابلو نوشته اتوبوسهاي كاروانها و...، هماهنگ با نواي دعاي توسل يا نواي موسيقايي؛
ـ نماهنگ تصاوير موازي زيارت شب چهاشنبه مسجد جمكران در قم و مسجد سهله در كوفه، و نمايش گستره انتظار فراگير شيعيان؛
ـ نماهنگ فرهنگ و نمادهاي انتظار در پيادهروي اربعين و شعبانيه به سوي كربلا در عراق؛
ـ نماهنگ اطلس تاريخي و جغرافياي شيعه از جهت پيدايش در بستر تاريخ تا رشد و نمو در قرن معاصر و درخشش انديشه و جوامع شيعي در تحولات منطقهاي معاصر (نماهنگي مبتني بر نقشههاي گرافيكي تاريخي در كنار عكسها و نمادهاي امروزي)؛
ـ نماهنگ گاه شمار (تايم لاين) تاريخ بشري از هبوط تا ظهور؛
ـ نماهنگ كودكانه بازشناسي شخصيت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف با كمك گلها (گل محمدي، ياس، نرگس، مريم، هميشه بهار، شب بو، آفتابگردان و...)؛
ـ آخرالزمان و تحولات آن و شكست قدرتهاي ظاهري و مادي؛
ـ مراسمهاي شب نيمه شعبان در شهرهاي مذهبي ايران و عراق؛
ـ مراسمهاي پيادهروي منتظران در عراق و ايران.
انيميشن (پويانمايي):
ـ گاهشمار (تايم لاين) از طهور تا هبوط: مروري اجمالي بر تاريخ حق و باطل بر مبناي نگرش و تحليل تاريخي دعاي ندبه؛
ـ داستانهاي مبتني بر قوه خيال و آرزوگرايي بچهها از يك دنياي زيباي كودكانه (فطرت پاك كودكي و شهر زيباي زمينهسازي)؛
ـ داستان كودكي مهديياوران بزرگ همانند كودكي شيخ صدوق و شيخ حر عاملي؛
بخش چهارمنمونههايي از ايدههاي تفصيلي و پژوهش برنامهاي
زير فصل ها
پيشدرآمد
نگاهي تحليلي به مسئله تولد و تاريخ غيبت صغري
بازشناسي ابعاد شخصيتي امام مهدي عليه السلام بر اساس ادعيه و زيارات مهدوي
جلوههاي مثبتنگري به امام زيباييها و مهربانيها
جدول شباهتها
از نسل سلمان تا سبك زندگي مهدوي
مهدويت و بيداري اسلامي
سخن آخر: ميان برنامههاي گرافيكي مهدوي
كتابنامه
پيشدرآمد
در اين بخش نمونهاي از پژوهشهاي تفصيلي ـ كه به شرح و توضيح بيشتر برخي از ايدهها پرداخته تا ظرفيت و قابليت ايدههاي پيشنهاد شده پيشين را نمايش دهد ـ ارائه ميگردد. بديهي است هريك از اين ايدههاي تفصيلي خود در قالب يك يا چند فرم برنامه سازي، قابليت برنامهسازيهاي متعددي را خواهند داشت.
فهرست اين ايدهها چنين است:
نگاهي تحليلي به مسئله تولد و تاريخ غيبت صغري؛
بازشناسي ابعاد شخصيتي امام مهدي عليه السلام بر اساس ادعيه و زيارات مهدوي؛
جلوههاي مثبتنگري به امام زيباييها و مهربانيها؛
جدول شباهتها؛
طرح نسل سلمان؛ بازخواني مهدويت ناظر به نيازهاي هويتي شيعه ايراني؛
مهدويت و بيداري اسلامي.
توضيح كلي
يكي از اشكالات مهم در معارف مهدوي، چگونگي ارائه مباحث تاريخي مهدويت است. متأسفانه در اين بخش كه عمدتاً شامل رويدادهاي تولد و كودكي حضرت و
آنگاه مسئله غيبت صغري است، هم در قالب آثار مكتوب و هم در ساختار خطابي، به اين دو موضوع به صورت احساسي و اسطورهپردازي و به دور از مطالعات تحليلي ـ تاريخي پرداخته ميشود.
بدين جهت هر ساله در آستانه ميلاد حضرت، شاهد يك روايت داستاني هستيم كه آن هم بيشتر درباره مادر است تا اينكه در باره امام زمان عليه السلام باشد (داستان هم از جهت اسنادي جاي بحث دارد). اين در حالي است كه با مطالعه و دقت در روايات مهدوي ميتوان هم مسئله تولد و هم غيبت صغري را ـ با هدف فهم ماهيت غيبت كبري و درك چگونگي سيره و مديريت غائبانه امام در اين دوران ـ با نگاهي عالمانه و مستند و تحليلي به مخاطب ارائه داد.
در اين بخش به اجمال به دو مقطع تاريخي زندگاني حضرت پرداخته ميشود:
ـ داستان ميلاد؛
ـ دوران غيبت صغري.
1/ الف) داستان ميلاد
داستان ميلاد امام غائب عليه السلام در روايت سنتي دو بخش دارد: يكي داستان آمدن مادر از سرزمين روم است (كه جاي بحث دارد) و دوم روايت حكيمه خاتون از ميلاد است (كه مستند است). بدين جهت خلاصهاي از داستان ميلاد بر مبناي روايات مستند ارائه ميگردد و آنگاه نكات ايدهاي آن مطرح خواهد شد.
جدول شخصيتها و گروهها و جايگاه آنها در ماجراي ميلاد
شخصيتها و گروهها
نقش تاريخي آنها
امام عسكري عليه السلام
امام با توجه به سن جواني و آگاهي از عمر كوتاه خود ميبايست به تولد امام موعود توجه داشته باشد ولي با توجه به تبعيد تقريباً بيست ساله امام هادي عليه السلام و ايشان به سامرا و نظارت شديد، هم بايد اصل ميلاد را در تقيهاي شديد به اجرا ميگذاشت و هم پس از ميلاد در سياستي دوگانه، خبر ميلاد را از دشمنان مخفي ميكرد و هم حداقل خواص شيعيان را نسبت به آن مطلع مينمود.
خلافت عباسي به رهبري معتمد عباسي
خلفاي عباسي از سالهاي آغازين به خلافت رسيدن به سبب آگاهي از پيشگوييها درباره امام مهدي عليه السلام هماره نگران اين تولد بودند. بدين جهت آنها روزي خليفهاي به نام مهدي عباسي را علَم كردند، زماني امامان را ناچار به ازدواج تحميلي با دختران بنيعباس نمودند و در آخر هم با انتقال آخرين امامان به سامرا سعي در جلوگيري از تولد هر گونه فرزندي از امام عسكري عليه السلام داشتند.
در اين راه براي امام عسكري عليه السلام جاسوسهاي فراوان گذاشتند و پيوسته منزل امام را تحت مراقبت شديد گرفتند.
عثمان بن سعيد
وكيل اول امام عسكري عليه السلام كه در پوشش روغنفروش ساكن سامرا و رابط بين امام و شيعيان بود، در مسئله ميلاد رسالت مهم اطلاعرساني مخفيانه از سوي امام به شيعيان را به شيوههاي گوناگون به عهده داشت.
نرجس خاتون
بانويي كه در پوشش كنيزي به منزل امام منتقل شده بود و از معدود كنيزهاي منزل امام بود. او براي رسيدن به مقام همسري و مادري دو امام معصوم، سالها نزد حكيمه خاتون تربيت يافت و سپس پنهاني و در خلوت خود حامل وجود مطهر و پاك امام موعود شد. البته در حملي شگفت كه اگرچه دوره طبيعي خود را طي كرد اما كمتر به چشم آمد تا جاسوسها بويي نبرند.
مادر دوران حمل، تولد و آنگاه شيردهي فرزند را در تنهاترين گونه مادرانه اما مسرور از همراهي و انس با فرزند سپري كرد.
حكيمه خاتون
دختري از خاندان ولايت است كه همانند حضرت زينب عليها السلام در اوج فشارها و هجومها به اهلبيت عليهم السلام و قطع رابطه شيعيان و بنيهاشم با امام، يگانه يار و ياور امام و خاندانش به ويژه در مسئله ولادت امام موعود است و بعدها راوي ماجراي تولد و معرفي شخصيت امام مولود.
شيعيان امام در قم
امام عسكري عليه السلام با اينكه سعي فراوان در كتمان خبر تولد فرزند از عباسيان دارد به واسطه پيكي كه (توسط عثمان بن سعيد) به قم ميفرستد، عنايت دارد كه قميها را از ميلاد فرزندش آگاه سازد. دريافت كننده نامه امام در قم احمد بن اسحاق قمي است. او مأموريت دارد مخفيانه قميها را از مسئله ميلاد آگاه سازد.
بني هاشم در سامرا
صبح روز نيمه شعبان مقدار فراواني گوشت و نان از سوي عثمان بن سعيد بين بنيهاشم در شهر سامرا توزيع ميگردد.
برخي ياران امام در عراق
دستور امام حسن عسكري عليه السلام به عقيقه كردن تعدادي گوسفند براي فرزندي كه برايش متولدشده است به تعدادي از شيعيان در مناطق گوناگون عراق.
نگاهي تحليلي به مسئله ميلاد
تولد امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف يكي از صحنههاي حساس و مهم در مصاف حق و باطل با همديگر است و در تاريخ بشر، تولد هيچ انساني به اين اندازه هم مهم و هم تحت فشارها و مراقبتها نبوده است. حساسيت اين در نظر دشمنان تا آنجا بود كه رهبري حق حتي پس از تولد فرزند و نشان دادن ايشان به خواص شيعه، با در پيش گرفتن سياست و اصل منع تسميه، مراقبتي تاريخي و پايدار در جامعه گسترده شيعه ايجاد كردند تا مبادا شيوع نام حضرت از سوي شيعيان به آشكار شدن تولد و وجود حضرت بينجامد و باعث هجومهاي سنگين جريانهاي باطل بر شيعه نگردد. (چرا كه خود امام موعود، غايب بود و خطري هم اگر بود، متوجه جامعه شيعه سرازير ميشد، همان گونه كه نيمي از دوران غيبت صغري در شرايط بسيار دشواري گذشت).
در اين باره آن چه شايسته توجه ويژه است، نقشآفريني و حضور مؤثر نرجس خاتون، حكيمه خاتون و عثمان بن سعيد است كه با پذيرش مسئوليت در اين دوره سخت توانستند رسالتي مهم و سخت را به دوش بكشند، و ياور امام عسكري عليه السلام در اين مهم باشند. وحشت عباسيان از تولد احتمالي امام موعود تا آنجا بود كه از يك سو با جذب جعفر، برادر امام، و همچنين با قرار دادن جاسوسهاي فراوان ديگر در اطراف حضرت، سعي در رصد پيوسته منزل امام داشتند.
آنها آنگاه كه احساس كردند شايد هيچيك از نقشههايشان جواب ندهد، امام را در جواني (28 سالگي) و با كوتاهترين دوره امامت (در ميان امامان شيعه با شش سال امامت) به سرعت به شهادت رساندند. آنان پس از شهادت امام با اجراي سياستهاي سركوب و مراقبت شديد، سعي در القاي مسئله ابتر بودن (بيفرزند بودن) امام را داشتند تا جامعه شيعه كمكم مضمحل شود و از بين برود. ولي برنامهريزيهاي دقيق و
منسجم امام عسكري عليه السلام نه تنها باعث تولد فرزند و حفظ ايشان شد، بلكه باعث حفظ و گسترش شيعه با كمك سازمان وكالت هم گرديد و تولد مخفيانه امام حتي در يگانه شهر شيعي آن زمان، قم، موجي از شادماني آفريد.(1)
خاستگاه ايده
ايده و شرح آن
امام عسكري عليه السلام
ـ مديريت فعال و نتيجهبخش امام حتي در اوج هجومها، محاصرهها و نظارتها؛
ـ مديريت موازي و دشوار امام بين مسئله كتمان ولادت از دشمنان با وجود گستردگي دستگاههاي اطلاعاتي آنها، در كنار خبررساني به شيعيان (خواص) و بيعتگيري از آنها.
نرجس خاتون
بانويي كنيز اما تربيت يافته تا بدان حد كه سالها تحمل حمل و ولادت و شيردهي امام موعود را در نهايت غربت و تنهايي داشته باشد.
حكيمه خاتون
بانوان شيعه و الگوگيري از نقشآفريني حضرت حكيمه خاتون براي اوضاع بسيار دشوار و در مقام ياوري وليّ معصوم.
جامعه شيعه
ـ ظرفيت بالاي جامعه شيعه در آن سالها پس از سالها ريزشها و رويشها و تربيتيافتگي زير نظر اهلبيت عليهم السلام ؛ براي اينكه مواجههاي هوشمندانه با مسئله ولادت و آغاز امامت امام زمان عليه السلام داشته باشند.
ـ فرمانپذيري جامعه شيعه در نام نياوردن (عدم تسميه) باعث حساسيتزدايي تدريجي دشمنان هم از امام موعود و هم از جامعه شيعه در آن اوضاع و احوال سخت و خطرناك شد.
عثمان بن سعيد
نهايت آمادگي سازمان وكالت براي مديريت واسطهاي جامعه شيعه در سختترين شرايط تقيه.
شهر قم
افتخار نخستين شادمانيِ اجتماعيِ شيعيان ايراني و برگزاري (پنهاني) جشن ميلاد منجي موعود در همان سال تولد حضرت در حرم اهلبيت عليهم السلام .
تولد در سحرگانه نيمه شعبان
سحر بهترين زمان در شبانهروز، ماه شعبان ماه پيامبر رحمت صلي الله عليه و آله ، شب نيمه شعبان شب رحمت و بركت ويژه و همانند شب قدر؛ تولد منجي عالم بشري در اين بستر زماني به معني نهايت فيض و رحمت و بركت آسماني حق تعالي براي زمينيان است.
1) بحارالانوار، ج 51، باب 1، باب ولادت.
1/ ب) دوران غيبت صغري
زير فصل ها
روايت تاريخي و اجمالي اين دوران
روايت تاريخي و اجمالي اين دوران
غيبت صغري از آغاز امامت امام زمان عليه السلام در 9 ربيع الاول سال 260 شروع ميشود و در 15 شعبان 329 با رحلت نائب چهارم به پايان ميرسد. در اين دوران 69 ساله رهبري آشكار شيعه با چهار نائب خاص به مركزيت شهر بغداد است.
در طي رهبري اين چهار نائب، جامعه شيعه از جامعهاي ايستا و بسته و در تقيه شديد نسبت خلافت و جامعه اسلامي در آغاز و شروع دوران غيبت صغري، به جامعهاي آشكار و باز در جامعه اسلامي در پايان اين دوره تبديل ميشود و گويا جهان اسلام رسماً ناچار به پذيرش تشيع و جايگاه اجتماعي ـ فرهنگي و حتي سياسي و اقتصادي شيعيان ميشود.
جدول نگاه اجمالي به زندگاني نواب اربعه
ادوار نيابت
خلافت عباسي
وضعيت اجتماعي شيعه
برنامه مديريتي نائب
دوران ايجاد نيابت خاصه
عثمان بن سعيد (در حدود پنج سال)
ـ تلاش شديد براي رهگيري خبري از مولود احتمالي
ـ حساسيت به وجود نائب يا رهبري پس از امام عسكري عليه السلام براي جامعه شيعه
ـ اعمال محدوديت شديد براي آمد و شد به سامرا
با هدف نابودي تشيع در پايان دوران حضور امامان
ضعف اطلاعرساني در موضوع ولادت امام غائب در جامعه شيعه
ـ ضعف اطلاعرساني در آغاز در مورد نيابت نائب اول به سبب شدت تقيه
ـ ممكن نبودن فعاليت علني و گسترده نائب اول در جامعه شيعه در كنار وجود برخي مدعيان كوچك كه باعث شبههافكني و پيدايش حيرت و سرگرداني موقت و محدودي در جامعه شيعه در آغاز غيبت شد
انتقال از سامرا به بغداد بزرگترين كانون جمعيتي شيعه (در كنار باقي گذاشتن بانوان اهلبيت عليهم السلام در سامرا)
ـ انتخاب چند دستيار و وكيل براي مديريت واسطي بين خود و جامعه (كه دو نفر از آنها قمي بودند و نقش ويژهاي در ارتباط با شيعه ايراني داشتند)
ـ ارائه كرامات يا برخي اخبار غيبي توسط نائب اول و از طريق اتصال به امام غائب، براي
شبهه زدايي و رسوا كردن مدعيان فريبكار
باور تدريجي و قاطعانه تشيع به پذيرش مسئله نيابت خاصه
دوران تثبت نيابت:
محمد بن عثمان (در حدود چهل سال)
ـ انتقال مجدد پايتخت خلافت عباسي به بغداد براي كنترل رشد و فعاليت تشيع در آنجا
ـ كشف اخباري ابتدايي مبني بر ولادت فرزند امام عسكري عليه السلام در سالها پيش و همچنين وجود سازمان پنهاني وكالت و نيابت پس از بيست سال از آغاز غيبت صغري و شروع موجي جديد از هجومهاي عباسيان براي نابودي امام و اين سازمان
ـ سختتر شدن ارتباطات نائب با شيعه
ـ پيدايش نخستين گروه از مدعيان نيابت و افشا شدن برخي اسرار تشيع توسط آنها كه به تشديد فشارها منجر شد.
ـ توسعه وكلاي خاص به ده نفر وكيل عرب و عجم
ـ اجراي شديدترين الگوي تقيه حفاظتي در اين زمان
ـ ابراز شيوههاي علمي و نشان دادن كرامت در برابر مدعيان دروغين
ـ فزوني گرفتن توقيعات از ناحيه امام براي تثبيت باور داشت به نيابت و همچنين رفع مشكلات شيعيان
دوران اقتدار و پذيرش اجتماعي:
حسين بن روح نوبختي (در حدود 21 سال)
ـ تحولات خلافت و تعويض خلفا و وزرا در جبهه باطل و مشاهده تاريخي تشيع به عنوان جامعهاي فرهنگي و فرهيخته؛ به تدريج باعث رفع ذهنيتهاي سوء و فشارها از سوي خلفا نسبت به شيعه شد.
ـ قيامهاي گسترده شيعيان غير امامي و بازگشت موقت برخي فشارها (قيامهاي قرامطه)
ـ آزادي عمل يافتن تدريجي شيعيان براي برقراري ارتباط با نائب خاص
ـ گسترش نفوذ شخصيتهاي شيعي در جامعه و حتي اركان حكومت
ـ شكوفا شدن تدريجي مدرسه علمي بغداد و آغاز مدرسه تحصيلي و تأليفي بغداد (مرحوم كليني و خاندان نوبختي و...)
ـ نائب سوم و در پيشگرفتن سياست تقيه مداراتي و آنگاه تقيه نفوذي در حكومت و تلاش براي اجراي سياستهاي تقريبي و همزيستي مسالمتآميز.
ـ نائب سوم و صبر و
تحمل زندان با سعه صدر و بزرگواري در سوء تفاهمها تا نشان دهد بين شيعه امامي و قيامهاي كور زيدي و اسماعيلي هيچ ارتباطي نيست و شيعه امامي هويت علمي ـ فرهنگي و اجتماعي مستقلي دارد.
ـ تكميل مبارزه با غلو و مدعيان انحرافي و جريانهاي صوفيانه به گونهاي كه باعث مصونيت تاريخي تشيع شد.
دوران برزخ و آمادهسازي براي غيبت كبري:
علي بن محمد سمري (در حدود سه سال)
ـ تضعيف نسبي خلافت عباسي و به كارگيري تدريجي شخصيتها و رجال شيعه در مناصب حكومتي.
ـ قدرتگيري تدريجي حنابله و شورشهاي آنها بر ضد شيعيان در بغداد، ولي خلافت و جامعه بغداد در مقابل افراطيگري آنها ايستادگي و آنها را سركوب ميكند.
ـ حيات اجتماعي شيعه در بغداد و ديگر مناطق اسلامي رسميت مييابد؛ تشيع آزادانه رو به رشد و گسترش مينهد و مدارس علمي آن به ويژه در بغداد و قم رو به شكوفايي ميگذارد.
نائب چهارم، جامعه شيعه را براي پذيرش دوران غيبت كبري آماده ميسازد.
نگاهي تحليلي به دوران غيبت صغري
غيبت صغري دوراني برزخي ـ انتقالي بين دوران حضور امامان و دوران غيبت كبري است. اين بدين معنا است كه مكتب تشيع، برخلاف تمام اديان آسماني ديگر كه معتقد به خاتميت قطع كامل و ناگهاني وحي و رابطه آسمان و زمين هستند، با توجه به نيازهاي انساني و واقعيتهاي اجتماعي فرايند انتقال از دوران وحي به دوران غيبت كبري را در قالب مقعطي تاريخي كه بيش از 3 قرن طول ميكشد، طراحي ميكند.
براساس اين طرح، رابطه آسمان و زمين در قالب ولايت و عصمت و علم غيب امامان هيچگاه قطع نخواهد شد اما به دليل آماده نبودن جامعه جهاني و فشار رأس هرم نظامهاي باطل، ناچار رهبري معصوم به غيبت ميرود. ولي اين غيبت از منظر و زاويه جبهه و جامعه حق وقتي صورت ميگيرد كه جامعه شيعه پس از سالها تربيتيافتگي، آن هم نه بر مبناي زور و تزوير بلكه بر مبناي علم و فرهنگ، به بلوغ اجتماعي ـ فرهنگي براي پذيرش غيبت رسيده باشد.
اين در حالي است كه در فرايند انتقال از دوران حضور امام به دوران غيبت كبري از جهت نظام رهبري، با طراحي نظام نيابت خاصه و آنگاه نظام نيابت عامه، سعي ميشود براي جريان پيوسته تشيع در طول تاريخ بر محوريت شايستهسالاري و بر مبناي علم و فرهنگ، نظام رهبري شيعه طراحي شود؛ نظامي با تاريخي طولاني زير نظر امامان شيعه تا با پيمودن فراز و نشيبهاي گوناگون علمي، اجتماعي، مديريتي، حتي تحقق ريزشها و رويشها در آن، زمينه را براي به بلوغ بيشتر رسيدن شيعيان نسبت به فهم و پذيرش رهبري و مديريت واسطهاي شيعه در دو دوران غيبت صغري و كبري فراهم سازد.
خاستگاه ايده
ايده و شرح آن
نيمه شعبان رحلت نائب چهارم
دوران غيبت صغري
ـ تشيع مكتبي معقول و داراي مهندسي و مديريت تاريخي نظاممند براي طراحي جامعهاي مكتبي، علمي و فرهنگيمحور است؛
ـ تشيع، يگانه جامعهاي است كه قائل به استمرار جريان پيوسته فيض و
رحمت آسماني در قالب انسان كامل براي انسانهاست؛
ـ تحولات و انتقالهاي تاريخي تشيع از دورهاي به دوره بعد ناگهاني و بدون برنامه و انفعالي به گونهاي ضربهزننده به هويت و كيان اجتماعي شيعه نيست.
نواب خاص و عام
ـ تشيع يگانه مكتب و جريان اجتماعي در جهان بشري است كه به فرض نبود انسان كامل، معتقد به شايستهسالاري علمي ـ مديريتي براي انتخاب رهبران خود ميباشد.
دوره غيبت صغري از منظر امام غائب
ـ جلوههاي مديريت واسطهاي امام در اين دوران توسط نواب خاص خود؛
ـ سير تاريخي صدور توقيعات و پيامهاي سياسي ـ اجتماعي موجود در آنها ناظر به اوضاع و تحولات زمانه، يكي از جلوههاي بارز مديريت امام غائب است؛
ـ امام غائب و مديريت جامعه شيعه در حد فاصل آغاز تا پايان غيبت صغري از سياست تقيه حفاظتي به سوي تقيه مداراتي و آنگاه وارد كردن اين جامعه به تقيه نفوذ و جذب و اثرگذاري در جهان اسلام؛
ـ مديريت غائبانه امام در برابر جريانهاي انحرافي و مدعيان فريبكار به گونهاي بود كه معيارهاي نائب صادق و كاذب در اين سالها به روشني براي جامعه شيعه مشخص گردد.
جمعبندي و نتيجهگيري
دوران غيبت صغري معاصر با زندگي نزديك به دو تا سه نسل از جامعه شيعه است. اين مقطع مبنا و زيرساخت دوران غيبت كبري را از بسياري جهات فراهم ميكند. مهمترين دستاوردهاي اين دوران چنين است:
ـ در اين دوران است كه طرح رهبري غير معصومانه اما بر محور شايستهسالاري علمي ـ ديني (البته از باب اضطرار) طراحي ميشود.
ـ در اين دوران است كه ساختار نهايي رابطه شيعه با جهان اسلام طراحي ميشود.
ـ در اين دوران است كه ساختار نهايي و الگوي مدارس علمي شيعي شكل ميگيرد.
ـ در اين دوران است كه فرهنگ شيعه به ثبات خود ميرسد و بر محوريت عاشورا و انتظار تثبيت ميگردد.
در يك كلام، پيام كلي دوران غيبت صغري براي جامعه شيعه اين است كه تشيع بايد بر مبناي علم و مكتب و فرهنگ و حتي نظام اجتماعي مستقل، هويت خود را براي هميشه حفظ كند و رويكرد مبناي اين هويت نيز هماره علمي ـ فرهنگي است.
آنگاه در تعامل با جهان اسلام ضمن رعايت همزيستي مسالمتآميز، با توجه به قوت انديشهاي و فرهنگي تشيع و روندهاي تنزلي جهان اسلام از جهت انديشهاي و فرهنگي و تمدني، بايد به گونهاي عمل نمايد كه با مسلمانان تعامل حداكثري را در پيش بگيرد. و همچنين در رويارويي با جهان اسلام و غير مسلمانان به گونهاي رفتار نمايد كه باعث ايجاد جاذبهها براي تشيع و مكتب حق شود و بستر گسترش فرهنگ انتظار و زمينهسازي را فراهم آورد.
امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ، حقيقتي انساني است كه اكنون زنده ولي غايب ميباشد. اين فاصله و غيبت باعث شده است كه بسياري از دوستداران و شيعيان آن حضرت به واسطه ارتباط نداشتن با ايشان و انس نداشتن با آموزههاي معرفتافزا، ذهنيتي از مهدويت و امام مهدي عليه السلام داشته باشند كه غالباً دچار نوعي كاستي يا نوعي افراط و تفريط است.
محبت به امام مهدي عليه السلام اگر با نگاهي عالمانه نباشد، در بلند مدت و رفته رفته هم در اشخاص و هم در جامعه ميتواند زمينه پيدايش و گسترش انحراف و تحريف را فراهم آورد و در نهايت اين ذهنيتهاي ناقص، مستقيم يا غير مستقيم، عاملي تشديدكننده براي استمرار غيبت گردد.
در اين زمينه بهترين و در دسترسترين ابزار در سطح جامعه شيعي، ادعيه و زيارات مهدوي است كه در كتاب ارزشمند مفاتيح الجنان وجود دارد. متون علمي و تخصصي در سطح جامعه كم يا استفاده از آنها نيازمند به مطالعه تخصصي يا دوره آموزشي است، ولي مفاتيح الجنان كتابي در دسترس همه است كه بسياري از مهديدوستان هم با آن انس دارند.
در مفاتيح الجنان در بخشهاي سهگانه آن مجموعهاي از ادعيه و زيارات مهدوي وجود دارد كه جمع آوري آنها در يك مجموعه و تلاش براي ايجاد ارتباط علمي با آنها به همراه انس معنوي به طور همزمان، ميتواند هم باعث بهسازي و ارتقاي معرفت مهدوي شود و هم به رشد باور و شور و نشاط معنوي ياري برساند. چنانكه ميتوان به آسيبزدايي از معرفتها و محبتها و باورها و رفتارهاي مهدوي و منتظرانه منجر شود. براي مواجهه عالمانه با اين ادعيه و زيارات (با توجه به تفاوت دعا و زيارت كه اولي در مقام ارتباط مستقيم با حق تعالي و دومي در مقام ارتباط و مواجهه با ولي معصوم است) بايد به نكات زير توجه كرد:
ـ ادعيه شيعه، برخلاف ادعيهها و مناجاتها در ديگر اديان و فرقهها، جامع شور و شعورند. بدين جهت مواجهه عالمانه با آنها ميتواند درسهاي فراواني براي مهدي پژوهان داشته باشد.
ـ ادعيه و زيارات مهدوي اگرچه موضوع و متعلق واحدي دارند، با نگاهي به فهرست آنها در مفاتيح الجنان با تنوع و تكثر فراوان در آنها از جهت مضمون و روش روبهرو ميشويم.
براي تحليل عالمانه ادعيه و زيارات مهدوي، محورهاي سهگانه زير ميتواند مفيد باشد:
براي ديدن شكل به پي دي اف مراجعه فرماييد
بر اساس اين محورهاي سهگانه، برنامهساز محترم خود يا با كمك اهل ذوق ميتواند جدولي را طراحي كند كه بر اساس آن به رمزگشايي از تكتك جملات دعاها بپردازد. مبناي اين جدول در بخش محتوايي فهرست و جدول شخصيتشناسي در رويكرد فردي و جدول جامعهشناسي در مباحث اجتماعي است. هدف از طراحي اين جدول اين است كه هم مبلغ و هم مخاطب او، در هر يك از اين ادعيه بر مبناي جدول انسانشناسي در تكتك جملهها به كشف پيامها به صورت جزئي بپردازد و آنگاه كه فرايند استخراج پيامها به اتمام رسيد، در يك نگاه جامع به فهم روند و سير محتوايي، نظام حاكم بر آن و سرانجام كاركردي بپردازد كه از انس با آن دعا توقع ميرود.
جدول تنوع ساختار و محتواي ادعيه و زيارتهاي مهدوي در مفاتيح الجنان
دعا و زيارت
دستور
فرم/ ساختار
امامشناسي
منتظ شناسي
جامعه منتظر
آسيبشناسي
دشمنشناسي
زيارت روز جمعه
روز جمعه
سلامها، اقرار و شهادت
شخصيت امام در رابطه با خدا و جامعه
باز تعريف هفتگي انتظار
صلوات ابوالحسن ضراب اصفهاني
عصر جمعه و در گرفتاريها
صلوات
صلوات بر 14 معصوم/ صلوات ويژه بر امام
شخصيت خانوادگي و معنوي و...
دستهبندي انواع دشمنان
صلوات بر امام
دعاي فرج
در شدت ابتلا و گرفتاري
دعا، استغاثه
فريادرسي
نگاه جامع به عوارض غيبت
دعاي حضرت مهدي
دو مرحلهاي: فردي، اجتماعي
جلوههاي انتظار در فرد منتظر
معيارهاي انتظار در گروههاي اجتماعي
دعاي استغاثه
سلام
شخصيت خانوادگي و سيره دوران ظهور
شفاعت طلبي در حاجات
دعاي افتتاح
هر شب ماه رمضان
سه مرحلهاي: توحيد، نبوت و امامت، مهدويت
بازتاب شخصيت معنوي ـ تكويني امام بر مردم
توجهدهي ويژه روزه دار منتطر به آيندهنگري مهدوي
كاركرد ولايت پنهاني امام بر جامعه شيعه
دعاي شب قدر
شب 23 ماه رمضان
دعا
زيارت عاشورا
امامِ منتقم
تعريف انتظار بر مبناي هويت عاشورايي
پيشينه و ريشهشناسي جريان باطل
زيارت آل يس
به قصد توجه ويژه به امام
دو مرحلهاي:
سلام / اقرار
شخصيتشناسي عبادي ـ معنوي
اعتقادنامه منتظران
زيارتهاي امام در سامرا
زيارت در مكان خاص
سلام/شهادت
شخصيتشناسي چند بُعدي، به ويژه ناظر به ظهور
باز تعريف انتظار با هدف ياوري كامل امام
دعاي عهد بعد از نماز صبح
تعقيب نماز صبح
دعا
عهد و پيمان
دعاي عهد
40 صبح
باز تعريف عملي انتظار در متن زندگي
دعاي ندبه
هر جمعه
دعا، گزارش، استغاثه ، ادوارشناسي تاريخي
رسالتهاي جامعه از انتظار تا زمينهسازي
آسيبشناسي تاريخي جوامع ديندار
دشمنشناسي تاريخي
زيارت جامعه
جامع ترين جدول شخصيت امامشناسي
تعريف درست و جامع رابطه انسان با امام
بازشناسي حقيقت و كنه دشمن شناسي
دعا در زمان غيبت امام زمان
به روزسازي انتظار با معرفت افزايي پيوسته
بازشناسي اسيبهاي معرفتي و ايماني و رفتاري و درمانگري آنها
اين جدول پس از تكميل شدن ميتواند دربردارنده پيامهاي فراواني براي علاقهمندان به بحث مهدويت باشد؛ چرا كه در فرهنگ مهدويت شيعي ناظر به پيوندي كه با زندگي شيعيان دارد و متناسب با مشكلات گوناگون آن يا ناظر به تنوع زمانهاي زندگي يا حالات انساني ـ ادعيه و زياراتي طراحي شدهاند كه كاركرد معرفتي و تربيتي و عاطفي دارند.
در همين جا يادآور ميگردد كه منظور از ادعيه و زيارات مهدوي دعاهايي است كه از ديد متن، با معارف مهدوي مرتبط باشد يا اينكه از امام مهدي در دوران غيبت به ما رسيده باشد (همانند دعاي افتتاح) و يا همانند زيارت جامعه در امامشناسي تفصيلي جايگاه ويژهاي داشته باشد.
بر اساس جدول شخصيتشناسي ميتوان جدولي همانند جدول پيشين طراحي كرد و آنگاه تمام ادعيه و زيارات مهدوي را جمله به جمله و بند به بند مورد بازخواني و واكاوي قرار داد و در نهايت با كنار هم گذاشتن يافتهها مشخص نمود در بخش شخصيتشناسي براي امام مهدي عليه السلام ، بر اساس زيارات و ادعيه چه تعريفي و چه شخصيتي ارائه شده و در برابر، ما چه ميانديشيم.
كاربرد ديگر اين جدول در يك فعاليت پژوهشي بسيار ارزشمند، امكان استخراج بنمايههاي مهدوي در ادعيه و زيارات است. آنگاه بر اساس محاسبه اماري ميتوان كشف كرد كه كدام مفاهيم بيشتر و كدام كمتر استفاده شده است و احتمالاً سرّ اين فراواني يا كاستي چيست يا اينكه ناظر به اينكه رويكرد هر يك از اين دعاها معرفتبخشي يا آسيبزدايي يا فريادرسي و استغاثه است، در هر يك از اين رويكردها از كدام مفاهيم و بنمايهها بيشتر استفاده شده است و... .
كاربرد ديگري كه جدول ادعيه مهدوي دارد، بازشناسي پيامهاي كلي در هر يك از اين دعاها در يك نگاه تطبيقي و تحليلي با همديگر و در مقام نظامسازي مفهومي ـ تربيتي است. براي نمونه، به موارد زير توجه فرماييد:
دعاي ندبه، دعاي آسيبشناسي اراده اكثريت مردم و جوامع در طول تاريخ و بيانگر به بيان گرايش آنها به سوي باطل و بررسي بازتابهاي تاريخي آن است (فلسفه تاريخ با محوريت جايگاه ارادههاي مردم).
دعاي عهد، دعاي تربيت و تعاليبخشي به اراده فردي سالك منتظر است تا او را ازجامعه آلوده جدا كند.
دعاي زمان غيبت، دعاي دفع آسيبها و وسوسهها و شبههها و حيرتها و چگونگي مواجهه معرفتي با ترديدهاست.
بدينگونه است كه انس عالمانه و عارفانه با ادعيه مهدوي، به اصلاح ذهنيت و عواطف مهديباوران ياري ميرساند.
تكميل و گسترش اين جدول با ياريگيري از ديگر جدولها و نمودارها، ميتواند دريايي از ايدههاي مهدوي و معارفي را در اختيار برنامه سازان رسانه قرار دهد.
ابعاد شخصيتي انساني
امام در دوران غيبت
امام در دوران ظهور
شخصيت خانوادگي
شجره طيبه
ـ
شخصيت جسمي
امام در دوران حضور با غيبت با كمترين تجليها و ظهورات ماورايي
تجلي نهائي انسان كامل در دوران ظهور در اوج ولايت آسماني خود
ياران ودوستان و اطرافيان
ياران پنهان (حضرت خضر و ابدال)
ـ نواب عام در طول دوران غيبت
313 نفر+ حضرت عيسي
گفتاري
ـ توقيعات دوران غيبت
اخلاقي
ـ نظام اخلاقي جامعه و تمدن دوران ظهور
شخصيت عاطفي (غمها و شاديها جلوههاي محبت)
ـ دغدغهها و نگرانيهاي امام غائب
ـ غمها و شاديهاي امام غائب
ـ جلوههاي محبت امام غائب
ـ امام در دوران ظهور امام قهر و غضب و با امام رحمت و محبت؟
فرهنگي اجتماعي
ـ امام غائب در ميان جوامع بشري در آرزوي جامعه منتظرانه
ـ نسبت سنجي جامعه آخرالزماني با جامعه
ـ شيعي/ اسلامي/ غربي
ـ ساختار اجتماعي در دوران ظهور و نقش و جايگاه امام در آن
علمي (نوع و ميزان آگاهيها)
شخصيت علمي امام و نسبت آن با عوالم وجود امام و مديريت علمي و پنهاني علماي شيعه
ـ شخصيت علمي ايمان آورندگان به حضرت
ـ سيره علمي امام و تمدن علمي دوران ظهور
عبادي ـ معنوي
كاركرد و نقش عبادتهاي غائبانه امام براي جامعه بشري و به ويژه جامعه شيعي
تمدن عبوديت محور
اقتصادي
ـ امام واسطه فريادرسي غائبانه براي شيعيان مضطر
ـ الگوي روابط اقتصادي جامعه شيعه در غيبت
ـ امام عادل، امامي كه بيشترين بركت را داشته و منشأ تمامي نعمتهاست اما كمترين منفعت شخصي و بيشترين خير اجتماعي را دارد.
سياسي
امام و مديريت پنهان جامعه شيعه توسط نواب عام
شخصيت و سيره سياسي دوران ظهور
مديريتي
مديريت امام غائب:
عرضه اعمال هفتهاي دو مرتبه.
تقدير ساليانه شب قدر
مديريت جهاني حضرت در دوران ظهور
هنري و زيباشناختي
ذائقه زيباشناسي انسان كامل
تمدن ظهور از منظر بنمايههاي زيباشناسي
در اين نوشتار تاكنون در بحث امامشناسي و مهديشناسي بر شروع از جدول انسانشناسي تأكيد ميشد، ولي در نهايت همراه با ارتقاي معرفتي مخاطب كمكم بايد سطح معارف و زاويه و رويكرد مباحث به سوي دينشناسي توحيدمحور و معارف تخصصي معطوف شود تا حقيقت وجودي مهدويت از منظر مباحث توحيديها آشكار گردد. از اين منظر و با توجه به جايگاه و مرتبه ملكوتي امام است كه امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در حد وسط و در مرتبهاي بين حق تعالي و مردم قرار ميگيرد و مظهر صفات و منشأ بركات گوناگون ميگردد. گستره و تنوع اين روابط واسطهاي را در طرح زير ميتوان به تصوير كشيد:
براي ديدن نمودار به پي دي اف مراجعه فرماييد
توضيح آن كه:
رابطه شماره يك: بيانگر واسطه فيض آسماني بودن است؛ فيضي كه از معبر انسان كامل بر انسانها و آفريدهها نازل ميشود.
رابطه شماره دو: بيانگر كانون توجه بودن امام مهدي (انسان كامل) از دو سوي آسمان و زمين است و نشان ميدهد كه امام مهدي عليه السلام هم محبوب حق تعالي و هم چشم اميد مظلومان است.
رابطه شماره سه: بيانگر عنايت حضرت به آن دو سو و بدين معني است كه ايشان از يك سو در اوج عبوديت و عبادت نسبت به حق تعالي است و از سويي ديگر نهايت محبت و دلسوزي نسبت به مردمان ر دارد.
رابطه شماره چهارم: هم بيانگر راه توسل (و آمرزشخواهي) بندگان به واسطه امام از درگاه حق تعالي است.
در ميان اين رابطهها، رابطه اول و رابطه سوم بيانگر يكي از جلوههاي ملكوتي امام مهدي و آن اين است كه امام در قوس نزولي از جهت اينكه در مرتبه كامل بودن است و روح او خليفه الله راستين است، روح او و بلكه وجود او آيةالله و مظهر و تجلي اكمل صفات حق تعالي است.
از اين منظر، اگر خداوند رحمان و رحيم است و رحمت او بر غضبش غالب و سبقت دارد، رسول او هم رحمت عالميان خواهد بود. همچنين امام زمان هم كه امتداد و آيينهتمام نماي پيامبر است، دو جلوه رباني خواهد داشت:
الف) از جهت مقام ذات و حقيقت وجودي؛ امام زيباييها خواهد بود؛
ب ) از جهت مقام صفات و براي ما سواي خود؛ امام مهربانيها خواهد بود؛
ناظر به همين دو صفت است كه خود ايشان هم انسان كامل است، و هم در پايان تاريخ ميتواند سازنده بهشت زميني براي مردمان و انسانها باشد.
3/ الف) بازشناسي جلوه هاي رحمت امام مهربانيها
براي بازشناسي دامنه و عمق رحمت امام دوازدهم، ميتوان اين رحمت را از ابعاد زير در كانون مطالعه قرار داد:
چيستي
محبت و رحمت امام ناشي از خليفه و آيه بودن امام نسبت به حق تعالي است؛
چرايي
محبت و رحمت قرار داده شده تا با جذب انسانها، آن حضرت امامِ هدايت و سعادت براي آنها باشد؛
چگونگي
با دعا و تجليهاي عارفانه به پيشگاه حق تعالي؛
با فعاليتها و فريادرسيها و مديريت خود به گونهاي مستقيم يا به شيوه مديريت و نيروهاي واسطهاي و غير مستقيم (خضر نبي، ابدال و...)؛
تجلي و آثار بركات
توفيقافزايي؛
بلا زدايي، شر و دشمنزدايي؛
ياوري پنهان و نظارتگري؛
ياريرساني و فريادرسي.
يك نكته ارزنده
يكي از آرزوها و تلاشها در زندگي آدمي ميل به ديده شدن و حتي شهرت اجتماعي است. مقبوليت و محبوبيت در جامعه آرزويي مشترك در انسانهاست؛ منتهي براساس جدول انسانشناسي، آنچه از سوي نظام ديني در مسير انسانسازي براي انسانها توصيه شده، معطوفسازي اين ميلها به سوي تلاش براي كسب محبوبيت نزد حق تعالي و آنگاه ولي هر زمان است (چراكه: فان العزة لله جميعاً و...).
از اين منظر همان گونه كه براي آدمي مهم است كه اسمش در برخي از پروندهها باشد تا به چشم آيد، تلاش او بايد ناظر به مهمترين پروندهاي باشد كه نامش در آن قرار دارد؛ يعني پرونده و فهرست اسامي و آنگاه نامه اعمال شيعيان كه نزد امام زمان عليه السلام است.
وجود نامها در اين فهرست دو كاركرد مهم (مديريتي، عرفاني) دارد. يكي كاركرد هفتهمحور است و ديگري كاركرد سالمحور. نام و پرونده ما هفتهاي دو مرتبه در پيش روي امام مهربانيها قرار ميگيرد. بازتاب اين وضعيت ناظر به مشاهده خوبيها و اعمال نيك، شادي و سرور امام است كه دعاي خير و بركت ايشان و در نتيجه توفيق افزوني را به همراه دارد. همچنين به مشاهده لغزشها و خطاها، استغفار و آمرزشخواهي امام تطهير و پاكسازي ويژه را به ارمغان ميآورد.
در كاركرد سالمحور هم در شب قدر سالي يك بار در نهايت دلسوزي به دعاي امام و در اوج رحمت از سوي حق تعالي ـ و البته به شرط سعي و تلاش بنده ـ بهترين تقديرها ميتواند شامل حال آدمي گردد.
پس چه زيباست كه امام مهربانيها ما را ميشناسد، نام ما را ميداند و از حال ما باخبر است.
از اين منظر است كه اگر گرايش فطري ديده شدن و محبوب شدن در جامعه و در ميان انسانها را، معطوف به امام مهربانيها قرار دهيم هم از سوي خداوند و هم از سوي امام مهربانيها و هم از سوي انسانهاي شايسته ديده خواهيم شد و در اين ديدهشدنهاست كه بركتهاي مُلكي و ملكوتي بر آدمي خواهد باريد.
3/ ب) بازشناسي درخشش امام زيباييها
زيبايي برآمده از تناسب و هماهنگي است تا باعث حظ جسم و روح و آرامش انسان شود.
از اين منظر يكي از آرزوهاي تاريخي بشر جستوجوگري از زيباترين زيباييها براي زيباسازي فراگير در زندگي روزمره است، تا به در پناه كسب لذت از آن به آرامشبخشترين زندگي دست يابد. ولي مشكل بزرگ او عدم امكان برقراري زيبايي فراگير يا ناهماهنگي بين ابعاد گوناگون زيباسازي در مسائل مختلف زندگي است ويا اين كه از زيبايي به واسطه دنيازدگي و حسگرايي فقط جهت و جنبه ظاهري را ميبيند. از اينجاست كه آشفتگيها و در هم ريختگيها خود را نشان ميدهند.
از سويي ديگر، دنياي طبيعت با وجود مادي و فيزيكي بودن، وقتي ميزبان آدمي ميشود و جلوههاي شگفت خود را به او نشان ميدهد، باعث آرامش بخشي براي او ميشود. منشأ اين اتفاق، عظمت و وسعت طبيعتِ سراسر آكنده از زيباييهاست. تركيب عظمت و زيبايي باعث ايجاد احساس لذت و عجز و شگفتي است. تركيب اين احساسها ناخودآگاه باعث ارجاع فرامتني براي آدمي ميشود و بدين گونه است كه شگفتيهاي طبيعت به دنيا و نظام نشانههاي حق تعالي تبديل ميشود. از اين منظر است كه برهان نظم در قرآن مهمترين برهان خداشناسي و در مقام اثبات صفات خداوند هم قرار ميگيرد.
اين رابطه از سوي آدمي هرچه با حضوري همراه با دقت و توجه بيشتر باشد، در ضمنِ حظ و لذت بردن، او را به انديشهاي ساده و راحت واميدارد. در اين مرحله است كه پيامهاي معنايي و معنوي از سوي طبيعت و جهان هستي به او منتقل ميشود و از او درخشش و عظمت نشانهها به توحيد ناب ميرسد.
از اين جهت نظام و ساختار جهان هستي پيام مهمي دارد؛ هم از جهت تعريف زيبايي هم از جهت معرفي الگوهاي آن براي جهان انساني و زيبايي را هماهنگي فراگيري ميداند كه به معنايي فراتر از خود دلالت نمايد.
فرايند انتقال مفاهيم عرفاني از معبر نشانهها، به فهم عالم غيب مطلق اختصاص ندارد، بلكه در روند و قوسي صعودي از هر آن چيزي نشان خواهد داشت كه با غيبالغيوب متصل باشد.
اين بدين معناست كه در روندي نزولي شاهد جرياني پيوسته از زيباييها از سرمنشأ جمال و از معبر واسطه تجلي (انسان كامل و امام زيباييها) تا جهان مُلكي سراسر زيبا هستيم. بازتاب اين به هم پيوستگي در قوس صعودي نظام نشانهها را ايجاد ميكند. بدينگونه است كه زيباييهاي طيبعت در كنار آيه بودن، سراسر نشانه براي امام مهدي عليه السلام امام زيباييهاست. در مجموعه معارف مهدوي دريايي از تمثيلات و تشبيهات وجود دارد تا يكي از راههاي بازشناسي امام غائب (همانند روش آيهشناسي) استفاده از گرايش فطري زيباييشناسي و زيباييجويي انساني در قالب استفاده از تمثيلات مفهومي است. كاركرد اين روش در باورپذيري و يا تبيين دو رويكرد غيبي است كه در مسئله مهدويت وجود دارد. اين دو مورد يكي شخصيت خود امام غائب است و ديگري جامعه دوران ظهور است كه اينك پيش روي مخاطب قرار ندارد. غفلت از اين روش در معارف مهدوي باعث شده است كه ذهنيت جامعه امروزه نسبت به امام و يا جامعه ظهور چندن مثبت و روشن و با نگرش زيباگرايي نباشد و در برابر به ميزان رشد ذهنيتهاي منفي از امام زيباييها دور افتد. اين در حالي است امام مهدي عليه السلام در نقطه اوج همه زيباييهاي ظاهري و باطني است و مقصد نهايياش هم به اوج زيبايي رساندن تكتك انسانهاست.
جالب است بدانيم كه در روايات و ادعيه و زيارات مهدوي شاهد تشبيهات فراواني هستيم كه در آنها امام از منظر سه ويژگي مهم به اشيا و موجودات عالم هستي تشبيه شده است كه عبارتاند از:
ـ هر آنچه زيبايي باشد، همانند گلها و طاووس؛
ـ هر آنچه روشنايي و نور است، همانند ماه و خورشيد؛
ـ هر آنچه نشاطآفرين است، مثل همانند آب گوارا، چشمه جوشان و... .
اينك براي نمونه و از منظر ذوقي و با كمك مجموعهاي از گلها به بازخواني شخصيت امام ميپردازيم. (اين جدول براي مخاطب پيشدبستاني تا نوجوان كاربرد و جذابيت فراوان دارد.)
شخصيتشناسي امام بر اساس دستهاي از گلهاي زيبا و معطر:
گلها
كاركرد معنايي آن براي امام زيباييها
گل نرگس
بيانگر شخصيت نَسبي و مادر پاك و مطهر آن حضرت.
گل محمدي
بيانگر جدّ (پدر بزرگ) معصوم ايشان و برترين و زيباترين انسان در جهان هستي.
گل ياس
بيانگر حضرت زهرا عليها السلام آيينه تمام نماي پيامبر و اسوه و مقتداي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف .
گل مريم
بيانگر بهترين يار و ياور امام (در دوران ظهور كه حضرت عيسي بن مريم است)
گل هميشه بهار
از اين جهت كه امام وجودش و حضورش هميشه بهاري است (چراكه از يك سو هديهدهنده بهار در آينده به عالميان؛ يعني «ربيع الانام» است و از سوي ديگر در تشرفات غالباً صحنههاي حضور را بهاري و زيبا توصيف كردهاند؛ ازاينرو امام نه تنها ارمغاندهنده براي بهاري ماندگار در آينده است، بلكه هم اينك هم حتي در دوران غيبت وجودش و محضرش، هر جا كه باشد بهاري است).
گل شببو
آنها كه شبها محضرش مشرف شدهاند از عطر و روشنايي وجودش گفتهاند.
گلستان بهار
امام را در زيارتش چنين خواندهاند: السلام علي ربيع الانام و نضرة الايام.
گل آفتابگردان
اگر او مجموعه (كلكسيوني) از گلهاي زيبا و خوشبوي گلستان است. دوستدارانش همانند گل آفتابگردان بايد هميشه چشم به سوي خورشيد داشته باشند.
از اين منظر است كه هر كسي او را ديد شيفته او شد:
چه خوش صورت قرآن، ز تو دلربا شنيدن
به رخت نظاره كردن / سخن خدا شنيدن
ايدهها و نكتهها:
خاستگاه ايده
ايده و شرح آن
امام آخرين انسان كامل
ـ امام مجموعه و عصاره تمام زيباييها و رحمتها و رحمانيتهاي پيامبران و امامان گذشته؛
ـ شدت زيبايي و رحمت براي امام موعود و منجي ضروري است تا ناظر به رسالت بسيار مهم ايشان باشد كه همان ايجاد مدينه فاضله جهاني است، تا بر مبناي زيباييهاي مُلكي و رحمت ملكوتي خود آن هدف بزرگ را محقق سازد.
فراواني تشبيهات مهدوي به ويژه در ادعيه و زيارات
ـ كاركرد تربيتي تشبيهات براي ارائه تعريف و شخصيت زيبا و مهرورز از امام مهدي عليه السلام در نهاد و درون مهديباوران.
جبهه مقابل امام
ـ مجمع زشتيهاي و خشونتها و ويرانگريها تا آنجا كه سرانجام دنيا را به سوي گسترش زشتي و آلودگي و نابودي ميبرد.
تعريف آخر الزمان
ـ دورهاي ضد مهدوي و پيش از ظهور كه در آن، نهايت زشتيها و ظلمها و آشفتگيها و خشونتها و درندگيها رخ خواهد داد.
زندگي منتظرانه و جامعه منتظر و فرهنگ انتظار
ـ يعني حداكثر تلاشهاي فردي، خانوادگي و اجتماعي براي همشكلي و همانندي با امام زيباييها و مهربانيها.
جمعبندي و نتيجهگيري
به فرموده اهلبيت عليهم السلام مردم اگر محاسن كلام ايشان را دريابند جذب آن خواهند شد. ازاينرو به شيعيان توصيه شده تا هم از جهت گفتاري و هم رفتاري مايه زينت ائمه عليهم السلام (كونوا لنا زيناً و لاتكونوا علينا شيناً).
خواهينخواهي روزي باطن زشت و خشن باطل آشكار خواهد شد تا همه از آن گريزان شوند؛ اما آنچه كمي سختتر و مهم است نمايش واقعيت حق است كه بر محور زيباييجويي و مهرورزي (خالصانه نه منفعتطلبانه) است. از اين منظر است كه يكي از وظايف مهم منتظران زيباسازي فرهنگها و شعائر و جلوهها و نمودهاي مهدوي در دوران
انتظار براي جامعه جهاني است. به ويژه در جشنها و شاديها، مهديباوران بايد التفات داشته باشند كه ضمن توسعه كمي و كيفي جشنها، ساختار جشن نباشد به گونهاي باشد كه ظاهرش جذاب و باطنش آلوده باشد. همچنين در ارائه معارف نبايد به گونهاي عمل كرد كه چهره امامي كه منجي و موعود است معكوس نشان داده شود.
همچنين خوب است بدانيم به فرموده روايات، از زيباترين انسانها در تاريخ بشر انسانهايي هستند كه در سياهي آخرالزمان، بر فرهنگ انتظار استواري ورزند و چراغ زيبايي ها و مهرورزيهاي معنوي و اهلبيتي را روشن نگه دارند. همچنين گفتهاند كه در دوران ظهور از جهان غير مسلمان ناگهان خيل عظيمي از محرومان به امام جذب خواهند شد و يا اينكه اولين مومنان به ايشان در جغرافياي غير اسلامي دانشمندان هستند. پيام اين همه احاديث زيباسازي خود همانند امام زيباييها و آنگاه زيبانمائي واقعي فرهنگ انتظار است.
تاريخ انبيا در قرآن ضمن اين كه در مقام بيان خط سير درگيري حق و باطل است، بيانگر سنتها و قوانين كلي حاكم بر تاريخ از نگاه آسماني است. بر اساس اين نگاه، پيامبران آسماني در خط سير تاريخي خود، هر يك هماهنگ با پيشرفت جبهه حق و تحولات جبهه باطل شخصيت و نمود و جلوه ويژهاي دارند؛ به گونهاي كه يك پيامبر نماد حلم و صبر ميگردد و ديگري نماد علم و دانش و يكي ديگر مظهر زهد و عرفان و... و چون سرانجام خط تاريخ به پيامبر خاتم ميرسد، در ايشان تمام نمادها و نمودها جمع ميگردند. پس از ايشان در سلسله امامت و ولايت هم اگرچه در مرتبه ذات همگي واجد تمام نشانههاي نبوي هستند، دوباره به اقتضاي زمانه تجليها متغير ميگردد.
در زمانه ظهور يكي از شگفتيهايي كه انسانها در امام زمان مشاهده ميكنند اين است كه ايشان هم ميراثدار (آثار معنوي) و هم وارث (صفات و خصوصيات برجسته انساني) انبيا و اوليا هستند.
جلوهاي از اين شباهتهاي آن حضرت با پيامبران چنين است:
دوران زندگاني امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف
ويژگيها و شباهتها
نامهاي پيامبران
پيش از تولد
سالها پيش از تولد آن حضرت، خبر ولادت و ظهورش پيشگويي شده بود تا مردم منتظر و آماده ياريرساني او باشند.
همانند بشارت ميلاد چهار نفر از پيامبران اولوالعزم: ابراهيم، موسي، عيسي، پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله .
ستمگران و حاكمان چپاولگر، تلاشهاي فراواني انجام دادند كه آن مولود موعود متولد نشود.
ستمگران همانند
پادشاه بابل
پادشاه مصر
ولادت نوراني او
دوران پيش از تولد و ولادت نوراني او كاملاً پنهاني و مخفيانه انجام شد تا از گزند و آسيب دشمنان درامان ماند.
همانند نوزادي كه به رودخانه نيل سپرده شد
و نوزادي كه در غار متولد شد و مدتي در آنجا پنهان بود.
در آغاز ولادت نه تنها با پدر گرامي خود سخن گفت، بلكه به تلاوت آيات قرآني نيز پرداخت.
همانند آخرين پيامبر بني اسرائيل.
كودكي و نوجواني
امامت و سرپرستي شيعيان را در سنين كودكي، پس از شهادت زود هنگام پدر عهده دار شد.
همانند پيامبري كه در گهواره سخن گفت و فرمود: من پيامبر برگزيده خدا به سوي شما هستم.
او در همان سنين كودكي و نوجواني به پرسشهاي گوناگون پاسخ ميداد و...
همانند پيامبري كه در نوجواني در نبرد با جالوت ستمگر به پيروزي رسيد
و پيامبري كه پسرخاله مسيح بود.
جواني؛ ويژگيهاي شخصيتي و اخلاقي و جسماني
وارث دانش اولين و آخرين
همانند پيامبري كه خداوند در بهشت تمام دانشها را به او آموخت.
يگانه راه نجات و هدايت
همانند پيامبر كشتي سوار.
زيبايي و كمالات ظاهري
همانند زيباترين پيامبر
دربردارنده تمام صفات و اخلاقيات زيبا و نيكوي انساني در بالاترين حد
همانند برترين و آخرين پيامبر آسماني
دوران غيبت او
غيبت از جامعه به واسطه تهديد شدن حاكمان ستمگر و آماده نبودن مردم براي ياريرساني او و پذيرش حق
همانند پيامبري كه از مصر به مدين پناه برد.
ناشناخته ماندن در دوران غيبت و مظلوميت و غربت او
همانند پيامبري كه برادرانش پس از سالها او را در كشور مصر ديدند، ولي وي را نشناختند.
صبر و تحمل آن حضرت بر سختي و طولاني بودن دوران غيبت
همانند پيامبري كه اسوه صبر بود.
عمر طولاني و با بركت
همانند: پيامبري كه 950 سال گمراهان را ارشاد كرد.
و همانند: پيامبري كه آب حيات را نوشيده و اكنون زنده است.
غيبتهاي چندگانه و امتحان شدن مردم در دوران غيبت او
همانند پيامبري كه چند مرتبه از قومش غيبت كرد و در غيبت او، برخي از مردم گوساله پرست شدند.
ولايت باطني آن حضرت و آگاهي او به باطن و آينده هر كس و نيز فعاليتهاي پنهاني و ناشناخته اش
همانند پيامبري كه در سوره كهف داستان او آمده است.
انتظار كشيدن مردم براي ظهور او و ديدن روي نكويش و ايمان آوردن به او
همانند تنها پيامبري كه قومش از عذاب آسماني نجات يافتند
و همانند پيامبري كه بنياسرائيل سالها انتظارش را ميكشيدند.
حزن و اندوه طولاني او بر مصيبتهاي اجدادش
همانند پيامبري كه سالها از پسرش دور افتاد.
دوران ظهور و حكومت او
ظهور او در سنين جواني
همانند پيامبر شهر نينوا
فرج و رهايي پس از سالها سختي و شدت
همانند پيامبر اسوه صبر
ظهور در شهر مكه و همانندي شمار ياران اصلي او با حماسه سازان جنگ بدر و ياريرساني فرشتگان به او
همانند آخرين پيامبر اولوالعزم
تشكيل حكومت ديني بر روي زمين و در اختيار گرفتن آسمان و زمين
همانند پيامبران پدر و پسري كه به حكومت و رهبري بني اسرائيل رسيدند.
اصلاح و تجديدبناي كعبه
همانند پيامبري كه پدر دو پيامبر ديگر است.
يادآوري ميشود كه بحث شباهتها با پيامبران در مباحث موعودشناسيِ تطبيقي و تقريبي با اهل سنت و اهل كتاب كاربرد و كاركرد فراواني دارد. اين كاركرد هم از جهت تبييني و در مقام استفاده از مشتركات تاريخ انبيا براي فهم و باورپذيرسازي معارف مهدوي ميتواند باشد. هم از جهت انتقادي و تطبيقي در مقام دفع شبهات آنها باكمك بحث شباهتهاي مورد اتفاق است.
در ضمن، اين بحث از جهت فرم و قالب رسانهاي، ظرفيت بالايي براي توليد انيميشن (پويانمايي) مناسب براي گروه سنّيِ كودك و نوجوان دارد.
بحث سبك زندگي ديني از مباحث روزآمد اجتماعي است. بر هم گذاري مهدويت با زندگي روزمره انساني را ميتوان «سبك زندگي مهدوي، نسل سلمان» نامگذاري كرد. سبك زندگي مهدوي به معني مديريت زندگي روزمره با نرمافزار مفهومي مهدويت
است. در اين طرح انسان منتظر ناظر به اعتقاد به وجود انسان كامل در پس پرده غيبت، براساس انسانشناسي جغرافيايي و تاريخي به شناسايي نيازهاي ولي زمانه ميپردازد و آنگاه ميكوشد نظام زندگي خود را بر اساس تأمين بخشي از اين نيازها در اندازه ظرفيتها و استعدادهايش طراحي كند؛ چراكه نقطه اوج كمالجويي و فعليتبخشي به اين آرزوي رشد جامع در هر زماني از معبر همانندي و قرب به انسان كاملِ همان زمان محقق ميشود.
براي ديدن عكس به پي دي اف مراجعه فرماييد
از اين منظر سبك زندگي مهدوي به معني نگاه به دو جدول انسانشناسي (نگاه عرضي به خود) و نمودار مراحل رشد (نگاه طولي به سير زندگي) به طور همزمان است. آنگاه كه در اين نگاه تركيبي، توانمنديها و استعدادهاي عمومي و ويژه هر فرد شناخته شد، در چارچوب نرمافزار كلان مهدوي بايد به هماهنگسازي بين تكتك اين موارد با آن طرح كلان پرداخت.
سبك زندگي مهدوي را در يك نگاه كلي و جامع در قالب طرح زير ميتوان ارائه داد:
براي ديدن عكس به پي دي اف مراجعه كنيد
در همين جا يادآور ميشود كه مهمترين تفاوت سبك زندگي شيعي ـ مهدوي از ديگر سبكهاي زندگي، در مسئله تعليق و انتظار مستمر و پيوستگي مدام بين فرد و امام تعريف ميگردد. بدين معني كه در تمام سبكهاي ديگر سرانجام از منظر آن مكتب سرانجام در يك مرحله انسان به حد نهايي خود ميرسد و به حال خود رها ميشود. اما در تشيع به لحاظ اينكه امام انسان كاملي است كه نشان از خداوندي دارد كه نامتناهي است، كمالجويي انساني نمي تواند نقطه پاياني داشته باشد.
از منظري ديگر هم در تشيع، هدفگذاري و طراحي زندگي بايد در جهت اهداف متعالي و روزآمد و مستمر ولي زمانه باشد. از اين منظر، هميشه بايد نوعي تعليق و حالت منتظرانه در زندگي شيعه وجود داشته باشد و او هيچگاه نبايد خود را در اخر خط ببيند يا در طرحي ثابت و نهايي خود را اسير نكند. بلكه ناظر به رصدِ استغاثۀ امام و نيازهاي روزآمد جديد در جامعه، هماره در كنار امور ثابت زندگي خود نوعي حالت منتظرانه داشته و پيوسته گوش به زنگ باشد. از اين منظر، زندگي مهدوي را اين گونه ميتوان ارائه داد:
براي ديدن عكس به پي دي اف مراجعه فرماييد
سبك زندگي با اين تبيين مهمترين امتياز و بالاترين راهبرد نرم مكتب تشيع است. البته اين وضعيت رسالت كلي مكتب تشيع براي همه انسانهاست. اين در حالي است كه بر مبناي استعدادهاي منطقهاي شيعه ايراني و در چارچوب طرح نسل سلمان و بر مبناي آيه 54 سوره مائده، چشمانداز زندگي مهدوي براي شيعه ايراني را اينگونه ميتوان تصوير كرد:
براي ديدن عكس به پي دي اف مراجعه فرماييد
مباني هستيشناسانه اين طرح به شرح زير هستند:
ـ مهدويت براي زندگي و جوامع بشري طرح و برنامه دارد.
ـ در ميان جوامع بشري آنها كه استعدادهاي فرهنگي ويژهاي دارند رسالت اشان سنگينتر است.
ـ بر اساس پيشبينيهاي نبوي و اهل بيتي براي جامعه و جغرافيا و فرهنگ ايران شيعي، رسالتهاي مهدوي ويژهاي در دوران غيبت در نظر گرفته شده است.
ـ در تاريخ اسلام سلمان فارسي در مقام والاترين صحابي (برترين شاگرد غير معصوم پيامبر كه در كنار حضرت به بالاترين مرتبت كمال انساني رسيد) ميباشد.
ـ در فرهنگ اهلبيت سعي شده است شخصيت سلمان كاركردي اسطورهاي (خاطرهاي ماندگار و مشترك در ذهنيت يك جامعه) براي جامعه شيعه و خصوصاً جامعه شيعه ايراني داشته و به منزله نقشه راه از انسان كمالجو به سوي انسان كامل باشد.
ـ شيعه ايراني در آخرالزمان در نخستين گام رسالت طراحي جامعه زمينهساز را بر عهده دارد و در مرحله بعد مسئوليتش جهانيسازي پيامها و شعارهاي اهلبيتي است.
اكنون بر مبناي ارزشهاي بالا با محوريت جدولهاي سهگانه انسانشناسي «ذاتي، تاريخي، جغرافيايي» طرح نسل سلمان با هدف نظامبخشي و كاربرديسازي معارف مهدوي براي مخاطب داخلي، ارائه ميگردد. البته در اين طرح براي رعايت اختصار در جدول انسانشناسي ذاتي، صرفاً بر رويكردهاي فطري انساني تمركز ويژهاي شده است؛ چراكه اين بُعد از زندگي آدمي به مثابه نرمافزار اصلي و واقعي زندگي انساني است.
فهرست كلي و روند محتوايي طرح نسل سلمان، در روندي شش مرحلهاي چنين است:
در مقام آسيب شناسي
جدول انسانشناسي به مثابه نقشه راه
انسانشناسي فطري در مقام نرمافزار تحول
هويتسازي تاريخي ايرانيان بر بنيان اين نقشه راه
دشمنشناسي تاريخي
كاربرديسازي اين نرم افزا در قالب سبك زندگي مهدوي
بحران هويت و سرگرداني و سرگشتگي شيعه ايراني به ويژه نسل جوان آن
در جستوجوي راهي براي شروعي دو باره و يافتن الگويي ديني و ملي در مسير هويتيابي
فطرت و ابعاد 4 گانه آن نقطه بازشناسي هويت فردي با محوريت حركت سلمان فارسي با توجه به هويت فطري خود به سوي پيامبر صلي الله عليه و آله
هويت آفاقي ايرانيان بر محوريت محبت اهل بيت و برگزيدن تشيع؛ و روند شكلگيري شيعه ايراني از پيشگوييهاي نبوي تا نهايت رشد و اعتلاي آن تا عصر انقلاب اسلامي و پس از آن
ابليس و تمدن آخر الزماني ابليس بزرگترين مانع و سد راه حركت شيعه ايراني به سوي زمينهسازي و تلاش او براي محاصره و نابودي شيعه ايراني به عنوان كانون حق در....
شيعه ايراني و رسالت زمينهسازي در آخرالزمان در گستره جهاني (جهانيسازي ديني) و پيشنيازها و مراحل آن، در كنار روشهاي حفظ و تقويت آن
بر اساس اين جدول يكي از رسالتهاي مهم هر يك از شيعيان ايراني جستجو در تجربههاي تاريخي مومنانه است تا به كمك بازشناسي بهترين تجربهها به الگوسازي براي كماليابي در پناه انسان كامل برسد. در اين مسير سير و سلوك تاريخي ـ عرفاني سلمان از سلمان فارسي تا سلمان محمدي بهترين الگو براي هر سالكي و به ويژه براي شيعيان ايراني ميتواند باشد.
اين طرح در هفت بخش ارائه ميگردد:
5/ الف) شناسنامه من
(اثبات ولايت و مهدويت از منظر انسانشناسي ذاتي)
2.سرگشتگي و سرگرداني در هدف و راه و روش رسيدن به اهداف مشكل بيشتر انسانها؛
انسانها و زندگيهاي كاريكاتوري و شبيه هم معاصر؛
بحران هويت جوانان از مشكل جهاني تا مشكل جوانان و نوجوانان نسل سوم و چهارم انقلاب؛
بحران هويت و رابطه آن با غيبت و توسعه و گسترش آخرالزمان؛
معيارها و مباني انتخاب طرح درست براي زندگي؛
هر طرحي كه بر اساس شروع از خود نباشد ناقص است؛
شروع از خود بايد بر مبناي نگاه فطري ـ ديني باشد تا انسان به خودِ جامع خود برسد؛
پارادوكس پذيرش مهدويت در برابر فرار از مهدوي شدن در جامعه كنوني ايراني و دلايل آن؛
رابطه خودشناسي با انسانشناسي ديني؛
قصه آفرينش نقطه آغازين خودشناسي وحياني است؛
تركيب جسم خاكي و فطرت روحاني، شناسنامه من انساني؛
بازشناسي و تهيه فهرستي جامع از ويژگيها و نيازهاي انساني با نگاه تركيبي به جسم و فطرت؛
ابعاد و سير تكاملي بُعد جسمي انساني در يك دوره زندگي طبيعي؛
ابعاد و دامنه بُعد روحاني بشر يا همان فطرت به عنوان موتور محركه بشر؛
تمدنهاي بشري و جديد و غفلت از هويت فطري و انفسي انسان؛
نسبت استعداد و فعليت در ابعاد وجودي انسان و بازشناسي روند رشد و تكامل و چگونگي آن در يك دوره عمر انساني؛
بحث انسان كاملپژوهي با عنوان آيا انسانها همه به هنگام تولد در مرحله استعداد هستند يا اينكه انسان كاملي هم يافت ميشود؛
معني و مفهوم كمال در انسان كامل و ضرورت وجود او در عالم انساني؛
توجه جامع به نيازها و استعدادها در ابعاد فردي، راه و مبناي جستوجو از انسان كامل و سعي در همراهي و همانندي با او در مسير كماليابي؛
مهدويت به عنوان انسان كامل پيوسته و مستمر و روزآمد، يگانه راه براي كمال انسان معاصر؛
مهدويت، يگانه راه هويت و شخصيتيابي و رسيدن به طرح جامع و هماهنگ در رشد آدمي.
نتيجهگيري و جمعبندي
شروع دينپژوهي و مهدويتپژوهي با نگاه به انسانشناسي در قالب طرح (كمال انسانيجويي = ضرورت وجود انسان كامل) راهكاري براي خروج مهدويت از سطحيزدگي و پيوند آن با عمق شخصيت و جان انسانهاست؛ روشي كه يگانه راه براي رسيدن به طرح جامع انساني و دست يافتن به هويت و شخصيت رشد و كمال يافته است.
5/ ب) پازل (جورچين هستي)
(اثبات امامت و مهدويت از منظر انسانشناسي تاريخي)
انسان امروز در انتهاي ديروز و در آستانه فردا؛ ضرورت درك رابطه ديروز و فردا در طراحي نوع حركت براي امروز؛
بحران هويت تاريخي بشر آخرالزماني و شكاف نسلها و پيدايش زندگي روزمره آخرالزماني؛
غفلت از ميراث داري تاريخي حقيقي باعث واگذاري طراحي آينده خود و جامعه به دست ديگران و اسارت در دست آنها؛
فلسفه تاريخ و يا نگاه جامع به سير حركت تاريخ انساني و يافتن خود در آن، دومين اصل رسيدن به هويت جامع در مسير كمالجويي؛
فلسفه تاريخجويي راهكاري براي به روزسازي و برقراري تعريف و پيوندي درست بين نقش فردي با نقش اجتماعي؛
جايگاه زمان و مكان در شكلگيري شخصيت تاريخي انسانها؛
مهدويت تنها فلسفه تاريخ و راهكار براي يافتن نقش اجتماعي و تاريخي جامع انسانها؛
حديث نبوي (از كجا، در كجا، تا كجا) ولايههاي معنايي آن در حوزه ادوارشناسي سير حركت تاريخي انسانها؛
انواع نگاهها ديني و علمي به آغاز و انجام تاريخ بشر و بازتاب آن بر نوع نگاه انسان به زندگي امروزين او (بررسي تطبيقي نظريه تكامل با قصه آفرينش)؛
تفاوت تاريخشناسي بر اساس تاريخ تمدنهاي بشري و پادشاهان با تاريخپژوهي بر مبناي اديان و پيامبران در الگو و نوع زندگي امروز؛
بازكاوي دوباره قصه آفرينش با هدف بازشناسي: نقطه آغاز آفرينش، فلسفه آفرينش، غايت و سرانجام آفرينش از منظر ديني؛
اراده و اختيار انسانها؛ دامنه و اندازه آن، و نسبت آن با اراده حق تعالي و اراده اولياي حق و باطل در تاريخسازي؛
نقش ارادههاي فردي در جريانسازي تاريخي و تاريخسازي (در نگاهي تطبيقي و تحليلي بين دو دعاي مهدوي: ندبه و عهد)؛
سنتهاي آسماني و نقش كنترل آن در برابر ارادههاي انساني؛
ادوارشناسي تاريخي بشر و جستوجوگري براي سير تاريخي بر اساس هدايت، رسالت، ولايت؛
مهدويت و مدينه فاضله ظهور به مثابه سند چشمانداز تاريخ انساني؛
شناسايي و تحليل تقابل تاريخي حق و باطل در مسير آرمانشهر پاياني از منظر بازكاوي ظهور و سقوط اديان و فرقهها و مكاتب در جغرافياهاي ديني؛
غيبت و آخرالزمان، مرحله كنوني تاريخ بشري و انواع نگاهها و نقشها در اين مقطع تاريخي؛
بزرگان شيعه در امتداد دوران غيبت و تلاش براي يافتن و ايفاي نقش تاريخي خود؛
امام راحل و سعي براي تاريخسازي متناسب با شرايط آخرالزماني و با رويكرد آخرالزمانزدايي (رابطه انقلاب اسلامي با تاريخ و مهدويت)؛
هويت تاريخي هر انسان با نگاه به چشم انداز تاريخي ـ آسماني و حركت به سوي زمينهسازي براي ظهور تعريف ميگردد؛
آيا در صورت سستي و غفلت من از نقش تاريخيام چه سنتي از سنتهاي خداوندي فعليت مييابد و دائره اثرگذاري تلاش يا غفلت من بر تاريخ تا چه اندازه است؟
5/ ج) تشيع يگانه مذهب جامع و كامل
(تشيع به مثابه يگانه پاسخ به نيازها و پرسشهاي انساني)
انسانشناسي فطري ـ ديني و ايجاد نگاه جامع به ويژگيها و نيازهاي هويت فردي و اجتماعي و تاريخي و ضرورت پاسخدهي جامع به آنها؛
تعقل و تدبر با رويكرد نگاه جامع به نيازهاي خودمبنا و روش دينپژوهي؛
جغرافياي آشفته بازار اديان و فرقهها و مكاتب؛
دنياي پيشرفته امروز در كشاكش تعصب يا نسبيتگرايي در برابر دينپژوهي عالمانه و استدلالي؛
انتخاب دين و استمرار بر آن بايد با روشي تحقيق باشد و نه تقليدي (معيار دين حق نه تقليد است و نه كميت جمعيتي و نه وسعت تاريخي و جغرافيايي)؛
روش عقلي مقايسه تطبيقي بين اديان با انسانپژوهي جامع، بهترين راه براي بازشناسي دين حق؛
در شناخت و مطالعه فرقهها؛ پيشينهشناسي، وضعيت موجود و طرح آنها براي آينده و روشهاي تحقق آن هم بايد مطالعه گردد؛
منجيشناسي و آرمانشهر او و نسبتشناسي هر انسان با آن، از معيارهاي ديگر در بازشناسي اديان است؛
ضرورت مطالعه جغرافياي اديان فعال و پويا و زنده در دنياي كنوني و بررسي تطبيقي بين آنها بر اساس جدول نيازهاي انساني و الگوي انسان كاملشناسي؛
دين اسلام با رويكرد مكتب تشيع از منظر آمار و ارقام تا جايگاه آن در جريانسازي در تاريخ معاصر جهاني؛
بررسي تطبيقي بين تشيع و جريانهاي ديني مطرح معاصر شامل: وهابيت و القاعده در اهلسنت، صهيونيسم مسيحي، عرفانهاي نو ظهور و...؛
جريان تاريخي دين حق و سنت استبدال آسماني در ميان امتها و ملتها (بنياسرائيل، عربها، شيعه ايراني)؛
چرا من شيعه هستم:
يك ـ تشيع آيين و مذهب جامع و كامل بين بينش و ارزش و رفتار؛
دو ـ نظام اعتقادي عقلاني و هماهنگ مكتب تشيع؛
سه ـ تشيع و معرفي الگوهاي كامل انساني؛
چهار ـ تاريخ تشيع تاريخي روشن و مثبت و رو به رشد (ادوارشناسي تاريخي شيعه)؛
پنج ـ تشيع مذهب انتخابي انديشوران ديروز و امروز؛
شش ـ تشيع، مذهبي ضد خشونت و تبعيض و احترام تاريخي به اديان و ملتها و اهلبيت محور؛
هفت ـ منجيشناسي و آرمانشهر شيعه شفاف ترين و جامع ترين در ميان ديگر مكاتب؛
هشت ـ جغرافياي معاصر تشيع و بازتابهاي جهاني آن و ميزان رشد تشيع در جهان معاصر؛
نه ـ خدمات متقابل تشيع و ايران؛
ده ـ نقش و رسالت تاريخي شيعه ايراني در مسير زمينهسازي ظهور.
5/ د) مهديشناسي (شيعي)
انتخاب الگوي جامع و كامل پيش نياز به فعليت رساندن استعدادها و پاسخگويي به نيازها؛
سرگرداني و بيثباتي در الگوها يا انتخاب الگوهاي زميني، مشكل انسان آخرالزماني؛
الگوهاي تاريخي و ديروزي و قطع رابطه آسمان و زمين در زمان، مشكل اديان و فرقههاي معاصر؛
امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف شيعي يگانه راه و تنها الگو براي انسان معاصر؛
مهديشناسي و مهديباوري ناقص و سطحي منشأ شكل نگرفتن مهديزيستي و مهديياوري همه جانبه؛
ضرورت بازشناسي روشهاي علمي و مطالعاتي مهديشناسي؛
راههاي شناخت معصوم از دريچه فطرت (كمال انساني و نيازمندي به انسان كامل)؛
راههاي شناخت معصوم از روشهاي فلسفي و عرفاني؛
راههاي شناخت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف از منظر متون ديني (قرآن، احاديث، زيارات، متون تاريخي، بشارات اديان)؛
امام مهديشناسي از منظر كلامي:
يك ـ امامت يعني عصمت و طهارت و زيبايي شخصيت و ابعاد وجود انساني؛
دو ـ امامت يعني آگاهي و علم غيب و آسماني؛
سه ـ امامت يعني قدرت و اراده غيبي و واسطه فيض = نقش اراده معصوم در ميان اراده حق تعالي و اراده انسانها؛
امام مهديشناسي از منظر عرفاني؛
امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ميراثدار تاريخي انبيا و اوليا؛
تاريخنامه امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف از ميلاد تا شهادت؛
مهديشناسي و مهدي باوري درست و پيوسته از معبر ادعيه و زيارات مهدوي.
5/ ه) سلمان محمدي الگوي شيعه ايراني
الگوجويي پديدهاي فطري؛
ولايتپذيري يا ولايتگريزي، بازتاب همه جانبه بر زندگي و سرنوشت انسان؛
علل و عوامل روانشناختي، تربيتي و اجتماعي ولايتپذيري يا ولايتگريزي؛
جريانسازي فرهنگي براي توسعه ولايتپذيري در گستره يك ملت يا جغرافيا، نيازمند اسطورهسازي است؛
هويت فردي، اجتماعي، ملي، تاريخي و جغرافيايي ايران زمين تنها با تشيع و مهدويت معنا داشته و دارد؛
تلاش تاريخي سلمان فارسي براي رسيدن به اوج كمال انساني در كنار برترين معصوم، زيباترين الگو براي تشيع ايراني و مهديباوري؛
ارزشهاي پيشينه تمدن و فرهنگ ايراني در مقايسه با ديگر تمدنها و فرهنگها در آستانه اسلام (بتگريزي، عفافگرايي، عدالتخواهي)؛
استعداد انساني و جغرافيايي ايران، پشتوانه حركت تاريخي سلمان بر اساس نداي فطري؛
سلمان و تحمل دشواريهاي رسيدن به حق و حقيقت؛
معيار قرار دادن عقل و دانايي و امتحان براي شناخت حق و آنگاه ايمان و عشق خالصانه به آن؛
پس از حقشناسي سعي در بازسازي تمام ابعاد شخصيتي خود بر اساس الگو و معيارهاي ولي حق؛
تلاش براي رسيدن به والاترين مرتبه در كنار پيامبر صلي الله عليه و آله با دو بال علم و ايمان؛
در مقام يار وياور توانمند و شايسته براي دين و ولي حق و سعي در تاريخسازي و فرهنگسازي تاريخي براي حق؛
تلاش تاريخي امامان معصوم عليه السلام براي بسترسازي تدريجي تشيع در ايران به ويژه با ياري امامزادگان؛
روند بسط و گسترش تشيع در دوران امامان و شاگردان ايراني اهلبيت؛
تشيع در ايران در دوران غيبت صغري؛
روند تكامل تاريخ و ادوار سياسي و اجتماعي، و علماي بر جسته شيعه در دوران غيبت كبري؛
هجوم استعمار و تمدن و فرهنگ غرب براي نابودي يا سلطه بر شيعه ايراني، ولي ناكامي در برابر آن؛
انقلاب اسلامي نقطه اوج بالندگي و درخشش شيعه ايراني؛
ارزشهاي انقلاب اسلامي ايران در جهان اسلام و انسانهاي آزاد؛
قم و ايران و جايگاه آن در آخرالزمان و بسط فرهنگ و معارف شيعي و آمادهسازي و زمينهسازي ظهور.
5/ و) دشمن من
شناخت موانع و برنامهريزي براي آنها پيش نياز دستيابي به كمال انساني؛
شيعه ايراني و پرچمداري زمانه، رسالتي كه امتها و ملتهاي قبلي در آن به واسطه تلاشهاي دشمن ناكام ماندند؛
بازكاوي دوباره قصه آفرينش با هدف دشمنشناسي تاريخي و هميشگي انسانها؛
در تقابل ابليس و انبيا و اوليا آيا ميزان نفوذ ابليس در تاريخسازي چقدر است؟ و آيا تاريخ را اراده ولي مديريت ميكند يا ابليس و تمدنهاي باطل؛
هبوط و مهلت زميني ابليس تا بهشت موعود زميني؛
شيطانشناسي زميني و جنود و ياران زميني او؛
فلسفه تاريخ از منظر ابليس و طراحي حركت تدريجي بشر به سوي آخرالزمان و عقب انداختن يا جلوگيري از ظهور؛
ابليس و سعي در تحريف و وارونگي و گرايشهاي فطري انساني و تبديل آنها به ارزشهاي حسي و مادي؛
تحليل تقابل تاريخي ابليس و انبيا و نقش ملتها در اين زمينه؛
سنتهاي آسماني مهمترين عامل ناكامي طرحهاي ابليسي در عصر نبوت؛
دوران امامت و اوج تلاش ابليس براي به حاشيه راندن امامان از جامعه اسلامي؛
تلاش تاريخي ابليس در برابر جامعه حق، جامعه شيعي، به ويژه جامعه شيعه ايراني؛
تمدن آخرالزماني نهايت تلاش ابليس در برابر ظهور و زمينهسازي؛
بازشناسي آخرالزماني از آيينه روايات.
بازتاب آخرالزمان بر نظام انساني و نظام هستي و بحرانها و ويرانگريهاي ناشي از آن؛
آشفتگيها و خستگيهاي آخرالزماني بستر ساز حضور زمينهساز آن؛
راهكار تبليغ جهاني حق در برابر جهانيسازي باطل و ناكاميهاي آن؛
بسترهاي گفتمان حقمحور از سوي زمينهسازان در ميان متفكران و دانشمندان جهان.
نتيجه
اوج تلاش ابليس و تمدن آخرالزماني بر تحريف و تبديل فطرت و گرايشهاي فطري انسان آخرالزماني است.
شيعه ايراني با مقاومت و جهانيسازي ارزشهاي هماهنگ تشيع و فطرت انسانها ميتواند به رسالت زمينهسازي خود بپردازد.
5/ ز) زندگي مهدوي
پارادوكس مهدي باوري و مهديگريزي در حوزه زيستن ناشي از انحصار مهدويت در هدف و غايت، بدون نگاه به آن به ديد راه و وسيله است.
در زندگي مهدوي آرماني، نظامي هماهنگ و بر اساس اعتدال بين تمام ابعاد وجودي انسان بر قرار است.
غفلت و سستي از در پيش گرفتن زندگي مهدوي، ناكامي فردي و شرمندگي تاريخي و جهاني را به همراه خواهد داشت.
زندگي مهدوي يعني انتظار، يعني اوج هماهنگي با سنتهاي آسماني، فلسفه تاريخ معنوي، و اوج شكوفايي فطرت انساني است.
زندگي مهدوي، يعني بالاترين هدف، بهترين برنامه، بيشترين سعي.
زندگي مهدوي يعني تلاش براي طراحي همه مراحل زندگي بر معيار معارف مهدوي.
در زندگي مهدوي بايد فهرست تفصيلي نيازمنديهاي خود را تهيه كرد و به تعريف مطلوبهاي روزآمد بر معيار نيازهاي ولي زمان پرداخت.
در زندگي مهدوي انس با رهبران ديني و مشاوره از آنها در طراحي زندگي مهدوي ضروري است.
در حوزه فردي، هدف زندگي؛ تحصيل، ازدواج و اشتغال است كه در اهداف، معيارها، و انتخابها بايد مهدويت را ديد.
در نقشآفريني اجتماعي حركت به سوي يافتن جايگاه خواص در جامعه ضروري است تا براي جريانسازي پيوسته اجتماعي به سوي زمينهسازي تلاش و برنامهريزي شود.
در برابر جهانيسازي باطل، شيعه ايراني با جنبش نرمافزاري و تلاش براي طراحي تمدن اسلامي جهاني، بايد به زمينهسازي بپردازد.
شيعه ايراني با زمانشناسي و فرصتشناسي ميكوشد در هر جغرافيا بهترين نقش را براي زمينهسازي ايفا كند و به جاي وادادگي، جريانساز باشد.
شيعه ايراني با خودمحاسبهگري، انس مداوم با مهديباوران برجسته، به حفظ و به روزسازي پيوسته خود ميپردازد.
شيعه ايراني ميكوشد باقيات الصالحاتي از خود در مسير زمينهسازي بگذارد تا تلاش او پيوسته و مستمر باقي بماند.
نتيجه
اگر شيعه ايراني در مسير زمينهسازي به طراحي زندگي مناسب براي خود بپردازد همچون سلمان محمدي و ديگر شخصيتهاي برجسته در تاريخ ماندگار خواهد شد و بركت عملش به صورت مستمر و پيوسته تا ظهور ادامه خواهد داشت.
پيشدرآمد
در قرن بيستم ميلادي، در اوج انحطاط كشورهاي اسلامي، به واسطه تهاجم فرهنگي غرب و تبليغات آنها به جاي انديشه اسلامي، انديشه ناسيوناليستي و مليگرايي (عربي، تركي، ايراني و...) بر جهان اسلام حاكم شده بود. اما در ايران با وجود سرمايهگذاريهاي فراوانِ تمدن مهاجم غرب، به واسطه قوت و استحكام فرهنگ شيعه، سرانجام به رهبري بزرگ مردي از حوزه انديشه و مكتب ديني اسلام، خيزش مردم مسلمان آغاز شد و پس از مجاهدتهاي فراوان سرانجام اين انقلاب به پيروزي رسيد.
پيروزي مسلمانان در ايران با گرايشها و شعارهاي انقلابي، رخدادي بزرگ در جهان اسلام بود؛ زيرا در آن زمان اكثريت مسلمانان دچار ركود و رخوت شده بودند. اما تلاشهاي مشترك غربيها، ناسيوناليستهاي سكولار در كنار همراهي انديشههاي سنتي در اسلام غيرشيعي كه با هر گونه حركت انقلابي و قيام مردمي و جريانهاي ظلمستيز مخالفت ميكرد، باعث شد تا استعمارگران با گذر دادن جهان اسلام از دوران شوك و هيجانهاي اجتماعي سرانجام موفق به سركوبي و مهار مسلمانانِ هوشيار شده به واسطه انقلاب اسلامي ايران شدند.
از سوي ديگر، جريان كلي و كلان باطل در آن سالها در برابر پويايي انديشه انقلابي و حماسي تشيع و اسلام ناب، با بزرگنمايي درگيري مجاهدان افغان با شوروي سابق (به جاي تمركز بر درگيري تاريخي مسلمانان با صهيونيستها در فلسطين اشغالي) سعي در جهتدهي عطش و هيجانهاي تحريك شده مسلمان به آن سو نمود.
بازتاب نهايي اين فرايند (پس از سقوط شوروي و رها شدن اين سيل گسترده مبارزان از سوي حاميان خود) ايجاد دو جريان موازي القاعده (در جهان اسلام) و طالبان (در افغانستان همسايه شرقي ايران) بود. اين جريانها ابتدا به گونهاي غيرمستقيم از سوي ارباب قدرت آزاد گذاشته شدند تا بازتاب قدرتگيري و خشونتگرايي و ايجاد موج تروريسم اسلامي توسط آنها در جهان و به ويژه در جهان غرب به تخريب چهره اسلام و گسترش اسلام هراسي بينجامد.
بدين گونه بود كه در آغاز هزاره سوم ميلادي نزديك بود مسلمانان در ميان ناكامي همه تجربههاي اسلام غيرشيعي و فاصلهگيريهاي ايجاد شده بين آنها و اسلام اهلبيتي، دوباره باور كنند كه در كشورهاي آكنده از ستم ناچار به تحمل ظلمهاست و نه اسلام و نه هيچ انديشه ديگري ياريگر او نخواهد بود.
در اين زمان كه جهان سلطه پس از اشغال عراق و افغانستان گمان ميكرد آماده آغاز كارزار نهايي با اسلام انقلابي ـ اهلبيتي است، ناگهان ناكامي آنها در مواجهه با حزبالله و حماس، دوباره موجي از هيجان خفته را در جهان اسلام ايجاد كرد.
اين هيجان خفته (برخلاف هيجانهاي همزمان با پيروزي انقلاب كه بيشتر حزبي بود) در بطن جامعه و در ميان خيل گسترده جوانان مسلمان به تدريج ايجاد شد و هر روز به هر بهانه رو به فزوني ميرفت. اين جوانان برخلاف گروههاي ميان سال كه تحت تأثير اسلام سنتي رايج راضي به ظلم و سكوت شده بودند، تحت تأثير تحصيلات و رشد انديشهاي اجمالي كه داشتند تا حدودي از سيطره اسلام سنتي آزاد شده بودند و ديگر كاسه صبرشان هم لبريز شده بود و تجربه اسلام انقلابي (نه اسلام القاعدهاي كه با تروريسم همراه است) را ديده بودند. اين بود كه در آغاز به واسطه اختناق شديد حاكم در جوامع خود دست به دامان فضاي مبارزاتي مجازي شدند (همانند زمانهاي قبل از انقلاب كه نوار كاست يا اعلاميههاي شبانه جايگاه ويژهاي داشت) و آنگاه كه احساس قدرتگيري كردند ناگهان به خيابانها ريختند و با مقاومت در برابر هجومهاي نظامي ـ رسانهاي، سرانجام خالق نهضت بيداري در جهان اسلام شدند.
6/ الف) شناسنامه بيداري اسلامي
ابعاد و شاخصها
نمودها و رويكردها
جغرافيا
جغرافياي عرب مسلمان، مركب از كشورهاي گوناگون عقبمانده يا نفتي اگرچه با سرانه درآمد بالا، از جهت نظام سياسي، اجتماعي و فرهنگي داراي جوامعي ايستا و بيتحرك و خفقان زده بود، و نظام سياسي آنها هم سلطنتي يا دموكراسي سلطنتزا بود و از جهت شكلدهي به جامعهاي پويا و با نشاط و نظام تمدنيسازي كه در دنيا عرض اندام كند، دور بودند.
انديشه
دين حاكم در اين كشورها اسلام سنّتي و با قرائت سنّتي افراطي بود كه براساس آن، اصل امنيت در برابر اصل عدالت قرار ميگيرد و با تنزل اصل اطاعت مطلق از خليفه عادل، به لزوم اطاعت از هر حاكمي ـ اگرچه فاسق و ظالم ـ باعث ركود و رخوت مذهبي در جامعه شده بود، اما جوانان جامعه در تركيب كسب تحصيلات جديد و مشاهده اسلام انقلابي، به ساختارشكني اين انديشه پرداختند.
نيروي اجتماعي و منابع انساني
جوانان مسلمان اين جوامع كه در اوج هيجان و نشاط بودند. مشاهده عقبماندگي و ركود داخلي خود در برابر نشاط ديگر بخشهاي جغرافيايي جهان اسلام ديگر نميتوانست سكوت و سكون را تحمل كند.
واكنش نهادهاي ديني سنتي و احزاب اسلامي
نهادها و حوزههاي سنتي ديني و به ويژه سلفي تا آخرين لحاظت يا منزوي بودند يا با صدور فتواها طالب آرامش بودند و بعضاً در دقايق آخر اعلان همراهي نسبي يا اعلان تبريك داشتند و حتي پس از پيروزي هم نشاني براي خروج از فضاي بسته و سنتي خود نشان ندادند. ولي احزاب اسلامي كه ابتدا مرده بودند با آشكار شدن نشانههاي پيروزي به سرعت به ميدان آمدند و سعي در خوشهچيني كردند به ويژه پس از آن كه در رسانهها اخباري از مذاكرات آشكار و پنهان آنها با غربيها درز كرد و معلوم شد كه احتمال ميرود آنها پياده نظام ارباب سلطه در دوره جديد باشند.
ريشهها
ستم و تبعيضهاي اقتصادي و اجتماعي، عقبماندگيهاي فناورانه، ركود سياسي و اجتماعي، همراهي ارباب سلطه در اين كشورها با نظام سلطه جهاني به جاي اسلام انقلابي.
بازتابها
ـ گسترش سريع اين جريان به سراسر جهان عرب مسلمان و تبديل شدن آن به يك شيوع ثابت اجتماعي در سراسر جهان اسلام كه برگشتناپذير مينمايد.
ـ انتقال ارزشهاي فكري و شيوههاي مبارزه اجتماعي آن به سرعت به جهان غرب و تبديل آن در جهان غرب به خيزش جهاني و جنبش وال استريت (آن هم در متن آمريكا و غرب اروپا كه اوج تمدن بشري معاصر است).
6/ ب) مهدويت و بيداري اسلامي؛ فرصتها، رهيافتها، تهديدها
بيداري اسلامي در جوامع عرب مسلمان رخ داد. اسلام در اين جغرافيا مبتني بر انديشه اهلسنت و بلكه كانون اهلسنت است. در انديشه اهلسنت به واسطه تعريف خاتميت به معني انقطاع هرگونه رابطه آسماني و كفايت كتاب و رها شدن مسلمانان به حال خود باعث عرفي شدن نظام سياسي پس از خاتميت شد.
و از آنجا كه در اين مكتب خلافت و صحابه متصل به پيامبر هويت كليدي در برابر امامت شيعي دارد و اين دو هم داري فعليت سياسي ـ اجتماعي كامل بودند، نقطه اوج تاريخ در انديشه اهلسنت، زمان پيامبر و دو قرن پس از آن است. (خير القرون قرني ثم قرن الذي يليه...).
بنابراين، درست است كه در اين انديشه روايات مهدويت وجود دارد، ولي با توجه به اهميتبخشي به خلفا و صحابه از يك سو و ضرورت حفظ خلافتهاي تاريخي از سوي ديگر، به تدريج سلفيگرايي فلسفه هويتي اسلام سني شد. چكيده اين نظريه اين بود كه از منظر فلسفه تاريخي، نقطه اوج تاريخ نه در پايان تاريخ بلكه در زمان پيامبر و نه منحصر به پيامبر بلكه هم در دوران پيامبر و هم خلفاست.
در اين انديشه براي اينكه مهدويت با توجه به ظرفيتهاي قوي به نظريهاي سياسي ـ اجتماعي و حتي انديشهاي قوي و پويا در جامعه تبديل نشود و مولّد حركتهاي اعتراضي نشود، در محدوده روايات متوقف ميگردد. در انديشه كلامي يا فقهي نيز وارد نميشود و مقام مهدي و نظريه مهدويت هم به حدّ خلفاي پيامبر بلكه پايينتر از آنها تنزل مييابد. (چون از نظر اهلسنت افضل الناس پس از پيامبر خلفاي اربعه و سپس عشره مبشرهاند).
از اين منظر اگرچه روايات فراوان نبوي در مكتب اهلسنت وجود دارد، اما سلفيگرايي به معني گذشتهگرايي جانشين مهدويتگرايي (آيندهگرايي و انتظار) ميشود تا جامعه اسلامي باور كند وضع موجود كه امتداد تاريخ اسلام است، همواره بهترين وضع است و بايد به وضع موجود راضي باشد.
اما در سير تاريخ سياسي و اجتماعي جهان اسلام، نظريه سياسي اهلسنت به تدريج در قالب سه خلافت مهم و تاريخي به سوي انحطاط و عقبنشيني ميرود و از تمام شرط و شروطهاي كلامي و ديني درباره خليفه عقب مينشيند. تا آنگاه كه سقوط نهايي خلافت عثماني براي هميشه ناكاآمدي نظريه خلافت غير معصوم را نشان ميدهد.
سير و ادوار خلافتهاي تاريخي اهلسنت چنين است:
(اموي (100 سال) ، عباسي (500 سال)، فترت دوره مغول و پس از آن (200 سال با رويكرد خلافت مماليك در مصر)
پس از سقوط خلافت در جهان اسلام از جهت جريانسازي ديني و اجتماعي در اوج تفكر سلفيگرايي جريان و مكتب وهابيت ايجاد ميشود؛ فرقهاي كه ساخته و پرداخته استعمارگران است و كاركردش هم آشفتگي و تحجر بيشتر فكري و اجتماعي جهان اسلام در اين اوضاع و احوال اكثريت مسلمانان در قرن بيستم ميلادي ناسيوناليسم يا غربگرايي را تنها راه حل ميديدند.
اين وضعيت باعث نزديكي بيش از حدّ جهان اسلام به شرايط آخرالزماني شده بود تا اينكه خيزش اجتماعي جوانان مسلمان باعث پيدايش امواج بيداري اسلامي شد.
شاخصهايي در مهدويت كه ميتوان بيداري را از منظر آن مطالعه كرد:
شاخصهاي مهدوي
بازخواني بيداري
حضور جوانان
ـ بيشتر ياران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به هنگام ظهور جوانان هستند، اين بدين معني است كه خيزش جوانان مسلمان در صورت فراگيري، استمرار و تعميق باورها و انديشههاي ناب اسلامي ميتواند به سوي زمينهسازي حركت كند.
خستگي از ظلم سياسي و اجتماعي
ـ فراگيري ظلم از نشانههاي آخرالزمان است و خستگي از ظلم اگر به حركتهاي اجتماعي منجر شود كه هدفش تلاش براي ظلم ستيزي باشد، ميتواند اولين شرايط را براي گذار از دوران آخرالزماني به دوران زمينهسازي فراهم سازد.
روح آيندهگرايي در جامعه
ـ آيندهگرايي مبتني بر ارزشهاي اسلامي (و فلسفه تاريخ اسلامي) مهمترين بنمايه مهدوي است كه ميتواند جانشين تفكر وهابي ـ سلفي شود؛ اگر اين آيندهگرايي با بنمايه فلسفه تاريخ اسلامي در جهان اسلام گسترش يابد و نهادينه شود، باعث ايجاد نشاط اجتماعي عدالتخواه در جوامع اسلامي خواهد شد.
جاذبهها و اثرگذاري جهان اسلام براي جامعه جهاني
ـ كانون اوليه ظهور امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در آينده در جهان اسلام است و مقصد نهايي آن، جهانيسازي معنويت و عدالت اسلامي است، بدين جهت در آستانه ظهور فرايند صدور پيامها و ارزشها از جهان اسلام (با گرايش اسلام ناب) به جامعه جهاني خواهد بود.
6/ ج) مهمترين پيام تاريخي و جهاني مهدويت؛ عدالت
تحولات معطوف به بيداري اسلامي باعث پيدايش احزاب گوناگون و جديدي با محوريت شعار عدالت شده است؛ احزابي با نامهايي همانند عدالت و توسعه، عدالت و آزادي، عدالت و رفاه و... در اين زمانه و در اين شرايط همه حتي غرب و شرق و حتي نظامهاي سلطنتي منطقه سعي ميكنند به نظريهپردازي يا مصداقسازي براي عدالت بپردازند.
اين بدين معني است كه همه جريانهاي فعال در جبهه باطل با احساس خطر به تكاپو افتادهاند و در تلاشاند در شرايط خيزشهاي منطقهاي و جهاني با تحريف دوباره عدل و عدالت، مانع معطوف شدن انسانها به عدالت ديني ـ فطري شوند و از حركت مسلمانان و جهانيان به سوي عدالتخواهي آسماني جلوگيري نمايند. در اين شرايط تلاش براي تبليغ عدالت بر مبناي انسانشناسي جامع كه بنمايهاش معنويت و عبوديت باشد، ميتواند مهمترين پيام از سوي مكتب و فرهنگ اهلبيت عليهم السلام به جامعه اسلامي و جهاني باشد؛ به ويژه كه در اصول دين شيعه اصل عدل وجود دارد. اين بدين جهت است كه در تفكر تاريخي ـ كلامي اهلسنت با انكار عقلگرايي، منكر حسن و قبح و عدل عقلي شدهاند. ازاينرو يكي از پرسشهاي مهم و بنيادين در تحولات بيداري اسلامي اين است كه براي عدالت چگونه بايد انديشيد و چگونه بايد عمل كرد؟
به نظر ميرسد نظريهپردازي بر مبناي عدالت عقلاني و اهلبيتي ميتواند مهمترين پيام تشيع براي بيداري اسلامي و خيزش جهاني باشد.
6/ د) ايدهها و نكتهها:
خاستگاه ايده
ايده و شرح آن
پيامهاي آخر الزماني
ـ سير زوال حكومتها و دولتها و نظريهها در جبهه باطل حتي در جهان اسلام تا به آن مرحله كه مشخص شود هيچ نظريه يا ساختار زميني توان پاسخگويي به نياز بشر و ظرفيت تمدنسازي را ندارد.
ـ گسترش ظلم و خستگي از ظلم و شيوع ناآراميهاي اجتماعي به واسطه لبريز شدن صبر جامعهها از نشانههاي آخر الزمان است.
تهديدهاي پيش رو
ـ بيداري اسلامي اگر از جهت نرمافزاري با بنمايههاي فرهنگ اهلبيت عليهم السلام تغذيه نگردد، ميتواند به نوزايي جريانهاي ضد تقريبي و ضد شيعي در جهان اسلام (بالاترين مرتبه وهابيگري: نوسفيانيگري) تبديل گردد.
ـ احساس خطر جهان سلطه از توجه يافتن جوانان مسلمان به سوي ارزشهاي حماسي مكتب تشيع (در تجربه حماسهآفريني حزبالله لبنان) و تلاش براي معطوفسازي هيجانهاي جوانان مسلمان در يك مديريت پنهان به سوي شيعهستيزي مدرن.
ـ خطر ضعيف عمل كردن حوزهها و روحانيت، هم در ايفاي نقش مستقيم خود در قالب توليد پيامها و اندشهها، و هم در هدايتگري امواج عمومي جامعه و هم به عنوان مديريت نرمافزاري نهادهاي فرهنگي؛ و احتمال فرصتسوزي در اين موقعيت حساس تاريخي همانند فرصت سوزي در مقطع سقوط شوروي و تحولات بالكان، كه نه تنها باعث راه افتادن امواج فرهنگي دعوت به اسلام در آن مناطق نشد، بلكه حتي مناطق شيعهنشيني همانند جمهوري آذربايجان از جغرافياي شعيه جدا نگه داشته شد و... .
فرصتها
ـ تحولات ناشي از بيداري و فرصتسازي تاريخي و همانندي با تحولات معاصر امامت امام صادق عليه السلام كه باعث گسترش و نشر تشيع در ميان درگيريهاي جريانهاي باطل شد.
ـ تحولات ناشي از بيداري اگر از جهت گرايشهاي فطري درست رهبري شود همانند قيام مسلمانان در اواخر دوران 25 ساله خلافت در صدر اسلام است كه وقتي مردم خسته از تمام بيعدالتيها به پا خاستند، با مديريت ياران و صحابه فهميده (علوي) با طرح شعارهاي عدالتمحور در نهايت جامعه اسلامي (با اكثريت اهلسنت) مصداق عدالت را جز در اميرالمؤمنين پيدا نكرد و با آغوش باز پس از سالها طالب خلافت امام شدند.
ـ بيداري اسلامي يعني فرصتي تاريخ همانند سقوط شوروي و فراهم شدن امكان تبليغ مستقيم و غيرمستقيم وجدانهاي تشنه به سوي مكتب اهلبيت عليهم السلام (به صورت تدريجي و پلكاني).
ـ بيداري اسلامي و ضرورت مطرح شدن بنمايههاي مكتب اهلبيت عليهم السلام (به جاي تمركز بر اسم شيعه يا مهدويت شيعي) همانند عقلانيت و معنويت و عدالت و آيندهگرايي ديني در جامعه به عنوان راهبرد و قدرت نرم براي بسترسازي و توجهدهي تدريجي جغرافياي بيداري اسلامي به مكتب حق.
ـ بيداري اسلامي، فرصتي تاريخي براي فعالسازي و معطوف كردن هيجانهاي جوانان شيعه با رهبري روحانيت براي ايجاد گفتمانهاي واقعي يا مجازي بين آنها و بين جوانان متحير و علاقهمند و به پا خاسته در جهان اسلام و در گستره جهاني (طرح: هرجوان شيعه يك مبلغ دين در حد و اندازه توانمنديهاي فرمي و هنري خود).
رهيافتها
ـ ضرورت بازخواني تطبيقي بين مهدويت شيعي و مهدويت اهلسنت؛ با هدف بازسازي و احياي انديشه مهدويت اسلامي و تقويت آن به عنوان راهبردي آيندهنگر اسلام و با هدف تضعيف انديشه سلفيگري ـ وهابي در جهان اسلام.
ـ آيندهنگري اسلامي در قالب مهدويت، يگانه راهبرد اسلامي در برابر آيندهنگري و جهانيسازي سكولارها و صهيونيستها.
جمعبندي و نتيجهگيري
دوره خانهنشيني اميرالمؤمنين عليه السلام در زمان خلفا در آغاز به واسطه هجومهاي شديد آنها به اهلبيت عليهم السلام همراه با تقيه حفاظتي بود. ولي پس از مدتي اين تقيه به تقيه مداراتي تبديل شد و در اواخر اين دوران اين تقيه به تقيه نفوذي تبديل شد. (در اين زمينه نك: كتاب تقيه نوشته علي صفايي حائري)
در دوران تقيه نفوذ، اميرالمومنين عليه السلام ابتدا به نفوذ دادن ياران خود در جامعه ميپردازد به گونهاي كه محمد بن ابيبكر تربيت يافته امام ساكن مصر شد، مالك اشتر و جمع بسياري از ياران شيعي امام ساكن كوفه شدند و عدهاي هم ساكن بصره شدند.
آنگاه به واسطه حضور اجتماعي اين افراد به تدريج برخي از ارزشهاي فرهنگ اهلبيت عليهم السلام در جامعه نهادينه شد؛ مواردي همانند: فرهنگ ظلمستيزي و عدالتخواهي و همچنين تمركز بر امر به معروف و نهي از منكر به عنوان حق اعتراض اجتماعي.
اين فرهنگها آنگاه كه با ظلمهاي گسترده واليان خليفه سوم همراه شد، قيامهايي در پي داشت كه در پايان وقتي به دنبال مصداقجويي براي جايگزيني برآمد، به راحتي اكثريت جامعه اسلامي را متوجه اميرالمؤمنين عليه السلام كرد و باعث به خلافت رسيدن ايشان شد.
براساس روايات پيامبر صلي الله عليه و آله در آخرالزمان همين اتفاق دوباره تكرار خواهد شد؛ چراكه پايان تاريخ به اتفاق شيعه و سني در قالب خلافت خواهد بود، اما خلافتي كه از اهلبيت پيامبر صلي الله عليه و آله خواهد بود. مفاد اين روايات اين است كه در آخرالزمان سير جوامع اسلامي به سوي مطالبه بنمايهها، معارف و ارزشهايي خواهد بود كه تنها در اسلام اهلبيتي يافت خواهد شد.
بر اين اساس اگر تحولات جاري به گونهاي غيرمستقيم از جهت نرمافزاري، آن گونه مديريت شود كه كليد واژههايي همانند عدالت، معنويت، انسان، خلافت و حكومت، آزادي و... درست تعريف شود، برآيند نهايي آن ميتواند همانند تجربه تاريخيِ اميرالمؤمنينخواهي در جهان اسلام آن هم پس از 25 سال، به مهديخواهي اسلامي (به معني جستوجوي مهدي در فرهنگ اهلبيت) و موعودخواهي فطريِ جهاني تبديل شود.
براي ديدن عكس به پي دي اف مراجعه فرماييد
6/ ه) طرح تلويزيوني: بيداري اسلامي
نام برنامه: دهه بيداري، عصر بيداري، زمانه بيداري؛
تعداد برنامه: 10 ـ 13 قسمت در دهه فجر؛
زمان برنامه: 30 ـ 45 دقيقه؛
فرمت: تركيبي، مستند گزارشي؛ مجريمحور يا مجري و كارشناس و با صداي نريشن بر روي تصاوير مستند آرشيوي و خبري؛
مخاطب: عموم با رويكرد جوان.
تذكر: اين برنامه را ميتوان با رويكرد تخصصي و شيعي براي مخاطب جوان داخلي توليد كرد يا اينكه با رويكرد تقريبي و ارائه مفاهيم ناب اسلامي براي مخاطب جوان مسلمان در جغرافياي بيداري توليد كرد.
اهداف
بازخواني پديده بيداري بر مبناي ارزشها و آرمانهاي انقلاب؛
پيوند جويي عملي بين انقلاب و بيداري؛
ارائه راهكارهاي نظري براي آينده بيداري بر مبناي ارزشهاي انقلاب؛
تعريف نقش و جايگاه روزآمد براي مخاطبان در فرصت بيداري.
ضرورت
پس از رخ دادن بيداري اسلامي موجي از شعار زدگي در رسانهها و نهادهاي فرهنگي درباره پيوند انقلاب و بيداري زده شد، بدون اينكه براي تبيين اين ادعا دليلي ارائه گردد يا پس از اثبات اين رابطه براي حفظ و استمرار آن تلاشي شود و يا اينكه براي عموم مخاطبان به ويژه جوانان طرح و برنامه و رسالتي تعريف گردد. اكنون به نظر ميرسد با گذشت چند سال از فرصت بيداري اگر ناظر به مطالعه درست آنچه رخ داده و آنچه در حال رخ دادن است برنامهسازي مناسبي صورت نگيرد، به واسطه بياعتنايي مخاطب عام داخلي وحتي خارجي به پديده بيداري اسلامي و نيازهاي مستمر فردي آن فرصتهاي فراوان و تاريخي اين بيداري ميتواند از دست برود و حتي تهديدآفرين باشد.
بدين جهت در يك مجموعه برنامه تعريف شده سعي ميشود بر مبناي ارزشهاي انقلاب اسلامي كه مبتني بر اسلام اهلبيتي است؛ ضمن بازخواني نقاط ضعف و ركود در قرائتهاي اسلامي رايج به نسبت بين ارزشهاي اسلام نام با مطالبات جريان بيداري اسلامي پرداخته شود و از منظر نسبتجويي بين ارزشها و فرصتها نگاهي آيندهنگر به تحولات جدي انداخت. همچنين بر مبناي انديشه آيندهپژوهانه مهدويت شيعي تعريفي و رسالتي زمينهسازانه براي او در گستره جغرافياي بيداري تعريف كرد.
شرح يك قسمت برنامه
هر برنامه يك قسمت اصلي دارد كه به طرح موضوع دستهبندي شده براي آن قسمت ميپردازد. اين ارائه موضوع در قالب مستند گزارشي، گفتوگوهاي گزارشي و گفتار مجري خواهد بود. هر برنامه از مجموعهاي از ميانبرنامهها هم تشكيل شده است و محورهايي عبارتاند از:
ـ سازمانهاي فعال در موضوع بيداري؛
ـ معرفي آثار فرهنگي ـ هنري يا معرفي وبگاهها؛
ـ مصاحبه با جوانان بيداري در هر قسمت؛
ـ گزارشي از جرايد و مطبوعات و سايتهاي عربي و غربي؛
ـ گاهشمارهاي مثبت و منفي از جريانها يا شخصيتها يا كشورهاي فعال يا نوع ارائه مفاهيم.
پيوست محتوايي
به پيوست در ابتدا يك فهرست به عنوان نمونهاي از موضوعهاي پيشنهادي عام ارائه ميگردد و در مرحله دوم نمونهاي از يك پژوهش برنامهاي در اين زمينه ارائه ميشود.
نمونه موضوعات:
بيداري اسلامي تحوّلي معطوف به احياي اسلامي در نظام سياسي و اجتماعي جهان اسلامي است كه خاستگاه و پرچمدار آن جوانان مسلمان هستند.
اين احياگري در بنمايههاي فطري و انساني خود، جوياي نفي ظلم و جايگزيني آن با عدالت فراگير و آيندهنگر و تمدّنسازي بر مبناي معنويت و عدالت است.
از منظر ارائه همين بنمايههاي فطري و انساني بود كه بيداري اسلامي خيلي زود به خيزش جهاني تبديل گرديد.
اكنون پس از گذشت چندي از رويدادهاي بيداري اسلامي و خيزش جهاني، پرسشي كه در ميان انبوه پيروزيها و ناكاميها، فتنهها و درگيريها، تحولات و انتخابات مورد توجّه اذهان همه نخبگان، جوانان و تودههاي اجتماعي است اين است كه چشمانداز نرمافزاري و سختافزاري پيشروي بيداري اسلامي و خيزش جهاني چيست؟ اين نهضتها تا كجا؟ چرا؟ و چگونه بايد ادامه يابد؟ و آيا اديان آسماني همراه با خواستهها و مطالبات فطري انساني پاسخي براي اين پرسشهاي برآمده از بيداري اسلامي و خيزش جهاني دارند؟
مجموعه موضوعات زير با رويكرد نسبتسنجي «موضوع مهدويت و آيندهنگري ديني و بيداري اسلامي و خيزش جهاني؛ رويكردها، فرصتها و تهديدها و نظام سياسي مطلوب»، معرفي ميشود.
موضوعات ناظر به توصيف و فهم موضوع
بازخواني مهدويت اهلسنّت در نگاهي تاريخي و مقايسهاي بين حديث، تفسير و كلام (خاستگاه حديثي مهدويت، نوع قرائتهاي تفسيري، جايگاه نظاممند در تفكّر كلامي)؛
فهم بيداري اسلامي و خيزش جهاني در برزخ بين نفيها و اثباتها (مباني فقهي بيداري اسلامي از منظر فقه سياسي و اجتماعي اهلسنّت)؛
بيداري اسلامي و ايجاد نوزايي فكري و فقهي در جهان اسلامي و بسترسازي براي طرد انديشههاي تحجّرگرايانه.
موضوعات ناظر به فرصتشناسي:
بيداري اسلامي و فرصتسازي براي بازگشت به دين فراتر از قالبهاي سنّتي و سكولار؛
فرصت بازخواني فطري (انسانشناسي فطري و اسلامي) دين و مهدويت؛
فرصتسازي بيداري اسلامي براي ايجاد نگاههاي جديد در فقه سياسي و اجتماعي جهان اسلام مبتني بر ظلمستيزي و آيندهنگري؛
ضرورت بازخواني سلفيت به مثابه تعطيلي نظريه نجات در برابر مهدويت به مثابه نگاه ديني به آينده روشن؛
بازشناسي بنمايههاي فرهنگي و اجتماعي مهدويت بر اساس روايات اهلسنّت ناظر به امكانسنجي احياي گفتمان انتظار فراگير اسلامي؛
رهيافتهاي تقريبي در مهدويت اسلامي بين امامت شيعي و خلافت اسلامي اهلسنّت؛ بر محوريت اهلبيت عليهم السلام و سنّت پيامبر صلي الله عليه و آله ؛
جوانان و بيداري اسلامي به مثابه تشنگي جوانان براي اسلامي انقلابي و حماسي و عدالتخواه.
موضوعات ناظر به تهديدشناسي:
احتمالسنجي ائتلاف سلفيها، سكولارها و صهيونيسم بينالملل براي مصادره بيداري اسلامي و نوزايي تفرقه در جهان اسلام؛
لايههاي آشكار و پنهان سلفيگرايي حاكم بر جريانهاي اسلامي و نوزايي تحجّر مدرن در برابر بيداري اسلامي؛
گسترش تحير فكري، رفتاري و استمرار و اشتداد انحطاط جهان اسلام؛
نسبتسنجي اجتماعي بر مبناي دانش آيندهپژوهي بين آسيبهاي موجود يا احتمالي در تحوّلات جاري و بين برخي از نشانههاي پايان هشداردهنده (خط تبديلشدن سلفيگرايي وهّابي به سفيانيگري آخرالزّماني)؛
خطر غربيسازي جهان اسلام با تفسير و تطبيق عدالت در چارچوب ارزشهاي وارداتي؛
بحران تعطيلي نظريه مدينه فاضله در پايان تاريخ در تفكّر اهلسنّت و آسيبهاي احتمالي آن بر چشمانداز تحوّلات بيداري اسلامي؛
خطر منجرشدن تحوّلات جاري تحت تأثير مديريتهاي التقاطي يا سلفي به
گسترش فضاي آخرالزّمان در جوامع اسلامي (به معني وارونگي ارزشها به نام نوزايي ديني)؛
موضوعات ناظر به رهيافتها:
ضرورت نهادنِ مهدويت به مثابه آيندهنگري ديني به جاي سلفيگرايي در جهان اسلام؛
بازخواني فقه سياسي اهلسنّت بر مبناي بنمايهها و اصول مهدويت اسلامي (روايات مهدوي)؛
آيندهگرايي و پايان تاريخ و اهمّيت و جايگاه آن در تفكّر نظاممند ديني از منظر قرآن؛
تلاش براي بازخواني عدالت اسلامي با كمك آموزه عدل در روايات مهدوي؛
ضرورت احياي نظريه عدالت فطري و اسلامي و نهادن آن به جاي نظريههاي سياسي امنيت و قدرت (در فقه سياسي)؛
مهدويت به مثابه خلافتي اسلامي در پايان تاريخ بر مبناي ارزشهاي اهلبيتي؛
مهدويت اسلامي به مثابه سند چشمانداز براي طراّحي و الگوسازي سياسي و اجتماعي كشورهاي مسلمان.
مهدويت اسلامي به مثابه راهبردي براي جهانيسازي اصول و ارزشهاي اسلامي.
سخن آخر: ميان برنامههاي گرافيكي مهدوي
كليدواژه timeline را كه به معني خط زمان است در بخش تصاوير و همچنين در بخش وب در موتورهاي جستوجو در اينترنت جستوجو نماييد. اين كلمه به معني خط زمان است و به معني به تصوير كشيدن يك دوره زماني در قالب يك نوار خطي تحليلي است.
كلمه اينفوگرافي (infographics) را هم به فارسي و هم به انگليسي، هم در بخش تصاوير و هم در بخش وب جستوجو كنيد تا با روش معماري (و مهندسي تصويري و نشانهاي) اطلاعات آشنا شويد.
واژه atlas را هم جستوجو نماييد تا با گستره و كاركردها و ظرفيتهاي گرافيكي آن بيشتر آشنا گرديد.
آنگاه در مقام برنامهسازي ميتوان اين سه فرمت را در مقام ميان برنامهسازي گرافيكي كوتاه مدت در بسياري از ايدههاي اين اثر به كار برد. براي نمونه:
كاركرد تايم لاين به تصوير كشيدن تاريخ به صورت گاهشماري براي مخاطب است. از منظر مهدويت ميتوان بر اساس ساختار دعاي ندبه به روايت تاريخ از آغاز تا آينده روشن با همه فراز و نشيب هايش بر محوريت درگيري حق و باطل پرداخت. البته در زمينه فرمت گاهشماري، ايدههاي مهدوي فراواني براي توليد وجود دارد، همانند:
گاهشمار غيبت صغري؛
گاه شمار دوران نيابت هريك از نواب اربعه؛
گاهشمار رويدادهاي روزهاي آغازين امامت امام زمان عليه السلام ؛
گاهشمار زندگاني مهمترين مراجع شيعه در دوران غيبت كبري.
كاركرد اطلس هم توليد ميانبرنامههاي گرافيكي متعددي بر مبناي نقشههاي جغرافيايي و حركت در ميان موقعيتهاي گوناگون آن است. در كنار تايم لاين ميتوان با نقشههاي جغرافيايي فراوان كانونهاي تاريخي در درگيري حق و باطل و انواع جوامع حق و باطل را در دنياي كنوني به تصوير كشيد و يا گزارش هايي از اماكن مهدوي در منطقه يا فرهنگهاي انتظار در جغرافياي شيعه و... توليد نمود.
كاركرد اينفوگرافي هم ارائه اطلاعات مفهومي در ساختاري جالب و كوتاه و جذاب براي مخاطبهاي گوناگون است؛ همانند استفاده از جدول شخصيتشناسي براي امامشناسي يا منتظرشناسي از منظر ادعيه و يا مانند اينها.
با تركيب اين سه ساختار بر بنيان انبوه معارف مهدوي ميتوان انواع برنامه سازيهاي جالب و جذاب و متنوع مفهومي ـ مهدوي را توليد نمود و به غنيسازي برنامههاي مهدوي و شبكههاي گوناگون رسانهاي پرداخت.
براي نمونه، جغرافياي ايران را ميتوان در ضمن جغرافياي خاورميانه و از منظر تقابلهاي تاريخي حق و باطل در اين منطقه در ظرف زماني سهگانه (ديروز، امروز، فردا)، موضوع يك كار نمايشگاهي جالب و جذاب ـ با هدف اثرگذاري بر مخاطبي كه شيعه ايراني است ـ قرار داد.
كتابنامه
زير فصل ها
الف) كتابها
ب) نرمافزارها
ج) سايتها
الف) كتابها
قرآن كريم.
قمي، شيخ عباس، مفاتيح الجنان.
جعفريان، رسول، اطلس شيعه، تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح.
رضايي، محمد، انسانشناسي و مهدويت.
ــــــــــــــ، سلمان فارسي الگوي زندگي مهدوي، قم: مركز تخصصي مهدويت، چاپ اول: 1392.
زيبايينژاد، محمدرضا، «هويت و نقشهاي جنسيتي» (مجموعه مقالات) تهران: رياست جمهوري، مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري، 1388.
قراملكي، فرامرز، روششناسي مطالعات ديني.
كوراني، علي، معجم احاديث الامام المهدي(، قم: مؤسسة المعارف الاسلامي، 1411 ق.
مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، تهران: اسلاميه، چاپ دوم: 1363ش.
موسوي همداني، سيد محمدباقر، ترجمه الميزان، قم: دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، چاپ پنجم: 1374 ش.
مونس حسين، اطلس تاريخ اسلام، مترجم آذرتاش آذرنوش، تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح، 1375.
نوشتن براي سينما (مجموعه مقالات)، تهران: بنياد فارابي، 1383.
ب) نرمافزارها
آخرين ذخيره، گروه فرهنگي هنري بشارت.
جامع التفاسير، مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي.
دراية النور، نسخه2 1، مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي.
سيره معصومان(، مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي.
كتابخانه امام مهدي، حوزه علميه اصفهان.
نرمافزار گنجينه معارف، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما.
نور الجنان، مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي.
ج) سايتها
پايگاه تخصصي مجلات نور:
http: www.noormags.com.
پورتال جامع علوم انساني:
.http: www.ensani.ir fa mags magazines.aspx.
دائره المعارف اينترنتي ويكي پديا، به نشاني www. wikipedia.org.
سايت انسانشناسي و فرهنگ به آدرس: .http: anthropology.ir
سايت دانشكده صداو سيما ـ مركز قم.
سايت مقام معظم رهبري.
نشريه انسانپژوهي ديني در پايگاه: .http: journal.smc.ac.ir